Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
برگشت 1 von 57
Hezb Socialdemokrat Iran                                   استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی

Hezb Socialdemokrat Iran
استقلال ، آزادی ، عدالت اجتماعی
برای جدائی دین از سیاست و دولت و جلوگیری از تعرض دین به کرامت انسانی نخستین گام براندازی تمامیت رژیم حاکم ونهادینه کردن لائیسته ، تنها راهکار نهائی جامعه ایران است.


وطن امروز اسير دو سه تن بيوطن است انهدام وطن از نکبت اين چند تن است
اين يک لاشخور و آن دگری جغد سياه اين يکی مرده خور و آن دگری گورکن است
آن شده پيشنماز چمن دانشگاه واقعاً، قصه او قصه خر در چمن است
عطشِ قاضی اسلام بنازم که چنين تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است
حاکم شرع به حيوان عجيبی مانَد: که دُمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است
هيأت حاکم ما هيئتِ خيرات خور است هيأت دولت ما، دسته زنجيرزن است
روزگاری که وطن دست کفن دزدان است عجبی نيست اگر مرده ما بی کفن است !
از: ملک الشعرا بهار



اگر، چنان که برخی فکر می‌کنند، آزادی و برابری را بیشتر در دموکراسی می‌توان یافت، شرطِ رسیدن به آن، چنان که باید، آن است که همگان تا نهایت یکسان در حکومت شرکت داشته باشند.
ارسطو

این همه درآمد دولت به کجا میرود ؟ در ایران فساد فراگیر است.آنچه که به خانه رواست به . . . !!!!!!!

با آمدن به خیابان ها میباید به حیات ننگین و کثیف رژیم اراذل و اوباش اسلامی پایان داد.یک آخوند مفتخور و انگلی حکم شلاق برای جوانان فارغ التحصیل داده است
۳۵ تن از دانشجویان هم میهنمان در قزوین به‌ جرم شرکت در مهمانی بدستور یک آخوند مفتخور و انگلی ،دژخیم اسماعیل صادقی نیارکی دادستان داعشی رژیم شلاق خوردند


مقامات قضایی ایران از دستگیری ۳۵ دختر و پسر جوان در قزوین به جرم حضور در یک مهمانی و مجازات بلافاصله آنها با ۹۹ ضربه شلاق خبر دادند.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه ایران، روز پنج‌شنبه ۶ خرداد به نقل از اسماعیل صادقی نیارکی دادستان عمومی و انقلاب قزوین نوشت که بازداشت‌شدگان برای جشن فارغ‌التحصیلی در یکی از ویلاهای اطراف قزوین گردآمده و به صورت مختلط به «رقص و پایکوبی» پرداخته‌اند. این مقام قضایی، بازداشت‌شدگان را به «هنجارشکنی» متهم کرده و گفته دادگاه با تشکیل یک جلسه فوق‌العاده به پرونده آنها رسیدگی کرده و هر یک را به ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم ساخته که حکم صادره نیز همان روز دربارهٔ آنها به اجرا درآمده است.
خبرگزاری‌های داخلی ایران در روزهای اخیر گزارش‌های متعددی از یورش نیروهای پلیس به مهمانی‌های دختران و پسران و بازداشت آنها منتشر کرده‌اند. تنها دو روز قبل از بازداشت این تعداد از جوانان در قزوین، دادستانی کرمان از دستگیری ۲۳ نفر در یک مهمانی دیگر خبر داده بود.
عناوین اتهامی که دادستان عمومی و انقلاب کرمان برای این ۲۳ نفر مطرح کرده عبارتند از «شرب خمر» و «رقص مختلط با پوشش‌های نامناسب».
اواسط اردیبهشت ماه نیز خبرگزاری میزان از بازداشت «هفت بازیگر معروف سینما» در یک «پارتی شبانه» در شمال تهران گزارش داده بود. اما این گزارش‌ها کمتر اطلاعاتی دربارهٔ حکم صادره متهمین به دست داده‌اند.
در این حال دادستان قزوین از اجرای حکم ۹۹ ضربه شلاق برای بازداشت‌شدگان در مهمانی ویلای اطراف قزوین دفاع کرده و گفته این حکم توسط پلیس امنیت اخلاقی به اجرا درآمد «تا درس عبرتی باشد برای افرادی که مبادرت به هنجارشکنی کرده و حیاط خلوتی برای رفتارهای هنجارشکنانه خود ایجاد می‌کنند».
وی در نهایت عنوان کرده است: «از طریق تریبون‌های مختلف بویژه رسانه‌ها نسبت به حرمت شکنی برخی جوانان هشدار لازم و جدی را داده‌ایم و به هیچ‌کس اجازه نخواهیم داد تا با اعمال مجرمانه شان فضای اسلامی شهر و جامعه را مخدوش نمایند.»

توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران
شلاق بر پیکر ۳۵ دختر و پسر به جرم شرکت در جشن فارغ‌التحصیلی

۳۵ دختر و پسر که به مناسبت جشن فارغ‌التحصیلی در حال رقص و پایکوبی در یک مهمانی بودند، بازداشت و به ۹۹ ضربه #شلاق محکوم شدند که حکم صادره در همان روز درباره آن‌ها اجرا گردید.

به گزارش خبرگزاری میزان، صادقی نیارکی دادستان عمومی و انقلاب قزوین به این خبرگزاری گفت: بیش از ۳۰ نفر از دختران و پسران که بدون داشتن هیچ‌گونه رابطه‌ای به بهانه شرکت در جشن فارغ التحصیلی در حال رقص و پای‌کوبی بودند، دستگیر و مجازات شدند.

وی ادامه داد: به دنبال وصول گزارشی مبنی بر اختلاط تعداد زیادی دختر و پسر جوان در ویلایی در اطراف ،قزوین بلافاصله با صدور دستوراتی از سوی بازپرس کشیک دادسرای عمومی و انقلاب قزوین، تمامی شرکت‌کنندگان در پارتی مذکور، جلب شدند.

صادقی نیارکی از اجرای حکم شلاق تمامی متهمان در فردای روز دستگیری خبر داد و عنوان کرد: به دنبال ارسال پرونده متهمان به دادگاه، با تشکیل جلسه فوق‌العاده هر یک از متهمین به ۹۹ ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند که حکم صادره در همان روز درباره آن‌ها اجرا گردید.

وی افزود: اجرای حکم شلاق نامبردگان توسط پلیس امنیت اخلاقی به اجرا درآمد تا درس عبرتی باشد برای افرادی که مبادرت به هنجارشکنی کرده و حیاط خلوتی برای رفتارهای هنجارشکنانه خود ایجاد می‌کنند.

دادستان قزوین یادآور شد: از طریق تریبون‌های مختلف به‌ویژه رسانه‌ها نسبت به حرمت‌شکنی برخی جوانان هشدار لازم و جدی را داده‌ایم و به هیچ‌کس اجازه نخواهیم داد تا با اعمال مجرمانه‌شان فضای اسلامی شهر و جامعه را مخدوش نمایند.

پی‌نوشت: ویدیو قدیمی است و مربوط است به اجرای حکم شلاق یک شهروند در میانه اردبیل.


radiofarda.com

فریاد مردم از بی آبی و گرسنگی است .این است ، حقیقت ملموس در ایران

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل صدور حکم ۱۰ سال زندان برای نرگس

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل صدور حکم ۱۰ سال زندان برای نرگس محمدی، را شوکه کننده خواند و از دستگاه قضایی ایران خواستار آزادی این فعال حقوق بشر شد.



نرگس محمدی فعال مدنی و نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر ایران ،که پیشتر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی به قصد تبلیغ علیه نظام به شش سال زندان محکوم شده بود، به اتهام راه اندازی و مدیریت کمپین لگام(کارزار لغو گام به گام اعدام) به ۱۰ سال زندان دیگر محکوم شده است. این در حالی است که به گفته تقی رحمانی، همسر این فعال حقوق بشر، خانم محمدی فقط عضو این کمپین بوده و در بیانیه هیئت موسس نامی از او نیامده است.

قاضی در پشت درهای بسته خانم محمدی را در سه مورد، مجموعا به ۱۶ سال زندان محکوم کرده، که با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۱۰ سال از این حکم اجرا خواهد شد.

در بیانیه این نهاد وابسته به سازمان ملل همچنین آمده است که صدور این حکم برای نرگس محمدی نشان دهنده این است که تحمل حمایت از حقوق بشر در ایران به شدت پایین آمده است.

احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران می‌گوید خانم محمدی حتی یک ساعت هم نباید در زندان نگاهداری شود. او از مقام های حکومت ایران و از جمله حسن روحانی خواست تا نرگس محمدی را آزاد کنند.

نرگس محمدی مبتلا به دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی است و به گفته پزشکان، عوارض این دو بیماری در فضای زندان و محیط‌های تنش‌زا تشدید می‌شود.

او بارها در زندان دچار شوک عصبی شد و در حالی که با دستبند و پابند به تخت بسته شده بود در بیمارستان بستری شد.

کمیساریای عالی سازمان ملل از حکومت ایران خواسته است که خانم محمدی را، که به دلیل فعالیت های شجاعانه در زمینه حقوق بشر زندانی است، آزاد کند.


نرگس محمدی ،ایراندوختی که جنایتکاران تازی پرست را با زبان و نقد حقوقی خود به چالش کشیده و میکشد.دفاع دائم از حقوق مردم ایران توسط نرگس محمدی و به اسارت کشیدن این بانوی مبارز توسط رژیم خونخوار و ضد ایرانی به 16سال مخوفگاه جنایتکاران تروریست ،رژیم اراذل و اوباش ،برای حذف بیان او ،در افکار عمومی ،گویای ضعف و درماندگی حکومت فاشیستی در مقابل شیر بانوئی است ،که قانون شکنی و توحش رژیم تروریستی و جنایتکار ،کنونی را به زیر ساتور نقد حقوقی کشیده است . به نظر حزب سوسیال دمکرات ایران و کانون حقوق بشر و پناهندگان ایران ،بانو نرکس محمدی کاندیدای جایزه جهانی صلح نوبل است.


گروه گزارش‌گران بدون مرز محکومیت نرگس محمدی، روزنامه نگار و نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۰ سال زندان را به شدت محکوم کرده و از حسن روحانی رئيس جمهور ایران خواسته است در این مورد سکوت نکند.
این گروه روز چهارشنبه همچنین نسبت به وضعیت پنج روزنامه نگار دیگر - مهدی بوترابی، سروش فرهادیان، محمد صدیق کبودوند، آرش زاد و امید سلیمانی - ابراز نگرانی کرده بود.
بنابه گزارش ها جلسه رسیدگی به اتهام‌های نرگس محمدی صبح روز چهارشنبه، یک اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود.
نرگس محمدی درحالی دوباره محکوم به حبس می شود که درحال سپری کردن دوران محکومیت قبلی خود در زندان است.
گزارش‌گران بدون مرز (آر اس اف) نوشت که "روند محاکمه ناصحیح او تحت نفوذ وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران برگزار شد."
خانواده خانم محمدی روز ۱۸ مه از این حکم آگاهی پیدا کرد.
گزارشگران بدون مرز

نرگس محمدی قهرمان اطلاع رسانی است که مایه افتخار روزنامه نگاری و دفاع از آزادی است. پرزیدنت روحانی نباید در برابر چنین حکم وحشتناکی ساکت بماند، هرچند خوب می دانیم که سیستم قضایی ایران تحت امر رهبر عمل می کند
کریستوف دلوار دبیرکل گزارش‌گران بدون مرز گفت:‌ "نرگس محمدی قهرمان اطلاع رسانی است که مایه افتخار روزنامه نگاری و دفاع از آزادی است. پرزیدنت روحانی نباید در برابر چنین حکم وحشتناکی ساکت بماند، هرچند خوب می دانیم که سیستم قضایی ایران تحت امر رهبر عمل می کند."
وبسایت کانون مدافعان حقوق بشر پیشتر گزارش داد که "به‌موجب رأی دادگاه، خانم محمدی به استناد مواد ۵۰۰، ۶۱۰، ۴۹۸ و ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، در مورد اتهام اجتماع و تبانی به‌قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل پنج سال و در مورد اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس و در مورد اتهام تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام به تحمل ده سال حبس محکوم‌شده است."
"ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در مورد تعدد جرم مقرر می‌دارد که هرگاه عناوین ارتکابی بیشتر از سه جرم نباشد، رعایت حداکثر مجازات تعیینی اعمال می‌شود. بنابراین با این تجمیع، خانم محمدی به ده سال حبس محکوم‌شده است."
تقی رحمانی همسر نرگس محمدی به گزارش‌گران بدون مرز گفت که "این حکم برای انتقام جویی نه فقط از نرگس، بلکه کل جامعه مدنی ایران است."
او گفت:‌ "این اقدام معمول سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای مرعوب کردن فعالانی است که موارد نقض حقوق بشر در ایران را آشکار می کنند، از جمله وضعیت زندانیان وجدان را."
نرگس محمدی پیش از این در خرداد ۱۳۸۹ بازداشت شد و در مهر ۱۳۹۰ به سه اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و تبلیغ علیه نظام" به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این رأی در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس کاهش یافت.
او سوم اردیبهشت‌ ۱۳۹۱برای اجرای حکمش به زندان اوین تهران فراخوانده شد و پس از آن در خرداد همان سال به دلایل نامشخصی به زندان زنجان انتقال یافت.
پس از آن، بر اساس تشخیص پزشکان حکم "عدم تحمل کیفر" گرفت و آزاد شد. با این حال او دوباره از اردیبهشت سال گذشته در زندان به سر می‌برد.
گزارش‌گران بدون مرز اخیرا جایزه قهرمان آزادی اطلاع‌رسانی را از جمله به خانم محمدی اعطا کرده بود.
گزارش‌گران بدون مرز پیشتر در روز چهارشنبه در بیانیه ای "باردیگر نگرانی عمیق خود را از بازداشت‌های خودسرانه و چگونگی نگاهداری روزنامه‌نگاران زندانی" مطرح کرده بود.
در آن بیانیه آمده بود که "از این میان محمد صدیق کبودوند از دوازه روز پیش در اعتصاب غذا بسر می‌برد و از آرش زاد ده ماه پس از بازداشت هیچ خبر رسمی منتشر نشده است."
علاو بر محمد صدیق کبودوند و آرش زاد نسبت به وضعیت امید سلیمانی، سروش فرهادیان و مهدی بوترابی ابراز نگرانی شده بود.------------
استمداد نرگس محمدي از جامعه جهاني براي”بستن سلولهاي انفرادي” و پايان دادن به شكنجه سفيد در زندانهاي رژيم ايران

خانم نرگس محمدي فعال حقوق بشر محبوس در زندانهاي رژيم ايران كه اخيرا به ۱۶ سال زندان محكوم گرديده است, در نامه اي از زندان اوين به انجمن جهانی قلم براي "بستن درهای سلول‌‌های انفرادی به روی انسان‌های بی گناه" و پايان دادن به شكنجه سفيد زندانيان از جامعه جهاني استمداد طلبيد كه از همه امکانات خود استفاده کنند. خانم محمدي در نامه خود خطاب به "انجمن جهانی قلم"، نگهداری متهمان سیاسی، مدنی و عقیدتی در سلول انفرادی را "شکنجه سفید" ناميده که آثار آن تا پایان عمر بر روح و روان آنها باقی می‌ماند. وي با بيان اينكه اين نامه را از بند زنان زندان اوين و از میان ۲۵ زن زندانی "اهل قلم و اندیشه با گرایشات فکری و سیاسی متنوع" می‌نویسد، تاکید می‌کند که در میان ما هیچ تروریست و خرابکاری وجود ندارد و اتهامات همه ما تنها فعالیت‌های سیاسی و مدنی و گرایشات فکری‌ ماست.
نرگس محمدي در ادامه از انگيزه خود در نوشتن اين نامه می‌نویسد که آنچه موجب شد برای شما اهل‌قلم و اندیشه در جهان نامه بنویسم، "بازگو کردن درد و رنجی فراتر از تحمل مجازات زندان است،" و آن شرایط متهمان سیاسی، مدنی و عقیدتی است که مانند تروریست‌های خطرناک در سلول‌های انفرادی به مدت نامعلوم نگهداری می‌شوند.

به گفته این فعال حقوق بشر، یکی از کارکردهای سلول انفرادی در زندان‌های ایران، "گرفتن اعترافات و اقرارهای بی‌اساس علیه خود متهمان" است، که بر اساس همین اعترافات بی‌اساس، قضات دادگاه‌ها احکام سنگینی را علیه متهمان صادر می‌کنند.

نرگس محمدی در ادامه با بیان این که ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود، تاکید می‌کند که "بسیاری از محبوسان در سلول‌های انفرادی، سلامت جسمی و بدتر از آن، سلامت روانی خود را از دست می‌دهند، که گاه تا پایان عمر مبتلا به این دردها می‌مانند."

وی در توصیف سلول انفرادی می‌نویسد، "در این محبس که بی‌شباهت به یک قوطی دربسته نمی‌باشد، فرد در خلأ و فضای تیره و مبهمی رها می‌شود که از هر آنچه لازمه حس و درک انسان بودن و حفظ هویت خویش است، محروم می‌شود،" از هوا و نور و صدا گرفته، تا خبر و خواندن و نوشتن.

خانم محمدی در پایان خطاب به اعضای انجمن جهانی قلم می‌نوسد، به عنوان یکی از اعضای این نهاد بین المللی "از شما تقاضا دارم ... جهت مقابله با به‌کارگیری سلول انفرادی به‌عنوان شکنجه سفید، از قلم و بیان و هر امکان دیگری استفاده نمایید، تا شاید روزی شاهد بسته شدن درهای سلول انفرادی به روی انسان‌هایی باشیم که گناهشان اندیشیدن، نقادی و اصلاح گری است."
بيدادگاه خامنه اي خانم نرگس محمدي فعال حقوق بشر و مادردو فرزند را كه از نظر جسمي نيز بيمار مي باشد ۱۶ سال زندان محكوم كرد. محاكمه اين فعال حقوق بشر در روز چهارشنبه، اول ارديبهشت ماه ۱۳۹۵، در شبعه ۱۵ بيدادگاه رژيم به رياست قاضي صلواتي برگزار گرديده بود و خانم نرگس محمدي، نائب رييس کانون مدافعان حقوق بشر، به اتهام «تاسيس کمپين لگام»، «اجتماع و تبانى عليه نظام» و «تبليغ عليه نظام» به ۱۶ سال حبس تغريزي محکوم شد. : در پي محكوميت ظالمانه خانم نرگس محمدي به ۱۶ سال زندان کريستوف دلوار دبيرکل گزارش‌گران بدون مرز محكوميت وي را به شدت محكوم كرد ‌ و از حسن روحاني رئيس جمهور رژيم ايران خواست در اين مورد سکوت نکند.دبير كل گزارشگران بدون مرز گفته است نرگس محمدي قهرمان اطلاع رساني است که مايه افتخار روزنامه نگاري و دفاع از آزادي است. پرزيدنت روحاني نبايد در برابر چنين حکم وحشتناکي ساکت بماند.
گفتني است كه گروهی از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد اوایل اردیبهشت ماه با انتشار نامه ای، خواستار "رسیدگی فوری" به وضعیت مدافعان حقوق بشر، وکلا و فعالان سیاسی زندانی در زندان های ایران شدند.
همچنين احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران نیز اسفند ماه گذشته گفته بود که "به طور مرتب و نگران کننده‌ای" گزارش‌هایی از زندان انفرادی طولانی مدت، شکنجه و اعتراف زیر شکنجه دریافت می کند.


رژیم متوحش تازیان  همچنان به سیاست ضد فرهنگی خود در ایران اشغال شده ادامه میدهد.

37 سال است که با استقرار رژیم ضد ایرانی و تازی پرست توحش بر ایران سایه افکنده است .
رژیم متوحش تازیان همچنان به سیاست ضد فرهنگی خود در ایران اشغال شده ادامه میدهد.رژیم ضد هنر و فرهنگ ترجیح میدهد در کشورمان ارازل و اوباش را برای قمه زنی و زنجیرزنی و یا حرکت تمساء گونه ،خزیدن بر روی زمین ، در مریدان متوحش اش ،ترویج توحش تازیان و داعشیان را بسط دهد ولی موسیقی که میتواند انسان ها را آرامش روحی بخشیده و اصطراب انسان را در جامعه پر از بحران بکاهد را جنایتکاران حاکم ، مانع میگردند.رهائی از اسارت رژیم تروریستی و جنایتکار کنونی با براندازی آن و آمدن شهروندان به خیابان ها است که میتواند صورت گیرد.


نامه اعتراضی خانه موسیقی به قوه جنایتکار قضاییه رژیم .
در پی لغو کنسرت کیهان کلهر ارسال شد/
نامه اعتراضی خانه موسیقی به قوه قضاییه
چهارشنبه 22 ارديبهشت 1395، 12:27
سايت خانه موسیقی - سرویس خبر

نامه اعتراضی خانه موسیقی به قوه قضاییه
در پی لغو سلسله وار کنسرت ها از جمله کنسرت اخیر کیهان کلهر در نیشابور و محدودیت های حضور بانوان نوازنده بر روی صحنه و دیگر موارد مشابه که موجب تضییع حقوق حقه هنرمندان و فعالان حوزه موسیقی شده است، خانه موسیقی ،یک نامه اعتراضی جهت احقاق حقوق هنرمندان و جلوگیری از این رویه غیرقانونی به رییس قوه قضایه ارسال کرد.

به گزارش سایت خانه موسیقی ، در ادامه نامه نگاری های قبلی با دادستان محترم کل کشور و جلسات متعدد با مسئولان این نهاد از جمله نشست مدیرعامل خانه موسیقی با جناب آقای بختیاری معاون سیاسی امنیتی دادستان کل کشور که منجر به قول مساعد دادستانی و دادیار های کل کشور برای همکاری با کنسرت ها و برنامه های دارای مجوز شد اما متاسفانه باز شاهد دخالت های غیرقانونی در این زمینه ها هستیم.

متن نامه ارسالی مدیرعامل خانه موسیقی، حمیدرضا نوربخش به قوه قضاییه بدین شرح است:

آیت الله صادق آملی لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام و احترام

آنگونه که در دیباچه قانون اساسی آمده است این میثاق ملی، بنا دارد تا بیانگر نهادها و مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه و راهگشای تحکیم پایه‌های حکومت و ارائه‌دهنده طرح نوین نظام حکومتی باشد. اصل بیستم قانون اساسی مقرر داشته است: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت از قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

قانون‌گرایی را باید یکی از بزرگترین مشخصه‌های حکومت‌اسلامی برشمرد و از میان سایر مشخصه‌ها برجستگی خاصی برای آن قائل بود. نقش حیاتی و محوری قانون‌گرایی به گونه‌ای است که در حکومت اسلامی، رهبر و زمامدار جامعه خود را تابع و مجری قانون می‌داند و تا آنجا بر این اصل حیاتی پای می‌فشرد که حتی در نظام قضایی اسلام و در پیروی از قانون، بر مساوی بودن خود با سایر افراد تاکید می‌کند و آنجا که بناست عدالت حکمرانی کند، میان زعیم و رعیت و امام و امت هیچ تفاوت نیست.

امام خمینی در کلام و عمل، پیشتاز احترام به حاکمیت قانون و عمل بدون مسامحه به آن بوده‌اند. آنگونه که فرموده است : معیار در اعمال نهادها، قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ‌کس، چه متصدیان امور کشوری و لشگری و چه اشخاص عادی جایز نیست و متخلف به مردم معرفی می‌شود و مورد مواخذه قرار می‌گیرد.

در نگاه مکتب ما، رفتار حاکمان باید تجسم روح قانون باشد. آنان به اقتضای جایگاه مدیریتی و ارتباط ملموس و مداوم با حوزه‌های اجرایی و مقررات آن‌ها، قوانین را بیشتر می‌شناسند. آنها به مدد قانون بر سر کار آمده‌اند، جایگاه آنان توسط قانون تعریف می‌شود، مشروعیتشان تا آنجاست که قانون اقتضا کند و بالطبع باید در قالب مصداقی از رفتار قانونی در چشم جامعه جلوه کنند.

حاکمان و مدیران با تمام امکانات و اختیاراتی که جایگاهشان به آنان داده است در خدمت دو حیثیت و ارزش حیاتی جامعه‌اند: پیوند اجتماعی و عدالت. بنیادهای اخلاقی/ حقوقی از این دو احساس مهم، یعنی عضوی از اجتماع بودن و قانون‌گرایی سرچشمه گرفته‌اند و به همین دلیل بر همه افراد و مقام‌های عمومی تحمیل می‌شوند، اگر قانون‌گریزی و قانون‌شکنی به عنوان یک انحراف اجتماعی همه‌گیر شود، عدالت در پس علامت سئوالی بزرگ نهان خواهد شد، رابطه‌های انسانی به سادگی فرو می‌پاشد، پیوندهای اجتماعی از هم می‌گسلد، میان انضباط قانونی و اخلاق که پشتوانه آنان است فاصله می‌افتد و هزینه‌های اداره جامعه و حفظ نظم عمومی در بخش‌های مختلف به شکل سرسام‌آموری بالا می‌رود. هیچ توجیهی از سوی حاکمان برای توجیه رفتارهای قانون‌گریزانه ای که این شرایط را پدیدآورده، پذیرفته نیست. قانون حتی اگر با حسن نیت شکسته شود همان اندازه خطرناک است که با سوءنیت.

ریاست محترم قوه قضائیه

جامعه موسیقی ایران، روزهای دشواری را پشت سر می‌گذراند. مانع‌تراشی و هجوم به برنامه‌های فرهنگی و کنسرت‌های رسمی با توسل به شانتاژ رسانه‌ای و دروغ‌پراکنی، ایستادگی در مقابل مجوزهای صادره از نهادهای صلاحیتدار، برهم زدن کنسرت‌ها حتی در حضور نیروهای انتظامی و امنیتی، شایعه‌پراکنی گسترده، اهانت به هنرمندان و ایجاد فضایی آکنده از اضطراب و بدبینی ادامه حیات این عرصه ارزشمند هنری را سخت ساخته است. کشیده شدن جنجال‌ها و تصفیه حساب‌های سیاسی به دامان پاک هنر باعث آن شده است که هر روز در گوشه‌ای از ایران، خبری تاسف‌آور از تعطیلی یک کنسرت، لغو یک مجوز، پائین کشیده شدن یک هنرمند و یا توهین علنی به اهالی موسیقی بویژه بانوان ارجمند در تریبون‌های رسمی و عمومی به گوش رسد.

خانه موسیقی ایران، به نمایندگی از هنرمندان مظلوم و صبور موسیقی، وظیفه خود می‌داند که ضمن ارائه گزارشی از برخی وقایع تاسف‌بار روزهای اخیر خدمت ریاست محترم قوه قضائیه، تقاضای مجدانه خود را برای پیگیری اصولی و قانونی این امر تا رفع کامل انسداد صورت‌گرفته تقدیم نماید.

همانگونه که استحضار یافته‌اید با دستور مستقیم دادستان نیشابور، کنسرت کیهان کلهر که تمامی مجوزهای لازم از مراجع قانونی از جمله فرمانداری، شورای تامین استان و وزارت ارشاد را دریافت نموده بود، علیرغم استقبال چشمگیر مخاطبان لغو شده است.

نکته قابل تاسف آن است که ظاهراً دادستان نیشابور در توجیه این اعمال سلیقه شخصی، ناخرسندی جمعی از خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران را علت صدور این دستور دانسته است. جای تعجب و اندوه است که یک مقام عالی قضایی ، یک تنه و بدون هرگونه توجیه حقوقی به نبرد قانون می‌شتابد و مجوزهای صادره از مراجع ذی‌صلاح را بی‌اعتبار دانسته و در نهایت هنگامی که با اعتراض شدید افکار عمومی مواجه می‌شود از اعتبار خانواده معزز شهدا برای خود خرج می‌نماید. به راستی اگر بناست تشخیص فردی یک دادستان مبنا و معیار ابطال مجوزهای قانونی برگزاری کنسرت باشد، دیگر ضرورت معرفی وزارت ارشاد و شورای تامین استانها به عنوان متولی امر چیست؟ گروه‌های موسیقی، در شرایط دشوار اقتصادی، با عبور از هزار پیچ و خم به دریافت مجوزهای قانونی از نهادها و سازمانهای قانونی اقدام می نمایند اما در نهایت با اعمال نظر شخصی یک دادستان، کل مجوزهای اخذشده بی‌اعتبار شده و کنسرت لغو می‌گردد!

در اقدامی دیگر، علیرغم کسب مجوزات قانونی، قبل از اجرای کنسرت ناگفته حافظ ناظری به ایشان اطلاع داده می‌شود که نوازندگان زن حق حضور در صحنه را ندارند و از ورود ایشان به سن ممانعت خواهد شد! نمونه زشت این رفتار را سابقاً نیز در پایین کشیدن حریر شریعت زاده همسر سالار عقیلی و نوازنده پیانو در حین اجرا شاهد بوده‌ایم.

به نظر می‌آید توالی این رفتارهای مشابه در دوره زمانی کوتاه، نشان از رشد جریانی خزنده در کشور است که تلاش می‌کند با ایجاد شبهه در اعمال نهادهای قانونی و ذی‌صلاحیت به آشفته‌کردن فضای عمومی کشور و ایجاد بدبینی عمومی نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران دامن زند. این رفتار غیرقانونی و ضدامنیتی،علاوه بر آنکه موجب خسارات مادی فراوان به پیکر نحیف جامعه موسیقی کشور شده است ، بلکه علی‌الاسف ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به ساحت آبروی فرهنگی نظام و اعتماد عمومی مردم وارد کرده است.

از این رو و در شرایطی که مهم‌ترین ابزار فرهنگی هر ملت در مقابله با هجوم نظامهای فرهنگی بیگانه، ذات مقدس فرهنگ اصیل آن سرزمین است، به ناگاه رفتار نادرست یک مقام قضایی، این پرسش را در ذهن افکار عمومی ایجاد می‌نماید که اگر بنا به مقابله با جریان موسیقی فاخر ایرانی است چگونه میتوان با نفوذ موسیقی مبتذل و سخیف مقابله نمود؟ و اساساً جامعه ایرانی از کدام مجرا و معبر باید دل به موسیقی ارزشمند سرزمین خود که میراثی ماندگار از مدنیت و تاریخ و ادبیات و فرهنگ غنی این کشور است بسپرد؟

از این رو و با عنایت به وظیفه ذاتی قوه قضائیه در حراست از قانون و مقابله با رفتارهای سلیقه‌ای، ضمن تقاضای پیگیری موضوع و برخورد قاطعانه با عوامل لغو کنسرتهای رسمی دارای مجوز و عوامل توهین به هنرمندان موسیقی، مستدعی است در پیگیری و رسیدگی به موارد نقض قانون که منجر به تضییع حقوق هنرمندان شریف و محترم شده و مهمتر از آن جهت ممانعت از تکرار چنین برخوردهایی دستور به اقدام مقتضی صادر فرمائید.

اخبار شبانگاهی شباهنگ مصوبه جدید مجلس ایران برای دریافت غرامت از آمریکا چه می گوید؟ جان کری: آتش‌بس سوریه رسمی می شود؛ لاوروف: از اسد حمایت نمی کنیم منصور فرهنگ: تصمیم مجلس ایران پیامد بین المللی عملی علیه آمریکا ندارد گزارش علی جوانمردی از چهار انفجار در عراق: کشته ها به هفتاد نفر رسید گزارش جلسه کنگره: مشاور اوباما نیامد، نمایندگان انتقاد کردند مهمانداران همجنسگرای ایرفرانس: ما نباید به اجبار به ایران برویم که همجنسگرایان را مجازات می کند انتخابات مقدماتی کنتاکی و اورگان؛ سندرز و کلینتون هر کدام در یک ایالت پیش هستند تمایل ایران برای بهبود چهره بین المللی؛ چرا نمایشگاهی در نفی هولوکاست برگزار می کند؟ نگاهی به مطبوعات: نگاهی به روابط تهران و دیلی در آستانه سفر نخست وزیر هند نگرانی مسئولان بریتانیایی از افزایش مبتلایان سیل پس از کیهان کلهر، کنسرت شهرام ناظری هم در نیشابور لغو شد تاریخ انتشار ۱۳۹۵/۰۲/۲۷

سیاست های یهود ستیزی و یا بهائی ستیزی رژیم تروریستی اسلامی حاکم در ایران ، ضد انسانی و بشر ستیز و در مجموع توجیه هم نوع جنایات علیه یهودیان و یا بهائیان در طول تاریخ و اکنون است .رژیم تروریستی و فاشیستی اسلامی طی 37 سال گذشته جز تبعیض و اختناق و رعب علیه ادیان زردشتی ،یهودی؛بهائی و نفی وجود و تاریخ آنها سرکوب و شکنجه و قتل پیروان این ادیان دستاوردی در پرونده قطور جنایاتش بجای نگذاشته است .انکار هلوکاست ،جنایاتی سازمان یافته در دووران ریش سوم آلمان ها در اروپا ،دشمنی با اصل موازین هومانیستی و دشمنی با ارزش های والای انسانی است .هرچند که داعشیان جنایتکار حاکم در ایران از همان ابزار پلید و کثیف عداوت نازی های جنایتکار آلمان نازی علیه دیگر اندیشان استفاده میکنند،شکنجه ،و قتل مخالفان در سیاه چالها مخوف اسلامی صورت میگیرد،رژیم اسلامی برای خودهمانی با فاشیسم هیتلری ،توجیه و یا منکر حقیقت تاریخی هولوکاست میشوند.



اخبار شبانگاهی رایزنی جان کری در عربستان برای پیشرفت در مذاکرات صلح سوریه شباهنگ ساعت خبر اخبار شامگاهی اخبار شبانگاهی شباهنگ شکست والیبال ایران مقابل فرانسه مریم میرزاخانی عضو آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا شد اگر قرار است به المپیک ریو بروید، این توصیه های پزشکان را گوش کنید موضوع اعتیاد در پیام هفتگی اوباما، با حضور هنرمندی که خود قبلا معتاد بود جامعه مدنی

خشم مردم ایران علیه رژیم جنایتکار و فاسد اسلامی همایش تهران و اصفهان سوریه را رها کن فکری بحال ما کن صندوق را خالی کردن همه رو بیچاره کردند تهران نیز بر ضد ادمکشان شهرداری بپا خاستند..
 رسول بداقی به دادسرای اوین منتقل شد

رسول بداقی به دادسرای اوین منتقل شد


دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ تهران ۱۲:۱۴


«رسول بداقی» فعال صنفی دیروز یک‌شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه، پس از حضور در بیمارستان امام خمینی تهران، جهت ملاقات با «محمود بهشتی لنگرودی»، از سوی ماموران امنیتی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. گفته شده “او به دادسرای مقدس اوین منتقل شده است.”

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، منابع نزدیک به خانواده این معلم اخراجی ضمن تایید خبر ضرب و شتم گفته‌اند: «رسول بداقی پس از بازداشت، ساعت ۱۱ پیش از ظهر امروز دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، جهت پاسخ دادن به سوالاتی به دادسرای مقدس اوین منتقل شده است.»

این منبع همچنین گفته: «شکستگی اعضای بدن رسول بداقی صحت ندارد اما به دلیل ضربات وارده او به صورت سطحی زخمی شده است.»

گفته شده “خانواده این فعال صنفی همچنان پیگیر وضعیت رسول بداقی هستند، آنها تاکنون موفق به تماس مستقیم با وی نشده‌اند اما ابراز امیدراری کرده‌اند که احتمال آزادی رسول بداقی تا شامگاه دوشنبه وجود دارد.”

همزمان یک شاهد عینی در مقابل زندان اوین به کمپین گفته: «من امروز در مقابل زندان اوین بودم، که آقای بداقی را با دستبند، پیراهن پاره و صورت مجروح آوردند و بردند داخل زندان. تا ساعت ۱۲ آنجا بودیم اما خبری از ایشان نشد و به ناچار برگشتیم.»

این شاهد عینی تایید کرده: «قاضی مربوطه در زندان اوین فعلا برای آقای بداقی ۷۰ میلیون وثیقه تعیین کرده است و لذا، تا تامین وثیقه مذکور بازداشت خواهد بود.»

«رسول بداقی» در جریان ملاقات با «محمود بهشتی لنگرودی» سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان که به دلیل وضعیت وخیم جسمانی در پی اعتصاب غذای اعتراضی به بیمارستان امام خمینی منتقل شده، روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵، “از سوی تعدادی از ماموران امنیتی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است.”

برخی از منابع داخلی گفته بودند “برخورد ۷ نفر از ماموران امنیتی به قدری خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه بوده که احتمال شکستگی فک و بینی رسول بداقی وجود دارد.”

گفته شده “رسول بداقی در زمان ملاقات به همراه برادر همسرش بوده و هر دو بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند.”

“پیگیری‌های خانواده و برخی از فعالین مدنی جهت اطلاع یافتن از سرنوشت این دو عضو خانواده بداقی، تا ساعات پایانی شب یکشنبه ادامه داشته اما نهادهای امنیتی مسوول هیچ پاسخ روشنی از دلایل بازداشت، وضعیت، محل نگهداری و سرنوشت آنها به خانواده نداده‌اند.”

«رسول بداقی» از جمله معلمان زندانی و فعالین صنفی است که پیش‌تر در ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵، پس از تحمل ۷ سال حبس، از زندان اوین آزاد شد.

«محمود بهشتی لنگرودی» سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، پیش‌تر در اول اردیبهشت‌ماه سال جاری، با مطالبه “توقف اجرای حکم ۱۴ سال زندان خود تا برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی” دست به اعتصاب غذا زده و از روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت‌ماه، وارد اعتصاب غذای خشک (بدون آب و غذا) شده است. او صبح روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه، به دلیل خونریزی معده از زندان اوین به بیمارستان امام خمینی منتقل شده است.

آخرین گزارش‌های دریافتی حاکی از آن است که وضعیت جسمی «محمود بهشتی لنگرودی» “به واسطه داروها و سرم‌هایی که به او تزریق شده بهتر شده است ولی وی همچنان در اعتصاب غذای خشک به سر می‌برد.”


http://www.kampain.info/archive/12053.htm

اعتصاب غذای محمد صدیق کبودوند در اعتراض به پرونده‌سازی‌های جدید

اعتصاب غذای محمد صدیق کبودوند در اعتراض به پرونده‌سازی‌های جدید


دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ تهران ۱۰:۵۹

«محمد صدیق کبودوند» روزنامه‌نگار و رئیس «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» در اعتراض به “پرونده‌سازی و تشدید فشار‌ها و اذیت و آزار مقامات امنیتی علیه وی”، در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، دبیرخانه «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» طی اطلاعیه‌ای مطبوعاتی از اعتصاب غذای اعتراضی «محمد صدیق کبودوند» روزنامه‌نگار و رئیس این سازمان خبر داد.

در این اطلاعیه دلایل اعتصاب غذای این روزنامه‌نگار کُرد در آستانه گذراندن دهمین سال از حبسش، اعتراض به “پرونده‌سازی و تشدید فشار‌ها و اذیت و آزار مقامات امنیتی علیه او” اعلام شده است.

در بخشی از اطلاعیه مطبوعاتی دبیرخانه «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» آمده: «از حدود چهار ماه پیش، پروسه دادگاهی محمد صدیق کبودوند آغار شده و تاکنون بیش از سه جلسه دادگاه تحت عنوان اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی و سایر اتهام‌های انتسابی برگزار شده است و قاضی دادگاه برای او قرار صادر کرده است. همچنین به وی اعلام شده تجمیع حکم ۶ ماه حبس مربوط به فعالیت روزنامه‌نگاری‌اش در مورد او اعمال نمی‌شود و ایشان باید تمام مدت حبس ۱۰ سال و ۶ ماه را تحمل کند.»

این سازمان اعلام کرده: «با توجه به اتهام‌های انتسابی جدید، اینگونه به نظر می‌رسد که مقامات امنیتی قصد آزادی او را حتی پس از پایان یافتن مدت مقرر حبس ندارند و شرایط را برای حبس طولانی‌مدت وی آماده می‌کنند. این در حالی است که محمد صدیق کبودند از بیماری‌های متعددی از جمله بیماری‌های قلبی عروقی و کلیوی (پروستات) که در زندان به آن دچار شده است رنج می‌برد و اعتصاب غذا برای وی بسیار خطرناک است و می‌تواند جان و سلامت وی را به خطر اندازد.»

این در حالی است که «محمد صدیق کبودوند» در طول ۱۰ سال گذشته، تنها یک بار جهت عیادت از فرزندش که مبتلا به سرطان است به مرخصی اعزام شده است.

«محمد صدیق کبودوند» دبیر «سازمان حقوق بشر کردستان» (۱۳۸۴) و مدیرمسوول هفته‌نامه «پیام مردم» (۱۳۸۲)، در یک‌شنبه ۱۰ تیرماه ۱۳۸۶، توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شد. طی این زمان، نزدیک به ۶ ماه را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد.

او یک سال بعد در دادگاه انقلاب تهران در دو پرونده به اتهام‌های “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق تشکیل سازمان حقوق بشر کردستان و فعالیت در آن”، “تبلیغ علیه نظام”، “انتشار کتاب غیرقانونی” به “تحمل یک سال حبس”، “محرومیت از فعالیت روزنامه‌نگاری”، “لغو امتیاز و جلوگیری از انتشار نشریه پیام مردم” و “حبس قطعی ۱۰ سال”، در مجموع به تحمل ۱۱ سال حبس محکوم شد. حکم صادره در شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، به ده سال حبس از بابت تاسیس سازمان، مورد تایید قرار گرفته و قطعی شده است.

همچنین پرونده مربوط به فعالیت روزنامه‌نگاری که به اتهام تشویش اذهان عمومی از طریق درج مطالب در هفته‌نامه پیام مردم توسط دادگاه عمومی و انقلاب سنندج به یک سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از روزنامه‌نگاری و مدیریت نشریه و ابطال پرونده انتشار پیام مردم محکوم شد؛ پس از تایید در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میزان محکومیت حبس در دیوان عالی کشور به ۶ ماه تقلیل یافت.

او در سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۷ (۲۰ ژانویه ۲۰۰۹) جایزه «هملن/همت» (که به نویسندگان تحت آزار و اذیت تعلق می‌گیرد) را از سازمان «دیده‌بان حقوق بشر» دریافت کرد.

“پدر حقوق بشر کردستان” همچنین در سال ۲۰۰۹ و در مراسم «جوایز مطبوعات بریتانیا»، به عنوان “روزنامه‌نگار بین‌المللی سال” برگزیده شد. در بیانیه این جایزه گفته شده بود که او به خاطر فعالیت‌های روزنامه‌نگاری و حقوق بشری‌اش، نقش مهمی در خلق شبکه جامعه مدنی برای جوانان و فعالان کُرد داشته است.

ایالات متحده آمریکا طی سال‌های گذشته بارها درباره وضعیت پرونده و مطالبه آزادی «محمد صدیق کبودوند» موضع‌گیری کرده و خواهان رسیدگی عادلانه و آزادی بدون قید و شرط او شده است.

این روزنامه‌نگار زندانی کُرد هم‌اکنون در «زندان اوین» دوران حبس خود را می‌گذراند.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

Beheshti

Beheshti

زنده باد اول ماه مه،روز اعتراض و همبستگی بین‌المللی کارگران
بیانیه مشترک
کارگران!


بورژوازی جهانی و نمایندگان سیاسی آن که در بحران ساختاری گرفتارند و با هیچ رفرمی قادر به مهار آن نمی باشند، به تقسیم مجدد جهان در چارچوب منافع اقتصادی خویش روی آورده اند و با برافروختن جنگ‌های" قومی و مذهبی" درخاورمیانه و شمال افریقا، موجب کشتارهزاران نفر و فقر اکثریت مردم بی‌ دفاع و نیز مهاجرت میلیونها نفر از شهروندان این کشورها شده اند. تصاویر مردم غرق شده در دریای مدیترانه، این بزرگترین گورستان مهاجران در تاریخ اخیر، و مهاجران آواره پشت دروازه‌های کشورهای اروپایی در سرمای جانفرسای زمستان هنوز خاطرها را رنج میدهد و دلها را به درد می‌آ‌ورد. این در حالیست که دولتمردان ارتجاعی سرمایه‌دار و تکیه زده بر ثروت و منابع ملی‌ و اجتماعی این کشورها در تلاش هر چه بیشتر غارت و انباشت ثروت برای خود هستند و به فلاکت و بدبختی این مردم وقعی نمی‌گذارند و با مهاجرت بخشی از آوارگان جنگ، نیروی کار ارزان را به بهره گری از کسب فوق سود در حوزه ی تولید داخلی، در چنگال بازار کار و کارفرمایان سرازیر می کنند و یا در نمونه ای دیگر با غارتگری و دزدی های نهان و آشکار اموال مسروقه در بانک های "سری" معروف به "بهشت سرمایه" بعضی از ممالک، انباشت می شوند و اینگونه بحران اقتصادی خودساخته را در درون طبقه کارگر سرازیر می سازند! و نیز با تداوم جنگ، نیز نیروهای ارتجاعی و تررویست دست پرورده خود را تقویت می کنند، در صورتیکه این شیوه تولید سرمایه داریست که پوسیده شده وباید به گورستان تاریخ سپرده شود و شیوه تولید سوسیالیستی برقرار گردد.
جایگاه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی ایران در این جنگ منطقه‌ای بسیار روشن است و بر کسی پوشیده نیست که ایران چه نقشی در کنار نیروها و کشورهای ارتجاعی منطقه از جمله عربستان سعودی، ترکیه، روسیه و آمریکا ایفا می‌کند. آری طاعون سرمایه و واپسگری، منطقه را فرا گرفته است.
اما در ایران، روزی نیست که صدها کارگر و زحمتکش از کار بیکار نشوند و به جمع ۱۴ میلیونی ارتش بیکاران اضافه نگردند. فقط در هفته‌ا‌ی که گذشت صدها کارگر از چند کارخانه و معدن اخراج شده و هزاران کارگر و زحمتکش با دستمزد های معوقه ی چندین ماهه، روبرو شده اند. اما در مقابل مبارزه کارگران از طریق اعتصابات، تحصّن و تجمعات روزانه در اعتراض به دستمزدهای معوقه، حذف پاداش ها و مزایا و نبودن بیمه کار و امنیت شغلی ادامه داشته است.
در سالی‌ که گذشت با مضحکه حد اقل دستمزدها نیز روبرو بودیم. دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران به مثابه بزرگترین کار فرما با همدستی عناصر به اصطلاح کارگری خود در خانه کارگر حداقل دستمزد هارا کمی‌ بیش از هشت صد هزار تومان در ماه تعیین کرد. زهی بیشرمی! وقتی‌ خط مطلق فقر یک و نیم میلیون و سبد امرار معاش یک خانواده چهار نفری ۳ میلیون تومان براورد شده باشد این خانه به اصطلاح کارگری و وزارت کار این سطح از دستمزد را چگونه تایید می‌کند؟
اما مفتضح اینکه بحث تحریمها و جام در جام مسخره که به جز سیاست مردم فریبی و تهدید کارگران و زحمتکشان چیزی عاید مردم فقیر نکرد و فقط دست دولتمردان و سرمایه دارن را در چپاول و غارت اموال عمومی باز گذاشت، سالها مردم فقیر را به بهانه تحریمها فقیرتر و ثروتمندان را ثروتمندتر کرد. این سیاست در کنار بیکاری، تورم، سطح بسیار پایین دستمزدها شکاف طبقاتی را عمیق تر و کارگران و مردم فقیر را به حاشیه نشینی با کمترین خدمات و رفاه شهری و روستایی سوق داد و این روند همچنان ادامه دارد.
کارگران!
مسئولیت این وضع أسفبار تا حدودی به خود ما کارگران بر میگردد. تا ما متّحد نشویم و سازمان نیابیم، هیچ امیدی از هیچکدام از جناح های مختلف دولت سرمایه داری نمیرود که بهبودی در وضعیت معیشتی اکثریت عظیم کارگران و زحمتکشان به وجود آید. انکار این حقیقت فقط یک توهم است و دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران این توهّم را همراه با نیروها و عناصر رفرمیست و ارتجاعی خود هر روز از طریق وسایل ارتباط جمعی‌ درون و خارج کشوری خود به خورد مردم فقر میدهد تا کارگران و زحمتکشان متشکل نگردند و فقط به سیاهی لشکر بی‌ اراده در مضحکه انتخابات‌شان تبدیل شوند. تشکلات کارگری و دمکراسی مستقیم آن، تنها راه رسیدن کارگران به مثابه طبقه ای برای خود، به زندگی شرافتمندانه است. تشکلات مستقل کارگری موجود اگرچه هنوز از آن قدرت یکپارچه برخوردار نیست اما در حال تبدیل شدن به یک عنصر انکار ناپذیر کارگری است. این امر را جنبش کارگری در سالهای اخیر به قدر کافی‌ تجربه کرده‌است. پیشروان کارگری بسیاری داریم که به این باورند و حتی تعدادی پیشرو کارگری نیز در این راه از جان خود گذشته اند. با اتّحاد کارگری به تشکلات مستقل سراسری کارگران جان تازه‌ا‌ی بدهیم و خود را از فقر و فلاکت رها سازیم و برای خود و فرزندان خود زندگی‌ مرفّه بنا سازیم.
در اول ماه مه کارگران به خیابان می آیند تا در روز همبستگی جهانی کارگری، مطالبات طبقاتی کارگران طرح شوند و با اعتراض به سیستم سرمایه داری به عنوان دشمن طبقاتی کارگران، تشکل های مستقل کارگری عنوان گردند، زیرا تشکل های سراسری و مستقل کارگری در ایران، اکنون از هر زمان‌ دیگری با اهمیت تر است. با اتّحاد و تشکل خود در راه احقاق حقوق انسانی‌ خویش قدم برداریم و از تلاشهایی که در این امر مهم انجام می‌گیرد به طور جدی پشتیبانی‌ کنیم.

زنده باد اول ماه مه،روز همبستگی بین‌المللی کارگران
پیش به سوی تشکل سراسری و مستقل کارگران در ایران!
سرنگون باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران!
زنده باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم!

شورای همبستگی‌ با جنبش کارگری ـ پاریس
شورای دفاع از جنبش کارگری در ایران، گوتنبرگ- سوئد
اول ماه مه‌ ۲۰۱۶
------------------
قطعنامه روز جهانی کارگر
سه‌شنبه ۷ ارديبهشت ۱٣۹۵ - ۲۶ آوريل ۲۰۱۶
ما کارگران و همه انسانهای تحت ستم در ایران و سراسر جهان امسال در حالی به استقبال اول ماه مه می رویم که نظام سرمایه داری در همه ابعاد، دچار بحرانهای غیرقابل حلی شده است و تمام تلاشش را به کار میبرد تا بار بحرانهای بوجود آورده را با بیکارسازیهای گسترده، تغییر در قوانین کار و به طور کلی باز پس گیری دستاوردهای طبقه کارگر و به راه انداختن جنگها بر دوش ما بیاندازد و خود را از این مخمصه رهایی بخشد. اما طبقه کارگر و بشریت متضرر از این وضعیت نیز ساکت ننشسته و با تمام قوا از آمریکا و یونان گرفته تا فرانسه و ایران و... در مقابل این تهاجم ایستاده است.
خصیصه نظام سرمایه داری و تقابلش با طبقه کارگر در هر نقطه از جهان، کسب سود هر چه بیشتر در ازای تحمیل فقر و گرسنگی بر طبقه کارگر است، اما میزان شدت آن بسته به نوع نظامهای حاکم بر جوامع مختلف متفاوت است. ایران یکی از مناطقی است که طبقه کارگرش به شیوه ویژه ای تحت فشارهای سنگین سرکوب، محروم از هر گونه حق اعتراض، داشتن تشکل و به تبع آن برخورداری از همان درجه از امکانات معیشتی است که هم طبقه ای هایش در مناطق دیگر جهان از آن برخوردارند.
سالهاست که در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله در ایران مبارزه کارگران و همه مزدبگیران برای عقب راندن سرمایه داری از سیاست تحمیل ریاضت اقتصادی و یورش به زندگیشان، تحت عناوین بحران اقتصادی و غیره با قدرت در جریان است، امروز ما کارگران ایران مجددا و اکیدا اعلام مینمائیم که هیچ توجیهی برای پوشاندن و تبرئه ناتوانی نظام سرمایه داری در تأمین یک زندگی مرفه برای خود را نپذیرفته و به هیچ وجهه تحقق خواست یک زندگی انسانی را به رفع نیازمندیهای اقتصاد سرمایه داران گره نخواهیم زد.
از این رو ما کارگران، معلمان، پرستاران، مستمری بگیران و کل بیکاران با خواست افزایش فوری دستمزد، ایجاد کار و یا پرداخت بیمه بیکاری و همچنین ممنوعیت تشکیل پرونده های قضائی با اتهامات امنیتی علیه معترضان به شرایط موجود، روز جهانی کارگر را گرامی میداریم و خواسته های فوری خود را به ترتیب زیر اعلام داشته و برای تحققشان پیگیرانه مبارزه میکنیم:
۱- ممنوعیت تشکیل پرونده های قضائی با اتهاماتی از قبیل "اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی" علیه کارگران، معلمان و همه فعالین اجتماعی، لغو مجازات اعدام و قصاص و لغو کلیه احکام صادره، آزادی بی قید شرط کلیه فعالان کارگری و معلمان در بند همراه با تمامی فعالان سیاسی و اجتماعی.
۲- حق ایجاد تشکلهای مستقل و آزادی عضویت در آنها. آزادی بی‌قید و شرط اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، تجمع، اندیشه و بیان، احزاب و مطبوعات برای عموم مردم ایران.
٣- افزایش فوری حداقل دستمزد، بالاتر از خط فقر اعلام شده (٣ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان) و پرداخت بیمه بیکاری به همان میزان برای کلیه بیکاران و هر انسان آماده به کار اعم از زن و مرد. کارگران، معلمان و پرستاران حق دارند در ازای کارشان از یک زندگی مرفه و مطابق با استانداردهای مدرن برخوردار باشند.
۴- ممنوعیت به تعویق انداختن حقوق و دستمزدها. حقوق های معوقه که به یک رویه عادی در بنگاههای اقتصادی تبدیل شده، معیشت کارگران و زحمتکشان را بیش از پیش به تباهی کشانده است. سرمایه داران و حامیان آنان با عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران سودهای افسانه ای به جیب میزنند. تعویق در پرداخت حقوق باید به عنوان یک جرم تلقی شده و کارفرمایان خاطی مجازات و ملزم به جبران خسارات گردند.
۵- تامین امنیت شغلی و توقف اخراج سازی ها، برچیده شدن قراردادهای اسارتبار موقت و سفید امضا، حذف شرکت‌های تامین نیروی انسانی و پیمانکاری، قرار گرفتن کلیه کارگران شاغل از کارگاه‌های کوچک تا کارگران مناطق آزاد تحت پوشش کامل قانون کار و اجرای فوری بیمه کارگران ساختمان.
۶- ممنوعیت کار کودکان و فراهم نمودن امکانات زندگی و تحصیل رایگان و برابر برای کلیه کودکان فارغ از جنسیت، قومیت و مذهب مطابق با استانداردهای پیشرفته همراه با ایجاد فضائی کاملا علمی و شاد و دادن یک وعده غذای گرم و با کیفیت.
۷- سازمان تامین اجتماعی و صندوق های بیمه ای که متولی امر ارائه خدمات بهداشتی و بازنشستگی هستند، در سالهای اخیر مورد چپاول و غارت عده ای از دولتمردان قرار گرفته و در نتیجه هر روز در ارائه خدمات به کارگران و زحمتکشان که صاحبان اصلی ان هستند، ناتوانتر شده اند. این سازمان و کلیه صندوق های بیمه باید در اختیار نمایندگان منتخب کارگران قرار گیرند و دولتمردان حق هیچ گونه دخالتی در آن نداشته باشند.
٨- لغو کلیه قوانین تبعیض‌آمیز نسبت به زنان و برابری کامل و بی‌قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی.
۹- به رسمیت شناخته شدن حق شهروندی مساوی با شهروندان ایرانی برای مهاجران گریخته از فقر و ناامنی به خصوص مهاجرین افغانستانی و منع هر گونه اعمال تبعیض آمیز علیه آنان.
۱۰- روز جهانی کارگر، روز رزم مشترک کارگران و ستمدیدگان در سراسر جهان است. این روز باید تعطیل رسمی اعلام شود و هر گونه تظاهرات کارگری و اعتراض عمومی برای احقاق حقوق خود در این روز بدون هیچ مانعی برگزار شود.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
کانون مدافعان حقوق کارگر


http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=73346

برگشت

letzte Änderungen: 30.5.2016 6:23