کانون مدافعان حقوق کارگر
زمانی که مساله حقوق زن ، حقوق اجتماعی و یا دستمزد او مورد بررسی قرار می گیرد، بدون استثنا واژهی پدرسالاری، مرد سالاری و یا بسیارعینی و واقعی تر(ولی چندش آور) نرسالاری در ذهن انسان زنده میشود؛ ولی واژه تنها شکلی از یک پدیدهی پنهان ضد بشری است، با درون مایهای طبقاتی و سرشتی استثمارگر. بهره کشی انسان از انسان از دورترین هزاره ها تا به امروز، درنرم ها وقوانین مختلف ، ولی همیشه در دفاع از حقوق اقلیت حاکم، شلاقش را بر گردهی زحمتکشان زن و مرد کوبیده است. استثماری وحشیانه، بسیار وحشیانه، زیرا با نیروی کار چون یک کالا یا ابزار برخورد میکند و درعمل او را فاقد ارزش انسانی می دانند و با معیار بازار، درون مایه انسانی او را ندیده میگیرند و نیازمندیهای حیاتی برای بازتولید نیروی کارش به فراموشی سپرده میشود.
رادیو فردا – فریدون خاوند ، استاد اقتصاد در دانشگاه پاریس، در مورد افزایش نرخ بیکاری در ایران با رادیو فردا گفت و گو کرده است.
روز گذشته روزنامه «آرمان» مطلبی منتشر کرد به قلم آقای خوشچهره (که پیش از این از مدیران اقتصادی محمود احمدی نژاد بود) زیر عنوان «بیکاری معضل اصلی کشور». امروز هم در روزنامه «دنیای اقتصاد»، مطلبی منتشر شده که از اوجگیری نرخ بیکاری در ایران خبر میدهد. درباره انعکاس بیکاری در نشریات ایران ممکن است توضیح بدهید.
فریدون خاوند: دو منبعی که این رسانه های اقتصادی از آنها نام می برند یکی مرکز آمار ایران است و دیگری بانک مرکزی جمهوری اسلامی. داده های منتشر شده از سوی این دو نهاد نشان میدهند که از پاییز ۱۳۸۷ به بعد نرخ بیکاری در ایران شروع میکند به اوجگیری و تا آخر سال ۱۳۸۸ میرسد به مرز دوازده در صد و یا دقیق تر بگویم، ۱۱٫۹ در صد، که بالاترین رقم بیکاری هست در شش سال گذشته. البته منابع مستقل آماری، نرخ واقعی بیکاری کشور را بالا تر ارزیابی میکنند، ولی ما در این جا تنها می پردازیم به آمار رسمی. در واقع روندی که بر پایه آمار رسمی جمهوری اسلامی از سال ۱۳۸۴ شروع شده بود در راه کاهش نرخ بیکاری، سال گذشته متوقف شده و بازار کار ایران حرکت معکوسی را شروع کرده است در مسیر اوجگیری نرخ بیکاری.
چه عواملی باعث میشود که نرخ بیکاری در ایران افزایش یابد؟
اوجگیری تنش در بازار کار ایران کامل قابل پیش بینی بود، به این دلیل ساده که نرخ رشد اقتصادی کشور در سال ۱۳۸۷ به شکل قابل ملاحظه ای سقوط کرد. البته بانک مرکزی از انتشار این شاخص خود داری میکند، ولی با استناد به گفته های منابع کاملا موثق، از جمله معاون بانک مرکزی یا چهره های شناخته شده اقتصادی مجلس، نرخ رشد ایران در سال ۱۳۸۷ حدود نیم در صد بوده و در سال ۱۳۸۸ هم به احتمال زیاد پیرامون دو در صد نوسان کرده عمدتا به دلیل سقوط سرمایه گذاری، وخامت فضای کسب و کار، تنش های حاکم بر فضای داخلی و فضای بین المللی کشور و غیره.
به عنوان یک کارشناس اقتصادی، چشم انداز بازار کار ایران را در سال جاری و چند سال آینده چگونه ارزیابی می کنید؟
بر اساس لایحه برنامه پنجم، که البته هنوز در پیج و خم دستگاه مقننه معلق مانده، قرار است نرخ بیکاری تا پنج سال دیگر برسد به هفت در صد و برای این منظور، هر سال باید یک میلیون و صد هزار فرصت شغلی در کشور ایجاد بشود. طی ده سال گذشته، بر پایه خوشبینانه ترین ارزیابی ها، میانگین شغل های ایجاد شده در کشور هر سال ششصد هزار شغل بوده. در شرایط فعلی، با توجه به این که مدیریت اقتصادی در ایران تقریبا به حالت فلج رسیده و فضای بین المللی کشور هم، به دلیل شدت گرفتن تحریم ها، دائما بد تر میشود، امید بستن به بهبود بازار کار به خوشبینی زیاد نیاز دارد.
گزارشي از وضعيت اسفبار كارگران
کارگران وضعیت مناسب ندارند. بیشتر کارگران ایرانی از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند.کارگران را می توان به چند دسته تقسیم کرد.به طور عمومی کارگران سه دسته اند:کارگران فنی،کارگران خدماتی وکارگران فصلی. کارگران فنی به طور عمده در کارخانه ها،کارگاه ها ومراکز صنعتی و فنی تولیدی مشغول فعالیتند.کارگران خدماتی در بخش هايی مانند سیستم حمل ونقل عمومی، شهری، بین شهری و گاه بین المللی، خدمات شهری، شهرداری ها و نظایر آن حضور دارند. کارگران فصلی به طور عمده در بخش های کشاورزی، دامداری و باغبانی و ساختمانی فعالیت می کنند. در یک دسته بندی دیگر می توان کارگران را براساس درآمد به کارگران ثابت، روزمزد، قراردادی و شرکتی تقسیم بندی کرد. همچنین از نظر برنامه های حمایتی، بیمه ای و تامین اجتماعی نیز می توان کارگران را به دو بخش کارگران تحت پوشش سازمان های بیمه گر و تامین اجتماعی و کارگران آزاد تقسیم کرد. بررسی ها نشان می دهد با وجود اينکه نیروی انسانی فعال در زمینه خدمات، تولید وحمل ونقل را کارگران تشکیل می دهند اما در ایران کارگران از برنامه های حمایتی چندانی برخوردار نیستند. به گونه ای که اصولا در ایران دونوع کارگر شناخته و معرف مردم و جامعه و دولت است. یکی کارگران شاغل در بخش صنعت نفت وصنایع وابسته به آن ودیگری کارگران واحدهای تولیدی. سایر کارگران مانند کارگران روزمزد، فصلی و یانیروهای خدماتی هرگز جز کارگران به شمار نمی روند. به همین دلیل این گونه افراد از کمترین برنامه های حمایتی برخوردارند.حقوق و درآمد ثابتی وجود ندارد، هیچ سازمان بیمه گری حاضر به پذیرش مسئولیت اجتماعی این افراد نیست و دولت نیز از این افراد حمایت خاصی انجام نمی دهد. کارگران ساختمانی با وجود اهمیت زیادشان درجامعه از این دسته کارگران به شمار می روند که حتی از برنامه های روز آینده خود نیز خبر ندارند. وضعیت معیشتی بیشتر کارگران بسیار نامناسب است. حداقل های حقوق پرداختی کارمندان دولتی به بخش کارگری اختصاص دارد. برخی آمارها نشان می دهد تنها در زمینه کارگران شاغل در صنعت نفت وضعیت اندکی مناسب تر است. اما در بقیه مشاغل کارگری حتی در سطح کارگران شاغل در واحدهای تولیدی مانند ذوب آهن، نیشکر، نساجی، خودرو و کارگاه ها و معادن مهم به دلیل سیاست های غلط دولت وضعیت معیشتی و رفاهی و درامدی کارگران چندان تعریفی ندارد.
طی سال های گذشته واردات بی رویه محصولات از دیگرکشورها به ویژه از چین موجب نابودی بسیاری از صنایع وکارگاه های تولیدی بالادستی وپائین دستی کشور شده است. عدم پرداخت حقوق برخی کارگران شاغل در بخش های تولیدی طی چند سال گذشته و پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد تبدیل به رویه ای عادی شده است. به گونه ای که بیشتر کارگران از واحدهای تولیدی محل اشتغال خود برای ماه ها و گاه تا یکسال نیز هیچ پولی دریافت نکرده اند. تجمع کارگران واحدهای خدماتی و تولیدی دراعتراض به کمی درآمد ومشکلات کار و برخوردهای نامناسب دولت وصاحبان سرمایه وکارفرماها طی سال های گذشته با وجود سانسورهای گسترده رسانه ای از سوی حكومت همواره صورت گرفته است و خبر این گونه تجمعات که تقریبا به طور روزانه در یک واحد تولیدی صورت گرفته در رسانه های آزاد انتشار یافته است.
کارگران به دلیل فشارهای روزافزون دولت وبرخوردهای امنیتی از داشتن تشکل های کارگری مستقل طی این سال ها محروم بوده اند. تشکل های فعال ونیمه فعال مانند سندیکای کارگری شرکت واحد وهفت تپه نیز به طور دائم از سوی دولت ونهادهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته است. بازداشت فعالان کارگری نیز طی چند سال گذشته همواره وجود داشته است.در کنار این مواردبیکاری، اخراج و انفصال از خدمت، حقوق کم و درامدهای پائین با وجود موج فزاینده ی تورم وگرانی شرایط رابرای زندگی کارگران دردناک وگاه غیر ممکن کرده است. به نظر می رسد کارگران با وجود اينکه بخش اصلی نیروی انسانی فعال در جامعه را تشکیل می دهند اما از سوی دولت حاکم برایران به رسمیت شناخته نشده اند. البته با درنظر گرفتن وضعیت بغرنج عمومی حاکم برکشور می توان ادعا کرد که مشکلات جامعه ی ایران همه گیر است ودراین میان بخش کارگری نیز متحمل مشقات خاص خود است.
بيانيه رسمي شماره 1 شوراي برگزاري مراسم روز جهاني كارگر سال 89
(شنبه - يازده ارديبهشت- تهران ،ساعت 5 عصر ، مقابل وزارت كار )
كارگران، معلمان، دانشجويان، پرستاران، مزدبگيران !
زنان و مردان و عموم مردم آزادايخواه!
روز جهاني كارگر ( يازده ارديبهشت) ،روز اول ماه مه در امسال ،روز تلفيق خواسته ها و مطالبات دموكراتيك و آزاديخواهانه با مطالبات اقتصادي و سياسي همه ي ماست.
مسالهی دستمزد کارگران در ایران وتعیین حداقل آن هرساله مورد بحث کارگران ومحافل کارگری قرار میگیرد و مداوما چالش بزرگی در این زمینه وجود دارد . این چالش میتواند از دو جهت مورد بررسی قرار گيرد . یکی آنکه دستمزد حداقلی در ایران بسیار پائینتر از سطح جهانی است، دوم آنکه باهمین دستمزدهای پائین هم رقم بیکاری در ایران یکی از بالاترین رقمها در سطح جهانی است .
ما ابتدا به قسمت اول میپردازیم .
تجمع کارگران شرکت میلاد در دفتر مجتمع صنایع قائم رضا
تجمع کارگران شرکت میلاد در دفتر مجتمع صنایع قائم رضا
صبح روز دوشنبه ده اسفند 70 نفر از کارگران شرکت میلاد از توابع مجتمع صنایع قائم رضا به دفتر این مجتمع واقع در سه راه توحید شهر اصفهان تجمع اعتراضی بر پا کردند.
مطالبات واقعی طبقه کارگر از درون اهداف ؛ استراتژی ها ؛ ماهیت و ویژگی این طبقه حاصل می شود . این مطالبات بطور ویژه با هستی طبقه کارگر مرتبط بوده و می بایست با کسب این مطالبات نهایتا" طبقه کارگر رسالت تاریخی خود را تحقق بخشد . بطور خلاصه و فشرده اینکه مطالبات واقعی از ماهیت مادی این طبقه نشأت می گیرد و می بایست پاسخگوی رسالت وی نیز باشد ؛ مطالبات واقعی طبقه نمی تواند از منشأ ذهنی یک فرد و یا گروهی که با غور و بررسی فکری و درونی نظرات خود ؛ به الزاماتی رسیده اند ناشی شود .
بیاینه اعلام موجودیت شورای موقت کارگران ذوب آهن اصفهان
آهن اصفهان
کارخانه ذوب آهن اصفهان همواره یکی از بزرگترین مجموعه های کارگری ایران بوده و می باشد. با این همه و به رغم حرکت های کوچک و بزرگ کارگران ذوب آهن برای احقاق حقوق و بهبود شرایط کاری خود, آنان از داشتن هر گونه تشکل کارگری برای دفاع از حقوق و پیگیری مطالبات بحق خود محروم بوده اند.
اعتصابات و اعتراضات کارگری در این کارخانه از زبان یکی از کارگران آن
سلام
من در کارخانه ذوب آهن اصفهان کار می کنم این کارخانه دجار بحران مالی
شدیدی است و در آستانه ورشکستگی است هر ماه کارخانه شاهد چندین اعتصاب
کارگری در شرکت های پیمانکاری است واوضاع آن رو به وخامت بیشتر می رود.
نامه سرگشاده جمعی از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان
جمعی از وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران در نامه اي سرگشاده به آيت الله صادق لاريجاني ، نسبت به هتك حرمت كيوان مهرگان و عبد الرضا تاجيك توسط روزنامه كيهان اعتراض كردند .
پیام کارگران ایران خودرو در محکومیت بازداشت رضا رخشان
بازداشت رضا رخشان و به زندان افکندن 5 نفر از اعضای سندیکای کارگران
نیشکر هفت تپه را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه
این کارگران از زندان است
وپایان دادن به سرکوب و موج دستگیرها می باشند.
اخراج برخی از اعضای هیات مدیره سندیکای هفت تپه از کار
چهار تن از اعضای زندانی هیات مدیره سندیکای هفت تپه تحت عنوان غیبت در کار از سوی مدیریت این شرکت اخراج شدند.
خبرگزاری هرانا - حقوق کارگران: به گزارش واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز جاری سه شنبه مورخ 10 آذرماه از سوی مدیریت شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه حکم اخراج چهار تن ازاعضای هیات مدیره سندیکای کارگران این شرکت صادر شد.
فریدون نیکوفرد،قربان علیپور،محمدحیدری مهر و جلیل احمدی که درحال حاضر با توجه به احکام صادره از سوی دادگاه انقلاب دزفول در زندان این شهر برای سپری کردن محکومیت خویش بسر می برند، کارگرانی هستند که با تصمیم هیات مدیره شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه اخراج شدند. دلیل اخراج این کارگران زندانی غیبت بیش از۱۵روز ازکارعنوان شده است.
منبع خبر : خبرگزاری هرانا
نامه علی نجاتی رئیس هیات مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به کارگران
کارگران !
تا به امروز چهار نفر از اعضای هیات مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به نامهای فریدون نیکوفرد،جلیل احمدی،قربان علیپور و محمد حیدری مهر روانه ی زندان شده اند و هم اکنون در زندان دزفول محبوس میباشند.
دستگاه قضایی در چند روز اینده ، دوره ی حبس مرا نیز به من تحمیل خواهد کرد.
ما برای به دست آوردن حقوق خود و دفاع از مطالبات بر حق کارگران هفت تپه و به دست اوردن کمترین امکانات معیشت و حقوق انسانی تلاش کرده ایم.اما ما محکوم و زندانی میشویم.
ما در چند روز پیش نیز نامه ای سرگشاده به سازمان جهانی کار نوشتیم و رونوشت آن را به تمام نهاد های کارگری و حقوق بشری و رسانه ها ، ارسال کردیم.
ما میدانیم که انها از بی حقوقی که بر کارگران ایران تحمیل میشود با خبر هستتند. میدانیم که قرار نیست کسی جز خود کارگران به داد ِ خودشان برسد.اما ما اتمام حجت کردیم و از انان پرسیدیم که آیا بیخبرید ؟ آیا اقدامی خواهید کرد ؟
میدانیم که نتیجه ،اقدام موثری از سوی انان نخواهد بود.
ما میدانیم که ایجاد تشکل های مستقل کارگری حق مسلم کارگران است .
در حالی که کارفرماها آزادانه تشکل دارند ، کارگرانی که تشکل های مستقل کارگری خود را بنا میکنند محکوم و زندانی میشوند.
ما اعتقاد داریم به جز تلاش های خود کارگران و اتحاد و همبستگی میان انان ، ما کارگران موفق نخواهیم شد به خواسته ها و مطالبات خود دست یابیم.
من و دیگر همکارانم در سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ، برای مدت شش ماه در زندان محبوس خواهیم بود.
در مدت هشت ماه ای که من را از کار اخراج کرده بودند کم نبودند کارگرانی که علاوه بر حمایت های روحی خود ،در حد توانشان کمک های مادی کردند.این کمک ها اگر چه بسیار کمتر از حقوق دریافتی سابق من بود اما برای من از هزاران هزار کمک دیگر با ارزش تر بود زیرا نشان از ان داشت که کارگران به درستی میدانند که من و دیگر همکارانشان برای دفاع از حقوق انان تلاش میکرده ایم.به همین خاطر من بنا بر اعتقادم تنها کمکی که دریافت کردم کمک از کارگران بود.مبلغ ان اگرچه کمتر از حدی بود که حتی سطح زندگی سابق مرا حفظ کند اما ،بسیار با ارزش بود.
این کمک ها به جای هر نهاد و مکان و کسان دیگری مرا مدیون به همکاران کارگر من میکرد.
امیدواریم که این امر به شکل یک سنت کارگری در میان دیگر کارگران رواج پیدا کند.
تا روزی که فقط من اخراج شده بودم ، به همان کمک های دوستان ِکارگر آشنا با خود بسنده کردم.اما امروز علاوه بر من چهار کارگر دیگر نیز از دریافت حقوق خود محروم میشوند.
دوستان زیادی پرسیده اند که کارگرانی که امکان تماس چهره به چهره با خانواده های این پنج کارگر زندانی را ندارند چگونه میتوانند برای همبستگی کارگری ، کمک های مالی خود را برای رساندن به خانواده هایشان به انان برسانند.
در ساعت 11:45 امروز پیش از انکه دو نفر دیگر از دوستانم به دادگاه و زندان فرستاده شوند ،با اخرین تماس و توافقی که با انان و دیگر همکارانم انجام شد ، قرار بر این شد که شماره حسابی به نام اینجانب اعلام شود تا کمک های مالی ارسالی از سوی کارگران به آن واریز شود و از آن طریق ، مبالغ ِ کمک شده به خانواده های این پنج کارگر پرداخت شود.(که این شماره حساب متعاقبا اعلام میشود )
ما میخواهیم به جای هر کمک مالی از هر طریق ، فقط و فقط از حمایت های کارگری برخوردار شویم.
کارگران !
امروز ، روز حمایت از کارگرانی است که در هفت تپه برای احقاق مطالبات کارگری، تلاش کردند و از سوی کارگران هفت تپه به نمایندگی در یک تشکل مستقل انتخاب شدند و امروز تنها به خاطردفاع از حقوق کارگری خود به زندان محکوم شده اند.
بدون شک ،فردا و فرداهای بعد که ما در زندان نباشیم ،ما نیز در انجام این وظیفه ی کارگری سهیم خواهیم بود.
پیشاپیش از حمایت ها و تلاش های کارگران هفت تپه و دیگر کارگران تشکر میکنم و امیدوارم با اتحاد و همبستگی هر چه بیشتر در راه ایجاد تشکل های مستقل کارگری خود تلاش کنیم تا بتوانیم به حقوق و خواسته های برحق خود دست پیدا کنیم.
به امید اتحاد روزافزون کارگران
علی نجاتی
رئیس هیات مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
شنبه 16 ابان ماه 88
انجمن روزنامه نگاران نشست اعتراضی برگزار می کند
برپایه گزارش ها، این انجمن درفراخوانی، از کلیه روزنامه نگاران و اعضای انجمن درخواست کرده در اعتراض به آنچه که « محدودیت های جدید بر فعالیت های رسانه ای» عنوان شده بعد از ظهر روز پنج شنبه،
در یک گردهمایی شرکت کنند.
در این فراخوان همچنین از روزنامه نگاران خواسته شده که با شرکت در نشست عصر پنج شنبه، اعتراض خود را نسبت به «حضور ماموران امنیتی در چاپخانهها به منظور اعمال سانسور و نیز بازداشت گسترده روزنامهنگاران» نشان دهند.بدست ۱۰ تیر ۱۳۸۸
بیانیه سنديكاي كارگران كشت و صنعت نيشكر هفت تپه
سنديكاي كارگران كشت و صنعت نيشكر هفت تپه به مناسبت یکمین سالگرد تاسیس خود و همینطور محکومیت پنج تن از اعضای هیئت مدیره این تشکل، اقدام به صدور بیانیه ای کرده که نسخه ای از آن برای واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ارسال شده است، این بیانیه عیناً در پی می آید :
سنديكاي كارگران كشت و صنعت نيشكر هفت تپه يكساله شد
يكمين سال تاسيس سنديكاي كارگري شركت كشت و صنعت هفت تپه را در حالي جشن ميگيريم كه چندي پيش از سوي دادگاه تجديد نظر اهواز پنج تن از اعضاي هيات مديره اين سنديكا، اقايان فريدون نيكوفر ، جليل احمدي ، علي نجاتي و رمضان عليپور به مدت شش ماه حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزیری و آقاي محمد حيدري مهر نيز با چهار ماه حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعليق روبرو شده و تمامي نام برده شدگان به مدت پنج سال از هر گونه فعاليت صنفي محروم شدند .
از اين رو هيات مديره سنديكاي كارگران كشت و صنعت نيشكر هفت تپه بر خود دانسته تا با انتشار بيانيه اي ضمن حمايت از نام بردگان و محكوم كردن احكام صادره در خصوص اين فعالين كارگري اعلام دارد سنديكاي كارگري شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه يك تشكل كاملا صنفي بوده و بدور از هر گونه فعاليت و جهت گيري سياسي و در چهارچوب قانون، صرفا به دنبال احقاق حقوق كارگران رنج كشديه اين شركت توليدي فعاليت دارد .
كارگران اين شركت يك صدا اعلام ميدارند ما فرزندان ايران برانيم تا چرخهاي اقتصادي اين خاك پر گهر را همه با ياري هم بچرخانيم .
01/08/1388
هيات مديره سنديكاي كشت و صنعت نيشكر هفت تپه.
بازگشت به كار اعضاي سنديكاي كشت و صنعت نيشكر هفت تپه
روز گذشته اعضاي هيات مديره سنديكاي كارگري شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه با حضور در اداره كار شهرستان شوش با غير قانوني خواندن بخش نامه حراست آن شركت مبني بر جلوگيري از حضور پنج تن از اعضاي اين سنديكا و با ارايه شكايت نامه اي خواستار بازگشت به كار فوري خود شدند.
روز گذشته اعضاي هيات مديره سنديكاي كارگري شركت كشت و صنعت نيشكر هفت تپه با حضور در اداره كار شهرستان شوش با غير قانوني خواندن بخش نامه حراست آن شركت مبني بر جلوگيري از حضور پنج تن از اعضاي اين سنديكا و با ارايه شكايت نامه اي خواستار بازگشت به كار فوري خود شدند.
به گزارش هرانا به نقل از واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اداره كار اين شهرستان نيز با غير قانوني خواندن اين عمل و با پي گيري فوري و رايزني با حراست اين شركت خواستار بازگشت به كار فوري و بي قيد و شرط كارگران اخراجي شد.
روابط عمومي اين سنديكا اعلام داشت تمامي اعضاي اين سنديكا به كار خود بازگشته و تا زمان اجراي حكم صادره بر سر كار خود مشغول خواهند بود.
منبع خبر : خبرگزاری هرانا
منبع خبر : مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
اعتراض رانندگان بخش خصوصي شركت ”سفر سازان آسمان آبي ”
شركت سفر سازان آسمان آبي بخش خصوصي به رانندگان خود طي اطلاعيه اي اعلام كرده كه با توجه به تصميمات اتخاذ شده , رانندگاني كه اقساط ليزينگ معوقه خود را تا تاريخ 30مهر 88 پرداخت ننمايند, جهت قطع همكاري, اتوبوس شان متوقف مي شود و رانندگان به كميته تخلفات معرفي ميگردند! همين امر باعث اعتراض رانندگان اين شركت شده و اعلام كردند در صورت اقدام به چنين كاري دست از كار كشيده و دست به تجمع در جلو وزارت كشور مي زنيم .
گزارشي از انتخابات نمايندگان كارگري در شركت بافت آزادي
مطابق ماده 131 و تبصره 4 قانون كار كارگران فقط مي توانند يكي از سه مورد شوراي اسلامي كار، انجمن صنفي يا نماينده كارگران را داشته باشند كارگران بافت آزادي گزينه سوم را انتخاب كردند .
نامه سرگشاده 330 روزنامهنگار به دادستان جدید تهران: روزنامهنگاران زندانی را آزاد کنید
بیش از 330 تن از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی در نامهای سرگشاده به دادستان جدید تهران، خواستار آزادی سریع روزنامهنگاران زندانی شدند و تصریح کردند: متاسفانه در سالهای اخیر رویه حاكم بر دادستانی تهران توام با بیاعتمادی و عدم تعامل با اصحاب رسانه و مطبوعات بوده است.
متن کامل این نامه که به امضای بیش از 330
آیا کارگران« یقه سفید» (کارمندان) هم آماده پیوستن به« یقه آبی» ها می شوند؟
گو اینکه فرهنگیان ایران سال هاست که در حال مبارزه برای حقوق صنفی خود می باشند، اما بقیه یِ کارگران یقه سفید تحرکی اعتراضی ای از خود نشان نداده اند. اما، گویا تحمل ایشان نیز به حداکثر ظرفیّت خود رسیده و عنقریب است که همراه با معلمان و کارگران یقه آبی به خیابان ها سرازیر شوند. گزارشات پایگاه های خبری حکومتی حاکیست که رعايت نکردن عدالت در افزايش حقوق کارکنان بانکهاي دولتي، موجب بروز ناراحتي و نارضايتي ميان کارکنان بانکها شده است.
در دو ماه گذشته اعتراضات و مبارزات مردمی آنچنان ابعاد گستردهای داشت که حافظان نظم قدیم برای جلوگیری از گسترش آن دست به اعمالی زدند که آنان را به انزوای بیشتر کشیده و شکاف بیشتری دردرون نیروهای وفادارشان ایجاد کرده است.
ما تولید کنندگان و آفرینندگان ثروت های اجتماعی با کار و تلاش خود از کارخانجات بزرگ و کوچک تا تولید کنندگان خدمات و درمان در بیمارستان ها، و در مدارس و دانشگاه ها در کسوت معلم، تا تولید در بزرگ ترین مؤسسات نفت و گاز و تلفن و آب و برق، پتروشیمی و فولاد و ماشین سازی و غیره نه تنها فاقد کمترین کنترل در توزیع کالا و خدمات تولیدی، فاقد حق مشارکت در مدیریت و اداره مؤسسات می باشیم و از داشتن تشکل مستقل و شوراهای کارگری و کارمندی و خدماتی محروم هستیم ؛ بلکه فاقد تملک بر ثروت تولیدی خود بوده و از حداقل دستمزد ، حقوق و مزایا و داشتن یک معیشت مکفی و شرافتمندانه در زندگی خود محروم بوده و دستمزدهایمان زیر خط فقر مطلق قرار دارد. با سی سال کارکردن نمی توانیم سرپناه و مسکن مناسب و درخور زندگی بهره مند شده و یا هزینه های کمرشکن تحصیل در مراکز مناسب برای فرزندان خود، استفاده از درمان، تفریح و استراحت مناسب را تأمین کنیم . بدتر و سیاه تر از همه این ها، با قراردادهای موقت و کوتاه مدت و سپردن کارها به دست پیمانکاران طماع و استثمارگر، کارفرمایان رابطه خود با ما را قطع کرده و پاسخگو نیستند ؛ و همواره باید دلواپس و نگران تمدید قرادادهای موقت و با حقوق ناچیز آن باشیم و واقعا حدود اختیارات و آزادی و سطح زندگی ما در سطح بردگان ما قبل تمدن بشری قرار گرفته است. حتی می توان گفت آن حقوق را هم فاقد هستیم زیرا غذای برده تأمین بود اما در صورت عدم نیاز به کار ما، آن هم تأمین نیست . و لذا ما باید همواره با خودسانسوری و خود فروخوردن و سر بزیر بودن و هر حرف زوری را شنیدن و دم نزدن عمل کنیم ؛ تا اسیر بیکاری در خیابان ها نشویم .همه ما به خوبی این تجربه را که برای یک امتیاز اندک، که جزو حقوق طبیعی ما ست، می بایست در مقابل کارفرما و مدیر سرخم کرده و به خواهش متوسل شویم در خاطره خود داریم و در بسیاری از موارد از دادن آن دریغ می کنند و در صورت دادن آن، هزار منت گذاشته وتوقع دارند و به این توهم دچار شده اند که امتیاز نه حاصل کار خود ما بلکه مایملک پدریشان است . در حالی که حاکمیت، دولت و مدیران از صدقه سر ما مقام ها را اشغال کرده اند در جریان انقلاب سال 57 تا هنگامی که کارگران و کارمندان به جریان اعتصاب نپیوسته بودند در ساختار رژیم شاه خللی ایجاد نشده بود. و از آبان ماه به بعد و با اعتصاب سراسری کارگران و کارمندان مؤسسات کوچک و بزرگ و شرکت نفت، نیرو، تلفن، معلمان و پرستاران وحمل و نقل بود که رژیم شاه تسلیم و درهم شکسته شد . اما متأسفانه به علت عدم آگاهی طبقاتی و دنباله روی بخش هایی از ما از آخوند و تجار بازار و همدستانشان همه قدرت را به آنان واگذار کرده و به این روز سیاه در غلتیدیم ؛ تولید ارزش ها به ما تعلق دارد. اما بهره اش مال مفت خورها، استثمارگران هرزه، بهره کشان، رانت خواران، آقازاده ها، حجره دارها و لشکر ولگردهای مسلط بر ما و مدیران نالایق، بی سواد و سرکوبگر می باشد . و گاه به طمع ارزش افزوده بالای زمین در بازار دلالی و رانت خواری اقدام به تعطیل کردن کارخانجات ؛ برای تقسیم و فروش زمین ها نموده و ما را هم راهی کوچه و بازار بی کاری می کنند . کدام خانواده حقوق بگیری است که امروزه می تواند هزینه تحصیل فرزندش را در مدارس راهنمایی و دبیرستان سطح بالا، که سالانه بالاتر از پنج میلیون تومان می گیرند، و یا هزینه های اساسی درمانش را تأمین کند؟ و این به این مفهوم است که وضعیت آینده فرزندان ما بمراتب اسفبار تر از ما خواهد بود ؛ زیرا آموزش هم طبقاتی شده و فقط فرزندان آخوندها و تجار بازار ؛ و مدیران سطح بالاو به یغمابرندگان ثروت مردم توان تأمین هزینه ها را دارند . چرا باید مملکت ملک طلق عده معدودی باشد ؟ چرا 80% ثروت اجتماعی می بایست تنها در دست حدود 20% باشد و اکثریت مطلق از آن محروم باشند ؟ چرا 100% قدرت سیاسی تنها باید به دست یک جماعت حدود دویست هزار روحانی و تاجر بازار و مدیران که فرزند و یا منتسب به روحانیون هستند قرار داشته باشند و حدود 50 میلیون انسان دیگر در این مملکت از هر گونه حقوق و قدرت سیاسی محروم باشند ؟ و عاقبت مجبور به انتخاب بین بد و بدتر باشند؟ این ها با کدام قوانین طبیعی، انسانی، عدالت طلبانه و خدایی و غیره منطبق است؟ جز قانون بی پایه من درآوردی ولایت مطلفه فقیه و توجیهاتی که به کمک آن بر دست و پای همه مردم زنجیر زده اند ؟ و با کوچک ترین حق خواهی، نیروهای انتظامی را که می بایست در راستای منافع مردم و برای ارائه خدمات امنیت برای مردم باشند و با پول و ثروت همین جامعه و مردم پرورش یافته اند، در جهت منافع و امنیت سیاه خود و برعلیه مردم به کار می گیرند .
هم زنجیران !! ؛ کارگران ؛ کارمندان ؛ معلمان ؛ پرستاران ؛ زنان ؛ جوانان ؛ دانشجویان و بیکاران ؛ پس از یک اسارت و خواب سی ساله صدای شکستن زنجیرها در حضور میلیونی مردم به خوبی شنیده شد. دیگر توهم و ترس مردم یکجا فرو ریخت و حاکمیت نیز به طور عریان بار دیگر مشروعیت دروغین خود را به توفان جنبش مردم سپرد. لذا برای تحقق خواست های انسانی خود می بایست از این فرصت استفاده کنیم. حاکمیت قدرت پخش نیروهای خود را در سراسر مؤسسات تولیدی ؛ خدماتی و مراکز صنعتی و آموزشی و غیره ندارد. در هر بخشی که هستیم نمایندگان بخش خود اعم از فنی، تولیدی، خدماتی و غیره را انتخاب تا جمع آنان شورای مستقل کارکنان، کارخانه، بیمارستان، نفت گران، کارکنان وزارتخانه های نیرو، آب وبرق و تلفن، مدارس و آموزشگاه ها را تشکیل بدهند و با اتحاد نمایندگان هر صنف، شورای سراسری صنف خود و نهایتا شوراهای سراسری کارگران، کارمندان، زنان، دانشجویان و .. در سراسر کشور را تشکیل داده تا بتوانیم ثروت اجتماعی و نیز قدرت سیاسی سهم خود را در تقسیم ثروت و قدرت به دست آوریم ..
در مقطع کنونی، حکومت که در اوج بحران های اقتصادی و سیاسی و فقدان مشروعیت خود است قادر به سرکوب مستقیم در مؤسسات، کارخانجات، وزارتخانه ها، مدرسه و دانشگاه و غیره نیست. با اتلاف وقت تداوم بردگی خود را رقم نزنیم .
تشکیل شوراهای محل کار و سراسر صنف و نهایتا شوراهای متحده سراسری کارکنان و کارگران نه تنها می بایست به هدف امروزی هر کارگر و کارمند تبدیل گردد بلکه این شوراها می بایست در درجه اول منافع طبقاتی این طبقات و سهم خود در اقتصاد و سیاست مملکتی را هدف قرار دهد و خود را فقط به امتیازات جزئی در محیط کار خود سرگرم ننماید. گرفتن یک امتیاز کوچک هر چند مهم است اما اگر به منافع طبقاتی کل کارگران ؛ کارمندان و حقوق بگیران پیوند نخورد ؛ در مراحل بعدی از کف آنان ربوده می شود . خیلی ساده است. میزان حقوق، مزایا، استخدام رسمی و با ثبات، بیمه، حق مشارکت کارکنان در سی یا بیست سال قبل را با امروز مقایسه کنید؛ شرایط امروزی بسیار اسفبارتر از دهه های قبل است. زیرا کارکنان تنها به امتیاز جزئی دلخوش کردند و در یک شوک قیمتی و تورم و یا با تغییر قوانین و مقرارات در یک نشست و برخاست هیأت وزیران و مجلس و مدیران تمامی دستاوردها یکباره برباد رفت. و این تنها به این علت است که کارگران و حقوق بگیران نتوانستند خواست های مقطعی خود را با منافع طبقاتی دراز مدت خود پیوند بزنند .
پس تا فرصت هست و حاکمیت با غرق شدن در بحران های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی نتوانسته ابتکار عمل را به دست گیرد به بر پایی شوراهای خود اقدام کنیم. و این امر به سادگی امکانپذیر است. در یک کارخانه و یا مؤسسه از بخش های مختلف نمایندگان معرفی و جمع نمایندگان شورای کارخانه و یا آن مؤسسه را تشکیل می دهند. در جریان کار به اصلاح و بهبود راهکارها و برنامه ها می توان اقدام نمود و نیاز نیست در لحظه اول همه چیز درست و روبه راه باشد. مهم تشکیل شورای نمایندگان مستقل است و نمایندگان با هم صنفان و هم رشته ها در دیگر کارخانجات مثلا" کارخانجات فولاد یا لوله سازی و یا ماشین سازی و غیرو مرتبط و از طرف دیگر برای شوراهای منطقه ای در شهرک صنعتی و شهر و استان و نهایتا شوراهای سراسری کارگران ؛ کارکنان و معلمان و پرستاران تشکیل شوند. همان طور که روحانیت ائمه جمعه و جماعت و یا مدیران و فرمانداران و استانداران تشکیلات منطقه ای و سراسری دارند ما هم می بایست داشته باشیم . تنها پس از تشکیل سازمان های مستقل و سراسری است که کارگران، کارمندان، معلمین و پرستاران و دانشجویان و...... می توانند به طور سازمان یافته به طرح مطالبات بحق خود در عرصه اقتصاد، مدیریت، مشارکت و سیاست بپردازند و در صورت عدم پذیرش آن از طرف حاکمیت اعتصاب سراسری وزن، جایگاه و استیصال حاکمان را نشان داده و آن ها را سر جایشان خواهد نشاند و یک زندگی انسانی، شرافتمندانه و بهره مندی هر کس به اندازه کار وتلاشش و سهم در مدیریت و مشارکت و سهم در قدرت سیاسی را محقق خواهد ساخت . و آنگاه است که انسان های آزاد، مختار، مصمم، خلاق و میهنی در صلح و آزادی و مشارکت همگانی تحقق خواهد یافت.
با بر پایی شوارهای مستقل خود در محیط کار و تشکیلات سراسری کارکنان سهم خود از ثروت اجتماعی، اداره ومشارکت و قدرت سیاسی را به دست آوریم.
جمعی از فعالین کارگری و اجتماعی
8 تیر 88
فرستنده :nedaanews.com
ولد روزنامههای اینترنتی برای مقابله با محدودیت رسانهای ایران
سازمانهای بینالمللی میگویند روزنامههای منتقد و مستقل در ایران پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خردادماه، روزهای دشواری را سپری کرده یا میکنند.
تعطیلی برخی از روزنامههای اصلاحطلب مانند «یاس نو»، اعمال سانسور شدید بر روزنامههای منتقد دولت نهم و بازداشت بیش از ۳۰ روزنامهنگار از جمله عواملی است که این روزهای دشوار را پدید آوردهاند.
حسین باستانی، روزنامهنگار در پاریس، در این مورد به «رادیوفردا» گفت: «روزنامهنگاری در نشریات کاغذی تقریبا غیرممکن شده است.»
وی افزود: «قبل از انتخابات فشارها و توقیفهایی وجود داشت. ولی امروز با پدیده دیگری مواجه شدهایم که به صراحت برای روزنامهها قبل از شروع مراحل چاپ تعیین تکلیف میکنند. برای مثال، نماینده دادستانی در چاپخانهها مستقر است و قبل از چاپ هشدار میدهد که این مطلب را بردارید یا این مطلب قابل چاپ نیست و این که کدام مطلب باید به چه شیوهای تغییر کند.»
آقای باستانی این موضوع را غیرممکن میداند و میگوید: «کار به جایی کشیده است که این روزها به کرات شاهد بودهایم که قسمتهایی از صفحات روزنامهها سفید چاپ شده و معلوم است که این موضوع ناشی از سانسورهای لحظههای آخر بوده است.»
این روزنامهنگار اضافه کرد: «این موضوع را به دستگیری تعداد بسیار زیادی از روزنامهنگاران در روزهای بعد از انتخابات اضافه کنید که به سرعت، ایران را به راس کشورهایی برد که دارای زندانی مطبوعاتی هستند.»
اشاره حسین باستانی به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز است که اعلام کرده است جمهوری اسلامی ایران در کنار کشور چین بزرگترین زندان روزنامهنگاران در جهان به شمار میرود.
این سازمان همچنین گفته است که شماری از روزنامهنگاران همچون علی مزروعی، رئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، از دست ماموران امنیتی گریخته و مخفی شدهاند.
در این شرایط، وضعیت روزنامهنگارانی که هنوز مشغول به کار هستند چگونه خواهد بود؟
حسین باستانی در پاسخ گفت: «طبیعتا در چنین فضایی هیچ امیدی برای فعالیت در نشریات کلاسیک وجود ندارد. اگر تمام فشارهایی که در گذشته وجود داشته است را نادیده بگیریم، فشارهای جدیدی که امروز ایجاد شده و به فشارهای گذشته افزوده شده روزنامهنگاری مستقل را تقریبا غیرممکن کرده است. تا این حد که اگر شما مثلا به روزنامه اعتماد ملی نگاه کنید، با وجود این که قطعا آنان نسبت به فضای انتخابات و نتایج اعلام شده بسیار معترض هستند، اما میبینید که کاملا خنثی عمل میکنند. این امر هم طبیعی است، زیرا سردبیرش دستگیر شده است و قبل از چاپ آن را در چاپخانه سانسور میکنند.»
او افزود: «مجموعه این شرایط، اصولا پرداختن به کار روزنامهنگاری کلاسیک را با دشواری همراه کرده است.»
در چنین شرایطی است که روزنامههای اینترنتی شروع به فعالیت کردهاند، روزنامههایی با عناوین «سبز»، «کلام سبز» و «خیابان» که با مطالب گوناگونی انتشار مییابند. در این ارتباط، جملهای از آیتالله منتظری با عنوان «در برابر مردم احساس شرم میکنم» از سوی مسئولان کلام سبز برای تیتر یک شماره چهارم این روزنامه اینترنتی انتخاب شده است.
مسئولان روزنامه اینترنتی خیابان هم تیتری تحت عنوان «بهارستان باز هم به خون گلگون شد» را برای شماره دهم خود برگزیدهاند.
همچنین مسئولان روزنامه سبز تیتر «جنبش زنده است» را به عنوان تیتر اصلی نشریه خود انتخاب کردهاند که مربوط به تحلیلی از اوضاع جاری در ایران است.
هوشنگ اسدی، روزنامهنگار و از مسئولان روزنامه سبز در مورد هدف انتشار این نشریه اینترنتی به «رادیوفردا» گفت: «پس از ماجراهای اخیر ایران که ما از آن به عنوان کودتای ۲۲ خرداد نام میبریم کودتاگران شروع به محدود کردن رسانههای جمعی کردهاند. ما هم که گروه روزنامهنگار حرفهای هستیم پس از توجه به این موضوع که جوانان ایرانی به عنوان ایفاکنندگان نقش اصلی در مبارزه به اینترنت روی آوردهاند و یک یا یکی از اهداف ما، کمک به آنان از طریق جمعآوری اخبار و گزارشها برای آنان بود.»
وی هدف دیگر راهاندازی روزنامه اینترنتی سبز را مقابله با انتشار اخبار و گزارشهای نادرست و جعلی در مورد میرحسین موسوی و جنبش اعتراضی کنونی از سوی جریان حاکم عنوان کرد و افزود: «مطالبی که در روزنامه سبز منتشر میشوند، اخبار موثقی هستند که پس از بررسی چاپ میشوند.»
آقای باستانی در مورد روزنامههای اینترنتی که، به گفته او، تنها آلترناتیو برای اطلاعرسانی در شرایط امروز ایران هستند اشاره کرد: «این روزنامههای اینترنتی، به گمان من، تنها طلیعه این راهند. من کاملا میتوانم پیشبینی کنم که بهزودی، شاهد به راه افتادن موج جدیدی از پروژههای رسانههای اینترنتی در ارتباط با ایران خواهیم بود؛ پروژههایی که شاید در حالت عادی و در گذشته، توجیهشان برای بسیاری از حامیان مالی میتوانست مشکل باشد، زیرا باید برای آنان ضرورت انتشار این رسانهها اثبات میشد.»
این روزنامهنگار اضافه کرد: «اما الان اثبات ضرورت وجود این رسانهها آسان است، زیرا فضای اطلاعرسانی در ایران محدود شده و مشخص است که اینترنت اکنون به خط مقدم مبارزه برای در هم شکستن سانسور در ایران تبدیل شده است. در نتیجه، این نشریات نمونههایی هستند که موارد مشابه آن را نه لزوما در این فرمتهای امروزی، بلکه در فرمتهای مختلف در آینده به طور گستردهای خواهیم داشت.»
اما آیا انتشار چنین روزنامههایی با اقبال مردم ایران مواجه شده است؟
آقای اسدی در پاسخ به این پرسش از استقبال گسترده مردم سخن گفت و افزود: «مخصوصا استقبال نخبگان و روزنامهنگاران زیاد و مثبت بوده است.»
در این میان، موضوعی که در این روزنامههای اینترنتی جلب توجه میکند، انتشار خبر، یادداشت، تحلیل، عکس، گزارش و حتی شعر در کنار اعلامیه سازمانها و شخصیتهایی است که امکان چاپ این اعلامیهها در روزنامهها و نشریات کاغذی و حتی بسیاری از خبرگزاریها و سایتها را ندارند.
در همین زمینه، میتوان به انتشار گزارشها و یادداشتهایی در روزنامه اینترنتی خیابان تحت عناوین «همبستگی محلی در مقابل گاردهای کودتا» و «همه جا میدان نبرد است» اشاره کرد.
بهروز کارونی - رادیو فردا :بدست admin • ۱۰ تیر ۱۳۸۸ • دسته: اهم اخبار٬ حقوق بشر در ایران
به کارگران،تشکل ها و فعالین کارگری و همه انسانهای آزادی خواه و عدالت طلب ایران و جهان
دوستان و هم سرنوشتان گرامی
جنبش کارگری ایران شرایط بسیار حساسی را سپری می کند . فعالین این جنبش سالهاست که به اشکال مختلف و در ابعادی گسترده ، بر حقوق حقه خویش در عرصه های مختلف پای می فشارند و برای دستیابی به خواستها و مطالبات بر حق خود از جمله حق ایجاد تشکل های مستقل و توده ای کارگران ،تلاش و مبارزه می کنند.
در راستای تاکید و پافشاری بر روی همین حقوق و برجسته نمودن خواست ها و مطالبات سراسری و طبقاتی کارگران بود که تشکل های مستقلی از کارگران و فعالین کارگری در این حرکت قابل توجه و نوین ، با اتحاد عمل حول برگزاری مراسم اول ماه مه،روز جهانی کارگرو تنظیم قطعنامه ای سراسری ،اقدام به سازمان دهی مراسم و برگزاری آن به شکل علنی ، در پارک لاله تهران نمودند.
با اعلام برگزاری علنی مراسم اول ماه مه ،بیش از هزار نفر از کارگران و فعالین کارگری در شرایطی که محل برگزاری مراسم (میدان آب نمای پارک لاله تهران )توسط دهها تن از مامورین انتظامی و لباس شخصی محاصره شده بود،در آان محل حاضر شدند و آماده برگزاری مراسم بودند که با یورش وحشیانه عوامل و نیروهای امنیتی و انتظامی مستقر در محل مواجه گشته و حدود یک صد و پنجاه نفر از آنان دستگیر شدند و به زندان اوین منتقل گردیدند .
کارگران و مردم عدالت طلب و شریف
هم اکنون نزدیک به دو ماه از جریان واقعه می گذرد و به جز یک نفر تمامی دستگیر شدگان مراسم روز کارگر در پارک لاله تهران آزاد شده اند . بدون تردید اوضاع عمومی جامعه و تلاشها و پیگیری های خانواده های عزیزان دستگیر شده در اول ماه مه و تجمع همه روزه آنان در مقابل زندان و دادگاه و همچنین تحرکات و اعتراضات مستمر و گسترده کارگران و تشکل های کارگری ،احزاب و سازمان های همسو با منافع کارگران و شخصیت های انقلابی و عدالت طلب در ایران و سراسر جهان از جمله تجمع کارگران و تشکل های کارگری در مقابل سفارت خانه های جمهوری اسلامی در بیش از بیست کشور جهان در روز 26ژوئن ،برابر با 5 تیر ماه 1388 و اعتصاب غذای تنی چند از دوستان و فعالین کارگری در فرانسه و... در اعمال فشار به عوامل سرمایه و آزادی عزیزان در بند و تقیلل اقدامات سرکوب گرانه علیه کارگران زندانی ،بی تاثیر نبوده و نخواهد بود .
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ،بر همه آن تلاشها ارج می گذارد و مراتب تقدیر و تشکر خود را نثار تمامی کارگران ،تشکل های کارگری و همه انسانهای شریف و عدالت طلبی خواهد کرد که در راستای پا فشاری بر همبستگی بین المللی کارگران به سهم خود و به هر مقدار که توان دارند ، بر صاحبان و حامیان سرمایه فشار وارد می کنند و ضمن تاکید بر یگانگی و اتحاد طبقاتی کارگران ،موانعی در سر راه یکه تازی و قدر قدرتی سرمایه داران و عوامل آنان ،برای سرکوب مبارزات کارگران و دستگیری و زندان آنان ایجاد می نمایند . دستتان را به گرمی می فشاریم و برایتان در مبارزه برای اهداف و خواست های کارگران در همه عرصه ها آرزوی موفقیت وشاد کامی داریم .
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
۵/۴/۱۳۸۸
www.komitteyehamahangi.com
www.komitteyehamahangi.blogfa.com
خطاب به همه ی سازمانها وفعالان کارگری جهان و تمامی انسان های آگاه
ادامه بازداشت تعدادی از کارگران ایران به خاطر شرکت درمراسم اول ماه مه
چهار تن از زنان بازداشت شده روز جهانی کارگر، با سپردن قرار کفالت از زندان اوین آزاد شدند. با این وجود سایر زنان همچنان در بند 240 نگهداری می شوند. این در حالی است که روز گذشته به خانواده ها اعلام شده بود که برای کلیه زنان بازداشتی، قرار کفالت صادر شده است.فاطمه اقدامی و شریفه شاه نظری از جمله زنانی هستند که پس از حدود 15 روز از زندان آزاد شده اند.
خانواده های بازداشت شدگان، امروز با مراجعه به دادگاه انقلاب، قصد معرفی کفیل و آزادی آنها را داشتند که مسئولان دادگاه اعلام کردند، تنها برای 4 تن از زنان قرار صادر شده است.
همچنین از وضعیت مردان بازداشت شده نیز کماکان اطلاعی در دست نیست. در این میان، برخی از بازداشت شدگان با گذشت حدود دو هفته هنوز هیچ گونه تماسی را با منزل برقرار نکرده اند.
محمد لطفی از جمله کسانی است، که پس از بازداشت در پارک لاله، تاکنون امکان تماس با خانواده خود را بدست نیاورده است.
گفتنی است در میان بازداشت شدگان، شماری از اعضای "کمپین یک میلیون امضا"، فعالان جنبش " لغو کار کودک" و فعالان کارگری حضور دارند.23 اردیبهشت 1388 شماره 686-2009
13.05.2009
کارگران، تشکل ها و نهادهای کارگری ایران و جهان!
در روز جهانی کارگر هنگامی که کارگران و خانواده های آنان که بنابر فراخوان کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه(مشتمل بر تشکل های مستقل کارگری ایران) که برای اعلام مطالبات خود و گرامی داشت این روز درپارک لاله تهران گرد هم آمده اند، به همراه تعداد دیگری از مردم حاضر درپارک مورد یورش نیروهای امنیتی-پلیسی و ماموران لباس شخصی قرار گرفتند.این نیروها با انواع ابزار و روش های سرکوب، تعداد زیادی را شدیدا مجروح و بیش از صد و پنجاه نفر را در حالی که مورد ضرب و شتم واقع شده بودند، دستگیر و روانه زندان کردند.از این تعداد هنوز حدود یکصد تن درزندان به سر می برند. این افراد هیچ جرمی مرتکب نشده بودند که این چنین غیر انسانی سرکوب و به بند کشیده شده اند. آنها فقط به خاطر این که همزمان با میلیاردها کارگر دیگر در سراسر دنیا و به دلیل طرح مطالبات میلیون ها انسان در ایران که هر روزه تحقیر می شوند، به دلیل برپاکردن تشکل های مستقل سرکوب می شوند وماه های متمادی حقوقی دریافت نمی کنند، تنها به دلیل این که صدای اعتراض برآورده اند، امروز در بدترین شرایط در زندان هستند. هر روز خانواده هایشان که برای آزادی آن ها در مقابل دادگاه ها و مراجع دیگرقضایی مراجعه می کنند اما با برخوردهای نامناسب و پاسخ های ضد و نقیض مواجه می شوند. ما میلیون ها کارگر و زحمتکش و مساوات طلب نسبت به عزیزان دربند و خانواده هایشان مسئول هستیم و نباید آن ها را تنها بگذاریم. باید فورا متحدانه دست به کار مبارزه ای وسیع تا آزادی همه دستگیر شدگان شویم.
ما ضمن اعلام این کمپین از تمامی تشکل ها و نهادهای کارگری و حقوق بشر داخلی و بین المللی می خواهیم که با تمامی توان خود و به فراخور امکانات خود و از هر طریق ممکن، ضمن محکوم کردن دستگیری این عزیزان و درخواست برای آزادی بی قید و شرط آنان به حمایت های گوناگون و متناسب با توان خود از این عزیزان و خانواده های آنان و اصرار بر مطالبات اعلام شده در قطعنامه اول ماه مه این کارگران بپردازند.
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران جهان
اعلام حمایت ها، بیانیه ها و گزارش اقدامات انجام شده خود را به این نشانی بفرستید: campain1may@gmail.com
نوزده اردیبهشت 88
کمیته ی برگزاری مراسم روز جهانی کارگر
سندیکای كارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
سندیکای كارگران نیشکر هفت تپه
اتحادیه آزاد کارگران ایران
هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری شامل:
- کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
- جمعی از فعالین کارگری
- شورای زنان
کانون مدافعان حقوق کارگر
13.05.2009
حلقه های پیوند بحران و سركوب
دستگیری محسن حكیمی و ابراهیم مددی، دو تن از فعالان شناخته شده جنبش كارگری، پرسش ها و نگرانی های زیادی را در میان كوشندگان آگاه این جنبش و سایر جنبش های اجتماعی دامن زده است. از خود می پرسیم كه آیا این دستگیری ها سرآغاز دور جدیدی از سركوب مبارزان است؟ آیا اتفاقات جدیدی در شرف وقوع است كه حكومت سرمایه داری پیشاپیش عكس العمل نشان می دهد؟ آیا یك بگیر و ببند "معمولی" است كه طی سال های اخیر بارها شاهدش بوده ایم؟
به نظر ما این اقدام سركوبگرانه، نگاهی جدی و برخوردی جدی را از جانب همه ما می طلبد. عاجلترین كاری كه باید انجام شود: افشاء و محكوم كردن هر چه وسیعتر این دستگیری ها در میان كارگران و به طور كلی در سطح جامعه است. تلاش برای سازماندهی اعتراض های مشخص حول خواست آزادی بدون قید و شرط و فوری حكیمی و مددی، و نیز همه مبارزان زندانی (اعم از فعالان جنبش كارگری و جنبش های اجتماعی) است.
همانطور كه بارها گفته ایم، ما باید برای تبدیل این خواسته به دغدغه كارگران معترض و حق طلب كه درگیر مبارزات گوناگون روزمره هستند، تلاش كنیم. این تلاش ممكنست در مواردی به نتیجه فوری و دلخواه نرسد. ممكنست نتوانیم سطح آگاهی توده های كارگر را در این یا آن مبارزه معین به اندازه ای ارتقاء دهیم كه ربط مستقیم مبارزه برای آزادی فعالان جنبش كارگری و مقابله با اینگونه اقدامات سركوبگرانه را با منافع و اعتراضات جاری خود درك كنند. ولی تلاش ما مسلما در برخی محیط ها و مبارزات ثمر خواهد داد و شعار آزادی مبارزان اسیر به شعار بخش هایی از كارگران تبدیل خواهد شد. حتی در محیط هایی كه ما با پاسخ مثبت فوری و موثر روبرو نشویم، می توانیم مطمئن باشیم بذری كه امروز فقط در دل پیشروترین ها نشسته است، به رشد نهال آگاهی در فردای مبارزه توده های كارگر كمك خواهد كرد.
به علاوه همراه با این مبارزه مشخص و برای تعمیق و موثرتر كردن آن، باید بتوانیم علل دستگیری های كنونی و دورنما و نتیجه آن را تا حد ممكن مطرح كنیم. به عقیده ما، این دستگیری ها را نباید اقدامی حساب نشده و یا خودسرانه تلقی كرد. این دستگیری ها به معضلات اقتصادی و سیاسی كه مقابل پای دولت طبقاتی قرار گرفته، كاملا ربط دارد:
یكم، این دستگیری ها به طرح تشدید استثمار، شوك تراپی و حذف یارانه ها كه همه جناح های حكومتی با آن توافق اساسی دارند و به یك "مساله ناموسی" نظام سرمایه داری تبدیل شده، مرتبط است. برای اینان روشن است كه اجرای قطعی این سیاست اقتصادی و البته تاثیرات ناگزیر بحران نظام جهانی سرمایه داری امپریالیستی بر ساختار وابسته ایران، عكس العمل اعتراضی گسترده توده های كارگر و زحمتكش را در پی خواهد داشت. همانطور كه تجربه اجرای این سیاست ها در كشورهای مختلف نشان می دهد، این عكس العمل اعتراضی به شكل انفجاری بروز می كند و با خود روندهای خارج از كنترل و خطرناكی را برای نظام های طبقاتی حاكم به همراه می آورد. مساله اینست كه ركود و فلاكت، گرانی و بیكار سازی های گسترده در راه است و این شرایط بی پاسخ نخواهد ماند. بخشی از تدابیر پیشگیرانه حاكمان برای مهار این انفجار اجتماعی و پیامدهای سیاسی آن، تجهیز و آماده سازی نیروهای ویژه سركوب برای برقراری حكومت نظامی و سركوب مستقیم تظاهرات ها و اعتصابات توده ای محتمل است. مقامات نظامی و انتظامی رژیم، این هدف را علنا در جریان برگزاری رزمایش های درون شهری اخیر به زبان آوردند. اما بخش دیگر این تدابیر، حمله به فعالان و مبارزان آگاه جنبش های اجتماعی از هم اكنون است. با این كار تلاش می كنند در میان فعالانی كه می توانند و می باید وظیفه افشای سیاست های خانمان برانداز حاكمان و كمك به سازماندهی و جهت دادن به مبارزات توده ها را به دوش گیرند، ترس ایجاد كنند و آنان را به انفعال و سكوت وادارند. با این كار تلاش می كنند كه صحنه پر تلاطم اعتراضات و انفجارهای اجتماعی فردا، از فعالان و مبارزانی كه قادرند نقشی تاثیرگذار ایفا كنند، خالی شود. به عقیده ما، حكومت فعالان شناخته شده جنبش كارگری و سایر جنبش های اجتماعی را آماج فوری حمله قرار می دهد، تا پیام ارعاب و انفعال را سریعتر به جامعه منتقل كند. حكومت به شدت در مقابل فراخوان هایی كه كارگران و زحمتكشان را به مقابله فعال با تهاجم وحشیانه سرمایه داری دعوت كند، احساس خطر می كند. حكومت به شدت در مقابل تلاش توده های كارگر برای دستیابی به سطوح و اشكال مختلفی از تشكل های مبارزاتی و مستقل از نظام، احساس ضعف می كند. هجوم بی تبعیض حاكمان به مبارزان و فعالان جنبش كارگری (با جهت گیری ها و گرایش های گوناگون و حتی مخالف یكدیگر) پیش از هر چیز نشانگر این احساس ضعف و خطر در شرایط فرارسیدن امواج بلند بحران است.
دوم، تضاد با طبقه كارگر و بقیه بخش های مردم، تنها تضادی نیست كه گریبانگیر طبقه حاكمه ایران است. حاكمان اسلامی، تضادهای جناحی هم دارند. این رشته از تضادها نیز در شرایط تعمیق بحران می توانند عمق بیشتری پیدا كنند و به چند پارگی و ضعف نظام و دولت سرمایه داری دامن بزنند. در افق نزدیك، تضادها و رقابت های جناحی هیئت حاكمه می تواند در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بیش از پیش بالا بگیرد. كارزارهای انتخاباتی این بار نیز مثل همیشه با عوامفریبی و دروغ و وعده، رقم خواهد خورد. مساله ای كه نباید از آن غافل شویم، تلاش جناح های رقیب حكومتی برای تاثیر گذاری بر بخش های مختلف مردم (منجمله كارگران) و تبدیل آنان به پایگاه و مدافع خود در این رقابت ارتجاعی خواهد بود. هیچ دیوار غیر قابل نفوذی بین این تلاش ها و تبلیغات عوامفریبانه با افكار عمومی كشیده نشده است. ساده اندیشی است اگر فكر كنیم تضاد عینی و آشتی ناپذیر میان طبقه كارگر و توده های مردم با طبقه حاكم، این عوامفریبی ها را خود به خود خنثی خواهد كرد. رژیم با تشدید سركوب فعالان جنبش های طبقاتی و اجتماعی تلاش می كند صحنه را برای برپایی بی دردسر (یعنی بدون مقاومت و افشاگری در مورد) این انتخابات عوامفریبانه آماده كند. به علاوه، اگر این یا آن جناح حكومتی احساس كند كه بخش ها یا عناصری از جنبش كارگری و سایر جنبش ها احتمال دارد به نیروی ذخیره یا موتلف جناح رقیبش تبدیل شوند، دست روی دست نخواهد گذاشت و برای خنثی كردن آنها به هر وسیله وارد عمل خواهد شد.
سوم، طبقه حاكمه ایران تضادها و كشمكش های بین المللی خاص خود را هم دارد. همه تلاش حاكمان اسلامی در این دوره اینست كه به قدرت های امپریالیستی اثبات كنند كه نه تنها می خواهند منافع نظام سرمایه داری جهانی در این كشور و منطقه را به خوبی تامین كنند، بلكه رژیمی با ثبات و قوی و ماندگار را نمایندگی می كنند؛ بنابراین به نفع طرفین است كه فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی با هدف حك و اصلاح یا تغییر رژیم اسلامی كاملا كنار گذاشته شود. در چنین شرایطی، وقتی كه برخی نهادهای بین المللی بر مبنای منافع و مصالح خود فشارهایی را بر جمهوری اسلامی اعمال می كنند (مثلا قطعنامه اخیر نهاد حقوق بشر سازمان ملل علیه عملكرد رژیم ایران)، طبقه حاكمه نیز خود را ناچار به ضد حمله می بیند تا به اصطلاح نشان دهد "بیدی نیست كه به این بادها بلرزد". با توجه به اینكه در فشار سیاسی اخیر سازمان ملل، مشخصا سركوب فعالان و تشكل های كارگری در ایران طی سال گذشته محكوم شده است، می توانیم بگوییم كه دستگیری های جدید با نیم نگاهی به این فشار نیز صورت گرفته است و حالت دهن كجی به آن قطعنامه را هم دارد.
باید تاكید كنیم كه اشاره ما به وجود مجموعه ای از تضادها و تاثیرات هر یك بر سیاست ها و تدابیر هیئت حاكمه، به هیچ وجه به معنی مرتبط دانستن این گرایش و یا آن عنصر فعال كارگری و اجتماعی به دعواها و كشمكش های جناحی یا بین المللی نظام حاكم نیست. هدف ما روشن كردن پیچیدگی های صحنه و تداخل و تاثیر گذاری متقابل تضادهای گوناگونی است كه ماهیت های متفاوت دارند. آنچه در این صحنه پیچیده می باید راهنمای عمل فعالان و مبارزان راستین راه رهایی طبقه كارگر و توده های مردم باشد، وضوح و پیگیری و پایداری در مورد اهداف انقلابی و منافع اساسی طبقاتی، و ترسیم مداوم خط مرزهای روشن با اهداف و راهبردها و راهكارهای دشمنان طبقاتی (از هر جناح، داخلی یا خارجی) است.
ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محسن حكیمی و ابراهیم مددی هستیم!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی باید فورا آزاد شوند!
فردا از آن طبقه كارگر است!
جمعی از فعالین كارگری (jafk)
دی ماه 78
Jafk.blogfa.com
Kargaran_fa@yahoo.com
اعتصاب کارگران فنى پالایشگاه اصفهان
با تحقق خواستهايشان پايان يافت!
بنا به خبر دريافتى روز شنبه ١۶ اسفند٬ کارگران مکانيک٬ ماشينرى٬ برق و ابزار دقيقه٬ که از طريق شرکت پيمانکارى "سنا" براى پالايشگاه اصفهان کار ميکنند٬ از ابتداى صبح در محل کار تجمع کردند. کارگران که به عدم تمديد قراردادها٬ واريز نشدن حقوق بهمن ماه و عيدى به حسابهايشان معترض بودند٬ در مجمع خود تصمیم گرفتند که اعتصاب کنند. کارگران فنى اين روز را اعتصاب کردند و همه در مقابل دفتر مدیریت شرکت پيمانکارى "سنا" تجمع کردند. کارگران اعلام کردند تا حقوق معوقه بهمن را پرداخت نکنید٬ تا عیدی ما را سریع ندهید٬ و تا قراردادها را تمدید نکنید٬ دست از اعتصاب نخواهیم کشید.
مدیریت شرکت پیمانکاری و پالايشگاه که حسابی ترسیده بودند سریع جلسه گرفتند. کارگران تا ظهر روز يکشنبه ١٧اسفند کماکان در اعتصاب بودند که به آنها اعلام شد که حقوق بهمن ماه و عیدی به حسابشان واریز شده است و از روز دوشنبه نیز قراردادها تمدید میشود. کارگران بدنبال گرفتن حقوق و عيدى و تمديد قراردادهايشان پیروزمندانه به سر کارهای خود بازگشتند.
حزب٬ اقدام متحد و پيروزى کارگران مکانيک٬ ماشينرى٬ برق و ابزار دقيقه را تبريک ميگويد. هرجا کارگران متحد و يکدل براى کسب حقوق خود اقدام کنند و اتحادشان را حفظ و تقويت کنند٬ سرمايه داران راهى جز عقب نشينى ندارند. بويژه کارگران در صنايع کليدى با توجه به ابزار و موقعيت مهمى که دارند٬ سريعتر ميتوانند خواستهاى خود را تحميل کنند. کارگران بخشهاى مختلف پالايشگاه اصفهان٬ صنايع نفت٬ پتروشيمى و گاز٬ مجمتع ذوب آهن٬ صنايع فولاد٬ برق و خودرو سازيها ميتوانند با اتکا به موقعيت ويژه اى که دارند خواستهاى خود را به کرسى بنشانند.
اتحاد زحمتکشان و اتکا به مجمع عمومى و اعتراض جمعى کليد پيشروى است.
مرگ بر حکومت ضد کارگری و فقر آور اسلامی
٩ مارچ ٢٠٠٩ – ١٨ اسفند ١٣٨٧
ادامه نگهداری بازداشت شدگان روز کارگر در زندان اوین
پس از گذشت یک هفته از بازداشت شمار زیادی از شرکت کنندگان در تجمع روز جهانی کارگر در پارک لاله، تنها تعداد معدودی از آنان آزاد شده و سایرین با قرار وثیقه و یا بازداشت در زندان نگه داری می شوند.
از جمع 20 زن بازداشت شده در جریان تجمع، هم اکنون 17 نفر در بند 240 زندان اوین به سر می برند و به خانواده های آنان گفته شده که برای روشن شدن وضعیت آنها، روز یکشنبه به دادگاه مراجعه نمایند. در میان زنان بازداشت شده تعدادی از فعالان کارگری ، زنان و فعالان حقوق کودک نیز به چشم می خورند.
همچنین درحالی که پیش تر به خانواده های بازداشت شدگان اعلام شده بود که برای آنان قرار وثیقه صادر شده است، در دو روز گذشته به این خانواده ها گفته شد که هنوز بازجویی از متهمان پایان نیافته است. منصور حیات غیبی، علیرضا ثقفی، جعفر عظیم زاده از جمله افرادی هستند که گفته می شود برای آنان قرار بازداشت صادر شده است.
همچنین محمد لطفی، دیگر فرد بازداشت شده در تجمع نیز با صدور قرار بازداشت در بند 240 نگهداری می شود.
گفتنی است، جمعه گذشته به دعوت جمعی از اتحادیه های کارگری، قرار بود تجمعی در پارک لاله برگزار شود که با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد. در این تجمع بیش از 100 نفر بازداشت شدند.
شماره 682-2009 08.05.2009
18 اردیبهشت 1388
گزارشی از مراسم اول ماه مه در تهران
ساعت ٥:٣٠ دقیقه عصر روز جمعه ١١ اردیبهشت ١٣٨٨ است. اینجا پارک لاله است٬ میدان آبنما. پلیس تمامی پارک را قرق کرده است. از هر گوشه می شود چهره های پلیس را که ملبس به لباس های شخصی هستند تشخیص داد. نیروهای زیادی را از کلانتری های مختلف به پارک لاله گسیل کرده اند. کلانتری١٠٦٬ گشت ارشاد با خودروهای شیشه مشکی٬ همگی و همگی برای سرکوب شرکت کنند گان جشن اول ماه مه به صف ایستاده اند! در اطراف حوض بزرگ پارک لاله نیروهای لباس شخصی هر گذرنده ای را با نگاهی وحشی می نگرند. در همان دقایق اولیه صدای جیغ و داد خانمی سکوت وحشتناک را میشکند. نیروهای لباس شخصی بسرعت از حالت استتار خود بیرون آمده و به طرف خانمی که جیغ میکشید می دوند.
دختر خانمی به همراه مادرش با جیغ و داد سعی در آزاد نمودن پدرش از چنگال مزدوران را دارد. عوامل سرکوب به التماس های دختر و مادرش توجه نکرده و پدر دختر را دستگیر میکنند و توسط یکی از مزدوران از ناحیه چشم آسیب جدی میبیند. صدای فریاد کمک دختر خانم تمام فضای اطراف را پر نموده است. ظاهرا فرد مذکور از بچه های سندیکا می باشد. تعداد زیادی از مردم جمع شده اند. نیروهای سرکوبگر سعی در عقب راندن مردم و جدا کردن فرد بازداشت شده از جمعیت را دارند. خوشبختانه فرد مذکور با فریادهای مادر و دخترش و تجمع مردم آزاد میشود. عضو سندیکا در حالی که چشمش به طور جدی آسیب دیده از محوطه پارک خارج میشود. تلاش های اولیه حکومت ناکام میشود. دختر در حالی که به تمام عوامل سرکوب دشنام میدهد دستان پدرش را گرفته و خارج میشود. آفرین بر کارگران متحد. آفرین بر اول ماه مه.
در گیری و بگیر و ببند ها در قسمت های پارک ادامه دارد. تعداد لباس شخصی ها هر دم در اطراف آبنما افزایش می یابد. غرش موتور سیکلت لباس شخصی ها فضا را انباشته است. یکی از آنها به سرعت از موتور پیاده شده و از داخل چمن ها به طرفی که جوانی را باز داشت کرده اند٬ میدود. جمعیت را به طرف درب روبروی میدان انقلاب حل می دهند. جمعیت مقاومت میکند و به جای اول خود بر میگردد. تلاش های پلیس برای پراکنده کردن مردم و کارگران در دقایق اولیه بی نتیجه می ماند. اما ماشین های گشت و لباس شخصی ها حوزه خود را گسترده تر کرده و شروع به بازداشت هر کسی در محوطه پارک میکنند که به نظرشان مشکوک مینماید.
تجمعی صورت میگیرد. ما شین های گشت به آنسو میروند. یک نفر دیگر باز داشت میشود. او را به طرف ماشین گشت حل میدهند. فرد بازداشتی جوانی است با موهای بلند بافته شده. کارگری در کنار شیر آب که خود را به ظاهر مشغول آب خوردن کرده است به یک از فعالین حزب می گوید: از کارگران شرکت واحد تهران است. اینها از کارگران وحشت دارند. اصلا چرا اینجوری میکنند. چرا این همه واهمه؟ ما که همه اش ٥٠ نفر بیشتر نبودیم این همه عوامل سرکوب برای ما گسیل داشته اند؟ می پرسم فقط ٥٠ نفر میشدید؟ کارگر اخراجی شرکت واحد میگوید٬ نه٬ نه٬ قرار این بود که به تدریج بر تعدادمان
افزوده شود. حضور کارگران سنندج٬ کارگران کرج٬ از خوزستان نیز بودند. و از همین ابتدای شروع مراسم اینگونه از ما استقبا ل شد. ما تازه رسیده بودیم. اومدیم که همدیگر را بشناسیم و دیدید که اینگونه با ما بر خورد کردند.
در این حال که کارگر شرکت واحد صحبت می کند خانمی را باز داشت میکنند و با خشونت او را به طرف انتهای آبنما٬ جایی که ماشین های گشت شیشه مشکی پار ک کرده می کشند. کارگر که نگاهش همچنان بر رد خانم باز داشت شده است در پاسخ اینکه خواست شما چیست میگوید: خواست ما مشخص است ولی امروز شرکت در مراسم روز کارگر ما را به اینجا کشانده است. می پرسم چرا حکومت سرمایه داران از روز جهانی کار گر می هراسد؟ کارگر شرکت واحد میگوید بگویید از کدام روز جهانی نمی هراسد؟ همین فردا به قول خودشان روز معلم است از اتحاد و حرکت معلمان نمی هراسند؟ اینها از همه می ترسند. از هر روزی می ترسند. اینها وحشت دارند. کار گر شرکت واحد پس از نوشیدن آب به سوی چمن ها میرود.
٢ نفر جوان به آن سویی که در گیرو دار بگیر و ببند است نگران مینگرند. یکی از آنها در پاسخ من که میپرسم چرا سر کوبگران اینچنین با کار گران برخورد میکنند؟ می گوید ما که اینجا نبودیم ولی ما سر تا سر خیابانها را که نگاه کردیم هیچ تبریک و نوشته ای مبنی بر روز کارگر ندید یم. مگر کارگر چه چیزی دارد که بخواهند از او بگیرند. مگر چیزی برایش گذاشته اند؟ بعد با اظهار تاسف می گوید: چه بگویم واقعا؟ میگویم : باید گفت. باید فریاد بر آورد. نبایستی ساکت بود. مگر چند نفر را میتوانند بگیرند؟ مگر چند نفر را میتوانند بکشند؟ باید گفت...
دقایق سرکوب همچنان به کندی می گذرد. باران شروع به باریدن کرده است. چند جوان ساک به دست به طرف درب خروج در حرکتند. به طرفشان میروم. در پاسخ یکی از رفقا که می پرسد آیا شاهد بگیر و ببند و سرکوب بودند یا نه؟ با ترس پاسخ می دهند که مگر خبری بوده و این هنگام رفیق خود را معرفی میکند. جوان ها از این رفیق استقبال می کنند. یکی از آنها می گوید : ما آمده بودیم تاتر ببینیم که این صحنه ها را دیدیم. این رفیق می پرسد چرا از کارگران اینگونه می هراسند؟ جوان مخاطب میگوید راستش این حکومتیان از همه می ترسند. یکی دیگر از آنها خود را به میان بحث وارد میکند و میگوید: اتفاقا باید از کارگران بترسند که همه چیز در دستان اوست. قدرت تولید اجتماعی... تنها راه مقابله با این حکومت اعتصاب کارگری است. از حضور آنها تشکر میکنم و آنها با توجه به شرایط سرکوب آنجا را ترک میکنند.
پلیس سرکوبگر قدم به قدم فضای پارک را قرق میکند. از آغاز روز ١١ اردیبهشت در بیشتر خیابان های اطراف میدان انقلاب فضای پلیسی حاکم شده است. از پار ک وسایط نقلیه در سرتاسر خیابان توپخانه تا میدان فردوسی جلوگیری به عمل آمده و نیروهای انتظامی گمارده اند. و اینک در پارک لاله؛ محوطه آبنما
جمهوری اسلامی به سرکوب کارگرانی که از نقاط مختلف برای بر گزاری روز اول ماه مه آمده اند؛ پرداخته است.
مرگ بررژیم اسلامی . ایرانی آزاد ودمکرات باید ساخت. شعار کارگران ؛ جهان سرمایه داران و حکومت هایشان را به لرزه افکنده است. قدرتی در این تجمع نهفته است که سرمایه داران آن را خوب میشناسند. به همین خاطر در این روز به جنگ کارگران و فعالینشان در پارک لاله آمده اند. نبردی نابرابر در جریان است. روزهای زیادی را برگزار کرده اند٬ هیچکدام را به اندازه اول مه برایشان رعب انگیز تر نیست. همین مزدوران سینه چاک سرمایداران که اینگونه کارگران را به سرکوب بسته اند آیا می توانند با ماهی ٢٦٥٠٠٠ تومان زندگی کنند؟
باران شدت یافته است. لباس شخصی ها به زیر درختان رفته اند و موتور سواران همچنان پارک را دور میزنند و به شکار کارگران که از دست عوامل سرکوب در سطح پارک پراکنده شده اند٬ می پردازند. از از طرف عوامل سرکوبگر مورد تهدید واقع میشوم. برای خلاصی به طرف خانواده ای میروم و برای دقایقی کنار آنها می نشینم.
از تعداد دستگیر شدگان و مجروحان به طور دقیق هنوز خبری در دست نیست. حکومت اسلامی باید سریعا تمام دستگیر شدگان را آزاد کند. خبر اعدام جنایتکارانه دلارا در اول ماه مه پیوست هدیه حکومت فاشیستی اسلامی وابسته به استعمار جهانی به کارگران در این روز است. رژیم اسلامی از این راهی که در پیش گرفته یک نتیجه بیشتر عایدش نخواهد شد. باید نابود شود. نتیجه ای که کارگران نیز به آن واقفند. سرنگونی این حکومت اعدام و سرکوب و سرمایه و مذهب تنها نتیجه ای است که میشود برای این حکومت سرکوبگر رقم زد.
مرگ بر حکومت اسلامی وابسته به قدرت های بیگانه و مزدور استعمار
١ مه ٢٠٠٩ – ١١ اردیبهشت ١٣٨٨
دعوت به مراسم روز جهاني كارگر
كارگران ! براي دفاع از حقوق انساني خود و برخورداري از يك زندگي بهتر ، دوشادوش هم در مراسم روز جهاني كارگر شركت كنيم .
تاريخ : روز جمعه 11 ارديبهشت ماه 88 – ساعت : 17
مكان : تهران خيابان كارگر ،داخل پارك لاله – ميدان آب نما
اول ماه مه- ۱۱ اردیبهشت – روز جهانی کارگرگرامي باد
زنده باد همبستگی بین المللی طبقه کارگر !
كميته برگزاري مراسم روز جهاني كارگر
قطعنامه كارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهاني كارگر
اول ماه مه روز همبستگي بين المللي طبقه كارگر و روز جوش و خروش كارگران در سراسر جهان براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري و بيان خواسته هاي آنان جهت برپايي دنيايي عاري از ستم و استثمار است .
امسال ما كارگران مراسم اول ماه مه را در شرايطي برگزار مي كنيم كه نظام سرمايه داري در گرداب يك بحران عظيم اقتصادي ويران كننده تري فرورفته است و در حال دست و پا زدن براي نجات خويش از آن به سر مي برد .
بحران عظيم اقتصادي موجود و عجز دولت هاي سرمايه داري در مهار آن و سر ريز كردن بار اين بحران بر دوش كارگران جهان ، بيش از پيش گنديدگي اين نظام را پس از فروپاشي بلوك شرق و ادعاي پايان تاريخ به نمايش گذاشت و ضرورت برپايي دنيايي فارغ از مناسبات ضد انساني نظام سرمايه داري را به مثابه يگانه راه خلاصي بشريت از مصائب موجود در برابر كارگران وبشريت متمدن قرار داد .
اين بحران و تبعات ويرانگر آن بر زندگي و معيشت كارگران در سراسر جهان تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود و بر خلاف بهانه تراشي هاي كارفرمايان و تبليغات قلم به دستان سرمايه ، هنوز سايه شوم خود را بر زندگي و معيشت روزمره كارگران در ايران نگسترانيده است و از نظر ما بيشترين مصائب و مشقاتي كه امروزه ما كارگران با آنها دست به گريبانيم بيش از هر چيز حاصل سيطره اقتصادي ، اجتماعي و عملكرد سرمايه داري حاكم بر ايران است .
دستمزدهاي به شدت زير خط فقر ، اخراج و بيكار سازي گسترده كارگران ، عدم پرداخت به موقع دستمزد ميليون ها كارگر، تحميل قرار دادهاي موقت و سفيد امضاء و حاكم كردن شركت هاي پيمانكاري بر سرنوشت كارگران و بازداشت و زنداني كردن آنان تا سركوب تشكل ها و اعتراضات كارگري و اجراي احكام قرون وسطايي شلاق عليه كارگران و رايج كردن فرم قراردادهاي برده وار جديد، مصائب و بي حقوقي هايي نيستند كه با وقوع بحران در اقتصاد جهاني وارد ايران شده باشند .اين وضعيت سال هاست كه ادامه دارد و هر ساله بر عمق و دامنه آن افزوده مي شود .
ما كارگران در مقابل اين وضعيت بغايت ضد انساني و گسترش عمق و دامنه آن سكوت نخواهيم كرد و اجازه نخواهيم داد بيش از اين حق حيات و هستي ما را به تباهي بكشانند . ما توليد كنندگان اصلي ثروت و نعمت در جامعه هستيم و حق مسلم خود مي دانيم تا با بالاترين استاندارد هاي حيات بشر امروز در آسايش و رفاه زندگي كنيم .
داشتن يك زندگي انساني حق مسلم ماست و ما براي تحقق آن تمامي موانع پيش روي خود را با برپايي تشكل هاي مستقل از دولت و كارفرما و با اتكا به قدرت همبستگي مان از سر راه خويش بر خواهيم داشت .
در اين راستا ما كارگران امروز يك پارچه و متحد ، مطالبات زير را به عنوان حداقل خواسته هاي خود فرياد مي زنيم و خواهان تحقق فوري اين مطالبات هستيم
1- تامين امنيت شغلي براي همه كارگران و لغو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء و برچيده شدن فرم هاي جديد قراردادكار
2-ماحداقل دستمزد تصويب شده ازسوي شوراي عالي كار را تحميل مرگ تدريجي برميليون ها خانواده كارگري مي دانيم ومصرانه خواهان افزايش فوري حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود كارگران ازطريق نمايندگان واقعي و تشكل هاي مستقل كارگري هستيم .
3-برپايي تشكل هاي مستقل كارگري ، اعتصاب ، اعتراض ، تجمع و آزادي بيان حق مسلم ماست و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران به رسميت شناخته شوند .
4-دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت گردد.
5-اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند .
6- ما خواهان برابري حقوق زنان و مردان در تمامي شئونات زندگي اجتماعي و اقتصادي و محو كليه قوانين تبعيض آميز عليه آنان هستيم .
7- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي هستيم و هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان را قويا" محكوم مي كنيم .
8-ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان به عنوان كارگران فكري ، پرستاران و ساير اقشار زحمتكش جامعه ، خود را متحد آنها مي دانيم و خواهان تحقق فوري مطالبات آنان و لغو حكم اعدام فرزاد كمانگر هستيم .
9- از آنجا كه كارگران فصلي و ساختمان به طور كامل از هرگونه قوانين تامين اجتماعي محروم هستند ، ما از اعتراضات اين بخش از طبقه كارگر براي رسيدن به حقوق انساني آنها دفاع مي كنيم .
10-سيستم سرمايه داري عامل كار كودكان است و تمامي كودكان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين ، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و نژادي و مذهبي از امكانات آموزشي ، رفاهي و بهداشتي يكساني برخوردار شوند.
11-ما خواهان آزادي كليه كارگران زنداني از جمله منصور اسالو و ابراهيم مددي و لغو كليه احكام صادره و توقف پيگرد هاي قضايي و امنيتي عليه فعالين كارگري هستيم .
12- ما بدينوسيله پشتيباني خود را از تمامي جنبش هاي آزادي خواهانه و برابري طلب همچون جنبش دانشجويي و جنبش زنان اعلام مي داريم و دستگيري ، محاكمه و به زندان افكندن فعالين اين جنبش ها را قويا" محكوم مي كنيم .
13-ما بخشي از طبقه كارگر جهاني هستيم و اخراج و تحميل بي حقوقي مضاعف بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم .
14-ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي طبقه كارگر براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم .
15- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد .
زنده باد اول ماه مه
زنده باد همبستگي بين المللي طبقه كارگر
1 مه 2009
11ارديبهشت1388
كميته برگزاري مراسم روز جهاني كارگر
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه
اتحاديه آزاد كارگران ايران
هيئت بازگشايي سنديكاي كارگران نقاش و تزئينات ساختمان
كانون مدافعان حقوق كارگر
شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري
- كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري
- كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري
- شوراي زنان
- جمعي از فعالين كارگري
بازتکثیرخلاصه ای از دعوت به مراسم روز جهاني كارگر بهمراه قطعنامه كارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهاني كارگر .
رفقا این حرکت واسناد کارگران،کاریست کارستان ،آموختنی ، ودر تاریخ جنبش کارگری ایران ستودنی وبیاد ماندنی .
ح . م ازفعالین :
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران / خارج از کشور
komitehamahangkonandeh@arcor.de
komitehamahangkonandeh@arcor.de
اول ماه مه 1388
روز جهانی همبستگی کارگران را جشن می¬گیریم!
" آزادی بی قید و شرط و فوری تمامی فعالین کارگری و
فعالین جنبشهای اجتماعی"
"حق ایجاد تشکل بدون دخالت دولت و نیروهای ضد کارگری"
"حق اعتصاب و آزادی بیان"
"تعیین حداقل دستمزد متناسب با نرخ تورم"
" امنیت شغلی و تامین حق بیکاری برای همه"
"تامین مسکن و بیمه های اجتماعی رایگان برای همه"
" امنیت شغلی و تامین حق بیکاری برای همه"
"تامین مسکن و بیمه های اجتماعی رایگان برای همه"
فعالین کارگری دراول ماه مه¬ سخن می¬گویند!
موزیک، شعر، سرود
13 اردیبهشت 1388، 3مه 2009
ساعت 19.30 بوقت ایران و ساعت 17 بوقت اروپای مرکزی
Paltalk, Iran- Otage vije 1 may
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران / خارج از کشور
- کمیته همبستگی با کارگران ایران – استرالیا labour.kargar@gmail.com
- کمیته دفاع از کارگران ایران – نروژ cdkargari@gmail.com
- همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه sstiran@yahoo.fr
- کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه kanoonhf_2007@yahoo.de
- کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر kanon.hannover@yahoo.de
- کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد isask@comhem.se
- کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ kanounhambastegi@gmail.com
- انجمن کارگری جمال چراغ ویسی ankjch@yahoo.co.uk
- شورای همبستگی کارگری - فرانکفورت kaumares@web.de
- شبکه همبستگی کارگری iranwsn@fastmail.fm
- اتحاد چپ ایرانیان واشنگتن leftalliance@yahoo.com
- کمیته حمایت از کارگران ایران – تورنتو کانادا toronto_committee@yahoo.ca
باز تکثیر از ح. م : ضمنآ دوستان ورفقای جنبش کارگری از ایران در این شب با ما همراه هستند.
30.04.2009
گزارش اعتراضات معلمان در روزهای دوم و سوم
اعتصاب معلمان در اعتراض به تخلف دولت از اجراي قانون به سومين روز خود رسيد و آنطور که فعالان صنفي معلمان گزارش دادهاند، با وجود سانسور شديد رسانهاي، اين اعتصاب در چندين شهر با استقبال معلمان روبهرو شده است. با اين حال تنها واکنش مسئولان دولت به اعتراض معلمان، اين بوده که اعلام کردهاند بين تعدادي از معلمان برگزيده، پول توزيع خواهد شد.
بر اساس گزارشهاي رسیده در استانهاي مختلف وچندين شهر بزرگ و کوچک فراخوان اعتصاب عمومي با استقبال روبهرو شده و معلمان روز سه شنبه که به نام "روز اعتراض ملي معلمان" نامگذاري شده بود، از حضور در مدارس خودداري کردهاند.در عين حال منابع خبري از احضار برخي فعالان صنفي معلمان به نهادهاي امنيتي و نيز بازداشت چند تن از معلمان معترض گزارش دادهاند.
کانون معلمان ایران گزارش داد تعدادي از معلمان حقالتدريسي که روز يکشنبه در برابر مجلس تجمع کرده بودند، بازداشت شدهاند از دستگيري فرزند يکي از اعضاي هيات مديره کانون صنفي معلمان به نام "سجاد خاکساري" خبر داده که پيش از اين خبرنگار هفتهنامه توقيفشدهي "قلم معلم" بوده و روز يکشنبه براي تهيه عکس و خبر از تجمع معلمان به جلوي ساختمان مجلس در ميدان بهارستان رفته بود.
کانون صنفي معلمان هفته گذشته از معلمان سراسر کشور دعوت کرده بود که در روزهاي يکشنبه تا سه شنبه اين هفته در يک اعتصاب سراسري شرکت کنند و اعتراض خود را در اين سه روز به ترتيب با خودداري از تدريس، خودداري از حضور در کلاس و در روز سوم خودداري از حضور در مدرسه نشان دهند.
موفقيت اعتصاب
سومين روز از اعتصاب سراسري معلمان در حالي برگزار شد که در روزهاي قبل منابع مختلف از استقبال نسبتا خوب معلمان از اين فراخوان در دو روز اول خبر داده بودند. کانون معلمان ایران در اطلاعیه ای اعلام کرد: "امروز دوشنبه حسب فراخوان کانون صنفي معلمان ايران، ده هاهزار تن از معلمان کشور در اعتراض به عدم اجراي قانون و ساير مطالبات صنفي با امتناع از حضور بر سر کلاسهاي درس دومين روز و مرحله از فراخوان مذکور را به اجرا گذاردند."
اين کانون اعلام کرد از شهرهاي "تهران، کرج، شهريار، رباط کريم، رشت، همدان، سنندج، کرمانشاه، اليگودرز، مياندوآب، سقز، ايلام، فومن،لاهیجان ديواندره، ساوجبلاغ، اصفهان، مشهد، بجنورد، بندرعباس، شيراز، مريوان، اراک، ملاير، اردبيل، وبسياري ديگر از شهرهاي کشور" به عنوان نقاط برگزاري اعتراضات صنفي معلمان نام برد.
کانون صنفي معلمان نيز که از مهمترين تشکلهاي سراسري معلمان و عامل اين دعوت به اعتصاب بوده و در اکثر استانها نيز نمايندگان فعالي دارد، روز دوشنبه از "دريافت گزارشات اجراي اعتراضات مذکور در شهرهاي مناطق گوناگون تهران، اسلامشهر، کرج، پاکدشت، ديواندره، کوهدشت، خمينيشهر و مياندوآب، استانهاي کرمانشاه، يزد، اصفهان، فارس، خراسان، کردستان، لرستان، بوشهر، اردبيل، آذربايجان شرقي، همدان، بخشهايي ازاستان هرمزگان و..." خبر داد.
گزارشهاي جديد نشان ميدهد که اين اعتراضات ديروز هم ادامه داشته و اعتصاب سراسري که طبق قرار قبلي بايد در روز سه شنبه با خودداري معلمان از حضور در مدارس به اوج خود ميرسيد، در چندين شهر کشور با موفقيت برگزار شده است.
کانون صنفي معلمان در اين مورد چنين گزارش داده: "استقبال معلمان در شهرستان های سنندج،سقز،مریوان کرمانشاه و رشت از بيانيه کانون صنفي معلمان شگفتانگيز و غافلگيرکننده بوده و بيشتر مدارس راهنمايي و دبيرستانها و مراکز پيش دانشگاهي در روز سه شنبه در اين شهرستان ها تعطيل بودند.
بر اساس همين گزارش: "مدارس بسياري از شهرستان اسلامشهر تعطيل بود. هنرستان کار دانش مصطفي خميني، امام علي، خواجه نصير و برخي ديگر از دبيرستانهاي اسلامشهر صددرصد تعطيل بود و ساير دبيرستانها و مدارس در حالت اعتصاب بودند و بسياري ازمدارس معلمان درکلاس درس حاضر نشدند. مديران مدارس درب مدارس را بسته و از بيرون رفتن دانشآموزان جلوگيري ميکردند. لذا دانشآموزان ميکوشيدند که از ديوار مدرسه فرار کنند. حراست آموزش وپرورش و ماموران اطلاعات اين شهرستان در قالب يک هيات چند نفره وارد مدرسه مصطفي خميني شده و از مدير و معاونين اين هنرستان سراغ رسول بداقي (عضو هيات مديره کانون صنفي معلمان تهران) را گرفتهاند."
اعضاي اين کانون در کرمانشاه نيز خبر دادهاند که : "بسیاری از مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستانها و مراکز پيش دانشگاهي پسرانه تعطيل شده است. همچنين رفته رفته بر شمار اعتصابکنندگان افزوده ميشود. در کرمانشاه حتي معلمان روستا نيز به اعتصابات پيوستهاند. حراست و اطلاعات کرمانشاه به طور تلفني برخي از معلمان و هيات مديره کانون صنفي معلمان اين استان را تهديد به دستگيري مينمايد."
بر اساس همين گزارشها، در شهريار نيز "دبيرستانهاي رودکي، صباشهر، آيتالله غفاري، آيتالله طالقاني، بردآباد، ويره، کاوش، مصطفي خميني و فردوسيه تعطيل شده" و "از شهرستان مياندوآب هم خبر رسيده که شمار بسياري ازمعلمان اين شهرستان از منزل بيرون نرفتهاند و مدارس به تعطيلي کشيده شده، اما مديران و معاونين از بيرون رفتن دانشآموزان جلوگيري ميکنند."
کانون صنفي معلمان همچنين از احضار يک معلم تبعيدي به نام "مختار اسدي" به اداره اطلاعات غرب استان تهران خبر داده و نيز از کرج گزارش داده است که: "دبيرستانهاي آيتالله طالقاني، جابر، شهدا، خاتم، شهيد دستغيب، شهيد مطهري، امام صادق، امام رضا، شهيد بهشتي و مدارس راهنمايي حضرت عليبن ابوطالب، امام حسن، امام رضا، آيتالله موسوي، امامت، حمزه، مدرس و سوم شعبان،امیر ،عالم بخش ودهها مدرسه دیگر تعطيل شده است."
واکنش دولت
برخلاف بار گذشته که آقای احمدينژاد در واکنش به تهديد معلمان به اعتصاب، در مصاحبه تلويزيوني وعده داد که تا فروردين ماه قانون مديريت خدمات کشوري را اجرا ميکند و البته اين وعده را محقق نکرد، اين بار مسئولان دولت نهم تلاش کردند حتي از اعتراض به بدقولي رئيس دولت نهم هم استفاده تبليغاتي و انتخاباتي کنند.
وعده توزيع پول که تاکنون پاسخ دولت نهم به اعتراض اقشار فقير بود، چندي پيش براي دانشجويان خوابگاهي کاربرد پيدا کرد و احمدينژاد در ديدار سرزدهاش از خوابگاه دختران دانشجو، به آنها وعده عيدي نقدي داد ـ هرچند هنوز پرداخت نشده است ـ اين بار به معلمان رسيده است.
در همين ارتباط يکي از معاونان وزير آموزش و پرورش ديروز در جمع خبرنگاران از اختصاص بيش از سه ميليارد ريال اعتبار براي پرداخت هديههاي 50 و 60 هزار توماني به معلمان برگزيده خبر داد و در پاسخ به انتقاد خبرنگاران نيز گفت: "پرداخت اين مبالغ طبق ضوابط آموزش و پرورش است، اصلا غير قانوني نيست و نبايد آن را به عنوان تبليغات سياسي تلقي کرد."
اين مقام دولتي در حالي ارتباط اين تصميم دولت با تبليغات انتخاباتي را انکار کرده که به گزارش خبرگزاري مهر "در سال گذشته هيچ يک از اين اعتبارات (در اختيار وزارتخانه) صرف بزرگداشت مقام معلم نشد، در حالي که امسال که به نام اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده، تنها در آموزش و پرورش شهر تهران اعتبارات بالايي را در نظر گرفتهاند."
به گفته اين مقام وزارت آموزش و پرورش، دولت احمدينژاد قصد دارد در مراسم بزرگداشت مقام معلمان شهر تهران که روز 15 ارديبهشت ماه (با حضور احمدينژاد) در سال اجلاس سران برگزار ميشود، به چهار هزار معلم تهراني، نفري 50 هزار تومان؛ به جانبازان آموزش و پرورش، نفري 60 هزار تومان؛ به 276 معلم نمونه، نفري 400 هزار تومان و به 20 معلم نمونه استاني نيز نفري 600 هزار تومان پرداخت کند.
معلمان معترض به عدم اجراي قانون مديريت خدمات کشوري، در برابر اين پاسخ دولت عنوان نموده اند که به زودی واکنش مناسب از خود نشان خواهند داد.گزارش اعتراضات معلمان در روزهای دوم و سوم
پنجشنبه ، 10 ارديبهشت 1388 ، 00:00
30.04.2009
کانون معلمان ايران
تعقيب اهداف شوم تنزيل سطح اعتراضات و خشم و نفرت قشر زحمتکش جامعۀ معلمان ميهنمان
از حکومت کثيف و فاسد اسلامي
در طرح فرمايشي به اصطلاح تحرکات و اعتصابهاي محدود را
قويأ محکوم نموده؛
تأمين کامل مطالبات را پايان بخش هر گونه اعتصاب ملي مي داند
.
واحد پيامهاي کوتاه
--
The Iranian Teachers' Association / کانون معلمان ايران
http://KanoonMoallemanIran.Blogspot.Com
KanoonMoallemanIran@Gmail.Com
از حرکت حقوقی و صنفی کانون معلمان ایران حمایت میکنیم
اطلاعیه مطبوعاتی
آموزش وپرورش به عنوان یکی از اصول اساسی توسعه در جوامع امروزی شناخته شده و از آن به عنوان ابزار اصلی برای بهبود وضعیت حقوق بشر وترویج آزادی های انسانی ومدنی یاد می شود، اما متأسفانه در کشور ما به جای نگاه تولیدی به نهاد آموزش وپرورش از آن به عنوان نهادی مصرفی یاد میشود و هنوز در سیاستگذاریهای کلان به صورت اساسی به تربیت نیروی انسانی توجه نشده است و مسئولین حاضر نیستند بپذیرند که آموزش وپرورش رکن اساسی توسعهی پایدار وسرمایهی انسانی متخصص، بالاترین سرمایه برای توسعه وپیشرفت کشور است.
کانون معلمان ایران به عنوان تشکلی صنفی وغیر سیاسی در حدود ده سال است برای بهبود وضعیت آموزش وپرورش کشور وبهبود وضعیت معیشتی معلمان عزیز تلاش میکند و اعضای این تشکل تاکنون هزینههای زیادی ازجمله زندان، تبعید وانفصال را پرداختهاند به این امید که در وضعیت ناگوار آموزش وپروش کشور تغییرات مثبتی حاصل شود که متأسفانه در این یک دهه یا ندای عدالت طلبی معلمان وتنها تشکل اصلی آنان را مسئولان نشنیدهاند و یا این عدالت خواهی با سهل انگاریهای مکرر آنان روبهرو شده است که همین امر باعث وارد آمدن خسارات زیادی به جامعه دانش پژوه شده است. پایه گذاری ناهنجاری و بروز معضلات بیشمار اخلاقی و اجتماعی در کشور تا حدود زیادی به بیتوجهیهای مسئولین کشور نسبت به اهمیت آموزش و پرورش ونقش معلمان در آن باز میگردد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن تقدیر از همهی تلاشهای عدالت جویانهی کانون معلمان ایران در جریان سالهای اخیر وهزینههای فراوانی که فعالان صنفی-فرهنگی در راه بهبود وضعیت آموزشی کشور پرداختهاند یک بار دیگر حمایت کامل خود را از برنامهی اعتصاب روزهای6 ،7و 8 اردیبهشت ماه این کانون ومعلمان ابراز میدارد و از همهی دانش آموزان عزیز وخانوادههای گرامی آنها نیز میخواهد که این قشر فرهنگی را در این حرکت قانونی یاری دهند تا در تصحیح نقصهای ساختاری سیستم آموزش وپرورش و بالطبع آن ساختن آیندهیی بهتر برای کشور سهیم شوند و در همان حال این مجموعه به مسئولان اجرایی کشور نیز گوشزد میکند که بیش از این با بی توجهی و نقض مکرر قانون و برخوردهای پلیسی وامنیتی با معلمان از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی نکنند چرا که آنچه که در مطالبات و اعتراضات معلمان ایران مطرح میشود تنها اجرای قانون است که سیستم آموزشی و جامعه نیز از آن ذینفع خواهد بود، است.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
تهران – ششم اردیبهشت ماه 1388
يكشنبه ، 6 ارديبهشت 1388 ، 11:22
١٢ کارگر در معدن باب نيزو به قتل رسيدند!
با کمال تاسف امروز يکشنبه ٣٠ فروردين حدود ساعت ١٠ صبح٬ ١٢ کارگر معدن باب نيزو کرمان بر اثر انفجار گاز به قتل رسيدند. جان باختن اين کارگران بدليل خفگى ناشى از گاز کربنيک اعلام شده است.
جهانگيرى مدیرعامل شرکت معادن ذغال سنگ کرمان عنوان کرده است که کارگران اين معدن براى شرکت خصوصى "دلتا ١٠٠٠" کار ميکنند و نظارت اين شرکت بعهده سازمان صنايع و معادن است. فعلا مدير عامل شرکت معادن مسئولیت را روى دوش سازمان صنایع کرمان انداخته است و لابد فردا اين شرکت در حمايت دولت اسلامى کارفرمایان مسئوليت را "به بى احتياطى کارگران" حواله خواهد کرد!
کارفرمایان و دولت اسلامى شان مسئول مستقيم قتل ١٢ معدنچى هستند. شرايط کار در باب نيزو وحشتناک است. اگر کارگران معدنچى از ايمنى لازم اين نوع کارهاى پرخطر برخوردار بودند٬ چنين اتفاقاتى ١٢ کارگر را قتل عام نميکرد. "حوادث" محيط کار يک دليل ساده دارد؛ سود سرمايه! کار بايد ارزان تر تمام شود و وسائل ايمنى هزينه دارد و سود را کمتر ميکند. لذا تامين سود بيشتر در گرو به قتلگاه فرستادن کارگران است.
نبايد اجازه داد کارفرماها و دولت مرتجع اسلامى شانه خود را از زير بار مسئوليت خالى کنند. هر چند هيچ اندازه از امکانات مادى نميتواند فقدان يک انسان را پر کند٬ اما تامين معيشت خانواده هائى که نان آورشان در تونل معدن به قتل رسيده است تماما بعهده مالکین شرکت مربوطه و دولت اسلامی است. همينطور کارگران باب نيزو بايد ادامه کار در شرايط کنونى را نپذيرند و ضرورى است کار را تا تامين ايمنى لازم متوقف کنند. بايد تلاش کرد که مراسم درگذشت کارگران جان باخته باشکوه و با شرکت گسترده کارگران و مردم آزاديخواه برگزار شود.
حزب٬ سوسیال دمکرات ایران جان باختن ١٢ کارگر معدن باب نيزو را به اعضاى خانواده محترمشان٬ کارگران معدن باب نيزو٬ و طبقه کارگر ايران صميمانه تسليت ميگويد.
مرگ بر حکومت اسلامى!
تقویت اتحادیه های کارگری و بسیج کارگران برای احقاق حقوق آنها در مقابل کارفرمایان گام ای محوری.
حزب سوسیال دمکرات ایران
20.04.2009
عسلويه؛ مبارزه براى افزايش دستمزد ... اخبارى از پالايشگاه اصفهان
گزارشی از فازهای يک تا پنج
عسلويه نماى تمام قد بردگى است. اردوى کار شاق است. آفتاب سوزان و هواى آلوده و بى امکاناتى همراه هم جهنمى ساخته اند. دراين جهنم کارگران جان ميکنند٬ عرق ميريزند٬ از فرط خستگى دچار "حادثه" ميشوند٬ تبعيدى هستند٬ بعضا سال به سال خانواده شان را نميبينند٬ و در زمزمه اى از نفرت و عصبانيت براى سرمايه داران سود توليد ميکنند.
عسلویه معروف است به "انتهای دنیا"٬ اما٬ در انتهای سال 87 به یک قطب مهم صنعتی تبدیل شده است. از کمپانيها و سرمايه داران آلمانی و هلندی و سوئدی تا ژاپنی و چینی و "وطنى" مدام در مذاکره اند تا قراردادى چرب را در این قطب صنعتی قاپ بزنند و سهمشان را از سود میلیاردی روزانه ببرند. نه آن جهنم و آخر دنيا٬ و نه اين اين سودهاى نجومى٬ هيچکدام بدون يکديگر معنا ندارند. سرمايه دارى بايد اين بردگى قرن بيست و يکمى را سازمان دهد تا اين سودها حاصل شود.
اما يک وجه ديگر تصوير اين اردوى بردگى مبارزه بردگان مزدى است. در دو سال گذشته٬ و به همراه تکميل شدن و به توليد افتادن فازهاى عسلويه٬ مبارزه کارگرى در اشکال مختلف وجود داشته و در مواردى پيروزيهاى درخشان حاصل کرده است. مبارزه براى مطالبات رفاهى و افزايش دستمزد و نوع قراردادها محورهاى اساسى مبارزه کارگران عسلويه بودند. در دو سال گذشته٬ کارگران در کنار دورى از خانواده و جنگ اعصاب روزانه براى دستشوئى رفتن و دوش گرفتن و نفس خوابيدن در بيغوله ها٬ در کنار تحريکات عقب مانده قومى که سرمايه داران و شرکتهاى پيمانى پيش ميبردند٬ مبارزه و کشمکش داشتند و موفق شدند برخى خواستهای برحق خود را به کارفرما و مدیران شرکتها و پیمانکاران تحمیل کنند. افزایش حقوق٬ کاهش ساعات کار٬ امکانات بهتر در سلف سرویسها و سرویسهای رفت و آمد بخشى از دستاوردها هستند. هنوز آب آشامیدنی این منطقه کاملا آلوده است. هنوز بخشی از کارگران در کانتینر ميخوابند. هنوز کارگران با بدترین شرایط در روستاهای اطراف اطاقی اجازه کردند و بعضا ده کارگر در یک اطاق با هم "زندگی" می کنند. کار شاق و طاقت فرسا اعتیاد را در میان بخشى از کارگران اشاعه داده است. تحمل شرایط زندگی و کاری برای کارگران دراين جهنم آسان نيست. با تمام معضلات اما اعتراضات کارگران مرتبا در جریان بوده است. گاها متحد و گاها پراکنده٬ اما مبارزات روزمره وجود داشته است .
تغييراتى در ساختار سازمان کار
سياست جمهورى اسلامى در روندى که خصوصى سازى نام گرفته است٬ اينبود که شرکتهاى واحد بزرگ را قطعه قطعه و از هم جدا کند. هر قطعه و يونيت صنعتى را به شرکتى يا چند شرکت پيمانکارى واگذار کند. نتيجه اين وضع اينبود که مثلا ديگر مجموعه ايران خودرو يا شرکت نفت و گاز و غيره٬ طرف مستقيم کارگران شرکت مربوطه نبود٬ بلکه کارگران با انواع پيمانکاران و با انواع قراردادها و شرايط متفاوت کارى روبرو بودند. درايندوران بود که قراردادهاى سفيد امضا و انواع سياستهاى وحشيانه و قديمى سرمايه دارى بار ديگر حاکم بر طبقه کارگر شد. مضاف بر تعرضى که اين وضعيت به معيشت کل طبقه کارگر صورت ميداد٬ ساختار طبقه کارگر را دچار بى شکلى و عدم ثبات ميکرد. کارگر هر چند ماه در گوشه اى و براى پيمانکارى کار ميکرد. دراين ميان انواع لاشخوران پيدا شدند که کارشان "جور کردن کار" و سر کيسه کردن کارگران بود. لاشخورانى که يک طرفش سرمايه داران و مديران شرکتها بودند و يک طرف برده داران جديد در هيئت شرکتهاى پيمانى. اما ضروريات سازمان توليد بناچار اشکال اداره و مديريت متناسب با خود را ديکته ميکند. اخیرا کارفرماها٬ دولت٬ مدیران شرکتها٬ و پیمانکاران طى تصمیمی روش متمرکزترى را برای سازماندهی این مجموعه صنعتى اتخاذ کردند. اين تصميم قرار است در کليه مراکز مهم کارگرى اجرا شود. بجاى سازماندهى کنونى و اشکال قراردادها و شرکتهاى متنوع در هر فاز٬ قرار است بخشهای مشابه کل فازها را به شرکتهائی واحد بسپارند. يعنى مثلا مجموعه برقکاران فازها با يک شرکت طرف باشند٬ تعمیرکاران همه فازها با يک شرکت طرف باشند و به همين ترتيب مجموعه کارگران مورد نياز فازهاى مختلف در رشته هاى مختلف٬ با شرکتهاى معينى روبرو باشند. در باره اين سازماندهی جدید کار بايد بعدتر جداگانه حرف زد. اين اقدام هم به نفع کارگران است و هم مشکلاتى را ايجاد ميکند.
نظام حقوقى پيشنهادى کارگران
بالاخره دراينروزها٬ که در عسلویه آخر دنيا دیگر چشم چشم را نمی بیند٬ گرمای شدید و بوی بد انواع مواد شیميائی و ترس از سرطان فضا را خفه کرده است٬ کارگران گام بزرگى برداشتند. بدنبال تصميم سازماندهى مجدد کار توسط دولت و سرمايه داران٬ کارگران نيز در باره سيستم حقوقها در فازهاى مختلف حرف خود را زدند. کارگران نظام حقوقى مورد نظر خود را پيشنهاد کردند. کارگران طی نامه ای که در فازهاى يک تا پنج امضا شده است٬ اعلام کردند که حقوقها بايد به شرح زیر باشد:
کارگران در پنج فاز متن نامه را با قيد این حقوقها امضا کردند و مدیریت و کارفرما را در جریان قرار داده بودند. سکوت پر معنای کارفرما و مدیران شرکتها نشان ميداد که بد جورى گير کردند. در مقابل پیگیری کارگران که بالاخره خواستهای ما مبنی بر افزایش دستمزد چه شد٬ پاسخی ندادند و صرفا وعده دادند که آخر سال بررسی میشود.
روز شنبه ١۴ مارس برابر با ٢۴ اسفند ماه٬ مديران و کارفرماها طی جلسه ای با کارگران 5 فاز عسلویه اعلام کردند که "با شرایط جدید قرارداد خواهند بست". شرایط جديد اولين شرکت جدید که اسمش "نطن" است٬ اينست که؛ حقوق کارگران 274500 تومان است. مدت قراردادها نیز یکماهه است. حق اخراج کارگران توسط شرکت پیمانکاری بدون قید و شرط است!؟
کارگران تحمل نکردند که به بقیه شرایط گوش کنند و بیرون آمدند. کارگران اعلام کردند این بربریت مدرن است و ما هیچ کدام هیچ قراردادی را امضا نخواهیم کرد. لازم به ذکر است که حقوق پایه ای کارگران این بخش بین 450 تا 550 هزارتومان بوده است. کارفرما و مدیران شرکت جدید تلاش می کنند به بهانه های مختلف سر کارگران شیره بمالند. از جمله به کارگران گفتند که ما قراردادها را در شهرهای دیگر با شما میبنیدم. مثلا قراردادها در مشهد بسته شود٬ چون به همين دليل چیزی به حقوق شما اضافه میشود. یا اینکه بخاطر بدی هوا و اضافه کاری و حق شیف و غیره٬ که همه حق مسلم کارگران است٬ حقوق شما افزایش خواهد یافت! کارگران تاکنون هیچ کدام از اين شرایط را قبول نکردند و اعلام کردند ما اشل حقوقی خودمان را قبلا اعلام کردیم و با این شرایط حاضر نیستیم کار کنیم.
لازم به ذکر است بخش زیادی از کارگران اعلام کردند حداقل دستمزدهاى اعلام شده یعنی تعرض صریح و آشکار به سطح معیشتی طبقه کارگر ایران و ما خود را برای این جنگ نابرابر آماده میکنیم. کارگران فازهای 1 تا 5 هیچ کدام قرادادها را امضا نکردند.
کارگران عسلويه!
اقدام متحد و حرکت بموقع شما همزمان با تغييراتى که مديران و کارفرماها و دولت مشغول آنند٬ بشدت هشيارانه و قابل حمايت وسيع است. کارگران مراکز مهم کارگرى بايد اين الگو را در مقابل سيستم جديد بگذارند. اين راه واقعى تر سازماندادن يک جنبش وسيع براى افزايش دستمزدهاست. نکته اساسى مثل هميشه اينست که بايد کارگران اتحادشان را نگه دارند و تقويت کنند تا اين حرکت به نتيجه برسد.
سرمايه داران نيازمند سازماندهى دقيق تر و متمرکزتر کار و توليد اند و بناچار در هيئت واحدترى با کارگران روبرو ميشوند. اين در قياس روبرو بودن با ده شرکت در چند فاز يک مجموعه صنعتى بسيار بهتر است. درعين حال تلاششان اينست که از همان ابتدا از قعر دره شروع کنند و همان شرايط سابق و چه بسا بدتر را تحميل کنند. تمام مسئله اينست که بدون پذيرش کارگران اين خواب و خيالها ممکن نيست. و اگر کارگران متحدانه نپذيرند٬ آنوقت همه چيز عوض ميشود. داشتن يک قطبنما و چهارچوب واحد که منفعت واحد کارگرى را نمايندگى کند٬ يک شرط مهم پيشروى است. شما با ارائه نظام حقوقى حرف تان را زده ايد. نيرويتان را متحد و فشرده نگهداريد و براى تحقق خواست تان تلاش کنيد.
حزب٬ از مبارزه وسيع کارگران عسلويه براى افزايش دستمزدها قويا حمايت ميکند و کارگران سراسر کشور را به حمايت از اين مبارزه فراميخواند. زنده باد جنبش افزايش دستمزدها٬ زنده باد کارگران عسلويه!
18 مارس 2009 – 27 اسفند 1378
------------------
اخبارى از پالايشگاه اصفهان
ترس رژيم از اعتصابات کارگرى
بنا به خبر دريافتى٬ هفته گذشته تمامی مدیران و مسئولین پالایشگاه اصفهان جهت نشستى به تهران فراخوانده شده اند. دراين نشست از جمله پیرامون مسئله حقوقها و اعتراضات اخیر در پالایشگاه به مسئولین هشدار داده شده که مهار این مرکز مهم کارگری از دستشان خارج نشود.
لازم به ذکر است که کارگران بخشهاى مختلف در پالایشگاه اصفهان٬ که عمدتا قراردادى هستند٬ نگران عدم تمدید قراردادها هستند. همينطور اين کارگران با بحثهاى پيرامون تعيین حداقل دستمزد نگران تعرض به حقوقهاى ناچيزشان هستند.
و يک نکته قابل توجه اينست که در روزهای اخیر در اکثر مراکز مهم کارگری٬ عوامل رژیم فعاليتهاى مربوط به نمایش انتخابات را شروع کردند. گزارشات دريافتى از بى توجهى کارگران سخن ميگويند. در راس فعاليتهاى مربوط به مضحکه انتخاباتی رژيم خانه کارگر و امثال محجوب و صالحى قرار دارند.
نيروهاى امنيتى رژيم تاکنون هر کارى از دست شان آمده انجام داده اند و بعيد است بتوان با هشدار امنيتى و اخراج و وعده "انتخاباتى" کارگر را ساکت نگهداشت. شکم گرسنه و اجاره خانه عقب افتاده و کودک بيمار و حقوق عقب افتاده که اين حرفها سرش نميشود. اگر حقوق کارگران را ندهيد٬ اگر به سياست سرکوب و روال پادگانى محيط کار ادامه دهيد٬ اگر با زبان چماق و پرونده سازى با فعال کارگرى صحبت کنيد٬ اعتصاب و اعتراض در مهمترين مراکز کارگرى خوابتان را به کابوس تبديل ميکند. اين را کاملا مطمئن باشيد.
مرگ بر جمهورى اسلامى
18 مارس 2009 – 27 اسفند 1378
اخراج دو هزار تن از کارگران لوله سازی اهواز
صبح امروز پنجشنبه مورخ 22/12/87 مدیریت کارخانه لوله سازی اهواز اقدام به اخراج دو هزار تن از کارگران پیمانی لوله سازی اهواز نمود.
این اقدام در حالی صورت می گیرد که کمتر از یک هفته به اغاز سال نو زمان باقی است و کارگران هنوز 2 ماه از حقوق خود را دریافت ننموده اند ، مدیر عامل این شرکت ماه پیش اعلام کرده بود اگر پروژه ای برای کارخانه تعریف نشود دست به تعدیل نیرو خواهد زد .
کسرا علاسوند
واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
پنجشنبه ، 22 اسفند 1387 ، 14:12
تجمع کارگران کشت وصنعت کارون مقابل مجلس
روز یک شنبه کارگران شرکت کشت وصنعت کارون برای دومین روز متوالی مقابل مجلس تجمع کردند. آنها خواستار پرداخت حق بیمه کامل وسنوات کارگری در فصول بیکاری شدند.
کارگران در تجمع روز شنبه خود در نامه ای خطاب به رییس مجلس نوشتند: کار نی بری سیاه جزو سخت ترین و زیان آورترین کار در سطح کشور است و مشکلات اصلی ما در فصل بیکاری، حساب نکردن حق بیمه وسنوات کارگران است، چرا که ما نیز همچون کارمندان آموزش و پرورش به علت نبود کار در شرکت دو یا سه ماه در سال بیکار هستیم، ولی نه حقوق ونه مزایا و نه حق بیمه داریم.
به گفته این کارگران، فصل کار آنان از اول برداشت تا پایان برداشت ادامه داشته و پس از شش تا هشت ماهی که کار می کنند، مابقی ماه های سال هیچ حقوق ومزایایی دریافت نمی کنند، طوری که در ماه های بیکاری تسهیلاتی دریافت نمی کنیم وفقط بیمه درمانی داریم ومابقی مزایا حذف می شود. آنها اعلام کردند قراردادهای کاریشان به صورت فصلی بوده وحق بیمه واریزی آنان هم به همین صورت است. 11.03.2009
منبع: روزنامه کار وکارگر
مسمومیت شدید کارگران معدن آق دره تیکان تپه
دوازده تن از کارگران اخراجی معدن آق دره شهرستان تیکان تپه(تکاب) که در اثر استشمام بخار جیوه به شدت مسموم و از کار اخراج شده بودند به اداره کار این شهر شکایت کردند.
به گزارش خبرنگار ما از تیکان تپه این افراد که در اطاق طلای شركت پويازركان مشغول به کار بوده اند در اثر استشمام بخار جیوه مسموم شده اند و صاحب کارخانه اقدام به اخراج این کارگران بدون هیچگونه حقوق و مزایایی نموده است.
به گفته کارگران ٬آنها فاقد هرگونه امنیت جسمی هنگام کار می باشند و کارخانه فاقد تجهیزات لازم جهت تصفیه ماده باطله می باشد که باعث آلودگی منابع آبهای زیر زمینی منطقه گشته است.
کارگران می افزایند:«آمار توليد اين معدن در آمار كلي توليد طلاي كشور ذكر نميشود و مسوولان روي آن نظارتي ندارند».
به گفته کارشناسان، برف و باراني كه روي ماده باطله اين معدن ميريزد، به همراه سم آرسنيك به داخل زمين نفوذ كرده و آبهاي زير زميني را نيز آلوده ميكند.
پیش از این مسئولین این معدن با فرا رسیدن فصل زمستان، اقدام به اخراج فصلی 300 تن از کارگران ترک معدن نموده بودند.چندی پیش نیزخبرگزاری ایسنا از ایجادمشکلات عدیده زیست محیطی در اثر فعالیت این معدن خبر داده بود.
گفتنی است که در آمد سالیانه این معدن ۵۵ میلیارد تومان معادل ۶۰ میلیون دلار می باشد که حتی یک درصد از درآمد حاصله جهت آبادانی این منطقه ترک نشین هزینه نمی شود.
650-2009
دو شنبه 9 مارس 2009, بوسيله ى شيوا10.03.2009
مدیر کارخانه لوله سازی اهواز از احتمال تعدیل و اخراج نیرو گفت
صبح روز گذشته مورخه 30بهمن ماه، مدیریت کارخانه لوله سازی اهواز در سالن آمفی تئاتر این کارخانه در دیدار با بیش از 700 تن از کارگران و مسئولین این کارخانه برای پاسخ به سئولات کارگران حاضر شد .
در این جلسه، آقایان عباسی نیل دار و کراعی نمایندگان کارگران در پرسش از مدیر عامل خواستار پاسخ صریح وی در خصوص علت ورشکستگی کارخانه، دلیل پرداخت نشدن حقوق معوقه با وجود سود دهی کارخانه در سال گذشته و سالهای قبل از آن، بیکارشدن کارگران (از دو هفته پیش)، مشخص شدن نام سهام داران شرکت و میزان سهام انها، برداشتن واسطه های کار، آزاد گذاشتن نمایندگان کارگری برای پیگیری و مراجعه به مراجع عالی رتبه کشوری و طرح مشکلات کارگران و پی گیری آن و ایجاد امنیت شغلی برای پرسنل این شرکت شدند
محمد تقی سلیمانی اشتیانی مدیریت این کارخانه، بعد از یک ساعت و نیم بحث وگفتوگو با کارگران به برخی از سوالات آنان به صورت کلی پاسخ گفت و در پایان جلسه بعد از اصرار مکرر کارگران که آیا تعدیل نیرو در دستور کار قرار دارد گفت : اگر طرح و یا پروژه ای برای کارخانه تعریف نشود بی شک مدیریت به تعدیل نیرو و اخراج کارگران دست خواهد زد که این گفته وی در پایان دو ساعت بحث با کارگران باعث تشنج در جلسه گردید. مدیریت کارخانه بدون نتایج مشخصی جلسه را در ساعت 12:20 پایان یافته خواند و سالن را ترک گفت .20.02.2009 پنجشنبه ، 1 اسفند 1387 ، 11:20
.
گزارشی از وضعیت کارگران لوله سازی اهواز
رژیم جنایتکار اسلامی که ید طویل در تارج دادن ثروت های مردم ایران دارد و منافع قدرت های استعماری در ایران را تأمین میکند،نه تنها ایجاد فرصت های شغلی نمیکند بلکه آنچه مربوط به تأسیسات واحد های تولیدی صنایع مادر و کلیدی از دوران شاه بوده است را به نفع قدرت های استعمار و انحصارات جهانی و ضنایع آنها تخریب و به ورشکستگی تمام اعیار کشید است .حاصل این سیاست خائنانه بیکاری و فقر برای کارگران و زحمتکشان کشورمان بوده است و این روند با سرعتی غیر قابل تصور به پیش میرود.دزدان و جنایتکاران در حکومت در طول صدارت اسلامی خود در ایران برای مردم ایران جز جنگ، بیکاری ،فقر و فحشاء و تهی دستی همه جانبه شکنجه،تجاوز و قتل پیامی نداشتند و از حکومت آنها حاصل جز تخریب متصور نبوده است .حال متاسفانه کارگران لوله سازی اهواز دست مساعدت و کمک به رژیمی دراز میکنند که کارش تخریب و از میان بردن ضنایع ایران است.برای جلوگیری از تخریب موئسسات تولیدی ،کارگران و زحمتکشان ایران راهی جز براندازی رژیم دزد و جنایتکار اسلامی ندارند.ایران نیاز به حکومتی دارد که ملی و میهنی و غیر ایدولوژیکی بوده و برآمدی از آرای آزاد، و دمکراتیک مردم ایران باشد .چنین حکومتی نمیتواند مثل رژیم اسلامی دست نشانده استعمار قدرت های جهانی بوده و گام بگام مردم ایران را از هستی ساقط کند .راه نجات مردم ایران فقط در براندازی یک پارچه رژیم دزدان و جنایتکاران اسلامی است. انتصابات فرمایشی دزدان و جنایتکاران در چند وقت آینده را مردم ایران به ویژه کارگران و زحمتکشان باید تحریم کنند.هر یک روز وجود ننگبار رژیم مافیائی اسلامی خلاف منافع و مصالح مردم ایران است.حزب سوسیال دمکرات ایران
کارخانه لوله سازی اهواز با بیش از 2600 نفر کارگر (2000 نفرکارگر پیمانی و بیش از 600 نفر کارگر رسمی) مشغول به کار است . این واحد تولیدی که بزرگ ترین واحد تولیدی لوله در خاور میانه است تولید کننده یکی از کالاهای استراتزیک لوله نفت و گاز است که از چندی است با مشکلاتی رو به رو شده است .
در اعتراض روز دو شنبه 21 بهمن بیش از یک هزار نفر از کارگران این شرکت دست به راهپیمایی مسالمت امیزی از درب کارخانه تا استانداری خوزستان زدند . در این راهپیمایی که در نهایت نظم انجام شد کارگران خواهان پرداخت شدن حقوق معوقه شان حذف واسطه های کار و ایجاد امنیت شغلی شدند .
قابل ذکر است این اولین اعتراض کارگران نبوده و پیش از این چندین بار برای رساندن پیامشان به گوش مسئولین شرکت دست به تجمع زدند که هر بار با وعده هایی که هرگز بدان عمل نشد رو به رو شدند . زمانی که هیات دولت به خوزستان سفر کرد بیش از 600 نفر از کارگران لوله سازی دست به تجمع در مقابل درب استانداری خوزستان زده و اعتراض خودشان را برای اولین بار بیرون از کارخانه به گوش مسئولین رساندند که با حضور نمایندگان کارگران در استانداری و دیدار با جناب اقای سعیدلو معاون محترم اجرایی ریس جمهور خواسته هایشان را مطرح و دستور صریح ایشان مبنی بر نگهداشت نیروی انسانی و اقدام فوری مسولین استانی برای رفع مشکلات کارگران را در پی داشت .
با گذشت یک هفته و دریافت کردن نامه ای مبنی بر مراجعه و پی گیری نمایندگان کارگری در استانداری و اقدام انان شعله های امید در دل کارگران روشن اما بعد از مراجعه به استانداری و سپس فرمانداری برنامه و بودجه و سپس دفتر سیاسی امنیتی استانداری تمام امید ها به یاس تبدیل شد و باز، غیر از برگزاری اجتماع در درون سالن اجتماعات کارخانه و درخواست ملاقات با مدیران شرکت راهی دیگر در پیش روی کارگران نبود .
با بی اعتنایی مدیران کارخانه کارگران شرکت بار دیگر در ساعت 10 صبح روز دوشنبه 21 بهمن ماه خواستاه های خود را تکرار کردند اما چون باز گوش شنوا نیافتند در ساعت 3.30 از درب کارخانه به سوی استانداری برای بار دوم دست به راه پیمایی در بیرون از محوطه کارخانه زدند . با اجتماع بیش از 1100نفر در جلوی درب بسته استانداری و بیان خواسته هایشان و با فراخواندن نمایندگان کارگری از سوی استانداری، جلسه ای با حضور فرماندار، دو تن از مسئولین کارخانه، یکی از فرماندهان نیروی انتظامی، سه تن از نمایندگان استانداری برگزار شد . در پایان جلسه و با حضور اقای سودانی نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی و ایراد سخنرانی ایشان در میان کارگران وعده داده شد که به خواسته های انها رسیدگی خواهد شد " این در حالی است که کارگران بیش از سه ساعت را بر روی زمین سرد روبروی درب استانداری نشسته بودند " .
عباسی نماینده کارگران لوله سازی اهوا به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گفت : سال گذشته قرار داد تمامی پرسنل را حتی بدون یک روز تاخیر به آنان ابلاغ می کردند . اما در سال جاری از تاریخ 87/1/1 تا 87/1/24 بدون قرار داد بر سر کار خود حاضر شدیم این در حالی بود که هر ساله قراردادهایمان به مدت شش ماه و یا یک ساله تمدید می شد اما در سال جاری قرار دادها به صورت ماهانه تمدید میشد . از چهار ماه پیش شیفت ها از 4 شیفت گرم به سه شیفت گرم و یک شیفت سرد و از ماه گذشته سه شیفت گرم به دو شیفت گرم و یک شیفت سرد تبدیل شده است . که این کار خود جای سوال دارد به این دلیل که اگر مسولین کارخانه اعلام کنند که به اخراج نیرو دست خواهند زد و با اعتراض ما رو برو شوند و از مسولین شخص یا اشخاصی فرستاده شوند تا موضوع را پی گیری کنند خواهند دید نیروی انسانی ناکار آمد بسیاری در کارخانه وجود دارد و این امر اخراج نیرو ها را عملا مصونیت می بخشد .
از هفته گذشته کار کارخانه را به حالت تعلیغ در اورده اند و وقتی به مدیریت مراجعه کردیم تا تاریخ راه اندازی کارخانه را جویا شویم مدیریت تاریخ بازگشت را نا معلوم اعلام نمود که این خود نیز بی سابقه و جای بسی تامل دارد .
حقوق پرسنل به صورت نامنظم پرداخت میشود و روز" 21 بهمن" تازه حقوق برج نه به ما پرداخت شد . پرداخت حقوق از سوی پیمانکار (( واسطه )) انجام میشود که مبلغ هفتصد هزار تومان بابت هر کارگر از کارخانه دریافت و زیر سیصد هزار تومان به ما پرداخت میکند . کار پیمانکار در شرکت فقط پرداخت حقوق حق بیمه مالیات و تحویل لوازم ایمنی است و اخراج، استخدام،ایاب و ذهاب و... با خود شرکت است . یعنی وقتی که یکی از پرسنل می خواهد به استخدام برود باید از مدیران اجازه بگیرد و نه از پیمانکار . پس در نتیجه واسطه ها جز دریافت حق کارگر به نفع خود کاری نمی کنند و جالب این که بدانید برخی از پیمانکاران شرکت دارای سابقه بیش از هفت سال هستند که این در نوع خود کم نظیر و یا حتی در مواردی بی نظیر است که باز هم جای بسی سوال را در این جا به جای میگذارد .
مسولین کارخانه اعلام میدارند که کارخانه تولیدی نخواهد داشت چون پروژه ای برایشان تعریف نشده است خوب اگر این را هم قبول کنیم چگونه است کارخانه ای که یکی از بزرگترین کارخانه های تولیدی در ایران است و جزو پر سود ترین آنهاست بعد از این همه سال تولید و فقط با وجود کمتر از یک سال رکود اقتصادی دچار چنین ضعف اقتصادی شده است که می خواهد بیش از 2600 نفر پرسنل خود را از کار بی کار کند؟؟؟ مسولین کارخانه می گویند که فروشی از سوی کارخانه نیست اما لوله دستمال نیست که بشود ان را تا کرد و به بیرون از کارخانه برد و در ضمن همه کارگران هم که نا بینا نیستند تا نبینند هر روزه مقدار زیادی لوله از شرکت بارگیری و به بیرون از شرکت انتقال داده می شود دلیل این نا بسامانی ها در چیست ؟ و مهمتر از همه پاسخ دهنده به این پرسش ها کیست ؟ تکلیف 2700 کارگر چیست ؟؟؟ از همه و همه بگذریم در نهایت کارخانه از آن کیست ؟؟؟
ما جز امنیت شغلی، پرداخت به موقع حقوق، برداشتن واسطه ها "شرکت های خدماتی نیروی انسانی"، منظم شدن قراردادهایمان و راه اندازی مجدد کارخانه چیزی نمی خواهیم و تلاش داریم تا از حقوق خودمان و ثروت ملی مان دفاع کنیم .
کسرا علاسوند
واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
چهارشنبه ، 30 بهمن 1387 ، 16:39 18.02.2009
ایران خودرو؛
موفقيت اعتراض کارگران ایتکوپرس!
بنا به خبر دريافتى٬ سرانجام روز چهارشنبه 16/11/87 پس از حدود دو هفته پیگیری و اعتراض مداوم 1700 کارگر سایتهای یک و دو ایتکوپرس٬ مبالغ دستمزد و اضافه کاری کارگران مربوط به دیماه گذشته که مبلغی بیش از 550 میلیون تومان بود به حساب کارگران واریز شد. کارگران اعلام کرده بودند در صورت عدم دریافت دستمزدهایشان کار را تعطیل و دست به اعتصاب خواهند زد.
يک مسئله ديگر در ايتکوپرس بن هاى پرداخت نشده است. 1700 نفر کارگران سایت یک و دو ایتکوپرس بن های خواروبار خود را به مدت 4 ماه؛ مربوط به ماههای مهر، آبان، آذر و دیماه 87 را دریافت ننموده اند. قبل ازاین هر ماهه مبلغ 30 هزار تومان بابت بن تهیه خواروبار به حساب کارگران واریز می شد. بنا به گفته یکی از مسئولین مالی ایران خودرو بن های 4 ماهه پرداخت نشده کارگران سایت یک و دو ایتکوپرس مبلغی بیش از 200 میلیون تومان است که تا این لحظه مسئولین ایران خودرو آن را بالا کشیده اند. این در شرایطی است که تاخیر در پرداخت دستمزدها، افزایش فشار و شدت کار و تحمیل انواع بیحقوقی٬ کارگران و خانواده هایشان را در محاصره فشارهای روزافزون مالی و فقر و گرسنگی بیشتر قرار داده است.
کارفرمايان ايران خودرو با اتکا به گرو گرفتن معيشت کارگران و دزديدن نان سفره خالى شان و همينطور اخراج مرتب کارگران قديمى تلاش دارند کارگران را به سکوت بکشانند و آنها را برده وار و با شرايط کار پادگانى در خدمت سود سرمايه شبانه روز بکار گيرند. تعویق 15 روزه پرداخت دستمزدهای دیماه، تنزل کیفیت غذای روزانه کارگران، قطع بن های خواروباری که قبلا ماهیانه به کارگران پرداخت ميشد٬ و همچنین افزایش شدت کار کارگران سایتهای یک و دو ایتکو که قبلا در هر ساعت هر دو نفر 60 قطعه پرسى تحویل می دادند و حالا بایستی همین دو نفر در هر ساعت 300 قطعه کار تحویل دهند٬ همه تلاشهائى براى تشديد استثمار و به بند کشيدن تمام عيار کارگران است. این سیاستهای ضد کارگری توسط دادفر مدیر ایتکو پرس و بلورى مدير توليد و مهندسين مزدورشان پيش برده ميشود. کسانى که بقول کارگران از صبح تا شب مشغول دزدی و اختلاس اند. با اينحال اعتراض متحد کارگران از دادفر تا بلورى و ديگران را دست پاچه کرده بود. بلوری مدیر تولید و مزدور منفور سرمايه دراينروزها که از خشم و اعتراض کارگران بشدت ترسیده بود٬ مرتب به کارگران وعده ميداد و تقصيرعدم پرداخت بموقع دستمزد دیماه کارگران را به گردن شرکت ساپکو می انداخت که طلبهایشان را بموقع نداده است!
عليرغم مانورهاى نخ نماى حضرات٬ کارگران با اعتراض جمعى موفق شدند که حقوق پرداخت نشده شان را بگيرند و کارفرماها را وادار به عقب نشينى کردند. کارگران از تلاش جمعى و موفقيت خود خوشحالند و خبر واریز شدن دستمزدهای ناچیزشان در سالنهای تولید دهان به دهان می چرخد.
سایت یک و دو ایتکو پرس از مجموعه های پرسی مهم ایران خودرو است که در این دو مرکز بیش از 1700 نفر کارگر قراردادی سفید امضا با دستمزدهای پايه 219 هزار تومانی در شیفتهای سنگین و فشرده شبانه روزی مشغول به کارند.
حزب٬ موفقيت کارگران ايتکوپرس را در گرفتن گوشه ناچيزى از حقوق حقه خود از حلقوم اين سرمايه داران دزد تبريک ميگويد و کارگران را به تقويت اتحاد و مبارزه هماهنگ براى نقد کردن بن هاى عقب افتاده و ديگر خواستهاى پايه اى که سنتا در اعترضات و اعتصابات ايران خودرو طرح شده است دعوت ميکند. زنده باد کارگران ايران خودرو!
مرگ بر جمهورى اسلامى!
بر قرار باد همبستگی کارگران ایران
حزب سوسیال دمکرات ایران
٢١ بهمن ١٣٨٧ – ٩ فوريه ٢٠٠٩
اعتراض کارگران شرکت نساجی خامنه
صبح روز گذشته 150 نفر از کارگران شرکت نساجی خامنه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و برای جلوگیری از فروش قطعات ولوازم شرکت جلوی درب وردوی کارخانه تجمع کردند.
بر اساس گفته ی فعالان کارگری در نساجی خامنه، مدیران شرکت برای پرداخت حقوق پرسنل دفتر مرکزی تصمیم به فروش برخی از قطعات یدکی کارخانه گرفتند، این اقدام باعث افزایش نارضایتی کارگران گردید و منجر به درگیریهایی بین نمایندگان مدیر عامل و کارگران شد.
کارگران معترض پس از تجمع شروع به راهپیمایی به سمت اداره کار شهرستان شبستر کرده و حدود یک ساعت در اداره ی کار این شهرستان تجمع کردند.
گفته می شود در تاریخ 1/9/1387 هیات مدیره نساجی مذکور، تمامی کارگران را اخراج کرده بود که با شکایت کارگران در شعبه 10 هیات تشخیص حکم بازگشت به کار کارگران صادر شد، حکم صادره موجب نارضایتی و اعتراض مدیران شرکت گشت و قرار است در تاریخ 2/11/1387 پرونده ی کارگران در هیات حل اختلاف تبریز بررسی شود. کارگران اعلام کردند در روز برگزاری دادگاه به همراه خانواده هایشان در هیات حل اختلاف حضور پیدا می کنند.
لازم به ذکر است کارگران نساجی خامنه 19 ماه حقوق دریافت نکرده اند و از تاریخ 1/9/1387 تا به اکنون کارگران تجمعات زیادی را در مقابل ادارات گوناگون برگزار کردند.
عليه دستگيرى فعالين کارگران متحدانه بميدان بيائيم!
بنا به خبر سنديکاى شرکت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه٬ ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا امروز شنبه ٧ آذرماه ساعت ١٤ توسط مامورین لباس شخصی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد. تاکنون از مکان نگهداری ابراهیم مددی هیچ گونه اطلاعی در دست نيست. روز ٢ ديماه بيژن اميرى کارگر ايران خودرو توسط حراست کارخانه دستگير و تحويل نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى داده شد. شب همان روز محسن حكیمی که براى ديدار خانوادگى به منزل بيژن اميرى رفته بود توسط نيروهاى لباس شخصى دستگير شد. بيژن اميرى و محسن حکیمی را به بند ٢٠٩ اوین منتقل کردند. همينطور بنا به خبر "انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران" روز ٣ دیماه بختیار رحیمی توسط نيروهاى اطلاعاتى دستگير شد. يکروز بعد يعنى ٤ دیماه نيروهاى امنيتى به منزل پدرام نصرالهی هجوم ميبرند و او را بازدداشت و همراه خود ميبرند.
جمهورى اسلامى دور جديدى از دستگيرى٬ اعمال فشار٬ احضار و پرونده سازى براى فعالين کارگرى را شروع کرده است. رژيم اسلامى سرمايه داران از سوئى با تحميل فقر و فلاکت و بيکارى طبقه کارگر را به نيستى سوق ميدهد و از سوى ديگر تلاش دارد با دستگيرى فعالين کارگرى و ايجاد فضاى ارعاب مانع گسترش اعتراضات کارگرى شود.
حزب سوسیال دمکرات ایران دستگيرى و احضار فعالين کارگرى را قویا محكوم میكند. اين سياست جمهورى اسلامى را بايد با شکست مواجه کرد. ضرورى است در داخل و خارج اعمال فشار متقابل به رژيم اسلامى را با خواست آزادى فورى و بيقيد و شرط فعالين کارگرى و کليه زندانيان سياسى متحدانه پيش برد. رژيم ضد کارگر جمهورى اسلامى با اين تلاشها نميتواند در مقابل سير رو به رشد اعتراضات کارگرى بايستد.
کارگر زندانى٬ زندانى سياسى آزاد بايد گردد!
مرگ بر جمهورى اسلامى!
۶ ديماه ١٣٧٨ – ٢۶ دسامبر ٢٠٠٨
کارگران لاستیک البرز دو ماه از دستمزدهای معوقه خود را دریافت کردند
پس از ماهها کشمکش و تجمعات کارگران لاستیک البرز و بدنبال دو روز تجمع پی در پی آنان در مورخه های بیست و چهار و بیست و پنج آذر ماه، روز پنج شنبه 28/9/87 کارتهای اعتباری برای دریافت دو ماه از دستمزدهای این کارگران بین آنان توزیع شد.
به کارگران لاستیک البرز پس از توزیع کارتها اعلام شده بود این کارتها از ساعت 30/22 شب شارژ خواهد شد به همین دلیل تا ساعت 2 بامداد روز جمعه ، جمع زیادی از این کارگران که بعضا به همراه خانواده هایشان بودند در خیابانها به باجه های بانکها جهت دریافت پول مراجعه میکردند. اما این کارتها شارژ نشده بودند و کارگران نومیدانه به منازل خود بازگشتند.
کارگران لاستیک البرز از صبح روز جمعه نیز به طور مرتب باجه های بانکها را برای دریافت دستمزدهایشان چک میکردند تا اینکه در ساعت 14 ظهر این کارتها شارژ شدند و آنان توانستند حدود دو ماه از دستمزدهای معوقه خود را دریافت کنند. لازم به یاد آوری است این دستمزدها حدود 8 درصد از کل دو ماه مبلغ دستمزد کارگران کمتر است.
کارگران لاستیک البرز هم اکنون 5 ماه از دستمزدهای خود را طلبکارند و قرار است روز جاری هیئت حمایت از صنایع به همراه هیئتی از قوه قضائیه و نیروی انتظامی وارد کارخانه شوند و کارخانه را تحویل بگیرند.
به کارگران لاستیک البرز وعده داده شده است پس از انتخاب هیئت مدیره و مدیر عامل کارخانه توسط این هیئت، مشکلات این کارگران بتدریج حل خواهد شد.
شنبه, 20 December 2008 04:51
کارگران لوله سازی اهواز در اعتراض به رئیس باندهای جنایتکار و دزد حکومت اسلامی احمدی نژاد تجمع کردند
از ساعت ۱۵ روز جاری بیش از ۱۰۰۰ نفر از کارگران شرکت لوله سازی اهوز در شرایطی که احمدی نژاد در این استان میباشد در اعتراض به سیاستهای غلط دولت روبروی استانداری خوزستان دست به تجمع زدند.
کارگران معترض مسیر ۵ کیلومتری کارخانه تا استانداری را با پای پیاده به دلیل عدم حمایت مدیران شرکت در به اختیار گذاشتن وسائل نقلیه پیمودند. این کارگران در حین راهپیمایی شعار معیشت "زندگی حق مسلم ماست را فریاد میزدند"
به گفته ی فعالین کارگری در این شرکت ،بخشنامه ی اخراج کلیه ی کارگران لوله سازی که حدود ۴۰۰۰ کارگر می باشند از سوی هیات دولت صادر شده و در تاریخ ۵ دیماه ۵۰ در صد از کارگران اخراج می شوند. در این بخشنامه آماده است به دلیل عدم بازدهی اقتصادی لوله سازی اهواز مابقی کارگران میبایست تا قبل از پایان سال 1387 تسویه حساب شوند.
به همین دلیل کارگران لوله سازی با توجه به سفر احمدی نژاد به استان خوزستان برای نشان دادن اعتراض خود به تصمیم دولت دست به این تجمع زدند که به دلیل تعداد زیاد کارگران ،ریاست جمهوری نماینده خود به نام دادخواه را برای مذاکره با سه تن از نمایندگان کارگری فرستاد . که گفتگوهای آنان نتیجه ای دربرنداشت.
لازم به یادد آوریست سپاه پاسداران بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان ازاین شرکت خرید کرده است که هنوز هزینه ی را پرداخت نکرده است و فعالان کارگری معتقدند این موضوع یکی از دلیل عمده ور شکستگی لوله سازی اهواز میباشد . این تجمع به دلیل افزایش نیروهای انتظامی و امنیتی در ساعت ۱۷:۳۰ به پایان رسید
چهارشنبه, 17 December 2008 18:34
اخراج و انتقال اجباری کارگران سرد خانه و کشتارگاه تهران!
بنا به خبر دريافتى٬ در چند روز اخیر طاهری مدیر عامل سردخانه و کشتارگاه تهران٬ خطاب به بیش از 60 نفر از کارگران قراردادی٬ که سابقه هریک ازاین کارگران بین 5 تا 27 سال است٬ اعلام نموده است کار شما و نگه داشتن شما در این مرکز تاکنون برای ما موجب زیان و ضرر بوده است! با اين ادعاى پوچ٬ کارفرما در چند روز گذشته تعدادی از کارگران قدیمی سردخانه را که سابقه کارشان 25 سال به بالا بوده با اجبار و تهدید مجبور به بازنشستگی نموده است. همچنین به دیگر کارگران با سابقه در خارج از سردخانه گفته شده به فکر کار و شغل جدیدی برای خودشان باشند. چون از کار اخراج خواهند شد! همچنین بنا به دستور کارفرما لیستی از باقیمانده کارگران تهیه شده که بایستی برای انجام کار به میادین میوه و تره بار در سطح شهر تهران منتقل شوند.
به گفته یکی از کارگران بر اثر این انتقال و جابجایی٬ ماهیانه تا مبلغ 200 هزار تومان که مربوط به اضافه کاری و برخی مزایای شغلی این کارگران است از کل مبلغ ماهانه دستمزد کارگران کاهش پیدا خواهد کرد. البته تا این لحظه کارگران با مخالفت و اعتراض خود مانع از اجرای این سیاست ضد کارگری و جابجایی شده اند!
سردخانه و کشتارگاه میدان بهمن از جمله زیر مجموعه های شهرداری تهران در زمینه تهیه و بسته بندی و توزیع انواع گوشت، مرغ و ماهی میباشد. در این مرکز بیش از 60 کارگر قراردادی مشغول به کار هستند.
تعرض سرمايه داران براى کاهش دستمزدها٬ تغيير قراردادها٬ اخراج کارگران باسابقه٬ و کلا ارازانتر تمام کردن هزينه نيروى کار با هدف کسب سود بيشتر٬ سياستى است که بسرعت گسترش مى يابد. شرکتهاى پيمانى حلقه واسط اجراى اين سياستهاى ضد کارگرى هستند. هيچ نقل و انتقالى نبايد منجر به کاهش دستمزدها٬ تغيير شرايط کارى و استخدامى٬ و کاهش درآمد کارگر شود. کارگران براى لگام زدن به تعرض بى ترمز کارفرمايان که بجز سود بيشتر هيچى را نميبينند٬ تنها ميتوانند به نيروى متشکل و متحدشان متکى شوند. حزب٬ کارگران مراکز مختلف را به برپائى مجمع عمومى و مقابله با سياستهاى ضد کارگرى سرمايه داران که هدفى جز کاهش سطح دستمزدها و تحميل فقر بيشتر به خانواده هاى کارگرى ندارد فراميخواند. تنها راه مقابله با زورگوئى و تلاش سرمايه داران براى استثمار و کسب سود بيشتر اعتراض متحد کارگران در دفاع از حقوق و زندگى شان است.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
٢۶ آبان ١٣٨٧ – ١۶ نوامبر ٢٠٠٨
حزب سوسیال دمکرات ایران
احکام حبس کارگران واحد بدون قید و شرط ملغی باید گردد
دادگاه انقلاب اسلامی در تهران چهار تن از فعالین سندیکای شرکت واحد، عطا باباخانی، سعید ترابیان، یعقوب سلیمی، و علی زاده حسینی، را به شش تا ١٤ ماه حبس تعلیقی محکوم کرده است. اتهام این کارگران "تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی" ذکر شده است. این احکام در شرایطی صادر شده است که منصور اسانلو، رئیس هیات مدیره سندیکا، از تیر ماه سال گذشته به همین اتهام به پنج سال زندان محکوم شده است.
حزب ما این اقدام ضدکارگری رژیم اسلامی را قویا محکوم. آزادی فعالیت سیاسی، آزادی کامل و بی قید و شرط ایجاد تشکلات کارگری، مجمع عمومی، شورا و سندیکا، آزادی اعتصاب و پیکت حق مسلم کارگران و تمامی شهروندان جامعه است. نقد تمامی جوانب سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و مذهبی و مقدسات ملی و میهنی، نقد ماهیت و عملکرد ضد انسانی رژیم اسلامی جرم نیست، عین آزادی بیان است. "تبلیغ علیه نظام" آدمکشان اسلامی جرم نیست، عین آزادی بیان است.
حزب سوسیال دمکرات ایران خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط لغو احکام صادر شده و خواهان آزادی تمامی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی است. حزب تمامی مدافعین حقوق کارگری، اتحادیه های کارگری و تشکلات سوسیالیستی و آزادیخواه را به تشدید مبارزه برای آزادی کارگران زندانی و تمامی زندانیان سیاسی فرامیخواند.
کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد
مرگ بر جمهوری اسلامی
چهار آبان ١٣٨٧ – ٢٦ اکتبر ٢٠٠٨
انجمن صنفی مطبوعات اعلام کرد که فشار بر روزنامه نگاران و مطبوعات افزایش یافته است
«افزايش ۱۰۰ درصدی فشار دولت بر روزنامه نگاران»
انجمن صنفی روزنامه نگاران با انتشار گزارشی از فشارهای وارده بر روزنامه نگاران و مطبوعات در سه ماه تابستان ۸۷ ، اعلام کرد که هر ۱۸ ساعت يک بار، حق روزنامه نگاران و مطبوعات يعنی «حق برخورداری از انتشار آزاد مطبوعات»،«حق امنيت شغلی وحرفه ای برای روزنامه نگاران» و«حق امنيت قضايی برای روزنامه نگاران در محاکم قضايی» در ايران، از سوی دولت، مقام های رسمی و نهادهای حکومت نقض می شود.
بیشتر بخوانید:
اعتراض انجمن صنفی روزنامه نگاران به سانسور اخبار
اين گزارش در حالی منتشر می شود که اخبار غير رسمی از وخامت حال محمدحسين فلاحيه يک روزنامه نگار خوزستانی به علت اعتصاب غذا در زندان اوين حکايت می کند.
محدوديت در انتشار آزاد مطبوعات
بنا بر گزارش انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران ، فشارهای دولت در سه ماه تابستان نسبت به سه ماه بهار سال ۸۷ به طور ۱۰۰ درصدی افزايش داشته است، به نحوی که هر ۱۸ ساعت يک بار حقوق روزنامه نگاران مورد تعرض قرار گرفته، و تغيير مشهودی در شيوه برخورد نظام پيشگيرانه کشور نسبت به مطبوعات مشاهده می شود.
اين انجمن همچنين تاکيد کرده که « به نظر می رسد که پس از حل و فصل رسانه های سراسری، رسانه های محلی و مجامع صنفی مربوط به آن ها مورد تهاجم جدی واقع شده اند.»
در اين گزارش تاکيد شده که مسئولان کشور از وزيران گرفته تا مشاوران رييس جمهور و استانداران، فرمانداران و مديران کل در استان ها در مسند نهی وعتاب به روزنامه نگاران قرار گرفته اند.
اين گزارش می افزايد: « چنين کارهايی عرصه را بر « امنيت شغلی و حرفه ای برای روزنامه نگاران » تنگ کرده اند.»
انجمن صنفی مطبوعات همنچنين تاکيد کرده که در کنار افزايش فشار مقامات دولتی بر مطبوعات از حجم صدور رای عليه مطبوعات در قوه قضائيه کاسته شده و « برخلاف بهار ۱۳۸۷ که در ۲۴ مورد هيئت منصفه رای صادر کرده بود در تابستان همين سال اين رقم به دو مورد تقليل يافته است. »
در اين گزارش تاکيد شده که « ايجاد محدوديت های بيشتر قانونی در دولت نهم روند روبه رشدی داشته » و به استناد اظهارات چند باره عليرضا ملکيان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد اسلامی یِادآوری شده که دولت قصد دارد برای افزايش محدوديت های قانونی مطبوعات ، قاوانين فعلی اين حوزه را نيز تغيير دهد.
فشار بر روزنامه نگاری محلی
در گزارش انجمن صنفی روزنامه نگاران « فشار بر روزنامه نگاران و نشريات محلی » بخش ويژه ای را به خود اختصاص داده ، و تاکيد شده که «حق امنيت شغلی وحرفه ای برای روزنامه نگاران » بارها در تابستان ۸۷ از سوی مقام های دولتی به خصوص در شهرستان ها نقض شده است.
در گزارش انجمن صنفی روزنامه نگاران « فشار بر روزنامه نگاران و نشريات محلی » بخش ويژه ای را به خود اختصاص داده ، و تاکيد شده که «حق امنيت شغلی وحرفه ای برای روزنامه نگاران » بارها در تابستان ۸۷ از سوی مقام های دولتی به خصوص در شهرستان ها نقض شده است.
ايجاد محدوديت برای فعاليت خانه مطبوعات در استان های اردبيل، خوزستان، و خراسان جنوبی از جمله مواردی است که در اين گزارش به آنها اشاره شده است.
این گزارش می افزاید: «بدترين اتهام وارده از سوی قامات محلی در اين گزارش اتهام جاسوسی به خبرنگاران است که از سوی حميد شرفی، فرمانده انتظامی خراسان جنوبی وارد شده است.»
بدترين توهين در سه ماه تابستان نيز از سوی احمدی منش مدير کل فرهنگ وارشاد اسلامی آذربايجان شرقی به روزنامه نگاران وارد شده است.
وی در اظهاراتی که از سوی خبرگزاری مهر انتشار يافته ادعا کرده بود « برخی افراد به عنوان خبرنگار داخل صنف مقدس روزنامه نگاری شده و جامعه خبری را آلوده کرده اند که بايد پالايش شوند.»
نقض امنيت روزنامه نگاران
گزارش تابستان انجمن صنفی روزنامه نگاران از اعمال فشار بر روزنامه نگاران از مسعود کردپور به عنوان روزنامه نگاری که در تابستان امسال بازداشت شده نامبرده است.
اين درحالی است که گزارشگران بدون مرز، يک نهاد بين المللی دفاع از حقوق روزنامه نگاران، غير از آقای کردپور، از بازداشت چهار روزنامه نگار آذربايجانی نيز خبر داده است.
عليرضا صرافی مدير مسوول ماهنامه توقيف شده ديلماج، سعيد محمدی سردبير مجله ادبی ياشماق ، حسن راشدی و اکبر آزاد همکاران مجلات «يارپاق» و «وارليق» از جمله روزنامه نگارانی هستند که بنابر اعلام گزارشگران بدون مرز در شامگاه ۲۰ شهريور و در تهاجم ماموران وزارت اطلاعات به مراسم افطارمنزل يکی از فعالان هويت طلب آذری در تهران به همراه ۱۶ نفر ديگر بازداشت شدند.
گزاشگران بدون مرز همچنين در پايان تابستان ۸۷ اعلام کرد که از ۱۱ روزنامه نگار زندانی در ايران ۱۰ تن از آنها متعلق به اقليت کرد، آذری و عرب هستند.
شهناز غلامی يک روزنامه نگار زن نيز تابستان امسال به «اتهام تبليغ عليه نظام » از سوی شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز به ۶ ماه زندان تعزيری محکوم شد. وی سال ۸۶ نيز يک ماه در بازداشت به سر برده بود.
صدور حکم پنج سال زندان برای يوسف عزيزی بنی طرف روزنامه نگار و نويسنده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، صدور حکم ۵۰ صربه شلاق برای علی داداشی سرپرست نشريه « ارمغان آذربايجان»در تبريز به اتهام نشر اکاذيب، از سوی شعبه دوم دادگاه تجديد نظر کيفری استان آذربايجان شرقی، و صدور حکم ۷ ماه زندان تعزيری برای مدير سايت اينترنتی « انجمن انديشمندان ايران اسلامی » از سوی شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی استان تهران از جمله موارد نقض امنيت حرفه ای روزنامه نگاران ايرانی در تابستان امسال است که در گزارش انجمن صنفی روزنامه نگاران مورد توجه قرار گرفته است. اعتراض انجمن صنفی روزنامه نگاران به سانسور اخبار
رجبعلی مزروعی، رييس هيئت مديره انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، روز دوشنبه هفدهم تير، در نامه ای به آنچه که اقدام غيرقانونی مدير کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در منع کردن روزنامه ها نسبت به درج و انتشار اخبار آن انجمن صنفی خواند، اعتراض کرد.
نامه اعتراضی آقای مزروعی خطاب به عليرضا ملکيان، معاون مطبوعاتی و تبليغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشته شده است.
بر اساس گزارش برخی از رسانه ها در ايران، محمد پرويزی، مدير کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، روزيکشنبه، شانزدهم تير، با ارسال نامه محرمانه ای به روزنامه ها، آنها را از پوشش دادن اخبار مرتبط با انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران منع کرده است.
اين گزارش تاکنون از سوی مقام های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاييد يا تکذيب نشده است.
در اين نامه محرمانه، انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران به استناد رأی ديوان عدالت اداری غير قانونی خوانده شده است و به همين دليل روزنامه ها و رسانه ها از پوشش اخبار فراگيرترين نهاد صنفی روزنامه نگاران ايران منع شده اند.
وزارت کار و امور اجتماعی در روز چهارم تير در نامه ای انجمن صنفی روزنامه نگاران را با استناد به رای ديوان عدالت اداری واجد شرايط انحلال اعلام کرده بود، زيرا با پايان دوره عضويت اعضای هيئت مديره انجمن صنفی در شانزدهم مهر سال ۱۳۸۵ و تجديد نشدن انتخابات قانونی، آن انجمن صنفی واجد شرايط انحلال است.
با اين همه، انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران تاکيد می کند که رأی ديوان عدالت اداری در دعوای اين انجمن صنفی و وزارت کار و امور اجتماعی، رأی به غير قانونی بودن انجمن نبوده است.
به گفته مسئولان اين انجمن صنفی و وکلای آن، در رأی ديوان عدالت اداری تأييد انتخابات انجمن منوط به تغيير اساسنامه شده و در عين حال، درخواست انجمن برای برگزاری مجمع عمومی فوق العاده به منظور اصلاح اساسنامه تاکنون از سوی وزارت کار و امور اجتماعی بی پاسخ مانده است.
آقای مزروعی خطاب به معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نامه محرمانه مدير کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به لحاظ شکلی و محتوايی «بسيار بعيد و غريب و عجيب» توصيف کرد و آن را «مصداق سانسور و اقدامی برخلاف قوانين موضوعه در ايران» خواند و بر اساس قانون مطبوعات تصريح کرد که متخلف از اين مواد به شرط داشتن شاکی به حکم دادگاه به انفصال از خدمات دولتی محکوم مي شود.
رجبعلی مزروعی در نامه خود از بکار برده شدن لفظ «غير قانونی» توسط مدير کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در شرايطی که در مجموعه مکاتبات وزارت کار و امر اجتماعی و رای ديوان هرگز چنين واژه ای به کار برده نشده است، انتقاد کرد و وضع تکليف برای مطبوعات را به استناد اين مطلب کذب، امری غيرقانونی و سوء استفاده از اختيارات ناشی از جايگاه اداری قلمداد کرد که می تواند «وصف کيفری» به خود بگيرد.
وی تاکيد کرد: «تا زمان انحلال انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، که بر پايه قوانين و مقررات جاری مرتبط با فعاليت های انجمن های صنفی فقط از طريق مرجع صالح قضايی يا هيئت حل اختلاف می تواند انجام گيرد، فعاليت هايش قانونی است و مدير کل امور مطبوعات به هيچوجه نمی تواند دستور سانسور اخبار مرتبط با اين نهاد قانونی را در مطبوعات بدهد، و اين حق برای انجمن محفوظ است که در صورت اصرار بر اجرای اين نامه به ديوان عدالت اداری شکايت برد.»
در روزهای گذشته، چهره های محافظه کار و حامی دولت محمود احمدی نژاد، مانند حسين شريعتمداری، مدير مسؤول روزنامه کيهان، امير محبييان، عضو شورای سردبيری روزنامه رسالت، و مهدی فضايلی، مدير عامل سابق خبرگزاری فارس، در گفت و گوهای خود با خبرگزاری فارس که به دولت نزديک است، خواهان انحلال فراگيرترين نهاد صنفی روزنامه نگاران ايران شده اند.
سابقه اختلاف به سال ۸۵ باز می گردد
انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، تشکلی صنفی است که با هدف حمايت از حقوق صنفی و معيشتی روزنامه نگاران در سال ١٣٧٦ تشکيل شد و به عنوان يک سنديکای سراسری و ملی کارگری در وزارت کار و امور اجتماعی ايران نيز به ثبت رسيد.
اما در دو سال اخير و در جريان برگزاری مجمع عمومی و انتخاب هيئت مديره جديد آن، ابهام هايی در باره فعاليتش شکل گرفت.
اين ابهام ها از جايی شروع شد که انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران به دليل به حد نصاب نرسيدن مجمع عمومی اول و دوم در سال ۱۳۸۵ تصميم به برگزاری مجمع سوم انتخابات هيات مديره گرفت، اما بعد از برگزاری اين انتخاب، عده ای از روزنامه نگاران با استناد به سخنان معاون وزير کار و امور اجتماعی، برگزاری مجمع سوم را خلاف اساسنامه انجمن صنفی روزنامه نگاران دانستند.
علاوه بر آن، وزارت کار و امور اجتماعی در مرداد ماه سال ۱۳۸۵ برگزاری مجمع عمومی اين انجمن برای انتخاب اعضای هيئت مديره و بازرسان جديد را به اصلاح اساسنامه و گنجاندن مرحله سوم برگزاری مجمع در اساسنامه موکول کرد و عملا انتخابات اين انجمن را تاييد نکرد.
مدير کل سازمان های کارگری و کارفرمايی اين وزارتخانه در مرداد سال گذشته با بيان اين که انجمن صنفی روزنامه نگاران ايرانبه ديوان عدالت اداری شکايت کرده است و در نتيجه هر دو طرف بايد منتظر رای ديوان باشند، تاکيد کرده بود:«ما بايد به قانون احترام گذاشته و منتظر طی شدن روال قانونی باشيم. هر اقدامی قبل از صدور رای ديوان از جمله برگزاری مجمع عمومی فاقد وجاهت قانونی است.»
از:بیژن یگانه15.10.2008
کارگران پرريس بايد روش مبارزه را تغيير دهند!
اخبارى از کارگران پرريس٬ نساجى و غرب باف
روز دوشنبه ٨ مهر ماه٬ کارگران پرريس در جلوى کارخانه دست به تجمع زدند. کارگران بدنبال دريافت دو ماه حقوق معوقه خود براى بازگشت به کار و روشن کردن ماشينها به کارخانه مراجعه کردند. اما مديريت کارخانه از ورود کارگران ممانعت کرد. مديريت به کارگران گفت که مواد خام نداريم و تا سه ماه آتى کارخانه توليد نخواهد داشت. شما دنبال بيمه بيکارى برويد!
کارگران قبول نکردند و به اجتماعشان در جلوى کارخانه ادامه دادند. آنها با شعارهاى؛ "ما کار ميخواهيم" اعتراضشان را ادامه دادند و کارفرما وارد درگيرى لفظى با کارگران شد. کارگران سپس به مقابل اداره کار آمدند و اعلام کردند که به تجمعات خود ادامه ميدهند. آنها اعلام کردند که در روزهاى آتى در مقابل استاندارى تجمع ميکنند.
کارگران غرب باف مقابل استاندارى
همينطور روز دوشنبه کارگران غرب باف از ساعت ٨ الى ١٠ صبح مقابل استاندارى تجمع داشتند و با معاون سياسى استاندارى مذاکره کردند. طبق آخرين خبر کارفرماى غرب باف انحلال کارخانه را اعلام کرده است. کارگران متوجه شدند که اين اقدام کارفرما در همکارى با اداره کار و روابط کار اين اداره صورت گرفته است. کارفرما اما عليرغم تبانى ها نميتواند بسرعت اين کار را عملى کند چون با مشکلاتى مالى با اداره دارائى و بيمه و غيره روبرو است. يعنى بايد قبلا اقداماتى را صورت ميداده که نداده است. اين دزديها معمولا وقت "اعلام ورشکستگى" و انحلال بيشتر رو ميشود.
طى مذاکرات معاون استاندارى به کارگران گفت که حکم صادره در مورد موقعيت شما تغييرى نخواهد کرد. تنها راه شما شکايت به "ديوان عدالت ادارى" است. کارگران مجددا به مقابل اداره کار برگشتند و شکايت شان را در دو نسخه براى "ديوان عدالت ادارى" در تهران و "سازمان بازرسى ادارات" فرستادند. تجمع کارگران تا ساعت يک ادامه داشت.
نساجى کردستان
کارگران نساجى کردستان دو نفر از نمايندگانش را از روز يکشنبه به تهران فرستادند تا نامه کتبى رئيس بنياد يعنى فروزنده را در مورد صدور چک تسويه حساب کارگران دريافت کنند. بجز ۵٣ نفر بقيه کارگران نساجى تسويه حساب کردند.
کارگران پرريس!
سناريوى نساجى را دارند در مورد شما تکرار ميکنند. شما موفق شديد با اعتصاب و اجتماعات مکرر و شکايت از کارفرما بخشى از حقوق بالا کشيده تان را از حلقوم اسفنديارى بيرون بکشيد. حالا او هم حمله متقابل را شروع کرده و راه قربانى را در نساجى ميرود. همينطور استاندارى و اداره کار و ديگران در تبانى کامل با کارفرما همين سياست را پيش ميبرند. وضعيت کارگران غرب باف و نساجى کردستان گواه زنده اين امر است. شما بايد روشهاى موثرترى پيش بگيريد تا بتوانيد اين سد را بشکنيد. "مواد اوليه نداريم و برويد سه ماه ديگر بيائيد" يعنى اخراج و تسويه حساب و غيره. اگر اين سناريو را بپذيريد تجمعات هر روزه شما هم فقط در لابلاى بورکراسى و پاسکارى ادارى هرز ميرود و آنها به هدفشان ميرسند.
مجمع عمومى تان را تشکيل دهيد و در مورد سياست تان تصميم بگيريد. کارگران لاستيک البرز قدمى فراتر نهادند. شما هم ميتوانيد قدمى فراتر بگذاريد. اسفنديارى دروغ ميگويد که مواد اوليه ندارد. مگر شما تا قبل از اعتصاب سرکار نبوديد؟ ادعاهاى کارفرما را نپذيريد. همراه با کارگران ديگر مراکز بايد فکرى جدى بحال اين وضعيت بکنيد و راسا مانع شويد که سناريوى نساجى را در پرريس تکرار کنند.
مرگ بر جمهورى اسلامى
٩ مهر ١٣٨٧ – ٣٠ سپتامبر
حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از کامیونداران اهواز
در پیکار برای زندگی بهتر ورسیدن به زندگی شرافتمندانه که لایق همه کارگران می باشد ، بیش از ١٧٠٠ نفر از رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان دست به اعتصاب زدند.
اعتصاب برای رهائی از بی عدالتی ها و نابرابری ها، خواسته های آنان مطالبات صنفی، تشکیل سندیکا، پایان دادن به وضعیت حاکم برپایانه ها و مدیریت باربری ها می باشد. همچنین خواستار حذف دلالان در واگذاری بار شدند که موجب اعمال سلیقه در تعرفه های بار و کاهش شدید دستمزد رانندگان و کامیونداران شده است.این زحمتکشان به دور ازخانواده روز و شب در سرما و گرما در جاده های بی پایان برای به حرکت در آوردن چرخه اقتصاد تلاش می کنند و به دلیل کمبود های فراوانی که در محیط کارشان می باشد هیچ بهره ای جز کم لطفی دولت مردان و زیاده خواهی مدیران پایانه ها عایدشان نمی شود .
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمایت و همبستگی خود را با رانندگان و کامیونداران زحمتکش خوزستان اعلام می دارد
به امید روزی که کارگران با اتحاد و همبستگی به کلیه مطالبات صنفی و به حقشان دست پیدا کنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
1387/7/3
اعتصاب کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه
صبح روز جاري چهارشنبه سوم مهرماه بيش از هزار تن از کارگران شرکت کشت وصنعت نيشکر هفت تپه در اعتراض به عدم تحقق خواسته هاي خود دست از کار کشيدند و جلوي درب مديريت اين شرکت تجمع کردند . منابع کارگري در اين شرکت دلايل اين اعتصاب را به شرح زير اعلام کردند:
1-حمايت از دو فعال کارگري به نام هاي فريدون نيکو فر و بهروز نيکو فر که طي روزهاي گذشته به نهاد هاي امنيتي احضار شده بودندو قراراست فردا پنج شنبه چهارم مهرماه در داگستري شهرستان شوش به اتهام ارتباط با کروه هاي مخالف رژيم حاضر شوند و در اين خصوص به دستگاه قضايي توضيح بدهند و از خود دفاع کنند
2-حمايت از اعتصاب کارگران شرکت کاغذ پارس هفت تپه که همزمان با آنان دست به اعتصاب زدند .
3-پرداخت کليه حقوق ومزاياي معوقه دو ماهه گذشته
4-پرداخت هزينه هايي همچون غذا ،حق مسکن،رفت و آمد،حق همسر و فرزندان،و ايجاد و برقراري طرح طبقه بندي مشاغل در اين شرکت هستند.مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران 24.09.2008
اعتصاب کارگران شرکت کاغذ سازي پارس در شوش
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران : حدود 800 نفر از کارگران شرکت کاغذ سازي پارس هفت تپه در اعتراض به اعلام تعطيلي اين شرکت به مدت دوماه و عدم پرداخت حقوق سه ماهه ي معقوقه خود در جلوي فرمانداري شهرستان شوش تجمع کردند . اين کارگران پس از گذشت لحظاتي و با مشاهده عدم پاسخگويي مديران شهرستان اقدام به بستن جاده ي اهواز به انديمشک کردند .گفته مي شود حدود 300 نفر از اين کارگران نيز به مسدود کردن جاده مخصوص رفت و آمد شرکت هاي نيشکر، کاغذ سازي و حرير خوزستان به هفت تپه پرداختند . لازم به ياد آوري است دليل تعطيلي اين شرکت را نبود باگاس که مواد اوليه توليد کاغذ مي باشد عنوان شد ه است.
فعالان حقوق بشر در ایران 24.09.2008
اجتماع وسیع کارگران ایران خودرو
در اطلاعیه های قبلی به اطلاع رساندیم که با اتمام تعطیلات اجباری تابستانی در ایران خودرو و شروع مجدد روال کاری از دوم شهریور ماه٬ موج جدیدی از اخراجها و استخدام جدید کارگران قراردادی شروع شده است. در همان روزهای اول شروع به کار مجدد ایران خودرو صدها کارگر اخراج شدند. تقریبا اخراجها شامل همه قسمتها به عناوین مختلف شده است. بخشی از اخراجها را کارگران قدیمی و قراردادی تشکیل میدهند. همزمان در بخشهائی مانند ایران خودرو دیزل و ایتکو پرس و ایساکو و غیره صدها کارگر جدید قراردادی با حقوق پائین استخدام و جهت آموزش و جایگزینی با کارگران اخراجی مشغول به کار شده اند.
شرکتهای مجموعه صنعتی ایران خودرو کارگرانشان را از طریق شرکتهای پیمانی تامین میکنند. تعویض شرکتهای پیمانی یا تجدید قرارداد با آنها با یک سیستم تصفیه و اخراج همراه است. مضافا اینکه اخراج کارگران قدیمی تر که صدمات سالها کار شاق را باخود دارند نیز در جریان است. خودشان نام این بخش از اخراجها را "تسویه کارگران فرسوده و ناراضی" گذاشتند!
اخیرا ایران خودرو کارتهای ورود به شرکت کارگران بخشی از شرکتهای پیمانی را گرفته اند. مدیران بخشهای مختلف ایران خودرو با شرکتهای پیمانی مختلفی وارد قرارداد دور جدید شدند و دراین روند قرار است تعداد بسیار بیشتری را بیکار و اخراج کنند . روزهای چهارشنبه و پنجشنبه 27 و 28 شهریورماه کارگران عملا اخراج شده ایران خودرو که از طریق شرکتهای پیمانی در استخدام ایران خودرو بودند در محوطه پارکینگ سرویسهای شرکت اجتماع کردند. تعداد کارگران روز چهارشنبه بیش از 1000 نفر و روز پنجشنبه حدود 1500 نفر بود. هر کارگری که در لیست جدید استخدامیها است کارتش را پس میدهند و هر کارگری که کارتش را پس نمیگیرد مشمول اخراج شده است. مسئولین شرکت و نگهبانی و حراست تلاش دارند به کارگران بقبولانند که دلیل این اقدام تغییرات فنی و تغییر کارتها است در صورتی که مثل روز روشن است که دروغ میگویند و هدف اخراج گسترده کارگرانی است که ایران خودرو با شرکت پیمانی شان تجدید قرارداد نکرده و یا اگر کرده به تصفیه بخشی از کارگران مبادرت کرده است. چون تعدادی از کارگرانی که کارتشان را پس نگرفتند در استخدام همان شرکتی بودند که بخشی از همکارانشان کارت خود را پس گرفتند.
این سیاست ضد کارگری اخراج دسته جمعی کارگران پیمانی همراه با لغو قرارداد با شرکت پیمانی مربوطه، شمشیر از دست دادن کار را بالای سر کارگران گرسنه گذاشته و نوعی محافظه کاری را که قابل درک هم هست تشدید کرده است. حقیقت اما این است که تجدید پروسه سازمان کار در ایران خودرو، چه آنجا که تغییرات تکنولوژیک مانند استفاده از روباتها در قسمتهائی مانند ایتکوپرس صورت گرفته و چه آنجا که هدفش را گسترش تولید با هدف رقابت در بازار جهانی قرار داده است، به استخدام بیشتر کارگر و ایجاد یک شرایط تماما پادگانی کار نیاز دارد. استخدامهای دور جدید و اجباری شدن مطلق اضافه کاریهای طولانی و روزهای تعطیل این را نشان میدهد. هدف اینها تصفیه کارگران قدیمی و مبارز از یکطرف و استخدام کارگران جدید با شرایط سخت تر و به قول خودشان "مطیع" است. این تجدید سازمان مشخصا در ایران خودرو هدفی جز ایجاد فضائی مختنق در محیط کار، دستمزد کمتر، تشدید استثمار کارگر و کسب سودهای نجومی ندارد.
کارگران ایران خودرو دراین شرایط دو راه بیشتر پیش رو ندارند: یا باید در مقابل اخراج وسیع همکارانشان سکوت کنند و به شرایط بسیار سخت تر و برده وارتری را تن دهند، و یا باید متحدانه در مقابل این روند بایستند و آن را پس بزنند. کارگران ايران خودرو و رهبران عملی کارگران، چه آنها که هنوز سرکارند و چه آنها که اخراج شدند، ضرورى است براى دفاع از همکارانشان و مقابله با سياست اخراجها دست بکار شوند. بار ديگر کل خواستها و مطالبات شان را طرح کنند و براى تحقق آن متحدانه وارد ميدان شوند. تنها چنين سياستى ميتواند هم شرکتهاى پيمانى و هم اهداف ضد کارگرى کارفرمايان ايران خودرو را لگام بزند و هم دفاعی شایسته از ابقا بکار همکارنمان باشد.
رفقایمان را در پارکینگ شرکت تنها نگذاریم!
مرگ بر حکومت اسلامى
٣٠ شهريور ١٣٨٧ – ٢٠ سپتامبر ٢٠٠٨
گزارش تحلیلی دومین جلسه مجمع عمومی کمیته هماهنگی منطقه غرب
دومین جلسه مجمع عمومی کمیته هماهنگی منطقه غرب در شهربوکان و باحضور اکثریت اعضا برگزار شد. همانطور که در اطلاعیه مربوط به آن آمده است جلسه با رعایت یک دقیقه سکوت به پاسداشت یاد تمام کسانی آغاز شد که در راه آزادی طبقه ی کارگر جان باختند. سپس هیئت رئیسه با رای اعضا انتخاب و در ادامه گزارش و نحوه ی عملکرد کمیته توسط یکی از اعضا هیئت اجرایی پیشین ارائه شد. این گزارش شامل وضعیت کمیته، واشکافی مشکلات و فضای آن در طول این مدت بود که با دیدی رادیکال، انتقادی و همه جانبه به بررسی بحران، مسائل و گرایشاتی که کمیته با آن دست به گریبان بوده پرداخت.
بازداشت و صدور احکام صادره برای فعالین کارگری موضوعی بود که با مشارکت حاضرین درجلسه ریشه یابی شده و آنرا ناشی از فشار سیستم سرمایه داری برای محدود کردن فعالیتهای این کمیته که می رود جایگاه تعیین کننده تری را در جامعه ایفا کند دانستند که در نهایت حاضرین حمایت همه جانبه سریع و بی قید و شرط از فعالین کارگری و سایر فعالین عرصه های دیگر را همچون گذشته یکی از وظایف مهم کمیته هماهنگی برشمردند و بر لزوم اجرای راهکارهای عملی برای حمایت ازافشین شمس، سوسن رازانی، شیوا خیرآبادی، عبداله خانی و سید غالب حسینی به تبادل نظر پرداختند.
همچنین ارتباط کمیته با سایر جنبشهای اعتراضی از جمله جنبش دانشجویی، زنان، معلمین و..... مورد بحث و بررسی قرار گرفت و بر هماهنگی و ارتباط گیری عمیقتر با تمام حرکات اعتراضی تاکید شد. فعالیتهای کمیته در راستای کمک به ایجاد تشکلات مستقل کارگری یکی از بحثهای زمان بر جلسه بود. کارنامه ی کمیته در این راستا به نقد گذارده شد و پتانسیلهای موجود برای ایجاد تشکلات کارگری مورد ارزیابی قرار گرفت.
در ادامه گزارش مالی کمیته هماهنگی توسط مسئول آن اعلام و امورات مالی به شکلی شفاف و مکتوب ارائه گردید. تهیه بیلان و ثبت کامل سیستم مالی از پیشنهادات ارائه شده در جلسه بود.
پس از پایان گزارشات برگزاری انتخابات برای هیئت اجرایی جدید صورت گرفت. لازم به ذکر است که در این دوره از انتخابات هیئت اجرائی تعداد داوطلبان برای قبول مسئولیت مثال زدنی بود که در فضایی کاملا رفیقانه با تعیین 5 نفر عضو اصلی 2 نفعر عضو علی البدل 1 نفر به عنوان بازرس اصلی و 1 نفر به عنوان بازرس علی البدل، زیر نظر 3 ناظر پایان یافت.
پس از پایان رائی گیری بحث آزاد برگزار شد. مسائل مطروحه ی قبلی که در گزارش آمده است با جزئیات بیشتری مورد سنجش قرار گرفت. جایگاه کمیته هماهنگی و فعالین آن که چگونه می توانند به سازماندهی کارگران برای تشکلیابی و خودباوری افزونتر منجر شود از محوریت بیشتری برخوردار بود که با توضیحات چند نفر از فعالینی که در این راستا مجربتر بودند مسائل شکل بازتری به خود پیدا کرد. همین مسئله موجب انتقال تجربیات فعالین کارگری در مکانهای مختلف شد که اهمیت بسزائی برای پیشرفت طبقه ی کارگر خواهد داشت امید میرود این شکل از انتقال تجربیات در کمیته هماهنگی نهادی شود تا کارگران بتوانند به شکل هوشیارانه تری از توانمدینهای خود بهره ببرند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری (منطقه غرب)
09.09.2008
كارگران فرياد ميزنند: مرگ بر ظالم
انجمن صداي كاوه ها: بنا برخبرهاي واصله از صبح امروز يكشنبه 87.6.17سيصد نفر كارگران لوله سازي اهواز در اعتراض به ششماه پرداخت نشدن حقوقشان تظاهراتي را از ساعت 8 صبح امروز برگزار كردند.
بنا به گزارشها، نيروهاي انتظامي كارگران را محاصر ه كرد ه اند. اين كارگرا ن از فلكه شهداي اهواز به سمت چهار راه نادري حركت كردند. كارگران خشمگين و به جان آمده فرياد ميزنند. ”مرگ بر ظالم”
یکشنبه، 17 شهریور ماه 1387 برابر با 2008 Sunday 07 September
گزارشی از تحصن کارگران شرکت کشت و صنعت مهاباد
کارگران شرکت کشت و صنعت مهاباد مدت 2 ماه است کهحقوق دریافت نکردهاند. در اعتراض به این وضعیت و عدم پرداخت دستمزدهای معوقه، کارگران واحد 1 و واحد جوجهکشی در تاریخ 19/5/87 به مدت چندین ساعت دست به تحصن زدند. اما کارفرما خواست و مطالبات کارگران را نادیده گرفت.
در ادامه این حرکت، روز سهشنبه مورخ 5 /6/87 بیش از 100 نفر از کارگران واحدهای 2،1 و 3 جوجهکشی ساعت7 بعد از ظهر در جلو مسجد قاضی و خیابان شاهپور با هماهنگی، انسجام و همکاری بیشتر دست به تجمع زدند. اما امام جماعت این مسجد از ورود کارگران به داخل مسجد جلو گیری کرده و اظهار داشت که از طرف مقامات بالا دستور دادهاند تا از تجمعاتی اینچنینی جلوگیری شود.
کارگران سپس به مسجد بازار واقع در بازار شهر رفتند و در آنجا جمع شدند سپس بعد از چند ساعت بحث و گفتگو، به شکل متحد و یکپارچه به شیوهای مکتوب به اطلاع کارفرما و مقامات دولتی رساندند کهتا روز یکشنبه مهلت میدهند تا حقوق آنها را پرداخت نمایند، درغیر این صورت اعتصابی همهجانبه را سازمان و تولید را متوقف خواهند نمود.
این موضوع به طور مکتوب به اطلاع فرماندار، امام جمعه و اداره اطلاعات شهر مهاباد رسانده شد.
لازم بهذکر است که کارفرمایان در چند روز گذشته برای زهر چشم گرفتن از کارگران، 13 کارگر از واحد 3 و 25 کارگر از واحد 2 را اخراج کردهاند. بعد از واگذاری این شرکت بهبخش خصوصی، هر روز وضع کارگران رو بهوخیم تر بودن است. اوایل سال 1387 بیشتر از 75 کارگر این شرکت اخرااج شده و بیشتر کارگران بصورت قراردادی در این شرکت مشغول به کار هستند.
یکی از کارگران مهاباد
باز تکثیر: کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
29.08.2008
کارگران غرب بافت سنندج
اداره کار را به کنترل خود درآوردند!
کارگران غرب بافت، امروز چهارشنبه 6 شهریور ماه، در یک تجمع اعتراضی در مقابل اداره کار سنندج، این ادراه را به مدت نیم ساعت تحت کنترل خود درآوردند و مانع ورود و خروج مراجعین و کارکنان اداره شدند.
کارگران پس از شکایت از کارفرما به هیات حل اختلاف، بخاطر اخراج و عدم پرداخت سه ماه حقوق شان و دریافت رای مثبت این هیات به کارخانه مراجعه کردند. اما کارفرما بی اعتناء به تصمیم هیات حل اختلاف و با پشتیبانی نیروی سرکوب رژیم اسلامی مانع ورود کارگران به کارخانه شد و علیه این تصمیم هیات حل اختلاف شکایت کرد. دیروز بعد از ظهر دادگاه تجدید نظر زیر نظر هیات تشخیص مصلحت برگزار شد. این دادگاه با حضور نمايندگان استانداری، حراست، نيروی انتظامی اداره کار، مديريت کارخانه و نماينده کارگران برگذار شد. دادگاه تجدید نظر عملا به نفع کارفرما رای داد و اعلام کرد که مشکل کارگران در اين دادگاه حل نخواهد شد و بايد به مراجع بالاتر ارجاع داده شود. این باصطلاح دادگاه تجدید نظر حتی عدم دریافت 3 ماه حقوق و مزایای مربوط به حق شیفت و اضافه کاری و غیره کارگران را که مثل روز روشن است، نیز مسکوت گذاشت.
کارگران از اين تصميم دادگاه تجدید نظر خشمگين شدند و این دادگاه را به زیر سوال بردند: "چطور است که هميشه حق با کارفرما است؟" این نظر مجمع عمومی کارگران در مورد دادگاه تجدید نظر سرمایه داران است. لذا کارگران در مجمع خود اعلام کردند که برای کارگران غرب باف راهي بجز اعتراض باقی نمانده است و آنها تا رسيدن به خواستهايشان هر روز در مقابل اداره کار تجمع خواهند کرد. بدنبال این تصمیم مجمع عمومی، کارگران امروز، با در دست داشتن احکام دادگاه حل اختلاف مبنی بر ابقاء به کار و پرداخت حقوق و مزايای عقب مانده کارگران در مقابل اداره کار سنندج جمع شدند. کارگران با صدای رسا شعار میدادند و فرياد زنان می پرسیدند که "چرا کسی جوابگوی ما کارگران نيست؟" این تجمع اعتراضی کارگران غرب باف توجه مردم و کارگرانی که در وضع مشابه قرار دارند جلب نمود. سریعا نیروهای یکان ویژه و انتظامی که توسط رئیس اداره کار قراخوانده شده بودند، به محل اداره کار گسیل شدند.
27.08.2008
باز یک آدم ربائی حکومتی؟ ناپدید شدن یک کارگر نانوایی در شهر مریوان
طبق گزارش رسیده، یک کارگر نانوایی با نام "جلال مرادی" مدت چهار روز است که به خانه و نیز محل کار خود مراجعه نکرده است.
جلال مرادی کارگر 25 ساله، اهل و ساکن شهر مریوان از روز شنبه تاریخ 2/6/87 ساعت 4 بعد از ظهر ناپدید شده است.
گفتی است که جلال مرادی از طریق مبایل خود با (اس ام اس) به دوستان خود اطلاع داده است که: "سه نفر میخواهند با زور من را ببرند"
همکاران و دوستان جلال مرادی ضمن اظهار بی خبری ازچگونگی ناپدید شدن وی، نگران وضعیت او هستند و تا به حال خبری از وضعیت او در دست نیست.
انجمن کارگری جمال چراغ ویسی
26/8/2008
www.akjch.blogfa.com
ankjch@yahoo.co.uk
کارگران لوله سازی خوزستان تجمع کردند
خبرگزاری کار ایران: کارگرن کارخانه لوله سازی خوزستان در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات و تعطیلی خط تولید کارخانه, صبح امروز شنبه جلوی دفتر سهامدار اصلی این واحد واقع در یکی از خیابان های شهر اهواز تجمع کردند.
قدیر سواعدی, نماینده سابق کارگران این واحد در گفت و گو با خبرنگار گروه کارگری "ایلنا" گفت: صبح امروز (شنبه ۲ شهریور) کارگران پس از پایان ۱۵ روز مرخصی اجباری به محل کارشان برگشتند اما از طرف کارفرما به آنها اعلام شد که تعطیلی خط تولید تا ۱۵ روزدیگر ادامه خواهد داشت.
وی افزود: کارگران به این تصمیم کارفرما در مورد تمدید مرخصی اجباری و همچنین پرداخت نشدن بیش از ۴ ماه حقوق و مطالبات معوقه معترض شدند.
سواعدی اضافه کرد: به دنبال بی نتیجه بودن اعتراض کارگران؛ معترضان نیز که تعداد آنها بیش از ۵۰۰ نفر بود به طرف دفتر سهامدار اصلی کارخانه لوله سازی خوزستان که در یکی از خیایان های شهر اهواز است حرکت و در آنجا تجمع آرام برگزار کردند اما این سهامدار عمده که برای شرکت در یک جلسه به اصفهان رفته بود؛ تلفنی به کارگران معترض پیام داد که فردا ساعت ۱۱ صبح برای پیگیری موضوع به کارخانه لوله سازی خواهد آمد.
وی افزود: این تجمع تحت مراقبت مأموران نیروی انتظامی بصورت آرام با متفرق شدن کارگران پایان یافت اما پس از آن عده ای از تجمع کنندگان درنقطه دیگری از شهر اهواز دوباره تجمع کردند که این تجمع نیز با پادرمیانی یکی از نمایندگان بدون تنش پایان یافت.
این فعال کارگری تصریح کرد: کارخانه لوله سازی خوزستان که در زمینه تولید لوله های چدنی فعال بود؛ تا پیش از بحران کنونی بخش زیادی از لوله های آب و فاضلاب مورد استفاده در پروژه های وزارت نیرو را تأمین می کرد.
به گفته سواعدی، کارخانه لوله سازی اهواز از ابتدای سال ٨۷ به دلیل کمبود نقدینگی، نبود مواد اولیه و عدم پرداخت تسهیلات از سوی بانک های اهواز دچار بحران شده است .
وی افزود: بیش از ۷۵۰ کارگر بصورت دائم و قراردادی در این واحد مشغول به کار بودند که اکنون بیش از ۴ ماه است هیچ حقوق و مزایایی نگرفته اند و در تأمین معیشت زندگی با مشکل مالی مواجه شده اند.
در رابطه با مشکلات این کارخانه عشقی، سهامدار اصلی این واحد در گفتگو با ایلنا، گفت: مدت کوتاهی است که کارخانه لوله سازی خوزستان به علت کمبود نقدینگی در تأمین مواد اولیه خط تولید دچار مشکل شده است اما بانک های اهواز نیز به رغم دستور مسئولان مربوط در پرداخت تسهیلات تعلل می کنند.
وی افزود: اکنون بانک ملت در اهواز یک سوم از وام تصویبی از این واحد را پرداخت کرده است؛ اما بدون توجیه قانونی پرداخت مابقی وام را منوط به دستور شعبه مرکزی بانک ملت در تهران دانسته است .
این مسئول یاد آور شد تاکنون مسئولان استانی و نمایندگان اهواز در مجلس شورای اسلامی چندین بار برای رفع مشکل پردخت وام لوله سازی خوزستان تلاش کرده اند اما تاکنون همکاری بانک ها کمرنگ بوده است.
عشقی در رابطه با مطالبات و مرخصی اجباری کارگران, افزود : من به کارگران حق می دهم که نگران وضعیت شغلی و حقوق خو دباشند؛ به محض پرداخت تسهیلات مطالباتشان پرداخت و کارخانه بازگشایی خواهد شد.
سهامدار عمده کارخانه لوله سازی خوزستان در مورد زمان راه اندازی مجدد خط تولید این واحد گفت: در صورت دریافت تسهیلات از بانک ها بلافاصله اقدام به راه اندازی خطر تولید خواهیم کرد و مشکلی در این مورد نخوهد بود.
همچنین مسعود حاجی چهار لنگی، مدیر کارخانه لوله سازی خوزستان با تایید موضع پرداخت نشدن وام ۱۰ میلیارد تومانی به این کارخانه، گفت: به دنبال تجمع امروز جلسه ای با حضور شریف حسینی یکی از نمایندگان مجلس و فرماندار اهواز در مورد مشکلات این کارخانه برگزار شد .
وی با اعلام لغو تمدید تعطیلات اجباری کارگران گفت: از فردا کارگران به کارخانه باز خواهند گشت اما تا زمان پرداخت وام و خرید مواد اولیه، خطوط تولید این کارخانه متوقف خواهد بود.
چهارلنگی تاکید کرد: طبق قانون در زمان توقف فعالیت کارخانه لوله سازی خوزستان هیچ تعدیلی در پرداخت مطالبات قانونی کارگران صورت نمی گیرد.
26.08.2008
اعتصاب کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه
صبح امروز 20/5/87جمعي از کارگران نيشکر هفت تپه در اعتراض به عدم تحقق وعده هاي مديران شرکت در خصوص پرداخت مابقي مطالبات وعدم توجه مجدد به خواسته هايشان دست از کار کشيدند و جلوي درب مدير عامل تجمع کردند.اين کارگران اعلام کردند در صورت عدم پاسخگويي و بر آورده شدن خواسته هايشان بارديگر دور جديدي از اعتصابات کارگري در اين شرکت به راه خواهد افتادو روزهاي آينده با تعداد بيشتري از کارگران اعتصاب مي کنند.گفتني است در دور گذشته اعتصاب، کارگران موفق شدند دستمزد سه ماه از حقوق عقب افتاده خود را دريافت کنند و با وعده مديران مبني بر مهلت چند روزه براي پرداخت مابقي مطالبات کارگران به سر کار برگشتند.
لازم به ياد آوري است بر اساس گفته هاي فعالان کارگري در اين شرکت طي روزهاي گذشته با توجه به اعلام واگذاري شرکت به سازمان صنايع و معادن مديران شرکت سعي در تحريک کارگران براي برهم زدن نظم کارخانه را داشتند تا بدين وسيله با متشنج نشان دادن جو هفت تپه از تغييرات مديريتي جلوگيري کنند به همين دليل اين فعلان کارگري تجمع خود را کاملا مسالمت آميز وفقط در اعتراض به عدم تحقق وعده هاي مديران بيان کردند و گفتند : خواست کارگران هفت تپه در خصوص واگذاري شرکت کشت و صنعت نيشکرهفت تپه و بويژه خوراک دام اينست که به گونه اي کارشناسي و بر اساس موازين کاملا قانوني انجام پذيرد و نظر نمايندگان کارگران نيز مورد توجه قرار گيرد
09.08.2008
واحد کارگري مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
راهزنان خيابانى ارتش اسلام
مصادره اموال و ضرب و شتم يک کارگر
بنا به خبر دريافتى از مشهد٬ امروز يکشنبه ١٣ مردادماه در خیابان معروف به چهار طبقه مشهد٬ نيروهاى انتظامى یک کارگر موتور سوار را که از محل کار به سمت منزل میرفت را متوقف نمودند و از او در خواست مدارک کردند. اين کارگر اظهار نمود از محل کار می آیم و مدارک موتور را همراه ندارم. نیروی انتظامی موتور سیکلت کارگر را توقیف ميکند. در واکنش به اين راهزنى ماموران رژيم٬ کارگر خود را روی موتور انداخت و گفت این تنها وسیله ای است که من با آن به محل کارم میروم و نمیگذارم شما این وسیله را از من بگیرید. مردم نیز از دور اوضاع را زير نظر داشتند. وقتی نیروی انتظامی دید نمی تواند مقابله کند و موتور را توقیف کند از نیروهای یگان ویژه کمک گرفت. وقتی نيروى يگان ويژه به محل رسيد٬ بدون هیچ سوال و جوابی اول به وسیله اسپری گاز فلفل به جوان کارگر حمله کردند. کارگر وسط خيابان فریاد ميزد کور شدم٬ کور شدم! سه نفر از مزدوران یگان ویژه به جان اين کارگر نحیف و خسته افتادند و با باتوم و لگد تا توانستند اين جوان را زیر کتک گرفتند. هم زمان تعدادی ماشین دیگر از نیروی انتظامی وارد عمل شد و تمام دوربینها و موبایلهای مردم را جمع آوری کرد و شروع به پاک کردن فیلمها و عکس هائی که مردم گرفته بودند نمود. براى عابرين در لحظه اول مسئله اينبود که بفهمند "چه جنایتی اتفاق افتاده که نیروی انتظامی اینچنین وحشیانه عمل ميکند"! در صورتی که کل داستان به همراه نداشتن گواهینامه و مدارک موتور بود که حدااکثر میشد با یک جریمه معمولی قضیه را فیصله داد.
حکومت اسلامى حکومت مشتى اوباش و راهزن و قاتل حرفه اى است. در چنين مواقعى معمولا جوانان و مردم با اذحام و شعار دادن و بخشا درگيرى با نيروهاى سرکوب مانع دستگيرى و دزدى و کلاشى اينها ميشوند و بخشا مانند آرياشهر تهران درس خوبى به نيروهاى سرکوب ميدهند. متاسفانه همه جا و در هر شرايطى چنين امکانى ميسر نميشود و مقابل چشم مردم اين رفتارهاى وحشيانه نيروهاى سرکوب صورت ميگيرد. راه ممانعت از دست درازى نيروى سرکوب و مزاحمت آنان براى زنان و جوانان و مردم محروم٬ ايجاد آمادگى بيشتر و دخالت جمعى در چنين اوضاعى است. هرجا که نيروى سرکوب با مقابله متحد جوانان و مردم روبرو شود دست و پايش را جمع ميکند. اين مزدوران بيرحم و دزد زبانى ديگر جز زبان زور نميفهمند. براى کنترل نيروى اراذل و اوباش رژيم و کوتاه کردن دست آنان٬ جوانان در مشهد و ديگر نقاط ايران بايد متشکل شوند و در چنين مواقعى درس خوبى به اين راهزنان خيابانى بدهند.
مرگ بر حکومت اسلامى !
١٣ مرداد ماه ١٣٨٧ – ٣ اوت ٢٠٠٨
صبح امروز سه شنبه 21 خرداد ماه 87 کارگران شرکت کشت و نيشکر هفت تپه در ادامه ي اعتراضات و اعتصابات اين دور خود بار ديگر به خيابان هاي شوش آمده و نسبت به عدم توجه مسولين در خصوص پرداخت مطالباتشان اعتراض کردند
که با يورش مامورين نيروي انتظامي خيابانهاي شهرستان شوش به درگيري کشيده شد و مامورين با باتون و ابزار امنيتي شديدا با کارگراني که در حال راهپيمايي در خيابانها بودند برخورد کرد.تعداد زيادي از کارگران مجروح و بسياري ديگر نيز بازداشت شدند . هنوز از تعداد مجروحين و يا بازداشت شده ها آماري در دست نيست .
کارگران شرکت نيشکر هفت تپه از تاريخ 16 ارديبهشت 87 در اعتراض به عدم تحقق خواسته هاي خود دست از کار کشيدند و روبروي دفتر مدير عامل تجمع کردند که به دليل عدم پاسخگويي براي رساندن پيام خويش به درون شهرستان شوش رفتند که به دليل برخورد نيروي هاي انتظامي با کارگران و اعلام شرايط ويژه در تاريخ 2خردادبار ديگر براي جلوگيري از اتفاقات احتمالي به داخل شرکت برگشتند و اعتراضات خود را در آنجا پيگيري کردند .
پس از گزاراندن 20 روز از اين دور اعتصابات در محيط داخلي شرکت ساعت هشت صبح امروز کارگران با در دست داشتن پلاکاردهايي که بر روي آنها نوشته شده بود گرسنه ايم گرسنه و سر دادن شعارهاي (( ما کارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه ))و ((معيشت زندگي حق مسلم ماست ))وارد شهر شوش شدند و ار روبروي تربيت بدني و بيمارستان نظام مافي شروع به راهپيمايي کردند که پس از گذشت حدود يک ساعت نيروهاي انتظامي و يگان ويژه با باتون و اسپري هاي مخصوص ضد شورش کارگران را در خيابان و ميدان چهار دستگاه مورد ضرب و شتم قرار دادند.
گزارش : ابوالفضل عابديني دبير واحد کارگري فعالان حقوق بشر در ايران
Human Rights Activities in Iran
تاريخ :21/3/87
شماره :782 - 87فعالان حقوق بشر در ايران
کمپین حمایت ازاعتصاب ومطالبات کارگران شرکت طرح نیشکر هفت تپه
اطلاعیه شماره 2
هم چنان دوره سوم اعتصاب کارگران هفت تپه ادامه دارد و هم چنان دولت حامی سرمایه داری کارگران و خانواده های آنها را که خواهان پرداخت دستمزدهای معوقه، حفظ و راه اندازی کارخانه، احیای سندیکای کارگران ، جلوگیری از فروش زمین های کشاورزی و مقابله با واردات شکر ... هستند. سرکوب، تعقیب و زندانی می کند. کارگران هفت تپه بیش از هشت ماه است که برای مطالبات خود دست به سه دوره متناوب اعتصاب زده اند. اعتصاب و اعتراض کارگران به طور مداوم ادامه دارد. برای اینکه کارگران هفت تپه بتواند در مقابل تهاجم سرمایه داری وعوامل آن محل کار خودرااز تعطیلی نجات بدهند. باید هر چه می توانیم از اعتصاب و اعتراض آنها عملا"حمایت کنیم.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در جهت پیشبرد و گسترش کمپین حمایتی از اعتصاب کارگران هفت تپه از تمامی کارگران، تشکل های کارگری ، جنبش های اجتماعی و هم چنین تمامی مردم آزادی خواه می خواهد، به هرطریق و روش ممکن از کارگران هفت تپه حمایت کنند.و در این راستا موارد زیر را به عنوان اقدامات عملی پیشنهاد می کند :
1- تهیه طومارهای مختلف حمایتی از مبارزات کارگران هفت تپه توسط بخش های مختلف و ارایه آنها به نهادهای اداری و دولتی و هم چنین به مجامع کارگری بین المللی.
2- برگزاری گلگشت های متنوع در جهت حمایت از کارگران هفت تپه
3- برقراری صندوق های جمع آوری کمک های مالی در کارخانه ها، دانشگاه هاَ، محله ها و....
4- تشکیل گروه های چند نفره به طور منظم برای اطلاع رسانی رودر رو در کارخانه ها، محله ها، دانشگاه ها و... و تهیه گزارشات روزمره از مبارزات و مطالبات کارگران هفت تپه .
5- راه اندازی و برگزاری مسابقات ورزشی (فوتبال- والیبال – کوهنوردی وسعود های گروهی و...) توسط تیم های ورزشی کارگران،تیم های محلی و دانشگاه ها در کارخانجات ، محلات ، دانشگاهها و مدارس به جهت حمایت مالی و معنوی از کارگران هفت تپه
6- تهیه و توزیع دستی اطلاعیه ها و گزارشات و اخبار مربوط به اعتصاب و مبارزات کارگران هفت تپه و کمپین حمایتی از آنها.
7- ایجاد نمایشگا ههای عکس خصوصی با مضمون مبارزات ، مقابله با سرکوب و نشان دهنده مطالبات کارگران هفت تپه.
8- اطلاع رسانی هر چه گسترده تر در خارج از کشور توسط ایرانیها و همرزمان و هم طبقه ای ها .
9- گروهها و سازمان های کارگری ایرانی خارج از کشور وسازمانهای بین المللی متحدانه اقدام به جلب حمایت هر چه بیشتر مجامع کارگری، ایجاد نمایشگاه عکس و اطلاع رسانی گسترده، جذب وجمع آوری کمک های مالی و تجمع های اعتراضی نمایند.
متمرکز کردن تمامی فعالیت های فوق از کانال کمیته پیگیری امکان پذیر نیست. بنابراین لازم است گروهها و بخش های مختلف تشکیل کمیته های موقت برای برنامه ریزی ، انسجام و نظم بخشیدن به فعالیت ها در جهت حمایت از کارگران هفت تپه تشکیل بدهند. سپس مستقیما" یا اگر مایل بودند از کانال کمیته پیگیری اقدام به ارسال کمک ها و یک دست کردن فعالیتها نمایند. هر چند می دانیم امکان پیشبرد تمامی برنامه ها از عهده کمیته پیگیری خارج است، اما به دو مورد ایمان صددرصد داریم.
1- به طور عام طرح مسئله می کنیم، تا با کمک دیگر همرزمان امکان شروع و ادامه داشته باشیم.
2- به طور خاص در حد توان خود فعالیت عملی خواهیم کرد.
اعتصاب و تشکل مستقل، حق مسلم ماست.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
نهم خرداد ماه 1387
برای کسب اطلاعات بیشتر و امر اطلاع رسانی با ما تماس حاصل کنید:
خانم دارابی ( سخنگوی کمیته پیگیری) با شماره ی : 5672058- 0912
آقای محمد اشرفی ( سخنگوی کمپین ) با شماره ی: 093558265700
آقای آیت نیافر ( سخنگوی کمپین ) با شماره ی : 09329252275
آقای بینا داراب زند ( سخنگوی بین المللی- زبان انگلیسی) :
31.05.2008
بیانیه کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری
به کمپین حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه بپیوندید
کارگران، زحمتکشان، ملت غیور ایران
سرمایه داری ایران در راستای اجرای سیاست های سرمایه جهانی و به دنبال استراتژی جهانی سازی و استثمار هر چه بیشتر طبقه کارگر، در کنار خصوصی سازی و تسهیل صدور سرمایه و ارز و دیگر سیاست های نولیبرالی، مرزهای گمرکی را کمرنگ نموده و واردات بسیاری از اقلام مصرفی را آزاد نموده است. نتیجه ی چنین اقدامی تعطیلی گسترده ی بسیاری از خطوط تولیدات داخلی و در نتیجه بیکاری و اخراج ِ جمعی ِ کارگران این صنایع و رشد فقر و گرسنگی و سیر نزولی دستمزدها بوده است. اینک، در زمانیکه سرمایه داران با فروش زمین ها و کارخانه ها و ماشین آلات و اقدامات دلال صفتانه مشغول انباشت کلان ثروت های ملی می باشند، طبقه کارگر ایران مجبور است برای بقا با دستمزدهای زیر خط فقر بسازد، و بر مبنایِ قراردادهای موقت و سفید امضاء و محرومیت از کلیه ی حقوق قانونی و امکانات رفاهی کار کند، و در صورت هر اقدام اعتراضی و یا کوشش برای سازمانیابی در تشکل های مستقل کارگری با شلاق ، زور و زندان روبرو گردد. با این حال، حتی با اعمال چنین سیاست های قهرآمیزی جنبش کارگری ایران بصورت روزمره روند اعتلایی و تکامل خود را ادامه می دهد. اثبات این مدعا را می توان در هرچه گسترده تر شدن مبارزات کارگری در اقصا نقاط کشور و روند تکاملی سطوح خواسته ها و مطالبات کارگران ار آغاز اعتراضات سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه تا مبارزات کارگران کشتیرانی صدرا، فرش البرز، مبارزات کارگران صنایع نساجی و معادن، کیان تایر و صدها اعتصاب و اعتراض دیگر ، و امروز در اعتصابات کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، که بیانگر اوج مبارزات کارگری است، مشاهده نمود.
امروز بیست و سومین روز از دور جدید مبارزات هشت ماهه یِ کارگران هفت تپه را پشت سر گذاشته ایم. هشت ماه است که کارگران پرداخت حقوق معوقه خود، احیاء سندیکای مستقل، جلوگیری از تعطیلی پروژه های شرکت کشت و صنعت هفت تپه و فروش زمین های کشاورزی، کارخانه ها و ماشین آلات این مجتمع را طلب کرده اند. اما سرمایه داری ایران با مقاومت در برابر چنین خواسته های تنها با زور ، شلاق، بند و اسلحه پاسخ کارگران را داده است. هشت ماه است که خانواده های ایشان، زن و بچه، پیر و جوان، از حصول درآمدی مستمر، هر چند قلیل نیز محروم بوده اند. هشت ماه است که بیماران شان درمان ندیده اند. کودکانشان، پوشاک و کیف و کفش و کتاب و قلم و دفتر نداشته اند. کارگرانی که تا دیرور سفره ایرانیان را شیرین می کردند، اکنون تنها تلخی زندگی را به کام خویش می یابند. در پاسخ به چنین شرایط رقت باری است که علیرغم دشواری های تحمیل شده بر کارگران ،صدای اعتراض خود را بلندتر کرده و خواهان برکناری مسئولانی گشته اند که در عاملیت سرمایه چنین اوضاعی برای ایشان بوجود آورده اند. آنها در دور جدید مبارزات خود خواست برکناری مسئولان حراست مجتمع، هیئت مدیره ی شرکت و فرماندار شهر گشته اند.
کارگران، همدردان و همیاران
همه می دانیم که شرایط کار و زندگی کارگران نیشکر هفت تپه مختص به آنان نبوده و خواست تمامی کارگران و بیانگر درد مشترک ماست. کارگران ایران در هر صنفی که شاغل بوده، یا باشند با اخراج های دستجمعی، دستمزدهای زیر خط فقر و حداقل قانونی، قراردادهای سفید امضاء و موقت و تعطیلی کارخانه ها و فقر گسترده روبرو هستند. مبارزه ی قاطعانه ی کارگران هفت تپه باید مبارزه ی همه یِ ما باشد.
کارگران ، مردم آزاد یخواه
بدینوسیله کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری آغاز کمپین حمایت و همبستگی با کارگران کشت و صنعت هفت تپه را اعلام نموده و تمام توان خود را در جهت اطلاع رسانی از شرایط وخیم کارگران ، جلب حمایت های ما دی و معنوی مردم ایران و جهان برای حما یت و همبستگی با کارگران اعتصا بی به کار خواهد برد.وازتمامی کارگران، آزادیخواهان ،جنبش های اجتماعی، حامیان کارگران و زحمتکشان، می خواهد، تا در جهت ایجاد همبستگی طبقاتی در ایران و جهان، مقابله با اعمال فشارهای سیاسی داخلی و بین المللی و جلب حمایت های مالی برای کمک به پیشبرد مبارزات و تسهیل شرایط مبارزاتی کارگران اعتصابی به ما پیوسته، ضمن اعلام حمایت معنوی اقدام به حمایت های عملی و مالی نمایند.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در جهت پیشبرد اهداف یاد شده آماده پذیرش هرگونه پیشنهاد همکاری و اقدام مشترک است.
اعتصاب و تشکل مستقل، حق مسلم ماست
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری
هفتم خرداد ماه 1387
برای دریافت اطلاعات بیشتر و امر اطلاع رسانی با تماس حاصل کنید:
1. خانم دارابی (سخنگوی کمیته پیگیری) با شماره یِ : 09125672058
2. آقای محمد اشرفی (سخنگوی کمپین) با شماره ی : 09358265700
3. آقای آیت نیافر (سخنگوی کمپین) با شماره یِ : 09329252275
4. آقای بینا داراب زند (سخنگویِ بین المللی – زبان انگلیسی) با شماره یِ : 09354515989
12 کارگر دستگیر شده کارخانه نیشکر هفت تپه
باید فورا" و بدون قید و شرط آزاد شوند!
بنا بر گزارشات منتشره، نیروهای سرکوب رژیم جمهوری اسلامی در روز ٦ خرداد به تجمع کارگران نیشکر هفت تپه که در برابر فرمانداری شوش تجمع اعتراضی کرده بودند یورش برده و دوازه تن از کارگران را بازداشت کردند. در گزارش" فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"آمده ست:
"ساعتی پیش نیروهای امنیتی و گارد ویژه به کارگران معترض در مقابل فرمانداری شوش یورش بردند و در حدود ١٢ کارگر را دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.رفتار این نیروها با کارگران هنگام دستگیری وحشیانه بوده است . در حال حاضر کارگران در سطح شهر حضور دارند و مصمم هستند که به اعتراضات تا رسیدن به خواسته هایشان، ادامه دهند. نیروهای گارد ویژه و امنیتی و انتظامی دوباره با خودروهای خود در سطح شهر به حرکت در آمده اند و با مانور دادن سعی در ایجاد رعب و حشت دارند."
این اقدامات سرکوبگرانه در شرایطی صورت میگیرد که کارگران علیرغم و عده و وعیدهای متعدد مسئولین هنوز حقوق سه ماه گذشته خود را دریافت نکرده، پرونده سازی علیه نمایندگان کارگران در بیدادگاههای رژیم اسلامی ادامه داشته و سایر درخواستهای برحق آنها نظیر برکناری مدیرعامل و نیز رئیس حراست - شرکت که در سرکوب کارگران نقش مستقیم دارد- هنوز اجابت نشده است.
کارگران شرکت نیشکر هفت تپه اما حق اعتصاب و تجمع را حق مسلم خود دانسته و به اعتصاب، تظاهرات وتجمعات اعتراضیشان همچنان ادامه میدهند. به همین سان، حق تشکل و از جمله ایجاد سندیکا نیز حق مسلم کارگران نیشکر هفت تپه بوده و ایجاد آن که مسلما" مبارزات کارگران را هر چه موثرتر و متشکل تر خواهد ساخت به هیچ وجه نیازی به اجازه از رژیمی ضدکارگری جمهوری اسلامی نداشته و ندارد.
ایجاد تشکلهای کارگری در میان کارگران صنعت قند بویژه در خوزستان که دهها هزار کارگر در آن شاغل هستند می تواند مبارزه کارگران این بخش و همبستگی طبقاتی میان آنها برای درخواستهای مشترکشان را - که اکترا" در نتیجه عملکرد مافیای شکر و سیاستهای خانمان برانداز دولت اسلامی درروند ورشکستگی و در نتیجه اخراج دسته جمعی کارگران قرار دارند - توامند ساخته و از بیکارشدن هزاران هزار کارگر و در غلطلیدن آنها در غرقاب فقر مطلق وتباهی اجتماعی جلوگیری کند.
١٢ کارگر دستگیر شده در اعتراضات ششم خرداد باید فوری و بیقیدوشرط آزاد شوند. حق تشکل و اعتصاب یکی از بنیادهای اصلی حقوق شهروندی و یکی از اجزاء اصلی آزادیهای بیقیدوشرط سیاسی است که اکنون کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در راس مبارزه برای دستیابی به آن قرار دارند. مبارزه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در عین حال مبارزه علیه امواج روبه گسترش تبعیض و بیعدالتی اجتماعی، سقوط اقتصادی، تهیدست و حاشیهشدگی شدیدی است که زندگی اکثریت شهروندان جامعه ما را تهدید میکند. از همین رو بر کارگران و زحمتکشان و همه مردم آزاده ایران است که مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه را بخشی از مبارزه خود برای آزادی و برابری دانسته و بهر طریق ممکن و موثر از این مبارزه حمایت کنند.
تشکلها، نهادها و سازمانهای طرفدار حقوق کارگران و حقوق شهروندی در داخل و خارج از کشور باید به پیگیرترین شکل ممکن مبارزات کارگران شرکت نیشکر هفت نپه را برای اطلاع افکار عمومی در ایران و جهان منعکس ساخته و حمایت عموم کارگران و زحمتکشان و مردم آزاده ایران و نیز سازمانهای کارگری، اتحادیهای، احزاب چپ ومترقی بینالمللی و نیز عموم نهادهای طرفدار حقوق بشر وشهروندی در جهان را، از این مبارزات جلب کنند.
29.05.2008
کارگران اخراجی برق منطقه ای خوزستان خواستار توجه مجامع حقوق بشری هستند.
بیش از یک سال از اخراج حدود 30 نفر از کارگران ایستگاههای انتقال و فوق توزیع برق خوزستان که در تاریخ 1/1/86 با دخالت حراست اخراج شدند،می گذرد. این در حالی است که همگی آنان از سوی هیات های تشخیص و حل اختلاف اداره کار خوزستان بازگشت به کار خود را دریافت داشته اند اما برق منطقه ای خوزستان همچنان از ورود برخی از این کارگران به محل ایستگاهها خودداری می نماید. یوسف فرهادی یکی از کارگران اخراجی ایستگاهای انتقال وفوق توزیع ناحیه مرکزدر اهواز می گوید :متاسفانه مسوولان برق منطقه ای خوزستان گزارش غلط به مسوولان و رسانه ها ارایه می دهند . وی با اشاره به دلایل اخراج خویش گفت: به علت اثبات تخلفات و فساد مالی سیستم برق منطقه ای خوزستان در رابطه با سیستم پیمانکاری و داشتن عنوان نماینده کارگران برای حل مشکلاتشان ، اخراج شدم که از کلیه فعالان در حوزه ی مسایل کارگری و حقوق بشری می خواهم که به حقوق کارگران و حق کارایشان به مثابه حقوق بشر نگاه کنند و جهت بازگشت به کار این کارگران همه تلاششان را به کار ببندند.
شایان ذکر است کارگران به دنبال پیگیری مصوبه هیات دولت در خصوص واگذاری نیروهای پیمانکاری به دستگاههای مشمول اصل 160 برنامه چهارم توسعه ،اخراج شدند. فعالان حقوق بشر در ایران 28.05.2008
هفته همبستگی از31 ماه مه تا 8 ماه جون 2008
نهادهای 14 گانه همبستگی با جنبش کارگری در ایران تلاش می¬کنند، درسطح کشورها وشهرهای مختلف، با تدارک آکسیون¬ها و شب¬های همبستگی، مراجعه به احزاب، سازمان¬ها و نهادهای کارگری برای پشتیبانی و همبستگی با مبارزات کارگران در ایران و نیز برپایی میزهای اطلاعاتی، خبررسانی به رسانه¬ها، صدای اعتراض علیه رژیم ضد کارگری ایران و دفاع از مبارزات کارگران را به گوش همگان برسانند. ما را در این امر مهم یاری رسانید.
1 - کمیته همبستگی با کارگران ایران – استرالیا kargar_labour@yahoo.com.au
2 - کمیته حمایت از کارگران ایران – تورنتو کانادا info@workers.iran.org
3 – کمیته دفاع از کارگران ایران – نروژ ghol1@hotmail.com
4 - جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی سوئیس Kargar1357@hotmail.com
5 - همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه - sstiran@yahoo.fr
6 - کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن - info_kargari@yahoo.de
7 - کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه kanoonhf_2007@yahoo.de
8 - کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر
9 - کمیته همبستگی با کارگران در ایران – هامبورگ - komitehamburg@yahoo.de
10 - کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد - isask@comhem.se
11 - گروه همبستگی با جنبش کارگری– برلین - berlin_kargari@gmx.de
12 - اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران - www.etehadbinalmelali.com
13 - کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ( سوئد - kanounhambastegi@gmail.com
14 - انجمن کارگری جمال چراغ ویسی - ankjch@yahoo.co.uk
زنده باد همبستگی جهانی کارگران
25.05.2008
گزارش برگزاری دادگاه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه
صبح امروزدادگاه اعتصابات کارگری شرکت کشت و نیشکر هفت تپه در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان دزفول به ریاست قاض اندی برگزار گردید . این جلسه با یک ساعت تاخیر از ساعت 11 صبح آغاز شد و دو ساعت و چهل وپنج دقیقه به طول انجامید .
در این دادگاه پنج فعال کارگری و یک خبر نگاربه اتهام تبلیغ علیه نظام و تحریک کارگران هفت تپه به اعتصاب محاکمه شدند. دکتر وحید احمد فخرالدین از اساتید دانشگاه و از وکلایی که با مجموعه فعالان حقوق بشر همکاری دارد به عنوان وکیل هر شش متهم نیزدر این دادگاه حضور داشت . همه متهمین در دفاعیات خود بر بیگناهی خویش تاکید داشته و اظهار کردند مسوولین به جای پرونده سازی علیه ما بهتر است با مافیاهای اقتصادی برخورد کنند و عوامل ورشکستگی صنایع را محاکمه نمایند .
قرار است ادامه رسیدگی به اتهامات متهمین در جلسات آینده بررسی گردد.
تصویری از متهمین و وکیل مدافع اعتصابات کارگری هفت تپه به نامهای
از راست به چپ
1-محمد حیدری مهر( فعال کارگری ) 2-علی نجاتی( فعال کارگری ) 3-فریدون نیکو فر( فعال کارگری ) 4 - ابوالفضل عابدینی نصر( خبر نگارو مسئول واحد کارگری فعالان حقوق بشر) 5- جلیل احمدی( فعال کارگری ) 6- دکتر وحید احمد فخرالدین( وکیل پرونده ) 7-رمضان علیپور( فعال کارگری ) 8-رحیم بسحاق ( فعال کارگری که در مرحله باز پرسی برائت گرفت ) به پیوست ارسال میگردد
گفتنی است این دادگاه در حالی انجام شد که کار گران شرکت کشت و صنعت هفت تپه شانزدهمین روز اعتصاب خود را می گذراندند و همگی آنان خواستار پایان دادن به این پرونده بودند.
فعالان حقوق بشر در ایران 21.05.2008
گزارشى از "دادگاه" کارگران هفت تپه در دزفول
امروز ٣١ ارديبهشت بيدادگاه رژيم اسلامى در دزفول جلسه اول محاکمه ۵ فعال کارگرى هفت تپه آقايان؛ فریدون نیکوفرد، محمد حیدری مهر٬ رمضان علیپور٬ علی نجاتی، جلیل احمدی، و ابوالفضل عابدینی خبرنگار حقوق بشرى را برگزار کرد. وکيل کارگران حضور داشته و قاضى اعلام کرده است تفهيم اتهام شما براساس گزارشات وزارت اطلاعات است. اتهامات اعلام شده شامل؛ "اخلال در نظم عمومى"٬ "اقدام عليه امنيت ملى"٬ "مصاحبه با مطبوعات خارجى"٬ "اعلام شماره حساب و گرفتن پول از خارج" بوده است که البته هيچ پولى تاکنون به اين حساب اعلام شده کارگران واريز نشده است. کارگران در دفاع از خودشان متنى تهيه کرده بودند که اجازه ندادند بخوانند و از خود دفاع کنند.
در جريان اين محاکمه ننگين کارگران اعتراض کردند. از جمله به قاضى گفتند حتى براساس قانون کشور او نميتواند هيچ اتهامى به کارگران وارد کند. ما کارگران ۴ ماه حقوق دريافت نکرديم و فرزندانمان گرسنه اند. کارگرى کفش پاره اش را در آورده و اعلام کرده که آيا از کفش پاره من ميترسيد؟ قاضى اعلام کرد که شما در اجتماعات شعار داديد! کارگران پاسخ دادند که ما گفتيم "کارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه ايم"! اگر ميخواهيد به اين "جرم" ما را محاکمه کنيد بايد بيشتر ٧٠ ميليون مردم گرسنه ايران را محاکمه کنيد! يکى ديگر از کارگران گفت وقتى ۴ دانشجو در مصر اعتراض ميکنند همه سايتها و رسانه هاى کشور گزارش تهيه ميکنند و مصاحبه ترتيب ميدهند٬ اما در مورد ٢٠٠٠ کارگر که حقوق نگرفتند چيزى نمينويسند! ما مجبوريم که با رسانه ها مصاحبه کنيم چون شکم همسر و فرزندانمان خالى است. دردمان را کجا ببريم؟ يکى ديگر از کارگران گفت چرا رفسنجانى وقتى به شوشتر مى آيد پيش مقامات ميرود اما پيش کارگران هفت تپه نمى آيد و به حرف کارگران هفت تپه گوش نميدهد؟ کارگران گفتند بجاى محاکمه ما برويد سران مافيا را محاکمه کنيد. آقاى قاضى شما که دوميليون حقوق ميگيريد نميدانيد به شکم گرسنه ما چه ميگذرد! در جريان بيدادگاه به کارگران اجازه صحبت کردن داده نميشد و مرتبا حرفشان توسط قاضى قطع ميشد که "زياد حرف ميزنيد"! در جريان اين محاکمه قاضى نتوانست هيچ حکمى صادر کند و اعلام شد که "حکم دادگاهى جديدى" صادر ميشود و مجددا کارگران را محاکمه ميکنند.
بدليل نبود امکانات کارگران هفت تپه نتوانستند رهبرانشان را در دزفول همراهى کنند اما همزمان حدود ١۵٠٠ الى ٢٠٠٠ نفر کارگران هفت تپه در مقابل فرماندارى و دادگسترى شوش اجتماع کردند. کارگران جاده شوش- هفت تپه را با آتش زدن لاستيک مسدود کردند. کارگران عمدتا شعار ميدادند؛ "کارگر هفت تپه ايم٬ گرسنه ايم٬ گرسنه ايم!"
سياست محاکمه نمايندگان و رهبران کارگران تلاشى است براى سرکوب اعتصاب هفت تپه و پايمال کردن خواست برحق کارگران. اتهامات وارده امروز نشان ميدهد که رژيم اسلامى همه جا با يک زبان با کارگران سخن ميگويد و طبقه کارگر و مردم آزاديخواه ايران با اين شيوه هاى نخ نما آشنا هستند. . کارگران هفت تپه بايد اتحادشان را تقويت کنند و با اعتراض مستمر مانع شوند که بجاى پرداخت حقوق و برآورده کردن خواستهايشان کارگران گرسنه رارژیم پاى محاکمه ببرد. اگر کسى بايد محاکمه شود سرمايه داران و دولت مفت خورشان است که خون کارگران را در شيشه کرده اند.
20.05.2008
بنا بر گزارشات رسیده بیش از 2000 تن از کارگران نیشکر هفت تپه در پانزدهمین روز از سلسه اعتصابات و اعتراضات خود جاده اهواز- اندیمشک را به مدت 45 دقیقه مسدود کردند .
گزارش ویدئویی در وب سایت یوتوب
http://www.youtube.com/watch?v=_x-EKR-55Zg
کارگران با سر دادن شعارهایی چون " کارگر زندانی آزاد باید گردد " ، " پرونده قضایی مسدود باید گردد " به سمت فرمانداری شهر شوش راهپیمایی کردند ، آنها خواهان پایان دادن به محاکمه 5 فعال کارگری به نام های فریدون نیکو فر ، علی نجاتی ، جلیل احمدی ، رمضان علی پور ، محمد حیدری مهر و ابوالفضل عابدینی نصر شدند .
فعالان حقوق بشر در ایران 19.05.2008
«ضرب و شتم کارگران نيشکر هفت تپه در شوش»بهروز کارونی
فعالان کارگری در استان خوزستان می گويند کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه روز پنجشنبه، ۲۶ ارديبهشت، همراه با خانواده های شان در مقابل فرمانداری شوش تحصن کردند و خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.
اما به گفته اين فعالان، اين تجمع که در يازدهمين روز اعتصاب يک هزار کارگر شرکت نيشکر هفت تپه صورت گرفت، با برخورد نيروی انتظامی جمهوری اسلامی مواجه شد.
همسر يکی از کارگران که در تحصن شرکت داشت، به راديو فردا گفت:«تعدادی از کارگران هفت تپه همراه با همسران و فرزندان خود اقدام به تحصن کردند. اين تحصن تا ساعت ۱۰ ادامه داشت، تا اين که با فحاشی بعضی فرماندهان نيروی انتظامی مواجه شديم و کارگران به سمت مرکز شهر حرکت کردند. در اين حرکت، همسران کارگران در جلوی آنان راه می رفتند.»
به گفته وی، «اما نيروی انتظامی از حرکت کارگران ممانعت کرد و اين کار منجر به درگيری نيروی انتظامی با کارگران شد و پنج نفر از کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. ماموران با باتوم به جان کارگران شرکت افتادند و اگر می توانستند زنان را هم می زدند.»
او اشاره کرد که برخورد نيروی انتظامی موجب ترس و وحشت کودکانی شد که در محل حضور داشتند و افزود:«بچه ها واقعاً ترسيدند. يکی از بچه ها با گريه التماس می کرد که ما را نزديک نبريد. و خانم ها از ترس اين که اينها بلايی سرشان نياورند، بچه هايشان را بغل کرده بودند.»
تاکنون برخورد نيروی انتظامی جمهوری اسلامی با کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه، از سوی رسانه های ايران تاييد نشده است.
کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه در حرکت اعتراضی خود شعارهايی نيز سر دادند از جمله « معيشت زندگی، حق مسلم ماست» و « کارگر هفت تپه ايم، گرسنه ايم گرسنه».
درضمن، برخی از همسران کارگران با نشان دادن کودکان خود شعار می دادند: « اين بچه گرسنه، وعده سرش نمی شه».
«کارگران به سمت مرکز شهر حرکت کردند، اما نيروی انتظامی از حرکت کارگران ممانعت کرد و اين کار منجر به درگيری نيروی انتظامی با کارگران شد و پنج نفر از کارگران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. ماموران با باتوم به جان کارگران شرکت افتادند و اگر می توانستند زنان را هم می زدند.»
یکی از تحصن کنندگان
بر اساس گزارش ها، در پی برخورد خشونت بارنيروی انتظامی با شرکت کنندگان در حرکت اعتراضی صنفی در شوش، کارگران اعلام کردند که در روز شنبه، ۲۸ ارديبهشت، دوباره به همراه خانواده های خود اقدام به تحصن در مقابل فرمانداری شوش خواهند کرد، تا انجام خواسته هايشان مانند دريافت حقوق معوقه، برکناری مدير عامل و اعضای هيئت مديره شرکت نيشکر هفت تپه و مبارزه با مافيای شکر را از مسئولان مطالبه کنند.
اعتصاب کنونی کارگران نيشکر هفت تپه، سومين اعتصاب در سال جاری به حساب می آيد.
کارگران اين واحد توليدی در سال گذشته بارها در اعتراض به وضعيت زندگی خود و پرداخت نشدن حقوقشان دست به اعتصاب زدند.
همسر يکی از کارگران در همين ارتباط، به فشارهايی که اين موضوع بر خانواده های کارگران وارد می کند اشاره کرد و گفت:«فشار اقتصادی که به تمام خانواده ها وارد می شود، بسيار زياد است. بچه هايمان عصبی اند و همين طور همسرانمان. زيرا وقتی دست خالی به خانه می آيند و چيزی نداريم، ما به آنها فشار می آوريم و آنها هم مسلماً اذيت می شوند.»
در اين ميان، اعتصاباتی که کارگران نيشکر هفت تپه برگزار کرده اند، دربسياری از موارد با برخوردهای امنيتی- قضايی مواجه شده است. از جمله نمايندگان کارگران مورد تهديد تلفنی قرار گرفته اند و به اداره اطلاعات احضار و يا بازداشت شده اند. اين گونه برخوردها، با اعتراض تشکل های کارگری در ايران و اتحاديه های بين المللی و حقوق بشری مواجه شده است.
« اعتراض و اعتصاب »
طی ماه های گذشته، اخبار و گزارش های بسياری در مورد اعتصاب ها و حرکت های اعتراضی کارگران در مناطق گوناگون ايران انتشار يافته است.
يکی از دلايل اصلی اين اعتصابات و حرکت های اعتراضی، به تعويق افتادن پرداخت حقوق کارگران است.
اين موضوع به گفته فعالان کارگری، تبديل به يک رويه شده و اين درحاليست که حتی پرداخت مرتب حقوق کارگران، بنا بر آمار خط فقر ۶۰۰ هزار تومانی در ماه، نمی تواند گره گشای مشکلات آنان باشد.
در اين ارتباط، می توان به سخنان ابراهين نظری جلالی، معاون وزير کار و امور اجتماعی اشاره کرد که گفته است:«دستمزد کارگران، تنها ۴۶ درصد هزينه های زندگی آنان را پوشش می دهد.»
مشکل به تعويق افتادن حقوق صدها هزار کارگر، موجب شده است که روند اعتراض ها و اعتصاب های کارگری در ايران رشد يابد که از جمله می توان به اعتصاب در شرکت نيشکر هفت تپه، کارخانه لاستيک سازی البرز، ايران صدرا، صنايع مخابراتی از راه دور ايران و .... اشاره کرد.
در اين حرکت های اعتراضی، کارگران ايران صدرا در بوشهر اقدام به تحصن کردند، کارگران شرکت ايران برک در مقابل دفتر مرکزی اين شرکت در تهران تجمع کردند و کارگران شرکت نيشکر هفت تپه حدود دو هفته است که اعتصاب کرده اند.
در اين ميان، وضعيت کارگران در تمام نقاط ايران به يک شکل است، حتی در عسلويه که گمان می رود به دليل سرمايه گذاری های چند ميليارد دلاری دولت، بايد شرايط بهتری داشته باشد.
اما رسول، کارگری از شرکت تکنيک که ده ها کارگر آن در هفته گذشته به دليل دريافت نکردن دو ماه دستمزد و عيدی خود اعتصاب کرده بودند، به راديو فردا گفت:«عسلويه ديگر آن منظقه شکوفای سابق نيست.»
وی اضافه کرد:«هيچيک از مسولان کشور مانند گذشته به فکر اينجا نيستند. عسلويه در گذشته بهترين مکان برای کارگران از لحاظ دستمزد بود. اگر آن موقع به بچه شش ساله نام عسلويه را می آوردی، خوشحالی می کرد، اما الآن به هر کسی می گويی که می خواهی در عسلويه کار کنی، از اين کار منصرفت می کنه و می گه اونجا نرو که پشيمان می شی.»
رسول گفت که در گذشته، حقوق کارگران به طور مرتب و ماهيانه پرداخت می شد، اما تمام شرکت ها حالا با مشکل مواجه شدند که علتش هم همين تحريم بوده است.»
جاويد که خود مدتی در عسلويه کار می کرده است نيز نظری مشابه رسول دارد. او در همين ارتباط به برخی از مشکلات موجود کارگران اشاره کرد و گفت:«از نظر امکانات غذايی، پوشاک و رفاهی که بايد بگويم وضع برای کارگران است. به علاوه، کارگران بيمه نيستند و حقوق قانونی شان به آنها پرداخت نمی شود و تازه آن را هم با دردسرهای زياد و برپايی اعتصاب دريافت می کنند.»
اعتراضات گسترده کارگران نیشکر هفت تپه به سطح شهر شوش کشیده شد
گزارشاتی رسیده از شهر شوش ، کارگران نیشکر هفت تپه که از صبح امروز در مقابل فرمانداری این شهر دست به تجمع زده بودند،و شعارهای علیه بی لیاقتی و بی عملی کارگزاران شهرستان شوش و مدیر عامل شرکت نیشکر هفت تپه می دادند . این تجمع چندین ساعت در مقابل فرمانداری شوش ادامه یافت.
سپس کارگران از فرمانداری شوش و در خیابان اصلی شهر به سمت بازار راهپیمائی کردند که در این راهپیمائی کارگران شروع به شعار دادن کردند شعارهای آنها عبارت بودند از: مدیر بی لیاقت استعفا استعفا ، مدیر بی کفایت نمی خواهیم / ساعدی 20 ساله نمخواهیم (منظور ساعدی نماینده شوش که 20 سال نماینده این شهر است) در مسیر این راهپیمائی تعداد زیادی از مردم بخصوص جوانان این شهر به صفوف راهپیمائی کارگران پیوستند . از طرفی دیگر رانندگان ماشینها که از آنجا عبور می کردند با بوق زدن از کارگران حمایت می کردند.
در طی مسیر یکی از افراد وزارت اطلاعات که قصد فیلم برداری از کارگران داشت با اعتراض شدید آنها مواجه گردید و ناچار به ترک صحنه گردید. در این اثنا مامورین نیروی انتظامی به حمایت از مامورین وزارت اطلاعا ت که در حال فیلم برداری از کارگران بود ند نمود و شروع به ضرب و شتم تعدادی از کارگران کردند.
کارگران اعلام کرده اند که در روزهای آینده اگر به خواسته های خود نرسند به شیوه های مختلف اعتراضات خود را شدت خواهند بخشید.
کارگران نیشکر هفت تپه خواستار حمایت کارگران شرکت ملی نفت و سایر کارگران ایران از خواسته های خود هستند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، از اعتراضات کارگران برای بدست آوردن حقوق خود حمایت می کند، و از سازمان جهانی کار خواهان پایان دادن به سوکت خود در مقابل سلب حقوق اولیه کارگران ایران است و همچنین از سندیکاهای کارگری جهان خواهان حمایت از کارگران ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
15.05.2008
انتقال بختیار رحیمی و احمد دانش پذیر به زندان
بختیار رحیمی عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری که در روز ۲۸ تیرماه سال گذشته در پی حمله افراد مسلح به منزلش بازداشت گردیده بود پس از گذشت ده ما از بازداشت و سپری نمودن ماهها فشار و سلولهای انفرادی سرانجام از بند 209 وزارت اطلاعات به بند عمومی 8 اندرزگاه 8 زندان اوین منتقل گردید. هر چند وی همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد.
همچنین احمد دانش پذیر (الف-بیقرار) فعال سیاسی که در بهمن ماه سال گذشته در منزلش در تهران، توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و به بند 209 وزارت اطلاعات در زندان اوین منتقل گردیده بود پس سپری نمودن بیش از سه ماه شرایط غیرانسانی بند 209 سرانجام وی نیز در عین بلاتکلیفی به بند عمومی 7 اندرزگاه 8 زندان اوین منتقل گردید.16.05.2008 فعالان حقوق بشر در ایران
کارگران شرکت پرس ایران خودرو برای افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کاری تهدید به اعتصاب کردند!
بنا به گزارش رسیده به حزب، کارگران شرکت پرس توسعه صنایع ایران خودرو اعلام کرده اند چنانچه کارفرما به خواسته هایشان ترتیب اثر ندهد، دست به اعتصاب خواهند زد. این اقدام در ادامه اعتراض کارگران در سه شنبه ده اردیهبشت ماه است که برای افزایش دستمزد و کاهش ساعات و فشار کاری دست به اعتصاب زدند. کارگران بمنظور پیگیری خواستهای خود، نماینده خود را انتخاب کرده اند. کارگران به مدیریت و بلورچی مدیر تولید یکماه فرصت داده اند تا به خواسته های کارگران رسیدگی و نتیجه را به کارگران اعلام نمایند. کارگران مصمم اند در غیر این صورت دست به اعتصاب بزنند. هر روز اعتصاب کارگران ضرری معادل ۸۰ میلیون تومان برای کارفرما بدنبال خواهد داشت.
مسئولین این شرکت در هراس از اعتصاب و مشاهده عزم کارگران به آنها قول داده اند که به خواسته هایشان رسیدگی خواهند کرد. اما کارگران اعتمادی به این وعده ها ندارند. میدانند که کارفرما هدفش نه رسیدگی به خواست کارگران بلکه وقت خریدن است تا در این مدت به بهانه های مختلف رهبران و فعالین این حرکت را از کار اخراج و با بکار گیری نیروی اعتصاب شکن صف متحد کارگران را دچار تفرقه و پراکندگی کنند. کارگران این شرکت همگی قراردادی هستند!
04.05.2008
یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن
درضرورت گذراز نبردهای موضعی به نبردهای سراسری
درارزیابی ازوضعیت وکم وکیف یک جنبش، شاخص های متعددی وجود دارند که با استناد به آنها می توان مختصات کلی آن را کمابیش به تصویرکشید. درمورد جنبش طبقه کارگرایران می توان شاخص های زیر را درنظرگرفت :
گسترش دامنه تقابل رژیم وطبقه کارگر
آیا نشانه هائی ازورود به مرحله ای تازه در منحنی اعتراضات کارگران مشاهده می شود؟
اکنون بنظرمیرسد که گسترش ابعاد تقابل وتصادم کارگران ورژیم،هم به مثابه یک حکومت سرکوبگر،هم به مثابه یک کارفرمای غول پیکرو مستقیم بسیاری ازموسسات بزرگ،وهم مدافع سرمایه داران وکارفرمایان خصوصی و منفرد- دیگر قابل پرده پوشی نباشد. چرا که درموارد گوناگونی درطی سال های اخیروبویژه درسال گذشته شاهد بوده ایم که تهاجم رژیم به فعالین کارگری ودرگیرشدن با توده های کارگر-وازجمله پرونده سازی و دستگیری های انبوه وزندان کردن های ولوکوتاه مدت - ابعاد تازه ای یافته است. دستگیری های متعدد و مکرر فعالین کارگری و سرشناس، مانند اسانلو و صالحی ... و دستگیری وبازجوئی وپرونده سازی برای هزاران کارگردرطی سالهای اخیر،ازجمله نزدیک به 200 نفراز کارگران کارخانه البرز درهمین روزهای اخیر، ویا چنانکه بخاطرداریم 1200 نفرازکارگران شرکت واحد درگذشته و یا شماری از هفت تپه ... ازسنندج از...ویا اخراج وتعلیق دهها معلم شغل وپرونده سازی وزندانی کردن صدها تن ازآنها و... ازنمونه های تیپیک یورش رژیم هستند.چنین تهاجمی نه فقط درمجموع برقدرمطلق تعداد زندانیان موسوم به سیاسی بسی افزود، بلکه ترکیب اجتماعی آن را نیزدگرگون ساخت وبافت توده ای وکارگری آن را برجسته کرد. درهرحال وجود چنین پدیده ای برشی است ازآن چه درجامعه می گذرد ومعرف ورود کارگران وبطورکلی مزدوحقوق بگیران بیشتری به متن مبارزه برای دفاع ازمطالبات خود(چنین پدیده ای بخودی خود هم ماهیت سیاسی اعتراضات ولوبظاهرصنفی دریک نظام استبدادی را بیان می کند و هم این که ماهیت اعتراضات کارگری چه تدافعی باشد یا تهاجمی واین که ظرفیت تحمل رژیم پائین آمده باشدیا کاسه صبرکارگران لبریزشده باشد،توفیری دراصل مساله یعنی افزایش محسوس تقابل رژیم وکارگران نمی دهد.(ضمن آنکه می دانیم اصل روبروشدن ومقابله طبقاتی تجربه مهمی است که به مثابه مکتب مبارزه همواره حامل درسهای گران بها وارزنده ای برای جلوتررفتن است.این مبارزات البته درسکوت و در خاموشی صورت نگرفته است.بخصوص با اتخاذ تاکتیک های معطوف به اشغال جاده ویا خیابان و رسانه ها،اعتراضات کارگران بعضا پژواک گسترده، حتا درسطح جهانی داشته است وهمین بازتاب موجی ازهمبستگی وحمایت را درسطوح گوناگون داخلی وبین المللی برانگیخته است که این حرکات را ازحالت منفرد و منزوی بیرون آورده است.درهرحال مجموعه چنین اعتراضاتی که تنها نمایش دهنده بخشی ازپتانسیل جنبش طبقه کارگری است، تا همین جا حضورسنگین جنبش کارگری را به مثابه یک جنبش فعال و حی و حاضردرصحنه مبارزاتی به نمایش گذاشته است که دیگرکسی نمی تواند آن را نادیده بیگیرد.وقتی سازمان ملل تصمیم می گیرد که شکایت سازمان های کارگری جهان ازسرکوب کارگران وجنبش های مدنی درایران را دردستورکارخود قراربدهد،صرفنظرازنیات ومقاصد قدرت های جهانی،نشان دهنده آن است که دیگرنمی توان آن ها را نادیده گرفت.البته این جنبش هنوزبه میزان لازم توده ای نشده و بخش ها و گردان های گوناگون آن با یکدیگرهم آهنگ وهمراه نشده است.هنوزگسست های مهم وبزرگی وجود دارند که باید برطرف شوند. با این وجود درمقایسه با گذشته،ورود تعدادهرچه بیشتری ازآحاد طبقه به صحنه مبارزه وجرگه فعالین کارگری،این تغییرودگرگونی را بخوبی نشان می دهد. اگر تادیروز مشغله رژیم عمدتا روشنفکران ودانشجویان وزنان .... و بازجوئی ومتهم کردن آن ها به هم صدائی با قدرت های بیگانه بود وتلاش می کرد که زندانیان را به مثابه گروگان ها و غنائم بدست آمده ازجنبش ،ازطریق شوهای تلویزیونی بدنام کند،اکنون دارد همین آزمون را درموردکارگران وفعالین آن ها بکارمی گیرد.نگرانی گسترده رژیم درآستانه برگزاری ماه مه امسال و اقدامات گسترده پلیسی و بازدارنده نظیرتهدید فعالین و قرق کردن پیشاپیش اماکن تجمع آن ها و... همه وهمه نشان دهنده آنست که براستی مقابله با مبارزه طبقه کارگر به یکی ازدل مشغولی های فزاینده واصلی رژیم تبدیل شده است.این که رژیم مجبورمی شود،برای این روزحالت فوق العاده بخود بگیرد تااجازه تکرارنمایشات اعتراضی سال گذشته را ندهد،واین که مقابله با کارگران به دغدغه عمده رژیم وسازمان اطلاعات امنیت رژیم تبدیل شده است،همه وهمه نشاندهنده همان واقعیت مطرح شده درمحور نخستین شاخص است:پس افزایش قدرمطلق کمیت معترضین وحضورهرچه بیشتری ازکارگران درمیدان اعتراضات ونیزپیوستگی و تداوم مبارزه،مثلا اعتصابات متوالی درمؤسسه بزرگی هم چون نیشکرهفت تپه (درمقایسه با وفقه هائی که معمولا درگذشته درمیان مبارزات بوجود می آمد)،آنهم درشرایط تشدید جوسرکوب وتهدید، حاکی ازپیدایش روحیه جدید مبارزاتی است.
چنین تغییری نشان دهنده خروج تدریجی ازلاک دفاعی صرف و ورود به مرحله انتقالی است که خود می تواند مقدمه ورود به مرحله بعدی باشد.درمرحله گذار گرچه هنوزنشانه ها و بقایای دوره دفاعی وجود دارند، امادرکنار وبه موازات آن شاهد جوانه زدن مرحله بعدی نیزهستیم..شکل گیری چنین تمایزدوگانه ای درمبارزات کارگران،آن بسترعینی است که درروند تکوین خود می تواند این جنبش را وارد فازشکوفای بعدی خود بکند.اگراین واقعیت را درکنارتحول بخش های دیگری ازجنبش مزدوحقوق بگیران هم چون معلمان و یا سایرجنبش های اجتماعی مانند زنان ودانشجویان و ...قراردهیم وجود این مرحله انتقالی با وضوح بیشتری نمایان می گردد.
شاخص دوم را درعنصرکیفیت یعنی درافزایش نسبی میزان همبستگی وحمایت،سیاسی،وبعضا مالی وعملی کارگران ازیکدیگرو نیزازسوی سایرجنبش ها مشاهده کرد.صدوراطلاعیه های گوناگون حمایتی،دادن برخی شعارهای معطوف به همبستگی درمتن اعتراضات این جنبش ها، ونیزرشد پاره ای هماهنگی های عملی درطی سال گذشته نشان دهنده جوانه زدن نهال همبستگی است. وجود چنین پدیده ای بویژه درمورد کارگران شرک واحد و هفت تپه ودرمیان بخشی ازکارگران خودروسازی و تشکل بیکاران و...ودرمورد حمایت ازفعالین کارگری زندانی شده هم چون محمود صالحی ومنصور اسانلو و ...بخوبی مشهود بود.
اشاعه ضرورت تشکل یابی مستقل کارگران ورشد تلاش های معطوف به آن، درمیان آحاد طبقه،گرایش روبه رشدی برای پیوند وتقویت همبستگی با جنبش هاوتشکل های کارگری درسطح جهان،وبه موازات آن انزوای هرچه بیشترتشکل های وابسته به رژیم، گوشه دیگری ازهمین رشدمربوط به کیفیت یعنی فاکتور همبستگی و سازمان یابی را نشان می دهد. ضمن آنکه پیدایش کمیته ها وتجمعات گوناگون فعالین کارگری درطی سالهای اخیر نیزبه نوبه خود گوشه ای ازهمین پوست اندازی طبقه ازبی شکلی وپراکندگی بسوی سازمان یابی و اتحاد صفوف طبقاتی را به نمایش می گذارد.
وبالأخره باید به شاخص سوم یعنی به تغییرات درحال وقوع ِ معطوف به مضمون ومطالبات اشاره کنیم:
برخلاف شکل مبارزه که درموارد متعددی حامل اشکال تعرضی هم چون بستن جاده وگروگان گیری وآتش زدن لاستیک ...بوده است،اما درحوزه مطالباتی معمولا شاهد مطالبات دفاعی که بیان گردفاع مطلق دربرابرتعرض مطلق رژیم نسبت به تعویق دستمزدها واخراج ها،تهدید به تعطیل کارخانه هاو...وشرایطی که منجربه بازتولید روحیه مبارزه انفرادی که همواره بخشی ازتاکتیک تفرقه افکنی بورژوازی ورژیم را تشکیل می داده است،بودیم. بی شک چنین پدیده ای خصلت نمای یک دوره مبارزه را تشکیل می داد والبته هنوزهم بدرجاتی تشکیل می دهد. با این وجود نشانه هائی ازظاهرشدن پیوند بین مطالبات محلی ومطالبات کلان دیده می شود.چنین روند درحال نضج حاصل الف- یک دورتجربه نافرجام وبی حاصل مبارزات پراکنده ومنفرد دربخش های گوناگون کارگری بود. ب- ابعاد بحران اقتصادی،چنان است که هیچ دستاوردکوچکی،اگرهم بدست آمدنی باشد، پایدارنمانده وبسرعت دود شده وبه هوامی رود.بطوری که پاسخ گوی هیچ دردو مشکلی نبوده و نیست.حتا درحد یک ُمسکن(مانند افزایش صوری 20 درصد حقوق های حداقل دربرابرتورم گسترده بالای آن). ج-رژیم بیش ازپیش شمشیرداموکلس اخراج وبستن کارخانه را-درکنارسرکوب مستقیم-بربالای سرکارگران نگهداشته است تا کارگربه تب وبدترازتب،راضی بماند. چنین وضعیتی درکنارافت شتابان سطح زندگی و مدّ شتابان فقر،مدّغرق کننده،جزگزینش یکی ازدوراهی ِ یا سقوط به غرقاب نابودی و یا حرکت به جلوبرای آزادکردن نیروی مشترک حول مطالبات مشترک را دربرابرخودنمی یابد.معنای چنین دوراهی دریک کلام یعنی یا گذربه نبردهای کلان وسراسری ویا بزیرآب رفتن و تباه شدن است. البته چنین دوراهی هنوز به یکسان و بصورت همه گیر،فهم نشده و اینجا و آنجا با امید به نجات ازطریق مبارزه منفرد ونبردموضعی ونیز تفرقه افکنی های رژیم وکارفرمایان ویا هنوزجان سختی فرقه گرائی به حیات خویش ادامه می دهد.بااین وجود ناکامی این تجربه ها وتشدید وخامت عمومی،با دوقطبی کردن اوضاع بسرعت این گزینش را-آنهم باشتاب- دربرابرهمه قرارمی دهد. هم اکنون نیزما بدرجاتی شاهد ترکیب وگره خوردگی مطالبات وخواست های موضعی با خواستهای کلان هم چون به چالش کشیدن سیاست های کلان اقتصادی ازجمله خصوصی سازی ویا سیاست های وارداتی و فساد ومافیا درسطح کلان،ومخاطب قراردادن ومحکوم ساختن دولت ووزراء و...هستیم.کارگران درهرگامی برای احقاق خود،نه فقط کارفرمای مشخص و منفرد،بلکه کل هیولای رژیم را دربرابرخودمی بینند.وهمین مساله پیوند با مطالبات حتا اخص را با مطالبات کلان،با استبداد، وباسیاست های اقتصادی کلان و نئولیبرالیستی روبروساخته است.این که درشرایط سرکوب شدید،معمولا خواست های کلان وسیاسی پشت مطالبات صنفی سنگرمی گیرند،مطالباتی که به محض مستعدشدن فضابلافاصله جهش واربه طرح مستقیم مبارزت کلان گذرمی کنند، نباید فعالین را درارزیابی ماهیت مطالبات ونادیده گرفتن پیوند لاینفک مطالبات جاری وصنفی با مطالبات کلان دچاراشتباه محاسبه کند. این نیزکاملا قابل فهم است که کارگران درمحیط های مشخص کاری بدلیل اجتناب ازآسیب پذیری درشرایطی که هنوزتوان نیروبه سودآنان بهم نخورده است،به سنگربندی درپشت مطالبات صنفی می پردازند. اما همین کارگران به عنوان شهروندان درکارزارتحریم گسترده رژیم شرکت می کنند و هرجا که فرصت ابرازوجود داشته باشند رژیم را تنها می گذارند. با این همه نگاهی به بیانیه ها وشعارهای کارگران ومعلمان ودانشجویان و....همه همه بدرجات روزافزونی ترکیب مطالبات موردی و کلان را به نمایش می گذارند.
****
البته ادعای ورود گام بگام جنبش به مرحله ترکیب نبردهای موضعی وکلان به پیشگوئی و آرزوشباهت پیدامی کرد،اگرکه هرآینه بسترعینی و پیش شرط های آن فراهم نشده بود.یعنی بدون شنیده شدن کوس رسوائی شکست رژیم دردوعرصه" دموکراسی واصلاحات سیاسی، و نان وعدالت" . چنین فراشدی به معنای درهم شکستن دوسد بزرگ وبهم پیوستن تدریجی دو طغیان بزرگ(می توانید نام آن را سیلاب بگذارید)، دوشط خروشان و فراهم آمدن بسترمشترک وبزرگی است که رژیم همواره درجدائی اشان ودرتقابل هم قراردادنشان-نان دربرابر آزادی- حول آنها به مانوروتوهم پراکنی پرداخته و تلاش می کرده است که بدین وسیله آرایش صفوف جنبش مقاومت را بهم بریزد.
اکنون باشکست کامل درهردوعرصه وعده "آزادی ومردم سالاری"و آوردن پول نفت به سرسفره ها،رژیم مانده است با تنها اهرمش که همانا سرکوب وسرکوب بیشتر است. همه تلاش او برآن است تا با ایجاد ترس واستفاده ازاهرم زندان و گروگان گیری مالی(وثیقه) وپرونده سازی وبرافراشتن شمشیر دستگیری برسرهرفعال ومعترض،وبا برخ کشیدن لحظه به لحظه مأمورین اطلاعاتی برای تک تک کارگران،نفس ها را درسینه حبس کند.با این همه دراین تنها عرصه هم دست رژیم بی حد ومرزبازنیست.کاربرد سرکوب هم قانون بندی خود را دارد و هم چون داروئی است که اگرازحد معین ومجاز بیشترتجویزشود، می تواند به ضد خود تبدیل شود.مترسک تامادامی مؤثراست که کسی پی به مترسک بودنش نبرده باشد.یعنی همان سخن معروف که بر"سرنیزه" می توان تکیه کرد اما برسرِنیزه نمی توان نشست!
وقتی ازچنین روندی انتقالی وشرایط مساعد برای فرارفتن ازنبردهای موضعی به نبردهای سراسری سخن می گوئیم،بی شک کوشندگان وفعالین کارگری آگاه با درنظرگرفتن بسترمساعد وعینی چنین روندی وبا عنایت به قواعد بالندگی آن،می توانند بعنوان یکی ازعوامل میانجی جنبش،نقش مهم ودرخوری را دربالغ کردن این شرایط،ازجمله فراگیرکردن یک خواست بالقوه فراگیروداغ وبسیج کننده(مثلا خواست حداقل حقوق 600 هزارتومان ویا دستمزدمعادل تورم و..)، پراکندن ایده اعتصاب(اعتراض) سراسری حول آن، جلب حمایت قبلی کارگران مؤسسات مهم و نقش آفرین و…. به عمل آورند.بی تردید،چنین کاری درشرایط سرکوب امرسهل وآسانی نیست وخود فعالین حاضردرصحنه بهترازهرکسی می توانند میزان عملی بودن یا نبودن آن را تعیین کنند.اما همانطورکه گفته شد،این شتاب وخامت اوضاع وگرانی وتشدید بی اندازه شکاف های طبقاتی واجتماعی است که اندازه وشتاب گام های ما را تعیین می کند ودرچنین شرایطی بسنده کردن به اقدامات "میکرو" ومربوط به شرایط عادی،به شیوه آسیاب به نوبت،کارسازنیست.برعکس پیشبرد مطالباتی هم چون تشکل های مستقل وظهورهمبستگی سراسری ومقابله با تورم،مقابله بااعلام ورشکستگی، مقابله با میزان خط فقراعلام شده وحتا انکارضرورت چنین خطی،مقابله با سیاست های خانه خراب کن رژیم وتأمین مواد اولیه برای کارخانجات درحال تعطیل وبحرانی،مقابله با خصوصی سازی،مقابله با تعویق پرداخت دستمزدها وده ها مطالبه کمابیش فراگیر وکلان هم اکنون موجود(با شعارخواست مشترک،اقدام مشترک)، درمتن چنین گام هائی است که جنبش می تواند یک شبه ره صدساله برود.والبته عطف به نبردهای بزرگ،هرگزبه معنی تازاندن به جلو بدون درنظرگرفتن زمینه مساعد عینی، غفلت ازپوشش های لازم و به آب وآتش زدن فعالین وپیشروان کارگری…نیست. برعکس درگام نخست هدف توده ای کردن مقاومت است وایجاد فضای تزلزل و رعب متقابل برای دشمن و سست کردن اهرم سرکوب، تاراه پیشروی های بعدی گشوده شود.
باین ترتیب سه شاخص اصلی، یعنی افزایش قدرمطلق تعداد کارگران شرکت کننده در اعتراضات که گویای رشدنسبی روحیه مبارزاتی وهزینه پذیری است، رشد نسبی همبستگی وتشکل یابی، وبالأخره بدرجاتی پیوند مطالبات ومبارزات موضعی با مبارزات و مطالبات کلان ومشترک، درمجموع خود نشاندهنده واقعیت دوره انتقالی کارگران ازحالت دفاعی صرف به حالت تعرضی و آمیزه ای ازهردواست. با این همه راه هموارنبوده و آکنده از چالش های نفس گیر وخوان های گوناگون است. بیش ازهمه ازدوچالش مهم می توان نام برد:نخست، اهرم سرکوب(چه بصورت قهروسرکوب مستقیم وچه بصورت قهروسرکوب غیرمستقیم نظیر اخراج ها وتعطیلی مؤسسات).چالش فوق مستقیما ازسوی رژیم منشأمی گیرد.چالش دوم را می توان بحران بلوغ نامید و متعلق به تنش ها ی درونی جنبش است.
درمورد بحران اخیر،می توان ازجمله به چندموردزیراشاره کرد:
-نوع وماهیت تشکل های توده ای طبقه کارگر وچالش هائی که حول آن شکل گرفته است
-چگونگی پیوند "فعالین کارگری" با مبارزات توده ای وبدنه کارگری
رابطه حزب وتشکل های توده ای
ماهیت مطالبات کارگری وچگونگی پیوند مطالبات صنفی و سیاسی درشرایط استبدادی وهم چنین پیوند فعالیت علنی و مخفی و....
*****
چگونه می توان بربحران بلوغ فائق آمد ودوره گذاررا با موفقیت طی کرد؟
1-قبل ازهرچیزباید ازدوقطبی کردن وتقابل قراردادن مصنوعی مبارزه برای مسائل جاری وفوری ومبارزه علیه نظام سرمایه داری و علیه نظام کارمزدی اجتناب کرد.بی تردید درنظام سرمایه داری هم مبارزه برای دستمزد وبهبود شرایط زندگی اهمیت داشته وهم مبارزه علیه نظام مزدی وبقول انگلس علیه نکبت اصلی. مهم آنست که علیرغم تمایزنسبی بین آنها، دیوارچینی بینشان وجود ندارد.
2-تأکید برمبارزات جای به مثابه نقطه عزیمت.مبارزه طبقاتی بصورت یک فرایند است و ازمطالبات بی واسط وهم اکنون شروع شده وتعمیق پیدامی کند. مهم است بدانیم که این مبارزه علیه نظام سرمایه داری دربسترمبارزه جاری ونیازهای بیواسطه شروع می شود ومتناسب با تجربه و آزمون توده ها و وبه موازات توانائی آنها به سطح سازمان یابی به مثابه یک طبقه ارتقاء پیدامی کند. بنابراین کانونی کردن مطالبات جاری وفراروی ازآن به مثابه دوروی یک فرایند محسوب می شوند.وکارگران درآزمون تغییرشرایط زیستی ومبارزه برای تأمین نیازهای فوری واولیه خود، خویشتن را نیزمی آفرینند وراه عبورازتاروپود های بهم تنیده شده نظام طبقاتی را می گشایند. وقتی ازاعتصاب و مبارزات دسته جمعی حول خواستهای فوری به مثابه مکتب مبارزه طبقاتی نام برده می شود،دقیقا ناظربرفراروی ازوضعیت جاری وظرفیت خود دگرگون سازی کارگران درمیدان مبارزه است.
دریک کلام، همانطورکه مطالبات معطوف به نفی سیستم را باید به مثابه نتیجه مبارزه دانست وازپیش شرط قراردادن آن به مثابه نقطه شروع حرکت اجتناب ورزید،بهمان اندازه باید از جداکردن مصنوعی عرصه مبارزه برای دستمزد(بهبود درشرایط بردگی ) ازمبارزه علیه کلیت سیستم ولاجرم ازجداکردن مبارزه اقتصادی وسیاسی ونظری ازیکدیگر اجتناب ورزید.مبارزه ای که علیرغم تمایزشان سه وجه گوناگون یک واقعیت-مبارزه طبقاتی- را تشکیل می دهند وبه مثابه سه وجه مکمل وهم طرازمبارزه طبقاتی دربسترمبارزات هم اکنون موجود جاری اند.اگراولی موجب رویکرد سکتاریستی(وفرقه ای) به جنبش می شود،دومی راه رفرمیسم وادغام درنظام سرمایه را هموارمی کند.
3-تأکید برخصلت والزامات حرکت جنبشی،سازماندهی افقی،واحترازازافتادن به دامچاله مباحثات اساسنامه ای(صرفنظرازآن چه که برای پوشش دادن به فعالیت علنی لازم است) وایدئولوژیک و"برنامه های حزبی" وایجاد تشکل های دستوری وازبالا برای جنبش توده ای .نباید فراموش کرد که مساله اصلی،نه اسم وعنوان تشکل ولاجرم ایجاد قطب بندی های کاذب حول عناوین واسامی، بلکه تأکید برمحتوای تشکل ها به مثابه ظرفی برای جاری شدن مبارزه طبقاتی هم اکنون موجوداست که مستلزم نقش آفرینی بدنه ودمکراسی فعال وازپائین، بهمراه مقابله با بوروکراسی وساختارسلسه مراتبی است.
4-تأکید برپیوند هرچه بیشتر بین فعالین وبدنه جنبش .هدف،آنگونه که درمانیفست دربخش مربوط به نسبت کمونیست ها باپرولترها آمده، تبدیل شدن فعالین آگاه وپیشروکارگری به بخش ارگانیگ واندام وارطبقه است:"آنان منافعی جدا ازمنافع کل پرولتاریا ندارند.آنها هیج حزب خاصی دربرابردیگر احزاب کارگری نیستند.آنها همواره منافع مجموعه جنبش ومنافع پرولترهای همه ملت ها را برجسته کرده ونمایندگی می کنند".هدف فوری کمونیست ها،هدفی بی بروبرگرد،ودرهرشرایطی مبارزه برای سازمان یابی پرولتاریا به یک طبقه است.بی شک چنین کارکردی مطلقا دربرابرکارکرد فرقه هائی قراردارد که عملکردتیپک اشان تفرقه افکنی دربرابرتبدیل شدن پرولتاریا به یک طبقه برای خود،ازطریق"قراردادن کشف وشهودخودشان به جای عملکرد اجتماعی وقراردادن یک سازمان اجتماعی من درآوردی بجای تشکل تدریجی پرولتاریاست".خود بورژوازی ورژیم به حدکافی برای تفرقه کارگران برنامه ریزی می کند و نقش اصلی فعالین طبقه درخنثی کردن آن است.نگاه کمونیست ها به طبقه کارگر به مثابه یک طبقه حامل اکثریت بزرگ با بخش ها وخودویژگی ها وحتا دارای منافع اخص و گوناگون،درعین داشتن منفعت وموقعیت عام ومشترک که همانا زندگی ازطریق کارومزدخود واستثمارشدن بوسیله بورژوازی،ولاجرم مبارزه به مثابه یک طبقه دربرابر طبقه بورژوازی، ودریک کلام یک طبقه بزرگ ومتکثروپلورالیستی است.درنظرگرفتن اصل تعددتشکل ها،ودست کشیدن ازتمامیت گرائی سنگرگرفته درپشت ادعای "مارکسیستی" ِیک حزب واحد و یک تشکل واحد، یکی ازنتایج نگرش دموکراتیک وغیرتمامیت خواهانه وغیرایدئولوژیک به مارکسیسم است.
5-تقویت هرچه بیشترپیوند متقابل باجنبش های اجتماعی دیگر،هم درسطح کشوری وهم درسطح جهانی باجنبش های کارگری وجنبش های اجتماعی وضدسرمایه داری(نباید ضرورت پیوند باجنبش های اجتماعی وطبقاتی مدافع ساختن جهانی دیگر را، جایگزین پیوند با نهادهای بوروکراتیک ورسمی همسازبا جهان موجودوامپریالیستی-البته بدون آن که بخواهیم پیوند وتعامل با آنها را بطورمطلق نفی کنیم- کرد). مهم آنست که بدانیم که پیوند های انترناسیونالیستی ودرجهت مبارزه مشترک برای ساختن جهان دیگر ازاولویت استراتژیک وغیرقابل قیاس برخورداراست.
6-اشتراک عمل بین گرایش ها و جریان ها گوناگون حول مطالبات جنبش کارگری وجاری کردن بحث ودیالوگ غیرخصمانه حول اختلافات وبرای حل و یا شفاف ترشدن آنها. مهم آنست که هیچ گرایشی خود را معادل جنبش طبقه کارگرونماینده تام الاختیار آن نداند وبداند که درنظرگرفتن واقعیت پلورالیستی جنبش،ازجمله درعرصه نظری ونیز نوع تشکل یابی یک شرط لازم وحیاتی برای نقش آفرینی پرولتاریا به مثابه یک طبقه است.والبته همانطورکه گفته شد،پذیرش پلورالیسم به معنی دست کشیدن ازمبارزه نظری-سیاسی و نفی حقانیت نظرخودوتلاش برای اشاعه وفراگیرکردن آن نیست.مهم آنست که این کار را بقیمت مثله کردن جنبش وبه قیمت تکه تکه کردن طبقه کارگر پیش نبریم.مهم آنست که بدانیم هیچ اصولی نمی تواندبالاترازاصل تبدیل شدن پرولتاریا به یک طبقه فرارونده و"برای خود"(وازجمله نفی خود وتقسیم جامعه انسانی به تقسیم طبقاتی)، دربسترمبارزه وتجربه زنده خود طبقه وبدست خود، بشود.بقیه مسائل و"پرنسیپ ها" باید درذیل این اصل مادر جای بگیرند وجایگاه واهمیت وضرورت خود را دررابطه با آن تبیین کنند.اگرحول مساله ای-هرچند مهم ودرجای خوداصولی-نقدا اجماع وتوافق عمومی وجود ندارد،بجای پرنسیپی کردن آن-لااقل بصورت زودرس- وپیش شرط اقدام واتحادعمل مشترک قراردادن آن ولاجرم تکه تکه کردن صفوف هم اکنون بقدرکافی پراکنده کارگران، می توان ازقراردادن آن به عنوان مبنای اتحاد عمل گرایشات گوناگون-تااطلاع ثانوی وتاهنگامی که هنوزقادربه ایجاد اجماع حول آن نشده ایم-اجتناب کرد وموضع گیری حول آن را بازگذاشت وبه مبارزه نظری پیرامون آن پرداخت، تاشرایط برای پذیرفته شدنش واقناع عمومی فراهم شود.
نباید فراموش کنیم که اصل تلاش برای سازمان یابی پرولتاریا به عنوان یک طبقه فرارونده، وخودرهان وخودگردان، به مثابه اصل مادر وزاینده اصول دیگر،وظیفه مبارزه علیه تفرقه وپراکندگی-منشأاصلی اقتدارسرمایه- را بعنوان مهمترین وظیفه دربرابر هرکمونیست وهرمدافع طبقه قرارمی دهد. وباتوجه به این که کارگران تنها درجریان مبارزه برای مطالبات عاجل وبرای تغییرشرایط زندگی خود قادربه تغییرخود و تبدیل شدن به سوژه ای درانطباق با اصل فوق می شوند،آئینی کردن آن و تبدیلش به یک ایدئولوژی وسپس پیش شرط قراردادن آن،درحکم نقض گوهر اصل فوق وپراکنده کردن صفوف پرولتاریا خواهد بود.
******
درکتب وروایات مذهبی آمده است که وقتی ستمکشی – تاچه برسد به کارگری که تولید کننده جان ِهستی وزندگی است - شلاق می خورد عرش خدایان بلرزه می افتد.شلاق زدن برگرده کارگران، به جرم برگزاری روزمستقل کارگری ومبارزه برای مطالبات اولیه خود،بی شک ازآن نوع جنایت ها است که عرش خدایان آسمانی را به لرزه می افکند. بدین سان جمهوری اسلامی درشرایطی که جاپایش برروی زمین بیش ازهرزمانی سست ترمی شود، اگرحمایت خدایان آسمان را نیزازدست بدهد،خود را بیش ازپیش درمحاصره "بردگان شورشی" و"بندگان عاصی به ولایت" خواهد یافت. گرچه رژیم به مقتضای خوی کژدمی اش، همواره تعرض وتجاوز را شروع کرده است وبخیال خود داردمی تازد وراه های انقلاب را یکی پس ازدیگری کورمی کند.اما هم چون همه مستبدان سرمست وکوته بین تاریخ وبدترازبسیاری ازآنان،غافل ازآن است که الزاما هرشروع کننده ای پایان دهنده نیست و پایانش می دهند.
2008-04-29-10-02-87
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/
Taghi_roozbeh@blogspot.com تقی روزبه
30.04.2008
به کمپین دفاع از" شیث امانی" بپیوندید!
کارگران!
زنان ومردان آزادیخواه
دانشجویان ودانش آموزان
به کمپین دفاع از شیث امانی بپیوندید! شیث امانی کارگرمعترض، نماینده کارگران کارخانه نساجی کردستان، عضوکمیته اعتصاب وتحصن جمعی کارگران نساجی درسالهای 72- 73 . از بنیان گذاران اتحادیه سراسری کارگران اخراجی وبیکار. عضوکمیته برگزار کننده اول مه درسال 86 وسخنگوی کارگران درمراسم اول مه سنندج . توسط دولت سرمایه داران محاکمه وهم اکنون درزندان بسرمی برد.
خانواده این کارگر دربدترین شرایط مالی ومعیشتی بسر می برند. زندانی کردن شیث امانی درآستانه اول ماه مه به معنای سرکوب طبقه کارگر وایجاد فضای رعب وحشت درصفوف کارگران معترض است. به این تهاجم اشکار به طبقه کارگر ایران به رهبران عملی جنبش اعتراضی کارگران اعتراض کنیم.
ما همه شما را به حمایت از کمپین دفاع از شیث امانی فرامیخوانیم. درمحل کاروزندگی خود طومار اعتراضی جمع آوری کنید، به نهادهای بین المللی و اتحادیه های کارگری برای جلب حمایت نامه بنویسید. هرجا ممکن است تظاهرات وتجمع سازمان دهید. آزادی شیث امانی را خواستار شوید وقدرت اعتراضی واتحاد طبقه خویش را به نمایش بگذارید. تلاش صمیمانه شما دراین کمپین گامی است درجهت تقویت مبارزه جنبش طبقه کارگر درایران ازاین تلاش دریغ نکنید !
فعالیت این کمپین درمقیاس داخلی وبین المللی علنی می باشد. درصورت تمایل اسامی حمایت کننده گان در سایت کمپین درج می شود. ضمناکسانی که می توانند اطلاعیه ها و نامه های کمپین را به زبانهای مختلف دنیا ترجمه کنند به همکاری می طلبیم .
http://shisamani.blogfa.com/
جهت حمایت از کمپین با آدرس مایل kd.shisamani@yahoo.com تماس بگیرید تا در اسرع وقت نامتان به لیست حمایت کنندگان افزوده شود! ( در بخش نظرات وبلاگ نیز میتوانید حمایتتان را اعلام کنید )
لیست حمایت کنندگان
1- رحمت احمدی
2- خالد سلیمی
3- ثریا محمدی نژاد
4- جمیل محمدی کانی سواران
5- اسد امانی
6- ابراهیم اورامی
7- اسد اورامی
8- جاهد کریمی
9- صبری شیخ احمدی
10- شراره خضری
11- جهانگیر محمدی
12- بیات تیراندری
13- خبات تیراندری
14- وریا زمانی
15- جمال توکلی
16- جمال محمدی
17- رئوف کریمی
18- حبیب رشنشی
19- نرمین اردلان
20- کاوه کریمی زاده
21- مجید زمانی
22- منصور زمانی
23- صدیق احمدی نوره
24- یدالله رفیعی
25- شایسته خدامرادی
26- شبنم خدا مرادی
27- یاسین بهرامی نژاد
28- ولی کلکانی
29- مکائیل شریفی
30- نایفه جعفری
31- سارا کرمی
32- بهار کرمی
33- انور کرمی
34- هوشنگ رنجبر گلین
35- کامران ویسی
36- محمد رحیمی ملکشا
37- کاروان گویلی
38- امین گویلی
39- نادر گویلی کیلانه
40- بهار نادری
41- ساعد سعیدی
42- دیبا علیخانی فعال دفاع از حقوق زنان
43- جمیله احمدی
44- فرشاد عزیزی
45- فرهاد عزیزی
۴۶- آزاد زمانی فعال دفاع از حقوق کودکان
۴۷ - پوریا صدری مسئول سایت ایران تلگراف
۴۸ - نیلوفر شهبازی مسئول سایت اکتبر
۴۹ - حسین احمدی نیا
۵۰ - رویا رهبر
۵۱ - مجید تمجیدی
۵۲ - کیان آذر
۵۳ - مظفر فلاحی کارگر بخش تاسیسات و عضو اتحادیه متال در سوئد
۵۴ - امیر خان
۵۵ - مزدک طوسی نژاد فعال دانشجویی
۵۶ - وحید ولی زاده نویسنده و مترجم
۵۷ - هومن کاظمیان فعال دانشجویی
۵۸ - کیوان کتابی
30.04.2008
نامه سرگشاده به :
- اتحادیه های کارگری درسراسر جهان.
- نهادها ، شخصیت ها وسازمانهای مدافع حقوق بشر
- فعالین کارگری درسراسر ایران
- رسانه های جمعی وهمه نهادهای اجتماعی
به زندانی کردن فعال کاگری "شیث امانی" اعتراض کنید!
شیث امانی کارگر کارخانه نساجی کردستان و یکی ار بنیان گذاران "اتحادیه سراسری کارگران ایران" توسط دولت جمهوری اسلامی زندانی شده است.
شیث امانی نماینده کارگران کارخانه نساجی کردستان درچند دوره اعتصاب واعتراض دسته جمعی برای کسب دستمزدهای معقوقه علیه اخراج کارگران درنساجی کردستان بوده است. شیث امانی نماینده ومدافع کارگران در هیئت حل اختلاف درمراجع اداری و قضایی استان کردستان بود. شیث امانی ازطرف نیروهای امنیتی به خاطر شرکت دراعتراضات کارگری و برگزاری روز اول مه روزجهانی کارگر درسال 87 به همراه دوازه نفر دیگر ازکارگران بازداشت شد. بعد ازدوماه شکنجه وزندانی شدن با قید وثیقه اززندان آزاد شد. شیث امانی ابتدا در دادگاه بدوی به اتهام برگزاری مراسم روز کارگربه دو سال و شش ماه زندان محکوم شد که با اعتراض درشعبه تجدید نظر سرانجام حکم ایشان به شش ما ه حکم قطعی زندان،دویست هزارتومان وجه نقدی و بیست ضربه شلاق محکوم شد. روزچهارم اردیبهشت 87 هنگام مراجعه ایشان به محل دادگاه سنندج برای پیگیری پرونده اش شیث امانی توسط نیروهای انتظامی دستگیر وروانه زندان گردید.
همانطور که اطلاع دارید شیث امانی به اتهام برگزاری اول ماه مه وفعالیتهای صنفی وکارگری زندانی شده است سرکوب فعالین کارگری ومدنی درجمهوری اسلامی به امری متداول تبدیل شده است. نیروهای امنیتی بطور مدام به اعتصابات ، تجمعات و فعالیتهای کارگری یورش میکنند دستگیر میکنند شکنجه میکنند متفرق میکنند ورهبران کارگری را روانه زندان می کنند.
انسانهای آزاده وشریف !
نباید هیچیک از فعالین کارگری را تنها بگذاریم. درمقابل تعرض اشکار جمهوری اسلامی به فعالین مدنی وصنفی، سرکوب آزادی تشکل وآزادیهای فردی واجتماعی اعتراض کنید. شیث امانی را به اتهام دفاع از حقوق کارگران، ایجاد تشکل کارگری،شرکت درمراسم روز جهانی کارگر محاکمه وزندانی کرده اند. نباید نسبت به زندانی کردن شیث امانی سکوت اختیار شود. دولت اسلامی درسرکوب وزندانی کردن انسانهای معترض مرزی نمی شناسد. اعتراض جمعی وبین المللی میتواند مانع گسترش دستگیری ها درسطح جامعه شود.
زندانی کردن شیث امانی را محکوم کنید. به جمهوری اسلامی اعتراض کنید. سران جمهوری اسلامی را به خاطر سرکوب گسترده کارگران وشهروندان جامعه محکوم کنید. برای آزادی شیث امانی یکی از رهبران کارگری تظاهرات وتجمع برپا کنید. جمهوری اسلامی باید بداند که شیث امانی تنها نیست همه ما دراتحاد با شیث امانی ومردم آزادیخواه وبرابری طلب مبارزه خواهیم کرد وتاآزادی کلیه زندانیان سیاسی ازپای نخواهیم نشست .
آزاد زمانی
10 اردیبهشت 1387
29.04.2008
اجتماع فرهنگیان باز نشسته کرمانشاه
بنا به گزارش رسيده به حزب، امروز يکشنبه ٨ ارديبهشت ٨٧ فرهنگیان بازنشسته کرمانشاه دست به اعتراض زدند و برای دومین بار در مقابل اداره آموزش و پرورش استان کرمانشاه تجمع کردند. تعداد این بازنشستگان فرهنگی بیش از 1000 نفر است که امروز حدودا 300 نفر از آنها در تجمع شرکت نمودند.
در گفت و گویی که دراين باره با یکی از اعضای شورای تصمیم گیری بازنشستگان انجام دادیم٬ ازجمله گفتند؛ بازنشستگان چند ماهی است که حقوقشان را دریافت نکرده اند و در ضمن پاداش سی ساله شان را که باید بلافاصله بعد از بازنشستگی دریافت می نمودند٬ دریافت نکرده اند. آموزش و پرورش هنوز جواب امیدوار کننده ای نداده است تا بتوانیم با خیال راحت به خانه هایمان برگردیم. تنها جواب های سر بالا مانند "در حال پیگیری است" را تحویل ما می دهند! ایشان اضافه کرد که اگر مزایایمان را پرداخت نکنند٬ اعتصاب سوم ما در روز 12 اردیبهشت به احتمال زیاد در مقابل استانداری خواهد بود.
مبارزه و اعتراض بازنشستگان فرهنگى کرمانشاه ادامه اعتصاب معلمان شهريار و شهر انديشه است. آموزش و پرورش رسما و به عناوين مختلف از سفره معلمان ميدزدد. از نپرداختن حقوق تا پرداخت بصورت "اوراق سهام عدالت"٬ از استخدامهاى حق التدريسى و غير رسمى تا بالاکشيدن وام مسکن و غيره از دزديهاى آشکار از سفره معلمان شريف و زحمتکش است. ضرورى است در روز کارگر ١٢ ارديبهشت٬ همراه با بازنشستگان معلمان مدارس مختلف کرمانشاه تجمع کنند. دراينروز بايد هرگوشه بيانى از اعتراض به فقر و سرکوب و نمايش قدرت طبقه کارگر باشد.
اتحاد در صفى گسترده منشا قدرت ما براى نقد کردن مطالباتمان در مقابل رژيم اسلامى است. امسال در روز جهانى کارگر، ١٢ ارديبهشت، معلم و کارگر و پرستار و بازنشسته و بيکار، در صف واحدى عليه فقر و فلاکت و سرمايه بميدان بيائيم!
٨ ارديبهشت ۱٣٨۷ - ۲۷ آوريل ۲۰۰٨
28.04.2008
کارگران ایران تایر ( البرز) که به مدت 4 روز برای دریافت حقوق معوقه خود، کارخانه را اشغال و دست به اعتصاب زده بودند
، شبانه مورد یورش نیروهای سرکوبگر و وحشی یگان ویژه قرار گرفتند. تعداد اعتصابیون 2000 نفر بوده، پس از اینکه صاحبان ابزار تولید که مایل به تعطیل کارخانه و تبدیل آن به ساختمان سازی هستند، جواب به خواست اولیه کارگران مبنی بر پرداخت 5 ماه حقوق و مزایای عقب افتاده شان بود، ندادند. کارگران برای جلب توجه مردم و فشار به مقامات دولتی و سرمایه داران و مدیران کارخانه، جاده تهران- اسلامشهر را بستند و مانع عبور و مرور شدند. آنها اعلام کردند که اگر به خواست بر حقشان جواب داده نشود، با خانواده هایشان دست به راهپیمائی خواهند زد. ولی جواب نوکران سرمایه گسیل نیروی ویژه بود. سرکوبگران کارگران که شبانه، با خراب کردن دیوارهای کارخانه، وارد محوطه شده بودند، بر طبق گفته یکی از این کارگران نجات یافته، در مصاحبه با رادیو برابری، کارگران اعتصابی را که در زمان حمله در حدود 1000 نفر بودد را مورد ضرب و شتم قرار داده و با باتون به جان آنها می افتند. گویا تعداد این سرکوبگران یه قدری بوده است که می توانند در مدت 10 دقیقه تقریبا تمام کارگران گرسنه واستثمار شده را فراری و یا دستگیر نمایند.
در این حمله ضد انسانی تعداد زیادی از کارگران زخمی شند. 6 نفر کارگران از راه فاضلاب فرار کرده و خود را از دست نیروهای جیره خوار سرمایه، این فرمان به گوشان شستشوی مغزی داده و رُبات شده، که زندگی انگلی خود آنها و فرماندهان بی مغزشان از قبال سود تولید و دزدیده شده کارگران می گذرد، نجات می دهند، بقیه را مورد کتکاری قرار داده، متفرق می کنند و تعداد 140 نقراز کارگران زخمی و سالم را دستگیر و با اتوبوس می ربایند.*2
این اعتصاب و حمله جنایتکارانه به کارگران اعتصابی، در حالی انجام می گیرد که این کارگران به مدت 5 ماه هیچ حقوق و مزایائی در یافت نکرده اند. بسیاری از آنها مجبور بوده اند که برای زنده ماندن یهر کاری تن دهند. به گفته کارگر مصاحبه شوند،صاحب خانه ها، خیلی از این خانواده های کارگری را جواب نموده اند. آخربا این گرانی و تورمی که دامنگیر جامعه شده و قیمت مایحتاج اولیه زندگی به طور سرسام اوری بالا می رود، مگر می شود روزی با فروش مثلاً چند عدد جوراب زندگی کرد؟ از این گذشته این انسان ها یعنوان کارگر، قرارداد استخدامی دارند. این ها کارگرند و شغل شان جوراب فروشی نیست و حتی حقوق کار انجام شده شان را نیز نداده اند. بعنوان نمونه، در رابطه با چگونگی قیمت نان که یکی از مهمترین و بیشترین ماده غذائی مورد نیاز خانواده های کارگر و تحت ستم در ایران می باشد، برطبق نوشته ی روزنامه های خود ایران، قیمت هر قرص نان سنگگ از 75 تا 150 تومان در سال قبل، امروزه به 100 تا 200 تومان رسیده است. *2
حال کارگری که 5 ماه حقوقی دریافت نکرده باشد و مسکنش هم اجاره ای باشد، چطور روزگا ر را در چنین اوضاع و احوالی می گذراند؟ آنگاه که چنین کارگری دست به اعتراض می زند، نیروهای مجهز به انواع وسائل و امکانات سرکوب گسیل می دارند.
ولی در این رابطه جالب این جاست که محجوب، نماینده مجلس ارتجاعی که خانه کارگر را در بعد از انقلاب بوسیله پنجه بوکس، چاقو، تیر و تفنگ اشغال کرد و رئیس انتصاب شده آن از جانت سرکوبگران کارگران گردید، خود شیرینی می کند و از پشت کرسی مجلس به مقانمات تذکر آئیین نامه ای می دهد و روز بعد در مصاحبه ای چنین می گوید: "ما از اقدامات خارج از قانون كارگران كه تحت فشار و مشكلات اقتصادي ممكن است مرتكب شده باشند دفاع نميكنيم. همچنين با ماموران وظيفه و كادري نيروي انتظامي كه با دستورمقامات مسوول پس از حضور در محل كارخانه براي آرام كردنكارگران اعتصاب كننده داخل شدهاند مسالهاي نداريم، مساله ما باكساني است که در چنين مواقعي با دستورات خود محيط كار و حريم نيروي كار را ميشكنند." ( سایت دسترنج، 26 فروردین)
محجوب که خود یکی از جلادان و دستگیر کنندگان و شکنجه دهندگان کارگران مبارز و حق طلب است، حق دارد که جاده بستن کارگران به جان آمده را "اقدامات خارج از قانون" بنامد و از دفاع از چنین کارگرانی خود را مبرا بداند، او اقدامات سرکوبگران را هم عملی "برای آرام کردن کارگران اعتصاب کننده" می نامد و با آن هم کار ندارد؛ او فقط دلش بخاطر شکستن "حریم نیروی کار" می سوزد. او که خوب درس جنایت پیشگی را در پیشگاه بزرگان خون آشام و جنایت کاری چون رفسنجانی و خامنه ای خوانده، باتون الکتریکی فرود آمده بر بدن کارگران را، برگ گلی فرض می کند که بر پر پروانه ای لغزیده باشد. آقای محجوب! درد و نیاز کارگرانی که اگر دستمزدشان هم به موقع پرداخت شود، هنوزباید برای یک زندگی که فقط بالای خط فقر مطلق باشد، "حداقل دستمزد کارگر 183000 تومان در سال قبل و امسال 220000نومان وخط فقر برای خانواده 5 نفره در تهران 550000 تومان" (1386) *3، یک شیفت دیگر کار کنند با کلماتی چون "مشکلات اقتصادی" نمی شود بیان کرد. آیا می دانید که این کارگران چگونه شب عید را گذراندند؟ و مورد ضرب و شتم قرار دادن این چنین کارگرانی را که خانواده شان 5 ماه حقوقی ندیده اند هم نمی توان "..حریم نیروی کار را می شکنند" نامید وآنرا ماستمالی که یکی از مشاغل شریف شما است، نمود.
اما تا زمانی که کارگران در تشکلات توده ای طبقاتی و سراسری خود متشکل نشده اند و شما و خانه کارگرتان را به موزه تاریخ نسپرده اند، حاکم شما و اربابان جنایتکار و ادمکش تان هستید و می توانید هر طوری که منافعتان ایجاب می کند به قضایا نگاه کنید! ولی این را بدانید که دیگر حنایتان هیچ رنگی ندارد، کارگرانی را که جانشان از فقر، گرانی و بیکاری به لب رسیده را دیگر نمی شود با این حرف ها فریب داد. آنها امسال هم مراسم اول ماه مه را به میدان بیان خواسته هایشان تبدیل خواهند نمود و فردا که آگاه، متشکل و متحد شدند، حساب سرمابه داران، دولت سرکوبگر مدافع آنها، شما و دیگر فریبکاران دغل و جنایت پیشه را خواهند رسید. باشد تا روز تصفیه حساب روی این زمین سخت برسد.
زیر نویس
*1 مصاحبه با رادیو برابری؛ بر طبق اخبار بعدی کارگران دستگیر و زندانی شده، 140 نفر بوده اند که بعداً همه آنها با دادن تعهد عدم شرکت در اعتراضات آزاد شدند.
*2- "هر قرص نان لواش بسته به نوع نانوايی و مکان آن که در سال ۸۶ بين ۱۲ تا ۲۰ تومان قيمت گذاری می شد، در سال جديد با قيمت ۲۰ تا ۳۰ تومان فروخته مي شود. قيمت انواع نان سنگک که در سال گذشته ۷۵ تا ۱۵۰ تومان بود، در سال جديد ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان برآورد مي شود. ضمن اينکه نان بربری از ۱۰۰ تومان به ۱۵۰ تومان افزايش قيمت يافته است." (روزنامه تهران امروز،26 فرودین 1387)
*3- برای مطالعه بیشتر، رجوع کنید به موسی فرهمند- بحران های اجتماعی پیش رونده و صعود مقاومت ناپذیر مبارزات و جنبش کارگری، به نقل از نشریه کارگر پبشرو، بازتکثیردر به پیش! شماره 28و29 ، 16 و 27 اسفند 1386، 6 و 17مارس 2008
حمید قربانی
26 فروردین 1387
به نقل از به پیش!30 یکشنبه 1 اردیبهشت 1387، 20 آپریل 2008
تجمع اعتراضی در دفاع از آزادی محمود صالحی هم چنان ادامه دارد!!!
تجمع اعتراضی امروز 5/1/1387 در ادامه ی تحصن معترضین به صدور بازداشت موقت محمود صالحی از ساعت 10 صبح در مقابل دادگستری سنندج با شرکت بیش از 170 نفر از فعالین کارگری و خانواده های شان برگزار شد. در ابتدا نجیبه صالح زاده برای پیگیری پرونده ی محمود صالحی به قاضی ای که حکم اخیر همسرش را صادر کرده بود مراجعه کرد. که با برخورد تحکم آمیز قاضی پرونده روبرو شد. جمعیت معترضین که به صورت نسبتاً پراکنده ای در مقابل دادگستری مستقر شده بودند، از این رفتار قاضی بسیار عصبانی شده و بر خواست خود که همانا آزادی محمود صالحی بود تأکید کردند. در این میان هر چند وقت یک بار تماس هایی با نجیبه و سامرند فرزند محمود گرفته می شد و با زبان تهدید از آنان خواسته می شد به جمعیت حاضر گفته شود، در صورتی به مسئله ی محمود رسیدگی خواهد شد، که جمعیت حاضر محل تجمع را ترک کنند. تا بدان جا که نجیبه در سخنانی ضمن تشکر از حاضرین، با توجه به قولی که مسئولین به وی داده اند و نظر به این که نمی تواند شاهد برخورد خشونت آمیز پلیس با معترضین باشد، از جمعیت شرکت کننده در تحصن خواست تا مکان مقابل دادگستری را با آرامش تمام ترک کنند.
بنا به خواست نجیبه بخشی از حاضرین میدان دادگستری را ترک کردند، اما بخشی دیگر هم چنان به حضور پراکنده ی خود در میدان ادامه دادند. در ادامه خانواده ی محمود و هم چنین معترضین به این نتیجه رسیدند که در واقع قصد اصلی مسئولین امنیتی متفرق کردن جمعیت حاضر است و نه رسیدگی به پرونده ی محمود صالحی، لذا با دعوت نجیبه ی صالح زاده، جمعیت حاضر به صورت متمرکز اقدام به نشستن در مقابل ساختمان دادگستری کردند. در این میان هم چنان و هم زمان از سوی دادستانی، اداره ی اطلاعات، و پلیس حاضر در میدان با نجیبه و فرزندش سامرند تماس گرفته می شد، آنان خواهان این بودند که به تجمع پایان داده شود، در غیر این صورت از سوی پلیس با حاضرین برخورد صورت می گیرد. نجیبه به پلیس گوشزد کرد، اگر چنان چه یک مو از سرِ معترضین کم شود، چندین برابر این جمعیت در روزهای آینده در این جا مستقر خواهند بود، وی هم چنین به پلیس خاطر نشان کرد، این جمعیت از روز 4 فروردین که قرار بود روز آزادی محمود باشد، از تهران و دیگر شهرها برای استقبال از آزادی یک فعال کارگری به این جا آمده اند. معترضین نیز مصمم به ادامه ی تحصن، موکداً خواهان ملاقات نجیبه با محمود صالحی و آزادی محمود بودند. در این میان بخشی از جمعیت که مکان میدان دادگستری را ترک کرده بودند، با آگاهی از این که مسئولین قصد وقت کشی و فریب آنان را داشته اند، مجدداً به نزد دیگر معترضین بازگشتند. در ادامه ی تحصن، نامه ای از سوی خانواده ی محمود صالحی تنظیم و پس از قرائت آن توسط یکی از حاضرین در میان جمعیت خوانده شد و توسط نجیبه صالح زاده تسلیم دادستانی شد. پس از رفتن نجیبه به داخل ساختمان دادگستری، شورایی در بین حاضرین شکل گرفت، این شورا پس از بحث و بررسی در مورد ادامه ی تجمع، نتیجه مشورت خود را به صورت پیشنهاد به سایرین ابلاغ کرد، در این پیشنهاد ضمن تأکید بر ادامه ی تجمع، از جمعیت خواسته شد، برای پیشگیری از هر گونه حادثه و برخوردی از سوی پلیس و با تأکید بر ادامه ی تجمع در روزهای آینده، تا ساعت 1، به تجمع پایان داده شود. ضمناً در آخرین تماسی که سوی نهادهای امنیتی با سامرند صالحی داشتند، به وی گفته شد، امروز ملاقات با محمود صالحی انجام خواهد گرفت و هم چنین تا روز چهارشنبه تکلیف بازداشت موقت محمود صالحی مشخص خواهد شد. این تماس به نحوی حاوی این پیام نیز بود که به احتمال قوی محمود صالحی تا روز چهارشنبه آزاد خواهد شد. بدین شکل تجمع امروز، همراه با شادی و کف زدن هایی که نوید یک پیروزی شیرین برای جنبش کارگری و خانواده ی صالحی بود، در ساعت 1 بعد از ظهر پایان یافت.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری
5/1/1387
shorayaehamkari@gmail.com
چهارمين کارگری که شلاق خورد: درد خود را گفتيمبهروز کارونی
همزمان با اعتراض ها در ايران نسبت به اجرای حکم ۱۰ ضربه شلاق در مورد سه کارگر در سنندج، حکم مشابهی برای يک کارگر ديگر در اين شهر اجرا شده است.
پيش ازاين، برای صديق امجدی، لطيف الله کلکانی و فارس گوليان پس از احضار به شعبه اجرای حکم دادگاه سنندج، حکم شلاق به اجرا در آمده بود و صديق سبحانی، آخرين کارگری است که اين حکم عليه او به اجرا در آمده است.
اين چهار کارگر جزو ۱۳ کارگر و فعال کارگری هستند که در جريان برگزاری مسالمت آميز مراسم روز جهانی کارگر، ۱۱ اريبهشت، در مقابل اداره کار سنندج توسط نيروهای انتظامی و امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
بازداشت شدگان پس از چند روز محاکمه و به ۱۱ تن از آنان به اتهام برهم زدن نظم عمومی و شرکت در تجمع بدون مجوز به تحمل ۱۰ ضربه شلاق و ۹۱ روز زندان و دو نفر هم به ۲.۵ سال زندان محکوم شدند.
من به آنها گفتم، شلاقی که به من می زنيد، فقط به من زده نمی شود. بلکه اين ۱۰ ضربه شلاق را به طبقه کارگر می زنيد. آنها هيچ چيز نگفتند و عکی العملی هم نشان ندادند.
صديق سبحانی در گفت و گو با راديو فردا
اين حکم در دادگاه تجديدنظر به ۱۰ ضربه شلاق و ۲۰۰ هزار تومان جريمه تغيير کرد. در اين ميان، مبلغ جريمه با توجه به مدتی که اين کارگران و فعالان کارگر در زندان بوده اند، کاهش داشته است.
در پی اجرای حکم شلاق برای صديق سبحانی، راديو فردا با وی گفت و گو کرده است:
راديو فردا: آقای سبحانی، حکم ۱۰ ضربه شلاق در چه تاريخی در مورد شما به اجرا درآمد و در زمان اجرای حکم چه برخوردی با شما شد؟
صديق سبحانی: روز پنجشنبه، دوم اسفند، از کلانتری به من خبر دادند که بايد به دادگاه بروم و خودم را معرفی کنم. من هم همان روز به دادگاه رفتم و شماره پرونده را از بايگانی گرفتم. ابتدا مبلغ ۳۵ هزار تومان مرا جريمه کردند که چون اين مبلغ پول را نداشتم، آن را قرض گرفتم. بعد از آن هم ۱۰ ضربه شلاق به من زدند. بعد هم نامه ای به من دادند که به کلانتری که حکم جلبم را داده بود بدهم تا ديگر تعقيبم نکنند.
آيا در زمان اجرای اين حکم با آن مخلفت کرديد و پاسخ آنها چه بود؟
سبحانی: من به آنها گفتم، شلاقی که به من می زنيد، فقط به من زده نمی شود. بلکه اين ۱۰ ضربه شلاق را به طبقه کارگر می زنيد. آنها هيچ چيز نگفتند و عکی العملی هم نشان ندادند.
فکر می کنيد که چرا اين حکم برای شما وساير کارگرانی که در مراسم روز جهانی کارگر شرکت کرده بوديد، به اجرا در آمد؟ چنين مراسمی در تمام ايران برگزار شد و در برخی نقاط هم به طور معمول اعتراضاتی انجام می شود، اما برخوردی که با شما شده، با ديگران صورت نگرفته است. شما فکر می کنيد علتش چيست؟
سبحانی: هدف ما از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر اين بود که درد و مشکلات خودمان را به گوش مسئولان برسانيم، اما به جای آنکه مسئولان بيايند و به دردها و مشکلات ما گوش دهند، نيروی انتظامی، امنيتی و ضد شورش را برای ما فرستادند.
احساستان در باره حکمی که اجرا شد، چيست؟
سبحانی: احساسم اين است که اين يک نوع بی احترامی به طبقه کارگر است. يعنی ارزش و احترام طبقه کارگر را زير سئوال بردند.
مشکلات کارگران در ايران و از جمله در کردستان چه جيزهايی هستند که کارگران می خواهند آنها را به گوش مسئولان برسانند؟
سبحانی: طبقه کارگر در ايران فاقد تشکيلات مستقل کارگری است، نماينده ای ندارد که از حقوق آنها دفاع کند. جلو کارگر قرارداد سفيد می گذارند که امضا کند يا آنکه چک سفيد از کارگر می گيرند که هرطور که خواستند با او رفتار کنند. همين موضوعات باعث شده است که طبقه کارگر زير فشار قرار گيرد.
خود من حدود ۱۸ سال سابقه کار دارم و ماهانه ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان حقوق می گيرم. اين درحالی است که خود دولت،خط فقر در سال جاری را ۴۵۰ هزار تومان اعلام کرده است. پس با اين حساب، من ۶۵ درصد زير خط فقر هستم. وقتی ما می آييم و می گوييم که مشکل ما اين است و زندگی ما نمی گذرد، و می خواهيم درد و مشکلاتمان را بيان کنيم، اين طور با ما برخورد می کنند.
ما کارگران به دنبال تشکيلات مستقل کارگری هستيم که بر اساس مقاوله نامه های بين المللی ۸۷ و ۹۸ تشکيل شوند. مقاوله نامه هايی که دولت جمهوری اسلامی ايران نيز آنها را امضا کرده است. دولت بايد به اين مقاوله نامه ها عمل کند، اما نه تنها هيچ به اين تعهدات خود عمل نکرده است، بلکه حتی جلو اعتراضات کارگران را می گيرد. اصلا به دردها و مشکلات کارگران توجه نمی شود که در چه فقری دست و پا می زنند و زندگی می کنند.
در کارخانه نساجی کردستان که من در آن مشغول به کار هستم، در گذشته حدود ۷۸۰ کارگر بوديم که ۶۰۰ نفر را به بهانه های مختلف اخراج کردند و حالا که ۱۸۰ نفر هستيم که کار می کنيم، با مشکلات زيادی روبه رو هستيم.
به هر حال، تمام سعی کارگران اين است که وضعيتشان تغيير کند و از اين بی حقوقی که شامل حال آنها است، رهايی يابند و نظر من اين است که تا زمانی که کارگران تشکل يا سنديکا و يا اتحاديه مستقل خودرا نداشته باشند، از اين اسارت خلاص نخواهند شد.
در پی اجرای حکم شلاق عليه شما و سه کارگر ديگر، جو شهر سنندج و افکار عمومی در اين شهر چگونه است؟
سبحانی: افکار عمومی اين مجازات ها و شلاق زدن ها را اصلا نمی پذيرد و به آن اعتراض دارد. برای مردم سنندج، اين تبديل به معما شده است و خيلی از اين احکام ناراحتند.
27.02.2008
فراخوان مشترک فعالین نهاد های جنبش کارگری ایران در خارج از کشور
محمود صالحی را دریابیم.
روز 4 فروردین 1387 روز آزادی محمود صالحی از زندان بود ولی تا کنون از زندان آزاد نشده است، درعوض مقامات قضائی برای او که یکسال زندان را با جسمی بیمار و اراده آهنینی که از آگاهی او به خود رهائی طبقه اش ناشی می شود را با سربلندی طی نموده است، به بهانه های واهی قرار بازداشت موقت صادر می کند. محمود به محض اطلاع از این تصمیم دست به اعتصاب غذای خشک می زند. با توجه به بیماری حاد کلیوی ودیگر بیماریها به دلیل در زندان بودن، اکنون سلامتی و جان محمود صالحی در خطر آنی است. رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی ایران با تمامی امکانات و دسیسه ها در صدد نابودی فیزیکی این فعال از جان گذشته جنبش کارگری است.
در لحظه کنونی احتیاج به یک اقدام عاجل و فوری است تا از اینطریق قادر شویم این اقدام جنایتکارانه رژیم را خنثی کرده تا محمود صالحی از زندان رهایی یابد.
ما بعنوان بخشی از فعالین جنبش کارگری از تمامی فعالین کارگری در ایران، افراد، نهاد ها ی بین المللی کارگری، نهادهای سیاسی ایرانی و بین المللی بخصوص فعالین جنبش های اجتماعی همچون زنان، دانشجویان ، معلمان، نویسندگان و ... با توجه به وضعیت بسیار حساس و وخیم جسمانی محمود صالحی، یک اقدام عملی مشترکی را در دستو کار فوری خود قرار دهیم. تا بتوان اینک که حکم یکساله زندان او به پایان رسیده است، بدون قید و شرط از زندان آزاد و مورد معالجه فوری قرار گیرد.
اقداماتی که می توان با توجه به اوضاع از همین الآن در دستور فعالین کارگری در خارج کشور، احزاب و سازمانهای کارگری و کلیه انسانهای برابری طلب وتمامی انسانهایی که خواهان رهائی محمود و دیگر فعالین زندانی هستند قرار گیرند:
- تظاهرات و گرد همآئی سراسری از روز سه شنبه در مقابل سفارت خانه های جمهوری اسلامی و نیز دیگر مراکز و نهادهای وابسته به این رژیم با شعار محوری آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی
- تظاهرات و متینگ در مقابل نخست وزیری و پارلمان کشورهای محل اقامت
- تماس و رفتن به خبرگزاریهای مهم در اروپا مثلا بی بی سی و اشپیگل و...و درخواست مخابره و خبردهی ازوضعیت محمود صالحی
فعالین درهر شهر و کشور با توجه به امکانات و شرایط منطقه ای خود هر فعالیتی که در حد توانشان می باشد را در دستور کار قرار داده تا بتوان این رژیم ارتجاعی را به عقب راند. باید مسممتر، مستمرتر و محکمتر در مقابل این نظام و دستگاه ضد انسانی برای آزادی محمود صالحی ایستادگی کرد و فعالیتهای وسیعتری را در دستورکارگذاشت.
در پایان اعلام می کنیم که مسئول سلامتی و جان محمود صالحی
رژیم اسلامی سرمایه است و باید جوابگو باشد.
تا آزادی محمود صالحی از پا نخواهیم نشست!
زنده باد محمود صالحی
نابود باد رژیم انسان ستیز جمهوری اسلامی
4 فروردبن 1987
1.کمیته همبستگی با کارگران ایران – استرالیا kargar_labour@yahoo.com
2.کمیته حمایت از کارگران ایران – تورنتو کانادا
3.کمیته حمایت ازکارگران ایران - نروژ
4.جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی – سوئیس Kargar1357@hotmail.com
5.همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه sstiran@yahoo.fr
6.کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن info_kargari@yahoo.de
7.کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه kanoonhf_2007@yahoo.de
8.کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر
9.کمیته همبستگی با کارگران در ایران – هامبورگ komitehamburg@yahoo.de
10.کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد – isask@comhem.se
11.گروه همبستگی با جنبش کارگری– برلین berlin_kargari@gmx.de
12.اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران www.etehadbinalmelali.com
13.کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ( سوئد ) kanounhambastegi@gmail.com
14.انجمن کارگری جمال چراغ ویسی _ ankjch@yahoo.co.uk
24.03.2008
نامه اعتراضى دبير كشورى بخش ترانسپورت و عمومى بزرگترين اتحاديه كارگرى انگلستان با بيش از ٢ ميليون
عضو به جمهورى اسلامى ايران (Unite-The UNION)
از: اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
http://www.etehadbinalmelali.com
http://www.workers-iran.org
info@workers-iran.org
تاريخ جمعه ٢١ مارس ٢٠٠٨
آقای محمود احمدی نژاد
رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران
تهران، ايران
موضوع: محمود صالحى
من اين نامه را مينويسم كه اعتراض شديد خود را نسبت به اتهامات جديدى كه نسبت به محمود صالحى ، كه از ٩ آوريل ٢٠٠٧ در زندان سنندج در بند ميباشد، اعلام نمايم. آقاى صالحى، كه از فعالين كارگرى شناخته شده ايران و نيز از بنيانگذاران و دبير سابق سنديكاى كارگران خباز در شهر سقز بوده اند، غيرعادلانه به يك سال زندان و سه سال حبس تعليقى محكوم شده است.
روز دوشنبه، ١٧ مارس ٢٠٠٨، مقامات قضايى درشهر سنندج محمود را به جرم ارتباط با خارج از زندان و ارسال پيامهاى حمايتى به دانشجويان مترقى و ديگر زندانيان متهم نمودند. آنها، در حاليكه ميبايست محمود در تاريخ ٢٣ مارس ٢٠٠٨ آزاد ميگرديد، وى را تحت بازداشت موقت قرار دادند. در اعتراض به اين حكم غيرعادلانه، محمود صالحى بلافاصله اعلام اعتصاب غذاى خشك نموده است. بسيار مهم است تاكيد گردد كه آقاى صالحى از بيمارى كليه كه ميتواند مهلك باشد رنج ميبرد. ايشان فقط يك كليه دارند و آن كليه هم فقط در حدود ده درصد ظرفيت خود عمل ميكند.
اين نامه را نوشتم كه اين اقدام ظالمانه حكومت شما را محكوم كنم و از شما بخواهم كه محمود صالحى را فورى و بيقيد و شرط آزاد كنيد; وى يك زندانى سياسى است كه تنها بدليل فعاليتهاى مسالمت آميز خود در برگزارى تظاهرات روز كارگر ٢٠٠٤ و حق وى براى آزادى بيان و تشكل در ارتباط با فعاليتهاى كارگريشان زندانى گرديده است.
من همچنين خواستارم كه منصور اسانلو و ديگر فعالين كارگرى و دانشجويى فورا و بدون قيد و شرط آزاد گردند.
با احترام،
Jennie Formby
National Secretary | T& G Section of Unite
رونوشت به ديگر مقامات جمهورى اسلامى ارسال گرديده است.
ترجمه و تكثير
شلاق زدن کارگران را محکوم می کنیم.
در تاریخ 27بهمن ماه 86 ، دادگاه تجدید نظر شهر سنندج ، برای 11 نفر از کارگران این شهر که در مراسم اول ماه مه 86 روز جهانی کارگر شرکت کرده بودند ، حکم شلاق و جریمه نقدی صادر کرد. این حکم تا کنون در مورد 3 نفر ازکارگران اجراء شده است.احکام محکومیت کارگران به جرم بر گزاری مراسم اول ماه مه در ادامه فشار هایی است که در چند ماه گذشته بر کارگران و فعالان کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی بطور مرتب اعمال شده است.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری چنین اعمال فشارهایی را به شدت محکوم کرده و خواستار لغو فوری احکام فوق است. و همچنین از تشکل ها ی مستقل کارگری بین المللی می خواهد نسبت به احکام فوق اعتراض کرده و بدینوسیله همبستگی طبقاتی خود را با طبقه کارگر ایران مستحکم تر نمایند.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری
2/12/1386
کمیته دفاع از محمود صالحی
اتحاد کمیته های کارگری
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
انجمن حمایتی فرهنگی کارگران
جمعی از فعالین کارگری
نظر پزشگان آن است که جان محمود صالحی در زندان در خطر است . نامه همسر محمود صالحی به خانم لویس آربوور، نماینده سازمان ملل حقوق بشر
روز 28 ژوئن 2008 همسرم محمود صالحی، فعال کارگری و زندانی سیاسی شناخته شده، را برای بار دوم به پزشک قانونی بردند. قرار بود پزشکان پیرامون نظر اطبای بیمارستان توحید سنندج و نیز متخصصین کلیه وقلب اظهار نظر قانونی کنند. این اطبا در چندین نوبت نظر دادهاند که تنها کلیه باقیمانده محمود، در حال از کار افتادن است وهمین موجب تنگی نفس، ناراحتی قلبی، متغییر بودن فشار خون، سر گیجه، گرفتگی عروق، ضعف شدید، مسدود بودن رگ متصل به قلب، ورم کلیه و باقی عوارض خطرناک شده و او احتیاج به معالجه فوری دارد. به عبارت دیگر از نظر آنان جای محمود نه زندان که بیمارستان است.
همسرم به خاطر تلاش برای برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه در زندان است و این امری کاملا غیر عادلانه است. کمپین بزرگی که خودم یکی از فعالان آنم وسیعا کار کرده و میکند تا به مقامات بقبولاند که برگزاری مراسم مستقل روز کارگر یک حق بسیار ابتدائی است و مقامات حق ندارند محمود را در زندان نگهدارند. اما تمام تلاش و استدلالهای فعالان این کمپین و سازمانهای جهانی کارگری و حقوق بشری در میان مقامات قضائی ایران بی اثر بوده و همسرم در زندان مانده است. به همین جهت امید من و سایر فعالان رهائی محمود به این بود که پزشکان قانونی به هنگام معاینه کردن همسرم بر اساس سوگندنامه بقراط و به طرزی بیطرفانه عمل کنند، نظرات کارشناسانه اطبای قبلی را تایید نمایند و موجبات آزادی همسرم را فراهم نمایند.. اما این امید واهی بود. پزشکان قانونی حقوق بگیر دولت و خود بخشی از سیستم قضائی – امنیتی ایران هستند. به این دلیل آنها برخلاف نظر اطبای قبلی و عوارض مشهود نظر دادند که محمود در موقعیت خطرناکی نیست و میتواند در زندان بماند.
من به پزشکی قانونی رفتم و به حکمشان اعتراض کردم. من به آنها یادآوری نمودم که نه تنها اطبای بیمارستان توحید، بلکه پزشکان زندان هم نظر داهاند که وضع محمود وخیم است. آنها، که شخصا تمام گزارشات را در دسترس داشتند، اظهار نظر نمودند که رای پزشکان خارج از پزشکی قانونی برای آنها از هیچ اهمیتی برخودار نیست. من جویا شدم که چطور میتوانم قانونا و رسما به حکمشان اعتراض کنم. مدیر کل پزشکی قا نونی، که میدانست ادارهاش بخشی از سیستم قضائی کشور است و آنجا احکام بر اساس رابطه تعیین میشود و نه ضابطه، من را به دادگاه حواله داد. او به این تریتب نشان داد که ادارهاش هیچ راهکار و سیاستی برای بررسی شکایات ندارد من به نزد معاون دادستان رفتم. او بلافاصله در هیئت یک پزشک ظاهر گردید، نظر پزشکان قانونی را تایید کرد و گفت که پزشکان بیمارستان توحید به نادرست محمود را به بخش سی سی یو یعنی مراقبتهای ویژه برده بودند. او در ضمن گفت که تا کنون سابقه نداشته است کسی از پزشک قانونی شکایت کند. مقصود او این بود که اگر. شکایت کردن فایدهئی داشت در 28 سال گذشته کسی به خود زحمت میداد تا علیه اشتباهات عدیده ادارهاش لااقل یک شکایت علیه آنها به جریان اندازد. او میخواست من را به این ترتیب از رفتن به دادگستری باز دارد، اما با رفتن من به دادگستری تیر او به سنگ خورد.
اینجا برای چندمین بار به من ثابت شد که فریاد رسی نیست و اعتماد به نفس مدیر کل پزشکی قانونی دال بر بیهوده بودن شکایت واقعی بوده است. من از شکایت صرف نظر کردم و از معاون دادستان خواستم لااقل بنا به قوانین خودشان به محمود مرخصی بدهند. او اظهار داشت که همسرم زندانی امنیتی است و حق برخورداری از مرخصی را ندارد. اصطلاح زندانی امنیتی در ایران برای زندانی سیاسی بکار میرود.
حال من از طریق این نامه تقاضا دارم که شما بر اساس قوانین جهان شمول حقوق بشر خواستار آزادی فوری همسرم بشوید و یا لااقل به کاربدستان ایران فشار بیاورید تا همسرم را به نزد یک عده پزشک متخصص و مستقل ببرند تا آنها بر اساس تخصص و وجدان پزشکیشان در باره محمود نظر دهند. در دو اداره مورد اشاره پزشک جای زندانبان نشسته و زندانبان جای پزشک. در چنین شرایطی حقوق انسانی من، همسرم و فرزندانم متحقق نمیشود مگر از طریق اعتراض. پیشاپیش از همکاری شما متشکرم.
با احترام نجیبه صالحزاده
رونوشت به:
سازمان عفو بینالملل
پزشکان بدون مرز
هیئت حقوق بشر سازمان ملل متحد
کمیته بینالمللی سلیب سرخ
کنفدراسیون اتحادیههای آزاد کارگری
به همه اتحادیههای کارگری و نهادهای دفاع از حقوق بشر
February 7, 2008
تاریخ 7/2/2008
تجمع کارگران کارخانه الياف در جاده قديم کرج
دسترنج : كارگران کارخانه الياف در اعتراض به فروش کارخانه و همچنين عدم دريافت حقوق در جاده قديم کرج دست به اعتراض زدند.
يكى از كارگران کارخانه الياف توليدكننده نخ نايلون گفت: مديريت جديد ورشكستگى كارخانه را عامل قطع حقوق كارگران عنوان كرده است در حالى كه كارخانه در حال حاضر سودآور بوده و ورشكسته نيست.
او گفت: قرار است زمينهاى متعلق به كارخانه مترى به يك شركت بزرگ خودروسازى فروخته شود كه در صورت تحقق آن عملا كارخانه از بين خواهد رفت.
كارخانه الياف در حال حاضر 560 نفر كارگر دارد و زير نظر بنياد مستضعفان اداره می شود
05.02.2008
4 بهمن 82، کارگران اعتصابی خاتون آباد مورد یورش و حمله مسلحانه رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
کارگرانی جان خود را از دست دادند و جمعی دستگیر و زخمی شدند. کارگران اعتصابی خاتون آباد خواستار ابتدائي ترين حق یعنی ازدست ندادن کار خود بودند که اینچنین وحشیانه مورد حمله نیروهای نظامی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
نهادها و فعالین کارگری، احزاب و تشکلات بسیاری فعالانه علیه این وحشیگری قرون وسطائی رژیم اعتراض و ایستادگی کردند.
سازمانها و اتحادیه های جهانی کارگری نامه و شکایتهای اعتراضی صادر کردند .
تومارهای وسیعی در محکومیت رژیم و حمایت از کارگران اعتصابی خاتون آباد و جنبش کارگری گرد آوری گردید.
گردهمایی و کنفرانسهای مطبوعاتی ، جلسات و آکسیونهای اعتراضی برگزار شد.
کم نیستند فعالین کارگری و اعتصابی که جان خود را چه در رژیم شاه و چه در رژیم جمهوری اسلامی برای گرفتن حق و حقوق انسانی، طبیعی و پایه ای خود و نیز بخاطر مبارزه و ستیز طبقاتی با طبقه استثمارگر حاکم از دست داده اند.
یاد تمامی جانباختگان جنبش کارگری گرامی باد!
از اتحادیه ها و سازمانهای کارگری بین المللی بخواهیم که
به کارزار همبستگی با جنبش کارگری در ایران یپیوندند و در همراهی با این کارزار
علیه بی حقوقی کارگران اعتراض کرده و به ایجاد تشکلات کارگری در ایران یاری رسانند.
ایجاد هر چه بیشتر تشکلات کارگری، عاجلترین نیاز جنبش کارگری است.
پیشروی جنبش کارگری در گرو سازمانیابی هرچه بیشتر کارگران و همکاری سراسری نهادهای کارگری است.
کارگران در ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی و
کسب حق و حقوق خود به همبستگی بین المللی کارگری نیاز دارند.
کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد
ISASK
Iransk-Svenska Arbetar Solidaritets Kommittén
isask@comhem.se
004673 939 71 43
05.02.2008
محمود صالحی."پزشک قانونی" باری دیگر حکم صادر کرد!!
آزمایشات انجام شده و همچنین گزارش پزشکان متخصص در بیمارستان توحید، حاکی از آن است که، تنها کلیه باقیمانده محمود صالحی در حال از کار افتادن است و به همین دلیل تنگی نفس، ناراحتی قلبی، متغییر بودن فشار خون، سر گیجه، گرفتگی عروق، ضعف شدید، مسدود بودن رگ متصل به قلب، ورم کلیه، بزرگ شدن پروستات و کلیه و بسیاری دیگر از نگرانیهایی که در اثر از کار افتادن کلیه بروز کردهاند، هر روزه بیشتر و بیشتر وضعیت جسمانی محمود صالحی را به مخاطره میندازد. علیرغم این شواهد و همچنین توصیههای پزشکان متخصص بیمارستان توحید، مبنی براینکه محمود صالحی باید مرتبا تحت مداوا باشد، "پزشک قانونی" برای بار دوم، بدون توجه به توصیه پزشکان متخصص بیمارستان توحید و بدون هیچ دلیلی و حتی بدون در نظر گرفتن قوانین پزشکی، حکم ماندن محمود صالحی در زندان را صادر کرد.
به گفته نجیبه صالحزاده همسر محمود صالحی، که در اعتراض به حکم صادره از طرف "پزشک قانونی" به آن اداره مراجعه کرده بود، مسئولان ذیربط در "پزشک قانونی" اظهار کردهاند که ""پزشک قانونی" به نظریه پزشکان بیرون اهمیتی نمیدهد و خود مستقلا تصمیم میگیرد." این در حالی است که "پزشک قانونی" قبل از صدور حکم، مدارک و پرونده پزشکی محمود صالحی را از پزشکان متخصص بیمارستان توحید و همچنین پزشکان بهداری زندان مرکزی شهر سنندج، خواسته بود. لازم به ذکر است که پزشکان بیمارستان توحید و نیز پزشکان بهداری زندان وضعیت وخیم جسمانی محمود صالحی را تائید کرده و همچنین نتیجه آزمایشات انجام شده را گزارش کرده بودند.
مدیر کل "پزشک قانونی' در جواب به اعتراض نجیبه صالحزاده، گفته است که: "ما نمیتوانیم پرونده محمود صالحی را بررسی کنیم، اگر شما معترض هستید باید به دادگاه مراجعه کنید" وی همچنین اضافه کرده است که " تا به حال کسی از پزشک قانونی شکایت نکرده است."
"پزشک قانونی" نظریه پزشکان فوق متخصص بیمارستان توحید را رد کرده و نظریات آنها را فاقد ارزش میداند، اما مسئولان ذیربط اشاره نکردهاند که تخصص "پزشک قانونی" چیست؟!!
به دنبال نجیبه صالحزاده جهت شکایات از "پزشک قانونی" به معاون دادستان مراجعه میکند که وی نیز اظهار میکند که : " دکترای معتمد شما در بیمارستان توحید، محمود صالحی را الکی به سیسییو انتقال داده بودند ، محمود حالش خوب است و تحمل زندان را دارد."
نجیبه صالحزاده در جواب به معاون دادستان میگوید که : "اگر نظریه پزشکان متخصص بیمارستان توحید برای شما کافی نیست، حداقل به محمود مرخصی بدهید، طبق قوانینی که قوه قضائیه تصویب کرده است هر زندانی در ماه پنج روز مرخصی دارد."
معاون در جواب گفته است که: " محمود صالحی زندانی امنیتی سیاسی است و این مرخصی به او تعلق نمیگیرد"
این در حالی است که مقامات دولت ایران ادعا میکنند که در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد.
لازم به ذکر است که، وضعیت جسمانی محمود صالحی به شدت وخیم است و ماموران زندان هم آن را انکار نمیکنند. بارها وخامت جسمی محمود صالحی، ماموران زندان را مجبور کرده است که وی را به بهداری زندان و یا بیمارستان توحید شهر سنندج انتقال دهند.
کمیته دفاع از محمود صالحی
13 بهمن 1386
kdms50@yahoo.com
محمود صالحي در ديدار با همسر: مي خواهند من را بکشند
صالحي، اخيرا به يک سال حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي محکوم شده است. اين حکم، لزوم شرکت نکردن در جلسات علني و غير علني، ارتباط نداشتن با هيچ رسانه و شخصي در خارج از کشور و "استفاده نکردن از اينترنت" را نيز در بر مي گيرد
محمود صالحي، فعال کارگري که در زندان به سر مي برد، در ديدار با همسر خود نسبت به امنيت جاني خود ابراز نگراني کرد.
محمود صالحي اخيرا در پي بروز عارضه قلبي به بخش قلب بيمارستان توحيد سنندج منتقل شده است. وي اخيرا طي ديداري که با همسر خود داشته، اظهار داشته که "نقشه اي براي قتل من در بيمارستان در جريان است."
همچنين طبق خبرهاي رسيده، دادستان دادگستري کردستان آزادي محمود صالحي را مشروط به تائيد پزشک قانوني مي داند. اما در نامه اي که پزشک قانوني به دادگستري استان کردستان ارسال نموده، آمده است: با وجودي که نامبرده 10 درصد کارايي کليه داشته و داراي مشکل قلبي است، اما قادر به تحمل دوران باقيمانده محکوميت خود مي باشد.
محمود صالحي در مجموع هشت سال به خاطر فعاليت هاي صنفي، حبس کشيده است و در حال حاضر هم با وجود از دست دادن يک کليه و بدتر شدن وضعيت کليه ديگرش، در زندان سنندج زنداني است.
صالحي، اخيرا به يک سال حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي محکوم شده است. اين حکم، لزوم شرکت نکردن در جلسات علني و غير علني، ارتباط نداشتن با هيچ رسانه و شخصي در خارج از کشور و "استفاده نکردن از اينترنت" را نيز در بر مي گيرد
30.01.2008
پیام محمود صالحی به مناسبت کشتار کارگران مس خاتون آباد
چهارم بهمن روز بزرگداشت کارگران جانباخته است. این روز به مناسبت چهارم بهمن 1382 و جان باختن کارگران مبارز معدن خاتون آباد ریاحی، مهدوی، جاویدی و مومنی بدست نمایندگان مسلح سرمایه نامگزاری شده است. این کارگران همراه همکاران و افراد خانوادههای خود برای حفظ شغلهای خود به تجمعی اعتراضی و مسالمت آمیز دست زده بودند و جناتکارانه مورد هجوم و تیراندازی پلیس قرار گرفتند. من، در کنار بقیه کارگران حق خواه و معترض، یاد همه جانباختن کارگری را بزرگ میدارم و به طبقه خود، خانوادههای گرامی جانباختگان کارگری و از جمله خانواده محترم جانباختگان خاتون آباد تسلیت میگویم و جنایات نمایندگان بی رحم سرمایهداری را محکوم مینمایم.
کارگران!
صاحبان سرمایه و نمایندگانشان تنها زمانی میتوانند ما را اینگونه به خاک و خون بکشند که بطور پراکنده و یا بخش بخش دست به اعتراض بزنیم و از پشتیبانی موثر سایر بخشهای کارگری برخوردار نشویم. اگر نظام سرمایهداری اینگونه راحت و بی محابا به روی همطبقهئی های ما آتش میگشاید، اگر نمایندگان کارگری را بدون هراس از عکس العمل سایر کارگران اخراچ میکند و اگر به خود جرات میدهد فعالین کارگری را زندانی کند به این دلیل است که ما هنوز در تشکلات کارگری خود را سازماندهی نکردهایم. اگر ما تلاشهای کنونی خود برای سازمادهی تودهئی و کارگری را به سرانجام نرسانیم و به صورت منفرد از مطالبات برحق خود دفاع نمائیم، احتمال تکرار چنین اعمال جنایتکارانهئی از جانب نمایندگان مسلح سرمایهداری وجود دارد. باید به خاطر داشت که دستاوردهای تاکنونی ما کارگران حاصل مبارزهئی خونین، پر رنج و مملو از قهرمانی از گذشته تا امروز است. برای حفظ این دستاورد و استفاده از آنها در مبارزه طبقاتی خویش باید سازمان یابیم و تشکلات طبقاتی و نیرومند کارگری را بسازیم.
باردیگر ضمن محکوم کردن کشتار همرزمان خود در خاتون آباد و عرض تسلیت به خانوادههای آن عزیزان بر این امیدم که سازمان یابیم و با استفاده از تشکلهای خود به خواستهایمان برسیم و از این طریق دست سرکوبگران را کوتاه نمائیم.
زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران
محمود صالحی 4 بهمن 1386
بیمارستان توحید سنندج
وخامت وضعیت جسمانی محمود صالحی و ممانعت از ملاقات وی
وضعیت جسمانی محمود صالحی که هماکنون در بخش قلب و عروق بیمارستان توحید شهر سنندج بستری است، روز به روز وخیمتر میشود.
محمود صالحی دجار افت فشار خون شده است. فشار خون او 10 و بعضی وقتها کمتر از 10 است. وی همچنین ضعف میکند و از ناحیه یکی از رگهای حساس گردن، به شدت احساس درد و نگرانی میکند.
روز جمعه 5 بهمن ماه ساعت 2 و نیم بعد از ظهر، تعداد زیادی از مردم، دوستان و آشنایان محمود صالحی از شهرهای کرمانشاه، کامیاران، سنندج، پاوه و سقز برای عیادت و ملاقات محمود صالحی، به بیمارستان توحید شهر سنندج مراجعه میکنند.
در ابتدا چند نفری از جمعیت مراجعه کننده، موفق میشوند که با محمود صالحی ملاقات کنند اما بلافاصله ماموران زندان با دیدن این وضعیت، جلوی جمعیت را گرفته و در را برای آنها باز نمیکننند. آنها در ورودی اتاقی که محمود صالحی در آن بستری است را میبندند و روزنه کوچکی که از آنجا میتوان محمود صالحی را دید را با روزنامه میپوشانند و همچنین شیشه پنجره اتاقی که محمود صالحی در آن بستری است را با نایلون سیاه رنگ میپوشانند تا مانع از ملاقات و حتی دیدن محمود صالحی از پشت پنجره شوند.
لازم به ذکر است که، روزهای دوشنبه، چهارشنبه و جمعه هر هفته، از ساعات 2 الی 4 بعد از ظهر در بیمارستان توحید شهر سنندج، ملاقات عمومی است ومردم میتوانند به عیادت بستگانشان که در این بیمارستان بستری هستند مراجعه کنند.
کمیته دفاع از محمود صالحی
جمعه 5 بهمن 1368
kdms50@yahoo.com
قطعنامه کمیته هماهنگی ( منطقه غرب ) و کمیته دفاع از محمود صالحی در رابطه با کشتار کارگران خاتون آباد
به نقل از وبلاگ دفاع از محمود صالحی
کارگران ، مردم آزاده؛
همانطور که مطلعید در 28 دی ماه سال 1382 کار گران اخراجی مس خاتون آباد (شهر با بک) در
اعتراض به اخراج خود در مقابل فرمانداری شهر بابک تجمع و دست به اعتصاب زدند که اعتصاب کارگران معدن مس خاتون آباد با همراهی فرزندان و همسران کار گران معترض مورد استقبال قرار گرفت . به دنبال این تجمع و عدم دریافت جواب مطالبات از طرف مسئو لین ، کار گران در سطح شهر دست به راهپیمائی زده و اقدام به بستن راه ها نموده که نهایتا در تاریخ 4 بهمن ماه 1382 از زمین و هوا به صفوف کار گران تیر اندازی شد که در این سرکوب چهار نفر ازکار گران به نامهای ، ریاحی ، مهدوی ، مومنی ، جاویدی و یک دانش آموز به نام پور امینی جان باختن و تعدادی از کار گران زخمی شدند.
کارگران ؛
این اولین بار نیست که حافظان رنگا رنگ نظام بورژوازی به صفوف پراکنده ما حمله ور می شوند، ما را قلع و قمع نموده و فعالین و پیشروان کار گری را اخراج و زندانی می کنند.بی شک تا کار گران به مثابه یک طیقه در صفوف متشکل حول مطالبات طبقاتی، خود را ساز ماندهی ننمایند ، ما شاهد تکرار چنین جنایاتی خواهیم بود ، پس برای دفاع از این حقانیت طبقاتی ایجاد تشکلات مستقل کار گری را در دستور کار خود قرار داده تا بتوانم در مقابل نظام سر مایه داری سازمان یافته و تا دندان مسلح ، از منافع خود دفاع نمائیم . ما ضمن محکوم کردن این جنایت یاد و خاطره این عزیزان را گرامی میداریم و خواستارآنیم که :
1- آمرین و عاملین جنایت خاتون آباد شناسائی و دادگاهی شوند.
2- ما خواهان شناسائی آمرین و عاملین ترور مجید حمیدی می باشیم.
3- ما خواهان به رسمیت شناختن هر گونه ایجاد تشکل ، تجمع و اعتراض و اعتصاب کار گری بوده و خود را محق میدانیم که از این خواست دفاع نمائیم.
4 – ما خواهان منع تعقیب و دستگیری و زندانی کردن فعالین کار گری می باشیم.
5 – ما خواهان آزادی کلیه فعالین کار گری بوده و خواستار آزادی بی قید و شرط محمود صالحی و منصور اسانلو می باشیم.
6 – ما خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان این متحدین جنبش کار گری بوده و خواستار رسیدگی و توضیح مقامات ذی ربط در مورد مرگ ابراهیم لطفی پور می باشیم.
زنده باد اتحاد و همبستگی جهانی طبقه کار گر
از طرف کمیته دفاع از محمود صالحی و کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کار گری ( منطقه غرب)
28.01.2008
جایزه سال آزادی مطبوعات سوئد به عدنان حسن پور تعلق گرفت
جایزه سال آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز در سوئد به عدنان حسن پور تعلق گرفت
طبق گفته مسئول قسمت سوئد سازمان گزارشگران بدون مرز، جایزه آزادی مطبوعات سال 2007 در سوئد به عدنان حسن پور، روزنامه نگار دربند اهدا خواهد شد.
این جایزه روز 20 فوریه در استکلهم و با حضور وزرا و مسئولین حکومتی سوئد اهدا خواهد شد. همچنین هم زمان از هیوا بوتیمار دیگر روزنامه نگار و فعال مدنی دربند، تقدیر خواهد شد.
شایان ذکر است در بیانیه این سازمان که امروز منتشر شد، آزادی عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، دو روزنامه نگاران دربند درخواست شده است.
17.01.2008
خطاب به همه تشکلهای مربوط اطبا و متخصصین کلیه و وجدانهای آگاه در این عرصه
دیروز (25 آذر 1386) همسرم محمود صالحی را، از روی تخت بیمارستان توحید سنندج، بدون اینکه دکتر متخصص کلیه را ببالینش بیاورند، به زندان برگردادند. کلیه راست محمود از کار افتاده و کلیه دومش نیز، که پلی استیک است، به طرزی ناقص کار میکند.
در تاریخ 20 آذر ماه 86 همسرم را بدلیل از دست دادن تعادل و زمین خوردن و در حال بیهوشی مطلق به بیمارستان منتقل کردند. در آنجا بجای اقدام در جهت معالجه کلیه، او را در بخش مغز و اعصاب در بیمارستانی بستری کردند که نه امکانات معالجه بیماری کلیوی را دارد و نه قادر است در مورد مغز و اعصاب کمک موثری بکند. اکنون بیش از یک هفته است که او آشامیدنیها را دفع نکرده، شکمش ورم کرده و خطر سرایت سم به خونش امکان دارد. مقامات زندان به طرز آشکاری اصرار دارند تا او را از هرگونه معالجات کلیوی محروم کنند.
بیماری کلیه محمود موروثی است. مادر او به همین درد مبتلا بوده است. در حال حاضر خواهر او و فرزند کوچکش از همین بیماری رنچ میبرند. محمود در سال 1360، در حالیکه به دلیل فعالیت کارگری ناچار شده بود در شهر مهاباد زندگی کند، به دکتر ابریشمی، متخصص کلیه، مراجعه کرد و معلوم شد که سنگ کلیه دارد، از آن سال ببعد تاکنون و بدلیل زندانی شدن مستمر بخاطر فعالیتهای کارگری، او نتوانست به طرز موثری کلیهاش را معلجه نماید.
در اردیبهشت ماه سال 1384 همسرم با هیئت اتحادیههای آزاد کارگری به سرپرستی آنا بیوندی دیدار کرد و گزارشی از وضع کارگران به آنها داد. (این هیئت طبق دعوت مقامات برگماشته کارگری ایران که بطور قانونی به ایران سفر کرده بود). این امر بدیده مقامات ناخوشایند آمد و در 11 اردیبهشت او را به بهانه اقدام در جهت برگزاری روز جهانی کارگر به زندان انداختند. زندانی شدن کنونی او به دلیل همان بهانهگیریهاست.
سال گذشته و قبل از دستگیری دکتر موسوی، پزشک متخصص در شهر سقز، تشخیص داد که او باید دیالیز شود. پزشکان در شهر رضائیه، پس از آزمایشات مکرر، به این نتیجه رسیدند که سنگ کلیه عفونت کرده و او باید عمل شود. مقدمات انجام عمل فراهم شد که مقامات قضائی او را در تاریخ 20 فروردین 86، با حیله دستگیر کردند و به این ترتیب شانس عمل کردن وی را از ما گرفتند. به نظر میرسد که دستگیری او در چنا ن موقعیتی و محروم نگه داشنش از هرگونه مداوا و مراقبت پزشکی آگاهانه انجام گرفته است. هم اکنون او را به جای سپردن به دست متخصص کلیه به دست متخصصین دیگری میسپارند. اینها ممکن است بدرد پرونده پزشکی مقامات زندان بخورد، اما دوره محرومیت همسرم از مداوا و مراقبت موثر کلیهاش را طولانی تر میکند.
در حال حاظر وضعیت جسمی همسرم به شدت وخیم است. یکی از کلیههای او از کار افتاده و بدلیل محرومیت از مداوای موثر، کلیه دیگرش نیز دارد از کار میافتد. فشار خون او متغییر و چربی قندش بالا رفته است، او روزانه بیشتر از دو بار بیهوش میشود. عدم مداوای کلیه، بر قلب وی نیز تاثیر گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزریق بیش از حد امپول آرام بخش، سلامتی او را بیشتر به مخاطره میندازد.
همسرم محمود صالحی یک فعال کارگری است که در داخل و خارج به خوبی شناخته شده است. اقدامات کنونی در جهت حذف وی بدلیل نقشی است که او در کنار همراهانش در جهت آگاهگری و ایجاد تشکل کارگری در دستور کار خود گذاشته بود. کمک به خنثی کردن هر توطئهئی علیه محمود خدمت به تداوم فعالیت در جهت سالم سازی جامعه است. جامعهئی که کارگر در آن از آزادی بیان، حق اعتصاب و حق تشکل برخوردارباشد. .کمک به محمود در جهت سلامتی جسمی و روحیش وظیفه انسانی ما و هر وجدان آگاه به این امر میباشد.
من هم بدلیل انسانی و هم بدلیل اجتماعی از شما خواستارم که به هر طریق ممکن در این راستا اقدامات شایسته را انجام دهید تا محمود به خاطر بیماریای که قابل علاج است در زندان از بین نرود و زمینه مداوای وی را در یک کلینیک تخصصی را فراهم کنیم .
با تشکر فراوان نجیبه صالح زاده همسر محمود صالحی.
26 آذر 1386
17.12.2007
بازداشت آقای ابراهیم نوروزی گوهری عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
طبق گزارشات رسیده به "سلام دمکرات" چهار تن از "فعالان جنبش کارگری" به بازداشت نیروهای امنیتی در آمدند.
طبق این خبر در جریان گلگشت "فعالان جنبش کارگری" در پارک چیتگر تهران، ظهر امروز مأموران مستقر در پارک به جمع ایشان وارد شده و آقای ابراهیم نوروزی گوهری عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد را بازداشت کرده و به همراه خود به پاسگاه نیروهای انتظامی پارک چیتگر انتقال می دهند. در این زمان رفقای آقای گوهری، محسن حکیمی از" کمیته هماهنگی، " و علیرضا عسگری و حسین غلامی، از فعالین کارگری مستقل، برای پیگیری وضعیت او به این پاسگاه رجوع کرده که ایشان را هم مورد بازداشت قرار می دهند.
آخرین خبر دریافتی از رفقای دیگر این فعالین، در تماس با مرکز خبری سلام دمکرات، حاکیست که رفقای بازداشتی هم اکنون در حال انتقال به مقر اطلاعات نیروی انتظامی در پل گیشا، معروف به نصر 137 می باشند.
سلام دمکرات
جمعه 14 دسامبر 2007, بوسيله ى اردوان
انتقال 'محمود صالحی" به بیمارستان، ادامه اعتصاب غذای "حمید کوثر نیا" و ضرب و شتم زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج
"حمید کوثر نیا" یکی از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج، که در اعتراض به برخورد غیر انسانی مسئولین زندان به زندانیان بند 7 ، دست به اعتصاب غذا زده است، روز دوشنبه مورخ ١٩/٩/۸۶ وارد ششمین روز اعتصاب غذای خود شد.
مسئولین زندان، "حمید کوثر نیا" را به قرنطینه برده و از او خواستهاند تا به اعتصاب غذایش پایان دهد.
"حمید کوثرنیا" تاکید کرده است که، مسئولین زندان به خاطر ضرب و شتم و توهین به زندانیان بند ٧، باید از زندانیان معذرت خواهی کرده و زندانیانی را که به بندهای دیگر منتقل کردهاند، باید به آنها از نظر جا و تخت و وضعیت غذا رسیدگی شود.
"حمید کوثر نیا" به مسئولین زندان تذکر داد است که در صورت عدم توجه به خواستههای مطرح شده، به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد. او همچنین تاکید کرده است که، "قاسم رحمانی" یکی از ماموران زندان که به "محمود صالحی" بیحرمتی کرده بود، باید از "محمود صالحی" معذرت خواهی کند.
لازم به ذکر است که، "حمید کوثر نیا" تا این لحظه هنوز در اعتصاب غذا به سر میبرد.
بعد از این موضوع، زندانبان "قاسم رحمانی" به بند ۲ رفته و در حضور همه زندانیان بند ۲ و به خاطر ایجاد فضای رعب و وحشت در داخل زندان، "محمود صالحی" را مجددا مورد بیحرمتی قرار داده و گفته است که " من در قبال مبلغ ٣٠ هزار تومان آدم میکشم و کشتن محمود صالحی برای من آسان است."
سپس "قاسم رحمانی" زندانیان را مورد ضرب وشتم قرار داده تا مانع حمایت آنها از محمود صالحی گردد، او همچنین به زندانیان گفته است که "هر کس از صالحی حمایت کند با خشم و ضرب و شتم من روبرو است.''
قابل ذکر است که مسئولین زندان این مامور را برای آزار و اذیت زندانیان آزاد گذاشتهاند.
برخورد های غیر انسانی مسئولین زندان و از جمله، حمله هیستریک "قاسم رحمانی" مجددا محمود صالحی را از لحاظ روحی و جسمی تحت فشار گذاشته به صورتی که صبح روز سه شنبه مورخ ٢٠/۹/۸۶ در حالی که ''محمود صالحی" در بیهوشی مطلق به سر برده وی را به بیمارستان توحید شهر سنندج انتقال دادهاند. پزشکان اصرار کردهاند که به مدت ۶ الی ٧ ساعت نباید او را تکان داد. آنها همچنین اصرار کرده اند که او باید به پزشک متخصص مراجعه کند. محمود صالحی تا این لحظه بی هوش و در بیمارستان توحید سنندج به سر میبرد.
کمیته دفاع از محمود صالحی
سهشنبه مورخ ۲٠/۹/ ۸۶
Kdms50@yahoo.com
اعتصاب موفقیت آمیز کارگران نیشکر هفت تپه
بنا به اطلاع رسیده، روز دوشنبه ۱۹/۹/ ۸۶ کارگران نیشکر هفت تپه در یک اقدام هماهنگ ساعت ۷صبح، در اعتراض به حقوق معوقه خود اقدام به تجمع در محوطه کارخانه کردند و اعلام کردند تا حقوق های معوقه ی خود را دریافت نکنند، کار نخواهند کرد.
در پی این حرکت اعتراضی مدیریت کارخانه بعد از ۴ ساعت اعلام کرد که حقوق معوقه را پرداخت می کند. بدین ترتیب حرکت دیگری در تحرکات اعتراضی کارگران نیشکر رقم خورد.
ما این پیروزی را به کارگران شریف نیشکر هفت تپه تبریک می گوییم.
کمیته دفاع از محمود صالحی
۸۶/۰۹/۱۹
kdms50@yahoo.com
وخامت وصعیت جسمانی محمود صالحی و تحت فشار قرار دادن او از لحاظ روحی
کاربدستان زندان مرکزی شهر سنندج، در روز ۱٣ آذر ماه بنا به دلایلی تصمیم میگیرند که تعدادی از زندانیان این زندان و از جمله محمود صالحی را جابجا کنند. ماموران زندان، تعداد ٢٠ الی ٣٠ نفر از زندانیان، که بیشتر زندانی سیاسی هستند و در بند ٧ نگهداری میشدند را از دیگر زندانیان جدا کرده و آنها را با خشونت وضرب وشتم به بند ٢ انتقال میدهند.
در اعتراض به این ناعدالتی، یکی از زندانیان به اسم "حمید کوثر نیا" دست به اعتصاب غدا میزند. طبق گزارش رسیده، پنج روز از اعتصاب غذای او میگذرد و تا این لحظه نیز در اعتصاب غذا به سر میبرد. در همین راستا تعدادی دیگر از زندانیان اعلام آمادگی کردهاند که به اعتصاب غذای "حمید کوثر نیا" در اعتراض به وضعیت موجود درون زندان، برخورد وحشیانه زندانبانان، تغذیه نامناسب، کمبود امکانات بهداشتی، عدم توجه به سلامت زندانیان و ضرب و شتم زندانیان، بپیوندند.
بند ٢ از بندهای دیگر زندان فاصله دارد و زندانیانی که در این بند نگه داری میشوند قادر به تماس با دیگر زندانیان این زندان نیستند. حتی حمام و محل هواخوری آنها نیز با سایر بندهای دیگر متفاوت است. در بندهای دیگر و خصوصا بند ٧ که پیشتر محمود صالحی در آن نگه داری میشد، زندانیان قادر بوده که همدیگر را ببینند و حتی در صورتی که سرویسهای خدماتی در یکی از این بندها قابل استفاده نباشد، این امکان وجود دارد که به دیگر بندها رفته و از سرویس خدماتی و امکانات آنها استفاده کرد.
اما مشخصه بند ٢ در این است که رابطه زندانیان محدود است و سطح امکانات به مراتب پایینتر از بندهای دیگر است. به دلیل کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی، آن دسته از زندانیانی که از وضعیت جسمی مناسبی برخوردار نیستند بیشتر تحت فشار هستند. در بند ٢ برخورد با زندانیان متمایز و کنترل زندانیان بیشتر است. وضعیت تغذیه زندانیان بند ٢ نامناسب است و حتی تعدادی از آنها تخت خواب ندارند.
لازم به ذکر است که، هنگام تخلیه بند ٧ و انتقال زندانیان به بند ٢، محمود صالحی که بنا به وضعیت نامناسب جسمی درموقع جابجائی وقت زیادی را جهت جمع آوری وسائل شخصی خود صرف کرده بود، از طرف یکی از ماموران زندان مورد توهین قرار گرفته و تهدید به مرگ شده است.
این دومین بار است که همین مامور، محمود صالحی را به مرگ تهدید میکند، مورد اول با تهدیداتی مشابه در تاریخ ۱٣/٢/٨۶ صورت گرفته است.
این برخورد غیر انسانی و تهدید به مرگ، محمود صالحی را در فشار روحی شدیدی قرار میدهد و فشار خون او دوباره بالا میرود به طوری که ماموران زندان، ناچارا محمود صالحی را به بیمارستان توحید انتقال میدهند.
وضعیت نامناسب جسمی محمود صالحی، زندانبانان را مجبور میکند که هر از گاهی وی را به بهداری زندان یا به بیمارستان شهر سنندج، جهت مداوای ابتدائی انتقال دهند. لازم به ذکر است که در موقع نگهداری محمود صالحی در بیمارستان، دست او و گاها دست و پایش را به تخت بیمارستان میبندند.
هر بار برای کنترل فشار خون، داروی آرام بخش را به او تزریق میکنند و در طول ایامی که در زندان به سر میبرد، بنا به تزریق بیش از حد آمپول، تمام رگهای دست او کبود شده بطوری که دیگر پذیرای تزریق نیستند. به همین دلیل بعضی اوقات آمپول را به پای اوتزریق میکنند که البته پاهایش نیز ورم کرده و همین عوامل باعث شده تا پزشک معالجی که اخیرا محمود صالحی را مداوا کرده، تصور کند که محمود صالحی معتاد است.
اظهارات پزشک معالج، فشار روحی وارده به محمود صالحی را دوچندان میکند.
محمود صالحی متذکر میشود که زندانی سیاسی است نه معتاد. اما پزشک معالج بر گفته خود تاکید کرده و گفته است : " این جسم متعلق به یک معتاد است نه یک زندانی سیاسی".
برخورد غیر انسانی مامور زندان و متعاقبا اظهارات پزشک معالج، محمود صالحی را زیر فشار قرار داده به طوری که او اظهار کرده است که دیگر به بیمارستان نخواهد رفت، چرا که او را تحقیر میکنند و گمان میکنند که او معتاد است.
کارگران، مردم دلسوز و اگاه؛
وضعیت جسمی محمود صالحی به شدت وخیم است. یکی از کلیههای او از کار افتاده و بدلیل محرومیت از مداوای موثر، کلیه دیگرش نیز دارد از کار میافتد. فشار خون او متغیر و چربی قندش بالا رفته است، عدم مداوای کلیه، بر قلب وی نیز تاثیر گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزریق بیش از حد آمپول آرامبخش، سلامتی او را بیشتر به مخاطره میندازد.
همطبقهایها؛
سلامتی روحی و جسمی محمود صالحی در خطر است. محافظان سرمایه نه تنها به او مجوز مراجعه به پزشک متخصص را نمیدهند بلکه از لحاظ روحی نیز وی را تحت فشار گذاشتهاند. زندانبانان او را به بند 2 زندان مرکزی شهر سنندج انتقال داده که از لحاظ امکانات بهداشتی مطلقا شایسته نگهداری یک بیمار کلیوی نیست، علیرغم همه اینها او را به مرگ تهدید کردهاند.
محافظان سرمایه با رد درخواست پزشک معالج محمود صالحی ، که تقاضای معالجه فوری او را کرده بود، عملا دارند او را زجر کش میکنند.
محمود صالحی باید هر چه زودتر معالجه شود و در این راستا باید او را به هر طریق ممکن یاری دهیم.
کمیته دفاع از محمود صالحی
شنبه ۱۷آذر ١۳٨٦
Kdms50@yahoo.com
تجمع 20000 نفره ی کارگران در اعتراض به قوانین حکومتی کار
[h3
سه شنبه 20 نوامبر 2007, بوسيله ى دیاکو
منابع خبری سلام دمکرات گزارش می دهند که هم اکنون قریب به 20000 نفر از کارگران برای اعتراض به هجوم حکومت سرمایه داران به حقوق خود در آرامگاه خمینی گرد آمده و یکصدا به پایمالی حقوق کارگری در حکومت اسلامی شعار می دهند.
این گزارشات حاکیست که کارگران ایران از موقعیت به دست آمده در جنگ قدرت جناح های حکومتی در سال انتخابات استفاده کرده و برای بیان خواسته های خود به دعوت "شوراهای اسلامی (حکومتی)"، صحن آرامگاه خمینی را به محلی برای بلند کردن صدای اعتراضی خود در آورده اند. شعارهای این تجمع تا کنون " وزیر بی لیاقت اخراج باید گردد، قرارداد موقت ملغی باید گردد"، "فلسطین را رها کن، رحمی به حال ما کن"، "وزیر بی لیاقت، استعفا،استعفا" و همچنین روی پلاکاردها خوانده می شود: "به چه جرمی خانواده های ما گرسنه اند؟"، "گرسنگی تا به کی؟" و همچنین پرچم هایی از هیئت های کارگری کارخانجات مختلف که بر روی آنان مدت عدم دریافت دستمزدشان را ذکر کرده اند.
گزارشگر سلام دمکرات از محل اعتراض کارگران خبر از شرایط وخیم امنیتی و پلیسی داده و می گوید هنوز اتوبوس های بسیاری مملو از کارگران شهرستانی در حال رسیدن به محل می باشند.
گزارشات تکمیلی متعاقبا در سایت درج خواهد گشت.]02.12.2007
کارگران فاز ۲ و ۳ عسلویه در اعتراض به اخراج همکارشان دست به اعتصاب زدند!
کارگران فاز ۲ و ۳ عسلویه در اعتراض به اخراج یکی از همکاران خود دست به اعتراض زدند. کارفرما حتی از پرداخت حقوق و مزایای این کارگر خودداری کرده است. کارگران از صبح امروز دست به اعتصاب زدند. کارگران خواستار بازگشت به کار همکار خود و پرداخت حقوق و مزایای کارگران هستند. در ماه گذشته نیز کارگران فاز ۹ و ۱۰ عسلویه در اعتراض به اخراج یکی از همکاران خود و عدم پرداخت ۴ ماه از حقوق کارگران، دست به اعتراض زده بودند.01.12.2007
ادامه بازجوئی و محاکمه "علی نجاتی" از نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه
بازجوئی و محاکمه "علی نجاتی" یکی از نمایندگان کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه همچنان ادامه دارد.
"علی نجاتی" که در طول هفته گذشته مرتبا مورد بازجوئی قرار گرفته بود، روز شنبه آینده مورخ ۱۰ آذر ماه دوباره به ستاد خبری شهر شوش احضار شده و باید در وقت مقرر خود را معرفی کند.
لازم به ذکر است که "نجات دهلی" یکی دیگر از کارگران نیشکر هفت تپه هم به ستاد خبری شوش احضار شده و او هم باید تا شنبه آینده خود را به آن ستاد معرفی کند.
کمیته دفاع از محمود صالحی
چهارشنبه ۷ آذر ١۳٨٦
Kdms50@yahoo.com
سخنرانی کورش زعیم در منزل منصور اسانلو
بند 4 ماده 23 بیانیه جهانی حقوق بشر، که ایران متعهد به آن است می گوید: همه کس حق دارد برای حفظ منافع خود به تشکیل اتحادیه های صنفی بپردازد و یا در آنها عضو شود.
"هر کس" در اینجا فکر می کنم یعنی همه شهروندان جهان یا دستکم کشورهایی مانند ایران که بیانیه را رسماً پذیرفته اند.
اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید: احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی و اقلیتهای دینی آزادند، مشروط به اینکه اصول آزادی، استقلال، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان ازشرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
"کس" در اینجا فکر می کنم یعنی هر شهروند جمهوری اسلامی ایران
اگر ما در این جهان زندگی نمی کنیم و شهروند این کشور نیستیم، پس در کجا زندگی می کنیم که در قانون هایش هیچکدام از موارد بالا رعایت نمی شود؟
که در آنجا تشکیل یا عضویت در انجمن های صنفی یا اتحادیه ها جرم است؟
که در آنجا مطالبه دستمزد بیشتر یا در خواست شرایط بهتر کار و زندگی جرم است؟
که مطالبه حقوق عقب افتاده توسط کارگران جرم است،
و اینکه گردهمایی چند کارگر برای شور و همزبانی، پایه های حکومت فرو می ریزد.
چرا باید کارگران ما که ریشه درخت اقتصاد کشور را تشکیل می دهند زیر خط فقر زندگی کنند؟ به کارگران کشورهایی که سالها پیش زیر خط فقر بودند و برای کار به کشور ما هجوم می آوردند بنگرید، که اکنون به علت سیاستهای درست و کارآمد اقتصادی، طبقه متوسط مرفه کشورشان را تشکیل داده اند و ما برای کار به کشور آنها هجوم می بریم.
چرا کارگران ما نباید مانند همه کشورهای در حال رشد یا پیشرفته، در رفاه زندگی کنند، اتحادیه تشکیل بدهند و صدای مطالباتشان را به گوش کارفرمایان و دولت برسانند. مذاکره کردن یا حتا اعتصاب کردن برای شرایط بهتر، چه چیزی را به خطر می اندازند؟ بجز اینکه در درازمدت ایجاد تعادل در روابط کارگر و کارفرما کند و رضایتمندی و بهره وری را افزایش دهد؟
ما چرا نباید بتوانیم درک کنیم اعتراض منطقی و مسالمت آمیز کارگر به سود اقتصاد کشور است، به پیشرفت کمک می کند، زیرا در شرایط مناسب و رضایتمندی، کارایی افزایش مییابد، تولید افزایش می یابد، ضایعات کاهش پیدا میکند، سود بنگاه اقتصادی افزایش مییابد، مالیات دولت افزایش می یابد، و کارگران نیز در نتیجه آن هم می توانند سطح زندگی خود را ارتقاء دهند. در این دایره سازنده و مثبت همه برنده هستند. رضایتمندی کارگران و آموزگران از مهمترین هدفهاییست که حکومتگران باید برای ایجاد ثبات و آرامش در پیش گیرند.
آیا در این کشور هرگز عقل وارد سیاستگزاری ها خواهد شد؟ من که بردبارانه 28 سال است منتظرم.9 آذر 1386
نامه منصور اسانلو به دکتر موحدی رئیس بهداری زندان اوین
عدم تحمل کیفر به دلیل بیماری های گوناگون به گواهی پرونده بهداری اندرزگاه 7 و بهداری مرکز
دکتر موحدی و ریاست محترم بهداری زندان اوین
با سلام
احتراما با توجه به ارسال نامه قبلی با وجود کلیه نامه های بیمارستان و پزشکان فوق تخصص کلنیک چشم و آقای
عطا فروغی معاونت محترم
حضرت عالی در امور درمانی بهداری در بیمارستان با وجود اصل نامه ها و گواهی های پزشکی نزد ایشان و مراجعه پرنده های پزشکی بیماری در بهداری اندرزگاه 7 به بهداری مرکزی اوین و بهداری بند 209 اطلاعات که در صورت تقاضای حضرت عالی از بند 209 قابل دسترس خواهد بود و سوابق بیماری جراحی قلب به علت گرفتگی عروق و گرفتگی مجدد بعد از عمل جراحی و تائید توسط متخصص قلب بهداری زندان اوین دکتر سلیمان پور و عمل جراحی شبکیه چشم و ادامه درمان و جراحی های چشم چپ در طی شش ماه آینده و ایجاد دیسک کمر و سائیدگی مهر های ستون فقرات به گواهی عکس و پزشک متخصص ارتوپد بهداری زندان اوین که سابقه در بهداری زندان اندرزگاه 7 اوین موجود است و سوابق دیسک کمر و 6 جلسه برق در تیر ماه 1385 در فیزو تراپی بهداری مرکز زندان اوین موجود می باشد و وجود خون و عفونت در ادرار سابقه دوباره تولید و دفع سنگ کلیه در 209 اوین که سوابق سونوگرافی و تائید وجود سنگ در هر دو کلیه بنده در پرونده بهداری مرکز اوین وجود است و هم اکنون نیز از آزمایش ادرار گرفته شده خون و عفونت در ادرار موجود است که سابقه آن در پرونده بهداری اندرزگاه 7 موجود است و به تائید پزشک زندان اوین در اندرزگاه 7 رسیده شده است .
مبتلا شدن به آنفولانزای شدید ناشی از اپیدمی آنفولانزا در زندان که بیش از یک هفته است به آن مبتلا شده ام و احتمال برونشیت و دیگر بیماری ها عمیق ریوی با توجه به شلوغی بند ها دارد که خوب نشده است که سوابق 3 بار مراجعه و استفاده از داروهای مختلف در بهداری اندرزگاه 7 موجود است .
لذا با توجه به این موارد و سوابق و همچنین آسیب دیدگی سیستم عصبی دست راست بر اثر فشار دستبند تقاضای ارسال و معرفی نامه به متخصص عصبی را خواهانم
با نهایت تشکر
منصور اسانلو
فعالان حقوق بشر در ایران 29.11.2007
فراخوان مشترک
برای هفته کارزارحمایت از جنبش کارگری ایران در خارج از کشور
درایران گسترش موج سرکوب های اخیرعلیه فعالترین و پیگیرترین اعضای شناخته شده تشکل های کارگری و فعالین سایرجنبشهای اجتماعی پدیده نوظهوری نیست. اما آنچه به این دور سرکوب ویژه گی خاصی بخشیده همانا رادیکالیزه شدن و پیشروی اعتراضات طبقاتی کارگران، پیشروی جنبشهای اجتماعی ، در شرایط اوضاع و احوال اقتصادی – سیاسی و فشارهای داخلی و خارجی است که تمامیت رژیم جمهوری اسلامی را در منگنه قرار داده است. بحران های اقتصادی – اجتماعی همچنان رو به تشدید است. پوچی وعده های رژیم سرمایه داری حاکم بر ایران و سرکوب کارگران و زحمتکشان بر همگان آشکار بوده واست . رژیم تا به امروزفقر و فلاکت را بر جامعه کارگری و حقوق بگیران مستولی کرده است.
در سطح جهانى، تهدیدات نظامی و تحريم اقتصادى کشورهای جنگ طلب سرمایه داری بسرکردگی دولت ایالات متحده آمریکا، مردم سراسر ايران بویژه تهیدستان و محرومین جامعه را در معرض خطرى بسيار جدى و مهلك قرار داده است. در عين حال همین تهدیدات سرمایه داری جهانی ، تبديل به مستمسکی در دست جمهوری اسلامی برای سرکوب شدیدتر جنبش کارگری و سایر جنبش های اجتماعی گرديده است. بر همین مبنا رژیم با استفاده از بحران کنونی تلاش می کند؛ از یکسو فشارهای امپریالیستها را عامل اعتراضات داخلی و از سوی دیگر، معترضین داخلی را عوامل خارجی قلمداد کند. بی دلیل نیست که اتهامات واهى اقدام " علیه امنیت ملی " را طی ماههای اخیر بطور دائم عليه فعالین و بازداشت شدگان بر می شمارند.
رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران می کوشد با ایجاد رعب و وحشت، اوج تهاجم و دستگیری و زندان در جامعه ، تلاش سازمانگرایانه ی جمعی برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری – سازمانیابی زنان، دانشجویان، معلمین، فعالان ملل تحت ستم، نویسندگان و سایر مدافعین حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اخلال ایجاد کند، از گسترش ریشه های سازماندهی خودجوش و سازمانگرانه در سراسر کشور جلوگیری کند و ناباوری به تغییر و تحول انقلابی را به مردم تحمیل نماید.
با توجه به چنین موقعیتی، ما فعالین جنبش کارگری ایران در خارج از کشورضمن افشای ماهیت ضد انسانی و ارتجاعی رژیم ضد انقلابی جمهوری اسلامی ايران، هر گونه سیاست و استراتژی جنگی طلبی و تحریم های اقتصادی کشورهای سرمایه داری جهانی که باعث فلاکت هر چه بیشتر کارگران و مردم محروم جامعه ما می شود را قویا محکوم می نمائیم. ماهمچنين برپوچی ادعاى حمایت دولتهاى سرمایه داری و امپرياليستى در حمايت از فعالین جنبشهای مترقى اجتماعی از جمله جنبش كارگرى تاکید ميكنيم و در جهت افشاى آنها خواهيم كوشيد.
ما ضمن محکوم کردن ترور مجید حمیدی، دستگیری فعالین کارگری نیشکرهفت تپه و صدور احکام برای آنان و فعالین کارگری سنندج ، فعالین زنان، دانشجویان، معلمین، نویسندگان و ملیتها ،خواهان آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و رفع توقیف فعالین کارگری نیشکر هفت تپه، رفع محکومیت زندان و شلاق کارگران در کردستان و عدم اذيت و آزار و پیگیری قضایی فعالین کارگری هستیم. ما خواهان حقوق برابر تمامی کارگران مهاجر از جمله کارگران افغانستانی در ايران و پذیرش پناهندگان کارگر در سطح جهان می باشیم.
همبستگی با کارگران زندانی و مبارزه برای آزادی تمامی زندانیان سياسى راه رهایی طبقه کارگر از قید و بند استثمار سرمایه داری رژیم جمهوری اسلامی ایران یک وظیفه دائمی همه مدافعین راستین جنبشهای مترقى اجتماعى در سطح جهان است. لذا ما عموم فعالین کارگری واتحادیه ها و تشکلات مبارز کارگری در سطح جهان ،آزادیخواهان، نیروهای مدافع منافع کارگران، احزاب و نهادهای سوسیالیست و مترقی و فعالین سایر جنبشهای اجتماعی را دعوت به شرکت در کارزار هفته همبستگی با جنبش كارگرى ايران و بطور مشخص کارگران زندانی در ایران، که در دستور اقدام مشترک ما قرار گرفته است ، می نمايیم.
ما نیروهای شرکت کننده در این کارزار یک هفته ای، تلاش می نماییم در سطح کشورها و شهرهای خود، با تدارک آکسیون ها و شب های همبستگی و مراجعه به احزاب و سازمانها و برپایی میزهای اطلاعاتی ، عرصه خبر رسانی به رسانه خبری ، صدای اعتراض مان بر علیه رژیم ضد کارگری ایران و دفاع از مبارزات کارگران را به گوش همگان برسانیم .
(هفته کارزار حمایت از جنبش کارگری شنبه سوم آذر تا جمعه نهم آذر ۱۳۸۶ برابر با ۲۴ تا ۳۰ نوامبر۲۰۰۷ )
زنده باد همبستگی جهانی کارگران
نهاد های مدافع هفته کارزار حمایت از جنبش کارگری ایران بر علیه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور:
۱ - کمیته همبستگی با کارگران ایران – استرالیا
۲ – کمیته حمایت از کارگران ایران – تورنتو کانادا
۳ – انجمن همبستگی با کارگران ایران – نروژ
۴ – جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی – سوئیس
۵ – کمیته همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه
۶ – کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن
۷ – کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه
۸ – کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر
۹ – کمیته همبستگی با کارگران در ایران – هامبورگ
۱۰ – کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد – استکهلم
۱۱- گروه همبستگی با جنبش کارگری– برلین.
۱۲– اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۱۳– کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ( سوئد )
۱۲ نوامبر ۲۰۰۷
فراخوان مشترک
برای هفته کارزارحمایت از جنبش کارگری ایران در خارج از کشور
درایران گسترش موج سرکوب های اخیرعلیه فعالترین و پیگیرترین اعضای شناخته شده تشکل های کارگری و فعالین سایرجنبشهای اجتماعی پدیده نوظهوری نیست. اما آنچه به این دور سرکوب ویژه گی خاصی بخشیده همانا رادیکالیزه شدن و پیشروی اعتراضات طبقاتی کارگران، پیشروی جنبشهای اجتماعی ، در شرایط اوضاع و احوال اقتصادی – سیاسی و فشارهای داخلی و خارجی است که تمامیت رژیم جمهوری اسلامی را در منگنه قرار داده است. بحران های اقتصادی – اجتماعی همچنان رو به تشدید است. پوچی وعده های رژیم سرمایه داری حاکم بر ایران و سرکوب کارگران و زحمتکشان بر همگان آشکار بوده واست . رژیم تا به امروزفقر و فلاکت را بر جامعه کارگری و حقوق بگیران مستولی کرده است.
در سطح جهانى، تهدیدات نظامی و تحريم اقتصادى کشورهای جنگ طلب سرمایه داری بسرکردگی دولت ایالات متحده آمریکا، مردم سراسر ايران بویژه تهیدستان و محرومین جامعه را در معرض خطرى بسيار جدى و مهلك قرار داده است. در عين حال همین تهدیدات سرمایه داری جهانی ، تبديل به مستمسکی در دست جمهوری اسلامی برای سرکوب شدیدتر جنبش کارگری و سایر جنبش های اجتماعی گرديده است. بر همین مبنا رژیم با استفاده از بحران کنونی تلاش می کند؛ از یکسو فشارهای امپریالیستها را عامل اعتراضات داخلی و از سوی دیگر، معترضین داخلی را عوامل خارجی قلمداد کند. بی دلیل نیست که اتهامات واهى اقدام " علیه امنیت ملی " را طی ماههای اخیر بطور دائم عليه فعالین و بازداشت شدگان بر می شمارند.
رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران می کوشد با ایجاد رعب و وحشت، اوج تهاجم و دستگیری و زندان در جامعه ، تلاش سازمانگرایانه ی جمعی برای ایجاد تشکلهای مستقل کارگری – سازمانیابی زنان، دانشجویان، معلمین، فعالان ملل تحت ستم، نویسندگان و سایر مدافعین حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اخلال ایجاد کند، از گسترش ریشه های سازماندهی خودجوش و سازمانگرانه در سراسر کشور جلوگیری کند و ناباوری به تغییر و تحول انقلابی را به مردم تحمیل نماید.
با توجه به چنین موقعیتی، ما فعالین جنبش کارگری ایران در خارج از کشورضمن افشای ماهیت ضد انسانی و ارتجاعی رژیم ضد انقلابی جمهوری اسلامی ايران، هر گونه سیاست و استراتژی جنگی طلبی و تحریم های اقتصادی کشورهای سرمایه داری جهانی که باعث فلاکت هر چه بیشتر کارگران و مردم محروم جامعه ما می شود را قویا محکوم می نمائیم. ماهمچنين برپوچی ادعاى حمایت دولتهاى سرمایه داری و امپرياليستى در حمايت از فعالین جنبشهای مترقى اجتماعی از جمله جنبش كارگرى تاکید ميكنيم و در جهت افشاى آنها خواهيم كوشيد.
ما ضمن محکوم کردن ترور مجید حمیدی، دستگیری فعالین کارگری نیشکرهفت تپه و صدور احکام برای آنان و فعالین کارگری سنندج ، فعالین زنان، دانشجویان، معلمین، نویسندگان و ملیتها ،خواهان آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و رفع توقیف فعالین کارگری نیشکر هفت تپه، رفع محکومیت زندان و شلاق کارگران در کردستان و عدم اذيت و آزار و پیگیری قضایی فعالین کارگری هستیم. ما خواهان حقوق برابر تمامی کارگران مهاجر از جمله کارگران افغانستانی در ايران و پذیرش پناهندگان کارگر در سطح جهان می باشیم.
همبستگی با کارگران زندانی و مبارزه برای آزادی تمامی زندانیان سياسى راه رهایی طبقه کارگر از قید و بند استثمار سرمایه داری رژیم جمهوری اسلامی ایران یک وظیفه دائمی همه مدافعین راستین جنبشهای مترقى اجتماعى در سطح جهان است. لذا ما عموم فعالین کارگری واتحادیه ها و تشکلات مبارز کارگری در سطح جهان ،آزادیخواهان، نیروهای مدافع منافع کارگران، احزاب و نهادهای سوسیالیست و مترقی و فعالین سایر جنبشهای اجتماعی را دعوت به شرکت در کارزار هفته همبستگی با جنبش كارگرى ايران و بطور مشخص کارگران زندانی در ایران، که در دستور اقدام مشترک ما قرار گرفته است ، می نمايیم.
ما نیروهای شرکت کننده در این کارزار یک هفته ای، تلاش می نماییم در سطح کشورها و شهرهای خود، با تدارک آکسیون ها و شب های همبستگی و مراجعه به احزاب و سازمانها و برپایی میزهای اطلاعاتی ، عرصه خبر رسانی به رسانه خبری ، صدای اعتراض مان بر علیه رژیم ضد کارگری ایران و دفاع از مبارزات کارگران را به گوش همگان برسانیم .
(هفته کارزار حمایت از جنبش کارگری شنبه سوم آذر تا جمعه نهم آذر ۱۳۸۶ برابر با ۲۴ تا ۳۰ نوامبر۲۰۰۷ )
زنده باد همبستگی جهانی کارگران
نهاد های مدافع هفته کارزار حمایت از جنبش کارگری ایران بر علیه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور:
۱ - کمیته همبستگی با کارگران ایران – استرالیا
۲ – کمیته حمایت از کارگران ایران – تورنتو کانادا
۳ – انجمن همبستگی با کارگران ایران – نروژ
۴ – جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی – سوئیس
۵ – کمیته همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه
۶ – کانون همبستگی با کارگران ایران – کلن
۷ – کانون همبستگی با کارگران ایران – فرانکفورت و حومه
۸ – کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر
۹ – کمیته همبستگی با کارگران در ایران – هامبورگ
۱۰ – کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد – استکهلم
۱۱- گروه همبستگی با جنبش کارگری– برلین.
۱۲– اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۱۳– کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ( سوئد )
۱۲ نوامبر ۲۰۰۷
دادگاهی نمایندهگان کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه
"قربان علیپور" (رمضان) و "محمد حیدری مهر"، دو تن از نمایندهگان کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه که چند روز پیش توسط ماموران اداره اطلاعات ربوده و بازداشت شده بودند، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، اقدام علیه نظام، مصاحبه با رادیوها و رسانههای خارجی دادگاهی و محاکمه شدند.
لازم به ذکر است که دادگاه انقلاب شهر شوش برای هر کدام از نامبردگان وثیقهائی 50 میلیون تومانی صادرکرده است.
"قربان علیپور" روز دوشنبه 14 آبان ماه توسط ماموران اداره اطڵاعات ربوده شد و همچنین "محمد حیدری مهر" روز چهارشنبه 16 آبان ماه طی تماسهای مکرر اداره اطلاعات به آن اداره احضار و سپس وی را بازداشت کردند.
گفتنی است که این دو فعال کارگری، تاکنون موفق به پرداخت وثیقه صادر شده از طرف دادگاه انقلاب شوش نشده اند و به همین دلیل هنوز در بازداشت به سر میبرند.
کمیته دفاع از محمود صالحی
18 آبان ماه
1386
Kdms50@yahoo.com
www.kdmahmodsalehi.blogfa.com
كارگران ، مردم آگاه و زحمتكش ;
پس از سه هفته از سوء قصد به جان من هنوز هيچ سرنخي از عوامل اجرايي و تصميم گيرندگان جنايت شوم ترور من بدست نيامده و متاسفانه جديت لازم در راستاي شناسايي و يا دستگيري تروريست ها از سوي نيروهاي امنيتي و انتظامي به عمل نيامده و اين تعلل و تأخير باعث رواج شايعاتي از سوي جريانات و افرادي معلوم الحال شده است مبني بر اينكه اين ترور به علت مسايل مالي ، اختلافات درون گروهي و يا در ارتباط با مبارزات سالهاي گذشته من بوده است بنابراين از مسئولين مرتبط مي خواهم كه نسبت به اين پرونده مسئولانه تر برخورد نمايند.
كارگران ومردم هوشيار ;
من مجيد حميدي سالهاست در راستاي ايجاد تشكل و اتحاد و همبستگي كارگران به منظور بهبود وضعيت و شرايط زندگي و كار آنان مشغول فعاليت علني و قانوني هستم و همه تلاش و مبارزه من براي همدلي و همگرايي ميان كارگران عليه سرمايه داري بوده است زيرا كه معتقدم منافع طبقه كارگر در اتحاد و همدلي كارگران است.
بنابراين ضمن تأكيد بر اينكه هيچ گونه دشمن شخصي نداشته و ندارم و گرچه هنوز سلامتي كاملم را باز نيافته ام اما همچنان مبارزه در راستاي منافع طبقه كارگر در مقابل سرمايه داري را ادامه خواهم داد و از همه شما كارگران و مردم زحمتكش و آزاديخواه مي خواهم صفوف و اتحاد طبقاتي خود را در مقابل سرمايه داري و سم پاشي هاي عوامل تفرقه انگيز فشرده تر نگاه داريد.
مجيد حميدي
15/8/1386
عضو كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري و كميته دفاع از محمود صالحي
اخراج 200 تن از کارمندان شهرداری تهران
اخراج کارمندان شهرداری تهران به بهانه مغایرت داشتن با آیین های اسلامی
به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز، تعداد 200 نفر از کارمندان شاغل در مناطق گوناگون شهردای تهران به این دلیل که عملکرد آنها با آیین های اسلامی مغایرت داشته، اخراج شده اند.
این کارمندان با وجود سابقه کاری سه و یا بعضا شش ساله از حوزه مسوولیتی خود بر کنار شده اند.
یکی از معترضان که سابقه فعالیت شش ساله در شهرداری تهران داشته است به خبرنگار ما گفت: علت این نوع مجازات را نمی دانم و وقتی به هسته گزینش شهرداری تهران مراجعه کردیم، با اعلام اینکه با معیارها و آیین های اسلامی مغایرت داشته ایم، اخراج شده ایم که این پاسخ برای ما مبهم بوده و صحت ندارد.
خسرو دانشجو، سخنگوی شورای شهر تهران در این خصوص اظهار داشت: تا به امروز چنین گزارش به شورای شهر تهران ارایه نشده است.
وی ضمن ابراز بی اطلاعی از این موضوع، گفت: اخراج شدگان می توانند به حوزه نظارت شورا مراجعه کرده و این مساله را پیگیری شوند.
همچنین حمزه شکیب، رئیس کمیسیون فنی- عمرانی شورای شهر تهران با بیان اینکه عقاید بیشماری در سطح کشور وجود دارد، اعلام کرد: از این مساله بی اطلاع هستم اما مدعیان چنین امری باید به مراجع قضایی ذیصلاح شکایت و حتی المقدور به حوزه نظارت شورا مراجعه کنند تا مشکلاتشان پیگیری شود.
07.11.2007
قربان علیپور یکی از نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه ربوده شد
سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 0:53
قربان علیپور یکی از نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه دیروز دوشنبه با حمله تعدادی لباس شخصی به خانه اش ربوده شد و تا کنون هیچ خبری از وی در دست نیست
تهدید به اعتصاب، کارگران نیشکر هفت تپه
سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 11:17
تهدید به اعتصاب، کارگران نیشکر هفت تپه
بنابه گزارشات رسیده در پی دستگیری رمضان علیپور از فعالین کارگری نیشکر هفت پته، کارگران این شرکت اعلام کردند که اگر او امروز آزاد نشود و تهدید و دستگیری کارگران پایان نیابد، دست به اعتصاب گسترده خواهند زد.
06.11.2007
حكم ناعادلانه و ناحق آقايان اسانلو و مددي را محكوم ميكنيم
روز يكشنبه 6آبان مطلع شديم، دولت، آقايان منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه و ابراهيم مددي معاون هيات رئيسه ي اين سنديکا را به بهانه اقدام عليه امينت ملي به زندان محكوم كردند. آقاي اسانلو به زندان اوين و در بند معتادان منتقل گرديد كه به 5سال و نيم زندان محكوم شد، و آقاي مددي در زندان رجايي شهر مي باشد كه به 3سال و نيم زندان محكوم شد. به آنها گفته شده است كه حق تجديد نظر در اين حكم را ندارند.
هم ميهنان آزاده
ما انجمن همبستگي با كارگران حكم ناعادلانه و ناحق آقاي اسانلو و ابراهيم مددي را محكوم ميكنيم و از همه انجمن ها و تشكل هاي كارگري، حقوق بشري و ساير اقشار جامعه ميخواهيم كه ضمن محكوم كردن اين عمل در حمايت از همه فعالان كارگري برخيزند و اين عمال ضد انساني را محكوم كنند. ما خواستار آزادي فوري آقايان اسانلو و مددي هستيم و هر گونه فشار و آزار و ازيت آنان را محكوم ميكنيم چرا كه فرياد برسر پايه اي ترين حقوق انساني جرم نيست.
از همه وجدانهاي انساني و آزاديخواه خواستار حمايت و فعاليت در اين رابطه هستيم. چرا كه سنديكا حق مسلم ماست و رسيدن به خواسته هايمان حق مسلم ماست و جزء حقوق هر انساني محسوب ميشود.
درود بر كارگران زحمتكش و سنديكاي شركت واحد تهران
زنده باد عدالت
انجمن همبستگي با كارگران
7آبان86
نگرانی محمود صالحی از ناحیه قلب به دلیل عدم مداوای کلیه
امروز دوشنبه مورخ 30 مهر ماه 1386 محمود صالحی طي تماس تلفني با همسرش نجيبه صالحزاده، در حالیکه به سختی میتوانست حرف بزند، از وضعیت وخیم جسمانی خود خبر داد.
محمود صالحی در تماس تلفنی خود اعلام کرد که بر اثر نارسائی کلیوی فشار خون وی بالا رفته و همین مهم روی قلب وی نیز تاثیر گذاشته است.
روز دوشنبه 30 مهر ماه زندانبانان با دید وضعیت نابسامان محمود صالحی وی را به بیمارستان انتقال دادند. محمود صالحی توسط پزشک متخصص قلب معاینه شده است. معاینه پزشک متخصص قلب حاکیست که بیماری کلیوی محمود صالحی، به دلیل عدم درمان باعث بروز عارضه قلبی نیز شده که برای پیشگیری باید هرچه سریعتر سونوگرافی شده و به پزشک متخصص کلیه مراجعه شود.
لازم به ذکر است که پزشک معالج کلیه، در تاریخ 25/2/86 ( پنج ماه پیش) تاکید کرده بود که سونوگرافی باید انجام گیرد، اما این عمل علیرغم اسرار پزشکان تا به حال صورت نگرفته بود.
محمود صالحی که به خاطر دفاع از ابتدائیترین حقوق خود بیشتر از شش ماه است در زندان شهر سنندج به سر میبرد از وضعیت جسمانی نامناسبی برخوردار است، بطوریکه بارها وضعیت وخیم جسمانی وی زندانبانان را مجبور کرده است تا او را به بیمارستان منتقل کنند.
کمیته دفاع از محمود صالحی
30 مهر ماه 1386
وخيم شدن وضعيت بينائي منصور اسانلو
کمیته کارگری پویا : بيماري چشم منصور اسانلو که نزديک به سه ماه است در بند مخوف 209 زندان اوين نگهداري مي شود، وخيم تر شده و بينائي او را تا حد زيادي کم کرده است. پزشکاني که منصور اسانلو را در زندان معاينه کرده اند به مسئولان بند گفته اند که او مي بايست در اسرع وقت مورد عمل جراحي قرار گيرد. ولي بازجويان اجازۀ درمان به او نمي دهند
15.10.2007
حمایت سندیکای حمل نقل اطریش از اسانلو
همکاران عزیر، دوستان و حمایت کنندگان عزیز!
همانطور که مطلعید، وضعیت فعالان بازداشت شده سندیکا تاکنون بهبود نیافته است. ای تی اف باردیگر فراخوان به برگزاری آکسیون همبستگی داده است. من مایلم که در این مورد به اطلاع شما برسانم که، سندیکای ویدا در این آکسیون شرکت میکند. بهمین دلیل امروز رانندگان اتوبوس های "فرودگاه وین" اتیکت هائی را با عبارت " آزادی برای منصور" با خود دارند. در اتوبوس ها نیز پلاکادرهائی با اطلاعات ضروری در این مورد نصب گردیده است . ما امیدواریم که بدینوسیله بتوانیم بخش بزرگی از مسافران بین المللی را در این مورد با دادن پیام لازم مطلع کنیم.
Liebe Kolleginnen und Kollegen! Liebe Freunde und UnterstützerInnen!
Wie ihr sicher informiert seid, hat sich die Situation der im Iran inhaftierten Gewerkschafter bisher nicht verbessert. Die ITF hat daher erneut zu einer Solidaritätsaktion aufgerufen.
Ich möchte euch davon informieren, dass sich die Gewerkschaft vida an dieser Aktion beteiligen wird. Aus diesem Grund tragen heute die Buslenker des Flughafenbusses "Vienna Airportlines" einen Anstecker mit dem Slogan "Freiheit für Mansour". Im Bus ist ein Poster mit den wichtigsten Informationen zum Fall ausgehängt. Wir hoffen, dass wir damit eine große Anzahl internationaler Fahrgäste erreichen und so die Botschaft ihre Verbreitung erfährt.
Mit freundlichen Grüßen!
Harald Voitl
Gewerkschaft vida
Internationales Referat / International Department
وكيل مدافع يكي از بازداشتشدگان مقابل منزل اسانلو گفت: شعبهي 28 دادگاه انقلاب عليرغم ارائه وكالتنامه و قرارداد وكالت با ابراهيم مددي، موكل، اجازه مطالعه پروندهي وي را به ما نداد.
پرويز خورشيد در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا اظهار داشت: پيش از اين دادگاه انقلاب اجازه مطالعه پرونده را به دليل عدم وجود قرارداد وكالتنامه با موكل به ما نداده بود در حالي كه به اعتقاد ما با توجه به رايگان بودن وكالت احتياجي به قرارداد نيست.
وي افزود: با اين حال موفق شديم در ملاقاتي كه هفتهي گذشته با ابراهيم مددي در دادگاه داشتيم، امضاي وي را براي قرارداد اخذ كنيم اما عليرغم اين موضوع امروز كه براي مطالعه پرونده به شعبهي 28 دادگاه انقلاب مراجعه كرديم رييس شعبه اين قرارداد را قبول نكرد.
12 اکتبر 2007
از پایگاه اطلاع رسانی کارگران نیشکر هفت تپه. كار از دست من خارج شده و در دست يگان ضد شورش است!
كارگران هفت تپه شوش در اضطراب بسر ميبرند ، حقوق و مطالبات گذشته شان را دريافت نكرده اند، اعتراضات و التماس هايشان بجايي نرسيده و عاقبت بار اين ستم را بدوش كشيده و با خود به سراي نماينده دولت يعني فرماندار بردند....
اما بشنويد پاسخ نماينده دولت را:
كار از دست من خارج شده و در دست يگان ضد شورش است ... !!
خطابم به آقاي احمدي نژاد رييس جمهور است كه آقاجان ، داستان غم انگيز كارگران شوش را دنبال كنيد تا متوجه شويد چقدر تناقض بين آنچه كه در ايران ميگذرد و آنچه كه شما در مجامع جهاني و دانشگاه کلمبیا گفته اید وجود دارد.
آقاي رييس جمهور آيا واقعا كارگر گرسنه اي كه مطالبه حق و حقوق اش را ميكند و سفره اش بر خلاف قولي كه داديد خالي است به چماق نياز دارد؟!
آقاي رييس جمهور يك لحظه خودتان را جاي كارگري بگذاريد كه دستش به عرب و عجم بند نيست، از رانت خواريهاي رايج كشور محروم است، از زدو بند هاي اقتصادي و مافياي بازار بدور است، از دست يازيدن به مشاغل دوم و سوم براي پر كردن سفره خالي اش عاجز است، از مذاكره و درد دل با مسئولان هفت تپه طرفي نبسته و لاعلاج به فرماندار يعني نماينده جنابعالي در شوش پناهنده ميشود تا داد خود را بستاند و شرمنده زن و بچه اش نباشد ... تا بتواند در راه پيمايي هاي قدس و..و شركت كند .... تا سخنان و فرمايشات مسئولان و رهبران حكومت را بشنود ... و بالاخره انگيزه زنده باد و مرده باد گفتن را پيدا كند. آن وقت در پناهگاهش يعني در خانه اميد ش به او میگويند: كار تو در دست نيروهاي ضد شورش است ..!!
راستي اين همه بي اعتنايي و نخوت و غرور برا ي چيست و براي كيست؟
آيا به نيروهاي اعزامي گفته ميشود اينان كارگران گرسنه اي هستند كه قرباني سيستم مافيايي وارد كنندگان شكر ميباشند كه حتي شما و دولت شما قادر به مبارزه با آن نيست!!
آيا نيروي سر كوبگر ميداند كه اين كارگران، شورشگر و مقدمين عليه امنيت كشور نيستند و اتهام تشويش اذهان عمومي به آنها نمي چسبد! بلكه برادران و خواهران هم ميهن ما ميباشند كه نان شان را از دستشان ربوده اند ؟
حال فرض كنيم نيروهاي ضد شورش شما بدعوت آقاي فرماندار به شوش اعزام شدند و آن فريا دهاي حق طلبانه را خفه كردند، در آن صورت پاسخ ناله زن و بچه هاي او را در خلوت شب هاي رمضان چه كسي ميدهد؟
شايد براي آن هم روايتي، حديثي و حرفي و يا نيروي سركوبگر ديگري دست و پا كرده باشيد ...ولي فردا را چه خواهيد كرد؟ !! فردايي كه مال شما و در حوزه قدرت شما نيست ...
از همسرانمان دفاع می کنیم
در حالی وارد یازدهمین روز اعتصاب خود می شویم که ۱۸۰۰ نفر از کار گران بخش کشاورزی نیز با ما همگام شدند . همچون روزهای گذشته اعلام می داریم هیچ وعده .قول را نمی پذیریم و هراسی از تهدیدهایی که بر ما وارد می شود نیز نداریم . از همه سازمان ها و گروههاو خبرگزاریها می خواهیم همچنان به حمایت ما ادامه دهند و صدای ما رابه گوش جهانیان برسانند . بسیاری از همسران ما دیروز در بازگشت از تجمع با چشمانی گریان به استقبال ما می آمدند وما را به مقاومت وایستادگی دعوت می کردند و اعلام کردند در صورتی که طی روزهای آینده به خواسته های شما عمل نشود ما نیز با شما همگام می شویم و با فرزندان خود جلوی ادارات و نهادهای دولتی تجمع می کنیم .
09.10.2007
--------------------------------
یک ماه حقوق معوقه کارگران هفت تپه پرداخت شد
کارگران هفت تپه می گویند که در کمتر از دو سال شانزده بار دست به اعتصاب زده اند
در پی اعتراض کارگران شرکت دولتی نیشکر هفت تپه در استان خوزستان نسبت به عدم پرداخت دستمزد، مسئولان این شرکت یک ماه حقوق معوقه آنان را پرداخت کردند.
خبرگزاری دولتی ایران- ایرنا، به نقل از محمد حسن پرآور فرماندار شهر شوش نوشته است که پرداخت حقوق کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از روز پنج