Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

Obama's favorite terrorist Massoud Rajavi died from complications related to HIV/AIDS, say reports

Massoud Rajavi

Thu, 14 Jul 2016 (Oversorawaz, France), AFP — Notorious for his lavish parties in Paris suburbs and obscene acts of sexual immorality with his female party members, Massoud Rajavi, the deceased Secretary-General of People's Mujahedin of Iran, or commonly known by its acronym "MKO" — allegedly had been diagnosed as HIV-positive four years ago by American doctors from Johns Hopkins University and purportedly died of AIDS-related complications.

Saudi Arabia’s former spy chief Prince Turki al-Faisa was the first personality announcing the death of MKO's malevolent leader in a meeting in Le Bourget, near Paris. In his 30-min speech, the Saudi prince eulogized his lifetime friend, the sinister terror group's leader Massoud Rajavi, and offered his condolences to MKO's current head Maryam Rajavi who was in the audience, saying: "Mrs. Maryam Rajavi, you and your late husband Massoud Rajavi", you are heroes of democracy and freedom"

The former MKO leader has made no public appearance since 2003 Iraq War, raising speculations that he might be dead even though MKO media outlets do not confirm that allegations.

Rajavi who admitted to invariably admire Russia's Joseph Stalin and his iron-fist policy, built the cult of personality and at times worshipful image ceremonies, often through unquestioning flattery and praise.

He callously ordered his married flowerers to divorce in order to make them dedicate themselves solely to "God's anointed leader".

According to France's external intelligence agency (DGSE), Rjavi, was an inveterate playboy, engaged in sexual intercourse with many of his female comrades in arms and creating an oriental harem where he could have his hapless female soldiers satisfy his carnal desires and surprisingly committing these diabolic acts without any types of contraceptives.

Dr. David M. Freeman from NewYork-Presbyterian Hospital and a distinguished member of "Doctors Without Borders" in Iraq confirmed the information regarding the existence of many cases of congenital diseases among miserable MKO female members whom are being admitted in different hospitals in Tirana, Capital of Albania due to unprotected sexual intercourses with Massoud Rajavi and other high-ranking MKO officials.

According to Dr. Elton N. Peçi of American Hospital in Tirana, in the past four weeks, it became clear through the meticulous medical examination that around 70% of MKO members are diagnosed with sexually transmitted diseases (STD) due to unsafe sexual relations and in accordance with the results of the medical tests, approximately 30% of them are infected with HIV/AIDS.

comrades in bed
comrades in bed

Comrades in bed

Having adopted a bizarre Marxist-Leninist ideology as a young university student , Rajavi has been accused of assassinating several U.S. Army officers in Iran during 1970s .following the 1979 Iranian revolution, MKO was engaged in indiscriminately slaughtering their political opponents and even innocent Iranian civilians. Some 17,000 Iranian citizens have lost their lives in terror attacks in the 37 years after the Revolution.

Rajavi and his cult who sought refuge to then infamous Iraqi dictator Saddam Hussein during the height of Iran-Iraq war , virtually became Saddam's fifth column sabotaging Iranian factories and communications, blind-killing, providing the Iraqi regime with vital intelligence information and backing Iraq in suppressing its dissident movements. After the 2003 US invasion, MKO unconditionally surrendered to American troops and vowed full cooperation and since then MKO became the chief beneficiary of CIA munificent aids under Obama administration.

MKO terrorists have been accused by various Human Rights organization to perpetrate the most heinous crimes against Iraqi and Iranian civilians amounting to war crimes and crimes against humanity, though the successive American administrations preferred to remain deadly silent as Washington deemed MKO as a useful instrument to implement its catastrophic policies in the oil-rich Middle-East exactly as they did the same tactics by painting a rosy picture of Saudi al-Qaeda militants throughout the Soviet invasion of Afghanistan in the late 1970s.

 Add comment

Name (required)


Security code

0 Obama's favorite terrorist Massoud Rajavi died from complications related to HIV/AIDS, say reports — Florian
I really like it whenever people come together and share thoughts.
Great website, continue the good work!

Here is my web site - Jason: http://www.yahoo.net
0 Karma — Farid

Karma is a fascinating force.


 «جایزه خائن سال» برای فریب و خیانت «چپ» دروغین و ناتویی!

«جایزه خائن سال» برای فریب و خیانت «چپ» دروغین و ناتویی!

نوشته جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی
رفقا و دوستان گرامی

درود و خسته نباشید.

در این مقاله، جناب پتراس به عنوان استادی چپ، که مقالات و کتب زیادی درباره تفسیر و تجزیه و تحلیل مسائل و مشکلات جهان به سبب ظلم و ستم امپریالیستها نوشته است، نمیتواند نداند که سوسیالیسم و کمونیست کیست، کجاست و چپ واقعی کدام ست! ضرب المثل فارسی می گوید: «هر گردی گردو نیست و هر گردویی گرد»!
اگر این ضرب المثل را قبول داشته باشیم، لازم نیست که همه آنهایی را که «چپ» هستند و یا خود را «چپ» میدانند، در یک سبد قرار دهیم. برای مثال، نمیتوان تروتسکیست را که ضدانقلاب و در رکاب امپریالیسم گام برمیدارد، حتی «چپ» بحساب آورد، چه برسد به رؤسای جمهور، و نخست وزیران و غیره ای را که با شعارهای پوپولیستی، «چپ» شناسانده میشوند - آنهم از نظر جناب پتراس که برای یونان نسخه «سوسیالیستی» می پیچد!

لطفا، به این بخش از مقاله جناب پتراس توجه کنید:

«سیریزا در اوایل می‌توانست استقلال خود را اعلام نماید، منابع عمومی خود را نجات دهد، بدهی‌های غیرقانونی دولت‌های قبل از خود را انکار کند، پس‌اندازهای خود را در برنامه های مشاغل جدید سرمایه گذاری نماید، روابط تجاری خود را بازتعریف کند، ارز ملی دایر کند، و پول نقره یونان باستان (دراچما) را ارزش زدایی کند که یونان را انعطاف پذیرتر و رقابت پذیرتر سازد. یونان برای این‌که بتواند از زنجیرهای سرسپردگی و ریاضت اقتصادی تحمیل شده الیگارش‌های خارجی رهایی یابد، باید از اتحادیه اروپا خارج شود، منکر قروض خود گردد و یک اقتصاد سوسیالیستی مولد براساس تعاونی های خودمدیریتی راه اندازی کند».
اگر قرار بود که امپریالیستها و نخبگان و بقول پتراس، «الیگارشهای بروکسل»، اجازه دهند که در اروپا و جهان سوسالیسم برقرار شود و یا حداقل همان برنامه رفاه غرب برجا باشد - که برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی برقرار شده بود - دیگر چه نیازی به سیستم هار سرمایه داری و براه انداختن جنگهای امپریالیستی در خاورمیانه و شمال آفریقا و بقیه جهان، و بالاخره انتخاب نوچه هایی از نوع «چپ» ناتویی و دروغین سیریزا در یونان و... بود.
این نوع «چپ» های ساختگی - تروتسکیستی - همه دست پرورده امپریالیستها هستند و در پیاز و آب نمک خوابانده شده اند که در موارد لازم، آنها را از «جعبه جادویی» خود بیرون بیاورند و جنبش ها و مردم تشنه رهایی از یوغ سرمایه را دست‌بسر کنند تا به اهداف پلید خود - ظلم و ستم، استعمار کشورهای ضعیف و استثمار فرد توسط فرد و ادامه سیستم «همیشه جاودان» حود - سرمایه داری - پایبند بمانند و افتخار کنند!
با این امید که تجربه یونان، درس آموزنده ای برای ملل جهان باشد تا «دنبال نخود سیاه» - و نسخه های امپریالیستی - چپ ناتویی و دروغین- ضدانقلاب تروتسکیسم نروند.

کوشا باشیم!

با احترام

آمادور نویدی

نمونه‌های زیادی از جنبش‌های چریکی سابق، رژیم‌های چپ و رهبران سیاسی وجود دارند که بر اساس وعده و وعیدهای تحولات ساختاری رادیکال، حمایت گسترده مردمی را کسب کردند، ولی از قول‌ و قرارهای انتخاباتی خود عقب‌نشینی نموده و درجهت منافع الیگارش‌ها و دشمنان امپریالیستی گام برداشتند... به دلیل سیاست خیانت‌آمیز، زیان و ضررهای بسیار زیاد اجتماعی و اقتصادی، سرکوب سیاسی، دستگیری، شکنجه، و کشتار، بی اعتمادی عمیق توده ای نسبت به «چپ» روشن‌فکر، رهبران سیاسی و «وعده‌های» آن‌ها افزایش یافته است... سیپراس به عنوان رهبر باصطلاح «چپ رادیکال» حزب سیریزا، با یک پلک زدن از چپ به راست رنگ عوض کرد... نخست وزیر یونان سپیراس، علی‌رغم قول‌های انتخاباتی خود مسیر مخرب میخائیل گورباچف رهبر سابق شوروی را درپیش‌گرفت، و به مردم خود خیانت نمود که بتواند در مسیر ائتلاف اطاعت کورکورانه تسلیم و فساد ادامه دهد. درحالی‌که چندین نفر از رهبران رقابت سختی را جهت کسب »جایزه خائن سال» ارائه می‌دهند، اما خیانت آلکسیس سپیراس بیش‌تر و عمیق‌ترست که تا به امروز هم ادامه دارد. او وعده و وعیدهای بیش‌تری را زیرپا گذاشت و تعهدات مردمی (انتخابات و همه‌پرسی) بیش‌تری را سریع‌تر‌ از هر خائن دیگری نقض کرده است. علاوه براین چیزی کم‌تر از یک نسل به یونانیان اجازه ترمیم سیاست‌های چپ را نخواهد داد. چپ با دروغ‌های عظیم و هم‌دستی «منتقدان چپ» سابق سیپراس نابود شده است.

«جایزه خائن سال» برای فریب و خیانت «چپ» دروغین و ناتویی!

نوشته جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

فریب، خیانت و چپ: «جایزه خائن سال»


در حالی‌که راست‌گراها صادقانه از سیاست‌ها و منافع حامیان طبقه حاکم پشتیبانی می‌کند، چپ‌گراها بطور سیستماتیک به وعده های پلاتفرم (برنامه) سیاسی خودشان خیانت می‌کنند و طبقه کارگر، حقوق بگیران، کسب و کار (بیزنس) کوچک و حامیان منطقه ای خود را فریب می‌دهند.

به علت کنترل بیش‌تر الیگارش‌ها بر اقتصاد، سُلطه سیاسی بیش‌تر دیکتاتوری قدرت‌های امپریالیستی (آمریکا و اتحاد اروپا)، افزایش نابرابری‌ها، فقر، و حمایت «چپ» از جنگ‌های امپریالیستی، پس‌رفت تاریخی رهبران چپ افزایش یافته است.

در برخی از موارد رهبران چپ به محض گرفتن قدرت، حتی از سیاست‌های ارتجاعی افراطی رقبای راست خود فراتر رفته اند.

در این مقاله، ابتدا، برخی از چپ‌های خائن «قهرمانان خیانت» را شناسایی می‌کنیم؛

دوم، نتایج سیاست و عواقب آن‌را برای طبقه کارگر و حامیان روستایی اش بررسی خواهیم کرد؛

سوم، مورد مطالعه خائن‌ترین چپ جهان امروز - آلکسیس سیپراس، نخست وزیر یونان را ارائه می‌دهیم؛

در بخش پایانی، برخی از توضیحات احتمالی را جهت معکوس کردن روند سیاسی رهبران چپ مورد بحث قرار می‌دهیم.

«چپ های» خائن اوایل قرن ۲۱

نمونه‌های زیادی از جنبش‌های چریکی سابق، رژیم‌های چپ و رهبران سیاسی وجود دارند که بر اساس وعده و وعیدهای تحولات ساختاری رادیکال، حمایت گسترده مردمی را کسب کردند، ولی از قول و قرار‌های انتخاباتی خود عقب‌نشینی نموده و درجهت منافع الیگارش‌ها و دشمنان امپریالیستی گام برداشتند.

نسلی کامل از رادیکال‌های سال‌های ۱۹۶۰ و ۷۰ که از چپ شروع کردند، تا سال‌های ۸۰ و ۹۰ به رژیم‌های «میانه‌رو» و راست‌گرا – حتی به هم‌کاران راست‌های افراطی و سیا (آژانس اطلاعاتی آمریکا) تبدیل گشتند.

چریک‌های مبارز سابق، که به میانه‌رو
و راست‌گرا تغییر یافتند، به مقام‌های وزرای کابینه یا رئیس جمهور در اروگوئه، برزیل، پرو، اکوادور و شیلی تبدیل شدند.

فرمانده چریکی السالوادور، خواکین ویلالوبوس، بعدها با سیا هم‌کاری نمود و به «جوخه مرگ» رئیس جمهور کلمبیا «مشاوره» داد.

لیست خیانت‌های چپ اواخر قرن ۲۰، طولانی و ملال‌انگیزست. به دلیل سیاست خیانت‌آمیز، زیان و ضررهای بسیار زیاد اجتماعی و اقتصادی، سرکوب سیاسی، دستگیری، شکنجه، و کشتار، بی اعتمادی عمیق توده ای نسبت به «چپ» روشن‌فکر، رهبران سیاسی و «وعده‌های» آن‌ها افزایش یافته است.

قرن ۲۱: با چپ آغاز کردن و با راست پایان یافتن

دهه اول قرن ۲۱ شاهد احیای رژیم‌های چپ و احزاب سیاسی در اروپا و آمریکای لاتین بود.

نیروهای انقلابی مسلح کلمبیا (فارک)، با رهبر بزرگ دهقانی مانوول مارولاندا، ۲۰ هزار جنگ‌جو و میلیون‌ها هوادار داشت. در سال ۱۹۹۹، تا حومه پایتخت، بوگادا پیش‌روی کرد. اما واقعیت امروز یک نمایش وارونه است.

در فرانسه، حزب سوسیالیست یک برنامه چپ را تصویب کرد و فرانسوا اولاند را به عنوان رئیس جمهور در سال ۲۰۱۲ برگزید. او وعده داد که مالیات را برای ثروت‌مندان تا ۷۵ درصد افزایش دهد و برنامه مشاغل گسترده را تأمین مالی کند. او وعده داد تا لایحه قانون کار مترقی را جهت دفاع از صنایع ملی توسعه دهد. اما امروز اعتبار او نزدیک به صفرست.

در سرتاسر آمریکای لاتین، چپ ها جهت ریاست بر دولت‌ها انتخاب شدند، از جمله برزیل، آرژانتین، پرو، اوروگوئه، بلیوی، ونزوئلا، اکوادور و السالوادور. به استثای بولیوی و اکوادور، بقیه توسط شرکاء یا مخالفان راست‌گرای آن‌ها برکنار شده اند.

در اسپانیا، پرتغال و یونان، احزاب چپ رادیکال جدید ظهور کردند، وعده و وعید دادند که به برنامه های ریاضت اقتصادی تحمیلی اتحادیه اروپا پایان دهند، و مبارزه عمیق تحولات ساختاری، و طبقاتی را راه اندازی کنند .در این‌جا تاریخ خودش را با سریالی از خیانت‌های دیگر تکرار می‌کند.

نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک): از انقلاب تا تسلیم

تا ماه ژوئن ۲۰۱۷، رهبری فارک جنگ‌جویان خود را خلع سلاح کرد، میلیون‌ها دهقان حامی را در مناطقی که قبلاً تحت کنترل آن‌ها بود به حال خود رها کرد. امضای پیمان صلح فارک با رژیم سانتوس نه به صلح واقعی و نه به یک پیمان واقعی منجر شد. تاکنون ده‌ها فعال به قتل رسیده اند و صدها چپ و دهقان برای نجات جان خود از جوخه‌های مرگ مرتبط با رژیم سانتوس متواری شده اند. ترور در سراسر روند مذاکرات و پس از آن رُخ داده است. جنگ‌جویان چریک، که سلاح‌های خودشان را تحویل دادند، اکنون با دادگاه‌های کانگورویی روبرو شده اند، در حالی‌که دهقانانی که برای اصلاحات ارضی اقدام کرده اند، از مزارع خودشان رانده شده اند. جنگ‌جویان فارک و ستیزه‌جویان با خانواده‌هایشان در جنگل‌ها بدون خانه، شغل و امنیت از جوخه‌های مرگ بحال خود رها شده اند. پایگاه‌های نظامی آمریکا و مشاوران باقی مانده اند. کل سیستم اجتماعی و اقتصادی بدون تغییر مانده است. تنها امنیت «رهبران» چریکی مستقر در کوبا تضمین شده است، دو کُرسی راحت در پارلمان – که انکار شده – و باعث تعریف و تمجید دولت آمریکا قرار گرفته است.

رهبران فارک و مذاکره کنندگان ارشد، ایوان مارکز و تیمولیون خیمینیز، رقبای روشنی برای «جایزه خائن سال» هستند.

رئیس جمهور اولاند: هم‌کار امپریالیستی که به سوراخ توالت سرازیر شد

خیانت رئیس جمهور فرانسوا اولاند زیاد دور از خیانت فارک نیست. رئیس جمهور منتخب فرانسه در سال ۲۰۱۲ تحت حزب سوسیالیست، وعده داد تا ۷۵ درصد به ثروت‌مندان مالیات ببندد، حقوق کارگران را گسترش داده و تعمیق کند، بی‌کاری را کاهش دهد، صنایع ورشکسته را احیاء سازد، جلوی فرار از سرمایه داری را بگیرد و به دخالت نظامی فرانسه در کشورهای جهان سوم پایان دهد.

رئیس جمهور اولاند پس از یک لاس‌زنی مختصر با شعارهای کمپین مبارزاتی خود، به سراغ حمایت از کسب و کار(بیزنس) و وحشی‌گری نظامی علیه رأی دهندگان رفت:

ابتدا، روابط کسب و کار را با نیروی کار تعدیل‌زدایی نمود، و اخراج کارگران را برای آن‌ها آسان‌تر و سریع‌تر کرد.
دوم، مالیات کسب و کار را تا ۴۰ میلیارد یورو کاهش داد.

سوم، پس از یک حادثه تروریستی شرایط شدید اضطراری دراکونیایی(قوانین سخت و بی‌رحم) را تحمیل و توسعه داد. این شامل ممنوعیت اعتصاب کارگران معترض علیه قانون ضدکارگری و نرخ بیکاری دو رقمی او بود.

چهارم، اولاند یک سری از جنگ‌های امپریالیستی را در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا راه اندازی یا ترویج کرد.

فرانسه تحت فرانسوا اولاند بمباران لیبی توسط ناتو را آغاز نمود، رئیس جمهور قذافی را به قتل رساند، باعث نابودی کامل کشور لیبی و بی‌خانمان ساختن میلیون‌ها لیبیایی و کارگر جنوب صحرای آفریقا گشت. در روند، این منجر به سیل عظیم پناهندگان وحشت‌زده به دریای مدیترانه و اتحادیه اروپا با ده ها هزار غرق شده گشت.

پروژه نواستعماری رئیس جمهور اولاند گسترش پرسنل نظامی فرانسه را در مالی (بی ثبات شده توسط تخریب لیبی) و جمهوری آفریقای مرکزی نظارت کرد.

اولاند با فروش سلاح و ارسال «مشاورهای نظامی» به جنگ مضحک عربستان سعودی علیه یمن فقیر مشوقی واضح از نسل‌کشی است.

رئیس جمهور اولاند به حمله مزدوران آمریکا علیه سوریه پیوست، اجازه داد تا برخی از بهترین جهادگرایان نوپای فرانسه به قتل‌عام بپیوندند. جاه‌طلبی‌های استعماری او منجر به فرار میلیون‌ها پناهنده به اروپا و مناطق دیگر شد.

با پایان دوره ریاست جمهوری او در سال ۲۰۱۷، محبوبیت اولاند به ۴ درصد، پائین ترین سطح از تأئید هر رئیس جمهوری در تاریخ فرانسه کاهش یافته بود! تنها گام عقلانی اولاند در کل دولت خود آن بود که متعهد شد بدنبال انتخاب مجدد نباشد.

آلکسیس سپیراس نخست وزیر یونان: «خائن سال»

علی‌رغم رقابت شدید دیگر خائن‌های چپ بدنام در سراسر جهان، نخست وزیر یونان آلکسیس سپیراس برنده جایزه «خائن جهانی سال» می‌باشد.

سیپراس بدین دلیل سزاوار برچسب «خائن جهانی» ست که:

۱) او از هر یک از رقبای خودفروش خود، سریع‌ترین و وحشیانه‌ترین چرخش از چپ به راست را داشته است.

۲) او از تسلیم یونان به دیکته‌های الیگارش‌های بروکسل در خصوصی سازی حمایت نمود، موافق فروش کُل میراث ملی یونان، از جمله زیرساخت‌ها، جزایر، معادن، سواحل، موزه‌ها، بنادر و سیستم حمل و نقل و غیره آن شد.

۳) او در حالی‌که هزینه مراقبت‌های بهداشتی، بیمارستان و داروها را بشدت افزایش داد، حقوق بازنشستگان، حقوق‌ کارمندان، و حداقل دست‌مزدها را به کم‌تٰرین حد ممکن در تاریخ اروپا مقرر ساخت. او مالیات بر مصرف‌کننده (وی ای تی) و مالیات بر واردات جزایر و درآمد مزارع را افزایش داد، در حالی‌که فراریان مالیاتی توان‌گر را «نادیده گرفت».

۴) سیپراس تنها رهبر منتخبی‌ست که برای شرایط سخت اتحادیه اروپا، فراخوان به یک همه پرسی (رفراندوم) داد، که با مخالفت عظیم توده ای طرح اتحادیه اروپا روبرو شد، ولی در کم‌تر از یک هفته با خیانت به رأی دهندگان یونانی زیر قول خود زد. او حتی شرایط سخت‌تر از خواسته های اصلی اتحادیه اروپا را پذیرفت!

۵) سیپراس وعده های خود در مخالفت با تحریمات اتحادیه اروپا علیه روسیه را نقض نمود و از حمایت تاریخی یونان برای فلسطینی ها شانه خالی کرد. او یک معامله نفتی و گازی یک میلیارد دلاری با اسرائیل امضاء نمود که میدان‌های نفتی سواحل غزه و لبنان را می رُباید. سیپراس از مخالفت با بمباران سوریه و لیبی – هر دو متحدان سابق یونان خودداری نمود.

سیپراس به عنوان رهبر باصطلاح «چپ رادیکال» حزب سیریزا، با یک پلک زدن از چپ به راست رنگ عوض کرد.

اولین و آشکارترین نشانه چرخش سپراس به راست حمایت سیریزا برای ادامه عضویت یونان در اتحادیه اروپا و ناتو در طول شکل‌گیری خود در سال ۲۰۰۴ بود.

«چپ» سیزیزا پس از ادا و اصول درآوردن‌های معمولی و مبتذل، با طرح «سئوالات» پوچ و بی‌معنی و «چالش ها» در حالی‌که درباره «مبارزات» دادٍ سخن می‌داد، به عضویت در اتحادیه اروپا درآمد. برای هر ناظری که قدرت الیگارش‌های تحت رهبری آلمان در بروکسل و پای‌بندی محکم آن‌ها به ریاضت اقتصادی تحمیلی طبقه حاکم را درک می‌کرد، هیچ‌کدام از این عبارات «نیمه‌باردار» معنا و مفهومی نداشت.

ثانیاً، سیریزا در بهترین حالت در اعتصابات عمومی بی‌شمار اتحادیه های کارگری نقشی جزئی بازی کرده بود، و کارگران و دانش‌جویانی که منجر به پیروزی انتخاباتی او در سال ۲۰۱۵ شدند، تأثیر مستقیمی در مبارزات انتخاباتی داشتند.

سیریزا یک حزب انتخاباتی از طبقه متوسط و متوسط رو به پائین‌ست، که توسط سیاست‌مداران سیار روبه‌بالا رهبری شد که اگر هم داشت - روابط کمی با مبارزات کارگاهی کارخانه و کشاورزی داشت. بنظر می‌رسید که بزرگ‌ترین مبارزات آن‌ها اطراف جنگ و جدل‌های جناح‌های داخلی بر سرٍ کُرسی‌های پارلمانی دور می‌زد!

سیزیزا مجموعه‌ای بی‌قاعده از گروه‌ها و جناح‌های اهل مشاجره، ازجمله، «جنبش‌های حامی محیط زیست»، فرقه‌های مارکسیستی و پان هیلینیک های فاسد حزب سوسیالیست (پاسوک) و سیاست‌مداران سنتی‌ست که شناور شده و روبه‌مرگ‌ند. سیریزا به عنوان یک حزب در ابتدای بحران مالی سال ۲۰۰۸، زمانی گسترش یافت که اقتصاد یونان سقوط کرده بود. سیریزا از سال ۲۰۰۴ تا سال ۲۰۰۷ حضور خود را در پارلمان(مجلس) از ۵/۳ ٪ به فقط ٪۵ افزایش داد. عدم شرکت او در مبارزات توده ای و مناقشات داخلی اش منجر به کاهش کُرسی هایش در انتخابات مجلس سال ۲۰۰۹، تا ۶/ ۴٪ شد.

سیپراس اطمینان داد که سیریزا در اتحادیه اروپا باقی می‌ماند، حتی اگر «جناح چپ» خودخوانده اش، پلاتفرم چپ، به رهبری «آکادمیک مارکسیست» پناگیوتیس لافازانیس، وعده داد که «در را برای ترک اتحادیه اروپا باز گذاشته» است. آلکسیس سیپراس اولین کسی بود که برای شورای شهر آتن انتخاب شده بود، جایی که علناً به هم‌کاران راستگرای عوامفریب فاسد حمله کرد، در حالی‌که در مسند قدرت درس‌های خصوصی را از الیگارش‌ها یاد گرفت.

در سال ۲۰۱۰، پاسوک راست‌گرا و حزب افراطی راست‌گری دمکراسی نو به دیکته اتحادیه اروپا برای پرداخت کمک‌های مالی به یونان توافق کردند، که منجر به از دست دادن مشاغل زیاد و کاهش دست‌مزدها و حقوق بازنشستگان شد. سیریزا، در حالی‌که قدرت را در دست نداشت، برنامه ریاضت اقتصادی را محکوم کرد و از تظاهرات توده ای تعریف و تکریم ظاهری نمود. این خودنمایی به سیریزا اجازه داد تا نمایندگی خود را در پارلمان چهار برابر و به ٪۱۶ در انتخابات سال ۲۰۱۲ برساند.

سیپراس به اعضای فاسد سابق پاسوک و مشاوران مالی جهت عضویت در سیریزا خوش‌آمد گفت، از جمله یانیس واروفاکیس، که بجای این‌که از کارگران بی‌کار خیابان حمایت کند، وقت بیش‌تری را برای موتور سواری می‌گذاراند تا از موانع بلندتری بپرد.

«قول‌نامه‌های» اتحادیه اروپا خصوصی سازی اقتصاد، هم‌چنین کاهش بیش‌تر به هزینه‌های آموزش و پرورش و بهداشت را دیکته کرد. این اقدامات در امواج ضربه‌‌های ناگهانی از سال ۲۰۱۰ تا سال ۲۰۱۳ اجراء شده بود. سیریزا به عنوان یک حزب مخالف، تعداد کُرسی های پارلمانی خود را در سال ۲۰۱۳ به ٪۲۷ افزایش داد... که با ٪۳ کم‌تر، پشت حزب راست‌گرای دمکراسی نو حاکم قرار گرفت. در سپتامبر ۲۰۱۴، سیریزا برنامه تیسالونیکا را تأئيد نمود و وعده داد تا ریاضت اقتصادی را معکوس کند، دولت رفاه را بازسازی و گسترش دهد، اقتصاد را مجدداً راه اندازی نماید، از شرکت‌های دولتی دفاع کند، عدالت مالیاتی را ترویج دهد، از تقویت دمکراسی حمایت نماید (دمکراسی مستقیم نه کم‌تر!) و جهت افزایش اشتغال یک «طرح ملی» را اجراء کند.

معلوم شد که تمامی بحث‌ها و همه قطع‌نامه ها یک تئاتر مضحک بوده اند! سیپراس زمانی‌که در قدرت قرار گرفت، هرگز به یکی از اصلاحاتی که در برنامه خود قول‌داده بود، گردن ننهاد. سیپراس جهت تحکیم قدرت خود به عنوان رهبر سیریزا، تمام جناح‌ها و گرایشات را زیر نام «حزب متحد» منحل کرد – و حتی یک گام هم به سوی دمکراسی بیش‌تر برنداشت!

سیریزا تحت کنترل «عمو سیپراس عزیز»، علی‌رغم ژست چپ خود به یک دستگاه استبدادی انتخاباتی مبدل گشت. سیپراس اصرار داشت که یونان در درون اتحادیه اروپا باقی بماند و در تضاد با همه وعده‌های انتخاباتی دروغین خود یک « بودجه متناقض را از سرمایه گذاری عمومی تا «گسترش دولت رفاه» ارائه داد!

کمک مالی جدید اتحادیه اروپا با بی‌کاری به بیش از ٪۵۰ در میان جوانان و ٪۳۰ ار کُل نیروی کارهم‌راه شد. سیریزا انتخابات پارلمانی ۲۵ ژانویه، سال ۲۰۱۵ را با ۳/۳۶ ٪ از رأی برنده شد. سیریزا که جهت تأمین اکثریت رأی در پارلمان تنها یک رأی کم داشت، با حزب راست‌گرای افراطی و محافظه کار ملی یونان مستقل (ای ان ایی ال) ائتلاف کرد و سیپراس مسئولیت وزارت دفاع را به آن‌ها سپرد.

نخست وزیر، آلکسیس سیپراس بلافاصله پس از گرفتن قدرت طرح‌های خود را برای مذاکرات مجدد جهت کمک مالی و «برنامه ریاضت اقتصادی» یونان با الیگارش‌های اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول اعلام نمود. این ژست دروغین نتوانست بی‌لیاقتی او را پنهان سازد: از آن‌جایی که سیریزا متهد به ماندن در اتحادیه اروپا بود، ریاضت اقتصادی ادامه داشت که یک «بسته نجات کمکی» طاقت‌فرسا را به هم‌راه داشت. در طول «جلسات داخلی»، اعضای «پلاتفرم چپ» سیریزا در کابینه خواهان ترک اتحادیه اروپا، عدول از پرداخت بدهی و شکل‌گیری روابط نزدیک‌تر با روسیه شدند. علی‌رغم این‌که کاملاً نادیده گرفته شده و منزوی بودند، آنان به عنوان «سنبل چپ‌» وزرای ناتوان کابینه باقی ماندند.

سیپراس اکنون آزاد بود سیاست‌های بازار نئولیبرال را تحمیل کند، که کرد و منجر به ارسال میلیاردها دلار به خارج از کشور شد و بانک‌ها و کسب و کار یونان در بحران باقی ماندند. هر دو، سیپراس و «پلاتفرم چپ» حاضر نشدند که پایگاه توده ای سیریزا را ، که جهت اقدامات مردمی رأی داده و خواهان پایان دادن به ریاضت اقتصادی بودند، بسیج نمایند. خرمگس رسانه ای، وزیر دارایی واروفاکیس، با ژست‌های بزرگ تئاتری به یک مخالفت نمایشی فرعی اکتفاء کرد. این‌ ژست‌ها آشکارا توسط الیگارش‌های اتحادیه اروپا و صندوق بین المللی پول به عنوان شوخی‌های یک دلقک مدیترانه ای ناتوان رد شد.

ظاهراً مثل همیشه، دانشگاهیان چپ‌گرای اروپایی، آمریکایی و کانادایی تا اندازه زیادی از تاریخ سیاسی سیریزا، ترکیب فرضت‌طلبی، عوام‌فریبی انتخاباتی و غیبت کامل آن در مبارزات طبقاتی واقعی بی‌اطلاع بودند. آن‌ها هم‌چنان درباره سیریزا به عنوان دولت «چپ رادیکال» یونان چرند می‌گفتند و در فعالیت‌های روابط عمومی آن‌ شرکت می‌کردند. زمانی‌که سیریزا وحشیانه‌ترین حملات اتحادیه اروپا را علیه کارگران یونانی و استاندارد زندگی آن‌ها بطور وقیحانه‌ای با آغوش باز پذیرفت که بر زندگی روزمره تأثیر آن‌ها گذاشت، استادان برجسته‌ای که حقوق بالایی داشتند، سرانجام از «اشتباهات» سیریزا به حرف درآمدند و این آش شله قلمکار فرصت‌طلبان «چپ رادیکال» را نقش برآب کردند! سفرهای سخن‌رانی‌های بزرگ آن‌ها در یونان پایان یافت و بدنبال حمایت از «مبارزات» دیگر شتافتند.

درحالیکه تابستان ۲۰۱۵ نزدیک می‌شد، نخست وزیر سپیراس به دستور کار ریاضت اقتصادی اروپا نزدیک‌تر گشت. «آلکسیس عزیز» وزیر دارایی واروفاکیس را که نمایش و ظاهرسازی او، وزیر دارایی آلمان را رنجانده بود، برکنار کرد. یوکیس(اقلیدس) ساکالوتوس، یکی دیگر از «چپ های رادیکال» جانشین وزیر دارایی شد، اما معلوم شد که او وکیل سازش‌کار سپیراس می‌باشد، که مایل‌ست هر اقدام و همه اقدامات ریاضت اقتصادی تحمیلی اتحادیه اروپا را بدون چون چرا اجراء کند.

در ژوئیه ۲۰۱۵، سپیراس و سیریزا برنامه دیکته خشن و ناگوار ریاضت اقتصادی اتحادیه اروپا را پذیرفتند. با این پذیرش، کُل برنامه تیسالونیکای مورد ادعای یک‌سال پیش سیزیزا انکار شد. کُل جمعیت، و صفوف مقامات اعضای سیریزا عصبانی‌تر گشتند، و خواهان پایان دادن به ریاضت اقتصادی شدند. در حالی‌که سیپراس و خانواده اش در یک ویلای لوکس که سخاوت‌مندانه توسط یک پول‌دار یونانی به عاریه داده شده بود، و به دور از صف‌های سوپ و کلبه‌های ‌بی‌کاران و بی بضاعت‌ها زندگی می‌کرد، در تابستان ۲۰۱۵، برنامه ریاضت اقتصادی «سفت‌کردن کمربندها» را برای توده‌های انتخاباتی ارائه داد.

نحست وزیر آلکسیس سیپراس سیاست‌هایی را اتخاذ نمود که «جایزه خائن سال» را برای او به ارمغان آورد. استراتژی او فریب‌کارانه بود: در ۵ ژوئیه ۲۰۱۵، او جهت قبول یا رد شرایط کمک مالی اتحادیه اروپا، فراخوان به یک همه‌پرسی داد. او با این تفکر که طرف‌داران « حامی اتحادیه اروپای او» به او رأی مثبت می‌دهند، درنظر داشت تا از این همه‌پرسی به عنوان تعهدی برای تحمیل اقدامات ریاضتی جدید استفاده نماید. سیپراس مردم را بد داوری کرد: رأی قریب به اتفاق آن‌ها رد برنامه ریاضت اقتصادی خشن دیکته شده الیگارش‌های بروکسل بود.

بیش از ٪۶۱ از مردم یونان رأی « منفی» دادند، در حالی‌که تنها ٪۳۸ به نفع شرایط کمک‌مالی رأی دادند. این محدود به شهر آتن نبود: اکثریت هر منطقه از کشور دیکته‌های اتحادیه اروپا را رد کردند – یک نتیجه بی سابقه! بیش از ۵۶/۳ میلیون یونانی خواهان پایان دادن به ریاضت اقتصادی شدند. سیپراس «اقرار کرد که شگفت‌زده » ... و ناامید شده است! او مخفیانه و احمقانه فکر می‌کرد که همه‌پرسی به او آزادی عمل می‌دهد که ریاضت اقتصادی را تحمیل نماید. زمانی‌که نتایج رأی گیری اعلام شد، او پوزخند همیشگی خود را داشت.

کم‌تر از یک هفته بعد، در ۱۳ ژوئیه ۲۰۱۵، نتایج همه‌‌پرسی خود را انکار کرد واعلام نمود که دولت او از کمک مالی اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. شاید جهت مجازات رأی دهندگان یونانی، سپیراس حتی از برنامه ریاضت اقتصادی شیدتری حمایت نمود که توسط همه‌پرسی او رد شده بود! او حقوق بازنشستگان عمومی را بشدت کاهش داد، افزایش عظیم مالیات واپس‌گرایانه و کاهش خدمات عمومی را تا ۱۲میلیارد یورو تحمیل نمود. سیپراس با « تفاهم‌نامه یهودای» بدنام ژوئیه ۲۰۱۵ موافقت کرد، که مالیات مصرف عمومی قهقرایی (وی ای تی) را تا ٪۲۳، و مالیات غذایی را تا ٪۱۳، و افزایش شدید هزینه های پزشکی و دارویی و شهریه دانشجویان/مدارس و دانشگاه‌ها را اضافه نمود، و سن بازنشستگی با پنج سال بیش‌تر تا سن ۶۷ سالگی به تعویق انداخت.

سپیراس در سراسر سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، با لگام‌گسیختگی تاریخی خود بر رنج و عذاب مردم یونان ادامه داد. رژیم او بیش از ۷۱۵۰۰ فقره از اموال عمومی، از جمله میراث تاریخی را خصوصی کرد. تنها آکروپولیس تا به امروز از حراج در‌ امان مانده است ... در نتیجه بیش از ۳۰۰ هزار یونانی متخصص و تحصیل‌کرده مجبور به مهاجرت شده اند. حقوق بازنشستگی تا ۴۰۰ یورو کاهش یافته که منجر به سوء تغذیه و افزایش سه برابری خودکشی شده است.

علی‌رغم این پیامدهای اجتماعی مضحک بانک‌داران آلمانی و رژیم آنجلا مرکل از کاهش پرداخت بدهی‌های یونان امتناع می‌کنند. تسلیم و حقارت بیش از حد نخست‌وزیر سپیراس هیچ اثری نداشت.

افزایش شدید مالیات بر سوخت و حمل و نقل به جزایر توریستی منجر به راهپیمایی‌ها و اعتصابات دائمی در شهرها، کارخانه ها، میدان‌ها و بزرگ‌راه ها گشت.

در سال ۲۰۱۷ سیپراس نیمی از رأی دهندگان خود را از دست داد. او با سرکوب پاسخ داد: علیه شهروندان یونانی از گاز اشک آور استفاده کرد، و سال‌مندانی را که علیه تنگ‌دستی و فقر ناشی از حقوق های بازنشستگی خود اعتراض می‌کردند، (با باتون) ضرب و شتم نمود. ده ها نفر از اعضای اتحادیه های کارگری که قبلاً توسط دادگاه تبرئه شده بودند، توسط مقامات قضایی سیپراس در «دادگاه های نمایشی» شریر دوباره محاکمه شدند. سیپراس از حملات نظامی آمریکا و ناتو بر سوریه، تحریم ها علیه روسیه و از میلیاردها دلار قرارداد در زمینه‌های انرژی و نظامی با اسرائیل حمایت نمود.

تا اندکی قبل از اشغال نازی ها (۱۹۴۱-۱۹۴۵) و جنگ داخلی آنگلو – یونانی (۱۹۴۵-۱۹۴۹)، از زمان عثمانی‌ها مردم یونان چنین تجربه ای در کاهش ناگهانی میزان استانداردهای زندگی خود نداشته اند. این مصیبت تحت رژیم سیپراس، دست نشانده الیگارش‌های بروکسل رُخ داده است.

گردش‌گران دانشگاهی چپ اروپایی، کانادایی و آمریکایی به سیریزا « توصیه» کردند که در اتحادیه اروپا باقی بماند. زمانی‌که پی‌آمدهای فاجعه بار « نصیحت سیاسی» آن‌ها روشن شد... آن‌ها صرفاً با برگزاری «انجمن‌های سوسیالیستی» دروغین به «مبارزات» دیگر مشاوره دادند.

نتیجه گیری

خیانت‌های رهبران «چپ» و «چپ رادیکال» تا حدودی به علت عادات رایجی‌ست که سیاست‌مداران در مجلس توافقات عمل‌گرایانه‌ای می‌کنند. در موارد دیگر، رهبران چریکی و سیاهی کشکرهای پارلمانی سابق در مواجه با انزوا و فشار رژیم‌های «چپ» همسایه بوده‌ا‌ند که به «پیمان‌های صلح» امپریالیستی گردن نهند، مانند مورد فارک. آن‌هایی که با افزایش عظیم عرضه ارتش‌های مشاوره‌ دهنده الیگارش‌های آمریکایی روبرو شده بودند، تسلیم گشتند و به حامیان توده‌ای خود خیانت کردند.

چارچوب انتخاباتی در درون اتحادیه اروپا - بویژه بانک‌داران آلمانی، قدرت‌های ناتویی، ارتش آمریکا و صندوق بین‌المللی پول، هم‌کاری چپ‌گرایان را با دشمنان طبقاتی تشویق نمود.

سیریزا از ابتدای بنیاد خود حاضر به گسست از اتحادیه اروپا و ساختار استبدادی آن نشد. و از روز اول دولت خود، حتی آشکارترین قروض انباشته شده غیرمشروع خصوصی و عمومی ناشی از رژیم‌های فاسد دمکراسی نو و راست‌گرای پاسوک را پذیرفت. در نتیجه سیریزا مجبور به گدایی و التماس شد.

سیریزا در اوایل می‌توانست استقلال خود را اعلام نماید، منابع عمومی خود را نجات دهد، بدهی‌های غیرقانونی دولت‌های قبل از خود را انکار کند، پس‌اندازهای خود را در برنامه های مشاغل جدید سرمایه گذاری نماید، روابط تجاری خود را بازتعریف کند، ارز ملی دایر کند، و پول نقره یونان باستان (دراچما) را ارزش زدایی کند که یونان را انعطاف پذیرتر و رقابت پذیرتر سازد. یونان برای این‌که بتواند از زنجیرهای سرسپردگی و ریاضت اقتصادی تحمیل شده الیگارش‌های خارجی رهایی یابد، باید از اتحادیه اروپا خارج شود، منکر قروض خود گردد و یک اقتصاد سوسیالیستی مولد براساس تعاونی های خودمدیریتی راه اندازی کند.

نخست وزیر یونان سپیراس، علی‌رغم قول‌های انتخاباتی خود مسیر مخرب میخائیل گورباچف رهبر سابق شوروی را درپیش‌گرفت، و به مردم خود خیانت نمود که بتواند در مسیر ائتلاف اطاعت کورکورانه تسلیم و فساد ادامه دهد.

درحالی‌که چندین نفر از رهبران رقابت سختی را جهت کسب »جایزه خائن سال» ارائه می‌دهند، اما خیانت آلکسیس سپیراس بیش‌تر و عمیق‌ترست که تا به امروز هم ادامه دارد. او وعده و وعیدهای بیش‌تری را زیرپا گذاشت و تعهدات مردمی (انتخابات و همه‌پرسی) بیش‌تری را سریع‌تر‌ از هر خائن دیگری نقض کرده است. علاوه براین چیزی کم‌تر از یک نسل به یونانیان اجازه ترمیم سیاست‌های چپ را نخواهد داد. چپ با دروغ‌های عظیم و هم‌دستی «منتقدان چپ» سابق سیپراس نابود شده است.

بدهی متراکم یونان حداقل به یک قرن نیاز دارد که پرداخته شود – در صورتی‌که حتی این کشور باقی بماند. ...!!!)

درباره نویسنده:

جیمز پتراس استاد بازنشسته (بارتل) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهامتون – نیویورک است، که کتب ومقالات زیادی در باره جنبش‌های چپ و مترقی جهان، از جمله مبارزات خلق‌های خاورمیانه و آمریکای لاتین نوشته است.

آدرس سایت اینترنتی استاد جیمز پتراس:


برگردانده شده از:

Deceit, Betrayal and the Left: The ‘Traitor of the Year Award’, By James Petras


سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت

اعلامیه حزب پان ایرانیست
جلوگیری از تشکیل نشست مرکزی جبهه ملی ایران را به شدت محکوم می‌کنیم
جبهه ملی ایران ، در کنار حزب پان ایرانیست و نیز حزب ملت ایران ، از حزب‌های ریشه دار ایران اند که پیشینه‌ی کنش‌گری آنان به دووران ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور می‌رسد .
حزب پان‌ایرانیست ، جلوگیری از فعالیت‌های احزاب ریشه‌دار را به شدت محکوم می‌کند و خواستار رفع همه‌ی محدودیت‌های ایجادشده برای احزاب با پیشینه‌ی مبارزاتی بیش از 60 سال در کشور ، می‌باشد .
برای آگاهی بیش‌تر هم‌میهنان ، متن اعلامیه روابط عمومی جبهه ملی ایران ، پیوست است .
پاینده ایران
20 اردیبهشت 1396
دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست
( هیات اجرایی / هاج )

ممانعت از تشکیل جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران
بر اساس نظر اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران، تصمیم بر آن بود که روز پنج شنبه ۲۱/۲/۹۶ شورای مرکزی جلسه عادی خود را در منزل آقای اصغر فنی پور عضو شورا برگزار کند.
به گزارش روابط عمومی جبهه ملی ایران ؛ صبح روز سه شنبه ۱۹۹ اردیبهشت ماه آقای فنی پور به صورت تلفنی از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی احضار گردید و به ایشان اخطار داده می شود که از برگزاری جلسه خودداری نمایند ؛ و در صورت نادیده گرفته شدن این اخطار نیروی انتظامی نسبت به برگزاری جلسه وارد عمل و برخورد جدی صورت خواهد گرفت.
متاسفانه دولتی که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است و ادعای آزادی و حقوق بشر دارد این‌گونه از تشکیل یک جلسه درون گروهی جلوگیری می نماید.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶
تهران ـ روابط عمومی جبهه ملی ایران

به مناسبت
«انتخابات» ریاست جمهوری
در جمهوری اسلامی

نهضت مقاومت ملی ایران
بنیانگذاردکتر شاپور بختیار

نهضت مقاومت ملی ایران
به مناسبت
«انتخابات» ریاست جمهوری
در جمهوری اسلامی

بنیانگذار نهضت مقاومت ملی ایران شاپور بختیار از همان لحظه‌ی نخست قدرت خمینی و پیش ازولادت شوم این نظام، از مخفی گاه خود در تهران، با در دست‌گرفتن جان خویش و با صدور اعلامیه‌ای صریح و قاطع به «رفراندم» نمایشی آن نه گفت؛ و از آن زمان تا کنون نیز سازمان او در پیشاپیش همه‌ی هموطنان ارجمند دیگر به همه‌ی نمایش‌های «انتخاباتی» دیگر این نظام نه گفته است.
امروز نیز در آستانه‌ی برگذاری نمایشنامه‌‌ای تشریفاتی ـ تبلیغاتی که عنوان دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی را یدک می‌کشد، پاسخ ما به این نمایش توهین آمیز نسبت به ملت ایران نه گفتن و تحریم قاطع آن است.
در اوضاع سیاسی ـ اقتصادی تیره و تاری که نظام مبتنی بر ولایت مطلقه‌ی فقیه بر میهن ما مستولی کرده‌است، و با نتایج اجتماعی و فرهنگیِ به‌غایت آشفته‌‌ی آن، همه‌ی جناح‌های رنگارنگ حاکمیت توتالیتر نیز، با چنگ‌ و دندان به‌جان هم افتاده‌ و هریک، با برملا کردن فساد و تباهی رقیب، بساط بی‌آبرویی کل دستگاه را بیشتر از دیگری گسترده‌‌اند بگونه‌ای که گویی همگی هم‌چون اصحاب کهف در خواب غفلت بسر می‌برند؛ غفلت از پایان ناگزیر دوران سلطه‌ی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خود و دستگاهی که ملت را نزدیک به چهار دهه به اسارت آن درآورده اند.
تأکید کنیم که در جمهوری اسلامی مفهوم انتخابات نیز هم‌چون سایر حقوق و قواعد مقرر در دمکراسی‌های دنیا بی‌معنی است. و این‌خود تنها یک نمونه از مشخصات بی‌شمار و بارز نظامی‌ است که در آن امکانِ بروز اراده‌یِ مردم که بایستی از طریق شرکت در انتخابات آزاد و اَمن از میان شخصیت ها و احزاب برخوردار از آزادی تشکّل و آزادی بیان و آزادی اجتماعات و اقتدارات قانونی واقعی برگزیدگانِ آن تجلّی ‌یابد از اساس محلی از اِعراب ندارد. و چه جای شگفتی؟ زیرا که در قانون اساسی جمهوری اسلامی جایی برای ملت تعبیه نشده و از رابطه‌ی ملت و حاکمیت ملی نشانی دیده نمی‌شود. همه جا، مردم یک گروه از امّت مستضعفی هستند که عنان اراده و اختیار خود را یکبار برای همیشه و بطور لایتغیّر به یک‌نفر سپرده‌اند و بنابر این همواره در قید قیمومت او خواهند ماند.
نیاز به یادآوری نیست که نخستین خشتِ کژ بَنایِ نظامی قهقرایی و ضدِ ایرانی که به اِعمال قدرت مطلقه‌ی ولی فقیه به‌نام حاکمیت شریعت انجامید، در همان رفراندم دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸ و اعلام جمهوری اسلامی توسط آیت‌الله خمینی در دوازدهم فروردین همان سال گذاشته شد.
چنان که در بالا گفتیم دکتر شاپور بختیار به‌این مناسبت و مقارن همان روزهای آشفته و بحرانی از مخفی‌گاه خود در تهران به ملت ایران پیام تاریخیِ مهمّی فرستاد و طی آن با صراحت مخالفت خود با جمهوری اسلامی را بدینگونه اعلام کرد:
«اختناق، ازهم گسیخت‌گیِ شیرازه‌ی کشور، اقتصاد درهم‌ریخته، زور و قلدری عده‌ای به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جای عُمّالِ سابق، همه‌جا به‌‌‌‌‌چشم می‌خورد و بالاخره، ما یک دیکتاتوری فرسوده‌ی فاسد را به یک دیکتاتوریِ با هرج‌و مرج تبدیل نموده‌ایم.
و تمام این‌ها به‌امید یک جمهوری اسلامی؛ حال این جمهوری اسلامی چه خواهد بود و چگونه به مسائل ما پاسخ خواهد داد، از من سئوال نفرمایید.
این موضوع مرا به‌یاد شعری از خواجه‌ی شیراز می‌اندازد:
در ره عشق نشد کس به‌یقین محرم راز هرکسی بر حَسَبِ فکر گمانی دارد
جواب شخص من اینست که هیچ‌کس به‌طور روشن نمی‌تواند چگونگی و مشخّصات این جمهوری را بیان کند. تا آنجائی‌که جناب آقای مهندس بازرگان، که در لطافت طبعش خلاف نیست، می‌فرمایند، تاکنون کتاب و رساله‌ای در این موضوع نوشته نشده‌‌است. و صحیح هم می‌گویند. پس شما از مردم می‌خواهید بروند به مجهول مطلق رأی بدهند، یا ندهند؛ راه دیگری هم خیر. در این‌حال رادیو و تلویزیون هم بیشتر از هر وقت از آزادی صحبت می‌‌کنند.
خواهران و برادران عزیز، من به چنین جمهوری رأی نخواهم داد زیرا آنرا منافی پیشرفت جامعه، سربلندی کشور، شکوفایی اقتصاد و اجرایِ واقعی حقوق بشر می‌دانم.»
هرچند که فضای سیاسی و محیط آشفته و تحریک‌شده‌ توسط گروهی معلوم‌الحال که آزادی و استقلال ایران و سعادت و بهروزی ملت ایران را وسیله‌ی اِعمال تعصبات کور خود پنداشته، در گرو منافع زودگذرِ شخصی خویش گرفته بودند آن‌چنان بود که آن رفراندم کذایی جمعیتی عظیم را به پای صندوق‌های سرگشاده‌ی رأی کشانید و منجر به اعلام جمهوری اسلامی گردید، امّا دیری نگذشت که بخش بزرگی از همان جمعیت به اشتباه عظیم خود پی برد.
مقایسه‌ی تعداد شرکت کنندگان دردو نوبت از همه‌پرسی‌های متعاقب فروردین ۱۳۵۸، شاخصی است برای کاهش سریع میزان اعتماد مردم به نظامی که در حال تکوین بود و دوری و تنفر روز‌افزون آن بخش از مردمی که دیگر نمی خواستند امّت مستضعف به‌حساب بیایند.
برطبق آمار رسمی رژیم در صد مشارکت مردم در همه‌پرسی فروردین ۱۳۵۸ بیش از نود و هشت درصد (۹۸٫۳۱٪)، بود. در مدتی قریب به هشت ماه بعد، میزان مشارکت مردم در همه‌پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذرماه همان‌سال به هفتادو پنج درصد و نیم (۷۵٫۵۶٪) کاهش یافت و بالاخره ده‌سال بعد و در ششم مرداد ۱۳۶۸ سیر نزولی شرکت مردم در رفراندم بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی و عدم تمایل ملت نسبت به حاکمیتی که ماهیّتش برایِشان هر روز بیشتر برملا می‌شد، به پنجاه‌و چهار درصد و نیم (۵۴٫۵۱ ٪) رسید.
نمونه‌ی بالا تنها یک شاخص از موارد عدیده‌ای از دوری روز افزون مردم و تنفر ایشان از حاکمیتی است که در چهار دهه‌ی گذشته با تعطیل آزادی‌های فردی و اجتماعی و زیرپا گذاشتن حقوق مسلم مردم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و بی‌توجهی مفرط به ایجاد حداقل امکانات برای تأمین زندگی روزمره‌‌‌‌ی آنان، مسبب اصلی نگون‌بختی ملت ایران بوده است.
این «انتخابات»، یا در واقع، معرکه‌گیری فریبکارانه، که در آن بار دیگر.آزادگی مردم به بازی گرفته شده و عزت و احترام ملت لگدمال می‌گردد نیز هم‌چون سایر برنامه‌هایی از این قبیل که در طی ۳۸ سال گذشته دولت‌ها در حاکمیتِ استبداد مطلقه‌ا‌ی به نام شریعت برپا کرده‌اند، کوچک ترین هم‌خوانی با اصول دموکراسی و مفاد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر ندارد و از هرگونه اعتباری ساقط است.
از این‌رو، نهضت مقاومت ملی ایران که از بدو پیدایش خود همواره مبارزه با نظام سیاه و ایران برباددهِ جمهوری اسلامی را در سرلوحه‌ی فعالیت‌های سیاسی خود قرار داده‌است مجدداً بر آن‌چه که دکتر شاپور بختیار سی‌و هشت سال پیش با استفاده از نخستین فرصت ممکن، در پیام نوروزی خود به ملت ایران و در مخالفت با جمهوری اسلامی بیان داشت تأکید می‌کند و اعلام می‌نماید که دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری در نظام قهقرایی و شدیداً ارتجاعی جمهوری اسلامی نیز هم‌چون همه‌ی این‌ گونه برنامه‌ها نشانه‌‌ی تحقیرِ ملت ایران، توهین به وی و منافیِ آزادی و آزادگیِ اوست.
نهضت مقاومت ملی ایران مانند همیشه شرکت در این نمایش زننده و خوارکننده را به نشانه‌ی عدم اطاعت از رژیم زور و جنایت تحریم کرده هموطنان را دعوت می کند تا با پشت‌ کردن به آن از حرمت و آزادی خود دفاع کنند.

ایران هرگز نخواهد مرد
۱۸ اردی‌بهشت ۱۳۹۶
۸ مه ۲۰۱۷

National Movement of the Iranian Resistance
Founded by Chapour Bachtiar

سناتور جان مک کین ،،،،، پسر عموی تروریست های مذهبی

سناتور جان مک کین ،،،،، پسر عموی تروریست های مذهبی

ماککین این سناتور جنایت کار٬پدرسیاسی و فکری البغدادی تروریست است٬از آنجایکه باند تبهکار مجاهدین ضد منافع و مصالح ایران در۳۸گذشته بوده اند در نوکری منافع بیگانگان قرار داشته اند٬جز تفرقه افکنی علیه نیروهای ضد رژیمی دستاوردی برای مبارزه با رژیم فاشیستی در ایران نداشته اند٬تن به هرنوع خیانت سیاسی علیه منافع مردم ایران داده و خواهند داد.. فرقه مستبد و انحضار طلب مجاهدین در ایران جائی نداشته و ندارند..اخلاق سیاسی و تعهد به حفظ منافع ملی برای این باند بیگانه پرستان ،به همان اندازه بی مسئولیت است که آخوندهای جنایتکار و ضد ایرانی در طول 38 سال گذشته از خود نشان داده اند.
پس از دیدار مک کین و مریم رجوی باید نگاهی عمیق تر به روابط و کار چاق کردنهای تروریستی جان مک کین انداخت، این دیدار باعث شد که فرضیه هایی را در مورد این معلول جنگ ویتنام در نظر بگیرم، هرچند اگر اسنادی هم در این مورد باشد نمیتوان به آن دسترسی داشت زیرا پرزیدنت بوش پسر دستور داد که آن اسناد بصورت محرمانه در بایگانی بماند
• فرضیه اول این است که سناتور مک کین در زمان باز داشت در ویتنام با اصول جنگهای پارتیزانی وتروریستی آشنا شده است و شاید تجربه او کمک بزرگی به کارتر گجستک پیش از آشوب پنجاه وهفت برای نشاندن تروریست های جمهوری اسلامی در ایران ، و پایدار کردن این تروریست ها در ایران با بوجود آوردن جنگ ایران وعراق بوده است.
• فرضیه دوم : همکاری او با بن لادن در افغانستان برای جنگ با روسها .
• فرضیه سوم : همکاری مک کین و کارتر و جمهوری اسلامی در به قدرت رساندن حزب الله در لبنان .
• فرضیه چهارم : دلخوری مک کین از جمهوری اسلامی برای کمک به جان کری در انتخابات و عاقبت ، همکاری جمهوری اسلامی در انتخابات با اوباما .
• فرضیه چهارم : همکاری مک کین با اسرائیل والبغدادی و پیدایش داعش .
• فرضیه پنجم : همکاری با مجاهدین وشاید مسلح ساختن آنان برای آشوبی دیگر در ایران ومنطقه، نه فقط برای برکناری جمهوری اسلامی، بلکه پایدار ساختن آخوندمتجاوز در ایران، زیرا نام مجاهدین باعث حمایت مردم در ایران از جمهوری اسلامی خواهد شد .
نگاهی به برداشت مجاهدین از دیدار مک کین و مریم رجوی ونقل قول مجاهدین از تعریفهای جان مک کین ،،،،،،،،، (شورای ملی مقاومت به نقل از آقای مک‌کین نوشت، «شكی وجود ندارد كه شما نه فقط خود متحمل درد و رنج بسيار شده‌ايد، بلكه بسياری از اقوام خود را به واسطه استبداد رژيم ايران از دست داده‌ايد ... شما برای آزادی، حق زندگی آزاد و حق انتخاب آينده – حقوقی كه خداوند به هر انسانی اعطا كرده است - به پا خاستيد و مبارزه و فداكاری كرديد.»)،،،،،، واقعا این گفتار نشانگر گوش درازی یک سیاستمدار کهنه کار در آمریکا نیست .
چگونه است که آقای مک کین دلش برای مجاهدین وخانواده آنان میسوزد ، یعنی برای کسانی که چند هموطن آقای مک کین را در شرایط دوستی بین دولت ایران وآمریکا ترور کردند .
چگونه است که دل آقای مک کین برای آن چند آمریکایی وخانواده آنها نمیسوزد. آیا این همان شیوه برداشت انگلیسها نمیباشد که چند قربانی میدهند تا دستگاه تبلیغاتی آنها بتواند چند میلیون قربانی بگیرد ، همانگونه که آمریکایی ها در عراق چند هزار قربانی دادند وچند میلیون قربانی در عراق وافغانستان ولیبی وسوریه وووو گرفتند .
آیا آقای مک کین فکر میکند که مجاهدین آنقدر احمق هستند که حرفهای اورا باور کنند ، همانگونه که کارتر گجستک و دارودسته او فکر میکردند که آخوند خمینی وآخوند های دیگر احمق هستند .
یا واقعا سن سناتور مک کین وفشار روزهای زندانی بودن در ویتنام اورا به حماقت کشیده است که فکر میکند ابصار مجاهدین را در دست دارد . وشاید این دیدار برای منحرف ساختن افکار ایرانیان خارج از کشور و کمک غیر مستقیم به ماندن جمهوری اسلامی میباشد وسدی جلوی پای فرزند آریامهر .
موضوعی که اهمیت دارد اینست که ، وجود مجاهدین در خارج از کشور همانقدر برای جمهوری اسلامی اهمیت دارد که جنگ عراق اهمیت داشت ، زیرا وجود مجاهدین خونی است در رگهای جمهوری اسلامی که باعث ترس مردم در ایران میشود ، و این ترس باعث ماندگاری آخوند در ایران .
وجود مک کین و جولیانی وووو که طرفدار جمهوری خواهان هستند و جان کری و کلینتون وووو که دمکرات هستند در پشت درهای بسته بنفع جمهوری اسلامیست و زمانیکه درها باز میشود همه آنها شارلاتان های مخالف جمهوری اسلامی میشوند .
نگاهی به دوران کارتر تا اوباما بیندازید ، سه رئیس جمهور دمکرات وسه رئیس جمهور ، جمهوری خواه ، یعنی شش رئیس جمهور آمریکا کارشان با دو رهبر آخوند وپنج رئیس جمهور شارلاتان در ایران فقط گردو بازی و الک دولک بوده است ، گردو را غیر ایرانی ها خورده اند و زو زو کشیدن و زو زو کردن الک دولک ، پس از دوان دوان دویدن برای ایرانی ها مانده است .
مهم نیست که مک کین روی صندلی نشسته است یا روی دوش مجاهدین، چه پایه های صندلی ، وچه پاهای مجاهدین در خون ایرانی قرار گرفته است .
عکسها نشانگر حقیقت است

بیانیه همجا: مسئولیت جنايات و سياستهاي مخرب رفسنجاني از حافظه هيچ نسلي زدودني نيست.

هاشمی رفسنجانی همانند بسیاری از مسببین استبداد در ایران بدون داوری مرد و فرصتی مهم از مردم ایران سلب شد تا یکی از بانیان جنایت و اختناق و سرکوب و خشونت در دادگاه عادلۀ فردای آزادی ایران به شرح ماوقع چگونگی همدستی زورمداران در تخریب ایران بپردازد.

از آنجا که حفظ رژیم واجبترین امر برای تمامی مسئولین رژیم ولایت فقیه است، کوشش می شود با اعمال جو سانسور شدید حاکم بر صحنۀ مطبوعات و رسانه ها چهرۀ فردی همچون رفسنجانی را موجه جلوه داده و دیوی را "فرشته آزادی" وانمود سازند تا بلکه نسلی را که از سوابق هاشمی رفسنجانی کم اطلاع است، در قضاوت و تشخیص سره از ناسره به اشتباه انداخته، انقطاع تاریخی ایجاد کنند. و به شیوه گوبلز آنچنان بی محابا دروغ های بزرگ بسازند که کسی را یارای ایستادن و مخالفت با تحمیق مردم نباشد.

استبدادیان غافل از آن هستند که حافظه و وجدان تاریخی ملتی را شاید بتوان بطور مقطعی بی حس کرد، اما تا زمانی که نسل های "شاهد" و مسئول و دیده بانان بیداری از تبار مردم هستند که تاریخ را آنجور که اتفاق افتاده است به نسل های بعدی انتقال می دهند، انقطاع تاریخی و نیز پاک کردن حافظۀ تاریخی ملت غیرممکن بوده و فردای آزادی ایران که دیوار سهمگین سانسور شکسته شود، حقیقت بر همگان نمایان خواهد شد.

همه می دانیم که اعتلای هر ملتی و کشوری منوط به وجدان تاریخی عمیق او است، تا راه رشد و اعتلا و زیست در آزادی و استقلال را از بیراهه استبداد خشونت گستر، باز یافته، و ویژگی‌ های الگوها و مؤلفه های دو جامعۀ حقوقمدار و استبداد زده را از یکدیگر به روشنی و در شفافیت باز شناسد. از اینرو همۀ نیروهای سیاسی دموکرات و آزادیخواه و مستقل موظفند که نقاب از چهرۀ عالیجنابان ردای قدرت پوش، برگیرند تا خمینی و لاجوردی و موسوی اردبیلی و رفسنجانی و خامنه ای را با سریشم دروغ به ارزش هایی چون عرفان و عزت و ایمان و مقاومت و...، نتوانند چسباند.

هاشمی رفسنجانی به روایت خاطرات و دستنوشت خود "عبور از بحران"، دستیار خمینی در بازسازی استبداد بوده و نیز آمر اصلی جنایات و فجایعی بسیاری که جان انسان‌ های بسیاری را ستانده است.

آیا می توان از حافظه ملت ایران موارد ذیل را که نوک کوه یخ اعمال مخرب و مسئولیت های رفسنجانی از ابتدای شکل گیری نظام جمهوری اسلامی است، پاک کرد؟!

● تسلط بر مجلس اول و تقلب به نفع کاندیداهای حزب جمهوری اسلامی و تبدیل آن مجلس به بازیچۀ خمینی و زمینه سازی برای استقرار ولایت مطلقه فقیه. خنده های کریه رفسنجانی در مقام ریاست مجلس اول وقتی آقای معین فر را "نمایندگان" حزب جمهوری به باد کتک گرفته بودند از حافظه ها پاک شدنی نیست.

● موافقت با گروگانگیری و دستیار خمینی شدن، و آنرا وسلیه حذف مخالفان گرداندن.

● اجرای طرح کودتای خزنده بر ضد رئیس جمهور وقت اقای بنی صدر در خرداد ۶۰.

● نقش داشتن در ادامۀ جنگ ۸ ساله برای استقرار استبداد در سایۀ جنگ، و به اقرار خود در عبور از بحران تقلا برای نقش بر آب کردن کوشش سران جنبش غیرمتعهدها که به دعوت رئیس جمهور وقت، با وادار کردن صدام به قبول صلح و پرداخت غرامت، قصد ورود به ایران را داشتند.

●علاوه بر نقش داشتن در ادامۀ جنگ ، نوشاندن جام زهر شکست به خمینی در جنگی که ادامۀ آن جز تلفات میلیونی انسانی و به اقرار خود وی بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت مالی برای ایران به ارمغان نیاورد.

● ایفای نقش مستقیم در براه انداختن بساط اعدام و شکنجه بعد از کودتای ۶۰، در زندان ها و با دستیاری اسدالله لاجوردی، به اقرار خود وی در عبور از بحران (۴ مهر ۱۳۶۰ صفحه ۳۰۲): ناهار را در منزل آقای موسوی اردبیلی با حضور آقایان مهدوی کنی، خامنه ای و احمد اقا بودیم. آقای مهدوی کنی پیشنهاد داشت به کلی اعدام ها قطع شود و با محاربان ملایمت کنیم، که تصویب نشد"

● تحمیل خامنه ای به استناد دستخطی جعلی از خمینی به "مقام رهبری" به جامعۀ ایران. همان طور که ناطق نوری پس از مرگ رفسنجانی به این "خدمت ناگهانی" رفسنجانی به خامنه ای با صراحت اشاره کرد.

● چشم بستن بر ترور آیت الله لاهوتی، پدر دو داماد خویش و نیز قتل ناحوانمردانۀ دکتر کاظم سامی.

● در دو دورۀ "ریاست جمهوری" رفسنجانی، سازمان ترور زیر نظر وی و خامنه ای و با هدایت میرغضب وی، فلاحیان، به کار ترورهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مشغول گردید که به قتل های زنجیره ای معروف شد، تنها در خارج از کشور حداقل ۸۰ تن از مخالفان حکومت در خارج از ایران ترور شدند. منجمله عبدالرحمن قاسملو، عبدالرحمن برومند، شاپور بختیار، کاظم رجوی، فریدون فرخزاد، صادق شرفنکندی، دهکردی و ... .

در جریان رسیدگی به ترور میکونوس در سال ۱۹۹۲(۱۳۷۱)، در حکم دادگاه آلمان از اکبر هاشمی رفسنجانی، در کنار علی خامنه ‌ای، علی‌ اکبر ولایتی و علی فلاحیان به عنوان آمران کشتار و ترور دولتی در رستوران میکونوس برلین نام برده شد.

● خانم شیرین عبادی میگویند:"بعنوان وکیل وقتی پرونده مرتکبان قتل های زنجیزه ای در اختیارم قرار گرفت، قتل هایی که از دورۀ فلاحیان وزیر اطلاعات آقای رفسنجانی شروع شد، حداقل به ۴۰۰ قتل اعتراف کرده بودند. "از یاد نبریم قتل سعیدی سیرجانی ومیرعلایی و زال زاده و تفضلی و ...، از آنجمله بوده اند.
● آشکار ساختن درک کوته و توهین آمیز خود از آزادی و حقوق انسان در پاسخ به چرایی به زندان انداختن عزت ‌الله سحابی در سال ۶۹ با جملۀ: «پر رو شده بود، دادم رویش را کم کنند»!
● در تابستان۱۳۷۵، در دورۀ "ریاست جمهوری" رفسنجانی، دستگاه اطلاعاتی دولت وی قصد روانه کردن اتوبوس حامل نویسندگان ایرانی در راه ارمنستان به قعر دره را کرد، تا تعدادی از نویسندگان ایران را یک جا به قتل برسانند که خود یکی از موارد مهم مطرح در قتل‌ های زنجیره‌ای ایران است. دو تن از چهار متهم اصلی دادگاه قتل‌ های زنجیره ‌ای، به طور مستقیم در این قضیه دخالت داشتند. خسرو براتی رانندۀ این اتوبوس و عامل انجام این کشتار بود، و مصطفی کاظمی فردی بود که مسافران را مورد بازجویی قرارداد. غفار حسینی شاعر، مترجم، استاد دانشگاه و از فعالین کانون نویسندگان ایران، قبل از ماجرای اتوبوس ارمنستان در جلسۀ جمع مشورتی کانون نویسندگان برای سفر به ارمنستان با اتوبوس، ضمن خودداری از پذیرش دعوت برای حضور در این سفر، به دیگر اعضا به صراحت هشدار داده بود که «همه ‌تان را می‌ اندازند به ته دره». وی یکی دیگر از قربانیان قتل ‌های زنجیره ‌ای است که در بیستم آبان ۷۵ در منزل مسکونی خود در تهران به قتل رسید. فرج سرکوهی بعدها در نامه ‌ای به پیام امروز نوشته ‌است: «خبر را آقای هاشمی (مهرداد عالیخانی)، در یک جلسۀ بازجویی به من داد و گفت: «غفار راهم حذف کردیم».

● دفاع بی چون و چرا از جلادی همچون لاجوردی رئیس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت، بطوری که سید هادی خامنه ‌ای اخیراً در مصاحبه ای فاش کرده است، او از حامیان اصلی ماندن لاجوردی بر مسند بوده است.
● دست داشتن مستقیم در دو معاملۀ پنهانی بر سر گروگان ها با گروه ریگان و بوش که اولی افتضاح «اکتبر سورپرایز» و دومی "ایران گیت" نام گرفت.
● فاش کردن ایران گیت و مخالفت با کشتار علیه بشریت سال ۶۷ توسط آقای منتظری را بهانۀ کودتا علیه وی قرار دادن، و به قتل رساندن داماد وی با همدستی علی خامنه ای

● باز سازی مناسبات سرمایه داری رانتی و اجرای طرح صندوق بین ‌المللی پول، آنهم ناقص. آن طرح را که با حذف پارامترهای مربوط به لزوم رعایت آزادی های سیاسی و استقرار دمکراسی و مقروض ساختن اقتصاد ایران با رویه کردن قرضه های مکرر از قدرت های خارجی پیاده کردند، ضربۀ مهلکی بود از سیاست اقتصادی دولت رفسنجانی بر پیکر نحیف جنگ زدۀ ایران. با شکل گیری انواع مافیاها در زمینه های نفت و ارزاق عمومی و مواد مخدر و ارز و اشیاء عتیقه و ...، رانتخواری تحت لوای "خصوصی سازی" رواج یافت و نیز مجوز ورود سپاه پاسداران به عرصۀ اقتصادی کشور را صادر شد، تا همراه "آقا زاده ها"، منجمله فرزندان خودِ رفسنجانی به قاچاق کالا از طریق اسکله های غیر مجاز، روی آورند.

●سیاست افزایش واردات با تکیه بر درآمدهای نفتی سبب ایجاد تورم ۴۹.۵ درصدی در سال ۷۴ گردید. بگذریم که کسری تراز حساب جاری در سال ۱۳۷۰، به ۱۱.۴ میلیارد دلار رسید که این میزان کسری، رکوردی در تجارت خارجی ایران تا آن زمان به شمار می رفت. از جمله صدمات مجوز رفسنجانی به ورود سپاه پاسداران به حوزه اقتصاد، شکل گیری مافیای آب و نیز ساختن سدهای غیر کارشناسی شد که هم اکنون حاصلش خشکیدن دریاچه ها و تالاب های ایران است.

●دستیار خامنه ای بودن در ایجاد بحران در منطقۀ خاورمیانه و نیز بحران هسته ای و ...
● و...

در اغلب جنایات و خیانتهایی که اقای رفسنجانی دست داشته است خامنه ای را نیز با وی شریک جرم بوده است اما از آنجا که قدرت، تمرکز جو است و" دو درویش در گلیمی بخسبند ولی دو پادشاه در اقلیمی نگنجند"، مابین خامنه ای و رفسنجانی بر سر اینکه سهم شیر نصیب مافیای متعلق به کدام یک از آنها و خاندانشان شود، دعوای قدرت در گرفت و خامنه ای که خود روزی بر دوش رفسنجانی از پلکان قدرت بالا رفته بود، در ادامه نردبان خود را دچار سقوط کرد. اما رفسنجانی دیر فهمید که خود کرده را تدبیر نیست، به تعبیر خود وی آسیاب به نوبت! همانگونه که زمانی جامعه به این باور رسیده بود که رفسنجانی بعد از اینکه از احمد خمینی برای القای منویات خودش به خمینی سوء استفاده کرد، وی را بقتل رسانید تا راز این سوء استفاده پنهان بماند، اکنون نیز زمزمه به قتل رسیدن خود وی توسط عوامل خامنه ای در افکارعمومی وجود دارد. چنانچه وی را نیز بقتل رسانیده باشند که همانند هر قتل دیگری محکوم است، منطق زور رژیمی مبتنی بر قدرت را نشان می دهد و بار دیگر اثبات می نماید که این رژیم اصلاح پذیر نیست وبرای تمرکز قدرت در دست ولایت فقیه نه تنها به حقوق مردم تأسی نکرده و احترام نمی گذارد، بلکه یاران دیرین و همدستان خود در جنایت را نیز از سر راه برمی دارد. در واقع همان منطق مشت آهنین در مقابل مخالفان و توهین و تهدید و حبس و زندان، یقه خود وی و فرزندانش را گرفت . چرا که قدرت ضد ارزش است و اخلاق و انصاف نمی شناسد.

بدیهی است که چرخش رفسنجانی و ژست مخالفت با خامنه ای را گرفتن، نه از سر باور به حقوق انسان و حق مردم و ارزش رأی آنها بود، به نحوی که عده ای گمان کردند هاشمی به سوی مردم چرخیده است!، بلکه بر میزان مصلحت اندیشی خارج از حقوق که خاصۀ رفسنجانی بود، صورت می گرفت، تا در هنگامۀ طرد شدن از مقام قدرت، بلکه خود را به مردم آویزد تا دوباره برای رسیدن به جایگاه قدرت "رأی" آنها را وسیله کند. ابتدایی ترین شرط چرخش بسوی مردم و به رسمیت شناختن حقوق آنها اقرار به خطا و جنایت و اظهار ندامت و پشیمانی از عملکرد گذشتۀ خود است. اما وی هیچگاه اظهار ندامت نکرد و همواره تکرار کرد که من تغییری نکرده ‌ام، بلکه این مخالفان من بودند که تغییر کردند و به سوی من آمدند!

بی دلیل نیست که هاشمی رفسنجانی هیچگاه نتوانست در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و در دفاع از حقوق مردم ایران کلمه ای به شفافیت و صراحت بمیان آورد. حتی دیدار دخترش فائزه از خانوادۀ بهاییان را اشتباه بزرگ وی دانست که باید جبران کند. ولی جبران را برای خودش فراموش کرد، در عین حالی که درابراز "عشق به رهبر"، صراحت و تعجیل داشت.

در رد القای این امر که گویا رفسنجانی درخرداد ۷۸، در مقابل کاندیدای خامنه ای، ناطق نوری، قرارگرفته و به نفع خاتمی موضع گرفته است، آقای ابطحی رئیس دفتر و دوست آقای خاتمی اخیراً در مصاحبه با آقای دهباشی گفت": من آقای هاشمی را از متحدین آقای خاتمی قبل از انتخابات نمی بینیم. آقای هاشمی خودشان گفتند به آقای ناطق رأی بدهید".

همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران بر این نظر است که اما القای این ترس و واهمه در بین مردم که با مرگ رفسنجانی جو ترس و رعب افزوده خواهد شد چرا که "مردم حامی خود را از دست داده اند"، از جمله ترفند های خود رژیم است تا جو ترس و ارعاب را افزایش دهند. در حال حاضر یکی از دو رأس خیمۀ ولایت فقیه افتاده است و خامنه ای اکنون که یکه تاز میدان قدرت بی رقیب شده است، برسرکوب می افزاید. اما این امر دلیل بر این نیست که مردم ایران در توانایی خود در مبارزه با استبداد و عاملانش، خصوصاً شخص خامنه ای در رأس رژیم جمهوری اسلامی دچار وقفه و انفعال گردیده و یا جنبش آزادیخواهی و استقلال طلبانۀ آنها متکی به فرد شود. چرا که سرنوشت وطن ما ایران تنها با ارادۀ مردم ایران و به دست توانای آنها است که رقم می خورد. فردی خائن و جانی و مستبد چون رفسنجانی را که مسبب بسیاری از نابسامانی‌ها و خرابی ها و گستردگی جو خشونت در امروز ایران بوده است را "حامی مردم" تلقی کردن، در واقع توهین بزرگی است به توانایی، منش، عزت و استقلال مردم ایران.

همبستگی ملی جمهوریخواهان ایران،

دی ماه ۱۳۹۵

نهضت مقاومت ملی ایران

بنیانگذاردکتر شاپور بختیار

National Movement of the Iranian Resistance
Founded by Chapour Bachtiar

بیانیه‌ی نهضت مقاومت ملی ایران
مرگ پدرخوانده
درگذشت رفسنجانی
سایه ی خمینی در نظام جمهوری اسلامی

روز یکشنبه نوزدهم دیماه، هاشمی رفسنجانی، پدرخوانده ی همه ی جنایتکاران جمهوری اسلامی به مرگی بی مقدمه و ناگهانی، و مانند بسیاری از مرگ های سیاسی دیگر در این نظام مشکوک، درگذشت.
او، سایه به سایه ی خمینی رهبر مکار خود، یکی از دو کسی بود که، نظام ضدایرانی و ضدآزادی جمهوری اسلامی را بنیاد نهاده بودند. او یکی از دو جنایتکاری بود که با پایان دیکتاتوری محمد رضاشاهی، با ضدانقلاب اسلامی خود، انقراض نظام دموکراسی مشروطه را، که پس از یک ربع قرن مبارزه و فداکاری ملت به سوی احیاء می رفت، عملی کردند، و هفتاد سال پس از انقلاب مشروطیت انتقام آخوندهای مرتجع را از بنیانگذاران پیشروِ مشروطه گرفتند.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی، که پیش از عزیمت به قم برای «تحصیلات» دینی، تنها چند سالی آموزش عادی، آن هم در مدارس سنتی، دیده بود با تأسیس جمهوری اسلامی به مقتدرترین مرد ایران پس از خمینی تبدیل شد و بزرگترین سمت های این نظام را یکی پس از دیگری، و اغلب چند سمت را همزمان، اشغال کرد. او که پیش از ضدانقلاب اسلامی ثروتی معتنابه اندوخته بود و پس از آن نیز توانست آن را بسی گسترده تر سازد، به هنگام مرگ، با هم مسلک و همدست سابق خود سید علی خامنه ای، یکی از ثروتمندترین مردان کشور بود.
رفسنجانی به عنوان مقتدرترین عضو شورای انقلاب از همان ابتدا، پس از خمینی در عمل پرقدرت ترین مرد جمهوری اسلامی و در همه ی تصمیمات عمده ی روزمره ی آن مرجع اصلی تصمیم گیری بود. او بود که به عنوان نماینده ی فرمانده کل قوا بر سرنوشت جنگ ایران و عراق، با هشتصد هزار کشته ی ایرانی آن، و میلیاردها دلار خرابی و خسارت مالی دیگر، حاکم بود و از راه هایی که رمز آنها را در دست داشت، با جلب موافقت خمینی، در ادامه یا پایان آن تصمیم می گرفت. او افزون بر عضویت شورای انقلاب و فرماندهی عملی جنگ، رییس مجلس شورای اسلامی بود و دو دوره نیز خود را به ریاست جمهوری رسانید .
مهم ترین خصیصه های او که آنها را از معلم و رهبر خود خمینی آموخته بود، عدم تردید در ارتکاب قتل مخالفان رژیم و برای پیشبرد نیات خود و استفاده از حیله و فریب در راه مقاصد سیاسی بود.
با مرگ ناگهانی و غیرمنتظره ی علی اکبر هاشمی رفسنجانی طومارِ حیات فردی بسته شد که سال‌ها پیش از فتنه‌ی خمینی مرید آیت‌الله شده بود و به‌عنوان یکی از معماران مؤثر و متنفذِ جمهوری اسلامی نزدیک به چهار دهه با داشتن مقامات متعددِ رهبری، خواه در مرکز قدرت و خواه نزدیک به‌‌آن، از گردانندگان اصلی نظام دیکتاتوری و توتالیتر حاکمیت شرعی در ایران به‌شمار می‌آمد‌.
هاشمی رفسنجانی از مؤسسان «جامعه‌ی روحانیت مبارز» در سال ۱۳۵۶ بود. این «جامعه» بعد از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به مؤثرترین تشکل سیاسی آخوندهای محافظه‌کار تبدیل شد و رفسنجانی تا هنگام مرگ در آن عضویت داشت.
علاوه بر سمت های بالا ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱۳۶۸ – ۱۳۹۵) و نمایندگیِ مجلس خبرگان رهبری (۱۳۶۱ – ۱۳۹۵) نیز از سمت‌های مهم هاشمی رفسنجانی محسوب می‌شود.
از ویژگی‌های دو دوره‌‌ی ریاست جمهوری وی در سال‌های۱۳۶۸ – ۱۳۷۶ می توان به نتایج خانما‌ن‌برانداز اقدامات ویران‌گرایانه‌ی «دولت سازندگیِ» او و سیاست تعدیلِ اقتصادی همان دولت که به ثبت رکود تورم پنجاه درصدی و فشار شدید به طبقات محروم انجامید، اشاره کرد.
در حذف بلااستثنایِ دگراندیشان و دخالت مستقیم در برنامه‌ریزی و صدور دستورات برای انجام جنایات بی‌شماری همچون قتل دکتر شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر نظام مشروطه پس از کنار رفتن شاه و پایان دیکتاتوری او، بنیان‌گذار و رهبر نهضت مقاومت ملی ایران، قتلِ دکتر عبد‌الرحمن برومند، رئیس هیئت اجرائی نهضت مقاومت ملی ایران، قتل شمار بزرگی از مخالفان ایرانی پناهنده در کشورهای خارجی و همچنین کشتار شمار بزرگی از اهل فکر و قلم کشور، معروف به «قتل‌های زنجیره‌ای» و قتل فجیع داریوش و پروانه ی فروهر، که در دوران صدارت او انجام یا برنامه ریزی شد دستان این سیاست‌باز تبه‌کار را در خون والاترین فرزندان ملت ما فروبرده بود.
این سیاستمدار «معتدل» به اتهام دست داشتن در قتل کادرهای حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس برلین از طرف دادگاه فدرال آلمان تحت پیگرد بود و به اتهام مباشرت در انفجار مرکز یهودیان آرژانتین با چندین ده نفر مقتول در آن تحت تعقیب بین المللی قرار داشت و نمی توانست به خارج از کشور مسافرت کند.
سرکردگی بازی فریبکارانه ای بنام اصلاح طلبی که هدف بلافصل آن رونق بخشیدن به بازیهای کاذب انتخاباتی و غایت آن نگهداری مؤثرتر از نظام توتالیتر ملایان برای افزایش بر طول عمر آن است تا کنون توانسته جمعی از سرخوردگان نظام را گردآورد و بخشی از عوام ساده دل کشور را همچنان به صندوق های آراء دلخوش نگهدارد؛ آنهم در کشوری که در آن اثری از کمترین آزادی سیاسی و اجتماعی برای احزاب و سندیکاها، آزادی بیان برای شهروندان و مطبوعات و نویسندگان، حق فعالیت آزاد برای وکلای دادگستری در دفاع از موکلان سیاسی خود و حتی از موکلانی که کمترین فعالیت سیاسی هم نداشته اند، وجود ندارد .
مرگ رفسنجانی فرصتی مغتنم برای بیت رهبری به‌وجود آورده است که با شدتی بیشتر رقبایِ باقی مانده را از میدان براند و این خود به آشفتگی اوضاع داخلی نظام دامن زده و کل آن را با بحرانی به مراتب بزرگ‌تر از بحران موجود روبرو ساخته، آن را بر سر دوراهی بود و نبود قرار خواهد داد.
اگر بتوان گفت که خمینی قلبِ، امروز از کارایستاده ی، جمهوری اسلامی بود در این که، پدرخوانده ی نظام، رفسنجانی مغز آن بود نمی توان تردید روا داشت. می توان اطمینان داشت که مرگ این مغز، دست کم از لحاظ نمادین، از سقوط نزدیک جمهوری اسلامی خبر می دهد. با مرگ پدرخوانده بازار مکاره ی اصلاح طلبی به سرعت رو به کساد می گذارد و اصلاح طلبان یتیم، به این شکل یا به آن شکل، به شکار قدرت مست و مغرور «رهبری» تبدیل شده از میان می روند. با این وضع جدید زهر اصلاح طلبی که به خارج نیز صادر شده بود و چندین سال بدن ناتوان محافل به اصطلاح مخالف را فلج کرده بود جادوی خود را از دست می دهد.
در این میان وظیفه‌ی همه‌ی ایرانیانِ آزادی‌خواه، دموکرات و وطن‌دوست ‌است که با اغتنام فرصت و به‌کنار گذاشتن اختلافاتی که ثبات ایران و آینده‌ی ملت آن‌ها را قابل اغماض می‌سازد به اتحاد عملی که پای‌بندی به دموکراسی و وظیفه‌ی وطن‌دوستی ایجاب می‌کند، تحقق بخشند.
ایران هرگز نخواهد مرد
۲۰ دی‌ماه ۱۳۹۵
۹ ژانویه ۲۰۱۷

ناسیونالیسم پایه و اساس نژادپرستی، راسیسم و فاشیسم است!

ناسيوناليسم با ساختن مليت ها، ساختار جامعه را طوری بازسازی کرده است که امکان
رقابت سرمايه را در مکانهای متفاوت جغرافيای سياسی فراهم آورده است. تقدس خون،
خاک و زبان، کهنه پرستی، منزه جلوه دادن مليت "خود"، اهريمن سازی از مليتهای
ديگر، اشاعه تنفر ملتی از ملتی ديگر از ويژه گيهای فکری ناسيوناليسم است. برای
اشاره به محصول ناسيوناليسم ميتوان به وقايع افغانستان، يوگسلاوی در دهه نود ميلادی،
نسل کشی رواندا و کشتار در فلسطين و اسرائيل و وقايع چچن اشاره کرد. بلوک غرب
به جنگهای بين ملتهای آذربايجان و ارمنستان، چچن و يوگسلاوی احتياج داشتند تا
هژمونی خود را بر دنيا تثبيت کنند. تا بهره کشی انسان از انسان را موجه جلوه دهد و
نابرابری اجتماعی را ازلی و ابدی قلمداد کند.
ناسيوناليسم فلسفه ای است برای مشروعيت بخشيدن به کشتن انسان به دست همنوعش.
ايدئولوژی است که استثمار و به انقياد کشيدن انسان را موجه جلوه ميدهد. فلسفه ای است
که ساخت، انباشت و بکارگيری سلاحهای کشتار جمعی و پاکسازی قومی را توجيه
ميکند. ناسيوناليسم در پروسه تاريخی خود اکنون به درجه ای از زوال و اضمحلال
رسيده، اما بعنوان سلاحی در دست صاحبان سرمايه بشريت را تهديد خواهد نمود.
ناسيوناليسم و راسيسم، دو پديده و آفريده های جامعه سرمايه داری هستند، هر روزه در
متن تاريخ توليد و باز توليد می شوند. کاهش رفاه عمومی برای توده های مردم در
جوامع پيشرفته صنعتی و نابودی کامل آن در بخش های ديگری از جهان، نشانه های
زنده اين تحول هستند.
از آنجا که نظام کارمزدی انسانها را مجبور ميکند تا برای ادامه بقاء، نيروی کار خود
را، درست مثل هر کالای ديگری در بازار بفروشند، انسان ها، گريزی از اين ندارند تا
به تبع مناسبات ميان کالاها همنوعان خود را بديده رقيبان خود بنگرند و در لباس
کارگران و بيکاران در مقابل هم قرار گيرند. بر اساس منطق سرمايه وجود هر انسانی
تهديدی است برای ديگری. و اين درست همان چيزی است که راسيسم و ناسيوناليسم بر
آن پای می فشارند.
راسیسم و فاشیسم ایده و نظرنیستند،
راسیسم و فاشیسم جنایت علیه انسانیت اند!
نوامبر 2016
شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی ) فریاد خاوران(
انجمن حق زنان
مادران پارک لاله استکهلم -
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران سوئد –
کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد

جایگاهِ جنبش هایِ اجتماعی و سازمانهای سیاسی در اپوزیسیون

امروزه در سراسر جهان، مردم برایِ بهبودیِ زندگی در تمامِ ابعادِ اجتماعی مبارزه میکنند.در کشورهایِ پیشرفته و نسبتا آزاد و دمکراتیک، ابعادِ کنش هایِ اجتماعی متنوع تر بوده، مردم در حیطه هایِ سازمانهایِ سیاسی و همچنین در گروه هایِ درگیر با مسائلِ محدوترِ اجتماعی، از جمله جریاناتِ حقوقِ بشری و مدافعِ محیط زیست، فعالیت میکنند. واقعیت این است که در جوامع طبقاتیِ سرمایه داری، حتی در نوع مدرن تر و آزادترِ آن، صاحبان قدرت و ثروت و شرکت های اقتصادی قادر هستند که در مناسبات سیاسی دخالتِ هژمونگرانه داشته، به نفعِ کاندید هایِ مورد نظر خود برایِ "انتخاب" به مسئولیتهایِ اداری عمل کنند. نظام انتخاباتی از ظرفیت و اعتبارِ دمکراتیکِ کافی جهتِ تعیینِ نماینگانِ واقعیِ مردم برای پیشبردِ خواسته هایِ حق طلبانهِ توده ها بویژه جمعیت کارگری، زحمتکش و محروم برخوردار نیست. با اینحال، در برخی از مقاطعِ تاریخی و با ظهورِ شرایط ویژه، توده های مردم توانسته اند که در عینِ استفاده از اهرم های انتخاباتی در اوضاع سیاسی و اجتماعی تاثیر سرنوشت ساز بگذارند. در سه دههِ اخیر در امریکایِ لاتین و در سالهای اخیر در برخی از کشور هایِ اروپائی (ب.م. یونان، اسپانیا و پرتقال)، شخصیتها و جریاناتِ مترقی امکان یافته اند که با رایِ مردم به نهاد های سیاسی برایِ مدیریت (ب.م پارلمان، شورای شهر و ..) راه یابند. در این رابطه، سازمانهای سیاسی و احزاب نقشِ موثری داشته اند. جنبشهایِ اجتماعی نیز در مبارزاتِ خود تاثیرِ قاطعی در مناسباتِ توزیعِ قدرت در جامعه میگذارند. در مقایسه با سازمان هایِ سیاسی، خصلتِ فعالیتها در جنبشهای اجتماعی قابل انعطاف تر بوده، اهدافِ آنها، لزوما، دگرگونیِ رادیکال در تمامیتی از مناسباتِ اجتماعی نیست و فعالیتِ آنها، اغلب جهتِ بهتر نمودنِ وضعیت زندگی، بویژه برای توده هایِ زحمتکش در حوزه های اجتماعیِ و از جمله برای تحققِ مطالباتِ کارگری، برابر حقوقیِ زنان، بهبودیِ محیط زیست و رعایتِ حقوقِ بشر میباشد. در عین حال واقعیت این است که فعالان در این جنبشها و جامعه مدنی، نهایتا، نیروی اصلی را برای ایجاد دگرگونی بنیادیِ اقتصادی و اجتماعی در هر جامعه تشکیل میدهند. در برخی جوامعِ دمکراتیک تر (بویژه در غرب) که بدلایل مختلف و از جمله وجودِ هژمونیِ فرهنگی سرمایه داری (ب.م. مصرف گرائی و سودجوئیِ فردی)، توده های مردم به مسائلِ سیاسی علاقمندیِ خاصی نشان نداده در فعالیتهایِ حزبی کمتر شرکت میکنند، جنبشهایِ اجتماعی که حیطهِ فعالیتِ آنها بیرون از حوزهِ سیستمِ رسمیِ سیاسی است، توانسته اند در جذبِ مردم به مسائلِ اجتماعی و تقابل با قدرتهایِ حکومتی و اقتصادی، سهمِ بیشتری داشته باشند.
یک نمونه از جریاناتِ مبارزِ غیر حزبی، ظهورِ جنبشِ "زندگی سیاهان هم اهمیت دارد" در امریکا است که در سالهایِ اخیر در واکنش به سیاستهایِ سرکوبگرانه و سازمان یافتهِ ارگان هایِ حکومتی علیهِ بخش هایِ زحمتکش و محرومِ جامعه در کل و بویژه خشونتِ عریانِ پلیس علیهِ سیاهان و سایرِ اقلیت ها (ب.م. بخش هایی از جمعیت با پیشینهِ لاتین، اسلامی و بومی/سرخپوستی)، شکل گرفته است. طبقِ نظرِ یکی از اندیشه پردازانِ اجتماعی، براین پی جونز؛ در این دورهِ "دستگیری هایی توده ای"، امریکا در میان کشور های جهان، جایگاه اول را به تعداد جمعیت دارد و تقریبا 2.3 میلیون که یک میلیون آنها آفریقائی امریکائی هستند، در زندان بسر میبرند (مانتلی ریویو، سپتامبر 2016:ص 2). با اینکه مبارزه از جانبِ جنبشهایِ مدافعِ برابر حقوقی برایِ سیاهان در سالهایِ 60 و 70، باعث گردید که زمینه هایِ سیاسی جهتِ پیروزیِ انتخاباتی برایِ بخشی از فعالانِ آفریقائی آمریکائی بوجود آید، اما بعد از فروکش نمودنِ فعالیتهایِ این جنبشها (به دلایل مختلف) در سالهایِ بعد، برایِ ممانعت از تعمیقِ مطالباتِ عدالتجویانه، سیاستهایِ سرکوبگرانهِ حکومتی و خشونتِ پلیس علیه محرومان، اقلیتها و سیاهان افزایش یافت. امروزه در امریکا به مانندِ دیگرِ جوامع، پلیس و دیگر نهاد هایِ انتظامی، در راستایِ حفظ نظام و قوانینِ حاکم، همچون پاسدارِ نظام موجود عمل میکنند. واقعیت این است کهِ با توجه به وجود فاصله طبقاتی و اختلافِ فاحش در جایگاهِ قدرت بینِ طبقات و اقشار گوناگونی جامعه، بخشِ عمدهِ قهرِ حکومتی متوجهِ توده هایِ محروم و بویژه سیاهان است.
در واقع، نبودِ تشکل هایِ سیاسیِ نیرومند (کارزارِ انتخاباتیِ برنی سندرز که خود را سوسیالیست معرفی می نمود ادامه نیافت و گروه های رادیکال دیگر مانندِ حزب سبز از پایگاه اجتماعی اندکی برخوردار هستند) و در عوض، موثر بودنِ خصلتِ جنبشی برای پیشبردِ اهدافِ محدودتر اجتماعی و طلب برایِ احقاقِ آنها در چارچوبِ نظامِ موجود، یکی از دلایل برایِ ظهور جنبش هائی مانندِ حرکتِ سیاسیِ ضد خشونتِ پلیس در امریکا بوده است. گرچه این جنبش ها دارایِ بدیلِ روشن و فرموله شده برایِ سازماندهیِ سراسریِ اقتصادی اجتماعیِ جامعه ندارند، اما پروسهِ پر تلاطمِ مبارزات برایِ مقابله با انواعِ ستمهای اقتصادی و اجتماعی و معضلاتی مانندِ تداومِ نژادپرستی و خشونتِ پلیس، کمک نموده است که راه کار ها و اشکالِ جدیدِ ارزنده ای (گرچه هنوز محدود) برایِ ایجادِ دگرگونی هایِ عادلانهِ اجتماعی در افقِ مطالباتِ مردمی قرار بگیرند. با اینحال، در اغلبِ مواقع، دست آورد هایِ حاصل شده از مبارزاتِ جنبشی، خصلتِ رادیکال و ریشه های نداشته، محدود هستند.
در امریکا، بخاطرِ وجودِ چندین دهه مبارزات از سویِ جنبش هایِ مدافعِ حقوقِ دمکراتیک و صنفی و از جمله طرفدارانِ برابر حقوقی برایِ زنان، سیاهان و اقلیتهای ملی، دست آورد هایِ قابلِ ملاحظه ای پدیدار گشته است. هم اکنون فعالیتهایِ ضد خشونتِ پلیس باعثِ برخی پیگرد هایِ قانونی علیهِ عناصری در دستگاه انتظاماتیِ امریکا شده است. اما هنوز تا ایجادِ دگرگونی هایِ بنیادی مساواتگرانه در مناسبات اقتصادی و اجتماعی فاصله زیادی وجود دارد. نمونهِ دیگر، مبارزه از سویِ جنبشِ ضدِ پروژهِ لوله کشیِ سراسریِ نفت و گاز در امریکا و کانادا (معروف به کی استون پایپ لاین) که نیرویِ اصلیِ آن را بومیان امریکائی ( از جمله قبیلهِ استندینگ راک سایوز که عمدتا نگرانِ تخریب در اقلیم، منابعِ آبِ معیشتی و مناطقِ مقدسِ مذهبی هستند) تشکیل داده، فعالان و کانون هایی مردمی در جامعه مدنی و برخی از مقاماتِ سیاسیِ محلی تشکیل میدهد، بخشا توانسته است که پروژه را در برخی از ایالات متوقف نماید. اما صنایع قدرتمندِ نفتی و نهاد های حکومتی مدافع آنها در دیگر مناطق جغرافیائی دست بالا را دارند و سرنوشتِ نهائیِ این پروژه ها هنوز نامعلوم است. جنبش های دیگرِ مردمی که حول محور مسائلی مانندِ ارتقائ دستمزد، وضعیتِ اشتغال، مقابله با انواعِ تبعیضاتِ اجتماعی و صلح طلبی شکل گرفته اند، نیز، به پیروزیهایِ اندکی دست یافته اند.
نکتهِ موردِ تاکید در این جا این است که تا وقتیکه اپوزیسیونِ سازمان یافته از احزاب، جریانات و افرادِ چپ و مترقی، حولِ محورِ چشم اندازِ سیاسیِ و پلاتفرمِ مشخص جهتِ یاری رساندنِ به مبارزاتِ توده ها برایِ مقابله با رژیم و ارائهِ بدیل هایِ ساختاری و مضمونیِ کوتاه و دراز مدت در حیطه هایِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شکل نگرفته باشد، جنبشِ رادیکال و ساختار شکنِ مردم از توانمندیِ لازم برای ایجادِ دگرگونیِ بنیادی و پیروزیِ انقلابِ دمکراتیکِ سیاسی برخوردار نخواهد بود. برایِ مثال در اسپانیا جنبش های اجتماعی و از جمله جنبشِ ام 15 ملقب به ایندیگنادوز (خشمگینان) که در سالهای 2011-2013 فعال بود و اغلب فعالان آن بعدا اتحاد سیاسی پودموس را در ژانویهِ 2014 تشکیل دادند، طی فعالیتهای خودبخودی، غیر متمرکز، شبکه ای و بدون یک برنامهِ مدونِ سیاسی و اجتماعی، به این جمعبندی رسید که برایِ ایجادِ دگرگونی های بنیادی و عبور از سرمایه داری، به ترکیبی از مبارزات جنبشی و حزبی نیاز بوده، در شرایط کنونی میباید در انتخابات دخالتگری نموده، به مثابهِ یک سازمانِ سیاسی به پلاتفرمِ نسبتا مشخصی برای سازماندهی اقتصادی و اجتماعی برای جامعه مورد نظر مجهز باشد. هم اکنون پودموس و سایر جریانات چپ رادیکال با اتخاذ یک استراتژیِ واقع بینانه و درست، علاوه بر پیشبرد فعالیتهایِ فراپارلمانیِ جنبشی، در انتخاباتِ سراسری و محلی نیز مشارکت دارند.
بدیهی است در کشور هایی (ب.م. اکثر کشور های خاورمیانه) که استبداد سیاسی حاکم بوده و از آزادیهای دمکراتیک خبری نیست، شرکت در "انتخابات" که تقریبا همواره فرمایشی و برایِ حفظِ "مشروعیت" نظام های حاکم میباشد، بی معنی و نادرست است. اما در کشور های نسبتا دمکراتیک، مهم است که در پرتو شناخت از ضرورتِ تاریخی برایِ ایجادِ چبههِ دمکراتیک و همچنین سوسیالیستی، بدونِ اینکه از نقشِ فعالیتهایِ خیابانی و فرا پارلمانیِ جنبشهای مردمی کاسته شود، اقداماتِ سیاسی انجام گردند. نمونهِ وجودِ همکاریِ گسترده در میان اپوزیسیون در شرایط دیکتاتوری، شکل گیریِ اتحاد عمل در میان اپوزیسیون در کشور تونس است که مردم برای دهه ها در زیر سلطه استبدادِ بسر میبردند و بخشا بخاطر وجودِ یک اپوزیسیونِ متحد، سکولار و متحد بود که بعد از پیروزی انقلاب سیاسی در سالِ 2011، تحولات تدریجی به سویِ دمکراسی شروع شد. امروزه در تونس که دارای یک قانون اساسی دمکراتیک شده، به رغم وجود برخی دشواریها، سطحی از حقوقی مدنی و آزادی هایی سیاسی حاصل گردیده، گرچه هنوز تا استقرارِ مناسبات غیر استثماری و انسانی فاصله طولانی وجود دارد، با این وجود جنبشهای اجتماعی و سازمان های سیاسی مترقی و چپ قادر شده اند که در فضایِ جامعه مدنی بطورِ علنی فعالیت کنند.
اما متاسفانه، در مصر وضعیت سیاسی بگونه ای دیگر بجلو رفته و تحت سلطه خونتای نظامی به رهبری ژنرال عبدل فاتح السیسی که از امریکا و عربستان کمک های مالی و نظامی دریافت میکند، ارتجاع و اختناق سیاسی دوباره برقرار گردیده است. با توجه به این تجربیاتِ جهانی، اما متاسفانه در میان اپوزیسیون مردمیِ ایران، هنوز قدمهایِ استراتژیکِ هوشیارانه که جنبش ها، احزاب، گروه ها و فعالانِ چپ و مترقی را حول محور پلاتفرم و برنامه هایِ حامل افق هائی از ساختار هایِ دمکراتیکِ سیاسی و موازینِ عدالتجویانه، برای پیروزی انقلاب و تعمیقِ آن در دورانِ گذار به سویِ ایجاد جامعه ای آزاد و انسانی سازمان داده باشد، برداشته نشده است. به رغم اینکه تلاش هائی در میان گروه های چپ و همچنین سازمانهای دمکرات و مدافعِ برکناریِ جمهوری اسلامی شروع شده اما متاسفانه هنوز در شکل یک اتحادِ سیاسی برانداز به حرکت در نیامده است.
در ایران، بخاطرِ سلطهِ نظامِ مستبدِ مذهبی و نبودِ فضایِ آزادِ سیاسی برایِ فعالیتهایِ سازمان یافته از جانبِ اپوزیسیون، جنبش هایِ اجتماعی از نقشِ ویژه ای برخوردار هستند. سیاستِ آنها که عمدتا دستیابی به مطالباتِ دمکراتیک و نه لزوما ایجادِ تغییرِ رادیکال در ساختار و مناسباتِ کلانِ سیاسی و اجتماعی است، بهرحال در مجموع، قدرتِ سیاسیِ رژیم را مورد چالش قرار میدهد. برایِ مثال، فعالان در جنبشِ کارگری و معلمان توانسته اند که در مقابله با استبداد، بیکاری و محرومیت و حولِ محورِ موضوعاتِ مرتبط با بهبودیِ وضعیتِ اشتغال و کارمزد به کارزار های موثری دامن بزنند. تلاش برایِ ایجادِ سازمان هایِ سراسری بین گروه ها و اتحادیه هایِ کارگری، حول محور مطالبات دمکراتیک و حرکت هایِ تشکیلاتی نظیرِ آن در بینِ فعالان در جنبش زنان، حقوق بشری و اقلیتهایِ ملی و مذهبی که در دفاع از آزادیِ بیان، حقوقِ زنان، حق تعیینِ سرنوشت، حقوقِ مدنی و فرهنگیِ مبارزه میکنند، زمینه هایِ کنشگرانهِ متعددی را برای متصل کردنِ فعالیتهای جنبشی با مبارزاتِ متشکلِ اپوزیسیونی فراهم نموده است. البته با توجه به نبودِ آزادی هایِ سیاسی در ایران، حرکت هایِ همگرایانه در جنبش دمکراسی خواهی برایِ توانمند کردنِ اپوزیسیونِ رادیکال، عبور از جمهوریِ اسلامی، برقراریِ سطحی از دمکراسیِ سیاسی و ایجادِ زمینه هایِ اجتماعیِ مناسبتر جهتِ پیشبردِ مبارزه برایِ تعمیقِ عدالتِ اجتماعی، از اهمیتِ بیشتری برخوردار است. در واقع، هدف قرار دادنِ استقرارِ دمکراسیِ سیاسی به مثابهِ قدمِ اول در افقِ اپوزیسیونِ رادیکالِ مردمی میتواند مرکزِ ثقلی برایِ پیوند زدن فعالیتها در میان جنبشهای گوناگونِ مردمی و همچنین بینِ این جنبشها و سازمانهای سیاسیِ دمکرات و چپ، در گستره ای از اتحاد ها، چه دمکراسی خواهانه و چه رادیکال و سوسیالیست، در راستایِ چشم اندازِ سیاسیِ دمکراتیک و به موازاتِ آن برایِ بخشی دیگر در اپوزیسیون، حولِ محورِ پلاتفرمِ سوسیالیستی، برایِ دورانِ پسا انقلاب، صفوف اپوزیسیون مردمی را منسجم تر نماید.
در واقع پرسشِ اصلی در اینجا این است که در صورتِ وقوعِ تظاهرات و اعتصابات عمومی، آیا فعالان و جریانات مترقی و سوسیالیستِ لاییک و آزادیخواه چه نقشی میتوانند در جهتِ پیروزیِ هدفمندِ انقلاب و برپائیِ ساختار و نهاد های دمکراتیک برای مشارکتِ مستقیم و غیر مستقیم مردم در انتخاب سرنوشت اجتماعی خود داشته باشند. گرچه بدیهی است که نهایتا خود توده های مردم میبایست به شناخت لازم برای ایجادِ جامعهِ انسانی تر و در آن راستا، نفی مناسباتِ ناعادلانهِ اجتماعی (ب.م. سرمایه داری) و ضرورتِ اقدام برایِ ایجاد دگرگونیهای بنیادی رسیده باشند، اما در عین حال، آنچه که به نقش فعالان و جریانات طرفدار دمکراسی و عدالت اقتصادی برمیگردد، تلاش برای طرح ایده هایِ سازنده اجتماعی و ترسیم موازین و ساختارهای مترقی و دمکراتیک است که در پروسه تحولات انقلابی به منزلهِ رهنمود ها و خطوطِ ارزشی مورد استفاده جنبش های خود بخودی قرار گیرند. آنچه که به ایده ها و راهکارهای مبارزاتی، هماهنگی لازمِ سیاسی میبخشد، وجودِ یک اپوزیسیونِ گستردهِ مردمی است و برایِ شکل گیری و انسجامِ تشکیلاتیِ آن لازم است که در جهتِ انسجامِ مجموعه فعالیتهایِ مطالباتیِ جاری در جنبش های اجتماعیِ گوناگون (کارگری، زنان، ملیتها، محیط زیست، حقوق بشر، غیره) با مبارزاتِ ساختار شکنانه از سویِ اتحاد هایِ اپوزیسیونیِ مختلفِ دمکراتیک و چپ که در برگیرندهِ مجموعه ای از سازمانهای سیاسی و دارایِ استراتژیِ سیاسی تنظیم گشته برای برکناریِ نظامِ حاکم و پلاتفرمِ مشخص برایِ سازماندهی دمکراتیک و عادلانهِ جامعه در دورانِ بعد از پیروزیِ انقلاب هستند، قدم برداشته شود.
در خاتمه و تاکید بر ضرورتِ یک اپوزیسیونِ رادیکالِ مردمی برای عبور از نظام جمهوری اسلامی و استقرار دمکراسی، مهم است به مبارزاتِ کنونیِ جنبش ها در ایران توجه شود. اگر در جنبش کارگری، روزانه برای مطالباتی همچون افزابش دستمزد ها، تحققِ بیمه بیکاری و حقِ ایجادِ تشکلِ مستقل کارگری و در مخالفت با خصوصی سازی و قرار دادهای موقت مبارزه میشود. اگر در جنبش زنان تمرکز عمده مبارزات در جهت مقابله با قوانین تبعیض آمیز و ضدِ انسانیِ نظامِ حاکم و فرهنگِ خشونت گرایِ مردانه بوده تلاش میگردد که برابر حقوقی و حداقل ارزشهایِ انسانی تحقق یابد. اگر جنبش ملیتها علیهِ ستمِ ملی، برایِ احقاقِ برابریِ حقوق ملیتها و برقراریِ ساختار سیاسیِ غیر متمرکزِ فدرال و دمکراتیک مبارزه میکنند. و اگر فعالان حقوقِ بشر، هنرمندان و فرهنگیانِ آزاده و منتقدانِ به وجودِ زندانی سیاسی، شکنجه و اعدام در ایران؛ شجاعانه به کارزارهایِ انساندوستانه ادامه میدهند و بسیاری از این فعالانِ اجتماعی بازداشت گردیده، در زیر فشارِ سیاسی قرار دارند. و اگر دیده میشود که در میانِ تلاشگرانِ و تجمع هایِ گوناگونِ اجتماعی، بسیاری به همگامی و همبستگی برخاسته، در حمایت از فعالیتهایِ حق طلبانهِ یکدیگر، بیانیه داده و در بیشتر مواقع در کارزارها بطور مشترک شرکت میکنند. و اگر روشن باشد که در لابلایِ مطالبات و اهدافِ تمامی این جنبشها؛ ارزش هایِ مشترکِ دمکراسی خواهانه و عدالت جویانه نهفته است، پس در آن صورت طبیعی است که با وجود این مطالباتِ مشترک دمکراتیک و حضورِ زمینه هایِ سیاسی برایِ همگرائی عملی؛ ایجاد اتحاد ها و جبهه های دمکراتیک در بینِ فعالانِ و جنبشها در اپوزیسیون مردمی (سوسیالیست ها و تمامیِ دمکرات هایِ پایبند به جمهوری، دمکراسی، لاییسیته و موازینِ جهانشمولِ حقوقِ بشر)، یک امرِ لازم برایِ پیروزی انقلاب و سازماندهی دمکراتیک در جامعهِ آینده برایِ مشارکتِ توده های مردم در تعیین سرنوشت اجتماعی میباشد.
فرامرز دادور

29 اکتبر 2016

	اعلاميه حزب مشروطه ايران ( لیبرال دمکرات)  اعلام جنگ مسلحانه حزب دمكرات كُردستان

(The Constitutionalist Party of Iran (Liberal Democrat)

اعلاميه حزب مشروطه ايران ( لیبرال دمکرات)
اعلام جنگ مسلحانه حزب دمكرات كُردستان

مایه كمال شوربختى است كه حزب دمكرات كُردستان به رهبرى آقاى مصطفى هجرى در مصاحبهای با بخش فارسى شبكه سخنپراکنی انگلستان، بیبیسی، به ورود فاز جدیدى از مبارزه با جمهورى اسلامى اشارهکرده و مشخصاً نوید یك جنگ مسلحانه با جمهورى اسلامى در منطقه كُردستان و حتى تلاش براى جدائى كُردستان از ایران را دادهاند.

حزب مشروطه ایران (لیبرال دمكرات) گرچه همواره از هر حركت جدى علیه نظام ایران بربادده جمهورى اسلامى حمایت كرده و هموطنان خود را به اتحاد براى یك مبارزه نهائى براى براندازى نظام جمهورى ویرانگر اسلامى تشویق كرده و میکند اما بااینحال نمیتواند از دست زدن هیچ گروهى، به هر بهانهای كه باشد، به یك جنگ مسلحانه و تلاشهای جداییخواهانه كه نتیجهای جز برادرکشی و كشیدن ایران به یك جنگ داخلى ویرانگر نخواهد داشت حمایت كند.

حزب مشروطه ایران (لیبرال دمكرات) لازم به یادآورى میداند كه شرایط امروز ایران و منطقه بههیچعنوان تاب و تحمل درگیریهای نظامى از این قبیل را نداشته و اینگونه عملیات كه طبعاً پاى عوامل خارجى و دشمنان ایران را نیز به میان خواهد كشاند، نتیجهای جز به خاك و خون كشیده شدن هموطنان ما در كُردستان و دادن بهانه به دست نظام ویرانگر جمهورى اسلامى براى سركوب هموطنان ما در كُردستان و دیگر مناطق ایران به بهانه حفظ امنیت، ثبات و تمامیت ارضى ایران نخواهد داشت.

نباید بههیچعنوان و به هیچ بهانهای نظام جمهورى اسلامى را قادر ساخت كه خود را یگانه نگهبان ثبات، امنیت و تمامیت ارضى ایران به ایرانیان و جهانیان نشان دهد و به این وسیله اكثر ایرانیان را مرعوب، مخالفان خود را سركوب و موقعیت خود را در ایران و منطقه پایدار كرده و بر عمر نکبتبار خود به افزاید.

حزب مشروطه ایران (لیبرال دمكرات) بهعنوان یكى از معدود احزاب سیاسى ایران كه همواره از حقوق پایمالشده هموطنان خود بدون توجه به قومیت، مذهب و یا اندیشههای سیاسى آنان حمایت كرده و میکند، بهخوبی و عمیقاً به مشكلاتى كه جمهورى اسلامى براى هموطنان كُرد ما در كُردستان و یا دیگر اقلیتهای مذهبى و قومى در سرتاسر ایران فراهم آورده و میآورد آگاه است. ما همواره خود را در كنار هموطنان خود در مناطق محروم یافته و تلاش آنان براى احقاق حقوق خود را تلاش براى احقاق حقوق خود و همه ایرانیان دانسته و میدانیم. ما همواره و باافتخار در كنار هموطنان خود ایستاده و ازاینپس نیز خواهیم ایستاد و از هر تلاش مسالمتآمیز و مدنى براى احقاق حقوق هموطنان خود در كُردستان و دیگر مناطق محروم حمایت كرده و خواهیم كرد.

اما بااینهمه نمیتوانیم از هیچ جنگ داخلى و یا تلاش جداییخواهانهای كه نتیجهای جز ایجاد تفرقه و چنددستگی بین ایرانیان و ویرانى و به خاك و خون كشیده شدن ایران عزیزمان نتیجهای براى آن متصور نیست حمایت كنیم.

ما دوستانه و از سر خیرخواهى از هموطنان كُرد خود و اعضاى حزب دمكرات كُردستان و رهبرى این حزب میخواهیم كه به آینده بیندیشند. فریب وعدهها و تحریکهای دشمنان ایران از عوامل جمهورى اسلامى در داخل كشور گرفته تا بیگانگان و دشمنان ایرانزمین در خارج از ایران را نخورند و بهجای كشیدن خود و ایران بهسوی یك جنگ ویرانگر داخلى، دوش بدوش هموطنان خود در سرتاسر ایران براى رهایی از چنگال نظام ویرانگر جمهورى اسلامى دست به یك مبارزه مدنى فراگیر و همگانى بزنند.

ما یقین داریم كه هموطنان كُردمان كه همواره در طول هزارهها پیشمرگان و حافظان وفادار مرزهاى غربى ایران در برابر بیگانگان بوده و هستند، هرگز فریب تلاشها و فریبهای جداییخواهان ایران ستیز در داخل و خارج از ایران را نخواهند خورد و چون همیشه دست رد به سینه بدخواه آنان زده و در كنار دیگر هموطنان خود، همانگونه كه پدرانشان در طول هزارهها کردهاند، براى ساختن فردایی بهتر و ایرانى آزادتر و آبادتر و پرافتخارتر تلاش خواهند كرد.

سرنوشت ملت یگانه ایران از هر قوم و زبان و منطقهای كه باشند سرنوشتى مشترك است و جز با یك تلاش مشترك بهبود نخواهد یافت.

ما از همه ایرانیان در سرتاسر ایران و جهان میخواهیم كه هرگونه جنگ مسلحانه و یا تلاشهای جداییخواهانه، به هر بهانهای و به دست هر گروهى كه باشد را بشدت و بیهیچ ابهامى محكوم كرده هموطنان خود را در سرتاسر ایران تشویق كنند تا دستبهدست هم داده و نظام جمهورى اسلامى را از راه یك قیام همگانى و سرتاسری و نه یك قیام مسلحانه نظامى و منطقهای، از میان ببرند.

ما یقین داریم كه ملت یگانه ایران از هر قوم و زبان و مذهبى كه باشند و در هر منطقهای كه زندگى كنند چون هزارههای پیشین در كنار هم خواهند ماند و بدون آغشتن دست خود به خون یكدیگر درد مشترك خود را با همكارى و همیارى هم درمان خواهند كرد. به دشمنان ایران و ایرانى اجازه نخواهند داد تا میان آنان جدائى انداخته آنان را ضعیف كرده و با به خاك و خون كشیدن آنان و ویرانى و پارهپاره كردن ایران به اهداف شوم خود دست یابند.

ایران یك كشور است با یك ملت و با یك درد مشترك كه این درد جز با یك تلاش مشترك و همگانى درمان نخواهد شد.

فریب دشمنان ایران و ایرانى را نخوریم

پاينده ايران
زنده باد ملت ايران

Not interested any more? Unsubscribe

بیانیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

تلاش رژیم برای ضدکارگری تر کردن قانون کار را با مبارزه ای متحدانه در هم شکنیم !

نظام سرمایه داری در ذات خود جز افزایش سود و ثروت سرمایه داران هدف دیگری ندارد از اینرو حقوق کارگر و اساسا به چیزی بنام "قانون کار" باور نداشته است. از دید این نظام، کارگر در ازای کاری که برای سرمایه دار انجام میدهد دستمزد ناچیزی دریافت خواهد کرد و سایر مسائل زندگی کارگران و مزایای آنها نظیر بیمه درمانی ، بیمه بیکاری ، بازنشستگی، مرخصی استعلاجی ، مرخصی زایمان و نگهداری از نوزاد، دریافت دستمزد در ایام تعطیلات رسمی ، حق اعتراض و شکایت نسبت به اخراج، حق اعتصاب و تشکل مستقل، محیط کار سالم و ایمن و... ربطی به کارفرما و وظایف او در قبال کارگران ندارد. بگذریم که در بسیاری از کشورها هنوز اشکالی از بردگی و بیگاری و مناسبات شاگرد-استادی کماکان برقرار است که در آن کارگر هیچ دستمزدی دریافت نمی کند و صرفا همچون بردگان، غذا و جای خواب او تامین می شود. این جنبش کارگری و سوسیالیستی و شورشها و انقلابات اجتماعی قرون 19 و 20 بوده که سرمایه داران و دولتهای حامی آنها را واداشت که در کنار دستمزد ناچیز، حقوق و مزایای دیگری نیز برای کارگران برسمیت شناسند. بدین ترتیب نظام جهانی سرمایه تن داد که به جای قانون جنگل ، چیزی بنام قانن کار وجود داشته باشد تا چاشنی انفجاری جنبش کارگری را تحت کنترل داشته باشد. تبعا در هر کشوری بسته به توازن قوا و میزان رشد جنبش و تشکلهای کارگری و انکشاف مبارزه طبقاتی، قانون کار میتواند کمتر یا بیشتر به نفع کارگران باشد. این نظام البته طی دو قرن گذشته ضمن حفظ بنیادهای اساسی سرمایه داری یعنی تولید ارزش اضافی و تقدس مالکیت خصوصی و تداوم کار مزدوری، حاضر شده در شماری از کشورها به دولت رفاه سوسیال دمکراسی و اقتصاد نوع کینزی تن دهد، اما از دهه هشتاد میلادی به بعد، این نظام سعی کرده به تدریج بر موج عقب نشینی های خود در قبال طبقه کارگر فائق آید و آرام آرام دستاوردهای دویست ساله جنبشهای کارگری و اجتماعی را پس زند. نخستین تحول، جایگزینی تدریجی دکترین اقتصادی مکتب شیکاگو و نئولیبرالیسم اقتصادی بر اقتصادها ی نوع کینزی بود. پینوشه در شیلی، تاچر در بریتانیا و ریگان در امریکا جزو پیشتازان اجرای این نوع از اقتصاد بودند که الفبای آن تاکید افسار گسیخته بر معجزه بازار آزاد، مقرارات زدایی از گردش سرمایه و سیالیت نیروی کار و صدالبته تلاش برای پایان دادن به تشکل یابی طبقه کارگر و بنابراین درهم شکستن مقاومت کارگران بود. اگر آنها تا کنون چیزی به کارگران داده بودند از ترس جنبش کارگری و انقلابات سوسیالیستی و اجتماعی قرن بیستم بود، اما وقتی خود مدل کشورها ی مدعی سوسیالیسم به بن بست رسید و بحرانی همه جانبه آنها را فرا گرفت، نظام سرمایه جسارت بیشتری پیدا کرد که با فاصله گیری از دولت رفاه چهارنعل بسوی نئولیبرالیسم اقتصادی بتازد. با آغاز دهه نود و فروپاشی کامل بلوک شرق و اتحاد شوروی، بر ابعاد این جسارت افزوده شد ضمن اینکه در این برهه شاهد عروج نظام سرمایه داری به دوره گلو بالیزاسیون بودیم یعنی انتقال وسیع کارخانجات و شرکتها از کشورهای صنعتی و غربی به کشورهایی که دارای نیروی کار ارزان بودند و این یعنی فرستادن میلیونها کارگر کشورهای غربی به فوج بیکاران، معدود شدن تشکلها و اتحادیه های آنها و کاهش شدید قدرت چانه زنی و مقاومت طبقه کارگر.
بدین ترتیب سه مولفه: نئولیبرالیسم اقتصادی، فروپاشی اردوگاه رقیب، گلوبالیزه شدن اقتصاد جهانی، سبب گردید که در همه کشورها از شمال تا جنوب از غرب تا شرق، دولتها و کارفرمایان هوس کنند به تدریج دستاوردهای دویست ساله جنبشهای کارگری – سوسیالیستی را به تارج برند و "قانون کار" را بر بستر توازن قوای جدید بازنویسی کنند.
در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه نیز سه مولفه فوق الذکر کارکرد داشته است. این رژیم ارتجاعی تحت فشار انقلاب بهمن و نیز مبارزه عظیم کارگران و زحمتکشان و نیز حضور پررنگ نیروی چپ در سالهای نخست پس از انقلاب، ناگزیر شده بود در قانون اساسی خود حق مردم برای برخورداری از رفاه را برسمیت شناسد ولی زمانیکه قانون کار روی میز رژیم قرار گرفت پاره ای از جناح های رژیم به رهبری احمد توکلی وزیر کار وقت، هوس کردند که با به عقب کشیدن عقربه های ساعت به ۱۴۰۰ سال پیش، حقوق کارگر را در باب اجاره و جعاله بنویسند و حتی بجای واژه کارگر از واژه کارپذیر استفاده کنند. ولی تصویب چنین قانون قرون وسطایی درکشور انقلاب زده آسان نبود و این خود دعوای درونی جناحبندیهای رژیم را تشدید کرد. با این همه دو عامل به کمک رژیم آمد تا کماکان از تصویب قانون کار طفره رود: نخست بروز جنگ هشت ساله ایران و عراق که هر نوع دادخواهی طبقه کارگر را نشانه ای از همدستی با دشمن خارجی میدانستند و نیز سرکوب خونین تشکلهای مستقل کارگری، اعدام صدها کارگر پیشرو، درهم شکستن نیروهای چپ و تیرباران و اعدام هزاران نفر از آنها و نیز به تبعید راندن هزاران تن دیگر. تنها پس از پایان جنگ و نیز اطمینان رژیم از عدم "سوء استفاده" جنبش کارگری و نیروهای سوسیالیست از مطالبات نهفته در قانون کار بود که راه برای تصویب نهایی آن در سال ۶۹ فراهم شد. با این همه و علیرغم اینکه این قانون کار فرسنگها از مطالبات واقعی کارگران حتی در مقایسه با بسیاری کشورهای دیگر فاصله داشت با این همه میلیونها تن از کارگران موقت، فصلی ، کشاورزی، ساختمانی و کارگاههای کوچک از شمول آن خارج بودند. ضمن اینکه با پایان اقتصاد کوپنی دوران جنگ، دولت رفسنجانی با شعار تعدیل اقتصادی خیز بلندی برای انطباق خود با نسخه های نئولیبرالیسم اقتصادی برداشت که علیرغم زیگزاگهایی به استراتژی غالب رژیم در تمام سالهای بعد از جمله دولتهای خاتمی، احمدی نژاد و روحانی تبدیل شد. اکنون اما در دولت روحانی یک مولفه جدید نیز بوجود آمده است و آن رویکرد اقتصادی رژیم در دوران پسابرجام است. دورانی که نه تنها باید راه را برای ورود حجیم سرمایه ها و شرکتهای بین المللی فراهم کند، بلکه باید نیروی کار ایران را تا حد ممکن ارزان و خاموش نگه دارد. از نقطه نظر سرمایه جهانی، ایران هنوز برای سرمایه گذاری مستقیم در قیاس با بسیاری کشورهای جهان سوم جاذبه لازم را ندارد، هر چند بازار هشتاد میلیونی آن برای صدور کالا به شدت جذاب است. از اینرو دولت روحانی با همکاری مجلس با چراغ خاموش و در نهایت پنهان کاری در صددند همین قانون کار نیم بند را تا آنجا که میتوانند به نفع کارفرمایان داخلی و خارجی ، ضدکارگری تر کنند و با ایجاد تغییر در بیش از هفتاد ماده، در حوزه های مهمی چون تعیین دستمزد، اخراج کارگر و امنیت شغلی، مزایای جانبی ، حق اعتراض و تشکل، قرارداد جمعی، مشاغل تحت پوشش و ... به ضرر کارگران امتیازات بیشتری را به سرمایه داران بدهند. این در حالیستکه دست به نقد کمتر از سی درصد کارگران ایران هم اکنون تحت شمول قانون کار هستند و اکثریت کارگران ایران تحت عنوان قراردادی، موقت، سفیدامضا، فصلی و یا شاغل در کارگاههای زیر ده نفر و یا شاغل در مناطق آزاد تجاری از حمایت همین قانون کار نیم بند و ارتجاعی نیز برخوردار نیستند. ضمن اینکه در اصلاحات پیشنهادی دولت قرار است حتی بسیاری از مناطق بزرگ کارگری نظیر حوزه گاز عسلویه نیز مثل کیش یا بانه به عنوان منطقه آزاد تجاری برسمیت شناخته شوند که معنایی جز بیرون آوردن صدها هزار کارگر دیگر از شمول قانون کار ندارد. این تغییرات پیشنهادی تقریبا درهمه موارد به نفع کارفرمایان دولتی و خصوصی تنظیم شده و در هیچ جا در قیاس با قانون کار موجود، حق بیشتری برای کارگران منظور نشده است. از آنجا که در هفته های اخیر بسیاری از فعالین کارگری ایران و خارج و تشکلهای مستقل کارگری به طور مفصل جزئیات اصلاحات و در واقع سلاخی پیشنهادی دولت روحانی را مورد حلاجی قرار داده اند و این موضعگیریها و مصاحبه ها به طور وسیع در رسانه های سازمان و دیگر رسانه ها منعکس شده اند، ما از پرداختن به تک تک نکات تغییر یافته در اینجا خودداری میکنیم و تنها از فعالین و تشکلهای کارگری در ایران و خارج میخواهیم که کارزار وسیع و مشترکی را علیه این یورش ضدکارگری جدید رژیم سازمان دهند. در راستای این هماهنگی و اتحاد عمل باید یک نکته را از قلم نیانداخت و آن اینکه ما نیروهای سوسیالیست – کارگری و انقلابی اگر چه توهمی درباره دستیابی به یک قانون کار مردمی و صدردصد به نفع کارگران در چهارچوب نظام سرمایه داری نداریم و قرار دادن چنین خواستی در برابر رژیم اسلامی سرمایه را چیزی جز توهم پراکنی نمی بینیم و مضاف بر آن توهمی به ماهیت ضدکارگری و ارتجاعی قانون کار فعلی نداریم اما در عین حال قویا با انفعال، دست روی دست گذاشتن و منتظر روز " محشر" انقلاب سوسیالیستی باقی ماندن و دوری جستن از جنبش مطالباتی کارگران برای خواستهای بیواسطه، مخالفیم و معتقدیم حضور پررنگ در این جنبش جاری اهمیتی حیاتی دارد، زیرا آن بخش از مواد قانون کار زیر چکمه های دوران پسابرجام قرار گرفته که دستاورد مبارزه کارگران ایران بوده اند و به رژیم در طول حیاتش تحمیل شده بودند. بنابراین از همین امروز باید آستین های مقاومت را بالا زنیم و متحد و هماهنگ در برابر تلاش ضدکارگری رژیم به ایستیم !

زنده باد جنبش کارگری ایران
سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶ – ۵ مهر ۱۳۹۵

آدرس سایت راه کارگر ویزه اینترنت پرسرعت
آدرس سایت راه کارگر ویژه اینترنت کم سرعت و برای ایران

به یاد سرخ کارگر کمونیست شاهرخ زمانی

به یاد سرخ کارگر کمونیست شاهرخ زمانی

« خوب می دانم که تو کیستی و چه کسی بودی.
خواهم گفت تو بزرگی و مصادره نشدنی هستی
و کسی نمی تواند تو را کوچک کند»
بهنام ابراهیم زاده
فردا سالگرد روزی است که این انسان والا، این کارگر آگاه و انقلابی، این بزرگ را؛ کوراندیشان حاکم، حامیان نظام سرمایه، این دشمنان ذاتی طبقۀ کارگر، از ما گرفتند.
گیرم که میزنی،
گیرم که می بُری،
گیرم که می کشی،
با رویش نا گزیر جوانه چه می کنی؟

به این مناسبت "یادنامۀ شاهرخ زمانی" را به ضمیمه بازتکثیر و به رهروان راستین راهش تقدیم می کنم.
سیامک م.

پلیس امنیت ایران مانع برگزاری نشست جبهه ملی شد'

پلیس امنیت رژیم فاشیستی اسلامی ،مانع برگزاری نشست جبهه ملی شد'

اعضای شورای مرکزی و هیئت رییسه جبهه ملی

جبهه ملی ایران می‌گوید پلیس امنیت با خودداری از ورود اعضای شورای مرکزی این حزب، "مانع برگزاری جلسه این گروه شده است."
جلسه شورای مرکزی جبهه ملی ایران قرار بود عصر جمعه ۲۷ آذرماه تشکیل شود.
به گزارش روابط عمومی جبهه ملی ایران، پلیس امنیت اجازه نداده اعضا وارد خانه ادیب برومند، رییس شورای مرکزی جبهه ملی، شوند.
چند روز پیش از برگزاری جلسه اعضای شورای مرکزی، حسین موسویان رییس هیئت اجرایی جبهه ملی ایران به دادسرای انقلاب مستقر در زندان اوین احضار شده بود.
آقای موسویان گفته بود سوال‌‎های بازپرس درباره فعالیت های جبهه ملی بوده است.
حسین موسویان که با قرار کفالت آزاد شده، جلوگیری از فعالیت این تشکل را غیرقانونی می‌داند و می‌گوید: مجوز جبهه ملی در سال ۱۳۲۸ توسط محمد مصدق صادر شده و پس از آن هیچ دادگاه و مرجع قضایی مجوز آن را لغو نکرده است.
در اوایل دهه شصت بعد از آن‌ که جبهه ملی به لایحه قصاص و احکام شرعی اعتراض کرد، آیت‌الله روح الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سران این تشکل را "مرتد" خواند.
هم‌رسانی چگونه می‌توانید این مطلب را به دیگران برسانید. از : بی بی سی

در شصت ودومین سالگرد 16 آذر ، یاد وخاطره همه دانشجویان انقلابی که

درسنگر مبارزه بخاطر آزادی ، آگاهی و سوسیالیسم جان فدا کردند را گرامی داریم.
شانزده آذر امسال 62سال از واقعه شهادت سه تن از فعالین جنبش دانشجوئی سپری میگردد .16 آذر واقعه ای که درتاریخ مبارزات دانشجوئی بعنوان روز دانشجو نام گزاری شد .این روزکه نمادی ازمبارزات پیگیر وآشتی ناپذیر دانشجویان کشور با ستم و استبداد و زوروسرکوب است بمثابه سنتی انقلابی با وجود گذشت بیش از شصب سال همچنان گرامی داشته میشود.
از آن پس دانشجویان مبارز درسرتاسر ایران همه ساله این روزتاریخی را با تعطیل کلاسها و طرح مطالبات و خواست های صنفی ، دموکراتیک انقلابی و سوسیالیستی خود گرامی میدارند . درزمان سلطنت پهلوی ، آکسیونهای مبارزاتی دانشحویان در 16 آذر هر سال ضمن تسریع روند پیوند جنبش دانشجوئی با جنبشهای اجتماعی و انقلابی سایر بخشهای جامعه ، بویژه جنبش کارگری ، دانشگاه را به یکی از مراکز مهم تشکل و جنب وجوش علیه رژیم شاه تبدیل کرد .با حماسه سیاهکل ، تشکیل سازمان چریکهای فدائی خلق ایران و آغاز جنبش مسلحانه کیفیت نوینی وارد مبارزات دانشجوئی ودانشگاهیان شد . حضور وسیع دانشجویان انقلابی در ساختار سازمانهای انقلابی نشانگر تاثیرات ژرف این جنبش براین قشر جوان وآگاه اجتماعی بود . انعکاس مبارزات انقلابی در هنر وادبیات وگفتمان سیاسی و اجتماعی در دوران قیام ، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و مدارس را به یکی از مهمترین مراکز مبارزه علیه رژیم وبه محل سازماندهی حرکت های انقلابی تبدیل نمود .بدنبال به قدرت خزیدن ارتجاع اسلامی ،دانشگاه ها بمثابه میادین و سنگرهای مبارزه انقلابی با جهل و خرافه پرستی ومحل مبارزه آگاهی علیه ارتجاع تبدیل شد. نیروهای مرتجع و سیاه جامعه برای تثبیت موقعیت خود و شکست کامل قیام همزمان با یورش به دست آوردهای قیام مسلحانه توده های مردم ، دانشگاه ها و دانشجویان آگاه ومبارز رااز اولین اهداف سرکوبگریهای خود قراردادند و طولی نکشید که دانشگاه ها درمعرض یورش و سرکوب اوباشان رژیم تازه به قدرت رسیده قرار گرفتند . درجریان این سرکوبگریها صدها نفر از دانشجویان مبارز جان باختند و صدها نفر دستگیر و به شکنجه گاه ها فرستاده شدند. اما برغم این سرکوبگریها دانشجویان از پای ننشستند و به طرق مختلف دست به مبارزه ومقاومت زدند . مرتجعین ودشمنان آزادی این بار فرمان بستن دانشگاه ها و تصفیه دانشجویان واستادان آزادیخواه و انقلابی را صادر نمودند با این هدف که با پرکردن دانشگاه ها با جوانان برگزیده و وابسته بخود کنترل کامل آن را دردست گرفته و دانشگاه را به مرکز آزادی ستیزی و اشاعه جهل و خرافات تبدیل کنند.هرچند که با پیش برد این سیاست هزاران دانشجو ، دانش آموز و استاد از صحنه دانشگاه ها ومدارس عالی به زور واجبار رانده شدند وچند صباهی دانشگاه ها به قرق عوامل ارتجاع حاکم درآمدند اما طولی نکشید که طلایه های آزادیخواهی و برابری طلبی درافق دانشگاه ها نمایان شد .و دانشجویان خیلی زود به ماهیت رژیم حاکم و عامل ادبار توده های زحمتکش مردم پی برده و به رغم تمامی فراز و نشیب‌ها، تداوم یافت و بمثابه نماد پیکار کارگران و زحمتکشان و جوانان برعلیه ستم استثمار و زوروسرکوب ،به کابوسی همیشگی برای مرتجعان حاکم تبدیل شد.
دانشجویان مبارز امروز درشرایطی به پیشواز شصت ودومین سالگرد16 آذر میرویم که ماهیت فریبکارانه وعده ووعید های دولت « تدبیر و امید» روحانی برهمگان آشکار شده است . رژیم که مدعی بود با سرکارآمدن دولت تدبیر امید تغییرات عمده ای درجهت رفع مشکلات اقتصادی و سیاسی جامعه بوجود خواهداما برغم کذشت نزدیک به سه سال ،وضعیت بحرانی اقتصادی-اجتماعی کشور بهبود نییافته است و جو سرکوب و خفقان همچنان ادامه یافته و تشدید شده است. دستگیری فعالین کارگری، دانشجوئی ، خلقهای تحت ستم و استثمار، روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان و سرکوب همه کسانی که نسبت به سیاست ضد مردمی رژیم معترضد برای چندمین بار نشان میدهد که این رژیم و همه جناح های آن مجموعه مافیای قدرت و ثروت هستند که طبقه سرمایه سالار و سرکوبگر ایران را نمایندگی میکنند وهرتحول مثبت درفضای سیاسی کشور را به ضرر حاکمیت سیاسی و قدرت اقتصادی خود میدانند. آنها بویژه ازجنبش دانشجوئی ، کارگری و کمونیستی و بطور کلی اندیشه های مترقی درهراسند . ابراز نگرانی سید علی خامنه ای ازرسوخ اندیشه های مارکسیستی دردانشگاه ها نمونه ای از ضدیت آشتی ناپذیر ارتجاع حاکم با افکار واندیشه های آزادیخواهانه و برابری طلبانه درجامعه ما محسوب میشود.
ازاین روی درشرایط بسیار حساس کنونی وبا توجه به اوضاع داخلی وبین المللی ایران ، وظایف سنگینی بر عهده جنبش دانشجوئی قرار گرفته است . میباید دربرابر فشار و سرکوب رژیم دردانشگاه ها و هرجای دیگری ایستاد و تهاجم آنها را به عقب راند . این امر زمانی قرین موفقیت خواهد بود و ادامه کاری خود را حفظ خواهد کرد که دانشجویان نیز مثل سایر جنبشهای انقلابی واجتماعی وحدت وانسجام خود را درزیر پرچم مبارزه برای تحقق خواست ها ی رادیکال دانشجویان و پیوند آنها با خواست ها و مطالبات دیگر جنبشهای اجتماعی بویژه جنبش کارگری ،عملی سازند . روند مبارزه طبقاتی درجامعه بناگزیر جنبش اصیل وانقلابی دانشجوئی را از چهارچوب محیط دانشگاه ها و خواست های مربوط به آن فراتر برده وبا ضربان نبض جنبش کارگری ، زنان ، جوانان و ملیت های تحت ستم واستثمار هماهنگ کرده وخواهد کرد. در شصت ودومین سالگرد 16 آذر ، یاد وخاطره همه دانشجویان انقلابی را که درسنگر مبارزه بخاطر آزادی ، آگاهی و سوسیالیسم جان فدا کردند، گرامی داریم.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران برقرار باد جمهوری فدراتیو شورائی ایران
زنده باد سوسیالیسم

سازمان اتحاد فدائیان کمونیست 11 آذر 1394

متن سخنرانی مهندس کوروش زعیم به مناسبت سالروز بنیاد مکتب پان‌ایرانیسم

توضیح: مراسم سالروز بنیاد مکتب پان‌ایرانیسم که قرار بود پانزدهم شهریور ۹۴ در دفتر حزب پان‌ایرانیست در تهران واقع در خیابان ایرانشهر برگزار شود، به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی برگزار نشد. متن حاضر سخنرانی مهندس کوروش زعیم است که قرار بود در این مراسم ایراد شود

«ما باید برای یک جنگ بزرگ آماده باشیم»

فروپاشی دولت مقتدر ساسانی از زمانی آغاز شد که کشور تحت فرمانروایی یک پادشاه بی لیاقت و خودشیفته و خوشگذران قرار گرفت که خود را انسانی جاویدان و از خدایگان و مردم را حقیر می‌شمرد و برای اندوختن ثروت و گسترش حرم سرا که دو شهوت زندگی او بود، مردم و بزرگان را در فشار قرار می‌داد. خسرو پرویز در ۳۸ سال پادشاهی ۲۴ سال جنگ بی دلیل و بی حاصل با روم کرد، و ارتش را چنان فرسوده و ناراضی و خزانه را تهی کرد که پس از او ارتش چند تکه و دچار پراکندگی و نفاق و بی انگیزگی شد. کشور در سراشیبی سقوط افتاده بود. مالیاتهای سنگین برای تامین هزینه جنگ افزار و جنگهای متعدد، فساد گسترده، ثروت اندوزی و زندگی تجملی درباریان و سرداران سپاه، فقر گسترده و اختلاف شدید طبقاتی، مردم را به بدبختی و فلاکت و ناامیدی سوق داد.

روحانیان زرتشتی، هیربدان و موبدان، که وارد حکومت شده بودند، که اغلب نادان و حریص بودند و در همه چیز دخالت می کردند، در چپاول ملت با زمامداران کشوری و لشگری همداستان شده بودند. تشتت عقیدتی و اخلاقی که میان آنان در اصول و فروع دین، و بازنویسی فروع دین با خرافات و ابزار کنترل و خفقان، دین زرتشت را تضعیف و منفور مردم کرده راه نفود دین مسیحیت را باز کرده بودند. گاتهای زرتشت که چکیده آموزه های جهانی زرتشت بود به کلی فراموش شده جای آنرا نوشتار و گفتار ضد و نقیض و خرافاتی، توهم آمیز و نابخردانه موبدان گرفته بود. با این ترتیب، اختلافات مذهبی و اختلافات عظیم طبقاتی و نارضایتی شدید مردم از زمامداران کشور، و ناتوانی زمامداران، زمینه برای سقوط ساسانیان فراهم کرده بود.

در چهار سال بین قتل خسرو پرویز فاسد و ثروت اندوز در سال ۶۲۸م بدست پسرش، تا پادشاهی یزدگرد سوم در ۶۳۲م، دوازده بار پادشاهی دست به دست گردید. هر بار چند ماهی طول نمی کشید که شاهزاد به سلطنت رسیده جدید بدست سرداران کشته می شد. چون شاهزاده ها تمام شدند، شاهدخت ها، آزرمیدخت و پوراندخت، پادشاه شدند. در این دوران، بی نظمی و اغتشاش و هرج و مرج سیاسی، مانند دوران خسرو پرویز، فاقد هرگونه برنامه اقتصادی و سیاسی که بسود ملت باشد بود. کشاورزان و صنعتگران نه تنها باید مالیاتهای سنگین به دولت می پرداختند که باید در جنگها نیز شرکت می کردند. به این ترتیب کشاورزی و صنعت در کشور تقریبا تعطیل شده بود. سرداران هر کدام در منطقه نفوذ خود مستقل عمل میکردند، مستقل سخن می گفتند و نه حرف یکدیگر را گوش میکردند و نه حرف پادشاه را، و فقط به چپاول مردم، زراندوزی و خوشگذرانی می پرداختند. ارتش بزرگ ایران که همه جهان از آن حساب می برد، از درون پاشیده شده بود و جاسوسان بیگانه نهفته در درون نظام خبر می دادند که ایران یک ببر کاغذیست و پایداری در برابر دشمن را نتواند. شک نیست که سلمان فارسی نیز آخرین خبرها را از درون نظام ایران دریافت و برای طرحی در نظر داشت برنامه ریزی می کرد. بازار توطئه و دروغ و خیانت رواج داشت. اقتصاد فروریخته، خزانه تهی، مردم فقیر و بشدت از خفقان حکومتی و رواج فساد و خیانت و توطئه در صدر حکومت ناراضی میهن ما را در آستانه فروپاشی قرار داده بود.

تنها این پوراندخت بود که در دومین دوره پادشاهی خود خطر حمله داعش زمان را دریافته بود. او بیدرنگ با روم پیمان صلح بست و سرداران و موبدان را فراخواند و از آنان خواست دست از سرکشی و فساد و دشمنی و رقابت باهم و پراکندگی بردارند که ایران در معرض حمله بزرگیست؛ و اینکه تنها با همبستگی و سازماندهی و همگرایی ارتش می توان در برابر آن خطر ایستاد. سرداران و موبدان که هر کدام بدون توجه به منافع ملی اظهر فضل می کردند و کرکری می خواندند، او را مسخره کردند و چند هفته بعد کشتند که فضولی در کار آنها نکند. چون همه شاهزاده ها کشته شده بودند، نوه هشت ساله خسرو پرویز، یزدگرد سوم را که در شهر استخر پنهان شده بود به تخت نشاندند. هیچکس یزدگرد را به شمار نمی آورد و از او اطاعت نمیکرد. برای بیست سال موبدان و سرداران غافل از تحولاتی که مرزهای جنوبی ایران رخ می داد، به همان کارهای معمول خود مشغول بودند.

امروز ما در شرایط مشابهی قرار گرفته ایم. هرچند مانند پوراندخت با روم پیمان صلح بسته ایم، و شرایط راهبردی بین المللی چرخشی به سود کشور ما کرده که با نوید نجات توافق هسته ای از کنگره امریکا، نسیمی از آسودگی خیال که از این بدتر نخواهد شد بر عامه مردم وزیدن گرفته؛ ولی از جای دیگری توطئه در جریان است.

دیگر امریکا و ناتو مانند افغانستان و عراق به ما حمله نخواهند کرد، ولی امکان تغییر شرایط به درگیری در یک جنگ بزرگ منطقه ای هنوز رفع نشده است. این رویداد می تواند با یک درگیری ساختگی مشابه جنگهای جهانی یکم و دوم جرقه زده شود. دولت روحانی همان گماشتگان دولت دهم را به ارث برده و با خوش خیالی از استانداران و فرمانداران می خواهد که انتخابات آینده را سالم برگزار کنند. ولی برخی از همین استانداران و فرمانداران و شهرداران و مسئولان دولتی در شهرهای حساس کشور در حال مشارکت در توطئه جداسازی قومی و روشن کردن آتش جنگ داخلی هستند. جاسوسان بیگانه در رده های پایین تر سیاستگزاری مشغول ایجاد بحران هستند. اکنون در شهرهای مرزی با برداشتن آثار تمدن ایرانی، برداشتن تندیس هایی چون آرش کمانگیر و آریوبرزن و فردوسی و دیگر بزرگان تاریخ ایران، و ناایرانی کردن نام شهرها و خیابانها مشغول ایران زدایی هستند. در بلوچستان پاکستان بیش از دویست کودک را آموزش انتحاری داده برای عملیات در ایران آماده کرده اند و سراسر مرزهای ما را افراد بشدت مسلح داعش یا کشورهای پشتیبان آنها محاصره کرده و منتظر فرصت هستند. در برخی شهرهای شمالغربی و جنوبی و شرقی درگیری های آزمایشی برای محک زدن اراده و توان رویارویی در جریان است. این نیروها که بویژه از سوی سه کشور پشتیبانی می شوند ولی سرنخ آن در دست برخی ابرقدرتهاست و نگران توافق هسته ای نیستند. آنها برنامه خود را پی می گیرند و پیش می برند، و من برنامه راهبردی کارآمدی را در کشور بجز اعمال خشونت خام در دفاع نمی بینم.

از سوی دیگر، اکنون شرایط پیش رو اندک باز شدن فضای خفقان و امنیتی است که البته برخی را به علت احتمال بسته شدن راههای اختلاس و غارتگری سخت دلواپس و نگران کرده و نیروهای نظامی و امنیتی پشتیبان آنها تلاش برای حفظ جو خفقان دارند. مهره هایی در میان همین مخالفان کاشته شده اند که ممکن است دانسته یا ندانسته جرقه ناآرامی ها را بزنند. ولی خوشبختانه ابردزدان کشور کلان ثروتهایی را که برای خدمات ذیقیمت خود از خزانه ملت برداشت کرده اند، در حسابهای بانکی خارج از کشور سپرده اند و هر کدام از یک تا سه کشور ویزای اقامت یا گذرنامه دارند. آنها کاخ های خود را در امارات و کانادا و امریکا و آسیای جنوبشرقی و ونزوئلا ساخته یا خریداری کرده اند، و دیگر مانند ۴٠ میلیون ایرانی فقیر نگران نان شب خود و خانواده نیستند و فرزندانشان حتا اگر معتاد و عیاش باشند دستکم دستفروش یا کارتنخواب نمیشوند.

ولی ما ملت ایران که در اینجا ماندگار هستیم، تنها دو وظیفه برای نجات میهن در پیش داریم. یکی آگاه کردن همین دولتی که ادعای تدبیر و خدمت دارد از خطرات پیش رو آنجور که ما می بینیم، و ارائه طرح هایی برای پیشگیری یا رویارویی با بحرانی که می تواند به یک جنگ فرسایشی و خون آلود منطقه ای منجر شود. دوم تلاش مدنی برای تنها گزینه مبارزه مسالمت آمیز در راستای دستیابی به نوعی دموکراسی با هموار کردن راه برای انتخابات سالم و آزاد. یک انتخابات آزاد که همه مردم را بی توجه به باورها و تعلقات سیاسی امکان مشارکت بدهد، و همچنین برنامه های عمرانی و اصلاحات ساختار اقتصادی و اجتماعی که مردم را به آینده امیدوار کند. اینها از هر دفاعی در برابر توطئه های جاری موثرتر خواهد بود. البته من رویدادهای دیگری را که ممکن است راه میانبر فراهم آورند خارج از معادلات نیانگاشته ام. با های و هوی اخیر درباره دخالت استصوابی شورای نگهبان و سختگیری های اعلام شده توسط رییس قوه قضائیه، من متوجه شدم که قایق مخالفان نجات کشور از بحران و جنگ ترک خورده و ابردزدان کشور و قاچاقچیان عزیز کشوری و لشگری تدارک ترک کشور را می بینند، هرچند که من امیدواری خود را از دست نداده ام که همینجا بمانند و ثروت بادآورده خود را در همین اقتصاد بکار اندازند. ولی در راستای نجات میهن هرچند گام بنیادین اصلاحگری باید بازنویسی قانون اساسی باشد، ولی یک انتخابات همه گیر می تواند به همبستگی در کشور و آرامش هر چند کوتاه مدت، که فرصت می دهد، کمک کند.

پیش از اظهارات اخیر رییس جمهور مبنی بر مشارکت همه حزبهای سیاسی ملی، و نیز نظارتی بودن مسئولیت شورای نگهبان، من در ۲۱ تیرماه در نامه سرگشاده ای به ایشان ده شرط ضروری برای شرکت سازمانهای ملی در انتخابات مجلس که می تواند زمینه را برای نجات کشور فراهم آورد اینگونه برشمردم:

۱- همه زندانیان سیاسی و عقیدتی آزاد شوند. اصل ۲۳ قانون اساسی تفتیش عقیده را ممنوع کرده است.

۲- فعالیت حزبهای سیاسی و سازمانهای مدنی، و هرگونه نشست یا گردهمایی سیاسی و مدنی آزاد باشد. اصل های ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی این آزادیها را تضمین کرده است.

۳- همه رسانه ها، با رعایت حفاظت از تمامیت ارضی کشور، طبق اصل ۲۴ قانون اساسی آزاد باشند.

۴- نظارت استصوابی شورای نگهبان منع شود. قانون اساسی وظیفه آنها را نظارت تعیین کرده نه دخالت.

۵- از امامان جمعه و فرماندهان نظامی خواسته شود که از تبلیغ یا موضعگیری علیه حقوق ومشارکت مردم یا بر له نمایندگان مورد تایید خود پرهیز نمایند.

۶- نامنویسی در وزارت کشور تنها بر پایه شناسایی داوطلب، تحصیلات و عدم سوء پیشینه بزهکاری باشد. طبق اصل ۲۳ قانون اساسی وزارت کشور حق تفتیش عقیده یا جبر التزام به هیچ چیز را ندارد.

۷- هیئت نظارت انتخابات متشکل از نمایندگان دولت و همه سازمانهای سیاسی شرکت کننده در انتخابات باشد و همه نامزدان حق گماشتن ناظر در همه حوزه های انتخاباتی را داشته باشند.

۸- همه نامزدانی که پیشتر در دستگاه دولت یا مجلس یا قضاء خدمت کرده اند باید ثروت خود را در آغاز ورود به خدمت تا زمان حاضر به کارگروه نظارت یا سازمان حسابرسی گزارش دهند. همه نامزدان باید بودجه انتخاباتی خود و منابع آن را اعلام نمایند. خودداری یا دروغگویی موجب رد صلاحیت خواهد بود.

۹- فعالیت انتخاباتی از شش ماه پیش از روز انتخابات آغاز شود، و صدا و سیما وقت مساوی به همه نامزدان در حوزه انتخابی خود بدهد.

۱٠- انتخابات زیر نظارت سازمان ملل انجام گیرد.

همچنین نوشتم که چنین مجلسی می تواند آغازگر یک جنبش سیاسی بی خشونت و تدریجی برای قانونگزاری مورد نیاز یک جامعه آزاد و مردمسالار باشد که در آن همه مردم بی هیچ تبعیض یا محدودیت در سرنوشت و اداره کشور مشارکت داشته باشند. رفع همه تبعیض های جاری در کشور از هر نیروی نظامی در حفظ یکپارچگی کشور قدرتمندتر عمل خواهد کرد.

من به آقای روحانی می گویم که تنها به توافق هسته ای دلخوش نباشند، بشکه باروت در درون کشور است. شما اگر قصد خدمت به این کشور را دارید باید بدانید که با ناز و عشوه و کنایه و مدارا نسبت به بدکاران درون حاکمیت نمی توانید اعتماد ملت را جلب کنید. ملت سرخورده هشت سال دوران طلایی، هشت سال دولت اصلاحات و هشت سال دولت چپاول و غارتگری و خیانت هستند. شما باید با هم صنفی های خودتان قاطعانه برخورد کنید که بسیاری از روحانیان فرهیخته ولی سرخورده از شما پشتیبانی خواهند کرد. شما باید با سرکردگان نظامی قاطعانه تر برخورد کنید و آنان را از اظهارات نپخته تنش آفرین و ضد صلح و امنیت کشور بازدارید، و مطمئن باشید بیش از نود درصد ساختار نظامی کشور پشت شما خواهد بود، زیرا همه از غارتگری های سرانشان و فقر خانواده هایشان خشمگین هستند. وزارت اطلاعات خود را به بررسی غارتگری ها و جاسوسی ها و خیانتکاری ها بگمارید؛ و اینکه وقتشان را با طعمه های آسان و آماده ای چون میهن پرستان و دلسوختگان و کنشگران ملی سیاسی و مدنی و حقوق بشری که با زندگی در جمهوری اسلامی از جان خود سیر شده اند تلف نکنند، که این کارها از عهده بچه های دبستانی هم بر میآید و دولت شما را بدنام تاریخ و شکست خورده خواهد کرد. شما اگر به زندانی کردن اندیشه و نخبگان ادامه دهید، باید با ذهن های ناتوانی که در طی سه دهه کشور را به این روز انداخته اند کشور را اداره کنید. شما هوشمندتر از اینها هستید و باید بدانید که این راه انتهایش شکست و فروپاشیدگی است.

سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست
همبستگی‌ ملی‌ . یکپارچگی ایران . حاکمیت ملت
هم میهن گرامی‌: برای ایرانی یکپارچه، آزاد، آباد، سربلند و دمکرات با حاکمیت ملت به ما بپیوندید
کنون ای هم وطن ای جان جانان / بیا با ما بگو پاینده ایران

اطلاعیه برگزاری سمیناردوروزه بمناسبت سی و پنجمین سالگرد اعدام سعید سلطانپور

بررسی آثار وی و گرامیداشت وتجلیل از سایر هنرمندان و نویسندگان جانباخته راه آزادی و سوسیالیسم
خرداد سال 1395 سی و پنجمین سالگرد اعدام شاعر آزادی سعید سلطانپور است
سی ام خرداد 1360 با اعدام سعید سلطانپور، سرکوب آزادیخواهان و کشتار دهه 60 توسط رژیم تازه بقدرت خزیده کلید خورد. اعدام سعید سلطانپور شاعر و هنرمند آزادیخواه و سوسیالیست، نشانه این بود که انقلاب توده های رنجدید ه مردم ،اینک با خطر جدی سرکوب و شکست کامل مواجه است. از آن پس موج دستگیریها ، سرکوب ها و اعدامها شروع شد. افراد ، احزاب ، سازمانها،تشکلها ، محافل و مجامع و جنبش های اجتماعی و هرآنچه مظهری از ترقی خواهی ، آزادی و برابری داشت، مورد یورش و سرکوب قرار گرفتند. هزاران نفر زن و مرد و پیر و جوان کشتار شدند. درادامه این سرکوبگریها،قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 ازفجیع ترین اقدامات سرکوبگرانه ای بودکه برغم تلاش حکومت برای لاپوشانی آن ، برملاشد. این کشتار ها ادامه یافت تا قتلهای زنجیره ای، اعدام ها و سر به نیست شدن های بیشمار.... دراین سرکوبها و کشتار ها ، کارگران ، دهقانان ، نویسندگان ، هنرمندان ، دانشجویان، سربازان ، زنان ، کودکان، خلاصه کلام ازهرقشری که شکست انقلاب و حاکمیت ارتجاع مذهبی رابرنمیتابید به زیر تیغ جلادان جمهوری اسلامی رفت.
سعید سلطانپور نماد همه آنها به ویژه شعرا ،نویسندگان و هنرمندانی است که دردفاع از آزادی و برابری، زندان و شکنجه واعدام را به جان خریدند، اما به میثاق خود از جمله «آزادی اندیشه و بیان وقلم بدون حصر و استثنا » وفادار ماندند.
دراین سالها ما تلاش کردیم درحد توانائی خود طی مراسم هائی یاد وخاطره سعید سلطانپور و دیگر هنرمندان ، وشعرا و نویسندگان جانباخته راه آزادی را گرامی داشته و مبارزات و مقاومت ها و اندیشه ها ی آنها را ره توشه خود ودیگر مبارزین و انسانهای آزادیخواه قراردهیم.
در سال پیش روی (خرداد 1395) در نظر داریم سمینار دوروزه ای رابمناسبت سی وپنجمین سالگرد قتل سعید سلطانپور و به یاد همه شعرا، هنرمندان ،نویسندگانی که دردفاع ازآزادی وسوسیالیسم جان فداکردند، برگزار کنیم.
دراین سمینار آثار سعید سلطانپور درحوزه های مختلف اجتماعی مورد بررسی قرار خواهند گرفت .
و نیز به همین مناسبت جنگی منتشر خواهد شد حاوی نظر ها ، نقد ها بر آثار سعید و بخشی نیز به نوشته ها وخاطرات اختصاص خواهد یافت.
لازم به گفتن نیست که هنرمندان و نویسندگان آزادیخواه و سوسیالیست کشورما متعلق به جنبشهای اجتماعی هستند که درطول تاریخ برای رهائی از ستم و استثمار و زور و سرکوب به پا خواسته اند . از این رو وظیفه خود میدانیم که برای پرثمربودن این سمینار ، تدارک آنرا به کمیته ای مستقل بسپاریم. برای شکلگیری چنین کمیته ای کوشش خواهیم کرد.
از همه دوستان ، رفقا و همرزمان سعید بویژه از هموندان او درکانون نویسندگان،همکاران وی درگروه های هنری درخواست میکنیم پیشنهادات خود را برای برگزاری هرچه پربارتر این سمینار، از طریق ایمیل ادرس saed_soltanpur@yahoo.se بامادرمیان بگذارند.
کمیته موقت تدارک برگزاری سمینار بررسی آثار سعید سلطانپور

8 شهریورماه 1394

روز ۲۸ مرداد، روز آموختن نه سوختن

کورش زعیم

شست و دو سال از روزی و رویدادی که سرنوشت ایران را برای بیش از شش دهه عوض کرد می گذرد و ما هنوز به تکرار شرح مصیبت می پردازیم بی اینکه آموخته باشیم که چرا و چگونه، و بی اینکه نقش خودمان را به عنوان روشنفکران مدعی میهن دوستی و حتا شهروندان کشور زیر ذره بین قرار دهیم. شایسته نخبگان و روشنفکران ملی و هواداران مصدق بزرگ نیست که هر سال برای ٦۲ سال با بیانیه های دلسوزانه ادواری دلشکستگی خود را با نقل آن رویداد تلخ ملی تکرار کنند، ولی تحلیلی درون نگرانه از اینکه آنچه شد چرا و چگونه شد و نقش اسلاف ما چه بود، ابراز نکنند. اینکه ما هنوز آن را از یاد نبرده ایم ویژگی بی همتای پویایی فرهنگی ماست.
همانگونه که ملی کردن صنعت نفت در ایران یک رویداد بسیار مهم سیاسی در سطح جهانی بود، و نه تنها بانی آن را قهرمان جهانی کرد، سرمشقی برای کشورهای در حال توسعه دارای فرهنگ کهن شد، کودتای ۲۸ مرداد هم یک رویداد بسیار مهم سیاسی بین المللی بود که به گونه ای مردم همه کشورها را نسبت به دخالت های اربابگونه قدرتهای بزرگ در کشورهای کوچکتر هشیار کرد و باوراند. رویداد ۲۸ مرداد که برای ما ایرانیان بسیار تلخ بود، نقطه عطفی در تاریخ جهان، و اکنون پایه گذار تغییر رویکرد قدرتهای بزرگ نسبت به ایران شده، که آثارش را در تلاش مشترک برای حل بحران هسته ای و بازگشت دادن ما به صحنه سیاست بین المللی شاهد هستیم.
از پایان جنگ جهانی دوم تا فروپاشی شوروی که جهان وارد قطب بندی جدید شوروی-غرب یا کمونیسم-لیبرالیسم شد که جای قطب بندی سده های گذشته روسیه-بریتانیا را گرفت، چندین کودتای مهم در مهمترین منطقه مناقشه خاور-باختر یعنی خاورمیانه رخ داد. راهبردی ترین کودتاها در سوریه، عراق، ایران و ترکیه رخ دادند. ولی تنها در ایران بود که یک دولت دموکراتیک برگزیده مردم، با ملی کردن صنایع نفت خود و درهم شکستن انحصار مستعمره گرانه بیگانگان طی روشهایی هوشمندانه و جهان پسند، سرمشق و محبوب و قهرمان دیگر ملت های در بند شد؛ تا آنجا که حتا دشمنان نیز نمی توانستند از ستایش خودداری کنند. پس از پیروزی های بین المللی پی در پی ایران در راستای حفظ منافع ملی، و حسن شهرت رفتار سیاسی ایران و مسئولیت پذیری بین المللی، دشمن شکست خورده بایستی راهی موذیانه برای رسیدن به هدف را پیش می گیرفت. نقشه براندازی دولت حرف نشنو و چالشگر ایران به بن بست خورده بود، تا اینکه چالش ۳٠ تیر ۱۳۳۱ رخ داد.
رویداد سی تیر در عین حال که محبوبیت و قدرت مردمی مصدق را به دشمن نشان داد، ضعف های اخلاقی برخی همکاران مصدق را نیز آشکار کرد. آنها ارزیابی کردند که تنها راه شکستن قدرت دولت ملی مصدق نه رویارویی نظامی و نه وقت تلف کردن در این دادگاه و آن شورا، بلکه در شکستن همبستگی همکاران و اعضای تیم اوست. جاسوسهای بیگانه یک سال وقت صرف کردند تا همبستگی همکاران و پشتیبانانی را که دارای وجهه ملی بودند و مرکز قدرت مردمی مصدق بودند، مانند همکاران جاه طلب و روحانیت و بازار، از دولت جدا کنند و آنها را بجان هم اندازند. ابزار قدرتمندی چون پول، وعده مقام، حسادت، غیبت و شایعه پراکنی با دقت بسیار بکار گرفته شد. آنها می دانستند که اگر این تیم همبسته بماند، هیچ نیرویی توانایی براندازی آن دولت را نخواهد داشت. محاسبه آنها درست بود و در طی سال بعد اجرا و پخته شد تا کودتا امکانپذیر شود. در زمان کودتا همه از هم پراکنده شده بودند یا با هم دشمنی می کردند و مصدق را تنها گذاشتند. با مطالعه کودتاهای دیگر که کمابیش با همین تکنیک ها به انجام رسیدند، متوجه می شویم که مصدق چه هشیارانه عمل کرد که دستور دخالت ارتش و خونریزی را نداد. یک شکست نظامی در برابر دشمن مجهز به دوستان خائن، او را بی آبرو می کرد و دیگر مانند امروز یک قهرمان ملی جاویدان نمی بود.
افزون بر آن، جنگ سرد قدرت و نگرانی امریکا و بریتانیا که پیروز جنگ گرم بودند، از پیشروی شوروی و کمونیسم و از دست دادن منافع اقتصادی و راهبردی در این منطقه بسیار مهم استراتژیک در همه این زنجیره کودتاها بخوبی آشکار است. تفاوت کودتای ۲۸ مرداد با کودتاهای دیگر آن دوران خرد سیاسی این مرد بزرگ را آشکار می کند. دو کودتای مهم در امریکای جنوبی هم دخالت مستقیم امریکا را:
کودتای سوریه (۱۹٤۹): نخستین کودتا در تاریخ سوریه، به رهبری حسنی الزعیم، رییس ستاد ارتش. این کودتا با برنامه ریزی سازمان سیا، که به تازگی ایجاد شده بود، و همکاری حزب سوسیالیست ملی سوریه، که به گفته تاریخدانان دانشگاه کلمبیا و اسناد محرمانه آزاد شده، توسط مامور سیا، مایلز کوپلند، اجرا شد. هدفش تصویب ساخت خط لوله ترا-عربستان بود که دولت پیشین اجازه آنرا نمی داد.
کودتای عراق (۱۹۵۸): برای براندازی پادشاهی خاندان هاشمی عربستانی که در ۱۹۲۱ توسط بریتانیا بر عراق تحمیل شده بود، و در آن فیصل دوم که از کودکی شاه شده بود و ملک عبدالله ولیعهد او و نخست وزیر نوری السعید کشته شدند، و در عراق جمهوری اعلام شد. کودتا بدست ژنرال عبدالکریم قاسم و با خونریزی گسترده اجرا شد، و سال بعد خروج عراق را از پیمان بغداد (ترکیه-عراق-ایران) اعلام کرد. در ۱۹٦۳، قاسم را عبدالسلام عارف سرنگون کرد و به قتل رساند. در ۱۹٦٦، عارف به قتل می رسد و برادرش عبدالرحمان عارف به قدرت می رسد. در ۱۹٦۸، پس از دو سال، او به جاسوسی برای سیا متهم می شود و پس از شماری فعل و انفعال و توطئه سرانجام ارتشبد احمد حسن البکر (دایی صدام حسین) به قدرت و صدام حسین به معاونت ریاست جمهوری می رسد. ولی به علت بیماری حسن البکر، صدام حسین که نیروی قدرتمند امنیتی عراق را تشکیل داده بود و حزب بعث را در اختیار گرفته بود، مخالفان را بیرحمانه سرکوب می کرد در ۱۹۷۹، با برنامه "پان عربیسم" و "سوسیالیم" خود را رییس جمهور خواند. او در ۱۹۷۲، با شوروی پیمان همکاری بست که باعث نگرانی امریکا از نفوذ شوروی در منطقه شد. سفیر بریتانیا در ایران آن زمان پس از بازنشستگی در مصاحبه ای تلویزیونی گفت که ما جنگ ایران و عراق را براه انداختیم و آنرا تداوم دادیم تا هر دو طرف تضعیف شوند و نیروی خود را از دست بدهند.
کودتای ترکیه (۱۹٦٠): عدنان مندرس، نخست وزیر برگزیده مردم که برای ده سال حکومت کرده بود، با پایان یافتن کمکهای مالی امریکا تحت دکترین ترومن و طرح مارشال برای کشورهای آسیب دیده در جنگ جهانی دوم، مندرس نیاز به تامین بودجه بود، برای دریافت یک خط اعتباری مالی به مسکو رفت. این حرکت، که باید گفت با توجه به جو جنگ سرد نابخردانه بود امریکا را نگران کرد. خشونتگرایی های مندرس علیه مسیحیان و کردان و یونانیان که اصل جدایی دین از حکومت قانون اساسی ترکیه را به خطر می انداخت، و احتمال درگیری ترکیه با یونان هشداری برای اروپا هم بود، بهانه خوبی را برای کودتا فراهم ساخت. این همان مندرس بود که علیرغم مخالفت مردمش، ترکیه را در جنگ کره برای کمک به امریکا شرکت داده بود. ولی تماس با شوروی گذر از خط قرمز امریکا بود.
نقشه کودتا را سرهنگ آلپ ارسلان تورکش، که در ۱۹٤۸ در امریکا آموزش دیده بود کشید که با ۱٦ تن از افسران دیگری که در امریکا آموزش دیده بودند یک گروه ضد جنگ پارتیزانی کمونیستی را تشکیل داده بود آنرا اجرا کردند. وی در سخنرانی اعلام کودتا بر وفاداری ترکیه به ناتو و سنتو تاکید نمود، و ژنرال جمال گورسل که رهبری کودتا را بر عهده داشت، روز بعد نوید داد که ترکیه هر چه زودتر به سوی دموکراسی و انتقال قدرت به دولت برگزیده مردم هدایت خواهد شد. در این کودتا ۲۳۵ ژنرال، ۳٠٠٠ افسر ارتش بازنشسته، ۵٠٠ قاضی و دادستان و ۱٤٠٠ استاد دانشگاه برکنار و رییس ستاد ارتش و رییس جمهور و نخست وزیر بازداشت شدند. ادنان مندرس، وزیر خارجه و وزیر دارایی به اتهام خیانت محاکمه و اعدام شدند.
کودتای برزیل (۱۹٦٤): برای براندازی ژائو گولارت رییس جمهور اصلاحگر، یک کودتای نظامی با پشتیبانی آشکار امریکا انجام گرفت که تا ۱۹۸۵ ادامه یافت. گولارت از حزب کارگر در همان انتخابات دموکراتیکی که در آن ژانیو کوادروس از حزب محافظه کار رییس جمهور شد به معاونت رییس جمهوری برگزیده شده بود. کوادروس پس از یک سال استعفاء کرد و گولارت طبق قانون اساسی رییس جمهور شد. راستگرایان افراطی که از ریاست جمهوری گولارت که یک ملیگرای میانه رو بود ناخرسند بودند، او را کمونیست خواندند و اینکه حق ندارد رییس جمهور شود. در مذاکراتی که میان هواداران گولارت و نماینده راستگرایان، تانکردو نوس، انجام شد موافقت کردند که مجلس را وادارند سیستم ریاست جمهوری را عوض کنند جوری که گولارت رییس جمهور و نوس نخست وزیر باشد. در ۱۹٦۳ گولارت بازگشت به سیستم گذشته را به همه پرسی گذاشت و پیروز شد. ولی وقتی تلاش کرد سود شرکتهای بزرگ را برای رفاه مردم هزینه کند، راستگرایان و ارتش نسبت به "خطر سوسیالیسم" هشدار دادند. گولارت که به سفر چین رفت، نظامیان لایحه ای برای لغو سمت گولارت به کنگره دادند که رد شد. وقتی گولارت برگشت دوباره با همه پرسی دیگری و تایید اکثریت مردم قدرت را بدست گرفت و به اصلاحات پرداخت و قول داد که پالایشگاههای نفت را ملی کند.
اقتصاد ناتوان برزیل با تورم بسیار بالا و بسته شدن راههای وام و سرمایه گذاری خارجی بدتر شد. مخالفان هر روز تظاهرات براه می انداختند، سربازان نیروی دریایی اعتصاب کردند که برخلاف میل نیروی دریایی اجازه حمله به آنها را نداد، و خلاصه پیوسته با بحران روبرو میشد. سرانجام رییس ستاد ارتش، اومبرتو برانکو، طی نامه ای به افسران ارشد کمونیسم را هشدار داد، و ورنون والترز، وابسته نظامی امریکا در برزیل، بیدرنگ به وزارت خارجه تلگراف زد که ارتش برزیل آماده کودتاست. فردای آن روز ژنرال اولیمپیو فیلو لشگر خود را در هماهنگی با دیگر پادگان ها بسوی ریو دو ژانیرو گسیل داشت. در آن روز لینکلن گوردون سفیر امریکا و ورنون والترز در تماس مستقیم با لیندن جانسون گزارش پیشرفت کار را می دادند. درباره خشونت ها، فساد و جنایت های خونتای نظامی برزیل بسیار نوشته شده است. گولارت که از برزیل گریخت و در آرژانتین می زیست در سال ۱۹۷٦ در تبعید مسموم شد.
کودتای یونان (۱۹٦۷): برای براندازی ائتلاف نیروهای چپ مورد حمایت شوروی و یوگوسلاوی که در انتخابات ۱۹٦۳ با شکست محافظه کاران روی کار آمدند، و غرب به هراس افتاد که مبادا یونان زیر چتر نفوذ شوروی یا تیتو برود. عملیات پنهان ایجاد ناامنی با درگیریهای خیابانی و تفرقه میان دولتمردان آغاز شد تا به نظامیان نزدیک به امریکا بهانه اقدام بدهد. کودتا در ۱۹٦۷ توسط گروهی از سرهنگنان ارتش برهبری گئورگیوس پاپادوپولوس مورد حمایت امریکا و بریتانیا انجام شد. باید به یاد آورد که دکترین هری ترومن پس از جنگ جهانی دوم تاکید بر جلوگیری از نفوذ کمونیسم در ترکیه و یونان داشت و جنگ داخلی یونان میان کمونیستها و محافظه کاران تا دو سال پس از جنگ جهانی ادامه پیدا کرده بود، و غرب نمی خواست کمونیستها دوباره جان بگیرند.
کودتای شیلی (۱۹۷۳): برای براندازی سالوادور آلینده، رییس جمهور دموکراتیک و مردمی که صنایع مس را که در انحصار شرکتهای آناکاندا و کنکات امریکایی بود ملی کرده بود. دولت اصلاحگر پیشین، ادواردو مونتالوا، در راستای ملی کردن صنایع مس، در قراردادی ۵۱% این معادن را به قیمت روز و بطور اقساطی خریداری کرد با این شرط که بتواند ٤۹% مانده را هم در آینده بخرد، و کنگره امریکا معامله را تایید کرده بود. ولی آلینده بر پایه وعده انتخاباتیش همه معادن و صنایع مس را ۱٠٠% ملی کرد و خسارت را مبلغ سرمایه هزینه شده شرکتهای امریکایی قرار داد نه قیمت روز. دولت امریکا بیدرنگ واکنش خشمگینانه نشان داد و در لابلای سخنان رسمی دولت شیلی را تهدید کرد که نمی گذارند سرمشق دیگر کشورها شوند. نخست گروه های دست راستی هدایت شده از امریکا از هر فرصتی برای ایجاد ناامنی استفاده می کردند. تحریم ها به جیره بندی مواد غذایی منجر شد، و برای مدتی ترور و درگیری و رویدادهای خشونت آمیز وتروریستی صورت گرفت که شمار آنها را تا ٦٠٠ مورد ذکر کرده اند. پس از اینکه ترس و نارضایتی و نفاق در میان سیاستمداران به نقطه اوج خود رسید، ژنرال پینوشه با حمایت مستقیم امریکا، به بهانه رفع ناامنی به کاخ ریاست جمهوری حمله و آنرا بمباران کرد، آلینده را کشت و یک دیکتاتوری خشن برپا کرد که تا ۱۹۹۹ ادامه داشت.
کودتای ترکیه (۱۹۸٠): در آن زمان ترکیه یک کشور فقیر و بی ثبات و محل درگیری های پیوسته و عملیات تروریستی میان چپ گرایان و راستگرایان افراطی بود که حدود پنج هزار تلفات داده بود و به یک جنگ داخلی تمام عیار نزدیک می شد. این درگیری ها در واقع جنگ نیابتی میان شوروی و امریکا بود و اسناد فاش شده نشان می دهد که هر دو طرف عامل این بحران بودند و کوشش داشتند شرایط را برای مداخله نظامی فراهم آورند. ارتش ترکیه به نیابت امریکا فعالانه در افزایش تنش و درگیری ها شرکت داشت، تا اینکه به بهانه جلوگیری از خشونت ها و تامین امنیت کشور کودتا کرد. ژنرال کنعان اورن شش ماه زودتر از فرمانده خود ژنرال حیدر سالتیک اجازه کتبی برای کودتا گرفته و نورالدین ارسین رهبر چپگرایان را هم محرمانه آگاه کرده بود تا کودتا را یک حرکت ملی نه جناحی وانمود کند. پس از کودتا مجلس را منحل کرد، حدود ۵٠٠ هزار تن دستگیر و ۵٠ تن اعدام شدند، تابعیت ۱٤ هزار تن لغو شد و سدها تن در زندانها جان باختند. ترکیه برای دو سال توسط نظامیان اداره شد تا اینکه اورن خود رییس جمهور شد. تورگوت اوزال در سمت نخست وزیر معمار رشد اقتصادی ترکیه با بهره برداری از فرصتها از جمله از تحریم های ایران با فراهم کردن راه ترانزیت واردات و صادرات ایران به بهای ۲٠% ارزش کالاها بود. کم کم ترکیه به کشورهای در حال رشد خاورمیانه تبدبل شد.
کودتای پاکستان (۱۹۹۹): ژنرال پرویز مشرف به بهانه بی لیاقتی نخست وزیر نواز شریف کودتا کرد و دولت را بدست گرفت. سی هزار نظامی را در مراکز صنعتی و امنیتی سر کار گذاشت و در ۲٠٠۱ خود را رییس جمهور و فرمانده کل قوا خواند و روابط نزیکی را با امریکا در پیش گرفت. در ۲٠٠۷، بعلت قدرت القاعده و طالبان وضعیت فوق العاده اعلام و رییس دیوانعالی کشور را برکنار نمود. ولی پس از ترور نخست وزیر بینظیر بوتو که محبوب مردم بود، قدرت او لرزان شد و در ۲٠٠۸ مجبور به کناره گیری شد.
نتیجه گیری:
۱. در تمام این کودتاها، بویژه آنها که در خاورمیانه صورت گرفت، تنها مورد دولت ملی مصدق بوده که تا به امروز در سراسر جهان یک دولت قهرمان شناخته شده و دوست و دشمن از او با احترام زیاد یاد میکنند. بقیه کودتاها کمابیش فراموش شده هستند.
۲. کودتای ۲۸ مرداد، افزون بر کتابهای بسیار و مقاله های بیشماری که با جزییات درباره آن نوشته شده و همه نوشتار دوست و دشمن، کشور ایران، دولت مصدق و خود دکتر محمد مصدق را چون قهرمان ستایش می کنند. این تنها موردیست که سران دولت امریکا بارها از ملت ایران پوزشخواهی یا به خطای خود اعتراف کرده اند.
۳. ابرقدرتهای جهان با هر وسیله ممکن و بی توجه به منافع مردم کشورهای دیگر از منافع ملی خود، چه امنیتی در برابر نفوذ رقیبانشان و چه اقتصادی برای حفظ امتیازهای خود، حفاظت می کنند. این کشورهای مورد هدف هستند که باید هشیار باشند و برای جبران ناتوانی سیاسی، نظامی و اقتصادی خود از هوشمندی و خرد و دانش خود استفاده کنند.
٤. اعضای سازمانهای سیاسی ملی باید درس بگیرند که در هنگام بحران سیاسی و دخالت و تفرقه افکنی و نفوذ بیگانگان آزمند فریب نخورند، طمع جاه و مال نکنند و منافع شخصی زودمرگ را به منافع ملی و اعتبار و شهرت نیک خود ترجیح ندهند و مانند شخصیت هایی که به دولت مصدق پشت یا خیانت کردند بدنام تاریخ نشوند.
۵. قدرت مردمی که دولت مصدق در جریان سی تیر نشان داد، بیگانگان را در اندیشه برد که برای شکست این غول محبوب مردم باید نخست او را تنها کنند، یاران وفادار او را با پول و وعده مقام یا با ترساندن از ترور شخصیت و حتی مرگ از او جدا کنند. کشتن افشارطوس یک هشدار و یک نمونه بود، ماجرای نهم اسپند نمونه ای دیگر. حسین مکی و مظفر بقایی که وعده نخست وزیری گرفته بودند، هر دو مغبون در پشیمانی و ذلت مردند. آیت الله کاشانی پس از مرگ سهراب پشیمان شد ولی همه قدرت و اعتبار گسترده مذهبی و مبارزاتی خود را از دست داد. من به هموندان سازمانهای سیاسی ملی هشدار می دهم که آنان هم اکنون در مسیر اینگونه اقدامات هستند، و گرایش فریب خوردن برخی بیشتر از برخی دیگر است. هیچ کشور بیگانه، هیچ دولت داخلی و هیچ سازمان امنیتی به کسانی که فریب آنها را می خورند و با همکاری به سازمان خود آسیب حیثیتی می زنند اعتماد نخواهد کرد.
٦. ما ایرانیان تنها ملتی هستیم که هرگز شکست های خود را فراموش نمی کنیم و پیوسته آنها را یاد می کنیم. از اسکندر و حمله عرب و حمله مغول و شکست به روسیه و دخالتهای بریتانیا در دو سده گذشته گرفته تا 28 مرداد و آنچه امروز گرفتار آن هستیم. این یادکردن ها و افسوس ها قدرت و پویایی فرهنگی ما را می رساند. ما از شکست نفرت داریم و همه آنانی که ما را به شکست و ذلت می کشانند منفور ما هستند، زیرا فرهنگ ما زنده است و اینگونه با بیماری ها مبارزه می کند.
کورش زعیم
هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران
تهران - ۲۸ مرداد ۱۳۹٤خ

داود هرمیداس باوند
سخنگوی جبهه ملی ایران
14 مرداد 1394

مذاکرات ایران و نمایندگان پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان و نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا

برجام و پیامدهای آن

مذاکرات ایران و نمایندگان پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان و نماینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از 12 سال فراز و فرود و کشش و کوشش به فرآیندی موفقیت آمیز منتهی گردید. به همین جهت منابع ارتباط جمعی غرب از آن بعنوان طولانی ترین مذاکرات قرن و از نتایج حاصله آن بعنوان "توافقی تاریخی" نام برده اند. بی تردید این توافق بازتاب جهانی خاص خود را از جمله در رابطه با معادلات منطقه¬ای خواهد داشت. بویژه آنکه این توافق در شرایطی صورت می گیرد که منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با نابسامانیها و آشفتگیهای سیاسی و اجتماعی و آینده¬ای ابهام آمیز روبروست. همچنین بخش عمده¬ای از جهان غرب از جمله اتحادیه اروپا با نارسائیهای اقتصادی و مالی مواجه بوده و برای رفع آن برقراری تعاملات اقتصادی و مالی با کشورهای طالب جلب سرمایه¬گذاری خارجی و انتقال تکنولوژی مفید دانسته و از ایجاد شرایطی برای حصول این مقصود دید مثبت داشتنند.
به همین جهت اتحادیه اروپا همراه با آمریکا استفاده از استراتژی نرم¬افزاری و پی¬گیری مذاکرات با ایران برای حل این مسأله مورد نگرانی جهانیان را ضروری تشخیص داده، راه همسویی و همدلی با آمریکا را در پیش گرفت. زیرا فرآیند موفقیت آمیز آن را به نفع خود نیز می دانست. به همین جهت پس از توافق مورد بحث برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا مانند آلمان و فرانسه بلافاصله با اعزام هیأت¬های به ایران برآن شدند با انعقاد قراردادهایی در عرصه¬های مختلف از جمله انرژی، این فرصت پیش¬¬آمده را به نفع خود تضمین نمایند.
از سوی دیگر، این توافق و صدور قطعنامه جدید از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد دائر به لغو تحریم¬های اعما ل شده قبلی سبب گردید برخی مخالفان توافق مورد بحث که خود را با عمل انجام شده روبرو می دیدند مانند عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برآن شدند با تعدیل مواضع اولیه خود، راه همسویی با فرآیند این توافق را در پیش گیرند. بعلاوه این توافق از دو جهت موجب رفع نگرانی جهانیان گردید: یکی آنکه این توافق خطر احتمالی جنگ را اگر کاملاً برطرف نکرده است، ولی امکان آن را قویاً بی رنگ ساخته است؛ دیگر آنکه نگرانی ناشی از اینکه دسترسی ایران به سلاح هسته¬ای، دیگر کشورهای منطقه را نیز طالب دستیابی به سلاح هسته¬ای خواهد ساخت، منتفی دانستند. این توافق سرآغاز راه جدیدی است احتمالاً با برخی ناهمواریها. زیرا اجرای مفاد آن برای مدت قابل توجه ادامه خواهد داشت و تحقق آن ممکن است با اماها و اگر¬هایی در خصوص تفاسیر مربوط به جزئیات آن مواجه شود.
اما آنچه این توافق را تکمیل و اجرای آن را تسهیل می نماید، همانا صدور قطعنامه جدید از سوی شورای امنیت دائر به لغو تحریم¬های قبلی است. از آنجاییکه به موجب بند 5 ماده 2 و ماده 25 و فصل هفت منشور از جمله ماده 41 آن، کشورهای عضو ملزم به رعایت و پای بندی به مصوبات شورای امنیت می باشند. بخصوص اینک که موافقتنامه مورد بحث به اتفاق آراء به تأیید شورای امنیت رسیده است، لذا اقدام برخی دولت¬های عاقد موافقنامه دائر به نفی و یا ایجاد تغییراتی در متن آن و همچنین مصوبات شورای امنیت، سؤالات حقوقی جدی را مطرح خواهد ساخت. از یکسو موجب بروز تعارض بین دولت¬های 1+5 درباره اجرای توافق خواهد شد. و از سوی دیگر نوعی بی اعتباری و بی اعتمادی نسبت به تعهدات قراردادی قوه مجریه آمریکا بوجود خواهد آورد.
بی تردید از استراتژی نرم افزاری مبتنی بر سیاست تنش¬زدایی و گفتگوی سازنده مورد استفاده در مذاکرات هسته¬ای، می بایست در دیگر عرصه های مورد اختلاف بین¬امللی استفاده شود. بویژه در شرایطی که منطقه دچار آشفته¬زدگی سیاسی و اجتماعی است که بخشی از آن میراث اعمال استراتژی سخت¬افزاری در افغانستان و عراق بوده است، همه و همه ایجاب می نماید که از استراتژی سخت افزاری در مناقشات منطقه¬ای خودداری شود و فراتر از آن باید برآن بود در تعارض با قدرتهای فرامنطقه¬ای که به نحوی از انحاء در تعاملات منطقه¬ای ذیربط و ذیمدخل هستند بر مبنای دیالوگ سازنده و منافع متقابل در مقام حل و فصل امور فی¬مابین برآمد. بخصوص تجارب تاریخی نشان داده است که تعارض و برخوردها به صورت مقطعی ممکن است دست¬¬آوردهایی داشته باشد، اما تعارض و تخاصم بطور مداوم آن هم در طول زمانی گسترده حاکی از نوعی نارسایی و نابسامانی در سیاست و مناسبات خارجی آن کشور است. بنابراین واقع نگری و خرد سیاسی ایجاب می نماید در صورتی که در پرتو رویدادهای منطقه¬ای و یا حوادث پیش¬¬¬آمده نوعی همسویی و اشتراک منافع بین دو دولت متعارض پدیدار شود، می¬بایست از آن به عنوان فرصت¬هایی برای رفع اختلافات و مشکلات فی¬مابین و استقرار زمینه¬ همکاری¬های جدید بر اساس منافع متقابل استفاده شود.و یا بر اساس موازنه منصفانه بین منافع ملی و مبانی ارزشی با آن برخورد و تصمیمات لازم جهت استفاده از فرصت¬های پیش¬آمده اتخاذ گردد. چنانکه به گفته معروف لرد پالمرستون " دولت¬ها در روابط و تعاملات بین¬المللی نه دوستان دائمی دارند و ن دشمنان دائمی، بلکه منافع ملی دائمی دارند که می بایست فراروی تصمیم گیرندگان قرارگیرد. این واقعیت یعنی عطف توجه اولی به منافع ملی، حتی در روابط بین دولت¬های متصف به ارزشهای همسو نیز مصداق داشته است. چنانکه در سالهای دهه شصت به بعد بروز اختلافات بین شوروی و چین، چین و ویتنام، بالاخره ویتنام و کامبوج که به جدایی نسبی خط مشی¬ها و تعارض سیاسی جدی روبرو گردید، گویای این واقعیت است. همچنین باید به یاد داشت برخی گروه¬ها که از لحاظ ارزشی مورد حمایت مالی، سیاسی و تسلیحاتی ایران بودند، پس از تجاوز عراق نه تنها از آن دولت حمایت کردند، بلکه واحدهای نظامی نیز در اختیار آن دولت گذاشتند. در همین راستا برخی از همین گروه¬ها در آغاز خیزش بهارعرب با 180 درجه تغییر رویه راه نزدیکی با ترکیه، مصر و عربستان سعودی را در پیش گرفتند که پس از سرخوردگی¬های مجدداً بسوی ایران عطف توجه نموده¬اند.
خلاصه آنکه در پرتو این توافق، افق جدیدی در مناسبات ایران با جامعه بین¬امللی پدیدار گردیده و امکانات مساعد در عرصه¬های سیاسی، اقتصادی و تجاری وجود دارد که در خور استفاده بهینه است. از لحاظ سیاسی در این موافقتنامه جایگاه ایران بعنوان قدرت برتر منطقه و صاحب نفوذ در رابطه با معادلات ملحوظ شده است. از جهت تجاری امکان ورود ایران به سازمان تجارت جهانی و حضور بعدی آن در گروه بیست دیده می شود که البته تا حدودی بستگی به بهبود روابط با آمریکا دارد.
اما چنانکه می دانیم، سیاست خارجی و پیشرفت آن ارتباط تنگاتنگی با چگونگی برخورد و حل مسائل داخلی دارد. بویژه مسائلی که مرتبط به ارزشهای جهانشمول و تعهدات بین¬المللی مربوط به آن دارد. تعهداتی که پس از تصویب مجلس در زمره قوانین داخلی درآمده¬اند و قوای سه¬گانه ملزم به رعایت آنها می¬باشند.بی شک اقدامات ناظر به حل مسائل عمده داخلی چون حقوق بشر و آزادیهای اساسی که در ضمن ایفای تعهدات بین¬المللی ایران نیزتلقی می شود، اثرات تسهیل کننده در حل و فصل مسائل سیاسی خارجی در پی خواهد داشت.
اینک که دولت روحانی در پی سیاست تنش زدایی و گفتگوی سازنده، به حل این مسأله خطیر نائل گردیده است ، انتظارات و مطالبات عمومی آن است که در رابطه با حل مسائل داخلی اقداماتی در زمینه¬های زیر انجام گیرد:
1. از آنجاییکه انتخابات مجلسین در پیش است و برگزاری انتخابات آزاد نیاز به فضای سیاسی و اجتماعی باز، و وجود و حضور جوامع مدنی سازمان یافته، احزاب و مطبو¬عات پویا می باشد، لذا قبل از هرچیز می¬بایست زندانیان سیاسی آزاد، رفع توقیف و محدودیت از مطبوعات و تعدیل فضای امنیتی صورت گیرد. و برای تمامی شهروندان ایرانی متصف به هر نوع باور و عقیده و اعتقاد، امکان شرکت در انتخابات، اعم از انتخاب کردن و انتخاب شدن در نظر گرفته شود. و از ادامه بیش از سه دهه برخورد تبعیض¬آمیز نسبت به شهروندان و تقسیم آنها به خودی و غیرخودی، استفاده از عناوین بازدارنده مشارکت مردمی مانند وابستگان به گروهک¬ها و اطلاق واژه¬های مجعول واجد سرکوبگری به تجمعات قانونمند مسالمت آمیز و معترض به نادرستی¬ها و خلافکاریهای نهادهای حکومتی پایان داده شود. همچنین در این راستا شورای نگهبان از برخورد گزینشی-جناحی درباره نامزدهای انتخاباتی خودداری و در این رابطه اصول جامعیت، بی¬طرفی، معدلت طلبی و مصلحت سیاسی و اجتماعی وقت را ملحوظ دارد. در همین رابطه تجمعات مسالمت آمیز معلمان جهت احقاق حقوق حقه صنفی-شان محترم شمرده شود و با در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی و فرهنگی والای آنها به حداقل درخواستهای ایشان دائر بر رفع مشکلات مالی و معیشتی آنها، اقدامات لازم انجام گیرد و نمایندگان منتخب آنان از زندان آزاد شوند. همچنین با تقاضاهای صنفی کارگران طبق قانون کار و ضوابط پذیرفته شده سازمان بین¬المللی کار از جمله ایجاد اتحادیه¬ یا سندیکای کارگری، حق اعتصاب و غیره برخورد شود. تا ضمن تأمین نیازمندیهای این طبقه محروم در مورد آزادی نمایندگان آنها اقدامات عاجل انجام شود. و بالاخره به فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها پایان داده شود. استقلال دانشگاهها تأمین گردد. و انتخاب ریاست دانشگاهها و رؤسای دانشکده¬ها بعهده اساتید و نمایندگان انجمن¬های دانشجویی گذاشته شود. با ایجاد هرچه بیشتر کانون¬های علمی، پژوهشی، ادبی و ایجاد جوامع مدنی سازمان یافته، امکانات لازم برای فعالیتها و پیشرفت¬های علمی، اجتماعی و سیاسی آنها در نظر گرفته شود. و بدینترتیب برای تغییر جو یأس و بی تفاوتی حاکم بر فضای دانشجویی و انگیزه روزافزون آنها برای خروج از کشور وحتی جلای وطن تدابیر لازم اتخاذ گردد.
2. در عرصه اقتصادی، داراییهای آزاد شده و سرمایه¬های وارده بایستی عمدتاً معطوف به فعالیت¬های تولیدی اشتغال¬ زا شود و بدینترتیب نه تنها به اقتصاد دلالی و واسطه گری که بیش از سه دهه گرینبارگیر کشور شده و موجب نابسامانیهای اقتصادی گردیده، مورد بازنگری قرارگیرد، بلکه فضای مناسب برای بخش خصوصی فعال فراهم شود. البته فعالیت¬های بخش خصوصی در صورتی قرین موفقیت خواهد بود که از سلطه نهادهای شبه دولتی که امور اقتصادی و مالی کلان کشور را در انحصار دارند، برکنار باشد. به دیگر سخن، آزادی عمل اقتصادی داشته باشد. حصول این مقصود تا حدود زیادی بستگی به تجدیدنظر در ساختار نظام مالی و مالیاتی کشور دارد. زیرا به گفته مقامات رسمی، 42% مالیات دهندگان که از پرداخت مالیات مستثنی هستند، همانا نهادهایی می¬باشند که انحصار امور اقتصادی و کلان کشور را در دست دارند. برخی از آنها تحت پوشش عناوین قدسیه خود را محق معافیت¬های مالیاتی می دانند و در این رهگذر از دیگر سوءاستفاده¬های غیرقانونی ابایی ندارند. فراتر از آن پایان دادن به اعمال غیرقانونی کسان یا نهادهایی که در لوای ارتباطات شبه دولتی سالانه بیش از 35 میلیارد دلار کالای قاچاق به کشور وارد می کنند. بالاخره سامان دادن به نارساییهای موجود در اقتصاد ترانزیت کشور. همانطوریکه گفته شد ورود سرمایه¬های خارجی عمدتاً باید معطوف به فعالیت¬های تولیدی و اشتغال زا باشد، از جمله در رابطه با رفع نارساییهای موجود در زمینه صنعت انرژی. چنانکه می دانیم در 27 حوزه مشترک با همسایگان بدلیل عدم دستیابی ما به تکنولوژی پیشرفته مورد نیاز سبب گردیده که دولت¬های طرف مقابل به سبب دسترسی به تکنولوژی مورد بحث، در حال بهره¬ برداری گسترده از حوزه¬های مشترک باشند و ما به 3/1 تولید و یا کمتر بسنده نماییم. اینک انتظار این است که در پرتو توافق انجام شده، موانع دسترسی به تکنولوژی مورد نیاز برطرف گردد و در مورد ترمیم چاه¬های فرسوده و پروژه¬های نیمه تمام اقدامات لازم صورت گیرد. بالاخره در رابطه با اوپک با توجه به اینکه اینک آمریکا از وارد کننده انرژی به صادرکننده نفت و گاز تبدیل شده است، لذا نفوذ برخی از اعضای اوپک بعنوان بزرگترین تولید کننده در تصمیم-گیری¬های اوپک با کاستی¬های جدی روبرو خواهد شد. بنابراین باید تدابیر جدیدی در رابطه با بازنگری انتخاب دبیرکل براساس چرخش و گردش منصفانه بین اعضا صورت گیرد.
3. انتظار دیگر این است دولت در مورد صنعت توریسم یا اکوتوریسم که در وضع نامطلوب است بازنگری خاص بنماید. زیرا امروزه گردشگری به اندازه¬ای در اقتصاد کشور اهمیت پیدا کرده که به گردشگران لقب "صادرات نامریی" را داده¬اند. بر اساس آمارهای سازمان جهانی گردشگری در سال 2015، اسپانیا با جلب 88 میلیون گردشگر و فرانسه 84 میلیون و ترکیه 45 میلیون در صدر کشورهای توریست¬پذیر جهان قرار گرفتند. درآمد ترکیه در این سال بیش از 38 میلیارد دلار بوده است. نکته در خور توجه اینکه توسعه اقتصادی ترکیه با محوریت توریسم پایه¬ریزی شد. بطن و حاشیه این صنعت را به بخش خصوصی واگذار کردند، اما در کشور ما با اینکه ایران از لحاظ میراث فرهنگی و جاذبه¬های باستانی در زمره 5 کشور برتر جهان و از لحاظ تنوع اقلیمی جزو 10 کشور برتر قراردارد و از منظر گردشگری با داشتن سواحل دریای عمان، خلیج فارس و دریای مازندران و همچنین داشتن 33 جزیره بزرگ و کوچک در خلیج فارس، و آشوراده در دریای مازندران جاذبه¬های فراوانی دارد. ولی از جهت صنعت توریسم بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2015 از لحاظ شاخص رقابت پذیری در صنعت گردشگری که مبتنی بر عوامل همچون شرایط محیط کسب و کار، امنیت، سلامت و سرمایه انسانی می باشد رتبه 97 جهان را بخود اختصاص داده است. گذشته از برخی نارسائیها در مورد شاخص رقابت¬پذیری در صنعت گردشگری ایران، عاملی که نقش بازدارنده در خصوص توسعه صنعت گردشگری دارد همانا برخورد ارزشی با گردشگران بویژه گردشگران خارجی است. یکی دیگر از چالشهای جدی توسعه گردشگری در کشورمان این است که صنعت هتلداری که از مهمترین شاخه¬ها و در حقیقت زیرساخت جلب گردشگر به کشور است، با مشکلات بزرگ و کوچک مواجه بوده و راهکاری مطلوب برای رفع این مشکلات تدبیر نشده است. علاوه بر این صنعت هتلداری در ایران نظیربسیاری دیگر از صنایع دارای ترکیبی از بخش دولتی و خصوصی است. به طور قطع صنعت هتلداری نیازی به ورود بخش عمومی ندارد.
4. بالاخره یکی از خطیرترین معضلات و در عین حال بی توجه ترین به آن در کشور ما همانا برخورد با محیط زیست و نگرانی های ناشی از آن می باشد. نگرانی مشترک جهانیان در رابطه با تخریب محیط زیست بعنوان بزرگترین چالش قرن سبب گردید که تعدیل آن را در گروی همکاری دولت¬ها با سازمان¬های بین المللی از جمله منطقه¬ای، جوامع مدنی سازمان یافته و بخش خصوصی متصف به ارزشهای زیست محیطی اعلام دارند. بعلاوه مشارکت عمومی نیز در این مورد تا حدودی ضروری است. در این رابطه آموزش نهادهای ذیربط از جمله در سطوح دبیرستان و دانشگاهی، آگاهی و اطلاع رسانی به گروهها و نهادهای مربوطه، مشارکت جوامع مدنی و دیگر گروههای ذیربط در جریان بررسی و تصمیم گیری درباره مسائل زیست محیطی که در کشور ما تخریب بی پروای محیط زیست بوسیله گروههای سودجو وابسته به نهادهای متصف به عناوین قدسیه و یا تعاونی از جمله تخریب و آتش زدن عمدی جنگلها به منظور شهرک سازی، بدون توجه به آنکه جنگل زدایی، بیابان زایی در پی دارد. عدم توجه به اثرات جانبی سدسازی، راه سازی، و پل سازی در رابطه با تخریب تالاب ها و جنگل ها و کاهش فاحش تاسماهیان یا ماهیان خاویاری به دلیل احداث سدها که ورود آنها به رودخانه را برای تخم ریزی غیرعملی ساخته است. بخصوص با توجه به آنکه یکی از اقلام مهم صادراتی ایران خاویار بوده است. ولی اکنون بسبب آلودگی¬های روزافزون اعم از دریا- پایه و ساحل- پایه از یک سو و صید بی رویه و قاچاق خارج از فصل و شن برداری از رودخانه ها از سوی دیگر. و همچنین ورود آبزی غیربومی بنام شانه دار از دریای سیاه و تغذیه ماهیهای کیلگا، خوراک ماهیان خاویاری همه و همه سبب کاهش فاحش ماهیان خاویاری و دیگر آبزیان شده است. دریغا که در این باره بدلیل عدم همراهی کشورهای ساحلی حتی در مورد دولت¬های طرف قرارداد منطقه ای کویت در خصوص آبزیان فضای شکننده و آسیب پذیر خلیج فارس نیز مشهود می باشد.
باری جبهه ملی ایران ضمن پایبندی خود به آزادی، مردم سالاری، حقوق بشر و توسعه اقتصادی پایدار یعنی مبتنی بر ایجاد موازنه منصفانه بین پیشرفت اقتصادی و حفظ محیط زیست و در نظر داشتن منافع نسل حاضر و آینده و حکومت قانون، انتظار دارد پیروزی حاصله در رابطه با برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و پیروی از سیاست تنش زدایی و گفتگوی سازنده در دیگر عرصه های سیاست خارجی استمرار یابد و فراتر از آن این رویداد طلیعه میمونی برای عطف توجه به رفع مسائل و مشکلات داخلی بویژه تحقق آزادی¬های اساسی، تأمین رفاه عمومی، اعتلای علمی و فرهنگی و حکومت قانون صورت گیرد.
داود هرمیداس باوند
سخنگوی جبهه ملی ایران
14 مرداد 1394


برای دیدن آرشیو گذشته به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید

نامه سرگشاده دکتر علی رشیدی به رییس جمهور روحانی
علی رشیدی، هموند هیئت رهبری جبهه ملی ایران
دفتر مردمداري
جبهه ملي ايران
تهران، ایران

تاريخ: ۳/۵/ ۱۳۹٤

موضوع: بهرهبردارى سريع از توافق هسته اى

نامه سرگشاده به :
جناب آقاى دكتر حسن روحانى ـ رئيس جمهور محترم
از: دكتر على رشيدى ـ اقتصاددان

موضوع: بهرهبردارى سريع از توافق هستهاى

جناب آقاى دكتر روحانى:
با سپاس فراوان از جنابعالى و جناب آقاى دكتر محمدجواد ظريف وزير امور خارجه و همه افراد و مقامات دولت و حكومت، مخصوصاً دانشمندان هستهاى كشور كه با تلاش بىوقفه هيجده ماهه و صرف هزاران ساعت وقت، مسئله خردكننده و ويرانگر سيزده ساله فعاليتهاى هستهاى ايران در مقابل دنياى صنعتى را بسوى توافق نهائى هدايت كردهاند و سطح دانش فنى كشور و امكانات استفاده سودمند از دانش هسته ارتقاء دادهاند باطلاع مىرساند:
توافق هستهاى ايران با دنياى صنعتى قبل از هرچيز شبح جنگى ديگر را از روى خاورميانه و مردم مصيبتزده آن برداشت و از اين نظر همه صلحدوستان و مخصوصاً مردم خاورميانه بايد از شما و تيم همكار شما تشكر كنند اما براى مردم ايران، مخصوصاً كسانى كه نگران وضعيت اقتصادى اجتماعى و سياسى كشور هستند، موضوع حياتى چگونگى بهرهبردارى فورى از توافق هستهاى و فداكاريهاى بعمل آمده است!
توافق هستهاى با دنياى صنعتى كليد راهگشاى رفع تحريمها عليه اقتصاد و مردم ايران و باز شدن فضاى اقتصادى و اجتماعى است كه بمدت سه دهه (از آبان ۱۳۵۷) بر همه ابعاد زندگى و فعاليت مردم ايران در سطح جهان تنيده شده است.
هدف واقعى تحريمها براى ايالات متحده و دنياى صنعتى شامل روسيه و چين و ژاپن بازداشتن ايران و يا حداقل انحراف موقت ايران از مسير توسعه واقعى اقتصادى، اجتماعى و سياسى و علمى بر پايه توانها، استعدادها و آمال و آرزوهاى ملى شناخته شده ما بوده است و از اين نظر برخلاف ظاهرسازيها و حرافىهاى مقامات دولت گذشته اين تحريمها طبق آمار و اطلاعات موجود بسيار ويرانگر بوده است.
توافق هستهاى با دنياى صنعتى از دو نظر اهميت حياتى دارد. يكى فراهم شدن فرصت تازه براى اصلاح سياستها و برنامههائى كه تاكنون منابع انسانى و مالى بسيار سنگينى را جذب كرده و انحرافات عظيم اقتصادى و اجتماعى بوجود آورده است و حالا الزاماً طبق توافق هستهاى و زير نظارتهاى بينالمللى بايد اين سياستها و برنامهها كنار گذاشته شود. و در نتيجه منابع زيادى مىتواند آزاد شود و در صورت برنامهريزى صحيح صرف توسعه و عمران واقعى و پايدار شود و دوم اينكه به ايران فرصت داده مىشود كه با دنيا رابطه عادى اقتصادى و سياسى و علمى و فرهنگى داشته باشد و در صورت برنامهريزى و مديريت مطلوب جايگاه شايسته ايران در صحنه بينالمللى را احياء كند.
در دنياى امروز ده شاخص اقتصادى كه طبق استانداردهاى مراكز صلاحيتدار بينالمللى تهيه مىشود. معيار سنجش عملكرد قابليت مديريتى دولت و حكومت هر كشور در مقياس جهانى است. رشد توليد ناخالص داخلى سالانه، رشد سرمايهگذارىهاى صنعتى، رشد اشتغال، رشد صادرات صنعتى، نرخ تورم سالانه، نرخ بيكارى، توزيع طبقاتى درآمد از جمله شاخصهائى است كه از نوسانات آنها مىتوان به بقيه سياستها و برنامهها پى برد. همين شاخصها نشان مىدهند كه بطور نسبى ما حداقل بيست سال از كرهجنوبى، دوازده سال از تركيه و هفت سال از مالزى (كشورهاى بدون نفت) عقب ماندهايم مضافاً اينكه ما در اين دوره بيش از ۱۲٠٠ ميليارد دلار درآمد نفت داشتهايم، و آنها تقريباً ۹٠٠ ميليارد دلار هم هزينه واردات نفت داشتهاند.
توافق هستهاى با دنياى صنعتى در اصل دادن فرصت تنفس و حركت به ايران در كليه صحنهها در سطح جهانى است. ولى بهرهبردارى از اين فرصتها قبل از هر چيز مستلزم شناخت اهميت اين موقعيت و وجود اراده ملى براى بهرهبردارى از فرصتهاى ارائه شده و بالاتر از همه آمادهسازى و برنامهريزى براى رفع تنگناهاى تحميل شده طى دوره بعد از انقلاب و باز كردن بندهاى تنيده شده بر اقتصاد ايران تحت عنوان انواع تحريمها است. اما براى بهرهبردارى واقعى از مزاياى احتمالى توافق هستهاى، ظهور سه پيششرط ضرورى است.

۱ ـ ايجاد نهضت ملى و سراسرى تجهيز افكار عمومى براى همگامى و آمادهسازى براى بهرهبردارى از فرصتهاى پيدا شده. نقش وسائل ارتباط جمعى و نشان دادن مزاياى پيوستن به صف كشورها و شركت در رقابتهاى سازنده بينالمللى خود نياز به بكارگيرى صدها و هزارها متخصص و كارشناس دارد كه تصوير ايران فردا را امروز به مردم ايران و جهان ارائه دهند و همه مردم را درگير اين نهضت نمايند.

۲ ـ شناخت وضعيت واقعى كليه بخشهاى اقتصاد و جامعه ايران كه طى دوره تحريمها آسيب ديدهاند. براى اين شناخت مددگيرى از كليه مردم ايران، كليه مديران و صاحبنظران در كليه بخشها ضرورى است. تنها مديران و دستاندركاران فعاليتهاى صنعتى و توليدى، آموزشى و پرورشى، فنى و تكنولوژيكى مىدانند كه تحريمها چه صدمههايى به اقتصاد و جامعه ايرانى وارد كرده است. تهيه صدها گزارش مستند و واقعى از وضعيت اسفبار فعلى تمام بخشهاى اقتصاد كشور (كشاورزى، صنعت، معدن، حملونقل، آموزش و پروش...) و نيز امور فنى و تكنولوژيكى و اجتماعى قدم اول شناخت براى برنامهريزى رفع اين تنگناها است. تشكيل دهها مركز بررسى و شناخت وضع موجود به صدها كارشناس در رشتههاى مختلف نياز دارد و تشكلهاى مردمنهاد ذينفع عامل و واسطه انجام اين بررسيها هستند.

۳ ـ شناخت اينكه ما از دنيا چه مىخواهيم. براى راهاندازى اقتصاد بسته و جامعه منفعل فعلى به چه كمكهائى از دنيا نياز داريم؟ امكانات داخلى ما چيست؟ براى رفع هر تنگنا چه برنامهاى بايد تهيه شود و امكانات و نيازهاى مالى، پرسنلى، مديريتى و فنى و تكنولوژيكى ما چيست؟ بعنوان مثال كمبود آب مهمترين مسئله حياتى اقتصاد و جامعه ايران در دهههاى آينده است كه راه حل آن، هم از نظر مالى و فنى، مديريتى مستلزم همكارى با گروهى از كشورها و همسايگان است و يا اينكه گفته مىشود صنعت نفت بسيار آسيب ديده ايران، نياز به سرمايهگذارى چهل ميليارد دلارى سالانه دارد ولى با شناخت وضعيت واقعى فنى و تكنولوژيكى هر چاه، هر منبع يا هر پالايشگاه، خطوط انتقال، تلمبهخانهها و اكتشاف در درياها و نيز نيازهاى آينده، روشن مىشود كه از دنيا چه مىخواهيم و كدام كشورها قادر به كمك به ما هستند. بسيارى از ماشينآلات و ابزار، تكنولوژى و كاتاليزورها و مواد در انحصار تنها چند كشور صنعتى است ـ چگونه بايد آنها راضى به عرضه اين كمبودها به ايران كرد؟
اما كليد طلائى رفع همه اين تنگناها در درازمدت، فرصت پيدا شده براى پيوستن ايران به اقتصاد جهانى با پيوستن و عضويت ايران در سازمان تجارت جهانى است كه به هر عضو اجازه مىدهد با قبول مقاولههاى تاكنون امضاء شده (حدود ٤٠ مقاولهنامه) مربوط به كليه فعاليتها و بين همه ممالك، ايران نيز از مزاياى آنها استفاده كند و با دادن و گرفتن امتيازات مساوى و متقابل موقعيت خود را در سطح جهانى تثبيت نمايد و بطور رقابتآميز در جهت نيل به اهداف و خواستههاى ملى خود گام بردارد. بعنوان مثال بايد دقيقاً بررسى شود كه كرهجنوبى چگونه توانسته است در همين سى و پنج سال كه ما گرفتار تحريمها بودهايم توليد ناخالص ملى سرانه خود را شش برابر نمايد و در گروه بيست ممالك صنعتى قرار گيرد. در حاليكه ما بطور متوسط رشد اقتصادى سالانه حتى دو درصد هم نداشتهايم، زمانى درآمد سرانه ملى ما حدود ۲٠ درصد از كره بالاتر بود ولى امروز نهايتاً درآمد سرانه ما به حدود يك پنجم آنها كاهش يافته است.
اما كليد پذيرش ايران در سازمان تجارت جهانى در دست ايالات متحده آمريكا است و جايزه ايران براى پذيرش توافق هستهاى بايد كمك آمريكا به پذيرش ايران در سازمان تجارت جهانى باشد.
سازمان تجارت جهانى (WTO) قبل از هرچيز معرف يك فلسفه و يك نگرش سياسى، اقتصادى و اجتماعى است. جامعه سكولار، نظام سياسى دموكراتيك و نظام اقتصادى آزاد و رقابتى ممكن است گفته شود كه همه ممالك عضو مثل عربستان سعودى، چين و روسيه نه سكولار هستند نه دموكراتيك و نه نظام اقتصاد آزاد و رقابتى دارند. جواب اين است كه كشورها در موقع پذيرش، تعهد مىكنند كه اولاً وضع را بدتر و محدودتر نكنند و ثانياً طى دورهاى در اين جهت حركت نمايند و به اين اهداف برسند. از همه بالاتر برنامه راه آزادسازى بايد به تصويب همه اعضاء برسد و بهمين دليل است كه تدوين و تصويب برنامه پيوستن به سازمان تجارت جهانى براى چين، عربستان سعودى و روسيه بيش از ده سال طول كشيده است و سرانجام همان ممالك صنعتى به سركردگى ايالات متحده آمريكا هستند كه بايد به پيوستن يك كشور به سازمان تجارت جهانى رضايت دهند. چون اين ممالك هستند كه بيشتر تجارت خارجى هر كشور را در دست دارند.
عضويت در سازمان تجارت جهانى مانند آب براى شنا و حركت در اقيانوس بيكران داد و ستدهاى بينالمللى حياتى است و ۹۸ درصد روابط اقتصادى بينالمللى را پوشش مىدهد. بسيار تعجببرانگيز است كه چرا ايران از سال ۱۹٤۷ و زمان آغاز به كار گات (GATT) ، پايهگذار سازمان تجارت جهانى، از سلك كشورهاى فعال در صحنه اقتصاد جهانى كنار مانده است؟ اگر كوتهنظرىهاى نفعطلبانه توليدكنندگان داخلى و خودسرىها و غرور ناشى از درآمدهاى نفتى زمامداران قبل از انقلاب را از عضويت در گات دور نگاه داشت، امروز بسيار بيشتر تعجببرانگيز است كه چرا از سال ۱۳٦۸ و مخصوصاً در دولت تدبير و اميد اين موضوع حياتى مسكوت مانده است؟
رانتخواران و سودجويان كه بازارهاى داخلى و تجارت خارجى و واردات را در كنترل دارند هميشه سد پيوستن ايران به سازمان تجارت جهانى بودهاند و اگر چه با برپا كردن تشكيلات پرهزينه و اسم بىمسمى دفتر نمايندگى تامالاختيار ايران در سازمان تجارت جهانى و يافتن سمت ناظر، كوشيدهاند افكار عمومى را فريب دهند وانمود نمايند كه براى عضويت دارند كارى انجام مىدهند ولى واقعيت اين است كه وزارتخانههاى مربوطه و حاميان آنها علاقهاى به ايجاد نظم و منطق در روابط اقتصادى بينالمللى كشور نداشتهاند. حذف نياز به فرستادن صدها هيئت تجارى و هزاران سفر خارجى از اولين پىآمدهاى ايجاد نظم و منطق عضويت در سازمان تجارت جهانى است كه براى عدهاى دستاندركار نامطلوب و براى انحصارداران و رانت خواران مذموم است.
اگرچه ممالك توسعهيافته صنعتى از وضع فعلى اقتصادى ايران بسيار راضى هستند، نفت كالاى حياتى ما را بگيرند و در مقابل به ما كالاى مصرفى صنعتى و گندم و روغن و بنزين بدهند ولى اين وضع كجا براى ما توسعه اقتصادى واقعى و رشد ايجاد مىكند و گره كور فعلى اقتصادى و اجتماعى ما را مىگشايد. چرا دولت تدبير و اميد از اين امر حياتى و كليدى غافل مانده است؟
بالاترين مزيت عضويت كشور در سازمان تجارت جهانى نظم پيدا كردن و يا نظم دادن به اقدامات، سياستها و برنامههاى اقتصاد داخلى است. بعنوان مثال تعرفههاى گمركى در كشور تابع توافقهاى بينالمللى است و يك شبه عوض شدنى نيست. يا آوردن و حمل گندم به ايران يا مسافرت با هواپيما يا پهلو گرفتن كشتىها در بنادر نمىتواند انحصاراً در اختيار شركتهاى دولتى ايرانى باشد. سياستهاى بازرگانى در هر مورد دقيقاً تشريح و به اطلاع شركاء تجارى علاقمند رسانده مىشود و در صورت اعتراض، در توافق نهائى راه رفع محدوديتها در مقابل گرفتن امتيازات مساوى مورد تصويب قرار مىگيرد. عضويت در سازمان تجارت جهانى بالهاى پرواز شركتهاى ايرانى در بازارهاى جهانى را باز مىكند. در حد شعور مديران و توان فنى و تكنولوژيكى و مالى شركتها و مساعدت نهادهاى ملى و دولتى، آنها مىتوانند در سراسر جهان در شرايط رقابتى فعال باشند و اينقدر براى حفظ بازار نيمه بسته داخلى اصرار نورزند.
با توجه به آنچه كه گفته شد فرداى امضاء توافق هستهاى مىتواند و بايد روز اول شروع جهاد واقعى اقتصادى در ايران با شركت همه فعالين اقتصادى، دانشگاهى، متخصصين و كارشناسان فنى و تكنولوژيكى و حقوقى، همه ديپلماتها، همه تجربهداران در صحنههاى زندگى اجتماعى ـ سياسى ـ مطبوعاتى ايرانى با هر سن و سال و مقيم هركجاى دنيا باشد.
تشكيل ستاد ويژه پيوستن ايران به سازمان تجارت جهانى با تصويب قانون مربوط با حوزه كار، اختيارات و امكانات مالى معين در كنار رئيس جمهور و با عضويت حداقل دوازده نماينده كارشناس و متخصص از دوازده بخش اقتصاد و نيز كارشناسان آمار، جمعيت، محيط زيست، مسائل خاص مثل آب، جنگل و منابع طبيعى همراه با ناظرين از مطبوعات و راديو ـ تلويزيون، اتاقهاى بازرگانى، مجلس، قوه قضاييه، دانشگاهيان و دانشجويان، معلمين، و فعالين بخش بهداشت و درمان و كارگران (بدون حق دخالت در روند بررسيها و تصميمات) ضرورى است.
جريان پيوستن به سازمان تجارت جهانى براى هر كشور يك جريان، كامل، صميمانه و صادقانه براى دولتها و فعالين اقتصادى بوده است. هيئت مذاكرهكننده يك كشور، مقيم ژنو گاه به سيصد نفر ممكن است برسد كه هركس و هر گروه مسئله كوچكى يا كالاى خاصى را با رقباى تجارى خود مورد بحث و توافق قرار مىدهد.
توافق هستهاى يعنى خاتمه جنگ با استكبار موهوم جهانى كه ما هيجده ماه رودرروى آن نشستيم و چانه زديم و فداكارى كرديم و به توافق رسيديم. حالا وقت بهرهبردارى از امتيازات آنها و وادار كردن آنها به راهگشائى براى اقتصاد و مردم ايران است. كمك آمريكا به ايران در عضويت در سازمان تجارت جهانى مشكلگشا همه تحريمها و انحرافات دهههاى اخير است.

زنان و اقلیتهای مذهبی میتوانند مجلس آینده را شکل دیگر دهند

زنان و اقلیتهای مذهبی میتوانند مجلس آینده را شکل دیگر دهند

یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴
گفتگوی روز با کورش زعیم درباره پیآمد توافق های هسته ای
سارا سماواتی

کورش زعیم فعال سیاسی و عضو شناخته شده جبهه ملی در گفتگویی با روز از پی آمدهای توافق هسته ای و توقعات عمومی گفته و تاکید کرده که حسن روحانی بعد از این باید در صدد ترمیم چهره خود باشد و این راه از طریق ایجاد فضای سیاسی در انتخابات آینده میسر می شود، کاری که به علت اختلافات درونی جناح تندرو امکان پذیرست.
این چهره ملی گرا در عین حال از اصلاح طلبان شناخته شده حکومت انتقاد کرده و پرسیده مگر آنان در مجلس ششم که در دستشان بود چه کردند. او همچنین ابراز امیدواری کرده که اگر میدان برای زنان در انتخابات آینده تنگ نشود حضور بانوان با فرهنگ بتواند کاستی مجلس های فعلی را که مردان بی سواد آن را پر کرده اند جبران کند.
متن گفتگوی روز با کورش زعیم در زیر می آید:
گفتگو را با مهمترین بحث جاری آغاز کنیم. توافق به دست آمده را چگونه ارزیابی می کنید؟ چه به لحاظ اهمیت سیاسی این اقدام و چه از منظر مفاد توافق؟
ما نباید این توافق را به معنی که توافق خوب یا بدی بوده ارزیابی کنیم. اینکه چه سودی برای ما دارد نباید مطرح باشد، اینکه جلوی چه زیانی را گرفته مطرح است. این توافق جلوی اتلاف بیشتر و سوء استفاده از سرمایه های ملی، رکود اقتصادی بیشتر و تداوم انزوای ایران، و بطورکلی سقوط کشور بسوی نابودی وجودی، جنگ و تجزیه را گرفته است. فعالیت هسته ای تنها بهانه ای در دست کاربدستان جمهوری اسلامی برای غارت کشور بوده است. دویست میلیارد دلار برای فعالیت هسته ای غیرضروری و هیچ شده، و غارت صدها میلیارد دلار به بهانه دور زدن تحریم های مربوط به همین فعالیت هسته ای غیرضروری و زیانبار برای کشور و منطقه. این توافق منافعی برای ما ندارد ولی به ما فرصت می دهد که از نقطه زیر صفر آغاز و کشورمان را در همه زمینه های موجودیت یک ملت و کشور، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، امنیتی و روابط بین المللی، که کلا ویران شده اند، باز سازی کنیم. یک جنگ بین المللی نمی توانست اینقدر برای این ملت و کشور گران تمام شود و ویرانی ببار آورد که این بهانه فعالیت هسته ای بوجود آورد. مفاد توافق هم نباید با مفاد تسلیم ژاپن و آلمان در جنگ جهانی دوم متفاوت باشد، ولی آیا خواهیم توانست بهره برداری که آن دو کشور از تسلیم شدن کردند ما هم بکنیم؟ اگر ما هم بتوانیم غارتگران و جنگ افروزان را کنار بزنیم و خردمندان و وطن دوستان را روی کار بیاوریم، توافق خوبی بوده است.
از تأثیرات مثبت این توافق نه تنها در زمینه اقتصاد، بلکه بر فضای سیاسی کشور هم صحبت می شود. شما چنین انتظاری را منطقی می بینید؟
به نظر من هم این انتظار باید وجود داشته باشد. یک اثر مثبت این توافق باید این باشد که فضای سیاسی را باز کند. البته کمی هم این اتفاق افتاده، ولی با مقاومت تندروان ضد ملت و کشور روبروست و بهیچوجه در حدی که مردم انتظار دارند نیست. تعدادی از زندانیان سیاسی که به پایان دوره زندان خود نزدیک شده بودند آزاد شده اند، ولی از سوی دیگر دستگیری های دیگری هم آغاز شده و اعدامها افزایش چشمگیری پیدا کرده اند. بنابراین ما نمی توانیم هنوز ارزیابی کنیم که آیا فضای سیاسی در حال باز شدن است یا دو جناح مخالف یکدیگر، جناح دولت و جناح تندروان مخالف دولت در چالش با یکدیگر اقداماتی انجام می دهند. ظاهراً جناح اصولگرا سعی می کند دستگیری ها و اعدام ها را افزایش بدهد و دولتی ها سعی می کنند زندانیان را آزاد و فضا را کمی باز کنند. ما هنوز ماهیت این حرکت ها را نمی توانیم ارزیابی کنیم چون معنایی واقعی از دیدگاه دموکراسی یا حقوق بشر ندارند. ولی به نظر می رسد که دولت سعی دارد که تا حدی یک چهره حقوق بشری از خود نشان بدهد.
در زمینه تأثیرات سیاسی توافق بویژه به نظر می رسد که نگاهها متوجه انتخابات های مجالس خبرگان و شورای اسلامی است تا مخالفان و موافقان این توافق موقعیت سیاسی خود را محک بزنند. شما هم فکر می کنید که انتخابات های اسفندماه از این توافق تأثیر می گیرند؟
ما انتظار داریم که توافق بر انتخابات مجلس هم تأثیر داشته باشد، ولی تصور می رود که بیشترین تاثیر در ورود دادن به اصلاح طلبان شناخته شده در چارچوب حفظ نظام جمهوری اسلامی باشد. ما آنان را در مجلس های پیشین، بویژه در مجلس ششم که اکثریت داشتند تجربه کرده ایم. هرچند که بسیاری از آنان ادعا می کنند که این بار جور دیگری و در راستای منافع مردم گام برخواهند داشت، ولی من چنین توانی را نمی بینم، زیرا خرابیهای هشت سال دولت نهم و دهم را هشت سال حکومت آنها با تسلیم شدن به قدرت مطلقه هموار کرد. من در ارتباط با همین پرسش و در واقع برای اینکه خودم پاسخ این پرسش را از رئیس جمهور بگیرم، دو هفته پیش نامه سرگشاده ای به آقای روحانی نوشتم و گفتم اگر شما واقعاً قصد گشودن مسیر دموکراسی را دارید (و ما نمی گوییم که دموکراسی را میشود یک شبه برقرار کرد.) اولین گامتان همین انتخابات مجلس شورا است که در اسفندماه برگزار می شود. نخستین گام آزادی همه زندانیان عقیدتی و سیاسی است که بتوانند در انتخابات مشارکت داشته باشند. اصل های ۲۳، ۲٤، ۲۵، ۲٦ و ۲۷ را که تفتیش عقیده و ایجاد رعب و وحشت را منع می کند و رسانه ها و حزبها و گردهمایی ها را آزاد اعلام کرده اجرا کنید.
من همچنین خواستم که وزارت کشور از پرسیدن باورهای مذهبی نامزدان منع شود و التزام عملی به قدرت مطلقه را شرط قرار ندهد. کسانی که ذوب شده اند دیگر وجود ندارند و لکه هایی روی زمین بیش نیستند. همه نامزدان باید منابع مالی هزینه انتخابات خود را اعلام کنند، و آنان که پیشتر در دولت یا مجلس بوده اند دارایی خود را پیش از ورود به خدمت و اکنون به سازمان حسابرسی گزارش کنند. هرگونه دروغ باید موجب رد صلاحیت آنان شود. اینها خواستهای حد اقلی است، ولی نشان می دهد که دولت یازدهم توان و یا اراده پیشبرد جامعه را بسوی باز شدن فضای سیاسی دارد یا نه.
آقای زعیم در نامه ای که اشاره می کنید شما در ده مورد مشخص مطالباتی را مطرح کرده بودید که بعضاً در حیطه اختیارات قوای دیگر غیر از دولت است. مثلاً بند یک که خواهان آزادی همه زندانیان عقیدتی، سیاسی است و به نظر می رسد در اینجا دست بالا را قوه قضائیه دارد. چقدر امیدوار هستید که دولت روحانی اساساً قادر به ورود به این عرصه ها باشد؟
بند ۲۳ قانون اساسی بهیچوجه خارج از قدرت رییس دولت نیست، زیرا به صراحت می گوید که هرگونه تفتیش عقیده ممنوع است. بیشتر این اتهامات توسط وزارت اطلاعات که بخشی از دولت است وارد آمده است. بنابراین، یک رییس دولت ملتزم به قانون اساسی می تواند به وزارت اطلاعات خود دستور بدهد که هرگونه اتهامی را که بندهای ۲۳ تا ۲۷ را نقض می کند لغو نماید و به قوه قضائیه اطلاع دهد که هیچ ادعایی علیه زندانیان در این بابت ندارد. قوه قضائیه موظف است وقتی شاکی از شکایت خود می گذرد، حکم خود را نیز لغو کند.
اکنون از سخنان سران نظام و رهبران جناح های سیاسی می بینیم که چه چالش هایی که هر روز آشکارتر می شود وجود دارد. یک رییس جمهور هوشمند و هشیار و تیمش باید ببینند که چگونه می توانند بر جناح مقابل که مخالف پیشرفت هستند چیره بشوند. همین پس گرفتن شکایت های وزارت اطلاعات، که ضرورت آنها را در نامه ای به خود وزیر اطلاعات هم گوشزد کرده ام، باعث می شود که دولت با تکیه بر قانون اساسی خودشان دست بالا را بگیرد. اما آنچه من انتظار دارم اینست که هیچیک از آزادی هایی که من در نامه ام قید کرده ام، بوجود نیاید. فقط امکان دارد که اصلاح طلبانی که به ساختار نظام معتقد هستند، بخت این را پیدا کنند که به مجلس را ه یابند و مجلسی شبیه مجلس ششم دوره آقای خاتمی بوجود بیاید که با یک تشر شمشیرهایشان را غلاف و تسلیم می شدند.
بنابراین، اگر رییس جمهور شهامت این را نداشته باشد که از این فرصت طلایی استفاده کند، انتظار زیادی از این مجلس بجز تلف کردن وقت مردم نمی شود داشت. در همین حد هم که جلو بروند شاید بتوان در دوره آینده چهار سال بعد یک مجلس ملی داشته باشیم. ولی اگر آقای روحانی میخواهد که در تاریخ معاصر ایران چهره اش بازسازی بشود و جایگاه بهتری به دست بیاورد باید تلاش کند که این مجلس را به روی همه باز کند؛ بدون تبعیض، بدون پرسش از اینکه مذهب یا عقیده شان چیست؛ و بدون اینکه مجبور کنند نامزدها تعهد بدهند که به دو سه اصلی در قانون اساسی که به هیچوجه با دموکراسی و حقوق بشر سازگار نیستند التزام دارند. در غیراینصورت، نمایندگانی به مجلس راه خواهند یافت که قول بازگشت به دوران طلایی دهه شصت را بدهند.
در مورد همین چند نکته ای که می گویید، که تمام مسئله هم نیستند، چقدر به توانایی آقای روحانی امیدوار هستید؟
آقای روحانی تا بحال دستش بسته بود، چون مذاکرات هسته ای هنوز به نتیجه نرسیده بود. اکنون باید نشان بدهد که آیا با دستی بازتر می تواند تغییراتی را باعث بشود یا نه! اگر اراده انجام تغییرات بنیادین را داشته باشد، دستکم دو سه ماه طول می کشد تا نشانگرهای آن آشکار شود. یعنی شش ماه پیش از انتخابات باید نشان داده شود که نامزدهای جدیدی که بیرون نظام تلقی میشوند، و بخاطر دیدگاه مذهبی یا دیدگاه جدایی مذهب و حکومت اجازه نداشته اند در انتخابات شرکت کنند، می توانند به میدان بیایند یا نه. آقای روحانی خواست آن را دارد، ولی آیا اراده آ نرا هم خواهد داشت بزودی روشن خواهد شد.
در مجموع چه ترکیبی از گرایش های سیاسی را برای مجلس محتمل می بینید؟
من تصور می کنم که اصلاح طلبان نزدیک یا وابسته به حکومت شانس خوبی دارند. ولی همانطور که اشاره کردم مشکل اقلیت های قومی و اقلیت های مذهبی وجود دارد. سازمانهای ملی هم ممکن است اجازه پیدا نکنند حتا نام نویسی بکنند. بنابراین، این مجلس یک مجلس برزخ خواهد بود. البته من پیش از اینهم گفته ام که ما باید تا آخر تابستان صبر کنیم و ببینیم که آیا آقای روحانی می تواند خرگوش را از توی کلاهش در بیاورد یا نه!
ولی ایشان در شرایطی هست که باید بتواند! چون می دانیم که در بسیاری سازمانهای درون نظام اختلاف و نارضایتی فوق العاده زیاد است. آقای روحانی می تواند از این موقعیت استفاده کند و آنها را به سوی خود جذب کند. من چالش بزرگ دیگری را هم در راه می بینم که، با وجود اینکه توافق هسته ای احتمال آنرا کمرنگ کرده، ولی باز ممکن است ما را در گیر برخوردهای نظامی سنگینی در منطقه کند. من باور دارم که اگر آقای روحانی نتواند آنگونه که توضیح دادم، یک همبستگی ملی بوجود آورد، و چهره انحصاری مذهبی کشور را تلطیف کند، خون های زیادی ریخته خواهد شد.
انتخابات مجلس خبرگان هم بنظر می رسد برای اولین باور اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. این اهمیت از کجاست و انتخابات و نتایج احتمالی آن را چگونه ارزیابی میکنید؟
در مورد مجلس خبرگان کار دشوارتر است، زیرا این مجلس در چنگ صنفی است که بهیچ وجه به حقوق مردم و حق رای و دخالت مردم در سیاست و سرنوشت خویش باور ندارند. جابجایی چند مهره تاثیری در تصمیگیری های آنان نخواهد داشت. اینطور که من می بینم برخی روحانیون متعادلتر و میانه رو تمایل دارند که وارد مجلس خبرگان بشوند و اگر آنها وارد بشوند، چهره رهبری آینده تغییر خواهد کرد و از حالت قدرت مطلقه خارج خواهد شد. در حال حاضر، مجلس خبرگان را باید تحمل کنیم و فعلن به بازسازی مجلس شورا که امیدواریم در آینده نزدیک "ملی" شود بپردازیم.
آقای زعیم شما به چندین مورد از نقائص و ضعف های انتخابات های مجلس اشاره کردید. سوال پایانی در مورد یکی دیگر از مسائل اجتماعی ایران است در حوزه انتخابات و آن حضور بسیار ضعیف و نا کافی زنان است در مجلس و اساساً در انتخابات به نوعی که در میان نامزدهای نمایندگی چه از جناح اصولگرا و چه در میان دیگران تعداد بسیار ناچیزی از زنان وجود دارند که در مقایسه با وضعیت و موقعیت زنان در جامعه ی دانشگاهی و سطوح بالای علمی سوال برانگیز است. این وضعیت از نظر شما چگونه قابل توضیح است؟
زنان ما، بویژه زنان فعال و فرهیخته ما، که شمارشان بسیار زیاد است، زیر پوست کشور بویژه در عرصه حقوق بشری، بسیار فعال هستند. ولی دشواری حضور زنان در مجلس همان غربالگری مذهبگرایی است. زنانی که می توانند موفق به ثبت نام بشوند کسانی هستند که مطلقاً مذهبی قشری و متعلق به یکی از جناح های تندرو باشند. در همین مجلس هم اکنون در بسیاری موارد زنان لوایحی را علیه خودشان و خانواده مطرح می کنند یا به چنین لوایحی رأی می دهند که مطلقن ضد زن و ضد خانواده است. زنان آزاده و باسواد و هوشمند را به مجلس راه نمی دهند.
در مجلس آینده هم همین غربالگری که در وزارت کشور و سپس در شورای نگهبان صورت می گیرد تغییر چندانی نخواهد کرد، و باز زنان باسواد و بافرهنگ و ایراندوست فرصت پذیرفته شدن را نخواهند داشت، زیرا نظام حاکم به زنان کمتر از مردان اعتماد دارد. وقتی زنان شانس خود را اینقدر کم می بینند برای حفظ احترام خودشان هم که شده نام نویسی نمی کنند. اگر دشواری غربالگری قشری زنان برطرف شود، ما تغییرات بنیادینی را شاهد خواهیم بود. امیدوار هستیم که آقای روحانی بتواند در انتخابات آینده دست زنان را باز بگذارد تا زنان هوشمند و باسواد ما به مجلس راه پیدا کنند. اگر تمام نمایندگان مرد در مجلس کم سواد و کم هوش باشند که اغلب بوده اند، زنان می توانند این کاستی را بخوبی جبران کنند.


کجا هستیم؟ کجا می خواهیم برویم؟ چگونه برویم؟ - کورش زعیم

کجا هستیم؟ کجا میخواهیم برویم؟ چگونه برویم؟
متن سخنرانی کورش زعیم در کنگره سکولار دموکراسی فرانکفورت
کورش زعیم
هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران

کجا هستیم؟ کجا می خواهیم برویم؟ چگونه برویم؟

7. Juli 2015 um 12:49
۱٤ تیر ۱۳۹٤- ۵ ژوئن ۲٠۱۵م
کورش زعیم

ا همه خواهان یک کشور دموکرات بدون وابستگی به باورهای ایمانی مردم هستیم، که آزادی های مدنی و حقوق بشری همه باشندگان را تضمین کند و شرایط برای ترمیم خرابی ها و پیشرفت و رفاه ملت و سربلندی ملی فراهم آید.

نخست بنگریم که اکنون کجا هستیم
در ایران ما تا هنگامی که اندیشه و مذهب و آیین آزاد بود، کشوری بودیم پیشرفته و مقتدر و با مردمی خرسند و مرفه و سربلند. همچنانکه در اواخر ساسانیان اطاعت از یک باور مذهبی اجباری شد، رو به انحطاط رفتیم. ستمگری و زورگویی به مردم آغاز شد، سردمداران و فرماندهان نظامی به انباشت ثروت و شهوترانی پرداختند و چنان در فساد و هرج و مرج سیاسی و نظامی فرو رفتیم که سرانجام ناتوانترین و عقب افتاده ترین همسایه بر سرزمین ما چیره شد. تئوکراسی بر کشور چنگ انداخته بود.
فساد گسترده و خیانت ملت ما را برای دویست سال تحت تسلط خونین داعش زمان درآورد، دانشمندان و نخبگان ما از کشور گریختند و دانش و اندیشه و خلاقیت در کشور ما مرد. نفس را از ما گرفته بودند و ما فقط تلاش می کردیم زنده بمانیم. در سیسد سال پسین، که از اینجا و آنجا ما ایرانیان سربرآوردیم و دوباره خود شدیم. ظهور دوباره دانشمندان و اندیشمندان پرشمار و بی بدیل ما نشان داد که ما چه ملتی بوده ایم.
در دوران قاجار هم به همین بلا دچار بودیم، در حالیکه غرب عقب افتاده، با دانشی که عمدتا از ترجمه کتابهای علمی ما توسط یوانیان و از آموزشهای نخبگان فراری ما گرفته و پیشرفت داده بود، به سرعت از ما جلو می زد و ما را در غبار تاخت و تاز علمی خود جا می گذاشت، ما که روزی از پیشرفته ترین ملتهای جهان بودیم چنان به علت ایستایی اجباری اندیشه عقب افتاده شدیم که برای پیروزی شمشیرمان علیه آتش توپخانه دشمن در جنگ به دعا متوسل شدیم و با اعلام جهاد مردم پیاده را به آتش توپخانه دادیم. نتیجه آنرا دیدیم که هم کشتار شدیم و هم سرزمین دادیم. تئوکراسی بر کشور چنگ انداخته بود.
انقلاب مشروطیت را می توان روشنگرانه ترین، پیشرفته ترین و کم هزینه ترین انقلاب جهان خواند. ملت هوشمند ایران که از تحقیر و فقر و ذلت ناشی از دیکتاتوری حاکم بیتاب شده بود با تلاشی دلاورانه قانون زمینی را جانشین تعبیر قانون آسمانی توسط تئوکراتها و سلطه آنانی کرد که نمی توانستند خود را از اندیشه های هزاره های گذشته فرهنگی دیگر رها کنند. هنوز ما در نوزادگی نظام پارلمانی و رهایی از نظام دیکتاتوری بودیم که روحانیان در مجلس شورا و بیرون از آن یکی شدند تا از نظام جمهوری پارلمانی جلوگیری و بار دیگر نظام دیکتاتوری را برقرار نمایند. دو جنگ جهانی، ایران بیطرف را ناخواسته درگیر کرد. نتیجه این شد که ما میلیونها تلفات دادیم، فقر ما مضاعف شد و عوامل بیگانه در ساختار سیاسی کشور کار گذاشته شدند.
در دوران پسا جنگ دوم، باز ملت هوشمند ایران نظام مردمسالار مورد علاقه خود را برقرار کرد، ولی این بار ما افزون بر تئوکراسی، نفوذ و دخالت پنهان و آشکار بیگانگان را هم در برابر خود داشتیم. اتحاد این دو عامل شکست و عقب افتادگی ملت ایران، نظام دموکراسی نوپای ایران را براندازی کرد و نظام دیکتاتوری به میهن ما بازگشت. این نظام دیکتاتوری هم که می توانست سکولار باشد، برای مبارزه با جنبش دموکراسی خواهی در ایران، به بازگرداندن تئوکراتها به صحنه سیاسی و نفوذ اجتماعی پرداخت، و در حالیکه از فعالیت ملی گرایان دموکراسی خواه بشدت جلوگیری می کرد، اجازه فعالیت، سازماندهی و ترویج دیدگاههایی را داد که همیشه وزنه بر گامهای پیشرفت اندیشه، دانش و تکنولوژی در ایران بوده است. وقتی آنها بسنده قدرت و پشتیبانی فرامرزی یافتند، بار دیگر بر ایران چیره شدند، و تئوکراسی به کشور بازگشت کرد.
مخالفت من با تئوکراسی محالفت با اعتقادات مذهبی نیست، زیرا باور دارم همه مکتب های اندیشه باید آزادی فعالیت و ترویج دیدگاههایشان را داشته باشند. برای مثال، نظامیگری برای امنیت کشور ضرورت دارد، ولی حکومت نظامیان نمی تواند بجز دیکتاتوری بار بیاورد. کاربرد سلاحهای آسمانی برای خلع سلاح اندیشه های زمینی و مردمی است که ایستایی آفرینندگی یک کشور را در رقابت جهانی برای پیشرفت و رسیدن به سعادت ملت باعث می شود. ما نتیجه این سلطه را در سی و چند سال گذشته دیده ایم. وقتی یک نظام سیاسی خود را محدود به یک چارچوب فکری ایستاده در زمان می کند، و ملت خود را در قفس همان محدودیت اندیشه زندانی می کند، مردم دلمرده می شوند، رودخانه های خلاقیت و پیشرفت بی آب می شوند، دریاچه های اندیشه می خشکند و تالابها تبدیل به گنداب می شوند.
کشور ما که سه دهه پیش مورد احترام همه همسایگان و همه کشورهای جهان بود، اکنون مورد نفرت همسایگان و بی اعتمادی کشورهای جهان است. اقتصاد ما که می رفت در ردیف ده کشور بزرگ جهان باشد، اکنون در رده بیست و هفتم، و با وجود جمعیت بیشتر، از ترکیه و عربستان عقبتر، است. فساد در دستگاه حکومتی ما جزو ۲٠% از فاسدترین جهان است. بیش از نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقرند و بیش از هفت میلیون شهروند ما مواد مخدر مصرف می کنند که حداقل سن آنها به یازده سال رسیده است. سرانه بیش از هر کشور دیگر در جهان اعدام می کنیم، و در میان ۲۲٤ کشور، هشتمین شمار زندانیان را داریم. ما سه هزار میلیارد دلار از دارایی کشور را به تاراج داده ایم: هزار میلیارد در جنگی تحمیلی طولانی و بسیار بد و غیرحرفه ای مدیریت شده، هزار میلیارد دلار تلف، اختلاس یا دزدیده شده توسط سرکردگان حاکمیت، و هزار میلیارد دلار فرار سرمایه و مغزها و نخبگان از کشور. ما زیر فشار کمرشکن تحریم های بین المللی هستیم که نابخردی و ماجراجویی های دولتهای نابخرد و فاسد آنها را به ارمغان آورده اند.
ما کشوری غارت شده هستیم که از مسیری که چهار دهه پیش طی می کردیم یک سده عقب افتاده ایم، فقیر شده ایم، معتاد شده ایم، تحقیر شده ایم، صنعت و کشاورزی و زیست بوم خود را از دست داده ایم، و بطور کلی از هستی ساقط شده ایم. ما سدها هزار تن کشته در جنگی تحمیلی و دهها هزار در قتل عام و اعدام ها از دست داده ایم، در فساد اداری و شمار اعدام ها و گستردگی و پایین ترین سن اعتیاد و بیسوادی و بیکاری در جهان انگشت نما شده ایم؛ ولی در عوض دو سه هزار تن سران حاکمیت را ابرثروتمند کرده ایم.
در پیرامون مرزهایمان خطر کمین کرده است. برخی کشورهای منطقه علیه ما متحد شده و توطئه می کنند، تروریستهای بشدت مسلح و خونخوار داعش را برای ما تدارک دیده و در چهارسوی کشور مستقر کرده اند؛ و در جهان ملت ما را چنان تروریست و ناانسان جلوه داده اند که در صورت نابودی یا تجزیه میهن ما هیچکس لب به اعتراض نگشاید. ما در چنان شرایط خطرناک اجتماعی داخلی و فرامرزی هستیم که تداوم فشار دیکتاتوری و فساد حاکم برای ساکت نگه داشتن مردم که در فقر و ناامیدی بسر می برند، ممکن است به اعتراضات خشونت آمیز و شورشهای خیابانی منجر و جامعه مدیریت ناپذیر شود؛ خطری که باید از آن پرهیز کرد.
دوم، بدانیم که چه می خواهیم
هدف ما که قشر روشنفکر و آینده نگر کشور را تشکیل می دهیم، از این گردهمایی ها اینست که به یک همگرایی دیدگاهی برسیم که برای کشورمان چه می خواهیم. ما دموکراسی می خواهیم، یعنی فرمانروایی مردم بر مردم برای مردم و با رای مردم؛ یعنی یک نظام سیاسی که هیچگونه وابستگی ایدئولوژیک، ابزاری، نژادی، یا فرقه ای نداشته باشد. یعنی مردم کشور آزاد باشند به هر عقیده و مذهب و فرقه و نظام سیاسی یا اقتصادی باور داشته باشند. یعنی یک نظام مردمسالار متکی به رای اکثریت با حفظ حقوق اقلیت، برابری همه شهروندان در برابر قانون؛ و آنهم تنها قانونی که نمایندگانی که با رای آزاد مردم برگزیده شده اند تدوین کرده باشند؛ قانونی که میان اکثریت و اقلیت، این مذهب و آن مذهب، بادین و بی دین، زن و مرد، این نژاد و آن نژاد، و این نیاکان و آن نیاکان، تفکیک و تبعیضی قایل نشده نباشد، که هیچ سازمان یا شهروندی نتواند به آزادی و حقوق شهروندی دیگری تجاوز کند، که اصول بیانیه جهانی حقوق بشر چراغ راه حکومت و جامعه باشد.
این خواست ماست، ولی این خواست باید در چارچوب ساختاری تعریف شود که بتواند کشور را با این ویژگی ها اداره کند. ساختاری که از بازتولید خودکامگی جلوگیری کند، و همه مردم بتوانند در تعیین سیاستهای کشور همکاری کنند. یعنی ساختاری که همه ارزشهایی را که باشندگان کشور بر آنها باور دارند ارزش بگذارد. ساختاری که همه باشندگان کشور را به هم میهن بودن و به حفظ تمامیت ارضی کشور و یکپارچگی ملی باورمند کند. ساختار سیاسی دلخواه ما بر انتخابات آزاد استوار است، یعنی بر اصل آزادی گزینش. آزادی گزینش، اصلی که برای نخستین بار منشور کورش بزرگ آنرا تضمین کرد.
ما نخست خواهان یک قانون اساسی هستیم که تفکیک قوای سه گانه، حاکمیت قانون و حاکمیت ملی را تضمین کند. من جزییات پیشنهادی خود را در نوشتاری با عنوان "ساختار دولت در ایران آینده" آورده ام. ولی آنچه در اینجا ذکرش مهم است، سامانه انتخاباتی کشور است. ما می خواهیم همه سازمانهای مدیریتی قوه اجرائیه انتخابی باشند. از دهدار، بخشدار و شهردار تا استاندار همگی باید انتخابی باشند. من این پیشنهاد را نخست در سال ۵۸ سپس در دهه ۷٠ تکرار کردم. همه این محدوده های جغرافیایی باید یک مجلس شورا، از ده تا استان، داشته باشند، تا برای مدیریت محدوده جغرافیایی خود بشرط رعایت قانونهای مصوبه سامانه قانونگذاری بالاتر، قانونگذاری کنند. برای مثال، مجلس شورای استان بدون نقض اصول قانون اساسی یا قانون های مصوبه مجلس شورای ملی برای استان قانونگذاری کند.
من دو مجلس را برای اداره کشور پیشنهاد کرده ام؛ یکی مجلس شورای ملی شامل نمایندگان حوزه های انتخابیه در سراسر کشور بر پایه جمعیت؛ و یکی به نام "مجلس مهستان" شامل دو نماینده انتخابی از هر استان. هر قانون مصوب در یک مجلس باید به تصویب مجلس دیگر هم برسد تا برای قانون شدن به دولت ابلاغ شود. به این ترتیب، نه تنها همه باشندگان کشور در مجلس شورای ملی نمایندگی دارند، بلکه همه استانها هم با رای برابر حق قانونگذاری خواهند داشت. در مجلس مهستان صدای استان تهران با ۱۲ میلیون جمعیت با صدای استان ایلام با یک بیستم آن جمعیت برابر خواهد بود؛ و استانهای کم جمعیت خواهند توانست با قدرت برای تامین امکانات توسعه و پیشرفت خود، و حتا برگزیدن مدیران کلان کشور، مبارزه کنند.
سوم، چگونه به آنجا برسیم؟
در جامعه محروم و ناامید و خشمگینی که دهها سال است با ساختار تک صدایی زندگی کرده، و هیچ سازمان سیاسی و مدنی آزاد و مستقل بجز آنها که در ساختار حاکمیت بوده اند وجود نداشته، فرض کنید فردا فرصت پیدا کند با همین ساختار موجود انتخابات آزاد انجام بدهد. چنین انتخاباتی چیزی بجز هرج و مرج سیاسی و حاکم شدن دوباره همین سامانه موجود، به علت امتیازاتی که وابستگان حاکمیت از آنها برخوردارند، دستاوردی نخواهد داشت؛ و دایره باطل چرخاندن مهره ها و شخصیت های درون حاکمیت از نو آغاز خواهد شد.
پیش نیاز انتخابات آزاد، نخست آزادی بیان، آزادی گردهمایی، آزاد شدن رسانه ها، آزادی فعالیت حزبها و سازمانهای جامعه مدنی، و البته آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی است که باید بتوانند در مبارزه انتخاباتی شرکت کنند. حزب های سیاسی و سازمانهای مردم نهاد باید فرصت زمانی بسنده داشته باشند تا سازماندهی کنند، یارگیری و گردهمایی کنند و دیدگاههای خود را از رسانه ها به مردم برسانند. از سوی دیگر، اگر این آزادی ها بدون هیچگونه مدیریت دولتی انجام بگیرد، باز دچار هرج و مرج سیاسی، سر درگمی مردم و سوء استفاده برخی گروههای منسجم جهت دار یا عوامل بیگانه خواهیم شد.
دولت یازدهم جمهوری اسلامی تلاش می کند قطار بی ترمز دولت گذشته را که، همانگونه که ما بارها هشدار داده بودیم که در سرازیری سقوط به ته دره خواهد رسید، از همان راه، یعنی در چارچوب ساختار جمهوری اسلامی، بالا بیاورد. این کاری بس دشوار و در مرز غیرممکن است. هرچند شاید بتواند بخشی از فشار طاقت فرسای کنونی بر گرده ملت ایران را بردارد، ولی با ساختار قانون اساسی کنونی و مهره هایی که در طی سه دهه گذشته مانند عروسکهای خیمه شب بازی جابجا شده اند، کشور ما تا آینده ای دور بیمار خواهد ماند. هم اکنون تلاش هایی نمایشی برای آزادتر جلوه دادن انتخابات آینده در جریان است، ولی در هر حال قصد ندارند کسانی را که به ساختار کنونی جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند اجازه فعالیت انتخاباتی بدهند. ما نیز چنین انتظاری نداریم.
ما اکنون، اگر گزینه های انقلاب یا کودتای نظامی که هیچکدام را نمی خواهیم کنار بگذاریم، دو گزینه در پیش داریم که راه گذر به دموکراسی را مسالمت آمیز و خردمندانه هموار کند. راه نخست که طولانی ولی عملیست اینست که برای انتخابات مجلس شورای آینده، دخالت شورای نگهبان، که در هر حال غیرقانونی و وظیفه اش فقط نظارت است، لغو شود و برای نامزدانی که نام نویسی می کنند، هیچ پرسشی درباره مذهب و هیچ تعهدی در التزام به همه مفاد قانون اساسی گرفته نشود. همه رسانه ها در دسترس همه نامزدان باشند و رادیو و تلویزیون دولتی وقت مساوی برای همه نامزدان در نظر بگیرند. همه نامزدانی که در سه دهه گذشته سمت های دولتی یا انتخابی داشته اند باید میزان دارایی خود را در آغاز و پایان خدمتشان در جمهوری اسلامی و همچنین منابع مالی هزینه مبارزه انتخاباتی خود را اعلام کنند. در چنین شرایطی، که البته امکانش اندک است، مجلس آینده می تواند سرچشمه تغییرات بنیادین در بازنگری قانون اساسی، لغو مصوبات خلاف منافع و مصالح ملی، و تصویب قانونهایی دموکراتیک در راستای منافع ملی باشد.
راه دیگر اینست که برای جلوگیری از بحران اجتماعی پیش رو، بخش هایی از نظام، که نام نمی برم، و بشدت مخالف جریان حاکم و نگران رویدادهای ناخواسته احتمالی هستند، بتوانند برخی مقامهای قدرتمند و، با امان دادن به همه دزدان و سوء استفاده کنندگان، سران حاکمیت را متقاعد و دولت را وادار به کناره گیری به نفع تشکیل یک دولت موقت متشکل از شخصیت های خوشنام و کارآمد جامعه بدون در نظر گرفتن وابستگی سیاسی آنان در راستای ایجاد و تقویت حزبها و سازمانهای مردم نهاد و تشکیل یک مجلس بنیانگذاران برای بازنویسی قانون اساسی کنند. من می دانم که سران این حاکمیت و دزدان قدرتمند درون آن با زبان خوش هیچ تغییر بنیادینی را اجازه نخواهند داد، ولی من پیش بینی می کنم که امتناع آنان ممکن است شرایط را برایشان در آینده ای تاریک و نه چندان دور جور دیگری رقم بزند.
کورش زعیم

چگونه ستون پنجم روسیه شوروی با بدترین فاشیست های اسلامی متحد گردید تا آنها را به مردم ایران تحمیل کند.سندی تاریخی از حزبی عقب مانده و فاسد.

چگونه ستون پنجم روسیه شوروی  با بدترین فاشیست های  اسلامی متحد گردید تا آنها را به مردم ایران تحمیل کند.سندی تاریخی  از حزبی عقب مانده

یانیه حزب کمونیست کارگری درمورد دزدی ٨٧ میلیارد یوروئی: غارتگران حاکم را باید به زیر کشید و تحت پیگرد قرار داد

جمعه, 29 آذر 1392 22:14

چپاول و غارت ثروتهای عمومی توسط سران حکومت اسلامی یک رکورد تاریخی را نشان میدهد. هربار ارقام عظیم تری از چپاولها به صدر اخبار می آید. آخرین خبرهایی که این روزها منتشر شده گویای یک پروژه عظیم انتقال پول و طلا از ایران به ترکیه و روسیه از سال ٨٨ به بعد است.
پلیس ترکیه افشا کرده است که یک تاجر ایرانی بنام رضا ضراب که با بابک زنجانی از سرمایه داران وابسته به حکومت مرتبط بوده است، سالها مشغول انتقال پولهای بسیار کلان و کامیونهای حامل شمشهای طلا از ایران به ترکیه و از آنجا به دوبی و روسیه بوده است. سخن از حداقل ٨٧ میلیارد یورو (معادل ١٢٠ میلیارد دلار) پول و چندین تن شمش طلاست. و این تنها یک گوشه از چپاول سران حکومت است که به دلیل مانع تحریمها و انتقال غیر قانونی به ترکیه و روسیه رو شده است. برای پولشویی این همه دزدی، همین تاجر ایرانی بیش از ١٥٠ میلیون یورو رشوه به وزرای دولت اردوغان و آقازاده هایشان و روسای بانکهای ترکیه پرداخت کرده است، به نحوی که این مساله به یک بحران سیاسی در ترکیه تبدیل شده است.

روشن است که خارج کردن چنین حجمی از پول و طلا از کشور بدون همکاری و مشارکت تعدادی از مقامات و ارگانهای بالای حکومت اسلامی عملی نیست. هیچکس نمیداند که طی همین سالها یعنی از سال ٨٨ تا کنون بطور "قانونی" و "غیر قانونی" چه میزان از ثروتهای عمومی این کشور از جانب سران و آقازاده های حکومت و سرمایه داران وابسته به حکومت به کشورهای دیگر انتقال یافته است. و این در شرایطی است که برای رفع ساده ترین نیازهای مردم ادعا میکنند خزانه دولت خالی است.

افشای این غارتهای نجومی چند هفته پس از افشای امپراطوری عظیم مالی خامنه ای توسط خبرگزاری رویترز صورت میگیرد که نشان میدهد علاوه بر پولهای عظیم در خارج کشور، ثروتهای او در داخل ایران به بیش از ٩٥ میلیارد دلار بالغ میشود و کارخانه ها و شرکتها و ساختمانها و معادن و مستغلات زیادی را در سراسر ایران شامل میشود. خبرهای پی در پی در رسانه های جمهوری اسلامی نیز حاکی از دزدیهای کلانی است که در سازمان تامین اجتماعی توسط دولت احمدی نژاد و باند سعید مرتضوی صورت گرفته است. طرف مقابل نیز تهدید کرده است که اگر قوه قضائیه جرات کند دادگاهی در ارتباط با این دزدیها تشکیل دهد، صحنه دادگاه را به محل افشای دزدیهای سران بالای حکومت، از جمله خود سران قوه قضائیه و تعداد کثیری از نمایندگان مجلس تبدیل خواهد کرد. به این دزدی ها باید افشاگری های پالیزدار را اضافه کرد که لیست بلند بالائی از تقریبا تمام آیت اله های جمهوری اسلامی را همراه با سند و مردک اسم برده بود که بیلیون ها دلار از ثروت این مملکت را مصادره و در اختیار خود و آقازاده هایشان قرار داده اند.

داستان دزدیهای آیت الله ها و مقامات و تجار وابسته به حاکمین، داستانی بی انتهاست. با این پولها میتوان به میلیونها بیکار بیمه بیکاری مکفی پرداخت کرد، میتوان درمان و تحصیل را کاملا رایگان کرد، میتوان معضل مسکن را حل کرد، میتوان مردم را از فقر و فلاکت و محرومیت خلاص نمود، میتوان میلیونها جوان به اعتیاد کشیده شده را مداوا نمود و انبوه زنان تن فروش را از این وضعیت جهنمی نجات داد، میتوان مشکل آلودگی هوا و کمبود آب مردم را حل کرد و جامعه ای مرفه پایه ریزی نمود. این حاکمیت یک مشت غارتگر بر این جامعه است که اکثریت کارگران و مردم را به نان شب محتاج کرده است. بسیاری را به کلیه فروشی واداشته و بسیاری از زنان را به تن فروشی رانده است. بسیاری از کودکان و جوانان را به کارتون خوابی کشانده است و میلیون ها کودک را از تحصیل محروم کرده است. باید به این جهنم و حکومت یک مشت دزد و تبهکار پایان داد.

حزب کمونیست کارگری ایران پیگیری کیفرخواست کارگران و مردم ایران علیه حاکمین دزد اسلامی را وظیفه خود میداند. تلاش ما اینست که مراجع بین المللی را به دفاع از حقوق پایمال شده مردم ایران و پیگیری غارتهای عظیم آنها بکشانیم. ما همه مردم را به اعتراض گسترده به سران حکومت و متحد شدن برای هرچه زودتر سرنگون کردن چپاولگران حاکم فرا میخوانیم. ما همه سازمانهای سیاسی را به تلاش برای به جریان انداختن یک کارزار بین المللی علیه چپاول دارایی های مردم و پیگرد دزدان حاکم و بیرون کشیدن دارایی های عمومی از حلقوم آنها فرا میخوانیم.

حزب کمونیست کارگری ایران
٢٩ آذر ١٣٩٢- ٢٠ دسامبر ٢٠١٣

نامه سرگشاده اعتراضی جبهه ملی ایران به بنگاه دروغ پراکنی استعماری بریتانیا (بی بی سی)

7 بهمن 1391
به نام خداوند جان و خرد

جناب آقاي صادق صبا مديريت محترم بخش فارسي بي بي سي:
متاسفانه شاهديم که بخش فارسي BBC مدتي است با بزرگ نمايي مشکلات و اختلافات قومي در ايران در مسير افزايش و يا ايجاد تنش هاي قومي گام برمي دارد
کشور ايران به مانند بسياري از کشورهاي ديگر در دنيا شکل گرفته از باشندگاني از اقوام گوناگون مي باشد. که با وجود اختلافات جزئي در زمينه زبان و فرهنگ و ... در بسياري از آداب و رسوم با هم اشتراکات فراواني دارند و ايران را به صورت رنگين کمان زيبايي که از مجموع رنگهاي مختلف و زيبا در کنار يکديگر تشکيل شده است در آورده اند. طبيعي است در درازناي تاريخ که اين کشور بارها مورد هجوم بسياري از مهاجمان قرار گرفته اتحاد اين اقوام بوده که منجر به پا برجا بودن ايران گرديده است.در زمان هايي که ايران به دست مهاجمان خارجي افتاده فرزندان ايران از هر قوم و طايفه هرگاه بر ايشان امکان ايجاد مي گرديده براي نجات و رهايي تماميت ايران زمين کوشش نموده اند.
هر چند که به علت رويدادهاي تاريخي در مورد بخش هايي از سرزمين ايران رسيدگي دولت مرکزي کمتر از بخش هاي ديگر بوده است و از اين رو مردماني از ايرانيان در سختي به سر برده اند ولي اين کمبود دليلي بر برتري جويي قومي به قوم ديگر نيست.
متاسفانه استفاده از کارشناساني که سابقه ايران ستيزي آنان برکسي پوشيده نيست و با پوشش خبري و بزرگنمايي کنفرانس هاي ضد ايراني (مانند کنفرانس قاهره) در برنامه هاي BBC بخش فارسي و با توجه به بدبيني عمومي در ايران نسبت به عملکرد دولت انگلستان در 150 سال گذشته (تاثير فراوان در وقوع پيوستن عهدنامه هاي ننگين گلستان و ترکمنچاي - ايران زدايي در هند- نقش اصلي در جدايي سرزمين افغانستان از ايران – قتل عام مردم ايران توسط قحطي مصنوعي ايجاد شده توسط ارتش انگليس در جنگ جهاني اول

که شمارقربانيانش بيشتراز قتل عام يهوديان توسط حکومت نازي (هولوکاست)در جنگ جهاني دوم بوده است (نقش موثر در ايجاد آشوب هاي محلي در ايران- به گمراهي کشاندن انقلاب عظيم مشروطه و دسيسه چيني در از بين بردن نتايج موثر آن توسط به قدرت رساندن حکومت استبدادي و بي خاصيت نمودن مجلس ملي پنجم–اشغال ايران در جنگ جهاني دوم و تحقير ملت فهيم ايران– نقش اصلي در سرنگوني دولت ملي و قانوني شادروان دکتر محمد مصدق و اعدام وزير امور خارجه وقت شادروان دکتر سيد حسين فاطمي و به زندان کشاندن آزاديخواهان ايران - حمايت از رژيم ضد انساني صدام حسين در طول جنگ هشت ساله با ايران و ..) نگاهي بدبينانه را نسبت به آن رسانه در مخاطبان ايراني موجب شده است.
خواهشمنديم توجه فرماييد هدف نوشتن اين نامه براي شما تشويق شما به سانسور نيست که اتفاقاً هدفي کاملاً در خلاف جهت سانسور را پيگيري مي نمايد. هدف جلوگيري از سانسور يک سويه ي هدفمند است. اگر کارشناس ضد ايراني دعوت مي شود انتظاراست از کارشناسان ايران شناس آگاه نيز دعوت شود تا جواب بسياري از استدلال هاي اشتباه و مغالطه هاي آشکار و تحريف هاي تاريخي در همان برنامه داده شود تا آن بخش از مردم که شاهد استدلال هاي اشتباه و مغرضانه هستند با حقيقت موضوع نيز آشنا شوند. نام بردن از برخي بزرگان 100 ساله ي اخير ايران که تمام عمر خود را در جهت آزادي و آزادگي سپري کرده اند به عنوان مشتي فاشيست و نژاد پرست در برنامه پرگار با چه استدلال و يا حکم اخلاقي انجام مي پذيرد؟ نژاد پرست خواندن مردم ايران مردمي که هرگاه نژاد پرستان مشغول قتل عام بودند با رشادت هر کمکي که برايشان امکان پذير بوده به قربانيان نموده اند طبق چه منطقي و يا نمونه تاريخي صورت مي پذيرد؟( تلاش سفارت ايران در جريان قتل عام ارامنه توسط دولت پان ترک عثماني در سال 1914 جهت نجات ارامنه و کمک کردهاي ايراني تبار براي فرار ارامنه به ايران و لبنان – تلاش سفارت ايران در جريان قتل عام يهوديان اروپا توسط نازي ها در فرانسه با دادن پاسپورت ايراني و کمک به فرار آنان از اروپاو........ ) در حالي که دولتهاي بسياري در منطقه که در تاريخ 100 سال اخير بارها به پاکسازي خشونت بار نژادي پرداخته اند و هنوز با وجود شواهد و مدارک محکم تاريخي به دنبال وارونه جلوه دادن تاريخ هستند به علت بعضي همراهي ها از اين اتهام مبرا هستند.
در انتها لازم است به عرض برسانيم منکر بسياري از کمبود هاي موجود در بسياري از استانهاي مرزي نيستيم و به بسياري از آنها به شدت معترضيم ولي بدون شک نميتوان چنين کمبود هايي را که بر اساس عملکرد ناصواب بخش هاي اجرايي بوجود مي آيد را به حساب ملت ايران گذاشت.
همچنين به رفتار غير مسئولانه و سو مديريت وزير امور خارجه ايران در عدم اعتراض به دولت مصر جهت برگزاري کنفرانس هاي تفرقه انداز در آن کشور توسط جريان سلفي و واپس گراي نزديک به عربستان و القاعده و عدم خروج معترضانه از مصر نيز به مراتب بيشتر معترضيم
تنها راه حل رفع سوء تفاهمات قومي بيان ديدگاه هاي علمي غير مغرضانه در فضايي بدون سوء تفاهم است و آزاد است وگرنه در فضاي بسته منتهي به تنش و تشنج اختلاف هاي قومي جزجناياتي مانند آن چه که در بالکان و سودان روي داد به وقوع نخواهد پيوست. ياد آور مي شويم که بر اين باوريم نهادينه شدن مردمسالاري بر پايه حقوق شهروندي تنها راه حل است و برخورد هاي امنيتي از هر طرفي اثري ضد منافع ملي خواهد داشت.
لذا خواهشمند است اول به عنوان يک ايراني و سپس به عنوان رييس بخش فارسي BBC در جهت اخلاق حرفه اي رسانه اي و جريان آزاد اطلاعات و از همه مهمتر سربلندي ايران و ايراني گام برداريد.
با سپاس از شما که به مطالعه نوشتار پرداختيد
دکتر علي حاج قاسمعلي هموند جبهه ملي ايران- دکتر حسين مجتهدي هموند جيهه ملي ايران – مهندس آرش رحماني هموند جبهه ملي ايران
تجزيه طلبي محکوم است/رئيس هيئت رهبري جبهه ملي ايران
10 بهمن 1391 بازگشت به صفحه قبل
بنام خداوندجان وخرد
تجزيه طلبي محکوم است
ملت ايران ازديرينه سالهاي متوالي تاامروزازرديف موزائيک واراقوام وقبايل موجوديت يافته که سده هادرکنارهم زيسته ومتفق يکديگربوده اند.اين رديف ازقوميت هاي بختياري،آذري ترک زبان،خوزي،بلوچ،کرد،عرب،اوغان،تاجيک،ترکمان وآراني هاتشکيل شده است که درسرزمين ايران گرده هم آمده وملت بزرگ ايران راموجوديت بخشيده اند.درميان ايشان سرزمين ماوراءاترک واراني هابازورومخاصمت روسيه تزاري وسپس افغان هاوبحريني هابانيرنگ بازي انگلستان وسياست استعماريش ازايران جداشده وجايشان درموزائيک اقوام خالي مانده است.اين جدائي هاشکافي راکه درقوميت هاي ايراني به وجود آورده براي اين کشورخسارتي بزرگ بوده ولي براي جداشدگان ماتمبارواسف انگيزترشده است زيرا براي آنان چه ازجهات اقتصادي چه ازلحاظ سياسي وفرهنگي يک نوع سردرگمي وبهم ريختگي وابهام وتفرقه به ظهور رسانده وبدترازهمه بعضاجنگ وآشوب وطمع ورزي وستمکاري بيگانگان رادرپي داشته است.اگرسرنوشت افغانهارادرنظر بگيريم ازآنگاه که ازايران منتزع شده مدتهازيرسلطه انگليس هابسربرده اند،درظرف اين مدت رنج هاديده وستمها کشيده تاسرانجام باجنگ وکشمکش،استقلال خودرابه دست آورده اند.پس ازچندين سال کوشش که درمسيرخودسازي طي ميکرده ناگهان مورددسيسه بازي شورويهاقرارگرفته به اشغال روسهادرآمده اند،سرانجام بعدازمدتهاکه بااشغالگران روس جنگيده وآنهارابيرون رانده اندگرفتارحکومت تحمل ناپذيرطالبان شده وسپس بالشکرکشي آمريکاودفع شرطالبان زيرنفوذاين کشورقرارگرفته اند. سرزمين هاي ماوراي اترک وآذربايجان اران هم که باتخاصم روسهاازايران جداافتاده اند دچارآشفتگي هاي فرهنگي وسياسي واقتصادي هستنددرحالي که هنوزسايه شوم روسيه دست ازسرآنان برنداشته استقلالشان راخدشه دارمي سازد.به همين سياق بلکه بدتر،روزگاربحرين است که مدتهاست بانيرنگ بازي انگلستان در زيرسلطه ي يک شيخ مستبدغاصب،گرفتاراختناق وبندوشکنجه وآزاراست وبايداستکباروبرتري طلبي اقليت راتحمل کند وهر روزدرمسيرآزاديخواهي وحق طلبي ورفع امتيازات اقليت،کشته وزخمي تحويل بگيرد. اين اوضاع واحوال سرزمين هايي است که به نحوي ازايران جداافتاده اند ومسلماهرقوم ديگرکه ازمام وطن جداگرددسروساماني بهترازاين پيدانخواهدکرد،بلکه به پيشوازبدبختي وگرفتاري شتافته،لقمه اي براي هاضمه استعمارگران خواهدشد. باري اصولاسرچشمه اين افکارشوم بي تدبيري وبي خردي حکومت هاي ماست که همواره به جاي مساعدت بيشتربابرخي از اقوام شاکي اصلابه فکررعايت ودلجوئي ومددکاريهاي لازم نسبت به آنان نبوده بلکه ستم رواداشته اند.حکومت هاي ايران که جزبه فکراستقرارخوددرمسند قدرت نبوده اند،بجاي تحبيب ودلجويي ازاقوام مظلوم ورفع نيازمنديهاي آنان،با سلاح خشونت باهرمنطقي برخوردکرده وکاررابه مسيرناخوشايندتجزيه طلبي کشانده اند.که قطعابايددراين رفتارتجديد نظروجبران زيان هاي بيشمارکنند. دراوضاع وشرايطي که اکنون برميهن ماحاکم است وسوءرفتارهاودشمن تراشيهادر سياست خارجي ازيک طرف وسوءمديريت هاونتايج حاصل ارآن ازطرف ديگرگريبان ملت ماراگرفته است متاسفانه نغمه هاي شومي مبني برتجزيه طلبي ازسوي عناصري خودفروخته وبي وطن ازگوشه وکنارکشوربه گوش ميرسدکه قلب هر ايراني اصيل وميهن دوست رابه دردميآورد. به هرروي هيچ قوميتي قادرنيست که باجدايي ازايران روزگاربهتري رابراي خودپيش بيني وتدارک نمايد. هرتجزيه طلبي که فريب دشمنان يارقيبان ايران رابخوردودرذهن خودمدينه فاضله يي براي دارودسته خويش بسازدخام فکري رابه نهايت رسانده ومحال انديشي راتقويت کرده است. اقوام ايراني قرن هابازبان مشترک وتاريخ يک سان وآمال وآرزوهاي هم آهنگ بافرهنگي پرافتخاربرادرانه درخاک مقدس ايران زيسته ورويدادهاي هولناک وخانمان براندازرا باهمدستي وپايمردي خوداز سرگذرانده وميدان تهي نکرده اند. همچنان روزهاي فرخنده وشادي آفرين همچون نوروزخجسته باستاني وديگراعيادرابه اتفاق هم جشن گرفته و همواره پاسدارتماميت ارضي ونگهدارآداب ورسوم ملي خود بوده اند. اساسا آب وهواي سالم ومواهب طبيعي و هنرهاي گوناگون وشعروموسيقي ايران زمين به حدي جاذب وخوشاينداست که دردرازناي تاريخ،هرمتجاوز وحشي صفتي راپس ازاقامت دراين آب وخاک به فردي متمدن وهنردوست وشيفته آثارادبي وذخايرمعنوي مبدل گردانيده است . کدام قوم شرافتمندودارنده عقل سليمي به خود اجازه ميدهدکه دامان مام وطن رارهاکرده به چارديواري غربت وانزواوتنزل پناهنده شود. درهرحال ماهشدارميدهيم که تماميت ارضي ايران وحفظ يکپارچکي اين مرزوبوم خط قرمزي است که هيچ ايراني ميهن دوست وغيرتمندي تجاوزبه اين خط رادرهيچ زمان وتحت هيچ شرايطي برنمي تابد.
جبهه ملي ايران که همواره نگهبان استقلال وتماميت ميهن خود وحاضربه جان فدايي وسربازي دراين راه مقدس بوده است با محکوم کردن پديده شيطاني تجزيه طلبي دربرابر پي گيران اين فکرسخيف آماده ي مبارزه وازخودگذشتگي است وبراي بستن راه اين گونه تحرکات شوم ازايجاد هرسد سديدي خودداري نخواهدکرد.
رئيس هيئت رهبري جبهه ملي ايران-اديب برومند
9/11 /1391]

بازخوانی تاریخ/ گفت‌وگوی منتشرنشده بهشتی با چریک‌های فدایی

گفتگوی آخوند بهشتی با "نمایندگان" چریک های فدائی خلق در رسانه های جمهوری اسلامی از زوایای گوناگون قابل تعمق و خواندنی ست. بخش هائی از نوار انعکاس بیرونی یافته و هنوز ابعاد روابط پنهانی "نمایندگان" چریک های فدائی با دست اندرکاران نظام نامعلوم است. انچه مسلم است بهشتی دو پیک سازمان را ارشاد می کند. پیشبرد سیاست انشقاق در چپ و حمایت خائنانه چریک های فدائی از فاشیسم اسلامی ضربات مهلکی بر جنبش آزادیخواهانه و دمکراتیک ملت ایران وارد کرد.بازخوانی گفتگوی آخوند بهشتی با فرخ نگهدار و مصطفی مدنی، بیانگر سقوط بخش بزرگ سازمان فدائی در منجلاب دفاع از استبداد و جباریت رژیم اسلامی در ایران است.

بیشتر بخوانید

تکذیبی كه تكذيب شد مظاهری «زحمت» انتقال چک را کشیده !

تکذیبی كه تكذيب شد مظاهری «زحمت» انتقال چک را کشیده !

مدیر این شرکت، از نزدیکان فرخ نگهدار، از اعضای مهم «اتحادیه جمهوری‌خواهان» و بزرگان «اکثریت» است، و پسر فرخ نگهدار بر اساس مدارک سازمان ثبت، از همکاران مهم این شرکت محسوب می‌شود. همسر فرخ نگهدار نیز بنا به گفته‌هایی که تکذیب نشده، در سال‌های اخیر، سفرهای تجاری متعددی به ایران داشته است.

بیشتر بخوانید

نامه سرگشاده اعتراضی جبهه ملی ایران به بنگاه دروغ پراکنی استعماری بریتانیا (بی بی سی)

7 بهمن 1391
به نام خداوند جان و خرد

جناب آقاي صادق صبا مديريت محترم بخش فارسي بي بي سي:
متاسفانه شاهديم که بخش فارسي BBC مدتي است با بزرگ نمايي مشکلات و اختلافات قومي در ايران در مسير افزايش و يا ايجاد تنش هاي قومي گام برمي دارد

بیشتر بخوانید

گزارشی از نشست سه‌ روزه‌‌ اپوزوسیون برانداز در بروکسل

جمشيد اسدی

حزب دمکرات کردستان در روزهای ۷ تا ۹ دسامبر ۲۰۱۲ نشستی در بروکسل برگزار کرد و مهماندار بسياری از کوشندگان حزبی و سياسی شد. انگيزه اين نشست،همچنان که از عنوان آن برمی آيد، گفتگو و هم انديشی در باره "چگونگی گذار از جمهوری اسلامی و نوع نظام سياسی آينده در چارچوب ايران" بود. من نيز افتخار آن داشتم که جزو ميهمان ها باشم. از همين ديدگاه هم گزارش کوتاهی از اين نشست را به خواننده تقديم می کنم.
۱. حضور ملی و سرتاسری حزب دموکرات کردستان. صرف برگزاری اين نشست برای هم انديشی و گفتگو در باره برنامه های ملی ـ و نه منطقه ای ـ بی شک از مهم ترين فرازهای آن بود. البته اين طبيعی است که حزبی ايرانی نشستی برای ايران بگذارد. اما با توجه به بيانيه دل آزار چندی پيش حزب دموکرات کردستان ايران و کوموله، اين نشست از سوی حزب دمکرات کردستان که خواست های روشن و به حق منطقه ای ـ قومی دارد، معنا و نمادی آفرين برانگيز و دل گرم کننده داشت.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: آدینه 1 دی 1391 - کدخبر: 109313

کانادا در فهرست سازمانهای تروریستی خود، نام سپاه قدس رژیم اسلامی را جایگزین سازمان مجاهدین خلق کرد

کانادا روز پنجشنبه اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق، از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران را از فهرست رسمی سازمان‌های تروریستی خود خارج کرده و نام سپاه قدس را به این فهرست افزوده است.

بیشتر بخوانید

گزارش نشست سه‌روزه‌‌ اپوزیسیون ایرانی در بروکسل

در روزهای 7 تا 9 دسامبر 2012، بنا به دعوت حزب دمکرات کردستان نشستی سه روزه با حضور دهها تن از نمایندگان احزاب، سازمانها، شخصیتها و صاحبنظران ایرانی بمنظور بحث و گفتگو حول محور همگرایی مخالفان جمهوری اسلامی و آینده‌ی سیاسی ایران در بروکسل برگزار گردید.

بیشتر بخوانید


گفتگو با كورش زعيم در مورد اظهارات محمد مرسي در سفر ايران

10 آذر 1391 (30 نوامبر 2012)

اظهارات محمد مرسي در سفر ايران
پرسش: هفته گذشته اخباری مبنی بر سخنان محمد مرسی رئیس جمهور مصر منتشر شد که حل موضوع جزایر سه گانه را پیش شرط برقراری رابطه با ایران معرفی کرد. ضمن اینکه شروط دیگری را نیز مطرح نمود. نظر شما و بطور کلی واکنش جبهه ملی به اینگونه اظهار نظرهای مقامات خارجی چیست؟ و چه ارتباطی بین سیاست قهرآمیز داخلی و برخوردهای خشونت آمیز و قهری با مخالفین در داخل و انفعال بی سابقه در روابط خارجی حاکمیت می بینید؟ آیا الزاما ارتباط معناداری وجود دارد؟

بیشتر بخوانید

بیانیه جبهه ملی از ایران
بازداشت اعضاي جبهه ملي ايران در اسفراين خراسان شمالي

چهار تن از اعضاي جبهه ملي ايران، كورش زعيم، عيسي خان حاتمي، محمد اويسي همراه با دكتر محسن رهامي (نماينده جبهه ملي در سبزوار) توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند. در ساعت 14، چهارشنبه يكم آذر 1391، دهها نفر از نيروهاي امنيتي و انتظامي خانه آقاي حاتمي در اسفراين را محاصره و بيش از ده نفر آنان وارد خانه شده، پس از جستجوي خانه آقايان كورش زعيم، عيسي خان حاتمي، مهندس محمد اويسي و دكتر محسن رهامي را چشمبند سياه زده در خودروهاي جداگانه به مقر وزارات اطلاعات بردند. طبق گزارش مهندس حسين نجاتي، نماينده جبهه ملي ايران در اسفراين، به آقاي حاتمي دستبند زده شده بود. طبق همين گزارش، بازداشت شدگان پس از ساعتها بازجويي حدود ساعت 22:30 آزاد شدند. از كورش زعيم تعهد گرفته شد كه ديگر به اسفراين باز نگردد.

بیشتر بخوانید

اتحادیه اروپا ۳۵ موسسه و شخص حقیقی ایرانی را تحریم کرد

«ادامه برنامه اتمی ایران به جنگ یا گسترش سلاح‌ اتمی ختم می‌شود» لیبرمن: در صورت شکست همه گزینه ها، غرب باید آماده مقابله با ایران باشد.
شورای اتحاديه اروپا بر اساس نتايج مباحث و تصميم گيری های بخش سياست خارجی اين شورا که در تاريخ پانزدهم اکتبر- ۲۴ مهرماه- در لوکزامبورگ تشکيل جلسه داد مصوبات جديدی را در مورد ايران وضع کرده است که متن آن در بيانيه ای که توسط اين نهاد منتشر شده به شرح زير است.

بیشتر بخوانید

نقاب اصلاح طلبی،برچهره استمرارطلبان

آريوبرزن داريوش

درروزهای آخرهفته گذشته ،و درهمايشی سه روزه درشهرکلن آلمان پنجمين نشست اتحادجمهوری خواهان يعنی پرانشعاب ترين شاخه اپوزيسيون ايران ، باترکيبی از همنشين های شگفت انگيز مانندعده ای از ملی مذهبی ها،توده ايها ، اعضای کانون شريعتی ،مليون، کومله،حزب پوشالی دمکرات آذربايجان، یکی از تشکل‌های نزدیک به شورای هماهنگی راه سبز به نام «سفیران سبز امید» وحضور چهره هائی مانند: محمد برقعی، حسن شریعتمداری،ملا،يوسفی اشکوری، فرخ نگهدار،مهدی فتاپور ،مريم سطوت، جواد خادم ، اردشيراميرارجمند،بهروزبيات، مهرداد عمادی، مهرداددرویش پور، منصوره شجاعی، رضاعليجانی، ،شهريارآهی،مليحه محمدی،محمدمِصری، سيروس مددی"وتعدادی ديگرازاين جماعت، بمنظور بررسی موضوعاتی با عناوين "راههای برون‌رفت از بحران اقتصادی و سياسی، لزوم همگرايی، کاهش تنش‌ها ميان نيروهای موجود در خارج از کشور و تعريف مفهوم اتحاد"، بمدت سه روز بگردهم آمده بودند.

بیشتر بخوانید

آيااراده شاهزاده رضا پهلوی،

به تغير نقش حساس،فرهنگی تاريخی خود تعلق گرفته است؟
آريوبرزن داريوش
سالها پيش،درگفتگوئی بادوست وهموطنی جمهوری خواه که گوشه ای ازخاطرات خويش را ازنشستی با شاهزاده رضا پهلوی و ديگرشخصيتها، به منظورتلاش درراه تحقق اتحاد و همبستگی برای انجام مبارزه رهائی ايران منعقدبوده،ودرانتقاد ازموضع ايشان، برايم اينگونه نقل کردکه"درآن مجلس، "آقای رضا پهلوی"،به عنوان پيش شرط همکاری،مُصربودندتا اگردرآينده توافقی حاصل و شورائی برای هدايت و رهبری مبارزه آزادی ايران از اين مجمع حاصل گردد،وی بايست عهده دار «سخنگوئی» اين مجموعه را عهده دار باشد."

بیشتر بخوانید

تصويرارائه شده فعلی از شورای ملی ايران،

تولد يک بديل سياسی نوين را تداعی نميکند!
آريوبرزن داريوش
آقای نيما سعيدی که برای مبارزان ديرين سياسی چهره ای ناآشنا است وبه قرار اخيراً وارد عرصه تلاشهای سياسی شده، وبنظراز طراحان و کارگزاران «شورای ملی ايران»ميباشند، طی مقاله ای با عنوان « شورای ملی بعنوان يک بديل سياسی»1 ابتدا اين پرسش رامطرح کرده اند که " آیا میتوان همسویی واقع بینانه میان هویت و درایت بلوغ یافته کنونی جامعه ایران از یک سو و کسب اعتماد روز افزون مردم به مبارزین راستین از سوی دیگر را با پذیرش تشکیل چنین شورایی همسو با یکدیگر دانست ؟" انچه که من ازطرح پرسه بالا دريافته ام درمجموع آنستکه، آيا منشور«شورای ملی ايران» آنچنان جذابيتی دارد که مبارزين راستين ايرانی را به خود جلب و يک کارزار سياسی موثر را برای تحقق هدفهای استراتژيک آن به راه اندازد؟

بیشتر بخوانید

كورش زعيم - نامه سرگشاده به رهبران جدايي طلبان و ستيزگران مسلح عليه ايران

جنگ افزار من كلك من است و سخن من است. من هرگز به روي هم ميهن خود، هر چند با او مخالف باشم يا به من ستم كرده باشد جنگ افزار بدست نمي گيرم. من هرگز به روي مردم همسايه ايران جنگ افزار بدست نمي گيرم. آنها همه از خودمان هستند.

بیشتر بخوانید

2 تشکیلات کرد تفاهم نامه ای مبنی برانجام کارمشترک سياسی ـ عملياتی درآينده، امضاء کردند.

با خود از روی جهل بد کرده ای!
آريوبرزن داريوش

روز سه شنبه،سی ويکم امردادماه ۱٣۹۱، طی نشستی با حضور هیأتی از رهبری دوبه اصطلاح «حزب»،دمکرات کردستان مصطفی هجری وکومله عبدالله مهتدی تفاهم نامه ای مبنی برانجام کارمشترک سياسی ـ عملياتی درآينده، درمحل مقر دفتر سیاسی «حزب» دمکرات کردستان به امضاء طرفين رسيده است.

بیشتر بخوانید

بی احترامی وتحقیر بزرگ حکومت دهگریخته ها به شهروندان تهرانی

مردم تهران چرا نمیبینید که عمله های حکومت روستایی و قداره بندان انتظامی و سپاهی بسیجی آنها که مشتی دهگریز بی سروپا و بی فرهنگ هستند و مشتی اخراجی از روستاها میباشند که با دین فروشی و ناموس فروشی به مقام منصب نظامی سیاسی رسیده اند برای اجلاس مسخره شان از جیب شما و از محدود درامد های نفتی در شرایط سخت تحریم و حمله نظامی غربی ها صدمیلیارد دلار هزینه میکنند ومانند همیشه که کارهایشان مانند هر دهگریخته ای نمایشی و غیر اصولی است به دست و پا میافتند و ظاهر شهر را گچ مالی میکنند تا شهر دهزده تهران در چشم مهمانان ناخوانده زیاد روستایی و کثیف جلوه نکند و با وقاحت تمام شما ساکنان تهران را با 30 لیتر بنزین میخرندو با شادی به مشهد میفرستند تا شما که صاحبین اصلی تهرانید در تهران نباشید و آنها با مهمانان ناخوانده شان ریخت و پاش و بخور بخور کنند و 5 -6 روز در شهر شما جشن بگیرند و شمارا بزور اخراج کنند چرا این همه تحقیر و توهین را نمیبینید چرا از یک مشت روستایی جاهل و جسور این همه تو دهنی میخورید و تحقیر میشنوید بخود آیید اگر از جنس دهگریخته های حاکم نیستید و خودرا شهری و اصیل و دارای فرهنگ شهری چند هزار ساله بومی میدانید.

بیشتر بخوانید

  گزارشی از مراسم بزرگداشت بیستمین سالروز دکتر شاپور بختیار بدست تروریستهای رژیم فاشیستی اسلامی در پاریس

گزارشی از مراسم بزرگداشت بیستمین سالروز دکتر شاپور بختیار بدست تروریستهای رژیم فاشیستی اسلامی در پاریس

نهضت مقاومت ملی ایران
در ۱۶ مرداد۱۳۹۱، بمناسبت بیست و یکمین سالگرد قتل دکتر شاپور بختیار و سروش کتیبه بدست آدم کشان اعزامی از طرف رهبران جنایت کار جمهوری اسلامی، مراسم بزرگداشت بختیار و یادآوری از کتیبه، با شرکت عده زیادی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی وهموطنان میهن دوست بر مزار این دو برگذار گردید.

بیشتر بخوانید

گراميداشت سالمند ايراني

دفتر مردمداري
جبهه ملي ايران

گراميداشت سالمند ايراني

كورش زعيم

آسيب پذيرترين قشرهاي جامعه، سالمندان و كودكان هستند. حكومت هاي استبدادي معمولا كمترين توجه را به دو قشر آسيب پذير دارند. ذهنيت نانوشته اينست كه اين بخشهاي جامعه به گونه اي سربار هستند، زيرا هيچكدام كار نمي كنند و سودي ملموس براي جامعه و حكومت ببار نمي آوردند. اين حكومتها فراموش مي كنند كه اين سالمندان بوده اند كه جامعه را تا به اينجا رسانده اند، و بدون توجه و گراميداشت آنان، جامعه انگيزه خود را از دست مي دهد، زيرا آينده خود را همانند سالمندان تنها و فراموش شده و در ناتواني و تنگدستي مي بيند. و اين كودكان هستند كه با آموزش و پرورش خوب ميتوانند آينده ساز جامعه باشند، و جامعه بدون آنان مي ميرد.

بیشتر بخوانید

کناره‌گیری "ما" از حزب مشروطه ایران

شنبه ٣۱ تير ۱٣۹۱ - ۲۱ ژوئيه ۲۰۱۲

به: شورای مرکزی محترم حزب مشروطه ایران
به: اعضای محترم حزب مشروطه ایران
به: رایزن حزب آقای دکتر اکمل
موضوع: کناره‌گیری از عضویت در حزب مشروطه ایران

بیشتر بخوانید

وقتی روزنامه کار فرخ نگهدار از اعدام مبارک و فرخنده کریم دستمالچی و احمد جواهریان می نوشت...


/04/1391- نگارنده این سطور هر بار که ناگزیر می شود به مقابله با جعل تاریخ سالهای نخست پس از انقلاب دست به قلم ببرد، دچار عذاب وجدان از این بابت است که امروز جنبش ضداستبدادی ایران، مسائل مهمتری از جدل بر سر رویدادهای سی سال پیش در پیش رو دارد و هر گونه تمرکز بر آن رویدادها، اتلاف نیرو و وقتی است که باید آن را صرف اهداف عاجل تر کرد.

بیشتر بخوانید

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

در محکومیت فتوای قتل شاهین نجفی

دفاع از آزادی اندیشه و بیان، حصر و استثناء نمی شناسد
انتشار ترانه ی "نقی" از شاهین نجفی، فرصتی شده برای به حرکت درآمدن داس مرگ علیه این خواننده ی جوان رپ ایرانی. تاریک اندیشان حاکم برایران و آیت الله های پاسدار دین، به همراه ارتش سایبری "سربازان گمنام امام زمان" دست در دست هم داده اند تا به بهانه ی توهین به امام دهم

بیشتر بخوانید

 خجسته باد اول ماه مه، سالروز همبستگی کارگران جهان

خجسته باد اول ماه مه، سالروز همبستگی کارگران جهان

آدينه ٨ ارديبهشت ۱٣۹۱ - ۲۷ آوريل ۲۰۱۲

«دموکراتهای چپ تبریز» و هیئت تحریریه نشریه ی «آذربایجان» به مناسبت روز جهانی کارگر بیانیه ی مشترکی منتشر کرده اند ...
اول ماه مه، روز همبستگی بین المللی کارگران در اعتراض به ستم و نابرابری های نظام سرمایه داری در سرتاسر جهان است. در ایران نیز علیرغم تمام محدودیتهای اعمال شده توسط رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی, کارگران به اشکال مختلف این روز خجسته را گرامی می دارند و برای دستیابی به حقوق انسانی خود علیه مناسبات سرمایه داری فریاد اعتراض سر می دهند.

بیشتر بخوانید

دربارۀ تغییرات در قانون کار جمهوری اسلامی

شمارۀ چهار، اردیبهشت 1391
شمارۀ پنج، اول ماه مه 1391
weblog: n-atash.blogspot.com

در این شماره:
انقلاب سوسیالیستی: چارۀ فلاکت و نکبت و بی‌عدالتی!
دربارۀ تغییرات در قانون کار جمهوری اسلامی
زنان کارگر: متن یا حاشیه؟
اسمش را گذاشته اند دستمزد!
انترناسیونال است نژاد انسان‌ها....
حزب، طبقه، قدرت سیاسی
ارتش گرسنگی راه می‌رود

بیشتر بخوانید

َآيا توجيه انحراف اخلاقي مسئولان دولتي در برزيل اختلاف فرهنگي است؟!

جبهه ملي ايران

هر روز كه از خواب بر مي خيزم، فساد جديدي رخ مي دهد. مسئولان امنيتي و قضايي كشور مي گويند بايد هميشه سكوت كنم وگرنه زندان است. آقايان امنيتي و قضايي، آيا مي شود در برابر اين آبروريزي ها سكوت كرد؟
آيا مي توان در مورد فساد ديپلمات جمهوري اسلامي در برزيل سكوت كرد؟ مردي كه نفر سوم سفارت جمهوري اسلامي در برزيل است، و با ته ريش خود ادعاي اسلامي بودن مي كند، در يك استخر مختلط با زنان و دختران و دختربچه هاي مردم شنا مي كند و هنگام زيرآبي رفتن به لاي پاي اين دختران 9 تا 14 ساله دست درازي مي كند. او با شكايت پدر و مادرها دستگير و سرانجام به سفارت ايران تحويل داده شده دستور به اخراج مي دهند.

بیشتر بخوانید

نهضت مقاومت ملی ايران
بنیانگذار دکتر شاپور بختیار
National Movement of the Iranian Resistance
Founded by Chapour Bachtiar

به یاد عبدالرحمن برومند
رئیس هیئت اجرائی
نهضت مقاومت ملی ایران

آن روز که فرستادگان حکام جنایت پیشه ی جمهوری اسلامی، دکتر عبدالرحمن برومند رئیس هیئت اجرائی نهضت مقاومت ملی ایران را کشتند، اکثریت نسل جوانی که امروز با فریاد اعتراض خویش اساس نظامی توتالیتر مبتنی بر ولایت فقیه را به لرزه در آورده است، تازه پا به عرصه ی وجود گذاشته بود.

بیشتر بخوانید

هرش: مردان آمریکا در ایران؛ نگاهی به روابط آمریکا و مجاهدین خلق

هرش: مردان آمریکا در ایران؛ نگاهی به روابط آمریکا و مجاهدین خلق

سیمون هرش


سیمورهرش، روزنامه نگارسر‌شناس وکار‌شناس سیاست خارجی آمریکا درمطلب مفصلی که نشریه «نیویورکر» آن را منتشر کرده نگاهی دارد به مناسبات آمریکا با سازمان مجاهدین خلق و شواهد و اسناد جدیدی را در مورد کمک‌های مالی و فنی و حتی آموزش نیروهای مجاهدین خلق در مراکز نظامی مخفی آمریکا ارائه می‌دهد.

بیشتر بخوانید

بیانیه حزب حکمتیست: تشدید تهدیدات جنگی و صف مشتاقان در اپوزیسیون!

آدينه ۱٨ فروردين ۱٣۹۱ - ۶ آوريل ۲۰۱۲

تشدید تهدیدات نظامی اسرائیل و امریکا علیه ایران٬ فضای ترس و نگرانی از جنگ و کشتار و تباهی را بر زندگی هفتاد میلیون انسان گسترش داده است. و به موازات آن تحریم اقتصادی ایران توسط دولت آمریکا و سایر متحدینش در اروپا، حلقه محاصره خود را تنگ تر میکند و گرانی، بیکاری، فقر، بی دارویی و محرومیت را بیش از پیش به مردم ایران تحمیل کرده است.

بیشتر بخوانید

 سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش سازمان مجاهدین خلق در ترور‌های تهران

سانسور بخش مهیج خبر «ان بی سی» در مورد نقش سازمان مجاهدین خلق در ترور‌های تهران

ایرج مصداقی

شبکه‌ی خبری «ان بی سی» در روز ۱۹ بهمن و در آستانه‌ی «دهه‌ی فجر» با انتشار خبری از قول منابع مطلع اما ناشناس آمریکایی مبنی بر دست‌ داشتن مجاهدین و اسرائیل در ترور «دانشمندان هسته‌ای ایران» به استقبال «جشن‌»‌هایی رفت که عزای مردم ایران است.

بیشتر بخوانید

سخنان كورش زعيم در انجمن دوستي ايران و تاجيكستان

20 دي 1390 (10 ژانويه 2012)

من سپاسگزارم كه مرا دعوت كرديد و اجازه داديد در اين نشست كه بمناسبت فراخوان براي اعطاي كتاب به كتابخانه ملي تاجيكستان بر پا شده شركت كنم. من همچنين از آقاي دكتر مجتهد شبستري، رييس هيئت مديره، آقاي احمدپور، مديرعامل، و البته پروفسور ميرزا ملااحمد، مدير انجمن دوستي تاجيكستان و ايران در دوشنبه سپاسگزاري مي كنم.

بیشتر بخوانید

كشتن فرزندان دانشمند يك ملت، جنايت عليه بشريت است

آن ترسوهايي كه مبارزه با سياست خارجي غلط يك كشور را با كشتن دانشمندان ملت آن كشور انجام مي دهند با فرقه هاي تروريستي همچون القاعده چه تفاوتي دارند؟ آيا هوشمندي آنها هم در همان حد است؟

بیشتر بخوانید

جنبش ملي شدن صنعت نفت چه دستاوردي داشت؟

كورش زعيم

روز 29 اسفند 1329، روز استقلال سياسي و اقتصادی ایران بود. استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی جدايي ناپذيرند. دهه ها بود كه دولت های ایران توان اعمال سياست مستقل اقتصادی نداشتند. سیاست اقتصادی كشور با سیاست خارجی درآمیخته بود و در جايي كه برنامه اقتصادي كشور با منافع دو کشور قدرتمند جهان که در نزدیکی ایران مستقر بودند رويارو مي‌شد، دولتمردان بايستي كه عقب نشيني و منافع اقتصادي كشور را فداي بقاي حكومت خودشان مي كردند. قراردادهاي زيانبار در راستای تامين منافع استراتژیک و اقتصادی كشورهاي بيگانه قدرتمند در منطقه به ما تحمیل می شد.

بیشتر بخوانید

مجاهدین برای کار لوبیستی  به سیاست مدارهای  آمریکا رشوه داده اند.

مجاهدین برای کار لوبیستی به سیاست مدارهای آمریکا رشوه داده اند.

يک بررسی از سوی وزارت خزانه داری در باره دو دوجين مقامات پيشين آمريکایی آغاز شده است، بسياری از آنها در پست های کليدی مديا و صنايع خصوصی جزو پيشکسوتان هستند، اين پژوهش در باره فعاليت آنها، در ارتباط ماليشان با گروهی ايرانی، مجاهدين خلق ايران (ام ای ک) می باشد که هنوز از سوی وزارت امور خارجه در رده تروريست های سازمان يافته قرار دارند.

بیشتر بخوانید

پیام کمیسیون تشکیلات حدکا در تقدیر از مردم کردستان

مردم هشیار و حق‏‏طلب کردستان!
اعضا و هواداران گرامی حزب دمکرات کردستان ایران !

روز 12 اسفند، جمهوری اسلامی نمایش انتخابات مجلس را در سراسر ایران برگزار کرد و در کردستان هم همان‏گونه که می‏دانیم، ایننمایش برگزار گردید و تمامی دنیا و افکار عمومی کردستان شاهد رسوایی و بی‏اعتباری رژیم بود. در سراسر ایران و به ویژه در کردستان شمار بسیار کمی در این نمایش شرکت کرده و سرانجام سرافکندگی نصیب رژیم و عمال و دست‏نشانده‏هایش شده و تمامی نقشه‏های آنان در برابر چشمان همگان همچون حبابی پوچ و توخالی از بین رفت.

بیشتر بخوانید

اعلامیه مشترک احزاب وسازمان ها ی کمونیست برای تحریم فعال انتخابات

نه به انتخابات فرمایشی
نه به رژیم سرمایه داری و مذهبی ایران
نظام سرمایه داری وارتجاعی حاکم برایران،ازهمان آغازتولد سیاه اش، هرگزباحق حاکمیت مردم سازش نکرد ؛هرچند که درجهت مردم فریبی وبسیج مردم درحرف ازآن به عنوان شعاری توخالی استفاده کرده است.

بیشتر بخوانید

گریه بر قبرهای توخالی در خوزستان

چند روزی است که برخی از هموطنانم در سایت های خود فریاد سر می دهند که ایها الناس در خوزستان حکومت نظامی برقرار شده و شهرهای شوش و حمیدیه به تصرف نظام درآمده و 65 نفر دستگیر و 3 نفر هم کشته شده و برخی عکس های افراد کشته شده خیالی را نیز در سایت های خود منتشر نموده اند که البته مجهول الهویه بودن اسامی و عکس ها هم خود مسئله ای است که به وقت خود باید به آن پرداخته شود.

بیشتر بخوانید

ادغام دو حزب تجزیه طلب کرد بدستور سرویسهای جاسوسی کشورهای امپریالیستی ؛ حزب لیبرال دمکرات کوردستان با حزب سربستی کردستان اد‌غام شدند.


پارت لیبرال دمکرات کوردستان" با" حزب سربستی کردستان" اد‌غام شدند.

بیشتر بخوانید

"نه" به نمایش انتخابات، "آری" به تحریم فعال

کمیسیون تشکیلات حزب دمکرات کردستان ایران

مردم آزادیخواه کردستان !
اعضا و هواداران حزب دمکرات کردستان ایران !
رفقای نستوه و مبارز !
همچنان که که اطلاع داردید، رژیم جمهوری اسلامی ایران در خلال 33سال گذشته همواره نمایش های انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و شوراها را به منظور مشروعیت بخشیدن به خویش،صحنه گردانی نموده است و با هدف گرم کردن تنور انتخابات، ترفندهاو دسیسه های گوناگونی را طراحی و اجرا نموده که متاسفانه علیرغم دهها بار آزمودن آزموده ها و آشکار شدن ترفندهاش،باز هم توانسته است که این بازی را در مراحل و دوره های بعدی نیز تکرار نماید.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: دوشنبه 3 بهمن 1390 - کدخبر: 95686

اطلاعیه شاهزاده رضا پهلوی در مورد جنایت علیه بشریت توسط خامنه ای

هموطنان عزیزم و شهروندان صلح دوست جهان
امروز گزارش "جنایت علیه بشریت" که بدستور آقای علی خامنه ای، رهبر جمهور اسلامی، بر مردم ایران اعمال شده است را به شورای امنیت سازمان ملل متحد، تقدیم نمودم. این گزارش، متمرکز بر ارتکاب جنایت علیه بشریت در ارتباط با سرکوب مخالفتهای مردمی پس از تقلب در انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در ژوئن ۲۰۰۹ می باشد.

بیشتر بخوانید

کنگره پنج حزب حکمتیست برگزار میشود

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه ٨ دی ۱٣۹۰ - ۲۹ دسامبر ۲۰۱۱

اخبار روز: دفتر سیاسی حزب حکمتیست اعلام کرده است که برای حل بحرانی که در این حزب به وجود آمده است کنگره ی پنجم حزب خود را در فوریه ۲۰۱۲ به طور علنی در اروپا برگزار می کند. اطلاعیه ی دفتر سیآسی حزب حکمیتیست در این مورد را در زیر می خوانید:

بیشتر بخوانید

هراس بورژوازی جهانی و عفو بین‌الملل از خیزش مستقل کارگری

سازمان عفو بين‌الملل در بیانيه‌ای بتاریخ دهم ژوئن ،به سرکوب « نهادهای مستقل دفاع از حقوق کارگران» اعتراض کرد. بیانيه سازمان عفو بین‌املل متمرکز بر «فعالان صنفی و اتحاديه‌ای‌» است که از سال 2006 در معرض حملات بیرحمانه نیروهای امنیتی قرار گرفته و در بعد از انتخابات 2009 تحت پیگرد و سرکوب قرار گرفته‌اند.

بیشتر بخوانید

Sa 05.11.2011 01:15

جمهوری اسلامی از هر سوراخی شا نس می آورد!

یک گل تاریخی هدیه به رهبر
فرهنگ ایران
به همان اندازه که اپوزیسیون ایران بد شانس است، جمهوری اسلامی شانس دارد ، از همه جا شانس می آورد، از هر سوراخی شانس نازل می شود ، حتی از شیث، هم شانس می آورد، شیث ، نام سومین فرزند آدم و حوا، پس از هابیل و قابیل است، واژه ای سریانی به معنی هدیه و بخشش می باشد و در کتاب تورات هم آمده است. چند روز پیش این هدیه، به ناگاه از آسمان، در زمین فوتبال جمهوری اسلامی فرود آمد.

بیشتر بخوانید

بايدها و نبايدهاي كنگره ملي اپوزيسيون در خارج از كشور

گفتگوي چراغ آزادي (يوحنا نجدي) با كورش زعيم
28 مهر 1390 (20 اكتبر 2011)

يوحنا مجدي: بحث تشکیل کنگره ملی با حضور گروه ها و چهره های سیاسی اپوزسیون، چندی است که در محافل سیاسی و خبری مطرح شده است. بی تردید، هدف احتمالی تشکیل چنین کنگره ای، فراهم آوردن ائتلاف یا برنامه های مشخص و واحدی برای امکان گذار به دموکراسی و سپس تثبیت ساز و کارهای دموکراتیک در ایران است. با این وجود، بحث چگونگی شکل گیری این کنگره، امکان حضور اپوزسیون داخل کشور و نحوه مشارکت گروه ها و چهره ها از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است.

بیشتر بخوانید

جبهه ملي ايران
تهران - 25 مهرماه 1390

ملت بزرگ و پرافتخار ايران را با سوء سياست و مديريت خود بيش از اين تحقير نكنيد

!(تحليلي از اوضاع اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور- عملكرد دولت)
آقاي محمود احمدي نژاد در سفر اخير خود به قزاقستان در جواب خبرنگاري با افتخار گفتند كه در ايران كسي گرسنه نيست و همه شام شب دارند! اين حرف يك توهين آشكار به ملت بزرگ و پرافتخار ايران است كه جهان پر از آواي فرهنگ شش هزارساله آن بوده است. ملتي كه سالانه 82 هزار ميليون دلار از صادرات نفت و گاز خود درآمد دارد و حداقل صد هزار ميليون دلار در داخل نفت و گاز مصرف مي كند و پولي به خارج نمي پردازد آيا سزاوار چنين وضعي است؟

بیشتر بخوانید

گفتگوی رادیو آلمان با شاهزاده رضا پهلوی : تنها راه چاره براندازی رژیم جمهوری اسلامی است

گفتگوی رادیو آلمان با شاهزاده رضا پهلوی : تنها راه چاره براندازی رژیم جمهوری اسلامی است.

رضا پهلوی به عنوان یکی از رهبران اپوزیسیون در گفت‌وگویی اختصاصی با دویچه‌وله به بررسی رویدادهای سیاسی در ایران پرداخت. تحولات در خاورمیانه و آرایش نیروهای سیاسی از جمله موضوعات این گفت‌وگو بودند.

بیشتر بخوانید

هفتادسال اتوپيسم وسرسپرده گی به بيگانگان به بهانه هفتادمین سالگرد تاسيس "حزب توده"

آريوبرزن داريوش

مهرماه امسال، هفتاد سال ازبنیانگذاری "حزبی" دست ساخته اجنبی وبسيارفرصت طلب بانام (توده) درايران گذشت. تشکلی گوش به فرمان بيگانگان ومتشکل ازصرفاً عده ای مخالفان پادشاهان پهلوی که درجامعه ايران تنها نقش آتش بيارمعرکه و پيش برندگان سياستهای اتحاد جماهيرسوسوکاپيتاليستی شوروی درآنزمان راايفا مينمودند، وبا دروغ و ريا، خود را «حزب طبقه کارگر» و مدافع زحمتکشان ايران ميناميدند.

بیشتر بخوانید

حزب توده در آینه تاریخ

حزب توده در آینه تاریخ

همایون کاتوزیان

حزب توده ايران در مهرماه سال ۱۳۲۰ تاسيس شد. در شهريور همان سال ارتش متفقين به ايران آمده و رضاشاه از سلطنت ايران استعفا و ايران را ترک کرده بود.
منشور حزب توده حاکی از يک حزب اصلاح طلب در چارچوب مشروطه سلطنتی بود. اين حزب بر مبنای جبهه های ملی (popular fronts) يا ضد فاشيستی ای تشکيل شده بود که در فرانسه، ايتاليا،‌ يوگسلاوی و يونان به وجود آمده بودند.

بیشتر بخوانید

گردآورده وناشر
ايرج هاشمی زاده

اسناد همکاری حزب توده با خلخالی، ریشهری و ..... به نقل از نشریه سازمانی حزب همیشه خائن و جنایت پیشه توده.
درمسيرانقلاب « نامه مردم » پا به پای روزنامه ارگان حزب توده ايران
درمسيرانقلاب « نامه مردم » پا به پای روزنامه ارگان حزب توده ايران« نامه مردم » پا به پای روزنامه

بیشتر بخوانید

دفتر مردمداري
جبهه ملي ايران

درياچه اروميه: يك فاجعه زيست محيطي و فرهنگي

هموطنان عزيز،
محيط زيست ميهن ما ايران به سبب سوء مديريت، بي اعتنايي به منافع ملي، ناآگاهي و سودجويي هاي افراطي بشدت آسيب پذير و دچار شكنندگي گرديده است. بي شك ادامه اين روند پيامدهاي فاجعه باري براي نسل كنوني و آيندگان در پي خواهد داشت. حفظ محيط زيست كه نه تنها براي حفط تعادل طبيعت و كيفيت زندگي بلكه بعنوان ركن مهم توسعه اقتصادي، يك وظيفه انساني، ملي و بين المللي مي باشد، و در انجام اين مهم به همكاري مشترك دولت و مردم از طريق سازمانهاي مردم نهاد و بخش خصوصي فعال و همچنين سازمانهاي بين المللي ضروري است.

بیشتر بخوانید

" فساد سياسي در تشكيلات جبهه "" دروغگويي و پلشتي " سامان این جریان را به چالش گرفته است .

نامه یک عضو در ایران به دیگر اعضای کلوپ سال مردان جبهه ملی در ایران

بیشتر بخوانید

خيزش ملت ايران در 30 تير 1331 و امروز ما

ملت قهرمان ايران اراده خود را در انقلاب مشروطيت براي سرنگوني يك نظام فاسد و ضد ايراني نشان داد. نظامي كه نخبه كشي مي كرد، دست گداييش به سوي غرب دراز بود، انگيزه دفاع از مرزها را نداشت و كشور را به ورشكستي و تجزيه كشاند. ناتواني و بي خردي نظام استبدادي حاكم باعث شد كه در جنگ اول جهاني اول با وجود بيطرفي، چهل درصد جمعيت كشور تلف شوند.

بیشتر بخوانید

سازمان اتحاد فدائيان كمونيست
كميتة ايالتى كردستان

تهاجمات وحشیانه نیروهای مسلح مزدور، ایران و ترکیه علیه گریلاهای حزب کارگران کردستان PKK و حزب حیات آزاد کردستان PJAK محکوم به شکست است !

بدنبال سلسسله بمبارانها و توپبارانهای وحشیانه هواپیماهای ترکیه و ایران بر علیه پایگاههای دو حزب کارگران کردستان و حیات آزاد کردستان و همچنین مناطق و روستاهای مسکونی منطقه قندیل صبح امروز بار دیگر گله های پاسدار تا به دندان مسلح رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی متشکل از هزاران مزدور وارد خاک کردستان عراق شدند و درگیریهای سختی در منطقه در جریان است و هواپیماها و توپخانه های ایران و ترکیه منطقه را بشدت زیر آتش گرفته و دهها روستا تخریب گشته و صدها تن از اهالی این مناطق آواره گشته اند . تهاجمات نیروهای مزدور ایران و ترکیه در حالی صورت میپذیرد که حکومت منطقه ای کردستان عراق کاملا در این مورد سکوت اختیار کرده و عملا با سکوت خویش بر آن مهر تایید مینهد .

بیشتر بخوانید

الينه شدگان جبهه ملی

آريوبرزن داريوش

امسال بنا نداشتم که دوباره به مناسبت سالروز "کربلای بيست هشت امرداد سی ودو"، مطلبی را تهيه و منتشرنمايم ، اما اعلاميه مشتی خوش نشين جبهه ملی درکشورآلمان با عنوان « به مناسبت سالروز کودتای ۲۸ مرداد»1 که بطورمستمردرعرصه فعل وانفعالات سياسی اجتماعی کشورمان،به اصطلاح به"ييلاق وقشلاق مشغول ودرتاريخ معاصر همواره بکارتشخيص جهت باد برای تعيين مواضع سياسی خود پرداخته اند، مرا وداشت تا شمه ای از عملکردشان را به آگاهی جوانان ايرانی برسانم.

بیشتر بخوانید

جُنبش رهایی از اسلام : ایران مال ملت ایران است ؛ ایرانی امت نیست. همه با هم از دین سیاه خارج شویم

بیشتر بخوانید

حزب دمکرات کردستان ایران عامل تحمیل جنگ به چپ جامعه و کومه له کمونیست سابق بود!

نشریه اکتبر، نشریه ارگانیک کمیته کردستان حزب حکمتیست
سلام زیجی

حزب دمکرات کردستان ایران در تاریخ 9 آذر 1389 برابر با 30 نوامبر 2010، به بهانه پاسخ به کتاب"خاطرات سیاسی" عبدلله مهتدی، که اتفاقا در خود آن کتاب نیزبا کینه و نفرت و جعل سازی از تاریخ گذشته کمونیستی کومه له و حزب کمونیست سابق یاد شده ، بیانیه سر تا پا ارتجاعی صادر کرده است.

بیشتر بخوانید

جمهوری اسلامی عامل اصلی تجاوزات دسته‌جمعی به زنان است

از همان آغاز به قدرت رسیدن خمینی و برقراری حکومت اسلامی، مساله نابرابری زن و مرد به یکی از عرصه‌های تقابل توده‌ها و حاکمیت تبدیل شد. زنان بی‌شک از جمله قربانیان بزرگ حکومت اسلامی بوده و هستند. اگرچه دراساس، وظیفه‌ی اصلی حکومت اسلامی محافظت از مناسبات سرمایه‌داری بوده است، اما هنگامی که این شکل حکومتی وارد ساخت مناسبات حقوقی جامعه با رجوع به قوانین اسلامی شد، ضد زن بودن حکومت اسلامی به عنوان یکی از بارزترین جلوه‌های آن خود را با وضوح تمام از پرده بیرون انداخته و در تصویب قوانین جاری و سیاست‌های روزمره نشان داد.

بیشتر بخوانید

در اردوگاه اشرف تلفن، اينترنت و ازدواج ممنوع است

"کسی که بخواهد از قرارگاه اشرف فرار کند، همان طور که رجوی بارها اعلام کرده است، مجازاتش اعدام و مرگ است
... در اردوگاه اشرف تلفن، اينترنت و ازدواج ممنوع است."

گلناز اسفندياری

يک روز پس از آن که سازمان ملل متحد از مرگ ۳۴ نفر در حمله روز نوزدهم فروردين ماه نيروهای عراقی به اردوگاه اشرف خبر داد، ناوی پيلای، کميسر عالی حقوق بشر اين سازمان، خواستار انجام تحقيقات مستقل درباره اين حمله شد.
ناوی پيلای همچنين خواستار راه حلی برای پايان دادن به مسئله اردوگاه اشرف شد، اردوگاهی در ۸۰ کيلومتری شمال بغداد که در دوران جنگ ايران و عراق ساخته شد، يعنی زمانی که نيروهای سازمان مجاهدين خلق در اواسط دهه ۱۳۶۰ به عراق رفتند تا در کنار نيروهای عراقی با نيروهای ايران بجنگند

.بیشتر بخوانید

اطلاعيه جنبش نظاميان وطن پرست ايران »نوپا« به مناسبت نوژه

اطلاعيه نوپا
گرمردرهی ميان خون بايد رفت
اطلاعيه جنبش نظاميان وطن پرست ايران »نوپا«
به مناسبت سالگرد برپائی خونبارسياسی نظامی
نوزدهم تيرماه پنجاه و نه
هموطنان گرامی!

سی ويکسال پيش درچنين روزی،سلحشورانی ايرانی نژاد با قدرت وصلابتی بی نظير بپا خاستند، تا طومارننگين انيران حاکم بر وطنمان را درهم پيچند. حرکتی که انديشه داشت، تا بساط ملايان ونوکران ددمنش آنان رابرچيده وآنها راازصحنه تاريخ ميهنمان محو و نابود کند. اما ميان آئی و آدم فروشی دون مايه گان بدسگال و رذالت مشتی رجاله پاچه خوار،که عمری امربر دشمنان اين آب و خاک بوده اند، مانع شد، تا وطن پرستان بتوانند طرحی نو دراندازند.

بیشتر بخوانید

" نامه سرگشاده سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور به عالیجناب باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا"

طی چهار بخش پیشین از این سلسله نوشتار به تلاش بخشی از عاشقان ظاهری زنده یاد دکتر محمد مصدق اشاره شد که با برنامه ای منظم و از پیش طراحی شده در حال تبدیل کردن شخصیت استقلال طلب وی در اذهان عمومی بخصوص در اذهان جوانان ایران به یک شخصیت "دموکراسی خواه" و " طالب اجرای قوانین حقوق بشر" در ایران هستند. در این رابطه دو نمونه بارز:

بیشتر بخوانید

ویژه نامه سالررز آزادی خرمشهر

ـ مرحله‌ي نخست نبرد:
حكومت عراق، در روياي به دست آوردن يك پيروزي برق‌آسا (1)، روز سي‌ويكم شهريور ماه 1359 خورشيدي، با دوازده لشگر زرهي، مكانيزه و پياده، همراه با تجهيزات فراوان، ايران را مورد تجاوز نظامي قرار داد. (2). از آن‌جا كه لشگر 92 زرهي اهواز، يعني نيرومندترين يگان رزمي كشور در منطقه‌ي جنوب باختري به بهانه‌ي كودتاي نوژه از هم پاشيده بود، حكومت عراق در راستاي دست‌يابي هرچه سريع‌تر به پيروزي، بخشي از نيروهاي ذخيره‌ي خود را نيز، به ميدان نبرد فرستاد.

بیشتر بخوانید

بحرین پاره تن ایران در خون وآتش

چهار شنبه 18 مه 2011
پاینده ایران ای آفریدگار پاک! تو را پرستش می کنم و از تو یاری می جویم
"هم میهنان"
چندی است که رژیم غول بیمارومدهوش و مفلوک و درمانده و واپسگرای عربستان سعودی به دستور اربابان آمریکایی و انگلیسی خود مزدورانش را برای سر کوبی خیزش رهایی بخش بحرین گسیل داشته و دراین راه از هیچ ستم و درنده خوی و کشتار وحشیانه دریغ نمی ورزد. این حاکمان دست نشانده درتمامی دوران حکومت خود ثابت کرده اندکه نگهبانی ازمنافع اربابان رابر خدمت به مردم کشور خود و همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان را ترجیح می دهند و برای چند روز بیشتر ماندن بر اریکه ی موریانه خورده و لرزان خود، حاضرند راستی و درستی و انسانیت را زیر پا نهند و کار را به جایی رسانند که مساجد و حسینیه ها را ویران کنند و قرآن بسوزانند و گروه گروه از مردم بی دفاع بحرین را از دم تیغ بگذرانند .

بیشتر بخوانید

در حمایت از فراخوان های دانشجوئی

قدرت جنبش دانشجویی در پیوند با جنبش توده های مردم است
بخشی از تشکل های دانشجوئی فراخوان هائی برای برگزاری اعتراضات در روز ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ صادر کرده اند. اعتراض دانشجویان دانشگاه های گوناگون، تلاشی است برای نشان دادن خشم جنبش دانشجوئی از استبداد حاکم و جنایاتی که در کل کشور و از جمله در محیط های دانشجوئی نیز اعمال می شود.

بیشتر بخوانید

حکم تازه یک دادگاه فرانسه درباره تعدادی از اعضای مجاهدین خلق

اردوگاه اشرف در عراق

حکم تازه یک دادگاه فرانسه درباره تعدادی از اعضای مجاهدین خلق


مقامات قضایی فرانسه روز پنجشنبه با لغو اتهامات تروریستی علیه ۲۴ تن از اعضای شورای ملی مقاومت، از جمله مریم رجوی، برای متهمان این پرونده حکم منع تعقیب صادر کرده اند.
این افراد در سال ۲۰۰۳ به اتهام فعالیت های تروریستی بازداشت شده بودند.
به گزارش آسوشیتد پرس، مقامات قضایی فرانسه که نخواستند نامشان فاش شود ضمن اعلام این خبر افزوده‌اند که ۹ تن از این افراد همچنان متهم به تخلفات مالی، ‌از جمله حمایت از گروه‌های تروریستی هستند.

بیشتر بخوانید

ویژه نامه سالروز جان باختن زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی‌ (آژیر)

ویژه نامه سالروز جان باختن زنده یاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی‌ (آژیر)

بیشتر بخوانید

نگاهی از داخل کشور گزارش سیاسی به کنگره ی دوازدهم

جنبش چپ همچنان از تشتت و پراکندگی رنج می برد. بیشتر نیروهای "چپ پیشین" به بیماری خودآزاری، خود درگیری و خود کم بینی دچار گشته و کارآیی خود را از دست داده اند. آنها از ستیز با یاران خود به بهانه ی نادرست و غلو شده عملکرد سه دهه قبل شان لذت می برند.

بیشتر بخوانید

محمدرضا شالگونی

انقلاب و ضد انقلاب در دنیای عرب - ۱+2

انقلاب عرب که پیش درآمدِ هیجان انگیز آن صاعقه وار بر منطقه فرود آمد و دهها میلیون نفر را در کشورهای مختلف عربی با اعتراضات خودانگیخته توده ای به خیابان ها ریخت ، اینک با آواری از دشواری ها و آشفتگی ها روبرو شده است. در تونس و مصر که دیکتاتورها به زیر کشیده شده اند ، ساختار دیکتاتوری ها دست نخورده پابرجا مانده اند و وَردست های همان دیکتاتورهای برکنار شده برای مهار انقلاب نقشه می کشند. در لیبی قدرت های امپریالیستی با وساطت و حمایت ارتجاعی ترین دیکتاتوری های عرب ، در ائتلافی سوررئالیستی به حمایت از انقلاب لیبی وارد میدان شده اند. در یمن ، علی رغم شِکوه های علی عبدالله صالح از "توطئه های کاخ سفید" ، دست او برای کشتار انقلابی های یمن باز گذاشته شده است.

weiterlesen... ادامه

مهدی سامع

چشم انداز پیروزی روشن تر از گذشته

سالی طوفانی را پشت سر گذاشتیم و با امید به آینده ای روشن سال جدید را آغاز می کنیم. در سال گذشته شاهد تحولات و چالشهای بزرگ در تمامی عرصه های حیات اجتماعی مردم ایران بودیم. جنبش و قیام مردم و تشدید روزافزون تضاد، شِکاف و شِقِه در هرم قدرت و ثروت. این دو رویداد مهم تمامی جنبه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران را تحت تاثیر خود قرار داد و تضاد بین مردم با کلیت حاکمیت را به نقطه ستیز بالغ کرد. رویدادهای جهانی و منطقه ای و منجمله انقلاب در تونس و مصر، اندیشه و گفتمان انقلاب را نه در بحثهای مکتبی میان نخبگان که در کف خیابان رواج داد.

weiterlesen... ادامه

محمدرضا شالگونی

"مکتب ایرانی" : اعتراف به ورشکستگی ایدئولوژی رسمی رژیم

تدارک دولت احمدی نژاد برای برگزاری گسترده و پرسر و صدای جشن های نوروزی بار دیگر دعوا بر سر "مکتب ایرانی" را بر بالای فهرست اختلافات جناح های مختلف "اصول گرا" نشانده است. در دو - سه هفته گذشته بسیاری از چهره های شناخته شده "اصول گرایان" ، از محمدرضا باهنر گرفته تا احمد خاتمی ، از یدالله جوانی (رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران ) گرفته تا غلامحسین غیب پرور ( فرمانده سپاه فجر استان فارس ) ، از احمد توکلی گرفته تا حسین شریعتمداری صدای شان را به مخالفت با "مکتب ایرانیِ" جریان طرفدار احمدی نژاد بلند کرده اند. واکنش ها تا آن جا پیش رفته که مثلاً باهنر آن را "فتنه عظیم در حالِ شکل گیری" نامیده که " می خواهد از درونِ اصول گرایی درآید ، اما حوزه های علمیه و شریعت را قبول ندارد". و علی مطهری در مجلس گفته "به رئیس جهور هشدار می دهم که اگر همچنان به ترویج مکتب ایرانی تأکید کرده و به مسأله حجاب بی توجهی نشان دهند ، سؤال از رئیس جمهور را در دستور کار قرار می دهیم". به احتمال زیاد برای جلوگیری از حادتر شدن همین اختلافات بود که خامنه ای در سخنرانی روز اول سال جدید در مشهد ، با "تذکر و هشدار جدی به مسؤولان سه قوه" از آنها خواست که اختلافات شان را به طور علنی در مقابل مردم طرح نکنند.

weiterlesen... ادامه

خشم مردم ایران از مصادره جنبش توسط اصلاح ‌طلبان؛ گفتگوی صدای آمریکا با یکی از فعالین در ایران: مردم سرنگونی میخواهند نه اصلاحات

اصلاح طلبان حکومتی و سبزها برای بقای رژیم اسلامی یک صدا از خشم مردم علیه رژیم برای اهداف شوم خود سوء استفاده میکنند و مردم را برای خود وسیله قرار داده اند.
خشم مردم ایران از مصادره جنبش توسط اصلاح ‌طلبان؛ گفتگوی صدای آمریکا با یکی از فعالین در ایران: مردم سرنگونی میخواهند نه اصلاحات...و 2 فیلم که هرگز رژیم اسلامی آن ها را به مردم نشان نخواهد داد.

.weiterlesen... ادامه برای دیدن ویدیو بر روی دوربین فشار دهید .

بیانیه شماره یک

شورای همبستگی برای دموکراسی وحقوق بشر در ایران - تهران

همدردی آری هموندی نه
هم میهنان
براستی میدانید که ملت زجرکشیده ایران در خرداد دو سال پیش از امکان" انتخاب" که بهر صورت تنها راه اظهارنظر قانونی در مورد گزینش "بد از بدتر" بود، بصحنه آمد. مردم با دیده گاهای گوناگون فقط بامید آینده ای بهتر ورهائی از استبداد و خودکامگی در روز موعود آراء زیادی بنفع آقایان موسوی وکروبی بصندوقها ریختند ولی رهبری جمهوری اسلامی در تقلبی بزرگ نتیجه انتخابات را بنفع کاندیدای خود اعلام کرد.

weiterlesen... ادامه

"ھدفمند سازی يارانه ھا" يا "اعدام ھای ھدفمند"؟!

انتخاب ما "مبارزه ھدفمند"!
ھر شب ستاره ای به زمين می کشند و باز اين آسمان غم زده غرق ستاره ھاست
موج جديد اعدام از سوی جمھوری اسلامی از سر گرفته شده است. در شرايطی که در صفحات نشريات و مديای دنيا کمتر خبری از اجرای حکم اعدام حبيب لطيفی بود، رژيم جمھوری اسلامی بازی خود را ادامه داد. در شرايطی که فعالين سياسی در صفحات اينترنتی و خيابان ھای برفی و يخ زده اروپا و آمريکا و ... و ايران در تدارک کمپين ھای اعتراضی برای لغو حکم اعدام لطيفی بودند، رژيم دو زندانی سياسی ديگر را اعدام کرد. علی صارمی و علی اکبر سيادت اعدام شدند تا رژيم بتواند بازی سرکوب و ارعاب جامعه را ادامه دھد.

weiterlesen... ادامه

چگونه می توان از اينترنت استفاده ی بهينه كرد؟

چگونه می توان از اينترنت استفاده ی بهينه كرد؟

از جوانان مصر بياموزيم!
افشين كوشا
يك حكم
هر فرايندی آغازی دارد و هر مبارزه آغاز گری. تاريخ، ۲۵ ژانويه سال ۲۰۱۱ را به نام جوانانِ آغازگرِ مصری به ثبت رسانده است. كسانی كه با تلاش های جدی و سازمان يافته ی خود توانستند جرقه بر انبار باروت زنند، خشم مردم را منفجر كنند و موجبات بركناری ديكتاتور را فراهم آورند.
جديت آن ها در اين بود كه از همان ابتدا، سرنگونی ديكتاتور را هدف قرار دادند. عزم شان راسخ بود، شجاع بودند و سری نترس داشتند. آن ها می دانستند كه با دشمنی مخوف و بی رحم روبرو هستند كه هر گونه مخالفت را در نطفه خفه می كند و برای همين بايد بسياری از فعاليت ها را از چشم مأموران امنيتی رژيم پنهان نگه داشت و سعی كرد فريب شان داد.
مهم تر آن كه اين جوانان دريافتند كه بدون تكيه بر نيروی لايزال كارگران و زحمتكشان نمی توان كاری كرد كارستان! بدون سازماندهی نقشه مند و از پايين نمی توان اميدی به كسب پيروزی - حتی در سطوح اوليه - داشت و بدون فكر و نقشه كشی نمی توان از ابزارهای مختلف به درستی استفاده كرد.


پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد قربانیان تازۀ مهرورزی حکومت خدا بر زمین

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد قربانیان تازۀ مهرورزی حکومت خدا بر زمین

۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۹

هم میهنان عزیزم،
یک بار دیگر رهبران رژیم ولائی به مردم حق طلب و رزمندۀ میهن، به مردم آزادۀ سراسر جهان ثابت کردند که در خشونت و بی رحمی، و در تجاوز آشکار و مدام به حقوق انسان ها، بدیلی در میان رهبران خود کامه و خشونت ورز جهان ندارند. این بزرگ ترین جنایت کاران تاریخ بشر، از سوئی، در بی شرمی تمام به تحسین جنبش آزادی خواهانۀ ملت های همسایۀ ایران بر می خیزند و از سوی دیگر مسلم ترین حق مردم میهن ما را، که حق تجمع آرام و مسالمت آمیز است وحشیانه می شکنند، و زنان و مردان بی سلاح و بی گناه را برای هزارمین بار به خاک و خون می کشند و راهی زندان و شکنجه می کنند. هیچ نیروی اشغال گری در تاریخ جهان با مردم اسیر آن نکرده است که «جانشینان» خدا بر سر «هموطنانشان» آورده اند؟

]weiterlesen... ادامه

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد راه پیمایی ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹

پیام شاهزاده رضا پهلوی در مورد راه پیمایی ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹

۲۳ بهمن ماه ۱۳۸۹
خواھران و برادران عزيزو مبارزم
بی نهایت خوشحالم که می بینم موج بزرگی که در سال های اخیر برای احقاق حقوق و آزادی های سرکوب شدۀ خویش به راه انداخته اید چنین فراگیر شده و در تونس و مصر به ساحل پیروزی رسیده است. این پیروزی ها نشانی تازه و انکار ناپذیر دیگر از نیروی لایزال مردم بی سلاح اما آهنین اراده ای است که می توانـد حاکمان خشونت گر را به عقب راند و به تسلیم وادارد. همین نیروی لایزال است که امروز مردم آزادیخواه جهان را به تحسین و زمامدارانشان را به پشتیانی از تلاش پیگیر اما مسالمت آمیز ملت ها در راه آزادی و رهائی کشانده. امروز پیروزی هر جنبش آزادی خواهانه ای در تقویت روحیه و استحکام ارادۀ کوشندگان راه آزادی در هرگوشۀ جهان تأثیری به سزا دارد. یقین دارم که پیروزی درخشان و تاریخی مردم مصر نیز ارادۀ شما برای شرکت در تجمعات و راه پیمائی های روز ۲۵ بهمن و تداوم مبارزات را استوارتر و امیدتان به پیروزی نهائی علیه حاکمان غاصب و ستمگر را بیش از پیش کرده است.

weiterlesen... ادامه

اعلامیه مشترک: اعدام ها همچنان ادامه دارد! خاموش نمانیم!

اعلامیه مشترک: اعدام ها همچنان ادامه دارد! خاموش نمانیم!

موج اعدامهای اخیر اعتراضات گسترده آزادیخواهان بسیاری از کشورها در خارج کشور را دربرگرفته است. هم ازینرو و در امتداد اعتراضات سراسری علیه اعدام و علیه جمهوری اسلامی ما نیز مراتب اعتراض شدید خود را به اقدامات جنایتکارانه استبداد حاکم بر ایران در مقابله با مطالبات برحق مردم ایران و بویژه اعدام و شکنجه زندانیان سیاسی ابراز میداریم و خواستار توقف هر چه سریعتر آن ها و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی عقیدتی هستیم .


امیرحسین جهانشاهی بنیانگذار "موج سبز" آغاز مرحله جدیدی از فعالیتها به عنوان بخشی از مبارزات عظیم در درون ایران را اعلام کرد

امیرحسین جهانشاهی بنیانگذار "موج سبز" آغاز مرحله جدیدی از فعالیتها به عنوان بخشی از مبارزات عظیم در درون ایران را اعلام کرد

«موج سبز»
حامیان آزادی ایران
پنجشنبه سوم فوریه 2011 - پاریس
امیرحسین جهانشاهی بنیانگذار "موج سبز" روز پنجشنبه سوم فوریه در یک کنفرانس مطبوعاتی، آغاز مرحله جدیدی از فعالیتهای عملی که توسط "موج سبز" در داخل ایران انجام خواهد شد را اعلام کرد. وی گفت، در 12 ماه آینده اقدامات لازم برای بی ثبات کردن رژیم از طرق بخش انرژی را انجام خواهیم داد. وی اضافه نمود، امروز احمدی نژاد و گروه فاسدش از درآمد بخش انرژی و ثروت مردم ایران برای استفاده شخصی و کمک مالی به گروههای تروریستی در سراسر دنیا سوء استفاده می کنند.

weiterlesen... ادامه

داریوش همایون  دبیر کل حزب مشروطه ایران در گذشت

داریوش همایون دبیر کل حزب مشروطه ایران در گذشت

داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی در اواخر حکومت پهلوی روز جمعه ۸ بهمن (۲۸ ژانویه) در ژنو سوئیس درگذشت.
داریوش همایون در جوانی و در دوران نخست وزیری دکتر مصدق از اعضای حزب کارگران سوسیالیست ایران (سومکا) بود.
او که فعالیت مطبوعاتی خود را درسالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد شروع کرده بود در سال ۱۳۳۹ به مدیریت کتاب های جیبی و سپس انتشارات فرانکلین رسید.

weiterlesen... ادامه

نامه پان ایرانیسم

حجت کلاشی و میلاد دهقان به زندان سپیدار منتقل شدند
مهندس رضا کرمانی شامگاه گذشته آزاد شد
بیانیه‌ی سازمان جوانان حزب پان‌ایرانیست
گفت‌وگو با محسن پزشکپور
درباره نام خلیج فارس

weiterlesen... ادامه

لیست و لینک های احزاب و سازمان های سیاسی مخالف رژیم اسلامی و احزاب کشورهای جهان

بر روی این لینک فشار دهید .

لیست و لینک های احزاب کشورهای جهان . برای دیدن بر روی لینک فشار دهید.

16 آذر روز دانشجو

اتحاد- مبارزه- پیروزی
اطلاعیه سازمان بمناسبت 16 آذر روز دانشجو
شانزده آذرامسال پنجاه وهفتمین سالگرد به میدان آمدن جنبش دانشجوئی درایران است. جنبشی که با شعار اتحاد- مبارزه -پیروزی وبا نثار خون پیشروان انقلابی خود، دانشجویان وتمام توده های کارگر و زحمتکش را برای مبارزه علیه استبداد و امپریالیسم فراخوان داد. از آن پس جنبش دانشجوئی با الهام از شعار های ترقی خواهانه و انقلابی پیشینیان خود، بمثابه بخشی از جنبش اجتماعی توده های ستمدیده مردم ایران درمبارزه برای استقرار آزادی و سوسیالیسم ره پیموده است .

weiterlesen... ادامه

چه کسی از هزار و یک رویای زنان ایرانی سخن می گوید؟!

چه کسی از هزار و یک رویای زنان ایرانی سخن می گوید؟!

شب سه شنبه برنامه ای تحت نام "هزار و یک رویا: زنان در ایران" در بروکسل سالن اجتماعات RITS CAFE برگزار شد. این برنامه از دو بخش تشکیل شده بود که ابتدا پخش فیلم مستند "سفر" به کارگردانی آقای "طلحه دریانورد" کارگردان و استاد علوم ارتباطات ساکن بروکسل و سپس بخش پرسش و پاسخ با حضور طلحه دریانورد، "آن دِ کرامر" و "پیتر یان دِ پو" که هر دو به عنوان خبرنگار در دوران پیش و چند روزی پس از انتخابات سال گذشته در ایران بودند و "آن" کتابی تحت نام "هزار و یک رویا" را منتشر کرده است که علاقمندان در محل قادر به خریداری اش بودند و پیتر نیز عکاس این پروژه بوده است. در حاشیه این برنامه نیز قرار بود پذیرانی ایرانی و برنامه فرهنگی؟! ایرانی شامل طنزپردازی آقای ابراهیم نبوی1 و خوانندگی هاله برگزار گردد.

weiterlesen... ادامه

به بهانه آزاد نشدن سکینه آشتیانی
فرهنگ ایران
خاطره ای از سید احمد خمینی گفته می شود که روزی شهریار روحانی داماد ابراهیم یزدی که پس از انقلاب مدتی سرپرست سفارت ایران در واشنگتن بود در تماسی با سید احمد از مشکلات کارش در آمریکا با او گفتگو می کند، سید احمد در پاسخ به او می گوید شما ها درس خوانده آمریکا هستید ولی نمی دانید با این خارجی ها چگونه باید رفتار کنید حالا از ما آخوند ها یاد می گیرید.
چند سال پس از این گفتگو سید احمد جوانمرگ شد ! آقای یزدی هم در زندان آخوند ها گرفتار است و برای آزادی او حتی دست به دامان اپوزیسیون رژیم هم زده اند. بیش از سی سال است که آخوند ها نه تنها به ایرانیان بلکه به جهانیان یاد می دهند که با این خارجی ها چگونه باید رفتار کرد.weiterlesen...ادامه

اتحاد- مبارزه- پیروزی
اطلاعیه بمناسبت 16 آذر روز دانشجو
شانزده آذرامسال پنجاه وهفتمین سالگرد به میدان آمدن جنبش دانشجوئی درایران است. جنبشی که با شعار اتحاد- مبارزه -پیروزی وبا نثار خون پیشروان انقلابی خود، دانشجویان وتمام توده های کارگر و زحمتکش را برای مبارزه علیه استبداد و امپریالیسم فراخوان داد. از آن پس جنبش دانشجوئی با الهام از شعار های ترقی خواهانه و انقلابی پیشینیان خود، بمثابه بخشی از جنبش اجتماعی توده های ستمدیده مردم ایران درمبارزه برای استقرار آزادی و سوسیالیسم ره پیموده است .weiterlesen...ادامه

از : چنگیز قبادی فر
تاملی بر "سمینار آمستردام"، در چهلمین سالگرد رستاخیز سیاهکل !
با نزدیک شدن چهلمین سالگرد رستاخیز سیاهکل، رویدادی که آغاز فصل نوینی را در مبارزات آزادیخواهانه مردم ما نوید داد، شاهد آن هستیم که سازمان "چریکهای فدایی خلق ایران" و تاریخ تجارب مبارزاتی غنی آن به مثابه ی سازمان پرولتری برپا کننده آن رویداد تاریخی، بیش از پیش در مرکز ثقل توجه نیروهای مختلف اجتماعی قرار گرفته است.weiterlesen... ادامه

بيانيه کانون نويسندگان ايران
- به مناسبت دوازدهمين سالگرد قتل محمد مختاري و محمدجعفر پوينده
-پروانه و داریوش فروهر در خانه شان به طرز فجیعی به قتل رسیدند. آن ها را سلاخی کردند و کشتند.
weiterlesen... ادامه

چگونه شعارهای "ضد آمریکایی" در خدمت فروش سلاح های آمریکایی قرار می گیرند
همه می دانند که امروز در شرایطی به سر می بریم که بحران اقتصادی کم سابقه ای نظام سرمایه داری جهانی را در بر گرفته است و موج جدیدی از خشم و مبارزات کارگران و خلق های تحت ستم بر علیه این نظام در حال شکل گیری ست.weiterlesen... ادامه

فراتر از شعارها
از :احمد فارسی
بر خلاف ادعاها و تحلیل ها و تفاسیر کاذب جناح های مختلف حکومتی و لیبرال های طرفدار سرمایه داری انتخابات دهمین ریاست جمهوری و اقداماتِ کودتاگرانه یِ جناح نظامی – امنیتی، منشاء و منبع اعتراضات مردمی نبوده است.weiterlesen...ادامه

بیست و دومین سالگرد
کشتار وحشیانه هزاران زندانی سیاسی مبارز،
در تابستان 1367
بیست و دوسال پیش، در تابستان 67، رژیم آدمکش جمهوری اسلامی، هزاران تن از زندانیان سیاسی مقاوم ومبارز را در زندانها و شکنجه گاههای مختلف، قتل عام کرد.این یک جنایت و آدمکشی مخوف، در سطح بسیار گسترده ای بود. weiterlesen... ادامه

جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت
پرویز داورپناه
weiterlesen... ادامه

جمعه گردی های اسماعيل نوری علا
ترازنامهء سکولار
«ترازنامهء سکولار» کوششی است از جانب صاحب اين قلم برای ارائهء نگاهی بر آنچه در مسير ايجاد تفرقه در اردوگاه سکولارها می گذرد؛ و بررسی سود و زيان اين اتفاقات است، با نظر گرفتن اينکه گويا هدف کار سياسی اپوزيسيون سکولار ايران خلاص کردن ملت ضجرکشيدهء ما از چنگال حاکمان بی صفتی است که به نام خدا کشوری را به ويرانی و ملتی را به بدبختی کشيده اند.weiterlesen... ادامه

جمعه گردی های اسماعيل نوری علاء
دربارهء کميتهء تدارکاتی کنگرهء ملی ايرانيان
بنظر من، کارائی يک «کميتهء غيرسياسی تدارکات، برای تشکيل کنگرهء ملی ايرانيان» بستگی به آن دارد که اعضاء اين کميته، در انظار ديگران، «حقانيت ِ» کار (يا «مأموريت ِ») خود را از کجا بدست می آورند.weiterlesen...ادامه

جنبش توده ای، سوسیالیست ها و چپ های غیر کارگریweiterlesen... ادامه

یکصد و چهارمین سالگرد جنبش مشروطیت

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت یکصد و چهارمین سالگرد جنبش مشروطیت.با یک ویدیو از شاهزاده رضا پهلویweiterlesen...

نهضت مقاومت ملی ايران

بمناسبت نوزدهمین سالگرد قتل دکتر شاپور بختیار


پیام از ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران به مناسبت ماه کودتا و جنبشweiterlesen...ادامه

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تیر


روند هویت‌سازی در کشورهای پیرامون ایرانِ امروز و خویشکاری ایرانیان weiterlesen...

گزارش از روز 22خرداد

شروعی دیگر: سرها همه بالا!weiterlesen...ادامه

بزرگداشت زنان و مردان مبارزی که در زندانهای رژیم جمهوری اسلامی جان باختندweiterlesen... ادامه

  پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش بیست و دوم خرداد ۱۳۸۸

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش بیست و دوم خرداد ۱۳۸۸
دبیرخانۀ رضا پهلوی
سه شنبه 18 خرداد 1389weiterlesen...ادامه

تلاش برای محاکمه سران جنایتکار رژيم در دادگاه بین المللیweiterlesen... ادامه

حملات نفوذگرایان(هَکِرها) به کامپیوتر خدماتی (سِروِر) کارگران کمونیست ایران

حملات نفوذگرایان(هَکِرها) به کامپیوتر خدماتی (سِروِر)
کارگران کمونیست ایرانweiterlesen... ادامه

حکومت بر پایه خشونت و بی قانونی دوام ندارد
دبیرخانه شورای رهبری و دفتر مردمداری
جبهه ملی ایرانweiterlesen... ادامه

اعدامها؛ بیانیه بخش بین المللی اتحادیه معلمین آلمان]بخش بین المللی اتحادیه معلمین آلمان در باره اعدام فرزاد کمانگر
ایران: فرزاد کمانگر اعدام شد.weiterlesen... ادامه

فراخوان سایت گزارشگران  در محکومیت جنایت هولناک اعدام ۵ تن از زندانیان سیاسی دربند

فراخوان سایت گزارشگران
در محکومیت جنایت هولناک اعدام ۵ تن از زندانیان سیاسی دربند
پنجشنبه ۱۳ مهٔ ۲۰۱۰
وجدانهای آگاه و بیدار!: جنایتی هولناک توسط جمهوری اسلامی بوقوع پیوست. 5 تن از فعالین سیاسی و روزنامه نگار دربند که مدتهای مدید تحت شکنجه های قرون وسطائی حکومت جمهوری اسلامی قرار داشتند در میان بهت و حیرت همگان بدار آویخته شدند.weiterlesen...ادامه

 بيانيه‌ي كانون نويسندگان ايران درباره‌ي ادامه‌ي بازداشت رضا خندان

بيانيه‌ي كانون نويسندگان ايران درباره‌ي ادامه‌ي بازداشت رضا خندانweiterlesen...ادامه

بيانيه‌ي كانون نويسندگان ايران در محكوميت اعدام‌هاي اخير

بيانيه‌ي كانون نويسندگان ايران در محكوميت اعدام‌هاي اخيرweiterlesen...ادامه

فریاد خود را علیه جنایات رژیم، رساتر کنیم!
قاطعانه، اعدام مبارزین را محکوم کنیم! رژیم خون آشام جمهوری اسلامی، این قاتل بهترین فرزندان خلقهای ایران، در سحرگاه 19 اردیبهشت، پنج تن از زندانیان سیاسی مبارز و مقاوم را در اوین، اعدام کردweiterlesen... ادامه

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت اعدام پنج تن دیگر از مبارزان بی گناه

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت اعدام پنج تن دیگر از مبارزان بی گناه
دبیرخانۀ رضا پهلوی
دوشنبه 20 ارديبهشت 1389weiterlesen... ادامه

فراخوان به تظاهرات در مقابل لانه فساد و جاسوسی رژیم در استکهلمweiterlesen...

گزارش آکسیون اعتراضی در برابر سفارت ایران – بروکسل
امروز دوشنبه 10 مه از ساعت 17:30 در برابر سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل تجمع کرده و همراه با افراد و گروههای مختلف سیاسی و غیرسیاسی در صفوف متحد اعتراض خود را آغاز کردیم. از ابتدا و حتی قبل از حضور ما در محل، نیروهای پلیس با چندین ماشین و پلیسهای مجهز ضد شورش در محل حاضر بودند.
weiterlesen... ادامه

حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی و سراسری در کردستان

رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، بار دیگر به جنایتی بشری دست زد و پنچ شقایق از باغ پر گل توده های مردم رنج کشیده و زحمتکش ایران را به قتل رساند. weiterlesen... ادامه

اعلامیه کارگران کمونیست ایران در محکومیت اعدام های اخیر


اعلاميهء شبکهء جهانی سکولارهای سبز ايران
در مورد اعدام های اخير


گزارش "کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – بلژیک"  اول ماه مه 2010 – بروکسل

گزارش "کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – بلژیک"
اول ماه مه 2010 – بروکسلweiterlesen... ا ادامه

بمناسبت 8 مارس، روز جهانی زن
سازمان دمکراتیک – ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان

ازقیام تا قیام
کنفرانس احزاب وسازمانهای کمونیست وچپ ایران درباره تحولات جاری
در روزهای پایانی سال 88 کنفرانسی باحضور نمایندگان احزاب وسازمانهای انقلابی پیرامون ماهیت وسمت و سوی جنبش های اجتماعی اخیر درایران و چشم انداز تحولات آینده و وظایف ما ،برگزار میگردد.
از شما دعوت میکنیم دراین سمینار حضور بهم رسانیده و در مباحث آن فعالانه شرکت کنیدweiterlesen...ادامه ادامه

روز جهانی زن بر زنان ستم دیده و رنج کشيده ایران گرامی باد!]
کانون زندانيان سياسی ایران(در تبعيد)
۸ مارس امسال در حالی فرا می رسد که جامعه ایران دستخوش اعتراضات وسیع اجتماعی به سی و یک سال سرکوب و ستم و احجاف و حق خوری و تبعیض جنسی و طبقاتی است.weiterlesen... ادامه

قدمی مشخص در راه تشکیل جبهه دمکراتیک مقاله جمهوری خواهان دمکرات و سکولار متحد شوید.طرحی برای ایجاد شبکه ایرانیان دمکرات و و سکولار . خلاصه طرح:

دلهره های با نام و نشان اصلاح طلبان
سهراب صبح
اسفند 1388
آنان دلهره دارند. آنان وحشت زده اند. آنان از خشونت بیزارند. آنان از انقلاب می ترسند. آنان از شبح موش کور تاریخ نیز هراسناکند. آنان در سودای احیای مسیح و ماندلا و گاندی دیگری در سویدای وجود خود پیله ی خم شدن سرها و دریوزه گی از پادگان ها را می تنند و به مردم پرچم سفید تسلیم هدیه می دهند. پرچمی که از داغ و درفش و شط تازیانه ی دژخیمان سرخ می شود. آنان به سرخی خون شتک زده بر سنگ فرش خیابان ها چشم می دوزند تا باز هم از انقلاب و خشونت تبری جویند]weiterlesen... ادامه

گزارش آکسیون اعتراضی 10 فوریه (21 بهمن) در بروکسل – بلژیک
از ساعت 16 به تدریج در محل مورد نظر یعنی روبروی سفارت جمهوری اسلامی و پشت دانشگاه آزاد بروکسل (خیابان فرانکلین روزولت) جمع شدیم و مشغول برپایی تدارکات برنامه مثل سیستم صوتی، پرچم ها، عکس ها و پوستر و ... شدیم. پس از دقایقی رفقای بلژیکی هم از بلوک مارکسیست-لنینیست، از لیگ مارکسیستها و چند نفر هم از چپ ها قدیمی سندیکایی به ما پیوستند. با توجه به سردی بیش از حد هوا و یخبندان شدید، بارش مداوم برف و بوران و باد سرد جمعیت متناسبی خود را به آکسیون رسانده بودند. متأسفانه چند ماشین از آنتورپن در جاده مانده بودند ونتوانستند به موقع برسند. دو رفیق از هلند و رفیقی از آلمان هم ما را همراهی می کردند.
]weiterlesen... ادامه

دفاع از خود و دیگران در روز 22 بهمن و مقابله با مزدوران رژیم خون خوار اسلامی امری است ملی و میهنی . قداربندان رژیم را فردا بر سرجایشان بنشانید .مراکز استقرار نیرو های سرکوبگر بسیج شهرستانی.weiterlesen... بقیه مطلب به روی فیل فشار دهید .

نهضت مقاومت ملی ايران
غفلت های سال 57 را تکرار نکنیم
در 22 بهمن 1357 در ایران اتفاقی افتاد، اتفاقی اجتناب پذیر که شرایط کنونی حاکم بر مملکت ما امروز از نتایج آنست؛ اجتناب پذیر اگر در آن زمان روشنفگران جامعه ما زندانی افکار ضدشاهی خود نشده بودند، و حد اقل از زمانیکه فردی با سابقه مبارزات طولانی، فردی که امتحان خود را در وطن دوستی
وآزادگی درمکتب مصدق داده بود .weiterlesen... ادامه

سی و یک سال گذشت و مبارزه همچنان ادامه دارد.نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران ــ خارج از کشور.سی و یک سال پیش، کارگران ایران با پیوستن به مبارزات ضد سلطنتی و اقدام به اعتصاب عمومی، پایه¬های نظام سرمایه¬داری را لرزاندند و پس از قیام با تشکیل کمیته ها و شوراهای کارگری، برای پیشبرد مبارزات و تحقق خواسته¬های خویش تلاش کردند.weiterlesen... ادامه

 جمهوری اسلامی، دیگر نجات دادنی نیست،اما زندانیان سیاسی را با ید نجات داد !

جمهوری اسلامی، دیگر نجات دادنی نیست،اما زندانیان سیاسی را با ید نجات داد ! weiterlesen... ادامه

تظاهرات 22 بهمن

تظاهرات 22 بهمن علیه رژیم خون خوار اسلامی در شهرهی آلمان و ژنو سوئیس و دیگر شهر ها 


کمیته های کارگران سوسیالیست داخل کشور
!22 بهمن به همراه مردم به خیابان ها خواهیم آمد
مبارزات هفت ماهه گذشته که پیشروی قابل ملاحظه ای داشته، شدیدا دولت مردان و اصلاح طلبان را به هراس انداخته و آنان را واداشته تا بنا به موقعیت خود در مقابله با این شرایط از همه ظرفیت های خود استفاده کنند. سرکوب گران دولت نظامی سرمایه با استفاده از انواع روش های سرکوب و رعب و وحشت و اعدام سعی دارند جنبش را خاموش نمایند و از سوی دیگر اصلاح طلبان با به.weiterlesen...

فراخوان به اکسیون 22 بهمن، وعده ما مرکز شهر گوتنبرگ سوئد
آزادیخواه و برابری طلب،
اکنون در آستانه قیام 22 بهمن 57 قرار داریم. تحولات سیاسی در جامعه ایران شتاب خیره کننده ای پیدا کرده است. تجمع هزاران نفره روزهای گذشته در مقابل زندان اوین، یکبار دیگر پیشروی مبارزات آزادیخواهانه مردم و عقب نشینی اوباش جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت.weiterlesen... ادامه

تظاهرات بزرگ 22 بهمن در لندن
هم ميهن. تظاهرات بزرگ 22 بهمن در روز پنجشنبه ( 11فوريه 2010 ) در مقابل سفارت اشغالي ايران در لندن از ساعت 2:30 تا 5 نيمروز برگذار خواهد شد.
جمعيت خرد پيشه گان ريشه اي ايران با هماهنگي انجمن پادشاهي لندن، سازمان ايرانپاد، سازمان تداوم پادشاهي و گروه ها و منفردين ديگر سياسي در انگلستان در برگذاري اين تظاهرات از هم ميهنان دعوت مينمايند که با حضور خود به حکومت جنايت جمهوري اسلامي نشان دهيم که مردم ايران اين روز شوم را فراموش نخواهند کرد و امسال مردم داخل و خارج در اين روز حماسه خواهند آفريد.weiterlesen...ادامه

فراخوان به آکسیون اعتراضی علیه اعدام و
همگام با مبارزات مردم ایران در سالروز 22 بهمن
در برابر سفارت رژیم جمهوری اسلامی – بروکسل 10 فوریه
31 سال از به شکست کشاندن انقلاب مردمی سال 57 توسط مرتجعین اسلامی حاکم می گذرد. 31 سال از استقرار رژیم سنگسار و اعدام های خیابانی می گذرد، ولی موج سرکوب و بردگی زنان، کارگران، سرکوب دانشجویان، دستگیری و تبعید فعالین سیاسی همچنان ادامه دارد. اگر تا دیروز نام خاوران و اوین و عادل آباد و ...]weiterlesen...ادامه

ادامه تحقیق در باره نقطه های کور واقعه گروگانگیری
60 نفره از کمیته های انقلاب که در داخل سفارت آمریکا مستقر بوده از سفارت حفاظت می کرده اند.
کمیته مستقر در سفارت به امر آقای خمینی برای حفاظت از سفارت آمریکا در آنجا مستقر شده است.
weiterlesen... ادامه

کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی ،اعدام های اخیر در ایران را محکوم می کند
سحرگاه پنجشنبه 8 بهمن ماه 1388 برابر با 28 ژانویه 2010 محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به جرم محاربه با نظام اسلامی به دار آویخته شدند.
هم زمان قوه ی قضاییه ی ایران که این روزها از سوی حکومت به عنوان ابزاری برای سرکوب استفاده می شود، 9 تن دیگر از بازداشت شدگانweiterlesen...ادامه

بيانيه زندانيان سياسی زندان اوين:رژيم در حال فروپاشی است
*ما از اينکه در زندان های حکومت تبديل به شهدای جنبش سبز شويم ترسی نداريم. با اين همه برای بی اعتبار کردن هرچه بيشتر حکومت و جلوگيری از شکل گيری يک فاجعه مشابه با اعدام های سال ۶۷، خواستار حضور ناظران بين الملی و نمايندگان سازمانهای مستقل حقوق بشری در زندان های ايران برای اطمينان از سلامتی همه زندانيان سياسی هستيم.weiterlesen... ادامه

کانون همبستگی هانوفر:

کانون همبستگی هانوفر: بر اساس اطلاعات رسیده از ایران قرار شده است ظرف امروز و فردا 9 نفری را که به اعدام محکوم کردند درمیدان انقلاب به دار بیاویزند لطفا در این زمینه اطلاع رسانی کنید.

weiterlesen... ادامه

سونامی اقتصادی در راه است!

weiterlesen... ادامه

از دادگاه های نمایشی بوی خون می آید

weiterlesen... ادامه

حمله نیروهای گارد ویژه به دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست
پاینده ایران
دیروز چهارشنبه (۷بهمن ماه)به هنگام نشست هفتگی در دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست در تهران ده ها تن از نیروهای گارد ویژه با حمله به دفتر حزب پان ایرانیست،نشست حزبی را مختل کرده و دست به تخریب دفتر حزب زدند.
نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی که بیش از صد تن بودند به هنگام ورود ابتدا با مقاومت گارد حزبی مواجه شدند ولی پس از نشان دادن حکم قضایی وارد سالن شده و اقدام به تهدید و ترعیب و تخریب نمودند.

بیانیه ای كانون روزنامه نگاران و نويسندگان برای آزادی
در مورد همکاری جمهوری اسلامی ایران و پليس بين¬الملل (اينترپول)
بر عليه برخی از فعالان سياسی و اپوزیسیون خارج کشور

weiterlesen... ادامه

 دولت بختیار و فروغ آزادی

دولت بختیار و فروغ آزادی، ع. ش. زند
باکم از ترکان تیرانداز نیست
طعنه ی تیرآورانم می کُشد
ع. ش. زند


اطلاعیه مشترک كميته زنان کومه له کردستان ایران و اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران در محکومیت صدور
آزادیخواهان، زنان مبارز و تلاشگران (فعالین ) حقوق بشر

weiterlesen... ادامه

قتل دکتر مسعود علی محمدی

weiterlesen...دامه مطلب

بیانیه انجمن پادشاهی

بیانیه انجمن پادشاهی در مورد فرود فولادوند و دیگر مبارزین

weiterlesen... ادامه

 دولت بختیار و فروغ آزادی

دولت بختیار و فروغ آزادی

weiterlesen... ادامه مطلب

جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت

آیا جبهه ملی جز نام آن وجود حقیقی دارد ؟؟جبهه ملی ایران و کتمان حقیقت چهار شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۸ آپريل ۲۰۱۰

weiterlesen... ادامه مطلب

با توجه به شرايط بشدت بحراني منطقه كه برآنند آنرا با مسئله غني سازي اورانيوم پيوند دهند و ضربه هاي ويرانگري به كشور وارد سازند، منافع ملي تعليق غني سازي را ايجاب مي كند.


حزب توده حامی جدید میر حسین

دبیر اول حزب توده ایران اعلام کرد:جنبش اعتراضی در ایران رهبری میرحسین موسوی را پذیرفته است و حزب توده ایران نیز با قاطعیت از رهبری جنبش توسط میرحسین موسوی حمایت میکند و در این دوره حساس در کنار او قرار می گیرد.

weiterlesen... ادامه

مسائل درونی و درگیری های رژیم با مردم weiterlesen... ادامه

ویدیو22 بهمن

1-ویدیو22بهمن .
2- ویدیو ایرانی های استرالیا به مناسبت 22 بهمن .weiterlesen... ادامه

عراق باید خسارت جنگ 8 ساله را به ایران به پردازد .پر دا خت هزا ر میلیا رد دلا ر خسا رت برا بر با یک تر لیو ن دلار

بیشتر بخوانید



اسنادی از همکاری تشکیلات و باند فدائیان اکثریت با رژیم فاشیستی اسلامی

رژیم وابسته به قدرت های حاکم در ایران با حمایت بیدریق ستون های پنجم و جاسوسان و سرویس های اطلاعاتی نتوانست بر قدرت نشسته و کشورما را تبدیل به گورستان نسل هاس 3 دهه کند.در اجرای سیاست های ضد انسانی و فاشیستی باندها و تشکلات سیاسی که داری استکتور مافیائی بودنند در تثبت جنایتکاران اسلامی بر قدرت نقش کم اهمیتی را در دست نداشتند. با کلیک کردن بر روی این لینک بخش از اسناد یک جریان جنایتکار را که خود را تشکیلات سیاسی مینماند را میتوانید ببینید.

www.iranian-fedaii.de/1-Asnad AT/S12/S12.html



جبههء جمهوریخواهان مستقل و آزادی‌خواه ایران

فرهنگ قاسمی
بخش یکم

فقط در سال های اخیر نیست که بسیاری از سازمان‌های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی به ضرورت همبستگی مخالفان رژیم اعتقاد پیدا کرده اند و برای این همکاری‌ها برنامه‌هایی ارائه نموده، گام های مثبتی نیز برداشته اند ولی متاسفانه راه به جائی نبرده اند. اگرچه در اندیشهء ایجاد آلترناتیو بوده اند اما هنوز بدان دست نیافته اند.

بیشتر بخوانید

به مناسبت
بیست و یکمین سالروز قتل دکتر شاپور بختیار

گفتم که یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنک یافت می نشود آنم آرزوست
دیوان کبیر
در مصاف حق و باطل، تا یک حق طلبِ حقیقت گو برجاست، حق نمی میرد. شاپور بختیار از زمره ی چنین حق طلبان حقیقت گو بود، و به این صفت، در روزهای بهمن ۵۷، دُردانه و یکتا.
مشاهدات دوران کودکی و دریافت های روزگار نوجوانی شاپور بختیار، همانگونه که خود می گوید، بی شک بر انتخاب راه و رسم زندگانی وی تأثیر بسزائی گذاشته بود. و او، د ر بیش از نیم قرن مبارزه ی بدون وقفه که برای تحقق آرمان های نهضت ملی، تا آخرین لحظات حیات پرافتخارش ادامه داشت، هیچگاه از آن راه و رسم عدول نکرد.

بیشتر بخوانید

بهروز سورن: نقش رسانه های وابسته در حفظ نظام ولایتی و کسری اپوزیسیون سرنگونی طلب

باری به هر جهت تجمع رسانه ها و فعالین سیاسی قلم زن در فضای مجازی در کانون ر-و-ن-ب-آ بمرور زمان به خاموشی گرائید. کانونی که امیدهای بسیاری را ایجاد کرده بود و دهها رسانه سیاسی خبری را در خود جای داده بود و همراهش بودند, به فعالیت خود پایان داد. آلترناتیوی رسانه ای ایجاد نشد و انحصار خبری همچنان در دست بنگاههای وابسته مالی به کشورهای امپریالیستی باقی ماند. تعدادی از رسانه های از فعالیت و ادامه کاری باز ایستادند و بقیه نیز و هنوز به کار خود اما پراکنده ادامه می دهند. اما در این اوقات بی بی سی فارسی بازتاب خبر مرگ یک جلاد پایه گذار جمهوری ننگین اسلامی را لحظه به لحظه خوراک خبری و رسانه ای خود کرد و عرصه تاخت و تاز حامیان رژیم در خارج از کشور شد
این متن را روزها پیش نوشتم اما فرصت تکمیل آنرا نداشتم. گفتگوی تلویزیون برابری با شاعر مردمی و عضو سازمان راه کارگر موجب شد تا آنرا منتشر کنم.
گفتگوی حسن حسام با این رسانه را اینجا ببینید
نزدیک به یک دهه پیش جمع اداره کننده سایت گزارشگران با درک ضرورت ایجاد رسانه ای مستقل و آزاد برای مقابله با توطئه های رسانه ای و انحصاری وابسته به منابع مالی کشورهای خارجی همانند بی بی سی فارسی و رادیو فردا و صدای آمریکا, فراخوانی عمومی منتشر کرد و از اداره کنندگان رسانه های کوشا در اطلاع رسانی دعوت به رایزنی دراینباره نمود. چندین جلسه پالتاکی با حضور بیش از پنجاه خبرنگار و نویسنده فعال سیاسی اجتماعی برگزار شد. امید به آنکه قطبی خبری در برابر مالمندان خبری موجود ایجاد گردد قوت گرفت. تلاش های این مجموعه از سویی مورد حمایت بخشی از اپوزیسیون در خارج از کشور بود و جهتی دیگر مورد نقد شدید بخشی از فعالین سیاسی قرار داشت. نام نهاد کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی بود که اغلب در فضای مجازی تلاش می کردند.
موافقان تشکیل این نهاد گفتند:
بگذار صد شکوفه بشکفد. چهره های سیاسی شناخته شده از جمله بهرام رحمانی عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید از آنجمله بودند.
مخالفان گفتند:
اینها که هستند که خود را روزنامه نگار و نویسنده معرفی می کنند؟
برخی از تشکل های سیاسی چپ نماینده ای را برای شرکت و همچنین نظارت بر این تجمع غیر رسمی فرستادند و گوشه ای از امور را در دست گرفتند. بنوعی شرکت فعال برای پاگرفتن این نهاد مستقل و آزاد رسانه ای داشتند. بخشی از تشکل های چپ رادیکال نه تنها آنرا در محافل خود به نقد کشیدند بلکه با دهن کجی به این نهاد نوپا رهبران خود را برای زیارت ! بنگاههای مزدور بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و رادیو فردا فرستادند.
اتفاقا همین تشکل ها از جمله نهادهایی هستند که مدعی مبارزه ضد امپریالیستی هستند. نه تنها در شکل گیری آلترناتیو رسانه ای و مردمی کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی همیاری نداشتند بلکه در برابر آن نیز با اقدام بی سابقه تشکیلاتی خود ایستادند. و با شرکت فعالانه درمیزگردهای مکرر و شوهای این بنگاه های خبری امپریالیستی! به مبارزات ضد امپریالیستی خود رنگ و جلای تازه ای بخشیدند!!
پیشترها نوشتم که: ( این رسانه های وابسته را نمیتوان بر اساس برنامه های موردی آنها مورد قضاوت قرار داد چرا که نشان داده اند و در عمل مشاهده کرده ایم که آنها یکباره و ناگهانی در لحظات سرنوشت ساز سیاسی و تاریخی چهره عوض می کنند و در بست بر اساس تمایلات اربابان متمول خود سیاست ساز می شوند ).
مرگ هاشمی رفسنجانی یکی از همان لحظات سیاسی و تاریخی بود که تمامی امکانات دستگاه خبری بی بی سی فارسی برای جهت دهی به سیاست گذاری خود و اربابانش بسیج شد. آنها از بیخ و بن مرگ هاشمی رفسنجانی آدمکش حرفه ای را بعنوان یک ضایعه بزرگ تاریخی برای مردم کشورمان تصویر کردند و بی بی سی فارسی برای روزهای متوالی, ترمینال رفت و آمد چهره های معروف اصلاح طلب که بقای رژیم را سعادت بشریت میدانند, شد.
باری به هر جهت تجمع رسانه ها و فعالین سیاسی قلم زن در فضای مجازی در کانون ر-و-ن-ب-آ بمرور زمان به خاموشی گرائید. کانونی که امیدهای بسیاری را ایجاد کرده بود و دهها رسانه سیاسی خبری را در خود جای داده بود و همراهش بودند, به فعالیت خود پایان داد. آلترناتیوی رسانه ای ایجاد نشد و انحصار خبری همچنان در دست بنگاههای وابسته مالی به کشورهای امپریالیستی باقی ماند. تعدادی از رسانه های از فعالیت و ادامه کاری باز ایستادند و بقیه نیز و هنوز به کار خود اما پراکنده ادامه می دهند.
اما در این اوقات بی بی سی فارسی بازتاب خبر مرگ یک جلاد پایه گذار جمهوری ننگین اسلامی را لحظه به لحظه خوراک خبری و رسانه ای خود کرد و عرصه تاخت و تاز حامیان رژیم در خارج از کشور شد. سازگارا بنیان گذار سپاه پاسداران, نبوی و بهنود و فرخ نگهدار معلوم الحال و سایرین, رفسنجانی را چهره ملی و نابغه سیاسی نامیدند و برایش اشگ ریختند, سینه زدند وقمه زنی کردند. بی بی سی فارسی و مجریان مزدورش لحظه به لحظه در انتشار مراسم عزایش از یکدیگر سبقت گرفتند و آنکه صدایش بجایی نرسید همانا اپوزیسیون رادیکال و سرنگونی طلب بود که بلندگویی رسا و متناسب و روشنگر در اختیار نداشت. صدایش بجایی نرسید و به تماشای سیاست گذاری این بنگاههای مزدور پرداخت. مسخ شدگان اپوزیسیون خارج کشور اما کک شان هم نمیگزد. چنانچه ضرورت های سیاسی در خانه شان را هم بزند باز نمی کنند زیرا با گذشته خود زندگی می کنند و نه حال و آینده.
این ضرورت همچنان باقی است. پاسخگویی به این نیاز فوری تنها میتواند از دل فعالین سیاسی مستقل, روزنامه نگاران و نهادهای رسانه ای آزاد و مردمی متولد شود.


letzte Änderungen: 23.9.2017 7:59