حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
اقتصاد جهانی و گلوبالیزاسیون خلیج فارس و دریای خزر تاریخ خلیج فارس و دریای مازندران واروند رود و دیگراراضی ایران نفت ،گاز ،بنزین در ایران و خاورمیانه تحریم های اقتصادی جهان علیه رژیم اسلامی دزدي ،رشوه خواري ،فساد،دررژيم اسلامي تجارت و بازرگانی اشتغال و بازار کار فرار مغزها،وخسارات اقتصادی ناشی از آن فن آوری و پژوهش مسکن و خانه سازی اقتصاد ملی anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27


تحريف نام خليج فارس باز هم در مقالات زيست شناسي


2

هفته پيش براي بازديد علمي به موزه سنكنبرگ فرانكفورت رفته بودم.
محققان بخش ماهي‌شناسي اين موزه ارتباط علمي خوبي با همكاران بخش جانورشناسي دانشكده زيست‌شناسي دانشگاه تهران دارند.
سرپرست بخش ماهي‌شناسي آقاي پروفسور كروپ (Krupp) سال‌هاست كه در كشور عربستان كار كرده و هدايت گروه چند صد نفري نگارش فون عربستان را به‌عهده دارد.

ايشان به زبان عربي تسلط دارد و حتي به دين اسلام گرويده است.ايشان درنوشته‌هايشان نام خليج عربي را استفاده مي‌كند.

اينجانب با وجود آنكه تمايلي به همكاري با نامبرده نداشتم ولي فقط به‌دليل ارتباط علمي و همكاري با دوستان بخش جانوري با طرح تنوع زيستي خاورميانه آقاي كروپ در تدريس درس تنوع زيستي در اردن همكاري كردم.

در فرانكفورت با نامبرده و بعضي همكارانشان بحث نام خليج فارس را مطرح كردم. به ايشان تاكيد كردم كه ما ايراني‌ها به‌شدت نسبت به نام جعلي خليج عربي اعتراض داريم و با كساني كه اين نام را استفاده مي‌كنند در همكاري خود تجديد نظر مي‌كنيم.

آقاي دكتر شولز (Scholz)، ديگر همكار آقاي كروپ درصدد است پروپوزال تاسيس يك ژئوپارك در ايران را به يونسكو ارائه دهد. بحث مفصلي با هم داشتيم.

در پايان بحث به ايشان گفتم اگر مي‌خواهيد با ايران همكاري كنيد بايد تكليف خود را با نام خليج فارس روشن كنيد و هر چه سريع‌تر نقشه‌اي را با نام خليج عربي ازپايگاه اينترنتي موزه حذف كنيد.

چند روز پيش از طرف موزه خواستند تا گزارش مختصري از نتايج علمي سفر خود را به آنها ارائه دهم. در گزارش اعتراض كتبي خود را در استفاده از نام جعلي خليج عربي در منابع علمي آن موزه منعكس كردم.

چند روز پيش سراغ اينترنت رفتم تا ببينم آيا به درخواست اينجانب درخصوص حذف نقشه‌اي با نام جعلي توجه شده است يا نه. خوشبختانه نقشه از پايگاه اينترنتي حذف شده بود و نام خليج عربي با يك قدم عقب نشيني به خليج تغيير يافته است.

در همين هنگام به‌طور تصادفي در يافته‌هاي گوگل به مقاله‌اي برخورد كردم كه نام يكي از پرنده شناسان و كارشناسان برجسته محيط‌زيست ايران آقاي ... درشمار‌نويسندگان آن با آدرس سازمان حفاظت محيط‌زيست است.

اين مقاله به نام ايشان و 3 محقق هلندي و روسي درخصوص پرندگان سواحل جنوب ايران در مجله Sandgrouse (مجله انجمن پرنده‌شناسي خاورميانه) شماره 23 سال 2001 منتشر شده است.

باور كردنش برايم سخت بود، در اين مقاله 11 بار نام خليج عربي ذكر شده و حتي يك بار هم نام خليج فارس نيامده است. نگاهي به فهرست بالابلندي تشكر در انتهاي مقاله نشان مي‌داد كه در سازمان حفاظت محيط‌زيست به اين خارجي‌ها بسيار لطف شده است.

بلافاصله مقاله را با توضيحي به همراه شعر از دشمنان شكايت برند به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت كجا برند به جمعي از همكاران دانشگاهي ارسال كردم.

مدتي نگذشته بود كه موضوع به اطلاع آقاي ... رسيد و يكي از دوستان ايشان مطلبي درخصوص اطلاع نداشتن نامبرده از چاپ مقاله به نام ايشان به اينجانب و همكاران دانشگاهي ارسال كرد.

هر چند باور اينكه يك پرنده‌شناس اطلاع ندارد كه طي 7سال گذشته مقاله‌اي در مجله پرنده شناسي خاورميانه به نام وي چاپ شده سخت است ولي با توجه به اينكه بسياري از همكاران دانشگاهي و كارشناسان محيط‌زيست علاقه و احتمالا وقت بررسي منابع ندارند امكان‌پذير است.

اگر مسئله حقيقت داشته باشد آقاي ... بايد هر چه سريع‌تر از نويسنده مسئول مقاله
(آقاي گيجل Keijl) شكايت كرده و ضمن درخواست سريع اصلاح نام جعلي در مجله و پايگاه اينترنتي اقدام حقوقي در سوءاستفاده از، نام ايشان را آغاز كند.

مهم‌تر از آن وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، دانشگاه آزاد اسلامي (محل كار فعلي ايشان) و سازمان محيط‌زيست (محل كار قبلي ايشان) و واحد بين‌الملل قوه قضائيه مي‌توانند وارد عمل شوند و در جهت احقاق حقوق اين همكار ايراني و لطمه‌اي كه به حيثيت ايشان و مهم‌تر از آن سوءاستفاده از نام ايشان در تحريف نام خليج فارس و حقايق تاريخي شده از طريق نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در دادگاه‌هاي هلند اقدام كنند.

و اما محققان و استادان دانشگاه بايستي در همكاري علمي خود با محققان خارجي، مصالح ملي، تاريخي و حفظ ميراث‌فرهنگي و ذخاير ژنتيك را رعايت كنند و اگر به اين موارد برخوردند در حد توان خود به طريق شايسته با آن برخورد كنند. طرح اين موارد ريختن آبروي افراد نيست.

تذكر به كساني كه به خاطر منافع كوتاه مدت به افتخارات ملي و تاريخي و آبروي بين‌المللي كشور بي‌توجه‌ هستند وظيفه همه ماست.

چندي پيش اين نگارنده در روزنامه همشهري شماره 4484 به تاريخ 17 بهمن 1386، موردي را در جعل نام خليج فارس در مقاله‌اي در مجله وزين Taxon اعلام كردم.

اينجانب با يكي از نويسندگان آلماني مقاله تماس گرفتم و از آنها درخواست كردم با چاپ غلط نامه اشتباه خود را تصحيح كنند كه خوشبختانه اين كار انجام شد.

كشورهاي عربي با زور دلارهاي نفتي تلاش مي‌كنند تا نام خليج فارس را عوض كنند. ما مي‌توانيم با تكيه بر حقايق تاريخي و غناي فرهنگي و تنوع زيستي خود و البته كمي هوشياري جلوي اين تجاوز نرم افزاري را بگيريم.

مگر نه آن است كه جوانان ما طي 8 سال دفاع مقدس جان خود را دادند تا اين آب و خاك را حفظ كنند. براي يك عضو هيات علمي يا دفاتر روابط بين‌المللي يك دانشگاه چندان سخت نيست كه با نوشتن نامه از مرزهاي تاريخي و ميراث ملي و فرهنگي كشور حفاظت كنند.

يك سهل‌انگاري

متأسفانه سهل‌انگاري در مورد نام خليج فارس به داخل كشور هم رسيده است. در سال 1385 ، يك جانورشناس نقشه ايران را با نام خليج (The Gulf) در مجله علوم دانشگاه تهران ، شماره 32 صفحه 348، منتشر كرد.

بسيار تعجب‌آور است كه چرا گردانندگان و داوران مقالات علمي معتبرترين دانشگاه كشور به بررسي دقيق مقالات نمي‌پردازند.

تكرار چنين مواردي آن هم در داخل مرزهاي كشور بسيار خطرناك است و در آينده حق پيگيري حقوقي از نام خليج فارس در مجامع بين‌المللي را از ما ضعيف مي‌كند.

بنابراين لازم است جامعه علمي و مديريتي ما حساسيت بالايي نسبت به اين موضوع داشته باشند و با ابزارهاي نظارتي و قانوني با اين تخلفات برخورد كنند.

*عضو هيأت علمي دانشگاه تهران
همشهری - دکتر حسین آخانی
از تارنمای سرزمین جاوید

15.10.2008



از رژیم اسلامی که وطن فروشی و خیانت به منافع و مصالح ایران را پیشه کرده است می پرسیم ،سهم 50% مالکیت ایران بر دریای مازندان را چرا ابدی نمیدانند ،چگونه است که حکومت اسلامی حقوق ایران را بطور جد بر آن تاکید ندارد و حتی وابستگان حکومتی از سهم 11 % ایران در دریای مازندران یاوه گوئی کرده اند.در پشت پرده با هژمنی طلبان روسی چه قرارهائی حکومت اسلامی گذاشته است که مردم ایران در تاریکی و بی اطلاعی نگاه داشته شده اند. در مناطق ایرانی دریای مازندان گاز و نفت و محصولات دریائی آن سال ها است که انحصارات جهانی به یغما میبرند، چرا رژیم اسلامی از چپاول منابع و ذخایر دریای مازندران جلوگیری نمیکند؟
به اعتقاد ما رژیم اسلامی برای ماندن بر اریکه قدرت از هرنوع جدیت دفاع از مصالح ایران گریزان است ،چرا که با ایجاد فرصت چپاول به کشورها و انحصارات نفتی در دریای مازندران از سهم مردم ایران ، برای ماندن حکومت خود از حمایت چپاولگران و غارتگران در دریای مازندران برخوردار شود. حزب سوسیال دمکرات ایران

سخنگوي وزارت خارجه رژیم اسلامی میگوید که جزاير سه گانه تا ابد متعلق به ايران هستند


خبرگزاري فارس: سخنگوي وزارت خارجه كشورمان در واكنش به بيانيه اجلاس 108 وزراي خارجه عضو شوراي همكاري خليج فارس در خصوص جزاير سه گانه ايراني، بر تعلق ابدي اين جزاير به ايران تاكيد كرد و ادعاهاي مطرح شده را مردود خواند.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امور خارجه كشورمان با رد مفاد بيانيه نشست 108 وزراي خارجه شوراي همكاري خليج فارس در خصوص سه جزيره ايراني ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، بر تعلق ابدي اين سه جزيره به ايران تاكيد كرد و ادعاهاي مطرح شده در اين خصوص را تكراري، بي پايه و اساس و مردود توصيف كرد.
قشقاوي تصريح كرد: كليه تدابير و اقدامات كشورمان در جزيه ابوموسي كاملا قانوني و بر مبناي حقوق حاكمه جمهوري اسلامي ايران بر اين جزيره ايراني است.
وي طرح موضوعات مطرح شده در اين خصوص در بيانيه وزراي خارجه شوراي همكاري خليج فارس را مداخله در امور داخلي ايران خواند و آن را محكوم كرد.
سخنگوي وزارت خارجه با انتقاد از رويه برخي كشورهاي عضو شورا در اصرار بر دامن زدن به ادعاهاي واهي و خلاف واقعيت‌هاي تاريخي منطقه كه موجب انحراف افكار عمومي از مسائل مهم منطقه و جهان اسلام منجمله جنايات رژيم صهونيستي مي‌شود، كشورهاي منطقه را به واقع‌بيني و اتخاذ مواضع و اقداماتي كه به همگرايي و همبستگي در منطقه و جهان اسلام كمك مي‌كند، فراخواند.

03.09.2008


نقشه ای که مشاهده میکنید را قدرت های استعماری تهیه کرده اند در این نقشه نام اروند رود حذف شده است و بجای خلیج فارس فقط خلیج آمده است .ما سوسیال دمکرات های ایران با شگردهای قدرت های استعماری آشنا هستیم و نیک میدانیم که از سال 1979 قدرتهای اروپائی میکوشند که در منطقه خاورمیانه و به ویژه خلیج فارس نام ها را تغیر دهند.رژیم فاسد اسلامی که با پرچم رسالت تاریخی ضد ایرانی بر قدرت تکیه کرده است خود عاملی در این نوع تغیرات نام های ایرانی است .حکومت اسلامی وابسته به استعمار که تخریبگر آنچه ایرانی است نیازی در حفاظت نام های ایرانی نمیبیند .حزب سوسیال دمکرات ایران

یکی از عوامل رژیم اسلامی گفت: مذاكرات ايران و عراق درباره اجرايي كردن معاهده الجزاير رضايت‌بخش‌ بود


هيات كارشناسي مرزي عراقي به رياست معاون حقوقي وزارت امور خارجه‌ي اين كشور كه از روز شنبه براي پي‌گيري مصوبات كميته‌هاي دوجانبه‌ي مرزي به تهران سفر كرده است، مذاكرات خود را با همتاي ايراني‌اش برگزار كرد.

يك مقام مسوول در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي ـ خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين خبر اضافه كرد: اين هيات 20 نفره‌ي كارشناسي عراقي كه به رياست حاج حمود، معاون حقوقي وزير امور خارجه‌ي عراق به تهران سفر كرده است، با كميته‌ي ايراني درباره‌ي پي‌گيري مصوبات نشست بهمن ماه گذشته و اجرايي كردن بندهاي توافقنامه‌ي «اجرايي كردن معاهده 1975 الجزاير» مذاكراتي را داشته است.

وي افزود: زيربناي توسعه روابط بين دو كشور در حد مطلوب داشتن مرزهاي بدون مناقشه است كه قرارداد 1975 الجزاير بين دو كشور مورد استناد است و هيچ يك از دو طرف نيز گزينه‌ي ديگري را نمي‌تواند براي اين مساله داشته باشد.

به گفته اين مقام مسوول مذاكرات برگزار شده مطلوب بوده و هر دو طرف از انجام اين مذاكرات دو روزه اظهار رضايت كردند.

به گزارش ايسنا، اجلاس كميسيون اجرايي مرزي بين ايران و عراق بر اساس مصوبات توافق‌نامه‌ي اجرايي كردن معاهده‌ي 1975 الجزاير بين دو كشور، علامت‌گذاري نقاط مرزي و ايجاد پاسگاه‌ها و پس از آن ايجاد دفاتر مشترك همكاري‌هاي مرزي (CBC) و نيز اجراي عمليات درباره‌ي هيدروگرافي اروندرود و امورات مربوط به تعيين نقاط مرزي دقيق بر اساس قرارداد 1975 الجزاير در اروندرود را انجام مي‌دهد.

معاهده 1975 الجزاير بين ايران و عراق با وساطت حواري بومدين، رييس‌جمهور وقت الجزاير براي حل مشكلات مرزي ايران و عراق به امضاي دو طرف رسيد كه با لغو يك جانبه‌ي اين معاهده توسط صدام حسين، جنگ هشت ساله تحميلي عليه كشورمان آغاز شد و پس از سقوط صدام رايزني‌هايي براي اجرايي كردن اين توافق‌نامه بين دو طرف آغاز شد كه در نهايت چند ماه پيش دو طرف با امضاي توافق‌نامه‌اي بر اجراي اين معاهده تاكيد كردند

26.08.2008

آشنايي با تنگه هرمز


تنگه هرمز باریکه دریایی خمیده شکلی است که در منتهی‌الیه شرقی خلیج فارس واقع شده است
و فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج‌فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می‌دهد. این تنگه یک فرورفتگی از دوره سوم زمین‌شناسی است که ادامه رشته کوه‌های جنوبی ایران به شبه جزیره مُسَنْدَم را قطع می‌کند.
برای تعیین درازای تنگه هرمز معیار ویژه‌ای وجود ندارد؛ شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی 1/202 کیلومتر (8/124 مایل دریایی) است. طولانی‌ترین فاصله تنگه هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های بندرعباس در شمال تا شمالی‌ترین نقطه کرانه‌های مسندم در جنوب)، کوتاه‌ترین آن (میان جزیره ایرانی لارَک در شمال و جزیره عمانیِ‌السلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است ــ در جنوب) 6/33 کیلومتر برآورد شده است.

کف دریا در تنگه هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. با به کارگیری نفتکش‌های سنگین در دهه‌های اخیر، عبور و مرور این نفتکش‌ها به ژرف‌ترین بخش تنگه‌هرمز در نزدیکی کرانه‌های مسندم منحصر شد. تا سال 1358 راه کشتی‌های نفتکش در تنگه‌هرمز، از میان جزیره قوئین کوچک و کرانه‌های صخره‌ای جزیره مسندم می‌گذشت.

در این سال، دولت عمان به سازمان مشاوره دریایی بین‌المللی (ایمکو) اعلام کرد که نمی‌تواند سلامت کشتی‌هایی را که از میان صخره‌های جزیره قوئین کوچک و صخره‌های جزیره مسندم عبور می‌کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیره السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد.

از آن تاریخ 2 مسیر دریایی برای عبور نفتکش‌ها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد.

نام تنگه هرمز در نوشته‌های کهن دیده نمی‌شود. هنگام اقتدار بریتانیا در خلیج فارس (1820ـ 1971) نام تنگه هرمز از جزیره هرمز گرفته شد که مهمترین جزیره خلیج فارس به هنگام روی آوردن استعمار اروپایی به منطقه بود.

در سال‌های نخستین قرن دهم - شانزدهم نیروهای كشور پرتغال به فرماندهی آلفونسو آلبوکرک سراسر تنگه را در اختیار گرفتند، جزیره هرمز را تسخیر و حاکم خودمختار هرمز را دست نشانده خود کردند. این دگرگونی بر اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی تنگه و جزیره هرمز افزود و حاکمان آن در پناه پرتغالی‌ها توانستند در بخش پهناوری از کرانه‌ها و جزیره‌های خلیج فارس نفوذ یابند.

در آغاز قرن دهم، شاه اسماعیل اول صفوی در ایران حکومت مرکزی تشکیل داد که سرآغاز پایان بخشیدن به استعمار پرتغالی‌ها در خلیج فارس بود. شاه عباس بزرگ در 1030 با همکاری نیروی دریایی بریتانیا، پرتغالی‌ها را در خلیج فارس شکست داد و آنان را در 1031 از جزیره هرمز بیرون راند. به این ترتیب، جزیره و تنگه هرمز و سراسر خلیج فارس دوباره در اختیار ایران قرار گرفت.

از آنجا که هم کشورهای توسعه‌یافته و هم کشورهای در حال توسعه به صدور نفت از خلیج فارس وابسته‌اند و بیش از نیمی از نفت مورد نیاز جهان باید از تنگه هرمز بگذرد، امنیت تنگه‌هرمز اهمیت بین‌المللی دارد.
ایران بزرگترین و نیرومندترین کشور خلیج فارس است و بیشترین گستره جغرافیایی و مواضع حفاظتی را در این منطقه دارد، به همين دليل تنگه‌هرمز از اهمیت بسیاري برخوردار است و در حقیقت دروازه ارتباطی ایران با جهان و منطقه شمرده می‌شود.
از :همشهری

30.08.2008


در دفاع از نام خلیج فارس و در اعتراض به تحریف این عنوان از سوی مقامات اماراتی تجمع در برابر سفارت امارات به خشونت کشیده شد


تجمع اعتراض‌آمیز مردم در مقابل سفارت امارات عربی متحده با دخالت پلیس به تشنج کشیده شد.

این تجمع پس از دخالت پلیس به خیابان‌های اطراف خیابان شهید دستگردی (ظفر) محل سفارت امارات در تهران کشیده شد.

به گزارش زمانه پلیس با باتوم سعی در متفرق کردن تجمع کنندگانی داشت که برای اعتراض به استفاده از عنوان خلیج عربی مقابل سفارت امارات در تهران واقع در خیابان ظفر تجمع کرده بودند.

این گزارش حاکی‌است، این تجمع به دعوت «کانال یک»، یکی از کانال‌های فارسی‌زبان لس آنجلس و با عنوان «اعتراض به تجاوز امارات به نام خلیج فارس» برپا شده بود.

بر اساس گفته‌های یکی از شاهدان عینی در تماس با خبرنگار زمانه در تهران، پیش از وقوع درگیری‌ها، تعداد محدودی از شهروندان تهرانی از ساعت ١٦ به وقت محلی در حوالی سفارت امارات در تقاطع خیابان ظفر و ولیعصر گرد آمدند، اما با درخواست نیروهای انتظامی حاضر در مقابل سفارت دقایقی بعد متفرق شدند.

بر اساس گفته‌های یکی دیگر از شاهدان، قبل از ساعت ۱۷ به وقت تهران که زمان اعلام شده برای برپایی تجمع بود، گروه‌های محدودی از شهروندان با حضور در مقابل سفارت و رویت نیروهای پلیس از راه آمده بر می‌گشتند.

با این حال با نزدیک شدن به ساعت مقرر برای تجمع، بر حجم نیروهای پلیس ضد شورش و شهروندانی که به قصد تجمع آمده بودند، افزوده شد و نیروی انتظامی مقررات منع رفت و آمد را در خیابان ظفر برپا کرد به طوری که ورود و خروج خودرو ها به محدوده خیابان ظفر را تحت کنترل گرفت.

تجمع‌کنندگان پلاکاردهایی در دفاع از نام خلیج فارس و در اعتراض به تحریف این عنوان از سوی مقامات اماراتی در دست داشتند.

همچنین از مقابل سفارت امارات خبر می‌رسد که جمعی از معترضان توانسته‌اند از صف نیروهای ضد شورش عبور کنند و خود را به محوطه سفارت برسانند. آنها شعارهایی با مضمون «مرگ بر امارات»، «امارارت! امارات! خلیج همیشه فارس است»، «مرگ بر وطن فروش مزدور»، «نیروی انتظامی شرمت باد» سر داده‌اند.

گزارش شاهدان عینی همچنین حاکی‌است پلیس ضد شورش تهران، در سطح وسیعی از مسیرهای منتهی به سفارت امارات عربی متحده مستقر است و در درگیری به‌وجود آمده بین نیروهای پلیس و تجمع‌کنندگان، شماری مجروح شده‌اند.

بر اساس گزارش خبرنگار زمانه، دامنه تجمع با افزوده شدن بر تعداد معترضان و ایجاد ترافیک سنگین در ناحیه خیابان ولیعصر، تا میدان ونک کشیده شده و خودروها نیز با بوق زدن‌های ممتد بر تشنج موجود در خیابان افزوده‌اند.

گفتنی است سفارت امارات که در تقاطع خیابان ظفر و ولیعصر واقع شده، محل تردد شهروندانی است که روزهای جمعه برای تفریح به پارک ملت می‌آیند. همین امر باعث شد که تجمع امروز در مقابل این سفارت با نزدیک شدن به زمان غروب آفتاب و کاهش نسبی دمای هوا که زمان حضور مردم در پارک است، رو به تشنج بگذارد.

گزارش زمانه حاکی‌است، یکی از مأموران نیروی انتظامی حاضر در محل، از طریق بلندگو اعلام کرد که به دلیل عدم اخذ مجوز از وزارت کشور برای برپایی این تجمع ماموران این نیرو مجبور به متفرق کردن معترضان هستند، اما سخنان وی با اعتراض تجمع‌کنندگان و بوق ممتد خودرو ها مواجه شد و بر دامنه درگیری‌ها افزود.

گفته می‌شود برخی از تجمع‌کنندگان از سوی نیروهای انتظامی حاضر در محل بازداشت شده‌اند و نیز بنا به گفته شاهدان تعداد زیادی از حاضران در محل توسط نیروهای پلیس به شدت مضروب شده اند.

گفتنی است سایت خبری تابناک به عنوان تنها منبع داخلی در گزارشی بسیار کوتاه تنها به برپایی تجمع و درگیری‌های پراکنده بین پلیس و مردم اشاره کرده و از پایان یافتن آن خبر داده‌است اما این تجمع در هیچیک از منابع و رسانه‌های خبری رسمی و غیر رسمی دیگر انعکاس نیافته است.

با این حال بر اساس گزارش خبرنگار زمانه، دعوت‌کنندگان اصلی این تجمع که دو برنامه‌ساز کانال فارسی زبان «کانال یک» در لس آنجلس هستند تا زمان تنظیم این گزارش، کماکان از شهروندان تهرانی برای پیوستن به این تجمع دعوت می‌کنند.
از سایت رادیو زمانه

: http://radiozamaaneh.com/news/2008/05/post_5037.html


عکس های منتشر نشده از پیاده روی تبریزی ها در دفاع از خلیج همیشه فارس


سند مالکيت خليج فارس در آذربايجان امضا شد


نویسنده:اسماعيل نوری علا
esmail@nooriala.com

تبریز نیوز:سرویس یادداشت: اسماعيل نوری علا:از مدت ها پيش، تقويم های رسمی چاپ ايران از يازدهم ارديبهشت به عنوان «روز ملی خليج فارس» ياد می کردند و سايت های دولتی حتی مطالبی دربارهء اين روز داشتند، بی آنکه معلوم شود چه کسی در اين روز «ملی» قرار است چه بکند. اما تا فرا رسيدن اين روز چند حادثه مهم پيش آمد: نخست سفر احمدی نژاد بود به اجلاسيه ای که «کنفرانس کشورهای حاشيهء خليج عربی» خوانده می شد و نشستن او، بعنوان رئيس جمهور ايران، و وزير خارجه اش، منوچهر متکی، در زير تابلوئی که همين نام را اعلام می داشت. اگرچه، پس از روياروئی با جنجال ناشی از اين عمل زشت، سخنگوی دولت اعلام کرد که ترجمهء درست نام اين اجلاس «کنفرانس کشورهای عرب حاشيهء خليج» است و نه «کنفرانس کشورهای حاشيهء خليج عربی» اما، از آنجا که حتی پذيرفتن «خليج» بجای «خليج فارس» خود عذری بدتر از گناه و خيانتی بزرگ به منافع ملت ايران است، احساسات مردم برانگيخته ماند. آنگاه نوبت به سران امارات متحدهء عربی رسيد که ادعای دو سه دههء اخير مالکيت بر جزاير خليج فارس را تکرار کرده و نام خليج را نيز همچنان «عربی» بخوانند. و اتفاق بعدی هم آن بود که سايت Google Earth در نقشه های ماهواره ای اش خليج فارس را خليج عربی خواند و موجب شد تا، بصورتی کم سابقه، صدها هزار ايرانی در سراسر دنيا پای يک اعلاميهء اعتراضی امضاء بگذارند. همچنين، اين بحث مطرح شد که، با توجه به بی اعتنائی دولت احمدی نژاد به اين تعرضات و گاه راه باز کردن برای تحقق انواع آنها، لازم است که در داخل و خارج ايران در يک روز معين واکنشی همگانی صورت گيرد.
با اينکه در اين زمينه تاريخ های مختلفی مطرح شد اما، از آنجا که در همان ايام چندين تظاهرات کوچک نيز در برابر سفارت امارات متحدهء عربی در تهران انجام شده بود که مأموران به اصطلاح «انتظامی» ولی فقيه در طی آنها با مردم به خشونت و سبعيت تمام رفتار کرده بودند، عاقبت و عاقلانه تصميم گرفته شد که اينگونه تظاهرات در همان روز يازدهم ارديبهشت که در تقويم های رسمی هم بعنوان روز ملی خليج فارس آمده صورت گيرد تا دولت بهانه ای برای جلوگيری از آنها نداشته باشد. در اين مورد سايت «کميتهء نجان پاسارگاد» با انتشار بيانيه ای تحت عنوان اعتراضی همگانی برای خليج فارس نقشی شايسته و مؤثر داشت.
بدينسان، در سراسر شهرهای ايران، گروه های مختلف ميهن دوست و پاسدار يکپارچگی کشور و حافظ منافع ملی آن به مقامات مسئوول مراجعه کرده و خواستار کسب اجازهء تظاهرات در روز يازدهم ارديبهشت و اعتراض به اعمال غير قانونی امارات متحدهء عربی شدند. تقريباً در هيچ کجا با اين درخواست ها موافقت نشد، اما در دو شهر ايران، يعنی مشهد و تبريز بصورت های مختلفی (که فرصت ذکر آن در اين مختصر نيست) راه هائی برای برگزاری تجمعات پيدا شد و، در پی آن، در روز سيزدهم ارديبهشت مردم اين دو شهر توانستند اعتراضات خود را طی گردهمآئی هائی مسالمت آميز ابراز کنند.
عکس های تظاهرات تبريز بخصوص، که با نظم و آرامش اما با شرکت انبوهی از مردمان شهر انجام شده بود، چشم ها و دل های دوستداران ايران را روشن کرد و، با اينکه خبرهائی از ممانعت ها هم وجود داشت، در مجموع آن را بصورت تظاهراتی بی سابقه در تاريخ برقراری حکومت اسلامی معرفی کرد. تا اين زمان، و بخصوص پس از تظاهرات سرکوب شدهء اوائل انقلاب برای هواداری از آيت الله شريعتمداری، تبريز چنين جمعيت و تظاهراتی را بخود نديده بود و هيچ فشار دولتی نيز نتوانسته بود چنين جمعيت باسواد، امروزی و جوانی را از خانه ها بيرون بکشد. تبريزی ها، در طی تظاهرات آرام خود، بر ابقای نام «خليج هميشه فارس» تأکيد ورزيدند و می توانست بر شعارهائی که در دست دختران و پسران جوانشان ديده می شد شعارهائی از اين دست را بخوانی که: «وطن يعنی خليج تا ابد فارس».
من، فعلاً، به ارزش غرور آفرين تظاهرات و شعارهای مردم تبريز، که هم عليه امارات متحدهء عربی و هم عليرغم ميل حکومت اسلامی انجام می شد، کاری ندارم چرا که می بينم ـ در اين ميانه ـ تير تظاهرات و شعارهای مزبور بصورتی ناغافل به قلب گروه ديگری اصابت کرده است که در بادی امر نمی شد نوع واکنش آنان را پيش بينی نمود.
چند روز پس از اين تظاهرات، ناگهان متنی بر روی اينترنت قرار گرفت و بوسيلهء ای – ميل برای ايرانيان فرستاده شد که اطلاع می داد تظاهراتی که در تبريز در روز سيزدهم ارديبهشت انجام شده اصلاً ربطی به خليج فارس نداشته است. نويسندهء خبر، با مسرت تمام، ارتباط اين تظاهرات با «روز ملی خليج فارس» را منکر شده و بعنوان دليل نوشته بود که: "در گالری عکسی که از مراسم منتشر شده، هیچ پلاکاردی در دفاع از نام خلیج فارس در عکس هایی که از جمعیت نشان داده شده وجود ندارد، جز در دست چند نفر که کاملاً جدا از جمعیت ایستاده اند و به نظر می رسد فقط می خواسته اند عکسی بگیرند تا خود را بخشی از جمعیت نشان دهند! اما حقیقت چه بوده است؟: در تبریز، به دعوت "ادارهء کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی"، مراسم پیاده روی جهت ترویج ورزش صبحگاهی برپا شده بود که تبریزی ها با روی گشاده در آن شرکت کرده اند. این خبر توسط آقای پیمان پاکمهر (و، به تبع آن، خبرگزاری فارس) که سابقه ای طولانی در تحریف اخبار آذربایجان، بویژه در حوادث خرداد ماه 1385 دارد، بعنوان دفاع از خلیج فارس جعل شده است. تاسف آور اینکه آقای پیمان پاکمهر معمولاً در میزگردهایی رادیوهای خارجی بعنوان خبرنگار تبریزی شرکت می کند. حالا آقای پاکمهر در قبال این دروغ 200 هزار نفری خود چه توضیحی خواهد داد؟! در اطلاعیه ای که جهت فراخوان به راهپیمایی در سایت رسمی "اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی" قرار داده شده و در شهر هم تبلیغ شده بود هیچ اشاره ای به خلیج فارس وجود ندارد!"
بدين سان، کسانی که مدت هاست زمزمهء مخالفت با قوم موهوم و مجعول «فارس» را براه انداخته و در زير ردای «فدراليسم» بر آتش ضديت بين ترک زبان ها و فارس زبان ها (و نه ترک ها و فارس ها) دامن می زنند، در عين پذيرفتن اينکه «دويست هزار نفر» از اهالی تبريز در تظاهراتی در روز سيزدهم ارديبهشت شرکت داشته اند، کوشيده بودند تا ارتباط مردم تبريز را با خليجی که نام «فارس» بر آن بود قطع کنند و توضيح دهند که مردم تبريز هرگز برای حفظ نام «فارس» برای آن خليج از خانه هاشان بيرون نيامده اند و در حقيقت به دعوت اداره کل تربيت بدنی استان آذربايجان شرقی برای شرکت در مراسم «پياده روی» و «ورزش صبحگاهی» از خانه هاشان بيرون زده و «با روی گشاده» در آن شرکت کرده اند.
اين آقای پيمان پاک مهر ترک زبان اهل تبريز، رئيس سايت مستقل «تبريز نيوز» است که تا جائی که من می دانم ارتباطی با مقامات دولتی ندارد و نيز ـ باز تا آنجا که شنيده ام ـ آدمی ايراندوست و خواهان حفظ يکپارچگی ايرانی است که در آن از ستم های قومی و زبانی و فرهنگی خبری نباشد. و طبيعی است اگر چنين آدمی مورد خشم و نفرت تجزيه چی هائی که هنوز به ياد حکومت غلام يحيی آه می کشند قرار گرفته و به دروغگوئی و جعل خبر عليه «تبريزی های گشاده رو» متهم شود. خوشبختانه، بزودی، معلوم شد که آقای پاکمهر عکس های منتشر نشده ای هم از پوسترهای چاپ مقامات گرفته است. او توانست با انتشار آن عکس ها نشان دهد که، اولاً، دعوت کنندهء همايش «شهرداری منطقهء 2 تبريز» بوده که، ثانياً، بر پوسترهای مربوط به «اولين همايش بزرگ پياده روی خانوادگی و همگانی» صراحتآً آورده است که تظاهرات همزمان با «روز ملی خليج فارس» اما در «13 ارديبهشت» انجام خواهد گرفت.
اينگونه است که می پندارم تظاهرات تبريز و معنای شرکت دويست هزار نفری مردم اين شهر (که مورد تصديق تجزيه طلبان نيز هست) نه تنها اعتراض به عمل زشت و غيرقانونی کشورهای عرب حاشيهء جنوبی خليج فارس و سازمان های خريداری شده آنان بوده، بلکه تو دهنی آشکاری به کسانی محسوب می شود که، پنهان شده در زير نقاب خواستاری آزادی های قومی و زبانی و فرهنگی، در واقع قصد ايجاد جنگ ترک و فارس و تجزيهء ايران را دارند و بسياری شان در اين راه تا پای خيانت و گاوبندی با بيگانگان هم رفته اند، و همانطور هم که می بينيم، در اعلاميهء خود خوشحالند از اينکه مردم با «روی گشاده» و بی اعتناء به جريان خليج فارس، که همگان از آن آگاه بوده اند، به دعوت «مقامات مربوطه» لبيک گفته و برای «پياده روی صبحگاهی» در ارک شاه گلی تبريز اجتماع کرده اند.
می خواهم بگويم که هيچ عملی به اندازهء ازدحام مردم ترک زبان تبريز در دفاع از نام خليجی که قرن هاست «فارس» خوانده شده نمی توانست ـ آن هم در وانفسای سرکوب و خفقان ايجاد شده از جانب حکومت اسلامی که همهء دارائی های ملی و طبيعی و فرهنگی کشور را به آتش جهل و طمع کشيده است ـ وحدت مردم آذربايجان را با مردم ديگر نقاط ايران نشان دهد. من فکر می کنم مردم تبريز در آن روز فراموش نشدنی آگاهانه از خانه های خويش بيرون آمده بودند تا سند مالکيت خليجی را که «فارس» نام دارد برای خود ثبت کنند و نشان دهند که کاملاً بر اين نکته آگاهند که چيزی به نام «قوم فارس» وجود ندارد؛ همانگونه که «قوم ماد» ساکن در آدربايجان و کردستان، و قوم «پارت» ساکن در خراسان بزرگ نيز، همگی، طی قرون و اعصار متمادی، با هم متحد شده، در هم خليده و با هم آميزش کرده اند تا موجودی به نام ملت ايران در مرزهای کنونی کشوری به نام «ايران» ـ که اکنون تنها بخشی از آن ملت را در خود جای داده ـ گرد هم آيند.
حقيقت اينکه برای من، سيزدهم ارديبهشت ماه امسال و انجام تظاهرات در مشهد و تبريز برای دفاع از نام خليج فارس، دارای معانی تاريخی وسيعی است. بيش از چهار هزار سال پيش، قوم آريائی «ماد» از سراسر شمال ايران گذشت و در آدربايجان و کردستان کنونی مستقر شد و تيره های آذری و کرد آن نخستين سنگ بناهای حکومت ايران را در خاک آن مناطق نهاده و بر فراز آن دولت مقتدر «ماد» را بوجود آوردند. قوم ديگری از آريائی ها ـ که «پارت ها» ها نام داشتند ـ در خراسان بزرگ (شامل خراسان کنونی و ترکمستان و تاجيکستان و بخشی از افعانستان) مستقر شدند و دولت های محلی خود را برقرار ساختند. يک قوم سوم آريائی هم، که «پارس» نام داشت، افغانستان و بخشی از پاکستان کنونی را در نورديد و از آنجا وارد فلات ايران شدند و آنگاه با عبور بموازات سواحل شمالی خليج فارس به سرزمين ايلام درآمده و در فارس کنونی پادشاهی «انشان» را بوجود آوردند که نهمين پادشاه آن «کورش بزرگ هخامنشی» بود. آنگاه، مادها که از دست شاهان خودکامهء خود رنجور بودند به ارتش او پيوستند و در سال های بعد پارت ها نيز فرمانروائی او را پذيرفتند و بدينسان همهء تيره های آريائی با هم متحد شده و کشور بزرگ و گستردهء ايران را بوجود آوردند. اکنون دو هراز و پانصد سال است که مثلت خراسان (=آنجا که خور يا خورشيد سر می زند) ـ آذربايجان (=آنجا که آتش مقدس و جاودان آريائی در آن فروزان است) ـ و فارس (=که منزلگاه ديوانسالاری ملی، تساهل فرهنگی و حقوق بشر بوده است) تعيين کنندهء حدود ايران اصلی اند. و در اين روزها نيز می بينيم که باز همان مردم خراسان و آذربايجان اند که برای نگاهداری نام «فارس» بر خليجی که از لحاظ جغرافيا از آنان بسی دور است قيام کرده اند.
بر اين اساس، من احساس می کنم که اکنون تاريخ ايران در مسير درست خود حرکت می کند و دشمنان فرهنگ ايرانی و يکپارچگی ايران در هر اقدامی که می کنند اژدهای خفتهء ايرانيت و اتحاد ملی ايرانيان را بيشتر بيدار می سازند تا عاقبت روزی کاملاً از خواب گران ناشی از خونريزی های اعراب و مغول ها برخيزد.
بنظر من، جايگاه «اژدهای خفتهء اتحاد ملی ايرانيان» در دل ها و مغزهای جوانان ما است و عمليات ناجوانمردانه و نابخردانه ای همچون ساختن سد سيوند، به آب بستن دشت بلاغی، غرق کردن محوطه های باستانی پيش از اسلام، صرفنظر کردن از منافع ايران در دريای مازندران و شل و سفت کاری ظاهراً سياسی با اعراب تشنه به نام خليج فارس و جزاير آن، همگی، موجب آن شده است که مفهوم «بيداری ملی ايرانيان» بصورتی دم افزون بعنوان مهمترين وسيلهء نجات بخشی کشورمان از ادبار و سقوطی که گرفتار آن شده مطرح شود.
از آنجا که شک ندارم ايران، با تنوع شگرف قومی و زبانی و فرهنگی و مذهبی خود، و وحدت اعجاب برانگيزی که دل های مردمان گوناگونش را بهم می دوزد، روزی در جايگاه شايستهء خود خواهد نشست، بر اين باورم که اکنون، در حساس ترين لحظات تاريخ کشورمان، اعتقاد به ايران متحد و هماهنگی فرهنگ چند هزار سالهء رنگارنگش همچون «سنجه» ی مطرح شده است تا بتوان به مدد آن دوستی و دشمنی خودی ها و بيگانه ها را سنجيد و نشان داد که در کدام دل عشق به حفظ اين تشکل بزرگ انسانی و فرهنگی وجود دارد و کدام دل وابسته به عشق بيگانگانی است که در سراسر تاريخ سروری خود را در ويرانی ايران دانسته اند.
براستی هم که وقتی چهارتا و نصفی اميرنشين «انگليس ساخته» گرد هم می آيند و بر جمع خود نام «امارات متحدهء عربی» می گذارند آيا شرم آور نيست اگر کسی بخواهد «ايالات متحدهء ايران» را از هم تکه و پاره کند و مردم بالقوه ثروتمند اما گرفتار {...} آن را برای هميشه دچار فقر و بدبختی و ديکتاتوری های نوع استالينی بسازد؟
برگرفته از سايت «سکولاريسم نو» به سردبيری اسماعيل نوری علا
پایان.

09.05.2008


بیش از 300 هزار آذری روز ملی خلیج فارس را گرامی داشتند



تبریز نیوز:سرویس خلیج همیشه فارس: به مناسبت روز ملی خلیج فارس، بیش از 300 هزار آذری، در شهرهای تبریز ، ارومیه ، اردبیل، مهاباد ، خوی ، اشنویه، سردشت،پیرانشهر ، محمديار و چايپاره با شرکت در پیاده روی و مراسم های دیگر این روز را گرامی داشتند.
پس از آن که اطلاعیه دعوت به این مراسم ابتدا از طریق رسانه های دیداری و شنیداری ،بیلبوردهای نصب شده در معابر عمومی و اطلاعیه های سازمان ها و برگزار کنندگان مراسم روز ملی خلیج فارس در مراکز استان ها و شهرهای آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل منتشر شد ، بسیاری از شهروندان آذری به طور خودجوش و با ارسال هزاران پیام کوتاه ، تلفن ، چاپ برگه ها ،انتشار اطلاعیه در وبلاگ های شخصی و تارنماهای اینترنتی و یا به هر طریق ممکن ، سایر دوستان و همشهریان خود را برای برگزاری هر چه باشکوه تر این روز دعوت کردند.
اما در بین شهرهای برگزار کننده این مراسم ، "تبریز" در این روز به یاد ماندنی به پا خاست ، تاریخ را تکرار کرد ، تا بار دیگر عرق ملی و حس میهن دوستی خود را با افتخار به رخ کشد و نام تبریز را همچنان به عنوان دیده بان و حافظ ایران حفظ کند.
نه تنها در تبریز بلکه از چند شهر استان آذربایجان غربی ، بویژه از ارومیه نیز خبر رسید که بیش از 100 هزار نفر در پاسداشت روز ملی خلیج فارس ، با طی مسافت 3 کیلومتری در این شهر ، دست به پیاده روی باشکوه دیگری زده اند .
علاوه بر تبریز و ارومیه در اردبیل نیز بیش از 10 هزار نفر در گرامیداشت این روز ملی و در زیر باد و باران گرد هم آمدند.
همچنین هزاران نفر از شهروندان در مهاباد ، خوی ، اشنویه، سردشت ، پیرانشهر ، محمديار و چايپاره در مراسم پیاده روی روز ملی خلیج همیشه فارس شرکت کردند.
از سویی دیگر ، کوهنوردان شهرهای خوی ، اشنویه و سردشت با در دست داشتن پرچم زیبای سه رنگ ایران ، نام خلیج فارس را با صعود به کوه های این استان طنین انداز کردند.
در این میان شورای سردبیری تبریز نیوز ، در گرامیداشت روز ملی خلیج فارس در تبریز (روز جمعه 13 اردیبهشت 1387) ، پیش از انتشار خبر خبرنگاران خود از سایر شهرهای شمال غرب کشور ، ابتدا اخبار و گزارش های تصویری پیاده روی 200 هزار نفری تبریزی ها در دفاع از منافع ملی و خلیج فارس را در راس برنامه های خبری خود قرار داد ، بطوریکه این خبر در سطح غیر قابل تصوری مورد استقبال قرار گرفته و همه ایرانیان در داخل و خارج را شادمان ساخت.اما تنها یک گروه اندک در خارج از کشور ، که رویای جدایی آذربایجان از ایران را در سر می پرورانند از گزارش تصویری و خبر خروش تبریزی ها در دفاع از منافع ملی ایران و خلیج همیشه فارس وحشت زده شده و همچون همیشه با زیر پا گذاشتن اخلاق ، سراسیمه و عصبانی به دشنام و ناسزا گویی علیه رسانه های خبری در داخل و خارج پرداخته و مطالب سراسر کذبی را که نمایانگر وحشت و ضعف استدلال های آنان بود، به هر روش ممکن منتشر کرده و عمق کینه و دشمنی خود را با ایران و شهروندان میهن دوست آذری آشکارا نشان دادند.
اما به گفته کارشناسان ، چند تارنما که ارگان تجزیه طلبان به شمار رفته و گردانندگان آن ها در سایه غفلت دستگاه دیپلماسی ایران با بهره گیری از امکانات دو کشور همسایه مسلمان ، برادر ، دوست ! و در زیر چتر سرویس های جاسوسی همواره خط تجزیه را دنبال و به دروغ پردازی از رویدادهای مناطق آذری نشین ایران مشهورند ، ادعاهایی کردند تا در نزد اربابانی که سال ها آن ها را نیز فریفته اند شرمسار نشوند . تا آن که با انتشار بخش دیگری از گزارش تصویری منتشر نشده از این مراسم (توسط تبریزنیوز )صحت و سقم خبرهای منتشره هر چه بیشتر و دقیق تر مشخص شد.
اینبار نیز شورای سردبیری تبریز نیوز ، در جهت شناساندن و رونمایی چهره واقعی و نیات درونی و مطالب سراسر کذب تجزیه طلبان ، با باز گذاشتن بستر یک هفته ای برای دروغ پراکنی هر چه بیشتر این گروه منفور و مطرود از جامعه ایران ، اخبار و گزارش های تصویری زیر را (بدون انتشار خبرهای ویژه و گزارش های تصویری خبرنگاران تبریزنیوز در دو استان آذربایجان غربی و اردبیل ) با لینک مستقیم به منبع خبر در زیر منتشر می کند.
گرامیداشت روز ملی خلیج فارس با حضور بيش از 110 هزار نفر در اروميه

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس با حضور بيش از110 هزار نفر در اروميه – عکس

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس با حضور بیش از 10 هزار نفر در اردبیل

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس با حضور بیش از 10 هزار نفر در اردبیل – عکس

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس در مهاباد

صعود کوهنوردان خوی و اشنویه در گرامیداشت روز ملی خلیج همیشه فارس

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس در سردشت

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس در پيرانشهر

صعود کوهنوردان سردشت در گرامی داشت روز ملی خلیج همیشه فارس

گرامیداشت روز ملی خلیج فارس در محمديار

13.05.2008


عکس های منتشر نشده از پیاده روی تبریزی ها در دفاع از خلیج همیشه فارس



تبریز نیوز:سرویس سیاسی: به دنبال ادعای چند "تجزیه طلب" مبنی بر این که در بیلبوردهای دعوت عمومی از شهروندان در سطح شهر تبریز ، اشاره ای به نام خلیج فارس نشده بود ، لذا جهت پاسخ به دروغ پراکنی این چند تن ، شورای سردبیری تبریز نیوز ، عکس های زیر را که می تواند گویای واقعیات و صحت اخبار باشد را "در این فرصت مناسب" ، منتشر می کند.

گفتنی است، حضور ده ها هزار نفری شهروندان تبریزی که در دفاع از خلیج همیشه فارس و منافع ملی صورت گرفته و نتیجه تست انسجام ملی را برای چندمین بار در مناطق آذری نشین به نفع منافع ایران زمین رقم زده ، خشم تعدادی تجزیه طلب مطرود را برانگیخته و معالادلات برخی افراد ضد میهنی را همچون گذشته بر هم زد.

خاطر نشان می سازد،شهروندان و دانشجویان میهن دوست تبریزی با هر وسیله ای از جمله ، هزاران پیامک ،تلفن شخصی ، برگ های کوچک اطلاعیه و وبلاگ ها و تارنماهای خود دیگران را به برگزاری باشکوه مراسم پیاده روی در دفاع از خلیج همیشه فارس دعوت می کردند.

10.05.2008

گفتگوی صدای امریکا خبرها و نظرها (سیاوش سعادتیان) با کورش زعیم
درباره: نامه کورش زعیم به منوچهر متکی

" شرایطی که .. در اثر .. دیپلماسی حقیر در دریای مازندران، خلیج پارس، اروند رود و حتا رود هیرمند با افغانستان پیش آمده سببش ناآگاهی و کیفیت بسیار پایین دیپلماسی (رژیم اسلامی )بوده است."



آراسته: آقای مهندس زعیم در نامه ای به آقای منوچهر متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نوشته و از دیپلوماسی ایران در عرصه بین الملل انتقاد کرده است. در این نامه آقای زعیم نوشته است که ضعف دستگاه دیپلوماتیک کشور تا آنجا پیش رفته که عملکرد وزارتخانه شما باعث شده کشورهای پیرامون خلیج فارس جزایر سه گانه ایران را ادعا کنند، نام خلیج فارس را تغییر دهند و علیه کشور در مجامع بین المللی رای دهند. این عضو شورای مرکزی جبهه ملی در پایان خواستار استعفای منوچهر متکی از منصب وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران شده است. توجه شما را به گفتگوی کورش زعیم با صدای امریکا جلب می کنیم.
کورش زعیم: من در این نامه کلا اشاره ام به کیفیت دیپلماسی بوده، البته اینکه من درخواست کردم که ایشان کناره گیری کنند این بود که ما می دانیم که سیاست خارجی کشور را آقای متکی تعیین نمی کنند، ما همچنین می دانیم که ایشان بهتر یا بدتر از مسئولان دیگر جمهوری اسلامی نیستند. و اینکه اگر ایشان بروند، جانشین ایشان بهتر نخواهد بود که احتمال برتر بودنش هم می رود. ولی باید توجه کنیم که آسیب هایی که سیاست خارجی کشور وارد می آورد بسیار درازمدت تر و مخرب تر از هرگونه سیاستگذاری نادرست داخلی است. شرایطی که برای ما در اثر این دیپلماسی حقیر در دریای مازندران، خلیج پارس، اروند رود و حتا رود هیرمند با افغانستان پیش آمده سببش ناآگاهی و کیفیت بسیار پایین این دیپلماسی بوده است.
سیاست خارجی کشور یا شیوه عرضه کردن آن شخصیت آن کشور را در عرصه بین المللی نشان می دهد و این شخصیت یک کشور است که می تواند جلو بسیاری از تندروی ها و سوء استفاده کشورهای دیگر را در عرصه تعامل و مذاکره و بده بستان های سیاسی بگیرد. جمهوری اسلامی نتوانسته این شخصیت را با دیپلماسی بین المللی خود بروز بدهد، بویژه دولت نهم. شخصیت دیپلماسی یک کشور باید نشانگر دانش و فرهنگ و خرد آن کشور باشد. بهمین دلیل بسیاری از کشورها معمولا برای این کار از برجسته ترین شخصیتهای خود برای این کار استفاده می کنند. در صورتیکه وزیر خارجه ما و همراهانش نه تنها از حقوق بین الملل، رویه های بین المللی و حتا علوم سیاسی بین الملل آگاه نیستند، از پروتکل های مربوط به روابط دیپلماتیک هم بی بهره اند.
آقای متکی افزون بر اینکه وزارتخانه ای شایسته دیپلماسی کشوری مانند ایران را ندارند، خودشان هم بارها در رابطه با منافع ملی کشور سخنانی گفته اند که می تواند در مذاکرات آینده علیه ایران بکار برده شود. اینگونه اظهارات در هر کشور متمدن اتهامی برای محاکمه و یا دستکم استیضاح ایشان در مجلس می بود. من با این نامه خواستم به جهانیان اعلام کنم که این وزارت خارجه نماینده خواستها و شخصیت ملی ایران نیست.
سعادتیان: شما اشاره کردید به ضعف دیپلوماسی ایران در قبال کشورهای منطقه؛ به نظر شما این ضعف ناشی از چه عواملی است؟
کورش زعیم: این به دو دلیل است. یکی اینکه سیاست جمهوری اسلامی، بویژه این دولت اخیر، این بوده که، یعنی در این توهم بوده که اگر به کشورهای منطقه، بویژه کشورهای عربی، باج بدهند و جلو آنها کوتاه بیایند، آنها می توانند در مسئله هسته ای ایران حمایت کنند. البته، من از تاریخ سیاسی کشور این است که این کشورها هیچ وقت و هرگز از ایران حمایت نکرده اند، بویژه در این سی سال و این توهم باعث شده که اینها کوتاه بیایند. دوم اینکه وقتی وارد مذاکرات می شوند، آن دانش و شخصیت را ندارند که بتوانند بنشینند و با طرفشان قاطعانه صحبت کنند و از منافع ملی دفاع کنند. بنابراین، همیشه کم می آورند و این مشکل چه از نظر آگاهی و چه از نظر شخصیت سیاسیشان و هم از نظر اینکه سیاستگذاری کشور توسط یک مرجع تعیین نمی شود و گروههای گوناگونی در آن دخالت دارند، اعتماد به نفسی که لازم دارند برای مذاکرات از خودشان بروز نمی دهند، در نتیجه همیشه شکست می خورند.
گفتگوی صدای امریکا خبرها و نظرها (سیاوش سعادتیان) با کورش زعیم اردیبهشت 11387
دهم اردیبهشت 1387

جناب آقای منوچهر متکی نامه کوروش زعیم به منوچهر متکی
وزیر محترم وزارت امور خارجه
جمهوری اسلامی ایران
سرور گرامی،

سیاستهای خارجی نابخردانه و آسیب زا، و ستیزگری های بیهوده و ناهوشمندانه جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی، که شما نماد ومجری آن بوده اید، ما را در چنان شرایط تحقیرآمیزی قرار داده که ملت ایران، با پیشینه تاریخ و تمدنی با عظمت و پرشکوه، و با موقعییت استراتژیک بی همتا، که می بایستی به عنوان مرکز ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه، اکنون قدرتمندترین و بانفوذترین کشور این بخش جهان باشد، باید در چنین شرایط ناتوانی و انزوا و بی حرمتی قرار گیرد که کشورهای کوچک منطقه، بجای آنکه برای پیشرفت و امنیت خود بر ما تکیه کنند، خود سرچشمه ناامنی مرزهای ما شوند. چرا ملت ایران باید برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور خود مجبور شود جلو سفارتخانه های کشورهایی گرد آید که موجودیت و رفاه خود را مدیون ما هستند؟ شرم بر ما که خود را چنان اداره کردیم که اینهمه در چشم جهانیان و همسایگان حقیر شویم. حفاظت و دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی ایران وظیفه شماست، نه مردمی که اکنون دیگر به درستی از شما دست شسته اند.

عملکرد شما به عنوان نماینده روابط برونمرزی کشور نه تنها آبروریزی های فراوانی را در بر داشته، گفته های شما توسط دیپلمات های بیگانه به ریشخند کشیده شده، در نشست های بین المللی ناآگاهی های شما موجبات توهین را فراهم کرده، به جلسات حساس گفتگوهای مربوط به ایران راه نیافته اید، و حتا کشورهای کوچکی که خود همیشه متکی به دیگران بوده و هستند، چنان گستاخ شده اند که با نماینده ایران مانند نوکر خود رفتار می کنند، بلکه شما خود نیز اظهاراتی در رسانه ها و مجامع بین المللی در مواردی که منافع ملی ما مطرح بوده کرده اید که چیزی جز خیانت به منافع ملی ایران نمی تواند تعبیر شود و روزی باید پاسخگوی ملت بزرگ ما باشید.

اظهارات شما به عنوان یک مقام رسمی کشور در پیوند با مالکیت ایران در دریای مازندران، منافع ملکی، استراتژیک و فرهنگی ایران در خلیج پارس، منافع استراتژیک و پیمانی ایران در اروندرود، موضع گیری های شما در رابطه با شورای امنیت که ناشی از ناآگاهی از حقوق بین الملل و مسئولیت ها و اختیارات نهادهای سازمان ملل بوده، و شماری اظهارات نابخردانه و ناهوشمندانه دیگر در عرصه بین المللی، چیزهایی نیست که ملت ایران به آسانی فراموش کند.

شما سه سال پیش در میزگردی با حضور ریچارد مورفی و من، در تضاد 180 درجه ای با پیش بینی اینجانب، با قاطعیت اظهار نظرکردید که از صدور قطعنامه حقوق بشری پارلمان اروپا علیه جمهوری اسلامی شگفت زده شده اید، و نیز اینکه امریکا هرگز نمی تواند مسئله هسته ای را به شورای امنیت بکشاند. این ناآگاهی و تحلیل غلط باعث شده که در طی مدت مسئولیت شما در وزارت امورخارجه، نخستین قطعنامه تحریم شورای امنیت در تاریخ کشور علیه ایران و متعاقب آن، انگار که از خواب بیدار نشده اید، دو قطعنامه تحریمی سخت تر دیگر هم علیه ما صادر شود، اقتصاد کشور را به نابودی بکشاند، ما را در آستانه تجاوز نظامی قرار دهد، همسایگان را به دست اندازی به خاک ایران و شیطان های تجزیه طلب را به آب گل آلود امیدوار سازد. عملکرد وزارتخانه شما، که به یک محفل خانوادگی تبدیل گشته، باعث شده که کشورهای پیرامون دریای مازندران به ما اعتنایی نکنند، کشورهای پیرامون خلیج پارس ما را مانند موالی خود تحقیر کنند، نام خلیج پارس را تغییر دهند، جزایر سه گانه را ادعا کنند و فیلم هایی توهین آمیز برای تحقیر ملت ایران تولید نمایند، کشورهای عرب زبان کماکان علیه ما رای دهند و اکنون علیه ما بسیج شوند، کشورهای زیرکی مانند ونزوئلا، بولیوی و غیره ما را بدوشند، و جهان به ما مانند جزامی ها بنگرد. اینها همه دستاوردهای دوران وزارت شما بوده است.

امروز هزاران نفر از مردم ایران در تهران و دیگر شهرها ناخشنودی خود را نسبت به سیاستهای خارجی شما نشان دادند و عملا شما را با تظاهرات گسترده خود از مقامتان خلع کرده اند. بنابراین، برای جلوگیری از تخریب بیشتر منافع، موقعیت و وجهه بین المللی ایران، و یا دستکم وجهه کیفی دیپلماسی بین المللی ایران، من به نام یک شهروند ایرانی و در پژواک اعتراض ملت ایران در این روز مقدس خلیج پارس، از شما درخواست می کنم که هرچه زودتر، پس از پوزش خواهی رسمی از ملت ایران و درخواست بخشایش، از سمت خود کناره گیری نمایید. هرچند که کناره گیری شما تضمینی برای یک جانشینی شایسته نیست، ولی شاید که استثنایی بودن کیفیت بسیار پایین دیپلماسی بین المللی ایران را تا حدی جبران نماید و به جهانیان اعلام کند که شما نماینده خواستهای ملت ایران و نماد خرد ایرانی نیستید.

با گرامیداشت،

کورش زعیم

تحریکات کشورهای عرب در مورد جزایره سه گانه ایران در خلیج فارس



دولت عراق که میلیارد ها دولا غرمات جنگی از قبال جنگ تحمیلی 8 ساله به ایران بدهکار است،گستاخانه در توطئه
تهدیدات و تحریکات مشتی کشور های عربی وابسته به قدرت های استعماری با همکاری دولت سوریه که رژیم ضد ایرانی حاکم باج نقدی با دولار و نفت مجانی در اختیارش میگذارد، با بیانه مشترک اعلام داشته اند که سه جزیره ایران متعلق به شیخ نشینان حوزه خلیج فارس است .این کشورها به دنبال سیاست ماجراجویانه ای در خلیج فارس اند
که تمامیت ارضی کشور ما را تهدید میکند.رژیم فاسد تروریستی اسلامی حاکم در ایران در چنینن شرایطی فقط بفکر حیات حکومت خود است و لذا جز بیانیه ای در مورد ادعای گستاخانه اعراب اقدامی جدی به عمل نیاورده است . سیاست رژیم اسلامی در مسیر تجزیه کشورمان گام بر میدارد لذا رژیم اسلامی که خود شرایط ادعای کشورهای عربی را در مورد مناطق ایران احیاء کرده است را برای حفظه تمامیت ارضی و یک پارچگی آن باید بکنار زده شود وبا حکومتی مردمی جایگزین کرد تا حافظ تمامیت ارضی کشور و اقدامی جدی علیه سیاست ماجراجویانه کشورهای عرب بنماید. حزب سوسیال دمکرات ایران


اعتراض ایران به حمایت بغداد از ادعاهای امارات



محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران از بغداد خواست مواضعش را درباره سه جزیره ایرانی خلیج فارس - معروف به حزایر سه گانه - اصلاح کند.

پيش از اين دولت امارات عربی متحده اعلام کرده بود وزارت امور خارجه عراق با ارسال يادداشتی حمايت مطلق عراق از مالکيت امارات متحده عربی بر جزاير سه گانه را اعلام کرده است.

به گزارش خبرگزاری ايسنا، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران صبح روز چهارشنبه اعلام کرد: «سفير عراق (محمد مجيد عباس الشيخ) به وزارت امور خارجه دعوت و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ايران رسما به وی اعلام شد. هم چنين از دولت عراق درخواست شد تا مواضع خود را اصلاح کند.»

خبرگزاری رسمی امارات متحده عربی پيش از اين اعلام کرده بود عراق در اين نامه گفته است از هرگونه فعاليت صلح آميز دولت امارات برای بازپس گيری اين جزاير حمايت کرده و تلاش ايران را برای ادامه آنچه «اشغال» اين جزاير خوانده شده، رد خواهد کرد.
عراق در اين نامه اعلام کرده است از هرگونه فعاليت صلح آميز دولت امارات برای بازپس گيری اين جزاير حمايت کرده و تلاش ايران برای ادامه اشغال اين جزاير را رد خواهد کرد.

آخرين موضع گيری رسمی

آخرين موضع گيری رسمی ایران در مورد جزاير سه گانه در زمان انتشار بيانيه پايانی اجلاس سران اتحاديه عرب در فروردين ماه گذشته صورت گرفت.

در بيانيه پايانی اجلاس سران اتحاديه عرب آمده بود: «ما ارتباطات کنونی بين امارات متحده عربی و جمهوری اسلامی ايران برای حل مسئله سه جزيره اماراتی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی از طرق قانونی و شيوه های صلح آميز را تشويق می کنيم، تا امارات متحده عربی بتواند مالکيت اين جزاير را دوباره به دست آورد. از طريقی که به برادری اعراب و ايران لطمه ای وارد نشده و باعث تحکيم و گسترش آن شود.»

عمرو موسی، دبيرکل اتحاديه عرب نيز در افتتاحيه اين اجلاس خواستار مذاکره فوری ايران و امارات متحده عربی در مورد آنچه وی «جزاير اماراتی» خواند، شد و يا ارجاع موضوع به دادگاه بين المللی شده بود.

سخنان آقای موسی در حالی بيان شد که منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران نيز در اجلاس حضور داشت. آقای متکی بعد از سخنان عمرو موسی در اجلاس افتتاحيه به خبرنگاران گفت اين اظهارات «بی اساس و تکراری است که با برخی دخالت های خاص مطرح می شود.»

اعتراض ملی به ادعای امارات

تذکر آرام دولت ایران به سفیر عراق در حالی صورت می گیرد که افکار عمومی ایرانیان نسبت به موضوع جزایر سه گانه حساسیت ویژه ای دارد.

سه شنبه گذشته به مناسبت روز ملی خليج فارس حدود دويست نفر با تجمع مقابل سفارت امارات متحده عربی در تهران، به «تحريف نام خليج فارس»، و ادعای اين کشور در قبال جزاير ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، اعتراض کردند.
-----------
اعتراض ایران به موضع عراق در قبال جزایر سه گانه


محمد علی حسینی: از دولت عراق درخواست شد تا مواضع خود را (در قبال جزایر سه گانه) اصلاح كند
سخنگوی وزارت خارجه ایران در جمع خبرنگاران از اعتراض به موضع دولت عراق در قبال اختلاف ایران و امارات متحده عربی بر سر جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی خبر داد.
محمدعلی حسینی گفت سفیر عراق به وزارت امور خارجه "دعوت" و مراتب اعتراض جمهوری اسلامی ایران رسما به وی اعلام شد.

سخنگوی وزارت خارجه ایران همچنین گفت: "از دولت عراق درخواست شد تا موضع خود را اصلاح کند."

خبرگزاری رسمی امارات متحده عربی روز 28 آوریل گزارش داده بود که دولت عراق با ارسال یادداشتی به وزارت خارجه امارات، "حمایت بی قید و شرط خود از حاکمیت" امارات بر این سه جزیره را ابراز کرده بود.

دولت عراق در این نامه "هرگونه اقدام از سوی ایران برای تحکیم اشغال این سه جزیره" را مردود دانسته بود.

هر چند حمایت از ادعای امارات بر سه جزیره ایرانی در خلیج فارس در زمان رهبری صدام حسین، موضع رسمی عراق محسوب می شد اما به نظر می رسد پس از سقوط صدام حسین و در سالهای اخیر، این اولین باری است که دولت این کشور چنین موضعی ابراز می کند.

سخنگوی وزارت امورخارجه ایران در جمع خبرنگاران تاکید کرد :"ایران همواره تمام تلاش خود برای تبدیل عراق به کشوری باثبات و امن معمول داشته است."

او همچنین از اقدامات نظامی آمریکا علیه "مردم بی گناه عراق" انتقاد کرد و گفت ایران انتظار دارد دولت عراق مانع ادامه عملیات نیروهای آمریکایی علیه "ملت آن کشور" شود.

'گزارش آمریکا بی اساس است'

در همین حال محمدعلی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، ادعای آمریکا مبنی بر دست داشتن ایران در آموزش شیعیان افراطی عراقی را نیز بی اساس خواند.

آقای حسینی گفت: "آمریکایی ها اتهامات مختلفی را همواره علیه کشورمان مطرح کرده اند که بی اساس بودن آنها بارها به اثبات رسیده است."

سخنگوی وزارت خارجه ایران که "سیاست های ناشیانه و سلطه جویانه" دولت آمریکا را دلیل گسترش تروریسم و افراط گرایی دانست، همچنین گفت: "آنها سعی دارند با تکرار دروغ آن را به حقیقت تبدیل کنند که در این کار هرگز موفق نخواهند شد."

این اظهارات در واکنش به گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا درباره تروریسم که شش روز قبل منتشر شده بود، عنوان شد.

وزارت خارجه آمریکا در گزار ش خود ایران را فعالترین حامی تروریسم در جهان معرفی کرده بود.

در این گزارش بخش هایی از سپاه پاسداران متهم شده اند که به طور مستقیم در برنامه ریزی و حمایت از اقدامات تروریستی در منطقه دست داشته اند و همچنان به گروه های مختلفی که برای پیشبرد هدف های خود به تروریسم متوسل می شوند کمک کرده اند.

همچنین آمریکا جمهوری اسلامی را متهم کرده بود کمک هایی را در اختیار "گروه های تروریست فلسطینی"، حزب الله لبنان، شبه نظامیان مستقر در عراق و نفرات طالبان در افغانستان قرار می دهد.

آقای حسینی در پاسخ به اتهامات مطرح شده در این گزارش، آن را تکراری خواند و دلیل مطرح شدن آن را "حمایت سیاسی و معنوی (ایران) از مردم فلسطین و لبنان" توصیف کرد.

او آمریکا را متهم کرد که "حمایت از دفاع مشروع آنان را اقدام تروریستی فرض می کند" و مطالب مطرح شده در گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا را "لفاظی بی اساس" خواند.


07.05.2008 بی بی سی


پیاده روی 200 هزار نفری تبریزی ها در دفاع از خلیج همیشه فارس



تبریز نیوز:سرویس سیاسی: مردم تبریز در دفاع از خلیج همیشه فارس و تمامیت ارضی ایران در مراسم پیاده روی 200 هزار نفری شرکت خواهند کرد.
این مراسم که در پاسخ به درخواست های گسترده تبریزی ها جهت انجام مراسمی در دفاع از تمامیت ارضی و پاسداشت روز ملی خلیج فارس ، توسط اداره کل تربیت بدنی آذربایجان شرقی اجرا می شود در ساعت 8 صبح روز جمعه 13 اردیبهشت 1387 ، از اول جاده شاهگلی (روبروی هتل شهریار ) آغاز خواهد شد.
شهرداری تبریز جهت سهولت در انتقال شهروندان به این مراسم صدها اتوبوس را در میدان های نصف راه ، ساعت ، آبرسان و ... مستقر خواهد کرد.
در پایان مراسم به دویست نفر از شرکت کنندگان جوایز نفیسی به رسم یادبود از سوی سازمان های مشارکت کننده اهدا خواهد شد.
خاطر نشان می سازد ، به همین مناسبت گردهم آیی با شکوهی به دعوت دانشجویان دانشکده حقوق ، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه آزاد تبریز ، در روز 10 اردیبهشت، در محل این دانشگاه برگزار شد.
پایان.
پیمان پاک مهر- روزنامه نگار در تبریز

Date:1387/2/11
30.04.2008


گردهم آیی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در دفاع از خلیج همیشه فارس


گردهم آیی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در دفاع از خلیج همیشه فارس


10 ارديبهشت 1387 ساعت 18:19
تبریز نیوز:سرویس عکس : گردهم آیی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز،در روز ملی خلیج فارس، از ساعت 11:30 الی 12 در برابر دانشکده حقوق ، الهیات و علوم سیاسی دانشگاه آزاد تبریز برگزار شد...


تظاهرات در مقابل سفارت امارات متحده عربی


عکس از تظاهرات در مقابل سفارت امارات عربی


رژیم میهن فروش و ضد ایرانی با شرکت در جلسات و همایش های کشورهای عرب و با نشستن زیر تابلوهای اعراب در جائی که نوشته شده است "خلیج عربی" برای گرفتن امتیازبرای حکومتی ها با فروش مصالح ایران شرایطی ایجاد کرده است که اعراب شیخ نشین گستاخانه ادعای مالکیت جزایر ایران را میکنند.برای رد این ادعای واهی جوانان میهنمان با اعتراض خود در مقابل سفارت خانه های آنها به دفاع از مصالح و منافع میهن می اندیشند.ننگ و نفرت ابدی بر حکومت وطن فروش اسلامی . گزارش همراه با تصویر از تجمع اعتراضی مقابل سفارت امارت متحده عربی.

حزب سوسیال دمکرات ایران

با توجه به فراخوان سازمان جوانان حزب پان ايرانيست و دعوت از همه ي احزاب سياسي ، گروههاي دانشجويي ،سازمان هاي غير دولتي و مردم ايران مبني بر اعتراض به كشور امارت درخصوص ادعاي واهي اين كشور نسبت به جزيره هاي ايراني صبح امروز سه شنبه،10/2/1387 ساعت 11 صبح بيش از هزاران نفر روبروي سفارت امارات تجمع كردند.
شركت كنندگان در اين گرهمايي با در دست داشتن پلاكاردها وشعارهايي مراتب اعتراض خود را به دولت امارات متحده عربي نشان دادند . پس از گذشت يك ساعت از اين تجمع كه كاملا به صورت آرام و مسالمت آميز در حال ادامه بود . مامورين نيروي انتظامي و لباس شخصي ها با يورش به حاضرين سعي در بر هم زدن اين تجمع داشتند كه با مقاومت مردمي روبرو گرديدند ، معترضين به خواسته ي نيروي انتظامي براي اتمام اعترض خود پاسخ منفي داده و همين امر باعث حضور گارد ويژه و تشديد برخورد با آنها گردد. آرش كيخسروي عضو سازمان جوانان حزب پان ايرانيست و وكيل پايه دادگستري و همچنين فردي به نام بي‍ژن توسط مامورين امنيتي بازداشت و به مكان نا معلومي انتقال ياقتند . از هویت سایر بازداشت شدگان اطلاع دقیقی در دست نمیباشد .
شعارهايي كه در اين تجمع از سوي حاضرين سر داده مي شد به شرح زير بود :
فلات ايران به زير يك پرچم ، پيش تا به مرز خويش ، امارات دارد خودكشي مي كند ،سفير به شيخت بگو ساكت ، خليج فارس خليج عرب(!) نخواهد شد، بحرين را به مادر ميهن باز گردانيد، با دشمنان ایران مدارا معنی ندارد، خواسته ملت ايران لغو قرارداد های گلستان و ترکمن چای، نگاه فرزندان ایران زمین به بحرین است .
29.04.2008 فعالان حقوق بشر در ایران


160 نقشه اسلامي و اروپايي

نقشه‌هاي تاريخي حقانيت خليج فارس را ثابت مي‌كنن

د

خبرگزاري فارس: كتاب «وصف خليج‌فارس در نقشه‌هاي تاريخي» با معرفي 40 نقشه اسلامي و 120 نقشه اروپايي سعي بر اثبات حقانيت نام خليج فارس دارد.


به گزارش خبرگزاري فارس، كتاب «وصف خليج‌فارس در نقشه‌هاي تاريخي» نخستين كتاب از مجموعه اسناد و مدارك خليج‌فارس است كه معاونت پژوهشي بنياد ايران‌شناسي همزمان با روز ملي خليج‌فارس آن را منتشر كرده است.
اين كتاب مجموعه‌اي از نقشه‌هاي مختلف با محوريت موضوع و نام خليج‌فارس از سراسر جهان در طي دوران‌هاي مختلف تاريخي و شيوه‌هاي گوناگون نقشه‌نگاري است.
اين اثر با صراحت درباره نام و نشان خليج‌فارس، بر پايه اسناد جغرافيايي مشهور، مسلم و مستند سخن مي‌گويد.
كتاب «وصف خليج‌فارس در نقشه‌هاي تاريخي» غير از مقدمه سه بخش اصلي دارد.
در بخش نخست مكتب‌هاي مختلف نقشه‌نگاري حوزه اسلامي و اروپايي در يك دسته‌بندي منسجم ارائه شده است.
در بخش دوم، نقشه‌هاي حوزه‌هاي اسلامي- اروپايي با توصيف دقيق حوزه جغرافيايي خليج‌فارس در هر نقشه آمده است. در اين بخش نام نقشه‌نگار، سال ترسيم نقشه و محل چاپ آن نيز آمده است.
نام خليج‌فارس و كرانه‌هاي شمالي و جنوبي آن به منظور بيان دقت نقشه‌نگار در تك‌تك مكان‌ها مشخص شده است. باي اولين بار در جهان تمامي نام‌هاي قيد شده در هر نقشه با نام‌هاي كنوني مطابقت داده شده و سير تغيير نام و ويژگي خاص منطقه درج شده است. در اين ميان مكان‌هايي كه اثري از آنها بر جاي نمانده نيز مشخص گرديده است.
در بخش پاياني اين كتاب نـام نقشه‌ها، ضبط نام خليج فارس به زبان‌هاي گوناگون، نام مؤلفـان و نقشه‌نگاران حوزه‌هاي نقشه‌نگاري اروپايي، فهرست مآخذ نقشه‌ها، فهرست نقشه‌هايي كه بازسازي و يا براي اولين بار چاپ شده‌اند و فهرست شخصيت‌ها و مكان‌ها آمده است.
چند ويژگي اين كتاب باعث شده اين اثر با ساير اطلس‌ها متمايز باشد.
از ميان صدها نقشه كه همگي واقعيت نام خليج‌فارس را در خود داشته‌اند، نقشه‌هايي انتخاب شده‌اند كه از كيفيت و وضوح بيشتري برخوردار بودند.
نقشه‌هاي تاريخي اروپايي از 1477 ميلادي / 882 قمري هم‌زمان با افول فن نقشه‌كشي نزد جغرافي‌دانان مسلمان شروع مي‌شوند و تا 1910 كه شيوه نقشه‌كشي نو شروع مي‌شود، پايان مي‌يابند.
بدين‌ترتيب از تمام مكتب‌هاي نقشه‌نگاري بطلميوسي، اسلامي و اروپايي، بهترين نمونه‌ نقشه‌ها انتخاب شده‌اند.
40 نقشه اسلامي و 120 نقشه اروپايي (بطلميوسي) در اين كتاب معرفي مي‌شوند.
در كنار تحقيق كتابخانه‌اي براي بررسي و تعيين نام‌ها و تلفظ‌ اسامي براي اولين بار از محققان بومي كرانه‌هاي خليج‌فارس (هر منطقه يك نفر) استفاده شده، تا درست‌ترين و منطبق‌ترين اطلاعات گردآوري شود.
از نسخ خطي موجود در مراكز اسناد و كتابخانه‌هاي دولتي، خصوصي و منابع دست اول در حد امكان بهره گرفته شده است.
در اين مجموعه تلاش شده است تا اشتباهات و كمبودها برطرف و شناسنامه‌اي صحيح از نام طراح، سال ترسيم نقشه، منبع و مآخذ هر يك ارائه شود.

25.04.2008


«وصف خليج فارس در نقشه‌هاي تاريخي» رونمايي مي‌شود



خبرگزاري فارس: آيين رونمايي از كتاب وصف خليج فارس در نقشه‌هاي تاريخي، با همكاري بنياد ايران‌شناسي و فرهنگستان زبان و ادب فارسي، برگزار مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روابط عمومي فرهنگستان زبان و ادب فارسي، اين كتاب اثر مشتركي است از محمدحسن گنجي، محمدباقر وثوقي، جواد صفي‌نژاد، خانم فاطمه فريدي و آقاي اميرهوشنگ انوري، با مقدمه، تدوين و بازبيني نهايي حسن حبيبي، رئيس بنياد ايران‌شناسي و فرهنگستان زبان و ادب فارسي كه انتشارات بنياد ايران شناسي آن‌را منتشر كرده است.
در بخشي از يادداشتي كه در ابتداي اين كتاب به قلم سيدحسن شهرستاني، معاون پژوهشي بنياد ايران‌شناسي است چنين آمده‌است:
«درباره خليج فارس بسيار سخن گفته‌اند و از آنچه بر اين آبراه بلندآوازه گذشته‌است‌، از ديدگاه‌هاي گوناگون سياسي، اجتماعي و اقتصادي نگريسته، همواره آن را با تاريخ ايران و مناطق هم‌جوارش گره‌خورده يافته‌اند.
ازآنجاكه در دهه‌هاي اخير نام خليج فارس بدون توجه به حقايق تاريخي، جغرافيايي و باستان‌شناختي چندهزارساله آن دستخوش تحريف‌ها و غرض‌ورزي‌ها قرار گرفته‌است، بنياد ايران‌شناسي در صدد برآمده‌است تا شمه‌اي از اين حقايق مستند را در مجموعه‌اي شامل چند جلد منتشر كند.»
وصف خليج فارس در نقشه‌هاي تاريخي، نخستين اثر از اين مجموعه است كه با آنچه در كتاب‌ها، جُنگ‌‌ها و اطلس‌هاي متعدد آمده و از ديرباز منتشر شده متفاوت است.
اين مراسم روز يكشنبه 8 ارديبهشت‌‌ماه از ساعت 17:30 تا 19:30 در تالار محتشم بنياد ايران‌شناسي، به نشاني خيابان شيخ‌بهايي جنوبي، خيابان ايران‌شناسي، برگزار مي شود.15.04.2008

یاداشتی در پیرامون خوزستان
آيا رضا شاه مامور انگليس بود؟؟



با وجود تمام کار های ضدی انگليسی که رضا شاه کرد چگونه ميتوان اورا مامور انگليس دانست؟ اين سئوالی بود که در برنامه روز پنجشنبه 29 امرداد 2563 (1383) راديو روز از آقای مهدی شمشيری شد. ايشان به اين پرسش چنين پاسخ دادند: (خلاصه از برداشت ها)

بعضی از دوستان سئوال کرده اند که چگونه ممکن بود راه خوزستان از بصره باشد و نياز به گرفتن ويزا؟ رضا شاه کسی بود که اين کار را 180 درجه به نفع ايران و به ضرر انگليس ها برگرداند. بسياری اين را قبول نکرده و آنرا ادعائی بيش نمی دانند. در حاليکه به استناد اسنادی که در دست است خوزستان فقط در تابستان و آنهم از راه های بسيار دشوار از طريق ايل بختياری و با قاطر يا اسب قابل دسترسی بود. مصدق در کتابی که بنام تقريرات مصدق در زندان معروف است و ايرج افشار آنرا جمع آوری کرده و جليل بزرگمهر اين يادداشت ها را چند بار به نظر مصدق رسانده و تائيد مصدق را گرفته شرح ميدهد. وقتی در اروپا بودم (مصدق) از طرف مشير الدوله پيشنهاد شد به سمت وزير عدليه منصوب شوم. از اينرو از سوئيس برای تهيه تثکره (پاسپورت) و ساير لوازم به پاريس رفتم، سپس از پاريس از راه بندر مارسی راهی بمبئی شدم که فصل گرما بود. دراقيانوس هند بواسطه برسات (فصل بارندگی) بسيار سخت گذشت. يکی از شبها کشتی برای شام توقف نمود بعد از شام سر پرسی کاس که وزير مختار سابق انگليس در ايران که اکنون کميسردر عراق شده بود نزد من آمد و سئوال کرد شما وزير عدليه ايران هستيد (هنوز به ايران نرسيده و شغل را قبول نکرده انگليس او را ميشناسد!!!)؛ چون ماموريت خود را گفت از او سئوال کردم آيا ازراه بصره به بغداد ميتوانم به تهران بروم؟ گفت من فردا در عدن پياده ميشوم و تحقيق کرده به شما جواب ميدهم. بعد از شام روز بعد جواب ميدهد که راه آهن بصره به بغداد را اعراب خراب کرده اند و بنا بر اين بهتر است از بندر خودمان استفاده کنيد. پرسيدم بندر خودتان کجا است گفت بندر بوشهر، گفتم ما اين بندر را جزو خاک ايران ميدانيم. خنديد و هيچ نگفت. (در آن زمان بندر بوشهر در تسلط کامل انگليس بود و توسط نظاميان هندی حفاظت ميشد).

چون مسافرت از بندر بصره عملی نبود دو را در نظرم بود؛ يکی بندر محمره (خرمشهر کنونی) که مرحوم نظام السلطنه در پاريس بمن تذکر داده بود که اگر از اين راه بروم شيخ خزئل (سردار اقدس = لقبی که احمد شاه با او داده بود) مرد ميهمان دوستی است و ممکن است هديه مهمی هم به شما بدهد. راه محمره راهی بود که فقط با اسب امکان پذيربود و با همراه بودن فرزندان مشکل بود. پس بوشهر به شيراز را که با اتومبيل میشد مسافرت کرد انتخاب کردم و با اتومبيلی که در هند خريده بودم وبا شوفر هندی ازاين راه عازم شديم.

اين توضيح نشان ميدهد که خوزستان نه تنها در اختيار انگليس بود بلکه راه عبور از آن حتی در تابستان طاقت فرسا بود. رضا شاه با تاسيس راه آهن سرتاسری اين مسئله را در حاليکه مورد مخالفت انگليس بود و مصدق نيز از آن بنفع انگليس حمايت ميکرد از بين برد و چهار استان ايران را بهم وصل نمود که پيش از آن در اختيار دولت مرکزی ايران نبود.

از خدمات اين مرد بزرگ همين بس که بگوئيم:
• امتياز انتشار اسکناس توسط بانک شاهنشاهی که نوعی بانک کارگشائی بود را لغو نمود. بانک علاوه بر کنترل انتشار اسکناس که فقط در نقاط بخصوصی قابل مصرف بود هرگاه رجال و خانواده های ايرانی دچار مشکلات مالی ميشدند با گرو گرفتن جواهرات و امللاک آنها به آنان پول قرض ميداد که اغلب قادر به پرداخت اين وام ها نبودند و جواهرات، آثار عقيقه و املاک به نفع بانک تصرف ميشد و سالانه مقدار زيادی طلا و جواهرات با گاری از راه بنادر جنوب به انگليس حمل ميشد. نمونه آثار خطی و جواهرات در موزه های بريتانيا خود گواه اين مدعا است.
• تاسيس بانک ملی ايران
• اعزام دانشجوبه خارج- در سال 1307 قانونی تصويب شد که تا مدت شش سال سالی 100 نفر به اروپا اعزام شوند. در سال اول 100 ديپلمه داوطلب پيدا نشد و حتی اعلام کردند اگر کسی فاقد ديپلم است از او امتحان شده و اگر موفق شد به اروپا اعزام خواهد شد. در حضور رضا شاه اتفاق غريبی افتاد که ذکر آن بی مورد نيست. در خاطرات معتصم السلطنه فرخ آمده است؛ شاه درآن روز حالت مخصوصی پيدا کرده بود؛ بغض گلويش را گرفته بود. به تقی زاده که وزير ماليه بود نزديک شد و گفت اين بودجه که برای محصلين در نظر گرفته شده کافی خواهد بود؟ شاه ادامه داد مبادا کاری بکنيد که ما نزد اروپائيان سرشکسته و بی آبرو بشويم، هروقت نمی توانستيد بودجه را تامين کنيد به من خبر دهيد تا ترتيبات خاصی بدهم که وزارت معارف (فرهنگ و هنر) پول به مقدار کافی داشته باشد. در آن روز اتفاقی افتاد که از ياد بردنی نيست، شاه هنگام خداحافظی با دانشجويان اشک در چشمانش جاری شدو خطاب به دانشجويان اعزامی گفت آيا من بار ديگر شما را خواهم ديد؟ دربين اين افراد کسانی مثل کريم سنجابی بود که بعد ها آن سند منحوس تسليم ايران را توسط جبهه ملی به امضا رساند. سيد علی شايگان که آن کومونيست مشهور شد، مهدی بازرگان که هنگام رفتن ميخواست آفتابه باخود قاچاق کند و بعد از مراجعت سعی نمود تا امور دينی را از راه فرمول های رياضی آسان نمايد و اولين انحمن اسلامی دانشگاه را تشکيل داد و در تير اندازی عليه محمد رضا شاه شرکت داشت و اولين نخست وزير استعمار واستبداد خمينی شد. خليل ملکی کسی است که حزب زحمتکشان و نيروی سوم را درست کرد، رضا دادمنش، مهدی آذر و محمد علی مکی که پرونده آنان نزد ايرانيان روشن است. سال بعد (1308) يکی از مسائلی که گريبانگير شده بود مسئله بی آبروئی ابتلاء دانشجويان به بيماری های تناسلی بود. بيماری که دانشجويان با خود به اروپا برده بودند. بيماری که در اروپا بسيار مذموم بود ولی دربين دانشجويان ايرانی مسری بود.

قابل ذکر است که اروپائيان به اين آسانی اگاهی هائی را که بزحمت بدست آورده اند را به دانشجويان خارجی فرا نميدهند، از بين آنان افرادی که واقعا برای کسب دانش رفته اند و بسيار کوشا و موفق هستند را جذب ميکنند و آنانی که مثل بازرگان، سنجابی، خليل ملکی و هزاران ديگر بدرد سوء استفاده ميخورند را تربيت ميکنند تا بموقع به نفع خودشان از آنها استفاده کنند.

• شعب تلگرافخانه ها را از دست دولت انگليس خارج نمود. سوء استفاده هائِی که انگليس ميکرد تغييرو دستکاری تلگراف های دولتمردان ايران و يا به دروغ تلگرافاتی از جانب آنان ارسال ميکردند
• قانون ثبت احوال
• قانون ثبت اسناد و املاک که بسيار کار مشکلی بود زيرا هر ملا و آخوندی در هر گوشه شهر تايد ميکرد زمين متعلق به چه کسی است و بعد اگر پول قابل ملاحظه ای دريافت ميکرد آنرا به ديگری واگذار ميکرد.
• تشکيل دادگستری وخارج کردن قضا از دست حاکمان شرعی
• قانون تربيت معلم در سال 1312 بتصويب رسيد برای اولين بار آموزگاران کارمندان دولت شده و بازنشستگی و ساير مزايا شامل حالشان شد.
• قانون تاسيس دانشگاه
• 1312 قانون تاسيس سازمان تربيت بدنی که بدنبال آن استخر ها و موسسات ورزشی تاسيس شد.
• 1314 حفظ و توسعه زبان پارسی و پيراستن آن توسط انجمن فرهنگستان و پاکسازی لغات عربی و بيگانه.
• 1314 تاسيس دبستان ها و دبيرستان ها که در دبستان ها دانش آموزان دختر و پسر باهم تحصيل ميکردند.
• 1314 تاسيس دانشسرای عالی برای دختران که پيشتر در انحصار پسران بود.
• 1314 تاسيس کلاس های آموزشی برای بزرگسالان و تدوين کتاب های مخصوص.
• 1317 تدوين کتاب های مخصوص برای تدريس در دبيرستان ها و مدارس
• 1317 تاسيس دانشسرای تربيت بدنی
• 1319 تاسيس دانشگاه طب مجهز به وسائل کامل و ارتباط آنها با بيمارستان ها و منظم نمودن آزمايشگاه ها.
• البته در کنار اينها تاسيس راه آهن، راه های شوسه، تونل و پل های ارتباطی و ساختن ساختمان های پستخانه، شهربانی و تاسيس ارتش مدرن را نبايستی از ياد برد.

برای اينکه بدانيم چقدر انگليس از روی کار آمدن رضا شاه نگران و عصبانی بود از روزنامه های آنزمان کمک ميگيريم.


بصدا آمدن زنگ خطر برای انگليس در خليج پارس (فارس)

نقل از روزنامه مورنينگ پست مورخ 25 جولای 1932 ( 3 امرداد 1311= 2491)
... کنار آمدن با ايران تحت زمامداری رضا شاه کار آسانی نيست بلکه روز به روز دشوار تر ميگردد. قطع نظر از ترميم راه ها و بر قراری امنيت داخلی که از اين نظر کار هايش حيرت انگيز است، رضا شاه يک سياست پيشروی در خليج (فارس) را تعقيب ميکند.

منافع انگلستان درايران شامل نواحی نفت خيز شرکت انگليس و ايران و پالايشگاه های نفت است که دريا داری انگلستان يکی از سهامداران آن ميباشد و سياست ايران هم همواره نيش زدن بوده است. ممکن است اين موارد جزئی باشد ولی ايرانيان در همين مسائل کوچک چيره شده و هرروز تقاضای تازه تری مينمايند.

نقل از ايوينينگ ستاندارد مورخ 16 سپتامبر 1933 (25 شهريور 1312 – 2492)
... مليون ايران از ديدن پرچم های بيگانه در کشور خود نفرت دارندو نمايندگان سياسی خارجی مقيم تهران در پائيز گذشته يادداشتی از وزارت امور خارجه ايران دريافت داشتند که از آنان تقاضا شده بود افراشتن پرچم های بيگانه بالای سفارت خانه ها و کنسولگری ها به اعياد ملی خودشان محدود بوده و تعيين روز ها با دولت ايران خواهد بود.
«... بايد ياد آور شد که همين چند هفته پيش بود که رئيس انگليسی بندر (بصره) را افسران غيور ايرانی توقيف کردند و بعد هم آزاد شدند و حادثه مزبور اعلامی بود که ناسيوناليسم ايرانی از حدود آداب و رسوم بزودی تجاوز ميکند...»

نقل از تايمز مورخ 13 سپتامبر 1933 (22 آذر 1312 =2492)
«... پس از آنکه حکومت ايران، که سابقا مالک غايبی بود، ناگهان فرمانروای کشور فراموش شده ای گرديد، تصادف اجتناب نا پذيردر خليج فارس رخ داد ولی اينگونه اختلافات به خودی خود نا چيز است..»

همان روزنامه در 29 آوريل 1938 (5 ارديبهشت 1317 =2497)
«... داريوش قرن بيستم: ... طی دوازده سال گذشته رضا شاه منجی ايران توجه جهانيان را به عملياتی جلب نمود که اگر در اوقات ديگری انجام می يافت نيروی دريائی و نظامی انگليس را به جنگ وا ميداشت. رضا شاه نخست کار کُرد ها، قشقائی ها، و بختياری های جنگجو و آشوب طلب را يکسره کرد سپس با مُشتی گره کرده سراغ انگلستان رفت.... بدنبال اقدامات رضا شاه ناوگان امپراطوری بريتانيا در خليج فارس ديگر نبايد آبهای ايران را پايگاه خود قرار دهند. نتيجه اين شد که پايگاه دريائی انگليس از وسط خليج به جزائر بحرين، سرزمين شيخ عيسی، حامد بن عيسی الخليفه انتقال يافت..»

جالب توجه است که وقتی فرزند برومند رضا شاه به اين مرحله از ناسيوناليستی ايرانی رسيد، انگليس را از جزائر خليج فارس بيرون راند، آبهای خليج فارس را به ناوگان های ايرانی اختصاص داد، منافع نفتی و سياسی اجتماعی انگلستان به خطر افتاد، فرهنگ ايرانی رو به رشد رفت انگليس دست به دامن ايادی آماده به فرمانش، يعنی ملی مذهبی های جبهه ملی، کومونيست های سنتی، وبخصوص ملايان شيعه زد و همانگونه که رضا شاه را از سرزمين خود بيرون رانده بود محمد رضا شاه را هم سرنگون نمود. اگر اين افراد ايا دی انگليس بوده اند چرا آنها را به چنين وضعی به خارج از ايران راندند. اگر آنها منافع انگليس را تامين ميکردند چرا ميبايست بيرون از ايران باشند؟



ح-ک
آکوست 20 -2004
امرداد 30 – 2563 = 1383


گستاخی 18 کشور عربی در مورد رد مالکیت جزایر ایران در خلیج فارس در سایه
سیاست فرومایه حکومت اسلامی که خود خلیج فارس را " خلیج عربی " و یا "خلیج اسلامی" و یا
" خلیج دوستی " مینامد. حکومت خائنی که گام بگام منافع و مصا لح ایرانیان را به قدرت های استعماری در دریا مازنداران میفروشد و هر روز نام مناطق استراتیژیک کشور ما را تغییر میدهد،جای تعجبی نیست که اعراب نسبت به اراضی ایران لجام گسیختگی در نفی مالکیت ایران را بانق نق خود ادامه میدهند. حزب سوسیال دمکرات ایران


سخنگوی وزارت خارجه ایران تاکید کرده است که جزاير سه گانه جزو لاینفک ایران هستند.
حمايت ۱۸ کشور عربی از ادعای امارات

کشورهای عربی خاورميانه در بيانيه پايانی اتحاديه پارلمان های عرب، ادعای مالکيت جزاير ايرانی تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی به امارات را ثبت کردند. وزارت خارجه ايران اين بيانيه را بی اساس خوانده است.

به گزارش خبرگزاری ها، روز پنجشنبه ۲۳ اسفند ماه، رسانه های امارات متحده عربی اعلام کردند که کشورشان توانسته است مسئله ادعای مالکيت جزاير سه گانه ايرا