مريم قربان زاده يک زن حامله محکوم به سنگسار
به گزارش کميته بين المللي عليه اعدام، در زنداني که سکينه محمدي آشتياني بسر می برد٬ دو زن ديگر محکوم به سنگسار هستند. يکي از آنها مريم قربان زاده است. مريم ۲۵ سال دارد و به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج به سنگسار محکوم شده است. مريم حامله است و از مردم دنيا انتظار دارد به او کمک کنند.
حکومت زن ستيز اسلامي٬ در سالهاي اخير در نتيجه اعتراضات بين المللي مجبور به لغو احکام سنگسار بر عليه حداقل ۱۳ زن شد و در مواردي آنها را با زدن صد ضربه شلاق آزاد کرده است. يکي از اين زنان کبرا بابايي بود که بعد از لغو حکم سنگسار٬ صد ضربه شلاق به او زدند و سپس او را آزاد کردند و طبق خبري که به کميته بين المللي عليه اعدام رسيده٬ نخاع کبرا بعد از اين ضربات شلاق آسيب ديده و او نميتواند راحت راه برود. فرزندان او ميگويند٬ دردهاي شديد و آثار اين شلاق زدن٬ زندگي مادر آنها را بسيار سخت کرده است.
زنان تحصیل کرده خانه نشین می شوند
کارمندنیوز: ناصر فكوهی «دانشیار دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران»با اشاره به مدل های متفاوت اجتماعی شدن زنان در کشور،گفت:اجتماعی شدن در كشورهای نفتخیز به مدل های متفاوت صورت می گیرد و اجتماعیشدن در مدل عربی (شمال آفریقا و خاورمیانه) به شكل بسیار ناقص و ضعیفی صورت گرفته است. این موضوع را میتوانید در كشورهای اردن و امارات و عربستان و حتی كشورهایی كه به ظاهر خیلی غربی میآیند ببینید. حتی در كشورهایی كه شكل و شمایل غربی دارند مانند تونس و مراكش اجتماعی شدن شكل نمیگیرد و جامعه به قیمت درآمدهای نفتی و توریستی كمبود كار زنان را جبران میكند.
وی در ادامه افزود: اجتماعی شدن زنان در ایران كمی خاص است زنان میتوانند وارد سیستمهای دانشگاهی شوند و نیز میتوانند وارد سیستمهای اجتماعی شوند و این اتفاق بهصورت پیوسته رخ میدهد و قابل بازگشت هم نیست. در اینجا دلیل اجتماعیشدن غیراقتصادی است به این معنا كه زنان در همه حوزههایی كه رابطه چندانی به اقتصاد ندارد حضور آنها بسیار پر رنگ است. مثلا حضور زنان در دانشگاه كه مدتهاست رابطهای با بازار كار ندارد بسیار چشمگیر شده است.
فکوهی اظهار داشت: در ایران برخی زنان درس نمیخوانند ولی وارد بازار كار می شود. این موضوع را میتوان بهصورت منفی تعبیر كرد زیرا این افراد مهارت کافی شغلی و اجتماعی را ندارند .
فكوهی میگوید: در کشور ما اجتماعی شدن زنان با اقتصادی شدن آنها همراه نیست . به طوری که زنان فرایند اجتماعی شدن زنان را بدون ورود به بازار کار طی میكنند یعنی این افراد وارد دانشگاه ها می شوند و پس از کسب مهارت کاری و اجتماعی وارد بازار کار نمی شوند .
دانشیار دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در مورد حضور اقتصادی زنان در سالهای اخیر میگوید: در حوزه اقتصادی ابتدای سالهای گسترش درآمد نفتی ایران (1330) نرخ اشتغال زنان زیر 5 درصد بود.
در انتهای دوره رژیم گذشته (1352 تا 57) درآمد نفتی ایران 4 برابر میشود و اثرات خود را به سیستم شغلی منتقل میكند. در این دوره، از ابتدای دهه50 از نرخ رشد اشتغال زنان (9درصد) به بالاترین میزان رشد در تاریخ ایران یعنی 13درصد میرسیم.
بعد از انقلاب این نرخ سقوط میكند. ایران وارد جنگ میشود؛ معمولا كشورهایی كه وارد جنگ میشوند به مانند جنگهای جهانی اول و دوم، زنان را برای جبران نیروی كار وارد بازار كار میكنند.
جنگ قاعدتا میزان اجتماعی شدن زنان را بالا میبرد اما در ایران دولت با اتكا به درآمدهای نفتی همزمان جنگ را به پیش میبرد بدون اینكه محتاج كار زنان شود. بنابراین به شكل بسیار عجیبی در دهه60 نرخ اشتغال زنان چندان رشد پیدا نمیكند. از اوایل دهه70، وقتی كه جنگ تمام میشود روند رشد اشتغال زنان از سر گرفته میشود. ولی حضورشان بیشتر از 12درصد نمیشود.
وی ادامه داد: معنی نرخ رشد 11 درصدی زنان این است كه 80 درصد از زنان كار نمیكنند. البته مسئله پیچیدهتر از اینهاست. چرا كه ساختار كار زنان بهگونهای است كه آنها معمولا 25-20سال كار میكنند و از طرفی میزان پراكندگی مشاغل زنان بیشتر از مردان است. در این شرایط كه اكثریت زنان كار نمیكنند سیستم اجتماعی شدن غیراقتصادی ادامه پیدا كرده است به عبارت دیگر ما زنانی داریم تحصیلكرده و ماهر و توانمند ولی جامعه به دلیل عدم برنامه ریزی برای ورود به بازارکار آنها را خانه نشین کرده است .که جامعه شناسان این مسئله را اجتماعی شدن زنان به طور غیر واقعی می دانند.
فكوهی اظهار داشت: در جامعهای كه اجتماعی شدن زنانش به شكل واقعی صورت نگرفته باشد آسیبهای فراوانی ایجاد میشود. زنان از یك طرف اجتماعی میشوند ولی جامعه ظرفیت پذیرش آنها را برای بازار کار ندارد .
وی در پایان با اشاره به افکار حاکم بر جامعه امروزی افزود: ذهنیت آدمهای جامعه به راحتی تغییر نمیكند چرا که خانوادههای ایرانی بهشدت سنتی هستند و این آمادگی را ندارند كه با سرعت از سنت جدا شوند. آنها میخواهند كه دخترشان تحصیل كند ولی در عین حال از تغییر در اندیشه دخترانشان ناراحت میشوند. اگر به همین خانواده بگویید نگذارید دخترانتان تحصیل كنند آن را نشانه پایین بودن سطح فرهنگی خود میدانند ولی دوست دارند بعد از تحصیل دخترشان زود شوهر كرده و سر كار هم نرود.
جنتی جنایتکار خواهان اعدام زنان "بدحجاب" شد
واحد مرکزی خبر (صدا و سیمای رژیم): خطیب نمازجمعه تهران گفت: سکوت در برابر مسأله بدحجابی، به بهانه انجام کار فرهنگی، گناه است.
آیت الله احمد جنتی در خطبه نخست نمازجمعه تهران، مسأله حجاب را حکم قرآن دانست و افزود: پوشش اسلامی برای زن مسلمان واجب است و مظاهر اسلامی باید در فضای جامعه اسلامی حاکم باشد.
وی گفت: کشوری که می خواهد الگوی کشورهای اسلامی باشد، اسلام ناب محمدی را در دست دارد و خون این همه شهید را برای حفظ اسلام، قرآن، حجاب و عفت زن و مرد نثار کرده است، چگونه می تواند در برابر مسأله بدحجابی که امنیت اخلاقی جامعه را هدف گرفته است، سکوت کند.
امام جمعه موقت تهران گفت: من نمی دانم قاچاقچی را می گیرند اعدام می کنند، تروریست را می کشند، دزد را مجازات می کنند، ولی نوبت به قانون خدا که مافوق قانون بشر می رسد، اگر کسی اجرا نکند، سکوت می کنند و می گویند باید کار فرهنگی بشود.
ویدیو شکوه زن ایرانی
صحنه ایی تکان دهنده از خشونت خیابانی که توسط بسیجی ها سازماندهی شده و توسط لمپن های محله خاوران تهران اجرا می شود، نشان می دهد که فاصله چندانی بین خشونت سیاسی که اوج آن اعدام های اخیر بوده و بین خشونت نهادینه شده در جامعه وجود ندارد. خشونت و تعرض به زنان تا وقتی از خیابان ها و محلات رخ بر نبندد در عرصه سیاسی و توسط همین لمپن ها در شکنجه گاه ها بازتولید می شود. به نظر می رسد این تعرض کاملا" سازماندهی شده است و توسط ماموران بسیح رهبری می شود و به قصد نا امن کردن هر چه بیشتر فضای عمومی است.
گاردين : ایران یکي از زلزله خیز ترین مناطق جهان است. به پیش بیني محمود احمدي نژاد، قرار است زلزله اي در تهران به وقوع بپیوندد پس باید 12 میلیون نفر از ساکنان این شهر بیرون بروند. یک روحاني توضیحات عجیبي در این مورد داده است.
حجت الاسلام کاظم صدیقي، گفت: "زناني که طبق موازین اسلامي لباس نمي پوشند، مردان جوان را به بیراهه مي کشانند و زنا را در جامعه گسترش مي دهند که احتمال زلزله را تشدید مي کند". زنان در جمهوري اسلامي باید از فرق سر تا نوک پایشان را بپوشانند، اما بسیاري از آنان، بخصوص زنان جوان به این قانون بي توجه هستند و لباس هاي تنگ مي پوشند و روسري هایشان عقب است و موهایشان را بیرون مي گذازند. صدیقي در نماز جمعه هفته گذشته پرسید: "براي اینکه زیر آوار نمانیم، چه باید بکنیم؟ هیچ راه دیگري جز پناه بردن به مذهب و تطبیق دادن روش زندگي مان با دین وجود ندارد. در حدود دو دهه است که زلزله شناسان در مورد احتمال وقوع زلزله و عواقب وحشتناک آن در آینده نزدیک، هشدار داده اند. برخي از کارشناسان حتي پیشنهاد انتقال پایتخت را داده اند. تهران که گسل هاي طویلي دارد و طول یکي از آنها به بیش ار 50 مایل مي رسد، از سال 1830 تا کنون زلزله اي نداشته است".
در سال 2003، زلزله قدرتمندي شهر جنوبي بم را لرزاند که 31 هزار نفر، در حدود یک چهارم جمعیت شهر در آن کشته شدند و ارگ قدیمي این شهر هم ویران شد.
یکي از اولیاي الهي به من گفت که از مردم بخواهم که توبه عمومي کنند. چرا؟ چون بلایاي طبیعي ما را تهدید مي کند. وي با اشاره به خشونت هاي بعد از انتخابات ماه ژوئن گفت: "زلزله سیاسي که پیش آمد، واکنشي بود به برخي حرکات. و حالا اگر در تهران زلزله طبیعي بیاید، هیچ کس قادر نخواهد بود با این بلا مقابله کند مگر اراده خداوند و فقط اراده خداوند... پس بیایید خدا را مایوس نکنیم."
دولت ایران و نیروهاي امینیتي سال گذشته درگیر مواجهه خونین با جنبش گسترده معترضان به نتیجه انتخابات بودند؛ آنان معتقد بودند که در انتخابات تقلب شده است.
احمدي نژاد دو هفته پیش زلزله تهران را پیش بیني کرده بود اما گفته بود که تاریخ دقیقش را نمي داند. او اعلام کرد که نمي تواند دستور جابجا شدن همه 12 میلیون نفر ساکن تهران را بدهد. اما گفت: "اما باید پیشگیري هاي لازم را بکنیم .... دستکم 5 میلیون نفر باید تهران را ترک کنند تا خلوت بشود".
صادق محصولي، وزیر رفاه هم گفت که نماز و دعا و توبه بهترین راه مقابله با زلزله است. ما نمي توانیم سیستمي براي مقابله با زلزله پیدا کنیم اما خداوند این سیستم را بوجود آورده است و آن دوري از گناه، دعا، توبه، صدقه دادن و از خود گذشتگي است.
8مارس زنان ایران در مقابل دفتر نمایندگی رژیم تروریستی در اوتاوا روز 8 مارس را جشن گرفتند.
شعری به مناسبت روز جهانی زن
آفتاب و روشنابخش همه دنیاست زن
در میان خلقت ذات خدا یکتاست زن
بی وجودش کی به گیتی راحت و آرامش است
زین سبب او خلقتی نیکو و روح افزاست زن
پایگاه خانه از مهرش پر از لطف و صفاست
گوهری نایاب و گنجی طاق و بی همتاست زن
بسکه درجان و دلش گرمای عشق وعاطفه است
در میان مهرورزان ، واله و شیداست زن
خانه هستی گروی عشق فرزند داده است
بی تعارف از محبت در دلش غوغاست زن
مانی صورتگر هستی چو رخسارش کشید
نیک می دانست که او غارتگر دلهاست زن
پیشوایان را بگفتند بهر کیست خلد برین
در کمال صدق گفتند مالکش تنهاست زن
زانکه خوب و مشفق و آموزگاری نیکو است
این چنین در معرض بغضی مصیبت زاست زن
تا قلم در دست شیطان رجیم است و عدو
در وطن او همدم حزن و خجالتهاست زن
گه کمینه گه ضعیفه داده نامش را عدو
درکمال قدرت و همواره پا بر جاست زن
چون که بشنید در زمان خلقتش رب کریم
وز تمام عرشیان ، یارب عجب زیباست زن
زن بود ، بخش مهمی از تمام زندگی *
نام زیبایش بر این برهان چقدر گویاست زن
چامه ها باید سرود ای مؤمنی در باب او
چون نهاد و فکرت پاکش غرورافزاست زن
زمستان 1388 هلند
محترم مومنی روحی
* = واژه زن ، اولین بخش کلمه زندگی می باشد . به عبارتی دیگر ، زندگی با زن آغاز حیات خودش را تجربه می کند
کنفرانس بین المللی برای بزرگداشت ۸ مارس روز جهانی زن
کنفرانس بین المللی برای بزرگداشت ۸ مارس روز جهانی زن
همبستگی با مبارزات زنان در سراسر جهان برای آزادی، برابری، سکولاریسم و علیه خشونت
حمایت از جنبش آزادی زن در ایران
سازمان آزادی زن و ابتکار فمینیستی اروپا بمنظور بزرگداشت روز جهانی زن، شنبه ۶ مارس ۲۰۱۰ یک کنفرانس بین المللی در شهر گوتنبرگ، سوئد برگزار میکنند. تم این کنفرانس:
خیابان در دست مردم! انقلاب آینده ایران یک انقلاب زنانه است!
ایران امروز بار دیگر حماسه آفرید. روز عاشورا روز جشن توده های مردم، جوانان و دختران و زنان.. بود. ایران امروز همراه بود با دود و آتش و فریاد و شجاعت و سنگ و خون. در معانی مذهبی و خرافی روزهای عاشورا و تاسوعا امسال نمودی نداشت. با توجه به اخباری که مبنی بر حضوراعتراضی مردم در این روز بود به خیابان رفتم.
برای تحلیل دقیق این مشکل با آنکه نیاز به پژوهش وکار متداوم است، ولی چنین روز های ویژه یعنی تجلیل و یاد بوداز قربانیان ورفتگان هم جنس مان در سالهای اخیر ، خود زمینه ی خوبیست برای دوباره مکث کردن ویکبار دیگر توجه نمودن به چرا های زیادی.
قتل ناموسی به عنوان مدهش ترین جنایت بشری و آنهم در سده بیست ویکم ، هیچگاهی نمیتواند توجیهی باشد مبتنی بر ارزش های معینی در جوامع انسانی.اماپیش از اینکه به اصل موضوع بپردازم ، نگاهی کوتاهی دارم به پدیده ی ناموس وارتباط آن به زن ودختر یک خانواده.
در فرهنگ های فارسی ناموس به شرف ، آبروو عِصمت معنی شده است.اما اینکه این صفات در چه مواردی میتواند دقیقاً مورد استفاده داشته باشند،در اجتماعات بشری امروز تا حدی متفاوت از هم دیده میشود . به این مفهوم که شرف ، آبرو و عِصمت در کشور های اروپایی منحصر به "فرد" شناخته میشود و این خود "فرد" است که ارتباط مستقیم با این صفات میداشته باشد.به این مفهوم که شخص خود مسوول حفظ این صفت ، آنهم در محدوده ی فردی خودش میباشد.
سروناز
ایران آزادم آرزوست ....
11 خرداد روز عروسی من بود ... روزی خاطره انگیز برای من و خانواده ام و همسرم ...
روز یکی شدن و وحدت فامیل و بستگانم برای شرکت در شادی و شروع زندگی تازه من و کاوه.. سرشار از عشق و دوستی و صمیمیت خالصانه ....
فردای عروسی صداهایی در بیرون از خانه من را به سمتی فرا می خواند که می دانستم، به درستی می دانستم عاقبتش چی می شود؟
حکومت اسلامی که در 30 ساله گذشته فقر، بیکاری ، اعتیاد ، و فحشاء را اشاعه داده است ،حال در سیت حکومتی نقد به اوضاع عربستان سعودی دارد .سایت پاسدار بسیجی رجانیوز با آوردن این گزارش میکوشد که بر واقعیات ملموس در ایران پرده پوشانی کند.
نگراني رجانيوز از فرار دختران عربستاني و آمار نگران كننده زنان خياباني در تهران
روز گذشته اولین وزیر زن، محصول جمهوری اسلامی، در هیئت کلاغ سیاه در مجلس رجال اسلامی به نمایش گذاشته شد. این خانم وزیر مرضیه وحید دستجردی نام دارد، وگویا بجز شغل والده بچه های حسن شریعتمداری، سر چماقدار روزنامه دولتی کیهان، پزشک زنان نیزمی باشد. دیگر جای تردیدی نیست که به زیر و بم، و چم و خم زنان در جمهوری اسلامی آشنا است.
شوک الکتریکی به بدن خیس و عریان زنان در زندان کهریزک
موج سبز آزادی / یکشنبه ٢٥ مرداد ماه ١٣٨٨- یک نماینده مجلس در گفتوگو با «موج سبز آزادی» از شکنجه زنان زندانی در کهریزک خبر داد. این در حالی است که پیش از این هیچ گزارشی درباره بازداشت زنان در این بازداشتگاه غیرقانونی منتشر نشده بود.این نماینده مجلس که نخواست نامش فاش شود، با اشاره به بازدید گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین و بند زنان، خبر داد که برخی از زندانیان در حضور نمایندگان و مقامات دادستانی از شکنجههای فجیع صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک پرده برداشتهاند.
سند دیگری از تجاوز به زنان در زندانهای رژیم . این اسناد را باید دست به دست گرداند و افکار عمومی را هرچه بیشتر با ماهیت جنایات کارانه حکومت اسلامی آشنا کرد.
سودابه اردلان، زندانى سياسى سابق و بازمانده قتلعام زندانيان سياسى سال ۱۳۶۷، که هشت سال را در زندانهای اوین و قزل حصار به سر برد، به دلیل نقاشیهای مخفیانهاش در زندان شناخته میشود.
سودابه اردلان این کارها را در کتابی در سال ۲۰۰۳ منتشر کرد که به چاپ دوباره نیز رسیده است. خانم اردوان در گفتوگو با رادیو فردا از اعمال شکنجه و تجاوزات جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی میگوید.
رژیم جنایتکار اسلامی چندین ماه است که فعال حقوق بشر شیوا نظر آهاری را در سلول انفرادی نگاه داشته و هر روز به او شکنجه جسمی و روحی وارد می آورند.
از وضع تندرستی این فعال حقوق بشر خبری در دست نیست .رژیم به خانواده او و نهادهای حقوق بشری اطلاعاتی در مورد سلامتی جسمانی نظر آهاری نمیدهد.شاید هم جنایتی دیگر را دشمنان مردمان ایران در مورد نظر آهاری در زندان مرتکب شده اند که پنهان نگاه داشته اند.از این رو نهادهای حقوق بشر جهانی و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل باید به اوضاع سیاه چال های رژیم فاشیستی مذهبی به پردازد. حزب سوسیال دمکرات ایران
وبلاگ دفاع از بی دفاع
محمد مصطفایی (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)
جمعه دوم مرداد 1388
سکینه محمدی مدت چهار سال است که در زندان مرکزی تبریز به سر می برد او سالها با همسرش اختلاف داشته و به دلایلی از جمله فقر مالی و عدم توجه همسر به خواسته هایش با مردی ارتباط برقرار کرده و پس از مدتی با بر ملا شدن موضوع محاکمه می گردد.
روزنامه جروزالم پست گزارشی تکان دهنده از تجاوز به دختران زندانی در زندانهای رژيم را منتشر کرده که اوج وحشیگری، رذالت و ددمنشی رژيم اسلامی را نشان می دهد.
تجاوز به دختران قبل از اعدام
اورشلیم پست, ٢ امرداد ١٣٨٨
بر اساس گزارشی از سوی نزدیکان دو زندانی جوان به نامهای مرضیه امین زاده و مریم رستم پور، این دو زن جوان در خطر اعدام به جرم " ارتداد" هستند. رژیم این دو زن جوان را که در ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۷( ۵ مارس ۲۰۰۹) در منازل مسکونیشان در تهران دستگیر شده بودند به جرم اقدام علیه امنیت ملی زندانی کرده است. مرضیه و مریم در هفته های گذشته به بخش زنان زندان اوین منتقل شده اند. در این بخش اکنون تعداد بسیاری از زنان و دخترانی که در اعتراضات اخیر دستگیر شده اند، زندانی هستند. طبق گزارش خانواده ها و وکیل مرضیه و مریم در شرایط حاضر حداقل 600 زن در این بخش زندانی هستند.
به گزارش میدان زنان، اوباش رژیم اسلامی شادی صدر، فعال جنبش حقوق زن را بشکلی وحشیانه در ساعت 11:30 روز 26 تیر ربودند و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. هنگام حمله به شادی صدر تعدادی از دوستان وی همراه او بودند. شادی صدر ابتدا کوشید با کمک همراهان خود از دست این اوباش فرار کند، اما متاسفانه این تلاش بی ثمر بود و اوباش اسلامی موفق شدند شادی صدر ر با خود ببرند.
زنان آزادیخواه!
جنبش آزادی زن در ایران احترام و ستایش همگان را برانگیخته است. این جنبش خواب آرام را از رژیم اسلامی ربوده است. هر پیشروی این جنبش بمعنای یک عقب نشینی بزرگ برای این رژیم ضد زن است. سی سال است که یک کشمش دائمی و رو در رویی و تقابل تعمیق یابنده میان جنبش آزادی زن و رژیم اسلامی وجود داشته است. رژیم اسلامی با تحمیل حجاب اسلامی و آپارتاید جنسی جامعه را در بند و خفقان اسیر کرده است.
اما اکنون جنبش توده ای آزادیخواهی مردم قاطعانه و وسیع به میدان آمده است. اکنون شرایط در جامعه بشدت متحول شده است. توازن قوا بنفع مردم و آزادیخواهی تغییر کرده است. در این شرایط است که زنان آزادیخواه و شجاع ایران باید یک سنگر مهم دیگر را علیه رژیم اسلامی، علیه بردگی و زن ستیزی و به نفع مردم و آزادیخواهی و برابری طلبی فتح کنند. اکنون زمان آن رسیده است که حجاب ها را از سربرگیریم و آپارتاید جنسی را عملا ملغی کنیم. اکنون زمان آن رسیده است که ما حجاب اسلامی این طوق بردگی و سمبل بندگی زن را بدور اندازیم.
زنان شجاع و آزادیخواه!
بیایید تا تاریخ را به نام آزادیخواهی رقم بزنیم. بیایید تا نام جنبش آزادی زن ایران را در تاریخ مبارزه برای آزادی زن و علیه زن ستیزی اسلامی به ثبت برسانیم. برگرفتن حجاب ها در این روزهای تاریخ ساز جنبش ما را قدم ها بجلو میبرد و رعشه مرگ بر جان این رژیم منفور میاندازد.
زنده باد آزادی زن
ستم بر زن موقوف
سرکوب زن ممنوع
آذر ماجدی
27 خرداد 1388
شیرین علم هویی که به اتهام همکاری با حزب کارگران کردستان(PKK) بازداشت شده است، پس از گذشت یکسال همچنان در شرایط بلاتکلیفی در بند نسوان زندان اوین نگهداری می شود.
رژیم اسلامی قاتل مردم ایران، این بار زن بی دفاعی را میخواهد مثل دلارا به قتل برساند.زن دیگری در آستانه اعدام و تقاضای هم بندیان او: زینب را نجات دهید.زینب نظرزاده را به قرنطینه بردندتا سحر گاه چهارشنبه اعدامش کنند
تغییر برای برابری - عالیه اقدام دوست و دیگر زنان زندانی بند عمومی زندان زنان بعد از ظهر امروز 15 اردیبهشت با هرکس که شماره ای از اوداشتند تماس می گیرند:« زینب نظرزاده را به قرنطینه بردندتا سحر گاه چهارشنبه اعدامش کنند ».آنان شماره هایی را می دهند تا بلکه بتوان در این دقایق آخر جان زینب را نجات داد.
زینب 28 ساله قاتل همسر مسن خود دو سال است که بی وکیل در زندان به سرمی برد و اکنون قرار است سحرگاه چهارشنبه 16 اردیبهشت حکمش اجرا شود. با خانواده اش در شهرستان اهر تماس می گیریم بی خبر هستند و به سختی می توانیم خبر را به انها اطلاع دهیم . برادرش می گوید دو ماه پیش مادرمان ازناراحتی زینب فوت کرد و حالا باید عزا دار خواهرخود شویم. از همه حمایت می خواهد. می گوید ما الان راه می افتیم از شما تقاضا داریم نگذارید حکم اجرا شود. با خانواده مقتول تماس می گیریم . هیچ کدام از شماره هایی که دوستان زینب به ما داده اند جواب نمی دهد. انگار آنها راه افتاده اند تا شاهد اجرای حکم زینب باشند. با چند تن از وکلا تماس می گیریم. می گویند تنها آقای شاهرودی می تواند اجرای حکم را به عقب بیاندازد. با فعالان زن و مرتبط با دفتر آقای شاهرودی هم تماس می گیریم زمان کوتاه است و امیدی نیست.
عالیه می گوید به همه آنهایی که می خواهند برای آزادی من تلاش کنند بگو زینب را نجات دهند و خودش راهی می شود تا بلکه بتواند رضایت اولیای دم را بگیرد. او دست یاری به سوی همگان بلند کرده است.09.05.2009
-----------
فهیمه حاج محمدی وکیل زینب: درخواست توقف حکم را کرده ام
تغییربرای برابری - در تلاش برای یافتن وکیل زینب نظرزاده سرانجام دریافتیم که فهیمه حاج محمد علی وکیل تسخیری زینب تمام تلاش های خود را برای به تعویق انداختن حکم اعدام زینب به کار برده است. او در این باره گفت :« دیروز 14 اردیبهشت در آخرین ساعات اداری اخطاریه ای به دستم رسید بر این مبناکه برای اجرای حکم در زندان اوین حاضر شوم. این اخطاریه بسیارغیر منتظره بود، چون با توجه به تحقیقات انجام شده و اظهارات شهود پرونده و همسایه ها به نظر می آمد که زینب در شرایط خاصی مرتکب چنین عملی شده است و احتمالا پرونده او در مرحله استیذان مورد برسی مجددا بررسی شود، حتی بین قضات هم اختلاف نظر وجود داشت به طوری که 3 نفر از قضات رای موافق و دو نفر رای مخالف داده بودند.علی رغم اعتراضی که به عمل آوردیم حکم تایید شد. دیروز هم مجددا بعد از دریافت اخطاریه درخواست توقف حکم را کردم »
فهیمه حاج محمدعلی با اشاره به این که زینب در وضعیت نامناسبی بسر می برده و ارتکاب او به قتل متوجه آن شرایط هم هست می گوید:«اگردر همان زمانی که زینب دچار مشکل خانوادگی شده بود مرجع یا نهادی برای حمایت از او وجود داشت در آن صورت نه او جان انسان بی گناهی را می گرفت و نه جان خودش را ازدست می داد»
خانم حاج محمدعلی ابراز امیدواری کردکه به دستور مقامات قضایی اجرای حکم متوقف شود و یا اولیای دم از قصاص زینب صرف نظر کنند. قرار حکم اعدام ساعت 4 بامداد اجرا شود.
گزارش تکان دهنده از وضعیت بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد
بیش از 50 زن بازداشتی به همراه سه کودک خردسال و یک نوجوان 13 ساله، در غیرانسانی ترین شرایط در بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد به سر می برند.
براساس گزارش یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود، این بازداشتگاه که تنها بازداشتگاه زنان شهر بزرگ مشهد است، فاقد ابتدایی ترین امکانات بهداشتی و استانداردهای لازم است. کل بازداشتگاه، یک فضای 60 متری است که بیش از 50 نفر در آن، بدون هیچگونه طبقه بندی نگه داری می شوند. متهمان به مصرف و فروش مواد مخدر، در کنار پیرزنهای ولگرد مبتلا به آلزایمر و دختران نوجوانی که در خانه های موسوم به خانه فساد دستگیر شده اند، همگی در همین فضای کوچک، تاریک و فاقد نور کافی و در کنار هم جای داده شده اند. در حال حاضر حداقل سه کودک خردسال 8 روزه، یک ساله و چهارساله نیز در همین فضا نگه داری می شوند.
برخی از متهمان که براساس قوانین بازداشت موقت باید مدت کوتاهی در بازداشتگاه بمانند، اکنون بیش از دو ماه است که در این شرایط به سر می برند و از هر نوع وسیله بهداشتی و استحمام محروم اند. آنها حتی حق ملاقات و دسترسی به بیرون از زندان برای خرید مایحتاج خود ندارند. در همین شرایط گاهی پیش می آید متهمانی که به شیشه و کراک معتادند، در همان فضا، دچار تهوع می شوند و زنان بازداشتی مجبورند بوی بد و کثافت ناشی از بالا آوردن هم بندان خود را نیز تحمل کنند.
بازداشت شدگان در کلانتری بانوان مشهد، وضعیت تغذیه اسف باری نیز دارند. آنها ناگزیرند هر روز صبر کنند تا پرسنل ابتدا غذای خود را از سهمیه اندک ارسالی بردارند و سپس باقیمانده غذای آنان را که معمولا ناکافی است، بخورند. بارها دیده شده که زندانیان برای تکه ای نان خشک ساعتها به ماموران کلانتری التماس کرده اند. در این شرایط، ضرب و شتم بازداشتی ها از سوی پلیس های زن، امری عادی و روزمره است.
لازم به یادآوری است، کلانتری بانوان مشهد در سال 1378 با تبلیغات فراوان از سوی نیروی انتظامی بازگشایی شد و در مراسم افتتاح آن گفته شد این کلانتری به دلیل اینکه زنان بتوانند راحت تر از حقوق خود دفاع کنند تاسیس شده است؛ در حالی که در همین کلانتری، ابتدایی ترین حقوق زنان متهم که در قوانین مربوط به بازداشتگاهها و مصوبه حقوق شهروندی به آن تصریح شده زیر پا گذاشته می شود. اخیرا نیز فرمانده نیروی انتظامی تهران خبر داد به زودی چهار کلانتری زنان در تهران تاسیس می شود.
شرایط بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد و نیز اخبار زیر که از منابع خبری متعدد جمع آوری شده اند همگی تردیدهای جدی در اینباره که آیا کلانتری های زنان، دردی از زنان دوا می کنند یا در بسیاری از موارد در جهت نقض حقوق آنها گام برمی دارند، ایجاد کرده اند.
29.04.2009
هدیه نوروزی به کنشگران کمپین
تغییر برای برابری - حمید حمیدی از حامیان اولیه کمپین یک میلیون امضا کلیپی را آماده و به عنوان هدیه نوروزی به کنشگران کمپین تقدیم کرده است. تغییربرای برابری ضمن سپاسگزاری از وی و کوششی که برای دلگرمی همه کنشگران کمپین به کار برده است، سال نو را به او و همه زنان و مردان برابری خواه در جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی تبریک می گوید.
این کلیپ را می توانید در لینک های زیر دانلود کرده و ببینید :
http://www.radiomihan.com/Nourooz88.wmv
power point 88
http://www.radiomihan.com/baharaneh88.pps
29 اسفند 1387 - - نسخه قابل چاپ
اعتراف تکاندهنده پدری که دختر خود را سوزاند
سایت بازیاب: سارا ترسيده بود، نميتوانست التماس کند... فقط يک جمله ميگفت، "چشم بابا ... چشم... هر چه شما بگوييد..." نفت را روي سر سارا ريختم. بخاري را روشن کردم و او را محکم به بخاري چسباندم تا آتش بگيرد. وقتي سارا در شعلههاي آتش گرفتار شد بلافاصله از منزل فرارکردم.
21 آبان ماه خبر قتل دختري کوچک در روز تولدش به دست پدر معتاد منتشر شد.رضا عامل اين جنايت دهشتناک در آرامش کامل نحوه به قتل رساندن سارا کوچولو را براي ايلنا تشريح کرد.وي با طمانينه عجيبي جملات سارا کوچولو هنگام مرگ را تکرار ميکند.
"رضا" عامل جنايت در توضيح کاملتري در گفتوگو با ايلنا گفت: 20 سال است کارمند بانک هستم و در شغل خود از تبحرخاصي برخوردارم. يک روز که مشغول انجام کارهاي روزمره بودم دختر جواني براي افتتاح حساب و امور بانکي به من مراجعه کرد، با ديدن آن دختر جوان احساس کردم به او علاقه مند شدهام بنابراين درجلسات بعدي که او به بانک مراجعه ميکرد پيشنهاد ازدواج را به او دادم و پس از گذشت مدت کوتاهي با يکديگر ازدواج کرديم.
وي افزود: مدتي بعد اختلافات ما آغاز شد ابتدا تصور ميکرديم با آمدن فرزند به زندگي مشترکمان وضعيت کمي بهبود مييابد اما به دنيا آمدن "سارا" هم مشکلي را از ما حل نکرد و پس از گذشت پنج سال ما از يکديگر جدا شديم و سارا تحت حضانت من قرار گرفت و مادرش ميتوانست طبق قانون و برنامهاي که قاضي داده بود سارا را ملاقات کند.
رضا ادامه داد: وقتي همسرم ازمن طلاق گرفت، از لحاظ روحي و رواني دچار مشکل شدم و طي رفت و آمد با دوستان ناباب به سمت اعتياد کشيده شدم. ابتدا ترياک مصرف ميکردم اما پس از گذشت مدتي ماده مخدر ديگري به نام "شيشه" جايگزين ترياک شد. من براي تسهيل در مصرف ماده مخدر شيلنگي را به گاز وصل ميکردم و سر ديگرش را به يک فندک متصل کردم و حتي گاهي در حضور سارا مصرف ميکردم.
وي درادامه به تشريح جزييات قتل سارا کوچولو پرداخت و گفت: به مواد مخدر بيش از حد وابسته شده بودم، که ديگر سارا را نميديدم، از او تنفر داشتم. نميخواستم او زنده باشد، حتي چندين جلسه قصد داشتم با استفاده از اسلحه شکاريام که حتي مجوزش را داشتم او را به قتل برسانم اما موفق نميشدم، زيرا التماسهاي سارا وگريههايش باعث ميشد از اين کارصرف نظر کنم، روز وقوع جنايت ساعت نه صبح از خواب بيدار شدم، آن روز را از بانک مرخصي گرفته بودم. پس از مصرف شيشه از منزل خارج شدم، سارا به منزل خالهاش رفته بود، زيرا مادرش قصد داشت در منزل خواهر خود دخترش را ملاقات کند. ساعت دو بعدازظهر به آنجا رسيدم، سارا فهميده بود که ميخواهم او را به قتل برسانم، بنابراين از آمدن همراه من امتناع ميکرد.با تهديد و اعمال زور او را از آن منزل خارج کردم. چون حالت طبيعي نداشتم خواهر همسر سابقم نگران شده بود و موضوع را سريعا به مادر سارا اطلاع داده بود.
به منزل که رسيديم سارا را به طبقه دوم انتقال دادم، سارا ترسيده بود، نميتوانست التماس کند، ساکت نشسته بود، و هر چه ميگفتم در پاسخ حرف هايم فقط يک جمله ميگفت، "چشم بابا .... چشم... هر چه شما بگوييد...." همان لحظه بود که همسرم از راه رسيد جر و بحث ما شروع شد،به شدت با هم درگير شديم، خود را به طبقه دوم رساندم. از پلههاي مشرف به پشت بام بالا رفتم، گالن نفت را برداشتم و به تمام قسمتهاي منزل پاشيدم، پدرم به خاطر استشمام بوي نفت به طبقه بالا مراجعه کرد، او را به منزل خودش هدايت کردم و براي اينکه نتواند سارا را نجات بدهد درب را قفل کردم. باقي مانده نفت را روي سر سارا ريختم. قبل از اينکه مادر سارا براي نجات دادنش کاري ميکرد بايد کار را يکسره ميکردم. بخاري را روشن کردم، سارا از جا بلند کرده و به نزديک بخاري بردم او را به بخاري چسباندم. او را محکم به بخاري چسباندم تا آتش بگيرد. وقتي سارا در شعله آتش گرفتار شد بلافاصله از منزل فرار کردم، گاهي به پشت سرم نگاه مي کردم که تمام منزل در محاصره آتش گرفتار شده است. ميخواستم مطمئن شوم که ديگر سارا زنده نيست، اما به هنگام فرار از منزل توسط همسايهها دستگير شدم.
محمد شهرياري، بازپرس اين پرونده هولناک درخصوص علت بروز اين جنايت در گفت و گوي اختصاصي به ايلنا گفت: متاسفانه عامل اصلي بروز اين جنايت اعتياد "رضا" به مواد صنعتي است که ميتوان از اين دسته "شيشه" را نام برد. مصرف مواد صنعتي که به مواد روانگردان شهرت دارند باعث ايجاد اختلالات رواني در فرد مصرف کننده ميشود، به حدي که فرد مصرف کننده تحت تاثير اين مواد همچون بردهاي هيچ اختياري ازخود ندارد.
وي در ادامه گفت: متاسفانه در شش قتل اخيرصورت گرفته، شاهد چهار قتلي بوديم که عامل اصلي آنها درپي مصرف مواد مخدر دست به جنايت زدهاند. پدر سارا هم جزء اين افراد است و با توجه به معاينات صورت گرفته مشخص شد وي تحت تاثير مواد مخدر دست اين به جنايت هولناک زده است.آدينه، 15 آذر ماه 1387 برابر با 2008 Friday 05 December
خود سوزي يک نوعروس در بندر ترکمن
بنابرگزارشات دريافتي در ساعت 8 صبح روز سه شنبه مورخه 14/8/87 نوعروس 19 ساله اي به نام "سونيا ايري" به دليل فشارها و مشکلات عديده خانوادگي که بغير از عدم حمايت قانونگذار از حقوق وي بافت و ديدگاههاي سنتي نيز بر آن افزوده بود در شهر بندرترکمن اقدام به خودسوزي نمود.
شاهدين عنوان مي نمايند پيش از اقدام به خودسوزي ، مطلعين و مردم طي تماسهاي خود با پليس موضوع را گزارش و خواهان اقدام و پيشگيري نيروي انتظامي گرديده بودند که عملا هيچگونه توجهي از سوي نيروي انتظامي با عنوان اينکه مشکلات خانوادگي مربوط به اين نيرو نمي شود شاهد نبودند.
اين زن جوان که به تازگي ازدواج نموده بود ،دقايقي پس از اقدام به خودسوزي جان خود را به دليل شدت صدمات وارده از دست دادفعالان حقوق بشر در ایران 03.12.2008
فاطمه حقیقتپژوه را حکومت اسلامی به قتل ( اعدام)رساند
فاطمه حقیقت پژوه که از دخترش در مقابل مردی که قصد تجاوز را داشته است دفاع و مرد متجاوز در درگیری بقتل میرسد.فاطمه به دست دژخیمان حکومت جنون و جنایت اسلامی امروز چهار شنبه در زندان به قتل رسید.در حکومتی که زنان و دختران در مقابل مردان جنایتکار و متجاوز حق دفاع ندارند ،و در کشوری که تجاوز نهادینه شده به دست حکومت در همه جا سایه افکنده است ،اعتیاد،فحشاء،تعرض و تجاوز به کودکان و دختران و زنان بخشی از ابزارماندگاری حکومتی فاسد و تبهکار بر قدرت است . تا مقطع براندازی احشام اسلامی از قدرت در ایران هزارها نفرفاطمه در ایران به دست حکومت تیهکاران و جنایت پیشگان قربانی خواهند گردید.فقط در یک هفته به اين ترتيب شمار اعدام شدگان در ايران از شنبه گذشته تاكنون دست كم به ۱۴ تن میرسد ، و احتمال افزايش آن نيز وجود دارد.
برای پایان دادن به حکومت خون خواران اسلامی و نجات زنان ایران از چنگال تبعیض و خشونت جز رستاخیزی ملی برای براندازی رژیم وابسته به استعمار راه نهائی دیگر متصور نیست . حزب سوسیال دمکرات ایران
فاطمه حقیقتپژوه اعدام شد
فاطمه حقیقتپژوه صبح چهارشنبه، یک روز پس از «روز جهانی حذف خشونت علیه زنان»، پس از تحمل هفت سال حبس و دو بار رفتن پای جوبه دار، در زندان اوین اعدام شد.
حکم اعدام فاطمه حقیقتپژوه، که به جرم قتل شوهر صیغهایاش صادر شده بود، از سه سال پیش اعتراض فعالان حقوق بشر را به دنبال داشت.
با وجود تلاش و اعتراض گسترده مدافعان حقوق بشر برای توقف حکم اعدام فاطمه حقیقتپژوه، اين درخواستها و همچنين تلاش وکيل او عبدالصمد خرمشاهی نتوانست مانع از اجرای حکم اعدام شود.
به گزارش خبرگزاری فارس، بجز خانم حقیقتپژوه ۹ مرد دیگر نیز صبح چهارشنبه در زندان اوین اعدام شدهاند.
فاطمه حقيقتپژوه در فروردين ماه سال ۱۳۸۰ شوهر صيغهاى خود را به قتل رساند و شش ماه بعد، در شهريور ۱۳۸۰، بازداشت شد.
او در جريان دادگاه اتهام قتل را پذيرفت، اما در دفاع از خود گفت همسرش را به اين دليل از پاى درآورده كه قصد تجاوز به دخترش را داشته است.
به گزارش وبسايتهاى مدافعان حقوق زنان در ايران، زمان اعدام فاطمه حقيقتپژوه به وكيل او اعلام نشده بود و به همين دليل عبدالصمد خرمشاهى با وجود حضور در زندان اوين نتوانسته است قبل از اعدام با موكل خود ديدار كند.
اعدام فاطمه حقيقتپژوه درست يک روز پس از روز جهانى «حذف خشونت عليه زنان» صورت گرفت.
سهشنبه، ۲۵ نوامبر مطابق با پنجم آذر، طبق بيانيه مجمع عمومى سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ به عنوان «روز جهانى حذف خشونت عليه زنان» ثبت شده است.
به اين ترتيب شمار اعدام شدگان در ايران از شنبه گذشته تاكنون دست كم به ۱۴ تن میرسد ، و احتمال افزايش آن نيز وجود دارد.
اجرای حكم اعدام فاطمه حقيقتپژوه سه سال پيش از سوى محمود هاشمى شاهرودى، رييس قوه قضاييه اسلامی، متوقف شد اما قضات ديوان عالى كشور اين حكم را مجددا تاييد كردند.
خانم حقيقتپژوه پيشتر نيز دو بار به پاى چوبه دار رفته بود.
به اين ترتيب شمار اعدام شدگان در ايران از شنبه گذشته تاكنون دست كم به ۱۴ تن رسید و احتمال افزايش آن نيز وجود دارد.
كمپين بينالمللى حقوق بشر در ايران روز گذشته از احتمال اعدام فرزاد كمانگر، معلم زندانى، ابراز نگرانى كرده است.
هادى قائمى، سخنگوى كمپين بينالمللى حقوق بشر در ايران، سهشنبه شب به راديو فردا گفت: «بر اساس اخبار دريافتى از ايران، احتمالا حكم اعدام فرزاد كمانگر، معلم در شهر كامياران، روز چهارشنبه اجرا خواهد شد.»
مقامات قضايى اسلامى تاكنون در اين باره اظهار نظر نكردهاند.
از جمله كسانى كه طی پنج روز گذشته در ايران اعدام شدهاند على اشترى، بازرگان وسايل مخابراتى، است كه براى نهادهاى نظامى ايران خريد میكرد.
به گفته مديركل ضدجاسوسى وزارت اطلاعات اسلامى، على اشترى به اتهام «جاسوسى براى اسراييل» اعدام شده است.
روزنامه كيهان نيز روز سهشنبه از اعدام سه نفر در زندان زاهدان خبر داد و به نقل از دادسراى عمومى و انقلاب زاهدان گزارش داد كه اين سه تن سحرگاه دوشنبه به اتهام «قاچاق مواد مخدر» در محوطه زندان مركزى زاهدان به دار آويخته شدهاند.
اعداميان، كه حسين نهتانى، عبدالله دهمرده، و محمد براهويى نام داشتند، از سوى دادگاه انقلاب اسلامى زاهدان به اعدام محكوم شده بودند. 26.11.2008
به مناسبت 25نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
در جمهوری اسلامی سرکوب و خشونت بر زنان قانونی است
خشونت علیه زنان یکی از موضوعات مهمی است که جنبش های زنان و فعالین آن سالها در سراسر دنیا در این زمینه با تحقیقات آماری به علل و ریشه های آن پرداخته اند. در کنار کارهای آکادمیک، فعالیتهای عملی گسترده ای هم در همین زمینه سازماندهی شده است. ولی در اکثر موارد وقتی صحبت از خشونت علیه زنان میشود بیشترجنبه خشونت فیزیکی آن برجسته می شود تا جنبه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. البته این نگاه به خشونت علیه زنان اهمیت دارد و نباید انرا به عنوان موضوعی ساده و یا کم اهمیت در نظر گرفت. چرا که ترس، هراس، تهدید و خشونت فیزیکی هم یکی از هزاران مشکلی است که زنان در سراسر دنیا با آن روبرو هستند و از آن رنج میبرند. هر روز در گوشه و کنار دنیا، بویژه در خاورمیانه خبرهای فاجعه آمیزی در مورد قتل زنان و دختران کم سن و سال توسط پدر، برادر و یا همسر در روزنامه ها و سایر ارگانهای خبری منتشر می شوند. و باز آمار خودکشی و خود سوزی زنان در اثر فشارهای جسمی و روحی در خانواده ها انعکاس دیگری از خشونت بر علیه زنان در جامعه است. در واقع مجموعه شرایطی که زنان مرگ را به زیستن در رنج دائمی و طاقت فرسا ترجیح میدهند.
ریشه و دلائل اصلی و پایه ای خشونت علیه زنان علاوه بر مرد سالاری که بیش از هر عنصر دیگری در این زمینه برجسته است، به سنتهای عقب مانده و پوسیده، فرهنگ های ارتجاعی موجود در جامعه که اکثرا میراث و بازمانده سیستم، تفکر، مناسبات و روابط اجتماعی دوران فئودالی است مربوط می شوند. در کنار عوامل نامبرده باید به مذهب، قوانین رسمی و غیر رسمی آن، نقش رهبران و ارگانهای مذهبی که نه تنها در خشونت بلکه خیلی فراتر از آن در بی حقوقی محض و سرکوب زنان سهیم هستند را مورد تاکید قرار داد.
ولی ریشه و دلیل اصلی و پایه ای خشونت بر زنان را در ابتدا باید در عدم استقلال اقثصادی یا به عبارتی بی هویتی حرفه ای زنان در کار و تولید اجتماعی دانست. از همین زاویه میتوان مردسالاری را به عنوان یک پدیده اجتماعی در تمام جوامع حتی در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری مورد ارزیابی قرار داد. چرا که زنان پس از سالها در اثر مبارزات خود والبته نیازهای نظام سرمایه داری وارد تقسیم کار و تولید اجتماعی شدند که شکافهای جنسیتی در مورد نوع کار و در آمدها از ویژگیهای چنین روندی بود و هست.
علیرغم تمام عواملی که بر شمرده شد، دستگاه دولت بعنوان قدرت سیاسی، حقوقی و اجرائی، وجود و گستردگی ازادیهای دمکراتیک، جایگاه مذهب در دستگاه دولت و در جامعه میتواند در کاهش و یا تشدید خشونت بر زنان تعین کننده باشد. در کشورهای خاورمیانه و بطور مشخص در ایران تمام عوامل و فاکتورهائی که موجب پدیده خشونت علیه زنان است همه، بشکلی پر رنگ و متمرکز وجود دارند. از یک سو عوامل اقتصادی، فرهنگ شدیدا مردسالارانه، سنتها، فرهنگها وعقایدی که بر محدودیت، محرومیت، جدا سازی و شکافهای جنسیتی تاکید دارند و از سوی دیگر دیکتاتوری مذهبی، قوانین حقوقی قرون وسطائی، معیارها و چارچوب های اجتماعی آن همه عوامل تعین کنند و بنیادین در بی حقوقی، بی ارزشی، و طبیعتا خشونت بر زنان هستند. اساسا در نظامی که اعدام، سنگسار، قطع عضو و گردن زدن انسانها ( در عربستان) مجازاتی رسمی است خشونت فیزیکی علیه زنان موضوعی پیش پا افتاده و کم اهمیت جلوه میکند.
در بسیاری از کشورهای سرمایه داری بعلت مبارزات پیگیرانه و سخت جنبش زنان، احزاب چپ، روشنفکران و همچنین رفرمهائی که برای مناسباب اقتصادی نظام سرمایه داری ضرورتی غیر قابل انکار بود بسیاری از مشکلات اجتماعی زنان از جمله خشونت تعدیل یافته است.ولی بر عکس، در ایران، متاسفانه وضعیت زنان نسبت به گذشته فاجعه امیزتر است. در اینجا هر روز بر دامنه بی حقوقی، محرومیت، افزایش شکافهای جنسی و خشونت توسط دستگاه دولت افزوده می شود. برای اثبات این مسئله کافی است به دو موضوع مشخص که اخیرا از طرف دولت اسلامی مطرح شده است نگاهی داشته باشیم.
ابتداء طرح بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها است که موجب محدودیت و محرومیت طیف وسیعی از زنان جوان در ادامه تحصیل و ورد به دانشگاه و طبیعتا فعالیتهای اجتماعی و حرفه ای شده است.
اگر فقط به مبارزات دانشجوئی و حضور طیف وسیعی از زنان در حرکتها و اعتراضات جنبش دانشجوئی دو سال اخیر در سراسر کشور که در نوع خود بی سابقه بود توجه کنیم، ماهیت سرکوبگرایانه این طرح روشنتر میشود. طی چند سال گذشته جنبش چپ دانشجوئی توانست طیف وسیعی از زنان را به میدان مبارزه جمعی جلب کند. در دو سال اخیر حضور دانشجویان زن با طرح مطالباتی که تبعیض، نا برابری و سرکوبهای مذهبی را هدف قرار میداد کاملا جدید و استثنائی بود. این حضور نه تنها در رادیکالیزم جنبش دانشجوئی و همگرائی آن نقش داشت بلکه سمت و سوی آگاهانه ضد سرمایه داری و ضد مذهبی جزء مشخصه های این مرحله از جنبش دانشجوئی بود. در مقابل موج جدید و انقلابی جنبش دانشجوئی، همگرائی و زیر پا گذاشتن معیارهای پوسیده و ارتجاعی جنسیتی، رژیم اسلامی تنها به سرکوب "کلاسیک" ( زندان، اخراج، ستاره دار کردن و تعلیق ) بسنده نکرد، بلکه با بکار گیری سیاستهای دیگری مانند طرح بومی گزینی و یا سهمیه بندی جنسیتی مانع از ورود زنان به سطح دانشگاهها شد. این طرح در چار چوب سیاست کلی رژیم اسلامی مبنی بر کنار گذاشتن، خانه نشین کردن و انفعال زنان از فعالیتهای علمی، سیاسی و اجتماعی تعریف میشود. بدون اینکه جنبه اقتصادی این طرح را در رابطه با زنان جوان بدون تخصص در بازار کار از نظر دور داشت. زنانی که مجبورخواهند شد به کارهایی با در آمد پائین تن دهند. طرحی که در نوع خود به افزایش شکافها و در نهایت سرکوب و خشونت بر علیه زنان می افزاید.
موضوع دوم لایحه حمایت از خانواده است.
این لایحه که اعتراض وسیعی از طیفهای مختلف اجتماعی، تشکلهای زنان و جناح های سیاسی طبقه حاکم را در بر داشت وجود چند همسری و حرمسراها را قانونی میکرد. به عبارتی از یک سو به تن فروشی اسلامی زنان در جامعه شکل قانونی و از طرف دیگر روابط و مناسبات مرد سالارانه را محکم تر میکرد.
ولی باید دید چرا و با چه اهدافی رژیم اسلامی لایحه به غایت ارتجاعی را در دستور کار خود قرار داد. نهادینه کردن قوانین زن ستیز و سرکوبگر شرع اسلام که با حجاب اجباری و در پی آن با لغو حق طلاق شروع شد یک بعد این لایحه است ولی واقعیت این است که مسائل و مشکلات اقتصادی اجتماعی که دولت اسلامی ناتوان از پاسخگویی به ان است موضوع دیگری است که باید به ان توجه داشت. بحران اقتصادی، بیکاری فزاینده، گرانی، فقر، فلاکت میلیونی و در نتیجه نا بهنجاریهای اجتماعی، تن فروشی، فرزند فروشی، خودکشی که آمار آن بطور وحشتناکی رو به افزایش است در همین چارچوب قابل بررسی و ارزیابی هستند. در واقع دولت احمدی نژاد به جای تامین کار و امکانات زندگی انسانی برای مردم و زنان، بی حقوقی، بی ارزشی و تعدد زوجات را بعنوان لایحه حمایت از خانواده جایگزین برنامه اقتصادی میکند. دلائلی که موجب عقب نشینی دولت احمدی نژاد و مجلس اسلامی شد اعتراضات شدید طیفهای وسیعی از زنان، نهادهای اصلاح طلبان ملی و مذهبی، بخشهای دیگر دولتی حتی بعضی از ایت الله ها بود. طیف وسیع مخالفان رنگارنگ، نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری و رقابتهای انتخاباتی عقب نشینی بدون جار و جنجال دولت و مجلس را در پی داشت.
در این میان ضروری است به چند نکته مهم در رابطه با جنبش زنان اشاره کرد. اولین فاکتوری که بیش از هر چیز دیگر در جنبش زنان برجسته است انتظار و امید به" بالائی ها" و عدم تکیه به نیرو و رادیکالیزم در پایه جنبش زنان است.
واقعیت این است که جنبش زنان مانند جنبش کارگری از عدم وجود رادیکالیزم انقلابی رنج میبرد. در یک دهه اخیر بدلیل سرکوب شدید و همچنین رقابت های جناح های حکومتی طیف وسیعی از اصلاح طلبان رنگارنگ اسلامی و لیبرال در انجمنها و گروههای مربوط به مسائل زنان فعال شده اند. جریاناتی که اساسا نمیتوانند "ازادی و برابری" زنان را بعنوان یک اصل بنیادین در چارچوب بینش و درک سیاسی- ایدئولوژیک خود قرار دهند. فعالیت این طیف در رابطه با دفاع از حقوق زن محدود به چانه زدن، ارائه تفسیرهای مختلف از قرآن و اسلام، مراجعه به آیت الله ها و افراد با نفوذ حکومتی برای اصلاح این یا آن بند و یا کاهش فشار و سرکوب در سطح خیابانها، ادارات و مجامع عمومی است.
یک گروه دیگر از طیف جنبش زنان، کمپین 1 میلیون امضاء است که با شور و هیجان فراوانی از سه سال پیش پا به میدان فعالیت گذاشت، ولی فعالیت کمپین هم تنها به طرح مطالبات ابتدائی و محدود زنان خلاصه شده است. حجاب اجباری که با هویت سیاسی و مذهبی رژیم اسلامی گره خورده و بسیاری دیگر از تبعیضها و نا برابریهای که زنان هر روز با آن درگیر هستند و از آن رنج میبرند در برنامه فعالیتی کمپین هیچ جائی ندارند. کمپین هم با نگاه و انتظار از "بالائی ها" این توهم را در توده های میلیونی بوجود می اورد که گوئی زنان میتوانند از طریق نمایندگان مجلس و با کمک بعضی از آیت الله ها و در چارچوب رژیم اسلامی به مطالبات حق طلبانه خود دست یابند. بطور خلاصه بینش، درک و سیاست راست و لیبرالی حاکم بر جنبش زنان یکی از مشکلاتی است که موجب جدائی، پراکندگی و سرخوردگی طیف وسیعی از فعالین و توده های این جنبش شده است.
موضوع دیگر سکوت و بی تفاوتی فعالین رادیکال جنبش کارگری در مورد مسائل و مشکلاتی است که جنبش زنان با آن روبرو است. خواستها و مطالبات جنبش زنان، بی حقوقی و سرکوبهای سیاسی و اجتماعی که به نیمی از جمعیت کشور تحمیل می شوند تقریبا هیچ جائی در تحلیلها، نظرات و حرکتهای مبارزاتی فعالین جنبش کارگری ندارند. در حالی که جنبش و انقلاب سوسیالیستی با مبارزه زنان و مردان برای بدست آوردن آزادی و برابری مفهوم پیدا میکند. بطوریکه بدون رهائی زنان از ستم جنسیتی به معنی وسیع آن نمیتوان از انقلاب سوسیالیستی صحبتی به میان آورد. بنابراین کم بها دادن به مبارزات زنان، عدم همراهی و مشارکت در ارتقاء و سازماندهی آن انحرافی است که میتواند منجر به شکستی دیگر گردد.
از سوی دیگر تمرکز و پافشاری تنها و تنها بر مبارزات ضد سرمایه داری و در نظر نگرفتن استبداد مذهبی و مبارزه جدی با آن دیدگاهی است یک بعدی بدون در نظر گرفتن واقعیت و شرایط موجود در جامعه. درک این موضوع که مبارزات مردم، جنبشهای کارگری، زنان، دانشجوئی دو محور ضد سرمایه داری و ضد مذهب دولتی دارد، راه را برای سازماندهی همه جانبه نیروهای انقلابی و رادیکال هموار میکند
. Eftekhari_Marajan@yahoo.com
مرجان افتخاری
20.11.2008
در باره شرایط زنان در ایران
اگر به خانه ي من آمدي"...برايم مداد
بياور.....مداد سياه...مي خواهم روي چهره ام خط
بكشم تا به جرم زيبايي در قفس نيفتم، يك ضربدر
!هم روي قلبم تا به هوس هم نيفتم
يك مداد پاك كن بده براي محو لبها.....نمي خواهم
!كسي به هواي سرخيشان ، سياهم كند
يك بيلچه، تا تمام غرايز زنانه را از ريشه در
آورم....شخم بزنم وجودم را ...بدون اينها راحت تر
!به بهشت مي روم گويا
يك تيغ بده؛ موهايم را از ته بتراشم.... سرم
!هوايي بخورد... و بي واسطه روسري كمي بيانديشم
نخ و سوزن هم بده، براي زبانم مي خواهم ...
بدوزمش به سق....اينگونه فريادم بي صداتر است!
قيچي يادت نرود......مي خواهم هر روز انديشه
!هايم را سانسور كنم
پودر رختشويي هم لازم دارم.....براي شستشوي
مغزي....مغزم را كه شستم ، پهن كنم روي بند... تا
آرمانهايم را باد با خود ببرد به آنجايي كه
!عرب ني انداخت... مي داني كه؟ بايد واقع بين بود
صدا خفه كن هم اگر گير آوردي بگير......مي خواهم
وقتي به جرم عشق و انتخاب ، برچسب فاحشه مي
!زنندم.... بغضم را در گلو خفه كنم
يك كپي از هويتم را هم مي خواهم.... براي وقتي
كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد، فحش
!و تحقير تقديمم مي كنند
تو را به خدا....اگر جايي ديدي "حقي" مي
فروختند .....برايم بخر....تا در غذا بريزم....
ترجيح مي دهم خودم قبل از ديگران حقم را
بخورم
و سر آخر اگر پولي برايت ماند ...برايم يك
پلاكارد بخر......به شكل گردنبند.....بياويزم به
گردنم....و رويش با حروف درشت بنويسم:
"من يك انسانم "..." من هنوز يك
انسانم" ...." من هر روز يك انسانم
ابراز نگراني در مورد نگين شيخ الاسلامي
نگين شيخ الاسلامي از فعالان مدني شناخته شده به خصوص در حوزه حقوق زنان استان کردستان است که سوابق همکاري با نهادهاي مدافع حقوق بشر منجمله اين مجموعه را دارا مي باشد، نامبرده که تحصيلکرده رشته روزنامه نگاري است موسس انجمن زنان آذرمهر کردستان نير مي باشد.
خانم شيخ الاسلامي در تاريخ 14 مهرماه سال جاري در منزل شخصي خود در شهر تهران توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد . اتهامات نامبرده نامشخص مي باشد و تاکنون مسئولان به صورت رسمي در اين مورد اظهار نظري ننموده اند.
به گفته خانواده اين فعال حقوق زنان ، وي چندين روز پيش از بازداشت خود مورد عمل جراحي قلب قرار گرفته بود و دوره نقاهت خود را سپري مي نمود ، با بازداشت خانم شيخ الاسلامي روند درمان ايشان متوقف شده و نامبرده بدون امکان درمان تخصصي در بند 209 زندان اوين به سر مي برد.
مسئوليت جان و سلامتي اين زنداني مستقيماً بر عهده مسئولان مربوطه خواهد بود ، هر چند خانواده نامبرده موفق به ملاقات و تماس با وي گرديده اند اما وضعيت جسمي ايشان را مناسب ارزيابي ننموده اند و نامبرده را شديداً بيمار عنوان نموده اند. مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن ابراز نگراني خود در مورد سلامتي روحي و جسمي اين فعال حقوق بشر به استناد معاهدات جاري در اين باب اجازه درمان به اين زنداني را جزو حقوق انساني وي ارزيابي مي نمايد و از مسئولان مربوطه رعايت حرمت انساني و تضمين حق حيات اين زنداني عقيدتي را انتظار دارد.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - 17 آبان 1386 برابر با 7 نوامبر 2008
قانون نابرابر قربانی می گیرد
زهرای 11 ساله با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده شد
مروزداستان زهرایی دیگر به دستم رسید. آن را خواندم و گریه کردم. گریه ای پر از درد. هم برای زهرا و مادرش، و هم برای همه آنهایی که او را میشناختند. باید اعترف کنم که گریه ام فقط و فقط برای زهرا نبود! من امروز برای بی غیرتی خودم هم گریستم! داستان را برای شما هم میفرستم تا شما هم گریه کنید. هم برای زهرا و هم برای خودمان
.همچنین امیدوارم خانمها و آقایانی که هر روز بجای صحبت از اتحاد بر علیه این بلای خانمان سوز، فرصتها را یکی پس از دیگری نادیده میگیرند و میسوزانند، آنهایی که روضه میخوانند و مقالات 17 و 18 صفحه ای در باب عالم غیب و....مینویسند، آنهایی که نگران وجهه نداشته سیاسی خود هستند، آنهایی که مصدق را میپرستند، یا آنهایی که آرزوی سلطنت رضا شاه دوم را در سر میپرورانند، آنهایی که آرزوی جدایی دین و دولت را دارند، یا آنهایی که فقط کناری ایستاده اند و گهگاهی اظهار فضلی میکنند، سرگذشت زهرای 11 ساله را بخوانند، برای لحظه ای کوتاه هم که شده به زمین مراجعت کرده و نتیجه پراکندگی، بی لیاقتی و بی کفایتی خود را ببینند
براستی جای شگفتی است که الیت امروز ما تا چه حد به فرو مایگی عادت کرده و تا چه حد بدون پرینسیپ شده است.آری، زمان آن رسیده تا از خود بپرسیم که آیا اصولا حضرات قادر به دیدن آنچه بر ایران و ایرانی میرود هستند! آیا نمیبینند که برسر ملت ایران چه میرود؟ آیا زمان آن نرسیده که همه ما بجای پراکنده گویی و خودنمایی به خود بیاییم و از خود غیرتی نشان بدهیم؟ آیا زمان آن نرسیده که ما ایرانیان، صرف نظر از چپی ، راستی، سوسیالیست، مسلمان، غیر مسلمان، مصدقی، سلطنت طلب، کرد، بلوچ، فارس وغیر فارس دست به دست هم بدهند و سایه این اهریمنان را از سر این آب و خاک کوتاه کنند؟
آیا براستی هنوز هم زمان اتحاد ما فرا نرسیده است؟
به راستی مرگ چند هزار زهرای دیگر را باید نظاره کرد تا از خود غیرتی نشان داد و دست از خودخواهی کشید؟
[h3 تعییر برای برابری:زهرا فقط 11 سال داشت. 11 سال و هزار آرزو. می خواست "درس بخواند، روزنامه نگار شود و از دخترهای بدبخت دفاع کند". به هیچ کدام از آرزوهایش نرسید. پدرش می خواست به مردی 35 ساله شوهرش دهد . دخترک تنها بود و بی پناه. مخالفت که کرد کتک خورد، بیشتر از همیشه، طاقتش که تمام شد خودش را کشت. با قرص برنج.
چند روز پیش از خودکشی زهرا مادرش خبردار شده بود که می خواهند دخترش را شوهر دهند، یکی از همسایه ها خبرش کرده بود تا شاید بشود جلوی فاجعه را گرفت.
"تلفن زدم به مغازه پدربزرگش، التماسش کردم که با لیلا این کار را نکنند، که زندگی اش را خراب نکنند. گفتم خودم می آیم و می برمش. خودم خرجش را می دهم. به حرفم گوش نکرد. گفت دختر باید برود خانه شوهر چند سال اینور و آنورش چه فرقی می کند."
اینها را لیلا می گوید. زن 35 ساله ای که هنوز باور نمی کند دخترک 11 ساله اش خودش را کشته است. از شوهرش که جدا شد، مهریه و نفقه و جهاز و همه حق و حقوقش را بخشید و در عوض حضانت زهرا را گرفت. چند سال بعد وقتی برای 8 میلیون تومان بدهی به زندان افتاد زهرا را به خانواده پدرش دادند و دخترک در تمام این چهار سال اجازه یک تماس تلفنی با مادرش را نداشت:"زندانی که شدم هشت ماهی زهرا با من بود. هم زهرا و هم دختر دیگرم که شش ماه داشت. پا به پای من زندان را تحمل می کرد و دم برنمی آورد. یک بار که پدرش آمد ملاقاتش نرفت. اینقدر جیغ کشید و گریه کرد که زندانبان ها رضایت دادند و نبردندش برای ملاقات..می ترسید از پدرش. نمی خواست ببیندش. یک روز پدر همسر دومم آمد ملاقات و گفت زهرا را بده ببرم بیرون اسمش را بنویسم مدرسه. بچه را که بهشان دادم، یک هفته بعد فهمیدم او را پیش پدرش برده اند. توی زندان کاری از من برنمی آمد. حتی نمی گذاشتند با دخترم حرف بزنم. سه سال تمام از زهرا بی خبر بودم."
چند ماه پیش بود که لیلا از زندان مرخصی گرفت تا بدهی هایش را قسط بندی کند. همه امیدش این بود که برای مهرماه زهرا را پیش خودش بیاورد. رفت شهرستان و دو اتاق کوچک در یک زیر زمین اجاره کرد تا با خیاطی خرج خودش و پسر 2 ساله اش که در زندان بدنیا آمده بود را بدهد.
پدر کودکش وقتی که او زندان بود غیابی طلاقش داده بود. بهانه اش این بود که زنش زندانی است و نگفته بود که بخاطر ضمانت بدهی های من زندانی شده. نگفته بود که من فرار کرده ام او بخاطر من دارد تاوان می دهد. راهی هم برای اثبات این ادعاها نبود. هیچ کس را نداشت و باید روی پاهای خودش می ایستاد و همه چیز را دوباره می ساخت. مثل آن روزهایی که زهرا داشت می مرد و او با فروش کلیه اش دخترک را مداوا کرد و یک چرخ خیاطی خرید و دوباره سرپا شد:"هپاتیت A داشت. دکتر گفته بود اگر درمان نشود هپاتیت B می گیرد. پدرش چند ماهی می شد رفته بود و هیچ خبری ازش نداشتیم. هیچ کس هم نبود که کمکی بکند. کلیه ام را فروختم یک میلیون. پانصد هزارتومانش را دادم خرج بیمارستان زهرا. با بقیه اش چرخ و وسائل خیاطی خریدم و دستم دخترم را گرفتم و رفتم تهران."
همه آن روزها گذشت، لیلا دوباره زندگی اش را ساخت. دوباره ازدواج کرد. یک دختر دیگر بدنیا آورد، چکهای شوهرش که او پشتش را امضا کرده بود برگشت خورد و دوتایی به زندان رفتند. شوهرش فرار کرد ولیلا ماند با همه بدهی ها و بالاخره توانست از آن زندان لعنتی بیاید بیرون و حالا همه فکر و ذکرش زهرا بود. اگر طلاق نامه ازدواج دومش را نمی گرفت شاید هیچ وقت نمی توانست زهرا را بدست آورد. هم زهرا را و هم دو کودکش دیگرش را. می دانست که اگر طلاق نامه نداشته باشد حضانت بچه ها را از او می گیرند. به هردری زد و بعد چند ماه طلاق نامه اش را گرفت تا بتواند سراغ زهرا برود.
هنوز روبراه نشده بود که همسایه ها از اهواز زنگ زدند که دخترت در بیمارستان است. خودش را کشته.... شبانه راه افتاد و سه روز تمام بالای سر دخترش بود به جای تمام سه سالی که زهرا را ندیده بود. به جای تمام ماه ها و روزهایی که حسرت شنیدن صدایش را داشت. دخترک اما بهوش نیامد. معده اش از 24 ساعت قبل خودکشی خالی بود و سم "قرص برنج" به جانش نشسته بود.
آخرین بار چند روز قبل از این اتفاق شوم بود که صدایش را شنیده بود. تلفن کرده بود و به جای همه حرفهایی که این سالها روی دلش مانده بود، التماس کرده بود که دیگر به پدربزرگ زنگ نزن:"بعد از تلفن تو من را اذیت می کنن. طاقتم تمام شده دیگر. بگذار هرکاری می خوان بکنن. شوهرم که دادن فرار می کنم و می آیم پیش تو."
دردل هایش را بعدا نوشته بود. روی ورق پاره ای که بعد مرگ، در جیب لباسش پیدا کردند:
"امیدوارم این نامه بدست مامان لیلا برسه و گرنه خیلی حرفهام که دوست داشتم بهش بگم، نگفته می مونه. مامانی خیلی دوستت دارم. می دونم با این کارم خیلی ناراحت می شی و غصه می خوری. اما اگه تو هم جای من بودی این کار را می کردی. شاید اگه اینجا بودی با هم این کار را می کردیم و اون دنیا با هم زندگی می کردیم. اینجا همه اش از من ایراد می گیرن. کتکم می زنن. بهم فحش می دن. نمی ذارن راحت باشم. حالا هم که می خوان شوهرم بدن. مگه من چند سالمه که اینقدر منو اذیت می کنن؟ دیروز عمو علی منو زد. بابا هیچی نگفت. طرف من را هم نگرفت.
نمی ذارن با تو حرف بزنم. نمی ذارن پیشت بیام. خسته شدم. چقدر زور می گن. چقدر کتک می زنن. آخه مگه من خرم؟
دلم می خواد درس بخونم و دکتر بشم، پاهاتو خوب کنم. ولی نه دلم می خواد مثل دوستت روزنامه نگار بشم و از دخترهای بدبخت مثل خودم، دفاع کنم. می دونم بعد از مردن من، تو آبروی اینها را می بری و پدرشونو درمیاری.غصه نخور من اونجا منتظرتم. فهمیدم برای من داداش آوردی، خوشحال شدم. ولی ناراحتم که ندیدمش. عسل دیگه باید مدرسه بره. مواظب اون باش. از اینکه تنها می شی ببخش. هیچ وقت تو و عسل و خوشبختی قبلمون را یادم نمی ره.
دوستت دارم مامان توپولی."
پزشکی قانونی هم نوشته های زهرا را تایید می کند. بنا به گزارش پزشک قانونی اهواز و تهران آزمایشات انجام شده نشان دهنده شکنجه جسمی بوده و آثار شلاق یا شبیه آن روی بدن، ترکیدگی داخل لب بالا، کنده شدن قسمتی از موها، کبودی زیر ناخن پاها، خالی بودن معده که نشان دهنده شرایط سخت است، کبودی زیر چشم و کبودی پشت ساعد پا روی بدن زهرا مشاهده شده است.همسایه های پدر زهرا هم گواهی داده اند که بارها صدای ناله های او را زیر کتک پدر و عموها شنیده اند.
با شکایت مادر زهرا، قاضی شعبه هفت کیفری اهواز علت خودکشی را فشار شدید روحی و روانی از سوی خانواده تشخیص داده و نوشته است:"با توجه به ضرب و شتم قرار گرفتن قبل از اقدام به خودکشی و نظریه قضات و مدعی العموم علت خودکشی شبه عمد(قتل) محسوب شده و نیاز به بررسی بیشتر داد و پدر متوفی تحت پیگرد قانونی است."
دادگاه رسیدگی به خودکشی زهرا، ماه آینده تشکیل می شود. زهرا و زهراها اما هر روز در گوشه و کنار این مملکت خودکشی می کنند، به قتل می رسند و یا هر روز هزاربار مرگ را آرزو می کنند برای اینکه قوانین ما حداقل حقوقی انسانی را برای زنان درنظر نگرفته است.
اگر بر اساس قانون سن ازدواج دختر 13 سال نبود و به پدر این اجازه داده نشده بود که قبل از 13 سالگی نیز بتواند با گرفتن سن رشد از دادگاه دخترش را شوهر دهد، شاید الان زهرا زنده بود و پدرش جرات نمی کرد بگوید اختیارش با من است ومی خواهم شوهرش بدهم.
اگر اجازه ازدواج دختر در انحصار پدر نبود و قانونگزار برای مادر نیز حقی در نظر می گرفت شاید عطوفت مادرانه و تجربه هایی سختی که زنان از ازدواج های زودرس و اجباری دارند می توانست مانع به زور شوهر دادن زهرا و زهرا ها شود و حالا زهرا و سه دختر دیگری که در همان بیمارستان برای فرار از ازدواج اجباری خودکشی کرده بودند زنده بودند.
اگر قوانین ما برای عقد ازدواج دختر قبل از سن پایینی که قانون تعیین کرده مجازات تعیین می کرد،شاید دیگر هیچ پدری جرات نمی کرد دختر بچه ها را به جای مدرسه به حجله بفرستد. حجله ای که گاه حجله مرگ می شود.
زهرا فقط یکی از هزاران دختری است که با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده می شوند. نتیجه این قانون تبعیض آمیز و ازدواج هایی که نه تنها شروعشان به انتخاب و رضایت زن نبوده که در اتمام آن نیز زن اختیاری ندارد، گاه شوهرکشی است. گاه خودکشی و گاه فرار از خانه و گرفتار شدن در هزارتوی جامعه ای که یک خانه امن برای حمایت از زنان خشونت دیده و آسیب دیده ندارد.
بسیارند زنهایی که با همه این خشونت ها واجبارها هم شجاعت و توان "نه" گفتن به عرف و قانون مردسالار و ضد زن را ندارند و تمام عمر سر خم می کنند و می سوزند و می سازند و زندگی می کنند با مردانی که انتخابشان نکرده اند، دوستشان ندارند و به اجبار به آنها "بله" گفته اند.
لیلا از همین حالا نگران دختر 6 ساله اش است که فقط یک سال دیگر حضانتش با او است و سرپرستی و اجازه ازدواجش از همین الان با پدرش است. نگران است که او هم به سرنوشت زهرا دچار شود.
راحله هم در آخرین روزهای زندگی اش نگران دخترش بود. می گفت فقط به خاطر دخترم است که نمی خواهم بمیرم. می دانم که هنوز 15 سالش نشده شوهرش می دهند و من هم نیستم که به دادش برسم.
تا وقتی قانون اجازه ازدواج دختربچه ها را می دهد، تا وقتی پدر می تواند هرگاه که خواست دخترش را شوهر دهد، تا وقتی مادر هیچ حقی در تعیین سرنوشت فرزندش ندارد، تا وقتی قانون نابرابر بر زندگی ما زنان حاکم است..... همه مادرها نگران دخترانشان اند. نگران اینکه هیچ وقت فرصت کودکی کردن نیابند. نگران اینکه با یک ازدواج زودرس واجباری همه زندگی شان تباه شود.28.09.2009 مریم حسین خواه پنج شنبه4 مهر 1387
رژیم اوباش و ارازل اسلامی دختران و زنان را در حرکت گام به گام از تحصیلات دانشگاهی محروم خواهد کرد. علیه لایحه ارتجاعی محروم کردن دختران دانشجواز زندگی مستقل باید به پا خواست
بر اساس گزارش "ایلنا" لایحه ای در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس رژیم اوباش اسلامی در دست بررسی است که بر مبنای آن از این پس دخترانی که در آزمون سراسری دانشگاه ها پذیرفته میشوند تنها "در محل اقامت پدر و مادر یا همسر خود" ميتوانند ادامه تحصیل بدهند. موسی قربانی، نماینده قائنات، گفته است که "امیدوار است سال آینده این طرح به صورت قانون در آید."
لایحه ای که اکنون در کمیسیون مجلس رژیم اسلامی در دست بررسی است یک لایحه تماما ارتجاعی، تبعیض آمیز و ضد زن٬ و گامى ديگر در جهت تحکيم حکومت آپارتايد جنسى است. بر اساس این لایحه ارتجاعی، دختران از امکان گزینش دانشگاه مورد نظر خود محروم شده و انتخاب آنها محدود به دانشگاههای منطقه مورد زندگی شان خواهد شد. در این چهارچوب از یک طرف دختران ساکن شهرهای کوچک از ٽبت نام در دانشگاههای اصلی که عمدتا در شهرهای بزرگ و تهران قرار دارند، محروم خواهند شد. و از طرف دیگر دختران ساکنین شهرهای بزرگ از ٽبت نام در دانشگاههای سایر مناطق کشور محروم میشوند.
این طرح تبعیض آمیز امکان زندگی مستقل و تحصیل (جدا از خانواده) را از دختران دانشجو سلب میکند. این طرح بر اساس این سنت و نگرش کٽیف اسلامی تدوین شده است که زن را کالای مرد و در کنترل مرد در رژیم اسلامی و مردسالار قلمداد میکند. از نظر سياسى هدف اين طرح مقابله با واقعيتى متناقض در جامعه است. در جامعه و در خانواده موقعيت و حقوق زن بسيار بالاتر از موقعيت زن در قوانين ارتجاعى اسلامى است. رژيم اسلامى تلاش دارد با قرنطينه کردن دختران دانشجو در محل زندگى خود٬ همسران و پدران آنها را وسيله اسارت آنان قرار دهد. این طرح در عین حال توهینی به پدران و همسران زنان دانشجو است. این طرح در عین تلاشی برای محرومیت دختران دانشجو و تقلیل درصد دخترانی است که در رده آموزش عالی مشغول تحصیل هستند. در حال حاضر دانشجویان دختر شصت و چهار در صد دانشجویان دانشگاهها را تشکیل میدهند. یک رکن تلاش ارتجاعی رژیم اسلامی پائین آوردن و محدود کردن حضور دختران دانشجو در سیستم های آموزش عالی و به اين اعتبار در سایر عرصه های اجتماعی است. تلاش برای حضور در دانشگاهها و مدارس عالی یک قلمرو جدال زنان با رژیم ضد زن حکومت اسلامی است.
حزب ما این طرح فوق ارتجاعی و ضد زن و اسلامی را قویا محکوم و براى به شکست کشانيدن آن تلاش میکند. زنان برده و مایملک مردان و پدران و اسلام نیستند. اکثریت عظیم پدران و همسران زنان دانشجو حاضر نيستند به مجرى اين سياست کثيف ضد زن بدل شوند. زندگی مستقل فردی حق انکار ناپذیر هر شهروندی است که به سن قانونی رسیده است. هر گونه انقیاد و وابستگی و محدودیتی در این چهارچوب محکوم است. آزادی بی قید و شرط انتخاب محل سکونت و تحصیل یک حق انکار ناپذیر تمامی شهروندان جامعه اعم از زن و مرد است.
حزب سوسیال دمکرات ایران برای برابری کامل و بدون قید و شرط زن و مرد در کیله شئون اجتماعى مبارزه میکند. حزب تاکید میکند که کسب بدیهی ترین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعى و دستیابی به حقوق زنان در گرو بزیر کشیدن رژیم ارتجاعی و ضد بشری اسلامی است.
زنان و مردان آزاديخواه!
مبارزه علیه این لایحه ارتجاعی و تلاش برای درهم شکستن آن یک جبهه مبارزه علیه حکومت کٽیف آپارتاید جنسی و تبعیض براساس جنسيت است. بايد کارى کرد که اين لايحه طرح نشده جمع شود و به همان پستوهاى مخيله ارتجاع ضد زن برگردانده شود. در ابتداى شروع سال تحصيلى و در دانشگاهها و مراکز آموزشى عليه آپارتايد جنسى و لايحه پيشنهادى صدايتان را بلند کنيد. در مقابل سياست گسترش آپارتايد، سياست تعرض به آپارتايد جنسی را در دستور گذاشت.
حزب سوسیال دمکرات ایران از تمامی زنان و مردان آزادیخواه، از تمامی دانش آموزان و دانشجویان میخواهد که به مقابله جدی با این طرح ارتجاعی و حقارت آمیز برخیزید.
براندازی یک پارچه حکومت آپارتیت جنسی و دینی و قومی وظیفه ملی و میهنی است
٣٠ شهریور ١٣٨٧ – ٢٠ سپتامبر ٢٠٠٨
دو گزارش از خودکشي دو دختر جوان
- آرزو عبدي اهل شهرستان بانه به دليل مخالفت پدر خود با ازدواج وي با فرد منتخب خويش ، بوسيله اسلحه شکاري موجود در منزل اقدام به خودکشي نمود ، نامبرده بدليل شدت جراحات وارده در دم جان سپرد ،جنازه وي به پزشکي قانوني تحويل و پليس نسبت به موضوع مذکور تشکيل پرونده داده است.
- ژيلا کريمي 19 ساله ، ساکن سنندج پس از عدم قبولي در کنکور و عدم توفيق براي ورود به دانشگاه ، در منزل مسکوني خود واقع در شهر مذکور دست به خودکشي زد ، نامبرده با استفاده از سم به اين عمل مبادرت نمود که تلاش خانواده عليرغم رساندن نامبرده به بيمارستان نتيجه مثبتي در بر نداشت و نهايتاً نامبرده در بيمارستان فوت نمود.
فعالان حقوق بشر در ایران 19.08.2008
فراخوان: مانع تصویب لایحه ضد خانواده شوید!
ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه ضد خانواده با انتشار فراخوانی برای جلوگیری از تصویب لایحه خانواده در مجلس شورای اسلامی، دست یاری به سوی تمامی هموطنان خود دراز کردهاند.
فراخوان ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه «حمایت از خانواده»
با پیوستن به ائتلاف مانع تصویب لایحه ضد خانواده شوید
دو شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷
ایران امروز - در اعتراض به لایحه ای که با عنوان «حمایت از خانواده» در کمیسیون قضائی مجلس به تصویب رسیده و قرار است به زودی در مجلس مطرح گردد، جمع کثیری از کنشگران و گروههای زنان در اعتراض به این لایحه گرد آمده و در فراخوانی عمومی از همگان می خواهند که در اعتراض به این لایحه به آنان بپیوندند.
متن فراخوان چنین است.
امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده« شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (۱۳۸۶) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در ۱۸ تیرماه امسال (۱۳۸۷) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد.
در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند.
در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است.
در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است.
در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است.
در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد.
با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند.
مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت.
از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.
به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.
برای پیوستن به این ائتلاف اسامی خود را به این آدرس ایمیل بفرستید
layehe.zedekhanevadeh@gmail.com
اطلاعات بیشتر را در وبلاگ ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه ضد خانواده ببینید
http://www.layehe.blogfa.com
از تارنمای ایران امروزMon / 11 08 2008 / 8:07
بازداشت خودسرانه 9 تن از فعالان زن بی پاسخ مانده است
با گذشت چهل روز از بازداشت نه تن از فعالین حقوق زنان در مقابل گالری راه ابریشم در فرمانیه توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی هنوز مدارک شناسایی آنان مسترد نشده است.
ناهید میرحاج، آیدا سعادت ، نسرین ستوده، ژیلا بنی یعقوب، سارا لقمانی، نفیسه آزاد، فریده غائب، عالیه مطلب زاده و جلوه جواهری که روزپنج شنبه بیست و سوم خرداد ماه گذشته در پی لغو برنامه ای که در قالب یک نشست خصوصی در گالری راه ابریشم تدارک دیده شده بود، توسط نیروی انتظامی و ماموران امنیتی مستقر در خیابان فرمانیه بازداشت شده و به بازداشت گاه وزرا منتقل شدند . ساعت یک بامداد پس 8 ساعت بازداشت و بازجویی در محل بازداشتگاه وزرا، بدون تفهیم اتهام و رویت برگه بازداشت موقت توسط آنان، به آنان اطلاع داده شد که با ارائه مدارک شناسایی خود و یکی از بستگان درجه ی یک آزاد هستند . به رغم اصرار بازداشت شدگان و خانواده های آنان نه تنها هیچ گونه رسیدی دال بر دریافت مدارک شناسایی آنان که عبارت بودند از شناسنامه، کارت ملی و گواهینامه، به آنان داده نشد بلکه افسر نگهبان کشیک بازداشت گاه با تهدید از آنان خواست محل را ترک کرده و صبح روز شنبه منتظر تماس از طرف پلیس امنیت باشند.
روز شنبه در پی مراجعه ی دو تن از این بازداشت شدگان به پلیس امنیت به آنان گفته می شود که مدارک در اختیار پلیس امنیت نبوده و به بازداشتگاه وزرا که مدارک را از ایشان دریافت کرده است مراجعه کنند. مسئولان مستقر در بازداشتگاه نیز از استرداد مدارک به آنان خودداری کرده و اعلام کردند که مدارک در اختیار پلیس امنیت می باشد و بازداشت شدگان فوق الذکر به وسیله ی پلیس امنیت بازداشت شده و به صورت امانی در بازداشتگاه وزرا نگه داشته شده اند. مینا جعفری وکیل بازداشت شدگان روز بیست و سوم خرداد در این خصوص می گوید: " پس از مراجعات مکرر موکلانم و عدم ثبت شکایت بازداشت خودسرانه در سه مجتمع قضایی و مراجعه به پلیس امنیت و بازداشتگاه وزرا و خودداری مسئولان این مراکز از استرداد مدارک شناسایی آنان با توجه به ممنوعیت قانونی بازداشت خودسرانه موکلانم از یک ماه گذشته پرونده ی شکایتی درهمین زمینه در دادسرای ارشاد گشوده شده و خواستار رسیدگی قانونی به این مساله و همچنین تادیه ی مدارک هویتی موکلانم شده ام."
وی افزود: " پس از مراجعات مکرر و بی پاسخ سرانجام سرهنگ حسینی رئیس بازداشتگاه وزرا طی ارائه پاسخ مکتوب این واحد به دادسرای ارشاد اعلام کرد که این افراد توسط دادسرای ویژه امنیت بازداشت شده و به صورت امانی در بازداشتگاه وزرا نگه داری شده اند. وی همچنین اعلام کرد که مدارک هویتی این افراد در بازداشت گاه وزرا نیست و همان شب به پلیس امنیت منتقل شده است. این در حالی است که پلیس امنیت نیز در این مورد هیچگونه پاسخ مشخصی نداده است و در حال حاضر پرونده ی این شکوائیه به دادسرای انقلاب منتقل شده است. "
مینا جعفری همچنین گفت: " بر اساس مواد 18 و 25 قانون آیین دادرسی کیفری و نیز ممنوعیت اخذ خودسرانه ی تامین در ماده 19 همان قانون و همچنین با عنایت به شمول مواد 570،575، و 583 قانون مجازات اسلامی و ماده 9 میثاق حقوق مدنی و سیاسی به ویژه بند 5 این ماده مبنی بر جبران خسارت و اصول 20، 22و 32 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بازداشت این نه تن فعال حقوق زنان از مصادیق بازداشت خودسرانه می باشد."
24.07.2008
زينب بايزيدي بازداشت شد
زينب بايزيدي ،اهل مهاباد ،26 ساله ، عضو فعال انجمن زنان آذرمهر و مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و همچنين از همکاران کمپين يک ميليون امضا در شهر مهاباد امروز ساعت 9 صبح توسط نيروهاي اداره اطلاعات مهاباد بازداشت شد.
خانم بايزيدي از فعالان شناخته شده حقوق بشر بالاخص در حوزه حقوق زنان است .که نسبت به تداوم فعاليتهاي انسان دوستانه خود چندي پيش از سوي نيروهاي اطلاعات شهر مهاباد تهديد شده بود؛ اما وي هم چنان در راستاي احقاق حقوق انساني زنان و برابري انسانها در جامعه به تلاش خود ادامه داد .
وي روز شنبه مورخ 15/4/86 توسط تلفن از سوي نيروهاي امنيتي به ستاد خبري احضار شد . اين احضارها چندين بار از سوي ماموران تکرار شد ،که نهايتا به تهديد و خشونت منجر شد و خانم بايزيدي به ناچار براي پاسخگويي به ستاد خبري رفت و پس از بازجويي چند ساعته آزاد شد .اما در آخرين بازجويي به وي گفته شد که روز چهارشنبه نيز بايد براي بازجويي به ستاد خبري مراجعه کند و نهايتاً امروز صبح مورخ19/4 86 ساعت 9 صبح وي به ستاد خبري مراجعه نمود و پس از 3 ساعت بازجويي به دادگاه انقلاب برده شد و سرانجام با حکم قاضي روانه بازداشتگاه اطلاعات شد. وي سابقاً به خاطر فعاليتهاي حقوق بشري خود به 6 ماه حبس تعليقي محکوم گرديده بود.
10.07.2008
"جنبش زنان ایران"
کاندیدای جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد سال
2008
انجمن پژوهشگران ایران
از تمامی نهادها و سازمان های حقوق بشری ایرانی و بین المللی
دعوت به همکاری و حمایت مینماید.
انجمن پژوهشگران ایران، "جنبش زنان ایران" را برای دریافت جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد سال 2008 نامزد و معرفی می نماید. در جهت آگاهی بیشتر لازم می دانیم در رابطه با "جایزه حقوق بشر سازمان ملل متحد" باطلاع برسانیم که این جایزه برای اولین بار در سال 1968، بیستمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر، از طرف مجمع عمومی سازمان ملل اهدا شده و در آن سال "خانم دکترمهرانگیز منوچهریان" یکی از اولین دریافت کنندگان این جایزه بوده است.
انجمن پژوهشگران ایران به اختصار و به شرح زیر دلایل خود را مرعی داشته است:
مبارزات آزادیخواهانه زنان ایرانی در تاریخ معاصر ایران صد سالگی خود را پشت سر گذاشته است و زنان ایرانی علی رغم مشکلات و ناملایمات بسیار گسترده در گذر این دوران طولانی، همچنان ایستادگی کرده و از مشکلات نهراسیده اند؛
دستیابی به بسیاری از حقوق انسانی، مدنی و سیاسی، و اگر چه در سه دهه گذشته سرکوب این حقوق به نهایت خود رسیده است، بی تردید حاصل تمامی این مبارزات خستگی ناپذیر می باشد؛
فعالیت ها و مبارزات زنان در ایران که در مقابل تبعیض های قانونی و اجتماعی و موانع فرهنگی گسترده همچنان توانسته اند راههای بکر و خلاقه با استفاده از تفکری سازنده و پیش رفتن با عقل و منطق را برای دست یابی به اهداف خود برگزینند قابل ارج نهادن است.
تبدیل کردن مبارزات زنان به جنبش سیاسی – اجتماعی "برابری طلبی" که شرکت مردان را نیز بدنبال داشته است؛ جنبشی که روند تازه ای را برای خواست های حقوق بشری در تاریخ اجتماعی ایران فراهم آورده است؛
شجاعت، ایستادگی، مقاومت، نهراسیدن از شکستن سنت ها و از خشونت و زندان و همچنان پای بر جا ماندن دختران و زنان امروز ایران از جمله ویژه گی هایست که انجمن پژوهشگران ایران را بر آن داشته که در شصتمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر "جنبش زنان ایران" را نامزد جایزه حقوق بشر امسال سازمان ملل متحد بنماید؛
از آنجاییکه هر معرفی مجزا باید ارسال شود از شما استدعا داریم که با مراجعه به فرم رسمی پیشنهاد که به صورت پی.دی.اف در تارنمای سازمان ملل متحد به آدرس زیر موجود است آن را تکمیل و ارسال نمائید. این فرم به انگلیسی و تا تاریخ 23 تیرماه (14 ژوئیه) باید ارسال شده باشد. در صورت تمایل می توانید مشخصات سازمان / گروه خود را به آدرس UNHR2008@aciiran.com ارسال نموده تا ما فرم را از سوی شما تکمیل و ارسال نماییم
http://www.ohchr.org/Documents/Press/nomination_form.pdf
برای متن پیشنهادی به انگلیسی و اطلاعات بیشتر میتوانید به این آدرس در تارنمای انجمن پژوهشگران ایران مراجعه کنید.
بر اساس گزارشات دريافتي روز جمعه مورخه 24/3/87 اعلام گرديد زني به نام زليخا محمدي در شهر مهاباد اقدام به خودسوزي نموده است و پس از انتقال به شهر اروميه بدليل جراحات ناشي از سوختگي جان خود را از دست داده است . عليرغم اين اعلام اوليه شواهد و مستندات نشان از قتلي که به نام قتل ناموسي و تحت حمايت قانونگذار در ايران است ميباشد . گزارش گرديده است که وي به شدت تحت آزار و اذيت قرارداشته است ، پليس تحقيقاتي را در اين زمينه آغاز نموده است .
در هر صورت اعم از خودسوزي يا قتل ناموسي ميتوان تنها نقض حقوق مسلم انساني را مشاهده نمود که متاسفانه در حکومت ايران تحت مشروعيت قانوني در جريان است اين روند خودسوزي هاي اعتراضي در کردستان را در ميان زنان بعنوان يک اپيدمي و قتلهاي ناموسي را در سراسر کشور به عنوان امري مشروع و رايج تبديل نموده است .
تصاوير ذيل ، تصويري از قبل از خودسوزي و بعد از آن ميباشد. توجه گردد تصوير دلخراش و ديدن آن توصيه نميگردد.فعالان حقوق بشر در ايران
15.06.2008
قتل ناموسی و یا خودسوزی در مهاباد
22 خرداد روز همبستگی زنان ایران را گرامی بداریم
زنان، همبستگی، ملي، برابری، آگاهی، شناخت و ... ، همه در قالب همان "همبستگی زنان ایران"، واژه هائی است که نه تنها به گفته حکومت "امنیت ملی" را به خطر انداخته که پشت حاکمیت جمهوری اسلامی را نیز به لرزه واداشته است .
مجموعه ایکه نه تانک دارد و نه خمپاره انداز و نه نارنجک و ...،
مجموعه ایکه بر آن شده است که می توان عقاید و افکار متفاوت داشت و در عمل بر اعتقادی مشترک پای فشرد .
مجموعه ایکه آگاهی، شناخت و جرات و جسارت را یادآوری و در میان دیگر هموطنان مان "بومی" می کند .
مجموعه ایکه تنها در دو سال گذشته برای به خطر انداختن "امنیت ملی" بهای سنگین زندان و شلاق و جریمه نقدی و ...، را پذیرفته و پرداخته است .
و در نهایت مجموعه ایکه می تواند سرمشقی برای مبارزه ای روشن و علیه تاریکی باشد.
بدون تردید، جوانان ایران ساختن امروز و فردای ایران را به عهده گرفته اند. آن را پاس می داریم، حمایت می کنیم و تلاش مان این است که هر لحظه بیشتر و بیشتر موفق شوند.
کلیپ مقابله زنان با سرکوبگری حکومت اسلامی http://uk.youtube.com/watch?v=Z_qD0eB1_Cc
مينو اخترزند مدیرکل راه آهن سراسری سوئد
زن ايرانی، رييس سوئدی: مديرکل راه آهن سوئد
در حالی که ايرانيان مقيم سوئد، از مورد تبعيض قرار گرفتن به هنگام درخواست کار به دليل داشتن نام های خود شکايت دارند، مينو اخترزند با نامی که تلفظش چندان برای سوئدی ها آسان نيست، مدير کل راه آهن سراسری سوئد است.
مينو اخترزند با همسر و پسر بزرگسالش در سوئد زندگی می کند و هر چند فارسی را خوب تلفظ می کند، اما هفته ها از مصاحبه با راديو فردا سر باز می زد و در نهايت گفت که يک مصاحبه ويژه خودمانی و طولانی با او، ممکن است نواقص زبان او را به وضوح جلوه گر کند.
مينو اخترزند، پس از دريافت ديپلم دبيرستان در سال ۱۹۷۴ يعنی پنج سال قبل از پيروزی انقلاب، به عنوان دانشجوی مهمان به سوئد رفت و در آنجا به تحصيل در رشته مهندسی برق پرداخت و اولين کار خود را در شرکت برق استکهلم به عهده گرفت. ادامه را از زبان خودش بشنويد:
وقتی که شروع به کار کردم، نه اقامت دائم داشتم و نه اجازه کار دائم. فقط اجازه داشتم در آن زمان اين کار را انجام دهم. اداره برق استکهلم می خواست که من آنجا بمانم، بنابراين آنها کمک کردند که اجازه کار و اقامت بگيرم. آنجا چهار سال کار کردم و بعد از آن تصميم گرفتم کارم را عوض کنم و به اداره انرژی سراسری سوئد رفتم. بعد از آن کارهای مختلف گرفتم و پيشرفت کارم بسيار خوب بود.
راديو فردا: خانم اخترزند! الان ۳۰ سال شده است که مقيم سوئد هستيد؟
مينو اختر زند: بيش از ۳۰ سال است . از سال ۱۹۷۴ تا کنون، که حدود ۳۴ سال می شود.
چگونه به اين موقعيت رسيديد؟
در سوئد اگر شما تمام تلاش و دقت خود را در کارتان به کار ببريد و کارتان بازتاب داشته باشد، توجه مسئولان به شما جلب می شود. من هم چنين موقعيتی داشتم و تمام حواسم بر روی کارم بود و اين باعث پيشرفت من شد.
اولين رياست مهم شما، چه زمانی بود؟
اولين کار رياستی که به نظر خودم خيلی مهم بود و همه نيز تعجب کرده بودند، مسئوليت يکی از شرکت های برق درجنوب استکهلم بود و من توانستم ظرف مدت دو سال، علی رغم تمام مشکلات آن را با موفقيت انجام دهم.
مسئوليت بعد اين بود که وقتی آن شرکت، چند شرکت برق ناحيه ای ديگر را در جنوب استکهلم خريد تا چهار برق ناحيه ای جنوب را ادغام کنند، مسئوليت اين کار را به من دادند که کار بسيار دشواری بود و هدف اصلی آن اين بود که هزينه های اين قسمت را پايين بياوريم که مشتری های برق رضايت بيشتری داشته باشند.
تغيير و تحولاتی که در سيستم برق آن منطقه انجام شد بسيار دشوار بود ولی بعد از دو سال، پيشرفت بسيار خوبی داشت. بعد از دو سال هر چه اداره برق در ناحيه مرکز سوئد بود، مسئوليت آنها را به من دادند تا تمام آنها را ادغام کنم و من ظرف ۱۰ سال اين کار را انجام دادم. ابتدا بسيار مشکل بود ولی هنگامی که می خواستيم آخرين شرکت ها ادغام کنيم، يکی از مسئولين به من گفت که اين بار فرش قرمز برايمان پهن خواهند کرد. زيرا آن قدر اين کار را انجام داده بوديم که عادت شده بود.
به نظر می رسد شما در زندگی حرفه ای خود هيچ گاه ناموفق نبوده ايد. می شود از شما پرسيد که موفقيت تا اين درجه چه احساسی دارد؟
در طول اين سال ها مشکلات بسيار زياد بوده است ولی من هميشه سعی می کنم که دليل اصلی مشکل را پيدا کنم و مشکل را حل و فصل کنم. به عنوان مثال در سال ۷۹ که ما دانشجوی مهمان بوديم و برايمان از ايران پول می فرستادند، مدتی برايمان پول نيامد و زندگی بسيار مشکلی داشتيم تا اين که دولت سوئد به ما اجازه کار نيمه وقت داد. من از هشت صبح تا پنج بعد از ظهر دانشگاه می رفتم و بعد از ظهر در اداره پست نامه تقسيم می کردم و شب ها درس می خواندم.
وقتی پستی را می گيريد هميشه مشکلاتی وجود دارد، البته نه به دليل خارجی بودن يا زن بودن. از نظر کاری اگر بخواهيد پيشرفت کنيد بايد ريشه های مشکل را پيدا کنيد و آن را حل و فصل کنيد. من هميشه اين گونه به مسائل نگاه می کنم.
خانم اختر زند! شما بعد از اين همه سال خودتان را سوئدی می دانيد يا ايرانی؟
موقعی که بيرون هستم و کار می کنم، فرهنگم سوئدی است و مدل رئيس بودنم هم سوئدی است، زيرا من برای اولين بار در سوئد وارد بازار کار شدم. ولی وقتی کارم تمام می شود و به خانه می آيم، کاملاً ايرانی ايرانی هستم و شوهرم نيز ايرانی است و در خانه فقط فارسی صحبت می کنيم.
چگونه ايرانی ايرانی هستيد؟
احساس می کنم که ايرانی هستم، علاقه زيادی به غذاهای ايرانی دارم و دوستان ايرانی زيادی داريم که با آنها معاشرت می کنيم.
البته احساس می کنم وقتی سر کار هم نيستم، فرهنگ سوئدی کمی با فرهنگ ايرانی مخلوط شده است. زيرا سال هاست اين جا زندگی می کنم و شرايط اينجا شبيه ايران نبوده است.
خانم اخترزند! چگونه از شرکت برق سوئد به مديرکلی راه آهن سراسری رسيديد؟
سيستم کار راه آهن بسيار شبيه سيستم برق است. چون من از وقتی درسم تمام شد، کارهای مختلف در زمينه برق انجام داده بودم به راحتی می توانستم در کار جديدم از آنها استفاده کنم. کار راه آهن سوئد، هم مسائل تکنيکی و هم مسائل اجتماعی زيادی دارد.
فکر می کنيد شغل بعدی شما چه خواهد بود؟
من هيچ فکری در مورد شغل بعدی نکرده ام. اين کار را تازه گرفته ام و تنها چيزی که برايم مهم است اين است که اين کار را به نحو احسن انجام دهم. در حال حاضر کارم را دوست دارم و از آن راضی هستم.
هميشه در کار شما يک نقشه طولانی برای آينده وجود داشته است. برای راه آهن سوئد چه نقشه ای کشيده ايد؟
راه آهن سوئد دولتی است و قرار است قسمت کوچکی از آن به بخش خصوصی واگذار شود. دولت خودش نقشه های زيادی برای راه آهن دارد. من می خواهم اهداف دولت سوئد را به بهترين نحو انجام دهم. بعد از آن مهم ترين چيز، جلب رضايت مشتری هايی است که از راه آهن استفاده می کنند. مشتری برای من از همه مهم تر است.
در راه آهن های جديد سوئد سرمايه گذاری های بسيار کلانی داريم و کارهای بزرگی می خواهيم انجام دهيم.
در اين کار خودتان به عنوان برگ برنده، به ابتکار ويژه ای فکر نکرده ايد؟
با توجه به تجربيات زياد من در زمينه برق، فکر می کنم بتوانم با موفقيت از آنها استفاده کنم. از تجربه های گذشته ام در زمينه مديريت نيزمی توانم استفاده کنم. چيز ديگری که مهم است، پيشرفت سيستم راه آهن و افزايش سرعت قطارها است و اگر بتوانيم موفق شويم بسيار خوب است.
نسخه شما برای کسب موفقيت به ويژه برای خانم های ايرانی چيست؟
زنان ايرانی زنانی بسيار قوی هستند، ولی هميشه مشکلات وجود دارد به خصوص برای خانم ها. به نظر من مهم ترين چيز اين است که نشان بدهيم چه می خواهيم. هميشه قوی باشيم و نگذاريم ديگران برای ما تصميم بگيرند، با وجود مشکلات و شکست ها باز هم سرپا بايستيم. البته اينکه اجازه ندهيم مشکلات بر زندگی غلبه کند، در ميان زن و مرد تفاوتی ندارد.
حتی اگر در زندگی خانم ها شرايط سختی حاکم باشد، در هر جای دنيا که باشند، بايد تمام تلاش خود را بکنند.
در مشکلات جامعه، اين زنان هستند که بايد به زنان اعتماد به نفس بدهند و بايد نشان بدهند که به هم اعتقاد دارند. در تمام جوامع کاری دنيا، مردان بيشتر به هم نيرو می دهند. اگر قرار باشد خانم ها در تمام دنيا حق خود را بگيرند، بايد به يکديگر اعتقاد داشته باشند و به هم نيرو بدهند يعنی همان کاری که آقايان می کنند.
شما چطور رييس زنی هستيد؟
سيستم رياست من سيستم سوئدی است ولی خصوصياتی که برايم بسيار مهم است و همه می دانند، اين است که هرگز بين زن و مرد تفاوت قائل نمی شوم و تنها چيزی که برايم مهم است بازتاب کاری است.
تا کنون نه من با خانم هايی که با من کار کرده اند مشکل و ناراحتی داشته ام و نه آنها با من مشکل داشته اند. البته رفتار من با کارمندان مرد نيز همين گونه است.
افرادی که استخدام می کنيم هميشه ۵۰ درصد مرد و ۵۰ درصد زن هستند. سياست من اين است که خود شخص از لحاظ کاری و روحيه مهم است وجنسيت مهم نيست.
23.05.2008
خودکشی زن جوان پس از صادر نشدن حکم طلاق
خبرنامه امیرکبیر
زنی که نتوانسته بود حکم طلاق خود را دریافت کند در پی پیامک های تهدیدآمیز شوهرش با خوردن سم، به زندگی اش پایان داد.به گزارش خبرنگار ما، این زن ۲۷ ساله که منیره نام داشت در ۱۳ سالگی به عقد مردی به نام یعقوب درآمد و از او صاحب دو فرزند دختر شد. او پس از ۱۴ سال زندگی مشترک به خاطر آزارهای شوهرش تصمیم به جدایی گرفت اما پس از دو سال تلاش نتوانست حکم طلاق را دریافت کند و چندی بعد خودکشی کرد.
درخواست طلاق
پرونده منیره دو سال قبل در دادگاه خانواده به جریان افتاد و او طی شکایتی خواستار جدایی از شوهرش شد. وی درباره علت این درخواست خود گفت؛ یعقوب مردی بداخلاق و عصبی است و به هر بهانه یی مرا به باد کتک می گیرد. گاه شدت ضرباتش به حدی است که از حال می روم. در تمام این سال ها سکوت کردم اما اکنون دیگر نمی توانم به این زندگی ادامه دهم.
در پی اظهارات زن جوان، شوهر وی به دادگاه خانواده احضار شد و اعلام کرد به هیچ وجه به جدایی از منیره رضایت نمی دهد. هنگامی که کشمکش قضایی بین این زوج بالا گرفت منیره مهریه اش را خواستار شد اما پس از احضار مجدد یعقوب به دادگاه وی نامه یی را به قاضی پرونده ارائه داد که تایید می کرد منیره مهریه دو میلیون تومانی اش را بخشیده است.
زن جوان هنگامی که با این نامه که خودش آن را امضا کرده بود، مواجه شد، در حالی که در بهت فرو رفته بود به قاضی دادگاه گفت؛ من نمی دانم این نامه چیست. چندی قبل عروسی برادرم بود و من باید برای تهیه مقدمات جشن به خانه مادرم می رفتم اما یعقوب به من اجازه خروج از خانه نمی داد. وقتی از وی خواهش و تمنا کردم اجازه بدهد به منزل مادرم بروم و در جشن عروسی برادرم حضور داشته باشم او نامه یی را به من داد و گفت اگر زیر آن را امضا کنم وی نیز از لجاجت دست بر می دارد. من بدون خواندن نامه و فقط برای رسیدن به خواسته ام آن را امضا کردم.
پس از آنکه منیره متوجه شد حق دریافت مهریه را از دست داده است بار دیگر درخواست طلاق داد و این بار برای رسیدن به خواسته اش گواهی سازمان پزشکی قانونی را ضمیمه پرونده کرد. در این گواهی تایید شده بود منیره مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. زن جوان در این خصوص گفت؛ یک بار پس از آنکه شوهرم به شدت مرا کتک زد علیه وی شکایت کردم و یعقوب در دادگاه به پرداخت دیه محکوم شد.
پس از ارائه این مدرک به دادگاه، قاضی پرونده به این خاطر که مدت نسبتاً زیادی از صدور گواهی پزشکی قانونی گذشته و این تاییدیه برای پرونده یی دیگر صادر شده بود آن را دلیل کافی برای صدور حکم طلاق ندانست و ضمن دعوت این زوج به صلح و سازش از منیره خواست چنانچه شوهرش دوباره به ضرب و جرح وی پرداخت، این بار هم به پزشکی قانونی بروند تا دادگاه با این مدرک بتواند رای به جدایی زن و شوهر جوان بدهد.
خودکشی
پس از ناامیدی منیره از دریافت حکم طلاق، وی حاضر به بازگشت به خانه شوهرش نشد و به منزل مادر خود رفت. پس از آن بود که یعقوب با ارسال پیامک هایی به تهدید همسرش پرداخت و اعلام کرد اگر منیره حاضر به بازگشت به منزل نباشد او و خانواده اش را می کشد.
ارسال پیام های تهدیدآمیز همچنان ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل منیره با خواهرش تماس گرفت و مدعی شد اقدام به خودکشی کرده است. پس از این تماس تلفنی خواهر منیره به سرعت خود را به منزل مادرش رساند و با مشاهده پیکر نیمه جان زن جوان وی را به بیمارستان رساند اما منیره که سم دفع آفات گیاهی خورده بود جان باخت.
شکایت
پس از مرگ منیره خانواده او علیه یعقوب اعلام شکایت کردند. برادر منیره در اظهاراتش گفت؛ یعقوب همیشه خواهرم را کتک می زد به همین خاطر نیز او پس از ۱۴ سال تحمل به رغم داشتن دو دختر ۵ و ۱۲ ساله تصمیم به جدایی گرفت ولی وقتی قاضی دادگاه این رای را صادر نکرد یعقوب برای بازگرداندن خواهرم شروع به تهدید وی کرد و نه تنها طی پیامک هایی می گفت منیره و مادرم را می کشد بلکه شوهرخواهرهایم را به قتل تهدید کرده است و به همین خاطر از وی شکایت داریم.خواهر منیره نیز درباره خودکشی زن جوان گفت؛ روز حادثه منیره به من زنگ زد و گفت سم خورده تا خودکشی کند. آن روز مادرم در منزل نبود و من که به شدت نگران شده بودم به همراه شوهرم سراسیمه خود را به خانه وی رساندم اما تلاش هایم برای نجات جان منیره بی فایده بود.
بنابر این گزارش اکنون پرونده اتهامی یعقوب به خاطر تهدید به قتل در جریان است و شاکیان، پیامک های ارسال شده از متهم را به دادسرا ارائه داده اند.
خبرنامه امیرکبیر
31 اردیبهشت 1387
یادبود دعای سنگسار شده در مریوان
روز پنجشنبه 17 آوریل از جانب تعدادی از فعالین حقوق زن و کودک مریوان، بمناسبت روز جهانی بهداشت، مراسمی در یاد بود دعا، دختری که سال گذشته در عراق سنگسار شد در شهر مریوان برگزار گردید. در این مراسم که چند صد نفر در آن شرکت داشتند، پروین ذبیحی در مورد قتل ناموسی، خشونت علیه زنان و کودکان، قاچاق کودکان و ختنه سخنرانی کرد که با استقبال گرم حاضرین مواجه شد. لقمان ویسی نیز مقاله بسیار جالبی در مورد خشونت علیه کودکان قرائت کرد.
سازمان آزادی زن دست این فعالین را به گرمی میفشارد و برای برگزاری یک مراسم موفق و پرشور به آنها صمیمانه تبریک میگوید.
اطلاعات دقیق تر این مراسم بمحض دریافت در اختیار عموم قرار خواهد گرفت.
ستم بر زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع!
زنده باد آزادی زن
سازمان آزادی زن
17 آوریل 2008
جزئیات بازداشت یک مدافع حقوق زنان: این بار خدیجه مقدم
خديجه مقدم از اعضای کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان در ايران و عضو کميته مادران اين کمپين، روز سه شنبه بازداشت شد.
آنگونه که خواهر اين فعال حقوق زنان در مصاحبه ای به راديو فردا می گويد، اين بازداشت به دستور قاضی سبحانی از قضات شعبه دادياری امنيت دادگاه انقلاب و توسط ماموران حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی صورت گرفته است.
خانم مقدم در دی ماه گذشته نيز توسط کلانتری خيابان گيشا احضار شده بود.
وجيهه مقدم، خواهر اين مدافع حقوق زنان در مصاحبه با راديو فردا، اتفاقات روز سه شنبه و بازداشت خواهرش را شرح می دهد:
وجيهه مقدم: ديروز (سه شنبه) حدود ده و نيم صبح تلفنی داشتم با خواهرم صحبت می کردم که گفت: «چند لحظه گوشی را نگه دار مثل اينکه زنگ می زنند». بعد هم فقط صدای جيغ و داد خواهرم را شنيدم. انگار که عده ای داشتند به زور وارد خانه می شدند.
تلفن قطع شد و هرچقدر صدا کردم و ديگرهيچ صدايی از او نشنيدم. بلافاصله خودم را به منزل او رساندم و ديدم سه کرد و يک خانم در حال صحبت با خواهرم هستند. اين صحبت ها حدود بيست دقيقه طول کشيده بود تا حکم را به او نشان داده بودند.
اصرار داشتند که زودتر حاضر شود که اورا ببرند. من هم طبيعتا چون آنجا بودم و نگران خواهرم گفتم بايد من را هم با خود ببريد.
راديو فردا: می توانيد بگوييد در آن حکم چه چيزی نوشته شده بود و ماموران در مدت حضورشان بيشتر درباره چه مسائلی صحبت می کردند؟
من حکمی را نديدم ولی خواهرم حکم را ديده بود. آن لحظه هم آنقدر شلوغ شده بود و طبيعی بود که خواهرم خيلی عصبانی بود از اينکه زنگ در آپارتمانشان را زده اند و آمده بودند داخل منزل و نه اينکه زنگ بيرون را بزنند.
خدیجه مقدم، دقایقی بعد از بازداشت در خودروی پلیس
می گفت شما حق نداريد که اين گونه وارد منزل بشويد من با لباس خواب بودم، به زور وارد خانه شديد.
آنها هم می گفتند ما زنگ زديم شما در را باز کرديد و ما وارد شديم. بيشتر صحبت ها اينگونه بود. ما را بردند پليس امنيت در خيابان عشرت آباد.
مقام های امنيتی و انتظامی دليل بازداشت خواهرتان را چه عنوان کردند؟
آن چيزی که من متوجه شدم به خاطر کمپين بود. اين که شما با چه کسانی رفت و آمد می کنيد؟ چرا در منزل خود جلسه می گذاريد؟ چرا با مادرها ارتباط داريد؟
قبلا هم ايشان را احضار کرده بودند و خواهرم رفته بودند با هم صحبت کرده بودند و بعد برگشته بودند. اين آقايان می گفتند ما چند بار آمده ايم و شما نبوديد. در صورتی که اين درست نيست. نمی دانم اينها چه زمانی آمده بودند که خواهرم منزل نبوده.
رفتار مامورانی که وارد منزل شده بودند با ايشان چگونه بود؟
لحظه ايکه وارد شدند من حضور نداشتم. ولی وقتی من رسيدم، انتظار داشتم که با يک عده دزد و جانی روبرو شوم. بعد که ديدم مامورند بی اختيار به آنها گفتم: «خدا خيرتان دهد , چقدر خوشحالم که شما هستيد، دزد نيستيد!»
* فکر نمی کنم بشود صد ميليون وثيقه را گذاشت. اولا اينکه واقعا اين پول نيست به اضافه اينکه اين کار درست نيست. کسی قبول ندارد که بخواهد وثيقه صد ميليونی بگذارد.دنبال اين هستيم که شايد بتوانيم تبديل قرار کنيم. خودش هم اصلا قبول ندارد که وثيقه بگذارد.
خواهر خدیجه مقدم
حتی وقتی گفتم من هم همراهتان می آيم اول مخالفت کردند و وقتی ديدند که داد و فرياد می کنم که اجازه نمی دهم خواهرم را تنها ببريد و من هم بايد بيايم، اجازه دادند.
در ماشين هم که نشسته بوديم خواهرم می توانست صحبت کند و حرفهايش را می زد. اتفاقا دو نفر از آنها خيلی خوب برخورد می کردند، منظور اين نيست که دو نفر ديگر برخورد بدی داشتند ولی بيشتر سکوت می کردند.
می دانيد که پس از پليس امنيت به کجا انتقال داده شدند و آيا از بازداشتگاه ايشان اطلاعی در دست داريد؟
بعد از پليس امنيت ايشان را بردند دادگاه انقلاب.
در آنجا برای ايشان قرار وثيقه صد ميليون تومانی گداشتند. متاسفانه اتهامی هم که به ايشان نسبت دادند «اقدام عليه امنيت کشور» است. از دادگاه انقلاب ايشان را بردند اماکن خيابان وزرا.
خانم مقدم تاکنون چه اقداماتی جهت آزادی ايشان انجام داده ايد؟
امروز ساعت ده صبح وقت داده اند. قرار است همسر ايشان برود دادگاه انقلاب و من هم به خيابان وزرا بروم تا ببينيم چه کاری می توانيم بکنيم و اصلا به ما بگويند که چه کاری بايد انجام دهيم.
گفتيد که مسئولان قضائی قرار تامين برای ايشان صادر کرده اند.
فکر نمی کنم بشود صد ميليون وثيقه را گذاشت. اولا اينکه واقعا اين پول نيست به اضافه اينکه اين کار درست نيست. کسی قبول ندارد که بخواهد وثيقه صد ميليونی بگذارد.
خدیجه مقدم، فعال جنبش زنان در سلول انفرادی است
سایت تغییر برای برابری :
خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمیته مادران کمپین و مادران صلح صبح روز بیستم فروردین ماه با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد و هم اکنون در بازداشتگاه وزراء به سر می برد.
صبح امروز 21 فروردین همسر خدیجه مقدم برای پی گیری وضعیت وی به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کرد اما پیگیری او برای آزادی همسرش به نتیجه ای نرسید. آنچه می خوانید حاصل گفتگو با همسر ایشان است:
- آقای خسرو شاهی به نظر شما دلیل بازداشت خانم مقدم چیست؟
این اولین بار نیست که همسرم را بازداشت می کنند . چندین بار او را از پلیس امنیت احضار کردند و رفت و پاسخ هم داد. او فعال جنبش زنان، عضو کمیته مادران کمپین، عضو مادران صلح، فعال محیط زیست و موسس تعاونی های زنان خود سرپرست و توانمند سازی زنان است و در بسیاری از فعالیت های انجام شده برای بازسازی بم و بهبود وضعیت زنان در این منطقه مشارکت کرده است. هربار که یکی از بچه های کمپین را بازداشت می کنند او و مادران دیگر برای آزادی آنها بسیار تلاش می کنند. همین چند روز پیش به همراه خانم عبادی دیداری نوروزی با خانواده فعالان دانشجویی و کارگری و خانواده زهرا بنی یعقوب داشتند. او تمام زندگی اش را صرف برابرخواهی و صلح خواهی کرده است. واقعا باید به جای دستبند به دستهای این زن بوسه بزنند.
- خانم مقدم به شما گفتند که در چه موردی بازجویی شده اند ؟
دیروز وقتی او را دیدم گفت در مورد مهمانی ها و دیدارهایی که در خانه ما با مادران و اعضای کمپین یک میلیون امضا ویا مادران صلح داشته و از او خواسته اند که نام کسانی را که به خانه اش رفت و آمد دارند بگوید که همسرم چنین کاری را هرگز اخلاقی نمی داند و حرفی نزده است. در ضمن گویا از او پرسیده بودند که چرا به دیدار خانواده اسانلو رفته است که گفته بود مادرش دوست اوست و خیلی طبیعی است که برای عید دیدنی به خانه او برود و اساساً حمایت از فعالان جامعه مدنی از وظایف اوست.
- آقای خسرو شاهی نتیجه مراجعه امروز شما به دادگاه چه بود؟
امروز صبح به دادیاری ویژه امنیت به ریاست قاضی سبحانی مراجعه کردم تا درخواست تغییر وثیقه به کفالت را بدهم اما ایشان گفتند فعلا نمی توان کاری کرد. بروید هفته آینده مراجعه کنید. دلیل بازداشت همسرم را پرسیدم، گفتند از خانم مقدم خواستیم اسامی کسانی را که به خانه تان رفت و آمد دارند بدهد اما نداد. با ماموران پلیس هم برخورد داشت. گفتم این ماموران شما بودند که با وضع خشونت آمیزی به خانه ما ریختند و برخورد بدی هم با همسرم داشتند.
- خانم مقدم همچنان در بازداشتگاه وزرا هستند یا به اوین منتقل می شوند؟
- فعلا که در بازداشتگاه وزرا هستند و برای ایشان قرار بازداشت موقت صادر کرده اند.
- این قرار را پلیس امنیت صادر کرده یا دادیاری ویژه امنیت ؟
من امروز که به دادگاه مراجعه کردم، بعد از صحبت های بازپرس پرونده گفتم چگونه می توانم همسرم را ملاقات کنم؟ گفتند ایشان را پلیس امنیت عشرت آباد بازداشت کرده باید به همانجا مراجعه کنید. به پلیس امنیت عشرت آباد رفتم، در آنجا به من گفتند که قرار بازداشت را قاضی دادگاه صادر کرده و آنها می توانند اجازه ملاقات بدهند. اما وقتی به پلیس عشرت آباد رفتم گفتند ما کاری نمی توانیم بکنیم حکم بازداشت را معاونت امنیت داده است! بنابراین مجددا به دادگاه انقلاب، معاونت امنیت برگشتم تا بالاخره آقای سبحانی بازپرس پرونده نامه ای خطاب به مسئول بند نسوان زندان وزراء دادند تا به من اجازه ملاقات دهند، به زندان وزراء مراجعه کردم و از آنجا مجددا مرا برای دریافت تاییدیه به پلیس امنیت عشرت آباد ارجاع دادند و سپس نامه ای لاک و مهر شده به من دادند که به بازداشتگاه وزراء ببرم و با او ملاقات کوتاهی داشته باشم.
- همسرتان از وضعیتشان در بازداشتگاه وزراء چه گفتند؟
او به نحوه بازداشت، انتقال به اداره مفاسد اجتماعی، تعیین وثیقه سنگین، نشان ندادن حکم و قرار بازداشت و همچنین فضای بد بازداشتگاه اعتراض داشت. او را در حال حاضر در سلول انفرادی نگه داشته اند.
محمد ضرغامی
احضار و بازپرسی پروین اردلان در شعبه یک دادیاری ویژه امنیت
تغییر برای برابری : در پی احضار پروین اردلان فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا به شعبه یک دادیاری ویژه امنیت، وی صبح امروز شنبه 17 فروردین در این شعبه حاضر شد. وی پس از خروج از دادگاه در گفتگو با سایت تغییر برای برابری درباره علت احضارش گفت:« پرسش های بازپرس پرونده درباره سایت زنستان وتغییر برای برابری و موضوعات مطرح در آن بود و درنهایت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به من تفهیم شد که نپذیرفتم و برایم هم قرار التزام صادر شد.
تا کنون هیچ گونه اقدامی برای استرداد گذرنامه پروین اردلان صورت نگرفته است. او روز 13 اسفند برای دریافت جایزه اولاف پالمه عازم استکهلم بود، اما دقایقی قبل از پرواز به دستور دادستانی مانع از خروج او از کشور شدند و گذرنامه اش هم صبط شد
شنبه17 فروردین 1387
به ققنوس های دیار ما
نازنینم سلام ، روز زن است ، همان روزی که همیشه خدا منتظرش هستم .
در این روز به جای دستان مهربان تو ، شاخه گل نرگسم را آراسته خیال پریشان تر از گیسوانت می نمایم. دو سال است که دستانم نه رنگ بنفشه به خود دیده است و نه عطر گل یاس . دو سال است چشمان بی قرار چند قطره اشک از سر ذوق و خوشحالی است تو بهتر می دانی که همه روزهای سال برای رسیدن به این روز لحظه شماری می کنم اما امروز مانده ام برای این روز چه هدیه ای مناسب توست آواز " مرا ببوس " یا آواز " باغچه پاشا "2 یا شمعی که روشنی بخش خاطراتمان باشد اما نازنینم نه صدای آوازم را می شنوی و نه می توانم شمعی برایت روشن نمایم ، اینجا ارباب " دیوارها " شمع ها را نیز به زنجیر می کشد شاعر هم نیستم تا به مانند آن " پیر عاشق به کالبد باد ، روح عشق بدمم تا نوازشگر جامه تنت باشد "3
یا غزلی برایت بسرایم که وزن آن آلام هزاران ساله ات باشد و قافیه اش معصومیت نگاهت ، تازه تو به زبان مادریمان هم نمی توانی بخوانی ، وگرنه چون "ناله هیمن"3 هر شب مهمان مهتابت می کردم به ناچار به زبان "فروغ " برایت می نویسم تا نگویی که "کسی به فکر گلها نیست" یا "دلم گرفته است " می نویسم تا من هم ایمان آورده باشم به آغاز "فصل پنجم"
اما راز بی قراری من و روز تو : گلکم من در سرزمینی به دنیا آمده ام که زنانش بسان همه زنان دنیا نه نیمی از همه ، که "نیمی از آسمان اند" اولین گریه زندگی ام را در این سرزمین و همصدا با فریاد صدای زنانی سر دادم که همراه با رقص شعله ها درس اعتراض و تسلیم نشدن را به آتش می آموختند.
غنچه اولین خنده کودکانه به هنگامی بر لبانم شکفته شد که درختان کهن سال بلوط به راز ماندگاری و سلابط زنان سرزمینم غبطه می خوردند و اولین قدم های زندگی ام و در همان مسیری گذاشتم که پیشتر آلاله ها گام های استوار زنانش را در سخت ترین و سرکش ترین قله های زندگی و تاریخ با شبنم صبحگاهی جلا بخشیده بود .
زنانی که امروز هم سرود عشق و ایستادگی را در گوش دیوارها نجوا می کنند ، لای لای کودکان سرزمین من همان سرودی است که انسان ها در برابر" آسرویدت ها "و " ایشتارها " نخستین معبودهای بشریت زمزمه می کردند.
پس چگونه ممکن است روز تو "قربان"م و "نوروز"م نباشد بسیاری چون تو سالها در کنار پنجره چشم به راه عزیزانشان اند تا بازگردند فرقی نمیکند کی ... همراه با اولین برف زمستان که گنجشک ها را با مشتی گندم میهمان تنهایشان می کنند ، یا هنگامی که برای بازگشت پرستو ها خانه را آب و جارو می نمایند یا نه ، زمانی که خدا را مهمان سفره افطارشان می نماید ... تو نیز برای چنین روزی با تن پوشی به رنگ آسمان و لطافت " سیا چمانه عثمان "4 و " شاخه برزرن " و گردنبندی از میخک منتظرم باش چون میخک برای من یادآور بوی زن ، بوی سرزمینم ، بوی جاودانگی و در یک کلام بوی توست تا آن زمان به خالق شبنم و باران می سپارمت .
1- نام نامه اشاره ای است به آمار بالای خودسوزی در میان زنان شهرمن که دردی است جانکاه که از کودکی ذهنم را می آزارد.
2- باغچه پاشا شاهکاری از گورا شاعر کرد که عمردزهعی با صدای مخملی آن را جاودانه کرده است . داستان دختری است که از گل زرد و سرخ میخواهد ، عاشق برای پیدا کردن گل مجبور میشود وارد باغ گل پادشاه شود ، گل سرخ را می آورد ولی سرخی گل از رنگ خون جوان است که تیر خورده.
3- اشاره به استاد قباد جلی زاده شاعر نازک خیال سلیمانیه و یکی از شعرهای زیبایش
4- سیا چمانه : نوعی آواز بسیار زیبای کردی است که در وصف طبیعت و معشوق گفته مشود . عثمان هورامی، استاد مسلم و جاودانه این نوع آواز است.
5- برزرن : گلی بسیاز خوش بو و کم یاب در ارتفاعات کوه شاهو
6- مرا ببوس : احسان گل نراقی
7- نامه خطاب به یک معشوقه خیالی است
فعالان حقوق بشر در ایران 06.03.2008
دولت آمريكا از صدور رواديد براي هيئت بانوان حکومت اسلامي خود داری کرد.
از سخنگوی وزارت خارجه حکومت اسلامی حسینی باید پرسید که حضور عوامل حکومت زن ستیز با کدام توجیه انسان دوستانه در کمیسیون مقام زن و کرامت زن میخواهند سخن کویند . در جائی که حکومت آنها زنانی چون زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب و ده ها زن دیگر در ایران را به اسارت برده نخست تجاوز و بعد آنها را بقتل میرسانند. عمل کرد ایالات متحده آمریکا در مقابل حکومت اسلامی در عدم دادن روادید درست و بجا است.
به حکومت جنایتکار و تروریستی که زن را در مرتبه کالا پائین آورده است هیچ کشوری نباید امکان میتینگ تظاهر بدهد. حزب سوسیال دمکرات ایران
حسيني:
كارشكني آمريكا در صدور رواديد بانوان با ادعاي حمايت از حقوق زنان مغاير است
خبرگزاري فارس: سخنگوي وزارت خارجه كشورمان كارشكني دولت آمريكا در صدور رواديد براي بانوان ايراني در نشست كميسيون مقام زن را مغاير با ادعاهاي مقامات آمريكايي در خصوص حقوق زنان عنوان كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، سيد محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان در پاسخ به سؤال خبرنگاران در خصوص موضع وزارت خارجه پيرامون ممانعت دولت آمريكا از صدور رواديد براي هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران، اظهار داشت: هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران از حضور در كميسيون مقام زن و ابزار نظرات كاربردي، عملياتي و ابتكاري، به واسطه عدم صدور رواديد از سوي دولت آمريكا بازمانده و متاسفانه از حق شركت در نشست تخصصي كميسيون مقام زن براي دومين سال متوالي محروم شدند.
حسيني با اشاره به برنامههاي هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران، گفت: هيئت بانوان درصدد بود با تبيين گزارشهاي مصداقي، مفهومي و كاربردي در خصوص نحوه تخصيص بودجه در زمينه فعاليتهاي تخصصي بانوان و با تشريح راهحلهاي مناسب و رويكردهاي ابتكاري و ارائه آن به نمايندگان ساير ملل حضور فعال داشته باشد كه متاسفانه به دليل رويكردهاي تنگ نظرانه و مغرضانه دولتمردان آمريكا اين امر محقق نشد.
سخنگوي وزارت خارجه در تشريح انگيزههاي اين اقدام، گفت: كارشكني مقامات آمريكا براي عدم حضور هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران در پنجاه و دومين نشست كميسيون مقام زن كه ميتوانست فرصت رايزني و ارتقاي تعاملات جامعه زنان را با ساير كشورها فراهم سازد، يك رويكرد متناقض با آزادي بيان و مغاير با ادعاهاي مقامات آمريكا در خصوص حقوق زنان ميباشد.
وي افزود: زمان آن فرا رسيده است كه در پرتو تكرار اين گونه رويكرد مغاير كنوانسيونهاي كنسولي در ارتباط با مجامع سازمان ملل و به ويژه كميسيون مقام زن در خصوص وجود مجامع بينالمللي در خاك آمريكا تجديدنظر جدي صورت پذيرد و اقدامات موثر و عاجل در قبال رفتارهاي سياسي و مغرضانه دولت آمريكا به عمل آيد.
سخنگوي وزارت خارجه خاطرنشان كرد: ممانعت از حضور هيئت بانوان جمهوري اسلامي ايران در پنجاه و يكمين و پنجاه و دومين نشست كميسيون مقام زن توسط دولت آمريكا و عدم اقدام جدي از سوي «اكوسوك» به منزله سلب حق جمهوري اسلامي ايران در ارائه گزارش پيشرفت زنان بوده و بدينسان درخواست و مطالبه اكوسوك از جمهوري اسلامي ايران براي ارائه گزارش پيرامون امور زنان جايگاهي ندارد27.02.2008
تدارک تظاهراتی در روز هشت مارس در شهر بروکسل بلژیک
با بخشي از مسير راهپيمايي موافقت نشد. برای اعتراض لطفا به شهرداری منطقه السن فکس و يا ای ميل بفرستيد:
مقامات محترم شهرداری منطقه السن
کارزار زنان "علیه کلیه قوانین نابرابر و مجازات های اسلامی در ایران" در تدارک تظاهراتی در روز هشت مارس در شهر بروکسل بلژیک است. مسیر تظاهرات از سفارت آمریکا آغاز میشود و پس از گذشتن از ساختمان اتحادیه اروپا و حرکت بسوی سفارت جمهوری اسلامی ایران، در مقابل این سفارتخانه خاتمه می یابد.
علیرغم دریافت اجازه تظاهرات از ماه گذشته، در چند روز اخیر مقامات پلیس اطلاع داده اند که به دلیل مخالفت شهردار این منطقه، زنان کارزار نمی توانند مسیر اتحادیه اروپا بسوی سفارت جمهوری اسلامی را راهپیمایی کنند و باید برای رفتن از اتحادیه اروپا به ساختمان سفارت جمهوری اسلامی از وسایل نقلیه استفاده کنند.
ما به این تصمیم شهرداری منطقه السن شدیدا معترضیم و این عمل را نه فقط خلاف حقوق دمکراتیک هر فردی در کشور بلژیک دانسته بلکه به نوعی بر هم زدن و تضعیف مبارزه آزادی خواهانه زنان در روز جهانی زن می دانیم و مصرانه می خواهیم که آقای شهردار (ویلی دکورتی) این تصمیم خود را هرچه سریعتر تغییر دهد.
23 فوریه 2008
لطفا اعتراض خود را به این تصمیم گیری به آدرس فاکس و ای میل شهرداری منطقه السن بفرستيد:
Willy DECOURTY
Fax:(0032) 02 515 61 59
w.decourty@brutele.be
Elsense steenweg 168
1050 ELSENE
Willy DECOURTY, Mayor
City Hall
Chaussée d'Ixelles 168
1050 IXELLES
With utter disbelief we heard about your decision to reject the permission to hold a procession towards the Embassy of the Iranian Republic by the Iranian women on March 8, 2008.
We seriously object to this decision and request you to revise it, according permission for the demonstration to proceed as planned.
Regards,
…..
ترجمه فارسی
آقای ویلی دوکورتی عزیز
با کمال تعجب شنیدیم که مجوز تظاهرات زنان ایرانی به طرف جمهوری اسلامی در هشت مارس 2008 را رد کرده اید.
ما جدا به این تصمیم اعتراض داریم و از شما می خواهیم در تصمیم خود تجدید نظر کرده و برای تظاهرات طبق نقشه قبلی مجوز صادر کنید.
با احترام،
....
Aan: Mr. Decourty, burgemeester van Elsene
Email: w.decourty@brutele.be
Kopie naar: info@8maart.be
Stop het betogingsverbod! Iraanse vrouwen moeten het recht hebben om te betogen naar de Iraanse ambassade!
Geachte heer Decourty,
Met ontzetting hebben wij gehoord dat u in uw hoedanigheid als PS-burgemeester van Elsene het aan Iraanse vrouwen verboden hebt om te betogen tot aan de Iraanse ambassade. En dat op Internationale Vrouwendag – een dag die n.b. op de kaart werd gezet door de voorlopers van uw partij! Het zijn uw voorgangers, toen duidelijk socialistischer dan u nu, die deze internationale protestdag voor vrouwenrechten in het leven heeft geroepen!
Maar Iraanse vrouwen, die in Iran zelf niet over het recht op betogen beschikken, noch over het recht om hun huis te verlaten zonder toestemming van vader of echtgenoot, worden door u vandaag eveneens verboden hun stem te laten horen!
Ik vraag u deze beslissing te herzien en het Iraanse regime niet het excuus te geven dat vrouwenrechten zelfs in een Europees land met de voeten worden getreden. Het is immers het reactionaire regime aldaar dat van plezier in zijn handen zal wrijven over uw ongrondwettelijke en totaal ondemocratische beslissing. In plaats van aan de vrouwenbeweging in Iran te tonen dat er in de internationale gemeenschap steun bestaat voor hun strijd, geeft u het tegenovergestelde signaal.
Ik teken met aangetaste hoop op redelijkheid en democratische zin van uwentwege,
Azar Behrouz, Iraanse vrouwenkoepel Karzar (0486 48 43 65)
Anja Deschoemacker, vrouwencommissie Linkse Socialistische Partij, LSP-MAS (0473 92 28 33)
Laure Miege, vrouwenwerk Actief Linkse Studenten (0497 92 12 63)
Nadine Mertens, lid Uitvoerend Comité BBTK Brussel-Halle-Vilvoorde
Ivy Meert, vrouwen van Comité voor een Andere Politiek (CAP)
To: Mr. Decourty, mayor of Ixelles
Email: w.decourty@brutele.be
Copy to: info@8maart.be
No to the refusal of the right to demonstrate! Iranian women should have the right to hold a demonstration on the road to the Iranian embassy!
To m. Decourty,
With indignation we’ve heard that you, as PS-mayor of Ixelles, have refused Iranian women to demonstrate to the Iranian embassy. And that on International Women’s Day – a day which has been put on the agenda by the predecessors of your party! It’s your predecessors, then clearly more socialist than you are now, who’ve given life to this international day of protest for women’s rights!
But Iranian women, who haven’t got the right to demonstrate in their country of origin, nor the right to leave the house without permission of their father or husband for that matter, are being refused the right to make their voices be heard by you!
I’m asking you to change this decision and to not give the Iranian regime the excuse that women’s rights are refused even in a European country, for it is the reactionary regime in Iran that will be overflowing with joy over your unconstitutional and totally undemocratic decision. In stead of showing the women’s movement in Iran that there is a support in the international community for their struggle, you are giving the completely opposite signal.
I sign with diminished hope on reason and democratic sense from your part,
26.02.2008
محکومیت یک فعال سیاسی کرد و خودسوزی یک دختر
طبق گزارشات دریافتی احمد تمویی از اهالی شهر سلماس که به اتهام عضویت و همکاری با حزب حیات آزاد کردستان که در مهاباد به همراه نویسنده کرد "یوسف کاکه ممی" در طی ماههای گذشته دستگیر شده بود.
از سوی شعبه دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد به 15 سال حبس تعزیزی محکوم گردید ، در طی روزهای گذشته یوسف کاکه ممی به همین اتهام به 6 سال زندان محکوم گشته بود.
همچنین بنا بر آخرین گزارشات دریافتی دختر جوان مهابادی به نام "آرزو سوری" در طی روز چند گذشته به دلیل فشارهای خانوادگی و مشکلات ایجاد شده اقدام به خودسوزی نموده بود جان خود را از دست داد.
فعالان حقوق بشر در ایران 25.02.2008
ما خواستار آزادی هر چه سریعتر خانم ها هانا عبدی و روناک صفازاده هستیم !
در شرایطی که دولتمردان ایران مدعی اجرای حقوق بشر هستند ؛و به نام اسلام و عدالت بر مردم حکومت می کنند ؛
و در گوشه و کنار این سر زمین سمینار صلح و زن برگزار می نمایند، و از مهمانان خارجی دعوت به عمل می آورند،مردم
ما در شرایطی به سر می برند ،که روز به روز بر محدودیت های فردی و اقتصادی و اجتماعی وسیاسی وفرهنگی شان افزوده
می شود. ادامه این فشارها پیامدهای بسیارنا مطلوبی را گریبان گیر جامعه محروم امروز ایران کرد ه است .
ما زنان کردستان اعتراض خود را به این روند اعلام می نماییم ؛و خاطر نشان می کنیم ،که ضمن علاقمند بودن به صلح و برابری حقوق همه انسانها و ملیت ها ی ایرانی فارغ از نژاد و یا تعلق قومی و جنسیتی مطالبات خود را بشرح زیرخواستاریم.
1.احقاق حقوق زنان ،هدف مشترک همهء فعالین جنبش زنان ایران است . در حالی که زنان ایرانی اعم ازترک ، کرد ، فارس و ... خواسته های مدنی خود رابا دیگر زنان فعال در جهان پیوند زده اند،در راستای حقوق ملی و شهروندی خویش نیز مبارزه می کنند و بیشترین هزینه را نیز متحمل می شوند. چنانچه در طی ما ههای گذشته شاهد دستگیری زنان کرد در نقاط مختلف کردستان بوده ایم،زنانی که هم دغدغه ی برابری حقوق زنان و مردان را دارند ،هم دغدغه ی حقوق اقوام و ملیت ها ی ایرانی را.
2.ما زنان کرد ، این گونه سرکوب را که به دور از نظارت کارشناسان و وکلای حقوقی ، افکار عمومی و دادگاههای علنی است،به اتهامات واهی تجزیه طلبی و تروریست وبمب گذار ، بدون در نظر گرفتن کم ترین حقوقی با بی رحمانه ترین برخوردها ، محکوم می کنیم؛ و همین امر را دال بر ظلمی مضاعف در حق این فعالان می د انیم .
3.جنبش زنان کرد ،ضمن تاکید برخواستها ومطالبات کمپین یک میلیون امضا برای تغییرقوانین تبعیض آمیز علیه زنان ،نارضایتی خود را از تهدید ها و شکنجه ی فعالان اجتماعی ، سیاسی ، مدنی و فرهنگی کردستان که اغلب آن ها در شرایط بسیار بدی به سر می برند، ابراز می دارند.
4. ما خواستار آزادی هر چه سریعتر خانم ها هانا عبدی و روناک صفازاده هستیم ؛ و از تمام فعالین جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالین سیاسی در سراسرایران انتظار داریم که با امضای این فراخوان با ما هم صدا شوند ،و زنان کرد را دراین شرایط سخت یاری دهند.
هم چنین از دولتمردان و مسوولین امنیتی نیز تقاضا می کنیم ، که رویه ی صلح آمیز و عدالت خواهانه ای راپیشه ی خود
کنند.
فعالین جنبش زنان کرد ـ ایران
5/12/1386
براي لغو سنگسار دو زن تلاش كنيد
دو زن در ايران به مرگ با سنگ محكوم شدهاند. اين دو در پي شكايت همسر يكي از آنان به مراجع انتظامي در تاريخ 11 بهمن 1385 توسط مأموران كلانتري فرديس كرج در منزلشان دستگير و در برابر ديدگان فرزند خردسال يكي از اين دو مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.
جراحات وارده ناشي از اين ضرب و شتم به گفته خود متهمين در نهاد مربوطه (سازمان مبارزه با مفاسد اجتماعي) ثبت گرديده است.
در محاكمه توسط دادگاه بدوي جرم متهمين رابطه نامشروع تشخيص داده شده و آنان توسط شعبه 128 عمومي فرديس كرج به 99 ضربه شلاق محكوم شدهاند. بنا به نظر قاضي پرونده حكم در سالن دادسرا و توسط مأموران مرد اجرا شده است.
پس از شش ماه متهمين مجدداً در شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران مستقر در شهرستان كرج محاكمه و در تاريخ 86/5/15 به سنگسار(اعدام با سنگ) محكوم شدهاند.
حكم صادره در شعبه 27 ديوان عالي كشور در شهرستان قم تأييد و قطعيت يافته است. هماكنون حكم صادره طبق كلاسه اجرايي 115/86 اجراي احكام كيفري دادسراي جنايي ناحيه 27 تهران در شرف اجرا قرار دارد.
موارد زير در خصوص حكم صادره قابل تأمل است:
1. دادگاه كيفري استان براساس علم قاضي حكم رجم را صادر نموده و علم حاصله را از يك فيلم سي دي تهيه شده به عنوان مدرك از سوي شاكي احراز و اظهارات بازپرسي و جلسهاي را كه در وكيل در آن حضور نداشته را نيز منشأ علم خود ذكر نموده است. اين علم از طرق متعارف و معمول صادر نشده و خلاف بين شرع است. چون در جرائمي مانند زناي مستلزم به رجم كه مستقيماً در دادگاه كيفري استان مورد رسيدگي قرار ميگيرند، بازپرسي منشأ اثر نيست و در جلسهاي كه وكيل حضور نداشته دادگاه فاقد رسميت است.
2. اين دو براي فعل واحد دو مرتبه مورد محاكمه و مجازات قرار گرفته اند و رسيدگي براي فعل واحد در دو مرجع خلاف نص صريح قانون اساسي ايران است.
3. متهمين فاقد شرايط احصان بودهاند. در قانون اساسي ايران زن محصنه، شخصي است كه به شوهر خود دسترسي داشته و با وي نزديكي نمايد. در حالي كه از اين دو خواهر يكي مطلقه بوده و ديگري هم طبق اقرارنامهي محضري همسر دائمي وي (شاكي پرونده) به شماره 8160/86/10/19 بيش لز نه ماه قبل از زمان شكايت با همسرش نزديكي و زناشويي نداشته است.
4. اقرار به جرم تحت فشارهاي روحي و بعضاً فيزيكي از متهمين اخذ شده و طبق فاقد وجاهت قانوني است.
5. فارغ از تمامي موارد غيرقانوني فوق مجازات سنگسار، مجازاتي غيرانساني و مغاير با شأن و حقوق بنيادين بشر است. كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر نسبت به اجراي قريب الوقوع اين مجازات در مورد اين دو زن هشدار داده و تمامي سازمانها و نهادهاي حامي حقوق بشر را به واكنش و اقدام فوري و مؤثر در اين زمينه فرا ميخواند.
حبس و شکنجه و آزار واذیت جنسی پدر به دخترش .پدر این دختر یکی از حاج آقاهای ریش سفید محل سکونت شان بود که ضمن عضویت در هیات امنای مسجد محله به مراکز دولتی واطلاعاتی رفت و آمدهای زیادی دارد.
اگر یادت باشد بعداز خواندن سرنوشت سهیلا در وبلاگ شما که حقیقتی بود تلخ از جامعه امروز ما به تو قول داده بودم که به خاطر موقعیت شغلی خود که در یکی از مراکز دادگستری می باشد و با پرونده هایی ازاین دست و گاه وحشتناک تراز این هم مواجه می شوم تصمیم گرفتم هر از چند گاهی بعضی از آن وقایع دردناک را که خون هر انسان آزاده ای را به جوش می آورد را ( با تغییر اسامی ) برایت بازگو کنم تا با درج آن در وبلاگ روشنگرانه خود بتوانی اذهان عمومی را بیدار کنی تا بدانند در کشورمان هر روزه چه فجایعی رخ
می دهد . لازم به ذکر است از تمامی جریان پرونده سهیلا توسط یکی از همکارانم که در همان مرکز مربوطه مشغول به کار بود مطلع شدم و متوجه شدم تمامی اخبار و روایات درج شده در این سایت مبتنی بر حقیقت بوده و همین موضوع یکی از عواملی بود که تصمیم گرفتم با شما همکاری کنم .
اما پرونده ای را که امروز می خواهم برایت بازگو کنم یکی وقایع منزجر کننده و نفرت انگیز جامعه ما محسوب می شود که روح و روان هر انسانی را می آزارد .
اواسط خرداد ماه سال 1386 دختری 17 ساله به نام زهرا با تنظیم شکواییه ای به شعبه شماره ----- دادگاه عمومی تهران مراجعه می کند و مدعی می شود بعد از نزدیک به یک سال تحمل حبس و شکنجه و آزار واذیت جنسی که از طرف پدرش ( بله پدر واقعی ) متحمل شده توانسته از منزل فرار کند و با راهنمایی یکی از دوستانش و نوشتن شکایت نامه علیه پدرش به این دادگاه مراجعه می کند و خواهان رهایی از این وضعیت ذلت بار می شود .
اما وقتی خود من فرصت یافتم با او صحبت کنم و شرح کامل ماجرا را بشنوم باور کن نفرت و کینه نسبت به این پدر بی شرم و حیا تمام وجودم را فراگرفت و جالب است بدانید پدر این دختر یکی از حاج آقاهای ریش سفید محل سکونت شان بود که ضمن عضویت در هیات امنای مسجد محله به مراکز دولتی واطلاعاتی رفت و آمدهای زیادی داشت .
اما ماجرا از کجا آغاز شد. یک روز که این پدر حیوان صفت به خانه برمی گشته مشاهده می کند که دخترش (زهرا ) با یکی از پسرهای همسایه در حال حرف زدن می باشد که با دیدن این صحنه به طرف زهرا هجوم می برد و این موجود ضعیف را زیر باران مشت و لگد می گیرد و با نثاربدترین ناسزاها او را کشان کشان به خانه می برد و بعد از انتقال او به زیرزمین خانه بازهم اورا مورد ضرب وشتم قرار می دهد به گونه ای که لباسهای دختردر تنش پاره پاره می شود که به ناگاه وقتی نگاه پدرسنگ دل به اندام عریان شده دخترش
می افتد روح شیطانی اش بر وجود کثیفش غلبه می کند و دختر نگون بختش را در کمال
بی شرمی مورد تجاوز جنسی قرار می دهد و بعد از این عمل حیوانی و کثیف تصمیم
می گیرد زهرای بیچاره را در همان زیرزمین خانه زندانی کند و به خانواده تحت سیطره خود می گوید فقط باید غذا وآب روزانه به او تعلق گیرد و به زهرا هم می گوید اگر از این ماجرا با کسی حرف بزند او را خواهد کشت و کسی هم نمی تواند به این خاطر از او بازخواست کند .
زهرای بیچاره هم از ترس به کسی از این عمل کثیف پدر خود چیزی نمی گوید و بدین ترتیب این پدر حیوان صفت هرازچندگاهی به زیرزمین خانه می رفته و دختر بیچاره اش
را در نهایت بی شرمی مورد تجاوز جنسی قرار می داد .
تا اینکه یک روز زهرا از غفلت پدرش که بخاطر صحبت با تلفن همراهش فراموش می کند
درب زیرزمین را به روی او قفل کند, از این فرصت استفاده کرده و از خانه فرار می کند
و بعد از مشورت با یکی از دوستان خوبش تصمیم می گیرد که از پدرش شکایت کند تا به نوعی جلوی فجایع بعدی را گرفته باشد .
اما در کمال تاسف باید عرض کنم قبل از اینکه این پرونده در دادگاه به جریان بیفتد به خاطر
نفوذ پدر زهرا در مراکز دولتی و اطلاعاتی این پرونده از دستور دادگاه خارج شد , بدون اینکه این موجود خبیث به سزای اعمالش برسد و زهرای بیچاره هم مجبور شد مجددا به آن
خانه شوم برگردد.
و دیگر من نمی دانم پس بازگشت زهرا به خانه پدر نامردش چه سرنوشت تلخی برای او رغم خورد .
08.02.2008
بر اساس آمار منابع رسمی حکومت اسلامی ایران شمار دختران شرکت کننده در کنکور سراسری نسبت به پسران افزایش چشمگیری داشته است.مرکز پژوهش های مجلس رژیم خواستار اعمال محدوديت هايی برای ورود دختران و زنان به دانشگاه های کشور شده است.
حکومت زن ستیز اسلامی سرکوب زنان و شونیسم جنسیتی را نتنها در کشور " قانونی " کرده است حال با 29 سال فساد و زورگوئی به زنان ایران ، تبیض جنسیتی و دیگر اعمال ضد بشری میکوشد زنان را از حق تحصیل محروم کند.مردم ایران باید خود را از شر حکومت جنایتکاران و اوباشان اسلامی رها کنند تا زن ستیزی ، کودک آزاری و تعدی به آنها که حکومت اسلامی مسبب اصلی آن است پایان یابد. حزب سوسیال دمکرات ایران
ابراز نگرانی مرکز پژوهش های مجلس از ادامه تحصيل دختران
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با ابراز نگرانی از افزايش ورود دختران به دانشگاه و موسسات آموزش عالی به مقامات حکومت ايران هشدار داد که بايد جلوی روند رو به گسترش ورود دختران به دانشگاه گرفته شود.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش نيز روز دوشنبه « يکسان سازی آموزش دختران و پسران را دستاورد تحميلی استعمار» خواند.
اين اولين بار نيست که مقامات حکومتی در ايران از گسترش حضور زنان ابراز نگرانی می کنند اما صريح ترين اظهاراتی است که از سوی مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی ابراز می شود.
هشدار نسبت به تحصيل عالی دختران
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه، ۱۵ بهمن، با انتشار گزارشی که خود آن را گزارشی «هشدار دهنده» ناميده است خواستار اعمال محدوديت هايی برای ورود دختران و زنان به دانشگاه های کشور شد.
اين گزارش که در سايت رسمی مجلس منتشر شد از سوی دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش ها که رياست آن را احمد توکلی از سران جناح اصولگرا بر عهده دارد، تهيه شده و عنوان «تحولات شاخص های حوزه زنان و آموزش دختران در ايران طی يک دهه گذشته(۷۵-۸۵)» را بر خود دارد.
مرکز پژوهش های مجلس خواستار اعمال محدوديت هايی برای ورود دختران و زنان به دانشگاه های کشور شده است. اين گزارش با اشاره به افزايش تدريجی تعداد پذيرفته شدگان دختر در مراکز دانشگاهی تاکيد کرده است:« افزايش نسبی تعداد پذيرفته شدگان دختر در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور طی سال های اخير، بعضا نگراني هايی را هم از حيث اجرايی (تامين خوابگاه، حفاظت آنها در برابر آسيب های اجتماعی احتمالی و...) و هم از حيث آثار و نتايج اجتماعی و اقتصادی آن ( بلا استفاده ماندن بخشی از هزينه های صرف شده برای تربيت نيروی متخصص ، تغيير جنسيتی بازار کار و... ) در بين مديران و دست اندرکاران امور ايجاد کرده است.»
اين مرکز که گزارش های آن جنبه تصميم سازی در مجلس و نيز مقامات دولتی دارد، هشدار داده است که « چنانچه افزايش حضور زنان و دختران در دانشگاه ها متناسب با توانايی جسمانی و وضعيت روانی آنان نباشد، در آينده ای نزديک شاهد بر هم خوردن تعادل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ميان زنان و مردان جامعه خواهيم بود.»
مرکز پژوهش ها از احتمال «تاثير مخرب برهم خوردن تعادل در درون خانواده ها» به عنوان يکی از تبعات ورود گسترده دختران به دانشگاه ها نام برده و در گزارش خود آورده است:«يافتن راهکارهايی برای تبديل تهديدها به فرصت های توسعه ای و اتخاذ سياست هايی دورانديشانه در مواجهه با مشکلات ناشی از به هم خوردن تعادل و حضور بيشتر زنان در مقايسه با مردان در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ضرورت دارد.»
مانع تراشی برای تحصیلات عالی دختران؟
در گزارش مرکز پژوهش های مجلس، «افزايش آگاهی عمومی»، «تقويت اقدامات تعليم و تربيت اجباری »، « ايجاد فرصت های آموزشی در مناطق محروم»،«تدارک امکانات مالی برای خانواده هايی که در تامين هزينه های تحصيلات دانشگاهی فرزندان خود دچار مشکل هستند»، «کاهش بعد مسافت مراکز آموزش عالی و توسعه آموزش های از راه دور، پاره وقت و کوتاه مدت» به عنوان برخی از عوامل افزايش ورود دختران به مراکز آموزش عالی نام برده شده و از «کلاس های شبانه و آخر هفته» نيز به عنوان عاملی برای افزايش حضور زنان متاهل و کارمند در مراکز آموزش دانشگاهی یاد شده است.
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با تاکيد بر اين که دولت بايد« سياستگذاری در اشتغال آفرينی متناسب با جنسيت و تشويق کارآفرينان و صاحبان سرمايه برای ايجاد اشتغال با توجه به جنسيت و ويژگي های جغرافيايی - فرهنگی هر يک از مناطق کشور» را اعمال کند، توصيه کرده تا از اين پس از دختران در هنگام ورود به دانشگاه و به ويژه رشته های پزشکی و پيراپزشکی، «تعهدات ضمانتی و تضامنی جدی» اخذ شود.
«نسبت دختران برای ورود به آموزش عالی و شرکت کنندگان در کنکور سراسری و پذيرفته شدگان دختر از سال ۱۳۶۲ تاکنون افزايش چشمگيری يافته است و تعداد شرکت کنندگان زن در کنکور از ۴۲ درصد به ۶۵ درصد و ميزان پذيرفته شدگان نيز از ۳۲ درصد به ۶۵ درصد ارتقاء يافته است.»
مرکز پژوهش های مجلس
«اعمال مخفيانه سهميه بندی جنسيتی»
اين مرکز با انتشار آماری اعلام کرد که نسبت دختران برای ورود به آموزش عالی و شرکت کنندگان در کنکور سراسری و پذيرفته شدگان دختر از سال ۱۳۶۲ تاکنون افزايش چشمگيری يافته است و تعداد شرکت کنندگان زن در کنکور از ۴۲ درصد به ۶۵ درصد و ميزان پذيرفته شدگان نيز از ۳۲ درصد به ۶۵ درصد ارتقاء يافته است.
گزارش اين نهاد حکومتی وابسته به مجلس اخبار منتشر شده در مورد «اعمال مخفيانه سهميه بندی جنسيتی» را نيز تائيد کرده است.
بنابر اين گزارش،« سازمان سنجش در سال ۱۳۸۵ (برای ۲۶ رشته ) و در سال ۱۳۸۶ (برای ۳۹ رشته) با اعمال سياست متناسب سازی آزمون سراسری ضرايبی را - به صورت ۳۰ تا ۴۰ درصد زن ۳۰ تا۴۰ درصد مرد و مابقی به صورت رقابتی» با هدف «توزيع دانشجويان بر حسب جنسبت» اعمال کرده است.
اين مرکز البته پذيرفته که اعمال چنين سهميه بندی «تاکنون در مراجع و مجامع کارشناسی به دقت واکاوی و بررسی نشده است.»
گزارش مرکز پژوهش های مجلس درحالی منتشر می شود که در مهرماه سال ۸۵ فعالان حقوق زنان اخباری از اعمال سهمه بندی جنسيتی در کنکور ورود به دانشگاه ها را منتشر کرده و اعتراضاتی در اين مورد مطرح کردند اما مقامات دولتی و سازمان سنجش از تائيد اعمال چنين سهميه بندی خودداری کردند .
تبعيض جنسی عليه زنان و به ويژه ايجاد محدوديت برای ورود دختران به دانشگاه ها و مدارس در ميان مقامات و گروهای ذی نفوذ به ويژه در جناح حاکم جمهوری اسلامی طرفداران بسياری دارد تا جایی که روز دوشنبه علی احمدی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش نيز گفت که «يکسان سازی آموزش دختران و پسران دستاورد تحميلی استعمار بوده است.»
زهره طبيب زاده نوری، معاون محمود احمدی نژاد و رییس دفتر مشارکت امور زنان رياست جمهوری نيز قبل از اين روز شنبه، ۱۳ بهمن، به خبرگزاری فارس گفته بود: «تبعيض جنسيتی در مشاغل خاص زنان بايد اعمال شود و دولت و حاکميت موظف است زمينه آموزش اين مشاغل را تا سطوح فوق تخصص برای زنان فراهم کند.»
بیژن یگانه 05.02.2008
لطفا بیانیه پیوست را در اعتراض به لغو مجوز مجله زنان امضا کنید. بیانیه اعتراضی نسبت به لغو امتیاز مجله زنان
روز دوشنبه 8 بهمن 86، در آستانه شانزدهمین سال انتشار بی وقفه "زنان" ، هیات نظارت بر مطبوعات با لغو امتیاز ماهنامه زنان ، حکم مرگ این بانوی مطبوعات را صادر کرد.
دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات در اطلاعیه خود ضمن اینکه مجله زنان را یک "نشریه تند فمینیستی" خوانده است ، ادعاي واهي خشونت عليه زنان و ناعادلانه خواندن قوانين مربوطه، سياهنمايي وضعيت زنان در ايران و القاي عدم وجود امنيت در جامعه و تخريب وجهه مقدس بسيج با درج توصيفات نامناسب (در قالب بازگويي با آب و تاب يك فقره جرم منافي عفت) را به عنوان دلایل لغو امتیاز این نشریه 16 ساله عنوان کرده است؛ در حالی که حتی بر اساس قانون مطبوعات فعلی که همه ما انتقادهای جدی بر آن داریم، لغو امتیاز نشریات جزو شرح وظایف هیات نظارت بر مطبوعات نیست.
این اطلاعیه نشان داد که سقف تحمل دولت مردان نسبت به طرح مطالبات زنان از حداقل های موجود نیز فروتر رفته و حتی انتشار ماهنامه زنان را نیز بر نمی تابد. نشریه ای که نه تنها نهادی مستقل برای بسیاری از زنان ایرانی از هر گروه و تفکری است، بلکه همواره کوشیده است به دور از سطحی نگری و هیاهو در چارچوب قوانین موجود با عمیق ترین و اصیل ترین روش، یعنی فرهنگ سازی، به آگاهی بخشی و طرح مشکلات و مطالبات زنان بپردازد.
در طول تاریخ معاصر مجله زنان مهمترین نقطه ثقلی است که بدون تعصب و جانبداری از راه و روش خاصی، همت خود را برای کاهش فاصله ها و افزایش همدلی و همگرایی میان زنان متمرکز ساخته است. به شهادت خوانندگان این مجله، " زنان " با جوشش مستمر خود طی 152 شماره، سرچشمه آگاهی بخشی دختران و مادران و مادر بزرگان این مرز و بوم بوده است. و مانیز مانند بسیاری دیگر بر این عقیده ایم که هر زنی که سدی را در مسیر خودآگاهی جنسیتی خود در هم شکسته است، روزگاری خطی از هزاران نوشته " زنان " را به دل نشانده است.
"زنان" علاوه بر آن که با آگاهی بخشی و روشنگری، در افزایش نقش زن در خانواده و جامعه موثر بوده است، آیینه ای بوده است برای رشد و پیشرفت و قدرتمندی زن در ایران و توقف انتشار آن حرکتی است که به تبلیغات مبنی بر پرده نشینی و عقب ماندگی زن ایرانی دامن می زند.
ما امضا کنندگان این بیانیه اعلام می کنیم که تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات که در مورد مجله زنان این چنین خارج از نوبت انجام گرفته و بدون هیچ تمهید حقوقی و حتی پاسخگویی مدیر مسئول نشریه در دادگاه مطبوعات ، امر قضاوت حقوقی را از طریق انتشار بیانیه ای تحریک آمیز به عهده افکار عمومی بی اطلاع از سابقه و عملکرد ماهنامه زنان واگزارده است، اعلام می کنیم که نه تنها چنین رفتاری در شان این هیات نیست بلکه فقط نشاندهنده اعمال برخی سلیقه ها در این نهاد نظارتی است و نه اعمال قانون.
ما امضا کنندگان این نامه از این هیات می خواهیم که در تصمیم خود تجدید نظر کند و تاکید می کنیم که تا زمان انتشار دوباره ماهنامه زنان به اعتراض خود از همه راههای قانونی موجود ادامه خواهیم داد. خواننده گرامی چنانچه مایل به امضاء این بیانیه هستید بعد از امضا به این ایمیل بفرستید.myoussefi@wanadoo.fr <myoussefi@wanadoo.fr>
تلاش برای نجات دو خواهر محکوم به سنگسار
دو خواهر جوان که هر کدام مادر یک کودک هستند، بنا به شکایت شوهر یکی از آنان دادگاهی میشوند. بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق میخورند. ولی به دلیلی نامعلوم دوباره به زندان بازگردانده میشوند. شش ماه بعد، دوباره به همان جرم دادگاهی میشوند. و اینبار به سنگسار محکوم میگردند. دیوان عالی کشور نیز حکم سنگسار را تایید کرده است.
ایران امروز: زهره و آذر دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیهی شهریار - نزدیک کرج- بودند. با شکایت شوهر یکی از این دو زن، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت میشوند. یک ماه پس از آن، این دو زن دادگاهی میشوند. بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق میخورند. ولی به دلیلی نامعلوم دوباره به زندان بازگردانده میشوند. شش ماه بعد، دوباره به همان جرم دادگاهی میشوند. و اینبار به سنگسار محکوم میگردند. دیوان عالی کشور نیز حکم سنگسار را تایید میکند.
زهره کبیری، ۲۷ ساله، و آذر کبیری، ۲۸ ساله، هر دو محکوم به سنگسار و در انتظار اجرای حکم خویش در زندان رجاییشهر کرج بسر میبردند. در اواسط ماه گذشته، در یک روز برفی، وکیلی به ملاقات آنها رفته و وکالت آنها را به عهده میگیرد تا آنها را از مرگ نجات دهد. تلاش وکیل برای ملاقات با آنها در یک روز برفی نه تنها خود این دو زن، بلکه همبندان آنها را نیز به وجد میآورد.
جبار صولتی وکیلی است که وکالت این دو زن را به عهده گرفته زیرا، به گفتهی خودش، مایل است که بویژه در پروندههایی که جنبهی انتقامجویی ندارد جان افراد را نجات دهد.
جبار صولتی هنگامی وکالت این دو زن را به عهده میگیرد که حکم سنگسار این دو توسط دیوانعالی کشور تصویب شده و به دفتر اجرای احکام فرستاده شده بود. آقای صولتی به کمک مسئولین زندان متوجه ضد ونقیضهای پرونده آنان شده و از دادیار مهلت میخواهد که اشکالات پرونده را به دادستان توضیح دهد. وی با دریافت گواهی از سوی معاون اول دادستان بطور موقت مانع از اجرای حکم سنگسار آنان میشود.
بنا به اظهارات آقای صولتی، حکم سنگسار، یا حد رجم، بر اساس شکایت شوهر زهره کبیری و سندی که وی به دادگاه ارائه نموده، صادر شده است. این سند در واقع فیلمی است که توسط دوربینی که در کانال کولر جاسازی شده تهیه و به دادگاه ارائه گردیده است. دادگاه بدوی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ حکم مجازات آنها را صادر میکند. شعبه ۱۲۸ دادگاه کیفری پردیس کرج این دو زن را به جرم رابطه نامشروع به حداکثر مجازات، یعنی ۹۹ ضربه شلاق، محکوم مینماید. حکم این دادگاه قطعی شده و به مرحله اجرا در میآید.
اما به دلیلی نامعلوم، این دو خواهر در زندان باقی مانده و پس از گذشت کمتر از شش ماه دوباره به دادگاه برده میشوند.
دومین محاکمه آنها در شعبه ۸۰ دادگاه کیفری استان مستقر در کرج برگزار میشود. این دادگاه در واقع این دو خواهر را به خاطر فعلی که در گذشته به خاطر آن محاکمه شده، حکم گرفته و حکم صادره اجرا شده بوده، دوباره محاکمه میکند. در حقیقت، این دادگاه مجاز نبوده که این دو نفر را به خاطر جرمی که قبلا بدان رسیدگی شده دوباره محاکمه کند، اما بهرحال دادگاه برگزار میشود و در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ این دو زن را به سنگسار محکوم میکند. این یکی از مواردی است که آقای صولتی بدان اعتراض دارد. به گفته ایشان، حکم دادگاه اولی قطعی و اجرا شده است، و از همین رو حکم دادگاه دوم مبنی بر سنگسار این دو زن از نظر قانونی مجاز نیست.
دادگاه کیفری استان در اولین جلسه بدون حضور وکیل تشکیل میشود. این دومین مورد اعتراض این وکیل به صدور حکم سنگسار برای این دونفر است. در همان جلسه بدون حضور وکیل این دو زن تفهیم اتهام میشوند.
قاضی بدون حضور وکیل از آنان پرسشهایی میکند که پاسخ بدانها در حکم اقرار به زنای محصنه بوده در حالیکه این دو زن از این اقرار و پیامدهای آن بی خبر بودهاند. بطور نمونه، قاضی میپرسد "روابط شما با همسرتان چگونه بوده؟" و زن به عادت عرف معمول در پاسخ میگوید که "خوب بوده" در حالیکه نمیدانسته که منظور قاضی از رابطه درواقع رابطه جنسی بوده است، و هیچ تصوری از اینکه چنین پاسخ سادهای به قیمت جان او ممکن است تمام شود، نداشته است.
قاضی این پاسخ را شرط «احصان» تلقی میکند، یعنی اینکه زن با شوهرش رابطه جنسی خوب و رضایت آمیز داشته، و این را به عنوان اقرار به «زنای محصنه» تلقی میکند و همین اقرار و اظهارات را قاضی مستند «علم» خویش به محکومیت متهم قرار داده و برای هر دو زن حکم سنگسار صادر میکند.
جلسه دوم دادگاه با حضور وکیل تشکیل میشود، اما وکیل به تشکیل جلسه اول دادگاه بدون حضور خویش اعتراض نمیکند. در این جلسه نیز شرایط احصان آنطور که در قانون معین شده مورد توجه قرار نگرفته و دادگاه با استناد به اقرار متهمین در جلسه اول آنها را محکوم میکند. متاسفانه فردی که در آن هنگام وکالت این دو زن را به عهده داشته دفاع مناسبی از این دو به عمل نمیآورد و به هیچ یک از اشکالات پرونده نیز اعتراض نمیکند.
وکیل کنونی این دو زن، آقای جبار صولتی، امیدوار است که بتواند جان این دو زن را نجات دهد. وی با استناد به اینکه فقط یک جرم وجود داشته و مجازات آن جرم هم اجرا شده و به پایان رسیده است، تلاش میکند که حکم سنگسار این دو خواهر لغو شود.
به گفته ایشان، حتی اگر فرض شود که دو جرم وجود داشته، بر طبق قانون ابتدا باید دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به جرم اخص که سزاوار اشد مجازات را دارد تشکیل میشده است، و بعد دادگاه رسیدگی به جرم دیگر.
به نظر ایشان، قاضی دادگاه دوم متوجه اشتباه در رسیدگی به پرونده نشده است. آقای صولتی خوشبین است که اگر دادستان متوجه اشکالات موجود درپرونده شود، حکم سنگسار اجرا نخواهد شد.
زهره و آذر هر دو مادر هستند و هر کدام یک فرزند دارند.
لازم به تذکر است که خبرگزاری مهر در روز ۲۵دیماه سال جاری در گزارشی از نشست هفتگی دکتر علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه، در جمع خبرنگاران گزارش کرد که "وی در ارتباط با ادعاهایی که در ارتباط با اجرای حکم سنگسار در کشور و بی توجهی به مقوله حقوق بشر وجود دارد ، گفت: متاسفانه گزارشاتی به صورت غیر واقعی و مغرضانه در اختیار سازمان ملل و مراجع حقوق بشر دنیا قرار می گیرد که به هیچ عنوان صحت ندارد."
Sat / 02 02 2008 / 10:03
کانون زنان ایرانی -بیش از 900 نفر از فعالان سیاسی -اجتماعی با امضای بیانیه ای خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط لیلا حیدری شدند
.در بخشی از این بیانیه که به ابتکار جمعی از زنان آذربایجانی تهیه شده ،آمده است:لیلا حیدری هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي ميگذراند كه به گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حملههای قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسوولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار دادهاند.
متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان به این شرح است:
هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر ميبرد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در آن افزوده ميشود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوبتري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آذربايجان اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام كرده و خاطرنشان ميكنند:
1 ـ تشديد فيلترينگ سايتها و و توقيف نشريات و اخطار به آنها مبني بر اجتناب از طرح مسائل جدي اجتماعي و ... موجب به بن بست كشيدن روند دمكراتيزه كردن جامعه و بي محتوايي مطبوعات و جرايد شده و نهايتا جريانات اجتماعي را به سوي حركات افراطي سوق خواهد داد. ما زنان آذربايجان، اعتراض خود را به توقيف نشريات، از جمله توقيف ماهنامه "ديلماج" كه به تحليل معضلات آذربايجان و انعكاس قابليتهاي آن مي پرداخت و در صدد ارتقاء بار تئوريك فعالان اجتماعي آن بود و علاوه بر آن تريبوني آزاد براي جنبش مستقل زنان آذربايجان نيز محسوب ميشد، اعلام ميكنيم. نمونههاي متعدد ديگري را مي توان برشمرد، از جمله نشريه دانشجويي "تلنگر" كه براي طرح مسائل زنان با انتشار اولين شماره خود توقيف شد و هيات تحريريه ومدير مسوول آن به حراست دانشگاه تبريز فرا خوانده شدند.
ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف نشریات مستقل آذربایجان و پایان دادن به ارعاب مدیران مسوول مطبوعات هستیم و اخطار به ماهنامهها و فصلنامههايي كه برخي شمارههاي خود را به طرح مسائل زنان اختصاص ميدهند، محكوم ميكنيم.
2 ـ جنبش زنان آذربايجان همچنان كه از پيشتازان " كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بيشتر شهرهاي پبشتازاين حركت، بعد از تهران از شهرهاي آذربايجان بودند ـ معتقد است، آشنايي زنان با حقوق داشته و نداشتهشان، مهمترين راه براي تعيين و تثبيت خواستههاي آنان به شمار ميآيد. ما كماكان حامي كمپين به عنوان كف مطالبات زنان هستيم و اين را حق مسلم و ابتدايي هر كسي ميدانيم كه ذيل خواستههاي خود را امضا كند. ما هر گونه تهديد يا دستگيري و ارعاب فعالان جنبش زنان را محكوم ميكنيم.
3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالان جنبش زنان است. در حالي که زنان ترک، کرد، عرب و... خواستههای مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زدهاند، در راستاي احقاق حقوق ملي خويش و... نيز مبارزه ميکنند و بیشترین هزینهها را متحمل میشوند. چنان چه در ماههای گذشته، شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آذربایجان بودهایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان ومردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ايراني را. اما آن چه تاملبرانگيز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق، چه از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالان سیاسی است. نتیجه اتخاذ چنین رویکردی بازگذاشتن دست سرکوبگران است که با خیال راحت و بهدور ازنظارت ناظران حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهي تجزیهطلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقي، با بیرحمانه ترین برخوردها، اين افراد را دستگیر و روانه زندان میكنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است.
جنبش زنان آذربايجان، ضمن ابراز نارضايتي خود از تهديد، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعي و سياسي آذربايجان كه اغلب آنها در شرايط بسيار بدي به سر مي برند، معتقد است، ادامه اين روند بر كينه و نفرت مردم اين خطه افزوده و باز تاكيد ميكنيم، راه را براي حركات افراطي هموار ميكند. ما زنان عميقا درك ميكنيم كه خانوادهها و همسران اين زندانيان از جمله عطيه طاهري همسر سعيد متينپور، رقيه عليزاده همسر عباس لساني و خانوادههاي رضا متين پور و جليل غنيلو و... بسيار معذب تر از خود آنها هستند.
ما خواهان آزادي اين زندانيان، به ويژه آزادي فوري و بدون قيد و شرط ليلا حيدري هستيم كه به هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي ميگذراند كه به گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حملههای قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسوولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار دادهاند.
ما زنان آذربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملي)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، باتوجه به وخامت وضع سلامتی او هستیم و از تمامی فعالان جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالان سیاسی انتظارداریم با امضای بیانیه، با ما همصدا شده و زنان آذربایجان را یاری دهند.
(در ثبت اسامی از ذکر عناوین، مناصب،احزاب و انجمن ها خودداری شده است.)
1. آتیلا فیض الهی 2. آتیلا کیشی زاده 3. آراز دانشور 4. آراز فردی 5. آراز فرهادي 6. آرتا داوری 7. آرزو باغبان خطیبی 8. آرزو شانلي 9. آرزو قناعت 10. آرزو ناصرزاده 11. آرزوحسینی 12. آرش آروين 13. آرش آهنگر قشقايي 14. آرش شهسواری 15. آرش صادق 16. آرش ناطقی 17. آرش نصیری اقبالی 18. آزاده بهكيش 19. آزاده تاج پور 20. آزاده ثبوت 21. آزاده خسرو شاهی 22. آزاده طیب پور 23. آمنه شیرافکن 24. آیت مهرعلی بیگلو 25. آیدین ابراهیمی 26. آیدین انگوتی 27. آیدین شفیعی 28. آیدین فیض الهی 29. آیناز قیچلو 30. آي تك رابط 31. آيدين تيموري فر 32. آيدين خواجه 33. ائلناز سرداری نیا 34. ائلنازبابايي 35. ابراهیم امدادی 36. ابراهیم عبداله نیا 37. ابراهیم علیزداه 38. ابوالفضل جعفریان 39. ابوذر هاشمی 40. احترام شادفر 41. احد عباس زاده 42. احسان باقريپور 43. احسان دهکردی 44. احسان محمدي 45. احمد رناسی 46. احمد آدینه وند 47. احمد عطایی 48. احمد فدائي 49. احمد فرهادی 50. احمد مختاری 51. احمد مدادی 52. احمد مطلايي 53. احمد نجاتي 54. احمد هدايت خواه 55. احمد يزداني 56. ادريس صالحي 57. اردشیر کریمی 58. ارسلان رضاوند 59. اسماعيل قادري 60. اسماعيل ناطقي 61. اسمعیل جمیلی 62. اشرف اوزتلو 63. اشکان آرشيان 64. اصغر جعفر زاده 65. اصغر مظلومی 66. افروز غلامباشيان 67. افسانه سئوگين 68. افسانه قنبري 69. افسانه وفايي 70. افشین امیرشاهی 71. اکبر آزاد علی لو 72. اکبر بنی حسن 73. اکبر قربانی 74. اکرم خوشوقت پیر سلطان 75. اکرم خیرخواه 76. اكبر عطري 77. البرز زاهدي 78. الميرا علي حسيني 79. الناز اصلانی 80. الناز انصاري 81. الناز ناطقی 82. الهام بنائي 83. الهام جوانشیر 84. الهام قیطانچی 85. الهه اماني 86. الهه امینی 87. الهه رادمهر 88. الهه زماني 89. الهه شریف پور 90. الهه هيكس – شريف پور 91. الیاس خلج 92. امید صدقیانی 93. امیر اسحاقی 94. امیر راعی فرد 95. امیر شیخ الاسلام 96. امیر فرشاد ابراهیمی 97. امیر محمود زاده 98. امیر یعقوبعلی 99. امین احمدیان 100. امین اسدالهی 101. اميد صدقياني 102. امير دوانلو 103. اميرحسين ايرجي 104. اميرحسين گنج بخش 105. انصافعلی هدایت 106. انور دوستانی 107. اوكتاي داراب زند 108. اولدوز سلطان پور 109. اولدوز صادق بارنجي 110. اومای خیاولی 111. ایرج یوسفی 112. ایزگار مهابادی 113. اَیسن نظیری 114. ايرج يوسفي 115. بؤيوك رسول اوغلو 116. بابک سمائي 117. بابک نظری 118. بابك ايراني 119. بابك خرمدين 120. بلال مراد ويسي 121. بنفشه حجازي 122. بهار بهساز 123. بهار مجد زاده 124. بهاره خرمدین 125. بهاره سپهري 126. بهبود قلی زاده 127. بهروز خليق 128. بهروز فدایی 129. بهزاد بابان 130. بهزاد كريمي 131. بهکام محمدی 132. بهمن نيرومند 133. بهناز خاکی 134. بهناز شكاريار 135. بهناز مهراني 136. بهنام تركانپور 137. بهنام دارایی زاده 138. بهنام عسگری 139. بهنام فرشادي 140. بیتا طاهباز 141. بینا داراب زند 142. بیوک رسول اوقلو 143. پاكيزه غلامي 144. پرتو محسن نژاد 145. پرتو نوري علا 146. پرستو اله یاري 147. پروانه حاجیلو 148. پروانه نامور 149. پروین اردلان 150. پروین ضرابی 151. پروین فرهنگ 152. پرويز حدادي زاده 153. پروين ذبيحي 154. پریسا الوند پور 155. پریسا بابایی فرد 156. پریسا ثابتی سادات 157. پریسا عالی نژاد 158. پریسا کاکایی 159. پريسا احمديان 160. پريسا سادات ثابتي 161. پريسا هاشمي 162. پريناز ناصرزاده 163. پژمان خرسند 164. پوران كريمي 165. پویا موسوی 166. پویش عزیزالدین 167. پیام ابوطالبی 168. پیام احتسابیان 169. پیمان خراج زاده 170. پیمان عارف 171. پینار فرج زاده 172. پيمان انصاري 173. تئلناز نعمتی 174. تارا سپهری فر 175. تارا نجداحمدی 176. تورج آزموده 177. توکل غنی لو 178. جعفر بری بورچالی 179. جعفر شاهی 180. جلال حجتی 181. جلال کودریلو 182. جلوه جواهري 183. جلیل علمداری 184. جمشيد آئيندر 185. جمید اورنگی 186. جواد سودبر 187. جواد صفوی زاده 188. جواد عباس زاده 189. جواد لقزیان 190. جواد ولدان 191. چنگیز بخت آور 192. حامد ایرانشاهی 193. حامد عزیزی 194. حامد منزه 195. حبیب آوریده 196. حديث جاوداني 197. حسام وثوقي 198. حسن اسدی زیدآبادی 199. حسن بهگر 200. حسن خیر خواه 201. حسن راشدي 202. حسن رحیمی 203. حسن رضایی 204. حسن زهتاب 205. حسن شریفی 206. حسن صادق 207. حسن صفری 208. حسن ماسالي 209. حسین رجایی 210. حسین غلامی 211. حسین نوری وند 212. حسين رجب پور 213. حسين زمانلو 214. حسين صفا 215. حسين نجديار 216. حمید احمد زاده 217. حمید رضا اصغری نژاد 218. حمید صمیمی 219. حمید کیاروستا 220. حمید مهدیلو 221. حمید ندایی 222. حمید وحیدنیا 223. حمیدرضا عسگری نژاد 224. حمیده جبارزادگان 225. حمیده نظامی 226. حميد احمدزاده 227. حميد حميدي 228. حميد رضا اکبري 229. حميدرضا رحيمي 230. حنانه دارابی 231. حوریه تقی زاده 232. خدیجه بیرق دار 233. خدیجه مقدم 234. خدیجه میر ابراهیمی 235. خديجه اكبري 236. خلیل غزلی 237. خليل مؤمني 238. خورشید عابدین 239. دادوود عظیم زاده 240. داریوش ابراهیم پور 241. داریوش رضائی 242. داريوش احمدي 243. داريوش مجلسي 244. داود فیاض 245. داود قربانی 246. داود نوائيان 247. دنیز محمدی 248. دورال بربسته 249. دیوید ناش 250. رئوف طاهری 251. راحله بکتاش 252. راحله حسینی 253. راحله زمان زاده 254. راحله فتحزاده 255. راضيه خالقي 256. راضيه رئوف 257. رامین امن گستر 258. رامین جهانگیرزاده 259. رامین عطائی 260. رامین محمدخانی 261. رباب عظیمی 262. ربابه رایمند 263. رجب حسين پور 264. رحیم واحدی 265. رحیمه رواچی 266. رحيم قادري 267. رستم رستمی 268. رسول سمیعی نژاد 269. رسول علمشاه 270. رسول قهرمانی 271. رشید اسماعیلی 272. رضا ابری 273. رضا اغنامی 274. رضا بی اوغلو 275. رضا حلاجیون 276. رضا حميدي 277. رضا خشتی 278. رضا زارعی 279. رضا عباسی 280. رضا عزیزی 281. رضا عزيزي نژاد 282. رضا محسنی 283. رضا منافی آذر 284. رضا مهدوی 285. رضوان مقدم 286. رقیه آذریان 287. رقیه عبداله زاده 288. رقيه لساني 289. ركسانا ستايش 290. روجا بندری 291. روزا بارانی 292. روزبه درنشان 293. روزبه كریمی 294. روشدان پيرو 295. روشن پیرو 296. روشنک سیرجانی 297. رویا صحرایی 298. رویا تیموری 299. رویا رهبر 300. رویا طلوعی 301. رويا تيموري 302. رويا راهبر 303. رها آزاد 304. رهيا بريد نظيف 305. رهيا بريد نظيف 306. ریحانه انهاری 307. ریزگر بانه 308. زانیار احمدی 309. زاهد مجرد 310. زمان عبدالهی 311. زهرا بیگدلی 312. زهرا جعفری 313. زهرا حسين زاده 314. زهرا شیشه 315. زهرا صادقي 316. زهرا عرفانی 317. زهرا عنایتی 318. زهرا فريدلي 319. زهرا قويدست 320. زهره ارزنی 321. زهره امين 322. زهره جوادی 323. زهره شيشه 324. زهره مظلومی 325. زیبا کرباسی 326. زینب پیغمبرزاده 327. زینب عبداله زاده 328. زيبا كرباسي 329. ژانت آفاری 330. ژیلا بنی یعقوب 331. ژیلا محمدخانی 332. ژيلا صادق 333. سئودا شفاف زمردي 334. سئودا فرج زاده 335. سئویل یوسفی نجمی 336. سئويل تبريزلي 337. سئويل فرهادي 338. سارا ارشدی 339. سارا اسمي زاده 340. سارا خجسته اميري 341. سارا خوزستانی امیری 342. سارا سلمانی 343. سارا کرمانيان 344. ساعده سیما 345. سالک مولایی 346. سام قندچي 347. سامان محمدی 348. سانلی لک 349. ستار لقايي 350. ستاره اصغری 351. ستاره سجادي 352. سجاد بابايي 353. سجاد جمالي 354. سجاد رادمهر 355. سجاد نيکنام 356. سحر ابونصر 357. سحر قنواتيان 358. سحرقنواتی 359. سعید اسلامی 360. سعید عبدی 361. سعید قائم مقامی 362. سعید موغانلی 363. سعید نعیمی 364. سعيد نبي زاده 365. سعيده اسلامي 366. سعيده غلامي 367. سلمان زند 368. سلمان سیما 369. سمانه گلاب 370. سمانه مرادياني 371. سمانه نیک نامی 372. سمیرا درستکار 373. سمیرا صدری 374. سمیه حسن نیا 375. سمیه حکمتیان 376. سمیه حمزه لویی 377. سمیه رستم پور 378. سمیه رضائی 379. سمیه عزیزی 380. سمیه فلاحیان 381. سميرا جمالي 382. سميرا جماليه 383. سميرا درستكار 384. سميه حسننيا 385. سميه رستم پور 386. سميه كارگر 387. سودابه بویه 388. سودابه قریشی 389. سولماز احمری 390. سولماز كوچه باغي 391. سولماز مقدم 392. سولماز مکاری 393. سولماز مهدوی پور وحدتی 394. سونا فرج زاده 395. سونيا قنبري 396. سویل تبریزلی 397. سهیل آصفی 398. سهیلا ستاری 399. سیاوش سعادتیان 400. سیاوش شهسواری 401. سیاوش قاسمی 402. سید حیدر بیات 403. سیروس ابراهیم نژاد 404. سیروس حسین نژاد 405. سیروس شیری 406. سیما حسین زاده 407. سیما دیدار 408. سیمین مراشی 409. سینا انصاری 410. سینا جهانبخش 411. سيد فهيم ايراندوست 412. سيدحيدر بيات 413. سيروس ملكوتي 414. سيما باغبان خطيبي 415. سيمين اسکوئي 416. سينا جهانبخش 417. شاهین نوایی 418. شاهين زينعلي 419. شایا شهوق 420. شایان صبحی 421. شبنم امامی 422. شبنم بابايي 423. شبنم زرین فر 424. شریفی معصومه 425. شقایق درنشان 426. شکراله قهرمانی 427. شكوفه منتظري 428. شهاب الدین شیخی 429. شهاب فیضی 430. شهباز ابراهیم نژاد 431. شهرام آقامیر 432. شهرام احمدزاده 433. شهرام شوقی 434. شهرزاد عبدالمجيد 435. شهلا انتصاری 436. شهلا بهاردوست 437. شهلا شفيق 438. شهلا محمودزاده 439. شهلا نوري 440. شهلاعبقری 441. شهناز بيات 442. شهناز غلامی 443. شهناز گلزاری 444. شهین حیدری 445. شهین راستی 446. شیدا پورمند 447. شیرویه قبادی 448. شیرین مومنی 449. شیما فرزاد منش 450. شیوا بدیهی 451. شیوا نظرآهاری 452. شيرين عبادي 453. شيرين نوايي 454. شيما فرازمند 455. شيما فرزادمنش 456. شيوا نوري 457. صابر درخشان 458. صادق شجاعی 459. صادق شیر دل 460. صادق عيسي بئلي 461. صادق كار 462. صالح سلطانی 463. صبور کبیری 464. صدیقه علیمردانی 465. صدیقه مصائبی 466. صدیقه مقدم 467. صديقه عدالتي 468. صمد بابايي 469. صمد پورموسوی 470. صمد مولاقلی 471. صیاد شکری 472. صیاد محمدیان 473. ضياء الدين صدرالاشرافي 474. طاهره وفايي 475. طلعت تقی نیا 476. طناز نوروزی 477. عباس امير انتظام 478. عباس بختياري 479. عباس خالقي 480. عباس عاقليزاده 481. عباس نجاريان 482. عباس نعيمي 483. عباسعلي فتاح 484. عبدالعزيز مولودي 485. عبدالله مومني 486. عبداله حيدري 487. عبداله عزیزی 488. عزت ابراهيمي نژاد 489. عزت همتیان 490. عزیز قاسمی 491. عزیز مولودی 492. عزیزالدین پویش 493. عسگر محمدپور 494. عسل اخوان 495. عطیه طاهری 496. عطیه وحید منش 497. عظیم امان زاده 498. عفت ماهباز 499. علی پور نقوی 500. علی ابوالقاسمی 501. علی احمدی 502. علی اکبر آزاد بابالو 503. علی اکبر خسرو شاهی 504. علی اکبر موسوی خوئینی 505. علی بابایی 506. علی باغبانی 507. علی بدلی 508. علی پژومان 509. علی ثمری 510. علی جمالی 511. علی راه گل 512. علی رضا اخوان 513. علی رضا ارشادی فر 514. علی رضایی 515. علی سلطانی 516. علی صادقی 517. علی صدیق 518. علی عباسی 519. علی عبدی 520. علی قاسمی 521. علی مؤذن 522. علی محمدی قیرمزخلفه 523. علی مختاری 524. علی ملیحی 525. علیرضا حسین زاده 526. علیرضا خادمی 527. علیرضا خیرابادی 528. علیرضا شعبانی 529. علیرضا صرافی 530. علیرضا فرشی 531. علیرضا کرمانی 532. علیرضا مولوی 533. علیرضا نصیری 534. علیرضا هدائی 535. علي احمددوست 536. علي افشاري 537. علي پورنقوي 538. علي رضا فخر 539. علي رضائي 540. علي زرع چاركي 541. علي زيرک 542. علي عبدي 543. علي فتوتي 544. علي قراجهلو 545. علي مختاري 546. عليرضا ارشادي فر 547. عليرضا خامسيان 548. عليرضا فخر 549. عيسي عادلي 550. غزال کیهان فر 551. غفار ابراهيمي 552. غفار وقری 553. غلامرضا مهدوي پور 554. فاتح مردوک 555. فاطمه تیموری 556. فاطمه جعفری 557. فاطمه حاجی دینی 558. فاطمه حیدری 559. فاطمه صفاییان 560. فاطمه طاهری 561. فاطمه فتح الهزاده 562. فاطمه فرهنگ خواه 563. فاطمه قلعه گلابی 564. فاطمه مسجدي 565. فاطمه نصرالهي 566. فتانه رافضي 567. فتحاله ذوقي 568. فخری شادفر 569. فخری نامی 570. فراز يكيتا 571. فرانك فريد 572. فرانك مقدسي 573. فرح طاهری 574. فرحروز رنجبر 575. فرزاد صمدلي 576. فرزانه جمال آذريه 577. فرزیا ثابتی 578. فرشته ناصرزاده 579. فرشید دیلمقانی 580. فرناز سيفي 581. فرناز فر 582. فرناز نوروزی 583. فرود سیاوش پور 584. فروغ قره داغي 585. فرهاد رضائی 586. فرهنگ نادری 587. فرید هاشمي 588. فریده جبارزادگان 589. فرین حسین روحانیان 590. فريبا داودي مهاجر 591. فريد پايا 592. فريد چاووشي 593. فريد هاشمي 594. فريده پورعبداله 595. فواد پاشايي 596. فواد شمس 597. فواد مجیدی 598. فهيمه شجاع 599. فیروز ابراهیم نژاد 600. فیروزه مهاجر 601. قاسم دینی 602. قهرمان لک 603. کارن جواهری 604. کاظم رضازاده 605. کاظم طلوعی 606. کاظم علمداری 607. کامران طاهباز 608. کاوه داد 609. کاوه رحيمي 610. کاوه رضایی شیراز 611. کاوه کرمانشاهی 612. کاوه مظفری 613. کاوه موسوي 614. کبری مجدی 615. کلثوم تقی زاده 616. کوروش جنتي 617. کوروش گلنام 618. کوهیار گودرزی 619. کیانوش سنجری 620. کیوان صمیمی 621. کیومرث بلی وند 622. کیومرث حکیم 623. کیومرث سابقی 624. كيوان مهجور 625. گلسا ممتاز 626. گلشن جواني 627. گونش بويه 628. گوهر بيات 629. گیتی خیرخواه 630. لاله جوانشیر 631. لاله محمدی 632. لطیف حسنی 633. لعيا مقدم 634. لیدا نهری 635. لیلا صحت 636. لیلا نهری 637. ليلا انصاري 638. ليلا حاتم پور 639. ليلا حيدري 640. ليلا رابط 641. ليلا سلطانعلي زاده 642. ليلا غلامي 643. ليلي مظاهري 644. مازیار سمیعی 645. ماشاله عباسزاده 646. ماندانا چترچي 647. ماهني زنگانلي 648. مجتبي رزمي 649. مجید ملکی 650. مجيد اسدي 651. مجيد دري 652. محبوبه حسين زاده 653. محبوبه کرمی 654. محسن خسروي 655. محسن پور رحيم 656. محسن حقی خطیبی 657. محسن سازگارا 658. محسن نژاد 659. محمد حسنی 660. محمد حسيبي 661. محمد حسين محمدخاني 662. محمد شیر محمدی 663. محمد صادقی 664. محمد صفوي 665. محمد صيادي 666. محمد عباسپور 667. محمد قره باغي 668. محمد کریمی 669. محمد مختاري 670. محمد نيکنام 671. محمدرضا اردبیلی 672. محمدرضا خشتي 673. محمدرضا رضوي 674. محمدرضا مختاری 675. محمود رنجبر 676. محمود فضلی 677. محیده وحدتی حق 678. مرتضی ابراهیم نژاد 679. مرتضی بهشتی 680. مرتضی لک 681. مرتضی محمد نظری 682. مرتضی مرادپور 683. مرتضي صادقي 684. مرتضي محيط 685. مرتضي يگانه پور 686. مرجان ناظمي 687. مرجان نمازی 688. مرضیه بخشی زاده 689. مرضیه هاشمی 690. مرضيه حقاني 691. مریم اسفاری 692. مریم اسلامیه 693. مریم بهرمن 694. مریم بهشتی 695. مریم جباری 696. مریم خیرخواه 697. مریم زندی 698. مریم طالبی 699. مریم قره داغلی 700. مریم محمدی امینی 701. مریم یوسفی 702. مريم اسلاميه 703. مريم چراغي 704. مريم زارعي 705. مريم زرع چاركي 706. مريم زندي 707. مريم شكري 708. مريم صادق 709. مريم عزيزيفرد 710. مريم محمديان 711. مريم ميرزا 712. مريم ميرزا نژاد 713. مريم نياپير 714. مريم يوسفي 715. مزدک دانشور 716. مزدك بامدادان 717. مژگان ثروتي 718. مسعود حبيبي 719. مسعود شب افروز 720. مسعود شکوری 721. مسعود کریم زاد 722. مصطفی خسروی 723. مصطفی شیخ پور 724. معصومه بهروزيان 725. معصومه تقي پور 726. معصومه شرقی ثانی 727. معصومه قلی زاده 728. معصومه لقمانی 729. معصومه ناصری 730. مقصود رنجبر 731. ملیحه ربیعی 732. ملیحه رزازان 733. ملیحه صندوق داران 734. ملیحه عزيزپور 735. مناف سببي 736. منصور امينيان 737. منصور حسینی 738. منصوره شجاعی 739. منصوره عمراني فر 740. منو چهر واحدی 741. منوچهر امري 742. منوچهر امیری 743. منوچهر سالكي 744. منوچهر شفائي 745. منوچهر صفایی 746. منوچهر عزیزی 747. منوچهر عزيزي 748. منوچهر فريد 749. منیره بادران 750. منیره کاظمی 751. منیزه حاجی دینی 752. منيره برادران 753. مونا قاسميان 754. مهتاب صفايي 755. مهدی افشارنیک 756. مهدی امینی زاده 757. مهدی حاتمی 758. مهدی فخرزاده 759. مهدی قره داغی 760. مهدی محمودیان 761. مهدی نعیمی 762. مهدیه گلرو 763. مهدي حميدي شفيق 764. مهدي ميرزايي 765. مهران آريا 766. مهران رحیمی 767. مهرداد عبداله زاده 768. مهرداد مرهون 769. مهرداد مشايخي 770. مهری رنجبر 771. مهریار رحیمی 772. مهشید راستی 773. مهناز آريا 774. مهناز جندي 775. مهناز محمدیان 776. مهین شافعی 777. مهيا قويدست 778. میترا رهنمایان 779. میلاد اسدی 780. مینا برزگر 781. مینا حکیم 782. مینا صمدی 783. مینا مقدس 784. ميترا يوسفي 785. ميثم قاسمي 786. ميلاد مكري 787. مينا برزگر 788. مينا جعفري 789. مينا راستين 790. مينو حمايلي 791. مينو كيامان 792. مينو يوسفي 793. ميهن احمدي 794. نادر حاجی محسن 795. نادر عزیزی 796. نادر میران 797. نادر یزدانی 798. ناردين سعيدي 799. نازلی صحرایی 800. نازلي فرخي 801. نازنين افشين جم 802. نازی عظیما 803. ناصح فريدي 804. ناصر الدین علیزاد 805. ناصر بختیاری 806. ناصر رضاپور 807. ناصر عبدالهي 808. ناصر علیزاده 809. ناصر مرقاتي 810. ناصرمنظوری 811. ناهید جعفری 812. ناهید خیرابی 813. ناهید کشاورز 814. ناهيد افراسيابي 815. ناهيد صادقي 816. ناهيد ميرحاج 817. ناهيد ناظمي 818. نجيبه خشتي 819. ندا دریاقلی 820. ندا كاظمي 821. نرگس اناري 822. نرگس پیغان 823. نرگس خسروشاهي 824. نسرین چنگیزیان 825. نسرين افضلي 826. نسرين الماسي 827. نسرين رنجبر 828. نسيم سرابندي 829. نعمت محمدیان 830. نعمت وقار 831. نعیمه پورزینال 832. نگین احتسابیان 833. نگین شیخ الاسلامی 834. نگین فیروزه ای 835. نورالدین رضازاده 836. نوشابه اميري 837. نوشین خاکی 838. نوشین شاهرخی 839. نوشين احمدي خراساني 840. نوشين سليماني 841. نوشين شاهرخي 842. نوید محمدی نسب آباد 843. نیر صمدی 844. نیره پیربیرقدار 845. نیره توحیدی 846. نیگار ساقیلار 847. نیلوفر بیضایی 848. نیلوفر شمیرانی 849. نیلوفر گلکار 850. نینا نادری 851. نیوشا درخشان 852. نيره بيرقدار 853. نيره توحيدي 854. نيکنام سجاد 855. نيگار خياوي 856. نيلوفر شميراني 857. نيلوفر فرخزاد 858. نيلوفر مهديان 859. نيما پوريعقوب 860. نيما نامداري 861. نيوشا درخشان 862. وجیهه حاجی دینی 863. وحید شیخبگلو 864. وحید قره باغلی 865. وحید قهرمانپور 866. وحیده اکبری 867. وحيد دهقاني 868. وحيد وحدت حق 869. وحيده احمديان 870. وحيده اسكندري 871. وحيده مولوي 872. ودود اسدی 873. وقار نعمت 874. وهاب انصاري 875. ویدا بیگلری 876. ویدا خسروی 877. ویدا قلی زاده 878. ویدا قنبر پور 879. ویدا مهراز 880. ویکتوریا آزاد 881. ويدا خسروي 882. ويدا فرهودي 883. هاجر ابراهیم نژاد 884. هاجر کبیری 885. هادي رضا زاده 886. هاشم ايزدي 887. هاشم ریحانی 888. هانا دارابي 889. هانیه وحدتچی 890. هايده اُ. فلاهرتي 891. هدایت سلطان زاده 892. هدی کیانی راد 893. هدي پيماني 894. هژیر پلاسچی 895. هستي خضروي 896. هما كاوياني 897. هما هودفر 898. هوشنگ پاكپور 899. هوشنگ گللاب دژ 900. هومن حسيني 901. یاسین محمدیان 902. یاشار حکاک پور مراغه 903. یاشار عیدی 904. یاشار محتشم 905. یانار افضلی 906. یاور خسروشاهی 907. یعقوب حسنی 908. یوسف هنگفتی 909. یوسف هوشیار 910. یونس زارعیون 911. یونس شیری 912. يادگار صالح 913. ياسر زرع چاركي 914. ياشار تورك اوغلو 915. يحيي غلامي 916. يونس زاعیون 917. مرجان کسمایی 918. نیما رضوان 919. صمد عبدالهی 920. سامان رنجبر عبدالهی 921. نیاز سلیمی 922. حسام نیری 923. سعید قریب 924. فرهاد سلطانی 925. رامین ذوقی پور 926. مهدی ذوقی پور 928. مهسا ذوقی پور 930. مهدی سلطانپور 931.نازی سلیمی
http://www.irwomen.org/spip.php?article5208
28.01.2008
دعوت به اعتصاب بانوان در هفدهم دیماه دو شنبه آینده
گزارش دريافتی از طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی
ستاد ويژه دفاع از حقوق بانوان در استان خوزستان توسط سازمان اتحاد ميهنی ايرانيان در قالب طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی در حوزه عملياتی اين سازمان در جنوبغرب کشور تشکيل و اعلام موجوديت نمود
اين ستاد که بر اساس مفاد قانونی حقوق زنان و حقوق مدنی و سياسی افراد سازمان يافته با ابتکار گروهی از همسران و فرزندان کارگران تحت فشار جامعه کارگری استان خوزستان تشکيل شده
از تمامی زنان آزاده و همسران و بانوان کارگران خوزستان دعوت کرده که درروز هفدهم ديماه در يک اقدام وسيع و هماهنگ دست به اعتصاب بزنند و گروههای زيادی از بانوان منطقه که از فشار های رژيم بر نان آورانشان به ستوه آمده اند و از سوی ديگر مورد هجوم مکرر عوامل رژيم در قالب طرح امنيت اجتماعی ميباشند از اين حرکت ملی در روز هفدهم ديماه که ياد آوری احيا ی حقوق انسانی زنان توسط رضا شاه کبير است حمايت داشته و اعلام داشته اند دوشا دوش همسران و فرزندان خويش برای دفاع از حقوق مدنی و صنفی و انسانی خويش بپا خواسته اند و همراه با مردان خود که تقاضای تشکيل سنديکای مستقل کارگری هستند /ضمن حمايت از آنها بانوان نيز خواها تشکيل انجمنهای مستقل و غير وابسته به دولت برای دفاع از حقوق شهروندی خويش ميباشند
اين بانوان از شير دختران ايرانی خواسته اند در روز هفدهم دی ماه دوشنبه آينده از حضور در کلاسهای درس مدارس و دانشگاهها خود داری کنند و باعدم حضور در سر کارهای خود اعتراضی يکپارچه و متحد را شکل ببخشند
ستاد ويژه دفاع از حقوق بانوان در خوزستان با تقدير از مادر آقای ابوالفضل عابدينی بعنوان بانويی مقاوم حمايت خود را از اين خبرنگار مستقل خوزستانی ارايه داشته و همچنين بر آمادگی خود برای دفاع از همسران شير زن کارگران سرکوب شده هفت تپه را اعلام داشت04.01.2008
PAYM e AZADI
ham myhan payam hay e TARH E MELLI E MOGHAVEMAT VA NAFARMANYE MADANIE RA az television PAYAM E AZADI DONBAL konyeed.
az poster e payvast 10 copy grefteh va foran dar har ja ke hastyeed montasher farmayeed
IRANIANS’ NATIONAL UNITY party is a non profitable organisation for the improvement and the development of the IRANIAN nation’s awareness about their Human Rights. Our aim is to connect those Iranians who are trapped behind the Cleric Islamic Republic Regime’s censorship with the free world.
IRANIANS’ NATIONAL UNITY is an Independent political party who aims to organise National Civil Resistance and Civil Disobedience against the Islamic Republic.
We are not a militant party and are strictly against resorting to any kind of violence in our tactics.
We are striving for a Democratic, Secular, and Free Iran.
Our strategy is to break down the obstacles erected by the Islamic Republic Regime which isolates the Iranians from the rest of the world; i.e the wall of religion and superstition.
Iranian National Civil Resistance and Disobedience
I.N.C.R.D
please visit us at http://www.incrad.blogspot.com
طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی
اتحاد میهنی ایرانیان
جلوه جواهری و مریم حسین خواه آزاد شدند
کمپین بین المللی برای آزادی زنان در بند!
اخبار منتشره حاکی از آنست که دو تن از فعالین حقوق زن که در بازداشت بسر میبردند روز چهارشنبه 12 دیماه (2 ژانویه) با قید ضمانت آزاد شدند. مریم حسین خواه از اعضاء تحریریه وب سایت های «زنستان» و «تغییر برای برابری» و جلوه جواهری از اعضا «کمپین یک میلیون امضاء» و از نویسندگان وب سایت «تغییر برای برابری» بترتیب در ٢٧ آبان و ۱۰ آذر بازداشت شده بودند.
سازمان آزادی زن آزادی این دو فعال حقوق زن را به آنها و نزدیکانشان تبریک میگوید. از زمان دستگیری این فعالین کمپین های گسترده ای در داخل کشور و در سطح بین المللی برای آزادی آنها و سایر فعالین دستگیر شده سازمان یافت و با استقبال گرمی مواجه شد. سازمان آزادی زن نیز کمپینی برای آزادی این فعالین سازمان داد و صدها نفر پتیشن آن را امضاء نمودند. ما باید قاطعانه مبارزه مان را برای آزادی سایر فعالین ادامه دهیم. در ماه اخیر علاوه بر فعالین حقوق زن و کارگری بیش از 40 تن از فعالین دانشجویی نیز دستگیر شده اند. اعتراضات متحد و همبستگی بین المللی موثر است. یک آن نباید فشار مان را بر جمهوری اسلامی کاهش دهیم. برای نجات زندانیان سیاسی به مبارزه ما بپیوندید و پتیشن ما را امضاء کنید.
http://www.PetitionOnline.com/maryam20/petition.html
ستم بر زنان موقوف!
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
3 ژانویه 2008
اسلام اکسا پرویز را کشت!
اكسا پرویز قربانی دیگر قتلهای ناموسی هرگز فراموش نخواهد شد!
اكسا پرویز قربانی دیگر قتلهای ناموسی است. او نیز بخاطر بی حرمتی به فرهنگ عقب مانده و اعتقادات خانواده محاكمه و به مرگ محكوم شد و توسط برادرش به قتلگاه٬ خانه٬ بازگردانده شد و سپس توسط پدرش به قتل رسید. او قربانی فرهنگی شد كه توسط دستگاه مذهب و اسلام بطور مشخص در مقیاس جهانی پاسداری میشود.
اكسا دختر ١٦ ساله كلاس یازده ام كه در مسیساگای استان انتاریو زندگی میكرد همچون حشا از انگلستان٬ فادیمه از سوئد و هاتون از آلمان قربانی سنتهای غیر انسانی در كمونیتهای به اصطلاح اسلامی شد. این دختران غیر سازشكار جرمشان این بود كه میخواستند در یك جامعه مدرن خود حاكم بر سرنوشتشان باشند.
آنچه به اكسا پرویز رفت تنها نوك آن كوه یخ خشونت و ستم كشی است كه در كانادا بر زنان در خانواده های مذهبی و سنتی مهاجر میرود. در كشوری كه تحت عنوان مولتی كالچرالیسم احترام به فرهنگ و آن هم فرهنگهای عقب مانده بر حقوق انسان و حقوق زنان ترجیح داده میشود. آن هم در كشوری كه گتوهای مذهبی و فرهنگی مساعدترین شرایط را برای درهم شكستن آرزوها و آمال زنان و دختران ایجاد میكند. در قبال مرگ این دختر جوان بیش از همه گروههای اسلامی كه برای داگاههای مذهبی در امور خانواده٬ برای مدارس اسلامی و برای سهم خواهی در قدرت سیاسی میجنگند٬ مقصرند و باید نوك حمله قرار گیرند. اینها كه در تلاش ایجاد ایران٬ پاكستان و سومالی كوچك در قلب كانادا هستند. اینها هستند كه خانوادهها را تا بدان جا سوق میدهند كه برای پاسداری از قوانین مذهبی به اعضای خانواده و كودكان خود نیز رحم نمی كنند.
این بی رحمی و خشونت به كودكان و زنان را نباید سر سوزنی تحمل كرد. و عاملین آنها باید شدیدا مورد مجازات قرار گیرند. آزادی و سكولاریسم جهت حمایت از حقوق كودكان باید تقویت گردد و به هیچ وجه نباید اجازه داد مذهب و قوانین مذهبی بر كودكان تحمیل شود. باید در مقابل هر گونه سیاست و تلاشی كه موجب جداسازی و گتوسازی در جامعه میشود و یا به حقوق كودك و خوشبختی او لطمه میزند ایستاد. این وظیفه دولت است كه زنان و كودكان را به حقوقشان آشنا ساخته و از آنان در مقابل اجحافات و خشونتهای ناشی از رفتارها مذهبی و اعمال سنتی حمایت كند. باید شبكه ای از حمایتهای و سرویسهای قابل دسترسی برای كودكان و زنان در كمونیتهای مهاجرین بوجود آید و زنان و دخترانی كه بدنبال
پناهگاه امن میگردند را به آسانی بپذیرند. همچنین هرگونه حمایت معنوی و مادی به گروههای مذهبی از طرف دولت كاملا باید قطع گردد.
اطلاعیه هما ارجمند در رابطه با قتل فجیع اکسا پرویز
۱۲ دسامبر ۲۰۰۷
نقش جمهوری اسلامی در قتل و سرکوب زنان در عراق
در پی ترور حدود 40 زن به بهانه بدحجابی در استان بصره عراق، روزنامه اماراتی گلف نیوز نوشت تندروهای مذهبی در اجرای عملیات ترور این زنان نگون بخت از جانب جمهوری اسلامی حمایت شده اند.
این روزنامه به نقل از یک فعال حقوق بشر زنان در بصره نوشت هدف قرار دادن زنان در استان های شیعه نشین جنوبی با تحریک جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
وی گفت تندروها زنان را مجبور می کنند که شبیه زنان در ایران روسری بر سر کنند و در صورت تخطی از آن زنان به قتل می رسند که نمونه آن ترور 40 زن در بصره است.
براساس این گزارش جناح های سیاسی و سازمان های اجتماعی عراق نسبت به رشد گروههای تندروی اسلامی در شهرهای بزرگ شیعه نشین هشدار داده اند و گفتند آنها در اجرای عملیات ترور زنان از سوی جمهوری اسلامی حمایت می شوند.
یک دانشجوی دختر در دانشگاه بصره گفت هشت نامه تهدیدآمیز دریافت کرده است. آنها من را تهدید کرده اند که اگر به پوشیدن لباس های رنگی و امروزی ادامه دهم ترورم خواهند کرد. من می دانم چه کسانی این نامه ها را ارسال کرده اند.
یک زن کارمند نیز که در یک موسسه دولتی مشغول به کار است اظهار داشت با فشار زیادی از جانب تندروها در بخش خود مواجه هست. آنها زنان را مجبور به ترک شغل می کنند. آنها مخالف اشتغال زنان هستند.
مادران صلح
اعلام موجودیت مادران صلح :به امید پیروزی برجنگ نه در جنگ
۲۳ آبان ۸۶
دو شنبه 14 آبان 1386
گروهی از زنان ایرانی روز دوشنبه 14 ابان 1386 با صدور بیانیه ای به عنوان گروه مادران صلح اعلام موجودیت کردند.آنها در بیانیه خود آورده اند که " ما از آن رو خود را مادران صلح نامیدهایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را میطلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانانمان را تهدید کند اعتراض داریم."
متن کامل بیانیه مادران صلح را بخوانید:
جنگ نه !
ما جمعی از مادران ایران زمینیم: با قومیت و مذاهب مختلف؛
مادرانی که جوانیمان در مبارزه با دیکتاتوری شاه و امپریالیسم سپری شد؛
مادرانی که به امید ایرانی آباد و آزاد و برقراری عدالت در روند انقلاب شرکت داشتیم؛
مادرانی که در دوران 8 سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن، برای تحقق آرمان هایمان میهنمان هزینه های فراوانی متحمل شدیم؛
مادرانی که سختترین تحریم های اقتصادی را تحمل کردیم و صفهای طویل را صبورانه تاب آوردیم، تا قوت روزانه خانواده را فراهم کنیم؛
مادرانی که با غرور و افتخار، روح عدالتخواهی و آزادیخواهی و استقلال و صلح را در رگهای فرزندانمان جاری ساخته ایم؛
ما جمعی از مادران ایران، با هر بینش و مذهبی، در این شرایط حساس کشور عزیزمان، همپیمان شده ایم تا در حد توانمان از میهن و آرمانهای مردممان در مقابل تهدیدها، حفاظت کنیم؛
آرمانهایی که برای تحقق آنها جوانیمان را هزینه کردهایم و اینک آرزو داریم که جوانانمان به صلح، عدالت و دموکراسی دست یابند، نه آنکه شاهد هزینه شدن آنان باشیم؛
ما از آن رو خود را مادران صلح نامیدهایم که نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را میطلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانانمان را تهدید کند اعتراض داریم؛
ما مادران نگران وطن، جوانان بسیاری را در انقلاب، جنگ و در زندانها از دست دادهایم و نمیخواهیم كه تاریخ تکرار شود. ما اجازه نخواهیم داد هیچ بهانهای به بیگانگان داده شود و هیچ بیگانه ای به بهانة دموکراسی به ایران تجاوز كند و باور داریم كه مردم ایران خود عدالت و دموکراسی را برقرار خواهند کرد؛
ما مادران صلح معتقدیم که دستگیری، حبس و تعرض به معلمان، دانشجویان، پرستاران، روزنامهنگاران، نویسندگان، روحانیان، کارگران و همچنین فعالان جنبش زنان به بهانه های مختلف همان رفتاری است که قدرت های سلطه طلب خارجی را به بهانة نقض حقوق بشر، اما در اصل همچون کوسههای بوی خون شنیده، به سودای حمله به کشورمان یا اعمال تحریمهای گوناگون میکشاند؛
ما مادران صلح و امیدیم و برای دستیابی به امنیت آزادی و عدالت،كه همانا حقوق بشر است، برای خود و فرزندانمان تلاش خواهیم كرد. برای رسیدن به این اهداف بهسوی تمامی مادران ایران دست یاری دراز میکنیم.
طبق گزارش سایت "تغییر برای برابری" جلوه جواهري، عضو "کمپين يک ميليون امضاء" و از نويسندگان وب سايت "تغيير براي برابري" ظهر امروز، شنبه دهم آذرماه 1386 در دادگاه انقلاب بازداشت شد.
جلوه جواهری صبح روز شنبه در پي احضار کتبي به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و پس از چند ساعت بازجويي در دادسرای ویژه امنیت، به اتهام تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سایت "تغییر برای برابری" بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
طبق گزارش سایت تغییر برای برابری: "جلوه جواهري که دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی است، سال هاست در انجمنهاي زنان فعاليت ميكند و ترجمه ها و مقالات خود را از منظر جامعه شناسي در سايتها و نشریات مختلف زنان منعکس می کند."
سازمان آزادی زن بازداشت جلوه جواهری و کلیه فعالین حقوق زن را شدیدا محکوم میکند و خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی است. رژیم اسلامی در صدد سرکوب جنبش آزادی زن و کلیه جنبش های اجتماعی معترض است. توری انداخته تا رفته رفته کلیه فعالین اجتماعی و معترض را دستگیر و بازداشت کند. باید بطور سازمانیافته و متشکل به این سرکوب گسترده اعتراض کرد. سازمان آزادی زن از کلیه انسان های آزادیخواه و برابر طلب میخواهد که به سرکوب فعالین جنبش حقوق زن اعتراض کنند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی شوند. لذا سازمان آزادی زن از تمام کسانی که نسبت به موقعیت این فعالین نگران اند، میخواهد که پتیشن ما را امضاء کنند.
tphttp://www.PetitionOnline.com/maryam20/
ستم بر زنان موقوف!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
10 آذر 1386
1 دسامبر 2007
ستم بر زن موقوف
سرکوب زنان ممنوع
فعالین حقوق زن در بند باید آزاد شوند
کمپین بین المللی برای آزادی زنان در بند!
برای دیدن فیلم یاد بود دختری از ایران زمین زهرا بنی یقوب که جنایتکاران امربمعروف همدان نخست به او تجاوز و بعد او را به قتل رساندند از این لینک استفاده کنید.زهرا بنی یعقوب / زن ایرانی
زهرا بنی یعقوب / زن ایرانی / Zahra Bani Yaghob-Iranian Woman
http://www.youtube.com/watch?v=C_WVTmGh8J8#GU5U2spHI_4
گزارش گردهمآیی در پاریس به مناسبت سالروز جهانی برای رفع خشونت بر علیه زنان
در تاریخ 24 نوامبر 2007 به دعوت -مجمع ملی برای حقوق زنان- Collectif National pour les Droits des Femmes تظاهرات ایستادهای در پاریس صورت گرفت.
طیفهای گوناگونی از انجمن ها و فعالین زنان فرانسوی، آفریقائی، الجزایری و ایرانی در این گردهم آیی شرکت داشتند، که با حمل پلاکادر، عکس و خواندن آواز خواهان قطع خشونت بر علیه زنان، آزادی، برابری حقوقی ، صلح در جهان شدند
خواست محوری این تظاهرات تصویب هر چه سریع تر قانون زیر بنایی توسط مجلس فرانسه بود. قانونی فراگیر در جهت پیشگیری خشونت بر علیه زنان و تکرار مجدد آن با تاکید بر آموزش و تربیت و حل این مسیله از طریق راه حلهای اجتماعی. قانونی برای کمک به قربانیان خشونت از طریق حل مسیله مسکن،درامد، تامین امنیت جانی، اموزش حرفه و عوض کردن شغل و تسهیل اقامه دعوا از طریق هماهنگ کردن قانون حمایت خانواده و قانون جزای. فرستنده این گزارش از پاریس فعالین حقوق زنان
-------------
25 نوامبر، روز جهانی مبارزه برای حذف خشونت علیه زنان
از سایت انتگراسیون ایرانیان ساکن آلمان
25 نوامبر روز جهانی علیه خشونت بر زنان است. در این روز از طرف تمامی سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد و بویژه سازمانهای و انجمنهای حامی حقوق زنان در دنیا برنامههای ویژهای ارائه میشود.
انتخاب این روز برای مبازره با خشونت علیه زنان به سال 1960 و کشته شدن خواهران Mirabal در کشور دومینکن (Dominikanischen Republik) بازمیگردد. پاتریشیا، مینروا و ترزا سه خواهری هستند که سالها بر عیله رهبر دیکتاتور دومینیکن " رافائل تروخیو" فعالیت میکردند. در سال 1959 طی شکست طرح براندازی رهبر دیکتاتور کشورشان به زندان افتادند اما در پی اعتراضهای بینالمللی به دستگیری آنها دولت دومینیکن مجبور شد در حالی که همسرانشان را در زندان نگه داشته بود، آنها را آزاد کند. ولی این آزادی طولی نکشید زیرا در 25 نوامبر سال 1960 به دست ماموران مخفی رهبر دیکتاتور ربوده و بعد از تجاوز و شکنجه، کشته شدند. کشته شدن این سه خواهر نه تنها نیروهای مقاومت علیه دیکتاتوری را در هم نشکست بلکه باعث حضور بی وقفه زنان در مبارزه تا شکست کامل دولت گردید.
پس از بیست سال در سال 1981 در گردهمایی کنفرانس زنان قاره آمریکا و دریای کارائیب، سالروز به قتل رسیدن این سه خواهر که خود سمبل مبارزه و مقاومت بودند، به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان اعلام گردید و در 17 دسامبر سال 1999 مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز " 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان" را به تصویب رساند.
" روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان" فرصتی به وجود آورد تا تابوی حرف زدن در باره خشونت علیه زنان از بین برود و این مسئله مهم اجتماعی به بحث و گفتگو راه یابد. انجمنها و سمینارها برپا گردد تا نه تنها زنان با حقوق خود بیشتر آشنا شوند بلکه جامعه نیز انواع خشونت علیه زنان را بهتر بشناسد، زیرا چگونگی ابراز خشونت بر علیه زنان را میتوان به گونههای مختلف دید، مانند: خرید و فروش دختران و زنان، برده داریهای مدرن، ازدواجهای اجباری، خشونت خانگی، ختنه دختران، کشتار نوزادان دختر و ... .
متاسفانه خشونت علیه زنان امری جهانی است. اگر چه در بعضی کشورها قوانینی علیه رفتارهای خشونتآمیز علیه زنان وجود دارد ولی هنوز این قوانین نتوانستهاند بر اعمال خشونت بر زنان غلبه کنند و آنها را بطور کل از بین ببرند. در آلمان از اول ژانویه 2002 خشونت علیه زنان در چهار دیواری خانواده هم جرم محسوب میشود و مورد تعقیب و مجازات قرار میگیرد.
برگرفته از مجله رنگین کمان شماره 114- نوامبر 2007
****
اعلامیه جهانی مبارزه برعلیه "رفع هرگونه تبعیض بر علیه زن" و "رژیم ضد زن جمهوری اسلامی"
به مناسبت روز جهانی مبارزه برای حذف خشونت بر علیه زنان
اعلامیه جهانی در زمینه رفع هرگونه تبعیض بر علیه زنان، در 18 دسامبر 1979 ، یعنی تقریبا همزمان با روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی در ایران، تنظیم و از 3 سپتامبر 1980 رسمیت آن اعلام شد.
تاکنون 184 کشور این اعلامیه را امضاء کرده اند. رژیم جمهوری اسلامی از معدود کشورهائی است که از امضاء این کنوانسیون سر باز زده و عملا بر ادامه و اجراء سیاستهای ضد زن خود تاکید دارد.
این اعلامیه چه میگوید و چه میخواهد و چرا رژیم جمهوری اسلامی آن را قبول ندارد؟
ماده اول این اعلامیه " تبعیض برعلیه زن" را اینگونه تعریف میکند:
"... قائل شدن هرگونه تمایز، محرومیت و یا محدویت به دلیل جنسیت، به نحوی که این هدف را مورد نظر داشته و یا این نتیجه را بدنبال بیاورد که برسر راه به اجرا درآمدن و به رسمیت شناختن حق برابر زن و مرد، حقوق بشر و ِاعمال آزادیهای بنیادین توسط زن- صرفنظر از وضعیت و موقعیت خانوادگی او- در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، شهروندی و یا در دیگر زمینه ها، برای آن ایجاد مشکل کرده و یا از آن ممانعت بعمل آورد".
مطالعه همین یک بند روشن میکند که اصلا جای تعجب ندارد که چرا رژیم جمهوری اسلامی این کنوانسیون جهانی را امضاء نکرده و نمی کند.
این کنوانسیون و یا دیگر اعلامیه ها و پروتکل های جهانی بر یک امر تأکید دارند: حقوق بشر، برابری زن و مرد، غیر قابل تفکیک بودن حقوق بشر به دلیل جنسیت و در یک کلام به رسمیت شناختن و احترام به ارزش و کرامت انسانی!
اعلامیه جهانی حقوق بشر تأکید دارد:
ماده 1- تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند...
ماده 2- الف- هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است بهره مند گردد.
اعلاميه كنفرانس جهاني زن، پكن - سپتامبر 1995 (33)، اعلام میدارد:
ما پذيرفتهايم كه:
1. حقوق زنان، حقوق بشر است؛
در مقابل این دستاوردهای بزرگ بشری، رژیم جمهوری اسلامی چه میگوید؟
این رژیم در شریعت و فلسفه ای که آبشخور فکری آن میباشد، قائل شدن تمایز بین زن و مرد بدلیل جنسیت و ایجاد محرومیت و محدویت برای زنان را امری بدیهی دانسته و آنرا در قوانین خود گنجانده و هر روز با انواع دستورالعملهای سرکوبگرانه آنرا نهادینه کرده و محکم و محکم تر میکند.
برای مثال "دبير ستاد حقوق بشر (!) قوهي قضاييه رژیم جمهوری اسلامی ، دكتر (!) محمدجـواد لاريجـاني" در مورد سنگسار میگوید:
"سنگسار نه شكنجه است نه مجازات غير متناسب"
خبرگزاری ایسنا: "دبير ستاد حقوق بشر قوهي قضاييه با بيان اين كه غرب در مورد مسايل حقوق بشري، تبليغات منفي عليه جمهوری اسلامی داشته و دارد، بسياري از اين انتقادها را در پي انگيزههاي سياسي عنوان كرد و درباره مجازات رجم (سنگسار) در ايران اظهار داشت كه "رجم" نه شكنجه است، نه مجازات غيرمتناسب. برخي فكر ميكنند چون غربيها راجع به سنگسار به ما فحش ميدهند، ما خجالت ميكشيم كه احكام را اجرا كنيم در صورتيكه چنين چيزي نيست؛ اصلا فقه شيعه و فقه اهل بيت(ع)، فقه خجالت نيست زيرا اين فقه متكي بر اركان مهمي چون قرآن، اجماع، عقل و اهل بيت (ع) است.
وی همچنین در یک برنامه تلویزیونی میگوید:
" حکم سنگسار در قوانین ما هست، مبتنی بر شریعت اسلام است و تا وقتی این حکم هست، این حکم قابل اجرا است و ضمنا مخالف هیچ کدام از تعهدات بین المللی ما نیست. ما در مورد حقوق بشر حدود چهار سند مهم را امضاء کردیم، هیچ کدام از اینها مخالف سنگسار نیست".
یک نمونه دیگر:
در حالی که ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر(1) بر برسمیت شناختن حریم خصوصی افراد تاکید داشته وحفاظت از شهروندان در این زمینه را وظیفه دولتها میداند، دولت جمهوری اسلامی و مسئولین یا نهادهای آن با بخشنامه های شداد وغلیظ کنترل خصوصی ترین مسائل افراد را در دستور کار خود قرار داده و برای آنها بُکن و نکن تعیین میکنند:
معاون مرتضوی؛ زوج ها در خیابان دست همدیگر را نگیرند.
محمود سالارکيا معاون دادستان ... پليس نمي تواند نسبت فاميلي زن و مرد را در خيابان از آنها بپرسد و در اين خصوص به افراد تذکر بدهد مگر اينکه زن و مرد رفتار بسيار زننده يي داشته باشند و اخلاق عمومي را به خطر بيندازند. حتي اگر يک زن و شوهر دست در دست هم داشته باشند پليس به آنها تذکر نمي دهد، هر چند اين کار درست نيست زوج ها نبايد اين عمل را انجام دهند.
جدیدترین نمونه از بخشنامه های رژیم در زمینه اعمال محدودیت، محرومیت و تمایز بر علیه زنان:
مصادیق مخالف با امنیت اجتماعی و اخلاقی رژیم مواردی که به عنوان مصادیق غیرقانونی و مخالف با امنیت اجتماعی و اخلاقی جمهوری اسلامی محسوب می شود، و در طرح ارتقاء امنیت اجتماعی مورد پیگیری نیروی انتظامی قرار میگیرد، اعلام شد.
یکشنبه، 20 آبانماه 1386
به گزارش خبرگزاری مهر، در اطلاعیه نیروی انتظامی آمده است: موارد ذیل الذکر مصادیق غیر قانونی و مخالف با امنیت اجتماعی و اخلاقی جامعه محسوب می شوند بنابراین نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در صورت عدم رعایت با جدیت و قاطعیت با مرتکبین بر اساس قوانین برخورد خواهد نمود.
1- ایجاد ارعاب و اعمالی همچون باج خواهی، زورگیری، عربده کشی، نزاع و درگیری که موجبات سلب امنیت مردم را فراهم نماید.
2- عدم رعایت پوشش مناسب مانند:
- استفاده از مانتو و شلوارهای کوتاه، تنگ، چاک دار و بدن نما به گونه ای که نمایانگر اندام باشد.
- پوشیدن شلوار کوتاه به گونه ای که قسمتی از پا نمایان باشد و یا استفاده از چکمه به جای شلوار بلند.
- پوشیدن کلاه به جای روسری و مقنعه و همچنین شال های کوچک و باریک که امکان پوشش کامل سر و گردن را فراهم نمی کند.
- آرایش نامتعارف و مغایر با عفت عمومی.
3- استفاده از البسه با مدل های مبتذل غربی ، آرم و علایم گروههای منحرف.
4- هرگونه فعالیت غیر مجاز سمعی و بصری (تهیه، تولید، عرضه ، فروش فیلم های مبتذل و سرقت و توزیع عکس و فیلم های خصوصی و خانوادگی مردم).
5- تهیه و توزیع مواد مخدر، قرص های روانگردان و مشروبات الکلی.
همانطور که در این بخشنامه کاملا واضح است، آزادی فردی و انتخاب آزاد پوشش در جمهوری اسلامی جرم! محسوب شده و در کنار جرایمی چون تهیه و توزیع مواد مخدر و یا سلب امنیت از دیگران قرار داده میشود.
صرفنظر از اینکه مأمورین این رژیم به مثابه اراذل و اوباش حکومتی، اولین سلب کنندگان آسایش و آرامش مردم، جوانان و زنان ایران میباشند، آنچه که باید بر آن تأکید نمود این است که سرکوبگری رژیم جمهوری اسلامی در ایران، امری داخلی و محدود به مرزهای ایران نمیباشد، بلکه بی توجهی و زیر پا گذاشتن کنوانسونهای جهانی، به معنی مقابله و رو در روئی این رژیم با بشریت و ارزشهای انسانی است.
خشونت بر علیه زنان در ایران قبل از هر چیز ریشه در نظام سیاسی و ایدئولوژیک حاکم بر کشور دارد. لازمه حذف خشونت بر علیه زنان در خانه یا روایط خصوصی و یا در جامعه، حذف حاکمیت و سیستمی است که خود مشوق و تولید کننده ایدئولوژی زور و خشونت است. رژیمی که 30 سال است در روز روشن جوانان را در برابر چشم مردم و حتی کودکان، با جره اثقال به دار میکشد، رژیمی که با حمله به جوانان و زنان در خیابان یا مهمانی ها، آنها را زیر مشت و لگد و باتوم میگیرد، رژیمی که چشم در میاورد و دست میبرد و سنگسار میکند و ... و بلاخره رژیمی که از چنین روش های وحشیانه و خشونت پرور رسما دفاع کرده و حتی فیلم و عکس های آنها را پخش میکند، چنین رژیمی در ذات خود ضد حقوق بشر است.
اما اگر "حقوق زنان، حقوق بشر است"، ضد زن بودن رژیم جمهوری اسلامی نیز به معنی ضد بشری بودن این رژیم است. از این رو این وظیفه جامعه جهانی است تا از مبارزه زنان و مردان ایران برای یک زندگی آزاد و انسانی، حمایت کرده و در دفاع از حقوق بشر و کنوانسیونهای به تصویب رسیده در سازمان ملل یا نهادهای وابسته به آن، رژیم جمهوری اسلامی را هر چه شدیدتر محکوم نموده و از مبارزه مردم ایران برای یک حکومت آزاد و دمکراتیک و مبتنی بر ارزشهای حقوق بشری و منطبق با کنوانسیونهای جهانی، حمایت بعمل آورند.
.............................................................................
1- ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده 12 احدی در زندگي خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخله خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد. هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد
بخش دوم این انتشار از ایران پرس
وابستگان ، گماشتگان به رژیم متجاوزان قاتلان مردم ایران اند . رژیم اسلامی رژیم ضد ایرانی جنایتکار دزد و فاسد است . صدارت یک چنین حکومتی بر مردمی با تاریخ باستانی ننگی بیش نیست .لذا نباید فراموش کرد که عمر فاشیسم هیتلری در اروپا فقط 13 سال بود .حکومت فاشیسم اسلامی 28 سال جنایت و فساد میکند و باید برای رهائی ازچنگال جنایتکاران حرفه ای اسلامی و برای آتیه نسل آینده از هم اکنون حاضر بود که بهر قیمتی است آنها را از اریکه قدرت به پائین آورد و بخاطر جنایات پیگیر 28 سال گذشته آنها را به دست قانون سپرد .
زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب و هزار های زن دیگر که جنایت کاران اسلامی در زندان ها به آنها تجاوز و بعد آنها را بقتل رساندن آخرین قربانی های رژیم فاسد اسلامی نخواهند بود.لذا باید به ننگ حکومت اسلامی وابسته به استعمارخاتمه داد.حزب سوسیال دمکرات ایران
زهرا بنی يعقوب در بازداشتگاه نيروی انتظامی همدان درگذشت-
«بعيد می دانم زهرا خودکشی کرده باشد»
پيگيری درباره مرگ زهرا بنی يعقوب، پزشک جوانی که چندی پيش در بازداشتگاه نيروی انتظامی درگذشت، از سوی وکيل مدافع وی، شيرين عبادی همچنان ادامه دارد.
خانم عبادی، حقوقدان و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ از مقامات قضايی خواسته است، پرونده موکلش را برای رسيدگی از همدان به تهران بفرستند.
شيرين عبادی در گفت و گو با سايت کانون زنان ايرانی می گويد:« پرينت آخرين مکالمات تلفنی زهرا با برادرش را به ما تحويل نداده اند و هنوز قانون اجرا نشده است. از رييس قوه قضاييه درخواست می کنم که پرونده به تهران منتقل شود. از آن جايی که همه کسانی که از آنها شکايت کرده ام در همدان شاغل هستند، برای جلوگيری از هرگونه شبهه درخواست می کنم پرونده در تهران رسيدگی شود.»
در همين حال بسياری از مدافعان حقوق بشر و حقوقدانان نيز از مقامات قضايی خواسته اند با احاله پرونده زهرا بنی يعقوب به تهران، به صورت عادلانه و بی طرف به اين پرونده رسيدگی شود.
مسلما وقتی زهرا را بازداشت کرده اند، از او تحقيق کرده اند و دست نوشته ای از او بايد در ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان وجود داشته باشد. بايد اين دست نوشته ها بررسی شود تا ميزان استرس او را از نحوه نگارش کلمات فهميد. من بعيد می دانم زهرا خودکشی کرده باشد.
نعمت احمدی
نعمت احمدی، حقوقدان و وکيل دادگستری در گفت و گو با راديو فردا می گويد: «رييس ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان که اتاق وی يک و نيم متر با مکانی که مقامات قضايی ادعا می کنند زهرا بنی يعقوب در آنجا خودکشی کرده، فاصله داشته است؛ روز چهارشنبه با قرار وثيقه از زندان آزاد شده است و به اين ترتيب مسير دادرسی اين پرونده در استان همدان به درستی طی نمی شود و شائبه بی طرفی ندارد.»
نعمت احمدی در ادامه می گويد:« به اين ترتيب مشخص می شود که مقامات قضايی، رييس ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان را متهم ندانسته اند و يا اتهام را در قصور و تقصير و نه در مورد نقش داشتن در خودکشی يا قتل زهرا دانسته اند.»
نعمت احمدی، حقوقدان و وکيل دادگستری می گويد از نظر حقوقی برابر قانون اساسی و آيين دادرسی کيفری هيچ کس بيش از ۲۴ ساعت نبايد در نيروی انتظامی نگهداری شود.
وی می افزايد:« ايرادات اساسی به پرونده زهرا بنی يعقوب يکی از نظر نحوه نگهداری وی و دوم درباره نحوه تکميل پرونده است و بعد از ان هم شيوه دادرسی اشکال دارد. دو جا طرف اتهام هستند و يکی نيروی انتظامی که او را نگه داشته است و دوم دادگستری که قاضی من غير حق بيش از ۲۴ ساعت دستور نگهداری زهرا را در مرجع انتظامی داده است.»
آقای احمدی به راديو فردا می گويد:« ايراد ديگر اين است که دادگستری همدان به اين پرونده رسيدگی می کند که همکارانش مسئول مرگ زهرا هستند. پرونده بايد به تهران منتقل شود تا عادلانه به آن رسيدگی شود.»
اين وکيل دادگستری در ادامه می گويد در اصل ۸ قانون اساسی امر به معروف و نهی منکر آمده است اما اين امری شرعی است و مساله مجازات برای آن لحاظ نشده است.
آقای احمدی می افزايد:« در قانون مجازات اسلامی هم ماده ۶۳۷ وجود دارد که می گويد هر گاه بين مرد و زنی که علقه زوجيت نباشد يعنی محرم نباشند، بوسيدن و نزديکی به غير از زنا صورت گيرد، شلاق ندارد و تنها مجازات نقدی دارد. ما وضعی به نام امر به معروف کردن را برايش مجازات نداريم.»
برادر و پدر زهرا بنی يعقوب، از بازداشتگاه نيروی انتظامی همدان که زهرا در آن نگه داری می شده است، بازديد کرده اند.
برادر زهرا به سايت خبری کانون زنان ايرانی گفته است که محل حادثه، آپارتمانی است دو طبقه که اتاق های زياد و نزديک به هم دارد و سالن پذيرايی اش حدود شش متر است. وی همچنين گفته است که در چنين فضايی خواهرش نمی توانسته است خودکشی کند. زيرا مقامات نيروی انتظامی استان همدان ادعا کرده اند که مرگ خواهرش در چارچوب يکی از درها اتفاق افتاده و در نيز بسته بوده است.
به گفته برادر زهرا بنی يعقوب، ممکن نيست دری بسته باشد و فردی بتواند در چارچوب آن خود را حلق آويز کند.
مقامات نيروی انتظامی استان همدان به برادر و پدر زهرا بنی يعقوب گفته اند ميله ای چند سانتی متر جلوتر از در اتاق قرار داشته که زهرا با استفاده از آن خودش را حلق آويز کرده است.
پدر زهرا که در همدان به ديدار قاضی پرونده رفته است، به سايت خبری کانون زنان ايرانی می گويد:« پرونده را ديدم. روز دستگيری دخترم ۲۱ مهر ذکر شده است. در حالی که از همان ابتدا عنوان می شد که ۲۰ مهر دستگير شده است. به نظر می رسد که مدارک مربوط به بازداشت را دستکاری کرده اند.»
نعمت احمدی، حقوقدان در تهران درباره احتمال خودکشی زهرا به راديو فردا می گويد:« ابتدا بايد معاينه محل از مکان حادثه تهيه شود. ظاهرا فاصله او با اتاق کار رييس منکرات همدان يک متر و نيم فاصله داشته است.»
نعمت احمدی می افزايد:« کسی که می خواهد خودکشی کند بايد انگيزه داشته باشد و فرصت. ظاهرا مقتوله نزديک ۸۰ کيلو وزن و ۱۷۰ سانتی متر قد داشته است. بايد توانسته باشد طناب يا پارچه ای را که تحمل وزن او را داشته باشد به ميله ببندد. چهارپايه ای بايد پيدا کرده باشد که تحمل وزن او را داشته باشد و آن را هل بدهد و خود را از آن به پايين بيندازد. در عين حال بايد وقت کافی داشته تا بتواند همه اين کار ها را انجام دهد.»
با اين حال نعمت احمدی می گويد احتمال نمی دهد که زهرا خودکشی کرده باشد زيرا وی انگيزه های لازم برای خودکشی را نداشته است.
وی می افزايد:« خانم پزشکی که زندگی موفقی داشته، پدرش از دست اندرکاران سابق سپاه بوده، بسياری از فرماندهان سپاه در نامه ای به قوه قضاييه خواستار رسيدگی به اين پرونده شده اند، شرايط تحصيلی مناسبی داشته، نفر ۲۰ کنکور بوده و به خوبی از عهده درس هايش برآمده و قصد داشته است که اورولوژيست شود.»
آقای احمدی می افزايد:«علاوه بر اين فردی که با او دستگير شده است نيز مردی تحصيل کرده و موجه بوده است. او ۲۷ سال سن داشته و به اين ترتيب خوفی از پدر و مادرش نداشته است که او را به خاطر معاشرت با مردی سرزنش کنند. من وقتی همه اين مسايل را کنار هم می گذارم به راحتی نمی توانم بپذيرم که او خودکشی کرده است.»
اين وکيل دادگستری در ادامه می گويد:« مسلما وقتی زهرا را بازداشت کرده اند، از او تحقيق کرده اند و دست نوشته ای از او بايد در ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان وجود داشته باشد. بايد اين دست نوشته ها بررسی شود تا ميزان استرس او را از نحوه نگارش کلمات فهميد. من بعيد می دانم زهرا خودکشی کرده باشد.»
خانواده زهرا بنی يعقوب می گويند به حرف های مسئولان نيروی انتظامی و ستاد امر به معروف و نهی از منکر اطمينانی ندارند و می خواهند که پرونده دخترشان برای رسيدگی به تهران منتقل شود.
فرین عاصمی
23.11.2007
جنایت در منکرات همدان ، جنایت بر ضد بشریت است.
به سادگی نمی توان از کنار این جنایت گذشت ، این جنایت قلب هر انسانی را به درد می آورد ، آیا می دانید در مدت دو روز چه بر سر خانم دکتر زهرا بنی یعقوب در منکرات همدان آمده بوده است؟
این جنایت ، جنایتی هولناک و جنایت بر ضد بشریت است که حکومتی در کلیت خود با برنامه ریزی قبلی و با هماهنگی بین تمام ارگان های اطلاعاتی خود دست به چنین جنایتی زد.
به سادگی نمی توان از کنار این جنایت گذشت ، حتی مخبرهای نیروی انتظامی نیز از قبل در جریان این جنایت قرار داشتند و تمامی اسناد و مدارک این جنایت در وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران و سایر ارگان های اطلاعاتی موجود می باشد و امیدوار هستیم به زودی چهره واقعی و کریه رژیم فاشیست اسلامی بر همگان مشخص شود.
این یک اتفاق نبوده است ، جنایتی از پیش برنامه ریزی شده بوده است. حکومت مذهبی با ربودن ، تجاوز و قتل دختری معصوم و بی پناه ، دختری از خانواده ایی مذهبی ، دختری که پدرش آزاده بوده و دختری که در ماه رمضان به مادرش قرآن هدیه داده بوده است ، خط بطلانی بر حکومت استبدادی خود کشید.
حکومت اسلامی این بار قربانی خود را از میان خودی های خود انتخاب کرد.
چه کسی است که این جنایت را شنیده باشد و یا می شنود و به اوج رذالت و انحرافات فکری حکومت اسلامی پی نبرده باشد.
باوری وجود دارد که می گوید هر چقدر قربانی مظلوم تر و معصوم تر و هر چقدر جنایت وحشیانه تر باشد ظهور زودتر انجام می شود.
باید توجه داشت ، این باور فقط توجیهی برای زیر دستانشان است ، چگونه باید افرادی را متقاعد کنند که جنایت کارترین عمل غیر انسانی را انجام دهند؟
هدف وسیله را توجیه می کند برایشان ، حکومت با جنایت و با گفتن هر دروغی به زیر دستان.
ذهنیت سردمداران حکومت ، همان ذهنیت حذف خمینی است ، حرکت قسری (با زور کسی را به خشوبختی رساندن) مصباح و النصر بلرعب (پیروزی بر اثر ایجاد ترس و وحشت) خامنه ای همان ذهنیت خمینی است.
" برادرزهرا ... ميگويد: ساعت 45/8 دقيقه شب، زهرا با من تماس گرفت. صدا قطع و وصل ميشد. احوالپرسي كرديم. ... از او پرسيدم : اذيتت نكردهاند؟ گفت: نه ، كسي بالاي سرم ايستاده و بايد بروم و تماس را قطع كرد . "
دو روز دختری معصوم را به بردگی گرفته اند و بالای سر او ایستاده اند ، دختر بی پناه باید چه می گفته است؟ او را می خواسته اند کجا ببرند ؟ چرا صدا قطع و وصل میشده ؟ وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران در حال پیگیری کردن و به ثمر رساندن تلاش های چند وقته خود بوده اند.
" به ما عكس يك صندلي را نشان دادند كه جاي دو پا مثل يك مهر بر آن ثبت شده بود. گفتند اين صندلياي است كه زهرا روي آن رفت و خودش را دار زد و عكس پارچه باريكي را نشان دادند كه زهراي 80 كيلويي با 170 سانت قد، خود را از آن آويخته بود ."
"پزشكيقانوني همدان در گزارش خود، وجود دو كبودي را بر بدن زهرا تاييد كرده است. يك كبودي در قسمت يك سوم فوقاني ران پاي راست و ديگري كبودي در قسمت جلوي ساق پاي چپ . علت مرگ فشار بر عناصر حياتي گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشي از آن تعيين شده است. ساعت معاينه جسد 9 صبح روز يك شنبه 22 مهرماه و زمان فوت ساعت 9 شب شنبه 21 مهرماه تعيين شده است."
مادر روي پاهايش مي كوبد و ضجه كنان مي گويد: "روي پاهاي زهرا چند كبودي كه جاي لگد بوده ؛ ديده شده است ... "
خانواده زهرا می گویند جسد بی جان زهرا را که تحویل گرفتیم ، از بینی و گوشش خون می آمده است.
زهرا دختری بی پناه و معصوم قربانی باورهای جنایت کارانه روحانیون سیاسی در شب عید فطر شده است.
اعتماد ملی / وجود دو کبودی بر بدن پزشک جوان
کانون زنان ایرانی / ترانه بنی یعقوب - فریده غائب
فعال حقوق بشر از ایران
11.11.2007
وكيل دلآرام علي خبر داد: دستور توقف اجراي حكم موكلم صادر شد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ، سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي- وكيل مدافع دلآرام علي (از متهمان پروندهي تجمع 22خرداد) گفت: صبح امروز با مراجعه به قوه قضاييه و دفتر سخنگوي مطلع شدم كه دستور توقف اجراي حكم موكلم براي بررسي مجدد پرونده صادر شده است.
نسرين ستوده در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار داشت: پيش از اين موكلم در نامه اي به رييس قوه قضاييه توقف اجراي حكم خود را خواستار شده بود.
وي افزود: يكي از ايرادات وارد بر حكم صادره اين است كه اين حكم حتي به رويت موكلم نرسيده و پيش از آن تماسي از اجراي احكام گرفته شده تا موكلم خود را معرفي كند و موكل تنها طبق اعلام كارمند اجراي احكام از محتويات حكم تجديد نظر خود مطلع شده است.
به گزارش ايسنا، دلآرام علي از سوي شعبهي 15 دادگاه انقلاب به دو سال و 10 ماه حبس تعزيري و ده ضربه شلاق محكوم شده بود كه شعبهي 36 دادگاه تجديد نظر دو سال و شش ماه از حبس وي را مورد تاييد قرار داد.
از سایت تغیر برابری 10.11.2007
معصومه ضیاء، فعال جنبش زنان به یک سال حبس تعزیری محکوم شد
معصومه ضیاء ۲۲ خرداد سال ۸۵ در تجمعی اعتراضی زنان نسبت به قوانین تبعیض آمیز در میدان هفت تیر دستگیر شد و یک هفته در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر برد.
چهارشنبه ۱۶ آبان ماه دادگاه تجدید نظر معصومه ضیاء برگزار شد و حکم یک سال حبس تعزیری برایش تایید شد.
فریده غیرت، وکیل پرونده معصومه ضیاء که نسبت به این حکم معترض است می گوید: “چهارشنبه ۱۶ آبان دادگاه تجدید نظر برگزار شد و قاضی خیلی فوری همان جا حکم را صادر کرد و من هم فوری اعتراض کردم و ۲۰ روز نیز فرصت دارم تا لایحه اعتراضی ام را به دادگاه ارسال کنم.”
به گفته غیرت حکم یک سال حبس تعزیری تنها برای اتهام “اقدام علیه کشور از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی ” است و قسمت دوم اتهام معصومه ضیاء که “ایجاد جنجال و هیاهو” بوده به دادگاه عمومی ارسال شده و هنوز از نتیجه این اتهام خبری نیست.
او می گوید: “قاضی در اعتراض من که چرا چنین حکم هایی را برای فعالان حوزه زنان تعیین می کنید و آنها را سابقه دار می کنید ؟ پاسخ داد که اینها بعدا مخالف رژیم می شوند و من گفتم که این زنان که فعلا نه تنها مخالف رژیم نیستند بلکه در چارچوب قانون هم عمل می کنند.
کانون زنان ایرانی
10.11.2007
روناک صفار زاده و هانا عبدی فعالین حقوق زن در کردستان
دلارام علي، فعال حقوق زن به 28 ماه زندان و ده ضربه شلاق برای شرکت درتجمع 22 خرداد 1385 مجکوم شده است
.
دلارام علی از فعالین و مدافعین حقوق زن است. وی درگفت وگو با روز اظهارداشت که از تبرئه ناعادلانه نيروی انتظامی به دليل ضرب وشتم وی و دريافت حکم زندان خود، شگفت زده است. این حکم با اعتراضات وسیعی در ایران مواجه شده است. اما رژیم اسلامی بدون توجه به این اعنراضات و تلاش های وکیل مدافع وی، شیرین عبادی، بر قطعیت این حکم تاکید کرد.
محکومیت دلارا علی در شرایطی اعلام میشود که رژیم اسلامی، بطور روزافزونی به دستگیری فعالین حقوق زن، کارگری و دانشجویی مبادرت ورزیده است. بعلاوه اخیرا رژیم اسلامی تاکتیک ترور فعالین کارگری را بعنوان راهی برای خاموش کردن اعتراضات کارگری و اجتماعی اتخاذ کرده است.
بازداشت هانا عبدی در کردستان
هانا عبدی، 21 ساله، دانشجوی رشته روان شناسی در دانشگاه پیام نور بیجار، از فعالین حقوق زن و کمپین یک میلیون امضاء و از اعضای انجمن زنان آذر مهر در کردستان، قربانی جدید دور اخیر سرکوب و بازداشت های گسترده است. روز 13 آبان مامورین رژیم هانا را در خانه پدر بزرگش در سنندج بازداشت کردند. سپس به خانه پدر و مادر وی رفته و کامپیوتر او و دفاتر مربوط به کمپین یکی میلیون امضاء را مصادره کردند.
هانا از دوستان و همکاران روناک صفار زاده است که اکنون بیش از یک ماه از بازداشت او میگذرد و هیچگونه خبری از او در دست نیست. مادر روناک تلاش های بسیاری برای دریافت خبر از دخترش انجام داده است. رژیم اسلامی در مقابل این تلاش های مادر روناک، او را مورد اذیت و آزار قرار داده است.
سازمان آزادی زن قاطعانه سرکوب فعالین حقوق زن و بازداشت آنها و کلیه فعالین اجتماعی و کارگری را محکوم میکند. باید رژیم اسلامی را برای آزادی بازداشت شدگان اخیر و کلیه زندانیان سیاسی تحت فشار های روز افزون بین المللی قرار داد. به این منظور سازمان آزادی زن یک کمپین بین المللی برای آزادی این فعالین سازمان داده است. ما از کلیه سازمان های حقوق زنان، کارگری و حقوق بشر میخواهیم که رسما و علنا رژیم اسلامی را محکوم کنند و برای آزادی این فعالین تلاش کنند.
ستم بر زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سازمان آزادی زن
7 نوامبر 2007
خودكشي دكتر زهرا ساختگي است
انگیزه تجاوز و قتل دکتر زهرا بنی یعقوب در منکرات همدان چیست؟
مگر او چه کاری انجام داده بوده؟
گناه او چه بوده؟
در پاسخ باید بگویم زهرا دختری بی گناه و معصوم بوده و انگیزه چنین جنایتی باورهای جنایت کارانه حکومت دینی است.
باوری وجود دارد که می گوید هر چقدر قربانی مظلوم تر و معصوم تر و هر چقدر جنایت وحشیانه تر باشد ظهور زودتر انجام می شود.
دکتر زهرا دختری بی گناه و معصوم قربانی باورهای مذهبی روحانیون سیاسی شده است.
دکتر زهرا با تحت تعقیب قرار گرفتن از قبل و با هماهنگی ارگانهای اطلاعاتی از قبل و با حکم حکومتی مورد تعقیب قرار می گیرد ، ربوده می شود ، دو روز به بردگی گرفته می شود و سرانجام شب عید اعدام می شود.
ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم
با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان
انصاف بده کدام خونخوار تریم
خانواده خانم دکتر زهرا بنی یعقوب :
ما به خود کشی اعتقاد نداریم
زهرا به قتل رسیده است و آثار کبودی بر روی بدنش بود.
تناقض گویی مسئولان ستاد امر به معروف ؛اداره آگاهي و پزشکی قانونی همدان
خودكشي دكتر زهرا ساختگي است
گزارش :ترانه بنی یعقوب- فریده غائب
شنبه 12 آبان 1386
كانون زنان ايراني : روحيه خوب زهرا در بازداشتگاه همدان؛ دلداري هاي خانواده اش به ويژه برادرش كه بین پانزده تا بیست دقیقه قبل از مرگش با او صحبت كرده بود و اعتقادات قلبي و مذهبي دکترزهرا همه از دلايلي است كه فرضيه خودكشي اش را در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهي از منكر شهر همدان رد مي كند.
دكتر "زهرا .ب "، 27 ساله؛ بيستم مهر ماه به همراه نامزدش در پاركي در شهر همدان توسط نيروهاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر دستگير شد.نيروهاي اين ستاد ادعا داشتند رابطه زهرا به لحاظ تاهل نا مشخص است در حالي كه پدر و مادر زهرا مي گويند دخترشان سه ماه قبل با حضور دو شاهد و پدر نامزدش صيغه محرميت خوانده بودند.
پس از بازداشت 48 ساعته زهرا وقتي پدر و مادر براي اطلاع از وضعيت دخترشان به همدان مي روند ماموران خبر خودكشي زهرا را مي دهند.
خانه دكتر زهرا در كوچه اي تنگ و باريك در محله خاوران در جنوب تهران است.جايي كه كودكي اش در آن گذشته است.ساختمان كوچك دو طبقه اي كه پدر و مادر داغدارش پذيراي مان مي شوند.
یگانه برادر زهرا اشك ريزان از خواهرش مي گويد:"اصلا در ذهن ما خودكشي زهرا نمي گنجد.او دختري مذهبي بود كه آخرين يادگاري اش قرآن بود."
مادر گريه كنان قرآن نفیس روي تاقچه را نشان مي دهد.قرآني كه زهرا ماه رمضان امسال به عنوان هديه براي مادرش خريده بود.
برادر از شب حادثه مي گويد.زماني كه او ساعت يك ربع به 9 شب با خواهرش صحبت كرده است:"آنقدر حال زهرا خوب بود كه تمام نگراني هايم بر طرف شد.به او گفتم خواهر نگران نباش.پدر و مادر در راهند و به زودي به همدان مي رسند."
اما پدر زهرا وقتي ساعت 9 و نيم شب به همدان رسيد به او خبري دادند كه نمي توانست آن را باور كند. پدر به ريش هاي سفيدش دستي مي كشد و با بغضي در گلو ماجرايي را تعريف مي كند كه هنوز دركش بسيار سخت است:"به من گفتند دخترت ساعت 9 شب خودش را كشته است.آخر چطور ممكن است دختري با نماز و مذهبي در يك ربع وسايل خودكشي را فراهم كند.آخر براي چه؟"
در همين زمان برادر مي گويد:"به يقين مي گويم كه خودكشي زهرا غير ممكن است. چون خوم يك ربع پيش از مرگش صحبت كردم با روحيه خوبش و دلداري هاي من محال است او خودكشي كرده باشد."
او از حرف هاي ضد ونقيض مسئولان ستاد امر به معروف و نهي از منكر؛اداره آگاهي و حتي گواهي پزشكي قانوني از مرگ خواهرش مي گويد.اين كه مسئولان ستاد مرگ دكتر زهرا را ساعت هشت ونيم شب اعلام مي كنند اما برادر ساعت يك ربع به 9 شب با او صحبت كرده بود و پزشكي قانوني كه ساعت مرگ را ساعت 9 اعلام كرده است.
مادر روي پاهايش مي كوبد و ضجه كنان مي گويد:"روي پاهاي زهرا چند كبودي كه جاي لگد بوده؛ديده شده است.حدس مي زنم كه همان موقع زهرا به ماموران گفته كه بگذاريد تا پدر و مادرم بيايند تا نشان تان بدهم. شاید همین حرفهای زهرا مامورا ن را عصبانی کرده و او را زیر کتک گرفته اند"
اعضاي سه نفره خانواده كوچك دكتر زهرا در اتاق كوچك خانه نشسته اند و از اتفاقي مي گويند كه 21 روز از آن مي گذرد اما هنوز باور ش برایشان سخت است.گوشه اتاق ؛مادرعكس هاي فارغ التحصيلي زهرا را روي زمين چيده است.يه عكس ها زل زده :"يك و نيم سال پيش از دانشگاه تهران دكتري اش را گرفت.هفت سال در مدرسه تيزهوشان درس خواند و با رتبه 21 در رشته پزشكي وارد دانشگاه تهران شد.امسال هم امتحان تخصص داشت.او مي خواست اورولوژيست شود."
برادر عكس ها را از دور نظاره مي كند و همين طور اشك هايش سرازير مي شود:"زهرا دختر مقاومي بود.از آن دسته دخترهايي كه بر نمي تافت حرف زور بالاي سرش باشد و هميشه از حقوق اش دفاع مي كرد."
برادر همين نكته را پررنگ و تاكيد مي كند:"احتمال مي دهم زهرا جواب نيروهاي ستاد امر به معروف را داده و جر و بحث بالا گرفته است و آنها هم زهرا را مورد ضرب و شتم قرارداده اند."
برادر كه خودش فارغ التحصيل رشته مهندسي است شك ندارد كه خودكشي زهرا ساختگي است:" ماموران ستاد امر به معروف عكس هاي جاي پاي زهرا را در خودکشی ساختگی زهرا نشانم دادند اين عكس به قدري ساختگي بود كه با يك نگاه و كمي فكر مي توانستي به ساختگي بودنش پي ببري.يك جاي پاي پررنگ كه مانند مهر به زمين كوبيده شده بود.در حالي كه براي فراهم كردن خودكشي حتما نياز است كه چند بار از صندلي بالا و پايين بروي و قطعا از يك جاي پا بيشتر خواهد بود."
ادعا مي شود كه زهرا با پارچه هاي تبليغاتي موجود در بازداشتگاه طناب دار ساخته است.در حالي كه پدر و مادر زهرا اين موضوع را رد مي كنند:"زهرا 170 سانتي متر قد و 77 كيلو وزن داشت و پارچه هاي تبليغاتي چگونه مي توانند تحمل چنين وزني را داشته باشند؟"
مادر با لهجه شمالي دائما زير لب زمزمه مي كند كه گناه دخترم چه بود؟به چه جرمي او را کشتندو در همين زمان پدر به اتاق 9 متري طبقه بالا اشاره مي كند.اتاق زهرا كه بيشتر اوقات تا صبح و هنگام سحر چراغش روشن بود و زهرا كتاب هاي دشوار تخصصي و پزشكي را مي خواند.
و مادر همچنان گريه كنان زمزمه مي كند:"در همین خانه كوچك يك مهندس و يك دكتر تحويل جامعه دادم اما چنين بلايي بر سر دخترم آمد."
http://irwomen.net/spip.php?article4810
تشدید فشار و ارعاب علیه فعالین جنبش زنان
سایت زنستان: در حالی که بیش از یکصد سال از آغاز فعالیت های زنان برای احقاق حقوق ابتدایی شان می گذرد، جنبش زنان همچنان روزهای پرتنشی را طی می کند. در سال های گذشته با توجه به فضای محدود جامعه و عدم وجود سخنگاه برای پرداختن به مطالبات زنان، آنها از فرصت هایی چون هشتم مارس، روز جهانی زن و بیست و دوم خرداد ماه برای به خیابان آوردن خواست ها و عمومی کردن شان استفاده کرده و دست به تجمعات آرامی زدند. تجمعاتی که اگرچه مطابق با اصل 22 قانون اساسی، آزاد و مجاز است اما با برخوردهای شدید نیروی انتظامی مواجه شد. به گونه ای که بسیاری مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. این افراد بعد از گذران چند روز در بند 209 اوین، با وثیقه های سنگین آزاد شدند.
اما این روند متوقف نشد و دستگیری فعالان جنبش زنان در سیزدهم اسفند ماه شکل جنجالی تر به خود گرفت. جمعی از زنان که برای اعتراض به دادگاه در حال اجرای بازداشت شدگان 22 خرداد مقابل دادگاه انقلاب گرد هم آمده بودند با برخورد شدید نیروی انتظامی مواجه شده و بازداشت شدند. "نوشین احمدی خراسانی- پروین اردلان- ناهید کشاورز- محبوبه حسین زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نیلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مریم میرزا- مریم حسین خواه- ناهید جعفری- مینو مرتاضی- فاطمه گوارایی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژیلا بنی یعقوب- ناهید انتصاری-آسیه امینی- شادی صدر- ساقی لقایی- ساغر لقایی- الناز انصاری- سارا ایمانیان- جلوه جواهری- زارا امجدیان- زینب پیغمبرزاده - نسرین افضلی- مهناز محمدی- سمیه فرید- فریده انتصاری- رضوان مقدم- سارا لقمانی" به بند 209 زندان اوین منتقل و بعد از مدتی با وثیقه های سنگین آزاد شدند.
چند روز بعد در تجمع هشتم مارس، مارال فرخی، گیتا احمدی، مونا فیاض بخش٬ ناهید نوروزی و سمانه مرادیانی نیز بازداشت و روز بعد پس از گذران يك شب در بازداشتگاه وزرا، با قید ضمانت آزاد شدند.
از طرفی دیگر، قدرت که راه هر گفتمانی را مسدود کرده است، حرکت های مدنی چون کمپین یک میلیون امضا علیه قوانین تبعیض آمیز را نیز تاب نیاورده و فعالان مربوطه به طور مداوم مورد تهدید، بازداشت و بازجویی قرار می گیرند. چنانکه روند بازداشت کمپینی ها همچنان ادامه دارد. روناک صفارزاده، گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان که به همراه هانا در روز جهانی کودک، در سنندج به جمع آوری امضا برای کمپین مشغول بودند، از آخرین بازداشت شدگان هستند. روناک مدت طولانی ست که در بند است و نه تنها از وی خبری به خانواده اش نمی دهند بلکه در مقابل پرس و جوهای آن ها، مادر را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.
احکام صادره برای فعالان زن، جامعه ی جهانی را به شگفت آورده است. فعالیت های مدنی عمدتا نقدی بر سیاست گذاری های دولتمردان است که توجه به چنین انتقاداتی می تواند در جهت بهبود روند برنامه های دولت تاثیری مثبت داشته باشد. اما احکام مزبور گویای حقیقتی دیگر است: زنان سهمی از حقوق شهروندی ندارند.
این روزها نیز از جمله آخرین احکام صادره که اعتراض همگان را برانگیخته است تایید حکم دلارام علی، فعال حقوق کودکان و زنان است که وی را برای مدت دو سال و شش ماه به زندان و ده ضربه شلاق محکوم کرده اند. کارنامه ی دلارام علی، مددکار جوان 24 ساله، گویای فعالیت های انسان دوستانه ی وی است. او که به معنای واقعی مددکاری را تجربه ی عملی کرده است، به میان کودکان و زنان پامنار و امامزاده یحیی و ناصر خسرو و سایر مناطق جنوبی تهران می رود. وی علاوه بر پیگیری وضعیت خانواده ها و کودکان، به برگزاری کارگاه های آموزشی کاهش خشونت، مبارزه با ایدز و موارد دیگر می پردازد. دلارام در زلزله ی بم به کمک زنان و کودکان زلزله زده شتافت و در بحرانی ترین شرایط کمک های درخور توجه ای به آنها نمود. او همچنین با پا گرفتن کمپین یک میلیون امضا، فعالیت خود را در این راستا آغاز کرده و همراه سایر کمپینی ها برای احقاق حقوق زنان تلاش می کند. و البته در مقابل تمامی خدمات اجتماعی که به صورت داوطلبانه انجام می دهد، زندان و ضربات شلاق نصیبش شده است.
دل آرام علی، تنها زنی نبود که حکم شلاق برایش صادر شد، عالیه اقدام دوست نیز که در 22 خرداد 1385 بازداشت شد به جرم شرکت در تجمع غیر قانونی مطالبات زنان و بر هم زدن نظم عمومی به سه سال و چهار ماه حبس و بیست ضربه شلاق محکوم شد.
در ماه گذشته دادگاه بسیاری از افراد بازداشت شده برگزار و یا قرار دادگاه برای ماه های آتی تعیین شده است.
فشار و ایجاد ارعاب از سوی حکومت نه تنها از میزان خود نکاسته که بر آن نیز افزوده است. اما در کنار آن روز به روز با بالاتر رفتن سطح آگاهی زنان نسبت به حقوقشان، بر تعداد فعالان افزوده می شود.
چهارشنبه، 16 آبان ماه 1386 برابر با 2007 Wednesday 07 November
دلارام علی فعال جنبش زنان که پیش از این از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب به تحمل 2 سال و 10 ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شده بود، با تأیید شدن این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر،می بایست خود را به دایره اجرای احکام معرفی نماید.
دلارام علی 24 ساله و فارغ التحصیل رشته مددکاری دانشگاه علامه طباطبایی می باشد، که درسال های اخیر در زمینه کودکان و زنان فعالیت های چشمگیری را داشته است.
وی در 22 خرداد ماه 85، در جریان تجمع اعتراضی زنان به وجود قوانین تبعیض امیز از سوی نیروهای انتظامی حاضر در محل مورد ضرب وشتم شدید قرار گرفته و بازداشت شد. انتشار تصاویری از صحنه ضرب و شتم او توسط نیروهای انتظامی دلیلی شد تا دادگاه وی را به اتهام تبلیغ علیه نظام، برپایی تجمع غیرقانونی و تمرد از دستور پلیس مورد محاکمه قرار داده و در حکمی بی سابقه وی را حبس تعزیری محکوم نماید.
این اقدام دادگاه انقلاب ایران، در حالی صورت می گیرد که در طی 1 سال گذشته بسیاری از فعالان جنش زنان و فعالان حقوق بشر با دریافت احکام حبس تعلیقی و تعزیری ، تحت فشار قرار گرفته اند تا به فعالیت های مدنی خود پایان دهند و هم اکنون بیم آن می رود که با به اجرا در آمدن حکم حبس دلارام علی، سایر فعالان زن نیز از سوی دادگاه های انقلاب، روانه زندان شوند.
در یک دهه اخیر این نخستین بار است که دادگاهی در ایران ، یک فعال شناخته شده ی زن را به حبس طولانی مدت محکوم می نماید. پیش از این، دادگاه های انقلاب، زنان را تنها به احکام تعلیقی محکوم می کردند. در حال حاضر بسیاری دیگر از فعالان جنبش زنان دارای احکام حبس تعلیقی و تعزیری می باشند که از جمله آنان می توان به نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، عالیه اقدام دوست، شهلا انتصاری، سوسن طهماسبی، نسیم سرابندی، بهاره هدایت و .. اشاره کرد.
نکته قابل توجه در مورد انتقال دلارام علی به زندان اوین، عدم وجود بند سیاسی زنان در این زندان است. به گواه تعدادی از فعالان زن که اخیرا در بند عمومی زندان اوین نگهداری شده اند، شرایط بندهای عمومی زنان در این زندان بسیار نامناسب می باشد . از همین رو نسبت به وضعیت سلامتی این فعال جنبش زنان در صورت انتقال به بند عمومی زندان اوین، نگرانی جدی وجود دارد.
هم اکنون روناک صفارزاده، هانا عبدی و سپیده پورآقایی، 3 تن از فعالان زن در زندان های سنندج و اوین نگهداری می شوند و از وضعیت پرونده آنان اطلاعی در دست نیست.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن غیرقانونی دانستن حکم صادر شده، خواستار متوقف شدن اجرای حکم دلارام علی می باشد . این کمیته همچنین دستگاه قضایی را به بازنگری منصفانه ی پرونده های فعالان جنبش زنان فرا می خواند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
شماره 373-۲۰۰۷
تاریخ:15/8/1386
رژیم ضد زن و جنایتکار اسلامی به زنان در زندان نخست تجاوز کرده و بعد بقتل میرساند بگونه ای که استباط شود که زنان مبارزه میهن در زندان خودکشی کرده اند.
یک زن جوان قربانی جدید رژیم اسلامی!
خودکشی دانشجوی پزشکی در زندان رژیم!
طبق اخبار منتشره، دیروز عصر زهرا ب.ا. دانشجوی ۲۷ ساله دانشکده علوم پزشکی همدان پس از ۴۸ ساعت بازداشت در بازداشتگاه امربه معروف همدان با پلاکارد تبلیغاتی در داخل بازداشتگاه خود را حلق آویز کرد.
زهرا روز جمعه به همراه پسری در یک پارک به علت "جرم مشهود" دستگیر شده بود و به علت تعطیلی دادگاه در بازداشت بسر میبرد. دیروز زهرا را در حالی که حلق آویز شده بود پیدا کردند. گفته شده که زهرا خودکشی کرده است. ظاهرا پس از تکذیب اولیه خبر در نهایت الماسی مسئول روابط عمومی دادگستری همدان خبر مرگ در اثر خودکشی را تایید کرده است.
خودکشی یا قتل، این یک جنایت دیگر توسط رژیم اسلامی است. فشارهای بسیاری که بر زنان، جوانان و مردم بطور کلی توسط این رژیم سرکوبگر اعمال میشود، بسیاری را به خودکشی سوق میدهد. روشن است که زهرای جوان توسط مامورین رژیم مورد اذیت و آزار وحشیانه قرار گرفته است. زهرا قربانی دیگر این رژیم زن ستیز و جنایتکار است.
سازمان آزادی زن ضمن تسلیت به خانواده، دوستان و نزدیکان زهرا، این دستگیری و فشارهایی که بر زهرا اعمال شده را شدیدا محکوم میکند. باید رژیم اسلامی را برای این جنایت تحت فشار گذاشت و قاطعانه محکوم نمود.
ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی زن!
نه به حجاب اسلامی!
نه به آپارتاید جنسی!
سازمان آزادی زن
23 مهر 1386- 15 اکتبر 2007
آدم ربائی حکومتی
روناک صفارزاده فعال حقوق بشر در خیابان به وسیله آدم ربایان حکومتی ربوده شده است و
از محل اقامت آن هیچ اطلاعی در دست نیست .
دستگیری فعال جنبش حقوق زن در سنندج
محکوم است!]
طبق اخباری که به سازمان آزادی زن رسیده، رژیم اسلامی روناک صفار زاده فعال جنبش حقوق زن در سنندج واز حاميان کمپين يک ميليون امضا را دستگير کرده است. بدنبال این واقعه چند تن از فعالين حقوق زن در سنندج فراری شده اند. بعلاوه سه تن از فعالین دانشجویی در سنندج، به اسامی ياسر گلی، شاهو وفرزين مرادی نيز دستگير شده اند.
بدنبال یک هفته پر شور از تحرکات جنبش اعتراضی مردم، جنبش کارگری، دانشجویی و دفاع از حقوق کودک، رژیم اسلامی تلاش برای سرکوب و ارعاب را پی گرفته است. باید رژیم اسلامی را عقب نشاند. سازمان آزادی دستگیری این فعالین را شدیدا محکوم میکند و از کلیه افراد و سازمان های آزادیخواه و انسان دوست میخواهد که به این دستگیری ها قاطعانه اعتراض کنند.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
22 مهر 1386- 14 اکتبر 2007
محكوميت بهاره هدايت؛فعال امور زنان به دو سال حبس تعليقي توسط دادگاه انقلاب تاييد شد.
چندي پيش شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، «بهاره هدايت» از زنان تجمعكننده در روز 22 خرداد در ميدان هفتتير تهران را به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعليق درميآيد، محكوم كرد كه صبح امروز اين راي تاييد شد.
بهاره هدايت 26 ساله به خاطر حضور در تجمع 22 خرداد در ميدان هفت تير دستگير شد. دادگاه اتهام او را اقدام عليه امنيت ملي عنوان كرد و به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي، به دو سال حبس محكوم كرد كه اين مجازات به مدت پنج سال تعليق ميشود.كانون زنان ايراني http://www.irwomen.com/spip.php?article4684
دادگاه تجدید نظر احکام سنگین حبس پنج تن از فعالین زن را نقض کرد
امیرکبیر : دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب رأی دادگاه بدوی را در خصوص اتهامات ۵ تن از فعالان جنبش زنان به دلیل نقص تحقیقات نقض کرد.
۵ تن از فعالان زن به نامهای شهلا انتصاری، پروین اردلان، فریبا داوودی مهاجر، نوشین احمدی خراسانی و سوسن طهماسبی که در دادگاه بدوی شعبه ۶ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به عنوان برگزارکننده تجمع ۲۲ خرداد در میدان هفتتیر تهران محکوم شده بودند چندی پیش درخواست تجدیدنظر کردند.
براساس این گزارش دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب رأی دادگاه بدوی را به دلیل نقض تحقیقات نقض کرده است.
به این ترتیب این پرونده مجددا به شعبه ۳۰ ارجاع میشود تا پس از انجام تحقیقات کافی رأی مجدد صادر شود
09.10.2007
ماجرای قتل عمد دستگاه حکومتی جنایتکاران اسلامی در مورد عاطفه رجوی یک زن ایرانی
18 مهر (۱۰ اکتبر ) چه روزیست ؟
۱۸ مهر (۱۰ اکتبر ) روز جهانی علیه اعدام است ، اتحادیه اروپا در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۳ قطعنامه ای را درنشستی جهت لغو مجازات اعدام صادرکرد و درتاریخ ۱۹ جون ۲۰۰۷ اتحادیه اروپا قطعنامه مصوب ۱۰ اکتبر ۲۰۰۳ را با عنوان : « ۱۰ اکتبر روز علیه اعدام» به مرحله اجرا در آورد، از طرفی در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۷ سازمان عفو بین الملل، و ان جی او ها، قطعنامه ای را به مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر "ائتلاف جهانی علیه اعدام" و "توقف اعدام در جهان" ارائه خواهند کرد. این اقدام تلاشی در جهت لغو جنایت دولتی اعدام در سراسر جهان است.
اعدام قتل عمد از پيش برنامه ريزى شده و جنایتی سازمان یافته توسط دولت و یا طبقه حاکم است . قصد اعدام به زیر کشیدن جامعه و فراهم کردن موجبات تعرض به جامعه می باشد. اعدام ابزار طبقات حاکم برای کنترل و به انقیاد در آوردن جامعه و تعرض به حیثیت جامعه و سرکوب مردم معترض است. اعدام باعث افزايش خشونت در جامعه ، سرخوردگی افراد جامعه و به نمایش گذاشتن خشونت دولتی به جهت مرعوب کردن جامعه می باشد. با انجام اعدام قبح قتل و کشتن ريخته مي شود ، حق حيات که مسلم ترین حق انسانی است از انسانها سلب می شود و جان و حیثیت انسان ها بی ارزش نشان داده می شود و در مقابل طبقه حاکم درصدد برائت خود از هر ظنی است . اعدام پاک کردن صورت مساله و حذف عمدی انسانهایی است که قربانی مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، نگرش های اخلاقى ، فرهنگى ، تعصبات تحمیلی ، سرخوردگی های اجتماعی و غيره می باشند ، همچنین اعدام ابزاری است برای کشتن افراد جامعه بصورت قانونی و ریشخند جامعه ، افرادی که حکومت خواستار وجود آنان نیست! ، از طرفی اگر جرمی محرز است جامعه که باعث بروز جرم شده باید هزینه های آن را تقبل کند : هزینه نگهداری مجرم در شرایط انسانی و بازپروی او.
در ایران موارد بسیاری از اعدام ها صرفا از روی کینه و یا به دلایل غیر واقعی و برای سرپوش گذاشتن بر جنایت های اعدام کنندگان صورت گرفته است.
ماجرای اعدام خانم عاطفه رجبی را بخاطر می آورید ، دختر ۱۶ ساله مورد تجاوز قرار می گیرد و برای جلوگیری از اعلام اسمشان توسط دختر ۱۶ ساله ، او را بطور قانونی و در جلوی چشمان بهت زده بسیاری اعدام می کنند ، گوشه ایی از جنایت را یاد آوری می کنم :
سپیده دم يکشنبه ، ۲۵ مرداد ماه ۱۳۸۳خورشیدی برابر با ۱۵ اوت ۲۰۰۳ ، ساعت ۶ صبح ، کودک ۱۶ ساله ایی به نام عاطفه رجبی ، فرزند قاسم ، در فقدان مادر مرحوم ( بيبي راعي) ، به جرم نداشتن معیشت ، به جرم کودک طلاق بودن در ایران اسلامی ، به جرم زندگی کردن برای مدتی در مراکز بهزیستی مشهد ، به جرم از دست دادن مادرش در یک تصادف در آغاز زندگی ، به جرم دوره گرد و کارگر آجر پزی بودن پدرش ، به جرم نگهداری از مادر بزرگ و پدر بزرگ پیرش ، به جرم پرتاب کردن حجابش به سوی قاضی شرع حاجی رضایی ، به جرم مورد تجاوز قرار گرفتن از طرف علی دارابی ، سروان ذبیهی ، سروان مولایی ، قاضی حاجی رضایی و افراد دیگری که به عنوان ع. ا.د. (۵۰ ساله ) و ع. ذ. (۴۵ ساله ) معرفی شده اند ، به جرم شکنجه شدن توسط قاضی شرع – حاجی رضایی و به جرم ۱۶سال زندگی نکبت بار تحمیلی به او توسط طبقه حاکم تا لحظه مرگ ، بدون محبت مادر و بدون مراقبت پدر، در شهرستان نکا در استان مازندران، در خيابان ۳۰ متری واقع در خيابان راه آهن (نواب صفوی) توسط طبقه حاکم و با طناب دار اعدام شد، در صحنه جنایت پیرمردی به نام موسی غش کرد و جان به جان آفرین تسلیم گفت.
طناب اعدام توسط متجاوز و شکنجه گرش قاضی شرع! حاجی رضایی به گردن او انداخته شد و با جرثقیل به بالا کشیده شد ، حکم حکومتی اجرا شد .
قاضى حاجی رضایی ، سروان ذبیهی و سروان مولایی سه جنایتکار پس از بازداشت ، اذعان كرده اند كه " برای جلوگيری از افشای نام خود توسط عاطفه برای اجرای چنين حکمی تلاش کرده اند و آنگاه با گرفتن استشهاد محلی اين عمل خود را وجهه قانونی تر داده اند. "
قاضی حاجی رضایی هنگام به دار کشیدن عاطفه رو به حاظرین می گفت : " او بخاطر زبان تندش اعدام می شود. "
اين حکم بنا به کیفر خواست رئيس دادگستری نکا (حاجی رضایی) ، تائيد ديوان عالی کشور و موافقت رئيس قوه قضائيه (شاهرودی) انجام شده است .
گواهي خلاصة رونوشت فوت سازمان ثبت احوال به شمارة (348635 9/ ف) روز فوت را ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ عنوان می کند. روز فوت .
هرگز از مرگ نهراسيده ام ،
اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود،
باري هراس من از مرگ در سرزميني ست كه :
مزد گور كن افزون از بهاي زندگي آدمي باشد.
گر بدين سان زيست بايد پست ،
من چه بي شرمم اگرفانوس عمرم را نياويزم،
بربلند كاج خشك كوچه ي بن بست.
گر بدانسان مرد بايد پاك،
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كوه،
يادگاري جاودانه، برتراز اين بي بهاي خاك.
(احمد شاملو)
همچنانکه ملاحظه فرمودید قتل فجیع و غیر انسانی عاطفه رجبی به دلیل سرپوش گذاشتن بر تجاوز و شکنجه کردن خانم عاطفه رجبی توسط سروان ذبیهی ، سروان مولایی و نیز قاضی شرع ! حاجی رضایی بوده و در کل برای سرپوش گذاشتن بر تمامی کاستی هایی بوده که طبقه حاکم بر زندگی عاطفه رجبی تحمیل کرده بوده است .
در اینجا فیلم تکان دهنده اعدامی را ببینید که توسط طبقه حاکم به جهت سرپوش گذاشتن بر کاستی های تحمیلی به جامعه صورت گرفته است :
http://h1.ripway.com/hrwaii2007/edam.3gp
در ۸۹ کشوردنیا قانون اعدام لغوشده است.
در ۱۰ کشور دنیا تنها برای مجرمین درجنگ مجازات اعدام اجرا می شود.
در۳۰ کشور دنیا اعدام درعمل لغو شده است ، اما مجازات اعدام همچنان در قانون اساسی آنها وجود دارد ، اما در ۳ دهه اخیردراین کشورها اجرا نشده است .
در مجموع در ۱۲۹ کشور دنیا مجازات اعدام درقانون وعملاً حذف شده است.
اتحادیه اروپا به اعضای خود اعلام کرده یکی ازشرایط باقی ماندن دراروپای متحد رعایت کردن این اصل است.
درسال ۲۰۰۶ حدود ۱۵۹۱ نفر در ۲۵ کشور اعدام شده اند و حدود ۳۸۶۱ نفر در ۵۵ کشور محکوم به اعدام هستند.
در ایران موج اعدام ها به صورت فزاینده ایی در آمده است و جنایت دولتی به صورت قتل عام و اعدام های گروهی در حال اجرا می باشد .
کشتن عامدانه و گرفتن حق حیات انسانها، به هر دلیل و بهانه ، حق هیچ دولت و قدرتی نیست و معتقدم اعدام فقط ابزاری در دست طبقه حاکم برای تعرض به جامعه و انسانها و سرپوش گذاشتن بر کاستی های تحمیلی به جامعه از طرف طبقه حاکم است .
۱۰ اکتبر بهترین موقعیت برای سازماندهی و برچیدن بساط شنیع اعدام و سنگسار می باشد. با همکاری و اتحاد می توانیم صدای خود را به گوش جهانیان رسانده و حکومت را از ادامه این کشتار فجیع و ضد انسانی باز داریم ، از همه آزادیخواهان میخواهم که همزمان با تلاش سازمان عفو بین الملل در سازمان ملل و ان جی او ها به هر روشی که می توانند مخالفت خود را با اعدام و احکام صادر شده اعدام توسط رژیم جمهوری اسلامی اعلام کنند.
جمعی از فعالان مدافع برابری حقوق زن و مرد، با امضای توماری با بيش از ۲۰۰۰ امضاء، از نمايندگان مجلس خواسته اند که رسيدگی به «لايحه خانواده» را از دستور کار خود خارج کند.
در نامه فعالان حقوق برابر آمده است که «اين لايحه نه تنها تطبيقی با واقعيات زندگی زنان امروز ايرانی ندارد بلکه قوانين پيشنهادی آن عقبگردی ۴۲ ساله را به نمايش می گذارد.»
هيات دولت ايران اخيرا لايحه ای تحت عنوان «لايحه حمايت از خانواده» به مجلس شورای اسلامی فرستاده است که به گفته آن، به دليل « لزوم تطبيق قوانين جاری با مسائل روز» و « رفع کاستی ها و نواقص در قوانين موجود حاکم بر نهاد خانواده» پيشنهاد شده است.
برخی از زنان نماينده در مجلس و فعالان حقوق زنان اين لايحه را موجبات سستی و تزلزل بيشتر در نهاد خانواده دانسته و با آن مخالفت کرده اند.
در بيانيه مدافعان برابر حقوق مرد و زن آمده است: در شرايطی که جامعه ايران بيش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانين عادلانه و انسانی تاکيد دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسياری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپين يک ميليون امضاء) برای تغيير قوانين تبعيض آميز تلاش می کنند و به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانين عادلانه و برابر
* حاکميتی که مدام ازدواج موقت و مجدد را تبليغ می کند چرا سعی ندارد که از رايج ترين الگوی جهانی که تشکيل خانواده تحت عنوان ازدواج دايمی است تبعيت بشود؟ چرا طبق خواسته مطالبات زنان ايرانی و عرف جهانی رفتار نمی شود و چرا با طرح اين الگوها، بنيان خانواده ايرانی را سست و سست تر می کنند و مردان را به سمت ازدواج موقت و مجدد سوق می دهند؟
* نسرین ستوده، حقوقدان و وکیل دادگستری
در ازدواج، طلاق، سرپرستی فرزند، تابعيت، خروج از کشور و نيز لغو چند همسری (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده ۲۳ اين لايحه پيشنهادی، نهتنها به شان و کرامت انسانی زن توجهی نکرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلکه در عملی تعجب برانگيز يک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پيش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب کرده و انجام آن را تنها منوط به تمکن مالی مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرايی» از سوی مرد بر اجرای عدالت بين همسران دانسته است!
«جنبه رسمی دادن به برخی پديده های ناپسند»
لايحه حمايت از خانواده که در قوه قضاييه تهيه شده است اواخر مردادماه از سوی دولت و با هدف «تحکيم بنيان خانواده های ايرانی» در ۵۳ ماده برای بررسی در اختيار نمايندگان مجلس قرار گرفته است.
يکی از موادی که در لايحه بحث انگيز شده و اعتراض هایی را برانگيخته است ماده ۲۳ است.
ماده ۲۳ به مردان اجازه می دهد که با داشتن دو شرط «تمکن مالی» و «تعهد رعايت عدالت»، بدون اجازه همسر اول و بنا به تشخيص قاضی، مجددا ازدواج کنند.
همزمان با شکل گيری اوليه اين اعتراضات، سخنگوی قوه قضاييه اعلام کرد که مباحث مطرح شده در مورد ماده ۲۳ لايحه پيشنهادی درست نيست و اين لايحه به دليل سکوت قانون درمورد ازدواج مجدد تهيه شده است اما معترضان، همچنان اين ماده را ضربه ای به نهاد خانواده تلقی می کنند.
نسرين ستوده حقوقدان و از فعالان حقوق زنان با اعتراض به ناديده گرفتن نظر زنان در تدوين اين لايحه به راديو فردا می گويد: تدوين کنندگان، نه تنها تلاش ۳۰ ساله زنان در ايران را که برای احيای حقوق زنان مبارزه کرده اند و مطالبات زنان را مد نظر قرار داده بودند از جمله اعتراض بر حق داشتن تعدد زوجات، حق طلاق يک طرفه مرد و مساله حضانت فرزندان ناديده گرفته بلکه در اقدامی از سر لجبازی درست نقطه مقابل زنان سعی کردند به برخی پديده های ناپسند حقوقی جنبه رسمی بدهند.
خانم ستوده با اشاره به ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده که به مردان اجازه می دهد با اجازه دادگاه و بدون اطلاع همسر اول ازدواج مجدد کند به اشکالات حقوقی اين ماده اشاره می کند و می گوید : «متاسفانه شرايطی که در اين قانون پيش بينی شده هيچکدام قابل احراز نيست يعنی هيچ قاضی نمی تواند بگويد در کدام مرحله، با چه ميزان حقوق يک مرد با تمکن مالی به حساب می آيد و مرد ديگری اين شرايط را نداشته باشد و از سويی قضات از اين بابت نظرشان متفاوت است.»
اين حقوقدان با اشاره به شرط دوم برای ازدواج مجدد که دراين ماده گنجانده شده می گويد: تعهد اجرای عدالت هم موضوع قابل اندازه گيری نيست.
يکی ديگر از مواد مطرح شده در اين لايحه، ماده ۲۵ است که به موجب آن، به مهريه های بالا، به هنگام ثبت ازدواج ماليات تعلق می گيرد و خانم ستوده با ابراز تعجب از چنين تصميمی می گويد: فلسفه ماليات در همه جای دنيا آن است که به نقل و انتقال اموال تعلق می گيرد، بنابراين دولت از مهريه ای که هنوز رد و بدل نشده چه مالياتی می خواهد بگيرد؟
اين وکيل دادگستری در ادامه می گويد: همه اين اشکالات ما را با اين سوال مواجه می کند که آيا اين لايحه در جهت حمايت از خانواده است يا در جهت فروپاشی خانواده.
خانم ستوده، با اشاره به بالابودن جمعيت زنان تحصيلکرده و موقعيت اجتماعی آنها می گويد که هرگز زنان ايرانی زير بار چنين قانونی نخواهند رفت.
اين وکيل دادگستری در ادامه از سياست های دولتمردان ايران در ترويج آنچه وی «الگوهای غير رايج تشکيل خانواده» نظير ازدواج موقت و مجدد نام برد انتقاد کرده و گفت:«حاکميتی که مدام ازدواج موقت و مجدد را تبليغ می کند چرا سعی ندارد که از رايج ترين الگوی جهانی که تشکيل خانواده تحت عنوان ازدواج دايمی است تبعيت بشود؟ چرا طبق خواسته مطالبات زنان ايرانی و عرف جهانی رفتار نمی شود و چرا با طرح اين الگوها، بنيان خانواده ايرانی را سست و سست تر می کنند و مردان را به سمت ازدواج موقت و مجدد سوق می دهند؟»
خانم ستوده در پاسخ به اين سوال که آيا بايد اين لايحه با قوانين روز دنيا تطبيق داده شود می گويد:« در درجه اول ضرورت دارد که اين لايحه با خواست زنان ايرانی تطبيق داده شود که اصلا چنين چيزی در نظر گرفته نشده است.
»
09092007
لایحه قانون حمایت از خانواده رژیم تبعیض علیه زنان ایران است
نظر به بزرگداشت و برابری حیثیت ، ارزش و شخصیت تمامی انسان ها و نظر به اینکه در بستر حقوق بشرهیچگونه تبعیضی جایز و پذیرفتنی نمی باشد و مستند به ارائه طرحی از دولت جمهوری اسلامی به مجلس شورای اسلامی جهت تثبیت با نام متعارف لایحه حمایت از خانواده که در متن آن ضمن به رسمیت شناختن حق تعدد همسر برای مرد ، قانون قبلی را که ازدواج جدید مرد را منوط به دریافت اجازه از همسر می نمود لغو می نماید و این اجازه را به دادگاه می دهد که در صورت توان مالی مرد به وی اجازه تعدد همسر را بدهد .
بنابراین فعالان حقوق بشر در ایران که همواره به نقض سیستماتیک حقوق زنان در ایران و جاری بودن رکن تبعیض و بستر قانونی حاکمیت ایران معترض بوده است این لایحه را مخالف مواد 1 و 16 اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند های چهارگانه ماده 23 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و اصول کلی عهدنامه رفع انواع تبعیض علیه زنان می شمارد و ضمن رد موضوع بومی سازی در حقوق اصلی و اساسی بشر تحت هر عنوانی شدیدا نسبت به سیاست های زن ستیزانه و ارائه این طرح که بنیان خانواده و جامعه را مورد تهدید قرار می دهد اعتراض می نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران 17.08.2007
دستگيري ۴ هزار بدحجاب در گيلان
۲۴ مرداد ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۵:۱۷ تعداد بازديد: 3868 كد خبر: ۷۳۲۷۲
رئيس پليس امنيت عمومي گيلان از دستگيري 3 هزار و 925 نفر از بانوان بدحجاب در استان خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از مركز اطلاع رساني پليس گيلان، يدالله حسيني افزود: به منظور جلوگيري از خدشهدار كردن اقتدار نظام جمهوري اسلامي و از بين بردن زمينهها و بسترهاي تهاجم و استحاله فرهنگي و به ابتذال كشيده شدن جوانان و ايجاد احساس جامعهاي امن و عاري از آلودگيها و آسيبپذيريها و تهديدات اخلاقي براي خانوادهها در برخورد با پديده بدحجابي در قالب طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اقدامات اساسي صورت گرفته است.
وي اظهار داشت: ماموران پليس امنيت عمومي، 3 هزار و 925 نفر از بانوان بدحجاب را دستگير كردند كه از اين تعداد، 2 هزار و 77 نفر به مراجع قضايي معرفي شدند.
حسيني گفت: همچنين به 25 هزار و 214 نفر از بانوان بدحجاب تذكر و ارشاد و از يك هزار و 849 نفر نيز تعهد كتبي اخذ شد.
رئيس پليس امنيت عمومي گيلان خاطرنشان كرد: در اين زمينه، 17 مورد از واحدهاي صنفي ضمن اخطار و تذكرات لازم، پلمب شد.
برای پایان دادن به مزاحمت روزمره برای زنان میهنمان توسط گماشتگان حکومت فاشیستی مذهبی اسلامی فقط با براندازی یک پارچه آن حکومت ممکن است .
هشدار ۷۰۰ مدافع «حقوق برابر» نسبت به خشونت عليه زنان
۷۰۰ نفر از مدافعان «حقوق برابر» با انتشار بیانیه ای تحلیلی نسبت به خشونت عليه زنان هشدار داده و اعلام کردند که ادامه اين روند و برطرف نشدن قوانين تبعیض آمیز، نه تنها زندگی زنان، که حیات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذیری خواهد کرد.
اين بيانيه به مناسبت فرارسیدن ۲۲ خرداد، روز همبستگی زنان ایران ، انتشار يافته است. در ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان حقوق زنان با برگزاری تجمعی مسالمت آميز در ميدان هفت تير تهران، نسبت به فوانين تبعيض آميز اعتراض کردند. اما اين تجمع با مداخله گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی، برهم خورد و در جریان آن ده ها نفر بازداشت شدند.
در اين بيانيه آمده است: تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر به مناسبت سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ ، با همراهی و همت جنبش دانشجویی و دیگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سندیکایی، نه تنها بهت زدگی و انفعال موجود را شکست، ... بلکه بحث حقوق برابر زنان را به شکلی بسیار گسترده تر از پیش در سطح جامعه مطرح کرد .
امضاکنندگان اين بيانيه با اعلام اینکه «این دستاوردهای مثبت،اما پیامدهای منفی نیزبرای برخی از فعالان حق طلب جنبش زنان به همراه داشت» افزوده اند که « بازداشت های گسترده زنان به بهانه مبارزه با بدحجابی، بحث بازداشت زنان را از دایره فعالان جنبش زنان به بخش عظیمی از زنان جامعه تعمیم داده است. بسیاری از زنان ایرانی صرفا به دلیل تفاوت سلیقه در نوع پوشش خود نسبت به معیارهای شخصی برخی از مسئولان، امروز مورد هجوم نیروهای انتظامی قرار می گیرند. »
در ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان حقوق زنان با برگزاری تجمعی مسالمت آميز در ميدان هفت تير تهران، نسبت به فوانين تبعيض آميز اعتراض کردند. اما اين تجمع با مداخله گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی، برهم خورد و در جریان آن ده ها نفر بازداشت شدند.
به اعتقاد ۷۰۰ امضا کننده بيانيه مزبور، «به نظر می رسد هدف چنین برخوردهای خشونت آمیزی، نهادینه کردن تدریجی ترس دردل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعتمرزهای ايران.»
«هنگامي که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادي و سياسي، بيش از پيش افزايش مي يابد، فشار بر روي زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسي زيادتر مي شود.»
سيمين بهبهاني
در اين ميان، امضاکنندگان بيانيه ۷۰۰ امضايي، به ساير جنبش هاي اجتماعي در ايران توجه کرده و به برخوردهاي امنيتي با دانشجويان و همچنين اساتيد در اکثر دانشگاه ها و معلمان و کارگران اشاره کرده اند.
امضاکنندگان بيانيه همچنين نوشته اند:«از سوي ديگر، به نظر می آید به جای برابری حقوقی، برابری در برخوردهای امنیتی بین زنان و مردان از سوی برخی مسئولان دنبال می شود. به طوری که از میان چهار نفر از کسانی که دارای تابعیت دوگانه هستند و به اتهام های مختلف بازداشت یا ممنوع الخروج شده اند، دو تن از آنان زن هستند: نازی عظیما که مدت هاست ممنوع الخروج شده است و هاله اسفندیاری که بدون دسترسی به وکیل در زندان بسر می برد. »
به نظر می رسد هدف برخوردهای خشونت آمیز، نهادینه کردن تدریجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای ايران
۷۰۰ مدافع حقوق برابر
در اين بيانيه که به امضاي شخصيت های سياسی، اجتماعی، فرهنگی و مطبوعاتی رسيده است، از گسترش خشونت در جامعه ايران انتقاد شده است.
اين بيانيه همچنين حاکيست:«
اعمال خشونت های داخلی در شرایط کنونی ، که ایران به دلیل سیاست های تنش آفرین در بحران و زیر ذره بین جهانیان قرار گرفته و در معرض قضاوت مستقیم افکار عمومی بین المللی است، اوضاع را بغرنج تر می کند .»
به اعتقاد ۷۰۰ مدافع حقوق برابر، به اين ترتيب، بر خوردهای خشونت آمیز ، فقط در سطح گسترش اعتراضات داخلی باقی نمی ماند ، بلکه به سرعت ابعاد بین المللی به خود می گیرد.بنابراین مجموعه جامعه ايرانرادر معرض تنش و خشونت های بیشتری قرار می دهد.
«مي خواهند توجه مردم را از مسايل ديگر منحرف کنند»
سيمين بهبهاني، شاعر، که از امضاکنندگان اين بيانيه بوده است، در گفت و گو با راديو فردا، ضمن اشاره به اينکه وضعيت زنان در يک سال گذشته، خوب نبوده است، گفت:«کتک زدن زنان، احضار فعالان حقوق زنان و اعمال خشونت عليه زنان به طور خيلي وحشتناکی صورت گرفت و درهمين حال، شاهد آن هستيم که به اسم حجاب برخوردهای بسيار بدی با زنان انجام می گيرد.»
وي با غير انسانی خواندن اين گونه برخوردها با زنان، ابراز اميدواری کرد که اين وضعيت هر چه زودتر پايان يابد و زنان بتوانند آزادی خود را بدست آورند و راحت زندگی کنند.
«هنگامي که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادي و سياسي، بيش از پيش افزايش مي يابد، فشار بر روي زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسي زيادتر مي شود.»
به نظر می رسد هدف برخوردهای خشونت آمیز، نهادینه کردن تدریجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای ايران
۷۰۰ مدافع حقوق برابر
سيمين بهبهاني
خانم بهبهاني در پاسخ به اين پرسش که دليل اين گونه برخورد با زنان و در عين حال، ساير جنبش های اجتماعی در ايران که مورد انتقاد امضاکنندگان بيانيه ۷۰۰ امضايي قرار گرفته است، چيست؟ گفت:«به نظر مي رسد هنگامی که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادی و سياسي، بيش از پيش افزايش می يابد، فشار بر روی زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسی زيادتر مي شود تا از آنان زهر چشم گرفته شود و يا اينکه توجه مردم را از مسايل ديگرمنحرف کنند.»
سيمين بهبهاني در عين حال، به اين موضوع اشاره کرد:«هنگامي که بر روي زنان فشار وارد شود، به دليل اينکه يکي از ارکان جامعه به حساب مي آيد، اين فشار به جامعه نيز منتقل خواهد شد.»
درهمين حال، خانم بهبهاني گفت:«موضوعي که مايه تاسف امضاکنندگان بيانيه بود، گرفتاری زنانی است، که از خارج به ايران آمده اند.»
اشاره وی به مشکل نازی عظيما و هاله اسفندياری، شهروندان ايرانی – آمريکایی بود، که در ايران دچار مشکل شده اند. از يکسو، خانم عظيما که گذرنامه اش توسط مقام های جمهوري اسلامی توقیف شده است، امکان خروج از ايران را نيافته است و از سوی ديگر، خانم اسفندياری، پژوهشگر، زنداني شده است.
سيمين بهبهاني گفت:«خانم عظيما تنها براي ديدن مادر بيمار خود به ايران آمده بود و من به دليل شناختی که از وی دارم، مي دانم که از هر گونه تهمتی مبرا است.»
بهروز کارونی 11062007
اطلاعیه حزب سوسیالیست فرانسه
خانم لورانس روسینیول، دبیر کل مسایل حقوق زنان
آقای پی ار موسکوویچی، دبیر کل روابط بین المللی
در ایران ، وضعیت حقوق بشر و آزادی های شهروندی بیش از پیش رو به وخامت می گراید. چندی پیش، در پی دستگیری ده ها دانشجو و کارگری که نسبت به شرایط تحصیل و کار معترض بودند، زنانی که به گفته ی مقامات ایرانی حجاب اسلامی را رعایت نکرده بودند، مورد ضرب و شتم وحشیانه، خونین و تحقیر آمیز قرار می گیرند.
برخی سازمان های دفاع از حقوق بشر بین المللی و ایرانی این اعمال غیرقابل تحمل نسبت به مخالفان در ایران و بویژه نسبت به زنان را محکوم کرده اند.
حزب سوسیالیست فرانسه مراتب انزجار خود را نسبت به نقض مستمر حقوق بشر و آزادی های شهروندی در ایران اعلام می دارد و سرکوب زنان به نام دین و توسط حکومتی متعصب و خود کامه را محکوم می کند.
از آن جا که ایران اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را امضأ کرده است، حزب سوسیالیست فرانسه پشتیبانی خود را از رجوع سازمان های بین المللی و ایرانی به سازمان ملل متحد برای ملزم کردن ایران به رعایت تعهداتش نسبت به حقوق بشر، اعلام می دارد.
پاریس 31 مه 2007
'برخورد اخیر با زنان با حقوق بشر سازگار نیست'
نیروهای انتظامی ایران به اجرای طرحی با نام 'مبارزه با بدحجابی' مبادرت کرده اند که به بازداشت موقت شمار زیادی منجر شده است
کانون مدافعان حقوق بشر ایران از برخوردهای اخیر با زنان و فعالان دانشجویی انتقاد کرده و روش های در پیش گرفته شده را 'ناسازگار با موازین حقوق بشری' خوانده است.
خبرگزاری کار ایران، ایلنا، روز شنبه پنجم خرداد (بیست و ششم ماه مه) به نقل از سخنگوی این کانون نوشته است که برخوردهایی که در خیابان ها با زنان تحت عنوان 'بدحجابی' دیده می شود " با روش و منطق اصولی سازگار نيست چراكه نيروی انتظامی فقط مجری و ضابط قضايی است و در جايگاه تصميمگيری قرار ندارد."
در طول ماه گذشته خورشیدی نیروهای انتظامی ایران به اجرای طرحی با نام 'مبارزه با بدحجابی' مبادرت کرده اند که به بازداشت موقت شمار زیادی منجر شده و در برخی موارد نیز با خشونت هایی همراه بوده است.
این برخوردها اعتراض هایی را در پی داشته اما برخی مذهبیون و مسئولان جمهوری اسلامی از این اقدام نیروی انتظامی دفاع کرده و خواهان برخورد با آنچه 'پوشش غیر اسلامی'، 'غربی'، یا 'مغایر با موازین شرع' می نامند، شده اند.
با این حال طرح موسوم به 'مبارزه با بدحجابی' از آغاز با انتقاد ضمنی رئیس قوه قضائیه ایران همراه شد که به نیروی انتظامی هشدار داد "برخوردهای خشن در مبارزه با آسیب های اجتماعی نتیجه عکس می دهد."
برخورد با فعالان دانشجویی
کانون مدافعان حقوق بشر ایران همچنین به انتقاد از برخوردهای اخیر با فعالان دانشجویی پرداخته و بازداشت و محروميت از تحصيل و تعليق آنها در كميته های انضباطی را "رخدادهایی نگرانكننده برای مدافعان حقوق بشر" خوانده است.
عدم اجازه برای ملاقات وكلا و والدين دانشجويان بازداشت شده با آنها، امری ضد حقوق شهروندی و خلاف مصرحات قانون اساسی است
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر ایران
ایلنا به نقل از نرگس محمدی، سخنگوی این کانون، خواهان 'آزادی و توقف برخورد با دانشجويان' شده و نوشته است: "عدم اجازه برای ملاقات وكلا و والدين دانشجويان بازداشت شده با آنها، امری ضد حقوق شهروندی و خلاف مصرحات قانون اساسی است."
هفته گذشته، در پی نا آرامی هایی که در دانشگاه علامه طباطبائی تهران بر سر لغو مجوز انجمن اسلامی این دانشگاه و جلوگیری مسئولان از برگزاری انتخابات آن رخ داد، سه دانشجو بازداشت شدند و از ورود تعدادی دیگر به کلاس های درس جلوگیری شد.
برخی فعالان دانشجویی، دولت محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران را متهم می کنند که در قالب برنامه ای حساب شده، در حال انحلال و يا پيش گيری از تجديد انتخابات در بين انجمن های اسلامی دانشگاه ها است تا بدين وسيله روند فعالیت های دانشجویی مختل شود.
اما هواداران دولت گروه های دانشجویی را به تلاش برای ایجاد نا آرامی و 'سیاسی کردن دانشگاه' متهم کرده و برخورد با برخی دانشجویان - .و بعضا استادان - را در راستای 'پاکسازی' دانشگاه ها می دانند.
26may2007
دروغ شرم آور رئيس مركز اطلاعرساني پليس جمهوری اسلامی
رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس جمهوری اسلامی سرهنگ مهدی احمدی با بی شرمی تمام حادثه ديروز ميدان هفت تير؛ را برنامه ای طرح ريزي شده خواند.
عین خبر :
در پي انتشار اخباري در بعضي از سايتها مبني بر برخورد خشن عوامل گشت ارشاد با يك زن در ميدان هفت تير تهران رئيس مركز اطلاعرساني پليس تهران از بررسي دقيق و همه جانبه اين موضوع در پليس خبر داد.
سرهنگ مهدي احمدي در خصوص چگونگي جزئيات حادثه به وقوع پيوسته در ميدان هفت تير تهران گفت: مأموران گشت ارشاد در ميدان هفت تير در حال تذكر به تعدادي از افراد بدحجاب بودند كه يكي از مأموران متوجه فيلمبرداري دختر جواني از طريق تلفن همراه از اين صحنه شد و از وي درخواست كرد تا براي ارائه توضيحات به همراه عوامل گشت به مقر پليس بيايد.
وي گفت: مقاومت فرد مورد نظر براي اعزام به پايگاه پليس باعث بروز درگيري فيزيكي بين مأموران زن و دختر مورد نظر شد كه اين امر تجمع مردم را در پي داشت.
سرهنگ احمدي گفت: فرد مذكور هيچ ارتباط و يا نسبتي با افراد مورد ارشاد نداشته و پليس تهران بررسي همه جانبه خود را درباره اين موضوع آغاز كرده است كه در اين زمينه در آينده نزديك اطلاعرساني ميشود.
حضور چندين فرد فيلم بردار در صحنه كه تصاوير آنها دقايقي بعد بر روي سايت هاي فمنيست هاي ايراني منتشر شد و خودزني دختر بازداشتي از جمله كوبيدن سر به درب خودروي ون از جمله نقاط مبهم حادثه ديروز هفت تير است.
همچنين يك موتورسوار كه درست در همان منطقه و به طور مخفيانه در حال فيلم برداري از اين حادثه بود، وقتي متوجه آگاهي ماموران نيروي انتظامي از اين اقدام خود شد، متواري گشت.
آسمان دیلی نیوز 24may2009
سرمايه _ زينب پيغمبرزاده با استقبال جمعي از اعضاي كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين، ديشب (چهارشنبه) از زندان اوين آزاد شد.
اين فعال جنبش زنان، 10روز در بند عمومي زندان اوين در بازداشت بود وسرانجام دادگاه با پذيرفتن وثيقه 20 ميليون توماني او را آزاد كرد.
آزادي زينب پيغمبرزاده از زندان در حالي كه قرار بود ساعت پنج بعدازظهر روز چهارشنبه انجام شود با چندين ساعت تاخير انجام شد در حالي كه همراهانش از ساعت چهار جلوي در زندان اوين منتظر آزادي او بودند.17می 2007
بمناسبت سیاست ارعاب و خفقان و زن ستیزی رژیم اسلامی علیه زنان کشورمان .
تحقیق در مورد اپیدمی خود سوزی زنان در تاجیکستان
در تاجیکستان فقر، بیچارگی و اطاعت کامل از مرد دلیل خود سوزی صد-ها زن در سال است. برای تحقیق در مورد شرایط زندگی زنان و خود سوزی آنها با چندین نفر از جمله روانپزشکان، پزشکان بیمارستان سوانح و سوختگی، سازمان–های غیر دولتی (ONG)که در این زمینه فعالیت میکنند و چند زن جوان ملاقات کردیم.
یکی از روانپزشکان که بیشتر در این زمینه تجربه دارد، در مورد گذشته و زندگی کنونی زنان چنین اظهار داشت: زندگی زنان تاجیک واقعا یک فاجعه است. در گذشته، ( اتحاد شوروی) حزب کمونیست، برابری ظاهری بین زن و مرد را به این منطقه تحمیل کرد، یک نوع قانون برابری بدون درک درست و واقعی از مفهوم این برابری. در حال حاضر، سنت-های قدیمی، چند همسری (پلی گامی) و اطاعت مطلق زن از مرد دو باره رایج شده است.
به نظر من، فقر، بدبختی، شرایط بد اقتصادی، مرد سالاری و چند همسری دلایل اصلی خود سوزی صد-ها زن در سال است. در حقیقت، خود سوزی زنان از نظر روانپزشکی بیانگر بن بست و ناامیدی کامل آنها است. آمار دولتی و سازمان بهداشت جهانی (OMS) در مورد خودکشی زنان در این کشور کاملا غیر واقعی است (از هر 100.000 نفر 2,3 نفر خود کشی مکنند). اگر چه بیشتر خانواده-ها خود سوزی زنان را پنهان میکنند و آنرا تصادفات خانگی جلوه میدهند ولی باید به روشنی و بدون تردید در مورد اپیدمی خود سوزی زنان در تاجیکستان صحبت کرد.
اکثر این خود سوزی–ها ناشی از درگیری-های خانوادگی و شرایط زنان در خانواده است، چرا که بطور سنتی، زن جوان باید با خانواده همسر زندگی کند و باز بطور سنتی باید از همسر و مادر همسر خود اطاعت کند. در چنین شرایطی، با زنان جوان مانند خدمتکار خانگی رفتار میشود.
پزشکی که در مرکز سوانح و سوختگی-های درجه 1 کار میکند اظهار داشت که هر سال بیش از 50 زن خود سوزی کرده را معالجه میکند. این تعداد آماری هستند که به بیمارستان پایتخت ( دوشنبه) آورده میشوند. تعداد زیادی از آنها قبل از آنکه به بیمارستان آورده شوند میمیرند. این پزشک هم دلیل اصلی خود سوزی زنان را مشکلات خانوادگی ارزیابی میکند. در تاجیکستان پلی گامی و اطاعت از مرد و مادر شوهر دلائل اصلی خود سوزی–ها است. زمانی که مرد همسر دوم اختیار میکند، به زن اول پول و مخارج کمتری میرسد، وضعیت مالی زنان را زمانی که مرد همسر سوم و چهارم هم داشته باشد در نظر بگیرید. غیر از مسئله مالی و شرایط بد اقتصادی، طبق فرهنگ و سنت، زن اول احساس تحقیر و سرافکندگی را هم بایدتحمل کند.
یکی از مسئولین سازمان غیر دولتی بنام ( مادر) در این مورد اینطور اظهار نظر میکند.
به تمام این شرایط، فقر، بدبختی، بیکاری، مردسالاری، کتک خوردن شبکه معاملات زنان را هم که بسیار فعال هستند باید اضافه کرد. هر سال، هزاران زن جوان از این طریق بعنوان فاحشه تاجیکستان را به قصد خارج بویژه امارات عربی، و ترکیه ترک میکنند.
جنگ همه چیز را در این جا ویران کرده است، تعادل روانی و اخلاقی بسیاری از تاجیک-ها را تغیر داده است. اکثر اوقات، خانواده-ها دختران خود را تشویق میکنند که به کشور-های عربی و امارات و یا کشور-های دیگر بروند. اکثر آنها در شهر دوشنبه دستگیر میشوند و پس از گذراندن چند ماه در زندان، خود آنها به اعضاء و یا رئیس شبکه معاملات تبدیل می-شوند. متاسفانه، ما امکانات لازم برای تغیر شرایط آنها را نداریم. این زنان احتیاج به کار، پول و شرایط بهتر زندگی دارند که ما قادر به ایجاد و فراهم کردن این شرایط برای آنها نیستیم.
گفتگو با دو زن جوان
ساریون، رن جوان 26 ساله-ای که اقدام به خود سوزی کرده بود بخشی از زندگی فلاکت بار خود را این چنین تعریف کرد.: من نمی خواستم خودسوزی کنم، فقط میخواستم خانواده-ام، بویژه برادرم را بترسانم. زیرا او همیشه مرا زیر لگد میگیرد. من از سن 12 سالگی در دانشگاه دوشنبه بعنوان نظافتچی کار کردم. با پولی که در آوردم میتوانستم درس بخوانم. دوست داشتم وکیل بشوم. من تنها دختر خانواده هستم و برادرم اصرار دارد که من در خانه بمانم و بعنوان خدمتکار در خانه کار کنم، برای همین اکثر اوقات مرا زیر لگد میگیرد. فکر کردم، خود سوزی تنها راه نجات من از این شرایط است
با نرگس، زن 24 ساله دیگری که در دهکده-ای در 30کیلو متری دوشنبه زندگی میکند در مورد شرایط زندگی-اش صحبت کردیم.
نرگس میگفت که همسرش مانند بسیاری دیگر از مرد-های این دهکده برای کار به روسیه رفته است. اکثر آنها بعنوان باربر آنجا کار پیدا میکنند. در مدت 6 ماهی که رفته، فقط یک بار پول فرستاده است. من نمی دانم چقدر پول برای خانواده-اش فرستاده است. اینجا، اصلا مرسوم نیست که زن در جریان امور مالی همسرش قرار بگیرد. ولی خانواده او برای درمان بچه کوچکم که اکثر اوقات مریض است به ما کمی پول دادند. نرگس ادامه داد که من شوهرم را قبلا نمیشناختم تنها در روز ازدواج با او آشنا شدم. خانه ما همانطور که میبینید نه آب دارد و نه برق. من فقط یک باغ کوچک دارم که با آن زندگی دو بچه-ام را میگذرانم. برای من کارکردن در باغ، کاشتن، دروکردن و بچه داری مشکل است ولی خوب راه چاره دیگری نیست. من هم در مورد خودسوزی-ها شنیده-ام ولی فعلا ناراضی نیستم.
لورین میوت (Lorraine Millot) از روزنامه فرانسوی زبان لو کوریه (Le Courrier)
مترجم: مرجان افتخاری
08.05.2007
خاموشی جايز نيست
در اعتراض به احکام حبس فعالان فمينيست در ايران
در تاريخ ٢٤ آوريل ٢٠٠٧، دادگاه انقلاب در تهران حکم سه سال زندان، شامل دوسال و نيم حبس تعليقی و شش ماه زندان تعزيری برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی، دو چهره شناخته شده جنبش فمينيستی در ايران صادرکرد. دليل صدور اين احکام " تبانی و اجتماع جهت برهم زدن امنیت کشور" عنوان شده است .
پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی سالهاست در جهت دفاع از حقوق برابر زنان قدم برداشته و قلم می زنند. آنان از جمله پايه گذاران کارزار تغيير برای برابری هستند که کمپين « يک ميليون امضا برای تغییر قوانین تبعیضآمیز» را به راه انداخته است. اين کمپین که با استقبال بسياری روبرو شده، با ارجاع به چند «ميثاق بين المللی ضامن حقوق بشر ورفع تبعيض» که ايران در شمار امضا کنندگان آن قرار دارد، خواستار لغو تمامی قوانين تبعيض آميزی است که زنان ايران را " نيمه انسان" تلقی می کند. پيگرد و حبس فعالان اين جنبش هدفی جز به سکوت کشاندن اين ندای حق طلبانه ندارد. لازم است ياد آوری کنيم که در روزهای گذشته دادگاه انقلاب اسلامی برای آزاده فرقانی، سوسن طهماسبی، شهلا انتصاری و فريبا داودی مهاجر نيز به دليل فعاليت در جهت احقاق حقوق زنان، احکام زندان شامل حبس تعليقی و تعزيری صادر کرده است. قطعا میتوان صدور چنين احکامی برای ديگر فعالان جنبش زنان را نیز پیش بینی نمود.
امروز حکومت ايران، با حمله به زنان "بدحجاب"، يعنی زنانی که به الگوی ايدئولوژيک حکومت اسلامی نه می گويند، می کوشد فضای ارعاب را گسترش دهد.
همراه با سرکوب جنبش دانشجوئی و مبارزات صنفی کارگران و معلمان، جنبش فمينيستی را هدف حمله پيگير و مستمر قرار داده است. صدور حکم حبس برای پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، آزاده فرقانی، فريبا داودی مهاجر، شهلا انتصاری و سوسن طهماسبی که جرمی جز دفاع از حقوق زنان ندارند، نشان دهنده عزم راسخ قدرت حاکم برای به سکوت کشانيدن زنان است.
سرنوشتی که حاکمان می کوشند برای زنان حق طلب رقم زنند بار ديگر ياد آور اين واقعيت است که موضوع احقاق حق زنان در مرکز مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی قرار دارد. از اینرو خاموشی در مقابل اين احکام ناروا جايز نيست!
ما امضا کنندگان ذیل، همهی نيروهای آزاديخواه، مدافعین حقوق بشر و مدافع آزادی زنان را به اعتراض به اين احکام و دستگیریها فرا می خوانيم. ما با مراجعه به نهادهای بين المللی خواهان لغو احکام حبس و تضمين آزادی و امنيت برای تمامی فعالان جنبش فمينيستی در ايران هستيم:
برای اعلام اعتراض خود، نامتان را به آدرس پست الکترونیکی زیر ارسال کنید:
iran_feminism@yahoo.de
دختر 17 ساله ای از پیروان ایزدیان در عراق که عاشق پسر مسلمان سنی میشود را بخشی از مردان پیروان ایزادی و با کمک خانواده آن دختر سنگسار کردند.این جنایت هولناک تصویری از بی قانونی و زن ستیزی مناسبات حاکم در عراق کنونی است. حزب سوسیال دمکرات ایران این جنایت را که نمونه ای است از توحش و بربریت را محکوم میکند و انتظار دارد که رئیس جمهور عراق آقای طالبانی و ارتش ایالت متحده آمریکا در آن منطقه جنایتکاران را دستگیر و به دست قانون بسپارند.
شماری از نمایندگان کانون زنان و نهاد های مدنی و شماری از مدافعان حقوق زنان در اقلیم کوردستان با شعار "هتک حرمت به زنان به بهانه شرف و ناموس یک حرکت تروریستی است" امروز بسوی ساختمان پارلمان کوردستان راهپیمایی نمودند که از سوی دکتر "کمال کرکوکی" نائب رئیس پارلمان کوردستان و شماری از اعضای پارلمان مورد استقبال گرفتند.
در این دیدار نماینده سازمانهای جامعه مدنی و زنان یادداشتی در راستای محکوم کردن قتل زنان تحت عنوان ناموس و همچنین محکوم کردن قتل دعا دختر 17 ساله ای که به اتهام انتخاب همسر و تغییر مذهب کشته شده است را تقدیم پارلمان نمودند.
در این یادداشت شرکت کنندگان خواستار قانون مداری و برخورد با عاملان این جنایت شدند و عاملان این گونه جنایات را تروریست اجتماعی نامیدند.
"پخشان زنگه" رئیس کمیسیون دفاع از حقوق زنان در پارلمان کوردستان در سخنانی اظهار داشت : آمدن شما به پارلمان انرژی زیادی به ما عطا می کند تا ما در راستای دفاع از حقوق زنان مصصم تر باشیم.
وی در مورد قتل دعا گفت: این زنگ خطرناکی است و این گونه جنایتها با هیچ کدام از اصول انسانی مطابقت ندارد و حقوق زنان را با خطر روبرو می سازد.
دکتر کمال کرکوکی در سخنانی اعلام نمود : خوشبختانه بیشتر عاملان این جنایت دستگیر شده اند و با آنان برخورد قانونی خواهد شد.
چند روز پیش دعا دختر 17 ساله ای کوردی ایزدی به اتهام دوستی با یک پسر مسلمان از سوی بستگان خود به طرز فجیعی به قتل رسید.از تارنمای اتحادیه میهنی کردستان
هر تعبیری از قانون شریعه ضد زن است!
روز پنجشنبه 26 آوریل برنامه "ساعت زنان" رادیو 4 بی بی سی مناظره ای پیرامون "آیا قانون شریعه ضد زن است؟" میان آنیا خان، حقوقدان در قوانین مدنی و اسلامی و آذر ماجدی، رئیس سازمان آزادی زن برگزار کرد.
فشار جنبش اسلام سیاسی در اسلام آباد، پایتخت پاکستان، برای اجرای کامل قانون شریعه زمینه تشکیل این مناظره بود. اخیرا دختران محصل در مدرسه جمیع الحفسا مسلحانه این مدرسه را اشغال کرده و خواهان اجرای قانون شریعه هستند. (گفته میشود این مدرسه وابسته به القاعده است.) گزارشات حاکی از این است که حدود 3000 زن برقع پوش مسلح یک کتابخانه کودکان و 5000 مرد مسلح مدرسه را اشغال کرده اند.
اخیرا دسته های زنان برقع پوش مسلح به چند فاحشه خانه، مغازه های ویدئو فروشی و به چند آرایشگاه، به این دلیل که آنها غیراسلامی هستند حمله کرده اند. زنی را که صاحب یک فاحشه خانه است دزدیده و به زور در یک کنفرانس مطبوعاتی مجبور به اظهار ندامت کرده اند. این دسته جات سیاه حزب اللهی مشروب فروشی ها را نیز تهدید کرده اند.
دولت پرویز مشرف در حال تعلیم واحد های کماندوی زنانه ضد تروریست برای حمله به مدرسه و مسجد سرخ است. 150 زن در این دوره تعلیم دیده اند. طنز جالب این است، که رئیس کالج تعلیم نظامی اعلام کرده است که این دانشجویان زن در بسیاری رشته ها از مردان بهتر هستند و با نتایج بهتری دوره آموزش نظامی را گذرانده اند. در حالیکه اسلامیست ها حملات تروریستی خود علیه زنان را به سبک طالبان سازمان داده اند، دولت اسلامی پاکستان نیز واحد های کماندویی زنان را تعلیم میدهد.
جنی مورئی (Jenni Murray) برنامه ساز بی بی سی با این سوال آغاز کرد: آیا قانون شریعه زن ستیز است؟ آنیا خان با ارجاع به تعابیر مختلف از اسلام اعلام کرد که شریعه زن ستیز نیست. آذر ماجدی اعلام کرد که تعابیر مختلف شریعه همگی زن ستیز اند، به این خاطر که اسلام و قران زن ستیز اند. وی سپس به تعابیر مختلف اسلام در ایران، عربستان سعودی، سودان، الجزایر و افغانستان اشاره کرد و گفت که این قانون شریعه است.
جنی مورئی پرسید پس چگونه زنان از آن دفاع میکنند؟ آذر ماجدی گفت که پاسخ این سوال سیاسی است. جنبش اسلام سیاسی توانسته در میان بخشی از مردم منطقه و حتی محیط های اسلامی در غرب بعنوان ایدئولوژی رهایی بخش ظاهر شود و بویژه نسل جوان را در متن وضعیت عراق و حمله به عراق، حمله اسرائیل به لبنان و تحت عنوان مبارزه ضد امپریالیستی بخود جلب کند. اکنون حجاب سیاسی است. یک بیرق سیاسی است.
بحث دوباره به مختصات عریان ضد زن قران کشیده شد و آذر ماجدی به مساله تعدد زوجات، حجاب اجباری برای زنان و توصیه به مردان برای کتک زدن زنان اشاره کرد. آنیا خان ابتدا این دستورات را منکر شد و فقط زمانی که آذر ماجدی تاکید کرد که این عین سوره نسا در قران است، مجبور شد که با توجیهات بسیار و با اکراه بر صحت آن تائید بگذارد.
جریان اسلامی میکوشد که از طرق مختلف قدرت را به دست گیرد. وضعیت عراق و افغانستان یک نمونه تراژیک این واقعیت است. در پاکستان طالبان و اسلامیست ها دست به تعرض زده اند. و در غرب نیز باصطلاح روشنفکران اسلامیست تلاش میکنند که با توسل به دموکراسی طلبی حاکم با استفاده از استدلالات ریاکارانه ای مثل "خود مردم میخواهند" و "این اعتقاد مردم است" حرکات تروریستی و خشونت های این جنبش سیاه را توجیه کنند. استفاده از زنان برای خاموش کردن صدای مدافعین حقوق زن یکی از ترفند هایی است که جمهوری اسلامی همیشه بکار گرفته است. طالبان از جمهوری اسلامی آموخته است.
سازمان آزادی زن با تمام قوا علیه جنبش اسلام سیاسی مبارزه میکند و از هر فرصتی برای افشاء و عقب نشاندن این جنبش ارتجاعی، جنایتکار و زن ستیز استفاده میکند. این اولین بار نیست که زنان در جلوی صف زن ستیزان بحرکت درآمده اند. پاسخ نهایی و دندان شکن به این جنبش در دست جنبش آزادی زن در ایران است. جنبش آزادی زن با مبارزه قاطع خود علیه رژیم اسلامی، موفق خواهد شد که کل جنبش اسلام سیاسی را به حاشیه براند. سازمان آزادی زن گردانی از این جنبش است و قاطعانه برای آزادی بی قید و شرط زنان و برابری کامل زن و مرد، برای یک نظام سکولار، آزاد و برابر مبارزه میکند. آینده از آن ماست.
ستم بر زن موقوف!
نه به حجاب!
نه به آپارتاید جنسی!
زنده باد آزادی زن!
سازمان آزادی زن
26 آوریل 2007
www.azadizan.com
آذر ماجدی در مناظره رادیو 4 بی بی سی:
دستگيری ۱۵۰ هزار نفر در جريان مبارزه با «بدحجابی»
به رغم آغاز طرح مبارزه با بدحجابی، اختلافاتی بين قوه قضاييه و نيروی انتظامی در اين خصوص بروز کرده است.
دستگيری ۱۵۰ هزار نفر در جريان مبارزه با «بدحجابی»
چهار روز پس از آغاز طرحی که به طرح مبارزه با بدحجابی معروف شده است، اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی در حاشيه تجليل از نيروی انتظامی استان تهران گفت:« کل تعداد افراد بدحجاب، متجاوز به حريم خصوصی و مزاحمان نواميس مردم که توسط نيروی انتظامی دستگير شده اند ۱۵۰ هزار نفر هستند، اما بسياری از آنها پس از اخذ تعهد و مشاوره با روان شناسان متخصص رها شده اند.»
به گزارش خبرگزاری مهر آقای احمدی مقدم روز چهارشنبه، پنجم ارديبهشت ماه ۸۶، تاکيد کرد که فقط ۱۳ نفر از دستگير شدگان طرح مبارزه با بدحجابی به مراجع قضايی معرفی شده اند.
وی گفت«اين تعداد با عکس و مستندات ماموران مخفی پليس به مراجع قضايی اعزام شده اند و برابر قانون با اين افراد برخورد خواهد شد.»
وی در خصوص استفاده از ماموران مخفی نيز گفت:«ماموران مخفی پليس ابتدا از سرنشينان خودروهای مزاحم نواميس مردم، عکسبرداری می کنند و سپس با مستندات با آنها برخورد می شود.»
فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی همچنين با ابراز نارضايتی از انتقادات رسانه ای نسبت به عملکرد نيروی انتظامی در طرح مبارزه با بدحجابی گفت:«چرا اين همه اصرار داريد طرح امنيت اجتماعی و اخلاقی را به برخورد با بدحجابی تنزل دهيد که البته اين هم جزو اجرای طرح است؟»
آقای احمدی مقدم در پاسخ به پرسش های پر شمار خبرنگاران، آنها را مورد اعتراض قرار داد و گفت:« شما ميگوييد مبارزه با بدحجابی، ما عنوان مبارزه با بدحجابی نداريم و اين ساخته خود شماست و شما اين را درست کرده ايد.»
فرمانده نيروی انتظامی در ادامه انتقاد از رسانه ها به خبرنگاران گفت:« يعنی فکر ميکنيد در جامعه همه چيز امن شده و نگرانيها از بين رفته است و هيچ کس، هيچ دغدغهای در جامعه ندارد؟»
خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، در همين خصوص گزارش کرده که آقای احمدی مقدم در پاسخ به خبرنگار اين خبرگزاری گفته«خودتان خانم هستيد، وقتی در خيابان راه ميرويد از مزاحمت اوباشان ناراحت نيستيد؟»
وی در عين حال از اعتراض رييس قوه قضاييه به دستگيری زنان و جوانان اظهار بی اطلاعی کرد و در خصوص بيانيه روز گذشته قضات دادسرای جنايی که اظهارات وی را مصداق تشويش اذهان عمومی عليه قضات دانسته بودند، نيز گفت که چنين جوابيه يا بيانيه ای را نديده است.
فرمانده نيروی انتظامی درمقابل تاکيد کرد که با قوه قضاييه هماهنگ است و گفت:«ما با قوه قضاييه کاملا هماهنگ هستيم. من نميدانم ما چه گفتهايم که بايد برای من جوابيه صادر کنند.»
فرمانده نيروی انتظامی با تاکيد بر اينکه در هر صورت وظيفه خود را انجام ميدهد، گفت:« اقدامات سال گذشته نيروی انتظامی در رابطه با امنيت اجتماعی نتايج بينظيری داشت، به طوری که در شرارت، قتل، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و گروگانگيری کاهشهای ۳۰ درصدی داشتيم که در نوع خود رکورد بوده است.»
به گزارش خبرگزاری ها، فرمانده نيروی انتظامی در سخنانش تاکيد کرد:«جامعه نياز دارد با اين جرايم سختتر برخورد شود و ما نيز هدفمان را در ليدرهای اين جرايم ساماندهی کرده ايم.»
وی در خصوص اهداف اصلی نيروی انتظامی در سال ۸۶ نيز گفت:«باندهای فساد اولين گروه هدف است و پس از آن متجاوزان حريم خصوصی که موجب آبروريزی مردم می شوند و به عکس و فيلم آنها دستبرد می زنند، در تيررس اقدامات پليس قرار می گيرند.»
وی سومين گروه هدف را افراد ايجاد کننده ناهنجاری در اجتماع معرفی کرد و گفت:«خودتان قضاوت کنيد که چقدر جو پليسی طی سه روز اجرای طرح در جامعه حاکم بوده است.»
آقای احمدی مقدم پاسخ اين سئوال را نيز خود داد و گفت:«نه جو پليسی هست و نه بگير و بند؛ ظاهرا اجتماع خيلی هم پاک تر شده است.»
حمايت ۲۰۳ نماينده مجلس از نيروی انتظامی
از سوی ديگر به دنبال افزايش انتقادات از اجرای طرح مبارزه با بدحجابی، روز چهارشنبه ۲۰۳ نماينده مجلس هفتم در نامه ای از اين طرح حمايت کردند.
در اين نامه با اشاره به اينکه مفاسد اجتماعی و ناامنی های اخلاقی و مظاهر فساد و تباهی در تعارض بنيادين با نظام مردمسالاری دينی و فرهنگ ارزشی و جامعه پراقتدار اسلامی است،تاکيد شده « پديده استعماری بی حجابی رضاخانی و مظاهر فساد و تباهی و مواد اهريمنی افيونی، سلامت جامعه را به خطر انداخته که بر همه، خاصه مسئولان نظام است که در صيانت جامعه مساعی لازمه را معمول دارند.»
نمايندگان امضاء کننده اين نامه، ضمن حمايت از اقدام وزارت کشور و نيروی انتظامی در طرح مبارزه با بدحجابی، آن را«اعمال وظايف قانونی خود در مقابله با ناهنجاری های اخلاقی و ناامنی های اجتماعی و پديده شوم بی عفتی» خوانده و از نيروی انتظامی به دليل اجرای اين طرح تقدير کردند.
در نامه ۲۰۳ تن از اعضای مجلس گسترش بدحجابی در کشور به شياطين انس و جن و آمريکا و اسراييل نسبت داده شده و از نيروی انتظامی و وزارت کشور خواسته شده تا به شکل منسجم و مستمر در اين زمينه اقدام کنند.
اين نامه از قضات و قوه قضاييه نيز خواسته تا«به شکل قاطع و بی اغماض در اجرای حدود و قضاء و جزاء اسلامی همراهی لازم را مبذول دارند.»
در حالی که رييس قوه قضاييه، روز دوشنبه از دستگيری زنان و جوانان انتقاد کرده و گفته بود:«کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ضرر دارد و منفعتی ندارد»، سخنگوی دولت روز سه شنبه طرح مبارزه با بدحجابی را به قوه قضاييه نسبت داد و گفت که پاسخگويی به اين طرح به قوه قضاييه مربوط است.»
با وجود اين، ۲۰۳ نماينده مجلس در نامه روز چهارشنبه خود از وزارت کشور و نيروی انتظامی به خاطر اجرای طرح مبارزه با بدحجابی تشکر کرده اند.
«بانوان معتقد به حجاب شوند»
غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس شورای اسلامی نيز روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران گفت:«از طرح نيروی انتظامی در برخورد با ناهنجاری های اجتماعی حمايت می کنيم.»
آقای حداد عادل همچنين گفت:« از اينکه نيروی انتظامی بايد جهت ايجاد فضای اخلاقی در جامعه حتی الامکان با مهربانی و منطق با ناهنجاری ها برخورد کند تا شان مردم حفظ گردد حمايت می کنيم، ولی اگر کسانی معتقدند در اين روند، اولويت بر برخورد کار فرهنگی است، مجلس با اين موضوع مخالف است.»
وی طرح مبارزه با بدحجابی نيروی انتظامی را هم جهت با مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان کرد و گفت:« در کار فرهنگی در حوزه امنيت اخلاقی و اجتماعی اصل بر اين است که بانوان معتقد به حجاب شوند و حل مسئله بد حجابی از اين مسير پيگيری شود، اما در هر امر اجتماعی، اشخاصی قانون شکن وجود دارند که بايد به نحو مناسب و معقول با آنها برخورد کرد.»از رادیو فردا25.04.2007
3 سال زندان برای پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی
با صدور حکم ۳ سال زندان برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی تاکنون ۵ تن از فعالان حقوق زنان به زندان محکوم شده اند.
شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، روز سه شنبه ۴ ارديبهشت با صدور حکمی برای نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان هر يک از اين دو فعالال حقوق زنان را به تحمل سه سال حبس که دو سال و نيم آن به حالت تعليق درمیآيد، محکوم کرد.
نسرين ستوده، وکيل مدافع اردلان و احمدی خراسانی با اعلام اين خبر به خبرگزاری ها گفت«طبق حکمی که به من ابلاغ شده، موکلانم از اتهام تبليغ عليه نظام و شرکت در تجمع غيرقانونی، تبرئه شده اند».
شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، روز سه شنبه ۴ ارديبهشت با صدور حکمی برای نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان هر يک از اين دو فعالال حقوق زنان را به تحمل سه سال حبس که دو سال و نيم آن به حالت تعليق درمیآيد، محکوم کرد
به گفته خانم ستوده شعبه شش دادگاه انقلاب پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی را «در مورد اتهام تبانی و اجتماع بهجهت برهم زدن امنيت کشور با استناد به مادهی ٦١٠ قانون مجازات اسلامی به سه سال حبس»محکوم کرده است که ۲ و سال و نيم آن به حالت تعليق در میآيد و شش ماه آن تعزيری است.
خانم ستوده اعلام کرد که به اتفاق وکلای ديگر پروندهی تجمع زنان در ميدان هفت تير در مهلت قانونی اعتراض خود را به حکم صادره اعلام و تجديدنظرخواهی کرد.
وی همچنين گفت که خانم ها اردلان و احمدی خراسانی چندی پس از تجمع زنان در ٢٢ خرداد سال گذشته در ميدان هفت تير به دادگاه انقلاب احضار شده بودند و پس از مراجعه به دادگاه انقلاب با قرار کفالت ٢٥ ميليون تومانی، آزاد شدند.
وکيل تعدادی از فعالان حقوق زنان در واکنش به صدور پياپی احکام زندان برای فعالان حقوق زنان در ايران گفت«جای سوال دارد که چگونه مدنیترين مطالبات زنان با مسايل امنيتی کشور گره میخورد؟»
زنان به زندان می روند
با صدور احکام ۳ سال زندان برای پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی شمار فعالان حقوق زنان که در دو هفته گذشته از سوی دادگاه انقلاب به زندان محکوم شدند به ۵ تن رسيد.
اولين حکم روز چهارشنبه ۲۲ فروردين دادگاه انقلاب از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برای آزاده فرقانی، دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و از متهمان پرونده تجمع زنان در ميدان هفت تير صادر شد.
دادگاه انقلاب خانم فرقانی را ا به تحمل دو سال حبس که به مدت پنج سال به حالت تعليق درمیآيد، محکوم کرد.شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب علت صدور چنين حکمی را اتهام اقدام عليه امنيت ملی از طريق شرکت در تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفتتير تهران،عنوان کرد و در مورد اتهام ايجاد بلوا وی را تبرئه کرد.
روز چهارشنبه ۲۹ فروردين نيز شعبه ۶ دادگاه انقلاب سوسن طهماسبی، از فعالان حقوق زنان به اتهام شرکت در تجمع اعتراض به قوانين زن ستيز در ۲۲ خرداد سال ۸۵ به شش ماه زندان تعزيری و ۱۸ ماه زندان تعليقی محکوم کرد.
محمد علی دادخواه، وکيل خانم طهماسبی همان روز به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفت که موکلش در رابطه با شرکت در تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵ به اتهام اقدام عليه امنيت کشور به دو سال حبس محکوم شده که از مدت دو سال، يک سال و نيم آن، تعليقی و شش ماه آن تعزيری است.
شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران همچنين در چهارشنبه ۲۹ فروردن جاری فريبا داودی مهاجر يکی ديگر از فعالان حقوق زنان را به تحمل ۴ سال حبس که سه سال آن به حالت تعليق درمیآيد محکوم کرد.
محمد شريف، وکيل مدافع فريبا داودی مهاجر، اتهام موکلش را در تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفتتير تهران ذکر کرد و به خبرگزاری کار ايران،ايلنا، گفت که بر اساس حکم ابلاغی،خانم داودی مهاجر به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی راجع به« اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم» به تحمل چهار سال حبس محکوم شده است که سه سال آن به مدت پنج سال معلق شده است.
آزاده فرقانی، سوسن طهماسبی، فريبا داودی مهاجر، پروين اردلان و نوشين احمدی خراسانی هر پنج فعال حقوق زنان که تاکنون از سوی شعب ۶ و ۱۵ دادگاه انقلاب به زندان های از ۲ تا ۵ سال محکوم شده اند با يک اتهام مشترک شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ که با عنوان«اعتراض به قوانين زن ستيز» پيش از برگزاری توسط ماموران برهم خورد،مواجه بوده اند.
طی سال ۸۵ ده ها تن از فعالان حقوق زنان بازداشت يا مورد بازجوئی و احضار قرار گرفتند،اما ناظران صدور احکام زندان برای فريبا داوودی مهاجر، آزاده فرقانی، نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان را که طی دو هفته گذشته صادر شده را آغاز مرحله ای جديد در برخورد حکومت جمهوری اسلامی با جنبش زنان ارزيابی می کنند
اين تجمع که قرار بود روز ۲۲ خرداد سال گذشته در ميدان هفت تير تهران برگزار شود، پيش از برگزاری توسط نيروی انتظامی به خشونت کشيده شد و بيش از ۷۰ تن از فعالان حقوق زنان و تعدادی از فعالان دانشجوئی بازداشت شدند.
احضار ۱۹ زن در ۲۰ روز
غير از پنج فعال حقوق زنان که با احکام زندان از سوی دادگاه انقلاب مواجه شده اند، روز چهارشنبه ۲۹ فروردين جلسه رسيدگی به اتهامات بهاره هدايت، مسوول کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت و دبير واحد حقوق بشر اين تشکل در شعبه ۶ دادگاه انقلاب تهران بدون حضور وکيل وی برگزار شد.
نسرين ستوده وکيل مدافع بهاره هدايت همان روز به خبرگزاری ايلنا گفت:«در اين جلسه بنده را به جلسه دادگاه راه ندادند و علت اين امر را نيز اعلام نکردند. عدم اجازه برای حضور وکيل در دادگاه، يک اقدام بیسابقه و خلاف اصول قانون اساسی و حقوق شهروندی است».
يوسف مولائی وکيل مريم ضياء يکی ديگر از فعالان حقوق زنان نيز امروز سه شنبه ۴ ارديبهشت خبر داد که رسيدگی به اتهامات موکلش که به خاطر شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ روز نهم ارديبهشتماه برگزار میشود.به گفته آقای مولائی دادگاه خانم ضياء در شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد و اتهام وی نيزشرکت در تجمع غيرقانونی و اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.
براساس اخبار انتشار يافته از سوی وکلای تعدادی ديگر از فعالان حقوق زنان در طی سه هفته گذشته پروين اردلان، نوشين احمدی، مريم ميرزا، النازانصاری، نسرين افضلی، زارا امجديان، شهلا انتصاری، رضوان مقدم، فريده انتصار، ناهيد انتصاری، آسيه امينی، آزاده فرقانی، مرضيه مرتاضی، سارا لقايی، ساقی لقايی، پرستو دوکوهکی، مريم ضياء، زينب پيغمبر زاده و فرناز سيفی توسط شعبه ويژه امنيت دادسرای انقلاب احضار و مورد بازپرسی قرار گرفته اند.
دادگاه رسيدگی به اتهامات بهمن احمدی امويی ، روزنامه نگار نيز شانزدهم خرداد امسال برگزار می شود.آقای امويی سال گذشته به عنوان روزنامه نگار مشغول پوشش خبری تجمع ۲۲ خرداد در ميدان هفت تير تهران بود،بازداشت شد و پس از يک هفته به قيد کفالت آزاد از بند ۲۰۹ اوين آزاد شد.
مهار جنبش زنان با حکم زندان
صدور دنباله دار احکام زندان برای فعالان حقوق زنان در ايران به دنبال آن صورت می گيرد که غلامحسين محسنی اژه ای، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی دو هفته پيش برای اولين بار و رسما با نام بردن از جنبش زنان و جنبش دانشجويان، حرکت های آنها را به عنوان «برنامه تازه دشمنان عليه دولت» توصيف کرد.
آقای محسنی اژه ای گفت «سياست جديد دشمن برنامه ريزی برای جنبش های گوناگون تحت پوشش جنبش زنان، جنبش دانشجويان است» و هدف اين جنبش ها را تضغيف دولت آقای احمدی نژاد عنوان کرد.
طی سال ۸۵ ده ها تن از فعالان حقوق زنان بازداشت يا مورد بازجوئی و احضار قرار گرفتند،اما ناظران صدور احکام زندان برای فريبا داوودی مهاجر، آزاده فرقانی،نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان را که طی دو هفته گذشته صادر شده را آغاز مرحله ای جديد در برخورد حکومت جمهوری اسلامی با جنبش زنان ارزيابی می کنند؛ مرحله ای که با صدور حبس های تعزيری و تعليقی مقامات حکومتی درصدد مهار تداوم فعاليت زنان هستند.
بیژن یگانه
آغاز طرح مبارزه با 'بدحجابی' در ايران
رژیم زن ستیز اسلامی در عین حال اینکه خود اشاعه دهنده فحشاء و فساد اجتماعی است برای زنان میهنمان مثل گذشته مزاحمت و گرفتاری روزمره در خیابان های شهر ها ایجاد میکند.ارازل و اوباش حکومتی بجای کار تولیدی و بالا بردن سطح زندگی به مفت خوری و مزاحمت برای شهروندان ایران هر روز گربه نو میرقصانند.
پوشش لباس و انتخاب آن حقوق مسلم هر شهروند است و دخالت ارازل حکومتی در آن موقوف باید گردد.
.
به نظر می رسد با کنار رفتن فرماندهان نيروی انتظامی و انتخاب فرماندهان جديد، پليس نگاهش را به آنچه مفاسد اجتماعی می خواند، تغيير داده است
طرح مبارزه با 'مفاسد اجتماعی' در حالی از روز شنبه اول ارديبهشت آغاز شده است که در چند سال گذشته برنامه های مبارزه با 'مفاسد اجتماعی' به شکل علنی به ميزان قابل ملاحظه ای کمرنگ شده است.
پليس در چند سال گذشته تا حدودی نسبت به پوشش مردم به خصوص پوشش زنان بی تفاوت شده بود. در طرح هايی هم که پليس اجرا می کرد، به اخطار دادن به زنانی که از نظر پليس بدحجاب بودند، بسنده می شد.
از اين نظر برخی محافظه کاران تندرو پليس را متهم می کردند که نسبت به 'بدجحابی' و گسترش آن بی تفاوت است.
در چند سال گذشته به خصوص در دوران فرماندهی محمد باقر قاليباف فرمانده سابق نيروی انتظامی و شهردار فعلی تهران و سردار مرتضی طلايی رئيس پليس سابق تهران و عضو فعلی شورای شهر تهران از شدت برخوردها با بدحجابی کاسته شده بود.
به نظر می رسد با کنار رفتن فرماندهان نيروی انتظامی و انتخاب فرماندهان جديد، پليس نگاهش را به آنچه مفاسد اجتماعی می خواند، تغيير داده است.
سردار احمد رضا رادان رئيس پليس تهران پيگير طرحی است که از نظر نيروی انتظامی به "افزايش امنيت اخلاقی" منجر خواهد شد.
رئيس پليس تهران، 'بدحجابی' را يکی از نگرانی خانواده ها می داند و می گويد اين مسئله بستر گرايش برخی آسيب های ديگر را فراهم کرده است.
به گفته آقای رادان، تحقيقات پليس نشان داده است که بدحجابی موجب کاهش امنيت اخلاقی جامعه و ايجاد خلل و کاستی در آن می شود و چون امنيت اخلاقی برای مردم از اهميت برخوردار است برای همين مبارزه با بدحجابی در اولويت برنامه های پليس قرار گرفته است.
در سال های گذشته پليس روش های مختلفی برای برخورد با 'بدحجابی' داشته که از تذکرهای ماموران گرفته تا بازداشت و انتقال به اداره اماکن نيروی انتظامی را شامل می شده است. گاهی هم پای برخی از اين افراد به دادگاه های ارشاد باز می شده است.
در بيشتر موارد، بازداشت شدگان در همان مراکز نيروی انتظامی محاکمه شده و به شلاق و پرداخت وجه نقد محکوم می شدند. البته گاهی موارد دستگير شدگان اين فرصت را داشتند که از خوردن شلاق جان به در برده و عوض شلاق، مبلغی بپردازند و از ضربات شلاق در امان بمانند.
هنوز نحوه برخورد نيروی انتظامی در طرح تازه مبارزه با بد حجابی روشن نيست اما رئيس پليس تهران گفته است که سه شيوه ارشادی، انتظامی و قضائی منافاتی با هم ندارند
روش برخورد پليس در سال های گذشته تغييرات زيادی داشته اما جز پوشش زنان بقيه موارد کم و بيش همواره جزو برنامه پليس بوده است و اکنون به نظر می رسد پليس برای برخورد با پوشش زنان برنامه های تازه ای دارد و از روش ارشادی که در چند سال گذشته مطرح بوده فراتر می رود.
در گذشته ماموران نيروی انتظامی چندين بار طرح ارشاد را اجرا کرده اند به اين شکل که در محل های پرتردد به زنانی را که موهايشان پيدا بود، آرايش تند داشتند يا مانتوهای کوتاه پوشيده بودند، تذکر می دادند.
هنوز نحوه برخورد نيروی انتظامی در طرح تازه مبارزه با بد حجابی روشن نيست اما رئيس پليس تهران گفته است که سه شيوه ارشادی، انتظامی و قضائی منافاتی با هم ندارند.
به نظر می رسد پليس هر سه شيوه برخورد را در برنامه خود دارد و متهمان به سه گروه تقسيم شده اند.
آقای رادان در باره گروه اول می گويد که بيشتر افراد بدپوشش افرادی ناآگاه هستند و در نتيجه با اندکی راهنمايی و ارشاد پوشش خود را اصلاح می کنند.
به گفته رئيس پليس تهران، گروه دوم از زنان و دختران بدپوشش نيازمند تلنگری هستند تا به خود بيايند و اين افراد لازم است که از سوی پرسنل ناجا (نيروی انتظامی جمهوری اسلامی) به مکان های خاصی هدايت شوند.
رئيس پليس تهران گروه سوم را کسانی معرفی می کند که علاوه بر 'بدحجابی' متهم به برخی کژرفتاری های ديگری هستند که لازم است به مراجع قضائی سپرده شوند تا برابر معيارهای قانونی با آنها برخورد شود.
به اين ترتيب افرادی که با تذکر مشکلاتشان حل شود مشکل چندانی نخواهند داشت اما به گفته رئيس پليس تهران در صورتی که وضعيت ظاهری آنها قابل اصلاح نباشد به مراکز نيروی انتظامی هدايت می شوند تا با مشاوره هدايت شوند و با دعوت از خانواده آنها و اصلاح پوشش آنها در محل نيروی انتظامی تحويل خانواده شوند.
برنامه نيروی انتظامی با مخالفت هايی همراه بوده و برخی کارشناسان نسبت به موفقيت طرح ابراز ترديد کرده اند زيرا به عقيده آنها طرح هايی شبيه طرح تازه "مبارزه با مفاسد اجتماعی" که تمرکز آن برخورد با بدحجابی است، سالها در ايران اجرا شده اما نتيجه ای نداشته است.کاوه اميدوار
از تارنمای بی بی سی 21آپریل 2007
مردم عقب نمی نشینند!
یورش حجاب، تاکتیک نخ نما!
رو در رویی مردم و رژیم اسلامی هر روز گسترش می یابد. مبارزات معلمین، کارگران، دانشجویی و زنان به واقعیت هر روزه زندگی بدل شده است. علیرغم سرکوب، دستگیری و شکنجه و آزار، مردم سر کوتاه آمدن ندارند. معلمین محکم بر خواست های خود پای می فشارند و از یک اعتراض به یک تحصن و از یک تحصن به یک اعتصاب دیگر میروند. عزم جزم کرده اند که به خواست های خود دست یابند و دستگیری های متعدد در شهرهای مختلف تاکنون تاثیری بر این عزم و اراده نگذاشته است.
مبارزات دانشجویی نیز همچنان ادامه دارد. مبارزه علیه تحمیل حجاب و آپارتاید جنسی یک جبهه مهم این مبارزه است. رژیم اسلامی با دستگیری و ربودن فعالین دانشجویی، میکوشد این مبارزات را سرکوب کند، اما هر اعتراض و دستگیری یک اعتراض وسیع تر را پدید می آورد. لذا رژیم مجبور میشود که ربوده شدگان را پس ار چند روز رها کند.
دستگیری رهبران و فعالین کارگری ترفند دیگر است. نزدیک شدن اول ماه مه رژیم اسلامی سرمایه را به تحرک وحشت انداخته است. میخواهد به قولی "گربه را دم حجله بکشد!" همان کلک و ترفندی که پیش از 8 مارس بکار بست، با دستگیری فعالین حقوق زن کوشید تا 8 مارس را ملغی کند. اما دستگیری فعالین کارگری، بویژه محمود صالحی، عملا تکاپوی خاصی را در آستانه اول ماه مه در میان مردم و جنبش اعتراضی بوجود آورده است، همان گونه که دستگیری فعالین حقوق زن کمپین های گسترده ای را موجب شد. کمپین برای آزادی محمود صالحی گسترش می یابد. اول ماه مه امسال گسترده تر و با شکوه تر برگزار خواهد شد.
و بالاخره تاکتیک نخ نمای حمله به "بدحجابان" این اسم رمز ایجاد رعب و وحشت در جامعه است. این سلاح همیشگی جمهوری اسلامی است. حمله به زنان، برافراشتن بیرق حجاب! مردم این تاکتیک را می شناسند. سال های اخیر پیش از 18 تیر حمله حجاب شروع میشد، امسال "اوضاع چنان پس است" که پیش از اول ماه مه حملات حجاب آغاز شده است. ماشین ها را توقیف میکنند، زنان را مورد اذیت و آزار قرار میدهند، جریمه های کلان میگیرند. این رژیم دله دزدان و آخوند های "مرده خور" است. با دزدی و کلاشی و بچاپ بچاپ 28 سال شیره مردم را مکیده اند. فعالین حقوق زن را پیش از 8 مارس دستگیر کردند و بالاخره چند روز پیش دو نفر آخر را نیز از زندان آزاد کردند. اما به بهانه حجاب تعداد دیگری را در زندان میاندازند.
این واقعیت جنبش وسیع مقاومت مردم ایران در مقابل رژیم سیاه سرکوب اسلامی سرمایه است. جنبش مقاومت هر روز وسیع تر و عمیق تر میشود. این واقعیت را هیچکس حتی رژیم اسلامی نمیتواند منکر شود. مردم این رژیم را نمیخواهند. از آن متنفرند. در تکاپوی یافتن راهی برای خلاصی اند. همه میدانند که حتی برای یک ذره سعادت و خوشبختی و رفاه باید از شر این رژیم خلاص شد. ایجاد وحدت و همبستگی میان مردم، مبارزه سازمان یافته علیه رژیم متضمن دستیابی به این هدف است.
سازمان آزادی زن ضمن محکوم کردن این سرکوب ها و دفاع و حمایت کامل از مبارزات بحق مردم، برای آزادی و برابری با قاطعیت مبارزه میکند و از تمام فعالین حقوق زن دعوت میکند تا به سازمان آزادی زن بپیوندند. با هم و در کنار هم مبارزه برای آزادی و برابری، رفاه و سعادت و برای آزادی بی قید و شرط زنان و برابری کامل زن و مرد را به پیش بریم.
زنده باد آزادی و برابری!
ستم بر زن موقوف!
نه به حجاب اسلامی!
نه به آپارتاید جنسی!
سازمان آزادی زن
20 آوریل 2007- 31 فروردین
www.azadizan.com1386
درخواست ماری ترز آتلا و نمایندگان گروه «سبزها» در رابطه با پشتیبانی شهرداری
پاریس از زنان مبارز ایران در دفاع از حقوق زن
روز چهار مارس 2007، در پی یک سرکوب خشن پلیسی، 33 تن از مبارزان حقوق زنان در ایران دستگیر شدند. این زنان که خود را برای بزرگداشت 8 مارس روز جهانی زن آماده میکردند، تجمع مسالمت آمیزی را در برابر دادگاه انقلاب برپا کرده بودند. آنان به محاکمه شش تن از زنان مدافع حقوق زن اعتراض داشتند که از ماه ژوئن 2006 بهخاطر شرکتشان در یک گردهمایی مسالمت آمیز و مشارکتشان در کارزار «یک میلیون امضاء» تحت تعقیب قرار گرفته بودند. در هفتههای اخیر، سایت اینترنتی این کارزار دفاع از حقوق زن توسط مقامات ایرانی سانسور شده، که این امر دسترسی به اخبار مربوط به این مسائل را برای مراجعهکنندگان ایرانی این سایت با مشکل مواجه کرده است.
اجلاس مورخ 16 و 17 اکتبر 2006 شورای شهر پاریس، همبستگی خود را با کارزار «یک میلیون امضاء» جهت پشتیبانی از زنان ایران و زنان مهاجر ایرانی در مبارزهشان برای برابری حقوق مردان و زنان در کشورشان اعلام کرده است.
موج جدید دستگیریهای خودسرانه در اوایل ماه جاری، گواه دیگری بر گسترش حمله و تعرض به مدافعان حقوق بشر و حقوق زنان در ایران است. ما بار دیگر انزجار خود را از سیاست سرکوب و نقض حقوق شهروندان که توسط دولت ایران بطور سیستماتیک علیه مدافعان حقوق بشر اعمال میشود، اعلام میکنیم.
بههمین جهت، شورای شهر پاریس بر اساس پیشنهاد ماری ترز آتلا و نمایندگان «سبزها» از شهردار پاریس تقاضا میکند که نقض حقوق و آزادیهای شهروندان زن در ایران را به شدت محکوم کرده و خصوصا همبستگی خود را با مبارزان فمینیستی که بطور مسالمتآمیز در راه برابری حقوقی میان زنان و مردان در ایران پیکار میکنند، مورد تاکید قرار دهد.
این درخواست در شورای شهر پاریس مورخ 26 و 27 مارس 2007 به اتفاق آرا به تصویب رسید.
فعالین جنبش حقوق زنان بايد سریعا آزاد شوند!
طبق اخبار رسیده به مرکز خبری سازمان آزادی زن، تعدادی از فعالین کمپن یک میلیوم امضاء در روز 13 فروردین 86 در پارک لاله تهران در حال جمع آوری امضاء های حمایتی از کمپین دستگیر شده و به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شدند.
طبق این اخبار، ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به بند 209 زندان اوین انتقال داده شدند و سعیده امین، سارا ایمانیان و همسر وی (همایون نامی) پس از گذراندن یک شب در بازداشتگاه اداره مفاسد اجتماعی وزرا روز 15 فروردین به قید ضمانت آزاد شدند.
در ماه های اخير نیروهای سرکوب رژیم اسلام با گردهمایی ها و اعتراضات فعالین حقوق زنان برخوردهای شديدی کرده اند که منجر به بازداشت و دادگاهی کردن شماری از آنها شده است.
در روز 4 مارس و روز جهانی زن (8 مارس)، دهها مدافع حقوق زنان بازداشت شدند و گرچه تاکنون همه آزاد شده اند، شماری از آنها همچنان با اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" روبرو هستند.
جمھوری اسلامی مسبب ھمه بدبختی ھا و فشارھای اجتماعی است. انسان های بسیاری در زندان های جمهوری اسلامی اسیرند. زنان، مردان و جوانان بسیاری تحت فشارهای طاقت فرسا در زندان عمرشان تباه میشود و بسیاری از آنها در خطر اعدام قرار دارند و در این میان
سھم زنان چيزی جز اعدام٬ سنگسار و خفت و بي حرمتی نيست. سازمان آزادی زن ضمن محکوم کردن اقدامات غیر انسانی رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی، از مردم آزادیخواه و انسان دوست میخواهد که به دستگیری این فعالین اعتراض کنند و خواهان آزادی فوری و بی قید وشرط آنها شوند.
ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی و برابری!
زنده باد آزادی زن
در دوبی "لاس وگاس" خلیج فارس چه می گذرد!
جمهوری اسلامی و سازماندهی برده داری نوین!
در سایت عصر ایران اخبار دردناکی از فروش دختران ایرانی در دوبی بوسیله شیوخ منطقه و با همکاری عوامل رژیم اسلامی درج شده است. گزارشها حکایت از این دارد که عکس و مشخصات این دختران نگون بخت در یک سایت مخصوص درج میشود و قیمت آنها بر مبنای میزان زیبایی و سن آنها تعیین میشود. این دختران با ضمانت به فروش میرسند! اگر بیمار باشند پس داده خواهند شد.
دوبی که بزودی با آسمانخراشهای خود و احتمالا کازینوهای مخفی به لاس وگاس خلیج فارس تبدبل می شود، محل مناسبی را جهت عرضه این بردگان جنسی فراهم کرده است. در این میان، فقر و شکاف طبقاتی، جداسازیها، قتلهای ناموسی، اعدام و سنگسار شرایطی را فراهم آورده تا زنان و دختران جوان هرچه آسانتر از گذشته به دامان مافیای قاچاق انسان بیافتند. سازمان دادن برده داری نوین یکی دیگر از دستاوردهای رژیم اسلامی سرمایه است. این رژیم فقر و فلاکت، اعتیاد و خوکشی، سرکوب و اعدام و بیحقوقی مطلق را به مردم ایرن تحمیل کرده است. مردم در فقر مطلق دست و پا میزنند و هزاران نفر از کودک و بزرگ زیر فشار فقر و نداری به فحشا کشیده میشوند، رژیم اسلامی در عوض علاوه بر چاپیدن و غارت مردم، ثروت تولید شده به دست کارگر و مردم مصیبت زده را در جهت تولید انرژی هسته ای و تقویت تروریسم اسلامی بکار می گیرد.
باید این حکومت ضد زن را از صحنه سیاست ایران کنار گذاشت. باید برای رهایی از قیمومیت مذهب و مردسالاری مبارزه کرد. باید دست مذهب را از زندگی 70 میلیون انسان کوتاه کرد. باید دست مافیای صنعت فروش انسان را از زندگی کودکان و زنان در ایران و جهان کوتاه کرد. این وظیفه ما مردم آزادیخواه و جنبش آزادی زن در ایران و جهان است!
ستم بر زن موقوف!
زنده باد آزادی و برایری!
سازمان آزادی زن
نه به رفراندوم! نه به عفو عمومی نه به مذاکره
نه به تمامی این جماعت حاضر در این زمان
یک ، دو؛ سه... حرکتی نیست. همه چیز در سکون. سرمای کوهستان و کورسوی ستارگان نوری کم دارد. هنوز زمان بایست تا این ستارگان گرد هم آیند و کهکشانی از نور بر زمین سرد و تاریک ببارند.
انگار خشک زدگی حاکم است. حرکت . حرکتی بایست. اما کدام راه است در میان این همه بیراهه. صداهای نخراشیده بلند گشته ای بر سر همه بیراهه ها بلند است:. اگر درست گوش دهیم همه شان یک چیز می گویند و بس. دروغ به خود.
مثلا دسته ای می گویند؛ بودجه بگیریم و با طبل و دهل سوار خر دموکراسی شویم و بر پدر و مادر هر چه آزاده بوده و هست لعنت که سر بزیر نمی اندازند و دنبال کاسه لیسی نوکر مآبان نمی افتند.
می گویند: درهای مملکت را به نوچه های جمهوری اسلامی باز بگذاریم تا بیایند چپ و راست به دوام جمهوری اسلامی بپردازند.
سرسام گرفته ام. اوج لشکر کشی است و به همان بیرحمی هزارو چهارصد سال پیش شان. همه آویزان هر سوراخ دلالی ای در پی سواری گرفتن از مردمان در خفقان به زور نگاه داشته شده اند و تاختن بر مرز و بوم ایرانمان.
اینها را می بینی و همزمان بر نکبتی که در جریان است خشم آری خشم بر زندگی از این اهریمنان نیز خواهی آورد. از ریای بازجو احمدی نژاد و دست درازی به حریم ایران و ایرانی به نام البته تازیانه ؛ ببخشید " قانون" بگیر و ببند اسلامی شان؛ از آفتابه بدستان یا حجه الاسلامی البته " ان جو او" ساز سانسور چی مردم آزاری که بر چهره کریه اش لذتی از این آزار و به قتل رساندن " آزادگان" نقش بسته؛ از جماعت قدیم و جدید ابراهیم یزدی و عبادی ؛ از همه این همه نکبت؛ از این دمل ها که انگل وار به نابودی زندگی اقتاده اند بر اهریمن خشم ام را فرو می نشانم.
بایست حرکت کرد و بر اهریمن با مهر سکوت سر اطاعت را هیچگاه ننشاند. نگاه می کنم و جماعت پراکنده نیکان را می بینم؛ دلسرد دست درازی ها و جاسوسان در میانشان رها گشته. دلسرد از همه ضعف ها و بیراهه رفتن های ناشی از نقاب تعبد بر چشمان یارانشان نشسته. در این میان کورسوی ستارگان امید آینده روشن را دارد؛ اما کافی برای حرکت امروز نیست. تمام حس و حرکتم را به امید یافتن راه در نگاهی جستجو گر بهم می آورم. آری؛ حس زندگی را باز در پاهای سرما زده ام به یاد می آورم. به دنبال دل آگاه؛ به " آتشی ز کاروان بجا مانده" رهنمون می گردم. این آتش؛ این شراره؛ سخن پیر آگاهی است که دل در گرو نجات مملکت دارد. از میان همه ناامنی ها و خطرها به شعله همین عشق بایست که بگذرد. دوستان؛ گرانمایه دوستان؛ مبادا که ایران ویران شود؛ خانه را بدست کنامان و ددان داده ایم و گواه ادامه دست درازی اینان بر کودکانمان؛ بر تمامی میراث مان گشته ایم. در این خاکدونی تیره و سرد شرر حضور ایران دوستان واقعی و فریاد مردم را می بینم. نماد آتشی ز کاروان بجا مانده ؛ پاس اش می دارم و در دل می دانم ایران، هرگز نخواهد مرد . نیرویی بایست تا همه آشوب ها را به آرامش تبدیل کند. امروز؛ دیگر صورتک ها پس افتاده. ریا دامنش را چنان گسترانیده که ویرانی و فرو ریختن نظام جهان را به عینه می بینی. کانون: ایران است. و این آشوب اگر بدست افراد " ملی" ملی واقعی نه جماعت زیگزاک زن اهل مماشات با این و با آن؛ به آرامش نگردد دیگر هیچ. هیچ هیچ.
آغاز این حرکت؛ از میان تبعیدگشتگان بایست صورت پذیرد. حرکتی که فرصت طلبان منتظر فرصت به تاراج بخشیدن ایران و ایرانی را بر سر جایشان نشاند. نیرویی که جهان را به واقعیتی روشن رهنمون کند که چه مذاکره با جمهوری اسلامی چه حمله به خاک ایران هر دو یک نتیجه بیش نخواهد داشت و آن تداوم اهریمنان است و نابودی ایرانی آزاده و همانا به تبع آن نابودی جهان بدست همین به دلالی و صد چهرگی خو کردگان اهریمن.
افرادی بایست تا در میان همه این بیراهه ها در برابر هر مصالحه! و تضمین و دلالی مولد ابراهیم یزدی ها و چلپی ها بایستد.
این افراد ؛ افراد ملی؛ این بخردان حضور دارند. از جماعت حزب هوا کن و شعار بده " عفو جانیان" و تضمین ده این جماعت عرق شرم بر صورتشان نشسته و منتظر آری منتظر آن دم اند که کاسه همه این جماعت را یکجا بشکنند. این سمت حزب هوا می کنند آن جا از معلم و زنان استفاده می کنند و این میان صدای مردم هم بایست از " لابی " های آنان بگذرد و بس.
آنچه می خواهیم " صدا" ست صدایی مستقل و گریزان از هر " لوث" و به خود دروغ گفتنی. این صدا در مرزهای جمهوری اسلامی چه در داخل مرزهای ایران چه در همین خاک لس آنجلس؛ امکان بیان نخواهد یافت. رسانه ای ملی بایست و تلاشی مایه گذاشته از این افراد مستقل ملی.
صدایی که: از همین اوج ریاکاری فریاد نه مذاکره؛ نه شعار دموکراسی با جماعت قتال پیشه نمی دهد. صدایی که از " بازی قدرت میان روسیه و انگلستان و آمریکا" خسته گشته و به اینان می گوید: آقایان: جمهوری اسلامی نتیجه سیاست غلط شما بوده و دلالان داخلی. اگر گورباچف با صدای ریگان دیوار را فرو آورد؛ همان جنگ سرد میدان بازی اش افغانستان و ایران گشت. در یکی "طالبان" ساختید در یکی " اسلام ناب محمدی" همه و همه بر ضرر مردم و حربه ای که به زهری تبدیل شد " خوره دنیا".
اگر یکصد سال پیش انگلستان و روسیه عملا کنترل سرزمین ایران را بین خود تقسیم کرده بودند؛ امروز هم این بلا در وجود خود " جمهوری اسلامی" مجسم مجسم گشته است.
اگر " دموکراسی" شده شعاری برای اعتبار بخشی ؛ اگر آمریکا با این شعار به میدان آمد فورا روسیه جایزه دار قلم اش! می گردد و انگلیس دکترای حقوق آنهم البته " افتخاری" به جانی خاتمی می دهد. و وزارت خارجه آمریکا هم منبر همان جماعت می شود البته با لعابکی " جوان! فریب و جوان پسند" اش.
اگر در داووس بر تجارت جهانی مذاکرات می گذرد سهم مردم ایران به کف زدنی بر " ولخرجی" البته حاتم طایی بخشی نخ رقصانی می شود که انوشه انصاری را به روسیه می برد و به فضا! البته یادمان باشد" توریست فضایی" پانزده میلیون دلاری ناقابل تا مبادا در میان این دلال بازی ها بر سهم مالی مبادله گشته این سه بازیگر خدشه ای وارد گردد.
بیچاره؛ بیچاره " وطن" که بدست مدعیان وطنی میدان " باج گیری" جماعت گشته. نه تاریکی را قعری نیست.
این مشعل نجات ایران از اینجا روشن خواهد گشت تا همراه جان بلب رسیدگان داخل ایران دست اندازان به قدرتی که از آن مردم است را برچیند. قدرتی که از آن مردمی است که با فرهنگ و تاریخ خویش آشناست. بخرد مردمانی که هیچگاه قدرت حکومت و ایجاد نظام را نه هرگز ودیعه الهی نامیده اند نه با دلار و روبل و پوند و .. حساب اش کرده اند.
افغانستان را دیدی؛ عراق را نیز. شوری این سمت و بی نمکی آن دیگری را. علم شدن لویی جرگه و در آخر پس ااز سالها دوباره رو شدن ربانی ها را می بینی و تداوم صحنه جنگ سرد در خاک عراق را که چنان ناامنی را دامن زده که روزی صد بار مردن را به این ترس ارج نهی.آری اینها را می بینی و دم تکان دادن نوچه های در آب نمک خوابیده ایران فروش را. زمان زمان حضور و قد علم کردن در مقابل این همه است.
تو ؛ دوست من؛ می دانم که می دانی این انتخاب من است. برایم وجود و حضور انسانی که آزاده است و توانا به ویژه با تجربیات و درایتی که با آن می شناسم اش ؛ گنجینه ای است که کلید نجات را دارد. زمان را هدر ندهیم. این آتش را روشن نگاه می دارم زیراک راهم را در این سرمای ویرانگر نشان می دهد و یادگار بس گرانقدری است که ریشه در هزاره ها دارد. اهریمن در اوج قدرت نمایی است؛ بر ریایی که هر چه بر سرمان رفته از آن است بهم آییم که دیگر زمانی نیست.
سایه
پانزدهم فروردین
فراخوان «برابري اکنون» درحمايت از مبارزه براي لغو سنگسار
كبري نجار يك زن 44 ساله ي ايراني است كه در طول زندگي مشترك خود، شوهرش همواره او را مورد خشونت قرار داده و به مدت 12 سال او را وادار به خودفروشي و فحشا نموده است تا بتواند پاسخگوي نيازهاي اعتياد خود به هروئين باشد. حبيب، يكي از مشتريان كبري كه با او همدردي مي نموده، شوهر كبري را به قتل مي رساند. او به خاطر اين قتل به اعدام محكوم شد. بنابراين، پس از تحمل 100 ضربه شلاق به دليل زنا و هشت سال زندان، حبيب با پرداخ