Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
گزارش تظاهرات علیه خشونت بر زنان ۸ ژوئن ۲۰۱۷ در بروکسل است

گزارش تظاهرات علیه خشونت بر زنان ۸ ژوئن ۲۰۱۷ در بروکسل



سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان)
(واحد بلژیک)

گزارش تظاهرات «با صدای بلند و متحد!» علیه خشونت بر زنان
پنجشنبه 8 ژوئن 2017 – بروکسل

روز پنجشنبه 8 ژوئن قرار بود یک تظاهرات اروپایی (به مرکزیت بلژیک) با عنوان «با صدای بلند و متحد!» (Loud and united!) برگزار شود که هدف آن مبارزه با اشکال مختلف خشونت علیه زنان و دختران معرفی شده بود. سازمان‌دهندگان این تظاهرات که سازمان‌های زنان شناخته شده‌ای مثل: مارش جهانی زنان - بلژیک، شورای زنان - سی‌اف‌اف‌بی، انجمن زنان و لابی زنان اروپا و ... بودند، اعلام کرده بودند راهپیمایی خواهند کرد چون:
• در اروپا هر هفته 50 زن توسط شریک زندگی فعلی و یا سابق‌شان به قتل می‌رسند.
• 1 زن از هر 3 زن پیش از سن 15 سالگی خشونت جسمی و / یا جنسی را تجربه می‌کند.
• هر 1 ثانیه زنی با یک یا چند شکل از آزار و اذیت جنسی مواجه است.
امروزه خشونت علیه زنان کماکان نامرئی باقی مانده و طبیعی جلوه داده می‌شود. چقدر به شواهد بیشتری نیاز است تا اقدامی انجام شود؟ چه تعداد از زنان باید مورد ضرب و شتم، تجاوز، آزار و اذیت جسمی و روانی و ... قرار بگیرند و کشته شوند؟!
یکی از نکات جالب توجه این مارش حضور «گلوریا استاینم»* فمینیست مشهور آمریکایی بود که «لابی زنان اروپا» او را به مناسبت بیستمین سالگرد تأسیس‌اش دعوت کرده بود. گلوریا - از فعالین شناخته شده‌ی موج دوم جنبش فمینیستی در دهه‌ی 70 است که امسال در مارش زنان واشنگتن هم صحبت کرد - قرار بود، علاوه بر شرکت در نشست لابی زنان، در این مارش هم در همبستگی با جنبش زنان در اروپا به خیابان بیاید و این موضوع مورد توجه بسیاری از زنان جوان قرار گرفته بود.
ما فعالین سازمان زنان هشت مارس و «کارزار مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران» هم تصمیم گرفتیم در این مارش شرکت کنیم، هرچند رویکرد سازمان‌دهندگان برای ما روشن بود، چون عمدتا آن‌ها می‌خواهند که با این نوع مبارزات توجه دولت‌ها را به موضوع خشونت علیه زنان جلب کنند تا بتوانند برای «اقدام سیاسی» بیشتر به دولت‌ها فشار بیاورند یا برای تخصیص بودجه‌ها قدرت چانه‌زنی بیشتری داشته باشند یا ... و در نهایت نگاه‌شان رو به قدرت و دولت‌هاست تا تغییر ریشه‌ای از پایین و به اتکای جنبش. آن‌ها واضح اعلام کرده بودند که خواستار یک «اقدام سیاسی» هستند تا اروپا تبدیل به مکانی صلح‌آمیز برای زنان و دختران شود. قاعدتا ما معتقد بودیم که تغییر موقعیت زنان در اروپا جدا و مهم‌تر از تغییر موقعیت زنان در سراسر جهان نیست و نیاز به جنبشی علیه کلیت ساختار مردسالارانه دارد و ... با تمام این ملاحظات اما برای تقویت صفوف جنبش زنان و همچنین برای معرفی «کارزار مبارزه با خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران» و پیش کشیدن رویکرد متفاوت‌مان به موضوع راه‌کار پایان دادن به خشونت بر زنان در این تظاهرات شرکت کردیم.
راه‌پیمایی از یکی از میدان‌های مرکزی شهر (گراندپلاس)، محله پرتردد و توریستی شهر شروع شد یعنی محلی که نشست زنان در آن صورت گرفته بود. جمعیت 250 تا 300 نفره‌ای بعد از مارش کوتاهی به میدان آلبرتین (مونت دز آرت) یعنی محل تجمع و سخنرانی رسید و لحظه به لحظه به تعداد جمعیت اضافه می‌شد. حدود 500 زن و مرد با شعارهای پرحرارت و بنرهای مختلف از تشکلات مختلف در این نقطه گرد آمدند. حضور زنان جوان بسیار چشمگیر بود، برخی از زنان کُرد عروسک‌هایی درست کرده بودند که به یاد زنانی که قربانی قتل ناموسی شده‌‌اند روی زمین قرار داده بودند، دختران جوان بادکنک‌هایی که روی آن نوشته شده‌ بود «خشونت را متوقف کنید!» باد می‌کردند و بین جمعیت پخش می‌کردند. شیصد شاخه گل بین جمعیت پخش شد و در این محل به یاد زنانی که در اثر خشونت جان باخته‌‌اند، جمعیت گل‌ها را روی نماد فمینیسم که روی زمین طراحی شده بود، گذاشتند. زنان متحد شعار «زنده باد جنبش جهانی زنان!» را فریاد زدند. ما که با بنر بزرگ «کارزار زنان» در محل بودیم شروع کردیم به صحبت کردن به حاضرین و بیانیه‌های‌ کارزار را بین آن‌ها پخش می‌کردیم و در مورد کارزار با آن‌ها صحبت می‌کردیم. شعار دیگر ما «اولین قدم رهایی زنان در خاورمیانه جدایی دین از دولت است!» و همچنین «بدن من حق من است نه حق هیچ دولت، مذهب و نه هیچ شخصی!» مورد توجه زنان و رسانه‌ها قرار می‌گ��فت.
گلوریا هم در سخنرانی کوتاه‌اش با همه زنان اعلام همب��تگی کرد و گفت: «... ما قول می‌دهیم متحد با شما نگذاریم جنسیت، نژاد، طبقه، کاست و ... باعث جدایی ما شود.» او مقاومت و مبارزات و همبستگی زنان علیه ترامپ را ستود و گفت خوشحال است که نماد مبارزات زنان در آمریکا یعنی کلاه‌های صورتی (پوسی هت) را می‌بیند. او همچنین گفت: «در مارش واشنگتن ما از سراسر جهان پیام‌هایی داشتیم که می گفتند: «به آن‌ها بگویید جنگ دیگر کارساز نیست!» ما این اتحاد و پیوستگی را درک می‌کنیم و قدر این همبستگی را می‌دانیم ... نباید مرزها مانع اتحاد ما شوند ... سکسیسم بدون مبارزه با نژادپرستی از بین نمی‌رود، ... سکسیسم و نژادپرستی با کنترل تولیدمثل و کنترل بدن زن ادامه پیدا می‌کند و تمام زن‌ها تحت تأثیر این تبعیض‌ها قرار می‌گیرند. ممکن است زنی از طبقه‌ای محدودیت‌های بیشتری داشته باشد و مورد استثمار قرار بگیرد اما واقعیت این است که هیچ زنی در امان نخواهد بود... ما تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا دمکراسی را دوباره احیا کنیم ...»
زنان از صحبت‌های او استقبال کردند. بعد هم گروهی از هنرمندان جوان با استفاده از نمادهای «قدرت زنان»، «مبارزه با خشونت»، «علیه تجاوز» و با همراهی جمع نمایش کوتاهی اجرا کردند که شور و شوق زیادی ایجاد کرد و زنان با قدرت فریاد می‌زند: «متحد علیه خشونت!»
بعد از آن هم چند نفری از سازمان دهندگان صحبت کردند. یکی از اعضا کمپین لابی زنان ضد خشونت گفت: «زنان سکوت نکنید! در مورد خشونت صحبت کنید! من با اتکا به جمله‌ای از زندگی گلوریا می‌گویم، آن‌چه ما ��ی‌خواهیم انقلاب است و نه فقط اصلاح!»
یکی از نویسندگان «مانیفست 350» هم در مورد تلاش زنان برای بیرون آوردن سقط جنین از قانون جرایم در بلژیک صحبت کرد، چون سقط جنین در بلژیک هنوز حق نیست و صرفا از آن «جرم‌زدایی» شده است. او گفت: «ما شاهد نفوذ هرچه بیشتر کلیسا هستیم» و زنان را به پیوستن به این مبارزات تشویق کرد.
ما در این فواصل بیانیه‌های‌مان را به شکل وسیع پخش کردیم که اکثرا با خوشحالی می‌پذیرفتند و می‌گفتند تمایل دارند از این کارزار حمایت کنند. دختر سیاه‌پوستی که نسخه فرانسه بیانیه را دریافت کرده بود، دنبال ما می‌گشت تا نسخه انگلیسی را دریافت کند تا مضمون بیانیه را بفهمد. پسر جوانی که کمی فارسی صحبت می‌کرد گفت یک هم‌خانه‌ی افغان دارد و درمورد ایران هم با هم صحبت می‌کنند و خوشحال است ما سازمان زنان ایرانی - افغانستانی هستیم. مرد دیگری می‌پرسید در نهایت کارزار شما آیا حرکت خیابانی هم خواهد داشت؟! ما چگونه می‌توانیم به آن بپیوندیم؟! زن دیگری گفت همسرش ایرانی است و از فعالین عفوبین‌الملل و حتما هر دو با ما در تماس خواهند بود. دو دختر نوجوان گفتند آیا پیوستن آن‌ها کمکی می‌کند؟ و وقتی کمی موقعیت دختران جوان در ایران و این‌که حتی آزادی انتخاب پوشش ندارند را شنیدند گفتند، ما حتما می‌خواهیم به شما کمک کنیم. پسر همجنس‌گرایی گفت من بیانیه شما را نمی‌گیرم چون محتوای آن را می‌دانم و نخوانده از شما حمایت می‌کنم اما دختری که همراهش بود گفت این درست نیست و من بیانیه را می‌خوانم و قول می‌دهم محتوایش را به او بگویم و حتما هر دو در کنار شما خواهیم بود، زن بسیار مسن انگلیسی زبانی از دوست ما خواست که مواضع بیانیه را برایش بگوید چون نمی‌تواند آن را بخواند و وقتی شنید گفت من به زنان ایرانی درود می‌فرستم، شما فوق‌العاده هستید ... برخی از فعالین جنبش هم ما را برای جلسات درونی خود دعوت کردند تا بتوانیم عمل مشترکی را سازماندهی کنیم. در مجموع برخورد کسانی که آن‌جا حضور داشتند مثبت بود و با مواضع ما اعلام همبستگی می‌کردند و هدف ما هم عمدتا تماس و آگاهی دادن به کسانی بود که این موضوع برای‌شان از اهمیت برخوردار است که مجموعا به آن دست یافتیم.
فعالین سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان) – بلژیک
فعالین کارزار مبارزه با خشونت بر زنان در ایران


9 ژوئن ۲۰۱۷
* fa.wikipedia.org/wiki/گلوریا_استاینم

 انسجام زنان مبارز افغانستان در رابطه به حوادث مرگ‌بار و خونين روزهای چهارشنبه ۱۰، پنج‌شنبه ۱۱و جمعه ١٢ جوزای ۱۳۹۶در شهر كابل

انسجام زنان مبارز افغانستان در رابطه به حوادث مرگ‌بار و خونين روزهای چهارشنبه ۱۰، پنج‌شنبه ۱۱و جمعه ١٢ جوزای ۱۳۹۶در شهر كابل که تلفات مهلک و خسارات جدی مادی و معنوی برای همشهری‌هایمان به بار آورد، موضع‌گیری‌اش را چنین اعلام می‌دارد:


مصیبت‌های وحشتناک این روزهای افغانستان یک‌بار دیگر نشان داد که وضعیت سیاسی و امنیتی کشور ما چقدر شکننده است و مردم ما که در دهۀ اخیر امیدوار به بهبود اوضاع و پایان یافتن جنگ بودند، اکنون چقدر بیم‌ناک و نا امید هستند.
بی‌کفایتی دولت و نیروهای امنیتی، نا امنی، بی‌عدالتی، فقر، بیکاری و خشونت‌هایی که در حال افزایش هستند، جامعۀ زجرکشیدۀ ما را کلافه و روحیه مردم را بیشتر از پیش تضعیف کرده‌اند.
اکنون که مردم آگاه‌تر از همیشه به‌دنبال تحقق بخشیدن به خواسته‌های دیرین‌شان قفل سکوت سالیان را شکسته‌اند و حرکاتی خودجوشانه را در کشور برای دادخواهی و اصلاح نظام تدبیر کرده‌اند، باز هم قرار است تا مهره‌های سودجو و قدرت‌طلب، احساسات مردم را به نفع خودشان خدشه‌دار سازند و حرکت قانونی و عدالت‌خواهانه شان‌ را با دادن رنگ قومی و سیاسی زیر نام احزاب مختلف منحرف سازند.
در این میان عده‌یی از موقعیت استفاده کرده و در فکر به حاشیه راندن زنان که بیشتر از نیم جامعه ما را تشکیل می‌دهند، از پروسۀ دادخواهی خودجوش مردم هستند. و این در حالی است که در انفجار خونین روزهای اخیر، زنان مثل همیشه در صف قربانیان بوده‌اند و در اعتراض‌های گذشته هم‌دوش مردان به خیابان‌ها آمدند، شعار آزادی سر دادند و سینه سپر کردند در برابر دشمن ظالم و لحظه‌یی مردان را در میدان مبارزات عدالت‌خواهانه و مسالمت‌آمیز تنها نگذاشتند.
بنابراین، انسجام زنان مبارز افغانستان با قاطعیت چنین ابراز می‌دارد:
۱- هر نوع حرکت، تصمیم و مذاکره بدون حضور و مشورت زنان را تحریم میکنیم.
۲- با صراحت اعلام می‌داریم که خواهان اصلاحات جدی در نظام کنونی هستیم، نه براندازی و تضعیف نظام به نفع دشمن.
۳- به احزاب و گروه‌های سیاسی و عقیدتی مخالف حکومت اجازه نخواهیم داد تا از احساسات پاک مردم به نفع امیال و منافع شخصی خود به قیمت خون مردم امتیازطلبی کنند.
۴- زنان افغانستان در تحول‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان همواره نقش به‌سزایی داشته‌اند. از همین رو حضور و سهم‌گیری آنان در حرکت‌های گستردۀ اجتماعی که فارغ از مسایل جنسیتی و در راستای اهداف مشترک ملی است در مغایرت با قانون اساسی نبوده و اجازه نمی‌دهیم حکومت، احزاب و شخصیت‌های سیاسی این حق طبیعی را از زنان سلب نموده و خواست‌های آنان را در جهت بهبود اوضاع افغانستان نادیده انگارند.
۵- دولت، سازمان‌ها، احزاب و نهادهای مختلف سیاسی، اجتماعی، مدنی، فرهنگی و روحانیون دینی کشور را محترمانه فرا می‌خوانیم تا با درک شرایط وخیم و حساسیت‌های سیاسی و امنیتی این روزهای افغانستان، رسالت اخلاقی، انسانی و ملی‌شان را در جهت ارجحیت منافع ملی بر منافع شخصی و حزبی، با کمال مسوولیت‌پذیری و همدگرپذیری اعم از زن و مرد، فارغ از طبقه، قوم و ملیت بدون هر نوع چشم‌داشت، منفعت‌جویی و معامله‌گری ادا نمایند.
به امید برابری، امنیت، صلح و پیروزی تمامی مبارزان، عدالت‌خواهان و رزمندگان برای رسیدن به جایگاه واقعی و انسانی مردم جنگ‌زده سرزمین‌مان.
انسجام زنان مبارز افغانستان
شماره: ۰۰۱
تاریخ: ۱۵جوزا ۱۳۹۶


بنا به گزارش رسيده به جمعيت حقوق بشر كوردستان و به نقل از خبرگزارى “هـه والى هـاوار) در شهـر رقه، زنان و دختران و بچه هـاى به افراد ثروتمند سعودى فروخته مى شوند.


در ادامه گزارش قيد شده است، تعداد ٣٠٤٨٥ زن و دختر ايزدى توسط داعش و به هـمكارى نيروهـاى وابسته و گمارده دزديده شده بودند، و از انهـا سوءاستفاده و جهـت خريد و فروش واقع شده بودند.با استناد به اين گزارش در ناحيه جنوب شهـر رقه دو بازار خريد و فروش دختران و زنان ايزدى وجود دارد، كه مشترى اصلى انهـا ثروتمندان سعودى هـستند و بدين وسيله انهـا مى توانند با نرخى بسيار ناچيز اين زنان و دختران را بخرند.
به نقل از برخى از شهـروندان اين شهـر نيروهـاى داعش مانند اسير جنگى با اين زنان رفتار نموده، و قبل انجام معامله انان را به زور ضرب و شتم،ايين مسلمان شدن را به انهـا تحميل مى نمايند. قسمتى ديگر از گزارش اشاره به ان دارد كه در ٥ ماه گذشته تعداد ٣٠٤٨٥ از زنان و دختران ايزدى ناپديد شده اند و گروه داعش انهـا را به شهـر ديره زور انتقال داده اند.
اكنون اين زنان وضعيت بسيار اسفناك و دردبارى را تجربه مى كنند، به طورى كه شهـر رقه مانند يك زندان با اعمال شاقه براى زنان و دختران ايزدى به شمار مى رود
http://www.kmmk.info/fa/7256
جمعيت حقوق بشر كوردستان






E Mail: info@kmmk.info
Telegram: https://t.me/kmmk_info
Webb: www.kmmk.info
Facebook: https://www.facebook.com/kmmkurdistan
Telegram: https://telegram.me/kmmk_info
Twitter: https://twitter.com/KurdistanKmmk




رژیم جنایاتکار عربستان سعودی که حامی اصلی تروریست های داعش بوده و هستند،در فساد سازمان یافته داعشیان در برده فروشی و تجارت با انسان های غیر مسلمان دست طویلی دارد .برده داری و خرید انسان به عنوان یک کالا را پادشاهان ایران زمین قرن ها پیش ممنوع اعلام کرده و این نوع تجارت جرمی و جنایتی بیش نبود.رژیم تروریستی عربستان سعودی از این نوع خرید و فروش انسان ها مطلع است و در مقابل این عمل غیر انسانی ترجیح داده و میدهد تا سکوت را برای رضایت ثروتمندان فاسد و جنایتکار عرب ا اتخاذ نماید .
رژیبم عربستان سعودی یک باند فاسد و تبهکار است که علیه همه آموزه های انسانی رفتار و جنایات اسلامی را ترویج میکند.این رژیم نمیتواند در خانواده ملل جای داشته باشد وانحلال دستگاه فاسد و ضد انسانی آنها که تشکلی از تبهکاران بیابانی است ،جایگاهی در صفوف مردمان جهان نمیتوانند داشته باشد ، انحلال این مرکز فاسد و این کشور باید خواست نیروهای مترقی و هومانیست باشد .

شرکت کرد! « انتخابات » چرا نباید در

شرکت کرد! « انتخابات » چرا نباید در


یکبار دیگر مضحکهی انتخابات رژیم جمهوری اسلامی به کار افتاده است. انتخابات و
کشیدن مردم به بازی انتخاب بین بد و بدتر و کانالیزه کردن خشم مردم، از اهداف مهم رژیم
جمهوری اسلامی است. طبقهی حاکمهی ایر ان ﺗﻤام تلاش خود را به کار گرفته است که یکبار
ود کند که گویا این 􀋹 دیگر در این انتخابات به نظاماش مشروعیت ببخشد و اینگونه وا
نظام دارای پشتوانهی مردمی است. ﺗﻤام جناحهای حاکمیت تلاش دارند که موضوع
انتخابات و شرکت مردم در این انتخابات را تا آنجا که میتوانند بهعنوان تنها روش
ممکن برای دخالتگری در جامعه، در ذهن و عمل تکتکِ مردم نهادینه کنند. آنها
علیرغم اختلافاتی که با هم دارند اما در مشروعیت بخشیدن به این رژیم متحدند. برای
آنها این مس أله حیاتی است که مردم هوای تغییر و تحول ریشهای در کل جامعه را در
سر نپرورانند و به آنچه موجود است، گردن گذارند. اینان ﺗﻤام امکانات خود را به کار
گرفتهاند تا بتوانند این تفکر را در بین مردم دامن زنند که امکان هر نوع تغییری را در
چارچوب همین رژیم جستجو کنند.
در همین راستاست که اصولگرایان و اصلاحطلبان، و مجیزگویانشان همراه با بنگاههای خبررسانیِ بیبیسی، صدای آمریکا، دویچهو له و... ﺗﻤام
تبلیغات خود را به کار گرفتهاند که به مردم بگویند که از حق أر یِ خود در این انتخابات استفاده کنید. ﺗﻤام سعی و کوشششان را بهکار گرفتهاند
مردان و زنان به این فکر نکنید که شرکتتان در این مضحکههای انتخاباتی به معنای همدستی در چارچوبههای جنایتکارانهی این 􀋴 که ش
نیاز دارد؛ به این فکرنکنید که از روزی که 􀋴 سیستم است؛ به این فکر نکنید که این رژیمِ سرتا پا زنستیز برای ثبات بخشیدن به نظامش به رأی ش
این رژیم به قدرت رسید، با فرمان حجاب اجباری و تصویب قوانین نابرابر و مجازاتهای اسلامی علیه زنان، فرودستی زنان را به مراتب تشدید
کرده است. به این فکر نکنید که این رژیم در دههی ۶۰ و تابستان ۶۷ ، دست به کشتار عظیمِ یک نسل از انقلابیون و کمونیستها زد که حاضر
نبودند به این نظام بهرهکشی تن دهند و بعد هم مخفیانه پیکر آنان را در گورهای دستهجمعی دفن کرد؛ فکر نکنید که صدها نفر را در خیز ش
مردمیِ سال ۸۸ ، در زندانهای قرون وسطاییاش اسیر کرد؛ و همزمان دهها نفر را پیشِ چشم ما و میلیونها نفر از مردم جهان به قتل رساند. به
این فکر نکنید که فقر و فلاکت را بر اکﺜﺮیت مردم تحمیل کرده است؛ اعتیاد و فحشا را به وسیعترین شکل ممکن رواج داده است؛ ملل تحت
یخواهند مردم به این فکر کنند که چرا و به چه علت هزاران 􀋹 ستم ک رُد، ترک، عرب، بلوچ، و... را بهطرز وحشیانهای سرکوب کرده است. اینان
هزار زن بهخاطر تأمین اولیهترین نیازهای معیشتی، تن خو د را میفروشند؟! چرا فروش تکه تکهی اعضای بدن و فروش نوزادان به امری عادی
طلب روحانی، « اصلاح » برای گذران زندگی خیل عظیمی از تهیدستان بدل گشته است؟! به این فکر نکنند که در همین چهار سال حاکمیت دولتِ
اعدام روند صعودی داشته و هزاران نفر اعدام شدهاند، خیل عظیمی از زنان به خاطر فقر در خیابانها زندگی میکنند، میلیونها کارگر و
یرسد در آستانهی اعدام قرار دارند، زنان و مردان بسیاری به جرم 􀋹 زحمتکش به نان شب محتاجاند، صدها زن که صدایشان به گوش کسی
ضدیت با این نظام در زندانها و یا در صف اعدام قرار دارند و...
میخواهند نیمی از جامعه یعنی زنان را که در این رژیم از کوچکترین حقوق - حق ازدواج آزادانه و طلاق، حق سفر، حق حضانت فرزند و حتی
آزادی انتخاب پوشششان و ... بیبهرهاند به پای صندوقهای أر ی بکشانند تا به این فکر نکنند که نتیجهی کار شان نهتنها هیچ بهبودی در زندگی
یآورد، بلکه این واقعیت را نیز عامدانه پنهان کنند که رانندهی این نظام هر که باشد، ابعاد ستم جنسیتی که یکی از 􀋹 میلیونها زن بهوجود
ستونهای این نظام و از ضروریات سر پا نگاه داشﺘﻦِ حکومت دینی بوده است، تعمیق خواهد یافت.
تدبیر و » ،« گفتگوی ﺗﻤدنها » ،« سردار سازندگی » تجربهی سی و هشت سال اخیر نشان داده است که بارها نگهبانان این رژیم تحت نامهای
رگرانهاش نسبت به مردم صورت نگرفته 􀋴 و ... عوض شدهاند اما هیچ تغییری در ماهیت ستمگرانه و استث « دولت کارآمد و عدالتگستر » ،« امید
است چون ماهیتاش عوض شدنی نیست. هر تغییر جزئییی هم اگر صورت گیرد، جمهوری اسلامی برای حفظ اسلامی بودناش اجبارا زنجیر اسارت زنان را محکم نگه خواهد داشت، زیرا با این زنجیر است که اسلامی بودنش مفهوم مییابد.
این نظام با تبلیغ انتخابات و دعوت از مردم برای انتخاب یکی از مهرههای سرسپردهی همین رژیم سر تا پا جنایت، ﺗﻤام کوشش خود را کرده و
میکند که مردم را از دستیابی به ایده و افکار نوین برای ساخﺘﻦ جامعهای که همهی مردم بتوانند حاکم بر سرنوشت خود باشند دور کنند؛ و
مردم را به آن جا بکشانند که با رأیشان که در تضاد کامل با منافعشان قرار دارد، مهر تأیید به این رژیم بزنند.
یکی دیگر از موضوعاتی که برای جذب مردم به انتخابات پیش گذاشتهاند این است که اگر به پای صندوقهای رأی نروید، امکان حملهی نظامیِ
آمریکا به ایران افزایش مییابد. اما واقعیت این است که رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی در درگیری با آمریکا از یک طرف به دنبال حفظ
نظامش است و از طرف دیگر با گسترش نفوذ و قدرت بیشتردر منطقهی خاورمیانه میخواهد برای به بازی گرفته شدنِ بیشتر در سیستم سرمایه
لی از جانب امپریالیسم 􀋴 داری حاکم بر جهان، برای خود موقعیت بهتری کسب کند و این هیچ ربطی به منافع مردم و راه افتادن جنگ احت
آمریکا، ندارد. در مقابل نیز، قلدرمنشی و تهدید به جنگ با ایران و... از طرف رژیم فاشیستی ترامپ/پنس قرار دارد. این رژیم قصد دارد برای
ر امپریالیسم آمریکا، نظم نوینی را در جهان، سازماندهی کند. با این هدف است که این 􀋴 افزایش سلطهگری و در تقویت سیستم ستم و استث
رژیم فاشیستی در ماههای اخی رتحت نام مبارزه با تروریسم در خاورمیانه بر سر مردم عراق و سوریه ﺑﻤب میریزد و هزاران نفر را به قتل می
رساند. در نتیجه، هم رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی و هم کلیهی امپریالیستها و در رأس آنها رژیم فاشیستی ترامپ/پنس میخواهند در
راستای منافع و مقاصد خود از مردم بهعنوان گوشت دم توپ استفاده کنند.
در نتیجه شرکت در انتخابات:
یعنی مشروعیت بخشیدن به رژیم زنستیز جمهوری اسلامی
یعنی تأیید کلیهی قوانین زنستیز و مجازاتهای اسلامی علیه زنان
یعنی تأیید خشونت افسارگسیخته بر میلیونها زن توسط این رژیم
یعنی تأیید رژیمی که هزاران هزار نفر از کمونیستها، انقلابیون، مبارزین و آزادیخواهان و حتی مردم عادی را اعدام کرده است.
یعنی تأیید رژیمی که ملتهای ترک، کُرد، بلوچ، عرب، افغان و... را سرکوب کرده است.
یعنی تأیید رژیمی که برای کسب حداکﺜﺮ سود و به بازی گرفته شدن هر چه بیشترد رشبکهی جهانی سرمایهداری به افزایش روزافزون شکاف
طبقاتی میدمد.
یعنی تأیید رژیمی که افزایش فقر، حاشیهنشینی، اعتیاد، تنفروشی، کارتنخوابی و گورخوابی و ... فقط بخشی از فجایع کارکرد آن است.
ر قرار داده است. 􀋴 یعنی همدست شدن با رژیمی که بر پایهی سرکوب، زندان، شکنجه، اعدام، خفقان و... کل مردم را در سیستم ستم و استث
یتواند با رفﺘﻦ مردم به پای انتخاب یکی از مهرههای همین نظام اصلاح شود و از درون تغییر کند. سؤال اصلی این است: 􀋹 بله!!! این سیستم
رِ عمیقی که بر اکﺜﺮیت مردم تحمیل شده است، خلاص شد؟ چطور میتوان به 􀋴 چگونه میتوان از این شکاف عظیم طبقاتی و ستم و استث
فرودستی و خشونت گسترده علیه زنان خاﺗﻤه داد؟ چطور میتوان در مقابل هر نوع دخالتگری امپریالیستها ایستادگی کرد؟ آیا به غیر از این
ر از طریق یک انقلاب بنیادین سرنگون کرد؛ و نظام و 􀋴 است که در اولین قدم باید رژیم جمهوری اسلامی را بهعنوان عامل اصلی ستم و استث
متعاقبا جامعهای کاملاً متفاوت بنا کرد؟ نظام و جامعهای که مردم در آن بهطور واقعی در خدمت به رهایی بشریت بهطور آگاهانه سهم بگیرند؟
رأي زنان: سرنگونی انقلابی جمهوري اسلامی!
انتخاب زنان: جامعهاي بدون ستم و استثمار!
سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)
۱۷ آوریل ۲۰۱۷


www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com
https://facebook.com/8Mars.org

انتخاب یک وکیل زن به ‌عنوان رئیس کانون وکلای دادگستری خوزستان



«نوال نزاری» وکیل زن ایرانی پس از آن که در انتخابات اسفندماه سال گذشته کانون وکلای دادگستری خوزستان به عنوان عضوی از هیئت مدیره این کانون انتخاب شد به تازگی به عنوان رییس هیئت مدیره ان انتخاب شده است.
به گزارش خبرگزاری عرفان (اِنا)، «نوال نزاری» از اعضای کانون وکلای دادگستری خوزستان در انتخابات اسفندماه ۱۳۹۵، با ۳۴۹ رأی به عنوان نفر اول اعضای اصلی هشتیمن دوره هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری استان خوزستان انتخاب شد. او اکنون به عنوان تنها وکیل زن ایرانی است که در مقام ریاست کانون وکلای دادگستری در ایران فعالیت می‌کند.
گفته شده “این دومین ‌بار در تاریخ وکالت ایران است که یک وکیل زن، عهده‌دار این سمت می‌شود.”
این در حالی است که وکلای زن ایرانی مستقل در سال‌های اخیر از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی تحت فشار بوده‌اند. از این میان می‌توان به «شیرین عبادی» و «نسرین ستوده» اشاره کرد که با تعلیق و عدم تمدید پروانه وکالت و فشار و تهدید نهادهای امنیتی روبرو شدند.
«عبدالفتاح سلطانی» وکیل دادگستری که در حال سپری کردن حبس ده ساله خود است، «محمد نجفی» وکیل دادگستری که پروانه‌اش به مدت سه سال تعلیق شد، «نجما رحمانی»، «مسعود شمس‌نژاد» و برخی دیگر از وکلای دادگستری مستقل از نمونه‌هایی هستند که در این سال‌ها هر کدام به شیوه‌ای از کار وکالت معلق و یا محروم شدند...


متن کامل را در اینجا بخوانید:
https://goo.gl/CaGmvA
صفحه رسمی خبرگزاری عرفان در فیس‌بوک:
https://www.facebook.com/erfanews/
کانال رسمی خبرگزاری عرفان در تلگرام:
@erfanews
https://telegram.me/erfanews

زنان ماهشهری هدیه 8 مارس را گرفتند. اسید پاشی به زنان

زنان ماهشهری هدیه 8 مارس را گرفتند. اسید پاشی به زنان



۲ زن در ماهشهر قربانی اسیدپاشی شدند
فرمانده انتظامی بندر ماهشهر:
🔹 در یک هفته اخیر دو زن در پارک پتروشیمی این شهرستان قربانی اسیدپاشی شدند.
🔹اقدامات گسترده‌ای برای شناسایی و دستگیری عوامل اسیدپاشی‌های اخیر در ماهشهر انجام شده است.
🔹هم‌اکنون گشت‌های محسوس و نامحسوس به صورت دائمی در پارک‌های شهر وظیفه تأمین امنیت را برعهده دارند.
🔹وضعیت عمومی قربانیان این حادثه خوب اعلام شده، گفته می‌شود یکی از این دو زن باردار بوده است./ فارس
پس از 3 سال از ماجرای اسیدپاشی در اصفهان که با چراغ سبز روحانیون محلی و بسیج و حزب الله اصفهان صورت گرفت ،هنوز عوامل آن شناسایی نشده اند یا نخواسته اند که شناسایی شوند...!!
باید هم در یک پارک در نقطه دیگری از کشور شاهد اسیدپاشی به صورت زنانی باشیم که به زعم جنایتکاران اسیدپاش باید تاوان بدحجابی را بدهند!!
پ.ن: این اسیدپاشی به صورت زنان بدحجاب در ایام سالروز 8 مارس روز جهانی زن صورت گرفته تا حساب کار دست زنان مملکت باشد....!!
at جمعه, اسفند ۲۰, ۱۳۹۵

زنان ماهشهری هدیه 8 مارس را گرفتند. اسید پاشی به زنان

http://www.khabargar.co/2017/03/8_10.html از:تریبون صدای سوم

آزادی زن، معیارآزادی جامعه است!
زنده باد ٨ مارس


٨ مارس، روز تاریخی مبارزه زنان کارگر در نیویورک، روز برابری طلبان و آزادیخواهان و روز اتحاد طبقاتی زنان و مردان کارگر علیه تبعيض و نابرابري جنسیتی و مبارزه با نظام استثمارگرانه سرمايه داری است.
در شرایطی به استقبال برگزاری ۸ مارس می رویم که جنبش زنان در برابر تعرضات گوناگون به حقوق خود ايستادگي مي كند.
عروج ترامپ وراست ترین بخش سرمایه داری در امریکا با شعارهای راسیستی و موضع گيري علیه زنان و کارگران خارجی با اعتراضات دامنه دار تشكلات زنان رو به رو شده است. از سوي ديگر در منطقه خاورميانه جنبش توده ای کوبانی و در راس آن زنان کوبانی توانستند با شکست داعش حمایت و همبستگی مردم در جهان را به دست آورند.
در ايران نيز به چهلمین سال حاکمیت ارتجاع سرمایه داری اسلامی نزدیک می شویم. با حاکمیت اسلام سیاسی، سرمایه داری در ایران ، جمعیت عظیم زنان جزو اولین گروه اجتماعی بودند که مورد تاخت و تاز ارتجاع به قدرت رسیده قرار گرفتند، به عبارتی رژیم اسلامی با حمله و سرکوب زنان، اولين ضربه سنگين و موثر خود را به جنبش توده ای ٥٧ وارد نمود. قوانین حجاب اسلامی، اخراج زنان، خانه نشين نمودن آنان، تبعیض و بی حقوقی اجتماعی، قصاص، صیغه و ارزانتر کردن نيروي کار و تحمیل کارخانگی بدون کمترین پوشش بیمه بیکاری و بازنشستگی با فشار برتوده زنان از ابزارهای رژیم اسلامی بر علیه زنان بطور عام و زنان کارگرو زحمتکش به طور خاص بوده و هست.
اما زنان تحت ستم و مبارز ایران، لحطه ای ساکت ننشسته و ما هر روزه شاهد مقاومت شورانگيز زنان هستيم. در اين ميان اعتراضات گسترده پرستاران، معلمین و دانشجویان زن و مرد، و نيز مبارزه زنان بازنشسته از برجستگي بيشتري برخودار بود. زنان کارگر همدوش دیگر کارگران، فعالانه در مبارزات كارگری شركت مي كنند. زنان زندانی در ايران با مبارزات قهرمانانه خود توجه افكار عمومي جهاني را به خود جلب نموده اند. نقش زنان شهری و روستایی در اعتراض علیه بی آبی، بی برقی و تخریب محیط زیست و ریزگردها و ... برجسته تر شده است.
اكنون چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان زنان به اشکال مختلف، چه به صورت مستقل و چه با حضور در جنبش های توده ای، در مقابل فجایع سرمایه داری که به اشكال متناوب اعمال می شود، ایستاده گی و مقاومت
می كنند.
اگر چه نظام سرمايه داری در برابر ايستادگي و مبارزه زنان عقب نشيني نموده و اكنون برخی از مطالبات زنان در قوانین مدني كشورهای سرمايه داری رسميت يافته است، ولی هم چنان ستم جنسیتی ماندگار است و به اشكال مختلفي اعمال مي شود. به درجات مختلف و به نسبت وجود جنبش های اجتماعی، زنان به مطالباتی دست یافته اند، ولی انواع تبعيض ها و خشونت علیه زنان در جهان کماکان جاري است. این تبعيضات همچنان که در روند تاریخ اجتماعی خود را نشان داده است، ریشه طبقاتی دارد و مبارزه بر علیه آن به جنبش اجتماعی طبقه کارگرعلیه سرمایه داری گره خورده است.
مبارزه زنان کارگر نیویورک و جنبش ٨ مارس توسط زنان سوسیالیست کماکان اثبات این ضرورت تاریخی است که: آزادی زن، معیار آزدی جامعه است!

زنده باد همبستگی طبقاتی زنان و کارگران بر علیه سرمایه داری

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور


nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/
مارس ٢٠١٧

هفدهم دی ماه 1314 کشف حجاب و سرآغاز رستاخیز بیداری زن ایرانی

نه به خشونت بر زنان در سراسر جهان
خشونت علیه زنان، نقض قوانین حقوق بشر است!


در سال ۱۹۶۰ خواهران مبارز میرابل به دست ماموران دیکتاتور عصر، رافائل تروجیلو بعد از تجاوز و شکنجه به قتل رسیدند. این سه خواهر به نامهای، پاتری، مینروا و ماریا ترزا میرابل، در منطقه ای اطراف سانتیاگو در جمهوری دومینیکن، همراه با همسران خود در پشتیبانی از گروه (جنبش ۱۴ ژوئن) علیه حکومت دیکتاتوری رافائل تروجیلو مبارزه میکردند.
در سال ۱۹۹۹ توسط سازمان ملل متحد، بیست و پنجم نوامبر به شکل نمادین به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان برگزیده شد.
به این مناسبت و در اعتراض به نقض حقوق زنان در سراسر جهان, فعالان گروه های مختلف زنان طبق روال هر ساله، مراسمی در شهر دورتموند خواهند داشت.
مراسم اول
این برنامه ازطرف شهرداری و دفتر زنان شهر دورتموند برگزار می شود و پرچم زنان طی مراسمی در مقابل شهرداری شهر با شرکت فعالان زنان و مسولان برافراشته خواهد شد.
جمعه ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶، ساعت ۱۳ بعد از ظهر مقابل شهرداری شهر دورتموند در میدان صلح
مراسم دوم
گردهمایی و سخنرانی. این برنامه از طرف گروه های مختلف "اتحاد زنان دورتموند" در بزرگداشت زنان مبارز و محکوم کردن خشونت بر زنان در سراسر دنیا انجام خواهد شد. در اعتراض به خشونت بر زنان شرکت کنندگان امسال با شمع و شال سیاه یا بنفش شرکت خواهند داشت.
جمعه ۲۵ نوامبر۲۰۱۶، ساعت ۱۷ بعد از ظهر. خیابان کاتارینن، بالای پله ها روبروی در اصلی ایستگاه قطار- دورتموند

زنده باد همبستگی جهانی برای رفع خشونت بر زنان
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
http://madaransolhdortmund.blogspot.de/2016/11/blog-post.html
****************************************
خشونت علیه زنان در ایران را محكوم مى كنيم!

از ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰ که سه خواهر میرابل در جمهوری دومینیکن در مبارزه با دیکتاتوری آن کشور به قتل رسیدند تا سال ۱۹۹۹ که سازمان ملل متحد این روز را روز رفع خشونت علیه زنان اعلام کرد، زنان و مردان عدالت خواه بسیاری بر ضرورت جهانی شدن مبارزه برای پایان دادن به خشونت علیه زنان تاکید کرده و در این راستا تلاش کردند.
اعلامیه‌ رفع خشونت علیه زنان؛ هر عمل مبتنی بر جنسیت که احتمال آسیب فیزیکی، جنسی و روانی زنان را به دنبال داشته باشد، خشونت نامیده و دولت‌ها را ملزم می‌کند تا بر طبق قانون های کشورهای خود، فعالیت‌های خشونت‌آمیز علیه زنان را منع کنند.
اذیت و آزار زنان، کم و بیش در تمام کشورهای جهان وجود دارد، با این تفاوت که امروزه چنین رفتارهایی در بسیاری از کشورها به موجب قوانین وضع شده، جرم محسوب می شوند و کسانی که به هرشکلی مرتکب یکی از موارد خشونت علیه زنان گردند، مجازات می شوند.
در کشور ما، همه روزه بسیاری از زنان در خانه و خانواده، خیابان و محیط کار با انواع خشونت ها مواجه هستند. از زمان استقرار جمهوری اسلامی، در بسیاری موارد این اعمال نه تنها جرم محسوب نمی شوند و عاملين خشونت مجازات نمی گردند، بلکه عناصر وابسته به حکومت نیز با پشتیبانی قواى سه گانه جمهوری اسلامی، دست به این اعمال جنایتکارانه می زنند. ضرب و شتم در خیابان به بهانه امر به معروف و نهی از منکر، اسید پاشی بر سر و روی زنان، محروم نمودن آنان از ورود به عرصه های هنری و ورزشی، همگی از اعمال توسل به زور و خشونت علیه نیمی از جمعیت ایران محسوب می شوند. قوانین خشونت زای جمهوری اسلامی عمده ترین عامل هاى خشونت ورزی رسمی علیه زنان در ایرانند که در بستر فرهنگ مردسالارى، سيطره مردان بر زنان را به امری عادی و بدون ترس از مجازات تبدیل کرده اند.
با استقرار جمهوری اسلامی در ایران، قوانینی که پیش از آن تا حدودی از ابعاد خشونت ها علیه زنان می کاستند و نتیجه ده ها سال مبارزه زنان فرهیخته و روشنفکر ایران بودند، لغو شدند و قوانین جدید به گونه ای تنظیم گردیدند که علاوه بر سلب ابتدائی ترین حقوق طبیعی زنان، خود باعث دامن زدن بیشتر به رفتار تبعيض آمیز علیه آنان گردیده اند. بنا به اعتراف برخی از مسئولان جمهوری اسلامی در تهران حدود ۶ هزار زن کارتن خواب وجود دارند که تعدادشان رو به افزایش است. آمار دقیقی از هزاران زنی که براثر فقر و بیکاری به اعتیاد و تن فروشی روی آورده اند و یا اینکه طعمه باندهای قاچاق برای روسپی گری شده‌اند، در دست نیست. همه این ها زمینه ساز انواع خشونت های عریان بر ضد زنان فقیر و درمانده ای هستند که از هیچگونه قوانين حمایت خانواده برخوردار نیستند و این امر نقض آشکار پیمان جهانی حقوق بشر است که رفاه و زندگی شرافتمندانه و با کرامت را حق تمامی شهروندان همه کشورها می داند.
در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، نهادهای عضو "شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران" و امضا کنندگان این بیانیه، خواستار حذف همه قوانین ضد زن و لغو قانون حجاب اجباری و سنگسار در ایران می باشند. اين نهادهاى حقوق بشرى از شورای حقوق بشر سازمان ملل و همه سازمان های حقوق بشری و دموکراتیک می خواهند که برای آزادی فوری و بدون قید و شرط نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، گلرخ ایرایى، زینب جلالیان و ده‌ها زنان زندانی سیاسی - عقیدتی دیگر، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند. خشونت علیه زنان از مصاديق آشکار نقض قوانین حقوق بشر و اجتناب پذیر می باشد و مقابله با آن وظیفه همه است. زنان مبارز و آگاه ایرانی که سابقه بيش از یک قرن مبارزه در راه آزادی، برابری و عدالت اجتماعی را در کارنامه درخشان خود دارند، شایسته این پشتیبانی می باشند.

شبکه همبستگی برای حقوق بشر درایران
نوامبر ۲۰۱۶
امضای نهادها:
۱ - انجمن زنان ايرانى - مونترال
۲ - انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن
۳ - انجمن همبستگی ایرانیان - دالاس
۴ - انجمن جمهوریخواهان ایران - پاریس
۵ - انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۶ - بنیاد اسماعیل خویی
۷ - جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران - سوئد
۸ - جنبش سبز - لندن
۹ - جنبش سبز - كارديف
۱۰- مادران پارک لاله ایران
۱۱- حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
۱۲- حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۳- حامیان مادران پارک لاله - لندن
۱۴- حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۵- سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
۱۶- شبکه همبستگی ملی فرزنو - کالیفرنیا
۱۷- فدراسیون اروپرس
۱۸- فعالان «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۱۹- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۲۰- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۲۱- كمپين دفاع از زندانيان سياسي و مدني
۲۲- مادران صلح مونترال
۲۳- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - مونترال
۲۴- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - نیویورک
۲۵- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - لوس انجلس
۲۶- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران ـ ونکوور


http://madaransolhdortmund.blogspot.de/2016/11/blog-post_44.html
Tue 11/22/2016 09:34

۲۸مین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی است




دادخواهی واقعی درهم کوبیدن ماشین سرکوب و کشتار دولت جمهوری اسلامی است!
نزدیک به چهار دهه از عمر رژیم زن‌ستیزجمهوری اسلامی می‌گذرد و حتی دقیقه‌ای ماشین کشتار و سرکوب دولتی خاموش نشده است. ۲۸ سال پس از کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی دهه 60 نه‌تنها چرخ‌دنده‌های ماشین مرگ در دولت سرکوبگر جمهوری اسلامی لحظه‌ای از حرکت نایستاده، بلکه دستگاه اعدام و شکنجه و کشتار تداوم یافته است. رژیم جمهوری اسلامی به‌عنوان بخشی از نظام سرمایه‌داری بر پایه‌ی کشتار و سرکوب سازمان‌یافته‌ی دولتی استوار است، فقط در ایران این کشتار و سرکوب در چارچوبه‌ی یک رژیم تئوکراتیک، اشکال به‌غایت عریان، بدوی و آشکارا مذهبی به خود گرفته است. کما این‌که نگاهی کوتاه به روند قدر‌ت‌گیری دولت‌های اسلامی در منطقه‌، تصویر ظهور و استقرار رژیم جمهوری اسلامی را حتی برای «نسل بعد از ۵۷» هم روشن‌تر می‌کند. این‌که چرا و چگونه جمهوری اسلامی از درون سرکوب خونین و به عقب راندن زنان؛ تدوین قوانین مبتنی بر شریعت اسلام؛ حمله‌ی بی‌رحمانه به احزاب، ملیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی؛ سرکوب خونین جنبش انقلابی مردم و کشتار نسلی از جوانان انقلابی که رویای ساخت جهان دیگری را در سر می‌پروراندند، در دهه‌ی شصت و خصوصاً تابستان ۶۷ تلاش کرد پایه‌های حکومت خود را محکم و بر تضادهای داخلی و بین‌المللی‌اش موقتاً غلبه کند؛ تا بالاخره امروز بعد از ۳۷ سال سرکوب و ارعاب و کشتار برای تداوم نظام ستم و استثمارش به‌پای میز مذاکرات «دیپلماتیک» با امپریالیست‌ها و خصوصاً آمریکا بنشیند؛ تا نشان دهد کماکان برای حفظ منافع سرمایه‌داری و به بند کشیدن و سرکوب مردم در ایران «شایسته‌ترین» است.
اما همواره برای رژیم کشتار و اعدامِ جمهوری اسلامی معنای «نرمش» در سطح بین‌المللی، تداوم و تشدید سرکوب داخلی بوده است. همان‌طور که در سال ۶۷ پذیرش قرارداد «صلح» بین ایران و عراق که باعث تضعیف وحدت و انسجام ایدئولوژیک درون حکومتی و پایه‌های حکومتی می‌شد، یکی از محرک‌های کشتار زندانیان سیاسی بود، امروز هم نیاز به سازش‌های بزرگ با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای و چرخش‌های کلان سیاسی، جمهوری اسلامی را با تضادهای بزرگی مواجه کرده است. بیهوده نیست که هم‌زمان با قدم‌های نهایی برای «برجام» تحت هدایت «دولت اعتدال» که باید نماینده‌ی چهره‌ی «لطیف‌تر» جمهوری اسلامی باشد، روند اعدام‌ها رشد فزاینده‌ای به خود گرفته است. موج جدیدی از کشتارجمعی زندانیان تحت عنوان معاند و محارب، سلفی، مخالف سیاسی، جاسوس و نفوذی و ... به راه افتاده است؛ و دستگیری و سرکوب فعالین سیاسی شدت یافته و در مقابل کوچک‌ترین اعتصاب و اعتراض صنفی و حقوقی و ... با شدت عمل بالا برخورد می‌شود؛ کارگران، خبرنگاران و جوانان و ... به بهانه‌های واهی شلاق می‌خورند؛ و سرکوب و ارعاب قانونی و تشدید خشونت علیه زنان نیز ابعاد و اشکال فزاینده‌ای پیداکرده و ... و جمهوری اسلامی هم ابعاد مختلف دستگیری، شکنجه، شلاق، ارعاب، زندان و اعدام و ... را عامدانه در جامعه منعکس می‌کند.
در این بحبوحه‌ی کشتار و سرکوب اما فرارسیدن ۲۸مین سالگرد کشتارِجمعیِ زندانیان سیاسی، ابعاد دیگری به خود می‌گیرد. هرچند که بازهم مثل هرسال یادآوری کشتار بی‌رحمانه و خونین مبارزین و انقلابیون در دهه‌ی شصت و تابستان ۶۷ خون را به جوش می‌آورد و خشم بر دل و اشک بر چشم می‌نشاند؛ هرچند که یاد و خاطره‌ی مقاومت نسلی که «سَر دادند و سِر ندادند» سرشار از غرورمان می‌کند و پُر می‌شویم از قدرت نسلی که قدرت «شاه و شیخ» را برنتافت؛ هرچند که بازهم جسارت زنانی که اراده‌ی نمایندگان نرینه‌ی خداوند بر روی زمین را با دادن جان‌شان به سخره گرفتند، محسورمان می‌کند و ... اما بازهم مثل هرسال می‌گوییم و تکرار می‌کنیم: «نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!».
چرا؟
نه‌فقط چون از راه رفتن بر خاکی که خاوران‌ها را در خود جا داده است خشمگینیم، نه‌فقط چون جان‌های عزیزشان را رذیلانه در زندان‌ها بازستاندند، نه‌فقط چون آمرین و عاملین این جنایات باید در پیشگاه مردم شناسایی و مجازات شوند، نه‌فقط چون جنایت‌پیشگان یکی‌یکی ردای خون‌خواهی به تن می‌کنند و دستان آلوده را پشت سر پنهان می‌کنند، نه‌فقط چون مشاورین و متحدین جنایتکاران با گردن افراخته ادعای عدالت‌پروری و اعتدال‌گرایی می‌کنند و خاک در چشم مردم می‌پاشند، نه‌فقط چون عده‌ای حتی جان‌بازی و جان‌فشانی آنان را سرمایه‌ کرده‌اند، نه‌فقط چون باید رنج و آلام بی‌پایانِ بازماندگان و خانواده‌ها را جمعی به دوش بکشیم و ... چون باید جلوی تکرار این جنایات را قاطعانه و برای همیشه بگیریم.
به همین دلیل هم اگرچه خشم ما از گذشته‌ی خون‌بار تاریخی نشأت گرفته، اما صرفاً برای تصفیه‌حساب با گذشته نیست. ما عمیقاً می‌دانیم که هدف این خشم نمی‌تواند انتقام از افراد باشد. چون تجربه‌ی زیستِ رژیم جمهوری اسلامی هم به‌خوبی نشان می‌دهد که کلیت این نظام بر پایه‌ی کشتار و سرکوب مردم بنا شده است. از طرفی هم امید به ترمیم و تغییر چنین حکومتی، امید به تغییر در چارچوبی که پدر/مردسالاری یکی از ارکان بنیادین آن است، امید به رأفت و عدالت در دستگاهی که بر پایه‌ی نابرابری عمیق استوار شده است، اگر خیانت آشکار نباشد، توهم و خوش‌خیالی محض است.
آری! به همین دلیل هم ما «فراموش نمی‌کنیم!» که این رژیم چگونه زنانی را که آگاهانه برای تغییر یک جامعه‌ی به‌غایت زن‌ستیز وارد میدان مبارزه شده بودند، زیر شکنجه‌های وحشیانه‌ی جنسیتی قرار داد و دسته‌دسته به جوخه‌های اعدام سپرد تا درس عبرتی برای سایر زنان جامعه باشند. ما «فراموش نمی‌کنیم!» شکستن، تخریب، تخطئه‌‌ی وحشیانه‌ی زنانی که برای رسیدن به آرمان‌های‌شان حتی اسلحه به دست گرفتند، اولین گام عقب راندن زنانی بود که وجودشان در ��امعه، کلیت ایدئولوژی و فلسفه‌ی وجودی جمهوری اسلامی را به خطر می‌اندازد. ما «فراموش نمی‌کنیم!» که یکی از اهداف بزرگ رژیم واپس‌گرای جمهوری اسلامی محروم کردن ما از نسلی از زنان انقلابی و کمونیست بود که رویای ساخت جهان دیگری را زندگی کردند. ما «فراموش نمی‌کنیم!» که بزرگ‌ترین «جرم» این نسل پایداری بر سر مواضعی بود که منافع فرودستان را در خود داشت. فراموش نمی‌کنیم نسل آرمان‌گرایی را که اگرچه با درک‌های متفاوت خود را انقلابی می‌دانستند، اما برای ساخت و استقرار جامعه‌ای بنیادا متفاوت تلاش کردند. برای این نسل انقلاب خشونت نبود، انقلاب درهم شکستن توحش و خشونت سازمان‌یافته‌ی موجود بود.* اما جمهوری اسلامی نشان داد که به‌عنوان دولت نوپای اسلامی در به وجود آوردن دستگاه توحش و خشونت سازمان‌یافته تبحر دارد. جملاتی که از قلم و زبان خمینی برای کشتار مخالفین صادر شد،** کینه‌توزی‌های انتقام‌جویانه‌ی یک آیت‌الله دگم نیست، ضروریات یک دستگاه دولتی در جامعه‌ی طبقاتی است که از پشتوانه‌ی شرع بهره می‌گیرد. حتی مخالفت‌های آیت‌الله مغضوبی چون منتظری هم نه مخالفت با اصلِ سرکوب در ساختار دولتی بلکه ایرادهای شرعی‌ست که عمدتاً برای حفظ «آبروی اسلام و نظام» طرح شدند. کم نیستند کسانی که همین امروز هم از زاویه‌ی بقای نظام جمهوری اسلامی می‌گویند: «فراموش نکنید! اما ببخشید!». دل نگرانی این افراد هم دادخواهی از فجایع گذشته نیست، مسأله کماکان تلاش برای حفظ شرایط موجود با قبول بخشی از «اشتباهات» گذشته است.
«نمی‌بخشیم!» چون نه‌تنها رژیم جمهوری اسلامی یک نسل از زنانی را که سودای رهایی در سر داشتند، در قفس تنگ خود محصور و نابود کرد بلکه با سرکوب آنان سنگ بنای استقرار یک رژیم زن‌ستیز اسلامی که قوانین شرع را پشتوانه‌ی روابط پدر/مردسالارانه‌ی خود کرده است، گذاشت؛ دولت‌هایی که در آن ستم بر زن قانونی است؛ و سرکوب و ارعاب زنان یکی از دیرک‌های اصلی حکومت‌شان است. «نمی‌بخشیم!» چون استقرار جمهوری اسلامی نقش بزرگی در تعمیق و تشدید ستم و خشونت علیه زنان در سراسر جهان داشته است و امروزه میلیون‌ها زن قربانی سلطه‌ی مردسالارانه‌ی بنیادگرایی اسلامی هستند.
به همین علت هم ما مطمئن‌تر از همیشه، پرقدرت‌تر از همیشه و خشمگین‌تر از همیشه تکرار می‌کنیم که «نه می‌بخشیم! و نه فراموش می‌کنیم!» هرچند برای ما زنان خشم ناشی از کشتار یک نسل انقلابی نیروی محرکه‌ی پایان‌ناپذیری برای دادخواهی و حقیقت‌یابی است، اما می‌دانیم دادخواهی واقعی برانگیختن دوباره‌ی یک موج انقلابی برای در هم کوبیدن ماشین دولت جمهوری اسلامی است. برای به راه انداختن چنین جنبشی که رهایی زنان در سرلوحه‌ی برنامه‌اش باشد، ما باید جمع‌بندی علمی و عمیقی داشته باشیم تا بدانیم چرا زنان به‌رغم سرکوب و ارعاب هر دم فزاینده، باید در صف اول این مبارزه جای بگیرند. چرا درس‌آموزی از مقاومت متهورانه‌ی زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰ و تابستان ۶۷ بخش مهمی از مبارزه‌ی ما برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی است؛ خصوصاً امروز که ۲۸ سال از کشتار زندانیان سیاسی، در پشت درهای بسته‌ی زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گذرد، اما نه کشتار و شکنجه و اعدام در درون و بیرون زندان پایان یافته؛ و نه مقاومت و مبارزه و خواست تغییر و رهایی کل بشریت و ساخت جهانی که در آن هیچ‌کس به خاطر داشتن عقاید مخالف زندانی و اعدام نشود!
* اشاره به نقل‌قولی از لنین
** «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر مواضع نفاق پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند ... رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است... امیدوارم با خشم و کینه‌ی انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. والسلام» روح‌الله خمینی

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)
اوت ۲۰۱۶/ شهریور ۱۳۹۵


www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com
https://facebook.com/8Mars.org

وفا سلطان: اسلام را باید از طریق زندگی خود محمد شناخت.
مرگ بر اصل ولايت فَقِيه
دومین جشنواره زنان مستندساز ایرانی در بروکسل
کار زار، مینا اسدی، سرودی برای زنان ایران

کار زار، مینا اسدی، سرودی برای زنان ایران


· März 10, 2016


از پشت دریچه های بسته


مینا اسدی

دیدیم پرنده پر زد ورفت
در خانه ی غم نشسته بودیم
دیدیم که بخت در زد و رفت
زندانی شام تیره بودیم
دیدیم که ماه سر زد و رفت
گفتیم که این چه روزگار ست
دیگر نه زمان انتظارست
هان!اینک وقت کارزارست
دیدیم که زن به خاطر عشق
مجکوم به مرگ و سنگسار ست
دیدیم که کارگر پیاده ست
سرمایه به کارگر سوارست
دیدیم که کودک گرسنه
گریان و غمین و اشکبار ست
دیدیم نهال آرزوها
پژمرده و زرد و بی بهار ست
تا پای من و تو بسته باشد
سرمایه و جهل و دین به کارست
جز آزادی مگر چه می خواست
آن جان جوان که سر به دارست
گفتیم که این چه روزگار ست
دیگر نه زمان انتظارست
هان! اینک وقت کارزارست.
مینا اسدی
پانویس: این سرود را من برای زنان ایران ساختم و در راهپیمایی بزرگ و تاریخی زنان در روز هشت مارس در هلند خوانده شد .با همراهی همه ی شرکت کنندگان درتظاهرات آنروز.. گفته باشم که این شعر به کسی …یا سازمانی …یا گروهی تعلق ندارد .هرکسی که به این سروده باور دارد می تواند آنرا با آهنگ و یا بدون آهنگ بخواند. سرود از آن همه ی انسانهایی ست که به برابری باور دارند و برای رسیدن به آزادی ،تلاش و مبارزه می کنند..هنوز هم درآرزوی روزی هستم که تک تک کلمه ها پرنده ی آزادی شوند و بربام همه ی خانه ها بنشینند! به امید آنروز
با عشق …مینا اسدی- نهم ماه مارس سال دو هزار و شانزده- استکهلم


کارگروه ویژه زنان شاغل در صنعت نفت


شمس الدین امانتی

عدم اطلاع رسانی از چگونگی وضعیت کارگران شاغل در مراکز صنعتی بزرگ، از کانال سازمان های سیاسی و احزاب چپ و سوسیالیست که کمک بی دریغ به مبارزات کارگری را با خلوص نیت، در طبق اخلاص گذاشته اند، ضعفی است بزرگ که بر کسی پوشیده نیست.
متأسفانه احزاب چپ و سوسیالیست طرف دار طبقه کارگر، به دلیل عدم اطلاع کافی از وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کارگران در مراکز صنعتی بزرگ از جمله صنعت نفت، تأثیر چندانی بر روند مبارزات و مطالبات جاری کارگران شاغل در این مراکز بزرگ صنعتی ندارند.
مضافآ عدم حضور فعال این جریانات سیاسی به هر دلیلی از جمله؛ اختناق، سرکوب، اخراج از کار چهرەهای شاخص کارگری از مراکز تولید توسط نظام حاکم، زندان، شکنجە و صدور قرار وثیقە سنگین به منظور خودداری از کار و فعالیت در محیط های کارگری و مهاجرت تعداد زیادی از چهرهای شاخص جنبش کارگری به خارج از کشور و پرنشدن خلاء حضور آنان با چهره های جوان و بسته شدن درب کارخانه ها و مراکز صنعتی بزرگ در مناطق دیگر بر روی فعالین کارگران اخراجی از جمله عوامل منفی و بازدارندە در دستیابی به اطلاعات، اسناد، مدارک و حتا عدم دست یابی به آمار و ارقام دقیق از تعداد کارگران شاغل زن و مرد، وضعیت بیمه و درمان آنها، چگونگی استخدام، میزان حقوق دریافتی، وضعیت بازنشستگی و ... کارگران تا سازماندهی، هدایت ورهبری حرکت های موثر و تاثیرگذار صنفی و مبارزات کارگری درمراکز بزرگ صنعتی است.
این در حالی است که اغلب فعالین جنبش کارگری اعم از منفردین، سازمان های سیاسی و احزاب طرف دار طبقه کارگر، سالهای متمادی است با این استدلال که طبقه کارگر"پراکنده و فاقد تشکل مستقل خود هستند"، بسنده کرده و متأسفانه عملآ ارتباط فعالین آنها نه تنها از کانال تشکیلات های وابسته به آنها در خارج از کشور، بلکه در سطح فعالین تشکیلاتی خود در محل کار و زندگی کارگران در شهرهایی که مراکز بزرگ صنعتی در آنها مستقر هستند با فعالین و پیشروان آگاه طبقه کارگر به حداقل ممکن رسیده است.
مدتی است در این زمینه مشغول جمع آوری اطلاعاتی از وضعیت عمومی کارگران شاغل در مراکز صنعتی بزرگ هستم، به این امید که این اطلاعات هر چند جزیی در این نوشته مختصر که از سایت های گوناگون وابسته به خود رژیم اسلامی، مخصوصآ صنعت نفت جمع آوری کرده ام، کمکی باشد به تحقیق و تفحص جهت دستیابی بیشتر به اطلاعاتی در این زمینه که خوشبختانه مصادف است با فرا رسیدن 8 مارس روز جهانی زن.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شرکت ملی نفت ایران nioc: "هم اکنون حدود 230 هزار نفر در صنعت نفت ایران شاغلند که 17 هزار نفر از این کارکنان را زنان تشکیل می‌دهند، حدود 7 هزار نفراز آنها استخدام رسمی و 10 هزار نفراز این کارمندان و کارگران با قرار داد معین و موقت مشغول به کار هستند."
با توجه به اصل تفکیک بر مبنای جنسیت در همه سطوح آموزشی و اداری که رژیم اسلامی از همان اوائل بر سر کار آمدنش با توسل به زور و ارعاب بر مردم تحت حاکمیت خود اعمال کرده است در بخش های گوناگون صنعت نفت نیز سعی در تثبیت این پروژه را داشته و دارد. به همین منظور سازمانی را بنام"کار گروه ویژه بانوان در صنعت نفت"که بنا به گفته خود آنها "قرار است تسهیلاتی برای این 17 هزارکارگر و کارمند زن در صنعت نفت را فراهم کند تأسیس کرده است که تأریخچه مختصری از چگونگی تشکیل این "کار گروه ..." وابسته به رژیم اسلامی به قرار ذیل است.
تا قبل از سال 1358 "بعضی از وزیران اسبق صنعت نفت بدون اختصاص سازمانی مشخص، فردی را به عنوان مشاور وزیر در امور زنان تعیین می نمودند که این امر صرفاً جنبه تشریفاتی داشت و حدود اختیارات و فعالیتهای آنان محدود بود." تا اینکه ویروس تفکیک بر مبنای جنسیت، توسط این تشکل حکومتی تحت عنوان، "کار گروه ویژه بانوان در صنعت نفت "از سال 1358، به بعد به بازمانده تشکل های کارگری در صنعت نفت متعلق به کارگرانی که با بستن شیرهای نفت، قیام سال 57 را به ثمر رساندند و متأسفانه هم اکنون فقط نامی از آنها باقی است، سرایت کرد.
در راستای این سیاست در تیر ماه سال 1385، "فهیمه تاجیک"به عنوان مشاور وزیر نفت معرفی شد تا مسائل و مشکلات متعدد زنان را در قالب چندین کارگروه "حل و فصل" کنند، اما فعالیتهای وی در نیمه دوم سال 1386، متوقف شد و جایگزینی او معرفی نگردید، به این ترتیب این نهاد حکومتی به مدت 5 سال عملآ تعطیل شد. سپس خانم"مولایی" از ابتدای سال 91 حدود یکسال به عنوان مشاور وزیر در امور زنان منصوب شد.
مسائل و مشکلات عدیده زنان شاغل، اعتراضات و درخواستهای مکرر آنان در بخشهای گوناگون صنعت نفت و نحوه کارکرد"کارگروه ویژه بانوان شاغل در صنعت نفت"، عواملی شد تا به دستور"سلحشور"معاون توسعه منابع انسانی و مدیریت با "هدف بررسی و بازنگری مسائل و چالشهای مرتبط با زنان از مرحله جذب در صنعت نفت تا بازنشستگی آنان تشکیل شد و از تاریخ 19/4/91 تا 2/9/1393، با مسئولیت خانم"عاکفیان"به کارش ادامه داد و هم اکنون "فاطمه تندگویان"مشاور امور بانوان در وزارت نفت است.
" اقداماتی که قرار است این گروه دست ساز وزرای نفت و معاونین آنها انجام دهند عبارتند از؛
1-نحوه پرداخت غرامت در تأمین آتیه 2- پرداخت مستمری بعد از فوت 3- بازنشستگی پیش از موعد 4- حضور نماینده ای از زنان در شورای عالی بازنشستگی 5- نحوه پرداخت و افزایش کمک هزینه مهدکودک 6- اعطای حق اولاد به کارکنان اناث 7- ارتقاء و انتصاب عادلانه بانوان و آقایان در پستهای مدیریتی در شرایط برابر و عدم تبعیض پاداش 8- احتساب مدت مرخصی زایمان 9- افزایش امتیاز فرزندان کارکنان در ضوابط و مقررات استخدامی 10- مقررات استفاده از منازل سازمانی برای زنان 11- بهبود وضعیت زنان سرپرست خانوار 12- بهره مندی فرزندان زنان از خدمات بهداشت و درمان 13- دورکاری زنان 14- کاهش ساعت کاری زنان 15- استفاده فرزندان زنان از امکانات ورزشی."
به این ترتیب و از قرار معلوم زنان شاغل در صنعت نفت، حول یک تشکل وابسته به رژیم اسلامی، بنام"کارگروه ویژه بانوان شاغل در صنعت نفت"سازمان یافته اند. اما آیا این همه عناوین(15 مورد فوق) پُر طمطراق، رؤیایی و وسوسه برانگیز آنهم در رابطه با زنان و با توجه به خصلت طبقاتی نظام حاکم بر ایران، شدنی است؟ آیا اساسآ این 17 هزار کارمند و کارگر زن در تدوین و تنظیم این نوع از"خواسته ها"دخالتی داشته اند؟ آیا امکان اجرای این خواسته ها ممکن و عملی است؟ آیا مسئولین و یا نمایندگان این"کار گروه.... "، توسط این 17 هزار نفر کارگران زن انتخاب شده اند؟ با توجه به ماهیت طبقاتی رژیم اسلامی جواب به این سوآلات منفی است. در ضمن پرداختن به همه موارد فوق و نقد و بررسی این 15 مورد، از حوصله این نوشته مختصر خارج است، اما اشاره ای مختصر به بند هفتم از این مصوبات از"کار گروه ..."، که طرح آن به منظور فریب افکار زنان کارگر است، ضروری و جای تأمل است.
در بند 7 "اقدامات"این گروه، آمده است "ارتقاء و انتصاب عادلانه بانوان و آقایان در پستهای مدیریتی در شرایط برابر و عدم تبعیض پاداش"، سر هم بندی کردن واژه هایی از قبیل "ارتقاء، عدالت، برابری، و عدم تبعیض"، آنهم در مورد زنان کارگر و کارمند نه تنها در صنعت نفت، بلکه در رابطه با تمامی کارگران و کارمندان شاغل در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی، دروغ، خاک پاشیدن به چشم زنان و حقه اسلامی است کە رژیم ولایت فقیە دست بالایی در چنین شیادیهای دارد .
در این رابطه معنا و مفهوم "ارتقاء، برابری، عدالت و عدم تبعیض"زنان در صنعت نفت از دیدگاه مسئولین سایت"نفت نیوز"، وابسته به رژیم اسلامی در راستای فریب افکار عمومی شنیدنی است. این سایت مطلبی را تحت عنوان، "انگیزه های سیاسی وزیر نفت دولت تدبیر در انتصاب یک زن بعنوان مدیر عامل پتروشیمی"، را منتشر کرده که در بخشی از این نوشته آمده است: "برای اولین بار در تاریخ صنعت نفت وزیر نفت یکی از پست های مهم صنعتی کشور یعنی مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی را در آستانه برگزاری دو انتخابات مهم به یک زن واگذار کرد! سمت مدیر عاملی پتروشیمی یک سمت کاملاً صنعتی با گستره وسیع در کشور است و انتظار می رود در وقت و غیر وقت نیز سرکشی نماید و این با روحیه یک خانم که وظیفه سنگین خانه داری و شوهرداری را نیز بعهده دارد در تزاحم جدی است."
علاوه بر اختلافات و تصفیه حساب جناح های داخلی رژیم بر سر چگونگی ثبات رژیم اسلامی، و بده و بستان انتخاباتی دو مجلس شورای اسلامی و خُبرگان، تأکید نویسنده این مطلب بر واژه "تزاحم" معنا و مفهوم آن این است که یک زن با این سه مسئولیت(خانه داری، شوهر داری و مدیر عامل) در یک زمان قادر به انجام وظایف محوله خود در سمت معاونت وزیر نفت نیست. به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که زنان شاغل به دلیل"خانه داری و شوهرداری" ارتقاء آنها نا ممکن، غیر شرعی و از منظر مردان مسلمان کە حاکمان کنونی ایران هستند ناعادلانه است.
این دیدگاه تفاوت چندانی با توهین و اتهامات شرعی – اسلامی، جنجال بر انگیز اخیر"نادر قاضی‌پور"، نماینده تحمیلی بر بخشی از مردم ارومیه در دو دوره از مجلس رژیم اسلامی را ندارد که حضور زنان در مجلس را بر نمی تابد و میگوید "مجلس جای زنان نیست؛ جای مرد‌ان است. بفرستید‌ سرشان بلا بیاورند‌ تا آبرویتان برود‌ و ..."، تنها تفاوت آن در بیان و ادای مطلب است و تفکر حاکم همان ایدئولوژی مردسالار و زن ستیز است کە ارتقاء و منزلت زنان در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی در مجلس و صنعت نفت ممنوع و حرام است و بر همین اساس سیاست تفکیک بر مبنای جنسیت به قانون تبدیل و روزانه در همۀ سطوح توسط مأموران و چماق به دستان امر به معروف و نهی از منکر در کوچه و بازار به اجرا در خواهد آمد.
نگاهی گذرا برحضور زنان مسلح و آنچه که در شهر های سوریه مخصوصآ در شهر کوبانی گذشت و حماسه های سرنوشت سازی را که زنان و مردان مبارز و آزادیخواه در تقابل با نیروهای وحشی، آدم کُش و تا دندان مسلح داعش را از خود نشان دادند، بار دیگر ثابت کردند که با جسارت و ازخود گذشتگی در عرصه های گوناگون و با قبول مسئولیت و ادامه مبارزه بر علیه نابرابری و ارتجاع در راستای تثبیت آزادی و برابری حقوق زن و مرد و کل انسانیت در همه عرصەها در صفوف اول مبارزه و اعتراض به وضع موجود بودە و هستند.
هم اکنون بخش دیگری از زنان مبارز، آزادیخواه و برابری طلب در پیشاپیش صفوف معترضین به رژیم دیکتاتور و مذهبی حاکم بر ترکیه در شهر های کردستان با سنگر بندی در کوچه و خیابانها به رژیم هار و نیرو های نظامی - امنیتی حزب "عدالت و توسعە"، ثابت کردند که برای رهایی از قید هر گونه ستمی مقابله می کنند و مصمم هستند که ازدست آورد های تاکنونی خود دفاع نمایند.
در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی نیز زنان انقلابی و آزادیخواه مبارزات روزمره خود را علیرغم حربه سرکوب و اختناق شدید توسط نیروهای رژیم اسلامی و با توجه به اوضاع سیاسی ایران و منطقه از همان روزهای اول بر سر کار آمدن رژیم ارتجاعی-مذهبی حاکم بر ایران، با شعار"نه روسری، نه توسری زنده باد آزادی"به خیابانها آمدند و به سیستمی که دستور خانه نشین کردن زنان ایران را صادر و با توسل به زور و ارعاب آنها را وادار به رعایت حجاب اسلامی کرده بود، اعتراض کردند. از آن زمان تا کنون به هر مناسبتی و در هر فرصت ممکن با طرح مطالبات واقعی خود به رژیم نشان دادند که زیر بار احکام ارتجاعی تفکیک بر مبنای جنسیت نخواهند رفت و طی مبارزات 37 ساله خود علیە رژیم اسلامی ، علیرغم دستگیری، زندان شکنجه و محدودیت های روز مره و پاشیدن اسید به سر و صورت زنانی که به زعم جانیان اسلامی رعایت حجاب اسلامی- اجباری را نخواهندکرد،به اعتراض و مبارزه جهت احقاق حقوق پایمال شده خود ادامه خواهند داد.
زنان مبارز همچنان خواهان آزادی و برابری با مردان در همۀ عرصه ها هستند. مردان آزادیخواه، برابری طلب و مبارز در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی مدافع خواسته های واقعی زنان بوده و هستند.
ادامه این اتحاد و همبستگی بین زنان و مردان مبارز، سکولار، چپ و سوسیالیست تنها راه رهایی از قوانین قرون و سطایی رژیم اسلامی بر زنان است. ما نیز در این مبارزه عادلانه یار و یاور آنها خواهیم بود.
فرارسیدن روز جهانی زن به همه زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب مبارک باد.


06/03/2016



خصوصی‌سازی آموزش عمومی


سپیده ثقفیان - شنبه ۱۷ بهمن ۱٣۹۴ - ۶ فوريه ۲۰۱۶

زنان همواره تلاش کرده‌اند از راه تحصیل به عدالت نزدیک شوند. بی‌دلیل نیست که در همه جای جهان فمینیست‌ها از مخالفان جدی خصوصی‌سازی آموزش عمومی به شمار می‌روند. تحقق عدالت آموزشی، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، عدالت جنسیتی با خصوصی‌سازی آموزش عمومی در خطر جدی است.
ما در نظمِ این جهانِ خاکی نفس می‌کشیم. وقتی‌که هوای آن را ظلم فاسد کرده است، وظیفه ماست که برای نفس کشیدن شیشه‌ها را بشکنیم(۱)
نوبخت رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در بهمن سال ۹۳ در گردهمایی اعضای شوراهای آموزش و پرورش عنوان کرد: به هر میزان که آموزش و پرورش بتواند از بخش غیردولتی برای اداره و مدیریت فعالیت‌های خود استفاده کند موفق‌تر خواهد بود. وزیر آموزش و پرورش گفت: طبق اصل ۳۰ قانون اساسی تحصیلات تا پایان دوره متوسطه رایگان است اما در قانون ذکر نشده که آموزش و پرورش تا پایان دوره متوسطه باید مدرسه بسازد، معلم استخدام و تجهیزات لازم را تهیه کند تا دانش‌آموزان برای درس خواندن به مدارس بروند. در قانون اساسی ذکر شده دولت موظف است تا پایان دوره متوسطه زمینه تحصیل رایگان دانش‌آموزان کشور را تأمین کند که ما هم‌اکنون در حال انجام این کار هستیم.
از همان روزی که رییس‌جمهور دکتر نجفی را برای پست وزارت آموزش و پرورش به مجلس پیشنهاد کرد قابل پیش‌بینی بود که دولت علاقه‌ای به تحمل بار آموزش عمومی بر شانه‌های خود ندارد و ترجیح می‌دهد در این زمینه امور مردم را به خودشان واگذار کند. اما وقتی می‌گوییم خصوصی‌سازی آموزش عمومی از چه گفتمان و چه مکانیسم‌هایی حرف می‌زنیم؟
مکانیسم‌های بازار در آموزش
خصوصی‌سازی آموزش عمومی مبتنی بر دفاع از کاربرد مکانیسم‌های بازار در ساحت آموزش همگانی است. ادعای مدافعان این رویکرد این است که با این کار ساختار اقتصادی منطقی می‌شود، کارایی منابع بالا می‌رود، انگیزه‌های کاری تقویت می‌شود، با بوروکراسی مقابله می‌شود. با پذیرفتن قواعد بازار بازدهی مدارس بالا رفته و بهره‌وری محقق می‌شود. این کار باعث آزاد شدن شانه‌های دولت از بار هزینه‌های آموزش و پرورش می‌شود و کیفیت آموزش را بالا می‌برد. ادعای مهم دیگری که در دفاع از این رویکرد مطرح می‌شود این است که با خصوصی‌سازی آموزش، امور مردم به خودشان واگذار می‌شود و آن‌ها می‌توانند خود برای خود تصمیم بگیرند. بررسی این ادعاها راه مناسبی برای ورود به نقد خصوصی‌سازی آموزش عمومی هستند چرا که رتوریک فریب‌کارانه حامیان این امر را به خوبی نشان می‌دهد.
ادعاها و واقعیت‌ها
آن‌چه در این ادعاها بدیهی انگاشته می‌شود این است که با خصوصی شدن آموزش و رقابتی شدن آن، بهره‌وری افزایش یافته و فساد کاهش می‌یابد. به این گفته علیرضا راشکی، مدیر کل نوسازی مدارس استان سیستان و بلوچستان توجه کنید: «خصوصی‌سازی کیفیت آموزش و نظارت بر مدارس را افزایش می‌دهد.» سوالی که در این‌جا بایستی مطرح شود این است این ایمان راسخ به رابطه علی بین خصوصی‌سازی و کیفیت و نظارت بر چه بنا شده است؟ آن‌چه در این ادعا مخفی شده است، بی‌اعتنایی دولت به آموزش عمومی و برنامه‌های خلق‌الساعه‌ای است که وضعیت آموزش را مدام بغرنج‌تر می‌کند. با همین چرخش است که علت واقعی فراموش شده، راه‌حل واقعی نادیده گرفته می‌شود و آغوش‌ها برای طبیعی قلمداد کردن خصوصی‌سازی به عنوان تنها راه‌حل گشوده می‌شود.
آن‌چه که در تبلیغ خصوصی‌سازی گفته نمی‌شود تبدیل آموزش به کالاست. میل به پیشرفت اجتماعی و پرستیژ اجتماعی و پیوند این دو با آموزش در ایران باعث شده که خرید آموزش با کمال میل انجام شود البته توسط کسانی که توانایی خرید آنرا دارند. به دنبال این رویه آموزش از شکل حق خارج شده و به یک امتیاز طبقاتی تبدیل می‌شود. نکته قابل توجه این است که این اتفاق در تقاطع با جنسیت ستم مضاعفی را بر دختران تحمیل می‌کند.
براساس ادعای مدافعان خصوصی‌سازی منطقی کردن ساختار اقتصادی در ساحت آموزش عمومی به این معناست که ارزش خدمات آموزشی بر اساس عرضه و تقاضا سنجیده شود. نتیجه این است که کسی پول بیشتری دارد بیشتر از دیگران حق استفاده از کالاهای آموزشی را دارد و کسی که کالای آموزشی بهتری ارائه می‌کند حق سودبری بیشتری دارد. آن‌چه که به اسم افزایش بهره‌وری این‌جا مورد ستایش قرار می‌گیرد افزایش خدمت به کسانی است که پول بیشتری دارند و تقاضاکنندگان موثرتری در بازار قلمداد می‌شوند. تأکید بر بازار و رقابت یک کلیدواژه فریبنده با خود به همراه دارد: انتخاب! چیزیکه در لفافه این صحبت‌های زیبا پنهان شده این است که آزادی در انتخاب در بازی بازار تنها برای کسانی به رسمیت شناخته می‌شود که می‌توانند آن‌چه را انتخاب کرده‌اند با قیمت مناسب خریداری کنند. کسانی که نمی‌توانند بخرند کسانی هستند که شایستگی آزادی و حق انتخاب را ندارند.
در نهایت سوال مهمی که باقی می‌ماند و در نوشته‌‌های دیگری باید به آن پرداخت این است که چرا قرار است دولت در بودجه خود با این کار صرفه‌جویی کند؟ چرا دولت آن‌قدر به خصوصی‌سازی خدمات عمومی مثل آموزش و بهداشت علاقه‌مند است؟
اشکال خصوصی‌سازی در آموزش عمومی
رییس سازمان مدارس غیردولتی، مرضیه گرد، در مصاحبه‌ای اعلام کرده که قرار نیست آموزش و پرورش خصوصی شود اما این حرف با روند واقعی که شاهد آن هستیم فاصله دارد. امروزه خصوصی‌سازی آموزش عمومی در اشکال مختلف در حال وقوع است: ابلاغ هفت بسته حمایت از مدارس غیردولتی، تعدیل نیرو در وزارت‌خانه، تلاش برای برون‌سپاری مدارس، مدارس هیئت امنایی، گرفتن شهریه از اولیا و خودگردانی مدارس دولتی، فروش ساختمان‌های مدارس دولتی به واحدهای تجاری، واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوصی، مدارس مشارکتی و تأکید بر مشارکت‌های مردمی در اداره مدارس و لایحه دائمی شدن تأسیس مدارس غیردولتی.
پیامدهای خصوصی‌سازی
پیامدهای خصوصی‌سازی در آموزش عمومی علی‌رغم در بهشتی که نشان می‌دهد چیست؟ اهمیت این روند از حیث جنسیتی چیست و چرا نیاز است که از زاویه دید فمینیستی نقد شود؟
بد نیست اول از همه این را در ذهن داشته باشیم که تحقق عدالت در جامعه از راه آموزش عمومی می‌گذرد. از نقطه‌نظر فمینیسم عدالت‌خواه، تحقق عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی و عدالت جنسیتی از راه آموزش عمومی می‌گذرد. آموزش عمومی یکی از محمل‌هایی است که می‌توان در آن، از بازتولید و تشدید ساختار طبقاتی و ایدئولوژی‌های پدرسالارانه جلوگیری کرد و اعضای جامعه را برای طرف‌داری و اجرای عدالت در جامعه آماده کرد. آموزش عمومی امکان کسب مهارت‌های اجتماعی، ورود به دانشگاه، کسب مهارت‌های شغلی، ورود به بازار کار و حضور در حوزه عمومی را فراهم می‌کند. در تاریخ ایران مدرن، مبارزه زنان برای مشارکت سیاسی و اجتماعی و کسب برابری جنسیتی از ابتدا با مسئله آموزش گره خورده است. حق تحصیل از اولین و مهم‌ترین اهداف زنان از زمان مشروطه بوده و مبارزه با انواع نواقص و جنسیت‌زدگی آن در سال‌های بعد با شدت و حرارت دنبال شده است. زنان همواره تلاش کرده‌اند از راه تحصیل به عدالت نزدیک شوند. بی‌دلیل نیست که در همه جای جهان فمینیست‌ها از مخالفان جدی خصوصی‌سازی آموزش عمومی به شمار می‌روند. تحقق عدالت آموزشی، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، عدالت جنسیتی با خصوصی‌سازی آموزش عمومی در خطر جدی است.
اولین پیامد جدی این روند تبدیل مدرسه به یک بنگاه تجاری است. زمانی که مدارس خصوصی شوند، منطق سود بر آن‌ها حاکم می‌شود. مدرسه به عنوان یک بنگاه اقتصادی به دنبال افزایش سود از طریق افزایش قیمت از یک طرف و کاهش هزینه‌ها از طرف دیگر خواهد بود. ناگفته پیداست چنین روندی به افزایش کیفیت آموزش منتهی نخواهد شد. در حالیکه هدف دولت‌ها از حمایت از خدمات عمومی افزایش رفاه در جامعه است، هدف بخش خصوصی افزایش سود است. افزایش قیمت دستیابی به خدمات آموزشی را برای بعضی خانواده‌ها دشوار یا غیرممکن می‌کند. زمانیکه آموزش عمومی به کالا تبدیل شود کسانی در بازار خدمات آموزشی می‌توانند تقاضاکننده قلمداد شوند که جیبی پرپول داشته باشند یکی از عواقب هولناک تسلط این منطق، خصوصی شدن دانش است. کسانی می‌توانند با سواد باشند که پول داشته باشند (دانا بود هر که پولدار بود). به دنبال همین سیاست است که رقابت در عرصه موفقیت آموزشی که به نظر می‌رسد امروزه بزرگ‌ترین هدف خانواده‌ها و مدارس است به دانش‌آموزانی محدود می‌شود که به خاطر وضعیت مالی خانواده امکان حضور در مدارس غیردولتی، استفاده از بسته‌های آموزشی، کلاس‌های خصوصی و فوق برنامه را دارا هستند. در این شرایط است که امید طبقات فرودست به خودشکوفایی و ارتقای جایگاه طبقاتی از طریق تحصیل به ناامیدی تبدیل می‌شود، امیدی که تا چندی پیش هنوز بسیار پررنگ بود.
مدارس غیردولتی دانش‌آموزان مستعد و درس‌خوان را از طریق شرط معدل و مصاحبه و آزمون ورودی غربال می‌کنند. این کار باعث قطبی شدن وضعیت تحصیلی در مدارس دولتی و غیردولتی می‌شود. در این زمینه می‌توان به روشنی دید که گسترش مدارس غیردولتی به افت کیفیت تحصیلی در مدارس دولتی می‌انجامد. در نتیجه تنها خانواده‌هایی مدارس دولتی را برای فرزندانشان انتخاب می‌کنند که راه دیگری پیش رو ندارند. قابل حدس است که دانش‌آموزانی که در مدارس دولتی به حال خود رها می‌شوند (با هم‌کلاسی‌های درس‌خوان‌تر و معلم‌های بهتری که به مدارس خاص کوچ کرده‌اند) نمی‌توانند به استفاده از تحصیل برای پیشرفت و بهبود وضعیت خود در آینده امید چندانی داشته باشند. این ماندن در فضای رهاشده و علم به این‌که ابزار رقابت در دسترس نیست اعتماد به نفس این دانش‌آموزان را برای خواست وضعیت تحصیلی خوب از بین می‌برد.
خصوصی‌سازی آموزش عمومی باعث افزایش دانش‌آموزانی شده است که از چرخه تحصیل بیرون می‌افتند. به عنوان مثال اگرچه معمولا گفته می‌شود که مدارس دولتی حق گرفتن شهریه ندارند، از آن‌جا که بودجه این مدارس بسیار محدود است و نظارت کارآمد وجود ندارد، بسیاری از مدارس دولتی از ثبت نام دانش‌آموزانی که شهریه پرداخت نمی‌کنند سر باز می‌زنند. اکثریت قاطع دانش‌آموزانی که ترک تحصیل
می‌کنند از مدارس دولتی هستند. طبق اعلام مرکز آمار ایران ۳۷ درصد دانش‌آموزان (سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در سال ۹۲) که عمدتاَ متعلق به طبقات فرودست جامعه هستند مجبور به ترک تحصیل می‌شوند.
می‌توان دید که خصوصی‌سازی آموزش عمومی به شکل مستقیم به تشدید نابرابری اقتصادی و اجتماعی می‌انجامد. ساختار طبقاتی را بازتولید و تشدید می‌کند و تضاد طبقاتی را افزایش می‌دهد. اجازه دهید این پیامد را با نگاهی حساس به مسئله جنسیت با دقت بیشتری واکاوی کنیم:
این امر به تشدید کلیشه‌های جنسیتی و الگوهای خانوادگی غیرمشارکتی می‌انجامد. تحصیل که حالا به متاعی گران تبدیل شده، در طبقات با توان اقتصادی کم‌تر به امتیاز جنسیتی تبدیل می‌شود. از آن‌جا که عرفاَ نان‌آوری وظیفه مرد و تحصیل راهی برای نان‌آوری است، خانواده‌ها ترجیح می‌دهند منابع محدود خود را برای حمایت از تحصیل پسران خود خرج کنند. پسرانی که قرار است بزرگ شوند، کمک خرج والدین باشند، ازدواج کنند و خرج زن و بچه‌هایشان را بدهند. با ادامه این روند به مرور زمان با زنانی روبرو خواهیم شد که بی‌سواد هستند، توانایی مشارکت در عرصه عمومی را ندارند، از نظر اقتصادی وابسته هستند و نقش عرفی زن ساده خانه‌دار و مادر مهربان ناآگاه را بازی می‌کنند. درصد قابل توجهی از دختران طبقات فرودست حتی اگر ترک تحصیل نکنند در مرحله کنکور متوقف خواهند شد. چرا که اعتماد به نفس ماندن در این رقابت نفس‌گیر ندارند و البته پولی هم برای سرمایه‌گذاری در کنکور برای آن‌ها صرف نمی‌شود. این محرومیت باعث ناتوانی دختران از ورود به دانشگاه، ورود به بازارکار و درجازدن آن‌ها در وضعیت طبقاتی‌شان می‌شود.
زمانی که به تقاطع جنسیت، نژاد و طبقه دقت کنیم زنگ خطر دیگری به صدا درمی‌آید: حذف دختران افغانستانی از ساحت آموزش عمومی در ایران. در کنار موانع فرهنگی که منجر به واکنش‌های بی‌رحمانه و ستم‌گرانه علیه این دختران می‌شود، خانواده این دختران ترجیح می‌دهند هزینه‌ای که برای تحصیل آن‌ها باید پرداخت کنند به امور دیگری اختصاص دهند، از جمله تحصیل پسرانشان، بهبود حداقلی وضعیت زندگی‌شان و …
مسئله بعدی که باید مورد توجه قرار بگیرد از بین رفتن فرصت کودکی دانش‌آموزان به ویژه دختران است. دانش‌آموزان چه در طبقات بالا باشند چه در طبقات پایین، حق کودکی کردن خود را در نتیجه خصوصی‌سازی مدارس تا حدی از دست می‌دهند. در طبقات پایین، محرومیت از معلمان باتجربه، امکانات و زیرساخت‌های مناسب از ساختمان‌ مناسب مدرسه تا امکانات ورزشی و هنری، کتابخانه، حضور در کلاس‌های پرجمعیتی که امکان استفاده از روش‌های مشارکتی را منتفی می‌کند و …، تجربه کودکی را برای دانش‌آموزان به ویژه دختران که حضورشان در حوزه عمومی اکثراً به مدرسه محدود می‌شود خاکستری می‌کند. در طبقات بالا، برنامه‌های فشرده و طولانی مدارس، فشار برای گرفتن نتایج آموزشی مطلوب و جدایی این دانش‌آموزان از جامعه با هم‌دستی مدرسه و اولیا، کودکی پراسترس و تک‌بعدی را برای آن‌ها رقم می‌زند.
در این‌جا هم این عواقب برای دانش‌آموزان دختر پررنگ‌تر است چرا که انتظارات کلیشه‌ای بیشتری برای حواس‌جمع بودن و درس خواندن آن‌ها وجود دارد و آزادی آن‌ها برای حضور در جامعه محدودتر است. بسیاری از دانش‌آموزان مدارس ممتاز غیردولتی در مناطق بالا تجربه سوار تاکسی و اتوبوس شدن را نداشته‌اند. تصورشان از تهران از ونک به بالا است و مثلا هفت‌تیر دیگر جایی است که شهر برایشان تمام می‌شود. پیامد دیگر خصوصی‌سازی آموزش عمومی این است که کودکان بر اساس طبقه از هم کاملاً جدا می‌شوند. ما این‌جا با نوعی آپارتاید آموزشی مواجه می‌شویم. اولین پیامد این جداسازی، تقویت یک نگاه بالا-پایین است. دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به راحتی بر اساس کلیشه‌های خودبرتربینانه طبقاتی خود، همه را دیگری متخاصم می‌دانند و تحقیر می‌کنند. آن‌ها کسانی که متعلق به طبقه بالا نیستند گدا و بی‌کاره و تنبل می‌دانند و در نهایت با نگاهی فردی، خودشان را عامل موفقیت خودشان و دیگران را عامل بدبختی دیگران بدانند. این آپارتاید آموزشی باعث می‌شود در طی دوران تحصیل مسئولیت اجتماعی در دانش‌آموزان شکل نگیرد. درک دنیاهای دیگر حتی درون یک شهر، احتمالاً عواقب ترسناکی در زمان که ورود این دانش‌آموزان به جامعه با خشونت هر چه تمام‌تر بروز خواهد داد.
*متن این مقاله در نشست «نقد فمینیستی خصوصی‌سازی» که هفتم آذرماه ۱۳۹۴ توسط گروه بیدارزنی و با همکاری موسسه رحمان در تهران در محل این موسسه برگزار شد، ارائه شده است.


[۱] جان شیفته، رومن رولان
منبع:بیدارزنی

پاریس: اعتراض گروه فمن به اعدامها درجمهوری اسلامی و سفر روحانی به فرانسه



انعکاس وسیع این اعتراض کم نظیر از تمامی اعتراضات اپوزیسیون ایرانی، رساتر شد و صدر اخبار رسانه های جهانی را تسخیر کرد و تودهنی محکمی به رژیم زن ستیر و ضد بشر اسلامی زد و شرم و رسوایی نصیب معامله گران مدعی رعایت حقوق بشر شد.
نمایش"رقص مرگ"برای جلب توجه جهانیان به آمار بالای اعدامها وسرکوب زنان درایران

اعتراض گروه فمن به اعدام و سفر روحانی

پاریس: اعتراض گروه فمن به اعدامها درجمهوری اسلامی و سفر روحانی به فرانسهانعکاس وسیع این اعتراض کم نظیر از تمامی اعتراضات اپوزیسیون ایرانی، رساتر شد و صدر اخبار رسانه های جهانی را تسخیر کرد و تودهنی محکمی به رژیم زن ستیر و ضد بشر اسلامی زد و شرم و رسوایی نصیب معامله گران مدعی رعایت حقوق بشر شد.نمایش"رقص مرگ"برای جلب توجه جهانیان به آمار بالای اعدامها وسرکوب زنان درایران

Posted by Mahmud Maheri on Donnerstag, 28. Januar 2016
«شعر رهایی»

«شعرِ رهایی»پیشکش به تمام زنان سرزمینمخوشحال و شاد و خندونیمبا این‌که توی زندونیمراهِ ما بسته‌پای ما خسته‌اما آتیش می‌سوزونیم...ما نسلِ پُرِ فریادیمدستامونو به هم دادیمغرقه‌ی خونیماما می‌دونیمآخرِ قصه آزادیم...***صد ساله توی زندونیمدیگه این‌جا نمی‌مونیمپنجره می‌شیمحنجره می‌شیمشعرِ رهایی می‌خونیم...ما نسلِ پُرِ فریادیمدستامونو به هم دادیمغرقه‌ی خونیماما می‌دونیمآخرِ قصه آزادیم...***ما هم‌قصه و همدردیمبغضامونو یکی کردیمشونه به شونهخونه به خونهدنبالِ رؤیا می‌گردیم...ما نسلِ پُرِ فریادیمدستامونو به هم دادیمغرقه‌ی خونیماما می‌دونیمآخرِ قصه آزادیم... //#زن#آزادی

Posted by Yaghma Golrouee on Freitag, 10. April 2015

صدور حکم سنگسار» برای یک زن در گیلان


جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴ تهران ۱۴:۴۵



گزارش ها حاکی است که رییس دادگستری سیاهکل در استان گیلان گفته است که یک زن در این شهرستان به اتهام «زنای محصنه» به سنگسار و به اتهام «معاونت در قتل عمد» آرش بابایی پور تبریزی نژاد، همسرش، به ۲۵ سال زندان محکوم شده است.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از رادیو فردا، «عباس پارسامنش»، رئیس دادگستری شهرستان سیاهکل، روز ۱۷ آذر در مصاحبه‌ای با وب سایت «در سیاهکل» خبر داد که با حکم شعبه دوم دادگاه کیفری یک مرکز استان گیلان آقای «ر-الف» با اسم مستعار «س» متهم ردیف اول قتل آرش بابایی پور تبریزی نژاد، به «یک مرتبه قصاص» محکوم شده است.

به گفته آقای پارسا منش، خانم «ع-خ» با نام مستعار «آ» و آقای «س-آ» نیز به اتهام «معاونت در قتل عمد» آرش بابایی پور تبریزی نژاد به ۲۵ سال زندان محکوم شده‌اند.

وی همچنین خبر داد که دادگاه خانم «ع-خ» را به اتهام «زنای محصنه» به سنگسار و آقای «ر-الف» را به اتهام «زنای غیر محصنه» به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم کرده است.

براساس این گزارش در صورت عدم اجرای حکم سنگسار «با پیشنهاد دادگاه صادرکننده و موافقت ریاست قوه قضائیه» خانم «ع-خ» به اعدام محکوم می‌شود.

در قانون مجازات اسلامی، روابط جنسی زنان یا مردان متأهل با افرادی به جز همسران‌شان، و خارج از چارچوب‌های شرعی «زنای محصنه» و روابط جنسی خارج از چارچوب‌های شرعی افراد مجرد «زنای غیر محصنه» خوانده می‌شود.

وب سایت محلی «لاهیگ» نیز گزارشی شبیه به گزارش وب سایت «در سیاهکل» را درباره حکم‌های این پرونده منتشر کرده است.

براساس گزارش این وب سایت، آرش بابایی پور تبریزی نژاد درسال ۹۳ در اتاق خواب خود «با چاقو و آلت برنده» مجروح شد و پس از انتقال به اورژانس درگذشت.

به گفته این وب سایت، مقامهای انتظامی و قضایی اعلام کرده‌اند که «همسر مقتول با رابطه قبلی و هماهنگی با متهم ردیف اول، از وی خواسته است همسرش را به قتل برساند.»

به گفته این مقامات متهم ردیف اول «به ارتکاب عمل زنا» با همسر مقتول «اعتراف» کرده است.

صدور حکم سنگسار دراین پرونده درحالی است که صدور حکم سنگسار برای سکینه محمدی آشتیانی درسالهای گذشته بازتابهای جهانی زیادی داشته است.

وی در سال ۸۴ به اتهام مشارکت در قتل همسرش بازداشت و به اتهام «زنای محصنه» به سنگسار محکوم شد.

محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی، پیش از این گفته بود که شانس زیادی برای حفظ جان سکینه محمدی آشتیانی وجود دارد.

خشونت سیاسی و حکومتی علیه زنان در ایران
به مناسبت ۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان



با درود به بانوان میهنم

با استفاده از موهبت آزادی بیان که در حال حاضر، در اختیار دارم، این نوشته را به تمام زنان کشورم که در سایه قوانین نابرابر شریعت، مورد تبعیض و خشونت قرار گرفته اند و از حقوق انسانی خود بازمانده اند تقدیم می کنم.
تاریخ ۲۵ نوامبر، به دلیل قتل وحشیانه سه خواهر به نامهای پاتریا مرسدس میرابال (۲۷ فوریه ۱۹۲۴– ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰)، ماریا آرژانتینا مینِرْوا میرابال (۱۲ مارس ۱۹۲۶ – ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰) و آنتونیا ماریا تِرِسا میرابال (۱۵ اکتبر ۱۹۳۵ – ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰) فعالان سیاسی اهل جمهوری دومینیکن در دوران حکومت تروخیو انتخاب شده است.
شورای عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ نام گذاری این روز را به عنوان روزی جهانی تصویب کرد.
۲۵ نوامبر برای یادآوری عزم جهانی، جهت مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است.

خشونت سیاسی یا حکومتی، به قوانین و سیاست هایی بر می گردد که منجر به نابرابری در حقوق زنان گشته، واین تبعیض حقوقی، آنان را اجباراً در جایگاه فرودستی در مقایسه با مردان قرار میدهد.

وضعیت حقوق زنان، یکی از مولفه های رسیدن به توسعه پایدار است. در بسیاری از کشور های در حال توسعه٬ بخش عمده ای از منابع مالی، به ایجاد فرصت های شغلی برابر، برای زنان٬ و بالا بردن میزان مشارکت زنان تخصیص می دهند و می کوشند٬ با فرهنگ سازی، سطح عمومی فرهنگ را در جامعه بالاببرند.

اما در کشور ما قانون، چند پله پایین تر از سطح عمومی فرهنگ است. نابرابری حقوقی زنان درکشور ما قانونی است.

آشکار است که قانون، قوی ترین ابزار کنترل قدرت در هر ساختار و نظام است. به همین دلیل قانون، قدرتمندترین ابزار کنترل خشونت، می باشد.

اما در جمهوری اسلامی ایران، خشونت قانونی شده علیه زنان، یکی از مکانیزم های مهم اجتماعی است، که زنان را به موقعیت های فرودست در مقایسه با مردان مجبور میکند. به دلیل موجه و مشروع بودن تسلط مردان بر زنان، راه های گریز زنان نیز، از این پدیده ضد انسانی ربوده شده است.

یکی از دردناک ترین پیامدهای انقلاب را می توان، تدوین قانون اساسی تبعیض آمیزعلیه زنان، به استناد موازین اسلام ، دانست.

در اصل بیستم قانون اساسی آمده است: “همه افراد ملت از زن و مرد در حمایت یکسان قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند”.

نکته اینجاست که، تمامی تبعیضات معمول علیه زنان که در ایران وجود دارد، بنام اسلام و موازین اسلام وارد این قوانین شده است.

تبعیض حقوقی که در دین اسلام علیه زنان وجود دارد، و سیاست زن ستیز جمهوری اسلامی، همگی به گسترش و ادامه حیات خشونت، این پدیده ضد انسانی، در ایران منجر گشته است.

در شرایطی که قعطنامه رفع خشونت، برای زدودن خشونت از زندگی زنان، به عنوان نیمی از جامعه تلاش می نماید، جمهوری اسلامی ایران، به اسنتاد قوانین شریعت، تبعیض و خشونت علیه زنان را قانونی‌ نموده است.

نداشتن حق قضاوت در دادگاه ها- تعیین سن مسئولیت کیفری ۹ سال برای دختران- ارزش دیه ، ارث و شهادت، یک دوم مردان – نداشتن حق طلاق و و حضانت فرزند- نداشتن حق مالکیت زن بر بدن خود – نداشتن حق تعیین محل زندگی،‌ اجازه کار وتحصیل- نداشتن اجازه خروج از کشور- نمونه ای از این قوانین غیر انسانی علیه زنان می باشد.

جمهوری اسلامی با الحاق قوانین زن ستیز شریعت، نه تنها به ایجاد خشونت علیه زنان کوشیده، بلکه، با تلاش های مدنی برای رفع این خشونت نیز، مبارزه کرده است.کمپین یک میلیون امضاء در سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶ میلادی) با هدف رفع هرگونه قانون تبعیض آمیز شروع به کار نمود. ولی خود، توسط قدرت و خشونت نظام متوقف شد.

در پایان با تاسف باید متذکر شد، در جامعه ای که خشونت علیه زنان قانونی‌ است، قطعا تلاش برای زدودن آن نیز جرم محسوب می گردد.

در آستانه ۲۵ نوامبر (۴ آذر) روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان هستیم.و این در شرایطی است که، بزرگداشت این روز، حتی در مناسبات تقویمی ایران نیز لحاظ نشده است.

حقوق زنان به عنوان نیمی از جامعه دیده نمی شود. و چراغ جنبش برابری خواهی زنان، نیمه افروخته است. بر این باورم، تا زمانی که مطالبات زنان به فردایی نا معلوم واگذار می گردد، تا وقتی که صدای جنبش زنان به عنوان منشأ و اساس جنبش دموکراسی خواهی‌ در ایران دیده نشود، تلاش‌ها برای استقرار دموکراسی در ایران به منزل مقصود نخواهد رسید. چرا که حقوق زنان حقوق بشر، و حقوق بشر حقوق زنان می‌باشد.


-----------------
پاینده ایران و ایرانی آزاد میهن مان ز دست دژخیمان
Mehrdad Davari November/05/2015

امام جمعه اصفهان: فعالیت زنان در مغازه‌ها، ادارات و شرکت‌ها باید ممنوع شود



نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به سخنان رییس جمهور مبنی بر این‌که حق زنان درست ادا نشده است، گفت: حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند.
سید یوسف طباطبایی نژاد، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان پیش از ظهر امروز، در دیدار مسؤولان و سرمربیان حلقه‌های شجره طیبه صالحین استان اصفهان، با اشاره به اهمیت فعالیت‌ حلقه‌های صالحین، گفت: بسیاری از مشکلات جامعه به خاطر معضل طلاق است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: طلاق موجب سرگردانی و بلاتکلیفی خانم‌ها می‌شود و مشکلات زیادی را در آینده و به ویژه در ازدواج مجدد برای آنها به دنبال دارد، حتی اگر تصمیم به عدم ازدواج بگیرند هم تنهایی و تجرد برای آنها مشکلات و عواقب بسیاری به دنبال دارد، در زمینه طلاق مشکلات مردان پس از جدایی کمتر از خانم‌ها است، از این رو طلاق به ویژه برای بانوان فساد را در پی دارد.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان بر لزوم ریشه یابی و آسیب شناسی طلاق در کشور تأکید کرد و افزود: حتما باید مشکلات و نواقصی که وجود دارد برطرف شود تا شاهد کاهش طلاق در جامعه باشیم، نقص و مشکل فقط با پرداخت وام حل نخواهد شد و نیازمند فعالیت‌های ریشه‌ای و بنیادین است، در هنگام اختلاف خانواده دو طرف باید مشکلات را مورد بررسی و قضاوت قرار دهند.
طباطبایی نژاد با بیان این‌که بخش عمده طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌های خیابانی، دانشجویی و اینترنتی می‌شود تصریح کرد: باید به نسل جوان اطلاع رسانی کرد و برای آنها تبیین کرد که بهترین دوست و خیرخواه انسان والدین او هستند و باید به تذکرات و نصایح آنها توجه کنند.
وی با اشاره به وام خرید خودروی پرداخت شده از سوی دولت اظهار کرد: حدود ۳ و نیم هزار میلیارد تومان وام برای فروش ماشین‌های مانده در انبارها پرداخت شد، این کار غلطی است، به زور و با استفاده از وام نمی‌توان اقتصاد را رونق بخشید، اگر قرار است وامی پرداخت شود باید اولویت در اشتغال به مردان اختصاص داده شود و بنده بارها بر این مطلب تأکید کرده‌ام.
امام جمعه اصفهان اظهار کرد: این‌که بنده تأکید بر اولویت اشتغال مردان به جای بانوان دارم توهین به خانم‌ها نیست بلکه اسلام تأکید دارد که مخارج و هزینه‌های زندگی باید بر عهده مردان باشد و نه زنان، در دولت و حکومت اسلامی باید مسائل مالی مردان برطرف شود تا مشکلاتی نظیر ازدواج هم برطرف شود.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به اهمیت ازدواج در حل مشکلات جامعه تصریح کرد: آنچه که اسلام دستور داده است به نفع زن است، بیشتر مسائلی که در اسلام مطرح می‌شود به سود زنان و در راستای حفظ کرامت و شأنیت بانوان است و باید این مسائل به درستی در جامعه تشریح و تبیین شود، زنان حتی برای کارهای خانه و شیردادن بچه هم می‌توانند از همسر خود پول دریافت کنند، همه مخارج برعهده مردان است و به همین دلیل اشتغال آنها باید در اولویت باشد.
وی ادامه داد: حکومت اسلامی باید منافع مالی مردان را تأمین کند تا آنها بتوانند به زنان خدمت کنند، کسانی که برای رأی آوردن به عنوان طرفداری از زنان آنها را فریب می‌دهند و دائما شعار حمایت از حقوق زنان سر می دهند باید به اشتغال مردان توجه کنند، این درست نیست که زن شاغل باشد و مرد بیکار، مرد تحقیر می‌شود وقتی که بخواهد از همسر خود پول بگیرد در حالی که زنان از این‌که شوهرشان از آنها حمایت مالی می‌کنند لذت می‌برند.
آیت الله طباطبایی نژاد بیکاری مرد را موجب ناراحتی‌های شدید روحی و روانی در مردان ذکر کرد و گفت: این کار غلطی است که همه دولت‌ها هم انجام می‌دهند، آقای روحانی هم می‌گوید حق زنان درست ادا نشده است، حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند تا آنها با بانوان ازدواج و به آنان خدمت کنند.
امام جمعه اصفهان در ادامه تصریح کرد: بعضی کارها است که مختص زنان است و انجام دادن آن از سوی مردان اشکال شرعی دارد، مشاغلی نظیر مامایی، پرستاری، دندان پزشکی و همه اقسام پزشکی نیازمند حضور بانوان است، معلم و مدرس و استاد دانشگاه زن نیاز واقعی جامعه است اما برخی کارهایی که بین زن و مرد مشترک است نظیر کار در شرکت‌ها و مغازه‌ها اولویت باید با مردان باشد.
وی با بیان این‌که حیا و خجالت کشیدن نعمت است ابراز کرد: اگر حیا و خجالت از بین برود مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد و موجب فساد خواهد شد، باید فعالیت زنان در مغازه‌ها و ادارات و شرکت‌ها ممنوع باشد، به جای آن اسباب و لوزام حضور زنان در کارهای تخصصی بانوان فراهم شود.
مدیر حوزه علمیه اصفهان با اشاره به کمبود پزشک و پرستار زن گفت: به وزیر علوم هم در جلسه‌ای تذکر دادم که کشور ما انگار در برخی مسائل دارای سرپرست و متولی نیست، نباید اینجور باشد که دختران رشته‌های مهندسی معدن بروند اما کمبود پزشک و پرستار زن داشته باشیم، معدن جای مناسبی برای کار بانوان نیست و حضور دختران در این رشته‌ها برخلاف اسلام است.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان خاطرنشان کرد: معنی این‌که از دختران ما عکس منتشر می شود که راننده تریلی و کامیون هستند این است که هنوز ته دل ما آمریکایی است و هنوز مسلمان واقعی نشده‌ایم، شاه هم می‌گفت رسیدن به دروازه تمدن از طریق نامستوری و برهنگی زنان و دختران میسر می‌شود.
وی ضمن تأکید بر حل معضل بیکاری از طریق اولویت بخشی به اشتغال مردان تصریح کرد: باید زنان بدانند یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین فعالیت‌های آنان خانه داری است، متأسفانه برخی فکر می‌کنند خانه داری اشتباه است، زنانی هستند که در یک اداره مشغول فعالیتهای خدماتی هستند ولی کارهای خانه خود را انجام نمی‌دهند، حمایت از ازدواج و مبارزه با طلاق از طریق اشتغال مردان تا حد زیادی برطرف خواهد شد.
طباطبایی نژاد پولدار شدن زنان را یکی دیگر از عوامل طلاق و عدم تمایل به ازدواج دانست و ابراز کرد: مهریه‌های زیاد یکی از علت‌های طلاق در جامعه است، روحیه زن و مرد بسیار متفاوت است، مهریه‌های بالا موجب گرایش زنان به طلاق خواهد شد، برخی به علت این‌که به عاقبت کار خود فکر نمی‌کنند درخواست طلاق می‌دهند و با گرفتن مهریه به صورت جدا زندگی می‌کنند و حاصل این کار فساد خواهد بود.
امام جمعه اصفهان در ادامه اظهار کرد: بانوان هم می‌توانند فساد را بسیار بیشتر از مردان در جامعه گسترش دهند و هم می‌توانند نقش بسزایی در گسترش معروفات و معارف دینی در جامعه داشته باشند و علت این‌که تأکید داریم بانوان وارد حوزه علمیه شوند به همین علت است.

منبع مرکز دمکراسی برای ایران


‎ اشتراک گذاری

امام جمعه اصفهان: فعالیت زنان در مغازه‌ها، ادارات و شرکت‌ها باید ممنوع شود

Ahmad آبان ۲۸, ۱۳۹۴ اخبار روزانه ‎ارسال نظر 16 ‎بازدید



نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به سخنان رییس جمهور مبنی بر این‌که حق زنان درست ادا نشده است، گفت: حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند.
سید یوسف طباطبایی نژاد، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان پیش از ظهر امروز، در دیدار مسؤولان و سرمربیان حلقه‌های شجره طیبه صالحین استان اصفهان، با اشاره به اهمیت فعالیت‌ حلقه‌های صالحین، گفت: بسیاری از مشکلات جامعه به خاطر معضل طلاق است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: طلاق موجب سرگردانی و بلاتکلیفی خانم‌ها می‌شود و مشکلات زیادی را در آینده و به ویژه در ازدواج مجدد برای آنها به دنبال دارد، حتی اگر تصمیم به عدم ازدواج بگیرند هم تنهایی و تجرد برای آنها مشکلات و عواقب بسیاری به دنبال دارد، در زمینه طلاق مشکلات مردان پس از جدایی کمتر از خانم‌ها است، از این رو طلاق به ویژه برای بانوان فساد را در پی دارد.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان بر لزوم ریشه یابی و آسیب شناسی طلاق در کشور تأکید کرد و افزود: حتما باید مشکلات و نواقصی که وجود دارد برطرف شود تا شاهد کاهش طلاق در جامعه باشیم، نقص و مشکل فقط با پرداخت وام حل نخواهد شد و نیازمند فعالیت‌های ریشه‌ای و بنیادین است، در هنگام اختلاف خانواده دو طرف باید مشکلات را مورد بررسی و قضاوت قرار دهند.
طباطبایی نژاد با بیان این‌که بخش عمده طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌های خیابانی، دانشجویی و اینترنتی می‌شود تصریح کرد: باید به نسل جوان اطلاع رسانی کرد و برای آنها تبیین کرد که بهترین دوست و خیرخواه انسان والدین او هستند و باید به تذکرات و نصایح آنها توجه کنند.
وی با اشاره به وام خرید خودروی پرداخت شده از سوی دولت اظهار کرد: حدود ۳ و نیم هزار میلیارد تومان وام برای فروش ماشین‌های مانده در انبارها پرداخت شد، این کار غلطی است، به زور و با استفاده از وام نمی‌توان اقتصاد را رونق بخشید، اگر قرار است وامی پرداخت شود باید اولویت در اشتغال به مردان اختصاص داده شود و بنده بارها بر این مطلب تأکید کرده‌ام.
امام جمعه اصفهان اظهار کرد: این‌که بنده تأکید بر اولویت اشتغال مردان به جای بانوان دارم توهین به خانم‌ها نیست بلکه اسلام تأکید دارد که مخارج و هزینه‌های زندگی باید بر عهده مردان باشد و نه زنان، در دولت و حکومت اسلامی باید مسائل مالی مردان برطرف شود تا مشکلاتی نظیر ازدواج هم برطرف شود.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به اهمیت ازدواج در حل مشکلات جامعه تصریح کرد: آنچه که اسلام دستور داده است به نفع زن است، بیشتر مسائلی که در اسلام مطرح می‌شود به سود زنان و در راستای حفظ کرامت و شأنیت بانوان است و باید این مسائل به درستی در جامعه تشریح و تبیین شود، زنان حتی برای کارهای خانه و شیردادن بچه هم می‌توانند از همسر خود پول دریافت کنند، همه مخارج برعهده مردان است و به همین دلیل اشتغال آنها باید در اولویت باشد.
وی ادامه داد: حکومت اسلامی باید منافع مالی مردان را تأمین کند تا آنها بتوانند به زنان خدمت کنند، کسانی که برای رأی آوردن به عنوان طرفداری از زنان آنها را فریب می‌دهند و دائما شعار حمایت از حقوق زنان سر می دهند باید به اشتغال مردان توجه کنند، این درست نیست که زن شاغل باشد و مرد بیکار، مرد تحقیر می‌شود وقتی که بخواهد از همسر خود پول بگیرد در حالی که زنان از این‌که شوهرشان از آنها حمایت مالی می‌کنند لذت می‌برند.
آیت الله طباطبایی نژاد بیکاری مرد را موجب ناراحتی‌های شدید روحی و روانی در مردان ذکر کرد و گفت: این کار غلطی است که همه دولت‌ها هم انجام می‌دهند، آقای روحانی هم می‌گوید حق زنان درست ادا نشده است، حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند تا آنها با بانوان ازدواج و به آنان خدمت کنند.
امام جمعه اصفهان در ادامه تصریح کرد: بعضی کارها است که مختص زنان است و انجام دادن آن از سوی مردان اشکال شرعی دارد، مشاغلی نظیر مامایی، پرستاری، دندان پزشکی و همه اقسام پزشکی نیازمند حضور بانوان است، معلم و مدرس و استاد دانشگاه زن نیاز واقعی جامعه است اما برخی کارهایی که بین زن و مرد مشترک است نظیر کار در شرکت‌ها و مغازه‌ها اولویت باید با مردان باشد.
وی با بیان این‌که حیا و خجالت کشیدن نعمت است ابراز کرد: اگر حیا و خجالت از بین برود مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد و موجب فساد خواهد شد، باید فعالیت زنان در مغازه‌ها و ادارات و شرکت‌ها ممنوع باشد، به جای آن اسباب و لوزام حضور زنان در کارهای تخصصی بانوان فراهم شود.
مدیر حوزه علمیه اصفهان با اشاره به کمبود پزشک و پرستار زن گفت: به وزیر علوم هم در جلسه‌ای تذکر دادم که کشور ما انگار در برخی مسائل دارای سرپرست و متولی نیست، نباید اینجور باشد که دختران رشته‌های مهندسی معدن بروند اما کمبود پزشک و پرستار زن داشته باشیم، معدن جای مناسبی برای کار بانوان نیست و حضور دختران در این رشته‌ها برخلاف اسلام است.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان خاطرنشان کرد: معنی این‌که از دختران ما عکس منتشر می شود که راننده تریلی و کامیون هستند این است که هنوز ته دل ما آمریکایی است و هنوز مسلمان واقعی نشده‌ایم، شاه هم می‌گفت رسیدن به دروازه تمدن از طریق نامستوری و برهنگی زنان و دختران میسر می‌شود.
وی ضمن تأکید بر حل معضل بیکاری از طریق اولویت بخشی به اشتغال مردان تصریح کرد: باید زنان بدانند یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین فعالیت‌های آنان خانه داری است، متأسفانه برخی فکر می‌کنند خانه داری اشتباه است، زنانی هستند که در یک اداره مشغول فعالیتهای خدماتی هستند ولی کارهای خانه خود را انجام نمی‌دهند، حمایت از ازدواج و مبارزه با طلاق از طریق اشتغال مردان تا حد زیادی برطرف خواهد شد.
طباطبایی نژاد پولدار شدن زنان را یکی دیگر از عوامل طلاق و عدم تمایل به ازدواج دانست و ابراز کرد: مهریه‌های زیاد یکی از علت‌های طلاق در جامعه است، روحیه زن و مرد بسیار متفاوت است، مهریه‌های بالا موجب گرایش زنان به طلاق خواهد شد، برخی به علت این‌که به عاقبت کار خود فکر نمی‌کنند درخواست طلاق می‌دهند و با گرفتن مهریه به صورت جدا زندگی می‌کنند و حاصل این کار فساد خواهد بود.
امام جمعه اصفهان در ادامه اظهار کرد: بانوان هم می‌توانند فساد را بسیار بیشتر از مردان در جامعه گسترش دهند و هم می‌توانند نقش بسزایی در گسترش معروفات و معارف دینی در جامعه داشته باشند و علت این‌که تأکید داریم بانوان وارد حوزه علمیه شوند به همین علت است.

منبع مرکز دمکراسی برای ایران


‎ اشتراک گذاری




امام جمعه اصفهان: فعالیت زنان در مغازه‌ها، ادارات و شرکت‌ها باید ممنوع شود

Ahmad آبان ۲۸, ۱۳۹۴ اخبار روزانه ‎ارسال نظر 16 ‎بازدید



نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به سخنان رییس جمهور مبنی بر این‌که حق زنان درست ادا نشده است، گفت: حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند.
سید یوسف طباطبایی نژاد، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان پیش از ظهر امروز، در دیدار مسؤولان و سرمربیان حلقه‌های شجره طیبه صالحین استان اصفهان، با اشاره به اهمیت فعالیت‌ حلقه‌های صالحین، گفت: بسیاری از مشکلات جامعه به خاطر معضل طلاق است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: طلاق موجب سرگردانی و بلاتکلیفی خانم‌ها می‌شود و مشکلات زیادی را در آینده و به ویژه در ازدواج مجدد برای آنها به دنبال دارد، حتی اگر تصمیم به عدم ازدواج بگیرند هم تنهایی و تجرد برای آنها مشکلات و عواقب بسیاری به دنبال دارد، در زمینه طلاق مشکلات مردان پس از جدایی کمتر از خانم‌ها است، از این رو طلاق به ویژه برای بانوان فساد را در پی دارد.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان بر لزوم ریشه یابی و آسیب شناسی طلاق در کشور تأکید کرد و افزود: حتما باید مشکلات و نواقصی که وجود دارد برطرف شود تا شاهد کاهش طلاق در جامعه باشیم، نقص و مشکل فقط با پرداخت وام حل نخواهد شد و نیازمند فعالیت‌های ریشه‌ای و بنیادین است، در هنگام اختلاف خانواده دو طرف باید مشکلات را مورد بررسی و قضاوت قرار دهند.
طباطبایی نژاد با بیان این‌که بخش عمده طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌های خیابانی، دانشجویی و اینترنتی می‌شود تصریح کرد: باید به نسل جوان اطلاع رسانی کرد و برای آنها تبیین کرد که بهترین دوست و خیرخواه انسان والدین او هستند و باید به تذکرات و نصایح آنها توجه کنند.
وی با اشاره به وام خرید خودروی پرداخت شده از سوی دولت اظهار کرد: حدود ۳ و نیم هزار میلیارد تومان وام برای فروش ماشین‌های مانده در انبارها پرداخت شد، این کار غلطی است، به زور و با استفاده از وام نمی‌توان اقتصاد را رونق بخشید، اگر قرار است وامی پرداخت شود باید اولویت در اشتغال به مردان اختصاص داده شود و بنده بارها بر این مطلب تأکید کرده‌ام.
امام جمعه اصفهان اظهار کرد: این‌که بنده تأکید بر اولویت اشتغال مردان به جای بانوان دارم توهین به خانم‌ها نیست بلکه اسلام تأکید دارد که مخارج و هزینه‌های زندگی باید بر عهده مردان باشد و نه زنان، در دولت و حکومت اسلامی باید مسائل مالی مردان برطرف شود تا مشکلاتی نظیر ازدواج هم برطرف شود.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به اهمیت ازدواج در حل مشکلات جامعه تصریح کرد: آنچه که اسلام دستور داده است به نفع زن است، بیشتر مسائلی که در اسلام مطرح می‌شود به سود زنان و در راستای حفظ کرامت و شأنیت بانوان است و باید این مسائل به درستی در جامعه تشریح و تبیین شود، زنان حتی برای کارهای خانه و شیردادن بچه هم می‌توانند از همسر خود پول دریافت کنند، همه مخارج برعهده مردان است و به همین دلیل اشتغال آنها باید در اولویت باشد.
وی ادامه داد: حکومت اسلامی باید منافع مالی مردان را تأمین کند تا آنها بتوانند به زنان خدمت کنند، کسانی که برای رأی آوردن به عنوان طرفداری از زنان آنها را فریب می‌دهند و دائما شعار حمایت از حقوق زنان سر می دهند باید به اشتغال مردان توجه کنند، این درست نیست که زن شاغل باشد و مرد بیکار، مرد تحقیر می‌شود وقتی که بخواهد از همسر خود پول بگیرد در حالی که زنان از این‌که شوهرشان از آنها حمایت مالی می‌کنند لذت می‌برند.
آیت الله طباطبایی نژاد بیکاری مرد را موجب ناراحتی‌های شدید روحی و روانی در مردان ذکر کرد و گفت: این کار غلطی است که همه دولت‌ها هم انجام می‌دهند، آقای روحانی هم می‌گوید حق زنان درست ادا نشده است، حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند تا آنها با بانوان ازدواج و به آنان خدمت کنند.
امام جمعه اصفهان در ادامه تصریح کرد: بعضی کارها است که مختص زنان است و انجام دادن آن از سوی مردان اشکال شرعی دارد، مشاغلی نظیر مامایی، پرستاری، دندان پزشکی و همه اقسام پزشکی نیازمند حضور بانوان است، معلم و مدرس و استاد دانشگاه زن نیاز واقعی جامعه است اما برخی کارهایی که بین زن و مرد مشترک است نظیر کار در شرکت‌ها و مغازه‌ها اولویت باید با مردان باشد.
وی با بیان این‌که حیا و خجالت کشیدن نعمت است ابراز کرد: اگر حیا و خجالت از بین برود مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد و موجب فساد خواهد شد، باید فعالیت زنان در مغازه‌ها و ادارات و شرکت‌ها ممنوع باشد، به جای آن اسباب و لوزام حضور زنان در کارهای تخصصی بانوان فراهم شود.
مدیر حوزه علمیه اصفهان با اشاره به کمبود پزشک و پرستار زن گفت: به وزیر علوم هم در جلسه‌ای تذکر دادم که کشور ما انگار در برخی مسائل دارای سرپرست و متولی نیست، نباید اینجور باشد که دختران رشته‌های مهندسی معدن بروند اما کمبود پزشک و پرستار زن داشته باشیم، معدن جای مناسبی برای کار بانوان نیست و حضور دختران در این رشته‌ها برخلاف اسلام است.
نماینده ولی فقیه در استان اصفهان خاطرنشان کرد: معنی این‌که از دختران ما عکس منتشر می شود که راننده تریلی و کامیون هستند این است که هنوز ته دل ما آمریکایی است و هنوز مسلمان واقعی نشده‌ایم، شاه هم می‌گفت رسیدن به دروازه تمدن از طریق نامستوری و برهنگی زنان و دختران میسر می‌شود.
وی ضمن تأکید بر حل معضل بیکاری از طریق اولویت بخشی به اشتغال مردان تصریح کرد: باید زنان بدانند یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین فعالیت‌های آنان خانه داری است، متأسفانه برخی فکر می‌کنند خانه داری اشتباه است، زنانی هستند که در یک اداره مشغول فعالیتهای خدماتی هستند ولی کارهای خانه خود را انجام نمی‌دهند، حمایت از ازدواج و مبارزه با طلاق از طریق اشتغال مردان تا حد زیادی برطرف خواهد شد.
طباطبایی نژاد پولدار شدن زنان را یکی دیگر از عوامل طلاق و عدم تمایل به ازدواج دانست و ابراز کرد: مهریه‌های زیاد یکی از علت‌های طلاق در جامعه است، روحیه زن و مرد بسیار متفاوت است، مهریه‌های بالا موجب گرایش زنان به طلاق خواهد شد، برخی به علت این‌که به عاقبت کار خود فکر نمی‌کنند درخواست طلاق می‌دهند و با گرفتن مهریه به صورت جدا زندگی می‌کنند و حاصل این کار فساد خواهد بود.
امام جمعه اصفهان در ادامه اظهار کرد: بانوان هم می‌توانند فساد را بسیار بیشتر از مردان در جامعه گسترش دهند و هم می‌توانند نقش بسزایی در گسترش معروفات و معارف دینی در جامعه داشته باشند و علت این‌که تأکید داریم بانوان وارد حوزه علمیه شوند به همین علت است.

منبع مرکز دمکراسی برای ایران



سومین دوره تجلیل از مدافعان حقوق بشر در ایران؛

سومین دوره تجلیل از مدافعان حقوق بشر در ایران؛
اعطای جایزه حقوق بشر «ر‌ها» سودویند به بهاره هدایت



در جریان سومین دوره تجلیل از کسانی که سهمی در ارتقای حقوق بشر در ایران داشته‌اند، «بهاره هدایت»، فعال دانشجویی و فعال حقوق زنان زندانی در ایران، به عنوان یکی از برندگان جایزه حقوق بشری «ر‌ها» از سوی «سودویند» برگزیده شد.

هیات داوران «سودویند» متشکل از «شیرین عبادی»، برنده جایزه «صلح نوبل»، حقوقدان، قاضی سابق دادگاه، وکیل حقوق بشر، به همراه «آرون رودز» از بنیان‌گذاران و محقق اصلی پروژه «حقوق آزادی» و مدیر اجرایی سابق «فدراسیون بین‌المللی هلسینکی برای حقوق بشر» و «کارولینا یانوزفسکی»، وکیل حقوق بشر و عضو هیات مدیره «سودویند» این خبر را در حالی اعلام کرده‌اند که «بهاره هدایت»، فعال دانشجویی و عضو سابق شورای مرکزی و سخنگوی «دفتر تحکیم وحدت» و از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین زن‌ستیز، همچنان در بند عمومی زنان «زندان اوین» در ایران به سر می‌برد.
نهاد غیر دولتی اتریشی «سودویند»، در قالب پروژه «همه حقوق بشر برای همه در ایران»، جایزه «ر‌ها» را برای نکوداشت کنش‌گران حقوق بشر در ایران در نظر گرفته است که از برندگان آن در سال‌های پیشین (دوره‌های اول و دوم) می‌توان به «پروین ذبیحی»، «ژیلا کرم‌زاده مکوندی»، «نسیم سلطان‌بیگی»، «رسول بداغی»، «مجید توکلی»، «رضا شهابی»، زنده‌یاد «فرامرز محمدی»، «خسرو کُردپور»، «مسعود کُردپور»، «حکیمه شکری»، «فاران حسامی» و «کیوان صمیمی بهبهانی» اشاره کرد.
جوایز حقوق بشری «ر‌ها»، از سوی نهاد غیر دولتی اتریشی «سودویند» برای ادای احترام و تجلیل از افرادی که سهمی در حفظ و ارتقای حقوق بشر در ایران داشته‌اند، در نظر گرفته شده است. «سودویند» از نهادهای دارای مقام مشورتی «سازمان ملل متحد» است که در حوزه توسعه و کاهش شکاف کشورهای جنوب و شمال فعالیت می‌کند.

«بهاره هدایت» متولد سال ۱۳۶۰، فعال دانشجویی «دانشگاه علوم اقتصادی تهران»، فعال حقوق زنان، فعال سیاسی و عضو سابق شورای مرکزی و سخنگوی «دفتر تحکیم وحدت» است. او در دی‌ماه سال ۱۳۸۸، بازداشت و پس از تحمل ماه‌ها حبس انفرادی و بازجویی، در اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۹، در شعبه ۲۸ «دادگاه انقلاب اسلامی» به ریاست «قاضی مقیسه»، به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «توهین به رییس‌جمهوری» و «تبلیغ علیه نظام»، به تحمل ۷ سال و نیم زندان محکوم شد.
«دادگاه انقلاب اسلامی» هم‌چنین حکم ۲ سال حبس تعلیقی «بهاره هدایت» که به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برگزاری تجمع ۲۲ خردادماه ۱۳۸۵» صادر شده بود را نیز به اجرا درآورد و این فعال مدنی در مجموع به تحمل ٩ سال و نیم حبس محکوم شد. به دنبال آن شعبه ۵۴ «دادگاه تجدید نظر استان تهران» در مردادماه ۱۳۸۹، این حکم را عینا تایید کرد.
همچنین این زندانی سیاسی به همراه «مهدیه گلرو» و «مجید توکلی» در دادگاهی دیگر به دلیل انتشار مطالبی از داخل زندان، به اتهام «تبلیغ علیه نظام»، به تحمل ۶ ماه زندان دیگر محکوم شد.

«بهاره هدایت»، مدت‌ها برای «تحت فشار قرار دادن او در بند متادون زندان اوین» در کنار زندانیان مرتبط با مواد مخدر نگهداری شد و برای مدت زمانی طولانی نیز ممنوع‌الملاقات شد.
این فعال دانشجویی و مدافع حقوق زنان، همچنین جایزه «هرالد ادلستام سوئد» را به دلیل «شجاعت فوق‌العاده و تعهد به عدالت فعالانه در برابر نقض حقوق بشر در ایران» در سال ۱۳۹۱، دریافت کرده است.

«بهاره هدایت»، هم‌اکنون در «بند عمومی زنان زندان اوین» موسوم به «بند نسوان اوین» نگهداری می‌شود.

«همه حقوق بشر برای همه در ایران»


www.iranhrc.org

اخراج هزاران زن از کار پس از بازگشت از مرخصی شش‌ماهه زایمان

اخراج هزاران زن از کار پس از بازگشت از مرخصی شش‌ماهه زایمان


جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴ تهران ۲۱:۳۵ - ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۵

معاون فنی و درآمد سازمان تامين اجتماعی ایران خبر داد که «بر اساس مطالعات» ۴۷ هزار نفر از ۱۴۵ هزار زنی که در يک دوره ۱۸ ماهه از مرخصی شش ماهه زايمان استفاده کردند پس از بازگشت به کار اخراج شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ايسنا، محمدحسن زدا، معاون سازمان تامین اجتماعی، روز جمعه، ۹ مرداد، همچنين بودجه مورد نیاز برای افزایش مرخصی زايمان در ایران به ۹ ماه در سال ۹۴ را حدود ۳۲۰ ميليارد تومان اعلام کرده و گفت که تاکنون «حتی يک ريال» از این بودجه «تخصيص نيافته است».

مجلس ايران در روز ۲۰ خرداد ۹۲ با تصويب «قانون اصلاح قوانين تنظيم جمعيت و خانواده» به دولت «اجازه» داد تا مرخصی زايمان مادران را به ۹ ماه افزايش دهد و همسر آنان نيز از دو هفته مرخصی تشويقی برخوردار شوند.

در همین حال دولت محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق ایران، نیز با صدور بخشنامه‌هایی دستور افزایش مرخصی زایمان به ۹ ماه را صادر کرده بود.

با اين حال پس از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، اسحاق جهانگيری، معاون اول رئيس جمهوری، در مردادماه ۹۲ مصوبه‌های دولت سابق درباره افزايش مرخصی زایمان مادران از شش ماه به ۹ ماه و مرخصی تشويقی پدران را لغو کرد.

درهمين حال الهام امين‌زاده، معاون حقوقی رئيس‌ جمهوری ايران، در روز ۱۹ تير گفته بود که دولت توان تامين بودجه افزايش مرخصی زايمان از ۶ ماه به ۹ ماه را ندارد و زنان برای استفاده از ۹ ماه مرخصی، بايد با محل کار خود هماهنگ کنند.

معاون فنی و درآمد سازمان تامين اجتماعی نیز روز جمعه گفت که برای افزایش مرخصی زايمان در سال ۹۴ حدود ۳۲۰ ميليارد تومان منابع مالی نياز است.

محمدحسن زدا اضافه کرد: «اگر دولت امروز اين مبلغ را برای ما واريز کند از فردا می‌توانيم مرخصی زايمان را ۹ ماهه اعلام کنيم، اما تاکنون حتی يک ريال اعتبار برای افزايش مرخصی زايمان به سازمان تخصيص نيافته است.»

به گفته آقای زدا، در صورت تامين منابع مالی اين طرح، حدود ۱۶۰ هزار نفر می‌توانند سالانه از مرخصی زايمان ۹ ماهه استفاده کنند.

معاون سازمان تامين اجتماعی در عين حال گفت که «بر اساس مطالعات» ۴۷ هزار نفر از ۱۴۵ هزار زنی که در کشور در يک بازه زمانی ۱۸ ماهه از مرخصی شش ماهه زايمان استفاده کردند، در بازگشت به کار اخراج شدند.

وی اضافه کرد: «در حال حاضر به علت شرايط بازار کار، افراد زيادی با تحصيلات عالی حاضر هستند با دستمزد کم مشغول به کار شوند، لذا اگر مرخصی زايمان به ۹ ماه افزايش يابد تعداد زنانی که پس از مرخصی اخراج می‌شوند، بسيار افزايش می‌يابد.»

این گفته‌های مقامات دولت در حالی است که تعدادی از نمايندگان مجلس ايران بارها از افزايش نيافتن مرخصی زايمان به ۹ ماه انتقاد کرده‌اند.

در همين حال کبری خزعلی، رئيس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان و خانواده، در روز ۲۳ تير گفته بود که دولت بايد در مورد اجرايی نشدن افزايش مرخصی زايمان که از سياست‌های مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی است پاسخگو باشد.

az Radiofarda

مادران زندان و کودکان خاموش

مادران زندان و کودکان خاموش


– مارس 8, 2015

: خشونت علیه‌ زنان, زنان, زنان زندانی, زندان, كودكان, كودكان زندان, مجله "حقوق ما", ویژه, یاداشت حقوقی
حقوق ما _ رها مسرور

بر اساس آمار جهانی، تعداد زنان زندانی روز به روز در حال افزایش است و در نتیجه تعداد کودکان تحت تاثیر از این مساله اجتماعی نیز در حال بیشتر شدن است. آمارها حاکی از آن است که اکثر زنان زندان، مادر هستند؛ مادرانی که جرم اکثر آن‌ها خرید و فروش مواد مخدر است و با بیماری‌های روانی و جسمانی، مشکلات اقتصادی، اعتیاد و خشونت خانگی دست و پنجه نرم می‌کنند. خانواده زنان زندان با ویژگی‌هایی چون مصرف مواد مخدر، خشونت و طلاق، پدرسالاری و مدیریت اقتدارگرایانه‌، فقر و جمعیت زیاد، به مثابه‌ محیطی تسهیل‌گر جرم و بزهکاری عمل می‌کند. زندگی در چنین شرایطی در اکثر موارد نتیجه‌ای جز اعتیاد، ازدواج اجباری، صیغه، فرار از خانه و مدرسه، طرد اجتماعی و در نهایت زندان ندارد.
خشونت خانگی و پدرسالاری در ایران به عنوان کاتالیزور سوق دادن زنان به سمت مجرمیت٬ نقش ایفا می‌کند. خشونت جسمانی، روحی و روانی و عاطفی علیه زنان از طرف پدر، برادر ، دوست پسر و همسر بخش جدانشدنی زندگی زنان مجرم است. هر چند مقوله مردسالاری یا سلطه مردان بر زنان کم‌تر در زمینه‌ی مجرمیت مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ ولی می‌توان گفت که پدر سالاری و خشونت همراه آن، نقش اساسی را در این روند بازی می‌کند.
شرایط و فشارها در خانواده و محیط زندگی، زمینه را برای فرار زنان فراهم می‌کند. زنان از مکانیسم‌های فرار متفاوتی برای رهایی از شرایط نامطلوب زندگی‌شان استفاده می‌کنند. مصرف مواد مخدر و ازدواج به شکل موقت یا دایم از جمله این مکانیسم‌ها هستند. فرار از خانه نیز مرسوم‌ترین راه رهایی از شرایط سخت خانواده است. پیامدهای فرار از خانه عبارتند از انجام کارهای غیرقانونی مثل حمل مواد مخدر و جرم‌های مرتبط با آن برای تامین هزینه‌های زندگی، ازدواج زودرس و موقت و نهایتا طرد دایمی از خانواده که به طور خاص برای زنان در یک جامعه مردسالار اتفاق می‌افتد.
در واقع فرار از خانه گذرگاهی است که در اغلب مواقع به جرم و زندان ختم می‌شود. از آن جا که جامعه ایران مردسالار است٬ حساسیت بالایی نسبت به رفتار و عملکرد زنان و دختران دارد. از آن‌ها انتظار می‌رود که از هنجارهای جامعه به دقت تبعیت کنند. آستانه تحمل خانواده و جامعه در برابر رفتارهایی از قبیل اعتیاد، فرار از خانه، و یا دیگر رفتارهای مجرمانه زنان بسیار پایین است و خانواده برای حفظ آبروی خود باید واکنش سختی در برابر رفتارهای ضداجتماعی دختران و زنان نشان دهد. در چنین مواردی طرد و عدم حمایت یکی از استراتژی‌های طبیعی خانواده‌ها است.
در حقیقت، داستان زندگی مادران مجرم زمانی آغاز می‌شود که مجبور به ترک فرزندان خود می‌شوند، زمانی که درهای زندان را به روی خود بسته می‌بینند و تمام ارتباط‌شان با فرزندان‌شان به تلفنی ۳ دقیقه‌ای در هفته و ملاقات‌هایی کوتاه‌مدت محدود می‌شود. زندگی مادران زندانی با زندگی کودکان‌شان درآمیخته است. هر تغییری در زندگی و سرنوشت کودکان، تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر جسم و روح مادران دارد.
توصیف مادران از روزهای زندان نشان می‌دهد که آن‌ها به خاطر دوری از فرزندان، عدم دسترسی به آن‌ها، شرایط اقتصادی نامطلوب و اوضاع روحی و روانی‌شان، عذاب می‌کشند. آن‌ها هم به خاطر زندانی شدن، هم به دلیل دوری از کودکان‌شان و هم بابت طرد شدن از خانواده در وضعیت روحی نامناسبی به سر می‌برند. طولانی شدن فاصله بین ملاقات با فرزندان تاثیر نامطالوبی بر روحیات مادران می‌گذارد که گاه می‌تواند باعث پرخاش‌گری و عصبی شدن مادران شود. مادران در زندان گاهی آن‌قدر تحمل دوری و وضعیت اسف‌ناک کودکان‌شان در بیرون از زندان برای‌شان سخت می‌شود که درصدد آسیب رساندن به خود بر می‌آیند. خودکشی، یکی از اقدامات رایج بین مادران زندانی است.
مشکلات و درگیری‌ها فقط محدود به مادران زندانی نمی‌شود. متاسفانه تاوان حبس مادران را کودکان بی‌گناه‌شان نیز پس می‌دهند. کودکان مادران زندانی اغلب به عنوان کودکان فراموش‌شده یا گروه پنهان نام‌گذاری می‌شوند.
bbc8d1fe2ce68f286f65df1c2e719c1d_XLتاثیرات منفی زندانی شدن مادران برای کودکان بیشتر از زندانی شدن پدران است. برخی از این مشکلات در حوزه‌ی، رفتاری، اجتماعی، عاطفی و جسمانی کودکان هویدا می‌شود. مشکلاتی مثل؛ پرخاش‌گری، بی‌خوابی، ترس، شب ادراری، افسردگی و انزوا، خودکشی‌، احساس گناه، بی‌تفاوتی و سردی نسبت به مادر، فرار از مدرسه، فرار از خانه و …
زمانی که مادر مجرم به زندان می‌افتد٬ دنیایی شبیه به جهنم برای کودک خود به جای می‌گذارد. اکثر کودکان مادران زندانی٬ نان‌آور خانواده را از دست می‌دهند. در برخی از موارد مادران زندانی٬ همسرانی معتاد و غالبا مجرم و فاقد درآمد مستمر و معین دارند. گروه دیگری از زنان نیز طلاق گرفته و خودشان مسوولیت تامین مایحتاج خانواده را بر عهده می‌گیرند. مادران زندانی قبل از زندانی شدن٬ یا نان‌آور بوده یا این که بخش عمده‌ای از درآمد خانواده را تامین می‌کردند. یکی از دلایل عمده‌ی مجرمیت آن‌ها هم به فقر و چالش اقتصادی‌شان برمی‌گردد. در واقع تراژدی اقتصادی زنان و خانواده‌های آن‌ها قبل از زندانی شدن آغاز شده بود و با زندانی شدن مادران، مشکلات اقتصادی تشدید شده و در این میان گروهی که بیشترین آسیب را می‌بینند٬ کودکان هستند.
به علاوه، مراقبت از کودکان یکی از مهم‌ترین مسایلی است که مادران زندانی با آن مواجه هستند. دو راه سخت برای انتخاب در پیش روی آن‌هاست. یکی سپردن فرزندان به دست خانواده و اقوام که شامل همسر، پدربزرگ و مادربزرگ و اقوام نزدیک می‌شود که البته گاهی اوقات هم بدون هیچ حامی زندگی می‌کنند. راه دوم، سپردن فرزندان به بهزیستی و سازمان‌های دولتی است. هر دو راه چالش‌های خاص خود را دارد. انتخاب اول یعنی سپردن فرزندان به پدر که غالبا معتاد، مجرم و فاقد تعهد و شرایط لازم برای نگهداری است. پدربزرگ و مادربزرگ‌ها نیز غالبا مشکلات خاص خود را دارند و قادر به تامین مایحتاج این کودکان نیستند. در غیاب بستگان درجه اول، برخی اوقات، اقوام نزدیک مانند عمو یا عمه، نقش حامی را ایفا می‌کنند. شرایط دیگری هم می‌تواند وجود داشته باشد؛ حالتی که فرزندان بزرگ‌تر بتوانند از فرزندان کوچک‌تر مراقبت کنند که این مساله بیشتر موجب کار کودکان، بزرگ‌سالی زودهنگام و ترک تحصیل نیز می‌شود. در شرایطی که خانواده و اقوام مادران زندانی قادر به نگهداری کودکان نباشند٬ معمولا بهزیستی اولین انتخاب خواهد بود. مادران و کودکان همواره در مورد این گزینه حساسیت بالایی دارند. برچسب منفی که سازمان بهزیستی برای مادر و فرزند به همراه دارد٬ از عوامل عمده‌ی است که باعث کاهش استقبال از خدمات این سازمان شده است. البته در پاره‌ای موارد به علت تعداد زیاد فرزندان٬ ممکن است برخی از فرزندان را اقوام نگهداری کنند و برخی هم به بهزیستی تحویل داده شوند. کودکان مادران زندان، در کنار تمام مشکلاتی که دارند گاهی اوقات باید درد جدا شدن از خواهران و برادران‌شان را هم در نتیجه رفتن به بهزیستی تحمل کنند.
گذشته از تمام این مشکلات، ملاقات مادر و فرزند در بر دارنده‌ی دشواری‌هایی است. مسایلی از قبیل فضای سرد و بی‌روح ملاقات، کم بودن مدت زمان ملاقات، عدم پذیرش تلفن توسط برخی کودکان در ملاقات کابینی، بعد مسافت و سختی سفر و در پاره‌ای از موارد هم ممانعت مراقبان کودک از ملاقات با مادر، ناتوانی اقتصادی کودکان برای پرداخت هزینه‌های حمل و نقل، همه و همه شرایط دیدار مادر و کودک را دشوار می‌کند. شرایط ملاقاتی که به هیچ‌وجه نیازهای کودکان را در نظر نگرفته و شاید بتوان گفت که آن‌ها را فراموش کرده است. شرایط ملاقات به جای آن‌که فراهم کننده‌ی شرایطی برای نزدیکی مادر و فرزند باشد، باعث ترس کودک از مادر و محیطی می‌شود که در مادرش در آن زندگی می‌کند. برخی از کودکان به ناچار ساعت‌ها راه طی می‌کنند تا ۱ ساعت ملاقات حضوری یا نیم ساعت ملاقات کابینی با مادرشان داشته باشند و بعد از ملاقات نیز به شهر محل سکونت خود بر می‌گردند. متاسفانه همه‌ی مادرها و کودکان شانس ملاقات با یکدیگر را ندارند، سرپرست‌های موقتی کودکان گاهی به دلایلی مثل مشکلات اقتصادی، تنبیه مادر و ترس از بی‌آبرویی مانع از ملاقات مادر و کودک می‌شوند.
در پایان می‌توان به این مساله اشاره کرد که تجربه زندگی در زندان نه تنها برای مادر بلکه برای کودکان سخت و طاقت فرساست. به علاوه، زندگی مادران زندانی بعد از رهایی از بند٬ با مشکلات بسیاری از جمله بی‌کاری، فقر و بی‌خانمانی مواجه می‌شود. عدم پذیرش زنان مجرم نه تنها توسط جامعه بلکه توسط خانواده‌های آن‌ها، راه را به روی بازپروری و قطع کردن چرخه مجرمیت می‌بندد. در نتیجه، این چرخه تکرار می‌شود و اگر حمایت‌های رسمی و غیر رسمی، پیوندهای اجتماعی و سرمایه‌های انسانی برای زنان مجرم ایجاد نشود٬ هیچ دور از ذهن نیست که این چرخه با کودکان مادران زندان ادامه پیدا کند.
با تبدیل شدن زندان به محیطی برای بازپروری و نه برای تنبیه٬ از طریق برگزاری مداوم کلاس‌های آموزشی و روان‌شناسی و مانیتور کردن لحظه به لحظه‌ی تغییرات و پیشرفت‌های رفتاری و روانی زنان زندان، زمینه برای بازگشت آن‌ها به جامعه مهیا می‌شود. علاوه بر آن٬ سازمان‌های حمایتی در بیرون از زندان٬ جهت حمایت زنان در ماه‌های اولیه آزادی و دریافت حمایت‌های خانواده و دوستان و تشکیل حلقه‌های حمایتی اطراف مادران زندانی در جهت قطع چرخه مجرمیت موثر خواهد بود.

مجله حقوق ما شماره شش
صفحه فیسبوک مجله حقوق ما


Share on facebookShare on twitterShare on emailShare on pinterest_shareMore Sharing Services
6

مینو مرتاضی لنگرودی، فعال حقوق زنان از سوی بیدادگاه رژیم اسلامی به شش سال حبس محکوم شد

مینو مرتاضی لنگرودی، فعال حقوق زنان از سوی بیدادگاه رژیم اسلامی به شش سال حبس محکوم شد


مینو مرتاضی لنگرودی، عضو شورای فعالان ملی مذهبی و از فعالان حقوق زنان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به شش سال حبس و دو سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی و مدنی محکوم شد.
به اساس گزارش سایت ملی مذهبی، ۵ سال از این حکم به "اتهام اجتماع و تبانی به خاطر راه اندازی شورای فعالان ملی مذهبی و یکسال نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام به دلیل سیاه نمایی" صادر شده است.
خانم لنگرودی در چند سال اخیر بارها احضار و بازجویی شده‌ است.
در سالهای اخیر تعدادی از فعالان ملی مذهبی با بازجویی، بازداشت و زندان مواجه بوده اند. از آن جمله حسین رفیعی با اتهامات مشابه خانم لنگرودی، در مجموع به ۶ سال حبس و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت رسانه ای و مطبوعاتی محکوم شده است، علیرضا رجائی، سعید مدنی، ناصر هاشمی، روئین عطوفت نیز در حبس بسر می‌برند و احمد زیدآبادی یکی دیگر از اعضا این شورا اخیرا پس از تحمل شش سال زندان به گناباد تبعید شده است.




جمعی از زنان سنندج: "پرونده جنایت هتل تارا را به دادگاه مردمی می‌بریم" + ویدیو


جمعی از دختران و زنان سنندج، با انتشار ویدیویی، ضمن محکوم کردن مرگ «فریناز خسروانی» و همدردی با خانواده وی، از اعتراضات مردم مهاباد حمایت و اعلام کردند: "پرونده این جنایت را به دادگاه مردمی می‌بریم."
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، زنان سنندجی در این ویدیوی کوتاه، که به دلایل امنیتی در حاشیه این شهر ضبط شده، با خواندن بیانیه‌ای گفته‌اند "شعور اجتماعی و اراده زنان کُرد، از آن چیزی که بر سرشان می‌آید، آگاه بوده" و خواستار "تصویب و اجرای قانون ویژه امنیت کار زنان" هستند.
متن ترجمه شده این بیانیه حمایتی که به زبان کُردی است در پی می‌آید.

همانطور که اطلاع دارید در روزهای اخیر در شهر مهاباد، حادثه ناگوار خودکشی فریناز خسروانی در هتل تارای این شهر، برای تن ندادن به نقشه‌ی شوم بازرس مزدور و مالک هتل، دل هر انسان با وجدان و باورمندی را به درد آورد. فریناز برای دفاع از کرامت خود، شجاعانه به زندگی خود خاتمه داد.
فریناز با مرگ خود وضعیت ناگوار و شرایط غیر انسانی قانونی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی حاکم بر زن کُرد را فریاد زد؛ فریادی که سال‌هاست در گلوی زنان کُرد خفه شده است. نبود حمایت از زنان و تهدید و فشار بر آنها از سویی و این بار نیز روشن شدن نقشه و برنامه‌ای شوم از سوی دیگر، هر لحظه زندگی زنان کُرد را تهدید می‌کند. این حادثه دلالت بر این نکته دارد که شعور اجتماعی و اراده مردم کُرد به ویژه زنان، از آن چیزی که بر سرشان آمده و می‌آید، آگاه است و در مقطعی مهم و حساس قرار دارد.
اگر در جامعه قانونی و اجتماعی حاضر، تغییری حاکم نشود، آن چیزی که بر سر فریناز آمد، احتمال دارد سرنوشت هر دختر دیگری نیز باشد. به همین دلیل ضمن اینکه مراتب تسلیت خودمان را به خانواده فریناز می‌رسانیم، صدایمان و مطالبه‌مان را با خواست‌های برحق مردم بااراده و با وجدان شهر مهاباد یکی می‌کنیم و خودمان پرونده این جنایت را به دادگاه مردمی می‌بریم. و تاکید می‌کنیم جامعه کُردی اجازه تکرار اتفاقی اینگونه را نمی‌دهند. همچنین باید قانون ویژه امنیت کار زنان تصویب و اجرا شود و ما برای رسیدن به این خواست و مطالبه‌ی روا محکم ایستاده‌ایم.

لینک ویدیویی را در یوتیوب کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ببینید.

بخوانید: http://goo.gl/DqxqNk
ببینید: https://goo.gl/W4Gq7K
--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

فرار دختران از خانه، افسارگسیختگی اجتماعی


شیوا گنجی
دوشنبه ۵ اسفند ۱٣۹۲ - ۲۴ فوريه ۲۰۱۴

برخی از ترس کشته شدن توسط اعضای خانواده، برخی از ترس آبروی خانواده، برخی از ترس برخوردهای خشونت‌آمیز تادیبی اعضای خانواده، برخی از ترس نگاه تحقیرآمیز و همچنین از ترس متهم شدن به روسپی بودن، فرار را ادمه می‌دهند.

فرار کردن از خانه احتمال دارد برای هر کسی پیش آمده باشد. شاید شما هم در دوران کودکی به نشانه قهر کردن و لجاجت کودکانه با پدر و مادر، برای ساعاتی یا شاید روزهایی خانه را ترک گفته باشید و پس از رفع مشکل به خانه بازگشته باشید. در این میان با در نظر گرفتن کمی فاصله زمانی و سنی از کودکی، دخترانی هستند که از خانه فرار می‌کنند و دیگر نمی‌خواهند به خانه برگردند یا اینکه می‌خواهند و نمی‌توانند. عواقب و حساسیت فرار از خانه، برای پسران به مراتب کم‌تر و ملایم‌تر از حساسیتی است که خانواده و جامعه در ایران امروز، نسبت به دختران دارند. بسیاری بر این باور هستند که دختری که از خانه فرار کند دختر خوبی نیست و به اصطلاح خراب و یا روسپی است. اخیرا یکی از مسوولان دولتی ایران حداقل سن فرار دختران را ۹ سال اعلام کرده بود.

فرار دختران، گریزانی از خانه یا افسارگسیختگی اجتماعی است؟ اگر دختری از خانواده بگریزد چه بر سرش می‌آید؟ معمولا چه دخترانی تصمیم به فرار می‌گیرند؟ نظرات و واکنش‌ها به این پدیده چیست؟ در این نوشتار به کنج و زوایای پدیده فرار از خانه دختران اشاره‌هایی شده است که می‌خوانید.


خانه امن و دختران گریزان
اگر درباره موضوع فرار از خانه در ایران سخن به میان می‌آید باید دلایل، عوامل و کاتالیزورهای آن را در نظر گرفت. بنا به گزارش‌های سازمان‌های دولتی در ایران درصد قابل توجهی از دختران فراری در ایران، ۱۶ تا ۲۰ سال سن دارند. این گروه یکی از آسیب‌پذیرترین رده سنی در میان دیگر دختران فراری در ایران هستند.

به نظر می‌رسد توجه نکردن به خواسته‌های دختران کم سن و سال و نبود درک متقابل و فهم صحیح از روحیات و افکار این دختران از سوی خانواده، جامعه و دولت این دختران را به ورطه‌ی انداخته که گویا خانه امن نیست و باید به جامعه پناه برد. آنهم بی آنکه شناخت و مهارت‌های کافی از جامعه‌ای که به آن وارد می‌شوند را داشته باشند.

به راستی دختری نوجوان چه می‌خواهد که در خانه‌اش یافت نمی‌شود؟ در مواردی مشاهده شده که کنترل‌های شدید والدین، باید و نبایدهای رفتاری، پوششی و عقیدتی و دینی بر آنها تحمیل می‌شود. از سویی دولت با راه انداختن گشت‌های ارشاد و امنیت اخلاقی حلقه را هر دم بر آنان تنگ‌تر می‌کند.

البته نباید از این نکته بسیار مهم که فرهنگ غلط، باورهای دینی رایج، قانون‌های تبعیض‌آمیز و ضد زنان و نگاه جنسیتی جامعه در موضوع امن نبودن خانه و تحریک دختران به فرار از آن تاثیر شگرفی داشته و دارد.

دختران در چنین جامعه‌ای خود را مظلوم و تنها و خانه را ناامن درمی‌یابند، و در مقابله با مشکلات و کاهش فشار، به ترک خانه رضایت می‌دهند و به دنبال پناهگاهی راهی دنیای خارج از قید و بندهای رایج می‌شوند بدون اینکه فکر ضرر و زیان و خطرات احتمالی همچون تجاوز و سوءاستفاده جنسی را کرده باشند.


آنکه فرار کرده، روسپی است؟
روزانه ده‌ها و یا شاید صدها دختر ایرانی از خانه فرار می‌کنند. پس از گذشت زمان و در بیشتر موارد آنها هنوز رویگردان از بازگشت به خانواده و خانه هستند. برخی از ترس کشته شدن توسط اعضای خانواده، برخی از ترس آبروی خانواده، برخی از ترس برخوردهای خشونت‌آمیز تادیبی اعضای خانواده، برخی از ترس نگاه تحقیرآمیز و همچنین از ترس متهم شدن به روسپی بودن، فرار را ادمه می‌دهند. سعی می‌کنند هرچه بیشتر از خانواده و مبدا دور شوند و از این رهگذر در جستجوی پناه و مامنی برای حفظ امنیت و حتی زنده ماندن، به هر کسی روی می‌آورند.
در ماه گذشته مدیرکل سازمان دولتی آسیب‌های اجتماعی، زیرمجموعه اورژانس اجتماعی بهزیستی، آماری را مبنی بر این که در ۲۴ ساعت اولیه فرار، ٨۰% از دختران مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند منتشر و اعلام کرد.

مدیرکل این سازمان همچنین اعلام کرده بود "در پی دستگیری بالغ بر ۲۰۰۰ زن خیابانی و بررسی وضعیت آنها، مشخص شده ۶۰۰ نفر از آنها روسپی‌گری را به عنوان شغل خود انتخاب کرده‌اند و ۱۴۰۰ نفرشان از طریق شبکه‌های مجازی به این راه افتاده و اقدام به ارتباط‌گیری با مردان به اصطلاح هوسران کرده‌اند. این در حالی است که براساس آمارهای موجود، هم‌اکنون بالغ بر ۵/۱ میلیون نفر زن بیوه و مطلقه در کشور وجود دارد و روزانه نیز ۱۶۰ نفر به این آمار اضافه می‌شود. از سوی دیگر حدود ۵/۴ میلیون نفر دختر نیز وجود دارند که هنوز ازدواج نکرده‌اند."

البته قابل توجه است که در غیاب سازمان‌های دولتی، به سازمان‌های خصوصی و نهادهای یاری‌رسان غیردولتی اجازه فعالیت گسترده در راستای انجام تحقیقات جامع درباره صحت و سقم این آمار داده نمی‌شود. از گوشه و کنار زیاد شنیده می‌شود که آمارهای واقعی بیشتر از آن چیزی است که از سوی دولت منتشر و اعلام می‌شود.


فرار بهتر از قرار
به نظر می‌رسد وجود آمارهای رسمی دولتی ۵/۴ میلیون نفر دختری که هنوز ازدواج نکرده‌اند وقتی بحرانی می‌شود که تعداد قابل توجهی از آنها، فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند و در خانه نمی‌مانند. کارشناسان دولتی عامل افزایش سن ازدواج را در گسترش این پدیده بسیار مهم توصیف می‌کنند. اما در اینجا باید پرسید که آیا این عامل به خودی خود باعث شده که دختری مجرد را به فرار از خانه وادار کند؟

گفتنی است که در خبرهای دیگری که از ۲۰۰۰ زن خیابانی در قبل از اجرای طرح جدید نیروی نتظامی تحت عنوان «امنیت اخلاقی» برای برخورد با پدیده بدحجابی و بدپوششی در کشور، طی یک دوره یک‌ماهه تعدادی از زنان و دختران بدحجاب دستگیر شدند تهیه شده بود، وضعیت آنها را در ابعاد مختلف در رسانه‌های دولتی بدین شرح اعلام کردند.

۱- از نظر گروه سنی بالغ بر ۷۸/۹ % از یادشدگان زیر ۱۵ سال. ۹/۴۶ % آنها بین ۱۶ تا ۲۰ سال، ۵/۳۱% بین ۲۱ تا ۲۵ سال و ۸/۱۳ % ۲۶ تا ۳۰ سال سن داشته‌اند.

۲- به لحاظ وضعیت تاهل بالغ بر ۶/۸۴% از یادشدگان مجرد، ۱/۱۳% از آنها متاهل و ۳/۲ % مطلقه بوده‌اند.

٣- از نظر میزان تحصیلات بالغ بر ۹/۴۶% از یادشدگان دارای تحصیلات متوسطه و دیپلم،‌ ۷/۲۷ % آنها فوق دیپلم و لیسانس و ۴/۲۵ درصدشان بالاتر از لیسانس بوده‌اند.

۴- با لحاظ داشتن شغل بالغ بر ۴/۲۵% از یادشدگان محصل، ۳/۱۹% از آنها دانشجو، ۴/۱۵% دارای شغل آزاد، ۵ % کارمند بخش خصوصی، ۵/۱۱% خانه‌دار و ۱۷% کارگر یا بیکار بوده‌اند.

۵- از نظر نحوه زندگی بالغ بر ۵/۳۸ % از یادشدگان با والدینشان و ۷/۱۷ % از آنها با یکی از والدینشان زندگی می‌کنند و ۸۸/۴۴% از پاسخ‌گویی به این سوال خودداری کرده‌اند.

۶- به لحاظ سابقه دستگیری بالغ بر ۵/۸۷ % از یادشدگان سابقه دستگیری نداشته اند، ۵/۷% از آنها برای بار دوم دستگیر شده‌اند و ۵/۵ % از پاسخ‌گویی به این سوال خودداری کرده‌اند.

پدیده دختران فراری مختص به پایتخت نیست و در سال‌های اخیر در شهرستان‌های سراسر ایران افزایش چشمگیری داشته است. براساس گزارش محرمانه‌ای که چندی پیش از سوی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش ایران منتشر شد، علاوه بر افزایش بی‌سابقه تعداد، کاهش متوسط سن دختران فراری در ایران هم‌اکنون به حداقل ۹ سال ذکر شده است.

رسانه‌های دولتی دو عامل را در موضوع فرار دختران از بقیه مهم عنوان می‌کنند؛ تحمیل عقاید والدین به دخترانی است که سن بلوغ را طی می‌کنند و اجبار آنان به ازدواج ناخواسته. دیگر هیچ سخنی از جرایمی سازمان یافته که بعد از فرار دختران از خانه در حق آنان صورت می‌گیرد، سخنی به میان نمی‌آورند.

تصور کردن اینکه دختران فراری در پایتخت و شهرهای بزرگ چه سرنوشتی دارند و می‌توانند به کجاها کشیده شوند، از نگاه باندهای قاچاق انسان می‌تواند یک فرصت سودآور باشد؛ اگر مسوولان دولتی نیز در آن نقش داشته باشند می‌توان فرار دختران را نه فقط گریزانی از خانه، بلکه افسارگسیختگی اجتماعی دانست.


!اول ماه مه، روز جهانی کارگر را گرامی می داریم


در حالی به روز جهانی کارگر نزدیک می شویم که هر روز وضعیت معیشتی این قشر زحمتکش جامعه رو به وخامت بیشتری می گذارد. هر روز تعدادی از واحدهای تولیدی و کارخانه ها به ورشکستگی نزدیک و یا بسته می شوند و کارگران این واحدها به خیل بیکاران می پیوندند. این در حالی است که بسیاری از این کارگران مدت هاست حقوق ماهانه خود را نیز دریافت نکرده اند. اوضاع تا بدان حد سیاه است که وزیر کار هم اعلام می کند "من وزیر بیکاران هستم" (سایت ایسنا- دوشنبه 7 اردیبهشت 94). به علت کسادی بازار کار، کارگران به کار در شرایط غیر ایمن و غیر استاندارد - که حتی در مراکز دولتی نیز موجود است (مرگ کارگران بر اثر استشمام گاز ترش در پروژههای فازهای ۱۷ و ۱۸ عسلویه)- و تن دادن به خواست های نامعقول کارفرما مجبور می شوند و گاه جان خود را در این راه برای تامین هزینه های کمرشکن زندگی از دست می دهند. عده ای دیگر به دست فروشی روی می آورند و مورد هجوم ماموران شهرداری قرار می گیرند، برخورد این ماموران طوری است که گویا این مردم اهالی کشور دیگری هستند و به زور به این خاک وارد شده اند، با آنان می جنگند و به بدترین شکل اموال آنان را که با خون جگر فراهم کرده اند و امید دارند تا بتوانند چرخ لنگ زندگی شان را با فروش آن ها بچرخانند، غارت می کنند و خود آنان را مضروب می کنند که حتی در مواردی منجر به مرگ فرد شده است (مورد علی چراغی دستفروش تهرانی). عمل وحشیانه این ماموران و از دست دادن سرمایه اندکی که به آن امید فراوانی بسته شده است گاه بقدری بر روح و روان فرد تاثیر می کند که سبب خودکشی او می شود (خودسوزی یونس عساکره شهروند خرمشهری و حمید فرخی شهروند تبریزی). بهره کشی از کودکان هم چنان ادامه دارد و هیچ قانونی برای دفاع از آنان اجرا نمی شود. مسئولین امر بارها نشان داده اند که نه به شرایط عادلانه و رضایت بخش شغلی اعتقاد دارند، نه به عادلانه بودن دستمزد ها و نه به تشکیل سندیکاها که حق بلامنازع هر کارگری است و در اعلامیه جهانی حقوق بشر آورده شده است (ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر- 1948).
چه باید کرد؟ کارگران بارها به طور پراکنده و با تعداد اندک هر بار در شهری به وضعیت بد و ناعادلانه خود اعتراض کرده اند. اما نتیجه چه بوده است جز اخراج، دستگیری، شکنجه و حبس. هم اکنون تعدادی از کارگران تنها و تنها به جرم درخواست های صنفی خود در حبس به سرمی برند، از آن میان می توان به اسعد(بهنام) ابراهیم زاده، علیرضا اخوان، ذبیح الله باقری، محمد جراحی، شاهرخ زمانی، رضا شهابی، کوروش بخشنده اشاره کرد. این در حالیست که در روزهای هشتم و نهم اردیبهشت ماه جاری نیز فعالان کارگری محمود صالحی، عثمان اسماعیلی، ابراهیم مددی و داوود رضوی بازداشت شدند.
اگر همه هم صدا شوند و با اتحادی محکم و ناشکستنی فریاد بزنند، بعید است که مسئولین! به بهانه های واهی چون تفاهم! هسته ای صدای آنان را نشنوند و خود را به کری و کوری بزنند. بله رمز موفقیت در ایجاد تشکل های مستقل و هم صدایی و همکاری با همدیگر و ایستادگی و پیگیری است.
مادران پارک لاله از حق بدیهی کارگران در اعتراض به وضعیت کنونی شان حمایت می کند و خواستار آزادی تمام کارگران زندانی است که به جرمی واهی و تنها به دلیل حق طلبی روزگار را در زندان سپری می کنند.
مادران پارک لاله ایران
دهم اردیبهشت 1394
Do 30.04.2015 12:41

 نگاهی به وضعیت ایران در گزارش بانک جهانی و نابرابری‌ها علیه زنان

نگاهی به وضعیت ایران در گزارش بانک جهانی



«بانک جهانی» هر سال گزارش‌هایی را در زمینه‌های مختلف پیشرفت و توسعه ارائه می‌دهد. یکی از گزارش‌های مهم سال گذشته این سازمان، گزارشی درباره مساله برابری و رفع تبعیض علیه زنان است که «زنان، تجارت و قانون» نام دارد. در این گزارش فرصت‌های اقتصادی زنان در ۱۴۳ کشور مختلف جهان مورد بررسی قرار گرفته و وضعیت اقتصادی-حقوقی زنان این کشورها با یک‌دیگر و با استانداردهای بین‌المللی مقایسه شده است. در گزارش سال ۲۰۱۴ بانک جهانی شش حوزه به عنوان معیار سنجش فعالیت اقتصادی زنان و وجود موانع اقتصادی بر سر راه ایشان در نظر گرفته شده است، این حوزه‌ها از قرار زیر است:
۱. نهادهای یاری‌رسان و نهادهای حقوقی: از نظر این گزارش وجود چنین نهادهایی در هر کشور موجب رفع تدریجی نابرابری‌ها علیه زنان و پدیدآمدن محیطی برابر برای کار و فعالیت اقتصادی ایشان می‌شود. نهادهایی که به وضعیت زنان در حوزه‌های مختلف رسیدگی کرده و سعی در توان‌مند کردن ایشان در زمینه‌های مختلف اقتصادی دارد. از نکات مهم مورد نظر چنین نهادهایی، وجود تبعیض مضاعف علیه زنان متاهل در برابر زنان مجرد است که در سطور آینده به آن بیشتر خواهیم پرداخت.
۲. مالکیت دارایی و اموال غیرمنقول: در بسیاری از کشورها –به ویژه کشورهای اسلامی- وضعیت مالکیت زنان در دارایی‌های مختلف با مردان یک‌سان نیست، به ویژه این مساله را می‌توان در مورد ارث شاهد بود. هم‌چنین در این بخش، گزارش نگاهی به وضع مالکیت زنان بعد از ازدواج انداخته و تغییرات احتمالی پدید آمده بعد از شروع زندگی متاهلی را از نظر می‌گذراند.
۳. شغل و فعالیت اقتصادی: جدا از میزان حضور زنان در بازار کار هر کشور، وضعیت کار ایشان در مقایسه با مردان در بسیاری از موارد یک‌سان نیست. معمولا و بسته به کشورهای مختلف، محدودیت‌هایی بر سر کار زنان گذاشته می‌شود، از ساعات کار گرفته تا محدودیت‌هایی نظیر کار در شب. هم‌چنین سن بازنشستگی نیز معمولا از معادلاتی متفاوت در برخورد با زنان و مردان پیروی می‌کند.
۴. گرفتن وام و اعتبار: این حوزه نیز از اهمیت بالایی برخوردار بوده و یکی از عوامل کلیدی و تعیین‌کننده در فرصت‌های اقتصادی زنان است. بررسی این مساله که زنان به تنهایی و مستقل، قادر به دریافت وام و اعتبارات درخور برای تاسیس و راه‌اندازی یک تجارت باشند، در میزان حضور زنان در بخش‌های مهم اقتصادی اثرگذار است. هم‌چنین بررسی کلی آمار وام‌گیرندگان مرد در برابر این آمار برای زنان، در بسیاری از کشورهای واقع در خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوب شرقی، نشان‌دهنده وجود تبعیضی فاحش در این حوزه است.
۵. مشوق‌های شغلی: از مهم‌ترین موارد این حوزه نرخ مالیات و میزان تخفیف مالیاتی است که برای زنان در مقایسه با مردان و در حالت تجرد یا تاهل در نظر گرفته می‌شود. هم‌چنین میزان بهره‌مندی زنان از خدمات اجتماعی، دوباره در حالت تجرد یا تاهل به نوبه خود در خور توجه است. از دیگر مواردی که در ایران نیز از عوامل تبعیض علیه زنان به حساب می‌آید، حق عائله‌مندی و تعلق گرفتن آن به زنان متاهل است.
۶. حضور در دادگاه: این حوزه که به نسبت سایر حوزه‌های مطرح شده، ماهیت حقوقی بیشتری دارد نیز از بعد اقتصادی مساله غافل نشده است. مواردی که در این حوزه بررسی می‌شوند جدا از حضور زن در دادگاه به عنوان دادخواه یا شاهد و مقایسه آن با ارزش و اعتبار حضور همتای مرد، به حضور زنان در دادگاه به عنوان قاضی و وکیل و حضور در سایر مشاغل حقوقی نیز نظر ویژه‌ای دارد.

هم‌چنین در این گزارش توجه خاصی به مساله خشونت علیه زنان و آمار آن در کشورهای مختلف شده است و نهاد‌ها و قوانین مقابله با آن مورد سنجش قرار گرفته است. در کل می‌توان گفت این گزارش وجود خشونت، تبعیض و نابرابری جنسیتی را از عوامل تعیین‌کننده و بازدارنده حضور شایسته زنان در اقتصاد هر کشور اعلام می‌کند. در ادامه و پیش از بررسی وضع ایران در این گزارش بد نیست نگاهی گذرا بیندازیم به موارد تبعیض علیه زنان مجرد یا متاهل. دسته اول تبعیض‌هایی است که عموما برای تمام زنان، چه مجرد و چه متاهل، در کشورهایی که ناقض اصل برابری جنسیتی هستند، دیده می‌شود. با نگاهی به اکثر موارد تبعیضی که در ادامه می‌آيد می‌بینیم قوانین و مقررات مربوطه در ایران مشمول آن‌ها هستند.
موارد تبعیض علیه زنان: اقدام برای دریافت گذرنامه، از خانه بیرون رفتن، خروج از کشور، داشتن شغل بدون نیاز به اجازه، امضای قرارداد، ثبت تجارت، ریاست خانواده، گرفتن تابعیت برای فرزندان، افتتاح حساب، انتخاب محل زندگی، گرفتن کارت ملی، حق مالکیت و دارایی، قوانین ارث، ساعات مساوی کار، انجام کارهای یک‌سان، سن بازنشستگی، تخفیف مالیاتی، ارزش شهادت، و از همه مهم‌تر بررسی این که آیا در قانون اساسی کشور، تبعیض جنسیتی منع شده‌ است یا نه؟
دسته بعدی موارد تبعیض مضاعفی است که زنان متاهل و به واسطه ازدواج، با آن مواجه هستند: وجود اجبار قانونی برای فرمان‌برداری و تمکین از شوهر، اخذ تابعیت اجباری شوهر، وضعیت اداره اموال مشترک و شخصی، الزام قانونی زن برای انجام کارهای رایگان در خانه، و وضعیت ارث زن از اموال و دارایی شوهر متوفی.
در بین ۱۴۳ کشور بررسی شده تنها سه کشور به کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (سیدا) نپیوسته‌اند: ایران، سودان و ایالات متحده. در بررسی کلی وضعیت زنان با توجه به شاخص‌هایی که در بالا ذکر شد، ایران در رتبه ۱۴۰جای گرفته و تنها سه کشور با انتهای جدول فاصله دارد.

همان‌طور که در این گزارش ذکر شده است، در ایران و در قانون حمایت از خانواده، مصوب ۱۹۷۵ (۱۳۵۴)، حکومت پهلوی قوانین سنتی فقهی را مورد بازنگری و اصلاح قرار داد و سعی در هموار کردن حضور زنان در عرصه‌های اقتصادی داشت. از جمله مهم‌ترین حقوقی که در این راستا برای زنان در نظر گرفته ‌شد حق کار برابر برای زوجین بود.
با مطرح شدن این قانون در گزارش بانک جهانی بد نیست نگاهی گذرا داشته باشیم به وضعیت برابری‌خواهی زنان در ایران، از آغاز تا کنون. مطرح شدن بحث حقوق برابر زنان و رفع تبعیض در ایران با شروع جنبش مشروطه همراه بود. بعد از مشروطه عده‌ای از روشن‌فکران و به ویژه زنان روشن‌فکر به فکر تغییر وضع موجود برآمدند که در آن زنان همواره در چاردیواری خانه محبوس بودند. این روشن‌فکران در صدد گشایش مدارس دختران و نشریات و انجمن‌های زنانه برآمدند و حتی با توجه به جامعه بسته ایران آن زمان، با استقبال قابل توجهی روبه‌رو شدند. در ادامه و در دوران حکومت پهلوی نیز تغییر وضع زنان و حضور آنان در اجتماع همیشه مورد توجه بود تا این که در دوران محمدرضا شاه پهلوی این اقدامات سرعت گرفت. تدابیر متعددی برای آموزش و اشتغال به کار بسته شد و به زنان حق مشارکت سیاسی و حق رای اهدا شد. این اقدامات به حدی سریع و اثرگذار بود که ایران به نمونه‌ای برای سایر کشورهای منطقه و جهان تبدیل شد. به گزارش پژوهشی در این زمینه در سال ۱۳۵۵، زنان ۱۳/۷۷درصد نیروی کار بودند، آماری که در حدود نیم قرن پیش چیزی در حدود صفر بود. یکی از مهم‌ترين اقدامات در جهت مشاركت سياسي زنان، اعطای حق رای به آنان و نيز حق انتخاب شدن و راه يافتن زنان به مجلس و كابينه بود. براي نمونه تا سال ۱۳۵۳، ۱۸ نماينده مجلس، ۲ سناتور، ۲ معاون وزير و ۲۸ وكيل زن در ايران وجود داشت. در سال ۱۳۵۶ چند صد زن در ميان ۵ هزار عضو شوراهای محلي به چشم مي‌خوردند. ۵ عضو زن در هيات مديره حزب رستاخيز و دو زن در اداره سياسی اين حزب فعاليت می‌کردند.
اما با انقلاب ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) این روند شکلی معکوس به خود گرفت، در همان آغاز و در اصلاحاتی گسترده در قوانین مترقیانه حکومت قبل، به شوهر اجازه داده شد تا از کار همسرش ممانعت به عمل آورد. قوانین دیگر نیز در طی زمان، محدودیت‌ها و موانع متعددی را بر فعالیت اقتصادی زنان تحمیل کردند، از برخورد تبعیض‌آمیز و نابرابر با زنان در ساعات کار تا ممنوعیت ایشان در اتخاذ بعضی مشاغل مانند قضاوت، مقامات بالای دولتی، نظامی و غیره.
در گزارش بانک جهانی اما روند حرکت کشورها به گونه‌ای کاملا متفاوت است. در این گزارش نشان داده شده که روند مقابله با تبعیض علیه زنان، به ویژه در عرصه اقتصادی، در فاصله سال‌های ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۰ روندی رو به تغییر و بهبود داشته است. سرعت این تغییر در کشورهای آفریقایی از همه کم‌تر و در کشورهای آمریکای لاتین از همه بهتر بوده است. اکثر کشورهای خاورمیانه نیز تغییرات بسیار اندکی را شاهد بوده‌اند ولی وضعیت ایران به کل معکوس است، ایران که در اولین بازه زمانی این دوره روندی مثال‌زدنی داشته، پس از دو دهه، با سرعتی استثنایی به قهقرای نمودارها و جداول سقوط کرده است.
در انتهای این گزارش نیز به خشونت علیه زنان پرداخته شده که از نظر این گزارش از عوامل به شدت تعیین‌کننده در سلامت زنان جامعه و حضور و مشارکت اجتماعی و اقتصادی ایشان در هر کشور است. این خشونت معمولا و بیش از هر جا، در خانه زنان رخ می‌دهد و سلامت جسمی و روانی آن‌ها را تهدید می‌کند و بعد از آن به محیط کار اختصاص دارد. از همین رو گزارش در این بخش اول به تعریف خشونت علیه زنان و برشمردن انواع آن اقدام می‌کند:
خشونت فیزیکی: هر گونه رفتاری که سلامت یا بدن زن را به خطر اندازد.
خشونت احساسی یا روانی: تحقیر، تمسخر، منزوی کردن، دنبال کردن، توهین، تهدید، اخاذی یا هر اقدام دیگری که سلامت روانی زن را به مخاطره اندازد.
خشونت مالی: محرومیت از هرگونه حق و حقوق مالی یا وابستگی مالی زن به شخصی دیگر.
خشونت جنسی: اجبار به تماشا یا شرکت در رابطه جنسی به هر نحوی از زور و تهدید و فشار و اجبار گرفته تا هر نوع رابطه بدون رضایت. حتی در بستر زناشویی و بحث تجاوز زناشویی.

اکثر کشورهای بررسی شده در این گزارش (صد کشور) از این حیث هم مورد بررسی قرار گرفته‌اند و اکثر آن‌ها قوانینی بازدارنده یا تنبیهی برای خشونت خانگی و آزار جنسی در محیط کار دارند. در این بین کشورهایی هم هستند که فقط قوانینی در ارتباط با خشونت خانگی یا آزار جنسی در محیط کار دارند ولی وضعیت در کشوهای خاورمیانه و شمال آفریقا به طرزی حیرت‌انگیز، متفاوت است. در بین کشورهای این منطقه قوانینی برای محافظت از زنان در برابر آزار جنسی در داخل روابط زناشویی وجود ندارد و از بین این ده کشور تنها الجزایر و مراکش قوانینی برای مقابله با آزار جنسی در محیط کار دارند. واضح است که ایران در دسته کشورهایی است که هیچ‌گونه قوانینی درباره خشونت خانگی یا آزار جنسی در محیط کار ندارند.

در پایان بد نیست نگاهی داشته باشیم به سیاست‌ها و قوانینی که از نظر بانک جهانی بر فرصت‌های اقتصادی زنان به شدت اثرگذارند. نگاهی به این سیاست‌ها هم در بررسی وضع اقتصادی زنان در کشورهای مختلف راه‌گشا بوده و هم با تغییر چنین سیاست‌هایی است که می‌توان امید به تغییر وضعیت زنان در اقتصاد جامعه و رفع تبعیض‌ و نابرابری از ایشان در محیط‌های کاری داشت. سیاست‌ها از این قرار هستند:
طول مرخصی با حقوق دوران بارداری و زایمان
طول مرخصی با حقوق تربیت فرزندان
نسبت این دو مرخصی به هم
قوانین تنبیهی و بازدارنده اخراج زنان باردار
قوانین الزام‌آور برای برخورد برابر با زنانی که از مرخصی زایمان بر‌می‌گردند
قوانین الزام‌آور برای اختصاص مرخصی ساعتی برای شیردادن فرزند
تخفیف مالیاتی زنان
وضعیت حقوقی زنان در هیات مدیره شرکت‌ها، مجلس، ادارات دولتی
حقوق برابر با مردان برای کار یک‌سان
قوانین منع تبعیض جنسیتی در استخدام
ناگفته پیداست که حضور قوانین تنبیهی و بازدارنده خشونت خانگی و آزار جنسی در محیط کار، در کنار سیا‌ست‌های ذکر شده در بالا چقدر ضروری است و بدون داشتن چنین قوانینی رفع تبعیض علیه زنان نه تنها در محیط کار، بلکه در خانه و اجتماع نیز غیرممکن به نظر می‌رسد.

نامه آتنافرقدانی پیش از انتقال به بند ۲-الف اطلاعات سپاه زندان اوین


http://kampain.info/mer.php?id=1943

متن كامل اين نامه كه برای انتشار در اختيار " كمپين دفاع از زندانيان سياسی و مدنی" قرار گرفته به شرح زير می‌باشد.
"بادبادک‌ها با باد مخالف اوج می‌گیرند"
هم‌میهنان و همنوعان گرامی، همواره هدف اینجانب همانا حکومت قانون و قانونگرایی بوده است و هر کنش و واکنشی را در همین راستا انجام داده‌ام‌.
اینک پس از نیل به یکی از خواسته‌های قانونی خویش که امیدوارم سرآغازی برای به رسمیت شناختن هر چه بیشتر حقوق‌بشر و دادرسی عادلانه در خصوص همه متهمان و زندانیان کشورم باشد، و همچنین جلب توجه افکار عمومی نسبت به وضعیت اسفبار زندانیان در زندان شهرری، از همه مردم بزرگوار ایران و سراسر گیتی که در این مدت مرا مورد مهر قرار دادند، سپاسگذارم و بر آنان درودی بی‌پایان می‌فرستم.
اینجانب به داشتن مردمی بزرگوار و مهربان، خانواده‌ای دلسوز و وکیلی مجرب، حرفه‌ای و بسیار مسوولیت‌پذیر جناب آقای محمد مقیمی که برای احقاق حقوقم از هیچ تلاشی فروگذاری ننمودند، افتخار می‌کنم و همچنین از پرسنل وظیفه‌شناس بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) و جامعه پزشکی که شاید در آخرین لحظات زندگی‌ام برای زنده ماندن و به حالت عادی بازگرداندن من از هر تلاشی دریغ ننمودند، سپاسگذارم و از تمامی فعالان سیاسی که تا واپسین لحظات نگران اینجانب بودند، نیز کمال امتنان را دارم.
دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ تهران ۲۰:۰۶ - ۹ مارس ۲۰۱۵


--
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

ندان قرچک رنجی برای تمام فصول!



شنبه, مارس 7, 2015 - 11:20
شیوا گنجی

در زندان قرچک که برای زندانی کردن زن ها ساخته شده است بیماری های ایدز و هپاتیت بیداد می کنند! آب گرم در بیشتر مواقع وجود ندارد و زندانی باید با آب سرد بدنش را شستشو دهد! آوردن و تحویل لباس از طریق خانواده به زندانی ممنوع می باشد! زندان قرچک زمستان هائی سرد و تابستان هائی گرم و سوزان دارد .....

گزارش شیوا گنجی، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان از زندان قرچک
ساختمان زندان قرچک پیش تر مرغداری بوده و پس از آن تا اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ این مکان تبدیل به کمپ ترک اعتیاد شده است، از اردیبهشت سال ۱۳۹۰ انتقال زنان زندان رجائی شهر و اوین به قرچک شروع شد، در مجموع این زندان شامل ده سالن نگهداری زندانیان است، این زندان‌ به دو بخش تبدیل شده است: بخش اول اندرزگاه است که زیر نظر خود سازمان زندان ها اداره می شود و بخش دوم قسمت مشاوره است، قسمت اندرزگاه شامل چهار سالن است که بدترین سالن های زندان قرچک به شمار می روند!
سالن یک - سالن مجرمان مربوط به مواد مخدر با حبس های طویل المدت و سنگین که حکمشان از ۱۵ سال به بالا می باشد در آنجا نگهداری می شوند.
سالن دو - سالن مجرمان مربوط به مواد مخدر با حبس های کوتاه مدت و سبک است، زندانیان آن زیر ۱۵ سال حکم دارند. محبوسین این سالن به تازگی بازداشت و هنوز محکوم نشده اند و حکمی ندارند، این گروه از زندانیان در سالن دو بلاتکلیف هستند.
سالن سه - سالن ویژه محکومین با جرائم قتل، سرقت، خانه های فساد، رابطه نامشروع، جعل و کلاهبرداری است، زندانیان این سالن همگی محکوم شده و حکم دارند.
سالن چهار - به اصطلاح به سالن بلاتکلیف ها مشهور است، آن دسته از زندانیانی که حکم ندارند و بلاتکلیف هستند (به جز زندانیان مربوط به جرائم مواد مخدر) در این سالن نگهداری می شوند، سالن چهار بدترین سالن زندان است و سالن ویژه ورودی های جدید است، ۹۰ درصد زندانیانی که به این سالن وارد می شوند اعتیاد دارند. تعداد زندانیان این سالن نزدیک به ۲۶۰ تا ۲۷۰ نفر است ولی تعداد تخت های موجود در این سالن ۹۰ تخت است، بیشتر زندانیان این سالن کف خواب هستند! در سالن یک تا چهار برای سیگار کشیدن، خودزنی و خلاف های زندان ممانعتی وجود ندارد و زندانیان اجازه انجام این کارها را دارند! از سالن چهار به بعد سالن مشاوره است که با یک درب چوبی از هم جدا می شوند، سالن های مشاوره جزو سازمان های زندان ها است اما سالن زیر نظر محمد قالیباف اداره می شود.
سالن پنج - سالن زندانیان بلاتکلیف است اما تفاوت زیادی با سالن چهار دارد، از لحاظ بهداشت و تمیزی بسیار بهتر و از لحاظ گروه بندی زندانیان نیز با محبوسین سالن چهار بسیار متفاوت است، زندانیان این سالن نباید کارهای خلاف زندان داشته باشند، اجازه خودزنی ندارند، نباید سیگار بکشند، در نهایت زندانی در این سالن باید از فیلترهائی رد بشود تا بتواند وارد قسمت مشاوره بشود.
سالن شش و هفت - سالن محکومین قطعی است، زندانیانی که حکم های سبک دارند و مختلط هستند.
سالن هشت - بند مادران است که سی مادر زندانی در آن نگهداری می شوند، ده نفر از زندانیان این سالن هم اکنون باردار هستند! بیست کودک دو یا سه روزه تا سه ساله در این بند زندگی می کنند، به بچه های کوچک نیز هفته‌ ای یک تا دو بار شیربرنج می دهند و روزهای پنجشنبه به مادر و کودک نفری یک عدد شیرینی دانمارکی داده می شود، سالن هشت با یک درب آهنی جدا می شود،
دو سالن دیگر نیز در این زندان به نام مشاوره اصلی وجود دارند، یک سالن مربوط به زندانیانی است که محکوم به اعدام هستند و حکم اجرا دارند، بیشتر آنها به اتهام قتل زندانی و در دادگاه به قصاص محکوم شده اند و شامل شصت و سه نفر هستند، مسئولان زندان اگر بخواهند کسی را اذیت و یا از سایر زندانیان جدا کنند یا به هدف این که زندانی با کسی حرف نزند و یا به صورت مداوم تحت نظر باشد شخص را به این سالن انتقال می دهند، هر دو سالن یک هواخوری دارند، رابطه زندانیان اندرزگاه و سالن مشاوره اصلا خوب نیست!
سالن یک و دو، سه و چهار، پنج و شش یک هواخوری دارند، سالن هفت تنها سالنی است که خودش یک هواخوری مجزا دارد، سالن هشت نیز به دلیل وجود بچه ها مقداری مرتب تر از بقیه هواخوری های دیگر است، کف تمام سالن ها با موکت پوشیده شده و رنگ موکت ها بیشتر روح و روان را عذاب می دهد! در هر سالن چهارده اتاق وجود دارند، اتاق ها را با تخت ها از هم جدا می کنند، در هر اتاق دوازده نفر می توانند باشند، شامل چهار تخت سه طبقه ای است طوری که فضائی برای نشستن و غذا خوردن وجود ندارد! در این زندان آب لوله کشی وجود ندارد و با تانکر آب وارد می شود! آب را با کلر درصد بالا تصفیه می کنند که وقتی لباس با این آب شسته می شود رنگ لباس کاملا از بین می رود! آب شیرین وجود ندارد! اصولا در هر دو سالن یک دستگاه آب سردکن وجود دارد که در حقیقت محتوای مخزن آن همان آب شور هست ولی چون خیلی خنک می شود کمتر مزه شوری و تلخی آن احساس می شود، نود درصد زندانیان توان مالی برای خریدن آب‌ معدنی را ندارند و از همان آب شور زندان برای شرب استفاده می کنند!
آب گرم جهت استحمام در بیشتر مواقع وجود ندارد و باید زندانی با آب سرد سر و بدنش را شستشو دهد! برای حمام رفتن باید تعداد زندانیان به حد نصاب برسد و گرم کردن آب بستگی به پرسنل شیفت دارد، سالن یک تا هشت در مجموع هشت حمام دارد، سالن مشاوره با این که تعدادشان کم است و در مجموع هفتاد نفر هستند اما چهار حمام دارد، تمام سالن ها در مجموع دوازده سرویس بهداشتی دارند، سرویس ها از لحاظ نظافتی بسیار کثیف و غیر بهداشتی هستند و در آنها به هیچ عنوان نظافت رعایت نمی شود!
وضعیت تغذیه، برنامه غذائی و ساعت تقسیم غذا
شنبه - ماکارونی با سویا
یکشنبه - عدس پلو
دوشنبه - قیمه با لپه و سیب زمینی
سه شنبه - استانبولی (معروف به غذای شاهانه) که همیشه به اندازه کافی نیست و زندانی سیر نمی شود!
چهارشنبه - استانبولی
پنجشنبه - قرمه‌ سبزی (بدترین غذای هفته)
جمعه - قیمه (عدس پلو)
در برخی اوقات پیش آمده که سه ماه هر روز عدس پلو وعده های غذائی زندانیان بوده است، مسئولان هر بار اعلام می کنند به دلیل نبود بودجه فقط عدس پلو داده می شود، شب ها: سیب زمینی و تخم مرغ، عدس (گاهی پیش آمده در داخل آن سوسک دیده شده است!) پوره سیب زمینی، لوبیا و آش رشته (حبوبات نپخته و خام است!) لبنیات در زندان اصلاً وجود ندارد! صبح ها ساعت شش صبح از آشپزخانه بزرگ آب جوش می آورند، ظهرها از ساعت دوازده و نیم تا دو و نیم نهار پخش می شود، زمان پخش غذا شب ها از ساعت چهار و نیم شروع می شود و تا ساعت پنج و نیم تمام می شود، ساعت پنج تا شش مجددا آب جوش می آورند، ساعت بیست و دو خاموشی شب اعلام می شود البته با چراغ روشن! زندانی در زندان مجبور است غذاهای زندان را بخورد چون فروشگاه چیزی برای خوردن ندارد و تنها تن ماهی برای فروش دارد! گاهی پیش آمده است که تاریخ مصرف این تن ماهی ها گذشته و باعث مسمومیت شده است!
چاقو، قیچی و لیوان شیشه ای جزو موارد خلاف و ممنوع زندان محسوب می شود اما در کمال ناباوری همه این وسائل ممنوع در زندان یافت می شوند! در ورود به زندان باید قاشق و لیوان پلاستیکی از فروشگاه زندان تهیه شود ولی با شرایط بهداشتی زندان عملاً استفاده‌ از قاشق و لیوان پلاستیکی سخت است و برای زندانی چاره ای نیز وجود ندارد، چاقو و قیچی با قیمت دویست تا سیصد هزار تومان در داخل زندان خرید و فروش می شود! آوردن و تحویل لباس از طریق خانواده به شخص زندانی ممنوع می باشد! در این زندان انواع مواد مخدر به وفور یافت می شود مخصوصا سالن یک تا چهار که در آن مواد مخدر بیشتر به فروش می رسند! در زندان بیشتر زندانیان شیشه مصرف می کنند و پس از مصرف بی خوابی دارند، عصبی می شوند و گاهی درگیری فیزیکی بین زندانیان پیش می آید، نگهبان ها نسبت به وقوع دعوا، درگیری و مسائل اخلاقی در میان زندانیان بی تفاوت هستند و در آن دخالت نمی کنند! لوازم آرایش در داخل زندان ممنوع می باشند ولی به وفور می توان لوازم آرایش را بین زندانیان پیدا کرد!
زندانی در بدو ورود به زندان به شدت مورد بازرسی بدنی قرار می گیرد و به مدت چهار شب قرنطینه می شود، ملاقات حضوری به برخی از زندانیان داده می شود که پس از آن مجدداً مورد بازرسی بدنی قرار می گیرند، بیشتر زندانیان ارتباطشان با دنیای بیرون قطع شده و تمام دنیایشان در همان قسمت تخت خوابشان خلاصه شده است! بیماری های ایدز و هپاتیت در داخل زندان بیداد می کنند! بدترین سالن، سالن چهار است که سالن ویژه ورودی ها است و سالن یک مشاوره که سالن اجرائی هاست.
زندانی هائی که در سالن یک مشاوره در انتظار اجرای حکم هستند قرص مصرف می کنند و بیشتر طول روز را در خواب بوده و در ساعتی هم که بیدارند بی حال هستند، این سالن به سالن مرده ها مشهور است! قرص هائی که زندانیان مصرف می کنند از جمله داروهائی هستند که به سگ ها داده می شوند! بهداری زندان هیچ گونه رسیدگی به وضعیت زندانی نمی کند، زمانی که یک زندانی دچار مشکل می شود باید ثبت نام کند تا نوبتش برسد و دکتر وی را ویزیت کند! دکتر دندانپزشک سه ماه یک بار و دکتر چشم پزشک شش ماه یک بار به زندان مراجعه می کنند! هزینه درمان با زندانی بیمار است و زندانی باید با ثمین کارت خود مبلغ ویزیت و درمانش را پرداخت کند.
همه سالن ها تلویزیون دارند، ال – سی - دی ۲۱ اینچ در آنها نصب شده است اما به دلیل این که سالن بسیار شلوغ و پر سر و صداست صدای این دستگاه ها قابل شنیدن نیست! زندان قرچک زمستان هائی سرد و تابستان هائی گرم و سوزان دارد! زمان تماس تلفنی با خانواده ها ۵ یا ۱۰ دقیقه است! آرایشگاه زندان قرچک "گیسو" نام دارد، این آرایشگاه در واقع اتاقی شش متری با دیوارهای کرم رنگ، دو صندلی معمولی و دو آینه قدی است، زندانیان تنها در برابر این آینه ها است که می توانند به صورت تمام قد خود را ببینند، در آرایشگاه زندان قرچک اصلاح صورت، ابرو، کوتاهی مو و رنگ کردن (البته رنگ روشن اجازه ندارند) انجام می شوند، دستمزد برای کوتاه کردن مو از بیست تا صد هزار تومان است! نرخ پیرایش بستگی به مدل و اندازه مو دارد.

http://bit.ly/1zZgEyg

گزارشی از زندان رژیم اسلامی در قرچک ورامین: نگهداری ۲۰۰۰ زن زندانی در چند سوله مرغداری


از اوایل سال ۹۰ نام زندان قرچک، به عنوان زندان زنان در رسانه‌ها مطرح شد. انتقال و تجمیع تمامی زندانیان با جرایم عمومی بند زنان اوین و رجایی‌شهر به این زندان در شهر ری که در میان آنان نام چند زندانی زن سیاسی و عقیدتی هم مشاهده می‌شد، باعث بروز موجی اعتراض نسبت به شرایط اسفناک این زندان شد.
به گزارش کلمه، انتقال گهگاه زندانیان سیاسی و عقیدتی زن به این زندان و شرایط اسفناک آن منجر به بروز اعتراضاتی درباره وضعیت این زندان می‌شد و البته برخی از فعالان حقوق بشر بارها نسبت به آنچه رخ دادن فاجعه بشری در زندان قرچک می‌خواندند، هشدار دادند. با این حال این اعتراضات نه تنها منجر به بهبود شرایط نگهداری زندانیان زن با جرایم عادی در این زندان نشد که بعضی اوقات زنان زندانی سیاسی و عقیدتی هم به قرچک تبعید شدند و این زندان به عاملی برای تهدید و سرکوب اعتراضات زنان زندانی سیاسی تبدیل شد.
به گزارش کلمه، این روزها انتقال زندانیان سیاسی و عقیدتی زن به این زندان روند سریع‌تری به خود گرفته است. اخیرا حکیمه شکری زندانی بند سیاسی زنان در زندان اوین و همچنین آتنا فرقدانی به این زندان منتقل شده‌اند و همچنین به برخی از زنانی که آزاد هستند اما حکم حبس دارند، گفته شده که برای اجرای حکم، آنها را به زندان قرچک خواهند برد!
با وجود آنکه انتظار می رفت پس از اعتراضات صورت گرفته، تفکیک قانونی در این زندان صورت بگیرد و یا از اعزام زندانیان زن سیاسی به این زندان به دلیل عدم تفکیک جرایم جلوگیری کنند؛ اما همچنان تعدادی از زندانیان سیاسی زن به این زندان عازم شده اند. انتقال غیر قانونی حکیمه شکری از اوین به قرچک، در حالیکه در حکم دادگاه وی تبعید درج نشده است، یکی از آخرین نمونه هاست.
حکیمه شکری، از زندانیان سیاسی سبز و عضو گروه مادران پارک لاله، آذر ماه سال ۱۳۸۹ به همراه شماری دیگر از افرادی که برای شرکت در مراسم بزرگداشت امیرارشد تاجمیر یکی از شهدای حوادث بعد از انتخابات در بهشت زهرا حضور یافته بودند، بازداشت و به بازداشتگاه شهر ری منتقل شد. او سپس به بند ۲۰۹ اوین منتقل و بعد از 3 ماه به قید وثیقه آزاد شد. شکری در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به 3 سال حبس محکوم شد که آبان سال ۹۱ برای اجرای حکم، خود را به زندان اوین معرفی کرد و از آنزمان در زندان اوین به سر میبرد تا آنکه ناگهان به زندان قرچک منتقل شد.
در حال حاضر حکیمه شکری منتظر آزادی مشروط و یا بازگشت به زندان اوین است. او اعتراضات قانونی خود را نسبت به این انتقال انجام داده، اما تاکنون پاسخی از دادستانی تهران و دادستانی شهر ری که گفته می شود پرونده در آنجاست، داده نشده است.
پیش از حکیمه شکری، غنچه قوامی نیز مدتی از بند دو الف زندان اون به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود. آتنا فرقدانی نیز از دادگاه راهی همین زندان شد و هم اکنون به عنوان متهم در آنجا در بازداشت است.
بسمه الجبوری زندانی عراقی و نگار حایری نیز دو زندانی امنیتی و سیاسی دیگر هستند که دوران محکومیت خود را در این زندان سپری می کنند، پیش از این نیز صدیقه مرادی و کبری بنازاده دو تن دیگر از زندانیانی بودند که در سال ۹۱ به قرچک منتقل شدند. آنها بعد از دو ماه به اوین بازگردانده شدند.
به گفته شاهدان و زندانیان حاضر در زندان قرچک، این زندان از کمترین امکانات بهداشتی و رفاهی برخوردار است. اعتراض به شرایط نگهداری زنان زندانی به محسنی اژه‌ای و نمایندگان مجلس هم کشیده شد و آنان را در موضع انکار قرار داد و حتی از شرایط خوب این زندان زنانه تعریف و تمجید کردند. آنان در حالی از شرایط مناسب و حتی عالی زندان زنان سخن می‌گفتند که اخبار حکایت از فاجعه‌ای اسفناک داشت.
زندان قرچک ورامین متشکل از چند سوله مرغداری با آب و هوای بسیار نامناسب و غیرقابل تحمل است. این زندان در حقیقت سالنی بزرگ است با سقفی بلند که فاقد سلول است و در آن دو هزار زن بدون کمترین امکان بهداشتی در سرما و گرما زندگی می‌کنند.
در این زندان جرایم تفکیک شده نیست و زندانیان از کمترین امکانات رفاهی و بهداشتی برخوردارند. زندانیان قرچک ورامین از آب گرم محروم هستند و تقریبا به ازای هر هشتاد نفر، یک یخچال کوچک وجود دارد!
آب آشامیدنی و آب استحمام زندانیان شور است. البته دستگاه آب شیرین کن نیز وجود دارد که کارایی چندانی ندارد و زندانیان مجبور به خرید آب معدنی هستند. این زندان کتاب خانه ندارد و روزنامه هم در اختیار زندانیان، به خصوص چند زندانی سیاسی، گذاشته نمی شود.
در سال‌های اخیر اعتراضاتی نسبت به شرایط این زندان و عدم وجود امکانات بهداشتی و همچنین رفتار و برخورد بد مامورین زندان و گاه ضرب و شتم زندانیان شده است، اما به نظر می‌رسد با انتقال زندانیان سیاسی زن به زندان اوین و جداسازی آنان، نگاه رسانه ها کمتر متوجه شرایط دیگر زنان زندانی در قرچک ورامین شده است.
با این حال گزارشهای گهگاهی که از این زندان به دست می‌رسید، حکایت از شرایط اسفناکی داشت که زندانیان مجبور به تحمل آن بودند. عدم وجود سرویس‌های بهداشتی به میزان کافی، تراکم زندانیان، ضرب و شتم آنان توسط مامورین مرد، حتی عدم وجود وسایل بهداشتی زنانه و آب و هوای بسیار بد این منطقه و غیره همچنان در اخبار دیده می‌شود.
انتقال به زندان قرچک همواره یکی از تهدیدهایی است که مسئولان دادستانی تهران و زندان اوین به عنوان عامل فشاری برای زنان بند سیاسی زندان اوین به کار می‌برند و در مواردی نیز تهدیدهای خود را عملی کرده‌اند.
www.kaleme.com/1393/11/18/klm-208820

تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۳, ساعت ۴:۰۰ بعد از ظهر

می گویم؛ تا آنچه بر سر من آمد بر سر هیچ زندانــی دیگری نیاید


آتنا فرقدانی

می گویم؛ تا آنچه بر سر من آمد بر سر هیچ زندانــی دیگری نیاید
جرس- مژگان مدرس‌علوم: آتنا فرقدانی، نقاش و فعال حقوق کودک است که چندی پیش به خاطر طراحی‌هایش و دیدار با خانواده‌های زندانیان سیاسی و خانواده‌های شهدای سال ۸۸ بازداشت شد.
او دو ماه در بند دو الف سپاه نگهداری شد و طی این مدت تحت فشارهای روحی قرار داشت. علی رغم اتمام بازجویی‌های طاقت فرسای یکماه و نیمه اما از آزادی او ممانعت به عمل آمد، موضوعی که باعث شد آتنا فرقدانی دست به اعتصاب غذا بزند. او بعد از وخامت وضع جسمی‌اش به دستور قاضی صلواتی او با قرار وثیقه بسیار سنگین تا برگزاری دادگاه از زندان آزاد شد.

آتنا فرقدانی که از نخبگان و استعداهای درخشان دانشگاه الزهرا است تنها بخاطر کشیدن طرحی از نمایندگان مجلس از ادامه تحصیل در مقطع کار‌شناسی ارشد منع شد. اگرچه موضوع حذف از دانشگاه ضربه‌ای بزرگ برای او بود اما انگیزه وی از مصاحبه با « جرس » نه برای محرومیت از تحصیل، بلکه به دلیل اتفاقاتی است که در بند دو الف بر زندانیان می‌رود است. او هنوز شب‌ها کابوس دوربین‌های نصب شده در حمام و دستشویی و هتک حرمتش را با خود دارد و در حین مصاحبه بار‌ها نفس‌اش گرفت و با صدای بریده بریده احساسش را شرح می‌داد.

متن کامل گفتگو را بخوانید:


خانم فرقدانی، پیش از اینکه در خصوص بازداشت و بازجویی‌ها صحبت کنید٬ لطفا بفرمایید به چه دلیل حاضر به این مصاحبه شدید؟
برای شرح آنچه در مدت بازداشت بر سرم آمده تردید داشتم اما وقتی با برخی از بزرگان مشورت کردم٬ گفتند اگر این مسائل گفته شود و اطلاع رسانی شود در مورد زندانیان دیگر بیشتر حواسشان را جمع می‌کنند. البته امیدوارم زندانی سیاسی نداشته باشیم اما حالا که داریم حداقل باید با آن‌ها برخورد بد نشود. در واقع می‌خواهم آنچه بر سر من اتفاق افتاد دیگر بر سر هیچ زندانی دیگری نیاید. البته بازجو‌ها می‌گفتند دیدی اینکه می‌گویند شکنجه در زندان است دروغ است، به آنها جواب دادم که درست است٬ از ضرب و شتم و شکنجه جسمی الان برای من خبری نیست اما اینکه الان راحت دارید من را بازجویی می‌کنید و سایه‌ای که من و امثال من امروز در زیر آن نشستیم، به خاطر دستان کسانی مانند «هدی صابر‌»ها و «ستار بهشتی‌»هاست که روزی درختی برایمان کاشتند. اگر آن اتفاقات افشاء نشده بود من الان راحت اینجا نمی‌نشستم که سران کشور را نقد کنم.


کمی به عقب برگردیم و در مورد نحوه بازداشتتان برایمان بگویید؟
من به دلیل آسیب دیدگی دست در بیمارستان بودم. وقتی داشتم با مادرم به خانه برمی‌گشتم٬ جلوی در خانه دیدم یک پژو با شیشه‌های دودی و چند موتور و ماشین ایستاده بودند. البته به دلیل حضور در مراسم شهدا و عکس‌هایی که می‌گرفتیم و روی فیس بوک می‌گذاشتیم بچه‌ها می‌گفتند زیر نظر هستیم و احتمال می‌دادیم که بازداشتمان کنند. خلاصه جلوی در آسانسور چند مرد هیلکی آمدند و گفتند: « خانم فرقدانی شمایید؟ تشریف ببرید بالا»، وقتی پرسیدم شما؟ کارت‌اش را درآورد و از اطلاعات بود. وقتی بالا رفتیم دیدم چند نفر در حال تفتیش خانه هستند یعنی به غیر از آنهایی که پایین بودند دوازده مامور در خانه بودند و تمام خانه را زیر و رو کردند، حتی سقف کاذب‌های بالا را بازرسی می‌کردند مثل اینکه زلزله آمده باشد...‌‌ همان جا هم گفتم با تروریست هم اینطور برخورد نمی‌کنند. خیلی وسائل یعنی کیسه کیسه را از منزل ما بردند کتابهای احمد شاملو، سید مهدی موسوی و گوشی و تبلت را بردند اما تبلت و گوشی را در لیست توقیف نیاوردند و زمانی هم که پدرم رفته بود وسائل را بگیرد چون این‌ها در لیست نبوده، نداده بودند.
خانواده‌ام در تمام مدت بازرسی هیچ چیز نگفتند و به قول ماموران٬ همکاری می‌کردند. در طول مدت بازداشت هم که ملاقات نداشتم خانواده خیلی نگران بودند اما مدام به آن‌ها می‌گفتند دخترتان دو سه روز دیگر خانه است. حتی روزی که داشتند مرا با خود می‌بردند، مادرم قرآن بالا سرم گرفت یکی از ماموران گفت مگر دخترت را دارند جبهه می‌برند، مادرم هم جواب داد این هم خودش یک نوع جبهه هست و یکی دیگر از ماموران گفت دخترتان دوازده شب خانه هست اما همانجا به مادرم گفتم به این حرف‌ها امید نبندد. متاسفانه به دلیل همین وعده‌ها٬ خانواده‌ام سکوت کردند.

بعد از تفتیش منزل‌‌٬ همان زمان بازداشتتان کردند؟
بله، سوار ماشینم کردند و بعد از چند دقیقه یک چشم بند به چشمم زدند وقتی سرم را بالا کردم از زیر چشم بند نگاه کردم پل مربوط به اوین را دیدم و کمی خیالم راحت شد که حداقل من را اوین می‌برند، بعد از چند روز متوجه شدم که در بند دو الف نگهداری می‌شوم.

بازجویی‌ها به چه شکلی بود؟
روزی ۹ ساعت بازجویی داشتم، یعنی از ۹ صبح تا ۲ بعداز ظهر بازجویی می‌شدم و ساعت ۲ تا ۳ ناهار می‌دادند. دوباره از ساعت۳بعدازظهر تا ۷ و ۸ شب بازجویی می‌شدم، حتی روزهای جمعه هم این بازجویی‌ها ادامه داشت و بازجو می‌گفت که او از زن و بچه‌اش می‌زند و برای بازجویی می‌آید! من هم می‌گفتم کارتان هست و پولش را می‌گیرید. خلاصه یکماه و نیم به همین شکل بازجویی‌های سخت ادامه داشت.


بازجویی‌ها حول چه موضوعاتی بود؟
اول از صفحه‌ی فیس‌بوکم شروع کردند و اولین برگه‌ای که جلو من گذاشتند طرحی بود که از نمایندگان مجلس کشیده بودم. بعد در مورد نمایشگاهی که برگزار کردم و آمار شرکت کنندگان می‌پرسیدند. موضوعی هم که خیلی برایشان اهمیت داشت این بود که چرا این همه با خانواده شهدای ۸۸ و زندانیان سیاسی از جمله بهائیان ارتباط دارم و هر مراسمی که بعد از حوادث ۸۸ شرکت کرده بودم را می‌گفتند و می‌پرسیدند «قبل، حین و بعد» مراسم را توضیح بدهم یا حتی از مراسم تولد شهید «مصطفی کریم بیگی» می‌پرسیدند و همچنین می‌گفتند با سازمان مجاهدین خلق ارتباط دارم در صورتی‌که هیچ ارتباطی با سازمان مجاهدین خلق نداشتیم و اصلا قبولشان نداشتیم و اگر هم اعتراض به اعدام می‌کردیم و یک‌سری دیوارنویسی در این زمینه داشتیم به خود اعدام اعتراض داشتیم. در مورد محتوای نقاشی‌هایم می‌پرسیدند. حتی یکی از آن‌ها را در صفحه فیس بوکم هم گذاشته بودم و وزارت ارشاد هم خریده بود اما می‌گفتند در این طرح توهین به حجاب شده است در حالی که وزارت ارشاد آن را خریده بود.

در مورد فعالیت‌هایی که مربوط به حقوق کودکان کار بود حساسیتی نداشتند؟
اتفاقا همین فعالیت را مثبت می‌دانستند و می‌گفتند چرا فقط به‌‌ همان فعالیت‌ها ادامه نمی‌دهم اما در اخباری که بعد از بازداشت منتشر شده به عنوان فعال حقوق کودک زده شد و برای همین من در صفحه فیس بوکم نوشتم که مردم از فعالیت در مورد حقوق کودکان نترسند و فکر نکنند اگر فعالیتی در این زمینه انجام دهند بازداشت می‌شوند.

یعنی فعالیتی در مورد کودکان کار نداشتید؟
چرا، اما اتهام من آن نبود. ما با بچه‌ها در پارک قرار می‌گذاشتیم و علاوه بر اینکه قرار می‌گذاشتیم از چه خانواده‌هایی دیدار کنیم، یکسری از کودکان کار را هم جمع می‌کردیم و آن‌ها نقاشی می‌کشیدند و قرار بود آن نقاشی‌ها را به نفع خود کودکان کار بفروشیم که متاسفانه با دستگیری ما همه چیز بهم خورد.

بعد از اتمام بازجویی چه اتفاقی افتاد و چرا دست به اعتصاب غذا زدید؟
بعد از بازجویی قرار بود من را در زندان نگه دارند که به همین دلیل اعتصاب غذا کردم. یعنی زمانی که پرونده‌ام داشت به دادگاه می‌رفت٬ برگه‌ای را که در آن اتهاماتم را زده بودند و گفتند آخرین دفاعیاتم را بنویسم٬ دیدم در برگه نوشته شده «لازم بذکر است که فرقدانی تا زمان برگزاری دادگاه در بند دو الف سپاه پاسداران نگهداری شود» که وقتی این جمله را دیدم حالم خیلی بد شد و خود آقای خورشیدی بازجو گفت قرار نبود برگه را بالا بزنی و بخوانی. قرار بود فقط برگه رویی را ببینی. در واقع متوجه شدم بعد از پایان تحقیقات به قول خودشان ملاقات با خانواده هم ندارم و حتی قرار نیست من را با قرار وثیقه آزاد کنند یا حداقل به بند عمومی بفرستند. به همین دلیل اعتصاب غذا کردم.

در تمام این دو ماه در سلول انفرادی بودید؟
پنج روز اول در انفرادی بودم. بعد هم سلولی غنچه قوامی شدم و دقیقا روز دادگاه غنچه، اعتصاب غذای خشک خود را شروع کردم (قبلش با غنچه در اعتصاب غذای‌ تر بودیم).‌‌ همان روز قبل از اینکه غنچه از دادگاه برگردد٬ آمدند و گفتند وسایلت را جمع کن و من را به سلول انفرادی در‌‌ همان بند بردند.

موضوعی که در مدت بازداشت خیلی رنجتان داد و‌‌ همان انگیزه‌ای شد تا مصاحبه کنید٬ چه بود؟
زمانی‌ که در سلول بودم٬ لیوان کاغذی‌هایی که در آن شیر بود را باز می‌کردم و پلاستیک روی آن را می‌کندم و شروع می‌کردم به نقاشی کشیدن.. یکبار یکی از خانم‌ها که اتفاقا خانم خوبی هم بود خیلی محترمانه نقاشی‌ها را از من گرفت اما بعد از آن دیگر لیوان کاغذی به من ندادند.
سلول انفرادی دستشویی نداشت و برای رفتن به دستشویی کاغذ زیر در می‌گذاشتیم (حالا بماند که ساعت‌ها می‌گذشت و کسی برای بردن من و غنچه به دستشویی نمی‌آمد و ما مجبور بودیم بر روی شکم بخوابیم تا خودمان را نگه داریم). خلاصه در انفرادی که بودم٬ کاغذ گذاشتم تا آمدند من را بردند دستشویی، هم داخل حمام و هم داخل دستشویی دوربین بود و وقتی می‌پرسیدیم این دوربین‌ها چیست٬ می‌گفتند این‌ها کار نمی‌کند. آن روز در سطل آشغال دستشویی دو تا لیوان یکبار مصرف کاغذی دیدم. آن‌ها را برداشتم و زیر لباسم گذاشتم وقتی من را سلولم می‌بردند، یکدفعه دیدم پچ پچ چند تا از مامورا می‌آید که دوربین را عقب و جلو بزن و این لیوان‌ها را برای چه می‌خواهد. تازه متوجه شدم که دوربین‌های دستشویی و حمام کار می‌کند و از آن موقع که متوجه این موضوع شدم به شدت حال روحی‌ام بهم ریخت و هنوز هم کابوس می‌بینم.
بعد که داخل سلول‌ام شدم یک دفعه یکی از خانم‌ها چنان وحشیانه در آهنی سلول را باز کرد و گفت لباس‌هایت را بکن. من هم گفتم درست نیست لباس‌هایم را بکنم که شروع کرد به فریاد زدن... من هم لیوان کاغذی‌ها را از لباسم در آوردم و انداختم زمین و گفتم همین‌ها را می‌خواستید بیایید اما دوباره داد زد لباس‌هایت را بکن؛ تا اینکه یکی دیگر از مامورا آمد و با خشونت من را کنج سلول کردند و دو تا دستم را گرفتند و من هم داد زدم نکنید اما یکی از خانم‌ها دستش را آورد و گذاشت جلوی دهنم و گفت ساکت شو سلولهای پایین مرد هست و صدایت را می‌شنوند، اگر ساکت نشوی چنان می‌زنم توی دهانت که دهانت پر خون شود که بعد‌ها غنچه می‌گفت صدایم را می‌شنیده و به در می‌کوبیده و فکر می‌کرده به دلیل اعتصاب غذا حالم بد شده و به زور می‌خواهند به من سرم بزنند.
بعد یکی از خانم‌ها دست‌هایم را محکم کوبید به دیوار پشت سرم (که استخوان دستم خیلی ورم کرد و تا مدت‌ها درد داشتم) و دو نفر از ماموران خانم به زور لباس بالا تنه‌ام را کامل درآوردند و به حدی وحشیانه این کار را می‌کردند که جای چنگشان تا مدت‌ها روی بدنم مانده بود و به زور و بد‌ترین فحش‌ها را که نمی‌توانم بر زبان بیاورم نثارم کردند و لباس پایین تنه‌ام را هم کامل پایین کشیدند... حتی تکرار و یاد آن لحظات تمام بدنم را به لرزه در می‌آورد خیلی لحظه بدی بود. کاملا بهم ریختم. تمام هدفم از این مصاحبه این است که شاید شرح این ماجرا باعث شود دیگر چنین بلایی را بر سر کسی نیاورند. هنوز شب‌ها کابوس می‌بینم که دستشویی دارم اما در تمام دستشویی‌ها باز است و همه دارند نگاه می‌کنند و نمی‌توانم دستشویی برم و از وحشت از خواب می‌پرم یا اینکه خواب می‌بینم که نقاشی‌هایم را به زور می‌خواهند از من بگیرند. کابوس آن روز‌ها هنوز با من است.

فردای آن روز دو تا از ماموران که خانمهای خیلی خوبی بودند من را بخاطر دستم که روز قبلش دو مامور با شدت به دیوار کوبیده بودند به بهداری بردند. دکتر هم دارو داد اما به خاطر اعتصاب غذا حاضر نشدم قرص بخورم و درد را تحمل کردم و شرطم برای شکستن اعتصاب غذا این بود که تا زمان برگزاری دادگاه با وثیقه آزاد شوم و خانواده‌ام را ببینم.

در مدت بازداشت ملاقاتی هم با خانواده داشتید؟
در مدت یکماه و نیم بازجویی هیچ ملاقاتی نبود و بعد از اتمام بازجویی هم باز خبری نبود. وقتی اعتصاب غذا بودم گفتند اعتصابت را بشکن می‌خواهیم ملاقات بدهیم و خانواده‌ات تو را اینطور نبینند و وقتی چیزی برای خوردن برایت می‌آورند بخور؛ تا اینکه دو روز قبل از اینکه آزادم کنند یک ملاقات دادند که متاسفانه آقای صلواتی گفته بود که در ملاقات خود بازجو باید باشد وگرنه اجازه ملاقات نمی‌دهد. دو روز بعد هم با وثیقه سنگین آزادم کردند.

با توجه به اینکه در برگه نوشته بودند تا برگزاری دادگاه در بند دو الف نگه‌ات دارند٬ چطور شد که آزاد شدید؟
وقتی اعتصاب غذا کرده بودم به شدت لاغر و ضعیف شده بودم و داشتم هوشیاری‌ام را از دست می‌دادم و زندانبانان ترسیده بودند. حتی من را دوباره به سلول غنچه فرستادند تا اگر اتفاقی برایم افتاد او خبرشان کند اینکه یکروز آمدند من را با‌‌ همان دمپایی و وضعیتی که بودم سوار ماشین کردند و در تمام مدت چشم بند به چشمم بود.
من را بردند در یک ساختمانی که بعد متوجه شدم دادگاه انقلاب است و بعد من را به اتاقی بردند که قاضی صلواتی در آن بود و متوجه شدم قاضی پرونده اوست. خود صلواتی وقتی حال و روزم را دید٬ پرسید «چرا این شکلی شدی؟» و گفت با وثیقه می‌خواهیم آزادت کنیم اما دوباره برای دادگاه بر می‌گردی. در آن جلسه قاضی صلواتی گفت:« درست است که برای کسانی که معلوم نیست چه اتفاقی برایشان افتاده به این روز بیفتی مثل ندا آقا سلطان؟ ندا را انگلیسی‌ها کشتند و رسانه‌های خارج کشور طوری روی مخ شما کار کردند که حالا فکر می‌کنید کار دولت و نظامتان بوده است. ارزش داشت که خودت را بخاطر چهارتا فتنه گر که معلوم نیست چه کسانی آن‌ها را کشتند به این روز بیاندازی؟» این را که گفت نتوانستم حرفم را نزنم و گفتم: « فتنه گر نه، شهدای سال ۸۸» گفت: «فتنه گران انتخاباتی.» دوباره جواب دادم: « اسمشان شهدای سال ۸۸ هست نه فتنه گر» بعد گفت: « می‌دانی در اتهاماتت توهین به مقدسات آمده و حالا داری این طور بلبل زبانی می‌کنی؟» من هم که برگه اتهامات را دیده بودم٬ گفتم: «توهین به مقدسات در اتهاماتم نبود مگر اینکه انتقاد به آقای خامنه‌ای و سپاه از نظر شما توهین به مقدسات باشد» یکدفعه قاضی صلواتی عصبانی شد و گفت: « کاری نکن اینقدر اینجا نگهت دارم که علف زیر پات سبز بشه. دارم احترام موی سفید پدر و مادرت را نگه می‌دارم. مخت را شستشو داده‌اند.» البته به دلیل همین جواب دادنم اینقدر عصبانی شد و مبلغ وثیقه را بالا بردند.
وثیقه اول ۶۰۰ میلیون تومان بود که اصلا خودم جا خوردم که چرا پدر و مادرم قبول کردند این وثیقه را بدهند مگر من تروریست بودم یا فرار می‌خواستم فرار کنم که نیاز به وثیقه به این سنگینی باشد بعد هم که بهانه آوردند که سند خانه را زیاد حساب کردید و در کل مبلغ وثیقه شد یک میلیارد و سیصد میلیون تومان. هنوز برایم سوال است که مگر جرم من چه بوده که باید چنین وثیقه سنگینی بگذارند.

چه اتهاماتی در پرونده آورده شده بود؟
تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت کشور، تجمع و تبانی با افراد ضدانقلاب و فرقه ضاله، توهین به نمایندگان مجلس از طریق مهارت نقاشی و توهین به مقام معظم رهبری و سپاه پاسداران و سه قوه٬ در حین بازجویی به اتهاماتم اضافه شد. در دفاعیه هم نوشتم که آیا دیدار از خانواده‌های زندانیان سیاسی و خانواده شهدا که پرونده‌هایشان باید پیگیری می‌شد اما نشد، اقدام علیه امنیت ملی است؟! به خود بازجو‌ها هم که مدام می‌گفتند شما از خط قرمز‌ها عبور کردید٬ گفتم اگر خط قرمزهای شما همدردی با خانواده شهدا سال ۸۸ و عاشورا و به خصوص ستار بهشتی است و جزء اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام محسوب می‌شود٬ پس خط قرمز‌هایتان دیگر تبدیل به خط سبز شده است.

علت بازداشتتان چه بود؟
در واقع من با تعدادی از دوستان آتنا دایمی، امید علی‌شناس، اسو رستمی، علی نوری به دیدن خانواده‌های سال ۸۸ و زندانیان سیاسی و خانواده ستار بهشتی می‌رفتیم. در جلوی زندان اوین هم یکسری تجمعات اعتراضی بود که خانم نرگس محمدی را خواسته بودند که حکم ۶ سال به او بدهند و من در آن جمع بودم. البته این گونه فعالیت‌ها را داشتم علاوه بر اینکه در صفحه فیس بوکم نقاشی‌های خود را می‌گذاشتم و آقای خامنه‌ای و سپاه را نقد می‌کردم که البته به عنوان حق هر شهروندی این نقد‌ها را می‌کردم و هیچگاه انتقاداتم همراه با توهین نبود و خیلی محترمانه بود.

این نقد‌ها بیشتر حول چه موضوعاتی بود؟
به دلیل مشکلات اقتصادی که مردم کشورم با آن دست به گریبان بودند و این‌ها ناراحتم می‌کرد و به عنوان یک شهروند نمی‌توانستم نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشم.

در مورد نمایشگاه نقاشی هم که برگزار می‌کردید حساسیتی وجود داشت؟
یک نمایشگاه نقاشی برگزار کردم که خیلی از فعالان سیاسی و خانواده‌های شهدای سال ۸۸ و از خانواده‌های بهائیان بودند و زهرا موسوی دختر آقای میر حسین موسوی هم حضور داشتند و شرکت کنندگان از وضعیت پدرشان پرسیدند و ایشان هم در مورد شرایط پدر و مادرشان می‌گفتند که حاشیه‌هایی ایجاد شد. همین موضوع را به عنوان یکی از اتهامات «تجمع و تبانی با افراد ضد انقلاب فرقه ضاله» برایم در نظر گرفتند که وقتی پرسیدم ما فرقه ضاله نداریم گفتند منظور‌‌ همان بهایی‌هاست که آنجا آمدند.

گویا در مورد نقاشی‌هایتان هم خیلی مورد بازجویی قرار گرفتید؟
بله، کاریکاتور یکسری از نمایندگان مجلس را که با ذغال کشیده بودم و هم زمان با تصویب قانون وازکتومی و توبکتومی ممنوع، آن را در صفحه فیسبوکم گذاشتم. اولین برگه‌ای که در بازجویی‌هایم، پیش رویم گذاشتند همین بود و همین طراحی یکی از دلایل ممنوعیتم برای ادامه تحصیل در مقطع کار‌شناسی ارشد «رشته‌ نقاشی» دانشگاه الزهرا شد. اتهام توهین به نمایندگان مجلس شورای اسلامی از طریق مهارت نقاشی و نشر آن در فضای مجازی هم یکی از اتهاماتم شد. در طول بازجویی تمام نقاشی‌های من را جلویم می‌گذاشتند و می‌پرسیدند منظورت از این نقاشی چه بوده و این نماد چیست؟

نقاشی و طرح‌هایتان سیاسی بود یا اجتماعی؟
بیشتر نقاشی‌هایم سیاسی بود یعنی در بیشتر طرح‌ها سر خروسی است که بدن ندارد و چشم‌هایشان باز است. یکی از نقاشی‌ها که خیلی روی آن حساس بودند دیواری بود که بالای آن آسمان بود و روی دیوار اعلامیه زده شده بود و روی اعلامیه سر یک خروس بود که پایین آن نوشته بودم خروسی بنام سحر ناپدید گشته است از یابنده تقاضا می‌شود آن را به مردم تحویل دهد. درباره این طرح زیاد بازجویی شدم و نوشتم که منظورم از سحر٬ بیداری است و خروسی که در کار‌هایم استفاده می‌کنم که سرش از بدنش جدا شده در حقیقت نماد بیداری است و با وجود اینکه سرش از بدنش جدا شده اما همچنان زنده و بیدار است. یکی از کارهای دیگرم هم به کار بردن اعداد در نقاشی بود و در بازجویی‌ها می‌گفتند منظورت از این اعداد ۲۴۵، ۲۴۹، ۲۵۶ و... چیست؟ گفتم: « واقعا یادتان نمی‌آید؟ این‌ها شماره‌هایی در بهشت زهرا و نماد شهدای سال ۸۸ هستند که در آنجا دفن شده‌اند.»

به دلیل همین نقاشی از ادامه تحصیل منع شدید؟ در این مورد بیشتر توضیح می‌دهید؟
بعد از این که به دانشگاه رفتم٬ خانم خزعلی رئیس دانشگاه الزهرا گفتند: « با این کاری که کردید پای خود را فرا‌تر از قانون گذاشتید و گفتند بیشتر تحقیق می‌کنند٬ بعد که متوجه شدند فعال هستم گفتند انشالله در سالهای بعد در جاهای دیگر ببینمتان! یعنی در واقع دیگر ادامه تحصیل برایم تمام شده است.»

وقتی فهمیدید که دیگر نمی‌توانید تحصیلتان را ادامه دهید چه احساسی پیدا کردید؟
موضوعی که بیشتر از همه من را رنج می‌دهد این است که با معدل کل ۱۹.۷۸ رتبه بر‌تر کل دانشگاه الزهرا به عنوان استعداد درخشان و نخبه شناخته شدم و متاسفانه نگذاشتند در مقطع کار‌شناسی ارشد ادامه تحصیل بدهم و از دانشگاه حذف شدم. یعنی وقتی لیسانسم را گرفتم برای ادامه تحصیل در فوق لیسانس با شرط معدل به عنوان استعداد درخشان معرفی و قبول شدم. از دانشگاه تماس گرفتند که برای ثبت نام بروم اما چون در آن زمان در زندان بودم و خواهرم قضیه را گفته بود که به چه علت برای ثبت نام نمی‌توانم بروم٬ خانم خزعلی موضوع را فهمید و دانشگاه از ثبت نام من صرف نظر کردند.

بعد از آزادی دیداری با آقای مطهری داشتید؟
بله، اول با دفتر ایشان تماس گرفتم و اگر نمی‌گفتم هم سلولی غنچه قوامی بودم ملاقات نمی‌دادند. چون مادر غنچه در ملاقات با آقای مطهری گفته بودند که چرا باید در دستشویی و حمام دوربین باشد و ماجرای من را تعریف کرده بودند که به دلیل چند تا نقاشی هتک حرمت کرده بودند. خلاصه در ملاقات با آقای مطهری همه اتفاقات را گفتم و پرسیدند انتظارتان چیست؟ گفتم: « تمام این‌ها را می‌گویم که دیگر چنین اتفاقی در زندان نیفتد و اینگونه بازرسی بدنی نکنند.» ایشان هم گفتند: « یک نامه‌ای روی این نامه که زده‌ای می‌زنم و به رئیس قوه قضاییه منتقل می‌کنند اما اینکه چه کاری انجام دهند را نمی‌دانم. من فقط تا این حد که این نامه را برایشان بزنم می‌توانم اقدام کنم. »

برای دیگر مراجع قانونی هم نامه شکایت فرستادید؟
بله، اما متاسفانه متوجه شدم نامه‌ها قبل از اینکه به مقصد برسد به دست بازجویم رسیده است. دیروز بازجویم تلفن زد و گفت: « این نامه‌ها را چرا نوشتی؟ ما که گفتیم کنترل می‌کنیم و برخورد می‌کنیم و خط به خط نامه‌ها را خواندند.» پرسیدم: « این نامه‌ها دست شما چکار می‌کند؟» گفت: « خانم فرقدانی شما مثل اینکه مجموعه ما را خیلی دستکم گرفتید!»

به کدام مراجع نامه را فرستاده بودید؟
ریاست کل دادگستری، معاونت زنان در ریاست جمهوری، دیوان عالی کشور، دادستان کل کشور، اداره کل زندانهای استان، رئیس کل زندان اوین، دبیرخانه تشخیص مصلحت نظام، مجلس شورای اسلامی و رهبری و ریاست جمهوری. این نامه‌ها را پست کردم اما دیروز متوجه شدم هنوز به دست آن‌ها نرسیده و در دست بازجو است.

با توجه به تمام این اتفاقات و همچنین محرومیت از ادامه تحصیل چه انتظاری از دولت دارید؟
من هیچ انتظاری از دولت ندارم زیرا فکر می‌کنم سه قوه تا زمانی که دستور از بالا می‌رسد کاری نمی‌توانند انجام دهند و در حقیقت تنها امیدم به خداست و از مردم می‌خواهم در برابر ظلمی که به آن‌ها می‌شود سکوت نکنند و حق خود را بگیرند. متاسفانه در قبال سکوتی که می‌شود افرادی که حرف می‌زنند بازداشت می‌شوند حکم زندان و اعدام می‌گیرند.


بهارسعيد در شهر کابل متولد شده ، ليسه رابعه بلخی را به پايان رسانيده ، سپس در دانشکده ادبيات کابل ليسانس واز دانشگاه تهران سند فوق ليسانس را بدست آورده است.


وی بعد از ختم تحصيل و مراجعت به وطن مجبور به ترک ديارش گرديده است.
اخيرا کتابی تحت عنوان « چادر» سروده های تازه بهار سعيد بدست ما رسيد. اين اثر گرانبها با قطع و صحافت بسيارمقبول در 136 صفحه در کانادا توسط انتشارات هژبر شينواری طبع گرديده است.
اگر نيک نگريسته شود بهار سعيد در نقش يک شاعر متعهد و مسئول در برابر جامعه ی از هر نظر عقب مانده ( زن شرقی ) دست به يک انقلاب « ويژه » زده است و در واقع با ظهورشعر او، « زن شرقی » با شيوهً ظريف و زنانه متوجه حقوق حقه اش که بزرگترين آن « جنسی » ميباشد ، گرديده است.

بیشتر بخوانید

«سقط جنین و تبعات آن»


سولماز محمودی
يکشنبه ۱۱ اسفند ۱٣۹۲ - ۲ مارس ۲۰۱۴
این آزادی و حق انتخاب باید برای یک زن مهیا باشد که خود او و نه قانون، جامعه، فرهنگ و شرایط اقتصادی تعیین کننده و دخیل در سرنوشت او باشد و او می‏تواند و باید درباره خود و جنین تصمیم بگیرد. تنها داور نهایی درباره اخلاقی بودن یا نبودن سقط جنین، خود زن است.

بیشتر بخوانید

زنان در لایه های پنهان ضرب المثل ها


پرستو بیرانوند
سه‌شنبه ۶ اسفند ۱٣۹۲ - ۲۵ فوريه ۲۰۱۴
• ویژگی پررنگی که در ضرب المثل های کشور ما دیده می شود کلماتی با بار مردسالارانه و محتوای خشونت کلامی علیه زنان است. «یک کلمه هم از مادر عروس بشنوید» یکی از ضرب المثل هایی است که شاید هر کدام از ما برای یک بار هم شده از آن استفاده کرده ایم ...

بیشتر بخوانید

فمینیسم ِ غیردولتی، غیرسیاسی نیست


سه‌شنبه ۲۴ دی ۱٣۹۲ - ۱۴ ژانويه ۲۰۱۴

غیرسیاسی کردن ِ جنبش فمینیستی، در جایی که بزرگترین دشمنان ِ زنان در قدرتند، بی‌اعتنایی فعالان جنبش زنان به مغز متفکر ِ بازتولیدکننده‌ی چرخه‌ی خشونت و بهره‌کشی است. در چنین وضعیتی فعالان جنبش زنان نه فقط مجبورند که با دخالت‌گری در امرسیاسی، که از طریق طرح همبسته‌ی مطالبات عمومی پیگیر مبارزه برای دموکراسی و برابری باشند.
جنبش زنان زمانی توانست در ایران، دوباره به عرصه بیاید و صدای ِ بخشی از بی‌صدایان و به حاشیه روندگان شود، که جامعه‌ی ایرانی احساس می‌کرد بار دیگر می‌تواند بی‌هراس از تعقیب، پرونده‌سازی و بازداشت و سرکوب فعالیت سیاسی اجتماعی را از سر بگیرد. ایده‌ای که بالغ بر ده سال طول کشید تا بر ما روشن شود که حتی اگر و اگر به فرض محال «دولت» در منازعه‌ بر سر قدرت بی‌طرف باشد، نیروهای ِ ذی‌نفع اقتصادی و سیاسی‌ای وجود دارند که در برابر همه‌ی اشکال تغییر مدنی ایستادگی کنند.

بیشتر بخوانید

جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲ برابر با ۰۳ ژانويه ۲۰۱۴

مزاحمت خیابانی و پدیده‌ي نامریی و بیش رویت‌‌پذیری


مینا خانلرزاده

مقدمه : بحث‌های مربوط به مزاحمت خیابانی در ایران اغلب دچار فرهنگی کردن و آماری کردن معضل می‌‌شوند*. چنین گفت‌وگوهایی در نهایت به بحث‌های بیهوده‌ی آماری بین موافقین و مخالفین ختم می‌شوند؛ مبنی بر اینکه بالاخره -به عنوان مثال- ۹۵% از مردان ایرانی در خیابان‌ها مزاحمت خیابانی ایجاد می‌کنند یا صد درصد آنها عاملان این دست خشونت‌های خیابانی هستند. مواقعی که فعالین سیاسی، موضوعات پیچیده‌ای که به سادگی قابل تئوریزه شدن نیستند را در شکل تجربه‌های شخصی (و یا تجربه‌های با واسطه‌ شخصی شده) مطرح می‌کنند و راه‌حل های ملموس ارائه‌ می‌کنند، مشکلِ فرهنگی کردن و آماری کردن بحث‌هایی که مولفه‌های سیاسی (از قبیل گفتمان‌‌های حکومتی و قوانین) و اقتصادی در آنها نقش مهمی بازی می‌کنند پیش نمی‌آید. فرهنگی کردنِ پدیده‌‌های اجتماعی گاهی به این می‌ماند که علتِ مشکلی را خود مشکل مطرح کنیم. اما در این دوره، ضدیت با تجربه‌گرایی بین فعالین سیاسی ایران شیوع پیدا کرده است و بیان تجربه‌های تبعیضْ اغلب به «قصه‌گویی»، و قصه‌گویی خود به کاریکاتوری از آنچه که هست و می‌تواند باشد تقلیل داده می‌شود.

بیشتر بخوانید

دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌گوید شمار معتادان زن در کشور دو برابر افزایش یافته‌ است.

دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌گوید شمار معتادان زن در کشور دو برابر افزایش یافته‌ است.


رضا رحمانی فضلی در نشست خبری اقدامات انجام شده در حوزه مواد مخدر اعلام کرد با لغو اعدام برای جرم مواد مخدر مخالفیم و مجازات اعدام برای جرمهای مواد مخدر در ایران کماکان ادامه‌ خواهد داشت.
دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: آمارها ظرف دو سه سال گذشته نشان می‌دهد اعتیاد در زنان دو برابر شده است و پنهانکاری زنان در خصوص اعتیاد خود هم بیش از حد است.
وی همچنین گفت: آمار معتادان نشان می‌دهد سن مصرف مواد مخدر رو به کاهش است و حتی به مدارس هم کشیده شده است، البته این نگران‌کننده نیست چون برای آن برنامه داریم.

بیشتر بخوانید

نامه صدها تن از فعالان حقوق زنان به دادستان ایالت میشیگان:

نامه صدها تن از فعالان حقوق زنان به دادستان ایالت میشیگان:
از دادگاه اشد مجازات را برای قاتل ساناز درخواست کنید!


يکشنبه ۲۷ بهمن ۱٣۹۲ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۴
فعالان حقوق زنان و امضا کنندگان نامه تاکید کرده اند که ساناز نظامی قربانی خشونت خانگی شده و به دست همسرش به قتل رسیده است. آنان از دادستان ایالت میشیگان خواسته اند از دادگاه برای متهم اشد مجازات را درخواست کند. دادستان درپاسخ به این نامه نوشته است: ...

بیشتر بخوانید


د

یکشنبه، 26 آبان ماه 1392

یک فعال مدنی زن از طرف بیدادگاه رژیم در بوکان به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد


بر اساس گزارش رسیده به آژانس خبری موکریان، “شهین بایزیدپور” فعال مدنی و عضو سابق شورای شهر بوکان از طرف دادگاه بوکان به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

بیشتر بخوانید

بلوچستان ایران: ازدواجهای ثبت نشده،آزار زنان با اتکا به قانون


بابک رحیمیان
يکشنبه ۲٨ مهر ۱٣۹۲ - ۲۰ اکتبر ۲۰۱٣

تعدد زوجات یکی دیگر از مشکلات خـانواده ها است که به دفعات مشاهده می شود مـردانی که زوج سوم و چهارم را اختیـار می کنند همسران قبلی را با چند فرزند بدون هیـچ امکانات رفـاهی رها می کنند. بسیاری از بانوان رها شده در جامعه حتی نمی دانند برای احقاق حقشان به چه مرجع قانونی مراجعـه کنند ...

بیشتر بخوانید

  تایید حکم یکسال حبس خانم معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی


تایید حکم یکسال حبس خانم معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی


پنج‌شنبه ۲٨ شهريور ۱٣۹۲ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱٣

فعالان در تبعید: شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب تهران، حکم بدوی خانم معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی را تایید کرد.

بیشتر بخوانید

مراقب  فمینیست‌های ساختگی خاورمیانه باشید!

مراقب فمینیست‌های ساختگی خاورمیانه باشید!


مقاله‌ی زیر نقدی است به نمودی از فمینیسم که در ادبیات مربوط به جنبش زنان به «فمینیسم دولتی» معروف است. گرچه این مطلب به بحرین و مراکش می‌پردازد که تفاوت‌های بسیاری با ایران دارند، دلیل اصلی انتخاب آن تاکید بر شباهت‌های جنبش‌های زنان کشورهای اکثریت مسلمان خاورمیانه و شمال آفریقاست. این تاکید دو هدف عمده دارد؛ از منظر نظری، جستجوی پیوستگی‌های تاریخی و جغرافیایی به ساختاری‌تر و جهانی‌تر شدن تحلیل کمک می‌کند، و از منظر سیاسی، چنین تاکیدی نه تنها راهگشای یافتن متحدانی فراسوی مرزهای ملی است، بلکه سعی دارد تا با سکتاریسم رو به رشد در منطقه نیز مقابله کند.

بیشتر بخوانید

فمینیسم، دمکراسی و نئولیبرالیسم


جلال ایجادی

نانسی فریزر، فیلسوف و فمینیست آمریکایی به دنبال پنجاه سال عملکرد و تجربه جنبش فمینیستی در آمریکا و جهان، این جنبش را به پرسش فلسفی می‌کشاند.

بیشتر بخوانید

سه گزارش مستند از قتل های ناموسی در تبریز

سه گزارش مستند از قتل های ناموسی در تبریز


سخنرانی در بیست و چهارمین نشست شورای حقوق بشر
شهناز غلامی
دوشنبه ۲۵ شهريور ۱٣۹۲ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱٣

قاتل یا قاتلین تمامی دختران و زنانی که به دست پدر یا سایر بستگان خود به قتل رسیده اند، با اطّلاع از این ماده های قانونی خود را مبّری از مجازات می دانند و با خاطری آسوده اقدام به قتل آن ها می کنند دین اسلام مقام ویژه ای برای ناموس قائل است و قتل زن را به دلایل ناموسی مجاز می شمارد ...

بیشتر بخوانید

حجاب، عمق فاجعهء ستم جنسیتی


شهناز غلامی

واقعیت اینست که مبارزه علیه حجاب اجباری وآپارتاید جنسی، موضوع اعتراض مردم درطی بیش از سه دهه ازحاکمیت رژیم اسلامی بوده است.جنبش زنان ایران بر پایه مقاومت و مبارزه وسیع وپیگیر زنان آگاه علیه حجاب اجباری از دوران قدرت گیری رژیم جمهوری اسلامی بوجود آمده است.

بیشتر بخوانید

جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ تهران ۱۶:۰۹ - ۱۵ فوریه ۲۰۱۳

دختر میرحسین موسوی: فشارهای امنیتی منجر به جدایی همسرم شد


نرگس موسوی، فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در گفت‌و‌گو با سایت خبری جرس گفته است که در سال‌های گذشته به همراه دو خواهر دیگرش از سوی مأموران تحت «فشارهای مکرر» بوده‌اند و همین فشارها منجر به جدایی‌ همسرش شده است.

بیشتر بخوانید

مادر رامین رمضانی درگذشت!


ا

خبار روز: مادران پارک لاله از درگذشت مادر رامین رمضانی از جان باختگان اعتراضات سال ٨٨ خبر داده اند. بنابر گزارشی که در سایت مادران درج شده، وی روز دوشنبه درگذشته است.

بیشتر بخوانید

ریشه های خشونتهای جنسی و تجاوزات گروهی علیه زنان و دختران در هند چیست ؟


گفتگوی ملیحه آزادی با خانم دهار سینگ از فعالان ان / جی / او در هند
ملیحه آزادی ـ زندگی در جامعه ی بزرگ هند و روبرو شدن با تجاوزات جنسی تکان دهنده، برای من که در جامعه ای مردسالار رشد کرده ام و تاثیرات آن را دیده ام مسئله ی بسیار مهمی است. از این رو پای صحبت خانم دهار سینگ از فعالان حقوق زنان نشستم. اما فعالان زن در اینجا نیز دیدگاه هائی دارند که گاه با دیدگاه های ما همخوانی ندارد. یکی از عکس العمل های فوری که حتی در میان فعالان زن این کشور دیده می شود این است که آن ها به طور گسترده ای خواهان اعدام جنایتکاران می شوند و مخالف این شیوۀ مجازات نیستند و در عین حال خواهان آموزش دفاع شخصی می باشند . متاسفانه فساد اداری و بوروکراسی جایی برای اجرای قوانین باقی نگذاشته است . رشوه خواری بیداد می کند . پرونده سازی علیه زنان کارآمد ولی تنها و از طبقه ی پایین از دیگر مواردی است که بطور گسترده جریان دارد .

بیشتر بخوانید

يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با ۱۹ می ۲۰۱۳

تربیت نسل بهتر در گرو پذیرش حضور اجتماعی زنان


شهلا فروزانفر

مدرسه فمینیستی: اصل سخنرانی را به طور کامل نشنیده ام، اما صحبت از این است که زن در مقام مادری، ارج و قرب دارد ولی سایر نقش های اجتماعی زن، برای او پیشرفت یا افتخار محسوب نمی شود.

بیشتر بخوانید

برده داری مدرن: واقعیت یا اغراق؟


مهشید شریف
سه-شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با ۲۱ می ۲۰۱۳

مدرسه فمینیستی: میلیون ها زن و مرد و بچه در سراسر جهان مجبورند در مناسبات غیر رسمی برده داری زندگی کنند. کشوری نیست که برده داری را به رسمیت بشناسد ولی کشوری هم نیست که شکل یا فرمی از برده داری در آن فعال نباشد. شرایط سخت و جانکاه میلیون ها انسان، برده داری نامیده نمی شود و بسیاری مواقع به تحلیل هایی از جنس "شرایط سخت اقتصادی"، " فقر" و "نبود امکان رشد" بسنده می شود. اما علیرغم همسانی شرایط زندگی ناسالم و برده داری، کمتر مقام مسئولی حاضر است چنین موقعیتی را برده داری بنامد.

بیشتر بخوانید

تجاوز جنسی به دختر دانشجو در زندان و خودکشی وی


آژانس کُردپا- 27 اسفند ماه

طی ٣٠ سال حکومت اسلامی ایران در زندان‌های این حکومت نمونه‌های زیادی از آزار و اذیت و شکنجه‌های جسمی و روحی مشاهده و گزارش شده که یکی از انواع این شکنجه‌ها "تجاوز جنسی" می‌باشد.

بیشتر بخوانید

پروین غفارخانی ؛ بانویی که دو راه بیشتر نداشت و راه سوم یعنی سخت ترین راه را انتخاب کرد


بانو پروین غفارخانی معاون آموزش دانشگاه علوم پزشکی زرگنده (قلهک) در اردیبهشت ماه سال 1390 برای شکایت از یک مزاحم تلفنی به دادگاه در خیابان خارک مراجعه کرد که با پیشنهاد بی شرمانه قاضی دادگاه (قاضی خاکپور) مواجه شد که به او گفت در قبال با او بودن به این پرونده رسیدگی خواهد کرد .

بیشتر بخوانید

دوشنبه، 2 اردیبهشت ماه 1392 = 22-04 2013

ایران اسلامی؛ تجاوز به 20 دختر جوان در رفسنجان

اول نیوز: پرونده‌ای اخیرا در شعبه سوم دادسرای استان کرمان تشکیل شد که از تجاوز مردی ۳۲ ساله به ۲۰ نفر از دختران در شهرستان رفسنجان خبر می‌دهد.

بیشتر بخوانید

زنان، قربانیان تلخ فقر در جهان


شهناز غلامی
يکشنبه ۱۵ بهمن ۱٣۹۱ - ٣ فوريه ۲۰۱٣

مقدمه : فقرهمچنان یکی ازمهمترین معضلات عصرحاضراست که میلیون ها نفرانسان را به خود گرفتار کرده است و دراین میان زنان قربانیان تلخ فقر در جهان به شمار می روند.هرچند به علّت کمبود اطلاعات درباره ی گروههای مختلف زنان فقیر تحلیل این پدیده درایران به خوبی امکان پذیرنیست. امّا همین اطّلاعات محدود نیز نشان دهنده این واقعیت تکان دهنده و تأسف انگیزاست که زنان به مراتب بیشتراز مردان از مسئله فقرآسیب می بینند.

بیشتر بخوانید

حکم فرا قانونی منصوره بهکیش را لغو کنید!


سه‌شنبه ۲۶ دی ۱٣۹۱ - ۱۵ ژانويه ۲۰۱٣

اخبار روز: مادران پارک لاله خواهان لغو حکم فراقانونی منصوره ی بهکیش شده اند و در اطلاعیه ای که روز سه شنبه ۲۶ دی ماه منتشر کرده اند به جمهوری اسلامی هشدار داده اند، به جای پاسخ به پرسش های دادخواهان، باز به تکرار جنایت اقدام نکنند.

بیشتر بخوانید

اين يادداشتي است از طرف نسرين براي ما و شما دوستان عزيزتر از جان، كه 49 روز در نگراني و اضطراب در كنار هم، ولي با اميد سپري كرديم:

جنایتکاران حکومت اسلامی دوشمن کانون خانواده و تخریب مناسبات آنانند. رژیم تروریستی خانواده ها را به گروگان میگیرد تا بمقاصد شوم خود برسد .این رژیم جنایتکار را باید برانداخت تا مردم ایران به آرامش دست زایند .س پ ی


اين يادداشتي است از طرف نسرين براي ما و شما دوستان عزيزتر از جان، كه 49 روز در نگراني و اضطراب در كنار هم، ولي با اميد سپري كرديم:
سخني با هموطنانم
آيا مجازات خانوادگي اتفاقي است؟
49 روز در اعتراض به مسايل مختلف و از جمله مجازات خانواده‌ام در اعتصاب غدا بوده‌ام. در اين مدت نگراني‌هاي زيادي به وجود آمد كه همگي از سر لطف و محبت به يك خواسته‌ي عمومي بوده است و آن يك "نه" بزرگ به مجازات خانوادگي است.
وظيفه‌ي خود مي‌دانم تا مراتب سپاس و قدرداني خود را تقديم اشخاصي نمايم كه با لطف و محبت خاص خود به موضوع توجه كرده بودند.
كردند آنها به من فهماندند كه چگونه اعتصاب غذاي يك انسان، ديگري را نگران مي‌كند. اقدام آنها مسئوليت سنگين‌تري را براي من به همراه آورده بود زيرا آنها در حمايت از تصميم من دست به اعتصاب غذا زده بودند.

بیشتر بخوانید

حجاب، مسئله ای سیاسی یا فمینیستی؟

سیمین کاظمی
پنج‌شنبه ۱٨ آبان ۱٣۹۱ - ٨ نوامبر ۲۰۱۲

در برخورد با مسئله زن در ایران و در ادبیات فمینیستی رایج سالهای اخیر، این تمایل وجود دارد که زنان با یک تعریف واحد و صرفنظر از تمایزهای طبقاتی، قومیتی، فرهنگی و تنها با اتکاء به جنیست مورد بررسی قرار گیرند. این جریان مسلط، زنان را توده ای یکدست و یکپارچه می داند که بدون توجه به هر عامل دیگر می توان نسخه واحدی، برای درد تاکنون بی درمان فرودستی تاریخی شان پیچید.

بیشتر بخوانید

زن ستیزی جمهوری اسلامی و زن عرب اهوازی

سعیده بن طریف
سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱٣۹۱ - ۱۶ اکتبر ۲۰۱۲

• مشکلات یک زن عرب اهوازی ریشه در فرهنگ و عادات و تقالید جامعه دارد و این مشکلات حل نخواهد شد مگر با تشکیل نهادهایی اجتماعی بر آمده از دل این فرهنگ، که مشروع ترین محیط در جهت رفع تبعیض و نگرش دون مایه به زن می باشد در واقع این نهادها هستند که میتوانند نقش محوری در بهبود وضع زن داشته باشند ...

بیشتر بخوانید

زینب جلالیان را با مرگ تدریجی اعدام می کنند

پنج‌شنبه ۲۹ تير ۱٣۹۱ - ۱۹ ژوئيه ۲۰۱۲

سازمان زنان آذرمهر کردستان: بنابر اظهارات دکتر محمد شریف وکیل مدافع زندانی سیاسی کرد زینب جلالیان؛ موکل ایشان در شرایط وخیم جسمانی و روانی به سر میبرد و در صورت عدم مداوای زینب جلالیان زندگی موکلش در معرض خطر قرار میگیرد.

بیشتر بخوانید

 طالبان مدرن ایران برای زنان!

طالبان مدرن ایران برای زنان!

ندا شهبازی
آدينه ۲۰ مرداد ۱٣۹۱ - ۱۰ اوت ۲۰۱۲

• نمیدانم با دیدن دفترچه انتخاب رشته کنکور امسال، عرق سرد بر پیشانی چند دختر نشسته و چشم چند تن دیگر از اشک تر شده. هر چند قصه تبعیض و تکلیف بر دختران این سرزمین، داستان یک شب و دو شب نیست، اما اینبار و بیان علنی این ظلم و تحکم در نوع خود، حکایت تازهایست ...
نمیدانم با دیدن دفترچه انتخاب رشته کنکور امسال، عرق سرد بر پیشانی چند دختر نشسته و چشم چند تن دیگر از اشک تر شده. هر چند قصه تبعیض و تکلیف بر دختران این سرزمین، داستان یک شب و دو شب نیست، اما اینبار و بیان علنی این ظلم و تحکم به بهانه تنظیم نسبت جنسی دانشگاهها و بازار کار و صدها بهانه آبکی دیگر، در نوع خود، حکایت تازهایست.
حذف هفتاد و هفت رشته تحصیلی در سی و شش دانشگاه روزانه دولتی کشور، علیرغم شرکت شصت درصدی دختران در کنکور امسال، اقدامیست زیرکانه برای زدن دو نشان با یک تیر.

بیشتر بخوانید

هشدار القاعده کشمیر

هشدار القاعده کشمیر "به زنانی که روبنده ندارند اسید می‌پاشیم"!


کد خبر: ۱۲۲۴۰۹
۲۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۰۹

يك گروه حامي القاعده در كشمير به زنان هشدار داد درصورت عدم استفاده از برقع يا صحبت با تلفن همراه در مكان‌هاي عمومي كشته شده و يا به صورتشان اسيد پاشيده خواهد شد.

بیشتر بخوانید

نرگس محمدی بازداشت شد

نرگس محمدی بازداشت شد

نرگس محمدی فعال ملی-مذهبی و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر صبح امروز به اداره اطلاعات زنجان فراخوانده شده و تا لحظه تنظیم این خبر به منزل خود بازنگشته است.

بیشتر بخوانید

گزارشی از جلسه‏ی رهایی زن و انقلاب اجتماعی

در اتاق پالتاکی 5 بهمن- در تاریخ 11 مارس 2012


جلسه‏ی «رهایی زن و انقلاب اجتماعی» در اتاق پالتاکیِ 5 بهمن در روز یکشنبه 11 مارس 2012 با سخنرانی‏های عمیق، پرمحتوا و آموزنده‏ی رفقا مریم جزایری، ناصر مهاجر و شهرزاد مجاب برگزار شد. سؤال‏ها، نقدها و پاسخ‌هایِ سخنرانان بر عمق و محتوای مباحث بازهم افزود. مشتاقانه چشم به راه شنیدن دوباره‏ی مباحث این جلسه‏ی بسیار مهم هستیم زیرا به جرات می‏توان گفت

بیشتر بخوانید

همسر نسرین ستوده: با مرخصی او پس از دو سال حبس و با وجود دو بچه کوچک مخالفت شد!

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران ـ همسر نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر که امسال دومین بهاریست که در زندان اوین به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که آنها هنوز به بودن نسرین در زندان عادت نکرده اند و حکم و اتهام های او را غیرقانونی می دانند و خواستار آزادی سریعش هستند.

بیشتر بخوانید

مهرداد مهرپور محمدی

زنان در کشاورزی ایران

کشاورزی یکی از بخش¬های مهم اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران است و علاوه بر تولید غذا، در تولید ناخالص ملی و ایجاد ظرفیت اشتغال نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. طبعاً بخشی از نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی را زنان تشکیل می¬دهند. اگرچه زنان تلاش بسیاری در فعالیت¬های بخش کشاورزی انجام می¬دهند، اما از جایگاهی که سزاوار آن می¬باشند، بهره¬مند نیستند و با مسایل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. من در این نوشته، با بیان برخی موارد، نگاهی گذرا و کوتاه به شرایط زنان فعال در بخش کشاورزی ایران خواهم داشت.

بیشتر بخوانید

دوشنبه ۱۹ دی ۱٣۹۰ - ۹ ژانويه ۲۰۱۲

ما جنگ نمی خواهیم

حامیان مادران عزادار در لندن

* ما جنگ نمی خواهیم
* به تعقیب و آزار مادران داغدار و دادخواه پایان دهید
* پروین مخترع و ژیلا کرم زاده مکوندی را ازاد کنید
حامیان "مادران پارک لاله (عزادار ایران)" در لندن، این هفته جهت همبستگی با مادرانی که خواهان صلح اند مادرانی که هنوز گیسوانشان بوی باروت می دهد. مادرانی که داغ و درد فرزندانشان را بر سینه دارند و مادرانی که بی قرار فرزند دربندشان هستند؛ مادرانی که هنوز داغدار عزیزان جانباخته شان و تیماردار معلولین و جانبازان به جامانده از جنگ هشت‌ ساله میان عراق و ایران هستند، با جنگ و جنگ افروزی مخالفند و می گویند ما جنگ نمی خواهیم، به خیابان آمدند.

بیشتر بخوانید

بازداشت لیلا بهروز توسط دژخیمان وزارت اطلاعات و انتقال وی به زندان مرکزی تبریز

چهارشنبه ۲ آذر ۱٣۹۰ - ۲٣ نوامبر ۲۰۱۱
خبرگزاری هرانا:

لیلا بهروز، معلم روستاهای محروم آذربایجان شرقی و همسر بهروز فریدی از ۱۲ آبان ماه به همراه همسرش و آرش و سیاوش محمدی در بازداشت وزارت اطلاعات بسر می‌برد.

بیشتر بخوانید

برهنگی: پورنوگرافی یا آزادی خواهی


دوشنبه، 30 آبان ماه 1390 برابر با 2011 Monday 21 November

برهنگی: پورنوگرافی یا آزادی خواهی

- شکوه میرزادگی
«سیب را باید خورد
و به عریانی خود واقف باید گشت
من تنی می خواهم از خاک
تا بذر حیات
در تنم سبز شود»*

ماجرای انتشار عکس های برهنه ی «علیا»، دختر جوان مصری، اکنون جنجال بزرگی را در بیشتر کشورهای خاورمیانه، و به ويژه در سرزمین هایی که چون سرزمین ما زیر سلطه ی دیکتاتوری های مذهبی قرار دارند آفریده است. در سایت های عمومی فارسی زبان، و رسانه هایی چون فیس بوک، «علیا» از سوی برخی از زنان و مردان چون قهرمانی مورد تحسین قرار گرفته است، بسیاری اما عمل او را شرم آور دانسته اند؛ برخی از زن ها او را فمنیستی که به دنبال برابری است می دانند و جماعتی هم او را زنی انقلابی خوانده اند ـ يعنی همان عنوانی که او در وبلاگ اش به خود داده است: «یادداشت های یک زن انقلابی».

بیشتر بخوانید

 ۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان

تعریفی از خشونت

۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان
هایده مغیثی

• استفاده٬ تحمیل و پذیرش خشونت از روابط خانوادگی شروع می شود و در اتوریته اخلاقی و قانونی پدر نسبت به فرزندان و مردان نسبت به زنان تجلی می یابد ...

بیشتر بخوانید
پنج‌شنبه ٣ آذر ۱٣۹۰ - ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱

شکل‌‌‌‌‌‌‌‌گیری و رشد جنبش فمینیستی در کردستان ایران

آدينه ۲۷ آبان ۱٣۹۰ - ۱٨ نوامبر ۲۰۱۱

شکل‌‌‌‌‌‌‌‌گیری و رشد جنبش فمینیستی در کردستان ایران

متن.سخنرانی در اولین کنفرانس زنان کردستان ایران
گلرخ قبادی

• زن کُرد در زندگی روزانه اش با بسیاری از سنت‌‌‌‌‌‌‌‌های عقب مانده مبارزه می کند و بر بسیاری از آنها چیره شده است. زن کُرد در دو جبهه مبارزه می کند: یکی در زندگی روزانه و با محدودیت‌‌‌‌‌‌‌ها و سنت‌‌‌‌‌‌های نانوشته و دیگری با قوانین دولتی و محدودیت‌‌‌‌‌‌‌‌های آن می جنگد و قربانی می دهد ...

[بیشتر بخوانید

علیا ماجده‌ المهدی‌، به دست جنایتکاران  اخوان المسلمین تروریست های اسلامی مصر به قتل   ر سید

علیا ماجده‌ المهدی‌، به دست جنایتکاران اخوان المسلمین تروریست های اسلامی مصر به قتل ر سید ! جنایتکاران اسلامی تاب چند فرتور عریان را نبود .این دختر شجاع که تبو های اسلام ،زن ستیز را به چالش کشید ،ورق نوئی را در مبارزات زنان مصر علیه جامعه مردسالار و ضد زن اسلامی در مصر گشود .

در متن زیر میتوان دریافت که تروریست های اسلامی در مصر در مورد زنان آن کشور چگونه می اندیشند و هیچ جای تعجب ای نیست که این دوختر قربانی تروریسم اسلامی گردید است .

بیشتر بخوانید

بدون شوهرم هرگز!

بدون شوهرم هرگز!

نادره افشاری

من که از همان اول مات مانده بودم که چطور این بانو عکس «جیک تو جیک»اش را با «عیال مربوطه» آفتابی کرد و زیرش نوشت:
«بدون شوهرم هرگز!»
نشسته بودند در اتاق نشمین یا پذیرایی‌شان؛ دوتایی آن بالا. زن لچکی گنده را با سنجاق‌قفلی زیر چانه‌اش سنجاق کرده بود؛ رویش یک چادر مشکی دولا/پهنا؛ مانتویی قهوه‌ای و شلواری سورمه‌ای هم بقیه‌ی نجابتش را تکمیل می‌کرد!

بیشتر بخوانید

گفتگوی وبلاگ نویس 20 ساله مصری در مورد انتشار تصاویر برهنه خویش با سی ان ان

تاریخ خبر: دوشنبه 30 آبان 1390 - کدخبر: 92824

گفتگوی وبلاگ نویس 20 ساله مصری در مورد انتشار تصاویر برهنه خویش با سی ان ان

سی ان ان- عالیه المهدی دخترجوان 20 ساله مصری که عکس برهنه خود را در تویتر و وبلاگ شخصی اش منتشر کرد.او خود را مخالف نژادپرستی، خشونت و تبعیض جنسی می داند.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: دوشنبه 23 آبان 1390 - کدخبر: 92478

افزایش وقوع قتل در ایران اسلام زده، همسركشی همچنان در صدر!

سعید خراطها با بیان اینکه «وقتی مردم ماه‌ها و چه بسا سال‌ها برای حل اختلافات توسط دستگاه قضایی در انتظار می‌مانند، امیدشان به آن دستگاه كمرنگ شده و نسبت به آن بی‌اعتماد می‌شوند.» گفت:« آن وقت است كه در شرایطی بحرانی تصمیم می‌گیرند تا خودشان دست به كار شده، قضاوت كنند، حكم را صادر و خود اجرا كنند.»

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: دوشنبه 23 آبان 1390 - کدخبر: 92468

این است دین اسلام: دختر ۱۹ ساله افغانی که مورد تجاوز قرار گرفته به زنا متهم شد!

ننگ بر این اسلام و قوانین زن ستیزش، یک دختر زندانی ۱۹ ساله افغانی به نام گلناز، مورد تجاوز قرار می‌گیرد، متهم به زنا می‌شود ، و به ۱۲ سال زندان محکوم می شود.

بیشتر بخوانید

جنگ، زنان، و رژیم کهریزکی ؛ آيا جنگی در راه است؟

- شکوه میرزادگی

سال هاست که، به دلیل عملیات جنون آمیز حکومت اسلامی، هر چند گاه یکبار، یا اسراییل ایران را تهدید به فرستادن موشک هایش به سرزمین مان می کند و یا، بنا به اظهار نظر برخی از سناتورها و شخصیت های نظامی آمریکا و اروپا امکان حمله ی نظامی غرب به ایران در رسانه های جهان مطرح می شود و به دنبالش نوشته ها و بیانیه های مختلف نویسندگان و روشنفکران و یا شخصیت های سیاسی با دیدگاه های مخالف و موافق تیتر اول نشریات و رسانه ها می شود و تصویر هیولای جنگ ذهن های انساندوست و صلح طلب نه تنها سرزمین ما را، که جهان را می آزارد.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: سه شنبه 24 آبان 1390 - کدخبر: 92492

18 ميليون زن خانه دار ایرانی در فراموشخانه !

طرحي که مثل هزاران طرح های قلابی و وعده های سر خرمن پس از 9 سال اجرايي نشد.
طرح بيمه زنان خانه‌دار امسال 9 ساله شد اما همچنان در هفت خوان اجرا گرفتار است به گونه‌اي که 18 ميليون زن خانه‌دار ديگر عطاي آن را به لقايش بخشيده اند. مرکز امور زنان در اين خصوص و در اظهار نظري جديد اجراي اين طرح را تا پايان سال قطعي دانسته اما بايد به انتظار نشست و ديد که آيا بالاخره زنان خانه‌دار پس از سال‌ها توسط مسئولان ديده مي‌شوند؟

بیشتر بخوانید

حجاب اجباری

رژیم فاشیستی اسلامی زن ستیزی را در ایران نهادینه کرده است .آهنگی در مخالفت ترور زنان علیه سنگسار و حجاب اجباری در ایران زمین توسط رژیم جنایت پیشه اسلامی را میتوانید با فشار دادن بر دوربین دیده و بشنوید .

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: یکشنبه 1 آبان 1390

حمله خونین یک مرد ناموس پرست و متدین به همسرش در کلاس درس دانشگاه!

مردی به بهانه ارتباط نامشروع همسر دانشجوی خود، وی را با ضربات متعدد چاقو در کلاس درس و درحضور استاد و دانشجویان زخمی و روانه بیمارستان کرد.

[بیشتر بخوانید

فیلمی از جنایات مردان زن ستیز و خشونتگر

فیلمی از جنایات مردان زن ستیز و خشونتگر که زنان مقاوم آنها در زندان های رژیم محبوس اند.

بیشتر بخوانید

بدون زنان هیچ جنبش واقعیِ توده ای نمی تواند وجود داشته باشد!

بدون زنان هیچ جنبش واقعیِ توده ای نمی تواند وجود داشته باشد!

ازآن جهت که درطول تاریخ ستم برزنان جزئی جدایی ناپذیرازنظم طبقاتی بوده وهمچنین تغییرات بزرگِ اجتماعی بدون خمیرمایه نیروی زنان غیرممکن خواهد بود،لذا تلاش نیروهای سیاسی مترقی که براین مهم واقفند،درهرچه رادیکال کردن جنبش زنان جهت

بیشتر بخوانید

رژیم   زن ستیز و جنایتکار اسلامی آسایش زنان را سلب و ارعاب را بر آنها ارزانی داشته است

باجگیری رژیم از زنان ایران



رژیم زن ستیز و جنایتکار اسلامی آسایش زنان را سلب و ارعاب را بر آنها ارزانی داشته است .
برای آسایش نیمی از هم میهنان کشورمان دور از وحشت، اختناق ،رعب و ستم مظائف نهادینه شده توسط رژیم ضد انسانی عفریتی اسلامی ،براندازی گزینه ای نهائی است .به این فیلم توجه کنید و ببینید که چگونه عوامل کثیف رژیم در شکار زنی عابر هستند که او را بزور سوار ماشین گشتاپوی رژیم میکنند. قبض باجگیری عوامل سرکوب رژیم از خانمی را ببینید که بخشی از سیاست شونیستی فاشیستی رژیم حاکم در ایران علیه زنان میهنمان است .

برای دیدن فیلم و فیش پداخت جریمه بر روی ادامه کلیک کنید. ادامه بیشتر بخوانید

بازهم یک عمل جنایتکارانه اسید پاشی در مشهد .تسویه‌حساب اسیدی با همسر سابق


خراسان: حدود ساعت ۱۱جمعه شب صداي «سوختم سوختم» زن جواني، اهالي ساکن در خيابان رضوي ۶ مشهد را سراسيمه به داخل کوچه کشاند، همسايه ها وقتي به سمت زن جوان آمدند مشاهده کردند که قسمت چپ بدن وي دچار سوختگي شده و بخشي از لباس هايش بر اثر پاشيده شدن اسيد کاملا پاره شده بود.

بیشتر بخوانید

قتل های ناموسی نشانه ای از بربریت جامعه عفریتی اسلامی و پدر سالا است .
قتل یک دختر جوان به دست برادرانش در منطقه کامیاران

امروز, بيست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ برابر با پانزدهم اوت ۲۰۱۱

دختر جوانی به نام فاطمه در منطقه کامیاران، به دست برادرانش به قتل رسید.
به گزارش آژانس خبری موکریان، طی روزهای اخیر دختر جوانی در درویان سفلی از توابع شهر کامیاران واقع در استان کردستان به دست برادرانش کشته شد.

بیشتر بخوانید

خشونت پاسداران رژیم فاشیستی اسلامی عليه زنان؛ الگويي براي بزهكاران اسلامی ناموس پرست

فرتور :پروین بختیاری نژاد


خشونت پاسداران رژیم فاشیستی اسلامی عليه زنان؛ الگويي براي بزهكاران اسلامی ناموس پرست

دويچه وله : شش نفر در كرج به يك زن تجاوز كرده‌اند. اين چهارمين مورد تجاوز گروهي از ابتداي سال جاري است. ۵۰۰ فعال زن نگراني خود را از تكرار اين فاجعه ابراز كرده‌اند. با پروين بختيارنژاد از امضاكنندگان اين بيانيه گفت و گو كرديم.

بیشتر بخوانید

جنگ و زنان

جنگ و زنان

آیا تلاش برای برقراریِ صلحِ جهانی،بخشی ازمبارزه طبقاتی نیست؟
ترجمه وتکثیر: فریده ثابتی
جنگ ادامه سیاست است اما به شیوه ای دیگر! این زیباترین و حقیقی ترین تعریفی است که در باره جنگ آورده شده است. ماهها است که ما در کابوس تهدیدهای جنگ از طرف آمریکا قرار داریم. بهانه این تهدید ها کوشش جمهوری اسلامی در ایران برای دست یابی به فن آوری تهیه بمب هسته ای است. ما کاری به این نداریم که آیا از نظر اصولی جمهوری اسلامی یا هر کشور دیگری چنین حقی را داراست یا نه. ما به این می پردازیم که مخارج تولید این سلاح کشتار جمعی وحشتناک که نه فقط نسل حاضر بلکه گریبان نسل های آتی را نیز خواهد گرفت و نه تنها انسان بلکه باعث نابودی و تخریب محیط زیست و زیست سایر موجودات نیز خواهد شد و سر به میلیارد ها دلار می­زند باید صرف تامین یک زندگی بهتر برای مردم شود. این فقط خاص ایران یا کره شمالی نخواهد بود.

بیشتر بخوانید

اعتراض اتحاديه اروپا به بازداشت های خودسرانه زنان در ايران

اعتراض اتحاديه اروپا به بازداشت های خودسرانه زنان در ايران


از: الهه شريف پور
عکس از: Reuters

کاترين آشتون، مسئول روابط خارجی اتحاديه اروپا، با انتشار بيانيه ای در روز چهارشنبه ۵ ماه ژوئیه از طرف کليه کشورهای عضو، ضمن ابراز نگرانی عميق در رابطه با بازداشت های خودسرانه گروهی از چهره های شناخته شده زنان در هفته های اخير، از مقام های حکومت جمهوری اسلامی خواست بر اساس تعهدات بين المللی شان، حق آزادی بيان را برای کليه شهروندان ايرانی محترم شمارند. در اين بيانيه خانم اشتون خواستار آزادی کليه خبرنگاران، هنرمندان، فعالان حقوق زنان، وکلای مدافع که در زندان های ايران بسر می برند شده است.

بیشتر بخوانید

تجاوز دسته‌جمعی، به زنان و به وجدان جامعه

تجاوز دسته‌جمعی، به زنان و به وجدان جامعه


خبر سه تجاوز دسته‌جمعی به زنان در خمینی‌شهر، کاشمر و استان گلستان پرده از وجود پدیده‌ای برداشت که برای افکار عمومی ایران چندان شناخته نبود. هر چند به دلیل کمبود داده‌ها امکان ارزیابی عینی از میزان گستردگی این نوع رفتارهای جنایتکارانه وجود ندارد، برخی گفته‌های مسئولین انتظامی به این نگرانی دامن زده است که تجاوز دسته‌جمعی به زنان در ایران پدیده‌ای حاشیه‌ای نباشد.

بیشتر بخوانید

رسیدگی به دو پرونده «تجاوز به عنف » استان گلستان


۱۳۹۰/۰۳/۳۰

دادگستری گلستان از بازگشایی دو پرونده «تجاوز به عنف» که یکی از آن‌ها به قتل منجر شده، در شعبات مختلف دادگستری این استان خبر داد. این سومین مورد تجاوز در ایران است که در یک ماه گذشته رسانه‌ای شده است.

خبرگزاری مهر به نقل از مسئولان قضایی گلستان بدون ذکر تاریخ دقیق وقوع این حوادث گزارش کرده که یکی از این پرونده‌ها مربوط به پزشک زنی است که در یک منطقه‌ روستایی استان گلستان از سوی چهار مرد که به بهانه دریافت خدمات درمانی به وی مراجعه کرده بودند مورد «تعرض جنسی» قرار می‌گیرد.

بیشتر بخوانید

تعرض جنسی به زنان و واکنش جوامع غربی و شرقی

تعرض جنسی به زنان و واکنش جوامع غربی و شرقی



۱۳۹۰/۰۴/۰۳

رویا کریمی
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا نیروهای هوادار معمر قذافی رهبر لیبی را به استفاده از تجاوز جنسی به زنان به عنوان حربه‌ای در جنگ متهم کرد و افغانستان و کنگو خطرناک‌ترین کشور‌ها برای زنان شناخته شدند. به نوشته روزنامه دیلی تلگراف میزان بالای خشونت، نبود امکانات بهداشتی و فقر باعث شده تا افغانستان به خطرناک‌ترین کشور برای زنان تبدیل شود و کنگو نیز به دلیل میزان بالای تجاوز جنسی در جایگاه دوم قرار دارد. خبرگزاری جهانی گلوبال تامسون اعلام کرده است که پاکستان، هند و سومالی در جایگاه سوم تا پنجم خطرناک‌ترین کشور‌ها برای زنان به دلیل بدرفتاری، تبعیض برای سقط جنین دختر و تهدید طالبان برای پاشیدن اسید قرار دارند. اما آیا خشونت و تجاوز علیه زنان حربه‌ای است که تنها در کشورهای جهان سوم به کار گرفته می‌شود؟ شهران طبری همکار رادیو فردا در لندن در زمینه وضعیت خشونت و تجاوز جنسی علیه زنان در بریتانیا می‌گوید:

بیشتر بخوانید

تجاوز یک اسلامگرای مصری به یک دختر ایرانی در تهران


مهمانان رژیم فاشیستی اسلامی که قوماشی فاسد و اسلامی از مصر به ایران آمده بودند به یک دختر ایرانی تجاوز و تعرض کرده رژیم فاسد اسلامی بجای دستگیری و محاکمه این جنایتکار اسلامیست مصری او را از ایران فراری میدهد.
تجاوز یک اسلامگرای مصری به یک دختر ایرانی در تهران
تجاوز به یک دختر ایرانی توسط یک عضو هیئت مصری که به ایران آمده بود
سایت خبری انتخاب در تهران: به گفته یک منبع عربی، رییس هیئت بازرگانی ایران و مصر و از اعضای هیئت مصری که به ایران سفر کرده بود فاش کرده است که یکی از اعضای این هیئت به آزار جنسی یک دختر ایرانی در طی اقامتش در هتل "اسپینال" در مرکز تهران متهم شده است.

بیشتر بخوانید

تجاوز گروهی به زنان اینبار در توابع کاشمر


خبرآنلاین: پس از انتشار جرئیات فاجعه تجاوز گروهی به جمعی از زنان در خمینی شهر اصفهان، این بار خبر از تجاوز گروهی دیگری در روستای قوژد (ghoojd) از توابع کاشمر واقع در استان خراسان رضوی می رسد. گفته می شود در این ماجرا، بیش از 10 نفر به زنی در اراضی اطراف روستای قوژد از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشمر، به صورت گروهی، تجاوز به عنف کرده اند.

بیشتر بخوانید

رییسی: زنان در ایران "امن ترین" وضعیت را دارند


معاون اول قوه قضاییه حکومت اسلامی امروز (یکشنبه) مدعی شد که زنان در ایران "امن ترین وضعیت" را دارند.
ابراهیم رییسی گفت: «امروز در جامعه اسلامی ما، امنیت زنان نسبت به جوامع غربی بسیار بیشتر است و زنان و دختران در جمهوری اسلامی، در پرتو انوار نورانی اسلام، امن ترین وضعیت را دارند» - و این در حالی که در هفته های گذشته انتشار اخبار تجاوزهای جنسی به زنان در ایران، جامعه را تکان داده است.

رژیم ارازل و اوباش اسلامی دیگر بار برای سرکوب زنان کشورمان سازماندهی میکند.

این بار زندان قرچک ورامین، هفت سوله برای نگهداری صدها زندانی زن


نامه ۹ زندانی سیاسی زن در قرچک ورامین
کلمه : زندانیان سیاسی زن که در روزهای گذشته به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند، نامه ای خطاب به ملت ایران، آیات و مراجع عظام تقلید، مقامات مسئول جمهوری اسلامی و مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا نوشته اند.آنها گفته اند اگر چه پش از این شرایط بسیار دشواری را در زندان رجایی شهر تجربه کرده بودند، اما اکنون آنچه که در زندان قرچک ورامین می بینند جز محیر العقول خواندنش واژه ای دیگر برای توصیفش نمی یابند.

بیشتر بخوانید

تظاهرات 8 می در دانمارک


مردم ایران برای به زیر کشیدن دیکتاتوری و کسب تمام آزادی، جمهوری اسلامی را در تنگنا قرار داده اند. برای ما مردم ایران، برای ما طرفداران ازادی زن، زمان برچیدن قوانین ضد زن، زمان برچیدن ارگانهای ضد زن،زمان برچیدن زندانها، زمان برچیدن دادگاههای اسلامی، زمان برچیدن حکومت ضد زن، زمان برچیدن ولایت فقیه و دستگاههای سرکوب و تحمیق فرا رسیده است. ٨ مارس امسال یکقدم بزرگ در راه کسب ازادی زن در ایران است. در ٨ مارس نیز مانند روزهای ٢٥ بهمن و اول و ١٠ اسفند در داخل و خارج ایران به خیابان بیاییم تا لرزه بر اندام خامنه ای و سپاه و کل جمهوری اسلامی بیندازیم.

weiterlesen... ادامه

ستاره از تهران

هشتم مارچ بر مردان جهان

از ما بهتران
مبارک باد
روز جهانی زن است.... چقدر عالی....لااقل از 365 روز در سال، یکروزش به نام ما زنان نامگذاری شده
بعنوان جنس زن ، لازم است از مردان جهان که با اینهمه سخاوت و مردانگی!! یک روز را به زنان اختصاص داده اند! تشکر کنم و این روز را به آنها تبریک بگویم!
بدینوسیله:

بیشتر بخوانید

۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان


را به روز مبارزه علیه جمهوری اسلامی تبدیل کنیم!
روز ۲۵ نوامبر٬ ۴ آذر٬ روز جهانی اعتراض علیه خشونت بر زنان است. خشونت علیه زنان پدیده ای کریه و جهانی است. در هر دقیقه زنی در نقطه ای از این جهان در اثر خشونت سازمانیافته دولتی و شخصی٬ آشنا و غریبه٬ جان خود را از دست میدهد.

weiterlesen...ادامه

اعتراض زنان اوکراین به سنگسار در ایران

شوهرکشی در ایران؛ «پدیده ای که قبل از انقلاب سابقه نداشت»


شوهر کشی در ايران پديده جديدی است که پيش از انقلاب سابقه نداشته و در سال‌های اخير شاهد موارد متعددی از آن بوده ايم.

weiterlesen...

برای دیدن آرشیو به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید .http://www.spiran.com/2006/

مريم قربان زاده يک زن حامله محکوم به سنگسار


مريم قربان زاده يک زن حامله محکوم به سنگسار
به گزارش کميته بين المللي عليه اعدام، در زنداني که سکينه محمدي آشتياني بسر می برد٬ دو زن ديگر محکوم به سنگسار هستند. يکي از آنها مريم قربان زاده است. مريم ۲۵ سال دارد و به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج به سنگسار محکوم شده است. مريم حامله است و از مردم دنيا انتظار دارد به او کمک کنند.

حکومت زن ستيز اسلامي٬ در سالهاي اخير در نتيجه اعتراضات بين المللي مجبور به لغو احکام سنگسار بر عليه حداقل ۱۳ زن شد و در مواردي آنها را با زدن صد ضربه شلاق آزاد کرده است. يکي از اين زنان کبرا بابايي بود که بعد از لغو حکم سنگسار٬ صد ضربه شلاق به او زدند و سپس او را آزاد کردند و طبق خبري که به کميته بين المللي عليه اعدام رسيده٬ نخاع کبرا بعد از اين ضربات شلاق آسيب ديده و او نميتواند راحت راه برود. فرزندان او ميگويند٬ دردهاي شديد و آثار اين شلاق زدن٬ زندگي مادر آنها را بسيار سخت کرده است.

زنان تحصیل کرده خانه نشین می شوند

weiterlesen...

جنتی جنایتکار خواهان اعدام زنان "بدحجاب" شد


واحد مرکزی خبر (صدا و سیمای رژیم): خطیب نمازجمعه تهران گفت: سکوت در برابر مسأله بدحجابی، به بهانه انجام کار فرهنگی، گناه است.

آیت الله احمد جنتی در خطبه نخست نمازجمعه تهران، مسأله حجاب را حکم قرآن دانست و افزود: پوشش اسلامی برای زن مسلمان واجب است و مظاهر اسلامی باید در فضای جامعه اسلامی حاکم باشد.

وی گفت: کشوری که می خواهد الگوی کشورهای اسلامی باشد، اسلام ناب محمدی را در دست دارد و خون این همه شهید را برای حفظ اسلام، قرآن، حجاب و عفت زن و مرد نثار کرده است، چگونه می تواند در برابر مسأله بدحجابی که امنیت اخلاقی جامعه را هدف گرفته است، سکوت کند.

امام جمعه موقت تهران گفت: من نمی دانم قاچاقچی را می گیرند اعدام می کنند، تروریست را می کشند، دزد را مجازات می کنند، ولی نوبت به قانون خدا که مافوق قانون بشر می رسد، اگر کسی اجرا نکند، سکوت می کنند و می گویند باید کار فرهنگی بشود.

ویدیو شکوه زن ایرانی
صحنه ایی تکان دهنده از خشونت خیابانی که توسط بسیجی ها سازماندهی شده و توسط لمپن های محله خاوران تهران اجرا می شود، نشان می دهد که فاصله چندانی بین خشونت سیاسی که اوج آن اعدام های اخیر بوده و بین خشونت نهادینه شده در جامعه وجود ندارد. خشونت و تعرض به زنان تا وقتی از خیابان ها و محلات رخ بر نبندد در عرصه سیاسی و توسط همین لمپن ها در شکنجه گاه ها بازتولید می شود. به نظر می رسد این تعرض کاملا" سازماندهی شده است و توسط ماموران بسیح رهبری می شود و به قصد نا امن کردن هر چه بیشتر فضای عمومی است.

برای دیدن آرشیو به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید .http://www.spiran.com/2006/

تجاوز در زندان های رژیم اسلامی به زنان

گاردین : زنان بی حجاب ایران زلزله می سازند


گاردين : ایران یکي از زلزله خیز ترین مناطق جهان است. به پیش بیني محمود احمدي نژاد، قرار است زلزله اي در تهران به وقوع بپیوندد پس باید 12 میلیون نفر از ساکنان این شهر بیرون بروند. یک روحاني توضیحات عجیبي در این مورد داده است.
حجت الاسلام کاظم صدیقي، گفت: "زناني که طبق موازین اسلامي لباس نمي پوشند، مردان جوان را به بیراهه مي کشانند و زنا را در جامعه گسترش مي دهند که احتمال زلزله را تشدید مي کند". زنان در جمهوري اسلامي باید از فرق سر تا نوک پایشان را بپوشانند، اما بسیاري از آنان، بخصوص زنان جوان به این قانون بي توجه هستند و لباس هاي تنگ مي پوشند و روسري هایشان عقب است و موهایشان را بیرون مي گذازند. صدیقي در نماز جمعه هفته گذشته پرسید: "براي اینکه زیر آوار نمانیم، چه باید بکنیم؟ هیچ راه دیگري جز پناه بردن به مذهب و تطبیق دادن روش زندگي مان با دین وجود ندارد. در حدود دو دهه است که زلزله شناسان در مورد احتمال وقوع زلزله و عواقب وحشتناک آن در آینده نزدیک، هشدار داده اند. برخي از کارشناسان حتي پیشنهاد انتقال پایتخت را داده اند. تهران که گسل هاي طویلي دارد و طول یکي از آنها به بیش ار 50 مایل مي رسد، از سال 1830 تا کنون زلزله اي نداشته است".
در سال 2003، زلزله قدرتمندي شهر جنوبي بم را لرزاند که 31 هزار نفر، در حدود یک چهارم جمعیت شهر در آن کشته شدند و ارگ قدیمي این شهر هم ویران شد.
یکي از اولیاي الهي به من گفت که از مردم بخواهم که توبه عمومي کنند. چرا؟ چون بلایاي طبیعي ما را تهدید مي کند. وي با اشاره به خشونت هاي بعد از انتخابات ماه ژوئن گفت: "زلزله سیاسي که پیش آمد، واکنشي بود به برخي حرکات. و حالا اگر در تهران زلزله طبیعي بیاید، هیچ کس قادر نخواهد بود با این بلا مقابله کند مگر اراده خداوند و فقط اراده خداوند... پس بیایید خدا را مایوس نکنیم."
دولت ایران و نیروهاي امینیتي سال گذشته درگیر مواجهه خونین با جنبش گسترده معترضان به نتیجه انتخابات بودند؛ آنان معتقد بودند که در انتخابات تقلب شده است.
احمدي نژاد دو هفته پیش زلزله تهران را پیش بیني کرده بود اما گفته بود که تاریخ دقیقش را نمي داند. او اعلام کرد که نمي تواند دستور جابجا شدن همه 12 میلیون نفر ساکن تهران را بدهد. اما گفت: "اما باید پیشگیري هاي لازم را بکنیم .... دستکم 5 میلیون نفر باید تهران را ترک کنند تا خلوت بشود".
صادق محصولي، وزیر رفاه هم گفت که نماز و دعا و توبه بهترین راه مقابله با زلزله است. ما نمي توانیم سیستمي براي مقابله با زلزله پیدا کنیم اما خداوند این سیستم را بوجود آورده است و آن دوري از گناه، دعا، توبه، صدقه دادن و از خود گذشتگي است.

http://www.windowsmarketplace.com/?WT.mc_id=0806_083

8مارس زنان ایران در مقابل دفتر نمایندگی رژیم تروریستی در اوتاوا روز 8 مارس را جشن گرفتند.
به مناسبت روز جهانی زن

شعری به مناسبت روز جهانی زن


آفتاب و روشنابخش همه دنیاست زن
در میان خلقت ذات خدا یکتاست زن
بی وجودش کی به گیتی راحت و آرامش است
زین سبب او خلقتی نیکو و روح افزاست زن
پایگاه خانه از مهرش پر از لطف و صفاست
گوهری نایاب و گنجی طاق و بی همتاست زن
بسکه درجان و دلش گرمای عشق وعاطفه است
در میان مهرورزان ، واله و شیداست زن
خانه هستی گروی عشق فرزند داده است
بی تعارف از محبت در دلش غوغاست زن
مانی صورتگر هستی چو رخسارش کشید
نیک می دانست که او غارتگر دلهاست زن
پیشوایان را بگفتند بهر کیست خلد برین
در کمال صدق گفتند مالکش تنهاست زن
زانکه خوب و مشفق و آموزگاری نیکو است
این چنین در معرض بغضی مصیبت زاست زن
تا قلم در دست شیطان رجیم است و عدو
در وطن او همدم حزن و خجالتهاست زن
گه کمینه گه ضعیفه داده نامش را عدو
درکمال قدرت و همواره پا بر جاست زن
چون که بشنید در زمان خلقتش رب کریم
وز تمام عرشیان ، یارب عجب زیباست زن
زن بود ، بخش مهمی از تمام زندگی *
نام زیبایش بر این برهان چقدر گویاست زن
چامه ها باید سرود ای مؤمنی در باب او
چون نهاد و فکرت پاکش غرورافزاست زن
زمستان 1388 هلند
محترم مومنی روحی
* = واژه زن ، اولین بخش کلمه زندگی می باشد . به عبارتی دیگر ، زندگی با زن آغاز حیات خودش را تجربه می کند

کنفرانس بین المللی برای بزرگداشت ۸ مارس روز جهانی زن


کنفرانس بین المللی برای بزرگداشت ۸ مارس روز جهانی زن
همبستگی با مبارزات زنان در سراسر جهان برای آزادی، برابری، سکولاریسم و علیه خشونت
حمایت از جنبش آزادی زن در ایران
سازمان آزادی زن و ابتکار فمینیستی اروپا بمنظور بزرگداشت روز جهانی زن، شنبه ۶ مارس ۲۰۱۰ یک کنفرانس بین المللی در شهر گوتنبرگ، سوئد برگزار میکنند. تم این کنفرانس:

weiterlesen...ادامه

پیش به سوی 8 مارس، روز جهانی زن

تجاوز به زنان در زندان های رژیم جنایتکار اسلامی .در این ویدیو ببینید

تجاوز به زنان در زندان های رژیم فاسد و تبهکار اسلامی

بیانیه پنج ماده ای زنان برای برون رفت از "بحران"


شبکه زنان؛ بیانیه زنان:
راه حل پنج ماده ای ما زنان برای برون رفت از "بحران"!

weiterlesen...ادامه

خیابان در دست مردم! انقلاب آینده ایران یک انقلاب زنانه است!


ایران امروز بار دیگر حماسه آفرید. روز عاشورا روز جشن توده های مردم، جوانان و دختران و زنان.. بود. ایران امروز همراه بود با دود و آتش و فریاد و شجاعت و سنگ و خون. در معانی مذهبی و خرافی روزهای عاشورا و تاسوعا امسال نمودی نداشت. با توجه به اخباری که مبنی بر حضوراعتراضی مردم در این روز بود به خیابان رفتم.

weiterlesen... ادامه


قتل ناموسی جنایت هولناکی در درازای سده ها



برای تحلیل دقیق این مشکل با آنکه نیاز به پژوهش وکار متداوم است، ولی چنین روز های ویژه یعنی تجلیل و یاد بوداز قربانیان ورفتگان هم جنس مان در سالهای اخیر ، خود زمینه ی خوبیست برای دوباره مکث کردن ویکبار دیگر توجه نمودن به چرا های زیادی.
قتل ناموسی به عنوان مدهش ترین جنایت بشری و آنهم در سده بیست ویکم ، هیچگاهی نمیتواند توجیهی باشد مبتنی بر ارزش های معینی در جوامع انسانی.اماپیش از اینکه به اصل موضوع بپردازم ، نگاهی کوتاهی دارم به پدیده ی ناموس وارتباط آن به زن ودختر یک خانواده.
در فرهنگ های فارسی ناموس به شرف ، آبروو عِصمت معنی شده است.اما اینکه این صفات در چه مواردی میتواند دقیقاً مورد استفاده داشته باشند،در اجتماعات بشری امروز تا حدی متفاوت از هم دیده میشود . به این مفهوم که شرف ، آبرو و عِصمت در کشور های اروپایی منحصر به "فرد" شناخته میشود و این خود "فرد" است که ارتباط مستقیم با این صفات میداشته باشد.به این مفهوم که شخص خود مسوول حفظ این صفت ، آنهم در محدوده ی فردی خودش میباشد.

weiterlesen... ادامه

نامه زنی از ایران


سروناز
ایران آزادم آرزوست ....
11 خرداد روز عروسی من بود ... روزی خاطره انگیز برای من و خانواده ام و همسرم ...
روز یکی شدن و وحدت فامیل و بستگانم برای شرکت در شادی و شروع زندگی تازه من و کاوه.. سرشار از عشق و دوستی و صمیمیت خالصانه ....
فردای عروسی صداهایی در بیرون از خانه من را به سمتی فرا می خواند که می دانستم، به درستی می دانستم عاقبتش چی می شود؟

weiterlesen...ادامه

حکومت اسلامی که در 30 ساله گذشته فقر، بیکاری ، اعتیاد ، و فحشاء را اشاعه داده است ،حال در سیت حکومتی نقد به اوضاع عربستان سعودی دارد .سایت پاسدار بسیجی رجانیوز با آوردن این گزارش میکوشد که بر واقعیات ملموس در ایران پرده پوشانی کند.


نگراني رجانيوز از فرار دختران عربستاني و آمار نگران كننده زنان خياباني در تهران

weiterlesen... ادامه

روز وزیر است، شب به زیر است


نوشین

روز گذشته اولین وزیر زن، محصول جمهوری اسلامی، در هیئت کلاغ سیاه در مجلس رجال اسلامی به نمایش گذاشته شد. این خانم وزیر مرضیه وحید دستجردی نام دارد، وگویا بجز شغل والده بچه های حسن شریعتمداری، سر چماقدار روزنامه دولتی کیهان، پزشک زنان نیزمی باشد. دیگر جای تردیدی نیست که به زیر و بم، و چم و خم زنان در جمهوری اسلامی آشنا است.

weiterlesen... ادامه

شوک الکتریکی به بدن خیس و عریان زنان در زندان کهریزک


موج سبز آزادی / یکشنبه ٢٥ مرداد ماه ١٣٨٨- یک نماینده مجلس در گفت‌وگو با «موج سبز آزادی» از شکنجه زنان زندانی در کهریزک خبر داد. این در حالی است که پیش از این هیچ گزارشی درباره بازداشت زنان در این بازداشتگاه غیرقانونی منتشر نشده بود.این نماینده مجلس که نخواست نامش فاش شود، با اشاره به بازدید گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین و بند زنان، خبر داد که برخی از زندانیان در حضور نمایندگان و مقامات دادستانی از شکنجه‌های فجیع صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک پرده برداشته‌اند.

weiterlesen... ادامه

زنان در زندان دهه 60 جمهوری اسلامی

زنان در زندان دهه 60 جمهوری اسلامی بياد زنانی که دراين روزها در کنار مان نيستند



http://www.mahnaaz.com/mn/mz.pdf برای خواندن بر روی لینک فشار دهید.



مصاحبه با قربانی دیگری از تجاوز جننسی در زندن های جمهوری اسلامی ایران. توضیح در ا...

سند دیگری از تجاوز به زنان در زندانهای رژیم . این اسناد را باید دست به دست گرداند و افکار عمومی را هرچه بیشتر با ماهیت جنایات کارانه حکومت اسلامی آشنا کرد.





مصاحبه با قربانی دیگری از تجاوز جنسی در زندن های جمهوری اسلامی ایران.برای دیدن این جنایت حکومت اسلامی بر روی لینک فشار دهید.
http://www.youtube.com/watch?v=SyfjZiSMrts&eurl=http%3A%2F%2Fwww.kanoon-zendanian.org%2FDOCuments%2520(htm)%2FKatayoun-Azarli.html&feature=player_embedded
]

نظر آهاری

رژیم جنایتکار اسلامی چندین ماه است که فعال حقوق بشر شیوا نظر آهاری را در سلول انفرادی نگاه داشته و هر روز به او شکنجه جسمی و روحی وارد می آورند.

از وضع تندرستی این فعال حقوق بشر خبری در دست نیست .رژیم به خانواده او و نهادهای حقوق بشری اطلاعاتی در مورد سلامتی جسمانی نظر آهاری نمیدهد.شاید هم جنایتی دیگر را دشمنان مردمان ایران در مورد نظر آهاری در زندان مرتکب شده اند که پنهان نگاه داشته اند.از این رو نهادهای حقوق بشر جهانی و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل باید به اوضاع سیاه چال های رژیم فاشیستی مذهبی به پردازد. حزب سوسیال دمکرات ایران

weiterlesen...ادامه

 «به دختران اعدامی تجاوز می‌شد که به بهشت نروند»

«به دختران اعدامی تجاوز می‌شد که به بهشت نروند»


سودابه اردلان، زندانى سياسى سابق و بازمانده قتل‌عام‌ زندانيان سياسى سال ۱۳۶۷، که هشت سال را در زندان‌های اوین و قزل حصار به سر برد، به دلیل نقاشی‌های مخفیانه‌اش در زندان شناخته می‌شود.
سودابه اردلان این کارها را در کتابی در سال ۲۰۰۳ منتشر کرد که به چاپ دوباره نیز رسیده است. خانم اردوان در گفت‌وگو با رادیو فردا از اعمال شکنجه و تجاوزات جنسی در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گوید.

weiterlesen... ادامه

زنی در آستانه سنگسار در تبریز


وبلاگ دفاع از بی دفاع
محمد مصطفایی (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)
جمعه دوم مرداد 1388
سکینه محمدی مدت چهار سال است که در زندان مرکزی تبریز به سر می برد او سالها با همسرش اختلاف داشته و به دلایلی از جمله فقر مالی و عدم توجه همسر به خواسته هایش با مردی ارتباط برقرار کرده و پس از مدتی با بر ملا شدن موضوع محاکمه می گردد.

weiterlesen... ادامه


اوج وحشیگری، رذالت و ددمنشی رژیم اسلامی


روزنامه جروزالم پست گزارشی تکان دهنده از تجاوز به دختران زندانی در زندانهای رژيم را منتشر کرده که اوج وحشیگری، رذالت و ددمنشی رژيم اسلامی را نشان می دهد.
تجاوز به دختران قبل از اعدام
اورشلیم پست, ٢ امرداد ١٣٨٨

weiterlesen...

دو زن در خطر اعدام به "جرم ارتداد"

دو زن در خطر اعدام به "جرم ارتداد"


بر اساس گزارشی از سوی نزدیکان دو زندانی جوان به نامهای مرضیه امین زاده و مریم رستم پور، این دو زن جوان در خطر اعدام به جرم " ارتداد" هستند. رژیم این دو زن جوان را که در ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۷( ۵ مارس ۲۰۰۹) در منازل مسکونیشان در تهران دستگیر شده بودند به جرم اقدام علیه امنیت ملی زندانی کرده است. مرضیه و مریم در هفته های گذشته به بخش زنان زندان اوین منتقل شده اند. در این بخش اکنون تعداد بسیاری از زنان و دخترانی که در اعتراضات اخیر دستگیر شده اند، زندانی هستند. طبق گزارش خانواده ها و وکیل مرضیه و مریم در شرایط حاضر حداقل 600 زن در این بخش زندانی هستند.

weiterlesen... ادامه

شادی صدر ربوده شد!


به گزارش میدان زنان، اوباش رژیم اسلامی شادی صدر، فعال جنبش حقوق زن را بشکلی وحشیانه در ساعت 11:30 روز 26 تیر ربودند و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. هنگام حمله به شادی صدر تعدادی از دوستان وی همراه او بودند. شادی صدر ابتدا کوشید با کمک همراهان خود از دست این اوباش فرار کند، اما متاسفانه این تلاش بی ثمر بود و اوباش اسلامی موفق شدند شادی صدر ر با خود ببرند.

weiterlesen...

زمان آن رسیده است که حجاب ها را از سر برگیریم!



زنان آزادیخواه!
جنبش آزادی زن در ایران احترام و ستایش همگان را برانگیخته است. این جنبش خواب آرام را از رژیم اسلامی ربوده است. هر پیشروی این جنبش بمعنای یک عقب نشینی بزرگ برای این رژیم ضد زن است. سی سال است که یک کشمش دائمی و رو در رویی و تقابل تعمیق یابنده میان جنبش آزادی زن و رژیم اسلامی وجود داشته است. رژیم اسلامی با تحمیل حجاب اسلامی و آپارتاید جنسی جامعه را در بند و خفقان اسیر کرده است.

اما اکنون جنبش توده ای آزادیخواهی مردم قاطعانه و وسیع به میدان آمده است. اکنون شرایط در جامعه بشدت متحول شده است. توازن قوا بنفع مردم و آزادیخواهی تغییر کرده است. در این شرایط است که زنان آزادیخواه و شجاع ایران باید یک سنگر مهم دیگر را علیه رژیم اسلامی، علیه بردگی و زن ستیزی و به نفع مردم و آزادیخواهی و برابری طلبی فتح کنند. اکنون زمان آن رسیده است که حجاب ها را از سربرگیریم و آپارتاید جنسی را عملا ملغی کنیم. اکنون زمان آن رسیده است که ما حجاب اسلامی این طوق بردگی و سمبل بندگی زن را بدور اندازیم.

زنان شجاع و آزادیخواه!
بیایید تا تاریخ را به نام آزادیخواهی رقم بزنیم. بیایید تا نام جنبش آزادی زن ایران را در تاریخ مبارزه برای آزادی زن و علیه زن ستیزی اسلامی به ثبت برسانیم. برگرفتن حجاب ها در این روزهای تاریخ ساز جنبش ما را قدم ها بجلو میبرد و رعشه مرگ بر جان این رژیم منفور میاندازد.

زنده باد آزادی زن
ستم بر زن موقوف
سرکوب زن ممنوع
آذر ماجدی
27 خرداد 1388

سنگسار

یک زن و يک مرد به سنگسار


یک نوجوان به اعدام
محکوم شده اند!

weiterlesen...

شیرین علم هویی

احتمال صدور حکم سنگین برای یک زن زندانی


شیرین علم هویی که به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان(PKK) بازداشت شده است، پس از گذشت یکسال همچنان در شرایط بلاتکلیفی در بند نسوان زندان اوین نگهداری می شود.

weiterlesen...

رژیم اسلامی قاتل مردم ایران، این بار زن بی دفاعی را میخواهد مثل دلارا به قتل برساند.زن دیگری در آستانه اعدام و تقاضای هم بندیان او: زینب را نجات دهید.زینب نظرزاده را به قرنطینه بردندتا سحر گاه چهارشنبه اعدامش کنند


تغییر برای برابری - عالیه اقدام دوست و دیگر زنان زندانی بند عمومی زندان زنان بعد از ظهر امروز 15 اردیبهشت با هرکس که شماره ای از اوداشتند تماس می گیرند:« زینب نظرزاده را به قرنطینه بردندتا سحر گاه چهارشنبه اعدامش کنند ».آنان شماره هایی را می دهند تا بلکه بتوان در این دقایق آخر جان زینب را نجات داد.
زینب 28 ساله قاتل همسر مسن خود دو سال است که بی وکیل در زندان به سرمی برد و اکنون قرار است سحرگاه چهارشنبه 16 اردیبهشت حکمش اجرا شود. با خانواده اش در شهرستان اهر تماس می گیریم بی خبر هستند و به سختی می توانیم خبر را به انها اطلاع دهیم . برادرش می گوید دو ماه پیش مادرمان ازناراحتی زینب فوت کرد و حالا باید عزا دار خواهرخود شویم. از همه حمایت می خواهد. می گوید ما الان راه می افتیم از شما تقاضا داریم نگذارید حکم اجرا شود. با خانواده مقتول تماس می گیریم . هیچ کدام از شماره هایی که دوستان زینب به ما داده اند جواب نمی دهد. انگار آنها راه افتاده اند تا شاهد اجرای حکم زینب باشند. با چند تن از وکلا تماس می گیریم. می گویند تنها آقای شاهرودی می تواند اجرای حکم را به عقب بیاندازد. با فعالان زن و مرتبط با دفتر آقای شاهرودی هم تماس می گیریم زمان کوتاه است و امیدی نیست.
عالیه می گوید به همه آنهایی که می خواهند برای آزادی من تلاش کنند بگو زینب را نجات دهند و خودش راهی می شود تا بلکه بتواند رضایت اولیای دم را بگیرد. او دست یاری به سوی همگان بلند کرده است.09.05.2009
-----------
فهیمه حاج محمدی وکیل زینب: درخواست توقف حکم را کرده ام


تغییربرای برابری - در تلاش برای یافتن وکیل زینب نظرزاده سرانجام دریافتیم که فهیمه حاج محمد علی وکیل تسخیری زینب تمام تلاش های خود را برای به تعویق انداختن حکم اعدام زینب به کار برده است. او در این باره گفت :« دیروز 14 اردیبهشت در آخرین ساعات اداری اخطاریه ای به دستم رسید بر این مبناکه برای اجرای حکم در زندان اوین حاضر شوم. این اخطاریه بسیارغیر منتظره بود، چون با توجه به تحقیقات انجام شده و اظهارات شهود پرونده و همسایه ها به نظر می آمد که زینب در شرایط خاصی مرتکب چنین عملی شده است و احتمالا پرونده او در مرحله استیذان مورد برسی مجددا بررسی شود، حتی بین قضات هم اختلاف نظر وجود داشت به طوری که 3 نفر از قضات رای موافق و دو نفر رای مخالف داده بودند.علی رغم اعتراضی که به عمل آوردیم حکم تایید شد. دیروز هم مجددا بعد از دریافت اخطاریه درخواست توقف حکم را کردم »
فهیمه حاج محمدعلی با اشاره به این که زینب در وضعیت نامناسبی بسر می برده و ارتکاب او به قتل متوجه آن شرایط هم هست می گوید:«اگردر همان زمانی که زینب دچار مشکل خانوادگی شده بود مرجع یا نهادی برای حمایت از او وجود داشت در آن صورت نه او جان انسان بی گناهی را می گرفت و نه جان خودش را ازدست می داد»
خانم حاج محمدعلی ابراز امیدواری کردکه به دستور مقامات قضایی اجرای حکم متوقف شود و یا اولیای دم از قصاص زینب صرف نظر کنند. قرار حکم اعدام ساعت 4 بامداد اجرا شود.



گزارش تکان دهنده از وضعیت بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد


بیش از 50 زن بازداشتی به همراه سه کودک خردسال و یک نوجوان 13 ساله، در غیرانسانی ترین شرایط در بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد به سر می برند.

براساس گزارش یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود، این بازداشتگاه که تنها بازداشتگاه زنان شهر بزرگ مشهد است، فاقد ابتدایی ترین امکانات بهداشتی و استانداردهای لازم است. کل بازداشتگاه، یک فضای 60 متری است که بیش از 50 نفر در آن، بدون هیچگونه طبقه بندی نگه داری می شوند. متهمان به مصرف و فروش مواد مخدر، در کنار پیرزنهای ولگرد مبتلا به آلزایمر و دختران نوجوانی که در خانه های موسوم به خانه فساد دستگیر شده اند، همگی در همین فضای کوچک، تاریک و فاقد نور کافی و در کنار هم جای داده شده اند. در حال حاضر حداقل سه کودک خردسال 8 روزه، یک ساله و چهارساله نیز در همین فضا نگه داری می شوند.

برخی از متهمان که براساس قوانین بازداشت موقت باید مدت کوتاهی در بازداشتگاه بمانند، اکنون بیش از دو ماه است که در این شرایط به سر می برند و از هر نوع وسیله بهداشتی و استحمام محروم اند. آنها حتی حق ملاقات و دسترسی به بیرون از زندان برای خرید مایحتاج خود ندارند. در همین شرایط گاهی پیش می آید متهمانی که به شیشه و کراک معتادند، در همان فضا، دچار تهوع می شوند و زنان بازداشتی مجبورند بوی بد و کثافت ناشی از بالا آوردن هم بندان خود را نیز تحمل کنند.

بازداشت شدگان در کلانتری بانوان مشهد، وضعیت تغذیه اسف باری نیز دارند. آنها ناگزیرند هر روز صبر کنند تا پرسنل ابتدا غذای خود را از سهمیه اندک ارسالی بردارند و سپس باقیمانده غذای آنان را که معمولا ناکافی است، بخورند. بارها دیده شده که زندانیان برای تکه ای نان خشک ساعتها به ماموران کلانتری التماس کرده اند. در این شرایط، ضرب و شتم بازداشتی ها از سوی پلیس های زن، امری عادی و روزمره است.

لازم به یادآوری است، کلانتری بانوان مشهد در سال 1378 با تبلیغات فراوان از سوی نیروی انتظامی بازگشایی شد و در مراسم افتتاح آن گفته شد این کلانتری به دلیل اینکه زنان بتوانند راحت تر از حقوق خود دفاع کنند تاسیس شده است؛ در حالی که در همین کلانتری، ابتدایی ترین حقوق زنان متهم که در قوانین مربوط به بازداشتگاهها و مصوبه حقوق شهروندی به آن تصریح شده زیر پا گذاشته می شود. اخیرا نیز فرمانده نیروی انتظامی تهران خبر داد به زودی چهار کلانتری زنان در تهران تاسیس می شود.

شرایط بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد و نیز اخبار زیر که از منابع خبری متعدد جمع آوری شده اند همگی تردیدهای جدی در اینباره که آیا کلانتری های زنان، دردی از زنان دوا می کنند یا در بسیاری از موارد در جهت نقض حقوق آنها گام برمی دارند، ایجاد کرده اند.

29.04.2009

هدیه نوروزی به کنشگران کمپین


تغییر برای برابری - حمید حمیدی از حامیان اولیه کمپین یک میلیون امضا کلیپی را آماده و به عنوان هدیه نوروزی به کنشگران کمپین تقدیم کرده است. تغییربرای برابری ضمن سپاسگزاری از وی و کوششی که برای دلگرمی همه کنشگران کمپین به کار برده است، سال نو را به او و همه زنان و مردان برابری خواه در جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی تبریک می گوید.

این کلیپ را می توانید در لینک های زیر دانلود کرده و ببینید :

http://www.radiomihan.com/Nourooz88.wmv

power point 88

http://www.radiomihan.com/baharaneh88.pps





29 اسفند 1387 - - نسخه قابل چاپ


اعتراف تکان‏دهنده پدری که دختر خود را سوزاند


سایت بازیاب: سارا ترسيده بود، نمي‌‏توانست التماس کند... فقط يک جمله مي‌‏گفت، "چشم بابا ... چشم... هر چه شما بگوييد..." نفت را روي سر سارا ريختم. بخاري را روشن کردم و او را محکم به بخاري چسباندم تا آتش بگيرد. وقتي سارا در شعله‌‏هاي آتش گرفتار شد بلافاصله از منزل فرارکردم.

21 آبان ماه خبر قتل دختري کوچک در روز تولدش به دست پدر معتاد منتشر شد.رضا عامل اين جنايت دهشتناک در آرامش کامل نحوه به قتل رساندن سارا کوچولو را براي ايلنا تشريح کرد.وي با طمانينه عجيبي جملات سارا کوچولو هنگام مرگ را تکرار مي‌‏کند.

"رضا" عامل جنايت در توضيح کامل‌‏تري در گفت‌‏وگو با ايلنا گفت: 20 سال است کارمند بانک هستم و در شغل خود از تبحرخاصي برخوردارم. يک روز که مشغول انجام کارهاي روزمره بودم دختر جواني براي افتتاح حساب و امور بانکي به من مراجعه کرد،‌ با ديدن آن دختر جوان احساس کردم به او علاقه مند شده‌‏ام بنابراين درجلسات بعدي که او به بانک مراجعه مي‌‏کرد پيشنهاد ازدواج را به او دادم و پس از گذشت مدت کوتاهي با يکديگر ازدواج کرديم.

وي افزود: مدتي بعد اختلافات ما آغاز شد ابتدا تصور مي‌‏کرديم با آمدن فرزند به زندگي مشترکمان وضعيت کمي بهبود مي‌‏يابد اما به دنيا آمدن "سارا" هم مشکلي را از ما حل نکرد و پس از گذشت پنج سال ما از يکديگر جدا شديم و سارا تحت حضانت من قرار گرفت و مادرش مي‌‏توانست طبق قانون و برنامه‌‏اي که قاضي داده بود سارا را ملاقات کند.

رضا ادامه داد: وقتي همسرم ازمن طلاق گرفت،‌ از لحاظ روحي و رواني دچار مشکل شدم و طي رفت و آمد با دوستان ناباب به سمت اعتياد کشيده شدم. ابتدا ترياک مصرف مي‌‏کردم اما پس از گذشت مدتي ماده مخدر ديگري به نام "شيشه" جايگزين ترياک شد. من براي تسهيل در مصرف ماده مخدر شيلنگي را به گاز وصل مي‌‏کردم و سر ديگرش را به يک فندک متصل کردم و حتي گاهي در حضور سارا مصرف مي‌‏کردم.

وي درادامه به تشريح جزييات قتل سارا کوچولو پرداخت و گفت: به مواد مخدر بيش از حد وابسته شده بودم، که ديگر سارا را نمي‌‏ديدم، از او تنفر داشتم. نمي‌‏خواستم او زنده باشد، حتي چندين جلسه قصد داشتم با استفاده از اسلحه شکاري‌‏ام که حتي مجوزش را داشتم او را به قتل برسانم اما موفق نمي‌‏شدم، زيرا التماس‌‏هاي سارا وگريه‌‏هايش باعث مي‌‏شد از اين کارصرف نظر کنم، روز وقوع جنايت ساعت نه صبح از خواب بيدار شدم، آن روز را از بانک مرخصي گرفته بودم. پس از مصرف شيشه از منزل خارج شدم، سارا به منزل خاله‌‏اش رفته بود، زيرا مادرش قصد داشت در منزل خواهر خود دخترش را ملاقات کند. ساعت دو بعدازظهر به آنجا رسيدم، سارا فهميده بود که مي‌‏خواهم او را به قتل برسانم، بنابراين از آمدن همراه من امتناع مي‌‏کرد.با تهديد و اعمال زور او را از آن منزل خارج کردم. چون حالت طبيعي نداشتم خواهر همسر سابقم نگران شده بود و موضوع را سريعا به مادر سارا اطلاع داده بود.

به منزل که رسيديم سارا را به طبقه دوم انتقال دادم، سارا ترسيده بود، نمي‌‏توانست التماس کند، ساکت نشسته بود،‌ و هر چه مي‌‏گفتم در پاسخ حرف هايم فقط يک جمله مي‌‏گفت، "چشم بابا .... چشم... هر چه شما بگوييد...." همان لحظه بود که همسرم از راه رسيد جر و بحث ما شروع شد،‌‏به شدت با هم درگير شديم، خود را به طبقه دوم رساندم. از پله‌‏هاي مشرف به پشت بام بالا رفتم، گالن نفت را برداشتم و به تمام قسمت‌‏هاي منزل پاشيدم، پدرم به خاطر استشمام بوي نفت به طبقه بالا مراجعه کرد،‌ او را به منزل خودش هدايت کردم و براي اينکه نتواند سارا را نجات بدهد درب را قفل کردم. باقي مانده نفت را روي سر سارا ريختم. قبل از اينکه مادر سارا براي نجات دادنش کاري مي‌‏کرد بايد کار را يکسره مي‌‏کردم. بخاري را روشن کردم، سارا از جا بلند کرده و به نزديک بخاري بردم او را به بخاري ‌‏چسباندم. او را محکم به بخاري چسباندم تا آتش بگيرد. وقتي سارا در شعله آتش گرفتار شد بلافاصله از منزل فرار کردم، گاهي به پشت سرم نگاه مي کردم که تمام منزل در محاصره آتش گرفتار شده است. مي‌‏خواستم مطمئن ‌‏شوم که ديگر سارا زنده نيست، اما به هنگام فرار از منزل توسط همسايه‌‏ها دستگير شدم.

محمد شهرياري، بازپرس اين پرونده هولناک درخصوص علت بروز اين جنايت در گفت و گوي اختصاصي به ايلنا گفت: متاسفانه عامل اصلي بروز اين جنايت اعتياد "رضا" به مواد صنعتي است که مي‌‏توان از اين دسته "شيشه" را نام برد. مصرف مواد صنعتي که به مواد روانگردان شهرت دارند باعث ايجاد اختلالات رواني در فرد مصرف کننده مي‌‏شود،‌ به حدي که فرد مصرف کننده تحت تاثير اين مواد همچون برده‌‏اي هيچ اختياري ازخود ندارد.

وي در ادامه گفت: متاسفانه در شش قتل اخيرصورت گرفته، شاهد چهار قتلي بوديم که عامل اصلي آنها درپي مصرف مواد مخدر دست به جنايت زده‌‏اند. پدر سارا هم جزء اين افراد است و با توجه به معاينات صورت گرفته مشخص شد وي تحت تاثير مواد مخدر دست اين به جنايت هولناک زده است.آدينه، 15 آذر ماه 1387 برابر با 2008 Friday 05 December

خود سوزي يک نوعروس در بندر ترکمن


بنابرگزارشات دريافتي در ساعت 8 صبح روز سه شنبه مورخه 14/8/87 نوعروس 19 ساله اي به نام "سونيا ايري" به دليل فشارها و مشکلات عديده خانوادگي که بغير از عدم حمايت قانونگذار از حقوق وي بافت و ديدگاههاي سنتي نيز بر آن افزوده بود در شهر بندرترکمن اقدام به خودسوزي نمود.
شاهدين عنوان مي نمايند پيش از اقدام به خودسوزي ، مطلعين و مردم طي تماسهاي خود با پليس موضوع را گزارش و خواهان اقدام و پيشگيري نيروي انتظامي گرديده بودند که عملا هيچگونه توجهي از سوي نيروي انتظامي با عنوان اينکه مشکلات خانوادگي مربوط به اين نيرو نمي شود شاهد نبودند.
اين زن جوان که به تازگي ازدواج نموده بود ،دقايقي پس از اقدام به خودسوزي جان خود را به دليل شدت صدمات وارده از دست داد
فعالان حقوق بشر در ایران 03.12.2008

فاطمه حقیقت‌پژوه را حکومت اسلامی به قتل ( اعدام)رساند



فاطمه حقیقت پژوه که از دخترش در مقابل مردی که قصد تجاوز را داشته است دفاع و مرد متجاوز در درگیری بقتل میرسد.فاطمه به دست دژخیمان حکومت جنون و جنایت اسلامی امروز چهار شنبه در زندان به قتل رسید.در حکومتی که زنان و دختران در مقابل مردان جنایتکار و متجاوز حق دفاع ندارند ،و در کشوری که تجاوز نهادینه شده به دست حکومت در همه جا سایه افکنده است ،اعتیاد،فحشاء،تعرض و تجاوز به کودکان و دختران و زنان بخشی از ابزارماندگاری حکومتی فاسد و تبهکار بر قدرت است . تا مقطع براندازی احشام اسلامی از قدرت در ایران هزارها نفرفاطمه در ایران به دست حکومت تیهکاران و جنایت پیشگان قربانی خواهند گردید.فقط در یک هفته به اين ترتيب شمار اعدام ‌ شدگان در ايران از شنبه گذشته تاكنون دست ‌ كم به ۱۴ تن می‌رسد ، و احتمال افزايش آن نيز وجود دارد.
برای پایان دادن به حکومت خون خواران اسلامی و نجات زنان ایران از چنگال تبعیض و خشونت جز رستاخیزی ملی برای براندازی رژیم وابسته به استعمار راه نهائی دیگر متصور نیست . حزب سوسیال دمکرات ایران


فاطمه حقیقت‌پژوه اعدام شد

فاطمه حقیقت‌پژوه صبح چهارشنبه، یک روز پس از «روز جهانی حذف خشونت علیه زنان»، پس از تحمل هفت سال حبس و دو بار رفتن پای جوبه دار، در زندان اوین اعدام شد.

حکم اعدام فاطمه حقیقت‌پژوه، که به جرم قتل شوهر صیغه‌ای‌اش صادر شده بود، از سه سال پیش اعتراض فعالان حقوق بشر را به دنبال داشت.

با وجود تلاش و اعتراض گسترده مدافعان حقوق بشر برای توقف حکم اعدام فاطمه حقیقت‌پژوه، اين درخواست‌ها و همچنين تلاش وکيل او عبدالصمد خرمشاهی نتوانست مانع از اجرای حکم اعدام شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، بجز خانم حقیقت‌پژوه ۹ مرد دیگر نیز صبح چهارشنبه در زندان اوین اعدام شده‌اند.

فاطمه حقيقت‌پژوه در فروردين‌ ماه سال ۱۳۸۰ شوهر صيغه‌اى خود را به قتل رساند و شش ماه بعد، در شهريور ۱۳۸۰، بازداشت شد.

او در جريان دادگاه اتهام قتل را پذيرفت، اما در دفاع از خود گفت همسرش را به اين دليل از پاى درآورده كه قصد تجاوز به دخترش را داشته است.

به گزارش وب‌سايت‌هاى مدافعان حقوق زنان در ايران، زمان اعدام فاطمه حقيقت‌پژوه به وكيل او اعلام نشده بود و به همين دليل عبدالصمد خرمشاهى با وجود حضور در زندان اوين نتوانسته است قبل از اعدام با موكل خود ديدار كند.

اعدام فاطمه حقيقت‌پژوه درست يک روز پس از روز جهانى «حذف خشونت عليه زنان» صورت گرفت.

سه‌شنبه، ۲۵ نوامبر مطابق با پنجم آذر، طبق بيانيه مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ به عنوان «روز جهانى حذف خشونت عليه زنان» ثبت شده است.
به اين ترتيب شمار اعدام ‌ شدگان در ايران از شنبه گذشته تاكنون دست ‌ كم به ۱۴ تن می‌رسد ، و احتمال افزايش آن نيز وجود دارد.

اجرای حكم اعدام فاطمه حقيقت‌پژوه سه سال پيش از سوى محمود هاشمى شاهرودى، رييس قوه قضاييه اسلامی، متوقف شد اما قضات ديوان عالى كشور اين حكم را مجددا تاييد كردند.

خانم حقيقت‌پژوه پيشتر نيز دو بار به پاى چوبه دار رفته بود.


به اين ترتيب شمار اعدام‌ شدگان در ايران از شنبه گذشته تاكنون دست‌ كم به ۱۴ تن رسید و احتمال افزايش آن نيز وجود دارد.

كمپين بين‌المللى حقوق بشر در ايران روز گذشته از احتمال اعدام فرزاد كمانگر، معلم زندانى، ابراز نگرانى كرده است.

هادى قائمى، سخنگوى كمپين بين‌المللى حقوق بشر در ايران، سه‌شنبه شب به راديو فردا گفت: «بر اساس اخبار دريافتى از ايران، احتمالا حكم اعدام فرزاد كمانگر، معلم در شهر كامياران، روز چهارشنبه اجرا خواهد شد.»

مقامات قضايى اسلامى تاكنون در اين باره اظهار نظر نكرده‌اند.

از جمله كسانى كه طی پنج روز گذشته در ايران اعدام شده‌اند على اشترى، بازرگان وسايل مخابراتى، است كه براى نهادهاى نظامى ايران خريد می‌كرد.

به گفته مديركل ضدجاسوسى وزارت اطلاعات اسلامى، على اشترى به اتهام «جاسوسى براى اسراييل» اعدام شده است.

روزنامه كيهان نيز روز سه‌شنبه از اعدام سه نفر در زندان زاهدان خبر داد و به نقل از دادسراى عمومى و انقلاب زاهدان گزارش داد كه اين سه تن سحرگاه دوشنبه به اتهام «قاچاق مواد مخدر» در محوطه زندان مركزى زاهدان به دار آويخته شده‌اند.

اعداميان، كه حسين نهتانى، عبدالله ده‌مرده، و محمد براهويى نام داشتند، از سوى دادگاه انقلاب اسلامى زاهدان به اعدام محكوم شده بودند.
26.11.2008

ابراز نگراني در مورد نگين شيخ الاسلامي


نگين شيخ الاسلامي از فعالان مدني شناخته شده به خصوص در حوزه حقوق زنان استان کردستان است که سوابق همکاري با نهادهاي مدافع حقوق بشر منجمله اين مجموعه را دارا مي باشد، نامبرده که تحصيلکرده رشته روزنامه نگاري است موسس انجمن زنان آذرمهر کردستان نير مي باشد.
خانم شيخ الاسلامي در تاريخ 14 مهرماه سال جاري در منزل شخصي خود در شهر تهران توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد . اتهامات نامبرده نامشخص مي باشد و تاکنون مسئولان به صورت رسمي در اين مورد اظهار نظري ننموده اند.
به گفته خانواده اين فعال حقوق زنان ، وي چندين روز پيش از بازداشت خود مورد عمل جراحي قلب قرار گرفته بود و دوره نقاهت خود را سپري مي نمود ، با بازداشت خانم شيخ الاسلامي روند درمان ايشان متوقف شده و نامبرده بدون امکان درمان تخصصي در بند 209 زندان اوين به سر مي برد.
مسئوليت جان و سلامتي اين زنداني مستقيماً بر عهده مسئولان مربوطه خواهد بود ، هر چند خانواده نامبرده موفق به ملاقات و تماس با وي گرديده اند اما وضعيت جسمي ايشان را مناسب ارزيابي ننموده اند و نامبرده را شديداً بيمار عنوان نموده اند. مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن ابراز نگراني خود در مورد سلامتي روحي و جسمي اين فعال حقوق بشر به استناد معاهدات جاري در اين باب اجازه درمان به اين زنداني را جزو حقوق انساني وي ارزيابي مي نمايد و از مسئولان مربوطه رعايت حرمت انساني و تضمين حق حيات اين زنداني عقيدتي را انتظار دارد.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - 17 آبان 1386 برابر با 7 نوامبر 2008

دو گزارش از خودکشي دو دختر جوان


- آرزو عبدي اهل شهرستان بانه به دليل مخالفت پدر خود با ازدواج وي با فرد منتخب خويش ، بوسيله اسلحه شکاري موجود در منزل اقدام به خودکشي نمود ، نامبرده بدليل شدت جراحات وارده در دم جان سپرد ،جنازه وي به پزشکي قانوني تحويل و پليس نسبت به موضوع مذکور تشکيل پرونده داده است.
- ژيلا کريمي 19 ساله ، ساکن سنندج پس از عدم قبولي در کنکور و عدم توفيق براي ورود به دانشگاه ، در منزل مسکوني خود واقع در شهر مذکور دست به خودکشي زد ، نامبرده با استفاده از سم به اين عمل مبادرت نمود که تلاش خانواده عليرغم رساندن نامبرده به بيمارستان نتيجه مثبتي در بر نداشت و نهايتاً نامبرده در بيمارستان فوت نمود.
فعالان حقوق بشر در ایران 19.08.2008

بازداشت خودسرانه 9 تن از فعالان زن بی پاسخ مانده است


با گذشت چهل روز از بازداشت نه تن از فعالین حقوق زنان در مقابل گالری راه ابریشم در فرمانیه توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی هنوز مدارک شناسایی آنان مسترد نشده است.

ناهید میرحاج، آیدا سعادت ، نسرین ستوده، ژیلا بنی یعقوب، سارا لقمانی، نفیسه آزاد، فریده غائب، عالیه مطلب زاده و جلوه جواهری که روزپنج شنبه بیست و سوم خرداد ماه گذشته در پی لغو برنامه ای که در قالب یک نشست خصوصی در گالری راه ابریشم تدارک دیده شده بود، توسط نیروی انتظامی و ماموران امنیتی مستقر در خیابان فرمانیه بازداشت شده و به بازداشت گاه وزرا منتقل شدند . ساعت یک بامداد پس 8 ساعت بازداشت و بازجویی در محل بازداشتگاه وزرا، بدون تفهیم اتهام و رویت برگه بازداشت موقت توسط آنان، به آنان اطلاع داده شد که با ارائه مدارک شناسایی خود و یکی از بستگان درجه ی یک آزاد هستند . به رغم اصرار بازداشت شدگان و خانواده های آنان نه تنها هیچ گونه رسیدی دال بر دریافت مدارک شناسایی آنان که عبارت بودند از شناسنامه، کارت ملی و گواهینامه، به آنان داده نشد بلکه افسر نگهبان کشیک بازداشت گاه با تهدید از آنان خواست محل را ترک کرده و صبح روز شنبه منتظر تماس از طرف پلیس امنیت باشند.

روز شنبه در پی مراجعه ی دو تن از این بازداشت شدگان به پلیس امنیت به آنان گفته می شود که مدارک در اختیار پلیس امنیت نبوده و به بازداشتگاه وزرا که مدارک را از ایشان دریافت کرده است مراجعه کنند. مسئولان مستقر در بازداشتگاه نیز از استرداد مدارک به آنان خودداری کرده و اعلام کردند که مدارک در اختیار پلیس امنیت می باشد و بازداشت شدگان فوق الذکر به وسیله ی پلیس امنیت بازداشت شده و به صورت امانی در بازداشتگاه وزرا نگه داشته شده اند. مینا جعفری وکیل بازداشت شدگان روز بیست و سوم خرداد در این خصوص می گوید: " پس از مراجعات مکرر موکلانم و عدم ثبت شکایت بازداشت خودسرانه در سه مجتمع قضایی و مراجعه به پلیس امنیت و بازداشتگاه وزرا و خودداری مسئولان این مراکز از استرداد مدارک شناسایی آنان با توجه به ممنوعیت قانونی بازداشت خودسرانه موکلانم از یک ماه گذشته پرونده ی شکایتی درهمین زمینه در دادسرای ارشاد گشوده شده و خواستار رسیدگی قانونی به این مساله و همچنین تادیه ی مدارک هویتی موکلانم شده ام."

وی افزود: " پس از مراجعات مکرر و بی پاسخ سرانجام سرهنگ حسینی رئیس بازداشتگاه وزرا طی ارائه پاسخ مکتوب این واحد به دادسرای ارشاد اعلام کرد که این افراد توسط دادسرای ویژه امنیت بازداشت شده و به صورت امانی در بازداشتگاه وزرا نگه داری شده اند. وی همچنین اعلام کرد که مدارک هویتی این افراد در بازداشت گاه وزرا نیست و همان شب به پلیس امنیت منتقل شده است. این در حالی است که پلیس امنیت نیز در این مورد هیچگونه پاسخ مشخصی نداده است و در حال حاضر پرونده ی این شکوائیه به دادسرای انقلاب منتقل شده است. "

مینا جعفری همچنین گفت: " بر اساس مواد 18 و 25 قانون آیین دادرسی کیفری و نیز ممنوعیت اخذ خودسرانه ی تامین در ماده 19 همان قانون و همچنین با عنایت به شمول مواد 570،575، و 583 قانون مجازات اسلامی و ماده 9 میثاق حقوق مدنی و سیاسی به ویژه بند 5 این ماده مبنی بر جبران خسارت و اصول 20، 22و 32 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بازداشت این نه تن فعال حقوق زنان از مصادیق بازداشت خودسرانه می باشد."


24.07.2008

زينب بايزيدي بازداشت شد


زينب بايزيدي ،اهل مهاباد ،26 ساله ، عضو فعال انجمن زنان آذرمهر و مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و همچنين از همکاران کمپين يک ميليون امضا در شهر مهاباد امروز ساعت 9 صبح توسط نيروهاي اداره اطلاعات مهاباد بازداشت شد.
خانم بايزيدي از فعالان شناخته شده حقوق بشر بالاخص در حوزه حقوق زنان است .که نسبت به تداوم فعاليتهاي انسان دوستانه خود چندي پيش از سوي نيروهاي اطلاعات شهر مهاباد تهديد شده بود؛ اما وي هم چنان در راستاي احقاق حقوق انساني زنان و برابري انسانها در جامعه به تلاش خود ادامه داد .
وي روز شنبه مورخ 15/4/86 توسط تلفن از سوي نيروهاي امنيتي به ستاد خبري احضار شد . اين احضارها چندين بار از سوي ماموران تکرار شد ،که نهايتا به تهديد و خشونت منجر شد و خانم بايزيدي به ناچار براي پاسخگويي به ستاد خبري رفت و پس از بازجويي چند ساعته آزاد شد .اما در آخرين بازجويي به وي گفته شد که روز چهارشنبه نيز بايد براي بازجويي به ستاد خبري مراجعه کند و نهايتاً امروز صبح مورخ19/4 86 ساعت 9 صبح وي به ستاد خبري مراجعه نمود و پس از 3 ساعت بازجويي به دادگاه انقلاب برده شد و سرانجام با حکم قاضي روانه بازداشتگاه اطلاعات شد. وي سابقاً به خاطر فعاليتهاي حقوق بشري خود به 6 ماه حبس تعليقي محکوم گرديده بود.


10.07.2008

"جنبش زنان ایران"
کاندیدای جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد سال

2008

انجمن پژوهشگران ایران
از تمامی نهادها و سازمان های حقوق بشری ایرانی و بین المللی
دعوت به همکاری و حمایت مینماید.

انجمن پژوهشگران ایران، "جنبش زنان ایران" را برای دریافت جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد سال 2008 نامزد و معرفی می نماید. در جهت آگاهی بیشتر لازم می دانیم در رابطه با "جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد" باطلاع برسانیم که این جایزه برای اولین بار در سال 1968، بیستمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر، از طرف مجمع عمومی سازمان ملل اهدا شده و در آن سال "خانم دکترمهرانگیز منوچهریان" یکی از اولین دریافت کنندگان این جایزه بوده است.

انجمن پژوهشگران ایران به اختصار و به شرح زیر دلایل خود را مرعی داشته است:
 مبارزات آزادیخواهانه زنان ایرانی در تاریخ معاصر ایران صد سالگی خود را پشت سر گذاشته است و زنان ایرانی علی رغم مشکلات و ناملایمات بسیار گسترده در گذر این دوران طولانی، همچنان ایستادگی کرده و از مشکلات نهراسیده اند؛
 دستیابی به بسیاری از حقوق انسانی، مدنی و سیاسی، و اگر چه در سه دهه گذشته سرکوب این حقوق به نهایت خود رسیده است، بی تردید حاصل تمامی این مبارزات خستگی ناپذیر می باشد؛
 فعالیت ها و مبارزات زنان در ایران که در مقابل تبعیض های قانونی و اجتماعی و موانع فرهنگی گسترده همچنان توانسته اند راههای بکر و خلاقه با استفاده از تفکری سازنده و پیش رفتن با عقل و منطق را برای دست یابی به اهداف خود برگزینند قابل ارج نهادن است.
 تبدیل کردن مبارزات زنان به جنبش سیاسی – اجتماعی "برابری طلبی" که شرکت مردان را نیز بدنبال داشته است؛ جنبشی که روند تازه ای را برای خواست های حقوق بشری در تاریخ اجتماعی ایران فراهم آورده است؛
 شجاعت، ایستادگی، مقاومت، نهراسیدن از شکستن سنت ها و از خشونت و زندان و همچنان پای بر جا ماندن دختران و زنان امروز ایران از جمله ویژه گی هایست که انجمن پژوهشگران ایران را بر آن داشته که در شصتمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر "جنبش زنان ایران" را نامزد جایزه حقوق بشر امسال سازمان ملل متحد بنماید؛
از آنجاییکه هر معرفی مجزا باید ارسال شود از شما استدعا داریم که با مراجعه به فرم رسمی پیشنهاد که به صورت پی.دی.اف در تارنمای سازمان ملل متحد به آدرس زیر موجود است آن را تکمیل و ارسال نمائید. این فرم به انگلیسی و تا تاریخ 23 تیرماه (14 ژوئیه) باید ارسال شده باشد. در صورت تمایل می توانید مشخصات سازمان / گروه خود را به آدرس UNHR2008@aciiran.com ارسال نموده تا ما فرم را از سوی شما تکمیل و ارسال نماییم
http://www.ohchr.org/Documents/Press/nomination_form.pdf

برای متن پیشنهادی به انگلیسی و اطلاعات بیشتر میتوانید به این آدرس در تارنمای انجمن پژوهشگران ایران مراجعه کنید.

www.aciiran.com/guidelines.htm
انجمن پژوهشگران ایران
شماره: 151/م/355
تاریخ: 10 تیر 1387
1 ژوئیه 2008

http://video.google.nl/videoplay?docid=-5683789553186326588&q=tishktv&ei=vj9lSJiiCYPWigKvoa3DAg

گفتگو با پروین اردلان در باره زنان در ایران

قتل ناموسی ویا خودسوزی در شهر مهاباد



بر اساس گزارشات دريافتي روز جمعه مورخه 24/3/87 اعلام گرديد زني به نام زليخا محمدي در شهر مهاباد اقدام به خودسوزي نموده است و پس از انتقال به شهر اروميه بدليل جراحات ناشي از سوختگي جان خود را از دست داده است . عليرغم اين اعلام اوليه شواهد و مستندات نشان از قتلي که به نام قتل ناموسي و تحت حمايت قانونگذار در ايران است ميباشد . گزارش گرديده است که وي به شدت تحت آزار و اذيت قرارداشته است ، پليس تحقيقاتي را در اين زمينه آغاز نموده است .
در هر صورت اعم از خودسوزي يا قتل ناموسي ميتوان تنها نقض حقوق مسلم انساني را مشاهده نمود که متاسفانه در حکومت ايران تحت مشروعيت قانوني در جريان است اين روند خودسوزي هاي اعتراضي در کردستان را در ميان زنان بعنوان يک اپيدمي و قتلهاي ناموسي را در سراسر کشور به عنوان امري مشروع و رايج تبديل نموده است .
تصاوير ذيل ، تصويري از قبل از خودسوزي و بعد از آن ميباشد. توجه گردد تصوير دلخراش و ديدن آن توصيه نميگردد.فعالان حقوق بشر در ايران

15.06.2008

قتل ناموسی و یا خودسوزی در مهاباد

22 خرداد روز همبستگی زنان ایران را گرامی بداریم


زنان، همبستگی، ملي، برابری، آگاهی، شناخت و ... ، همه در قالب همان "همبستگی زنان ایران"، واژه هائی است که نه تنها به گفته حکومت "امنیت ملی" را به خطر انداخته که پشت حاکمیت جمهوری اسلامی را نیز به لرزه واداشته است .

 مجموعه ایکه نه تانک دارد و نه خمپاره انداز و نه نارنجک و ...،
 مجموعه ایکه بر آن شده است که می توان عقاید و افکار متفاوت داشت و در عمل بر اعتقادی مشترک پای فشرد .
 مجموعه ایکه آگاهی، شناخت و جرات و جسارت را یادآوری و در میان دیگر هموطنان مان "بومی" می کند .
 مجموعه ایکه تنها در دو سال گذشته برای به خطر انداختن "امنیت ملی" بهای سنگین زندان و شلاق و جریمه نقدی و ...، را پذیرفته و پرداخته است .
 و در نهایت مجموعه ایکه می تواند سرمشقی برای مبارزه ای روشن و علیه تاریکی باشد.

بدون تردید، جوانان ایران ساختن امروز و فردای ایران را به عهده گرفته اند. آن را پاس می داریم، حمایت می کنیم و تلاش مان این است که هر لحظه بیشتر و بیشتر موفق شوند.


انجمن پژوهشگران ایران
شماره: 150/م/354
تاریخ: 22 خرداد 1387
11 ژوئن 2008


کلیپ مقابله زنان با سرکوبگری حکومت اسلامی http://uk.youtube.com/watch?v=Z_qD0eB1_Cc

مينو اخترزند مدیرکل راه آهن سراسری سوئد
زن ايرانی، رييس سوئدی: مديرکل راه آهن سوئد




در حالی که ايرانيان مقيم سوئد، از مورد تبعيض قرار گرفتن به هنگام درخواست کار به دليل داشتن نام های خود شکايت دارند، مينو اخترزند با نامی که تلفظش چندان برای سوئدی ها آسان نيست، مدير کل راه آهن سراسری سوئد است.

مينو اخترزند با همسر و پسر بزرگسالش در سوئد زندگی می کند و هر چند فارسی را خوب تلفظ می کند، اما هفته ها از مصاحبه با راديو فردا سر باز می زد و در نهايت گفت که يک مصاحبه ويژه خودمانی و طولانی با او، ممکن است نواقص زبان او را به وضوح جلوه گر کند.

مينو اخترزند، پس از دريافت ديپلم دبيرستان در سال ۱۹۷۴ يعنی پنج سال قبل از پيروزی انقلاب، به عنوان دانشجوی مهمان به سوئد رفت و در آنجا به تحصيل در رشته مهندسی برق پرداخت و اولين کار خود را در شرکت برق استکهلم به عهده گرفت. ادامه را از زبان خودش بشنويد:

وقتی که شروع به کار کردم، نه اقامت دائم داشتم و نه اجازه کار دائم. فقط اجازه داشتم در آن زمان اين کار را انجام دهم. اداره برق استکهلم می خواست که من آنجا بمانم، بنابراين آنها کمک کردند که اجازه کار و اقامت بگيرم. آنجا چهار سال کار کردم و بعد از آن تصميم گرفتم کارم را عوض کنم و به اداره انرژی سراسری سوئد رفتم. بعد از آن کارهای مختلف گرفتم و پيشرفت کارم بسيار خوب بود.

راديو فردا: خانم اخترزند! الان ۳۰ سال شده است که مقيم سوئد هستيد؟

مينو اختر زند: بيش از ۳۰ سال است . از سال ۱۹۷۴ تا کنون، که حدود ۳۴ سال می شود.

چگونه به اين موقعيت رسيديد؟

در سوئد اگر شما تمام تلاش و دقت خود را در کارتان به کار ببريد و کارتان بازتاب داشته باشد، توجه مسئولان به شما جلب می شود. من هم چنين موقعيتی داشتم و تمام حواسم بر روی کارم بود و اين باعث پيشرفت من شد.

اولين رياست مهم شما، چه زمانی بود؟

اولين کار رياستی که به نظر خودم خيلی مهم بود و همه نيز تعجب کرده بودند، مسئوليت يکی از شرکت های برق درجنوب استکهلم بود و من توانستم ظرف مدت دو سال، علی رغم تمام مشکلات آن را با موفقيت انجام دهم.

مسئوليت بعد اين بود که وقتی آن شرکت، چند شرکت برق ناحيه ای ديگر را در جنوب استکهلم خريد تا چهار برق ناحيه ای جنوب را ادغام کنند، مسئوليت اين کار را به من دادند که کار بسيار دشواری بود و هدف اصلی آن اين بود که هزينه های اين قسمت را پايين بياوريم که مشتری های برق رضايت بيشتری داشته باشند.

تغيير و تحولاتی که در سيستم برق آن منطقه انجام شد بسيار دشوار بود ولی بعد از دو سال، پيشرفت بسيار خوبی داشت. بعد از دو سال هر چه اداره برق در ناحيه مرکز سوئد بود، مسئوليت آنها را به من دادند تا تمام آنها را ادغام کنم و من ظرف ۱۰ سال اين کار را انجام دادم. ابتدا بسيار مشکل بود ولی هنگامی که می خواستيم آخرين شرکت ها ادغام کنيم، يکی از مسئولين به من گفت که اين بار فرش قرمز برايمان پهن خواهند کرد. زيرا آن قدر اين کار را انجام داده بوديم که عادت شده بود.

به نظر می رسد شما در زندگی حرفه ای خود هيچ گاه ناموفق نبوده ايد. می شود از شما پرسيد که موفقيت تا اين درجه چه احساسی دارد؟

در طول اين سال ها مشکلات بسيار زياد بوده است ولی من هميشه سعی می کنم که دليل اصلی مشکل را پيدا کنم و مشکل را حل و فصل کنم. به عنوان مثال در سال ۷۹ که ما دانشجوی مهمان بوديم و برايمان از ايران پول می فرستادند، مدتی برايمان پول نيامد و زندگی بسيار مشکلی داشتيم تا اين که دولت سوئد به ما اجازه کار نيمه وقت داد. من از هشت صبح تا پنج بعد از ظهر دانشگاه می رفتم و بعد از ظهر در اداره پست نامه تقسيم می کردم و شب ها درس می خواندم.

وقتی پستی را می گيريد هميشه مشکلاتی وجود دارد، البته نه به دليل خارجی بودن يا زن بودن. از نظر کاری اگر بخواهيد پيشرفت کنيد بايد ريشه های مشکل را پيدا کنيد و آن را حل و فصل کنيد. من هميشه اين گونه به مسائل نگاه می کنم.

خانم اختر زند! شما بعد از اين همه سال خودتان را سوئدی می دانيد يا ايرانی؟

موقعی که بيرون هستم و کار می کنم، فرهنگم سوئدی است و مدل رئيس بودنم هم سوئدی است، زيرا من برای اولين بار در سوئد وارد بازار کار شدم. ولی وقتی کارم تمام می شود و به خانه می آيم، کاملاً ايرانی ايرانی هستم و شوهرم نيز ايرانی است و در خانه فقط فارسی صحبت می کنيم.

چگونه ايرانی ايرانی هستيد؟

احساس می کنم که ايرانی هستم، علاقه زيادی به غذاهای ايرانی دارم و دوستان ايرانی زيادی داريم که با آنها معاشرت می کنيم.

البته احساس می کنم وقتی سر کار هم نيستم، فرهنگ سوئدی کمی با فرهنگ ايرانی مخلوط شده است. زيرا سال هاست اين جا زندگی می کنم و شرايط اينجا شبيه ايران نبوده است.

خانم اخترزند! چگونه از شرکت برق سوئد به مديرکلی راه آهن سراسری رسيديد؟

سيستم کار راه آهن بسيار شبيه سيستم برق است. چون من از وقتی درسم تمام شد، کارهای مختلف در زمينه برق انجام داده بودم به راحتی می توانستم در کار جديدم از آنها استفاده کنم. کار راه آهن سوئد، هم مسائل تکنيکی و هم مسائل اجتماعی زيادی دارد.

فکر می کنيد شغل بعدی شما چه خواهد بود؟

من هيچ فکری در مورد شغل بعدی نکرده ام. اين کار را تازه گرفته ام و تنها چيزی که برايم مهم است اين است که اين کار را به نحو احسن انجام دهم. در حال حاضر کارم را دوست دارم و از آن راضی هستم.
هميشه در کار شما يک نقشه طولانی برای آينده وجود داشته است. برای راه آهن سوئد چه نقشه ای کشيده ايد؟

راه آهن سوئد دولتی است و قرار است قسمت کوچکی از آن به بخش خصوصی واگذار شود. دولت خودش نقشه های زيادی برای راه آهن دارد. من می خواهم اهداف دولت سوئد را به بهترين نحو انجام دهم. بعد از آن مهم ترين چيز، جلب رضايت مشتری هايی است که از راه آهن استفاده می کنند. مشتری برای من از همه مهم تر است.

در راه آهن های جديد سوئد سرمايه گذاری های بسيار کلانی داريم و کارهای بزرگی می خواهيم انجام دهيم.

در اين کار خودتان به عنوان برگ برنده، به ابتکار ويژه ای فکر نکرده ايد؟

با توجه به تجربيات زياد من در زمينه برق، فکر می کنم بتوانم با موفقيت از آنها استفاده کنم. از تجربه های گذشته ام در زمينه مديريت نيزمی توانم استفاده کنم. چيز ديگری که مهم است، پيشرفت سيستم راه آهن و افزايش سرعت قطارها است و اگر بتوانيم موفق شويم بسيار خوب است.

نسخه شما برای کسب موفقيت به ويژه برای خانم های ايرانی چيست؟

زنان ايرانی زنانی بسيار قوی هستند، ولی هميشه مشکلات وجود دارد به خصوص برای خانم ها. به نظر من مهم ترين چيز اين است که نشان بدهيم چه می خواهيم. هميشه قوی باشيم و نگذاريم ديگران برای ما تصميم بگيرند، با وجود مشکلات و شکست ها باز هم سرپا بايستيم. البته اينکه اجازه ندهيم مشکلات بر زندگی غلبه کند، در ميان زن و مرد تفاوتی ندارد.

حتی اگر در زندگی خانم ها شرايط سختی حاکم باشد، در هر جای دنيا که باشند، بايد تمام تلاش خود را بکنند.

در مشکلات جامعه، اين زنان هستند که بايد به زنان اعتماد به نفس بدهند و بايد نشان بدهند که به هم اعتقاد دارند. در تمام جوامع کاری دنيا، مردان بيشتر به هم نيرو می دهند. اگر قرار باشد خانم ها در تمام دنيا حق خود را بگيرند، بايد به يکديگر اعتقاد داشته باشند و به هم نيرو بدهند يعنی همان کاری که آقايان می کنند.

شما چطور رييس زنی هستيد؟

سيستم رياست من سيستم سوئدی است ولی خصوصياتی که برايم بسيار مهم است و همه می دانند، اين است که هرگز بين زن و مرد تفاوت قائل نمی شوم و تنها چيزی که برايم مهم است بازتاب کاری است.

تا کنون نه من با خانم هايی که با من کار کرده اند مشکل و ناراحتی داشته ام و نه آنها با من مشکل داشته اند. البته رفتار من با کارمندان مرد نيز همين گونه است.

افرادی که استخدام می کنيم هميشه ۵۰ درصد مرد و ۵۰ درصد زن هستند. سياست من اين است که خود شخص از لحاظ کاری و روحيه مهم است وجنسيت مهم نيست.

23.05.2008

خودکشی زن جوان پس از صادر نشدن حکم طلاق


خبرنامه امیرکبیر
زنی که نتوانسته بود حکم طلاق خود را دریافت کند در پی پیامک های تهدیدآمیز شوهرش با خوردن سم، به زندگی اش پایان داد.به گزارش خبرنگار ما، این زن ۲۷ ساله که منیره نام داشت در ۱۳ سالگی به عقد مردی به نام یعقوب درآمد و از او صاحب دو فرزند دختر شد. او پس از ۱۴ سال زندگی مشترک به خاطر آزارهای شوهرش تصمیم به جدایی گرفت اما پس از دو سال تلاش نتوانست حکم طلاق را دریافت کند و چندی بعد خودکشی کرد.

درخواست طلاق

پرونده منیره دو سال قبل در دادگاه خانواده به جریان افتاد و او طی شکایتی خواستار جدایی از شوهرش شد. وی درباره علت این درخواست خود گفت؛ یعقوب مردی بداخلاق و عصبی است و به هر بهانه یی مرا به باد کتک می گیرد. گاه شدت ضرباتش به حدی است که از حال می روم. در تمام این سال ها سکوت کردم اما اکنون دیگر نمی توانم به این زندگی ادامه دهم.

در پی اظهارات زن جوان، شوهر وی به دادگاه خانواده احضار شد و اعلام کرد به هیچ وجه به جدایی از منیره رضایت نمی دهد. هنگامی که کشمکش قضایی بین این زوج بالا گرفت منیره مهریه اش را خواستار شد اما پس از احضار مجدد یعقوب به دادگاه وی نامه یی را به قاضی پرونده ارائه داد که تایید می کرد منیره مهریه دو میلیون تومانی اش را بخشیده است.

زن جوان هنگامی که با این نامه که خودش آن را امضا کرده بود، مواجه شد، در حالی که در بهت فرو رفته بود به قاضی دادگاه گفت؛ من نمی دانم این نامه چیست. چندی قبل عروسی برادرم بود و من باید برای تهیه مقدمات جشن به خانه مادرم می رفتم اما یعقوب به من اجازه خروج از خانه نمی داد. وقتی از وی خواهش و تمنا کردم اجازه بدهد به منزل مادرم بروم و در جشن عروسی برادرم حضور داشته باشم او نامه یی را به من داد و گفت اگر زیر آن را امضا کنم وی نیز از لجاجت دست بر می دارد. من بدون خواندن نامه و فقط برای رسیدن به خواسته ام آن را امضا کردم.

پس از آنکه منیره متوجه شد حق دریافت مهریه را از دست داده است بار دیگر درخواست طلاق داد و این بار برای رسیدن به خواسته اش گواهی سازمان پزشکی قانونی را ضمیمه پرونده کرد. در این گواهی تایید شده بود منیره مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. زن جوان در این خصوص گفت؛ یک بار پس از آنکه شوهرم به شدت مرا کتک زد علیه وی شکایت کردم و یعقوب در دادگاه به پرداخت دیه محکوم شد.

پس از ارائه این مدرک به دادگاه، قاضی پرونده به این خاطر که مدت نسبتاً زیادی از صدور گواهی پزشکی قانونی گذشته و این تاییدیه برای پرونده یی دیگر صادر شده بود آن را دلیل کافی برای صدور حکم طلاق ندانست و ضمن دعوت این زوج به صلح و سازش از منیره خواست چنانچه شوهرش دوباره به ضرب و جرح وی پرداخت، این بار هم به پزشکی قانونی بروند تا دادگاه با این مدرک بتواند رای به جدایی زن و شوهر جوان بدهد.

خودکشی

پس از ناامیدی منیره از دریافت حکم طلاق، وی حاضر به بازگشت به خانه شوهرش نشد و به منزل مادر خود رفت. پس از آن بود که یعقوب با ارسال پیامک هایی به تهدید همسرش پرداخت و اعلام کرد اگر منیره حاضر به بازگشت به منزل نباشد او و خانواده اش را می کشد.

ارسال پیام های تهدیدآمیز همچنان ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل منیره با خواهرش تماس گرفت و مدعی شد اقدام به خودکشی کرده است. پس از این تماس تلفنی خواهر منیره به سرعت خود را به منزل مادرش رساند و با مشاهده پیکر نیمه جان زن جوان وی را به بیمارستان رساند اما منیره که سم دفع آفات گیاهی خورده بود جان باخت.

شکایت

پس از مرگ منیره خانواده او علیه یعقوب اعلام شکایت کردند. برادر منیره در اظهاراتش گفت؛ یعقوب همیشه خواهرم را کتک می زد به همین خاطر نیز او پس از ۱۴ سال تحمل به رغم داشتن دو دختر ۵ و ۱۲ ساله تصمیم به جدایی گرفت ولی وقتی قاضی دادگاه این رای را صادر نکرد یعقوب برای بازگرداندن خواهرم شروع به تهدید وی کرد و نه تنها طی پیامک هایی می گفت منیره و مادرم را می کشد بلکه شوهرخواهرهایم را به قتل تهدید کرده است و به همین خاطر از وی شکایت داریم.خواهر منیره نیز درباره خودکشی زن جوان گفت؛ روز حادثه منیره به من زنگ زد و گفت سم خورده تا خودکشی کند. آن روز مادرم در منزل نبود و من که به شدت نگران شده بودم به همراه شوهرم سراسیمه خود را به خانه وی رساندم اما تلاش هایم برای نجات جان منیره بی فایده بود.

بنابر این گزارش اکنون پرونده اتهامی یعقوب به خاطر تهدید به قتل در جریان است و شاکیان، پیامک های ارسال شده از متهم را به دادسرا ارائه داده اند.
خبرنامه امیرکبیر

31 اردیبهشت 1387


یادبود دعای سنگسار شده در مریوان



روز پنجشنبه 17 آوریل از جانب تعدادی از فعالین حقوق زن و کودک مریوان، بمناسبت روز جهانی بهداشت، مراسمی در یاد بود دعا، دختری که سال گذشته در عراق سنگسار شد در شهر مریوان برگزار گردید. در این مراسم که چند صد نفر در آن شرکت داشتند، پروین ذبیحی در مورد قتل ناموسی، خشونت علیه زنان و کودکان، قاچاق کودکان و ختنه سخنرانی کرد که با استقبال گرم حاضرین مواجه شد. لقمان ویسی نیز مقاله بسیار جالبی در مورد خشونت علیه کودکان قرائت کرد.

سازمان آزادی زن دست این فعالین را به گرمی میفشارد و برای برگزاری یک مراسم موفق و پرشور به آنها صمیمانه تبریک میگوید.
اطلاعات دقیق تر این مراسم بمحض دریافت در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.

ستم بر زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع!
زنده باد آزادی زن
سازمان آزادی زن
17 آوریل 2008


جزئیات بازداشت یک مدافع حقوق زنان: این بار خدیجه مقدم



خديجه مقدم از اعضای کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان در ايران و عضو کميته مادران اين کمپين، روز سه شنبه بازداشت شد.

آنگونه که خواهر اين فعال حقوق زنان در مصاحبه ای به راديو فردا می گويد، اين بازداشت به دستور قاضی سبحانی از قضات شعبه دادياری امنيت دادگاه انقلاب و توسط ماموران حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی صورت گرفته است.

خانم مقدم در دی ماه گذشته نيز توسط کلانتری خيابان گيشا احضار شده بود.

وجيهه مقدم، خواهر اين مدافع حقوق زنان در مصاحبه با راديو فردا، اتفاقات روز سه شنبه و بازداشت خواهرش را شرح می دهد:

وجيهه مقدم: ديروز (سه شنبه) حدود ده و نيم صبح تلفنی داشتم با خواهرم صحبت می کردم که گفت: «چند لحظه گوشی را نگه دار مثل اينکه زنگ می زنند». بعد هم فقط صدای جيغ و داد خواهرم را شنيدم. انگار که عده ای داشتند به زور وارد خانه می شدند.

تلفن قطع شد و هرچقدر صدا کردم و ديگرهيچ صدايی از او نشنيدم. بلافاصله خودم را به منزل او رساندم و ديدم سه کرد و يک خانم در حال صحبت با خواهرم هستند. اين صحبت ها حدود بيست دقيقه طول کشيده بود تا حکم را به او نشان داده بودند.

اصرار داشتند که زودتر حاضر شود که اورا ببرند. من هم طبيعتا چون آنجا بودم و نگران خواهرم گفتم بايد من را هم با خود ببريد.

راديو فردا: می توانيد بگوييد در آن حکم چه چيزی نوشته شده بود و ماموران در مدت حضورشان بيشتر درباره چه مسائلی صحبت می کردند؟

من حکمی را نديدم ولی خواهرم حکم را ديده بود. آن لحظه هم آنقدر شلوغ شده بود و طبيعی بود که خواهرم خيلی عصبانی بود از اينکه زنگ در آپارتمانشان را زده اند و آمده بودند داخل منزل و نه اينکه زنگ بيرون را بزنند.
خدیجه مقدم، دقایقی بعد از بازداشت در خودروی پلیس

می گفت شما حق نداريد که اين گونه وارد منزل بشويد من با لباس خواب بودم، به زور وارد خانه شديد.

آنها هم می گفتند ما زنگ زديم شما در را باز کرديد و ما وارد شديم. بيشتر صحبت ها اينگونه بود. ما را بردند پليس امنيت در خيابان عشرت آباد.

مقام های امنيتی و انتظامی دليل بازداشت خواهرتان را چه عنوان کردند؟

آن چيزی که من متوجه شدم به خاطر کمپين بود. اين که شما با چه کسانی رفت و آمد می کنيد؟ چرا در منزل خود جلسه می گذاريد؟ چرا با مادرها ارتباط داريد؟

قبلا هم ايشان را احضار کرده بودند و خواهرم رفته بودند با هم صحبت کرده بودند و بعد برگشته بودند. اين آقايان می گفتند ما چند بار آمده ايم و شما نبوديد. در صورتی که اين درست نيست. نمی دانم اينها چه زمانی آمده بودند که خواهرم منزل نبوده.

رفتار مامورانی که وارد منزل شده بودند با ايشان چگونه بود؟

لحظه ايکه وارد شدند من حضور نداشتم. ولی وقتی من رسيدم، انتظار داشتم که با يک عده دزد و جانی روبرو شوم. بعد که ديدم مامورند بی اختيار به آنها گفتم: «خدا خيرتان دهد , چقدر خوشحالم که شما هستيد، دزد نيستيد!»

* فکر نمی کنم بشود صد ميليون وثيقه را گذاشت. اولا اينکه واقعا اين پول نيست به اضافه اينکه اين کار درست نيست. کسی قبول ندارد که بخواهد وثيقه صد ميليونی بگذارد.دنبال اين هستيم که شايد بتوانيم تبديل قرار کنيم. خودش هم اصلا قبول ندارد که وثيقه بگذارد.

خواهر خدیجه مقدم

حتی وقتی گفتم من هم همراهتان می آيم اول مخالفت کردند و وقتی ديدند که داد و فرياد می کنم که اجازه نمی دهم خواهرم را تنها ببريد و من هم بايد بيايم، اجازه دادند.

در ماشين هم که نشسته بوديم خواهرم می توانست صحبت کند و حرفهايش را می زد. اتفاقا دو نفر از آنها خيلی خوب برخورد می کردند، منظور اين نيست که دو نفر ديگر برخورد بدی داشتند ولی بيشتر سکوت می کردند.

می دانيد که پس از پليس امنيت به کجا انتقال داده شدند و آيا از بازداشتگاه ايشان اطلاعی در دست داريد؟

بعد از پليس امنيت ايشان را بردند دادگاه انقلاب.

در آنجا برای ايشان قرار وثيقه صد ميليون تومانی گداشتند. متاسفانه اتهامی هم که به ايشان نسبت دادند «اقدام عليه امنيت کشور» است. از دادگاه انقلاب ايشان را بردند اماکن خيابان وزرا.

خانم مقدم تاکنون چه اقداماتی جهت آزادی ايشان انجام داده ايد؟

امروز ساعت ده صبح وقت داده اند. قرار است همسر ايشان برود دادگاه انقلاب و من هم به خيابان وزرا بروم تا ببينيم چه کاری می توانيم بکنيم و اصلا به ما بگويند که چه کاری بايد انجام دهيم.

گفتيد که مسئولان قضائی قرار تامين برای ايشان صادر کرده اند.

فکر نمی کنم بشود صد ميليون وثيقه را گذاشت. اولا اينکه واقعا اين پول نيست به اضافه اينکه اين کار درست نيست. کسی قبول ندارد که بخواهد وثيقه صد ميليونی بگذارد.
خدیجه مقدم، فعال جنبش زنان در سلول انفرادی است


سایت تغییر برای برابری :


خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمیته مادران کمپین و مادران صلح صبح روز بیستم فروردین ماه با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد و هم اکنون در بازداشتگاه وزراء به سر می برد.

صبح امروز 21 فروردین همسر خدیجه مقدم برای پی گیری وضعیت وی به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کرد اما پیگیری او برای آزادی همسرش به نتیجه ای نرسید. آنچه می خوانید حاصل گفتگو با همسر ایشان است:

- آقای خسرو شاهی به نظر شما دلیل بازداشت خانم مقدم چیست؟

این اولین بار نیست که همسرم را بازداشت می کنند . چندین بار او را از پلیس امنیت احضار کردند و رفت و پاسخ هم داد. او فعال جنبش زنان، عضو کمیته مادران کمپین، عضو مادران صلح، فعال محیط زیست و موسس تعاونی های زنان خود سرپرست و توانمند سازی زنان است و در بسیاری از فعالیت های انجام شده برای بازسازی بم و بهبود وضعیت زنان در این منطقه مشارکت کرده است. هربار که یکی از بچه های کمپین را بازداشت می کنند او و مادران دیگر برای آزادی آنها بسیار تلاش می کنند. همین چند روز پیش به همراه خانم عبادی دیداری نوروزی با خانواده فعالان دانشجویی و کارگری و خانواده زهرا بنی یعقوب داشتند. او تمام زندگی اش را صرف برابرخواهی و صلح خواهی کرده است. واقعا باید به جای دستبند به دستهای این زن بوسه بزنند.

- خانم مقدم به شما گفتند که در چه موردی بازجویی شده اند ؟

دیروز وقتی او را دیدم گفت در مورد مهمانی ها و دیدارهایی که در خانه ما با مادران و اعضای کمپین یک میلیون امضا ویا مادران صلح داشته و از او خواسته اند که نام کسانی را که به خانه اش رفت و آمد دارند بگوید که همسرم چنین کاری را هرگز اخلاقی نمی داند و حرفی نزده است. در ضمن گویا از او پرسیده بودند که چرا به دیدار خانواده اسانلو رفته است که گفته بود مادرش دوست اوست و خیلی طبیعی است که برای عید دیدنی به خانه او برود و اساساً حمایت از فعالان جامعه مدنی از وظایف اوست.

- آقای خسرو شاهی نتیجه مراجعه امروز شما به دادگاه چه بود؟

امروز صبح به دادیاری ویژه امنیت به ریاست قاضی سبحانی مراجعه کردم تا درخواست تغییر وثیقه به کفالت را بدهم اما ایشان گفتند فعلا نمی توان کاری کرد. بروید هفته آینده مراجعه کنید. دلیل بازداشت همسرم را پرسیدم، گفتند از خانم مقدم خواستیم اسامی کسانی را که به خانه تان رفت و آمد دارند بدهد اما نداد. با ماموران پلیس هم برخورد داشت. گفتم این ماموران شما بودند که با وضع خشونت آمیزی به خانه ما ریختند و برخورد بدی هم با همسرم داشتند.

- خانم مقدم همچنان در بازداشتگاه وزرا هستند یا به اوین منتقل می شوند؟

- فعلا که در بازداشتگاه وزرا هستند و برای ایشان قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.

- این قرار را پلیس امنیت صادر کرده یا دادیاری ویژه امنیت ؟

من امروز که به دادگاه مراجعه کردم، بعد از صحبت های بازپرس پرونده گفتم چگونه می توانم همسرم را ملاقات کنم؟ گفتند ایشان را پلیس امنیت عشرت آباد بازداشت کرده باید به همانجا مراجعه کنید. به پلیس امنیت عشرت آباد رفتم، در آنجا به من گفتند که قرار بازداشت را قاضی دادگاه صادر کرده و آنها می توانند اجازه ملاقات بدهند. اما وقتی به پلیس عشرت آباد رفتم گفتند ما کاری نمی توانیم بکنیم حکم بازداشت را معاونت امنیت داده است! بنابراین مجددا به دادگاه انقلاب، معاونت امنیت برگشتم تا بالاخره آقای سبحانی بازپرس پرونده نامه ای خطاب به مسئول بند نسوان زندان وزراء دادند تا به من اجازه ملاقات دهند، به زندان وزراء مراجعه کردم و از آنجا مجددا مرا برای دریافت تاییدیه به پلیس امنیت عشرت آباد ارجاع دادند و سپس نامه ای لاک و مهر شده به من دادند که به بازداشتگاه وزراء ببرم و با او ملاقات کوتاهی داشته باشم.

- همسرتان از وضعیتشان در بازداشتگاه وزراء چه گفتند؟

او به نحوه بازداشت، انتقال به اداره مفاسد اجتماعی، تعیین وثیقه سنگین، نشان ندادن حکم و قرار بازداشت و همچنین فضای بد بازداشتگاه اعتراض داشت. او را در حال حاضر در سلول انفرادی نگه داشته اند.



محمد ضرغامی

احضار و بازپرسی پروین اردلان در شعبه یک دادیاری ویژه امنیت


تغییر برای برابری : در پی احضار پروین اردلان فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا به شعبه یک دادیاری ویژه امنیت، وی صبح امروز شنبه 17 فروردین در این شعبه حاضر شد. وی پس از خروج از دادگاه در گفتگو با سایت تغییر برای برابری درباره علت احضارش گفت:« پرسش های بازپرس پرونده درباره سایت زنستان وتغییر برای برابری و موضوعات مطرح در آن بود و درنهایت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به من تفهیم شد که نپذیرفتم و برایم هم قرار التزام صادر شد.

تا کنون هیچ گونه اقدامی برای استرداد گذرنامه پروین اردلان صورت نگرفته است. او روز 13 اسفند برای دریافت جایزه اولاف پالمه عازم استکهلم بود، اما دقایقی قبل از پرواز به دستور دادستانی مانع از خروج او از کشور شدند و گذرنامه اش هم صبط شد
شنبه17 فروردین 1387

به ققنوس های دیار ما


نازنینم سلام ، روز زن است ، همان روزی که همیشه خدا منتظرش هستم .
در این روز به جای دستان مهربان تو ، شاخه گل نرگسم را آراسته خیال پریشان تر از گیسوانت می نمایم. دو سال است که دستانم نه رنگ بنفشه به خود دیده است و نه عطر گل یاس . دو سال است چشمان بی قرار چند قطره اشک از سر ذوق و خوشحالی است تو بهتر می دانی که همه روزهای سال برای رسیدن به این روز لحظه شماری می کنم اما امروز مانده ام برای این روز چه هدیه ای مناسب توست آواز " مرا ببوس " یا آواز " باغچه پاشا "2 یا شمعی که روشنی بخش خاطراتمان باشد اما نازنینم نه صدای آوازم را می شنوی و نه می توانم شمعی برایت روشن نمایم ، اینجا ارباب " دیوارها " شمع ها را نیز به زنجیر می کشد شاعر هم نیستم تا به مانند آن " پیر عاشق به کالبد باد ، روح عشق بدمم تا نوازشگر جامه تنت باشد "3
یا غزلی برایت بسرایم که وزن آن آلام هزاران ساله ات باشد و قافیه اش معصومیت نگاهت ، تازه تو به زبان مادریمان هم نمی توانی بخوانی ، وگرنه چون "ناله هیمن"3 هر شب مهمان مهتابت می کردم به ناچار به زبان "فروغ " برایت می نویسم تا نگویی که "کسی به فکر گلها نیست" یا "دلم گرفته است " می نویسم تا من هم ایمان آورده باشم به آغاز "فصل پنجم"
اما راز بی قراری من و روز تو : گلکم من در سرزمینی به دنیا آمده ام که زنانش بسان همه زنان دنیا نه نیمی از همه ، که "نیمی از آسمان اند" اولین گریه زندگی ام را در این سرزمین و همصدا با فریاد صدای زنانی سر دادم که همراه با رقص شعله ها درس اعتراض و تسلیم نشدن را به آتش می آموختند.
غنچه اولین خنده کودکانه به هنگامی بر لبانم شکفته شد که درختان کهن سال بلوط به راز ماندگاری و سلابط زنان سرزمینم غبطه می خوردند و اولین قدم های زندگی ام و در همان مسیری گذاشتم که پیشتر آلاله ها گام های استوار زنانش را در سخت ترین و سرکش ترین قله های زندگی و تاریخ با شبنم صبحگاهی جلا بخشیده بود .
زنانی که امروز هم سرود عشق و ایستادگی را در گوش دیوارها نجوا می کنند ، لای لای کودکان سرزمین من همان سرودی است که انسان ها در برابر" آسرویدت ها "و " ایشتارها " نخستین معبودهای بشریت زمزمه می کردند.
پس چگونه ممکن است روز تو "قربان"م و "نوروز"م نباشد بسیاری چون تو سالها در کنار پنجره چشم به راه عزیزانشان اند تا بازگردند فرقی نمیکند کی ... همراه با اولین برف زمستان که گنجشک ها را با مشتی گندم میهمان تنهایشان می کنند ، یا هنگامی که برای بازگشت پرستو ها خانه را آب و جارو می نمایند یا نه ، زمانی که خدا را مهمان سفره افطارشان می نماید ... تو نیز برای چنین روزی با تن پوشی به رنگ آسمان و لطافت " سیا چمانه عثمان "4 و " شاخه برزرن " و گردنبندی از میخک منتظرم باش چون میخک برای من یادآور بوی زن ، بوی سرزمینم ، بوی جاودانگی و در یک کلام بوی توست تا آن زمان به خالق شبنم و باران می سپارمت .


1- نام نامه اشاره ای است به آمار بالای خودسوزی در میان زنان شهرمن که دردی است جانکاه که از کودکی ذهنم را می آزارد.
2- باغچه پاشا شاهکاری از گورا شاعر کرد که عمردزهعی با صدای مخملی آن را جاودانه کرده است . داستان دختری است که از گل زرد و سرخ میخواهد ، عاشق برای پیدا کردن گل مجبور میشود وارد باغ گل پادشاه شود ، گل سرخ را می آورد ولی سرخی گل از رنگ خون جوان است که تیر خورده.
3- اشاره به استاد قباد جلی زاده شاعر نازک خیال سلیمانیه و یکی از شعرهای زیبایش
4- سیا چمانه : نوعی آواز بسیار زیبای کردی است که در وصف طبیعت و معشوق گفته مشود . عثمان هورامی، استاد مسلم و جاودانه این نوع آواز است.
5- برزرن : گلی بسیاز خوش بو و کم یاب در ارتفاعات کوه شاهو
6- مرا ببوس : احسان گل نراقی
7- نامه خطاب به یک معشوقه خیالی است
فعالان حقوق بشر در ایران 06.03.2008

دولت آمريكا از صدور رواديد براي هيئت بانوان حکومت اسلامي خود داری کرد.


از سخنگوی وزارت خارجه حکومت اسلامی حسینی باید پرسید که حضور عوامل حکومت زن ستیز با کدام توجیه انسان دوستانه در کمیسیون مقام زن و کرامت زن میخواهند سخن کویند . در جائی که حکومت آنها زنانی چون زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب و ده ها زن دیگر در ایران را به اسارت برده نخست تجاوز و بعد آنها را بقتل میرسانند. عمل کرد ایالات متحده آمریکا در مقابل حکومت اسلامی در عدم دادن روادید درست و بجا است.
به حکومت جنایتکار و تروریستی که زن را در مرتبه کالا پائین آورده است هیچ کشوری نباید امکان میتینگ تظاهر بدهد. حزب سوسیال دمکرات ایران

حسيني:
كارشكني آمريكا در صدور رواديد بانوان با ادعاي حمايت از حقوق زنان مغاير است

خبرگزاري فارس: سخنگوي وزارت خارجه كشورمان كارشكني دولت آمريكا در صدور رواديد براي بانوان ايراني در نشست كميسيون مقام زن را مغاير با ادعاهاي مقامات آمريكايي در خصوص حقوق زنان عنوان كرد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، سيد محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان در پاسخ به سؤال خبرنگاران در خصوص موضع وزارت خارجه پيرامون ممانعت دولت آمريكا از صدور رواديد براي هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران، اظهار داشت: هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران از حضور در كميسيون مقام زن و ابزار نظرات كاربردي، عملياتي و ابتكاري، به واسطه عدم صدور رواديد از سوي دولت آمريكا بازمانده و متاسفانه از حق شركت در نشست تخصصي كميسيون مقام زن براي دومين سال متوالي محروم شدند.
حسيني با اشاره به برنامه‌هاي هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران، گفت: هيئت بانوان درصدد بود با تبيين گزارش‌هاي مصداقي، مفهومي و كاربردي در خصوص نحوه تخصيص بودجه در زمينه فعاليت‌هاي تخصصي بانوان و با تشريح راه‌حل‌هاي مناسب و رويكردهاي ابتكاري و ارائه آن به نمايندگان ساير ملل حضور فعال داشته باشد كه متاسفانه به دليل رويكردهاي تنگ نظرانه و مغرضانه دولتمردان آمريكا اين امر محقق نشد.
سخنگوي وزارت خارجه در تشريح انگيزه‌هاي اين اقدام، گفت: كارشكني مقامات آمريكا براي عدم حضور هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران در پنجاه و دومين نشست كميسيون مقام زن كه مي‌توانست فرصت رايزني و ارتقاي تعاملات جامعه زنان را با ساير كشورها فراهم سازد، يك رويكرد متناقض با آزادي بيان و مغاير با ادعاهاي مقامات آمريكا در خصوص حقوق زنان مي‌باشد.
وي افزود: زمان آن فرا رسيده است كه در پرتو تكرار اين گونه رويكرد مغاير كنوانسيون‌هاي كنسولي در ارتباط با مجامع سازمان ملل و به ويژه كميسيون مقام زن در خصوص وجود مجامع بين‌المللي در خاك آمريكا تجديدنظر جدي صورت پذيرد و اقدامات موثر و عاجل در قبال رفتارهاي سياسي و مغرضانه دولت آمريكا به عمل آيد.
سخنگوي وزارت خارجه خاطرنشان كرد: ممانعت از حضور هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران در پنجاه و يكمين و پنجاه و دومين نشست كميسيون مقام زن توسط دولت آمريكا و عدم اقدام جدي از سوي «اكوسوك» به منزله سلب حق جمهوري اسلامي ايران در ارائه گزارش پيشرفت زنان بوده و بدينسان درخواست و مطالبه اكوسوك از جمهوري اسلامي ايران براي ارائه گزارش پيرامون امور زنان جايگاهي ندارد27.02.2008

تدارک تظاهراتی در روز هشت مارس در شهر بروکسل بلژیک



با بخشي از مسير راهپيمايي موافقت نشد. برای اعتراض لطفا به شهرداری منطقه السن فکس و يا ای ميل بفرستيد:
مقامات محترم شهرداری منطقه السن
کارزار زنان "علیه کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی در ایران" در تدارک تظاهراتی در روز هشت مارس در شهر بروکسل بلژیک است. مسیر تظاهرات از سفارت آمریکا آغاز میشود و پس از گذشتن از ساختمان اتحادیه اروپا و حرکت بسوی سفارت جمهوری اسلامی ایران، در مقابل این سفارتخانه خاتمه می یابد.
علیرغم دریافت اجازه تظاهرات از ماه گذشته، در چند روز اخیر مقامات پلیس اطلاع داده اند که به دلیل مخالفت شهردار این منطقه، زنان کارزار نمی توانند مسیر اتحادیه اروپا بسوی سفارت جمهوری اسلامی را راهپیمایی کنند و باید برای رفتن از اتحادیه اروپا به ساختمان سفارت جمهوری اسلامی از وسایل نقلیه استفاده کنند.
ما به این تصمیم شهرداری منطقه السن شدیدا معترضیم و این عمل را نه فقط خلاف حقوق دمکراتیک هر فردی در کشور بلژیک دانسته بلکه به نوعی بر هم زدن و تضعیف مبارزه آزادی خواهانه زنان در روز جهانی زن می دانیم و مصرانه می خواهیم که آقای شهردار (ویلی دکورتی) این تصمیم خود را هرچه سریعتر تغییر دهد.
23 فوریه 2008
لطفا اعتراض خود را به این تصمیم گیری به آدرس فاکس و ای میل شهرداری منطقه السن بفرستيد:
Willy DECOURTY
Fax:(0032) 02 515 61 59
w.decourty@brutele.be
Elsense steenweg 168
1050 ELSENE
Willy DECOURTY, Mayor
City Hall
Chaussée d'Ixelles 168
1050 IXELLES

w.decourty@brutele.be
Fax:(0032) 02 515 61 59
Tel: 02 515 61 29


Dear Mr Willy Decourty

With utter disbelief we heard about your decision to reject the permission to hold a procession towards the Embassy of the Iranian Republic by the Iranian women on March 8, 2008.

We seriously object to this decision and request you to revise it, according permission for the demonstration to proceed as planned.

Regards,
…..


ترجمه فارسی
آقای ویلی دوکورتی عزیز
با کمال تعجب شنیدیم که مجوز تظاهرات زنان ایرانی به طرف جمهوری اسلامی در هشت مارس 2008 را رد کرده اید.
ما جدا به این تصمیم اعتراض داریم و از شما می خواهیم در تصمیم خود تجدید نظر کرده و برای تظاهرات طبق نقشه قبلی مجوز صادر کنید.

با احترام،
....
Aan: Mr. Decourty, burgemeester van Elsene
Email: w.decourty@brutele.be
Kopie naar: info@8maart.be



Stop het betogingsverbod! Iraanse vrouwen moeten het recht hebben om te betogen naar de Iraanse ambassade!


Geachte heer Decourty,

Met ontzetting hebben wij gehoord dat u in uw hoedanigheid als PS-burgemeester van Elsene het aan Iraanse vrouwen verboden hebt om te betogen tot aan de Iraanse ambassade. En dat op Internationale Vrouwendag – een dag die n.b. op de kaart werd gezet door de voorlopers van uw partij! Het zijn uw voorgangers, toen duidelijk socialistischer dan u nu, die deze internationale protestdag voor vrouwenrechten in het leven heeft geroepen!

Maar Iraanse vrouwen, die in Iran zelf niet over het recht op betogen beschikken, noch over het recht om hun huis te verlaten zonder toestemming van vader of echtgenoot, worden door u vandaag eveneens verboden hun stem te laten horen!

Ik vraag u deze beslissing te herzien en het Iraanse regime niet het excuus te geven dat vrouwenrechten zelfs in een Europees land met de voeten worden getreden. Het is immers het reactionaire regime aldaar dat van plezier in zijn handen zal wrijven over uw ongrondwettelijke en totaal ondemocratische beslissing. In plaats van aan de vrouwenbeweging in Iran te tonen dat er in de internationale gemeenschap steun bestaat voor hun strijd, geeft u het tegenovergestelde signaal.

Ik teken met aangetaste hoop op redelijkheid en democratische zin van uwentwege,

Azar Behrouz, Iraanse vrouwenkoepel Karzar (0486 48 43 65)
Anja Deschoemacker, vrouwencommissie Linkse Socialistische Partij, LSP-MAS (0473 92 28 33)
Laure Miege, vrouwenwerk Actief Linkse Studenten (0497 92 12 63)
Nadine Mertens, lid Uitvoerend Comité BBTK Brussel-Halle-Vilvoorde
Ivy Meert, vrouwen van Comité voor een Andere Politiek (CAP)

To: Mr. Decourty, mayor of Ixelles
Email: w.decourty@brutele.be
Copy to: info@8maart.be


No to the refusal of the right to demonstrate! Iranian women should have the right to hold a demonstration on the road to the Iranian embassy!


To m. Decourty,

With indignation we’ve heard that you, as PS-mayor of Ixelles, have refused Iranian women to demonstrate to the Iranian embassy. And that on International Women’s Day – a day which has been put on the agenda by the predecessors of your party! It’s your predecessors, then clearly more socialist than you are now, who’ve given life to this international day of protest for women’s rights!

But Iranian women, who haven’t got the right to demonstrate in their country of origin, nor the right to leave the house without permission of their father or husband for that matter, are being refused the right to make their voices be heard by you!

I’m asking you to change this decision and to not give the Iranian regime the excuse that women’s rights are refused even in a European country, for it is the reactionary regime in Iran that will be overflowing with joy over your unconstitutional and totally undemocratic decision. In stead of showing the women’s movement in Iran that there is a support in the international community for their struggle, you are giving the completely opposite signal.

I sign with diminished hope on reason and democratic sense from your part,
26.02.2008


محکومیت یک فعال سیاسی کرد و خودسوزی یک دختر



طبق گزارشات دریافتی احمد تمویی از اهالی شهر سلماس که به اتهام عضویت و همکاری با حزب حیات آزاد کردستان که در مهاباد به همراه نویسنده کرد "یوسف کاکه ممی" در طی ماههای گذشته دستگیر شده بود.
از سوی شعبه دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد به 15 سال حبس تعزیزی محکوم گردید ، در طی روزهای گذشته یوسف کاکه ممی به همین اتهام به 6 سال زندان محکوم گشته بود.
همچنین بنا بر آخرین گزارشات دریافتی دختر جوان مهابادی به نام "آرزو سوری" در طی روز چند گذشته به دلیل فشارهای خانوادگی و مشکلات ایجاد شده اقدام به خودسوزی نموده بود جان خود را از دست داد.
فعالان حقوق بشر در ایران 25.02.2008

ما خواستار آزادی هر چه سریعتر خانم ها هانا عبدی و روناک صفازاده هستیم !



در شرایطی که دولتمردان ایران مدعی اجرای حقوق بشر هستند ؛و به نام اسلام و عدالت بر مردم حکومت می کنند ؛
و در گوشه و کنار این سر زمین سمینار صلح و زن برگزار می نمایند، و از مهمانان خارجی دعوت به عمل می آورند،مردم
ما در شرایطی به سر می برند ،که روز به روز بر محدودیت های فردی و اقتصادی و اجتماعی وسیاسی وفرهنگی شان افزوده
می شود. ادامه این فشارها پیامدهای بسیارنا مطلوبی را گریبان گیر جامعه محروم امروز ایران کرد ه است .
ما زنان کردستان اعتراض خود را به این روند اعلام می نماییم ؛و خاطر نشان می کنیم ،که ضمن علاقمند بودن به صلح و برابری حقوق همه انسانها و ملیت ها ی ایرانی فارغ از نژاد و یا تعلق قومی و جنسیتی مطالبات خود را بشرح زیرخواستاریم.
1.احقاق حقوق زنان ،هدف مشترک همهء فعالین جنبش زنان ایران است . در حالی که زنان ایرانی اعم ازترک ، کرد ، فارس و ... خواسته های مدنی خود رابا دیگر زنان فعال در جهان پیوند زده اند،در راستای حقوق ملی و شهروندی خویش نیز مبارزه می کنند و بیشترین هزینه را نیز متحمل می شوند. چنانچه در طی ما ههای گذشته شاهد دستگیری زنان کرد در نقاط مختلف کردستان بوده ایم،زنانی که هم دغدغه ی برابری حقوق زنان و مردان را دارند ،هم دغدغه ی حقوق اقوام و ملیت ها ی ایرانی را.

2.ما زنان کرد ، این گونه سرکوب را که به دور از نظارت کارشناسان و وکلای حقوقی ، افکار عمومی و دادگاههای علنی است،به اتهامات واهی تجزیه طلبی و تروریست وبمب گذار ، بدون در نظر گرفتن کم ترین حقوقی با بی رحمانه ترین برخوردها ، محکوم می کنیم؛ و همین امر را دال بر ظلمی مضاعف در حق این فعالان می د انیم .
3.جنبش زنان کرد ،ضمن تاکید برخواستها ومطالبات کمپین یک میلیون امضا برای تغییرقوانین تبعیض آمیز علیه زنان ،نارضایتی خود را از تهدید ها و شکنجه ی فعالان اجتماعی ، سیاسی ، مدنی و فرهنگی کردستان که اغلب آن ها در شرایط بسیار بدی به سر می برند، ابراز می دارند.
4. ما خواستار آزادی هر چه سریعتر خانم ها هانا عبدی و روناک صفازاده هستیم ؛ و از تمام فعالین جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالین سیاسی در سراسرایران انتظار داریم که با امضای این فراخوان با ما هم صدا شوند ،و زنان کرد را دراین شرایط سخت یاری دهند.
هم چنین از دولتمردان و مسوولین امنیتی نیز تقاضا می کنیم ، که رویه ی صلح آمیز و عدالت خواهانه ای راپیشه ی خود
کنند.
فعالین جنبش زنان کرد ـ ایران
5/12/1386

براي لغو سنگسار دو زن تلاش كنيد



دو زن در ايران به مرگ با سنگ محكوم شده‌اند. اين دو در پي شكايت همسر يكي از آنان به مراجع انتظامي در تاريخ 11 بهمن 1385 توسط مأموران كلانتري فرديس كرج در منزلشان دستگير و در برابر ديدگان فرزند خردسال يكي از اين دو مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.

جراحات وارده ناشي از اين ضرب و شتم به گفته خود متهمين در نهاد مربوطه (سازمان مبارزه با مفاسد اجتماعي) ثبت گرديده است.

در محاكمه توسط دادگاه بدوي جرم متهمين رابطه نامشروع تشخيص داده شده و آنان توسط شعبه 128 عمومي فرديس كرج به 99 ضربه شلاق محكوم شده‌اند. بنا به نظر قاضي پرونده حكم در سالن دادسرا و توسط مأموران مرد اجرا شده است.

پس از شش ماه متهمين مجدداً در شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران مستقر در شهرستان كرج محاكمه و در تاريخ 86/5/15 به سنگسار(اعدام با سنگ) محكوم شده‌اند.

حكم صادره در شعبه 27 ديوان عالي كشور در شهرستان قم تأييد و قطعيت يافته است. هم‌اكنون حكم صادره طبق كلاسه اجرايي 115/86 اجراي احكام كيفري دادسراي جنايي ناحيه 27 تهران در شرف اجرا قرار دارد.

موارد زير در خصوص حكم صادره قابل تأمل است:

1. دادگاه كيفري استان براساس علم قاضي حكم رجم را صادر نموده و علم حاصله را از يك فيلم سي دي تهيه شده به عنوان مدرك از سوي شاكي احراز و اظهارات بازپرسي و جلسه‌اي را كه در وكيل در آن حضور نداشته را نيز منشأ علم خود ذكر نموده است. اين علم از طرق متعارف و معمول صادر نشده و خلاف بين شرع است. چون در جرائمي مانند زناي مستلزم به رجم كه مستقيماً در دادگاه كيفري استان مورد رسيدگي قرار مي‌گيرند، بازپرسي منشأ اثر نيست و در جلسه‌اي كه وكيل حضور نداشته دادگاه فاقد رسميت است.

2. اين دو براي فعل واحد دو مرتبه مورد محاكمه و مجازات قرار گرفته اند و رسيدگي براي فعل واحد در دو مرجع خلاف نص صريح قانون اساسي ايران است.

3. متهمين فاقد شرايط احصان بوده‌اند. در قانون اساسي ايران زن محصنه، شخصي است كه به شوهر خود دسترسي داشته و با وي نزديكي نمايد. در حالي كه از اين دو خواهر يكي مطلقه بوده و ديگري هم طبق اقرارنامه‌ي محضري همسر دائمي وي (شاكي پرونده) به شماره 8160/86/10/19 بيش لز نه ماه قبل از زمان شكايت با همسرش نزديكي و زناشويي نداشته است.

4. اقرار به جرم تحت فشارهاي روحي و بعضاً فيزيكي از متهمين اخذ شده و طبق فاقد وجاهت قانوني است.

5. فارغ از تمامي موارد غيرقانوني فوق مجازات سنگسار، مجازاتي غيرانساني و مغاير با شأن و حقوق بنيادين بشر است. كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر نسبت به اجراي قريب الوقوع اين مجازات در مورد اين دو زن هشدار داده و تمامي سازمان‌ها و نهادهاي حامي حقوق بشر را به واكنش و اقدام فوري و مؤثر در اين زمينه فرا مي‌خواند.

کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

Komite.gozareshgar@gmail.com
شماره 423-2008
25 بهمن 1386




حبس و شکنجه و آزار واذیت جنسی پدر به دخترش .پدر این دختر یکی از حاج آقاهای ریش سفید محل سکونت شان بود که ضمن عضویت در هیات امنای مسجد محله به مراکز دولتی واطلاعاتی رفت و آمدهای زیادی دارد.


اگر یادت باشد بعداز خواندن سرنوشت سهیلا در وبلاگ شما که حقیقتی بود تلخ از جامعه امروز ما به تو قول داده بودم که به خاطر موقعیت شغلی خود که در یکی از مراکز دادگستری می باشد و با پرونده هایی ازاین دست و گاه وحشتناک تراز این هم مواجه می شوم تصمیم گرفتم هر از چند گاهی بعضی از آن وقایع دردناک را که خون هر انسان آزاده ای را به جوش می آورد را ( با تغییر اسامی ) برایت بازگو کنم تا با درج آن در وبلاگ روشنگرانه خود بتوانی اذهان عمومی را بیدار کنی تا بدانند در کشورمان هر روزه چه فجایعی رخ
می دهد . لازم به ذکر است از تمامی جریان پرونده سهیلا توسط یکی از همکارانم که در همان مرکز مربوطه مشغول به کار بود مطلع شدم و متوجه شدم تمامی اخبار و روایات درج شده در این سایت مبتنی بر حقیقت بوده و همین موضوع یکی از عواملی بود که تصمیم گرفتم با شما همکاری کنم .
اما پرونده ای را که امروز می خواهم برایت بازگو کنم یکی وقایع منزجر کننده و نفرت انگیز جامعه ما محسوب می شود که روح و روان هر انسانی را می آزارد .
اواسط خرداد ماه سال 1386 دختری 17 ساله به نام زهرا با تنظیم شکواییه ای به شعبه شماره ----- دادگاه عمومی تهران مراجعه می کند و مدعی می شود بعد از نزدیک به یک سال تحمل حبس و شکنجه و آزار واذیت جنسی که از طرف پدرش ( بله پدر واقعی ) متحمل شده توانسته از منزل فرار کند و با راهنمایی یکی از دوستانش و نوشتن شکایت نامه علیه پدرش به این دادگاه مراجعه می کند و خواهان رهایی از این وضعیت ذلت بار می شود .
اما وقتی خود من فرصت یافتم با او صحبت کنم و شرح کامل ماجرا را بشنوم باور کن نفرت و کینه نسبت به این پدر بی شرم و حیا تمام وجودم را فراگرفت و جالب است بدانید پدر این دختر یکی از حاج آقاهای ریش سفید محل سکونت شان بود که ضمن عضویت در هیات امنای مسجد محله به مراکز دولتی واطلاعاتی رفت و آمدهای زیادی داشت .
اما ماجرا از کجا آغاز شد. یک روز که این پدر حیوان صفت به خانه برمی گشته مشاهده می کند که دخترش (زهرا ) با یکی از پسرهای همسایه در حال حرف زدن می باشد که با دیدن این صحنه به طرف زهرا هجوم می برد و این موجود ضعیف را زیر باران مشت و لگد می گیرد و با نثاربدترین ناسزاها او را کشان کشان به خانه می برد و بعد از انتقال او به زیرزمین خانه بازهم اورا مورد ضرب وشتم قرار می دهد به گونه ای که لباسهای دختردر تنش پاره پاره می شود که به ناگاه وقتی نگاه پدرسنگ دل به اندام عریان شده دخترش
می افتد روح شیطانی اش بر وجود کثیفش غلبه می کند و دختر نگون بختش را در کمال
بی شرمی مورد تجاوز جنسی قرار می دهد و بعد از این عمل حیوانی و کثیف تصمیم
می گیرد زهرای بیچاره را در همان زیرزمین خانه زندانی کند و به خانواده تحت سیطره خود می گوید فقط باید غذا وآب روزانه به او تعلق گیرد و به زهرا هم می گوید اگر از این ماجرا با کسی حرف بزند او را خواهد کشت و کسی هم نمی تواند به این خاطر از او بازخواست کند .
زهرای بیچاره هم از ترس به کسی از این عمل کثیف پدر خود چیزی نمی گوید و بدین ترتیب این پدر حیوان صفت هرازچندگاهی به زیرزمین خانه می رفته و دختر بیچاره اش
را در نهایت بی شرمی مورد تجاوز جنسی قرار می داد .
تا اینکه یک روز زهرا از غفلت پدرش که بخاطر صحبت با تلفن همراهش فراموش می کند
درب زیرزمین را به روی او قفل کند, از این فرصت استفاده کرده و از خانه فرار می کند
و بعد از مشورت با یکی از دوستان خوبش تصمیم می گیرد که از پدرش شکایت کند تا به نوعی جلوی فجایع بعدی را گرفته باشد .
اما در کمال تاسف باید عرض کنم قبل از اینکه این پرونده در دادگاه به جریان بیفتد به خاطر
نفوذ پدر زهرا در مراکز دولتی و اطلاعاتی این پرونده از دستور دادگاه خارج شد , بدون اینکه این موجود خبیث به سزای اعمالش برسد و زهرای بیچاره هم مجبور شد مجددا به آن
خانه شوم برگردد.
و دیگر من نمی دانم پس بازگشت زهرا به خانه پدر نامردش چه سرنوشت تلخی برای او رغم خورد .


08.02.2008

لطفا بیانیه پیوست را در اعتراض به لغو مجوز مجله زنان امضا کنید. بیانیه اعتراضی نسبت به لغو امتیاز مجله زنان



روز دوشنبه 8 بهمن 86، در آستانه شانزدهمین سال انتشار بی وقفه "زنان" ، هیات نظارت بر مطبوعات با لغو امتیاز ماهنامه زنان ، حکم مرگ این بانوی مطبوعات را صادر کرد.

دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات در اطلاعیه خود ضمن اینکه مجله زنان را یک "نشریه تند فمینیستی" خوانده است ، ادعاي واهي خشونت عليه زنان و ناعادلانه خواندن قوانين مربوطه، سياه‌نمايي وضعيت زنان در ايران و القاي عدم وجود امنيت در جامعه و تخريب وجهه مقدس بسيج با درج توصيفات نامناسب (در قالب بازگويي با آب و تاب يك فقره جرم منافي عفت) را به عنوان دلایل لغو امتیاز این نشریه 16 ساله عنوان کرده است؛ در حالی که حتی بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیات نظارت بر مطبوعات نیست.

این اطلاعیه نشان داد که سقف تحمل دولت مردان نسبت به طرح مطالبات زنان از حداقل های موجود نیز فروتر رفته و حتی انتشار ماهنامه زنان را نیز بر نمی تابد. نشریه ای که نه تنها نهادی مستقل برای بسیاری از زنان ایرانی از هر گروه و تفکری است، بلکه همواره کوشیده است به دور از سطحی نگری و هیاهو در چارچوب قوانین موجود با عمیق ترین و اصیل ترین روش، یعنی فرهنگ سازی، به آگاهی بخشی و طرح مشکلات و مطالبات زنان بپردازد.

در طول تاریخ معاصر مجله زنان مهمترین نقطه ثقلی است که بدون تعصب و جانبداری از راه و روش خاصی، همت خود را برای کاهش فاصله ها و افزایش همدلی و همگرایی میان زنان متمرکز ساخته است. به شهادت خوانندگان این مجله، " زنان " با جوشش مستمر خود طی 152 شماره، سرچشمه آگاهی بخشی دختران و مادران و مادر بزرگان این مرز و بوم بوده است. و مانیز مانند بسیاری دیگر بر این عقیده ایم که هر زنی که سدی را در مسیر خودآگاهی جنسیتی خود در هم شکسته است، روزگاری خطی از هزاران نوشته " زنان " را به دل نشانده است.

"زنان" علاوه بر آن که با آگاهی بخشی و روشنگری، در افزایش نقش زن در خانواده و جامعه موثر بوده است، آیینه ای بوده است برای رشد و پیشرفت و قدرتمندی زن در ایران و توقف انتشار آن حرکتی است که به تبلیغات مبنی بر پرده نشینی و عقب ماندگی زن ایرانی دامن می زند.

ما امضا کنندگان این بیانیه اعلام می کنیم که تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات که در مورد مجله زنان این چنین خارج از نوبت انجام گرفته و بدون هیچ تمهید حقوقی و حتی پاسخگویی مدیر مسئول نشریه در دادگاه مطبوعات ، امر قضاوت حقوقی را از طریق انتشار بیانیه ای تحریک آمیز به عهده افکار عمومی بی اطلاع از سابقه و عملکرد ماهنامه زنان واگزارده است، اعلام می کنیم که نه تنها چنین رفتاری در شان این هیات نیست بلکه فقط نشاندهنده اعمال برخی سلیقه ها در این نهاد نظارتی است و نه اعمال قانون.

ما امضا کنندگان این نامه از این هیات می خواهیم که در تصمیم خود تجدید نظر کند و تاکید می کنیم که تا زمان انتشار دوباره ماهنامه زنان به اعتراض خود از همه راههای قانونی موجود ادامه خواهیم داد. خواننده گرامی چنانچه مایل به امضاء این بیانیه هستید بعد از امضا به این ایمیل بفرستید.myoussefi@wanadoo.fr <myoussefi@wanadoo.fr>


تلاش برای نجات دو خواهر محکوم به سنگسار


دو خواهر جوان که هر کدام مادر یک کودک هستند، بنا به شکایت شوهر یکی از آنان دادگاهی می‌شوند. بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق می‌خورند. ولی به دلیلی نامعلوم دوباره به زندان بازگردانده ‏می‌شوند. شش ماه بعد، دوباره به همان جرم دادگاهی می‌شوند. و اینبار به سنگسار محکوم می‌گردند. دیوان عالی ‏کشور نیز حکم سنگسار را تایید کرده است.

ایران امروز: زهره و آذر دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیه‌ی شهریار - نزدیک کرج- بودند. با ‏شکایت شوهر یکی از این دو زن، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت می‌شوند. یک ماه پس از آن، این دو زن ‏دادگاهی می‌شوند. بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق می‌خورند. ولی به دلیلی نامعلوم دوباره به زندان بازگردانده ‏می‌شوند. شش ماه بعد، دوباره به همان جرم دادگاهی می‌شوند. و این‌بار به سنگسار محکوم می‌گردند. دیوان عالی ‏کشور نیز حکم سنگسار را تایید می‌کند. ‏

زهره کبیری، ۲۷ ساله، و آذر کبیری، ۲۸ ساله، هر دو محکوم به سنگسار و در انتظار اجرای حکم خویش در ‏زندان رجایی‌شهر کرج بسر می‌بردند. در اواسط ماه گذشته، در یک روز برفی، وکیلی به ملاقات آنها رفته و ‏وکالت آنها را به عهده می‌گیرد تا آنها را از مرگ نجات دهد. تلاش وکیل برای ملاقات با آنها در یک روز برفی نه ‏تنها خود این دو زن، بلکه هم‌بندان آنها را نیز به وجد می‌آورد.‏

جبار صولتی وکیلی است که وکالت این دو زن را به عهده گرفته زیرا، به گفته‌ی خودش، مایل است که بویژه در ‏پرونده‌هایی که جنبه‌ی انتقامجویی ندارد جان افراد را نجات دهد. ‏

جبار صولتی هنگامی وکالت این دو زن را به عهده می‌گیرد که حکم سنگسار این دو توسط دیوان‌عالی کشور ‏تصویب شده و به دفتر اجرای احکام فرستاده شده بود. آقای صولتی به کمک مسئولین زندان متوجه ضد ‏ونقیض‌های پرونده آنان شده و از دادیار مهلت می‌خواهد که اشکالات پرونده را به دادستان توضیح دهد. وی با ‏دریافت گواهی از سوی معاون اول دادستان بطور موقت مانع از اجرای حکم سنگسار آنان می‌شود.‏

بنا به اظهارات آقای صولتی، حکم سنگسار، یا حد رجم، بر اساس شکایت شوهر زهره کبیری و سندی که وی به ‏دادگاه ارائه نموده، صادر شده است. این سند در واقع فیلمی است که توسط دوربینی که در کانال کولر جاسازی ‏شده تهیه و به دادگاه ارائه گردیده است. دادگاه بدوی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ حکم مجازات آنها را صادر ‏می‌کند. شعبه ۱۲۸ دادگاه کیفری پردیس کرج این دو زن را به جرم رابطه نامشروع به حداکثر مجازات، یعنی ۹۹ ‏ضربه شلاق، محکوم می‌نماید. حکم این دادگاه قطعی شده و به مرحله اجرا در می‌آید. ‏

اما به دلیلی نامعلوم، این دو خواهر در زندان باقی مانده و پس از گذشت کمتر از شش ماه دوباره به دادگاه برده ‏می‌شوند.‏

دومین محاکمه آنها در شعبه ۸۰ دادگاه کیفری استان مستقر در کرج برگزار می‌شود. این دادگاه در واقع این دو ‏خواهر را به خاطر فعلی که در گذشته به خاطر آن محاکمه شده، حکم گرفته و حکم صادره اجرا شده بوده، دوباره ‏محاکمه می‌کند. در حقیقت، این دادگاه مجاز نبوده که این دو نفر را به خاطر جرمی که قبلا بدان رسیدگی شده ‏دوباره محاکمه کند، اما بهرحال دادگاه برگزار می‌شود و در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ این دو زن را به سنگسار ‏محکوم می‌کند. این یکی از مواردی است که آقای صولتی بدان اعتراض دارد. به گفته ایشان، حکم دادگاه اولی ‏قطعی و اجرا شده است، و از همین رو حکم دادگاه دوم مبنی بر سنگسار این دو زن از نظر قانونی مجاز نیست.‏

دادگاه کیفری استان در اولین جلسه بدون حضور وکیل تشکیل می‌شود‎. ‎این دومین مورد اعتراض این وکیل به ‏صدور حکم سنگسار برای این دونفر است.‏‎ ‎‏ در همان جلسه‏‎ ‎‏ بدون حضور وکیل این دو زن تفهیم اتهام می‌شوند. ‏

قاضی بدون حضور وکیل از آنان پرسش‌هایی می‌کند که پاسخ بدانها در حکم اقرار به زنای محصنه بوده در ‏حالیکه این دو زن از این اقرار و پیامدهای آن بی خبر بوده‌اند. بطور نمونه، قاضی می‌پرسد "روابط شما با ‏همسرتان چگونه بوده؟" و زن به عادت عرف معمول در پاسخ می‌گوید که "خوب بوده" در حالیکه نمی‌دانسته که ‏منظور قاضی از رابطه درواقع رابطه جنسی بوده است، و هیچ تصوری از اینکه چنین پاسخ ساده‌ای به قیمت جان ‏او ممکن است تمام شود، نداشته است. ‏

قاضی این پاسخ را شرط «احصان» تلقی می‌کند، یعنی اینکه زن با شوهرش رابطه جنسی خوب و رضایت آمیز ‏داشته، و این را به عنوان اقرار به «زنای محصنه» تلقی می‌کند و همین اقرار و اظهارات را قاضی مستند «علم» ‏خویش به محکومیت متهم قرار داده و برای هر دو زن حکم سنگسار صادر می‌کند. ‏

جلسه دوم دادگاه با حضور وکیل تشکیل می‌شود، اما وکیل به تشکیل جلسه اول دادگاه بدون حضور خویش ‏اعتراض نمی‌کند. در این جلسه نیز شرایط احصان آنطور که در قانون معین شده مورد توجه قرار نگرفته و دادگاه ‏با استناد به اقرار متهمین در جلسه اول آنها را محکوم می‌کند. متاسفانه فردی که در آن هنگام وکالت این دو زن را ‏به عهده داشته دفاع مناسبی از این دو به عمل نمی‌آورد و به هیچ یک از اشکالات پرونده نیز اعتراض نمی‌کند.‏

وکیل کنونی این دو زن، آقای جبار صولتی، امیدوار است که بتواند جان این دو زن را نجات دهد. وی با استناد به ‏اینکه فقط یک جرم وجود داشته و مجازات آن جرم هم اجرا شده و به پایان رسیده است، تلاش می‌کند که حکم ‏سنگسار این دو خواهر لغو شود. ‏
به گفته ایشان، حتی اگر فرض شود که دو جرم وجود داشته، بر طبق قانون ابتدا باید دادگاهی که صلاحیت ‏رسیدگی به جرم اخص که سزاوار اشد مجازات را دارد تشکیل می‌شده است، و بعد دادگاه رسیدگی به جرم دیگر.‏

به نظر ایشان، قاضی دادگاه دوم متوجه اشتباه در رسیدگی به پرونده نشده است. آقای صولتی خوش‌بین است که ‏اگر دادستان متوجه اشکالات موجود درپرونده شود، حکم سنگسار اجرا نخواهد شد.‏

زهره و آذر هر دو مادر هستند و هر کدام یک فرزند دارند.‏

لازم به تذکر است که خبرگزاری مهر در روز ۲۵دی‌ماه سال جاری در گزارشی از نشست هفتگی دکتر علیرضا ‏جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه، در جمع خبرنگاران گزارش کرد که "وی در ارتباط با ادعاهایی که در ارتباط با ‏اجرای حکم سنگسار در کشور و بی‎ ‎توجهی به مقوله حقوق بشر وجود دارد ، گفت: متاسفانه گزارشاتی ‏به صورت غیر‎ ‎واقعی و مغرضانه در اختیار سازمان ملل و مراجع حقوق بشر دنیا قرار می گیرد‎ ‎که به هیچ ‏عنوان صحت ندارد‎.‎‏"‏

Sat / 02 02 2008 / 10:03

دعوت به اعتصاب بانوان در هفدهم دیماه دو شنبه آینده



گزارش دريافتی از طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی
ستاد ويژه دفاع از حقوق بانوان در استان خوزستان توسط سازمان اتحاد ميهنی ايرانيان در قالب طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی در حوزه عملياتی اين سازمان در جنوبغرب کشور تشکيل و اعلام موجوديت نمود
اين ستاد که بر اساس مفاد قانونی حقوق زنان و حقوق مدنی و سياسی افراد سازمان يافته با ابتکار گروهی از همسران و فرزندان کارگران تحت فشار جامعه کارگری استان خوزستان تشکيل شده
از تمامی زنان آزاده و همسران و بانوان کارگران خوزستان دعوت کرده که درروز هفدهم ديماه در يک اقدام وسيع و هماهنگ دست به اعتصاب بزنند و گروههای زيادی از بانوان منطقه که از فشار های رژيم بر نان آورانشان به ستوه آمده اند و از سوی ديگر مورد هجوم مکرر عوامل رژيم در قالب طرح امنيت اجتماعی ميباشند از اين حرکت ملی در روز هفدهم ديماه که ياد آوری احيا ی حقوق انسانی زنان توسط رضا شاه کبير است حمايت داشته و اعلام داشته اند دوشا دوش همسران و فرزندان خويش برای دفاع از حقوق مدنی و صنفی و انسانی خويش بپا خواسته اند و همراه با مردان خود که تقاضای تشکيل سنديکای مستقل کارگری هستند /ضمن حمايت از آنها بانوان نيز خواها تشکيل انجمنهای مستقل و غير وابسته به دولت برای دفاع از حقوق شهروندی خويش ميباشند
اين بانوان از شير دختران ايرانی خواسته اند در روز هفدهم دی ماه دوشنبه آينده از حضور در کلاسهای درس مدارس و دانشگاهها خود داری کنند و باعدم حضور در سر کارهای خود اعتراضی يکپارچه و متحد را شکل ببخشند
ستاد ويژه دفاع از حقوق بانوان در خوزستان با تقدير از مادر آقای ابوالفضل عابدينی بعنوان بانويی مقاوم حمايت خود را از اين خبرنگار مستقل خوزستانی ارايه داشته و همچنين بر آمادگی خود برای دفاع از همسران شير زن کارگران سرکوب شده هفت تپه را اعلام داشت04.01.2008


PAYM e AZADI
ham myhan payam hay e TARH E MELLI E MOGHAVEMAT VA NAFARMANYE MADANIE RA az television PAYAM E AZADI DONBAL konyeed.

az poster e payvast 10 copy grefteh va foran dar har ja ke hastyeed montasher farmayeed

http://www.payameazadi.com



For Iran -Europe
TELE-STAR 12
Freq:12615 Polarty Vertical
Sym Rate: 11939 FEC 2/3

PID:6433-Video PID:6432-Audio




Sepasgozar az tavajoh shoma



IRANIANS’ NATIONAL UNITY party is a non profitable organisation for the improvement and the development of the IRANIAN nation’s awareness about their Human Rights. Our aim is to connect those Iranians who are trapped behind the Cleric Islamic Republic Regime’s censorship with the free world.
IRANIANS’ NATIONAL UNITY is an Independent political party who aims to organise National Civil Resistance and Civil Disobedience against the Islamic Republic.
We are not a militant party and are strictly against resorting to any kind of violence in our tactics.
We are striving for a Democratic, Secular, and Free Iran.
Our strategy is to break down the obstacles erected by the Islamic Republic Regime which isolates the Iranians from the rest of the world; i.e the wall of religion and superstition.



Iranian National Civil Resistance and Disobedience
I.N.C.R.D

please visit us at http://www.incrad.blogspot.com
طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی
اتحاد میهنی ایرانیان

جلوه جواهری و مریم حسین خواه آزاد شدند
کمپین بین المللی برای آزادی زنان در بند!


اخبار منتشره حاکی از آنست که دو تن از فعالین حقوق زن که در بازداشت بسر میبردند روز چهارشنبه 12 دیماه (2 ژانویه) با قید ضمانت آزاد شدند. مریم حسین خواه از اعضاء تحریریه وب سایت های «زنستان» و «تغییر برای برابری» و جلوه جواهری از اعضا «کمپین یک میلیون امضاء» و از نویسندگان وب سایت «تغییر برای برابری» بترتیب در ٢٧ آبان و ۱۰ آذر بازداشت شده بودند.
سازمان آزادی زن آزادی این دو فعال حقوق زن را به آنها و نزدیکانشان تبریک میگوید. از زمان دستگیری این فعالین کمپین های گسترده ای در داخل کشور و در سطح بین المللی برای آزادی آنها و سایر فعالین دستگیر شده سازمان یافت و با استقبال گرمی مواجه شد. سازمان آزادی زن نیز کمپینی برای آزادی این فعالین سازمان داد و صدها نفر پتیشن آن را امضاء نمودند. ما باید قاطعانه مبارزه مان را برای آزادی سایر فعالین ادامه دهیم. در ماه اخیر علاوه بر فعالین حقوق زن و کارگری بیش از 40 تن از فعالین دانشجویی نیز دستگیر شده اند. اعتراضات متحد و همبستگی بین المللی موثر است. یک آن نباید فشار مان را بر جمهوری اسلامی کاهش دهیم. برای نجات زندانیان سیاسی به مبارزه ما بپیوندید و پتیشن ما را امضاء کنید.
http://www.PetitionOnline.com/maryam20/petition.html
ستم بر زنان موقوف!
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
3 ژانویه 2008


اسلام اکسا پرویز را کشت!
اكسا پرویز قربانی دیگر قتلهای ناموسی هرگز فراموش نخواهد شد!



اكسا پرویز قربانی دیگر قتلهای ناموسی است. او نیز بخاطر بی حرمتی به فرهنگ عقب مانده و اعتقادات خانواده محاكمه و به مرگ محكوم شد و توسط برادرش به قتلگاه٬ خانه٬ بازگردانده شد و سپس توسط پدرش به قتل رسید. او قربانی فرهنگی شد كه توسط دستگاه مذهب و اسلام بطور مشخص در مقیاس جهانی پاسداری میشود.

اكسا دختر ١٦ ساله كلاس یازده ام كه در مسیساگای استان انتاریو زندگی میكرد همچون حشا از انگلستان٬ فادیمه از سوئد و هاتون از آلمان قربانی سنتهای غیر انسانی در كمونیتهای به اصطلاح اسلامی شد. این دختران غیر سازشكار جرمشان این بود كه میخواستند در یك جامعه مدرن خود حاكم بر سرنوشتشان باشند.

آنچه به اكسا پرویز رفت تنها نوك آن كوه یخ خشونت و ستم كشی است كه در كانادا بر زنان در خانواده های مذهبی و سنتی مهاجر میرود. در كشوری كه تحت عنوان مولتی كالچرالیسم احترام به فرهنگ و آن هم فرهنگهای عقب مانده بر حقوق انسان و حقوق زنان ترجیح داده میشود. آن هم در كشوری كه گتوهای مذهبی و فرهنگی مساعدترین شرایط را برای درهم شكستن آرزوها و آمال زنان و دختران ایجاد میكند. در قبال مرگ این دختر جوان بیش از همه گروههای اسلامی كه برای داگاههای مذهبی در امور خانواده٬ برای مدارس اسلامی و برای سهم خواهی در قدرت سیاسی میجنگند٬ مقصرند و باید نوك حمله قرار گیرند. اینها كه در تلاش ایجاد ایران٬ پاكستان و سومالی كوچك در قلب كانادا هستند. اینها هستند كه خانوادهها را تا بدان جا سوق میدهند كه برای پاسداری از قوانین مذهبی به اعضای خانواده و كودكان خود نیز رحم نمی كنند.

این بی رحمی و خشونت به كودكان و زنان را نباید سر سوزنی تحمل كرد. و عاملین آنها باید شدیدا مورد مجازات قرار گیرند. آزادی و سكولاریسم جهت حمایت از حقوق كودكان باید تقویت گردد و به هیچ وجه نباید اجازه داد مذهب و قوانین مذهبی بر كودكان تحمیل شود. باید در مقابل هر گونه سیاست و تلاشی كه موجب جداسازی و گتوسازی در جامعه میشود و یا به حقوق كودك و خوشبختی او لطمه میزند ایستاد. این وظیفه دولت است كه زنان و كودكان را به حقوقشان آشنا ساخته و از آنان در مقابل اجحافات و خشونتهای ناشی از رفتارها مذهبی و اعمال سنتی حمایت كند. باید شبكه ای از حمایتهای و سرویسهای قابل دسترسی برای كودكان و زنان در كمونیتهای مهاجرین بوجود آید و زنان و دخترانی كه بدنبال



پناهگاه امن میگردند را به آسانی بپذیرند. همچنین هرگونه حمایت معنوی و مادی به گروههای مذهبی از طرف دولت كاملا باید قطع گردد.

اطلاعیه هما ارجمند در رابطه با قتل فجیع اکسا پرویز
۱۲ دسامبر ۲۰۰۷

نقش جمهوری اسلامی در قتل و سرکوب زنان در عراق



در پی ترور حدود 40 زن به بهانه بدحجابی در استان بصره عراق، روزنامه اماراتی گلف نیوز نوشت تندروهای مذهبی در اجرای عملیات ترور این زنان نگون بخت از جانب جمهوری اسلامی حمایت شده اند.

این روزنامه به نقل از یک فعال حقوق بشر زنان در بصره نوشت هدف قرار دادن زنان در استان های شیعه نشین جنوبی با تحریک جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

وی گفت تندروها زنان را مجبور می کنند که شبیه زنان در ایران روسری بر سر کنند و در صورت تخطی از آن زنان به قتل می رسند که نمونه آن ترور 40 زن در بصره است.

براساس این گزارش جناح های سیاسی و سازمان های اجتماعی عراق نسبت به رشد گروههای تندروی اسلامی در شهرهای بزرگ شیعه نشین هشدار داده اند و گفتند آنها در اجرای عملیات ترور زنان از سوی جمهوری اسلامی حمایت می شوند.

یک دانشجوی دختر در دانشگاه بصره گفت هشت نامه تهدیدآمیز دریافت کرده است. آنها من را تهدید کرده اند که اگر به پوشیدن لباس های رنگی و امروزی ادامه دهم ترورم خواهند کرد. من می دانم چه کسانی این نامه ها را ارسال کرده اند.

یک زن کارمند نیز که در یک موسسه دولتی مشغول به کار است اظهار داشت با فشار زیادی از جانب تندروها در بخش خود مواجه هست. آنها زنان را مجبور به ترک شغل می کنند. آنها مخالف اشتغال زنان هستند.

مادران صلح
اعلام موجودیت مادران صلح :به امید پیروزی برجنگ نه در جنگ


۲۳ آبان ۸۶

دو شنبه 14 آبان 1386

گروهی از زنان ایرانی روز دوشنبه 14 ابان 1386 با صدور بیانیه ای به عنوان گروه مادران صلح اعلام موجودیت کردند.آنها در بیانیه خود آورده اند که " ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده‌ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می‌طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانانمان را تهدید کند اعتراض داریم."

متن کامل بیانیه مادران صلح را بخوانید:

جنگ نه !

ما جمعی از مادران ایران ‌زمینیم: با قومیت و مذاهب مختلف؛

مادرانی که جوانیمان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد؛

مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم؛

مادرانی که در دوران 8 سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان هایمان میهنمان هزینه های فراوانی متحمل شدیم؛

مادرانی که سخت‌ترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صفهای طویل را صبورانه تاب آوردیم، تا قوت روزانه خانواده را فراهم کنیم؛

مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالتخواهی و آزادیخواهی و استقلال و صلح را در رگهای فرزندانمان جاری ساخته ایم؛

ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان، همپیمان شده ایم تا در حد توانمان از میهن و آرمانهای مردممان در مقابل تهدیدها، حفاظت کنیم؛

آرمانهایی که برای تحقق آنها جوانیمان را هزینه کرده‌ایم و اینک آرزو داریم که جوانانمان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آنکه شاهد هزینه شدن آنان باشیم؛

ما از آن رو خود را مادران صلح نامیده‌ایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را می‌طلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانانمان را تهدید کند اعتراض داریم؛

ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب، جنگ و در زندانها از دست داده‌ایم و نمی‌خواهیم كه تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانه‌‌ای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانة دموکراسی به ایران تجاوز كند و باور داریم كه مردم ایران خود عدالت و دموکراسی را برقرار خواهند کرد؛

ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری، حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، روحانیان، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانة نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسه‌های بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریمهای گوناگون می‌کشاند؛

ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت آزادی و عدالت،كه همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندانمان تلاش خواهیم كرد. برای رسیدن به این اهداف به‌سوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز می‌کنیم.

به امید پیروزی ،نه در جنگ، که بر جنگ

جمعی از مادران صلح : سارا اسانلو، شهلا انتصاری، ژاله بورازی، زهره تنکابنی، ناهید توسلی، ناهید جعفری، فخری شادفر، احترام شادفر ، گوهر شمیرانی، فریبا شویدی، شهلا فرجاد، لیلی فرهادپور، زهره کریم نیا، مینو مرتاضی، فرزانه محجوب ، خدیجه مقدم، رضوان مقدم ، آذر هاشمی نژاد.از تارنمای زنان صلح http://www.zananesolh.com/

جلوه جواهری نیز بازداشت شد!



طبق گزارش سایت "تغییر برای برابری" جلوه جواهري، عضو "کمپين يک ميليون امضاء" و از نويسندگان وب سايت "تغيير براي برابري" ظهر امروز، شنبه دهم آذرماه 1386 در دادگاه انقلاب بازداشت شد.
جلوه جواهری صبح روز شنبه در پي احضار کتبي به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و پس از چند ساعت بازجويي در دادسرای ویژه امنیت، به اتهام تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سایت "تغییر برای برابری" بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
طبق گزارش سایت تغییر برای برابری: "جلوه جواهري که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی است، سال هاست در انجمن‌هاي زنان فعاليت مي‌كند و ترجمه ها و مقالات خود را از منظر جامعه شناسي در سايت‌ها و نشریات مختلف زنان منعکس می کند."
سازمان آزادی زن بازداشت جلوه جواهری و کلیه فعالین حقوق زن را شدیدا محکوم میکند و خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی است. رژیم اسلامی در صدد سرکوب جنبش آزادی زن و کلیه جنبش های اجتماعی معترض است. توری انداخته تا رفته رفته کلیه فعالین اجتماعی و معترض را دستگیر و بازداشت کند. باید بطور سازمانیافته و متشکل به این سرکوب گسترده اعتراض کرد. سازمان آزادی زن از کلیه انسان های آزادیخواه و برابر طلب میخواهد که به سرکوب فعالین جنبش حقوق زن اعتراض کنند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی شوند. لذا سازمان آزادی زن از تمام کسانی که نسبت به موقعیت این فعالین نگران اند، میخواهد که پتیشن ما را امضاء کنند.
tphttp://www.PetitionOnline.com/maryam20/
ستم بر زنان موقوف!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
10 آذر 1386
1 دسامبر 2007
ستم بر زن موقوف
سرکوب زنان ممنوع
فعالین حقوق زن در بند باید آزاد شوند
کمپین بین المللی برای آزادی زنان در بند!


برای دیدن فیلم یاد بود دختری از ایران زمین زهرا بنی یقوب که جنایتکاران امربمعروف همدان نخست به او تجاوز و بعد او را به قتل رساندند از این لینک استفاده کنید.زهرا بنی یعقوب / زن ایرانی


زهرا بنی یعقوب / زن ایرانی / Zahra Bani Yaghob-Iranian Woman
http://www.youtube.com/watch?v=C_WVTmGh8J8#GU5U2spHI_4

گزارش گردهمآیی در پاریس به مناسبت سالروز جهانی برای رفع خشونت بر علیه زنان


در تاریخ 24 نوامبر 2007 به دعوت -مجمع ملی برای حقوق زنان- Collectif National pour les Droits des Femmes تظاهرات ایستاده‌ای در پاریس صورت گرفت.
طیف‌‌های گوناگونی از انجمن ها و فعالین زنان فرانسوی، آفریقائی، الجزایری و ایرانی در این گردهم آیی شرکت داشتند، که با حمل پلاکادر، عکس و خواندن آواز خواهان قطع خشونت بر علیه زنان، آزادی، برابری حقوقی ، صلح در جهان شدند

خواست محوری این تظاهرات تصویب هر چه سریع تر قانون زیر بنایی توسط مجلس فرانسه بود. قانونی فراگیر در جهت پیشگیری خشونت بر علیه زنان و تکرار مجدد آن با تاکید بر آموزش و تربیت و حل این مسیله از طریق راه حلهای اجتماعی. قانونی برای کمک به قربانیان خشونت از طریق حل مسیله مسکن،درامد، تامین امنیت جانی، اموزش حرفه و عوض کردن شغل و تسهیل اقامه دعوا از طریق هماهنگ کردن قانون حمایت خانواده و قانون جزای. فرستنده این گزارش از پاریس فعالین حقوق زنان
-------------
25 نوامبر‌، روز جهانی مبارزه برای حذف خشونت علیه زنان


از سایت انتگراسیون ایرانیان ساکن آلمان

25 نوامبر روز جهانی علیه خشونت بر زنان است. در این روز از طرف تمامی سازمان‌های وابسته به سازمان ملل متحد و بویژه سازمان‌های و انجمن‌های حامی حقوق زنان در دنیا برنامه‌های ویژه‌ای ارائه می‌شود.

انتخاب این روز برای مبازره با خشونت علیه زنان به سال 1960 و کشته شدن خواهران Mirabal در کشور دومینکن (Dominikanischen Republik) باز‌می‌گردد. پاتریشیا‌، مینروا‌ و ترزا سه خواهری هستند که سال‌ها بر عیله رهبر دیکتاتور دومینیکن " رافائل تروخیو" فعالیت می‌کردند. در سال 1959 طی شکست طرح براندازی رهبر دیکتاتور کشورشان به زندان افتادند اما در پی اعتراض‌های بین‌المللی به دستگیری‌ آن‌ها دولت دومینیکن مجبور ‌شد در حالی که همسرانشان را در زندان نگه‌ داشته بود‌، آن‌ها را آزاد کند. ولی این آزادی طولی نکشید زیرا در 25 نوامبر سال 1960 به دست ماموران مخفی رهبر دیکتاتور ربوده و بعد از تجاوز و شکنجه‌، کشته شدند. کشته شدن این سه خواهر نه تنها نیروهای مقاومت علیه دیکتاتوری را در هم نشکست بلکه باعث حضور بی وقفه زنان در مبارزه تا شکست کامل دولت گردید.

پس از بیست سال در سال 1981 در گردهمایی کنفرانس زنان قاره آمریکا و دریای کارائیب‌، سالروز به قتل رسیدن این سه خواهر که خود سمبل مبارزه و مقاومت بودند‌، به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان اعلام گردید و در 17 دسامبر سال 1999 مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز " 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان" را به تصویب رساند.

" روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان" فرصتی به وجود آورد تا تابوی حرف زدن در باره‌ خشونت علیه زنان از بین برود و این مسئله مهم اجتماعی به بحث و گفتگو راه یابد. انجمن‌ها و سمینارها برپا گردد تا نه تنها زنان با حقوق خود بیشتر آشنا شوند بلکه جامعه نیز انواع خشونت علیه زنان را بهتر بشناسد، زیرا چگونگی ابراز خشونت بر علیه زنان را می‌توان به گونه‌های مختلف دید، مانند: خرید و فروش دختران و زنان‌، برده داری‌های مدرن‌‌‌‌، ازدواج‌های اجباری‌، خشونت خانگی‌، ختنه دختران‌، کشتار نوزادان دختر‌ و ... .

متاسفانه خشونت علیه زنان امری جهانی است. اگر چه در بعضی کشورها قوانینی علیه رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان وجود دارد ولی هنوز این قوانین نتوانسته‌اند بر اعمال خشونت بر زنان غلبه کنند و آن‌ها را بطور کل از بین ببرند. در آلمان از اول ژانویه 2002 خشونت علیه زنان در چهار دیواری خانواده هم جرم محسوب می‌شود و مورد تعقیب و مجازات قرار می‌گیرد.

برگرفته از مجله رنگین کمان شماره 114- نوامبر 2007

****

اعلامیه جهانی مبارزه برعلیه "رفع هرگونه تبعیض بر علیه زن" و "رژیم ضد زن جمهوری اسلامی"

به مناسبت روز جهانی مبارزه برای حذف خشونت بر علیه زنان

اعلامیه جهانی در زمینه رفع هرگونه تبعیض بر علیه زنان، در 18 دسامبر 1979 ، یعنی تقریبا همزمان با روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی در ایران، تنظیم و از 3 سپتامبر 1980 رسمیت آن اعلام شد.

تاکنون 184 کشور این اعلامیه را امضاء کرده اند. رژیم جمهوری اسلامی از معدود کشورهائی است که از امضاء این کنوانسیون سر باز زده و عملا بر ادامه و اجراء سیاستهای ضد زن خود تاکید دارد.

این اعلامیه چه میگوید و چه میخواهد و چرا رژیم جمهوری اسلامی آن را قبول ندارد؟

ماده اول این اعلامیه " تبعیض برعلیه زن" را اینگونه تعریف میکند:

"... قائل شدن هرگونه تمایز، محرومیت و یا محدویت به دلیل جنسیت، به نحوی که این هدف را مورد نظر داشته و یا این نتیجه را بدنبال بیاورد که برسر راه به اجرا درآمدن و به رسمیت شناختن حق برابر زن و مرد، حقوق بشر و ِاعمال آزادیهای بنیادین توسط زن- صرفنظر از وضعیت و موقعیت خانوادگی او- در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، شهروندی و یا در دیگر زمینه ها، برای آن ایجاد مشکل کرده و یا از آن ممانعت بعمل آورد".

مطالعه همین یک بند روشن میکند که اصلا جای تعجب ندارد که چرا رژیم جمهوری اسلامی این کنوانسیون جهانی را امضاء نکرده و نمی کند.

این کنوانسیون و یا دیگر اعلامیه ها و پروتکل های جهانی بر یک امر تأکید دارند: حقوق بشر، برابری زن و مرد، غیر قابل تفکیک بودن حقوق بشر به دلیل جنسیت و در یک کلام به رسمیت شناختن و احترام به ارزش و کرامت انسانی!

اعلامیه جهانی حقوق بشر تأکید دارد:

ماده 1- تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند...

ماده 2- الف- هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است بهره مند گردد.

اعلاميه‌ كنفرانس‌ جهاني‌ زن‌، پكن‌ - سپتامبر 1995 (33)، اعلام میدارد:
ما پذيرفته‌ايم‌ كه‌:

1. حقوق‌ زنان‌، حقوق‌ بشر است‌؛

در مقابل این دستاوردهای بزرگ بشری، رژیم جمهوری اسلامی چه میگوید؟

این رژیم در شریعت و فلسفه ای که آبشخور فکری آن میباشد، قائل شدن تمایز بین زن و مرد بدلیل جنسیت و ایجاد محرومیت و محدویت برای زنان را امری بدیهی دانسته و آنرا در قوانین خود گنجانده و هر روز با انواع دستورالعملهای سرکوبگرانه آنرا نهادینه کرده و محکم و محکم تر میکند.

برای مثال "دبير ستاد حقوق بشر (!) قوه‌ي قضاييه رژیم جمهوری اسلامی ، دكتر (!) محمدجـواد لاريجـاني" در مورد سنگسار میگوید:

"سنگسار نه شكنجه است نه مجازات غير متناسب"

خبرگزاری ایسنا: "دبير ستاد حقوق بشر قوه‌ي قضاييه با بيان اين كه غرب در مورد مسايل حقوق بشري، تبليغات منفي عليه جمهوری اسلامی داشته و دارد، بسياري از اين انتقادها را در پي انگيزه‌هاي سياسي عنوان كرد و درباره‌ مجازات رجم (سنگسار) در ايران اظهار داشت كه "رجم" نه شكنجه است، نه مجازات غيرمتناسب. برخي فكر مي‌كنند چون غربي‌ها راجع به سنگسار به ما فحش مي‌دهند، ما خجالت مي‌كشيم كه احكام را اجرا كنيم در صورتي‌كه چنين چيزي نيست؛ اصلا فقه شيعه و فقه اهل بيت(ع)، فقه خجالت نيست زيرا اين فقه متكي بر اركان مهمي چون قرآن، اجماع، عقل و اهل بيت (ع) است.

وی همچنین در یک برنامه تلویزیونی میگوید:

" حکم سنگسار در قوانین ما هست، مبتنی بر شریعت اسلام است و تا وقتی این حکم هست، این حکم قابل اجرا است و ضمنا مخالف هیچ کدام از تعهدات بین المللی ما نیست. ما در مورد حقوق بشر حدود چهار سند مهم را امضاء کردیم، هیچ کدام از اینها مخالف سنگسار نیست".

یک نمونه دیگر:

در حالی که ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر(1) بر برسمیت شناختن حریم خصوصی افراد تاکید داشته وحفاظت از شهروندان در این زمینه را وظیفه دولتها میداند، دولت جمهوری اسلامی و مسئولین یا نهادهای آن با بخشنامه های شداد وغلیظ کنترل خصوصی ترین مسائل افراد را در دستور کار خود قرار داده و برای آنها بُکن و نکن تعیین میکنند:

معاون مرتضوی؛ زوج ها در خیابان دست همدیگر را نگیرند.

محمود سالارکيا معاون دادستان ... پليس نمي تواند نسبت فاميلي زن و مرد را در خيابان از آنها بپرسد و در اين خصوص به افراد تذکر بدهد مگر اينکه زن و مرد رفتار بسيار زننده يي داشته باشند و اخلاق عمومي را به خطر بيندازند. حتي اگر يک زن و شوهر دست در دست هم داشته باشند پليس به آنها تذکر نمي دهد، هر چند اين کار درست نيست زوج ها نبايد اين عمل را انجام دهند.

جدیدترین نمونه از بخشنامه های رژیم در زمینه اعمال محدودیت، محرومیت و تمایز بر علیه زنان:

مصادیق مخالف با امنیت اجتماعی و اخلاقی رژیم مواردی که به عنوان مصادیق غیرقانونی و مخالف با امنیت اجتماعی و اخلاقی جمهوری اسلامی محسوب می شود، و در طرح ارتقاء امنیت اجتماعی مورد پیگیری نیروی انتظامی قرار می‌گیرد، اعلام شد.

یکشنبه، 20 آبانماه 1386

به گزارش خبرگزاری مهر، در اطلاعیه نیروی انتظامی آمده است: موارد ذیل الذکر مصادیق غیر قانونی و مخالف با امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه محسوب می شوند بنابراین نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در صورت عدم رعایت با جدیت و قاطعیت با مرتکبین بر اساس قوانین برخورد خواهد نمود.

1- ایجاد ارعاب و اعمالی همچون باج خواهی، زورگیری، عربده کشی، نزاع و درگیری که موجبات سلب امنیت مردم را فراهم نماید.

2- عدم رعایت پوشش مناسب مانند:

- استفاده از مانتو و شلوارهای کوتاه، تنگ، چاک دار و بدن نما به گونه ای که نمایانگر اندام باشد.

- پوشیدن شلوار کوتاه به گونه ای که قسمتی از پا نمایان باشد و یا استفاده از چکمه به جای شلوار بلند.

- پوشیدن کلاه به جای روسری و مقنعه و همچنین شال های کوچک و باریک که امکان پوشش کامل سر و گردن را فراهم نمی کند.

- آرایش نامتعارف و مغایر با عفت عمومی.

3- استفاده از البسه با مدل های مبتذل غربی ، آرم و علایم گروههای منحرف.

4- هرگونه فعالیت غیر مجاز سمعی و بصری (تهیه، تولید، عرضه ، فروش فیلم های مبتذل و سرقت و توزیع عکس و فیلم های خصوصی و خانوادگی مردم).

5- تهیه و توزیع مواد مخدر، قرص های روانگردان و مشروبات الکلی.

همانطور که در این بخشنامه کاملا واضح است، آزادی فردی و انتخاب آزاد پوشش در جمهوری اسلامی جرم! محسوب شده و در کنار جرایمی چون تهیه و توزیع مواد مخدر و یا سلب امنیت از دیگران قرار داده میشود.

صرفنظر از اینکه مأمورین این رژیم به مثابه اراذل و اوباش حکومتی، اولین سلب کنندگان آسایش و آرامش مردم، جوانان و زنان ایران میباشند، آنچه که باید بر آن تأکید نمود این است که سرکوبگری رژیم جمهوری اسلامی در ایران، امری داخلی و محدود به مرزهای ایران نمیباشد، بلکه بی توجهی و زیر پا گذاشتن کنوانسونهای جهانی، به معنی مقابله و رو در روئی این رژیم با بشریت و ارزشهای انسانی است.

خشونت بر علیه زنان در ایران قبل از هر چیز ریشه در نظام سیاسی و ایدئولوژیک حاکم بر کشور دارد. لازمه حذف خشونت بر علیه زنان در خانه یا روایط خصوصی و یا در جامعه، حذف حاکمیت و سیستمی است که خود مشوق و تولید کننده ایدئولوژی زور و خشونت است. رژیمی که 30 سال است در روز روشن جوانان را در برابر چشم مردم و حتی کودکان، با جره اثقال به دار میکشد، رژیمی که با حمله به جوانان و زنان در خیابان یا مهمانی ها، آنها را زیر مشت و لگد و باتوم میگیرد، رژیمی که چشم در میاورد و دست میبرد و سنگسار میکند و ... و بلاخره رژیمی که از چنین روش های وحشیانه و خشونت پرور رسما دفاع کرده و حتی فیلم و عکس های آنها را پخش میکند، چنین رژیمی در ذات خود ضد حقوق بشر است.

اما اگر "حقوق زنان، حقوق بشر است"، ضد زن بودن رژیم جمهوری اسلامی نیز به معنی ضد بشری بودن این رژیم است. از این رو این وظیفه جامعه جهانی است تا از مبارزه زنان و مردان ایران برای یک زندگی آزاد و انسانی، حمایت کرده و در دفاع از حقوق بشر و کنوانسیونهای به تصویب رسیده در سازمان ملل یا نهادهای وابسته به آن، رژیم جمهوری اسلامی را هر چه شدیدتر محکوم نموده و از مبارزه مردم ایران برای یک حکومت آزاد و دمکراتیک و مبتنی بر ارزشهای حقوق بشری و منطبق با کنوانسیونهای جهانی، حمایت بعمل آورند.

.............................................................................
1- ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده 12 احدی در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخله خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد. هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد

بخش دوم این انتشار از ایران پرس




وابستگان ، گماشتگان به رژیم متجاوزان قاتلان مردم ایران اند . رژیم اسلامی رژیم ضد ایرانی جنایتکار دزد و فاسد است . صدارت یک چنین حکومتی بر مردمی با تاریخ باستانی ننگی بیش نیست .لذا نباید فراموش کرد که عمر فاشیسم هیتلری در اروپا فقط 13 سال بود .حکومت فاشیسم اسلامی 28 سال جنایت و فساد میکند و باید برای رهائی ازچنگال جنایتکاران حرفه ای اسلامی و برای آتیه نسل آینده از هم اکنون حاضر بود که بهر قیمتی است آنها را از اریکه قدرت به پائین آورد و بخاطر جنایات پیگیر 28 سال گذشته آنها را به دست قانون سپرد .
زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب و هزار های زن دیگر که جنایت کاران اسلامی در زندان ها به آنها تجاوز و بعد آنها را بقتل رساندن آخرین قربانی های رژیم فاسد اسلامی نخواهند بود.لذا باید به ننگ حکومت اسلامی وابسته به استعمارخاتمه داد.حزب سوسیال دمکرات ایران

زهرا بنی يعقوب در بازداشتگاه نيروی انتظامی همدان درگذشت-
«بعيد می دانم زهرا خودکشی کرده باشد»


پيگيری درباره مرگ زهرا بنی يعقوب، پزشک جوانی که چندی پيش در بازداشتگاه نيروی انتظامی درگذشت، از سوی وکيل مدافع وی، شيرين عبادی همچنان ادامه دارد.

خانم عبادی، حقوقدان و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ از مقامات قضايی خواسته است، پرونده موکلش را برای رسيدگی از همدان به تهران بفرستند.

شيرين عبادی در گفت و گو با سايت کانون زنان ايرانی می گويد:« پرينت آخرين مکالمات تلفنی زهرا با برادرش را به ما تحويل نداده اند و هنوز قانون اجرا نشده است. از رييس قوه قضاييه درخواست می کنم که پرونده به تهران منتقل شود. از آن جايی که همه کسانی که از آنها شکايت کرده ام در همدان شاغل هستند، برای جلوگيری از هرگونه شبهه درخواست می کنم پرونده در تهران رسيدگی شود.»

در همين حال بسياری از مدافعان حقوق بشر و حقوقدانان نيز از مقامات قضايی خواسته اند با احاله پرونده زهرا بنی يعقوب به تهران، به صورت عادلانه و بی طرف به اين پرونده رسيدگی شود.

مسلما وقتی زهرا را بازداشت کرده اند، از او تحقيق کرده اند و دست نوشته ای از او بايد در ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان وجود داشته باشد. بايد اين دست نوشته ها بررسی شود تا ميزان استرس او را از نحوه نگارش کلمات فهميد. من بعيد می دانم زهرا خودکشی کرده باشد.
نعمت احمدی
نعمت احمدی، حقوقدان و وکيل دادگستری در گفت و گو با راديو فردا می گويد: «رييس ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان که اتاق وی يک و نيم متر با مکانی که مقامات قضايی ادعا می کنند زهرا بنی يعقوب در آنجا خودکشی کرده، فاصله داشته است؛ روز چهارشنبه با قرار وثيقه از زندان آزاد شده است و به اين ترتيب مسير دادرسی اين پرونده در استان همدان به درستی طی نمی شود و شائبه بی طرفی ندارد.»

نعمت احمدی در ادامه می گويد:« به اين ترتيب مشخص می شود که مقامات قضايی، رييس ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان را متهم ندانسته اند و يا اتهام را در قصور و تقصير و نه در مورد نقش داشتن در خودکشی يا قتل زهرا دانسته اند.»

نعمت احمدی، حقوقدان و وکيل دادگستری می گويد از نظر حقوقی برابر قانون اساسی و آيين دادرسی کيفری هيچ کس بيش از ۲۴ ساعت نبايد در نيروی انتظامی نگهداری شود.

وی می افزايد:« ايرادات اساسی به پرونده زهرا بنی يعقوب يکی از نظر نحوه نگهداری وی و دوم درباره نحوه تکميل پرونده است و بعد از ان هم شيوه دادرسی اشکال دارد. دو جا طرف اتهام هستند و يکی نيروی انتظامی که او را نگه داشته است و دوم دادگستری که قاضی من غير حق بيش از ۲۴ ساعت دستور نگهداری زهرا را در مرجع انتظامی داده است.»

آقای احمدی به راديو فردا می گويد:« ايراد ديگر اين است که دادگستری همدان به اين پرونده رسيدگی می کند که همکارانش مسئول مرگ زهرا هستند. پرونده بايد به تهران منتقل شود تا عادلانه به آن رسيدگی شود.»

اين وکيل دادگستری در ادامه می گويد در اصل ۸ قانون اساسی امر به معروف و نهی منکر آمده است اما اين امری شرعی است و مساله مجازات برای آن لحاظ نشده است.

آقای احمدی می افزايد:« در قانون مجازات اسلامی هم ماده ۶۳۷ وجود دارد که می گويد هر گاه بين مرد و زنی که علقه زوجيت نباشد يعنی محرم نباشند، بوسيدن و نزديکی به غير از زنا صورت گيرد، شلاق ندارد و تنها مجازات نقدی دارد. ما وضعی به نام امر به معروف کردن را برايش مجازات نداريم.»

برادر و پدر زهرا بنی يعقوب، از بازداشتگاه نيروی انتظامی همدان که زهرا در آن نگه داری می شده است، بازديد کرده اند.

برادر زهرا به سايت خبری کانون زنان ايرانی گفته است که محل حادثه، آپارتمانی است دو طبقه که اتاق های زياد و نزديک به هم دارد و سالن پذيرايی اش حدود شش متر است. وی همچنين گفته است که در چنين فضايی خواهرش نمی توانسته است خودکشی کند. زيرا مقامات نيروی انتظامی استان همدان ادعا کرده اند که مرگ خواهرش در چارچوب يکی از درها اتفاق افتاده و در نيز بسته بوده است.

به گفته برادر زهرا بنی يعقوب، ممکن نيست دری بسته باشد و فردی بتواند در چارچوب آن خود را حلق آويز کند.

مقامات نيروی انتظامی استان همدان به برادر و پدر زهرا بنی يعقوب گفته اند ميله ای چند سانتی متر جلوتر از در اتاق قرار داشته که زهرا با استفاده از آن خودش را حلق آويز کرده است.

پدر زهرا که در همدان به ديدار قاضی پرونده رفته است، به سايت خبری کانون زنان ايرانی می گويد:« پرونده را ديدم. روز دستگيری دخترم ۲۱ مهر ذکر شده است. در حالی که از همان ابتدا عنوان می شد که ۲۰ مهر دستگير شده است. به نظر می رسد که مدارک مربوط به بازداشت را دستکاری کرده اند.»

نعمت احمدی، حقوقدان در تهران درباره احتمال خودکشی زهرا به راديو فردا می گويد:« ابتدا بايد معاينه محل از مکان حادثه تهيه شود. ظاهرا فاصله او با اتاق کار رييس منکرات همدان يک متر و نيم فاصله داشته است.»

نعمت احمدی می افزايد:« کسی که می خواهد خودکشی کند بايد انگيزه داشته باشد و فرصت. ظاهرا مقتوله نزديک ۸۰ کيلو وزن و ۱۷۰ سانتی متر قد داشته است. بايد توانسته باشد طناب يا پارچه ای را که تحمل وزن او را داشته باشد به ميله ببندد. چهارپايه ای بايد پيدا کرده باشد که تحمل وزن او را داشته باشد و آن را هل بدهد و خود را از آن به پايين بيندازد. در عين حال بايد وقت کافی داشته تا بتواند همه اين کار ها را انجام دهد.»

با اين حال نعمت احمدی می گويد احتمال نمی دهد که زهرا خودکشی کرده باشد زيرا وی انگيزه های لازم برای خودکشی را نداشته است.

وی می افزايد:« خانم پزشکی که زندگی موفقی داشته، پدرش از دست اندرکاران سابق سپاه بوده، بسياری از فرماندهان سپاه در نامه ای به قوه قضاييه خواستار رسيدگی به اين پرونده شده اند، شرايط تحصيلی مناسبی داشته، نفر ۲۰ کنکور بوده و به خوبی از عهده درس هايش برآمده و قصد داشته است که اورولوژيست شود.»

آقای احمدی می افزايد:«علاوه بر اين فردی که با او دستگير شده است نيز مردی تحصيل کرده و موجه بوده است. او ۲۷ سال سن داشته و به اين ترتيب خوفی از پدر و مادرش نداشته است که او را به خاطر معاشرت با مردی سرزنش کنند. من وقتی همه اين مسايل را کنار هم می گذارم به راحتی نمی توانم بپذيرم که او خودکشی کرده است.»

اين وکيل دادگستری در ادامه می گويد:« مسلما وقتی زهرا را بازداشت کرده اند، از او تحقيق کرده اند و دست نوشته ای از او بايد در ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان وجود داشته باشد. بايد اين دست نوشته ها بررسی شود تا ميزان استرس او را از نحوه نگارش کلمات فهميد. من بعيد می دانم زهرا خودکشی کرده باشد.»

خانواده زهرا بنی يعقوب می گويند به حرف های مسئولان نيروی انتظامی و ستاد امر به معروف و نهی از منکر اطمينانی ندارند و می خواهند که پرونده دخترشان برای رسيدگی به تهران منتقل شود.
فرین عاصمی

23.11.2007

جنایت در منکرات همدان ، جنایت بر ضد بشریت است.


به سادگی نمی توان از کنار این جنایت گذشت ، این جنایت قلب هر انسانی را به درد می آورد ، آیا می دانید در مدت دو روز چه بر سر خانم دکتر زهرا بنی یعقوب در منکرات همدان آمده بوده است؟

این جنایت ، جنایتی هولناک و جنایت بر ضد بشریت است که حکومتی در کلیت خود با برنامه ریزی قبلی و با هماهنگی بین تمام ارگان های اطلاعاتی خود دست به چنین جنایتی زد.
به سادگی نمی توان از کنار این جنایت گذشت ، حتی مخبرهای نیروی انتظامی نیز از قبل در جریان این جنایت قرار داشتند و تمامی اسناد و مدارک این جنایت در وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران و سایر ارگان های اطلاعاتی موجود می باشد و امیدوار هستیم به زودی چهره واقعی و کریه رژیم فاشیست اسلامی بر همگان مشخص شود.

این یک اتفاق نبوده است ، جنایتی از پیش برنامه ریزی شده بوده است. حکومت مذهبی با ربودن ، تجاوز و قتل دختری معصوم و بی پناه ، دختری از خانواده ایی مذهبی ، دختری که پدرش آزاده بوده و دختری که در ماه رمضان به مادرش قرآن هدیه داده بوده است ، خط بطلانی بر حکومت استبدادی خود کشید.

حکومت اسلامی این بار قربانی خود را از میان خودی های خود انتخاب کرد.

چه کسی است که این جنایت را شنیده باشد و یا می شنود و به اوج رذالت و انحرافات فکری حکومت اسلامی پی نبرده باشد.

باوری وجود دارد که می گوید هر چقدر قربانی مظلوم تر و معصوم تر و هر چقدر جنایت وحشیانه تر باشد ظهور زودتر انجام می شود.

باید توجه داشت ، این باور فقط توجیهی برای زیر دستانشان است ، چگونه باید افرادی را متقاعد کنند که جنایت کارترین عمل غیر انسانی را انجام دهند؟

هدف وسیله را توجیه می کند برایشان ، حکومت با جنایت و با گفتن هر دروغی به زیر دستان.

ذهنیت سردمداران حکومت ، همان ذهنیت حذف خمینی است ، حرکت قسری (با زور کسی را به خشوبختی رساندن) مصباح و النصر بلرعب (پیروزی بر اثر ایجاد ترس و وحشت) خامنه ای همان ذهنیت خمینی است.

" برادرزهرا ... مي‌گويد: ساعت 45/8 دقيقه شب، زهرا با من تماس گرفت. صدا قطع و وصل مي‌شد. احوال‌پرسي كرديم. ... از او پرسيدم : اذيتت نكرده‌اند؟ گفت: نه ، كسي بالا‌ي سرم ايستاده و بايد بروم و تماس را قطع كرد . "

دو روز دختری معصوم را به بردگی گرفته اند و بالای سر او ایستاده اند ، دختر بی پناه باید چه می گفته است؟ او را می خواسته اند کجا ببرند ؟ چرا صدا قطع و وصل میشده ؟ وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران در حال پیگیری کردن و به ثمر رساندن تلاش های چند وقته خود بوده اند.

" به ما عكس يك صندلي را نشان دادند كه جاي دو پا مثل يك مهر بر آن ثبت شده بود. گفتند اين صندلي‌اي است كه زهرا روي آن رفت و خودش را دار زد و عكس پارچه باريكي را نشان دادند كه زهراي 80 كيلويي با 170 سانت قد، خود را از آن آويخته بود ."

"پزشكي‌قانوني همدان در گزارش خود، وجود دو كبودي را بر بدن زهرا تاييد كرده است. يك كبودي در قسمت يك ‌سوم فوقاني ران پاي راست و ديگري كبودي در قسمت جلوي ساق پاي چپ . علت مرگ فشار بر عناصر حياتي گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشي از آن تعيين شده است. ساعت معاينه جسد 9 صبح روز يك شنبه 22 مهرماه و زمان فوت ساعت 9 شب شنبه 21 مهرماه تعيين شده است."

مادر روي پاهايش مي كوبد و ضجه كنان مي گويد: "روي پاهاي زهرا چند كبودي كه جاي لگد بوده ؛ ديده شده است ... "

خانواده زهرا می گویند جسد بی جان زهرا را که تحویل گرفتیم ، از بینی و گوشش خون می آمده است.

زهرا دختری بی پناه و معصوم قربانی باورهای جنایت کارانه روحانیون سیاسی در شب عید فطر شده است.

اعتماد ملی / وجود دو کبودی بر بدن پزشک جوان
کانون زنان ایرانی / ترانه بنی یعقوب - فریده غائب



فعال حقوق بشر از ایران


11.11.2007


وكيل دل‌آرام علي خبر داد: دستور توقف اجراي حكم موكلم صادر شد



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ، سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي- وكيل مدافع دل‌آرام علي (از متهمان پرونده‌ي تجمع 22خرداد) گفت: ‌صبح امروز با مراجعه به قوه قضاييه و دفتر سخنگوي مطلع شدم كه دستور توقف اجراي حكم موكلم براي بررسي مجدد پرونده صادر شده است.

نسرين ستوده در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران‌(ايسنا)، اظهار داشت:‌ پيش از اين موكلم در نامه اي به رييس قوه قضاييه توقف اجراي حكم خود را خواستار شده بود.

وي افزود: يكي از ايرادات وارد بر حكم صادره اين است كه اين حكم حتي به رويت موكلم نرسيده و پيش از آن تماسي از اجراي احكام گرفته شده تا موكلم خود را معرفي كند و موكل تنها طبق اعلام كارمند اجراي احكام از محتويات حكم تجديد نظر خود مطلع شده است.

به گزارش ايسنا، دل‌آرام علي از سوي شعبه‌ي 15 دادگاه ‌انقلاب به دو سال و 10 ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق محكوم شده بود كه شعبه‌ي 36 دادگاه تجديد نظر دو سال و شش ماه از حبس وي را مورد تاييد قرار داد.
از سایت تغیر برابری 10.11.2007

معصومه ضیاء، فعال جنبش زنان به یک سال حبس تعزیری محکوم شد



معصومه ضیاء ۲۲ خرداد سال ۸۵ در تجمعی اعتراضی زنان نسبت به قوانین تبعیض آمیز در میدان هفت تیر دستگیر شد و یک هفته در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد.

چهارشنبه ۱۶ آبان ماه دادگاه تجدید نظر معصومه ضیاء برگزار شد و حکم یک سال حبس تعزیری برایش تایید شد.

فریده غیرت، وکیل پرونده معصومه ضیاء که نسبت به این حکم معترض است می گوید: “چهارشنبه ۱۶ آبان دادگاه تجدید نظر برگزار شد و قاضی خیلی فوری همان جا حکم را صادر کرد و من هم فوری اعتراض کردم و ۲۰ روز نیز فرصت دارم تا لایحه اعتراضی ام را به دادگاه ارسال کنم.”

به گفته غیرت حکم یک سال حبس تعزیری تنها برای اتهام “اقدام علیه کشور از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی ” است و قسمت دوم اتهام معصومه ضیاء که “ایجاد جنجال و هیاهو” بوده به دادگاه عمومی ارسال شده و هنوز از نتیجه این اتهام خبری نیست.

او می گوید: “قاضی در اعتراض من که چرا چنین حکم هایی را برای فعالان حوزه زنان تعیین می کنید و آنها را سابقه دار می کنید ؟ پاسخ داد که اینها بعدا مخالف ر‍ژیم می شوند و من گفتم که این زنان که فعلا نه تنها مخالف رژیم نیستند بلکه در چارچوب قانون هم عمل می کنند.
کانون زنان ایرانی
10.11.2007

روناک صفار زاده و هانا عبدی فعالین حقوق زن در کردستان

دلارام علي، فعال حقوق زن به 28 ماه زندان و ده ضربه شلاق برای شرکت درتجمع 22 خرداد ‏‏1385 مجکوم شده است

.

دلارام علی از فعالین و مدافعین حقوق زن است. وی درگفت وگو با روز اظهارداشت که از تبرئه ناعادلانه نيروی انتظامی به دليل ضرب وشتم وی ‏و دريافت حکم زندان خود، شگفت زده است. این حکم با اعتراضات وسیعی در ایران مواجه شده است. اما رژیم اسلامی بدون توجه به این اعنراضات و تلاش های وکیل مدافع وی، شیرین عبادی، بر قطعیت این حکم تاکید کرد.

محکومیت دلارا علی در شرایطی اعلام میشود که رژیم اسلامی، بطور روزافزونی به دستگیری فعالین حقوق زن، کارگری و دانشجویی مبادرت ورزیده است. بعلاوه اخیرا رژیم اسلامی تاکتیک ترور فعالین کارگری را بعنوان راهی برای خاموش کردن اعتراضات کارگری و اجتماعی اتخاذ کرده است.

بازداشت هانا عبدی در کردستان
هانا عبدی، 21 ساله، دانشجوی رشته روان شناسی در دانشگاه پیام نور بیجار، از فعالین حقوق زن و کمپین یک میلیون امضاء و از اعضای انجمن زنان آذر مهر در کردستان، قربانی جدید دور اخیر سرکوب و بازداشت های گسترده است. روز 13 آبان مامورین رژیم هانا را در خانه پدر بزرگش در سنندج بازداشت کردند. سپس به خانه پدر و مادر وی رفته و کامپیوتر او و دفاتر مربوط به کمپین یکی میلیون امضاء را مصادره کردند.

هانا از دوستان و همکاران روناک صفار زاده است که اکنون بیش از یک ماه از بازداشت او میگذرد و هیچگونه خبری از او در دست نیست. مادر روناک تلاش های بسیاری برای دریافت خبر از دخترش انجام داده است. رژیم اسلامی در مقابل این تلاش های مادر روناک، او را مورد اذیت و آزار قرار داده است.
سازمان آزادی زن قاطعانه سرکوب فعالین حقوق زن و بازداشت آنها و کلیه فعالین اجتماعی و کارگری را محکوم میکند. باید رژیم اسلامی را برای آزادی بازداشت شدگان اخیر و کلیه زندانیان سیاسی تحت فشار های روز افزون بین المللی قرار داد. به این منظور سازمان آزادی زن یک کمپین بین المللی برای آزادی این فعالین سازمان داده است. ما از کلیه سازمان های حقوق زنان، کارگری و حقوق بشر میخواهیم که رسما و علنا رژیم اسلامی را محکوم کنند و برای آزادی این فعالین تلاش کنند.
ستم بر زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سازمان آزادی زن
7 نوامبر 2007

خودكشي دكتر زهرا ساختگي است
انگیزه تجاوز و قتل دکتر زهرا بنی یعقوب در منکرات همدان چیست؟


مگر او چه کاری انجام داده بوده؟
گناه او چه بوده؟
در پاسخ باید بگویم زهرا دختری بی گناه و معصوم بوده و انگیزه چنین جنایتی باورهای جنایت کارانه حکومت دینی است.
باوری وجود دارد که می گوید هر چقدر قربانی مظلوم تر و معصوم تر و هر چقدر جنایت وحشیانه تر باشد ظهور زودتر انجام می شود.
دکتر زهرا دختری بی گناه و معصوم قربانی باورهای مذهبی روحانیون سیاسی شده است.
دکتر زهرا با تحت تعقیب قرار گرفتن از قبل و با هماهنگی ارگانهای اطلاعاتی از قبل و با حکم حکومتی مورد تعقیب قرار می گیرد ، ربوده می شود ، دو روز به بردگی گرفته می شود و سرانجام شب عید اعدام می شود.

ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم

با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان

انصاف بده کدام خونخوار تریم


خانواده خانم دکتر زهرا بنی یعقوب :

ما به خود کشی اعتقاد نداریم

زهرا به قتل رسیده است و آثار کبودی بر روی بدنش بود.

تناقض گویی مسئولان ستاد امر به معروف ؛اداره آگاهي و پزشکی قانونی همدان
خودكشي دكتر زهرا ساختگي است

گزارش :ترانه بنی یعقوب- فریده غائب

شنبه 12 آبان 1386

كانون زنان ايراني : روحيه خوب زهرا در بازداشتگاه همدان؛ دلداري هاي خانواده اش به وي‍‍ژه برادرش كه بین پانزده تا بیست دقیقه قبل از مرگش با او صحبت كرده بود و اعتقادات قلبي و مذهبي دکترزهرا همه از دلايلي است كه فرضيه خودكشي اش را در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهي از منكر شهر همدان رد مي كند.

دكتر "زهرا .ب "، 27 ساله؛ بيستم مهر ماه به همراه نامزدش در پاركي در شهر همدان توسط نيروهاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر دستگير شد.نيروهاي اين ستاد ادعا داشتند رابطه زهرا به لحاظ تاهل نا مشخص است در حالي كه پدر و مادر زهرا مي گويند دخترشان سه ماه قبل با حضور دو شاهد و پدر نامزدش صيغه محرميت خوانده بودند.

پس از بازداشت 48 ساعته زهرا وقتي پدر و مادر براي اطلاع از وضعيت دخترشان به همدان مي روند ماموران خبر خودكشي زهرا را مي دهند.

خانه دكتر زهرا در كوچه اي تنگ و باريك در محله خاوران در جنوب تهران است.جايي كه كودكي اش در آن گذشته است.ساختمان كوچك دو طبقه اي كه پدر و مادر داغدارش پذيراي مان مي شوند.

یگانه برادر زهرا اشك ريزان از خواهرش مي گويد:"اصلا در ذهن ما خودكشي زهرا نمي گنجد.او دختري مذهبي بود كه آخرين يادگاري اش قرآن بود."

مادر گريه كنان قرآن نفیس روي تاقچه را نشان مي دهد.قرآني كه زهرا ماه رمضان امسال به عنوان هديه براي مادرش خريده بود.

برادر از شب حادثه مي گويد.زماني كه او ساعت يك ربع به 9 شب با خواهرش صحبت كرده است:"آنقدر حال زهرا خوب بود كه تمام نگراني هايم بر طرف شد.به او گفتم خواهر نگران نباش.پدر و مادر در راهند و به زودي به همدان مي رسند."

اما پدر زهرا وقتي ساعت 9 و نيم شب به همدان رسيد به او خبري دادند كه نمي توانست آن را باور كند. پدر به ريش هاي سفيدش دستي مي كشد و با بغضي در گلو ماجرايي را تعريف مي كند كه هنوز دركش بسيار سخت است:"به من گفتند دخترت ساعت 9 شب خودش را كشته است.آخر چطور ممكن است دختري با نماز و مذهبي در يك ربع وسايل خودكشي را فراهم كند.آخر براي چه؟"

در همين زمان برادر مي گويد:"به يقين مي گويم كه خودكشي زهرا غير ممكن است. چون خوم يك ربع پيش از مرگش صحبت كردم با روحيه خوبش و دلداري هاي من محال است او خودكشي كرده باشد."

او از حرف هاي ضد ونقيض مسئولان ستاد امر به معروف و نهي از منكر؛اداره آگاهي و حتي گواهي پزشكي قانوني از مرگ خواهرش مي گويد.اين كه مسئولان ستاد مرگ دكتر زهرا را ساعت هشت ونيم شب اعلام مي كنند اما برادر ساعت يك ربع به 9 شب با او صحبت كرده بود و پزشكي قانوني كه ساعت مرگ را ساعت 9 اعلام كرده است.

مادر روي پاهايش مي كوبد و ضجه كنان مي گويد:"روي پاهاي زهرا چند كبودي كه جاي لگد بوده؛ديده شده است.حدس مي زنم كه همان موقع زهرا به ماموران گفته كه بگذاريد تا پدر و مادرم بيايند تا نشان تان بدهم. شاید همین حرفهای زهرا مامورا ن را عصبانی کرده و او را زیر کتک گرفته اند"

اعضاي سه نفره خانواده كوچك دكتر زهرا در اتاق كوچك خانه نشسته اند و از اتفاقي مي گويند كه 21 روز از آن مي گذرد اما هنوز باور ش برایشان سخت است.گوشه اتاق ؛مادرعكس هاي فارغ التحصيلي زهرا را روي زمين چيده است.يه عكس ها زل زده :"يك و نيم سال پيش از دانشگاه تهران دكتري اش را گرفت.هفت سال در مدرسه تيزهوشان درس خواند و با رتبه 21 در رشته پزشكي وارد دانشگاه تهران شد.امسال هم امتحان تخصص داشت.او مي خواست اورولو‍ژيست شود."

برادر عكس ها را از دور نظاره مي كند و همين طور اشك هايش سرازير مي شود:"زهرا دختر مقاومي بود.از آن دسته دخترهايي كه بر نمي تافت حرف زور بالاي سرش باشد و هميشه از حقوق اش دفاع مي كرد."

برادر همين نكته را پررنگ و تاكيد مي كند:"احتمال مي دهم زهرا جواب نيروهاي ستاد امر به معروف را داده و جر و بحث بالا گرفته است و آنها هم زهرا را مورد ضرب و شتم قرارداده اند."

برادر كه خودش فارغ التحصيل رشته مهندسي است شك ندارد كه خودكشي زهرا ساختگي است:" ماموران ستاد امر به معروف عكس هاي جاي پاي زهرا را در خودکشی ساختگی زهرا نشانم دادند اين عكس به قدري ساختگي بود كه با يك نگاه و كمي فكر مي توانستي به ساختگي بودنش پي ببري.يك جاي پاي پررنگ كه مانند مهر به زمين كوبيده شده بود.در حالي كه براي فراهم كردن خودكشي حتما نياز است كه چند بار از صندلي بالا و پايين بروي و قطعا از يك جاي پا بيشتر خواهد بود."

ادعا مي شود كه زهرا با پارچه هاي تبليغاتي موجود در بازداشتگاه طناب دار ساخته است.در حالي كه پدر و مادر زهرا اين موضوع را رد مي كنند:"زهرا 170 سانتي متر قد و 77 كيلو وزن داشت و پارچه هاي تبليغاتي چگونه مي توانند تحمل چنين وزني را داشته باشند؟"

مادر با لهجه شمالي دائما زير لب زمزمه مي كند كه گناه دخترم چه بود؟به چه جرمي او را کشتندو در همين زمان پدر به اتاق 9 متري طبقه بالا اشاره مي كند.اتاق زهرا كه بيشتر اوقات تا صبح و هنگام سحر چراغش روشن بود و زهرا كتاب هاي دشوار تخصصي و پزشكي را مي خواند.

و مادر همچنان گريه كنان زمزمه مي كند:"در همین خانه كوچك يك مهندس و يك دكتر تحويل جامعه دادم اما چنين بلايي بر سر دخترم آمد."
http://irwomen.net/spip.php?article4810

تشدید فشار و ارعاب علیه فعالین جنبش زنان



سایت زنستان: در حالی که بیش از یکصد سال از آغاز فعالیت های زنان برای احقاق حقوق ابتدایی شان می گذرد، جنبش زنان همچنان روزهای پرتنشی را طی می کند. در سال های گذشته با توجه به فضای محدود جامعه و عدم وجود سخنگاه برای پرداختن به مطالبات زنان، آنها از فرصت هایی چون هشتم مارس، روز جهانی زن و بیست و دوم خرداد ماه برای به خیابان آوردن خواست ها و عمومی کردن شان استفاده کرده و دست به تجمعات آرامی زدند. تجمعاتی که اگرچه مطابق با اصل 22 قانون اساسی، آزاد و مجاز است اما با برخوردهای شدید نیروی انتظامی مواجه شد. به گونه ای که بسیاری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. این افراد بعد از گذران چند روز در بند 209 اوین، با وثیقه های سنگین آزاد شدند.

اما این روند متوقف نشد و دستگیری فعالان جنبش زنان در سیزدهم اسفند ماه شکل جنجالی تر به خود گرفت. جمعی از زنان که برای اعتراض به دادگاه در حال اجرای بازداشت شدگان 22 خرداد مقابل دادگاه انقلاب گرد هم آمده بودند با برخورد شدید نیروی انتظامی مواجه شده و بازداشت شدند. "نوشین احمدی خراسانی- پروین اردلان- ناهید کشاورز- محبوبه حسین زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نیلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مریم میرزا- مریم حسین خواه- ناهید جعفری- مینو مرتاضی- فاطمه گوارایی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژیلا بنی یعقوب- ناهید انتصاری-آسیه امینی- شادی صدر- ساقی لقایی- ساغر لقایی- الناز انصاری- سارا ایمانیان- جلوه جواهری- زارا امجدیان- زینب پیغمبرزاده - نسرین افضلی- مهناز محمدی- سمیه فرید- فریده انتصاری- رضوان مقدم- سارا لقمانی" به بند 209 زندان اوین منتقل و بعد از مدتی با وثیقه های سنگین آزاد شدند.

چند روز بعد در تجمع هشتم مارس، مارال فرخی، گیتا احمدی، مونا فیاض بخش٬ ناهید نوروزی و سمانه مرادیانی نیز بازداشت و روز بعد پس از گذران يك شب در بازداشت‌گاه وزرا، با قید ضمانت آزاد شدند.

از طرفی دیگر، قدرت که راه هر گفتمانی را مسدود کرده است، حرکت های مدنی چون کمپین یک میلیون امضا علیه قوانین تبعیض آمیز را نیز تاب نیاورده و فعالان مربوطه به طور مداوم مورد تهدید، بازداشت و بازجویی قرار می گیرند. چنانکه روند بازداشت کمپینی ها همچنان ادامه دارد. روناک صفارزاده، گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان که به همراه هانا در روز جهانی کودک، در سنندج به جمع آوری امضا برای کمپین مشغول بودند، از آخرین بازداشت شدگان هستند. روناک مدت طولانی ست که در بند است و نه تنها از وی خبری به خانواده اش نمی دهند بلکه در مقابل پرس و جوهای آن ها، مادر را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

احکام صادره برای فعالان زن، جامعه ی جهانی را به شگفت آورده است. فعالیت های مدنی عمدتا نقدی بر سیاست گذاری های دولتمردان است که توجه به چنین انتقاداتی می تواند در جهت بهبود روند برنامه های دولت تاثیری مثبت داشته باشد. اما احکام مزبور گویای حقیقتی دیگر است: زنان سهمی از حقوق شهروندی ندارند.

این روزها نیز از جمله آخرین احکام صادره که اعتراض همگان را برانگیخته است تایید حکم دلارام علی، فعال حقوق کودکان و زنان است که وی را برای مدت دو سال و شش ماه به زندان و ده ضربه شلاق محکوم کرده اند. کارنامه ی دلارام علی، مددکار جوان 24 ساله، گویای فعالیت های انسان دوستانه ی وی است. او که به معنای واقعی مددکاری را تجربه ی عملی کرده است، به میان کودکان و زنان پامنار و امامزاده یحیی و ناصر خسرو و سایر مناطق جنوبی تهران می رود. وی علاوه بر پیگیری وضعیت خانواده ها و کودکان، به برگزاری کارگاه های آموزشی کاهش خشونت، مبارزه با ایدز و موارد دیگر می پردازد. دلارام در زلزله ی بم به کمک زنان و کودکان زلزله زده شتافت و در بحرانی ترین شرایط کمک های درخور توجه ای به آنها نمود. او همچنین با پا گرفتن کمپین یک میلیون امضا، فعالیت خود را در این راستا آغاز کرده و همراه سایر کمپینی ها برای احقاق حقوق زنان تلاش می کند. و البته در مقابل تمامی خدمات اجتماعی که به صورت داوطلبانه انجام می دهد، زندان و ضربات شلاق نصیبش شده است.

دل آرام علی، تنها زنی نبود که حکم شلاق برایش صادر شد، عالیه اقدام دوست نیز که در 22 خرداد 1385 بازداشت شد به جرم شرکت در تجمع غیر قانونی مطالبات زنان و بر هم زدن نظم عمومی به سه سال و چهار ماه حبس و بیست ضربه شلاق محکوم شد.

در ماه گذشته دادگاه بسیاری از افراد بازداشت شده برگزار و یا قرار دادگاه برای ماه های آتی تعیین شده است.

فشار و ایجاد ارعاب از سوی حکومت نه تنها از میزان خود نکاسته که بر آن نیز افزوده است. اما در کنار آن روز به روز با بالاتر رفتن سطح آگاهی زنان نسبت به حقوقشان، بر تعداد فعالان افزوده می شود.
چهارشنبه، 16 آبان ماه 1386 برابر با 2007 Wednesday 07 November


دلارام علی فعال جنبش زنان که پیش از این از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به تحمل 2 سال و 10 ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شده بود، با تأیید شدن این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر،می بایست خود را به دایره اجرای احکام معرفی نماید.



دلارام علی 24 ساله و فارغ التحصیل رشته مددکاری دانشگاه علامه طباطبایی می باشد، که درسال های اخیر در زمینه کودکان و زنان فعالیت های چشمگیری را داشته است.

وی در 22 خرداد ماه 85، در جریان تجمع اعتراضی زنان به وجود قوانین تبعیض امیز از سوی نیروهای انتظامی حاضر در محل مورد ضرب وشتم شدید قرار گرفته و بازداشت شد. انتشار تصاویری از صحنه ضرب و شتم او توسط نیروهای انتظامی دلیلی شد تا دادگاه وی را به اتهام تبلیغ علیه نظام، برپایی تجمع غیرقانونی و تمرد از دستور پلیس مورد محاکمه قرار داده و در حکمی بی سابقه وی را حبس تعزیری محکوم نماید.

این اقدام دادگاه انقلاب ایران، در حالی صورت می گیرد که در طی 1 سال گذشته بسیاری از فعالان جنش زنان و فعالان حقوق بشر با دریافت احکام حبس تعلیقی و تعزیری ، تحت فشار قرار گرفته اند تا به فعالیت های مدنی خود پایان دهند و هم اکنون بیم آن می رود که با به اجرا در آمدن حکم حبس دلارام علی، سایر فعالان زن نیز از سوی دادگاه های انقلاب، روانه زندان شوند.

در یک دهه اخیر این نخستین بار است که دادگاهی در ایران ، یک فعال شناخته شده ی زن را به حبس طولانی مدت محکوم می نماید. پیش از این، دادگاه های انقلاب، زنان را تنها به احکام تعلیقی محکوم می کردند. در حال حاضر بسیاری دیگر از فعالان جنبش زنان دارای احکام حبس تعلیقی و تعزیری می باشند که از جمله آنان می توان به نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، عالیه اقدام دوست، شهلا انتصاری، سوسن طهماسبی، نسیم سرابندی، بهاره هدایت و .. اشاره کرد.

نکته قابل توجه در مورد انتقال دلارام علی به زندان اوین، عدم وجود بند سیاسی زنان در این زندان است. به گواه تعدادی از فعالان زن که اخیرا در بند عمومی زندان اوین نگهداری شده اند، شرایط بندهای عمومی زنان در این زندان بسیار نامناسب می باشد . از همین رو نسبت به وضعیت سلامتی این فعال جنبش زنان در صورت انتقال به بند عمومی زندان اوین، نگرانی جدی وجود دارد.

هم اکنون روناک صفارزاده، هانا عبدی و سپیده پورآقایی، 3 تن از فعالان زن در زندان های سنندج و اوین نگهداری می شوند و از وضعیت پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن غیرقانونی دانستن حکم صادر شده، خواستار متوقف شدن اجرای حکم دلارام علی می باشد . این کمیته همچنین دستگاه قضایی را به بازنگری منصفانه ی پرونده های فعالان جنبش زنان فرا می خواند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره 373-۲۰۰۷
تاریخ:15/8/1386

رژیم ضد زن و جنایتکار اسلامی به زنان در زندان نخست تجاوز کرده و بعد بقتل میرساند بگونه ای که استباط شود که زنان مبارزه میهن در زندان خودکشی کرده اند.
یک زن جوان قربانی جدید رژیم اسلامی!
خودکشی دانشجوی پزشکی در زندان رژیم!




طبق اخبار منتشره، دیروز عصر زهرا ب.ا. دانشجوی ۲۷ ساله دانشکده علوم پزشکی همدان پس از ۴۸ ساعت بازداشت در بازداشتگاه امربه معروف همدان با پلاکارد تبلیغاتی در داخل بازداشتگاه خود را حلق آویز کرد.

زهرا روز جمعه به همراه پسری در یک پارک به علت "جرم مشهود" دستگیر شده بود و به علت تعطیلی دادگاه در بازداشت بسر میبرد. دیروز زهرا را در حالی که حلق آویز شده بود پیدا کردند. گفته شده که زهرا خودکشی کرده است. ظاهرا پس از تکذیب اولیه خبر در نهایت الماسی مسئول روابط عمومی دادگستری همدان خبر مرگ در اثر خودکشی را تایید کرده است.

خودکشی یا قتل، این یک جنایت دیگر توسط رژیم اسلامی است. فشارهای بسیاری که بر زنان، جوانان و مردم بطور کلی توسط این رژیم سرکوبگر اعمال میشود، بسیاری را به خودکشی سوق میدهد. روشن است که زهرای جوان توسط مامورین رژیم مورد اذیت و آزار وحشیانه قرار گرفته است. زهرا قربانی دیگر این رژیم زن ستیز و جنایتکار است.

سازمان آزادی زن ضمن تسلیت به خانواده، دوستان و نزدیکان زهرا، این دستگیری و فشارهایی که بر زهرا اعمال شده را شدیدا محکوم میکند. باید رژیم اسلامی را برای این جنایت تحت فشار گذاشت و قاطعانه محکوم نمود.

ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی زن!
نه به حجاب اسلامی!
نه به آپارتاید جنسی!
سازمان آزادی زن
23 مهر 1386- 15 اکتبر 2007


آدم ربائی حکومتی
روناک صفارزاده فعال حقوق بشر در خیابان به وسیله آدم ربایان حکومتی ربوده شده است و
از محل اقامت آن هیچ اطلاعی در دست نیست .




دستگیری فعال جنبش حقوق زن در سنندج
محکوم است!]

طبق اخباری که به سازمان آزادی زن رسیده، رژیم اسلامی روناک صفار زاده فعال جنبش حقوق زن در سنندج واز حاميان کمپين يک ميليون امضا را دستگير کرده است. بدنبال این واقعه چند تن از فعالين حقوق زن در سنندج فراری شده اند. بعلاوه سه تن از فعالین دانشجویی در سنندج، به اسامی ياسر گلی، شاهو وفرزين مرادی نيز دستگير شده اند.

بدنبال یک هفته پر شور از تحرکات جنبش اعتراضی مردم، جنبش کارگری، دانشجویی و دفاع از حقوق کودک، رژیم اسلامی تلاش برای سرکوب و ارعاب را پی گرفته است. باید رژیم اسلامی را عقب نشاند. سازمان آزادی دستگیری این فعالین را شدیدا محکوم میکند و از کلیه افراد و سازمان های آزادیخواه و انسان دوست میخواهد که به این دستگیری ها قاطعانه اعتراض کنند.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
22 مهر 1386- 14 اکتبر 2007


محكوميت بهاره هدايت؛فعال امور زنان به دو سال حبس تعليقي توسط دادگاه انقلاب تاييد شد.



چندي پيش شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، «بهاره هدايت» از زنان تجمع‌‏كننده در روز 22 خرداد در ميدان هفت‌‏تير تهران را به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعليق درمي‌‏آيد،‌‏ محكوم كرد كه صبح امروز اين راي تاييد شد.

بهاره هدايت 26 ساله به خاطر حضور در تجمع 22 خرداد در ميدان هفت تير دستگير شد. دادگاه اتهام او را اقدام عليه امنيت ملي عنوان كرد و به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي، به دو سال حبس محكوم كرد كه اين مجازات به مدت پنج سال تعليق مي‌‏شود.كانون زنان ايراني http://www.irwomen.com/spip.php?article4684

دادگاه تجدید نظر احکام سنگین حبس پنج تن از فعالین زن را نقض کرد



امیرکبیر : دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب رأی دادگاه بدوی را در خصوص اتهامات ۵ تن از فعالان جنبش زنان به دلیل نقص تحقیقات نقض کرد.

۵ تن از فعالان زن به نام‌های شهلا انتصاری، پروین اردلان، فریبا داوودی مهاجر، نوشین احمدی خراسانی و سوسن طهماسبی که در دادگاه بدوی شعبه ۶ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به عنوان برگزارکننده تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفت‌تیر تهران محکوم شده بودند چندی پیش درخواست تجدیدنظر کردند.

براساس این گزارش دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب رأی دادگاه بدوی را به دلیل نقض تحقیقات نقض کرده است.

به این ترتیب این پرونده مجددا به شعبه ۳۰ ارجاع می‌شود تا پس از انجام تحقیقات کافی رأی مجدد صادر شود

09.10.2007

ماجرای قتل عمد دستگاه حکومتی جنایتکاران اسلامی در مورد عاطفه رجوی یک زن ایرانی
18 مهر (۱۰ اکتبر ) چه روزیست ؟



۱۸ مهر (۱۰ اکتبر ) روز جهانی علیه اعدام است ، اتحادیه اروپا در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۳ قطعنامه ای را درنشستی جهت لغو مجازات اعدام صادرکرد و درتاریخ ۱۹ جون ۲۰۰۷ اتحادیه اروپا قطعنامه مصوب ۱۰ اکتبر ۲۰۰۳ را با عنوان : « ۱۰ اکتبر روز علیه اعدام» به مرحله اجرا در آورد، از طرفی در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۷ سازمان عفو بین الملل، و ان جی او ها، قطعنامه ای را به مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر "ائتلاف جهانی علیه اعدام" و "توقف اعدام در جهان" ارائه خواهند کرد. این اقدام تلاشی در جهت لغو جنایت دولتی اعدام در سراسر جهان است.

اعدام قتل عمد از پيش برنامه ريزى شده و جنایتی سازمان یافته توسط دولت و یا طبقه حاکم است . قصد اعدام به زیر کشیدن جامعه و فراهم کردن موجبات تعرض به جامعه می باشد. اعدام ابزار طبقات حاکم برای کنترل و به انقیاد در آوردن جامعه و تعرض به حیثیت جامعه و سرکوب مردم معترض است. اعدام باعث افزايش خشونت در جامعه ، سرخوردگی افراد جامعه و به نمایش گذاشتن خشونت دولتی به جهت مرعوب کردن جامعه می باشد. با انجام اعدام قبح قتل و کشتن ريخته مي شود ، حق حيات که مسلم ترین حق انسانی است از انسانها سلب می شود و جان و حیثیت انسان ها بی ارزش نشان داده می شود و در مقابل طبقه حاکم درصدد برائت خود از هر ظنی است . اعدام پاک کردن صورت مساله و حذف عمدی انسانهایی است که قربانی مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، نگرش های اخلاقى ، فرهنگى ، تعصبات تحمیلی ، سرخوردگی های اجتماعی و غيره می باشند ، همچنین اعدام ابزاری است برای کشتن افراد جامعه بصورت قانونی و ریشخند جامعه ، افرادی که حکومت خواستار وجود آنان نیست! ، از طرفی اگر جرمی محرز است جامعه که باعث بروز جرم شده باید هزینه های آن را تقبل کند : هزینه نگهداری مجرم در شرایط انسانی و بازپروی او.

در ایران موارد بسیاری از اعدام ها صرفا از روی کینه و یا به دلایل غیر واقعی و برای سرپوش گذاشتن بر جنایت های اعدام کنندگان صورت گرفته است.

ماجرای اعدام خانم عاطفه رجبی را بخاطر می آورید ، دختر ۱۶ ساله مورد تجاوز قرار می گیرد و برای جلوگیری از اعلام اسمشان توسط دختر ۱۶ ساله ، او را بطور قانونی و در جلوی چشمان بهت زده بسیاری اعدام می کنند ، گوشه ایی از جنایت را یاد آوری می کنم :

سپیده دم يکشنبه ، ۲۵ مرداد ماه ۱۳۸۳خورشیدی برابر با ۱۵ اوت ۲۰۰۳ ، ساعت ۶ صبح ، کودک ۱۶ ساله ایی به نام عاطفه رجبی ، فرزند قاسم ، در فقدان مادر مرحوم ( بي‌بي راعي) ، به جرم نداشتن معیشت ، به جرم کودک طلاق بودن در ایران اسلامی ، به جرم زندگی کردن برای مدتی در مراکز بهزیستی مشهد ، به جرم از دست دادن مادرش در یک تصادف در آغاز زندگی ، به جرم دوره گرد و کارگر آجر پزی بودن پدرش ، به جرم نگهداری از مادر بزرگ و پدر بزرگ پیرش ، به جرم پرتاب کردن حجابش به سوی قاضی شرع حاجی رضایی ، به جرم مورد تجاوز قرار گرفتن از طرف علی دارابی ، سروان ذبیهی ، سروان مولایی ، قاضی حاجی رضایی و افراد دیگری که به عنوان ع. ا.د. (۵۰ ساله ) و ع. ذ. (۴۵ ساله ) معرفی شده اند ، به جرم شکنجه شدن توسط قاضی شرع – حاجی رضایی و به جرم ۱۶سال زندگی نکبت بار تحمیلی به او توسط طبقه حاکم تا لحظه مرگ ، بدون محبت مادر و بدون مراقبت پدر، در شهرستان نکا در استان مازندران، در خيابان ۳۰ متری واقع در خيابان راه آهن (نواب صفوی) توسط طبقه حاکم و با طناب دار اعدام شد، در صحنه جنایت پیرمردی به نام موسی غش کرد و جان به جان آفرین تسلیم گفت.

طناب اعدام توسط متجاوز و شکنجه گرش قاضی شرع! حاجی رضایی به گردن او انداخته شد و با جرثقیل به بالا کشیده شد ، حکم حکومتی اجرا شد .

قاضى حاجی رضایی ، سروان ذبیهی و سروان مولایی سه جنایتکار پس از بازداشت ، اذعان كرده اند كه " برای جلوگيری از افشای نام خود توسط عاطفه برای اجرای چنين حکمی تلاش کرده اند و آنگاه با گرفتن استشهاد محلی اين عمل خود را وجهه قانونی تر داده اند. "

قاضی حاجی رضایی هنگام به دار کشیدن عاطفه رو به حاظرین می گفت : " او بخاطر زبان تندش اعدام می شود. "

اين حکم بنا به کیفر خواست رئيس دادگستری نکا (حاجی رضایی) ، تائيد ديوان عالی کشور و موافقت رئيس قوه قضائيه (شاهرودی) انجام شده است .

گواهي خلاصة رونوشت فوت سازمان ثبت احوال به شمارة (348635 9/ ف) روز فوت را ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ عنوان می کند. روز فوت .









هرگز از مرگ نهراسيده ام ،

اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود،

باري هراس من از مرگ در سرزميني ست كه :

مزد گور كن افزون از بهاي زندگي آدمي باشد.



گر بدين سان زيست بايد پست ،

من چه بي شرمم اگرفانوس عمرم را نياويزم،

بربلند كاج خشك كوچه ي بن بست.



گر بدانسان مرد بايد پاك،

من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كوه،

يادگاري جاودانه، برتراز اين بي بهاي خاك.

(احمد شاملو)

همچنانکه ملاحظه فرمودید قتل فجیع و غیر انسانی عاطفه رجبی به دلیل سرپوش گذاشتن بر تجاوز و شکنجه کردن خانم عاطفه رجبی توسط سروان ذبیهی ، سروان مولایی و نیز قاضی شرع ! حاجی رضایی بوده و در کل برای سرپوش گذاشتن بر تمامی کاستی هایی بوده که طبقه حاکم بر زندگی عاطفه رجبی تحمیل کرده بوده است .


در اینجا فیلم تکان دهنده اعدامی را ببینید که توسط طبقه حاکم به جهت سرپوش گذاشتن بر کاستی های تحمیلی به جامعه صورت گرفته است :

http://h1.ripway.com/hrwaii2007/edam.3gp


در ۸۹ کشوردنیا قانون اعدام لغوشده است.

در ۱۰ کشور دنیا تنها برای مجرمین درجنگ مجازات اعدام اجرا می شود.

در۳۰ کشور دنیا اعدام درعمل لغو شده است ، اما مجازات اعدام همچنان در قانون اساسی آنها وجود دارد ، اما در ۳ دهه اخیردراین کشورها اجرا نشده است .

در مجموع در ۱۲۹ کشور دنیا مجازات اعدام درقانون وعملاً حذف شده است.

اتحادیه اروپا به اعضای خود اعلام کرده یکی ازشرایط باقی ماندن دراروپای متحد رعایت کردن این اصل است.

درسال ۲۰۰۶ حدود ۱۵۹۱ نفر در ۲۵ کشور اعدام شده اند و حدود ۳۸۶۱ نفر در ۵۵ کشور محکوم به اعدام هستند.

در ایران موج اعدام ها به صورت فزاینده ایی در آمده است و جنایت دولتی به صورت قتل عام و اعدام های گروهی در حال اجرا می باشد .



کشتن عامدانه و گرفتن حق حیات انسانها، به هر دلیل و بهانه ، حق هیچ دولت و قدرتی نیست و معتقدم اعدام فقط ابزاری در دست طبقه حاکم برای تعرض به جامعه و انسانها و سرپوش گذاشتن بر کاستی های تحمیلی به جامعه از طرف طبقه حاکم است .

۱۰ اکتبر بهترین موقعیت برای سازماندهی و برچیدن بساط شنیع اعدام و سنگسار می باشد. با همکاری و اتحاد می توانیم صدای خود را به گوش جهانیان رسانده و حکومت را از ادامه این کشتار فجیع و ضد انسانی باز داریم ، از همه آزادیخواهان میخواهم که همزمان با تلاش سازمان عفو بین الملل در سازمان ملل و ان جی او ها به هر روشی که می توانند مخالفت خود را با اعدام و احکام صادر شده اعدام توسط رژیم جمهوری اسلامی اعلام کنند.


جمعی از فعالان مدافع برابری حقوق زن و مرد، با امضای توماری با بيش از ۲۰۰۰ امضاء، از نمايندگان مجلس خواسته اند که رسيدگی به «لايحه خانواده» را از دستور کار خود خارج کند.



در نامه فعالان حقوق برابر آمده است که «اين لايحه نه تنها تطبيقی با واقعيات زندگی زنان امروز ايرانی ندارد بلکه قوانين پيشنهادی آن عقبگردی ۴۲ ساله را به نمايش می گذارد.»

هيات دولت ايران اخيرا لايحه ای تحت عنوان «لايحه حمايت از خانواده» به مجلس شورای اسلامی فرستاده است که به گفته آن، به دليل « لزوم تطبيق قوانين جاری با مسائل روز» و « رفع کاستی ها و نواقص در قوانين موجود حاکم بر نهاد خانواده» پيشنهاد شده است.

برخی از زنان نماينده در مجلس و فعالان حقوق زنان اين لايحه را موجبات سستی و تزلزل بيشتر در نهاد خانواده دانسته و با آن مخالفت کرده اند.

در بيانيه مدافعان برابر حقوق مرد و زن آمده است: در شرايطی که جامعه ايران بيش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانين عادلانه و انسانی تاکيد دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسياری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپين يک ميليون امضاء) برای تغيير قوانين تبعيض آميز تلاش می کنند و به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانين عادلانه و برابر

* حاکميتی که مدام ازدواج موقت و مجدد را تبليغ می کند چرا سعی ندارد که از رايج ترين الگوی جهانی که تشکيل خانواده تحت عنوان ازدواج دايمی است تبعيت بشود؟ چرا طبق خواسته مطالبات زنان ايرانی و عرف جهانی رفتار نمی شود و چرا با طرح اين الگوها، بنيان خانواده ايرانی را سست و سست تر می کنند و مردان را به سمت ازدواج موقت و مجدد سوق می دهند؟



* نسرین ستوده، حقوقدان و وکیل دادگستری

در ازدواج، طلاق، سرپرستی فرزند، تابعيت، خروج از کشور و نيز لغو چند همسری (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده ۲۳ اين لايحه پيشنهادی، نهتنها به شان و کرامت انسانی زن توجهی نکرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلکه در عملی تعجب برانگيز يک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پيش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب کرده و انجام آن را تنها منوط به تمکن مالی مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرايی» از سوی مرد بر اجرای عدالت بين همسران دانسته است!

«جنبه رسمی دادن به برخی پديده های ناپسند»

لايحه حمايت از خانواده که در قوه قضاييه تهيه شده است اواخر مردادماه از سوی دولت و با هدف «تحکيم بنيان خانواده های ايرانی» در ۵۳ ماده برای بررسی در اختيار نمايندگان مجلس قرار گرفته است.

يکی از موادی که در لايحه بحث انگيز شده و اعتراض هایی را برانگيخته است ماده ۲۳ است.

ماده ۲۳ به مردان اجازه می دهد که با داشتن دو شرط «تمکن مالی» و «تعهد رعايت عدالت»، بدون اجازه همسر اول و بنا به تشخيص قاضی، مجددا ازدواج کنند.

همزمان با شکل گيری اوليه اين اعتراضات، سخنگوی قوه قضاييه اعلام کرد که مباحث مطرح شده در مورد ماده ۲۳ لايحه پيشنهادی درست نيست و اين لايحه به دليل سکوت قانون درمورد ازدواج مجدد تهيه شده است اما معترضان، همچنان اين ماده را ضربه ای به نهاد خانواده تلقی می کنند.

نسرين ستوده حقوقدان و از فعالان حقوق زنان با اعتراض به ناديده گرفتن نظر زنان در تدوين اين لايحه به راديو فردا می گويد: تدوين کنندگان، نه تنها تلاش ۳۰ ساله زنان در ايران را که برای احيای حقوق زنان مبارزه کرده اند و مطالبات زنان را مد نظر قرار داده بودند از جمله اعتراض بر حق داشتن تعدد زوجات، حق طلاق يک طرفه مرد و مساله حضانت فرزندان ناديده گرفته بلکه در اقدامی از سر لجبازی درست نقطه مقابل زنان سعی کردند به برخی پديده های ناپسند حقوقی جنبه رسمی بدهند.

خانم ستوده با اشاره به ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده که به مردان اجازه می دهد با اجازه دادگاه و بدون اطلاع همسر اول ازدواج مجدد کند به اشکالات حقوقی اين ماده اشاره می کند و می گوید : «متاسفانه شرايطی که در اين قانون پيش بينی شده هيچکدام قابل احراز نيست يعنی هيچ قاضی نمی تواند بگويد در کدام مرحله، با چه ميزان حقوق يک مرد با تمکن مالی به حساب می آيد و مرد ديگری اين شرايط را نداشته باشد و از سويی قضات از اين بابت نظرشان متفاوت است.»

اين حقوقدان با اشاره به شرط دوم برای ازدواج مجدد که دراين ماده گنجانده شده می گويد: تعهد اجرای عدالت هم موضوع قابل اندازه گيری نيست.

يکی ديگر از مواد مطرح شده در اين لايحه، ماده ۲۵ است که به موجب آن، به مهريه های بالا، به هنگام ثبت ازدواج ماليات تعلق می گيرد و خانم ستوده با ابراز تعجب از چنين تصميمی می گويد: فلسفه ماليات در همه جای دنيا آن است که به نقل و انتقال اموال تعلق می گيرد، بنابراين دولت از مهريه ای که هنوز رد و بدل نشده چه مالياتی می خواهد بگيرد؟

اين وکيل دادگستری در ادامه می گويد: همه اين اشکالات ما را با اين سوال مواجه می کند که آيا اين لايحه در جهت حمايت از خانواده است يا در جهت فروپاشی خانواده.

خانم ستوده، با اشاره به بالابودن جمعيت زنان تحصيلکرده و موقعيت اجتماعی آنها می گويد که هرگز زنان ايرانی زير بار چنين قانونی نخواهند رفت.

اين وکيل دادگستری در ادامه از سياست های دولتمردان ايران در ترويج آنچه وی «الگوهای غير رايج تشکيل خانواده» نظير ازدواج موقت و مجدد نام برد انتقاد کرده و گفت:«حاکميتی که مدام ازدواج موقت و مجدد را تبليغ می کند چرا سعی ندارد که از رايج ترين الگوی جهانی که تشکيل خانواده تحت عنوان ازدواج دايمی است تبعيت بشود؟ چرا طبق خواسته مطالبات زنان ايرانی و عرف جهانی رفتار نمی شود و چرا با طرح اين الگوها، بنيان خانواده ايرانی را سست و سست تر می کنند و مردان را به سمت ازدواج موقت و مجدد سوق می دهند؟»

خانم ستوده در پاسخ به اين سوال که آيا بايد اين لايحه با قوانين روز دنيا تطبيق داده شود می گويد:« در درجه اول ضرورت دارد که اين لايحه با خواست زنان ايرانی تطبيق داده شود که اصلا چنين چيزی در نظر گرفته نشده است.

»
09092007

لایحه قانون حمایت از خانواده رژیم تبعیض علیه زنان ایران است



نظر به بزرگداشت و برابری حیثیت ، ارزش و شخصیت تمامی انسان ها و نظر به اینکه در بستر حقوق بشرهیچگونه تبعیضی جایز و پذیرفتنی نمی باشد و مستند به ارائه طرحی از دولت جمهوری اسلامی به مجلس شورای اسلامی جهت تثبیت با نام متعارف لایحه حمایت از خانواده که در متن آن ضمن به رسمیت شناختن حق تعدد همسر برای مرد ، قانون قبلی را که ازدواج جدید مرد را منوط به دریافت اجازه از همسر می نمود لغو می نماید و این اجازه را به دادگاه می دهد که در صورت توان مالی مرد به وی اجازه تعدد همسر را بدهد .

بنابراین فعالان حقوق بشر در ایران که همواره به نقض سیستماتیک حقوق زنان در ایران و جاری بودن رکن تبعیض و بستر قانونی حاکمیت ایران معترض بوده است این لایحه را مخالف مواد 1 و 16 اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند های چهارگانه ماده 23 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و اصول کلی عهدنامه رفع انواع تبعیض علیه زنان می شمارد و ضمن رد موضوع بومی سازی در حقوق اصلی و اساسی بشر تحت هر عنوانی شدیدا نسبت به سیاست های زن ستیزانه و ارائه این طرح که بنیان خانواده و جامعه را مورد تهدید قرار می دهد اعتراض می نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران 17.08.2007


دستگيري ۴ هزار بدحجاب در گيلان




۲۴ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۵:۱۷ تعداد بازديد: 3868 كد خبر: ۷۳۲۷۲

رئيس پليس امنيت عمومي گيلان از دستگيري 3 هزار و 925 نفر از بانوان بدحجاب در استان خبر داد.

به گزارش فارس به نقل از مركز اطلاع رساني پليس گيلان، يدالله حسيني افزود: به منظور جلوگيري از خدشه‌دار كردن اقتدار نظام جمهوري اسلامي و از بين بردن زمينه‌ها و بسترهاي تهاجم و استحاله فرهنگي و به ابتذال كشيده شدن جوانان و ايجاد احساس جامعه‌اي امن و عاري از آلودگي‌ها و آسيب‌پذيري‌ها و تهديدات اخلاقي براي خانواده‌ها در برخورد با پديده بدحجابي در قالب طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اقدامات اساسي صورت گرفته است.

وي اظهار داشت: ماموران پليس امنيت عمومي، 3 هزار و 925 نفر از بانوان بدحجاب را دستگير كردند كه از اين تعداد، 2 هزار و 77 نفر به مراجع قضايي معرفي شدند.

حسيني گفت: همچنين به 25 هزار و 214 نفر از بانوان بدحجاب تذكر و ارشاد و از يك هزار و 849 نفر نيز تعهد كتبي اخذ شد.
رئيس پليس امنيت عمومي گيلان خاطرنشان كرد: در اين زمينه، 17 مورد از واحد‌هاي صنفي ضمن اخطار و تذكرات لازم، پلمب شد.

برای پایان دادن به مزاحمت روزمره برای زنان میهنمان توسط گماشتگان حکومت فاشیستی مذهبی اسلامی فقط با براندازی یک پارچه آن حکومت ممکن است .
هشدار ۷۰۰ مدافع «حقوق برابر» نسبت به خشونت عليه زنان



۷۰۰ نفر از مدافعان «حقوق برابر» با انتشار بیانیه ای تحلیلی نسبت به خشونت عليه زنان هشدار داده و اعلام کردند که ادامه اين روند و برطرف نشدن قوانين تبعیض آمیز، نه تنها زندگی زنان، که حیات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذیری خواهد کرد.

اين بيانيه به مناسبت فرارسیدن ۲۲ خرداد، روز همبستگی زنان ایران ، انتشار يافته است. در ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان حقوق زنان با برگزاری تجمعی مسالمت آميز در ميدان هفت تير تهران، نسبت به فوانين تبعيض آميز اعتراض کردند. اما اين تجمع با مداخله گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی، برهم خورد و در جریان آن ده ها نفر بازداشت شدند.

در اين بيانيه آمده است: تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر به مناسبت سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ ، با همراهی و همت جنبش دانشجویی و دیگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سندیکایی، نه تنها بهت زدگی و انفعال موجود را شکست، ... بلکه بحث حقوق برابر زنان را به شکلی بسیار گسترده تر از پیش در سطح جامعه مطرح کرد .

امضاکنندگان اين بيانيه با اعلام اینکه «این دستاوردهای مثبت،اما پیامدهای منفی نیزبرای برخی از فعالان حق طلب جنبش زنان به همراه داشت» افزوده اند که « بازداشت های گسترده زنان به بهانه مبارزه با بدحجابی، بحث بازداشت زنان را از دایره فعالان جنبش زنان به بخش عظیمی از زنان جامعه تعمیم داده است. بسیاری از زنان ایرانی صرفا به دلیل تفاوت سلیقه در نوع پوشش خود نسبت به معیارهای شخصی برخی از مسئولان، امروز مورد هجوم نیروهای انتظامی قرار می گیرند. »

در ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان حقوق زنان با برگزاری تجمعی مسالمت آميز در ميدان هفت تير تهران، نسبت به فوانين تبعيض آميز اعتراض کردند. اما اين تجمع با مداخله گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی، برهم خورد و در جریان آن ده ها نفر بازداشت شدند.

به اعتقاد ۷۰۰ امضا کننده بيانيه مزبور، «به نظر می رسد هدف چنین برخوردهای خشونت آمیزی، نهادینه کردن تدریجی ترس دردل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعتمرزهای ايران.»

«هنگامي که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادي و سياسي، بيش از پيش افزايش مي يابد، فشار بر روي زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسي زيادتر مي شود.»



سيمين بهبهاني

در اين ميان، امضاکنندگان بيانيه ۷۰۰ امضايي، به ساير جنبش هاي اجتماعي در ايران توجه کرده و به برخوردهاي امنيتي با دانشجويان و همچنين اساتيد در اکثر دانشگاه ها و معلمان و کارگران اشاره کرده اند.

امضاکنندگان بيانيه همچنين نوشته اند:«از سوي ديگر، به نظر می آید به جای برابری حقوقی، برابری در برخوردهای امنیتی بین زنان و مردان از سوی برخی مسئولان دنبال می شود. به طوری که از میان چهار نفر از کسانی که دارای تابعیت دوگانه هستند و به اتهام های مختلف بازداشت یا ممنوع الخروج شده اند، دو تن از آنان زن هستند: نازی عظیما که مدت هاست ممنوع الخروج شده است و هاله اسفندیاری که بدون دسترسی به وکیل در زندان بسر می برد. »

به نظر می رسد هدف برخوردهای خشونت آمیز، نهادینه کردن تدریجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای ايران

۷۰۰ مدافع حقوق برابر

در اين بيانيه که به امضاي شخصيت های سياسی، اجتماعی، فرهنگی و مطبوعاتی رسيده است، از گسترش خشونت در جامعه ايران انتقاد شده است.

اين بيانيه همچنين حاکيست:«
اعمال خشونت های داخلی در شرایط کنونی ، که ایران به دلیل سیاست های تنش آفرین در بحران و زیر ذره بین جهانیان قرار گرفته و در معرض قضاوت مستقیم افکار عمومی بین المللی است، اوضاع را بغرنج تر می کند .»

به اعتقاد ۷۰۰ مدافع حقوق برابر، به اين ترتيب، بر خوردهای خشونت آمیز ، فقط در سطح گسترش اعتراضات داخلی باقی نمی ماند ، بلکه به سرعت ابعاد بین المللی به خود می گیرد.بنابراین مجموعه جامعه ايرانرادر معرض تنش و خشونت های بیشتری قرار می دهد.

«مي خواهند توجه مردم را از مسايل ديگر منحرف کنند»

سيمين بهبهاني، شاعر، که از امضاکنندگان اين بيانيه بوده است، در گفت و گو با راديو فردا، ضمن اشاره به اينکه وضعيت زنان در يک سال گذشته، خوب نبوده است، گفت:«کتک زدن زنان، احضار فعالان حقوق زنان و اعمال خشونت عليه زنان به طور خيلي وحشتناکی صورت گرفت و درهمين حال، شاهد آن هستيم که به اسم حجاب برخوردهای بسيار بدی با زنان انجام می گيرد.»

وي با غير انسانی خواندن اين گونه برخوردها با زنان، ابراز اميدواری کرد که اين وضعيت هر چه زودتر پايان يابد و زنان بتوانند آزادی خود را بدست آورند و راحت زندگی کنند.

«هنگامي که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادي و سياسي، بيش از پيش افزايش مي يابد، فشار بر روي زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسي زيادتر مي شود.»

به نظر می رسد هدف برخوردهای خشونت آمیز، نهادینه کردن تدریجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای ايران



۷۰۰ مدافع حقوق برابر


سيمين بهبهاني

خانم بهبهاني در پاسخ به اين پرسش که دليل اين گونه برخورد با زنان و در عين حال، ساير جنبش های اجتماعی در ايران که مورد انتقاد امضاکنندگان بيانيه ۷۰۰ امضايي قرار گرفته است، چيست؟ گفت:«به نظر مي رسد هنگامی که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادی و سياسي، بيش از پيش افزايش می يابد، فشار بر روی زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسی زيادتر مي شود تا از آنان زهر چشم گرفته شود و يا اينکه توجه مردم را از مسايل ديگرمنحرف کنند.»

سيمين بهبهاني در عين حال، به اين موضوع اشاره کرد:«هنگامي که بر روي زنان فشار وارد شود، به دليل اينکه يکي از ارکان جامعه به حساب مي آيد، اين فشار به جامعه نيز منتقل خواهد شد.»

درهمين حال، خانم بهبهاني گفت:«موضوعي که مايه تاسف امضاکنندگان بيانيه بود، گرفتاری زنانی است، که از خارج به ايران آمده اند.»

اشاره وی به مشکل نازی عظيما و هاله اسفندياری، شهروندان ايرانی – آمريکایی بود، که در ايران دچار مشکل شده اند. از يکسو، خانم عظيما که گذرنامه اش توسط مقام های جمهوري اسلامی توقیف شده است، امکان خروج از ايران را نيافته است و از سوی ديگر، خانم اسفندياری، پژوهشگر، زنداني شده است.

سيمين بهبهاني گفت:«خانم عظيما تنها براي ديدن مادر بيمار خود به ايران آمده بود و من به دليل شناختی که از وی دارم، مي دانم که از هر گونه تهمتی مبرا است.»
بهروز کارونی 11062007





اطلاعیه حزب سوسیالیست فرانسه
خانم لورانس روسینیول، دبیر کل مسایل حقوق زنان
آقای پی ار موسکوویچی، دبیر کل روابط بین المللی



در ایران ، وضعیت حقوق بشر و آزادی های شهروندی بیش از پیش رو به وخامت می گراید. چندی پیش، در پی دستگیری ده ها دانشجو و کارگری که نسبت به شرایط تحصیل و کار معترض بودند، زنانی که به گفته ی مقامات ایرانی حجاب اسلامی را رعایت نکرده بودند، مورد ضرب و شتم وحشیانه، خونین و تحقیر آمیز قرار می گیرند.

برخی سازمان های دفاع از حقوق بشر بین المللی و ایرانی این اعمال غیرقابل تحمل نسبت به مخالفان در ایران و بویژه نسبت به زنان را محکوم کرده اند.

حزب سوسیالیست فرانسه مراتب انزجار خود را نسبت به نقض مستمر حقوق بشر و آزادی های شهروندی در ایران اعلام می دارد و سرکوب زنان به نام دین و توسط حکومتی متعصب و خود کامه را محکوم می کند.

از آن جا که ایران اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را امضأ کرده است، حزب سوسیالیست فرانسه پشتیبانی خود را از رجوع سازمان های بین المللی و ایرانی به سازمان ملل متحد برای ملزم کردن ایران به رعایت تعهداتش نسبت به حقوق بشر، اعلام می دارد.
پاریس 31 مه 2007


'برخورد اخیر با زنان با حقوق بشر سازگار نیست'




نیروهای انتظامی ایران به اجرای طرحی با نام 'مبارزه با بدحجابی' مبادرت کرده اند که به بازداشت موقت شمار زیادی منجر شده است
کانون مدافعان حقوق بشر ایران از برخوردهای اخیر با زنان و فعالان دانشجویی انتقاد کرده و روش های در پیش گرفته شده را 'ناسازگار با موازین حقوق بشری' خوانده است.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، روز شنبه پنجم خرداد (بیست و ششم ماه مه) به نقل از سخنگوی این کانون نوشته است که برخوردهایی که در خیابان ها با زنان تحت عنوان 'بدحجابی' دیده می شود " با روش و منطق اصولی سازگار نيست چراكه نيروی انتظامی فقط مجری و ضابط قضايی است و در جايگاه تصميم‌‏گيری قرار ندارد."
در طول ماه گذشته خورشیدی نیروهای انتظامی ایران به اجرای طرحی با نام 'مبارزه با بدحجابی' مبادرت کرده اند که به بازداشت موقت شمار زیادی منجر شده و در برخی موارد نیز با خشونت هایی همراه بوده است.
این برخوردها اعتراض هایی را در پی داشته اما برخی مذهبیون و مسئولان جمهوری اسلامی از این اقدام نیروی انتظامی دفاع کرده و خواهان برخورد با آنچه 'پوشش غیر اسلامی'، 'غربی'، یا 'مغایر با موازین شرع' می نامند، شده اند.
با این حال طرح موسوم به 'مبارزه با بدحجابی' از آغاز با انتقاد ضمنی رئیس قوه قضائیه ایران همراه شد که به نیروی انتظامی هشدار داد "برخوردهای خشن در مبارزه با آسیب های اجتماعی نتیجه عکس می دهد."
برخورد با فعالان دانشجویی
کانون مدافعان حقوق بشر ایران همچنین به انتقاد از برخوردهای اخیر با فعالان دانشجویی پرداخته و بازداشت و محروميت از تحصيل و تعليق آنها در كميته ‌‏های انضباطی را "رخدادهایی نگران‌‏‏كننده برای مدافعان حقوق بشر" خوانده است.
عدم اجازه برای ملاقات وكلا و والدين دانشجويان بازداشت‌ ‏شده با آنها، امری ضد حقوق شهروندی و خلاف مصرحات قانون اساسی است
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر ایران
ایلنا به نقل از نرگس محمدی، سخنگوی این کانون، خواهان 'آزادی و توقف برخورد با دانشجويان' شده و نوشته است: "عدم اجازه برای ملاقات وكلا و والدين دانشجويان بازداشت‌ ‏شده با آنها، امری ضد حقوق شهروندی و خلاف مصرحات قانون اساسی است."
هفته گذشته، در پی نا آرامی هایی که در دانشگاه علامه طباطبائی تهران بر سر لغو مجوز انجمن اسلامی این دانشگاه و جلوگیری مسئولان از برگزاری انتخابات آن رخ داد، سه دانشجو بازداشت شدند و از ورود تعدادی دیگر به کلاس های درس جلوگیری شد.
برخی فعالان دانشجویی، دولت محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران را متهم می کنند که در قالب برنامه ‌ای حساب شده، در حال انحلال و يا پيش ‌گيری از تجديد انتخابات در بين انجمن‌ های اسلامی دانشگاه ها است تا بدين وسيله روند فعالیت های دانشجویی مختل شود.
اما هواداران دولت گروه های دانشجویی را به تلاش برای ایجاد نا آرامی و 'سیاسی کردن دانشگاه' متهم کرده و برخورد با برخی دانشجویان - .و بعضا استادان - را در راستای 'پاکسازی' دانشگاه ها می دانند.

26may2007

دروغ شرم آور رئيس مركز اطلاع‌رساني پليس جمهوری اسلامی


رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس جمهوری اسلامی سرهنگ مهدی احمدی با بی شرمی تمام حادثه ديروز ميدان هفت تير؛ را برنامه ای طرح ريزي شده خواند.
عین خبر :
در پي انتشار اخباري در بعضي از سايت‌ها مبني بر برخورد خشن ‌عوامل گشت ارشاد با يك زن در ميدان هفت تير تهران رئيس مركز اطلاع‌رساني پليس تهران از بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع در پليس خبر داد.
سرهنگ مهدي احمدي در خصوص چگونگي جزئيات حادثه به وقوع پيوسته در ميدان هفت تير تهران گفت: مأموران گشت ارشاد در ميدان هفت تير در حال تذكر ‌به تعدادي از افراد بدحجاب بودند كه يكي از مأموران متوجه فيلمبرداري دختر جواني از طريق تلفن همراه از اين صحنه شد و از وي درخواست كرد تا براي ارائه توضيحات به همراه عوامل گشت به مقر پليس بيايد.
وي گفت: مقاومت فرد مورد نظر براي اعزام به پايگاه پليس باعث بروز درگيري فيزيكي بين مأموران زن و دختر مورد نظر شد كه اين امر ‌تجمع مردم را در پي داشت.
سرهنگ احمدي گفت: فرد مذكور هيچ ارتباط و يا نسبتي با افراد مورد ارشاد نداشته‌ و پليس تهران بررسي همه جانبه خود را درباره اين موضوع آغاز كرده است كه در اين زمينه در آينده نزديك اطلاع‌رساني مي‌شود.
حضور چندين فرد فيلم بردار در صحنه كه تصاوير آنها دقايقي بعد بر روي سايت هاي فمنيست هاي ايراني منتشر شد و خودزني دختر بازداشتي از جمله كوبيدن سر به درب خودروي ون از جمله نقاط مبهم حادثه ديروز هفت تير است.
همچنين يك موتورسوار كه درست در همان منطقه و به طور مخفيانه در حال فيلم برداري از اين حادثه بود، وقتي متوجه آگاهي ماموران نيروي انتظامي از اين اقدام خود شد، متواري گشت.


آسمان دیلی نیوز 24may2009

سرمايه _ زينب پيغمبرزاده با استقبال جمعي از اعضاي كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين، ديشب (چهارشنبه) از زندان اوين آزاد شد.


اين فعال جنبش زنان، 10روز در بند عمومي زندان اوين در بازداشت بود وسرانجام دادگاه با پذيرفتن وثيقه 20 ميليون توماني او را آزاد كرد.
آزادي زينب پيغمبرزاده از زندان در حالي كه قرار بود ساعت پنج بعدازظهر روز چهارشنبه انجام شود با چندين ساعت تاخير انجام شد در حالي كه همراهانش از ساعت چهار جلوي در زندان اوين منتظر آزادي او بودند.17می 2007


بمناسبت سیاست ارعاب و خفقان و زن ستیزی رژیم اسلامی علیه زنان کشورمان .


تحقیق در مورد اپیدمی خود سوزی زنان در تاجیکستان



در تاجیکستان فقر، بیچارگی و اطاعت کامل از مرد دلیل خود سوزی صد-ها زن در سال است. برای تحقیق در مورد شرایط زندگی زنان و خود سوزی آنها با چندین نفر از جمله روانپزشکان، پزشکان بیمارستان سوانح و سوختگی، سازمان–های غیر دولتی (ONG)که در این زمینه فعالیت میکنند و چند زن جوان ملاقات کردیم.

یکی از روانپزشکان که بیشتر در این زمینه تجربه دارد، در مورد گذشته و زندگی کنونی زنان چنین اظهار داشت: زندگی زنان تاجیک واقعا یک فاجعه است. در گذشته، ( اتحاد شوروی) حزب کمونیست، برابری ظاهری بین زن و مرد را به این منطقه تحمیل کرد، یک نوع قانون برابری بدون درک درست و واقعی از مفهوم این برابری. در حال حاضر، سنت-های قدیمی، چند همسری (پلی گامی) و اطاعت مطلق زن از مرد دو باره رایج شده است.

به نظر من، فقر، بدبختی، شرایط بد اقتصادی، مرد سالاری و چند همسری دلایل اصلی خود سوزی صد-ها زن در سال است. در حقیقت، خود سوزی زنان از نظر روانپزشکی بیانگر بن بست و ناامیدی کامل آنها است. آمار دولتی و سازمان بهداشت جهانی (OMS) در مورد خودکشی زنان در این کشور کاملا غیر واقعی است (از هر 100.000 نفر 2,3 نفر خود کشی مکنند). اگر چه بیشتر خانواده-ها خود سوزی زنان را پنهان میکنند و آنرا تصادفات خانگی جلوه میدهند ولی باید به روشنی و بدون تردید در مورد اپیدمی خود سوزی زنان در تاجیکستان صحبت کرد.

اکثر این خود سوزی–ها ناشی از درگیری-های خانوادگی و شرایط زنان در خانواده است، چرا که بطور سنتی، زن جوان باید با خانواده همسر زندگی کند و باز بطور سنتی باید از همسر و مادر همسر خود اطاعت کند. در چنین شرایطی، با زنان جوان مانند خدمتکار خانگی رفتار میشود.

پزشکی که در مرکز سوانح و سوختگی-های درجه 1 کار میکند اظهار داشت که هر سال بیش از 50 زن خود سوزی کرده را معالجه میکند. این تعداد آماری هستند که به بیمارستان پایتخت ( دوشنبه) آورده میشوند. تعداد زیادی از آنها قبل از آنکه به بیمارستان آورده شوند میمیرند. این پزشک هم دلیل اصلی خود سوزی زنان را مشکلات خانوادگی ارزیابی میکند. در تاجیکستان پلی گامی و اطاعت از مرد و مادر شوهر دلائل اصلی خود سوزی–ها است. زمانی که مرد همسر دوم اختیار میکند، به زن اول پول و مخارج کمتری میرسد، وضعیت مالی زنان را زمانی که مرد همسر سوم و چهارم هم داشته باشد در نظر بگیرید. غیر از مسئله مالی و شرایط بد اقتصادی، طبق فرهنگ و سنت، زن اول احساس تحقیر و سرافکندگی را هم بایدتحمل کند.
یکی از مسئولین سازمان غیر دولتی بنام ( مادر) در این مورد اینطور اظهار نظر میکند.
به تمام این شرایط، فقر، بدبختی، بیکاری، مردسالاری، کتک خوردن شبکه معاملات زنان را هم که بسیار فعال هستند باید اضافه کرد. هر سال، هزاران زن جوان از این طریق بعنوان فاحشه تاجیکستان را به قصد خارج بویژه امارات عربی، و ترکیه ترک میکنند.

جنگ همه چیز را در این جا ویران کرده است، تعادل روانی و اخلاقی بسیاری از تاجیک-ها را تغیر داده است. اکثر اوقات، خانواده-ها دختران خود را تشویق میکنند که به کشور-های عربی و امارات و یا کشور-های دیگر بروند. اکثر آنها در شهر دوشنبه دستگیر میشوند و پس از گذراندن چند ماه در زندان، خود آنها به اعضاء و یا رئیس شبکه معاملات تبدیل می-شوند. متاسفانه، ما امکانات لازم برای تغیر شرایط آنها را نداریم. این زنان احتیاج به کار، پول و شرایط بهتر زندگی دارند که ما قادر به ایجاد و فراهم کردن این شرایط برای آنها نیستیم.

گفتگو با دو زن جوان

ساریون، رن جوان 26 ساله-ای که اقدام به خود سوزی کرده بود بخشی از زندگی فلاکت بار خود را این چنین تعریف کرد.: من نمی خواستم خودسوزی کنم، فقط میخواستم خانواده-ام، بویژه برادرم را بترسانم. زیرا او همیشه مرا زیر لگد میگیرد. من از سن 12 سالگی در دانشگاه دوشنبه بعنوان نظافتچی کار کردم. با پولی که در آوردم میتوانستم درس بخوانم. دوست داشتم وکیل بشوم. من تنها دختر خانواده هستم و برادرم اصرار دارد که من در خانه بمانم و بعنوان خدمتکار در خانه کار کنم، برای همین اکثر اوقات مرا زیر لگد میگیرد. فکر کردم، خود سوزی تنها راه نجات من از این شرایط است

با نرگس، زن 24 ساله دیگری که در دهکده-ای در 30کیلو متری دوشنبه زندگی میکند در مورد شرایط زندگی-اش صحبت کردیم.

نرگس میگفت که همسرش مانند بسیاری دیگر از مرد-های این دهکده برای کار به روسیه رفته است. اکثر آنها بعنوان باربر آنجا کار پیدا میکنند. در مدت 6 ماهی که رفته، فقط یک بار پول فرستاده است. من نمی دانم چقدر پول برای خانواده-اش فرستاده است. اینجا، اصلا مرسوم نیست که زن در جریان امور مالی همسرش قرار بگیرد. ولی خانواده او برای درمان بچه کوچکم که اکثر اوقات مریض است به ما کمی پول دادند. نرگس ادامه داد که من شوهرم را قبلا نمیشناختم تنها در روز ازدواج با او آشنا شدم. خانه ما همانطور که میبینید نه آب دارد و نه برق. من فقط یک باغ کوچک دارم که با آن زندگی دو بچه-ام را میگذرانم. برای من کارکردن در باغ، کاشتن، دروکردن و بچه داری مشکل است ولی خوب راه چاره دیگری نیست. من هم در مورد خودسوزی-ها شنیده-ام ولی فعلا ناراضی نیستم.
لورین میوت (Lorraine Millot) از روزنامه فرانسوی زبان لو کوریه (Le Courrier)
مترجم: مرجان افتخاری

08.05.2007

خاموشی جايز نيست
در اعتراض به احکام حبس فعالان فمينيست در ايران


در تاريخ ٢٤ آوريل ٢٠٠٧، دادگاه انقلاب در تهران حکم سه سال زندان، شامل دوسال و نيم حبس تعليقی و شش ماه زندان تعزيری برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی، دو چهره شناخته شده جنبش فمينيستی در ايران صادرکرد. دليل صدور اين احکام " تبانی و اجتماع جهت برهم زدن امنیت کشور" عنوان شده است .
پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی سال‌هاست در جهت دفاع از حقوق برابر زنان قدم برداشته و قلم می زنند. آنان از جمله پايه گذاران کارزار تغيير برای برابری هستند که کمپين « يک ميليون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» را به راه انداخته است. اين کمپین که با استقبال بسياری روبرو شده، با ارجاع به چند «ميثاق بين المللی ضامن حقوق بشر ورفع تبعيض» که ايران در شمار امضا کنندگان آن قرار دارد، خواستار لغو تمامی قوانين تبعيض آميزی است که زنان ايران را " نيمه انسان" تلقی می کند. پيگرد و حبس فعالان اين جنبش هدفی جز به سکوت کشاندن اين ندای حق طلبانه ندارد. لازم است ياد آوری کنيم که در روزهای گذشته دادگاه انقلاب اسلامی برای آزاده فرقانی، سوسن طهماسبی، شهلا انتصاری و فريبا داودی مهاجر نيز به دليل فعاليت در جهت احقاق حقوق زنان، احکام زندان شامل حبس تعليقی و تعزيری صادر کرده است. قطعا می‌توان صدور چنين احکامی برای ديگر فعالان جنبش زنان را نیز پیش بینی نمود.

امروز حکومت ايران، با حمله به زنان "بدحجاب"، يعنی زنانی که به الگوی ايدئولوژيک حکومت اسلامی نه می گويند، می کوشد فضای ارعاب را گسترش دهد.
همراه با سرکوب جنبش دانشجوئی و مبارزات صنفی کارگران و معلمان، جنبش فمينيستی را هدف حمله پيگير و مستمر قرار داده است. صدور حکم حبس برای پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، آزاده فرقانی، فريبا داودی مهاجر، شهلا انتصاری و سوسن طهماسبی که جرمی جز دفاع از حقوق زنان ندارند، نشان دهنده عزم راسخ قدرت حاکم برای به سکوت کشانيدن زنان است.
سرنوشتی که حاکمان می کوشند برای زنان حق طلب رقم زنند بار ديگر ياد آور اين واقعيت است که موضوع احقاق حق زنان در مرکز مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی قرار دارد. از این‌رو خاموشی در مقابل اين احکام ناروا جايز نيست!

ما امضا کنندگان ذیل، همه‌ی نيروهای آزاديخواه، مدافعین حقوق بشر و مدافع آزادی زنان را به اعتراض به اين احکام و دستگیری‌ها فرا می خوانيم. ما با مراجعه به نهادهای بين المللی خواهان لغو احکام حبس و تضمين آزادی و امنيت برای تمامی فعالان جنبش فمينيستی در ايران هستيم:


دلناز آبادی / راضیه ابراهیم زاده / پروین ابراهیم زاده / سهیلا ابطحی (١) / سهیلا ابطحی (٢)/ پیام ابوطالبی / حمید آذر /کوروش آزاد / نگار آزموده / محمد آشور / طیبه اخوان‌مقدم / شهرزاد ارشدی / احمد اسکندری / سهیلا افتخاریان / حسین افصحی / منصور اسانلو / محسن اسدالهی / نادر اسدالهی / احمد اسکندانی/ نازی اسكویی / ناصر اشجاری / مهدی اصلانی / لیلا اصلانی / محمد اعظمی / مریم افشار / فرزانه آقایی‌پور / حسین اكبری / سیف‌الله اكبری / الهه امانی / کوروش امجدی / زارا امجدیان / شادی امین / بهمن امینی / ستار امینی / سیامك امینی / علی امینی / هادی امینیان / شهلا انتصاری / یونس اورنگ خدیوی / جلال ایجادی / ابوالقاسم ایرانی / شعله ایرانی / فریماه ایل‌بیگی اصلی / ایران باقری(آزاده) / اصغر ایزدی / خسرو باقری / منیره برادران / فریده برازنده / لادن برومند / رویا برومند / ژیلا بشیری / احمد بناساز نوری / حمدعلی بنی حسن / شریفه بنی‌هاشمی / شهلا بهاردوست / سیمین بهبهانی / پانته‌آ بهرامی/ محمد بهزادی / منصوره بهكیش / حمید بی‌آزار/ نورا بیانی / شهرنوش پارسی‌پور/ بابك پاكزاد / سعید پاینده / ندا پرهیزکار / نورالدین پزشكی / یوسف پژوم / مهشید پگاهی- سینا / هژیر پلاسچی / حسین پوررضا / سعید پورعبدالله / فریده پورعبداالله / احمد پورمندی / کتایون پیرداوری / هایده ترابی / مصطفی تنها / فرهاد توانا / مجید تولّایی / جاوید جاویدان / میهن جزنی / رضی جعفرزاده / عاطفه جعفری / پروین جلایی / مسعود جلیلی / هما جوادی / جلوه جواهری / هادی جواهری لنگرودی / سیامک جهانبخش / گلرخ جهانگیری / محمد چراغی / رضا چرندابی / اقدس چرونده / ویدا حاجبی / محمد حاجی‌زاده / نزهت حافظی / همت حافظی / قدسی حجازی / حسین حردانی / حسن حسین‌پور / لاله حسین پور/ سهراب حسنی / رخشنده حسین پور/ عباس حسینی / محسن حكیمی / بهمن حمیدی / حمید حمیدی / نسرین حمیدی / منصور حیات‌غیبی/ نسیم خاکسار/ انور خامه‌ای / مهدی خرازی / پژمان خرسند / مریم خطیبیان / مینو خواجه‌الدین / بهروز خوشباف / اسماعیل خوئی / مرجان خوئی / زهره خیام / دارین داریوش / بهنام دارایی‌زاده / مهوش دالائی / رضا دانشور/ پرویزداور پناه / آرتا داوری/ هایده درآگاهی / منصور دریاباری / بهرام دزكی / قاضی رابی حاوی / ترانه راد / مهشید راستی/ مسعود رجایی / زهره رحمانیان کوشکی / ناصر رحمانیان کوشکی / ولی رحیم‌زاده / نجف رحیمی / ناهید رحیمی / محمدرضا رحیمی‌راد / سوسن رخش / حسین رزاقی / محمد رضوانیان / رضا رودگریان / میهن روستا / فرهنگ رومیانی / شاهرخ رئیسی / فریبرز رییس‌دانا / نادر زاده / ناصر زرافشان / فریده زبرجد / داریوش زندی / حسین سرحدی‌زاده / زهرا سرحدی‌زاده / فاطمه سرحدی‌زاده / مینا سری / سعیده سعادت / سیاوش سعادتیان/ گیتی سلامی / ویدا سلیمانی / علی سنبلی / بهروز سورن / طاهره سوری/ فرزانه سوری / بیژن سینا / سونیا- نگین سینا / عزیزه شاهمرادی / ملیحه شریف زاده / اقدس شعبانی / شهلا شفیق /اسد شقاقی / شهاب شکوهی / کیواندخت شکیبایی / نیلوفر شمیرانی / شایا شهوق / عالمتاج شیرازی / زهره شیشه / اسماعیل صادقی / ناهید صفایی / كیوان صمیمی / احسان صیامی / رحیم صیامی / زهره صیامی / نسرین طاعتیان / ژاله طالب حریری / سیامك طاهری / كاظم طاهری / مصطفی طاهری / رویا طلوعی / رضا عابد / پری عابدی / مسعود عاشوری / عباس عاقلی‌زاده / آذر عباسی / باقر عباسی / ستاره عباسی / منصوره عبداللهی / شهلا عبقری / سیاوش عبقری / صدیقه عدالتی / مهستی عسگری / حمیدرضا عسكری‌نژاد / عبداله عرفان‌طلب / زری عرفانی / روجا عطوفتی شمسی / ابوالحسن عظیمی / فرزانه عظیمی / مریم عظیمی / كافیه علیمرادی / محمدعلی عمویی / علی فایض‌پور/ گلناز غبرائی لنگرودی / آذر فارسی / محمد فارسی / رضا فانی یزدی / مسعود فتحی / كاظم فرج‌الهی / فرزاد فرحبخش / صدیقه فخرآبادی / پرستو فروهر / فرهاد فرهادی / صادق فقیرزاده / ابوالفضل فلاح / زویا قشلاق / شهرام قنبری / کیوان‌دخت قهاری /پریسا كاكایی / منیره کاظمی / فرشین كاظمی‌نیا / شکوفه کاوانی / علیرضا كرمانی / زیبا کرباسی / روزبه كریمی‌زاده / ایرج كیا / منیژه گازرانی / هوشنگ گلاب دژ / عزت گوشه گیر / رضا گوهرزاد / سارا لقمان / جواد لگزیان / بهناز مازوکی / حسن ماسالی / محسن مالجو/ عفت ماهباز / مهناز متین / ابراهیم مددی / مجید مددی / سیاوش مدرسی / احسان محبوب / فائزه محسنی / مرسده محسنی / فاطمه ملک / مرتضی ملک محمدی / مجید ملكی / عفت محبوب / مریم محبوب / هما مرادی / رضا مرادی‌اسپیلی / ژاله مظاهری / عباس مظاهری / فائزه منزوی / مرجان منصور / پروین موسوی / هما موسوی / سیامک مویدزاده / منیره میرشکاری/ رضا ناصحی / پوراندخت ناصری / پویا ناصری / یداله نجفی / محسن نژاد / ناصر نصرالهی / ناهید نصرت حسین نقی پور / ندا نوآور / شهین نوائی / ارشیا نوری / حسن نیكبخت / مهدی نیکزاد / سعید نیكویی / وحید وحدت‌حق / مریم هادی‌پور/ علی هادی پور/ رضا هاشمی / ناهید همت بلند / رخساره هنر / ویدا هوشیار / میرمحمود یگانه / ایرج یوسفی / مهدی یوسفی

برای اعلام اعتراض خود، نام‌تان را به آدرس پست الکترونیکی زیر ارسال کنید:
iran_feminism@yahoo.de



دختر 17 ساله ای از پیروان ایزدیان در عراق که عاشق پسر مسلمان سنی میشود را بخشی از مردان پیروان ایزادی و با کمک خانواده آن دختر سنگسار کردند.این جنایت هولناک تصویری از بی قانونی و زن ستیزی مناسبات حاکم در عراق کنونی است. حزب سوسیال دمکرات ایران این جنایت را که نمونه ای است از توحش و بربریت را محکوم میکند و انتظار دارد که رئیس جمهور عراق آقای طالبانی و ارتش ایالت متحده آمریکا در آن منطقه جنایتکاران را دستگیر و به دست قانون بسپارند.



شماری از نمایندگان کانون زنان و نهاد های مدنی و شماری از مدافعان حقوق زنان در اقلیم کوردستان با شعار "هتک حرمت به زنان به بهانه شرف و ناموس یک حرکت تروریستی است" امروز بسوی ساختمان پارلمان کوردستان راهپیمایی نمودند که از سوی دکتر "کمال کرکوکی" نائب رئیس پارلمان کوردستان و شماری از اعضای پارلمان مورد استقبال گرفتند.

در این دیدار نماینده سازمانهای جامعه مدنی و زنان یادداشتی در راستای محکوم کردن قتل زنان تحت عنوان ناموس و همچنین محکوم کردن قتل دعا دختر 17 ساله ای که به اتهام انتخاب همسر و تغییر مذهب کشته شده است را تقدیم پارلمان نمودند.

در این یادداشت شرکت کنندگان خواستار قانون مداری و برخورد با عاملان این جنایت شدند و عاملان این گونه جنایات را تروریست اجتماعی نامیدند.

"پخشان زنگه" رئیس کمیسیون دفاع از حقوق زنان در پارلمان کوردستان در سخنانی اظهار داشت : آمدن شما به پارلمان انرژی زیادی به ما عطا می کند تا ما در راستای دفاع از حقوق زنان مصصم تر باشیم.

وی در مورد قتل دعا گفت: این زنگ خطرناکی است و این گونه جنایتها با هیچ کدام از اصول انسانی مطابقت ندارد و حقوق زنان را با خطر روبرو می سازد.

دکتر کمال کرکوکی در سخنانی اعلام نمود : خوشبختانه بیشتر عاملان این جنایت دستگیر شده اند و با آنان برخورد قانونی خواهد شد.

چند روز پیش دعا دختر 17 ساله ای کوردی ایزدی به اتهام دوستی با یک پسر مسلمان از سوی بستگان خود به طرز فجیعی به قتل رسید.از تارنمای اتحادیه میهنی کردستان


هر تعبیری از قانون شریعه ضد زن است!


روز پنجشنبه 26 آوریل برنامه "ساعت زنان" رادیو 4 بی بی سی مناظره ای پیرامون "آیا قانون شریعه ضد زن است؟" میان آنیا خان، حقوقدان در قوانین مدنی و اسلامی و آذر ماجدی، رئیس سازمان آزادی زن برگزار کرد.

فشار جنبش اسلام سیاسی در اسلام آباد، پایتخت پاکستان، برای اجرای کامل قانون شریعه زمینه تشکیل این مناظره بود. اخیرا دختران محصل در مدرسه جمیع الحفسا مسلحانه این مدرسه را اشغال کرده و خواهان اجرای قانون شریعه هستند. (گفته میشود این مدرسه وابسته به القاعده است.) گزارشات حاکی از این است که حدود 3000 زن برقع پوش مسلح یک کتابخانه کودکان و 5000 مرد مسلح مدرسه را اشغال کرده اند.

اخیرا دسته های زنان برقع پوش مسلح به چند فاحشه خانه، مغازه های ویدئو فروشی و به چند آرایشگاه، به این دلیل که آنها غیراسلامی هستند حمله کرده اند. زنی را که صاحب یک فاحشه خانه است دزدیده و به زور در یک کنفرانس مطبوعاتی مجبور به اظهار ندامت کرده اند. این دسته جات سیاه حزب اللهی مشروب فروشی ها را نیز تهدید کرده اند.

دولت پرویز مشرف در حال تعلیم واحد های کماندوی زنانه ضد تروریست برای حمله به مدرسه و مسجد سرخ است. 150 زن در این دوره تعلیم دیده اند. طنز جالب این است، که رئیس کالج تعلیم نظامی اعلام کرده است که این دانشجویان زن در بسیاری رشته ها از مردان بهتر هستند و با نتایج بهتری دوره آموزش نظامی را گذرانده اند. در حالیکه اسلامیست ها حملات تروریستی خود علیه زنان را به سبک طالبان سازمان داده اند، دولت اسلامی پاکستان نیز واحد های کماندویی زنان را تعلیم میدهد.

جنی مورئی (Jenni Murray) برنامه ساز بی بی سی با این سوال آغاز کرد: آیا قانون شریعه زن ستیز است؟ آنیا خان با ارجاع به تعابیر مختلف از اسلام اعلام کرد که شریعه زن ستیز نیست. آذر ماجدی اعلام کرد که تعابیر مختلف شریعه همگی زن ستیز اند، به این خاطر که اسلام و قران زن ستیز اند. وی سپس به تعابیر مختلف اسلام در ایران، عربستان سعودی، سودان، الجزایر و افغانستان اشاره کرد و گفت که این قانون شریعه است.
جنی مورئی پرسید پس چگونه زنان از آن دفاع میکنند؟ آذر ماجدی گفت که پاسخ این سوال سیاسی است. جنبش اسلام سیاسی توانسته در میان بخشی از مردم منطقه و حتی محیط های اسلامی در غرب بعنوان ایدئولوژی رهایی بخش ظاهر شود و بویژه نسل جوان را در متن وضعیت عراق و حمله به عراق، حمله اسرائیل به لبنان و تحت عنوان مبارزه ضد امپریالیستی بخود جلب کند. اکنون حجاب سیاسی است. یک بیرق سیاسی است.

بحث دوباره به مختصات عریان ضد زن قران کشیده شد و آذر ماجدی به مساله تعدد زوجات، حجاب اجباری برای زنان و توصیه به مردان برای کتک زدن زنان اشاره کرد. آنیا خان ابتدا این دستورات را منکر شد و فقط زمانی که آذر ماجدی تاکید کرد که این عین سوره نسا در قران است، مجبور شد که با توجیهات بسیار و با اکراه بر صحت آن تائید بگذارد.

جریان اسلامی میکوشد که از طرق مختلف قدرت را به دست گیرد. وضعیت عراق و افغانستان یک نمونه تراژیک این واقعیت است. در پاکستان طالبان و اسلامیست ها دست به تعرض زده اند. و در غرب نیز باصطلاح روشنفکران اسلامیست تلاش میکنند که با توسل به دموکراسی طلبی حاکم با استفاده از استدلالات ریاکارانه ای مثل "خود مردم میخواهند" و "این اعتقاد مردم است" حرکات تروریستی و خشونت های این جنبش سیاه را توجیه کنند. استفاده از زنان برای خاموش کردن صدای مدافعین حقوق زن یکی از ترفند هایی است که جمهوری اسلامی همیشه بکار گرفته است. طالبان از جمهوری اسلامی آموخته است.

سازمان آزادی زن با تمام قوا علیه جنبش اسلام سیاسی مبارزه میکند و از هر فرصتی برای افشاء و عقب نشاندن این جنبش ارتجاعی، جنایتکار و زن ستیز استفاده میکند. این اولین بار نیست که زنان در جلوی صف زن ستیزان بحرکت درآمده اند. پاسخ نهایی و دندان شکن به این جنبش در دست جنبش آزادی زن در ایران است. جنبش آزادی زن با مبارزه قاطع خود علیه رژیم اسلامی، موفق خواهد شد که کل جنبش اسلام سیاسی را به حاشیه براند. سازمان آزادی زن گردانی از این جنبش است و قاطعانه برای آزادی بی قید و شرط زنان و برابری کامل زن و مرد، برای یک نظام سکولار، آزاد و برابر مبارزه میکند. آینده از آن ماست.

ستم بر زن موقوف!
نه به حجاب!
نه به آپارتاید جنسی!
زنده باد آزادی زن!


سازمان آزادی زن
26 آوریل 2007
www.azadizan.com
آذر ماجدی در مناظره رادیو 4 بی بی سی:

دستگيری ۱۵۰ هزار نفر در جريان مبارزه با «بدحجابی»


به رغم آغاز طرح مبارزه با بدحجابی، اختلافاتی بين قوه قضاييه و نيروی انتظامی در اين خصوص بروز کرده است.
دستگيری ۱۵۰ هزار نفر در جريان مبارزه با «بدحجابی»

چهار روز پس از آغاز طرحی که به طرح مبارزه با بدحجابی معروف شده است، اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی در حاشيه تجليل از نيروی انتظامی استان تهران گفت:« کل تعداد افراد بدحجاب، متجاوز به حريم خصوصی و مزاحمان نواميس مردم که توسط نيروی انتظامی دستگير شده اند ۱۵۰ هزار نفر هستند، اما بسياری از آنها پس از اخذ تعهد و مشاوره با روان شناسان متخصص رها شده اند.»
به گزارش خبرگزاری مهر آقای احمدی مقدم روز چهارشنبه، پنجم ارديبهشت ماه ۸۶، تاکيد کرد که فقط ۱۳ نفر از دستگير شدگان طرح مبارزه با بدحجابی به مراجع قضايی معرفی شده اند.
وی گفت«اين تعداد با عکس و مستندات ماموران مخفی پليس به مراجع قضايی اعزام شده اند و برابر قانون با اين افراد برخورد خواهد شد.»
وی در خصوص استفاده از ماموران مخفی نيز گفت:«ماموران مخفی پليس ابتدا از سرنشينان خودروهای مزاحم نواميس مردم، عکسبرداری می کنند و سپس با مستندات با آنها برخورد می شود.»
فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی همچنين با ابراز نارضايتی از انتقادات رسانه ای نسبت به عملکرد نيروی انتظامی در طرح مبارزه با بدحجابی گفت:«چرا اين همه اصرار داريد طرح امنيت اجتماعی و اخلاقی را به برخورد با بدحجابی تنزل دهيد که البته اين هم جزو اجرای طرح است؟»
آقای احمدی مقدم در پاسخ به پرسش های پر شمار خبرنگاران، آنها را مورد اعتراض قرار داد و گفت:« شما ميگوييد مبارزه با بدحجابی، ما عنوان مبارزه با بدحجابی نداريم و اين ساخته خود شماست و شما اين را درست کرده ايد.»
فرمانده نيروی انتظامی در ادامه انتقاد از رسانه ها به خبرنگاران گفت:« يعنی فکر ميکنيد در جامعه همه چيز امن شده و نگرانيها از بين رفته است و هيچ کس، هيچ دغدغهای در جامعه ندارد؟»
خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در همين خصوص گزارش کرده که آقای احمدی مقدم در پاسخ به خبرنگار اين خبرگزاری گفته«خودتان خانم هستيد، وقتی در خيابان راه ميرويد از مزاحمت اوباشان ناراحت نيستيد؟»
وی در عين حال از اعتراض رييس قوه قضاييه به دستگيری زنان و جوانان اظهار بی اطلاعی کرد و در خصوص بيانيه روز گذشته قضات دادسرای جنايی که اظهارات وی را مصداق تشويش اذهان عمومی عليه قضات دانسته بودند، نيز گفت که چنين جوابيه يا بيانيه ای را نديده است.
فرمانده نيروی انتظامی درمقابل تاکيد کرد که با قوه قضاييه هماهنگ است و گفت:«ما با قوه قضاييه کاملا هماهنگ هستيم. من نميدانم ما چه گفتهايم که بايد برای من جوابيه صادر کنند.»
فرمانده نيروی انتظامی با تاکيد بر اينکه در هر صورت وظيفه خود را انجام ميدهد، گفت:« اقدامات سال گذشته نيروی انتظامی در رابطه با امنيت اجتماعی نتايج بينظيری داشت، به طوری که در شرارت، قتل، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و گروگانگيری کاهشهای ۳۰ درصدی داشتيم که در نوع خود رکورد بوده است.»

به گزارش خبرگزاری ها، فرمانده نيروی انتظامی در سخنانش تاکيد کرد:«جامعه نياز دارد با اين جرايم سختتر برخورد شود و ما نيز هدفمان را در ليدرهای اين جرايم ساماندهی کرده ايم.»
وی در خصوص اهداف اصلی نيروی انتظامی در سال ۸۶ نيز گفت:«باندهای فساد اولين گروه هدف است و پس از آن متجاوزان حريم خصوصی که موجب آبروريزی مردم می شوند و به عکس و فيلم آنها دستبرد می زنند، در تيررس اقدامات پليس قرار می گيرند.»
وی سومين گروه هدف را افراد ايجاد کننده ناهنجاری در اجتماع معرفی کرد و گفت:«خودتان قضاوت کنيد که چقدر جو پليسی طی سه روز اجرای طرح در جامعه حاکم بوده است.»
آقای احمدی مقدم پاسخ اين سئوال را نيز خود داد و گفت:«نه جو پليسی هست و نه بگير و بند؛ ظاهرا اجتماع خيلی هم پاک تر شده است.»
حمايت ۲۰۳ نماينده مجلس از نيروی انتظامی
از سوی ديگر به دنبال افزايش انتقادات از اجرای طرح مبارزه با بدحجابی، روز چهارشنبه ۲۰۳ نماينده مجلس هفتم در نامه ای از اين طرح حمايت کردند.
در اين نامه با اشاره به اينکه مفاسد اجتماعی و ناامنی های اخلاقی و مظاهر فساد و تباهی در تعارض بنيادين با نظام مردمسالاری دينی و فرهنگ ارزشی و جامعه پراقتدار اسلامی است،تاکيد شده « پديده استعماری بی حجابی رضاخانی و مظاهر فساد و تباهی و مواد اهريمنی افيونی، سلامت جامعه را به خطر انداخته که بر همه، خاصه مسئولان نظام است که در صيانت جامعه مساعی لازمه را معمول دارند.»
نمايندگان امضاء کننده اين نامه، ضمن حمايت از اقدام وزارت کشور و نيروی انتظامی در طرح مبارزه با بدحجابی، آن را«اعمال وظايف قانونی خود در مقابله با ناهنجاری های اخلاقی و ناامنی های اجتماعی و پديده شوم بی عفتی» خوانده و از نيروی انتظامی به دليل اجرای اين طرح تقدير کردند.
در نامه ۲۰۳ تن از اعضای مجلس گسترش بدحجابی در کشور به شياطين انس و جن و آمريکا و اسراييل نسبت داده شده و از نيروی انتظامی و وزارت کشور خواسته شده تا به شکل منسجم و مستمر در اين زمينه اقدام کنند.
اين نامه از قضات و قوه قضاييه نيز خواسته تا«به شکل قاطع و بی اغماض در اجرای حدود و قضاء و جزاء اسلامی همراهی لازم را مبذول دارند.»
در حالی که رييس قوه قضاييه، روز دوشنبه از دستگيری زنان و جوانان انتقاد کرده و گفته بود:«کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ضرر دارد و منفعتی ندارد»، سخنگوی دولت روز سه شنبه طرح مبارزه با بدحجابی را به قوه قضاييه نسبت داد و گفت که پاسخگويی به اين طرح به قوه قضاييه مربوط است.»
با وجود اين، ۲۰۳ نماينده مجلس در نامه روز چهارشنبه خود از وزارت کشور و نيروی انتظامی به خاطر اجرای طرح مبارزه با بدحجابی تشکر کرده اند.
«بانوان معتقد به حجاب شوند»
غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس شورای اسلامی نيز روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران گفت:«از طرح نيروی انتظامی در برخورد با ناهنجاری های اجتماعی حمايت می کنيم.»
آقای حداد عادل همچنين گفت:« از اينکه نيروی انتظامی بايد جهت ايجاد فضای اخلاقی در جامعه حتی الامکان با مهربانی و منطق با ناهنجاری ها برخورد کند تا شان مردم حفظ گردد حمايت می کنيم، ولی اگر کسانی معتقدند در اين روند، اولويت بر برخورد کار فرهنگی است، مجلس با اين موضوع مخالف است.»
وی طرح مبارزه با بدحجابی نيروی انتظامی را هم جهت با مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان کرد و گفت:« در کار فرهنگی در حوزه امنيت اخلاقی و اجتماعی اصل بر اين است که بانوان معتقد به حجاب شوند و حل مسئله بد حجابی از اين مسير پيگيری شود، اما در هر امر اجتماعی، اشخاصی قانون شکن وجود دارند که بايد به نحو مناسب و معقول با آنها برخورد کرد.»از رادیو فردا25.04.2007


3 سال زندان برای پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی



با صدور حکم ۳ سال زندان برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی تاکنون ۵ تن از فعالان حقوق زنان به زندان محکوم شده اند.



شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، روز سه شنبه ۴ ارديبهشت با صدور حکمی برای نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان هر يک از اين دو فعالال حقوق زنان را به تحمل سه سال حبس که دو سال و نيم آن به حالت تعليق درمی‌‏آيد، محکوم کرد.

نسرين ستوده، وکيل مدافع اردلان و احمدی خراسانی با اعلام اين خبر به خبرگزاری ها گفت«طبق حکمی که به من ابلاغ شده، موکلانم از اتهام تبليغ عليه نظام و شرکت در تجمع غيرقانونی، تبرئه شده اند».
شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، روز سه شنبه ۴ ارديبهشت با صدور حکمی برای نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان هر يک از اين دو فعالال حقوق زنان را به تحمل سه سال حبس که دو سال و نيم آن به حالت تعليق درمی‌‏آيد، محکوم کرد
به گفته خانم ستوده شعبه شش دادگاه انقلاب پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی را «در مورد اتهام تبانی و اجتماع به‌جهت برهم زدن امنيت کشور با استناد به ماده‌ی ‌٦١٠ قانون مجازات اسلامی به سه سال حبس»محکوم کرده است که ۲ و سال و نيم آن به حالت تعليق در می‌آيد و شش ماه آن تعزيری است.
خانم ستوده اعلام کرد که به اتفاق وکلای ديگر پرونده‌ی تجمع زنان در ميدان هفت تير در مهلت قانونی اعتراض خود را به حکم صادره اعلام و تجديدنظرخواهی کرد.
وی همچنين گفت که خانم ها اردلان و احمدی خراسانی چندی پس از تجمع زنان در ‌٢٢ خرداد سال گذشته در ميدان هفت تير به دادگاه انقلاب احضار شده بودند و پس از مراجعه به دادگاه انقلاب با قرار کفالت ‌٢٥ ميليون تومانی، آزاد شدند.
وکيل تعدادی از فعالان حقوق زنان در واکنش به صدور پياپی احکام زندان برای فعالان حقوق زنان در ايران گفت«جای سوال دارد که چگونه مدنی‌‏ترين مطالبات زنان با مسايل امنيتی کشور گره می‌‏خورد؟»

زنان به زندان می روند

با صدور احکام ۳ سال زندان برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی شمار فعالان حقوق زنان که در دو هفته گذشته از سوی دادگاه انقلاب به زندان محکوم شدند به ۵ تن رسيد.

اولين حکم روز چهارشنبه ۲۲ فروردين دادگاه انقلاب از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برای آزاده فرقانی، دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و از متهمان پرونده تجمع زنان در ميدان هفت تير صادر شد.

دادگاه انقلاب خانم فرقانی را ا به تحمل دو سال حبس که به مدت پنج سال به حالت تعليق در‌‏می‌‏آيد، محکوم کرد.شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب علت صدور چنين حکمی را اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق شرکت در تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفت‌‏تير تهران،عنوان کرد و در مورد اتهام ايجاد بلوا وی را تبرئه کرد.

روز چهارشنبه ۲۹ فروردين نيز شعبه ۶ دادگاه انقلاب سوسن طهماسبی، از فعالان حقوق زنان به اتهام شرکت در تجمع اعتراض به قوانين زن ستيز در ۲۲ خرداد سال ۸۵ به شش ماه زندان تعزيری و ۱۸ ماه زندان تعليقی محکوم کرد.

محمد علی دادخواه، وکيل خانم طهماسبی همان روز به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفت که موکلش در رابطه با شرکت در تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت کشور به دو سال حبس محکوم شده که از مدت دو سال، يک سال و نيم آن، تعليقی و شش ماه آن تعزيری است.

شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران همچنين در چهارشنبه ۲۹ فروردن جاری فريبا داودی مهاجر يکی ديگر از فعالان حقوق زنان را به تحمل ۴ سال حبس که سه سال آن به حالت تعليق درمی‏آيد محکوم کرد.

محمد شريف‏، وکيل مدافع فريبا داودی مهاجر، اتهام موکلش را در تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفت‏تير تهران ذکر کرد و به خبرگزاری کار ايران،ايلنا، گفت که بر اساس حکم ابلاغی،خانم داودی مهاجر به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی راجع به« اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم» به تحمل چهار سال حبس محکوم شده است که سه سال آن به مدت پنج سال معلق شده است.

آزاده فرقانی، سوسن طهماسبی، فريبا داودی مهاجر، پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی هر پنج فعال حقوق زنان که تاکنون از سوی شعب ۶ و ۱۵ دادگاه انقلاب به زندان های از ۲ تا ۵ سال محکوم شده اند با يک اتهام مشترک شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ که با عنوان«اعتراض به قوانين زن ستيز» پيش از برگزاری توسط ماموران برهم خورد،مواجه بوده اند.
طی سال ۸۵ ده ها تن از فعالان حقوق زنان بازداشت يا مورد بازجوئی و احضار قرار گرفتند،اما ناظران صدور احکام زندان برای فريبا داوودی مهاجر، آزاده فرقانی، نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان را که طی دو هفته گذشته صادر شده را آغاز مرحله ای جديد در برخورد حکومت جمهوری اسلامی با جنبش زنان ارزيابی می کنند

اين تجمع که قرار بود روز ۲۲ خرداد سال گذشته در ميدان هفت تير تهران برگزار شود، پيش از برگزاری توسط نيروی انتظامی به خشونت کشيده شد و بيش از ۷۰ تن از فعالان حقوق زنان و تعدادی از فعالان دانشجوئی بازداشت شدند.

احضار ۱۹ زن در ۲۰ روز

غير از پنج فعال حقوق زنان که با احکام زندان از سوی دادگاه انقلاب مواجه شده اند، روز چهارشنبه ۲۹ فروردين جلسه رسيدگی به اتهامات بهاره هدايت، مسوول کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت و دبير واحد حقوق بشر اين تشکل در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران بدون حضور وکيل وی برگزار شد.

نسرين ستوده وکيل مدافع بهاره هدايت همان روز به خبرگزاری ايلنا گفت:«در اين جلسه بنده را به جلسه دادگاه راه ندادند و علت اين امر را نيز اعلام نکردند. عدم اجازه برای حضور وکيل در دادگاه، يک اقدام بی‏سابقه و خلاف اصول قانون اساسی و حقوق شهروندی است».

يوسف مولائی وکيل مريم ضياء يکی ديگر از فعالان حقوق زنان نيز امروز سه شنبه ۴ ارديبهشت خبر داد که رسيدگی به اتهامات موکلش که به خاطر شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ روز نهم ارديبهشت‌ماه برگزار می‌شود.به گفته آقای مولائی دادگاه خانم ضياء در شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد و اتهام وی نيزشرکت در تجمع غيرقانونی و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.

براساس اخبار انتشار يافته از سوی وکلای تعدادی ديگر از فعالان حقوق زنان در طی سه هفته گذشته پروين اردلان، نوشين احمدی، مريم ميرزا، النازانصاری، نسرين افضلی، زارا امجديان، شهلا انتصاری، رضوان مقدم، فريده انتصار، ناهيد انتصاری، آسيه امينی، آزاده فرقانی، مرضيه مرتاضی، سارا لقايی، ساقی لقايی، پرستو دوکوهکی، مريم ضياء، زينب پيغمبر زاده و فرناز سيفی توسط شعبه ويژه امنيت دادسرای انقلاب احضار و مورد بازپرسی قرار گرفته اند.
دادگاه رسيدگی به اتهامات بهمن احمدی امويی ، روزنامه نگار نيز شانزدهم خرداد امسال برگزار می شود.آقای امويی سال گذشته به عنوان روزنامه نگار مشغول پوشش خبری تجمع ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير تهران بود،بازداشت شد و پس از يک هفته به قيد کفالت آزاد از بند ۲۰۹ اوين آزاد شد.
مهار جنبش زنان با حکم زندان
صدور دنباله دار احکام زندان برای فعالان حقوق زنان در ايران به دنبال آن صورت می گيرد که غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی دو هفته پيش برای اولين بار و رسما با نام بردن از جنبش زنان و جنبش دانشجويان، حرکت های آنها را به عنوان «برنامه تازه دشمنان عليه دولت» توصيف کرد.
آقای محسنی اژه ای گفت «سياست جديد دشمن برنامه ريزی برای جنبش های گوناگون تحت پوشش جنبش زنان، جنبش دانشجويان است» و هدف اين جنبش ها را تضغيف دولت آقای احمدی نژاد عنوان کرد.
طی سال ۸۵ ده ها تن از فعالان حقوق زنان بازداشت يا مورد بازجوئی و احضار قرار گرفتند،اما ناظران صدور احکام زندان برای فريبا داوودی مهاجر، آزاده فرقانی،نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان را که طی دو هفته گذشته صادر شده را آغاز مرحله ای جديد در برخورد حکومت جمهوری اسلامی با جنبش زنان ارزيابی می کنند؛ مرحله ای که با صدور حبس های تعزيری و تعليقی مقامات حکومتی درصدد مهار تداوم فعاليت زنان هستند.

بیژن یگانه

آغاز طرح مبارزه با 'بدحجابی' در ايران
رژیم زن ستیز اسلامی در عین حال اینکه خود اشاعه دهنده فحشاء و فساد اجتماعی است برای زنان میهنمان مثل گذشته مزاحمت و گرفتاری روزمره در خیابان های شهر ها ایجاد میکند.ارازل و اوباش حکومتی بجای کار تولیدی و بالا بردن سطح زندگی به مفت خوری و مزاحمت برای شهروندان ایران هر روز گربه نو میرقصانند.
پوشش لباس و انتخاب آن حقوق مسلم هر شهروند است و دخالت ارازل حکومتی در آن موقوف باید گردد.


.


به نظر می رسد با کنار رفتن فرماندهان نيروی انتظامی و انتخاب فرماندهان جديد، پليس نگاهش را به آنچه مفاسد اجتماعی می خواند، تغيير داده است
طرح مبارزه با 'مفاسد اجتماعی' در حالی از روز شنبه اول ارديبهشت آغاز شده است که در چند سال گذشته برنامه های مبارزه با 'مفاسد اجتماعی' به شکل علنی به ميزان قابل ملاحظه ای کمرنگ شده است.
پليس در چند سال گذشته تا حدودی نسبت به پوشش مردم به خصوص پوشش زنان بی تفاوت شده بود. در طرح هايی هم که پليس اجرا می کرد، به اخطار دادن به زنانی که از نظر پليس بدحجاب بودند، بسنده می شد.
از اين نظر برخی محافظه کاران تندرو پليس را متهم می کردند که نسبت به 'بدجحابی' و گسترش آن بی تفاوت است.
در چند سال گذشته به خصوص در دوران فرماندهی محمد باقر قاليباف فرمانده سابق نيروی انتظامی و شهردار فعلی تهران و سردار مرتضی طلايی رئيس پليس سابق تهران و عضو فعلی شورای شهر تهران از شدت برخوردها با بدحجابی کاسته شده بود.
به نظر می رسد با کنار رفتن فرماندهان نيروی انتظامی و انتخاب فرماندهان جديد، پليس نگاهش را به آنچه مفاسد اجتماعی می خواند، تغيير داده است.
سردار احمد رضا رادان رئيس پليس تهران پيگير طرحی است که از نظر نيروی انتظامی به "افزايش امنيت اخلاقی" منجر خواهد شد.

رئيس پليس تهران، 'بدحجابی' را يکی از نگرانی خانواده ها می داند و می گويد اين مسئله بستر گرايش برخی آسيب های ديگر را فراهم کرده است.

به گفته آقای رادان، تحقيقات پليس نشان داده است که بدحجابی موجب کاهش امنيت اخلاقی جامعه و ايجاد خلل و کاستی در آن می شود و چون امنيت اخلاقی برای مردم از اهميت برخوردار است برای همين مبارزه با بدحجابی در اولويت برنامه های پليس قرار گرفته است.

در سال های گذشته پليس روش های مختلفی برای برخورد با 'بدحجابی' داشته که از تذکرهای ماموران گرفته تا بازداشت و انتقال به اداره اماکن نيروی انتظامی را شامل می شده است. گاهی هم پای برخی از اين افراد به دادگاه های ارشاد باز می شده است.

در بيشتر موارد، بازداشت شدگان در همان مراکز نيروی انتظامی محاکمه شده و به شلاق و پرداخت وجه نقد محکوم می شدند. البته گاهی موارد دستگير شدگان اين فرصت را داشتند که از خوردن شلاق جان به در برده و عوض شلاق، مبلغی بپردازند و از ضربات شلاق در امان بمانند.

هنوز نحوه برخورد نيروی انتظامی در طرح تازه مبارزه با بد حجابی روشن نيست اما رئيس پليس تهران گفته است که سه شيوه ارشادی، انتظامی و قضائی منافاتی با هم ندارند
روش برخورد پليس در سال های گذشته تغييرات زيادی داشته اما جز پوشش زنان بقيه موارد کم و بيش همواره جزو برنامه پليس بوده است و اکنون به نظر می رسد پليس برای برخورد با پوشش زنان برنامه های تازه ای دارد و از روش ارشادی که در چند سال گذشته مطرح بوده فراتر می رود.
در گذشته ماموران نيروی انتظامی چندين بار طرح ارشاد را اجرا کرده اند به اين شکل که در محل های پرتردد به زنانی را که موهايشان پيدا بود، آرايش تند داشتند يا مانتوهای کوتاه پوشيده بودند، تذکر می دادند.
هنوز نحوه برخورد نيروی انتظامی در طرح تازه مبارزه با بد حجابی روشن نيست اما رئيس پليس تهران گفته است که سه شيوه ارشادی، انتظامی و قضائی منافاتی با هم ندارند.
به نظر می رسد پليس هر سه شيوه برخورد را در برنامه خود دارد و متهمان به سه گروه تقسيم شده اند.
آقای رادان در باره گروه اول می گويد که بيشتر افراد بدپوشش افرادی ناآگاه هستند و در نتيجه با اندکی راهنمايی و ارشاد پوشش خود را اصلاح می کنند.
به گفته رئيس پليس تهران، گروه دوم از زنان و دختران بدپوشش نيازمند تلنگری هستند تا به خود بيايند و اين افراد لازم است که از سوی پرسنل ناجا (نيروی انتظامی جمهوری اسلامی) به مکان های خاصی هدايت شوند.
رئيس پليس تهران گروه سوم را کسانی معرفی می کند که علاوه بر 'بدحجابی' متهم به برخی کژرفتاری های ديگری هستند که لازم است به مراجع قضائی سپرده شوند تا برابر معيارهای قانونی با آنها برخورد شود.
به اين ترتيب افرادی که با تذکر مشکلاتشان حل شود مشکل چندانی نخواهند داشت اما به گفته رئيس پليس تهران در صورتی که وضعيت ظاهری آنها قابل اصلاح نباشد به مراکز نيروی انتظامی هدايت می شوند تا با مشاوره هدايت شوند و با دعوت از خانواده آنها و اصلاح پوشش آنها در محل نيروی انتظامی تحويل خانواده شوند.
برنامه نيروی انتظامی با مخالفت هايی همراه بوده و برخی کارشناسان نسبت به موفقيت طرح ابراز ترديد کرده اند زيرا به عقيده آنها طرح هايی شبيه طرح تازه "مبارزه با مفاسد اجتماعی" که تمرکز آن برخورد با بدحجابی است، سالها در ايران اجرا شده اما نتيجه ای نداشته است.کاوه اميدوار

از تارنمای بی بی سی 21آپریل 2007


مردم عقب نمی نشینند!
یورش حجاب، تاکتیک نخ نما!



رو در رویی مردم و رژیم اسلامی هر روز گسترش می یابد. مبارزات معلمین، کارگران، دانشجویی و زنان به واقعیت هر روزه زندگی بدل شده است. علیرغم سرکوب، دستگیری و شکنجه و آزار، مردم سر کوتاه آمدن ندارند. معلمین محکم بر خواست های خود پای می فشارند و از یک اعتراض به یک تحصن و از یک تحصن به یک اعتصاب دیگر میروند. عزم جزم کرده اند که به خواست های خود دست یابند و دستگیری های متعدد در شهرهای مختلف تاکنون تاثیری بر این عزم و اراده نگذاشته است.
مبارزات دانشجویی نیز همچنان ادامه دارد. مبارزه علیه تحمیل حجاب و آپارتاید جنسی یک جبهه مهم این مبارزه است. رژیم اسلامی با دستگیری و ربودن فعالین دانشجویی، میکوشد این مبارزات را سرکوب کند، اما هر اعتراض و دستگیری یک اعتراض وسیع تر را پدید می آورد. لذا رژیم مجبور میشود که ربوده شدگان را پس ار چند روز رها کند.
دستگیری رهبران و فعالین کارگری ترفند دیگر است. نزدیک شدن اول ماه مه رژیم اسلامی سرمایه را به تحرک وحشت انداخته است. میخواهد به قولی "گربه را دم حجله بکشد!" همان کلک و ترفندی که پیش از 8 مارس بکار بست، با دستگیری فعالین حقوق زن کوشید تا 8 مارس را ملغی کند. اما دستگیری فعالین کارگری، بویژه محمود صالحی، عملا تکاپوی خاصی را در آستانه اول ماه مه در میان مردم و جنبش اعتراضی بوجود آورده است، همان گونه که دستگیری فعالین حقوق زن کمپین های گسترده ای را موجب شد. کمپین برای آزادی محمود صالحی گسترش می یابد. اول ماه مه امسال گسترده تر و با شکوه تر برگزار خواهد شد.
و بالاخره تاکتیک نخ نمای حمله به "بدحجابان" این اسم رمز ایجاد رعب و وحشت در جامعه است. این سلاح همیشگی جمهوری اسلامی است. حمله به زنان، برافراشتن بیرق حجاب! مردم این تاکتیک را می شناسند. سال های اخیر پیش از 18 تیر حمله حجاب شروع میشد، امسال "اوضاع چنان پس است" که پیش از اول ماه مه حملات حجاب آغاز شده است. ماشین ها را توقیف میکنند، زنان را مورد اذیت و آزار قرار میدهند، جریمه های کلان میگیرند. این رژیم دله دزدان و آخوند های "مرده خور" است. با دزدی و کلاشی و بچاپ بچاپ 28 سال شیره مردم را مکیده اند. فعالین حقوق زن را پیش از 8 مارس دستگیر کردند و بالاخره چند روز پیش دو نفر آخر را نیز از زندان آزاد کردند. اما به بهانه حجاب تعداد دیگری را در زندان میاندازند.
این واقعیت جنبش وسیع مقاومت مردم ایران در مقابل رژیم سیاه سرکوب اسلامی سرمایه است. جنبش مقاومت هر روز وسیع تر و عمیق تر میشود. این واقعیت را هیچکس حتی رژیم اسلامی نمیتواند منکر شود. مردم این رژیم را نمیخواهند. از آن متنفرند. در تکاپوی یافتن راهی برای خلاصی اند. همه میدانند که حتی برای یک ذره سعادت و خوشبختی و رفاه باید از شر این رژیم خلاص شد. ایجاد وحدت و همبستگی میان مردم، مبارزه سازمان یافته علیه رژیم متضمن دستیابی به این هدف است.
سازمان آزادی زن ضمن محکوم کردن این سرکوب ها و دفاع و حمایت کامل از مبارزات بحق مردم، برای آزادی و برابری با قاطعیت مبارزه میکند و از تمام فعالین حقوق زن دعوت میکند تا به سازمان آزادی زن بپیوندند. با هم و در کنار هم مبارزه برای آزادی و برابری، رفاه و سعادت و برای آزادی بی قید و شرط زنان و برابری کامل زن و مرد را به پیش بریم.
زنده باد آزادی و برابری!
ستم بر زن موقوف!
نه به حجاب اسلامی!
نه به آپارتاید جنسی!
سازمان آزادی زن
20 آوریل 2007- 31 فروردین
www.azadizan.com1386


درخواست ماری ترز آتلا و نمایندگان گروه «سبزها» در رابطه با پشتیبانی شهرداری
پاریس از زنان مبارز ایران در دفاع از حقوق زن




روز چهار مارس 2007، در پی یک سرکوب خشن پلیسی، 33 تن از مبارزان حقوق زنان در ایران دستگیر شدند. این زنان که خود را برای بزرگداشت 8 مارس روز جهانی زن آماده می‌کردند، تجمع مسالمت آمیزی را در برابر دادگاه انقلاب برپا کرده بودند. آنان به محاکمه شش تن از زنان مدافع حقوق زن اعتراض داشتند که از ماه ژوئن 2006 به‌خاطر شرکتشان در یک گردهمایی مسالمت آمیز و مشارکتشان در کارزار «یک میلیون امضاء» تحت تعقیب قرار گرفته بودند. در هفته‌های اخیر، سایت اینترنتی این کارزار دفاع از حقوق زن توسط مقامات ایرانی سانسور شده، که این امر دسترسی به اخبار مربوط به این مسائل را برای مراجعه‌کنندگان ایرانی این سایت با مشکل مواجه کرده است.
اجلاس مورخ 16 و 17 اکتبر 2006 شورای شهر پاریس، همبستگی خود را با کارزار «یک میلیون امضاء» جهت پشتیبانی از زنان ایران و زنان مهاجر ایرانی در مبارزه‌شان برای برابری حقوق مردان و زنان در کشورشان اعلام کرده است.

موج جدید دستگیری‌های خودسرانه در اوایل ماه جاری، گواه دیگری بر گسترش حمله و تعرض به مدافعان حقوق بشر و حقوق زنان در ایران است. ما بار دیگر انزجار خود را از سیاست سرکوب و نقض حقوق شهروندان که توسط دولت ایران بطور سیستماتیک علیه مدافعان حقوق بشر اعمال می‌شود، اعلام می‌کنیم.

به‌همین جهت، شورای شهر پاریس بر اساس پیشنهاد ماری ترز آتلا و نمایندگان «سبزها» از شهردار پاریس تقاضا می‌کند که نقض حقوق و آزادی‌های شهروندان زن در ایران را به شدت محکوم کرده و خصوصا همبستگی خود را با مبارزان فمینیستی که بطور مسالمت‌آمیز در راه برابری حقوقی میان زنان و مردان در ایران پیکار می‌کنند، مورد تاکید قرار دهد.


این درخواست در شورای شهر پاریس مورخ 26 و 27 مارس 2007 به اتفاق آرا به تصویب رسید.


فعالین جنبش حقوق زنان بايد سریعا آزاد شوند!




طبق اخبار رسیده به مرکز خبری سازمان آزادی زن، تعدادی از فعالین کمپن یک میلیوم امضاء در روز 13 فروردین 86 در پارک لاله تهران در حال جمع آوری امضاء های حمایتی از کمپین دستگیر شده و به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شدند.
طبق این اخبار، ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به بند 209 زندان اوین انتقال داده شدند و سعیده امین، سارا ایمانیان و همسر وی (همایون نامی) پس از گذراندن یک شب در بازداشتگاه اداره مفاسد اجتماعی وزرا روز 15 فروردین به قید ضمانت آزاد شدند.
در ماه های اخير نیروهای سرکوب رژیم اسلام با گردهمایی ها و اعتراضات فعالین حقوق زنان برخوردهای شديدی کرده اند که منجر به بازداشت و دادگاهی کردن شماری از آنها شده است.
در روز 4 مارس و روز جهانی زن (8 مارس)، دهها مدافع حقوق زنان بازداشت شدند و گرچه تاکنون همه آزاد شده اند، شماری از آنها همچنان با اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" روبرو هستند.
جمھوری اسلامی مسبب ھمه بدبختی ھا و فشارھای اجتماعی است. انسان های بسیاری در زندان های جمهوری اسلامی اسیرند. زنان، مردان و جوانان بسیاری تحت فشارهای طاقت فرسا در زندان عمرشان تباه میشود و بسیاری از آنها در خطر اعدام قرار دارند و در این میان
سھم زنان چيزی جز اعدام٬ سنگسار و خفت و بي حرمتی نيست. سازمان آزادی زن ضمن محکوم کردن اقدامات غیر انسانی رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی، از مردم آزادیخواه و انسان دوست میخواهد که به دستگیری این فعالین اعتراض کنند و خواهان آزادی فوری و بی قید وشرط آنها شوند.

ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی و برابری!
زنده باد آزادی زن


در دوبی "لاس وگاس" خلیج فارس چه می گذرد!


جمهوری اسلامی و سازماندهی برده داری نوین!


در سایت عصر ایران اخبار دردناکی از فروش دختران ایرانی در دوبی بوسیله شیوخ منطقه و با همکاری عوامل رژیم اسلامی درج شده است. گزارشها حکایت از این دارد که عکس و مشخصات این دختران نگون بخت در یک سایت مخصوص درج میشود و قیمت آنها بر مبنای میزان زیبایی و سن آنها تعیین میشود. این دختران با ضمانت به فروش میرسند! اگر بیمار باشند پس داده خواهند شد.
دوبی که بزودی با آسمانخراشهای خود و احتمالا کازینوهای مخفی به لاس وگاس خلیج فارس تبدبل می شود، محل مناسبی را جهت عرضه این بردگان جنسی فراهم کرده است. در این میان، فقر و شکاف طبقاتی، جداسازیها، قتلهای ناموسی، اعدام و سنگسار شرایطی را فراهم آورده تا زنان و دختران جوان هرچه آسانتر از گذشته به دامان مافیای قاچاق انسان بیافتند. سازمان دادن برده داری نوین یکی دیگر از دستاوردهای رژیم اسلامی سرمایه است. این رژیم فقر و فلاکت، اعتیاد و خوکشی، سرکوب و اعدام و بیحقوقی مطلق را به مردم ایرن تحمیل کرده است. مردم در فقر مطلق دست و پا میزنند و هزاران نفر از کودک و بزرگ زیر فشار فقر و نداری به فحشا کشیده میشوند، رژیم اسلامی در عوض علاوه بر چاپیدن و غارت مردم، ثروت تولید شده به دست کارگر و مردم مصیبت زده را در جهت تولید انرژی هسته ای و تقویت تروریسم اسلامی بکار می گیرد.
باید این حکومت ضد زن را از صحنه سیاست ایران کنار گذاشت. باید برای رهایی از قیمومیت مذهب و مردسالاری مبارزه کرد. باید دست مذهب را از زندگی 70 میلیون انسان کوتاه کرد. باید دست مافیای صنعت فروش انسان را از زندگی کودکان و زنان در ایران و جهان کوتاه کرد. این وظیفه ما مردم آزادیخواه و جنبش آزادی زن در ایران و جهان است!
ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی و برایری!
سازمان آزادی زن


فراخوان «برابري اکنون» درحمايت از مبارزه براي لغو سنگسار


كبري نجار يك زن 44 ساله ي ايراني است كه در طول زندگي مشترك خود، شوهرش همواره او را مورد خشونت قرار داده و به مدت 12 سال او را وادار به خودفروشي و فحشا نموده است تا بتواند پاسخگوي نيازهاي اعتياد خود به هروئين باشد. حبيب، يكي از مشتريان كبري كه با او همدردي مي نموده، شوهر كبري را به قتل مي رساند. او به خاطر اين قتل به اعدام محكوم شد. بنابراين، پس از تحمل 100 ضربه شلاق به دليل زنا و هشت سال زندان، حبيب با پرداخت ديه به ورثه ي مقتول، آزاد شد. كبري نيز از طرف دادگاه تبريز محكوم به معاونت در قتل شوهرش و همچنين زنا شده بود كه در اين رابطه حكم صادره براي وي سنگسار است. دو سال پيش، كبري هشت سال زندان خود را به دليل معاونت در قتل به پايان رساند. او اكنون در مقابل حكم سنگسار به دليل زنان قرار دارد.
كبري نجار يكي از 8 زني است كه از 9 مورد گزارش شده تا كنون، با مجازات مرگ با سنگسار مطابق ماده ي 83 قانون جزايي ايران محكوم شده است. زنا (داشتن روابط جنسي فرد متأهل با هر كس ديگري غير از همسرش) تنها جرمي است در ايران كه مي تواند با مجازات سنگسار مواجه شود اما همه ي روابط جنسي خارج از ازدواج نامشروع بوده و مي تواند منجر به شلاق يا در صورت تكرار آن در مرتبه ي چهارم محكوم به اعدام گردد. در دسامبر 2002، آيب الله شاهرودي، رئيس قوه ي قضاييه ي ايران، مهلت قانوني را براي سنگسار در ايران اعلام كرد. اما همواره حكم سنگسار صادر شده و به نظر نمي رسد كه در قانون جزايي ايران تغييري حاصل شده و مانع اين روند باشد. در پي انتقاداتي كه در نوامبر 2006 از سنگسار در ايران صورت گرفت، سخنگوي قوه ث قضاييه، آقاي جمال كريم راد، در سخنراني عمومي اجراي سنگسار را تكذيب نموده و اعلامكردند كه حتي اگر برخي از دادگاه ها اين حكم را صادر كنند، در بررسي هاي بعدي اين حكم لغو شده و هرگز اجرا نمي شود. در عين حال، همه مي دانند كه در ماه مي 2006 مجازات سنگسار براي يك زن و مرد، عباس ه و محبوبه م، به جرم زنا اجرا شد. حكم سنگسار را مي توان با اعدام جايگزين كرد و بر اساس گزارش ها دو زني كه به حكم سنگسار براي آنها صادر شده بود در 2006 اعدام شدند.
گزارشگر وي‍ژه ي سازمان ملل متحد در رابطه با خشونت عليه زنان در بازديد خود از ايران در سال 2005 گزارش داد كه 200 نفر از 397 زني كه در زندان اوين ايران به سر مي برند، حكم مرگ دارند و اتهام آنها انحراف اخلاقي يا روابط جنسي نامشروع مانند زنان مي باشد كه او آن را به تعصبان جنسيتي موجود در نگرش ها و ساختارهاي موسساتي اين كشور نسبت مي دهد. يكي از پيامدهاي شكست دولت ايران براي برقراري و اجراي برابري جنسيتي اين است كه زنان در ابعاد گسترده متهم به فحشا مي شوند. در موارد زنا، قانون جزايي به قاضي اجازه مي دهد كه مطابق با درك خود از اسناد و شواهد موجود، حتي اگر اين اسناد و شواهد موجود نموده و يا براي اثبات آن كافي نباشند، حكم مرگ را صادر كند. اين مسئله باعث تداوم تبعيض در ميان نظام قضايي شده و اجازه مي دهد تا با تفسيرها و برداشت هاي شخصي از رفتارهاي شايسته براي زنان، آنان محكوم گردند. آيت الله شاهرودي، اخيرا به خطر صدور مجازات هاي بزرگ در رابطه با مواردي كه شواهد كافي وجود نداشته يا شواهد با توجه به معيارهاي درست ارزشيابي نشده اند و تنها به قضاوت و دانش قاضي استناد مي شود، اشاره كرده اند. در عين حال، هيچ تغييري در قانون جزايي براي پاسخ گويي به اين مسئله صورت نگرفته است.
قوانين مدني و جزايي در ايران، حاوي قوانين تبعيض آميز عليه زنان هستند كه نقش بسيار مهمي در ترويج و تداوم خشونت عليه زنان در اين كشور دارند. به عنوان مثال، دختران مي توانند از نظر قانوني در سن 13 سالگي ازدواج كنند. زنان تنها با تحمل مشقات زياد مي توانند طلاق بگيرند و مهم تر از آن بايد از حق حضانت كودكان بالاتر از هفت سال خود گذشته و آن را به پدر يا خانواده ي شوهر خود واگذار نمايند كه خود به خود باعث مي شود بسياري از آنها به اين زندگي ادامه دهند. تلاش در جهت اثبات خشونت عليه زنان نيز همواره از سوي قوانين تبعيض آميز حاكم بر شواهد سركوب مي شود. شهادت زنان براي اثبات تجاوز تحت قانون حدود در مقايسه با مردان تنها از نصف ارزش برخوردار است. اين مسئله باعث مي شود كه رسيدگي به موارد تجاوز بسيار دشوار بوده و متعاقب آن زناني كه قادر به اثبات آن نباشد در معرض خطر اتهام نادرست يا زنان قرار مي گيرند. علاوه بر اين، دختراني كه به سن 8 سال و 9 ماه رسيده باشند، در قانون ايران بزرگسال تلقي مي شوند و بنابراين مجازات شلاق، سنگسار و اعدام به دليل فحشا يا زنا در مورد آنها اجراي مي شود. برعكس، مردان مردان مي توانند همزمان چهار زن رسمي داشته و از حق صيغه نيز برخوردار هستند (ساز و كاري كه از نظر اجتماعي و حقوقي تنها براي مردان بوده و به آنها اجازه مي دهد كه با ازدواج موقت با زنان رابطه ي جنسي داشته باشند) و در هر زمان مي توانند تقاضاي طلاق كنند. همچنين قانون، مرد را رئيس خانواده دانسته و تحت قانون خانواده نيز مزايايي براي آنها در نظر گرفته شده است كه براي زنان صادق نيست. علي رغم اين كه ماده ي 3 (14) قانون اساسي ايران، آشكارا تأكيد دارد كه دولت موظف است از حقوق گوناگون شهروندان خود، زنان و مردان، حمايت نموده و همه از حمايت قانوني برخوردار بوده و همه در برابر قانون يكسان باشند، همه ي اين قوانين تبعيض آميز ديده مي شوند. ماده ي 19 قانون اساسي اشاره مي كند كه همه ي مردم ايران، بدون توجه به ن‍ژاد يا قوميت آنها از حقوق يكساني برخوردار باشند؛ مواردي چون رنگ، نژاد، زبان و غيره نبايد مزيت تلقي شوند. ماده ي 20 قانون اساسي تأكيد مي كند كه زنان و مردان بايد به طور يكسان از حمايت قانوني و حقوق بشر، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مطابق با اصول اسلامي برخوردار باشند.
متهم شدن گسترده ي زنان به زنا يكي از گونه هاي رايج تبعيض عليه زنان در ايران است. در عمل، سنگسار از سوي سازمان ملل متحد به عنوان يك شكنجه ي طولاني مدت، محكوم شده است. سنگسار متناقض ماده ي 7 پيماننامه ي حقوق مدني و سياسي (ICCPR) است كه ايران آن را امضاء نموده و اشاره مي كند كه افراد نبايد تحت شكنجه، رفتار غير انساني يا توهين آميز و يا مجازات قرار گيرند. علاوه بر اين، ماده ي 6 (2) ICCPR تأكيد مي كند كه در كشورهايي كه هنوز در آنها مجازات مرگ لغو نشده است تنها مي توان براي جرايم بسيار مهلك و جدي آن را اجرا كرد. كميته ي حقوق بشر سازمان ملل متحد، كه تطابق دولت هاي عضو پيمان نامه با مفاد آن را تحت نظر دارد، بارها تأكيد نموده است كه مجازات سنگسار براي زنا، مجازاتي كاملا نامناسب و متناسب به ماهيت جرمي است كه فرد مرتكب شده و بنابراين متناقض تعهدات ايران در مقابل اين كنوانسيون است. در مورد پرونده ي سال 1994 از استراليا، كميته ي حقوق بشر تأكيد كرد كه روابط جنسي با رضايت دو طرفه بين بزرگسالان در حوزه ي خصوصي كاملا تحت حمايت ماده ي 17 ICCPR قرار داشته و مصون از هر گونه دخالت اجباري يا غير قانوني است.
اقدامات پيشنهادي
لطفا به مقامات ايراني كه در زير نامشان آمده است، نامه نوشته و خواستار لغو سريع حكم سنگسار و ممانعت قانوني از هر گونه مجازات غير انساني يا توهين آميز مانند سنگسار و شلاق مطابق با تعهدات ايران در برابر ICCPR شويد. از آنها بخواهيد تا ماده ي 17 ICCPR را در نظر داشته و همواره آن را ترويج دهند كه در آن افراد در مقابل دخالت بي منطق در حوزه ي خصوصي خود محافظت مي نمايد. از مقامات بخواهيد تا بررسي كاملي از قوانين مدني و جزايي ايران داشته و همه ي قوانين تبعيض آميز و قوانيني كه باعث رواج تبعيض عليه زنان مي شوند، شامل موارد مربوط به زنا و فحشا، مطابق با تدابير قانون اساسي ايران در رابطه با برابري افراد در مقابل قانون، اصلاح نمايند. آنها را تشويق نماييد تا اسناد بين المللي حقوق بشري مانند كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان را امضاء كرده و تصويب كنند. نامه ها بايد به نشاني هاي زير فرستاده شوند.
جناب آقاي آيت الله محمد هاشمي شاهرودي
رئيس قوه ي قضاييه
از تارنمای اسمان

به پاس " زن"



می گویند خر اگر یک بار پایش در چاله رفت دیگر بار از آن مسیرگذر هم نخواهد کرد؛ دریغ از فرزند آدم!

دوستان، آنچه در ظاهر می خواهند که ببینی و آنچه می خواهند که بشنوی دست درازی به ارزش هاست. آزادی و برچیدن "ستم" نیاز به وکیل و وصی " گروه تراش" و رادیوساز ندارد.

روز جهانی زن هم مانند روز دانشجو؛ یادبود قتل های سیاسی زنجیره ای؛ چهارشنبه سوری و .... دستاویز جماعتی گشته که می خواهند در حکومت خفقان زا مدعی صدای رهایی ای که مردم تشنه آنند شوند. چه جماعتی؟ نگاه به اعلامیه ها افکنید و سخنرانی ها. " باند" نهضت آزادی در داخل و جماعت سواری طلب در خارج بیکار ننشسته اند و این عادت دیرینه اینان را " سیستم" خوب می شناسد. شیفتگان " استحاله" و سوار قدرت شوندگان نه در این میان زحمتی خواهند کشید نه خود به فشار و البته خفقانی دچار! چرا که اینان بر درد می خواهند سوار شوند نه آنکه زبان گویای آن و بفکر چاره آن گردند.

همان جماعت رهبر تراش بارها البته در صحنه حاضر بوده امروز هم تجدید قوایی نموده و سوار بر شعار " دموکراسی؛ حق زنان؛ حق کارگران؛ حق اقوام؛ حق حتی همسایگان در نامیدن خلیج فارس به هر نام دیگر، حق مذاکره؛ حق مداخله؛ حق رفراندوم!؛ حق پول گرفتن برای البته " نجات! ایران" و هر حق دیگری که از آن من و تو ایرانی است اینها با شعار ادعایی آن وارد میدان معرکه گشته اند.

معرکه ای است پاک دلسرد کننده. کسی پاک به میدان برچیدن سیستم ستم قدم می نهد و از جان شیرین اش می گذرد اینان؛ به جای آموختن در صدد کمرنگ نمودن پیام او می شتابند و در پی " بت اعظم البته وزارت اطلاعات شکنی چون خاتمی سالوس" حنجره ها خسته می کنند. بر پیکر آزادگان منبر دعای خود را برپا می کنند مبادا که نفری آگاه شود از پیام او و شیوه ایستادگی اش. دیگر این سالها به حدی کارکشته گشته اند که خود از آغاز این " امامزاده تراشی" را برپا می کنند. دیدند همکارانشان حتی با دست درازی بر ادعای " دادگستری" آن هم در سیستم جمهوری اسلامی نمی توانند حقانیت افرادی چون " زیبا کاظمی" را بشویند و به رنگی دیگر درآورند؛ به تولید داخلی و خارجی پرداختند. اکبر گنجی را همان وزارت اطلاعاتی که من و تو مردم که حق سوال آزاد را نیز نداریم به مدال! جواز نشریه مزین اش گردانیدند؛ اگر نویسنده و روزنامه نگار را نمی توانند بخرند خوب خود به تولیدش و عنوان بخشی اش که ید طولایی دارند. سپس نیز چنان هیئت داوری و منصفه ای از تولیدات کیهان خاتمی – شریعتمداری بر ملت سوار کنند که بله مملکت قانون دارد و همه نهادها بر آن اساس بر کارشان گمارده گشته اند. گنجی و امثال اینان داخل حکومتی را به نام البته نویسنده زندانی، زن اقلیت نشریه زنان زده البته داخل در باند " باقی - نهضت آزادی- خاتمی" را به خارجه گسیل دارند مگر " اعتبارکی" برای حکومت ساخته شود و اگر نشد اینان " جایگزین های آینده " باشند.

به همین نکته آخر می گویند دست درازی بر حس و خواست مردم. امروز در پی بنا کردن بنایی هستند همانند آنچه سالها پیش نمودند؛ و دیگر وقتی سوار گشتند مگر در افسانه ها نام و نشانی از " راستی و جوهره" بیابیم. اگر امروز با نگاه به این روزها، و هزاران امکان اعتبار تراشی مصنوعی بر اینان ارزش را پاس بداریم و دست این دست درازان را از این ارزشها کوتاه نگردانیم؛ دیگر در فردا همان مغلطه پایه نهاده خاتمی بر تمامی ارکان جامعه و وجودمان مستولی خواهد گشت.

آن " زن" ایرانی که از این همه ستم به خشم آمده خودش را در معرض " شیرویه" ها نخواهد نهاد؛ و این اعتبار تراشی مصنوعی که بله " زنان را گرفتند و جماعت نهضت آزادی مدعی وکالت در سیستم جمهوری اسلامی مدافعشان هستند و پخش سخنان اینان " همان میدان دادن به خو گرفتگان سواری شده که امروزه حسابی بازار مکاره اشان پر نان و روغن است. دوستان به خود آییم. حواسمان هست چه می کنیم؟ در زمانی که " مردم" صدای خواست " تغییرشان" را با خشم سکوت بر فرق آسمان باریده اند این همه مدعی و باند و گروه به چه کار مشغولند؟

یعنی در " جمهوری اسلامی " این آزادی هست! که مثلا من نوعی بتوانم یک " سازمان غیر دولتی" را حتی به ثبت رسانم؟ یا اینکه این بازار فقط از آن " فیلتر سیستم" گذشتگان است؟

این میان نگاهبان ارزش ها همانا افراد مستقل آزاده ای خواهند بود که به دام دست درازان داخل و مثلا! خارج و در لباس البته " اپوزیسیون!" نیافتند.

خود ما؛ بله " ما مردمان ایران" همان " زن" ؛ همان " کارگر" همان " آموزگار" همان " آزاده" ای هستیم که از تمامی این دست درازی ها به تنگ آمده. این صدا به حدی عمیق و اصیل است که می تواند؛ توانستنی حتمی ؛ که کل معرکه آنان را در هم شکند.

همین


سایه
اسفند ماه همان دیگر سال

اطلاعیه

نیروهای امنیتی ومقامات مسئول ازبرگزاری مراسم مسالمت آمیز روز جهانی زن سنندج ممانعت کردند،



ازچند روز قبل نهاد های مردمی کانون دفاع از حقوق کودکان ، جامعه حمایت اززنان و انجمن ورزشی شاهو را برای برگزاری سمینار ومراسم روز جهانی زن صادرودرسطح شهر سنندج توزیع کردند،ساعاتی قبل از برگزاری مراسم تعدادی از پلاکاردها ی تبلیغی درسطح شهر توسط نیروهای ناشناس جمع آوری گردید و اکثرپوسترها را درسطح شهر پاره کردند. ازفرمانداری و نیروهای امنیتی اعضای این نهادها احضار و اعلام کردند که به هیچ وجه نباید این مراسم برگزار شود و اجازه نمی دهند درب سالن محل برگزاری واقع درخیابان پاسداران به روی مردم ومهمانان بازشود. بهانه نیروهای امنیتی و فرمانداری شهراین بود که تعدادی افراد ناشناس اقدام به پخش اطلاعیه های کرده که شهر را به آشوب بکشند و با توجه به این وضعیت از مراسم روز زن ممانعت می شود.مذاکره مسولین جامعه حمایت زنان با فرمانداری و مسولین امنیتی بی نتیجه ماند، روزپنجشنبه بازهم هیئت مدیره جامعه حمایت به استانداری و فرمانداری رفته وبرانجام برگزاری مراسم مسالمت آمیزوسمینار با مقامات گفتگویی انجام دادند وکتبا مراتب انجام کاروپذیرفتن مسولیتهای این مراسم در سالن دانش اموزی را به فرمانداری شهرسنندج اعلام کردند اما تا ساعات ۲بعد از ظهرپنج شنبه هیچ جوابی دریافت نکردند، حدود ساعت ۳ بعد از ظهر مردم به طرف محل مراسم حرکت کرده ودرآنجا حدود هزارنفر تجمع کردند که با برخورد وضرب وشتم نیروهای انتظامی مواجه شدند،اعضای این نهادها خطاب به مردم تراکتهای دادند که مراسم به علت ممانعت مسولین برگزار نمی شود،ولی مردم مصر به برگزاری مراسم بودند وتعدادی تلاش کردند به داخل حیاط سالن بروند اما بابرخورد شدید نیروهای لباس شخصی مواجه شدند و تعدادی دستگیر و مورد ضرب وشتم قرار گرفتند
اسامی دستگیر شده گانی که تا هم اکنون دربازداشت به سرمیبرند به شرح ذیل اعلام میگردد:
صلاح زمانی
ضمن تاکید بر اینکه تشکل های ما مردمی هستند و دارای شناسنامه قانونی بوده وفعالیتهای صورت گرفته درراستای اهداف اجتماعی این نهادها می باشد وفراخوان این مراسم بصورت علنی ومسالمت آمیز انجام گرفته است مراتب اعتراض خودرا با برخورد غیر قانونی مسولین اعلام وخواستار آزادی بازداشت شده گان این مراسم هستیم. ضمنا اعلام میداریم نهادهای ما هیچ ارتباطی با اطلاعیه های بی شناسنامه که درسطح شهر توزیع شده است ندارند.
جامعه حمایت از زنان
کانون دفاع از حقوق کودکان
۱۷ اسفند ۱۳۸۵

خبر اختصاصی وبلاگ اخبار جنبش زنان: طبق اخبار رسیده در روز گذشته در تجمع روز جهای زن در جلوی مجلس در میان بهارستان دست کم ۱۰ تن از فعالین زن و دانشجویی بازدشت شده اند که تا لحظه ی تنظیم این خبر خانم مارال فرخی در بازداشت به سر می برد.



همچنین خانم ژیلا بنی یعقوب بعد از چند روز بازداشت امروز آزاد شده اند و هم اکنون از جمع ۳۳ فعال زن بازداشتی در هفته ی گذشته خانم ها شادی صدر و محبوبه عباس قلی نژاد همچنان در زندان اوین به سر می برند. و از سرنوشت دست کم ۴ تن از فعالین زنان اطلاع دقیقی در دست نیست.
همچنین در پی بر هم زدن خشونت آمیز مراسم بزرگداشت روز جهانی زن در شهر سنندج چندین تن از فعالین زنان در این شهر بازداشت شده اند که نام های آنان به شرح ذیل است: وریا تدین، پرویز پوررضایی، سوران حسینی، ژینا مدرسی، پیمان نعمتی، احسان احمدی، فاطمه زمانی، ثریا محمدی، سیما علیخانی، صلاح زمانی
اخبار رسیده از دیگر شهر های کردستان نیز حاکی از آن است که علارغم فشار های موجود بر فعالین حقوق زن در این شهر ها مراسمات با شکوه در شهر های سقز، بانه، مریوان، پیرانشهر و... به مناسبت ۸ مارس برگزار شده است.

تجمع مسالمت آمیز زنان که قرار بود ساعت ۲ امروز در مقابل مجلس برگزار شود، با دخالت نیروی انتظامی به درگیری کشیده شد.




کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره۲۴۰-۲۰۰۷
تاریخ۱7/12/1385
تجمع مسالمت آمیز زنان که قرار بود ساعت ۲ امروز در مقابل مجلس برگزار شود، با دخالت نیروی انتظامی به درگیری کشیده شد.
ساعت 2 بعدازظهر امروز حدود 300 تا 400 تن از فعالین جنبش زنان و جنبش دانشجویی به منظور بزرگداشت روز جهانی زن و اعتراض به بازداشت و اعمال فشار و سرکوب بر زنان قصد حضور در مقابل درب اصلی مجلس را داشتند که دخالت نیروی انتظامی مانع از این امر شد.
نیروهای انتظامی ضمن متفرق نمودن تجمع کنندگان به سوی میدان بهارستان اقدام به دستگیری تعدادی از افراد حاضر در تجمع نمودند، همچنین مبایل و دوربین عده ای از افراد نیز توسط نیروهای حاضر در محل ضبط شد.
گفته می شود بازداشت شدگان، همگی به کلانتری 109 بهارستان انتقال یافتند. همچنین در لحظات پایانی تجمع زمانی که اکثریت افراد توسط نیروی انتظامی پراکنده شده بودند پلیس زن و یگان ضدشورش با حضور در میدان اقدام به متفرق کردن سایر افراد حاضر در محل کرد.
قرار است مراسمی به همین منظور ساعت 5 بعدازظهر در محل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) برگزار شود.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

'گروهی از فعالان جنبش زنان ایران در زندان حکومت تروریستی اسلامی، اوین'


برخورد با زنان - عکس آرشیوی

تجمع فعالان جنبش زنان در ایران در موارد مختلف با برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی و بازداشت شرکت کنندگان همراه بوده است
برخی از نزدیکان به فعالان جنبش زنان ایران که صبح یکشنبه مقابل دادگاه انقلاب تهران دستگیر شدند، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی از انتقال این زنان به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داده اند.

این گروه از فعالان جنبش زنان در آستانه روز جهانی زن (هشتم مارس) در حالی که در اعتراض به آنچه 'برخوردهای امنیتی با فعالیت های مدنی' نامیده اند، مقابل دادگاه انقلاب تهران تجمع کرده بودند، بازداشت شدند.

منصوره شجاعی، از فعالان جنبش زنان، به بخش فارسی بی بی سی گفته است در حالی که تجمع کنندگان در پیاده رو نشسته بوده و پلاکاردهایی با مضمون 'تجمع آرام، حق مسلم ماست' در دست داشتند، با برخورد ماموران انتظامی مواجه شده و گروهی از آنان به وسیله مینی بوس به مقر نیروی انتظامی در خیابان وزرای تهران منتقل می شوند.

خانم شجاعی شمار بازداشت شدگان را دستکم سی و چهار نفر اعلام کرده و افزوده است که تنی چند از شرکت کنندگان در تجمع مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

بشنويدگفتگو با منصوره شجاعی، فعال امور زنان که در محل حادثه حاضر بوده است -- برنامه جام جهان نما

وبسایت های نزدیک به جنبش زنان ایران در روزهای گذشته از قصد خود برای برپایی تجمع در روز یکشنبه سیزدهم اسفند ماه (چهارم مارس) خبر داده و دلیل آن را اعتراض به 'برخورد امنيتی و قضايی با فعاليت‌ های مدنی و مبارزات مسالمت ‌آميز زنان' اعلام کرده بودند.


نوشين احمدی ‌خراسانی، پروين اردلان، شهلا انتصاری، فريبا داوودی ‌مهاجر، و سوسن طهماسبی پنج نفری هستند که به اتهام دعوت به تجمع خرداد ماه 85 در میدان هفت تیر تهران، در دادگاه انقلاب حاضر شده بودند


ظاهرا این تجمع همزمان با حضور پنج تن از فعالان حقوق زنان در دادگاه انقلاب برپا شده بوده که به اتهام دعوت به تجمع زنان در خرداد ماه (ژوئن سال گذشته میلادی) در ميدان هفت تير، به شرکت در جلسه دادرسی فراخوانده شده اند.

نوشين احمدی ‌خراسانی، پروين اردلان، شهلا انتصاری، فريبا داوودی ‌مهاجر، و سوسن طهماسبی پنج نفری هستند که روز یکشنبه در دادگاه انقلاب حاضر شده بودند و نام آنها در میان لیست هایی که وبسایت های فعالان جنبش زنان از بازداشت شدگان منتشر کرده اند، نیز به چشم می خورد.

اعتراض دیده بان حقوق بشر

پیشتر ديده بان حقوق بشر از قوه قضائيه ايران خواسته بود تا سريعا تعقيب کيفری شماری از فعالان حقوق زنان در اين کشور را که به گفته اين گروه از حق قانونی خود برای تجمع صلح آميز استفاده کرده بودند، متوقف کند. این سازمان مدافع حقوق بشر خبر داده بود که قوه قضائيه ايران روز يکشنبه، چهار مارس، قرار است محاکمه چند تن از فعالان جنبش زنان در ایران را آغاز کند.

بازداشت شماری از فعالان حقوق زنان در ایران در حالی صورت می گیرد که تنها چهار روز تا هشتم مارس، روز جهانی زن، باقی است.


ايران، زنان را به خاطر اعتراض صلح آميز آنها به قوانين تبعيض آميز تحت پيگرد کيفری قرار می دهد و اين برخورد، قوانين ايران و قوانين بين المللی را نقض می کند

سارا لی ويتستون، مدير اداره خاورميانه و شمال آفريقای دیده بان حقوق بشر

حدود یک ماه پیشتر نیز مقام های امنیتی ایرانی سه فعال جنبش زنان را که برای شرکت در یک دوره آموزش روزنامه نگاری عازم هند بودند، در فرودگاه بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند، اما قریب به بیست و چهار ساعت بعد آنها را با قرار کفالت آزاد کردند.

سارا لی ويتستون، مدير اداره خاورميانه و شمال آفريقای دیده بان حقوق بشر می گويد "ايران، زنان را به خاطر اعتراض صلح آميز آنها به قوانين تبعيض آميز تحت پيگرد کيفری قرار می دهد و اين برخورد، قوانين ايران و قوانين بين المللی را نقض می کند."

طبق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تشكيل اجتماعات و راه ‏پيمايی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است.

4مارس


وحشت رژیم زن ستیز اسلامی از زنان تحصیل کرده و موفق در عرصه اجتماعی و سیاسی جامعه .زنانی که در صف نخست براندازی
حکومت شونیستی و مردسالار برای احقاق حقوق حقه انسانی شان گام خواهند برداشت.در مقابل رژیم ضد زن، نژاد پرست و شونیستی باید
ایستاد و وظیفه ایست ملی و میهنی که به بقای آن خاتمه داد.

ح.س.ا

كميسيون زنان دفتر تحكيم نسبت به طرح محدوديت جنسيتي در پذيرش دانشجو شديدا اعتراض كرد
[h3
كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت با انتشار بيانيه اي طرح بعضي از نمايندگان مجلس در خصوص محدوديت جنسيتي در پذيرش دانشجو را محكوم كرده و نسبت به اين طرح شديدا اعتراض كرد. متن اين بيانيه به شرح زير است:

در حالي كه اكثر دولت ها به سمت اعمال تبعيض مثبت به نفع زنان پيش مي روند، ‏‏زنان ايران از تنها روزنه ارتقا و توانمندي اجتماعي محروم مي شوند. طرح سهميه بندي جنسيتي در پذيرش دانشجويان، كه مجدداَ در مجلس طرح شده اقدامي است متحجرانه در جهت سلب حقوق اجتماعي زنان كه بار ديگر عدم پايبندي حكومت به شعار شايسته سالاري را به اثبات مي رساند و آشكار با اصل بيست و يکم قانون اساسي كه ايجاد زمينه هاي مناسب براي رشد شخصيت زن و احياي حقوق مادي و معنوي او را از وظايف دولت دانسته، در تضاد است.

به نظر مي رسد ساده ترين راه حذف اشتغال زنان جلوگيري از ورود آنان به دانشگاه است. هم اكنون نيز زنان از احراز پست هاي مديريتي و كليدي در سازمان ها به اين دليل محرومند كه نگرش پدرسالار حاكم بر حاكميت سعي در القاي نقش خانه داري به عنوان تنها كاركرد زنان در جامعه دارد.

اين در حالي است كه زنان هم اكنون نيز براي رسيدن به جايگاه هاي شغلي برابر با مردان با وجود صلاحيت ها و شايستگي هاي شان با مشكلات عديده اي مواجه اند. آمارها نشان دهنده آن است كه متوسط تحصيلات زنان شاغل به نحو قابل توجهي بيشتر از مردان شاغل است. زنان با وجود حقوق و مزاياي شغلي كمتر و موانع قانوني موجود به تلاششان براي دستيابي به استقلال اقتصادي و جايگاه اجتماعي ادامه مي دهند.

يكي از اولين پيامدهاي افزايش آگاهي زنان در تمام اعصار تاريخي اعتراض به بنيان هاي نابرابر و ظالمانه خانوادگي و در نتيجه طلاق بوده است. حاكميت به جاي اينكه با تعديل قوانين نابرابر خانواده به تحكيم بنيان آن كمك كند با ايجاد مانع بر سر راه آگاهي زنان از حقوق شان، به مفتضح ترين شكل سعي در پاك كردن صورت مسئله دارد. نا گفته پيداست كه تحصيلات مي تواند نقش به سزايي در توانمند سازي زنان داشته باشد و آنان را به بنيادي ترين خواسته شان كه امنيت و برابري حقوقي است رهنمون سازد. گويي عده اي از آگاهي زن به هراس افتاده اند. سياست نخ نماي مهرورزي كه از تغيير نام سازمان امور مشاركت زنان به سازمان امر زنان و خانواده آغاز شده است، سعي دارد با حمايت از اين گونه طرح هاي غيرمنطبق با حقايق جامعه مانع نقش آفريني اجتماعي و اقتصادي زن شود و او را در چهار ديواري محدود خانه اسير كند.

دختران كه همواره در مقايسه با پسران شاهد تبعيض و نابرابري هستند، دانشگاه را فرصتي يافته اند كه امكان تنفس و بروز توانايي ها و استعداد هايشان را در فضاي خفقان آور تبعيض هاي جنسيتي فراهم مي كند. در مجالي كه افزايش حضور دختران در دانشگاه فرصتي را براي اصلاح نگاه كور جنسي در محيط هاي پژوهشي فراهم آورده است، حاكميت در پي تحديد اين روزنه است.

كميسيون زنان تحكيم به عنوان نهاد دانشجويي كه دغدغه پيگيري مطالبات دختران دانشجو را دارد اعتراض خود را به هر گونه طرحي كه سبب دامن زدن به تبعيضات جنسي شود اعلام مي كند و خواستار واكنش مناسب دانشجويان و اساتيد آگاه نسبت به اين مسئله است.





كميسيون زنان
دفتر تحكيم وحدت
7 بهمن ماه 1385



منبع: سايت كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت]

رژیم زن ستیز اسلامی سیت میدان زنان را فیلتر می کند



ايران در ليست 13 كشور دشمن اينترنت كه توسط گزارشگران بدون مرز تهيه شده، قرار دارد.

گزارشگران بدون مرز نسبت به فيلترينگ سايت انتخاب و ميدان زنان اعتراض كرد

خبرنامه اميركبير: گزارشگران بدون مرز نسبت به فيلترينگ سايت انتخاب و ميدان زنان اعتراض كرد. متن كامل بيانيه اعتراضي گزارشگران بدون مرز به اين شرح است: «گزارشگران بدون مرز امروز به دولت ايران براي مسدود نمودن دسترسي به دو سايت مستقل، انتخاب و ميدان زنان، در تاريخ 7 نوامبر اعتراض كرد. هيچ گونه استدلالي به صورت رسمي در اين خصوص دريافت نشده اما سردبير انتخاب گفت كه معتقد است دستور فيلتر كردن اين سايت از سوي دفتر رئيس جمهور، احمدي نژاد، صادر شده است. ايران در ليست 13 كشور دشمن اينترنت كه توسط گزارشگران بدون مرز تهيه شده، قرار دارد.

سازمان آزادي مطبوعات مي گويد: «ارزيابي ها اين مسئله را به ذهن متبادر مي كنند كه حاكمان ايران جهت گيري ايدئولوژيك سخت تري را در خصوص كنترل اينترنت اتخاذ نموده اند. نظارت و سانسور به صورت آنلاين براي وبلاگ هاي ايراني به صورت دائمي افزايش يافته است. 4420 راي عليه ايران در طول اعتراض 24 ساعته ما عليه سانسور گواه وضعيت نگران كننده اينترنت در اين كشور است.

سايت انتخاب چندين مقاله اانتقادآميز در مورد گروه احمدي نژاد و راهنماي روحاني اش، آيت الله مصحباح، در هفته هاي اخير منتشر نموده است. اين سايت پيش از اين در 18 ژانويه پس از آن كه تلاش براي تحميل مصباح به عنوان جانشين خامنه اي را به رئيس جمهور منستب نمود، فيلتر شد. فيلترينگ به صورت رقابتي ادامه دار ميان احزاب محافظه كاران درآمده است.

سايت ديگر، ميدان زنان، كه سه ماه پيش ايجاد شد، به خاطر انتشار مقالاتي كه خواستار پايان دادن به سنگسار زنان است، توسط دولت ايران هدف حمله قرار گرفته است.»

رژیم مدافعان حقوق زنان را سرکوب می کند.




گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

په‌یامنێرانی ڕیکخراوی پاراستنی مافی مرۆڤی کوردستان

Human Rights Organization of Kurdistan Reporters


کلیه اموال رویا طلوعی توقیف شد
مرکز اطلاع رسانی
گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
گزارش 442
سنندج؛ کلیه اموال دکتر رویا طلوعی توسط دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی توقیف و در آستانه مصادره شدن قرار گرفت.
به موجب ابلاغیه ستاد اجرایی فرمان امام در کردستان و کرمانشاه، و با استناد به قرار صادره از سوی دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی در کردستان، کلیه اموال متعلق به خانم دکتر رویا طلوعی از جمله آزمایشگاه پزشکی مورد مشارکت نامبرده با همسرش، توقیف و ممنوع المعامله گردید. یاد آور میگردد خانم رویا طلوعی از فعالان کرد و مدافع حقوق زنان است که ظاهرا" به اتهام تلاش برای راه اندازی جنبش فیمنیستی بعنوان معاند نظام معرفی گردیده و دادگاه ویژه اصل 49 قانون اساسی حکم بر توقیف و مصادره اموال نامبرده صادر کرده است.

جمعه 21 مهرماه 1385

تاریخ : 9/7/85
شماره : 127 – 85
به نام آزادی
به نام سعادت ملت ایران

با درود بیکران به جان باختگان راه آزادی .

در حمایت از حرکت شجاعانه و تحسین برانگیز زنان آزدیخواه میهنمان که در اعتراض به قوانین ظالمانه ، تبعیض آمیز و ضد زن ملایان اقدام ، به جمع آوری یک میلیون امضاء نموده اند.


ما زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج ضمن محکوم نمودن تمامی قوانین ظالمانه و ضد انسانی بویژه قوانین زن ستیز حکومت ملایان در ایران حمایت همه جانبه خود را از این کنش مدنی و دمکراتیک اعلام می داریم و خواستار لغو تمامی قوانین تبعیض آمیز بر علیه بانوان ایران بود و از تمامی مجامع و سازمان های بین المللی حقوق بشر استمداد می طلبیم تا ملت ایران را در استیفای حقوق انسانی و مدنی خود یاری برسانند.

پایدار- وطن – همیشه

1-امیر حسین حشمت ساران
2- جعفر اقدامی
3-افشین بایمانی
4-بهروز جاوید تهرانی
5-مهرداد لهراسبی
6-علیرضا کرمی خیر آبادی

8 مهر 1385

Human Rights Activists in Iran

كارزار «یك میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز»


دكتر حسين باقرزاده
سه شنبه ١٤ شهریور ١٣٨٥ – ٥ سپتامبر ٢٠٠٦


كارزار «یك میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» كه به ابتكار فعالان جنبش زنان از هفته گذشته آغاز شده است یكی از بزرگترین و بلندهمت‌ترین تلاش‌های جامعه مدنی ایران بشمار می‌رود. مبتكران این كارزار به دنبال آن هستند كه با كار تبلیغی و توضیحی در میان قشرهای مختلف اجتماعی ایران، یك میلیون امضا برای‌ تغییر قوانین زن‌ستیز رایج در این كشور جمع‌ بیاورند و این خواست را با صدای هرچه بلندتر طنین‌انداز كنند. زنان در ایران بزرگترین نیروی اجتماعی هستند كه تحت تبعیض نظام‌‌یافته قرار دارند و از یكی از وسیع‌ترین و خشونت‌بارترین مجموعه قوانین تبعیض‌آمیز رنج می‌برند. پیكار برای احقاق حقوق زنان از پشتوانه بالقوه نیروی اجتماعی وسیعی‌ برخوردار است، و موفقیت در این پیكار نقش عمده‌ای در تحول فرهنگ حقوقی و حقوق بشری جامعه ایفا خواهد كرد. كارزار «یك میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» تجربه‌ای سترگ در جامعه مدنی‌ ایران است و امید كه مورد حمایت فعال همه نیروهای آزادی‌خواه و طرفدار حقوق بشر قرار گیرد.

جمع‌آوری امضا برای طرح یك خواست مشترك گروهی یا اجتماعی یكی از مسئولانه‌ترین و فعال‌ترین راه‌های شركت مردمی در امر سیاست (به معنای عام آن) و تأثیر‌گذاری بر آن است. در واقع، در جامعه مدرن، توده‌ها عموما از سه راه می‌توانند به صورت جمعی خواست‌های خود را بیان كنند و در تحقق آن سهم داشته باشند. یكی از طریق شركت در انتخابات است. این عمل بی‌ضررترین كنش وسیع اجتماعی است، و افراد می‌توانند بدون تحمل كمترین هزینه امنیتی (وقتی‌ كه رأی مخفی است) در آن شركت داشته باشند. این عمل هم‌چنین تا حد زیادی انفعالی است - معمولا زمان اجرای آن از كنترل مردم خارج است. دیگری اجتماعات عمومی یا تظاهرات خیابانی است. این حركت، یكی از راه‌های ابراز خواست‌های عمومی است و به مردم اجازه می‌دهد كه به صورت فعال در زمانی كه خود انتخاب می‌كنند به اعمال آن دست بزنند. این عمل هم‌چنین هزینه‌هایی (به خصوص در نظام‌های سركوبگر) دارد، ولی این هزینه‌ها معمولا بر گردانندگان یا بخش‌های‌ كوچكی از آن تحمیل می‌شود، و غالب شركت‌كنندگان می‌توانند بدون این كه در خطری قرار گیرند از آن بگذرند و رد پایی از خود جا نگذارند. امضا گذاشتن پای یك تومار یا عریضه، اما، گرچه ابهت و هیمنه تظاهرات خیابانی را ندارد (و لذا در نظام‌های سركوبگر كمتر حساسیت ایجاد می‌كند)، به لحاظ نفس شركت در یك عمل اجتماعی مسئولانه‌ترین نوع حركت مشترك توده‌ای است.

سازمان دهندگان كارزار فوق تأكید كرده‌اند كه دنبال جمع‌آوری امضای كاغذی هستند، و نه مثلا تلفنی یا اینترنتی. در این جا كسی كه امضای‌ خود را پای كاغذ می‌گذارد آگاهانه مسئولیت می‌پذیرد و این مسئولیت را با امضای‌ خود تأیید می‌كند. دیگر این كه هر امضاكننده با سایر امضاكنندگان مسئولیت برابر دارد و هزینه‌ای برابر را به خود می‌خرد. البته كسانی كه به جمع‌آوری امضا می‌پردازند (و امضای‌ خود را در پای فرم به عنوان جمع‌آوری‌كننده می‌گذارند) به نسبت هزینه بیشتری را تحمل می‌كنند، ولی هم‌اینان نیز در مقیاس هزارانه یا ده‌ها هزارانه خود، مسئولیت برابری را به عهده می‌گیرند. در مجموع، شركت در این عمل اجتماعی در مقایسه با دو نمونه دیگر كه در بالا نام برده شد (شركت در انتخابات یا تظاهرات) عملی آگاهانه‌تر و همراه با پذیرش مسئولیتی بیشتر و برابرتر بشمار می‌آید. از این رو، نفس این كار به عنوان یك تجربه احتماعی در سطح میلیونی كه با آموزش و بالا بردن سطح آگاهی مردم همراه خواهد بود اهمیت فراوان دارد و بی‌تردید در رشد فرهنگ اجتماعی مردم ما (و به خصوص زنان) تأثیر زیادی خواهد داشت.

در واقع، آموزش و بالا بردن سطح آگاهی مردم/زنان یكی از هدف‌های این طرح بشمار می‌رود. رژیم جمهوری اسلامی بسیاری از قوانین زن‌ستیز خود را با توسل به سنت‌های كهنه فرهنگی و انگاره‌ها و تعالیم مذهبی توجیه می‌كند و یا از ناآگاهی بخش وسیعی از زنان از تأثیری كه این قوانین بر زندگی آنان می‌گذارد بهره می‌گیرد. از این رو، سازمان‌دهندگان كارزار، یك جزوه حقوقی تحت عنوان «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» تهیه كرده‌اند تا مهمترین نمونه‌های این قوانین تبعیض‌آمیز را به زبان ساده در آن شرح دهند. فعالان این پیكار هنگام حمع‌آوری امضا این جزوه‌ها را پخش می‌كنند و مفاد آن را توضیح می‌دهند. جزوه البته دارای نقاط ضعفی است. مثلا از ازدواج با تعبیرهای سنتی و تحقیر‌آمیز مانند «عروس كردن» و «شوهر دادن دختر»، كه خود پایه بسیاری از عناصر تبعیض‌آمیز نهاد ازدواج در فرهنگ جامعه ما است، بدون هیچ نقدی یاد می‌كند و از تأكید این نكته بدیهی و اولیه كه (بنا بر اصل ١٦ اعلامیه جهانی حقوق بشر) ازدواج باید یك رابطه داوطلبانه بین دو انسان برابر و بدون محدودیت باشد باز مانده است. ولی‌ علارغم این نقاط ضعف، پخش جزوه یادشده و گفتگوهایی كه به هنگام جمع‌آوری امضا حول آن صورت می‌گیرد بدون شك می‌توند اثر زیادی در آگاهی زنان جامعه ما و بیداری شعور جنسیتی آنان داشته باشد.

جنبش زنان به گفته خانم نوشین احمدی خراسانی از یك خصوصیت منحصر به فرد برخوردار است و آن خصوصیت «بی‌مكانی» آن است. ایشان به درستی می‌گوید كه جنبش‌های دیگر هر یك هویت مكانی دارند، مثلا دانشگاه برای دانشحویان، كارخانه برای كارگران و از این قبیل. جنبش زنان، ولی، از این خصوصیت عاری است. در نتیجه این جنبش «همه‌جایی» است. ایشان سپس با الهام از شعر زیبای «زن شحاع تاریخ ایران» طاهره قرة‌العین نتیجه می‌گیرد كه این كارزار را باید «كوچه به كوچه، كو به كو» پیش برد و هر جا كه زنی وجود دارد «مكان» این پیكار خواهد بود. در واقع، این خصوصیت یكی از نقاط قوت بزرگ این جنبش و این پیكار نیز هست - نقطه قوتی كه اگر به كار گرفته شود می‌تواند نقشی اساسی در موفقیت آن ایفا كند.

گروه‌های دیگر اجتماعی كه تحت تبعیض یا ستم قرار دارند به لحاظ جغرافیایی در محدوده‌های‌ خاصی فعالیت می‌كنند و در مبارزات خود به سختی می‌توانند در حوزه صاحب‌امتیازان یا سركوبگران خود رخنه كنند. این خصوصیت در مورد كارگران یا اقلیت‌های مذهبی، نژادی یا قومی به خوبی مشهود است. وجود این خصوصیت به سركوبگران و صاحبان امتیاز اجازه می‌دهد كه به دور از سركوب شده یا تحت تبعیض، به حیات خود ادامه دهند و در پس مرزهای فیزیكی از موجودیت خود و وضع موجود دفاع كنند. ولی زن در هر خانه‌ای هست، و جنبش زنان در خانه و اندرونی «دشمن»، یعنی‌ در خانه هر عنصر سیاسی و مذهبی حاكم كه قوانین تبعیض‌آمیز را علیه زنان وضع كرده و یا از آن حمایت می‌كند، یك «ستون پنجم» دارد. و این ستون پنجم می‌تواند ضربه كاری را در لحظه مناسب بر دشمن فرود آورد.

به عبارت دیگر، هر دولتمرد و آیت‌الله و حجت‌الاسلام حاكم در كشور زن و دختر و خواهر یا مادری دارد كه مانند همه زنان دیگر در ازدواج و طلاق و ولایت فرزند و ارث و دیه و شهادت و اشتغال و مانند این‌ها مشمول همان قوانین زن‌ستیزی هستند كه این كارزار در صدد تغییر آن‌ها است. البته برخی از اینان به مثابه كارگرانی كه به خدمت ارباب در‌آمده‌اند ممكن است از این كارزار حمایت نكنند و یا حتا در برابر آن بایستند. ولی‌ به طور قطع، اكثریت آنان به سهم خود از این قوانین رنج می‌برند و از دریافت حقوق انسانی خود استقبال می‌كنند. اكنون مهم آن است كه این كارزار به خانه‌های این قدرتمندان نیز كشیده شود و زنان آنان نیز، به عنوان زن و نه به عنوان قدرتمند، به این كارزار بپیوندند. اگر روزی زنان حرم ناصرالدین‌شاه توانستند قلیان‌ كشیدن او را تحریم كنند و به پیروزی جنبش تنباكو مدد برسانند، امروز به طور قطع زنان قشر حاكم می‌توانند در جنبشی كه منافع خود آنان را نیز در برگیرد سهم داشته باشند. این مسئله با توجه به سطح بالای تحصیلی نسبی این زنان، و این سنت‌ كه بسیاری از پیشتازان جنبش زنان از درون خانواده‌های روحانی بیرون آمده‌اند، زمینه بیشتری پیدا می‌كند.

كارزار «یك میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» اكنون آغاز شده است. امید كه به یاری‌ فعالان جنبش زنان (از زن و مرد) این كارزار با برنامه پیش برود و به هدف اولیه خود كه جمع‌آوری یك میلیون امضا است برسد. نفس این كار كه با افزایش آگاهی قشر وسیعی از مردم و بیداری انبوهی از زنان وطن ما همراه خواهد بود موفقیت فرهنگی و اجتماعی بزرگی است. این كه بعد نظام حاكم در برابر این خواست چه واكنشی نشان دهد مسئله دیگری است، ولی تردید نباید كرد كه این بیداری عظیم اجتماعی نقش عمده ای در تحولات كشورما به سوی‌ یك جامعه انسانی‌تر و برابرتر خواهد داشت. امید كه هر انسان آزاده در این پیكار شركت كند و هركس كه بتواند در هر محیطی، از مدرسه و دانشگاه گرفته تا اداره و كارخانه و بازار و ده و محله و خانه به جمع‌آوری امضا بپردازد. البته سركوبگران ممكن است تلاش كنند كه با ارعاب و تهدید حتا از یك چنین حركت مدنی مسالمت‌آمیز نیز مانع شوند. اما این قاعده كلی را باید در نظر داشت كه تیغ سركوبگر اگر بر گردن یكی فرود آید ممكن است آن را ببرد، ولی وقتی بر سر هزاران انسان فرود آید خراشی نامحسوس بیش باقی نخواهد گذاشت. امید كه هزاران هزار در این كارزار سهیم شوند.
-----------------------------------------

برای اطلاع بیشتر از این كارزار و اسناد آن، و نوشته خانم خراسانی كه در بالا یاد شد به سایت مخصوص این كارزار مراجعه فرمایید:
http://www.we-change.org/

02.09.2006
وین – اتریش
تشکل بین المللی نجات ایرانیان
SOS


کبری رحمانپور در آستانه اعدام قرار گرفته !
برای نجات کبری همیاری کنید



بنا بر گزارشی که امروزدر تارنمای خبرگزاری رژیم ایران " فارس " درج گردیده است آقای عبدالصمد خرمشاهی وکیل کبری رحمانپور امروز اعلام داشته است که: شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران به كبري رحمانپور يك ماه فرصت داده است تا رضايت اولياي دم مقتول را كسب كند.
در صورتي كه كبري در اين مدت موفق به اين كار نشود حكم مجازات او اجرا مي‌شود.
كبري رحمانپور متهم است در سال 81 مادر شوهرش را که با چاقو به او حمله ور شده بوده را در دفاع از خود به قتل رسانده است.
تا کنون تلاشهای انجام شده برای جلب رضایت از خانواده مادر شوهر کبری به نتیحه نرسیده است.
کبری یکی از قربانیان شرایط اجتماعی مصیبت بار ایران است .
کبری درباره خودش میگوید:
من‌ دختري‌ 18 ساله‌بودم‌ و خانواده‌ فقيري‌ داشتم‌. عليرضا كه ‌مردي‌ 65 ساله‌ از يك‌ خانواده‌ مرفه‌ بود به‌خواستگاري‌ام ‌آمد و با آنكه‌ پدر بيمار و از كار افتاده‌ام ‌مخالفت ‌مي‌كرد، من‌ تن به ‌اين‌ ازدواج ‌دادم ‌تا باري‌ از دوش ‌خانواده‌ام‌ بردارم‌. شوهرم‌ عليرضا قبلا ازدواج‌ كرده‌ بود و پسري‌ 18 ساله‌داشت‌، تصميم‌گرفتم ‌با همه‌ مشكلات‌ بسازم ‌ولي‌ مادرشوهر پيرم ‌مرا كلفت‌ خانه‌ مي‌دانست‌ و رفتار تحقيرآميزي‌ با من‌داشت‌، اين‌ پيرزن‌ مرتب نيش‌ زبان ‌مي‌زد و تحقيرم‌ مي‌كرد، مي‌گفت‌ خيال‌نكن‌ تو عروس‌خانواده‌ام‌ هستي‌، تو را براي‌ كلفتي‌ به‌ خانه‌ام ‌آورده‌ام‌. شوهرم‌ دوستم‌ داشت‌ و نمي‌خواست‌ از من‌جدا شود ولي‌ به‌اصرار مادرش ‌دوباره‌ مرا با چشم‌گريان‌ به‌ خانه‌ پدرم‌ برگرداند و من‌ به‌ خاطر خانواده‌ام ‌با خواهش‌ و التماس‌ برگشتم‌. ضمنا ازدواج ‌ما قانوني‌ نبود و هيچ‌ عقدنامه‌اي‌ نداشتيم‌، به‌ همين‌خاطر هيچ‌ مدركي‌ نبود كه‌ ثابت‌ كنم ‌همسر عليرضا هستم‌ آن‌ روز عليرضا از من‌ خواست‌ تا لباس‌هايم ‌را بپوشم‌ و با او بروم‌، من ‌هم ‌فكر كردم ‌مي‌خواهد مسائل‌ گذشته ‌را از دل ‌من‌ بيرون ‌بياورد. لباس‌هايم ‌را پوشيدم‌ و سوار ماشين ‌عليرضا شدم‌، اطراف‌ پل ‌سيد خندان‌ بود كه ‌عليرضا بيست‌ هزار تومان ‌به‌ من‌ پول ‌داد و گفت‌، فعلا به‌خانه ‌پدرت ‌برو تا دوباره‌ تو را به‌خانه‌مان‌ برگردانم‌، از ماشين‌ پياده ‌شدم ‌و كمي‌ در خيابان‌ راه ‌رفتم‌، با خودم ‌گفتم‌، به‌ خانه‌ برمي‌گردم‌ و سعي‌ مي‌كنم‌ناراحتي‌ عليرضا را برطرف ‌كنم‌، در را باز كردم‌، وارد منزل ‌كه ‌شدم‌ ديدم ‌مادر شوهرم‌ روي‌ مبل ‌دراز كشيده‌، وقتي‌ چشمش ‌به ‌من‌ افتاد يكدفعه‌ شروع‌ به‌ فحاشي‌ كرد و به ‌پدر و مادرم ‌فحش‌ داد، سعي‌ كردم‌ آرامش‌ كنم‌ اما مرتب‌ فحش‌ مي‌داد، يك‌ باره ‌به‌ طرف‌ كشوي‌ شوهرم ‌رفت‌، چاقويي‌ از داخل‌ آن ‌برداشت‌ و به‌ من‌ حمله‌ كرد، ديگر حال ‌خودم ‌را نمي‌فهميدم‌، حالت‌ جنون‌ به‌سرم‌ زده ‌بود، چاقو را از دستش‌ گرفتم ‌و چند ضربه‌به ‌او زدم كه باعث مرگش شد.
پرونده کبری رحمانپور پس از اعتراضات حهانی از مدتی قبل به دفتر رئیس قوه قضائیه رژیم ایران فرستاده شده است. ما باردیگر تمامی انسانهای آزاده و نیروها و سازمانهای مدافع حقوق بشر در سراسر جهان را به همیاری برای نجات خانم کبری رحمانپور فرا میخوانیم.

با ارسال فاکس و ایمیل برای مسئول قوه قضائیه رژیم ایران آیت الله محمود هاشمی شاهرودی بازنگری پرونده و اقدام سریع وی در جهت صدور حکم برائت کبری را خواستار شوید .
کبری برای نجات از مرگ همیاری شما را نیازمند است.

برای ارسال فاکس و ایمیل به مسئول قوه قضائیه رژیم ایران میتوانید از اطلاعات ذیل استفاده نمائید
irjpr@iranjudiciary.org

www.iranjudiciary.org/feedback_en.html

Telefax: (00 98) 21-8879 6671, (00 98) 21-6640 4018, (00 98) 21-6640 4019

سمینار معرفی طرح کارزار برای گردآوری یک میلیون امضا با وجود لغو آن به دلیل نداشتن مجوز در خیابان برگزار شد

: شهلا [ ۱۳۸۵ يکشنبه ۵ شهريور ]
سمیناری که قرار بود امروز یکشنبه درباره معرفی طرح کارزار یا کمپین برای گردآوری یک میلیون امضا در تهران برگزار شود برگزار نشد. این کارزار بخشی از طرحی است که فعالان زن برای بدست آوردن حقوق خود اندیشیده اند. مقامات جمهوری اسلامی سبب برگزار نشدن سمینار را که قرار بود در محلی سربسته انجام شود نداشتن مجوز ذکر کردند. شهلا انتصاری از فعالان حقوق زنان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید برگزاری سمینار نیاز به مجوز ندارد. مقامات نیروی انتظامی منطقه به ما گفتند که این سمینار در دنباله تجمع 22 خرداد و یک سمینار سیاسی است و تنها مقامات بالا می توانند اجازه برگزاری بدهند. به سردارطلایی ریئس نیروهای انتظامی تهران زنگ زدیم نبود و گفتند که به ما خبر می دهند. ما هم در همین جا در بیرون سالن کاری را که در داخل باید انجام می دادیم انجام دادیم. امضا ها جمع آوری شد و دفترچه های تاثیر این قانون در زندگی زنان پخش شد. کسانی که اعلام همکاری و داوطلبی در کارگاه های آموزشی داشتند ثبت نام کردند. خانم انتصاری می گوید برنامه های سمینار در همان خیابان برابر محل برگزاری سمینار برگزار شد. قرار بود در این سمینار شماری از فعالان مدنی و اجتماعی و شخصیت های فرهنگی و هنری نیز سخنرانی کننداز رادیو فردا


گردآوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان در ایران


شماری از فعالان حقوق زنان در نشریه اینترنتی زنستان اعلام کردند در تدارک گردآوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین ناعادلانه در ایران اند. این اقدام را فعالان زن کارزار یا کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نامیده اند. فریبا داودی مهاجر روزنامه نگار و از فعالان جنبش زنان در مصاحبه با رادیو فردا از اهداف این حرکت می گوید. با بالا رفتن آمار طلاق در ایران مشکلات زنان متقاضی طلاق افزایش می یابد. بنظر می رسد داشتن وکیل عمده ترین مشکل زنان متقاضی طلاق نیست. سعیده هاشمی با لیلا که در مرحله طلاق از همسرش است و رزا قراچورلو وکیل و عضو کانون وکلای دادگستری گفتگو کرده است.
شيرين فاميلي [ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 12:00 mins ]

شیرین فامیلی (رادیو فردا): شماری از فعالان حقوق زنان در نشریه اینترنتی زنستان اعلام کردند در تدارک گردآوری یک میلیون امضا برای تغییر قوانین ناعادلانه در ایران اند. این اقدام را فعالان زن کارزار یا کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نامیده اند. فریبا داودی مهاجر روزنامه نگار و از فعالان جنبش زنان در مصاحبه با رادیو فردا از اهداف این حرکت می گوید:

فریبا داودی مهاجر: این حرکت شناسنامه دار و بلند مدت است. افرادی که امضا می کنند با دادن مشخصات کامل خود به این حرکت می دهند. این حرکت مطالبات ما را از یک گفتمان روشنفکری مرسوم به بدنه جامعه تسری می دهد. خطاب به قانونگذاران است خطاب به کسانی که در واقع ابتکار عمل برای تبلیغات را در دست دارند. مهمتر از همه این یک آموزشی را در بر دارد. در واقع به یک کار آماری می پردازیم و متوجه می شویم که اولویت زنان و مردان ما برای اصلاح قوانین و برداشتن گامهای بعدی چیست.

ش.ف: سهم ناچیز زنان نسبت به مردان در دسترسی به سرمایه و اعتبارات بانکی موضوعی است که مورد توجه عشرت شایق نایب رئیس فراکسیون زنان در مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است. خانم شایق می گوید با اینکه در قوانین و آئین نامه های تدوین شده بانکی هیچگونه تبعیضی بین زنان و مردان وجود ندارد اما فرآیند دریافت وام از بانک ها عملا سبب پائین ماندن سهم زنان در استفاده از اعتبارات بانکی شده است. به گفته وی یکی از دلایل عدم دریافت وام توسط زنان نداشتن وثیقه و ضامن است.

با بالا رفتن آمار طلاق در ایران مشکلات زنان متقاضی طلاق افزایش می یابد. زهره طبیب زاده نوری رئیس مرکز زنان و خانواده از نبودن وکلای رایگان برای زنان متقاضی طلاق در مجتمع های قضائی خانواده انتقاد کرد. اما بنظر می رسد داشتن وکیل عمده ترین مشکل زنان متقاضی طلاق نیست. سعیده هاشمی با لیلا که در مرحله طلاق از همسرش است و رزا قراچورلو وکیل و عضو کانون وکلای دادگستری گفتگو کرده است.

لیلا: یک نفر باید باشد که درست قوانین را بشناسد و به آدم راهنمایی کند. حتی یک نفر نبود که مرا راهنمایی کند و با من درست حرف بزند. وقتی من سئوال می کردم داد می زدند سرمن. جملاتی در نامه هایشان بکار می برند که هیچکس از آنها سر در نمی آورد.

رزا قراچورلو: من معتقدم مشکل زنان فقط بخاطر نداشتن وکیل در دادگاه ها نیست. مشکل اینست که خیلی اوقات قوانین به زیان زنان است. قانون طوری است که حتی اگر زن وکیل هم داشته باشد باز نمی تواند احقاق حقوق کند. کانون وکلا نهادی بعنوان اداره معاونت قضایی دارد همانطورکه از نامش پیدا است یاری می کند به زنانی که امکان وکیل گرفتن ندارند. وکیل رایگان از این نهاد دریافت می کنند.

در ادامه برنامه فرین عاصمی وبلاگ های زنان را مرور می کند. از سیت رادیو فردا

تلاش سازمانهای مدافع حقوق زنان برای رهایی چند زن در ایران از مجازات سنگسار و اعدام


ایمار بروک مسئول کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا درنامه ای به سفارت جمهوری اسلامی در بلژیک خواهان لغو مجازات اعدام کبری رحمان پور، فاطمه حقیقت پژوه، نازنین مهاباد فاتحی و دلارا دارابی شد. ناهید ریاضی یکی از اعضای هیات سازمان رهایی زن در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: نمایندگان پارلمان اروپا قول پیگیری مسایل اعدام ها در ایران را به ما دادند. مساله سنگسار زنان در ایران بازهم به مساله حادی تبدیل شده است. به تازگی چند زن احکام سنگسار گرفته اند و ما تلاش خواهیم کرد که برای نجات این زنها تلاش کنیم. در بخش دیگری از این برنامه فریبا مودت گزارش دانشگاه کینگز کالج لندن 177 را درمورد زندانها مرور می کند و در پایان برنامه فرین عاصمی به مساله زنان در جریان جنگ در لبنان می پردازد.
شيرين فاميلي (rm) صدا | (wma) صدا [ 11:08 mins ]


شیرین فامیلی (رادیو فردا): ایمار بروک مسئول کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا درنامه ای به سفارت جمهوری اسلامی در بلژیک خواهان لغو مجازات اعدام کبری رحمان پور، فاطمه حقیقت پژوه، نازنین مهاباد فاتحی و دلارا دارابی شد. دو تن از این زنان هنگام دستگیری زیر سن قانونی بودند. نامه مسئول کمیته روابط خارجی اروپا به سفارت جمهوری اسلامی در پی آن فرستاده شد که هیاتی از سوی سازمان رهایی زن یکی از سازمانهای مدافع حقوق زنان در خارج از کشور ماه گذشته با نمایندگان پارلمان اروپا دیدار کرد و اطلاعاتی را درباره صدور احکام اعدام و بویژه احکام اعدام این چهار زن گذاشت. ناهید ریاضی یکی از اعضای هیات سازمان رهایی زن در باره این دیدار در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
نمایندگان قول پیگیری مسایل اعدام ها در ایران را به ما دادند. این سازمان مبارزه خود را برای نجات جان این چهار تن ادامه می دهد. ما خوشحالیم که پارلمان اروپا به این مساله واکنش نشان داده. مساله سنگسار زنان در ایران بازهم به مساله حادی تبدیل شده است. به تازگی چند زن احکام سنگسار گرفته اند و ما تلاش خواهیم کرد که برای نجات این زنها تلاش کنیم و جامعه بین المللی را از وضعیت زنان در ایران و مساله اعدام ها باخبر سازیم و برای جلوگیری از این احکام هرکاری که از دستمان بر می آید انجام دهیم.

ش.ف: کبری رحمان پور متهم است که در ماجرای یک نزاع مادر شوهرش را به قتل رسانده است. فاطمه حقیقت پژوه سی و پنج ساله همسر موقت یا صیغه اش را به قتل رساند و در دادگاه ضمن اعتراف به این قتل گفته است که شوهر صیغه ای اش قصد تجاوز به دختر 15 ساله اش را داشت. نازنین مهاباد فاتحی هنگامی که 17 سال بیشتر نداشت بازداشت شد و متهم است هنگام درگیری با چند جوان یکی از آنها را به قتل رسانده است. دلارا دارابی نوزده ساله او نیز هنگام ارتکاب جرم 17 سال داشت متهم است هنگام سرقت به همراه مردی از منزلی زنی را به قتل رسانده است. تلاش سازمانهای دفاع از حقوق زنان و مجامع حقوق بشری برای لغو احکام اعدام این چهاز زن همچنان ادامه دارد.

سازمان زندانهای ایران اعلام کرده است که نزدیک به 150 هزار زندانی در کشور وجود دارند که حدود 4 در صد آنها را زنان تشکیل می دهند. بر اساس این خبر از این تعداد زندانی زن که بیش از 5 هزار تن می شود چهل درصد به خاطر مواد مخدر در زندان اند که نیمی از آنها متاهل اند. اما اکثر زندانیان زن که جرم آنها مواد مخدر است در بند زنان گنبد کاوس بسر می برند. مشاور استاندار استان گلستان علت این امر را موقعیت خاص استان گلستان نامیده که در مسیر عبور قاچاقچیان مواد مخدر قرار دارد.

فریبا مودت (رادیو فردا): گزارش دانشگاه کینگز کالج لندن 177 کشور را مورد مطالعه قرار داده است که در میان آنها تعداد زنان و دختران زندانی در کشورهای چین، روسیه، آمریکا و تایلند بیش از دیگران است.

فرین عاصمی (رادیو فردا): نزدیک یک ماه است که جنگ در خاورمیانه ادامه دارد. حدود هزارتن تاکنون در جریان این جنگها کشته شده اند. هشتاد تا 90 در صد قربانیان را براساس آمار غیرنظامیان تشکیل می دهند که بیشترین آنها زنان و کودکان هستند.از رادیو فردا





گزارش های ویژه
زنان و جامعه:

افزایش میزان طلاق در ایران بدلیل نابسامانی های قوانین هوادار حقوق مطلق برای مردان از دید یک حقوقدان


در سالهای اخیر میزان طلاق در ایران افزایش یافته است. حقوقدانان می گویند یکی از راه های عملی برای پیشگیری از طلاق تغییرات جدی در قوانین موجود است که به مرد حق طلاق یک طرفه می دهد. فریده غیرت حقوقدان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: با کمال تاسف این اشکالات در قوانین ما وجود دارد. مساله طلاق با قوانین ما که اختیار مطلق با مرد است مشکل بزرگی را ایجاد کرده که من با اصلاحش مخالفم من با تغییرش موافقم. قانون حمایت خانواده که در سال 1346 تصویب شد به تایید مراجع مذهبی رسیده بود. چیزی نیست که به موازین اسلامی بی توجه باشد. آنجا می گوید طلاق با دادگاه است که یک شخص ثالث بیطرف است.
شيرين فاميلي (rm) صدا | (wma) صدا [ 11:30 mins ]

شیرین فامیلی (رادیو فردا): عشرت شایق نایب رئیس فراکسیون زنان مجلس از بی توجهی مسئولان دولتی به وضعیت نابهنجار زنان بی سرپرست خانواده انتقاد کرد و گفت عوارض کمبود بودجه نباید متوجه زنان سرپرست خانوار باشد. به گفته وی زنان سرپرست خانوار فقیرترین افراد جامعه اند. وی می گوید سازمانهای مسئول نمی توانند به بهانه کمبود اعتبار از مسئولیت خود در برابر این قشر شانه خالی کنند.

در هفته های اخیر طرحی که مسئولان آنرا مبارزه با بدحجابی می خوانند در برخی از استانها و شهرستانها به اجرا گذاشته شده است. فرمانده انتظامی استان گلستان اعلام کرد مرحله سوم این طرح در استان گلستان آغاز شده است. در این مرحله به گفته مسئولان با بدحجاب ها اقدامهای برخوردی صورت می گیرد که شامل مجازات شلاق و زندان خواهد بود.

در سالهای اخیر میزان طلاق در ایران افزایش یافته است. حقوقدانان می گویند یکی از راه های عملی برای پیشگیری از طلاق تغییرات جدی در قوانین موجود است که به مرد حق طلاق یک طرفه می دهد.

کیانوش فرید (رادیو فردا): شما خانم غیرت بعنوان یک حقوقدان بگویید از نظر سازوکار حقوقی و قانونی آیا نکاتی وجود دارد که تکالیفی را ایجاد می کند برای زن و شوهر ها که با زندگی امروز منافات دارد؟

فریده غیرت: با کمال تاسف این اشکالات در قوانین ما وجود دارد. این اختیار مطلق مرد در طلاق مشکلاتی را ایجاد کرده که ما عواقبش را می بینیم. دختر ها برای اینکه حق طلاق ندارند در مقابل حق مطلق مرد، هنگام عقد مهرهای سنگینی بعنوان تضمین خوشبختی خودشان در نظر می گیرند. بمرور در ا ثر بروز نابسامانیها در زندگی های زناشویی مهرهای سنگین مطالبه می شود و مردها که پرداختش امکان پذیر نیست راهی زندان می شوند. مساله طلاق با قوانین ما که اختیار مطلق با مرد است مشکل بزرگی را ایجاد کرده که من با اصلاحش مخالفم من با تغییرش موافقم. قانون حمایت خانواده که در سال 1346 تصویب شد به تایید مراجع مذهبی رسیده بود. چیزی نیست که به موازین اسلامی بی توجه باشد. آنجا می گوید طلاق با دادگاه است که یک شخص ثالث بیطرف است. برای تغییر قوانین وجود بستر مناسب و نیاز به تغییر کافیست. این نیاز محسوس است و این نیست که تنها چهار حقوقدان آنرا مطالبه می کنند.

در پایان برنامه فرین عاصمی در بررسی وبلاگ های زنان ایران وبلاگ زن نوشت را مورد بررسی قرار می .از رایو فردا

مبارزات زنان از جنس مبارزات کارگران است



مینا فرخنده
به نقل از به پیش! 15 چهار شنبه ٢١ تیر ۱۳۸۵، ١۲ ژوئیه ۲۰۰٦

در نظام سرمایه داری، دنیا به دو اردوگاه تقسیم شده، دنیای سرمایه دارها که صاحب سرمایه و ابزار تولید هستند و دنیای کارگران که هیچ سرمایه ای به غیر از قدرت کار بازوان وتفکر خود ندارند که آن راهم مجبورند بخاطر زنده ماندن خود و خانواده خود به سرمایه داران برای فروش عرضه کنند. سرمایه داران برای تولید کالا و در نتیجه ارزش اضافه همیشه نیروی کار را خریدارند و زنان هم در دنیای سرمایه داری، دراقصی نقاط جهان به صورت یک کالا و ابزارهمیشه قابل عرضه و خرید وفروش بوده اند. زن مانند ابزاری است که می تواند در حریم خانواده برای سرمایه داری نیروی کار تازه نفس بیافریند و آن را به جامعه عرضه کند، یا اینکه زن می تواند نیروی کاریک کارگر را که درطول روز و طی کار روزانه به تحلیل رفته است با ارزانترین شکل ممکن برای سرمایه داری دوباره باز سازی کند و نیازهای مردانه را در حریم خانواده و به ارزان ترین شکل و بطور منظم و بی دردسر برآورده کند و در نتیجه جامعه سرمایه داری میتواند دارای نظم و آرامش دلخواه باشد. در بیشتر نقاط جهان وقتی که زنان خانه دار پیر می شوند و نقش آنان به عنوان ماشین تولید وباز تولید نیروی کار به پایان می رسد، هیچ حقوقی به آنها تعلق نمی گیرد ومی بایست باقی عمر خود را چشم به دست این و آن داشته باشند، وهر آنکه برایش هنوز نیرویی مانده می تواند دو باره در خانواده جدید و با نوه ها شروع به کار کند یا به قولی مفید باشد. شیوه تربیت و فرهنگ، بخصوص در جوامع شرقی واسلامی این امکان را برای جامعه سرمایه داری بوجود آورده، بدون اینکه غیر عادی بودن و ظالمانه بودن آن محسوس باشد، مادران پیر و از کار افتاده بدون هیچ حقوق اجتماعی، تحت تکفل فرزندان قرار می گیرند. به تازگی هم در جوامع اروپایی مثل آلمان دولت در تلاش است با تثبیت قوانین جدید، زنان از کار افتاده خانه دار که قبلا از امکانات رفاهی دولتی و زندگی مستقلی برخوردار بودند وابسته به فرزندانشان بکند.

دیگر اینکه سرمایه داری با موهبت تجارت سکس و تعمیم آن از طریق انواع و اقسام تبلیغات، سودهای کلان می برد. در واقع اینجا زنان مانند یک برده جنسی، یک کالا، مورد صادرات و خرید و فروش قرار می گیرند؛ نمونه اش در ایران فروش دختران کم سن سال و درواقع هنوز کودک به کشورهای عربی ست که همه ما از فجایع آن باخبر هستیم. زنان با کسب حق حضانت فرزندان خود مجبور شده اند هر چه بیشتر از جامعه فاصله بگیرند ودرگوشه خانه به تربیت فرزندان خود بپردازند. زنان تنها روز به روز فقیرترمی شوند و تحت فشارهای مالی، روحی وانواع سرکوفتهای اجتماعی قراردارند، به آنها منت گذاشته می شود که درعوض همه سختی ها شما حق نگهداری از کودکان خود را دارید و بدون اینکه حقوق و مزایای کاری به آنها تعلق بگیرد، از زنان بیگاری کشیده می شود تا کودکان این نیروی کار تازه نفس برای سرمایه داری پرورش یابد. مادران تنها مجبور می شوند بخاطر شرایط نامساعد کاری که دارند با نازل ترین قیمت و بدترین شرایط کاری نیروی کار خود را به فروش برسانند، اغلب بخاطر فشار بار مسئولیت، نداشتن فراغت کافی ومشکلات کودکانشان دچار ناهنجاری های روحی می شوند و این خود عاملی برای سرکوفت بیشتر از طرف جامعه بر آنها می شود. درعوض کارگران مرد، می توانند با دستان باز نیروی خود را در بازار کار عرضه کنند و با تمام توان برای سرمایه دارها ارزش اضافه تولید کنند وسودآور باشند. اگر زنان در اروپا واقعا بخواهند از دستاورد هایی که طی سالها مبارزه بچنگ آمده بطور واقعی به نفع خود استفاده کنند و دست سوء استفاده گر سرمایه داری را از آن کوتاه کنند، چاره ای بغیر از مبارزه با نظام سرمایه داری حاکم ندارند.

زنان در ایران روز بروز بیشتر با حقوق حقه خود آشنا می شوند، دیگر تحمل قوانین قرون وسطایی مردسالارانه جمهوری اسلامی را ندارند. زنان خواهان تشکل های مستقل خود، مبارزه متشکل و سازمان یافته خود هستند، به انحاء مختلف برای کمک و یاری هم دست دراز کرده اند. صندوق های تعاونی، فراهم کردن امکان کار برای زنان خانواده های کم درآمد، فیلم هایی که به نفع زنان و برای کمک به آگاه سازی زنان ساخته می شود، برگزاری روز جهانی زن،... همه و همه از این جنس هستند.
جمهوری اسلامی سعی در پنهان کردن زن در میان حجاب و گوشه خانه ها دارد. این زن محصور شده در هاله قوانین قرون وسطایی، چه خودش و چه مد لباس و لوازم آرایشی واستفاده از "جذابیت های زنانه" برای تبلیغات کالاهای تولیدی مختلف دیگر آنچنان راحت در دسترس سرمایه دار ایرانی نیست و برایش بصورت یک کالای قاچاق و نا مطمئن در آمده است، هر چند که نوترین و دست اول ترین ژورنال های مد، لوازم آرایشی در ایران بدون فاصله ای بعد از انتشار و تولید، سریع در دسترس است اما همانطور که در بازار سرمایه در ایران روی هیچ کالایی نمی شود با آسایش سرمایه گذاری کرد، بر روی آن هم آزادانه سرمایه گذاری کردن یک ریسک است و دیگر سرمایه داری نمی تواند از وجود این "کالا" آزادانه سود های کلان ببرد. از سوی دیگر سرمایه داری اهل معامله است، آزادی زنان برای آن تا آنجایی معنی می دهد که برایش سود آور باشد. برای سرمایه داری زن هیچ وقت بعنوان یک انسان از ارزش خاصی برخوردار نبوده و نیست. حقوقی از قبیل حق حضانت کودک، حق طلاق،... در این جامعه قابل خرید و فروش است، به همین دلیل زنانی که توان خرید این مواهب انسانی را ندارند، زنان زحمتکش کم درآمد، تنها مبارزان پیگیر در راه رهایی زنان هستند، چرا که آنها می دانند برای احقاق حقوق خود، حق طلاق، حق حضانت و ... تنها راه چاره شان مبارزه است وبغیر از مبارزه راه دیگری ندارند.

به هر حال تشکل های زنان که مدعی بر اندازی ستم بر زنان هستند، اگر واقعا بخواهند در مبارزه خود برای احقاق حقوق انسانی و براندازی ستم جنسی پیگیر باشند، در نهایت هیچ چاره ای ندارند بغیراز اینکه با کارگران این هم دردان واقعی خود دست بدست هم دهند و با نزدیکی خود به جنبش کارگری وکسب حمایت کارگران، به مبارزه خود ادامه دهند. چرا که تنها کارگران مبارزان پیگیر در راه براندازی نظام کالایی هستند وگرنه تا زمانی که نظام کالایی حاکم است، زن برای جامعه سرمایه داری همچنان به عنوان یک کالای پر سود غیر قابل چشم پوشی است و مسئله ستم بر زنان همچنان به شکل های مختلف باقی خواهد ماند.
***

تاریخ : 6/6/85
شماره : گ/96- 85


به نام آزادی

بنا بر گزارشات رسیده کمپینگی که از سوی فعالین حقوق زنان برای جمع آوری یک میلیون امضا قرار بود در سالن موسسه آموزشی رعد برگزار شود با ممانعت عوامل اطلاعاتی و امنیتی در پشت درب های بسته برگزار شد .



در این گردهمایی که به دعوت مسئولین کمپینگ برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان برگزار شده بود وکلای برجسته ایران ، فعالین سیاسی ، فعالین دانشجویی ، و عده کثیری از ایرانیان شریف و آزاده حضور یافتند . ولی به دلیل دخالت نیروی های اطلاعاتی و امنیتی تهران از برگزاری آن در موسسه آموزشی رعد جلوگیری شد . بنابر شواهد عوامل اطلاعاتی قبل از شروع جلسه با تهدید مسئولین موسسه و ارسال فکس به کلانتری محل در شهرک غرب سعی داشت از این گردهمایی جلوگیری به عمل بیاورد .
ولی با این وجود مسئولین در پشت درب های بسته این موسسه از شروع این کمپینگ خبر دادند و اهداف این کمپینگ را برای حاضرین تشریح کردند . و در پایان جلسه شروع به جمع آوری امضا از شرکت کنندگان کردند .

فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن دخالت عوامل اطلاعاتی و امنیتی برای ممانعت از برگزاری این جلسه که طبق قانون جمهوری اسلامی نیاز به مجوز ندارد، از تمامی ایرانیان آزاده می خواهد که با امضای این فراخوان سهمی در ایجاد یک جامعه بدون تبعیض جنسی قدم بردارند .

برای امضای این فراخوان می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید .
http://we-change.org

- کابوس بزرگ بر اندازی برای رهبران تهران:



جوانان ایرانی خصوصا در کلان شهر تهران,از ابتدای اردیبهشت ماه با طرح ضربتی (ایجاد امنیت اجتماعی)از سوی نیروی انتظامی مواجه شده اند. در مورد علت آغاز این عملیات جبارانه که اکثر ما آنرا تحت عنوان مبارزه با بد حجابی میشناسیم,تحلیل های زیادی ارائه شده است. عده ی زیادی بر این باور اند که هر سال در آغاز فصل گرما,دولت خود را با احتمال کم رنگ شدن (رعایت حجاب اسلامی) مواجه میبیند و به اصطلاح پیش از مرگ وابیلا سر میدهد و با ایجاد جو ارعاب تلاش میکند تا به نوعی از مردم زهره چشم گرفته و به ایشان یادآور شود که همچنان نسبت به مسئله ی پوشاک شهروندان خود حساس است.
عده ای دیگر تب مرضی حکومت در مبارزه با بد حجابی را معلول سیاست اصول گرایانه ی دولت احمدی نژاد میدانند و به دوره ی ریاست جمهوری خاتمی و آزادی های پوششی بالنسبه بیشتر در زمان او اشاره میکنند.
اما اگر کمی با دقت,رفتار خشونت آمیز دولت با شهروندان را در طول یکسال اخیر مورد بررسی قرار دهیم و این رفتار را در کنار اظهار نظر های مضحک مسوولان قضایی رژیم تهران قراردهیم متوجه عمیق و معنا دار بودن رفتار دد منشانه ی این حکومت با مردم میشویم.
اگر ماجرای بازداشت ناگهانی و طولانی مدت رامین جهانبگلو را هنوز در خاطر داشته باشید,بی شک اتهام وارده به این استاد دانشگاه را نیز به خاطر خواهید داشت. اتهام او( داشتن رابطه با خارجیان) و تلاش برای (ایجاد انقلاب مخملین یا رنگین)بود. پیش از هرچیز,بد نیست اشاره ای ضمنی به مضحک و سطحی بودن این اتهام بیندازیم,قاعدتا حتی در مرحله ی تفهیم اتهام نیز مراجع قضایی باید به مواد قانونی استناد کنند و آیا در میان قواعد حقوق موضوعه ی کشور,جرمی با عنوان داشتن رابطه با خارجیان تعریف شده است؟! ثانیا,انقلاب به عنوان یک حرکت توده ای امری نیست که فردی خاص یا حتی عده ای خاص قادر به انجام آن باشند.
پس از این ماجرا,زدن چنین انگ هایی به تمام حرکت های مردمی برای رهبران رژیم تهران تقریبا به یک عادت قضایی بدل شد. حرکت های حق طلبانه ی اقلیت های قومی و زبانی در جای جای کشور عزیز و رنج کشیدمان تحت عنوان حرکتی وابسته به اجانب و جنبشی((بر اندازانه)) تعبیر شد. تجمع های آرام و بدور از خشونت زنان و معلمان به وقیحانه ترین و دد منشانه ترین شکل ممکن سرکوب شد و حکومت تهران در توجیه اعمال حیوانی خود,این حرکت های اصیل مردمی را وابسته به غرب توصیف نمود.
توهین آمیز ترین حرکت حکومت این بود که رهبر رژیم فاشیستی و فقهوکراتیک تهران رسما اعلام کرد,((دشمنان)) با دادن شعار های صنفی,قومی و... در پی آسیب رساندن به نظام اند. این رفتار رژیم تهران,نشات گرفته از واقعیتی است که امروز برای رهبران این رژیم کاملا آشکار شده و آن تهی شدن حکومت اسلامی از مشروعیت است.
اسلام که بر اساس توهم رهبران رژیم میتوانست مشروعیت این حکومت جبارانه و ظالمانه را تامین کند,خود نیز,به علت ضعف های کارکردی رژیم اسلامی, مشروعیت خود را به عنوان یک دین از دست داده. در این میان,حکومت اسلامی در سال های اخیر به توده ای از ضعف عملکرد و ناتوانی در مدیریت کشور بدل شده که در مقابل خود هیچ آینده ای ندارد به جز جوشش خشمگینانه ی ملت ایران که سر انجام ظلم ملا ها را پایان خواهد بخشید.
در این میان شاید بتوان براستی هرکدام از حرکت های مذکور را از سوی مردم,به نوعی نافرمانی مدنی تعبیر نمود. مردم ایرانی که به ارتجاعی ترین شکل ممکن از صحنه ی سیاسی کشور حذف شده اند,همواره از هر مسئله ی بظاهر کوچکی(حتی مسئله ی حجاب)برای نشان دادن نارضایتی خود استفاده کرده اند. اما مسئله ای که تازگی دارد,اذعان ضمنی رژیم به این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم در هر حرکت خود,نفرت از رژیم را فریاد میکنند.
همه ی ما مردم رنج کشیده ی ایران پس از 27 سال میدانیم که مشکل اصلی ما یک دولت خاص نیست,بلکه نظام فقهوکراتیکی است که درواقع سیادت یک گروه خاص(و نه حتی طبقه ای خاص)را بر مردم استوار کرده و تمام مردم را تحت استثمار ملا ها درآورده. و این زندگی سیاسی نکبت بار به پایان نخواهد رسید مگر با اضمحلال کامل رژیم اسلامی و تغییر کامل قانون اساسی. حرکت های سرکوب گرانه ی رژیم و در کنار آن زدن این اتهام به مردم که در هر حرکت خود در پی بر اندازی رژیم اند,نشانی است از جایگاه سست این نظام سیاسی. بوی تعفن و پوسیدگی این رژیم حتا مشام رهبران همواره غرق در توهم آنرا نیز پر کرده.
اما علت این امر چیست؟چه چیزی کابوس سقوط را به همدم شبانه ی ملاها بدل کرده؟؟پرونده ی هسته ای؟؟ترس از حمله ی آمریکا؟ ترس از بر اندازی توسط نیرو های خارجی؟ قطعا نه!!رژیم اسلامی تهران از بدو در دست گرفتن حکومت در تعارض با نظام بین الملل قرارگرفت اما همچنان به حیات سیاه خود ادامه داد. آنچه که امروز آخوند ها را نگران میکند اینست که میبینند اعتراضات مردم دامنه دار تر و بسیار واقعی تر از گذشته است.
از یک سو,کارگران,معلمان و کارمندانی را میبینیم که ماه ها حقوقی دریافت نمیکنند و زمانی که برای زنده ماندن و برای کسب نان روزانه ی خود دست به اعتراض میزنند با سرکوب وحشیانه ی رژیم مواجه میشوند. از سوی دیگر اقلیت های قومی,زبانی و مذهبی را میبینیم که رژیم حتی حق حیات را از بسیاری از ایشان سلب میکند.از سوی دیگر,زنان شجاع ایرانی نظام حقوقی اسلام را صراحتا به چالش می طلبند و علنا خواستار تغییر نگرش حقوقی ظالمانه ای میشوند که اسلام و رژیم اسلامی نسبت به زن دارد.
تمام گروه های مردمی امروز در عداوتی آشکار با رژیم قرارگرفته اند,ملت ایران دیگر چپ و راستی نمیشناسند,ملت ایران میدانند که اگر با دشمنان قسم خورده ی خود نستیزند,دیگر فرصتی برای زیستن نخواهند داشت. از سوی دیگر,هر روز که بر این مردم رنج کشیده میگذرد,این واقعیت که رژیم اسلامی اصلاح ناپذیر است به گونه ای عریان تر بر ایشان آشکار شده و اراده ی ملت برای نابودی حکومت آخوند ها استوار تر میگردد.
در پایان بگذارید این پیام را به رژیم اسلامی بدهیم,که شما میتوانید با اطمینان هر چه تمام تر تمام حرکت های این ملت را به عنوان مبارزه با خود تلقی کنید,سرکوب شما دیگر کارساز نخواهد شد و عاقبت تمامی تعارضاتی که طی سه دهه حکومت بر هم انباشته شده تمام شما را در خود غرق خواهد نمود. و امروز,اگر شما اینچنین جاهلانه با خواسته های ملتی ستم دیده برخورد میکنید تنها به این دلیل است که خود نیز میدانید,ملت ایران از هر فرصتی استفاده خواهد کرد تا به شما ضرباتی مهلک وارد سازد.

به امید آزادی,عدالت و بقای جمعی.
Iranian Social Democrat Students
دانشجویان سوسیال دموکرات ایران 03.05.2007

برای تماشای فیلم تظاهرات زنان ایران در تحقوق حقوقشان در نخستین روزهای پای گیری فاشیسم اسلامی ، بعد از قیام 57 لطفا" به این لینک مراجعه کنید.http://video.google.de/videoplay?docid=8842589185458786745&hl=de
در ایران


گزارش خودسوزی یک زن در زندان مهاباد



خودسوزی یک زن در زندان مهاباد

مرکز اطلاع رسانی

گزارشگران سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

گزارش 437

مهاباد؛ یک زن آذری به نام " طبیبه‌ رحیمی " در زندان مهاباد اقدام به‌ خودسوزی کرد.‌
روز دوشنبه‌ یک زن آذری به‌ نام " طبیبه‌ رحیمی " اهل شهرستان بوکان در زندان مهاباد اقدام به‌ خودسوزی کرد. نامبرده توسط نیروهای امدادی زندان به‌ بیمارستان مهاباد انتقال داده‌ شده و از مرگ نجات یافت. گفته‌ میشود طیبه‌ تحت فشار روانی اقدام به خودسوزی کرده است.
از تارنمای انسانیت
پنج شنبه 20 مهر ماه 1385
2006-10-12



آزادی 16 فعال حقوق زنان از زندان اوین و تهدید چند نفر دیگر به بازداشت


بامداد امروز پنج شنبه 17 اسفندماه، 16 نفر از بازداشت شدگان تجمع زنان در برابر دادگاه انقلاب، از زندان اوین آزاد شدند و سه نفر دیگر همچنان در بند 209 وزارت اطلاعات به سر می برند.

به گزارش بخش خبر کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، شادی صدر، ژیلا بنی یعقوب و محبوبه عباسقلی زاده در زندان هستند و خانم ها شهلا انتصاری، فاطمه گوارایی، مرضیه مرتاضی، آسیه امینی، نسرین افضلی، خديجه مقدم، طلعت تقی نیا فخري شادفر، مريم شادفر، پروین اردلان، نوشین احمدی، رضوان مقدم، زارا امجدیان، جلوه جواهری،محبوبه حسین زاده،مهناز محمدی، مریم حسین خواه، بامداد امروز به قید کفالت آزاد شدند.

وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب توضیحی در مورد ادامه بازداشت شادی صدر، ژیلا بنی یعقوب و محبوبه عباسقلی زاده نداده اند.

این در حالی است که تعداد دیگری از فعالان زن که بازداشت نشده اند مورد تهدید قرار گرفته اند. ماموران اطلاعات به منازل تعدادی از آنها مراجعه کرده اند و احتمال می رود تعدادی دیگر را بازداشت کنند.

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

پنج شنبه 17 اسفند
komitedefa@gmail.com

حکومت زن ستیز اسلامی تجاوز به حقوق زنان و سنگسار را برای زنان میهنمان نهادینه کرده ، و در حکومت اسلام محمدی زن ایرانی فقط نصف مرد ارزش دارد ، زنان میهنمان دارای حقوق شهروندی که بتوانند تحت حمایت آن قرار گیرند، بر خوردار نیستند .تعرض به زنان میهنمان ابعاد وسیعی دارد بطوری که حتی حراست دانشگاه به دختران دانشجو تجاوز و تعرض میکند. در کشوری که گزارشگر زن عکاس زهرا کاظمی به زندان برده میشود و دادستان کشور اسلامی سعید مرتضوی به آن تجاوزکرده و بعد آن زن را بقتل میرساند، و همچنان در حکومتی که خانم پزشگ زهرا بنی یغوب در همدان به وسیله منکرات جنایتکار به زندان برده و به او تجاوز و بعد این زن پزشک را به قتل میرسانند، جای تعجب نیست که در چنین حکومتی 7 نفر ارازل و اوباش زنی را میربایند و به او تجاوز میکنند. برای این متجاوزان بهترین نمونه اعمال حکومتیان است ، حکومتی جنایتکار که خود منشاء فساد و نمونه ای بارز برای انحطاط اخلاقی است . در حکومت اسلامی زنان نیمه کمتری از مردان ارزش دارند در این حکومت در هر شرایط تعرض به زنان قربانی به دست مردان جنایتکار، زنانند که مقصر قلمداد خواهند شد. . مفساد جاافتاده اسلامی را رژیم بر گردن زنان می اندازند، تا برای تحقیر و جنایت دیگ و سرکوب زنان بهانه داشته باشد... حزب سوسیال دمکرات ایران



تجاوز وحشیانه ۷ نفر به یک زن و ‍پخش فیلم آن به وسیله بلوتوث!
تجاوز وحشیانه ۷ نفر به یک زن و ‍پخش فیلم آن به وسیله بلوتوث! بنا بر گزارش زير جان اين زن در خطر ميباشد و احتمالا او در زندان مشهد و يا نيشابور در انتظار اعدام و يا سنگسار قرار دارد.

گزارشی از برملا شدن راز جنایت بلوتوسی در نيشابور سه‌شنبه 02 اکتبر 2007 - 10 مهر 1386

به گزارش فارس در پی‌ مشاهده‌ فیلم‌ كوتاه‌ از تجاوز به‌ عنف‌ چند فرد فاسد به‌ زنی‌ جوان‌ و عجز و لابه‌ او در تعدادی‌ از تلفن‌های‌ همراه‌ برخی‌ افراد و دست‌ به‌ دست‌شدن‌ و تكثیر آن‌ توسط معدودی‌ از جوانان‌، این‌گونه‌ شایع‌ شد كه‌ باند تازه‌تشكیل‌ شده‌ای‌ در نیشابور، ضمن‌ ربودن‌ دختران‌ دانشجو و تجاوز به‌ آنان‌، اقدام‌ به‌ فیلمبرداری‌ و تكثیر آن‌ از طریق‌ بلوتوس‌( سیستم‌ انتقال‌ تصویر بی‌سیم‌ تلفن‌های‌ همراه) می‌كنند، تلاش‌ نامحسوس‌ نیروهای‌ امنیتی‌ آغاز شد.
فرمانده‌ انتظامی‌ نیشابور در این باره گفت: با پیگیری‌های‌ دقیقی‌كه‌ انجام‌ شد، دیری‌ نپایید كه‌ منشأ شیوع‌ این‌ شایعه‌ و عامل‌ آن‌ در یكی‌ از بنگاه‌های‌ معاملاتی‌ سطح‌ شهر كشف‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ اصل‌ ماجرا نیز برملا شد. عباس‌ خباز به خبرنگار ما اظهار داشت‌: ماجرا از این‌ قرار بوده‌ كه‌ چند مرد متأهل‌، پس‌ از اغفال‌ یك‌ زن‌ جوان‌ خانه‌دار وی‌ را به‌ خانه‌ای‌ كه‌ از قبل‌ اجاره‌ كرده ‌بودند برده‌ و با او ارتباط نامشروع‌ برقرار می‌كنند.
رییس‌ پلیس‌ نیشابور یادآور شد: این‌ افراد كه‌ در روزهای‌ نخست‌ سه‌ نفر بیشتر نبودند بعد از گذشت‌ چند روز به‌ 8 نفر افزایش یافتند و در نتیجه ادامه حضورشان در این خانه ناممكن شده و تصمیم‌ گرفته‌ می‌شود كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف ‌شیطانی‌، زن‌ مزبور به‌ خارج‌ از شهر برده‌ شود.
فرمانده‌ انتظامی‌ نیشابور اضافه‌ كرد: بر اساس‌ همین‌ نقشه‌، ابتدا سه‌ تن‌ از آنان‌ كه‌ از قبل‌ با زن‌ مزبور ارتباط داشتند، وی‌ را توسط موتورسیكلت‌های‌خود، به‌ باغی‌ در نزدیكی‌ یكی‌ از روستاهای‌ اطراف‌ نیشابور می‌برند و سپس‌ طبق‌ قرار و نقشه‌ از پیش‌ طراحی‌ شده‌، سایر افراد‌ نیز به‌ آنان‌ می‌پیوندند.
خباز افزود: این‌ افراد مفسد پس‌ از مصرف‌ مشروبات‌ الكلی‌ و نیز قرص‌های ‌روان‌گردان‌، با قصد تجاوز به‌ زن‌ فاسد، به‌ وی‌ حمله‌ور می‌شوند، كه‌ با مقاومت‌ شدید او مواجه‌ می‌شوند.
وی‌ یادآور شد: در حین‌ همین‌ درگیری‌ و مقاومت‌ بین‌ متجاوزین‌ و زن‌ یادشده‌، یكی‌ از آنان‌، با هدف‌ تهدید و باج‌ خواهی‌های‌ بعدی‌ از زن‌ مزبور، از طریق ‌دوربین‌ موبایل‌ خود اقدام‌ به‌ فیلمبرداری‌ از صحنه‌ می‌كند كه چندی‌ بعد این‌گوشی‌ در مسیر رفت‌ و آمد مالك‌ آن‌ به‌ روستا گم‌ شده كه یابنده‌ گوشی‌ نیز پس‌ از یافتن‌ و اطلاع‌ ازمحتویات‌ حافظه‌ آن‌، با نمایش‌ و‌ دادن‌ كپی‌ بلوتوسی‌ آن‌ به‌ تنی‌ چند ازدوستانش‌، زمینه‌ تكثیر و سوء استفاده‌ گزینشی‌ از فیلم‌ مزبور را فراهم‌ می‌كند.
خباز تصریح‌ كرد: اگر چه‌ وقوع‌ چنین‌ ناهنجاری‌ها در شهری ‌مذهبی‌ و فرهنگی‌ نظیر نیشابور به‌ قدر كافی‌ تأسف بار و فاجعه‌آمیز تلقی‌می‌شود، اما در عین‌حال‌ و به‌ رغم‌ شایعات‌ اخیر اینكه‌ گروه‌ یا جریانی‌ تحت‌عنوان‌ بلوتوس‌ یا هر عنوان‌ دیگری‌، به‌ عنوان‌ یك‌ باند مبادرت‌ به‌ یك‌سری‌ اقدامات‌ زنجیره‌ای‌ در این‌ خصوص‌ كرده‌ باشند، فرضیه‌ای‌ به‌ كلی ‌مردود است‌ و روشن‌ترین‌ دلیل‌ آن‌ نیز یكی‌ بودن‌ كلیه‌ نسخه‌های‌ تكثیرشده ‌از این‌ فیلم‌ می‌باشد. فرمانده‌ انتظامی‌ نیشابور تأكید نمود: در واقع‌ آنچه‌ در فیلم‌ كوتاه‌ تكثیر شده‌ موجب‌ ایجاد احساس‌ ناامنی‌ و اضطراب‌ در بین‌ خانواده‌ها و به‌ ویژه‌ دختران ‌و بانوان‌ جوان‌ شده‌، گزینش‌ بخشی‌ خاص‌ از صحنه‌ و دیالوگ‌ فیلم‌ است‌ كه‌طی‌ آن‌ به‌ بیننده‌ چنین‌ منتقل‌ می‌شود كه‌ قربانی‌، زنی‌ است‌ كه‌ از سطح‌ خیابان های‌ شهر دزدیده‌ شده‌ و پس‌ از انتقال‌ به‌ محلی‌ امن‌، با تهدید و ارعاب ‌مورد قصد تجاوز به‌ عنف‌ قرار گرفته‌ است در حالی‌ كه‌ چنین‌ نیست‌ و بنا به‌اعترافات‌ این‌ زن‌، وی‌ در بدو امر با میل‌ و رضایت‌ خود اجازه به‌ همراهی‌ بامفسدین‌ و اعمال‌ شنیع‌ آنان‌ داده‌، اما بعد كه‌ تعداد اوباش‌ زیادتر و رفتارشان‌ نیز بر اثر مصرف‌ مواد الكلی‌ و افیونی‌ خشونت‌آمیز شده‌، از كار خودپشیمان‌ و به‌ ضجه‌ و زاری‌ مبدل‌ شده است‌. وی‌ با اشاره‌ به‌ این‌كه‌ این‌ زن‌ بیش‌ از یك‌ ماه‌ با افراد یادشده ‌ارتباط نامشروع‌ داشته‌ و تن‌ به‌ خواسته‌های‌ آنان‌ داده‌ است‌، تصریح‌ كرد: از آنچا درجامعه‌، این‌گونه‌ حركات‌، اعمالی‌ مذموم‌ و زشت‌ و توهین‌ صریح‌ به‌جامعه‌ تلقی‌ می‌شود، براساس‌ تصمیم‌ مقامات‌ قضایی‌ و امنیتی‌ شهرستان‌، شدیدترین‌ نوع‌ برخورد با عوامل‌ این‌ پرونده‌ انجام‌ خواهد پذیرفت‌.
خباز گفت: تا كنون‌ سه‌ تن‌ از اوباش‌ مرتبط با این‌ حادثه‌ دستگیر و مابقی‌ نیزتحت‌ تعقیب‌ مأمورین‌ دایره‌ آگاهی‌ قرار دارند، كه‌ خبر دستگیری‌ آنان‌ نیز به ‌زودی‌ از طریق‌ رسانه‌ها به‌ اطلاع‌ عموم‌ خواهد رسید.

2007/11/12

زنان ما فرهنگ عصر جاهلیت را نمی پذیرند


لایحه ای که دولت بنام «حمایت از خانواده» به مجلس شورای اسلامی فرستاده است، نه تنها با منشور سازمان ملل و کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی که ایران در آنها عضویت یافته و یا پذیرفته است مغایرت دارد، بلکه یک توهین از سوی یک حکومت مردسالار و واپسگرا به زن ایرانی است.
تعدد زوجات، که زمانی به منظور محدود کردن غرایز سرکش و بی بندوبار یک جامعه جاهل و بادیه نشین تنظیم و تجویز شده بود، در دیگر تمدنهای وقت به دلیل عدم گرایش به این مسئله اجتماعی نیازی به طرح و پذیرش آن نبود، و اکنون هم در قانونهای بسیاری جوامع متمدن بشری در زمره جنایات اجتماعی بشمار می رود. احیای چنین آیینی که زن را وسیله امیال و ارضای غرایز بخش بسیار اندکی از مردان می کند، نه با سرشت جامعه ایرانی و نه با منطق روز سازگاری دارد.
در زمانی که جوامع جاهل هزاران سال پیش دختران نوزاد را زنده به گور می کردند، زن حکم برده مرد را داشت و آزادی بهره جویی از کنیزان همچون استفاده از اشیاء تجویز می شد، در جامعه متمدن ایرانی که در آن زن آزاده بود و کنیزی وجود نداشت، زنان در همه سطوح زندگی اجتماعی، حتا در رده های بالای ریاست دولت و فرماندهی، مشارکت داشتند. زن ایرانی هرگز اجازه نخواهد داد که به عصر جاهلیت سوق داده شود. زنان ایران برای احقاق حقوق خود بپا خاسته اند و علیرغم سیاستهای حکومت، نه تنها اصل برابری با مرد را در ایران نهادینه خواهند کرد، بلکه حقوق ذاتی و شناخته شده جهانی خود را هم بدست خواهند آورد.
جبهه ملی ایران به حکومت جمهوری اسلامی هشدار می دهد که با زن ایرانی در نیفتد، و فراموش نکند که زنان ایران نیمی از جمعیت هفتاد میلیونی را تشکیل می دهند که باید به آن اکثریت مردان ایرانی را هم بیفزایند.
جبهه ملی ایران
20 شهریور 1386



بمناسبت روز جهانی علیه خشونت بر زنان
خشونت علیه زنان یک خصلت شرمناک دنیای مدرن!
با هم علیه خشونت بر زنان



۲۵ نوامبر، چهارم آذر ماه، روز جهانی علیه خشونت بر زنان است. این روز به یادبود خاطره ۳خواهر اهل جمهوری دومینیکن، خواهران "میرابال" انتخاب شده است. این سه زن در سال ۱۹۶۰ در دوران حکومت دیکتاتوری رافائل تروئیلو به قتل رسیدند. این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان تعیین شده تا بر وجود پدیده خشونت جنسیتی در جهان اذعان شود و برای مبارزه با آن در دنیا مبارزه شود. برای سال ها احزاب و سازمان های پیشرو و نهادهای مدافع حقوق زن در سراسر جهان پیگیرانه کوشیده اند خشونت علیه زنان را بعنوان یک امر اجتماعی برسمیت بشناسانند. مساله ای که بعنوان امری در حیطه خصوصی شناخته میشد و لذا جامعه و دولت از کنار آن میگذشتند. این تلاش ها به ثمر نشست و اکنون در کشورهایی قوانین مؤثری در مقابله با خشونت علیه زنان تصویب و به مورد اجراء گذاشته شده و خدمات بعضا مهمی در اختیار قربانیان این نوع خشونت ها گذاشته میشود.

در اکتبر 1999 سازمان ملل با تصویب یک قطعنامه بر علیه خشونت بر زنان روز 25 نوامبر را رسما روز پایان دادن به خشونت علیه زنان اعلام کرد. این اقدامی مثبت ولی ناکافی است. علیرغم کمپین های جنبش دفاع از حقوق زن، اکثریت زنان جهان تحت خشونت قرار دارند. ضرب وجرح توسط افراد ذکور خانواده، تجاوز جنسی، خشونت لفظی، کنترل زندگی و بعضا اسارت در خانه، کشتار نوزادان دختر، انتخاب جنسیت نوزادان، ختنه دختران، قتل های ناموسی، و همچنین بردگی جنسی توسط باندهای بین المللی فحشاء یکی از خصلت های ریشه دار و یکی از وجوه شرمناک جامعه مدرن است. بعلاوه در بخشی از دنیا که تحت اسلام زندگی میکند، زنان بطور رسمی تحت خشونت دولتی قرار دارند. حجاب اجباری و آپارتاید جنسی زنان را از یک زندگی نیمه نرمال نیز محروم میکند. پلیس عفت در این کشورها، بخصوص ایران، زنان را وحشیانه مورد اذیت و آزار، زندان و شکنجه قرار میدهد. مورد زهرا بنی یعقوب، پزشک جوانی که اخیرا در بازداشتگاه منکرات همدان به قتل رسید، یک نمونه وحشتناک و گویای وضعیت زنان است.

برای ریشه کن کردن خشونت علیه زنان نه تنها باید مبارزه ای همه جانبه علیه سنتها، اخلاقیات و خرافات مذهبی و ارتجاعی و فرهنگ مردسالار سازمان داد، بلکه باید مبارزات پیگیری علیه نظام تفرقه افکن و نابرابر سرمایه داری که به عقب ماندگی و نابرابری برای ادامه حیات نیازمند است و دولت های حافظ این نظام نیز سازمان داد. همچنین مبارزه با فقر یکی از مسائل مهم و پایه ای برای رفع خشونت علیه زنان است. علاوه بر تمام این مسائل مهم در جوامع اسلام زده، نظیر ایران مبارزه با اسلام سیاسی و تلاش برای استقرار یک نظام آزادیخواه و برابری طلب و سکولار از ملزومات مبارزه با خشونت علیه زنان چه در شکل دولتی و چه خانوادگی است.
سازمان آزادی زن همه زنان و مردان آزادیخواه را به مبارزه ای گسترده علیه خشونت نسبت به زنان و برای برابری زن و مرد فرا میخواند. به همین مناسبت ما یکبار دیگر بازداشت و اسارت فعالین حقوق زن در ایران را قویا محکوم میکنیم و از تمام انسان های آزادیخواه میخواهیم که به کمپین ما برای آزادی این فعالین بپیوندند و پتیشن مربوط به این کمپین را امضاء کنند.

http://www.PetitionOnline.com/maryam20/petition.html

ستم بر زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
1 آذر 86
www.azadizan.net


تغییر برای برابری


در لایحه جدید حمایت از خانواده خیانت به طور قانونی ترویج می شود. لایحه جدید رژیم تخریبگر کانون خانواده تاثیرات منفی حق خیانت قانونی مردان بر زندگی زنان و کودکان ایرانی است . رژیم اسلامی میکوشد شالوده جامعه مدنی و خانواده را از هم بکسلد تا حکومت ایدولوژیکی فاشیستی قرون وسطائی را که از دوران محمد به میراث برده است را به ایرانیان تحمیل کرده و در اساس پایه های کشوری و ملی را که نیاز به هزار ها سال تکامل داشته است را تخریب کند. حزب سوسیال دمکرات ایران

weiterlesen... ادامه

تقدس، تعصب و خشونت

weiterlesen... ادامه

نامه به آقای بان کیمون دبیر کل سازمان ملل متحد

weiterlesen... ادامه

 جنایات هولناگ حکومت ناب محمدی با زنان ایران زمین   زن ايرانی در رژيم جنايتکاران

چند نمونه از جنایات هولناگ حکومت ناب محمدی با زنان ایران زمین . زن ايرانی در رژيم جنايتکاران اسلامی

weiterlesen...ادامه

کاربرد مدرن لذت در ايران


کتاب"سياست جنسی در ايران معاصر" نوشته ژانت آفاری

weiterlesen... ادامه

سیاست "غیر سیاسی" ها در جنبش زنان

weiterlesen...ادامه

بازداشت و زندان،&quot;هستی&quot; و&quot;وجودشان&quot;را انکارنمی کند

بازداشت و زندان،"هستی" و"وجودشان"را انکارنمی کند

weiterlesen...ادامه

" آن چه می خوانید قصه یک زن نیست، داستان تعداد بی شماری از زنان نسل "انقلاب" بهمن است ..."

weiterlesen... ادامه

رژیم اسلامی قاتل مردم ایران، این بار زن بی دفاعی را میخواهد مثل دلارا به قتل برساند.زن دیگری در آستانه اعدام و تقاضای هم بندیان او: زینب را نجات دهید.زینب نظرزاده را به قرنطینه بردندتا سحر گاه چهارشنبه اعدامش کنند

weiterlesen...

به مناسبت 25نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

به مناسبت 25نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
در جمهوری اسلامی سرکوب و خشونت بر زنان قانونی است

weiterlesen...

قانون نابرابر قربانی می گیرد زهرای 11 ساله با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده شد

قانون نابرابر قربانی می گیرد
زهرای 11 ساله با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده شدweiterlesen...

رویا سرکش

تن فروشی : جلوه ای از عمومیت یافتن روابط کالایی
رویا سرکشweiterlesen...

باید جلوی جنایت سیستماتیک و وحشیانه اسلامیستها در سومالی ایستاد!weiterlesen...

فراخوان: مانع تصویب لایحه ضد خانواده شوید!weiterlesen...

کشتار سراسری زندانیان سیاسی سال 67weiterlesen...

چالش های تحصیلات دانشگاهی زنان در ایرانweiterlesen...

سایه
نه به رفراندوم! نه به عفو عمومی نه به مذاکره
نه به تمامی این جماعت حاضر در این زمانweiterlesen...

بر اساس آمار منابع رسمی حکومت اسلامی ایران شمار دختران شرکت کننده در کنکور سراسری نسبت به پسران افزایش چشمگیری داشته است.مرکز پژوهش های مجلس رژیم خواستار اعمال محدوديت هايی برای ورود دختران و زنان به دانشگاه های کشور شده است.
حکومت زن ستیز اسلامی سرکوب زنان و شونیسم جنسیتی را نتنها در کشور " قانونی " کرده است حال با 29 سال فساد و زورگوئی به زنان ایران ، تبیض جنسیتی و دیگر اعمال ضد بشری میکوشد زنان را از حق تحصیل محروم کند.مردم ایران باید خود را از شر حکومت جنایتکاران و اوباشان اسلامی رها کنند تا زن ستیزی ، کودک آزاری و تعدی به آنها که حکومت اسلامی مسبب اصلی آن است پایان یابد. حزب سوسیال دمکرات ایرانweiterlesen...

بستر هاي خشونت عليه زنانweiterlesen...

رژیم اوباش و ارازل اسلامی دختران و زنان را در حرکت گام به گام از تحصیلات دانشگاهی محروم خواهد کرد. علیه لایحه ارتجاعی محروم کردن دختران دانشجواز زندگی مستقل باید به پا خواستweiterlesen...

کانون زنان ایرانی -بیش از 900 نفر از فعالان سیاسی -اجتماعی با امضای بیانیه ای خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط لیلا حیدری شدندweiterlesen...

در باره شرایط زنان در ایران شعر زن weiterlesen... ادامه

ندا دختر جوانی که در روز سی خرداweiterlesen... ادامه

عفو بين الملل: عدالت را برای زنان ایرانی اجرا کنیدweiterlesen... ادامه

روز جهانی مبارزه برای حقوق زنان . شنبه 8 مارس 2008 ساعت 15weiterlesen... ادامه

http://jahanezan.wordpress.com/2011/03/06/tanin-702/

/jahanezan

نگرش اجتماعی و چالش های روسپیگری در ایران

دكتر پریسا تربتی
شنبه ۱ بهمن ۱٣۹۰ - ۲۱ ژانويه ۲۰۱۲

هر چند فقر فرهنگی نیز در بروز پدیده روسپیگری بی تاثیر نیست اما جامعه شناسان علت آن را عمدتا در فقر اقتصادی جستجو می کنند. کارشناسان معتقدند فقر به عنوان مهترین عامل ایجاد این تجارت در دنیا است. آمارهانشان می دهد که بیش از ۷۰ درصد افراد فقیر در دنیا را دختران و زنان تشکیل می دهندکه عمده آنان درکشورهای درحال توسعه زندگی می کنند ...

بیشتر بخوانید

از تصویر نیمه برهنه گلشیفته تا تجاوز دژخيمان خامنه اي به دختران و زندان هم ميهن!


دوشنبه، 3 بهمن ماه 1390 برابر با 2012 Monday 23 January

از تصویر نیمه برهنه گلشیفته تا تجاوز دژخيمان خامنه اي به دختران و زندان هم ميهن!

اردشیر زارع زاده

این روزها مسولین جمهوری اسلامی از سر درماندگی، به هر موضوعی چنگ می اندازند تا با به انحراف کشاندن افکار ایرانیان، تا آنها را از آگاهی بر جنایاتی که انجام می دهند، دور نگاه دارند. آخرین تشبثی که این مسولین به آن آویزان شده اند، موضوع نیمه برهنه شدن خانم گلشیفته فراهانی در فیلم کوتاهی است که در فیسبوک و سایتها منتشر شده و شامل گفتاری بود چون ؛ "به من نگاه کن که در این لحظه برهنه ام و رها از بند تن و روان و اینکه هنر من نقش بازی کردن است."

بیشتر بخوانید

رابطه دفع اجنه از جسم یک دختر با قتل ناموسی

سه‌شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱٣۹۱ - ۱ می ۲۰۱۲

در سوئد ما فقط از راسیسم رنج نمی بریم بلکه از راسیسم وارونه نیز رنج می بریم. این راسیسمی است که انسانها را بر حسب اینکه از کجا آمده اند، چه باور مذهبی ای دارند و یا فرهنگشان چیست دسته بندی می کند و به آنها اجازه می دهد که تحت عناوین مذهب و فرهنگ و برخلاف ارزشهای انسانی هر کاری دلشان خواست انجام دهند ...

بیشتر بخوانید

اسلامیستهای طالبان ؛ حنیفه صافی فعال حقوق زنان افغانستان را در یک انفجار تروریستی به قتل رساندند

لغمان یکی از ولایتهایی است که مسئولیت امنیتی بخشهای عمده آن از سوی نیروهای بین المللی به نیروهای امنیتی افغانستان واگذار شده است مقام‌های محلی در ولایت لغمان در شرق افغانستان گفته‌اند که رئیس اداره امور زنان این ولایت در پی انفجار بمبی که در خودرو حامل او کار گذاشته شده بود، کشته شده است.

بیشتر بخوانید

                       تجاوز به زنان در پناه شريعت

[h1 تجاوز به زنان در پناه شريعت

(مصاحبه هفته نامه «دي تسايت» با خانم سیران آتش، حقوقدان آلمانی ترک تبار و از فعالین حقوق زنان، 7 فوریه 2013.)+
دی تسايت: خانم آتش آیا می دانید که هفته پیش در قاهره بیش از 20 زن در اماكن عمومي مورد تجاوز قرار گرفتند؟ گروه های متجاوز در سالروز انقلاب به صورت گله ای، زنان تنها را در میدان تحریر به دام می انداختند. تعداد ایشان به بیش از صدها نفر می رسید، با وجود این پلیس اقدامی بمنظور جلوگیری نکرد. کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد عدم دخالت پلیس را محکوم کرده است.]بیشتر بخوانید

مستند تن فروشی زیر چادر
فیلم کامل بازار سکس در ایران - مستندی از سودابه مرتضایی

زمزمه های حجاب اجباری از کی آغاز شد؟


آبتین صدر
۱۳۹۲/۱۲/۱۴
زمزمه های اجباری شدن پوشش اسلامی بانوان در مکانها و معابر عمومی ايران از کی و کجا آغاز شد؟
به گواه سندها و مطالب انتشار يافته در روزنامه‌های سال ۱۳۵۷ نخستين زمزمه های لزوم پوشش اسلامی برای زنان ايران، در اسفند سال ۱۳۵۷ يعنی کمتر از يک ماه پس از انقلاب شنيده شد.

اين در شرايطی است که کمتر از دو سال بعد يعنی از از ۱۴ تيرماه ۱۳۵۹ و پيش از فراگير شدن حجاب اسلامی ورود زنان بی‌حجاب به اداره های دولتی نيز ممنوع شد، تا اينکه از ابتدای دهه شصت حفظ حجاب و پوشش اسلامی در ايران به شکل فراگير همگانی شود.

در نوشتار پيش رو می کوشيم تا به انعکاس خبرها و گزارش های منتشر شده در روزنامه «اطلاعات» در دو ماه نخست پس از انقلاب درباره موافقان و مخالفان حجاب بپردازيم.

نخسين اظهار نظر درباره حجاب و پوشش اسلامی در اسفند ۱۳۵۷ به گوش رسيد، روزنامه‌ اطلاعات در شماره ۱۵ اسفند ۱۳۵۷ به انعکاس سخنرانی آيت الله خمينی که در مدرسه فيضيه قم و درباره حدود حجاب انجام شده بود، پرداخت. اين گزارش کوتاه با تيتر «زن در اسلام، حق طلاق دارد» منتشر شد.

آيت الله خمينی در اين سخرانی گفته بود: «زنان اسلامی بايد با حجاب بيرون بيايند نه اينکه خودشان را بزک کنند. کار در ادارات ممنوع نيست اما بايد زنان با حجاب اسلامی باشند.»
آيت الله خمينی همچنين در اين سخرانی گفت: «به من گزارش داده‌اند که در وزارتخانه ها زن‌های لخت هستند و اين خلاف شرع است...»

در فردای اين روز يعنی ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ نيز روزنامه اطلاعات خبری را در صفحه يک خود منتشر کرد که تيتر آن بود: «نظر امام درباره حجاب زنان»

بر اساس اين خبر آيت الله خمينی در يک سخرانی ديگر در شهر قم گفته بود که زن های اسلامی عروسک نيستند و کار کردن آنان بايد با حجاب اسلامی باشد.

صدای زنان

اما هنوز يک روز از اظهار نظر صريح آيت الله خمينی در باره ضرورت حفظ حجاب در مکان های دولتی نگذشته بود که روزنامه اطلاعات تيتر يک شماره ۱۷ اسفند خود را به انعکاس سخنان او درباره حجاب اختصاص داد.

تيتر يک روزنامه اطلاعات در اين روز اين بود «انعکاس وسيع نظر امام در مورد حجاب اسلامی»
در صفحه ‌ نخست، روزنامه اطلاعات به نقل از شيخ شهاب‌الدين اشراقی داماد آيت الله خمينی و در پاسخ به اينکه برخی، با زنان بی حجاب برخوردهای تندی می کنند و آيا نظر امام به اين شدت است، نوشت: «بايد قوانين اسلام مو به مو به قدر امکان اجرا بشود... معنای حجاب اسلامی هم چادر نيست. خواست امام خمينی اين است که حجاب اسلامی بايد در مملکت رعايت شود و خانم‌ها رعايت حجاب اسلامی را بکنند... معنای اين که خانم‌ها حجاب اسلامی داشته باشند، هيچ گونه تزويدی برای آن‌ها نيست. اين يک حکمی است که رعايتش بر عهده‌ خود خانم‌هاست.»

روزنامه اطلاعات در گزارش بلند ۱۷ اسفند خود همچنين خبر از برپايی تظاهرات اعتراضی عليه حجاب اجباری داد. اين روزنامه نوشت که صبح روز هفدهم ابتدا در دانشکده‌ فنی دانشگاه تهران و پس از آن در خيابان آزادی، کميته‌ برگزاری روز جهانی زن در اعتراض به حجاب اجباری مراسمی را برگزار کرد.

به گزارش روزنامه اطلاعات گردهمايی اعتراضی زنان با دخالت مدافعان حجاب اجباری به خشونت کشيده شد.

همچنين به نوشته اين روزنامه در اين روز بسياری از دانش آموزان دختر دبيرستان های تهران درمدرسه ها و خيابان های پايتخت دست به اعتراض و راهپيمايی زدند.

واکنش دفتر آيت الله خمينی

روز شنبه و پس از اعتراض بسياری از زنان در شهرهای بزرگ ايران روزنامه اطلاعات در شماره روز ۱۹ اسفند خود، اطلاعيه ای دفتر آيت الله خمينی را منتشر کرد.

در اين اطلاعيه آمده بود: «بر اساس خبرهای رسيده، گروه‌های جنايتکار و خيانت پيشه تحت عنوان کميته، مزاحم بانوان محترم شده و به ايشان توهين می‌کنند. مأموران کميته‌های انقلاب موظفند با کمال دقت مراقب باشند و چنين اعمالی را با نهايت شدت جلوگيری کنند....»

روزنامه اطلاعات همچنين در شماره روز ۱۹ اسفند خود خبر داد که صادق قطب زاده از نزديکان آن هنگام آيت الله خمينی در يک سخنرانی درساختمان راديو تلويزيون گفته که «اسلام هيچ وقت در مورد حجاب به زور و تحميل متوسل نمی‌شود و در اسلام اصلا زور وجود ندارد. وظيفه‌ی اسلام ارشاد مردم از طريق توصيه و نصيحت است.» آقای قطب زاده در سخرانی خود گفت: «توصيه‌ی امام در مورد حجاب نه تنها يک مسئله‌ی فقهی که يک امر انقلابی است و زور در آن نيست… آن‌هايی که مزاحم زنان می‌شوند به اسلام و نهضت خيانت می‌کنند.»

به نوشته روزنامه اطلاعات پس از اين واکنش های احتياط آميز به منتقدان حجاب اجباری، در صبج همين روز يعنی ۱۹ اسفند، زنان در دادگستری تهران تجمع اعتراض آميزی عليه حجاب اجباری برگزار کردند که در ادامه جمعی از کارکنان زن راديو تلويزيون ايران نيز به تجمع کنندگان پيوستند.

اين تجمع نيز با دخالت عناصر تندرو موافق حجاب اجباری به درگيری کشيده شد. افراد تندرو مدافع حجاب شعار می دادند «يا روسری، يا تو سری»!

به گزارش روزنامه اطلاعات در تجمع زنان مخالف حجاب اجباری، قطع‌نامه‌ای با ۸ بند صادرشد.

در اين بيانيه عنوان شد: «زنان هم وظايف اجتماعی خود را انجام می‌دهند و پوشش متعارف زنان بايد با توجه به عرف و عادت به تشخيص خود آن‌ها واگذار شود.»
در اين تجمع هما ناطق، استاد دانشگاه نيز بيانيه‌ی سازمان ملی دانشگاهيان را خواند که در آن آمده بود: «ما مخالف حجاب نيستيم، بلکه مخالف تحميل آن هستيم...»

مخالفت طالقانی با حجاب اجباری

تيتريک روزنامه اطلاعات در ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ به نقل از آيت الله محمود طالقانی اين بود: «در مورد حجاب اجبار در کار نيست.»

به گزارش روزنامه اطلاعات آقای طالقانی در گفت و گو با راديو و تلويزيون ايران گفت: «حجاب اسلامی حجاب شخصيت و وقار است و هيچ اجباری هم در مورد آن در کار نيست. مسلما نظر امام هم به مصلحت زنان ما و هم خواهران و دختران ماست و هم مطابق با موازين اصول دين مبين اسلام است... حجاب ساخته‌ی من و فقيه و اين‌ها هم نيست، نص صريح قرآن است. آيه‌ی حجاب برای شخصيت دادن به زنان است... آيا اين مانع از آن است که کار اداری داشته باشند؟ نه... اصل مسئله اين است که هيچ اجباری هم در کار نيست و مسئله‌ی چادر هم نيست.»

از ديگر سو به گزارش روزنامه اطلاعات در اين روز مهدی هادوی، دادستان کل انقلاب در بيانيه‌ای مزاحمان خانم‌های بی حجاب را ضد انقلاب دانست و مزاحمت برای آن‌ها را «مخالف منويات امام خمينی» اعلام کرد. همچنين آيت الله ربانی شيرازی در پيامی که در روزنامه اطلاعات «تاکيد اسلام (بر حجاب)ناشی از ارزشی است که برای طبقه‌ی بانوان قائل شده... زنان در انتخاب نوع حجاب آزادند، ازهرگونه ابزار خشونت نسبت به بانوان احتراز کنيد.»

در روز ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات با انتشار بيانيه ی سازمان چريک های فدايی خلق ايران به نقل از اين سازمان سياسی نوشت که رفتار ضد انقلابی مرتجعان درباره زنان محکوم است.

همچنين علی اصغر حاج سيد جوادی، نويسنده، در مقاله‌ای با عنوان «نه استالين، نه سلطان سعيد بن تيمور» در روزنامه‌ی اطلاعات نوشت: «اين دستور که زن‌ها بايد حجاب اسلامی بپوشند(به) نتيجه‌ای جز افزايش نارضايتی و سرخوردگی از انقلاب از طرف مردم و افزايش درگيری بين مردم و مأموران کميته‌ها نمی‌رسد.» به نوشته او: «اين که اصول و فروع دين اسلام را کسی جز روحانيون و عالمان دين نمی‌تواند و نبايد بفهمد و تفسير کند...، هيچ گونه پايه‌ی عقلی و منطقی ندارد و هدف اساسی آن چيزی جز تمرکز قدرت مذهبی در دست گروهی خاص نيست... اگر منظور از حجاب اجبار در پوشيدن چادر و استعمال روسری است در اين صورت به افراد غير مسئول و يا کسانی که اکنون خود را در شهرهای ايران مسئول تأمين نظم می‌دانند اجازه می‌دهد که به بهانه‌ی اين دستور دست به اعمال خشونت نسبت به زن‌ها بزنند.»

مدارا با مخالفان

روزنامه اطلاعات روز ۲۱ اسفند ۱۳۵۷ در خبری با عنوان «نظر آيت الله طالقانی درباره حجاب صحيح است» نوشت که امام خمينی امروز در ديدار با خبرنگاران خارجی، در پاسخ به يک خبرنگار زن فرانسوی که درباره‌ی مسئله‌ی حجاب و اعتراض زنان ايرانی پرسيد، پاسخ داد: «همان نظراتی که آقای آيت الله طالقانی فرمودند، مورد نظر من و صحيح است.»

در اين روز صادق قطب زاده سرپرست راديو و تلويزيون ملی، نيز به ميان دختران دبيرستانی معترض به سانسور که مقابل ساختمان تلويزيون تجمع کرده بودند، رفت.

به گزارش روزنامه اطلاعات، آقای قطب زاده در اين تجمع گفت: «ما اجازه نمی‌دهيم به اقليت ظلم شود اما اجازه نمی‌دهيم اقليت به ديگران که حجاب دارند تهمت‌هايی بزنند.»

او همچنين درباره‌ی پخش نشدن فيلم بانوان معترض به حجاب اجباری از تلويزيون گفت که فيلم‌ها برای نمايش آماده نبوده است. معترضين می‌گفتند تنها بخش کوتاهی از تجمع که در آن شعار «درود بر خمينی، سلام بر آزادی» بوده، از تلويزيون پخش شده است.

به گزارش روزنامه اطلاعات، در اين روز همچنين قضات و وکلای زن دادگستری در بيانيه‌ای از آيات عظام و دولت موقت مهدی بازرگان که «با درايت سياسی و انقلابی خود» عدم اجباری بودن حجاب را اعلام کردند، تشکر کردند و مسئله‌ی تحميل حجاب را پايان يافته تلقی کردند.

مقاومت ها ادامه دارد

روزنامه اطلاعات در شماره ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ خود نوشت که گروهی از زنان در مخالفت با حجاب اجباری در دانشگاه تهران تجمع کردند. در مقابل هم عده‌ای از دانشجويان مسلمان به مخالفت با اجتماع زنان شعار می‌دادند.

در اين برنامه زنان شاغل در اداره های مختلف و دانش آموزان دختر دبيرستانی حضور داشتند.

اين در حاليست که به نوشته روزنامه اطلاعات مراسم راه‌پيمايی زنان در اين روز در مخالفت با تحميل حجاب که قرار بود از دانشگاه تهران به سمت ميدان آزادی برگزار شود، لغو شد.

همچنين روز ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در تبريز عده‌ای از راهپيمايی اعتراض آميز دختران دانش آموز و دانشجو و زنان شاغل جلوگيری کردند و چند تير هوايی شليک شد و زنان نيز در خيابان متحصن شدند. به گزارش روزنامه اطلاعات در برخی ديگر از شهرهای ايران از جمله بندرعباس نيز بسياری از دختران و زنان در مخالفت با حجاب اجباری راه‌پيمايی کردند.

اما روز چهارشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات، خبر داد که سازمان مجاهدين خلق ايران در بيانيه‌ای اعلام کرده: «حجاب چيزی نيست جز کوششی اجتماعی به خاطر رعايت و حفظ سلامت اخلاقی جامعه... و ما مطمئنيم که خواهران و برادران انقلابی ما... اين ضرورت را به بهترين وجه رعايت نموده و خواهند نمود؛ لذا هر موضع گيری خصمانه برای تحميل جبری هر شکلی از حجاب بر زنان اين ميهن... نامعقول و نامقبول است...»

اما در همين روز و از ديگر سو زنان طرفدار حجاب اسلامی در تهران در اطلاعيه‌ای، زنان را به شرکت در يک گردهمايی در روز جمعه ۲۵ اسفند دعوت کردند. در اين اطلاعيه آمده بود: «هم‌وطن متعهد و مسلمان؛ به منظور دفاع از حجاب اسلامی و همچنين به خاطر تاييد و تقدير از تلاش‌های خستگی ناپذير آقای صادق قطب زاده منتخب امام در برابر عناصر ناآگاه و عوامل ضد انقلاب در روز جمعه ۲۵ اسفند از ساعت دو بعد از ظهر در خيابان جام جم با شرکت خود در اين گردهمايی رشد اخلاقی، مذهبی و تداوم روحيه‌ی انقلابی خود را نشان می‌دهيم.»

گلايه بازرگان

اما روز پنجشنبه ۲۴ اسفند ماه مهدی بازرگان، نخست وزير ايران در پيامی تلويزيونی گفت: «می‌روند دايما پشت گوش آقا می‌خوانند که در وزارت خانه‌ها زن‌های لخت هستند و در کاخ‌های فرعونی زندگی می‌کنند. اين گرفتاری هميشه بوده، در اين گيرودار گرفتاری‌ها و مسائل و مصائب چه موضوعات فرعی را پيش می‌کشند.»

حمله به فرزانه تاييدی

«فرزانه تأييدی» بازيگر سرشناس سينما روز ۲۷ اسفند ۱۳۵۷ در گفت و گو با روزنامه اطلاعات گفت:«روز شنبه چند جوان ماجراجو با قيچی به من حمله کردند و قصد داشتند موی سرم را بتراشند. مردم به کمک من شتافتند و رهايم کردند. با توجه به اين که من روسری هم به سر داشتم، معلومست که اين عناصر قصد لطمه زدن به نهضت انقلابی داشتند و دولت بايد شديدا با چنين عواملی مبارزه کند.»

در همين روز نورعلی تابنده، وکيل دادگستری نيز در مقاله‌ای با انتقاد از انتخاب روز ۱۷ اسفند به عنوان روز زن نوشت: «امام خمينی بارها تصريح فرمود که حجاب مذهبی در همين حد است و اگر غير از آن بود، در همان ايام صريحا می‌فرمود. زيرا ديديم که ايشان در بيان حقايق و احکام دين و ارائه‌ی راه ارشاد، هيچ تساهل ندارند... آيا طرد آثار شوم اختناق و ترک عادتی که مسير زندگی آينده است، تحميل است؟... در هيچ جای دنيا افراد حق ندارند نيمه عريان به خيابان بيايند و مقررات و عرف ملت حداقل پوشش را تحميل می‌کند... برای ملت ايران که اکثريت قريب به اتفاق آن مسلمان هستند، اين حداقل، همان است که به عنوان پوشش اسلامی عرضه می‌شود. همه‌ی مملکت که تهران نيست و همه‌ی تهران هم که اين بانوان معترض نيستند...»

مکارم شيرازی: اجبار محکوم است

روز دوشنبه ۲۸ اسفند آيت الله مکارم شيرازی در مقاله‌ای در روزنامه‌ی اطلاعات، نوشت: «رهبر انقلاب يک حکم مسلم اسلامی را در شکل يک نصيحت بيان کرد... آن‌ها فکر می‌کردند سوژه‌ی خوبی به دست آورده‌اند، ناگهان به آن دامن زده و شروع به سم پاشی کردند. مسئله منحصر به حجاب نيست و ما در آينده نيز با اين گونه صحنه‌های ضد انقلابی... روبرو هستيم... توسل به خشونت و اجبار و اکراه در مقررات اسلامی محکوم است... آن‌ها که با مقالات تحريک آميز سعی می‌کردند اين مسئله را بزرگ کنند، حداقل ناآگاهانه تحت تأثير دشمنان قرار گرفتند... »

به گواهی روزنامه اطلاعات چاپ تهران پس از اين اظهار نظرها و اعلام مواضع درباره حجاب اسلامی بود که نوروز ۱۳۵۸ از راه رسيد، اما موضوع حجاب و چگونگی آن با پايان سال ۱۳۵۷ و آغاز نخستين بهار پس از انقلاب، پايان نگرفت. بنيانگذار نظام نوپای جمهوری اسلامی پس از اظهار نظر اسفند ۵۷ درباره لزوم رعايت حجاب و پوشش اسلامی تا تير ماه ۱۳۵۹ ديگر موضع مشخصی اعلام نکرد.

تا اينکه به گواهی تاريخ در تيرماه ۱۳۵۹ او در يک سخنرانی تند، از ابوالحسن بنی صدر رييس جمهوری ايران خواست تا سريعا اداره های دولتی را اسلامی کند.

بعد از اين سخنان از صبح شنبه ۱۴ تيرماه ۱۳۵۹ ورود زنان بی‌حجاب به اداره های دولتی ممنوع شد اين رويه تا سال ۱۳۶۱ تثبيت شد. تا اينکه سرانجام مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۳ قانون مجازات اسلامی را به تصويب رساند. به موجب اين قانون هرکس در معابر عمومی حجاب را رعايت نمی کرد، به ۷۲ ضربه شلاق محکوم می شود. قانونی که همچنان در ايران پابرجاست.

ترتیب:
(۵) برای درج نظر، اینجا کلیک کنید
نظرات

توسط: رضا از: ابادان
۱۴ ۱۲ ۱۳۹۲ ۲۲:۳۳
در اصل اوايل انقلاب زنان و دختران گول حرفاي اخونداي حكومت خوردند كه با ترفند موزيانشون از سادگي زنان و دختران استفاده كردند و با شستشو دادن مغزي دادن و استفاده از خرافاتهايى مانند بي حجاب دانستن گناه است و در ان دنيا ذوب داغ روي ادم ميريزند و ترس انداختن در دل مردم بي حجابي را ممنوع كردند،متاسفانه چن ساليه كه زنان و دختران از اين رژيم متنفر هستند و فهميدند از ازادي خبري نيست و ميخواهند ازاد باشند با ضربه شلاق طرف هستند و روزي هزار بار ميگن خدا بيامرزه شاه و واي بر ما كه گول خورديم و شاه خدا بيامرزي رو با ترفند وعدهاي دروغ خميني بيرون كرديم
توسط: همایون
۱۴ ۱۲ ۱۳۹۲ ۲۱:۵۷
این مقاله اوج حماقت ایرانیارو به خوبی میرسونه
توسط: کریم
۱۴ ۱۲ ۱۳۹۲ ۲۱:۵۱
این دین پر از نقص همه چیش اجباره. شرم بر نسلی که زندگی جوونامون رو تباه کرد.
توسط: ملیحه دیبا
۱۴ ۱۲ ۱۳۹۲ ۲۱:۳۵
چرا در دنیای کنونی که تمدن و پیشرفت در همه جا نمایان است زنان باید در حجاب مستور باشن و مردان از زیبایی های آنان محروم باشند و مگر نه این است که زنان فقط برای شهوت و لذتهای جنسی مردان خلق شده اند؟
توسط: دفرمیست
۱۴ ۱۲ ۱۳۹۲ ۲۱:۱۱
اینکه زنان پوشش خود. را حفظ کنند مبادا مردان به گناه بایفتند.و ارزش از دیدگاه این ها یعنی پیچیدن زنها در چادر و صیغه شدنهای نامتناهی .با کمال پوزش از مردانی وه این کامنت رو میخوانند باید بگویم که پوشش اجباری زنها بیشتر یک توهین است به مردان زیرا مردان را تا درجه حیوان پایین میاورد و میگوید مانند حیواناتی هستند که توانایی کنترل احساسات خود را ندارند.و با دیدن مو یا قسمتی از بدن یک زن تحریک میشوند.
البته اینجانب هیچ شکی ندارم که این پیروان حجاب اجباری خود مانند حیواناتی هستند که توانایی کنترل احساسات خودشان رو ندارند.و این مثل مانند شخص عارفی بود که سالها وارد شهر نشده بود .وقتی از او میپرسیدند که چرا.جواب میداد در شهر زیبا رویانی هستند که میترسم به گناه بیافتم و با این حرف ایمان سست خود رو نشان میداد.



http://www.radiofarda.com/content/f3-hijab-iran-1979/2528634

وضعیت اورژانسی سه زندانی بیمار در رجایی شهر


شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴ تهران ۱۳:۱۱

«آتنا دائمی» فعال مدنی و حقوق کودکان کار و خیابان، در پی مشکلات هورمونی به درمانگاه صادقیه در تهران منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این فعال مدنی محبوس در بند عمومی زنان اوین موسوم به “بند نسوان”، امروز شنبه ۱۳ تیرماه ۱۳۹۴، در حالی به درمانگاه صادقیه در تهران منتقل شده که پس از مراجعه وی به بهداری زندان اوین به دلیل مشکلات غددی و هورمونی، و همچنین نبود متخصص غدد در بهداری زندان، به صورت اورژانسی به مرکز درمانی خارج از زندان منتقل شده است.

گفته شده مامور انتقال زندان اوین با او و اعضای خانواده‌اش بدرفتاری کرده است.

یک شاهد عینی در محل درمانگاه به کمپین گفته: “به آتنا دست‌بند زده بودند و اجازه نمی‌دادند که با خانواده‌اش حرف بزند. ماموران انتقال نگذاشتند که این زندانی، مادرش را در آغوش بگیرد و به همین دلیل آتنا و خانواده‌اش اعتراض کردند و مامور انتقال به شدت با آنها برخورد کرد.”

همچنین یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی به کمپین گفته: “خانواده آتنا تمام هزینه‌های ویزیت پزشک متخصص و هزینه درمان و داروهای آتنا را پرداخته‌اند.”

«آتنا دائمی» ماه گذشته نیز به دلیل خونریزی معده، در پی بیماری و وخامت حال جسمی، به بهداری زندان اوین منتقل شده بود. گفته شده پس از بازگشت «آتنا دائمی» به بند نسوان، او دچار خونریزی شدید بینی نیز شده بود.

این فعال حقوق کودکان کار و خیابان، به دلیل فشارهای شدید عصبی، مجبور به مصرف داروهای آرام‌بخش شده و بهداری زندان نیز از تهیه این داروها سرباز زده است. خانواده این زندانی مجبور به تهیه این داروها با هزینه شخصی در خارج از زندان شده‌اند.

این در حالی است که پیش‌تر «آتنا دائمی» به علت نگهداری طولانی‌مدت در سلول انفرادی و شرایط بد بهداشتی بازداشتگاه و عدم دسترسی به هواخوری و نور آفتاب، دچار ناراحتی پوستی و همچنین ضعف شدید بینایی شده بوده است.

«آتنا دائمی» فعال مدنی ۲۷ ساله دارای مدرک دیپلم است و تا پیش از دستگیری در باشگاه انقلاب در تهران شاغل بود. او در ۲۹ مهرماه ۱۳۹۳، از سوی مامورین لباس شخصی در منزل پدری خود بازداشت و به بند ۲-الف سپاه پاسداران زندان اوین منتقل شد.

او پس از تحمل نزدیک به ۴ ماه بند انفرادی و بازجویی‌های پی‌درپی، در ۲۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به بند عمومی زنان (نسوان) در زندان اوین منتقل شد و در ۲۳ اسفندماه ۱۳۹۳، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «مقیسه» محاکمه شد.

او در ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، به تحمل ۱۴ سال زندان محکوم شد. او به علت نگرانی از وضعیت وخیم مادرش، حکم صادره را ۷ سال به خانواده‌اش اعلام کرده بود، اما در ملاقات در اولین یکشنبه پس از دادگاهی‌اش، به خانواده خود اعلام کرد که حکم صادره از سوی قاضی مقیسه، تحمل ۱۴ سال زندان است .

به دنبال اعتراض خانواده و وکیل «آتنا دائمی» به حکم صادره، پرونده به تجدیدنظر رفته و تاکنون پاسخی داده نشده است.

اتهامات این فعال مدنی، “اجتماع و تبانی بر ضد نظام برای تجمع در دفاع و حمایت از کودکان کوبانی و شنگال و حضور در تجمعاتی علیه اعدام مانند تجمع اعتراضی برای اعدام ریحانه جباری و…”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری و مقدسات به دلیل گوش دادن به آهنگ‌های شاهین نجفی”، “مخالفت با حجاب اجباری” و “مخالفت با اعدام”، “اختفای ادله جرم برای رهایی متهم علی نوری” عنوان شده است.

در دادگاه به «آتنا دائمی» و وکیل وی اجازه هیچ‌گونه دفاعی داده نشده است و پیش‌تر قاضی «مقیسه» نیز این زندانی مدنی را تهدید کرده “در صورت نپذیرفتن اتهاماتش او را به زندان قرچک خواهد فرستاد.

اخیرا «سازمان عفو بین‌الملل» با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط آتنا دائمی شده است. این سازمان حقوق بشری همچنین از ایران خواسته که مراقبت‌های پزشکی ضروری برای این فعال مدنی را فراهم کند و با احترام به کنوانسیون بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی که ایران نیز از امضاکنندگان آن است، حق آزادی اندیشه و بیان را به رسمیت بشناسد.

گفته شده در سال گذشته خانواده و وکیل این زندانی، بارها آزادی «آتنا دائمی» را با قرار وثیقه درخواست کرده‌اند که هر بار قاضی «مقیسه» سرباز زده و تاکنون این درخواست را رد کرده است.

«آتنا دائمی» هم‌اکنون در نهمین ماه بازداشت موقت، در بند زنان زندان اوین، منتظر حکم دادگاه تجدید نظر است.

شرکت کرد! چرا نباید در« انتخابات » شرکت کرد!


یکبار دیگر مضحکهی انتخابات رژیم جمهوری اسلامی به کار افتاده است. انتخابات و
کشیدن مردم به بازی انتخاب بین بد و بدتر و کانالیزه کردن خشم مردم، از اهداف مهم رژیم
جمهوری اسلامی است. طبقهی حاکمهی ایر ان ﺗﻤام تلاش خود را به کار گرفته است که یکبار
ود کند که گویا این 􀋹 دیگر در این انتخابات به نظاماش مشروعیت ببخشد و اینگونه وا
نظام دارای پشتوانهی مردمی است. ﺗﻤام جناحهای حاکمیت تلاش دارند که موضوع
انتخابات و شرکت مردم در این انتخابات را تا آنجا که میتوانند بهعنوان تنها روش
ممکن برای دخالتگری در جامعه، در ذهن و عمل تکتکِ مردم نهادینه کنند. آنها
علیرغم اختلافاتی که با هم دارند اما در مشروعیت بخشیدن به این رژیم متحدند. برای
آنها این مس أله حیاتی است که مردم هوای تغییر و تحول ریشهای در کل جامعه را در
سر نپرورانند و به آنچه موجود است، گردن گذارند. اینان ﺗﻤام امکانات خود را به کار
گرفتهاند تا بتوانند این تفکر را در بین مردم دامن زنند که امکان هر نوع تغییری را در
چارچوب همین رژیم جستجو کنند.
در همین راستاست که اصولگرایان و اصلاحطلبان، و مجیزگویانشان همراه با بنگاههای خبررسانیِ بیبیسی، صدای آمریکا، دویچهو له و... ﺗﻤام
تبلیغات خود را به کار گرفتهاند که به مردم بگویند که از حق أر یِ خود در این انتخابات استفاده کنید. ﺗﻤام سعی و کوشششان را بهکار گرفتهاند
مردان و زنان به این فکر نکنید که شرکتتان در این مضحکههای انتخاباتی به معنای همدستی در چارچوبههای جنایتکارانهی این 􀋴 که ش
نیاز دارد؛ به این فکرنکنید که از روزی که 􀋴 سیستم است؛ به این فکر نکنید که این رژیمِ سرتا پا زنستیز برای ثبات بخشیدن به نظامش به رأی ش
این رژیم به قدرت رسید، با فرمان حجاب اجباری و تصویب قوانین نابرابر و مجازاتهای اسلامی علیه زنان، فرودستی زنان را به مراتب تشدید
کرده است. به این فکر نکنید که این رژیم در دههی ۶۰ و تابستان ۶۷ ، دست به کشتار عظیمِ یک نسل از انقلابیون و کمونیستها زد که حاضر
نبودند به این نظام بهرهکشی تن دهند و بعد هم مخفیانه پیکر آنان را در گورهای دستهجمعی دفن کرد؛ فکر نکنید که صدها نفر را در خیز ش
مردمیِ سال ۸۸ ، در زندانهای قرون وسطاییاش اسیر کرد؛ و همزمان دهها نفر را پیشِ چشم ما و میلیونها نفر از مردم جهان به قتل رساند. به
این فکر نکنید که فقر و فلاکت را بر اکﺜﺮیت مردم تحمیل کرده است؛ اعتیاد و فحشا را به وسیعترین شکل ممکن رواج داده است؛ ملل تحت
یخواهند مردم به این فکر کنند که چرا و به چه علت هزاران 􀋹 ستم ک رُد، ترک، عرب، بلوچ، و... را بهطرز وحشیانهای سرکوب کرده است. اینان
هزار زن بهخاطر تأمین اولیهترین نیازهای معیشتی، تن خو د را میفروشند؟! چرا فروش تکه تکهی اعضای بدن و فروش نوزادان به امری عادی
طلب روحانی، « اصلاح » برای گذران زندگی خیل عظیمی از تهیدستان بدل گشته است؟! به این فکر نکنند که در همین چهار سال حاکمیت دولتِ
اعدام روند صعودی داشته و هزاران نفر اعدام شدهاند، خیل عظیمی از زنان به خاطر فقر در خیابانها زندگی میکنند، میلیونها کارگر و
یرسد در آستانهی اعدام قرار دارند، زنان و مردان بسیاری به جرم 􀋹 زحمتکش به نان شب محتاجاند، صدها زن که صدایشان به گوش کسی
ضدیت با این نظام در زندانها و یا در صف اعدام قرار دارند و...
میخواهند نیمی از جامعه یعنی زنان را که در این رژیم از کوچکترین حقوق - حق ازدواج آزادانه و طلاق، حق سفر، حق حضانت فرزند و حتی
آزادی انتخاب پوشششان و ... بیبهرهاند به پای صندوقهای أر ی بکشانند تا به این فکر نکنند که نتیجهی کار شان نهتنها هیچ بهبودی در زندگی
یآورد، بلکه این واقعیت را نیز عامدانه پنهان کنند که رانندهی این نظام هر که باشد، ابعاد ستم جنسیتی که یکی از 􀋹 میلیونها زن بهوجود
ستونهای این نظام و از ضروریات سر پا نگاه داشﺘﻦِ حکومت دینی بوده است، تعمیق خواهد یافت.
تدبیر و » ،« گفتگوی ﺗﻤدنها » ،« سردار سازندگی » تجربهی سی و هشت سال اخیر نشان داده است که بارها نگهبانان این رژیم تحت نامهای
رگرانهاش نسبت به مردم صورت نگرفته 􀋴 و ... عوض شدهاند اما هیچ تغییری در ماهیت ستمگرانه و استث « دولت کارآمد و عدالتگستر » ،« امید
است چون ماهیتاش عوض شدنی نیست. هر تغییر جزئییی هم اگر صورت گیرد، جمهوری اسلامی برای حفظ اسلامی بودناش اجبارا زنجیر اسارت زنان را محکم نگه خواهد داشت، زیرا با این زنجیر است که اسلامی بودنش مفهوم مییابد.
این نظام با تبلیغ انتخابات و دعوت از مردم برای انتخاب یکی از مهرههای سرسپردهی همین رژیم سر تا پا جنایت، ﺗﻤام کوشش خود را کرده و
میکند که مردم را از دستیابی به ایده و افکار نوین برای ساخﺘﻦ جامعهای که همهی مردم بتوانند حاکم بر سرنوشت خود باشند دور کنند؛ و
مردم را به آن جا بکشانند که با رأیشان که در تضاد کامل با منافعشان قرار دارد، مهر تأیید به این رژیم بزنند.
یکی دیگر از موضوعاتی که برای جذب مردم به انتخابات پیش گذاشتهاند این است که اگر به پای صندوقهای رأی نروید، امکان حملهی نظامیِ
آمریکا به ایران افزایش مییابد. اما واقعیت این است که رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی در درگیری با آمریکا از یک طرف به دنبال حفظ
نظامش است و از طرف دیگر با گسترش نفوذ و قدرت بیشتردر منطقهی خاورمیانه میخواهد برای به بازی گرفته شدنِ بیشتر در سیستم سرمایه
لی از جانب امپریالیسم 􀋴 داری حاکم بر جهان، برای خود موقعیت بهتری کسب کند و این هیچ ربطی به منافع مردم و راه افتادن جنگ احت
آمریکا، ندارد. در مقابل نیز، قلدرمنشی و تهدید به جنگ با ایران و... از طرف رژیم فاشیستی ترامپ/پنس قرار دارد. این رژیم قصد دارد برای
ر امپریالیسم آمریکا، نظم نوینی را در جهان، سازماندهی کند. با این هدف است که این 􀋴 افزایش سلطهگری و در تقویت سیستم ستم و استث
رژیم فاشیستی در ماههای اخی رتحت نام مبارزه با تروریسم در خاورمیانه بر سر مردم عراق و سوریه ﺑﻤب میریزد و هزاران نفر را به قتل می
رساند. در نتیجه، هم رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی و هم کلیهی امپریالیستها و در رأس آنها رژیم فاشیستی ترامپ/پنس میخواهند در
راستای منافع و مقاصد خود از مردم بهعنوان گوشت دم توپ استفاده کنند.
در نتیجه شرکت در انتخابات:
یعنی مشروعیت بخشیدن به رژیم زنستیز جمهوری اسلامی
یعنی تأیید کلیهی قوانین زنستیز و مجازاتهای اسلامی علیه زنان
یعنی تأیید خشونت افسارگسیخته بر میلیونها زن توسط این رژیم
یعنی تأیید رژیمی که هزاران هزار نفر از کمونیستها، انقلابیون، مبارزین و آزادیخواهان و حتی مردم عادی را اعدام کرده است.
یعنی تأیید رژیمی که ملتهای ترک، کُرد، بلوچ، عرب، افغان و... را سرکوب کرده است.
یعنی تأیید رژیمی که برای کسب حداکﺜﺮ سود و به بازی گرفته شدن هر چه بیشترد رشبکهی جهانی سرمایهداری به افزایش روزافزون شکاف
طبقاتی میدمد.
یعنی تأیید رژیمی که افزایش فقر، حاشیهنشینی، اعتیاد، تنفروشی، کارتنخوابی و گورخوابی و ... فقط بخشی از فجایع کارکرد آن است.
ر قرار داده است. 􀋴 یعنی همدست شدن با رژیمی که بر پایهی سرکوب، زندان، شکنجه، اعدام، خفقان و... کل مردم را در سیستم ستم و استث
یتواند با رفﺘﻦ مردم به پای انتخاب یکی از مهرههای همین نظام اصلاح شود و از درون تغییر کند. سؤال اصلی این است: 􀋹 بله!!! این سیستم
رِ عمیقی که بر اکﺜﺮیت مردم تحمیل شده است، خلاص شد؟ چطور میتوان به 􀋴 چگونه میتوان از این شکاف عظیم طبقاتی و ستم و استث
فرودستی و خشونت گسترده علیه زنان خاﺗﻤه داد؟ چطور میتوان در مقابل هر نوع دخالتگری امپریالیستها ایستادگی کرد؟ آیا به غیر از این
ر از طریق یک انقلاب بنیادین سرنگون کرد؛ و نظام و 􀋴 است که در اولین قدم باید رژیم جمهوری اسلامی را بهعنوان عامل اصلی ستم و استث
متعاقبا جامعهای کاملاً متفاوت بنا کرد؟ نظام و جامعهای که مردم در آن بهطور واقعی در خدمت به رهایی بشریت بهطور آگاهانه سهم بگیرند؟
رأي زنان: سرنگونی انقلابی جمهوري اسلامی!
انتخاب زنان: جامعهاي بدون ستم و استثمار!
سازمان زنان هشت مارس (ایران-افغانستان)
۱۷ آوریل ۲۰۱۷


letzte Änderungen: 10.7.2017 6:42