Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 1 von 49
Hezb Socialdemokrat Iran                                   استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی

Hezb Socialdemokrat Iran
استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی
برای جدائی دین از سیاست و دولت و جلوگیری از تعرض دین به کرامت انسانی نخستین گام براندازی تمامیت رژیم حاکم ونهادینه کردن لائیسته ، تنها راهکار نهائی جامعه ایران است.


وطن امروز اسير دو سه تن بيوطن است انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يک لاشخور و آن دگری جغد سياه اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد: که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است !
از: ملک الشعرا بهار



اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو

پیام فعالین کارگری در بند خطاب به تشکل های مستقل و پیش روان کارگری

پیام فعالین کارگری در بند خطاب به تشکل های مستقل و پیش روان کارگری


26.08.2015 23:38

در برابر تشدید بهره کشی و سرکوب حاکم 65 میلیون مزدبگیر را در کنفدراسیون سراسری متحد کنید.
رفقا ، دوستان و کارگران،
سلام و درود های گرم و آتشین مارا از سیاه چالهای جمهوری اسلامی پذیرا باشید ، پیشا پیش ما از زحمات بی دریغ شما در کمک به ارتقاء درجه آگاهی طبقانی و سازمان یابی کارگران در شرایط سرکوب هار کنونی تشکر و قدر دانی می کنیم ،با وجود ایثار و فداکاری های شما طبقه کارگر بهمراه دیگر مزدبگیران 65 میلیونی در شرایط فلاکت بار و بحران حاد بیکاری ، گرسنگی و تشدد بسر می برند ، دولت های سرمایه داری اسلامی در همه ی اشکالشان مانند اصول گرا ، اعتدالی و اصلاح طلب همگی در تابعیت از روند ثابت خواست سرمایه داری جهانی با پیاده کردن سیاست های نیو لیبرالی دیکته شده نهاد های سرمایه داری جهانی مانند بانک جهانی ، صندوق (نزول خواری) بین المللی پول ، سازمان تجارت جهانی و ... کل زحمتکشان را به خاک سیاه نشانده اند :
1 – تعیین و تحمیل دستمزد های (712هزار تومانی) یک چهارم خط فقر
2 – تحمیل و تسلط سرمایه داری دلالی – رانتی توسط مافیای حکومتی در واردات کالاهای بنجل از مهر و تسبیح گرفته تا میوه و شکر ، برنج و ماشین و موبایل ، برای کسب فوق سود های میلیاردی یک شبه ، برای نابودی برنامه ریزی شده تولید و بیکار سازی میلیونی از جمله 5 میلیون جوان فارغ التحصیل بیکار،
3 - حذف یارانه کالاهای حیاتی زحمتکشان و محرومین از جمله نان ، آب و گاز و برق و بنزین و سقوط رتبه کشور به مقام دوم تورم و گرانی جهانی،
4 – نابودی کامل امنیت شغلی و کاردائم از طریق تحمیل سیستم پیمانکاری و بردگی 94 در صدی نیروی کار کشور در تمامی زوایای کارو تولید در جهت رساندن و افزایش دائمی و شتابان سود سرمایه داری به حد فوق سود،
5- خصوصی سازی و تملک کلیه منابع ملی توسط سرمایه داری حاکم و تبدیل کلیه عرصه های خدمات و تامینات اجتماعی مانند بیمه ها ، بهداشت و درمان ، آموزش و تحصیلات و ... به حیاط خلوت دزدی و غارت و استثمار همه جانبه و مضاعف زحمتکشان،
6 – حذف تمامی قوانین حمایتی مانند خروج کارگاه های کمتر از 20 نفر از مشمولیت قانون کار)،
7 – منع فعالیت های قانونی مخصوصا" حق تشکل ، حق اعتصاب بعنوان ارکان اساسی تحقق مطالبات مشروع کارگران ومزد بگیران، در این رابطه جمهوری اسلامی به عنوان چماق طبقه سرمایه داری حتی از ایجاد تشکل های زرد حکومتی مانند انجمن های صنفی در کارخانجات بزرگ مخصوصا" ماشین سازی ها و پترو شیمی ها از جمله ایرانخودرو و پتروشیمی تبریز ممانعت می کند،
8 - و بالاخره با تحمیل حکومت نظامی از طریق حراست و بسیج و سپاه و نیروهای سرکوبگر نامحسوس در کارخانجات ، ادارات ، مدارس و دانشگاه ها، اخراج ، دستگیری فعالین و سرکوب تشکل های مستقل و سرکوب اعتراضات و اعتصابات، 65 میلیون مزد بگیر را در مرگ تدریجی قرار داده است و ستم و تبعیض و نابرابری طبقاتی را به اوج رسانده است، شاهد این ادعا آمار روزنامه های حکومتی جمهوری سرمایه داری اسلامی امام زمان و نایب بر حقش است که خود این آمار بخش بسیار کوچکی از حقایق است وطبق همین آمار هفتاد الی هشتاد مولتی میلیادر حکومتی در قالب سرمایه داری وابسته و غیر حکومتی داخلی و خارجی با ثروتی معادل 800 میلیارد دلار ( سرمقاله روزنامه ایران اسفند 92) حدود 80 درصد جمعیت مزد بگیر را زیر خط فقر بردند، طبق اعتراف خود نظام اسلامی و حکومت الله 200 هزار گرسنه مطلق فقط در تهران، با بیست هزار کارتن خواب ( مرد و زن)، یک میلیون و هفتصد هزار نفر کودک کار و خیابان ، 12 میلیون نفر آواره در حلبی نشین های حاشیه شهرهای بزرگ ، 11 میلیون بی سواد، با 9 میلیون بی سواد مطلق و فرو پاشی کامل اجتماعی، در همین حین ایران در اثر حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه داری با تعلیم و تربیت الهی و امام زمانی و حاکمیت ولایت فقیه به بالاترین آمار افسردگی ، خودکشی ، اعتیاد ، طلاق و تن فروشی و جرم و جنایت سازمان یافته و بالاترین آمار اعدام زندانی ها در جهان رسیده است، بر اثر نتایج پیش برد چنین سیاست های ضد بشر توسط جمهوری اسلامی سرمایه داری با شرایط فوق الذکر باعث شده است ایران بعنوان یکی از غنی ترین کشور های جهان که رتبه دهم معادن دنیا را دارد به بهشت سرمایه داری و جهنمی برای زحمتکشان و مزد بگیران تبدیل شده است ، و در نتیجه خروش کارگران ، معلمان و کلیه ستم دیدگان با بیش از بیست الی چهل تجمع و اعتصاب و اعتراض روزانه لرزه بر اندام رژیم پوسیده انداخته است ، بطوریکه در ترس از فروپاشی و سرنگونی انقلابی با خوردن جام زهر توافق هسته ای، نوکری استکبار را به جان خریده است، و با افزایش استثمار و افزایش شدت سرکوب، آتش مبارزه هر دم افزاینده توده ها را شعله ورتر خواهد کرد، اما در نبود تشکل های سراسری سازمانده به مثابه سازمانده همبستگی سراسری و مبارزه ( سازمان سیاسی و اتحادیه های سراسری ) در مقابله با بهره کشی و فریب و برنامه سازمان یافته سرکوب سراسری توسط طبقه سرمایه داری اغلب این اعتصابات و تجمعات خود به خودی ، بدون هدف و برنامه مشخص ، انفرادی و تکی و پراکنده در مقابل بهره کشی و تشدید و بهره کشی به صورت جنگ و گریز پارتیزانی و فرسایشی و خسته کننده شده است ، علی رغم تاثیر مثبت و تقویت همدلی ، همیاری و هم سر نوشتی طبقاتی نمی تواند در مقابل یورش سازمان یافته و یک پارچه دولت سرمایه داری به حداقل های هستی کارگران و مزد بگیران به مقاومت و مبارزه میسر دست زده و دشمن را به عقب نشینی قابل لمس وادار کند، و از دست آوردهای مبارزاتی خود محافظت نماید ، بطوری که دشمن طبقاتی در نبود تشکیلات انقلابی و برنامه و استراتژی مشخص جبهه کارگری را با وعده و وعید های تو خالی و فریب کارانه پس از مدتی با یک حرکت برنامه ریزی شده، نه چندان پر زحمت و پیچیده تمامی دست آوردها و ثمرات مبارزاتی را پس میگیرد، مکمل این نا توانی در هویت مستقل و یکپارچگی طبقاتی کارگران بر اساس برنامه و منافع آنی و آتی خود، وجود انحرافات درونی این خانواده 50 میلیون می باشد، که یکی از موانع اصلی ایجاد ساختار سراسری هست ، از جمله دوستان صنف گرای محض با چسبیدن به منافع یک صنف و رها کردن و فدا کردن منافع کل طبقه و زحمتکشان مانند خواستار حق تشکل و اعتصاب، تدوین قانون کار مترقی ، کار دائم ، تحصیل و درمان رایگان ، و یا مبلغین دنباله رو ، پرستش اعتصابات و حرکت های خود به خودی و پراکنده و بی برنامه به جای کمک به سازمان یابی طبقاتی در انتقال تجربیات مبارزاتی در مورد اشکال مبارزه ، اشکال تشکل و اشکال سازمان دهی و مهمتر از اینها فرقه گرایی رفقای مروج آگاهی طبقاتی و سوسیالیستی در دوری از ارتباط زنده و پویا و سازمانگرانه با کارگران در محیط کار و زندگی آنان است، همچنین افکار فرقه گرایانه مانعی است در جهت ایجاد سلولهای سازمانده در میان کارگران پیشرو و رهبران آنها در داخل کشور و ارتباط زنده با مبارزات جاری آنها و همچنین با ایجاد تشکل های توده ای مستقل و صنفی ، هنری و ورزشی در میان کارگران ، و انتقال آگاهی طبقاتی از این طریق از مهمترین آفات جنبش کارگری به دلیل نبود سازمان یابی اتحادیه های صنفی و عینی و سراسری کارگران هستند، به نظر ما فعالین زندانی ، رفقا و دوستان فعال کارگری باید بپذیرند، طبق تجربه 200 ساله مبارزات طبقاتی کارگران، آگاهی و مبارزه و تشکل طبقاتی کارگران از خواسته های فوری خود برای بهبود شرایط و فروش بهتر نیروی کارشان در شرایط بردگی اقتصادی - سیاسی آنها جدا از آگاهی ، مبارزه و تشکل طبقاتی کارگران در انقلاب اجتماعی برای الغای بهره کشی انسان از انسان و اداره و هدایت و کنترل شورایی و دمکراتیک امور و سرنوشت اقتصادی _ سیاسی و اجتماعی نبوده و این دو بستر لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند.
رفقایی که به قول مانیفست کمونیست بخاطر مبارزات سیاسی در بر انداختن سلطه بورژوازی و نابودی مالکیت خصوصی عرصه گسترده ، همگانی و همه گیر مبارزه اقتصادی طبقه کارگر را به عنوان بسیج ، گرد آوری و تربیت همه لایه های این طبقه را رها می کنند به همان اندازه اشتباه می کنند که کسانی که به خاطر بهبود وضعیت موقت کارگران در شرایط بردگی کامل آنها الغای استثمار و حاکمیت کارگران بر سرنوشت خود را فراموش می کنند، مبارزه طبقاتی کارگران در اشکال صنفی ، سیاسی و فکری در مبارزه با قدرت و سیاست های طبقه، دولت و احزاب سرمایه داری در مقابله و نابودی بهره کشی و تشدید بهره کشی، روندی حتمی و جدایی ناپذیر است و به همان اندازه ضرورت سازمان یابی سیاسی کارگران در حزب انقلابی طبقه کارگر و همچنین ضرورت سازمان یابی صنفی آنها در اتحادیه های سراسری ( فدارسیون ها و کنفدراسیون متشکل از تشکل های کارگران و زحمتکشان)) علی رغم اینکه اشکال و ساختار متفاوتی دارند اما موازی و با تکیه به یکدیگر و با ریشه های در هم تنیده در بستر و روندی واحد و یگانه ایجاد و رشد می یابند، و هر کدام بدون دیگری دچار شکست صد در صدی خواهند شد، این را بار ها تاریخ مبارزاتی کارگران ثابت کرده است . ما زندانیان سیاسی در عین تاکید بر وحدت طبقاتی کارگران بر اساس اعتقاد به انقلاب اجتماعی ، حاکمیت کارگری و حزب سیاسی به قول کلام آتشین مارکس در انترناسیونال اول به مثابه تنها وسیله مقابله با قدرت متحده طبقات و احزاب سرمایه داری و از این جهت اصرار داریم، با توجه به گسترش فزاینده اعتصابات و اعتراضات صنفی و خلاء تشکل های سازمانده اتحادیه ای در جهت سراسری با برنامه و هدف مند کردن مبارزات رو به رشد، ایجاد فدارسیون سراسری مرکب از تشکل های موجود مستقل به الویت اول جنبش مبارزاتی کارگر تبدیل شده است، بدین جهت از تمامی پیشروان و تشکل های موجود بخصوص کارگران ، معلمان و پرستاران می خواهیم با ایجاد هیئت و یا شورای مؤسس فدراسیون مرکب از تمامی نمایندگان منتخب آن تشکل ها ایجاد اتحادیه سراسری را به مثابه اهرم ضروری سازماندهی سراسری مزد بگیران در الویت اول فعالیت و مبارزات خود قرار بدهند، تا با پیوند زدن جویبارهای کوچک مبارزاتی بی برنامه و پراکنده برای دوری از خرده کاری ها در محور مطالبات عمومی به رودخانه ای عظیم و سیل بنیان کن برای تحقق مطالبات فوری حقوق بگیران به وظایف خود عمل کنند و زمینه بر آورده کردن خواستهای نهایی را فراهم نموده و جهت انجام رسالت تاریخی خود اقدام کنند. و بدانید که تدارک برای گسترش مبارزات صنفی و سراسری مهمترین فاکتور عقب راندن دشمن طبقاتی و رسیدن به فضای اندکی آزاد و مناسب برای ایجاد و سازمان یابی و سازماندهی سراسری کارگران و تشکل های پایدار صنفی می باشد و با پیش برد این رسالت عظیم طبقاتی در فردای ورق خوردن برگ تاریخ دفتر مبارزه طبقاتی شرمنده طبقه کارگر و نسل آینده نخواهیم شد. مخصوصا" اینکه تلخی شکست انقلاب 1357 درانحراف و سو استفاده از مبارزات طبقه کارگر، توسط جناح های گوناگون فاشیست ها و سرمایه داران با وجود ساخته شدن 160 شورای کنترل، در حافظه تاریخی ما به عنوان یک تجربه زنده ولی تلخ ثبت شده است ، و مهمتر اینکه فرقه گراها با اعمال تفرقه افکنانه و جناح های غیر کارگری می خواهندحوزه های سازماندهی همگانی طبقه کارگر در عرصه اقتصادی - صنفی را به سرمایه داری جهانی و ستون پنجمی های دست آموز و دست چین شده انها واگذار کنند، باید به خود آیند و بفهمند که این دو عرصه مبارزه به هم تنیده شده اند، بنا براین در راستای ایجاد هیئت فدراسیون سراسری تشکل های کارگران و زحمتکشان تشکل های شما را با اسم بردن از تشکل های موجود دعوت به اقدام عملی می کنیم (با توجه به اینکه رهبریت تمامی این تشکل ها نیز مورد خطاب مستقیم ما هستند) :
سندیکاهای :
از شرکت واحد ، هفت تپه ، نقاشان تهران ، نقاشان استان البرز ، خبازان سقز ، فلزکار مکانیک و ...
کانون دفاع از حقوق کارگران ، کمیته پیگیری ، کمیته هماهنگی ، اتحادیه آزاد کارگران ، کمیته های دفاع از کارگران زندانی ، کارگران متحد انقلابی ، کارگران پروژه ای ، ایرانخودرو ، پتروشیمی تبریز و دیگر پترو شیمی ها ،فعالین کارگری شمال و جنوب ، کارگران محور جاده کرج ، کانون صنفی معلمان ، و سازمان پرستاران و دیگر تشکل های مستقل و رفقای پیشرو می خواهیم، با هماهنگی قبلی اقدامات لازم را در جهت ایجاد اتحادیه سراسری را امروز انجام دهید که فردا بسیار دیر است، ما باید بدانیم در این راه سخت و دشوار حمایت کارگران جهان، بیش از یک و نیم قرن تجربه جنبش کارگری – سوسیالیستی شکست و بن بست سیاست های احزاب و دولت های سرمایه داری در اصلاحات به علت بحران ساختاری و از همه مهمتر گسترش و رشد فزاینده اعتصابات و اعتراضات کنونی کمک حال و اقدامات ما می باشد.
در خاتمه تذکر نکته ای را لازم می دانیم که با توجه به وجود پیشکسوتان و پیش روان و سازمان دهندگان آگاه صادق و با تجربه در جنبش کارگری ایران و لزوم اجماع و تصمیم گیری دمکراتیک و مشترک هیئت مؤسس از ابتدای امر با تهیه و تنظیم و تدوین پیش نویس برنامه و اساس نامه فدراسیون را به عهده رفقا و دوستان می گذاریم.
رفقا ، دوستان و کارگران آگاه و پیشرو اگر نتایج نظری ما تشکل ها و افراد پیش رو به قول مانیفست " صرفا" بیان کلیه مناسبات واقعی که از مبارزات موجود طبقاتی و جنبش تاریخی ( 65 میلیونی) مزدبگیران که در برابر دیدگان ما جریان دارد " در جهت رهایی آنها از ستم طبقاتی و اگر باز به قول مانیفست کمونیست بر تری همین نظرات با بر پایی تشکل های سراسری توده ای( 65میلیونی) مزدبگیران است که از دل جنبش شرایط و پیامدهای آن بر آمده و درس روشنی به ما می دهد، پس بیایید به جای درجا زدن در سطح یک صنف و رها کردن ارتش شصت و پنج میلیونی و باز به قول مانیفیست به جای چسبیدن به توهمات فرقه ای، خواست و مبارزات عینی و جاری 65 میلیونی ستم کشان را با طبقه ، دولت و احزاب سرمایه داری در محیط کار و زندگی آنان را زمینه اصلی فعالیت خود قرار دهیم و با کمک به سازمان یابی آنان و تشکلهای مستقل طبقاتی ، اتحادیه ای و حزبی به عنوان تنها وسایل سازمان دهی کل اشکال مبارزات طبقاتی آنان و انقلاب اجتماعی و رسیدن به حاکمیت شورایی دمکراتیک شروع کرده و ادامه دهیم، در این صورت صد در صد ما پیروزیم، چرا که نیروی 65 میلیونی در هم کوبنده سیستم بهره کشی و سازندگان تاریخ آینده با ما هستند .

آینده از آن طبقه کارگر آگاه و متشکل است.

کارگران زندانی :
شاهرخ زمانی ، محمد جراحی ، بهنام ابراهیم زاده
3/6/1394

درخواست آزادی بی‌قید و شرط بهاره هدایت و نرگس محمدی

درخواست آزادی بی‌قید و شرط بهاره هدایت و نرگس محمدی


خبرگزاری هرانا ـ جمعی از کنشگران مدنی، سیاسی و فعالان حقوق زنان با صدور بیانیه‌ای خواهان آزادی بی‌قیدوشرط بهاره هدایت و نرگس محمدی دو تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو زمانه، در این بیانیه که به امضا بیش از ۵۰۰ نفر رسیده، در ابتدا با اشاره به تلاش‌های دامنه‌دار کنشگران حقوق زنان در بیش از سه دهه گذشته در جهت کسب حقوق برابر به بیان مشکلاتی که در این عرصه با آن روبرو شده‌اند، پرداخته‌ شده است.

به اعتقاد امضاکنندگان بیانیه، محدود کردن حضور زنان در فضاهای عمومی، حمله به هرگونه گفتمان برابرخواهی جنسیتی و فضای امنیتی پس از رویدادهای سال ۱۳۸۸ از جمله دلایل ترک کشور از سوی برخی از فعالان حقوق زنان و همچنین بازداشت عده زیادی از آن‌ها و صدور احکام زندان برای این فعالان بوده است.

این بیانیه همچنین با اشاره به احکامی که برای فعالان حقوق زنان به دلایل امنیتی صادر شده است، می‌افزاید: “احکام صادر شده نه تنها با هیچ‌یک از قوانین داخلی قابل توجیه نیست بلکه مغایر با موازین بین‌المللی مورد تعهد جمهوری اسلامی ایران است، زیرا خواسته آن‌ها و مبنای فعالیت آن‌ها مدنی و مسالمت‌آمیز بوده و کسانی چون بهاره هدایت و نرگس محمدی به دلیل بیان آن مطالباتی محکوم به تحمل حبس هستند، که خواسته نیمی از جمعیت کشور است”.

در ادامه این بیانیه به وضعیت بهاره هدایت و نرگس محمدی، از فعالان حقوق زنان که هم‌اکنون در حبس به‌سر می‌برند اشاره شده است.

بهاره هدایت، فعال دانشجویی از نزدیک به پنج سال و نیم قبل در زندان اوین است. او در دی‌ماه سال ۸۸ بازداشت و پس از طی دوره بازجویی و انفرادی به هفت سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.

یک سال بعد با تشکیل پرونده‌ای جدید و ابلاغ شش ماه حبس دیگر، این فعال دانشجویی در مجموع به هشت سال حبس محکوم شد. حکم صادره برای بهاره هدایت یکی از سنگین‌ترین احکام قضایی علیه دانشجویان از ابتدای تأسیس انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها است.

با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مصوبه اردیبهشت سال ۱۳۹۲، حکم بهاره هدایت باید به پنج سال و نیم تقلیل یابد. بر اساس این ماده قانونی، هرگاه فردی جرائم متعددی تا سه جرم مرتکب شود که هرکدام مجازات‌های حبس مختلفی داشته باشد، آن مجازات‌ها با یکدیگر جمع نمی‌شوند بلکه تنها بیشترین مجازات اجرا می‌شود. همچنین بهاره هدایت به علت فشارهای وارده بر او در زندان دچار بیماری نیز شده است.

نرگس محمدی فعال حقوق بشر، روزنامه‌نگار، زندانی سیاسی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، عضو کارزار لغو گام به گام اعدام و کانون شهروندی زنان، رئیس هیأت اجرایی شورای صلح ایران، آخرین بار در ۱۵ اردیبهشت‌ماه سال جاری پس از بارها تهدید و احضار، با مراجعه نیروهای امنیتی به منزل شخصی‌اش بازداشت و برای سپری کردن محکومیت شش ساله راهی زندان اوین شد.

او طبق نظر پزشکان متخصص نیازمند بستری و مداوا در بیمارستان است، همچنین فرزندان نرگس محمدی به خاطر زندانی بودن مادرشان مجبور به ترک ایران شده و در حال حاضر با پدرشان در خارج از ایران زندگی می‌کنند.

نویسندگان و امضاکنندگان این بیانیه در پایان با تأکید بر اینکه پاسداری از حقوق بشر و حقوق زنان را جرم نمی‌دانند از سه قوه مجریه، مقننه، و قضائیه خواسته‌اند که زمینه آزادی بی‌قیدوشرط و هرچه سریع‌تر مدافعان زندانی حقوق بشر و حقوق زنان را فراهم آورند.

امضاکنندگان همچنین خواستار این شده‌اند که نهادهای جمهوری اسلامی ایران برای همه مدافعان حقوق بشر امنیت قانونی ایجاد کنند تا بتوانند بدون ترس و وحشت از پیگرد و مجازات و زندان به دفاع و تبلیغ حقوق بشر و زنان پرداخته و آگاهی عمومی را در این زمینه رشد دهند.

hra-news.org

مصائب زندانیان بند ۸ اوین، حشرات موذی، شیوع بیماری، آزار و اذیت زندانیان

مصائب زندانیان بند ۸ اوین، حشرات موذی، شیوع بیماری، آزار و اذیت زندانیان


یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۴ تهران ۱۱:۵۷


بند ۸ زندان اوین بیش از یک هفته است که با قطع آب گرم مواجه است و سرمای آب موجب آزارزندانیان جهت استحمام دراین بند شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از کلمه، بیش از یک‌ هفته است که زندانیان بند ۸ زندان اوین با مشکل نبود آب گرم روبرو شده‌ و سرمای آب در منطقه‌ی اوین تهران که از نقاط سرد پایتخت است، هنگام استحمام باعت آزار زندانیان شده و ناراحتی‌های پوستی و استخوانی را تشدید کرده است.
پس از حمله‌ی پنج شنبه سیاه فروردین ماه سال گذشته به بند ۳۵۰ زندان اوین، تعدادی از زندانیان سیاسی به بند ۷ و ۸ این زندان منتقل شده‌اند و پس از آن نیز ورودی‌های جدید زندان اغلب به همین دو بند فرستاده می شوند.
در حال حاضر بیش از ۳۰ زندانی سیاسی در بند ۸ نگهداری می‌شوند که پس از انتقال بخش بزرگی از زندانیان مالی به فشافویه، مشکل کمبود تخت و کف خوابی زندانیان تا حدی بهتر شده اما وضعیت محیطی در این بند همچنان خارج از استاندارد است.
به گزارش «سحام نیوز»، ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۳ اصغر جهانگیر رییس سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی کشور ادعا کرده بود: «وضع زندان‌های ایران از بسیاری از کشور‌های مدعی حقوق بشر بهتر است!»
یک منبع مطلع ازوضعیت زندانیان بند ۸ زندان اوین در گفتگویی با «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» گفته” از چندی پیش وجود حشرات موذی مانند ساس در بند گسترش پیدا کرده است و گزیدگی و نیش این حشره باعث آزار و اذیت زندانیان شده است. زندانیان جهت رفع این مشکل به مسوولین مربوطه گزارش داده اند و خواستار سم پاشی در بند بندها شده اند. اما تا کنون پاسخی دریافت نکرده اند و به ناچار شخصا و با هزینه خود به فروشگاه زندان سفارش و تهیه می کنند”
همچنین از چندی پیش با شیوع یک بیماری چند تن از زندانیان بند ۸ زندان اوین به نوعی مسمومیت دچار شده اند. گفته شده این بیماری نوعی مسمومیت است و زندانیانی که به آن مبتلا شده اند دچار مشکلات گوارشی و حالت تهوع شده اند.
ابتلای چند تن از زندانیان به این بیماری موجب نگرانی دیگر زندانیان از وضعیت بیماران و خطر سرایت این بیماری به دیگران شده است.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

شرایط برای زنان زندانی در قرچک ورامین طاقت‌فرسا است”

رژیم جنایت پیشه ،تروریستی و تبهکار اسلامی در کشور اشغال شده ما ،جز زن ستیزی ،شکنجه،یغماگری اموال مردم ایران ،قتل و تعرض و تجاوز ،چه دستاوردی داشته است ،جز تخریب جامعه بشری ایرانی و تشدید استبداد بر مردم ایران .رژیم جنایتکار اسلامی زندان های ایران را پر از شهروندان معترض و مخالف به خود کرده است تا با این وسیله با ارعاب، خفقان و سرکوب هم میهنانمان ، رژیم خود را در قدرت حفظ کند.این رژیم فاسد دزدان و راه زن های اسلامی حتی توانائی هوا رسانی به زندانیان را در خود نمیبیند . اخبار اوضاع حاکم در زندان قرچک ورامین نشان دهنده آن است که رژیم خودگامه اسلامی ،زنان ایران در زندان ها برایش از هیچ ارزشی برخوردار نیستند .



شرایط برای زنان زندانی در قرچک ورامین طاقت‌فرسا است”
شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ تهران ۱۴:۳۷

بالا آمدن فاضلاب در هواخوری زندانیان و انتشار بوی تعفن حاصله از عدم تخلیه زباله‌ها و وجود حشرات موذی در زندان زنان «قرچک ورامین» (شهر ری)، شرایط را برای زندانیان سخت و طاقت‌فرسا کرده است.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، یک منبع مطلع از وضعیت این زندانیان در گفتگو با کمپین با اعلام این خبر گفته: “از حدود دو هفته گذشته تاکنون، فاضلاب سالن‌های ۵، ۶ و ۷ زندان قرچک ورامین در قسمت هواخوری که تلفن‌های عمومی و فروشگاه زندان در آن قرار دارد، بالا آمده و بوی تعفن فاضلاب‌ها و پیدایش حشرات موذی باعث شده که امکان هواخوری از زندانیان زن زندانی سلب شود.”
گفته شده با وجود این وضعیت، “زنان زندانی به دفعات به زندانبانان و مسوولین مراجعه کرده و خواستار رفع این مشکل شده و تاکنون با عدم پاسخ‌گویی و رفتارهای توهین‌آمیز مسوولین روبرو بوده‌اند.”
این منبع مطلع همچنین افزود: “زندانبانان قرچک، هر ماه یکبار اقدام به تخلیه زباله‌ها از زندان می‌کنند. محل نگهداری زباله‌ها نیز در نزدیکی فروشگاه زندان قرار دارد.”
براساس این گزارش گرمای شدید فصل تابستان باعث پدید آمدن بوی تعفن حاصله از زباله ها و پیدایش حشرات موذی در این بخش از زندان شده و شرایط را برای زندانیان سخت و طاقت‌فرسا کرده است.
زندانیان بیمار محبوس در قرچک ورامین که دچار ناراحتی تنفسی هستند، با شرایط حادتری مواجه هستند و کماکان در وضعیت وخیمی به سر می‌برند.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

تجمع فعالان مدنی در لاهه برای آزادی زنان زندانی سیاسی و عقیدتی تاریخ انتشار ۱۳۹۴/۰۶/۰۱ ده‌ها فعال سیاسی و مدنی روز شنبه با تجمع در مقابل کاخ صلح در شهر لاهه هلند خواستار آزادی زنان زندانی سیاسی و عقیدتی شدند. کمپین حمایت از مادران زندانی که برگزار کننده ی این تجمع بود، در پاسخ به نامه‌ نرگس محمدی سخنگو و نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، شکل گرفت. گزارش نیلوفر پورابراهیم.Az:http://www.voanewsfarsi.com/
کشتارهای زندانیان سیاسی و ششمین گردهمائی در برلین

کشتارهای زندانیان سیاسی و ششمین گردهمائی در برلین

داعش چگونه الهیات تجاوز را تدوین می‌کند؟


Ahmad مرداد ۲۸, ۱۳۹۴ اخبار روزانه ‎ارسال نظر 19 ‎بازدید


قدیه، عراق – پیش از تجاوز به یک دختر ۱۲ساله، سرباز دولت اسلامی‌ زمان زیادی صرف کرد تا قانعش کند کاری که انجام می‌دهد، گناه نیست. به او گفت که مسلمان نیست، قرآن نه تنها او را لایق تجاوز می‌داند بلکه این کار را مجاز دانسته و حتی به آن تشویق می‌کند.

سرانجام او دست‌ها و دهان دخترک را بست و پیش از تجاوز به او در کنار رختخواب دخترک زانو زد و بر زمین سجده کرد.

پس از پایان تجاوز نیز دوباره سجده کرد و مرحله پایانی تجاوز را با عبادت خاتمه داد.

دخترک که بدن نحیفش با دستان فردی بزرگسال به آسانی خم می‌شد، پس از فرار از ۱۱ماه اسارت، در حین مصاحبه با مسئول کمپ پناهندگان در کنار خانواده‌اش گفت: «مدام به او می‌گفتم درد دارم، لطفا تمامش کن ولی او در پاسخ می‌گفت بر اساس قوانین اسلام چون من کافر هستم، او مجاز به تجاوز است. حتی می‌گفت با تجاوز به من به خداوند بیشتر نزدیک می‌شود.»

تجاوز سازمان‌دهی شده به زنان و دختران اقلیت یزیدی تبدیل به تهدیدی جدی برای زنان و دختران این قوم شده و مفهومی ‌ریشه‌ای در الهیات دولت اسلامی است. حکومتی که به طور علنی اعلام کرده شیوه‌ای نوین از برده‌داری جنسی را به طور سازمان‌دهی شده احیا کرده است. مصاحبه با ۲۱ زن و دختر که اخیرا از چنگال حکومت اسلامی ‌فرار کرده‌اند و بررسی مواضع رسمی ‌این گروه، اعتقادات ریشه‌ای و مقدس‌مآبانه این گروه را درباره برده‌داری آشکار می‌کند.

قلمرو وحشت
آنها برای تجارت زنان و دختران یزیدی زیر ساخت‌های مستحکمی ‌ایجاد کرده‌اند. این مجموعه شامل ساختمان‌هایی است که قربانیان آن‌جا نگه‌داری می‌شوند؛ اتاق‌هایی که در آن قربانیان را بازرسی و برایشان بازاریابی می‌کنند و ناوگانی از اتوبوس‌ها که به نقل و انتقال آن‌ها اختصاص داده شده است.

به گفته رهبران قوم یزیدی، جمعا پنج هزار و ۲۷۰ یزیدی در سال گذشته ربوده شدند و دست کم سه هزار و ۱۴۴ نفر هم اکنون در اسارت هستند. دولت اسلامی‌ برای مدیریت این سیستم، تشکیلات اداری جامعی را طراحی کرده است که شامل قرادادهای محضری خرید برده توسط دادگاه اسلامی ‌است. از سوی دیگر یکی از شیوه‌های موثر جذب خریداران، انتخاب آن‌ها از قشر به‌شدت محافظه‌کار جوامع مسلمان و فریب آن‌هاست؛ قشری که هنوز روابط جنسی روزمره و ملاقات‌های دوستانه میان زن و مرد را حرام و ممنوع تلقی می‌کند.

ماه گذشته، چهارچوب سیاست داخلی و مباحث تئوریک مفصل و راه‌کارهایی در باب برده‌داری توسط وزارت فتوا و تحقیقات دولت اسلامی‌ تعیین شد. در پی آن، مقامات دولت اسلامی‌ عراق و شام، مکررا بر تفسیر به رای و انتخابی آیات قرآن و احکام دینی تاکید کرده‌اند؛ نه تنها برای قانونی کردن اقدامات خشونت‌آمیز خود، بلکه برای تقدیس تجاوز جنسی به عنوان فعلی معنوی و حتی دارای فضیلت روحانی.

ف، دختری ۱۵ساله یک سال پیش اسیر و به جوان ۲۰ ساله مبارز داعشی فروخته شد. او که در آوریل سال گذشته به کمک قاچاقچیان موفق به فرار شد، پس از ۹ ماه اسارت می‌گوید: «هر بار که به قصد تجاوز کنار من می‌آمد، ابتدا نماز می‌خواند و مدام به من می‌گفت این عمل عبادت خداوند است. من به او می‌گفتم کار تو ناپسند است و او در پاسخ می‌گفت برعکس، من مجاز به این عمل هستم چرا که حلال است.»

این دختر نوجوان نیز مانند دیگر کسانی که با نیویورک تایمز مصاحبه کرده‌اند، به دلیل احساس ننگ حاصل از تجاوز نمی‌خواهد نام اصلی‌اش فاش شود.

برآورد پیروزی
اعلام رسمی ‌برده‌داری جنسی سازمان‌دهی شده دولت داعش به تاریخ ۳۰ آگوست ۲۰۱۴ باز می‌گردد؛ زمانی که مبارزان داعشی به روستاهای جنوبی کوه سنجار، مکانی انبوه از صخره‌های قهوه‌ای رنگ شمال عراق یورش بردند.

دره‌های تنگ و عمیق شمال عراق، اقامتگاه قومی ‌است که حدودا یک و نیم درصد از جمعیت ۳۴ میلیونی عراق را به خود اختصاص داده است.

هجوم نیروهای داعش به این کوهستان تنها دو هفته پس از سقوط موصل، دومین شهر بزرگ عراق صورت گرفت. در وهله اول این طور به نظر می‌رسید که حکومت اسلامی‌ داعش تنها با هدف گسترده‌تر کردن اراضی تحت کنترل خود به این منطقه یورش برده است. هرچند بلافاصله نشانه‌هایی از تغییر اهداف داعش در این منطقه به چشم خورد.

نجات‌یافتگان می‌گویند مبارزان داعشی مردان و زنان را در اولین ساعات اسارت از یکدیگر جدا می‌کردند. پسران بزرگسال را وادار می‌کردند تا پیراهن خود را درآورند و اگر موی زیر بغل داشتند، آن‌ها را مستقیما به کنار پدر و برادر بزرگ‌تر خود منتقل می‌کردند. روستا پس از روستا، مردها و پسران بزرگسال به کنار کشتزارها رانده شده و مجبور می‌شدند تا روی آشغال‌ها دراز بکشند و سپس با اسپری اتوماتیک به آتش کشیده می‌شدند. زنان و دختران نیز به مکانی دیگر منتقل می‌شدند.

ماتئو داربر، کارشناس قوم یزیدی در دانشگاه شیکاگو می‌گوید: «یورش به کوه سنجار ضمن توسعه قلمرو نیروهای داعش، فتح جنسی داعش نیز تلقی می‌شود.» ماتئو، تابستان گذشته، زمانی که حمله داعش به این منطقه آغاز شد، در مکانی به نام دهوک نزدیک کوه سنجار اقامت داشت و با تاسیس موسسه‌ای، فراریان یزیدی را که افزون بر دو هزار نفر بودند، مورد حمایت روانشناسی و روانپزشکی قرار داد.

ف، دخترک ۱۵ ساله می‌گوید، زمانی که خانواده ۹ نفره‌اش تلاش می‌کردند تا با سرعت فراوان از کوه‌های پر پیچ و خم با اتوموبیل اپل خود که فضایش از فرط گرمای تابستان قابل تحمل نبود فرار کنند، او، مادر و خواهران ۱۴، هفت و چهار ساله‌اش بی‌دفاع و درمانده توسط نیروهای سنگین مبارز داعشی متوقف و محاصره شدند.

او، مادر و خواهرانش اولین کسانی بودند که به نزدیک‌ترین شهر کوه سنجار برده شدند. او می‌گوید: «به سرعت مردان را از زنان جدا کردند و سپس مرا هم از مادرم جدا کردند.»

آنها دختران نوجوان را وادار می‌کردند سوار اتوبوس شوند. اتوبوس‌ها به رنگ سفید بودند و واژه «حج» بر روی آن‌ها نوشته شده بود. واژه‌ای که نشان از این داشت که حکومت اسلامی ‌از اتوبوس‌هایی استفاده می‌کند که به زائران سالانه زیارت خانه خدا در مکه اختصاص داشته. آن‌ها زنان و دخترات یزیدی را وادار می‌کردند تا در کامیون انتقال‌دهنده‌ای که ف هم در آن بود، بر روی پای یکدیگر بنشینند. در زمان حرکت اتوبوس‌ها، مبارزان داعشی اعلام می‌کردند که پنجره‌ها با پرده مسدود شده. پوشش پنجره‌ها نیز به‌دلیل بی‌حجابی دختران یزیدی بود. شرایطی که ف برای ما تعریف کرد، از مشخصات فیزیکی اتوبوس، نحوه پوشش پنحره‌ها گرفته تا نحوه انتقال زنان و دختران، با تعاریف ده‌ها قربانی دیگر که در این مقاله با آنها مصاحبه شده، مطابقت دارد. حتی قربانیان دیگر که در زمان‌ها و مکان‌های متفاوت ربوده شده‌اند نیز شرایط یکسانی را تعریف کرده‌اند.

ف می‌گوید او را پس از گذشت شش ساعت به شهر موصل عراق بردند؛ جایی که کلیه قربانیان را داخل سالن عروسی «گلکسی» جمع کرده بودند. بر اساس نقل قول فراریان اخیر، دیگر زنان و دختران را به کاخی که در زمان صدام بنا شده بود، زندان «بدوش» یا ساختمان سازمان جوانان در موصل منتقل می‌کردند. قربانیانی که به شهرهای دیگر روانه شده بودند، به ساختمان مدارس ابتدایی و شهرداری در شهرهای تل زعفر، صلاح، بعاج و سنجار منتقل می‌شدند.

قربانیان، روزها و چه بسا ماه‌ها در حبس بودند و سپس با اتوبوس‌های مشابه به سوریه یا مناطق مختلف داخل عراق به منظور تجارت سکس منتقل می‌شدند. حیدر دمله، فعال قوم یزدی که اطلاعات پایه‌ای مفصلی در خصوص قربانیان گردآوری کرده است می‌گوید: «تجارت سکس توسط داعش صد در صد از پیش طراحی شده بوده است. من با اولین خانواده‌ای که به ساختمان سازمان جوانان موصل منتقل شده بودند، تلفنی صحبت کردم. آن‌ها گفتند سالن از قبل برای قربانیان آماده بوده چرا که وسایلی از قبیل رختخواب، بشقاب، غذا و آب برای صدها نفر از پیش تهیه شده بود.»

جزییات گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر و سازمان عفو بین‌الملل نیز در مورد خصیصه تجارت سکس از پیش طراحی‌شده همین نتایج را آشکار می‌کند. نجات‌یافتگان در تمام مناطق عنوان می‌کنند که اولین برخورد دولت اسلامی ‌با آن‌ها، سرشماری تعداد زنان و دختران اسیر بوده است.

ف را فشرده در میان دیگر دختران دیگر روی زمین مرمرین سالن عروسی گلکسی نشانده بودند. او تخمین می‌زند بیش از هزار و ۳۰۰ دختر یزیدی در سالن در حالت نشسته، تکیه داده به دیوار یا دراز کشیده بر روی زمین حضور داشتند. این تعداد توسط قربانیان دیگر حاضر در همان سالن نیز مورد تایید قرار گرفته است. هر یک از آن‌ها جداگانه توضیح داده‌اند که سه سرباز داعشی با فهرستی در دست از هر یک از آنان خواسته‌اند تا برخیزند و به سوالاتی مانند نام، نام خانوادگی، سن، شهر محل تولد، وضعیت تاهل یا تعداد فرزند پاسخ دهند. ف، دو ماه داخل سالن گلکسی زندانی بود. او می‌گوید یک روز آن‌ها آمدند و زنان جوان را جدا کردند. دخترانی را که ممانعت می‌کردند با موهایشان می‌کشیدند. سپس اتوبوس‌هایی مشابه اتوبوس‌های قبلی در پارکینگ ساختمان منتظر زنان و دخترانی بودند که به مقصد نامعلوم بعدی منتقل می‌شدند. ف به همراه ۲۴ دختر و زن جوان دیگر به مقر ارتش نیروهای داعش در عراق برده شد. جایی که او برای اولین بار واژه «صبایا» را شنید. او می‌گوید: «آن‌ها قهقه می‌زدند و می‌گفتند شما “صبایا”ی ما هستید. من نمی‌دانستم مفهوم این واژه چیست اما بعدها رهبر نیروهای داعش محلی توضیح داد که “صبایا” به معنای برده است. او در سخنرانی به ما گفت که “ملک” -یکی از هفت خدایی که یزیدیان می‌پرستند- خدا نیست، بلکه از نیروهای شر است و به دلیلی این که شما شر را می‌پرستید، مستحق بردگی هستید و به ما تعلق دارید. ما می‌توانیم شما را بفروشیم یا اگر مناسب دیدیم از شما استفاده کنیم.»

به نظر می‌رسد تجارت سکس نیروهای داعش فقط منحصر به بردگی زنان و دختران قوم اقلیت یزیدی است. سامر مسقطی، گزارشگر دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید: «تاکنون هیچ اقدام جمعی گسترده‌ای با هدف مبارزه با برده‌داری زنان و دختران اقلیت مذهبی دیده نشده است. این ادعا توسط رهبران جوامع، مقامات دولتی و فعالان حقوق بشر نیز تایید شده است.»

باربر از دانشگاه شیکاگو می‌گوید: «تمرکز بر روی اقلیت یزیدی احتمالا به این دلیل است که آن‌ها در نظر نیروهای داعشی مشرک و فاقد کتاب مقدس کتبی هستند. این همان چیزی است که در منظر داعش، یزیدیان را کافران منفور جلوه می‌دهد چرا که بر اساس قرآن، تنها یهودیان و مسیحیان اهل کتاب هستند. در نتیجه ایزدی‌ها از میزان کمی‌ حمایت برخوردار هستند.»

در کوجو، یکی از روستاهای جنوبی کوه سنجار، یزیدیان تصمیم گرفته بودند همان‌جا به زندگی خود ادامه دهند چرا که تصور می‌کردند تهدید آنان مانند تهدید مسیحیانی است که ماه‌های قبلی از سوی داعش صورت گرفته و جدی نبوده است. پانزدهم آگوست سال پیش، دولت اسلامی ‌داعش فرمان داد تا شهروندان کوجو به مدرسه مرکزی شهر رفته و خود را تحویل دهند.

«آشیان علی صالح» زنی ۴۰ ساله از اهالی کوجو بود. او پیش از معرفی خود به مدرسه مرکزی شهر، گروهی را یافت که قبلا با مبارزان داعشی مذاکره کرده بودند تا در صورت پذیرش دولت داعش، پول و طلاهای خود را تحویل دهند و در عوض بتوانند در امنیت کامل از منطقه عبور کنند. مبارزان داعش در ابتدا با این پیشنهاد موافقت کردند و پتویی روی زمین پهن کردند. آشیان، آویز قلب شکل و النگوهای طلای خود را روی پتو گذاشت و مردان پول‌های مچاله را از جیب خود بیرون آوردند. سپس به جای این که به آن‌ها اجازه عبور دهند، مردان را به بیرون از محوطه پرتاب کردند و دست‌هایشان را بستند تا بکشند. کمی‌ بعد آشیان توسط ناوگانی مملو از دختران و کودکان، به محلی دور برده شد.

بازار برده‌داری
چند ماه بعد، دولت اسلامی‌ داعش در روزنامه آن‌لاین خود اعلام کرد که طرح برده‌داری زنان و دختران یزیدی کاملا از پیش طراحی شده است.

مقاله انگلیسی زبانی با عنوان «احیای برده‌داری پیش از موعد» که در اکتبر نوشته شده است، عنوان می‌کند: «پیش از تصرف سنجار، دانش‌آموزان شریعت حکومت اسلامی‌ موظف بودند در مورد قوم یزیدی تحقیق کنند.» نویسنده این مقاله معتقد است که یزیدیان برای رهایی از نیروهای داعش حتی مانند مسیحیان و یهودیان شانس پرداخت مبلغی تحت عنوان جزا را نیز نداشتند. در این مقاله آمده است: «پس از انتقال یک پنجم زنان و کودکان یزیدی به مناطق مختلف تحت تصرف داعش، آن‌ها بر اساس شریعت، میان مبارزان دولت اسلامی ‌که در عملیات تصرف سنجار شرکت کرده بودند، تقسیم می‌شدند.»

کارشناسان بر این باورند همان‌گونه که بر اساس کتاب مقدس عهد عتیق و جدید، تجارت برده‌داری سال‌های متمادی در آمریکا رواج داشت، دولت اسلامی‌ نیز آیات و داستان‌های خاصی از قرآن و سنت پیامبر اسلام را انتخاب کرده و مبنای توجیه شرعی اقدامات خشونت‌آمیز خود قرار داده است.

از سوی دیگر، با وجود اینکه تفسیر برخی آیات قرآن در مورد موافقت دین اسلام با برده‌داری، شبهه‌انگیز است، پژوهشگران اسلامی با برده‌داری داعش مخالف هستند.

در عین حال بسیاری از محققان مدعی هستند که شیوه‌های برده‌داری اسلامی، ‌دقیقا همانند شیوه‌های برده‌داری کتاب‌های مقدس عهد عتیق و جدید است.

کیشا علی، پروفسور دین‌شناسی دانشگاه بوستون و نویسنده کتاب «برده‌داری در اسلام قدیم» می‌گوید: «در زمانی و مکانی که قرآن نازل شد، مردان با زنان برده روابط جنسی داشتند. این رفتار، رفتار نهادینه دین نبود، بلکه همان شیوه‌ای بود که مردم در حال انجام آن بودند.»

کول بونزل، محقق دین‌شناسی دانشگاه پرینستون اما کاملا مخالف این عقیده است. او به آیه‌ای از قرآن که می‌گوید «او ما ملکت ایمانهم- بردگان» اشاره می‌کند و می‌گوید: «بر اساس چندین منبع دینی، لفظ “آن‌هایی” در این آیه برای سال‌های متمادی به عنوان “زنان برده” تفسیر شده است.»

او هم‌چنین به مجموعه ای از قوانین فقه اسلامی ‌اشاره می‌کند که تا دوران معاصر نیز ادامه یافته و شامل بخش‌های مفصلی درباره رفتار با بردگان است. بونزل معتقد است قسمت اعظمی ‌از تورات و انجیل، برده‌داری را منع کرده است. از سوی دیگر می‌گوید: «ممکن است مدعی شوید که این قوانین در اسلام منسوخ شده‌اند و متناسب با دنیای کنونی نیستند، ولی دولت اسلامی ‌به شما پاسخ خواهد داد که قوانین اسلام باید احیا شوند چرا که برده‌داری همان چیزی است که پیامبر اسلام و همراهانش انجام می‌دادند.»

زیباترین دختران و زنان در همان هفته اول اسارت فروخته می‌شدند. داستان دیگر زنان، خصوصا میانسالان و متاهلان اما کاملا متفاوت بود. آن‌ها هر یک توصیف می‌کردند که چگونه از منطقه‌ای به منطقه دیگر منتقل می‌شدند و ماه‌ها در شرایط دشوار نگه‌داری می‌شدند تا خریداری پیدا شود و آن‌ها را معامله کنند.

به نظر می‌رسد داعش سیستم خاصی برای ثبت و فهرست‌برداری از زنان و دختران برده و همچنین واژه نامه ای منحصر به خود داشته است. شیوه خطاب زنان و دختران، افزودن پسوند “صبایا” به ابتدای نام واقعی شان بوده است. از سوی دیگر در مناطقی از عراق، دختران و زنان توسط عمده‌فروشان خرید و فروش می‌شدند تا از آن‌ها عکسبرداری شود و شماره خاصی به آنها داده شود و تجارت و تبلیغ آن‌ها به آسانی صورت گیرد.

عثمان حسن علی، تاجری یزیدی است که خود را خریدار معرفی کرده و تقاضای ارسال تصویر دختران یزیدی را داشته و به همین طریق توانسته بسیاری زنان و دختران یزیدی را از تصرف دولت داعش رهایی دهد. او عکس‌های ارسالی را نشان می‌دهد. هر عکس نشان دهنده یک زن یزیدی به حالت نشسته بر روی یک نیمکت در اتاقی برهنه رو به دوربین با چهره‌ای خالی از هرگونه احساس و بدون لبخند است. گوشه عکس نوشته شده: ” صبایا ۱ ، صبایا ۲ و …

بعضی اوقات ساختمانی که زنان و دختران در آن جمع می‌شدند شامل اتاق تماشا نیز بوده است. دختری ۱۹ ساله با نام «ی» می‌گوید: «زمانی که ما را به داخل ساختمان می‌بردند می‌گفتند به “بازار صبایا” رسیدیم. آن جا بود که فهمیدم داخل یک بازار خرید و فروش برده هستم.»

او تخمین می‌زند حداقل ۵۰۰ زن و دختر باکره در آن سالن حضور داشتند که کم‌سن‌ترین آن‌ها ۱۱ساله بود. زمانی که خریداران می‌رسیدند، دختران را یک به یک به اتاق تماشا می‌بردند.

او می‌گوید: «شیوخ مسلمان روبه‌روی دیوار می‌نشستند و ما را با نام صدا می‌زدند. ما باید روی صندلی روبه‌روی آن‌ها می‌نشستیم. قبل از وارد شدن به اتاق باید روسری یا هر لباس دیگری که خود را با آن پوشانده بودیم، درمی‌آوردیم. زمانی که نوبت من شد، مرا مجبور کردند چهار بار بایستم و بچرخم.»

قربانیان وادار می‌شدند تا به سوالاتی خصوصی درباره خود پاسخ دهند. مانند این که این که آخرین سیکل ماهیانه‌شان چه زمان بوده است. آن‌ها می‌گویند این سوالات برای حدس این بود که ببینند آیا باردارند یا خیر. چون بر اساس قوانین شریعت، مردان نباید با زنان برده‌ای که باردار هستند رابطه جنسی داشته باشند.

برده‌داری جنسی، ویژگی دولت اسلامی‌
برده‌داری جنسی دولت اسلامی‌ در وهله اول حتی مدافعان تند و تیز اسلام را متحیر کرد و بسیاری از آنان پس از ارائه گزارش رسمی‌ تجاوز‌های سازمان‌دهی شده توسط داعش، با روزنامه‌نگاران به صورت آن‌لاین مشاجره کردند. رهبران داعش بارها خواستند اقدامات خود را برای مخاطبان داخلی توجیه کنند.

پس از انتشار اولین مقاله در روزنامه «دابق» (روزنامه متعلق به حکومت اسلامی‌) در ماه اکتبر سال گذشته در مورد برده‌داری جنسی، موضوع دوباره در ماه می‌ سال جدید مطرح شد که این‌بار نشان‌گر واهمه نویسنده درخصوص به چالش کشیدن نظام برده‌داری جنسی توسط بعضی نیروهای هوادار داعش بود.

نویسنده این مقاله که زنی هوادار داعش است نوشت: «چیزی که مرا مضطرب می‌کند این است که بعضی هواداران دولت اسلامی‌ موضوع را انکار می‌کنند با این عنوان که سربازان خلیفه مرتکب اشتباه یا عمل قبیحی شده‌اند. من این مقاله را در حالی می‌نویسم که جملاتم سرشار از غرور هستند. بله، ما حقیقتا به زنان کافر یورش برده، آن‌ها را اسیر کرده و مانند گوسفند با تیغه شمشیر آن‌ها را کوچ داده‌ایم.»

در رساله‌ای که ماه دسامبر منتشر شد، وزارت فتوا و تحقیقات دولت اسلامی‌ به تفصیل جزییات برده‌داری جنسی خود را توصیف کرد. این وزارت تشریح کرد که بردگان، جزئی از اموال و دارایی‌های مباررزان داعشی هستند و آن‌ها این اختیار را دارند که آنان را به مرد دیگری بفروشند یا مانند اموال دیگرشان پس از مرگ مانند ارثیه به دیگر افراد برسند.

فراریان ماه‌های اخیر، به بوروکراسی پیچید‌ه برده‌داری اشاره می‌کنند و عنوان می‌کنند به تازگی نام و وضعیت آن‌ها در قرارداد بردگی ثبت می‌شود. زمانی که صاحب برده او را به فروشنده می‌فروشد، قرارداد جدیدی مانند بیع‌نامه یا انتقال سند رسمی ‌میان آن‌ها منعقد می‌شود. در همین زمان، بردگان می‌توانند آزاد شوند و مبارزان داعشی به پاس این اقدام، خود را برای پاداشی بهشتی آماده می‌کنند. هر چند مورد اخیر بسیار نادر است، اما این وضعیت مفری جدید برای رهایی قربانیان ایجاد کرده است.

دختر ۲۵ ساله‌ای که ماه پیش موفق به فرار شد و خود را «الف» معرفی کرد، توضیح داد که چگونه صاحب لیبیایی‌اش تکه‌ای کاغذ لمینیت شده به او داده و گفته به دلیل اتمام دوره آموزشی انفجار انتحاری با بمب، تصمیم گرفته خود را منفجر کند و بنابراین او را آزاد کرده است.

گواهی آزادی برچسب‌دار او توسط یک قاضی در استان غربی دولت اسلامی ‌امضا شده بود. زن یزیدی این برگه را در ماه جولای در نقطه مرزی سوریه به نیروهای داعش نشان داد تا به خانواده‌اش در عراق بپیوندد.

دولت اسلامی‌ برقراری روابط جنسی با زنان یهودی و مسیحی اسیر شده در جنگ را بر اساس قوانین جدید ۳۴ صفحه‌ای منتشر شده از سوی وزارت فتوا و تحقیقات، مجاز اعلام کرده است.

ممنوعیت‌های این رساله تنها متعلق به بردگانی است که باردار هستند. در موادی دیگر، از صاحبان بردگان خواسته شده تا منتظر پایان سیکل ماهیانه زنان برده بمانند تا قبل از شروع دوباره روابط جنسی مطمئن شوند جنینی داخل رحم آن‌ها وجود ندارد. از میان ۲۱، زن مصاحبه شده در این مقاله تنها زنانی مورد تجاوز قرار نگرفته بودند که باردار یا یائسه بودند.

فراتر از آن، به نظر می‌رسد حد و مرزی برای روابط جنسی مجاز در میان داعش وجود ندارد. تجاوز به کودکان موضوعی قابل اغماض برای نیروهای داعش است. بر اساس ترجمه‌ای که سازمان تحقیقات خاورمیانه از رساله جدید حکومت اسلامی ‌انجام داده و در ماه دسامبر سال گذشته در توییتر منتشر شد، «برقراری روابط جنسی با با دختر باکره‌ای که به بلوغ نرسیده است، در صورتی که برای رابطه جنسی مناسب تشخیص داده شود، مجاز است.»

یک زن ۳۴ ساله یزیدی که توسط یک مبارز سعودی خریداری شده بود و بارها در شهر شدادی سوریه مورد تجاوز قرار گرفته بود، توضیح داد که چگونه شرایطش بهتر از دختری ۱۲ساله بوده که برده دوم خانگی مرد سعودی تلقی می‌شده. این دختر با وجود خونریزی شدید یاز هم مورد تجاوز مکرر قرار می‌گرفت. او گفت: «مرد سعودی به بدن دخترک به شدت آسیب رساند و باعث عفونت شدید شد. در عین حال مدام از من سوال می‌کرد چرا بدن دختر بوی مشمئز کننده دارد؟ و من در پاسخ می‌گفتم بدنش عفونت کرده و نیاز به مراقبت پزشکی دارد. او اما بدون هیچ اقدام جدی چشمانش را بر روی جان کندن دخترک می‌بست و به اقامه نماز قبل و بعد از تجاوز ادامه می‌داد. من به او می‌گفتم او یک دختر کوچک است و او در پاسخ می‌گفت او یک برده است و خوب می‌داند چطور رابطه جنسی را مدیریت کند. برقراری رابطه جنسی با او خداوند را خشنود می‌کند.»

این مقاله در نیویورک تایمز منتشر شده است.

منبع رادیو زمانه


حاکمان مستبد دو تا از قدرت مندترین  رژیم های خاورمیانه در حال راه اندازی جنگ های بزرگی جهت تغئیر و تنظیم مجدد نقشه خاورمیانه هستند

نوشته: پروفسور جیمز پتراس
برگردان: آمادور نویدی

حاکمان مستبد دو تا از قدرت مندترین رژیم های خاورمیانه (ترکیه و اسرائیل)در حال راه اندازی جنگ های بزرگی جهت تغئیر و تنظیم مجدد نقشه خاورمیانه هستند.


نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل٬ با پروکسی٬ از طریق اعلان بسیج تمام عیار نظامی در درون اسرائیل (۲۷ – ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۵) و سازمان دهی بزرگ ترین کمپین سیاسی یهودیان صهیونیست افراطی در واشنگتن٬ علیه ایران اعلام جنگ کرده است. هدف این تبلیغات دوجانبه ناگهانی٬ به شکست کشاندن توافق نامه امضاء شده اخیر بین ایران و آمریکا و آغاز جنگ بزرگ دیگری در خاورمیانه است. در نهایت٬ ناتانیاهو درنظر دارد که به «مسئله فلسطین» برای همیشه پایان دهد: تسخیر و اشغال فلسطین و اخراج مردم فلسطین از سرزمین خودشان- مهم ترین سیاست خارجی و هدف داخلی دولت یهودی را کامل کند. برای رسیدن به این هدف٬ رهبران اسرائیلی باید با کمین سیستماتیک٬ حامیان و هواداران منطقه ای فلسطینی ها – عراق٬ لیبی٬ لبنان و ایران را نابود کنند.
جنگ های متعدد اردوغان
هم زمان٬ اردوغان رئیس جمهور ترکیه٬ جنگ بزرگی را علیه مردم کرد و آرزوی آن ها برای ایجاد یک دولت/کشور کردی به راه انداخته است. این جنگ در حوادث اخیر با شروع بمباران(با هم کاری نیروهای اطلاعاتی ترکیه) اردوگاه جوانان کرد٬ کشتن و زخمی کردن عده ای از فعالین سکولار جوان دنبال شده است. چند روز پس از قتل عام جوانان ترک و کرد٬ اردوغان به نیروی هوائی خود دستور داد تا پایگاه های کردی را در درون قلمرو عراق و سوریه بمباران کند و به رگبار ببندد و پلیس امنیتی ترکیه به هزاران کرد ناسیونالیست و هواداران چپ ترک در سراسر کشور حمله برده و دستگیر کرده است. همه این ها با حمایت آمریکا و ناتو به وقوع پیوست٬ که برای طرح اردوغان جهت تسخیر و به دست گرفتن قلمرو سوریه٬ آواره کردن شهروندان کرد و مبارزان و استعمار مرزهای شمالی سوریه – تحت بهانه نیاز به «منطقه پرواز ممنوع٬ یا منطقه جلوگیری از خطر احتمالی» جهت حفاظت از حاکمیت ترکیه٬ پوشش ارائه داد. به چنگ آوردن این چنینی صدها کیلومتر مربع سرزمین٬ به حمایت طولانی پایدار و فعل و انفعال میان جمعیت کرد سوریه ای٬ کرد عراقی ها و کردهای ترک که از مؤثرترین مخالفان گروه های اسلامی تندرو بوده اند٬ پایان خواهد داد.
جنگ تازه اعلام شده اردوغان علیه کردها٬ دارای اجزای پیچیده داخلی و منطقه ای است (فایننشال تایمز ۱۵/۷/۲۰۱۵ ٬ ص ۹): در درون ترکیه٬ سرکوب علیه قدرت سیاسی در حال ظهور انتخاباتی٬ حزب دمکراتیک خلق کرد هدف گیری شده است. اردوغان درنظر دارد تا با بی اعتبار کردن یا با قدغن و ممنوع کردن آشکار این حزب سیاسی٬ که تعداد شگفت آوری از کرسی ها را در انتخابات اخیر پارلمانی برده است٬ خواستار انتخابات جدیدی شود٬ «اکثریت» را در پارلمان به دست آورد و «قدرت اجرائی» دیکتاتوری خود را تأمین کند.
از نظر منطقه ای٬ حمله اردوغان به سوریه٬ بخشی از استراتژی گسترش مرزهای سمت جنوبی و غربی ترکیه است٬ که پلاتفرمی ارائه می دهد تا جهادی های دست نشانده و مورد علاقه ترکیه بتوانند حملاتی را علیه دولت سکولار در دمشق و حلب به راه اندازند. بمباران روستاها و پایگاه های کرد در عراق و سوریه٬ به منظور به عقب راندن پیروزی های نظامی کردها علیه داعش و سرکوب بیش تر فعالان کردی طراحی شده است که خواهان استقلال در جنوب شرقی ترکیه هستند.
اردوغان روی توافقات ترکیه با آمریکا و ناتو برای همکارهای آشکار و پنهان علیه کردها و علیه حاکمیت ملی سوریه حساب می کند.
جنگ های نیابتی نتانیاهو
تهاجم چند جانبه سیاسی نتانیاهو جهت کشیدن پای آمریکا به جنگ علیه ایران طراحی شده است. استراتژی او در سطوح بسیاری و به روش های پیچیده رایگان عمل می کند. هدف فوری٬ توافق اخیر امضاء شده بین ایران و کاخ سفید است. بخشی از این استراتٓژی بلندمدت جهت نابودی ایران٬ از جمله تشکیل ائتلافی از کشور های خاورمیانه ای٬ به ویژه رژیم های سلطنتی خلیج (فارس- م) ٬ برای محاصره٬ مقابله و تحریک جنگ با ایران است. این استراتژی سیاسی و نظامی بوسیله صهیونیست های بانفوذ در بالاترین محافل دولت آمریکا با اصرار و زور به پیش برده می شود.
همه احزاب بزرگ سیاسی اسرائیلی(بجز حزب کمونیست اسرائیل – م)٬ و اغلب رأی دهندگان اسرائیلی از این سیاست خطرناک علیه ایران حمایت می کنند. مدیریت ۵۲ سازمان بزرگ یهودی آمریکائی در آمریکا٬ جهت پیروی از دستورات دیکته شده نتانیاهو با قلدری٬ رشوه و زورگوئی در اکثریت کنگره بسیج شده اند. هر کدام از سیاست مداران کنگره آمریکا از طریق ارائه اوراق تبلیغاتی٬ و به وسیله فعالان و کارمندان تمام وقت آیپک (کمیته روایط عمومی آمریکا و اسرائیل – م)٬ کنفدراسیون های یهودی و اهدا کنندگان سیاسی میلیاردر «ملاقات» داشته است. علی رغم افکار گسترده عمومی آمریکا علیه جنگ و تشدید درگیری با ایران٬ تمام روزنامه های بزرگ آمریکا و رسانه های تلویزیونی٬ خواست نتانیاهو را برای «جنگ علیه توافق صلح» طوطی وار تکرار می کنند.
در بالاترین سطوح تصمیم گیری مقامات اجرائی آمریکا٬ مقامات ارشد صهیونیست٬ در حالی که «راه حل نهائی» سیاسی و نظامی خود … را برای نابودی ایران به عنوان دشمن و مخالف برتری وسلطه اسرائیلی- یهودی در خاورمیانه تبلیع می کنند٬ از ارتباط با جدل های عمومی آیپک و هارت و پورت های ارازل و اوباش آدم کش پرهیز می نمایند. عوامل آمریکائی – اسرائیلی که به عنوان مشاور ویژه خاورمیانه٬ سفیر و خودی و نفوذی در وزارت های امور خارجه٬ بازرگانی٬ دفاع و خزانه داری عمل می کنند٬ سیاست های نتانیاهو را جهت تضعیف هرگونه عادی سازی روابط بین ایران و آمریکا به پیش می برند.
پیش نهاد اخیری که توسط پروفسور فیلیپ زیلیکو در فایننشال تایمز (۱۵.۷/۲۰۱۵ ٬ ص.۹) با عنوان:« تعادل (چنین) معامله هسته ای٬ شکست داعش و مقابله با ایران» نوشته شده است٬ دلسرد و مأیوس کننده است و مو را بر اندام راست می کند.
«مدیر اجرائی» سابق «گزارش کمیسیون بررسی ۹/۱۱»٬ زیلیکوی خودی و نفوذی٬ تشکیل یک ائتلاف نابغه را به نام جنگ با داعش پیش نهاد می کند٬ اما هدف واقعی «مقابله با جاه طلبی ایرانیان» می باشد. «ائتلاف» زیلیکو شامل ترکیه است٬ که برای حمله به متحدان منطقه ای ایران٬ در سوریه و لبنان(حزب الله) – همه به نام «جنگ با داعش» گماشته شده است.
پروفسور زیلیکوی خوش برخورد٬ عینکی و قابل احترام٬ فهرست خونین نتانیاهو را تا آخرین دقیقه جزئیات ارائه می دهد – اما با پوشش و روکش نازک «مقابله با داعش»٬ جهت پنهان کردن هدف واقعی خود تزئین یافته است. این آپیک قلدر آدم کش یا جنگ طلب نئوکان آشکاری نیست که بر طبل جنگ می کوبد…
«ائتلاف ضد داعش» زیلیکو در نهایت به سراغ ملیشای شیعه عراقی و حامیان اصلی آن ها در میان سپاه پاسداران ایران می رود – و نزدیک به استراتژی نتانیاهو ختم می شود!
زیلیکو یکی از مدافعان اصلی داخلی حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود. دوازده سال بعد از حمله آمریکا٬ اشغال و نابودی عراق٬ زیلیکو دوباره پدیدار می شود تا سیاست ارسال پرسنل رزمی آمریکا را جهت خدمت به منافع منطقه ای اسرائیل ترویج کند. او می نویسد٬ «طرف نظامی («این ائتلاف»)به آمریکائی های بیش تری در زمین نبرد نیاز خواهد داشت تا حمایت رزمی معناداری در میان ائتلاف ارائه دهد»(فایننشال تایمز٬ همان جا).
زمانی که زیلیکو می نویسد «تلاش نظامی جای گزین دیپلماسی نیست»٬ به روشنی آگاه است که افکار عمومی آمریکا٬ طرفدار دیپلماسی با ایران است و مخالف درگیر ساختن آمریکا در جنگ های بیش تری در خاورمیانه می باشد. زیلیکو و اربابان او دردفتر وزارت خارجه اسرائیل می دانند که هر مداخله نظامی آمریکا با چنین «ائتلافی» منجر به ازبین رفتن توافق نامه ایران و آمریکا و جنگ زمینی بزرگ دیگری با سربازان آمریکائی می شود که یک بار دیگر برای اسرائیل بجنگند.
با توجه به موقعیت زیلیکو به عنوان یک خودی و نفوذی مرتبط بلند پایه٬ تلاش او جهت خراب کاری در توافق نامه ایران و آمریکا٬ برای صلح جهانی خطر بسیار بیش تری دارد٬ تا تمام ۵۲ لابی سازمان صهیونیستی پر سروصدای فعال در کنگره.
زیلیکو از اوایل سال های ۱۹۸۰ تحت ریاست ریگان٬ مشاور امنیتی بسیار بانفوذی در مقام های اجرائی و وزارت امور خارجه آمریکا بوده است. او «مشاور ویژه وزارت امور خارجه» در سال ۲۰۰۷ بود٬ مقامی را که قبلاً وندی شرمن نئوکان داشت و سپس ویکتوریا نولاند جنگ طلب منصوب شد. در سال ۲۰۱۱ ٬ رئیس جمهور اوباما او را به هئیت مشاوران اطلاعاتی رئیس جمهور منصوب کرد.
پروفسور فیلیپ زیلیکو زمانی در سطح ملی به شهرت رسید که رئیس جمهور بوش(پسر)٬ او را مدیر اجرائی کمیسیون ۹/۱۱ کرد٬ جائی که او گزارش بسیار بحث انگیز(و بسیار سانسور شده) را علیه مخالفت شدید عمومی٬ رهبری می کرد. انتصاب زیلیکو پس از انتخاب اول بوش٬ هنری کسینجر٬ طوفان رسانه ای ایجاد کرده بود – کسینجر با یک دربان نفوذی مانند زیلیکوی منتظر به صعود٬ هرگز انتخابی جدی نبود. انتخاب بحث برانگیز زیلیکو به خاطر نقش او به عنوان مشاور کاندولیزا رایس و ابتکارش بر استراتژی بدنام امنیت ملی بوش در ترویج جنگ پیش گیرانه بود٬ که در سپتامبر ۲۰۰۲ در رسانه ها منشر شد.
فیلیپ زیلیکو هرگونه بحث درباره نقش اسرائیل به عنوان کاتالیزور مهم و اصلی علت شرکت و درگیر کردن آمریکا در جنگ های افغانستان و عراق را منع و موقوف کرد. زیلیکو به عنوان مدیر اجرائی گزارش کمیسیون ۹/۱۱ ٬ نقش سردبیر و سانسور را به عهده گرفت. او سابقه و نقش عملیات موساد(سازمان جاسوسی – م ) اسرائیلی را در آمریکا٬ به ویژه در اجرای حمله ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ نادیده گرفت . گزارش زیلیکو هیچ اشاره ای به «حرکت» وانت جعلی پراز جاسوسان اسرائیلی دستگیر شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نکرد٬ که در حال شادی و عکس گرفتن از تخریب مجتمع مرکز تجارت جهانی بودند. و یا درباره «اخراج / دیپورت» بی سروصدای جاسوسان اسرائیلی هیچ صحبت و بحثی نکرد. گزارش حاوی هیچ بحثی درباره «دانش جویان جعلی رشته هنر» اسرائیلی نبود٬ که در اطراف تأسیسات نظامی آمریکا و در مجاورت آپارتمان هواپیما ربایان ۹/۱۱ جنوب فلوریدا بودند. آن ها هم بی سروصدا دستگیر و دپپورت شده بودند.
فیلیپ زیلیکو بحث درباره «پروژه خطر توانائی» وزارت دفاع را که نشان از آگاهی مأموران اطلاعاتی آمریکا از حضور و فعالیت های خیلی زودتر هواپیماربایان داشت و به سال ۱۹۹۷ برمی گشت٬ منع کرد.
در اکتبر سال ۲۰۰۱ ٬ اولین «حمله آنتراکس/سیاه زخم» رخ داد- اولین قتل تنفرانگیز یک خبرنگار عکاس بر سر یک صفحه رسوا کننده در فلوریدا. برنامه های خبری سراسری یک مصاحبه را برجسته کرد… بسته بندی دوباره «القاعده» و پروفسور زیلکیوی متخصص «بیو تروریسم»(علی رغم ندانستن زبان عربی و اعتبار علمی…)٬ کسی که اعلام کرد آنتراکس « طبقه بندی سلاح ها» و «قطعاً از یک آزمایشگاه نظامی دولت حامی تروریسم»٬ بطور سربسته عراق است. (زیلیکو در بخش آزمایشگاه نظامی بیانیه خود درست گفته بود – ولی فقط این تأسیسات٬ آزمایشگاه سلاح های آمریکائی در فورت دیتریک بود). نقش زیلیکو در متهم کردن رژیم تحریم شده وتحت محاصره عراقی رئیس جمهور صدام حسین از هیستری آنتراکس٬ برای ایجاد هیجان شدید در افکار عمومی٬ جهت ساخت بهانه حمله به عراق٬ حیاتی و مهم بود. آریل شارون نخست وزیر اسرائیل٬ آن(اتهام ساختگی – م) را تکرار کرد و خواهان نابودی عراق شد. نقش وانجام وظیفه استاد کامل شد٬ مصاحبه زیلیکوی «دانشمند»(در میان دیگران) از «وب سایت و اینترنت» ناپدید گشت .
«مهارت» زیلیکو(همان گونه که هست) و سودمندی آن برای اسرائیل از مقالات او جهت بهره برداری سیاسی از «پرچم دروغین» و فجایع ناشی می شود – حوادث آمیخته یا تحریک شده بوسیله قدرت های امپریالیستی برای سوق دادن مردم آسیب دیده به جنگ های منفور و سیاست های دولت پلیسی داخلی سخت گیر است. کار او برشستشوی مغزی و بهره برداری از «حوادث» جهت فشار به سیاست عمومی متمرکز شده است – و شامل بحران موشکی کوبا٬ وحدت دوباره آلمان٬ پلیسی کردن ایرلند شمالی٬( اما نه مطالعات خاورمیانه٬ یا سلاح های شیمیائی) می شود. تخصص او در استفاده تاریخی از «افسانه عمومی» است٬ می خواهد آتش سوزی ریشتاگ باشد یا پرل هابر. در وزارت امور خارجه٬ نوامبر – دسامبر ۱۹۹۸ ٬ او همکار نویسنده مقاله با اشتون کارتر٬ وزیر امور خارجه کنونی آمریکا تحت عنوان فاجعه تروریسم بود٬ جائی که یک «حادثه سرنوشت ساز» می تواند منجر به «وحشت و هرج و مرج» شود و مردم آمریکا را به قبول نابودی آزادی های مدنی خود٬ نظارت گسترده٬ بازداشت و استفاده از نیروی قهر هل دهد….»
زیلیکو به نوشتن نمایش نامه فشار «پرچم دروغین» ادامه می دهد: در سال ۲۰۰۱ با «هیستری سیاه زخم» و حال با «هیستری تهدید ایران»… چیزی که جای تعجب ندارد٬ آن است که در هر دو مورد٬ او نزدیک به هدف استراتژیک اسرائیل در نابودی کشورهائی ضربه می زند٬ که در سلب مالکیت اسرائیل٬ اشغال و اخراج فلسطینی ها – عراق٬ سوریه٬ لیبی٬ لبنان و حال ایران مخالفت کرده اند.
در حالی که قلدرهای آپیک درهای کنگره را می شکنند٬ زیلیکو یک دارائی مهم وبلند مدت برای اسرائیل است٬ که بی سروصدا و بطور مؤثر کار می کند. او هرگز مقامی برجسته در کابینه یا پستی در کاخ سفید مانند صهیونیست های نئوکان٬ بی حیا و گستاخ ولفوویتز٬ فیث٬ لببی٬ پرل٬ آبراهام و لیوی ندارد٬ که به شدت و با زور٬ آمریکا را به جنگ با عراق تحت فشار قرار دهد. ولفوویتز و شرکت او به سرعت تحت پوشش موقعیت های خصوصی سودآور با گمنامی عقب نشینی کرده اند٬ در حالی که زیلیکو هم چنان در داخل٬ مشغول به کار است و برنامه جنگ با ایران را به محل مورد توجه و تماشای عموم هل می دهد.
نقش زیلیکو در درازمدت برای اسرائیل به مراتب بیش تر گسسته و مهم است تا زبان درازها و ارازل و اوباش آپیک و دیگر جبهه های صهیونیست. در ظاهر او مشغول شغل آکادمیک/ دانشگاهی و اداری دانشگاه خود است (پوششی بسیار عالی)٬ در حالی که مکرراً خودش را در بحث های بسیار مهم عمومی قرار می دهد و به آرامی بیش از حد خود٬ موقعیت های استراتژیک را جهت مشاوره بر حوادث یا سیاست هائی طلب می کند که عواقب «نقطه تاریخی» دارند و جائی است که روابط یا ارتباط عمیق او به اسرائیل هرگز بحث نشده اند.
زیلیکو دارای امتیازویژه ای است٬ که دیگر رفقای قلدر و هیاهوگر صهیونیست او فاقد آن هستند و او با آن ها به اشتراک می گذارد. زیلیکو شیاد بزرگی است – ادعا می کند که درباره آنتراکس٬ روابط خاورمیانه٬ و استراتژی نظامی دانش و معلومات دارد. او مملو از آشغال خالص و مخلوط نشده٬ ناشی از جاه و مقام خودکامه با کمال زیبائی و ظرافت است … با ادعای تخصص حقوقی و تحقیقی گزارش کمیسیون ۹/۱۱ را کنترل کرد و از مردم آمریکا در هرگونه بحث باز و آزاد و مربوط به حادثه جلوگیری کرد. او حتی شک های گزارش کمیسیون را به «عفونت زخم» در درون افکار عمومی آمریکا لینک داد – ظاهراً با تکیه بر «مهارت» خودش در جنگ بیولوژیکی …
چیزی که زیلیکو با گاوهای نر صهیونیست قلدرمآب و خشمگین مشترک است٬ فحاشی ودشنام گوئی مکرر ثابت او علیه هر کشور یا جنبشی است که به عنوان یک هدف توسط اسرائیل مشخص شده است. او به طور مداوم به دولت سکولار سوریه (که تحت حمله تروریست های جهادی است) به عنوان یک «رژیم تروریست» اشاره می کند. او ملیشای عراقی را که با داعش(دولت اسلامی) می جنگند٬ «جوخه شکنجه شیعه» می نامد. این بخشی از آماده ساختن و سوق دادن آمریکا به جنگ زمینی برای اسرائیل علیه ایران و متحدانش است.
برخلاف اردوغان ترکیه که از نیروهای مسلح کشور خود جهت جنگ تمام عیار برای خلع ید٬ تهدید و ارعاب و مستعمره سرزمین های قوم کرد در سوریه٬ عراق و ترکیه استفاده می کند٬ نتانیاهوی اسرائیل روی مقامات و عاملان سطح بالای خارج از کشور(آمریکا) تکیه می کند تا چرخ های جنگ را به حرکت درآورند. چند روز پس از حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ٬ رهبر بلندگوی اسرائیل در سنای آمریکا٬ جوزف لیبرمن٬ نقشه راه جنگ های آمریکا را برای ۱۵ سال آینده ارائه داد – و بیان کرد که «آمریکا باید جنگ علیه عراق٬ سوریه٬ لیبی٬ لبنان و ایران» را اعلام نماید٬ علی رغم درگیر بودن این کشورها در حادثه .
آیا او یک پیامبر و یا فقط یک عامل بسیار موفق است؟ زیلیکو برای ائتلافی از دیکتاتورها و رژیم های پادشاهی خاورمیانه جهت رؤیای اسرائیل٬ همان گونه که توسط جوزف لیبرمن در سپتامبر ۲۰۰۱ دیکته شد٬ فشار خواهد آورد. این رؤیای یک جنگ ویران گر علیه ایران است که منجر به تکه تکه کردن آن٬ مانند تقسیم عراق٬ سوریه و لیبی است که در نتیجه خاورمیانه برای همیشه با درگیری های فرقه ای٬ اشغال خارجی٬ بالکانیزه و عاری شدن از هرگونه امکان بازیافت زندگی مدنی ویران خواهد شد. سپس اسرائیل می تواند راه حل نهائی وحشیانه خود را به سرانجام برساند: سلب مالکیت و اخراج همه فلسطینی ها و تأسیس گسترش دولت صرفاً یهودی – احاطه شده با تخریب غیرقابل بیان و بی چارگی…
نتیجه گیری
اردوغان «مرز ترکمن» را به سوریه و عراق گسترش می دهد – علی رغم این واقعیت که ترکیه هرگز هیچ علاقه ای به اقلیت ترکمن نشان نداده است. به این منظور٬ او با تروریست های داعشی متحد شد تا با گسترش ترکیه٬ کردها را ریشه کن سازد. اردوغان٬ مانند نتانیاهو٬ یک دولت قومی «خالص» می خواهد – یکی یهودی٬ دیگری ترکی! هر دو رهبر٬ هیچ توجهی برای حاکمیت دولت های همسایه ندارند٬ تا چه رسد به امنیت شهروندان غیرنظامی خودشان. هر دو٬ بر حمایت نظامی آمریکا وابسته هستند. هر دو٬ در روند اشتعال جنگ های مخرب تر و گسترده تر در خاورمیانه هستند. نتانیاهو و اردوغان می خواهند تا خاورمیانه را دوباره پیکربندی کنند: ترکیه٬ کردستان و سوریه را تسخیر می کند؛ و نتانیاهو برتری نظامی را در خلیج فارس از طریق تخریب ایران گسترش می دهد.
به نظر می رسد که این دو رهبر از یکدیگر متنفرند٬ برای این که آن ها درغرور و گستاخی و عمل خیلی شبیه هم هستند … اما طبق گفته پروفسور زیلیکو٬ آمریکا «مانند خدا» وارد می شود تا در میان آن چیزی که او بی خردانه به آن «شرکای ائتلاف» می گوید٬ جهت به زور گرفتن قدرت های مختلف «واسطه» شود.
درباره نویسنده:
جیمز پتراس استاد بارتل(بازنشسته) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهمتون٬ نیویورک است.
برگردانده شده از: وب سایت جیمز پتراس


اوباما: در صورت حمله به ایران حزب‌الله تل‌آویو را موشک‌باران می‌کند

اوباما: در صورت حمله به ایران حزب‌الله تل‌آویو را موشک‌باران می‌کند


چهارشنبه 20 شوال 1436هـ - 5 اوت 2015م
باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا
دبى – العربيه.نت فارسى

روز نبائوم از سران یهودیان در آمریکا به نقل از باراک اوباما رئیس جمهوری این کشور نقل کرد که گفته است در صورت شکست مذاکرات هسته ای با ایران و پس از آن حمله نظامی به پایگاه های اتمی این کشور، تل آویو پایتخت اسرائیل هدف حملات موشکی حزب الله قرار می گرفت.
این در حالی است که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل بار دیگر از یهودیان آمریکا خواست با توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 که 14 ژوئیه گذشته حاصل شد، مخالفت کنند.
در همین حال چهره های سرشناس در حزب جمهوری خواه که اکثریت کنگره آمریکا را در دست دارند، گفتند که ماه سپتامبر آینده بر سر رد یا قبول توافق هسته‌ای با ایران رای گیری خواهند کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، روزنبائوم یکی از رهبران یهودیان آمریکا که شامگاه سه شنبه 4 اوت با اوباما در کاخ سفید دیدار کردند، به رادیو اسرائیل گفت که رئیس جمهوری آمریکا به طور مفصل از پیامدهای به کار گیری گزینه نظامی و حمله به پایگاه هاه های اتمی این کشور در صورت رد توافق هسته ای تهران و قدرت های جهان سخن گفت.
روز نبائوم که از اعضای شورای ملی یهودیان و از اعضای حزب دموکرات است، از اوباما نقل کرد که گفته است: «اقدام ایالات متحده آمریکا در حمله به پایگاه های اتمی ایران، این کشور را به سمت جنگی فراگیر با آمریکا سوق می داد.. علاوه بر آن حمایت بیشتری از این کشور از تروریسم را می دیدید و موشک های حزب الله بر تل آویو سرازیر می شد.»
در مقابل نتانیاهو بار دیگر سه شنبه در یک سخنرانی برای گروه های یهودی در آمریکای شمالی که از راه اینترنت پخش شد، تاکید کرد که اسرائیل همچنان معتقد است توافق هسته ای حاصل شد برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم کافی نیست.

واکنش ویکی‌لیکس به ادعای رشوه گرفتن احمد شهید: سند را نشان بدهید

رژیم تروریستی اسلامی ویکیلیس و احمد شهید


شبکه خبر رژیم ، خبرگزاری ایلنا، و باشگاه خبرنگاران روز دوشنبه در گزارشی دروغ به نقل از پایگاه خبری «الوعی نیوز» دروغ و پرونده سازی برای احمد شهید زیر عنوان رشوه خواری این شخصیت هومانیستی و سیاسی ،با قصد تخریب این مرد که دقیقا" به واقعیات عینی جنایات رژیم تروریستی اسلامی میپردازد و جهان را از ابعاد خونخواری رژیم اشغالگر اسلامی در ایران آگاه میدارد، مدعی اکاذیب شرم آورگردیده اند . پرونده سازی رژیم جنایتکار در ایران برای نیروهای مخالف با دروغ پردازی های اسلامی سابقه 36 ساله داردو حال رژیم سفاک و فاسد اسلامی میکوشد این نوع تخریب شخصیتی را هم به سطوح نهاد های جهانی بکشد تا بتواند بر روی جنایات دائم خود در ایرانی که این رژیم خونخوار ،حداقل در روز 3 نفر شهروند ایرانی را به هلاکت میرساند ،کشانده ،تا بر روی جنایات روزانه خود سرپوش بنهد .ایلنا و باشگاه خبرنگاران دسته ها و بخشی از عملیات تروریستی رژیمند که دروغ های رژیم را در ایران وجهان لانسه میکنند. برای قتل مخا لفان در ایران و برون مرز همین جنایتکاران بی آبرو با مقدمه سازی افکار بی اطلاع از واقعیات ،گام نخست تخریب شخصیت های سیاسی با قلم خود میگذارند و بعد تروریست های جنایتکار رژیم وارد عملیات تروریستی خود میشوند.شبکه های خبر رژیم بخشی از سازمانهای تروریستی رژیم جنایتکار اسلامی اند.ننگ بر تمامیت و کلیت این باند های تبهکار که قلم خود را در اختیار جنایتکاران حکومتی گذاشته اند .


"واکنش ویکی‌لیکس به ادعای رشوه گرفتن احمد شهید: سند را نشان بدهید
تمدید مأموریت احمد شهید در شورای حقوق بشر سازمان ملل
مروری بر وضعیت حقوق بشر ایران در سال ۹۳
مقامات «قضایی و دیپلماتیک» ایران با احمد شهید دیدار کردند
۱۳۹۴/۰۵/۰۶

وب‌سایت افشاگر ویکی‌لیکس که چندی پیش اسناد متعددی از مکاتبات داخلی کادر دیپلماتیک عربستان سعودی را منتشر کرد از کسانی که مدعی وجود سندی مبنی بر رشوه گرفتن گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران از عربستان شده‌اند خواست این سند را نشان دهند.

ویکی‌لیکس در یک پیام توئیتری که روز دوشنبه، پنجم مرداد، منتشر شد از مدعیان این موضوع خواست تا دست‌کم پیوندی الکترونیکی به سندی را ارائه دهند که ادعا شده در میان اسناد ویکی‌لیکس است.

در همین حال، شبکه خبر ایران نیز گزارش می‌دهد که احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، نیز دریافت رشوه از مقام‌های سعودی به منظور «جهت‌دار کردن» گزارش‌های خود در مورد ایران را تکذیب کرده‌ است.

شبکه خبر ایران، خبرگزاری ایلنا، و باشگاه خبرنگاران روز دوشنبه در گزارشی به نقل از پایگاه خبری «الوعی نیوز» نوشتند که بر اساس سندی که توسط پایگاه ویکی‌لیکس درز کرده است، سفارت عربستان سعودی در کویت مبلغی معادل یک میلیون دلار به احمد شهید پرداخت کرده تا دربارهٔ ایران گزارش‌هایی جهت‌دار منتشر کند.

این منابع خبری ایرانی به نقل از «الوعی نیوز» نوشتند که «احمد شهید پس از دریافت این رشوه مراتب تشکر عمیق خود را از وزیر امور خارجه عربستان ابراز کرده و وعده داده است تا همه تلاش و توان خود را برای تشدید مواضعش در قبال پرونده ایران به کار گیرد».

شورای حقوق‌ بشر سازمان ملل روز هفتم فروردین سال جاری با تصویب قطعنامه‌ای مأموریت احمد شهید به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران را برای چهارمین سال پیاپی تمدید کرد.

جمهوری اسلامی ایران تاکنون به آقای شهید اجازه سفر به ایران و بررسی وضعیت حقوق بشر در این کشور از نزدیک را نداده است.

در همین حال احمد شهيد در گزارش‌های خود اعلام کرده‌ است که وضعيت حقوق بشر در ايران در دوران رياست جمهوری حسن روحانی «بدتر» شده‌ است.

از سوی دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی نسبت به احمد شهید انتقادهای تندی ابراز می‌کنند، از جمله مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه ایران، آقای شهید را متهم کرده‌ است که «روش‌های نادرست و غیرقانونی و جهت‌دار و پیش‌داوری» را پایه کار خود قرار داده‌ است."

گفت‌وگو با حسن نایب‌هاشم در مورد تمدید مأموریت گزارشگر حقوق بشر در امور ایران گزارش مهتاب وحیدی‌راد از وضعیت حقوق بشر در ایران در سال ۹۳
هشدار عفو بین‌الملل درباره افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها در ایران

اشغالگران کشورمان دست کم در روز 3 تن از شهروندان ایران را بقتل میرسانند.


هشدار عفو بین‌الملل درباره افزایش بی‌سابقه اعدام‌ها در ایران
به گزارش سازمان عفو بین الملل در 6 ماهه اخیر ۶۹۴ نفر در ایران اعدام شده‌اند، یعنی هر روز به طور متوسط دست کم 3 نفر اعدام شده‌اند . سازمان عفو بین‌الملل هشدار داده است که شمار اعدام‌ها در ایران "افزایشی بی‌سابقه" داشته است.
به گزارش بی بی سی به نقل از عفو بین الملل در شش ماهه اخیر (از ۱ ژانویه تا ۱ ژوئیه) ۶۹۴ نفر در ایران اعدام شده‌اند، که یعنی هر روز به طور متوسط دست کم سه نفر اعدام شده‌اند.
این ۶۹۴ مورد در شش ماه تنها کمی کمتر از ۷۴۳ نفر کل موارد اعدام ایران در سال گذشته میلادی بوده است. (۲۸۹ مورد در رسانه‌های رسمی اعلام‌شده و ۴۵۴ مورد مطابق اخبار منابع معتبر دیگر)
سعید بومدوحه، معاون امور خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، گفته است: "اگر مقام‌های ایران به این روند وحشتناک اعدام‌ها ادامه دهند احتمالا تا آخر سال شاهد بیشتر از ۱۰۰۰ مورد کشته شدن شهروندان به دست حکومتشان خواهیم بود."
شمار بالای اعدام‌ها در ایران از مسائل عمده مورد انتقاد فعالان حقوق بشر است. مطابق آمار رسمی ایران پس از چین بالاترین شمار اعدام را در جهان دارد.
عفو بین‌الملل می‌گوید گذشته از مخالفتش با اصل مجازات اعدام، استفاده از آن در ایران به طور ویژه نگران‌‎کننده است چرا که به گفته این سازمان، روند قضایی در ایران دچار مشکلاتی بنیادی چون عدم دسترسی متهم به وکیل، ابهام در قوانین و بی طرف نبودن دادگاه‌ها است.
اغلب اعدام‌شدگان در 6 ماهه اخیر مجرمان پرونده‌های مواد مخدر بوده‌اند. سازمان عفو بین‌الملل از اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر انتقاد کرده و می‌گوید هیچ نشانه‌ای در دست نیست که استفاده از مجازات اعدام در جرایم مرتبط با مواد مخدر توانسته باشد به کنترل این جرایم کمک کند.
همچنین این سازمان می‌گوید اقلیت‌های ایران، از جمله زندانیان سیاسی کرد و سنی‌ها قربانی احکام اعدام بوده‌اند.
منبع : بی بی سی فارسی

رژیم تعدادی از آموزگاران معترض و دستگیر شده را آزاد کرد .

رژیم  تعدادی از آموزگاران  معترض را  آزاد کرد .
برای آزادی  اسمائیل عبدی  آموزگاران  تشکیلات صنفی  در مقابل  مجلس گذشته  و طویله  کنونی  اسلامی  به تظاحرات  پرداختند

برای آزادی اسمائیل عبدی آموزگاران تشکیلات صنفی در مقابل مجلس گذشته و طویله کنونی اسلامی به تظاهرات پرداختند.
رژیم سرکوبگر و ددمنش اسلامی امروز چهار شنبه به صف آموزگارانی که در مقابل طویله اسلامی دست به تظاهرات صنفی زده بودند را ،سرکوب و در آخرین گزارش 61 یک نفر از آموزگاران معترض که به اوضاع بد معیشتی و اعتراض به بازداشت اسمائیل عبدی پرداخته بودنند، را دستگیر و باز داشت کرده اند .از مردم ایران با این وسیله میخواهیم که به اعتراض به دستگیری های اخیر رژیم و آزادی خدمتکاران کشور به هر وسیله ای که میتوانند اعتراض کرده ،و رژیم تروریستی ارازل و اوباش را مجبور به آزادی آموزگاران دستگیر شده کنند.
نام افراد دستگیر شده :



آخرین لیست بازداشتی ها
👇👇👇👇
لیست بازداشتی ها را تکمیل کنید :
لطفا دقت کنید تکراری نباشد.
۱-لطفی نیا مشهد
۲-گراوند پاکدشت
۳- پیروز کرج
۴-حسین سلامی مازندران
۵-سلطانی مازندران
۶-همایون بهرام نژاد مازندران
۷-طیبی مازندران
۸- رفاهیت همدان
۹-محمودی همدان
۱۰-نجفی؟
۱۱- صادقی ؟
۱۲- سعادتی؟
۱۳- عقیل نظیری ( کرج)
۱۴- ملاعباسی
۱۵- فیروز خلیلی شهر کرد
۱۶- حکیم الهی خراسان
۱۷ یعقوب یزدانی ؟
۱۸-هاشم خواستار مشهد
۱۹- پوره مرکزی
۲۰ - مرتضی اقابیگی مرکزی
۲۱-خانم فیروزی مرکزی
۲۲- احمد درخشان؟
۲۳- علیرضا عظیمی؟
24 _ خانم عرفانیان مشهد البته ممکنه آزاد شده باشن ، ساعت 10 گرفتنشون
۲۵- کامبیز رمضانی کرمانشاه
۲۶- احمد مرادی کرمانشاه
۲۷_ ضیایی از یزد
۲۸_ فهیمی از یزد
29 محمدی مریوان
30 سیدی پور کهگیلویه
31_رئوف فتحی سنندج
32-عابدینی کرج
34_سنجابی دلفان
35_صحرایی دلفان
36- بهنام زارع فارس
37- آقای سلطانی فارس
38- آقای کمالی فارس
39_حسین عزیزی دلفان لرستان
40 _ حیدری از خمین
41 _مهدی طاهرخانی کرج
۴۲-بهزاد قوامی سنندج
۴۳-غیاث نعمتی سنندج
44 جلیلوند قزوین
45 -ناهید کوه شکاف تهران
46.اکبر زارعین ریزی اصفهان
47.حسین رشیدی کرمان
48.مستعلی زاده کرمان
49.سپهر فرهمند اصفها
50 _آقای اسعد لک
51_ حمید رحمتی شهرضا
52 _علیرضا امیری تهران
53_مهدی زاده از انزلی
54_محمدرصا رمضان زاده
55_محمود صفدری
56_ملوندی از سبزوار
57_مصلحی از قزوین
58_مردانی از قزوین
59_گرده فروشانی از اصفهان
60_ حسن ارتند از رباط کریم
61_ محمدرضا عباسی از ؟
آخرین لیست بازداشتی ها
👇👇👇👇

کشتارهای زندانیان سیاسی و ششمین گردهمائی در برلین

ششمین گردهم آئی در برلین

جان کری: تاثیر کاهش تحریم های ایران ممکن است طی ۶ ماه احساس شود
تاریخ انتشار ۱۳۹۴/۰۴/۳۰
وزیر خارجه ایالات متحده در مصاحبه اختصاصی با ستاره درخشش رئیس بخش فارسی صدای آمریکا، درباره تاثیر توافق جامع هسته‌ای بر زندگی مردم ایران گفت، اعتقاد دارم اگر این توافق به طور کامل اجرا شود، خیلی اتفاقات خوبی می‌تواند رخ دهد.

اطلاعیه شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسرکشور درخصوص حبس فعالان صنفی و بازداشت آقای اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی فرهنگیان

اطلاعیه شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسرکشور درخصوص حبس فعالان صنفی و بازداشت آقای اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی فرهنگیان ایران ( تهران )


نشر توسط:حقوق معلم و کارگر 2 روز قبل درمعلمان 2 نظرات
به نام خداوند جان و خرد
فرهنگیان ایران از سال های دور تاکنون، به شیوه های قانونی و مدنی، خواهان احقاق حقوق پایمال شده ی خود بوده اند. آنها هم اینک نیز به دنبال استیفای حقوق خود براساس عقلانیت و قانون می باشند. فرهنگیان، همیشه در حرکت های صنفی خود از جهت گیری های سیاسی دوری کرده اند. همچنین هر گونه اتهام افکنی سیاسی و امنیتی توسط هر مرجعی را در مواجهه با خواسته های صنفی خود، کاملا رد می کنند.
فرهنگیان کشور به عنوان یک صنف، به دنبال برطرف شدن مشکلات خود هستند. مشکلاتی که :
– دولت ها در حوزه ی اجرایی آن را ایجاد کرده اند،
– نمایندگان مجلس با بی تفاوتی به تبعیض ها و بي عدالتي ها، ضعف در نظارت و ضعف در قانون گذاری بر آن دامن زده اند،
– و مسؤلان قضایی نيز با تبدیل خواسته ی حداقلی ما به اتهاماتی حداکثری، به نامناسب ترین شکل آن را پاسخ داده اند.

اين امری آشکار است که ما به دنبال حل مشکلات خود هستیم. سودای قدرت نداریم و به جریانات سیاسی نیز گرايش نداریم تا در صدد ایجاد مشکل برای مسئولان، جایگاه ها یا نهادها باشیم. همکاران زندانی شده ی ما هم دقیقاً همین تفکر را نمایندگی کرده اند؛ ولی متاسفانه پاسخ درخواست بهبود معیشت و منزلت آنها، زندان بوده است. با همه ی این جفاها و بی رسمی ها که قوای مختلف بر جامعه ی معلمان کشور روا داشته اند، ما گفتگو را بهترین راه برای حل مشکلات و رفع سوء تفاهم ها می دانیم.
این انتظار زیادی نیست که فرهنگیان ایران از رئیس قوه ی قضائیه بخواهند ضمن دستور آزادی همه ی معلمانی که به خاطر خواسته های صنفی محبوسند، در گفتگویی بدون واسطه و چهره به چهره، سخنان آن ها را از زبان نمایندگانشان در تشکل های صنفی بشنوند. بدیهی است وقتی مسئولان کشور توانایی گفتگو و تعامل سازنده برای حل مشکلات را با کشورهای دیگر دارند، انتظارداریم چنین رویکردی را با فرهنگیان کشور خود نیز داشته باشند.
متأسفانه، سال هاست که همکاران ما آقایان رسول بداقی و محمود باقری تنها و تنها به خاطر پیگیری حقوق صنفی فرهنگیان کشور در زندان به سر می برند.آقای رسول بداقی که در اواسط مرداد امسال دوره ی شش ساله ی بدون مرخصی اش رو به اتمام است، در عین ناباوری با تشکیل پرونده ی جدید، هم اکنون در بند 2 الف زندان اوین تحت بازجویی اطلاعات سپاه پاسداران و در سلول انفرادی است. امیدواریم با آزادی به موقع ایشان در نیمه ی مرداد، نگرانی های جامعه فرهنگیان کشور در خصوص این همکار گرانقدر برطرف شود و شرایط بحرانی بر جامعه ی معلمان تحمیل نشود و زمینه ی اعتراض مجدد فرهنگیان کشور فراهم نگردد.
در ماههای گذشته نیز بر خلاف انتظار معلمان کشور، آقایان علیرضا هاشمی و علی اکبر باغانی راهی زندان شدند و اکنون در آخرین تهاجم به حقوق صنفی و شهروندی معلمان، آقای اسماعیل عبدی دبیر کل کانون معلمان ایران (تهران) بازداشت شده است.آقای اسماعیل عبدی که طبق نامه ی نیروی انتظامی برای ادای توضیحاتی در خصوص گذرنامه اش، در 6 تیرماه 1394 به دادسرای اوین، شعبه دوم بازپرسی مراجعه کرده بود بازداشت شده و اکنون در بند 2الف زندان اوین متعلق به سپاه پاسداران درسلول انفرادی و تحت بازجویی است.
این شرایطی که بر معلمان کشور تحمیل شده به هیچ وجه قابل قبول نیست. فرهنگیان ایران در سالی که به سال همدلی و هم زبانی مردم و مسئولان نامگذاری شده انتظار آزادی پیش از موعد این عزیزان را داشتند، ولی علی رغم این نامگذاری، نه تنها رویه ی قوه ی قضائیه نسبت به قبل تغییر نیافته است بلکه مسیری مخالف با رویکرد همدلی را دنبال می کند.
بر همین اساس و دراعتراض به رویکرد قوه ی قضائیه در برخورد با فرهنگیان کشور و سکوت دولت در برابر ستمی که در حق پرسنل او روا داشته می شود، فرهنگیان سراسر کشور به استناد اصل 27 قانون اساسی، در روز چهارشنبه 31 تیرماه 1394 از ساعت 10 تا 12 صبح در مقابل مجلس شورای اسلامی گردهم می آیند تا با اعتراض خاموش خود، مخالفت شان را با بازداشت و حبس فعالان صنفی از جمله جناب آقای عبدی اعلام نمايند و آزادی همکاران خود را از مسئولان قضایی بخواهند.
فرهنگیان فرهیخته ی کشور برای نشان دادن حسن نیت خود، در این گرد همایی اعتراضی، سکوت خواهند کرد و هیچ برنامه ای برای سخنرانی و خواندن مقاله و …. ندارند و از سر دادن هرگونه شعار و سرود، چه به صورت فردی و يا گروهی خودداری خواهند نمود و خواسته های خود را تنها از طریق پلاکارد هایی که به تاييد شورای مرکزی خواهد رسید به گوش مسئولان می رسانند. طبیعی است پلاکاردهایی که به صورت خود جوش تهیه شده و حاوی مضامین غيرصنفی و افراطی باشد ، جمع آوری خواهد شد.

لازم به یادآوری است که این تجمع یک تجمع کاملا صنفی و متعلق به فرهنگیان سراسر کشور است و معلمان آگاه اجازه ی سوء استفاده از این برنامه و نیز بهره برداری از نام فرهنگیان را به گروه های داخلی و خارجی نخواهند داد. در پایان لازم به ذکر است ، برای نشان دادن حسن نیت خود ، در صورت آزادی آقای اسماعيل عبدی قبل از 31 تیر، شورای مرکزی طی اطلاعیه ی جدیدی، از فرهنگیان خواهد خواست که این تجمع را لغو نمايند.

شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور


1394/04/27

برگشت

letzte Änderungen: 30.8.2015 11:03