Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 1 von 46
Hezb Socialdemokrat Iran                                   استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی

Hezb Socialdemokrat Iran
استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی
برای جدائی دین از سیاست و دولت و جلوگیری از تعرض دین به کرامت انسانی نخستین گام براندازی تمامیت رژیم حاکم ونهادینه کردن لائیسته ، تنها راهکار نهائی جامعه ایران است.


وطن امروز اسير دو سه تن بيوطن است انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يک لاشخور و آن دگری جغد سياه اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد: که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است !
از: ملک الشعرا بهار



اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو

گام های سنجیده رژیم اسرائیل در دشمنی و توطئه علیه منافع ملی ایرانیان


رژیم ماجراجو و جنگ افروز نتیاهو ،همدست و هم صدای اعراب منطقه و علیه منافع ملی ایرانیان در کارخانه سخن پراکنی " از نام جعلی خلیج عر عر سخن بمیان آورده است .اگر کشوری مثل کشور یهودیان در جهان با نام "اسرائیل " به رسمیت شناخته نشود و فقط کشور فلسطین و مناطق فلسطینی رسمیت پیدا کند ،مردم ایران از ماجراجویان یهودی، جنگ طلب و ماجراجوی در امان خواهد ماند .اسرائیل علنا" در مقابل ایرانیان و علیه مصالح ملی توطئه کرده است و وظیفه همه نیروهای ملی و میهنی ایستادگی در مقابل رژیم ارتجاعی و جنگ افروز اسرائیل است ،دیگر به دوستی و مودت با ایرانیان پایان داده است .باید بخاطر داشت که :"درعصر قدیم بخش عیسا یاس isaiasآمده است 13 تا isaias:45-1- : کوروش فرستاده خدا است .خدا به فرستاده خود کوروش گفت :"تو دست راست منی ،تمام درب های بسته بر روی تو باز میکنم تا همیشه پیروزباشی"
رژیم ماجراجو و جنگ افروز نتیاهو ،همدست و هم صدای اعراب منطقه و علیه منافع ملی ایرانیان در کارخانه سخن پراکنی " از نام جعلی خلیج عر عر سخن بمیان آورده است .اگر کشوری مثل کشور یهودیان در جهان با نام "اسرائیل " به رسمیت شناخته نشود و فقط کشور فلسطین و مناطق فلسطینی رسمیت پیدا کند ،مردم ایران از ماجراجویان یهودی، جنگ طلب و ماجراجوی در امان خواهد ماند .اسرائیل علنا" در مقابل ایرانیان و علیه مصالح ملی توطئه کرده است و وظیفه همه نیروهای ملی و میهنی ایستادگی در مقابل رژیم ارتجاعی و جنگ افروز اسرائیل است ایرانیان 2500 سال یگانه حامی قوم یهود در جهان بودنند.این سزا نیست که رژیم اسرائیل اکنون به تمامی نیکی های ایرانیان پشت پا زده ، و از پشت به این دوست باستانی از پشت خنجر بزند.


هر ايرانی که به اندازه يک ارزن غيرت و ميهن پرستی داشته باشد، پس از باز پخش صدای مناشه امير در صدای اسراييل که «خليج هميشه پارس» را با نام جعلی خطاب کرد را بشنود که ديروز از ايميل من و چند تن ديگر پخش را شنيده باشد نسبت به مناشه امير و صدای اسراييل اعتراض شديد میکند و نشان میدهد اين شيوه «مزوری» هارا بر نمی تابد.

ولی میبينيم عليرضا ميبدی و تلويزيون پارس وبرخی رسانه های ديگر، هرچه صدای اسراييل میريزد وهرچه مناشه امير می جود و پس ميدهد را سرمه چشم می کنند و دهان به دهان صدای اسراييل کرده و کشور ايران را به قيمت يک بادام زمينی که نه به قيمت يک ارزن می فروشند و مدعی می شوند «اينها خليج پارس را تنها (خليج) می خوانند و ماهم بايد همانکاررا بکنيم»

اين مردان فريبکار سالها است مشتشان باز است و سالها است مشخص شده است که با پول مشتی يهودی ضد ايران زندگی میکنند و هرچه آنان ديکته میکنند اين حضرات پس میدهند و اراده ای از خود ندارند. کارشان حقه وفريب و تحميق مردم است نه رسانه آگاهی دهنده و مدافع منابع ايران.

همين حضرات بودند که عبدالمالک ريگی ها و يا رييس جند الله پس از دستگيری اش يعنی محمدظاهر بلوچ، مرتب می آوردند وبا او گفتگو ميکردند و اورا «جان، جان» می ناميدند. اينان همان ميبدی و تلويزيون پارس (شجره) وديگر رسانه ها هستند که خبرهای مربوط به کرد های جدایی طلب مانند کومله، پژاک، و يزيدی ها، کوبانی ها ووو که اصلا ارتباطی با ايران ندارند و تنها به اشاره اسراييل در پی جدایی استان کردستان ايران هستند را با صدای بلند پخش و به عوامل آنان میدان میدهند. آقای ميبدی شخصی بنام «سارا ايرانی» را که معلوم نيست از کدام سوراخ حرف میزند (به احتمال از حيفا يا تل آويو) را علم کرده است و او هر مطلبی در رابطه با منافع اسراييل است را مطرح میکند و آنرا با آب و تاب تعريف میکند، وقتی بررسی میکنی درمیآبی که کتاب يا سايت يا نوشته مربوط به يک يهودی است و همه چيز در تبليغ کارهای آن يهودی رديف شده است.

اخيرا آقای ميبدی شروع کرده بجای «خليج پارس» تنها به واژه «خليج» اشاره میکند واگر کسی به تلويزيون و به آقای شجره اعتراض میکند مدعی میشوند اينها هم همينکاررا می کنند... منظورشان از اينها کيانند؟؟ ((اربابان اسراييلی ويا شايد هم عرب!!))؟؟ که خرج «عطينا» و «تلويزيون» را می پردازند؟؟

تازه اکتفا نمی کنند و ابی خواننده را مثال می آورند که او هم ديگر ترانه «خليج پارس» را نمی خواند... آن بی شرف و ياغی پول پرست به اشاره عرب ها که با هواپيمای خصوصی عرب ها به اينجا و آنجا رفته که نمی آيد از ايران دفاع کند و ترانه «خليج پارس» را بخواند مسلم است از عرب ها پشتيبانی میکند.

به راستی که شرم آور است.

درپيوست بارديگر صدای مناشه امير را که خليج پارس را بانام جعلی میخواند را می شنويد.

اکنون به برنامه ميبدی برويم. شخصی که (نامش برای من روشن است) به ميبدی زنگ میزند در باره نام (شورای همکاری خليج) اعتراض میکند، به مطلبی که ميبدی روز ناهيد شيد (آدينه) به نقل از اکونوميست گفته بوده است اعتراض میکند. به فايل پيوست که نام ميبدی در آن هست MeybodyPersianGulfJA. گوش کنيد به تلفن کننده نخست اعتراض و ايشان را قطع و با جرح و تعديل میخواهد ثابت کند که حرفی که پيشتر زده است درست است و مثال می آورد اگر کسی نامش «محارب» است را نمی توان «مهرداد» ناميد.

شخص دوم زنگ میزند و چون میگويد به شما (ميبدی) تذکر میدهم بدحرف زدی ميبدی موذيانه حرفش را عوض میکند و میگويد ما چرا اعتراض نمی کنيم و وزارت خارجه چرا اعتراض نمیکند و اينبار ميخواهد که مردم باهم همکاری کنند مانند همکاری که سالها پيش با پشتيبانی و تلاش شادروان هاشم حکيمی و چند تن از همين ايميل (جاويد ايران) به ناشنال جغرافی اعتراض کرديم و ناچار شد نقشه های با نام جعلی را تغيير بدهد..... ملاحظه میکنيد در کمتر از يک دقيقه ميبدی دو جور حرف می زند.

نام شورای همکاری های خليج پارس در زبان انگليسی The Gulf Cooperation Council (GCC) است. ولی در پارسی به استناد بسياری از رسانه ها و منابع؛ شورای همکاری کشورهای خلیج فارس (CCPSG) و به عربی: مجلس التعاون لدول الخلیج العربیة، که با نام کوتاه شورای همکاری خلیج فارس (GCC) مشخص می شود نشان داده می شود. اين نوعی تقلب و نوعی مذبذب معابی است که ميبدی هم آنرا می پذيرد و میخواهد نظر آنان را فراهم کند.

ميبدی اصرار دارد اين نام سازمان است و بايستی آنرا پذيرفت. ولی آقای ميبدی بسيار اشتباه میکند ويک سازمان که به همان کار وبرای انجام يک منظور تشکيل میشود از نظر حقوقی و از نظر پذيرش در سازمان های بين المللی نمی تواند در هر زبانی نام ديگری داشته باشد و معنی ديگری را القا کند. اين کار درست نيست و کار آقای ميبدی نوعی رفع و رجوع کردن نظر «عرب ها» و (اسراييلی) ها است. مرتب احمدی نژاد را مثال میزند که در شورای همکاری خليج (فارس) که نامی از خليج پارس نمی برد زير تابلو نشست. ولی احمدی نژاد نه ايرانی است ونه به ايران فکر میکرد. احمدی نژاد آنطور که مشخص شده است يک يهودی طرفدار اسلام تعصبی است که نمی تواند نمونه ای برای ايرانیان باشد.

همان شخص نخستیکه به ميبدی تلفن میکند در تماس ديگری تماس می کنند و لب کلام را بيان میکند در فايل ديگری که فايل (2) مشخص شده است و در پيوست گوش کنيد. تا نهايت گفته های آن «شخص شناخته شده برای من» را ميبدی می پذيرد. ولی بازهم اصرار دارد ديگران اعتراض کنند ولی خودش در رسانه ای نشسته است و با خرد يا نابخردانه کاررا به دوش ديگران می اندازد چرا خودش همانند آن ديگران سخن می گويد وانتظار دارد ديگران اعتراض کنند. رفع مسئوليت از خودش می کند.

بس است به راستی بس است اين «مذبذب معابی» بس است.
ميدانم کسانی که ميبدی را دوست میدارند اعتراض خواهند کرد ولی مهم نيست مهم ايران است.

از آن شخص که در دو اعتراض تلفنی ميبدی را قانع میکند سپاسپگراری میکنم.

آقای ميبدی گوش کنيد... به ايميل من نگاه کنيد در گذشته بارها وبارها نقشه جغرافی چاپ عربستان سعودی که نوشته است «الخليج الفارسی» را فرستاده ام اين بازی ها را کنار بگذاريد. خليج پارس هزاران هزار سال است «شاخاب پارس» و «آبراه پارس» خوانده شده و در نقشه های آرشيو های انگليسی و آلمان و فرانسه و آمريکا هم «خليج پارس» است سعی نکنيد بخاطر يک مشت اسکناس سبز رنگ يا يک سفر تفريحی روی کشتی نام آنرا عوض کنيد.

ح-ک

به نیکی گرای و میازار کس - که ره رستگاری همین است و بس
نامه رستم فرخ زاد سردار ایران در جنگ قادسیه به برادرش

این نامه را میتوانید در بخش فرهنگ و هنر -اشعار و ربائیات بخوانید.
به این لینک مراجعه کنید .http://www.spiran.com/fa/culture/vorst-kultur/poesie.html



از شاعر ملی و میهنی فردوسی

روز یادما فردوسی جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
روز یادمان شاعرملی و میهنی که زبان و ادب ایران را زنده و ادبیات پارسی ایران زمین را از تصرف و تعرض زبان بیگانگان تازی نجات داد.

افزايش تدابير امنيتی و اعزام يک تيم ويژه وزارت اطلاعات به كردستان

افزايش تدابير امنيتی و اعزام يک تيم ويژه وزارت اطلاعات به كردستان



پس اعتراضات چند روز گذشته در مهاباد و چند شهر ديگر، وزارت اطلاعات در تهران يك تيم ويژه به كردستان اعزام كرده است.
بنابه گزارش كانون مدافعان حقوق بشر كردستان، روز شنبه ١٩ ارديبهشت ماه ، يك تيم ويژه وزارت اطلاعات براي كنترول و هماهنگي بيشتر با اداره اطلاعات در شهرهاي كردستان، وارد شهر سنندج شده اند.
يك منبع مطلع در اين باره به" كانون مدافعان حقوق بشر كردستان" گفت كه اين تيم ويژه ديروز صبح وارد سنندج شدەاند و بعد از جلسەی محرمانه كه با مسوولان اداره اطلاعات شهر سنندج داشتەاند، بعد از آن به ساختمان استانداري رفتند و معلوم نيست در آنجا با چه كساني جلسه برگزار كردند. ولي گويا به قصد ديدن استاندار كردستان به آنجا رفته بودند.
اين منبع كه خود در استانداري كار مي كند، همچنين گفت كه وي شنيده كه قرار است اين تيم ويژه به مهاباد هم بروند و مي خواهند بر اوضاع امنيتی اين شهر كنترول بيشتري داشته باشند.
هنوز مشخصات و نوع مأموريت اين تيم ويژه وزارت اطلاعات براي كسي معلوم نيست، ولي از آنجا كه در اين چند روز گذشته شهرهاي كردستان و بخصوص شهر مهاباد شاهد اعتراضات مردمي بوده است، و احتمال دارد اين اعتراضات به شهرهاي ديگر از جمله سنندج هم كشيده شود، گمان مي رود اين تيم ويژه وزارت اطلاعات براي برسي و كنترول و هماهنگي امنيتي با دستگاەهاي امنيتي به كردستان اعزام شدەاند.
از طرفی دیگر وضعیت کنونی شهرهای کردستان غیر عادی می باشد، بطوری که در این سه روز گذشته، شهرهای سنندج، سقز، بوکان و مریوان کاملا ملیتاریزه و شاهد حضور پر تعداد نیروهاي یگان ویژه سپاه و نیروی انتظامی و لباس شخصی های وزارت اطلاعات بوده است.
آخرين گزارشها از سنندج حاكئ از آن است كه روز يكشنبه ٢٠ ارديبهشت ماه، همچنان نيروهاي گارد ويژه ضد شورش در حالت آماده باش بودند و نيروهاي انتظامي و لباس شخصي هاي وزارت اطلاعات هم بصورت گسترده در سطح شهر پخش شده بودند.
بر اساس این گزارش در این چند روز گذشته فضای شهر هم مهاباد کاملا امنیتی بوده است و خط انترنت این شهر بدستور اداره اطلاعات این شهر قطع و خطوط تلفن ها هم دچار اختلال شده بود.
گفتنی است روز پنج شنبه هفته گذشته مردم شهر مهاباد مقابل هتل تارا در شهرستان مهاباد تجمع کرده و آن را در محکومیت قتل «فریناز خسروانی» به آتش کشیدند.
روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشتماه، یک دختر جوان اهل مهاباد به نام فریناز خسروانی که از کارمندان هتل “تارا” بوده است، طبق هرآنچه اعلام شده و جهت حفظ “ناموس” و جهت جلوگیری از تجاوز کارمند دولتي از طبقە چهارم این هتل خود را به پایین پرت کرده است.
بعد از این ماجرا و فراخوان تعدادی از فعالان مدنی و جوانان مهاباد، عصر روز پنج شنبه ١٧ اردیبهشت ماه، شماری از مردم مهاباد در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین امر در خصوص مرگ فریناز خسروانی در مقابل هتل تارا تجمع کرده و به این هتل حمله کرده و آن را به آتش کشیده اند.
در این تظاهرات بیش از ۳۰ نفر زخمی كه يكي از زخميها بنام "آكام تلاج" كه بعد از دو بار عمل جراحي ، در وضعيت وخيم قرار دارد و به گفته منابع مطلع احتمالا از كمر به پايين فلج شود.
از طرفي ديگر به گفته منابع مطلع تاکنون بيش از ده ها نفر که از جمله دو تن بنام های امید کریمی کاوه عنیاتی بطور زخمی توسط نیروهای وزارت اطلاعات در شهر مهاباد بازداشت شدەاند. كه تا اين لحظه بازداشت ها همچنان ادامه دارد.
همچنين همزمان با اعتراضات روزهای اخیر در شهر مهاباد و شهرهای دیگر کردستان، دیروز شنبه ۱۹ اردیبهشتماه ۱۳۹۴، شماری از شهروندان سردشتی، جهت محکوم کردن جان باختن «فریناز خسروانی» در شهر مهاباد و همصدایی با مردم این شهر، تجمع اعتراضی ترتیب دادند.
در این تجمع اعتراضی نیروهای انتظامی و امنیتی با شرکت کنندگان در این تظاهرات درگیر شده و در همان ساعات اوليه دست کم ۱۲ تن از آنها دستگیر شده اند.
آخرين خبرها از سردشت حاكي از آن است كه طي شب گذشته و امروز يكشنبه ، وزارت اطلاعات دستكم 15 تن ديگر را بازداشت كرده و آنها را به اداره اطلاعات منتقل كرده است. كه به گفته منابع محلي ٣ تن از آنها زن مي باشد.
فعالان مدنی در کردستان بر اين باورند كه بروز حرکتهای اعتراضی شهرهاي كردستان ادامه خواهد داشت.

واکنش‌ها و توضیحات رسمی درباره حادثه مهاباد، رئیس دادگستری آذربایجان غربی ضمن تکذیب ارتباط متهم با نهادهای امنیتی کشور،

رئیس دادگستری آذربایجان غربی ضمن تکذیب دخالت مأمور امنیتی در تعرض و تجاوز به فریناز خسروانی ،مردم مهاباد را تهدید کرد چنانچه به اعتراض خود ادامه بدهند،علیه آنها خشونت بکار خواهد گرفت .آنچه مسلم است تمامی دستگاهای حکومتی و مأموران و مسئولان آن به مردم طی 37 سال اسارت اسلامی توسط باندهای فاشیستی ،ارازل و اوباش ،جز دروغ ،ریاکاری و فریب و کذب گفتن به مردم برای نجات رژیم تروریستی اسلامی ،پیامی به همراه نداشته اند.


در ادامه واکنش‌ها و توضیحات رسمی درباره حادثه مهاباد، رئیس دادگستری آذربایجان غربی ضمن تکذیب ارتباط متهم با نهادهای امنیتی کشور، با استناد به معاینات پزشکی قانونی «هرگونه شایعه در مورد تجاوز به متوفی» را رد کرد.

به گزارش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، توکل حیدری، رئیس دادگستری در آذربایجان غربی، روز جمعه، ۱۸ اردیبهشت، تاکید کرد که «رابطه‌‌ای در این حد بین متوفی و متهم وجود نداشته است».
وی با اشاره به بررسی «۲۵ پیامک رد و بدل شده بین متهم و متوفی» و همچنین «گفته‌های متهم» گفت که مهماندار این هتل پس از حضور «در اتاق متهم» از طریق یکی از «همکارانش» اطلاع یافته که مدیر هتل «مشغول کنترل دوربین‌های مداربسته است»، به همین دلیل «دستپاچه شده» و پس از طی کردن «چند بالکن کناری» قصد پریدن از بالکن به «طبقه پایین‌تر» را داشته، اما موفق نشده و به «پایین پرت» شده است.

معاون استاندار دولت "تجاوز و اسید" نیز گفته است: متهم فقط می‌خواسته از دخترجوان خواستگاری کند!

معاون امنیتی- سیاسی استانداری آذربایجان غربی در نشست ویژه ای که به همین مناسبت برگزار شد، تهدید کرد در صورت ادامه اعتراض ها، از روش‌های خشونت آمیز استفاده خواهد شد!

معاون استاندار میگوید به دختر مهابادی هیچ تعرضی نشده است. رسانه‌های "ضدانقلاب" را مسبب نا آرامی‌هایی می‌داند که در آنها ده‌ها نفر زخمی و پنج نفر دستگیر شدند!

کاربران فیس‌بوک در واکنش به سخنان مقامات دولتی میگویند:

- از ريحانه هم ميخواست بشت درهاي بسته خواستكاري بشه ولي ريحانه راهي نداشت كه در بره اخرش هم به خاطر دفاع از ناموس اعدام شد اين دختر هم داشت خواستكاري ميشد بشتًدر قفل شده واكر موافقت نميكرد تجاوز ميشد و جون مخالفت كرد از بلكن بريد بيرون ،،،،تا كي دروغ تاكي مظلوم نمايي اطلاعاتي ها تا كي بايد ناموس و جان مردم در تعرض باشه ،،اي مردم يكي بشيم و به اعتراض بر خيزيم اخه خواستكاري تو هتل بشتًدرب بسته ،مكه اين دختر خانواده نداشت

- مثل اسید پاشی اصفهان به کجا رسید کار ارواح بوده

- کسانی‌ که با شعار ( یا روسری ، یا تو سری ) انقلاب را مصادره کردند و قدرت یافتند، نمیتوانند و شایسته نیستند که داد خواه خون فریناز باشند. اینها خود، مظهر جنایت علیه زن ایرانی‌ اند

- چرا عكس متهم رو پخش نمى كنن؟؟

- دروغ هم بلد نیستن بگن!!!خواستگاری میتونه لابی هتل انجام شه ... چرا طبقه چهارم پشت درهای بسته؟ این چجور خواستگاری بوده که دختر از وحشت خواستگار خودش رو از طبقه چهارم به پایین پرت کرده!؟ دروغ هم بلد نیستن بگن!!!

- با چه منطقی میگن میخواسته خاستگاری کنه خودشو پرت کرده پایین؟ حداقل دلیل قابل قبول نمیان درست کنن بگن. با چاقو ازش خاستگاری کرده که خودشو پرت کرده پایین؟! بهش نه گفته این پرتش کرده پایین؟!

- از این به بعد در هر خواستگاری میتونه لابی هتل انجام شه ... چرا طبقه چهارم پشت درهای بسته؟ این چجور خواستگاری بوده که دختر از وحشت خواستگار خودش رو از طبقه چهارم به پایین پرت کرده!؟ دروغ هم بلد نیستن بگن!!!

- ما یادمون نرفته صانع ژاله رو هم اول کردنش بسیجی حتی براش پدر و مادر تقلبی ساختن و نشون دادن، اینم همونه. فردا یه نفر میارن نشون می دن جای مادرش که بگه دختر من با قاتل رابطه داشته و..... الی آخر.

- این اراجیف چیه تحویل مردم میدین؟!؟! دوربینهای مداربسته دقیقا چی نشون میده؟! خوب طرف که بعد از تجاوز بهش خودش ننداخته پایین قطعا قبلش برای اینکه اجازه نده همچین اتفاقی بیفته خودشو پرت کرده دیگه.... بعدش از بالکن طبقه چهارم دقیقا میخواسته کجا فرار کنه؟!)! اونم یه دختر؟!؟!

توضیحات یکی‌ از هموطنان از شهر مهاباد :

فریناز خسروانی
متولد ۱۳۶۸ساکن مهابادولیسانس کامپیوتر
وکارمند هتل تارا مهاباد
که رئیس وکارفرمای آن هتل نادر مولودی می باشد
روز یکشنبه که بارزسی از ارومیه اومده و مسئول اماکن می باشد به مهابادآمده بود،ودرصد فریب فریناز بوده،وبه دلایلی مکر وحیله وتهدیدفریناز اورا بعداز تعطیلی کاربه اتاق خود فراخوانده،ودر را از پشت سروی بسته است.ودختر بیچاره از ترس جان و تجاوز طرف،به همکارش زنگ زده و تقاضای کمک کرده،واز آنجایی که رئیس هتل(نادرمولودی)درجریان کار نامشروع مامور اطلاعاتی باخبر بوده،نگذاشته کسی به داد فریناز برسه،وفریناز درمانده از پنجره اتاق که در به بالکن رفته وخواسته از آن طبقه به طبقه سوم خودرا پرت کند،اما متاسفانه چون ارتفاع زیاد بوده به پایین پرت شده وبه طرز فیجعی باعث مرگش شده،وتمام این حوداث مذکور،را دوربین هتل ضبط شده ومدرک دردست است حتی آن مامور عوضی هم از بالای بالکن را دوربین نشان داده شده است
امادر حال رئیس هتل قضیه اینطوری جلوه داده که اونجا رفته وپاش لیز خورده و افتاده پایین...


*فرتور از زینتی است.

اخباروگزارشات کارگری18اردیبهشت1394( ویژه اعتراض سراسری 17اردیبهشت فرهنگیان)

اخباروگزارشات کارگری18اردیبهشت1394( ویژه اعتراض سراسری 17اردیبهشت فرهنگیان)
معلم بدون دغدغه برای فرزندان مان می خواهیم


تبریز:برخی از والدین دانش آموزان نیز با حمل پلاکاردهایی با عنوان ' معلم بدون دغدغه برای فرزندان مان می خواهیم ' در کنار معلمان حضور داشتند.
- تجمع اعتراضی معلمان شهرستان های سقزوبانه ومنطقه ی زیویه
- تجمع اعتراضی معلمان در اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
- تجمع بیش از2هزارمعلم مقابل ادراه کل آموزش و پرورش اصفهان
- معلمان مشهد سکوت راشکستند
- تجمع اعتراضی فرهنگیان شاغل و بازنشسته نوشهر
- تجمع اعتراضي جمعي از معلمان درقم
- تجمع اعتراضی معلمان استان البرز
- عدم استقبال فرهنگیان مراوه تپه از جشن روز معلم در مراوه تپه

تجمع اعتراضی معلمان شهرستان های سقزوبانه ومنطقه ی زیویه
به گزارش رسیده امروز پنجشنبه 17 اردیبهشت جمعی از معلمان شهرهای سقز و بانه و منطقه ی زیویه درمقابل اداره آموزش وپرورش سقز در اعتراض به وضعیت معیشتی خود تجمع نمودند.
تجمع کننده گان درقطعنامه ای که توسط یکی ازمعلمین خوانده شد ضمن درخواست آزادی معلمان زندانی بر افزایش حقوق و رفع تبعیض از معلمین نسبت به دیگر کارکنان دولت و پایان دادن به دستگیری معلمان تاکید نمودند. همچنین آنان اعلام نمودند تا رسیدن خواسته هایشان در روزهای آینده به تجمعاتشان ادامه خواهند داد. این تجمع در ساعت 12 ظهر به پایان رسید . تعداد شرکت کنندگان حدود 400 نفر تخمین زده می شود.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
17 اردیبهشت 1394
تجمع اعتراضی معلمان در اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی
جمعی از معلمان مقاطع مختلف مدارس تبریز با تجمع در مقابل اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی خواستار تحقق مطالبات خود شدند.
ایرنا-17اردیبهشت:تعداد معلمان حاضر در این اجتماع که حدود ۴۰۰ نفر تخمین زده می شد روز پنجشنبه با در دست داشتن نوشته هایی خواهان عدالت، بهبود معیشت، تکریم جایگاه معلمان ، طرح هماهنگ سازی و تشکیل مجلس نمایندگان معلمان در هر استان شدند.
همچنین برخی از والدین دانش آموزان نیز با حمل پلاکاردهایی با عنوان ' معلم بدون دغدغه برای فرزندان مان می خواهیم ' در کنار معلمان حضور داشتند.
معلمان همچنین با تاکید بر لزوم اصلاح دریافتی فرهنگیان بازنشسته، خواستار بهبود وضعیت معیشتی کارکنان بازنشسته آموزش و پرورش شده اند.
تجمع بیش از2هزارمعلم مقابل ادراه کل آموزش و پرورش اصفهان
دریافتی:در روز 17 اردیبهشت حدود بیش از دو هزار نفر از معلمان در اصفهان در اعتراض به وضعیت معیشتی، تهدید فعالین معلمان به زندان، آزادی فعالین معملی زندانی، همسان سازی حقوق ها، دخالت در تدوین متون درسی، استاندارد سازی ساختمان های مدارس فرسوده شده و غیر ایمنی و ده ها خواسته دیگر در مقابل ادراه کل آموزش و پرورش تجمع کردند.
حدود بیش از ده نفر از مزدوران دولتی که قصد برهم زدن این تجمع را داشتند، بلند گو ها را قطع کرده و به طرف سخنران کفش پرتاب کردند اما با هوشیاری تجمع کنندگان این ده نفر مجبور به ترک تجمع شدند.
معلمان مشهد سکوت راشکستند
دریافتی:معلمان مشهد با حضور چندهزار نفری خود ، با شعار« وزیر بی لیاقت استعفا استعفا » ، « معلم زندانی آزاد باید گردد»و « اتحاد اتحاد » سکوت خود را شکستند و با ذکر جمیل از یاد و خاطره همکاران دربند خویش خواهان آزادی و لغو احکام قضائی صادر شده بر علیه فعالان صنفی توسط قوه قضائیه گردیده و با زدن کف و دست بمدت 10 دقیقه که از بین بانوان شروع شد ه بود بر خواسته های خود تأکید کردند .
شکست سکوت از آن جا آغاز گردید که نیروی انتظامی با نصب پرده و درج مطلبی از قبل با مضون «معلمی عشق است و اگر به عنوان شغل به آن نگاه می کنید به دنبال کار دیگری بروید » در جلوی اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی هیجان معلمان را بر انگیخت . در پی این مسئله تجمع کنندگان با الصاق عکس معلمان زندانی و پلاکاردهائی مبنی بر مطالبات مدنی بر روی پرده فوق هشدار خود را متذکر شدند . پس از این برخورد دو نفر از افسران نیروی انتظامی با همراهی فردی دیگر اقدام به کندن عکسها و پلاکاردها نمودند که با برخورد و اعتراض شدید آقای جواد لعل محمدی از فعالین کانون صنفی معلمان ایران مواجه گردیده و مجبور به جمع آوری پرده خود شدند .
در حدود ساعت یازده و تجمع حداکثری معلمان مدیر کل آموزش و پرورش خراسان رضوی با حضور در بین معلمین نزدیک به 5 دقیقه از همدلی دست خالی دولت صحبت به میان آورد و فرهنگیان را به داخل ساختمان اداری دعوت کرد . پس ازرفتن مدیر کل تعدادی از مسئولین اداره با همراهی افرادی منصوب به کانون صنفی دعوت خود را تکرار و نسبت به هدایت معلمان به داخل ساختمان اقدام نمودند که با برخورد مجدد آقای لعل محمدی و آقای خواستار مسئول کانون صنفی معلمان مشهد مواجه و آقای خواستار با رفتن بر روی سکو از کلیه فرهنگیان خواستند که هشیار باشند و فریب بازی های مرسوم را نخورند و از حقوق معلمان زندانی خود دفاع کنند .
آقای خواستار که مورد تشویق شدید تجمع کنندگان قرار گرفته بود گفت « من در سالهای گذشته در طبقه دوم همین اداره محاکمه شدم و آقایان در هم دستی با دستگاه قضا آن چه را که به نا حق بود در حق بنده و همکارانم صورت دادند . وی همچنین گفت : رسول بداقی بالغ بر 6 سال از عمر خود را در زندان گذرانده و اکنون که نوبت به آزادی ایشان رسیده است پرونده سازی مجدد برای ایشان و دیگر همکارانی که دارای حکم تعلیقی هستند آغاز گردیده است .به دنبال این سخنان معلمان با شعار « زندانی سیاسی آزاد باید گرددد و معلم زندانی آزاد باید گردد» و همچنین «اتحاد، اتحاد» و « وزیر بی لیاقت استعفا ، استعفا» خواهان رسیدگی دولت به وضعیت معلمان زندانی ، تحول آموزش و پرورش و رفع تبعیض بین این وزارتخانه با دیگر وزارتخانه ها شده و بانوان حاضر در تجمع با شروع کف و دست که همه گیر شد تا 10 دقیقه بر خواسته های خود تآ کید کردند .
آن چه در این میان حائز تذکر و اهمیت است حضور بی نظیر فرهنگیان ، تعدادی از دانش آموزان دبیرستان ها و خانواده های معلمین در بین تجمع کنندگان است.
تجمع اعتراضی فرهنگیان شاغل و بازنشسته نوشهر
بلاغ-18اردیبهشت:فرهنگیان شاغل و بازنشسته نوشهری با حضور در مقابل اداره آموزش و پرورش شهرستان، با ارائه بیانیه‌ای درباره وضعیت معیشتی، رفاهی و تبعیض فوق‌العاده حقوق و مزایای آنان با سایر کارکنان دولت، از مسئولان کشور خواستار پیگیری این موضوع شدند.
تجمع اعتراضي جمعي از معلمان درقم
در پایان این تجمع از همه معلمان خواسته شد تا سی و یک اردیبهشت برای پیگیری مطالباتشان در محل اداره کل آموزش و پرورش استان قم تجمع کنند .
جمعی از معلمان قمی امروز با تجمع در محل اداره کل آموزش و پرورش استان قم توجه ویژه دولت به مطالبات فرهنگیان را خواستار شدند.
واحدمرکزی خبر-17اردیبهشت: در این تجمع اعتراضی که تعداد آنها به حدود صدو پنجاه نفر می رسید اعلام کردند: حضور آنها به دور از هر گونه فعالیت سیاسی است و به هیچ کدام از جناحهای کشور وابستگی ندارند و فقط مطالبات قانونی و صنفی خود را خواستار هستند.
معلمان معترض گفتند:رفع تبعیض های حقوقی و صنفی بین فرهنگیان و سایر کارکنان دولتی ، احقاق حقوق مالی و رفاهی و دارابودن تشکیلات صنفی مهمترین مطالبات خود اعلام کردند.
همچنین تغییر وزیر آموزش و پرورش ،پرداخت حقوق بازنشستگان مطابق با نظام هماهنگ پرداخت کشوری ،مخالفت با خصوصی سازی مدارس، توجه به فضاهای آموزشی و بازسازی مدارس فرسوده، تبدیل وضعیت معلمان حق التدریسی، از دیگر خواسته های آنان اعلام شد.
در پایان این تجمع از همه معلمان خواسته شد تا سی و یک اردیبهشت برای پیگیری مطالباتشان در محل اداره کل آموزش و پرورش استان قم تجمع کنند .
چهارده هزار و هشتصد معلم مقاطع مختلف تحصیلی در مدارس قم فعالیت دارند .
تجمع اعتراضی معلمان استان البرز
جمعی از معلمان استان البرز در اعتراض به پایین بودن حقوق و مزایای خود در مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان البرز تجمع کردند…
تیتر1-18اردیبهشت:روز پنج شنبه ۱۷ اردیبهشت معلمین سرار کشور در اعتراض به آنچه که پایین بودن حقوق و مزایا عنوان شده در مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان ها و مجلس شورای اسلامی تجمع کردند.
عدم استقبال فرهنگیان مراوه تپه از جشن روز معلم در مراوه تپه
اترک-18اردیبهشت:جشن روز معلم در مراوه تپه با حضور یک سوم معلمان برگزار گردید.
طبق شنیده ها ، این جشن قرار بود در سالن کوثر برگزار گردد که مکان آن به سالن شهید آوینی تغییر کرد.
قرار بود این مراسم در یک روز کاری مدارس (چهارشنبه)و با حضور تمامی معلمان برگزار گردد.
البته مراسم برگزار گردید ولی آنچه در عکسهای این مراسم در سایت فرمانداری برمی آید ، حضور همه فرهنگیان در این مراسم دیده نمی شود و شاید باید گفت حدود یک سوم از معلمان آموزش و پرورش شهرستان در این مراسم حضور داشته اند.
هیجدهم اردیبهشت ماه1394

بیش از ۲۰ نفر زخمی و دە‌ها بازداشت در تظاهرات دیروز مهاباد

یک مأمور امنیتی رژیم در هتلی در شهر مهاباد به قصد تعرض و تجاوز به بانوئی که در این هتل کارمند بوده است ،مسبب مرگ این زن بنام فریناز خسراونی میگردد.


بیش از ۲۰ نفر زخمی و دە‌ها بازداشت در تظاهرات دیروز مهاباد

در طی 36 سال صدارت تروریستی حکومت جنایتکار اسلامی در ایران ،مردم شاهد انواع تجاوز و تعرض توسط عوامل رژیم به مردم ایران بوده اند.تجاوز و تعرض در کهریزک و یا زندان ها و سیاهچال های رژیم تبهکار و جنایت پیشه اسلامی و دیگر اسارتگاه های پاسداران ،بسیج و لباس شخصی ها و واواک رژیم ،به دستور آخوندهای فاسد و تبهکار در مقابل مخالفان حکومتی ،امری شرعی بوده و برای این جنایات هولناک این تاز ی پرستان حکومتی فتواء صادر و ارازل و اوباش و گماشتگان و مزدوران خود را بجان و مال مردم برای غارت و چپاول و ضرب و شتم ،رها کرده اند.این بار مردم شهر مهاباد از هم شهری و فرزندشان که مأمور امنیتی فاسد حکومتی با قصد تجاوز به او برای فرار و نجات از تجاوز خود را از طبقه چهارم هتل به بیرون پرتاپ کرده است و منجر به مرگ او گردیده است ،به میدان آمده و این عمل جنایتکارانه مأمور امنیتی رژیم را محکوم و در اعتراض به این قتل ، فریاد اعتراض خود را به مردم ایران و جهانیان رساندنند. "فریناز پرید تا دستی بدنش را آلوده نکند، ریحانه جباری بردار شد تا به او تجاوز نشود، و عاطفهٔ ساله ۱۶ نیز چنین سرنوشتی داشت! سزای زن و زنانی که نمیخواهند مورد تجاوز قرار گیرند مرگ است یا اعدام! این قصهٔ تلخ و اندوهبار هر گوشهٔ سرزمین من است که زنان آن اگر تن به شهوترانی برادران اطلاعاتی ندهند باید بمیرند !!
این همان امنیتی بود که روحانی بنفش آنرا نوید داده بود؟ این همان احترام و ارزش زن در اسلام است که شیرین عبادی از آن سخن میگوید؟! همان اسلامی که اکبر پونز گنجی اینروزها از آن سخن میگوید؟ راستی معصومه علی‌نژاد و حامیان یواشکی‌ها نمیخواهند بدانند چرا یک زن ایرانی خودکشی کرد؟!
آن بنیاد حقوق بشر * دلباختهٔ یواشکی‌ها کجاست؟ و دیگران که از حقوق بشر نرم و نازک‌های بیخطر را گزارش میدهند کجا هستند؟
۳۷ سال تجاوز، سنگسار، اعدام ، شکنجه حاصل یورش دوبارهٔ اسلام با خمینی گوربگور برای زن ایرانی بوده است، همانا که بسیاری تلاش دارند تا به جهان بفهمانند که اسلام جمهوری اسلامی مدرن و دموکراتیک است با آمدن بنفش‌ها ، اما این اسلام از هر رنگش زشتر است زن ستیز است نگاه کنید زن در جهان اسلام کجا خوشبخت است؟
این کابوس زشت و نکبت ۳۷ ساله را کی میتوانیم پایانی ببخشیم؟ آیا کردستان آغازگر خواهد بود؟"
شیلا
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
متن گزارش :
مردم شهر مهاباد کە چند روز پیش شاهد جان‌باختن «فریناز خسروانی» بودند، علیه دست‌اندازی عوامل حکومتی و بی‌اعتنایی مقامات دولتی به این جنایت، دست به اعتراضی عمومی زدند که در پی آن نیروهای امنیتی و نظامی بیش از 20 شهروند معترض را زخمی و ده‌ها نفر دیگر را بازداشت کرد.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، مردم با تجمع در برابر هتل «تارا»، خواستار معرفی و مجازات عاملین مرگ این دختر جوان شدند.
هتل تارای مهاباد مکانی است که «فریناز خسروانی» در پی حمله و تهدید به تعرض جنسی از سوی عوامل وابسته به نهادهای امنیتی حکومت، خود را از طبقه چهارم آن پرتاب کرد و جانش را از دست داد.
مقامات حکومتی در این شهر به جای پاسخ‌گویی به خواست برحق مردم، با وارد کردن نیروهای ویژه انتظامی و امنیتی به محل، به سرکوب مردم اقدام کرده و شمار زیادی از شهروندان زخمی شد.
بنا به این گزارش و همچنین آمار غیر رسمی که به صورت مستقل قابل تایید نیست، تعداد زخمی‌ها بیش از ۲۰ نفر گزارش شده و به گفته‌ی مسوولان حکومتی ۷ تن از نیروهای انتظامی نیز در جریان این درگیری‌ها زخمی شده‌اند.
گزارش‌های دیگری نیز از بازدشت بیش از ده‌ها نفر از شهروندان مهابادی توسط نیروهای امنیتی در دو روز اخیر خبر می‌دهند.
به دنبال واکنش "وحشیانه" نیروهای ویژه انتظامی و امنیتی به این اعتراض مسالمت‌آمیز و آتش گشودن به سوی معترضین، مردم خشمگین، هتل تارا را به آتش کشیدند.
گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که اداره اطلاعات در مهاباد مورد هجوم معترضان قرار گرفته است. علاوه بر این دامنه اعتراضات علیه حکومت، به شهرهای بوکان، پیرانشهر و مریوان کشیده شده است.
گزارش‌هایی نیز از اقدام حکومت به اعزام نیروهای تازه نفس از شهرهای میاندواب و نقده به شهر مهاباد منتشر شده است.
هم‌زمان نیروهای امنیتی و یگان‌های ویژه، با کنترل شدید خودروهای سواری، بیمارستان‌ها و داروخانه‌های شهر، دست به بازداشت تعدادی از مجروحان و انتقال آنان به مکان نامعلومی زده‌اند. از سوی دیگر مردم خشمگین مهاباد در طول شب گذشته تا صبح امروز را در خیابان‌ها سپری کرده‌اند.
گفته می‌شود در جریان مقاومت مردم در برابر تعرضات و حملات نیروهای امنیتی و انتظامی حکومت، چند دستگاه خودروی متعلق به نهادهای نظامی و امنیتی آتش گرفته است.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی



تشدید فضای امنیتی در مهاباد و بازداشت دەها نفر

با وجود فضای امنیتی و حضور چشمگیر نیروهای انتظامی دیروز پنج شنبه مردم شهر مهاباد مقابل هتل تارا در شهرستان مهاباد تجمع کرده و آن را در محکومیت قتل «فریناز خسروانی» به آتش کشیدند.
بنابه گزارش کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشتماه، یک دختر جوان اهل مهاباد به نام فریناز خسروانی که از کارمندان هتل "تارا" بوده است، طبق هرآنچه اعلام شده و جهت حفظ "ناموس" و جهت جلوگیری از تجاوز کارمند وابسته به "ادارهی اطلاعات" از طبقە چهارم این هتل خود را به پایین پرت کرده است.
بعد از این ماجرا و فراخوان تعدادی از فعالان مدنی و جوانان مهاباد، عصر دیروز پنج شنبه ١٧ اردیبهشت ماه، شماری از مردم مهاباد در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین امر در خصوص مرگ فریناز خسروانی در مقابل هتل تارا تجمع کرده و به این هتل حمله کرده و آن را به آتش کشیده اند.
منابع مطلع در مهاباد در این باره به "کانون مدافعان حقوق بشر کردستان" گفتند: در طول شب گذشته حرکات اعتراضی در سطح شهر مهاباد همچنان ادامه داشته است که این تجمع شهروندان مهابادی با دخالت نیروهای گارد ویژه و نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد و این نیروها با اسلحه ساچمهای و گاز اشکآور اقدام به پراکنده کردن معترضان کردند.
بنابه این گزارش تا صبح امروز حدود ١٧ نفر از معترضان که توسط نیروهای حکومتی زخمی شده بودند، به بیمارستان امام خمینی و یا مراکز دیگر درمانی مهاباد منتقل شدەاند که زخم هشت تن از آنها عمیق و در وضعیت وخیم جسمی بسر می برند. هر چند به گفته شاهدان عینی تعداد زخمی ها بیشتر است که از ترس بازداشت شدن به هیچ کدام از مراکز درمانی مراجعه نکرده اند.
همچنین حدود پنج تن از نیروهای انتظامی هم زخمی شده اند.
از طرفی دیگر در طول شب گذشته بیش از ده نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
همچنین بنابه گزارشات تأیید نشدەای شب گذشته صدای تیر اندازی در شهر شنیده شده است.
از شهرستان میاندواب هم امروز صبح تعداد زیادی نیروی ویژه و نیروی نظامی راهی مهاباد شدەاند.

فعالان مدنی در کردستان می گویند که امکان بروز حرکتهای اعتراضی در امروز جمعه و یا در روزهای آتی و در دیگر شهرهای مناطق کُردنشین قریبالوقوع میباشد.

شایان ذکر است طبق گزارشهایی که در دو روز گذشته در برخی از رسانهها و شبلههای اجتماعی منتشر شده بود، دختری در شهر مهاباد با نام «فریناز خسروانی» که در هتل «تارا»ی این شهر مشغول به کار بوده است، برای اینکه مورد تعرض قرار نگیرد خود را از طبقه چهارم هتل به پایین پرتاب کرده و جانش را از دست داده است.

گزارشها حکایت از آن دارد که، صاحب هتل تارا، با یک بازرس تبانی کرده بود تا در ازای صدور تائیدیه برای ثبت هتل به عنوان هتلی پنج ستاره شرایط را به وجود بیاورد تا بازرس بتواند به کارمند هتل تجاوز کند، و همین باعث میشود «فریناز خسروانی»، کارمند هتل وقتی که در اطاق هتل گرفتار نقشه صاحب هتل و بازرس میشود، خود را از پنجره به پایین پرتاب کند و در دم جانش را از دست بدهد. که این امر موجب اعتراض و نارضایتی مردم شهر مهاباد و دیگر فعالان در کردستان شده است.
گفتنی است که است که «جعفر کتانی» فرماندار مهاباد امروز, جمعه, 18 اردیبهشت در گفتگو با کردپرس, خبرگزاری وابسته به جمهوری اسلامی ایران, طی اظهاراتی ضدو نقیض, تلاش کرد تظاهرات مردمی شهروندان مهاباد در اعتراض به قتل «فریناز خسروانی» را بیاهمیت جلوه دهد. کتانی به تحریف وقایع تظاهرات پرداخت و خشونت نیروهای انتظامی و اطلاعاتی را تکذیب کرد.
کتانی با تحریف حقایق, ادعا کرد:«در این تجمع هیچگونه شعار سیاسی سرداده نشد». او تظاهرات را تنها خشم علیه مدیر هتل تارا و شعاردهی بر ضد او جلوه داده است.
کتانی ضمن تکذیب جانباختن یک جوان مهابادی, ادعا کرد که هیچ تظاهرکنندهای بدست نیروهای امنیتی زخمی نشده اند. او ادعا کرد:«به علت سنگپراکنی تجمعکنندگان و پرتکردن وسایل از داخل هتل به بیرون توسط تجمعکنندگان, تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی و تجمعکنندگان زخمی شدند».

فرتورهایی از قیام مردم مهاباد و قتل فریناز خسروانی.برای دیدن فرتورها با موش بر روی آن کلیک کنید تا بزرگ شوند.
تسلیم  بدون چون و چرا ی نازی ها ( کاپیتولاسیون )

به مناسبت 70 دمین سال تسلیم بدون چون و چرا ی نازی ها ( کاپیتولاسیون )



اکنون مصادف با هفتادمین سال تسلیم بدون چون و چرای آلمان نازی میباشد. جنگ جهانی دوم در یکم سپتامبر سال 1939 ( 9 شهریور ماه 1318 ) آغاز گردید و در هشتم ماه می 1945 ترساای (11 شهریور ماه 1324 ) به پایان رسید.
در آسیا جنگ تا 15 ماه اوت 1945 تا تسلیم بدون چون و چرای ژاپن ادامه داشت. بمب های اتمی که شهر های هیروشیما و ناکازاکی را نابود کرد به این جنگ نافرجام پایان داد.
حاصل این درگیری ها بهای جان شصت ملیون انسان بود.
که در این شصت ملیون کشته، شش ملیون آن زن، مرد و کودکان یهودی بودند که در کوره های نازی ها جان خود را از دست دادند.
در این جنگ، نازی ها بیشتر شهر های اشغالی اروپا را به خصوص شهرهای روسیه شوروی را با خاک یکسان کردند.
اکنون که هفتاد سال از تسلیم آلمان نازی میگذرد به روشنی میتوان دریافت که چگونه شخصی دیوانه چون هیتلر قادر است ملتی را که دارای فرهنگی با پایه میبوده فریب دهد و به بزرگترین جنایت تاریخی وا دار نماید.
در سده گذشته همین گونه جنایات در تمام قاره های آسیا ، افریقا و اروپا با صورت دیگری به وقوع پیوست است.
جنگ جهانی یکم با ده ملیون قربانی از جمله جنایاتی است در همین قرن پدید آمد. دیگر از جنایتی که در قرن بیستم در جهان پیش آمد کشته شدن یک ملیون و نیم زن، مرد و کودکان ارامنه بدست ترکان جوان در ترکیه عثمانی بود، این نسل کشی از وحشیگری انسان ها نسبت به انسان دیگری حکایت دارد.
در کشور خودمان شیادی دیگری به نام خمینی خود را امام نامید و به نام الله هش، به کشتار مردم پرداخت و جون این خونریزی ها او را راضی نکرد، جنگی با کشور همسایه عراق آغاز کرد که با قیمت جان یک ملیون کشته و زخمی مردم ایران پایان یافت.
در کشور رواندا ی افریقا، جنگی قبیله ای در تاریخ ششم آوریل 1994 ترساای آغاز گردید که با نسل کشی قبیله اقلیت توسی ها بدست قبیله اکثریت هوتو انجام یافت که به قیمت جان یک ملیون از مردم قبیله توسی ها پایان یافت.
جنگ های کره، ویتنام، کنگو بخشی از این جنگ های سده بیستم میباشد.
شماره جنگ های سده بیستم در تمام جهان از دویست متجاوز است. که مردم به جان هم افتادند، یا دنباله رو شیادی گشتند و به خون ریزی پرداختند.
در آسیا و افریقا وسوسه کشور های صنعتی برای بدست آوردن مواد خام با قیمت ارزان بود که مستقیم یا غیر مستقیم آتش جنگ را بپا ساختند مردم نادان خاوران را با اسلحه گرم مسلح کردند و به جان یکدیگر انداختند.
امروز این سؤال به میان میآید که چگونه انسان پند نمیگیرد و از کشتن همنوع خود لذت میبرد، گوای که قانون جنگل را انسان ( Homo sapiens sapiens) صد هزار سال در نهاد خود ذخیره کرده و هر گاه انگیزه ای پیش آید آن را به عنوان حربه بی حد و مرز مورد استفاده قرار میدهد.
از:دکتر علی فریدون مدنی
08.05.2015


روز جهانی  آزادی  تمامی وسایل ارتباط همگانی 2015  روز 3 ماه می

روز جهانی آزادی تمامی وسایل ارتباط همگانی 2015 روز 3 ماه می
آمار و بیلان گزارش دهنددگانی که به اسارت گرفته شده اند در سال 2014 دو برابر بیشتر از سال 2013 بوده است .


در سال 2014 جنایات علیه گزارشگران دو برابر سال 2013 بوده است .این تشدید رعب و خفقان در کشور های جهان منجر به فرار گزارشگران از کشورشان به دیگر نقاط جهان گردیده است تا بکام شکنجه و مرگ کشیده نشوند. قتل گزارشگران در سال 2014 بسیار بالا است .
گزارشگران در حین وظیفه باید هوشیار باشند که ربوده نشوند و بعد بقتل نرسند این نوع فضای رعب و وحشت را در جوامعی با خود به همراه دارند
در سال 2014 بیش از 119 نفر گزارشگر مقفود شده اند .این آمار نسبت به سال 2013 بیش از 37% بیشتر بوده است .
این آمار در دسامبر سال 2014 توسط گزارشگران بدون مرز تهیه گردیده است .
در سال گذشته بیش از 139 نفر گزارشگران دستگاه های گزارش رسانی همگانی و 20 گزارشگر های مردمی ،بخاطر تحدید و ارعاب رژیم های خشونت طلب به کشورهای دیگر جهان فراری و پناهنده شده اند .
بیش از 66گزارشگردر سال 2014 کمی کمتر از سال 2013 در حین انجام وظیفه بقتل رسیده اند. هم چنین گزارشگران مردمی در سال 2014 که جان خود را در فعالیت های مطبوعاتی از دست داده اند بیش از 19 نفر بوده اند. همزمان دستیاران و همکاران گزارشگران در حین تهیه گزارش 11 نفر به هلاکت رسیده اند.
قتل گزارشگران با نهوه و اشکال تروریستی توسط تروریست های داعشی ،حمله و ضرب شتم گزارشگران و قتل آنها نموداری از جنایات سیستماتیک این گروه جنایتکار و ضد بشر علیه گزارشگران در جهان است .
آنچه مسلم است گزارشگران نباید به وسایلی در دست گروه های تروریستی و رژیم های مستبد و آدم کشی گردند و به ویژه در مناطق جنگ زده در اختیار جنگ طلبان و تخریبگران گردنند.
خطرناکترین مناطق در جهان برای گزارشگران در سال 2014 مناطق زیر بودنند:
سوریه در سال 2014 15 گزارشگر در حین تهیه گزارش 15 نفر گزارشگران حرفه ای بقتل رسیدنند.در این کشور بیش از 17 نفر گزارشگران مردمی بقتل رسیده اند.همزمان در این کشور بیش از 27 گزارشگر به گروگان گرفته شده اند.
در سال 2014 منطقه فلسطینی و به ویزه نوار غزه ،شرق اوکراین ،عراق،لیبی کشورها و یا مناطق بسیار خطرناک برای گزارشگران بوده است .
در زندان های کشورهای استبدادی و رژیم های مستبد بیش از 178 نفر گزارشگر در زندان های این کشورها در اسارت بسر میبرند.
در بخشی از کشور های جهان گزارشگران نمیتوانند فعالیت گسترده داشته از این رو گزارشگران مردمی توسط دستگاه های ارتباطی همگانی ،اجتماعی خبر رسانی میکنند. این بخش از نیروهای مردمی که در حال حاضر در اسارت رژیم های مستبد و سانسور گر در زندان ها گرفتارند به این قرار است :
چین :29 تن
ارتیره : 28 تن
ایران :19 نفر آمار رژیم تروریستی اسلامی اکثرا" جعلی است و چندین برابر این ارقام باید در سیاه چالهای رژیم پشت میله های آهنین باشند.
مصر:16 تن
سوریه :13 تن
به ویژه گزارشگران مردمی در چین 73 نفر در ایران 27 نفر در سوریه 17 نفر و در ویتنام 27 تن در زندان اند.
در عربستان سعودی 9 نفر در زندان این کشور محبوس اند.
بیشترین گزارشگران فراری به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز و جهانی
لیبی: 43 تن
سوریه : 37 تن
کشور حبشه بیش از 31 تن.
در مجموع آنچه مسلم و روشن است بدون آزادی تمام و کمال گزارشگران هیچ دمکراسی نمیتواند به بقاء خود ادامه دهد.
شرط نخست آزادی جوامع در جهان ،آزادی گزارش و گزارشگران و امنیت آنها است .

نقشه جغرافیای اوضاع گزارشگران و فضای سیاسی کشور ها .برای دید آمار بر روی فرتورها فشار دهید .
جایزه سال ۲۰۱۵ انجمن پن آمریکا به ستار بهشتی اهدا شد

جایزه سال ۲۰۱۵ انجمن پن آمریکا به ستار بهشتی اهدا شد


يکشنبه ۱٣ ارديبهشت ۱٣۹۴ - ٣ می ۲۰۱۵

«پِن نیوانگلند» اعلام کرده که با اهدای جایزه «واسیل استوس» به ستار بهشتی، به او و دیگر نویسندگان و مخالفان ایرانی که شجاعتی به یاد ماندنی در برابر سانسور، سرکوب و مرگ نشان دادند، ادای احترام می‌کند .
انجمن پن آمریکا، جایزه سال ۲۰۱۵ خود را به ستار بهشتی، کارگر و وبلاگ‌نویس فقید ایرانی اهدا کرده است.
به گزارش رادیو فردا، موسسه «پِن نیوانگلند» که از زیرمجموعه‌های انجمن بین‌المللی پن (قلم) است، با اعلام این خبر در سایت خود نوشته که با اهدای جایزه «واسیل استوس» به ستار بهشتی، به او و دیگر نویسندگان و مخالفان ایرانی که شجاعتی به یاد ماندنی در برابر سانسور، سرکوب و مرگ نشان دادند، ادای احترام می‌کند.
صدای آمریکا گزارش داده که مراسم اهدای این جایزه، پنجشنبه شب ۱۰ اردیبهشت، در دانشگاه ام.آی.تی شهر بوستون در ایالت ماساچوست برگزار شد.
این جایزه هر سال به نویسندگانی اهدا می‌شود که به دلیل بیان مسالمت‌آمیز آرا و نظرات خود، مورد تعقیب و آزار قرار گرفته و در برابر سانسور و فشار مقاومت کرده‌اند.
این جایزه به احترام واسیل استوس، شاعر اوکراینی و یکی از آخرین شاعران اوکراین که در اردوگاه کار اجباری گولاک متعلق به اتحاد جماهیر شوروی سابق درگذشت، به نام او نامگذاری شده است.
گوهرعشقی، مادر ستار بهشتی، با پیام ویدئویی از انجمن قلم آمریکا برای اهدای این جایزه به فرزندش سپاسگزاری و آرزو کرد که دیگر زندانی سیاسی در اوین نباشد.
این نخستین بار است که این جایزه به یک وبلاگ‌نویس و نویسنده که در قید حیات نیست اهدا می‌شود.
ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس منتقد و گمنامی بود که نامش پس از مرگ در زندان بر سر زبان‌ها افتاد.
بهشتی در سال ۱۳۹۱ به دلیل انتشار مطالب انتقادی از جمهوری اسلامی در وبلاگ خود توسط پلیس امنیت سایبری بازداشت شد و بر اثر آسیب‌های ناشی از شکنجه در طول بازداشت، جان خود را از دست داد.
دادگاه در نهایت و پس از مدت‌ها کش و قوس، مرگ ستار بهشتی را «قتل شبه عمد» تشخیص داد و قاتل او را که از ماموران نیروی انتظامی بود، به سه سال زندان محکوم کرد.

az:radiofarda

 به مناسبت  روز کارگر یکم ماه می  2015

به مناسبت روز کارگر یکم ماه می 2015



وضعیت کارگران در دولت یازدهم بیکاری ،فقر و دشوارهای معیشتی : افزایش اعتراضات ،اعتصاب ها، دستگیری ها
در ایران حدود ۱۰ میلیون بیکار وجود دارد که ٣۰ تا ۴۵ % آنها دارای مدرک دانشگاهی هستند.بر تعداد این بیکاران هر روز بیشتر میگردد."
به استناد گفته علی ربیعی وزیرکار دولت روحانی "در ایران حدود ۱۰ میلیون بیکار وجود دارد که ٣۰ تا ۴۵ % آنها دارای مدرک دانشگاهی هستند" . حتی در زمان جنگ ایران و عراق هم آمار بیکاری در چنین سطحی گسترده نبود. حضور این تعداد بیکاری نتیجه سیاست هائی است که جمهوری اسلامی در زمینه اقتصادی اتخاذ کرده است . در شرایطی که دولت به علت سیاست های وارداتی و بسته شدن بسیاری از واحدهای تولیدی قادر به ایجاد کار برای بیکاران نیست و هر چه که جلوتر می رویم به این آمار اضافه می شود، علی ربیعی وزیر کار و تعاون و رئیس اتحادیه کارفرمایان می گویند :“به دلیل آنکه در شرایط فعلی نمی‌توان مزد کارگران را به گونه‌ای افزایش داد که تأمین کننده معیشت خانواده‌های‌شان باشد، آنان (کارگران) مجبورند امور زندگی خود رابا اضافه کاری ویا دوشغله بودن به نحوی بگذرانند. رئیس اتحادیه سرمایه داران می گوید که نمی توانند دستمزدها رابراساس نرخ تورم افزایش دهند وازکارگران خواست که به نحوی زندگی خود را بگذرانند” . البته روشن است که دولت ، با این گفته خود از زیر بار مسئولیت تامین حداقل زندگی برای مزدبگیران جامعه نه تنها شانه خالی می کند بلکه همزمان با تصویب حداقل دستمزد برای سال آینده که حتی از سطح خط فقر هم بسیار پائین تر است سفره کارگرن و زحمتکشان را خالی تر و فقر را گسترده تر می کند . وقتی دولت قادر به بالابردن دستمزد بر اساس تورم نیست، نتیجه مستقیم آن حضور کودکان برای کار کمک به خانواده های فقیر در خیابان ها به دستفروشی و خرید و فروش مواد مخدر و از سوی دیگر چند نرخه شدن اجناس ، و حضور بازار سیاه را گسترش داده وفحشاء را توسعه میدهد.
بحران کنونی اقتصادی در ایران هم اکنون بخاط ر واردات بی رویه و مرز های باز برای ورد کالاهای بنجل به خارجی به مرحله ای رسیده است که روزی نیست که چندین موئسسه تولیدی در ایران ورشکسته نشوند و کارگران آن بیکار نگردنند.
در اثر این سیاست تخریبگر تولیدات درونی متوقف و میلیون ها کارگر ایرانی بیکار میگردنند.
اما گاه بحران اقتصادی واختلال درکارکرد تولید ، به سطحی میرسد که دیگر ابعاد بیکاری از حد مجاز آن که برای سرمایه داران و رژیم ضد کارگری حاکم در ایران قابل کنترل نمی باشد و بازار را به رکود می کشاند و درنتیجه به رکود اقتصادی و شورش های اجتماعی دامن زده و از مرز هرنوع کنترل ، میگذرد. تاثیرات آن نه تنها به گسترش فقر و فلاکت طبقه کارگر و سایر محرومان جامعه دامن میزند بلکه این بیکاری وسیع قدرت خرید دربازار را به شدت پائین میاورد و سرمایه در اشکال مختلف کارکرد خود ازجمله تولیدات صنعتی ، تجارت ، ساختمان ، کشاورزی و غیره قادر به تحقق این وظیفه نمیگردد ودولت نیز قادرنمیشود همچون گذشته تعادل لازم دربازار کار را بوجود آورد و بیکاری را کنترل کند. بنابراین نشانه های بحران عمیق ،تورم ورشکستگی، فساد ،ارتشاء، دزدی درطبقه حاکم و لایه های بالای دستگاه دولتی به اوج میرسد. ازطرف دیگرناهنجاریهای اجتماعی، بی خانمانی ، حاشیه نشینی و بیکاری و فقر و فلاکت درمیان طبقات محروم گسترش یافته وبتدریج شورشهای اجتماعی دراعتراض به وضعیت موجود رخ مینمایند.
معضل بیکاری وارد مرحله جدید شده است
اکنون معضل بیکاری درایران وارد چنین مرحله ای شده است. برغم ادعاهای رژیم مبنی بر مهار تورم ورشد اقتصادی 5/1 درصدی ، اما زندگی واقعی توده های مردم و اوضاع اقتصادی اجتماعی بیشتر برتعمیق وتداوم بحران صحه میگذارد تا فروکش آن ، بقول یکی ازنمایندگان مجلس «بازی دولت‌ها با آمار مثل پوست خربزه زیرپایشان است. یعنی آمارهای اعلام شده توسط منابع دولتی و بانگ مرکزی یا اداره آمار بقدری متناقض هستند که دراصل نمیتوان یقین حاصل کرد که کدام یک به حقیقت نزدیک است. همین نماینده مدعی است که : تا قبل از سال 90 میانگین رشد اقتصادی حدود پنج درصد بوده که البته این رشد کمک چندانی به مساله بیکاری نکرده است. ترکیب رشد در این دوره به گونه‌ای بود که از کیفیت لازم برای اشتغالزایی برخوردار نبوده است.» به زبان ساده یعنی رشد اقتصادی حتی درسطح 5درصد نیز بواسطه عدم تولید و حبابی بودن، این رشد تاثیری در افزایش اشتغال و کاهش بیکاری نداشته است. رییس مرکز پژوهش‌های مجلس دراین باره به واقعیت های زیراشاره میکند و میگوید: « طی این سال‌ها هر یک درصد رشد اقتصادی به طور خالص کمتر از 30 هزار شغل ایجاد کرده است، در صورت تحقق رشد اقتصادی با کمیت و کیفیت این دوره در سال 1400 خورشیدی اقتصاد با حدود پنج میلیون بیکار مواجه خواهد بود.» با این محاسبه جناب نماینده بنا به پیشبینی دولت روحانی اگرقرارباشد اقتصاد ایران درسال 94 بارشدی 5/1 درصدی مواجه باشد. تازه درآنصورت ماباایجاد فقط 45 هزارشغل جدید مواجه خواهیم بود که دربرابر خیل عظیم بیکاران کنونی و سالیانه نزدیک به 400 هزار نیروی کارآماده به ورود به بازارکار رقم بسیار کوچکی محسوب میشود. وحکایت از افزایش معضل بیکاری و بحرانهای پی آمد آن دارد.
کاهش قیمت نفت وتاثیرآن برافزایش بیکاری
مطالعات نشان می‌دهد تشکیل سرمایه در اقتصاد ایران متکی به درآمدهای نفتی بوده است درماه های اخیر افت یکباره قیمت نفت دولت را باکسری بودجه مواجه کرده است . درهمین رابطه وزیر اموراقتصادی ودارائی مسئله سقوط قیمت نفت را جنگی خطیرتراز جنگ هشت ساله ایران وعراق دانسته و میگوید: اکنون در شرایط خطیری هستیم و قیمت نفت از 105 دلار به 40 دلار کاهش یافته و برای حل این مشکل نیازمند اراده جدی و هماهنگی هستیم. جنگی که امروز شروع شده از جنگ تحمیلی بدتر است، بنا به گفته وی بودجه ارائه شده به مجلس درحالی برمبنای 72 دلار برای هربشکه نفت بسته شده است. روشن است که با سقوط قیمت نفت دربازارهای جهانی و پائین آمدن درآمد ایران ازصادرات نفت، دولت مجبوراست بخشی از کسری بودجه را ازطریق حذف و یا مسکوت گذاشتن طرح های عمرانی و یا دربخش سرمایه گزاری در بخش تولید و کسب و کار ودرنهایت زدن از حقوق و مزایای مستخدمین دولتی و غیره جبران کند. بدین ترتیب بیش از همه دامنه طرح های اشتغالزا محدود ترخواهند شد. چرا که نه دولت میخواهد و نه میتواند از بودجه دستگاه های نظامی و امنیتی و نهاد های مختلف مذهبی بکاهد. امسال بودجه این نهاد ها نه تنها کاسته نشده است بلکه درطرح بوجه سال 94 نیز ازافزایش چشم گیری برخوردارشده اند . لذا ناتوانی دولت درتامین بودجه طرح های عمرانی و اشتغالزا و تعطیلی بسیاری ازآنها ، طرح ها وقول وقرارهای دولت برای ایجاد مشاغل جدیدرا زیر سئوال می برد. بطوری که هم اکنون بسیاری از صنایع و کارخانه ها و طرح های عمرانی درحال تعطیل بوده و یا اساسا قادر به پرداخت بموقع حقوق کارگران وکارکنان خود نیستند و اخراج ها و بیکارسازیها درابعاد گسترده ای ادامه دارد. به گفته معاون وزیر کار « 5.3 میلیون تحصیل کرده دانشگاهی جزو 41 میلیون جمعیت غیرفعال کشور » درآستانه ورود به بازار کارهستند. وزیر کار نیز به خطرات ناشی از افزایش بیکاری که همچون آتش زیرخاکستر دراوضاع بحرانی ایران میماند اعتراف کرده و کوشزد میکند که : «ورود دانش آموخته ها به جمعیت بیکار، خطری است که در آینده نزدیک کشور را تهدید می کند.» ورشکستگی کشاورزان ورواج حاشیه نشینی درشهرهای بزرگ عدم وجود آب برای صنعت کشاورزی و خشگ شدن رودها یکی از علل فرار کشاورزان به شهرهای بزرگ ایران است . سال 93 سال خوبی برای دریاچه ها و تالاب های کشور نبود و بحران خشکسالی دامن گیر دریاچه های کشور بود.بحرانی که با امدن بهار 94 هنوز هم ادامه دارد.

در هر حال، نکته اینجاست که مرگ تدریجی دریاچه ها و تالاب‌ها هم اکنون به یک موضوع جدی کشور تبدیل شده است. محو شدن دریاچه های هامون، کافتر، بختگان، مهارلو، طشک و برخی دیگر از تالابها از نقشه ایران و همچنین قرار گرفتن دریاچه ارومیه در آستانه نابودی کامل، پای مجلس رژیم را نیز به بحران خشکی دریاچه ها باز کرده. کارشناسان محیط زیست می گویند آثار مخرب زیست محیطی و وقوع طوفان‌های نمکی و گرد و غبار و از بین رفتن کشاورزی از مهم ترین آثار زیان‌بار خشک شدن دریاچه های کشور است.

ماجرای خشک شدن دریاچه ارومیه اما در ابتدای سال 92 مورد توجه ویژه قرار گرفت و همه جا پر بود از هشدارهایی که در خصوص خشک شدن این دریاچه داده می شد.

ماجرا هم از این قرار بود که دریاچه ارومیه در روندی از خشکی قرار گرفته که به اعتقاد کارشناسان با ادامه آن منطقه تبدیل به بیابانی به وسعت ۵۷۰ هزار هکتار با ۸ میلیارد تن نمک می‌شود که با وزش نخستین بادها به جای شن یا رس، این نمک است که در هوا منتشر شده و موجب تخریب محیط زیست می‌شود، تخریبی که بدون شک از مرزهای کشور خواهد گذشت و در خوش بینانه‌ترین شرایط کشورهای همسایه را نیز در شرایط بحران زیست محیطی گرفتار خواهد کرد.

اردیبهشت ماه سال جاری در حالیکه مدیر کل محیط زیست آذر بایجان غربی از کاهش 18 سانتیمتری ارتفاع آب دریاچه ارومیه نسبت به سال گذشته خبر داد، و از تعلل مسئولان برای احیائ این دریاچه انتقاد کرد یک شرکت اروپایی که سابقه احیای دریاچه بحر المیت را در کارنامه خود دارد برای احیای دریاچه ارومیه اعلام آمادگی کرد و مدعی شد می توان این دریاچه را ظرف سه سال احیا کرد.عامل خشکسالی بخش بزرگی از کشاورزان ایران را فقیر گردانید و اکثرا" به شهر های بزرگ ایران مهاجرت و خود به لشگر بیکاران شهر نشین پیوسته اند.علاوه بر اینها درسالهای اخیر بدلیل چپاول دسترنج کشاورزان توسط دلالها و سرمایه داران، بانکها و ناتوانی محصولات کشاورزی داخلی دررقابت با محصولات وارداتی ارزان قیمت، بیشتر کشاورزان ورشکسته شده وبرای یافتن کار و ممردرآمدی روانه شهرهامیشوند این امر حاشیه نشینی در شهر های بزرگ کشور را به یکی دیگر از معضلات لاینحل رژیم تروریستی ضد دهقانمان و کارگران در ایران تبدیل نموده است که میشود گفت حاشیه شهرها بزرگترین اجتماع بیکاران وبیکارشده ها محسوب میشوند که ازطریق مشاغل کاذب امروزرا به فردا میرسانند . معاون وزیر کاررژیم ضمن اعتراف به معضل حاشیه نشینی و مهاجرت روستائیان به شهرهادر باره فرایند بیکاری میگوید: براساس آمارهای سال 90 جمعیت کشور حدود 74 میلیون نفر بوده که نزدیک به 63 میلیون نفر از این تعداد بالای 10 سال سن و در شرایط کار قرار داشته اند.
وی ادامه داد: این میزان جمعیت فعال را می توان به شرایط فعلی کشور نیز تعمیم داد چون آمارهای کنونی نیز تفاوتی با 3 سال گذشته ندارند. جمعیت مشمول سن کار به دو دسته فعال و غیرفعال تقسیم می شوند که 23 میلیون نفر جزو جمعیت فعال و نزدیک به 41 میلیون نفر نیز جمعیت غیرفعال کشور هستند.
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه ادامه میدهد: 5،3 میلیون نفر از جمعیت غیرفعال کشور بر اساس آمار سال 90 دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند و از میان 23 میلیون جمعیت فعال کشور نیز هم اکنون حدود 3 میلیون نفر بیکارند.» تا اینجاطبق این آمار رسمی یعنی 8،3= 3+3/5 میلیون بیکار برای سال 92 محاسبه شده است باز نگاهی به وضعیت افراد شاغل وفعال مشخص میشود که بخش زیادی از این آمارها قابل اتکا نیستند،مثلا درسال 91 مرکز پژوهش‌ها نرخ رشد را منفی 5/3، مرکز آمار منفی 4/5 و بانک مرکزی منفی 8/5 گزارش کرده‌اند.
در مورد رشد اقتصادی سال‌جاری مرکز آمار یک درصد و بانک مرکزی 6/4 درصد گزارش داد لذا آمارهای رسمی بویژه درحوزه اقتصاد و اشتغال قابل اعتماد نیستند هرچند که غیراز آمارهای اعلام شده توسط دستگاه های دولتی به منابع مستقل دیگری دسترسی نیست.
طبق بررسی‌های بانک مرکزی ۲۴ درصد خانوارهای ایرانی بدون هیچ فرد شاغل، معادل ۵۷ درصد دارای یک نفر شاغل، 5/15 درصد دارای دو نفر شاغل و 5/3 درصد دارای سه نفر شاغل و بیشتر بوده‌اند.
براساس نتایج بررسی بودجه خانوار در مناطق شهری ایران در سال 92، درصد خانوارهای بدون فرد شاغل و با سه نفر شاغل در مقایسه با سال 91 بیشتر و درصد خانوارهای با یک و دو نفر شاغل کاهش یافته است.نتایج این بررسی گویای آن است که در بین افراد شش ساله و بیشتر خانوارها 6/30 درصد شاغل، 1/4 درصد بیکار، 4/10 درصد با درآمد بدون کار، 2/23 محصل، 4/27 درصد خانه‌دار و 3/4 درصد متعلق به سایر گروه‌ها بوده‌اند.طبق یافته‌های فوق سهم افراد شاغل و محصل در مقایسه با سال قبل کاهش و سهم افراد بیکار و با درآمد بدون کار افزایش داشته است.
زنان قربانیان اولیه بحران بیکاری
بررسی مزبور نشان می‌دهد که زنان بیشترین تعداد بیکاران را تشکیل میدهند یعنی بیشترین بار بحران اقتصادی درزمینه بیکاری زنان را شامل میشود که نه تنها ازمشاغل خودرانده شده و به سمت خانه داری و مشاغل خانگی سوق یافته اند بلکه عوارض اجتماعی ناشی از آنرا نیز متحمل میگردند.
آمارهای منتشره توسط مرکزآمارایران نرخ بیکاری زنان 2 تا 25 ساله درمناطق شهری را 54 درصد اعلام کرده است این آماردرمناطق روستائی 24 درصد ذکرشده است . تازه بخش مهمی از زنان بواسطه کاردر کارکاه های خانگی و یا درمزارع ، حتی اگر درهفته 2 ساعت هم شاغل بوده باشند جز ء آمار بیکاری به حساب نیامده اند. دراستانها محروم این آمارها تکاندهنده هستند. دراستانهای لرستان ،کرمانشاهان وزنجان نرخ بیکاری زنان 80 درصد ذکرشده است. اندیمشک 54 درصد اردکان 52درصد بلوچستان 53 درصد، انزلی 45 درصد، مسجد سلیمان 57 دصد نمونه هائی است از وضعیت وخامت بار افزایش بیکاری درمیان زنان که تبعات ویران کننده ای بر زندکی و معیشت خانواده و فشارهای زاید الوصف اقتصادی و اجتماعی بر روی زنان دارد. طبق آمارهای دولتی ،بواسطه تشدید بحران اقتصادی درسال گذشته 553 هزارتن اززنان ازچرخه فعالیت های اقتصادی خارج شده اند .
اتکا به مالیاتها حتی راه حل موقتی هم نیست علی طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی با بیان اینکه «ارقام لایحه بودجه به علت کاهش قیمت نفت بسیار کم شده است، تصریح کرد: امکان مانور روی ارز برای دولت مشکل است؛ اما روی ریال از طریق گمرک و مالیات مشکلی نداریم؛ بنابراین با توجه به وضعیت بودجه،حقوق کارمندان را نمی‌توانیم افزایش زیادی دهیم.» واما دولت روحانی برای جبران کسری بودجه ورفع نگرانی مردم بویژه حقوق بگیران برای اینکه بگوید اگر برحقوق ودستمزدهایشان اضافه نمیشود حد اقل حقوق پایه شان سرجای خوداش هست ومشاغل شان را ازدست نخواهند داد و نیز برای بیکاران بویژه جوانان اعلام کرده است که دولت ازطریق مالیات ها و گمرکات این کسری بودجه را جبران خواهد .
درحالیکه اولا مالیات دهندگان عمدتا حقوق بگیران هستند و دراقتصاد ایران مافیای قدرت و ثروت و نهادهای مذهبی و شرکت های بزرگ وابسطه به نهادهای نظامی وامنیتی و نیز موسسات بزرگ مالی و صنعتیی که امروزه به انحصارات عظیم تبدیل شده اند به نحوی ازمالیات معاف هستند و یا با هزارویک طرفند ازپرداخت مالیات طفره میروند. بنا براین حقوق بگیران و اقشار محروم جامعه قربانیان اصلی خواهند بود. چنانکه ازحالا دولت برسرتعیین دست مزد ها اخطاریه صادرکرده است که به خاطر سقوط قیمت نفت کارمندان وکارگران نباید انتظار افزایش دستمزد ها طبق روال گذشته راداشته باشند . عادل آذر، رییس مرکز آمار ایران میگوید: استانداردها این‌گونه می‌گویند ، هرگاه نرخ بیکاری جوانان، حداقل دو برابر نرخ بیکاری کلی بود (نرخ بیکاری کلی، 15 تا 64 سال است) شما به نقطه بحران رسیده‌اید که در حال حاضر ما در چنین وضعیتی قرار داریم. البته در یک زمانی این رقم تا 5/2 برابر هم افزایش پیدا کرد اما اکنون در دو برابر نرخ بیکاری کلی قرار داریم.. مرکز آمار ایران در آخرین گزارش خود، نرخ بیکاری در میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله کشور را در فصل پاییز ۲۵.۷ درصد و نرخ بیکاری در بین جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله را ۲۱.۸ درصد اعلام کرده است.
چه باید کرد
بیکاری یدیده ای است همزاد سرمایه داری که فساد، رشوه خواری، عدم امنیت مالی و جانی، برابر نبودن حقوق اجتماای ومدنی زن و مرد و انواع تعصبات دینی بر شدت آن میافزاید.
لائیسیته(به فرانسوی: laïcité) یا حکومت مردمی، مانع دخالت مذهب در امور کشوری به خصوص مسائل اقتصادی میگردد.
راه تحقیق و ابتکار جوانان و محققان را باز میکند بدون آنکه مذهب آنرا حلال یا حرام، موافق یا مخالف دین بداند. پنجاه در صد نیروی خلاقه هر اجتماع بانوان میباشند که مذهب حقوق آنان را نصف مرد میداند و خانه نشینشان میکند.
سندیکاهای آزاد برای دفاع از حقوق کارکنان بدون دخالت مذهب ثمر بخش ودر جهان آزاد مورد احترام و از واجبات جامعه بشمار میآید.
انتخابات آزاد موجب رفتن مردم کار آمد به مجلس میشود که بدون دخالت مذهب وفقط به مصلحت کشور تصمیم بگیرند.
حزب سوسیال دمکرات ایران در 35 سال گذشته همواره پیرو چنین سیاستی بوده و مکرر گوشزد نموده است که آخوند ها خود موجب بیکاری میباشند. فقط تعداد آخوند در برابر 3/8 ملیون جوان بیکار چندین برابر گشته است.
در حال حاضر سندیکاهای آزاد وجود ندارد و بدون اجازه آخوند ها نمی تواند کاری مثبت برای اعضای خود بنماید.
آخوند ها در کلیه امور کشور و یکایک مردم دخالت دارند. هیچ کاری بدون موافقت آنها انجام نمیگیرد. تا جاای که نحوه ادرار را نیز معین کرده اند.
یگانه راه چاره از این بنبست ها رهاای از اسارت آخوند ها میباشد.برای حل تمامی معضلاتی که رژیم جنایتکار و تروریستی اسلامی به وجود آورده است راه کاری جز براندازی در تمامیت و کلیت آن متصور نیست .رژیم جنایت پیشه و تبهکار اسلامی تشکلی از ارازل و اوباش ،آخوند های جنایتکار دزدان و کلاه برداران حرفه ای اند که بدون بکار گیری قهر انقلابی توده های زیر ستم ،نمیتوان آنها را از صحنه قدرت ،سیاست و دولت بیرون راند.براندازی رژیم تروریستی و ستمگر و فاسد اسلامی وظیفه ملی و میهنی و انسانی تمامی احاد اجتماعی است .رژیمی که بر زنان ایران اسید پاشی میکند و برای ایجاد رعب و وحشت قتل های دسته جمعی جوانان را صورت میدهد،رژیمی که حتی حیوانان خانگی سگ ها را با اسید و دیگر وسایل به هلاکت میرساند و رژیمی که محیط زیست و حیات وحش ایران را به نابودی کشیده است ،این جنایتکاران حرفه ای باید ،بخاطر نجات ایران نابود گردنند. مرگ بر رژیم ددمنش و خونخوار اسلامی. حزب سوسیال دمکرات ایران 29.04.2015

       نسل کشی  ترکان عثمانی  در سالهای 1915 الی 1922

ملت کشی ارامنه بدست ترکان عثمانی Die Welt 17.04.2015 S.2+3



نسل کشی ترکان عثمانی در سالهای 1915 الی 1922




نسل کشی ارامنه بدست ترکان عثمانی در سالهای 1915 الی 1922 جنایت علیه بشریت است و جهان پیشرفته این جنایت تاریخی را محکوم میکند. تاریخ بشریت نمیتواند همچنان جنایات هیتلری علیه یهودیان ، ، سینتی ها سوسیال دمکرات ها،کمونیست ها، روشنفکران و اندیشمندان را به دست فراموشی بسپارد. آنچه نازی های هیتلری علیه بشریت با ماشین ترور انجام دادند اقتباسی از عملیات جنایتکارانه ترکان عثمانی در نسل کشی ارامنه بود حال جهان یک صدا بر این واقعیت تاریخی نشان برده است بطوری که سران رژیم فاشیستی اسلامی اردوغان در عکس العمل به جهانیانی که دیگر مایل نیستند تا ساکت باشند و در مورد جنایات ترکان سخنی نگویند ،مشترکا" فریاد ی بسیار بلند را در جهان تنین افکن کرده اند بطوری که خواب خوش را از فاشیست های اردوغانی در ترکیه گرفته اند. بهترین موضع را در برلین آقای رئیس جمهوری آلمان یواخیم گاوگ گرفته است :اردوغان که تاریخ نگاری یوخن گوگ برایش درد آور است ،اخیرا" گفته است " مردم ترکیه گفته های او را فراموش نخواهند کرد " چرا که گاوگ حقیقت تاریخی که مستند است را به زبان آورده و در نهایت ،این واقع گوئی مستندات ای است از شواهد و عینیات آن دوران .تا کی میخواهند ترکان دروغ و ریا ،پنهانکاری و دفع و نفی حقایق تاریخی را کرده مورخین و پژوهشگران تاریخ را بی اعتبار نامیده و منتقدین غربی را بخاطر حقیقت گوئی دشمنان مردمان ترکیه جای بزنند.
.تمامی رژیم های خونخوار ،ضد بشری و جنایتکار چه در گذشته و چه در حال حاضر باید به پرونده های نسل کشی آنها رسیدگی شود و ابعاد جنایتکارانه آنها را تشریح و چون رژیم ددمنش فاشیستی اسلامی را بخاطر نسل کشی ،قتل روشنفکران و دیگر اندیشان، قتل بهائیان و مسیحیان و دیگر افراد معتقد به ادیان دیگر را محکوم و چنانچه مسببین این جنایات در حیات باشند به دادگاه های مردمی سپرده و محاکمه گردنند.
حزب سوسیال دمکرات ایران به مناسبت نسل کشی ارامنه توسط ترکان در سال 1995 بیانیه ای صادر و جنایات ترکان را در نسل کشی ارامنه را محکوم دانست و از رژیم ترکیه خواست تا این جنایت تاریخی را به رسمیت بشناسد .
حزب سوسیال دمکرات ایران دیگر بار نسل کشی ارامنه از سال 1915 الی 1922 را محکوم و از مسئولین کشور ترکیه با این وسیله میخواهد تا حقیقت تاریخی را پذیرفته و بر آن تن دهند. آنچه مسلم است محمد علی جمال زاده در سفر نامه اش شرح مفصل از ارامنه کشی ترکان آورده است که خود شاهد عینی مرگ ارامنه بوده است. اسناد وزارت امور خارجه آلمان از سالهای 1915 تا 1922 در گزارش های دیپلماتی به دولت آن زمان آلمان که متحد نظامی ترکان بود و ناظر ارامنه کشی بوده و خود در این مورد اعتراض نکرده بلکه شاهد پاسیو بیطرفی انبانی جنایت بوده است را میتوان ،مستنداتی در مورد این نسل کشی دانست.
برای نمونه:
سفیر کبیر آلمان در ترکیه Botschafter Freiherr von Wangenheim
در تاریخ 7 جولای 1915 تلگرافی به صدر اعظم آلمان Theobald von Bethmann Hollweg بچه های ارامنه که بوسیله ترکان عثمانی تمام خانواده خود را از دست داده اند
Die Welt 17.04.2015 S.2+3
گزارش میدهد . « بدون شگ هدف اصلی دولت عثمانی نابودی نسل ارامنه کشور ترکیه میباش».
Wangenheim an Bethmann-Hollweg, 7.7.1915, PA-AA R 14086.
Rolf Hosfeld, Tod in der Wüste. Der Völkermord an den Armeniern, München 2015,
نمونه دیگر:
محمد علی جمال زاده نویسنده ایرانی گزارشی از مشاهدات خود مبنی بر وضعیت فجیع ارامنه ارائه داده است
مطلب زير بخش هايی از گزارش محمد علی جمال زاده از سفر خود است که در کتاب سرگذشت و کار جمال زاده چاپ شده است:
بعد از ظهری بود به جايی رسيديم که ژاندارم ها به يک کاروان از اين مرده های متحرک در حدود چهار صد نفری قدری مهلت استراحت داده بودند. مرد و زن هر چه کهنه و کاغذ پاره پيدا کرده بودند با نخ و قاطمه(ريسمان کلفت) و طناب به جای کفش به پا های خود بسته بودند، بطوريکه هر پايی مانند يک طفل قنداقی به نظر می آمد.
مرد و زن مشغول کاوش خاک و شن صحرا بودند تا مگر ريشه خار و علفی به دست آورده سد جوع (رفع گرسنگی)نمايند. زنی به من نزديک شد و دو دختر هيجده نوزده ساله خود را نشان داد که موی سر آن ها را برای اينکه جلب نظر مردان هوسباز را نکند تراشيده بودند و به زبان فرانسه گفت: اين ها دخترهای منند و دارند از گرسنگی تلف می شوند، بيا محض خاطر خدا اين دو دانه الماس را از من بخر و چيزی به ما بده که بخوريم و از گرسنگی نميريم.
خجالت کشيدم و چون آذوقه خود ما هم سخت ته کشيده بود آنچه توانستم دادم و گفتم الماس هايتان مال خودتان.
مرد مسنی نزديک شد و با فرانسه بسيار عالی گفت: من در دانشگاه استانبول معلم رياضيات بودم و حالا پسر ده ساله ام اين جا زير چشمم از گرسنگی می ميرد. ترا به خدا بگو اين جنگ (جنگ جهانی اول) کی به آخر می رسد؟
جمال زاده از خوردن محتویات شکمبه گوسفند آن هم با ولع از سوی ارمنی ها سخن می گوید
جوابی نداشتم به او بدهم ولی در دل می دانستم که با اين مردم گرگ صفت که اسم خود را اولاد آدم و اشرف مخلوقات گذاشته اند، هرگز جنگ پايان نخواهد يافت. لقمه نانی به او دادم. دو قسمت کرد يک قسمت را در بغلش پنهان کرد و قسمت ديگر را با ولع شديدی شروع به خوردن نهاد. گفت: تعجب می کنی که اين نان را خودم می خورم و به بچه ام نميدهم ولی خوب می دانم که بچه ام مردنی است و همين يکی دو ساعت ديگر و بلکه زودتر خواهد مرد و در اين صورت فايده ای ندارد که اين نان را به او بدهم و بهتر است برايم خودم نگاه بدارم.
همان روز وقتی به نزديکی آبادی مختصری رسيديم همانجا پياده شديم. آذوقه ما تقريبا تمام شده بود و هر کجا ممکن بود باز هر چه به دست می آورديم می خريديم. آن شب جايی منزل کرده بوديم که باز گروهی از ارامنه را مثل گوسفند در صحرا ول کرده بودند. ما نيز توانستيم از عرب های ساکن آبادی گوسفندی بخريم. همانجا سر بريدند و آتش روشن کرديم که کباب حاضر کنيم. همينکه شکمبه گوسفند را خالی کردند مايعی نيم سفت و سبز رنگ که بخاری از آن بلند می شد، بر زمين ريخت. بلافاصله جمعی از ارمنی ها از زن و مرد خود را به روی آن انداخته با ولع عجيبی به خوردن آن مشغول شدند.
چرایی حساسیت ترکیه؟
سوال مهمی که ممکن است ذهن بسیاری را به خود جلب نماید آن است که با وجود گذشت قریب به یک صد سال از آن واقع چرا ترکیه نسبت به هرگونه موضع گیری در راستای تایید آن واقعه این گونه برآشفته شده و اقدام به موضع گیری می نماید.

نباید فراموش کرد که ترکیه امروزی حکومت اسلامی اردوغان متحد و حامی باند تروریستی داغش است و این داغشیان اند که جنایاتی بیکران علیه همه پیروان ادیان دیگر کرده ،تجاوز، آدم ربائی ،آدم فروشی ،شکنجه و قتل غارتگری را به ابزار تبدیل کرده اند.رژیم جنایتکار و مافیائی اردوغان در ترکیه است که مستقیما" از تروریست های داغشی برای قتل عام کردها استفاده مینماید .رژیم ترکیه کنونی همچنان رژیم عثمانی بین سالهای 1915 الی 1922 در نسل کشی کنونی توسط داغش و حمایت از آنها نقش محوری با کمک رژیم ارتجاعی و ضد بشری عربستان سعودی و قطر و دیگر شیوخ منطقه خلیج پارس ایفا میکنند.

نسل کشی ترکان عثمانی از مردمان ارامنه از سال از سال 1915 الی 1922 ترساای که تخمیم زده میشود که بیش از 1،5 میلیون نفر را ترکان بقتل رسانده اند رژیم ریاکار اردوغان از زمانی که بر ترکیه حکومت میکند ،کوشیده است که جنایت تاریخی ترکان را در سالهل 1915 تا 1922 را منکر و بجای شفاف سازی تاریخ جنایات ترکان کوشیده است که نسل کش هولناک ترکان را منکر و ادعای کذب بشمارد .خوشبختانه مردمان جهان از ابعاد جنایات ترکان عثمانی علیه مردمان بی دفاع و بی پناه ارامنه در سالهای قتل عام مطلع گردیده اند.خوشبختانه بیش از 20 کشور در جهان نسل کشی ارامنه را به رسمیت شناخته اند و لی رژیم اسلامئ و تررویست پرور اردوغان همچنان گذشته به دروغ متوسل و منکر جنایت هولناک ترکان شده و میشود حزب سوسیال دمکرات ایران به این مناسبت بیانیه ای را در سال 1995 منتشر کرد و جنایات ترکان را محکوم دانست .
ما با این وسیله از اقدامات نهادهای بین الملل ،مجالس کشورها اروپائی ،آمریکای لاتین بسیار خرسندیم که با جنایات تاریخی ترکان برخورد و نسل کشی ارامنه آنها را محکوم دانسته اند در تاریخ 23اپریل رئیس جمهوری آلمان در برلین به این فاجعه انسانی که آنرا نسل کشی ارامنه نامید ،نقد تاریخی کرده و آن را محکوم دانست .
کشورهائی که این نسل کشی ترک ها را محکوم کرده اند به این قراراند:کشورهائی که نسل کشی را محکوم کرده اند با ذکر تاریخ :
فرانسه در سال 2011
سوئیس 2003
قبرس 1982
یونان 24 اپریل 1996
اسلوواکی 2004
لهستان 2005 به مناسبت 90 سال نسل کشی ترک ها
لیتوانی 2005
هلند 2015
سوئد: به ترکیه پیشنهاد کرده که نسل کشی علیه ارامنه را بپذیرد تا جنایات یک چنینی دیگر در تاریخ بشری صورت نگیرد
ایتالیا 2000 از ترکیه خواست تا نسل کشی را بپذیرد .
بلژیک 1998 از ترکیه خواست تا نسل کشی را بپذیرد
روسیه در 24 اپریل 1995 استناد بر پیماننامه علیه نسل کشی مصوب 1948 سازمان ملل ترکیه محکوم بر نسل کشی کرد .
آرژانتین 24 اپریل 2007 نسل کشی ارامنه را محکوم و قانونی را تصویب کرد که نسل کشی بعنوان آشنائی به تاریخ در مدارس تدریس شود .
شیلی : در سال 2007 از واژه نسل کشی بی رحمانه و قتل سیستماتیک ارامنه در مصوبه دولت سخن بمیان می آورد
ونزوئلا در سال 2005.از اتحادیه اروپا در خواست کرد چنانچه ترکیه قبول نسل کشی ارامنه رااز سال 1915 الی 1922 را نکند ، را به در خواست ترکیه در عضویت در اتحادیه اروپا پاسخ مثبت ندهند.و ترکیه نتواند به عضویت پذیرفته شود

اوروگوئه در تاریخ 24 آپریل 1965 این روز را روز شهادت مردم ارمنستان خواند و نسل کشی ترکان را محکوم گردانید .
کانادا : نمایندگان مجلس کانادا در سال 1996 از دولت خواستنند که جنایات ترکان علیه ارامنه را به رسمیت بشناسد از دولت خواسته شد تا در مقابل هرنوع دروغ و جعل تاریخ قاطعانه ایستاده و آن را محکوم کند.مجلس کانادا در سال 2004 نتوانست بر روی واژه" نسل کشی" اتفاق نظر کرده و قطعانامه مشترکی را صادر کند..
بولیوی : ملت کشی – نسل کشی ارامنه را در سال 2014 به رسمیت شناخت.
لبنان : در سال 1997 به مسئله نسل کشی ارامنه پرداخت و در نهایت در سال 2000 نسل کشی ا رامنه را به رسمیت شناخت
واتیکان : در سال 2000 به این مسئله پرداخت و این جنایت را اولین نسل کشی در تاریخ بشریت خواند پاپ فرانسیسکو در تاریخ 22آپریل 2015 از نسل کشی ارامنه سخن بمیان آورد
پارلمان اروپا :برای نخستین بار در سال 1987 به برسی ملت کشی ارامنه پرداخت و از تراکدی تاریخی بشریت سخن گفت و در سل 2015 تشخیص این پارلمان تشخیص از نسل کشی ارامنه بود و آن را محکوم گردانید .
اطریش: در سال 2000 حزب سبز اطریش لایحه ای را به مجلس برد تا نسل کشی ترک ها در مورد ارامنه را تصویب کنند.در تدئید و پشتیبانی برای تصویب این لایحه تشکلات ارامنه در اطریش از آن حمایت کرده و جمهوری این کشور هینز فیشر خواستند که این لایحه را تا سال 2002 در مجلس تصویب کرده تا راه برای دفاع پیگیر از حقوق بشر در جهان صورت گیرد .دراین لایحه از بکار گیری واژه " نسل کشی ارامنه" توسط ترکان خود داری شده است .

ایالات متحده آمریکا :مثل اطریش آمریکا ، در سنا و خانه نمایندگان از بکار گیری "نسل کشی ارامنه توسط ترکان " خود داری کرده اند اما بیشتر دولت های ایالاتی "نسل کشی ارامنه" توسر ترکان را به رسمیت شناختند.

انگلستان: انکلیس ها بر خلاف ایالت خود ،والس،شوتلند،ایرلند شمالی در مورد نسل کشی ترکان و بکار گیری واژه "نسل کشی " خود داری میکنند.

نسل کشی ارامنه توسط عثمانی ها1915الی 1922 بر روی فرتور ها فشار دهید تا فورما ت آنها برای دیدن بزرگتر شود .
مامور ترک با نشان دادن  نان  ارامنه را می آزارد . بچه های ارامنه که بوسیله ترکان عثمانی تمام خانواده خود را از دست داده اند Die Welt 17.04.2015 S.2+3


شنبه ۲۵ آوريل ۵ ارديبهشت روز جهاني اعتراض به اعدام‌ها در ايران



جمهوري اسلامي بعد از توافق لوزان، به کشتار بی‌رحمانه ده‌ها زنداني محکوم به اعدام دست زد. در زندان‌های قزل‌حصار، رجايي شهر، ندامتگاه مرکزي کرج، عادل‌آباد شیراز و زندان زاهدان و زابل و ... اخبار از اعدام گسترده زندانيان به دست می‌رسد. به‌طور قطع اعدام‌های مخفيانه در زندان‌های ديگر نيز اتفاق افتاده که اخبارش به دست نهادهاي مخالف اعدام نرسيده است. تنها راه مقابله با اعدام‌های بيشتر در ايران، اعتراض يکپارچه و دسته جمعي همه ما است.

امروز دوشنبه همراه با تعدادی از احزاب و سازمان‌های سياسي مخالف جمهوري اسلامي، روز شنبه ۲۵ آوریل را روز جهاني اعتراض به اعدام‌ها در ايران اعلام کرده و از همگان دعوت می‌کنیم که در اين حرکت بزرگ اجتماعي و انساني عليه اعدام‌ها بهر طريق ممکن شرکت کنند. در هر شهری که هستید و هر تعداد که می‌توانید در مقابل سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی و یا مراکز شهرها، تجمع اعتراضی سازمان بدهید و توجه مردم آزاده و انسان‌دوست را به حرکت خود جلب کنید.
ما بايد جامعه بین‌المللی و افکار عمومي جهاني را عليه اين اعدام‌ها در ايران بسيج کنيم. بايد دولت‌های غربي و اتحاديه اروپا و سازمان ملل را تحت‌فشار بگذاريم که به اعدام‌ها اعتراض کنند. سکوت اين نهادهاي بین‌المللی همراهي با جنايت بزرگي است که اتفاق می‌افتد.

در ايران در مقابل زندان‌ها و در مراکز شهرها و در هر جايي که امکانش هست تجمع کرده و به همراه خانواده‌های محکومين به اعدام متحدانه دست به اعتراض بزنید.

از خانواده‌هایی که محکوم به اعدام در زندان‌ها دارند، دعوت می‌کنیم در اين تجمعات فعالانه شرکت کنند. نبايد منتظر شد هر لحظه ممکن است عضو خانواده شما، فرزند و يا همسر و يا برادر و خواهرتان را اعدام کنند. بايد قبل از فاجعه به اقدامات اعتراضي دست زد.

از تشکل‌های کارگران و معلمان، دانشجویان و مدافعين حقوق کودکان در ايران دعوت می‌کنیم در اين حرکت اعتراضي مهم با ما همگام شوند.

تنها راه مقابله با اعدام‌ها در ايران اعمال فشار به جلادان قسی‌القلب حاکم بر ايران است که به راحتي آب خوردن انسان می‌کشند. کميته بین‌المللی عليه اعدام از همگان دعوت می‌کند روز شنبه ۲۵ ماه آوريل به اين حرکت اعتراضي جهاني بپيوندند!
کميته بین‌المللی عليه اعدام

برای دیدن ابعاد جنایات رژیم به بخش حقوق بشر در این تارنما نگاه کنید .http://www.spiran.com/fa/14295558066134825/show/humanrights.html
۲۰ آوريل ۲۰۱۵- ٣۱ فروردين ۱٣۹۴

گزینه های نظامی بر سر میز ، رژیم تروریستی اسلامی را مجبور به پذیرفتن آنچه قدرت های جهانی از او خواستند منتهی گردانید .
قرائت بیانیه مشترک توسط فدریکا موگرینی و جواد طریف
بیانیه پایانی مذاکرات لوزان توسط فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و جواد ظریف وزیر امور خارجه رژیم تروریستی اسلامی قرائت شد.بیانات وزرای امور خارجه 1+5 را میتوانید در 2 ویدیو در پائین نگاه کنید .


برگشت

letzte Änderungen: 20.5.2015 7:54