Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 1 von 57
Hezb Socialdemokrat Iran                                   استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی

Hezb Socialdemokrat Iran
استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی
برای جدائی دین از سیاست و دولت و جلوگیری از تعرض دین به کرامت انسانی نخستین گام براندازی تمامیت رژیم حاکم ونهادینه کردن لائیسته ، تنها راهکار نهائی جامعه ایران است.


وطن امروز اسير دو سه تن بيوطن است انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يک لاشخور و آن دگری جغد سياه اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد: که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است !
از: ملک الشعرا بهار



اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو

نرگس محمدی اعتصاب غذا کرد

رژیم تروریستی و جنایتکاران اسلامی که تشکلی از اراذل و اوباش است ،از روی قصاوت توحش تازیان اسلامی ،آنچنان عمل کرد غیر انسانی دارد که حتی تماس تلفنی مابین مادر و فرزند را با احتمال بسیار قوی غیر شرعی و غیر اسلامی میداند.درجه ای از توحش اسلامی و غیر انسانی رژیم خونخوار را بر روی پرده برد و به همین منظور ، نرگس محمدی اعتصاب غذا کرد.
به‌دلیل اجازه ندادن مقام‌های مسئول برای برقراری تماس تلفنی با فرزندان خردسالش


نرگس محمدی اعتصاب غذا کرد

دوشنبه ۷ تير ۱۳۹۵ - ۲۷ ژوين ۲۰۱۶

نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر که اینک در زندان به‌سر می‎برد، از امروز- هفتم تیر ماه 1395- که مصادف است با بیست و یکم ماه رمضان، اعتصاب غذا کرد.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، خانم محمدی با نگارش دل‌نوشته‌ای از چرایی اتخاذ چنین تصمیمی سخن گفته است.
او در این دل‌نوشته با بیان اینکه «خواسته‌ای جز امکان تماس تلفنی با فرزندانش ندارد»، گفته است که علی‌رغم میل و توان جسمی‌اش، راهی برایش نمانده است جز اینکه فریاد «مادر بودن» و دلتنگ بودنش را با اعتصاب غذا اعلام کند.
فرزندان خردسال نرگس محمدی پس از بازداشت این مدافع حقوق بشر از یک سال پیش به نزد پدرشان که به اجبار و بر اثر فشارهای مقام‌های امنیتی و قضایی به فرانسه مهاجرت کرده است، رفته‌اند.
خانم محمدی در طول یک سال گذشته، فقط یک‌بار توانسته است از طریق تلفن با فرزندان خردسالش صحبت کند. این تماس تلفنی در اواسط فروردین ماه 1395 برقرار شد.
نرگس محمدی بارها با انتشار نامه‌های سرگشاده خطاب به مقام‌های ارشد قضایی، نسبت به رفتار زندانبانان و مقام‌های امنیتی در زندان با خود، اعتراض کرده است.
متن دل‌نوشته نرگس محمدی که در هفتم تیر ماه 1395 نوشته شده، به شرح زیر است:
تیر ماه آمده است، ماهی که یک سال پیش در همین ماه گرم تابستان دو کودک خردسال هشت و نیم ساله‌ام، ایران را به مقصد فرانسه و زندگی در پیش پدرشان ترک کردند. چرا که زندگی بدون مادر و پدر غیر ممکن شده بود. آخرین ملاقاتم را صد بار مرور کردم. هر بار خانواده‌ام پشت در بزرگ اوین می‌ماندند و فقط کیانا جان و علی جانم داخل زندان می‌شدند. از دم در زندان تا محل ملاقاتمان در دفتر حفاظت، مسیر طولانی بود و بچه‌ها به همراه یک مأمور مسافت حیاط را دست در دست هم طی می‌کردند و در مسیر، زندانیان را با دست‌بند و پابند و لباس‌های آبی- سرمه‌ای راه راه می‌دیدند و از ترس می‌دویدند. وقتی به من می‌رسیدند، نفس نفس‌زنان و در حالی‌که هنوز دستانشان به‌هم گره خورده بود از آنچه دیده بودند می‌گفتند. یک‌بار علی جان به کیانا جان می‌گفت: «کیانا خوب شد فرار کردیم وگرنه دزدها ما را می‌گرفتند.»
من همیشه از آمدن و رفتنشان نگران بودم تا دیدار آخر فرا رسید. گفتند: «مامان نرگس ناراحت نباش، می‌رویم پیش بابا تقی و دوباره برمی‌گردیم.» از دم در حفاظت تا در وسط حیاط زندان چند بار برگشتند و من را نگاه کردند. دستانشان را به‌هم داده بودند. خداحافظی کردیم و در بسته شد و علی جان و کیانا جانم رفتند. رفتنشان را نه آن لحظه که با چشمانم بدرقه کردم و نه حتی الان که یک‌سال گذشته باور نمی‌کنم. ساعت یک و نیم بعد از ظهر بود. نمی‌دانم با چه حالی وارد بند شدم. مسیر راهرو را طی کردم و وارد حیاط شدم. روی آسفالت داغ برای نیایش ایستادم. می‌خواستم با خودش صحبت کنم. فقط با خود خودش. نمی‌دانم گه‌ها گفتم و چه‌ها شنیدم و چقدر گریه کردم. اصلاً نمی‌دانم نام آن حال و هوایم را چه به‌نامم: «نیایش، ناله یا جان دادن.» نمی‌دانم چقدر دست بر زانوان لرزانم خم شدم و سپس به قامت ستبر ایستادم. نمی‌دانم چند بار سر به خاک پاک زندان اوین گذاشتم و نه اشک دیدگانم بلکه خون دلم را نثار کردم و برخاستم. نمی دانم چند بار دست به‌سوی آسمان برداشتم و از او صبر و شکیبایی طلب کردم. ولی از شدت سوزش پاهایم مجبور به بازگشت به بند شدم. فکر می‌کردم عزیزانم سه ماه دیگر و برای بازگشایی مدارس می‌آیند، اما مهر ماه آمد و فرزندانم نیامدند. درخواست اجازه تماس تلفنی دادم تا حداقل صدایشان را بشنوم، اجازه ندادند. آذر ماه آمد. روز تولد بچه‌هایم شد، تقاضای تلفن کردم تا تولدشان را تبریک بگویم، اجازه ندادند. در بند زنان اوین، برخلاف تمام زندان‌های کشور، تلفنی برای تماس با خانواده‌ها وجود ندارد و غدغن است. هفته‌ای یک ملاقات داریم و از این هفته تا هفته بعد در بی‌خبری، به انتظار ملاقاتی دیگر می‌نشینیم. ملاقات مادران با فرزندانشان هم هفته‌ای یک‌بار به شکل حضوری است. روزهای چهارشنبه، مریم اکبری منفرد، صدیقه مرادی، زهرا زهتابچی، آزیتا رفیع‌زاده و فاطمه مثنی را برای ملاقات با فرزتدانشان صدا می‌کنند. من در گوشه تختم نشسته و از مادرها می‌خواهم روی ماه دختران و پسرانشان را ببوسند. مادرها به ملاقات می‌روند و من در خیال خود با کیانا جان و علی جانم دیدار می‌کنم دست‌های کوچکشان را می‌بویم و صورت چون گلشان را می‌بوسم.
یک‌سال است که ارتباط من با دو فرزند خردسالم در حد پرسیدن احوالشان از خواهر و برادرم است که هر بار جمله‌ای تکراری را تحویل می‌گیرم: «نگران نباش، حالشان خوب است.» صدایشان را فراموش کرده‌ام. مدت‌هاست عکس‌هایشان را از تختم جمع کرده و کنار گذاشته‌ام. نمی‌توانم به عکس‌هایشان نگاه کنم. خواهرم می‌گفت: «هر بار که می‌خواهم به ملاقاتت بیایم علی به من می‌گوید از مامان نرگس بپرس ببین من را در خواب می‌بیند؟» تنها راه ارتباط من با فرزندانم خواب‌هایمان است. چقدر برایم عجیب است که آنها هم مادرشان را در خواب‌های شیرین کودکانه‌شان می‌بینند و اینگونه ارتباط می‌گیرند.
یک‌سال از رفتن فرزندانم گذشته و علی‌رغم نامه‌نگاری‌های علنی و غیرعلنی من و خانواده‌ام با داشتن تماس تلفنی من و فرزندانم مخالفت شده است و فقط یک‌بار به‌مناسبت عید نوروز 1395 در تاریخ 14 فروردین 1395 به‌دستور کتبی مقام محترم دادستات تهران: «به مدت ده دقیقه و تحت شرایط امنیتی و فقط با فرزندان»، با کیانا جان و علی جانم صحبت کردم. آخرین جمله کودکانم این بود: «مامان نرگس امیدوارم دوباره اجازه بدهند به ما زنگ بزنی.»
سال 91 زمانی‌که برای تحمل حبس شش ساله‌ام بازداشت شدم، بازجوی پرونده‌ام در سلول‌های 209 گفت: «خوب می‌گفتی از حقوق بشر دفاع می‌کنی می‌فرستمت زندان عادی زنان تا بدانی بشر کیست.» اکنون نیز می‌دانم، چون بارها از من خواسته بودند تا فعالیت نکنم تا اجازه دهد کنار فرزندانم بمانم. می‌اندیشند با این فراق و دوری و قطع هرگونه تماس حتی به‌شکل تلفنی، مادر بودن را به من می‌فهمانند.
طی یک‌سال گذشته تجربه عجیبی در زندان داشتم. بودن در زندان و حتی حکم 16 سال حبس در پرونده اخیرم، نه‌تنها پشیمانم نکرده بلکه اراده و باورم را برای دفاع از حقوق بشر بیش از پیش تقویت نموده، اما چیزی از رنج و درد حاصل از دوری از عزیزان و فرزندان دلبندم نکاسته است. اگر در این دوران لبخندی از رضایت از حداقل تلاش‌ها و فعالیت‌هایم بر لبانم نقش بسته، از تلخی حسرت دیدارشان آشوبی در دلم برپا بوده است. پاره‌ای از وجودم سرشار از رضایت و سرور و جدیت و تلاش و پاره‌ای دیگر مملو از درد و غم و هجران و حسرت بوده. گویی دل راه خود می‌رود و عقل پا به رکاب مرکب خود می‌تازد. باز با مادر موسی همراهم. مادر، وحی را دریافت کرد، فرزندش را در درون محفظه‌ای، روانه رود نیل کرد یعنی باور و توکل مادر کار خود را کرد. اما صبح روز بعد دل مادر از هجر کودک، تاب از کفش ربود، تا جایی که بیم آن می‌رفت که اسرار هویدا سازد، یعنی دل، نی ناله خود سرود و راه خود پیمود و خداوند دستی برآورد و .... در این سرزمین نیز در کشاکش قدرت ایمان و باور به آرمان‌ها از یک‌سو و تمایلات بشری و عشق و مهر از سوی دیگر، جان، دو پاره که سهل است صد پاره می‌گردد. امان از این درد چند پارگی. چه سخت است دل در گرو عشق عزیزان داشتن و پای در ره آرمان گذاشتن و سودای بشریت داشتن. همواره گفته‌ام در سرزمینی که زن بودن، مادر بودن و فعال حقوق بشر هر یک به‌تنهایی سخت است، بودن و داشتن هر سه با هم جرمی نابخشودنی و قامت‌شکن است. و اکنون «من» در سرزمین و وطنم، چنانچه در کیفرنامه‌ام آمده به جرم فعال حقوق بشر، فمینیست و مخالف اعدام بودن محکوم و در حبس هستم، و از نیک حادثه و دست پرمهر تقدیر هم «زن» و هم «مادرم».
مدافع حقوق بشر بودنم را جرم تلقی کردند اما تلخ‌تر آنکه زن بودن و مادر بودنم را انکار نمودند. تا آن زمان که بمیرم و خاموش شوم اعتراض و گلایه خواهم کرد و فراموش نخواهم نمود. کودکانم سه ساله بودند که نیمه شب به خانه‌ام هجوم آوردند و کیانای عزیزم را که عمل جراحی شده بود با ناله و گریه و تن تب‌دارش از آغوشم کشیدند و به سلول افکندند. عزیزانم پنج ساله بودند و پدرشان از ایران رفته بود که سراغم آمدند. بچه‌ها دامنم را رها نمی‌کردند که به دروغ به آنها قول دادند که شب برمی‌گردم پیششان و بردند و حبس‌ام کردند و 15 اردیبهشت سال پیش که فرزندانم را که در مدرسه بودند و ظهر به امید گشوده شدن در توسط مادرشان به خانه بازمی‌گشتند ناگهان ناامید پشت در بسته گذاشتند تا چون پدرشان از این سرزمین رخت بسته و رفتند و من از این مردان حکومتمدار دیندار می‌پرسم آیا آنچه با من و فرزندانم رواداشته‌اند کم است که اکنون اینگونه فرزندان کوچک و معصوم من را آزار می‌دهند؟ روان گفتم به روانی اشک‌های روی گونه‌هایم. ساده نوشتم به سادگی مهر مادرانه‌ام. سوگند خوردم که «دلم برای فرزندانم تنگ و بی‌تاب است.» گفتم: «دل کوچک فرزندان در غربتم برای من تنگ است.» افسوس هیچ‌کس نشنید و وقعی ننهاد. یک‌سال صبوری کردم شاید وجدانی در این سرزمین خفته‌دلان به درد آید، حاصلی نداشت و باز مهر مادرانه‌ام را انکار کردند. علی‌رغم میل و توان جسمی‌ام، راهی برایم نماند جز اینکه فریاد «مادر بودن» و دلتنگ بودنم را با اعتصاب غذا اعلام نمایم. شاید دلی به رحم آید، شاید شرم و وجدانی وجود داشته باشد، شاید این کین‌کیشی و ستم را پایانی باشد. من خواسته‌ای جز امکان تماس تلفنی با فرزندانم ندارم. اگر خواسته بزرگ، نامعقول، غیراخلاقی، غیرقانونی و ضدامنیتی است بگویید و قانع‌ام کنید؟ اگر یک مادر که به‌زعم حکومتی مجرم شناخته شده، باید از شنیدن صدای کودکانش محروم شود، اعلام کنید، اگر نه به من مادر اجازه دهید تا صدای فرزندانم را بشنوم. مجازات ما زنان و مادران، حبس است نه محرومیت از شنیدن صدای عزیزانمان. انسان بودن ما را باور کنید.
نرگس محمدی
زندان اوین


هفتم تیر ماه 1395 از کانون مدافعان حقوق بشر ایران http://www.humanrights-ir.org/?p=1568

به مناسبت  روز جهانی آزادی برای زندانیان سیاسی در ایران

به مناسبت روز جهانی آزادی برای زندانیان سیاسی در ایران


درود بر عاشقان ایران زمین
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم!!!
نه می بخشیم٬ و نه فراموش میکنیم!!!
هر كس برانداز نيست راهش با ما يكی نيست
مرگ بر دیکتاتور
ما هستیم، ما براندازیم، ما بی شماریم، با اتحاد تا سرنگونی رژیم جنایتکار جمهوری ننگین اسلامی اشغالگر حاکم بر ایران ...
مرگ بر اصل ولايت وقيح و خامنه ای دزد و جنايتكار
خمینی ملعون کشور ما را به کمک سرویس های اطلاعاتی غرب و اراذل و اوباش به سلاخ خانه فاشیست های اسلامی در منطقه خاورمیانه تبدیل کرد .
مرگ بر رژیم دست نشانده قدرت های استعماری در ایران
نه اسلام نه قرآن هر دو فدای ایران
برافراشته باد پرچم سه رنگ شیروخورشید نشان بر بام میهن
زنده باد آزادى
پاينده باد ایرانی و ايران

روابط خمینی با سرویس های اطلاعاتی و نامه نگاری او با آمریکائی ها پیش و پس از سال 57. به ویدیو در زیر این نوشته نگاه کنید تا ابعاد باند بازی خمینی و سیا ،برای خنثی کردن ارتش ایران و تابعیت آن در دست آخوند های جنایتکار را ،پی ببرید.پی ببرید که چگونه ایالات متحده آمریکا سرنوشت ملت و میهن ما را به دست اسلامیست های جنگ افروز ، تروریست و جنایتکار ،سپردنند. حال از خود بپرسید که آیا ایالت متحده آمریکا که در طول 50 سال گذشته راه را برای هرنوع تروریست های اسلامی هموار نمودنند،میتوانند ،دوستان ملت ها باشند و یا نه سیاست خارجی آمریکا با باند های تروریستی و سازماندهی آنها بسود آمریکا بوده است .



رژیم دست نشانده و فاسد اسلامی میکوشند به خود چهره کاذب تقدس داده و ارتباطا تی که با آمریکا در زمان خمینی جنایتکار داشته است را پنهان نگاه داشته و وانمود نمایند که بدون هر نوع حمایت از طرف قدرت های جهانی و توطئه های پشت پرده توانسته اند به قدرت برسند و مردم ایران را به اسارت کشیده و رژیم تروریستی خود را در ایران مستقر سازند.در این توطئه خیانتکارانه اعضاء باند نهضت آزادی مثل ابراهیم یزدی که عامل سیا است در ارتباط مستقیم با دستگاه ها و سرویس های اطلاعاتی آمریکا ،دست مستقیم داشته است .

اسناد روابط خمینی با سرویس های اطلاعاتی و نامه نگاری او با آمریکائی ها پیش و پس از سال 57.
برای آزادی جعفر عظیم‌زاده، فعال سندیکایی زندانی

برای آزادی جعفر عظیم‌زاده،فعال سندیکایی زندانی


توفان توییتری برای آزادی جعفر عظیم‌زاده،* فعال سندیکایی زندانی
دوستان گرامی، خبر زیر را دریافت کرده‌ایم. لطفاً تمام امکانات خود را بسیج کنید و آن را به روش‌های مختلف منتشر کنید
جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران در فیسبوک منتشر

گردهمائی در بروکسل برای آزادی محمد صدیق کبودوند و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی

گردهمائی در بروکسل برای آزادی محمد صدیق کبودوند و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی
بیانیه ۵۲ تشکل دانشجویی سراسر کشور در اعتراض به صدور و اجرای حکم مجازات شلاق برای کارگران معترض معدن طلای آق‌دره

بیانیه ۵۲ تشکل دانشجویی سراسر کشور در اعتراض به صدور و اجرای حکم جنایتکارانه رژیم ضد کارگری و فاشیستی اسلامی به مجازات شلاق برای کارگران معترض معدن طلای آق‌دره


بیانیه ۵۲ تشکل دانشجویی سراسر کشور در اعتراض به صدور و اجرای حکم مجازات شلاق برای کارگران معترض معدن طلای آق دره ضمن صدور بیانیه ای به بیان دغدغه ها و انتظاراتی که در این مورد از دولت وجود دارد، پرداختند.

متن این بیانیه به شرح زیر می باشد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

بترس از ظلم به کسی که یاوری جز خدا ندارد

خبر کوتاه صدور و اجرای احکام شلاق ۱۷کارگر معترض معدن طلای آق دره در ملاء عام هر چند در میان رسانه‌ها انعکاسی نداشت و صدای اعتراض کارگران شنیده نشد، اما این مجازات چندان تلخ و ناعادلانه است، که نهادها و کنشگران دغدغه‌مند جامعه مدنی را به موضع‌گیری در قبال این فاجعه فرا بخواند.

در دی ماه سال ۹۳ شرکت پویا زرکان به عنوان پیمانکار اصلی معدن طلای آق‌ دره ۳۵۰ نفر از کارگران فصلی این معدن را به یکباره و بدون اطلاع قبلی اخراج کرد. در اعتراض به این اقدام کارفرما، تجمع گسترده‌ای از سوی کارگران اخراجی در مقابل نگهبانی معدن صورت گرفت که به برخورد عوامل نگهبانی با معترضین منجر شد. در نتیجه این برخوردها حوالی ساعت ۸ شب روز ششم دی ماه سال ۹۳ یکی از کارگران که تحت فشار روحی وارده قرار داشت، در اعتراض به از دست دادن شغل و ناامیدی از امکان تأمین معاش خانواده‌اش، اقدام به خودکشی کرد.

در آن زمان دستگاه قضایی با شکایت کارفرما به اتهام ایجاد اغتشاش علیه حدود ۱۷ نفر از کارگران اعلام جرم کرد. در واپسین روزهای اردیبهشت ۱۳۹۵، احکام قضایی صادر شد و ۱۷ نفر از کارگران به ۳۷ ماه تا ۵ سال زندان، ۲۰ تا ۵۰ ضربه شلاق و ۵۰۰هزار تومان جزای نقدی محکوم شدند که در نهایت مجازات شلاق و جریمه نقدی به مرحله اجرا در آمد.

متأسفانه این احکام قضائی در حالی صادر و اجرا می‌شوند که کارگران زحمت‌کشِ ناراضی از اخراج فله‌ای و ناگهانی که صرفاً خواهان بازگشت به کار خود با همان شرایط سخت و طاقت فرسا بودند، راهی به جز این اعتراض صنفی نداشتند. سؤال برانگیز است که دستگاه قضایی چگونه بدون در نظر گرفتن انگیزه کارگران معترض، چنین برخورد تندی با کارگران انجام دادند؟! کارگرانی که از تنگیِ روزگار و صرفاً برای بیان مطالبه بر حق خود که تأمین امنیت شغلی بود، دست به این اعتراض صنفی‌ زدند.

اجرای این مجازات در حالیست، که ۳۸ سال پیش انقلابی در ایران رخ داد، که کارگران بخش مهمی از آن بودند و رهبر آن ادامه حیات ملت را مرهون کارگران می‌دانست. انقلابی که گشوده به مستضعفان و محرومین بود، و داعیه پیروی از سیره امیر مومنان علی را داشته و دارد.

به راستی چقدر امروز ما آن امت پاک و آراسته‌ای هستیم که مولا علی در وصف آن می‌گفت: «من بارها از رسول الله صلى الله علیه و آله شنیدم که مى‏گفت: پاک و آراسته نیست امتى که در آن، زیردست نتواند بدون لکنت زبان، حق خود را از قوى بستاند.»؟ چقدر امروز ما پیروان دینی هستیم که پیامبرش بر دست کارگر بوسه می‌زد؟ و چقدر ما امروز دنباله‌رو آن مذهبی هستیم که کسانی را که برای امرار معاش خانواده کار می‌کردند مجاهد در راه خدا می‌خواند؟ و تأکید می‌کرد که برادرانِ کارگر شما کسانی هستند که کار شما را انجام می دهند، خداوند آنان را زیر دست شما قرار داده است، و اگر می‌خواست می‌توانست شما را زیر دست آن‌ها قرار می‌داد، پس از آن‌چه خود می‌خورید به کارگران‌تان بخورانید، و از آن‌چه خود می‌پوشید به کارگران‌تان هم بپوشانید (…)؟

و اما امروز چگونه است که کارگران برای آن‌که صدای‌شان شنیده شود با زندان و شلاق و جریمه روبه‌رو می‌شوند اما مسببین بی‌عدالتی‌هایی که در حق کارگران صورت می‌گیرد و چاره‌ای برای آنان جز اعتراض نمی‌گذارند، مورد مواخذه قرار نمی‌گیرند؟ دستگاه قضایی به جای برخورد با کارگرانی که تنها تظلم‌خواهی کرده و خواستار احقاق حقوق خود بوده‌اند و هیچ چاره دیگری نداشتند، باید کسانی را مورد محاکمه قرار دهد که با عملکرد خود موجب پدید آمدن چنین شرایطی شده‌اند و توان خود را صرف مقابله با فساد ساختاری گسترده در کشور و غارتگران و چپاولگران اموال و سرمایه‌های ملی نمایند. برخورد قضایی با کارگران و مجرم قلمداد کردن آنان نه راه‌کار مقابله با بی‌عدالتی‌ها که خود مسبب به وجود آمدن آن‌ها می‌باشد.

همه‌ این‌ها در حالی رخ می‌دهد که بخش‌های مختلف خبری صدا و سیما که انواع و اقسام اعتراضات و تجمعات را در سایر کشورها به تصویر می‌کشند و حتی دقایقی را برای مصاحبه با تجمع‌کنندگان اختصاص می‌دهند تا بلکه ناکارامدی سیستم‌شان را به رخ‌شان بکشند؛ برای انعکاس اخبار و رویدادهای جامعه کارگری ایران کمترین تلاشی نمی‌کنند. گویا این سازمان هنوز هم میل دارد که نشان دهد هیچ چیز تغییر نکرده و نخواهد کرد تا بلکه ثابت کند که ما در آن دوران شوم مهرورزی در کارامدترین وضعیت ممکن بودیم! و تلاش کند تا به نحو احسن یادگاری آن دولت فخیم را که برخوردهای امنیتی با اعتراضات و تجمعات است را پاسداری کند. متأسفانه علی‌رغم «نه بزرگ» به آن رویه‌ها در انتخابات سال ۹۲، کماکان شاهد ادامه آن رفتارها هستیم چرا که «كرند، لالند، كورند؛ بنابراين به راه نمى‌آيند. (سوره بقره، آیه ۱۸»

از سوی دیگر متاسفانه این اتفاق نه تنها در اولویت خبری سایر روزنامه‌نگاران و رسانه‌های مستقل هم قرار نداشت، بلکه حتی اکثر اینان که ادعای تلاش برای رسیدن به برابری و آزادی هم دارند، با سکوت از کنار این شلاق خوردن کارگران گذشتند تا به مسائلی بپردازند، که کم‌ترین نتیجه و اثری برای آینده سیاسی و اخلاقی کشور به نفع تحولات بنیادین نخواهد داشت. اگر اینان با اندکی شجاعت پیش از این به رسالت خبری و انتقادی خود می‌پرداختند، شاید امروز نظاره‌گر این اتفاقات نبودیم، اما کماکان هم شاهدیم که با سکوت و عافیت‌طلبی از کنار این فجایع تلخ و ناگوار گذر می‌کنند.

اما بسی جای تعجب است که چرا این اتفاق با سکوت دولت یازدهم هم همراه بوده است؟ دولتی که پاس‌داشت کرامت انسان‌ها از وعده‌های آن بوده است، اما در عمل تاکنون فقط شاهد سکوت آن در دفاع از حقوق مردم بوده‌ایم، و بدون شک ادامه این سکوت و بی تفاوتی به ضررشان خواهد بود. هر چند آخرین خبر حکایت از آن دارد که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی طی حکمی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان غربی را برکنار کرده است، اما این فاجعه بسیار عمیق‌تر از آن بوده است که به یک برکناری مدیر استانی اکتفا شود و باید که مسئولین رده بالای دولتی را به موضع گیری و واکنش مسئولانه در قبال این فاجعه فرا بخواند.

انتظاری که اکنون از دولتیان و در رأس آن رییس محترم جمهور وجود دارد، آن است که ضمن اعاده حیثیت از کارگران و دلجویی از این قشر زحمت‌کش پر آلام و درد، از تمام ظرفیت‌های قانونی خود، که از جمله آن می‌توان به این موارد اشاره کرد:

۱. رعایت قانون با اعمال دستورالعمل‌ و بخشنامه‌ برای جلوگیری از کشیده شدن اختلافات ناشی از روابط کار به محاکم قضائی و غیرتخصصی

۲. تلاش برای به رسمیت شناخته شدن اجتماعات و اعتصابات صنفی به عنوان یکی از حقوق بدیهی کارگران و سایر اصناف برای شنیده شدن صدای اعتراض و دادخواهی آنان

۳. تقویت و بها دادن به تشکل‌های مستقل کارگری که نماینده واقعی بدنه کارگری باشند و حفظ استقلال و ممانعت از دخالت دولت در امور آنان

استفاده کند تا از تکرار شدن این اتفاقات تلخ و ناگوار جلوگیری نمایند.

انتظار می‌رود مجلس دهم نیز ضمن موضع‌گیری در قبال این برخوردهای قهرآمیز و ناشایست دستگاه قضایی نسبت به اعتراضات صنفی موضع بگیرند و در مقابل این برخوردها بایستند و با همراهی دولت برای پیشگیری از بروز این اتفاقات و اصلاحات ساختاری لازم برای به رسمیت شناخته شدن حق اعتراض گام بردارند.

ما تشکل‌های دانشجویی ضمن محکوم کردن این احکام ناعادلانه از تمامی گروه‌ها و کنشگران دغدغه‌مند جامعه مدنی دعوت می‌کنیم تا با اعتراض خود از تأثیراتی که چنین احکامی بر افراد، جامعه و استانداردهای اجتماعی خواهد گذاشت، و موجب نهادینه‌شدن سواستفاده سیستماتیک می‌شود، جلوگیری نمایند.

هيچ‏کس هر‏چند مردم او را خوار شمارند و ديده‏ها وي را بي‏مقدار، خُردتر از آن نيست که (نتواند) کسي را در انجام دادنِ حق ياري‏ کند يا (مستحق این نباشد) که ديگري به ياري او برخيزد. (امام علي نهج‌البلاغه، خطبه۲۱۶)

تشکل‌های امضا کننده بیانیه :

۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر

۲-انجمن اسلامي دانشجويان ترقي خواه دانشگاه صنعتي اميركبير

۳-انجمن اسلامی آرمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت

۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان

۵انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه سیستان و بلوچستان

۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان

۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان

۸-انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

۹-انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه

۱۰-انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه زنجان

۱۱-انجمن اسلامی دانشجویان نواندیش دانشگاه فردوسی مشهد

۱۲-انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه مازندران

۱۳-انجمن اسلامی دانشجویان ترقیخواه علوم پزشکی همدان

۱۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد

۱۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان

۱۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند

۱۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز

۱۸-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی بیرجند

۱۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان

۲۰-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان

۲۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز

۲۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

۲۳-جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد

۴۲-انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه بیرجند

۲۵-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شاهرود

۲۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان

۲۷-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ولی عصر رفسنجان

۲۸-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر

۲۹-انجمن اسلامی پیرو خط امام خمینی دانشگاه علوم پزشکی جهرم

۳۰-انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه یاسوج

۳۱-انجمن اسلامی رویش دانشجویان دانشگاه علم و صنعت

۳۲-مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر

۳۳-تشکل اسلامی نسل نو دانشگاه قم (واحد برادران)

۳۴-تشکل اسلامی نسل نو دانشگاه قم (واحد خواهران)

۳۵-انجمن اسلامی امید دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

۳۶-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تحصیلات تکمیلی و صنعتی کرمان

۳۷-مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان

۳۸-انجمن اسلامی دانشجویان پیشرو دانشگاه تربیت مدرس

۳۹-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز

۴۰-انجمن اسلامی دانشجویان آزادیخواه دانشگاه شهید بهشتی

۴۱-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی ارومیه

۴۲-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان

۴۳- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

۴۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

۴۵- انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

۴۶- انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر

۴۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری

۴۸-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ساری

۹۴-انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بجنورد

۵۰- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه اصفهان

۵۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

۵۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز

منبع: ایلنا

مجلس آلمان با اکثریت آراء نسل کشی ارامنه را در سال 1915 توسط عثمانی ها را محکوم کرد.


جنایات ترک های جوان در دوران عثمانی در سال 1915 ،بیش از 1،5 میلیون ارامنه را عثمانی ها بقتل رسانده اند.
اینکه ترک ها ارامنه را با اتهام همکاری آنها با روس ها قتل عام کردنند بر کسی پوشیده نیست .اما نباید فراموش کرد که اسلامیست ها همیشه دستشان برای جنایت علیه دیگر مردمان آلوده بوده است .امروز ما شاهد اعمال جنایتکاران داعشیان تروریست علیه ایزدیان که نژاد ایرانی در عراق هستند ،تجاوز و تعرض ،شکنجه و قتل ،باجگیری و دیگر جنایات آدم ربائی و حتی تجاوز به کودکان ،همه و همه آثار بی اخلاقی و فساد آئینی است که همیشه انسان ها را برای مقاصد پلید خود به گروگان گرفته است .
تاریخ گواه جنایات عثمانی ها علیه ارامنه است ولی بیشرمی و انکار رژیم های فاسد در ترکیه منانع آن گردیده است که این ملت کشی تاریخی را پذیرفته و از ارامنه پوزش خواسته و به بازماندگان این مردم فرزانه و صلح دوست غرامت به پردازند.
رژیم اردوغان نه تنها قبول جنایات تاریخی ترکان را قبول ندارد ،جهان را تهدید کرده و میکند چنانچه پارلمان های کشورهای جهان قطعنامه را در مورد ملت کشی عثمانیان صادر نمایند ،روابط دیپلماتیک و سیاسی کشورش را به حداقل تغییر خواهد داد بطوری که بشسیاری از قراردادها و برنامه های مشتر معوق مانده و یا از دستور کار رژیم اردوغان خارج شود
یکی از تهدیدات این عنصر جنایتکار عدم به اجرا گذاشتن قراردادی است که با اتحادیه اروپا در مورد پناهندگان که بسوی اروپا جاری هستند و ایجاد مانع برای آنها در خاک ترکیه است .اردوغان برای پیشگیری از مهاجرت پناهدگان از اتحادیه اروپا طلب 7 میلیارد دولار را کرد ،که این اتحادیه در پرداخت این مبلغ به تدریج موافقت کردند .
اردوغان اتحادیه اروپا را انچنان به زیر فشارها و تهدیدهای گوناگون کشید که ،شهروندان این کشور بتوانند بدون ویزا به همه کشورهای اتحادیه اروپا رفت و شد داشته باشند.ولی رژیم اردوغان باید شروط 72 ماده ای اتحادیه اروپا را میپذیرفت .
که بخشی از مفاد آن مبارزه و پیش گیری از صدرو تروریسم است .
اردوغان قوائد 72 ماده ای اتحادیه اروپا را نپذیرفته است ،از این روست که رفت و شد شهروندان ترک بدون ویزا به اتحادیه اروپا در حال حاضر منتفی اعلام گردید.است .
اردغان از چندین هفته قبل آلمان ها را تهدید به بد شدن روابط ترکیه با آلمان کرد که چنانچه قطع نامه محکومیت ملت کشی و قتل عام ارامنه در مجلس آلمان تصویب گردد.
امروز پنج شنبه 2ژون 2016 مجلس آلمان همچنان مثل دیگر مجالس کشورهای اروپائی ،مجلس آلمان به قطعنامه محکومیت ملت کشی ترک های عثمانی در سالهای 1915 که بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در مناطق عثمانی را به هلاکت رسانده اند ،رای دادو آن را محکوم دانست ..اردوغان که معروف به یک مستبد فاشیست اسلامی است و هم اکنون مناطق کردهای ترکیه را بمباران کرده و میکند، و در قتل های جمعی کردها دست مستقیم داشته و تروریست های داعش را به مزدوری خود گماشته است تا کردها را بقتل برسانند،امروز بعد از تصویت قطعنامه محکومیت ملت کشی ارامنه توسط ترک های عثمانی رژیم اردوغان ،سفیر خود را از برلین به ترکیه. فراخواند.مجلس آلمان با اکثر آرا یک ممتنع و یک مخالف قطعنامه علیه ملت کشی عثمانی ها را به تصویب رساند.
فراموش نباید کرد که در این نسل کشی ارامنه در دوران عثمانی در دوران ،پادشاهی آلمان بین عثمانی و آلمان ها اتحاد نظامی وجود داشت و آلمان ها و دیپلمات های آنها در رژیم عثمانی از ابعاد این جنایت مطلع بودنند.میتوان گفت که آلمان ها که از ابعاد این جنایت مطلع بودنند ،مانع این جنایت نشدنند.در پایان رژیم هیتلری در سال های حکومت فاشیستی و ضد انسانی اش هلوکاس را علیه یهودیان اروپا را از عثمانی ها تقلید کرد
حال نتیجه آن چه ما ایرانیان از جنایات تلخ عثمانی ها و آلمان ها علیه کرامت انسانی ،میتوانیم بی آموزیم ،حفظ ارزش های انسانی و عدم نقص آن است .رژیم تروریستی و جنایت پیشه اسلام در ایران بیش از 37 سال است که علیه شهروندان بهائی ،مسیحی،زردشتی و حتی سنی های کشورمان ،هرنوع حقوق آنها را ملغا و آنها را از هستی محروم کرده است دست تعرض به مالکیت آنها و غصب زمین های کشاورزی و خانه و کاشانه آنها از یک طرف و یا قتل آنها توسط رژیم جنایت پیشه تحت بهانه های متعدد و یا محرومیت آنها از آموزش در تمامی مدارج تحصیلی ،شکنجه و یا زندان و یا اینکه اجبار کردن آنها از کشورمان به تبعید بروند.این اعمال لیستی است از جنایان رژیم خونخوار و تبهکار اسلامی علیه شهروندان میهن ما.آنچه رژیم اراذل و اوباش اسلامی انجام داده و میدهد ،شباهت های بسیار تنگا تنگ با جنایات عثمانی و آلمان هیتلری دارد و از این روست که رژیم حاکم در ایران اشغال شده مجرم و محکوم است .
بعد از براندازی رژیم اهریمنی اسلامی وظیفه حقوقی و شهروندی احزاب و تشکلات است به تمامی جنایات رژیم خونخوار و غیر قانونی رسیدگی ، تمامی خسارت وارده توسط رژیم غارتگر و فاسد کنونی بر شهروندان ایران ، که تحت تعقیب و ظلم قرار گرفته اند ،جبران گردد.
در مورد جنایات عثمانی ها ،تقی زاده در سفری که بسوی اروپا از مسیر سرزمین های عثمانی داشته است ،در کتابی شواهد خود را شرح میدهد که چگونه ترک ها ارامنه را بقتل میرساندنند و گرسنگی ارامنه را از پای در آورده و مرگ آنها را با چشم های خود دیده است .
حزب سوسیال دمکرات ایران


02.06.2016
تارنمای مجلس آلمان و پوتوکل های اسناد مجلس را در این لینک میتوانید ببینید.
http://www.bundestag.de/dokumente/

ویدیو در مورد بحث و گفتگو در مجلس آلمان در مورد قطعنامه محکومیت رژیم عثمانی در نسل کشی یک میلیون و نیم ،ارامنه در سالهای 1915

این همه درآمد دولت به کجا میرود ؟ در ایران فساد فراگیر است.آنچه که به خانه رواست به . . . !!!!!!!

با آمدن به خیابان ها میباید به حیات ننگین و کثیف رژیم اراذل و اوباش اسلامی پایان داد.یک آخوند مفتخور و انگلی حکم شلاق برای جوانان فارغ التحصیل داده است
۳۵ تن از دانشجویان هم میهنمان در قزوین به‌ جرم شرکت در مهمانی بدستور یک آخوند مفتخور و انگلی ،دژخیم اسماعیل صادقی نیارکی دادستان داعشی رژیم شلاق خوردند


مقامات قضایی ایران از دستگیری ۳۵ دختر و پسر جوان در قزوین به جرم حضور در یک مهمانی و مجازات بلافاصله آنها با ۹۹ ضربه شلاق خبر دادند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه ایران، روز پنج‌شنبه ۶ خرداد به نقل از اسماعیل صادقی نیارکی دادستان عمومی و انقلاب قزوین نوشت که بازداشت‌شدگان برای جشن فارغ‌التحصیلی در یکی از ویلاهای اطراف قزوین گردآمده و به صورت مختلط به «رقص و پایکوبی» پرداخته‌اند. این مقام قضایی، بازداشت‌شدگان را به «هنجارشکنی» متهم کرده و گفته دادگاه با تشکیل یک جلسه فوق‌العاده به پرونده آنها رسیدگی کرده و هر یک را به ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم ساخته که حکم صادره نیز همان روز دربارهٔ آنها به اجرا درآمده است.
خبرگزاری‌های داخلی ایران در روزهای اخیر گزارش‌های متعددی از یورش نیروهای پلیس به مهمانی‌های دختران و پسران و بازداشت آنها منتشر کرده‌اند. تنها دو روز قبل از بازداشت این تعداد از جوانان در قزوین، دادستانی کرمان از دستگیری ۲۳ نفر در یک مهمانی دیگر خبر داده بود.
عناوین اتهامی که دادستان عمومی و انقلاب کرمان برای این ۲۳ نفر مطرح کرده عبارتند از «شرب خمر» و «رقص مختلط با پوشش‌های نامناسب».
اواسط اردیبهشت ماه نیز خبرگزاری میزان از بازداشت «هفت بازیگر معروف سینما» در یک «پارتی شبانه» در شمال تهران گزارش داده بود. اما این گزارش‌ها کمتر اطلاعاتی دربارهٔ حکم صادره متهمین به دست داده‌اند.
در این حال دادستان قزوین از اجرای حکم ۹۹ ضربه شلاق برای بازداشت‌شدگان در مهمانی ویلای اطراف قزوین دفاع کرده و گفته این حکم توسط پلیس امنیت اخلاقی به اجرا درآمد «تا درس عبرتی باشد برای افرادی که مبادرت به هنجارشکنی کرده و حیاط خلوتی برای رفتارهای هنجارشکنانه خود ایجاد می‌کنند».
وی در نهایت عنوان کرده است: «از طریق تریبون‌های مختلف بویژه رسانه‌ها نسبت به حرمت شکنی برخی جوانان هشدار لازم و جدی را داده‌ایم و به هیچ‌کس اجازه نخواهیم داد تا با اعمال مجرمانه شان فضای اسلامی شهر و جامعه را مخدوش نمایند.»

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران
شلاق بر پیکر ۳۵ دختر و پسر به جرم شرکت در جشن فارغ‌التحصیلی

۳۵ دختر و پسر که به مناسبت جشن فارغ‌التحصیلی در حال رقص و پایکوبی در یک مهمانی بودند، بازداشت و به ۹۹ ضربه #شلاق محکوم شدند که حکم صادره در همان روز درباره آن‌ها اجرا گردید.

به گزارش خبرگزاری میزان، صادقی نیارکی دادستان عمومی و انقلاب قزوین به این خبرگزاری گفت: بیش از ۳۰ نفر از دختران و پسران که بدون داشتن هیچ‌گونه رابطه‌ای به بهانه شرکت در جشن فارغ التحصیلی در حال رقص و پای‌کوبی بودند، دستگیر و مجازات شدند.

وی ادامه داد: به دنبال وصول گزارشی مبنی بر اختلاط تعداد زیادی دختر و پسر جوان در ویلایی در اطراف ،قزوین بلافاصله با صدور دستوراتی از سوی بازپرس کشیک دادسرای عمومی و انقلاب قزوین، تمامی شرکت‌کنندگان در پارتی مذکور، جلب شدند.

صادقی نیارکی از اجرای حکم شلاق تمامی متهمان در فردای روز دستگیری خبر داد و عنوان کرد: به دنبال ارسال پرونده متهمان به دادگاه، با تشکیل جلسه فوق‌العاده هر یک از متهمین به ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند که حکم صادره در همان روز درباره آن‌ها اجرا گردید.

وی افزود: اجرای حکم شلاق نامبردگان توسط پلیس امنیت اخلاقی به اجرا درآمد تا درس عبرتی باشد برای افرادی که مبادرت به هنجارشکنی کرده و حیاط خلوتی برای رفتارهای هنجارشکنانه خود ایجاد می‌کنند.

دادستان قزوین یادآور شد: از طریق تریبون‌های مختلف به‌ویژه رسانه‌ها نسبت به حرمت‌شکنی برخی جوانان هشدار لازم و جدی را داده‌ایم و به هیچ‌کس اجازه نخواهیم داد تا با اعمال مجرمانه‌شان فضای اسلامی شهر و جامعه را مخدوش نمایند.

پی‌نوشت: ویدیو قدیمی است و مربوط است به اجرای حکم شلاق یک شهروند در میانه اردبیل.


radiofarda.com

فریاد مردم از بی آبی و گرسنگی است .این است ، حقیقت ملموس در ایران

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل صدور حکم ۱۰ سال زندان برای نرگس

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل صدور حکم ۱۰ سال زندان برای نرگس محمدی، را شوکه کننده خواند و از دستگاه قضایی ایران خواستار آزادی این فعال حقوق بشر شد.



نرگس محمدی فعال مدنی و نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر ایران ،که پیشتر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی به قصد تبلیغ علیه نظام به شش سال زندان محکوم شده بود، به اتهام راه اندازی و مدیریت کمپین لگام(کارزار لغو گام به گام اعدام) به ۱۰ سال زندان دیگر محکوم شده است. این در حالی است که به گفته تقی رحمانی، همسر این فعال حقوق بشر، خانم محمدی فقط عضو این کمپین بوده و در بیانیه هیئت موسس نامی از او نیامده است.

قاضی در پشت درهای بسته خانم محمدی را در سه مورد، مجموعا به ۱۶ سال زندان محکوم کرده، که با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۱۰ سال از این حکم اجرا خواهد شد.

در بیانیه این نهاد وابسته به سازمان ملل همچنین آمده است که صدور این حکم برای نرگس محمدی نشان دهنده این است که تحمل حمایت از حقوق بشر در ایران به شدت پایین آمده است.

احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران می‌گوید خانم محمدی حتی یک ساعت هم نباید در زندان نگاهداری شود. او از مقام های حکومت ایران و از جمله حسن روحانی خواست تا نرگس محمدی را آزاد کنند.

نرگس محمدی مبتلا به دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی است و به گفته پزشکان، عوارض این دو بیماری در فضای زندان و محیط‌های تنش‌زا تشدید می‌شود.

او بارها در زندان دچار شوک عصبی شد و در حالی که با دستبند و پابند به تخت بسته شده بود در بیمارستان بستری شد.

کمیساریای عالی سازمان ملل از حکومت ایران خواسته است که خانم محمدی را، که به دلیل فعالیت های شجاعانه در زمینه حقوق بشر زندانی است، آزاد کند.


نرگس محمدی ،ایراندوختی که جنایتکاران تازی پرست را با زبان و نقد حقوقی خود به چالش کشیده و میکشد.دفاع دائم از حقوق مردم ایران توسط نرگس محمدی و به اسارت کشیدن این بانوی مبارز توسط رژیم خونخوار و ضد ایرانی به 16سال مخوفگاه جنایتکاران تروریست ،رژیم اراذل و اوباش ،برای حذف بیان او ،در افکار عمومی ،گویای ضعف و درماندگی حکومت فاشیستی در مقابل شیر بانوئی است ،که قانون شکنی و توحش رژیم تروریستی و جنایتکار ،کنونی را به زیر ساتور نقد حقوقی کشیده است . به نظر حزب سوسیال دمکرات ایران و کانون حقوق بشر و پناهندگان ایران ،بانو نرکس محمدی کاندیدای جایزه جهانی صلح نوبل است.


گروه گزارش‌گران بدون مرز محکومیت نرگس محمدی، روزنامه نگار و نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۰ سال زندان را به شدت محکوم کرده و از حسن روحانی رئيس جمهور ایران خواسته است در این مورد سکوت نکند.
این گروه روز چهارشنبه همچنین نسبت به وضعیت پنج روزنامه نگار دیگر - مهدی بوترابی، سروش فرهادیان، محمد صدیق کبودوند، آرش زاد و امید سلیمانی - ابراز نگرانی کرده بود.
بنابه گزارش ها جلسه رسیدگی به اتهام‌های نرگس محمدی صبح روز چهارشنبه، یک اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود.
نرگس محمدی درحالی دوباره محکوم به حبس می شود که درحال سپری کردن دوران محکومیت قبلی خود در زندان است.
گزارش‌گران بدون مرز (آر اس اف) نوشت که "روند محاکمه ناصحیح او تحت نفوذ وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران برگزار شد."
خانواده خانم محمدی روز ۱۸ مه از این حکم آگاهی پیدا کرد.
گزارشگران بدون مرز

نرگس محمدی قهرمان اطلاع رسانی است که مایه افتخار روزنامه نگاری و دفاع از آزادی است. پرزیدنت روحانی نباید در برابر چنین حکم وحشتناکی ساکت بماند، هرچند خوب می دانیم که سیستم قضایی ایران تحت امر رهبر عمل می کند
کریستوف دلوار دبیرکل گزارش‌گران بدون مرز گفت:‌ "نرگس محمدی قهرمان اطلاع رسانی است که مایه افتخار روزنامه نگاری و دفاع از آزادی است. پرزیدنت روحانی نباید در برابر چنین حکم وحشتناکی ساکت بماند، هرچند خوب می دانیم که سیستم قضایی ایران تحت امر رهبر عمل می کند."
وبسایت کانون مدافعان حقوق بشر پیشتر گزارش داد که "به‌موجب رأی دادگاه، خانم محمدی به استناد مواد ۵۰۰، ۶۱۰، ۴۹۸ و ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، در مورد اتهام اجتماع و تبانی به‌قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل پنج سال و در مورد اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس و در مورد اتهام تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام به تحمل ده سال حبس محکوم‌شده است."
"ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در مورد تعدد جرم مقرر می‌دارد که هرگاه عناوین ارتکابی بیشتر از سه جرم نباشد، رعایت حداکثر مجازات تعیینی اعمال می‌شود. بنابراین با این تجمیع، خانم محمدی به ده سال حبس محکوم‌شده است."
تقی رحمانی همسر نرگس محمدی به گزارش‌گران بدون مرز گفت که "این حکم برای انتقام جویی نه فقط از نرگس، بلکه کل جامعه مدنی ایران است."
او گفت:‌ "این اقدام معمول سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای مرعوب کردن فعالانی است که موارد نقض حقوق بشر در ایران را آشکار می کنند، از جمله وضعیت زندانیان وجدان را."
نرگس محمدی پیش از این در خرداد ۱۳۸۹ بازداشت شد و در مهر ۱۳۹۰ به سه اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام" به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این رأی در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس کاهش یافت.
او سوم اردیبهشت‌ ۱۳۹۱برای اجرای حکمش به زندان اوین تهران فراخوانده شد و پس از آن در خرداد همان سال به دلایل نامشخصی به زندان زنجان انتقال یافت.
پس از آن، بر اساس تشخیص پزشکان حکم "عدم تحمل کیفر" گرفت و آزاد شد. با این حال او دوباره از اردیبهشت سال گذشته در زندان به سر می‌برد.
گزارش‌گران بدون مرز اخیرا جایزه قهرمان آزادی اطلاع‌رسانی را از جمله به خانم محمدی اعطا کرده بود.
گزارش‌گران بدون مرز پیشتر در روز چهارشنبه در بیانیه ای "باردیگر نگرانی عمیق خود را از بازداشت‌های خودسرانه و چگونگی نگاهداری روزنامه‌نگاران زندانی" مطرح کرده بود.
در آن بیانیه آمده بود که "از این میان محمد صدیق کبودوند از دوازه روز پیش در اعتصاب غذا بسر می‌برد و از آرش زاد ده ماه پس از بازداشت هیچ خبر رسمی منتشر نشده است."
علاو بر محمد صدیق کبودوند و آرش زاد نسبت به وضعیت امید سلیمانی، سروش فرهادیان و مهدی بوترابی ابراز نگرانی شده بود.------------
استمداد نرگس محمدي از جامعه جهاني براي”بستن سلولهاي انفرادي” و پايان دادن به شكنجه سفيد در زندانهاي رژيم ايران

خانم نرگس محمدي فعال حقوق بشر محبوس در زندانهاي رژيم ايران كه اخيرا به ۱۶ سال زندان محكوم گرديده است, در نامه اي از زندان اوين به انجمن جهانی قلم براي "بستن درهای سلول‌‌های انفرادی به روی انسان‌های بی گناه" و پايان دادن به شكنجه سفيد زندانيان از جامعه جهاني استمداد طلبيد كه از همه امکانات خود استفاده کنند. خانم محمدي در نامه خود خطاب به "انجمن جهانی قلم"، نگهداری متهمان سیاسی، مدنی و عقیدتی در سلول انفرادی را "شکنجه سفید" ناميده که آثار آن تا پایان عمر بر روح و روان آنها باقی می‌ماند. وي با بيان اينكه اين نامه را از بند زنان زندان اوين و از میان ۲۵ زن زندانی "اهل قلم و اندیشه با گرایشات فکری و سیاسی متنوع" می‌نویسد، تاکید می‌کند که در میان ما هیچ تروریست و خرابکاری وجود ندارد و اتهامات همه ما تنها فعالیت‌های سیاسی و مدنی و گرایشات فکری‌ ماست.
نرگس محمدي در ادامه از انگيزه خود در نوشتن اين نامه می‌نویسد که آنچه موجب شد برای شما اهل‌قلم و اندیشه در جهان نامه بنویسم، "بازگو کردن درد و رنجی فراتر از تحمل مجازات زندان است،" و آن شرایط متهمان سیاسی، مدنی و عقیدتی است که مانند تروریست‌های خطرناک در سلول‌های انفرادی به مدت نامعلوم نگهداری می‌شوند.

به گفته این فعال حقوق بشر، یکی از کارکردهای سلول انفرادی در زندان‌های ایران، "گرفتن اعترافات و اقرارهای بی‌اساس علیه خود متهمان" است، که بر اساس همین اعترافات بی‌اساس، قضات دادگاه‌ها احکام سنگینی را علیه متهمان صادر می‌کنند.

نرگس محمدی در ادامه با بیان این که ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود، تاکید می‌کند که "بسیاری از محبوسان در سلول‌های انفرادی، سلامت جسمی و بدتر از آن، سلامت روانی خود را از دست می‌دهند، که گاه تا پایان عمر مبتلا به این دردها می‌مانند."

وی در توصیف سلول انفرادی می‌نویسد، "در این محبس که بی‌شباهت به یک قوطی دربسته نمی‌باشد، فرد در خلأ و فضای تیره و مبهمی رها می‌شود که از هر آنچه لازمه حس و درک انسان بودن و حفظ هویت خویش است، محروم می‌شود،" از هوا و نور و صدا گرفته، تا خبر و خواندن و نوشتن.

خانم محمدی در پایان خطاب به اعضای انجمن جهانی قلم می‌نوسد، به عنوان یکی از اعضای این نهاد بین المللی "از شما تقاضا دارم ... جهت مقابله با به‌کارگیری سلول انفرادی به‌عنوان شکنجه سفید، از قلم و بیان و هر امکان دیگری استفاده نمایید، تا شاید روزی شاهد بسته شدن درهای سلول انفرادی به روی انسان‌هایی باشیم که گناهشان اندیشیدن، نقادی و اصلاح گری است."
بيدادگاه خامنه اي خانم نرگس محمدي فعال حقوق بشر و مادردو فرزند را كه از نظر جسمي نيز بيمار مي باشد ۱۶ سال زندان محكوم كرد. محاكمه اين فعال حقوق بشر در روز چهارشنبه، اول ارديبهشت ماه ۱۳۹۵، در شبعه ۱۵ بيدادگاه رژيم به رياست قاضي صلواتي برگزار گرديده بود و خانم نرگس محمدي، نائب رييس کانون مدافعان حقوق بشر، به اتهام «تاسيس کمپين لگام»، «اجتماع و تبانى عليه نظام» و «تبليغ عليه نظام» به ۱۶ سال حبس تغريزي محکوم شد. : در پي محكوميت ظالمانه خانم نرگس محمدي به ۱۶ سال زندان کريستوف دلوار دبيرکل گزارش‌گران بدون مرز محكوميت وي را به شدت محكوم كرد ‌ و از حسن روحاني رئيس جمهور رژيم ايران خواست در اين مورد سکوت نکند.دبير كل گزارشگران بدون مرز گفته است نرگس محمدي قهرمان اطلاع رساني است که مايه افتخار روزنامه نگاري و دفاع از آزادي است. پرزيدنت روحاني نبايد در برابر چنين حکم وحشتناکي ساکت بماند.
گفتني است كه گروهی از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد اوایل اردیبهشت ماه با انتشار نامه ای، خواستار "رسیدگی فوری" به وضعیت مدافعان حقوق بشر، وکلا و فعالان سیاسی زندانی در زندان های ایران شدند.
همچنين احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران نیز اسفند ماه گذشته گفته بود که "به طور مرتب و نگران کننده‌ای" گزارش‌هایی از زندان انفرادی طولانی مدت، شکنجه و اعتراف زیر شکنجه دریافت می کند.


برگشت

letzte Änderungen: 28.6.2016 10:08