Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بیانیه ی سیاسی اعلام موجودیت " شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران"


در روزگاری که "نظم نوین بازار آزاد" یگانهگیِ بیرقیب خود را با جنگ و فلاکت و ویرانی، با بیکاری و تحقیر و ستم در چهار گوشهی جهان فریاد می زد، روزگاری که بیش از یکصد سال مبارزهی مردم ایران برای تغییر وضعیت موجود، برای آزادی و عدالت و برابری گویی به شکست گرائیده بود، زمانه¬ای که فریب انتخاباتی دیگری در راه بود، مردم و جوانان ایران بار دیگر در بهار سال 88 برای در دست گرفتن سرنوشت و زندهگی به تاراج رفتهشان به خیابانها آمدند و تمامیّت ستم و تبعیض و ارتجاع موجود را به مبارزه و همآوردی طلبیدند. این بهاران خلقها در مقطعی رخ داد که گویی هیچ افقی برای تغییرات ریشهای و دگرگونیهای اساسی موجود نبود و خط رابط خیزش ما با سنت مبارزاتی تاریخمان در اثر سی ساله سرکوب و قتل عام یک نسل از انقلابیون گسسته شده بود.

بیشتر بخوانید

22 بهمن و زور آزمایی دیگر!گزارش ارسالی

weiterlesen...ادامه

بذر

شماره چهل و چهارم - ويژه تاسوعا و عاشورا - دی 1388 عاشورا از نگاه کسروی
يادداشتی بر تاسوعا و عاشورا


(1)
زمانی که در دانشگاه، مهد علم و دانش شعارهای مذهبی سر داده می شود؛ زمانی که در يکی از مظاهر مهم سکولاريسم در جهان امروز شعارهايی چون «الله اکبر و نصر من الله ...» شنيده می شود؛ زمانی که پيشتازان مبارزات آزادی خواهانه شعار «يا حسين، مير حسين» سر می دهند، لابد يک جای کار ايراد دارد.

weiterlesen...ادامه

عكس خامنه اي به ياد احسان فتاحيان وتوسط دانشجويان كردستان سوزانده شد
روز گذشته نشستی از سوی اتحادیه دانشجویان اروپا به مناسبت روز دانشجو تشکیل شد. بهاره هدایت سخنگوی اتحادیه دانشجویان ایران این پیام مهم را از سوی دانشجویان ایرانی برای آن نشست ارسال کرد.
پیام یک دانشجوی نروژی به مناسبت 16 آذر h

گزارشی از حمله وحشیانه به دانشجویان دانشگاه شیراز در 13 آبان


صبح آرام بود و هنوز کسی گمان نمی‌کرد که این دانشگاه آرام بعد از ظهر آماج یکی از وحشیانه‌ترین حملات از سوی نیروهایی باشد که به جای حفاظت از جان و مال مردم، دفاع از ارزش‌هایی موهوم را بهانه کرده‌اند.

موج سبز آزادی: حوالی ساعت 10 صبح بود که اندک اندک مردم در مسیرهای مختلفی از فلکه نمازی تا ستاد و گسترده‌تر در حدفاصل میدان ارم و درب اصلی دانشگاه شیراز تا فلکه علم حضور گسترده خود را به رخ می‌کشیدند و کام آنان را که خواهان 13 آبانی حکومتی بودند تلخ کردند. اما هنوز هم کسی حدس نمی‌زد که برخوردهای امروز چنین سنگ‌دلانه و غیرانسانی خواهد بود. کمی بعد نیروهای امنیتی سعی نمودند تا تجمعات بین فلکه نمازی و ستاد را با روش‌های گذشته متفرق نمایند که تا حدودی نیز موفق بودند.

اما گستردگی جمعیت در حدفاصل دانشگاه شیراز تا فلکه علم باعث ناتوانی آن‌ها شده بود و در پیاده‌روها یگان‌های ویژه انتظامی که این بار از شرم شناخته‌شدن نقابی سیاه بر چهره خود زده بودند بر پیرزن و پیرمرد و کودک و جوان رحم نمی‌کردند. گروهی از دانشجویان دانشگاه به سمت فلکه علم حرکت نمودند اما پس از چندی به شدت از سوی یگان‌های ویژه با باتوم و گاز اشک‌آور مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته و گروهی نیز بازداشت شدند.

weiterlesen...ادامه

اعتصاب غذای دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد نجف آباد


در پی عدم تحقق خواسته‌های دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد نجف آباد، صبح امروز آن‌ها دست به اعتصاب غذا زدند.

مروز چهارشنبه 23 اردیبهشت، دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد نجف آباد دست به اعتصاب غذا زدند. دلیل اصلی این اعتصاب غذا کیفیت پایین غذای سلف این دانش‌گاه بود. پیش از این بارها دانش‌جویان بصورت دسته جمعی و یا انفرادی به مسئولین سلف این دانش‌گاه مراجعه کرده و خواستار بهبود کیفیت غذای دانش‌گاه شده بودند اما پس از این‌که دانش‌جویان تغییری در وضعیت غذا ندیدند دست به اعتصاب غذا زدند.

دانش‌جویان بارها شعار "غذای پاده‌گانی نمی خوایم" را سر دادند. دانش‌جویان تلاش می‌کردند با چیدن سینی‌ها تا دفتر معاونت دانش‌جویی دانش‌گاه که در کتاب‌خانه‌ی مرکزی است برسند و صدای خود را بلندتر به گوش مسئولین برسانند اما کارگران سلف با جمع کردن سینی‌ها مانع از این کار شدند. به رغم خواسته دانش‌جویان مبنی بر حضور مسئولین و پاسخ‌گویی‌، مسئولین دانش‌گاه از این کار خودداری کردند. یکی از کارگران هنگامی که با جلوگیری دانش‌جویان از جمع کردن سینی‌ها روبه‌رو شد، چنین گفت:«به ما گفته اند اگر ما سینی‌ها را جمع نکنیم از کار اخراج خواهیم شد.»

در ترم‌های گذشته چندبار شاهد چنین این چنین اعتصاب ها در دانش‌گاه به دلیل کیفیت پایین غذا بوده ایم، چند روزی پس از این اعتصاب‌ها وضعیت غذا بهتر شده است اما پس از گذشت چند هفته کیفیت غذا به حالت پیش باز گشته است.


تصاویر مربوطه را در ذیل مشاهده می کنید :
چهارشنبه ، 23 ارديبهشت 1388 ، 13:21

اعتصاب غذای دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد نجف آباد

اعتصاب غذای دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد نجف آباد

تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در اعتراض به کشیده شدن دیوار حائل جنسیتی


دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز در اعتراض به کشیدن دیوار به منظور جداسازی جنسیتی درکتابخانه این دانشگاه دست به برگزاری تجمع زده و مانع ساخت آن شدند. ماجرا پس از آن آغاز شد که در روزهای گذشته ماموران انتظامات و حراست مجتمع نیایش(دانشکده فنی و معماری) با حضور سوال برانگیز خود در کتابخانه این مجتمع محدودیت های بی ضابطه و خارج از عرفی را در مورد نحوه نشستن،مطالعه و ارتباط دانشجویان اعمال کردند.

مسئولان این دانشکده در ساعات شلوغ مطالعه و ازدحام کتابخانه تصمیم به کشیدن این دیوار که مصالح و لوازم آن از پیش به محل مورد نظر آورده شده بود گرفتند. که با اعتراض دانشجویان به این حرکت و درگیری ماموران انتظامات دانشکده با دانشجویان فضای کتابخانه به تشنج کشیده شد. پس از آن نیروهای انتظامات و رییس حراست با حضور در محل کتابخانه به تهدید دانشجویان جهت پایان دادن به تجمع پرداختند. رییس انتظامات هدف از ایجاد این دیوار را جلوگیری از "کثافت کاری دانشجویان" ذکر کرد که این جملات با اعتراض شدید دانشجویان و هو کردن وی همراه شد.

در نهایت حدود 200 نفر از دانشجویان معترض با ایستادن در مسیر ساخت دیوار و برپایی تجمعی خود جوش مسئولان دانشگاه را ناچار به عقب نشینی کردند. همچنین در پایان دانشجویان از مسوولین دانشکده خواستند که از چنین اقداماتی که توهین به شعور دانشجویان محسوب می شود خودداری کنند و تهدیدکردند که اگر دانشگاه اقدام به هرگونه تفکیک جنسیتی در محیط دانشگاه بنماید در برابر آن خواهند ایستاد .

گفتنی است رئیس دانشکده هدف از این اقدام را ایجاد محیطی برای کتابخانه دیجیتال عنوان نموده است که با گفته رئیس انتظامات دانشکده در تضاد قرار دارد.

لازم به ذکر است تفکیک جنسیتی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز اخیرا شدت بیشتری پیدا کرده است که می توان به ساخت راه پله های جدا برای دانشجویان دختر و پسر در دانشکده های علوم انسانی و علوم اجتماعی و همچنین جداسازی کلاس های دروس عمومی اشاره کرد.
شماره 683-2009
19 اردیبهشت 1388

به نام خدا

دانشجویان فریاد میزدند : "یک دو سه وزیر باید عوض شه"


مقدمه:

هفدهم و هجدهم اردیبهشت ماه سال هشتاد و هفت شاهد اعتراضات گسترده دانشجویان سه دانشگاه در تهران بودیم (شمسی پور ، شریعتی و انقلاب) دانش آموزانی که به هنرستان رفته اند و در رشته های فنی و حرفه ایی درس خوانده اند آرزوی قبولی در این سه دانشگاه را دارند و نفرات برتر کنکور سراسری کاردانی پیوسته به این سه دانشگاه دولتی راه می یابند و تحصیل می کنند متاسفانه این دانشگاه ها که از سطح علمی بالایی برخوردار است دچار کم لطفی واقع می شوند و توجه زیادی به آنان نمی شود از این دانشگاه ها شمسی پور و انقلاب کاملا پسرانه و شریعتی کاملا دخترانه است. مدتی پیش از این روزها شمسی پور از آموزشکده به دانشکده تغییر یافت اما هنوز آموزشکده تلقی می شود این بی لطفی ها تا جایی ادامه داشت که صحبت از این آمد که حتی مدارک این دانشجویان هم از فوق دیپلم به دیپلم تکمیلی و لیسانس به دیپلم پیشرفته کاهش یابد
روز سه شنبه هفدهم اردیبهشت ماه:
این باعث شد که در روز سه شنبه هفدهم اردیبهشت وقتی ما از این خبر و تحصن دانشجویان شریعتی خبر دار شدیم تصمیم گرفته شد که فردا به وزارت علوم رفته و به دانشجویان شریعتی و ولیعصر بپیوندیم اما دانشجویان تحمل نداشتند و همه به خیابان برزیل در جلوی دانشکده آمدند و پس از افزایش تعداد در چند دقیقه همه به سمت میدان ونک حرکت کردند خیابان بسته شد و بیش از هزار دانشجو به سمت میدان حرکت کردند خیابان کاملا بسته بود دانشجویان شعار میدادند "یک دو سه وزیر باید عوض شه" در میدان ونک عده ایی از مردم دانشجویان را تشویق می کردند عده ایی می گفتند که این تجمع برای چیست و عده ایی هم با یکدیگر از گرانی برنج صحبت می کردند دانشجویان برای رفتن به وزارت علوم در میدان ونک صبر نکردند و به سمت خیابان ملاصدرا رفتند خیابان ها کاملا بسته شده بود ترافیکی که پنج الی شش ساعت بعد هم منطقه بزرگی از تهران را فلج کرد تازه در خیابان ملاصدرا بود که دانشجویان برگه ایی که در آن نوشته بود"ما دیپلم تکمیلی نمی خواهیم " را در بالای سر گرفتند شعار ها شامل "ما دیپلم تکمیلی نمی خواهیم " ، "یک دو سه وزیر باید عوض شه" و "قانونی که گذاشتین امروز باید عوض شه" بود مردم از پنجره ها دانشجویان را تشویق می کردند آنجا بود که دیدیم عده ایی از مردم تشویق می کردند اما بعضی ها هم با تلفن به پلیس تماس می گرفتند اما کسانی را هم دیدیم با این که لباس نظامی نداشتند با بیسیم صحبت می کردند اما جالب تر این بود که وقتی ما با شماره خبرگزاری ها تماس می گرفتیم تلفن قطع می شد ! (لازم است بدانید خبرنگار یکی از خبرگزاری های دولتی صبح آن روز وقتی داشت از دانشجویان روبروی وزارت علوم عکس می گرفت هم دوربین او را گرفتند و هم او را چند ساعت بازداشت کرده بودند) البته در خبر بیست و سی شبکه دو این خبر را با عنوان "شایعه ایی که بالا گرفت" مطرح شد.ما بعد از طی مسافتی سوار بر اتوبوس به شهرک غرب (قدس) رفتیم لازم به ذکر است که همان موقع دانشجویان دانشگاه انقلاب در منطقه یافت آباد به خیابان آمده بودند که بعدا متاسفانه توسط یکی از سایت ها به تظاهرات برای گرانی برنج در یافت آباد ذکر شد اما بعد از اینکه دانشجویان به وزارت علوم رفتند آنجا با جمعیت دو هزار نفر که در خبر گزاری های داخلی وخارجی بازتاب گسترده تبدیل شد و آن روز قرار شد که دانشجویان دو باره در یک محل تجمع کنند
روز چهار شنبه هفدهم اردیبهشت ماه:
به دانشجویان دختر شریعتی گفته بودند که اگر سر کلاس حاضر نشوید نمره هایتان صفر می شود اما دانشجویان شریعتی به این امر تجوه ایی نکرده بودند دانشجویان شمسی پور وقتی به دانشگاه رفتند دیدند که ماموران یگان ویژه کل دانشگاه و حتی خیابان برزیل را محاصره کردند دانشجویان خواستار رفتن به محل تجمع بودند که ماموران اتوبوس آوردند اما اتوبوس به تعداد نبود همه چیز مشکوک بود انگار قرار بود دانشجویان را متفرق کنند یا حتی با اتوبوس به جای دیگری ببرند دانشجویان ماندند و تحصن خود را در دانشگاه ادامه دادند تا این که نماینده ایی از وزارت علوم به دانشگاه آمد و در سالن آمفی تئاتر سخنرانی کرد اما وقتی که دانشجویان حرفهای او را قبول نکردند و شعار دادند نماینده وزیر از دانشگاه رفت اما دانشجویان دیگر نتوانستند به بیرون از دانشگاه بروند چون درب ها را بسته بودند دانشجویان در دانشگاه زندانی شده بودند این مساله چند ساعت ادامه داشت دیگر کسی نمی توانست به دانشگاه بیاید می گفتند دانشگاه تعطیل است بروید، از آن طرف دانشجویان را نمیگذاشتند از دانشگاه خارج شوند و همچنان درها بسته بود تا اینکه دانشجویان دانشگاه شریعتی که از این اتفاق خبردار شده بودند به خیابان دانشگاه آمدند و شعار می دادند "دانشجویان را آزاد کنید" این باعث شد که دانشجویان داخل دانشگاه هم درب دانشگاه را بشکنند و به بیرون بیایند این باعث شد تا ماموران به جان دانشجویان بیفتند و پس از چند ساعت درگیری این روز به پایان برسد جالب این بود اگر حتی دو یا سه نفر در کناری از خیابان با هم ایستاده بودند هم متفرق می کردند این مساله باعث شد تا با ثبت این ماجرا به همراه تعدادی عکس توسط سایت "خبرنامه امیرکبیر" این مساله بازتاب گسترده ایی پیدا کند تا جایی که یکی از تلویزیون های خارج از کشور از کشته شدن یک دانشجو در این درگیری ها خبر داد.
آخر ماجرا:
بعد از این رویداد در بعضی سایت ها خبر از این آمد که مردم ، دانشجویان دانشگاه های دیگر و دانشجویان این دانشگاه ها قرار است در میدان فردوسی در روز شنبه تجمع کنند حتی یکی از از سازمانهای خارج از کشور اعلامیه ایی هم صادر کرد اما به دانشجویان گفته شده بود که وزیر گفته است با نمایندگان این دانشگاه ها دیدار می کند دانشجویان تصمیم گرفتند که همانطور که وزیر گفته نمایندگان خود را در روز شنبه به وزارت علوم بفرستند و دانشجویان فکر کردند شاید اگر امروز در میدان فردوسی تجمع کنیم درست نباشد چون قرار است نمایندگان ما با وزیر دیدار کنند این کار بی احترامی است این شد که چون تعداد کمی در میدان فردوسی حاضر شدند تجمع در آنجا شکل نگرفت به دانشجویان گفته شد که نمایندگان شما روز سه شنبه می توانند با وزیر دیدار کنند دانشجویان خوشحال از این ماجرا به کلاسها رفتند اما در روز سه شنبه وقتی نمایندگان به وزارت علوم رفتند آنها را به بیرون انداختند یک هفته ایی غذای دانشگاه عالی شد که بعدا به حالت قبلی برگشت کارت های دانشجویان را مدتها کنترل کردند حتی بعضی وقت ها کیف های بچه ها را هم بازرسی شد تازه بعد از آن خبرگزاری های داخلی به تجمعات پرداختند و دانشجویان را ابله توصیف کردند مجله "همشهری جوان" با توهینات بسیار نوشت که دانشجویان نمی دانستند که چکار می کنند! مسئولین دانشگاه هم در مصاحبه با خبرگزاری ها به دانشجویان توهین کردند .و مسولین دانشگاه به دانشجویان گفتند که پرونده های عاملان این ماجراها آماده است تا اخراج شوند. این اولین تجربه ما بعد از تحصن بهار سال هشتاد و چهار بود که به گستردگی انجام گرفت و بازتابی گسترده از خواسته های ما داشت. لازم به ذکر است چند روز پیش هم تحصنی بخاطر حذف سهمیه روزانه داوطلبان با سهمیه آزاد در کنکور کاردانی به کارشناسی در دانشگاه صورت گرفت که نماینده وزارت علوم به دانشجویان گفت: "ما باید سالانه در بخش روزانه ‪ ۱۰هزار نفر را پذیرش كنیم اما پول آن را نداریم،بنابر این تصمیم گرفته شده است دانشجویان آزاد فقط در دوره‌های شبانه و غیرانتفاعی به تحصیل ادامه دهند"و پس از پایان سخنان نماینده ، مهندس نجاتی رئیس دانشكده شهید شمسی پور نیز با تهدید دانشجویان مبنی بر پایان دادن به تحصن گفت: "چنانچه این تحصن كه در دو روز گذشته به صورت صنفی بوده، امروز (یكشنبه) خاتمه نیابد؟ با دانشجویان برخورد آموزشی خواهد شد". در دانشگاه شکل گرفت اما راستی چه شد در سال قبل بعضی ها تظاهرات ما را به گرانی برنج کشاندند بعضی ها راستش را گفتند و بعضی خبرگزاری ها که به ما توهین کردند
آری ما ساده لوح بودیم که حرف وزیر را قبول کردیم یا وزیر با تجربه تر از ما بود که توانست ما را خاموش کند
یک سال گذشت اما تنها فایده آن این بود که ما فهمیدیم که چه کسی دوست و چه کسی دشمن است

جمعی از دانشکده شمسی پور تهران

07.05.2009

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، در حمایت از دانشجویان بازداشتی دانشگاه پلی تکنیک


در پی وقایع اخیر در دانشگاه امیرکبیر، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، بیانیه ای در حمایت از دانشجویان بازداشتی و محکوم کردن برخورد های صورت گرفته توسط بسیج منتشر کرده که به شرح زیر است:

بار دیگر دانشجویان شاهد بی اخلاقی مدعیان اخلاق بودند. این بار نیز دانشگاه پلی تکنیک در ادامه راه دیگر دانشگاه ها و هم چون سابق تجلی گاه مقاومت دانشجویان برای صیانت از شرف و قداست دانشگاه شد. چند سالیست که تمامیت خواهان از استفاده ابزاری از شهدا برای ورود و تسخیر دانشگاه شرم نمی کنند و هر سال با برپایی کارنوال هایی سعی دارند به زعم خود شهدا را ارج بنهند و از این طریق تسلط خود و نیروهای شبه نظامی خود بر دانشگاه ها را افزایش دهند. اما هر باره با برخورد هوشیارانه دانشجویان روبرو شده اند.


اما این بار در دانشگاه امیرکبیر وضع دیگر گونه بود. نیروهای بسیج که وابستگی خاصی به تمامیت خواهان دولت نهم دارند با ورود به دانشگاه که حریم امن دانشجوست، دانشجویان را در خانه خود مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند به گونه ای که خبرهایی از آسیب جدی به چند تن از دانشجویان به گوش می رسد. و عده ی کثیری از دانشجویان نیز بازداشت شدند.


البته این اولین و آخرین برخورد این سان بسیج و طیف حامی بسیج نیست که این گونه برخورد ها از گذشته در جلسات دانشجویی و در 18 تیر زیاد سراغ داریم و به تازگی در دانشگاه زنجان نیز، بسیجیان با تعدی به دانشجویان فعال این دانشگاه، سعی در سرکوب فیزیکی دانشجویان دارند.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، ضمن اعلام حمایت از دانشجویان بازداشتی دانشگاه پلی تکنیک، مخالفت خود را با دفن شهدا در دانشگاه های کشور اعلام می دارد که این کار نه تنها ارج نهادن به شهدا نیست، بلکه توهین به محیط آکادمیک دانشگاه نیز است.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان بازداشتی است، که همانا فرزندان راستین آن شهدا هستند که برای دفاع از حریم و منزلت دانشگاه به پا خواسته اند. و هم چنین هرگونه اقدام مشابه برای سرکوب دانشجویان و دانشگاه ها را محکوم می کند.



انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان

12 اسفند 1387
دوشنبه ، 12 اسفند 1387 ، 03:36

مافیای سپاه در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه


رئیس دانشگاه علوم پزشکی ارومیه دکتر نصرت الله ملازاده که منتسب به باندهای مافیایی سپاه ارومیه می باشند با فروش زمین و ساختمانهای دانشکده پرستاری دانشگاه ارومیه به مبلغی کمتر از نصف قیمت واقعی به سپاه ارومیه این دانشکده را به خارج از شهر ارومیه منتقل نمود.

سالها بود که بیمارستان عارفیان سپاه چشم طمع در ساختمان دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اورمیه داشت . در آن زمانها که دکتر ملازاده رئیس بیمارستان عارفیان سپاه بود بارها از آقای شمس رئیس دانشکده پرستاری تقاضای واگذاری ساختمان دانشکده را کرده بود ولی همیشه با جواب های منفی آقای شمس و دیگر مسئولان دانشگاه علوم پزشکی مواجه شده بود . تا اینکه چاره کار را در این یافتند که گره مشکل را از جای دیگری باز کنند ، آری این بار دکتر ملازاده رئیس دانشگاه علوم پزشکی شد ، در گام اول آقای شمس و دیگر مخالفین فروختن دانشکده پرستاری که مانع کار بودند از سر راه برداشته شدند . و بعد پروژه فروش ساختمان دانشکده را به مرحله اجرا در آوردند . لازم به ذکر است که دانشکده پرستاری با وسعتی به مساحت تقریبی 4500 متر مربع (واقع در وسط شهر اورمیه و دو نبش) و داشتن دو ساختمان اداری با بهترین استحکامات ضد زلزله ای دارای ارزشی بالغ بر 5 میلیارد تومان می باشد که به قیمت 3/2 میلیارد تومان به سپاه پاسداران فروخته شده است و قرار است که محل دانشکده به پردیس نازلو انتقال یابد . با توجه به اینکه دانشجویان رشته پرستاری ضمن تحصیل ارتباط زیادی با بیمارستان دارند لذا به علت مسافت 14 کیلومتری نازلو با شهر، دانشجویان حداقل روزانه 3 ساعت وقت خود را در سرویسهای دانشگاه صرف خواهند کرد .

لازم به ذکر است که دکتر ملازاده پیش از این فرمانده گردان مسلم بن عقيل سپاه ارومیه و مسئول شوراهای اسلامی استان آذربايجان غربي بوده و نقش اساسی در به انزوا کشاندن فعالیتهای دانشجویی اعم از فعالیت های صنفی ، علمی ، سیاسی ، فرهنگی و قومی دانشگاه و بسط و توسعه فعالیتهای بسیج دانشجویی و قدرت و میدان دادن بیش از حد و حصر به اعضای بسیج و ایجاد جو خفقان و رعب و وحشت در بین سایر دانشجویان دارد و از زمان ریاست ایشان دهها تن از دانشجویان به بهانه های واهی ( پوشیدن لباس آستین کوتاه ، بلند بودن موی سر ، کوتاه بودن مقنعه و مانتو و ...) به کمیته انظباطی کشیده شده و جملگی حکم های گوناگونی را متحمل شده اند.

به دستور ایشان ، کارکنان تمام بخشهای بیمارستانهای استان و دانشکده ها در وقت نماز ظهر تعطیل اجباری هستند و به نمازگزاران برتر سکه بهار آزادی اعطا می گردد و 5000 عدد چادر به کارکنان و دانشجویان خانم دانشگاه اهدا شده است و اتاق های اداری دانشکده ها بر حسب جنسیت کارکنان تفکیک شده بطوری که همه کارکنان خانم با پست های سازمانی مختلف ، در اتاق های واحد مستقر شده اند بعد از ریاست این مامور ویژه سپاه ،تمام فعالیت های دانشجویی فقط در برگزاری مراسمات مذهبی و حکومتی خلاصه شده و دانشگاه عملا به حوزه علمیه و پادگان سپاه تبدیل شده است .
04.02.2009

گفتگو با مجید توکلی : در ایران دانشجویان هیچ حقوقی ندارند


مصاحبه اختصاصی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با مجید توکلی، فعال دانشجویی، پیرامون وضعیت نقض حقوق بشر و حقوق دانشجویی در دانشگاه پلی تکنیک و دیگر دانشگاه های کشور

وضعیت تحصیلی شما در حال حاضر به چه شکل است؟

بلاتکلیفی شدیدی را ایجاد کرده اند. می توان سرانجامش را پیش بینی کرد. ما در کلاس ها حضور پیدا می کنیم، ممانعتی هم نیست. ولی ثبت نام نشده ایم. در امتحانات شرکت می کنیم. ولی نمره ای برای ما در نظر گرفته نمی شود. از ابتدای مهرماه هم همین بحث بوده ولی قرار بوده سریع پاسخ دهند که تا به حال جوابی داده نشده. فقط پرونده از دانشگاه به وزارت علوم رفته تا تاخیر بیشتر شود و حالا هم که بحث انتقال به شهرهای دیگر مطرح شده که باز در ادامه همان بازی های قبلی است. خواست جدی مبنی بر ممانعت از حضور ما در دانشگاه وجود دارد. با توجه به اینکه ما مشکل آموزشی نداریم، شاید دانشگاه، تبعید را راه مناسب تری دیده است. چون اخراج یا باید آموزشی باشد که در مورد ما صدق نمی کند و یا باید انضباطی باشد که نمی دانم تا به امروز به دنبال آن نبوده اند. بسیاری حرف های قدیمی در این مسیر بازطرح می شوند. بحث پرونده قضایی و مسائل پیرامون انتشار 4 نشریه جعلی در دانشگاه و بحث شکنجه ها و حکم تبرئه و سایر فعالیت های دیگر ما که مطلوب آقایان نیست.


در مورد مسئله تبعید کمی بیشتر توضیح می دهید و اینکه شما چه خواهید کرد؟

شاید نباید خیلی انتظار داشت. بعد از دوران سخت زندان و آن همه سختی و شکنجه. ما انتظارمان کم شده. ولی بحث دفاع و پس گرفتن حقی است که سلب شده و ممکن است به روال تبدیل شود. نباید به راحتی این اتفاق صورت گیرد. متاسفانه ما در تاریخمان از بسیاری حقوق محروم شده ایم. حاکمان ما مسائلی را به جامعه تحمیل کرده اند و یا در قوانین و آیین نامه ها آورده اند و یا در نظام اعتقادی شرع آورده اند. اینجا اساسِ امور به موجب قانونی وضع شده بر غلیان احساسات و یا فرهنگ به زور تحمیل شده به جامعه است. اما آنچه که امروز به عنوان محرومیت از تحصیل به اجرا در می آید منشا وضع ندارند. عمدتا منشا اجرا و برداشت های سلیقه ای دارند.


مثال می آورید...؟

اشاره می کنم. ولی شما نگاه کنید به پشتوانه یک آیین نامه ای که در دولتی اجرا می شود و در دولتی دیگر خبری از آن نیست. در مورد مسئله خاص من و احسان و احمد اخبار کامل وجود دارد که همه تخلفات مسئولین را نشان می دهد. اما الان بعد از کارشکنی های فراوان، پرونده در وزارت علوم برای تبعید ما به شهرهای دیگر در دست بررسی است. در مورد احسان که با توجه به مقدماتی که پیشتر وجود داشته، ریاست دانشگاه، ایشان را به دانشگاه ممنوع الورود کرده و در مورد من و احمد نیز با گروکشی در مورد مسائل آموزشی خواستار انتقال به شهرهای دیگر شده است. ما مشکل آموزشی نداریم و کار دانشگاه سخت است ولی با توجه به نامه نگاری های موجود به نظر می رسد که دانشگاه یا شرایط اخراج را ایجاد می کند و یا اینکه وزارت علوم ما را به جایی تبعید می کنند. این اتفاق جدیدی در کنار سایر محرومیت های 3 سال گذشته است. می توان گفت آخرین مصداق محرومیت از تحصیل شکل گرفته در این 3 سال است. در مشهد هم یک مورد طی هفته گذشته وجود داشت. مدیران دانشگاهی احمدی نژاد هم همانند ایشان تحملشان بسیار کم شده است. اینها هیچ کدام در قوانین نیامده است. همگی به تفسیر و سلیقه مدیران رها شده.


شما در مورد محرومیت از تحصیل دانشجویان در پلی تکنیک و دانشگاه های دیگر آماری دارید؟

امروز تعلیق، اخراج و مسئله 3 ستاره ها به عنوان مسائل اصلی محرومیت از تحصیل معرفی می شوند. تعلیق که در احکام صادره محرومیت موقت از تحصیل نامیده می شود و قصه اخراج و ممانعت برای ادامه تحصیل هم مشخص است. البته من اعتقاد دارم که ستاندن شرایط عادی تحصیل نیز محرومیت از تحصیل است. ممنوع الورود کردن در طول ترم، ممانعت از حضور در جلسه امتحان، محرومیت از حضور آزاد در دانشگاه در بخشی از ایام ترم، محرومیت از امکانات رفاهی، محدود کردن و اخذ تعهدهای نامتعارف از دانشجویان، تهدید دانشجویان، فشارها به خانواده دانشجویان و به عبارتی هر اقدام از جایگاه قدرت که مدیریت دانشگاه یا نهادهای وزارت علوم یا نهادهای فرادانشگاهی (نهادهای امنیتی و قضایی) اعمال می کنند، همگی مصادیق محرومیت از تحصیل است. همه این موارد شرایط عادی را از دانشجو سلب می کند. آرامش و آزادی مطالعه و پزوهش را از دانشجو می گیرد. ما نباید برای محرومیت از تحصیل به سراغ موارد خاص برویم. بحث تحصیل و حضور آزادانه باید باشد. با این توضیح موارد محرومیت از تحصیل شاید از 3 هزار هم فراتر می رود و در مورد تعلیق ها هم بیش از 500 ترم تعلیق در این 3 سال داشته ایم. چند روز پیش در اخبار بیش از 50 نفر 3 ستاره و بیش از 1500 نفر 1و 2 ستاره اعلام شده اند. اخراج هم چند موردی داشته ایم. آمار اخراج ها خیلی کم است. شاید نزدیک به 10 مورد. در پلی تکنیک از بیش از 100 مورد احضار نزدیک به 80 ترم تعلیق داشته ایم، بیش از 30 مورد ممنوع الورودی، 2 مورد اخراج، 5 نفر اجازه ادامه تحصیل در مقطع ارشد نیافتند و شاید هم ما هم 3 مورد تبعید را به این آمار اضافه کنیم و این در کنار بیش از 30 مورد احضار به دادگاه انقلاب و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و بیش از20 نفر هم بازداشت های چند روزه تا 15 ماه است که در همین دولت نهم صورت گرفته است.


در مورد ممنوع الورودها ، توجیه قانونی و پشتوانه ممنوع الورودها توضیح می دهید؟

آیین نامه انضباطی دانشجویان، مسئله ممنوع الورودی را در اختیار ریاست دانشگاه قرار داده است. پشتوانه ممنوع الورودها هم همین مسئله است. این درست است که در قانون آمده است. ولی بیشتر یک اختیار فراقانونی است که به ریاست داده شده است. نظارتی بر آن وجود ندارد. مبنایی برای آن وجود ندارد. محل اعمال سلیقه های مدیریت است. البته دلایل دیگری هم هست. اجازه بدهید من تاریخچه ای که در ذهنم هست بیان کنم. ابتدا دانشجویانی که فارغ التحصیل شده بودند به دانشگاه ممنوع الورود شدند. می گفتند که ایشان دیگر کاری در دانشگاه ندارند و نباید حتی به عنوان مهمان هم در دانشگاه حضور داشته باشند. بعد نوبت به دانشجویان تعلیقی رسید. البته مسئله تعلیق جدای از بحث ممنوع الورودی است. بعدش هم مواردی را داشتیم که بدون حکم کمیته انضباطی ممنوع الورودی صورت می گرفت که بیشتر در موارد اورژانس و فوری صورت می گرفت تا مراحل صدور حکم فراهم آید. البته در هر 3 مورد به دستور ریاست، مسائل صورت می گرفت. البته منظورم این نیست که رئیس دانشگاه تصمیم گیرنده است. حتی بیشتر موارد از سوی حراست و نهادهای امنیتی بیرون دانشگاهی است. ولی بدون دستور ریاست امکان ندارد و از همین باب دولتی بودن ریاست برای سیاسیون حاکم اهمیت دارد و مانع از انتخابی بودن ریاست می شوند.


ایران با توجه به اینکه به منشور حقوق بشر سازمان ملل پیوسته است و با توجه به اینکه تحصیل آزاد از اساسی ترین و پایه ای ترین حقوق هر انسان است، دلیل این نوع برخوردهای آموزشی و تحصیلی با دانشجویان چیست؟

در منشور حقوق بشر تکیه به ماده 26 است. همین ماده در اصل سی ام قانون اساسی نیز منعکس شده است. قانون نویسان ما به منشور حقوق بشر توجه داشته اند. متن مورد ادعا واضح است. ایجاد شرایط تحصیل برای همگان در آموزش عالی هم بیان شده. شرایطش هم تساوی کامل بیان شده است. هیچ ملاکی نباید باشد. متاسفانه تردیدی در نقض آن وجود ندارد. جمهوری اسلامی پایبند به این اصول نیست. به قانون اساسی هم پایبند نیست چه برسد به منشور حقوق بشر. امروز مسئولین طفره می روند و موارد نقض را نمی پذیرند. مطمئن باشید مجبور شوند به صراحت بر نقض خود تائید می نشانند. مگر در همین مسئله 3 ستاره ها شاهد نبودیم که بعد از 2 سال، در تابستان امسال بیان کردند که کسانی هستند که صلاحیت علمی دارند ولی صلاحیت عمومی ندارند. مثلا در همین پلی تکنیک پویان محمودیان با رتبه 6 مهندسی پلیمر به دلیل عدم احراز شرلیط عمومی پذیرش نشدند.


دلیل این نوع برخوردها چیست؟

این مسئله به نگرش حاکمیت به دانشگاه ها و اساسا ایدئولوژی طبقه حاکم در ایران برمی گردد و شدت یافتن آن در دولت نهم با آن شعارهای انقلابی و ساختارشکنانه عادی است. آنها اعتقاداتی دارند. دانشگاه ها را می خواهند اسلامی کنند. دانشگاهی که همگان بسان ایشان بیاندیشند و عمل کنند و به عبارتی همه خودی باشند. مسئله دیگر کم تحملی حاکمان امروز ایران است. شرایط سخت بین المللی باعث نگرانی های بیشتر هم شده است. این کم تحملی و شرایط سخت منجر به بروز این رفتارهای عجولانه و غیر عقلانی و این برخوردها شده است. به هر حال برخوردها در برهه هایی خاص از سوی قدرت شکل می گیرد. زمانی که قدرت احساس خطر می کند. دانشجویان هم در خط مقدم انتقاد و تقابل ایستاده اند و پشتوانه های ایشان هم بنا به دلایلی کم است. فعالان دیگر مملکت ما و آن هایی که ادعاهای گرانی پیرامون آزادی، حقوق ملت ها و حقوق بشر و ... دارند بسیار ضعیف عمل کرده اند. دور نشوم از بحث. من حتی در مواردی چون نوع پوشش دختران که در این چند سال احضارها در مورد آن ها زیاد بوده و حتی در موردی که عده ای را به واسطه حضور در میهمانی بیرون از دانشگاه به کمیته انضباطی احضار کرده بودند، مسئله را سیاسی یعنی همان تدبیر امور جامعه و اراده قدرت در رهبری امور می دانم. این مسئله در برخورد با دانشجویان منتقد سیاسی و یا دانشجویان بهایی به شدت بیشتری به چشم می خورد.


موارد نقض حقوق دانشجویی و نقض حقوق بشر در دانشگاه ها کدام است؟

موارد نقض حقوق بشر در دانشگاه ها فراوان است. این ماده 26 که از سوی جمهوری اسلامی در دانشگاه ها رعایت نشده است. من سریع بخواهم از بحث عبور کنیم باید بگویم مواد 1 و 2 و 3 و 6 و 9 و 10 و 12 و 18 و 19 و 20 رعایت نمی شود در مورد ماده 2 بومی سازی جنسیتی و تبعیض های خودی و غیر خودی کاملا نقض حقوق بشر است. در ماده 9 با تبعید و توقیف خودسرانه، در ماده 10 بی طرف نبودن کمیته انضباطی، در مورد ماده 12، مداخله در امور خصوصی و اقامتگاه و نقض حق آزادی اندیشه و وجدان و مذهب در ماده 18 با محدودیت های گزینش دانشجو و استاد، ممیزی کتب درسی، تفتیش عقاید در کمیته های انضباطی و فرم های پذیرش و اساسا مواردی که به نتایج انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها برمی گردد و نقض حق آزادی عقیده و بیان در ماده 19 هم اینچنین است. ماده 20 منشور هم در رابطه با آزادی تجمعات در دانشگاه ها نقض می شود. شاید اگر دقت بیشتری در منشور و رفتارهای موجود در دانشگاه داشته باشیم موارد بیشتر هم شود. حتی مسئله فراتر از منشور هم هست مواردی که امروز در محدودیت ها و محرومیت ها وجود دارد گاها در منشور پیش بینی نشده است. شاید در تدوین منشور فکر نمی شد روزی دولتی اینچنین در ایران مستقر می شود. در مورد نقض حقوق دانشجویی هم جفا، بیان همین عبارت از جایگاه حقیقی است. به نظر من چنین چیزی وجود ندارد. ما حقوق دانشجویی نداریم. اصلا دانشجوی ما هیچ حق خاصی در دانشگاه ندارد. شما حتی در مورد وام ها و خوابگاه و امور رفاهی هم یا عدم اختصاص وجود دارد و یا تبعیض ها فراوان است. دانشگاه ها خود را موظف به تامین نمی داند. یعنی حقی را قائل نیستند. ما باید حقوق دانشجویی را تعریف و از حیث آرمانی و هدفی تعقیب کنیم.


راهکار برای ممانعت از نقض حقوق بشر و حقوق افراد به خصوص در دانشگاه ها وجود دارد؟

یک بحث بر می گردد به فعالیت های دانشجویی و فعالان دانشجویی که ایشان کمابیش به کار خودش اشراف دارند و تمام ایستادگی خود را خواهند داشت که حقوق سلب شده را بازگردانند. حداقل هم مانع از ادامه مسیر نقض حقوق شوند. ولی در باب مسئله حقوق بشر و فعالیت های حقوق بشری و حتی فعالیت های مدنی مسئله متفاوت است. مسئله اساسی حمایت و تاکید بر نقض حقوق از سوی ایشان است که باید به هر شکل ممکن صورت بگیرد. من نمی دانم اگر در سطح کلان بشود موارد نقض حقوق دانشجویان به عنوان مصادیق نقض حقوق بشر ذکر و پیگیری شود. در گزارش ها و بیانیه ها بیاید. در محافل و نشست ها از دو طرف دعوت بیشتری صورت گیرد. – دانشجویان از فعالان حقوق بشر و مدنی دعوت کنند و ایشان نیز از دانشجویان – اتفاقات خوبی نهایتا صورت گیرد. من بر فعالیت های بین المللی با توجه به امکان های حقوق بشری تاکید دارم و ممکن ترین حمایت را هم در اختیار گذاشتن صادقانه تمامی امکانات و ظرفیت ها به دانشجویان به ویژه دانشجویان محروم از تحصیل می دانم.


در این باب بیشتر توضیح می دهید؟

فعالان حقوق بشر می توانند فشارهایی را ایجاد کنند. هم مجموعه های خبری را تدارک ببینند و هم در حضورهای بین المللی شان به مسئله محرومیت از تحصیل اشاره کنند. در جایی اشاره کرده بودم که ما در مورد تغییر رفتار حاکمیت دچار مشکل هستیم. آن ها ابزاری به محرومیت ها نگاه می کنند. می خواهند دانشجویان را کنترل کنند. اگر به ازای هر محرومیت یک فرصت مهیا شود شاید این استفاده ابزاری به پایان رسد. شاید فعالان حقوق بشری بتوانند دنیا را در این باره متقاعد کنند. شاید هم وظیفه ایشان نباشد ولی یک پیشنهاد است. اگر به ازای هر محرومیت در هر شکلی یک فرصت تحصیلی در کشوری دیگر بلافاصله فراهم آید، دیگر ابزاری از محرومیت ها استفاده نمی شود. چه بسا تشویقی خواهد بود.

سه شنبه ، 15 بهمن 1387 ، 15:28
03.02.2009

ناآرامی در دانشگاه بوعلی سینا در پی صدور حکم سنگین برای محمد صیادی



شعبه یک دادگاه انقلاب همدان، روز 30/10/87 در جلسه ای غیرعلنی و بدون حضور وکیل و هیأت منصفه، محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان را به شش سال و نیم حبس تعزیری محکوم کرد.
قاضی خزایی رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب درحالی این فعال دانشجویی را طبق مواد 498، 500، و 514 قانون مجازات اسلامی به اتهام برهم زدن امنیت داخلی کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی مجموعاً به شش سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد که در سراسر جلسه، دادگاه به تفتیش عقاید متهم پرداخته و او را به علت عقایدش تحت تحقیر و فشار قرار داد. محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا، پیش از این توسط کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده بود و در اواخر شهریور ماه سال جاری نیز به مدت سه روز در بازداشت وزارت اطلاعات به سر برد.
با توجه به کم سابقه بودن صدور چنین حکم سنگینی برای یک فعال دانشجویی، در روز سه شنبه 1/11/87 دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در اعتراض به این حکم، اقدام به جمع آوری طومارهایی در سطح دانشگاه نمودند که با یورش نیروهای حراست دانشگاه مواجه شده و منجر به بروز درگیری میان دانشجویان و حراست دانشگاه شد. دانشجویان در اعتراض به این برخورد نیروهای امنیتی، دست به تجمعی خود جوش زده و به خواندن سرود پرداختند.
گفتنی است نیروهای امنیتی در چند ماه اخیر، بارها طی تماس تلفنی با منزل این فعال دانشجویی، خانواده او را تهدید به قتل فرزندشان، ممانعت از تحصیل خواهر ایشان، و اخراج برادر وی از کار نمودند. این تهدیدات منجر به برهم ریختن وضعیت روحی و جسمی مادر محمد صیادی و بستری شدن وی در بیمارستان شد.
کمیته گزارشگران حقوق بشر

شماره 614-2009
1 بهمن 1387 20.01.2009

وزیر علوم در مقابل انتقادات پاسخگو باشد و فرافکنی نکند، سخنان وزیر در مورد سابقه دفتر تحکیم وحدت کذب محض است



خبرنامه امیرکبیر: مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، در خصوص سخنان امروز وزیر علوم در گفتگو با خبرنگاران، اظهارات وزیر علوم را در خصوص سابقه دفتر تحکیم تکذیب کرد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر محمد مهدي زاهدي امروز در حاشیه جلسه هیئت دولت اظهار داشت: افراد حامي طيف علامه تحکيم وحدت ممکن است در پوشش برخي تشکل هاي دانشجويي به فعاليت سياسي بپردازند اما طبق حکمي که از سوي وزارت علوم و وزرات بهداشت در سال 1383 صادر شده، اجازه فعاليت در دانشگاه هاي کشور را ندارند.

مهدی عربشاهی در این باره گفت: اظهار نظر وزیر علوم در مورد سابقه طیف های دفتر تحکیم وحدت از واقعیت فاصله دارد. هرچند این طیف بندی های ساختگی را قبول نداریم اما بر طبق استعلام وزارت علوم و بهداست در آن سال ها، 93 درصد انجمنهای اسلامی با طیف علامه، 3درصد با طیف شیراز و 4درصد نیز به صورت مستقل فعالیت می کردند. اما با این وجود وزارتین علوم و بهداست فعالیت هردو طیف در دانشگاه ها را به رسمیت شناختند.

دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در ادامه افزود: پس از آن نیز چندین نشست در دانشگاه های کشور برگزار کردیم و فعالیت های زیادی توسط این اتحادیه در دانشگاه های مختلف برگزار شده است. لذا فعالیت های این اتحادیه کاملا قانونی بوده و سخنان آقای وزیر کذب محض است. حتی لینک اخبار این اتفاق هنوز در آرشیو خبرگزاری های داخلی وجود دارد.

عربشاهی در خصوص اتفاقات سال های گذشته گفت: البته در آن زمان وزیر علوم در سمت رئیس دیه استان کرمان مشغول خدمت بودند. شاید بخشی از اشتباهات ایشان در خصوص پیشینه دفتر تحکیم به خاطر این مسئله و دوری ایشان از فضای دانشگاه باشد. از وزارت علوم و وزارت بهداشت انتظار می رود در مقابل تشکل های منتقد دولت پاسخگو باشند و سعی کنند مشکلات و کاستی های موجود در دانشگاه های کشور را برطرف کنند نه این که با دور زدن مشکلات و مسایل، سعی کنند صورت مسئله را پاک کنند.

این فعال دانشجویی در پایان خاطرنشان کرد: در روزهای اخیر رسانه های حامی دولت سعی می نمایند به هر شکل ممکن این طور القاء نمایند که دفتر تحکیم وحدت غیرقانونی است و از هر فرصتی برای تکرار سخنان کذب خود استفاده می نمایند. درمورد علت هجمه های اخیر به این اتحادیه مسائل فراوانی وجود دارد که در روزهای آینده به تفضیل به آن خواهیم پرداخت.
21.01.2009

آخرین رویدادهای دانشگاه شیراز


4 دانشجو آزاد شدند؛ سه دانشجو همچنان در بازداشت؛ یک دانشجو اخراج شد و بیش از 15 دانشجو مجددا به کمیته انضباطی احضار شدند

4 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز به نام های هادی الم لی، آرش روستایی، احمد کهنسال و سعید خلعتبری طی دو روز گذشته آزاد شدند. الم لی و روستایی که در روز 23 دیماه بازداشت شده بودند روز شنبه 28 دیماه آزاد شدند.همچنین احمد کهنسال نیز که از روز 21 دیماه بازداشت شده بود شنبه آزاد شد. برای هر سه این دانشجویان قرار وثیقه ی 50 میلیونی صادر شده است.

روز یکشنبه نیز سعید خلعتبری که از روز 21 دیماه بازداشت شده بود با قرار وثیقه 50 میلیونی آزاد گشت.با آزاد شدن این 4 دانشجو تعداد دانشجویان دانشگاه شیراز که در بازداشت به سر می برند به 3 نفر رسید.این سه نفر عنایت تقوی، آلما رنجبر و حمدالله نامجو هستند.

عنایت تقوی یکی از این دانشجویان بازداشتی، از روز 21 دی ماه بازداشت شده است و اتهام او توهین به مسئولان نظام است، تقوی چندی پیش به دفتر نمایندگی رهبری در دانشگاه مراجعه کرده بود و درخواست انجام یک نظرسنجی علمی در سطح دانشگاه در مورد رهبری را داده بود که علی رغم موافقت اولیه از این امر جلوگیری شده بود و با مطرح شدن این مساله در نشریه ای که مدیر مسئولش تقوی بود ابتدا نشریه او توقیف و سپس خود او یک ترم از تحصیل محروم شده بود، پس از آن نیز مطرح کردن این مساله در تریبون آزاد 18 آذر از سوی تقوی و انتقادات او از رهبر و صحبت در خصوص هزینه های سفر او به شیراز صورت گرفته بود باعث شد که او ابتدا به 2 ترم محرومیت از تحصیل محکوم و سپس به اداره اطلاعات احضار شود.

همچنین دیروز یکشنبه ماموران حراست دانشگاه مانع از ورود کاظم رضایی به دانشگاه و حضور او در امتحان شدند و به او اعلام کردند که با اجرای 2 ترم محرومیت از تحصیل برای او، او از دانشگاه اخراج است و اجازه ورود به دانشگاه را ندارد.لازم به یادآوری است که پیش از این کاظم رضایی در روز 14 دیماه پس از مراجعه به اداره اطلاعات شیراز بازداشت شده بود و در روز 22 دیماه پس از 8 روز بازداشت آزاد شده بود.

از سوی دیگر روز گذشته تعدادی دیگر از دانشجویان دانشگاه شیراز به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده اند که تعداد دقیق احضار شدگان مشخص نیست اما احتمال می رود که بیش از 15 نفر از دانشجویان به کمیته انضباطی احضار شده باشند.
دوشنبه ، 30 دی 1387 ، 22:32 فعالان حقوق بشر در ایران

۳۰

درصد دانشجویان به رشته خود علاقه ندارند! . افت تحصیلی نگران کننده است


سرپرست دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه ۳۰ درصد دانشجویان دانشگاهها علاقه ای به رشته تحصیلی خود ندارند، گفت: افت تحصیلی در دانشگاهها نگران کننده است و به همین دلیل طرح پیشگیری از افت تحصیلی اجرا خواهد شد.

مشروطی در دانشجویان پسر بیشتر است

حمید یعقوبی در گفتگو با خبرنگار مهر، کاهش انگیزه تحصیلی دانشجویان و در نتیجه افت تحصیلی را یکی از مشکلات دانشجویان دانست و به مهر گفت: افت تحصیلی و مشروط شدن در بین دانشجویان پسر بیشتر است و به طور کلی تاکنون این موضوع مغفول مانده است.

وی افزود: از آنجا که این مسئله سرانه دانشجویی را متضرر می کند، بحث ماندگاری دانشجویان در دانشگاه و جلوگیری از مشکل افت تحصیلی دانشجویان نیز در دستور کار قرار دارد.

تشکیل کارگروهی برای پیشگیری از افت تحصیلی

سرپرست دفتر مرکزی مشاوره دانشجویی وزارت علوم گفت: بر اساس این طرح، کارگروهی برای برنامه پیشگیری از افت تحصیلی تشکیل می شود تا دستورالعملی برای کاهش افت تحصیلی داشته باشیم.

وی با بیان اینکه بر اساس تحقیقات، ۳۰ درصد دانشجویان علاقه مند به رشته تحصیلی خود نیستند به مهر گفت: به دنبال افزایش ظرفیت در دانشگاهها و یکسان شدن ظرفیت با تقاضا، همه داوطلبان وارد دانشگاه می شوند که این موضوع باعث می شود همه داوطلبان با علاقه به رشته های تحصیلی که در آن قبول شده اند، وارد نشوند.

یعقوبی افزود: از این رو طرح پیشگری از افت تحصیلی مرکز مشاوره در صدد آن است که مشخص کند چرا افت تحصیلی در دانشگاهها نگران کننده است.



14.01.2009

احضار دانشجويان شيراز


بدنبال برگزارى مراسم گسترده روز دانشجو در ١٨ آذرماه در شيراز٬ کميته انظباطى دانشگاه مبادرت به احضار دانشجويان و بازجوئى و پرونده سازى براى آنان کرده است. طى روزهاى اخير بيش از ٣٠ دانشجو به کميته انظباطى احضار شدند. ليست تعدادى از دانشجويان احضار شده به قرار زير است:

آرش روستایی، سعید خلعتبری، هادی الم لی، حمداله نامجو، کاظم رضایی، جلیل رضایی، یونس میرحسینی، افشین هوشنگ، اسماعیل معدنچی، اسماعیل جلیلوند، محسن زرین کمر، امین درستی، عبداله داودیان، اکبر حسن پور، سعید خسروآبادی، لقمان فدیری، آرمین برازش، آلما رنجبر، همت جهانشاهی، احسان هاشمی، روح اله قاسمی، دلیر بارخدا، کامران محمدی، نسیم دالوند، ندا اسکندری، محدثه محوی شیرازی، فاطمه آقایی و مجتبی شیخیان.

نهادهاى امنيتى دانشگاه شيراز "جرم" اين دانشجويان را شرکت در مراسم روز دانشجو و سخن گفتن در تريبون آزاد اعلام کرده است. بدنبال برگزارى اين مراسم بسيجيها در دانشگاه اعلام کردند که به "رهبر" و "مقدسات" توهين شده و دست به تحرکاتى تهديد آميز عليه دانشجويان زدند. کميته انظباطى تلاش دارد با پرونده سازى براى دانشجويان آنها را از تحصيل محروم و يا از دانشگاه اخراج کند. رژیم اسلامى تلاش کرد با ايجاد فضاى امنيتى و نظامى در دانشگاهها و روى دوش سرکوب گسترده دانشجويان چپ در سال گذشته فضاى ١۶ آذر را گورستانى کند. اما موفق نشد و امروز با اين احضارها و پرونده سازيها دارد از دانشجويان انتقام ميگيرد.

حزب سوسیال دمکرات ایران احضار و پرونده سازى براى دانشجويان را محکوم ميکند و از دانشجويان دانشگاه شيراز و دانشگاههاى کشور ميخواهد در حمايت از دوستانشان دست به تجمع و اعتراض بزنند.

مرگ بر جمهورى اسلامى!

۴ ديماه ١٣٧٨ – ٢۴ دسامبر ٢٠٠٨

توطئه ای گسترده علیه دانشجویان در حال برنامه ریزی است


خبرنامه امیرکبیر: در حالی که در چند روز گذشته و پس از برگزاری موفقیت آمیز تجمع بزرگ دانشجویان در دانشگاه تهران و سایر دانشگاه های ایران تهدیدات علیه فعالان دانشجویی به ویژه اعضای دفتر تحکیم وحدت و فعالین انجمن های اسلامی دانشگا های مختلف و سخنرانان برنامه ها افزایش یافته است و همچنین اختلالات موجود در شبکه مخابرات که در قطع ارتباطات sms و مکالمات دانشجویان غیر متعارف می نماید، با جریان سازی های سایت ها و نشریات وابسته به نهادهای امنیتی و اعتراضات نیروهای وابسته در دانشگاه با خواست “برخورد با دانشجویان”، اتفاقات ویژه ای در دانشگاه ها در حال شکل گیری است.

پس از اعتراضات موفقیت آمیز دانشجویان در آذرماه امسال، شواهدی از برخورد با دانشجویان و پرونده سازی علیه دانشجویان در دست است که مهمترین آن ورود غیرقانونی به منزل فعالان دانشجویی و سرقت اطلاعت شخصی دانشجویان می باشد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر شب گذشته در حالی که بابک زمانیان به همراه چند تن از دوستان ایشان برای برداشتن وسایل شخصی به منزل وارد شدند متوجه شدند که منزل تحت تفتیش قرار گرفته است و مقداری از وسایل از جمله فلش مموری حاوی اطلاعات شخصی وی ناپدید شده و کامپیوتر شخصی موجود در منزل نیز مورد بازبینی قرار گرفته بوده است.

پیشتر نیز در ورود افراد ناشناس به منزل مجید توکلی و بازرسی خانه وی میزانی از دست نوشته ها و مقالات مربوط به جنبش دانشجویی و فعالیت های دانشجویی پلی تکنیک از منزل ایشان به سرقت رفته بود. همچنین در هفته گذشته افرادی ناشناس نلاش برای ورود به منزل احسان منصوری را داشته اند که به دلیل حضور به موقع احسان منصوری و برادر ایشان نتوانسته اند به مقصود خود دست یابند.

در حالی ورود عیرقانونی و غیرمحسوس به منزل فعالان دانشجویی در چند هفته گذشته شدت یافته است که شواهد حاکی از بازبینی اطلاعات موجود بر کامپیوترهای شخصی و سند برداری و یا سرقت اسناد و دست نوشته های خاص از منزل این دانشجویان دارد. با توجه به نحوه ورود و تفتیش صورت گرفته در خانه های دانشجویان، احتمال موارد دیگر بازرسی که مورد توجه قرار نگرفته و یا گزارش نشده باشد نیز وجود دارد.

در آستانه برگزاری مراسم ۱۷ آذر در دانشگاه تهران نیز، ماموران و کارشناسان وزارت اطلاعات با ورود به منزل تنی چند از فعالان دانشگاه تهران کلیه وسایل موجود در خانه این فعالان و کامپیوترهای موجود را مصادره و به محلی نامعلوم منتقل کرده بود.

در ۲ سال گذشته بارها در جریان احضارها و بازداشت های دانشجویان به متن مکالمات و اسناد شخصی دانشجویان اشاره و استناد شده بود که در مواردی عدم دقت و یا اشتباهات فراوان مانع از پیشبرد خواست نهادهای امنیتی شده بود که گویا در دور جدید پرونده سازی علیه دانشجویان به این موارد توجه شده است.

با توجه به بازرسی های صورت گرفته و اسناد جمع آوری شده از منزل دانشجویان و همچنین وسایل مصادره شده در آستانه ۱۷ آذر بیم آن می رود که پرونده سازی جدیدی علیه دانشجویان در حال شکل گیری است. به نظر می رساند پس از آخرین پرونده سازی بزرگ علیه دانشجویان در اردیبهشت ماه سال ۸۶ با جعل ۴ نشریه دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر و افتضاح به بار آمده به واسطه تعدد اشتباهات و ضعف های متعدد در اجرای آن پروژه که منجر به رسوایی دستگاه امنیتی شده بود، این بار مجموعه های امنیتی و گروه های خودسر برخورد کننده با دانشجویان به این نکته رسیده اند که برای جلوگیری از رسوایی پیشین که حتی با همه فشارهای وارد به دستگاه قضایی منجر به صدور حکم تبرئه دانشجویان بازداشت شده آن پرونده در دادگاه عمومی شد، به تدارک و جمع آوری اطلاعات دقیق تر و پرونده سازی محکم تری علیه دانشجویان بپردازند.

پرونده سازی علیه دانشجویان در حالی شکل می گیرد که با حساسیت های افکار عمومی و نهادهای بین المللی در برخورد با فعالین دانشجویی و مدنی و لزوم پاسخگویی مسئولین، نهادهای امنیتی به بهانه های واهی و با انتساب اتهامات کذب به برخورد با دانشجویان می پردازند.

این اقدامات امنیتی همزمان در دانشگاه های شهرستان ها نیز صورت گرفته است. در دانشگاه مازندران شبنامه ای جعلی با عنوان «دانشگاه زنده است» در دانشگاه پخش شد که دارای اسامی جعلی و ساختگی به عنوان مدیرمسئول و هیات تحریریه بود، با قلمی امنیتی و شبیه به نشریاتی همچون کیهان، سراسر اتهام و فحاشی به فعالین انجمن اسلامی و تحکیم بود. در شیراز نیز بسیج این دانشگاه با صدور بیانیه ای مانند سناریوی جعل نشریه ها در دانشگاه امیرکبیر موضوع توهین به مقدسات را مطرح کرده و خواستار برخورد شدید با دانشجویان شده است. در دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز طی هفته گذشته شبنامه های جعلی علیه دانشجویان و مدیران مسئول نشریات دانشجویی پخش شده است.

لازم به ذکر است که در چند سال اخیر طبق روال متداول، پیش از برخوردهای امنیتی با دانشجویان، رسانه های امنیتی از جمله کیهان، رجانیوز، شبکه خبر دانشجو، فارس نیوز با خط دهی و جریان سازی علیه دانشجویان زمینه های سرکوب دانشجویان و جنبش دانشجویی را فراهم می آورده اند.

در آخرین مورد از این جریان سازی کیهان در انتهای مطلبی با عنوان عادی سازی آشوب طلبی در دانشگاه با خواندن سایت خبرنامه امیرکبیر به عنوان تریبون گروهک غیرقانونی و برانداز تحکیم شعارهای تجمع ۱۷ آذر دانشگاه تهران را هتاکانه و توهین آمیز به مقدسات و سران نظام دانسته است و خبرنامه امیرکبیر و جنبش دانشجویی را مجموعه ای مورد نظر سرویس های جاسوسی غرب و در راستای شبکه سازی در فضای اینترنتی متشکل از سایت های مخالف نظام نامیده و همچنین خبرنامه امیرکبیر را به عنوان یکی از منابع و هسته های مرکزی ایفا کننده نقش مرکزی جریانات خبری سیاه علیه نظام و درج اخبار دروغین دانسته است و خواستار برخور با دانشجویان و این مجموعه شده بود.

در همین زمینه:

لینک خبر کیهان و اتهام پراکنی این روزنامه

انتشار شبنامه در دانشگاه مازندارن در آستانه روز دانشجو به منظور ایراد توهین و تهمت به اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه

تلاش برای تکرار سناریوی دانشگاه امیرکبیر در دانشگاه شیراز و تهدید به قتل دانشجویان این دانشگاه از سوی بسیج

بیانیه انجمن های اسلامی دانشگاه سیستان وبلوچستان در مورد توزیع شب‌نامه و سی‌دی، علیه انجمن‌های اسلامی و برخی از دانشجویان و نشریات دانشجویی این دانشگاه

۵ دیدگاه » بیان دیدگاه

* ۲۵م آذر ۱۳۸۷ - کمال :

زنده باد دفتر تحکیم وحدت
از نظر آقایان مقدسات و سران نظام دارای یک رابطه هم ارزی هستند و انتقادات از آیت ا…ها ببخشید خدایان نشسته بر مسند قدرت در جمهوری اسلامی همانا توهین به مقدسات است.
از دید این بزرگان هر چه دزدی و فساد و جنایات از جانب این آیات و نوکرانشان صورت گیرد چون خدا دستورش را صادر کرده است، عین پاکی و صداقت و خدمت است.


* ۲۵م آذر ۱۳۸۷ - کمال :

با توجه به مطالب ذکر شده در کیهان به نظر میرسد که دستگاه اطلاعاتی درصدد دادن یک درس حسابی به دست اندرکاران خبرنامه امیرکبیر است، امیدوارم که مسولان این خبرنامه تمهیدات و دوراندیشی های لازم را در صورت بروز بحران برای نشریه اندیشیده باشند.


* ۲۵م آذر ۱۳۸۷ - نسیم :

جنبش دانشجویی باید پاسخی دندان شکن به این توطئه ها بدهد


* ۲۵م آذر ۱۳۸۷ - صبا :

یعنی اینقدر بی شرف هستند که بدون حکم وارد می شوند ؟ آقای اطلاعاتی تفاوت تو با یک دزد که از دیوار خانه مردم بالا میره چیه ؟

حداقل آن دزد اینقدر شرف داره که برای پر کردن شکم زن و بچه اش دزدی میکنه اما تو آدم فروشی میکنی بیچاره

امیدوارم در یک دادگاه ملی اعوان و انصار رژیم محاکمه بشن بدست همین ملت


* ۲۵م آذر ۱۳۸۷ - آذر :

متاسفانه رژیم با این سختگیری‌ها فقط این رو ثابت میکنه که هیچ
مخا لفتی داخل کشور امکان پذیر نیست و تنها تهدید خارجی‌ است که راه حل هست.

دوشنبه ۲۵م آذر ۱۳۸۷

16آذر در دانشگاه شیراز چه گذشت


بنا به فراخوان فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز، امروز(18 آذر) تجمع پرشور دانشجویان این دانشگاه با جمعیتی بالغ بر 2500 نفر و در پردیس ارم برگزار گردید. در ابتدای این تجمع نیروهای حراست با حمله به دانشجویان قصد داشتند، سیستم صوتی و دستگاههای آمپلی فایر را مصادره کنند که با واکنش شدید دانشجویان مواجه شدند. نیروهای حراست که مشخص بود از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، چند تن از دانشجویان را مضروب کردند و یکی از سه پایههای باندهای سیستم صوتی را دزدیدند. در این هنگام دانشجویان یکصدا فریاد میزدند که «پینوشه، پینوشه؛ ایران شیلی نمیشه، 18 آذر ما، 18 تیر میشه» و «حراست، حراست، خجالت خجالت». یکی از دانشجویان اعلام کرد که اگر یک مو از سر یکی از دانشجویان دانشگاه کم شود، حادثهای نظیر 18 تیر به وجود خواهند آورد.‌‌‌‌‌

پس از این که نیروهای حراست موفق نشدند، سیستم صوتی دانشجویان را از کار بیندازند. دانشجویان در میدان پردیس حلقه زدند و سرود «یاردبستانی من» و نیز «حرکت از این بیش شتابان کنید» را خواندند.

پلاکاردهایی در دست دانشجویان بود که روی آنها نوشته شده بود: «دانشگاه پادگان نیست»، «روشن از ایمان به طلوعی غریب، چوبهی اعدام چراغان کنید»، «نه به جنگ، نه به استبداد»، «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، «Live free or die»، «دانشگاه آخرین سنگر آزادی»، «دانشگاه زنده است» و...‌‌

این مراسم که با عنوان «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه» راس ساعت 11:30 آغاز شده بود، پس از شعار دادن و سرودخوانی وارد فاز تریبون آزاد شد. اولین دانشجو از برخورد حراست دانشگاه و حمله به دانشجویان به شدت انتقاد کرد و گفت: «حاکمیت سعی دارد روز دانشجو را نیز حکومتی کند. و به این ترتیب هرگونه مخالفت را از جنبش دانشجویی حذف کرد». نفر بعدی نسبت به سیاستهای دولت احمدینژاد به شدت انتقاد کرد و صحبتهای خود را به سیاستهای اقتصادی و نیز برخورد سرکوبگرانه این دولت با فعالان دانشجویی و مدنی اختصاص داد.‌‌‌‌

یکی دیگر از دانشجویان در مورد جنبش دانشجویی و شرایط آن صحبت کرد و گفت جنبش دانشجویی جنبشی آوانگارد و رادیکال است. وی گفت: «آوانگارد کیست؟ ما آوانگاردیم. من یک آوانگارد هستم. آوانگارد، یعنی گاردِ بیحفاظ و بیپوشش، کسی که بدون هیچ سپری در برابر ظلم و ستم میایستد و مبارزه میکند، در برابر تندر میایستد، خانه را روشن میکند و میمیرد... اگر آوانگاردیسم و رادیکالیسم تبهکاری است، من به شخصه به این تبهکاری معترفم.» وی همچنین به دخالتهای وزارت اطلاعات در امور دانشگاهها و نیز به نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی به شدت اعتراض کرد. از جمله موارد دیگری که این دانشجو به آن پرداخت، بازداشت فلهای دانشجویان در 13 آذر 86 و نیز تابستان 87 بود. وی همچنین به بازداشت و حکم فرزاد کمانگر و دیگر معلمان دربند به شدت اعتراض کرد و خواستار لغو فوری احکام همهی فعالان سیاسی و مدنی شد. این فعال دانشجویی که به شدت از طرف دانشجویان تشویق میشد، اعلام کرد که «مواردی که ما به آن اعتراض داریم لیستی از خواسته های ما نیست که بخواهیم ملتمسانه آنها را از حاکمیت طلب کنیم، بلکه بر سر آنها مبارزه میکنیم و تا پیروزی کامل از پای نخواهیم نشست.»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

یکی دیگر از دانشجویان گفت: «بحث امروز من در مورد چماق است. یکی از چماقها کارپرور معاون دانشجویی دانشگاه شیراز است. دیگری همین حراست دانشگاه شیراز است که آشکارا به دانشجویان حمله میکند. چماق دیگر وزارت اطلاعات و قوه قضاییه است.»‌‌

دانشجویی دیگر در سخنان خود گفت: «بنده انتقاد از احمدینژاد و دولت را به رانندههای تاکسی میسپارم. علت سرکوبهای موجود در جامعه، غیر مردمی بودن نظام حاکم است که سعی در کنترل تمام اجزای جامعه دارد.» وی انتصابی بودن مدیران دانشگاهها را به شدت مورد اعتراض قرار داد و خواستار برکناری کارپرور معاون دانشجویی و ریاست کمیتهی انضباطی شد.‌‌‌‌‌‌

یکی دیگر از فعالان دانشجویی صحبتهای خود را به رهبری اختصاص داد. این دانشجو که از دانشجویان معتقد به روشنفکری دینی بود، گفت: «ما قرار بود نظرسنجی در مورد سطح محبوبیت رهبری در دانشگاه انجام دهیم. هر جور سوال طرح کردیم با آن مخالفت شد و گفته شد که سوالهای شما علمی نیست. این مطلب در نشریه ما به چاپ رسید و در نهایت بنده بدون احضار به کمیتهی انضباطی، به یک ترم محرومیت از تحصیل محروم شدم. من یک سوال دارم. اگر رهبری دیکتاتور نیست چرا نباید در مورد وی نظرسنجی شود؟ رهبر من علی است. اگر رهبری پیرو علی است، چرا در سفر وی به استان فارس این همه ریخت و پاش و تجملات وجود داشت؟ من برادرم شهید شده است. من اعلام میکنم که برادرم در راه خامنهای شهید نشده است و در راه آزادی و وطناش جان خود را داده است.» این دانشجو که سیاستهای رهبری را به شدت مورد انتقاد قرار داد، در دفعات متعدد توسط دانشجویان تشویق شد. وی در نهایت که از هیچکس و هیچ چیز نمیترسد و حقیقت را در هر حال خواهد گفت.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

پس از صحبت این دانشجو یکی از دانشجویان اعلام کرد که فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز از تمام کسانی که به دلیل فعالیتهای دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شدهاند، قاطعانه حمایت خواهند کرد. وی از جمله به مورد «یاسر رحمانی» که اخیرا به کمیته انضباطی مرکزی احضار شده است، اشاره کرد و گفت: «در صورتی که کوچکترین برخوردی با وی صورت گیرد، دانشجویان اعتراضات گستردهای را سازمان خواهند داد»‌‌‌

دانشجویی دیگر در مورد قتلهای زنجیرهای صحبت کرد و گفت که این قتل عامها لکهی ننگی است که هیچگاه از دامن حاکمیت پاک نمیشود. وی سران ارشد نظام را مسئول این قتلها خواند و گفت حتی مجلس نیز نتوانست آنها را جهت ادای توضیحات احضار کند.‌‌‌‌‌‌‌‌‌

یکی از دختران دانشجو هم در مورد حقوق زنان صحبت کرد و خواستار برابری جنسیتی شد.

در پایان مراسم تریبون آزاد که تا ساعت 16:30 به طول انجامیده بود، یکی از دانشجویان که از طرف برگزارکنندگان این مراسم سخن میگفت، اعلام کرد:« از دیروز تا کنون عدهی کثیری از دانشجویان به حراست دانشگاه احضار شدهاند و به آنها گفته شده که دانشگاه شمشیر را از رو بسته است. ما نیز اعلام میکنیم که شمشیرمان را از رو بستهایم. اگر یک نفر از دانشجویان به کمیتهی انضباطی احضار شود، باز ما تجمع برپا میکنیم. به خاطر تحصن آذرماه سال گذشته ما را به کمیتهی انضباطی احضار کردهاند، ساکت نشدیم. در جریان تحصن یازده روز احضار شدیم باز ساکت نشدیم، بلکه رادیکالتر هم شدیم. آنقدر احضار کنند تا ما نبرد مسلحانه پیش بگیریم.» وی همچنین گفت: «از این به بعد جواب هر احضار با یک تحصن داده خواهد شد و فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز نه تنها در مسایل دانشگاه شیراز، بلکه در مسایل دیگر دانشگاهها نیز دخالت خواهند کرد.»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دانشجویان در پایان این مراسم دور میدان پردیس با سرود «حرکت از این بیش شتابان کنید» رژه رفتند و همچنین سرود « لا لا دیگه بسه گل لاله» نیز پخش شد.

در نهایت دانشجویان با شعار دادن مراسم را به پایان رساندند.

لازم به ذکر است که پس از اتمام این مراسم، عدهای از بسیجیان در مسجد دانشگاه جمع شدند و گفتند: « این دانشجویان به رهبری توهین کردهاند و اگر ریاست دانشگاه نمیتواند با آنها برخورد کند باید استعفا دهد و ما به صورت کفنپوش با آنها برخورد میکنیم.»‌‌‌‌‌‌‌

لازم به ذکر است، مراسم ذکر شده توسط ائتلاف فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز برگزار شده بود و دیگر دانشگاههای شیراز در برگزاری این مراسم نقشی نداشتند. لذا اخباری که در بعضی از سایتها مبنی بر برگزاری مراسم توسط «دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر کشور» درج شده است، کذب محض میباشد. «دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر کشور» در بین فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز حتی یک عضو هم ندارند و این خبر قویا تکذیب میشود.‌‌‌‌‌‌

دوشنبه شب، بعضی از فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز اعلام کردند که اگر لازم باشد، بیانیه خود را در این مورد صادر میکنند.

فرستنده وبلاک http://dab33.blogfa.com/post-1.aspx 09.12.2008

فاجعه‌ای جدید: 50 احضاربه کمیته انضباطی و 3 اخراجی برای دانشجویان دختر دانشگاه شیراز


باآغاز سال تحصیلی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی برای خاموش کردن ندای حق طلبی وآزادیخواهی دانشجویان که همواره چون مشعلی فراروی دیگر جنبشهای آزادیخواه ایران بوده اند .به تکاپوافتاده ، شتابناک وسر درگم فقط باتکیه برزور وبی قانونی میخواهند زهر چشم بگیرند ،باتوجه به این موضوع که سال تحصیلی گذشته دانشجویان دانشگاه های ایران از جمله دانشگاه شیراز باهمبستگی ویکدلی وهمکاری بایکدیگر توانستند هیمنه ظاهری حراست که پوشش اداره اطلاعات استان فارس و شهر شیراز میباشد درهم بشکنند واین کینه ورزان امروز باکینه خود برای جبران شکست هجوم به دانشجو را آغاز کرده اندوحلقه اول را دانشجویان دختر انتخاب کردند ، چون درگذشته بیشترین تحرک از جانب آنان بوده وتا آخرین لحظه برای دستیابی به حقوق از دست رفته شان پایداری نمودند . امروز هم مقاومت حرف اول را میزند وتمامی دانشجویان دانشگاه شیراز چون سال کذشته باید یکدل ویک صدا خواهان لغو احکام رییس حراست دانشگاه باشند.در سایر دانشگاه های کشور هم دانشجویان نباید در مقابل این نوع احکام ظالمانه سکوت اختیار نمایند چون پشتیبانی از همدیگر رمزییروزی ما می باشد
هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران _ استان تهران
فاجعه‌ای جدید: 50 احضاربه کمیته انضباطی و 3 اخراجی برای دانشجویان دختر دانشگاه شیراز
پنجاهنفر از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز به دلیل آنچه که مسئولین کمیته‌ی انضباطی «بدحجابی» خوانده‌اند، به
کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.
بنا به گزارش تعدادی از این دانشجویان، مسئولین کمیته‌ انضباطی در هنگام مراجعه این دانشجویان برگه‌های احضاریه را از آن‌ها گرفته‌اند و گفته‌اند که تمامی آن‌ها باید ابتدا تعهد دهند که وضع پوشش خود را تغییر می‌دهند و سپس نیز باید به انتظار احکام صادره توسط کمیته‌ انضباطی باشند. نکته جالب در احضار این دانشجویان این است که حراست دانشگاه حتی یکبار هم در مورد وضع پوشش به این دانشجویان تذکر نداده است و تمامی آنها مستقیما به کمیته انضباطی احضار شده‌اند.
بنا به اعلام تعدادی از دخترانی که به کمیته انضباطی مراجعه کردند، مسئولین کمیته انضباطی به آن‌ها گفته‌اند که سه نفر از دانشجویان دختر این دانشگاه قبلا به دلیل بدحجابی از دانشگاه اخراج شده‌اند. این در حالی است که جو عمومی دانشجویی از چنین موضوعی بی‌خبر بوده است و به نظر می‌رسد با فشار بر این سه دانشجوی اخراجی، از علنی شدن اخراج آن‌ها جلوگیری شده است. همچنین به این دسته از دانشجویانی که احضار شده‌اند گفته شده است که باید لیستی از دخترانی که بقیه دخترانِ دانشجو را اغفال می‌کنند به همراه تعهد نامه خود به کمیته انضباطی تحویل دهند!
جالب اینجاست که دانشجویانی که احضار شده‌اند مطابق عرف دانشجویی لباس می‌پوشند و هیچکدام از آن‌ها سابقه‌ی احضار یا حتی تذکر قبلی را هم نداشته‌اند.
با احضار این 50 نفر، تعداد احضار دانشجویان به کمیته انضباطی در زمان ریاست دکتر کارپرور بر کمیته انضباطی، به عنوان معاون دانشجویی دانشگاه شیراز، به بیش از 100 تن رسیده است و به نظر می‌رسد شخص او، مدیریت گروه سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز را به عهده گرفته است. دکتر کارپرور همان کسی است که با انحلال شورای صنفی منتخب دانشجویی، شورای صنفی وابسته را در دانشگاه شیراز روی کار آورد و در جریان انتخابات شورای صنفی این دانشگاه، 108 نفر از کاندیداهای این انتخابات را ردصلاحیت کرد.
دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در تحصن یازده روزه اسفندماه سال گذشته حضور بسیار چشمگیری داشتند و به نظر می‌رسد که این احضار و اخراج‌ها در راستای نوعی انتقام و نیز ترساندن آن‌ها از برگزاری هرگونه حرکت اعتراضی باشد.
کارپرور در جریان روزه سیاسی در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان بی‌گناه دانشگاه امیرکبیر، 7نفر، در جریان برگزاری تجمع اعتراضی به بازداشت یکی از دانشجویان دانشگاه شیراز، 4 نفر، در جریان انتخابات شورای صنفی، 5 نفر، در جریان تحصن اسفندماه، 30 نفر و از ابتدای سال تحصیلی تا کنون نیز 5 نفر به نام‌های نوید غفاری، آلما رنجبر، اکبر حسن‌پور، کاظم رضایی و امین درستی را به اتهام پخش شب‌نامه در خوابگاه‌های پسران و دختران به کمیته‌ی انضباطی احضار کرده بود که با احتساب این 50 نفر تعداد دانشجویان احضاری در یک سال گذشته به بیش از 100 نفر می‌رسد. البته این آمارها، آمارهای رسمی است و تخمین زده می‌شود که تعداد دانشجویانی که از علنی شدن خبر احضارشان بر حذر داشته شده‌اند به بیش از این‌ها می‌رسد.
دکتر کارپرور شخصی کاملا متحجر و با روحیه‌ی کینه‌توزانه است که به نظر می‌رسد در صورت تداوم رفتار سرکوب‌گرانه خود با واکنش جدی دانشجویان دانشگاه شیراز مواجه خواهد شد. بسیاری از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز نارضایتی خود را از نحوه‌ی رفتار وی اعلام کرده‌اند و احتمالا وضعیت دانشگاه شیراز به سمتی پیش می‌رود که در آینده نزدیک دوباره آبستن تنش‌های زیادی خواهد بود.

آزادیخواهان دمکرات to آزادیخواهان دمکرات at 10/26/2008 11:11:00 AM

گزارش کامل اولين نشست شوراي دفاع از حق تحصيل


شوراي دفاع از حق تحصيل اولين نشست سراسري دانشجويان محروم از تحصيل را ديروز جمعه مورخه 26/7/87 با حضور تعدادي از دانشجويان محروم از تحصيل ، فعالان مدني ، حقوق بشر و فعالان دانشجويي برگزار نمود.
از جمله شرکت کنندگان در اين جلسه آقايان کورش زعيم ، حميدرضا خادم ، اشکان رضوي ، پيمان عارف ، دکتر محمد ملکي ، اوليايي فر ، خانم پراکند ، سعيد حبيبي ، مهدي عربشاهي ، ميلاد اسدي ، عباس حکيم زاده و نماينده اي از مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بودند.
اين جلسه که قريب به پنج ساعت به طول انجاميد با بخشهاي تريبون آزاد ، سخنراني همراه بود و در پايان ضمن توافق بر سر ايجاد کميته اجرايي جهت تدوين اساسنامه و پيگيري ساير امور مربوطه به پايان رسيد.
آنچه در ذيل مي آيد متون سخنراني شرکت کنندگان در اين نشست مي باشد ، همچنين تصاوير مربوطه در ذيل قابل مشاهده مي باشد :

گزارش برگزاري اولين نشست سراسري دانشجويان محروم از تحصيل
آقاي مجيد دري بعنوان مجري برنامه با خوش آمدگويي به حضار سخن خود را آغاز و سپس ادامه داد :
همه اطلاع داريد جريان تعليق و ستاره دار و احضار جريانيست که بشدت در دوره اخير بالاخص شروع دولت مهرورزي بغرنج تر شده و هر روز شاهد تعليق و اخراج و احضار دانشجويان به کميته هاي انضباطي مي باشيم که حکمهاي سنگيني هم صادر مي کنند. به نوعي تحصيل را محدود مي کنند به خودي و غير خودي، انتقاد هر چقدر هم که کوچک باشد جرم سنگيني تلقي مي شود. در نهايت از سالها پيش، اگر از سال 85 در نظر بگيريم اين جريان به شدت خودش را نشان داد. در اين سال ستاره دارها حرکت منسجمي را شروع کردند و تشکلي با نام کميته پيگيري دانشجويان ستاره دار را تشکيل دادند. پس از آن، کميته دفاع از حق تحصيل تشکيل شد که زير نظر تحکيم وحدت بود و بعد آقاي کيوان صميمي، انجمن حاميان حق تحصيل را با پشتيباني کانون مدافعان حقوق بشر تشکيل دادند و شوراي دفاع از حق تحصيل که ما مي باشيم و متشکل از دانشجويان محروم از تحصيل سراسر کشور است. اين شورا در نهايت برآورده از خود دانشجويان است که به نوعي زهر تعليق يا ستاره دار شدن يا اخراج را چشيده اند و با اين جريان آشنا هستند در نهايت ما از شما دعوت کرديم تا به اينجا تشريف آورده که ضمن مشورت راهکارهايي را نيز در اختيار ما قرار دهيد.
سپس آقاي کيوان صميمي (روزنامه نگار و فعال حقوق بشر ) چنين ادامه دادند : زحمت برگزاري نشست امروز را خود دانشجويان کشيده اند، آنها را هدايت کنندگان اين جلسه دانسته و از دانشجويان خواستند تا از حاميان حاضر در نشست(آقايان: مهندس کورش زعيم، دکتر محمد ملکي و ...) مشورت بگيرند. در پايان آقاي صميمي افزود: «که از مشورت دهندگان اين انتظار را نداشته باشيم تا به اين شورا سمت و سوي خاصي دهند.»
سخنران دوم، آقاي دکتر محمد ملکي(اولين رئيس دانشگاه تهران بعد از انقلاب) بودند که انداختن عده اي از دانشجويان به زندان به جرم اعلام عقيده، سپس محروم کردن از تحصيل و ستاره دار کردن آنها را تاسف انگيز، نفرت انگيز و شرم آور دانستند. وي خطاب به دانشجويان گفت: «اولين کاري که بايد انجام دهيد فکر و مطالعه دقيق روي جنبش دانشجويي ايران است نه حرفهايي که اينها مي زنند و مي نويسند. واقعيت ها باشد که اين جنبش دانشجويي چه بوده، چه کار کرده و چه نقشي در تحولات کلي جامعه ايران داشته. اگر اين را مطالعه کنيد راه را پيدا مي کنيد.» اين نکته اي بود که دکتر ملکي در مراسم افطاري امسال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير که در باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران برگزار شد، ذکر کرده بودند. وي در ادامه به چند مثال از خود اشاره کرد و گفت: «در سال 1339 زمانيکه فضا مقداري باز شد بلافاصله کميته اي به نام کميته دانشجويي جبهه ملي در دانشگاه تهران تشکيل شد. بدليل مقاومتها تعدادي از دانشجويان دستگير شدند و آنها را به زندان قزل قلعه بردند. رئيس دانشگاه تهران دکتر فرهاد بود. ايشان دانشگاه را تعطيل کرد و گفت تا زمانيکه تا آخرين نفر دانشجويان آزاد نشود و به دانشگاه بر نگردد دانشگاه همچنان تعطيل مي ماند.» دکتر ملکي به يک نکته اشاره کرد و گفت: «در دوراني که من رئيس دانشگاه تهران بودم تعدادي از دانشجويان را گرفتند و من در آن زمان گرايش مذهبي داشتم. به محض اطلاع، بنده به زندان اوين رفتم، تا ساعت 6 بعدازظهر به همراه يکي از اساتيد، تا آخرين فرد دانشجو آزاد نشد ما از آنجا بيرون نيامديم.»
دکتر ملکي با طرح سوالات ديگري همچون: ما بايد چه کنيم؟ من وظيفه ام چيست؟ من مدعي مدافع آزادي چه کار بايد بکنم؟ رسالت مدعيان آزادي و استادان دانشگاه چيست؟ گفت: «اي استادان دانشگاه، ننشينيد، اين شتري است که فردا درب خانه شما است. بي توجه گذشتند، ديديد که الان شتر پاي کدام خانه است.»
وي بعد از خواندن حکم صادره براي آقاي اسفنديار ذوالقدر(استاد اخراجي دانشگاه علمي کاربردي) افزود: «ما در چنين شرايطي زندگي مي کنيم. من در اينجا اعلام مي کنم تقصير خود ما است اگر روز اولي که دانشجويان را گرفتند ما استادان اعتراض مي کرديم و مي ايستاديم امروز وضع به اينجا نمي کشيد که صدها دانشجو را دچار مشکلات کند. بنابراين من به هيچ وجه نمي گويم دانشجو چه کار بايد انجام دهد چون خودش بهتر از من مي داند که چه کار کند و آن کار را انجام مي دهد اما به آقاي صميمي پيشنهاد مي کنم هر برنامه اي که دانشجويان مي خواستند داشته باشند، رفتن جلوي مجلس، رفتن جلوي سازمان ملل، رفتن جلوي وزارت علوم و هر جايي که مي خواهند بروند، بايد آنهايي که جمعيت دفاع از محرومين هستند حضور داشته باشند، چرا دانشجو را تنها مي گذاريم؟ اگر با ده تا بيست تا دانشجويي که ميروند جلوي مجلس، 5 استاد هم باشد اينها جرات نمي کنند بيايند جلو يکدستي کنند يا بايد آن استاد هم دستگير شود ... اگر ما در کنار هم باشيم، اگر مدافعان آزادي در کنار آنهايي که آزاديشان سلب مي شود باشند، اينها عقب مي نشينند و اگر نه، دانشجو بخواهد خودش تنها عمل کند موفق نمي شود. موفقيت ما در اتحاد و همبستگي بين دانشجويان که پيشروان تحولات اجتماعي هستند گام برداريم همه با هم متحد شويم و به کمک هم اين بار را به منزل برسانيم و مطمئن باشيد اين دستگاه ضعيف تر از آن است که بتواند در مقابل شما ايستادگي کند. هر چه شما شل بياييد آنها سفت مي ايستند، وقتي در مقابلشان بايستيد مطمئن باشيد تسليم مي شوند.»
سخنران سوم، آقاي مهدي زماني(از دانشجويان سال 85 که ستاره دار شده اند) بودند که در ابتدا احساس شعف خود را از سخنان دکتر محمد ملکي ابراز نمودند. وي در ادامه افزود: «سال 85 زمانيکه هسته گزينش سازمان سنجش اقدام به اين حرکت کرد(ستاره دار کردن دانشجويان) يکسري نامه ها به دانشجويان داده شد مبني بر اينکه با توجه به قبولي شما در دانشگاه صلاحيت عمومي شما در هسته گزينش احراز نشده است. بعد از آنکه اين نامه فرستاده شد از دوستان خواسته شد که اعتراض خودشان را ظرف مدت 1 ماه به سازمان سنجش ابلاغ کنند اما واقعيت اين بود بعد از پيگيريهايي که ما انجام داديم، توسط کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، حدود 1421 نفر از دانشجويان، محروم از تحصيل شدند که بعدها توسط پيگيريهايي که آقاي دکتر مشيري(از نمايندگان مجلس) و رسانه ها داشتند، معلوم شد که 17 نفرند و مابقي تحت عنوان دانشجويان 1 ستاره و 2 ستاره ثبت نام شده اند با اخذ تعهد در خود دانشگاه مربوطه يا تعهد در هسته گزينش سازمان سنجش. اما اين 17 نفر با توجه به فشاري هم که وزارت اطلاعات جهت تعيين صلاحيت دانشجويان انجام داده بود پذيرش نشدند. ما از همان اوايل نامه نگاريهايي را خودمان با کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، کميسيون اصل 90 مجلس، کميسيون فرهنگي مجلس، کميسيون سياست خارجي و امنيت ملي مجلس انجام داديم و نهايتا تا الان که بنده در خدمت شما هستم هيچ گونه نتيجه اي عايد بچه ها نشد. به موازات اين، بچه ها توسط وکلايي که بودند(دکتر دادخواه و دکتر سلطاني) شکايتي را در ديوان عدالت اداري مطرح کردند. نهايتا براي اين دوستان حکمي صادر مي گردد که در آن حکم به مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اشاره مي شود که اين مصوبه خيلي جالب است. من عين مصوبه را برايتان مي خوانم: مصوبه 83 جلسه مورخه 11/06/65 شوراي عالي انقلاب فرهنگي- شرح مصوبه: مقرر مي گردد که به ديوان عدالت اداري، کميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي و بازرسي کل کشور اعلام مي شود که احکام نهايي صادر شده توسط هيئت مجلسي گزينش دانشجو و کميته مرکزي انضباطي بر اساس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و با توجه به اظهار نظر حضرت امام امت نسبت به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي، نهادهاي مذکور نبايستي با اين مصوبات مخالفت نمايند و احکام مذکور را مورد سوال و ترديد قرار دهند.
اين در واقع در حکم اين دانشجويان اجتناب شده بود و دانشجويان را محروم از تحصيل دانسته بودند. من مصوبه را که ديدم تنها جايي که بچه ها اقدام نکرده بودند، سازمان بازرسي کل کشور بود که با توجه به اين مصوبه اي که وجود دارد نهايتا اين چنين پاسخي خواهند داد. علي ايحال مشکلي که الان وجود دارد اين است که بچه ها تمامي مکانيزم هاي قانوني تاييد شده در جمهوري اسلامي را طي کرده اند. اولين گامش هم فکر مي کنم رسيدگي به تخلفات وزارت علوم بود. نامه نگاري، پاسخش آمد که در واقع اين شورا هيچ کمکي نمي تواند به شما بکند و اعتراضاتي که به خود هسته گزينش سازمان سنجش شد، کميسيون هاي مختلف مجلس، در کنار همه اينها حتي رايزني و کمک از خود مسئولين و معتمدين نظام هم اين مشکل را حل نکرد. از ديدار با آقاي خاتمي، آقاي کروبي، آقاي هاشمي رفسنجاني. الاايحال با توجه به اينکه همه اين گامها طي شده و الان در يک بن بستي در داخل خود نظام، بايد اين شکايت به هر نحوي به نهادهاي بين المللي داده شود و لذا فکر مي کنم اين حق بچه ها تا الان ضايع شده و در نظر بگيريد دانشجويي که 3 سال از تحصيلش گذشته و الان انگيزه اي براي ادامه تحصيل شايد نداشته باشد درگير مشغله ها و معيشت زندگي شده و اينگونه با زندگيش بازي شده بايد راهکاري برايش ارائه شود و اين مشکل حل شود هر چند فکر مي کنم که خيلي دير شده باشد اما مي شود براي دوستاني که در آينده ممکن است با چنين معضلي مواجه شوند تمهيدي و راهکاري ارائه کرد.»
سخنران چهارم، آقاي مهندس کورش زعيم(به نمايندگي از جبهه ملي ايران) بودند و سخنانشان را بدين شکل آغاز نمودند: «به نام خداوند جان و خرد، من در واقع شرم دارم در کشورم شرايطي وجود داشته باشد که من مجبور شوم در نشستي که دانشجوياني که از تحصيل محروم شده اند، براي اعتراض شرکت کنم.
سپس وي چنين ادامه داد: ،«رژيم گذشته حتي براي جواناني که شرکت در مبارزات مسلحانه عليه رژيم ديکتاتوري داشتند، هيچ دانشجويي را محروم از تحصيل نکرد. تحصيل کردن و کسب دانش يکي از بنياديترين حق بشر است و حتي همين قانون اساسي، حکومت را موظف کرده که تمام شرايط تحصيل را براي همه جواناني که مي خواهند تحصيل کنند، فراهم کند. حالا چرا از شما مي ترسند؟ به 2 دليل، يکي شما نسلي هستيد که در دوران جمهوري اسلامي به دنيا آمديد، تحت برنامه اينها تحصيل کرديد ولي نتوانستند شما را مقبول بدهند و اعتراض شما که از بروز انديشه هاتان و فعاليتهاتان است شکست اين نظام را در فراهم آوردن شرايط رضايت مندي ملت نشان مي دهد. دوم اينکه شما صاحب انديشه هستيد، انديشه را بيان مي کنيد، مغز شما پوياست، ساکت نمي نشينيد، بنابراين شما موجودات خطرناکي براي اين نظام هستيد. تصور اينکه شما که انديشه هاتان را بروز مي دهيد اگر شما را کنار بگذارند و ساکت کنند بقيه دانشجويان تسليم هستند، اين هم يکي از تصورات و اوهامي است که اين حکومت دارد، مثل توهمات ديگري که دارد و اين درک را نمي کند که بخش خصوصي از دانشجويان و جوانان ما اعتراضاتي را برپا مي کنند، بخشي عمده از بدنه دانشجويي فقط به خاطر اينکه از تحصيل محروم مي شوند اين آتش را زير خاکستر نگه مي دارند. ما ديديم که در شرايط خاص بدنه دانشجويي به اعتراض برخاسته و در ايران هم که يکي از کشورهاي معدودي است که جنبش دانشجوييش يکي از گسترده ترين و پوياترين و تاثيرگذارترين جنبشهاي دانشجويي تاريخ است. بنابراين اين آقايان مي خواهند سطح دانشگاه را با بازنشسته کردن استادان باسواد و فرهيخته و جايگزين کردن کساني که سوادي ندارند، پر کنند و تصور مي کنند که انقلاب فرهنگي ديگري را دارند پايه گذاري مي کنند. تصور نمي کنم که هيچ دانشگاهي و هيچ بدنه دانشجويي اينقدر نزول فرهنگي بخورد که آقايان توقعي که دارند در اين انقلاب فرهنگي موفق بشوند. ولي ما فعالان سياسي و اجتماعي وظيفه بسيار مهمي داريم، ما هرگز نبايد جوانانمان و بدنه دانشجويي کشور، چه فعال و چه غير فعال را تنها بگذاريم. ما وظيفه داريم که هميشه پا به پاي شما و دوش به دوش شما باشيم، از انديشه هاي شما حمايت کنيم، از خواسته هايتان پشتيباني کنيم و طوري عمل کنيم تا شما بتوانيد روي ما حساب باز کنيد. بنابراين من به شما نويد مي دهم که هر چند بايد در طول اين سال تحصيلي، تا آنجا که امکان دارد صدايتان را به همه دنيا برسانيد و همه جا اعتراض کنيد و از همه ما کمک بگيريد که به دنبالتان باشيم، پشتيبانتان باشيم، کاري را که مي توانيم انجام بدهيم. ولي فکر مي کنم امسال بايد شما تحمل کنيد همانطوريکه تحمل کرديد و به مبارزه بپردازيد. سال آينده شما حرف اول را خواهيد زد.»
سخنران پنجم، آقاي اوليايي فرد(وکيل) بودند. وي چنين آغاز کرد: «چرا اين شروع را ما هميشه از فردوسي مي گوييم؟ به خاطر اينکه کليد را در واقع به ما داده است. خداوند جان را بدون خرد نيافريده زيرا که تکامل انسان بسته به تکامل خرد است و اين خرد تنها ابزار تکامل آدمي است و با ارزش. اين خرد در واقع عنصري است که حکومتهاي اقتدارگرا هميشه از آن مي ترسند و براي همين است که اينجور حکومتها هميشه سعي مي کنند جلوي اين مسئله را بگيرند.» اوليايي فرد در ادامه گفت: «ما جامعه غير ايران را در واقع مي توانيم اينگونه تقسيم بندي کنيم که: 1- دوران قبل از مسيحيت-2- دوران بعد از مسيحيت-3- دوران پس از قرن 18
تقسيم بندي در ايران: 1- قبل از اسلام-2- بعد از اسلام-3- مشروطه-4- انقلاب 57
مشروطه صورت گرفت با نيتهاي خالصانه اما نه بطور مطلق بلکه بطور نسبي. پس از مشروطه که به وعده ها عمل نشد و متاسفانه دوباره جو ناعادلانه اي در ايران برقرار شد. تصميم بر اين گرفته شد که انقلابي شود و ايران رو به پيشرفت برود، رو به عدالت برود، رو به آزادي برود. در واقع انقلاب 57 فرزند مشروعي بود اما ناخلف تربيت شد، ناخلف تربيتش کردند و شروع کرد به قلع و قمع مادر و پدر و اطرافيان خودش و ما همه امروز که اينجا هستيم به هر نوعي چوب اين فرزند ناخلف را داريم مي خوريم، فرزندي که ديگر راهي به اصلاحش وجود ندارد. کانون تربيت و اصلاح را گذرانده، حبس را گذرانده، جريمه ها را گذرانده، همه مسائل تعليمي را گذرانده، اما امروز راهي به اصلاحش وجود ندارد. بنابراين اينکه عده اي بيايند و اصلاح طلبي را مطرح کنند، مي خواهند جمهوري را به اسلاميت جوش دهند. اينها به اعتقاد من جنگ خودي با خودي است که در نهايت نتيجه اش هم يکي مي شود. درست است که امکان دارد اصلاح طلبي در ايران يکسري آزاديهاي ظاهري را به دنبال داشته باشد ولي در 18 تير در دوران آقاي خاتمي اين آزمون اصلاح طلبي پس داده شد. چه حمايتي شد؟ دادگاهي که رسيدگي کرد به پرونده 18 تير فقط يک حکم صادر کرد و يک گروهباني را به دليل سرقت يک ريش تراش محکوم کرد. فاجعه 18 تير مصادف شد با حکم سرقت يک ريش تراش. به هر جهت البته آن نقطه عطفي بود اما حکومت دست گرفت تا همان اصلاح طلبي را هم در نطفه خفه کند و الان هم که باز مي بينيد زمزمه هاي کانديداتوري بعضي افراد مي آيد تا روز آخر نمي شود گفت که اينها مي آيند يا نمي آيند و اگر بيايند چه خواهند کرد. عده اي نسل شما و بنده را نسل سوخته مي دانند اما بنده اعتقاد به اين مسئله ندارم. مي گويند اگر طوفان آيد يکي فرار مي کند، يکي ديوار درست مي کند که ضربه نخورد، يکي آسياب درست مي کند که از اين باد بهره کافي را ببرد و چرخه آسياب به کار بيفتد. بنابراين الان وقت آن آسيابي است که شما بايد درست کنيد يعني نه از طوفان بگريزيد و نه سدي در برابرش درست کنيد، بلکه استفاده کنيد براي خودتان و براي نسلهاي آينده و بايد هزينه اش را هم بدهيد. هر چيزي را که بخواهيد بدست آوريد بايد در قبالش چيزي را از دست بدهيد، اين يک قانون است. شما که اينجا نشستيد به خودتان مباهات کنيد به خاطر اينکه شما افرادي هستيد که زانو نزديد. ما بين آزاديخواهي و مرگ يک گزينه بيشتر نداريم آنهم ذلت است. من خواهشم از شما اين است که در برابر حقي که داريد کوتاه نياييد و نه به خاطر اينکه تن بدهيد براي درس خواندن به هر جهت، نه آن حق شماست. شما در دانشگاه قبول شديد و بايد پذيرفته شويد اما بايد اين را با برنامه و تدبير انجام دهيد. بنده اين افتخار را داشتم تا وکالت اقليتهاي ديني(هموطنان بهايي) را داشته باشم و همچنين دانشجويان ديگر را. تا آنجايي که بضاعتم مي رسيده کمک کردم و کمک خواهم کرد و باعث افتخار بنده است. اما من خواهشم اينجا اين است که دانشجو دانشجوست، ايراني ايرانيه، بهايي و مسلمان و شيعه و سني نداره، پشت همديگر را نگه داريم. در خاتمه کلامم اين را عرض مي کنم ما در دعوايي که نسبت به ممنوع التحصيلي و اخراج و عدم ثبت نام هموطنان بهايي بيان کردم اقدام به اقامه دعوا کردم. روش دوستان و همکاران بنده اين بود که فقط وزارت علوم و دانشگاه مربوطه را تحت شکايت قرار دادند. بنده آمدم شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم شکايتم را قرار دادم و نتيجه اش را هم گرفتم. نتيجه اش اين بود که تا به حال شوراي عالي انقلاب فرهنگي زير بار مصوبه سياه و توحش خودش نمي رفت. دادگاه درسته که دعاوي خود را رد کرده اما سند بزرگي دست من داده است و آنکه آمده و گفته که اينها نمي توانند ادامه تحصيل بدهند به خاطر اينکه وضعيتشان با مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تطبيق ندارد. اين دادگاه اذعان کرده بر اينکه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوبه اي داده که هموطنان بهايي ما فعلا تا ابد و بطور دائمي نمي توانند از حق خودشون بر خلاف اصل 14 قانون اساسي استفاده کنند که در اين راستا خواهش من اين است که هماهنگي شود و دادخواستهاي متعددي، هر کسي که مي تواند بدهد، با موضوع ابطال اين مصوبه سياه، و وقتي اين حجم را ببينند مجبور به ابطال اين مي شوند. وقتي اين ابطال شود شما بزرگترين گام را در جهت انسانيت، اخلاق و قانون برداشته ايد.،»
سخنران ششم، خانم مهديه گلرو بودند. وي گفت: «بحث مطرح شدن تعليق از ابتدا قبل از دوره دکتر احمدي نژاد بوده. براي دوستاني که مدعي اصلاحات هستند بد نيست بدانند که بحث محروميت از تحصيل در دوره اصلاحات آغاز شده و کميته انضباطي از آن دوره وارد دانشگاه ها شده. بحث اوليه بر اين بود که کميته انضباطي باعث مي شود دانشجويان به خاطر هر چيز کوچکي و هر مشکلي که در دانشگاه برايشان ايجاد مي شود پايشان به کلانتري و اطلاعات باز نشود. کميته انضباطي تشکيل شد تا مشکلاتي که دانشجويان داشتند را داخل دانشگاه حل کند و پايشان به چنين جاهايي باز نشود. اما امروز ما در شرايطي هستيم که کميته انضباطي آنقدر براي دانشجويان سنگين شده که بسياري از دانشجويان حتي خود من حاضر هستم يکسال بروم زندان ولي برگردم دانشگاه، چون 15 واحد فقط دارم تا ليسانسم را بگيرم و الان يک ديپلمه محسوب مي شوم و آن هم در کشوري که همه بچه ها مي دانند که چقدر سختي کشيديم تا در دانشگاه هاي دولتي قبول شويم تا پول ندهيم، چقدر سختي کشيديم تا بتوانيم از سد کنکور رد شويم. بنابراين راه به جايي مي رسد که بعد از 4 سال درس خواندن هنوز هيچي، ديپلمه هستيم. يک نمونه ديگر که از ممنوعيت از تحصيل است، نمونه دوستانمان در پلي تکنيک مي باشد. دوستانمان در پلي تکنيک که به تازگي آزاد شدند امروز که سراقشان را از دوستانشان مي گرفتم مي گفتند که اين دوستان هنوز مشروط توانستند ثبت نام کنند آن هم با اين وضعيتي که گفتند شما 3 ترم غيبت در دانشگاه بدون دليل داشتيد. بحث ديگر روالي است که حاج آقا شريعتي در دانشگاه علامه پيگيري کرده، تعليق هاي پشت هم. اينقدر اين تعليق ها متوالي و با سنوات مي شود که در واقع آن دانشجو اخراج آموزشي مي شود مانند خودم. در واقع در دانشگاه هاي ايران امروز انتقاد مساوي شده با محروميت از تحصيل همانطور که وکيلمان آقاي اوليايي فرد فرمودند اين جريان نقض قانون است هم بند 14 هم بند 23 يا 22 اگر اشتباه نکنم که بحث تفتيش عقايد را مطرح مي کند. عدم وجود هيچ گونه قانون، کميته انضباطي مي رويم ولي هيچ قانوني وجود ندارد فقط بحث اين است که از آن فرد خوششان بيايد يا نه. هيچ قانوني وجود ندارد در مورد اينکه چند ترم و به چه شکل محروميت از تحصيله. کتاب حقوق دانشجويي که مدعي مي شوند بر اساس حقوق دانشجويي و بر اساس آن حکمها را مي زنند، اينقدر اين کتاب تبصره دارد که ما دانشجويان حقوق علامه که از دانشجويان بسيار موفق هم هستند يک تبصره اي داخل آن پيدا کرده اند که باز دانشگاه اجازه دارد به اين شکل محروميت از تحصيل داشته باشد. بحث ديگر همکاري شديد وزارت علوم و وزارت اطلاعات است که در واقع مي شود گفت وزارت علوم تبديل شده به وزارت اطلاعات ثاني در جمهوري اسلامي. بازداشتهايي که در تمام کشور دارد انجام مي شود با همکاري صد در صد وزارت علوم است و وقتي دانشگاه و وزارت علوم مي بينند که نمي توانند با حکم محروميت از تحصيل جلوي دانشجويان را بگيرند دست به دامن اطلاعات مي شوند تا شايد با زندان بتوانند جلوي آنها را بگيرند. من از دوستاني که اينجا هستند خواهش مي کنم اگر نسخه جديدي کسي دارد به ما بگويد شايد کارهايي که نتيجه بخش باشد و من حداقل 1 ترم ديگر تعليق نخورم تا اخراج شوم. اميدوارم يک روزي باشد که نشستي نگذاريم که در آن در مورد حقوق بديهيمان حرف بزنيم بلکه در مورد آزادي انديشه و آزادي بيان حرف بزنيم.»
سخنران هفتم، آقاي ميلاد اسدي(به نمايندگي از دفتر تحکيم وحدت) بودند. وي گفت: «به نظر ما تنها بحث مهم استقلال دانشگاه است. در چند سال اخير شاهد بوديم که با به روي کار آمدن دولت نهم محروميت از تحصيل در اين 2 سال اخير عريانتر خودش را نشان داد و حاکميت، دامنه محروميت از تحصيل را گسترده تر کرد. ما با 3 نوع از محروميت مواجه هستيم: 1-محروميت از تحصيل در دوران دانشجويي-2- ستاره دار کردن دانشجويان-3- محروميت از حق تدريس(بازنشسته کردن اجباري اساتيد)
شاخصه فعاليتهاي تحکيم در سالهاي اخير حمايت از حق تحصيل بود، همچنين در سال جاري نيز اين بحث را پيش خواهيم برد.
ما فکر مي کنيم که حاکميت فعلي درصدد ايجاد نوعي انقلاب فرهنگي جديد است و نبايد گذاشت تا انقلاب فرهنگي جديدي رخ دهد و بايد در برابر اين اقدام حکومت مقاومت کرد. ما هر چه بيشتر هزينه بدهيم و اين عملکرد حاکميت را نقد کنيم مي توانيم به آينده اميدوار باشيم.
وارد شدن شوراي انقلاب فرهنگي به دانشگاه براي گزينش دانشجويان و اساتيد امري بيجا و بي مورد است.»
آقاي اسدي ضمن تاکيد بر تشکيل و ادامه اين گونه جلسات و نشستها، بر کمک و استفاده از تجربه ديگران(مهندس زعيم، دکتر ملکي و ...) و تشکيل جمعي از دانشجويان ستاره دار و محروم از تحصيل(به شکل NGO يا ...) براي جلوگيري از اينگونه اقدامات حاکميت تاکيد کرد.
سخنران هشتم، خانم زهرا جاني پور(از دانشجويان ستاره دار سال 85) بودند که 4 بحث ذيل را بيان و تشريح کردند:
«بحث اول: برخوردهايي که با دانشجويان انجام مي شود فکر مي کنم دليل اصليش به خاطر انتقاد کردن دانشجويان است.
بحث دوم: مجلس و عدم حمايت نمايندگان از دانشجويان.
بحث سوم: مدرک آقاي کردان.
بحث چهارم: سهميه بندي جنسيتي در دانشگاه ها.»
سخنران نهم، آقاي آرمين لطفي(از اقليتهاي بهايي) بودند.
سخنران دهم، خانم پراکند(وکيل) بودند که به بيان راهکارهاي قانوني پيش روي دانشجويان پرداختند.
سخنران يازدهم، آقاي پيمان عارف بودند. وي گفت: «بحث بسيار ساختاري تر از اينهاست. ما با حاکميتي مواجه هستيم که اين حاکميت اساسا با ماهيت کارکردي نهاد دانشگاه مشکل دارد. ما با ساختاري مواجه هستيم که اين ساختار بالواقع ساختاري است در مقابل جهان جديد و نهادهاي جهان جديد. انقلاب فرهنگي را براي تثبيت اين ساختار انجام دادند. 18 تير روزهايي بود که ساختار را واقعا لرزاند و اشک بعضي از مسئولان و اصحاب قدرت را در آورد. در دهه 80 جنبش دانشجويي وارد دو بازي بزرگ شد. يکي بازي رفراندوم که بازي بسيار بزرگي بود، و ديگري بازي تحريم انتخابات رياست جمهوري که کار کوچکي نبود. مي خواهم اين را بگويم که جنبش دانشجويي کارهاي بسيار سترگي در دهه 80 انجام داده است.»
سخنران دوازدهم، آقاي محمد اسماعيل سلمانپور بودند. وي گفت: «محروميت از تحصيل چيزي است که در کشور ما بيداد مي کند.
آماري از اتفاقات در پلي تکنيک:
از سال 85 که انجمن پلي تکنيک را وحشيانه تخريب کردند و سناريويي را کليد زدند در خاموش کردن صداي هر انتقاد و اعتراضي که در دانشگاه هاي کشور وجود دارد، همراه با تهديدات، احضارها و ... بين سالهاي 86 تا 87 فقط و فقط از دانشگاه اميرکبير حدود 20 تن از دانشجويان به زندان رفتند و برگشتند. رئيس دانشگاه پلي تکنيک(رهايي) در برخورد با دانشجويان منتقد دل حاکميت را شاد کرد، با صدور احکام تعليق براي دانشجويان و به همراهش راه ندادن در دانشگاه، خوابگاه و ... . از ابتداي امسال هم کميته انضباطي مجددا فعال شده و عده اي از دانشجويان حکم دريافت کردند، احضار شدند و ... . در مورد بحث محروميت از تحصيل، طبق گفته مسئول نهاد رهبري در اين دانشگاه، حاکميت به اين نتيجه رسيده است به کساني که منتقد آن هستند هيچ امکاناتي را ندهد.»
آقاي سلمانپور با طرح سوال: چه مي شود کرد؟ چنين پاسخ و ادامه داد: «ما از همديگر دور نباشيم، اتحاد بيشتري لازم است و بايد به اساتيد دانشگاه و دوستان ديگر بيشتر وصل شد. فکر مي کنم همه اين تعاملات بايد با فشار بين المللي حل شود.»
سخنران سيزدهم و پاياني، آقاي شيرمحمدي(دبير تشکل غير دولتي ايرانيان طلوع فردا) بودند که 4 پيشنهاد ذيل را بيان نمودند:
1-تشکيل دبيرخانه(داشتن اطلاعات آماري دانشجويان محروم از تحصيل و ايجاد صندوق مالي يا رفاه جهت در اختيار قراردادن آنها)
2-امر سازماندهي که فقط به تهران ختم نشود بلکه به شهرستانها و دانشگاه آزاد هم برسد.
3-در خصوص بحث اساتيد، اساتيد محروم شده از تدريس، از تريبونهاي اعتراضي صنفي در دانشگاه ها استفاده کنند.
4-شرکت در تجمعات ديگر گروه ها(مثلا سنديکاي کارگران شرکت واحد و ...) تا آنها هم در تجمعات ما شرکت کنند.

19.10.2008

بازداشت یک دانشجو در خوی



مجید ماکویی دانشجوی ترم آخرمهندسی کشتی سازی دانشگاه مالک اشتر اصفهان، ظهر دیروز دهم شهریور در منزل پدری خود در شهر خوی بازداشت شد.
مأموران امنیتی پس از دستگیری وی، منزلش را نیز مورد تفتیش و جستجو قرار دادند.
طی دو ماه گذشته، ماکویی بارها به اداره اطلاعات شهرهای خوی و ارومیه فراخوانده شده بود و روز جمعه گذشته نیز مأموران امنیتی جهت بازداشت وی به منزل پدری او رفته بودند که در آن هنگام نامبرده در منزل حضور نداشته است.
ماکویی که مدت 3 سال، دبیری موسسه غیر دولتی آیدین سحر را بر عهده داشت در جریان حوادث خرداد 85 نیز دستگیر و مدت 20 روز را در بازداشت به سر برد . پس از آن در تاریخ 11 شهریور 85 دادسرای انقلاب ارومیه وی را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در اغتشاشات و تحریک مردم و شرکت درمراسم بزرگداشت مرحوم فرزاد اسدپور(از کشته شدگان حوادث خرداد 85 در شهر نقده)، به 6 ماه حبس محکوم نمود که برای 2 سال به حالت تعلیق در آمد.
این دانشجوی هویت طلب که در سال 85 به عنوان دانشجوی مهمان در دانشگاه ارومیه مشغول به تحصیل بود، همچنین از سوی کمیته انضباطی دانشگاه ارومیه به دلیل امضاء نامه ی درخواست تحصن در خرداد 85 ، به اتهام نشر اکاذیب ، دامن زدن به مسائل قوميتي و جعل اسناد دولتی، به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود .
کمیته گزارشگران حقوق بشر


committe of
human rights reporters
شماره 254-2008
تاریخ1387/6/12

فعالین دانشجویی، سیاسی آذربایجان: دانشجویان آذربایجانی را آزاد کنید


خبرنامه امیرکبیر: بیش از ۷۰۰ تن از فعالین دانشجویی، سیاسی و اجتماعی طی بیانیه ای خواستار آزادی دانشجویان بازداشت شده دانشگاه های تبریز شدند. متن این بیانیه به شرح زیر می باشد.

در مورخ ۲۷/۴/۸۷ سه تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به نامهای مهندس سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک آیدین خواجه ای و فراز زهتاب ، دانشجویان حقوق به وسیله نیروهای امنیتی در محوطه خارج از دانشگاه دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده اند. این دانشجویان از فعالین هویت طلبی آذربایجان می باشند. به همراه این دانشجویان مهندس داریوش حاتمی سرباز وظیفه ی ارتش نیز دستگیر شده است.

ودود اسدی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل و مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه توقیف شده “سحر” نیز بدون اعلام اتهام در شهرستان محل سکونتش، رشت دستگیر و به بازداشتگاه اوین منتقل شده است.

این در حالی است که نهاد های مسئول و همچنین نهاد های امنیتی هیچ اطلاعاتی درباره ی دلیل بازداشت و مکان نگهداری آنان ارائه نمی دهند. حتی قاضی پرونده نیز از اعلام دلایل دستگیری آنان سر باز می زند که بر خلاف حقوق شهروندی می باشد.

ما امضاء کنندگان این بیانیه، از سازمانهای بین المللی و افراد فعال در راه حقوق بشر برای آزادی این دانشجویان تقاضای کمک داریم و خواهان رعایت حقوق انسانی و آزادی بی قید و شرط دانشجویان و فعالان هویت طلب آذربایجانی هستیم و اعتراض خود را نسبت به بازداشت غیرقانونی این عزیزان اعلام می داریم”

اسامی امضا کنندگان نیز به شرح زیر می باشد:

۱)آتیلا پورمهدی۲) آتیه یوسفی۳) آدی گوزل بابایی۴) آذر مهینی۵) آراز باباخانی۶) آراز مصلی۷) آرزو پناهی۸)آرش روستایی۹) آرش علیزاده۱۰) آرش ناطقی۱۱) آرش نجاریان۱۲) آرش نصیری اقبالی۱۳) آرش یزدان پناه۱۴) آرمان اسماعیلی۱۵) آرمان محمدی فر۱۶) آزاده اسدالهی۱۷)آزاده امین زاده۱۸) آسیه جلیل زادگان۱۹) آسیه نجفی۲۰) آفاق حجتی۲۱) آمنه چشمه کانی۲۲) آمنه قاسم پور۲۳) آنا جمالی۲۴) آناهیتا کمالی۲۵) آیاز ناصری۲۶)آیدا عزتلو۲۷) آیسان محمودلو۲۸) آیگون مهاری۲۹) آیلین رستمی۳۰) آیلین ناصحی۳۱) آینده آزاد۳۳) ابراهیم پیغامی اصل۳۴) ابراهیم ترک آبادی۳۵)ابراهیم رشیدی۳۶) ابراهیم شهبازی قیپچاق۳۷) ابراهیم مددی۳۸) ابوالفضل عابدینی۳۹) احد داداشی۴۰)احسان براتی۴۱)احسان پاشایی۴۲) احسان حیدری۴۳) احسان جعفری۴۴) حسان خضرلوی اقدم۴۵) احسان راد۴۶) احسان کورک چی۴۷) احسان مفرد۴۸) احسان نجفی۴۹)احمد آئین۵۰) احمد امانی۵۱) احمد مردانی۵۲) اختر بزازی۵۳) اردشیر بزازی۵۴) ارژنگ نجاریان۵۵)ارس در گزنی۵۶) ارسلان جعفروند۵۷) ارسلان مردانی۵۸)ارسلان منعم۵۹) ارغوان فرزین معتمد۶۰) اسد میرزایی۶۱) اسد الله انتخابی۶۲) اسدالله نجفی۶۳) اسحاق کبیری۶۴) اسفندیار بهار مس۶۵) اسماعیل جباری۶۶) اسماعیل عبدلی۶۷) اسماعیل معظمی۶۸) اسماعیل ناطقی۶۹)اشکان جعفری۷۰) اصغر ابراهیمی۷۱) اصغر طاهری۷۲) اصلان همتی۷۳) اعظم جعفری۷۴) اعظم رحمانی۷۵) افسانه مالکی۷۶) افسانه وفائی۷۷)افشین امجدی۷۸) اکبر جمالی۷۹) اکبر رازی۸۰)اکبر عزیزی فر۸۱) اکبر قبادی۸۲) الله وردی جعفرپناه۸۳) البرز احمدی۸۴) الماس الویری۸۵) الناز بابایی۸۶) الناز براتی۸۷) الهام تازیکه عسکی۸۸) الهام تفسیری۸۹) الهه رادمهر۹۰) امید آراز اغلو۹۱) امید بختیاری۹۲) امید کلانتری۹۳) امیر حسین بانگیان۹۴) امیر علی بلورچیان۹۵) امیر غلامی ابری۹۶) امیر سلیمی ها۹۷) امیر علی عباسزاده۹۸) امیر فرهنگ۹۹) امیر مردانی۱۰۰) امیر هاشمی۱۰۱) امین احمدیان۱۰۲) امین امامی۱۰۳) امین بدری۱۰۴) امین تقوی۱۰۵) امین درستی۱۰۶) امین قبادی۱۰۷) امین کریمی۱۰۸) امین نظری۱۰۹)انور میرستار۱۱۰) انوش جمالی۱۱۱) ایرج هاشمی۱۱۲) ایلیا ماهان۱۱۳) بابک بهادری۱۱۴) بابک رحمتی۱۱۵) بابک سهندی۱۱۶) باران سرمدی۱۱۷) بابک محمد حسینی۱۱۸) بابک مزینانی۱۱۹) بایرام حسینی۱۲۰) بایرامعلی محمد نژاد۱۲۱) بایزید یوسفی۱۲۲) بختیار راهبی۱۲۳) بردیا نصرتی۱۲۴) برنا ترابی۱۲۵)برنا قنادی۱۲۶) برهان مهدی نژاد ۱۲۷) برهمن ساحلی۱۲۸) بنیامین محبی۱۲۹) بهادر ملکی۱۳۰) بهار امانی۱۳۱) بهار نعمتی۱۳۲) بهارک عزیزیان۱۳۳) بهاره بهرامیان۱۳۴) بهبود خادمی۱۳۵) بهرام بهزادی۱۳۶) بهرام نجفی۱۳۷) بهرنگ سجادی۱۳۸) بهروز شرمی۱۳۹) بهزاد جدی۱۴۰) بهزاد دانشفر۱۴۱) بهزاد زمانی۱۴۲) بهزاد مهرداد۱۴۳) بهمن غلامی۱۴۴) بهمن ماهوی۱۴۵) بهنام ربیعی زاده۱۴۶) بهنام مهر پرور۱۴۷) بنفشه سرخی۱۴۸) بهنوش استعاری۱۴۹) بیتا رحیمی بدر۱۵۰) بیتا طاهباز۱۵۱) پاکیزه جهانی۱۵۲) پدرام بهیار۱۵۳) پدرام حنیف زاده۱۵۴) پرستو ریحانی۱۵۵) پرناز مهستی۱۵۶) پرند پور قانع۱۵۷) پرویز داور پناه ۱۵۸) پروانه سرمدی۱۵۹) پرویز قلیپور۱۶۰) پرویز کرمی۱۶۱) پروین جهانگیری۱۶۲) پروین گلمکانی۱۶۳) پرهام تراب زاده۱۶۴) پریا اکبری۱۶۵) پریدخت سهروردی۱۶۶) پری روحی۱۶۷) پریسا الوند پور۱۶۸) پریسا پناهی۱۶۹) پریسا زرین قدم۱۷۰) پریسا هاشمی۱۷۱) پریناز عزتی۱۷۲) پناهعلی حسنی۱۷۳) پوران فرخزاد۱۷۴) پوریا رشوند۱۷۵) پویا ماهان۱۷۶) پویا نعمت‌الهی۱۷۷) پویش عزیزالدین۱۷۸) پیمان خرمی۱۷۹) پیمان ناظریان۱۸۰) پینار ایلخانی۱۸۱)تاج الدین کرمی۱۸۲) تارا نردیمی۱۸۳) تامیلا حجتی۱۸۴) تایماز عبادی۱۸۵) تقی جمالزاده۱۸۶) تقی غلامی۱۸۷) تورقای اوزتورک۱۸۸) توحید جنتی۱۸۹) توحید جهانگیری۱۹۰) توحید خسروزاده۱۹۱) تورال تورانلی۱۹۲) تومروس شهلایی۱۹۳) تونقای اربیللی۱۹۴) تهمینه فرج خدا۱۹۵) تهمینه فلاحتی۱۹۶) تیمور سهرابی۱۹۷)ثریا آزادفر۱۹۸) ثریا جمالی۱۹۹) ثمین کلامی۲۰۰) جواد حسن زاده ۲۰۱) جواد غیاثی۲۰۲) جواد لگزیان۲۰۳) جواد معصومی۲۰۴) جواد وکیلی۲۰۵) جعفر پوررجب۲۰۶) جعفر طاهری۲۰۷) جعفر فخرایی۲۰۸) جلوه جواهری۲۰۹) جلال عزت شوکتی۲۱۰) جلال کریمی۲۱۱) جمال الدین یزدان پناه۲۱۲) جمیل بهرامی۲۱۳)حافظ مظلومی۲۱۴) حامد توفیق۲۱۵) حامد ثابت۲۱۶) حامد رضا نیا۲۱۷) حامد منزه۲۱۸) حبیب رحیمی۲۱۹) حبیب سبحانی۲۲۰) حبیب صابری۲۲۱) حبیب قلیپوری۲۲۲) حجت رنگین۲۲۳) حجت ویسی۲۲۴) حسام صدری۲۲۵) حسن آقا مشروطه۲۲۶) حسن دانا۲۲۷) حسن راشدی۲۲۸) حسن بابایی۲۲۹) حسن رحیمی بیات۲۳۰) حسن شریعتمداری۲۳۱) حسن غفوری۲۳۲) حسن کزالی۲۳۳) حسن ماهان۲۳۴) حسنیه مارالپور۲۳۵) حسین ادیبان۲۳۶) حسین الیاسی۲۳۷) حسین پاشا ابراهیمی۲۳۸) حسین جعفری۲۳۹) حسین حسینی۲۴۰) حسین سبحان اللهی۲۴۱) حسین سلیمیان۲۴۲) حسین غتامی۲۴۳) حسین منصوری۲۴۴) حسینعلی مشایخی۲۴۵) حکمت نصحتی۲۴۶) حکیمه صانعی۲۴۷) حلیمه حسن پور۲۴۸) حلیمه رجب زاده۲۴۹) حمزه رستمی۲۵۰) حمزه صیامی۲۵۱) حمید اشکنانی۲۵۲) حمید اکبر بیگلو۲۵۳) حمید حمیدی۲۵۴) حمید داودی۲۵۵) حمید رستمی۲۵۶) حمید روح پرور۲۵۷) حمید مغربی۲۵۸) حمید رضا احسانی۲۵۹) حمید رضا حیدری۲۶۰) حمید رضا رضایی۲۶۱) حمیده خاشعی۲۶۲)خاطره بحر پیما۲۶۳) خداداد بحری۲۶۴) خدامراد عباس زاده۲۶۵) خدیجه مقدم۲۶۶) خدیجه مهدوی۲۶۷) خلیل راسخی۲۶۸) داریوش بینشیان۲۶۹) داریوش عباس مقدم۲۷۰) دالغا تبریزلی۲۷۱) داوود آقاسی۲۷۲) داوود خدا کرمی۲۷۳) داود خلیلی۲۷۴) داوود رضوی۲۷۵) داود مهدوی۲۷۶) دریاستایش۲۷۷) راحله وزیری۲۷۸) راحیل تاج الدینی۲۷۹) رادین حسینی۲۸۰) رامین خواجه ای۲۸۱) رامین مردانی۲۸۲) رامین نوروزی۲۸۳) رئوف طاهری۲۸۴) ربابه معتقدی۲۸۵) ربعلی سلیمانی زاده۲۸۶) رحمان چوپانی۲۸۷) رحمت الله بیات۲۸۸) رحیم محمود وند۲۸۹) رسول گل محمدی۲۹۰) رشید اسماعیلی۲۹۱) رضا آزاد بخت۲۹۲) رضا دهقان۲۹۳) رضوان زنده دل۲۹۴) رضا سیاح۲۹۵) رضا عرب۲۹۶) رضا ماهان۲۹۷) رضا متفرقه۲۹۸) رضا محجوب۲۹۹) رمضان عرب۳۰۰) روح الله مهدی نواز۳۰۱) روزبه درگاهی۳۰۲) روزبه غزال۳۰۳) رویا شریفی۳۰۴) رویا مجیدی۳۰۵) زهره اسدپور۳۰۶) زهرا الحانی۳۰۷) زهرا پیروی۳۰۸) زهرا خیبری۳۰۹) زهرا ریاضی۳۱۰) زهره طباطبایی نسب۳۱۱) زهره نیک روش۳۱۲) زین العابدین نوری۳۱۳) زینب طلوعی۳۱۴) سارا رکنی۳۱۵) سامان هوشمند۳۱۶) سپیده مردانی۳۱۷) ستار امینی۳۱۸) سجاد زینالی۳۱۹) سجاد نیکنام۳۲۰) سحر فیروزی۳۲۱) سعید فلاحزاده۳۲۲) سعید بقالیان۳۲۳) سعید ترابیان۳۲۴) سعید عباسی۳۲۵) سعید نعیمی۳۲۶) سعیده اسلامی۳۲۷) سعیده شهبازی۳۲۸) سمیه صمدی۳۲۹) سوده سلیمانی۳۳۰) سودا تبریزلی۳۳۱) سوسن شادرو۳۳۲) سیامک ایرجی۳۳۳) سیاوش حاتم۳۳۴) سیامک طاهری۳۳۵) سید رضا جعفریان۳۳۶) سید حیدر بیات۳۳۷) سید نریمان مصطفوی۳۳۸) سیما دیدار توفارقان۳۳۹) سیمین وخشوپور۳۴۰) سینا انصاری۳۴۱) سینا باقرزاده۳۴۲) سینا صفاخو۳۴۳)سارا کریم زادگان۳۴۴)ساسان کشاورز ۳۴۵)ساعد جعفری۳۴۶) ساغر باقرزاده ۳۴۷)سامان بهرامی ۳۴۸)سپیده چمن آرا ۳۴۹)ستاره سخاوت ۳۵۰)سحر درنیانی ۳۵۱)سعید احمد جوی ۳۵۲)سعید خدایگان ۳۵۳)سعیده رمضانی ثانی ۳۵۴)سعیده سادات میرزاده ۳۵۵)سلمان طاهری ۳۵۶)سمیرا حیدری ۳۵۷)سمیه اسدیان ۳۵۸)سمیه باصری ۳۵۹)سودابه شبیری۳۶۰)سوره یوسفی اصل۳۶۱)سوسن حیدر پور۳۶۲)سوسن علم پور ۳۶۳)سهراب باعزم ۳۶۴)سهیل جعفری ۳۶۵)سهیل سیف پور ۳۶۶)سیامک اسلامی ۳۶۷)سیامک فتح الهی ۳۶۸)سیاوش بهرامی ۳۶۹)سید اسحاق آقامیری ۳۷۰)سید جواد حسینی ۳۷۱)سید حامد شیرازی ۳۷۲)سید حسین رسا ۳۷۳)سیده عذرا میر کاظمی ۳۷۴)سیده مرضیه طبائیان۳۷۵)سیما عباسی ۳۷۶)سیما محمد پور ۳۷۷)شادمان پور موسی۳۷۸) شادی شاهوردیانی۳۷۹) شاهرخ مرزبان۳۸۰) شایا شهوق۳۸۱) شبنم خرسندی۳۸۲) شبنم محمودی۳۸۳) شمسی قاسمی۳۸۴) شهاب سهرابی۳۸۵) شهرام شاهرخی۳۸۶) شهرام قاسمی۳۸۷) شهرام نام جویان۳۸۸) شهرزاد محسنی۳۸۹) شهرزاد واحدی۳۹۰) شهره زارع کاریزی۳۹۱) شهریار بابازاده۳۹۲) شهریار مشکین۳۹۳) شهناز غلامی۳۹۴) شهین انتخابی۳۹۵) شهین خدایاری۳۹۶) شیرین مومنی۳۹۷) شیوا مفاخری ۳۹۸)صاحبعلی منافی۳۹۹)) صادق حق بین۴۰۰) صادق شجاعی۴۰۱) صادق شکرزاده۴۰۲) صباح حمیدی۴۰۳) صبور کبیری۴۰۴) صدرا آغاسی۴۰۵) صدیقه بازرگان۴۰۶) صفا فرخی۴۰۷) صفر بیلنلو۴۰۸) صفر مردی۴۰۹) صمد اکبرزاده۴۱۰) صمد پاشایی۴۱۱)طاهره موسیوند۴۱۲) طاهره ناصری۴۱۳) طیبه رستگار۴۱۴) طیبه قدس الهی۴۱۵) طیبه هجری۴۱۶) عالیه مطلب‌زاده۴۱۷) عابدین نظری۴۱۸) عبداله مومنی۴۱۹) عذرا آذری۴۲۰) عصمت رضوی۴۲۱) عطا آقاسی۴۲۲) علی آقا بیگی۴۲۳) علی اکبر محمدزاده۴۲۴) علی افشاری۴۲۵) علی ایمانی۴۲۶) علی ثمری۴۲۷) علی حاجی زاده۴۲۸) علی رحیمی۴۲۹) علی رضایی۴۳۰) علی زهتاب۴۳۱) علی رضا اخوان۴۳۲) علیرضا جباری۴۳۳)علی رضا صرافی۴۳۴) علی رضا فرشی دیزجانی۴۳۵) علیرضا قراباغی۴۳۶) علی رمضانی۴۳۷) علی قلی زاده۴۳۸) علیرضا کرمانی۴۳۹) علی کلائی۴۴۰) علی مردانی۴۴۱) علی ولایتی۴۴۲) غلامرضا اکبری۴۴۳) غلامرضا خلج۴۴۴) غلامرضا شادنوش۴۴۵) غلامرضا صفا کیش۴۴۶)فراز یکیتا۴۴۷) فرانک فرید۴۴۸) فردین کریمی۴۴۹) فرزاد صمدلی۴۵۰) فرزانه نجفی۴۵۱) فرشاد زهتاب۴۵۲) فرود سیاوش پور۴۵۳) فرهاد اصلی۴۵۴) فرهاد پناهی۴۵۵) فرهاد محمدی۴۵۶) فرید هاشمی۴۵۷) فریدون منصوری۴۵۸) فریده فیضیان۴۵۹)فائزه شفایی ۴۶۰)فاطمه جعفر نیا ۴۶۱)فاطمه شاطریان ۴۶۲)فاطمه منصوری ۴۶۳)فردین نعمت زاده ۴۶۴)فرزاد شیرزادی ۴۶۵)فرزاد صابری۴۶۶)فرزاد عیدی ۴۶۷)فرزان براتی۴۶۸)فرزانه تفویضی ۴۶۹)فرزانه نباتی ۴۷۰)فرشته امامی ۴۷۱)فرشته غیاثوند ۴۷۲)فرشید حسن وند ۴۷۳)فروزان ضرابیان ۴۷۴)فروغ مولایی ۴۷۵)فرهاد احمدی ۴۷۶)فرهاد بیات ۴۷۷)فرهاد خوئینی ۴۷۸)فرهاد مرادی ۴۷۹)فریبا رمضانی ۴۸۰)فریبرز اتابکی۴۸۱)فریبرز نیکدل ۴۸۲)فرید طاهر خانی ۴۸۳)فریدون گازرانی ۴۸۴)فهیمه زاهدی۴۸۵)کارن جواهری۴۸۶) کامران طاهباز۴۸۷) کامران محسنی فر۴۸۸) کامیار کارگر۴۸۹) کاوه اکبری۴۹۰) کاوه مظفری۴۹۱) کبری ایزانلو۴۹۲) کریم خواجه ای۴۹۳) کریم خوش گرد۴۹۴) کریم فتحی پور۴۹۵) کمال سید منفرد زنجانی۴۹۶) کوروش گودرزی۴۹۷) کوروش نخعی۴۹۸) کهین شاهانی پور۴۹۹) کیانوش سنجری۵۰۰) کیوان جورابچی۵۰۱) کیوان رفیعی۵۰۲) کیوان صمیمی۵۰۳) کیوان مظفری۵۰۴) کیواندخت سمیعی۵۰۵)گوهر شمیرانی۵۰۶) گیتی پورفاضل۵۰۷)لادن قدس۵۰۸) لاله امینی۵۰۹) لاله جمشیدی۵۱۰) لاله جوانشیر۵۱۱) لاله عرفانی۵۱۲) لقمان افاضلی۵۱۳) لیدا سلیمی۵۱۴) لیلا ابدی۵۱۵) لیلا زارع۵۱۶) لیلا صفر خانلو۵۱۷) لیلا والی۵۱۸)ماکان صدر۵۱۹) مالک عبادی۵۲۰) ماشاالله عباس زاده۵۲۱) ماندانا طوسی۵۲۲) مجتبی بابایی۵۲۳) مجتبی رزمی۵۲۴) مجتبی قربانی۵۲۵) مجید تولایی۵۲۶) مجید نوریزاده۵۲۷) مجید واثقی۵۲۸) محبوبه ابراهیمی۵۲۹) محبوبه محمودی۵۳۰) محدث قاسمی۵۳۱) محسن اقبالی۵۳۲) محسن خواجه نوری۵۳۳) محسن عامری۵۳۴) محسن مختار نزاد۵۳۵) محسن مهدی پور۵۳۶) محسن نبیان۵۳۷) محسن نیاستی۵۳۸) محمد آشور۵۳۹) محمد کاظم مویدی۵۴۰) محمد شیرازی۵۴۱) محمد عابدی۵۴۲) محمد علایی رحمانی۵۴۳) محمود کریمی۵۴۴) محمد بهزادی۵۴۵) محمد میلانی۵۴۶) محمد رضا انتخابی۵۴۷) محمد رضا ایوبی۵۴۸) محمد رضا حدادی۵۴۹) محمد رضا خانزاده۵۵۰) محمدرضا نظری۵۵۱) محمد محسن مومنی۵۵۲) محمد نیک پسند۵۵۳) محمد علی واثقی نیا۵۵۴) محمد هادی معینی۵۵۵) محمود حاجی صفری۵۵۶) محمود شفیعی۵۵۷) مختار مهدوی۵۵۸) مختار نوباری۵۵۹) مرتضی ابراهیمی۵۶۰) مرتضی نیاز خانی۵۶۱) مرتضی فرازی۵۶۲) مرتضی مرادی۵۶۳) مرضیه امینی۵۶۴) مرضیه حقانی۵۶۵) مرضیه دادخواهان۵۶۶) مرضیه رحیمی۵۶۷) مریم اخوان۵۶۸) مریم افشاری۵۶۹) مریم جهان۵۷۰) مریم حاجی رسولی۵۷۱) مریم ضیا۵۷۲) مریم مجد۵۷۳) مریم زندی۵۷۴) مریم یوسفی۵۷۵) مریم یوسفی فرد۵۷۶) مژگان فرهنگی ثابت۵۷۷) مسعود باقری۵۷۸) مسعود خلیقی۵۷۹) مسعود رخشان۵۸۰) مسعود متین پور۵۸۱) مسعوده هنریان۵۸۲) مصطفی تنها۵۸۳) مصطفی راستی دوست۵۸۴) مقصود عهدی۵۸۵) معصومه احمدی حجت۵۸۶) معصومه بحر کاظمی۵۸۷) معصومه قارخانی۵۸۸) ملوک بیرانوند۵۸۹) ملیحه شفیعی۵۹۰) منصور حیات غیبی۵۹۱) منصوره محمدی۵۹۲) منصوره قائنی۵۹۳) منوچهر فرید۵۹۴) منیر دودی۵۹۵) مهدی ابراهیم زاده ارباطان۵۹۶) مهدی اختر اخوان۵۹۷) مهدی ایمانی۵۹۸) مهدی جلیل خانی۵۹۹) مهدی حمیدی۶۰۰) مهدی خضرلو۶۰۱) مهدی رنجبری۶۰۲) مهدی فاطمی۶۰۳) مهدی قلی زاده ی اقدم۶۰۴) مهدی یعقوب نژاد۶۰۵) مهدی یاری۶۰۶) مهرداد بزرگ۶۰۷) مهران خائفی۶۰۸) مهران فرجی۶۰۹) مهرنوش اعتمادی۶۱۰) مهرنوش زنوزی۶۱۱) مهناز رضائی۶۱۱) مهتاب محمدی۶۱۲) مهتاب غفاری۶۱۳) مهتاب مبینی۶۱۴) مهدی آذر کیش۶۱۵) مهین علی‌بابایی۶۱۶) موسی جلیل پیران۶۱۷) مونا ارژنگ۶۱۸) میترا بیگدلی۶۱۹) میر رضی موسوی۶۲۰) میرمحمود یگانلی۶۲۱) مینا حدادی۶۲۲) مینا مانی۶۲۳)مهرانگیز علی نژاد ۶۲۴)مهرداد پویان مهر ۶۲۵)مهرزاد مقدسی ۶۲۶)مهناز احد زاده ۶۲۷)مهناز سادات صادقی ۶۲۸)مهین صف آرا ۶۲۹)میترا صالحی ۶۳۰)میثم ارگانی ۶۳۱)میثم شکوری ۶۳۲)میر حسین جلالی ۶۳۳)میر عباس مومنان ۶۳۴) نادر نوشیرانزاده۶۳۵) نادر مهد قره باغ۶۳۶) نازگل عمرانی۶۳۷) نازنین فرزانجو۶۳۸) نازی نادر نژاد۶۳۹) نازیلا خرسندی۶۴۰) نازیلا مظفری۶۴۱) ناصر خلیلی۶۴۲) ناصر صدر ابرغویی۶۴۳) ناصر فیاضی۶۴۴) ناصر منظوری۶۴۵) ناهید دارابی۶۴۶) ناهید شجری۶۴۷) نبرد حبیبی۶۴۸) نبی شیروانی۶۴۹) نجمه صدر پوشان۶۵۰) ندا امیر علایی۶۵۱) ندا سمایی۶۵۲) نرگس ملک لو۶۵۳) نرمین بهرامی آده۶۵۴) نسرین چنگیزیان۶۵۵) نسیم تنها۶۵۶) نسیم خانلو۶۵۷) نسیم سپهری۶۵۸) نسیم سعید۶۶۹) نشمیل احمدپور۶۷۰) نصور باقری۶۷۱) نعمت الله فولادی۶۷۲) نعیم احمدی۶۷۳) نگار خیاوی۶۷۴) نگار محمدی۶۷۵) نور الله صادق زاده۶۷۶) نورالدین نعمتی۶۷۷) نوژن مدینه ای۶۷۸) نوید فرازی۶۷۹) نوید قادر مرزی۶۸۰) نوید موسوی۶۸۱) نوید هادیانی۶۸۲) نیره توحیدی۶۸۳) نیلوفر بیضایی۶۸۴) نیلوفر فرخزاد۶۸۵) نیما اکبری۶۸۶) نیما ذوقی۶۸۷)واحید قاراباغلی۶۸۸) وحید دهقانی۶۸۹) وحیده احمدیان۶۹۰) وحیده علی پور۶۹۱) ودود عابدمنش۶۹۲) وکیا احمدی۶۹۳) ولی الله باقری۶۹۴) ویدا امیری۶۹۵) ویدا صابری۶۹۶) ویکتوریا آزاد۶۹۷)هابیل قاسمی۶۹۸) هاجر کبیری۶۹۹) هادی الم لی۷۰۰) هادی بهادری۷۰۱) هادی جاوید نیا۷۰۲) هادی حسینیان۷۰۳) هادی حمیدی۷۰۴) هادی سلمانی۷۰۵) هادی فتح اللهی۷۰۶) هاشم آغاپور۷۰۷) هاشم سنگری۷۰۸) هاشم قره بابایی۷۰۹) هاشم کریمی۷۱۰) هاله توانا۷۱۱) هاله داوودی۷۱۲) هاله سودایی) هانیه علیخانی۷۱۳) هانیه محکوم۷۱۴) هانیه محمودلو۷۱۵) هجران تکلمی۷۱۶) هدا منصوری۷۱۷) هرمان زاهدی۷۱۸) هما خداوردی۷۱۹) هما کاویانی۷۲۰) همایون عباسی۷۲۱) همزه جمری۷۲۲) هودسا مجیدیان۷۲۳) هومای شانایلی۷۲۴) هومن ترابی۷۲۵) هومن رجبی اسلامی۷۲۶)یاسر رحمانی۷۲۷) یاسر رضازاده۷۲۸) یاسمین فرنازجو۷۲۹) یاشار دانشگر۷۳۰) یاشار حکاک پور۷۳۱) یحیی غلامی۷۳۲) یحیی میر شکاران۷۳۳) یدالله پشنگ۷۳۴) یعقوب انتظاری۷۳۵) یعقوب رافتی۷۳۶) یعقوب بهجت۷۳۷) یعقوب خزایی۷۳۸) یعقوب علیزاده۷۳۹) یوسف محشرپور۷۴۰) یوسف نجات بخش۷۴۱) یونس توکلی۷۴۲) یوسف هاتفی
15.08.2008

جمعه ۲۵م مرداد ۱۳۸۷

یورش حراست دانشگاه تبریز به دفاتر انجمن اسلامی


تبریزنیوز:سرویس سیاسی:انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی پیرامون اقدامات غیرقانونی مسئولین این دانشگاه بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد.
در این بیانیه به آنچه یورش ، ظهر روز جمعه 11 مرداد 1387 ، تیم حراست دانشگاه تبریز ، به دفاتر انجمن اسلامی نام برده شده که با شکستن درب ها ، تصرف اتاق های انجمن ، اموال و تابلوهای انجمن اسلامی های چون "دفتر شورای مرکزی"، "انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی"، "خوابگاه فجر" و "ولیعصر" توام بوده اعتراض شدیدی شده است.
متن کامل این بیانیه در زیر آمده است:

"بیانیه شماره یک انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی پیرامون اقدامات غیرقانونی مسئولین دانشگاه"

ملت شریف و نجیب ایران

دانشگاه های کشور روزهای سختی را می گذرانند، کمتر روزی است که کمیته های انضباطی بیکار نشسته باشند. سهم دانشجویان از حاکمان مهرورز، توبیخ، تعلیق، اخراج و زندان است و اشک چشمان پدران و مادران، هدیه دولت عدالت ورز است.
خرده نجوایی از آزادی و حق طلبی سرکوب می گردد و تشکل های مستقل دانشجویی با شلاق های مهرورزانه نواخته می شوند تا مبادا در این روزگار به اندیشیدن خطر کنند.
آزادیخواهان را اشتلم می کنند و در رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی استاد تمام عیار گشته اند و به نام خدای لطیف و دین حنیف جلوه ها می فروشند و عشوه ها می خرند و تملق ها می کنند و ملق ها می زنند. تازیانه تهدید به دست گرفته اند و دانش و دادگری را به سخره گرفته اند و آبروی ملک و ملت برده اند و با تکیه بر ذوق و رای نافرهیخته خویش، عالمان را رام خویش می خواهند و به حق است که دانشگاه را قربان گاه بخوانیم.
این صدای دانشجویان آزادیخواه دانشگاه تبریز است که زخم ها بر پیکر دارد. هنوز زخم 20 تیر 78 دانشگاه تبریزالتیام نیافته است که در گرمای تابستان آنان که بر {...} قدرت سوارند و در میدان سیاست دواسبه می تازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا می روند و گرد آسیاب ریاست می چرخند و از پل دین می گذرند تا به دنیا برسند، فاجعه ها آفریدند و داغی آتشین بر جان های ما نهادند و {...} ننگ دانشگاه تبریز را خلق کردند و با تهاجم {...}و با تعرضات شنیع پرده ناموس فرهنگ و علم را دریدند.
این بار در تابستان 87 فاجعه ایی دیگر آفریدند. تیم حراست دانشگاه تبریز در روز جمعه گذشته به دفاتر انجمن اسلامی دانشجویان یورش می برد، انجمن اسلامی که تنها پایگاه و یگانه محفل آزادیخواهی و حق طلبی دانشجویان دانشگاه تبریز است و توانسته است با هزاران زخم عالیجنابان، شعله آزادی را در دل ها روشن نگاه دارد.
در روز جمعه مورخه 11/5/87 تیم حراست دانشگاه تبریز در یک اقدام شجاعانه در ظهر روز تعطیل در دانشگاهی که حتی یک دانشجو هم ندارد به دفتر شورای مرکزی، انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی، خوابگاه فجر و ولیعصر یورش می برد و درها را می شکند، اتاق های انجمن را تصرف می کند و اموال انجمن اسلامی را به غارت می برد و تابلوهای انجمن اسلامی را محو می کند تا به زعم خویش وجود انجمن اسلامی را در روزهای بعد منکر گردد.
اینک چند روز است که از این حادثه گذشته است و هیچ یک از مقامات مرتبط قانونی در این زمینه اظهار نظری نمی کنند و سکوت پیشه کرده اند و تاب پذیرش این عمل قهرمانانه خویش را ندارند. در این زمینه ذکر نکاتی لازم و ضروری است:
1- همه این اقدامات فاقد مجوز قانونی است و حتی اگر بنا به مدعای مسئولان دانشگاه شبهه هایی در روال قانونی انجمن وجود دارد دلیلی بر چنین حرکات زشت و سخیفی نمی تواند باشد. مسئولان دانشگاه که ادعای قانون سالاری دارند و هیات نظارت بر تشکل های دانشجویی را مرجع قانونی و رسمی در این امور می دانند می بایست به قانون تن دردهند. درحالی که تا این لحظه حتی حکم کتبی یا ابلاغ شفاهی به انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی از جانب هیات نظارت انجام نگرفته است. گویی به نظر می رسد که برخی حتی فرصت این امر را هم نداشتند که اندکی صبر نمایند تا هیات نظارت رای دلخواه آنان را صادر کند.
2- حمله ایی این چنین به دفاتر انجمن اسلامی آن هم در یک روز تعطیل و در زمانه تعطیلات تابستانی دانشگاه امری شگفت آور است. گویی منتظر بودند تا دانشگاه ها خلوت شوند تا به کام دل برسند که سودای اینان دانشگاه بی دانشجو است و شگفتا اقتدار و قدرت !!!
3- شکستن درهای انجمن اسلامی و سرقت اموال که حتی شامل متعلقات دانشجویان و اعضای انجمن نیز بوده است بی آنکه روال و مراحل قانونی طی شده باشد خلافی آشکار و بدیهی است که با همه قوانین جاری کشور در تناقض می باشد. و مسئولیت حیف و میل و نقصان این اموال متوجه عاملان این حرکت می باشد و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز حق خود را در شکایت از این افراد و مسئولین در دادگاه های صالح قضایی برای خویش محفوظ می داند.
و حال در این روزها شمیم حسین بن علی در روح و جان ها آکنده است. اویی که آموخت که هیچ گاه نباید تن به ذلت سپرد و آموخت که اگر نتوان ظلم را شکست داد می توان رسوا ساخت و بر آزادی و آزادگی انسان ها پای فشرد و سخن آخر اینکه ناموس طبیعت و مشیت الهی بر این امر است که:
و نرید ان نمن الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (قصص – 5)
پایان.



05.08.2008

خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد و علوم اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان در مورد بازداشت های اخیر دانشجویان در شهر مشهد بیانیه ای به شرح یر صادر کرد:


کجای این شب سیاه بیاویزم قبای ژنده ام را
دیری است که تعدی به حقوق بشر و نقض حقوق اولیه انسانی برای دولت خودبنیاد و طرفداران متعصبش به امری عادی بدل گشته است و در این اوضاع نابسامان به دنبال حق و حقیقت و عدالت و آزادی بودن بسیار هزینه بردار شده است، چه آنگاه که در دانشگاه زنجان فضاحت اخلاقی مدیران منتسب با این دولت بر همگان عیان و آشکار می گردد، به جای رسیدگی به ظلم روا شده، دختر مظلوم را در مظان اتهام قرار می دهند و انگاه که دانشجویان دوشادوش مردم برای حفظ کیان این مرز بوم که به سبب ناکارآمدی برخی ها هر روزه کشور های عربی بیانه صادر می کنند و در خیال خویش به سبب ضعف اینان ادعای مالکیت بر خاک پاک ایران را می کنند، دست به تظاهراتی آرام و در حدود قانون اساسی می زنند تا نشان دهند که ایرانی زنده است و هرگونه خیال خام در رابطه با خاک ایران عزیز را با مشت های گره خورده جواب خواهد داد.
اما می بینیم که دولت مهروز که گویا مهر ورزی اش فقط نصیب کشورهای عربی و امریکای لاتین میشود در برخوردی مستبدانه و به دور از هر گونه قانون مداری اقدام به تهدید و دستگیری فعالین می کند و در خیال خام خود با اقداماتی از این دست می تواند چراغ روشنگری را خاموش کند تا درتاریکی راحت تر در منجلاب خود ساخته فرو رود.

از همین جا اعلام می داریم که دستگیری یاران دبستانیمان را در مشهد، تهران و جای جای ایران عزیز در ایام ۱۸ تیر به هیچ وجه بر نمی تابیم و اعلام میداریم که هر لحظه تاخیر در آزادی این عزیزان به جز لکه ننگ چیز دیگری در کارنامه ننگین مستبدین و منتسبانشان نیست.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد و علوم اداری دانشگاه سیستان و بلوچستان 12.07.2008

بیانیه مشترک انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و انجمن اسلامی دانشگاه مازندران درباره بازداشت های اخیر



خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در بیانیه ای به
بازداشت های گسترده اخیر دانشجویان در مشهد اعتراض کرده و خواستار آزادی این دانشجویان شدند.
لازم به یادآوری است یکی از دانشجویان بازداشت شده، رضا عرب دبیر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران می باشد. متن این بیانیه به شرح زیر است:
همچنان دوستانمان در جلوی چشمان خانواده هایشان پرپر می شوند و به سان یک جانی و آدمکش در غل و زنجیر می شوند. دریغ از اینکه این نالایقان دلخوش به تاج و تخت نمی دانند که بند و زنجیر سالیان سال است که به سان شبنمی برای گل با آنان مانوس گشته است.
اگر در ۱۸ تیر دهه پیش دانشجو را شکنجه میکردند، و وی را ملحد می خواندند، در آستانه ۱۸ تیر امسال پدران و مادران ما را در مشهد به خاطر کوچکترین خواسته های برخورداری از حقوق انسانی، مجرم و ملحد و جانی و … میخوانند، و به بند میکشند.
این دیو صفتان هر القابی را که میخواهند به دانشجو نسبت می دهند، دریغ از آنکه گماردهایشان در دانشگاه به همکلاسی ها و نوامیس ما تعرض می کند، و کسی پاسخگو نیست. اینان با این مرز و بوم چه کرده اند که از دم برآوردن ملت چنین واهمه دارند؟! اینان از این تاج و تخت چه دیده اند، که چنین برایشان شیرین به نظر آمد؟! آیا نمیدانند که نامشان در تاریخ می ماند و آیندگان از آنان به پستی یاد میکنند؟؟

این عالیجنابان که در نطق هایشان ملت را آگاه می خوانند، به علت عدم وابستگی شان به مالیات مردم، و استقلال منابع درآمدی شان، پشیزی هم برای ملت قائل نیستند و هرگز نخواسته اند این ملت بیدار و به هوش باشد، بلکه می خواهند با افیون ملت را به خواب فرو برند. این تشنگان قدرت دگم ها را به عرش می برند و بیداران را به فرش می کشند.

ما دانشجویان به عنوان قشر به خواب ابد فرونرفته جامعه فریاد برمی آوریم که تا آزادی دوستانمان (رضا عرب، علی قلی زاده، توحید دولتشناس، محمد زراعتی، فرزاد حسن زاده، سجاد رجبی و…) یک لحظه از پا ننشینیم، و شعله

های خشم ۱۸ تیر را برافروخته تر کنیم.

به هزاران امید پرده چشمانم را فرو می کشم،

تا صبحگاهان ظلمت از دیارم رخت بربندد.

دیگر زیبایی افسانه نباشد.

دیوارهای شهرم به روستایی دور مفری کند.

خودمان پاسبانمان باشیم.

دیگر دیوارهای میله ای تا دل ابر قد علم نکند.

دیگر دستها، در بندهای گران کم بها نشود.

دیگر به دور گردنی را الیاف بافته احاطه نکند.

دیگر مادری چشمان پراشک را،

به انتظار شستن لباس غنچه اش به در ندوزد.

دیگر،دیگر…

پرنده ای گرفتار دیوار نگردد.

دیگر دیوارهای شیشه ای و پرده نازک حریر هم بر الم نیفزاید.

کاش برای آلام این بت ها

پادزهری کشف شود.

کاش برای چشمان حریص این گرگ و روبه صفتان تخت هم

درمانی یابیم.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

یک دیدگاه » بیان دیدگاه

* ۲۱م تیر ۱۳۸۷ - نویدیان :

متن و شعر فوق العاده زیبایی بود.
ماشائ الله غیرت بچه های بابل
جمعه ۲۱م تیر ۱۳۸۷ 12.07.2008


بیانیه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود در ارتباط با بازداشت های اخیر فعالین دانشجویی در مشهد



خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود در بیانیه ای ضمن اعتراض به بازداشتهای اخیر فعالین دانشجویی در مشهد، خواستار آزادی تمامی بازداشت شدگان از جمله علی قلیزاده، سخنگوی این انجمن، شد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

بازهم در آستانه ی ۱۸ تیری دیگر دانشگاهیان آماج حملات اقتدار گرایانی قرار گرفتند که طی سالها همچنان کین جنبش آزادی خواه و حق طلب دانشجویی را در دل دارند و خود در آن فاجعه نقش ها آفریدند. براستی جریان تمامیت خواهی به کجا می رود که اینچنین دیوانه وار بر دانشگاه یورش می آورد؟ آیا تاریخ پر افتخار جنبش دانشجویی کافی نیست که مدهوشان قدرت را به هوش آورد که هرگز نخواهند توانست دانشگاه را یوغ بندگی بر گردن آویزند؟ آیا بالندگی امروز جنبش دانشجویی در پس آن روزهای تلخ شکسته شدن حرمت و حریم مقدس دانشگاه کافی نیست بدانند آنچه باید بدانند؟ در کجا خوانده اید و یاد گرفته اید که فریاد بیداری دانشجو را با دستگیری و زندان پایانی است؟!

با افزایش آشفتگی در اوضاع کشور - که نشات گرفته از سوء تدبیر و ناشایستگی های حاکم بر مدیریت دولتمردان است - برخورد با معترضین و منتقدین وضع موجود شکلی گسترده تر یافته است. در همین راستا هفته گذشته شاهد بازداشت تعدادی از فعالین دانشجویی دانشگاههای کشور در شهر مشهد بودیم و در ادامه آن دستگیری علی قلی زاده، رضا عرب، علی صابری، اشکان آرشیان، مهدی قدسی از فعالین دانشجویی و از اعضای کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه، بر تعداد بازداشت شدگان دانشجویی افزود.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود معتقد است که رفتارهای امنیتی صورت گرفته با دانشجویان نمودی آشکار از بی کفایتی و ناتوانی دلتمردان نهم در مواجهه با خواسته های عمومی جامعه و همچنین شاهدی بر پیگیری سیاست سرکوب و مقابله با جریانات فعال در جامعه است که مسلما هدفی جز ایجاد فضای ارعاب و تحمیل انفعال بر دانشگاه را ندارد.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود ضمن اعتراض به ادامه چنین رویه ای در اداره کشور، برخورد و بازداشت دانشجویان و از جمله سخنگوی این انجمن را به شدت محکوم کرده و خواستار آزادی هرچه سریعتر همه ی دانشجویان و رفع نگرانی از خانواده های آنان می باشد.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود. چهارشنبه ۱۹م تیر

۱۳۸۷08.07.2008

هجده تیر نماد غرور یک نسل


نه سال از 18 تیر 78 گذشت و امروز 18 تیر 87 است . روزی که صدای فریاد و خون و صدای گلوله را یاد انسان می آورد. صدای ناله دانشجویانی که از طبقه سوم خوابگاه به پایین پرت می شدند هیجده تیر انسان را یاد خون می اندازد و هر چه می بینی سرخ سرخ و به رنگ خون است.

18 تیر با نام لاله سرخ کوی دانشگاه عزت ابراهیم نژاد یکی شده است و چه زیبا در مزارش نوشتند که به کدامین گناه کشته شدی.

نمی توان از 18 تیر سخن گفت و کشته شدن مظلومانه اکبر محمدی را در زندان اوین را در سال 85 از یاد برد. حتی از جنازه اکبر هم می ترسیدند اجازه تشیع جنازه او راهم ندادند. 18 تیر 78 قربانی های بسیاری گرفت و بسیاری ایستادند تا امروز من به این هم نسل هایم ببالم و یاد بهروز جاوید تهرانی گرامی باد که تنها بازمانده ی 18 تیر در زندان است بهروزی که لبان خود را زندان رجایی شهر کرج دوخت که شاید سکوتش فریادی شود.

و خطاب به بهروز بگویم درست است لبان تو در زندان بسته است اما بدان هم نسلانی داری که آرمانت را فریاد می زنند . و مزدوران ولایت چه ساده انگارانه گمان می بردند که با حمله به کوی دانشگاه دانشجو وروح مبارزه و آزادی خواهی در او خواهد مرد اما هر چه می پنداشتند و سرابی بیش نبود..

هیجده تیر نماد شد نماد مبارزه برای آزادی خواهی مردمی که از خفقان موجود رنج می برند.هجده تیر بغض فرو خفته ی ملتی بود که از قتل ها زنجیره ایی به حالت انزجار رسیده بود..

هجده تیر روزی بزرگ است چون پایداری و مقاومت در برابر ظلم و ستم را در این روز به چشم خود دیدیم.

هجده تیر فاجعه ایی بس درد ناک بود اما غرور ایجاد کرد برای نسلی که همیشه از سوی مادران و پدران خود به بی آرمانی متهم می شدند. 18 تیر نشانه قدرت نسلی است که از سوی رهبران دینی سوسولهای روشنفکر خوانده می شدند و اما نمی دانم چرا فرماندهان سپاهی که دم از غیرت و دلاوری در جنگ در برابر بیگانه را می زدند و نام مبارک شهیدان را بر زبان نامبارک خویش می آوردند چگونه در 18 تیر 78 از این دانشجویان سوسول به حال ترس و احتضار در آمدند و تهدید کردند که دانشجویان را به رگبارخواهند بست.

هیجده تیر ماه روزی که دانشجویان در برابر ظلم و بیداد ایستادند هنوز زنده است و می بینیم که چگونه مردم دنیا به احترام آزادگی و حق خواهی دانشجویان در این روز به پا می ایستند. و در یک کشور بیگانه خیابانی به حرمت دفاع از حقوق انسانی و آزادی به نام 18 تیر گذاشته می شود . و باید بدانیم در این روز تاریخ ساز و بزرگ چه تجمعی صورت گیرد چه نگیرد هجده تیر روز بزرگی است که نامش بر تن همه ی سیاه اندیشان لرزه می اندازد و قدرت نسلی را نشان می دهد که جز قلم و اندیشه اش سلاحی دیگر ندارد اما این قلم و اندیشه اش چنان برنده و تیز است که در مغز و قلب این نامردمان فرو می رود.

هجده تیر هنوز زنده است چون دانشجویان تربیت معلم کرج با پایداری در بهار امسال به همه خواسته های خود رسیدند 18 تیر زنده است چون دانشجویان با غیرت زنجان جلوی تعدی به دختری را از سوی یکی ازمقامات فاسد دانشگاه که از مدعیان دروغگوی اخلاق هم بود را می گیرند و او و تبار پشت سرش راکه همگی از پیله ولی فقیه بودند را رسوای خاص عام می کنند.

هیجده تیر زنده است چون با وجود این همه وحشت و بازداشت وشکنجه هنوز هم که هنوز است مردم آزاده ایران به همراه دانشجویان مبارز یک صدا خواهان بر چیدن بساط ظلم وستم برپایی یک دموکراسی نهادینه هستند . و امروز که هر نسلی به چیزی افتخار می کند بی شک نسل ما هم به 18 تیرو یادمان آن همه مبارزه و سلحشوری افتخار می کند در روزی که آن همه نیروهای نظامی و انتظامی ولباس شخصی و شبه نظامی به دانشگاه حمله کردند تا فریاد را در نطفه خفه کنند اما دانشجو و دانشگاه زنده ماند تا برای همیشه فریاد خشم و ااعتراض ملتی باشد.

و حالا ای دوستان درد هنوز بسیار است وظلم همچنان بی شرمانه در این مرز پرگهر ترکتازی میکند و 18 تیرهای بسیاری را می خواهند برای ما رغم بزند و هر روزدرپس پرده های نهان و آشکار پاسداران وحشت، طلایه داران تاریکی و شب و سرما، سازندگان دیوارها و زندان ها می خواهند به هر طریق ممکن ما را به سوی تاریک خانه وحشت خویش ببرند.

بیایید راهی هدفمند پیشه کنیم و روشن و آگاه در این راه شجاعتمان را از 18 تیر بگیریم. پس

به امید ایرانی آزاد و سر بلند برای تمام مردم ایران زمین

09.07.2008

به نام آزادي

به ياد ياران 18 تیر


دوستان وياران دبستاني
در نهمين سالگرد تاريخي حماسه 18 تير
حاكميت ديكتاتوري آخوندها كه در جريان حركتهاي دانشجويي در سال اخير از شيراز و سهند و تربيت معلم زنجان و..به وحشت افتاده درضعف و استيصال به بازداشت دانشجويان وياران دبستاني فعال ما روي آورده است تا اينگونه به ديد خود بتواند مانع از برگزاري اين بزرگذاشت شود
ولي با عزم جزم همه ياران در برگزاري اين تجمع گسترده به اين حاكمان ديكتاتور ميگوييم

ننگ به نيرنگتان

وهمراه با فرياد دوستانمان در سهند تبريز فرياد ميزنيم
ما زن و مرد جنگيم ,بجنگيم تا بجنگيم

وعده ديدار ما
روز سه شنبه 18 تير

08.07.2008

تجمع مجدد دانشجویان علوم پزشکی شیراز در اعتراض به مشکلات صنفی



خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز برای دومین بار طی هفته جاری در اعتراض به مشکلات صنفی تجمع کردند. شب گذشته دانشجویان دختر ساکن خوابگاه ارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به مشکلات صنفی دست به تجمع اعتراض آمیز زدند.
طبق دستورالعمل جدید مدیریت امور دانشجویی، از ساعت ۳۰/۹ درب خوابگاه بسته شده و حضور و غیاب در اتاق ها انجام خواهد شد و دانشجویانی که بین ساعت ۳۰/۹ تا ۱۰ به خوابگاه مراجعه نمایند باید در پشت درب بسته بمانند. دانشجویان تجمع کننده نحوه ی رفتار مسوولان در مورد پشت درب نگه داشتن آنان را توهینی بزرگ به خود اعلام نموده و خواستار لغو هر چه سریع تر این دستور العمل شدند. با آغاز تجمع، مدیر خوابگاه، دانشجویان را تهدید به احضار به کمیته انضباطی کرد ولی با این وجود دانشجویان به اعتراضات خود ادامه داند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، از آن جا که به خواسته دانشجویان مبنی بر حضور یکی از مسوولین جهت پاسخگویی به مشکلات پاسخ منفی داده شد، آنان اعلام کردند که در صورت برآورده نشدن این خواسته تجمع را به محوطه ی خوابگاه خواهند کشاند. در پی اعلام این مسئله از سوی دانشجویان مسوول اداره ی خوابگاه ها در جمع آنان حاضر شد.

دانشجویان خواسته های خود را از قبیل لغو هر چه سریع تر دستورالعمل جدید، پایان دادن به برخوردهای توهین آمیز مدیریت خوابگاه، عدم تخلیه خوابگاه در تابستان و … بیان و اعلام کردند که به هیچ عنوان خوابگاه را در تابستان تخلیه نخواهند نمود.
مسوول اداره خوابگاه ها در پاسخ به دانشجویان اعلام کرد که اقدامات انجام گرفته دستور مدیر مافوق وی می باشد. دانشجویان این پاسخ را قانع کننده ندانسته و تجمع خود را تا ساعت یک بامداد جمعه ادامه داده و خواستار حضور و پاسخگویی معاونت دانشجویی شدند. با توجه به ادامه تحصن دانشجویان، دکتر بلندپرواز، معاونت دانشجویی دانشگاه شنبه شب برای پاسخگویی در جمع دانشجویان حاضر خواهد شد.

شایان ذکر است که دانشجویان پسر خوابگاه شهید دستغیب این دانشگاه نیز یکشنبه گذشته در اعتراض به مشکلات صنفی از قبیل قطع اینترنت اتاق ها، برخوردهای توهین آمیز حراست، مشکلات سلف سرویس و … تجمع اعتراض آمیز برگزار کردند که معاونت دانشجویی با حضور در جمع دانشجویان از آنان عذرخواهی کرد.

۳ دیدگاه » بیان دیدگاه

* ۱۴م تیر ۱۳۸۷ - م..... :

آفرین بر دانشجویان هوشیار وبا غیرت دانشگاه شیراز……


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - بي نام :

وقتی که معاونت حراست فیزیکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز سیکل( سوم راهنمایی ) داشته باشه ( ایشان بازنشسته سپاه هستند ) و در کل حراست فقط مسئول آنها لیسانس باشد . که ایشان هم به تازگی موفق به دریافت آن شده اند و از سمت محقق گزینش به واسطه آشنایی با معاون امنیتی استانداری به عنوان مسئول حراست ارتقا پیدا کند این مسائل کاملا عادی است


* ۱۶م تیر ۱۳۸۷ - آزاد اندیش در بند :

درود بر شما
این خود ما دانشجویان هستیم که باید حق خود را بگیریم.
جمعه ۱۴م تیر

۱۳۸۷06.07.2008

انتقاد شدید آیت الله بیات از دولت و وزارت علوم در خصوص حادثه دانشگاه زنجان



خبرنامه امیرکبیر: جمعی از دانشجویان دانشگاه زنجان، عصر روز پنجشنبه، ششم تیرماه، با حضور در دفتر آیت الله العظمی بیات زنجانی، ضمن دیدار و گفتگو با ایشان، گزارش مفصلی پیرامون اتفاقات پیش آمده در دانشگاه زنجان را ارائه کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر آیت الله بیات پس از شنیدن سخنان دانشجویان در حالی که از حادثه دانشگاه زنجان به شدت متاثر بود، بیانات خود را با انّالله و انّا اِلیه راجِعون آغاز نموده و گفت: این که سخنان خود را با آیه استرجاع آغاز کردم به این دلیل است که آدمی، زمانی که مصیبتی برایش ایجاد شود و تنها راه برای او پناه بردن به حضرت حق باشد، از این واژه استفاده می کند.

آیت الله بیات در ادامه افزود: من به دو دلیل از زمانی که داستان را شنیدم نسبت به آن حساس شدم و از منابع متفاوتی نیز قضیه برای من نقل شد، یکی به این دلیل که خودم زنجانی هستم و نسبت به این شهر تعصب دارم و از طرف دیگر، این قضیه در دانشگاه و یک محیط علمی اتفاق افتاده و من همیشه دغدغه نسبت به مراکز علمی اعم از حوزوی و دانشگاهی، داشته ام. در ابتدا شائبه سیاسی بودن این امر در من وجود داشت ولی با توجه به اخباری که در این ایام و به واسطه منابع موثق، به من رسید این امر را یقیناً سیاسی نمی دانم بلکه کاملاً اخلاقی و اجتماعی می دانم و این را بدانید که اگر حتی درصدی احتمال سیاسی بودن را در قضیه می دادم، هیچگاه از دانشجویان دفاع نمی کردم. امروز با کمال تاسف باید بگویم که خطر بزرگی در جامعه در حال وقوع است و آن اینکه در جامعه گناه بزرگی اتفاق می افتد و عده ای غیر از این که عکس العملی در باطن در برابر آن از خود نشان نمی دهند. بلکه حتی ناهیان از منکر را تحقیر می کنند.

آیت الله بیات در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: مطلبی که رخ داده و البته آن را نمونه ای از اتفاقات این دوسه سال اخیر می دانم این است که اولاً حریم دانشگاه، ثانیا حریم دانشجو، علم و عالم آن هم توسط کسی که خودش مدعی دفاع از علم و عالم و دانشجو و دانشگاه است شکسته شده و از همه بدتر این که این اتفاق در شهری که مشهور به دارالمومنین است، به وقوع پیوسته است. این مانند گناه یک روحانی و در درجه بالاتر شبیه گناه یک مجتهد است. عمل خلاف معاون دانشگاه در محیط دانشگاه مانند عمل خلاف یک روحانی در مسجد است، من نمی توانم با خودم بگویم سهوی اتفاق افتاده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این مرجع تقلید در ادامه افزود: بنده با صراحت می گویم خطای این فرد یا افرادی در این سطح اگر هم سهواً انجام شده باشد، درحکم عمد است و باید به صورت عمد با وی برخورد شود. پرده پوشی کردن و گذشتن از کنار مسائل این چنینی، تجاوز به حریم امت و ملت است و این را هیچ کسی نخواهد پذیرفت. وزارت علوم موظف به برخورد و ریشه یابی این قضیه است و باید با قاطعیت با این موضوع برخورد کند.

آیت الله بیات در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: با دلی آکنده از درد می گویم که با کمال تاسف امروز ریا در جامعه در حال نهادینه شدن است و مع الاسف مقدس نمایان جای مقدسان حقیقی را گرفته اند. زمانی که در کشور، امام زمان(عج) بازیچه شد با عباراتی مانند هاله نور و امثال ذلک برای توجیه اعمال غلط خود استفاده شد، وقتی که دروغ گفتن در میان کسانی که متصدی امور هستند، بسیار ساده و مانند آب خوردن شد همین وضعیت را خواهیم دید. این اخطاری است که از مدتها قبل داده ام و الآن نیز تاکید می کنم که آن روزی که در جریان رد صلاحیت ها، با آبروی جوانان مومن و زحمت کشیده انقلاب و جنگ آن طور برخورد شد و با عناوین مختلف از جمله فساد اخلاقی وامثال ذلک حیثیت آنان خدشه دار شد، باید هم دید که امروز یک فرد، این گونه به خود اجازه دهد که آبروی دانشگاه اسلامی را بازیچه قرار دهد.من نگرانم از این که نکند دست هائی در این کشور وجود داشته باشد که موظف به تخریب مقدسات دینی و اعتقادی مردم باشد! آیا در داستان زنجان وجود این توطئه ها برای نشان دادن چهره دانشگاه اسلامی به عنوان محیطی ناامن برای نوامیس مردم، دیده نمی شود. من به شما دانشجویان توصیه می کنم که در این جریان، تقوا را رعایت کنید و از حریم تعهدات اسلامی که مشخص شده، پا را فراتر نگذارید و خداوند انشاالله یاور و یاری رسان شما خواهد بود.
شنبه ۸م تیر ۱۳۸۷



جمال رحماني از فعالان فرهنگي و حقوق بشري و دانشجوي رشته صنايع اصفهان به همراه هم اتاقي خود به نام راشد عبدالهي دانشجوي علوم سياسي دانشگاه اصفهان از ده روز پيش ناپديد گرديده بودند

، سرانجام پس از ده روز پيگيريهاي مستمر خانواده بازداشت شدگان اطلاع واصل گرديد که نامبردگان هم اکنون در بازداشت اداره اطلاعات شهر سنندج ميباشند .
از دلايل بازداشت نامبردگان اطلاعي در دست نيست و شايان ذکر است که برادر آقاي جمال رحماني نيز از زندانيان سياسي محبوس در زندان کرمانشاه است .فعالان حقوق بشر در ايران 25.06.2008

در دانشگاه تبریز چه خبر است؟


اعلام حکم تجدید نظر کمیته ی انضباطی دانشگاه تبریز برای سجاد رادمهر
طبق رای و نظر کمیته ی انضباطی دانشگاه تبریز حکم تجدید نظر مهندس سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک صادر شد. در این حکم که ۲۹ خرداد ماه ابلاغ شده است رای کمیته ی انضباطی بدوی به صورت معلق در آمده است.

گفتنی است مهندس رادمهر در رای کمیته ی انضباطی بدوی به یک ترم منع موقت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شده بود و اتهام ایشان را اخلال در نظم دانشگاه عنوان نموده اند.

علی رغم اینکه کمیته انظباطی در رای بدوی صادره تکرار مجدد هرگونه تحريك دانشجویان را در تشدید حکم صادره متذکر شده بود ولی گویا اعتراضات دانشجویی دانشگاه تبریز و فضای کلی اعتراضات در سایر دانشگاه ها در کاهش حکم تجدید نظر بی تاثیر نبوده است.

آنچه که در رای بدوی کمیته ی انضباطی با عنوان اخلال در نظم دانشگاه یاد شده است اشاره دارد به اعتصاب غذا ی سجاد رادمهر در ۲۲ اردیبهشت ماه در اعتراض به کارشکنی مسئولین دانشگاه تبریز که مانع برگزاری جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد شده بودند.

19.06.2008

هانا عبدي به پنج سال زندان با تبعيد محکوم شد


به نام آزادي
هانا عبدي، 21 ساله، دانشجوي رشته روان شناسي در دانشگاه پيام نور بيجارو از اعضاي انجمن زنان آذرمهر کردستان که در مورد توانمندسازي جامعه زنان ايران در منطقه کردستان فعاليت مينمود و از تاريخ 11/7/86 در شهر سنندج توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و پس از سپري نمودن پروسه اي پر فراز و نشيب و تحمل شکنجه هاي روحي و جسمي سرانجام از سوي شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام تباني و اقدام عليه امنيت کشور (همکاري با روناک صفارزاده) به پنج سال حبس تعزيري توام با تبعيد به شهر گرميه استان آذربايجان غربي کشور محکوم گشت .
حکم صادره موجبات نارضايتي فراواني در جامعه مدني بالاخص حوزه زنان و منطقه کردستان گرديده است ، همينطور گزاشات رسيده حاکي از انتقال مادر نامبرده به بيمارستان سنندج در پي دريافت اين خبر ميباشد .
همينطور دکتر محمد شريف وکيل مدافع وي معتقد است که حکم صادره با بديهي ترين اصول قانوني هم سويي و انطباق ندارد ، اعم از اتهام ، ميزان حکم صادره و عدم طبقه بندي جرايم در زندان با توجه به محل تبعيد از اينرو وي اعلام مينمايد که در مدت قانوني به حکم صادره اعتراض خواهد نمود فعالان حقوق بشر در ايران 18.06.2008

انجمن های اسلامی ۴۰ دانشگاه کشور ضمن حمایت از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و خواسته های آنان اعلام کردند در صورت عدم تحقق خواسته های دانشجویان تربیت معلم اقدامات عملی خود را در حمایت از آنها در تمامی دانشگاه ها آغاز خواهند کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:



وزارت علوم دولت نهم برای بستن کامل فضای سیاسی-اجتماعی دانشگاهها درصدد بود با دادن امکانات صنفی-رفاهی به دانشگاهها حجم انتقادات و اعتراضات دانشجویی را کاهش دهد. ولیکن بعد از گذشت ۳ سال از عملکرد ضعیف این وزارت خانه شاهد هستیم که بی کفایتی مدیران و روئسای انتصابی دانشگاهها کار را به جایی رسانده است که عملکرد نابخردانه و ظالمانه ایشان نه تنها از اعتراض فعالین دانشجویی سیاسی و اجتماعی منتقد نکاسته، بلکه ضعف مدیریت سبب شده است که کمبود های صنفی نیز مورد مطالبه دانشجویان قرار گیرد.

اگر تا دیروز دانشگاههای کشور در التهاب نشریات جعلی امیرکبیر و بازداشتهای گسترده دانشجویان و صدور حکم های سنگین می سوخت، اگر تا دیروز مدیریت دانشگاهها برای خاموش کردن صدای آزادی خواهی دانشجویان با به کمیته انظباطی کشاندن دانشجویان و ممنوع الورود کردن آنان در دانشگاهها تخم اعتراض می کاشت، اگر تا دیروز دانشجویان ستاره دار برای ورود به دانشگاه اعتراضاتی گسترده را بر پا می کردند، امروز علاوه بر ظلم های این چنینی، کمبودها و نواقص مبرم صنفی نیز بر دانشجویان و دانشگاهها تحمیل گشته است و این مطالبات خود به موضوعات اصلی اعتراضات دانشجویان تبدیل گشته اند.

بدون شک حق برخورداری از امکانات رفاهی و صنفی از ابتدایی ترین حقوق دانشجویان می باشد ولیکن حاکمان و مسئولان -که مدعی اداره جهان هستند- علی رغم آنکه ایران زمین سرشار از منابع، معادن و ثروت های عظیم ملی است، با بی کفایتی تمام از برآورده کردن این نیازهای اولیه در مانده اند. این روزها علاوه بر اینکه مردم ایران گرانی مفرط را تحمل می کنند، فرزندانشان نیز در دانشگاه ها در بدترین شرایط جهت دسترسی به امکانات حداقلی برای گذراندن دوران تحصیل می باشند.

۹ روز از تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به مشکلات صنفی می گذرد و دانشجویان این دانشگاه شجاعانه تا رسیدن به تمامی مصالبات به حق خود ایستاده اند. این دانشجویان که تنها به بیان خواسته های اصیل و صنفی خود پرداخته اند به جای برخورد منطقی و مطابق کرامت انسانی از سوی مسولین با عتاب و ناخشنودی آنان روبرو گشته اند! اما علی رغم تمامی فشارهای وارده از سوی مسئولین و نیروهای امنیتی که از جمله آن ها می توان به تهدید و ارعاب خانواده ی دانشجویان متحصن و صدور حکم تعلیق از تحصیل برای این دانشجویان، قطع کردن آب دانشگاه، قطع شدن اینترنت دانشگاه، زندانی کردن دانشجویان در محل تحصن، افزودن پی در پی نیروهای ناشناس در لباس حراست، ممانعت از بردن دانشجویانی که از لحاظ جسمانی بسیار تضعیف شده اند به بیمارستان و ایجاد شورای تقلبی به کمک تشکلهای شبه نظامی و وابسته در دانشگاه اشاره کرد، دانشجویان شجاع و حق طلب دانشگاه تربیت معلم با عزمی راسخ و مقاومتی بی نظیر خواستار استیفای حق مسلم خود در برخورداری از شرایط مطلوب زندگی می باشند.

بدین وسیله انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های کشور ضمن محکومیت اقدامات نابخردانه نیروهای امنیتی و مسئولان در وارد کردن فشار های روحی و جسمی به دانشجویان متحصن و با اعلام حمایت کامل خود از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، از مسئولیین امر می خواهد هر چه سریعتر با جامه عمل پوشاندن به تمامی مطالبات برحق دانشجویان مانع بحرانی تر شدن شرایط شوند و هشدار می دهد در غیر این صورت و در صورت برآورده نشدن مطالبات همکلاسی های خود در دانشگاه تربیت معلم در روزهای آینده وظیفه خود می دانیم اقدامات عملی خود را در حمایت از آنها در تمامی دانشگاه ها آغاز نماییم.

۱- انجمن اسلامی دانشجویان اراک

۲- انجمن اسلامی دانشجویان ایلام

۳- انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر

۴- انجمن اسلامی دانشجویان شهرکرد

۵- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی شهرکرد

۶- انجمن اسلامی دانشجویان زنجان

۷- انجمن اسلامی دانشجویان سیستان

۸- انجمن اسلامی دانشجویان خواجه نصیر

۹- انجمن اسلامی دانشجویان شاهرود

۱۰- انجمن اسلامی دانشجویان علامه طباطبایی

۱۱- انجمن اسلامی دانشجویان هرمزگان

۱۲- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی هرمزگان

۱۳- انجمن اسلامی دانشجویان همدان

۱۴- انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی سهند تبریز

۱۵- انجمن اسلامی دانشجویان علوم اقتصادی

۱۶- انجمن اسلامی دانشجویان لرستان

۱۷- فعالین انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی کرمانشاه

۱۸- انجمن اسلامی دانشجویان کرمان

۱۹- انجمن اسلامی دانشجویان شهید چمران اهواز

۲۰- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

۲۱- مجمع اسلامی دانشجویان سمنان

۲۲- انجمن اسلامی دانشجویان مشهد

۲۳- انجمن اسلامی دانشجویان سبزوار

۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان بیرجند

۲۵- انجمن اسلامی دانشجویان دامغان

۲۶- انجمن اسلامی دانشجویان ارومیه

۲۷- انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی اصفهان

۲۸- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی ساری

۲۹- انجمن اسلامی دانشجویان تبریز و علوم پزشکی

۳۰- انجمن اسلامی دانشجویان مازندران

۳۱- انجمن اسلامی دانشجویان خرمشهر

۳۲- انجمن اسلامی دانشجویان نوشیروانی بابل

۳۳- انجمن اسلامی دانشجویان عباسپور

۳۴- انجمن اسلامی دانشجویان شریف

۳۵- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی ایران

۳۶- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی شیراز

۳۷- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی کاشان

۳۸- انجمن اسلامی دانشجویان علوم پزشکی زاهدان

۳۹- انجمن اسلامی دانشجویان صنعتی باهنر شیراز

۴۰- انجمن اسلامی دانشجویان کاشان

09.06.2008

لزوم گرایش به توسعه جامعه مدنی در دانشگاه آزاد اسلامی


دانشگاه آزاد اسلامی با بیش از نزدیک به 25 سال سابقه حضور در صحنه دانشگاهی و به عنوان بزرگترین شبکه دانشگاهی در ایران و بلکه در جهان اما هیچ گاه در عرصه فعالیتهای مدنی و تشکل ها حضوری موفقیت آمیز نداشته است.
اگر چه دانشگاه آزاد از نظر آماری بزرگترین جامعه دانشجویی کشور را دارا می باشد اما بررسی عدم موفقیت این دانشگاه در گستره فعالیتهای مستقل دانشجویی به مانند دانشگاههای دولتی در زاویه نگاه این مقاله می باشد.
دانشگاههای دولتی و به وبژه دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر در ایران نوین با سابقه ای بیش از 70 سال همواره ملجاء فعالیت های دانشجویی و عرصه نقد و بررسی و صدور تئوری ها و نظریه های دانشجویی در ایران بوده است.
شاید از دیدگاه تاریخی بتوان دلیل رشد این فرآیند بر این دانشگاه به عنوان نماینده ای از دانشگاههای دولتی در ایران به دلیل نوع نگاه حاکم بر فضای آن و اجازه فعالیت و رشد و اعلام حضور به تمام دانشجویان در این دانشگاه دانست که این شرایط و همچنین آموزش کار گروهی در بستر دانشگاهی سبب توسعه و رشد و اعتلای دانشگاه نیز شده است کما اینکه شاهد این امر نیز هستیم.
دانشگاه های دولتی با سابقه حدود 40 ساله ای که در عرصه انجمن های اسلامی(1) در بطن خود داشته و دارند همواره مکانی برای واکنش به کنش های سیاسیون کشور بوده و هستند اما چیزی که شاید در اینجا از اذهان دور می ماند مدت زمان نسیتا طولانی است که از زمان تاسیس دانشگاه تا تاسیس انجمن های اسلامی به آموزش کار گروهی ( در غالبی نه الزاما سیاسی ) در این دانشگاهها پرداخته شده است.
این امر بدیهی و روشن است که برای تشکیل و تاسیس هر انجمن و یا هر دسته و گروهی باید پیش از آن اعضای عضو از حداقل تفکر ها و اصول و اساس کارهای گروهی دراین ساختار آگاه باشند ، در این شرایط دانشگاه که به عنوان مکانی برای آموزش مدیران فردا در یک کشور است وظیفه دارد که در کنار آموزش حرفه ای و تخصصی به آموزش زندگی در غالب جامعه ( اگر چه در ساختاری کوچکتر به مانند تشکل یا انجمن ) بپردازد ، آموزشی که می تواند در بستر بک گروه تئاتر یا شعر یا موسیقی و یا به مانند اینها شکل گیرد.
در این شرایط دانشگاههای دولتی با پشتوانه آموزش چندین ساله و بلکه چندین دهه و نهادینه کردن فرهنگ کار گروهی و خرد جمعی و به وبژه پیوند دادن افراد با کاری که توسط آنها انجام می شود امروزه می توانند تشکل هایی پایدار و قدرتمند و ریشه دار را در فضای دانشگاهی خود شاهد باشند به نحوی که حتی با توقیف شدن یک نشریه در هریک از دانشکده ها شاهد اعتراض گسترده دانشجویان به این امر بوده و هستیم و این تنها به دلیل آگاه بودن فضای دانشگاه نسبت به کار گروهی و هزینه های پرداخت شده برای عمل منع شده خود می باشد.(2)
اما در مقابل در دانشگاه آزاد اسلامی به دلیل اینکه راس مدیریتی این نهاد دانشگاهی همواره از بدو تاسیس دارای گسستی لاهوتی با بدنه بوده و اینکه هیچ گاه به دانشجوبان به چشم یک قشر تاثیر گذار و اینکه قرار است فردا به عنوان اعضای موثر این جامعه به خدمت مشغول شوند نگاه نشده است شاهد عدم حضور هر گونه جامعه مدنی به صورت یکدست در این دانشگاه هستیم.
شرایطی که دانشجویان حتی پس از سالها تلاش و دوندگی برای کسب مجوز برای تشکل خود در صورت توقیف آن تشکل شاید بتوان گفت که عملا هیچ گونه اعتراض موثری را در این زمینه نخواهند داشت.
آنچه که امروز بیش از همه شاید باعث ابراز تعجب شود حضور تعدادی از تشکل های دانشگاه آزاد در کنار تشکل های دانشگاههای دولتی است که برای مثال شاهد حضور و اعلام همبستگی دانشجوبان تشکل کانون وحدت و انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز در کنار اعتراض و اعتصاب غذای دانشجوبان دانشگاه سهند و همچنین حضور انجمن اسلامی دانشگاه آزاد مشهد در کنار دانشجویان دانشگاه فردوسی بودیم ، اما آنچه که حائز اهمیت است حضور مداوم و مستمر دانشجویان دانشگاه آزاد در جریان جنبش دانشجویی کشور است که متاسفانه به عقیده نگارنده تا نهادینه نشدن فضای کار گروهی و جامه مدنی اعم از حضور مستمر تشکل ها و انجمن ها ( علمی و ادبی و سیاسی و شعر و موسیقی و ....) و حتی گستره نفوذ نشریات مداوم و پایدار در این دانشگاه نمی توان به این حرکتها به عنوان حرکتهایی مستمر و مداوم نگاه کرد و بیشتر به حرکتهای مقطی که تابع زمان و حضور افراد خاص با گذشت زمان می باشد شبیه می باشد کمااینکه با نگاهی به روند حرکت جنبش دانشجویی در این دانشگاه می توان به شدت افتان و خیزان بودن این حرکتها پی برد.
اما از زاویه ای دیگر دانشگاه آزاد به عنوان نهادی بسیار جوان در مقایسه با دانشگاههای دولتی است و آنچه که باعث فرصت اندوزی فعالین دانشجویی این دانشگاه می شود وجود تجربیات ارزشمند دانشجویان دولتی است که در گذر زمان و شرایط مختلف و با صرف هزینه های گزاف بدست آمده و با اندکی تیز بینی می توان از پرداخت مجدد این هزینه ها و هدر دادن وقت جلوگیری نمود.
پیوند و ایجاد پلهای ارتباطی دو محیط دانشجویی آزاد و دولتی نه تنها اثری منفی نخواهد داشت بلکه باعث رشد و اعتلای حقیقی هر دو دانشگاه خواهد شد به شرطی که در این راستا دانشجویان دانشگاه آزاد نگاهی نیز به فضا سازی درون دانشگاه خود داشته باشند.

(1) در این مقاله انجمن های اسلامی به عنوان فصل جدیدی از فعالیت سیاسی دانشجویان در دانشگاهها در نظر گرفته شده است.
(2) به هیچ وجه سعی در ترویج و یا راه اندازی اغتشاشات دانشجویی دردانشگاه آزاد نشده است بلکه مقصود نگارنده آگاهی و بیداری جو دانشجویی دانشگاه دولتی در مقابل تضییع حقوق می باشد.


- سید مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی صدای دانشجو دانشگاه آزاد شهر ری

- واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 29.05.2008


درگذشت دانشجوی دانشگاه لرستان به دلیل برق گرفتگی و عدم وجود امداد


خبرنامه امیرکبیر: در نخستین ساعات بامداد امروز یکشنبه (۲۸/۲/۸۷) یکی از دانشجویان دختر دانشگاه لرستان در پی بروز حادثه برق گرفتگی درگذشت.
پروانه خلیلی دانشجوی ترم ششم رشته گیاه پزشکی به علت شدت صدمه وارده و نبود هرگونه امکانات مددرسانی یا پرسنل آموزش دیده در خوابگاه و هم چنین تاخیر در اعزام به بیمارستان بدرود حیات گفت.

در پی این حادثه جامعه دانشجویی دانشگاه لرستان بهت زده و اندوه بار گرد هم آمدند و نسبت به بی تدبیری مسئولان دانشگاه برای پیش گیری از وقوع چنین حوادثی در محوطه دانشکده علوم متحصن شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان حاضر در این تحصن که شمار آنان به بیش از ۷۰۰ نفر می رسید نسبت به عملکرد منفعلانه سرپرستی خوابگاه ها و همچنین عملکرد مسئولین حراست مستقر در محل، پاسخگویی هرچه سریع تر مسئولان و لحاظ کردن اقدامات تنبیهی برای مسئولین ذیربط را خواستار شدند.

هم چنین بعضی از اعضای هیئت علمی دانشگاه لرستان با حضور خود در این تحصن از خواسته های دانشجویان حمایت کردند.

متحصنین با تشکیل شورایی اعلام کردند که در اقدام اول این تحصن فردا ساعت ۱۰ صبح از سر گرفته خواهد شد و تا رسیدن به خواسته های دانشجویان ادامه خواهد داشت.
یکشنبه ۲۹م اردیبهشت ۱۳۸۷ 19.05.2008

درگذشت دانشجوی دانشگاه لرستان به دلیل برق گرفتگی و عدم وجود امداد

درگذشت دانشجوی دانشگاه لرستان به دلیل برق گرفتگی و عدم وجود امداد

درگذشت دانشجوی دانشگاه لرستان به دلیل برق گرفتگی و عدم وجود امداد


مخالفت دانشجویان دانشگاه یزد با دفن شهید در دانشگاه


خبرنامه امیرکبیر: مدیران مسئول هفت نشریه دانشجویی دانشگاه یزد با امضای بیانیه ای اعتراضی اقدام به دفن شهدای جنگ هشت ساله در دانشگاه یزد را پیشاپیش محکوم کردند.

از هنگام انتشار خبر دفن چند شهید گمنام در دانشگاه یزد که قرار است پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت صورت گیرد تا کنون واکنش های متفاوتی در میان دانشجویان نسبت به این خبر ایجاد شده است که صریح ترین و رسمی ترین آن بیانیه است که مدیران مسئول هفت نشریه مستقل و پرطرفدار دانشگاه یزد آن را امضا نموده و طی آن این اقدام را پیشاپیش محکوم کرده اند.در این بیانیه آمده است:

دانشجویان دانشگاه یزد به زودی شاهد مراسم تدفین چند تن از شهدای جنگ هشت ساله خواهند بود. ما مدیران مسئول نشریات دانشجویی ذیل، این اقدام را مغایر با شان دانشگاه دانسته و معتقدیم با این عمل روح شهادت و دانشگاه هر دو به خاک سپرده خواهند شد، بدین وسیله این اقدام را محکوم می کنیم.

مدیران مسئول نشریات:

پرومته

قاصدک

اندیشه سبز

هیس

مهر و مهتاب

سیاه سفید

از خاموشی

مدیران مسئول ذیل بیانیه امضا شده را تحت عنوان ویژه نامه به همراه مطالب دیگر در نشریات خود به چاپ رساندند. آنها همچنین قصد داشتند تا نشریات خود را در سطح دانشگاه توضیح کنند که با ممانعت مامورین حراست دانشگاه روبرو شدند. بر پایه برخی شنیده ها در یکی از دانشکده های محل توزیع این نشریات در موردی که این ممانعت با مقاومت دانشجویان روبرو شده است، درگیری مابین نیروهای حراست و دانشجویان معترض پیش آمده اما در این درگیری به کسی آسیبی وارد نشده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، کانون اندیشه سبز دانشجویان دانشگاه یزد نیز با ارائه طوماری امضای تعداد زیادی از دانشجویان را جمع آوری کرده است. دانشجویان در این طومار از آقای میبدی رئیس دانشگاه خواسته اند تا در نشستی با حضور وی و با برپایی تریبون آزاد قبل از اقدام به برپایی مراسم تدفین شهدا صحبت های موافقان و مخالفان این طرح را بشنوند. با توجه به این که این طومار و رونوشت آن به دفتر تمامی مسئولین دانشگاه و از جمله رئیس دانشگاه ارسال شده است تا کنون خبری از برگزاری این نشست نیست و مشخص می شود که رئیس دانشگاه به این درخواست دانشجویان بی اعتنا بوده اند.
گفتنی است دو سال پیش نیز این طرح در حد یک نظرسنجی به وسیله یکی از تشکل های وابسته به دولت (لازم به توضیح است تمامی تشکل های منتقد منحل شده اند) مطرح شد که به دلیل استقبال بسیار پایین دانشجویان و واکنش برخی نشریات در حد همان نظرسنجی باقی ماند.

سه شنبه ۲۴م اردیبهشت ۱۳۸۷


مجید توکلی با گزارش قرارگاه ثارالله سپاه و شکایت دادستانی بار دیگر به دادگاه احضار شد


خبرنامه امیرکبیر: در پی ارائه گزارش «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» به دادستانی در خصوص یکی از شماره های نشریه دانشجویی «خط صفر»، مجید توکلی، مدیرمسئول این نشریه توقیف شده، بار دیگر به دادگاه احضار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید توکلی که از ۱۹ اردیبهشت سال گذشته به اتهام انتشار نشریات جعلی و موهن در زندان به سر می برد، در آستانه سالگرد بازداشت خود بار دیگر توسط دادستان تهران احضار و مجددا تفهیم اتهام شد.
لازم به ذکر است در پرونده قبلی، که مربوط به نشریات موهن بود، مجید توکلی به همراه احسان منصوری و احمد قصابان ابتدا در دادگاه عمومی تبرئه شدند و قاضی مستندات موجود در پرونده را کاملا مردود دانست و اعترافات اخذ شده از این سه دانشجو را تحت فشار و شکنجه تشخیص داد. اما این حکم تحت فشار شدید نیروهای امنیتی و دادستان تهران و معاون امنیت وی، قاضی حداد، در دادگاه تجدیدنظر شکسته شد و آن ها به ۲۲، ۲۶ و ۳۰ ماه حبس محکوم شدند.
در پاییز سال ۸۶ احضاریه ای در زندان به دست مجید توکلی رسید که در آن ضمن معرفی «قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» به عنوان شاکی این دانشجو، بدون آن که عنوان اتهامی و موضوع شکایت ذکر شود، از وی خواسته شده بود خود را به دادسرای کارکنان دولت معرفی نماید. جالب آن که در حالی که مجید توکلی چندین ماه بود که در «بازداشت موقت» به سر می برد، در احضاریه ارسالی تاکید شده بود «در صورت عدم مراجعه در موعد مقرر حکم جلب صادر خواهد شد».
روز دوشنبه، ۱۶ اردیبهشت، در حالی که کمتر از یک ماه از اعلام حکم نهایی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت این سه دانشجو می گذشت از توکلی خواسته شد بار دیگر خود را برای مراجعه به دادگاه آماده کند. روز سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت، پس از انتقال این دانشجو از زندان به دادسرای کارکنان دولت مشخص شد این مسئله مربوط به احضاریه ای است که چندین ماه پیش به دست او رسیده بود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر قاضی شعبه ۹ بازپرسی دادسرای کارکنان دولت با تفهیم اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» به مجید توکلی، پرونده جدیدی را برای وی گشود. تفهیم اتهام توکلی در بازپرسی بدون اطلاع و حضور وکیل وی انجام شد. قاضی ابتدا اعلام کرد شاکی این پرونده «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» بوده که از شماره ۱۵ نشریه دانشجویی «خط صفر»، منتشره در تاریخ ۲۳ آبان ۸۵، شکایت کرده است.
عناوین اتهامی توکلی به این شرح بوده است: انتشار نتایج یک نظرسنجی غیرمعتبر با عنوان «کاهش شدید محبوبیت دولت» به منظور تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب کذب و غیرواقعی پیرامون بیانات رهبری در سمنان به منظور تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب غیرواقعی در مورد سفرهای استانی رئیس جمهور و توهین به رئیس جمهور.
در خبر مندرج در نشریه، نتیجه یک نظرسنجی که کاهش محبوبیت احمدی نژاد، اختلاف نظر مردم با وی و… را نشان می داده آمده است. «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه» ادعا کرده که این نظرسنجی غیر معتبر بوده و این دانشجو با انتشار نتایج این نظرسنجی مرتکب «نشر اکاذیب» شده است. شکایت «قرارگاه ثارالله سپاه»، که یکی از ارگان های اصلی سپاه محسوب می شود، از یک نشریه دانشجویی، آن هم در خصوص انتشار یک نظرسنجی، عجیب و غیرمعمول است.
مجید توکلی ضمن رد این اتهام، نظرسنجی مندرج در نشریه توقیف شده خود را به نقل از خبرگزاری رسمی «آفتاب» ذکر کرد. توکلی همچنین با ایراد اشکال در اصل شکایت، «قرارگاه ثارالله سپاه» را فاقد صلاحیت شکایت در این خصوص دانست، که قاضی در پاسخ اعلام کرد: «گزارش این تخلف از سوی این ارگان به دادستانی ارسال شده و شکایت از سوی دادستانی یا مدعی العموم صورت گرفته است». توکلی همچنین نسبت به عدم حضور وکیل خود در این جلسه اعتراض کرد.
این دانشجو همچنین در ادامه قوه قضاییه را فاقد صلاحیت رسیدگی به تخلفات نشریات دانشجویی دانست و عنوان کرد: «طبق آیین نامه نشریات دانشجویی تخلفات نشریات بایستی در کمیته ناظر بر نشریات در داخل دانشگاه رسیدگی شود و تنها با تشخیص کمیته ناظر بر نشریات است که پرونده تخلف نشریه دانشجویی به قوه قضاییه ارسال می شود. در حالی که هیچ یک از این مراحل در خصوص این شکایت طی نشده و شکایت مدعی العموم نیز فاقد وجاهت قانونی است».

در پایان در حالی که مجید توکلی همچنان پس از گذشت یک سال در زندان به سر می برد، قاضی برای وی قرار التزامی به مبلغ ۵۰ میلیون ریال صادر کرد و از وی خواست در صورت احضار مجدد، بلافاصله خود را به دادگاه معرفی نماید، که در غیر این صورت قرار التزام ۵۰ میلیون ریالی وی به اجرا گذاشته خواهد ش.
دجمعه ۲۰م اردیبهشت ۱۳۸۷

دوشنبه ۱۹م فروردین ۱۳۸۷

روزشمار غائله جعل نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر از یک سال پیش تاکنون
برچسب ها : ویژه


خبرنامه امیرکبیر: در حالی که ۶ ماه از صدور رای شعبه ششم دادگاه انقلاب مبنی بر محکومیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، دایر بر چندین سال حبس تعزیری و اعتراض دانشجویان و وکلای مدافعشان به این حکم می گذرد، دادگاه تجدیدنظر همچنان از اعلام نظر خود در خصوص این پرونده امتناع کرده و دانشجویان را در وضعیت بلاتکلیفی نگاه داشته است.

این سه دانشجو از اردیبهشت ماه سال گذشته و در پی توزیع چند نشریه جعلی در دانشگاه امیرکبیر که حاوی مطالب توهین آمیز بود، بازداشت و پس از مدتی اعلام شد که آن ها به چاپ این نشریات اعتراف کرده اند. این در حالی بود که در پی آزادی ۵ دانشجوی دیگر و ملاقات خانواده این سه دانشجو با آن ها در زندان، مشخص شد که اعترافاتی کذب تحت شرایط شکنجه و رفتارهای غیرانسانی از این سه دانشجو اخذ شده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دادگاه انقلاب مهرماه ۸۶ بر اساس همین اعترافات دانشجویان را گناهکار دانست و برای ایشان احکام ۳، ۵/۲ و ۲ سال حبس تعزیری صادر کرد، اما دادگاه عمومی در آذرماه دانشجویان را در خصوص چاپ و توزیع نشریات موهن کاملا بیگناه دانست و حکم تبرئه آن ها را در این خصوص صادر کرد. این دادگاه همچنین با صدور قرار وثیقه برای این سه دانشجو خواستار آزادی آن ها تا زمان اعلام رای دادگاه تجدیدنظر در خصوص حکم صادره توسط دادگاه انقلاب شد. اما دادیار زندان بدون توجه به دستور قاضی از آزاد نمودن ایشان خودداری کرد.

در حالی که پرونده ای که در دادگاه انقلاب برای این دانشجویان تشکیل شده بود، با اعتراض آن ها به حکم صادره از مهرماه سال گذشته به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است، این دادگاه پس از گذشت ۶ ماه همچنان از اعلام رای خود در این خصوص، خودداری می نماید. قاضی پرونده پیش از تعطیلات عید نوروز به خانواده دانشجویان گفته بود که دادگاه برای صدور رای منتظر ارسال جواب استعلامی است که در همین زمینه از دادستانی کرده است.

گزارشی که در پی می آید، به مرور روند شروع و شکل گیری غائله انتشار نشریات جعلی در دانشگاه امیرکبیر، از ۱۰ اردیبهشت سال گذشته تاکنون، می پردازد:

اردیبهشت: برپایی غائله، جوسازی های فراوان علیه انجمن اسلامی امیرکبیر، بازداشت دانشجویان

روز شنبه ۸ اردیبهشت پس از برگزاری اولین روز تحصن و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به بازداشت بابک زمانیان، بانیان جعل نشریات دانشجویی به فکر عملی کردن سناریویی افتادند که شاید ماه ها قبل طرح آن ریخته شده بود. آن ها در بند بودن بابک زمانیان، نحوه دستگیری و اعترافات کذبی که می توان به وی نسبت داد را زمینه مناسبی برای پیش بردن این سناریو ارزیابی کردند. لذا از صبح یکشنبه ۹ اردیبهشت دست به کار شدند و در همین راستا انجمن جعلی دانشگاه در اقدامی خلاف عرف روزهای گذشته روی یک تکه تخته چند تکه کاغذ مبنی بر این که «جنبش کارگری هم از دست لمپن ها (اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر) ذله شده! چرا برای کسی که کارگران متحصن تحویل نیروی انتظامی داده اند اعتراض کنیم؟!» چسبانده و در طول مدت حضور دانشجویان در صحن دانشگاه آن را روی دست نگه داشتند تا کاملا جلب توجه شود. این تابلو ابتدا روی زمین قرار گرفته بود اما اندک اندک و با افزایش جمعیت دانشجویان در صحن دانشگاه روی دست بسیجیان عضو این انجمن بالا و بالاتر می رفت. علاوه بر آن انجمن جعلی در شماره همان روز نشریه خود به دانشجویان پلی تکنیک در خصوص در شرف برپایی غایله ای هشدار داده بود. این حرکت غیرمعمول انجمن جعلی به دو منظور انجام گرفت، یکی آماده کردن افکار عمومی دانشجویان جهت گام های بعدی سناریو و دیگری واکنش دانشجویان به این حرکت و ایجاد زمینه برخورد، درگیری و جنجال در دانشگاه و افزایش جو التهاب.

پس از هماهنگی به عمل آمده در روز یکشنبه، ۹ اردیبهشت، با ارگان های مختلف همسو از جمله روزنامه کیهان، این روزنامه در روز دوشنبه ۱۰ اردیبهشت اقدام به درج مفصل و آمیخته به راست و دروغ اتفاقات روز یکشنبه دانشگاه امیرکبیر کرد. این در حالی است که این روزنامه به هیچ یک از تجمعات بزرگ در دانشگاه امیرکبیر در طول یک سال گذشته نپرداخته ولی به تفصیل به درگیری های مختصری که روز یکشنبه ۹ اردیبهشت در پلی تکنیک اتفاق افتاد، اشاره کرد. روزنامه کیهان در گزارش خود با تاکیدی دوباره بر دستگیری بابک زمانیان نوشت: «روز گذشته جمعی از کارگران و مالباخته های یک کارخانه در مقابل مجتمع اقتصادی قوه قضائیه تجمع می کنند، به دنبال این تجمع یکی از اعضای طیف علامه دفتر تحکیم با حضور در جمع مالباخته ها مدعی می شود که خبرنگار یکی از روزنامه هاست و شروع به مصاحبه با تجمع کنندگان می کند». روزنامه کیهان در ادامه گزارش خود گام بعدی سناریو را برداشته و می نویسد: «نیروی انتظامی به منظور کشف انگیزه این فرد و ارتباطات احتمالی وی با سازمان های بیگانه وی را به بازداشتگاه منتقل می کند». کیهان در گزارش روز دوشنبه ۱۰ اردیبهشت خود آتش توپخانه را جهت ایجاد زمینه برخورد با دانشجویان امیرکبیر طی روزهای آینده تشدید کرد و افزود: «اعضای طیف غیرقانونی دفتر تحکیم دانشگاه امیرکبیر در طی چند سال گذشته بارها و بارها فضای دانشگاه را با اعمال زشت و وحشیانه خود به آشوب کشانده اند ولی تاکنون هیچ برخورد مناسبی از سوی مسئولین این دانشگاه با این افراد صورت نگرفته است».

نشریات وابسته به انجمن اسلامی طی یک روال چندین ساله، از ساعت ۱۱ تا ۱۳ ظهر، هنگام تعطیلی کلاس ها، وقت نهار، در صحن دانشگاه و در تیراژی بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نسخه توزیع می شوند. اما اولین نسخه های نشریات موهن در روز دوشنبه ۱۰ اردیبهشت در ساعت ۱۲:۵۵ در آسانسور دانشکده های پلیمر و مکانیک و در تیراژی محدود پخش شد. محل دیگری که این نشریات قرار داده می شود مقابل ساختمان شماره ۲ فرهنگی و مقابل دفتر بسیج است. مسلم است به علت رفت و آمد مکرر مدیران فرهنگی به این ساختمان و اعضای بسیج در آن محل، گذاشتن نشریات در این مکان به شدت مشکوک به نظر می رسد. انتخاب این زمان برای پخش نشریات جعلی از دو جهت مناسب بود. یکی آن که دانشگاه خلوت شده و توزیع کننده یا توزیع کنندگان با فراغ بال بیشتری می توانستند در محل های خلوت نشریات را جاسازی کنند. دوم آن که همان طور که گفته شد نشریات وابسته به انجمن از ساعت ۱۱ تا ۱۳ توزیع می شدند. جاعلین از این که در آن روز چه نشریاتی قرار است از سوی دانشجویان منتشر شود اطلاع نداشتند. لذا منتظر شدند تا تمام نشریاتی که قرار است در آن روز منتشر شوند، در دانشگاه پخش شوند تا مثلا از یک نشریه خاص دو شماره مختلف در آن روز منتشر نشود. لذا احتمال جعل نشریاتی که در آن روز به صورت معمول منتشر و پخش شد نیز می رود که این نشریات در جریان توزیع نشریات موهن توزیع نشدند. اما موسوی فراز، فرمانده بسیج دانشگاه، در مصاحبه ای در همین رابطه با فرار به جلو توپ را به زمین حریف می اندازد و می گوید: «چطور شده که بنا به ادعای آنها، امروز به یکباره هیچ کدام از این چهار نشریه را منتشر نکردند؟ پس معلوم می شود که آنان کاملا هدفمند دست به این هتاکی ها زده اند و می‌خواهند مسئولیت اقدام خود را به گردن دیگران بیاندازند».

بلافاصله پس از پخش این نشریات در دانشگاه در حالی که صحن دانشگاه خلوت شده بود پویان محمودیان، مدیرمسئول نشریه ریوار، با مراجعات مکرر خود به انتظامات، حراست، اداره کل فرهنگی، معاونت دانشجویی و… نسبت به جعل نشریه خود اعتراض کرده و از مدیریت دانشگاه می خواهد دستور جمع آوری این نشریه از سطح دانشگاه را صادر نماید. محمودیان در حضور روزبهانی، مدیرکل فرهنگی دانشگاه، و همچنین هنگام خروج از ساختمان معاونت دانشجویی، از سوی اعضای بسیج شدیدا مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. در مقابل درخواست این دانشجو، تقی خرسندی معاون مدیرکل فرهنگی و طنزنویس روزنامه کیهان در پاسخ می گوید: «نشریه موهن پخش شده در دانشگاه جعلی نیست، خودتان گفته بودید شبنانه منتشر می کنید». لازم به ذکر است محمودیان به عنوان نماینده مدیران مسئول در کمیته ناظر بر نشریات پیش از این در جلسه ای با مدیران فرهنگی دانشگاه گوشزد می کند که «برخورد غیرقانونی با نشریات به مرور زمان فعالیت ها را زیرزمینی می کند و باعث می شود دانشجویان هم به تدریج پایبندی خود را نسبت به قانون از دست بدهند». برداشت انتشار شبنامه از این سخنان و گوشزد نمودن این مسئله به محمودیان در آن شرایط جالب توجه است. سه نشریه دیگر، سحر، سرخط و آتیه، به تدریج و در سایه بی توجهی حراست و انتظامات و دیگر ارگان های دانشگاه به همین شیوه در دانشگاه توزیع می شوند.

حول و حوش ساعت ۳ بعدازظهر، یعنی فقط دو ساعت پس از پخش اولین نسخه های نشریات موهن، خبر می رسد که بسیجیان دانشگاه امیرکبیر به همراه بسیجیان دیگر دانشگاه ها در ساختمان ریاست دانشگاه تجمع کرده و خواستار اخراج و محاکمه مدیران مسئول چهار نشریه مذکور شده اند. چند نکته غیرطبیعی در این تجمع وجود داشت. تجمع اعضای بسیج تنها دو ساعت پس از پخش اولین شماره این نشریات و در حالی که فقط تعداد اندکی از دانشجویان از این حادثه مطلع شده بودند، حضور در ساختمان ریاست دانشگاه که تحت تدابیر امنیتی بوده به طوری که دانشجویان عادی به راحتی نمی توانند وارد این ساختمان شوند و همچنین حضور خلق الساعه بسیجیان دیگر دانشگاه ها در این تجمع، همچنان از نکات مبهم این مسئله است.

پس از آن که دانشجویان دانشگاه اندک اندک از این تجمع اطلاع حاصل می کنند در مقابل ساختمان ریاست تجمع می کنند. آن ها مطلع می شوند چند نفر از اعضای انجمن که برای پیگیری این ماجرا به این ساختمان مراجعه کرده بودند به شدت از سوی بسیجیان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. این مسئله بر خشم دانشجویان به شدت می افزاید و جمع شدن اندک اندک آن ها مسئولین دانشگاه را هراسان می کند. لذا روزبهانی، مدیرکل فرهنگی، بلافاصله به میان دانشجویان آمده و عده ای از آن ها را جمع می کند و به آن ها می گوید «به دانشجویان بگویید پراکنده شوند، ما داریم موضوع را پیگیری می کنیم. از اینجا ایستادن چیزی به دست نمی آورید و فقط احتمال تشنج را بالا برده و بر متهم شدن بیش از پیش شما افزوده می شود». دانشجویان در پاسخ به او می گویند «اگر همین امشب آمدند و ما را دستگیر کردند چه؟» که او می گوید «من قول شرف می دهم که هیچ یک از اعضای انجمن دستگیر نشوند و این قضیه در کمال آرامش رسیدگی شود». دانشجویان پس از مدتی انتظار در ساختمان ریاست به صحن دانشگاه می روند و سپس پراکنده می شوند. کلیه نشریات دانشجویی دانشگاه امیرکبیر بعدازظهر همین روز توسط اداره کل فرهنگی توقیف شدند و اکثریت قریب به اتفاق آن ها (به جز یکی دو نشریه)، همچنان در توقیف به سر می برند.

در همین فاصله پویان محمودیان، مقداد خلیل پور، مجید شیخ پور و احمد قصابان، ۴ مدیرمسئول نشریات جعل شده، با نگارش و انتشار نامه ای سرگشاده به رئیس دانشگاه امیرکبیر، ضمن محکومیت شدید توهین به مقدسات، نشریات منتشر شده را جعلی اعلام کرده و خواستار برخورد شدید دانشگاه با افراد جعل کننده نشریات خود شدند: «ما مدیران مسئول نشریات ریوار، سحر، آتیه و سرخط اعلام می داریم لوگوی این نشریات کاملاً جعلی است و مورد قبول و تایید اینجانبان نبوده و توسط ما منتشر نشده است. بنابراین مطالب منتشره در آن ها هیچ ارتباطی با ما نداشته و مورد تایید ما نمی باشد». این نامه بعدازظهر روز دوشنبه ۱۰ اردیبهشت در دانشگاه پخش شد. اما در بیانیه ای که بسیج در همان زمان منتشر کرد، آمده بود: «هدف از تکذیب عبارت است از شانه خالی کردن از زیر بار این جرم سنگین، لوث کردن این فاجعه و متزلزل ساختن عزم معترضان نسبت به این اقدام وقیح. اما این حربه به هیچ روی موثر واقع نخواهد شد. زیرا با رجوع به سابقه‌ی فعالیت نشریاتی این طیف آشکارا می‌یابیم که اینان همواره در این مسیر گام برمی‌داشته‌اند و اساسا غرض آنها از فعالیت نشریاتی، چنین امر شومی بوده است». انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه میرکبیر نیز با صدور اطلاعیه ای ضمن محکوم کردن هرگونه توهین و جسارت به ساحت مقدس معصومین خواستار خویشتن داری دانشجویان دانشگاه در مقابل تحریک و جو سازی بسیجیان شد تا آن ها هرچه بیشتر در میان دانشجویان رسوا شوند.

در همین لحظات بود که خبرگزاری فارس، توپخانه این سناریو، کار خود را آغاز کرد. حدود ساعت ۵ بعدازظهر در حالی که هنوز حتی بسیاری از دانشجویان امیرکبیر از ماجرا مطلع نشده بودند، خبرگزاری فارس اولین خبر را در این زمینه کار می کند. این خبرگزاری در آن روزها به صورتی فعال به تجمعات، موضع گیری ها و بیانیه هایی که علیه دانشجویان امیرکبیر صادر می شد می پرداخت و اغلب اوقات تیتر یک سایت خود را به این قضیه اختصاص می داد و در روز چندین بار خبر ویژه خود را تغییر داده و اخبار مختلف در این زمینه را به صورت ویژه کار می کرد.

در روز ۱۰ اردیبهشت بسیج امیرکبیر با صدور بیانیه ای خط ارتباط اعضای انجمن و ارتباط مسئله توهین به مقدسات به آمریکا و منافقین را پس از طرح موضوع در همان روز در روزنامه کیهان پی گرفته و می گوید: «تشکلهای دانشجویی در دانشگاه اسلامی، از نخبگان متعهد حوزه و دانشگاه مشاوره می طلبد، نه از فعالان مراکز جاسوسی و امنیتی آمریکا و استراتژیستهای کاخ سفید! ما نمی‌توانیم بنشینیم و بنگریم عده‌ای دانشجونما به مقدسات دین ما اهانت می‌کنند و در مقابل از سازمان منافقین خلق حمایت می کنند». همچنین موسوی فراز، از مسئولین بسیج، که در این غایله نقشی محوری بر عهده گرفت در مصاحبه با ایسنا از هماهنگی قبلی در این زمینه پرده برمی دارد و می گوید: «طی روزهای گذشته نیز نشانه هایی از این جریان به دست آورده بودیم که این گروه ها می‌خواهند دست به اقدامات ساختارشکنانه بزنند و به وسیله آن دانشجویان بسیجی و ارزشی را با خود درگیر کرده و اوضاع دانشگاه را متشنج سازند». همچنین در بیانیه شماره ۲ بسیج پلی تکنیک نیز آمده بود: «از مدتها پیش منتظر رخ دادن چنین فاجعه ی ضد فرهنگی بودیم و بارها به مسؤولان دانشگاه درباره آن، هشدارهای لازم را داده بودیم. از محتوای حرکت خزنده و فرسایشی نشریات وابسته به انجمن اسلامی منحل دانشگاه، به روشنی قابل استنباط بود که این جریان درصدد است تا با قداست شکنی تدریجی و عبور نامحسوس از خطوط قرمز قانونی و شرعی، از جامعه دانشگاه حساسیت زدایی کند و فضای فرهنگی دانشگاه را به سوی ولنگاری و اباحی گری سوق دهد».

روزنامه کیهان در روز سه شنبه ۱۱ اردیبهشت با درج تیتر درشت «پروژه ایجاد تشنج در دانشگاه لو رفت» در صفحه اول خود، پرده از سناریوی طرح ریزی شده برای دانشجویان پلی تکنیک برداشت روزنامه کیهان نوشت: «روز گذشته چهار نشریه طیف علامه دانشگاه امیرکبیر در اقدامی هماهنگ و خط دهی شده اقدام به چاپ مطالبی مشترک در حمله به مقدسات دین اسلام و کاریکاتورهای موهن و همچنین انتشار شعارهای سازمان منافقین در ابعاد بزرگ کردند… بابک- ز روز گذشته در اعترافات خود از نقشه شوم یک سازمان اروپایی وابسته به دولت آمریکا که توسط فرزند دیک چنی اداره می شود، پرده برداشت. وی در اعترافات خود در بازداشتگاه نیروی انتظامی اعلام کرده که با عوامل سازمان منافقین در ارتباط بوده است. وی همچنین از ماموریت خود و اعضای طیف علامه تحکیم وحدت برای انجام یک عملیات انتحاری در کشور و سپس انداختن مسئولیت آن به گردن نیروهای حزب اللهی خبر داده و اعلام کرده است که این نقشه موسسه هیفوس هلند با هدف ایجاد تشنج و برهم زدن فضای دانشگاه های ایران اجرا می شود. فرد بازداشت شده در اعترافات خود عنوان کرده که مطالبی توهین آمیز نسبت به کلیه مقدسات اسلام و نظام جمهوری اسلامی توسط برخی نویسندگان متواری روزنامه های زنجیره ای برای افراد خاص در داخل ارسال می شود و آنها موظفند این مطالب را در سطح وسیع از طریق نشریات دانشجویی دانشگاه ها منتشر کنند. بنابراین گزارش بابک- ز دلیل انتخاب این زمان برای اجرای این نقشه را تلاقی با روز کارگر و تلاش همزمان برای به تشنج کشیدن تجمع های کارگری در کشور عنوان کرده است. گفتنی است روزنامه کیهان بارها در ماجراهایی نظیر مراسم سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه امیرکبیر، حمله به نهاد نمایندگی در این دانشگاه و ماجراهای بسیار دیگر در طی دو سال اخیر ضرورت توجه جدی و اصولی مسئولان وزارت علوم به وقایعی که تنها تعداد اندک شماری از طیف علامه این دانشگاه به وجود آورده اند را گوشزد کرده بود». بابک زمانیان پس از آزادی این سناریوی مضحک و اعتراف به آن چه کیهان به آن اشاره کرده است را از اساس تکذیب نمود. اما در روزهای پس از این حادثه ترجیع بند تمام سخنان و بیانیه های کارگزاران نهادهای طراح این پروژه، تکرار همین سناریو بود.

روز سه شنبه، ۱۱ اردیبهشت، دو تجمع در داخل و خارج از دانشگاه امیرکبیر شکل گرفت. تجمع داخل دانشگاه از سوی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه، با شرکت دانشجویان و در اعتراض به جعل نشریات دانشجویی، و تجمع دیگر از سوی نهادهای خارج از دانشگاه، با شرکت اعضای انصار حزب الله، بسیج محلات و… در اعتراض به توهین به مقدسات! دانشجویان در تجمع خود بار دیگر بر جعلی بودن نشریات پای فشردند. احمد قصابان، مجید شیخ پور و مجید توکلی با سخنرانی در این تریبون انتساب این نشریات را به خود موکدا تکذیب کرده و خواستار مشخص شدن جاعلین نشریات خود شدند. آن ها دستاویز قرار گرفتن مقدسات را در این پروژه محکوم کردند. در خارج از دانشگاه نیز بسیجیان خواستار شروع انقلاب فرهنگی دوم، اجرای اشد مجازات برای اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر و اخراج دانشجویان منتقد از دانشگاه شدند. تجمع بسیجیان با توزیع جوجه کباب از سوی رئیس دانشگاه به پایان رسید.

خبرگزاری فارس که در آن روزها نقش توپخانه این سناریو را بازی می کرد برگی جدید به سناریوی فوق الذکر افزود و در همین روز، سه شنبه ۱۱ اردیبهشت، نوشت: «به نظر می‌رسد طراحان این پروژه قصد عملیاتی کردن ناآرامی‌های وسیعی را دارند. ناآرامی‌هایی که مشابه کوچک‌تر آن در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در آستانه انتخابات مجلس ششم و نیز انتخابات مجلس هفتم ایجاد شده بود تا راه را برای ورود افراطیون به مجلس هموار کنند. در پروژه شبیه‌سازی واقعه اخیر طراحان عملیات، سودای وسعت بخشیدن آن را به دیگر بخش‌های جامعه دارند. این سودا را می‌توان از محتوای مقاله «هیچکس مقدس نیست!» هم دریافت. نویسنده این مقاله اذعان می‌کند: “دانشگاه در فضایی ملتهب به سر می‌برد ظاهراً دیگر فرصتی باقی نمانده تا حاکمیت دین‌زده بتواند دانشجویان را منفعل سازد. اندک اندک به زمان آرزوی دیرینه خود نزدیک می‌شویم. امروز تمام خرده جنبش‌های اجتماعی ایران در کنار یکدیگر و در یک صف متحد قرار گرفته‌اند جنبش دانشجویی، جنبش کارگری، جنبش معلمان، جنبش قومیت‌ها جنبش زنان و… دیگر جایی برای تعارف باقی نمانده است.” ادبیات این جملات آرزوی یک انقلاب مخملی را برای براندازی ابراز می‌دارد. گویا در آستانه روز کارگر، روز معلم و در فاصله اندکی که تا تیرماه باقی است آتش تهیه فتنه را با به خدمت گرفتن چند دانشجو در همین چهار نشریه تدارک دیده‌اند». همان طور که مشاهده می شود، همه چیز دقیق و حساب شده انجام شده است. حتی مطالب نشریات مجعول طوری تنظیم شده اند که موید سناریوی مذکور باشد. جالب آن که در نشریات جعل شده در تک جملاتی نوشته شده بود: «قیام+خون=پیروزی»، «دانشجو+کارگر+معلم=سقوط دیکتاتوری».

بغض طراحان سناریو از دانشجویان امیرکبیر بیشتر از اعتراض ایشان به احمدی نژاد ناشی می شد. لذا در طول اعتراضات نمایشی پادوهای اجرایی شان، به تواتر به جریان اعتراض شدید دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به احمدی نژاد، اشاره می شد. به عنوان مثال در بیانیه ۱۳ نشریه دانشجویی(!!) آمده است: «اهانت به مقدسات اسلامی که در حکم یک انتحار است، پس از آن رخ داد که برخی بازی خوردگان و یا عوامل دشمن، موفق به ممانعت از حضور و سخنرانی رئیس جمهور در مراسم ۲۰ آذر این دانشگاه نشدند و احمدی نژاد بیش از ۲:۳۰ ساعت در این دانشگاه گفت و شنید». یا در بیانیه ۴ تشکل وابسته به اقتدارگرایان دانشگاه علم و صنعت آمده است: «از همان روزی که اقلیتی مضحک و خودسر در مقابل اکثریت دانشجویان فهیم، زمان سخنرانی رئیس جمهور با ادبیاتی هتاکانه و چاله میدانی اکثریت حاضر را به سخره گرفتند انتظار چنین روزی می‌رفت که با تسامح و خویشتن‌داری بی مورد حضرات کار بدانجا رسد که دانشجونمایی که هرّ دین را از برّ سیاست تشخیص نمی‌دهد با کمال بی‌شرمی در هرزنامه‌ای بنویسد که هیچ کس مقدس نیست». در بیانیه شماره ۲ بسیج امیرکبیر نیز آمده است: «در شناخت رذالت این جریان همین بس که در مراسم سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه، شاهد بودیم که چگونه عکس رئیس جمهور مظلوم را به آتش کشیدند و شعارهای اهانت آلود و بسیار زننده، علیه ایشان سر دادند». خرمشاد، معاون فرهنگی وزیر علوم، نیز در این زمینه گفت: «زمانی که چند ماه قبل رییس جمهور در دانشگاه امیرکبیر حضور پیدا کرد ما شاهد بروز و ظهور تاسف‌بار رادیکالیزم کور بودیم و عده‌ای حتی علت عدم حضور رییس جمهور سابق کشور در این دانشگاه را ترس ایشان از این روحیه آنارشیستی و معرکه‌گیر خود ارزیابی کرده و بدان افتخار هم کردند، همان زمان هم معلوم بود که این منطق پایان خوشی نخواهد داشت».

تکذیب مداوم اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر و حضور پر رنگ ایشان در فضای رسانه ای سبب شد، تا معاون وزیر علوم و مسئولان دانشگاه امیرکبیر نیز پا به صحنه گذارند تا با موضع گیری جانبدارانه خود سناریویی که در حال دود شدن بود را بار دیگر شارژ کنند. خرمشاد، معاون فرهنگی وزیر علوم، در موضع گیری روز چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت خود گفت: «عده‌ای می‌گویند لوگوهای نشریات دانشجویی ساختگی است و نویسندگان مطالب انتشار پیدا کرده آن موضوعات را نفی می‌کنند اما استدلال مقابل قابل توجه نیست، مطرح است که می‌گویند با توجه به گذشته و سابقه و نوشته‌هایی که در نشریات و وبلاگ‌های آنان چاپ شده است این موضوع قابل پیش‌بینی بوده و قابل اثبات است و در ادامه‌ی آن نوشته‌ها طبیعی است که چنین موضوعی رخ دهد». پویان محمودیان، یکی از چهار مدیرمسئول در مقابل اعلام کرد: «این نمایشنامه کاملا شکست خورده است؛ شکایت از خرمشاد را به خاطر تهمت زدن برای خود محفوظ می‌‏دانیم». علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، نیز طی بیانیه ای اظهار داشت: «با کمال تاسف نه تنها در روزهای اخیر بلکه طی چند سال گذشته با سوءاستفاده از رافت اسلامی و باورهای آزادیخواهانه و عدالت‌طلبانه، گروهی اندک با بهره‌گیری از برخی منابع و امکانات،‌ رفتاری را پیش گرفتند که طی سالهای گذشته، برخی از مواقع درصدد ایجاب آشوب و بلوا در این دانشگاه برآمده و حریم‌شکنی و طرح مسائل هنجارشکن سخیف به بهانه آزادی‌خواهی و مدنیت‌جویی، زمینه‌ ایجاد تنش و اخلال بر بستر آرام آموزش و پژوهش این دانشگاه فراهم می‌نمودند… در حالی که قاطبه خانواده پلی‌تکنیک به محکومیت این اقدامات توطئه‌آمیز مشغول بودند، گروهی اندک با رویکرد تداوم خط آشوب و التهاب در دانشگاه اقدام و به اعمال آشوب‌گرانه کردند و با انجام رفتارهای تحریک‌آمیز برای ایجاد درگیری بین دانشجویان و اهانت و هتاکی، به ضرب و شتم کارکنان انتظامات دانشگاه پرداختند و دو نفر از کارکنان شریف انتظامات را روانه بیمارستان کردند».

۴ مدیرمسئول در همین روز، ۱۲ اردیبهشت، نامه ای را خطاب به هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه ارسال کردند و در از مقامات قضایی خواسته بودند نسبت به جعل نشریات دانشجویی اقدامات لازم را انجام دهند. جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، نیز اعلام نمود که «۴ - ۵ نفر از دست اندرکاران تهیه نشریات موهن دستگیر شده اند». اعلام غیردانشجو بودن این افراد آب سردی بود که بر روی طراحان پروژه، مسئولین وزارت علوم و دانشگاه امیرکبیر، بسیج و دیگر پادوهای اجرایی این پروژه ریخته شد. کیهان روز پنج شنبه بار دیگر و این بار در سرمقاله خود به دست داشتن دانشجویان عضو انجمن اسلامی امیرکبیر در تهیه و توزیع نشریات موهن تاکید کرد. روزنامه کیهان محل توزیع این نشریات را سالن غذاخوری دانشگاه امیرکبیر ذکر می کند. جامعه اسلامی دانشکده قضایی طی نامه ای به سعید مرتضوی از وی درخواست می کند که این پرونده را در دست گیرد. بسیج دانشگاه امیرکبیر فردای آن روز در نامه ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه که با تهدید مستقیم هاشمی شاهروی آغاز می شود، با اتخاذ لحنی دستوری آورده است: «بدیهی است درصورت عدم توجه کامل به این خواسته ها، دانشجویان مذهبی دانشگاه امیرکبیر شخص شما را نیز در ارتکاب دوباره این توهین ها در آینده شریک دانسته و با اذن مقام عظمای ولایت اقدام به اجرای عدالت و تنبیه مسببین این هتک حرمت خواهند کرد. می بایست بدون اطاله موضوع در دادگاهی به این جرم رسیدگی و اشد مجازات در نظر گرفته شود. توجه به این نکته ضروریست که این چندمین اتفاق مشابه در این دانشگاه است. بایستی ادامه تحصیل این اراذل و اوباش در تمامی دانشگاههای کشور ممنوع اعلام شود…در پایان هشدار می دهیم هرگونه کاهلی در اجرای مفاد چهارگانه بالا سبب خشم هرچه بیشتر امت انقلابی و دانشجویان مسلمان شده و خود رأساً و شخصاً به تکلیفی که انقلاب و خون شهدا بر دوش آنان نهاده اند عمل خواهند کرد». مجتبی ابراهیمی، دبیر جامعه اسلامی دانشجویان، نیز طی نامه ای به احمدی نژاد ضمن ابراز نارضایتی شدید از اظهارات جمشیدی، می گوید: «از حضرتعالی قاطعانه خواستاریم در تعامل با قوه قضائیه موکداً از مسئولان آن قوه بخواهید این چنین بی‌تفاوت با توهین به همه مقدسات ۷۰ میلیون ایرانی دیندار برخورد نکنند.‌ مصاحبه سخنگوی آن قوه مبنی بر غیر دانشجو بودن دستگیر شدگان فاجعه دانشگاه امیرکبیر … هیچ توجیهی برای قوه‌ای که باید مجری عدالت اسلامی باشد، نیست».

سعید مرتضوی نیز چاره را در آن دید که تیم خود را وارد غایله نماید. قاضی حداد، معاون مرتضوی، روز پنج شنبه، ۱۳ اردیبهشت، دستور دستگیری احمد قصابان را صادر می نماید. احمد قصابان، مدیر مسئول نشریه دانشجویی سحر، در حالی که متن شکوائیه مدیران مسئول نشریات دانشجویی را از بسیج دانشگاه و روزنامه کیهان برای تقدیم به قوه قضاییه، به دادگاه می برد بازداشت شد. هفته ی پس از دستگیری احمد قصابان روز به روز بر اعتراض دانشجویان نسبت به دستگیری این دانشجوی بی گناه افزوده می شد، به طوری که روز شنبه، ۱۵ اردیبهشت، دانشجویان با حضور در مقابل کلاس درس رهایی، رئیس دانشگاه، از وی می خواهند نسبت به عملکرد خود و دستگیری دانشجویان پاسخگو باشد. اما نیروهای انتظامات دانشگاه با مشت و لگد به جان دانشجویان خشمگین می افتند تا اجازه ندهند دست ایشان به رئیس دانشگاه برسد. رئیس دانشگاه پس از آن که خود را ساعت ها در کلاس حبس می کند عاقبت از پنجره طبقه دوم ساختمان عمران با نردبان فرار می کند و برای آرام کردن جو دانشگاه در حالی که احمد قصابان در سلول انفرادی بند ۲۰۹ تحت شدیدترین فشارها و غیرانسانی ترین شکنجه ها قرار داشت، به ایسنا اعلام کرد: «با تحقیقات صورت گرفته احمد قصابان در بند عمومی زندان اوین نگه داری می شود».

تجمعات در داخل و خارج از دانشگاه امیرکبیر همچنان ادامه یافت تا این که در روز دوشنبه، ۱۷ اردیبهشت، هم زمان با برگزاری روز اول انتخابات باشکوه انجمن اسلامی، در پی نقشه ای از پیش طراحی شده و با تحریک حراست دانشگاه امیرکبیر مقداد خلیل پور، یکی دیگر از مدیران مسئول نشریات دانشجویی، بازداشت شد. حراست دانشگاه با حمله به شورای صنفی دانشکده معدن سعی کرد صندوق های رای را برباید، اما موفق نشد. مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مجید توکلی، در روز چهارشنبه، ۱۹ اردیبهشت، و در پی دومین روز احضار خود به دادگاه انقلاب بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شدند تا علاوه بر بابک زمانیان، تعداد دانشجویان در بند دانشگاه امیرکبیر در آن زمان به ۵ نفر برسد. از فردای روز بازداشت این سه دانشجو مصاحبه های سریالی قاضی حداد، معاون امنیت دادستان تهران، آغاز شد. او در اولین مصاحبه خود مدعی شد: «این افراد اتهامات خود را رد می کنند ولی ما اعتقاد داریم که این کار قطعاً توسط مدیران مسئول نشریات صورت گرفته است».

روز یکشنبه، ۲۳ اردیبهشت، مراجع تقلید نیز با صدور فتوایی اعلام برائت دانشجویان در خصوص انتشار نشریات موهن را کافی دانسته و عنوان داشتند که اصرار بر انتساب این اتهام به دانشجویان پس از اعلام برائت ایشان، گناه محسوب می شود. پس از آن، بسیج دانشگاه امیرکبیر، در حالی که تلاش خود را در کشیدن پای مراجع به این غائله ناکام می دید، شروع به فحاشی و ناسزاگویی به آیت الله منتظری، نمود. در این روز و روزهای بعد تجمعات اعتراضی در خصوص بازداشت دانشجویان این دانشگاه ادامه یافت و با احضار بیش از ۷۰ نفر از اعضای انجمن اسلامی به کمیته انضباطی همراه شد و برای بیش از ۱۰ نفر از آن ها احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر شد. همان ایام وزیر علوم با ایراد سخنانی دوپهلو از آمادگی وزارت علوم برای برخورد سنگین با دانشجویان پلی تکنیک خبر داد. روز ۳۱ اردیبهشت روابط عمومی وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه ای کوتاه و مبهم اعلام کرد افراد بازداشت شده در این قضیه به دست داشتن در انتشار نشریات موهن اعتراف کرده اند.

روزهای پایانی اردیبهشت ماه بود که تلاش برای بازداشت احسان منصوری، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی امیرکبیر، شدت گرفت. حراست دانشگاه امیرکبیر ضمن تماس های مکرر با منزل این دانشجو، از خانواده وی می خواست که هر چه سریعتر او را به مراجع قضایی تحویل دهند. روز ۲۸ اردیبهشت نیروهای امنیتی به منزل منصوری برای بازداشت وی حمله کردند، اما ناکام ماندند. ۳۰ اردیبهشت قاضی حداد اعلام کرد: «در رابطه با غائله امیرکبیر ۸ نفر در بازداشت به سر می برند، افرادی نیز تحت تعقیب هستند». در همان زمان علی عزیزی و عباس حکیم زاده، اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، نیز تحت تعقیب جهت بازداشت قرار داشتند. احسان منصوری عاقبت ۲ خردادماه در نزدیکی منزل یکی از اقوامشان، پس از ضرب و شتم فروان، به طرز وحشیانه ای بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شد. قاضی حداد بار دیگر به صحنه رسانه ها آمد و با ذوق زدگی اعلام کرد: «احسان منصوری حلقه مفقوده نشریات موهن بوده و بازداشت شده است».

خرداد: ادامه بازدشت ها، بی خبری مطلق از وضعیت دانشجویان در بند

در تاریخ ۷ خردادماه، دانشجویان با برگزاری تریبون آزادی در دانشگاه به بازداشت دانشجویان اعتراض کردند. در همین روز کلاس های درس دانشکده ریاضی در اعتراض به بازداشت احسان منصوری تعطیل شد. علیرضا رهایی با ارسال جوابیه ای به رسانه ها اعلام کرد هیچ کلاسی در این روز تعطیل نشده است. اما دانشجویان و اساتید دانشکده ریاضی تاکید کردند در روز ۷ خرداد بر سر کلاس های درس حاضر نشده اند. حسین ترکاشوند، ناصر پویافر و نریمان مصطفوی، سه عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، نیز چندین ار در همین خصوص به دادگاه انقلاب احضار شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند. دانشجویان در روز ۱۵ خردادماه، همچنین با ارسال نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضاییه ضمن اعتراض به مصاحبه های مکرر و جهت دار قاضی حداد، نسبت به سرنوشت دانشجویان بازداشت شده عمیقا ابراز نگرانی کردند.

در ساعات پایانی روز چهارشنبه، ۱۶ خردادماه، عباس حکیم زاده و علی صابری در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و فردای آن روز به تهران، زندان اوین، بند ۲۰۹ منتقل شدند. در حالی که نگرانی ها نسبت به شکنجه احتمالی ۸ دانشجوی بازداشت شده به شدت افزایش یافته بود، ۲۱ خردادماه، قاضی حداد برای بار چهارم در این خصوص مصاحبه کرد و گفت: «تحقیقات دانشجویان امیرکبیر تا آخر این هفته به پایان می‌‏رسد». تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و سیل حمایت های دانشجویان دیگر دانشگاه های کشور از ایشان همچنان ادامه داشت. دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچنین اعلام کردند در اعتراض به بازداشت گسترده ۸ دانشجو در امتحانات پایان ترم شرکت نخواهند کرد. اعضای شورای صنفی امیرکبیر هم در اعتراض به مشکلات اخیر و بازداشت دانشجویان این دانشگاه به صورت دسته جمعی استعفا کردند.

تیر: شروع ملاقات ها، بازداشت گروهی دیگر از دانشجویان و آزادی تدریجی دانشجویان پلی تکنیک

اواخر خردادماه یک نفر از وزارت اطلاعات جهت تشریح پرونده دانشجویان بازداشت شده و توجیه اساتید به شورای دانشگاه آمد، اما توضیحات وی اساتید را قانع نکرد. از این رو چند گروه از اساتید به زندان اوین دعوت شدند تا هر گروه از آنان با یکی از دانشجویان در بند ملاقات کند. عاقبت تنها یک گروه از اساتید موفق شدند با یکی از دانشجویان، آن هم در فضایی کنترل شده و در حضور دو بازجو، ملاقات کنند. آن دانشجو در حضور اساتید بر اساس آن چه بازجوها از وی خواسته بودند عمل کرد و از اساتید خواست پیگیر وضعیت آن ها نباشند. عاقبت به این شرط که دانشجویان هر زمانی که آزاد شدند بتوانند در امتحانات پایان ترم شرکت کنند، امتحانات برگزار شد. خانواده ۸ دانشجوی در بند از اوایل تیرماه به نهادهای مختلف از جمله دادگستری، دفتر حقوق شهروندی، دادگاه انقلاب، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، نمایندگان مجلس و… مراجعه کردند و پیگیر وضعیت فرزندان خود بودند. روز ۵ تیر، در حالی که اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت این ۸ نفر در مسجد دانشگاه تحصن کرده بودند، شبانه توسط نیروهای انتظامات دانشگاه همراه با ضرب و شتم از مسجد بیرون انداخته شدند. لازم به ذکر است در این حین قاضی حداد هفته ای یک مرتبه مصاحبه می کرد و تاکید می کرد که تا آخر آن هفته تحقیقات از دانشجویان امیرکبیر به پایان می رسد.

اواسط تیرماه بود که اولین گروه از دانشجویان موفق شدند برای اولین بار پس از گذشت ۲ ماه با خانواده های خود ملاقات کنند. خانواده این دانشجویان در ملاقات با فرزندان خود در جریان گوشه ای از فشارهایی که در این مدت بر آن ها آمده قرار گرفتند. اما نه در جریان جزئیات فشارها بودند و نه می دانستند با وجود این همه فشار چه باید بکنند. ۱۸ تیر و در پی تحصن اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مقابل دانشگاه امیرکبیر، ۱۶ دانشجو دیگر بازداشت، از جمله اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم، بازداشت و روانه بند ۲۰۹ شدند. تا ۲۳ تیرماه اندک اندک تمام دانشجویان امیرکبیر موفق شدند با خانواده های خود ملاقات کنند. از روز ۲۸ تیرماه، با آزادی مجید شیخ پور، روند آزادی ۵ نفر از ۸ دانشجوی در بند پلی تکنیک آغاز شد و به تدریج این عباس حکیم زاده، علی صابری، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور با قرار وثیقه ۸۰ میلیونی از زندان آزاد شدند.

مرداد: علنی شدن شکنجه ها، آبروریزی برای دادستانی و تیم بازجویی

آزادی این ۵ دانشجو و بازگو نمودن کلیه حقایق به اعضای انجمن امیرکبیر و خانواده های ۳ دانشجویی که در زندان نگه داشته شده بودند بر موج نگرانی ها به شدت افزود و منجر به علنی نمودن شکنجه ها توسط خانواده ۳ دانشجوی در بند شد. ۵ دانشجوی آزاد شده هم با مراجعه به نهادهای مختلف قضایی، از جمله دفتر حقوق شهروندی، کمیسیون امنیت ملی مجلس، دادگستری تهران، دفتر سخنگوی قوه قضاییه و… خواستار پیگیری شکنجه شدن خود شدند. عنوان شدن بحث شکنجه دانشجویان موج بزرگی در رسانه ها و افکار عمومی به راه انداخت و رئیس قوه قضاییه، رئیس دادگستری را مسئول رسیدگی به این امر کرد. در پی این امر ۱۶ دانشجوی بازداشت شده در روز ۱۸ تیر، بدون آن که روند بازجویی شان به پایان برسد، به تدریج آزاد شدند. رئیس دادگستری از سعید مرتضوی، دادستان تهران، خواست برای این سه دانشجو هم قرار وثیقه صادر شود اما دادستان تهران از این امر اجتناب کرد. ۲۹ مردادماه تیم بازجویی با دعوت خانواده ها به دفتر پیگیری، شکنجه فرزندانشان را تکذیب کردند و به آن ها قول دادند چنانچه سکوت کنند، فرزندان آن ها نیز آزاد می شوند. قاضی مرتضوی هم در دیدار با خانواده ها، با اتخاذ لحنی سخیف و توهین آمیز به آن ها گفت: «هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه. شیر این پرونده دست من است بخواهم بازش می کنم نخواهم می بندمش…»

شهریور: صدور کیفرخواست برای دانشجویان، اصرار بر مجرمیت دانشجویان از سوی وزیر اطلاعات، انکار چندین باره دانشجویان

اوایل شهریورماه قاضی حداد اعلام کرد: «طی چند روز آینده قرار مجرمیت برای سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر صادر می شود». روز ۱۰ شهریور، هم زمان با نیمه شعبان، غلامحسین محسنی اژه ای با حضور در صداوسیما بر مجرمیت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تاکید کرد و برای فرار از بحث شکنجه در اظهاراتی قابل تامل گفت: «وزارت اطلاعات، به سه دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیر کبیر ثابت کرده است که آن ها نشریات موهن را چاپ کرده اند». روز ۱۳ شهریور هم سعید مرتضوی با فراخواندن مدیران مسئول جراید، ضمن نمایش گوشه هایی از فیلم اعترافات دانشجویان امیرکبیر از آن ها موکدا خواست هیچ خبری در خصوص این پرونده در جراید نباید منتشر شود. مرتضوی به آن ها گفته بود: «از هیچ مقام رسمی درباره دانشجویان مصاحبه ای نگیرید، حتی خودم!». اواسط شهریورماه ۳ دانشجوی در بند با ارسال نامه ای از داخل زندان بار دیگر بر شکنجه شدن خود و بی اعتبار بودن اعترافات اخذ شده تاکید کردند. همین مسئله باعث شد تا بار دیگر این سه به سلول انفرادی منتقل شوند و تماس های تلفنی و ملاقات های ایشان قطع شود. روز ۲۷ شهریور، آوایی، رئیس دادگستری اعلام کرد در آینده نزدیک نتیجه تحقیق در خصوص شکنجه دانشجویان را برای رئیس قوه قضاییه ارسال خواهد کرد. دانشجویان در مرحله بازپرسی اتهامات خود را رد کردند. نماینده دادستان تا آخر شهریور با صدور کیفرخواست برای آن ها، پرونده را جهت ارسال به دادگاه آماده کرد.

مهر و آبان: تشکیل دادگاه و صدور حکم سنگین برای دانشجویان، شروع و ادامه اعتراضات دانشجویی

روز دوم مهرماه اولین جلسه دادگاه دانشجویان در شعبه ششم دادگاه انقلاب آغاز شد و آخرین جلسه آن ۸ مهرماه به پایان رسید. با آغاز سال تحصیلی بار دیگر اعتراضات دانشجویان شروع شد. روز ۱۲ مهرماه، ۳ مدیرمسئول نشریات جعل شده نسبت به جعل نشریات خود به قوه قضاییه شکایت کردند که نتیجه شکایت آن ها هنوز اعلام نشده است. روز ۱۴ مهر دانشجویان آزاد شده در نامه ای سرگشاده به رئیس دادگستری اعلام کردند در صورت عدم رسیدگی به شکنجه و نقض حقوق شهروندی خود، بحث شکنجه ها را به صورت علنی پیگیری خواهندکرد. همان زمان رئیس دادگستری با حاضر شدن در بند ۲۰۹ با آن سه نفر دیدار کرد و اعمال شکنجه را از زبان آن ها هم شنید و روز ۱۸ مهر گزارش خود را به رئیس قوه قضاییه ارسال کرد. رئیس قوه قضاییه از قاضی رسیدگی کننده به پرونده دانشجویان خواست آن ها را به قید وثیقه از زندان آزاد کند، اما قاضی اعلام کرد حکم صادر شده و پرونده دیگر دست وی نیست! همین مسئله عزم دانشجویان را برای شرکت در مراسم سخنرانی محمود احمدی نژاد در روز ۱۶ مهر در دانشگاه تهران جزم کرد و به همین دلیل سخنرانی احمدی نژاد با حاشیه ای فراوانی همراه شد.

روز ۲۳ مهر، حکم سنگین صادره علیه سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر اعلام شد و موجی از التهاب در دانشگاه ها را باعث شد. از روز ۲۶ مهر تجمعات پراکنده ای در دانشگاه امیرکبیر برگزار می شد. روز ۲۸ مهرماه همایش مدیران مسئول نشریات دانشجویی شاهد اعتراضات گسترده مدیران مسئول نشریات دانشجویی سراسر کشور نسبت به برخورد انجام گرفته با دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بود. این اعتراضات با دخالت پلیس به پایان رسید. روز ۳۰ مهر، اولین تجمع بزرگ و سراسری در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد. روز ۲ آبان دانشجویان دانشگاه شاهرود، تجمعی را برگزار کردند. هشتم آبان تجمعی دیگر در دانشگاه علامه برگزار شد و در پی آن سه دانشجوی دیگر، از جمله یک دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، بازداشت و روانه زندان شدند. روز ۱۲ آبان، ۳۰ انجمن اسلامی سراسر کشور با صدور بیانیه ای نسبت به حکم صادره برای دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اعتراض کردند و روز ۱۳ آبان تجمعی به همین مناسبت در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار شد. روز ۲۹ آبان هم زمان با برگزاری نشست دفتر تحکیم وحدت با محوریت «همبستگی با دانشجویان در بند»، اعتصاب غذایی در دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به بازداشت دانشجویان شکل گرفت.

روز ۷ آبان، آوایی، رئیس دادگستری استان تهران در مصاحبه ای اعلام کرد: «دانشجویان می گویند کار ما نبوده، وزارت اطلاعات بر مجرمیت آن ها اصرار دارد». ۱۳ آبان علی عزیزی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، بازداشت و روانه بند ۲۰۹ شد. روز ۱۷ آبان علی نیکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، هم بازداشت شد. ولی در مقابل سه دانشجویی که در تجمع دانشگاه علامه بازداشت شده بودند از زندان آزاد شدند. در حالی که با اعتراض سه دانشجوی در بند و وکلای مدافعشان پرونده رسیدگی شده در دادگاه انقلاب به دادگاه تجدیدنظر ارسال شده بود، روز ۲۱ آبان ماه اولین جلسه دادگاه این دانشجویان در شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی به صورت غیرعلنی برگزار شد. ۲۳ آبان محسنی اژه ای بار دیگر در مصاحبه ای با رسانه تاکید کرد: «۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، بازداشت شده در مسئله نشریات موهن، مجرمند». ۲۶ آبان رئیس دادگستری استان تهران در مصاحبه ای، متقابلا پاسخ وزیر اطلاعات را داد و گفت: «بنا نیست در مورد پرونده های قضایی وزارت اطلاعات تصمیم بگیرد!».

آذر و دی: تشکیل دادگاه عمومی، صدور حکم برائت، ضرب و شتم دانشجویان در زندان و جلوگیری از آزادی آن ها

اول آذرماه و پس از چند ماه تلاش ناموفق برای فرستادن سه دانشجوی در بند به زندان قزل حصار، مسئولین اندرزگاه ۸ زندان اوین با ضرب و شتم فراوان احمد قصابان و مجید توکلی و فحاشی به آن ها، احمد قصابان را از مجید توکلی و احسان منصوری جدا کرده و به اندزگاه ۷ منتقل کردند. مسئولین زندان اوین از انتقال دانشجویان به بهداری خودداری می کردند. چند روز بعد مجید توکلی با ارسال شکایت نامه ای به قوه قضاییه از مسئولین اندرزگاه ۸ و فردی به نامه ضیائی شکایت کرد. ضیائی چند روز بعد از سمت خود برکنار شد، اما به شکایت دانشجویان رسیدگی نشد. این مسئله دوباره موجی از نگرانی را در دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور به راه انداخت و روز ۵ آذر تجمعی در دانشکده معدن دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به همین مسئله برگزار شد. ۷ آذر آخرین جلسه دادگاه عمومی این سه تن نیز برگزار شد و پس از برگزاری بیش از ۳۰ تجمع اعتراضی در سراسر کشور به مناسبت روز دانشجو، که فصل الخطاب تمامی آن ها اعتراض به بازداشت طولانی مدت دانشجویان بود، در ۲۸ آذرماه دادگاه عمومی حکم بر برائت دانشجویان داد و از زندان خواست تا آن ها را آزاد کند. اعلام تبرئه دانشجویان موجی از شادی در دانشگاه ها ایجاد کرد و دانشجویان در بسیاری از دانشگاه ها به صورت خودجوش جشن هایی برپا کردند. اظهارنظر دیرهنگام حامیان دولت حکایت از عصبانیت مفرط آن ها از صدور چنین حکمی بود.

از روز ۱۰ دی ماه و با فراهم شدن مقدمات آزادی این سه دانشجو انتظار این بود که دانشجویان هر چه سریع تر از زندان آزاد شوند. اما دادیار زندان اعلام کرد از آن جا که یک قسمت از پرونده توسط دادگاه انقلاب رسیدگی شده است، برای آزادی دانشجویان بایستی نظر مساعد دادگاه انقلاب نیز جلب شود. خانواده دانشجویان با مراجعه به دادگاه انقلاب خواستار مساعدت در آزادی فرزندان خود شدند. قاضی شعبه ۶ دادگاه انقلاب به خانواده ها اعلام کرد: «رسیدگی به پرونده در این مجموعه به پایان رسیده و ما صلاحیتی جهت اظهارنظر در این خصوص نداریم». قاضی بابایی اعلام کرد که او این نظر خود را به دادیار زندان ارسال کرده است. اما دادیار زندان با تکذیب چنین امری تاکید کرد که قاضی حداد به وی گفته: «تا من نگفتم، این افراد از زندان آزاد نمی شوند!». مراجعه خانواده ها و دانشجویان به نهادهای مسئول بار دیگر آغاز شد. اما هیچ یک از نهادهای مسئول پاسخ قابل قبولی در مقابل این روال خلاف قانون زندان در آزاد نکردن دانشجویان نداشتند. اواخر دی ماه ۷۸ نفر از اساتید دانشگاه امیرکبیر با ارسال نامه ای به رئیس قوه قضاییه، نسبت به بازداشت طولانی مدت سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر عمیقا ابراز نارضایتی کردند و خواستار آزادی هر چه سریعتر این دانشجویان شدند.

بهمن و اسفند: تشکیل دادگاه تجدیدنظر، عدم صدور رای در مهلت قانونی

اوایل بهمن ها به خانواده دانشجویان اعلام شد منتظر دادگاه نهایی و تجدیدنظر دانشجویان بمانند. دادستان تهران، قاضی مرتضوی، نیز با اعتراض به حکم تبرئه صادره برای دانشجویان خواستار رسیدگی مجدد به این پرونده شد. این پرونده نیز به همراه پرونده دادگاه انقلاب به شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر ارسال شد. روز ۱۷ بهمن، آوایی، رییس کل دادگستری استان تهران، اعلام کرد: «هر دو پرونده دانشجویان امیرکبیر در دادگاه تجدیدنظر بررسی می‌شود». یازده روز بعد، ۲۸ بهمن، دادگاه تجدیدنظر دانشجویان نیز برگزار و اعلام شد دادگاه ظرف مدت ۱۰ روز حکم خود را اعلام می کند. یک روز بعد دادگستری استان تهران و سخنگوی قوه قضاییه هم بر صدور رای ظرف مدت قانونی تاکید کردند.

جالب آن که قرار بود اول اسفندماه وضعیت سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر در شورای دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد، اما رئیس دانشگاه، علیرضا رهایی، اجازه طرح این موضوع را نداد. اساتید می گفتند دکتر رهایی از این که بدون اطلاع و مشورت او نامه ای از سوی اساتید برای رئیس قوه قضاییه ارسال شده است به شدت عصبانی است. روز ۸ اسفند، روزی که قانونی بایستی حکم دانشجویان اعلام می شد، ابراهیم خانی، رئیس دادگاه های تجدیدنظر در مصاحبه ای گفت: «هنوز حکم صادر نشده است، امیدوارم در رسیدگی به پرونده ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر انحرافی رخ ندهد». روز ۱۱ اسفندماه مشخص شد وزارت اطلاعات جهت اثبات گناهکاری دانشجویان فیلمی با عنوان «خط سیاه» تهیه کرده و میان مسئولین کشور توزیع کرده است. این مسئله باعث واکنش دانشجویانی شد که در جریان فیلمبرداری از دانشجویان در بند ۲۰۹ بوده اند. مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مقداد خلیل پور در خارج از زندان به توضیح محتوای این فیلم پرداختند و مجید توکلی از داخل زندان در این خصوص توضیحاتی را ارسال کرد. در پی آن روز ۱۹ اسفند کلیه مستندات دادستانی و وزارت اطلاعات علیه دانشجویان منتشر شد و مشخص شد هیچ مدرک مستدلی، جز اعترافاتی که تحت فشار در زندان از دانشجویان اخذ شده، در پرونده وجود ندارد.

در روزهای پایانی سال ۸۶ در حالی که خانواده این سه دانشجو به شدت چشم انتظار صدور حکم دادگاه تجدیدنظر بودند، قاضی به آن ها اعلام کرد: «با توجه به یک سری ابهامات پیش آمده در پرونده، استعلامی در همین خصوص از دادستانی کرده ایم و منتظر رسیدن پاسخ آن ها هستیم.» خانواده ها به قاضی گوشزد کردند که اگر مهلت خاصی برای دادستانی جهت پاسخگویی نباشد، آن ها هیچ وقت به این استعلام پاسخی نمی دهند تا دانشجویان هر چه بیشتر در زندان بمانند. اما قاضی گفته بود: «دادستان مهلت مشخصی برای پاسخگویی به استعلام دارد.» تا آخرین روزهای سال پاسخ استعلام نیامد و دانشجویان عید نوروز را هم در زندان به سر بردند. پس از پایان تعطیلات عید قاضی اعلام کرده است پاسخ استعلام از دادستانی روز ۲۸ اسفند ۸۶ ارسال شده است و آن ها هم اکنون در حال جمع بندی خود در خصوص پرونده هستند. مسئولین به خانواده دانشجویان گفته اند: «چند روز دیگر منتظر بمانید».

۵ دیدگاه » بیان دیدگاه
۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - ایران آزاد :
قاصد روزان ابری داروگ کی می رسد باران!


۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - دانشجو :
خدای من…با این مطلب همه لحظه ها و خاطرات تلخی را که گذشت زنده کردید. بر ما چه گذشت؟؟
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست
شکسته باد کسی که چنینمان می خواست

۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - دوست :
قیافه احمد (قصابان) را روز تریبون آزاد یادم نمی رود…
پر از گستاخی و شجاعت. اما تشویشی که در منتهی الیه چهره اش پنهان بود….یادآوریش چه سخت است. یک سال گذشت و آنها در میانمان نبودند
نمی دانم زمان التیام این دردها کی فرا می رسد!!!
مجازات این سپاه حرامیان را کی باید به نظاره نشست؟؟؟
دردهای فروخورده تا کی باید در سینه ها حبس بماند و مجالی برا ی عرضه نیابد..

خدایا مرگ و زوال و نابودی این قداره کشان بی مایه و پلشت را نزدیک کن…


۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - پیمان :
سلام . جز نفرت چه چیزی می آفرینند اصحاب فساد


۲۰م فروردین ۱۳۸۷ - ایرانی :
به یاری خداوند و با ایستادگی دانشجویان آزادی خواه این مرز و بوم دوستان پلی تکنیکی مان آزاد خواهند شد و ننگ و نفرت برای کسانی خواهد ماند که این آزاد مردان بی گناه را در قفس کرده اند.
درود بر این سه یار دبستانی مان
ننگ بر ظالمین کور دل
08042008

با گذشت 21 روز از بازداشت 10 دانشجوی طیف چپ، هنوز هیچ گونه اطلاعی در مورد اتهامات این دانشجویان در دست نیست.


خانواده تعدادی از دانشجویان امروز برای اولین بار موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند.

سروش ثابت، سروش دشتستانی ، بیتا صمیمی زاد، آناهیتا حسینی، مهدی پورعبدالله، بیژن صباغ و بهزاد باقری، مرتضی خدمتلو، امین قضایی، 9 دانشجویی هستند که روز 26 دی ماه در منزل یکی از دانشجویان بازداشت و روانه بند 209 زندان اوین شدند. مرتضی اصلاحچی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه نیز در همین روز در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

ادامه بازداشت این دانشجویان در شرایطی صورت می گیرد، که تعدادی از فعالان دانشجویی بازداشت شده در آذرماه نیز، پس از گذشت بیش از 2 ماه، همچنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری می شوند.

طی هفته های گذشته تعدادی از دانشجویان با قرار وثیقه های سنگین 50 تا 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شده اند، با این حال از سرنوشت سایر دانشجویان بازداشتی اطلاعی در دست نیست.

بنابر اخبار رسیده و به گفته تعدادی از دانشجویان آزاد شده، وزارت اطلاعات با تحت فشار گذاردن بازداشت شدگان جهت انجام اعترافات تلویزیونی قصد دارد به مانند سالهای اخیر با نمایش فیلمی از اعترافات دانشجویان، زمینه را برای برخوردهای سنگین با فعالان دانشجویی آماده نماید.

همچنین خبرهای رسیده حاکی از شکنجه جسمی دانشجویان در بند 209 زندان اوین است.

پیش تر دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر با اعلام این موضع که در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های جسمی قرار گرفته اند، از قوه قضائیه درخواست پیگیری در این مورد را کرده بودند، اما پس از مدتی دستگاه قضایی اعلام کرد که دلایلی دال بر صحت این موضوع پیدا نشده است.

شنیده ها حاکی است، در جریان بازداشت های دانشجویان طیف چپ علاوه بر شکنجه های شدید روانی همانند تحقیر، توهین، تخریب شخصیت و .. ، تعدادی از دانشجویان نیز مورد شکنجه های جسمی قرار گرفته اند که این شکنجه ها شامل ضرب و شتم توسط تیم بازجویی،استفاده از کابل و .. بوده است. بطوریکه تعدادی از بازداشت شدگان دچار آسیب های جسمی شدید شده اند.( این کمیته در آینده جزئیات بیشتری را در مورد شکنجه های وارد ه بر دانشجویان منتشر خواهد کرد.)

گفتنی است به جز سعید حبیبی، تاکنون کلیه بازداشت شدگان آذرماه، موفق به دیدار با خانواده خود شده اند. با این وجود، سعید حبیبی تنها یک بار امکان تماس با خانواده اش را بدست آورده است.

لازم به ذکر است، طی 3 ماه گذشته بیش از 60 دانشجو در تهران و شهرستان ها به بازداشت نهادهای امنیتی در آمده اند. و هم اکنون حدود 40 تن از آنان درزندان به سر می برند.

Komite.gozareshgar@gmail.com

Student committe of
human rights reporters
شماره420-۲۰۰8
تاریخ16 /11/1386
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر



مدیرکل دانشجویی دانشگاه امیرکبیر از پلیس خواست دانشجوی ممنوع الورود به خوابگاه را دستگیر کند



خبرنامه امیرکبیر: انتظامات دانشگاه امیرکبیر مانع ورود یکی از دانشجویان عضو انجمن اسلامی این دانشگاه به خوابگاه شد و پس از مقاومت دانشجویان به دستور فراهانی، مدیرکل دانشجویی، از نیروی انتظامی درخواست کمک کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر سه شنبه، ۲ بهمن ماه، محمداسماعیل سلمانپور، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، قصد داشت به عنوان میهمان وارد خوابگاه شهدا شود که با ممانعت مامورین انتظامات خوابگاه کار به درگیری میان دانشجویان و مامورین انتظامات انجامید.

انتظامات در حالی که با دانشجویان درگیر شده بود مرتبا آن ها را تهدید می کرد در صورت ادامه مقاومت در مقابل این عمل خلاف قانون آن ها، از سوی مسئولین دانشگاه به خوابگاه ممنوع الورود خواهند شد. در حالی که دانشجویان خوابگاهی مقابل انتظامات تجمع کرده بودند، مامورین انتظامات با کسب تکلیف از فراهانی، مدیرکل دانشجویی دانشگاه، ضمن تماس با پلیس ۱۱۰ خواستار حضور پلیس در محل خوابگاه شدند.
در حالی ماشین پلیس به مقابل خوابگاه رسید دانشجویان تجمع کننده با محاصره سلمانپور مانع تحویل این دانشجو به نیروی انتظامی شدند. این در حالی بود که مسئولین بسیجی خوابگاه شهدا از دانشجویان می خواستند به اتاق های خود برگردند. آن ها دانشجویان را تهدید می کردند که به کمیته انضباطی احضار خواهند شد.
در نهایت پس از ایستادگی دانشجویان نیروی انتظامی مجبور به ترک محل شد و انتظامات خوابگاه نیز اجازه ورود سلمانپور را به خوابگاه نداد. در خردادماه سال جاری جمع کثیری از مامورین انتظامات دانشگاه اقدام به ضرب و شتم سلمانپور نمودند که پس از آن این دانشجو بیهوش شد و در بیمارستان بستری شد. پس از ترخیص سلمانپور از بیمارستان، در حالی که این دانشجو قصد داشت از مدیریت دانشگاه شکایت کند بیمارستان اعلام کرد مدارک پزشکی او مفقود شده است
جمعه ۵م بهمن ۱۳۸۶

صدور حکم قطعی محرومیت از تحصیل برای ۵ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر


خبرنامه امیرکبیر: کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر برای ۵ نفر از اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر کرد.

آرش آرمون، به دو ترم محرومیت از تحصیل، نیما گرشاسبی و دو دانشجوی دیگر نیز به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده اند. این احکام قطعی و غیرقابل تجدیدنظر است.
گفته شده که حکم اولیه دو ترم محرومیت از تحصیل مجید شیخ پور، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی امیرکبیر، نیز قطعی شده است. جالب آن که یکی از عنوانین اتهامی شیخ پور توهین به مقدسات از طریق انتشار نشریات موهن بوده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر حکم اولیه برای این دانشجویان طی تابستان امسال و ترم گذشته صادر شده و اتهام این ۵ نفر شرکت در تجمعات اعتراض آمیز در خصوص بازداشت، شکنجه و صدور احکام سنگین حبس برای دانشجویان این دانشگاه به اتهام توهین به مقدسات بوده است. این احکام در ایام امتحانات پایان ترم قطعی و به این دانشجویان ابلاغ شد.
در حالی که دانشجویان ماه گذشته از اتهام توهین به مقدسات و انتشار نشریات موهن تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت، قطعی کردن احکام محرومیت از تحصیل برای ۵ عضو انجمن اسلامی دانشگاه از سوی مدیریت این دانشگاه حاکی از نارضایتی وی از تبرئه دانشجویان است.
لازم به ذکر است چند روز پس از انتشار نشریات جعلی در دانشگاه امیرکبیر مدیریت دانشگاه با صدور بیانیه جانبدارانه ای دانشجویان را مقصر اصلی در انتشار این نشریات ذکر کرده و خواستار برخورد شدید با آن ها شده بود.
جمعه ۵م بهمن ۱۳۸۶

صدور حکم ۵ ماه تعلیق برای انجمن اسلامی دانشگاه کرمان توسط هیئت نظارت این دانشگاه


خبرنامه امیرکبیر: پس از گذشت ۴۰ روز از توقف موقت فعالیت های انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان، امروز هیات نظارت بر تشکل های این دانشگاه حکم صادره برای انجمن اسلامی را در مورد شکایت بسیج به این تشکل ابلاغ کرد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر طبق این حکم انجمن اسلامی با استناد به بند ۵ از ماده ۱۸ آیین نامه نظارت بر تشکل ها به ۵ ماه توقف فعالیت هایش محکوم شد. بندی که با استناد به آن این حکم صادر شده است مربوط به ایراد توهین، افترا و… به مسئولین نظام و معاندت با اصول قانون اساسی می باشد.

جوسازی علیه انجمن اسلامی کرمان، فشار بر مسئولین جهت برخورد با انجمن و متعاقب آن صدور دستور توقف فعالیت های انجمن اسلامی توسط مدیریت دانشگاه کرمان از آن جا آغاز شد که تریبون آزادی با مجوز دانشگاه به مناسبت روز دانشجو در این دانشگاه توسط انجمن اسلامی دانشجویان برگزار شد.

پس از آن که اعضای بسیج موفق به بر هم زدن تریبون نشدند، شروع به جوسازی علیه انجمن در خصوص سخنان برخی از دانشجویان در این تریبون نمودند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان بارها اعلام نموده برنامه فوق دارای مجوز از دانشگاه بوده و سخنان مطرح شده در تریبون آزاد عقاید شخصی سخنرانان و نه موضع انجمن اسلامی بوده است. انجمن اسلامی اعلام کرده که پیش از ایراد سخنرانی نمی توانسته بر محتوای آن نظارت کند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پی این برنامه ۴ نفر از دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه کرمان نیز به کمیته انضباطی احضار شدند و برای آن ها احکام سنگین محرومیت از تحصیل صادر شد. انجمن اسلامی کرمان معتقد است در صدور حکم توقف فعالیت های انجمن اسلامی روال قانونی، که تشکیل هیئت منصفه دانشگاه باشد، طی نشده و مدیریت دانشگاه تحت فشارهای شدید نهادهای خارج از دانشگاه به صدور این حکم مبادرت ورزده است.
شنبه ۶م بهمن ۱۳۸۶

اعتراض دفتر تحکیم به مرگ ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه، هشدار در خصوص سلامت دیگر دانشجویان کرد در بند



خبرنامه امیرکبیر: دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای نسبت به مرگ مشکوک یک دانشجوی کرد، ابراهیم لطف اللهی، در بازداشتگاه سنندج شدیدا اعتراض کرده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:
کردستان، این پاره تن ایران، این روزها روزگار سختی را می گذراند. کمتر روزی است که بی شنیدن خبری تلخ از این دیار سپری شود که سخت ترین آنها خبر مرگ مشکوک دانشجوی مظلوم کرد ابراهیم لطف الهی بود که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات چشم از دنیا فرو بست و بدون اطلاع خانواده به خاک سپرده شد تا بیش از پیش شائبه مرگ وی بر اثر ضرب و شتم شکنجه تقویت شود.

در کنار این برخورد غیر انسانی همچنان شاهد تداوم بازداشت دانشجویانی هستیم که به نمایندگی از دانشجویان کرد دانشگاههای تهران در تجمع با شکوه «دانشگاه آخرین سنگر آزادی» سخن گفتند و چیزی جز حقوق طبیعی و انسانی خود را مطالبه نکردند. فرشاد دوستی پور، محمد صالح ایومن، جواد علیزاده و سهراب کریمی در حالی نزدیک به پنجاه روز در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند که بارها در سخنان خود بر تعهد به تمامیت ارضی ایران تاکید نمودند و ایران را برای همه ایرانیان دانستند. همچنین آقایان صباح نصری، هدایت غزالی و یاسرگلی و دو دختر دانشجو از فعالان کمپین یک میلیون امضا به نام های روناک صفارزاده و هانا عبدی مدت هاست که در زندان به سر می برند و بیم آن می رود که همگی این بازداشت شدگان به سرنوشتی مانند ابراهیم لطف اللهی دچار شوند.

دفتر تحکیم وحدت ضمن حمایت از خواسته های به حق همه اقوام ایرانی و تاکید بر شیوه های مسالمت آمیز توجه به نکات زیر را ضروری می داند:

۱- ما معتقدیم که پیگیری سیاست همانندسازی فرهنگی در ایران غیر قابل تحقق است و باید با پذیرفتن تنوع قومی به بازسازی هویت ملی- ایرانی بر اساس ویژگیهای همه مردم این سرزمین پرداخت چرا که ایران متعلق به همه ایرانیان شامل فارس، ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و …است.

۲- از نظر ما نگاه امنیتی حاکمان به کردستان و سرکوب هر حرکت آزادی خواهانه با انگ تجزیه طلبی به شدت مردود می باشد و خواستار تصحیح این نگرش غلط می باشیم. البته نباید فراموش نمود که در شکل گیری چنین نگرشی برخی از گروههای فرصت طلب که در سالیان گذشته برای رسیدن به مقاصد خود به عملیات مسلحانه و اعمالی غیر انسانی متوسل شده اند نیز بی تقصیر نمی باشند .

۳- متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی از حقوق اقوام ایرانی که در قانون اساسی هم به رسمیت شناخته شده و به صراحت ذکر گردیده است همچون آموزش زبان مادری زیر پا گذاشته می شود. ما ضمن به رسمیت شناختن این حق خواهان پایان دادن به محرومیت از آموزش زبان مادری در مدارس و مراکز آموزشی هستیم.

۴- ما معتقدیم که به کردها و سایر اقوام ایرانی باید امکان بسط و شکوفایی فرهنگ و سنت های خاص منطقه ای آن ها را داد و این امر را موجب تقویت همبستگی ملی ایرانیان می دانیم.

۵- از نظر ما دفاع از دموکراسی و حقوق بشر بدون توجه به مطالبات بر حق منطقه ای و بومی اقوام ایرانی ابتر و ناقص است و گمان می کنیم برای شکستن دیوار بی اعتمادی میان فعالین قومی و سایر فعالان سیاسی- اجتماعی باید به طور جدی به کار فرهنگی پرداخت و با اقدامات زیر بنایی به شناخت دقیق تر و نگاه سالم تر دو طرف از خواسته ها و دغدغه های یکدیگر کمک نمود.
۶
- توجه بیشتر دولت به توسعه اقتصادی مناطقی که در آن اقلیتهای قومی ساکن هستند و رفع برخی تبعیضهای خواسته و ناخواسته کمک موثری به حفظ وحدت ملی این سرزمین باستانی خواهد نمود .

در پایان اعلام می نماییم دفتر تحکیم وحدت خواهان تشکیل کمیته ای مستقل جهت بررسی علت مرگ های مشکوک اخیر در زندانهای ایران و مجازات عاملان احتمالی آنها است. همچنین نگرانی خود را نسبت به سلامت جانی سایر دانشجویان دربند ابراز می نماییم و خواهان آزادی هرچه سریعتر همه زندانیان دانشجو به خصوص سهراب کریمی، فرشاد دوستی پور، جواد علیزاده و محمد صالح ایومن هستیم و اعتقاد راسخ داریم که نسل جدید جوانان و دانشجویان کرد که به پیگیری مسالمت آمیز مطالبات خود در چارچوب تمامی ارضی ایران مشغولند یاریگر اصلی ما در مسیر تلاش برای دموکراسی و حقوق بشر خواهند بود.

دفتر تحکیم وحدت
شنبه ۶م بهمن۱۳۸۶

خودکشی يا قتل؟ ابهام در باره علت مرگ دانشجوی کرد زندان


سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان با انتشار اطلاعيه ای اعلام کرده است که يک دانشجوی سنندجی به نام ابراهيم لطف اللهی در بازداشتگاه سنندج درگذشته است.
مقامات امنيتی می گويند اين دانشجو خودکشی کرده است، اما خانواده اين جوان، و نيز سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، مرگ اين دانشجو را مشکوک می دانند.
ابراهيم لطف اللهی ۱۶ دی ماه دستگير شده بود و مرگ او ۹ روز بعد اعلام شد.
سامان رسول پور، روزنامه نگار و از اعضای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در گفت و گو با راديو فردا، جزييات بيشتری را در اين زمينه بازگو کرده است.
چرا فکر می کنيد که مرگ اين دانشجو مشکوک است؟
سامان رسول پور: اسم اين دانشجوی کرد، آقای ابراهيم لطف اللهی است که در بازداشتگاه سنندج به طرز مشکوکی جان سپرده است . او در ۱۶ دی ماه امسال، پس از خروج از دانشگاه، توسط نيروهای امنيتی دستگير و روانۀ بازداشتگاه می شود.
چند روز پس از بازداشت، خانواده موفق به ملاقات با فرزند خود می شوند. به گفته برادرش، ابراهيم از نظر روحی وضعيت خوبی داشته و به نظر نمی رسيده است که قصد خودکشی داشته باشد. اما متاسفانه نه روز پس از دستگيری، يعنی در ۲۵ دی ماه، نيروهای امنيتی با منزل اين دانشجو تماس می گيرند و خبر می دهند که جنازه او در قبرستان سنندج دفن شده است و دليل آن را خودکشی در سلول زندان عنوان می کنند.

از نظر فعالان حقوق بشر، مسئوليت جان اين دانشجو به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد.
سامان رسول پور
در تماسی که با برادر ابراهيم، يعنی اسماعيل لطف اللهی داشتيم، گفت که با توجه به وضعيت روحی خوبی که ابراهيم در زندان داشته است، مسئله خودکشی به هيچ عنوان درست نيست.

آيا به دليل اينکه خانواده لطف اللهی در مورد مرگ فرزندشان شک دارند و فکر می کنند که اين اتفاق نه در اثر خودکشی، بلکه به دلايل ديگری در زندان رخ داده است، اين مسئله را به عنوان مرگ مشکوک اعلام می کنيد؟

بله، همه چيز فقط نه روزبه طول انجاميده است. در طول اين نه روز، زندانی با خانواده خود ملاقات داشته و حتی درخواست لباس کرده است. بنابراين به هيچ عنوان، مسئله مرگ يا خودکشی او قابل پيش بينی نبوده است.
آيا مسئولين امنيتی گفته اند که زندانی چگونه دست به خودکشی زده است؟
خير، به اين مورد اشاره ای نشده است. متاسفانه خانواده اين دانشجو، جزو خانواده های حاشيه نشين سنندج هستند و حتی می ترسند در مورد مرگ مشکوک فرزند خود با کسی صحبت کنند. ولی طی تماس هايی که با آنها داشتيم، عنوان کردند که می خواهند جسد فرزندشان کالبد شکافی شود و می خواهند از نيروهای امنيتی شکايت و مسئله را از نظر حقوقی پيگيری کنند.


چرا آقای لطف اللهی دستگير شده بود؟

بنا به گفته برادرش، اين دانشجو سابقه کيفری و بازداشت نداشته است. اما بنا به دلايلی، از مدت ها قبل تحت پيگرد نيروهای امنيتی بوده است، حتی چند مرتبه برای بازداشت او به خانه اش مراجعه کرده بودند و چون خانه نبوده، موفق به دستگيری او نمی شوند؛ تا اينکه پس از پايان جلسه امتحانی دانشگاه پيام نور سنندج و خروج از جلسه، نيروهای امنيتی او را دستگير می کنند و چند دانشجوی ديگر نيز شاهد اين مسئله بوده اند.

علت تحت تعقيب بودن و بازداشت اين دانشجو توسط نيروهای امنيتی، مشخص است؟


خير مشخص نيست. ولی اين دانشجو به مسائل دانشجويی علاقه مند بوده است.


ابراهيم لطف اللهی چند سال داشت و دانشجوی چه رشته ای بود؟


او ۲۷ سال داشت و دانشجوی ترم هفتم رشته حقوق دانشگاه پيام نور سنندج بود.

آيا در زندان سنندج تا کنون سابقه داشته است که يک زندانی به اين نحو، جان خود را از دست بدهد؟


خير، ما در سال های گذشته چنين اتفاقی نداشته ايم واين مسئله منحصر به فرد است و تا حدودی می شود آن را با مرگ دکتر زهرا بنی يعقوب در همدان مقايسه کرد. مسئله ای که در مورد اين دانشجو بايد اشاره شود، اين است که او فعاليت دانشجويی داشته است.


علت کشته شدن يا مرگ او، پس از ملاقات با خانواده اش، مشخص نيست. پس از اينکه نيروهای امنيتی خبر مرگ او را تاييد کرده اند، يک مرده شور که در قبرستان کار می کند، گفته است که جسد را نيروهای امنيتی با تشريفات خاصی آورده و دفن کرده اند.


اعضای خانواده اين دانشجو گفته اند که حتی بر روی قبر فرزندشان سيمان گذاشته شده که از نبش قبر جسد جلوگيری شود.

آيا اين مرده شور توانسته است جسد ابراهيم را ببيند؟


خير، به دليل حضور چشمگير نيروهای امنيتی هنگام دفن، نتوانسته جسد را ببيند. بر روی قبر اين جوان، اسم و مشخصاتش نوشته شده است. در مراجعه خانواده به پزشکی قانونی، مرگ فردی با اين اسم و مشخصات تاييد شده است، بدون اينکه به علت مرگ او اشاره ای شده باشد.

خانواده لطف اللهی گفتند که فرزندشان پس از مرگ در زندان سنندج، به دلايل نا معلومی به کرمانشاه منتقل شده، که شايد دليل آن کالبد شکافی و عمليات پزشکی بوده است و سپس دوباره جسد به سنندج بازگردانده شده است.

مسئله بسيار مهم اين است که خانواده اين دانشجو در ۲۵ دی ماه از مرگ فرزند خود مطلع شده اند، در حالی که مشخص نيست، ابراهيم همان روز فوت کرده است يا چند روز قبل از آن.

پس تاريخ دقيق مرگ هم مشخص نيست؟ شما چه اقداماتی در اين زمينه خواهيد کرد؟


با توجه به اينکه اين خانواده بسيار مظلوم و فقير است، ما سعی می کنيم برايشان وکيل بگيريم و بتوانيم از مجرای قانونی مرگ مشکوک اين دانشجو را پيگيری کنيم.

از نظر فعالان حقوق بشر، مسئوليت جان اين دانشجو به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد.
یگلناز اسفندياری

تجمع دانشجویان دانشگاه رجایی در اعتراض به بازداشتهای اخیر؛ همراه با عکس


خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه رجایی در تجمعی اعتراضی مخالفت خود را با بازداشت دانشجویان دربند که اخیرا توسط دستگاه امنیتی بازداشت شده اند اعلام کردند و خواستار آزادی هر چه سریعتر دانشجویان شدند. این در حالی است که شب گذشته تعدادی از دانشجویان به حراست خوابگاه فراخوانده شده و تهدید شدند که در صورت برگزاری تحصن به شدت با آنها برخورد خواهد شد. امروز نیز کارت های دانشجویان در جلوی درب ورودی چک می شد و در طول تحصن نیروهای حراست و معاونت دانشگاه و خوابگاه در تحصن حضور داشته و دانشجویان را تهدید می کردند. همچنین بسیجیان با شایعه پراکنی سعی در جلوگیری از تحصن و ارعاب دانشجویان داشتند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان با پلاکاردهایی همراه با شعارهایی نظیر، “دانشجویان زندانی را آزاد کنید”، “دانشگاه پادگان نیست”، “ایجاد تشکل های مستقل دانشجویی”، “دانشگاه آخرین سنگر آزادی”، “مجید، میلاد، هادی، فرشید، امیر را آزاد کنید”، “دانشجویان خواستار آزادی آکادمیک هستند”، “گزینش،تفتیش عقاید ممنوع” از درب شمالی دانشگاه با خواندن سرود یار دبستانی به سمت سلف دانشگاه حرکت کردند. دانشجویان در مقابل سلف با سر دادن شعارهای “مرگ بر دیکتاتور”، “میکشم میکشم، آنکه برادرم کشت”، “دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد”، “احمدی پینوشه ایران شیلی نمیشه”، “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد”، “آزادی اندیشه حق مسلم ماست” دانشجویان را به شرکت در تحصن فرا خواندند.

بعد از ۲۰ دقیقه دانشجویان که تعدادشان به بیش از ۴۰۰ نفر می رسید به سمت ساختمان ریاست حرکت کرده و در آنجا تریبون آزاد برگزار کردند. ابتدا بیانیه ی فعالان دانشجویی دانشگاه رجایی توسط هادی صادقی از فعالان سیاسی دانشگاه خوانده شد و سپس بیانیه اخیر وزارت اطلاعات توسط یاسر ریگی دبیر سیاسی انجمن قرائت شد که به شدت محکوم گردید و کذب محض اعلام شد. آرمان زاهدی از دوستان دانشجویان دربند و از فعالان دانشجویی دانشگاه نیز در سخنانی از مسئولان حکومت انتقاد کرده و خواستار آزادی هر چه سریعتر دوستان در بند شد. همچنین دبیر شورای صنفی و تعداد دیگری از دانشجویان به پشت تریبون آمده و اعتراض خود را نسبت به بازداشت دانشجویان دانشگاه رجایی و دیگر دانشگاهها اعلام داشتند و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان شدند.
سه شنبه ۲۷م آذر

۱۳۸۶

تجمع دانشجویان دانشگاه رجایی در اعتراض به بازداشتهای اخیر

تجمع دانشجویان دانشگاه رجایی در اعتراض به بازداشتهای اخیر

تجمع دانشجویان دانشگاه رجایی در اعتراض به بازداشتهای اخیر

تجمع دانشجویان دانشگاه رجایی در اعتراض به بازداشتهای اخیر

سارا خادمی، یکی دیگر از دانشجویان مازندران، بازداشت شد



خبرنامه فعالین مازندران

چهار شنبه 12 دسامبر 2007, بوسيله ى اردوان

در سايت ببينيد : خبرنامه فعالین مازندران
سارا خادمی دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه مازندران دیروز در خوابگاه دختران این دانشگاه دستگیر شده و به مراجع اطلاعاتی بابلسر فرستاده شد. وی از دیروز صبح توسط دو مامور زن تحت تعقیب بوده است. امروز هنگامی که پدر سارا برای پیگیری وضعیت او به دانشگاه مراجعه کرده بود، به وی گفته شد که سارا خادمی در بازداشت نیروهای امنیتی است. پس از پیگیری های وی، ظاهراً به آقای خادمی اطلاع داده اند که دختر وی دست کم تا روز شنبه ی هقته ی آینده تحت بازجویی خواهد بود. این در حالی است که تعداد بازداشت های دانشجویان دانشگاه مازندران امروز به 8 نفر رسیده است. با این که اطلاعات بابلسر هقته ی پیش وعده داده بود که تا یک شنبه همه را آزاد کند، هنوز از سرنوشت این دانشجویان اطلاعی در دست نیست

12.12.2007

اعتراضی بزرگ، به بزرگی اراده رفقایی در بندمان را سازمان دهیم!!


کمیته پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند توسط خانواده‌های این دانشجویان تشکیل شد. این کمیته فعالیت خود را با فراخوان اعتراض به دستگیری ها آغاز کرد .
به حمایت از این فراخوان برخیزیم و جهان متمدن را علیه این تعرض جمهوری اسلامی بسیج کنیم.
امسال دانشجویان دانشگاه تهران، قدرت چپ و رادیکالیسم را با به خطر انداختن زندگی خود به نمایش گذاشتند.
امسال دانشجویان چپ علیه جنگ، علیه تبعیض، علیه نابرابری... به میدان آمدند، در حالی که می دانستند، که در این جنگ نا برابر همه زندانی خواهند شد.
امسال 13 آذر دانشجویان چپ با شعار نه به جنگ و زنده باد آزادی و برابری شبح مارکس را یک بار دیگر بر فراز تهران به پرواز در آوردند.
اکنون رهبران برگزار کننده این اعتراضات، رهبران سوسیالیست و چپ دانشجویی، حماسه سازان 13 آذر را زندانی کرده اند.
اکنون زمانی است که قدرت چپ در سراسر دنیا را به برای آزادی رفقایمان بسیج کنیم.
این فراخوان را امضا کنید، به دوستان و آشنایانتان ارسال کنید
متن انگلیسی این فراخوان را در خارج کشور به دانشگاه های مختلف ببرید. آن را برای اتحادیه های کارگری و فعالان حقوق بشر در کشور هایی که در آن زندگی می کنید ارسال کنید
ما می توانیم و باید دنیا متمدن را برای آزادی رفقایی در بندمان بسیج کنیم.
برای امضای این فراخوان نام خود را به آدرس اینترنتی
seeking.committee@gmail.com
ارسال کنید. در خبررسانی و جمع‌آوری امضا این کمیته را یاری دهید. از وبلاگ کمیته
http://13azar.blogspot.com
روزا آرمان10.12.2007
http://ngah-degar.blogfa.com



پيك نت:شعارتحريم انتخابات تظاهرات دانشجويان چپ دنباله روي ازطبرزدي است


خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي
سايت خبري پيك نت كه مدافع مواضع اصلاح طلبان است و پيشتر نيزدرمراسم آذرماه سال گذشته عملكرد دانشجويان دانشگاه پلي تكنيك را مورد تخطئه قرارداده وآنراتندروي خوانده بود اين بار با حمله به تظاهرات دانشجويان چپ دردانشگاه تهران و كم فروغ خواندن تظاهرات شان آنانرا دنباله رو طبرزدي خوانده وادعا نموده كه تحريم انتخابات «بازي امنيتي» است كه قبلاً حشمت اله طبرزدي قرباني آن شده واين باربه نام چپ گرايي به «صحنه آورده شده است»ازقرارمعلوم ازنظرپيك نت شركت درانتخاباتي كه با نظارت استصوابي شوراي نگهبان جمهوري اسلامي برگزارمي شود عين مبارزه است و تحريم انتخابات كه يكي ازگزينه هاي دراختيارملت است ازسوي هركس باشد بازي امنيتي خواهد بود اين درحالي است كه طبرزدي و شماري ازدانشجويان شركت كننده درتظاهرات اخيردرزندان اوين بسر مي برند و نويسندگان پيك
نت درآن سوي مرزبا فراغ بال به تحليل نشسته اند.

مراسم 16 آذر در دانشکده ی فنی و مهندسی آزاد کرمانشاه برگزار شد



دیروز پنج شنبه پانزدهم آذر ماه دانشکده ی فنی و مهندسی آزاد کرمانشاه روز سرخی را پشت سر گذاشت.بيش از هفتصد تن از دانشجويان اين دانشگاه با برگزاری مراسمی در بزرگ داشت روز دانشجو در محوطه ی دانشکده موضع خود را در برابر نظام سرمايه داری جهانی و امپرياليسم اعلام کردند و به مخالفت با نظام ارتجاع سياه و بورژوازی پرداختند.
ساعت يازده امروز صبح جمعی از دانشجويان با پخش سرود و برپا داشتن پلاکارد هايی که مواضع خود را بر آن حک کرده بودند به صورت خودجوش به اعتراض پرداختند. اين عمل دانشجويان با موضع گيری حراست دانشگاه و قطع سرود و تذکر به دانشجويان مواجه شد. ولی آن ها مراسم خود را ادامه دادند.
دانشجويان با برافراشتن پلاکارد هايی که بر آن ها شعارهايی از قبيل :
"جز زنجيرهايمان چيزی برای از دست دادن نداريم" .
" دانشگاه زندان نيست " .
"ممنوعيت ممنوع است".
"نان. صلح . آزادی".
" کارگر.دانشجو اتحاد اتحاد".
"جنگ نکن. عشق بورز" و ... ديده می شد و نيز با بالا بردن تصوير ارنستو چه گوارا با شعار "ما زنده ايم " اعتراض خود را به وضع حاکم بر دانشگاه.کشور. و جهان اعلام کردند.
پس از آن بيانيه ای که توسط دانشجويان تنظيم شده بود توسط يکی از آن ها ايراد شد که با تشويق شديد و کف زدن ساير دانشجويان همراه شد. با وجود قطع سرود از سوی حراست دانشگاه دانشجويان به صورت دسته جمعی ضمن کف زدن به خواندن سرود يار دبستانی پرداختند. پس از آن يکی ديگر از دانشجويان مطلبی در باب گرامی داشت روز دانشجو و ستايش سه دانشجوی شهيد جنبش دانشجويی ايراد کرد. اين سخنان که بخش پايانی برنامه را تشکيل می داد با فرياد های بلند يا مرگ يا آزادی از طرف دانشجويان مورد حمايت قرار گرفت.

بيانيه دانشجويان دانشگاه آزادکرمانشاه

به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو

شانزدهم آذر ماه نماد بيداری دانشگاه در برابر حاکمان و يادآور استبدادستيزی فرزندان ملت است. دانشجو سکاندار هدايت و رهبری لايه‏های زيرين اجتماع در زمينه‏ی فکر و انديشه بوده و نام دانشجو همواره با انديشه، انتقاد و اعتراض گره خورده‏است. ما دانشجويان اعلام مي‏داريم فصل جديدی در تاريخ دانشگاه در اين مرز و بوم آغاز شده‏است. اقدامات کودتاگونه‏ی فرهنگی و حتی نظامی و ايجاد جو خفقان و بازداشت و سرکوب نتوانسته‏است دانشگاه را به مکان مورد نظر حاکميت تبديل سازد و امروز دانشجو بيدارتر از هميشه، استاده بر پای خود برای خواسته‏های خود و خلق خود فرياد سر مي‏دهد. آگاهی دانشجو از اين حقيقت که او بخش مهمی از جنبش رشد و تکامل اجتماعی جامعه بوده و در ارتباط و هم‏سرنوشتی با ديگر جنبش‏های پيشروی اجتماع است، دانشجو را در صف اول مبارزه قرار داده و به عنوان متحد مبارزات کارگران، زنان و توده‏های ستمديده مطرح مي‏کند. دانشجو امروز با آگاهی از اين حقيقت و با اعلام اينکه آينده را تنها با دست خود و بر شانه‏های ملت، و نه با ذره‏ای اعتماد به لايه‏های قدرت داخلی و خارجی خواهد ساخت، خواسته‏های خود را به شرح زير دنبال مي‏کند:
1- دانشگاه آزاد اسلامی نماد شکست خوردگی اقتصاد بازار و واهی بودن وعده‏ی آزادی و دموکراسی از طريق مشارکت مالی در اداره‏ی دولت است. دانشجويان ضمن مخالفت با نحوه‏ی اداره‏ی سيستم بوروکراتيک دانشگاه آزاد و همچنين اعلام مخالفت جدی با دخالت دولت در اداره‏ی آن، خواستار کناره‏گيری هيأت حاکمه‏ی اين امپراتوری و اداره‏ی مجموعه‏ی دانشگاه به‏صورت شورايی و زير نظر شوراهای منتخب متشکل از دانشجويان هستند.
2- ما دانشجويان ، نسبت به سيستم بوروکراتيک اداره‏ی دانشگاه‏ها و نيز شيوع فساد اداری و سوءاستفاده از قدرت در آن هشدار داده و با بيان آنکه حوادث دانشگاه رازی هرگز از ياد ما نمي‏رود، نسبت به آنچه در دانشگاه مي‏گذرد اعلام آگاهی مي‏کنيم.
3- ما دانشجويان نسبت به فضای شبه نظامی و امنيتی دانشگاه‏ها و حضور نظاميان و شبه نظاميان مرتبط با نهادهای بي‏ربط با دانشگاه در اين محيط به بهانه‏های نخ‏نما و کليشه‏ای مخالفيم و خواستار حفظ مصونيت دانشگاه هستيم.
4- ما دانشجويان نسبت به تفکيک و تبعيض جنسيتی حاکم در محيط دانشگاه، توهين و هتک حرمت دانشجو و تجاوز به حريم شخصی دانشجويان به شدت معترضيم و هيچ کس را در مقامی که مجاز به سلب آزادی انسان‏ها و تهديد و توهين به ما باشد نمي‏بينيم.
5- ما دانشجويان نسبت به فضای بسته‏ی فکری حاکم در دانشگاه معترضيم و دانشگاه و هيأت حاکمه را که از پول دانشجو تغذيه مي‏شوند در صلاحيت ايجاد محدوديت برای فکر و انديشه‏ی دانشجو نمي‏دانيم. ما خواهان بيان آزادانه‏ی افکار و انديشه‏های خود در محيط دانشگاه هستيم.
6- ما دانشجويان نسبت به شهريه‏ی پرداختی به شدت معترضيم و خواستار متناسب شدن اين مبلغ با امکانات واحدهای آموزشی و سطح علمی آن مي‏باشيم.
7- ما دانشجويان خواهان آزادی فوری و بي‏قيد و شرط کليه‏ی دانشجويان زندانی و اسير، بويژه دانشجويان دانشگاه پلي‏تکنيک، دانشگاه تهران و دانشگاه رازی کرمانشاه هستيم.
8- ما دانشجويان خود را همبسته‏ی هميشگی طبقه‏ی کارگر و جنبش زنان مي‏دانيم. ما از مطالبات کارگران به شدت دفاع کرده و نيز خواهان لغو قوانين ضد زن و رفع هرگونه تبعيض جنسی و محدوديت بر عليه زنان هستيم.
9- ما خواهان برچيده شدن سيستم کميته‏های انضباطی و لغو کليه‏ی احکام هستيم و دانشگاه سرمايه‏مدار را در صلاحيت رسيدگی به چنين مواردی نمي‏دانيم.
10- ما دانشجويان ضمن اعلام بيزاری از نظام سلطه‏ی جهانی و اعلام امپرياليسم به عنوان دشمن شـماره يک ملت‏های جهان سوم، با هرگونه دخالت خارجي، اعم از نظامی و يا به صورت تحريم‏های اقتصادی و صدور قطعنامه‏های تهديدآميز از سوی سازمان دول به شدت مخالف بوده و خواهان برقراری صلح در تمام جهان هستيم.

امروز دانشگاه سنگری برای پاسداری از حقوق و آزادي‏های ملت است، تا رسيدن به خواسته‏های مردم، هر روزمان روز دانشجوست.

06.12.2007

بازداشت دست کم ده دانشجوی دیگر در ادامه روند دستگیری فعالین چپ


روند بازداشت گسترده فعالین دانشجویی که با نزدیک شدن شانزدهم آذرماه شدت یافته کماکان ادامه داد. بنابر گزارش های رسیده شش دانشجو و فعال چپ دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.

نسیم سلطان بیگی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، مجید اشرف نژاد، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی، علی سالم، فارغ التحصیل دانشگاه امیرکبیر، محسن ثقفی و محسن غمین، دانشجوی پلی تکنیک شب گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شده اند.

کیوان امیری الیاسی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف نیز ظهر دیروز 12 آذرماه توسط افراد لباس شخصی دستگیر شده است.

همچنین بابک پاشا جاوید، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک که به وزارت اطلاعات احضار شده بود در بازداشت بسر می برد.

از عابد توانچه، دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر و فعال چپ نیز اطلاعی در دست نیست و به احتمال قوی وی نیز بازداشت شده است.

حداقل سه تن از دانشجویان شرکت کننده در تجمع امروز دانشگاه تهران نیز توسط نیروهای امنیتی در داخل دانشگاه بازداشت شده اند. حسین بابایی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده آفتابکاران و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، روزبه فقیهی و کریم آسایش از جمله دستگیرشدگان هستند.

لازم به یادآوری است، در روزهای گذشته سعید حبیبی ( عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)، الناز جمشیدی، انوشه آزادفر، احسان آزادفر، مهدی گرایلو ونادر احسنی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران، میلاد معینی، آرش پاکزاد ، حسن معارفی و بهرنگ زندی نیز از سوی مأموران امنیتی دستگیر شده اند.

از وضعیت کلیه بازداشت شدگان و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.

کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

Student committee of
human right reporters

شماره 388-۲۰۰۷
13 آذر 1386




رهایی از کمیاب گیوکی، عضو انجمن اسلامی خواجه نصیر، هم شکایت کرد




خبرنامه امیرکبیر: علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، از یکی دیگر از دانشجویان به خاطر آن چه شرکت در مراسم غیرقانونی می خواند به کمیته انضباطی مرکزی، وزارت علوم شکایت کرد.

در پی صدور احکام سنگین چندین سال حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری، تریبون آزادی در اعتراض به این احکام در تاریخ 30 مهرماه با عنوان «ستاره ها در اوین» در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد. دانشجویان دانشگاه های مختلف تهران در این مراسم شرکت داشتند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر کمیاب گیوکی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، با شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر به کمیته انضباطی مرکزی احضار شد. اتهامات این دانشجو شرکت در تریبون آزاد غیرقانونی، ایراد خسارات متعدد جانی و مالی به دانشگاه امیرکبیر عنوان شده است.

پیش از این علیرضا رهایی از علی وفقی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز شکایت مشابهی کرده بود. رهایی همچنین از کلیه دانشجویان پلی تکنیک که طی یک سال اخیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند به اتهام اخلال در نظم دانشگاه به نهادهای قضایی شکایت کرده است.

03.12.2007

پیگردِ دانشجویان چپ هنوز ادامه دارد


آخرین خبرهای دریافتی از منابع دانشجویان چپ کارگری حکایت از ناپدید شدن دو دانشجوی وابسته به این جریان دارد.
خبرها حاکیست که آقای علی سالم، از دانشجویان فاغ التحصیل پلی تکنیک و از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری و شورای همکاری فعالین و گروه های کارگری از دیروز بعد از ظهر مفقود گشته و تلفن همراه وی خاموش می باشد.
همچنین گفته می شود خانم نسیم سلطان بیگی از دانشجویان چپ کارگری دانشگاه علامه و از اعضای فعال کمیته آموزشی کمیته پیگیری ... نیز از دیشب جزو مفقودین بوده و تلفن همراه ایشان نیز خاموش گشته است.
رفقای این دانشجویان اعلام داشته اند که ایشان بر سر قرارها حاضر نشده و مطمئنا از بازداشت شدگان می باشند.
همچنین دوستان بابک پاشا جاوید، دانشجوی سوسیالیست پلی تکنیک و یکی از احضار شدگان به وزارت اطلاعات اعلام داشته اند که تلفن همراه او ساعاتی است که خاموش شده و اطلاعی از وی ندارند.
خانواده ی محسن ثقفی نیز اعلام داشته اند که وی دیشب توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت گشته است.
سلام دمکرات
سه شنبه 4 دسامبر 2007, بوسيله ى دیاکو





حمایت انجمنهای اسلامی از دانشجویان آذربایجانی

• انجمن های اسلامی بیست دانشگاه کشور با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض به دستگیری گسترده ی دانشجویان آذربایجانی در یک ساله ی اخیر از عدم پشتیبانی کافی فعالین حقوق بشری از این دانشجویان انتقاد کرده اند ...
بی شک در جامعه کنونی ایران ، دانشجویان مهمترین و موثرترین جریان سیاسی منتقد حاکمیت را تشکیل می دهند. دستگیری های گسترده دانشجویان و محکومیت های قضایی آنها ، احکام متعدد کمیته های انضباطی و محدودیت های بی شمار ایجاد شده در مقابل تشکل های مستقل دانشجویی موید این مطلب است.
در این بین دانشجویان آذربایجانی با داشتن بدنه ای گسترده در دانشگاههای مختلف کشور و با اتکا به پایگاه مردمی خود پس از حرکت های خرداد ماه ٨۵ بسیار مستحکمتر شده اند و بخش بزرگی از فعالیت های دانشجویی را به خود اختصاص داده اند ، به گونه ای که تنها در یک سال گذشته بیش از ۵۰ تن از دانشجویان هویت طلب ترک زبان با برخوردهای انضباطی و قضایی مواجه شده اند.
دانشجویان آذربایجانی با رعایت چارچوب های دموکراتیک در جهت احقاق حقوق اولیه انسانی گام بر می دارند و توجه خود را به حل مسائل ملی و قومی معطوف می کنند. اما در این میان با وجود تلاشهایی که جهت مطرح نمودن این فشارها و برخوردها و کاهش هزینه های فعالیت های دانشجویی انجام گرفته است ، دانشجویان هویت طلب در دانشگاههای کشور مورد کم توجهی قرار گرفته اند و علی رغم زندان ، بازداشت و محرومیت از تحصیل و تهدید خانواده ها ی فعالین دانشجویی ، همچنان صدای رسایی از سایر فعالین حقوق بشر به گوش نمی رسد.
ما امضا کنندگان این بیانیه ، همراهی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی در نشست دفتر تحکیم وحدت را پس از شش سال که در راستای همگرایی تشکیلاتی و به عنوان راهگشای برقراری ارتباط بین فعالین دانشجویی هویت طلب و دموکراسی خواه می باشد را به فال نیک گرفته و این ارتباطات را با وجود برخی مشکلات ، نیازی اجتناب ناپذیر می دانیم و برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان هویت طلب و احضارها و احکام کمیته های انضباطی دانشگاه تبریز و زندانی شدن تعدادی ازدانشجویان دانشگاههای دیگر را محکوم می کنیم.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علو پزشکی مشهد (فراکسیون مدرن)
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علو پزشکی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان (دانشکده ادبیات)
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران (صنعتی بابل)
انجمن دمکراسی خواه دانشگاه تهران
مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه ۲ آذر ۱٣٨۶ - ۲٣ نوامبر ۲۰۰۷

متن نامه خانواده دانشجوی دربند علی عزیزی در مورد علل دستگیری و وضعیت وی



بعد از اینکه احمدی نژاد از آمریکا برگشت و اونجوری که فکر می کنم خودتون هم می دونید توی دانشگاه کلمبیا حیثیت و آبروی خودشو و ما رو زیر سوال برد برگشت ایران تا اینجا بتونه بطوره دیگری ظاهر سازی بکنه . از تقریبا همان زمان بود که دوباره سرو صدا ها بلندتر شد و همه از احمدی نژاد به خاطر بردن آبروی ما توی دانشگاه کلمبیا ازش انتقاد می کردند مخصوصا دانشجوهای دانشگاههای امیرکبیر و دانشگاه تهران و چند تا دانشگاههای شهرستان ها شروع به اعتراض شدید شدند .

بعد از این ماجرا احمدی نژاد تصمیم گرفت به دانشگاه تهران برود و به خیال خودش آبروی ریخته خود در دانشگاه کلمبیا را توی تهران برگردونه .خوب دانشجو ها هم ازش خواستند که آنها هم مانند دانشجویان و اساتید دانشگاه کلمبیا با احمدی نژاد یک نشست داشته باشند ولی احمدی نژاد که نمی خواست بیشتر آبروش بره نمی خواست با دانشجویانی که سوال داشتند صحبت بکند چون می دانست بیشتر از اون جوری که توی امریکا آبرویش را بردند بدترش اینجا اتفاق می افتد به همین خاطر از شب قبل از روز سخنرانی اقدام به تعقیب و دستگیری یک سرس از دانشجویان ستاره دار که می خواستند بیایند و سوالات خودشونو بپرسند و فقط همین ولی دولت نمیخواست که آنها در جلسه سخنرانی احمدی نژاد شرکت کنند منجمله علی عزیزی و علی نیکو نسبتی که او هم چند روز پس از دستگیری علی، در روزی که آرمان صداقتی آزاد شد از خانه پدریش دستگیر شد و از علی نیکو نسبتی هم خبری در دست نیست

مثل اینکه راست میگن بند 209 اوین همیشه باید مشتری داشته باشد چون وقتی آرمان صداقتی آزاد شد بلافاصله در همان روز علی نیکو نسبتی با وضعی مشابه علی دستگیر شد .

همه چیز از شب قبل از سخنرانی احمدی نژاد توی دانشگاه تهران شروع شد

همان شب یعنی شب قبل از سخنرانی احمدی نژاد توی دانشگاه تهران وقتی علی اومد خونه گفت که یک ماشین که چند نفر هم توش بودن دونبالشونه و یک ماشین هم توی کوچه منتظرشون بوده چون شیشه هاش خیلی خیلی غبار گرفته بود مثل اینکه چند نفر مدت زیادی توش باشن و نفس بکشن که شیشه ها همه حالت مه گرفته بود .

نمیخواستند بذارن علی از خونه بیاد بیرون و بره توی سخنرانی احمدی نژاد شرکت کنه و چند نفر با چند تا ماشین شب تا صبح اونجا بودن و کشیک می کشیدند که علی از خونه بیرون نیاد به هر حال صبح شد و تا موقعی که سخنرانی احمدی نژاد تمام نشده بود که تقریبا ساعت 12 یا 1 بعد از ظهر اونجا بودن و بعدش که سخنرانی تموم شده بود رفتن و دیگر ندیدمشون .

تا اینکه چنین روز بعد از اون ماجرا دوباره سر و کله چند تا مامور دور و بر خونمون پیدا شد

مثل اینکه بعد از سخنرانی با اعتراض شدید دانشگاهها بویژه دانشگاههای امیرکبیر، تهران ،علامه و یک سری دانشگاه دیگه همراه شده بود.

فکر کنم روز شنبه بود قبل از دستگیری علی، من یک روز صبح از خونه میومدم بیرون 2 تا مامور با یک ماشین سمند جلوی من رو گرفتن و از من کارت شناسایی خواستن و عنوان کردند که یک ماشین دزدی شده و داخل آن مواد مخدر بوده و من هم گفتم که اصلا ماشین ندارم .

برای من کاملا واضح بود که دروغ می گفتند بیسیم را برداشت و داشت با یک نفر صحبت می کرد که من بشنوم راجع به ماشین دزدی صحبت می کنند بعدش رفت آنطرف تر و حرفهای اصلی خودشونو زدند . برام مشخص بود که چقدر دروغ می گفتند و گذشت تا اینکه دوشنبه یعنی دو روز بعد از اون قضیه ریختن توی خونه ما با یا 3 تا مامور با یکی دوتا سرباز مسلح اومدن درب منزل و زنگ همسایه پایینی ما را می زنند و خودشون رو مامور گاز و آب معرفی می کنند و همسایه ما هم درب رو باز می کند و از پله ها بالا می آیند و با شکستن شیشه وارد منزل می شوند

مامان هم که تازه اومده بود از ترس حالش بد می شه و اصلا اهمیتی نداده بودند که مادر من می ترسه و ممکنه اتفاقی براش بیفته ولی بدون کوچکترین ملاحظه با بدترین برخوردی که با یک آدمکش می شود انجام داد و با تهدید اسلحه و نشانه گرفتن علی شروع به گشتن لوازم منزل کردند .

اگه بخوان یک آدم کش رو بگیرن فکر نمی کنم اینطوری باشه که اینها اومدن با ایجاد رعب و وحشت که انگار با یک باند آدم کش روبرو شدند علی هم بهشون میگه آقایان آروم باشید من اینجا هستم هیچ جایی هم نمی روم ولی اونها با اسلحه تهدید می کردند و رو به علی اسلحه کشیدند و به دستهاش دستبند زدند و هیچ حکمی برای وارد شدن به خونه به ما نشان ندادند و حالا نمی دونم که حکمی هم داشتند یا نه .تمامی اثاثیه خونه رو گشتن و هر چیزی که می خواستن رو با خودشون بردن بدون اینکه مجوزی برای این کار به ما نشون بدن که آیا اجازه گشتن وسایل منزل رو دارند

آنجا منزل پدری علی است کی اجازه داده وسایل خانه را بگردند

وسایل منزل به علی چه ربطی داره خونه پدریشه .تمامی وسایل شخصی عکسهای خانوادگی ، کامپیوتر دفترچه های تلفن بابا ، دفتر کارش و ماهواره که اصلا چه ربطی به علی داره را هم بردن.

الان که یک هفته از دستگیریش می گذرد معلوم نیست کجاست.

اینطوری که خودشون میگن قرار بازداشت موقت فقط تا 24 ساعت می باشد و از اون به بعد باید یا حکم قرار صادر بشود یا پرونده ای تشکیل بشه که بشه پیگیری کرد اما بعد از گذشت یک هفته هیچ جوابی به ما نمی دهند. نمیدونم کجا باید برم .دادگاه هم میگه هنوز پروندش نیومده و تشکیل پرونده نشده چون هیچ چیزی ندارن که پرونده بکنند.

اونها حتی به مسائل اخلاقی و اسلامی هم توجهی ندارند چرا از آن موقعی که دنبالش بودند هیچ کاری نکردند وتلفن ما را شنود می کردند و میدونستند که عروسی من کی است و دو روز مونده به عروسی من اومدن علی رو بردن و وقتی ازشون در خواست کردیم اجازه بدن در مراسم با قید سند به همراه مامور شرکت بکند ممانعت بعمل آوردند و می خواستند علی و ما را از لحاظ روحی و روانی در شرایط بدی قرار بدن .

به هر حال الان علی را بردند و تا چند روز ما از علی عزیزی خبری نداشتیم تا اینکه بعد از چند روز با تماسهای کوتاهی از علی شروع شد . تماسها خیلی کوتاه و مختصر انجام می شد . فقط می گفت حالم خوبه حالا من نمی دونم که در چه شرایطی قرار داره ، کسی هم در مواقع تماس کنارش می نشست و شنود می کردند که چه حرفهایی رد و بدل می شود .

مادر من (مادر علی) هم هر روز به دادگاه انقلاب میرود تا بتواند قاضی پرونده که گویا آقای حداد می باشد را ببیند ولی اجازه ملاقات با قاضی را نمیدادند .

در تماسهایی که با علی داشتیم ،می گفت که برای من لباس بیاورید اینجا سرد است و لباس کافی نداریم و همچنین یکی دوتا شال خواسته بود چون خودش گفته بود که کمر درد دارد و نگفت به چه دلیلی کمردرد گرفته چون احتمالا اجازه چنین کاری را نمیدادند

بالاخره پس از گذشت 14 روز از بازداشت علی عزیزی مادرم توانست یک وقت ملاقات با قاضی که منجر اجازه ملاقات با علی شد .

مادرم که از این خبر بسیار خوشحال شده بود به همراه پدر با در دست داشتن حکم قاضی برای ملاقات با علی راهی زندان اوین می شوند که برخورد مامورین زندان مواجه می شوند و از ملاقات علی با خانواده اش امتناع می کنند در حالی که مقام عالی قضایی یعنی قاضی پرونده اجازه ملاقات را صادرکرده است . نمیدانم مگر مامورین زندان در چه مقامی قرار دارند

اگرمقام بالاتری نسبت به قاضی پرونده در دادگاه انقلاب را دارند پس خودشان علی را محاکمه بکنند چرا علی عزیزی را به دادگاه می برند .

خانواده علی عزیزی از این برخورد و حرکت مامورین زندان اوین بسیار ناراحت شده اند به طوری که مادرم (مادرعلی) را پس از آوردن به خانه به اورژانس انتقال داده اند و تحت مراقبتهای ویژه قرار گرفته است .

خودتان را بجای مادرعلی عزیزی بگذارید که چه احساسی پیدا می کنید که بعد از گذشت 2 هفته که از بردن پسرتان را جلوی چشمهایتان با اون وضع بسیاربد و زننده که انگار یک قاتل را به دام انداخته اند، را با خود ببرند منتظر دیدار با پسرتان هستید افرادی که اصلا در هیچ مقامی از لحاظ قضاوت نیستند حکم قاضی دادگاه انقلاب را رد می کنند .توضیح : این متن از سوی یکی از افراد خانواده آقای عزیزی برای تشکل IRAN SOS ارسال گردیده.


با حضور دانشجویان انجام شد

آغاز رایزنی ها برای برگزاری "نشست ملی صلح"



میزان نیوز:رایزنی ها برای برگزاری "نشست ملی صلح" آغاز شد. بر این اساس اولین نشست از سلسله نشست های "هم اندیشی کمیته موقت ملی صلح با گروه های مختلف اجتماعی ایران" روز دوشنبه پنجم آذرماه 1386 با نمایندگان دانشجویان برگزارشد.
كميته موقت صلح كه در "كانون مدافعان حقوق بشر" تشكيل شده است كار خود را بعنوان جنبش اجتماعي صلح دوستان ايران جهت مقابله با خطرهاي تهديد كننده صلح در ايران ، آغاز کرده است.
بنابراین اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای شورای تهران تحکیم (نمایندگان و دبیران انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران) در این نشست حاضر شدند تا در خصوص ضرورت طرح این بحث و ارتباط آن با شعار مطرح شده یعنی "جنگ نه، صلح و حقوق بشر آری" با اعضای کمیته صلح گفت و گو کنند.
اما این نشست تنها به طرح این نکات محدود نشد. چگونگی کمک دانشجویان به طرح این ایده و گسترش آن در سطح دانشگاه ها موضعات دیگری بود که در این نشست به آن ها پرداخته شد.
به گزارش روابط عمومي كانون مدافعان حقوق بشر، در ابتدای این نشست چند تن از اعضای کمیته موقت صلح دیدگاه های خود را در خصوص این ایده و اینکه چرا دانشجویان به عنوان اولین گروه از گروه های اجتماعی دعوت شده اند را مطرح کردند.
به اعتقاد آنان طرح مسأله صلح از سوی نیروهای دموکراسی خواه می تواند به جلوگیری از جنگ و یا کاهش هزینه های آن کمک کند. البته اعضای موقت کمیته صلح برای صلح قیدی نیز داشتند. "صلحی که حقوق همه انسان ها در آن مراعات شود.
"شيرين عبادي" برنده جايزه صلح نوبل روز دوشنبه 28 آبان ماه 1386 در فراخواني خبرتشكيل "شوراي ملي صلح" را اعلام كرده بود. دعوتی که بسياري از فعالان سياسي و فرهنگي به دلیل نگراني ازشرايط موجود در عرصه داخلي و در سطح بين المللي وطرح موضوع جنگ واخبار وگزارشات مربوط به آن جواب مثبت دادند.
بنابراین رایزنی با گروه های اجتماعی ضرورتی انکار ناپذیر تشخیص داده شد و دانشجویان به عنوان یکی از فعالترین گروه های اجتماعی اولین گزینه این انتخاب بودند. چرا که "دانشگاه تنها نهاد مرتبط با مردم است. اگر دانشگاه باتفاوت باشد جامعه نیز با تفاوت می شود. بنابراین لازم است دانشجو به لحاظ نظری مجاب شود که این کار تا چه اندازه مؤثر است."
در این نشست هم اندیشی با طرح این دیدگاه که دوره جدیدی برای جنبش دانشجویی آغاز شده است، شعار جدیدی در این شرائط برای جنبش دانشجویی قابل طرح دانسته شد. "نه سازش، نه جنگ، تعامل." این شعار، شعار دوران ساز دانسته شد که دانشجو می تواند کمک کند تا این مسأله آرام آرام مسأله مردم شود. بر این اساس بررسی تفاوت صلح و سازش بدین گونه توضیح داده شد. "در سازش سر مردم کلاه می رود. در صلح همه سود می برند."
یکNGO می تواند شعار جنگ دهد اما یک کشور باید با نظر مردم خویش وارد جنگ یا صلح شود. بنابراین آنان لازم دیدند تا در این نشست، تحلیلی کوتاه از شرایط ایران و جهان ارائه دهند. "چرا که هر جنگ نظامی می تواند ما را 40 سال عقب بیاندازد."
وجود یک گرایش تند رو در داخل حاکمیت که حیات خود را در بحران می بیند موضوع دیگری بود که در این نشست مطرح شد. "حکومت هایی که زیست در بحران می کنند، این زیست می تواند به جنگ منجر شود. زیست در بحران باعث حذف می شود، حالت فوق العاده مطرح می شود و همه مشکلات را می توان به گردن بحران انداخت. زیست در بحران پروژه سازندگی را عقب می اندازد. زیست در بحران باعث شده است تا جناح های تند رو در حاکمیت جناح های معتدل تر را حذف کنند. چرا که هر بار شعار جنگ سر داده شده، جناح معقول تر نظام کنار زده شده اند." براین اساس انتساب اتهام براندازی نرم به طرفداران اکبرهاشمی رفسنجانی در این راستا ارزیابی شد. "تا همه نارسایی ها به گردن آنها بیفتد." سپس این نتیجه گرفته شد که استمرار بحران به حذف جناح معقول تر منتهی می شود. همچنین در حالتی دیگرآثار تشدید تحریم ها بدتر از جنگ ارزیابی شد.

دانشجویان شرکت کننده در این نشست نیز دیدگاه های خود را مطرح کردند. ورود به گفتمان استدلالی ضرورتی بود که دانشجویان بر آن تأکید داشتند. "چرا که محیط دانشگاه چون و چرایی است." بنابراین شفاف سازی و عیان کردن این واقعیت که جنگ تا چه اندازه می تواند روند "دموکراسی ملی" را کند ضروری دانسته شد.
"بی اطلاعی مردم - حتی در سطح نخبگان - از خطر جنگ" و"برخوردهای احتمالی با صلح خواهان"، نگرانی هایی بود که دانشجویان مطرح کردند. آنان همچنین با طرح سؤالاتی از دغدغه های خود گفتند.
"چه مکانیزمی در این خصوص که حرکت ضد جنگ بر افکار عمومی جهان تأثیر بگذارد اما تغییری در رفتار حاکمیت جمهوری اسلامی ایجاد نشود، اندیشیده شده است"، "چه امتیازی در قالب این کار که قرار است انجام شود از حاکمیت در راستای حقوق بشر گرفته می شود"، "چه کارهایی قرار است انجام شود"، "تلاش کردیم مسأله جنگ حل شد، مساله حقوق بشر کجا قرار دارد"، "آیا قرار است سرباز حکومت شویم" و "آیا این وزن را داریم تا با جامعه جهانی تعامل کنیم" سؤالاتی بود که در این نشست مطرح شد.
طرح این موضوع که "حرکت ما بی تأثیر است، رخداد حتمی است" به این مسأله اشاره شد که برخی ممکن است نگاه فرصت طلبانه نسبت به صلح داشته اند یعنی اینکه اگر صلح می خواهیم باید به حکومت برگردیم.
پس از طرح دغدغه دانشجویان واین دیدگاه که عده ای معتقدند "حمله در بلند مدت باعث پیشرفت می شود"، اعضای کمیته موقت صلح لازم دیدند تا توضیحاتی ارائه کنند. عراق، افغانستان و یوگسلاوی کشورهایی بودند که در این نشست برای بررسی بیشتر به عنوان نمونه مطرح شدند.
بنابراین تأکید شد که "حمله امریکا به ایران نتنها منجر به دموکراسی نمی شود بلکه جنگ، دموکراسی ملی را در ایران عقب می برد. پس باید نسبت نسبت به آن حساس بود."
با این استدلال ها بود که همگان بر این مسأله تأکید داشتند که "حالت بحران به ضرر ماست، پس هرکس با جنگ مخالفت کند متحد راهبردی ما می شود. چرا که اگر حمله صورت گیرد باز ما قربانی هستیم. می خواهیم بیشتر نبازیم و از آنجا که سیاستمداران واقع بینی هستیم اگر این حرکت منجر به آن شود که حمله ای صورت نگیرد آن وقت است که امکان تقویت نهادهای مدنی فراهم می شود. دموکراسی درجامعه مدنی خواهد بود. در این شرایط نیروهایی که صلح می خواسته اند مطرح می شوند."
آنان با تأکید براینکه "اگر تیز هوش باشیم می توانیم ضرر و زیان را کنترل کنیم، اعلام کردند که "ما با حرکت خودمان می توانیم از حوادث شبیه عراق در دوران صدام حسین جلوگیری کنیم" بنابراین موضعگیری دانشجویان در خصوص مسایل هم لازم و ضروری و هم موثر ارزیابی شد.
"برگزاری برنامه هایی در دانشگاه ها با توجه به نزدیکی به روز 16 آذر"، "طرح موضوعاتی که به مسایل ملی مربوط می شود در بیانیه ها" ، "نشست با اساتید و چهره های سیاسی" و "ضرورت تشکیل کمیته دانشجویی صلح" جمعبندی پایانی این نشست به عنوان کار مشترک بود.
راهکاری که می تواند همبستگی با همه ی جنبش های صلح طلب جهان را به همراه داشته و صدای صلح دوستی مردم ایران را به گوش همه ی جهانیان برساند، تا خطرات تهدید کننده صلح را محدود کند .26.11.2008




ادامه تجمعات اعتراضی دانشجویان: امیرکبیر، شاهرود، اصفهان، سیستان و بلوچستان، گزارش کامل همراه با عکس



خبرنامه امیرکبیر: روز دوشنبه 21 آبان ماه، تجمعات اعتراضی دانشجویان در چند دانشگاه کشور از جمله دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شاهرود و دانشگاه سیستان و بلوچستان ادامه یافت.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، محور اصلی این تجمعات اعتراض به تداوم بازداشت سه دانشجوی شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر، ادامه روند بازداشت دانشجویان و مسائل و مشکلات صنفی بود. تجمعات برگزار شده در 4 دانشگاه سطح کشور در حالی بود که جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران قصد داشتند با شرکت در مراسم سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه علم و صنعت، سوالات خود را از وی بپرسند که با دخالت گسترده نیروهای امنیتی نتوانستند وارد این دانشگاه شوند.


دانشگاه امیرکبیر: تعطیلی کلاس های دانشکده ریاضی و اعتراض به بازداشت معصومه منصوری

در حالی که نزدیک به سه هفته از بازداشت معصومه (ایران) منصوری توسط دادگاه انقلاب می گذرد، دانشجویان و اساتید دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر در اعتراض به بازداشت این دانشجو کلاس های درس خود را در روز دوشنبه، 21 آبان، تعطیل کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان در حالی که پلاکارد و عکس هایی از معصومه منصوری در دست داشتند در دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر تحصن کردند. دانشجویان سپس به صحن دانشگاه رفتند و تحصن خود را در صحن دانشگاه ادامه دادند.

در پلاکاردهایی که دست دانشجویان بود، نوشته شده بود: «432 ساعت بازداشت، تاوان کدامین گناه؟!»، «منصوری دانشجوی این دانشکده نیست؟!». در این تجمع نزدیک به 100 نفر از دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر حضور داشتند.

در بیانیه ای که توسط دانشجویان معترض منتشر شد، آمده است: «18 روز از بازداشت بدون دلیل هم کلاسیمان، ایران (معصومه) منصوری می گذرد و بعد از 14 روز بی خبری کامل از وضعیت و محل بازداشت، مسئولین تنها به دادن اطلاعاتی جزئی از محل نگهداری او اکتفا نموده اند.» در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «با توجه به این که ایران (معصومه) منصوری دانشجوی دانشگاه امیرکبیر می باشد، کمترین مسئولیت دانشگاه در قبال این دانشجو پیگیری وضعیت و حمایت از او برای برخورداری از حقوق قانونی، از جمله اختیار کرد وکیل و تلاش برای آزادی هر چه سریعتر وی می باشد.»

در پایان بیانیه دانشجویان متحصن دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر آمده است: «ما دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر با تعطیل کردن کلیه کلاس های دانشکده، مستقل از هر گونه جریان سیاسی و تنها به واسطه دانشجو بودن، اعتراض خود را نسبت به بازداشت غیرمعمول و مبهم بودن وضعیت همکلاسی خود اعلام می داریم.»

به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس و معاون دانشجویی دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر نیز با ارسال دو نامه جداگانه خطاب به دکتر رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، و عطایی پور، معاون دانشجویی دانشگاه، خواستار پیگیری وضعیت این دانشجوی در بند شده اند. در نامه دکتر تشکری، رئیس دانشکده، خطاب به رئیس دانشگاه آمده است: «عدم حضور خانم ایران(معصومه) منصوری دانشجوی گروه علوم کامپیوتر، در دانشکده موجب نگرانی مدیریت و دانشجویان این دانشکده را فراهم آورده است. در حالی که پیگیری های این دانشکده در طی 18 روز گذشته برای مطلع شدن از وضعیت این دانشجو بی نتیجه بوده است. لذا تقاضا دارد این دانشکده را در اسرع وقت از نتیجه پیگیری ها مطلع فرمایید.»

در نامه دکتر محمدپور، معاون دانشجویی این دانشکده، که خطاب به عطایی پور، معاون دانشجویی دانشگاه نوشته شده، آمده است: «با توجه به این که در جلسه شورای مدیران دانشجویی هیچ گونه اطلاع رسانی در خصوص ایران (معصومه) منصوری صورت نگرفت و با عنایت به این که در آن جلسه مقرر گردید اقدامات انجام شده در خصوص مشخص کردن وضعیت دانشجویان بازداشتی و تلاش های انجام شده جهت آزادی آنان به نحو مقتضی خصوصا به اطلاع دانشجویان رسانده شود، خواهشمند است دستور فرمایید اهم اقدامات انجام شده جهت مشخص کردن وضعیت دانشجوی نامبرده به دانشکده ارائه شود».

دانشجویان دانشکده ریاضی دانشگاه امیرکبیر همچنین با امضای طوماری خواستار برخورداری معصومه منصوری از حقوق شهروندی شده بودند. در متن این طومار که به امضای جمع کثیری از دانشجویان این دانشکده رسیده بود، آمده: «ما دانشجویان دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر خواستار پاسخگویی مسئولین ذیربط نسبت به وضعیت معصومه منصوری و برخورداری وی از حقوق اولیه شهروندی می باشیم». گفتنی است طی تماسی که هفته گذشته منصوری با برادر خود داشت، گفته بود که قرار است این هفته او را آزاد کنند. اما همچنان از آزادی این دانشجو خبری در دست نیست.


چهارمین تجمع ترم جاری در دانشگاه شاهرود: اعتراض به برخوردهای گسترده و بازداشت دانشجویان

ظهر روز دوشنبه ۲۱ آبان ماه دانشجویان دانشگاه صنعتي شاهرود برای چهارمین بار در سال تحصیلی جاری دست به تحصن زدند تا مطالبات خود را به گوش مسئولان دانشگاه و اعتراض خود را نسبت به سیاست های اخیر دانشگاه در تقابل با دانشجویان منتقد برسانند .

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این تجمع چند صد نفری در حالی برگزار شد که درست سه هفته پیش از آن دانشجویان در گردهمایی مسالمت آمیزی نسبت به احکام محرومیت از تحصیل برای دو تن از اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه، علی قلی زاده و فرخنده بختیاری زاده، و همچنین جلوگیری از بزگزاری انتخابات شورای صنفی، اعمال محدودیت های شدید برای نشریات دانشجویی و صدور حكم انحلال انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود اعتراض کرده بودند و با تشکیل شورای منتخب متحصنین قصد داشتند تا نمایندگان آنان در فضایی آرام و به دور از تشنج به مذاکره با مسئولین ارشد دانشگاه بپردازند.

اما مسئولین دانشگاه شاهرود برخلاف وعده داده شده به دانشجویان متحصن، نخست از مذاکره با اعضای شورای متحصنین سر باز زدند. در حالی که سرانجام با تلاش های شورای هفت نفره منتخب متحصنين، آنان به مذاکره با دانشجویان منتقد رضایت دادند، اواخر هفته گذشته رئیس دانشگاه در اقدامی غیرمتعارف چهار تن از اعضای شوراي متحصنين را به کمیته انضباطی فراخواند و برای اشكان مدني، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه، حکم 2 ترم محروميت از تحصيل و برای دو تن دیگر از دانشجویان حکم توبیخ صادر کرد.

دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود در اعتراض به این مسئله بار دیگر تجمعی برگزار کردند. این تجمع در ساعت 12 ظهر با سرودن سرود "یار دبستانی" آغاز گردید. مسعود نظری، در ابتدا با ابراز گلایه شدید از تصمیم های اخیر مسئولین دانشگاه گفت: «فرخنده بختیاری توسط مسئولین دانشگاه از خوابگاه اخراج گردیده و حتی حق استفاده از غذای سلف دانشگاه را ندارد. علي رغم آن كه حكم محروميت از امكانات رفاهي براي او صادر نشده است. حقیقتا برخورد با دانشجوی دختری که برای تحصیل به شهری غریب آمده است کدام جلوه از عدالتی است که مسئولین در پی آن هستند».

اشکان مدنی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه، نیز با اشاره به حکم تعلیق خود که دو روز قبل از این تحصن صادر شده به مسئولین یادآوری کرد که چنین رفتارهایی هرگز خللی در عزم و اراده دانشجویان برای پیگیری مطلالبات به حقشان ایجاد نخواهد کرد. تحصن دانشجویان دانشگاه شاهرود در حالی ادامه داشت که مامورین حراست دانشگاه و نيروهاي امنيتي حضوری گسترده در حاشیه این تجمع داشتند و به فیلمبردای از دانشجویان می پرداختند.

مهدی چاوشیان، دیگر سخنران اين تجمع بود که با اشاره به روش هاي غيراخلاقي مسئولان دانشگاه پس از تحصن های گذشته که با تماس هاي متعدد به منازل دانشجویان و تهديد و ارعاب خانواده دانشجویان منتقد قصد منصرف ساختن دانشجویان از ادامه انتقاد ها را داشته اند، اظهار داشت: «اتفاقا چنین تماس های باعث گردیده پیوندهای تازه ای میان دانشجویان و خانواده هایشان شود و آنان با خیالی آسوده تر به فعالیت های خود ادامه خواهند داد.» چاوشیان همچنین با اشاره به احکام کمیته انضباطی یادآور شد که تا زمانی که آنان جای خالی هم کلاسی های خود را دانشگاه احساس کنند، تحصیل برایشان معنایی نخواهد داشت و ترجیح می دهند به جای آن برای بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل تلاش نمایند.

مسعود قربانی نژاد، نائب دبیر انجمن اسلامی شاهرود، نیز در این تحصن با اظهار اين که ما شکایت خود از بی عدالتی ها را به به محضر دادگاه الهی و محکمه خرد عمومی خواهيم برد، با انتقاد از این که مسئولان، دانشجویان را به اتهام نشر اکاذیب محاکمه و توبیخ می کنند، گفت: «باید افراد غیر مسئولی که خود ناشران حقیقی اکاذیب هستند را مجازات کرد.»

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجويان تجمع کننده در دانشگاه شاهرود كه تعداد آنان به 300 نفر مي رسيد با حمل پلاکاردهایی با مضامين «دانشگاه سنگر آزادی است»، «این است بهای روشنگری»، «دانشگاه زنده است»، «در آزادترين كشور دنيا! ما را از حق تحصيل محروم مي كنند»، «احكام محروميت از تحصيل را لغو كنيد»، «دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد» خواستار آزادي علي عزيزي، علي نيكو نسبتي و ديگر دانشجويان بازداشتي دانشگاه هاي سراسر كشور شدند. در انتهای اين تجمع و تريبون آزاد دانشجویان به سمت درب هاي دانشگاه راهپیمایی کردند و سرود «یار دبستانی» خواندند.


اعتراض دانشجویان دانشگاه اصفهان به احکام صادره برای دانشجویان امیرکبیر و عدنان حسن پور

دوشنبه 21 آبان دانشجویان دانشگاه اصفهان با برپایی تجمعی نسبت به فشارهای روزافزون بر دانشجویان این دانشگاه اعتراض کردند. همچنین دانشجویان دانشگاه اصفهان خواستار آزادی 3 دانشجوی دربند پلی تکنیک، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، شدند. در بخشی از فراخوان دانشجویان اصفهان برای برپایی تجمع آمده است: «روزی با گذاشتن شرایط و تبصره های دست و پاگیر و حذف گروه عظیمی از دانشجویان فعال شکل گیری شورای صنفی را به رویائی تحقق نیافتنی تبدیل می کنند. روز دیگر به بهانه دگراندیش و انتقادی بودن شورای مرکزی صنف دانشجوئی آن را به تعطیلی می کشانند. زمانی به دلیل جبهه گیری خاص انجمن اسلامی دانشجویان در برهه ی انتخاب ریاست جمهوری آن رابا خاک یکسان می کنند و زمانی دیگر به جرم ابراز اندیشه و در هم شکستن سکوت و خفقان، فعالان نشریاتی و فرهنگی را با احکام انضباطی روبرو می کنند. فشارهای سنگین بر دانشجویان دختر به دلیل پوشش، زخمی است که بر پیکر آزادی زن نشسته است و تشدیدش می کند. خفقان و سکوت، حمله های ظلم و استبداد را وحشیانه تر نموده است و وقیحانه دست به اخراج و بازنشسته کردن اساتید دگر اندیش می زنند.»

در بخش پایانی فراخوان دانشجویان اصفهان برای برپایی تجمع اعتراضی آمده بود: «هر روز بدتر از روز قبل؛ قفل سکوت باید شکسته شود و فریاد اعتراض سر داده شود. باید برای تحقق خواسته های صنفی و سیاسی خود فریاد زد. همچنین دانشجویان و دگراندیشان از دانشگاه پلی تکنیک که در بند به سر میبرند (احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری) چشم امید به اعتراض های ما برای آزادی خود دارند. اکنون باید برای تحقق خواسته های خود به پا خواست اکنون باید فریاد "نه" به وضع موجود را رساتر سر داد تا پایه های استبداد و تحجر به لرزه بیفتد. از همه شما می خواهیم به پا خیزید و برای تحقق آرمانهایتان فریاد سر دهید.»

در پی این فراخوان ظهر روز دوشنبه، 21 آبان، بیش از 200 نفر از دانشجویان اصفهان و علوم پزشکی تجمعی را در اعتراض به صدور احکام سنگین برای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری ترتیب دادند. دانشجویان ابتدا تجمع خود را از 3 راه زبان آغاز نموده، با حرکت به سوی درب شمالی دانشگاه شعارهایی چون «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «چوب و چماق و چاقو دیگر اثر ندارد»، «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» و… سر دادند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان تجمع کننده دانشگاه اصفهان اقدام به خواندن سرود یار دبستانی کرده و دانشجویان احکام صادره برای دانشجویان پلی تکنیک و حکم اعدام عدنان حسن پور را محکوم کردند. طی این تجمع 2 ساعته خواست هایی چون برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان، بازگشایی شورای صنفی نیز مطرح شد.


برگزاری مراسم پاسداشت زندانیان سیاسی و دانشجویی توسط انجمن اسلامی سیستان و بلوچستان

روز دوشنبه 21 آبان 86، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با دعوت از اساتید و فعالین سیاسی، اجتماعی شهر زاهدان مراسمی را با عنوان پاسداشت آزادی زندانیان سیاسی و دانشجویی در دفتر انجمن اسلامی اقتصاد برگزار کرد. این مراسم با ارائه‌ گزارشی از بازداشت دانشجویان در سال جاری آغاز شد. پس از قرائت بیانیه دفتر تحکیم وحدت در محکومیت بازداشت اعضای شورای مرکزی این تشکل، تعدادی از اساتید و دانشجویان حاضر در جلسه به اظهار نظر در این زمینه پرداختند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دکتر فرامرز بریمانی، استاد گروه جغرافیای دانشگاه سیستان و بلوچستان، در آغاز این جلسه ضمن ابراز همدردی با خانواده‌ی زندانیان سیاسی از بازداشت دانشجویان به عنوان یک استاد دانشگاه اظهار تعجب توام با ناراحتی کرد و افزود: «در اوایل انقلاب شعارهایی چون نان، مسکن و آزادی رایج بود که نشان می‌داد اگر نیازها فرودست جامعه بر طرف نشود، نیازهای فرادست هم برآورده نخواهد شد. اما شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بر شعار قبلی یعنی نان، مسکن و آزادی چربید. برای خود من هم جای این سوال وجود دارد که چرا مردم با اینکه احتیاج بسیار به نان داشتند، اما شعار استقلال سر دادند.»

دکتر بریمانی در ادامه با ذکر شواهدی از درون نظام پهلوی گفت: «در آن هنگام استقلال کشور به شدت خدشه‌دار شده بود. اما اکثریت قاطع مردم آن روز آزادی اجتماعی داشتند. ولی بعد از انقلاب مردم از این آزادی‌ها چشم‌پوشی کردند و ما شاهد بودیم که خواهان آزادی بیان و آزادی سیاسی شدند.» این استاد دانشگاه سیستان و بلوچستان ضمن اشاره به اعتراضات و انتقادات مسالمت آمیز دانشجویان در مقاطع مختلف تارخ معاصر کشور گفت: «چرا باید دانشجویان اینقدر هزینه بپردازند؟ مگر همین قشر دانشجو انقلاب اسلامی را پیش نبردند؟ چرا حاکمیت موجود در ایران هم شعار آزادی می‌دهد و هم مانع فعالیت‌های دانشجویی و مدنی می‌گردد و به جرم آزادی‌خواهی آنان را تحت فشار قرار می‌دهند؟»

در ادامه جلسه مسئول حزب مشارکت در استان سیستان و بلوچستان ضمن ابراز تاسف از برخوردهای اخیر با دانشجویان و با اعلام همدری با مجموعه‌ دانشجویان گفت: «ما هرچه‌قدر که بتوانیم همفکران خود را که آزادی‌خواهان جامعه هستند به یکدیگر نزدیک کنیم قدرت بیشتری را به دست خواهیم آورد و در این راه باید هم تلاش کنیم و هم هزینه بپردازیم.» غلامی با اشاره به هزینه‌های فراوان که در راه آزادی صرف می‌گردد، گفت: «این هزینه‌ها سرمایه‌ای برای نسل آینده خواهد بود و می‌تواند بستری برای فرآیند دموکراسی‌خواهی در کشور به وجود بیاورد.»

این فعال سیاسی زاهدان در ادامه با اشاره به تعدیل نگاه نظامی و استبدادی دولت نسبت به دانشجویان این پدیده را یک موفقیت برای دانشجویان دانشت و گفت: «انرژی جنبش دانشجویی با فشار، سرکوب و بازداشت گرفته نخواهد شد.» وی در پایان سخنانش ضمن تشکر از انجمن اسلامی دانشجویان خواستار هماهنگی بیشتر میان نیروهای آزادی‌خواه گردید و این گونه نشست‌ها را مقدمه‌ای برای هماهنگی و همفکری بیشتر دانست.

مهندس سبحانی، استاد گروه فیزیک دانشگاه سیستان و بلوچستان، دیگر مهمان این جلسه در آغاز سخنانش حضور خود در این جلسه را نوعی ابراز همدردی با دانشجویان و خانواده‌های آنان دانست و گفت: «این بازداشت‌ها هزینه‌ای است که افراد شجاع، قدرتمند و توانمند در راه پیشرفت و رشد جامعه‌ ایران می‌پردازند.»

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه برحذر داشتن دانشجویان از کلی‌گویی و پرداختن به مباحث انتزاعی گفت: «معضل اساسی کشور ما کلی‌گویی است. به همین علت است که در اجرای طرح‌های ذهنی خود دچار مشکل می‌شویم. واقعیت این است که اگر ما خواهان آزادی و دموکراسی هستیم باید هزینه‌اش را بپردازیم. این هزینه ممکن است یک زمان زندان رفتن باشد و گاهی هزینه‌ی مادی اما یک روز من، یک روز شما و روز دیگر سایرین، همه باید هزینه بپردازند. به هر حال تلاش این است که هزینه‌ي اضافی و بی‌مورد نپردازیم. سبحانی در پایان با اشاره به مبارزات سیاسی در سالهای اخیر در کشور گفت: «کسانی که در احزاب، تشکلها و گروه‌های سیاسی فعالیت می‌کنند مقدس نیستند و گاهی اشتباه هم انجام می‌دهند. اما باید بر سر نقاط اشتراک و قوت سیاسی خود با تمام گروه‌ها کار کنیم و آن را تقویت کنیم».

در ادامه‌ی این مراسم که با حضور فعالین سیاسی، احزاب و اساتید دانشگاه و اعضای انجمن اسلامی برگزار شد، تعدادی از دانشجویان به ارائه نظرات خود پرداختند.

14.11.2007

ادامه تجمعات اعتراضی دانشجویان: امیرکبیر، شاهرود، اصفهان، سیستان و بلوچستان، گزارش کامل همراه با عکس.عکس از اصفهان

ادامه تجمعات اعتراضی دانشجویان: امیرکبیر، شاهرود، اصفهان، سیستان و بلوچستان، گزارش کامل همراه با عکس.عکس از شاهرود

چرا تشکل مستقل دانشجویی؟ دفاع از تشکل مستقل دانشجویی


دفاع از تشکل مستقل دانشجویی (علیه بیانیه ی انجمن اسلامی پلی تکنیک و مزه پراکنی های مجازی عابد توانچه)
1- چرا تشکل مستقل دانشجویی؟
طی سال تحصیلی گذشته شاهد سانسور، توقیف و محدود شدن فضای کار نشریات دانشجویی، تعطیل شدن تعدادی از انجمن های اسلامی، فشار به شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی-هنری، بازنشسته کردن اجباری اساتید، ستاره دار کردن دانشجویان و فعال تر کردن هر چه بیشتر کمیته های گزینشی ، افزایش تعداد احکام کمیته های انضباطی ،اعمال فشار هر چه بیشتر به دانشجویان دختر از طریق کنترل حجاب و تعیین نوع پوشش، تفکیک و تبعیض جنسیتی در دانشگاه ها، تعرض به بدیهی ترین حقوق صنفی دانشجویان از طریق افزایش هزینه های زندگی دانشجویی و اعمال محدودیت در دادن خوابگاه به دانشجویان، بازداشت،زندانی و اخراج کردن دانشجویان فعال و... بودیم.
طی سال گذشته در پروژه ی سرکوب جنبش دانشجویی، حاکمیت در هر مرحله کمی بیشتر (و فقط کمی بیشتر) از تحمل و ظرفیت جنبش دانشجویی پیشروی کرد. در واقع از طریق سرکوب قدم به قدم و مرحله به مرحله امکان وقوع اعتراضات گسترده و سراسری از بین می رود. همچنین اینک به خوبی می دانیم که حاکمیت هیچ درجه ای از تشکل یابی دانشجویان را تحمل نمی کند. طی سال گذشته تعدادی از انجمن های اسلامی به تعطیلی کشانده شدند. همچنین شاهد سانسور، توقیف و محدود کردن نشریات دانشجویی بوده ایم. این نشریات نه فقط ارگان های مطبوعاتی جریانات مختلف جنبش دانشجویی که ابزاری برای تشکل یابی هستند. در این وضعیت حاکمیت حتی شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی-هنری را تهدیدی علیه وضع موجود محسوب کرده و در اعمال فشار به آن ها مضایغه نمی کند. برای ما مسلم است که تنها "عمل آگاهانه ی جمعی" است که می تواند به تغییر واقعیت بیانجامد بنابراین حاکمیت تمام تلاش خود را برای تجزیه ی دانشجویان به ناراضیان جدا افتاده از هم به کار می بندد.
سرکوب سیستماتیک فعلی جنبش دانشجویی (که به هیچ وجه جدا از سرکوب دیگر جنبش های اجتماعی نیست) بر پایه ی توافق کلیه ی جناح های حاکمیت استوار است. در یک سو اصلاح طلبان به خوبی می دانند که اگر به سمت توده های مردم حرکت کرده و با جنبش های اجتماعی همراهی نمایند به سادگی از توده های ناراضی عقب می افتند. پیشروی جنبش های اجتماعی پرچم مبارزه را از دست آن ها خارج می کند و به دست رهبران واقعی و نه خودخوانده ی این جنبش ها خواهد سپرد. به صحنه آمدن هر چه بیشتر جنبش های اجتماعی به مفهوم نفی دنباله روی از اصلاح طلبان و مطالبات آشتی جویانه ی آنان است. تجربه ی 18 تیر 78 گواه این ادعاست، جنبش به فاصله ی چند ساعت از تندروترین اصلاح طلبان عبور کرد تا خود را به سطح مطالبات واقعی توده های مردم نزدیک کند. در پایان سرکوب جنبش دانشجویی در تیرماه 78 دوخردای ها به درستی به این نتیجه رسیدند که دشمن اصلی آنان توده های مردم هستند نه رفقا و یاران غار قدیمی شان در قامت اصولگرایی! در نتیجه ی این واقع نگری، دوخردادی ها تنها با هدف به انحراف کشانیدن جنبش های اجتماعی در آن ها شرکت می جویند. از طرف دیگر دوخردادی ها خوب می دانند که برای پیروزی در انتخابات به درجه ای از سیاسی تر کردن فضای جامعه نیاز دارند. به عبارت بهتر آن ها برای ایجاد امکان چانه زنی با شرکای تجاری اصولگرایشان به اندک فشاری از پائین نیاز دارند. تنها راه برون رفت از این پاردوکس حفظ وضعیت تعلیق کنونی است. در واقع فضای رکود بهترین فضا برای جا انداختن تز "انتخاب بد در برابر بدتر" است. زمانی که جنبش های اجتماعی در برابر سرکوب مداوم اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و حتی فرصت اندیشیدن یا آرزو کردن واکنش های رادیکال را از دست می دهند. چاره ای جز تسلیم شدن به تز "انتخاب بد در برابر بدتر" ندارند. امروز البته همه می دانیم که این انتخاب یک انتخاب ناپیگیر و غیر مسئولانه است. انتخابی که با محدود شدن به انداختن رای به صندوق، وجدان معذب و همیشه گناهکار (چون مثلا در یک انتخابات به دوخردادی ها رای نداده) فرد رای دهنده را آسوده نگه می دارد. در مجموع اصلاح طلبان موافق تعلیق فضای جنبش های اجتماعی تا روزهای نزدیک به انتخابات هستند. طی این مدت آن ها تمام تلاش خود را به خرج می دهند تا سرکوب جنبش های اجتماعی را به روی کار آمدن احمدی نژاد خلاصه کنند. حکومت اسلامی را به مجموعه ی طرفداران احمدی نژاد فروکاست می دهند و در برابر این موضوع که استبداد فعلی بر خواسته از مناسبات سرمایه سالار است به شدت مقاومت می کنند. "انتشار نشریه ی زرد" یا "سیاست ورزی فرهنگی" که طی چند ماه گذشته از سوی ایدئولوگ های دوخردای ها ارائه شده است در راستای همین تحلیل کلان و استراتژیک شان قرار دارد. از سوی دیگر کلیت حکومت اسلامی به خوبی می داند که باز شدن فضای سیاسی حتی به حداقلی ترین شکل ممکن بلافاصله به امکان بیشتری برای تشکل یابی کارگران، زنان و دانشجویان و نیز پیشروی جنبش های اجتماعی می انجامد. همچنین سرکوب شدید و عنان گسیخته ی سراسری ممکن است به گسترش اعتراضات و رادیکال تر شدن و متشکل تر شدن جنبش های اجتماعی بیانجامد. بر پایه ی این تحلیل سرکوب سیستماتیک بهترین شیوه ی مقابله با جنبش های اجتماعی خواهد بود.
هدف از این سرکوب قرار دادن دانشگاه در حالت تعلیق، و انتظار مداوم برای سرکوب است. انتظاری که به مقاومت و تعرض جنبش دانشجویی منتهی نشود. ارکان این شیوه ی سرکوب ترویج تز رکود، ضربه زدن به تشکیلات دانشجویی و درونی کردن سیستم سرکوب است. در واقع در شرایط فعلی هر دانشجو بیشتر به واسطه ی ترس درونی اش از کنشگری باز می ماند تا سرکوب بیرونی حاکمیت. اینک درون هر دانشجو یک کمیته ی انضباطی، یک پلیس ضد شورش، یک دستگاه قضایی، یک زندان و... به او فشار وارد می کنند. در واقع حاکمیت از طریق پیشروی پیاپی و وارد کردن ضربات جدی به تشکل یابی جنبش دانشجویی، اعتماد به نفس دانشجویان را سلب کرده است. حاکمیت تمام تلاش خود را برای ترویج تز رکود در اشکال متنوعش به کار بسته است. تلاش برای غیر سیاسی کردن فضای دانشگاه، تبلیغ بی عملی، کمک به ترویج استراتژی های به اصطلاح اصلاح طلبانه که در مرحله ی فعلی سکوت و کار مطالعاتی را توصیه می کنند و... گوشه ای از این سیاست سرکوب است.
جدا کردن فعالین جنبش دانشجویی از بدنه ی این جنبش از راهکارهای اصلی حاکمیت برای ایجاد مانع در مقابل تشکل یابی دانشجویان است. حاکمیت از طریق ایجاد محدودیت برای فعالین دانشجویی در محل تحصیل و فعالیت شان و یا از طریق خارج کردن آن ها از محیط تحصیل و زندگی (اخراج، تعلیق از تحصیل و ممنوعیت ورود به خوابگاه) امکان برقراری ارتباط با دیگر دانشحویان را به حداقل میزان ممکن کاهش می دهد. در مجموع در شرایط فعلی به واسطه ی موفقیت حاکمیت در اعمال سرکوب سیستماتیک جنبش دانشجویی به مانند سایر جنبش های اجتماعی (به خصوص کارگری و زنان) در موقعیت افول قرار گرفته است. در این شرایط حتی دانشجویان دانشگاه های مختلف از اوضاع یکدیگر بی اطلاع هستند.
در این میان اما همه چیز را نمی توان به سرکوب نسبت داد. بسیاری از مطالباتی که توسط فعالین دانشجویی مطرح می شوند دغدغه ی عموم دانشجویان نیست. در شرایطی که بسیاری از دانشجویان تحت فشار شدید مالی قرار دارند و بیکاری پس از اتمام تحصیل آن ها را تهدید می کند. در شرایطی که دانشجویان مطالبات متعدد و متنوع صنفی دارند. در شرایطی که به بدیهی ترین حقوق انسانی آن ها تجاوز می شود. حق آزادی بیان، تجمع و تشکل از آن ها گرفته می شود. حق آن ها برای تعیین آزادانه ی نوع پوشش به رسمیت شناخته نمی شود و تمام حوزه های دانشگاه مورد تفکیک جنسیتی قرار می گیرد. در شرایطی که در ماه رمضان دانشجویان بسیجی و حراست دانشگاه به بهانه ی روزه خواری با آن ها برخورد می کنند و... در این شرایط بسیاری از فعالین جنبش دانشجویی می خواهند برای آن ها استدلال کنند که سازمان جامعه معیوب نیست، مناسبات اجتماعی حاکم گندیده نیست، مشکل حاکمیت اسلام سیاسی و مناسبات سرمایه سالار نیست بلکه مشکل سلیقه ای عمل کردن کارگزاران این سیستم است. می خواهند به آن ها بقبولانند که برخی جناح های حاکمیت مترقی اند یا در پیشگاه دانشجویان برای افزایش تعداد ناوهای آمریکایی لحظه شماری کنند و... در شرایطی که پدر یک دانشجو به دلیل اعمال سیاست حصوصی سازی و اصل 44 بیکار شده، و خواهر و برادرش با قراردادهای موقت و تحت بدترین شرایط نیروی کارشان را می فروشند، در شرایطی که همین دانشجو به دلیل سیاست خصوصی سازی خوابگاه دانشجویی تحت فشار قرار گرفته و ....؛ می خواهند به او بقبولانند که خصوصی سازی عامل بسط و گسترش دموکراسی است. همان خصوصی سازی که احمدی نژاد امروز عامل و کارگزار بر حق آن است.(چنان که زمانی خاتمی و هاشمی کارگزار آن بودند) علاوه بر آن بسیاری از فعالین دانشجویی که افق های مترقی تری دارند با بحث های نظر ورزانه و روشنفکرمآبانه ی خود درگیرند و در محیط دانشگاه، در اتمسفر زندگی روزمره، مطالبات و خواست های دانشجویان حضور ندارند.
همچنین باید به مساله ی سبک کار فعالین دانشجویی اشاره کرد. بسیاری از فعالین جنبش دانشجویی گرفتار فعالیت روزمره هستند و در نتیجه ضمن از دست دادن افق ها و استراتژی های کلان مبارزاتی، توانایی ارائه ی تحلیلی برای جمعبندی شرایط موجود ندارند، این فعالین درست به همین دلیل در هر تندپیچ سیاسی ممکن است به هر سویی کشیده شوند و به همین واسطه مورد اعتماد دانشجوان قرار ندارند. بی برنامگی(بسنده کردن به شعارهای تکراری و تنظیم مناسبات درونی بر پایه ی پروپاگاندای بیرونی) و مقطعی عمل کردن طیف های مختلف جنبش دانشجویی از دیگر مشکلات پیش پای جنبش دانشجویی در مقطع فعلی است.
اما اگر اعتراضات فعلی فاقد سازماندهی مناسب، محلی و محدود هستند، اگر فعالین دانشجویی از بدنه ی جنبش دانشجویی دور افتاده اند، اگر دانشجویان به شدیدترین شکل ممکن اتمیزه شده اند، اگر سبک کار فعالین دانشجویی ایرادات جدی دارد، اگر مطالبات مطرح شده از سوی فعالین جنبش دانشجویی به مطالبات واقعی دانشجویان نزدیک نیست؛ تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی ایجاد تشکل های مستقل دانشجویی است. نمی توان قالب های پیش ساخته ای از استراتژی، سازماندهی و برنامه های عملیاتی را به فرآیند مبارزه تحمیل کرد. تنها خواست ها و برنامه هایی امکان آن را می یابند که توده های دانشجو را فرا بگیرند که از طریق عمل متشکل و ارتباط ارگانیک با دانشجویان به دست آمده اند. این برنامه ها البته حتما باید دست به ریشه ها ببرند و به این مفهوم رادیکال باشند تا مورد پذیرش دانشجویان قرار گیرند. برای این کار به تشکل های مستقلی نیاز است که در روند زندگی و مبارزه ی روزمره ی دانشجویان نسبت به برقراری ارتباط با بدنه ی جنبش دانشجویی اقدام کنند.
ایجاد یک تشکل مستقل و سراسری متناظر با یک استراتژی کلان است. اتحاد جنبش دانشجویی با جنبش های اجتماعی! این استراتژی اینک پس از افول تز تبدیل شدن به بال دانشجویی اصلاح طلبان دو خردادی و نیز استراتژی دل خوش کردن به افزایش تعداد ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و لحظه شماری برای حمله ی نظامی بشر دوستانه! به ایران، طی چند سال گذشته اینک اقبال بیشتری برای پذیرفته شدن از سوی بدنه ی جنبش دانشجویی را دارد.
باید هسته های دانشجویی به مثابه جوانه ی یک تشکل مستقل و سراسری ایجاد شوند. باید جنبش را سراسری کرد و از حالت محدود به چند دانشگاه تهران خارج نمود. باید دانشجویان دانشگاه های مختلف را از احوال یکدیگر مطلع ساخت و از این طریق به ارتباط بیشتر هسته های دانشجویی کمک رساند.
2- در دفاع از چپ شورایی دانشگاه علامه و دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک
طی چندماه گذشته اگرچه مدام از احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی، مدام از احکام صادره علیه آن ها، مدام از تعلیق، اخراج و بازداشت دانشجویان شنیده ایم؛ اما در این میان خبرهای خوب هم کم نبوده اند. از میان خبرهای خوشی که درباره ی جنبش دانشجویی شنیده ایم باید به تشکل یابی شماری از دانشجویان دانشگاه های علامه و پلی تکنیک تحت عناوین "چپ شورایی دانشگاه علامه" و "دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک" اشاره کرد. این جمع های دانشجویی باید به مثابه جوانه های تشکل های مستقل دانشجویی مورد حمایت قرار گیرند. این دفاع همه جانبه از تشکل یابی دانشجویان، البته فارغ از مواضع رفقای چپ شورایی علامه و سوسیالیست پلی تکنیک است. (البته خوب می دانیم که هر دو جمع ضمن مرزبندی با آلترناتیوهای دوخردادی و پروآمریکایی، به فعالیت جنبشی و اتحاد جنبش دانشجویی با دیگر جنبش های اجتماعی اعتقاد دارند) هر دو جمع مورد اشاره نقش پررنگی در برگزاری آکسیون های اعتراضی به ادامه ی بازداشت دانشجویان زندانی در دانشگاه های پلی تکنیک و علامه ایفا کردند و نشان دادند که باید در انتظار آینده ی بهتری برای آن ها بود.
3- چه کسانی با تشکل های مستقل دانشجویی مخالفت می ورزند؟
همانطور که پیش از این اشاره کردیم، ایجاد یک تشکل مستقل و سراسری متناظر با استراتژی اتحاد جنبش دانشجویی با دیگر جنبش های اجتماعی است. در نتیجه کسانی که هدفشان تبدیل تشکل های دانشجویی به بال دانشجویی اصلاح طلبان دوخردادی است و نیز کسانی که به حمله ی بشردوستانه! ی آمریکا دل خوش کرده اند با رویش جوانه های تشکل یابی دانشجویان مخالفت می ورزند. از این میان می توان به انجمن اسلامی پلی تکنیک اشاره کرد که در بیانیه ی خود (که در روز 13 آبان صادر شد) به شکل هیستریکی به دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک حمله کرده، ضمن انتشار تهمت نچسب همکاری با حاکمیت نوشتند: "انتظار می رود همانطور که این جریان علم استقلال فراز کرده و راه رهایی را تشکیل تشکل های مستقل دانشجویی می داند، زین پس نیز برنامه تجمعات، تریبون آزاد و غیره را به صورتی «مستقل» برگزار نمایند. اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر همان گونه که تاکنون در برابر ذات خودکامه و تمامیت خواه حاکمیت ایستادگی کرده اند، در کلیه برنامه های آتی خود با کنار گذاشتن مشی مدارا، در مقابل هرگونه زیاده خواهی و حرکات غیراخلاقی کلیه افراد، جریانات و گروه ها خواهد ایستاد" این موضع گیری البته به هیچ وجه تعجب آور نبود، پیش از این نیز انجمن اسلامی دانشگاه شریف به صورت هیستریک نسبت به فعالیت مستقل دانشجویان چپ در چارچوب نشریات "پیشاهنگ" و "آفتابکاران" واکنش نشان داده بود. همین اتفاق در دانشگاه چمران اهواز و شمار دیگری از دانشگاه ها نیز اتفاق افتاده است. در واقع دسته بندی ها و اختلافات سیاسی در دانشگاه بازتابی از همین دسته بندی ها و تضادهای طبقاتی در جامعه است.
در این میان اما انجمن های اسلامی و دانشجویان لیبرال تنها طیفی نیستند که خشم خود را نسبت به این هسته ها و جوانه های تشکل های مستقل دانشجویی بروز می دهند. عابد توانچه در وبلاگ شخصی خود در پستی با عنوان "هیچ کس هیچی نمیدونه!" نسبت به تبریک فواد شمس به دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه نوشت: "بیانیه خودمان به خومان!!!"، او همچنین در پست دیگری از سایت سلام دموکرات به عنوان "سایت رسمی چپ کارگری و چپ شورائی و قس علی هذا..." نام می برد و می خواهد به خواننده ی خود بقبولاند که این جریانات در واقع یکی هستند و .... در این میان این سوال به ذهن متبادر می شود که آیا اگر دانشجویان برای تشکل یابی خود از پدرخوانده های جنبش جواز و اجازه ی رسمی نگیرند نمی توانند نسبت به این موضوع اقدام کنند؟ آیا اگر دانشجویان تصمیم بگیرند سرباز ژنرال های بی سرباز نباشند و خود را درگیر مناسبات فرقه ای نکنند باید نسبت به تشکل یابی آنان به صورت هیستریک واکنش نشان داد؟ آیا به فرض که به قول عابد توانچه ماهیت چپ کارگری دانشگاه های تهران و چپ شورایی علامه یکی باشد، آیا این موضوع خللی در مساله ی اصلی که تشکل یابی دانشجویان است وارد می کند؟ از آن جا که چپ شورایی دانشگاه علامه هنوز به صورت سیستماتیک مواضع خود را شرح نداده است عابد توانچه چه طور می تواند نتیجه گیری کند که این جریان با جریان چپ کارگری یکی است یا قرابت دارد و...؟ آیا سربازانی گمنام در هیئت جبرئیل بر او نازل گشته اند؟
به طور خلاصه از نظر نگارنده، یکی از معضلات پیشروی جنبش دانشجویی فرقه گرایی و سکتاریسم شمار زیادی از فعالین جنبش دانشجویی است. این فعالین برای حفظ امتیازات روشنفکرمآبانه یا قدمت سابقه ی مبارزاتی و یا رهبری خودخوانده شان از گسترش و پیشرفت جنبش و درگیر شدن توده های دانشجو در هراسند. این فعالین از آن می ترسند که با دخالت مستقیم دانشجویان، آن ها به شعارهای توخالی و محافظه کارانشان قناعت نکنند و رهبران طبیعی و جوشیده از درون خود را جایگزین آنان کنند. در مجموع این دسته از فعالین جنبش دانشجویی به حقظ وضع موجود کمک می کنند.



کیوان امیری الیاسی
اختصاصی سلام دمکرات
چهار شنبه 7 نوامبر 2007, بوسيله ى اردوان

شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر یک دانشجوی دیگر این دانشگاه را به دادگاه کشاند



خبرنامه امیرکبیر: با شکایت علیرضا رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، از بابک زمانیان، یکی دیگر از دانشجویان این دانشگاه، به دادگاه انقلاب، دادگاه رسیدگی به اتهامات این دانشجو برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، پس از شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر از سه دانشجوی در بند، توکلی، قصابان و منصوری، و تشکیل دادگاه و صدور احکام سنگین چندین سال حبس برای این سه دانشجو، با خبر شدیم رهایی، با ارسال پرونده فعالیت های این دانشجو، از وی نیز به دادگاه انقلاب شکایت کرده است.

بابک زمانیان، مسئول سابق روابط عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، اول اردیبهشت ماه سال جاری در جمع عده ای مالباخته به اشتباه دستگیر شد و پس از گذشت چند روز از بازداشت او، حراست دانشگاه امیرکبیر با ارسال پرونده فعالیت های وی در دانشگاه به دادگاه انقلاب و بنا به درخواست رئیس دانشگاه، به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و به مدت ۴۰ روز در بازداشت ماند.

دکتر رهایی همان زمان و در پاسخ به انتقادات شدید دانشجویان ارسال پرونده فعالیت های این دانشجو به دادگاه انقلاب و درخواست جهت نگه داری او در زندان را به شدت تکذیب کرد. اما پس از آزاد شدن بابک زمانیان از زندان و برگزاری دادگاه این دانشجو در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مشخص شد شاکی اصلی پرونده زمانیان، علیرضا رهایی بوده است.

گفتنی است روزنامه کیهان با شانتاژ خبری و منتشر کردن اعترافات دروغین از قول این دانشجو سناریوی امنیتی جعل نشریات پلی تکنیک و بازداشت دانشجویان دیگر را کلید زد. زمانیان پس از آزادی از زندان اعترافاتی که روزنامه کیهان به او نسبت داده بود را تکذیب کرد. دادگاه رسیدگی کننده به اتهامات بابک زمانیان اعلام کرده تا ۲۶ آذرماه سال جاری حکم صادره برای وی را اعلام خواهد کرد.

07.11.2007

پدرام رفعتی، یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، بازداشت شد




خبرنامه امیرکبیر: پس از یک هفته بی خبری از پدرام رفعتی، یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و عضو انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه، بالاخره مسئولین دادگاه انقلاب تهران بازداشت این دانشجو را تایید کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پدارم رفعتی، دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، در تجمع هفته گذشته دانشگاه علامه برای ساعتی دستگیر شد و نیروهای امنیتی پس از ضبط تلفن همراه وی، از او خواستند برای دریافت تلفن همراه خود به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه نماید.

پس از گذشت دو روز از تجمع دانشگاه علامه، نیروهای امنیتی طی تماسی از پدرام رفعتی خواستند برای دریافت تلفن همراه خود و پاسخگویی به سوالات مامورین وزارت اطلاعات روز پنج شنبه، ۱۰ آبان ماه، به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه نماید.

این دانشجو پس از آن که روز پنج شنبه هفته گذشته برای دریافت تلفن همراه خود به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرد، دیگر به خانه بازنگشت. خانواده رفعتی طی یک هفته گذشته در خصوص وضعیت فرزندشان در بی خبری کامل به سر می بردند تا این که چند روز پیش با مراجعه ای که خانواده این دانشجو به دادگاه انقلاب داشتند، بالاخره مسئولین این دادگاه خبر بازداشت این دانشجو را تایید کردند.

مسئولین دادگاه انقلاب تهران محل بازداشت پدرام رفعتی و همچنین تاریخی جهت آزادی او مشخص نکرده اند. به نظر می رسد پدرام رفعتی نیز مانند ۴ دانشجوی دیگری که طی یک هفته گذشته در تهران بازداشت شدند، به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده باشد.

پیش از این قوه قضاییه هیچ گونه نظارتی بر بند ۲۰۹ زندان اوین نداشت و بازجویان وزارت اطلاعات در این بند به راحتی اقدام به شکنجه دانشجویان بازداشت شده می کردند. ۸ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در بهار سال جاری و در پی جعل ۴ نشریه دانشجویی به این بند منتقل شدند تحت غیرانسانی ترین شکنجه ها جهت اعتراف به عملی که مرتکب نشده بودند، قرار گرفتند.

علیرضا آوایی، رئیس دادگستری استان تهران، پس از انتشار خبر شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹، موفق شد مجوز بازدید هیئت حقوق شهروندی قوه قضاییه را از این بند، دریافت نماید. اما با این حال، خانواده ۵ دانشجوی دستگیر شده به شدت نگران بدرفتاری با فرزندان خود در بند ۲۰۹ زندان اوین هستند.

علی عزیزی، آرمان صداقتی و پدرام رفعتی، سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، بهنام سپهرمند، دانشجوی دانشگاه تهران و مازیار سمیعی، دانشجوی دانشگاه علامه، طی ده روز اخیر بازداشت و همگی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند.

07.11.2007

ساعتی پیش، چند تن از اعضای بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه آزاد- واحد تهران جنوب، با حمله به دو تن از اعضای نشریه دانشجویی "قلم"، اقدام به ضبط این نشریه نمودند.



نشریه قلم به مدیر مسئولی معصومه شریفی در شماره جدید خود با چاپ عکسهایی از احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان به احکام صادره برای این سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر اعتراض کرده بود.

گفتنی است اعضای بسیج بدون داشتن هیچ گونه حکمی، با دو تن از اعضای این نشریه که در حال فروش آن بودند، درگیر شده و برگه های این نشریه (نشریه به صورت تک برگ انتشار یافته بود) را ضبط نمودند.

این اولین بار نیست که نشریات دانشجویی در این دانشگاه مورد توقیف کمیته انضباطی و حمله بسیج دانشجویی واقع می شوند.

پیش از این نیز نشریات " شرر" و " شکن" و " سخن تازه" به دلایلی نامعلوم توقیف شده و مدیران مسئول آن مورد توبیخ قرار گرفته بودند.

لازم به ذکر است، نشریات دانشجویی در دانشگاه آزاد، در صورت نوشتن کوچکترین مطلب انتقادی مورد توقیف قرار می گیرند.

دانشگاه آزاد اسلامی پس از انقلاب، توسط علی اکبر هاشمی رفسنجانی تأسیس شد و ریاست آن در اختیارعبدالله جاسبی می باشد. دانشجویان دانشگاه آزاد با وجود پرداختن شهریه برای تحصیل خود، تحت محدودیت ها و فشارهای سنگین قرار دارند که از جمله ان می توان به محدودیت های حراست دانشگاه بر حجاب دانشجویان اشاره نمود.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters
05.11.2007

به یاری دانشجویان اهواز بشتابید / جمعی از دانشجویان چمران اهواز


امروز فریاد دانشجویان آزادی خواه دانشگاه علامه مرهمی بود بر درد ما . آزادیخواهان هیچگاه در این سرزمین تنها نبوده اند. تنها با همبستگی و مقاومت می توان یورش استبداد را عقب نشاند و این رمز پیروزی است. درود بر دانشجویان آزادیخواه و درود بر دانشجویان دانشگاه علامه.

در اهواز اما همچنان شش دانشجوی دانشگاه چمران دربند هستند و احتمالا تعدادی دیگر هم دربند باشند که خبری از آنها منتشر نشده است. ماموران امنیتی تمام تلاش خود را برای جلوگیری از پخش اخبار می کنند، وبلاگ ها را فیلتر می کنند و به دانشجویان احضار شده هم اجبار کرده اند که دستگیری و احضار خود را تکذیب کنند!!

یکی از اتهاماتی که به دانشجویان دستگیر شده وارد کرده اند اقدام آنان به پخش یک کاریکاتور علیه پیغمبر مسلمین است!! نخ نما شدن چنین اتهاماتی و ناروا بودن آن کاملا برای هر عقل سلیمی روشن است ولی تجربه ی دانشگاه پلی تکنیک و سرنوشت سه دانشجوی دربند پلی تکنیک، ما را نسبت به خطر تکرار چنین پروژه ای علیه دانشجویان چمران اهواز به طور جدی نگران کرده است. از همه ی دوستان، رفقا و کلیه ی فعالین حقوق بشر تقاضا داریم این خطر را جدی بگیرند و به یاری دانشجویان اهواز بشتابند.

طبق آخرین اخبار محمد رضا جعفری آزاد شده است و همچنان از محل نگهداری و وضعیت سلامت دیگر دانشجویان دستگیر شده کاملا بی خبریم.

برای آزادی همه ی دانشجویان دربند ما را یاری کنید.

05.11.2007

(پاسخی به اتهامات مهدی عربشاهی و شرکاء)

پرچم پوسيده ي تحكيم!


اتفاقات هفته ي گذشته ي پلي تكنيك ، به ويژه برگزاري تجمع و تريبون آزاد در 30 مهر ، توجه رسانه ها ، گروه ها و افراد متعددي را به سوي خود جلب كرد . بديهي ست در اقداماتي اين چنين ، تقريبا هر گروه يا شخصي ، با توجه به توانايي هاي ذهني خود و نيز بسته به وابستگي خود به جناح ها و جريانات مختلف و در واقع براي دست يابي به منافع گروهي يا شخصي خود ، اقدام به بررسي و نقد وقايع کند . با اين وجود ، گه گاه شاهد نقد ها و خبر رساني هاي واقعي ، از سوي افرادي خواهيم بود كه دغدغه ي اصلي آن ها ، دست بردن به ريشه ها و به نفع توده هاست . در راستاي اين اقدامات ، در هفته اي كه سپري شد ، خبر هاي متعددي در سايت ها ، وبلاگ ها و خبر نامه هاي گوناگون درج شد كه برخي از آن ها قابل تامل بودند . يكي از مضحك ترين و عريان ترين اين نوشتار ها ، نوشتاري تحت عنوان " در ضرورت رعايت اخلاق سياسي " از مهدي عربشاهي بود كه در " خبرنامه ي اميركبير " درج شد . مطالب ذكر شده در نوشتار مذكور ، به قدري كودكانه و غير منطقي بودند كه به وضوح ، سردرگمي و آشفتگي فكري نگارنده ي آن را نمايان مي ساخت . نوشتاري كه به واقع براي كوبيدن جريان چپ در دانشگاه ، و در راستاي خبر هاي مندرج در برخي سايت هاي خبري ، از جمله اخبار منتشره از صدای آمریکا (VOA ) نوشته شده بود . نكته ي جالب و به شدت تاسف بار براي نگارنده ي آن ، استفاده از عبارات و جملاتي ست كه ضعف جريان راست و نيز دروغگويي هاي فاحش و عوام فريبانه ي شان را ، به وضوح نشان مي دهد . توصيه ي اینجانب به سردمداران جريان راست ، اين است كه لا اقل براي "نقد!" جريان چپ و كوبيدن آن ،از افراد ديگري استفاده كنند نه از امثال عربشاهي كه تناقض گويي هاي آشكارشان منجر به رسوايي شان مي شود.

با توجه به محتواي ضعيف نوشتار مذكور ، بر آن شدم تا نقدي اجمالي و با بازگويي نكاتي چند ، و با تكيه بر برخي مستندات و واقعيت هاي موجود، به انگیزه و نیتِ نگارش چنین متونی پرداخته و به اهداف پشت پرده ي شان اشاره ای بنمايم .

1. تجمع دانشجويان طيف هاي گوناگون دانشگاه هاي تهران ، در روز دوشنبه در دانشگاه پلي تكنيك، در ادامه ي تجمعات روز هاي گذشته و بر اساس فراخواني بود كه توسط دو طيف دانشجویی انجام پذيرفت . اين تجمع بر اساس پخش تراكت هايي مبني بر فراخوان به برگزاري تجمع و تريبون آزاد توسط" دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك " و " انجمن اسلامي پلي تكنيك " بر گزار شد . اين در حاليست كه مهدي عربشاهي ، در مقاله اش ادعا کرده است که " تجمع به دعوت انجمن اسلامي "منتخب !" دانشگاه پلي تكنيك " صورت پذیرفته. و گويا طيف "سوسیالیست" ، فقط به عنوان ميهمان انجمن اسلامي ، در آن تجمع حضور داشته است! با در نظر گرفتن این واقعیت که بر تمامی دانشجویان پلی تکنیک محرز است، باید گفت، یا آقای عربشاهی بدون تحقیق از "انجمن اسلامی پلی تکنیک" قلم به دست گرفته و "دن کیشوت وار" به آسیاب بادی حمله کرده است، و یا برای همراهی با اربابان تبعیدی اش، با وقاهت هرچه تمامتر، دروغ می گوید.

2. تجمع دانشجويان در تريبون هاي آزاد جريانات منتقد طيف اصول گرا ، امري واضح و روشن است . چرا كه بنا به مقتضيات خاص تاريخي و با توجه فضای سیاسی خاص كنوني ، جريانات اصول گرا در وضع مناسبي به سر نمي برند . اقدامات اين جريانات (اصولگرا) كه بازتابي از محتواي ديدگاه شان نسبت به مسائل است ، در سال هاي اخير و به ويژه در دوران استقرار دولت نهم ، سبب شد كه نتوانند جز اقليتي نا آگاه و نيز افرادي كه تامين زندگيشان از اين راه است ، را به سوي خود جذب كنند . بديهي ست كه طرفداران اين جريانات در بين دانشجويان و به ويژه در پلي تكنيك در اقليتی چند نفره هستند .

در فرصت به وجود آمده ، اقليت ديگری از احساسات منفی و نيز نا آگاهي دانشجويان استفاده كرده و زمام قدرت را در "انجمن های اسلامی"، به دست آوردند . اما همانند یاران ِ پیشین خود، یعنی جریانات اصولگرا، انحصار طلب بوده و خود را وارثان دانشگاه تلقي کرده و توده ی دانشجو را مایملک خود تصور می کنند. ایشان سعي دارند تا توده ی دانشجوی حاضر در تجمعات و بزرگداشت ها را طرفدار خود نشان دهند . چنین شیوه ای است كه در سال هاي اخير از گروه هايي به نام هاي " انجمن اسلامي پلي تكنيك " و " دفتر تحكيم وحدت " شاهد هستيم . بديهي است كه اقدامات مذكور نه تنها حمل بر هوشیاری و محبوبیت اين افراد نيست ، كه ريشه در شرايط خاص ذكر شده در كشور، و نيز ماهيت فرصت طلبانه (اپورتونيستي) ی اين افراد و گروه ها دارد .

3. قبل از پرداختن به نکات بعدی لازم می دانم قدری راجع به منتخب بودن انجمن اسلامي توسط دانشجويان نکاتی را مطرح کنم؛ اين عنوان ( منتخب بودن ) موضوعي است ، كه همواره ذهن من و برخي از دوستان را مشغول كرده است . آيا به راستي ، اين طيف ، منتخب دانشجويان پلي تكنيك است؟

البته براي ما روشن است كه "انجمن اسلامي "منتخب !" دانشجويان" ، به واقع منتخب دانشجويان نيست . چرا كه منتخب عده اي است كه بنا به دستوراتي كه از تحكيم مي گيرند،و ایشان نیز بنوبه ی خود از راه دور تغذیه شده و جهت می گیرند( که با توجه به شرایط خاص کنونی نیازی به ذکر جزئیات آن نمی بینم) چند نفر از قبل براي تبليغ شدن و استفاده از نا آگاهي دانشجويان تعيين مي شوند تا بدان ها راي داده شود . چرا كه دفتر تحكيم وحدت، بعنوان یک جریان خاص سیاسی، نیاز به پاتوق خود ( انجمن اسلامي پلي تكنيك ) دارد تا آن را به پايگاه عملیاتی خود در میان جنبش دانشجویی تبدیل کند.

براي بررسي اين موضوع ، لازم مي دانم نيم نگاهی به ماهيت انتخابات در " دموكراسي بورژوايي "بپردازم . دموكراسي اي كه دفتر تحكيم از آن دم مي زند. از قبل این را گفته باشم که شیوه ی انتخابات "دفتر تحکیم، دقیقا منطبق با همان "دمکراسی" ای است که مبلٌغ آن می باشد.

"انتخابات" به این شیوه، با برگزاری نشست هایی بین صاحبان قدرت آغاز می گردد. آنها در مجالسی دور از چشم توده های دانشجو با یکدیگر رایزنی کرده و نام های مختلفی که احتمال کاندیداتوری شان می رود را بررسی کرده و هر کس که با انتخابش، قدرت و تسلط آنان بر "انجمن اسلامی" و یا "دفتر تحکیم" را سست و یا خدشه دار می کند ، از لیست حذف می کنند. و برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب خودشان از هیچ کاری دریغ نمی ورزند. از جمله "گاوبندی"، "تهدید"، "خرید آراء" و تقلب و ... و اگر ، با وجود به کار بستن این تمهیدات، باز هم کسی انتخاب شود که مورد تأییدشان نیست، پس از انتخابات، از هر ابزاری برای حذف ِ فرد مورد نظر اعمال فشار می کنند. برای اثبات این مدعا خواننده را رجوع می دهیم به استعفای آقای "سعید حبیبی" از دبیری تشکیلات "دفتر تحکیم " و اعلام می دارم که شهود بسیاری در جریان این گونه اقدامات آقایان در "انجمن های اسلامی" بوده اند و در صورت لزوم آماده اند تا در مورد آنچه بیان شد، با نام و نشان و مدرک، شهادت دهند.

اگر براي رسيدن به يك سري اهداف ، راه هاي مختلفي در كنار بيراهه هاي متعدد وجود داشته باشند ، نظام هاي ديكتاتور ، فقط يكي يا دوتا از بيراهه ها را مي نمايانند و انواع راه هاي درست و حتي بيراهه هاي ديگر رانيز مي بندند . دموكراسي بورژوايي چيزي نيست جز نماياندن اكثريت يا تمامي بيراهه ها و بستن راه هاي اصلي . در واقع به نوعي اختيار در انتخاب مسير ( بی راهه) را به افراد نشان مي دهد . در حاليكه فردي كه در دام دموكراسي بورژوايي افتاده و احتمالا در راه رسيدن به آن ( به عنوان هدف) قدم بر مي دارد، بعضاً نا آگاهانه اين كار را مي كند و متوجه کرده ی خود نيست . به واقع در انتخاب مسير اشتباه آزاد است ! اين همانند كسي است كه براي مرگ خود ، مي تواند راه هاي مختلفي اعم از اعدام ، تيرباران و .. انتخاب كند و به ظاهر آزادي دارد ! در حاليكه در نهايت به يك نتيجه خواهد رسيد . يا مثال ديگر و عيني تر ، انتخاباتي است كه با حضور نمايندگان از پيش تعيين شده ، برگزار مي شود و به نوعي به انتخاب بد از ميان بد تر مي انجامد . در واقع صرف نظر از ظاهر ماجرا ، نتيجه ي انتخاب هر كس ، ماهيتي مشابه با شخص ديگر دارد . با ساده سازي فوق ، مي توان به چنين دموكراسي اي ! و ماهيت آن(البته به شكل كاملا ساده سازي شده) پي برد. با وجود اين كه ، در چنين شرايط خاصي ، موافق با نگاهي به درون انجمن اسلامي پلي تكنيك و دفتر تحكيم وحدت نبودم ، ولي نوشتن مقاله هايي مشابه مقاله ي مهدي عربشاهي و درج آن ها در سايت خبري (خبرنامه ي امير كبير ) ، مرا بر آن داشت تا نگاهي اجمالي به درون آنها داشته و نيز به چگونگي به اصطلاح حمايت دانشجويان از برنامه هاي آن ها ! بپردازم.

4. بنا به مستندات موجود ، اين انجمن ، منتخب قشر آگاه پلي تكنيك نيست و حضور صرف دانشجويان در تجمعات برگزار شده در پلي تكنيك ، نه به دليل حمايت از انديشه هاي اين افراد ، كه به خاطر اعتراض به جريانات اصول گراي دانشگاه و جامعه و در راس آن به اقدامات دولت نهم است . دانشجویان از همه جا بی خبر ( كه به راستي ، جمع كثيري از هواداران آن نيز از آن بي خبرند) نیز تا کنون، به علت حضور این جریان در "اپوزیسیون" دولت نهم و پنهان داشتن ماهيت اصلي و اهداف پشت پرده اش، در تجمعات برگزار شده ، شركت مي كنند . اين در حاليست كه برنامه ريزان آن ، اهداف ديگري نيز دارند و در طول سال هاي اخير ، تحريفات زيادي در خبر رساني ها ( و به ويژه در خبر رساني هاي خارجي) انجام داده اند تا همه ي حضور ها را به نفع خود به پايان برند . پس مسلم است که این جریان از حضور دانشجویان چپ در این اجتماعات می هراسد، چرا که اولاً، توده ی دانشجو از خود خواهد پرسید که: اگر "انجمن اسلامی"، همانطور که ادعا میکند، تشکیلاتی دانشجویی ِ فارغ از تعلقات ایدئولوژیک و فراگیر است، پس جریان این عده با پرچم های سرخ و شعارها و خواسته های مستقل چیست؟ و بدین ترتیب، این واقعیت که "انجمن اسلامی" و "دفتر تحکیم" متعلق به جریانِ سیاسی ِ مشخص، با ایدئولوژی مشخصی است، افشا می گردد. و ثانیاً، جریان چپ نیز امکان این را خواهد داشت که نظراتِ و اهدافِ خود را علناً در معرض دید دانشجویان قرار داده و به آنها آزادی انتخاب بدهد. که نتیجه اش شکستن انحصار این جریان در دانشگاه هاست. پس عجیب نیست که پس از تجربه تریبون آزادِ دوشنبه 30 ام مهر ماه، توپخانه ی تبلیغاتی اش را به سمت جریان چپ نشانه رود. و همچنین خودی های تحكيمي و انجمني اش در سايت خبري (خبر نامه ي امير كبير) به تحريف كامل اتفاقات هفته ي گذشته پرداخته و در مصاحبه ها يي كه نمایندگانش در خبر گزاري ها ي ( بي بي سي ، راديو آلمان ، رايو فردا و خبر گزاري فرانسه ) می کنند و نيز مطالبي كه در وبلاگ هاي داخلي می نویسند ، كوچكترين اشاره اي به حضور فعال و با صلابت نيرو هاي چپ نكنند. گويا كه اصلا چپ ها در تجمع آن روز حضور نداشته اند!

5. نكته ي جالب ديگر در مقاله ي آقاي عربشاهي ، سعي در ناكام جلوه دادن جنبش چپ ( و به ويژه در موقعيت خاص آن روز ) مي باشد . به راستي كه قرائت و توزیع وسیع بيانيه هاي " دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك" ،" جمعی از دانشجویان و فعالین چپ" و "دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب " كه مورداستقبال و تشويق و اعلام حمايت جمع كثيري از حاضران گردید ، و نيز حضور جمع كثيري از فعالين چپ با پلاكارد هاي سرخ رنگ ، ادعاهاي كذب نگارنده ي مقاله ي مذكور را نشان مي دهد . براي استناد به واقعيات ، كافيست به به وبلاگ هاي متعدد سري بزنيد . حتي نگاهي اجمالي به عكس هاي سايت خبر نامه ي امير كبير (که متعلق به خودشان است)نیز گوياي واقعیت است . جالب اينجاست كه خبر گزاري هاي حكومتي و نيز اصلاح طلب و خبرگزاری های دول خارجی و ... خبري ولو مختصر از حضور فعال دانشجويان چپ درج نكرده اند . اين در حاليست كه در وبلاگ ها و سايت هاي چپ و هواداران ان ها ،" انجمن اسلامي امير كبير" به عنوان يكي از برگزار كنندگان تجمع و تريبون آزاد معرفي شده و در مورد سخنرانان آنان و حضور هوادارانشان در تريبون آزاد ، اطلاع رسانی شده است . براي نمونه مي توانيد به " گزارش يكي از دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك " در وب سايت " سلام دموكرات " و نيز و بلاگ " آواي دانشگاه " و هم چنين مصاحبه هاي " يكي از دانشجويان سوسياليست پلي تكنيك " كه در سايت " سلام دموكرات " درج گرديده ، مراجعه نماييد . لازم به ذكر است ، بنا به موارد گفته شده و نيز برخي مستندات ديگر ، اگر هم تلاشي براي مصادره ي تجمع صورت گرفته ، اين اقدام از طرف انجمن اسلامي پلي تكنيك و دفتر تحكيم وحدت بوده نه دانشجويان چپ!

6. در قسمتي از مقاله ي آقاي عربشاهي مي خوانيم : " فعالان دانشجويي و افرادي كه با فضاي دانشگاه پلي تكنيك و سابقه ي فعاليت هاي یک دهه ي انجمن اسلامي امير كبير در راه اندازي فراكسيون مدرن تحكيم و دگرديسي آن به يك سازمان مدني مدافع دموكراسي و آزادي آشنايي دارند ، به خوبي آگاه اند كه فضاي عمومي اين دانشگاه و انجمن آن ، ضمن آنكه فضايي راديكال در پي گيري مطالبات دانشجويان و نيز جامعه است و همواره از آن به عنوان قلب تپنده ي جنبش دانشجويي ياد مي شود ، اما سمت و سوي فكري آن به سوي دموكراسي ( به معناي دموكراسي پارلماني و احترام به حقوق افراد به عنوان اصل اساسي دموكراسي ) ، حقوق بشر و تساهل بوده و نسبتي با پلاكاردهاي سرخ دوستان برقرار نمي كند."

اولا كه نه تنها براي فعالان دانشجويي ، بلكه حتي براي افرادي كه اندكي از جريانات اواسط دهه ي 70 با خبر اند ، روشن است كه پا گرفتن انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت ، با رشد اصلاح طلبي در آن دوران مصادف بوده و بديهي ست، در فضايي كه بخشي از حاكميت از چنين تشكل هايي حمايت مي كند ، مي توان و بايد انتظار پا گرفتن و تحكيم پايه هاي قدرت آنان را داشت . پس به دليل "وابستگي"، تشكل انجمن اسلامي و در راس آن دفتر تحكيم وحدت به بخشي از حاكميت ، نمي توان اسم آن را تشکلی مستقل و یا دمکراتیک (مردمی) گذاشت . در مورد فضاي راديكال ! كه آقاي عربشاهي مدعي آن است ، مي توان گفت كه صرفا حركات آوانتوريستي و كودكانه ، به معناي راديكال بودن تلقي نمي شود . راديكاليزم دست بردن به ريشه هاست نه روبنا ها . حركاتي كه معنايي جز تخليه ي احساسي و حركات غير منطقي كودكانه و ... ندارند ، به هيچ وجه در ريف "حركات راديكال" قرار نمي گيرند . اتفاقا در راستاي اقدامات انجام شده در سال هاي اخير ( توسط انجمن اسلامي) ، به سادگي مي توان غير راديكال بودن حركات آن را نشان داد. ثانيا، در مورد پي گيري مطالبات ، بهتر است ذكر شود : " انجمن اسلامي پلي تكنيك و در راس آن دفتر تحكيم وحدت ، جايي است براي پيگيري مطالبات دفتر تحكيم و اربابان پشت پرده اش " نه جايي براي پيگيري مطالبات دانشجويان و جامعه ! تاكتيك ضروري اي كه به صورت دوستانه و ضمنا موكد به آقاي عربشاهي پيشنهاد مي كنم ، تقويت حافظه ي كوتاه مدت شان در جهت رفع تناقض گويي در نوشتاري 2 صفحه اي ست . چرا كه هم اوست كه در سطر هاي اول نوشته اش ، دم ازانگیزه یِ آزادي 3 تن از ياران دربند مي زند و مدعي مي شود كه هدف اصلي از تجمع ، آزادي آن 3 نفر است . در صورتیکه در چند سطر پایین تر به "حمايت از تحكيم وحدت و انجمن اسلامي" اشاره دارد و دوست دارد قضيه را به نفع خود خاتمه دهد .

7. و اما در مورد نکته ای که آقای عربشاهی، وقیهانه صحبت از "هزینه دادن" انجمن اسلامی و دفتر تحکیم می کند و سعی دارد اینگونه نشان دهد (البته با شکسته نفسی!!) که جریان چپ دانشجویی برای دستیابی به آزادی و رهایی از قید استبداد هزینه ای نپرداخته است، چه می توان گفت جز اینکه: این دیگر نهایت بی شرمی است! هنگامیکه دانشجویان چپ برای اعتراض به عدم پایبندی حکومت اسلامی، از جمله جناح اصلاح طلبِ حاضر و تبعیدی، به آزادی های فردی و اجتماعی و محکوم کردن زندانی شدن دانشجویان پلی تکنیک و دیگر زندانیان دانشجو و سیاسی به تجمع و تریبیون آزاد آمده اند، شما، در عوض تبلیغ روحیه یکپارچگی در مقابل تعرضات مستبدین به حقوق دمکراتیک مردم، بر روی کشتار و خونریزی دهه شصت و به خون کشیدنِ هزاران فرزند چپ این جامعه، فقط در یک تابستان (1367) ، پرده انداخته و احکام زندان و تعلیق و احضار به کمیته های انظباطی دانشگاه را ، با دروغ، به نفع خود مصادره می کنید. ."

8. بر خلاف ادعا هاي آقاي عربشاهي ، تعداد فعالين چپ حاضر در مراسم 30 مهر پلي تكنيك ، حداكثر 20 تا 30 نفر نبوده و لا اقل به 3 برابر اين تعداد مي رسيد . اين در حاليست كه فعالين انجمني و دفتر تحكيم هم زياد نبودند . مگر اين كه آقاي عربشاهي بخواهد توده ی دانشجوی حاضر و حتي چپ ها را هم (احتمالا!) جزو انجمني ها و تحكيمي ها حساب كند !

جالب است كه در جاي جاي نوشته ي مهدي عربشاهي ، پدر خواندگان تحكيمي ، صاحبان اصلي دانشگاه هاي ايران تلقي شده اند . چرا كه وي مدعيست که تجمع اعتراضي 15 آذر 1385 در دانشگاه تهران و تجمع 30 مهر 1386 در پلي تكنيك ، توسط تحكيم بر گزار شده و چپ ها نبايد برنامه اي داشته باشند . (البته اين محتواي برداشتي ست كه از آن مي شود) . در مورد 16 آذر ديگر هيچ بهانه اي پذيرفته نيست . چرا كه آن روز ، روز دانشجو است نه روز تحكيم ! . ضمنا اگر آقاي عربشاهي اندكي به نوشته هاي خود فكر مي كرد و قبل از نوشتن به تاريخ نگاهي مي انداخت ، مي ديد كه 2 تن از 3 دانشجويي هم كه در 16 آذر 1332 به دست رژيم جنايتكار پهلوي جان باختند ، از دانشجويان چپ بودند . حال آنكه از آن ها به عنوان 3 آذر" اهورايي" و با آن ادبيات مسخره ياد مي كنند . معلوم نيست كه آقايان هوادار انجمن اسلامي و نيز تحكيمي ها ، مسلمان اند يا زرتشتي ! ؟ در عين حال كه دم از اسلام و مسلماني مي زنند ، نماد ناسيوناليسم ناب ! ايراني هستند . كارهاي انجام گرفته در سال هاي گذشته توسط اين افراد ، مهر تاييدي بر تناقض هاي آشكار و روحیه ی فرصت طلبانه شان است. مانند رهبران سیاسی شان که بعضاً دم از "ملی – مذهبی" بودنشان می زنند.

9. در جايي ديگر ، آقاي عربشاهي دم از " اتحاد بر سر آزادي هاي آكادميك " و . . . مي زند . گويا ايشان از وضعيت جنبش ها و جهت گيري هاي اساسي آن ها خبر ندارند . اتحادي كه به موجب آن ، همه ي كار ها به نفع " دفتر تحكيم وحدت " تمام خواهد شد ، بديهي ست كه براي امثال عربشاهي مطلوب است . كسي كه يا نمي داند و يا آگاهانه خود را به ناداني مي زند كه گویا جریان چپ مي تواند با ليبراليسم متحد شود و نبايد در مقابل آن بايستد ، ديگر اعتباري براي خود باقي نمي گذارد . جنبش چپ چگونه مي تواند با ليبراليسم بي محتوايي كه در جهت نابودیِ چپ با اصولگرایان متحد می شود (رجوع شود به نوشته های آقای قوچانی در "شهروند امروز") و در جهت استثمار توده ها فعاليت مي كند ، همراه شود ! ؟؟ آقاي عربشاهي بايد بداند كه چپ همواره و با صراحت و صلابت تمام در مقابل ليبراليسم و كليت بورژوازي خواهد ايستاد و دست به دامن جريانات اپورتونيست دست راستي نخواهد شد .

10. پيشتاز بودن دفتر تحكيم وحدت به ويژه در چندين سال اخير ، توهمي بيش نبوده و نيست . در مورد اين مطلب در صفحات قبلي توضيح داده شد . در مورد اقدامات كودكانه و يك سري حركات آوانتوريستي ( مثل 18 تير 1386 ) جاي هيچ بحثي نيست . چرا كه حركاتي مشابه ، برايندي جز هزينه دادن بدون فايده نخواهد داشت . معلوم نيست كه آقايان (و خانم هاي) تحكيمي ، براي مطرح كردن خود و تحكيم ، دست به چنين اقداماتي مي زنند يا براي دانشگاه و دانشجويان و حل مشكلات آنها ؟! اين را مطرح كردم تا بگويم در هر دو صورت به سختي اشتباه مي كنند . چرا كه اگر مبنا بر مطرح كردن خود ، به واسطه ي هزينه هاي مفت و بر اساس يك سري اقدامات آوانتوريستي باشد ، كارشان هيچ ربطي به دانشگاه ، دانشجويان و جامعه ندارد . در صورت پذيرفتن مورد دوم ، يعني توجيه اقداماتي مشابه اقدامات 18 تير امسال، بمثابه ی دانشجو محور بودن آن، بیانگر ضعف عمیق تئوريك اين دوستان است . چرا كه نشان می دهد که ایشان بدون داشتن تحلیلی صحیح از شرایط جامعه و محاسبات لازم ،دست به يك سري اقدامات ماجراجويانه زده اند . بديهي است كه تجمعي چند نفره در جلوي درب ولي عصر پلي تكنيك در روزي كه دانشگاه با حربه ي مديريت ان تعطيل شده است (18 تير ) نتيجه اي جز دستگير شدن و هزينه دادن نخواهد داشت . جالب است كه اتفاقا بر عكس تصور برخي ها ، كسي كه بتواند با برنامه ريزي دقيق ، حداكثر فايده را با پرداخت هزينه ي كم تري بدست آورد ارجحيت دارد بر كسي كه بدون فايده ، فقط هزينه مي پردازد و اوضاع را خراب تر مي كند . انتظارات نامربوط و مضحكانه ي آقاي عربشاهي از جنبش چپ دانشجويي در هم راستايي با چنين اقدامات ماجراجويانه ي تحكيم و امثال تحكيم ، ناشي از همان طرز تفكر ناپخته و كودكانه ي ايشان مي تواند باشد و بس.

برخلاف ادعا هاي آقاي عربشاهي ، در جاي جاي نوشته اش ، اتفاقا دغدغه ي اصلي تحكيم ( يا لااقل يكي از اين دغدغه هاي اصلي) حضور مستقل چپ ها در دانشگاه و تاثیر آن بعنوان مانعی بر سر برنامه هاي پوسيده ي آن هاست . اینک كه دفتر تحكيم در بحران اساسي به سر مي برد و بزرگترين پايگاه و به اصطلاح پاتوق آن (انجمن اسلامي پلي تكنيك) نيز در شرايط مطلوبي نيست ، حضور فعالين مستقل چپ در پلي تكنيك و دانشگاه هاي ديگر ، بيش از پيش ، زنگ خطري براي پدر خواندگان "تحکیمی" است .تشكل وابسته به بخشي از جريان حاكميت كه براي پيشبرد اهداف خود دست به هر اقدامي مي زند ، به واقع يك طيف اپورتونيست است كه گه گاه تاكتيك تبديل به ضد خود ! را پيشه مي كند تا به اهداف فرصت طلبانه ي خود برسد . در زمانی "اپوزیسیون" است و در برهه اي خود را مظلومانه، اصول گرا تر از اصول گرايان مي نماياند . كساني كه حتي در شرايط عادي (گه گاه) دم از سكولاريسم هم مي زنند، ولي در برهه هاي حساس و بنا به موضع اپورتونيستي خود ، حتي مذهبي تر از طيف هاي مذهبي و اصول گرا تر از اصولگرایان می شوند.

به هر حال از ديدگاه نگارنده ي متن حاضر ، اين جريان كه اكنون در دوره ي حساسي به سر مي برد ، براي پا گرفتن دوباره ،جنبش چپ را به مثابه ي اژدهايي در مقابل رسيدن به آرزو هاي خود و اربابانش مي بيند و بر آنست تا با پوشش دروغين و در سطح گسترده ( به ويژه در خبر رساني هاي خارجي) و با سنگ اندازي در مقابل برنامه هاي چپ ، تمامي جنبش هاي دانشجويي را به نام خود مُهر كرده و تمامي حضار در تجمعات دانشجويي را طرفدار انجمن اسلامي پلي تكنيك و تحكيم معرفي كند . به واقع در خيال خود ، به فكر جمع كردن سياهي لشكري از دانشجويان نا آگاه می باشد. سر انجام هم از سر همين موضع توهمي، به مشكل بر خواهد خورد . لازم به ياد آوري است كه تجمع پلي تكنيك در روز دوشنبه ي گذشته ، كه بنا به ادعاي آقاي عربشاهي و دوستان تحكيمي اش ، براي ازادي 3 تن از ياران دربند برگزا شد، به واقع در دیدگاه ایشان، جايي بود براي تحكيم پايه هاي تحكيم ( نگاه كنيد به محتواي سخنراني ها و مواضع آن روز ) كه "متاسفانه !" با حضور مستقل نيرو هاي چپ از دانشگاه هاي تهران ، مانع تحقق بخش عظيمي از رويا هاي ديرينه ي تحكيم شد . همان گونه كه ذكر شد ، موضع گيري هاي تحكيمي ها ، در بيانيه ها و مطالبي كه آن روز ارائه شد ، خود گواهي بر دروغين بودن ادعا هاي آن هاست.

در پايان به آقاي عربشاهي و دوستان تحكيمي اش توصيه مي كنم كه به جاي ايجاد اتحاد بين دانشجويان چپ و ليبرال ! به فكر فعاليت هاي خاص خود باشند و فكري به حال خود تحكيم بكنند . چرا كه تحكيم در وضعيتي نيست كه فقط با كوبيدن جريان چپ در دانشگاه بتواند پايه هاي خود را تقويت كند . مشكل تحكيم ، مشكلي اساسي است . چرا كه برخي از اعضاي آن نيز از سردرگمي هاي فكري رنج مي برند .

آقاي عربشاهي ! به جاي نقد ( بخوانيد كوبيدن) جريان هاي ديگر ( به ويژه چپ ها ) ، نقدي بر خودتان داشته باشيد تا با آشفتگي ها و تناقضات كم تري در صحنه هاي دانشجويي حضور یابید . چپ هم همواره برنامه ي مستقل خود را خواهد داشت و هرگز از جريانات مرتجع دست راستي ، توقع همكاري نداشته و نخواهد داشت . موضع چپ مشخص و تعريف شده است و دقيقا به همين دليل ، در يك خط مستقل از ساير جريانات قدم بر خواهد داشت.

براي آخرين بار تاكيد مي كنم كه دانشگاه ارث و میراث تحکیم و در انحصار انجمن هاي اسلامي نيست كه براي افراد و گرو هاي ديگر تعيين تكليف نمايند . با تاكيد بالا اميدوارم جناب آقاي عربشاهي و دوستانشان به موضع گيري صريح چپ در دانشگاه پي برده باشند و از اين به بعد حساب کار خود را داشته باشند. .
بابک پاشا جاوید، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک

شنبه 27 اكتبر 2007, بوسيله ى دیاکو

تحصن و تجمع سراسری در دانشگاه صنعتی شاهرود


امير کبير : تحصن سراسری دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود روز سه شنبه و در دومین روز پیاپی با حضور گسترده و بیش از۷۰۰ نفری دانشجویان این دانشگاه برگزار شد.
دانشجویان این دانشگاه که در اعتراض به محرومیت از تحصیل صادر شده برای دانشجویان منتقد، صدور حکم انحلال انجمن اسلامی دانشجویان، انحلال شورای صنفی، اعمال محدودیت های فراقانونی همچنین ادامه بازداشت سه دانشجوی پلی تکنیک در صحن دانشگاه تجمع نموده بودند؛ خواهان پاسخگویی مسئولان دانشگاه شدند که باز هم مسئولان دانشگاه حاضر به پاسخگویی به دانشجویان نشدند ولی اعلام کردند که با تشکیل یک کمیته از مسئولان دانشگاه حاضر به رایزنی با منتخبین متحصنین بوده و قول دادند ظرف مدت ۱۰ روز به خواسته های دانشجویان عمل کنند.
این تحصن در حالی شکل گرفت که شب قبل از آن مسئولان دانشگاه در تماس هایی به منازل دانشجویان منتقد به تهدید خانواده های دانشجویان فعال پرداخته بودند و مشکلات دانشجویان منتقد را اخلاقی نامیده بودند. در این تحصن که همراه با برگزاری تریبون آزاد بود، سید اشکان مدنی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان با اعتراض نسبت به صدور حکم غیرقانونی انحلال انجمن اسلامی، عنوان نمود انجمن اسلامی از حق فعالیت خویش دست نخواهد کشید و از حق تحصیل دانشجویان محروم از تحصیل دفاع خواهد نمود.
علی قلی زاده سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه که به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است به نمایندگی از دانشجویان محروم از تحصیل، عنوان نمود که شرایط حاضر حاصل بی توجهی مسئولان دانشگاه بوده و آنان به عنوان مسئول باید مورد سوال قرار بگیرند. ولی با اشاره به بازداشت ها و برخورد های گسترده با فعالان کارگری، زنان، معلمان، دانشجویان و اخیرا برخورد با احزاب و فعالان حقوق بشر با نامگذاری سال به نام اتحاد ملی در تناقض است. در این تجمع همچنین فعالان صنفی، حقوق بشر و نشریات دانشجویی دانشگاه نیز مشکلات خود را بیان نمودند.
در این تریبون آزاد که از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۴ ادامه داشت، دانشجویان با سردادن شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و با در دست داشتن پلاکاردهایی خواهان آزادی احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی شدند. دانشجویان همچنین با سردادن شعارهایی نسبت به عواقب تشکیل انجمن موازی و قلابی که برخی از مسئولان دانشگاه به دنبال آن می باشند هشدار داده و عنوان نمودند از انجمن اسلامی واقعی و منتخب دانشجویان دفاع خواهند کرد. دانشجویان با در دست داشتن پلاکارد هایی خواهان لغو احکام محرومیت از تحصیل برای دانشجویان انجمنی شدند.
در حالی دانشجویان متحصن به آرامی و با انتخاب ۷ نفر به عنوان شورای منتخب متحصنین اول آبان ماه، به تجمع خویش پایان دادند که برخی از کارکنان حراست و مدیرکل امور فرهنگی دانشگاه به تهدید و ارعاب دانشجویان می پرداختند که موجب بروز تنش در ساختمان امور فرهنگی دانشگاه نیز گشت.724.10.200

بیانیه ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
در خصوص صدور حکم سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر


اینجا ایران است. آزادترین کشور دنیا. اما این آزادترین کشور دنیا سال نوی تحصیلی را در حالی آغاز کرد که دیگر در آن سخن از دانشجویان زندانی و محروم از تحصیل تبدیل به امری عادی و روزمره شده است. روز بیستم آذرماه سال 1385 آقای احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک، اعتراض دانشجویان به حضور خود را نشانه ی وجود آزادی بیان در کشور دانست و خدای بزرگ را شاهد گرفت که نمی خواهد برای این دانشجویان معترض مشکلی پیش بیاید. اکنون بسیار از همان دانشجویان، طعم محرومیت از تحصیل و ممنوعیت ورود به دانشگاه را چشیده اند؛ هشت نفرشان طعم زندان را؛ و سه نفرشان که هنوز آزاد نشده اند، سه شنبه ی هفته ی گذشته پس از شش ماه بازداشت، جمعاً به هفت و نیم سال زندان محکوم شدند. مسأله وقتی دردناک تر می شود که بدانیم دادگاه بر اساس اعترافاتی که طبق گفته ی خود دانشجویان، تحت شکنجه اخذ شده اند این حکم را صادر کرده است.
این آزادترین کشور دنیا سال نوی تحصیلی را در حالی آغاز کرد که دانشگاه، هرگز تا این حد فشار چکمه ی سرکوب را بر گلوی خود احساس نکرده بود. دانشگاه علامه طباطبایی هم بهار علم و دانش را با سی دانشجوی محروم از تحصیل آغاز کرد که حتی نمی توانند وارد خانه شان دانشگاه شوند. با دو دانشجوی زندانی به نام های محبوبه مقدم و هدایت غزالی آغاز کرد که همکلاسی هایشان هنوز حتی نمی دانند اتهامشان چیست و یا این که بازداشت موقتشان چرا این قدر طولانی شده است. در دانشگاههای دیگر نیز سیل احکام انضباطی و قضایی است که برای فعالان دانشجویی صادر می شود.
البته این آزادترین کشور دنیا را فقط به دانشگاهش نمی شناسند. برخورد با فعالان مدنی که نمونه ی آن بازداشت عمادالدین باقی رییس کانون دفاع از حقوق زندانیان در هفته ی گذشته بود، نشان می دهد که جامعه ی مدنی هم مشمول "آزادی مطلق" دولت نهم شده است که هفته ی گذشته شاهد جلوه های بیشتری از آن نیز بودیم، مانند ممانعت از برگزاری نماز عید فطر عده یی از فعالان سیاسی در هنرستان کارآموز. حال تکلیف آزادی های آکادمیک در دولتی که برگزاری یک نماز را بر نمی تابد معلوم است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه، صدور حکم زندان برای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیک را محکوم می کند و سوال می کند کدام قانون و کدام خرد و کدام اخلاق و کدام شرع می پذیرد که اعترافات تحت شکنجه، بعنوان مدرک برای محکوم کردن افراد استفاده شوند؟ ما خواستار آزادی هر چه سریعتر این سه دانشجو و نیز دادرسی عادلانه برای دیگر دانشجویان زندانی، بخصوص دو دانشجوی زندانی دانشگاه علامه هستیم. و به دولت آقای احمدی نژاد، دلسوزانه انذار می دهیم که دست از سرکوب دانشگاه بردارد زیرا دانشگاهی که با گورستان تفاوت نکند، بود و نبودش فرقی ندارد و بدون دانشگاه پویا و با نشاط و منتقد، شعار این دولت مبنی بر "رسیدن به قله های علمی" افسانه یی بیش نخواهد بود.

انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه علامه طباطبایی

20.10.2007

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان در اعتراض به صدور احکام ناعادلانه برای داشجویان و فشار بر جامعه مدنی




خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی(پلی تکنیک تهران)، با صدور بیانیه ای نسبت به احکام سنگین صادره برای مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری شدیدا اعتراض کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زان رو / که بنیان جفا و جور بی بنیاد می گردد

در چند روز گذشته استبداد، عریان تر از همیشه، دشنه ی کین از کمر برکشید و بر سینه ی دانشگاه نشاند و دستگاه عدالتش! مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری را در پیش پای اربابانش بر زمین زد و گناهکار شناخت و مستحق زندان طویل المدت دانست. صدور این احکام ظالمانه برای دانشجویان دربند دانشگاه صنعتی امیرکبیر بار دیگر مهر تاییدی بر دخالت سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی مقصر در جعل نشریات دانشجویی در روند رسیدگی به پرونده ی دانشجویان زندانی نهاد و از سوی دیگر بیش از گذشته درماندگی دستگاه جور را در رویارویی با دانشجویان آزاداندیش این آب و خاک به رخ کشید. پروژه ی جعل نشریات دانشجویان از آغاز چنگی به دل نزد و پرده ای نیفکند که مسببان آن بتوانند برای مدتی طولانی در پس آن نهان شوند و از همان روز نخست سیمای کریه جاعلان بر همگان آشکار شد. اما در حالیکه تکذیب مدیران مسئول که با صدای نگران و چشمان بهت زده، مظلومانه و سراسیمه از این توطئه شوم اعلام نفرت و انزجار می کردند و تبری می جستند، گوش فلک را پر کرده بود، این صوت معصومانه را، راهی به مجریان عدالت! نبود که خداوند قلب و چشم گوششان را بسته که هر آنچه تا کنون دیده اند و شنیده اند کافیست، که بارها نشان داده اند که بندگی خدا را وانهاده، سرسپردگی حاکمیت اقتدارگرا را به جان خریده اند. بیدادگران اینبار هم تصمیم گرفتند که نشنوند و کسانی که بر مسند قضا (محل جلوس پیامبر) تکیه زده اند در حالیکه دیگران را از روز جزا نهیب می زنند جایگاه پیامبری را به عروسک خیمه شب بازی ظالمان تنزل دادند و بی گناهان را مجرم نامیدند. اما با تکیه بر کدام مستندات؟ آیا مدرکی جز اعترافات تحت شکنجه های وحشیانه ی قرون وسطایی علیه دانشجویان دربند وجود دارد؟ کدام قانون شکنجه را برای حصول به نتیجه ی دلخواه مجاز می شمرد؟ مگر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مدعی نیست که معیار احکام صادره موازین شرع است و مگر مفسران شرع عالمان دین نیستند؟ و مگر هفته گذشته نبود که تعداد زیادی از مراجع تقلید بیان کردند که اعترافات دانشجویان پلی تکنیک در زندان هیچ حجت شرعی و قانونی ندارد و معیار همان هایی است که قبل از بازداشت گفته اند و مگر مراجع تقلید رای بر برائت دانشجویان امیرکبیر ندادند؟ نکند منظور آقایان از شرع، دینی به جز دین مبین اسلام! اگر چنین است بهتر است مطرح نمایند تا تدبیری اندیشه شود و همگان تکلیف خود را بدانند.

اگر چه انتظار بیش از این از دولتی که می کوشد دروغ را به تمامی ارکان خود مستولی سازد، ساده اندیشی است. رئیس دولتی که بی آزرم در مقابل چشم میلیون ها بیننده در ماه مبارک رمضان لب به دروغ می گشاید و با تحویل دادن لبخندهای شنیع و استفاده از الحان شوخ و زننده حیثیت و تاریخ ملتی را به سخره می گیرد و ایران را آزادترین کشور دنیا می داند، آیا توجیهی برای احکام صادره برای دانشجویان دربند پلی تکنیک دارد؟ دستگیری ها و بازداشتهای خودسرانه و خشن اخیر جز حاکم کردن فضای ترس و ارعاب و اختناق چه هدفی را دنبال می کنند؟ کسی که توهین اجنبی در کلمبیا لبخند به لبانش جاری می کند را چه می شود که از مواجهه با دانشجوی وطنی هراسان است و به وسیله ی گاز اشک آور که از وسائل متداول جهت مهرورزی مورد نظر ایشان است از مهلکه پاسخگویی به سوالات آنها می گریزد؟ مسلم است که تاوان انتقاد از سیاست های ویرانگر دولتی که ارکان ذهنیتش دروغ و کینه توزی است، نشریه جعلی و زندان خواهد بود. وقتی که رئیس منتصبش در دانشگاه خود شخصا مبادرت به پرونده سازی برای دانشجویان بی گناه می کند و تمام اهتمام و نفوذ خود را برای نگاه داشتن آنها در زندان به کار می بندد، از اربابش چه توقع می توان داشت؟ جواب رئیس دولت نهم به این همه، هجمه بر جامعه ی مدنی نیست؟ بازداشت باقی، هادی قابل، محبوبه مقدم، منصور اسانلو و... آیا نشانه وجود آزادی بی نظیر یا کم نظیر در این مرز و بوم است؟ البته آقای احمدی نژاد می تواند مدعی شود که ما در ایران زندان نداریم، دانشجو نداریم، باقی نداریم، قابل نداریم...

اما تاریخ گواهی خواهد داد که ما حق نداریم و آزادی نداریم و خیلی چیزهای دیگر نداریم. آری انتظار جعل نشریه از دولت دروغ، انتظاری گزاف نیست؟ و گویا تا اطلاع ثانوی زندان، شکنجه و محرومیت حق مسلم تمام منتقدان خواهد بود و حفظ اتحاد و مقاومت در مقابل موج خفقان و سرکوب تنها راه پیش روی عاشقان و دلسوزان میهن است تا از این را به سلامت گذر کنیم. هزار بار هم که ما را از اسب بیاندازند از اصل نخواهیم افتاد. شب گرچه غم افزاید، خورشید از او زاید...

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) احکام صادره برای دانشجویان این دانشگاه (احمد، احسان، مجید) را محکوم کرده و اعلام می کند این انجمن بیانیه تحلیلی شماره 5 خود را که در آن شرح ادله و مدارکی که اثبات بی گناهی این سه دانشجو و نقش نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در تهیه و پخش این نشریات را فریاد می زند، تا همگان بدانند مدعیان دروغین اسلام چه می کنند و که هستند؟ همچنین ضمن محکوم کردن بازداشت دیگر فعالان جامعه مدنی خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط همه ی آنها می باشد و بار دیگر تاکید می کند که هرچه خط برخورد با منتقدان شدیدتر شود دستاورد اندک تری برای اقتدارگرایان در پی خواهد داشت و طعم پیروزی را در هنگام دمیدن خورشید، شیرین تر در کامشان خواهد ریخت. ناخدای استبداد، خدای آزادی را به زمین نخواهد زد. ار چه ماهرانه بجنگد!!

اگر چه بام شب تاریک است / بگو به مژده آن یاران را / که ای دلاوران!! / سپیده نزدیک است!



انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
28 مهرماه 1385


بيانیه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی شيراز به مناسبت احضار 7دانشجو


دوشنبه ۱۶م مهر ۱۳۸۶
خبرنامه اميرکبير
هنوز يک هفته از سخنرانی رئيس دولت جمهوری اسلامی ايران در دانشگاه کلمبيا که در آن از احترام به دانشجويان و واگذاری تشخيص حقيقت به آنان سخن رانده بودند نگذشته بود که کميته انضباطی دانشجويان دانشگاه شيراز طی اقدامی عجيب و کاملا هم‌عرض سخنان رئيس‌جمهور، اقدام به احضار ۷ تن از فعالان دانشجويی آن دانشگاه به جرم برگزاری تجمع نمادين در قالب روزه سياسی و به مناسبت صدمين روز بازداشت دانشجويان دانشگاه اميرکبير نمود و اين امر در حالی اتفاق مي‌افتد که تجمع مذکور در فضايی کاملا آرام و در کنار مسجد دانشگاه صورت پذيرفته بود.

اين فعل خود مهر تاييدی ديگر است بر عدم صداقت مسئولان کشور که آرزوی آزادی را فقط برای ديگر کشورها در سرلوحه گفتار و کردارشان قرار داده‌اند و اما در محدوده تحت سيطره خود، نه ‌تنها هيچ‌گونه آزاد انديشي، انتقاد و دگرانديشی را بر‌نمي‌تابند و با هر گونه فعاليت اجتماعی و روشنفکرانه برخوردهايی فراقانونی مي‌کنند، که حتی تاب تحمل تجمعات کوچک دانشجويی را هم ندارند و به انحا مختلف، اقدام به تحت فشار قرار دادن، ترساندن و هزينه‌ بر کردن هر گونه فعاليت خارج از چارچوب فکری حاميان قدرت، به جلوگيری از فعاليت‌های روشنگرانه دانشجويان بپردازند. اما لازم است به آنان ياد‌آوری کنيم که خداوند متعال در قرآن مجيد به کليه انسان‌های صادقی که از غير خدا نترسند وعده ياری خود را از جايی که بي‌حساب است را داده و دانشجويان آگاه، مسلمان و دلسوز اين سرزمين به عنوان بدنه اصلی انتقاد از قدرت و روشنگري، هيچ‌گاه تحت اعمال فشارهايی اين‌چنيني، ساکت و گوشه گير نخواهند شد.

در پايان ضمن ابراز اعتراض خود به هرگونه تحديد فعاليت‌های روشنگرانه دانشجويی تحت هر لوايي، احضار فعالان دانشجويی دانشگاه شيراز را محکوم می کنيم و از خداوند متعال درخواست ياری بيش از پيش برای کليه خدمت‌گزاران عرصه آگاهي‌بخشی بخصوص دانشجويان آزاده اين سرزمين داريم.

شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه صنعتی شيراز

09.10.2007


سه تن از شركت كنندگان در همايش " مشروطه ايراني " مقابل حسينيه ارشاد بازداشت شدند.


اين سه تن توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شدند.
اسامي بازداشت شدگان به شرح زير است: مهرداد بزرگ، دانشجوي مهندسي كامپيوتر دانشگاه تهران، كوروش جنتي، دانشجوي ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي و حسين فياضي.
لازم به ذكر است همايش سه روزه مشروطه ايراني كه به مناسبت فرارسیدن صدو یکمین سالگرد صدور فرمان مشروطیت و به همت انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي شريف بنا بود تا در حسينيه ارشاد برگزار گردد تحت فشارهاي وارده از سوي نيروهاي امنيتي لغو گرديد.

Komite.gozareshgar@gmail.com


کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committe of
human rights reporters

شماره318-۲۰۰۷
تاریخ: 12/5/1385




افزایش چشمگیر فشارهای وارده بر دانشجویان آدربایجانی



ایجاد فشار بر حرکتهای دانشجویی در آذربایجان و سرکوب دانشجویان هویت طلب ترک آذربایجانی به طور چشمگیری در ماههای اخیر افزایش پیدا کرده است. دانشجویان فعال به طرق مختلف تهدید و مجازات می شوند. مسئولین دانشگاهها آنها را با دست خود تحویل مامورین اداره اطلاعات می دهند٬ به بهانه های مختلف دانشجو را اخراج میکنند٬ آنها را از بعضی از امکانات مانند خوابگاه محروم می نمایند٬ به مراسمات فرهنگی آدربایجان مجوز برگزاری نمی دهند و حتی مراسمهایی را که مجوز قانونی دارند لغو می کنند. موارد زیر تنها مثالهای از فشارهای بیشمار وارده بر دانشجویان فعال آذربایجانی در چند ماه اخیر است.

کمیته انظباطی دانشگاه تبریز عده زیادی از دانشجویان هویت طلب این دانشگاه را از جمله بابک رحمتی (مدیر مسئول نشریه دانشجویی گونش)، منصور امینیان، هادی بهادری (دبیر کانون آذربایجان شناسی)، ابراهیم زینالی (مدیر مسئول نشریه کانون آذربایجان شناسی)، حامد توفیق (دبیر سیاسی انجمن اسلامی تبریز)٬ بهنام زالی٬ وحید دهقانی، فراز ذهتاب، آیدین خواجه ای، مقصود عهدی، علی داور، امین امامی، آیدین غفارنژاد٬ صمد پاشایی٬ ناهید بابازاده و نعیم احمدی را به یک تا دو ترم تعلیق از تحصیل تحصیل محکوم کرد. همچنین کمیته انظباطی دانشگاه تبریز پرونده مقصود عهدی را به کمیته مرکزی انظباطی وزارت علوم ارسال نمود. بدینوسیله حکم دو ترم تعلیق بابک رحمتی عملا باعث صدور حکم اخراج برای وی می گردد. احکام اولیه و ثانویه که همگی با عنوان "شرکت در تجمعات غیر قانونی داخل دانشگاه به قصد ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه به صورت مکرر" می باشد، همزمان صادر شده اند که این مسئله٬ حق هرگونه اعتراض را از دانشجویان محکوم شده می گیرد. احکام در رابطه با تحصنهای اعتراض آمیز در واکنش به دستگیری "نادر مهد قره باغ" دانشجوی دانشگاه تبریز در روز ۲ خرداد صادر گردیده است. نادر مهد قره باغ دانشجوی سال سوم مهندسی برق دانشگاه تبریز روز ۱۷ خرداد به قید ضمانت آزاد شد.

عده ای از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز نیز از جمله غفور حبیب پور دانشجوی حقوق که در اعتراضات خرداد ماه بازداشت شده و بعد از چند هفته بازداشت آزاد گشتند٬ منتظر دریافت حکم خود هستند.

همچنین بهنام ترکانپور دانشجوی فعال ترک و عضو شورای مرکزی تشکل آرمان دانشگاه آزاد تبریز با حکم کمیته انظباطی این دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.

دانشجویان هویت طلب دانشگاه اورمیه در جریان اعتراضات اول خرداد امسال از طرف مامورین اداره اطلاعات تحت فشارهای گوناگون قرار گرفتند. عده ای از دانشجویان از جمله اکبر پاشایی٬ مهدی حاج محمدی، مهناز محمد زاده دانشجوی تربیت بدنی، مهناز محمد زاده، وحید نصیری، وحید بهادری، داریوش امامی زاده، بهنام نورمحمدی، منصور ائلیاری، ساسان كيوانی، توحيد سلطانی،‌ جعفر كريمی و موسی پريزاد بازداشت شده و سپس با قرار وثیقه آزاد گشته اند. بسیاری از آنها پس از آزادی با حکمهای حبس تعلیقی روبرو گشتند و عده ای هم منتظر محاکمه و یا صدور حکم هستند. دوتن از این دانشجویان یعنی اکبر پاشایی دبیر کانون دانشجویی استاد شهریار که روز اول خرداد بازداشت و بیش از یک ماه در بازداشتگاه اطلاعات ارومیه و تحت شکنجه نگهداری شده بود٬ و همچنین مهدی محمدی شاعر و مدیر مسئول نشریه دانشجویی "اویانیش" توسط حراست دانشگاه دستگیر و در اختیار اداره اطلاعات اورمیه قرار گرفته بودند. مهدی حاج محمدی دانشجوی سال آخر شیمی دانشگاه اورمیه و مدیر مسئول نشریه دانشجویی "اویانیش" عصر نهم خرداد توسط حراست دانشگاه دستگیر و در اختیار اداره اطلاعات اورمیه قرار گرفت. حاج محمدی همچنین عضو دانشجوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه اورمیه بوده است. نشریه اویانیش به همراه دو نشریه "یاشیل" و "اولوس" بعد از تحصن چند هزار نفره دانشجویان دانشگاه اورمیه بر علیه روزنامه ایران در اردیبهشت ۱۳۸۵ توقیف شدند. حاج محمدی پس از دو هفته بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد.

همچنین داریوش اسماعیل زاده از دانشجویان آموزشکده فنی اورمیه که یک خرداد دستگیر شده بود و بعد ازتحمل ۲۸ روز شکنجه و حبس با قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شد.

از طرف دیگر حکم حبس عارف الوفی دانشجوی معماری دانشگاه خزر باکو که در طی اعتراضات روز جهانی زبان مادری ( ۲ اسفند ۱۳۸۳) در ارومیه بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود٬ در دادگاه تجدید نظر تایید شد. عارف الوفی به ۶ ماه حبس و همچنین ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.

رسول جعفری روزنامه نگار و دانشجوی رشته مهندسی معدن دانشگاه اورمیه به ۶ ماه حبس که به مدت ۲ سال تعلیق می شود٬ محکوم شده است. او در جريان تظاهرات اول مهر ۱۳۸۵ در اورمیه که در اعتراض به ادامه تبعيض زبانی در ايران و عدم تدريس زبان ترکي در مدارس شهرهای مختلف آذربايجان برگزار شد، دستگير و پس از دو هفته بازداشت موقت با قرار وثیقه آزاد شده بود.
همچنین دو تن از دانشجویان فعال آدربایجانی به نامهای مهدی (ائلمان) نوری و هادی حمیدی شفیق در بند ۱۲ زندان مرکزی اورمیه مشغول گذراندن مدت حبس خود هستند.

بهزاد خورشیدزاده، پرویز سلطانی و قهرمان سلطانی سه دانشجوی فعال آذربایجان در شبستر قبل از اعتراضات روز جهانی زبان مادری ( ۲ اسفند ۱۳۸۵) به جرم پخش اعلامیه بازداشت شدند.

در جریان اعتراضات اول خرداد ۱۳۸۶ ماموران اطلاعاتی و امنیتی اردبیل با حمله به منزل چند تن از دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل اقدام به بازداشت آنها کرد. اردشیر کریمی خیاوی ( قائم مقام انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل - صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه دانشجویی خزر)٬ رامین جهانی مسئول کمیته سیاسی انجمن اسلامی٬ عادل لطفی مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی و عدالت عباسی جزء بازداشت شدگان بودند که پس از چند روز با قرار وثیقه آزاد شدند. اردشیر کریمی خیاوی٬ رامین جهانی و عادل لطفی در طول مدت بازداشت شکنجه شده اند.
دادگاه انقلاب اردبیل اوایل تیر ماه امسال عسگر اکبرزاده، دانشجوی شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل را به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. عسگر اکبرزاده، در جريان تظاهرات اول مهر ۱۳۸۵ در اردبیل دستگير شده و پس از ۲ ماه بازداشت موقت با قرار وثیقه آزاد شده بود.
ائلشن روشنی پور، بابک مرادی، سعید محمدپور،مجید قره داغی و مصطفی قلیزاده دانشجویان هویت طلب دانشگاه آزاد مراغه توسط دادستان مراغه در رابطه با پرونده دعوت دانشجویان به تجمع دانشجویی در دانشگاه آزاد مراغه، احضار وجهت بازجویی به وزارت اطلاعات ارجاع گردیدند.

طی ماههای گذشته چندین تشکل دانشجویی که از طرف دانشجویان هویت طلب آذربایجانی تاسیس و فعالیت های گسترده فرهنگی داشته٬ همچنین اقدام به اجرای مراسمها و برنامه هایی به زبان ترکی آذربایجانی می نمودند٬ توسط مسئولین دانشگاهها تعطیل شده اند. "جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان" (ماموران اداره حراست دانشگاه زنجان، با حمله به دفتر اين تشکل، قفل در ورودي را شکستند و پس از بازرسي کامل ، دفتر اين تشکل دانشجويي را پلمپ کردند.) تشكل آرمان دانشگاه آزاد تبریز (یونس زارعیون دبیر سابق تشکل آرمان چندین بار به دادگاه احضار شد)٬ کانون استاد شهریار دانشگاه اورمیه نمونه از این تشکلهای دانشجویی هستند. همچنین دهها نشریه دانشجویی که به زبان ترکی آذربایجانی مطلب می نوشته اند توقیف و مدیر مسئول و نویسندگان آنها تحت فشار قرار گرفته اند.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک

http://asmek-yeni.blogspot.com
http://haqqimiz.blogfa.com/post-519.aspx
az_asmek@yahoo.com

اعتراض 36 متخصص و استاد دانشگاه علوم پزشكي تبريز در نامه ای به وزیر دولت احمدی نژاد



36

تن از پزشکان متخصص و اعضاء هيئت علمي علوم باليني دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني تبريز ، در نامه ای اعتراض آمیز به " كامران باقري لنكراني" ، وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي دولت محمود احمدی نژاد ، نسبت به آن چه عملكرد تبعيضآميز مسئولين دانشگاه علوم پزشكي تبريز نامیدند اعتراض کردند .

متن کامل این نامه که در شماره 1300 روزنامه "ارک"، چاپ تبریز منتشر شده در زیر آمده است.


بدينوسيله اعتراض جمعي از اعضاء هيئت علمي علوم باليني دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني تبريز نسبت به عملكرد تبعيضآميز مسئولين محترم دانشگاه علوم پزشكي تبريز را به شرح زير به استحضار ميرساند:

با توجه به برخي سياستها و تصميمات اتخاذ شده در سالهاي اخير در دانشگاه علوم پزشكي تبريز كه منجر به ايجاد پارهاي اشكالات اساسي در اهداف و رسالتهاي دانشگاه گرديده كه در كاهش شاخصهاي آموزشي، درماني و پژوهشي دانشگاه نقش دارد.

متاسفانه به علت عدم استقبال مسئولين دانشگاه علوم پزشكي در بررسي كارشناسي موضوع و بياهميت شمردن مشاركت اعضاء هيئت علمي در تصميمات اساسي دانشگاه لازم ديديم مطلبي را به عرض رسانده و از مسئولين محترمي كه اين نامه را تقديم ميداريم تقاضاي بررسي و پيگيري و نهايتاً پاسخگويي به مطالب و سئوالات خود داريم.

1- يكي از اصول و تصميمات مهم دانشگاههاي علوم پزشكي طرح فولتايمي جغرافيايي است كه بعد از انقلاب به اين موضوع پرداخت زيادي شده است. فلسفه اصلي فولتايمي جغرافيايي اعضاء هيئت علمي به كارگيري تمام وقت اساتيد تا ساعت 5-4 بعدازظهر جهت افزايش فعاليتهاي آموزشي و ساعات مشاركت دانشجويان و اساتيد در امر آموزش، درمان و پژوهش و استفاده از كليه امكانات بيمارستانها و مراكز آموزشي تا ساعات بعدازظهر ميباشد.

لازمه فولتايمي جغرافيايي نداشتن هيچ گونه فعاليت انتفاعي ازجمله مطب شخصي و مراكز خصوصي و غيردانشگاهي ميباشد و لازم است اين قبيل اساتيد محترم در روزنامههاي معين از هفته در كنار مراكز آموزشي و درماني در كلينيكها و درمانگاههاي اين مراكز در چهارچوب قوانين دولتي مشغول خدمات آموزشي و درمان گرديده و درآمدي در چهارچوب كلينيكهاي تخصصي دانشگاه داشته باشند و اين درمانگاهها محل مناسبي براي امر آموزش براي دانشجويان در ردههاي مختلف دانشكدهها و گروههاي پزشكي باشد.

اعضاء هيئت علمي فولتايمي جغرافي به علت نداشتن حق فعاليت انتفاعي خارج از چهارچوب دانشگاه و ساعات فعاليت دانشگاهي در بعدازظهرها ضمن حق استفاده از كلينيكهاي بيمارستانها در ساعات بعدازظهر به عنوان كار انتفاعي از "حق محروميت از مطب" يا حق فولتايمي برخوردار ميباشند و قرارداد استخدامي اين عزيزان به صورت 56 ساعت در هفته ميباشد.

در كنار اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايي، اعضاء هيئت علمي فولتايم غيرجغرافيايي با قرارداد 44 ساعت در هفته مشغول فعاليت هستند و ميتوانند در ساعات خارج از وقت اداري در بخشهاي خصوصي و مطبها و كلينيكهاي تخصصي با اخذ مجوزهاي قانوني دولتي لازم مشغول فعاليت گردند. به عبارت ديگر تا ساعت 2 بعدازظهر همه اعضاء هيئت علمي فعاليت موظف يكسان و يا وظايف آموزشي، درماني، پژوهشي و اجرايي يكسان دارند و اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايي براي فعاليتهاي دانشگاهي بعدازظهر از حق فولتايمي بهرهمند هستند و همين 44 ساعت كار مشترك در هفته و ضرورتاً برخورداري مساوي از كليه امكانات براي اين دو گروه در سقف ساعات اداري و از نظر قانونگزار نگرش دوگانهاي به اين دو گروه در ساعات اداري وجود ندارد (به غير از ديدگاههاي فراقانوني و غيركارشناسي مسئولين محترم دانشگاه علوم پزشكي تبريز؟!)

الف) كليه كلينيكهاي تخصصي اعضاء محترم هيئت علمي فولتايم جغرافيايي به جاي استقرار در داخل يا كنار مراكز آموزشي درماني براي ارايه خدمات و مشاركت در امر آموزش با امكانات تشخيصي خصوصي به داخل شهر روانه گشته و به غير از كار انتفاعي هيچ نقش آموزشي ندارند.

ب) عدهاي از اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايي در خارج از مراكز دانشگاهي (مراكز وابسته به تامين اجتماعي نيروهاي مسلح، خيريه و...) حتي در ساعات اداري مشغول فعاليت درماني انتفاعي هستند.

ج) بهرهمندي چند برابري غيرعادلانه اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيایي در ساعات مشترك و موظف (ساعت اداري) نسبت به اعضاء هيئت علمي فولتايم غيرجغرافيایي كه باعث ايجاد دوگانگي، دلسردي و كاهش انگيزه در بين اعضاء هيئت علمي ميگردد.

و استفاده از امكانات بخش دولتي براي ايجاد درآمد بيشتر ازجمله تشكيل بخش و اتاقهاي vip براي اعضاء محترم هيئت علمي فولتايمي جغرافيايي (اين بخشها در اغلب كشورهاي جهان نيز وجود دارد ولي با تعريف كاملاً مشخص براي استفاده يكنواخت براي همه اعضاء هيئت علمي)

د) محروم كردن و محدوديتهاي غيرقانوني براي اعضاء هيئت علمي فولتايم غيرجغرافيايي از برخي فرصتها، امكانات دانشگاهي ازجمله ايجاد محدوديت در مديريت گروههاي آموزشي عليرغم داشتن صلاحيت و شايستگي و مقبوليت كافي در بين اعضاء هيئت علمي، فرصتهاي مطالعاتي و استفاده از برخي امكانات آموزشي و درماني برخي مراكزي كه مخصوص اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايي!؟ است و پرواضح است همكاران فولتايم غيرجغرافيايي ضمن سالهاي متمادي به عنوان فولتايم جغرافيايي صادقانه و بدون هيچ گونه بهرهمندي از مواهب و نعمات غيرمنطقي فعلي مشغول فعاليت در كلينيكهاي تخصصي مراكز آموزشي و درماني بوده و در 8 سال دفاع مقدس بدون هيچ چشمداشت در خدمت مستقيم جبهه و جنگ بودهاند.

اينك منتظر پاسخ به سئوالات زير هستيم:

الف: نقش آموزشي كلينيكهاي تخصصي پخش شده در سطح شهر چيست؟ آمار و ارقام مشاركت اين كلينيكها در آموزش به صورت مشخص چگونه است؟

ب: چرا كلينيكهاي تخصصي بدون حضور در كنار بيمارستانها و بدون استفاده از امكانات دولتي موجود در اين مراكز با ابزار و آلات تشخيصي و حتي درماني خصوصي اداره ميشوند مزاياي اين امر چيست؟ آيا تعطيل شدن درمانگاههاي بيمارستان امام خميني و عدم استفاده از امكانات تشخيص اين مراكز در ساعات بعدازظهر چه مزيتي به فعال شدن همان امكانات تشخيصي در مطبهاي خصوصي با قالب كلينيكهاي تخصصي دانشگاه دارد؟

ج: فعاليت اعضاء محترم هيئت علمي فول تايم جغرافيايي در خارج از مراكز آموزشي و درماني حتي در ساعات اداري با چه مجوز قانوني صورت ميگيرد و نقش آموزشي آن چيست؟ اين گونه فعاليتهاي درماني آن هم گاهاً در ساعات اداري كوچكترين بار آموزشي براي دانشجويان، رزيدنتها نداشته و صرفاً انگيزه مادي دارد.

د: مجوز و مصوبه قانوني بهرهمندي دوگانه اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايي و غيرجغرافيايي در ساعات اداري مشترك و موظف چيست؟ و در اين ساعات مشترك و وظايف مشترك (آموزش، اتاق عمل، كلاس، ويزيت، درمانگاهها و...) كه هيچ تفاوتي ندارند، چرا در قبال اين فعاليتها و وظايف مشترك دريافتهاي متفاوت دارند؟ و با چه مجوزي محدوديت و محروميت براي اعضاء هيئت علمي فولتايم غيرجعرافيايي اعمال ميشود؟ آيا عدالت و ترويج شايسته سالاري است؟ در انتهاي اين بند به عرض ميرسانيم كه هدف از بيان اين مطلب و طرح سئوالات. زير سئوال بردن اعضاء صديق و زحمتكش هيئت علمي فولتايم جغرافيايي نميباشد و اين مشكلات را كه نتيجه عدم كار كارشناسي و تصميمات غيركارشناسانهاي كه از طرف برخي از مسئولين گرفته ميشود ميدانيم و اغلب اعضاء محترم هيئت علمي فولتايم جغرافيايي نيز با اين روند فعلي و تصميمات اتخاذ شده غيرمنطقي مخالف ميباشند. بحث فولتايم كردن دانشگاهها با ايجاد ساز و كارهاي مناسب با الگوي كشورهاي موفق مورد تاييد همگان است مشكل ايجاد امكانات تصميمهاي غيركارشناسي، ايجاد امتيازهاي غيرقانوني (فراموش كردن رسالت فولتايمي) براي حفظ سرسختانه فولتايمي فعلي ميباشد. كه ميتوانيم در يك گفتگو و بررسي كارشناسي اين موضوع را كالبدشكافي كارشناسي و شفافسازي نماييم و درخواست تشكيل يك كارگاه بررسي فرصتها و تحديدهاي فولتايمي با حضور انديشمندان و اساتيد صاحبنظر را داريم.

2- بيمارستان امام خميني تبريز به عنوان بزرگترين مركز آموزشي و درماني جنرال در شمال غرب كشور ميباشد با پيشبيني افزايش حجم مراجعين و محدوديت پاسخگويي از سالها قبل طرح ايجاد بيمارستان جنرال 400 تختخوابي را مصوب و در حال اجرا بود كه غيرمقاوم بودن بخش عمده بيمارستان امام خميني(ره) در مقابل زلزله (شكست بخش قديمي ساختمان بيمارستان امام خميني(ره) و غيرقابل استفاده بودن آن از نظر كارشناسان ساختمان و اعلام رسمي رياست محترم دانشگاه وقت مبني بر دستور تخليه ساختمان فوق بايد مدنظر باشد) ضرورت بهرهبرداري سريع بيمارستان 400 تختخوابي را چند برابر كرد و با زحمت مسئولين محترم و حتي با جذب اعتبارات ساير مراكز آموزشي و درماني دانشگاه آماده بهرهبرداري و افتتاح ميباشد.

تصميمات عمده براي شروع به كار بيمارستان 400 تختخوابي تبديل بيمارستان امام خميني(ره) به مركز بزرگ تروماتولوژي با امكانات برخي بخشهاي جنرال در كنار آن با تخريب قسمت غيرقابل بازسازي اين مركز و مقاومسازي قسمتهاي ديگر و ايجاد يك بيمارستان جنرال مجهز تخصصي و فوقتخصصي از گروههاي آموزشي با پتانسيلهاي مناسب تحقيقاتي (بيمارستان 400 تختخوابي امام رضا(ع)) هم در جهت كمك به بيمارستان امام خميني و هم توسعه آموزش، درمان، تحقيقات و پژوهش بوده است.

متاسفانه اخيراً اعلام گرديده است كه اين مراكز مخصوص اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايست و اساتيد فولتايم غيرجغرافيايي از امكانات آموزشي، درماني، تحقيقاتي اين مركز محروم ميباشند!!؟ مشكلات اين تصميم غيركارشناسانه و جهتدار به قدري روشن و واضح است كه معاونت محترم آموزشي دانشگاه طي شماره 5/38/20366-85/11/4 اثرات و عواقب سوء آن را به رياست محترم دانشگاه متذكر گرديدهاند (كپي پيوست) عليهذا بدون هيچ گونه تعبير و توضيح به عرض ميرسانيم.

الف: چه مجوز قانوني براي جدا كردن وظيفه عملكردي اعضاء هيئت علمي در صحن دانشگاه وجود دارد؟
ب: چگونه ميتوان اساتيد دانشگاه را كه محيط دانشگاه و محل آموزش، درمان، تحقيق حق مسلم اوست از قسمتي از اين امكانات محروم كرده و دپارتمانهاي آموزشي را تجزيه كرد؟

ج: در كجاي احكام و قراردادهاي استخدامي شرط استفاده دوگانه از امكانات دانشگاهي وجود دارد؟ مسئولين دانشگاه براي اختصاص دادن قسمتي از دانشگاه به اعضاء هيئت علمي فولتايم جغرافيايي در ساعات موظف اداري مشترك چه مجوزي دارند؟

بديهي است كه در ساعات بعدازظهر كليه امكانات ميتواند در قالب كلينيكهاي تخصصي در اختيار عزيزان فولتايم جغرافيايي باشد و اگر هدف ايجاد يك بيمارستان خصوصي براي اين عزيزان است بهتر است به جاي استفاده از امكانات 17 ساله بيتالمال با صرف هزينه شخصي در مطبها و بيمارستانهاي خصوصي مشغول فعاليت باشند.

متاسفانه با طرح اين تصميم آن هم به نام هيئت امناء دانشگاه نقش امانتداري در تصميمات كارشناسي هيئت امناء را از خود سلب نمود. (به ويژه اعلام فولتايمي جغرافيايي به عنوان سياست ضروري دانشگاه برخلاف دستورالعمل وزارت براي ساير دانشگاهها، بدون ارزيابي كارشناسانه موارد مثبت و منفي اين روش)
نهايتاً ضمن اعتراض به تصميمات غيرعلمي، غيركارشناسي و جهتدار مسئولين دانشگاه، اين حق را بر خود محفوظ ميداريم كه در صورت عدم پاسخگويي مناسب از طرف مسئولين به هر نحوي كه صلاح ميدانند (جلسه پرسش و پاسخ، ايجاد كارگاه، بررسي كارشناسي در گروههاي آموزشي، شوراهاي آموزش و...) موضوع را از طريق مقام معظم رهبري، مسئولين محترم كشوري، وزارتي و ديوان عدالت اداري پيگيري و در صورت افتتاح بيمارستان امام رضا(ع) به شكل

غيركارشناسانه و غيرعادلانه فعلي با اطلاع مراجع ذيصلاح و قانوني، هر گونه اقدام اعتراضآميز قانوني را براي خود محفوظ خواهيم داشت.

امضاكنندگان به ترتيب امضاء:

1- دكتر خليل انصارين: مدير گروه داخلي- استاد و متخصص داخلي و فوقتخصص ريه از آمريكا
2- دكتر بهلول اصغري: دانشيار جراحي مغز و اعصاب
3- دكتر امير بهرامي: استاد گروه جراحي- رياست بخش غدد متخصص داخلي و فوقتخصصي غدد از كانادا
4- دكتر ابوالفضل بهلولي: دانشيار اورولژيست فلوشيپ پيوند كليه- رئيس بخش پيوند- فلوشيپ كانادا و آلمان
5- دكتر يوسف بافنده: استاد داخلي- فوق تخصص گوارش
6- دكتر بغدادچي: دانشيار گروه داخلي- كارديولژيست
7- دكتر امراله بيات: دانشيار گروه جراحي- فلوشيپ جراحي عروق از انگلستان
8- دكتر رضايت پرويزي: دانشيار- متخصص جراحي عمومي- فوق تخصص جراحي قلب
9- دكتر علي پورزند: استاد گروه جراحي عمومي و عروق از آمريكا- مدير گروه جراحي عمومي
10- دكتر صالحپور: استاد جراحي مغز و اعصاب: فلوشيپ جراحي مغز از آمريكا
11- دكتر ميررحيم سياح ملي: مدير گروه گوش و حلق و بيني- دانشيار- فلوشيپ جراحي feu از اتريش و انگلستان
12- دكتر حسن سينافر: استاديار پوست
13- دكتر فتاحي: دانشيار داخلي- فوق تخصص گوارش
14- دكتر اكبر فرزاننيا: استاديار گروه جراحي مغز و اعصاب- رئيس بخش تروماي مغز و اعصاب
15- دكتر شيرينزاده: رئيس بخش توراكس- فوقتخصص جراحي توراكس- استاديار
16- دكتر محمد اسماعيل حجازي: دانشيار- متخصص داخلي- فوقتخصص ريه
17- دكتر سيدعلي ذوالفقاري: دانشيار- اورولژيست- فلوشيپ اندرولژي از آمريكا
18- دكتر داغستاني: دانشيار راديولوژيست
19- خانم دكتر صديقه عبدالهي: دانشيار گروه زنان و زايمان- فلوشيپ نازايي از كانادا فلوشيپ لاپاراسكوپي از آلمان
20- دكتر كريم صادقي: استاديار جراح چشم و فلوشيپ شبكيه
21- خانم دكتر شكوري: دانشيار راديولوژي
22- خانم دكتر مهاجري: دانشيار راديولوژي
23- دكتر رهباني: دانشيار چشم- فلوشيپ شبكيه
24- دكتر داود نوريزاده: دانشيار اورولژيست- فلوشيپ جراحي كليه كودكان از كانادا
25- دكتر پاشاپور: دانشيار متخصص اعصاب و مغز
26- دكتر خندقي: مدير گروه بخش اعصاب- دانشيار اعصاب و مغز
27- دكتر علي قويدل: دانشيار- متخصص داخلي- فوقتخصص گوارش
28- دكتر سيدعلي صدرالديني: دانشيار بخش اعصاب و مغز
29- دكتر سيدهادي حكيم: مدير گروه بخش قلب و عروق- دانشيار قلب و عروق
30- دكتر قدرت محمدي: رئيس بخش گوش و حلق و بيني- فلوشيپ fec از اتريش و انگلستان
31- دكتر غياثي: دانشيار گوش و حلق و بيني- فلوشيپ گوش از آمريكا و كانادا
32- دكتر محمدنژاد كاظم: دانشيار گوش و حلق و بيني- فلوشيپ گوش از آمريكا
33- دكتر عبدالهشناس دانشيار چشم
34- دكتر فرشتهفر: دانشيار چشم
35- دكتر صدفيپور: دانشيار چشم- فلوشيپ شبكيه
36- دكتر كريم صادقي: استاديار چشم فلوشيپ شبكيه
09072007

پیمان پاک مهر.روزنامه نگار در تبریز
www.tabriznews.com
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400

ادامه تجمعات اعتراضی دانشجویان: امیرکبیر، شاهرود، اصفهان، سیستان و بلوچستان، گزارش کامل همراه با عکس.عکس

بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مناسب 16 آذر

1386

دانشگاه پادگان نیست !

شنبه 1 دسامبر 2007, بوسيله ى دیاکو

رویارویی با سیاست بسط و تشدید سرکوب سراسری جامعه هم اینک پیش شرط بقا و تداوم حرکت هر جنبش مترقی اجتماعی – اعم از جنبش کارگری ، دانشجویی ، زنان و جوانان آزادی خواه - است . به نظر می رسد که این سیاست ، همچون ضرورت حفظ حیات سیاسی مجریان آن در ارعاب فعالین اجتماعی و عقب راندن جنبشهای پیشتاز جامعه مؤثر واقع شده است . در پس این پیروزی گذرا اما حقیقت دیگری مستتر است و آن انسداد مسیرهایی ست که دستگاه سیاسی کنونی ایران تا پیش از این با حرکت بر روی آنها بازتولید قدرت خود را تضمین می نمود . صعود شاخص سرکوب سیاسی و اجتماعی حاکمیت به ترازمشابه رژیمهای کودتاچی و شبه فاشیستی تاریخ ، نشانه ی پایان دورانی ست که هیئت حاکمه ی ایران امر نارضایتی های عمیق اجتماعی را با نسخه های از اعتبار ساقط شده ای چون « تخدیر ایدئولوژیک توده ها » و یا « تعبیه سوپاپ اطمینان اصلاحات » مهار می کرد.

2- فضایی از این دست ، زد و خوردهای داخل حاکمیت را به سمت عروج فرصت طلبانه ی جناح به اصطلاح منتقد دولت هدایت می کند . این جریان با تلاش برای اختفای کارنامه سی ساله ی خود در خلق جامعه ای آکنده از آسیبهای فردی و اجتماعی مردم ایران و نیز با انکار ارتباط ارگانیک خود با باند حاکم بر دولت - همچون دو عضو زنده ی لازم برای تداوم زیست سیاسی کلیت سرمایه داری ایران – هدف و برنامه ی کنونی خود را قبضه ی مجدد قوای مجریه و مقننه در رقابت با جناح مقابل، از طریق مصادره ی نیروی جنبشهای اصیل اجتماعی – به ویژه جنبش کارگری ، دانشجویی و زنان – تعریف کرده است .

3- محصول منطقی سیاستهای ارتجاعی امپریالیسم به رهبری آمریکا در منطقه ، در ادامه ی مواجهه ی گزیر ناپذیر آن با رژیم سیاسی نامتعارف ایران ، امروز – پس از تحمیل تحریمهای سنگین اقتصادی – به مرحله ی عبور از سرحدات رعب آور حمله ی نظامی رسیده است . تهدید جنگ – جنگی به مراتب وسیعتر و خانمانسوز تر از جنگ عراق – هم اینک در واکنشها و تحرکات آمریکا و متحدینش در قبال ایران دیده می شود . باقی مانده ی جامعه ی چند ده میلیونی ایران پس از تهاجم نظامی امپریالیسم ، مجموعه ای خونین از باندهای گانگستری ، گروههای فالانژ آدم کش و دارودسته های قومی و بنیاد گرایی خواهد بود که در جدال با یکدیگر و با مدنیت جامعه ، عرصه ی حیات اجتماعی عموم مردم را با ترور ، بمب گذاری ، نسل کشی ، عملیات انتحاری و تاخت و تازهای مسلحانه متلاشی می کنند . بازگرداندن ایران به سامان اولیه خود در صورت تحقق این سناریو ، در کوتاه مدت به غایت بعید به نظر می رسد . حتی کوچکترین احتمال وقوع این وضعیت ما را به الزام توده ای کردن این شعار رهنمون می شود که : « دست جنایتکار امپریالیسم از زندگی مردم ایران کوتاه ! »

* * *

با در نظر گرفتن شرایط داخلی و موقعیت بین المللی ایران ، اکنون تکلیف سنگینی بر دوش جنبشهای مترقی اجتماعی ، از جمله جنبش دانشجویی نهاده شده است . دانشگاه اکنون نیاز حیاتی به مقاومت در برابر پروژه ی سلب ابتدایی ترین حقوق صنفی ، سیاسی و اجتماعی دانشجویان را درک می کند . پایمال شدن مستبدانه ی بخش وسیعی از حقوق صنفی دانشجویان ؛ بازداشت ، شکنجه و حبس فعالین دانشجویی ؛ توقیف نشریات و تشکلهای مستقل دانشگاه ؛ اخراج و منع از تحصیل سلیقه ای دانشجویان ؛ صدور گسترده و بی سابقه ی احکام انضباطی ، تشدید فشار بر آزادی های دختران دانشجو و در یک کلام نظامی و امنیتی شدن مسلم فضای دانشگاه ، بیانگر ضرورت مقاومت همه جانبه ی دانشجویان در برابر سیاستهای عوامل سرکوب جنبش و تبدیل دانشگاه به مقر نظامی و دفاعی جناحین حاکمیت است ؛ « دانشگاهی که به اصرار و اعتقاد ما پادگان نیست ! »

با این همه عقیم گذاشتن مساعی و تکاپوی هر دو جناح معلوم الحال دستگاه سیاسی ایران در امر مصادره به مطلوب فضای اعتراضی دانشگاه برای پیشبرد سیاستهای ارتجاعی خود ، و نیز مخالفت فعالانه با هرگونه دخالت خارجی – اعم از نظامی و غیر نظامی – و روشنگری پیرامون ابعاد فاجعه ای که با آغاز تهاجم ارتشهای امپریالیستی به ایران متحقق خواهد شد ، به همان میزان ضروری ست . به باور ما یگانه طریق استمداد از نیروی مستقل دانشجویی در امر احیای حقوق صنفی ، اجتماعی و سیاسی دانشجویان و عقب راندن فشارهای حاکمیت بر دانشگاه و خنثی ساختن توطئه ی مصادره ی جنبش دانشجویی به نفع جناحین قدرت و نیز مقابله با تحقق سناریوی دخالت خارجی و حمله ی نظامی به ایران ، جز متشکل شدن دانشجویان سراسر کشور – اعم از فعالین سیاسی ، صنفی و فرهنگی دانشگاهها – در تشکلی سراسری برای پیگیری مطالبات بر حق دانشجویان چیز دیگری نیست . این بیانیه به نوبه ی خود فراخوانی ست رو به تمامی دانشجویان برای حرکت به سمت ایجاد این تشکل ، با اتکا به نیروی مادی و فکری بدنه ی دانشجویی و با مرزبندی قاطع در برابر هرگونه قدرت فرادانشجویی و فرا مردمی .

درک این حقیقت که جنبش دانشجویی مکلف است تا تحلیل عینی خود از وضعیت موجود را به تمامی حوزه های مبارزاتی جامعه – به ویژه عرصه ی نبرد جنبشهای کارگری و زنان – ارائه داده و بر مبنای آن بسیج نیروهای اجتماعی حول برنامه ای برای نجات جامعه را تسهیل و تسریع نماید ، مخاطب این فراخوان را از محدوده ی دانشگاه به گستره ی جامعه گسیل می کند .

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران

تجمع دانشجویان دانشگاه رجایی در اعتراض به بازداشتهای اخیر

لیست جدید شماره ۶
اقدام متحد
کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران
(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)


[h3 جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»، رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.

طی چند روز اخیر و در آستانه ۱۶ آذر (روز دانشجو)، مامورین سرکوبگر نظام با یورش گسترده بردانشگاه ها و منازل دانشجویان، ده ها تن از فعالین چپ و آزادی خواه جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند.

فعالانی هم چون: ۱- میلاد معینی (آزاد شده است) ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی ۸- مهدی گرایلو ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی (آزاد شده است) ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی (آزاد شده است) ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه (آزاد شده است) ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده، 39- مهدی الهیاری 40- نیما نحوی ... توسط نیروی انتظامی و امنیتی حکومت دستگیر، و در زندان زیر شکنجه قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران، برای سرکوب اعتراضات دانشجویان مبارز و عدالت خواه، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در دانشگاه ها و اطراف این مراکز علمی برقرار کرده است.

اما جنبش دانشجویی، یورش وحشیانه و موج سرکوب گسترده حکومت را بدون پاسخ نگذاشته است. در درون تعدادی از دانشگاه های سراسر ایران، علیه این یورش سرکوبگرانه حکومت، تجمع اعتراضی برپا شده است. سخنرانان این تجمعات در گرامی داشت ۱۶ آذر، با طرح مطالبات و خواست های خویش، به ویژه بر آزادی همه فعالین دستگیر شدگان حوادث اخیر، همچنین بر آزادی دستگیرشدگان فعالان زنان و جنبش کارگری، بار دیگر بر اتحاد و همبستگی و پیوند خود با جنبش کارگران و زنان و مردم مبارز تاکید کردند.

حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در ایران، کشكمش اتمی و تهدیدات آمریکا را مستمسکی برای تعرض سبعانه و سرکوب کارگران، دانشجویان، زنان و فعالان ملل تحت ستم و حرکت های اعتراضی قرار داده و جامعه ایران را برای مردم آزادی خواه به یک جهنم سوزانی تبدیل کرده است. ندای آزادی خواهانه دانشجویان مبارز با سرکوب وحشیانه پلیس مواجه شده و فعالین آن به زندان کشیده اند. کارگران ایران نه تنها از حق تشکل مستقل و اعتصابات و اجتماعات اعتراضی محروم هستند، بلکه حتی دستمزد ناچیز آن ها با تاخیر چند ماهه نیز پرداخت نمی شود. ده ها تن از فعالین کارگری، پشت میله های زندان قرار دارند. آپارتاید جنسی، جمعیت میلیونی زنان ایران را از هر گونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محروم کرده است. هزاران کودک در ایران، بدون سرپرست در خیابان ها سرکردانند و در سنین ابتدائی زندگی شان دچار آسیب ها و بیماری های سخت روحی و جسمی می شوند. صدها هزار کودک کار به دلیل فقر و نداری والدین شان از تحصیل محروم مانده و اجبارا به کارهای سخت و مضر روی آورده اند. کارگران و مهاجرین افغانی، علیرغم میل خود به میان جنگ و ویرانی افغانستان کوچ داده می شوند و...

در چنین شرایطی، جنبش دانشجویی، نسبت به این همه مسایل و مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بی تفاوت نبوده و عکس العمل شایسته سیاسی و اجتماعی خود را در مقابل این همه وحشی گری های حکومت اسلامی نشان داده است.

مردم آزادی خواه، سازمان ها وتشکل های چپ و دمکراتیک و کارگری!

ما سازمان ها و احزاب آزادی خواه، چپ، انسان دوست و کمونیست، نهادها و کانون های دمکراتیک و همچنین فعالین منفرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، بر این باوریم که نظام فاشیستی حاکم در ایران نمی تواند، خواسته های آزادی خواهانه نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی را به اجراء در آورد. ما بر این باوریم که تنها با سرنگونی آگاهانه این نظم توسط جنبش های اجتماعی و مردم محروم و آزادی خواه ایران است که این خواسته ها جامعه عمل خواهد پوشید.

زندانی کردن فعالین برابری طلب، آزادی خواه و سوسیالیست جنبش دانشجویی، تنها بخشی از یورش افسارگسیخته حکومت اسلامی در به اسارت کشیدن و زیرپا گذاشتن حقوق اولیه کارگران، زنان و مردم آزادی خواه و تحت ستم ایران است. بگذارید در یک اقدام گسترده و مشترک همه نیروهای آزادی خواه ایران در خارج کشور با هدف افشای جنایات حکومت اسلامی و با هدف جلب و حمایت پشتیبانی بین المللی، بانگ رسای مبارزه بر حق دانشجویان، مطالبات کارگران، زنان و مردم آزادی خواه ایران را بار دیگر به گوش جهانیان برسانیم؛ و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگری، سازمان های مترقی و انسان دوست، سازمان ها و احزاب چپ، کانون های نویسندگان و روزنامه نگاران، تشکل های دانشجویی، اساتید آزادی خواه دانشگاه ها و... را فرا بخوانیم که سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی را محکوم کنند و هم صدا با ما، خواست های زیر را بر این حکومت تحمیل نماییم:

1- سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی را قاطعانه محکوم می کنیم؛
2- آزادی بدون قید و شرط همه فعالین جنبش دانشجویی دستگیر شده در روزهای اخیر؛
3- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه ها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی؛
4- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها، بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تاکنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند؛
5- برسمیت شناختن آزادی بیان و تشکل مستقل برای کارگران، دانشجویان، زنان، نویسندگان و...؛
6- آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو و ... و فعالین جنبش رهایی زن و همه زندانیان سیاسی.

***



لیست امضای سازمان ها و احزاب، کانون ها و نهادها، رسانه ها و افراد

* سازمان ها و احزاب سیاسی:
- نمایندگی کومه له در خارج کشور
- اتحاد چپ کارگری ایران
- کمیته خارج از کشور حزب کمونیست ایران
- کمیته تشکیلات سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
- هسته اقلیت info@hasteh.com

لیست دوم:
- اتحاد کمونیست های عراق
- حزب سوسیالیست ایران
- جبهه ملی ایران - بُستن (ایالات متحده آمریکا)
- حزب رنجبران ایران
- اتحاد چپ ایرانیان - واشنگتن (ایالات متحده آمریکا)
- فعالین حزب کمونیست ایران (مارکسیست - لنینیست - مائوئیست) - خارج از کشور

لیست سوم:
- اتحادیه ایرانیان سوسیالیست - آمریکای شمالی
- تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری- حکمتیست

لیست چهارم:
- جمعیت انقلابی زنان افغانستان http://pz.raa.org/index.htmwl
- حزب عدالت اجتماعی سوئد Rettvisepartiet Socialiterna

لیست پنجم:
- حزب اتحاد کمونیسم کارگری
- حزب اتحاد کمونیسم کارگری - استکهلم


... ادامه دارد

* کانون ها و نهادهای دمکراتیک:
1 - کانون فرهنگی و پژوهشی بامداد - استکهلم
2 - شورای هماهنگی ایرانیان هامبورک
3 - کمیته همبستگی با کارگران ایران - هامبورک
3- کانون سیاسی پناهندگان (مونستر / آلمان)
4- کمیته بین المللی 18 مارس (دفاع و پشتیبانی از زندانیان سیاسی)
5- آسیل کمیته گروه ایران - سوئد
6- انجمن ایرانیان مقیم امئو (سوئد)
7- انجمن بيداری ايرانيان هانوور- آلمان
8- انجمن دفاع از زندانيان سياسی در ایران - انگلستان
9- انجمن فرهنگی و اجتماعی همبستگی - استکهلم
10- انجمن فرهنگی جامعه یارسان در خارج از کشور
11- انجمن فرهنگی ایران همراه (راديو همراه) - گوتنبرگ
12- انجمن فرهنگی و اجتماعی برابری - گوتنبرگ
13- انجمن فرهنگی - اجتماعی دارکوب ، مالمو
14- سازمان دانشجويان دمکرات ايران - امئو (سوئد)
15- سازمان پناهندگی پرايم - هلند
16- فرهنگسرای اندیشه - گوتنبرگ (سوئد)
17 - فرهنگسرای بامداد - مالمو
18- فرهنگ طاولی از مرکز آموزشی ایران - گوتنبرگ
19- مجله انترناسیونال از رادیو فلورا - هانوفر (آلمان )
20- کمپین دفاع از مبارزات دموکراتیک مردم ایران- انگلستان
21- کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند http://komite-talash.blogfa.com/
22- کميته همبستگی استان اوره برو - سوئد
23- هما یش زنان ایرانی - هانوفر (آلمان )
24- انجمن پیام ایران
25- کانون دانشجویان ایرانی در هلند
26- انجمن فرهنگی جامعه یارسان در خارج کشور
27- کمیته «نه به جمهوری اسلامی، نه به جنگ» - استکهلم
28- شبکه زنان
29- گروه فرهنگ وهنر ایده - گوتنبرگ
30- دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر ایران

لیست دوم:
31- گروهی از دانشجویان چپ دانشگاه کویین ماری لندن
(A group of left student at Queen Mary university of London)
32- کمیته حمایت از کارگران ایران - نروژ
33- انجمن همبستگی ایران و سوئد - مالمو
34- انجمن همبستگی ایران و سوئد - استکلهم
35- انجمن همبستگی ایران و سوئد - گوتنبرگ
36- انجمن ایرانی رسانه ها در گوتنبرگ (سوئد)
37 - انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وعقیدتی در ایران - پاریس
38 - کمیته ایرانیان ضد جنگ - پاریس

لیست سوم:
39- کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران - هانور - آلمان
40- کانون دفاع از آزادی بیان - گوتنبرگ - سوئد
41- شورای جوانان سوسیالیست کردستان ایران در نروژ
42- انجمن کردهای لیلهامر - نروژ
43- کانون فرهنگی آینه - فرانکفورت
44- کانون فرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو http://www. noonckaa.com
45- کانون دمکراتیک ایرانیان - استرالیا
46- هنرمندان بدن مرز
47- تشکل بین المللی نجات ایران http://www.iransos.com
48- انجمن حق زن http://www.womansrights.org
49- Chair of Kurdish women Committee in KNC-NA USA
50- Chair of Kurdish American Committee for Democracy in Iran
51- دانشجویان سوسیالیست دانشگده فنی باهنر شیراز http://sche.blogfa.com
52- کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران در برلین
53- کانون همبستگی با کارگران ایران - آلمان ، فرانکفورت و حومه http://akhgaar.blogfa.com
54- فدراسيون ايرانى و كردهادر سوئد
55- كميته كردستان - سوئد
56- كميته حمايت از زنان كردستان
57- کمیته حمایت از زنان کرد
58- جمعیت مبارزه برای آزادی زنان ایران
59- شورای ایرانیان دمکرات و مترقی شهر ماینز - آلمان

لیست چهارم:
60- سازمان پناهدگان بی مرز http://www.bimarz.net
61- انجمن گلشن http://www.golshan.com
62- فدراسیون سراسری پناهندگان ایران - لوکزامبورگ
63- جمعیت انقلابی زنان افغانستان http://pz.rawa.org
64- کمیته دانشجویی، نه به جنگ نظامی امپریالیستی، نه به ارتجاع جمهوری اسلامی
http://www.committe.blogfa.com
65- روابط عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
66- بنیاد اسماعیل خویی


لیست پنجم:
67- کمیته همبستگی با کارگران ایران - کلن
68- جنبش همبستگی برای آزادی و دمکراسی در ایران - نروژ
Solidarisk bevegelse for frihet og demokrati i Iran-(Norge)
69- کمیته نیروهای چپ در دفاع از مبارزات دانشجویان مبارزدرایران - ماینز و فرانکفورت

لیست ششم:
70- کمیته همبستگی با کارگر ایران – استرالیا


... ادامه دارد

* رسانه ها:
1- هيئت سر دبيری نشريه آوای زن - سوئد و نروژ www.avayezan.org
2- نشریه تریبون زن
3- رادیو صدای حزب کمونیست ایران http://www.cpiran.org
4- راديو آوا - بخش فارسی راديو فلورا - هانوور (آلمان)
5- رادیو همبستگی
6- راديو برابری http://www.radiobarabari.net/
7- رادیو پیشگام http://www.radiopishgam.com/
8- رادیو سپهر- گوتنبرگ (سوئد) http://www.radiosepehr.se
9- راديو صدای زن – ونکوور (کانادا)
10- رادیو همراه - گوتنبرگ
11- راديو همصدا - اسلو (نروژ)
12- سایت ساحل شمال http://www.sahele-shomal.blogspot.com
13- وبلاگ نوآوران http://noawaran.blogspot.com
14- سایت چه باید کرد؟ www.chebayadkard.com
15- رادیو پارس http://www.pwoiran.com/radio%20pars.htm
16- رادیو صدای نو (سیدنی - استرالیا)
17- سایت خبرگاه www.news-iran.de/khabargah
18- فرهنگ سرای پویا - پاریس
19- رادیو صدای زنان (رادیوی شبکه زنان) www.sedayezanan.org
20- وبلاگ آزادی برابری http://azady-barabary-01.blogspot.com
21- خبر نامه فعالین مازندران http://mbulletin.blogfa.com/
22- سایت لاج ور www.lajvar.se
23- سایت زنان مترقی http://www.pwoiran.com/
24- رادیو صدای دموکراسی شورایی http://radioshora.org/

لیست دوم:
25- رادیو ده نگی ژنان (رادیو صدای زنان به زبان کردی)
26- سایت صدای آزادی www.sedaeazadi.se
27- سایت اینترنتی پیام http://www.payam.nu
28- سایت ایران تریبون http://www.iran-tribune.com
29- وبلاگ پیام http://payamhiwa.blogfa.com
30- وبلاک تا آزادی http://assadbeygi.blogfa.com
31- وبلاگ اعدامی http://edame.blogfa.com
32- سایت "هه‌ڵوێست" www.helwist.com

لیست سوم:
33- نشریه بذر www.bazr1384.blogfa.com - www.bazr1384.com
34- سایت کارگران ایران http://www.kargaran-iran.com/
35- سایت کانون رفرهنگ و هنر ایرانیان فرزنو www.kanoonca.com
36- عسل نگاشت http://negasht.wordpress.com80
37- م. شکیب http://www.khabarnameh.se
38- سایت بسوی سوسیالیسم سیاسی - تحلیلی http://www.besoyesosyalism3.blogfa.com
39- وبلاگ فارسی پیله ور http://www.pilehvar.blogspot.com,fg
40- وبلاگ2 فارسی پیله ور http:// www.pilehvar.blogsky.com
41- سایت محمد اشرفی http://www.mav2339.150m.com
42- سایت دخالت حداکثری http://www.dekhalat.150m.com
43- وبلاگ ایرج شکری htpt://iradj-shokri.blogspot.com
44- رادیو طرفداران حاکمیت ملی در ایران - گوتنبرگ
45- سایت اینترنتی حرکت http://www.harkat.net

لیست چهارم:
46- افق کارگری http://www.forsosialicm2007.blogfa.com
47- مارکسیست (اتحاد) مارکسیسم قدرت دارد چون واقعیت دارد. لنین ttp://www.marksist.blogfa.com
48- اتاق پالتاکی فدائیان کمونیست
Otakaghe bahs va goftego ( Paltalk) Ettehade Fedaiyan Communist
49 - وبلاک کارگر http://www.kaargar.blogfa.com
50- کميته دانشجويی «نه به حمله نظامی امپریالیستی، نه به ارتجاع جمهوری اسلامی»
http://www.committe2007.blogfa.com
51- سایت راوجی www.rawji.com
52- سایت آشتی http://www.ashti.nu
53- وبلاگ کمون سیاسی - خبری http://komon.blogfa.com
54- سایت رادیو جوان http://www.radiojavan.net
55- سایت راویژ http://www.rawij.com
56- وبلاگ نامدار بینا http://namdar-binam.blogfa.com/
57- رادیو کمپوس بخش فارسی بروکسل
58- وبلاگ پراودا http://pravada.blogfa.com
59- نشریه سوئدی افنسیو Offensive

لیست پنجم:
60- رادیو آزادی و یکسانی
61- وبلاگ سوسیالیسم http://sosialism.blogfa.com
62- کمیته همبستگی با کارگران ایران - کلن


... ادامه دارد

* افراد:
1- سروه محمدی، 2- حسن شمسی، 3- نصرت تیمورزاده، 4- عثمان محمدی، 5- خالد ایسافی، 6- محمد کمالی 7- مسعود شریفی، 8- پریسا امجدی، 9- مجتبی شکیباپور تبریزی (جهان)، 10- مریم عظیمی 11- اردشیر مهرداد 12- بهرام رحمانی 13- شهناز بیات 14- احمد نوین 15- داوود نوائیان 16- مریم اسکویی 17- ارژنگ بامشاد 18- رضا رحمانی 19- یوسف آبخون 20- جلال سعیدی21- مصطفی مصطفائی 22- باقر شکری 23- سمیرا حاجی میرزا 24- فرشید شکری 25- اختر کمانگر 26- جلال محمدنژاد 27- مجتبی نظری 28- 29- اردشیر نظری 30- عصمت طالبی 31- روناک آشناگر 32- داریوش ارجمندی 33- اکبر اغراقی 34- دکتر گلمراد مردای 35- کوکب نظری 36- امیر اصغری نیا 37- علی اکبر شالگونی 38- رضا رئیس دانا 39- منوچهر رادین 40- علی شمس 36- ایرج حیدری 37- عیدی نعمتی 38- زریر جهانگیری 39- فرامرز دادور 40- سیما ریاحی لنگرودی 41- بهروز فراهانی 42- آراز فنی 43- اصغر ایزدی 45- مرجان افتخاری 46- مینا زرین 47- علی دماوندی 48- شهاب شکوهی 49- ستاره عباسی 50- حمید آذر 51- فرخ قهرمانی 52- رضا طالبی 53- نقی ریاحی لنگرودی 54- امیر جواهری لنگرودی 55- خسرو رحیمی 56- زهرا عرفانی 57- طوبی مولودی 58- ستار لقایی 59- محمد رضا شالگونی 60- آرش کمانگر 61- صادق افروز 62- داود شاه نشین 63- روبن مارکاریان 64- جهان فرخی 65- ابراهیم دین خواه 66- نسرین اسکویی 67- کاوه الیاسی 67- شعله ایرانی 68- مطلب انوری 69- سعید افشار 70- عمر محمودی 71- چنور محمودی 72- کاوه احمدی 73- شورش محمودی 74- پروین حسینی 75- ویدا هوشیار 76- پیروز زور چنگ 77- مریم اسکویی 78- حشمت محسنی 79- کیهان صفائی 80- تقی روزبه 81- حسین نقی پور 82- ابراهیم آوخ 83- شکوه ابراهیم زاده 84- یاور اعتماد 85- رشید امین زاده 86- مینا پویا 87- حسن حسام 88- منصور رزاقی 89- شهاب برهان 90- بیژن مهر 91- رامین احمدی 92- رضا چیت ساز 93- آکو انوری 94- سروژ قازاریان 95- محمد حسیبی 96- عرفان مروت جو 97- صالح کریمی 98- ناصح سعیدی 99- ناصر نجفی 100- مهسا موحدی 101 - نوید مومن زاده 102- 103- سعید اوحدی113- پروین شکوهی 114- صدیقه محمدی 115- لاله حسین پور 116- علی فیاض 117- مانوئل 118- محسن توفیقیان 119- پرویز جواهری 120- رضا سپیدرودی 121- کریم خوش عقیده 122- محسن کیا 123- محمد محمدی 124- 125- علی احمدی 126- محمد تجلی جو 127- عثمان محمدی 128- حسین سعدی 129- حسین قاضی 130- بیژن رستگار 131- حسن باقر 132- حمید پورقاسمی 133- صفر کاوه شیخانی 134- علی غفوری 135- حمید موسوی اصل 136- حمید ریاحی 137- حمیلا نیسکیلی 138- کمال ملک محمدی 139- طیبه ریاحی لنگرودی 140- احمد پوری 141- نگار محسنی 144- خسرو آهنگر 143- خلیفه موسوی144- اسماعیل رزازی 145- یدالله پهلوانی 146- بدری صفوی 147- زهره ریاحی لنگرودی 148- فرهنگ رومی 149- امیر ایروانی 150- سارا احمدی 151- پتی محمد 152- نجف روحی 153- علی کریمی 154- نقی جوینده 155- سیامک جهانبخش 156- عباس بختیاری 157- آلکس پرستار 158- مالین استنبری 159- منوچهر راستا، 160- سارا کریمی ...

لیست دوم:
161- شمسی خرمی 162- مسعود عظیمی 163- رحمان نجات 164- محسن شیخی 165- ستار فتحی (آویهنگ) 166- صدیق اسماعیلی 167- شیرین کامیاب 168- هیوا حسینی 169- جید کینت jade Kent 170- دیمیترس گویلان Dimetris Goillan 171- ولکان یلدیز Volkan Yildis 172- پیران آزاد 173- علی جالینوسی 174- مسعود نظری 175- هوشنگ رحمتی 176- یونس پارسا بناب 177- آرش نیک نژاد 178- میترا رسولی 179- قادر رحیمی 180- بهروز ناصری 181- احمد معین 182- حسن باقر 183- فریده رضایی 184- اسماعیل اوجی 185- مرضیه نظری 186- لقمان گله داری 187- شیوا توانایی 188- بهروز نظری 189- علی پیچگاه 190- فیروز نظری 191- محمد فتاحی 192- علی رموزی 193- بابک رحیمی 194- زری عرفانی 195- محمد محبی 196- سیامک مویدزاده 197- بسنور فتحی 198- پیشنگ باقیاری 199- عثمان مولودی 200- جلال محمدی 201- کمال اورامی 202- رشید امین زاده 203- آرش نیک نژاد 204- علیرضا رنجبر 205- فاطمه کوشا 206- صلاح ایراندوست 207- شهین وطن دوست 208- علی صمد 209- حسین بهادری 210- شیوان عثمان 211- کامران پیامانی 212- اردشیر نصرالله بیگی 213- مهسا طاهران 214- علیرضا رنجبر 215- فاطمه کوشا 216- بهزاد فخرالعلمائی 217- فرزاد فخرالعلمائی 218- شادمان علی احمد 219- علی شریفی 220- فرود سیاوش پور 221- پویا محمدی 222- سهیلا محمدی 223- فرزاد محمدی 224- آذر درخشان 225- فریدون منصوری 226- تیام منصوری 227- فرهنگ قاسمی 228- کریم منیری 229- منوچهر اسد بیگی 230- فرود سیاوش پور 231- رامین جوان 232- حسین عارفی 233- علی صمد 234- امیر یاشار جوانبخت 235- ستار فاتحی، 236- بهروز امیدی لاهیجانی 237- پروانه سلطانی 238- پروین ریاحی 239- تراب ثالث 240- نادر ساده 241- جواد اسکویی 242- حمید عطایی244- سعید اوحدی 245- سودابه اردوان 246- سیاوش میر زاده 247- سیما ریاحی لنگرودی 248- علی رئیس دانا 249- فرهاد سید لو 250- فریدا سهرابیان 251- کاوه محمدی 252- محمد علی اوحدی 253- محمود معمار نژاد (بهرنگ) 254- محمد هادی امینیان 255- نرگس کرمانشاهی 256- نیکی میرزایی 257- وریا بامداد 258- سهراب مختاری 259- امیر کلاه قوچی، 260- هوشنگ دیناروند 261- محمد نبوی، 262- خلیل غزلی 263- احمد بخرد طبع 264- بیژن سعید پور 265- سهیلا عثمان...

لیست سوم:
266- ابراهیم علیزاده 267- علی شرفی 268- نوذر نظری 269- لیلا امیرخانی 270- نینا نطری 271- ساناز نظری 272- هلمت احمدیان 273- کامران دباغیان 274- آریس زارعی 275- احمد شریفی 276- زینب محمدزاده 277- آکسیل هاگن 278- تورید توماسن 279- انه بریت ساندویک 280- اننه یوهانسون 281- شرورش زارعی 282- کویار امینی 283- فرهاد مجدآبادی 284- برهان عظیمی 285- جمال کمانگر 286- محمد محمدی 287- مسعود شب افروز 288- پروانه بکاه 289- حسین فرمانش 300- پروین موسوی 301- هامیلا فرمانش 302- کتایون آذرلی 203- عسل اخوان 304- سیروس ملکوتی 305- مهرداد عارف 306- یوسف مجاب 307- م.شکیب 308- ماریا رشیدی 309- احمد مزارعی 310- سیامک حسین پور311- حامد سعیدی 312- سعید آرمان 313- ثریا فلاح 314- آزاد مرادیان 315- بهزاد پیله ور 316- ایرج مصداقی 317- فریبا مرزبان 318- حجت کسرائیان 319- میلا مسافر 320- سهیلا لیند هورست 321- رویا دیناروند 322- دانیال موزامی 323- مهرنگی دابوئی 324- هادی آبکناری 325- کامران الوند 326- مجید دلیران 327- مسعود شب افروز 328- پروین معاذی 329- نسان نودینیان 330- سیران مرادیان 331- سیامک حسین پور 332- سیروان پرتو نوری 333- حامد سعیدی 334- کریم راد 335 - محمد محبی 336- اقبال سبحانی 337- علی اکبر چنگایی 338- ثریا فلاح 359- مجید کریمی 340- آرمان کوشا 341- ربیع نیکو 342- ناصر یوسفی 343- علی قادری 344- پرویز قاسمی 345- گلراز بیگ زاده 346- هیوا امجدی 347- محمد اشرفی 348- مراد بهرنگ 349- فریدون منصوری 350- تیام منصوری 351- کاووس ارجمند 352- باقر مومنی 453- فریبا ثابت 454- حسن عزیزی 355- ایرج شکری 356- سا حل دریا 357- سیاوش محمودی 358- سهیلا خسروی 359- فراست صالحی 360- اقبال خاتمی 361- آفاق داودی 362- شمس الدین امانتی 363- فریدون منصوری 364- تیام منصوری 365- کاووس ارجمند 366- باقر مومنی 367- فریبا ثابت 368- حسن عزیزی 369- ایرج شکری 370- ساحل دریا 371- سیاوش محمودی 372- سهیلا خسروی 373- حسن خلیل پور 374- رضا آیرملو...

لیست چهارم:
375- ادیب وطن دوست 376- بیان محمد سعید 377- فریده رضایی 379- پروین موسوی 380- م. راد 381- مراد بهرنگ 382- نسرین شمس 383- محمدرضا باقری 384- نیلوفر باقری 385- زهرا خائف 386- فریده شمس 387- ناصر کاشانیان 389- حسین زرگر الهی 390- فریبا مرزبان 391- رسول حسن پور 392- ماهنور عبدالحسینی 393- تانیا اسماعیلی 394- شاهمیرا قرایی 395- امید پویا 396- ایرج عبدالهی 397- مسعود شریفی 398- شاهو شریفی 399- ناصر امین نژاد 400- بهمن سپیداران 401- خالد باغیاری 402- عزیز عباس زاده 403- عباس عباس زاده 404- مریم قادری 405- جواد اسدیان 406- ناصر زمانی 407- رئوف قریشی 408- لقمان یوسفی 409- بهمن مردوخی 410- ماشاالله کریمی 411- علی شیدا 412- شهرام امانتی 413- احمد فکری 414- ساسان عزیزی 415- سامان عزیزی 416- سلیمان امین زاده 417- شیرین آباریان 418- شراره رضایی 419- نرگس کرمانشاهی 420- صفار ساعد 421- پروین اشرفی 422- محمد صفوی 423- مجید میرزایی 424-ناصر جهانی 425- اکبر حسینی 426- نسرین احمدی 427- حسین محمدی 428- محمود روشندلی 429- مازیار عطری 430- محمد حسین پور 431- منوچهر شفیعی 432- مناف عماری 433- هایده ترابی 434- مینو همیلی 435- شیرین اکبری 436- حسین حمیدی 437- امیر ختایی 438- اسماعیل خویی 439- شهلا عبقری 440-سیاوش عبقری 441- منوچهر شافعی 442- مینو میرانی 443- حبیب سلطانی 444- منصور رحیمی 445- علی بدریان 446- محمود شناسا 447- فاروق تیفوری 448- فراست صالحی 449- منوچهر زندی فر 450- عزیزه شاهمرادی 451- مرآت بهرنگ 452- شه میرا غرایی 453- محمد آسنگران 454- زیار عثمان 455-علی صادقی 456- خسرو خسروی 457- اصغر زین الدین 458- ناصر زمانی 459- علی احمدپور 460- بارزان حسن پور 461- محمد عبدالحسنی 462- شافی حسن پور 463- محسن عبدالحسنی 464- کاوه حسن پور 465- ماشی عبدالحسنی نیراحم آبادی 466- هریش حسن پور 467- عبدالله شفیعی 468- تریفه حسن پور 469- زونی عثمان 470- فاطمه حسن پور 471- عثمان عمرعلی 472- شاهو عثمان 473- ایران حکمت فر 474- شاکر عثمان 475- شورش حسن پور 476- حامد سعیدی 477- هاوکار عثمان 478- علی دروازه غاری 479- کامیار گیاهچی 480- ماندانا تلامی ...


لیست پنجم:
481- احمد عزیزپور،482- ثریا قتاحی 483- رها نیکو 484- محمد قادری 548- دیاکو خضری 486- سمکو نوری 487- سعید امانی 488- حسین علی محمدی 489- ناصر حق پرست 490- علی شاخار 491- کریم امانی 492- فاروق امانی 493- منصور خالدی 494- پیام امانی 495- فایق امانی 496- غلام محمدی 497- اسد رستمی 498- ادریس دژباند 499- پیام وزیری 500- منصور تریک 501- محمد ولادی 502- یوسف علی پور 503- گوهر بیگ زاده 504- عبدالله بیگ زاده 505- آرمان پویا 506- بیان بگ زاده 507- حسین زهرایی (حسین بئون) 508- محمود صالحی 509- سلاح نادری 510- عبدالله فدئی 511- عبدالله محمدزاده 512- هوشنگ تارح گل، 513- فرهاد پاوه 514- هادی فهیمی فر 515- همایون اردلان 516- یعقوب صفایی 517-عسکر شیرین بلاغی 518- اسماعیل مولودی 519- مرتضی آرام 520- جواد جمشیدی 521- سیامک موئد زاده 522- آذر شیبانی 523- حسین صمدی 524- منصور خالدی 525- هاشم محمد نجات 526- عطا رحمتی 527-هوشیار داریوشی 528- احمد زارعی 529- ارسلان احمدی 530- حشمت فوادی 531- امید قوامی 532- شوان محمودی 533- هادی صوفی زاده 534- فریده ثابتی ...

لیست ششم:
535- حیدر جهانگیری، 536- رسول بناوند 537- رئوف افسایی 538- کاویان افروز 539- رامین میرزائیان 540- بهروز پیله ور 541- مریم زند- شهین نوروزی 542- فیروزه کبیری 543- پرویز جهانبخش 544-علی بویری 545- دانا ابراهیم 546- غلامحسن اکبر پور 547- سعید سلطانپور...

... ادامه دارد


لیست پنجم:


پیام جان هالووی
به دانشجویان در بند ایرانی!

سرکوب و زندانی کردن آن هایی که برای یک دنیای بهتر و دیگری می جنگند، چیزیست که در تمام جهان انجام می شود. اما جهان نباید جای چنین وحشیانه و احمقانه باشد. باید از آن دنیای دیگری ساخت، یک دنیای «حرمت»، دنیایی که در آن ما بتوانیم به عنوان انسان با یکدیگر مرتبط شویم.
این افتخارایست برای من، که پیام پشتیبانی خودم را از مکزیک به دانشجویان ایرانی که به دلیل مبارزه برای خلق یک دنیای دیگر و بهتر به زندان افتاده اند، بفرستم.

۲۸ دسامبر۲۰۰۷
پوابگو - جان هالووی

جان هالووی: نویسنده سوسیالیست و صاحب آثار پُر شمار در رابطه با آنتی گلوبالیسم و برعلیه سرمایه داری و در دفاع از فروم های احتماعی ساکن مکزیک ...

لیست 4 از سوئد:

Jytte Guteland, Förbundsordförande SSU ژیته یوته لاند رهبر حزب جوانان سوسیال دموکرات های سوئد
Anna Hillbom – student – Holland آنا هیل بوم – دانشجو هنر – کشور هلند -
Anna Söderberg – universitetslärareآنا سودر بری – استاد دانشگاه اومیو -
Christina Brulin – universitetslektor کریستسنا بورلین - استاد دانشگاه اومیو -
Susann Bakterman – universitet adjunktسوسان باکتر مان - استاد دانشگاه اومیو -
Monica Jonsson – lektor – مونیکا یونسون - استاد دانشگاه اومیو -
Ulf Isaksson – doktorand – اولف ایساکسون – دکترا - استاد دانشگاه اومیو -
Margareta Edström- adjunkt universitets lärare مارگاریتا ادستروم - استاد دانشگاه اومیو -
Elisabeth Lindahl – universitets adjunkt – doktorandایلیسابت لیندال- استاد دانشگاه اومیو -
Lisbeth Lundström – universitetsadjunkt لیزبت لوند ستروم - استاد دانشگاه اومیو -
Kristina Holmlund- universitetsadjunktکریستینا هولملوند - استاد دانشگاه اومیو -
Helen Artonsson - universitets adjunkt هلن آرتونسون - استاد دانشگاه اومیو -
Britt-Mari Lindgren – universitet adjunktبریت ماری لیندگرن - استاد دانشگاه اومیو -
Chatrine Persson- universitet adjunktکاترین پرشون - استاد دانشگاه اومیو -
Gunilla Jönsson- universitetsadjukt-گونیلا یونسون - استاد دانشگاه اومیو-
Anna Lena Wennberg – universtitetsadjunktآنا لینا وینبری- استاد دانشگاه اومیو- -
Annica Wijic- studentآنیکا ویجیک- دانشجو دانشگاه اومیو -
Rajiwan Ethirveerasingam – student –راجیوان اتیرویراسیگام - دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر اوسله
Maryam Sharif Hussein- studentمریم شریف حسین - دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر یلیواره -
Tina Lönnbohm- studentتینا لونبوم - دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر واسا در فینلاند -
Hanna Cederin – student هانا کدرین - دانشجو دانشگاه اومیو
Caroline Wennergren – student کارولینا وین گرین - دانشجو دانشگاه اومیو -
Ebba Dahlström – student- ابا دالستروم- دانشجو دانشگاه اومیو
Anette Alanentalo – studentانت آلانینتالو- دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر پایالا -
Sune Johansson- سونه یوهانسون- کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش-
Siw Lindström- سیو لیندستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Owe Lindström (s) اووه لیندستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Vera Petterssonویرا پترشون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Ulla Boström اولا بوستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Göran Boströmیوران بوستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Allan Edströmآلان ادستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Leif Andersson له یف آندرشون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Stina-Kajsa Palmén ستینا کایسا پالم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Curt Nymanکورت نیمان کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Lola Nymanلولا نیمان سوسیال دمکرات
Ann-Charlott Nordlund آنا شارلوت نورد لوند کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Dan-Viktor Pettersson دان ویکتور پترسون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Ingrid Bergströmانگرید بری ستروم عضو سوسیال دمکراتها فورش
Karl-Henrik Bergström کارل هنریک بری ستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Inga-Britt Berglund – ordförande Socialdemokraterna Robertsfors انگا بریت بری لوند رئیس سوسیال دموکراتهای سوئد در شهر روبرتس
Per-Erik Berglund پر اریک بری لوند کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Christina Eriksson کریستینا اریکسون عضو سوسیال دمکراتها
Haldo Eriksson هالدو اریکسون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Hans Lindgren هانس لیند گرین شهردار سابق کمون روبرتسفورش و کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Gerit Wikström Lindgren گریت ویکستروم لیندگرین کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Göte Åkerström یوته اوکرستروم کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Eva Jonassonاوا یوهانسون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Lisa Karlsson لیزا کارلسون عضو سوسیال دمکراتها
Laila Karlssonلایلا کارلسون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Majken Erikssonمایکن اریکسون عضو سوسیال دمکراتها
Linus Karlssonلینوس اریکسون عضو سوسیال دمکراتها
Elenor Edvardsson الینور ادواردسون عضو سوسیال دمکراتها
Martin Jonsson مارتین یونسون عضو سوسیال دمکراتها
Ingrid Jonssonانگرید یونسون عضو سوسیال دمکراتها
Martin Karlsson مارتین کارلسون عضو سوسیال دمکراتها
Ida Nilssonایدا نیلسون عضو سوسیال دمکراتها
Gun Ivesund گون نیلسون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Michael Norén میکایل نورین کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Helena Rubachهلینا روباچ کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Maggie Swande ماگی سوانده کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Ingmarie Nilsson انگماری نیلسون کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Kjell-Åke Nilsson – ordförande Robertsfors hälsoförbundشل اوکه نیلسون شهر دار سابق کمون روبرتسفورش و کادر سیاسی حزب سوسیالدمکرات در کمون روبرتسفرش
Nina Goos – student- Hamburg نینا گوس دانشجو آلمانی از دانشگاه هامبورگ آلمان
Viktoria Lindström- lärare Stockholm ویکتوریا لیندستروم معلم دبیرستان از استکهلم
Magnus Lindström- IT-kvalitetschef- Stockholm ماگنوس لیند ستروم رئیس کیفیت صنایع در یکی از کارخانهای تولید قطعات هواپیما از استکهلم
Len Gunnarsson- universitets lärare لنا گونارسون استاد دانشگاه اومیو
***
پیام چند استاد دانشگاه و معلم سوئدی به دانشجویان ایران
”vi älskar er och ge aldrig upp eran kamp vi stödjer er”
«ما دوستتان داریم و هرگز تسلیم نشوید ما از مبارزات شما دفاع می کنیم»

نامه اعتراضی دانشجویان، اساتید دانشگاهها، معلمان، کارمندان کشور سوئد به سفارت جمهوری اسلامی ایران
این تلاش از طرف منصور پرستار (آلکس پرستار) از فعالین «اقدام متحد» در کشور سوئد صورت گرفته است.

از طرف: دانشجویان، استادان دانشگاها وغیره در کشور سوئد
به: حسن قشقاوی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در استکهلم

ما امضاء کنندگان این نامه، اطلاع یافته ایم که نیروهای امنیتی ایران تعداد زیادی در حدود 38 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران را را دستگیر کرده اند. ما این اقدام جمهوری اسلامی را در رابطه با دستگیری دانشجویان، شدیدا محکوم می کنیم. ما از حکومت ایران خواستاریم که به حقوق بشر احترام بگذارد و این دانشجویان در بند را آزاد کند. چراکه خواست آنها فقط آزادی و برابری انسانها است. ما امظاء کنندگان، از حرکت دانشجویان ایران برای آزادی و دمکراسی پشتیبانی میکنیم. زیرا این اساس و چهارچوبه ای است برای این که انسان آزاد زندگی کند بدون ظلم و خفقان.

(لازم به ذکر است که این کمپین ادامه خواهد داشت و تمام نهادها و اشخاص بانفوذ سیاسی در سطح بین الملی از پارلمان سوئد گرفته تا اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد و تمام نهادهای حقوق بشر در سطح جهانی در این مورد درجریان گذاشته می شود تا آزادی دانشجویان زندانی و رعایت حقوق بشر در ایران) این جمله از تدارک دیده این کمپین بین اللملی است.
اسامی امضاء کنندگان سوئدی و مسئولیت های آن ها
Alex Perstar- student آلکس پرستار. دانشجو دانشگاه اومیو - عضو کمیته رهبری حزب سوسیال دمکرات های سوئد در کمون روبرتسفورس- عضو کمیته بنا و ساختمان، ترافیک ومحیط زیست و مسئول انتخابات سوسیالد مکرات ها در کمون روبرتفورش- عضو حزب کمونیست ایران
Malin Stenberg – lärare مالین استنبرگ. معلم دبیرستان در کمون ربرتفورش
Erik Norrgård- lärare ansvarig för svetsar utbildningen i norra Sverige اریک نورگورد. معلم دبیرستان ساکن شهر اومیو
Karl-Erik Stenberg- lärare کارل - اریک استنبرگ- معلم فنی حرفه ای و مسئول آموزش جوشکاری در 8 استان شمالی سوئد
Maria Jornevald- Psykolog ماریا یورنه والد. روانشناس ساکن شهر لولیو
Magnus Stenberg- energi ingenjör ماگنوس استنبرگ. مهندس انرژی ساکن لولیو
Tarja Söderberg - lärare تاریا سودر به ری. معلم دبیرستان ساکن اومیو
Lars-Arne Söderberg- distrikt läkare لارش آرنه سودر بری. دکتر ساکن اومیو
atrik Nilsson- Orförnade för Robertsfors arbetarkommun (socialdemokraterna) پاتریک نیلسون. دبیر اول کمیته حزب سوسیال دمکرات های سوئد در کمون روبرتفورش، عضو کمیته بهداشت و سلامتی، رئیس بخش بهداشت و درمان در کمون روبرتفورش و عده ای دیگر از مسولیت های دیگر
Nils Larsson, Ordförande Västerbotten Socialdemokratiska Ungdomsdistrikt SSU نیلس لارشون. مسئول حزب جوانان سوسیال دمکرات سوئد (اس اس او) در استان وستربوتن شمال سوئد
Emma Lindell, Ordförande Örebro läns SSU اما لیندل مسئول حزب جوانان سوسیال دمکرات سوئد(اس اس او) در استان اوربرو
Petra Östlund- Organisationsombudsman Stockholm SSU پترا ئوستلوند. نماینده حزب جوانان سوسیال دمکرات سوئد (اس اس او) در استان استکهلم
Åsa Nilsson – student ئوسا نیلسون. دانشجو دانشگاه اومیو
Jean Paul Ikurakure- student ژان پاول ایکوراکورا. دانشجو دانشگاه اومیو
Stina Lundstedt – student ستینا لوندستئد. دانشجو دانشگاه اومیو
Andreas Johansson – student- viceordförande medicinska kår- nämndeman för moderaterna آندریاس یوهانسون. معاون ریئس کمیته اتحادیه دانشجویان دانشگاه اومیو و عضو کمیته قضایی برای حزب مودرات های سوئد
Eiko Suga Andersson- student ایکو سوگا آندرشون. دانشجو دانشگاه اومیو
Cajza Eriksson- student کایسا اریکسون. دانشجو دانشگاه اومیو ساکن استان سکونه
Charlotte ِDurling- student شارلوت دورلینگ. دانشجو دانشگاه اومیو
Ali Meguedad- student علی مگوداد. دانشجو دانشگاه اومیو
Emma Fahlgren- student اما فالگرن . دانشجو دانشگاه اومیو
Maha Salih – student ماها صالح. دانشجو دانشگاه اومیو
Mikael Degerman – student میکایل دگرمان. دانشجو دانشگاه اومیو
Maria Nygren- studentماریا نیگرئن. دانشجو دانشگاه اومیو
Avisha Hasanzadeh- student آویشا حسن زاده. دانشجو دانشگاه اومیو
Hannan Abdulwasie – student هانان عبدل واسط. دانشجو دانشگاه اومیو
Marcus Åberg- student مارکوس اوبری. دانشجو دانشگاه اومیو
Elisabeth Åberg- student ایلیزابت اوبری. دانشجو دانشگاه اومیو
Beatrice Westin – student بتریسیا وستین. دانشجو دانشگاه اومیو
Thomas Sundström- student توماس سوند سترم . دانشجو دانشگاه اومیو
Anita Nilsson- student آنیتا نیلسون. دانشجو دانشگاه اومیو
Jörgen Edlund – student یورگن ادلوند. دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر استکهلم
Magnus Svensson- studentماگنوس سوئنسون. دانشجو دانشگاه اومیو ساکن مالمو
Mikael Haile – student میکایل هایله. دانشجو دانشگاه اومیو
Niklas Eriksson- student نیکلای اریکسون. دانشجو دانشگاه اومیو
Erika Lindkvist- student اریکا لیند کویست. دانشجو دانشگاه اومیو
Pamela Steinke- student پاملا ستینک. دانشجو دانشگاه اومیو
Gustav Eriksson- student گوستاو اریکسون. دانشجو دانشگاه اومیو
Cecilia Ädel- student سیسیلیا ادل. دانشجو دانشگاه اومیو
Susanne Jacobsson- student سوسان یاکوبسون. دانشجو دانشگاه اومیو
Vinh Nguyen- student وین نگوین. دانشجو دانشگاه اومیو ساکن استان سکونه شهر انگهس هولم
Emelie Andersson-look- student ایمیلی آندرسون لوک- دانشجو دانشگاه اومیو
Johan Eriksson- student یوهان اریکسون - دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر ئورشونسویک
Erik Hagqvist- student دانشجو دانشگاه اومیو – ساکن استکهلم
Mats Andersson- student ماتس آندرسون - دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر لولیو
Simon Hedström-student سیمون هد سترم - دانشجو دانشگاه اومیو ساکن شهر خلفتیو
Maria Ahlberg- student ماریا آلبری - دانشجو دانشگاه اومیو
Birgit Rassmusen – universitets lektor برگیتا راسموس سون – استاد دانشگاه اومیو
Viveca Lindh- universitet lärare استاد دانشگاه اومیو
Ulrika Falljök – sjuksköterska universitetslärare اولریکا فالک یوک- استاد دانشگاه اومیو و پرستار
Regina Santamäki Fischer, Lektor رگینا سانتامکی فیشر- استاد دانشگاه
Elisabeth Persson- adjunkt studievägledare på Umeå universitet ایلیزابت پرشون- استاد دانشگاه، استاد راهنما دانشگاه پزشکی
Sture Åström- lektor ستوره اوستروم- استاد دانشگاه
Berit Lundman – professor بیریت لوندمان- پرفسور دانشگاه اومیو
Kristina Holmlund sekreterare کریستینا هولم لوند – دبیر دانشگاه امیو بخش درمان و مراقبت
Monica Johansson- lektor مونیکا یوهانسون- استاد دانشگاه اومیو
Margaret Edström – Adjunkt مارگاریتا اد ستروم – استاد دانشگاه اومیو
Christinne Brulin – lektor کریستینه برولین- استاد دانشگاه اومیو
Ulf Isaksson- doktorand اولف ایساک سون دکترا دانشگاه اومیو
Anna Söderberg- lektor آنا سودر بری = استاد دانشگاه اومیو
Susanna Baktman Erlandson –adjunkt سوسانا باکت مان – ارلاندسون - استاد دانشگاه اومیو
Peter Westermark – lärare Luleå universitet پیتر ویست مارک. استاد دانشگاه لولیو
Marja Jönsson- Laborator ingenjör- Kiruna ماریا یونسون- مهندس لابراتوار
Per Persson- systemutvecklare- Stockholm په ر په ر شون- متخصص سیستم تکامل دهنده ساکن شهر استکهلم
Lennart Jönsson – Elektriker- Kiruna لینارت یونسون - متخصص برق در شرکت معدن آهن سوئد ساکن شهر کیرونا
Eva Henriksson- arbetsterapeut- Stockholm اوا هنریکسون - ....
Hans Ljungqvist - lärare - Kranfors هانس یونگ کویست- معلم دبیرستان ساکن شهر کران فورش
Lisa Jönsson Lastbil chaufför- Kiruna لیزا یونسون - راننده کامیون معدن آهن ساکن شهر کیرونا
Karolina Lundmark - lärare- Kranfors کارولینا لوند مارک - معلم دبیرستان شهر کران فورش
Pernilla Jousse - lärare پیرنیلا ژوس- معلم دبیرستان شهر اومیو
Alex Jousse – terminalarbetare- posten آلکس ژوس کارمند اداره پست
Åsa Nilsson- kommunal- Robertsfors اوسا نیلسون کارمند بخش درمان در شهر روبرتفورش
PhD. Professor Reza Ayrelou, University West, Department of Social and Behavioural studies پروفسور رضا آیرملو
***
From: students, teachers and others 2007-12-16
Umeå university
In Sweden
Ambassador Hassan Ghashghavi
Islamic Republic of Iran
Stockholm

The people having signed this letter have been informed that Iranian authorities have arrested about 38 students in Tehran on the 7th of December 2007. We strongly condemn the arrest of these students. We request that Iran respect the international human rights and that the captured students are set free since their only demand only is about freedom and equality. We support the Iranian students struggle for democracy and freedom since these two conceptions are very important for people to live their life in freedom and without oppression.

The names of some of the captured students in Iran are:

Mehdi Grayloo- Nader Ahsani- Anoshe Azadbar- keyvan amir eliasi - Behroz Karimizadeh- Ilnaz Jamshidi- Abed Tavanche- Farshid Farhadi Ahangaran- Nasim Soltanbaigi- Okhtai Hoseini- Mahsa Mohebi- Begrang Zandi- Ali Salem- Mohsen Ghamin- Milad Mooini- Amir Aqhai- Behzad Baqheri- Javad Alizadeh- Sohrab Karimi- Farshad Dostipour- Peyman Pirian- Majid Ashrafnejad-Saied Aqhakhani- Sorush Hashempour- Yonas Mirhoseini- Yaser Pirhayati- Saied Aqham Ali- Ali Kalaie-Amir Mehrzad-Hadi Salari-Nader Ahsani- Saied Habibi and several others.
The protest list:

1. Erik Norrgård- teacher
2. Karl-Erik Stenberg- teacher
3. Maria Jornevald- psykologist
4. Magnus Stenberg- energy engineer
5. Tarja Söderberg – teacher
6. Peter Westermark – teacher University of Luleå
7. Lars-Arne Söderberg- district doctor
8. Patrik Nilsson- president of Robertsfors arbetarkommun (socialdemokraterna)
9. Nils Larsson – president of Västerbotten Socialdemokratiska Ungdomsdistrikt SSU
10. Emma Lindell – president of Örebro läns SSU
11. Petra Östlund- representative Stockholm SSU
12. Åsa Nilsson – student
13. Jean Paul Ikurakure- student
14. Stina Lundstedt – student
15. Andreas Johansson – student, vice president of the student union of medicine, lay assessor for the moderates
16. Charlotte Durling - student
17. Eiko Suga Andersson- student
18. Cajza Eriksson- student
19. Ali Meguedad- student
20. Emma Fahlgren- student
21. Alex Perstar- student
22. Maha Salih – student
23. Mikael Degerman – student
24. Maria Nygren- student
25. Avisha Hasanzadeh- student
26. Hannan Abdulwasie – student
27. Marcus Åberg- student
28. Elisabeth Åberg- student
29. Beatrice Westin – student
30. Thomas Sundström- student
31. Anita Nilsson- student
32. Jörgen Edlund - student
33. Magnus Svensson- student
34. Mikael Haile – student
35. Niklas Eriksson- student
36. Erika Lindkvist- student
37. Pamela Steinke- student
38. Gustav Eriksson- student
39. Cecilia Ädel- student
40. Susanne Jacobsson- student
41. Vinh Nguyen- student
42. Emelie Andersson-look- student
43. Johan Eriksson- student
44. Erik Hagqvist- student
45. Mats Andersson- student
46. Simon Hedström-student
47. Maria Ahlberg- student
48. Nora Khadija Bygdebo- student
49. Birgit Rassmusen – university lecturer
50. Viveca Lindh- university teacher
51. Ulrika Falljök – nurse, university teacher
52. Regina Santamäki Fischer, lecturer
53. Elisabeth Persson- teacher, student guide at the university of Umeå
54. Sture Åström- lecturer
55. Berit Lundman – professor
56. Kristina Holmlund - secretary
57. Monica Johansson- lecturer
58. Margaret Edström – teacher
59. Christinne Brulin – lecturer
60. Ulf Isaksson- doktorand
61. Malin Stenberg - teacher
62. Anna Söderberg- lecturer
63. Susanna Baktman Erlandson -teacher
64. Åsa Nilsson- kommunal
65. Lennart Jönsson – elektrician- Kiruna
66. Eva Henriksson- occupational therapist- Stockholm
67. Marja Jönsson- laboratory engineer- Kiruna
68. Per Persson- system developer- Stockholm
69. Lisa Jönsson – truck driver, Kiruna
70. Hans Ljungqvist – teacher – Kramfors
71. Karolina Lundmark – teacher- Kramfors
72. Pernilla Jousse – teacher
73. Alex Jousse – terminal worker at the post
***
To: All students, workers and workers activists, teachers, nurses, writers, poets, journalists, and all freedom loving
The security forces of the Iranian regime had taken several desperate measures, including attacking the home of a left-wing student activist on 4 December, two days before the protest(!), in the vain attempt to dampen the students’ and left-wing activists’ morale and to prevent the 16 Azar Students’ Day commemoration from taking place. Yet the changing balance of forces in society - where the progressive, left-wing and anti-regime masses are becoming bolder and the regime’s own base is becoming more demoralized - have meant that another memorable day has been recorded in the long history of Iranian students’ struggle against dictatorship and for social justice.
In all at least 38 activists have been arrested. They include:
1- Mehdi Gerailoo - University of Tehran
2- Nader Ahsani - Ex-student of the University of Mazandaran
3- Anoosheh Azadbar - University of Tehran
4- Elnaz Jamshidi - University of Azad Tehran-south
5- Behrooz Karimizadeh - Expelled student of the University of Tehran
6- Saeed Habibi - Ex-student of the Sharif University of Technology
7- Ali Salem - University of Polytechnic
8- Yoones Mirhosseini - Bahonar University, Shiraz
9- Milad Omrani - University of Rajayi
10- Abed Tavancheh - Expelled student of the University of Polytechnic
11- Sadra Pirhayati - Shahed University
12- Roozbeh Safshekan - University of Tehran
13- Saeed Aghamali - Art University of Yazd
14- Roozbehan Amiri - University of Tehran
15- Nasim Soltanbeigi - University of Allameh
16- Mahsa Mohebbi - Sharif University of Technology
17- Keyvan Amiri - Sharif University of Technology
18- Hadi Salari - University of Rajayi
19- Amir Aghayi - University of Rajayi
20- Farshid Farhadi Ahangaran - University of Rajayi
21- Saeed Aghakhani
22- Okhtay Hosseini - University of Azad
23- Soroosh Hashempoor - University of Chamran , Ahvaz
24- Mohsen Ghamin - University of Polytechnic
25- Hamed Mohammadi - University of Mazandaran arrested a week ago
26- Arash Pakzad - University of Mazandaran
27- Milad Moeeni - University of Mazandaran
28- Hassan Maarefi - University of Mazandaran
29- Behrang Zandi - University of Mazandaran
30- Amir Mehrzad
31- Ali Kalaie
32- Sara Khademi
33- Shua Morikhi
34- Reza Arab
35- Parsa Kermanjian
36- Majid Ashraf Nejad
37- Paiman Piran
38- Farshar Dustipur
Iran's Islamic regime has a record of dictatorship, violation of human rights, suffocation, and ferocious crackdown on the student and workers. In addition, the brutal regime has tortured and in many cases, executed thousands of innocent activists, deprived workers, and regime opposition members.
We are a group of left student atQueen Mary University of London condemned the arrest of left-wing student activist, arrest of Mahmud Salehi an Iranian well-known worker activist, and also arest Mansur osanloo and all other worker activist.
We announced our activity publicly and also we call all workers and workers activists, students, teachers, nurses, writers, poets, journalists, and all freedom loving people to protest for left students, Mr. salehi’ and Mr.Osanloo’s release and annulment of all charges against students, workers and freedom loving activists in Iranian prisons.
A group of left student at Queen Mary university of London
14/12 2007
leftstudent@yahoo.com
***


«نامه سرگشاده»
به سازمان های دانشجویی، سازمان ها و احزاب سیاسی،
تشکل های کارگری و نهادهای دمکراتیک، رسانه های گروهی
جمهوری اسلامی ایران، در طول دو هفته اخیر یورش گسترده ای را بر علیه فعالین دانشجویی آزادی خواه و چپ در شهرهای مختلف ایران آغاز کرده و هم چنان تعقیب، تهدید و دستگیری آن ها ادامه دارد. این یورش بخش دیگری از هجوم رژیم اسلامی به جنبش زنان، جنبش کارگری، جوانان، نویسندگان و روزنامه نگاران است. ماموارن امنیتی رژیم اسلامی ایران، با یورش به منازل، محل کار، دانشگاه و خیابان ها به فعالین دانشجویی، با راه انداختن فضای رعب و وحشت دانشجویان زیر را دستگیر کرده است:

۱- میلاد معینی ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی ۸- مهدی گرایلو ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده ...

دانشجویان دانشگاه های سراسر ایران و خانواده آنها با حمایت و پشتیبانی مردم آزادی خواه ایران، اعتراضات وسیعی را برای آزادی دستگیرشدگان راه انداخته اند.

در خارج از ایران نیز نیروهای آزادی خواه و مترقی، کمپین گسترده ای را در دفاع از جنبش دانشجویی ایران و برای آزادی دستگیرشدگان هفته های اخیر جنبش دانشجویی، آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو از فعالین شناخته شده جنبش کارگری ایران و همچنین برای آزادی زنان دستگیر شده و همه زندانیان سیاسی راه انداخته اند که ما از این کمپین رسما حمایت کرده و از شما نیز که این نامه را دریافت می کنید انتظار داریم از این کمپین حمایت کنید.

مردم آزادی خواه ایران، حق طبیعی شان است که از آزادی بیان، قلم، تشکل و فعالیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشند، در حالی که حکومت اسلامی ایران، سانسور و خفقان شدیدی را با راه انداختن فضای رعب و وحشت و ترور، زندان و شکنجه و اعدام راه انداخته است. ما وظیفه انسانی و اجتماعی خود می دانیم که به یاری مردم آزادی خواه ایران بشتابیم.
در این راستا ما از همه سازمان های دانشجویی، سازمان ها و احزاب سیاسی، تشکل های کارگری و نهادهای دمکراتیک، رسانه های گروهی انگستان می خواهیم که این یورش ماموران حکومت اسلامی ایران به فعالین آزادی خواه و چپ جنبش دانشجویی ایران را به اطلاع افکار عمومی برسانند و با محکوم کردن آن، برای آزادی دستگیرشدگان از هر طریق ممکن بکوشند.

جمعی از دانشجویان چپ دانشگاه کویین ماری لندن
(A group of left student at Queen Mary university of London)
چهاردهم دسامبر 2007
leftstudent@yahoo.com
***
نامه های حزب چپ سوئد
آنچه که در زیر می خوانید متن نامه اعتراضی حزب چپ سوئد به احمدی نژاد است که طی آن دستگیری دانشجویان قویا محکوم شده است و حزب چپ خواهان آزادی فوری دستگیر شدگان شده است۔ در این نامه اعتراضی بر اساس اطلاعات اولیه به حزب چپ فقط به اسامی۴ دانشجو بازداشت شده اشاره شده است۔ طبق آخرین اخبار تعداد دانشجویان بازداشت شده ۳8 نفر است۔

جناب رئیس جمهور٬ جمهوری اسلامی ایران
استکهلم- ۶ دسامبر ۲۰۰۷

مطلع شده ایم که روز یکشنبه ۲ دسامبر چهار دانشجو به نام های مهدی گرایلو٬ انوشه آزادفر٬ الناز جمشیدی و احسام آزادفر در دانشگاه تهران دستگیر شدند۔ آن ها به اتهام تدارک برگزاری ۱۶ آذر- یک روز مهم در تاریخ جنبش دانشجویی ایران چه امروز و چه در تاریخ گذشته جنبش دانشجویی- دستگیر شدند۔ گرامیداشت ۱۶ آذر نمی تواند بعنوان جرمی قلمداد شود۔ دستگیری و به محاکمه کشاندن کسی که در تدارک برگزاری یک سالگرد است٬ نمی تواند چیزی جز ارتکاب جرم علیه دمکراسی و حقوق بشر نیست۔
ما قویا بازداشت مهدی گرایلو٬ انوشه آزادفر٬ الناز جمشیدی و احسام آزادفر رامحکوم می کنیم و خواستار آزادی فوری آنها هستیم۔

Lars Ohly- نماینده مجلس و دبیرکل حزب چپ سوئد
Hans Linde- نماینده مجلس از حزب چپ سوئد

To His Excellency
The President of the Islamic Republic of Iran
Stockholm, the 6 of December 2007

We have received information that on Sunday the second of December four students Mehdi Gharlailu, Anousha Azadfr, Alnaz Jamshidi and Ahsam Azadfer were arrested at the University of Teheran . They have been accused of preparing the 16 Azer – which is an important day in the history of the student movement of Iran both today and earlier in the history of the student movement. To commemorate 16 Azer can not be regarded as a crime.
To arrest and take somebody to court for preparing a anniversary cannot be regarded as anything else but a crime against democratic and human rights.
We strongly protest against the imprisonment of Mehdi Gharlailu, Anousha Azadfr, Alnaz Jamshidi and Ahsam Azadfer and demand that they must be released immediately.
For the Left Party of Sweden
Lars Ohly, MP and Chairman of the Left Party of Sweden
Hans Linde, MP of the Left Party of Sweden
***
بیانیه عفو بین الملل در اعتراض به بازداشت گسترده دانشجویان
۲۰ الی ٣۰ دانشجو (پسر و دختر) مرتبط با گروه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دستگیر شده اند، از جمله: رزا عیسایی (از اقلیت ارمنی، دانشجوی دانشگاه امیرکبیر تهران)؛ مهدی گرایلو، دانشجوی دانشگاه تهران؛ انوشه آزادفر، دانشجوی دانشگاه تهران؛ ایلناز جمشیدی، دانشجوی دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز؛ روزبه صف شکن، دانشجوی دانشگاه تهران؛ نسیم سلطان بیگی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی؛ یاسر پیر حیاتی، دانشجوی دانشگاه شاهد؛ یونس میرحسینی، دانشجوی دانشگاه شیراز، میلاد معینی، دانشجوی دانشگاه مازندران.
در پی تظاهرات و تحصن های متعدد دانشجویی به مناسبت روز دانشجو، ۱۶ آذر، ۲۰ الی ٣۰ دانشجو، از جمله افراد نامبرده در بالا، غالبا در تهران و نیز در دیگر شهرها، بدون هرگونه اتهامی دستگیر شده اند. آن ها احتمالا زندانیان وجدانی هستند که صرفا به خاطر بهره گیری از حق آزادی بیان و اجتماع بازداشت شده اند و بیم آن می رود که در زندان تحت شکنجه یا بدرفتاری قرار داشته باشند.
در پی اقدام های اعتراضی علیه اخراج استادان و دیگر اقدام های معطوف به تحدید بیشتر آزادی بیان در دانشگاه ها، از جمله ممنوعیت انتشار روزنامه های دانشجویی، تعلیق و اخراج دانشجویان از دانشگاه ها، تعدادی زیادی از دانشجویان در شش هفته اخیر بازداشت شده اند. گفته می شود فعالان گروه های دانشجویی، دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از جمله شرکت کنندگان در تظاهرات بوده اند.
بنا به گزارشی از خبرگزاری فرانسه در ۱۱ دسامبر، سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که این قوه کماکان ۲۴ نفر از جمله تعدادی از دستگیرشدگان ماه های اخیر را در بازداشت نگه داشته است. گویا بسیاری از بازداشت شدگان تهران در بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین و برخی نیز در واحد اطلاعاتی دولتی موسوم به دفتر پیگیری نگه داری می شوند.
تظاهرات اخیر دانشجویی که در غالب آنها صدها دانشجو شرکت کرده اند، در شاهرود، شرق تهران، دانشگاه مازندران در بابلسر در شمال کشور، در شیراز و در جنوب برگزار شده است. یکی از دانشجویان بازداشتی، یاسر پیرحیاتی، دانشجوی دانشگاه شاهد تهران است، که برای فرزندان کشته های ایرانی جنگ ایران و عراق (۱٣۶۷ - ۱٣۵۹) تأسیس شده است. اعضای خانواده بازداشت شدگان در تاریخ ۱۲ دسامبر (۲۱ آذر) در جلوی زندان اوین و ساختمان مجلس ایران گرد آمدند تا به بازداشت انفرادی فرزندان خود اعتراض کنند.
اطلاعات پس زمینه ای: گروه های دانشجویی در سال های اخیر در صف اول پیکارگران حقوق بشر در ایران قرار داشته اند. پس از انتخاب رئیس جمهور احمدی نژاد در ۲۰۰۵ (۱٣٨۴)، محدودیت های روزافزونی بر جامعه مدنی در ایران اعمال شده است. در آپریل ۲۰۰۷ (فروردین - اردیبهشت ۱٣٨۶) وزیر اطلاعات، غلامحسین محسنی اژه ای رسما فعالان دانشجویی و پیکارگران حقوق زنان را به مشارکت در «توطئه دشمن» متهم کرد.
عفو بین الملل در پایان بیانیه خواهان ارسال نامه به مقامات ایران و درخواست آزادی دانشجویان، آگاهی از اتهام آنها، پرهیز از شکنجه آنها، اجازه دسترسی آن ها به خویشان و وکیل و مراقبت پزشکی شده است. عفو بین الملل می گوید باید به مقامات ایرانی تذکر داد که ماده ٣٨ قانون اساسی کسب اعتراف زیر فشار را ممنوع کرده است و دولت ایران عضو میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است که بنا به ماده ۷ آن «هیچ کس نباید تحت مجازات بی رحمانه، غیرانسانی یا خفت بار قرار گیرد.»
***
دانشجویان دربند را سریعا آزاد کنید!

ماموران امنیتی حکومت ایران، در دو هفته گذشته تعدادی از دانشجویان آزادی خواه و چپ دانشگاه های ایران را دستگیر و زندانی کرده است که اسامی 38 تن از دستگیرشدگان به قرار زیر است.

1- میلاد معینی آزاد شده است ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی ۸- مهدی گرایلو ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی آزاد شده است ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی آزاد شده است ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه آزاد شده است ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده ...

ما ضمن محکوم کردن این اقدام سرکوبگرانه، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط دانشجویان دستگیرشده و همچنین خواهان مداوای سریع و آزادی محمود صالحی، منصور اسانلو و آزادی همه زندانیان سیاسی هستیم.

ما از مبارزات بر حقی که درد اخل و خارج از کشور برای آزادی دستگیرشدگان و همه زندانیان سیاسی از جمله محمود صالحی که در شرایط بسیار خطرناک و حساسی بسر می برد حمایت و پشتبانی می کنیم.

کمیته دفاع از محمود صالحی
چهارشنبه 21 آذر 86
Kdms50@yahoo.com
www.kdmahmodsalehi.blogfa.com
***

پیام محمود صالحی به دانشجویان چپ و مبارز

دانشجویان عزیز!
امروز ما بر خود می بالیم که شما دانشجویان با مبارزات تاکنونی خود، جنبش دانشجوی را به یک حرکت اعتراضی رادیکال و در راستای پیوند با جنبش کارگری ایران ارتقاه داده‌اید. همگان شاهد هستند که شما که با آگاهی و جسارت در تمامی عرصه های سیاسی و اجتماعی پا گذاشته‌اید و د ر این میدان از تمام جنبش های برحق، رادیکال و انسانی دفاع کرده ‌اید.

شما به درستی جنبش کارگری را بر جسته کرده و رسالت و وظیفه انسانی اجتماعی خود را در این مورد به خوبی نشان میدهید. چرا؟ چون گذشته از سطح آگاهیتان اکثر شما فرزندان طبقه کارگر، مردم زحمتکش و انسان های حق طلب هستید.

شما با شعار، دانشجو کارگر اتحاد اتحاد ، یک امر مهم و خطیر را در دستور کار خود گذاشته‌ اید و من به عنوان یک کارگر تمام تلاش خود را برای تحقق این اتحاد با دانشجویان مبارز ضد استثمار به عمل خواهم آورد.

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب!
من ضمن گرامی داشت 16 آذر روز دانشجو، پشتیبانی و حمایت خود را از این روز اعلام داشته و شدیدا و قویا دستگیری رفقای دانشجو را محکم کرده و خواستار آزادی فوری و بی قید شرط کلیه دانشجویان و فعالین این جنبش می باشم و از کلیه مردم آگاه و کار گران و سازمان های حقوق بشر می خواهم درراستای آزادی این دوستان و محکوم کردن این موج دستگیری دست به اعتراض بزنند.

زندانی سیاسی، محمود صالحی
بیمارستان توحید سنندج
22/9/86
***
فراخوان به میتینگ اعتراضی
جنبش دانشجوئی ایران درآستانه 16آذر ، بار دیگر باهجوم وحشیانه رژیم سرمایه داری اسلامی روبرو گردید. تعداد زیادی ازفعالین چپ، برابری طلب و آزادیخواه جنبش دانشجوئی درروزهای اخیر دستگیر و ناپدید شده اند. شعارهای «دانشگاه پادگان نیست، دانشجو متحد کارگر» در صحن دانشگاه طنین افکندند.

جمهوری اسلامی در مقابله و رویاروئی با جنبش های اعتراضی، تمام ظرفیت سرکوب گرایانه خودرا به خدمت گرفته است. مااز همه سازمان ها، احزاب و فعالین مدافع چنبش های اعتراضی درایران دعوت می کنیم که دراین میتینگ اعتراضی جهت آزادی فعالین جنبش دانشجوئی و سایر جنبش های اجتماعی شرکت کنند.

حزب کمونیست ایران - حوزه هامبورگ
حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست
حزب سوسیالیست ایران - شاخه هامبورگ
فعالین سازمان اقلیت - هامبورگ
شورای هماهنگی ایرانیان هامبورگ

مکان: مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی
تاریخ: شنبه 22 دسامبر2007، ساعت 12 تا 14
***


حمایت و پشتیبانی

کمپین «اقدام متحد»، از هرگونه تحرکات های افشاگرانه علیه حکومت ارتجاعی اسلامی ایران که در جهت آزادی دانشجویان دربند و تمامی فعالان کارگری زندانی از جمله: محمود صالحی که در حال حاضر وضعیت نگران کننده ای پیدا کرده است و دیگر زندانیان سیاسی، از جمله تظاهرات هامبورک و بلژیک و دیگر تحرکات فعالان در خارج از کشور در همگامی با «اقدام متحد» دفاع می کند.
***



Iran Socialist Forum
دوشنبه ١٧ دسامبر برنامه فوق العاده
میز گرد فعالین
اقدام متحد در دفاع از دانشجویان ایران

کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران
(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)

جلسه پالتاکی جهت تبادل نظر و مشورت درباره اشکال متنوع پیشبرد کمپین رهایی دانشجویان دربند و... گسترش این کمپین

زمان: دوشنبه ١٧ دسامبر ۲۰۰۷
مکان: اطاق سوسیالیست فروم Iran Socialist Forum

ما از همه نیروهای آزادی خواه، برابری طلب و سوسیالیست دعوت می کنیم که به این کمپین بپیوندند و به ویژه نیروهایی که تاکنون بیانیه کمپین «اقدام متحد» را امضا کرده اند در این جلسه نظریات و پیشنهادات خود را مطرح کنند.

برگزار کننده: «کمپین اقدام متحد»
امیل های تماس با کمپین: bamdadpress@ownit.nu و gbgandishe@yahoo.com
***

AU 331/07 - AI Index: MDE 13/147/2007 – ÉFAI - 13 décembre 2007

AU 331/07 IRAN
Arrestations arbitraires / Craintes de torture ou de mauvais traitements / Craintes d'emprisonnement pour raisons d'opinion


20 à 30 étudiants (hommes et femmes), proches du groupe Daneshjouyan-e Azadi Khah va Beraber Talab (Étudiants pour la liberté et l’égalité)

parmi lesquels :
Rosa Essaie (f), membre de la minorité arménienne d’Iran, étudiante à l’Université Amir-Kabir à Téhéran
Mehdi Geraylou (h), étudiant à l’Université de Téhéran
Anousheh Azadfar (f), étudiante à l’Université de Téhéran
Ilnaz Jamshidi (f), étudiante à l’Université libre du centre de Téhéran
Rouzbeh Safshekan (h), étudiant à l’Université de Téhéran
Nasim Soltan Beigi (h), étudiant à l’Université Allameh Tabatabai
Yaser Pir Hayati (h), étudiant à l’Université Shahed
Younes Mir Hosseini (h), étudiant à l’Université de Chiraz
Milad Moini (h), étudiant à l’Université de Mazandaran



Vingt à 30 étudiants, dont les personnes nommées ci-dessus, sont détenus sans inculpation à Téhéran pour la plupart, mais également dans d’autres villes du pays, depuis les très nombreuses manifestations et les vastes sit-in organisés à l’occasion de la Journée nationale des étudiants en Iran, le 7 décembre. Il s’agit peut-être de prisonniers d’opinion qui n’auraient fait qu’exercer leur droit à la liberté d’expression et d’association, et Amnesty International craint qu’ils ne soient torturés ou soumis à d’autres formes de mauvais traitements en détention.

Plusieurs dizaines d’étudiants ont été arrêtés au cours des six dernières semaines en marge du mouvement de protestation contre le remplacement de très nombreux professeurs et d’autres actions visant manifestement à restreindre davantage la liberté d’expression sur les campus universitaires, avec par exemple l'interdiction de certaines publications étudiantes, ainsi que la suspension et l’exclusion d’étudiants. Il semble que des militants du Daftar-e-Tahkim-e Vahdat (Bureau pour le Renforcement de l'Unité) et du groupe Daneshjouyan-e Azadi Khah va Beraber Talab (Étudiants pour la liberté et l’égalité), deux mouvements étudiants, figuraient parmi les manifestants.

D’après une dépêche de l’Agence France-Presse (AFP), un porte-parole de l’appareil judiciaire iranien a déclaré le 11 décembre que jusqu’à 24 étudiants restaient privés de liberté, certains ayant été arrêtés au cours des mois précédents. Le site http://takravi1.blogfa.com/, en persan, fait état de 28 noms. La plupart des personnes interpellées à Téhéran seraient détenues aux sections 209 et 240 de la prison d’Evin, et d’autres se trouveraient dans les locaux d’une unité des services du renseignement appelée Daftar-e Paygiri (« Bureau de contrôle du suivi »).

Les récentes manifestations étudiantes, qui ont souvent rassemblé plusieurs centaines de personnes, se sont déroulées à Shahrud, à l’est de Téhéran, à l’Université de Mazandaran à Babolsar, dans le nord du pays, ainsi qu’à Chiraz, dans le sud. Selon les informations reçues par Amnesty International, Yaser Pir Hayati, l'un des détenus, est étudiant à l’Université Shahed à Téhéran, un établissement réservé aux enfants d’Iraniens tués pendant la guerre Iran-Irak (1980-1988). Le 12 décembre, des familles se sont rassemblées devant la prison d’Evin et le bâtiment du Parlement iranien afin de protester contre la détention au secret de leurs proches.




INFORMATIONS GÉNÉRALES

Depuis quelques années en Iran, les groupes étudiants sont aux avant-postes de la lutte pour un meilleur respect des droits humains. Depuis l’élection du président Ahmadinejad en 2005, le champ d’action de la société civile iranienne est de plus en plus restreint. En avril 2007, le ministre du Renseignement Gholam Hossein Mohseni Ejeie a publiquement accusé le mouvement des femmes et les militants étudiants de participer à une « conspiration ennemie ».



ACTION RECOMMANDÉE

dans les appels que vous ferez parvenir le plus vite possible aux destinataires mentionnés ci-après (en persan, en anglais, en arabe ou dans votre propre langue) :
- appelez les autorités à libérer tous les étudiants arrêtés ces dernières semaines s’ils s’avèrent être des prisonniers d’opinion détenus au seul motif qu’ils ont exercé leurs droits, et ce de manière pacifique ;
- priez-les de libérer également tous les autres, à moins qu’ils ne soient inculpés d’une infraction dûment reconnue par le droit, auquel cas ils devront être jugés dans les meilleurs délais et dans le respect des normes internationales d’équité ;
- demandez des précisions sur les charges éventuellement retenues contre les personnes privées de liberté ;
- efforcez-vous d’obtenir la garantie qu’aucune d’entre elles ne sera victime de torture ni d’autres formes de mauvais traitements ;
- priez les autorités de s’assurer qu’il leur est permis sans restriction de recevoir la visite de leurs proches, de s’entretenir avec des avocats et de bénéficier de tous les soins médicaux dont elles pourraient avoir besoin ;
- rappelez aux autorités que l'exercice de la contrainte en vue d'obtenir des aveux est interdit par l'article 38 de la Constitution iranienne, qui dispose : « Toute forme de torture destinée à extorquer des aveux ou à obtenir des informations est proscrite » [traduction non officielle], et qu'en tant que partie au Pacte international relatif aux droits civils et politiques (PIDCP), l'Iran est tenu de respecter l'article 7 de cet instrument, qui spécifie : « Nul ne sera soumis à la torture ni à des peines ou traitements cruels, inhumains ou dégradants ».


APPELS À

Guide spirituel de la République islamique d'Iran :
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
The Office of the Supreme Leader, Islamic Republic Street - Shahid Keshvar Doust Street
Téhéran, République islamique d'Iran
Courriers électroniques : info@leader.ir
Formule d’appel : Your Excellency, / Excellence,

Responsable du pouvoir judiciaire :
Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Howzeh Riyasat-e Qoveh Qazaiyeh / Office of the Head of the Judiciary
Pasteur St., Vali Asr Ave., south of Serah-e Jomhouri, Tehran 1316814737, République islamique d’Iran
Courriers électroniques : info@dadgostary-tehran.ir (dans le champ réservé à l'objet, veuillez écrire : « FAO Ayatollah Shahroudi »)
Formule d’appel : Your Excellency, / Monsieur,

Ministre du Renseignement :
Gholam Hossein Mohseni Ejeie
Ministry of Intelligence, Second Negarestan Street, Pasdaran Avenue, Téhéran, République islamique d'Iran
Formule d’appel : Your Excellency, / Monsieur le Ministre,


COPIES À

Président :
His Excellency Mahmoud Ahmadinejad
The Presidency, Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection, Tehran, République islamique d'Iran
Courriers électroniques : dr-ahmadinejad@president.ir
ou via son site Internet : www.president.ir/email

Président du Majlis-e Shoura-e Islami (Assemblée consultative islamique) :
His Excellency Gholamali Haddad Adel
Majles-e Shoura-ye Eslami, Baharestan Square, Téhéran, République islamique d'Iran
Fax : +98 21 3355 6408
Courriers électroniques : hadadadel@majlis.ir (Veuillez demander que votre message soit soumis à l’attention de la Komisyon-e Asl-e Navad [Commission de l'article 90])

Ambassade de la République Islamique d'Iran;
Thunstrasse 68; Case postale; 3000 Berne 6.
Fax: 031 351 56 52
E-mail: secretariat@iranembassy.ch
Iran-Emb@bluewin.ch


PRIÈRE D'INTERVENIR IMMÉDIATEMENT, SOIT AVANT LE 24 JANVIER 2008. MERCI.
***


رونوشت به:
- امنستی انترناسونال، عفو بین الملل و سایر نهادها و سازمان های مدافع حقوق بشر
- کنفدراسيون اتحاديه¬هاى آزاد کارگری و سایر نهادهای بین المللی کارگرى
- احزاب و سازمان¬های چپ و سوسیالیست
- رادیو، تلویزیون، سایت های اینترنتی و دیگر رسانه های جمعی
- ...

امیل تماس: bamdadpress@ownit.nu و gbgandishe@yahoo.com

تلفن های تماس: 0046- 707474336 و 736778815 - 0046

از وبلاک «اقدام متحد» دیدن کنید: http://eghdamemotahed.blogfa.com

درگذشت دانشجوی دانشگاه لرستان به دلیل برق گرفتگی و عدم وجود امداد

لزوم گرایش به توسعه جامعه مدنی در دانشگاه آزاد اسلامی


دانشگاه آزاد اسلامی با بیش از نزدیک به 25 سال سابقه حضور در صحنه دانشگاهی و به عنوان بزرگترین شبکه دانشگاهی در ایران و بلکه در جهان اما هیچ گاه در عرصه فعالیتهای مدنی و تشکل ها حضوری موفقیت آمیز نداشته است.
اگر چه دانشگاه آزاد از نظر آماری بزرگترین جامعه دانشجویی کشور را دارا می باشد اما بررسی عدم موفقیت این دانشگاه در گستره فعالیتهای مستقل دانشجویی به مانند دانشگاههای دولتی در زاویه نگاه این مقاله می باشد.
دانشگاههای دولتی و به وبژه دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه مادر در ایران نوین با سابقه ای بیش از 70 سال همواره ملجاء فعالیت های دانشجویی و عرصه نقد و بررسی و صدور تئوری ها و نظریه های دانشجویی در ایران بوده است.
شاید از دیدگاه تاریخی بتوان دلیل رشد این فرآیند بر این دانشگاه به عنوان نماینده ای از دانشگاههای دولتی در ایران به دلیل نوع نگاه حاکم بر فضای آن و اجازه فعالیت و رشد و اعلام حضور به تمام دانشجویان در این دانشگاه دانست که این شرایط و همچنین آموزش کار گروهی در بستر دانشگاهی سبب توسعه و رشد و اعتلای دانشگاه نیز شده است کما اینکه شاهد این امر نیز هستیم.
دانشگاه های دولتی با سابقه حدود 40 ساله ای که در عرصه انجمن های اسلامی(1) در بطن خود داشته و دارند همواره مکانی برای واکنش به کنش های سیاسیون کشور بوده و هستند اما چیزی که شاید در اینجا از اذهان دور می ماند مدت زمان نسیتا طولانی است که از زمان تاسیس دانشگاه تا تاسیس انجمن های اسلامی به آموزش کار گروهی ( در غالبی نه الزاما سیاسی ) در این دانشگاهها پرداخته شده است.
این امر بدیهی و روشن است که برای تشکیل و تاسیس هر انجمن و یا هر دسته و گروهی باید پیش از آن اعضای عضو از حداقل تفکر ها و اصول و اساس کارهای گروهی دراین ساختار آگاه باشند ، در این شرایط دانشگاه که به عنوان مکانی برای آموزش مدیران فردا در یک کشور است وظیفه دارد که در کنار آموزش حرفه ای و تخصصی به آموزش زندگی در غالب جامعه ( اگر چه در ساختاری کوچکتر به مانند تشکل یا انجمن ) بپردازد ، آموزشی که می تواند در بستر بک گروه تئاتر یا شعر یا موسیقی و یا به مانند اینها شکل گیرد.
در این شرایط دانشگاههای دولتی با پشتوانه آموزش چندین ساله و بلکه چندین دهه و نهادینه کردن فرهنگ کار گروهی و خرد جمعی و به وبژه پیوند دادن افراد با کاری که توسط آنها انجام می شود امروزه می توانند تشکل هایی پایدار و قدرتمند و ریشه دار را در فضای دانشگاهی خود شاهد باشند به نحوی که حتی با توقیف شدن یک نشریه در هریک از دانشکده ها شاهد اعتراض گسترده دانشجویان به این امر بوده و هستیم و این تنها به دلیل آگاه بودن فضای دانشگاه نسبت به کار گروهی و هزینه های پرداخت شده برای عمل منع شده خود می باشد.(2)
اما در مقابل در دانشگاه آزاد اسلامی به دلیل اینکه راس مدیریتی این نهاد دانشگاهی همواره از بدو تاسیس دارای گسستی لاهوتی با بدنه بوده و اینکه هیچ گاه به دانشجوبان به چشم یک قشر تاثیر گذار و اینکه قرار است فردا به عنوان اعضای موثر این جامعه به خدمت مشغول شوند نگاه نشده است شاهد عدم حضور هر گونه جامعه مدنی به صورت یکدست در این دانشگاه هستیم.
شرایطی که دانشجویان حتی پس از سالها تلاش و دوندگی برای کسب مجوز برای تشکل خود در صورت توقیف آن تشکل شاید بتوان گفت که عملا هیچ گونه اعتراض موثری را در این زمینه نخواهند داشت.
آنچه که امروز بیش از همه شاید باعث ابراز تعجب شود حضور تعدادی از تشکل های دانشگاه آزاد در کنار تشکل های دانشگاههای دولتی است که برای مثال شاهد حضور و اعلام همبستگی دانشجوبان تشکل کانون وحدت و انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز در کنار اعتراض و اعتصاب غذای دانشجوبان دانشگاه سهند و همچنین حضور انجمن اسلامی دانشگاه آزاد مشهد در کنار دانشجویان دانشگاه فردوسی بودیم ، اما آنچه که حائز اهمیت است حضور مداوم و مستمر دانشجویان دانشگاه آزاد در جریان جنبش دانشجویی کشور است که متاسفانه به عقیده نگارنده تا نهادینه نشدن فضای کار گروهی و جامه مدنی اعم از حضور مستمر تشکل ها و انجمن ها ( علمی و ادبی و سیاسی و شعر و موسیقی و ....) و حتی گستره نفوذ نشریات مداوم و پایدار در این دانشگاه نمی توان به این حرکتها به عنوان حرکتهایی مستمر و مداوم نگاه کرد و بیشتر به حرکتهای مقطی که تابع زمان و حضور افراد خاص با گذشت زمان می باشد شبیه می باشد کمااینکه با نگاهی به روند حرکت جنبش دانشجویی در این دانشگاه می توان به شدت افتان و خیزان بودن این حرکتها پی برد.
اما از زاویه ای دیگر دانشگاه آزاد به عنوان نهادی بسیار جوان در مقایسه با دانشگاههای دولتی است و آنچه که باعث فرصت اندوزی فعالین دانشجویی این دانشگاه می شود وجود تجربیات ارزشمند دانشجویان دولتی است که در گذر زمان و شرایط مختلف و با صرف هزینه های گزاف بدست آمده و با اندکی تیز بینی می توان از پرداخت مجدد این هزینه ها و هدر دادن وقت جلوگیری نمود.
پیوند و ایجاد پلهای ارتباطی دو محیط دانشجویی آزاد و دولتی نه تنها اثری منفی نخواهد داشت بلکه باعث رشد و اعتلای حقیقی هر دو دانشگاه خواهد شد به شرطی که در این راستا دانشجویان دانشگاه آزاد نگاهی نیز به فضا سازی درون دانشگاه خود داشته باشند.

(1) در این مقاله انجمن های اسلامی به عنوان فصل جدیدی از فعالیت سیاسی دانشجویان در دانشگاهها در نظر گرفته شده است.
(2) به هیچ وجه سعی در ترویج و یا راه اندازی اغتشاشات دانشجویی دردانشگاه آزاد نشده است بلکه مقصود نگارنده آگاهی و بیداری جو دانشجویی دانشگاه دولتی در مقابل تضییع حقوق می باشد.


- سید مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی صدای دانشجو دانشگاه آزاد شهر ری

- واحد دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 29.05.2008

بازخوانی وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸


[h3 خبرنامه امیرکبیر: واحد فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به مناسبت سالگرد ۱۸ تیر ۷۸، گزارشی همراه با جزئیات اعتراضات دانشجویان در تیرماه سال ۷۸ و تحلیل وقایع آماده کرده است، که در ذیل می آید:

ویژه نامه ۱۸ تیر ۱۳۷۸

بنام آزادی

برای آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی

برای رهائی از هرگونه خودکامگی و واپسگرایی


ما را به خاطر بیاور!

ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم

شور عشق درسینه داشتیم و

پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.

ما را به خاطر بیاور!

ما را که سینه سرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده

نه در آسمان و نه در کوهسار و نه برشاخسار

که در بازار پیش از آن که آوازه خوان شویم

بر شاخه ای تکیده از تکیه گاه خویش

جان واسپردیم

به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،

آری …

و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است

آوازهای صامت سینه سرخان سینه برسیخ و

تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ

و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم

بیست و دو ساله بمیرم. آمین.

(سروده شهید عزت ابراهیم نژاد لاله سرخ کوی دانشگاه)

پیش از این‌که به‌ رویدادهای ۱۸ تیر ۷۸ بپردازیم، خوب است نگاهی کوتاه به‌ جایگاه ۱۸ تیر در تاریخ ایران بیفکنیم. تاریخ این مرز و بوم پر از روزهایی است که گاه شاهان به بهانه هایی خون مردمان ریخته اند و روزگار بر ایشان تیره نموده اند و گاه پیران و شیخان به نام دین، آزار مردم کرده اند و اندیشه و زندگی بر مردمان تنگ نموده اند.

آرمان خواهی مردم ایران به شیوه مدرن در حالی صده اش را سپری کرده است که در هر برهه از این سال ها، جانفشانی هایی برای آبیاری نهال نوپای آزادی شده است. زمانی مظفر الدین شاه قاجار پس از امضای مشروطه جان داد و فرزندش ناگهان ضدمشروطه شد. مشروطه در آن روز مثل اصلاحات ایران امروز، شد نماد آزادی و از این رو بود که استبداد ذاتی شاه قاجار تاب نیاورد و توپ آتش به خانه نوپای ملت گرفت و سینه ها را شکافت و نخستین شهدای راه آزادی خواهی نوین ملت ایران را درپی داشت. قیام مشروطه هر چند در اندک زمانی بعد، محمد علی شاه را کنار گذاشت اما بهار مشروطه خواهان با کودتای رضاخانی سالهای زیادی باز زمستان شد تا تاج گذاری پهلوی اول، و او شد قبله ی عالم. تا شهریور ۱۳۲۰ که آزادی خواهان ایرانی حق تنفس را پذیرا شدند. و همچنان …

در پاییز سال ۱۳۲۸، همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت و اوج گیری مبارزات دکتر مصدق پیشوای نهضت ملی ایران، دانشجویان به ‌یاری جنبش ملی و ضد خودکامگی مردم ایران شتافتند. سپس در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، و گرماگرم خیزش ملت ایران در پشتیبانی از دولت ملی مصدق، خیابانهای تهران، دانشجویان پیشتاز و قهرمانی را می دید که در پیشاپیش دیگر مردم بودند. در ماه های پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، اعتراض ملت ایران در برابر شاه در خروش نسل آگاه و بویژه در اعتراضات دانشجویان نمایان شد. در شانزدهم آذر همان سال نخستین آذرخش خشم دانشجویان آگاه، تاریکی شب را درآغاز حاکمیت سیاه حکومت کودتا شکافت. در آن روز شاه نیروهای گارد و تکاوران چتر باز خود را برای سرکوب دانشجویان به‌ دانشگاه تهران فرستاد. سه آذر اهورایی بدست دژخیمان تا بن دندان مسلح رژیم در دانشکده فنی دانشگاه تهران به خاک و خون غلتیدند. از آن روز به ‌بعد خون سه دانشجوی قهرمان شانزدهم آذر، همواره در دانشگاه جوشید و همه ساله آن را گرامی ‌داشتند، چندان که شانزده آذر در میهن ما روز دانشجو نامیده شد اما ریختن خون آنها برای رژیم شاه بسیار گران تمام شد. زیرا از همان روز سنت ایستادگی و آزادیخواهی در دانشگاه‌های ایران بنیان نهاده شد، دانشگاه سنگر آزادی نام گرفت و ۱۶ آذر، روز دانشجو گردید. ۱۶ آذر روزی است که دانشجویان که پیشتاز دیگر مردم هستند درخت آزادی خواهی را در دانشگاه کاشتند و با خون شهدای دانشجو آبیاری نمودند. و دیدیم که چگونه درسال ۷۸، شانزده آذر در ۱۸ تیر خروشید و از خاکستر خود سر بر آورد. آری همان واژه آزادی خواهی است که ۱۶ آذر ۳۲ را به ۱۸ تیر ۷۸ پیوند می زند.

و اینگونه بود که به مانند پهلوی پدر، محمد رضای جوان، خودکامگی را تا ۲۵ سال به خورد ملت داد. فراز دیگر زمانی فراهم شد که دیگر همه فهمیدند شاه نمی خواهند و باید مشروطه را از یاد برد. در روند پیروزی انقلاب نیز دانشگاهیان نقش بسیاری داشتند و اینگونه نیست، که امروزه همه چیز را بنام روحانیت مصادره کرده اند. بعد از انقلاب که روحانیون زمام امور را قبضه کردند، با توجه به پیشینه برخورد با مدارس مدرن (ساخت نخستین مدرسه توسط آقای رُشدیه و مخالفت روحانیت را می توان یادآوری کرد) و پویایی جنبش دانشجویی در سالهای ۵۷ تا ۶۰ که به خوبی نمایان بود که میتوانست نسلی دگراندیش را به ارمغان آورد، به سراغ دانشگاه رفتند تا آن را تحت سلطه قرار دهند. با انقلاب فرهنگی دست به تصفیه و سرکوب دانشجویان زدند و موج وسیع بازداشت ها و اعدام ها آغاز گردید. بعد از بستن دانشگاه ها هم حدود ۱۲- ۱۰ سال امکان سلطه تا حدودی فراهم شد اما از سال های ۷۱-۷۰ و با جایگزین شدن دانشجویان، زمزمه خواسته های نو و مدرن پدید آمد و در سال ۱۳۷۸ زمزمه ها، فریادی گشت و فریاد کوبنده دانشجویان تیری بر قلب سیاه اهریمنان شد.

آری از نخستین سالها، دانشگاه همواره روح پرسشگری داشته است و از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تا به امروز بارها استقلال دانشگاه توسط صاحبان قدرت درهم شکسته شده است. ولی در این میان، در دو روز خشونت و سیاه دلی بیداد کرده است. شانزدهم آذر ۱۳۳۲، و هجدهم تیر ماه ۱۳۷۸.

و اکنون ببینیم رویداد چه بود

نیمه تیرماه بود. مجلس پنجم شورای اسلامی که بیشینه نمایندگان آن از انحصارطلبان و واپس گرایان بود، در واپسین ماه های زندگی خود طرحی را به عنوان قانون مطبوعات در دستور کار خود قرار داد که در آن نحوه دست و پا بستن و به مهمیز کشیدن مطبوعات نیمه آزادی را که پس از خرداد ۷۶ پا به منصه ظهور گذاشته بودند، بخوبی پیش بینی کرده بود. روزنامه سلام در سه شنبه ۱۵ تیر ماه با ارائه یک مدرک تیتر می زند که طرح قانون مطبوعات از سوی سعید امامی (اسلامی)، مجری قتل های زنجیره ای، طراحی شده است. به دنبال انتشار این خبر، روزنامه سلام روز چهارشنبه ۱۶ تیرماه شماره ی پایانی خود را بدست چاپ سپرد و در عصر همان روز درپی اخطار وزارت اطلاعات توقیف شد.

روز پنج شنبه ۱۷ تیرماه درحالی که دانشگاه ها آماده آغاز تعطیلات تابستانی می شدند، جنبش دانشجویی در حال تدارک یک راهپیمایی آرام بود. ساعت ۵/۱۰ شب بود. دانشجویان، این پیش آهنگان آزادیخواهی و استقلال طلبی ملت ایران، به عنوان اعتراض به طرح چنین قانونی برای مطبوعات در مجلس، و همچنین اعتراض به توقیف روزنامه سلام، راه پیمایی آرامی را در کوی دانشگاه آغاز کردند. شمارشان کم کم افزوده می شد و زمانی که جلوی درب کوی می رسند حدود ۲۰۰ نفرند. علیه توقیف سلام شعار میدهند و در شعارها این کار را نیز بخشی از طرح سعید امامی می دانند. جمعیت به مقابل درب کوی پسران می رسد و از درب اصلی خارج می شود. این واقعه چندان غیرمعمول نیست. خیابان کارگر شمالی (امیرآباد) از تقاطع جلال آل احمد به بالا، بارها در رخدادهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و صنفی شاهد چنین منظره ای بوده است و هر بار بدون مشکل خاصی غائله ختم شده است. دانشجویان در حال شعار دادن از خیابان پایین می آیند و با رسیدن به بزرگراه به سوی کوی بر می گردند. حالا دیگر جمعه ۱۸ تیرماه است. مقابل درب کوی می رسند نیروی ضدشورش از دور پیدا می شود. قبلا چنین اتفاقی نیفتاده بود.

دانشجویان ساعت ۵/۱ صبح قطعنامه راهپیمائی را می خوانند و خواستار رفع توقیف سلام و عدم تصویب طرح اصلاح مطبوعات می شوند و بعد اکثرشان می روند که بخوابند ولی حضور نیروی ضدشورش که چند ده متر دورتر ایستاده اند و حالا عده ای با لباس شخصی به آنها پیوسته اند باعث می شود ۶۰-۵۰ نفر از دانشجویان در محل بمانند. هیچکدام از جایشان تکان نمی خورند. بچه ها شروع می کنند به شعار دادن علیه توقیف سلام و برای آزادی مطبوعات. نیروی ضدشورش به سمت دانشجویان حرکت می کند دانشجویان به خیال دفاع به سوی آنها سنگ می اندازند و افرادی که با لباس شخصی همراه نیروی انتظامی اند، به سنگ اندازی جواب می دهند. چند خودرو پر از افراد نیروی انتظامی به طرف شمال خیابان حرکت می کنند. از وسط دانشجویان رد می شوند و دور از دید آنها متوقف می گردند، اما کمتر کسی متوجه می شود که هنگام برگشت خودروها خالی هستند. درحالی که بچه ها نگران پایین خیابان هستند همین سربازان پیاده شده از بالای خیابان دانشجویان را غافلگیر می کنند. سنگ پرانی ها و درگیری های پراکنده تا ۴ صبح ادامه پیدا می کند. در این فاصله یک نفر از سربازان نیروی انتظامی توسط دانشجویان به گروگان گرفته می شود اما با پا در میانی دکتر کوهی سرپرست کوی دانشگاه که از آغاز به عنوان میانجی در رفت و آمد است، پس از چند دقیقه آزاد می شود.

یک خودروی نیروی انتظامی در این هنگام به دانشجویان هشدار می دهد که به داخل کوی بروند و گرنه باید منتظر واکنش باشند. چندین خودروی نیروی انتظامی به طرف دانشجویان حرکت می کنند. دانشجویان عقب نشینی کرده وارد کوی می شوند و به خیال اینکه همه چیز تمام شده به طرف خوابگاه های خود حرکت می کنند تا بخوابند. اما نیروی انتطامی همراه همان افراد خاص که ظاهری شبیه به هم دارند، پیراهنهای سفید روی شلوار، ریش و باتوم به دست (انصارحزب الله به سرکردگی ده نمکی) به حرکت به سوی خوابگاه ادامه داده وارد آن می شوند. مذاکرات دکتر کوهی با فرمانده نیروی انتظامی حاضر در محل به جایی نمی رسد و خود او و دکتر سلیمانی معاون دانشجویی دانشگاه تهران به نحو زننده ای دستگیرمی شوند. دانشجویان بهت زده می گریزند.

نیروی انتظامی و انصارحزب الله در آغاز به مسجد کوی که دم دست است مغول گونه حمله می کنند. عده ای شیشه های مسجد را با ضربات باتوم می شکنند و وارد می شوند. دانشجویان نمازگزار را درحضور امام جماعت کوی به شدت زیر ضربات باتوم و مشت و لگد می گیرند. دانشجویان بهت زده کتک می خورند. شماری را پس از کتک زدن از کوی خارج و سوار خودرو های نیروی انتظامی می کنند. درحالیکه ساختمانهای ۱۴-۱۵-۱۸-۱۹- ۲۰-۲۱ و ۲۲ یکی پس از دیگری مورد هجوم قرار می گیرند، موج دیگری از لباس شخصی ها از درب جنوبی حمله می کنند. رعب و وحشت صدای خرد کردن شیشه ها و صدای چکمه ها در گوش ها پیچیده است. کتابها، رایانه ها، تختخوابها، میز و صندلی و وسایل شخصی دانشجویان تخریب و عکسهای پاره شده شخصیتهایی چون دکتر مصدق، دکتر شریعتی به آتش کشیده شد. شمار زیادی از دانشجویان مضروب و مصدوم شدند. بر دیوارهای سالن خوابگاه، شعارهای متعددی نوشته شده بود : {جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد} ، {دانشجو می رزمد ، استبداد می لرزد} ، {جمعه ها خون جای بارون می چکه} و …

۱۸tir-۱.jpg

درب راهروها و درب اتاقها را با باتوم و لگد می شکستند و در حالی که دشنام های بسیار رکیک سر می دهند وارد اتاقها می شوند. دانشجویان از همه جا بی خبر را می زنند و وسایل اتاق را کاملا نابود می کنند. آنچه بردنی است مثل پول، ساعت و ماشین حساب می برند. دانشجویان را که زیر ضربات مشت و لگد و باتوم و پنجه بوکس زخمی شده اند به داخل ماشین ها می برند. بیچاره طبقه بالاییها! در راه پله باتوم بدست ایستاده اند و در تمام طول مسیر بی رحمانه دانشجویان را می زنند. دانشجویان سرشان را میان دو دست می گیرند تا از این دالان مرگ گذر کنند. استخوانهای ساعد خیلی ها براثرضربات می شکند. چندین اتاق به آتش کشیده می شود. دانشجویان ساختمان ۲۲ تصمیم به ایستادگی می گیرند و میزها را در جلوی درب می گذارند اما مهاجمان هیچ مقاومتی را برنمی تابند. یکی ازمهاجمان که می بیند ورود مشکل است فریاد می زند “به امام حسین اگر درو باز نکنید میآم تو همه تون رو مثل سگ می کشم” تهدیدش جدی است، درب باز می شود، باز شدن درب همان و زیر ضربات باتوم و مشت و لگد له شدن همان، درحال کتک زدن دشنام می دهند و می گویند کجاست خاتمی!!!!!!!! تا به دادتان برسد؟ در ساختمان ۲۲ یکی از بچه ها را از طبقه سوم به پایین پرت می کنند و فریاد می زنند “یا حسین قبول کن”! در بعضی از ساختمان ها به خود زحمت ورود هم نمی دهند؛ از سوراخی که با باتوم روی درب اتاق درست کرده اند، گاز اشک آور می اندازند و بچه ها را که با احساس خفگی خارج می شوند، می زنند و می برند. یکی ازبچه ها که خوابیده با یک ضربه باتوم که به سرش می خورد بیدار می شود و می بیند کسی بالای سرش ایستاده داد می زند “آزادی اندیشه می خواهی ها ؟!” و او را می زند، کف اتاقها و راهروها پر از خورده شیشه و خون است.

۱۸tir-۲.jpg

کم کم سپیده دم ۱۸ تیر می تابد. مهاجمان به خوابگاه خارجیها، ساختمان ۲۳ هم حمله می کنند و اگر قیافه ساکنان خیلی خارجی باشد(!) مثل سیاهپوستها تنها پاسپورتها را می بینند و پولها را که اکثرا دلار است می برند. اما در بعضی اتاقها مثل اتاق پاکستانی ها و هندی ها رفتارشان چندان تفاوتی با هموطنانشان ندارد. “شیعه ای یا سنی ؟” سوالی است که بعضی دانشجویان در برابرش مبهوت می مانند.

ساعت ۵/۵ است مهاجمان کم کم می روند و فضای درگیری آرامتر می شود تمام کوی را گازاشک آور گرفته است. دور تا دور میدان مرکزی کوی زخمی ها ناله می کنند. بچه ها سعی می کنند زخمی ها را دست کم به بیمارستا ن بفرستند، اما هنوز بیرون کوی پراز نیروی ضدشورش و شبه نظامیهاست. برخی از دانشجویان در راه فرار از کوچه های اطراف باز با مهاجمان (لباس شخصیها درگیر می شوند) بعد از مدتی درهای خانه ها به روی این بچه ها باز می شوند و مردم محله امیرآباد تا صبح به آنها پناه می دهند.

حمله ی دیگر

اما گویا هنوز کافی نیست. نیروهای ضدشورش با سپر و باتوم دوباره حمله می کنند و این بار در روشنایی روز و چه بهانه ای بهتر از نجات گروگانها ؟! (سه نفر از نیرهای انتظامی و یکی ازشبه نظامی ها (لباس شخصی ها) که مشغول غارت و دزدی بودند دیرتر از گروه خود از ساختمان خارج شده بودند. اندک دانشجویانی که لای بوته‌ها پنهان شده بودند. این چهار نفر را گرفتند و به انباری ساختمان منتقل کردند. آنها نه تنها به دانشجویان صدمه زدند بلکه وسایل آنها را هم دزدیده بودند.) بار دیگر دانشجویان پس از اندکی ایستادگی می گریزند. باز غارت و ضرب و شتم و فحاشی … بچه ها خودشان آن چهار نفر را آزاد می کنند. دیگر هر کس را سر راهشان قرار می گیرد می برند، حتی بعضی از کسانی را که برای تماشا ایستاده اند. گروه گروه دانشجویان با پاهای برهنه از روی شیشه‌های خرد شده عبور داده می شدند. بیمارستانها تحت کنترل بود. هرکس از دانشجویان زخمی که به بیمارستان می‌آمد توسط لباس شخصی ها بازداشت و به جای نامعلومی برده می شد. آمبولانس خوابگاه که چند زخمی را به بیمارستان شریعتی حمل میکرد در میانه را متوقف شد. زخمی‌ها به حالت وحشتناکی بیرون آمبولانس پرت شدند. راننده آمبولانس کتک خورد. حتی یک پلیس که به حمایت از زخمیها در برابر لباس ‌شخصیها آمده بود کتک خورد. یکی از زخمی‌ها گفت که از دهانش خون میآمد. چون توسط گروهی نامعلوم سنگ خورده بود. آنها تا او را دیدند مشتی دیگر به دهانش کوفتند و در گوشه ای از خیابان انداختند. در حالیکه از او خون میرفت، اجازه نمی‌دادند کسی او را به بیمارستان ببرد. بعد از چندین ساعت یک افسر فهمیده آنها را از دست آدمکشها نجات میدهد…( بین نیروهای ضدشورش و افسران معمولی نیروی انتظامی فرق زیاد بود.)

حدود ساعت ۸ صبح مهاجمان کوی را تر ک می کنند یک ساعت بعد در خیابان کارگر شمالی که از این پس دانشجویان آن را خیابان ۱۸ تیر می نامند، رفت و آمد عادی جریان دارد! اما آن سوی نرده ها سکوت مرگ، بهت و گریه و بغض و کینه بر کوی حاکم است. زخمیان را به بیمارستان شریعتی می رسانند. خیلی ها را (می گویند ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر) را برده اند، معلوم نیست به کجا. همه گیج و بهت زده اند. نمی دانند چه باید بکنند. ساعت ۱۰ صبح است. خبر به صورت پراکنده در شهر پخش شده است. بازماندگان حادثه بغض آلود و خشمگین در کنار حوض مرکزی کوی جمع می شوند. بچه های دانشگاه اولین گردهمایی را تشکیل می دهند. یکی از بچه های دانشکده فنی بالای نیمکت می رود. سخنش گریه آلود و خشمگین است، پیشنهاد می کند بچه ها دور هم جمع شوند و پس از یک راهپیمایی داخل کوی و جمع کردن بقیه دانشجویان در جلوی مسجد تحصن کنند، بچه ها با فریاد می پذیرند. از بین جمعیت ۱۰ نفر به عنوان انتظامات انتخاب می شوند. با پیشنهاد یکی دیگر از دانشجویان بچه ها به سوی کوی پزشکی راه می افتند تا دانشجویان پزشکی را نیز با خود همراه کنند. جلوی درب خوابگاه پزشکی یک نفر از بچه ها ی بسیج سعی میکند جلو ی ورود دانشجویان را بگیرد. دانشجویان با شعارهای “عزا، عزاست امروز، روز عزاست امروز” ، “دانشجو، دانشجو، اتحاد، اتحاد” و “پزشکی، پزشکی، اتحاد، اتحاد” وارد کوی پزشکی می شوند. آرام آرام، دانشجویان پزشکی یکی یکی خواب آلود سرشان را از پنجره بیرون می آورند تا ببینند چه شده …

یکی از بچه ها سخنرانی می کند و به طور خلاصه ماوقع را شرح می دهد و از همه درخواست می کند با هم اعتراض کنند و گرنه فردا نوبت خودشان خواهد بود. جمعیت کم کم افزوده می گردد. افراد جدید ابتدا باور نمی کنند. اما وقتی صحبتهای بچه ها را می شنوند با حیرت به سوی محل فاجعه می روند تا خود ببیند. آنجا همه چیز گویاست. بر دیوارها با خون نوشته شده: ” این سند جنایت فاشیسم است ” ، ” به بوسنی خوش آمدید!” ، ” چنگیز آسوده بخواب … ” و… جمعیت بغض آلود به سوی درب کوی می رود. حالا دیگر جمعیت خیلی زیاد شده است عده ای از بچه ها با فریاد همه را به تحصن درداخل کوی فرا می خوانند. اما بچه ها خمشگین و داغند. آنچه دیده اند، جای هیچگونه تاملی باقی نگذاشته است.

ماندن یا رفتن

از همین جا دو دسته می شوند. عده ای همه را به داخل می خوانند و عده ای نیز خواستار بیرون رفتن هستند تا صدای دادخواهی خود را به گوش مردم برسانند. خبر می رسد که کوچه روبرو پر از نیروهای ضدشورش است. این خبر هم هیچ تاثیری در فوران آتشفشان ستم سوزی ندارد. دانشجویان فریاد می زنند از مردن ترسی نداریم. کشمکش بر سر ماندن و رفتن تا ساعت ۱۲ به نفع ماندن ادامه دارد. اما شور بر شوریدن بر ظلم لحظه به لحظه اوج می گیرد. اهمیت اطلاع رسانی رخ می نماید. بازار شایعات داغ است. واقعا چند نفر کشته شده اند؟؟ رسانه های داخلی چه اصلاح طلب چه محافظه کار در این مورد متفق چشمها را بسته اند.

در این هنگام دستگیر شدگانی که از خانواده شهدا هستند سر می رسند. از کتک هایی که خورده اند و توهین هایی که شنیده اند، سخنها می گویند. جدال بر سر ماندن و رفتن شدت می یابد. کم کم رفت و آمد عادی در خیابان براثر ازدحام دانشجویان در داخل و جلوی درب اصلی به هم می خورد. دانشجویان از داخل کوی به شدت علیه نیروی انتظامی شعار می دهند. مردم تازه می فهمند که خبرهایی هست. سرانجام بر اثر فشار جمعیت، مدافعان ماندن در کوی تسلیم می شوند. درب می شکند و جمعیت با شعارهای تند بیرون می ریزند اما از جلوی درب دور نمی شوند چرا که بلافاصله نیروهای ضدشورش از کوچه های روبرو بیرون می آیند و درچند ده متری صف می بندند. بچه ها در رثای دانشجویان مفقود بر ضد نیروهای مستقر و صدا و سیمای لاریجانی شعار می دهند همچنین فریاد “یا مرگ یا آزادی ” طنین انداز است. وقت نماز ظهر عده ای با پهن کردن فرش در داخل کوی سعی می کنند دانشجویان را به داخل بکشانند، اما دانشجویان بیرون کوی با فریاد خواستار نماز خواندن در بیرون کوی می شوند و فرشها را یکی یکی به بیرون کوی منتقل می کنند. از این زمان به بعد خبرنگاران هم بین جمعیت هستند. بچه ها دور آنها جمع شده اند و دردآلود ماجرا را تعریف می کنند.

معدودی ازدخترها، حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر که نیم ساعتی است به جمع پیوسته اند در نماز شرکت می کنند. آنها می گویند که درب خوابگاه فاطمیه بسته شده و اجازه نمی دهند دختران دانشجو به بقیه بپیوندند. عده ای از بچه ها برای آنکه توسط نیروهای اطلاعاتی و انتظامی شناخته نشوند، صورتهایشان را با پارچه پوشانده و شبیه چریکها شده اند.

جنگ و گریز با مهاجمان

خبر می آورند که پس از پایان نماز جمعه چندین وانت پر از لباس شخصی ها - که از ساعت ۸ صبح دیگر پیدایشان نیست - به این سمت حرکت کرده اند. بچه ها برای دفاع تدارک می بینند. برخی از دانشجویان مشغول آماده کردن سنگ، چوب و… هستند. دو نفر از دانشجویان یک جعبه نوشابه از یکی از ساختمانهای شمالی بیرون می آورند: “می خواهیم کوکتل مولوتوف درست کنیم تا ازخودمان دفاع کنیم!” پیراهن سفیدها حدود ساعت ۲ سر می رسند. چندین وانت و تعدادی موتور سیکلت پر از نیروهای معروف به انصار به نیروی انتظامی ملحق می شوند. آنها درحالی که چوب بالای سر می گردانند فریاد ” مرگ برمنافق ” و ” حزب اله ماشااله ” سر می دهند. بلافاصله به دانشجویان حمله می کنند. بچه ها که هنوز جز سنگ چیزی ندارند با صورتهای پوشیده، این تنها اسلحه را پرتاب می کنند و به داخل کوی عقب می نشینند.

دانشجویان به سرعت می گریزند و شبه نظامیان آنها را تا میدان مرکزی کوی تعقیب می کنند. در همین ماجرا چشم یکی از دانشجویان رتبه یک رقمی پزشکی کور شد.

اما نیروی انتظامی داخل نمی شوند و جلوی درب کوی صف می بندند. ناگهان صدای شلیک یک تیر به سر و صدای مهاجمان و مدافعان اضافه می شود. یک پسر ۱۴- ۱۵ ساله از مهاجمان که کلت در دست دارد و آن را به طرف یکی از دانشجویان نشانه رفته و شلیک کرده! خوشبختانه گلوله به او اصابت نکرده است. چندین نفر از دو سوی در پی پرتاب سنگ زخمی شده اند. دانشجویان پس از هماهنگی نسبی با یک هجوم ناگهانی به سوی مهاجمان حمله می کنند و آنها را وادار به عقب نشینی می کنند. مهاجمان به سرعت از درب کوی خارج می شوند و پشت سر نیروهای ضدشورش که با سپر و کلاهخود مقابل درب کوی صف کشیده اند سنگرمی گیرند. دانشجویان خشمگین به پرتاب سنگ ادامه می دهند این بارسنگها تنها به سپرنیروهای ضدشورش برخورد می کند…

مسوولان از راه می رسند!

ورود دو نفر زیر باران سنگ بچه ها فضا را اندکی آرام می کند. کم کم به بچه ها معرفی می شوند؛ حق شناس معاون سیاسی - اجتماعی وزارت کشور و گویا فرماندارتهران. بچه ها آنها را دوره می کنند، هرکس می خواهد واقعه را تعریف کند و توضیح بشنود. آنها بین بچه ها تحت فشار هستند. حق شناس را به سمت ساختمانها که خود گویای همه چیزند هدایت می کنند. او به دانشجویان که پشت سر هم از او پرسش می کنند پاسخی نمی گوید، چهره اش بیانگر همه چیز است.


نیروهای ضدشورش عقب رفته و در صد متری درب کوی، بالا و پایین خیابان را بسته اند. شبه نظامیان هم همراهشان هستند و حتی گاهی آنها هستند که به نیروی انتظامی دستورمی دهند. مسئولین یکی یکی از راه می رسند. کوی دانشگاه تا به حال این همه مقامات مملکتی به خود ندیده بود ! فاطمه کروبی، صدیقه وسمقی و فائزه هاشمی هم به میان دانشجویان می آیند. دو نفر اول خیال سخنرانی ندارند، تنها ساختمان را می بینند و گرد حیرت و تاسف بر چهره شان می نشیند. فائزه هاشمی سعی می کند برای دانشجویان سخنرانی کند، اما دانشجویان او را نمی پذیرند.

خبرنگاران و فیلمبرداران صدا و سیما از راه می رسند. دانشجویان به شدت با ورود آنها مخالفت می کنند. یکی از خبرنگاران که با دانشجویان وارد مذاکره شده می گوید اجازه پخش به او مربوط نیست و قول می دهد تصاویر و اخبار را روی تلکس خبرگزاری بفرستد و اگر موفق به این کارهم نشود، لااقل این فیلم در آرشیو تلویزیون باقی می ماند. بچه ها با هم مشورت می کنند و می پذیرند، آنها مشغول فیلمبرداری و مصاحبه می شوند. بچه ها ناراحت و عصبانی وقایع را شرح می دهند. گاه به کارکنان صدا و سیما پرخاش می کنند. بعد از حدود دو ساعت تهیه گزارش وقتی خبرنگار می پرسد: “ممکن است مهاجمان دانشجو باشند؟” دانشجویان بر می آشوبند و جو علیه خبرنگار داغ می شود. هیات دانشجویی همراه از گروه گزارشگر می خواهد کوی را ترک کنند. ساعت حدود ۵ عصر است. درگیری ها ی پراکنده کماکان ادامه دارد و کم کم بالا می گیرد. نیروی انتظامی گاز اشک آور پرتاب می کند و بچه ها با اولین کوکتل مولوتوف ها بدان پاسخ می گویند. دانشجویان یکی ازیخچالهایی را که دیشب کاملا شکسته و داغان شده بود را به وسط خیابان کارگر (۱۸ تیر) می آورند و آتش می زنند.

با ورود هرمسئولی آتش بس می شود و پس از مدتی دوباره درگیری ادامه می یابد. وزیر کشور، وزیر آموزش عالی، وزیر بهداشت، رییس دبیرخانه شورای امنیت ملی و قائم مقام وزارت اطلاعات از راه می رسند.

مسوولان دانشگاه تهران از جمله معاون آموزشی و پژوهشی از حدود سه ساعت پیش در میان دانشجویان هستند و با آنان همدردی می کنند. طبیعی است که امتحانات هفته آینده توسط مسوولان دانشگاه لغو می شود. عده ای حدود صد نفر از دخترها و همین تعداد از پسرها که با شعار “برادر دانشجو حمایتت می کنیم”، از خوابگاه شمالی (خوابگاه دختران و علوم پزشکی) در مقابل درب کوی علوم پزشکی تجمع کرده اند، برای ملحق شدن به دانشجویان پایین با ممانعت نیروی انتظامی مواجه می شوند. در نتیجه وارد خوابگاه های علوم پزشکی می شوند تا از آن طریق خود را به پایین برسانند. جمعیت بالا نیز سرانجام به درب پایین می رسند.

موسوی لاری تازه از راه رسیده و در برابر خوابگاه ۱۴ مشغول سخنرانی است. دراین سخنرانی نیز مانند بقیه سخنرانی ها بچه ها تنها تا جایی که سخنران به محکوم کردن واقعه و بیان عمق فاجعه می پردازد به او اجازه سخنرانی می دهند و به محض آن که به نظر برسد سخنران قصد توجیه کردن یا آرام کردن جمع را دارد دانشجویان او را از تریبون پایین می آورند. موقع سخنرانی موسوی لاری ناگهان فریاد ” لاری، لاری، استعفا، استعفا” عده ای را با خود همراه می کند. چون داخل کوی بلند گو وجود ندارد، وزیر بیرون می رود و با استفاده از بلندگوی یک ماشین نیروی انتظامی در حالی که دانشجویان آن را محاصره کرده اند، به سخنرانی ادامه می دهد. شیشه ماشین قبلا در اثر برخورد سنگ شکسته است. بچه ها از وزیر می خواهند که برای آرام شدن اوضاع لباس شخصی ها و نیروهای ضدشورش را از آنجا ببرد. وزیر دربرابر چشمان بچه ها با تلفن همراه با فرمانده نیروی انتظامی تماس می گیرد ولی پس از چند لحظه مستاصل می گوید: “متاسفانه به حرف من گوش نمی دهند.” همه بلند می خندند. باز مقامات دیگر از راه می رسند. مجید انصاری نماینده مجلس و تاج زاده معاون وزارت کشور. همه پس از دیدن ساختمانها (البته تحت فشار دانشجویانی که می خواهند با آنها صحبت کنند) به مسجد کوی می روند و در آنجا با حضور عده زیادی از دانشجویان سخنرانی، پرسش و پاسخ و تریبون آزاد برگزار می شود. دانشجویان پشت تریبون مستقیما مقامات بالای کشور را مورد خطاب قرار می دهند. گروههای فشار را زیر سوال می برند و می پرسند چه کسی از آنها حمایت می کند؟



سرانجام دکتر کوهی مسوول کوی که مدتی در بازداشت بوده، از مسئولان حاضر (غیر از آنها که باید شب در جلسه شورای امنیت ملی شرکت کنند) درخواست می کند برای جلوگیری از حمله دوباره، شب در مسجد کوی همراه دانشجویان باشند. این پیشنهاد با فریاد الله اکبر تایید می گردد. در همین حال بیرون کوی، بقیه دانشجویان فارغ از صحبتهای درون مسجد شیوه دیگری برای مبارزه دنبال می کنند. شعارهایشان امیرآباد را به لرزه آورده و جمعیتی را گرد آورده اند.



اخبار ساعت ۹ شب تلویزیون برای اولین بار از حادثه خبر می دهد. با این جمله که درگیری دانشجویان و نیروهای انتظامی متاسفانه به داخل کوی هم کشیده شد. در تصاویر هم تابلوی شکسته بسیج دانشجویی کوی را نشان می دهد و درنهایت صدای “وزیر کشور استعفا، استعفا ” را پخش می کند! خشم بچه ها از تلویزیون حد ندارد. گزارشگر صدا و سیما شانس آورده که دیگر میان بچه ها نیست. جالب آنکه اخبار ساعت ۱۰ و ۳۰/۱۰ دیگر همان خبر را هم پخش نمی کند.



شب، آتش های بزرگ



بحث در مسجد کوی داغ داغ است. بیرون کوی بچه ها از صد متری پایین درب کوی تا صد متری بالای آن را تحت تصرف دارند. جلوتر از آن، محدوده طرف مقابل است. بچه ها با چوب و هر چیز دیگر که دستشان برسد درخیابان آتش های بزرگ به راه می اندازند، پرتاب کوکتل مولوتف و گاز اشک آور بین دو طرف ردو بدل می شود. با خواندن سرودهای ای ایران، یار دبستانی و لاله در خون خفته چندین بار خیابان را از بالا تا پایین به همراه صف به هم پیوسته طی می کنند. یکی از دانشچویان پیشنهاد می کند که با خواندن سرود کجایید ای شهیدان خدایی، این سرود هم از دست طرف مقابل بیرون آورده شود. پس از چند لحطه فریاد کجایید ای سبک روحان عاشق در خیابان طنین اندازمی شود.



در جبهه مقابل نیروهای ضدشورش صف بسته به هیچ کس اجازه ورود و خروج نمی دهند. در کنار آنها شبه نطامی ها ایستاده اند و گاهی با دانشجویان درگیر می شوند.



پس از پرتاب هرکوکتل مولوتف دانشجویان ازبالای ساختمانها برای مردم دست تکان می دهند و مردم متقابلا آنها را تشویق می کنند و به شدت ابراز احساسات می نمایند. مردم به دانشجویان غذا و شیرینی و… هم می رسانند. شعله های آتش از وسط خیابان سر به فلک می کشند و افرادی که گاز اشک آور خورده اند جلوی آتش برده می شوند تا دود تنفس کنند. خانم خبرنگار صبح امروز بچه ها را ترک نمی کند، حتی روی دیوار!



سکوت خبری حاکمیت و اخبار تحریف شده رادیو تلویزیون به شایعات دامن می زند و موج نگرانی ها تا اعماق شهرها و روستاهای کشور رسوخ کرده است. هر از چند گاهی عده ای از بچه ها خود را به مرکز تلفن (خارج از کوی) می رسانند تا با خانواده هایشان تماس بگیرند. یکی از سلامتی خود خبر می دهد و فرد آن سوی خط را (که گاهی از تشویش و دلهره می گرید) آرام می کند. دیگری با هیجان از فضای اینجا تعریف می کند و گوشی را به سمت شعارها و سرودها می گیرد تا صدا به آن طرف برسد. خیلی ها نگران هم اتاقی هایشان هستند که از صبح پیدایشان نیست. گاهی هم خبرنگاری مشغول رساندن خبر به روزنامه است. هرچند وقت یکبار یک گاز اشک آور جلوی مرکز تلفن انداخته می شود. ناگهان همه از آنجا می گریزند و پس ازچند دقیقه دوباره برمی گردند. نیمه شب است مبارزات در خیابان و مذاکرات در مسجد ادامه دارد. حدود ساعت یک بعد از نیمه شب شمس الواعظین (سردبیر نشاط) سخنرانی می کند با بچه ها همدردی می کند، اما درادامه خط اصلاحات نحوه واکنش قانونمند را تشریح می کند: ” بچه ها ! درمیدان خشونت، زور تعیین کننده است نه حق” دانشجویان اما این سخن درست را درچارچوب فضای اصلاحات هدایت شده می بینند و بر این باورند که کوتاه آمدن در برابر ستم باعث جری ترشدن آن می شود و اصولا کسانی که به خیابان آمدن را طرح می کنند، نه درپی آشوب بلکه درفکر پیوند زدن جنبش دانشجویی و مردمی اند.



حدود ساعت ۵/۲ ناگهان نیروی انتظامی چندین گلوله گازاشک آور مستقیم به سوی دانشجویان شلیک می کنند. دانشجویان نیز همزمان چندین کوکتل مولوتف به جمع آنها و نیز شبه نظامیان پرتاب می کنند. صدای تیر شنیده می شود و ناگهان چند نفر به زمین می افتند و روی دست دانشجویان به داخل کوچه ها برده می شوند. یکی فریاد می زند: دانشجوی پزشکی ! یکی از انترن ها به داخل کوچه می دود. سر و روی جوانی خونی است. گویا نبض ندارد. او را سوار ماشین می کنند تا به بیمارستان برسانند. درخانه دیگری انترنی سرگرم آتل بندی زانوی ترکش خورده مجروحی است که گلوله گاز اشک آور به پایش اصابت کرده است. مدتی می گذرد و اوضاع کمی آرام می شود. دراین میان یکی از افسران نیروی انتظامی که خود را هاشمی معرفی می کند و جوانی که یک سر رسید در دست دارد نقش میانجی را میان دانشجویان و پلیس ضدشورش و گروه مهاجمان برعهده می گیرند و مدام بین دو طرف نزاع می روند. آنها به دانشجویان می گویند: “انصار پنجاه متر عقب رفته اند تو را به خدا ده متر عقب بروید و حسن نیت نشان دهید.” دانشجویی اعتراض می کند: “مگر دعوای بالا ده و پایین ده است. آنها چه کاره اند ؟” هاشمی دیگران را قسم می دهد که عقب بروند و… سر انجام تلا ش آنها از آن طرف و شمس و تاج زاده از این طرف موثر می افتد.



حدود ۴ صبح بالاخره نیروهای ضدشورش و شبه نظامیان عقب نشینی کرده محل را ترک می کنند. بچه ها آرام و خسته با احساس پیروزی به داخل کوی برمی گردند. بعضی مسوولان در کنار آنها درمسجد کوی خوابیده اند، آرامش نسبی برکوی حاکم است. خبر می رسد که فردا ۱۰ صبح قرار است جلوی درب اصلی دانشگاه تحصن کنند. بعضی کابوس دیشب و بعضی خواب فردا را می بینند. عده ای نیز تاصبح جلوی درب کشیک می دهند تا حمله تکرار نشود.



صبح شنبه ۱۹ تیر



صبح شنبه در دانشگاه بچه ها بهت زده در دسته های سه-چهار نفره مشغول خواندن روزنامه ها و صحبت کردن در مورد واقعه هستند. حتی دانشجویانی که دخالتی در این امور نمی کردند، این بار حداقل با لغو امتحانات متوجه اهمیت ماجرا شده اند. هر آن خبر جدیدی از روزنامه ها یا بازار داغ شایعات می رسد، اندک امید به این که کسی کشته نشده باشد از بین می رود. بچه های اورژانس بیمارستان شریعتی و امام می گویند که وضع مجروحان وخیم است. با این وجود بعضی از آنها حتی با سر شکافته از ترس نیروهای امنیتی که مجروحان را از این بیمارستان ها به بیمارستانهای نیروی انتظامی منتقل می کردند، از بیمارستان گریخته اند. شرکت در تجمع و اعتراض به پایمال شدن حقوق مسلم دانشجویان (حق برگزاری تجمع آرام - اصل مصرح قانون اساسی حاکم- آزادی بیان و حتی حق بقا) حداقل کاری است که به حکم دانشجو بودن می شود انجام داد.



ساعت ۱۰ صبح حدود چهل - پنجاه نفر جلوی دانشکده فنی جمع می شوند در حال شعار دادن به سمت پایین حرکت می کنند، جمع بتدریج بزرگتر می شود. دانشجویان برافروخته و عزادار با شعارهای ” عزا، عزاست امروز، روز عزاست امروز- دانشجوی آزاده ، صاحب عزاست امروز” ، ” خاتمی، خاتمی، اقتدار، اقتدار” ، لطفیان ( …) باید گردد.” حرکت می کنند. مقابل هر دانشکده چند لحظه توقف می کنند و خطاب به دانشجویان جمع شده در مقابل دانشکده شعار می دهند ” دانشجو بپا خیز، از حرمتت دفاع کن “



عده ای به جمع می پیوندند و عده ای تماشا می کنند. دانشگاه را دو بار دور می زنند. حدود ساعت ۱۱ به سر در می رسند و با جمعیت چند هزار نفری داخل و خارج دانشگاه روبرو می شوند. بچه هایی که در کوی دانشگاه بوده اند (بعضی با صورت پوشیده) وقایع را برای جمعیت تعریف می کنند. سخرانی ها و شعارها و نوحه سرایی ها بالامی گیرند. شعارهایی چون “نیروی انتظامی تسلیت، تسلیت” “دانشجو می رزمد، انحصار می لرزد” ، “چوب، چماق و چاقو دیگر اثر ندارد (… ) بجز خودکشی راه دیگرندارد” ، ” توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد” ، ” می کشم، می کشم، آنکه برادرم کشت” و….



دکتر خلیلی عراقی (رییس دانشگاه تهران ) طی سخنرانی خود بیانیه هیات رییسه دانشگاه تهران را می خواند. هیات رییسه ادامه کار خود را منوط به اعاده حیثیت دانشجو و دانشگاه، آزادی کلیه دانشجویان دستگیر شده، معرفی و برکناری فوری فرمانده نیروی انتظامی که درحمله به کوی دانشگاه دست داشته است و… اعلام می کند. دکتر نجفقلی حبیبی (رییس دانشگاه علامه طباطبایی) استعفای دسته جمعی روسای دانشگاه های تهران را اعلام می کند. دانشجویان ازاین حرکت با شعار ” استاد انقلابی تشکر، تشکر” استقبال می کنند. متن استعفای دکتر معین خوانده می شود. وی این حادثه را حرکتی مشکوک برای به آشوب کشاندن جامعه در جهت مقابله با روند توسعه سیاسی توصیف می کند. ابوترابی (نماینده ولی فقیه در دانشگاه تهران) شروع به صحبت می کند ولی به محض اشاره به دست داشتن استکبار جهانی، با اعتراض بچه ها روبرو می شود و موفق نمی شود سخنرانیش را به پایان برساند. تاحدود ساعت ۱ به همین منوال می گذرد. هنگام پراکنده شدن بچه ها عده ای از لباس شخصی های معروف به بچه ها حمله می کنند، اما تعدادشان کم است و با مقابله دانشجویان پا به فرار می گذارند و آنقدرعجله می کنند که موتورشان را جا می گذارند و دانشجویان خشمگین آنرا به آتش می کشند.



در همین حین دربعضی دانشکده ها، گروه ها و تشکل های دانشجویی سعی در ارزیابی اوضاع و شناسایی مصدومان یا کشته شدگان احتمالی دارند. بیشتر مصدومان و مفقودان در ساختمان های ۱۴ تا ۱۷ و ۲۲ از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی هستند و به دلیل کثرت تعداد این افراد و عدم اطلاع رسانی صحیح مراکز درمانی و نیز شایعات بی شمار درباره کشته شدگان، کسب اطلاعات به خوبی صورت نمی گیرد. بچه ها تصمیم می گیرند مراسم را به صورت تحصن تا زمانی که شورای امنیت (که در همین زمان جلسه دارد) به خواسته هایشان پاسخ دهد، ادامه دهند. در پایان بخشی از جمعیت با اتوبوس و بخشی دیگر به صورت راهپیمایی به سمت کوی حرکت می کنند.



ساعت ۳۰/۱۴ جمعیتی که از صبح در تجمع مقابل درب اصلی دانشگاه تهران شرکت کرده پس از طی مسیر خیابان کارگر شمالی (خیابان ۱۸ تیر) اکنون به مقابل کوی دانشگاه رسیده که محل ادامه تحصن اعلام شده است. مقابل کوی (درب اصلی تا پایین) مملو از دانشجویان و مردمی است که از جمعه به آنها پیوسته اند.



تظاهرات در خیابان



شماری با فریاد به جمعیت پیشنهاد می کنند که برای آنکه صدای خود را به گوش مردم برسانند در خیابانها راهپیمایی کنند. کسانیکه کنترل تریبون تجمع را دارند اعلام می کنند، راهپیمایی مجوزقانونی ندارد و دانشجویان باید از این کار خودداری کنند. اکثر افراد در پاسخ می گویند مگر حمله به کوی مجوز قانونی داشت؟؟ ضمن آنکه برخی تشکل های دانشجویی اساسا برای راهپیمایی مسالمت آمیز و تجمعات سیاسی به لزوم وجود مجوز اعتقادی ندارند و این را برخلاف قانون می دانند. در چنین شرایط ملتهبی یک نفر درمسجد کوی در حال سخنرانی درمورد شورای شهر است! واضح است که جمعیت تاب ماندن ندارند. عده ای ازمردم و دانشجویان داخل کوی به طورخودجوش به طرف پایین خیابان امیرآباد به راه می افتند. بعضی ها تلاش می کنند که جلوی این حرکت این گروه را بگیرند و در جلوی آنها زنجیر انسانی می سازند تا مانع از حرکت آنها شوند، اما موج جمعیت فشار می آورد و این زنجیر انسانی را پاره می کند. این کار چندین بار تا تقاطع جلال آل احمد تکرار می شود اما جمعیت حرکت کرده است، گویی سیلی است که متوقف کردن آن ممکن نیست.



شماری از دانشجویان عضو تشکل های موافق راهپیمایی هدایت جمع را به عهده می گیرند. جمعیت با شعارهایی چون “نیروی انتظامی ننگ به نیرنگ تو” ، “برادر دانشجو شهادتت مبارک” ، “چراغ لاریجانی خاموش باید گردد” ، “مرگ براستبداد” ، “ای مردم آزاده حمایت، حمایت” و گاهی هم با خواندن سرودهایی به تقاطع بزرگراه می رسند. رفت و آمد خودروها در دو سوی خیابان طبیعتا متوقف می شود. در آنجا برخی ها بار دیگر کوشش می کنند که جمعیت معترض را به کوی برگردانند، اما ممکن نیست. جمعیت از لابلای ماشین ها به طرف پایین خیابان حرکت می کنند. گروه هدایت کننده راهپیمایی تلاش می کنند زنجیری از دانشجویان که صورتشان را پوشانیده اند در پیشاپیش جمعیت ایجاد کنند تا حرکت شکل منظمی داشته باشد.



۱۸tir-۴.jpg





شعارها تندتر از تجمعات معمول دانشجویان است. تعدادی موتور سوار رهگذر با خواهش بچه ها همراه جمعیت می شوند و برای خبر گرفتن از مسیر اعزام می شوند. دهان به دهان در جمعیت پخش می شود که مقصد دانشگاه است، چرا که عده ای از مردم آنجا تجمع کرده اند و منتظر دانشجویانند. موتور سواران به آنجا اعزام می شوند تا خبری بیاورند. جمعیت پایین می آیند و به مقابل درب مسجد امیر روبروی پمپ بنزین امیرآباد می رسند. در آنجا ده بیست نفر با قیافه های خاص در مقابل مسجد ایستاده اند. وقتی که بخشی از جمعیت با شعارها از جلوی آنها عبور می کنند، ناگهان یک نفرشان فریاد می زنند مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق و سعی می کند وارد جمعیت شود، گویی منتظر است که به او حمله شود. فرد مزبور ۴۰ ساله به نظر می رسد. همچنان با فریاد شعارهای تحریک کننده سر می دهد: “دانشجوی منافق…” و سرانجام چند نفر از میان جمعیت سعی می کنند به او و همراهانش حمله کنند. او گویی منتظر همین است… اما زنجیر بچه ها ی انتظامات محکم و غیرقابل نفوذ است آنها سرانجام موفق می شوند جمعیت را بدون آنکه درگیری صورت گیرد ازجلوی مسجد عبور دهند و قصد اصلی نیز فقط عبور بوده است. راهپیمایی ادامه می یابد و جمعیت با مردمی که به آن می پیوندند مرتبا زیادتر می شود. نزدیکی تقاطع فاطمی موتور سوارها خبر می آورند که جلوی دانشگاه پر از نیروی انصار است و آنها در آنجا با مردم حاضر مشغول بحث و جدلند. رفتن به آن سمت خطرناک است چرا که آنها به راحتی می توانند به بهانه غیرقانونی بودن راهپیمایی حمله کنند و مسلما ازاین سو هم جواب خواهند گرفت درنتیجه همه چیزبه آشوب کشیده خواهد شد. بنابراین با عنوان کردن حرکت به سوی وزارت کشور جمعیت به داخل خیابان فاطمی هدایت می شود. تعداد افراد لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر می شود. هیچگونه وسیله برای هماهنگ کردن شعارها در اختیار نیست. بعضی روی دوش دیگران می روند تا شعارهایی سر دهند که جمعیت بتواند وحدت نسبی در شعارها داشته باشد. پیشاپیش جمعیت تنها یک پرچم وجود دارد که دانشجویان را به متحد شدن فرا می خواند. افراد صف مقدم اکثرا صورتشان را پوشانده اند تا شناخته نشوند درتمام طول مسیر و بعد از آن جمعیت از مردم می خواهد که به آنها ملحق شوند. بعضی از مردم بین جمعیت آب و شربت پخش می کنند و بسیاری از رهگذران حداقل لحظاتی با شعارها همراه می شوند. بعضی هم با دیدن صف دانشجویان اشک می ریزند.



نگرانی دانشجویان بخصوص هدایت کنندگان راهپیمایی آن است که آشوب و تخریبی به پا نشود تا بهانه بدست حکومتی ها بدهد. بخش اصلی جمعیت در میدان فاطمی جمع می شوند. در این هنگام پلاکاردی در میان جمعیت برپا می گردد. “مقصد ما ریاست جمهوری ” این عبارتی است که برپلاکارد نوشته شده و همه را به حرکت درمی آورد. جمعیت به طرف خیابان ولی عصر می ریزد و به سمت پایین به حرکت درمی آید. بچه های انتظامات سعی می کنند جمعیت را به سمت راست خیابان (که خط ویژه اتوبوسرانی است) بکشند تا تمام خیابان اشغال نشود. کوچکترین حمله به اموال عمومی یا شخصی صورت نمی گیرد. راهپیمایی به صورت آرام است. جمعیت همچنان لحطه به لحظه افزونتر می شود. خبرنگار بی بی سی که به همراه جمعیت است مستقیما برای بخش فارسی زبان این رادیو گزارش تهیه می کند تعداد افراد را ۲۰۰۰۰ نفر ذکر می کند، اما بر اساس بعضی تخمین ها جمعیت تا ۳۵۰۰۰ نفر هم برآورد می شود. در خیابان ولی عصر در یکی از کوچه ها یک مینی بوس نیروی انتظامی توقف کرده است. دانشجویان انتظامات با دیدن آن، پیشاپیش زنجیری در مقابل آن کوچه قرار داده تا همه را به سمت پایین هدایت کنند اما سرانجام فشار راهپیمایان زنجیر را می گسلد و جمعیت بسوی مینی بوس هجوم می آورند، خوشبختانه راننده به سرعت مینی بوس را حرکت می دهد و آن را از تیررس جمعیت دور می کند. این بار به خیرگذشت. موتورسوران خبر می آورند که پایین تر از میدان ولی عصر جمعیتی موتور سوار که به نظر می رسد از گروه فشار باشند منتظر جمعیتند. راهپیمایی درحال نزدیک شدن به میدان ولی عصر است. یک بلند گوی دستی (که معلوم نیست از کجا ) به دست بچه ها می رسد یکی با بلندگو فریاد می زند که “دانشجویان درکوی تنهایند و ممکن است مورد هجوم قرار گیرند ما می رویم تا از مسیر بلوار کشاورز و خیابان کارگر (۱۸ تیر) در کوی دانشگاه به دانشجویان داغدار ملحق شویم” جمعیت تبعیت می کند و به داخل بلوار می رود…



موج محکومیت حمله به کوی



موج محکومیت حمله به کوی

از اینجا به بعد زنجیر دانشجویی در برابر هر کوچه و خیابان سر راه کشیده می شود تا جمعیت از مسیر مستقیم منحرف نگردد جالب است جمعیت آن قدر مبادی آداب است که حتی وارد محوطه گلکاری شده میدان ولی عصر نمی شود! مسیر بلوار نیز به سلامت طی می شود، تنها در مقابل ساختمان بنیاد مستضعفان جمعیت توقف می کند و شعارهایی علبه بنیاد و رییس آن رفیق دوست سر می دهد. خوشبختانه به هیچ عنوان نیروی انتظامی سر راه، خود را نشان نمی دهد. راهپیمایان به تقاطع بلوار و خیابان کارگر می رسند و پس از آن که چند خبر ضد و نقیض دیگر درمورد وجود نیروی انتظامی و ضدشورش درطول مسیر به بچه های پیشاپیش جمعیت می رسد، سرانجام خبر موثق می آید که نیروی ضدشورش دور شده و مسیر کاملا خالی است. خوشبختانه هیچگونه آشوب و تخریبی در تمام طول راه اتقاق نیفتاده است.

در ساعت ۱۰ شب جمعیت به مقابل کوی می رسد و به جمعیتی که درآنجا حضور دارد و شعارمی دهد ملحق می شود. مانند دیشب در مسجد کوی عده ای آمده اند که مشغول سخنرانی و پرسش و پاسخ هستند. این بار کروبی پشت تریبون قرار دارد. اما بیشتر جمعیت در مقابل سر در کوی تجمع کرده اند و تریبون آزاد برقرار است. باز بحث اصلی همان ماندن یا رفتن است.

ساعت ۱۲ اولین عنوان خبر، بیانیه شماره یک شورای عالی امنیت ملی است که درسکوت جمعیت در فضای خیابان ۱۸ تیر (کارگرشمالی) می پیچد. شورای امنیت ضمن محکوم کردن شدیدالحن حمله به کوی و قول مساعد درمورد پیگیری کامل جریان، خبر از برکناری و توبیخ افسران فرمانده حمله نیروی انتظامی و برخورد قاطع با پدیده گروه های فشار می دهد. این نخستین باری است که عبارت ” گروه های فشار” در ادبیات سیاسی ایران در چنین سطحی به کاربرده می شود و دربیانیه عالی ترین مرجع امنیتی کشور مورد محکومیت قرار می گیرد. با این حال به نظر جمعیت مقابل کوی بیانیه شورا کافی نیست. لذا با خوانده شدن آخرین بند بیانیه فریاد اعتراض جمع برمی خیزد. ازجمله چهره هایی که امشب در میان دانشجویان دیده می شوند می توان به اعظم طالقانی، ابراهیم نبوی، عباس عبدی، هاشم آقاجری و… اشاره کرد. با گذشتن از نیمه شب جمعیت مقابل کوی به تدریج پراکنده می شود. عده ای دیگربه صف مدافعانی می پیوندند که درشمال وجنوب خیابان کارگر با چهره های پوشیده مستقرند. درگیری های پراکنده بین مهاجمان و دانشجویان تا پاسی از شب ادامه می یابد و در این میان ۷ نفر از مهاجمان دستگیر و تحویل وزارت کشور می شوند. ازنیروی انتظامی هیچ خبری نیست. تحصن و اعتراض فردا هم ادامه خواهد یافت.

یکشنبه ۲۰ تیر

دانشگاه تبریز هم شاهد حوادث خونین دیگری شد. درگیری دانشجویان با ماموران و انصار، آنچنان شدید بود که بسیاری از دانشجویان بشدت مضروب شده و تعدادی هم روانه بازداشتگاههای مخوف شدند.

در تهران نیز تحصن دانشجویان در کوی دانشگاه همچنان ادامه داشت. بر روی برخی پلاکاردها چنین نوشتند: “دانشجو می رزمد ، استبداد می لرزد” ، “خون فروهر می جوشد ، دانشجو می خروشد” ، “تهاجم وحشیانه به کوی را محکوم می کنیم” و … مقابل کوی دانشگاه عده زیادی ازدانشجویان، خانواده آنها و مردم جمع شده اند. گروه های مختلف از سایر دانشگاههای تهران و شهرستان ها با شعارهای “عزا ، عزاست امروز، روزعزاست امروز - دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز” سر می رسند. عکس های دکتر مصدق، داریوش فروهر و دکتر شریعتی در میان جمعیت دیده می شد.

۱۸tir-۵.jpg

روزنامه ها و بیانیه های تشکل ها دست به دست می گردند. از نظر دانشجویان بیانیه شماره یک شورای امنیت ملی مبهم و ناکافی است. درمقابل، بیانیه نیروی انتظامی، به روشنی دانشجویان را مسبب شروع درگیری و حمله به نیروی انتظامی معرفی کرده است! از مراجع، آقایان اردبیلی و صانعی جنایت بی سابقه حمله به کوی را محکوم کرده اند. موج بی سابقه ای از محکومیت این حمله از سوی تمامی تشکل های دانشجویی ایجاد شده است و احزاب و گروههای سیاسی مختلف نیز با شدیدترین لحن این حادثه هولناک را محکوم کرده اند. شورای شهر تهران ضمن محکوم کردن حادثه، هیاتی را مامور پیگیری قضایا کرده است.

بلندگوها جمعیت را به داخل کوی دعوت می کنند. زمزمه حرکت به سوی دانشگاه در جمعیت می پیچد. سرانجام با تلاش طرفداران ماندن در کوی، جمعیت زیادی داخل محوطه می آیند. گروهی درمقابل درب کوی حلقه درست می کنند تا جمعیت خارج نشود. جمیعت از درب خوابگاه تا مسافتی داخل محوطه دوشادوش حرکت می کنند، شعار می دهند و سرود می خوانند. هنوز جو ملتهب حکمفرماست. کنترل کنندگان تریبون برای حفظ دانشجویان در داخل کوی برنامه ها را اینگونه اعلام می کنند: “با شورای امنیت ملی مذاکره شده اگر تا امروز ساعت ۵ بعداز ظهر به خواسته های ما جواب ندهند ازکوی خارج می شویم تا آن موقع (ساعت ۵) تریبون آزاد و چند سخنرانی (ازجمله سخنرانی عبداله نوری) برگزارخواهد شد.

طرفداران راهپیمایی و طرفداران ماندن در کوی هر کدام نمایندگانی پشت تریبون می فرستند. طرفداران راهپیمایی می گویند: داخل کوی صدای ما به هیچ کس نمی رسد و مردم دلیل واقعی تجمع و خواسته های ما را نمی دانند. نیروی انتظامی دانشجویان را به شروع درگیری متهم کرده، صدا و سیما سکوت کرده و برنامه همزیستی موش و گربه در تایلند را به اخبار مهم کوی ترجیح داده است. اگر همین گونه بگذرد مردم از واقعیت ها بی خبر می مانند، ما هم به خواسته هایمان نمی رسیم.

طرفداران ماندن درکوی می گویند: عاملان این فاجعه توطئه کرده اند. قصد آنها به آشوب کشیدن تحصن است. یک بهانه کوچک، شکستن شیشه های یک بانک یا به آتش کشیدن یک پمپ بنزین توسط نفوذی ها کافی است تا حرکت دانشجویی به آشوب بدل شود و بهانه سرکوب و حتی کودتا به دست آنان بدهد.

تدوام حمایت ها از دانشجویان و سکوت مسئولین

اولین سخنران روز یکشنبه عبداله نوری، رییس شورای شهر تهران است. او تلاش می کند در سخنان خود طرح کلی تری از برنامه های انحصارطلبان را ترسیم کند و فاجعه اخیر را دنباله سایر کارشکنی ها برای دولت خاتمی قرار دهد. ولی این سخنان ارتباطی مستقیمی به اوضاع فعلی و شرایط دانشجویان ندارد و راه حل و رهنمودی ارائه نمی دهد. پس از سخنان نوری، تریبون آزاد ادامه پیدا می کند و بحث دوگروه طرفداران راهپیمایی درخبابان ها و طرفداران تحصن داخل کوی بالا می گیرد.

ساعت ۳۰/۱۳ گروهی که به وضوح سازمان یافته اند با شعارهایی تند و دعوت دانشجویان به تظاهرات خیابانی به نزدیک کوی می رسند و جمعی از دانشجویان به آنها می پیوندند ولی عده ای هم تلاش می کنند دانشجویان را به داخل کوی برگردانند. از گروه اولیه تنها ۲۰۰-۱۰۰ نفر می مانند که در حوالی چهار راه امیرآباد جمع می شوند. در همین حال یک خودروی نیروی انتظامی که در ترافیک سنگین بزرگراه جلال آل احمد گرفتار شده است، بی خبر از همه جا به جمعیت خشمگین نزدیک می شود. دانشجویان خشم آلود به سمت ماشین حمله می کنند و دریک چشم به هم زدن خودرو به محاصره جمع درمی آید ولی با پیچیدن صدای شلیک یک گلوله هوایی جمعیت متفرق می شود.

داخل کوی نیز بحث چگونگی ادامه تجمع در حلقه های چند نفری دنبال می شود، کم کم این زمزمه به گوش می رسد که مهلت دانشجویان از ساعت ۵ بعد ازظهر به ساعت ۳ بعد از ظهر تغییر یافته است. از طرفی دیگر ساعت ۳۰/۲ بعد از ظهر عزت اله سحابی برای جمعیت سخنرانی می کند و برنکته ای پافشاری می کند. “دانشجویان باید با دقت شرایط جامعه را در نظر داشته باشند و به مطالبه خواسته های خود در عین حفظ آرامش بپردازند.” ولی این دعوت به حفظ آرامش از سوی سخنران در میان همهمه خروج از کوی و راهپیمایی دانشجویان که حالا خیلی بالا گرفته گم می شود و حتی سخنان سحابی چندین بار قطع می گردد. این بار از تریبون خبر می رسد که نیروی انتظامی در حال آماده باش می باشد و دستور تیر دارند و در تمام مسیرهای راهپیمایی مستقرشده اند. بالاخره این تمهیدات موثر افتاده منجر به پذیرش پیشنهاد ماندن در کوی می شود…

ساعت ۴ بعد از ظهر نوبت به اکبرگنجی می رسد. وی در تشریح شرایط مدرن می گوید در این شرایط انسان بر ایده ارجح دانسته می شود و از دست رفتن جان انسان برای تحقق یک ایده توجیه پذیر نیست. با این استدلال وی نیز دانشجویان را به حفظ آرامش دعوت می کند و می گوید: مطالبه خواسته های رادیکال اشکال ندارد، چیزی که اشکال دارد به کاربردن روش های رادیکال برای آن مطالبات است. خبر می رسد که علی اکبر محتشمی و هادی خامنه ای برای بازدید از کوی آمده اند. تریبون آزاد ادامه پیدا می کند و در ساعت ۳۰/۲۰ دکتر معین وزیر فرهنگ و آموزش عالی برای دانشجویان صحبت می کند و از آنها می خواهد که او را مانند یکی از خودشان قلمداد کنند و باورداشته باشند که خواست قلبی او رسیدگی و ریشه یابی مشکلات و مسایل آنها از جمله فاجعه کوی دانشگاه است. هر چند لوازم آنرا ندارد. دکتر معین به رد استعفای خود از طرف رییس جمهور اشاره و به دانشجویان پیشنهاد می کند که نمایندگانی تعیین کنند تا خواسته های آنان را به مقامات مسئول منعکس کنند. در حدود ساعت ۲۱ دانشجویان به اقامه نماز در مسجد دعوت می شوند.

ساعت ۲۳ عده ای از دانشجویان دانشگاه های شیراز، اهواز، اصفهان، مشهد و چند شهر دیگر به جمع متحصنان ملحق می شوند. اکنون جمعیت انبوهی از دانشجویان و مردم در خارج کوی اجتماع کرده اند. در داخل کوی نیز پرسش و پاسخ از دکتر معین ادامه دارد.

پس از سخنرانی امین زاده معاون وزارت خارجه ساعت حدود ۳۰/۱ بعد از نیمه شب جلسه ختم می شود ولی بحث های پراکنده دانشجویان و صحبتهای افرادی نظیر هاشم آغاجری و… ادامه دارد. یکشنبه شب تمام دانشجویان چه آنها که خوابگاه را ترک می کنند و چه آنهایی که شب را در آنجا می مانند احساس دوگانه دارند. حمایت لفظی جمعی از مردان سیاست از آنها تا حدودی مایه امیدواری است اما از سویی سکوت سنگین بر بعضی دیگر که مسوولیت مستقیم تری درقبال این مساله دارند حکمفرماست. فردا در تحصن استادان در مسجد دانشگاه چه خواهد شد؟ آیا اظهارات رهبری را خواهند شنید؟ آیا رییس جمهور سکوت خود را خواهد شکست؟ و پرسشهای دیگر…

دوشنبه ۲۱ تیر
موج محکومیت حمله به کوی دیروز و دیشب همچنان ادامه داشته است. دفتر تحکیم وحدت خواسته های خود را در ۴ ماده برکناری تیمسار لطفیان، محاکمه مهاجمان به کوی، عذرخواهی از دانشجویان و تفویض اختیار نیروی انتظامی به وزارت کشور خلاصه نمود.

دانشجویان متحصن در کوی دانشگاه تقریبا تمامی دیشب را به بحث و تبادل نظر پیرامون حوادث این چند روز گذرانده اند و بسیاری براین باورند که ادامه تحصن در کوی به دلیل مداخله افراد غیر دانشجو و نیز محدودیت های اطلاع رسانی به صلاح نیست پس بهتر است تحصن دانشجویی با تاکید بر رخدادهای کوی دانشگاه به گونه ی نمادین در محل داشگاه انجام گیرد. به هرحال زمینه اجرای این دیدگاه با اعلام تحصن اعضای هیات علمی دانشگاه تهران در مسجد دانشگاه در روز دوشنبه فراهم می شود. از ساعات اولیه صبح دوشنبه دسته های دانشجویی از نقاط مختلف شهر به طرف محل تجمع استادان که زمان شروع آن ساعت ۱۰ مقرر شده به راه می افتند که بعضا با سردادن شعارهایی ضمن دعوت مردم به حمایت حرکت دانشجویی، اعتراض و انزجار خود را نسبت به رخدادهای به وجود آمده بیان می کنند. رفته رفته برانبوه جمعیت اطراف مسجد دانشگاه افزوده شد. مسجد دانشگاه به تدریج از استادان، مسوولان دانشگاه و دانشجویان پرشد. دکتر خلیلی عراقی رییس دانشگاه تهران اولین سخنران است. با لحنی که آکنده از تاسف و تاثر مراتب همدلی و همراهی اعضای هیات علمی دانشگاهها را به اطلاع دانشجویان می رساند. وی در بخشی از سخنان خود فاجعه کوی دانشگاه رابی سابقه می خواند و می گوید: ” مگر نه این که دانشجویان آگاه ترین، پویاترین، سخت کوش ترین و حساس ترین گروه در جامعه نسبت به مسایل اجتماعی می باشند، پس این چه رفتاری است که با آنها روا داشته اید؟ تعدادی را با لباس خواب دستگیر کرده اند. این چه معنی دارد. من در تمام این مدت چند روز تا آنجا که از دستم برآمده از هیچ کوششی برای کمک به دانشجویان، از صحبت با مسوولان تا اقدامات دیگر فروگذارنکرده ام. هرچند که بگویید بسیار ناتوان و کوچک عمل کرده ام .”

پس از وی یکی از استادان به نمایندگی از اعضای هیات علمی داشگاه این واقعه تلخ را محکوم کرد و به همراهی استادان با دانشجویان در پیگیری مساله کوی دانشگاه تاکید ورزید. در این دقایق شبستان مسجد پر از جمعیتی شده بود که هر از چند گاه با سردادن شعارهای مختلف، مراسم تحصن را تحت تاثیر قرار می داد. درادامه مراسم یکی از دانشجویان خواندن متن سخنان رهبری را که امروز صبح بیان شده بود آغازمی کند ولی با شعارهای دانشجویان از ادامه آن باز می ماند. چند نفر از دانشجویان مستقل شروع به سخنرانی کردند، بحث بر سر ماندن و رفتن داغ است به نظر می رسد هیچ یک نمی توانند همه خواسته های افراد حاضر را برآورده سازند… فرا رسیدن ظهر، منجر به پایان دادن مراسم می گردد.

ازوقایع قابل ذکراین دقایق مجروح شدن یکی ازدانشجویان دراثر انفجار خرج خمپاره جنگی است که به گفته شاهدان عینی ازداخل یک پیکان درحال عبورازجلوی دانشکده فنی به طرف جمعیت پرتاب می شود وسپس ماشین مذکور به سرعت ازدر شرقی دانشگاه خارج می شود . (جالب آن که بعدا یک سرنگ که گویا ازجانب مهاجمان درپای مجروح حادثه فرورفته درپای او که بیهوش شده است کشف می شود؟!) گروهی ازدانشجویان با سردادن شعاربه طرف درجنوبی دانشگاه حرکت می کنند ودررا که طی تحصن روزهای قبل آسیب دیده ازجا می کنند وازدانشگاه خارج می شوند. آنها درحالی که دانشجویان حاضر را به حرکت به داخل خیابان فرامی خوانند به طرف میدان ولی عصربه راه می افتند. این عده که به هزارتن تخمین زده می شوند درمیدان ولی عصرنیروی انتظامی راهپیمایی راغیرقانونی اعلام نموده و با دانشجویان درگیرمی شوند. دانشجویان با پرتاب سنگ به گازاشک آوروشلیک هوایی پاسخ می دهند . پلیس با بستن خیابانهای اطراف مردم محل را متفرق وتعدادی ازتظاهرکنندگان را بازداشت می کند. درجریان این ماجرا یک دستگاه خودروی نیروی انتظامی که درمیدان ولی عصرپارک شده است توسط عد ه ای به آتش کشیده می شود که این اقدام با مخالفت راهپیمایان مواجه می شود.

دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران که درمیان آنها تعدادی زیادی ازدانشجویان دانشگاههای شهرهای دیگر نیزحضوردارند برای رای گیری جهت انتخاب نمایندگانشان درشورای متحصنان درمحوطه دانشگاه پراکنده می شوند. اوضاع درداخل دانشگاه رو به آرامش می رود و دانشجویان خود را برای اقامت شبانه دردانشگاه آماده می کنند اما حوادثی که درغروب غم انگیزدوشنبه ۲۱ تیراتفاق می افتد وتصمیماتی که مردم و دانشجویان ازآن بی خبرند سرانجام حرکت دانشجویی ۱۸ تیررا که می رفت به جریان مردمی پیوند خورد به گونه ای تلخ وناگوارتغییرمی دهد.

ما را به خاطر بیاور!

با نزدیک شدن به ساعت ۱۸ کم کم بر تعداد پلیس ضدشورش که در مقابل درب جنوبی دانشگاه صف آرایی می کنند افزوده می شود. در پشت سرشان افرادی ملبس به پیراهن سفید و شلوارهای سیاه تیره درحالی که چوب و چماق و باتوم و سنگ در دست دارند، در خیابان های انقلاب و فخررازی (مقابل دانشگاه) به چشم می خورند. در این سو در پشت درب جنوبی، عده ای از دانشجویان که در میانشان به نظر می رسد افراد غیردانشجو نیز حضور دارند جمع شده اند. در همین زمان عده ای (همان ها که درمیدان ولی عصر درگیر شده اند) درحالی که تحت تعقیب نیروی انتظامی هستند به جمعیت پشت درب اصلی دانشگاه می پیوندند.

هنگامی که افراد جمع شده درپشت درب دانشگاه شروع به خارج شدن از دانشگاه می کنند، نیروهای پلیس ضدشورش به داخل دانشگاه گاز اشک آور شلیک می کنند. دود غلیظ و خفه کننده گازاشک آور جمعیت را به عقب می راند و میدان را برای پیراهن سفیدهای چماق در دست مهیا می کند. این افراد که هیچ مرجعی رسما مسوولیت آنها را نپذیرفته به طرف دانشگاه هجوم می آورند و با پرتاب سنگ و گازاشک آور با دانشجویان درگیر می شوند. پرتاب گاز اشک آور که برخلاف معمول به صورت مستقیم به سوی تجمع کنند گان شلیک می شود ادامه می یابد و دود ناشی از آن هم به تدریج مناطق بیشتری از دانشگاه را فرا می گیرد.

برای مقابله با گاز خفه کننده دانشجویان هر چه بدستشان می آید (ازجمله اتاقک نگهبانی درب جنوبی و موکت های نماز جمعه) می سوزانند. لحظه به لحظه بر تعداد دانشجویانی که در اثر پرتاب گاز اشک آور مصدوم و یا در اثر درگیری انصار حزب الله مجروح و زخمی شده اند افزوده می شود. این افراد به سرعت به دانشکده هنرهای زیبا انتقال داده می شوند و گروهی از دانشجویان پزشکی و پزشکان داوطلب با امکانات محدود به مداوای آنان می پردازند. هیچ کس نخواهد توانست این فضای دهشتناک و این دقایق تلخ و خوفناک را به دقت ترسیم کند. دانشگاه تهران در طول بیش از نیم قرنی که از عمر پر فراز و نشیبش می گذرد بارها وقایعی این چنین را به خود دیده است، اما بر دانشجویانی که هیچگاه جز در تاریخ با واژه هایی چون باتوم و گازاشک آور و گروه فشار آشنایی نداشتند چه گذشت درشامگاه دوشنبه بیست ویکم تیرماه هزاروسیصد وهفتاد وهشت ؟ تمام دانشگاه از دود و گاز اشک آور پر شده است.

۱۸tir-۳.jpg

و… دانشجویان را تنها گذاشتند

یکی از بیانیه هایی که روزهای یکشنبه و دوشنبه ۲۰ و ۲۱ تیر گسترده تبلیغ شد، اعلامیه ای از جانب گروه های سیاسی اصلاح طلب دوم خردادی بود مبنی بر اینکه روزچهارشنبه در دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان اجتماع خواهند کرد. اما با حوادث روزسه شنبه ۲۲ تیر که فراخوان سازمان تبلیغات اسلامی برای راهپیمایی چهارشنبه ۲۳ تیر نیز در تکمیل آن چرخه حوادث منتشر می شود، این مراسم در یک انفعال آشکار سیاسی لغو می گردد. روز سه شنبه را می توان با کودتای ۲۸ مرداد مقایسه کرد. بیشتر بیسجیان قمه یا چماق به دست در خیابان انقلاب و حوالی دانشگاه تهران با موتور یا پیاده در گردش بودند و هر کس را که با سر و وضع مرتب می‌دیدند که چهره امروزی داشت، کتک می زدند. از عصر سه شنبه تقریبا امکان تردد در خیابان انقلاب نبود و حکومت نظامی اعلام نشده برقرار شده بود. ضدشورش و انصار چنان براین اقامتگاه دانشجویی تاختند و از آن ویرانه ای ساختند که یادآور فردای آزادی خرمشهر از چنگال ارتش جنایتکار بعثی بود. همه چیز آسیب دیده بود. شیشه خرده و خون و سیاهی و آتش زدن های عمدی همه حا را فرا گرفته بود. فاجعه در اندازه ای بود که هیچ هنر عکاسی و هیچ هنر گزارشگری توان به تجسم کشیدن این صحنه ها را نداشت. با وارد شدن نیروهای سپاه پاسداران، نیروهای ضدشورش و تمامی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی حکومت ماهیت واقعی خود را آشکار ساخت و به سرکوب گسترده ای در شامگاه آن روز پرداخت.

شهید راه آزادی ودموکراسی

بر پایه ی گزارش های رسمی عزت الله ابراهیم نژاد تنها مقتول حوادث دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ در ایران موسوم به “وقایع کوی دانشگاه تهران” است. ابراهیم نژاد در زمان کشته شدن در ۱۸ تیرماه سال ۷۸، ۲۴ سال داشت. او متولد اهواز بود. در سال ۷۱ در رشته حقوق قضایی وارد دانشگاه اهواز شد، شعر می گفت. در زمان حادثه درسش تمام شده بود و سرباز وظیفه بود. روز ۱۸ تیر مانند روزهای تعطیل آخر هفته دیگر به دیدار دوستانش در کوی دانشگاه رفته بود. نحوه تیر خوردنش مشخص می کرد که از فاصله نزدیک زده اند. دقیقا او را نشان کرده بودند، خواهرش در مراسم بزرگداشت او در اهواز می گوید: “جنازه را که آوردیم خانه همانجا شستشویش دادیم. با چاقو به کشاله رانش زده بودند، به عمق زیاد. گفتند این کالبد شکافی است. گفتیم پزشک قانونی که کالبد شکافی می کند، هر جا را که برش بزند بعد که کارش تمام شد باید بخیه کند. در صورتی که آنجا را بخیه نکرده بودند. بغل پایش هم جای سنگ بود یا جای باتوم بود. پشت کمرش هم به اندازه یک وجب جای زنجیر بود. همه اش کبود شده بود. انگار دست هایش را با طناب بسته بودند. اندازه جای طناب بود. گلوله هم توی شقیقه اش خورده بود و چشم را خالی کرده بود.

در دادگاه(بی دادگاه!!!!!): مقتول کوی دانشگاه محکوم ! قاتلین پاداش !

در حکم حسن مقدس، رییس شعبه سوم دادگاه انقلاب، اتهام آقای ابراهیم نژاد اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق شرکت در راه پیمایی کوی دانشگاه و دادن شعار علیه ماموران انتظامی و پرتاب سنگ عنوان شده است ولی دادگاه در ادامه گفت که به دلیل فوت متهم، قرار موقوفی تعقیب صادر شده است. دادگاه انقلاب همچنین گفت که موضوع قتل آقای ابراهیم نژاد از حدود صلاحیت این دادگاه خارج است و دادگاه عمومی تهران باید در این باره رسیدگی کند ولی دادگاه انقلاب در رای خود در مورد اتهامات او به چگونگی قتل آقای ابراهیم نژاد اشاره می کند و می گوید که او از سوی فرد یا افراد مسلح حاضر در صحنه درگیری ها به طرز مشکوکی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به قتل رسیده است.

دادگاه مشخص نکرده که منظور از قتل مشکوک او چیست و این مساله چگونه برای دادگاه به اثبات رسیده است. در رای دادگاه همچنین مشخص نشده که چه شواهد و مدارکی در مورد اتهامات آقای ابراهیم نژاد وجود داشته است و برای دادگاه چگونه محرز شده که او قبل از به قتل رسیدن علیه امنیت ملی اقدام کرده است. دادگاه ولی اقدام کسانی که به صورت مسلحانه در صحنه حضور داشته و اقدام به تیر اندازی کرده اند را اقدام علیه امنیت داخلی ندانسته است!

حال این پرسش مطرح می شود که چگونه است که مقامات دادگاه انقلاب از جزئیات اتهامات آقای ابراهیم نژاد و از جمله سنگ پرتاب کردن و شعار دادن او اطلاع دارند، ولی نمی دانند که او را چه کسی به قتل رسانده است.

در حمله به کوی دانشگاه علاوه برعزت الله ابراهیم نژاد که به قتل رسید، تعداد زیادی از دانشجویان مضروب و مجروح شدند. اما قوه قضاییه فرهاد نظری سردار سپاه و فرمانده نیروهای انتظامی حاضر در کوی را تبرئه کرد و شمار زیادی روانه زندان ها شدند و بدین ترتیب شکنجه دانشجویان در زندان های مخوف از جمله شکنجه گاه توحید وزارت اطلاعات آغاز شد. حشمت طبرزدی، اکبر محمدی، احمد باطبی، منوچهر محمدی، پرویز سفری، محمد مسعود سلامتی، فرخ شفیعی، حسن زارع زاده اردشیر، محمد رضا کثرایی، محمود شوشتری، مهرداد لهراسبی، بهروز جاوید تهرانی، عباس دلدار، غلامرضا مهاجرانی نژاد، علی مهری، علی بیکس و مهدی فخرزاده از جمله فعالان دانشجویی بودند که مدت ها در سلول های انفرادی و تحت شکنجه قرار گرفتند. عده دیگری از شخصیت ها و اعضای گروههای سیاسی از جمله خسرو سیف دبیر حزب ملت ایران، قدرت الله جعفری عضو شورای رهبری حزب پان ایرانیست و تعداد دیگری در تهران در همین شرایط غیر انسانی زندانی شدند و شماری دیگر از جمله علی افشاری چند ماه بعد به همین اتهام محاکمه شدند. مهاجمان مجازاتی در خور نیافتند و تنها سربازی به جرم دزدیدن ریش تراش محکوم شد. قوه قضاییه که برای محکوم کردن دانشجویان با عجله احکام طولانی مدت صادر کرد برای پیدا کردن قاتل عزت ابراهیم نژاد شتابی ندارد. دادگاه رسیدگی کننده به پرونده افراد موسوم به لباس شخصی ها که متهم بودند در جریان نا آرامی های تیر ماه ۱۳۷۸ به خوابگاه دانشجویان حمله کرده و خسارات جانی و مالی به دانشجویان و خوابگاه وارد کرده اند، این متهمان را تبرئه کرد.

از میان زندانیان کوی دانشگاه، اکبر محمدی پس از طی دوران سخت و پر شکنجه ی سلول های انفرادی در توحید و پس از گذشت حدود هفت سال از دوران محکومیت خود در اثر اعتصاب غذای دلاورانه اش به دیار باقی شتافت. بهروز جاوید تهرانی، پس از گذراندن دوران محکومیت خود از زندان آزاد و پس از آن نیز بارها و بارها مورد بازداشت قرار گرفته است و اکنون پس از حدود سه سال از آخرین بازداشتش که در مقابل سازمان ملل شکل گرفت، در شرایطی نامطلوب در زندان رجائی شهر محبوس می باشد. در زیر رنج نامه ی آقای بهروز جاوید تهرانی را که گوشه ای از رنج نامه ی مردم ایران است، می آوریم.

رنجنامه بهروز جاوید تهرانی (شاهنامه ۱۸ تیر)



به نام سعادت ملت ایران و با درود به جانباختگان راه آزادی



درست ۸ سال پیش در تیرماه ۱۳۷۸ من یک نوجوان ۱۹ ساله بودم که مانند همه دانشجویان دیگر، آرزویی بجز بهترین ها را برای وطن عزیزم و مردمانش نداشتم. دوست داشتم همه مردم دنیا ایرانی را به چشم بهترین نگاه نمایند و به حال و روزش غبطه بخورند. همه ما جوانان آرزو داشتیم آزاد باشیم و بر سرنوشت خودمان حاکم شویم و این را حق مسلم هر انسانی میدانستیم. در آن سن و سال فکر میکردم مملکتی که پدرانمان تحویلمان داده اند، با همه مشکلاتش به ما تعلق دارد و ما میتوانیم آن را بازسازی نماییم.



اما در شب ۱۸ تیر همه این تصورات از بین رفت. در آن شب کوچکترین تجمع و اعتراض دوستانم در کوی دانشگاه را با گلوله، چماق، زنجیر و گاز اشک آور جواب دادند. همکلاسیهایم را از پشت بام به پائین پرتاب کردند و دوستانم را با گلوله پرپر کردند. وقتی که ما در اعتراض به این جنایت رژیم که آن را به نادرست برگزیده خود میدانستیم، دست به تظاهرات آرام زدیم، بسیجی ها و انصار حزب الله به وحشیانه ترین روشها ما را سرکوب نمودند. هنوز هم چهره معصوم دختر دانشجویی را که به ضربات چاقوی سه بسیجی بشدت مجروح شده بود، همچنین تصویر دانشجوی دیگری که چشمانش توسط بسیجی ها از حدقه درآمده بود، بخاطر دارم. هنوز هم شبها خواب آن زنی را میبینم که با زنجیر کتک میخورد و از صورتش خون فواره میزد. هنوز هم طعم گاز اشک آور، باتوم، مشت و لگد را خوب به خاطر دارم.



زمانی که من را دستگیر کردند رکیکترین فحش ها را به من دادند و وقتی که اعتراض نمودم توسط ده بسیجی به مدت پانزده دقیقه به وحشیانه ترین شکل ممکن کتک میخوردم. طعمش را خوب به خاطر دارم ……….



آری ادامه سرکوب و این احکام دانشجویان وجوانان نشان دهنده ژرفای توطئه برای سرکوب جنبش دانشجویی و نگرانی حاکمیت از پیوند دانشجویان با دیگر گروه های اجتماعی و سیاسی بود.



خاتمی چه کرد؟!



با جایگزین شدن دانشجویان تازه با خواسته های نو، صدای اعتراض از گوشه و کنار شنیده شد تا در سال ۷۶ حکومت را مجبور به دگردیسی کرد. ملتی که هشت سال با همه دنیا جنگید دیگر خوب می دانست که برای «نه» به حاکمان باید کسی از جنس خود را به بالا ببرد اما افسوس که او هم مرد میدان نبود. دوم خرداد ۷۶ بزنگاه دیگری از تاریخ ما بود که میلیون میلیون شاخه گل برای مردی گسیل شد که قرار بود منادی آزادی باشد. نیروهای سیاسی ، ریاست جمهوری وی را فصل نوینی در تاریخ سیاسی کشور ارزیابی کردند. خاتمی امیرکبیر شد، مصدق شد و آخر…



و سرکوب ۱۸ تیر پروژه‌‏ای بود که با هدف کنار گذاشتن دانشجویان که به عنوان کانون اصلی اصلاحات راستین دموکراتیک و تحولات بنیادین، زمینه‌‏ساز آگاهی‌‏بخشی و روشنگری مردم و افکار عمومی بودند، از عرصه سیاست اجرا شد.



در این رخداد اصلاح‌‏طلبان به موجب مصلحت‌‏جویی در برابر برخوردی که با دانشجویان صورت گرفت، کوتاه آمدند و با سکوت آشکار خود مهر تأییدی بر سرکوب نیروهای مردمی زدند. سکوت خاتمی و بدتر از سکوت، شرکت فعال او در سرکوب مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان و زمانی که دانشجویان بپاخاسته را مشتی اجامر و اوباش نامید و سخنانی که در همدان و یا در روز دانشجو در مورد نداشتن زندانی سیاسی و خیانت شمردن تقاضا برای تغییر قانون اساسی مطرح نموده بود. و نیز در سال پایانی ریاست جمهوری که دوباره به دانشگاه رفت. در پاسخ شعارهای اعتراض آمیز دانشجویان گفت: “اگر آزادی این است پس مرگ بر آزادی.” کسی که گفته بود زنده باد مخالف من و از مرگ حرف نزنید بلکه زندگی شایسته ستایش است. و اینگونه بود که روی همه حرفها و شعارهایش پا گذاشت. این رفتارها به قطع وابستگی دانشجویان از نهادهای قدرت و ایجاد فاصله بین دانشجویان و اصلاح‌‏طلبان شد، به گونه‌‏ای که پس از ۱۸ تیر ۷۸ ما روز به روز شاهد افول فضای بانشاط سیاسی و سقوط جایگاه اصلاح‌‏طلبان در نزد دانشجویان بودیم. اهمیت این روز بدان جهت است که دانشجویان با این حرکت بیاد ماندنیشان ماهیت واقعی کسی چون خاتمی و اصلاحات دروغین را نمایان کردند.



دانشجویان در آن روزها هر بار به این می اندیشیدند که شاید چیزی رخ دهد که شاید سید همیشه خندان را ناگهان خشمی درگیرد و از بیدادی که بر جوان های کوی دانشگاه رفته است فریاد خواهد زد، که از چهره زل زده در دوربین احمد باطبی شرمنده خواهد شد، که به دست بوسی خانواده عزت ابراهیم نژاد خواهد رفت، که از یادش نمی رود اکبر محمدی در سالهای ریاست جمهوری او به زندان افتاد و به بهای مبارزه برای جامعه ای که قرار بود مدنی باشد کنج زندان جان داد. اما چشمان احمد باطبی ها و عزت ابراهیم نژادها در قاب عکس خشکید و او شیشه را نشکست. شخصی که به وی دل بسته بودیم خود را تدارکاتچی می خواند، تازه خود درمانده تر از همه ما بود، اما مگر خود و طرفداران متعصبش قبول می کنند؟ آری آقای خاتمی با وجود شعارها و وعده هایش که خواسته های دانشجویان را افزایش داده بود، خود را به کناری امن کشاند و پشت دانشجویان را خالی کرد. آری آقای خاتمی برای استحکام هر چه بیشتر نظام در راه رسیدن به اهدافش آمده بود. او برای اجرای بعضی اصلاحات جزئی پا پیش گذاشته بود. از انطرف دلخوش به مجلس و مجلسیان نشسته شد شعارها زیبا بود ولی شماری تنها آمده بودند که شعار بدهند و به منزل مقصود برسند .



اکنون نگاهی به یک آزادی خواه راستین بیندازیم و با فریبکاران بسنجیم :



در ۳۰ تیر مردم نه تنها در تهران، بلکه در تمام شهرستان ها به خیابان ها ریخته بودند و به شاه و قوام السلطنه اعتراض کردند و بازگشت دکتر مصدق را به نخست وزیری می خواستند. آن ها تنها با نشان دادن اراده ی خود در تغییر دولت و حکومت، با دست خالی پیروز شدند. مجلس شورای ملی کشته شدگان سی تیر را به نام شهدای سی ام تیر مفتخر کرد. نخست وزیر و مسئولان کشور از خانواده های شهدای سی تیر دلجویی کردند. مصدق برای جان هم میهنان خود ارزش قائل بود و از همین روی به کسانی که به بهای زندگی خود قدرت نظامی و فرماندهی ارتش را از زیر نفود بیگانگان نجات دادند و به دست نمایندگان منتخب خود سپردند، بسیار احترام می گذاشت. او آرزو داشت و وصیت کرد تا او را در کنار شهدای سی تیر به خاک بسپارند. وی می خواست از این راه ارزش فداکاری در راه میهن را نیز بالا ببرد. اما درهجده ی تیر ۱۳۷۸ جنایتکاران دانشجوکش ترفیع گرفتند و مقامشان بالاتر رفت.



و ملت ایران به رهبری دکتر مصدق در سال ۱۳۳۱ پوزه ی انگلستان را به خاک مالید. از آن سال تا چندین دهه در هر کجا که مردم اروپا می فهمیدند که ما ایرانی هستیم به ما با دیده ی احترام نگاه می کردند. امروز همه جا ما را مسلمان تندرو، آدم کش، عقب مانده و رییس جمهور ما را تروریست می دانند و به دیده ی تحقیر نگاه می کنند. در سال ۱۹۵۲ نخست وزیر ایران از نظر جهانیان پیر مردی بود با هوش، تحصیل کرده، شریف و محترم، در حالی که رییس جمهور ایران در سال میلادی ۲۰۰۸ فردی است سرکوبگر، خرافاتی و … !؟



آری فراموش نمی کنیم خیانت کسانی را که به رای ملت پشت نمودند یا ترسیدند و مرعوب شدند و یا فریفتند و جانب ناحق گرفتند تا چنان شود که دیگر هیچ روزنه امیدی به چشم مردمان نیاید و این باید درسی شود برای کسانی که از تاریخ عبرت میگیرند و منافع ملت را بر مصالح هر نظامی برتری می دهند. بی گمان باید اصلاح طلبان و آنانی که هنوز سودای بازگشت به قدرت -آن هم یک قدرت به قول خودشان ده درصدی- را در سر می پرورانند باید پاسخگو باشند، در دوران قدرت خود در مجلس ششم و در دولت هفتم و هشتم در راستای آشکار شدن پشت پرده فجایع این چنینی در تاریخ حاکمیت چه کرده اند و در صورت قدرت گرفتن دوباره، چه پیمانی را رعایت خواهند کرد و مشخصا چه برنامهای خواهند داشت.



علی‌اکبر ناطق‌نوری در جلد دوم کتاب خاطرات خود روایتی تازه از تعطیلی روزنامه سلام و ماجرای کوی دانشگاه تهران ارائه داده است. بد نیست نگاهی هم به آن داشته باشیم:



“در همین زمان، جلسه‌ای در حضور مقام معظم رهبری از سران سه قوه، فرماندهان نظامی سپاه، وزیر اطلاعات، وزیر کشور و تا آنجا که من یادم است،دبیر شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد.مقام معظم رهبری از وزیر کشور سؤال کردند (نزدیک غروب بود) «اوضاع چه خبر است؟» گفت که «حاج آقا تظاهرات و ناآرامی‌ها را جمع کردند و بر همه چیز مسلط هستیم» من چون خودم از بعدازظهر قضایا را تعقیب می‌کردم، خیلی عصبانی بودم، بین حرف پریدم و با تندی گفتم: «آقا ایشان گزارش بی‌ربطی می‌دهند، این طور نیست. همین الان در میدان بخارایی، سپاه درگیری دارد اینها را آقای صفوی بفرمایند. آقای رحیم صفوی گفت: «درست است» جالب‌تر از همه این که خود آقا فرمود: «تنها در میدان بخارایی نیست، شهر ری هم الآن آشوب است،» یعنی خود آقا از همه‌ی ما بیش‌تر، خبر داشت. من همانجا گفتم که «آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادی و این نیروها در پشت پرده‌ی این جریان هستند و اگر ما بخواهیم این آشوب و شورش را بخوابانیم به نظر من باید سران اینها را دستگیر کرده، عده‌ای که در صحنه آشوب کردند را هم بسرعت محاکمه کنیم. حتی اگر لازم باشد- دیدیم که اینها به هرحال بحران ایجاد کردند را هم بسرعت محاکمه کنیم و حتی اگر لازم باشد-‌آن‌ها را به سینه‌ی دیوار بگذاریم. اگر قصد براندازی نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آنها برخورد شود.»



بعضی از مسئولان خیلی جا خوردند و گفتند: این نوع حرف زدن جلوی آقا؟! اما من ریشه‌ی اغتشاش را در نهضت آزادی می‌دانم، این‌ها دنبال براندازی هستند و در کشور بحران ایجاد می‌کنند و بالاخره باید با آنها برخورد کرد، حکومت تعارف ندارد. ولی به نظر من، نباید هیچ فرصتی به این گونه جریان‌ها داد، از همان اول باید در نطفه خفه می‌شد. بالاخره در یک مقطعی دستور صادر شد که سپاه وارد عمل شود و در ظرف دو ساعت اغتشاشی که از «میدان بخارایی» تا «شهرری» کشیده شده بود، پایان یافت”



افرادی که اقدامات و خدمات دیروزشان نان و نوای امروزشان را فراهم آورده است، چنین روز هایی را فراموش نخواهند کرد. ما نیز چنین روز هایی را از یاد نخواهیم برد .



سخن پایانی :



مشت می‌کوبم بر در

پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها

من دچار خفقانم، خفقان!

من به تنگ آمده‌ام، از همه چیز

بگذارید هواری بزنم،

آآآآآآی!

با شما هستم!

این درها را باز کنید!

من به دنبال فضایی می‌گردم،

لب بامی،

سر کوهی،

دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم.

آه!

می‌خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد

من هوارم را سر خواهم داد،

چاره درد مرا باید این داد کند

از شما خفتهء چند،

چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟

(ف.مشیری)



هنوز فریاد نیروهای انصار حزب الله و لباس شخصی ها از درون کوی به گوش میرسد، هنوز فریادهای دختری که زیر دست و پای چماق داران ضجه میزند را می توان شنید، هنوز نیست کسی که بگوید چشم دانشجو را چه کسی کور کرد، هنوز کسی نگفته که چه کسی خون عزت الله ابراهیم نژاد را ریخت.



آری نباید گمان برد که دانشجویان ۱۸ تیر را فراموش خواهند کرد و یا اینکه جنبش دانشجویی خاموش شده است. فاجعه ۱۸ تیر، جوشش جنبش دانشجویی را به زیر خاکستر برد تا در زمان خود با زبانه های سوزنده تر آشکار شود. دانشجویان ۱۳۷۸، اکنون بخشی از مردم و مغز اندیشمند ناسازگاری با خودکامگی شده اند. اقتدارگرایان که فاجعه بزرگ ۱۸ تیر را ببار آوردند و از در دشمنی با جامعه پویا و پر انرژی دانشجویی درآمدند، در شرایطی هستند که هیچ پشتیبانی در جهان ندارند، اقتصاد کشور فروپاشیده، گرانی روز افزون و گسترش دامنه فقر و فلاکت و بی خانمانی در جامعه، هر روز بر مشکلات مردم افزوده و تهدیدهای برون مرزی کشور را از ثبات و آرامش محروم کرده است. جای بسی تاسف و تعجب است که صاحبان قدرت و کسانی که به هر تقدیر بر مسند حکومت تکیه زده اند، آن چنان غرور قدرت و خودکامگی دیدگانشان را بسته است که راستی ها را نمی بینند و حقیقت را درک نمیکنند.



زمامداران سالخورده باید بدانند که در آینده نه چندان دور کشور بدست جوانان و دانشجویان امروز خواهد بود و جامعه جوان ایران که دو سوم جمعیت کشور را تشکیل میدهد در اندازه ای از هوشمندی هست که فریب شعارهای توخالی و ترفندهای کهنه و سبک، شیفتگان قدرت و انحصارگران را نمی خورد و چیزی کمتر از دموکراسی کامل و استقرار حاکمیت ملی را نمی پذیرد. دانشجویان بر آنچه بر کشورشان و مردم آن می گذرد، می اندیشند و نسبت به آن بی تفاوت و بی طرف نیستند. دانشجویان از نابسامانی ها و نابهنجاری های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آگاهند و ناراحتی را تحمل نمی کنند؛ به ویژه اینکه احساسات تند و سرکش دوران جوانی هم بر آتش آن دامن می زند. پس اگر آوای مخالفی در انتقاد از حاکمیت سر می دهند، باید گوش داد، پاسخگو بود و در برابر بیتابی آنان بردباری کرد، نه اینکه عده ای را به جان دانشجویان انداخت و رسوایی ببار آورد. حمله بی شرمانه حاکمیت به خوابگاه دانشجویان بود که دامان حکومت را به یکی از بدترین و تنفر انگیزترین آلودگی ها بیالود و کوس رسوایی کسانی را که مدعی رعایت حقوق بشر اسلامی هستند بر بام عالم به صدا در آورد!



این در حالیست که حاکمیت، بجای مجازات آشوبگران از آنها حمایت می کند، و درعوض دانشجویان را سرکوب کرده به زندان می اندازد. دستگاه قضائی هم در برابر اینگونه ستمگری ها و کارهای فجیع، با بی اعتنایی و حتی به طرفداری از متجاوزان عمل می کند. وای بر حال کشوری که با داشتن عنوان جمهوری، در آنجا حریم حرمت دانشجو به وسیله اوباش مورد تجاوز قرار گیرد و چنین اعمال وحشیانه ای مایه خشنودی دستگاه حکومت گردد.



باید از تاریخ درس گرفت که قیام دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸، نقطه عطفی است در تاریخ مبارزات دانشجویی ایران و الهام بخش اعتراضات دانشجویی. دانشجویان اگر چه با سرکوب وحشیانه ای مواجه شدند، اما همچنان به تلاش های خود ادامه می دهند و همانگونه که دیدیم محمود احمدی نژاد که در آذر ماه دو سال گذشته قصد داشت با حضور در دانشگاه امیرکبیر، از دانشگاه به نفع خود بهره برداری کند، با واکنش و اعتراض دانشجویان مواجه شد. از آن تاریخ، دولت محمود احمدی نژاد سرکوب دانشجویان را با شدت بیشتری دنبال می کند و هنوز یاران دبستانی ما، بهروز جاوید تهرانی، ابوالفضل جهاندار، سعید درخضندی، یاسر گلی، صباح نصری، هدایت غزالی و دانشجویان پلی تکنیک احمدقصابان، احسان منصوری و مجید توکلی در زندان اوین هستند.



و باز از آن تابش خونین تیر ماه ۷۸، یاد تکه ای از خاطرات پابلو نرودا شاعر شهیر شیلیایی می افتیم، آنجا که از اتفاقی مشابه در زمان دیکتاتوری پینوشه در کشور خودش می نویسد: «تکه خبری که در سال ۱۹۲۰ رسید، داغ خونینی بر نسل ما گذاشت. جمعیت جوانان طلایی که زاییده حکومت متنفذین بود، به ستاد اتحادیه دانشجویان حمله کرده و آن را نابود کرده بود. هیئت حاکمه ، مهاجمان را به زندان نینداخت بلکه جوانان مورد تهاجم را زندانی کرد. دومینگو گومز روخاس، امید جوان شعر شیلی، شکنجه شد، عقلش را از دست داد و در سیاهچال جان سپرد. واکنش این بزهکاری در جامعه کشور کوچکی چون شیلی، مانند ترور فدریکو گارسیا لورکا که اندکی بعد در گرانادا پیش آمد، بسیار عمیق و دامنه دار بود…»



در پایان، در نهمین سالروز ۱۸ تیر، این روز تاریخی را گرامی داشته و آن را تجربه ای نوین و گامی بزرگ در راستای جنبش دانشجویی ایران می دانیم. به‌ روان پاک دیگر دانشجویان دلیری که از روز نخست ساخت دانشگاه تا ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و از ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ تا به امروز در پیشاپیش ملت با خودکامگی و واپس گرایی جنگیده اند و به دانشگاه، این سنگر تسخیر ناپذیر آزادی، درود می‌فرستیم و خواستار برگزاری دادگاه علنی و عادلانه برای شناسایی عاملان و آمران سرکوب دانشجویان در جریان وقایع ۱۸ تیرماه تهران و ۲۰ تیرماه تبریز هستیم. رسیدگی عادلانه به پرونده کوی دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز موجب خواهد شد تا دست های پنهان و پشت پرده وقایع تیرماه ۱۳۷۸ آشکار شود.



دانشگاه های ایران، همچون همه دانشگاهها و مراکز معتبر علمی جهان، باید از استقلال کامل و آزادی آکادمیک برخوردار باشند. نیروهای انتظامی و یا شبه انتظامی جایی در دانشگاهها ندارند و باید در نظر داشت که اندیشه های سازنده تنها در محیط آزاد و آرام امکان رشد و شکوفایی می یابند. با بزرگداشت ۱۸ تیر، خواستار آزادی بیان برای دانشجویان و نشریات دانشجویی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی می باشیم.



پایدار باد ایران و برقرار باد دموکراسی



واحد فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان

دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

۷ دیدگاه » بیان دیدگاه

* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - جماعت خاموش :

واقعا چه روزهای پرشکوه و پر امیدی بود
چقدر به اصلاحات امید داشتیم, چقدر خاتمی را دوست داشتیم
و چه خیانتی به ما کردند,این به اصطلاح اصلاح طلب های حکومتی,
همین کروبی و انصاری ونبوی و..را میگویم
در کنار ابنها نمایندگان واقعی هم داشتیم مثل حقیقت جو, اعلمی
پیرموذن و….که همیشه در قلب مردم جایگاه خود دارند.
بهر حال حیف شد, اما من اعتقاد دارم اصلاحات هنوز زنده است,اما صندوق رای تنها راه اصلاحات نیست…

با تشکر از گزارش خوبتان
سامان


* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - سعيد رضائي :

۹ سال از ۱۸ تیر ۷۸ گذشت اما یاد آن روز همواره زنده است
آنگاه که تنها شدی و به دنبال پناهگاه مطمئن بودی تنها بر من توکل نما
ما دانشجویان با توکل بر خدا و همراهی همدیگر این راه را تا آزادی از دیکتاتوری مذهبی ادامه میدهیم
زنده باد آزادی و زنده باد ایران


* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - صبا :

ننگ بر تو ای دیکتاتور که نشان دادی خونخوارتراز نرون ومغول …. ننگ بر تو که اسلام را نقاب خود ساختی ننگ برتو….


* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - امیرعلی :

شاید الان اگه بخوایم غصه اینکه چرا اینجوری شد و چرا اونجوری … وقت تلف کردن باشه . باید ببینیم الان بایدچیکار . باید بدونیم که ۱۸ تیر روز آزادی ماست . اینکه ماشین ما در اون روز روشن شد و دیگه هم خاموش نمیشه . تو این راه بعضی وقت ها ماشین خراب میشه ، جاده خرابه و تصادف می کنی ولی این ماشین ما دوباره راه خودش رو ادامه میده . شاید ماشینمون رو از رو تپه پرت کنند پایین ولی این ماشین ۱۸ تیر راه رفتن و به کلی ماشین دیگه یاد داده .
زنده باد آزادی


* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - داریوش :

آن روزها و شهامت فرزندان خلق هرگز فراموش نخواهد شد برخورد فیزیکی جلادان بسیج و سپاه نشانه ترس آنان از افکار آزادی طلبانه دانشجویان است آنها میدانند که این شمع ها اگر دور هم جمع شود مشعل سوزان خواهند شد و خانمان شان را خواهند سوزاند .
آی جلادان و ملیجک های دربار خلیفه بدانید که روزی سرود آزادی را سر خواهیم داد و نور خورشید را به بندهای تاریک اوین خواهیم برد. پیروزی از آن ما است اگر هزار سال دیگر باشد.
بشریت دیکتاتور های زیادی دیده است و هیچکدامشان پایدار نبودند و فقط لعنت نسل ها را توانستند به کام خود کنند. اگر امروز میگوییم سلام بر مصدق از اعماق قلب خود میگوییم و همه سلول های بدن ما گواه این ادعا است.


* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - محمد امین :

****هر نفسی که میرسد نوید آزادی می دهد ****
۱۸ تیر به عنوان نقطه سفیدی در تاریخ آزادی و دموکراسی ایران خواهد درخشید. و نقطه سیاهی برای رژیم جمهوری اسلامی و خاتمی که به عنوان لکه سیاهی در این جنبش که هرگز پاک نخواهد شد. جنبشی که سر انجام به پیروزی خواهد رسید. ننگ بر دولت مردان رژیم جمهوری اسلامی که با سرکوب دانشجویان صدای آزادی را خفه می کنند.
ما نیز همگام با دانشجویان دانشگاه تهران حمایتمان را از جنبش آزادی در ایران و دانشجویان عزیز اعلام می داریم.
به امید روزی که ایرانی آزاد در سایه دموکراسی داشته باشیم.


* ۱۸م تیر ۱۳۸۷ - طالبان :

دانشگاه زنده است و دانشجو بیدار است. دانشجو از استبداد بیزار است و بیزاری خود را با حلقومش که در دست جلادان هر لحظه بیشتر فشرده می شود فریاد می زند.
در سالروز به خون کشیده شدن خانه مان به دست جلادان

بازجويي مکرر و خشن اميرمحسن محمدي روزنامه نگار نويسنده و فعال دانشجويي در حفاظت اطلاعات سپاه اصفهان


ماموران حفاظت اطلاعات به همراه بازجوي اين پرونده در تاريخ 19 شهريور با مراجعه حضوري به منزل پدري اميرمحسن محمدي در اصفهان او را به حفاظت اطلاعات سپاه اصفهان احضار کرده و سپس اقدام به ضبط لب تاپ شخصي وي کرده اند. ماموران ضمن امضا گرفتن از پدر ايشان بر برگه احضاريه اي که تا کنون عليرغم اصرار تحويل داده نشده است در اقدامي خشن بدون اجازه و رضايت تلفن همراه پدرشان را گرفته و پس از برقراري تماس اين نويسنده فعال را به شدت تهديد کردند که درصورتي که خود را به حفاظت سپاه تحويل ننمايد در هر نقطه از ايران بازداشت خواهد شد.

اميرمحسن محمدي که تا اين لحظه چند بار ديگر احضار و مورد بازجويي هاي فني و تخصصي و غيرانساني قرار گرفته است طي تماس تلفني که با وي داشتيم ضمن تاييد اين خبر و کذب محض خواندن اتهامات بسيار سنگين و غير قابل باور خود ضمن خودداري از ارائه اطلاعات در مورد موارد اتهامي پرونده خويش و وضعيت کنوني پرونده از وجود فشار شديد به خود براي عدم انتشار خبر اين شکل بازجويي و احضار خبر داده و از ارائه اطلاعات بيشتر خود داري کرد. نکته مهم اين که با وجود اينکه آقاي محمدي که اکنون سال آخر رشته روزنامه نگاري (ارتباطات اجتماعي) ميبد يزد است , در اصفهان دانشجو بوده و چند سال است که در استان ديگري حضور دارد با اين وجود وي از طريق اداره کل اطلاعات اصفهان مورد اين قبيل بازجويي ها قرار مي گيرد .

منابع معتبر و نزديک به ايشان بخشي از اتهامات او را : ارتباط با اپوزيسيون . اقدام عليه امنيت ملي و برهم زدن نظم عمومي . نشر اکاذيب از طريق روزنامه ها رسانه ها و سايت هاي متعدد . نشر اکاذيب از طريق سازمان ديدبان حقوق بشر عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي . توهين و نفي احکام و مقدسات اسلام . ارتباط مستمر با تلويزيون صداي آمريکا و خبرگزاري ريانووستي روسيه و اقدام براي براندازي و عناد عليه نظام از طريق نشر اکاذيب در اين قبيل رسانه ها . بر اندازي عليه نظام از طريق عضويت در سازمان دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب . ارتداد و نشر عقايد الحادي . تخريب چهره وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران و نيروي انتظامي . تشويش اذهان عمومي . برهم زدن امنيت رواني جامعه . توهين و زير سوال بردن ولايت فقيه و ارکان و شخصيت هاي اول نظام مخصوصا رئيس جمهور مردمي و ... مي باشند .
محسن محمدي نويسنده و شاعر و فعال سياسي و حقوق بشر است که سالها سابقه روزنامه نگاري حرفه اي در نشريات سراسري ايران مانند شرق و صدا و نسل فردا و ... دارد او که نويسنده وبلاگ خوشه هاي آزادي است در اقدامي که نشان از بالا بودن فشار بر وي دارد با استفاده از عبارت : « من اکثريتم يعني قلم! » اقدام به بستن وبلاگ چندساله و پربازديد کننده خود کرده است. به نظر مي رسد سنگين بودن بيش از حد و غير منطقي اتهامات او و همزماني آن با پروژه سرکوب فعالين آزاديخواه و برابري طلب در اصفهان پرونده اين روزنامه نگار را در مسيري بسيار نگران کننده و پرونده سازي جدي قرار داده است . لازم به ذکر است که خانه ي دانشجويي اين نويسنده که چندماه پيش در آستانه برگزاري تجمع تاريخي 8 مارس دانشگاه اصفهان به صورت مشکوکي آتش زده شده و کاملا سوخته بود در زمان اين بازجويي هاي اخير مجددا توسط افرادي ناشناس شديدا مورد درهم ريختگي شديد و خسارت و بازرسي قرار گرفته است که خطر ايجاد شده براي اين فعال سياسي و احتمال حضور عناصر خودسر وابسته به نهادهاي امنيتي را در اين پرونده بسيار جدي تر مي کند .

04.10.2008


letzte Änderungen: 17.10.2016 10:27