حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
کشورهای همسایه ایران خاورمیانه و آسیا اروپا،آمریکا،آفریقا،استرالیا نهادهای بین المللی جهان وتعلیق غنی سازی anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27


بیش از 96% مردم ایران به روسیه بی اعتماد و ترجیح میدهند که این کشوراز صحنه اقتصادی و سیاسی ایران بیرون رانده شود. ولی حکومت وابسته به استعمار روس ایران را به وجهل المصالحه منافع روس های هژمنی طلب تبدیل کرده است.روس ها باید از ایران به بیرون رانده شوند . تاریخ گواه تجزیه و اشغال ایران به وسیله روس های استعمارگر بوده است .روابط روسیه با رژیم ایران به نفع قدرت حاکمه وادامه جنایت ،فساد و تباهی اسلام فاشیستی در ایران است.مافیای حاکم در روسیه با تبانی رژیم تبهکار اسلامی ایران را به مستعمره خود درآورده است.حضورروسیه در ایران در نهایت خلاف منافع ملی و میهنی ما اایرانیان است. حزب سوسیال دمکرات ایران


« سیاست پوتین یعنی تسلط بر همسایگان نزدیک»


آندره گلوکس مان، ۷۱ساله، نويسنده بيش از بيست کتاب است که بسیاری از آنها در مورد فلسفه سياسی نوشته شده است. وی در گفت و گويی با «راديو فردا» در مورد سیاست های روسیه و ولادمیر پوتین و تاثیر آن بر جهان سخن گفته است.

راديوفردا: شما در نوشته اخيرتان که تقريبا يک ماه پس از حمله روسيه به گرجستان در روزنامه لوموند چاپ پاريس منتشر شد، «محکم ايستادن اتحاديه اروپا در برابر روسيه و دکترين «ولاديمير پوتين » را ستوديد. ممکن است پيش از هر چيز درباره دکترين پوتين توضيح بدهيد که به نظر شما محورهای اصلی آن چيست ؟

آندره گلوکس مان : ما به اندازه کافی به آنچه که آقای پوتين می گويد توجه نکرده ايم زيرا گاهی او کاملا صادقانه آنچه را در دل دارد بيان می کند در سال ۲۰۰۵ او علنا گفت که وخيم ترين و بزرگترين فاجعه ژئوپلتيک قرن بيستم ، انحلال اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۹ بود.

حال جای اين سوال است که آيا اين واقعه وخيم تر از جنگ جهانی اول بود که در آن ده ميليون اروپايی کشته شدند ؟

آيا بزرگتر و وخيم تر از جنگ جهانی دوم بود که در جهان پنجاه ميليون انسان را به کشتن داد؟ آيا وخيم تر از آشويتس و هیروشيما بود ؟ تنها کسانی جرات می کنند اين مهملات را بگويند که به آن اعتقاد داشته باشند و اين مجموعه سياست های ولاديمير پوتين را توضيح می دهد.

«سياست های پوتين يعنی بازسازی قدرت مسلط نه تنها بر روسيه ، بلکه بر همسايگان نزديک و متصرفات پيش از امپراطوری روسيه در حدی که امکانات اجازه بدهد.»

آندره گلوکس مان



سياست های پوتين يعنی بازسازی قدرت مسلط نه تنها بر روسيه، بلکه بر همسايگان نزديک و متصرفات پيش از امپراطوری روسيه در حدی که امکانات اجازه بدهد؛ و اين نخستين اصل دکترين پوتين است.

دومين نکته دکترين پوتين را هم خود وی علنا اعلام کرد، او با اشاره به « انقلاب های نارنجی در اوکراين و گل سرخ در گرجستان» گفت که اينها نمادهای يک انقلاب دائمی هستند.

البته آقای پوتين در اين جا واژه «انقلاب» را به معنای توطئه آمريکايی ها و اتحاديه اروپا بکار می برد و نه آنگونه که واقعا بود يعنی « يک انقلاب دموکراتيک».

آنا پوليت کفسکايا که دوست من بود پيش از قتلش برايم تعريف کرد که شورش دراوکراين و گرجستان ، رهبران کرملين را بسيار سراسيمه و دستپاچه کرده بود به اين دليل است که وقتی گاسپاروف و هزار نفر ديگر کوشش می کنند در مسکو تظاهرات کنند بی آنکه حکومت آقای پوتين در خطر سرنگونی قرار داشته باشد کرملين واکنش نامتناسب و بيش از حد نياز نشان می دهد.

در دکترين پوتين، برای گريز از فاجعه ای مانند فروپاشی اتحاد شوروی که قدرت ولاديمير پوتين را تهديد می کند او حمله می کند ، به اين دليل است که او می خواهد هر انقلابی را که باعث نگرانی باشد سرکوب کند و به همين دليل است که که او برای اروپا يک خطر دائمی است.

شما ايستادگی و يکپارچگی اتحاديه اروپا در برابر حمله روسيه به گرجستان را تحسين می کنيد، آيا در برابر اين بحران، اتحاديه اروپا واقعا يکپارچه و متحد ظاهر شد؟

اين يک آغاز و بسيار بهتر از گذشته است، می دانيد که کرملين روی اتحاد کشورهای عضو اتحاديه اروپا حساب می کند.

کرملين می خواهد با هر ملت جداگانه رابطه داشته باشد و در حد امکان کمترين رابطه را با اتحاديه اروپا به عنوان يک مجموعه ايجاد کند.

وزارت امور خارجه مسکو عميقا اعتقاد دارد که اتحاديه اروپا وجود ندارد و يا اگر وجود دارد وجودش «ظاهری» است و« خودخواهی دولت ها و رقابت های قديمی ملت های اروپايی» بر توانايی آنان براتحاد می چربد ؛ اين کار آغازی بود برای يک پاسخ مشترک به تجاوز ارتش روسيه عليه يک کشور کوچک به نام گرجستان .

شما به رقابت های تاريخی ميان ملت های اروپايی اشاره کرديد ولی امروز می توانيم از پديده ديگری صحبت کنيم و آن «وابستگی کم و بيش زياد کشورهای عضو اتحاديه اروپا به انرزی روسيه » است از نظر شما اينگونه نيست ؟

«دولت ايران البته می خواهد وقت و فرصت بدست بياورد و روسيه می خواهد از اين بحران بهره ببرد و قدرتهای بزرگ را خنثی کند، همچنين پشتيبانی از حزب الله لبنان نيز هست که از اين طريق روسيه می کوشد جلوی قدرت های غربی را بگيرد.»

آندره گلوکس مان





نه به هيچ وجه ؛ من فکر می کنم اين توجيهی برای بزدلی و عمل نکردن است. وابستگی ما به تامين کننده نفت و گاز يعنی روسيه به هيچ وجه کمتر از وابستگی او به ما نيست ، نزديک به ۷۰ درصد از بودجه روسيه از فروش نفت و گاز بدست می آيد و برای بدست آوردن اين پول ، روسيه بايد بتواند نفت و گازش را بفروشد.

در حال حاضر روسيه نمی تواند نفت و گازش را به خريدار ديگری غير از اتحاديه اروپا بفروشد، خطوط لوله نفت و گاز روسيه به ارپا قريب به ۳۰ سال است که ساخته شده اند حالا اگر فرض کنيم روسيه بخواهد نفت و گازش را به خريدار ديگری مثل چين عرضه کند اين امر مستلزم ايجاد امکانات حمل و خطوط لوله و غيره است و اين کار سالها طول می کشد.

در اين ميان روسيه ناگزير است فروش به مصرف کننده اصلی را ادامه دهد. پس عدم تعادل وجود ندارد، خريدار برده فروشنده است و فروشنده نيز برده خريدار است.

شما روسيه پوتين را «غولی با پاه های گلی » توصيف کرده ايد که اگر بخواهيم در زبان فار سی برای آن معادلی بيابيم بايد بگوييم « غولی با پاههای چوبين » يا « پهلوان پنبه » ؛ در حالی که روسيه هم پول دارد و هم قدرت نظامی، باز هم می شود او را غولی با پاه های گلين فرض کرد؟

روسيه با چين را با همديگر مقايسه کنيد. دو حکومت اقتدارگرا هستند که زاده کمونيستند و از آن دوره قدرت تک حزبی را حفظ کرده اند ، ولی در اين ميان يک تفاوت بزرگ وجود دارد، برای مثال وقتی قيمت نفت بالا می رود تماما به سود روسيه است و باز هم به سود روسيه است که در جهان بحران وجود داشته باشد تا قيمت مواد اوليه اش را بالا ببرد.

روسيه کشوری است از نوع عربستان ، يعنی با فروش مواد اوليه اش زندگی می کند ولی صنايعش را توسعه نمی دهد و در آن نشانه ايی از معجزه اقتصادی چين ديده نمی شود، روسيه يک قدرت است ولی يک قدرت ايذايی است هر چقدر در جهان بحرا ن بيشتری وجود داشته باشد روسيه خود را نيرومند تر احساس می کند.

به اين دليل است که روسيه همه پول و دارايی خود را به تسليحات و سياستهای ايذايی اختصاص می دهد و نيمی از جمعيت خود را که در «اعتياد، روسپيگری، سل و الکليسم » به سرمی برند در چنگ مافيا رها کرده است ؛ مردمی که از هر نوع آزادی بی بهره اند و اين امر شکنندگی روسيه را نشان می دهد.

آيا عدم همکاری روسيه با ايالات متحده و کشورهای ۵+۱ برای حل مسئله هسته ای دولت ايران را هم در همين چهارچوب می شود تعريف کرد؟

دقيقا؛ قدرت روسيه چيست ؟ قدرت روسيه که يک قدرت ايذايی است در سه چيز است « اين واقعيت که دومين نيروی اتمی جهان است ، بزرگترين يا دومين فروشنده اسلحه است و اين واقعيت که فکر می کند می تواند با سلاح انرزی از قدرت های مدرن و دموکراتيک باج بگيرد» در نتيجه روی اين ظرفيت ها بازی می کند.

« عرب های سنی از القاعده جدا شده اند چون القاعده به عراقی ها حمله می کرد. اين امر کاملا امکان پذير است. همه مسلمانان و اسلام را با تروريسم اسلامی يکی انگاشتن انديشه غلط و ابلهانه ای است.»

آندره گلوکس مان



برای مثال از جمله به «ايران » ، به حکومت چاورز در «ونزوئلا» و حتی به «حزب الله و حماس» اسلحه می فروشد به طور خلاصه نوعی جبهه مشترک ميان روسيه و قدرت هايی وجود دارد که مانند او از« بحران» سود می برند.

دولت ايران البته می خواهد وقت و فرصت بدست بياورد و روسيه می خواهد از اين بحران بهره ببرد و قدرتهای بزرگ را خنثی کند، همچنين پشتيبانی از حزب الله لبنان نيز هست که از اين طريق روسيه می کوشد جلوی قدرت های غربی را بگيرد. در اينجا يک بازی جريان دارد که آقای سرگی لاوروف به همه زير و بم های آن آشناست و ماهرانه از آن استفاده می کند.

درباره اوج گرايی «اسلام گرايی افراطی » در پاکستان ، خاورميانه وحتی اروپاست ،آيا دموکراسی غربی می تواند از رشد اسلام گرايی جلوگيری کند؟

همه اينها البته توهم است، توجه داشته باشيد که نخستين قربانيان تروريسم اسلامی ، خود مسلمان ها هستند . زنها در ايران ؛ و مردم عادی در عراق ، قربانيان تروريسم ، خود مردم عراق بوده اند .در الجزاير هم همين طور! نتيجه اين امر واضح است «ما بايد متحد شويم».

غرب بايد با ساير مسلمانان شرافتمندی که قربانيان بالقوه تروريسم اسلامی هستند متحد شود اين روش اگر چه نه به طور کامل ، اما در خطوط اصليش در الجزاير موفقيت آميز بوده است. در عراق نيز در حال موفقيت است.

عرب های سنی از القاعده جدا شده اند چون القاعده به عراقی ها حمله می کرد. اين امر کاملا امکان پذير است. همه مسلمانان و اسلام را با تروريسم اسلامی يکی انگاشتن انديشه غلط و ابلهانه ای است.

برای شنيدن گفتگوی ويژه اين هفته راديو فردا فايل صوتی اين گزارش را در بالای صفحه سمت چپ باز کنيد.
«گفتگوی ويژه هفته» را هر دوشنبه در مجله شامگاهی بعد از خبرهای ساعت نوزده و سی دقيقه از راديو فردا می تواند بشنويد، باز پخش اول آن را سه شنبه ها پس از خبرهای ساعت نيم بامداد در مجله شامگاهی و بازپحش دوم آن را پس از خبرهای ساعت سيزده در مجله نيمروزی.

آرمان مستوفی 08.10.2008


کوشنر: اسرائیل برای حمله به ایران آماده می شود



برنارد کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، که به اسرائيل سفر کرده است، گفت که «اسرائيل خود را برای حمله به تاسيسات هسته ای ايران آماده می کند.»

وی در مصاحبه با روزنامه اسرائيلی « هاآرتص» گفت: می دانم که دراسرائيل و ارتش اين کشور، کسانی راه حل نظامی و شايد يک حمله را تدارک می بينند.

وزير امور خارجه فرانسه افزود: دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی فرانسه ارزيابی می کنند که ايران دو تا چهار سال تا رسيدن به بمب اتمی فاصله دارد.

نيکولا سارکوزی، رييس جمهوری فرانسه نيز اخيرا در سفر به سوريه گفته بود: جهان يک روز بيدارخواهد شد و خواهد شنيد که به تاسيسات هسته ای ايران حمله شده است و بهتر است هر کسی که می تواند، هشدار لازم را به سران تهران برساند که از طرح های هسته ای خود عدول کنند.

کشورهای غربی می گویند که ایران درصدد دستیابی به سلاح اتمی است، اما تهران می گوید که برنامه اتمی اش مسالمت آمیز و در جهت تولید برق است.

برنارد کوشنر که جمعه شب وارد اسرائيل شده است، در اين مصاحبه که پيش از آغاز ديدارهايش با رهبران اسرائيل صورت گرفته بود، به هاآرتص گفت: شما به ايران قبل از آنکه به بمب اتم برسد، حمله پيشگيرانه می کنيد. من می دانم. فرانسه واقف است که امکان ندارد اسرائيل بگذارد که ايران به بمب اتم برسد.

وزير امور خارجه فرانسه با اشاره به اينکه تمامی جهان به اين حقيقت آگاهی دارد که اسرائيل با ايران اتمی کنار نخواهد آمد، اضافه کرد که «همه می دانند که قبل از آنکه ايرانيان اولين بمب خود را به چشم ببينند، اسرائيل به آنها حمله می کند.»

آقای کوشنر در اين مصاحبه گفت: اسرائيل پيشاپيش دربوق و کرنا کرده است که برای رسيدن ايران به بمب اتم صبر نخواهد کرد و ايرانيان هم اين را می دانند، و در واقع، همه اين موضوع را می دانند و خطر همينجا است که اسرائيل پيش دستی کند.

* «دستگاه های اطلاعاتی و امنيتی فرانسه ارزيابی می کنند که ايران دو تا چهار سال تا رسيدن به بمب اتمی فاصله دارد.»

برنارد کوشنر

وی افزود که ديپلماسی هنوز تمام مراحل خود را طی نکرده است، هرچند که اشاره کرد: به هيچ وجه نيز قابل قبول نيست که ايران دارای بمب اتمی داشته باشد.

وزير امور خارجه فرانسه، خود، درماه های گذشته اظهارنظرهای جنجالی درباره عواقب طرح های هسته ای ايران داشته است که پس از واکنش های زياد نسبت به آن، اين اظهارات را تعديل کرد. او پيشتر از واژه «جنگ» استفاده کرده بود.

اما درمصاحبه با هاآرتص، آقای کوشنردر مورد ايران گفت: حرف بزنيد، حرف بزنيد، حرف بزنيد. ديالوگ و تحريم را پيشنهاد کنيد. بازهم تحريم، و دوباره و چند باره تحريم را به کارگيريد. من فکر نمی کنم که راهکار جايگزين، پيشدستی در حمله باشد.

او به اين پرسش هاآرتص که « اروپاييان چند سال است با ايران مذاکره می کنند که حاصلی نداشته است»، پاسخ مثبت داد و گفت: « ما هرکاری را برای مذاکره با ايران انجام داديم، ولی بی حاصل بوده است.»

به گفته برنارد کوشنر، « از زمان روی کارآمدن دولت نيکولا سارکوزی تلاش شده است که تحريم ها در کنار مذاکرات تشديد شود.»

وزير امور خارجه فرانسه گفت: ارزيابی فرانسه اين است که ايران دو تا چهار سال تا توليد اولين بمب اتم خود فاصله دارد، اما در آن صورت نيز فعلا خواهد توانست تنها يک بمب توليد کند.

آقای کوشنر در مورد گزينه نظامی عليه ايران گفت که «من هم روزنامه ها را می خوانم. اما به اين معنی نيست که طرفدار آن باشم. من حامی ديالوگ هستم.»

وی با تاکيد بر اين موضوع که جنگ هرگز راه حل نيست، اشاره کرد: ما برای يافتن شرکايی برای مذاکره در ميان حاکميت ايران هم تلاش کرديم تا بتوانيم احمدی نژاد را منزوی کنيم. ما می خواستيم از کسانی طرفداری کنيم که مدرنيته را می خواهند. اما هرگز شريکی واقعی که بتوان آن را به مردم ايران معرفی کرد، پيدا نشد. ايران کشور بزرگی است و نقش مهمی درمنطقه دارد. بنابراين بايد در جستجوی راهکارهايی برای ديالوگ با آنها بود، هر چند که اين پرسش مطرح است که به راستی ديالوگ با چه کسی؟!

اين ششمين سفر برنارد کوشنر به اسرائيل ازهنگام احراز سمت وزارت امور خارجه در دولت نيکولا سارکوزی است.

وی روز يکشنبه با اهود اولمرت، نخست وزيرمستعفی، و خانم تسيپی ليونی رهبرجديد حزب «کاديما» که درحال تلاش برای تشکيل دولت جديد اسرائيل است، ديدارکرد.

در اين ديدارها، درکنار مسائل منطقه ای، موضوع ايران نيز مورد گفت و گو قرار گرفت.
از:
میترا فرهمند (اسراییل)

06.10.2008


آ

آمریکا به اسرائیل سیستم رادار پیشرفته داد


گفته می شود که هشدار فوری این رادار باعث می شود که سپر ضدموشکی اسرائیل خیلی سریعتر به حملات واکنش نشان دهد
مقامات اسرائیلی می گویند که ایالات متحده اخیرا به این کشور یک سیستم رادار پیشرفته داده که در صورتی که ایران دست به حمله بزند، پیشاپیش به آنها هشدار خواهد داد.
این رادار که به گفته مقامات اسراییلی هفته گذشته در یک پایگاه هوایی در جنوب اسرائیل نصب شده است توسط یک صد و بیست پرسنل نظامی آمریکایی اداره خواهد شد.

رادار جدید در پایگاه هوایی "نواتیم" قادر است حمله با موشک های بالیستیک را کمی بعد از پرتاب آن ردیابی کند.

به گزارش خبرگزاری ها هشدار فوری این رادار باعث می شود که سپر ضدموشکی اسرائیل خیلی سریعتر به حملات احتمالی واکنش نشان دهد.

مقامات اسرائیلی که در تجهیز این کشور به سیستم رادار موسوم به "اکس-بند" مشارکت داشته اند، می گویند که تمرین های هوایی مشترک اسرائیل و آمریکا معمولا در پایگاه نواتیم برگزار می شود.

گفته می شود که سیستم رادار اکس-بند قادر است اشیاء به کوچکی یک توپ بیس بال را از فاصله 4700 کیلومتری ردیابی کند.

گزارش ها از اسرائیل حاکی است که این اولین بار است که نظامیان آمریکایی به طور دائم در اسرائیل مستقر شده اند.

ظاهرا اهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل، در جریان گفتگوهایی که در ماه ژوئیه با وزارت دفاع آمریکا داشته است، در ارتباط با انتقال این سیستم رادار پیشرفته به اسرائیل به توافق رسیده است.

آمریکا هدایت تلاش های بین المللی علیه برنامه هسته ای ایران را بر عهده داشته است اما گزارش ها حاکی از آن بوده که آمریکا با حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران مخالفت کرده است.

روزنامه گاردین، چاپ بریتانیا، روز جمعه (26 سپتامبر)، در گزارشی نوشت که اسرائیل در سال جاری به طور جدی بمباران تاسیسات اتمی ایران را مد نظر قرار داده بود اما جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا گفته بود که از چنین حمله ای حمایت نمی کند.

اسرائیل، که تصور می شود تنها قدرت اتمی خاورمیانه باشد، می گوید که اگر ایران به سلاح اتمی مجهز شود می تواند موجودیت این کشور را تهدید کند. ایران گفته است که علیه هیچ کشوری به زور متوسل نخواهد شد مگر آنکه هدف قرار گیرد.

ایران اتهام غرب در مورد تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی را رد می کند و می گوید برنامه هسته ای اش صرفا کاربردهای غیرنظامی دارد.

اسرائیل هرگز رسما نگفته است که قصد حمله به ایران را دارد اما تهدید کرده است که در صورتی که دیپلماسی برای منصرف کردن ایران از تلاش برای دستیابی به چرخه سوخت اتمی شکست بخورد "حمله به آن کشور اجتناب ناپذیر" خواهد بود.

28.09.2008



آیا بار دیگر ایران به گروگان روسها در آمده است ؟


در حال حاضر باردیگر موقعیت سوق الجیشی ایران ، به هر لحاظ به عصر قاجاریه برگشته است و روسها باردیگر در تلاشند تا همچنان ایران را زیر نفوذ تزار های نو پای کرملین نگاه دارند!در جریان این کشمکش ها تمام چپ های سنتی به کمک روسیه قدرتمند و نوین شتافته است و همان مبارزه ضد امپریالیستی دوره گذشته را زیر چتر احمدی نژاد و روسیه نوین ادامه می دهد.

(خبرگزاری فارس: به گفته نماينده روسيه در ناتو، ادامه اقدامات خصمانه آمريكا و ساير اعضاي ناتو در قبال روسيه، ممكن است بر مواضع مسكو در خصوص مسئله ايران تاثير بگذارد، هرچند فعلا تصميمي در اين رابطه گرفته نشده است.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه «گازيه تا»، ديميتري راگوزين، نماينده دائم روسيه در بروكسل اعلام كرد، ادامه اقدامات خصمانه از سوي آمريكا و ساير كشورهاي عضو ناتو در قبال روسيه، مسلما عواقب جهاني در پي داشته، از جمله ممكن است روي موضع گيري مسكو در خصوص مسئله ايران تاثير گذار باشد.)

مدتهاست که ایران توسط روسیه به وسیله ائی برای فشار بر روی غرب مبدل شده است. چاره مبارزان آزادیخواهی در مبارزه با این شرائط ویژه چگونه باید باشد؟آیا در ضدیت با روسیه باید یک راست به آغوش غرب رفت؟تجربه تاریخی وخرد مندانه کدام راه را به ما نشان می دهد تا آن را بر گزینیم تا سعادت و سربلندی و آزادی مردم ایران تامین گردد!

در حال حاضر باردیگر موقعیت سوق الجیشی ایران به هر لحاظ به عصر قاجاریه برگشته است و روسها باردیگر در تلاشند تا همچنان ایران را زیر نفوذ تزار های نو پای کرملین نگاه دارند!در جریان این کشمکش ها تمام چپ های سنتی به کمک روسیه قدرتمند و نوین شتافته اند و همان مبارزه ضد امپریالیستی دوره گذشته را زیر چتر احمدی نژاد و روسیه نوین ادامه می دهند. شعارهای ضد امپریالیستی و ضد اسرائیلی چپ های سنتی از همان جنسی است که رژیم اسلامی بهره می گیرد؛ اما بدون شعائر اسلامی که حکومت اسلامی به خدمت گرفته است .جنسیت فکری و نظری بخش وسیعی از چپ های سنتی بجای مانده از دوره جنگ سرد از همان جنسیت بخش های و سیعی از حکومت اسلامی به ظاهر ضد امریکائی است که در پشت صحنه ، به گفته هوشنگ امیر احمدی میان ایران اسلامی و امریکا دائما در حال رفت و آمد هستند تا ایران جای اسرائیل را بگیرد (ایران مدعی است که اسرائیل دیگر موقعیت استراژیک و فلسفه بوجود آمدنش را در منطقه خاورمیانه از دست داده است واین نظریه در میان بعضی از سیاست مداران غربی نیز طرفدارانی دارد) و بدین خاطر امریکا دیگرلازم نیست از اسرائیل حمایت بکند بلکه از ایران اسلامی که از ذخائر نفتی و گازی و استراژیکی حساس برخوردار هست باید حمایت نماید.ایران اسلامی حاضر است در صورت به توافق رسیدن با امریکا تمام پیمانهای خود را با روسیه در بهم زدن یک چشم انکار نماید تا با داشتن سلاح اتمی و غرور اسلامی برای مانور دادن به کشور های عربی منطقه خاورمیانه به آغوش امریکا برود. اما اسرائیل در این نزاع ها و رفت آمد ها بی تابی می کند تا جایگاهش حفظ گردد که در این مورد هیچ تردیدی نیست. شاید اشخاصی مانند احمد تقو ائی ها بگویند که نامبرده از سازمان منحله پیکار بوده است و هیچ ارتباط فکری با طرفداران کمونیست روسی ندارد. اما نامبرده نیز طرفدار مائو و نفوذ چین در ایران هست و ازچپ سنتی پیرو اندیشه مائویستی و چینی حمایت می کند تا تنها منافع ملی واقتصادی چین در ایران تامین گردد!امامی کاشانی در هفته های گذشته در نماز جمعه از چین و روسیه استمداد نمود تا همچنان پشت جمهوری اسلامی بمانند. پس قدرت مافوق امام زمان کجاست تا از جمهوری اسلامی دفاع کند؟

همانطور که می دانیم یکی از اهداف اساسی انقلاب مشروطیت ، در بیش از صد سال پیش پایان دادن به منافع و تسلط بدون حد ومرز روسها برایران قاجاریه بود. روسیه تزاری توسط قزاق هایش از محمدعلی شاه حمایت می کرد و آزادیخواهان ایران را نیز سرکوب می کرد.همچنانکه روسیه در 30 سال گذشته از حکومت آخوندها حمایت بعمل آورده است ودر تمام رای گیری های سازمان ملل مبنی بر نقض حقوق بشر به نفع جمهوری اسلامی رای داده است وهیچگاه از حقوق مدنی و دمکراسی در ایران دفاع نکرده است.آنروز ها روسیه تزاری به غولی غیر قابل کنترل تبدیل شده بود و امپراتوری روسیه از شرق و غرب و جنوب تا شمال دائما در حال پیشروی بود. رؤیای رسید ن به آب های گرم خلیج فارس ایران، آنها را آرام نمی گذاشت. استعمار انگلیس برای مهار روسیه تزاری به هر د ست آویزی متوسل می شد.انگلستان که باطنا از انقلاب مشروطیت که در راه استقلال و حکومت قانون قدم برمی داشت ناراضی بود اما چون می دید انقلاب مشروطیت برعلیه تسلط روسیه بر ایران است از آن دفاع می کرد تا آن انقلاب به پیروزی برسد تا حضور بی چون و چرای روسیه تزاری پایان یابد.در نزد انگلیسیها کنار آمدن با رهبران انقلاب مشروطیت که از کشورهای اروپائی آنروز الهام می گرفتند ودر فرنگ تحصیل کرده بودند بسیار آسان می آمد تا امپراتور روسیه تزاری!در آنروزها استعمار انگلیس بر هندو ستان نیز تسلط یافته بود و هند را استعمار و استثمار می کرد اما در عین حال هند را صنعتی نیز کرده بود.در همین رابطه کارل مارکس از استعمار انگلیس در هند چون سرمایه داری را بوجود می آورد و طبقه کارگر در هند متولد می شد ،حمایت می کرد.اینک نیز روسیه همان نقش ارتجاعی دوره تزار ها را که در قرارداد 1928 میلادی موظف شده بود تا از وراثت سلطنت تنها در خاندان قاجاریه حمایت نماید باردیگر به همان شیوه برحفظ حکومت اسلامی بر ایران متعهد شده است و به نارضایتی مردم ایران از حکومت آخوند ها وقعی نمی گذارد چراکه خود روسیه نیز فاقد دمکراسی واقعی در کشورش است.در رابطه حمایت های روسیه از بقای جمهوری اسلامی، حکومت روسیه دائما در حال تجهیز آخوند ها به راکت های ماهواره ای و سلاح های فوق پیشرفته ای است که ایران را وسوسه می سازد تا به جنگ غرب و اسرائیل برود. در نهایت روسیه در اندیشه وجه المصالحه قرار دادن ایران است وایران را وسیله ای برای باجگیری از غرب به حساب می آورد!اگر انگلیس موذیانه در جهت منافع خویش از انقلاب مشروطیت که علیه حاکمیت بلامنازع روسیه بود ، حمایت می کرد اینک نیزغرب از جنبش آزادیخواهی مردم ایران ( هرچند بنظر بعضی ها ظاهری است ) که علیه منافع استراژیک روسیه نیز می باشد ، حمایت می کند.مشروطه خواهان از تضاد های انگلیس و روسیه تزاری در ایران بخوبی بهره بردند تا به اهداف ملی و آزادیخواهی مشروطیت دست یابند.شایسته است که آزادیخواهان کنونی ، به منظور رهائی مردم ایران ، از تضاد غرب و روسیه حامی استبداد در ایران( با حفظ استقلال سیاسی ) بهره ببرند تا به اهداف شان ( که آزادی و دمکراسی و سعادت مردم رنجدیده ایران است ) دست یابند!

سایت نویسنده: از تارنمای گلوبال نویسنده ناصر مستشار تحلیل گر مسایل سیاسی


بحران گرجستان و مرحله ای تازه در برنامه هسته ای ایران


در صورت ادامه وضع موجود، در انتهای شش ماه اول دولت تازه در واشنگتن، ايران بالغ سه هزار سانتريفيوژ تازه در اختيار خواهد داشت
تحولات سياسی در عرصه جهانی دارای خاصيت تاثير گذاری و تاثير پذيری متقابل اند.

اين مکانيسم «کنش و واکنش» در روابط بين الملل، حتی در شرايط همگن نبودن طبيعت رويداد ها نيز مصداق داشته و با سرعت عمل می کند.

رويداد گرجستان که به دنبال اعزام نيروهای دولت مرکزی تفليس به ايالت جدايی طلب اوستييای جنوبی و عکس العمل فوری و شکننده نظامی روسيه شکل گرفت از اين قاعده مستثنی نيست.

موجهای ناشی از بروز جنگ در گرجستان در تثبيت قدرت منطقه ای مسکو،روابط آينده روسيه با اروپا، امريکا و نحوه بر خورد مسکو با کشورهای کوچک حوزه در يای خزر و همچنين مسير های آينده انتقال منابع نفت و گاز آن تاثير چشم گير خواهد گذاشت.

دامنه تحولات ناشی از رويداد ياد شده به اندازه ای است که پاره ای از ناظران، حتی خطر بازگشت دوران جنگ سرد را ميان شرق و غرب هشدار می دهند اگر چه نزديکی و پيوستگی منافع مهمتر و فرامنطقه ای آنها ضرورت عبور از اين بحران در ميان مدت را اجتناب ناپذير خواهد ساخت.

ایران و بحران گرجستان

خارج از دايره کوچکتر روابط دوکشور روسيه و گرجستان که از نتايج اين رويداد تاثير مستقيم گرفته است، موجهای برخورد ياد شده، در دايره ای بزرگتر، به سواحل ايران نيز رسيده است.

عکس العمل فوری رسانه های دولتی ايران، در عين سکوت معنی دار رهبران سياسی آن کشور در قبال اين رويداد، نشان از خوشحالی باطنی آنها دارد.

در يک نگاه کوتاه به نتايج اين رويداد، صف آرايی دوران جنگ سرد و قدرت نمايی مسکو در برابر اروپای غربی و امريکا از نگاه تهران تحول مثبتی است.

در اين شرايط، مقابله روسيه با مخالفين دولت ايران، به جای همکاری بيشتر و نزديکتر ميان آنها، حد اقل تا مدتی که بحران هنوز فروننشسته است، برای تهران حاشيه امنيتی فراهم ساخته که پيش از آن در معادلات سياسی آنها منظور نشده بود. علاوه بر اين رويداد گرجستان توجه نظام بين المللی را از ايران و برنامه اتمی آن کشور دور و به بحران داغ تری متوجه ساخته است.

در شرايط کنونی ايران در ارتباط با سياست هسته ای خود بدنبال دو هدف مشخص است:

۱- پشت سر گذاردن دو ماه آينده بدون رويارويی با خطر برخورد نظامی تا قبل از تعيين تکليف انتخابات رييس جمهوری در امريکا؛

۲- بازنگاه داشتن در گفت و گو با جامعه اروپا و مالاً کشورهای موسوم به ۱+۵ بدون قبول تعهد تازه و يا اجبار در قطع برنامه غنی سازی اورانيوم.

دور شدن آمريکا از روسيه

با توجه به اين نکته که خطر هجوم نظامی عليه ايران تنها از سوی امريکا و اسراييل متصور است، نا آرامی های گرجستان ، حتی در صورتی که برنامه ای برای تدارک حمله نزد دولتمردان اسراييل و يا امريکا وجود داشت، احتمال آنرا اينک بسيار کاهش داده است. دنيا و نظام بين الملل آماده رويارويی با يک جنگ تازه در منطقه نيست.

نحوه برخورد با مسئله ايران به دليل رويداد های گرجستان عملا وارد مرحله تازه ای شده است. با توجه به نتايج اين رويداد ايران در کوتاه مدت حاشيه امنيت تازه ای يافته است. با استفاده از اين حاشيه امنيت و کاهش خطر اعمال تنبيهات تازه و عملا از ميان رفتن خطر هجوم نظامی تا چند ماه آينده، ايران مصر تر از پيش برنامه های توسعه اتمی خود را پيگيری خواهد کرد
اگرچه قدرت گرفتن روسيه در منطقه در ميان مدت به زيان نفوذ منطقه ای ايران است که خود در عرصه ای ديگر داعيه دار قدرت است، در کوتاه مدت، ايران دورشدن نسبی مسکو و واشنگتن را از يکديگر به فال نيک می گيرد، به خصوص در اين شرايط که تامين وقت بيشتر برای تهران يک هدف تاکتيکی با اهميت در روابط خارجی آن بشمار می رود.

از اين لحاظ رويدادهای گرجستان حتی موثر تر از اقدامات احتمالی پکن و مسکو به حمايت از تهران و در جهت کاهش خطر هجوم نظامی و يا تاخير در تصويب قطعنامه تنبيهی تازه عليه ايران عمل کرده است.

در نتيجه رويداد های جاری در گرجستان، واشنگتن ناگزير از تجديد محاسبات در رابطه با ايران و اتخاذ روشهای موثر تر برای برخورد با پرونده اتمی آن کشور است.

با توجه به بيانيه های تند واشنگتن عليه مسکو و پاسخهای تند تر مسکو در اين رابطه، رسيدن به توافق مابين دوکشور در شورای امنيت عليه ايران اينک بسيار سخت تر از پيش شده است.

اين شرايط و دشواری رسيدن به توافق با روسيه حتی در صورت افزايش فشار اعضاء اروپايی شورای امنيت به مسکونيز تا مدتی همچنان ادامه خواهد يافت .

گذشته از آن سازمان ملل تنها دارای يک شورای امنيت است و مسئله فوری تر اين شورا رسيدگی به بحران گرجستان است که بدليل آن، طرفهای درگير در بحران فوری تر، يعنی اعضاء اصلی شورا اينک در برابر يکديگر صف کشيده اند!

به اين ترتيب بحران جاری گرجستان دست کم تا هفته های آينده امکان رسيدن به همکاری مابين کشورهای ۱+۵ و در درون شورای امنيت را عملا از ميان برده است. اين همان پنجره ای است که ايران به آن نياز داشت.

از سوی ديگر افزايش احتمالی تنش عليه ايران، حتی در حد اقدام برای تصويب قطعنامه تنبيهی شديدتر از پيش در شورای امنيت و عکس العمل احتمالی ايران- منجمله تهديد به خروج از آن پی تـی و يا بستن (اگرچه بسيار نامحتمل) تنگه هرمز- اثر فوری بر بازار های جهانی نفت خواهد گذاشت.

اينک بيش از سه هفته است که قيمتهای نفت در بازارهای جهانی روبه گاهش نهاده اند و در نتيجه قيمت اين کالای استراتژيکی از بشکه ای ۱۴۷ دلار به کمتر از ۱۱۲ دلار رسيده است.

مصرف کنند گان نفت در اروپا ، امريکا وآ سيای جنوب شرقی به ادامه اين روند دل بسته اند و به هيچ وجه از اقداماتی حمايت نخواهند کرد که روند نزولی قيمتهای نفت را از راه وارد کردن يک شوک تازه تغيير دهد. تفاوت اين کاهش قيمت برای امريکا بتنهايی روزانه بالغ بر ۲۰۰ ميليون دلارصرفه جويی واردات است.

مرحله تازه برای ايران

به اين ترتيب نحوه برخورد با مسئله ايران به دليل رويداد های گرجستان عملا وارد مرحله تازه ای شده است. با توجه به نتايج اين رويداد ايران در کوتاه مدت حاشيه امنيت تازه ای يافته است.

با استفاده از اين حاشيه امنيت و کاهش خطر اعمال تنبيهات تازه و عملا از ميان رفتن خطر هجوم نظامی تا چند ماه آينده، ايران مصر تر از پيش برنامه های توسعه اتمی خود را پيگيری خواهد کرد.

در عين حال بدون داخل شدن در معامله قابل توجهی، سياست «استقبال از گفت وگو و پرهيز از اعطاء هرگونه امتياز» را در قبال آژانس بين المللی انرژی اتمی، جامعه اروپا و امريکا همچنان دنبال خواهد کرد.

اين روال حد اقل تا ماه نوامبر و روشن شدن نتيجه انتخابات در واشنگتن ادامه خواهد يافت. در چند ماه بعد از آن نيز انتظار تهران اين است که حتی در صورت ادامه وضع موجود در نظام بين الملل، پيگيری برنامه های اتمی اش همچنان امکان پذير بماند.

در صورت ادامه وضع موجود، در انتهای شش ماه اول دولت تازه در واشنگتن، ايران بالغ سه هزار سانتريفيوژ تازه در اختيار خواهد داشت بدون آنکه اجبار در معرفی محل نصب آنها و يا صدوراجازه بازرسی آنها را به سازمان انرژی اتمی داشته باشد.

همزمان، ايران قادر است با در اختيار داشتن ظرفيتهای افزايش يافته غنی سازی، تا ميزان ۲۰۰ کيلو گرم برميزان ذخيره ۵۰۰ کيلو گرم کنونی اورانيوم غنی شده خود که دارای غلظت ۳.۵ در صد است بيافزايد.

درآن شرايط ايران و برنامه اتمی آن به نقطه غير قابل بازگشت رسيده و در نتيجه جمهوری اسلامی می تواند با دست پر با دولت جديد امريکا وارد گفت وگو شود.

تا آن تاريخ، که چندان دور نيست، شايد در تهران نيز دولت تازه ای بر سر کار آمده باشد که در اين صورت رسيدن به توافق مابين دو دولت با عمر طولانی تر، به جای دو دولت مستعجل کنونی در تهران و واشنگتن، معقولتر بنظر می رسد.

اگرچه برای ارزيابی نتايج ميان مدت بحران گرجستان در نظام بين الملل و حتی روابط و مناسبات منطقه ای می بايد به انتظار فرونشستن گرد و خاک نشست، ولی نتايج کوتاه مدت آن در رابطه با برنامه اتمی ايران از هم اکنون کاملا محسوس است.

از رضا تقی زاده (تحلیلگر مسایل ایران)
15.08.2008


«نقش ضعیف» جنبش عدم تعهد در حل بحران اتمی ایران

برگزاری پانزدهمين دوره نشست های وزيران يا مقام های ارشد کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران، در روزهای سه شنبه و چهارشنبه در حالی که نزديک به ۶۰ نفر از وزيران امور خارجه يا مقام های ارشد کشورهای عضو در اين نشست گردهم آمده اند، اين پرسش را در ذهن پديد می آورد که جايگاه کنونی جنبش غير متعهدها در عرصه بين المللی تا چه اندازه است؟

داود هرميداس باوند، استاد حقوق و روابط بين الملل در دانشگاه تهران، درباره جايگاه امروزين جنبش عدم تعهد به راديو فردا می گويد: « بعد از فروپاشی شوروی که نظام دو قطبی از بين رفت و امکان بهره برداری از رقابت يا تضاد دو قدرت منتفی شد، جنبش عدم تعهد جايگاه اوليه خود را تا حدودی از دست داد. بنابر اين بيشتر تجمعات آنها حول مسائل اقتصادی و مشکلاتی است که جهان سوم با آن روبروست.»

اما آيا کشورهای عضو جنبش عدم تعهد توانسته اند برای حل مشکلات منطقه ای يا در عرصه بين المللی به ايران کمکی کنند؟

داود هرميداس باوند، اين گونه توضيح می دهد: « اين جا بايد به يک سابقه اشاره کنم. درجريان تجاوز عراق به ايران، در اجلاس حراره عدم تعهدها ايران تلاش کرد، در رابطه با حل تجاوز عراق از اين جنبش استفاده کند ولی قرين موفقيت نبود.»

«اين کشورها در مورد تصميمات شورای امنيت سازمان ملل نقش اساسی نداشته اند. مسئله تحريم ها سه بار در شورای امنيت مطرح شد و اين کشورها نتوانستند مانع تصميم گيری ها شوند و حتی بعضی از اعضای آن به اين برنامه ها رأی مثبت دادند.»
محمد رضا جلیلی،استاد مؤسسه مطالعات بين المللی در ژنو
وی می افزايد: « در مورد مسائل تکنولوژی هسته ای، آنها تأکيد خواهند کرد که هر کشور عضو پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای

(NPT)، برای دسترسی به تکنولوژی هسته ای برای مقاصد صلح جويانه مجاز است. غير متعهدها تا اين حد از ايران حمايت خواهند کرد ولی فکر نمی کنم در قبال قطعنامه های شورای امنيت موضعی اتخاذ کنند.»
ايران در پيوند با پرونده اتمی اش در دو سال گذشته، با صدور سه قطعنامه تحريم از سوی شورای امنيت سازمان ملل روبرو شده است. آيا کشورهای عضو جنبش عدم تعهد می توانند برای جلوگيری از صدور قطعنامه های مشابه در آينده به جمهوری اسلامی ياری برسانند؟

محمد رضا جليلی، استاد مؤسسه مطالعات بين المللی در ژنو، در پاسخ به اين سؤال به راديو فردا می گويد: «اين کشورها در مورد تصميمات شورای امنيت سازمان ملل نقش اساسی نداشته اند. مسئله تحريم ها سه بار در شورای امنيت مطرح شد و اين کشورها نتوانستند مانع تصميم گيری ها شوند و حتی بعضی از اعضای آن به اين برنامه ها رأی مثبت دادند.»

محمدرضا جليلی بر اين باور است که برخی از کشورهای عضو جنبش غير متعهدها ممکن است در آينده بتوانند در زمينه تنش زدايی روابط ايران و جهان غرب به ويژه آمريکا، نقش ميانجی را بازی کنند .

وی در اين زمينه چنين می گويد: «بعضی کشورهای عضو می توانند در شرايط مناسب کمک کنند تا گفت وگويی بين ايران و غرب به خصوص آمريکا به وجود آيد. ولی نمی توانند در اين مذاکرات تأثير مستقيم داشته باشند.»

پانزدهمين نشست وزيران امور خارجه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در حالی به پايان می رسد که معاون حقوقی و بين الملل وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نشست تهران را نشانه ناکارآمدی تلاش ها برای منزوی ساختن ايران ارزيابی کرده است.

ازعلیرضا کرمانی


گربه رقصانی سعید جلیلی در ژنو جز خریدن وقت و ترفند دروغ و ریا همیشگی حکومت اسلامی پیامی با خود نداشت.رژیم اسلامی ایران را به طرف گزینه های خطرناک ایلات متحده آمریکا میکشد.هم میهنان ما نیاز به غنی سازی اورانیوم و بمب اتمب با وجود حکومتی فاشیستی مذهبی ندارند .بمب اتم ابزاری برای تشدید سرکوب و اختناق در میهنمان خواهد بود.امروز که مردم ایران وجهان نمیتواند با زبان مسالمت با رژیم تروریستی و یاقی اسلامی صحبت کنند، چگونه بتوان بعد از داشتن بمب اتم با ارازل و اوباشی که حکومتشان تشکلی از جنایتکاران حرفه ای قاتلان و دزدان است و بر جان و مال مردم میهنمان حکومت میکنند و ثروت های ملتی فقیررا برای عملیاتی تروریستی بکار میبرند و بخش دیگر آن را به حساب های شخصی در کشورهای اروپائی و آمریکائی میریزند ،سخنی گفت .رژیمی که خود در چالشی حیاتی در مقابل مردم ایران و جهان قرار گرفته است و ناتوان در پاسخگوئی خواست های اقتصادی مردم ، ورشکستگی همه جانبه سیاسی و اقتصادی خود را به گردن کشورهای تحریم کننده انداخته تا راهی برای فرار از مسئولیت در مقابل مردم یابد، برای این حکومت چه چیزی جز فروپاشی باید خواهان شد .ملیاردها درآمد های نفتی نه به قنای مالی و اقتصادی مردم منتهی گردیده است و نه اینکه فرصت های اشتغال ایجاد شده است ،بلعکس تولید کنندگان میهن مان همه بسوی ورشکستگی سوق داده شده اند.فقط با از میان رفتن حکومت اسلامی میتوان اقتصاد کشورمان را مرمت و شکوفا گرد.کار ،نان ،آموزش و پرورش، تحصیلات رایگان ،تضمین حقوق زنان و کودکان و زحمتکشان کشورمان در ایجاد اتحادیه های و سندیکا های کارگری فقط در حکومتی غیر ایدولوژیکی و غیر اسلامی میتواند متحقق شود.لذا برای این مهم رژیم تبهکار اسلامی وابسته به استعمار باید برنداخته شود تا مردم ایران بتوانند بر سرنوشت خود اختیار کنندو از فقر، فساد حکومتی و ظلم اسلامی رهائی یابند .حزب سوسیال دمکرات ایران

تهدید رایس به تحریم بیشتر ایران


آمریکا و متحدانش براین باورند که قصد ایران از غنی سازی اورانیوم ساخت تسلیحات اتمی است
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داده است که اگر ایران نتواند تا ضرب الاجل تعیین شده به بسته مشوقها پاسخ دهد، با تحریم های بیشتری مواجه خواهد شد.
خانم رایس گفته است که آمریکا علاوه بر این که تحریم های یک جانبه بیشتری بر ایران اعمال خواهد کرد، ممکن است از شورای امنیت سازمان ملل نیز بخواهد که دست به اقدامات گسترده تری علیه ایران بزند.

روز شنبه سعید جلیلی، سرپرست مذاکرات هسته ای ایران در ژنو با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار و درباره بسته پیشنهادی کشورهای 1+5 برای حل مناقشه اتمی ایران گفتگو کردند.

خاویر سولانا، به دنبال مذاکره با سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران در ژنو گفت که جامعه جهانی کماکان منتظر پاسخ ایران به بسته پیشنهادی است و ابراز امیدواری کرد که طی هفته های آینده، این کار انجام شود.

سرپرست مذاکرات هسته ای ایران نیز پس از بازگشت به ایران گفت که "آنچه که در ژنو صورت گرفت بحث هایی در باره رویکرد طرفین به ادامه مسیر و چگونگی ساختار مذاکرات و زمانبندی آن بود." او همچنین گفت که قرار است ظرف دو هفته آینده مذاکرات ادامه پیدا کند.

خانم رایس گفته است که ایران نمی تواند در روند مذاکرات ایجاد مانع کند و باید بر اساس ضرب الاجل عمل کند.

شان مک کورمک، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، به دنبال مذاکرات روز شنبه در بیانیه ای از سوی وزارت خارجه تاکید کرده بود که دولت ایران باید بین همکاری یا مقابله یک گزینه را انتخاب کند.

در همین حال امروز نخست وزیر بریتانیا در سخنانی در اسرائیل در مورد ادامه برنامه های اتمی ایران هشدار داد و اظهارات تهدید آمیز مقامات جمهوری اسلامی علیه اسرائیل را نکوهش کرد.

گوردون براون، که به خاورمیانه سفر کرده، در یک سخنرانی در جلسه ویژه کنست - پارلمان اسرائیل - بر عزم دولت بریتانیا در جلوگیری از آنچه که تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات اتمی می خواند، تاکید کرد.

آقای براون گفت که "ایران در زمینه برنامه های هسته ای با دو گزینه روبروست: تعلیق غنی سازی و قبول پیشنهاد ما برای مذاکره، یا انزوای بیشتر و واکنش جمعی نه تنها یک کشور، بلکه کشورهای متعدد."

این اظهار نظرها در حالی انجام شده که روز گذشته محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران گفتگوهای روز شنبه در ژنو را گامی به جلو توصیف کرده بود.

ایران همواره تاکید داشته که برنامه هسته ای اش کاملا صلح آمیز است در حالی که آمریکا و متحدانش براین باورند که قصد ایران از غنی سازی اورانیوم، ساخت تسلیحات اتمی است.

21.07.2008


اسفنديار رحيم مشايی، معاون ریيس جمهوری ایران. (عکس: فارس)

جنگ افروزان عربده کشان حکومتی که 29 سال به ایالات متحده آمریکا دوشنام داده و اسرائیل را تحدید به نابودی میکردندو چادور و لچک را برای مردم ایران اجباری کرده اند ،از ترس حمله کشورهای غربی و نابودی حکومت اسلامی برای نجات بیضیه اسلام چرخش 180 درجه را در اظهاراتشان نسبت به آمریکا و اسرائیل به مرگ محتومشان ترجیح دادند.در جنایتکاران حکومتی دشمنان غرب و تمدن بشریت چنان چرخشی ایجاد گردیده است که میگوید "...ما مردم آمريکا را از برترين ملت های دنيا می دانيم"."ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست. اين افتخار است." از ارازل و اوباش در حکومت اسلامی باید پرسید از سر وحشت بیکران نابودی است یا از فرط شیادی و دقل بازی اسلامی است که چنین میگویند .؟ چنانچه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به حکومت اسلامی به کنار آیند و بقای جنایتکاران مجرم حکومتی را تحمل کنند،مردم ایران تحمل قاتلان ،دزدان و متجاوزکاران اسلامی را درایران نخواهند کرد و خواست مردم ایران براندازی ونابودی یک پارچه قاتلان مردم ایران از اریکه قدرت است .حزب سوسیال دمکرات ایران


اظهاردوستی معاون احمدی نژاد با مردم اسرائیل و آمریکا از وحشت جنگی احتمالی که به نابودی حکومت اسلامی منجر خواهد شد


اسفنديار رحيم مشايی، معاون ریيس جمهوری ایران، روز شنبه گفت : «ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است، و ما مردم آمريکا را از برترين ملت های دنيا می دانيم.»

اسفنديار رحيم مشايی، که روز شنبه طی سخنانی در همايش نوآوری و شکوفايی در صنعت گردشگری، همچنين تاکيد کرد : «دوره آنکه کسی بخواهد دينی را بر دنيا حاکم کند گذشته است، دنيای امروز گوش هايش بيشتر از هميشه تاريخ باز است که زيباترين پيام ها را بشنود.»

وی همچنين گفت: «آينده از آن انسان هاست. هر منطقی که به خط کشی بين انسان ها بينجامد منطقی است که در دنيا خريدار ندارد. نميتوان منطقی را بزک کرد و به مردم ارائه داد.»

وی که در شمار نزديکان به محمود احمدی نژاد است برخلاف ریيس خود که در اظهارات مکرر خواستار نابودی اسرائيل شده، گفت: «ما با هيچ کس در دنيا جنگ نداريم. ما در هشت سال جنگ فقط دفاع کرديم و حتی يک روز هم نجنگيديم.»

وی تاکيد کرد: «ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست. اين افتخار است. البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه ترين دشمنی ها در دنيا به ملت ايران صورت می گيرد. ما مردم آمريکا را از برترين ملت های دنيا می دانيم.»

«ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست. اين افتخار است.»

اسفنديار رحيم مشايی، معاون ریيس جمهوری ایران

اظهارات آقای رحيم مشايی که از سوی خبرگزاری فارس نيز منتشر شد، از آن جهت با اهميت تلقی می شود که وی غير از رياست سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری و معاونت محمود احمدی نژاد، از حلقه اصلی نزديکان وی به شمار می رود.

با اين حال معاون رییس جمهوری طی سه سال اخير چندين بار به خاطر اظهاراتی نامتعارف از نظر مقامات جمهوری اسلامی در خصوص مسايل ديگر و به خصوص حجاب مورد توجه رسانه ها قرار گرفته و در مواردی مورد انتقاد شديد محافل سياسی حامی رئيس جمهوری اسلامی نيز قرار گرفته است.

«حجاب مساله ای فرهنگی است، نه دولتی»

رحیم مشایی در ارديبهشت سال ۸۵ ابتدا طی کنفرانسی خبری و در پاسخ به خبرنگاری اطريشی که از وی در مورد حجاب و نقش بازدارندگی آن در جذب گردشگران به ايرن گفته بود: « تبليغات منفی فراوانی از ابتدای انقلاب تاکنون انجام شده است تا حجاب را با ديدی سياسی، عامل بازدارنده نشان دهند و بگويند که نگاه منفی نسبت به زنان در جامعه ايرانی وجود دارد، اما حجاب مساله ای فرهنگی است، نه دولتی.»

تنها چند هفته پس از اين اظهارات بود که آقای مشايی در محل دفتر خود در تهران و درجريان مصاحبه با اليف کروالپ خبرنگار روزنامه صباح ترکيه به وی گفت: «اگر بخواهيد ميتوانيد در ايران روسريتان را برداريد.»

روزنامه صباح پس از آن در متن منتشر شده از اين گفت وگو نوشت «معاون ریيس جمهوری اسلامی در جواب خبرنگار که از وی پرسيده بود آيا می تواند موهايش را نپوشاند،گفته است؛ بله.»

همين اظهارات کافی بود که بخشی ديگر از حاميان محمود احمدی نژاد خواستار برکناری اسفنديار رحيم مشايی از معاونت رئيس جمهور و رياست سازمان ميراث فرهنگی شوند.

اما رحيم مشايی هرگز برکنار نشد. حتی زمانی که خبرگزاری ايرانيوز نزديک به محمد باقر قاليباف رقيب انتخاباتی احمدی نژاد فيلمی از يک مجلس با حضور آقای رحيم مشايی را منتشر کرد که در آن مجلس رقص زنانه برپا بود نيز اسفنديار رحيم مشايی بر سمت خود باقی ماند اما آن ميثم زمان آبادی مدير اين خبرگزاری و يکی ديگر از خبرنگاران آن به اتهام انتشار چنين فيلمی چند روز بازداشت شدند.

برخی ناظران می گويند که اظهارات آقای رحيم مشايی را می توان اظهاراتی تبليغاتی ارزيابی کرد.

با اين حال رحيم مشايی که در شمار نزديکان آقای احمدی نژاد از دوره مديريت شهرداری تهران تا کنون است، از اعضای تيم تبلغاتی وی در انتخابات گذشته نيز بود و انتظار می رود که در انتخابات سال آينده نيز چنين سمتی داشته باشد.

اسفنديار رحيم مشايی غير از ارتباط کاری و سياسی طی ماه های اخير و پس از ازدواج پسر احمدی نژاد با دخترش، در حال حاضر پدر عروس احمدی نژاد نيز به شمار می رود.بیژن یگانه

20.07.2008


جزئيات مانور "عزت اسپارت"



چرا تمامى احزاب سياسى پارلمان( يونان)سكوت كرده‌اند؟ طرف يونانى پاسخ متقاعدكننده‌اى درباره مانور نداده است. اسراييل نيز سكوت كرده است. جالب است كه طراح اين مانور و كسى كه اجراى آن را تحميل كرده است ( يعنى آمريكا ) برگزارى مانور را افشا كرد. سوالات بسيار زيادى بدون پاسخ مانده است. چگونه، كجا و چه كسى تماس ميان طرفين برقرار كرد؟ چه موافقتنامه محرمانه‌يى به امضاء رسيده است؟
*اولين و مهم‌ترين سناريو پشتيبانى جنگنده‌ها اعم از سوخت‌گيرى است. دوم فريب نيروهاى ايرانى با حمله عليه اهداف استراتژيك به غير از تاسيسات هسته‌يى. سوم طرح فرار و نجات خلبانى كه احتمالا در حمله آسيب ديده‌اند و چهارم طرح چند بعدى جنگ الكترونيكى... آيا يونان به اسراييل اجازه استفاده از سلاح‌هاى كوچك هسته‌يى و الكترونيكى در كرانه آس داده است؟
روشنگری:از زمان انتشار اخبار مانور مشترک اسراييل و يونان برای تمرين حمله هوايی به تاسيسات هسته ای ايران, جمهوری اسلامی سرداران نظامی خود را به ميدان آورده است تا در جو آکنده از تهديد و جنگ روانی آنها نيز مقابله به مثل کرده باشند. و فرماندهان رژيم نيز اعلام کرده اند که تنگه هرمز را خواهند بست و به کشورهايی که در حمله اسراييل با اين کشور همکاری کنند هم هشدار داده اند. در تازه ترين نمونه از جنگ روانی متقابل نامه "سردار ميرفيصل باقرزاده" فرمانده "کميته جستجوی مفقودين ستاد کل نيروهای مسلح" رژيم خطاب به صليب سرخ را بايد ذکر کرد که در واقع پيشاپيش به صليب سرخ گفته است برای شناسايی اجساد سربازان آمريکايی که در ايران به قتل خواهند رسيد خود را آماده کند و "خبر" داده است که اين کميته از هم اکنون 320 هزار قبر برای متجاوزينی که در سرحدات ايران به قتل رسيده خواهند شد کنده و آماده کرده است تا آنها را در همين قبرها چال کند. (1)
در زمينه پاسخ به بسته پيشنهادی گروه 5+1 نيز اگر بنا باشد اظهارات روز شنبه سخنگوی دولت در مورد محتوای نامه ای جدی گرفته شود که يک روز پيش تر عنوان "پاسخ ايران به گروه 5+1" گرفته بود بايد گفت که در همچنان بر پاشنه روش فاجعه آفرين امتناع می چرخد و موضوع "پاسخ" در چهارچوب نرمش در شکل, عدم انعطاف در محتوا قرار می گيرد.
اگر تاکيدات سخنگوی دولت که گفته است:"در مواضع ما تغييرى ايجاد نشده است" بخواهد جدی گرفته شود, رژيم اسلامی همچنان آب به آسياب گروه های جنگ طلب کاخ سفيد می ريزد و زمينه ساز پيشرفت برنامه شوم آنها برای نابودی ايران است.
اين ميان اما موضوعی که ظاهرا به نفع رژيم نيست تا مردم ايران از آن باخبر شوند, و از اين رو عليرغم انبوه خبرهای مربوط به برگزاری مانور نظامی اسراييل مسکوت مانده جزئيات مهم مربوط به اين مانور است؛ جزئياتی که هرگز به عناوين اصلی خبری رسانه های داخلی تبديل نشد. بخش هايی از مقاله آدميرال ديميتريوس ديمو, از فرماندهان نظامی يونان در هفته نامه يونانی " پارون" به همين دليل خواندنی است. آنچه البته برای ايرانيان نگران از حمله نظامی در مقاله آدميرال يونانی اهميت دارد, انتقاد او از همراهی دولت يونان با اسراييل نيست, بلکه اطلاعاتی است که در مورد خود اين مانور و جزئيات مربوط به حمله نظامی به ايران داده است. متن ترجمه از ايسنا:
"يك مانور عجيب"
به راستى آيا پارلمان يونان براى استفاده از حريم ملى يونان جهت تمرين جنگنده‌هاى نظامى يك كشور بيگانه مجوز لازم را صادر كرده است؟ نيروى بزرگى متشكل از بيش از 100 جنگنده وارد يونان شده بدون اين كه اتفاقى رخ دهد.اين حادثه حتى در كشورى چون يونان نيز بسيار عجيب و باورنكردنى است.موضوع بسيار جدى بوده و به قانون اساسى كشور مربوط مي‌شود.
چرا تمامى احزاب سياسى پارلمان سكوت كرده‌اند؟ طرف يونانى پاسخ متقاعدكننده‌اى درباره مانور نداده است. اسراييل نيز سكوت كرده است. جالب است كه طراح اين مانور و كسى كه اجراى آن را تحميل كرده است ( يعنى آمريكا ) برگزارى مانور را افشا كرد.
سوالات بسيار زيادى بدون پاسخ مانده است. چگونه، كجا و چه كسى تماس ميان طرفين برقرار كرد؟ چه موافقتنامه محرمانه‌يى به امضاء رسيده است؟ چه كسى و به چه دليلى دستور اجراى مانور را صادر كرده است؟ سوالى كه بايد وزارت دفاع و وزارت امور خارجه يونان پاسخ دهند اين كه آيا درباره ضررى كه اين مانور براى منافع يونانى دارد، ارزيابى دقيقى شده است يا خير؟ بديهى است كه تاثيرات مانور بر سياست خارجى يونان فورى و منفى خواهد بود.
سناريوى مانور، بر مبناى اجراى اهداف مورد نظر رهبران نظامى تعيين مي‌شود. آيا شوراى عالى سياست خارجى و دفاعى (KYSEA) و كميسيون سياست خارجى پارلمان يونان از اين سناريوها با خبر بودند؟
به نقل از آمريكايي‌ها اين مانور تمرين عمليات بمباران غافلگيركننده تاسيسات هسته‌يى ايران بوده است. بنابراين بايد شرايط، عمليات شبيه‌سازى مي‌شد. پيش از اجراى مانور بايد جزييات كامل طرح پرواز نيروى هوايي، مهماتى كه هواپيماها به آن مجهز هستند، كشورهايى كه جنگنده‌ها از آن‌ها عبور مي‌كنند، مسير پرواز و ... قيد شود. آيا يونان براى ارايه‌ى اين خدمات مهم، امتيازى از طرف مقابل گرفته يا بار ديگر مجانى حيثيت خود را در معرض خطر قرار داده است؟ در اجراى چنين مانورى چهار مورد در نظر گرفته مي‌شود. اولين و مهم‌ترين سناريو پشتيبانى جنگنده‌ها اعم از سوخت‌گيرى است. دوم طرح فريب دادن نيروهاى ايرانى با حمله عليه اهداف استراتژيك به غير از تاسيسات هسته‌يى. سوم طرح فرار و نجات خلبانى كه احتمالا در حمله آسيب ديده‌اند و چهارم طرح چند بعدى جنگ الكترونيكى. اميدوارم در منطقه مورد نظر (كرانه آس)، وزارت دفاع يونان به اسراييلي‌ها اجازه نداده باشد تا از سلاح‌هاى كوچك هسته‌يى و الكترونيكى استفاده كرده باشند.
اميدوارم به اين اندازه غيرحرفه‌يى عمل نكرده باشند تا به اسراييلي‌ها اجازه دهند هر كارى مي‌خواهند، انجام دهند.
سوالى كه براى يك شهروند عادى يونانى مطرح است اين كه "عزت اسپارت" (نام مانور برگزار شده ميان يونان و اسراييل) چه ربطى به حمله اسراييل عليه ايران دارد. نام اين مانور كاملا با اهداف آمريكا و اسراييل بي‌ربط است. جنگنده‌هاى اسراييل (در صورت حمله به ايران) بايد مسافت 1700 كيلومتر را طى كنند. 550 كيلومتر در اردن، 700 كيلومتر در عراق و 450 كيلومتر از خليج فارس تا اصفهان (نطنز) كه تاسيسات غني‌سازى اورانيوم ايران مستقر است.
بديهى است كه بدون كمك و پشتيبانى آمريكا امكان اجراى چنين عملياتى وجود ندارد، حضور آمريكا در عراق و سيستم‌هاى دفاعى هوايى اين كشور در عربستان و اردن در اين عمليات مورد استفاده قرار خواهند گرفت. تجربه‌ى بمباران نيروگاه هسته‌يى عراق در سال 1981، مبناى طراحى مانور اسراييلى ـ آمريكايى Glorious Spartou بوده است. اسراييلى ـ آمريكايى مي‌گويم چرا كه هرگز فكر نمي‌كنم نظر يونان را مدنظر قرار داده باشند. در اين مانور حمله با دو نوع جنگنده F – 16 و F – 15 استفاده شده است. بديهى است جنگنده‌هاى F – 15 براى بمباران و جنگنده‌هاى F – 16 براى عمليات مختلف. نيروهاى پشتيبانى متشكل از هواپيماها و هلي‌كوپترهاى نجات، بديهى است كه در عراق مستقر خواهد بود. در اين مانور از جزيره‌ى كرت به عنوان مقر نيروهاى پشتيبانى استفاده شده است. بديهى است كه مانور ياد شده به حريم هوايى قبرس تجاوز كرده و اين شايد نمونه‌اى باشد از روزهاى دشوارى كه براى جمهورى قبرس در پيش است.
سوال مهمى كه مطرح است اين كه نقش جنگنده‌هاى يونان كدام بوده است؟ اگر نقش جنگنده‌هاى يونانى "دكورى" و جهت پوشش مانور بوده است، پس اجراى اين مانور اشتباه بوده است.
اگر قسمت محرمانه مانور و ارزيابى توانايى نيروهاى هوايى و سيستم تدافعى هوايى كشورمان را اسراييلي‌ها به آگاهى تركيه برسانند، همگى بايد به فكر مسووليتى كه در اجراى اين مانور داشته‌اند، باشند.
ايرانيان تدابير انفعالى جدى براى حفاظت از تاسيسات هسته‌يى خود انجام داده‌اند. قلب سيستم هسته‌يى ايران در اصفهان (نطنز) است، كه در زيرزمين ساخته شده و توانايى مقاومت با حمل سلاح‌هاى متعارف را دارد. از سوى ديگر دفاع ضد هوايى خود را سازماندهى مجدد كرده اما ارزيابى مي‌شود كه به سطح رضايت ‌بخشى نرسيده است.
ايران از نظر جمعيت و تعصب مذهبى قدرت نظامى تلقى مي‌شود اما گزارش‌هاى مربوط به موشك‌هاى تكنولوژى پيشرفته اين كشور بي‌پايه است. ايران به مانور و اظهارات تهاجمى وزير حمل و نقل اسراييل، كه گفته بود اسراييل (آقاى) احمدي‌نژاد را پيش از اجراى تهديداتش عليه اسراييل محو خواهد كرد، واكنش نشان داد.
ايران به شوراى امنيت سازمان ملل درباره حمله طراحى شده اسراييل اعتراض كرده است. اوضاع وخيم شده و سرنوشت آن غير قابل پيش ‌بينى است و سوال هر فرد عاقل اين كه چرا يونان خود را در اين ماجرا دخيل كرده است؟
اگر آمريكايي‌ها اين مانور را در چارچوب بازي‌هاى انتخاباتى خود قرار داده‌اند و قصد دارند براى اوباها مانع‌تراشى كنند، يونان نبايد در اين قضيه داخل مي‌شد چرا كه سرنوشت آن به زيان يونان خواهد بود. بديهى است كه تصميم يونان براى در اختيار گذاشتن حريم هوايى خود به نيروهاى هوايى اسراييل، موجب نارضايتى ايران شده است. اگر اين نارضايتى به ساير جهان اسلام نيز سرايت پيدا كند (كه احتمالا همين خواهد شد)، اوضاع بسيار بدتر خواهد بود.
يونان داراى رابطه خوب و درازمدت با كشورهاى اسلامى بوده و اين گزينه سياست خارجى كشور هرگز براى آن ضرر نداشته است. اگر اين مانور سرآغاز تغيير سياست خارجى يونان باشد، بديهى است كه تصميمى نادرست و عجولانه است.
از سوى ديگر كسانى كه فكر مي‌كنند برگزارى مانور براى نيروى هوايى يونان مفيد بوده است، محاسبه‌هاى اشتباهى كرده‌اند. اسراييل داراى يك مسئله‌ى بزرگ استراتژيكى است. اسراييل داراى عمق استراتژيك نيست و به اقداماتى چون گسترش كلاهك هسته‌يى زير دريايى دست مي‌زند. ارزيابى ما اين است كه مانور نبايد برگزار مي‌شد. معتقدم به علت وسعت رسوايى مالى شركت زيمنس، سياست‌مداران و خبرنگاران و ملت يونان به اين موضوع نپرداختند. حتى كميته‌ها و سازمان‌هاى مختلف صلح‌طلب نيز واكنش نشان ندادند. واكنش نشان ندادن، اشتباه بود چرا كه اين يك موضوع ملى بسيار بزرگى بود.

برگرفته از سایت روشنگری

10.07.2008


رژیم جنگ افروز و اشغالگر اسلامی در ایران از فرط وحشت حمله نظامی به پایگاه های نظامی وابسته به آن روز 4 شنبه اعلام کرد که به خواست جوامع بین الملل سر خواهد نهاد.ولی یک روز بعد ازاعلام تسلیم حکومت به بسته پیشنهادی الهام اعلام میکند که : تغییری در موضوع هسته ای داده نشده



اظهارات الهام یک روز پس از آن عنوان شده است که منابع خبری به نقل از دبیرخانه شورای امنیت ملی ایران گزارش کرده اند که ایران و اتحادیه اروپا بر سر آغاز مذاکرات هسته ای به توافق رسیده اند
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران تاکید کرده است که "تغييری در مواضع جمهوری اسلامی ايران در ارتباط با موضوع هسته‌ ای ايجاد نشده و ملت ايران بر حقوق خود تاكيد دارد."
الهام این سخنان را در نشست هفتگی خود با خبرنگاران اظهار داشت.

او گفت: "ما اعلام كرده بوديم پاسخ نامه 1+5 را خواهيم داد و آنها نامه ‌ای ضميمه بسته ارسال كرده بودند و جواب نامه داده شده است."

سخنگوی دولت ایران در عین حال تاکید کرد که گفتگو در مورد موارد مشترک بین نظرات دو طرف که در بسته های ارایه شده موجود است، روشی منطقی است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) الهام با اشاره به اظهارات اخير منوچهرمتکی، وزیر خارجه ایران و علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر ایران، در خصوص مواضع ايران پیرامون موضوع هسته‌ ای تاکید کرد که تغییری در مواضع جمهوری اسلامی حاصل نشده و حقوق ملت ايران قابل عقب ‌نشينی نيست.

او گفت که ‌اشخاص در ایران "آزاد هستند اظهارنظر كنند و نظرات شخصی، نظرات دولت و نظام نيست."

آقای ولایتی اول ماه جاری میلادی خواهان پیش گرفتن دیپلماسی فعال و ادامه مذاکره با کشورهای 5+1 بر سر مناقشه هسته ای ایران شده بود.

مشاور امور بین الملل رهبر ایران در مصاحبه خود با روزنامهحکومت اسلامی گفت که آمریکا منتظر بهانه است تا بگوید که مذاکره با ایران فایده ای ندارد و از این طریق محاصره اقتصادی را تشدید کرده و به تهدید نظامی روی بیاورد. ولایتی بر ادامه مذاکرات تاکید کرد و گفت که مذاکرات باید از هر دو طرف جدی گرفته شود.

پیش از ولایتی، نیز متکی در سخنانی گفته بود ایران بسته پیشنهادی کشورهای 5+1 را با نگاهی سازنده در دست بررسی دارد.

اظهارات الهام یک روز پس از آن عنوان شده است که منابع خبری به نقل از دبیرخانه شورای امنیت ملی ایران گزارش کرده اند که ایران و اتحادیه اروپا بر سر آغاز مذاکرات هسته ای به توافق رسیده اند.


جلیلی و سولانا در مورد آغاز مذاکرات به توافق رسیده اند

منابع ایرانی روز جمعه، 4 ژوئیه (14 تیرماه)، گزارش کردند که سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی، و خاویر سولانا، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست های مشترک خارجی و امنیتی، توافق کرده اند که مذاکرات بر سر بسته های پیشنهادی برای حل بحران هسته ای ایران اواخر تیرماه برگزار شود.

همزمان دفتر آقای سولانا تایید کرد که او با دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی گفتگو کرده است اما درخصوص این گفتگو جزئیاتی ارایه نداد.

دبیرخانه شورای امنیت ملی ایران از قول آقای جلیلی افزود که "جمهوری اسلامی براساس توافقات انجام شده در سفر سولانا به تهران، پاسخ وزرای خارجه شش کشور و سولانا را با رویکرد تمرکز بر مشترکات و نگاه سازنده و خلاق تهیه و ارائه کرده است."

مقامات ایرانی گفته اند که بین این دو بسته پیشنهادی وجوه مشترکی وجود دارد که می تواند مبنای مذاکرات را تشکیل دهد.

06.07.2008

اکونومیست و تهدید نظامی اسرائیل علیه ایران


هفته نامه اکونومیست چاپ لندن یکی از سرمقاله های شماره 28 ژوئن خود را به خطر حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران اختصاص داده و وقوع چنین حمله ای را ناممکن ندانسته است.

در آغاز این مقاله که با عنوان "دیرتر از آن است که فکر می کنید" چاپ شده آمده است که اسرائیل تهدید می کند که به مراکز اتمی ایران حمله خواهد کرد و ممکن است این تنها یک تهدید توخالی نباشد.
اکونومیست می نویسد که در حالیکه بهای نفت خام به اوج خود رسیده و عراق هم در ایجاد ثبات در این کشور سرانجام پیشرفت هایی داشته است، آخرین خبری که ممکن است کسی مشتاق شنیدن آن باشد این است که شرایط خاورمیانه به طور ناگهانی وخیم تر شده است اما متاسفانه، چنین واقعه ای ناممکن نیست.

این نشریه می افزاید که در هفته های اخیر اظهارنظرهای متعددی در باره احتمال حمله نظامی اسرائیل علیه تاسیسات هسته ای ایران شنیده شده، ارتش اسرائیل به برگزاری یک رشته رزمایش هایی حاوی عملیات دوربرد هوایی در دریای مدیترانه مبادرت ورزیده و یکی از رئیسان سابق ستاد مشترک ارتش این کشور نیز گفته است که اگر ایران به برنامه اتمی خود ادامه دهد، حمله به آن کشور اجتناب ناپذیر خواهد بود.

اکونومیست می نویسد که ممکن است این سروصداها صرفا تهدیدی توخالی و علامتی به ایران باشد که عاقلانه تر آن است که به خواست دوساله شورای امنیت برای توقف غنی سازی اورانیوم عمل کند اما، در همانحال، ممکن است چنین هم نباشد.

این هفته نامه بریتانیایی می نویسد که تا همین اواخر خطر حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران فروکش کرده بود.

به نوشته اکونومیست، پس از آنکه سرویس های اطلاعاتی آمریکا در ماه دسامبر سال گذشته یافته های ناراحت کننده خود در این مورد را منتشر کردند که ایران تلاش برای طراحی اسلحه اتمی را در سال 2003 کنار گذاشت، احتمال عملیات نظامی ایالات متحده در ایران کم شد و دیپلمات ها به برخی پیشرفت های دیپلماتیک مانند صدور یک رشته قطعنامه های شورای امنیت با حمایت روسیه و چین و کشورهای غربی حاوی هشدار به ایران برای خاتمه دادن به غنی سازی اورانیوم اشاره کردند.

اکونومیست می افزاید که در چنان شرایطی، ممکن بود به این نتیجه برسیم که ابزار متعارف دیپلماسی برای تحت فشار قراردادن ایران به کار گرفته شده و لزوم توسل به اقدامات شدیدتر را مرتفع ساخته است و علاه براین، ممکن است آمریکاییان در انتخابات ماه نوامبر باراک اوباما را به ریاست جمهوری خود برگزینند در حالیکه آقای اوباما وعده داده است که مساله ایران را از طریق مذاکره مستقیم در بالاترین سطح حل و فصل خواهد کرد، یعنی اقدامی ضروری که جورج بوش هرگز نتوانست خود را به قبول آن راضی کند.

این هفته نامه در عین حال می نویسد که اگر کسی این نکات را دلیلی برای کاستن از نگرانی خود بداند، بهتر است دوباره فکر کند زیرا با وجود یافته های دستگاه های اطلاعاتی آمریکا، نه اسرائیل و نه بسیاری از دولت های دیگر واقعا باور نکرده اند که ایران تمایل به دستیابی به جنگ افزار هسته ای را از دست داده است.

به نوشته اکونومیست، درست است که سازمان ملل قطعنامه هایی را تصویب و تحریم های ملایمی را علیه ایران وضع کرده است اما ایران دو سال است که این مصوبات را نادیده می گیرد و همچنان سانتریفوژهای خود را در چرخش نگاه داشته و خواستار نابودی اسرائیل بوده است.

هفته نامه بریتانیایی می نویسد که شاید این نظر صحت داشته باشد که حالا که آقای بوش به پایان دوره ریاست جمهوری خود نزدیک شده و اقتدار چندانی ندارد، تمایلی به بمباران ایران نداشته باشد اما احتمال ظهور آقای اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا می تواند باعث شود اسرائیل خود در صدد دست زدن به چنین عملیاتی برآید.

به نوشته اکونومیست، همانطور که تندروهایی مانند جان بولتون، از مقامات سابق دولت بوش، هفته گذشته گفت، ممکن است اسرائیل به این نتیجه برسد که بهترین زمان برای حمله به ایران دوره انتقال قدرت در کاخ سفید (یعنی در فاصله بین اعلام نتیجه انتخابات در ماه نوامبر و آغاز به کار رئیس جمهور جدید در ماه ژانویه) است یعنی زمانی که کسی نمی تواند این کشور را به تاثیر گذاری بر انتخابات ریاست جمهوری متهم کند در حالیکه لزومی هم برای دریافت چراغ سبز از رئیس جمهور آمریکا وجود ندارد.

اکونومیست در عین حال اظهارنظر می کند که حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران، اشتباه خواهد بود زیرا حتی اگر هم پیش بینی محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، در مورد تبدیل شدن منطقه به "گلوله آتش" به حقیقت نپیوندد، چنین حمله ای به اقدامات تلافی جویانه منجر خواهد شد.

این هفته نامه می افزاید که با توجه به بزرگی و توانایی ایران، چنین حمله ای در نهایت می تواند برنامه های احتمالی این کشور برای تبدیل شدن به یک قدرت نظامی هسته ای را برای مدتی به تعویق بیاندازد در حالیکه حتی اگر ایران به بمب اتمی هم دست یابد، از بیم زرادخانه اتمی بزرگتر اسرائیل، احتمالا جرات استفاده از آن را نخواهد داشت و اگر هم فرض کنیم که جمهوری اسلامی حقیقت را گفته و واقعا در صدد دستیابی به تسلیحات اتمی نباشد (که باید گفت فرضی نامحتمل است)، هیچ چیز بیش از حمله اسرائیل نمی تواند باعث تغییر نظر این کشور و روی آوردن آن به تولید اسلحه هسته ای شود.

اکونومیست می نویسد که مشکل در اینجاست که اسرائیل منطق دیگری را دنبال می کند زیرا با توجه به تاریخ این کشور، بسیاری از اسرائیلیان حاضرند دست به هر اقدامی بزنند و هر خطری را بپذیرند تا مانع از آن شوند که حکومتی که مرتبا خواستار نابودی آنان می شود به جنگ افزارهای اتمی دست یابد.

هفته نامه بریتانیایی در خاتمه می نویسد که تا کنون، جامعه جهانی زیاد حرف زده و فقط تحریم های ملایمی را برای متوقف کردن پیشرفت ایران به سوی غنی سازی اورانیوم به کار گرفته است اما اینک زمان آن رسیده که تنبیه های سخت تری وضع شود با این امید که برای جلوگیری از تحولی خطرناک، بیش از اندازه دیر نشده باشد.

10:01 گرينويچ - جمعه 27 ژوئن 2008 - 07 تیر 1387

طرح کنگره برای منع صادرات بنزین به ایران جنجال آفرید


یک قطعنامه شدیداللحن اما غیرالزام آور در مجلس نمایندگان کنگره آمریکا برای ممنوعیت صادرات بنزین به ایران جنجال آفرین شده است.
منتقدان، این قطعنامه را عملا به معنی برنامه ای برای محاصره دریایی ایران توصیف کرده اند اما طراحان قطعنامه این اتهام را که این بهانه ای برای اعلان جنگ علیه ایران است را رد کرده اند.
به هرحال بنابه گزارش ها اکنون تعداد حامیان این قطعنامه به بیش از 200 نماینده رسیده است. مجلس نمایندگان آمریکا 435 کرسی دارد بنابراین 18 امضای دیگر کافی است تا این طرح از حمایت اکثریت برخوردار شود.
قطعنامه شماره 362 که روز 22 مه 2008 از سوی نمایندگان گری اکرمن و مایک پنس مطرح شد نسبت به طیفی از فعالیت های ایران از جمله برنامه اتمی ایران کشور ابراز نگرانی می کند.
این قطعنامه که نمونه مشابه آن در سنای آمریکا نیز مطرح است از دولت جورج بوش می خواهد "صادرات کلیه محصولات نفتی پالایش شده (از جمله بنزین) به ایران را ممنوع کند؛ بازرسی شدید کلیه اشخاص، وسایل نقلیه موتوری، کشتی ها، هواپیماها، قطارها و محموله های در حال ورود به ایران یا در حال خروج از آن کشور را به طور جدی دنبال کند؛ و سفرهای بین المللی کلیه مقام های ایرانی که درگیر مذاکرات اتمی این کشور برای تعلیق برنامه اتمی ایران نیستند را منع کند."
این قطعنامه به تازگی با مخالفت هایی در محافل لیبرال آمریکا مواجه شده است.
از جمله روزنامه "سیاتل پست اینتلیجنسر" در سر مقاله ای با اشاره به همین بند از قطعنامه نوشت: "آیا می توان این را به عنوان یک عمل تجاوزگرانه قلمداد کرد؟ اگر به مقررات سازمان ملل که تصریح می کند چنین محاصره یکجانبه ای به معنی جنگ است توجه کنیم، بله."
با این حال در بندی از این قطعنامه آمده است: "هیچ چیز در این قطعنامه نباید به عنوان مجوز استفاده از زور علیه ایران تعبیر شود."
دو نماینده طراح این قطعنامه روز چهارشنبه 25 ژوئن در واکنش به این انتقادها با ارسال نامه ای تاکید کردند که این طرح خواستار اقدام نظامی علیه ایران نمی شود.
به گزارش روزنامه اینترنتی "پولیتیکو" در آمریکا اکنون علاوه بر اکرمن و پنس، 200 نماینده دیگر این قطعنامه را امضا کرده اند.
اکرمن و پنس در نامه خود در اشاره به انتقادهای مخالفان نظیر آنچه در روزنامه "سیاتل پست اینتلیجنسر" آمده است نوشتند: "این ادعاها کاملا کذب و بی پرده بگوییم یاوه است."
به هرحال این قطعنامه خواستار شدت عمل زیادی مقابل ایران می شود. در بخشی از متن قطعنامه آمده است: "جلوگیری از دسترسی ایران به ظرفیت سلاح هسته ای، با توسل به کلیه شیوه های مناسب اقتصادی، سیاسی، و دیپلماتیک، برای منافع امنیت ملی آمریکا جنبه حیاتی دارد و باید فورا به آن رسیدگی شود."
این طرح پیش از آنکه جنبه قانونی پیدا کند باید در مجلس نمایندگان تصویب شده، با مصوبه مشابهی در سنا که هنوز وضع نشده منطبق شود، بعد به امضای رئیس جمهور برسد

..از پیک ایران


پیش نویس بیانیه اروپا و آمریکا؛ هشدار به تحریم بیشتر ایران
خبرگزاری ها خبر داده اند که احتمال دارد در نشست اسلوونی فشار بر بانک های ايرانی افزايش پيدا کند

.

بر اساس پیش نویس بیانیه مشترک اروپا و آمریکا، به ایران هشدار داده شده است که در صورت عدم تعلیق برنامه غنی سازی، تحریم های بیشتری علیه ایران اعمال می شود.

فشار بر بانک های ايران برای وادار کردن تهران به توقف غنی سازی، از موضوع های مهم اجلاس ساليانه اتحاديه اروپا و آمريکا، در روز سه شنبه در ليوبليانا، پايتخت اسلوونی، است.

خبرگزاری های بین المللی که پيش نويس بيانيه پايانی اين اجلاس را بدست آورده اند، گزارش داده اند که قرار است اتحاديه اروپا و آمريکا در بيانيه ای مشترک به ايران اخطار دهند که اگر تهران غنی سازی را متوقف نکند، اين کشورها آماده اند فراتر از تحريم های سازمان ملل عليه ايران عمل کنند.

خبرگزاری رويترز در این باره خبر داده که احتمال دارد فشار بر بانک های ايرانی افزايش پيدا کند.

واشينگتن، ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا را تشويق می کند که بر بانک های ايران فشار وارد کنند و با آنها وارد معامله نشوند. آمریکا از اتحاديه اروپا خواسته تا فعاليت شعبه های بانک ملی در لندن، پاريس و هامبورگ تعطيل شوند.

در پيش نويس بيانيه مشترک اتحاديه اروپا و آمريکا آمده است: ما می خواهيم با يکديگر همکاری نزديکی داشته باشيم تا بانک های ایران نتوانند از سيستم بين المللی بانکی جهان سوء استفاده کرده و از «تروريسم و ساختن سلاح های کشتار دسته جمعی» حمايت کند.

آمریکا و بسیاری از کشورها ایران را متهم می کنند که قصد ساخت بمب اتمی را دارد. تهران همواره این اتهام ها را رد کرده و هدف برنامه هسته ای خود را صلح آمیز می داند.

سی بويدن گری، نماينده آمريکا در اتحاديه اروپا، در اسلوونی به خبرنگاران گفت:« واشينگتن می خواهد که اتحاديه اروپا با سرعت هر چه تمامتر در اين مورد اقدام کند.»

واشينگتن به شدت ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا را تشويق می کند که بر بانک های ايران فشار وارد کنند و با آنها وارد معامله نشوند. آمریکا از اتحاديه اروپا خواسته تا فعاليت شعبه های بانک ملی در لندن، پاريس و هامبورگ را تعطيل کند.
در پيش نويس بيانيه همچنين آمده است که درهای مذاکرات برای ايران همچنان باز است و ابراز اميدواری شده که ايران بسته مشوق ها را بپذيرد.

خاوير سولانا، رييس سياست خارجی اروپا قرار است هفته آینده به ايران سفر کند تا بسته پيشنهادی گروه ۵+۱ يعنی پنج عضو دائمی شورای امنيت، شامل آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا و فرانسه را همراه با آلمان به ايران ارائه دهد.

تهران در سال ۲۰۰۶ مجموعه مشوق های اقتصادی ارائه شده از سوی خاوير سولانا را رد کرده بود، چرا که به گفته اين کشور متضمن تعليق غنی سازی اورانيوم است.

ديپلمات های اروپايی می گويند که اتحاديه اروپا در حال آماده کردن برنامه تحريم عليه بزرگ ترين بانک ايران يعنی بانک ملی است، اما می خواهند پس از مشاهده عکس العمل ايران به بسته پيشنهادی غرب در اين باره تصميم بگيرد.

آخرین سفر دوره ای بوش به اروپا

جرج بوش، رييس جمهوری آمريکا نيز در اين اجلاس حضور دارد و اميدوار است کشورهای شرکت کننده را تشويق کند که فشار بر ايران را افزايش دهند.

جرج بوش در حالی در اين اجلاس شرکت می کند که گفته می شود اين آخرين سفر دوره ای او به اروپا در ماه های پايانی رياست جمهوری اش به شمار می رود.

استفان هادلی، مشاور امنيت ملی آمريکا، پیشتر اعلام کرده است که برنامه هسته ای ايران يکی از موضوع های مهم گفت و گوی آقای بوش با رهبران اروپا است.

آقای هادلی افزود: «ما از کشورهای مختلف می خواهيم که فشار را بر ايران افزايش دهند. ما فکر می کنيم اين بخشی از راه حل است.»

سفر رييس جمهوری آمريکا از دهم ژوئن با سفر به اسلونی آغاز شده و وی سپس به آلمان، ايتاليا، واتيکان، فرانسه و بريتانيا می رود.

آقای بوش در ۱۲ ژوئن در کنفرانس کشورهای کمک کننده به افغانستان در پاريس شرکت می کند و اميدوار است اين کشورها را تشويق به حمايت بيشتر از افغانستان کند.

روابط دشوار غرب با روسيه، گفت و گوهای صلح بين اسرائيل و فلسطينی ها، حمايت از دموکراسی در لبنان و همکاری بيشتر با صربستان از موضوع های ديگر گفت و گوی جرج بوش با رهبران اروپا خواهد بود.

10.06.2008


رايس: کشورهايی که با ايران معامله می کنند بايد به مخاطرات سرمايه گذاری در کشورهای حامی تروريسم بيانديشند



گزیده هایی از سخنان کاندالیزا رایس، وزیر امور خارجه و فردریک راینفلد، نخست وزیر سوئد
29 مه 2008
استکهلم، سوئد
مسئلۀ هسته ای ایران
پرسش: و در ارتباط با ایران، وزیرامورخارجۀ ایران در اینجا حضور دارد و ایران در پیمان بین المللی (مربوط به عراق) یکی از شرکت کنندگان تمام عیار است. وزیرامور خارجه سوئد دیروز گفت، تا آنجا که ایران در این فرایند شرکت داشته، این خود در عمل کار سودمندی بوده است. اما من می خواهم این پرسش را مطرح کنم – گزارش هایی انتشار یافته حاکی از این که ایران صدها میلیارد دلار از در آمد نفت را نه برای اقتصاد خود و بهبود آن، بلکه بیشتر برای خریداری حمایت کشورهای دیگر از برنامۀ هسته ایش که به گفته شما با موازین بین المللی مغایرت دارد، صرف می کند. آیا شما هیچ قرینه ای در دست دارید که نشان دهد ایران واقعا از در آمد نفت خود برای کسب نفوذ در سرتاسر جهان استفاده می کند، و آیا شما از این بابت احساس نگرانی می کنید؟

نخست وزیر راینفلد: خوب، البته، ما از بابت نقشی که ایران ایفا می کند نگران هستیم. شما در حال حاضر در سوئد اقامت دارید،. این کشوری است که بر اساس این اعتقاد که مردم با عقاید متفاوت باید بتوانند در کنار یکدیگرزندگی کنند، بنیان یافته است. و هنگامی که شما به خاورمیانه، به عراق و ایران می آیید، اعتقاد بیشتر چنین است که باید به این که از چه نوع گروهی آمده اید اشاره کنید. آیا شما شیعه هستید؟ سنی هستید؟ آیا به مسیحیت اعتقاد دارید؟ و البته، ما ارتباطی میان ایران و این نظر که مسلمان شیعی باید کنترل را در دست داشته باشد می بینیم. و این بحثی است که ما اینجا در سوئد هم داریم. بنا بر این ما بحثی داشتیم در باره این که چگونه می توانیم به ایران فشاردیپلماتیک وارد کنیم که از نقش منفی، قبل از هر چیز در عراق دست بردارد، اما نقش منفی در تمامی منطقه هم نداشته باشد.
رایس، وزیر امور خارجه: من نمی دانم چگونه می توان رد این را که ایران پول خود را چگونه مصرف می کند پیدا کرد. در یک کلام، من می توانم بگویم که ایران در حال حاضر با سخت ترین مشکلات در استفاده از پول خود مواجه است، چون از دسترسی آن کشور به نظام مالی بین المللی جلوگیری می شود. و ما باید هرکاری که می توانیم انجام بدهیم تا این جلوگیری از دسترسی به نظام مالی بین المللی برای منافع نامشروع، حتی دامنه وسیعتری پیداکند. چه از طریق قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل که خواستار مراقبت در ارتباط با اعطای اعتبارات صادراتی برای ایران شده اند و چه از طریق تعیین (نهادها و افراد) که وزارت خزانه داری ایالات متحده در ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و نیروی قدس و شماری از بانک های ایرانی که در انتقال وجوه از طرف فعالیت های تروریستی یا برای فعالیت های تروریستی یا گسترش سلاح های هسته ای دخیل هستند انجام داده، ما باید همه امکانات خود را به کار ببندیم. چون همانطور که همکار من هنک پالسن گفت، شما وقتی با ایران معامله می کنید، در عمل نمی دانید با چه کسی طرف معامله هستید.

و بر این اساس، من فکر می کنم که مخاطرات سرمایه گذاری یا خطرات ناشی از آگاهی بر این که شما با کسانی که در تروریسم یا گسترش سلاح های هسته ای دست دارند در حال معامله هستید، آن اندازه واجد ارزش و اهمیت هست که کشورها دوباره به مسائل نگاه کنند.


30.05.2008

حکومت اسلامی و سوريه يک تفاهمنامه دفاعی امضاء کردند


یران و سوریه تفاهمنامه ای در امور دفاعی امضا کرده اند. مصطفی محمد نجار وزیر دفاعحکومت اسلامی ایران و حسن ترکمنی، همتای سوری او ، تفاهمنامه را روز سه شنبه در تهران امضا کردند.

دیدارهای متقابل مقامات وزارت دفاع، همراه با همکاری های تکنیکی و آموزشی از جمله مواد تفاهمنامه است که همچنین می خواهد نیروهای خارجی، که آنها را عامل تنش در منطقه می نامد، خارج شوند.

ایران و سوریه حامیان عمده حزب الله هستند که در سال ۲۰۰۴ در لبنان با اسرائیل جنگید.


27/05/2008


استراليا شکايت عليه جمهوری اسلامی ايران را بررسی می کند



استراليا در نظر دارد رئيس جمهوری اسلامی ايران، محمود احمدی نژاد، را بخاطر سخنان آتش افروزانه اش درباره اسرائيل به دادگاه بين المللی بکشاند.

کوين راد، نخست وزير استراليا، می گويد رئيس جمهوری اسلامی ايران سخنانی ايراد کرده که به گفته وی کليمی ستيزانه بوده و خواهان نابودی اسرائيل شده است، و اين «بيانات خارق العاده را تکرار کرده است.» کوين راد گفت اين سخنان در زمينه روابط بين المللی «خوفناک» و «چيزهای خطرناکی» است.

نخست وزير استراليا گفت اين سخنان در جهان اسلام بر روی آنهايی که برای راهنمايی به تهران چشم دوخته اند تاثير خواهد گذارد.

به گفته روزنامه «استرالين» کوين راد سال پيش به جامعه کليميان استراليا وعده داده بود که در صورت پيروزی حزب کارگر در انتخابات پارلمانی عليه احمدی نژاد دست به