
|
کودکان ايرانی گرفتار در چرخه خشونت و فقر
چهارشنبه ۱۷ مهر، روز جهانی کودک است، اما گزارش های رسمی حاکی از آن است که آمارهای کودک آزاری در ايران رو به افزايش نهاده، سالانه نزديک به ۲۷۰۰ کودک بر اثر سوانح رانندگی جان می بازند، و نزديک به سه ميليون و ۵۰۰ هزار کودک ايرانی از تحصيل بازمانده اند.
افزايش کودک آزاری در ايران
رسانه های رسمی در ايران همزمان با روز جهانی کودک خبر هولناک قتل،«علی اکبر» کودکی چهار ساله در کيانشهر واقع در جنوب شرق تهران از سوی پدرش را منتشر کردند.
خبرگزاری ايسنا در اين خصوص به نقل از قاضی محمد شهرياری بازپرس کشيک قتل پايتخت گزارش کرد که انگيزه احتمالی قتل اين کودک اعتياد و بيکاری پدرش بوده است.
پيش از اين در ۱۶ شهريور سالجاری نيز، خبرگزاری های رسمی خبر کشته شدن دو کودک به نام های علی يک ساله ، و سبحان سه ساله از سوی پدرشان در سنندج را منتشر کرده و نوشته بودند که وی دو کودک خود را به بالای کوه برده و با پرتاب آن ها به پايين مرتکب قتل کودکانش شده است.
بیشتر بخوانید:
افزایش آمار کودک آزاری در ايران
اين تنها شمار قتل های کودکان از سوی اعضای خانواده نيست رو به افزايش نهاده است.انجمن حمايت از حقوق کودکان در تهران روز گذشته اعلام کرد که آمار کودک آزاری در ايران رو به افزايش است.
بنابر گزارش سالانه واحد مددکاری انجمن حمايت از حقوق کودکان، در يک سال اخير ۲۰۰ مورد کودک آزاری به مددکاری انجمن گزارش شده است که ۴۸ درصد از کودکان قربانی شده مورد آزار جسمی ، ۴۹ درصد مورد آزار عاطفی ، ۱۳ درصد مورد آزار جنسی ، و ۲۰ درصد مورد بهره کشی اقتصادی قرار گرفته اند.
۱۲ درصد کودکانی که اين انجمن در گزارش خود به آنها اشاره کرده نيز از تحصيل محروم شده اند.
انجمن دفاع از حقوق کودکان همچنين اعلام کرد که ۴۱ درصد آزاردهندگان پدر کودک ، ۲۸ درصد مادر کودک ، هفت درصد نامادری، شش درصد همسايه ، چهار درصد اقوام ،چهار درصد افراد غريبه ، سه درصد کادر آموزشی، سه درصد کادر بيمارستان، دو درصد ناپدری و دو درصد کادر زندان بوده اند.
در گزارش انجمن حمايت از حقوق کودکان که رسانه های ایران طی دو روز اخير بخش هايی از آن را منتشر کردند، همچنين تاکيد شده که ۳۰ درصد از کودکانی که مورد آزار قرار گرفته اند، در خانواده هايی به سر می بردند که تجربه اعتياد و مصرف مواد مخدر دارند، و در ۴۰درصد خانواده ها اختلاف شديد خانوادگی، ۴۰ درصد فقر ، ۳۱ درصد تجربه طلاق و متارکه والدين، و در نه درصد خانواده ها هم، فوت والدين گزارش شده است.
ميانگين سنی کودکان آزارديده ۱۰ تا ۱۲ سال است و ۴۸ درصد از کودکان پسر و ۵۲ درصد دختر بوده اند.
ميانگين سنی کودکان آزارديده ۱۰ تا ۱۲ سال است و ۴۸ درصد از کودکان پسر و ۵۲ درصد دختر بوده اند.مشهورترين پرونده کودک آزاری طی ماه های اخير آزار کودکان در يک مرکز وابسته به بهزيستی در شهر زنجان است.
افزايش کودک آزاری در ايران در حالی وقع يافته که جمهوری اسلامی ۱۵ سال پيش در ۱۴ مهرماه ۷۲ با امضای ميثاق جهانی حقوق کودک به اين پيمان بين المللی پيوست،و متعهد شد که برای «حفاظت از کودکان» اقدامات لازم را تدوين و اجرا خواهد کرد.
ينابر اعلام سازمان بهزيستی جمعيت کودکان زير ۱۸ سال ايران مابين ۲۰ تا ۲۵ ميليون نفر اعلام شده است.
مرگ ۲۷۰۰ کودک در سوانح رانندگی
روز دوشنبه ۱۵ مهر کريستين سالازار فولکمن، نماينده يونيسف، صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد در ايران، در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد «در سال ۸۵ حدود ۲۷۰۰ کودک زير ۱۵ سال در اثر سوانح رانندگی در ايران فوت کردند و تقريباً ۹۵ هزار کودک و نوجوان زير ۲۰ سال مصدوم و مجروح شدند.»
وی چنين آماری را « بسيار اسفناک و نگران کننده » توصيف کرد و گفت «از جمله تبعات غيرمستقيم سوانح بر کودکان ، که در گزارش های رسمی فراموش می شود؛ فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر خانواده هايی است که معلولان سوانح مراقبت کنند.
شمار کودکان بازمانده از تحصيل در ايران نيز بنابر اعلام انجمن حمايت از حقوق کودکان سه ميليون و ۵۰۰ هزار نفر اعلام شده است.به گفته نماينده يونيسف در ايران « هزينه های درمان و مراقبت از اين کودکان، و از دست رفتن فرصت تحصيل کودکان سانحه ديده از جمله نگرانی والدين ايرانی است.»
وی در عين حال گفت که ايران گام ها قابل توجهی در جهت کاهش نرخ مرگ و مير کودکان از طريق واکسيناسيون و نظام شبکه بهداشتی کشور برداشته است.
دکتر امير اميرخانی، مديرکل سلامت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت نيز دوشنبه گذشته به خبرگزاری ها گفت که ۳۶ درصد مرگ و مير کودکان در ايران بر اثر سوانح ترافيکی است.
«دو ميليون ۷۰۰ هزار کودک کار»
شمار کودکان کار که به دليل مسايل خانوادگی، و بر عهده داشتن بخشی از در آمد در خانوارها فقير به کار می پردازند روز به روز افزوده می شود.
در همين خصوص مرکز آمار ايران خبر داده که بنابر آخری آمارگيری انجام شده در سال ۸۵ « از مجموع ۱۳ ميليون و ۲۵۳ هزار کودک در رده سنی ۱۰ تا ۱۸ سال کشور، ۳ ميليون و ۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه تحصيل ، و یک ميليون و ۷۰۰ هزار کودک به صورت مستقيم درگير کار بوده اند.»
اين گزارش می افزايد که ۹۱۵ هزار کودک ايرانی نيز با عنوان «کودک خانه دار» از سوی مرکز آمار ثبت شده اند. به نوشته روزنامه جام جم بنابرهمين آمار حدود دو ميليون و ۷۰۰ هزار کودک در ايران به کار مشغولند.
به گفته مدير عامل انجمن حمايت از حقوق کودکان ۶۵ درصد کودکان ايرانی «توهين و تحقير را در خانه يا مدرسه» تجربه کرده اند، و ۳۹ درصد کودکان نيز تنبيه بدنی شده اند.
شمار کودکان بازمانده از تحصيل در ايران نيز بنابر اعلام انجمن حمايت از حقوق کودکان سه ميليون و ۵۰۰ هزار نفر اعلام شده است.
سهم شادی کودکان نيز به شدت رو به کاهش است.فاطمه قاسمزاده روانشناس و فعال حوزه کودک در تهران نيز به روزنامه کارگزاران گفته « تا آنجا که بررسی شده می توانم بگويم شادی کودکان ايرانی کم است. نمی شود گفت اصلا نيست. واقعيت اين است که شادی در زندگی ما کم است و بچه ها نمی توانند برای خود شادی ايجاد کنند.»
بیژن یگانه 09.10.2008
|
یک روز پس از روز جهانی کودک محمدرضا حدادی اعدام می شود
در حالی که در تمام کشورهای دنیا روز جهانی کودک دارای ارزشی تاریخی است و در این روز بر اولویت نهادن حقوق کودکان تاکید می نمایند در کازرون ، کوشه ای از شهر تاریخی شیراز که دارای فرهنگ تاریخی غنی و پرباری است محمد رضا حدادی که در 15 سالگی به اتهام قتل عمد دستگیر و به دلیل فقر مالی، بی تجربگی و اغفال، قتل دیگری را گردن گرفت قرار است درست یک روز پس از روز جهانی کودک و در تاریخ 18 مهر ماه سال 1387 به دار آویخته شود .
ماجرای تشکیل پرونده محمد رضا از این قرار است که در تاريخ 30/5/1382 آقاي حسين رحمت به مرجع انتظامي اعلام مي كند كه پدرش بنام محمد باقر در روز 28/5/1382 كازرون را به مقصد شيراز ترك و تاكنون مراجعه ننموده است ايشان در تاريخ 8/6/1382 اعلام مي كنند كه اتومبيل پدرش بعد از يازده روز در روستاي فتح آباد كازرون پيدا شده است. تحقيقات قضايي و پليسي درخصوص مفقودي محمد باقر انجام و در جريان رسيدگي، شخصي بنام مهدي ساساني اقرار مي نمايد كه در ارتكاب سرقت اتومبيل و كشتن راننده، وي و افرادي به نامهاي محمد قرباني ، تقي و كريم دخالت داشته اند .
در تاريخ 20/7/82 كريم حدادي دستگير و اظهار مي دارد : « .... من به اتفاق مهدي ساساني و تقي حدادي و محمد روبروي امام زاده سيد حسين ساعت 11 يا 12 شب بود كه ايستادم بغل جاده، يك پيكان سواري جوانان نارنجي رنگ از كازرون آمد، محمد قرباني و تقي حدادي دست بلند كردند پيكان هم ايستاد و ما سوار شديم از قائميه رد شديم به طرف شيراز . محمد به راننده گفت كه يك رفيق داريم او را سوار كن كرايه ات را مي دهيم راننده قبول كرد در بين راه به بهانه دستشويي، راننده ، خودرو را متوقف كرد و پياده شديم من و محمد رفتيم داخل دره و مهدي و تقي پهلوي راننده ماندند راننده مي خواست آب به داخل رادياتور ماشين بريزد كه تقي سنگي برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روي زمين افتاد. بعد من و محمد از پائين آمديم بالا و به اتفاق مهدي و تقي چند مشت هم به سر و صورت و سينه راننده زديم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پيكان انداختيم و او را تا حكيم باشي و رشن آباد آورديم در راه متوجه شديم كه پيرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا مي كند و تقي كه پسر عموي من مي باشد پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاكي كوره كچي رفتيم تقي ماشين را متوقف كرد و درب صندوق عقب را باز كرد پيرمرد هنوز جان داشت مهدي ساساني با چوب دو دفعه به بدن پير مرد زد و روي زمين افتاد بود كه محمد و تقي تسمه پروانه اي آورده و دور گردن پير مرد انداختند و او را خفه كردند سپس تقي گفت جنازه را آتش بزنيم و بنزين تهيه كرديم و جنازه را آتش زده داخل گودالي قرار داديم و روي گودال را پر از خاك كرديم و رفتيم .
پزشكي قانوني علت دقيق فوت را تشخيص نداده ليكن اعلام نموده كه ضربه مغزي و شكستگي استخوان جمجمه مي تواند يكي از دلايل آن باشد.
در اثناي رسيدگي محمد رضا حدادي كه در آن زمان سنش 15 سال وشش ماه بود دستگير مي شود و در جلسات اوليه رسيدگي اعلام مي دارد كه مقتول را او با تسمه پروانه خفه كرده است در تاريخ 8/8/82 مجدداً محمد رضا حدادي در جلسه رسيدگي به دادگاه ، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتكاب جرم مي نمايد .
چند روز پس از جلسه محاكمه مادر محمد رضا به ملاقاتش مي رود و محمد رضا به او مي گويد كه آيا به وي پولي پرداخت نموده اند يا خير مادرش به وي جواب منفي مي دهد پس از آنكه ايشان متوجه مي شود كه فريب ديگر متهمين را خورده است طي نامه اي در تاريخ 13/8/82 به دادگاه اعلام مي دارد كه يكي از متهمين وعده پول و ديگر وعده هاي واهي را داده و به اين طريق فريب، ديگر متهمين كه از لحاظ عقلي و فكري وسني بزرگتر از موكل بوده اند را خورده است در حاليكه در ارتكاب جرم قتل هيچ نقشي نداشته است .
در نهايت دادگاه بدون تحقيق نسبت به ادعاي محمدرضا و انكار وي در تاريخ 16/10/82 سلب حيات مقتول توسط محمد رضا حدادي را مسلم دانسته و با استدلالاتي به صرف اقرار محمدرضا وي را به قصاص نفس محكوم و به استناد مادة 621 قانون مجازات اسلامي به لحاظ شركت در آدم ربايي به تحمل 15 سال حبس و به استناد مادة 636 همان قانون به تحمل يك سال حبس به لحاظ مخفي كردن جسد مقتول محكوم و ديگر متهمين را نيز به حبس هاي طولاني مدت به اتهام آدم ربايي و مخفي نمودن جسد و جنايت بر ميت محكوم مي نمايد .
متهمين به دادنامه صادره اعتراض مي نمايند كه با ارجاع پرونده به شعبه 42 ديوانعالي كشور در تاريخ 12/4/1384 قضات شعبه، دادنامه صادره را فاقد اشكال موثر دانسته و ابرام مي نمايند .
پس از آنكه دادنامه صادره به محمدرضا ابلاغ شده ، چون حقش را تضييع شده انگاشته بود با بدست آوردن دلايل جديد از جمله اقرار ديگر متهمين بر بي گناهيش تقاضاي اعمال مادة 18 مبني بر اعاده دادرسي و رسيدگي مجدد را مي نمايد كه شعبه سوم تشخيص ديوانعالي كشور درخواست وي را مردود اعلام مي نمايند در حالي كه جا داشت به دليل ارزش جان آدمي، تحقيقات مفصلي در اين خصوص انجام می پذيرفت محمدرضا بارها اعلام نموده است كه متهمين وي را اغفال نموده و پيشنهاد پرداخت وجه به خانواده اش را داده اند از طرفي يكي از آنها به وي قول داده است كه اگر قتل را به گردن بگيرد سعي مي كند دختر عمه اش را براي خواستگاری کند چون محمدرضا به اين دختر علاقه داشته و از طرفي وضعيت مالي خود و خانواده اش بسيار ضعيف بود لذا بنا به دلايل فوق و به علت كم عقلي و صغر سن، ارتكاب جرم قتل را به عهده مي گيرد.
در حال حاضر محمدرضا در زندان عادل آباد شيراز بسر مي برد و پرونده اتهامي وي با قطعيت احكام، به اجراي احكام دادگستري كازرون ارسال و داديار رسيدگي كننده به پرونده، بدون اینکه زمان اجرای حکم را به اینجانب ابلاغ نماید روز با تعجیل روز 18 مهر ماه را برای اجرای حکم قصاص نفس تعیین نموده است.
محکومیت و تعیین زمان برای اجرای حکم محمد رضا حدادی در حالی است که صرفنظر از ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد در سال 1372 كنوانسيون حقوق كودك وارد صحن علني مجلس شوراي اسلامي گرديد و نمايندگان مجلس با اكثريت آراء مواد آنرا به تصويب رساندند پس از آنكه كنوانسيون به شوراي محترم نگهبان ارجاع گرديد، اعضاي شورای با حق شرط، كنوانسيون حقوق كودك را تأييد نمودند.
شوراي محترم نگهبان در نظريه شمارة 5760 مورخ 4/11/1372 خود به مجلس شوراي اسلامي، مشخصاً موارد مخالفت كنوانسيون را با موازين شرع به اين شرح اعلام داشت:« بند 1 مادة 12 و بند هاي 1و3 ماده 13 و بند 1و3 ماده 14 و بند 2 ماده 15 و بند 1 ماده 16 و بند د قسمت 1 ماده 29 مغاير موازين شرع شناخته شد.» نتيجه اينكه به غير از موارد ياد شده، ديگر مواد كنوانسيون هيچگونه مغايرتي با شرع نداشته و در محاكم دادگستري مستند به مادة 9 قانون مدني كه مقرر مي دارد:« مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول، منعقد شده باشد در حكم قانون است.» لازم الرعايه مي باشد.
ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك مقرر مي دارد: كشورهاي عضو تضمين خواهند كرد كه:
«......... مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد.»
نتيجه اينكه صدور حكم به سلب حيات ( قصاص نفس ) محمدرضا حدادی که در تاریخ 27/12/1367 به دنیا آمده است و ديگر اشخاصي كه در سن زير 18 سال مرتكب جرم مي شوند بر خلاف صريح قانون بوده و دادنامه هاي صادره از اين حيث مخدوش است و در صورتیکه حکم صادره اجرا گردد محمدرضا حدادی با وجود ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد برخلاف قانون به دار آویخته شد.06.10.2008
|
نقض حقوق بشر در جهان : خسته، تشنه، داغون خسته، تشنه، داغون ( نوشته یی از : صالحه، 10 ساله )
آنچه در ادامه میخوانید گزیدهای از مجموعه نوشتههای كودكان كارگر ایرانی و افغان است كه در كلاسهایی كه روزهای جمعه در چند مركز غیردولتی برای آموزش آنان تشكیل میشود نوشته شدهاند. این مجموعه را علی صداقتی خیاط، نویسنده و فعال حقوق كودكان، در چند مجلد با عنوانهای «برج غار»، «غار تار» و «ترس غار» گرد آورده و انتشارات ناهید منتشر كرده است.
وقتی
وقتی بعد از سه ماه حقوقم را دادند برای پدرم یك جفت كفش بخرم برای مادرم یك كاپشن گرمی تا بتواند زمستان از آن استفاده كند. برای عید برای برادرم یك شلوار لی بخرم تا در مدرسه به او به خاطر شلوارش توهین نكنند. برای خواهرم یك كیف نو بخرم تا وقتی به مدرسه میرود كتاب و دفترهایش را در كیسه پلاستیكی نكند و بچهها به او نخندند. اما خودم چی. من هم چیزهایی لازم دارم مثل مانتو كفش و برای مدرسه كیف. ولی كفش پدرم و كاپشن مادرم و كیف و شلوار خواهر و برادرم مهمتر است. اگر پولم رسید همه را میخرم برای خودم بماند بعد، آنها لازمتر هستند.
سمیه، 15 ساله، پنجم دبستان
اگر
اگه پدرم سر كار میرفت الان بیكار نبود و در خانه نمینشست و با مادرم دعوا نمیكرد. اگه من جای رئیسجمهور بودم یك عالمه كار درست میكردم كه مردم بیكار نمونن. اگه من پولدار بودم پدرومادرم را به رستوران میبردم.
فرشته، 9 ساله
اگر
اگه من پول داشتم پدرم را به دكتر میبردم. اگه بیمارستان مجانی بود هیچكس به بیپولی نمیمرد. اگه مواد مخدر ردوبدل نمیشد جوانها از زندگی ناكام نمیشدند. اگه لباس ارزان بود فقیرها در زمستان مریض نمیشدند. اگه پلیسها خوب باشند بیگناهها را به زندان نمیبردند و كتك نمیزدند. اگه مربیها پول روی هم بذارند میتوانند یك مدرسه بزرگ بخرند.
عالیه، 10 ساله، پنجم دبستان
اگر
اگه من پولی داشتم به فقیران كمك میكردم و برای آنها كارخانه درست میكردم تا آنها پولی برای خوردن غذا پیدا میكردند تا دیگر گرسنه نمیماندند و برای پیدا كردن غذای زن و بچههایش پولی داشته باشد تا برای آنها لباس و هرچه كه بچههایش میخواهد تهیه كند و دیگر دست آنها پیش مردم دراز نباشد و دیگر نگران خوردن زن و بچههایش نباشد.
رحمت، 9 ساله
اگر
اگر پدرم فرصت كند یك نقاشی برای اگر میكشد تا من یاد بگیرم اگر را نقاشی كنم. اگر مادرم كاموا داشته باشد برای همه بچهها كله و دستكش میبافد كه سرما نخورند. اگر برادرت و برادر بزرگم وقت كند مدرسه را مجانی رنگ میزند تا بچهها خوشحالتر شوند و بیشتر درس بخوانند. اگر من بتوانم هر جمعه به مدرسه بیایم خیلی بهتر است. بیشتر جمعهها با برادرم سر كار میروم و پدرم شبها دیر به خانه میآید و صبح زود میرود و كاموا هم خیلی گران است.
جبار، 13 ساله، پنجم دبستان
خجالت
صاحبكار بابام برای عید بهش پول نمیده بابام از اینكه نمیتونه برای ما لباس بخره خجالت میكشه منم از اینكه عید مجبورم دوباره لباسهای كهنهام را بپوشم خجالت میكشم.
سمیه، 15 ساله
خجالت
شب اومد خونه مثل هر شب خسته خسته آه و ناله میكرد دلم میخواست بوسش كنم بگم دوستش دارم اما خجالت كشیدم.
میترا، 16 ساله، سوم راهنمایی
آرزو
من جوراب فروشی را دوست ندارم چون كه شهرداری من را میگیرد و به كلانتری میبرد مامانم نگران میشود و زیاد پول از دستش میرود. من دوست دارم به مدرسه بروم و سر كار نروم چون من مدرسه را دوست دارم و دوست دارم وقتی بزرگ شدم معلم شوم.
سعید، 12 ساله، اول دبستان
(سعید دیكته كرده و توسط شخص دیگری نوشته شده است).
خشم
صاحبكار من خیلی خشن بود تنبل خر نفهم. و من هم از او عصبانیتر چون خسته تشنه داغون. او گفت و من گفتم و درگیری در آنجا شروع شد. من اخراج او خوشحال من گریان او خندان من بیكار او پولدار.
محمدرضا، 14ساله، پنجم دبستان
خشم
یه پسره رفته مدرسه. خانمش گفته شهریه بیاره اونم نیاورده. پسره خشن شد. داد زد. همسایشون واسه مامانش گفت باید پول بدی ولی پسره گفت شهریه مدرسه ما چی میشه بعد باباش گفت واسه صاحبخونه دادم. پسره میره كفاشی. نمیآد با بچهها بازی كنه.
سلسله، هفت ساله، اول دبستان
واژه
سقف خانه ما ترك خورده و دیوار خانه ما شكسته است ما پول نداریم كه دیوار و سقف خانه را درست كنیم و باران میآمد ظرفها را میگذاشتیم كه خانهمان پر آب نشود دستهای مادر ترك خورده است و پنجره خانه همسایه شكسته است.
فاطمه، 12 ساله، چهارم دبستان
یك نامه
آیا این درست است حق كودكان ضایع شود و آنها به چیزهایی كه میخواهند نرسند. آیا این درست است یك كودك هشت ساله برود كار كند و خرج خانواده را بدهد و نتواند به مدرسه برود. او نمیتواند به مدرسه برود و مانند بچههای دیگر تحصیل كند. اگر پدر و مادرها به فكر ما نباشند كسی به فكر ما نیست. آیا این درست است یك كودك شب گرسنه بخوابد. آیا این درست است یك كودك نتواند شادی كند و از زندگی لذت ببرد. این درست است كودك صبح زود از خواب شیرین خود بلند شود و از صبح تا شب كار كند. این درست است كه بچه نتواند استراحت كند. این درست است كه بچه هفت یا هشت ساله نتواند به مدرسه برود. این درست است كه یك كودك مرض داشته باشد و در همان حال مریضی در خانه بماند. نتواند تغذیه درست بخورد. همه این گفتهها درست است و پیش چشم خودم اتفاق افتاده است. او یك كودك است و همسایه ما است.
جمعه خان، 11 ساله، پنجم دبستان
یك نامه
به نام خدا ما بچهها احتیاج داریم كه همیشه سالم باشیم. ما هم میخواهیم مثل بقیه به مدرسه برویم بازی كنیم غذای مقوی بخوریم تا همیشه سالم باشیم. ما دوست داریم مثل بقیه بچهها لباس نو بپوشیم و ما دوست داریم وطنمان آزاد شود تا بازگردیم به وطنمان. آیا شما دوست دارید كه كودك زیر باران روی كول مادرش باشد تا مادرش پولی به دست آورد. شما باید فكر كنید كه ما هم مثل دختر یا پسر شماییم كمك كنید تا به مدرسه برویم. چرا بچههایی كه پول دارند میتوانند به مدرسه بروند یا لباس نو بپوشند ما هم انسانیم و به این چیزها احتیاج داریم چون پول نداریم نباید خانهای داشته باشیم كه توی آن زندگی كنیم چرا ما شب و روز آدامس یا گل بفروشیم یا شیشه ماشین پاك كنیم. شب و روز زیر سرما باشیم این را چه قانونی گفته. درست است برای اینكه ما از یك كشور دیگریم بهخاطر همین است كه به ما كمك نمیكنید ولی باید بدانید ما هم مسلمانیم و شما باید كمك كنید تا به مدرسه برویم سواد داشته باشیم تا بتوانیم كشور خود را بسازیم آن وقت است كه ما كشور آزادی داریم.
ندیمه، 13 ساله، دوم دبستان
یك روز خوب
من در سال 84 گونی میزدم. 200 گونی زدم خودم به تنهایی. شبها تا ساعت یك شب گونی میزنیم. الان هم میزنیم. وقتی كه گونیها را زدیم همه تمام شدند، پولها را مادرم و پدرم گرفتند به من كه تا ساعت یك شب گونی میزدم پولی ندادند. من میخواستم با پول گونیها مانتو بخرم. قبل از اینكه گونی بزنیم به پدرم گفتم كه برای من مانتو بخر. گفت دلت خوشه پولم كجا بود. اگر پول داشتم خانه را عوض میكردم و یك فرش میخریدم. وقتی كه پدرم این حرف را زد احساس كردم كه اصلا مرا دوست ندارد. یك روز همین جور نشسته بودم كه پدرم گفت عزیزم فكر میكنی امروز چه روزی است. گفتم دوم خرداد. پدرم گفت چیزی به نظرت نمیرسد. گفتم نه. گفت تولدت مبارك. یك كادو هم گرفته بود، اگر گفتید چه؟ با پولهایی كه گونی زده بود سه هزار تومان دیگر رویش گذاشته بود و یك مانتو برایم خریده بود. احساس خوبی داشتم.
فریبا، 13 ساله، سوم دبستان
یك روز خوب
علی دوست دارد كه روزهای جمعه سر كار نرود ولی مامانش میگوید علی تو باید سر كار بروی فرقی ندارد كه امروز جمعه است یا شنبه علی از این بابت كمی ناراحت است. یك شب كه میخوابد صبح كه بلند میشود میبیند كه مادرش به او میگوید علی امروز جمعه است سر كار نرو. علی خیلی خوشحال میشود.
http://www.autnews.eu/archives/1387,07,00012535 از سایت خبرنامه : امیرکبیر :
|

|
بیش از ۴۰۰ هزار کودک کار در سطح استان تهران هیچ گونه آموزشی ندیده اند
۹۰ درصد کودکان کارایرانی بی سوادند
خبرگزاری کار ایران: بیش از ۹۰ درصد کودکان کار و خیابان کشور به دلیل فقر و تنگدستی و تلاش برای تامین معیشت خانوار خود بی سواد باقی مانده اند.
"فاطمه قاسم زاده" عضو هیات موسس شبکه یاری کودکان کار و خیابان در گفت و گو با خبرنگار "ایلنا"، افزود: کودکان کار ایرانی به دلیل فشارهای سنگین مالی در تامین هزینه خانوار از کمترین آموزش های علمی و اجتماعی بهره مند می شوند و بیش از ۹۰ درصد آنها حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند.
او افزود: با وجود فعالیت ۹ مرکز حمایت از کودکان کار که تاکنون با کمترین حمایت دولت به راه خود ادامه داده است بیش از ۴۰۰ هزار کودک کار در سطح استان تهران هنوز هیچ گونه آموزشی ندیده است.
او با اشاره به اینکه شبکه های حمایتی به دلیل محدودیت تنها سه هزار کودک کار را پوشش داده اند گفت: به دلیل عدم امکانات لازم، نبود بنیه مالی و ضعف در اطلاع رسانی، خیلی عظیمی از کودکان از وجود این مراکز اطلاعی نداشته و از آن فعالیت بی بهره اند. این روانشناس گفت: کودکان کار از ترس تشکیل پرونده تکدی گری و شناسایی آمار، به مراکز دولتی مراجعه نکرده و حاضر نمی شوند خود را معرفی کنند.
قاسم زاده با اظهار خشنودی از اجرای طرح جدید پایگاه های خدمات اجتماعی در مناطق محروم از سوی بهزیستی و فعالیت دفتر آسیب های اجتماعی شهرداری گفت: بهزیستی سالانه ۵ تا ۱۰ میلیون تومان به انجمن های مذکور کمک مالی می کند که این بودجه برای فعالیت و تکاپوی این مراکز انسان دوستانه به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
لازم بذکر است هم اکنون ۹ مرکز حمایتی از کودکان کار در کرج، شهر ری، شوش، ناصر خسرو ، بهارستان و اسلامشهر بیش از ٣ هزار کودک کار را تحت پوشش اموزشی قرارداده اند که این تعداد با توجه به میزان چندصد هزار نفری کودکان کار رضایت بخش نیست.
26.08.2008
|

|
خبروعکس های روزجهاني مبارزه عليه كاركودك
برگزاري مراسم بزرگداشت روز جهاني مبارزه عليه كار كودك
روز چهارشنبه 22 خرداد 87 برابر با 12 ژوئن 2008 گروه كيانا جشني را به مناسبت روز جهاني مبارزه عليه كار كودك برگزار كرد. در اين جشن كه با همكاري معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري كرج در محل كرج چهار راه طالقاني بوستان جهان جنب تالار نژاد فلاح و از ساعت 18 الي 22 برپا شد، گروه به اطلاع رساني درمورد اينروز و فعاليت هاي خود پرداخت. وجود هشت غرفه در زمينه مشاوره خانواده، معرفي گروه كيانا، نقاشي كودكان، نقاشي روي پارچه، گريم كودك، غرفه هفته نامه نوين و نيز موسيقي كودكانه توسط گروه ققنوس و اجراي نمايش توسط كودكان تحت آموزش كيانا اين روز را بسيار براي اعضا و نيز كودكان كار بسيار مفرح نمود. لازم است دراينجا از تمامي همكارانمان كه فعالانه كيانا را در اجراي اين مراسم ياري دادند قدرداني نمائيم.
خوشبختانه استقبال مردم از اين برنامه بسيار خوب بود و به همين دليل به دستور معاونت اجتماعي شهرداري اين برنامه براي روز جمعه 24 خرداد، ساعت 18 الي 22 نيز تمديد گرديد.
|

|
موسسه تحقیقاتی آمریکایی: کتاب های درسی ایران تبعیض آمیز است
کتاب های درسی ایران
سعید پبوندی می گوید کتاب های درسی ایران تصویر یک شهروند درجه دو را از زنان ارائه می کند
تحقیقی که توسط موسسه آمریکایی خانه آزادی درباره محتوای کتاب های درسی ایران صورت گرفته، نتیجه گیری کرده که این کتاب ها نسبت به زنان و اقلیت های دینی و قومی تبعیض آمیز است.
بر اساس گزارشی که از نتیجه این تحقیق منتشر شده است، محتوای کتاب های درسی ایران با هدف آموزش تبعیض جنسیتی به دانش آموزان، ایجاد بدبینی به اقلیت های دینی و تحکیم ایدئولوژی دینی حکومت طراحی شده است.
این طرح تحقیقاتی بر ۹۵ کتاب درسی در سال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۵ انجام شده و شامل تحلیل محتوای ۴۱۲ درس و بررسی یازده هزار صفحه و ۳۱۱۵ عکس و شکل است. این تحقیق به سفارش خانه آزادی در واشنگتن انجام شده است.
به گفته سعید پیوندی استاد جامعه شناسی آموزش و پرورش در دانشگاه "پاریس ۸ " و سرپرست گروه تحقیق، این طرح نخستین بررسی جامع کتاب های درسی ایران در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان است.
نظرات شما در این باره
آقای پیوندی در گفتگو با دفتر بی بی سی فارسی در واشنگتن گفت نتیجه بررسی های تحلیلی نشان می دهد محتوای کتاب درسی ایران نگرشی تبعیض آمیز به زنان، اقلیت های دینی و قومی و ملیت های غیر ایرانی در خارج از مرزهای این کشور دارد.
سعید پیوندی که پیش تر کتابی را درباره اسلامی کردن نظام آموزش وپرورش ایران در فرانسه به چاپ رسانده است، می گوید تحقیقات قبلی بیانگر اهمیت بررسی مصداق های تبعیض و عدم تحمل در کتاب های درسی ایران بود.
به گفته آقای پیوندی، تبعیض علیه زنان به طور گسترده ای در این کتاب ها دیده می شود: "کتاب های درسی ایران زنان را عملا به عنوان شهروند درجه دوم معرفی می کند. زنان در این کتاب ها پیش از این که انسان های مستقل اجتماعی باشند، مادر، خواهر، همسر و دختر این مرد و آن مرد هستند. به همین خاطر شخصیت های مهم زنانه در کتاب های درسی ایران کم دیده می شوند و بیشتر شخصیت مطرح در متون درسی و عکس های کتاب ها مرد هستند."
سعید پیوندی با انتقاد از آن چه "سانسور علمی و فرهنگی زنان" در کتاب های درسی می نامد، تصویر ارائه شده از زنان در این کتاب ها را با دختران تحصیل کرده امروز ایران منطبق نمی داند.
قومیت ها
یکی دیگر از موارد انتقاد گزارش منتشر شده به وسیله خانه آزادی از محتوای کتاب های درسی ایران به تبعیض علیه اقلیت های دینی و قومی مربوط است.
سعید پیوندی
آقای پیوندی قبل از انتشار این گزارش، کتابی را درباره اسلامی کردن نظام آموزش و پرورش ایران به چاپ رسانده است
به گفته آقای پیوندی کتاب های درسی بیانگر تنوع قومی و دینی ایران نیستند و شیعه محوری در همه اجزای آنها دیده می شود.
سعید پیوندی با اشاره به تلاش کتاب های درسی برای معرفی قومیت های آذری و کرد و سایر اقلیت ها، مشکل اساسی آنها را بی توجهی به فرهنگ و ادبیات اقلیت ها دانسته است.
از سوی دیگر به رغم اختصاص کتاب های تعلیمات دینی خاص اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده در ایران، به خاطر مطرح شدن مسائل دینی در سایر کتاب های درسی مانند تاریخ، علوم اجتماعی و ادبیات فارسی، پیروان سایر ادیان در وضع یکسانی با اکثریت شیعه قرار ندارند.
آقای پیوندی در این باره می گوید دانش آموزان اقلیت دینی مجبور به خواندن کتاب هایی اند که بر اساس تاریخ و تفکر شیعه نوشته شده است و حتی گاهی در متن این کتاب ها به اعتقادات آنها توهین می شود ولی آنها باید این کتاب ها را بخوانند و امتحان دهند.
این در حالی است که بر اساس گزارش منتشر شده، وضع اقلیت های به رسمیت شناخته نشده مانند بهایی ها و فرقه های صوفی از اقلیت های رسمی بدتر است.
یکی دیگر از موارد بررسی شده در تحلیل محتوای کتاب های درسی ایران، تحقیق درباره نگرش ارائه شده درباره روابط جهانی و منطقه ای است.
به گفته آقای پیوندی در حالی که کتاب های درسی چهره به نسبت مثبتی را از کشورهای منطقه ترسیم می کنند، روابط جهانی به صورت تقابل کشورهای غربی با کشورهای اسلامی به نمایش در آمده است.
او می گوید:"در کتاب های درسی، اسرائیل به صورت شر مطلق ترسیم شده و از کشورهای غربی هم به عنوان حامی آن نام برده شده است. نقشه ای هم که از منطقه در کتاب های درسی چاپ می شود فاقد نام این کشور است و با واقعیت های جهان منطبق نیست."
موسسه خانه آزادی (فریدم هاوس) یک موسسه پژوهشی در آمریکاست که خود را غیردولتی معرفی می کند و گفته می شود از نظر سیاسی، گرایش های نومحافظه کارانه دارد. 07:08 گرينويچ - چهارشنبه 19 مارس 2008 - 29 اسفند 1386 بی بی سی
|
کودکان قربانی فقر اقتصادی جوامع بشریت و استعمار مناسبات سرمایه داری لجام کسیخه
بردگری و بردکشی از کودکان Bardegi ye kudakaan, Child Slavery : http://video.google.com/videoplay?docid=-711681993331784159
|

|
کودکان ایرانی در محیطی از فساد اسلامی که کودکان قربانی مردان مسلمان پدوفیل اند از حمایت هیچ
قانونی برخوردار نیستند جز مراقبات های خانوادگی. کودک آزاری و سوء استفاده جنسی از کودکان در حکومت اسلامی متداول است .
تجاوز به كودكان؛ قربانيان بى صدا و بى تصوير
كريستول، دختر آمريكايى، دوربين را روشن مى كند، در برابر آن مى نشيند و داستان فاجعه بار زندگيش را اين گونه تعريف مى كند: «سلام، من كريستولم و شانزده سال سن دارم...»
كريستول در اين ويدئوى چند دقيقه اى كه آن را در اينترنت منتشر كرده است، تعريف مى كند، چگونه مرد ميانسالى او را با استفاده از مواد مخدر از حالت عادى خارج مى كند و سپس به او تجاوز مى كند. كريستول در اين ويديو از كسانى كه او را مى بينند درخواست كمك مى كند و مى گويد كه مى ترسد مرد متجاوز او را بكشد.
پليس نمى تواند مرد متجاوز را دستگير كند، چون هم او و هم كريستول اذعان كرده اند، كه با ميل خود تن به رابطه جنسى داده اند. اما هيچ كس نمى داند آيا دختر شانزده ساله از ترس انتقام گيرى چنين گفته است يا دليل ديگرى داشته است. به هر حال كريستول فقط يك دختر نوجوان است.
قربانيان بى صدا و بى تصوير
كريستول يك قربانى از هزاران قربانى هر روزه تجاوز به كودكان است. قربانيانى كه هرگز نه صدايى از آن ها شنيده و نه كسى از آن چه بر آنها رفته است با خبر مى شود.
بهروز معبودييان، روانشناس بالينى در ايران به رادیو فردا مى گويد: «عمدتا بچه هايى كه به آن ها تجاوز مى شود، اساسا نمى دانند بايد به چه نحوى چنين اتفاق هايى را با ديگران در ميان بگذارند. مى ترسند كه والدينشان آن ها را به عنوان افراد مقصر ببينند و تنبيهى در انتظارشان باشد. به دليل اين تجربه نامتعارف دچار شوك مى شوند و نمى توانند با ديگران صحبت كنند.»
ماجراى پدر اتريشى كه سالها دخترش را در سرداب خانه پنهان كرده بود، به او تجاوز مى كرد و حتى از او فرزندانى هم داشت، به خصوص كه همه اين ها در قلب اروپا رخ داد، روزها در صدر اخبار رسانه هاى جهانى بود.
اما عمده قربانيان تجاوز، هرگز به هيچ راديو، روزنامه وتلويزيونى راه پيدا نمى كنند و تجاوز تنها آغاز فاجعه در زندگى آن ها است. فاجعه اى كه آرام آرام ذهن و خاطره كودك را به محاصره خود در مى آورد.
بهروز معبوديان مى گويد: «اصل، ضربه بعد از حادثه است. افسردگى شديد، بى اعتمادى به دنياى اطراف، افت تحصيلى، ترس از فضاهاى باز يا بسته و رو آوردن به مواد مخدر براى فراموش كردن حادثه؛ همه اين ها بخشى از مشكلات روانى است كه قربانى را تهديد مى كند.»
«سكس توريسم»
اِكپات، سازمان غير دولتى مبارزه با تن فروشى كودكان كه مقر آن در ايتالياست، براى چندمين بار گزارش تكان دهنده اى را در مورد كودكان قربانى تجاوز و تن فروشى منتشر كرده است.
اوكراين، كامبوج، تايلند يا كلمبيا از جمله كشورهايى هستند كه هر ساله، هزاران نفر فقط براى سكس به آن ها سفر مى كنند. مسافرتى كه در زبان بين المللى به آن «سكس توريسم» مى گويند.
هر چند بر اساس آمارها تقريبا سه درصد سكس - توريست ها، «پدوفيل» يا كودك آزار هستند اما هر ساله به تعداد كسانى كه با تن فروشان كم سن و سال رابطه جنسى برقرار مى كنند و عملا پدوفيل هم نيستند، افزوده مى شود.
يونيسف، صندوق كمك به كودكان سازمان ملل متحد، هر از چند گاهى فيلم ها و نوشته هاى كوتاهى از كودكانى كه قربانى تجاوز و تن فروشى شده اند منتشر مى كند. داستان هايى كه قربانيان آن كودكانى از هر رنگ و نژادى هستند اما داستان زندگى آن ها كم و بيش يكى است: «فقر يكى از مهم ترين دلايل روى آوردن كودكان به تن فروشى است.»
«در ايران كلينيك هايى براى كمك به قربانيان تجاوز وجود دارد، ولى در اصل مدارس بايد مشاوران خبره داشته باشند و در ضمن قوه قضاييه بايد راسا قربانيان را به كلينيك هاى تخصصى معرفى كند، كه اين اتفاق متاسفانه نمى افتد.»يكى از اين كودكان در يكى از اين فيلم ها تعريف مى كند كه مادرش را در كودكى از دست داد. سپس پدرش او را به كسى اجاره داد و زندگى جديد او آغاز شد: «تنها در برابر كمى پول، لباس نو، لوزام آرايش و غذا.»
شايد اين داستان براى همه تكرارى باشد، اما آمارهاى بين المللى كه نشاندهنده رخ دادن آن براى قربانيان بى شمار ديگرى است، بدتر از آن هستند كه ناديده گرفته شوند.
تنها در برابر یک مشت دلار
به گزارش اِكپات، هر ساله میليون ها زن از تن فروشى روزگار مى گذرانند. سى درصد آن ها بين ۹ تا پانزده ساله اند. ولى در سال هاى اخير پليس در بين كسانى كه به آن ها تجاوز شده است، حتى بچه هاى پنج تا شش ساله ها هم پيدا کرده است. بهاى هر بار تجاوز به كودكان بسیار ناچیز است و این مسئله باعث شده تا چنین تجارتی به آسانی گسترش یابد.
بهروز معبوديان، روانشاس بالينى مى گويد: «در ايران آمار دقيق و روشنى وجود ندارد. البته هر سازمانى ممكن است آمار خودش را داشته باشد كه تازه آن هم اعلام نمى شود. در سال هاى اخير به دليل افزايش اين آمار، پليس آگاهى ايران بخشى را براى كمك به قربانيان ايجاد كرده است.»
عمده قربانيان كم سن و سال تجاوز و تن فروشى بدون آنكه بخواهند يا بدانند قربانى مى شوند. ولى هميشه راهى براى كمك كردن به آن ها وجود دارد.
بهروز معبوديان مى گويد: «در ايران كلينيك هايى براى كمك به قربانيان تجاوز وجود دارد، ولى در اصل مدارس بايد مشاوران خبره داشته باشند و در ضمن قوه قضاييه بايد راسا قربانيان را به كلينيك هاى تخصصى معرفى كند، كه اين اتفاق متاسفانه نمى افتد.»
كمتر كسى مثل كريستول آمريكايى پيدا مى شود كه داستان زندگى خود را در اينترنت براى ديگران تعريف كند.
بسيارى از كودكانى كه به آن ها تجاوز مى شود چنان فقير و بى چيزند كه حتى نمى دانند در دنياى امروز، اينترنتى وجود دارد كه مى تواند صداى آن ها را به ديگران برساند و صدا براى هميشه در گلوى قربانى مى ماند.
كريستول نوجوان دوربين را خاموش مى كند. تنها چند دقيقه او را مى بينيم. چند دقيقه از ميليون ها دقايق زندگى هر روزه و بعد دوباره خاموشى.
توماج طاهباز
|

|
|
در کشوری که حکومتی ها در زندان ها شکنجه میکنند، زنان و مردان را سنکسار و جنایت را رویه حکومت داری کرده اند ،سیاست فرهنگی حکومتی ظالم و جنایتکار غیر از این نمیتواند باشد که معلمانی مبتلا به بیماری های روانی کودکان را ضرب شتم کرده و خشونت را در فرهنگ نو جوانان توسعه میدهند.رژیم فاسد اسلامی ریشه همه شوربختی های کودکان و جوانان کشورمان است.راه چاره از میان برداشتن حکومت فتنه ،فساد،خیانت پیشه ،تخریبگر و تروریستی اسلامی از اریکه قدرت است . حزب سوسیال دمکرات ایران
تنبیه بدنی در مدرسه: جرم مشهود معلم به قصد تادیب!
دانش آموزی در اهواز در بيمارستانی بستری شده است. به گفته پزشکان اين احتمال وجود دارد که او برای هميشه فلج شود. اين دانش آموز می گويد که بر اثر ضربات کابلی که معلمش بر پاهای او زده بيهوش شده و حالا با خطر فلج شده رو به رو است.
عباس رهی، مدير کل دفتر پاسخگويی به شکايات آموزش و پرورش، در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس خبر تنبيه بدنی شديد اين دانش آموز را تاييد کرده، اما گفته است اين پرونده در دست بررسی است.
به گفته او، پزشکی قانونی بايد اعلام کند که آيا شلاق های معلم دليل فلج بودن اين دانش آموز هستند يا نه.
اين نخستين بار نيست که موضوع تنبيه بدنی در مدارس و به بيان ساده تر کتک زدن دانش آموزان توسط معلمان در نظام آموزشی ايران ابعادی رسانه ای پيدا می کند.
تنبيه فيزيکی در نظام آموزشی ستنی ايران همواره ستايش شده و شايد يکی از اصلی ترين دلايلی که هنوز در نظام آموزشی مدرن ايران نيز دانش آموزان از دست معلمان خود کتک می خورند، همين ريشه قديمی باشد که حتی در ادبيات کلاسيک نيز بازتاب داشته است.
در ابتدای سال جاری، والدين يک دختربچه مدعی شدند که فرزندشان بر اثر کتک خوردن در مدرسه مرده است. سال پيش در روزهايی بهاری چون امروز – ارديبهشت ماه – خبرگزاری مهر پرونده کودکی را گشود که با هدف تنبيه، توسط معلمش و در برابر ديدگان همکلاسی هايش لخت شده بود.
حتی اگر اين پرونده ها به رسانه ها راه پيدا نمی کردند نيز، کمتر ايرانی پيدا می شود که در طول تحصيل ۱۲ ساله تا پايان تحصيلات متوسطه – که برای همگان اجباری است – دستکم يک بار تنبيه بدنی يا تنبيه روحی را تجربه نکرده باشد.
تنبيه فيزيکی در نظام آموزشی ستنی ايران همواره ستايش شده و شايد يکی از اصلی ترين دلايلی که هنوز در نظام آموزشی مدرن ايران نيز دانش آموزان از دست معلمان خود کتک می خورند، همين ريشه قديمی باشد که حتی در ادبيات کلاسيک نيز بازتاب داشته است.
معلم های خاطی
فارغ از ريشه های تنبيه در آموزش سنتی در ايران، از زمان ورود نظام آموزشی مدرن به ايران نزديک به يکصد سال می گذرد و در اين نظام مدرن، چند دهه ای است که تنبيه بدنی، به کلی منع شده است.
وزارت آموزش و پرورش ايران نيز به عنوان متولی آموزش کودکان و و نوجوانان ايرانی، با صدور بخشنامه ها و آئين نامه های گوناگون «تنبيه بدنی» را در مدارس ايران منع کرده است.
شيرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش به راديو فردا می گويد که در بخشنامه های آموزش و پرورش، راههای تنبيه دانش آموزان در صورت تخلف از مقررات انضباطی مدارس با شفافيت تشريح شده اند.
به گفته وی، معلمين اجازه دارند که نخست با «تذکر شفاهی»، سپس «تذکر شفاهی در برابر ديگران»، در مرحله بعد «اخراج دانش آموز به مدت سه روز از مدرسه» در آخرين مرحله «جا به جا کردن دانش آموز از مدرسه ای به مدرسه ديگر»، برای اجرای مقررات خود بکوشند.
به بيان ديگر، «تنبيه بدنی» در مدارس ايران به عنوان «تنبيه رسمی» جايی ندارد و معلمينی که دانش آموزان خود را در هر شرايطی کتک می زنند در نخستين گام، خود مقرارت حرفه ای را زير پا گذاشته اند.
جرم مشهود در مدرسه
در اين ميان آنچه در قانون مجازات اسلامی «ايراد ضرب عمدی» توصيف می شود، جرمی است که اگر در دادگاه به اثبات برسد، مجازات در پی خواهد داشت.
احمد بشيری، وکيل باسابقه دادگستری در مصاحبه با راديو فردا تاکيد می کند در قوانين قضايی ايران، «به تنبيه دانش آموزان به چشم يک اقدام تاديبی نگاه نشده است و کتک زدن دانش آموز، جرم قابل تعقيب است.»
محمد مصطفايی، حقوقدانی که اخيرا به عضويت کميسيون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز در آمده نيز اين نظر آقای بشيری را تاييد می کند و می افزايد: «به نظر من قضات به دليل حساسيت اين جرم بايد اشد مجازات را برای معلمين خاطی در نظر بگيرند، چرا که تاثير خشونت در مدارس بسيار برای جامعه مخرب است.»
* «من يکی دو بار با چنين پرونده هايی رو به رو شدم و اتفاقا چون معتقدم بايد برخورد قاطع باشد، با شدت زيادی با خاطی برخورد کردم.»
احمد بشیری
احمد بشيری، ديگر حقوقدانی که در اين رابطه به سئوالات راديو فردا پاسخ گفته، خود زمانی فاضی دادگستری بوده است. آقای بشيری در پاسخ به اين سئوال که در مقام قضاوت چگونه با چنين پرونده هايی برخورد می کرده، می گويد: «من يکی دو بار با چنين پرونده هايی رو به رو شدم و اتفاقا چون معتقدم بايد برخورد قاطع باشد، با شدت زيادی با خاطی برخورد کردم.»
آقای بشيری تاکيد می کند که سيستم قضايی ايران بايد «ريشه اين رسم غلط(تنبيه بدنی در مدارس) را بخشکاند. حتی زدن يک سيلی به صورت يک دانش آموز توسط معلمين جرم است و بايد جلوی اين جرايم گرفته شود.»
وی همچنين تاکيد می کند که به واسطه بخشنامه های آموزش و پرورش و رسانه ها «اين روزها همه معلمين می دانند که اين کار جرم» است.
حق اعتراض
اما چرا در کشوری که به گفته شيرزاد عبداللهی تنبيه بدنی در مدارس «رسميت» ندارد و به گفته محمد مصطفايی مجازات آن بر اساس قانون «حبس و جريمه نقدی» است، ميزان تنبيه بدنی تا اين اندازه شايع است؟
آقای عبداللهی به استدلال های برخی معلمين اشاره می کند: «آنها می گويند بچه ای که در خانه از سوی والدينش با تنبيه بدنی رو به رو است، در مدرسه بدون تنبيه بدنی مقررات را اجرا نمی کند.»
فارغ از ريشه ها، در نظام های مدرن آموزشی، تنبيه بدنی «در هيچ شرايطی و به هيچ قيمتی مجاز نيست.» در ايران به جز مواردی انگشت شمار که ابعاد تکان دهنده موارد تبيه بدنی موجب می شود تا پای پرونده ها به رسانه ها باز شود، تعداد شکايات در اين زمينه بسيار اندک هستند.
محمد مصطفايی، وکيل دادگستری و فعال مدافع حقوق بشر اما معتقد است که شيوه برخورد جامعه ايران با اين موضوع ريشه در مساله ای مهم تر دارد که او آن را «آشنايی با حقوق اوليه شهروندان» توصيف می کند.
آقای مصطفايی می گويد: «در مدارس بايد به دانش آموزان آموزش بدهند که حقوق آنها چيست. دانش آموزان بايد بدانند که شکايت از معلمی که آنها را کتک می زند، حق آنها است. آنها بايد بدانند که از چه حقوقی برخورداند.»
هر دو حقوقدانی که برای تهيه اين گزارش در مصاحبه هايی جداگانه با راديو فردا شرکت کرده اند، تاکيد می کنند که در پرونده دانش آموز اهوازی که با خطر فلج رو به رو است، در صورتی که ثابت شود شلاق های معلم علت اصلی فلج شدن هستند، «معلم خاطی علاوه بر زندان بايد ديه نيز بپردازد.»
* «در مدارس بايد به دانش آموزان آموزش بدهند که حقوق آنها چيست. دانش آموزان بايد بدانند که شکايت از معلمی که آنها را کتک می زند، حق آنها است. آنها بايد بدانند که از چه حقوقی برخورداند.»
محمد مصطفایی
در غيراين صورت، صرف شلاق زدن دانش آموز که از سوی مشاور وزير آموزش و پرورش تاييد شده نيز جرم است و برای معلم اين دانش آموز، مجازات در پی خواهد داشت.
ضمن اينکه شيرزاد عبداللهی که با بخشنامه های آموزش و پرورش در اين زمينه را می شناسد، می گويد که اين وزارتخانه در اين بخشنامه خطاب به معلمان، تصريح کرده که در هيچ يک از پرونده های قضايی که برای تنبيه بدنی دانش آموزان تشکيل شود، از معلمان حمايت نخواهد کرد.
در سال های اخير بارها رسانه ها، کارشناسان مسايل آموزشی و به ويژه روانشاسان، از تاثير مخرب تنبيه بدنی بر امر آموزش و تحصيل دانش آموزان سخن گفته اند.
محمد مصطفايی که وکالت نزديک به ۲۰ نوجوان متهم به قتل را بر عهده دارد در پايان مصاحبه اش با راديو فردا از بعدی ديگر نيز اين موضوع را قابل بررسی توصيف می کند.
او می گويد: «آنها(معلم های خاطی) به جای اينکه روش درست زندگی کردن را به کودکان آموزش بدهند، با کنک زدنشان سرکلاس درس، خشونت را به آنها آموزش می دهند.»
«من از نزديک با نوجوانانی که در سنی کمتر از ۱۸ سال مرتکب شديدترين خشونت ها و قتل شده اند در تماس هستم و وکالتشان را به عهده دارم. کودکانی که در مدرسه خشونت را از معلم می آموزند، همين آموزه را با خود به جامعه می آورند و اگر در حادترين وضعيت، در کنار زمينه های ديگر خطايی چون قتل مرتکب شوند، به دست همين سيستم اعدام می شوند ...»
از کیوان حسینی 14.05.2008
|

من كودك خياباني نيستم؛اما جايي جز خيابان ندارم»
اين همه كودك كاروخيابان واين همه دستگاه متولي!ا
شهرداري تهران سال پيش5600كودك خياباني رابه تنهايي جمعآوري كرد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: آسيبهاي اجتماعي
آنچه ميخوانيد گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا از چرخه تكراري جمعآوري كودكاني است كه سرنوشتشان در خيابانها رقم ميخورد
همه چيز از خيابان شروع نميشه!ا
من كودك خياباني نيستم؛ اما جايي جز خيابان ندارم!ا
همه چيز از خيابان شروع ميشه!؟
نه!ا
همه چيز از خونه شروع شده!؟
نه!ا
از پول! از نداشتن ! از پدر مادر خوب نداشتن يا اصلا پدر و مادر نداشتن !؟ از محله و جد و آباد يا از فرهنگ و تقدير و قسمت!؟
من مي گم همه چيز از يه باباي بي خيال شروع ميشه !ا
از يه سرنوشت كه از اول توي خيابونا نوشته شده! از فقر و دربهدري يه خانواده !ا
من محمدم ! اينم داداشمه !ا
بايد مراقبش باشم؛ اما خيلي وقتا مجبور ميشم توي خيابون ولش كنم!ا
من ميگم از آدما بدم نمييآد؛ اما آدما هم از من خوششون نميياد!ا
مردم به من پول نميدن؛ چون دلشون فقط براي بچههاي كوچولو مي سوزه! منم داداشمو ميفرستم جلو!ا
من ميگم اسفند دود كردن هم واسه خودش كاره و براي من كه بابام بالاي سرم نيست، خيلي مهمه!ا
اما اينا رو شماها نميفهميد! شهرداري و بهزيستي هم نميفهمن! همه مي خوان مشكل خودشونو حل كنن و از زير بار مسؤوليت خودشون دربرن، اما هيچ كس نميگه ما توي اين شهر، اين دنيا، كجا قرار بگيريم!
اصلا ما هم سهم داريم !ا
من مي گم 13 سالمه اما بايد قد بابام با عالم و آدم سر و كله بزنم. كوچيكم؛ اما قد بزرگا بايد بفهمم و به اندازه كافي لات باشم تا بتونم خودم و داداشم رو توي خيابونا جمع و جور كنم!ا
اما من نميخوام مثل خيليها توي اين خيابونا گرگ بشم، ميخوام مرد بشم!ا
همه وقتي بچهها توي خيابونا رو ميبينن، اول مي پرسن چرا توي خيابوني!؟ بعد ميگن مدرسه ميري!؟ بعد كه يك كم دلشون به حالمون سوخت و پول دادن، ميگن دوست داشتي كجا بودي؟!ا
جوابش خيلي سادست، اما اونا مي خوان واسه خاطر دل خودشون اين سوالارو بپرسن!ا
آخه اگه من يه خانواده درست و حسابي داشتم و يه باباي درست و حسابي چرا مدرسه نمي رفتم !؟
اما شبير مثل بقيه شلوغ نميكنه!ا
ميدونه از اين گرفتن و آزاد كردنهاي شهرداري و بهزيستي براش پول در نميياد ! از اين كه گرفتنش، ناراحته !؟ شرم و حيا از دوربين داره و جلو نميياد!ا
از اين كه جوراب ميفروخته و كمك باباش بوده پشيمون نيست!ا
شبير افغانيه !ا
مهدي تا كلاس چهارم هم درس خونده ، اما بعد توي يه تابستون چون اوستاش كارگر تمام وقت ميخواسته و باباش هم پول كار اون رو، ديگه مدرسه نرفته!
اول مدرسه رو تجربه كرده و با دهقان فداكار و چوپان دروغگو و ژاله و كبري توي كتابا آشنا شده، بعد با جوش پلاستيك توي كارگاه و حالا با يه دنيا چيزاي زشت و پردردسر توي خيابونا آشنا ميشه! اگر مدرسه بهش وصال نداده و به عنوان يه كودك اتباع خارجي بيسواد توي ايران مونده ، حالا توي خيابونهاي همين كشور بزرگ ميشه و شايد يكي از روزهاي فردا و پس فردا در همين جا هم يكي از قهرمانهاي تلخ حوادث بشه! ! !ا
مهدي شيطون نيست ، يه بچه است!ا
اما خيابونا بهش ياد دادن راستشو نگو!ا
براي همينه كه موقع حرف زدن باهاش بايد حواست به جملهها و حرفهاش باشه!ا
چون خالي زياد مي بنده! ياد گرفته كه براي موندن توي خيابونا بايد دروغ گفت!ا
به گزارش خبرنگار «شهري» ايسنا، بيشتر از دو سال از اهتمام جدي شهرداري تهران و چند دستگاه متولي مرتبط در جمعآوري متكديان و كودكان خياباني ميگذرد و درست مثل خيلي از طرحهايي كه متولي اصلياش مشخص نيست، وظيفه اصلي اين طرح هر روز به يك سازمان پاسكاري ميشود و در اين ميان شايد مجموعهاي كه بيش از هر بخش ديگري عملكرد عيني در شهر تهران داشته، شهرداري تهران بوده است.ا
شهرداري تهران به استناد آمار مورد تاييد استانداري تهران در سال 85 و 86 بيش از هفت هزار كودك و بزرگسال متكدي و دستفروش را جمعآوري و با كمك سازمانهاي مرتبط ساماندهي كرده است، اما بخش قابل توجهي از آنها چندين بار تكرار شدهاند و باز به خيابانهاي پر پول تهران بازگشتهاند!ا
اما در اين ميان شاهد عملكرد ناقص و حتي نصفه و نيمه برخي از دستگاهها هستيم كه به دلايلي كاملا غيرمنطقي از رسيدگي به وضعيت اين متكديان و كودكان خياباني كه در حيطه وظايفشان تعريف شده است سرباز مي زنند!ا
طبق استدالال سازمان بهزيستي به عنوان يكي از دستگاههاي مسوول، هيچ مصوبهاي اين سازمان را موظف به پيگيري شرايط متكديان و بيخانمانها نكرده است و اين سازمان فقط در قبال سالمندان، زنان سرپرست خانوار و كودكان كار، مسووليت دارد و كميتههايي با اعتبار مالي مشخصي را در نظر گرفته است. ا
اما بايد پرسيد كه به جز اتباع خارجي و مجرماني كه در بين متكديان و كودكان خياباني وجود دارند، آيا با تعداد قابل توجهي از سالمندان، كودكان و زنان سرپرست خانوار در بين متكديان و كودكان خياباني روبرو نيستيم و آيا اين گروه جزء حيطه مسووليت سازمان بهزيستي تعريف نميشوند!؟ و اگر اين نسبت درست نيست، بهتر است اعلام كنند كه دستگاه متولي كيست تا ما هم از آنها سؤال كنيم!ا
بچهها را به رديف روي پلهها نشاندهاند تا عكس و خبر از آنها تهيه شود!ا
گزارشگر صدايش را صاف ميكند و دستي در موهايش مي كشد واعلام آمادگي ميكند ....ا
ـ در ادامه طرح جمعآوري كودكان كار و خيابان ....ا
صدا قطع ميشود و پسر بچه اعتراض ميكند ...ا
ـ حاجي ما جزوشون نيستيم!ا
ما خيابوني نيستيم، اما توي خيابون بزرگ شديم ديگه!
به گزارش ايسنا، محمدي ــ مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران ــ به فعاليت دو ساله شهرداري تهران در جذب و شناسايي كودكان متكدي اشاره ميكند و به ايسنا ميگويد: در حال حاضر شاهد فعاليت سه مركز شبانهروزي، يك اردوگاه و سه گرمخانه در تهران هستيم.ا
وي افزود : كار جذب و ساماندهي كودكان فرار از سال 83 در تهران آغاز شده است. اين كودكان در پايانهها و راهآهن شناسايي و ساماندهي شدهاند و در سال گذشته بيش از 5 هزار و 600 كودك خياباني كه بخش اعظم آنها كودكان فراري هستند، از سطح شهر تهران جمعآوري شدهاند.ا
وي در خصوص كودكان كار كه در سطح شهر در حال فعاليت هستند و دست به تكديگري و دستفروشي ميزنند هم اظهار كرد : عموما اين افراد اتباع بيگانه هستند و بايد براي جمعآوري ساماندهي آنها اقدامات خاصي صورت گيرد. ا
مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران در خصوص كودكان متكدي كه با خانواده خود اقدام به اين كار ميكنند ، نيز توضيح داد: در دو سال گذشته برخي از اين افراد را جمعآوري و با حكم قانوني و توسط شهرداري تهران آنها را رد مرز ميكرديم.
وي خاطرنشان كرد : در حال حاضر عليرغم فعاليت شهرداري و سازمانهاي ديگر شاهد متكديان و كودكان كار در تهران بوده و براي حل اين مشكل نيازمند همكاري جدي تمام سازمانها هستيم.ا
به گفته محمدي 70 درصد كودكان كار اتباع بيگانه هستند كه از كشور پاكستان و افغانستان وارد كشور شدهاند. ا
محمدي با اشاره به اين كه در چند سال كودكان در حوزه ساماندهي كودكان كار و خيابان، فعاليتهاي مختلفي در شهرداري تهران انجام شده است، گزارش اين عملكرد در مركز منطقه وابسته به يونيسف كه در اردن برگزار شد از سوي شهرداري ارائه شده و بر اساس اين گزارش شهر تهران به عنوان شهر دوستار كودك در دو سال آينده انتخاب شد. ا
پسر بچه هنوز لنگ خيس رو از روي شيشه ماشين برنداشته كه مامور انتظامي و شهرداري دست كوچولو شو ميگيره و مي بردش ! ا
اول يه كم هول ميكنه و ميترسه، اما بعد ترس به اشك ميشينه و صورتش خيس ميشه! ا
آخر هر چقدر هم توي خيابونا بوده باشه، بازم بچهاس ديگه! ا
هنوز آن قدر بزرگ نشده كه چشماش دلش رو گول بزنه! ا
درميان كودكان ايراني و افغان و پاكستاني كه هر روز شهرداري از سطح شهر جمعآوري مي كنه، مثل بسياري از متكديان بزرگسال، هستند كودكاني كه براي چندمين بار به اين مراكز شهرداري و بهزيستي آورده ميشوند و بعد از چند روز بيكار و علاف ميشوند و بعد دوباره در همان چهار راه، همان خيابان با همان كار قبلي برميگردند و اين وسط زحمت شهرداري ميمونه و بس! ا
خبرنگار ايسنا، بارها و بارها از زبان كودكان خياباني كه توسط شهرداري جمعآوري شده و به بهزيستي منتقل شدهاند، شنيده كه والدين اصلي يا اجارهاي آنها خيلي زود با مبلغي پول آنها را از مراكز بهزيستي بيرون ميآورند و به ادعاي آنها بهزيستي ترجيح ميدهد اين كودكان هزينه كمتري را براي آنها در برداشته باشد و فقط چند روز آنها را از خيابانها جمع كنند! ا
بر اساس اين گزارش، ميتوان اين گونه برداشت كرد كه اگر چه نماي شهرمان اندكي از مناظر زشت و متاثر كننده كودكان خياباني خالي شده، اما اين چرخه ناقص و معلول جز صرف هزينههاي قابل توجه و زحمت ماموران شهرداري، تاثير ديگري ندارد؛ هرچند توقف فعاليت جمعآوري توسط شهرداري هم يك فاجعه ميتواند باشد. ا
درعين حال جاي اين سؤال باقي ميماند كه چرا مرزهاي كشور براي ورود آزادانه اتباع غيرمجاز پاكستاني و افغاني همچنان باز است، ولي همه از نيروي انتظامي انتظار دارند اين اتباع را در پايتخت دستگير كند!؟ و يا اين سؤال كه چرا شهرداري زحمت جمعآوري را به خود ميدهد اما بهزيستي اين كودكان را نگه نميدارد !؟
1387/02/16
05-05-2008
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
|
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
|

|
اسارت کودکان به ویژه دختران که کودکانی بیش نیستند در چنکال جامعه پدر سالار که منشاء آن در اسلام نهفته است، کودکان دختر را به ازدواج مردان بزرگ سال میدهند و به همین منظور است که دختران در کشورهای اسلامی که فساد و بی قانونی و توحش حکومت میکند، خرید و فروش میشوند. با دیدن این فیلم میتوانید به عمق جنایت اسلامی در کشورهائی که اسلامیست ها قدرت را در دست دارند پی ببرید. عکس در بالا از دختر بچه ای که مادر شده است
http://www.icrw.org/childmarriage/childmarriage1.html
http://www.nytimes.com/2006/07/09/magazine/09BRI.html
|

|
فستیوال " تحمیل فقر،خشونت وجنگ برکودکان دیگرنه"
بیش از سه هزار نفر ازمردم شهرمریوان در فستیوال " تحمیل فقر، خشونت وجنگ برکوکان دیگرنه" شرکت کردند.
هزاران کودک ونوجوان درفضای سرشار از شور شادی ، آدم برفی های خود را درست کردند.
کودکان ونوجوانان سرود خواندند ورقص وپایکوبی کردند.
دراین تجمع بزرگ شهروندان مریوانی ، دانشجویان دانشگاه پیام نور مریوان، دانش آموزان مدارس، کودکان کودکستانها ، کودکان کول بر مرزی ومعلمان وفعالین مدنی … شرکت کردند.
فعالین کانون دفاع از حقوق کودکان بعنوان برگزار کنندگان این متینک درباره حقوق کودکان، مشکلات و مطالبات جنبش دفاع از حقوق کودک سخنرانی کردند
گروه تاتر نوجوانان نمایش "نه به جنگ " رادرمحل مراسم اجرا کردند.
سخنرانی و اجرای برنامه ها با کف زد، شوروشوق هزاران شرکت کننده حمایت می شد.
علیراغم ذوب شدن برف ها وکمبود برف درمحل مراسم صدها مجسمه برفی توسط مردم دراشکال مختلف ساخته شد.
درپایان مراسم قطع نامه ای با 14 بند بعنوان مطالبات جنبش دفاع از حقوق کودکان قرائت شد که هزاران نفر از مردم با تشویق وتایید بند بند آن را مورد حمایت قراردادند.
گزارش تکمیلی همراه با تصویر وفیلم ، اسامی سخنرانان ، جزئیات سخنرانی ها و مراسم به مراتب به اطلاع عموم خواهد رسید.
روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان
یکشنبه - بهمن۱۳۸۶
|

|
بیانیه فستیوال آدم برفی ها خوانده شده در بانه
با سلام
گزارش خبري، تصويري و بيانيه فستيوال آدم برفي ها در بانه کردستان ايران اين فستيوال با شرکت حدود چهل هزار نفر از مردم اين شهر برگزرا شد . از رسانه ها خواهشمنديم براي تقويت وانعکاس فعاليتهاي انساني در زمينه حقوق کودک اين اخبار و تصاوير را انعکاس دهند.
روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان
www.koodakan.blogsky.com
اطلاعیه خبری:
درحدود چهارهزار نفر از مردم شهربانه دراستان کردستان به فراخوان" کانون دفاع از حقوق کودکان" درمراسم فستیوال آدم برفیها شرکت کردند.
این فستیوان دردفاع از حقوق کودکان ونوجوانان، جلب توجه افکار عمومی به رعایت حقوق کودک،وتلاش برای جلب حمایت مردم ازهمه کودکان درجامعه سازماندهی شده بود.
فضای شهر بانه قبل از مراسم با تراکتها و پلاکاردهای کانون دفاع از حقوق کودکان تزیین شده بود.
هزاران نفر ازمردم شهر بانه علیراغم هوای سرد وابری با شوروشوق صبح امروز راهی محل فستیوال شدند.
گروهای کودکان ونوجوانان با لباسهای رنگارنگ دسته دسته درمحل مراسم گرد هم آمدند.
گروهای موسیقی وخواننده های جوان باخواندن سرود وآواز فضای محل مراسم را سرشارازشادی وسرور کردند.
دراین مراسم اعضای کانون دفاع از حقوق کودکان وتعدادی از شهروندان بانه ای دردفاع از حقوق کودک علیه خشونت و کودک آزاری درجامعه سخنرانی کردند
کودکان ونوجوانان دراین فستیوال با شور وشوق گلوله های برفی را گرد آوری میکردند وبادستان ظریفشان آدمک برفی ها را شکل میدادند. احساسات وذوق شان را به نمایش می گذاشتند. سرود می خواندند،می رقصیدند، می خندیدند، هورا میکشیدند. با گرمی دستانشان سرما و مشقت را گوش مالی می زدند.
مردم درباره خشونت ونقض حقوق کودک با هم صحبت می کردند، تراکت ها وپلاکاردهای نصب شده را با دقت میخواندند ودرباره آن باهم صحبت وگفتگو میکردند.
بر روی پلاکارت ها نوشته شده بود ، حقوق کودک جهان شمول است، خشونت برکودکان ممنوع ! بساط اعدام را تعطیل کنید! شکنجه ممنوع باید گردد! استثمار کودکان ممنوع باید گردد! کودک آزاری نکنید! حقوق کودک را رعایت کنید! دولت باید برای همه کودکان زندگی ،آسایش وامنیت تامین کند...
دراین مراسم خانم سروه کریمی فعال کانون دفاع از حقوق کودکان درمورد اهداف کانون، جنبش دفاع ازحقوق کودکان درایران، وموارد نقض حقوق کودک درجامعه ازطریق تریبون محل مراسم سخنرانی کردند.
مردم شهربانه وتعدادی از مهمانان دیگر شهرها که درمحل مراسم بودند از مناظر و تندیس های برفی که توسط کودکان ونوجوانان ساخته شده بود عکس وفیلم گرفتند.
رسانه های محلی خبر وگزارش تهیه کردند
مراسم به علت استقبال مردم تا اخرین ساعت های روز جمعه ادامه پیدا کرد.
مردم شهربانه وفعالین کانون دفاع از حقوق کودکان به رسم یاد بود فستیوال، صدها جایزه به کودکان ونوجوانان هدیه دادند.
درپایان فستیوال قطع نامه ای در سیزده ماده ازطرف شرکت کنندگان ازطریق تریبون خوانده شد که بر مفاد آن با تشویق ووکف زدن های پی درپی تائید شد.
این مراسم درمحل پارک اصلی شهر بانه مشهور به دوکانان برگزار شد.
لازم به ذکر است که روز یک شنبه گذشته درشهر های مریوان وکامیاران به درخواست فعالین کانون دفاع از حقوق کودکان مراسمهای برگزار شد که مورد استقبال هزاران نفرازشهروندان قرار گرفت.
گزارش تکمیلی شامل فیلم وتصویر به مراتب در وبلاگ کانون دفاع از حقوق کودکان جهت اطلاع عموم درج خواهد شد
دبیرخانه کانون دفاع از حقوق کودکان
19 بهمن 1386در این روزهای سرد زمستانی که هزاران کودک در سرما در کنار خیابانها و خرابه ها شب و روز را با هزاران آه و ناله به هم می رسانند تا تکه نانی برای بقاء خود و خانواده هایشان پیدا کنند ما در این جا امروز گرد آمده ایم که نشان دهیم هنوز هم وجدان بیداری هست که آنها را از یاد نمی برد و تلاش می کند پرچم دفاع از حقوق آنها را سرافراز در دست بگیرد به جامعه به دولت به هر آنچه که امروز زندگی این کودکان را قربانی رنج و سختی، قربانی فقر و نداری، قربانی جنگ و وحشت و خشونت و بی حقوق کرده است با صدای بلند به آنها بگوییم دیگر بس است بس کنید و خجالت بکشید در چنین شرایطی که به یمن پیشرفت علم و فناوری، دستاورد های انسانی قادر است، همه ی این کودکان را به رفاه برساند قادر است غذای کافی ، گرمای مناسب و بهداشت برایشان فراهم کند چرا اینگونه زندگی این کودکان را به دست روزگار سپرده اید. چرا کودکی شان را به تباهی کشیده اید. چرا غذا و پوشاک و گرما را از آنها دریغ می کنید. چرا شادی را از آنها سلب می کنید.
نمی توان چشم به روی همه ی این مشقاتی که بر کودکان تحمیل شده بست و سکوت اختیار کرد تا سود و منافع یک اقلیت در جامعه بر زندگی این کودکان در اولویت قرار گیرد می خواهیم فریاد کنیم انسانیت هنوز نمرده است هنوز هم فریادی هست که به جامعه می گوید هر آنچه که از امکانات و منابع و ثروت جامعه وجود دارد باید برای رفاه انسانها و برابریشان در اختیار قرار گیرد و می شود در کوتاهترین زمان این کار ا کرد می شود زندگی عادلانه وانسانی را برای کودکانمان فراهم کنیم زندگی بدور از خشونت ورنج و مشقت را می شود ساخت. زندگی که درآن رعایت حقوق کودکان، تضمین رفاه کودک، شاد زیستنش بر هر چیزی اولویت دارد. ما امروز اینجا جمع شده ایم که ندای انسانیت را بر آوریم که کودک آزاری وخشونت، گرسنگی کودکان ، استثمار کودکان ،تحمیل جنگ و شکنجه وکشتارکودکان ، رنج ومشقت برکودکان را مایه ننگ بشریت متمدن می داند آمده ایم که با لبخند کودکان با بر افراشتن پرچم تحمیل فقر خشونت و جنگ بر کودکان دیگر نه ار گیرد باشدجنبش دفاع ازحقوق کودکان را درجامعه جاری سازیم.dl dl استثمار کودکان ، رنج همه باهم برای دفاع از حقوق وحیثیت کودکان درجامعه می کوشیم وخواهان تامین مطالبات ذالبات زیر مییل هستیم:
1- رسیدگی فوری دولت به زندگی کودکان بی پناه ، کودکان کاروخیابان ، تامین مسکن وامکانات رفاهی وزیستی برای آنان بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای و رعایت و عملی کردن کلیه مفاد پیمان جهانى حقوق کودک در حق آنان.
2- آموزش وپرورش مدرن،انسانی و رایگان برای همه ی کودکان.
3- بهداشت ودرمان رایگان برای همه کودکان .
4- ممنوعیت بهره کشی از کودکان .
5- ممنوعیت انجام کارحرفه ای برای کودکان زیر 18 سال.
6- تامین امنیت ، آسایش ورفاه ، برخورداری از یک زندگی شاد وانسانی برای همه ی کودکان.
7- ممنوعیت هرگونه مقررات وقوانینی که موجب خشونت و سختی برکودکان است .
8- ممنوعیت اعدام در جامعه و ممنوعیت حکم حبس و شلاق برای کودکان زیر 18 سال.
9- رفع هرگونه تبعیض وبه رسمیت شناختن حق برابر برای دختر و پسر دربرخورداری از حق ارث و دیگر حقوق مدنی و اجتماعی.
10- ممنوعیت بهره کشی از کودکان ونوجوانان کوله بر درشهرهای مرزی وتامین امنیت وزندگی برای آنها و محاکمه عاملان خشونت برکودکان ونوجوانان کوله بر شهرهای مرزی.
11- تامین امنیت ، بهدا شت و آموزش وپروش برای کودکان پناهنده، لغو مقررات وقوانین اجباری اخراج کودکان مهاجر ازایران ولغو مقرراتی که باعث محرومیت کودکان پناهنده افغانی و عراقی ازتحصیلات وامنیت وزندگی اجتماعی می شود.
12- تشکیل دادگاه عادلانه وصالح برای عاملین هرگونه خشونت وکودک آزاری درجامعه با حضور هیئت منصفه از طرف مردم.
13- از مبارزات حق طلبانه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دفاع از حقوق شهروندان در سراسر کشور حمایت می کنیم. و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان هستیم.
14- تحریم ابتدایی ترین امکانات زیستی شهروندان وکودکان بی دفاع در نوار غزه در فلسطین را به شدت محکوم می کنیم وخواستار پایان دادن به این کشتار عیان دولت اسرائیل و محاکمه فوری عاملین این جنایت در دادگاههای بین المللی هستیم.
پرتوان باد جنبش دفاع از حقوق کودک
شرکت کننده گان در فستیوال آدم برفی ها
شهرستان بانه - 19 بهمن 1386
|
بنابر گزارش واحد کودکان
در تاریخ 1/11/86 در شهرستان اشنویه فردی به نام صالح عبدالبخت براساس تعصب جاهلانه دختر 13 ساله خود به نام نشتیمان عبدالبخت را اتهام باردار بودن به طرز فجیعی به قتل رسانیده است . پدر سنگدل هم اکنون در بازداشت نیروهای انتظامی به سر میبرد.
براساس قوانین جاری در ایران مانند تبصره 2 ماده 295 ، ماده 208 و بالاخص ماده 220 قانون مجازات اسلامی قتلهای ناموسی شامل حمایت قانونگذار در ایران میباشد . در اين گونه قتلها، قاتل فقط مكلف است در صورت تقاضاي ورثه و فرزند مقتول ديه او را بدهد. گرچه در اين ماده حرف از كشتن فرزند است، اما اكثر قربانيان اين ماده دختران بیگناه خانواده هستند، به گونهاي كه هر ساله دهها مورد قتل فرزند به ادعای حفظ شرافت در ایران صورت میگیرد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران حمایت قانونگذار از جنایت به هرنامی را مصداق کامل بی توجهی جمهوری اسلامی به معاهدات الزام آور بین المللی تلقی می نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران 23.01.2008
|
بازمانده از تحصيل در آذربايجان شرقي، 11 هزار یا 3 هزار نفر !
تبریز نیوز:سرویس اجتماعی:معاون آموزش عمومي سازمان آموزش و پرورش آذربايجان شرقي اعلام كرد: سه هزار بازمانده از تحصيل سنين شش تا ۱۳ساله در استان وجود دارد.
به گزارش خبرنگار ايرنا در نتايج سرشماري اخير جمعيت در استان تعداد بازماندگان از تحصيل در مقاطع ابتدايي و راهنمايي ۱۴هزار نفر اعلام شده است.
محمد آقابالازاده روز چهارشنبه درجلسه شوراي آموزش و پرورش استان، اختلاف ۱۱هزار نفري بين آمار آموزش و پرورش و سرشماري جمعيت استان درزمينه شمار بازماندگان از تحصيل را ناشي از تفاوت در آمارگيري بين دو مرجع ياد شده دانست.
وي گفت: در آخرين سرشماري جمعيت استان، متولدين نيمه دوم سال نيز در زمره بازماندگان از تحصيل، جاي گرفتهاند در حالي كه بر اساس قانون اين افراد بايد با يك سال تاخير و از ابتداي سالتحصيلي بعدي مشغول به تحصيل شوند.
وي بااشاره به تعهد كشور به يونسكو مبني بر زير پوشش قرار دادن تمام بازماندگان از تحصيل اظهارداشت: خوشبختانه قدمهاي خوبي در اين راستا در استان برداشته شده كه جذب يك هزار و ۷۰۹بازمانده از تحصيل مقطع ابتدايي از طريق برگزاري كلاسهاي حضوري از آن جمله است.
آقابالازاده گفت: همچنين در راستاي كمك به تحقق برنامه "آموزش براي همه" در سطح استان ، پارسال بازماندگان از تحصيل سنين شش تا ۱۳سال در يك هزار و ۲۰۰روستاي بالاي ۲۰خانوار توسط نهضت سوادآموزي شناسايي و براي حضور در كلاسهاي درس دعوت شدند.
وي افزود: در راستاي تحقق برنامه "آموزش براي همه" همچنين تاكنون پنج هزار و ۴۷۳بازمانده از تحصيل مقطع راهنمايي در استان جذب كلاسهاي درس شدهاند.
وي، جذب ششهزار و ۶۸بازمانده از تحصيل استان در مراكز آموزش از راه دور و پنج هزار و ۴۵۸بازمانده از تحصيل در مدارس شبانهروزي در دو سال گذشته را از ديگر اقدامات انجام شده در زمينه اجراي برنامه " آموزش براي همه " ذكر كرد.
معاون آموزش عمومي سازمان آموزش و پرورش آذربايجانشرقي يادآور شد: براي تسهيل در تحصيل بازماندگان از تحصيل تاكنون امكانات اياب و ذهاب براي پنج هزار و ۴۷۳بازمانده از تحصيل مقطع راهنمايي و ۷۸۳نفر در مقطع ابتدايي در سال جاري و پارسال فراهم شده است.
وي ، پوشش تحصيلي دانشآموزان استان در مقطع ابتدايي را ۹۸/۷درصد و در مقطع راهنمايي ۸۶/۶درصد اعلام كرد.
وي يكي از گروههاي هدف برنامه " آموزش براي همه " در استان را نوآموزان مقطع پيشدبستاني خواند و اضافه كرد: تا پايان برنامه چهارم توسعه ۷۰درصد و تا پايان برنامه پنجم توسعه ۹۰درصد واجدين شرايط در مراكز پيشدبستاني دولتي، غيردولتي و تعاوني استان ، جذب ميشوند.
پایان.
پیمان پاک مهر- روزنامه نگار در تبریز
www.tabriznews.ir
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400
Date:1386-10-28
|

|
کودکان بی سرپرست ، کارتون خواب ها که بیش از 90% آنها پیش از اینکه به خانمانی برسند جان از کف میدهند،
کودکان کارگر که از فقر خانواده بجای رفتن به مدارس به کارگری میروند.رژیم فاسد اسلامی که تشکیلاتی ار مافیای باندهای خلافکار دزد و تبهکار است و ید طویل در ترور و تروریسم دارد برای نابودی کانون خانواده ها میکوشد.28 سال است که تخریب، دزدی و قتل یک امر عادی در حکومت دزدان و ارازل اوباش اسلامی است . .قربانیان این حکومت اکثرا" کودکان بی پناه ایران زمینند. حداقل کودکان خیابانی در سال 1385 در شهرهای ایران 380000 نفر تخمیم زده میشود
|
حکومت ایران از اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند
علیه مجازات اعدام برای کودکان
هانس گرت پوترینگ، رئیس پارلمان اروپا از جمهوری اسلامی خواست از اجرای احکام اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند. هماکنون چندین نفر در ایران محکوم به اعدام شدهاند که هنگام ارتکاب جرم، بنابر تعریف حقوقی کودک بودهاند.
رئیس پارلمان اروپا میگوید، اعدام این دو نفر نقض حقوق بشر و نقض دیگر کنوانسیونهای بینالمللی است.
بنا به آمار سازمانهای مدافع حقوق بشر، از سال ۲۰۰۴ بدینسو، ۱۷ نفر در ایران اعدام شدهاند که زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بودهاند. سازمان عفو بينالملل میگوید، ایران اين امتياز وحشتناک را به خود اختصاص داده که از سال ۱۹۹۰ تا کنون بيش از هر کشور ديگری "کودکان بزهکار" را اعدام کرده است.
ميثاق بينالمللی حقوق مدنی و سياسی (اعلامیه حقوق بشر) و ميثاق حقوق کودک، اجرای مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار را صريحا منع کرده است. ايران هر دوی این معاهدههای بینالمللی را امضا کرده و موظف است که مفاد آنها را رعايت کند. دولت ایران اما با محکوم کردن کودکان بزهکار به مرگ هر دوی این میثاقها را نقض میکند.
در حال حاضر خودداری از کاربست مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار، چنان در سطح جهان وسیع شده که به قاعدهای متداول در حقوق بينالملل درآمده و برای هر کشوری لازمالاجرا شده است. در ایران اما هنوز چنین نیست. براساس گزارشهای سازمان عفو بینالملل، در سه سال گذشته بهغیر از ایران، فقط در سه کشور چین، سودان و پاکستان اعدام کودکان بزهکار صورت گرفته است. با اینهمه، شمار اعدامها در ایران بیش از مجموع آنها در این سه کشور بوده است.
بنا به آمار سازمان عفو بینالملل که در ماه مه سال ۲۰۰۷ انتشار یافت،
- در سال ۲۰۰۴، چين يک کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران سه تا
- در سال ۲۰۰۵، سودان دو کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران هشت تا
- در سال ۲۰۰۶، پاکستان يک کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران چهار تا
- در سال ۲۰۰۷، ايران تنها کشوری است که تا ماه مه (زمان تهیه گزارش از سوی عفو بینالملل)، اعدام يک کودک بزهکار در آن ثبت شده است.
تعریف ناسازگار ایران از سن کودک
تظاهرات علیه مجازات اعدام دولت ایران اعدام کودکان و نوجوانان را رد میکند. ماده ۴۹ قانون مجازات ایران میگويد: «اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسؤليت کيفری هستند.» اما تعریفی که این قوانین برای "طفل" و فرد بالغ ارائه میدهد با قوانین بینالمللی سازگار نیست.
در قوانین ایران "طفل" کسی تعريف شده که "به سن بلوغ شرعی نرسيده باشد" و سن بلوغ شرعی در ايران برای دختران ۹ و برای پسران ۱۵ سال است. این امر به معنای آن است که دختران بالای ۹ سال و پسران بالای ۱۵ سال بالغاند و میتوانند به مجازات مرگ محکوم شوند. در حالی که در میثاقهای بینالمللی، طفل یا کودک کسی تعریف شده که زیر ۱۸ سال باشد.
ماده ۳۷ ميثاق حقوق کودک میگوید، «نه حکم اعدام و نه حبس ابد، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شدهاند». ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز میگوید: «مجازات مرگ نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شدهاند.»
براساس آمارهای غيررسمی، هماکنون در ایران حدود هفتاد نفر از محكومين به اعدام را افرادی تشکیل میدهند كه در زمان ارتكاب جرم، سنشان زير ۱۸ سال بوده است. بسیاری از فعالین حقوق بشر و وکلای دادگستری در ایران و نیز نهادها و سازمانهای بینالمللی ازجمله یونیسف، عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و نیز اتحادیه اروپا خواهان حذف مجازات اعدام برای اطفال زیر ۱۸ سال در قوانین جزایی ایران هستند.
حقوق بشر | 29.11.2007 دویچه وله
|
فروش قرينه چشم، آخرين راه پدر برای نجات کودک شش ساله
خبرگزاری ایسنا: دو اتاق تو در تو محل امن و آسايشي به نام «خانه» را ميسازد؛ براي خانوادهاي كه چهار عضو دارد، محلي كه نه امن است و نه در آن آسايش يافت ميشود؛ پس چرا نام خانه برخود نهاده؟ سقفهاي خانه را چه ميكني، امنيت فيزيكي ساختمان چه ميشود، ما را چه شده است كه كوخهايمان در كنار كاخها، كوچك و كوچكتر ميشوند؟!
حال چرا آسايش وجود ندارد؟ اما تو نميداني و من به تو ميگويم، اگر پدر باشي يا مادر، فرزند برايت عزيز است؛ به طوري كه براي آسايش او هر كاري كه بتواني ميكني و اگر فرزندت بيمار باشد، ديگر تمام زندگيات را تعطيل ميكني تا فرزندت بهبود يابد، اما اگر فرزندت بيماري لاعلاجي داشته باشد چه ميكني؟ براي مداواي او هر كاري ميكني، حال ميداني چرا آسايشي در اين خانه وجود ندارد؟! من به تو ميگويم؛ فرزند اول خانواده دختري سالم است كه پا به گيتي ميگذارد و خانواده شاهد و شاكراست، فرزند دوم پسري كه تمام نتايج سونوگرافي سلامت او را تاييد ميكند و به دنيا ميآيد، ولي بيماري او بيماري مادرزادي به نام «مننگوسفال» است كه دستگاهي وجود ندارد كه آن را نشان دهد؛ بيماري كه نخاع را درگير ميكند و فرد مبتلا، معلوليت شديد جسمي و حركتي پيدا ميكند.
اگر مادر باشي درك ميكني حال مادري كه پسر خود را مهدي نام نهاد و در هشت روزگي او را به دست جراح سپرد به اميد بهبودي. به اميد اين كه شايد اين اولين و آخرين عمل فرزندش باشد؛ چقدر سخت است، اگر بيمار باشي ميداني كه هرگاه كارت به بيمارستان و جراحي ميكشد بايد كيسهاي پول داشته باشي، مهدي عمل ميشود، ولي اين عمل او سرآغاز عملهاي جراحي بيشتر ميشود، پدر خانواده كه درآمدش كفايت خرج بيمارستان را نميدهد، دست ياري به سوي خويشان دراز ميكند به اميد حمايت، جوابي نميشنود، چگونه ميتواند رنج و درد پسر دوسالهاش را تاب بياورد.
براي تامين خرج عمل، كليهاش را ميفروشد، كار كردن با يك كليه را شروع ميكند، خرج عملهاي بعدي و فروش خانه سرآغازي ميشود براي شروع اجارهنشيني و ... گويي اين خانواده بايد محبت را نيز گدايي كنند؛ زيرا خانوادههايشان نيز آغوش مهربانيشان را بر اين خانواده بستهاند، آنها را طرد ميكنند، گويا فروش كليه و بدبختي و بيپولي يك بيماري مسري براي اين خانواده است كه مهر خود را از آنها دريغ ميكند، انسانيت را چه ميشود؟ مهدي را براي عمل بايد به تبريز ببرند، فائزه(فرزند نخست) چه ميشود؟ خانه پدر بزرگ تنها راهحل است، ولي چرا بايد فائزه مدام راه خانه خود را در پيش گيرد تا پدر بزرگ مطمئن شود كه هنوز پدرش برنگشته است. يعني نگهداري از نوه اين قدر سخت است؟
هزينههاي زياد اين بچه مريض، بهانهاي مانند بيپولي به دست فاميل ميدهد تا خانوادهاي را كه براي مداوا به خانه آنها رفته است، روانه كوچه كنند! انسانيت را چه شده است؟
|