Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 1 von 52
Hezb Socialdemokrat Iran                                   استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی

Hezb Socialdemokrat Iran
استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی
برای جدائی دین از سیاست و دولت و جلوگیری از تعرض دین به کرامت انسانی نخستین گام براندازی تمامیت رژیم حاکم ونهادینه کردن لائیسته ، تنها راهکار نهائی جامعه ایران است.


وطن امروز اسير دو سه تن بيوطن است انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يک لاشخور و آن دگری جغد سياه اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد: که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است !
از: ملک الشعرا بهار



اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو

پول‌های آزاد شده ایران برای فعالیت‌های تروریستی،

تا جرثمه های فساد و تباهی با گروه های اس آ SA و اس اس SSآلمان هیتلری ، چون جنایتکارانی ، مثل پاسداران خون خوار و بسیجیان قداربند با آخوند های انگلی و فاسد و مفت خور در ایران قدرت را در دست دارند ،کشور و ملت ما از هر نوع حق سرنوشت خود ، محروم خواهد ماند. از این رو به خیابان ها بیاید و براندازی جنایتکاران حاکم را تسریع کنید .

ابزار اجرائی رژیم ارازل و اوباش اسلامی ،استفاده کردن از ارازل و اوباش ، قداربندان و چاقوکشان ،باج گیران و دزدان است . حمله 'ماموران شهرداری' با قمه و چوب به کارواشی در تهران

چاقو و قمه کشی بیسابقه توسط ارازل و اوباش گماشتگان شهردار در تهران
نزدیک به 500 لات چاقوکش شهرداری همراه با پلیس 110 کارگران بدبخت کارواش (ماشین شویی) را وحشیانه زخمی نموده و تمام اموال آنجا را بغارت بردند.



تصویری از فیلم هشت دقیقه‌ای خبرگزاری فارس
گزارش‌ها از ایران حاکی است که شنبه شب ۱۷ بهمن‌ماه "مأموران شهرداری" به یک کارواش در سعادت‌آباد تهران حمله کردند و پس از ضرب و جرح کارگران کارواش و خادم مسجد قدس در کنار این کارواش و تخریب اموال، محل را ترک کردند.
همسر خادم مسجد که در شب حادثه ماموران به خانه آنها نیز حمله کرده بودند، به بی‌بی‌سی فارسی گفت: "اصلا نمی دانم مشکلشان چه بود، نیمه شب به کارواش حمله کردند، کارگران جوان کارواش از ترس جانشان از روی دیوار کوتاه بین مسجد و کارواش به داخل حیاط مسجد آمدند که ماموران شهرداری نیز با چوب و چاقو و قمه به دنبال آنها وارد حیاط شدند."
او گفت: "خواب بودیم که با حمله آنها بچه هایم وحشت زده بیدار شدند، شوهرم می خواست که مانع ورود آنها شود که با شمشیر (قمه) به پیشانی همسر من زدند. بچه شش ساله ام داد می‌زد بابام رو کشتند و بچه ۱۰ سال من کاملا شوکه شده بود، بچه یک ساله من هم از آن شب به بعد نمی تواند بخوابد و ترسیده و هر ۱۰ دقیقه از خواب می پرد و ناآرام است."
گزارشها حاکی است که این کارواش ۲۰۰۰ متری وقف مسجد قدس است.
طاهر فاضل، رئیس هیات امنای مسجد قدس نیز با تایید خبر حمله ماموران شهرداری به کارواش و ضرب و جرح کارگران و تخریب اموال به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است: "میان ما و شهرداری تهران در ارتباط با زمین این کارواش و زمین کناری آن اختلافاتی وجود دارد. در سال‌های گذشته مقرر شد مسجد برای احداث جاده در منطقه بلوار دریا عقب‌نشینی کند، لذا در آن زمان احمدی‌نژاد، شهردار وقت صورتجلسه‌ای امضا کرده و در ازای این عقب‌نشینی این دو قطعه زمین را به ما داد. چند سال بعد قائم مقام قالیباف، شهردار فعلی تهران اعلام کرد که ما این دو قطعه زمین را به شما می‌دهیم و صورتجلسه‌ای را نیز در این ارتباط امضا کرد که در نهایت مسجد عقب‌نشینی کرد و زمین‌ها به ما تحویل داده شد."

تصویری از فیلم هشت دقیقه‌ای خبرگزاری فارس
به گفته رئیس هیات امنای مسجد قدس، سند این زمین که از اراضی بنیاد مستضعفان بوده و به شهردای داده شده، هنوز در اختیار این مسجد قرار نگرفته است. اما شهرداری برای احداث کارواش توسط مسجد مجوز صادر کرده است.
آقای فاضل همچنین اعلام کرد: "اخیرا متوجه شدیم که شهرداری این زمین را بابت بدهی خود به یکی از ارگان‌ها فروخته است و حالا به دنبال تخلیه زمین و تحویل آن به ارگان مذکور است."
رئیس هیات امنای مسجد قدس با انتقاد از عملکرد شهرداری گفت: "ماموران شهرداری به کارواش آمده و با قمه و چماق بچه‌ها را کتک زدند، اموال را تخریب کرده و بردند و کارواش را تبدیل به ویرانه کردند."
روابط عمومی شهرداری منطقه ۲ تهران به تماسهای مکرر بی‌بی‌سی فارسی در این مورد پاسخ نداد.
اما به گزارش خبرگزاری‌های ایران، فرزاد خلفی، معاون رسانه مرکز ارتباطات شهرداری تهران از دستور محمدباقر قالیباف، شهردار تهران برای پیگیری حادثه کارواش سعادت آباد خبر داد و اعلام کرد: "تا زمان مشخص شدن موضوع باید منتظر ماند، موضوع از سوی ‌شهردار ناحیه، منطقه و شهرداری کل در حال بررسی است و نتیجه آن بزودی اعلام خواهد شد."
شورای شهر: با متخلفان برخورد کنید
در ادامه واکنش ها به حمله به کارواش در سعادت آباد، محسن سرخو، رئیس کمیته حمل و نقل شورای شهر تهران با پخش دقایقی از فیلم درگیری در صحن شورای شهر، گفت: "برابر گزارش واصله مردمی و رئیس هیات امنای مسجد قدس در اولین ساعات بامداد مورخه ۱۷ بهمن سالجاری عوامل شهرداری اقدام به حمله و ضرب و شتم کارگران و تخریب کارواش موقوفه مسجد کرده‌اند و پس از تخریب، با قراردادن نیوجرسی (مانع بتنی) و خاکریزی مقابل در، مانع گذر افراد شدند و از طرفی دو شب قبل از بروز حادثه نیز عوامل شهرداری به محل مذکور مراجعه و به کارگران اعلام کردند که برای پلمب کارواش مسجد محل را ترک کنند که با مقاومت نگهبان و کارگران و نهایتا با ایجاد درگیری، موقعیت را ترک کردند؛ اما سپس عده دیگری مجددا به کارواش موقوفه حمله و آن را تخریب کردند."

تصویری از فیلم هشت دقیقه‌ای خبرگزاری فارس
به گزارش ایسنا، آقای سرخو از شهرداری خواست تا با متخلفان برخورد شود و گفت: "علت عدم ارائه مجوز احتمالی تعطیل یا تخریب بنای کارواش و سایر اقدامات خلاف شئون اخلاقی و مذهبی مشخص نیست با نظر به قرار گرفتن در دهه مبارک فجر و با توجه به اینکه در برنامه ۵ ساله دوم ساخت ۲۰۰۰ مسجد برای شهرداری تکلیف شده است و شهرداری تهران همه ساله هزینه‌های زیادی را برای ساخت و یا تجهیز مساجد هزینه می‌کند اعمال این رویه‌های نادرست بر خلاف اهداف عالیه نظام اسلامی است؛ لذا مقتضی است ضمن برخورد سریع و قاطع با متخلفان، نتیجه را اعلام و از تکرار چنین حوادث تلخ و غیر قابل دفاع ممانعت بعمل آورند."
همچنین اقبال شاکری رئیس کمیته عمران شورای شهر نیز از تشکیل گروهی برای بررسی این موضوع از سوی هیات رئیسه شورای شهر خبر داد و گفت: "پرونده این موضوع به سال ۸۴ مربوط می‌شود؛ از آنجایی که ۱۰۰۰ متر از مسجد قدس در راست‌گرد معابر آن محدوده از بین رفته بود، احمدی‌نژاد شهردار سابق تهران دستور داده بود ۳۰۰۰ متر زمین مجاور به مسجد تعلق گیرد."
در ادامه جلسه شورای شهر، ابوالفضل قناعتی عضو هیات رئیسه شورای شهر نیز با بیان اینکه از روز گذشته تاکنون عکس و فیلم‌هایی از سوی اشخاص ناشناس از این حادثه برای برخی از اعضای شورا ارسال می‌شود به ایسنا گفت: "جای تردید نیست که شهرداری تهران باید به وظایف قانونی خود در قبال متخلفان عمل کند، اما آنچه که مهم است، شیوه اجرای احکام است که باید منطقی، علمی و اصولی باشد. باید بررسی شود که چه کسی دستور حمله این چنینی را صادر کرده و قطعا شورای شهر با مسببان و متخلفان این حادثه برخورد خواهد کرد."

داعش در تهران

خبر فوری از تهرانداعش در تهرانچاقو و قمه کشی بیسابقه در تهراننزدیک به 500 لات چاقوکش شهرداری همراه با پلیس 110 کارگران بدبخت کارواش (ماشین شویی) را وحشیانه زخمی نموده و تمام اموال آنجا را بغارت بردند در اولین ساعات بامداد مورخه 17/11/94 عوامل شهرداری اقدام به حمله و ضرب و شتم کارگران و تخریب کارواش موقوفه مسجد نموده‌اند و پس از تخریب، با قراردادن نیوجرسی و خاکریزی مقابل در، مانع گذر افراد شده‌اند.وی با یادآوری اینکه دو شب قبل از بروز حادثه نیز عوامل شهرداری به محل مذکور مراجعه و به کارگران اعلام کردند که جهت پلمپ کارواش مسجد محل را ترک کنند که با مقاومت نگهبان و کارگران مواجه شده و نهایتا با ایجاد درگیری، موقعیت را ترک کرده‌‌اند. سپس عده دیگری مجددا به کارواش موقوفه حمله و آن را تخریب کردند.......................................منتظر آب برق و اتوبوس مجانی باشید در ضمن شرکت در انتخابات از یادتان نرود خجالت نکشید تو رو خدا !!آیا هنوز هم نفهمیده اید که انقلابی که با سوزاندن 400 نفر در سینما رکس ابادان آغاز شد فرجامش به کجا ختم خواهد شد؟

Posted by ‎Nik jafarzadehجعفرزاده‎ on Sonntag, 7. Februar 2016
حرکتی بیشرمانه  توسط عوامل فاسد رژیم ارازل و اوباش اسلامی

حرکتی بیشرمانه توسط عوامل فاسد رژیم ارازل و اوباش اسلامی


ساعت ۱۰ صبح روز جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، دکتر محمد ملکی و محمد نوری زاد توسط ماموران امنیتی - اطلاعاتی رژیم اسلامی در چهار راه پارک وی تهران بازداشت شدند. آنها طبق قراری که قبلا بطور عمومی و علنی اعلام کرده بودند، برای حرکت زیست محیطی - مدنی جمع آوری زباله در این محل حضور داشتند و منتظر حضور دیگر همراهان بودند که توسط یک ماشین پژو بازداشت شدند.
رفتار بسیار وحشیانه و خشن ماموران اطلاعاتی رژیم اسلامی برای سوار کردن آقایان ملکی و نوری زاد باعث شد که سر دکتر ملکی در اثر اصابت به در خودرو شکسته و جراحت بردارد. ماموران امنیتی - اطلاعاتی سپس آنها را به سمت بهشت زهرا برده و در جایی پرت در بیابانهای اطراف پیاده کردند تا به خانه برگردند. تا این لحظه حال عمومی دکتر ملکی مساعد بوده اما ایشان دچار سردرد و کوفتگی شدید بدن است.

بیست سال زندان و شلاق برای 2 جوان ترانه سرا


رژیم فاسد و متوحش اسلامی از ابتدای مدعی شدن بر قدرت در ایران ،دشمنی واضح و روشن خود را با قتل نویسندگان از مختاری تا تا فرخ زاد با ترور و قتل آنها چه در ایران و برون مرز به نمایش گذاشت .رژیم جنایت پیشه و تروریستی حاکم در ایران دشمن هر نوع شگوفائی فرهنگی و هنر ی است . عنصر کثیف و جنایتکاری که خود را قاضی مینامد برای آهنگ سازی 2 جوان آنها را به 99 ضربه شلاق و 20 سال زندان در سیاه چالهای مخوف اسلامی محکوم گردانده است .فاطمه اختصاری و مهدی موسوی در چنگال شکنجه گران و تروریست اسلامی گرفتارند . به آهنگ این 2 جوان گوش فرا دهید.
۹۹ ضربه شلاق برای ترانه سرای این کلیپ، فاطمه ی اختصاری...
این حکمی است که قاضی مقیسه برای دوشاعر جوان فاطمه اختصاری و مهدی موسوی بریده است. آنها علاوه بر شلاق مجموعا به بیست سال زندان هم محکوم شده اند:
تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوب
تهران و خطّ متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش
،
تهرانِ سکته کرده‌ی از هر دو پا فلج
تهرانِ وصله‌پینه شده با خطوط کج
تهرانِ تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش
،
من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطل‌های سوخته‌ی انقلاب را
بر سنگ‌فرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
،
من خش‌خش ِ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه‌ی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
،
بلوار پر درخت «ولیعصر» تا «ونک»
نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پفک
کابوس‌های هر شبه از درد مشترک
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند.
.
تنهایی‌ام نشسته میان اتاق‌ها
بر بیست و هشت سالگی‌ام جای داغ‌ها
گریه نمی‌کنم... همه‌ی اتّفاق‌ها
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند !
...
ترانه: فاطمه اختصاری
صدا: شادی امینی
موزیک : الفونا
ویدیو آرت: سیروس کردونی
‫#‏خفقان‬
‫#‏فاطمه_اختصاری‬
‫#‏شلاق‬
‫#‏زندان‬
‫#‏مهدی_موسوی‬
‪#‎َشعر‬
‫#‏شاعر‬

کلیپ "تهران" با ترانه ی سرایی فاطمه اختصاری

۹۹ ضربه شلاق برای ترانه سرای این کلیپ، فاطمه ی اختصاری... این حکمی است که قاضی مقیسه برای دوشاعر جوان فاطمه اختصاری و مهدی موسوی بریده است. آنها علاوه بر شلاق مجموعا به بیست سال زندان هم محکوم شده اند: تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروبتهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوبتهران و خطّ متروی تجریش تا جنوباین شهر خسته را به شما می‌سپارمش،تهرانِ سکته کرده‌ی از هر دو پا فلجتهرانِ وصله‌پینه شده با خطوط کجتهرانِ تا همیشه ترافیک تا کرجاین شهر خسته را به شما می‌سپارمش،من روزهای خونی و پر التهاب رامن سطل‌های سوخته‌ی انقلاب رابر سنگ‌فرش کهنه بساط کتاب رابوسیدم و برای شما جا گذاشتم،من خش‌خش ِ رفتگر از صبح زود راسیگار بهمن و ریه‌ی غرق دود رامن هر که عاشقم شده بود و نبود رابوسیدم و برای شما جا گذاشتم،بلوار پر درخت «ولیعصر» تا «ونک»نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پفککابوس‌های هر شبه از درد مشترکیک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند..تنهایی‌ام نشسته میان اتاق‌هابر بیست و هشت سالگی‌ام جای داغ‌هاگریه نمی‌کنم... همه‌ی اتّفاق‌هایک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند !...ترانه: فاطمه اختصاریصدا: شادی امینی موزیک : الفوناویدیو آرت: سیروس کردونی#خفقان#فاطمه_اختصاری#شلاق#زندان#مهدی_موسوی#َشعر#شاعر

Posted by ‎کارگاه آموزشی شهروندیار‎ on Donnerstag, 15. Oktober 2015
در اعتراض به سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی به فرانسه، یک زن نیمه برهنه گروه فمینیستی"فِمِن" خود را از پلی در نزدیکی "برج ایفل" در

همزمان با سفر حسن روحانی به پاریس راهپیمائی اعتراضی دراین شهر برگزار شد.
در اعتراض به سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی به فرانسه، یک زن نیمه برهنه گروه فمینیستی"فِمِن" خود را از پلی در نزدیکی "برج ایفل" در مرکز پاریس، آویزان کرد. دختر نیمه برهنه، در حالیکه پرچم جمهوری اسلامی را به دور بدن خود پیچیده بود، با طناب خود را از پل "بیرحکیم" در پای برج ایفل به حال حلقه آویز، معلق نمود.

در اعتراض به سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی به فرانسه، یک زن نیمه برهنه گروه فمینیستی"فِمِن" خود را از پلی در نزدیکی "برج ایفل" در مرکز پاریس، آویزان کرد. دختر نیمه برهنه، در حالیکه پرچم جمهوری اسلامی را به دور بدن خود پیچیده بود، با طناب خود را از پل "بیرحکیم" در پای برج ایفل به حال حلقه آویز، معلق نمود.

rfi

در اعتراض به سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی به فرانسه، یک زن نیمه برهنه گروه فمینیستی"فِمِن" خود را از پلی در نزدیکی "برج ایفل"

تاثیرات آخوند روحانی در روم

Posted by Asso Ahmadian on Donnerstag, 28. Januar 2016
ایران باید به محرومیت از حق درمان برای روزنامه‌نگاران زندانی بیمار پایان دهد

ایران باید به محرومیت از حق درمان برای روزنامه‌نگاران زندانی بیمار پایان دهد


گزارش‌‌گران بدون مرز (‌RSF)، اعتراض خود را به شرایط نگاهداری روزنامه‌نگاران زندانی در ایران که برخی از آن‌ها بیمار و در وضعیت نامساعدی بسر می‌برند، اعلام می‌کند.
این نخستین بار نیست که گزارش‌گران بدون مرز با اعلام انزجار از شرایط نگاهداری زندان و وضعیت سلامت آن‌ها نگرانی خود را اعلام کرده است. از این میان در تاریخ ١٤ مارس ٢٠١٥ با ارسال نامه‌ای به زید رعد ال‌حسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان خواهان اقدام فوری وی در این باره شده بود.
حسین رونقی ملکی، این وب‌نگار که از تاریخ ٢٨ خرداد ماه ۱۳۹۴ با سپردن یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در مرخصی استعلاجی بسر می‌برد، با احضاریه و تهدید دادستانی در تاریخ ٣٠ دی ماه ١٣٩٤ با وضعیتی نابسامان به زندان اوین بازگردانده شد. حسین رونقی ملکی که در تاریخ ٢٢ آذر ماه ١٣٨٨ بازداشت و به ١٧ سال زندان محکوم شده است، از بیماری‌های متعدد از این میان، نارسایی کلیوی که منجر به دو بار عمل شده است، رنج می‌برد. وضعیت سلامت وی از سوی پزشکان معالج نگران کننده اعلام شده است. این وب‌نگار با اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی (تصویب شده در سال ۱۳۹۲) می‌تواند از زندان آزاد شود.
سعید رضوی فقیه همکار بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب که از تاریخ ۵ اسفند ۱۳۹۲ در زندان بسر می‌برد. این روزنامه‌نگار را شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران پنج ماه پس از پایان حبس یک سال زندان خود، به اتهام‌هایی چون «توهین به علی خامنه‌ای، تبلیغ علیه نظام و توهین به نمایندگان مجلس خبرگان» به سه سال نیم زندان محکوم کرد. در تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۳۹۳، وی پس از ما‌ه‌ها تحمل درد و انتظار برای جراحی قلب به بیمارستان امام خمینی تهران منتقل و مورد جراحی قرار گرفت، پس از جراحی و در دوره نقاهت‌اش به تخت زنجیر شده بود، که در پی آزارهای نگهبان‌های مراقب، مجبور شد به زندان رجایی شهر بازگردد.وضعیت سلامت وی نگران کننده است. بردارش اخیراً اعلام کرده است که « "اگر اتفاقی برای سعید بیفتد در نگاه من قتل عمد است و کاملاً مشخص است مسئولیت مرگ او با چه کسانی است."
نرگس محمدی، روزنامه‌نگار و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، در ١٣ اردی‌بهشت ١٣٩٤ برای سپری کردن حکم شش ساله‌ای بازداشت و روانه زندان اوین شد. وی نیز در زندان از حق دسترسی به درمان ضروری محروم است. در روزهای اخیر همسرش تقی رحمانی اعلام کرده است که « اخلال در دادن داروها چه عمدی و چه غیر عمدی باشد، برای بیماری خانم محمدی خطرناک است، چرا که می‌تواند به معلول شدن این زندانی منجر شود. » نرگس محمدی در اواخر مهرماه در حالی که دستانش به تخت دستبند شده بودند در بیمارستانی در تهران بستری، ولی ده روز بعد بر خلاف نظر پزشکان معالج‌اش به زندان بازگرداننده شد. وی همچنان از حق تماس تلفنی با فرزندان و همسرش که در تبعید و در فرانسه بسر می‌برند، محروم است. جلسه محاکمه نرگس محمدی که قرار بود در تاریخ ١٩ دی ماه برگزار شود برای سومین بار برگزار نشد.
رؤیا صابری‌نژاد نوبخت، وب‌نگار دارای تابعیت دوگانه ی ایرانی – بریتانیایی، به 5 سال زندان محکوم شده است و از مهرماه ١٣٩٢ در زندان بسر می برد. در تاریخ١٦ آذر ١٣٩٤ و در پی عارضه‌ای عصبی بیهوش که با کمک همبندانش در بند زنان زندان اوین به بهداری اوین منتقل می‌شود. پزشک زندان با تزریق آرامبخشی وی را مرخص می‌کند. در روزهای بعد وی چندین بار دچار تشنج می‌شود، به گفته متخصص مغز و اعصاب، علت تشنج احتمالا تزریق اشتباه آرامبخش در بهداری اوین است. اما برای تشخیص قطعی و درمان وی باید به بیمارستانی در بیرون از زندان اعزام شود. امری که مسئولان زندان اوین از آن ممانعت می‌کنند.
رضا معینی مسوول دفتر ایران و افغانستان سازمان در این باره اعلام کرد « مواد ١٠٢ و ١٠٣آيين نامه اجرايي سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي كشور که "برای نگهداری متهمان تحت قرار و محكومان به حبس" در "كليه امور زندانها" قابل اجراست و مسئولان زندان را مكلف به تامین احتياج‌هاي درماني و بهداشتي محكومان کرده است. بنا بر میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران یکی از امضا کنندگان آن است، محروم کردن از درمان پزشکی می‌تواند نقض ممنوعیت شکنجه و رفتار ظالمانه، غیر انسانی و یا تحقير آميز محسوب شود.»



جان کری : بخشی از پول‌های آزاد شده ایران احتمالا به دست تروریست ها می‌افتد

جان کری : بخشی از پول‌های آزاد شده ایران احتمالا به دست تروریست ها می‌افتد
آقای کری ذر عین حال گفت از زمان برچیده شدن تحریم ها، هنوز شاهدی که حاکی از انتقال پول به تروریستها هنوز مشاهده نشده است.


۱۳۹۴/۱۱/۰۱ | ۱۹:۴۹

جان کری وزیر خارجه آمریکا می گوید احتمال می رود بخشی از میلیاردها دلاری که با کاهش تحریم های اقتصادی در اختیار ایران قرار می گیرد، نصیب گروه های تروریست شود.

به گزارش آسوشیتد پرس، آقای کری روز پنجشنبه در مصاحبه ای با شبکه خبری سی ان بی سی در حاشیه نشست مجمع اقتصادی جهان در داووس سویس، گفت فکر می کند بخشی از پول ها به دست سپاه پاسداران انقلاب یا نهادهای دیگر ، که برخی از آنها تروریست تلقی می شوند، خواهد افتاد.

وی افزود "از آمریکا یا کشورهای دیگر برای جلوگیری از چنین اتفاقی کار زیادی ساخته نیست."

آقای کری در عین حال، گفت از زمان برچیده شدن تحریم ها، هنوز شاهدی که حاکی از چنین انتقالی باشد، مشاهده نشده است.

وی همچنین با دفاع از توافق هسته ای با ایران، یادآور شد جهان بعد توافق با ایران جای امن تری است.


جان کری همچنین گفت بسیاری از منتقدین در اعلام میزان پولی که در اختیار ایران قرار می گیرد گزافه گویی می کنند، و تخمین های ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار درست نیست. ۵۰ میلیارد دلار دقیق تر است. زیرا بخشی از پول باید صرف یازپرداخت بدهی های خارجی شود. افزون بر این، ایران به بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار برای توسعه و بازسازی تاسیسات یر بنایی نیاز دارد و باید دست کم ۱۰۰ میلیارد دلار برای نوسازی بخش انرژی سرمایه گذاری کند.

پیشتر در روز پنجشنبه، کری انتقاد ایران از استفاده واشنگتن ار تحریم های اقتصادی را رد کرد و گفت وقتی مناسب باشد وضع می شود.

او به خبرنگاران گفت "ما بسیار روشن گفته ایم برای مقابله با رفتاری که به باور ما قانون را نقض کرده، شورای امنیت را با چالش گرفته یا آمریکا را تهدید کرده، از تحریم ها وقتی مناسب و مقتضی باشد استفاده می کنیم."

آسوشیتدپرس می گوید کری این موضوع را در پاسخ به شکایت محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد که روز چهارشنبه در مصاحبه ای گفت تحریم های جدید ب به دلیل آزمایش موشک بالیستیک ایران "غیر قانونی" است و نمونه ای از "اعتیاد آمریکا به ارعاب" است.

مقامات آمریکایی می گویند آزمایش موشک قطعنامه های شورای امنیت را نقض کرده است.

شنبه شب تحریم ها را برداشتند، یکشنبه صبح تحریم های جدیدی را وضع کردند

شنبه شب تحریم ها را برداشتند، یکشنبه صبح تحریم های جدیدی را وضع کردند


آزمایش موشک هدایت‌شونده عماد اواسط مهرماه انجام شد
یک روز بعد از اعلام اجرای توافق هسته‌ای ایران، وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم‌های تازه‌ای را در واکنش به آزمایش‌ موشکی اخیر ایران علیه چند فرد و موسسه وضع کرده است.
بنا بر اعلام دولت آمریکا هفت فرد و ۳ موسسه مظنون به ارتباط با برنامه موشکی ایران به فهرست تحریم‌های آمریکا اضافه شده‌اند و از دسترسی به سیستم بانکی این کشور محروم خواهند شد.
علاوه بر شش ایرانی، نام یک شهروند چینی هم در فهرست تازه تحریم‌ها دیده می‌شود.
دو شرکت از میان سه موسسه تحریم‌شده در هنگ‌کنگ و سومی در امارات متحده عربی ثبت شده است.
خبر تصمیم آمریکا برای افزودن اسامی تازه به فهرست تحریم‌های موشکی در واکنش به آزمایش‌های اخیر در ایران در آخرین روزهای سال گذشته میلادی منتشر شد.
اما یک روز بعد گزارش شد که کاخ سفید تصمیم گرفته است که اعمال این تحریم‌ها را به تعویق بیندازد.
خیرگزاری رویترز دیروز در گزارشی دلیل تعویق این تحریم‌ها را تهدید وزیر خارجه ایران عنوان کرده بود که درباره به خطر افتادن مبادله زندانیان با آمریکا در صورت اعمال تحریم‌های تازه به همتای آمریکایی‌اش هشدار داده بود.
تحریم‌های تازه امروز یکشنبه ۱۷ ژانیه (۲۷ دی) ساعتی بعد از آن منتشر شد که زندانیان ایرانی-آمریکایی آزادشده در ایران، خاک این کشور را ترک کردند.
در توافق جامع هسته‌ای ایران اشاره‌ای به برنامه موشکی ایران نشده اما قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در ارتباط با این توافق از ایران خواسته است که از آزمایش موشک‌های بالیستیک جدید خودداری کند.
ایران تاکید دارد که جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی را بر برنامه موشکی‌اش را نخواهد پذیرفت.
آزمایش موشک هدایت‌شونده عماد که باعث تحریم‌ها تازه شده اواسط مهرماه انجام شد. به گفته مقام‌های ایرانی عماد نخستین موشک دوربرد ایران با "قابلیت هدایت و کنترل تا لحظه اصابت به هدف" است.


az:BBC Parsi

||00:01:03/00:12:51⇱ اوباما خطاب به جوانان ایرانی: تمدن بزرگی دارید و حالا فرصتهای جدیدی برای پیشرفت دارید تاریخ انتشار ۱۳۹۴/۱۰/۲۷ باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در اولین واکنش به اجرای برجام و لغو تحریمهای هسته ای ایران، خطاب به جوانان ایرانی گفت شما اینک در یک مسیر جدید قرار دارید و باید از این فرصت جدید برای پیوند به جهان استفاده کنید.
هرگز به پای صندوق های انتصابات رژیم  ارازل و اوباش  اسلامی که تشکلی است از جنایتکاران ،دزدان

هرگز به پای صندوق های انتصابات رژیم ارازل و اوباش اسلامی که تشکلی است از جنایتکاران ،دزدان ، متجاوزین به حقوق مردم ایران ،شکنجه گران و قاتلان ،نروید. راه نجات مردم ایران از چنگال رژیم تروریستی و ضد ایرانی حاکم فقط براندازی تمامیت و کلیت آن است .بیکاری ،فقر،فحشاء،تخریب کلیت اقتصاد ایران ،بی عدالتی ،توحش نهادینه شده و بی قانونی ،تروریسم،اسید پاشی ،تصرف اموال مردم ، مصیبت کارتون خوابی ،کودکان کارگر و کارتون خواب ، زنان بی بضاعت ، سرکوب گارگران و ضدیت با سندیکا های کارگری و معلمان وتعقیب ودستگیری فعالین تشکلات صنفی ،همه این مصیبت های اجتماعی را رژیم جنایتکار حاکم اسلامی در ایران به وجود آورده است . رژیم اراذل و اوباش بانی همه مصیبت های سیاسی و اجتماعی ایران است کارنامه رژیم خونخواران اسلامی قتل حداقل روزی 4 جوان ایرانی در سیاه چالهای مخوف اسلامی است ، از این روست که این رژیم را باید از اریکه قدرت به پائین کشید.


به پای صندوق های ا نتصاباتی رژیم نباید رفت
هم میهنان :رأی شما به صندوق های انتصاباتی رژیم خونخوار اسلامی بمعنای تأ ئید حکومتی است که به فرزندان معترض ما نخست تجاوز و آنها را شکنجه و بقتل میرساند .رأی به رژیم تبهکاران اسلامی بمعنای دوزدی اموال و دارائی های مردم و توسعه بیکاری و فقر معیشتی است .رأی به رژیم تروریستی بمعنای ادامه شکنجه و قتل حکومتی اعدام است.رأی به رژیم بمعنای خفقان و رعب در ایران و تروریسم در جهان است .رفتن به پای صندوق های رژیم به معنای پر شدن زندان های رژیم از زندانیان سیاسی است.مردم در سرتا سر کشور باید از مردم کردستان بی آموزند که هرگز به پای صندوق های رژیم سفاک و جنایت پیشه اسلامی نروند مگر برای آتش زدن صندوق های رژیم خون خوار اسلامی .رژیم برای تأئید جنایاتش و ادامه فساد 37 ساله است که شما را میکوشد به پای صندوق های ریاکاران فاسد و مزدوران بیگانگان وگماشتگان اجنبی بکشد.آن کسانی که بر قدرت اند مرگ همه جانبه ایرانیان را در سر میپرورانند، ما ایرانیان باید مرگ این رژیم تروریستی را با براندازیش تسریع کنیم ،میباید مجا ل هرنوع حیات را از این رژیم تبهکار گرفته وزدودن ترس را از خود پیشه کنیم . در تهاجم به رژیم بزرگترین قدرت در ایران مردم ایرانند و نه رژیم و نه مزدوران خائنی مثل پاسدار و بسیج و یا دیگر دسته های سرکوب رژیم .از موضع قوه به فعل توانائی خود را در مقابل رژیم قرار دهید.رژیم جنایتکار و مجرم، کمتر از آن است که بتواند در مقابل شما مقاوت کند. خود را برای رهائی میهن و فرزندان آینده کشورمان برای نبردی سرنوشت ساز آماده کنید. به هیچ کدام از گماشتگان رژیم خون خوار اسلامی در ستیز ترحم نشان ندهید .رژیم از مسا لمت خواهی و صلح دوستی شما هم میهنان ، سوء استفاده کرده است و برای سرکوبتان بهره برده و فرزندان ایران را به هلاکت رسانده است .ترحم به رژیم و گماشتگان جنایتکارش بمفهوم ادامه استبداد و استحکام سرکوب آن ها علیه مردم ایران است .براندازی رژیم راهکار نهائی برای رهائی از غارت و چپاول ، تجاوز،شکنجه و قتل حکومتی است . گوش به فرمان جنایتکارانی چون موسوی ،کروبی و یا دیگر ارازل اوباش مثل خاتمی و شرکا ء ندهید.آنها چون سال 88 کوشیدنند رژیم نکبت بار و فاسد اسلامی را از سقوط حتمی نجات دهند و مردم را به برگشت به خانه هایشان فرا خواندند.این عوامل که خود را اصلاح طلبان حکومتی مینامند چون دیگر باندهای سازمان یافته رژیم ،در حفظ رژیم و بقای آن و به چپاول کشورمی اندیشند. مرگ بر رژیم اسلامی در تمامیت و کلیتش.

تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران

۱۳۹۴/۰۹/۲۷ | ۱۹:۰۳



مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه‌ای از وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرده است.



پیش نویس این قطعنامه را کانادا تهیه کرده بود و در آن از افزایش میزان اعدام‌ها در ایران ابراز نگرانی شده است.

در این قطعنامه، ضمن انتقاد از فشار و سرکوب روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، از تلاش‌های حسن روحانی رئیس جمهوری ایران برای کاهش تبعیض علیه زنان و بهبود فضای انتقاد و آزادی بیان استقبال شده است.

۸۱ کشور عضو سازمان ملل متحد به این قطعنامه رای مثبت، ۳۷ کشور رای مخالف و۶۷ کشور رای ممتنع دادند.

۱۳۹۴/۰۹/۲۷ | ۱۹:۰۳

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در قطعنامه‌ای از وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرده است.تبعیض علیه زنان و بهبود فضای انتقاد و آزادی بیان استقبال شده است.

۸۱ کشور عضو سازمان ملل متحد به این قطعنامه رای مثبت، ۳۷ کشور رای مخالف و۶۷ کشور رای ممتنع دادند.


اردوگاه مرگ/ به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

زندان قزلحصار در سال ۱۳۴۳ در حاشیهٔ جادهٔ قزلحصار استان البرز ساخته شد. پر بیراه نیست اگر بگوییم این زندان یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های خاورمیانه محسوب می‌شود. در حال حاضر بیشترین اجرای احکام اعدام در کشور، در این زندان اتفاق می‌افتد که متاسفانه این حجم اعدام‌ها مورد توجه شایستهٔ سازمان‌های حقوق بشری و جامعهٔ مدنی قرار نگرفته است.




سازمان حقوق بشر ایران ، ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۴: سازمان حقوق بشر ایران گزارش زیر در مورد زندان قزل حصار را به مناسبت روز جهانی حقوق بشر تهیه و منتشر میکند.

زندان قزلحصار در سال ۱۳۴۳ در حاشیهٔ جادهٔ قزلحصار استان البرز ساخته شد. پر بیراه نیست اگر بگوییم این زندان یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های خاورمیانه محسوب می‌شود.

در دههٔ شصت شمسی، که دوران اوج سرکوب مخالفین حکومت محسوب می‌شود، زندانی‌های سیاسی نیز به این زندان منتقل می‌شدند و احکام اعدام این زندانیان نیز در آن اجرا شده است. البته سابقهٔ حضور زندانیان سیاسی در این زندان، به قبل از انقلاب بهمن ۵۷ بازمی‌گردد. زندانی‌های سیاسی زیادی در دورهٔ پهلوی دوم، از جمله دکتر محمد ملکی، بخشی از دوران محکومیت خود را در قزلحصار گذرانده‌اند. در گذشته قزلحصار بند زنان هم داشته، اما در حال حاضر فاقد چنین بندی است.

اکثریت زندانیانی را که هم اکنون در این زندان به سر می‌برند، مجرمان یا متهمان جرایم مربوط به مواد مخدر تشکیل می‌دهند اما افرادی که متهم به جرایمی مانند قتل، تجاوز و شرارت و غیره هستند نیز در این زندان محبوس هستند. غالب زندانی‌ها از استان تهران می‌باشند اما زندانیان شهرستان‌های دیگر که جرمشان در استان تهران اتفاق افتاده باشد نیز در این زندان دوران حبس خود را طی می‌کنند. در حال حاضر بیشترین اجرای احکام اعدام در کشور، در این زندان اتفاق می‌افتد که متاسفانه این حجم اعدام‌ها مورد توجه شایستهٔ سازمان‌های حقوق بشری و جامعهٔ مدنی قرار نگرفته است.

قزلحصار ۹ واحد دارد: در واحد یک زندانیان محکوم به حبس ابد و محکومان حبس قطعی با جرم‌های سنگین مواد مخدر هستند. واحد دو که به آسانی می‌شود از آن با عنوان «اردوگاه مرگ» یاد کرد، مختص محکومان به اعدام با جرایم مواد مخدر است. واحد سه مربوط به زندانیانی است که جرایم آن‌ها غیر از مواد مخدر است؛ در این واحد در سال ۸۸ و بعد از آن زندانیان سیاسی از جمله محمد پورعبدالله، مصطفی رحمانی، مجتبی احمدی و پیمان کابلی و چند تن دیگر نیز محبوس بوده‌اند و تعداد زیادی از معترضان به نتایج انتخابات سال ۸۸ در این واحد به طور کوتاه مدت حضور داشته‌اند. هم‌چنین اتباع خارجی نیز در سالن ۱۲ این واحد نگهداری می‌شوند. واحد چهار، که به آن واحد کارگری یا کارخانه نیز گفته می‌شود شامل محکومان رای باز و رای نیمه باز و رای کاری است. در این واحد زندانیانی که حرفه‌ای را فرا گرفته باشند، مشغول کار هستند. قابل ذکر است که در واحد کارگری از واحد دو زندانی پذیرفته نمی‌شود، چرا که زندانیان واحد دو حتی اجازهٔ تردد در بین سالن‌های واحد خود را نیز ندارند و به طبع انتقال آن‌ها از واحدشان به دیگر واحد‌ها نیز از نظر مسئولان زندان امکان پذیر نیست. از واحد پنج اطلاعی در دست نیست. برخی معتقدند این واحد تخریب شده و برخی دیگر می‌گویند این واحد به اتاق‌های اداری مسئولان زندان تبدیل شده است‌. واحد شش محکومان حبس زیر ۵ سال را در خود جای داده است و آن‌ها نیز مانند واحد چهار مشغول به کار هستند اما محکومیت آن‌ها عموماً سبک‌تر از واحد کارخانه است. واحد هفت نیز به محل حبس محکومان با جرایم مواد مخدر اختصاص دارد اما محکومیت آن‌ها سبک است. این زندانیان به قید وثیقه با شرایط خاص آزاد هستند اما مجبور به خدماتی مانند کشاورزی و آبیاری یا کار در آبدارخانه و غیره هستند و هر شب به محل زندگی خود در خارج از زندان باز می‌گردند؛ به این واحد اصطلاحاً واحد رای باز‌ها نیز گفته می‌شود. در واحد هشت محکومان مرتبط با جرایم مواد مخدر با جرم و حکم سبک زیر ۵ سال به سر می‌برند. اخیراً هم دیوار این واحد را برداشته و با واحد یک ادغام شده است. و در آخر واحد نه که محکومان با حبس یک سال تا ۱۸ ماه را شامل می‌شود.

این زندان علاوه بر ۹ واحد فوق دارای قرنطینه و اتاقکی که از آن با نام «سگدانی» یاد می‌شود نیز است. تمام زندانی‌ها به محض ورود به زندان، در ابتدا وارد قرنطینه می‌شوند. سگدانی محلی ست که جلوی درب اصلی زندان قرار دارد. زندانیان برای اعزام به دادگاه یا دادسرا چند ساعتی را در این اتاق منتظر وسایل نقلیه می‌مانند.

تراکم جمعیت

آمار دقیقی از تعداد زندانیان محبوس در زندان قزلحصار در دست نیست. به نوشتهٔ سایت تابناک عدم اطلاع رسانی در این مورد زمینهٔ قانونی امنیتی و حتی اخلاقی دارد. دلایلی که هیچ کدام قابل توجیه نیست. اما طبق آماری که زندانیان قزلحصار در اختیار سازمان حقوق بشر ایران قرار داده‌اند، دستکم شش هزار نفر در واحد یک، دو هزار و چهارصد نفر در واحد دو و هفت هزار نفر در واحد سه محبوس هستند. این تنها آمار تقریبی سه واحد از زندان قزلحصار است. با توجه به تعداد اتاق‌ها و تخت‌های موجود در هر اتاق، این زندان دو برابر ظرفیت در خود زندانی جای داده است که این امر موجب مشکلات عدیده برای زندانیان شده است. بیشتر اتاق‌ها دارای «کف خواب» هستند که گاهی تعداد آن‌ها به بیست نفر در اتاق نیز می‌رسد‌. برخی از تخت‌ها با عرض ۹۰ سانتی م‌تر، اصطلاحاً «دو تَرک» است؛ به این معنا که در هر طبقه از این تخت‌ها دو نفر کنار هم می‌خوابند. به صورت تقریبی در هر اتاق بین ۱۱ تا ۱۵ نفر که گاهی تعداد آن‌ها، به ویژه در واحد دو، به ۴۲ نفر نیز می‌رسد، به سر می‌برند. نبود فضای کافی و کمبود پتو برای خواب و استراحت یا حتی نشستن شرایط را برای زندانی‌ها بسیار سخت کرده است. گفته می‌شود که گاهی هر دو یا سه نفر از یک پتو استفاده می‌کنند.

بهداشت

در هر سالن تعداد بسیار محدودی دستشویی و حمام وجود دارد که به نسبت جمعیت، پاسخگوی نیاز زندانیان نیست. زندانیان این زندان در اکثر مواقع جدا از تعداد کم سرویس‌های بهداشتی در هر سالن از خرابی و غیر قابل استفاده بودن بیشتر این دستشویی و حمام‌ها نیز گلایه دارند. به گفتهٔ آن‌ها درهای آهنی این سرویس‌های بهداشتی زنگ زده و پر از سوراخ‌های بزرگ است. از چاه حمام و دستشویی، سوسک و موش خارج می‌شود. تعدادی از دستشویی‌ها، دچار گرفتگی و غیر قابل استفاده هستند. تابستان‌ها آب گرم برای استحمام کاملاً قطع است و در زمستان هم تنها چند ساعت، آن هم در نیمه‌های شب، قابل استفاده است. با توجه به جمعیت زیاد در هر سالن صف سرویس‌های بهداشتی طولانی و غالباً باعث تنش‌های فیزیکی و لفظی بین زندانیان می‌شود.

از طرفی، مسئولان زندان مواد شوینده را سهمیه بندی شده به هر سالن تحویل می‌دهند. یکی از زندانیان می‌گوید: «مقدار مواد شوینده‌ای که به ما می‌دهند کافی نیست و گاهی نیز‌‌ همان را نامنظم و دیر به دیر به ما می‌دهند. بیشتر مواد شویندهٔ مصرفی ما را زندانی‌هایی که از نظر اقتصادی شرایط بهتری از سایرین دارند، با هزینهٔ خود تامین می‌کنند. به دلیل کمبود و گران بودن مواد شوینده اکثراً موکت‌ها و پتو‌ها و لباس‌هایمان کثیف هستند.»

هم‌چنین هیچ‌کدام از سالن‌ها دستگاه تهویه‌ هوای مناسبی ندارند. شوفاژ‌ها قدیمی و معمولاً بدون سوخت هستند. یکی از زندانی‌های واحد دو در این رابطه می‌گوید: «به دلیل خراب بودن دستگاه‌های شوفاژخانه، دودی از آنجا به سالن می‌آید که باعث تنگی نفس ما می‌شود. ما اعتراض می‌کنیم اما تعمیر نمی‌کنند و نهایتاً خاموش می‌کنند. ما راضی هستیم خاموش باشد تا این‌که با دود خفه شویم. تعداد ما به قدری زیاد است که نیاز به وسایل گرمایشی نداریم، با نفس یکدیگر گرم می‌شویم. اما در تابستان و به دلیل نبود وسایل سرمایشی وضعیت زندانی‌ها بغرنج‌تر از سایر فصل‌هاست. در هر سالن سه کولر آبی موجود است که بدون آب کار می‌کند. اکثر زندانی‌هایی که توان مالی برای خرید کولر دستی با هزینهٔ خود را ندارند، در فصل تابستان دچار گرمازدگی و خون دماغ و اسهال و غیره می‌شوند.»

شپش جزو لاینفک تمام اتاق‌های این زندان است. پتوهای زندان و لباس زندانیانی که معمولاً از ستاد مبارزه با مواد مخدر یا آگاهی شاهپور (شاپور) به زندان منتقل می‌شوند، آلوده به شپش است. زندانی‌ها بار‌ها در این رابطه با مسئولان زندان نامه نگاری کرده‌اند و اعتراض خود را نسبت به این مسئله به گوش ایشان رسانده‌اند، اما آن‌ها از سم پاشی اتاق‌ها خودداری می‌کنند.

بیمارهای عفونی و پوستی در بین زندانیان قزلحصار رایج است. با توجه به تراکم جمعیت، در فضایی محدود انتقال این بیماری‌ها به دیگر زندانیان به سرعت امکان پذیر است.

حسن هاشمی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نیز پس از دیدار از زندان قزلحصار، وضعیت بهداشتی زندانیان را اسفناک توصیف کرد. به گفتهٔ او سل مقاوم، ایدز و بیماری‌های عفونی از بیماری‌های رایج در این زندان است.

با توجه به اظهار نظر حسن هاشمی باید به این نکات دقت کرد که پیگیری درمان این نوع بیماری‌ها با هزینه‌‌های گزاف همراه است و نیاز به کادر و تجهیزات پزشکی دارد. از آنجا که هیچ کدام از زندانی‌ها تحت پوشش بیمه نیستند و بهداری‌ها نیز فاقد تجهیزات کافی‌ هستند و از سویی دیگر انتقال بیمار به بیمارستان‌های بیرون از زندان امکان پذیر نیست؛ این قبیل بیماری‌ها نه تنها درمان نمی‌شوند، بلکه وضعیت جسمانی زندانی روز به روز به وخامت می‌گراید. نبود قرنطینهٔ مناسب و اقدام لازم برای بیماریابی و انجام آزمایشات لازم برای این افراد نیز باعث شیوع بیماری به سایر زندانی‌ها می‌شود.

بهداری در این زندان تجهیزات پزشکی حداقلی را نیز ندارد. گفته می‌شود پزشکان این زندان نیز به طور شایسته به وضعیت بیماران رسیدگی نمی‌کنند. یکی از زندانیان واحد دو در این خصوص می‌گوید: «دکتر یا نیست یا اگر هم باشد هنوز دردت را نگفته برایت استامینوفن یا آموکسی سیلین می‌نویسد و می‌گوید چیزی نیست، استرس اعدام دارید! استراحت کنید، خوب می‌شوید!»

به علاوهٔ موارد گفته شده، داروخانهٔ زندان نیز داروهای مربوطه را به تعداد و مقدار کافی در اختیار زندانی قر ار نمی‌دهد. یکی دیگر از زندانیان واحد یک نیز وضعیت درمانی این زندان را این طور توصیف می‌کند: «ما را فقط در شرایط مرگ به بهداری منتقل می‌کنند. دارو نیست و پزشک هم اهمیتی به سلامتی ما نمی‌دهد. در مواردی که زندانی درگیری فیزیکی سختی داشته است مثلاً چاقو خورده باشد بدون آمپول بی‌حسی بخیه می‌زنند و بهانه‌شان هم این است که این آمپول گران است. بار‌ها دیده‌ام که زندانی وضعیت جسمی وخیمی داشته ولی ساعت‌ها داد و فریاد کرده‌ایم و نگهبان‌ها را صدا زده‌ایم و آن‌ها نیز با این‌که از طریق دوربین ما را رصد می‌کنند و متوجه اوضاع هستند، اهمیتی به بیمار نداده‌اند و زمانی درب را باز کرده‌اند که کار از کار گذشته است. اگر هم همچنان امید به بهبود بیمار باشد با کم کاری و عدم رسیدگی بهداری و نبود امکانات پزشکی این امید از دست می‌رود.»

سید حسن هاشمی، وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در اسفند ماه سال ۹۳ در حاشیهٔ دیدار از زندان قزلحصار ضمن تایید وضعیت نامناسب بهداشتی و درمانی در این زندان به دریافتی و حقوق کم پزشکان این بهداری‌ها و کمبود نیروی انسانی در راستای بیماریابی و درمان اشاره کرده است و عملکرد این پزشکان را کاری ایثارگونه عنوان کرده است که به نظر می‌رسد توجیه مناسبی برای عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار نیست. حقوق و مزایای کم پزشکان یا نبود نیروی انسانی در بهداری که ناشی از بی‌توجهی و کم کاری مسئولان است اما تاوان آن را زندانیان پرداخت می‌کنند.

وضعیت بهداشت دهان و دندان هم در این زندان بسیار اسفبار است. با توجه به اینکه بیشتر زندانیان این زندان مواد مخدر مصرف می‌کنند دارای زخم لثه و خشکی دهان و پوسیدگی‌های عمیق دندان و انوع عفونت‌های دهان و دندان هستند. ابوالفضل حجتی‌پور معاون سلامت، اصلاح و تربیت سازمان زندان‌های کشور در این خصوص اعلام کرده است که ۷۳ درصد از زندانیان کشور، به انواع مواد مخدر اعتیاد دارند. اما بهداری قزلحصار دندان پزشک و تجهیزات لازم این امر را ندارد. زمانیکه تحمل زندانی به دلیل دندان درد تمام می‌شود، از طرق غیر بهداشتی خودشان وارد عمل می‌شوند. یکی از زندانیان واحد دو این چنین می‌گوید: «دندان پزشک نداریم. بد‌ترین درد هم درد دندان است. چند روزی به مسئولان زندان التماس می‌کنیم که با هزینهٔ خودمان به دندان پزشکی بیرون از زندان اعزام شویم اما آن‌ها قبول نمی‌کنند. اما بعد از این‌که تمامی تیر‌هایمان به سنگ می‌خورد و دیگر راهی پیدا نمی‌کنیم، سیخ را داغ کرده و یا با انوع و اقسام اشیاء دم دستمان دندان یکدیگر را می‌کشیم. حتی برخی از زندانی‌ها با همین سیخ داغ و سوزن‌های گداخته عصب کشی هم می‌کنند! گاهی هم با سقز و آدامس دندان‌های یکدیگر را پر می‌کنیم...»

پارازیت‌های خط شکن و روشن بودن دائمی لامپ‌های سفید و هواخوری اجباری در یک محوطهٔ خاکی در هر شرایط آب و هوایی و نبود پنجره در اتاق و سالن‌ها و محروم شدن از نور آفتاب به جز ساعات هواخوری نیز از دیگر مشکلات این زندان است که سلامت زندانیان را با خطرات جدی روانی و جسمی مواجه کرده است.

بهداشت روانی نیز از جمله مسائل نگران کننده در قزلحصار است. تراکم و ازدیاد جمعیت خارج از ظرفیت واقعی زندان و نداشتن حریم خصوصی و شخصی و برخورد غیر انسانی مسئولان با زندانی‌ها، اضطراب از فرا رسیدن زمان اجرای احکام اعدام، استرس‌های ناشی از انتظار برای آگاهی از نتیجهٔ دادگاه و حکم صادره، بی‌خبری و نگرانی از شرایط خانواده‌هایشان، تغذیهٔ نامناسب و انواع بیماری‌های جسمی که به آن‌ها توجهی نمی‌شود باعث بروز خشونت بین زندانی‌ها می‌شود که گاهی به قتل نیز می‌انجامد. خودکشی و خودزنی نیز از دیگر اقدامات این زندانیان از سرناچاری و سردرگمی است.

تغذیه

کیفیت تغذیه در این زندان مناسب نیست. میوه و سبزیجات در اختیار زندانی‌ها قرار نمی‌گیرد و به جای گوشت قرمز از سویا استفاده می‌شود. زندانیان می‌توانند ماهی یکبار در لیست خرید میوهٔ زندان ثبت نام کنند. این میوه‌ها مقدارش ناچیز اما بسیار گران هستند و تنوع هم ندارند. غالب ایشان توان مالی خرید این میوه‌ها را هم ندارند. وزیر بهداشت دولت یازدهم نیز پایین بودن سرانهٔ غذا در این زندان را تایید کرده است. یکی از زندانیان واحد سه می‌گوید: «سال تا سال هم رنگ گوشت و مرغ را نمی‌بینیم. یادمان رفته چه مزه‌ای داشتند. اسمش این است که غذا مرغ داریم، اما از مرغ خبری نیست. یا پای مرغ است یا پوست مرغ یا گردن مرغ. ما ترجیح می‌دهیم صبحانه را با ترفندهای مختلف سهمیه بیشتر بگیریم که به جای ناهار و شام بخوریم که کره و پنیر و مرباست. بهترین غذای ما اینجا سیب زمینی آب پز و تخم مرغ است.»

مواد مخدر

انواع مواد مخدر در این زندان به سهولت قابل دسترس است. برخی از زندانیان قزلحصار تنها در رابطه با توزیع و خرید و فروش مواد مخدر محکوم شده‌اند و در خارج از زندان «مصرف کننده‌» نبوده‌اند. اما با ورود به زندان اعتیاد به مواد مخدر نیز به مشکلات دیگر آن‌ها اضافه شده است. به نظر می‌رسد هروئین، شیشه، کراک و تریاک به ترتیب بیشترین مصرف را در این زندان دارد. ورود مواد مخدر به داخل زندان در اکثر مواقع توسط ماموران زندان انجام می‌شود و بین زندانیانی که اصطلاحاً ساقی هستند با قیمت بسیار بالا توزیع می‌شود. ساقی نیز بخشی از این مواد را برای مصرف خود و باقیماندهٔ آنرا به دیگر زندانیان می‌فروشد. در اکثر موارد فروش و توزیع مواد مخدر در زندان به دلیل تامین مواد مصرفی شخصی یا نیاز اقتصادی خانواده‌هایشان یا تهیهٔ مخارج روزمرهٔ خودشان صورت می‌گیرد. خرید و فروش و توزیع مواد مخدر در زندان شغلی با درآمد بسیار بالا محسوب می‌شود.

محمدعلی زنجیره‌ای، معاون توسعه، مدیریت و منابع سازمان زندان‌ها در یکی از گفتگو‌هایش با خبرگزاری فارس در این رابطه می‌گوید: «در زندان‌ها مواد مخدر بین ۲۰ تا ۴۰ برابر قیمت خارج از زندان به فروش می‌رسد. مقولهٔ ورود مواد مخدر به داخل زندان توسط زندانبان‌ها از سوی مسئولین از جمله محسنی اژه‌ای، سخنگویی قوه قضاییه نیز تایید شده است. چندی پیش اخباری مبنی بر صدور حکم اعدام برای یکی از زندانبان‌های زندان رجایی‌شهر کرج که در دو کتاب نهج‌البلاغه و فرهنگ عاشورا که کتاب‌های قطوری هستند ‌مقدار ۳۹۵ گرم تریاک و ۴۸۵ گرم کراک را جاسازی ‌کرده بود، منتشر شد؛ اما در ‌‌نهایت، زندانبان خاطی با عفو و بخشش دستگاه قضایی رو به رو شد و از اعدام نجات یافت. این بخشش در حالی صورت می‌گیرد که هزاران نفر با همین جرم در واحد دو این زندان به اتهام حمل و نگهداری میزانی به مراتب کمتر از این مقدار، اعدام شده‌اند یا منتظر اجرای حکم اعدامشان هستند.

روش‌های استعمال مواد مخدر در زندان هم بسیار خطرناک است. استفادهٔ اشتراکی از سرنگ آلوده باعث گسترش چشمگیر انواع بیماری‌ها از جمله ایدز و هپاتیت شده است.

یکی از زندانیان واحد سه قزلحصار در این رابطه می‌گوید:» گاهی بیش از پنجاه بار از یک سرنگ به صورت اشتراکی استفاده می‌کنند. گرفتن یا به دست آوردن سرنگ از طریق بهداری کار راحتی نیست؛ هر چند ساقی‌ها دسترسی به سرنگ‌ها دارند اما آن را با قیمت بالا به زندانیان دیگر می‌فروشند و هر کسی توان خرید سرنگ استفاده نشده را ندارد.

یکی دیگر از زندانیان همین واحد در رابطه با طرز مصرف مواد مخدر در سالن جوانان این زندان به سازمان حقوق بشر توضیح می‌دهد: «از آن‌جا که مواد مخدر گران است، زندانیان به خصوص در سالن جوانان طوری مواد را مصرف می‌کنند که نئشگی طولانی‌تر داشته باشند. به همین خاطر گاهی از روش‌های خطرناکی استفاده می‌کنند که بعضاً به مرگ مصرف کننده ختم می‌شود. برای مثال شیشه را داخل نوشابه می‌ریزند و می‌خورند که این دو اصلاً با هم سازگاری ندارند. یا برای تزریق هروئین از رگ‌های ناحیهٔ تناسلی یا گردن استفاده می‌کنند. کسانی که ناشیانه و تنها برای نشئگی بیشتر از این روش‌ها استفاده می‌کنند، سرنوشتی جز مرگ در انتظار آن‌ها نیست.»

گفتنی است که مصرف مواد مخدر توسط زندانی‌ها، به دلیل نصب دوربین‌های مدار بسته و رصد شبانه‌روزی از دید ماموران زندان دور نمی‌ماند. اما گویا دو مقولهٔ سود بالای خرید و فروش مواد مخدر برای ماموران و دیگری اهمیت نداشتن سرنوشت این زندانیان برای مسئولان، مانع از جلوگیری مصرف مواد مخدر در زندان شده است.

خشونت

در زندان خشونت دو نوع است: «زندانی علیه زندانی» و «ماموران زندان علیه زندانی»

خشونت ماموران با زندانیان از‌‌ همان بدو ورود به زندان، یعنی در قرنطینه، آغاز می‌شود. طبق گفتهٔ زندانیان، ضرب و شتم و فحاشی در قرنطینه با شدت و بدون دلیل صورت می‌گیرد. یکی از زندانیان محبوس در واحد دو قزلحصار در رابطه با اعمال خشونت در قرنطینه می‌گوید: «هنگام تفتیش بدنی و تحویل وسایل به شدت ما را کتک می‌زنند و به ما و خانواده‌هایمان رکیک‌ترین حرف‌ها و توهین‌ها را می‌کنند. وقتی هم اعتراض می‌کنیم، بیشتر کتک می‌خوریم و تهدید می‌شویم که تازه این اول کار است. ماموران قرنطینه وسایل ارزشمند و قیمتی ما را می‌دزدند و به طرز زشت و زننده‌ای ما را تفتیش می‌کنند. آب آشامیدنی در قرنطینه وجود ندارد و همه باید از آب دستشویی استفاده کنند که قابل خوردن نیست. یا مثلاً برای رفتن جلوی دوربین و عکس انداختن برای کارت، با پس گردنی و بی‌احترامی ما را هل می‌دهند. بعضی از زندانیان را چند روز با همین شرایط در قرنطینه نگه می‌دارند.»

سطح خشونت در سگدانی نیز بسیار بالاست. یکی از زندانی‌های واحد دو در مورد سگدانی این چنین می‌گوید: «ساعت‌ها باید در این اتاق برای اعزام به دادگاه، منتظر مینی بوس و اتوبوس باشیم. استرس دادگاهی شدن و ترس از صدور حکم یک طرف و انتظار در این اتاق کثیف و ضرب و شتم و شنیدن فحش‌های رکیک یک طرف دیگر. بی‌دلیل کتک می‌زنند و بی‌دلیل فحاشی می‌کنند. ساکت باشی کتک می‌زنند، حرف بزنی کتک می‌زنند، بنشینی کتک می‌زنند، بایستی کتک می‌زنند... همگی دسبتند و پا بند هستیم. اگر زیاد اعتراض کنیم دستبندمان را از پشت می‌بندند و قپونی می‌کنند. مسیر زندان تا دادگاه بسیار طولانی است. تا رسیدن به دادگاه تمام این مسیر را با این وضعیت باید تحمل کنیم. از طرفی هم اگر بعد از چند ساعت انتظار در سگدانی، اتوبوس و مینی بوس نسبت به تعداد افراد کافی نباشد باید برگردیم به اتاق‌هایمان و گاهی باید بین دو تا شش ماه دیگر صبر کنیم تا مجدد دادگاه برگزار شود و همچنان بلاتکلیف در زندان بمانیم.

بازرسی اتاق‌ها نیز فرصت دیگری ست برای خشونت علیه زندانیان. بازرسی‌ها به دو صورت انجام می‌گیرد: توسط گارد ضد شورش و زندانبان‌ها؛ در برخی مواقع علنی و مواقعی دیگر پنهانی یعنی زمانی که زندانیان در هواخوری اجباری هستند این بازرسی‌ها انجام می‌شود. زندانیان اغلب از گم شدن یا دزدیده شدن وسایل شخصیشان در این بازرسی‌ها شکایت دارند.
یکی از زندانیان واحد یک که محکوم به حبس ابد است، می‌گوید: «حداقل ماهی یکبار گارد ضد شورش با ایجاد رعب و وحشت و به صورت وحشیانه وارد سالن می‌شوند. با اعمال خشونت و ضرب و شتم و فحاشی ما را به هواخوری می‌فرستند. به اتاق‌ها یورش می‌برند و وسایل ما را می‌شکنند، پاره می‌کنند، می‌دزدند. یک سری وسایل هم که به قول خودشان ممنوعه است برمی‌دارند صورت جلسه کرده و ما را بابتش تنبیه بدنی می‌کنند، انفرادی می‌فرستند، ملاقات یا تماس تلفنی با خانواده‌هایمان را ممنوع می‌کنند و غیره.»

خشونت بین زندانیان نیز رایج است. غالباً درگیری‌های فیزیکی و لفظی بین زندانی‌ها بر سر غذا، مواد مخدر، سیگار، تختخواب، پتو، صف دستشویی و حمام، قمار، مسائل قومیتی و غیره شکل می‌گیرد. ظاهراً استفاده از چاقو و قمه و غیره در زندان ممنوع است اما در بسیاری از درگیری‌ها بین زندانیان از این آلات استفاده می‌شود. آمار دقیقی از افرادی که در این درگیری‌ها به قتل می‌رسند یا نقص عضو می‌شوند، در دست نیست اما به گفتهٔ شاهدان در زندان، تعداد آن‌ها زیاد است. یکی از زندانیان واحد سه در این خصوص می‌گوید: «با نبشی آهنی تختخواب، قمه درست می‌کنند و در دعوا‌ها از آن استفاده می‌شود. روز‌ها و ساعت‌ها در هواخوری این نبشی‌های آهنی را روی زمین می‌کشند که تیز شود و این را ماموران زندان نیز با دوربین می‌بینند اما عکس العملی نشان نمی‌دهند. وقتی درگیری‌ها خونین و گسترده باشد ماموران تنها با کنترل از طریق دوربین مدار بسته و بلندگو وارد عمل می‌شوند. زمانی که درگیری با یک یا چند کشته و آسیب‌های جدی جسمی تمام می‌شود تازه درهای سالن را باز می‌کنند و طرفین دعوا را به حفاظت می‌برند. معمولاً هم کسی که قدرت مالی یا فیزیکی بیشتری داشته باشد به اتاقش برمی‌گردد و کسی که ضعیف‌تر است، تنبیه می‌شود و به انفرادی می‌رود. برای رساندن کسانی که چاقو و قمه خورده‌اند یا دست و پا و سرشان شکسته است به بهداری نیز، آگاهانه تعلل می‌کنند.»

چندین بار نیز اخبار موثقی در رابطه با ارتکاب به قتل عمد به جهت عقب افتادن اجرای احکام اعدام در واحد دو زندان قزلحصار منتشر شده است. یکی از زندانیان واحد مذکور در این رابطه می‌گوید: «وقتی برای مواد مخدر حکم اعدام می‌گیری، شاکی خصوصی نداری و هر لحظه امکان اجرای حکم هست. اما وقتی قتل انجام می‌دهی شاکی خصوصی داری. کسی که اجرای حکم اعدامش نزدیک است، اگر مرتکب قتل شود می‌تواند برای خودش زمان بخرد تا پروسهٔ دادگاه جدیدش طی شود و بتواند اندکی بیشتر زندگی کند. در چند سال اخیر که اجراهای اعدام زیاد شده، این نوع قتل‌ها نیز بیشتر از سابق در زندان صورت می‌گیرد.»

شورش و اعتصاب

شورش و اعتصابات زیادی در زندان قزلحصار رخ داده است که اخبار برخی از آنان در رسانه‌ها انعکاس بیشتری یافته است. برای مثال در آذر ماه سال ۹۲ در پی انتقال ۱۱ زندانی به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدامشان بیش از ۱۸۰۰ زندانی از واحد دو این زندان دست به اعتصاب غذا زدند. این اعتصاب غذا بعد از ۹ روز با وساطت مسئولان زندان و قوه قضائیه و وعدهٔ بررسی مجدد پرونده‌هایشان پایان یافت. وعده ایی تو خالی که هرگز اجرا نشد.

در اسفند ماه سال ۸۲ نیز طی انتقال ۱۰ تن از زندانیان جهت اجرای حکم اعدامشان زندانیان واحد ۲ و ۳ این زندان دست به شورش زدند. نیروهای امنیتی در راستای سرکوب این شورش از سلاح گرم استفاده کردند که منجر به کشته و زخمی شدن تنی چند از زندانیان شد. اطلاع دقیقی از تعداد واقعی کشته شدگان و مجروحان اعلام نشده است. برخی خبرگزاری‌ها تعداد کشته شدگان را حدود هشتاد نفر اعلام کرده‌اند برخی نیز این تعداد را بیش از صد نفر می‌دانند.

موارد فوق گوشه ایی از وضعیت نابسامان حاکم بر زندان قزلحصار است که توسط زندانیان این زندان به سازمان حقوق بشر ایران گزارش شده است. با توجه به اخبار ارسال شده از داخل زندان در چند سال اخیر ضروری است فعالان حقوق بشر توجه ویژه، اطلاع رسانی و پیگیری‌های جدی تری نسبت به شرایط غیرانسانی زندانیان قزلحصار داشته باشند.

 وزارت دفاع روسیه خانواده اردوغان را به تجارت نفت با داعش متهم کرد

وزارت دفاع روسیه خانواده اردوغان را به تجارت نفت با داعش متهم کرد
مقام های وزارت دفاع روسيه می گویند شواهدی در دست دارند که ثابت می کند رئيس جمهوری ترکيه و خانواده اش در قاچاق نفت از عراق و سوريه با داعش همکاری کرده اند
اردوغان: اگر ادعای پوتین درباره توافق ترکیه با داعش درست باشد، استعفاء می دهم

رژیم تروریست و تروریست پرور اردوغان بیش از 4 سال در تخریب ثبات در خاورمیانه ،جنگ و جنگ افروزی ،و تخریب منطقه دست مستقیم دارد. رژیم کثیف اسلامی او نفت های دزدی شده توسط داعشیان تروریست را دریافت و همزمان به آنها اسلحه و دیگر مهمات نظامی برای عملیات تروریستی تحویل داده و میدهد.با اقدامات روسیه و بمباران صدور ابزار نظامی توسط ترک ها به سوریه و تروریست های داعشی از یک طرف و رفت و شد ترک ها به سوریه با ویزا و بستن مرزهای سوریه با احتمال بسیار عملیات تروریستی رژیم اردوغان در سوریه باید بتواند پایان یابد .
- وزارت دفاع روسیه خانواده اردوغان را به تجارت نفت با داعش متهم کرد

اردوغان: اگر ادعای پوتین درباره توافق ترکیه با داعش درست باشد، استعفاء می دهم
مسکو درخواست آنکارا را رد کرد: پوتین با اردوغان دیدار نمی کند
ترکیه جسد خلبان روس را باز می گرداند
ولادیمیر پوتین دستور تحریم ترکیه را صادر کرد
تنش بین روسیه و ترکیه ادامه دارد؛ تیرگی روابط اقتصادی در سایه بحران نظامی
مسکو در انتظار عذرخواهی آنکارا؛ ترکیه می گوید عذرخواهی نمی کنیم
۱۳۹۴/۰۹/۱۱ | ۲۱:۲۳

وزارت دفاع روسيه روز چهارشنبه اعلام کرد اسنادی در دست دارد که ثابت می‌کند، رجب طيب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه و خانواده‌اش در قاچاق نفت از مناطق تحت کنترل داعش در عراق و سوريه دست دارند.

اتهام‌های روسیه علیه مقام‌های ترکیه پس از سرنگونی هواپيمای روسی توسط جنگنده‌های ترک به صورت يک جنگ لفظی آغاز شد؛ رويدادی که به اصطکاکی جدی ميان دو کشور تبديل شده است.

این جنگنده روسی که در حال عملیات در شمال سوریه بود، با اعلام نقض حریم هوایی ترکیه توسط جنگنده های این کشور هدف قرار گرفت و سرنگون شد. در پی این حادثه روابط دو کشور به تیرگی گرائید و موجب طرح اتهامات صریحی از سوی مقامات روسیه علیه رئیس جمهوری ترکیه شد.

مقام‌های وزارت دفاع روسيه روز چهارشنبه دوم نوامبر در يک نشست خبری با ارائه تصاوير ماهواره‌ای ردیفی از کاميون‌های نفتکش را نشان دادند و مدعی شدند که این کامیونها در حال انتقال نفت از تاسيسات نفتی مناطق تحت کنترل داعش در عراق و سوريه به داخل ترکيه هستند.

مقام های روسی بدون ذکر جزئيات بيشتر يا مشخص کردن اسناد خود گفتند که اين تنها بخشی از اسنادی است که نشان می‌دهد رئيس جمهوری ترکيه در قاچاق نفت عراق و سوريه با داعش همکاری دارد.

آناتولی آنتونوف، قائم مقام وزارت دفاع روسيه گفت: "ترکيه مصرف کننده اصلی نفتی است که از صاحبان قانونی و مشروع آن در عراق و سوريه به سرقت می‌رود. بر اساس اطلاعاتی که به دست ما رسيده، رهبری ارشد ترکيه، آقای اردوغان و خانواده‌اش در اين تخلف مالی دخالت دارند.

آناتولی آنتونوف، قائم مقام وزارت دفاع روسيه در طرح اين اتهام گفت که شايد دارد خيلی صريح در این باره سخن می‌گويد اما به گفته او "هیچ کس مگر خود شريک جرم نمی تواند به مال دزدی اطمينان کند. در غرب هيچ کشوری تا حال نپرسيده که چطور پسر رئيس جمهوری ترکيه در رأس يکی از بزرگترين شرکت‌های توليد نفت و گاز قرار دارد، چه کسب و کار خانوادگی درخشانی!"

وزارت دفاع روسيه می‌گويد که در دوربين‌های امنيتی‌ آنها فيلم‌هايی وجود دارد که نشان می‌دهد صف طويلی از تانکر در ميادين نفتی تحت کنترل داعش در عراق و سوريه در حال بار زدن هستند و وزارت دفاع روسیه این سوال را مطرح کرده که چرا حتی ائتلاف بين المللی به رهبری آمريکا هم آنها را مورد حمله‌های هوايی قرار نمی‌دهد؟

وزارت دفاع روسيه همچنين ادعا کرده که همين شبکۀ قاچاق نفت به ترکيه، بار اسلحه، جنگ افزار و امکانات آموزش نظامی برای داعش و ساير تشکل‌های افراطی به ترکیه می‌برد.

بنا بر این ادعا، بخشی از نفت‌های قاچاقی وارد بازارهای داخلی ترکيه می‌شود و بقيه از طريق بنادر ترکيه، از جمله اسکندرون و درتيول در دريای مديترانه به خارج صادر می‌شود.

سخنان این مقام روسی در حالی منتشر شده که پیشتر رئیس جمهوری ترکیه گفته بود در صورت اثبات دست داشتن او یا خانواده اش در قاچاق نفت داعش، از سمت خود استعفا خواهد داد.مدیر عامل بزرگترین شرکت نفتی در ترکیه پسر اردوغان است و نفت دزدی توسط داعش ،تحویل این شرکت خانوادگی اردوغان تحویل داده میشده است .



بر روی ویدیو فشار دهید تا بتوانید گزارش را بشنوید .

برگشت

letzte Änderungen: 12.2.2016 5:46