افزايش كودک آزاری در ایران؛ هولناک ترين خشونت ها
ايلنا: مددكار انجمن حمايت از حقوق كودكان با مقايسه موارد كودكآزاري گزارش داده شده به انجمن در سال گذشته و شش ماهه ابتداي امسال گفت: 200 مورد كودكآزاري در كل سال گذشته به انجمن گزارش شد در حالي كه امسال در عرض شش ماه 200 مورد كودكآزاري آن هم از هولناكترين خشونتها به انجمن گزارش شده است.
محبوبه حقي طي نشستي كه به آسيبشناسي حقوق كودكان در ايران اختصاص داشت، تاكيد كرد: متاسفانه مشكلات فرهنگي بيشماري در شهرستانها وجود دارد به طوري كه در برخي از روستاها و شهرستانها حقوق كودك رعايت نشده و نه تنها پدر بر كودك احاطه دارد بلكه نيروي انتظامي و ساير نهادها نيز بر كودك ولايت داشته و حق آنها را زير پا ميگذارد.
او با اشاره به يك جنايت هولناك در انديمشك كه به دفتر انجمن نيز گزارش شده خاطر نشان كرد: پدري در انديمشك به علت آنكه فرزندش در درسي نمره 18 گرفته آلت تناسلي او را قطع كرده و بيمارستاني هم كه در اين شهرستان به مداواي اين كودك مشغول بوده، با اذن پدر و بدون درمان كامل اين پسربچه، اقدام به ترخيص كرده و حتي نيروي انتظامي نيز پيگير اين فاجعه نبوده است.
مددكار انجمن حمايت از حقوق كودكان يادآور شد: در ارديبهشت ماه سال جاري آمار كودكآزاريها كمتر بوده اما متاسفانه اين آمار در شهريور ماه افزايش داشته كه بايد علت آن بررسي و آسيبشناسي شود.
به گفته حقي در حال حاضر پزشك قانوني نيز در ارائه آمارهاي مربوط به كودكآزاري و موارد گزارش شده در بيمارستانها و اورژانس تعلل ميكنند و حتي دادگاهها نيز در صورت پگيري اين موارد خشونت، به نفع كودكان راي نداده و به اندازه كافي از كودك حمايت نميكند.
مددكار انجمن حمايت از حقوق كودكان ادامه داد:متاسفانه فرزند بودن در ايران جرم است به طوري كه پدران حق دارند كه جان و حق زندگي را از موجود زنده بيگناهي بگيرند و هر گونه كه ميخواهند به تنبيه فرزندانشان به بهانههاي گوناگون اقدام كنند.
او افزود: پدر و مادر به لحاظ علاقه خاصي كه به فرزندان دارند و ميخواهند به اين ترتيب به نياز عاطفي خود پاسخ داده و بقاي نفس كنند،فرزنداني را به جاي ميگذارند كه قانون به ميزان كافي از آنها حمايت نميكند.
حقي با بيان اينكه هر روز بايد در دفتر انجمن حمايت از حقوق كودك و همچنين صداي يارا به تماسهاي بيشتري در زمينه كودكآزاري پاسخ دهيم عنوان كرد: انواع خشونتها در جامعه وارد مراحل بدتري شده به طوري كه به جرات ميتوان گفت خشونت در جامعه نهادينه شده و ظاهرا نشاندهنده فرهنگ استبدادي در جامعه است و جاي تاسف دارد كه اين مسئله در ميان قشر تحصيلكرده نيز مشهود است.
به اعتقاد مددكار انجمن حمايت از حقوق كودكان در تمام خشونتها از جمله كودكآزاري يك پروسه تاريخي حاكم است به طوري كه مادران و حتي پدران خود كودكان آزارديده ديروز اند كه در حال حاضر بر روي كودكان خود اعمال خشونت ميكنند چرا كه خانوادهها از نظر اقتصادي، اجتماعي و فقر فرهنگي تحت فشار هستند.
حکومت اسلامی با قربانی کردن جوانان ایران برای ماندن بر قدرت هر روز خون نو جوانی را می آشامد دلارا داربی یک دختر 23 ساله را حکومت ضحاک اسلامی بکام مرگ کشید . جدال دو جناح حکومتی بر سر قتل کودکان و نوجوانان ایرانی به دست حکومت جنایتکاران و ارازل اسلامی
حسین بازجو: کاش ثواب بازجو بودن نصیبم می شد
سایت هم میهن: دعوای حسین شریعتمداری و مهدی کروبی بالاگرفته است. چنان که پیداست شریعتمداری پس از جوابیه تند کروبی هم حاضر به کوتاه آمدن نیست و بهترین دفاع را حمله می داند.
همه روز یکشنبه منتظر پاتک شریعمداری بودند. و اکنون برادر حسین سخن می گوید:
آقاى کروبى !
شما را چه مى شود ؟!
دیروز آقای کروبی در اقدامی که از یک روحانی بعید به نظر می رسید فحش نامه مفصلی علیه اینجانب و کیهان صادر کرد متن این فحش نامه به طور همزمان در روزنامه های زنجیره ای و سایت های ضدانقلاب به اصلی ترین خبر تبدیل شد و دو روزنامه اعتماد و اعتمادملی آن را به عنوان تیتر اول خود برگزیدند که انشاءالله این هماهنگی برخی از اصلاحاتچی های داخلی و سایت های ضدانقلاب خارجی مثل دهها و صدها مورد دیگر تصادفی! بوده باشد.
و اما درباره فحش نامه آقای کروبی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به بیان چند نکته بسنده می کنیم:
1- ابتدا باید از آقای کروبی پرسید کدامیک از فحش ها و تهمت هایی که علیه کیهان آورده اید، قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایت های سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار کیهان و مدیرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر می کنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام(ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفته ایم و از همزبانی احتمالا ناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقاً متأسفیم.
2- ماجرا این بود که جنابعالی در صفحه اول روزنامه خود با تیتر درشت خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته بودید «اعدام کودکان را متوقف کنید»! چنانچه گویی همه روزه در ایران اسلامی دهها کودک را به جوخه اعدام می سپارند و جنابعالی خواستار توقف آن شده اید!!
راستی! آقای کروبی مگر دقیقاً در همین روزها رژیم اشغالگر قدس به جرم کودک کشی مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا نمی کند که اتهام کودک کشی را جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل وارد کرده است؟ بنابراین اگر ادعای شما خطاب به نظام اسلامی که «کودک کشی را متوقف کنید»! همصدایی-البته ناآگاهانه- با اسرائیل و آمریکا نیست، پس چیست؟! چرا به جای آن که از ادعای اسرائیل پسند خود نگران باشید، به کیهان که این همصدایی را ملامت کرده است فحش می دهید؟! یعنی شما نمی دانید که ادعای شما را دقیقاً و بی کم وکاست اسرائیلی ها علیه ایران اسلامی مطرح کرده اند؟ اگر می دانید که چه عرض کنم؟ و اگر نمی دانید که دانستن این مسائل یکی از مصادیق «سواد» است!
3- جناب کروبی مگر فردای آن روز که تیتر یاد شده را در روزنامه اعتماد ملی چاپ کردید، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهی نکردید؟ روزنامه تان که موجود است و نمی توانید انکار کنید. بنابراین باید پرسید اگر خودتان اعتراف دارید که ادعای بی جا و سخیفی کرده اید چرا به کیهان که قبل از اعتراف شما به آن اعتراض کرده بود ناسزا می گوئید؟! و چنانچه ادعای خود را قبول دارید چرا عذرخواهی کردید؟!
4- در فحش نامه خود به گونه ای ناشیانه کوشیده اید صورت مسئله را عوض کنید و موضوع اعدام افراد زیر 18 سال را مطرح کرده و از نگارنده، پرسیده اید «شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زیر 18 سال می شوید؟»
آقای کروبی! چرا طفره می روید؟ موضوع را عوض نکنید! بنده به بحث فقهی شما اعتراض نکرده ام بلکه به ادعای اسرائیل پسند جنابعالی که هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشته ام.
ضمناً؛ مگر جای بحث فقهی درباره مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاکنون کدامیک از فقهای بزرگوار اینگونه بحث ها - دقت کنید بحث درباره موضوع و نه نتیجه آن- را در روزنامه ها مطرح کرده اند؟! آیا بهتر نبود به جای اینهمه آسمان و ریسمان کردن، یک باردیگر بیانیه خود را مرور می کردید و از مردم پوزش می خواستید.
5- حق با شماست! بنده دانش فقهی ندارم ولی اولا؛ مگر بحث فقه است که به دانش فقهی نیاز باشد؟ و ثانیاً؛ مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازه ای است که ادعا کرده اید؟! طوری نوشته اید که انگار همه فقهای بزرگ قلم ها را زمین نهاده و دفتر و کتاب ها را کنار گذاشته اند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟!
6- در فحش نامه کذایی به سوابق خود اشاره کرده و به آن بالیده اید که ضمن تقدیر و تحسین به خاطر اینهمه شکسته نفسی و تواضع!! نظر جنابعالی را به فرمایش تعیین کننده حضرت امام(ره) جلب می کنم که می فرمودند «میزان حال فعلی افراد است» . بنابراین بهتر است برای ارزیابی «حال فعلی» افراد، معیارهای بنیادین امام راحل(ره) را ملاک قضاوت قرار دهیم به یقین می پذیرید که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»! هست؟!
7- اینجانب را به زعم خود ملامت کرده اید که بازجو بوده ام. بنده هیچگاه بازجو نبوده ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شکر می کنم که به لطف او مانند کسانی نیستم که برای کسب قدرت همراه بادهای سیاسی به این سو و آن سو کشیده می شوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهک نهضت آزادی را غیرقانونی می دانند و بعدها با همین افراد که به قول امام راحل(ره) آمریکایی هستند، پالوده می خورند و یا یک روز از خط امام دم می زنند و روز دیگر با کسانی که به آن بزرگوار اهانت کرده اند، ائتلاف می کنند! و یا یک روز با حضرت امام(ره) علیه دزدان بیت المال همصدا می شوند و روز دیگر از یک مفسد اقتصادی پولهای کلان می گیرند و... بگذریم که گفتنی در این باره بسیار است و قلم در نیام به صلاح نزدیکتر.
8- مرا متهم کرده اید که علیه -به اصطلاح- روشنفکران قلم زده ام ولی مصلحت ندانسته اید که بفرمائید آنها چه کسانی بوده اند؟ برای کیهان افتخار بزرگی است که علیه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هویت واقعی آنها را افشا کرده است. کسانی که؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» می دانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانین آن را غیرقابل اجرا معرفی می کردند! شهادت امام حسین علیه السلام را نتیجه خشونت طلبی- نستجیربالله- جدش رسول خدا (ص) در جنگ های صدر اسلام می دانستند! کسانی که «انقلاب اسلامی را عامل عقب افتادگی» می نامیدند! آنها که می نوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و یا «اصلی ترین مشکل ما برای برقراری دموکراسی در کشورمان این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! و می نوشتند «منشأ خشونت همین احکام فقهی است»! و «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! و می نوشتند «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! و...
جناب کروبی! کیهان خدای سبحان را شاکر است که به لطف و عنایت او علیه این جرثومه های فساد و تباهی قلم زده است و از جنابعالی که لباس مقدس روحانیت را بر تن دارید تعجب می کند چرا مقابله کیهان با این جریانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم می دانید؟! و این سأال جدی مطرح است که چرا حضرتعالی با این جرثومه های فساد و تباهی ائتلاف سیاسی داشته و در مقابل اهانت های صریح - و نه پنهان و مخفی- آنان مهر سکوت بر لب زده و می زنید؟! بدیهی است که نمی توانید لاطائلات مکتوب این عده در جبهه سیاسی وابسته به خود را انکار کنید، چرا که تماماً آشکار و علنی بوده است. و صد البته نمی توانید سکوت خود در برابر این اهانت ها را توجیه بفرمائید! حالا قضاوت بفرمائید شما قابل ملامت هستید که با این جماعت همراه بوده اید یا کیهان که علیه آنها قلم زده است؟! آیا شما حامی روحانیت و فقاهت و مراجع بوده اید؟ یا کسی که با این جرثومه های فاسد در افتاده است؟! جنابعالی به کلام حضرت امیر(ع) در ماجرای کشیدن خلخال از پای دختر یهودی استناد کرده و نتیجه گرفته اید اگر کسی در مقابل اهانت به فلان و فلان بمیرد بر او ملامتی نیست که باید عرض کنم نظرتان درباره کسی که از قصه پرغصه سکوت یک روحانی در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بمیرد چیست؟!
9- راستی! آقای کروبی! آیا جنابعالی شخصیت خود را -نستجیربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر می دانید؟ به یقین پاسخ منفی است و ساحت جنابعالی از این اتهام دور است. بنابراین چرا در مقابل اهانت هم حزبی های خویش نسبت به آن بزرگواران سکوت کردید و هنگامی که خودتان به خاطر همزبانی با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتید، فحش نامه صادر فرمودید؟!
10- نوشته اید «شگفتا که در دوران شاه اعضای حزب توده، رستاخیزی و ساواکی می شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی می پرداختند و پس از انقلاب برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتی می پوشند».
دراین باره لازم است عرض کنم، برخی از افراد یاد شده در حزب و گروه شما بوده اند و اما اینجانب به گواهی پرونده ام هرگز عضو گروهی نبوده و از نوجوانی مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما می توانید از برخی دوستان خود نظیر آقای سرحدی زاده، کاظم بجنوردی، و سایر زندانیان سیاسی (10 سال تا ابد) بپرسید که چه کسانی جمع زندانیان مسلمان را از جمع منافقین جدا کردند و چه کسانی از طریق ملاقاتی ها و پیام به بیرون زندان با حضرت امام(ره) و یا نمایندگان ایشان تماس گرفته و از ایشان راهنمایی می خواستند و چه کسانی... بگذریم.
11- پرسیده اید که آیا بنده تاکنون ملاقاتی با حضرت امام(ره) داشته ام؟ برای مزید اطلاع جنابعالی باید بگویم؛ آری، بارها توفیق زیارت آن بزرگوار را داشته ام و از جمله، بعد از دستگیری اعضای حزب توده با واسطه شهید محلاتی که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بودند برای مباحثه با احسان طبری درباره مارکسیسم و نقد آن مأموریت یافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبری به اسلام- که نتیجه مستقیم مراجعه وی به شخصیت عظیم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهید مطهری بود- مورد لطف حضرت امام(ره) نیز قرار گرفتم. شهید محلاتی به ظاهر در میان ما نیست ولی اسناد آن که موجود است. بپرسید و یا به سخنرانی شهید محلاتی در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شیراز مراجعه بفرمائید و موارد دیگری که اطلاع از آن برای جنابعالی به آسانی امکانپذیر است.
12- در جای جای فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و این پرسش منطقی را بی پاسخ گذاشته اید که مگر به خاطر انتخابات باید دفاع از اسلام و انقلاب را تعطیل کرد؟
13-اگرچه هنوز گفتنی های مستند دیگری باقی است اما فقط به یکی دیگر از اصلی ترین گفتنی ها که جان کلام نیز هست اشاره می شود.
به فحش نامه ای که دیگران برایتان نوشته و جنابعالی امضاء فرموده اید یک نگاه دیگر بیندازید. ملاحظه فرمودید؟! حالا خودتان قضاوت کنید که مخاطب این فحش نامه کیهان است یا در آن، برخی از ضدانقلابیون به بهانه کیهان، بغض ها و کینه های فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالی کرده اند؟! اگر کسانی که فحش نامه را برایتان نوشته اند فقط به کیهان فحش داده بودند، هرگز پاسخی نمی دادیم، ولی....
راستی آقای کروبی! نگاهی هم به سایت های ضدانقلاب بیندازید و پیچ رادیوهای بیگانه را بپیچانید، برای شما چه هورایی می کشند و به خاطر فحش نامه کذایی چه تشویق و تقدیری است که پشت سرهم نثارتان می کنند!...یادتان هست که امام(ره) می فرمودند هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می کنند در کار خود شک کنید؟
جناب آقای کروبی!
باور بفرمائید- و چنانچه باور ندارید در آینده ای نزدیک به چشم خود می بینید- که برخی از اطرافیان شما نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند بلکه حضرتعالی را تنها در حد یک بلندگو برای اظهارات ساختارشکنانه می خواهند. چرا؟! آنها در پی آنند که شمارا بیرون از نظام قلمداد کنند تا انتخابات آینده را آنگونه که آمریکایی ها با صراحت اعلام داشته اند به انتخاباتی دو قطبی که یک قطب آن پای در بیرون نظام دارد تبدیل کنند. بدیهی است که حضرتعالی علی رغم انتقادات جدی که به برخی از مواضع و عملکردتان وجود دارد، شخصیتی در حوزه نظام اسلامی هستید همانگونه که آقای مهندس موسوی نیز چنین است. کیهان در پی اثبات این واقعیت است بنابراین اگر هم انتقادی می کند خیرخواهانه و دلسوزانه است حتی اگر لحنی تلخ داشته و گاه با تمثیل ها و لطیفه هایی همراه باشد که فقط تمثیل است و طنز و همانطور که می دانید «مثل عین ممثل» نیست، اما برخی از اطرافیان شما حضرتعالی را بیرون از نظام می پسندند همانها که در گذشته ای نه چندان دور در مقابل شما ایستاده بودند. حالا قضاوت بفرمائید کدام دوست و کدام دشمن است؟ کشنبه، 13 اردیبهشت ماه 1388 برابر با 2009 Sunday 03 May
ار ایران پرس
کودکان ایرانی؛ «بیدفاع در برابر آزار والدین»
دخترک چهار سالهای به خاطر جراحتهای شدید ناشی از ضرب و شتم پدرش به زیر تیغ جراحی رفت. کودک سه ماههای با دستان پدرش به زمین کوبیده شد و جان خود را از دست داد. دختر شش سالهای در حالی به بیمارستان منتقل شد که آثار چاقو و سیگار بر پشت کمر و رانهایش، خبر از بیمهری ناپدری میداد.
رسانههای داخلی ایران به تناوب خبرهایی در ارتباط با کودک آزاری منتشر میکنند. با این حال، به باور کارشناسان، بسیاری از موارد هرگز گزارش داده نمیشوند.
مسعود کمالی، پروفسور جامعه شناسی و خدمات اجتماعی در سوئد در گفتوگویی با «رادیو فردا» از علتهای بروز کودک آزاری میگوید: «اگر کودک آزاری به نظر ما تنبیه بدنی کودک و فشارهای روانی و جسمی، توسط خانوادهها و پدر و مادر است که بر کودک میآورند، در طول تاریخ در ارتباط با تربیت فرزند بوده. اما در برخی از خانوادهها این گونه کودک آزاری علتهایی همچون فقر و اعتیاد دارد که باعث میشود خانوادهها مشکلات خود را بر سر کودکان خود خالی کنند و یا مشکلات روانی دیگری که خانوادهها دارند که متأسفانه بر سر کودک خالی میشود.»
یکی از آخرین نمونههای کودک آزاری سال ۱۳۸۸، مربوط به عارفه، دختر هفت سالهای است که مورد شکنجههای پدرش قرار گرفته بود. بر اساس اظهارات وکیل پرونده، محمد مصطفایی، عارفه چهار ساله بود که والدینش از یکدیگر جدا شدند. پدر این کودک خردسال، ازدواج مجدد کرد و حضانت عارفه به او سپرده شد. در تمام طول مدتی که این کودک با پدر و نا مادریش زندگی میکرد، مورد آزار و اذیت همسر پدرش قرار میگرفت و در نهایت زمانی که کودکآزاری توسط نامادری عارفه فاش شد، حضانت از پدر سلب و به مادر سپرده شد.
مادر عارفه به دلیل فقر مالی، خود را قادر به نگهداری فرزندش ندید و عارفه را از طریق اداره بهزیستی به شیرخوارگاه آمنه سپرد. در زمانی که عارفه در شیرخوارگاه آمنه بود، با کمک مددکاران این سازمان به بهبودی نسبی از لحاظ روحی و جسمی دست یافت و در نهایت پس از مدتی به بنیادی در شمال تهران سپرده شد. پدر عارفه پس از چند سال، با دستور مقام قضایی، در آبان ماه سال گذشته، فرزندش را از بنیادی که از عارفه نگهداری میکرد، گرفت.
پس از حدود شش ماه، عارفه در خیابان محل استقرار بنیادی که از او نگهداری میکرد، در حالی دیده شد که از نقاط مختلف بدن مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آثار این ضرب و جرح در بسیاری از نقاط بدن و سوزاندن به وسیله سیگار در کمرش مشهود بود و وزن بسیار پایین عارفه نشان از این داشت که مدت زیادی را در گرسنگی سپری کرده بود.
عارفه یکی از نمونههای کودکانی است که وصف حالشان، اگر نه هر روز، بسیار در رسانههای داخلی ایران نوشته میشود. وجود چنین مواردی اما، لوزماً به معنای رخوت مدنی ایران و فعالان اجتماعی نیست.
فروغ بندپی، مدیر امور داخلی انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران، در گفتوگو با رادیو فردا میگوید که نهادهای دولتی در زمینه حمایت از حقوق کودکان فعالیت چشمگیری دارند.
به گفته خانم بندپی، «سازمانهای زیادی در ایران مشغول فعالیت هستند. هم نهادهای غیردولتی و هم نهادهای دولتی. از جمله نهادها دولتی که بسیار خوب فعالیت میکنند، بهزیستی است. ما (انجمن حمایت از حقوق کودکان) بیشتر از طریق بهزیستی حمایت میشویم و به کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، کمک میکنیم.»
با این همه، برخی کارشناسان، شماری از نارساییهای اجتماعی در این زمینه را متأثر از خللهای قانونی بر میشمرند.
بنا به آنچه در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران آمده است، اقدامات والدین، اولیای قانونی و سرپرستان کودک که به منظور تربیت و حفاظت از آنها صورت میگیرد، به شرط آنکه حدی متعارف داشته باشد، جرم به حساب نمیآید.
نسرین ستوده، وکیل دادگستری در تهران با آوردن نمونهای از پروندههای کودک آزاری که در دست داشته، میگوید: «از آنجا که محدوده تأدیب و تنبیه در این ماده قانونی تعریف نشده است، برخورد جدی نیز با آن دسته از کسانی که کودکان را مورد آزار قرار میدهند، صورت نمیگیرد.»
به گفته خانم ستوده، «صرف نظر از اینکه اساساً علم روانشناسی تنبیه را برای تربیت کودکان نهی کرده اما در عین حال قانون تعریف نکرده که کجا والدین میتوانند برای تربیت کودکان خود، دست به تنبیه فیزیکی بزنند. من خود پرونده کودک آزاری داشتم که پدری کودک خردسال خود را با کمربند و سگک کمربند تنبیه کرده بود و تمام بدن کودک کبود شده بود. با این حال دادگاه بدوی حکم به برائت پدر داد و شعبه ۱۴ دادگاه تجدید نظر نیز که ریاست آن با قاضی حاجی اسماعیلی بود، حکم داد که چون پدر برای تنبیه کودک این کار را کرده، از کودک آزاری مستثنی است و حکم به برائت پدر داد. در حالی که عرفاً هیچ عقل سلیمی نمیتواند این مسئله را تأیید کند که پدری کودک خود را به منظور تأدیب تا کبود کردن بدنش مورد تنبیه قرار بدهد.»
به باور مسعود کمالی، پروفسور جامعهشناسی و خدمات اجتماعی در سوئد برخورد قانونی کودک آزاران میتواند تأثیر بهسزایی در نحوه برخورد این افراد با کودکان داشته باشد.
آقای کمالی میگوید: «وقتی دولت، قوه قضائیه و کسانی که افکار عمومی را تحت تأثیر قرار میدهند، موضع بگیرند و قانونی علیه کودک آزاری تصویب شود، مستقیماً بر رفتار پدر و مادر نیز تأثیر میگذارد. وجود قانونی که کودک آزاری را ممنوع میکند، همیشه میتواند از اینکه برخی از پدر و مادرها مشکلات خود را بر سر کودکان خالی کنند، جلوگیری کند.»
جوامع غربی برای جلوگیری از کودک آزاری به قانون متوسل میشوند و معتقدند کودکان، که بنا به آنچه در کنوانسیون حقوق کودک آمده، همه افراد تا ۱۸ سال را شامل میشوند، مانند بزرگسالان و حتی فراتر از آنان، باید در مقابل رفتارهای خشونتآمیز تحت حمایت قانون قرار داشته باشند.
۱۳۸۸/۰۱/۳۰
رزا آژیری 20,04.2009
20 درصد کودکان خياباني مورد تجاوز جنسي و کلامي قرار ميگيرند
کودکان که ضعیف ترین عضو خانواده میهن ما هستند بنابر آمار 30 در صد جمعهیت کشور ما را تشکیل میدهند.بخشی بزرگی از این کودکان متعلق به خانواده هائی هستند که 14 میلیون از آنها زیر خط فقر زندگی میکنند.فقر کودکان تصویری از حکومتی غیر مسئول در مقابل مردم ایران و نشانه ای از بی تفاوتی رژیمی دزد و تبهکار است که ثروت های مردم ایران را از در آمد نفت و گاز و دیگر تولیدات ایران و به ویژه مالیات ها و دیگر منابع در آمد دولتی در اختیار گروه های تروریستی اسلامی در جهان میگذارد. تجاوز جنسی به 20% کودکان خیابانی به دست جنایتکاران تصویری از بی اخلاقی و بی وجدانی و فساد اخلاقی احشام اسلامی در حکومت است.تجاوز به کودکان در کشورهای اسلامی متداول است .پایه این فساد در تصورات قرون بیابان گردی اعراب و اسلام است که با کودکان ودختران 9 ساله هم خوابه شده و یا آنها را شوهر میدهند.این نوع سوء استفاده کردن رسمی است اسلامی ،لذا حکومت اسلامی آن را بدیهی میداند. چرا حکومت فاسد برای کودکان خانه و آشیانه و پناه گاه ای در اختیار نمیگذارد تا کودکان خیابانی به دست جنایتکاران خیابانی و متجاوز نیافتاده و امنیت داشته باشند؟کشور ما یکی از ثروت مندترین کشورهای خاورمیانه است .آیا حکومت اسلامی برای حل مشکلات کودکان کشور بودجه ندارد؟و یا اینکه رژیم فاسد اسلامی ثروت های کشور که مالک آن مردم ایرانند که بخشی از آنها را کودکان این سرزمین را تشکیل میدهند از مردم ایران دزدیده و به گروه های تروریستی می سپارد؟. آخرین رقمی که رژیم به سود گروه های تروریستی و اما به زیان منافع ملی ما بنفع گروه های ضد ایرانی به مصرف خواهد داد، مبلغی بالغ بر پرداخت 250 میلیون دولار از بودجه کشورمان به تروریست های حماسی است.هدایای این مبالغ در حالی صورت میگیرد که خانواده های بیکار شده ،کودکان بی سرپرست و کارتون خواب، جمعیتی عظیم در کشور ما را تشکیل میدهند.آمار حکومتی حاکی از آن است که در تهران هرساله تعداد زیادی بخاطر سوءتغذیه و یا بخاطر نداشتن مکان زندگی در زمستان جان خود را از دست میدهند.از رژیم وابسته به استعمار باید پرسید که حلقوم اعراب و گروه های تروریستی ضد ایرانی را پر کردن واجب است و یا برطرف کردن فقر دهشتناک ملی ضروری است .آنچه دزدان و جنایتکاران در رژیم اسلامی در سر دارند به چپاول بردن ثروت های مردم ایران وبجای گذاشتن فقر و عقب افتادگی است.وظیفه ملی و میهنی هر ایرانی است که راهزنان و اشغالگران اسلامی را از اریکه قدرت با ائتلافی ملی به پائین کشند.راه نجات مردم ایران براندازی حکومت جنایتکاران اسلامی از قدرت است . حزب سوسیال دمکرات ایران
معصوميت از دست رفته
گزارش ايلنا از پديده کودکان خياباني:
تجريش - ساعت چهار بعدازظهر
مجال بازي او و خواهر هفت سالهاش تنها فاصله بين دو چراغ قرمز است. چراغ که سبز ميشود "احمد" و "زهرا" کنار خيابان بيخيال هياهوي خيابان و صداي بوقها و ترمزها سرخوشانه دنبال هم ميدوند و صداي خنده کودکانهشان توجه رهگذران را جلب ميکند. آنان کودکي شان را تنها در اين يک دقيقه خلاصه ميکنند و بعد از قرمز شدن چراغ راهنمايي هر کدام لابه لاي ماشينها زن و مرد کوچکي هستند در فکر کسب و کار و گلهاي سرخ و سفيد را به رانندگان و مسافران تعارف ميکنند."
گزارش خبرنگار"ايلنا" از پديده کودکان خياباني؛
آقا يه دسته گل بخر!" "خانم خواهش مي کنم!" بعضيها با ديدنشان شيشههاي خودرو را بالا ميکشند و بعضي ديگر با لبخندي تنها سرشان را تکان ميدهند. شايد يکي هم باشد که دسته گلي بخرد و چند اسکناس کف دستشان بگذارد. با سبز شدن چراغ باز آنها باز در قابل کودکانهشان فرو ميروند و صداي خندهشان فضا را ميکند.
چند سالي ميشود از دهدشت به تهران آمدهاند. آنها هر روز صبح با پدرشان که يک چهار راه بالاتر گل ميفروشد از شهر قدس به تهران ميآيند و گلها را يکي از همشهريهايشان صبح زود به آنها ميرساند.
"هر دسته گل را 500 تا 700 تومان ميخريم و 1500 تومان ميفروشيم." آنها قول ميگيرند رازشان را براي کسي بازگو نکنم!
" اگر بدانند گلها را 500 تومان ميخريم ديگر بهمان 1500 تومان نميدهند."
فکر ميکنم ترسها و شاديهاي اين کودکان چقدر ساده، کوچک و زيبا است. هيچکدام تا حالا مدرسه نرفتهاند. "ما هيچکداممان مدرسه نميرويم. پدرم قول داده سال ديگر که وضعمان خوب شد در مدرسه اسممان را بنويسد تا آن موقع هم کمک ميکنيم زندگيمان بچرخد."
آنها هروز کمي از پولشان را جمع ميکنند تا کيف و دفتر بخرند. زهرا از جيبش چند مداد رنگي قد و نيم قد بيرون ميآورد: "اينها را خودمان خريدهايم. دفتر نقاشي هم خانه داريم ...
از زهرا ميپرسم: "دوست داري اينجا گل بفروشي!" احمد انگار دوست ندارد خواهرش با غريبه ها حرف بزند مي گويد: آره دوست داره!" و دست خواهرش را مي کشد تا در هياهوي ماشينها گم شوند. زهرا سرش را پايين مياندازد.
براي شهروندان تهراني تصوير کودکان گل فروش، آدامس فروش و بچههايي که کنار ترازوي ديجيتالي روي کتاب و دفترشان خم شدهاند و دارند مشقهايشان را مينويسند تصوير تازهاي نيست. سر هر چهارراه يا در راسته هر يک از خيابانهاي تهران ميتواني آنها را ببيني. کودکاني که بر اساس دسته بنديهاي جامعه شناسي کودکان خياباني ناميده ميشوند. آنها به جاي مدرسه روزشان را پشت چراغ قرمزها و در خيابانها ميگذرانند و پشت چهرههاي کودکانهشان ميتواني تصوير مردان و زناني را ببيني که نارسيده بالغ شدهاند.
خيابان انقلاب- ساعت هفت غروب
"محمد مهدي" را خيليها مي شناسند. در خيابان انقلاب ميتواني او را پشت بساطش ببيني که در حال نوشتن مشق است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوي زندگي ميکند. "محمد مهدي" در عين حال پسر خوانده "سمانه - ر" محسوب مي شود. مهندس کامپوتر يکي از شرکتهاي نرم افزاري که هر روز بعد از ساعت کاري به ديدن "محمدمهدي" مي آيد برايش اسباب بازي و لوازم التحرير مي خرد وحال مادر مريض اش را مي پرسد. بجز مادر و محمد مهدي هيچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدي "تنها حمايتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با اين وجود خيلي هم نمي تواند به درسهايش برسد."
حالا ماموران شهرداري هم او را مي شناسند. بيش از از دو سال است اينجا بساط مي کند و به درسش هم مي رسد و با هر نمره خوبي از مادرخوانده اش هديه اي مي گيرد. مادرخوانده اي که شايد حقوق اش کفاف زندگي خودش را ندهد اما مقيد به حمايت از محمد مهدي است.
کودکان خياباني نظير محمد مهدي تنها يک استثنا هستند. بر اساس آمارها بيشتر کودکان خياباني نه از آموزش خوبي بهره بردهاند و نه در امنيت مطلوبي هستند. انها مورد تجاوز قرار ميگيرند. در معرض آسيبهاي اجتماعي هستند و بسياري از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان مي افتند و اين در مورد دختران بيشتر به چشم مي آيد.
کودکان خياباني به انسانهاي کمتر از 18 سالي اطلاق ميشود که به علت کار و يا نبود خانه و کاشانه در خيابان به سر مي برند. اين تعريف حتي کودکاني را که داراي خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگي ترجيخ مي دهند بيشتر زمان خود را در پارکها و خيابانها بگذرانند نيز شامل مي شود.
به گزارش خبرنگار"ايلنا" بر اساس آمارهاي غير رسمي اکنون بيش از يک ميليون کودک خياباني در کشور وجود دارد که روزهاي خود را در معرض آسيبهاي اجتماعي بسيار ميگذرانند و اين زنگ خطر بزرگي است که به اعتقاد "مهديه احمدي" از کارشناسان امور اجتماعي دير يا زود ميتواند به بحران منجر شود.
به گفته او بررسيها نشان داده کودکان خياباني به علت شرايط ويژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشي، اعتياد و ايدز قرار دارند و هر يک ميتوانند در عين پاکي کودکانه شان بمبي متحرک در جامعه باشند.
احمدي ميافزايد: بر اساس نتايج يک تحقيق ميداني بيش از 20 درصد کودکان خياباني مورد تجاوز جنسي و کلامي قرار ميگيرند که نيمي از اين ميزان از سوي عابران و رهگذراني است که از بيماريهاي رواني رنج ميبرند.
اين کارشناس نداشتن آموزشهاي جنسي را معضلي بزرگ ميداند که کودکان خياباني را به ورطه ايدز و فحشا ميکشاند تا همواره تهديد بزرگي برا ي جامعه باشند.
احمدي جمع آوري ، آموزش و نگهداي از کودکان خياباني را ضرورتي بزرگ ميداند که از وظايف اصلي دولت بوده و در دراز مدت ميتواند هم به شکوفا شدن استعدادهاي آنان کمک کند و هم از ميزان آسيبهاي اجتماعي در جامعه بکاهد.
به گفته مسوولان تا کنون بيش از 20 هزار کودک خياباني در شهر تهران جمع آموري و سامناندهي شده اند اما آنچه از شواهد امر بر ميآيد حکايت از افزايش ميزان کودکان خياباني و ناموفق بودن اين طرح دارد.
گسنردگي اين پديديه اجتماعي که خود متاثر از فقر و مهاجرتهاي بيرويه خانوادهها به شهرهاي برگ است نشان مي دهد براي حل اين معضل تنها فعاليت يک ارگان خاص کافي نبوده و شهرداري بايد در کنار بهزيستي، نيروي انتظامي و ديگر نهادهاي مرتبط اين کودکان را از سطح شهر جمع آوري کرده و براي آنان شرايط حداقلي زندگي و آموزش را فراهم کند.
يونسکو طي سالهاي گذشته با اشاره به وجود بيش از 100 ميليون کودک خياباني در جهان از تمام کشورهاي دنيا خواسته است امکانات خود را براي حمايت از اين افراد و آموزش آنان بسيج کنند زير اين معضل را معضلي جهاني ميداند.
بر اساس معاهده بين المللي حقوق کودکان کليه کشورهاي دنيا وظيفه دارند شرايط زندگي و سلامت جسمي و رواني را براي کودکان تضمين کرده و امکانات آموزشي و بهداشتي را در اختيار آنان قرار دهند که در ايران با توجه به تاکيدهاي دين اسلام و همچنين امار بالاي جمعيت کودک و نوجوان کشور که حدود 30 درصد جمعيت 70 ميلوني را تشکيل مي دهند اين مهم بيشتر احساس ميشود.
اگر چه ريشهيابي علت پيدايش کودکان خياباني هر فرد را به سوي جامعه و خانواده وي مي کشاند اما بادي در نظر داشت اين مشکل تنها مشکل خانوادهاي بي بضاعت و مهاجر و يا جوامع توسعه نيافته نيست و هر انسان در برابر معصوميت و پاکي کودکاني که لابه لاي صداي بوق و ترمز ماشينها از دست ميرود، مسوول است.
خبرنگار: حسين خدنگ
20.01.2009
تصاویر تصادفی از ختنه دختران
تعرض به دختران خردسال جنایتی است که آثار روانی آن در کودکان باق میماند و همزمان آثار تخریبگر آن برای آینده شهروندی و زندگی مشتر کودکانی که روزی بزرگ سال خواهند شد بی تأثیر نخواهد بود.باید در مقابل این جنایت در قبایل و عشایر و دیگر سنت های متحجر اسلامی که همزمان بخشی از آن به ازدواج در آوردن دختران خرد سال هست، مقابله کرد. حزب سوسیال دمکرات ایران
فاجعه اي بنام ختنه برای دختران خردسال
شيلان دختر هفت ساله كرد در حاليكه لحظه اي لبخند و تبسم از چهره اش محو نميشود ,در خانه همسايه با دختران همسن و سال خود به انتظار پارتي كه مادرش به او قول داده است نشسته است.اما واقعيت اين است كه پارتي اي در كار نيست و او و5 دختر خردسال ديگر همسايگي تا دقايقي ديگر ختنه خواهند شد.ختنه دختران عملي است كه قرنها در كردستان عراق انجام ميشود.
كاتيب پيرزن 91 ساله اي كه از اين عمل حمايت ميكند ميگويد: ختنه براي پاك شدن روح زن از مسائل جنسي واجب است چرا كه با اين عمل روح زن پاك ميشود و ميتوان از دست او غذا خورد.او در حاليكه با انگشتش نشان ميدهد ميگويد قسمت بسيار كوچكي از آلت زنانه را قطع ميكنند و به آن صورت هم دردي ندارد .ا همچنين گفت من هم خودم و هم تمام دخترانم را ختنه كرده ام.
شيلان انور عمر هفت ساله(از دست راست نفردوم) با دختران همسايه در انتظار رفتن به مهماني است كه مادرش به او قول داده است.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران2
شيلان براي رفتن به پارتي وارد اطاقي ميشود كه مادرش در آنجاست. بمحض ورودش يكي از زنان همسايه درب را پشت سر او قفل ميكند و مادر شيلان از او ميخواهد كه لباس زيرش را در آورد.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 3
در حاليكه مادر شيلان سعي در قانع كردن او براي در آوردن لباس زيرش دارد, زن محلي ديگري مشغول آماده كردن تيغ جراحي اش (كه يك تيغ ژيلت بيش نيست )ميباشد.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 4
مه آروب زن 40 ساله كرد كه شغل ختنه دختران در كردستان را دارد مشغول آماده نمودن وسايل ختنه ميباشد. او ميگويد كه اينكار را براي رضاي خدا انجام ميدهد و كار را از مادرش آموخته كه قبلا آنرا بصورت مجاني براي مردم انجام ميداده است.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 5
دختران خردسال ديگر همسايگي براي ديدن مراسم ختنه به داخل اطاق مي آيند. شايد آنان كنجكاوند كه از سرنوشتي كه بزودي در انتظار آنان خواهد بود سر در بياورند.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 6
شيلان كه تازه متوجه شده كه پارتي در كار نيست و چه سرنوشتي در انتظارش هست بشدت گريه ميكند و سعي در ممانعت از عمل را دارد.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران7
اما بقول زن كرد, بايد كه خواسته قديم تر ها اجرا شود. در نتيجه راهي براي فرار شيلان وجد ندارد. در حاليكه كه دست ها و پاهايش را محكم گرفته اند تا قدرت حركت نداشته باشد مه آروب دخترك بينوا را با تيغ ژيلت ختنه ميكند.فرياد درد شيلان در محله مي پيچد
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 8
او مدتها بعد از ختنه از درد بخود پيچيد و گريست
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 9
توسط مه آروب و مادرش به شيلان تكه پارچه اي داده اند تا بين پاهايش بگذارد و از خون ريزي بيشتر جلوگيري كند.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 10
ساعتي بعد مادر او براي آرام وراضي كردن شيلان مقداري شيريني و شكلات در يك كيسه پلاستكي به او ميدهد. اما درد و زجر را در چهره شيلان بخوبي ميتوان ديد.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 11
دختر ديگري كه در همسايگي شيلان است پس از ختنه شدن در حال استراحت است و مادرش در اين تصوير عروسكس را برايش بعنوان هديه آورده است.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 12
ايندو دختر خردسال هم قرار بود كه با 6 تاي ديگر ختنه شوند اما "مه آروب" تشخيص داد كه سن آنان بري ختنه كافي نيست.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 13
دختران را پس از ختنه براي استراحت به اطاق ديگري ميآورند
تصاویر تصادفی از ختنه دختران14
مه آروب , خوشحال از اجام 6 عمل مشغول شمارش پولهايش است. او براي هر ختنه 4000 دينار عراقي معادي 3.5 دلار دريافت ميكند.او در سال بطور متوسط 30 دختربچه كرد را ختنه ميكند.
تصاویر تصادفی از ختنه دختران 14
مادر شيلان پس از عمل با چهره اي رضايتمند در حال حمل شيلان بخانه است . وقتيكه از او سئوال شد كه چرا اينكار را با دخترانش ميكند او پاسخ داد خودش هم نميداند
خبرگزاری حکومتی ایلنا: سه شنبه هفته گذشته يک کودک کار پس از بيش از 9 سال تلاش مردانه، خود را به دار آويخت. بر اساس آخرين اطلاعات، مشکلات اقتصادي علت خودکشي اين کودک کار بود.به گزارش خبرنگار"ايلنا" اين کودک 17 ساله که از هشت سالگي در کارگاه هاي مختلف، خرج خانواده را تامين ميکرد، سال گذشته به اجبار ازدواج و در نهايت به علت فشار مشکلات اقتصادي اقدام به خودکشي در محل کارش کرد.زهرا بناساز، عضو هيات مديره انجمن حمايت از کودکان کار، در اين باره ميگويد: مجتبي از يک سال پيش همواره از مشکلات اقتصادي شکوه ميکرد و به نظر ميرسد اين مشکلات مجتبي را وادار به اين کار کرد. البته او در اين مدت تقريبا تماس خود را با انجمن قطع کرده بود.به گفته بناساز چنين اتفاقي تاکنون سابقه نداشته و اگر چه فعالان حقوق کودک به همراه ساير کودکان کار انجمن مجلس يادبودي براي مجتبي برگزار کردند اما همچنان از مرگ ناگهاني او دراندوه هستند.
او معتقد است که درحال حاضر هيچ دستگاه مشخصي از کودکان کار حمايت نميکند و اگر انجمنهاي مردم نهاد نباشند اوضاع از اين نيز بدتر ميشود.اين فعال دفاع از کودکان کار البته به اتفاقات ناگوار ديگري که براي اين کودکان رخ ميدهد نيز اشاره ميکند "يک روز ميشنويم که کودکي در قالب بيجه در جامعه فاجعه ميآفريند و روز ديگر جسد کودک کار ديگري که مورد تعرض قرار گرفته در جوي آب پيدا ميشود."بناساز تنها راه حل معضلات کودکان کار را تغيير نگاه به اين افراد بيدفاع ميداند و ميگويد: با کمي دقت مشخص ميشود که کودکان کار به اشکال مختلف در حال از دست رفتن هستند، کودکاني که سرمايه بشري براي جامعه ما و تمام جهان محسوب ميشوند و به آساني نبايد از آنها گذشت.بناساز باقي حرفهاي بيپايان مدافعان حقوق کودکان کار را در پاسخي کوتاه به پرسش خبرنگار"ايلنا" ميگويد:
- نام خانوادگي مجتبي چه بود؟
- نگويم بهتر است.
- بنويسم مجتبي الف؟
- چه فرقي مي کند مجتبي الف، مجتبي ب يا هر چيز ديگري، مهم اين است که کودکي مجتبي بر باد رفت.
آگا هان بر اين باورند که اصرار حکومت در اعدام هاي گروهي در ملا عام و همچنين نمايش گسترده ان در رسانه هاي گروهي حکومتي در چنين کود کشي هايي نقش مهمي دارند.30.12.2008
به مناسبت بیست نوامبر، روزجهانی کودک
بیست نوامبر سال 1989، روزی است که کنوانسیون حقوق کودکان توسط 192 کشور امضاء و پذیرفته شد. اصطلاح "کودک" در مورد کلیه اشخاص زیر 18 سال به کار برده می شود.
حقوق کودک در منشور حقوق بشر، بخش بسیار مهمی را تشکیل می دهد که شامل : حقوق زندگی، تغذیه درست، بهداشت، آموزش و حمایت، می شود. این ها رئوس مهم حقوق جهانی کودکان است که همه کشورها موظفند آن ها را رعایت کنند. ولی متاسفانه نه تنها بحث و گفتگو در این زمینه هنوز جای مناسبی را به خود اختصاص نداده است بلکه از این مهم تر، در میان کشورهای مختلف جهان این حقوق کمتر رعایت می شود. از این رو، وظیفه ماست که در همه جا و در فرصت های مختلف، برای برای پدر و مادرها، برای مسئولین در مراکز آموزشی و در وحله نخست برای خود کودکان که سازندگان جامعه آینده هستند، در رابطه با این حقوق صحبت کنیم. چنین بحثی را باید برای جامعه جهانی و مراکز تعلیم و تربیت باز کرد و در مورد آن با کودکان نیزسخن گفت تا به حق و حقوق اجتماعی خویش آشنا شوند. باید بر این واقعیت پای فشرد که کودکان ما انسان های بزرگ فردا خواهند بود و چنانچه هم اکنون نتوانند به حقوق خود آشنا شده و از آن دفاع کنند، در آینده نیز، هنگامی که وارد جامعه بزرگتر می شوند، نه خواهند توانست از حقوق اجتماعی خویش به دفاع برخیزند.
نگاهی گذارا به آنچه در جهان، بویژه در کشورهای استبدادی از قبیل جمهوری اسلامی نسبت به حقوق کودک می گذرد، متاسفانه تصویر رضایت بخشی را ارائه نمی دهد. در بسیاری مناطق، بویژه درکشورهای "فقیر" کودکان مجبورند با حقوق ناچیزی کارهای سختی انجام دهند، تنها باین خاطر که بتوانند بخشی از زندگی خود و خانواده ی خویش را تأمین کنند. در ایران علاوه بر وضعیت نامناسب اقتصادی که شامل خانوادهای زحمت کش می شود و طبعاً کودکان در مرکز آن قرار دارند، محکومیت های سنگین و اعدام نسبت به کودکان نیز اعمال می شود. در حالیکه یکی از موارد مهم کنوانسیون حقوق کودک ممانعت از احکام زندان و اعدام می باشد.
ماده 28 کنوانسیون حقوق کودک می گوید : دولت ها باید آموزش ابتدایی و رایگان و اجباری برای کودکان را فراهم کنند و طبق ماده 32 همین کنوانسیون، کودکان باید در برابر کاری که رشد و سلامت جسمی و فکری آنها را تهدید می کند، حمایت شوند ...
در قطعنامه پایانی اولین کنگره جهانی "کودکان کار" که در سال 2004 در فلورانس ایتالیا برگزار شد، آمده است که : "246 میلیون کودک در گوشه وکنار جهان به کارهای سخت مشغول می باشند." هنگامی که در باره کودکانِ کار در این قطعنامه صحبت می شود، اشاره به کودکانی نیز می گردد که توسط باندهای مواد مخدر ربوده شده اند. موارد بی شماری وجود دارد که کوکان را به کار بردگی، حمل مواد مخدر، استثمار جنسی، تجارت سکس، مزارع پنبه، کارخانه های بزرگ و کارگاه های کوچک، ماهیگیری، کار خانگی، ماشین شویی در گاراژها، فروشندگی در خیابان یا بازار، حمل ذباله، خشت زنی، حمل و نقل، راه سازی، کار در کشتی، سربازی اجباری، و بسیاری مشاغل دیگر که بر جسم و جان و تکامل طبیعی کودکان تاثیرهای منفی و غیر قابل جبرانی می گذارند، مجبور می کنند.
به گزارش یونیسف در سال 2007 به طور میانگین، روزانه بیش از 26 هزار کودک زیر پنج سال در نقاط مختلف جهان در اثر بیماری ذات الریه و بیماری هایی چون اسهال، جان خود را از دست می دهند. در همین سال، 530 هزار کودک در جهان به بیماری ایدز مبتلا شده اند و بسیاری از آن ها به علت فقدان وسایل درمان، جان خود را از دست داده اند. باید تاکید نمود که روزانه 1400 کودک در جهان به بیماری ایدز مبتلا می شوند...
با نگاهی گذارا به آمار و ارقام در می یابیم که در کشورهای "فقیر" میزان بی سوادی در میان کودکان به خاطر وضعیت بد اقتصادی خانواده ها روز بروز بیشتر می شود و در این میان شرایط دختران نسبت به پسران سخت تر است.
در شرایط کنونی با توجه به بحران اقتصادی و مالی عظیمی که سراسر جهان را فرا گرفته و روزانه هزاران انسان را به بی کاری و فقر می کشاند، وضعیت اقتصادی خانواده ها بیش از پیش به وخامت می گراید، اولین قربانیان چنین شرایطی کودکان هستند و این در حالی ست که در بسیاری از کشورها کودکان حتا از ابتدایی ترین حقوق برخوردار نیستند و اغلب قوانین مندرج در کنوانسیون حقوق کودک رعایت نمی شود. از جمله این موارد : شرکت کودکان در جنگ، محکومیت زندان و اعدام برای کودکان، کار، آزار جنسی، تحمیل مذهب، لباس و ...، می باشد.
این نوشته را با گفته ی خود کودکان که در قطعنامه پایانی اولین کنگره جهانی کودکان کار آمده است به پایان می بریم:
ما "حالیم" و صدای ما "آینده" است!
12 نوامبر 2008
• پروانه قاسمی فعال سیاسی و روانشناس کودک
• بزودی ازاین نویسنده به همین مناسبت کتابچه عکسی تحت عنوان "کودکان جهان در مونترال" منتشر خواهد شد.
پروانه قاسمی*
ghassemi2@yahoo.ca
کودکان ايرانی گرفتار در چرخه خشونت و فقر
چهارشنبه ۱۷ مهر، روز جهانی کودک است، اما گزارش های رسمی حاکی از آن است که آمارهای کودک آزاری در ايران رو به افزايش نهاده، سالانه نزديک به ۲۷۰۰ کودک بر اثر سوانح رانندگی جان می بازند، و نزديک به سه ميليون و ۵۰۰ هزار کودک ايرانی از تحصيل بازمانده اند.
افزايش کودک آزاری در ايران
رسانه های رسمی در ايران همزمان با روز جهانی کودک خبر هولناک قتل،«علی اکبر» کودکی چهار ساله در کيانشهر واقع در جنوب شرق تهران از سوی پدرش را منتشر کردند.
خبرگزاری ايسنا در اين خصوص به نقل از قاضی محمد شهرياری بازپرس کشيک قتل پايتخت گزارش کرد که انگيزه احتمالی قتل اين کودک اعتياد و بيکاری پدرش بوده است.
پيش از اين در ۱۶ شهريور سالجاری نيز، خبرگزاری های رسمی خبر کشته شدن دو کودک به نام های علی يک ساله ، و سبحان سه ساله از سوی پدرشان در سنندج را منتشر کرده و نوشته بودند که وی دو کودک خود را به بالای کوه برده و با پرتاب آن ها به پايين مرتکب قتل کودکانش شده است.
بیشتر بخوانید:
افزایش آمار کودک آزاری در ايران
اين تنها شمار قتل های کودکان از سوی اعضای خانواده نيست رو به افزايش نهاده است.انجمن حمايت از حقوق کودکان در تهران روز گذشته اعلام کرد که آمار کودک آزاری در ايران رو به افزايش است.
بنابر گزارش سالانه واحد مددکاری انجمن حمايت از حقوق کودکان، در يک سال اخير ۲۰۰ مورد کودک آزاری به مددکاری انجمن گزارش شده است که ۴۸ درصد از کودکان قربانی شده مورد آزار جسمی ، ۴۹ درصد مورد آزار عاطفی ، ۱۳ درصد مورد آزار جنسی ، و ۲۰ درصد مورد بهره کشی اقتصادی قرار گرفته اند.
۱۲ درصد کودکانی که اين انجمن در گزارش خود به آنها اشاره کرده نيز از تحصيل محروم شده اند.
انجمن دفاع از حقوق کودکان همچنين اعلام کرد که ۴۱ درصد آزاردهندگان پدر کودک ، ۲۸ درصد مادر کودک ، هفت درصد نامادری، شش درصد همسايه ، چهار درصد اقوام ،چهار درصد افراد غريبه ، سه درصد کادر آموزشی، سه درصد کادر بيمارستان، دو درصد ناپدری و دو درصد کادر زندان بوده اند.
در گزارش انجمن حمايت از حقوق کودکان که رسانه های ایران طی دو روز اخير بخش هايی از آن را منتشر کردند، همچنين تاکيد شده که ۳۰ درصد از کودکانی که مورد آزار قرار گرفته اند، در خانواده هايی به سر می بردند که تجربه اعتياد و مصرف مواد مخدر دارند، و در ۴۰درصد خانواده ها اختلاف شديد خانوادگی، ۴۰ درصد فقر ، ۳۱ درصد تجربه طلاق و متارکه والدين، و در نه درصد خانواده ها هم، فوت والدين گزارش شده است.
ميانگين سنی کودکان آزارديده ۱۰ تا ۱۲ سال است و ۴۸ درصد از کودکان پسر و ۵۲ درصد دختر بوده اند.
ميانگين سنی کودکان آزارديده ۱۰ تا ۱۲ سال است و ۴۸ درصد از کودکان پسر و ۵۲ درصد دختر بوده اند.مشهورترين پرونده کودک آزاری طی ماه های اخير آزار کودکان در يک مرکز وابسته به بهزيستی در شهر زنجان است.
افزايش کودک آزاری در ايران در حالی وقع يافته که جمهوری اسلامی ۱۵ سال پيش در ۱۴ مهرماه ۷۲ با امضای ميثاق جهانی حقوق کودک به اين پيمان بين المللی پيوست،و متعهد شد که برای «حفاظت از کودکان» اقدامات لازم را تدوين و اجرا خواهد کرد.
ينابر اعلام سازمان بهزيستی جمعيت کودکان زير ۱۸ سال ايران مابين ۲۰ تا ۲۵ ميليون نفر اعلام شده است.
مرگ ۲۷۰۰ کودک در سوانح رانندگی
روز دوشنبه ۱۵ مهر کريستين سالازار فولکمن، نماينده يونيسف، صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد در ايران، در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد «در سال ۸۵ حدود ۲۷۰۰ کودک زير ۱۵ سال در اثر سوانح رانندگی در ايران فوت کردند و تقريباً ۹۵ هزار کودک و نوجوان زير ۲۰ سال مصدوم و مجروح شدند.»
وی چنين آماری را « بسيار اسفناک و نگران کننده » توصيف کرد و گفت «از جمله تبعات غيرمستقيم سوانح بر کودکان ، که در گزارش های رسمی فراموش می شود؛ فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر خانواده هايی است که معلولان سوانح مراقبت کنند.
شمار کودکان بازمانده از تحصيل در ايران نيز بنابر اعلام انجمن حمايت از حقوق کودکان سه ميليون و ۵۰۰ هزار نفر اعلام شده است.به گفته نماينده يونيسف در ايران « هزينه های درمان و مراقبت از اين کودکان، و از دست رفتن فرصت تحصيل کودکان سانحه ديده از جمله نگرانی والدين ايرانی است.»
وی در عين حال گفت که ايران گام ها قابل توجهی در جهت کاهش نرخ مرگ و مير کودکان از طريق واکسيناسيون و نظام شبکه بهداشتی کشور برداشته است.
دکتر امير اميرخانی، مديرکل سلامت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت نيز دوشنبه گذشته به خبرگزاری ها گفت که ۳۶ درصد مرگ و مير کودکان در ايران بر اثر سوانح ترافيکی است.
«دو ميليون ۷۰۰ هزار کودک کار»
شمار کودکان کار که به دليل مسايل خانوادگی، و بر عهده داشتن بخشی از در آمد در خانوارها فقير به کار می پردازند روز به روز افزوده می شود.
در همين خصوص مرکز آمار ايران خبر داده که بنابر آخری آمارگيری انجام شده در سال ۸۵ « از مجموع ۱۳ ميليون و ۲۵۳ هزار کودک در رده سنی ۱۰ تا ۱۸ سال کشور، ۳ ميليون و ۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه تحصيل ، و یک ميليون و ۷۰۰ هزار کودک به صورت مستقيم درگير کار بوده اند.»
اين گزارش می افزايد که ۹۱۵ هزار کودک ايرانی نيز با عنوان «کودک خانه دار» از سوی مرکز آمار ثبت شده اند. به نوشته روزنامه جام جم بنابرهمين آمار حدود دو ميليون و ۷۰۰ هزار کودک در ايران به کار مشغولند.
به گفته مدير عامل انجمن حمايت از حقوق کودکان ۶۵ درصد کودکان ايرانی «توهين و تحقير را در خانه يا مدرسه» تجربه کرده اند، و ۳۹ درصد کودکان نيز تنبيه بدنی شده اند.
شمار کودکان بازمانده از تحصيل در ايران نيز بنابر اعلام انجمن حمايت از حقوق کودکان سه ميليون و ۵۰۰ هزار نفر اعلام شده است.
سهم شادی کودکان نيز به شدت رو به کاهش است.فاطمه قاسمزاده روانشناس و فعال حوزه کودک در تهران نيز به روزنامه کارگزاران گفته « تا آنجا که بررسی شده می توانم بگويم شادی کودکان ايرانی کم است. نمی شود گفت اصلا نيست. واقعيت اين است که شادی در زندگی ما کم است و بچه ها نمی توانند برای خود شادی ايجاد کنند.»
بیژن یگانه 09.10.2008
یک روز پس از روز جهانی کودک محمدرضا حدادی اعدام می شود
در حالی که در تمام کشورهای دنیا روز جهانی کودک دارای ارزشی تاریخی است و در این روز بر اولویت نهادن حقوق کودکان تاکید می نمایند در کازرون ، کوشه ای از شهر تاریخی شیراز که دارای فرهنگ تاریخی غنی و پرباری است محمد رضا حدادی که در 15 سالگی به اتهام قتل عمد دستگیر و به دلیل فقر مالی، بی تجربگی و اغفال، قتل دیگری را گردن گرفت قرار است درست یک روز پس از روز جهانی کودک و در تاریخ 18 مهر ماه سال 1387 به دار آویخته شود .
ماجرای تشکیل پرونده محمد رضا از این قرار است که در تاريخ 30/5/1382 آقاي حسين رحمت به مرجع انتظامي اعلام مي كند كه پدرش بنام محمد باقر در روز 28/5/1382 كازرون را به مقصد شيراز ترك و تاكنون مراجعه ننموده است ايشان در تاريخ 8/6/1382 اعلام مي كنند كه اتومبيل پدرش بعد از يازده روز در روستاي فتح آباد كازرون پيدا شده است. تحقيقات قضايي و پليسي درخصوص مفقودي محمد باقر انجام و در جريان رسيدگي، شخصي بنام مهدي ساساني اقرار مي نمايد كه در ارتكاب سرقت اتومبيل و كشتن راننده، وي و افرادي به نامهاي محمد قرباني ، تقي و كريم دخالت داشته اند .
در تاريخ 20/7/82 كريم حدادي دستگير و اظهار مي دارد : « .... من به اتفاق مهدي ساساني و تقي حدادي و محمد روبروي امام زاده سيد حسين ساعت 11 يا 12 شب بود كه ايستادم بغل جاده، يك پيكان سواري جوانان نارنجي رنگ از كازرون آمد، محمد قرباني و تقي حدادي دست بلند كردند پيكان هم ايستاد و ما سوار شديم از قائميه رد شديم به طرف شيراز . محمد به راننده گفت كه يك رفيق داريم او را سوار كن كرايه ات را مي دهيم راننده قبول كرد در بين راه به بهانه دستشويي، راننده ، خودرو را متوقف كرد و پياده شديم من و محمد رفتيم داخل دره و مهدي و تقي پهلوي راننده ماندند راننده مي خواست آب به داخل رادياتور ماشين بريزد كه تقي سنگي برداشت و از پشت به سر راننده زد و راننده روي زمين افتاد. بعد من و محمد از پائين آمديم بالا و به اتفاق مهدي و تقي چند مشت هم به سر و صورت و سينه راننده زديم و بعد جنازه او را داخل صندوق عقب پيكان انداختيم و او را تا حكيم باشي و رشن آباد آورديم در راه متوجه شديم كه پيرمرد راننده هنوز جان دارد و سرو صدا مي كند و تقي كه پسر عموي من مي باشد پشت فرمان نشسته بود از رشن آباد به طرف جاده خاكي كوره كچي رفتيم تقي ماشين را متوقف كرد و درب صندوق عقب را باز كرد پيرمرد هنوز جان داشت مهدي ساساني با چوب دو دفعه به بدن پير مرد زد و روي زمين افتاد بود كه محمد و تقي تسمه پروانه اي آورده و دور گردن پير مرد انداختند و او را خفه كردند سپس تقي گفت جنازه را آتش بزنيم و بنزين تهيه كرديم و جنازه را آتش زده داخل گودالي قرار داديم و روي گودال را پر از خاك كرديم و رفتيم .
پزشكي قانوني علت دقيق فوت را تشخيص نداده ليكن اعلام نموده كه ضربه مغزي و شكستگي استخوان جمجمه مي تواند يكي از دلايل آن باشد.
در اثناي رسيدگي محمد رضا حدادي كه در آن زمان سنش 15 سال وشش ماه بود دستگير مي شود و در جلسات اوليه رسيدگي اعلام مي دارد كه مقتول را او با تسمه پروانه خفه كرده است در تاريخ 8/8/82 مجدداً محمد رضا حدادي در جلسه رسيدگي به دادگاه ، اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفته و اقرار به ارتكاب جرم مي نمايد .
چند روز پس از جلسه محاكمه مادر محمد رضا به ملاقاتش مي رود و محمد رضا به او مي گويد كه آيا به وي پولي پرداخت نموده اند يا خير مادرش به وي جواب منفي مي دهد پس از آنكه ايشان متوجه مي شود كه فريب ديگر متهمين را خورده است طي نامه اي در تاريخ 13/8/82 به دادگاه اعلام مي دارد كه يكي از متهمين وعده پول و ديگر وعده هاي واهي را داده و به اين طريق فريب، ديگر متهمين كه از لحاظ عقلي و فكري وسني بزرگتر از موكل بوده اند را خورده است در حاليكه در ارتكاب جرم قتل هيچ نقشي نداشته است .
در نهايت دادگاه بدون تحقيق نسبت به ادعاي محمدرضا و انكار وي در تاريخ 16/10/82 سلب حيات مقتول توسط محمد رضا حدادي را مسلم دانسته و با استدلالاتي به صرف اقرار محمدرضا وي را به قصاص نفس محكوم و به استناد مادة 621 قانون مجازات اسلامي به لحاظ شركت در آدم ربايي به تحمل 15 سال حبس و به استناد مادة 636 همان قانون به تحمل يك سال حبس به لحاظ مخفي كردن جسد مقتول محكوم و ديگر متهمين را نيز به حبس هاي طولاني مدت به اتهام آدم ربايي و مخفي نمودن جسد و جنايت بر ميت محكوم مي نمايد .
متهمين به دادنامه صادره اعتراض مي نمايند كه با ارجاع پرونده به شعبه 42 ديوانعالي كشور در تاريخ 12/4/1384 قضات شعبه، دادنامه صادره را فاقد اشكال موثر دانسته و ابرام مي نمايند .
پس از آنكه دادنامه صادره به محمدرضا ابلاغ شده ، چون حقش را تضييع شده انگاشته بود با بدست آوردن دلايل جديد از جمله اقرار ديگر متهمين بر بي گناهيش تقاضاي اعمال مادة 18 مبني بر اعاده دادرسي و رسيدگي مجدد را مي نمايد كه شعبه سوم تشخيص ديوانعالي كشور درخواست وي را مردود اعلام مي نمايند در حالي كه جا داشت به دليل ارزش جان آدمي، تحقيقات مفصلي در اين خصوص انجام می پذيرفت محمدرضا بارها اعلام نموده است كه متهمين وي را اغفال نموده و پيشنهاد پرداخت وجه به خانواده اش را داده اند از طرفي يكي از آنها به وي قول داده است كه اگر قتل را به گردن بگيرد سعي مي كند دختر عمه اش را براي خواستگاری کند چون محمدرضا به اين دختر علاقه داشته و از طرفي وضعيت مالي خود و خانواده اش بسيار ضعيف بود لذا بنا به دلايل فوق و به علت كم عقلي و صغر سن، ارتكاب جرم قتل را به عهده مي گيرد.
در حال حاضر محمدرضا در زندان عادل آباد شيراز بسر مي برد و پرونده اتهامي وي با قطعيت احكام، به اجراي احكام دادگستري كازرون ارسال و داديار رسيدگي كننده به پرونده، بدون اینکه زمان اجرای حکم را به اینجانب ابلاغ نماید روز با تعجیل روز 18 مهر ماه را برای اجرای حکم قصاص نفس تعیین نموده است.
محکومیت و تعیین زمان برای اجرای حکم محمد رضا حدادی در حالی است که صرفنظر از ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد در سال 1372 كنوانسيون حقوق كودك وارد صحن علني مجلس شوراي اسلامي گرديد و نمايندگان مجلس با اكثريت آراء مواد آنرا به تصويب رساندند پس از آنكه كنوانسيون به شوراي محترم نگهبان ارجاع گرديد، اعضاي شورای با حق شرط، كنوانسيون حقوق كودك را تأييد نمودند.
شوراي محترم نگهبان در نظريه شمارة 5760 مورخ 4/11/1372 خود به مجلس شوراي اسلامي، مشخصاً موارد مخالفت كنوانسيون را با موازين شرع به اين شرح اعلام داشت:« بند 1 مادة 12 و بند هاي 1و3 ماده 13 و بند 1و3 ماده 14 و بند 2 ماده 15 و بند 1 ماده 16 و بند د قسمت 1 ماده 29 مغاير موازين شرع شناخته شد.» نتيجه اينكه به غير از موارد ياد شده، ديگر مواد كنوانسيون هيچگونه مغايرتي با شرع نداشته و در محاكم دادگستري مستند به مادة 9 قانون مدني كه مقرر مي دارد:« مقررات عهودي كه بر طبق قانون اساسي بين دولت ايران و ساير دول، منعقد شده باشد در حكم قانون است.» لازم الرعايه مي باشد.
ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك مقرر مي دارد: كشورهاي عضو تضمين خواهند كرد كه:
«......... مجازات مرگ يا حبس ابد بدون امكان آزادي، نبايد در مورد جرمهايي كه اشخاص زير 18 سال مرتكب مي شوند اعمال گردد.»
نتيجه اينكه صدور حكم به سلب حيات ( قصاص نفس ) محمدرضا حدادی که در تاریخ 27/12/1367 به دنیا آمده است و ديگر اشخاصي كه در سن زير 18 سال مرتكب جرم مي شوند بر خلاف صريح قانون بوده و دادنامه هاي صادره از اين حيث مخدوش است و در صورتیکه حکم صادره اجرا گردد محمدرضا حدادی با وجود ایرادات بسیاری که در پرونده وجود دارد برخلاف قانون به دار آویخته شد.06.10.2008
نقض حقوق بشر در جهان : خسته، تشنه، داغون خسته، تشنه، داغون ( نوشته یی از : صالحه، 10 ساله )
آنچه در ادامه میخوانید گزیدهای از مجموعه نوشتههای كودكان كارگر ایرانی و افغان است كه در كلاسهایی كه روزهای جمعه در چند مركز غیردولتی برای آموزش آنان تشكیل میشود نوشته شدهاند. این مجموعه را علی صداقتی خیاط، نویسنده و فعال حقوق كودكان، در چند مجلد با عنوانهای «برج غار»، «غار تار» و «ترس غار» گرد آورده و انتشارات ناهید منتشر كرده است.
وقتی
وقتی بعد از سه ماه حقوقم را دادند برای پدرم یك جفت كفش بخرم برای مادرم یك كاپشن گرمی تا بتواند زمستان از آن استفاده كند. برای عید برای برادرم یك شلوار لی بخرم تا در مدرسه به او به خاطر شلوارش توهین نكنند. برای خواهرم یك كیف نو بخرم تا وقتی به مدرسه میرود كتاب و دفترهایش را در كیسه پلاستیكی نكند و بچهها به او نخندند. اما خودم چی. من هم چیزهایی لازم دارم مثل مانتو كفش و برای مدرسه كیف. ولی كفش پدرم و كاپشن مادرم و كیف و شلوار خواهر و برادرم مهمتر است. اگر پولم رسید همه را میخرم برای خودم بماند بعد، آنها لازمتر هستند.
سمیه، 15 ساله، پنجم دبستان
اگر
اگه پدرم سر كار میرفت الان بیكار نبود و در خانه نمینشست و با مادرم دعوا نمیكرد. اگه من جای رئیسجمهور بودم یك عالمه كار درست میكردم كه مردم بیكار نمونن. اگه من پولدار بودم پدرومادرم را به رستوران میبردم.
فرشته، 9 ساله
اگر
اگه من پول داشتم پدرم را به دكتر میبردم. اگه بیمارستان مجانی بود هیچكس به بیپولی نمیمرد. اگه مواد مخدر ردوبدل نمیشد جوانها از زندگی ناكام نمیشدند. اگه لباس ارزان بود فقیرها در زمستان مریض نمیشدند. اگه پلیسها خوب باشند بیگناهها را به زندان نمیبردند و كتك نمیزدند. اگه مربیها پول روی هم بذارند میتوانند یك مدرسه بزرگ بخرند.
عالیه، 10 ساله، پنجم دبستان
اگر
اگه من پولی داشتم به فقیران كمك میكردم و برای آنها كارخانه درست میكردم تا آنها پولی برای خوردن غذا پیدا میكردند تا دیگر گرسنه نمیماندند و برای پیدا كردن غذای زن و بچههایش پولی داشته باشد تا برای آنها لباس و هرچه كه بچههایش میخواهد تهیه كند و دیگر دست آنها پیش مردم دراز نباشد و دیگر نگران خوردن زن و بچههایش نباشد.
رحمت، 9 ساله
اگر
اگر پدرم فرصت كند یك نقاشی برای اگر میكشد تا من یاد بگیرم اگر را نقاشی كنم. اگر مادرم كاموا داشته باشد برای همه بچهها كله و دستكش میبافد كه سرما نخورند. اگر برادرت و برادر بزرگم وقت كند مدرسه را مجانی رنگ میزند تا بچهها خوشحالتر شوند و بیشتر درس بخوانند. اگر من بتوانم هر جمعه به مدرسه بیایم خیلی بهتر است. بیشتر جمعهها با برادرم سر كار میروم و پدرم شبها دیر به خانه میآید و صبح زود میرود و كاموا هم خیلی گران است.
جبار، 13 ساله، پنجم دبستان
خجالت
صاحبكار بابام برای عید بهش پول نمیده بابام از اینكه نمیتونه برای ما لباس بخره خجالت میكشه منم از اینكه عید مجبورم دوباره لباسهای كهنهام را بپوشم خجالت میكشم.
سمیه، 15 ساله
خجالت
شب اومد خونه مثل هر شب خسته خسته آه و ناله میكرد دلم میخواست بوسش كنم بگم دوستش دارم اما خجالت كشیدم.
میترا، 16 ساله، سوم راهنمایی
آرزو
من جوراب فروشی را دوست ندارم چون كه شهرداری من را میگیرد و به كلانتری میبرد مامانم نگران میشود و زیاد پول از دستش میرود. من دوست دارم به مدرسه بروم و سر كار نروم چون من مدرسه را دوست دارم و دوست دارم وقتی بزرگ شدم معلم شوم.
سعید، 12 ساله، اول دبستان
(سعید دیكته كرده و توسط شخص دیگری نوشته شده است).
خشم
صاحبكار من خیلی خشن بود تنبل خر نفهم. و من هم از او عصبانیتر چون خسته تشنه داغون. او گفت و من گفتم و درگیری در آنجا شروع شد. من اخراج او خوشحال من گریان او خندان من بیكار او پولدار.
محمدرضا، 14ساله، پنجم دبستان
خشم
یه پسره رفته مدرسه. خانمش گفته شهریه بیاره اونم نیاورده. پسره خشن شد. داد زد. همسایشون واسه مامانش گفت باید پول بدی ولی پسره گفت شهریه مدرسه ما چی میشه بعد باباش گفت واسه صاحبخونه دادم. پسره میره كفاشی. نمیآد با بچهها بازی كنه.
سلسله، هفت ساله، اول دبستان
واژه
سقف خانه ما ترك خورده و دیوار خانه ما شكسته است ما پول نداریم كه دیوار و سقف خانه را درست كنیم و باران میآمد ظرفها را میگذاشتیم كه خانهمان پر آب نشود دستهای مادر ترك خورده است و پنجره خانه همسایه شكسته است.
فاطمه، 12 ساله، چهارم دبستان
یك نامه
آیا این درست است حق كودكان ضایع شود و آنها به چیزهایی كه میخواهند نرسند. آیا این درست است یك كودك هشت ساله برود كار كند و خرج خانواده را بدهد و نتواند به مدرسه برود. او نمیتواند به مدرسه برود و مانند بچههای دیگر تحصیل كند. اگر پدر و مادرها به فكر ما نباشند كسی به فكر ما نیست. آیا این درست است یك كودك شب گرسنه بخوابد. آیا این درست است یك كودك نتواند شادی كند و از زندگی لذت ببرد. این درست است كودك صبح زود از خواب شیرین خود بلند شود و از صبح تا شب كار كند. این درست است كه بچه نتواند استراحت كند. این درست است كه بچه هفت یا هشت ساله نتواند به مدرسه برود. این درست است كه یك كودك مرض داشته باشد و در همان حال مریضی در خانه بماند. نتواند تغذیه درست بخورد. همه این گفتهها درست است و پیش چشم خودم اتفاق افتاده است. او یك كودك است و همسایه ما است.
جمعه خان، 11 ساله، پنجم دبستان
یك نامه
به نام خدا ما بچهها احتیاج داریم كه همیشه سالم باشیم. ما هم میخواهیم مثل بقیه به مدرسه برویم بازی كنیم غذای مقوی بخوریم تا همیشه سالم باشیم. ما دوست داریم مثل بقیه بچهها لباس نو بپوشیم و ما دوست داریم وطنمان آزاد شود تا بازگردیم به وطنمان. آیا شما دوست دارید كه كودك زیر باران روی كول مادرش باشد تا مادرش پولی به دست آورد. شما باید فكر كنید كه ما هم مثل دختر یا پسر شماییم كمك كنید تا به مدرسه برویم. چرا بچههایی كه پول دارند میتوانند به مدرسه بروند یا لباس نو بپوشند ما هم انسانیم و به این چیزها احتیاج داریم چون پول نداریم نباید خانهای داشته باشیم كه توی آن زندگی كنیم چرا ما شب و روز آدامس یا گل بفروشیم یا شیشه ماشین پاك كنیم. شب و روز زیر سرما باشیم این را چه قانونی گفته. درست است برای اینكه ما از یك كشور دیگریم بهخاطر همین است كه به ما كمك نمیكنید ولی باید بدانید ما هم مسلمانیم و شما باید كمك كنید تا به مدرسه برویم سواد داشته باشیم تا بتوانیم كشور خود را بسازیم آن وقت است كه ما كشور آزادی داریم.
ندیمه، 13 ساله، دوم دبستان
یك روز خوب
من در سال 84 گونی میزدم. 200 گونی زدم خودم به تنهایی. شبها تا ساعت یك شب گونی میزنیم. الان هم میزنیم. وقتی كه گونیها را زدیم همه تمام شدند، پولها را مادرم و پدرم گرفتند به من كه تا ساعت یك شب گونی میزدم پولی ندادند. من میخواستم با پول گونیها مانتو بخرم. قبل از اینكه گونی بزنیم به پدرم گفتم كه برای من مانتو بخر. گفت دلت خوشه پولم كجا بود. اگر پول داشتم خانه را عوض میكردم و یك فرش میخریدم. وقتی كه پدرم این حرف را زد احساس كردم كه اصلا مرا دوست ندارد. یك روز همین جور نشسته بودم كه پدرم گفت عزیزم فكر میكنی امروز چه روزی است. گفتم دوم خرداد. پدرم گفت چیزی به نظرت نمیرسد. گفتم نه. گفت تولدت مبارك. یك كادو هم گرفته بود، اگر گفتید چه؟ با پولهایی كه گونی زده بود سه هزار تومان دیگر رویش گذاشته بود و یك مانتو برایم خریده بود. احساس خوبی داشتم.
فریبا، 13 ساله، سوم دبستان
یك روز خوب
علی دوست دارد كه روزهای جمعه سر كار نرود ولی مامانش میگوید علی تو باید سر كار بروی فرقی ندارد كه امروز جمعه است یا شنبه علی از این بابت كمی ناراحت است. یك شب كه میخوابد صبح كه بلند میشود میبیند كه مادرش به او میگوید علی امروز جمعه است سر كار نرو. علی خیلی خوشحال میشود.
http://www.autnews.eu/archives/1387,07,00012535
از سایت خبرنامه : امیرکبیر :
بیش از ۴۰۰ هزار کودک کار در سطح استان تهران هیچ گونه آموزشی ندیده اند
۹۰ درصد کودکان کارایرانی بی سوادند
خبرگزاری کار ایران: بیش از ۹۰ درصد کودکان کار و خیابان کشور به دلیل فقر و تنگدستی و تلاش برای تامین معیشت خانوار خود بی سواد باقی مانده اند.
"فاطمه قاسم زاده" عضو هیات موسس شبکه یاری کودکان کار و خیابان در گفت و گو با خبرنگار "ایلنا"، افزود: کودکان کار ایرانی به دلیل فشارهای سنگین مالی در تامین هزینه خانوار از کمترین آموزش های علمی و اجتماعی بهره مند می شوند و بیش از ۹۰ درصد آنها حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند.
او افزود: با وجود فعالیت ۹ مرکز حمایت از کودکان کار که تاکنون با کمترین حمایت دولت به راه خود ادامه داده است بیش از ۴۰۰ هزار کودک کار در سطح استان تهران هنوز هیچ گونه آموزشی ندیده است.
او با اشاره به اینکه شبکه های حمایتی به دلیل محدودیت تنها سه هزار کودک کار را پوشش داده اند گفت: به دلیل عدم امکانات لازم، نبود بنیه مالی و ضعف در اطلاع رسانی، خیلی عظیمی از کودکان از وجود این مراکز اطلاعی نداشته و از آن فعالیت بی بهره اند. این روانشناس گفت: کودکان کار از ترس تشکیل پرونده تکدی گری و شناسایی آمار، به مراکز دولتی مراجعه نکرده و حاضر نمی شوند خود را معرفی کنند.
قاسم زاده با اظهار خشنودی از اجرای طرح جدید پایگاه های خدمات اجتماعی در مناطق محروم از سوی بهزیستی و فعالیت دفتر آسیب های اجتماعی شهرداری گفت: بهزیستی سالانه ۵ تا ۱۰ میلیون تومان به انجمن های مذکور کمک مالی می کند که این بودجه برای فعالیت و تکاپوی این مراکز انسان دوستانه به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
لازم بذکر است هم اکنون ۹ مرکز حمایتی از کودکان کار در کرج، شهر ری، شوش، ناصر خسرو ، بهارستان و اسلامشهر بیش از ٣ هزار کودک کار را تحت پوشش اموزشی قرارداده اند که این تعداد با توجه به میزان چندصد هزار نفری کودکان کار رضایت بخش نیست.
26.08.2008
خبروعکس های روزجهاني مبارزه عليه كاركودك
برگزاري مراسم بزرگداشت روز جهاني مبارزه عليه كار كودك
روز چهارشنبه 22 خرداد 87 برابر با 12 ژوئن 2008 گروه كيانا جشني را به مناسبت روز جهاني مبارزه عليه كار كودك برگزار كرد. در اين جشن كه با همكاري معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري كرج در محل كرج چهار راه طالقاني بوستان جهان جنب تالار نژاد فلاح و از ساعت 18 الي 22 برپا شد، گروه به اطلاع رساني درمورد اينروز و فعاليت هاي خود پرداخت. وجود هشت غرفه در زمينه مشاوره خانواده، معرفي گروه كيانا، نقاشي كودكان، نقاشي روي پارچه، گريم كودك، غرفه هفته نامه نوين و نيز موسيقي كودكانه توسط گروه ققنوس و اجراي نمايش توسط كودكان تحت آموزش كيانا اين روز را بسيار براي اعضا و نيز كودكان كار بسيار مفرح نمود. لازم است دراينجا از تمامي همكارانمان كه فعالانه كيانا را در اجراي اين مراسم ياري دادند قدرداني نمائيم.
خوشبختانه استقبال مردم از اين برنامه بسيار خوب بود و به همين دليل به دستور معاونت اجتماعي شهرداري اين برنامه براي روز جمعه 24 خرداد، ساعت 18 الي 22 نيز تمديد گرديد.
موسسه تحقیقاتی آمریکایی: کتاب های درسی ایران تبعیض آمیز است
کتاب های درسی ایران
سعید پبوندی می گوید کتاب های درسی ایران تصویر یک شهروند درجه دو را از زنان ارائه می کند
تحقیقی که توسط موسسه آمریکایی خانه آزادی درباره محتوای کتاب های درسی ایران صورت گرفته، نتیجه گیری کرده که این کتاب ها نسبت به زنان و اقلیت های دینی و قومی تبعیض آمیز است.
بر اساس گزارشی که از نتیجه این تحقیق منتشر شده است، محتوای کتاب های درسی ایران با هدف آموزش تبعیض جنسیتی به دانش آموزان، ایجاد بدبینی به اقلیت های دینی و تحکیم ایدئولوژی دینی حکومت طراحی شده است.
این طرح تحقیقاتی بر ۹۵ کتاب درسی در سال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۵ انجام شده و شامل تحلیل محتوای ۴۱۲ درس و بررسی یازده هزار صفحه و ۳۱۱۵ عکس و شکل است. این تحقیق به سفارش خانه آزادی در واشنگتن انجام شده است.
به گفته سعید پیوندی استاد جامعه شناسی آموزش و پرورش در دانشگاه "پاریس ۸ " و سرپرست گروه تحقیق، این طرح نخستین بررسی جامع کتاب های درسی ایران در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان است.
نظرات شما در این باره
آقای پیوندی در گفتگو با دفتر بی بی سی فارسی در واشنگتن گفت نتیجه بررسی های تحلیلی نشان می دهد محتوای کتاب درسی ایران نگرشی تبعیض آمیز به زنان، اقلیت های دینی و قومی و ملیت های غیر ایرانی در خارج از مرزهای این کشور دارد.
سعید پیوندی که پیش تر کتابی را درباره اسلامی کردن نظام آموزش وپرورش ایران در فرانسه به چاپ رسانده است، می گوید تحقیقات قبلی بیانگر اهمیت بررسی مصداق های تبعیض و عدم تحمل در کتاب های درسی ایران بود.
به گفته آقای پیوندی، تبعیض علیه زنان به طور گسترده ای در این کتاب ها دیده می شود: "کتاب های درسی ایران زنان را عملا به عنوان شهروند درجه دوم معرفی می کند. زنان در این کتاب ها پیش از این که انسان های مستقل اجتماعی باشند، مادر، خواهر، همسر و دختر این مرد و آن مرد هستند. به همین خاطر شخصیت های مهم زنانه در کتاب های درسی ایران کم دیده می شوند و بیشتر شخصیت مطرح در متون درسی و عکس های کتاب ها مرد هستند."
سعید پیوندی با انتقاد از آن چه "سانسور علمی و فرهنگی زنان" در کتاب های درسی می نامد، تصویر ارائه شده از زنان در این کتاب ها را با دختران تحصیل کرده امروز ایران منطبق نمی داند.
قومیت ها
یکی دیگر از موارد انتقاد گزارش منتشر شده به وسیله خانه آزادی از محتوای کتاب های درسی ایران به تبعیض علیه اقلیت های دینی و قومی مربوط است.
سعید پیوندی
آقای پیوندی قبل از انتشار این گزارش، کتابی را درباره اسلامی کردن نظام آموزش و پرورش ایران به چاپ رسانده است
به گفته آقای پیوندی کتاب های درسی بیانگر تنوع قومی و دینی ایران نیستند و شیعه محوری در همه اجزای آنها دیده می شود.
سعید پیوندی با اشاره به تلاش کتاب های درسی برای معرفی قومیت های آذری و کرد و سایر اقلیت ها، مشکل اساسی آنها را بی توجهی به فرهنگ و ادبیات اقلیت ها دانسته است.
از سوی دیگر به رغم اختصاص کتاب های تعلیمات دینی خاص اقلیت های دینی به رسمیت شناخته شده در ایران، به خاطر مطرح شدن مسائل دینی در سایر کتاب های درسی مانند تاریخ، علوم اجتماعی و ادبیات فارسی، پیروان سایر ادیان در وضع یکسانی با اکثریت شیعه قرار ندارند.
آقای پیوندی در این باره می گوید دانش آموزان اقلیت دینی مجبور به خواندن کتاب هایی اند که بر اساس تاریخ و تفکر شیعه نوشته شده است و حتی گاهی در متن این کتاب ها به اعتقادات آنها توهین می شود ولی آنها باید این کتاب ها را بخوانند و امتحان دهند.
این در حالی است که بر اساس گزارش منتشر شده، وضع اقلیت های به رسمیت شناخته نشده مانند بهایی ها و فرقه های صوفی از اقلیت های رسمی بدتر است.
یکی دیگر از موارد بررسی شده در تحلیل محتوای کتاب های درسی ایران، تحقیق درباره نگرش ارائه شده درباره روابط جهانی و منطقه ای است.
به گفته آقای پیوندی در حالی که کتاب های درسی چهره به نسبت مثبتی را از کشورهای منطقه ترسیم می کنند، روابط جهانی به صورت تقابل کشورهای غربی با کشورهای اسلامی به نمایش در آمده است.
او می گوید:"در کتاب های درسی، اسرائیل به صورت شر مطلق ترسیم شده و از کشورهای غربی هم به عنوان حامی آن نام برده شده است. نقشه ای هم که از منطقه در کتاب های درسی چاپ می شود فاقد نام این کشور است و با واقعیت های جهان منطبق نیست."
موسسه خانه آزادی (فریدم هاوس) یک موسسه پژوهشی در آمریکاست که خود را غیردولتی معرفی می کند و گفته می شود از نظر سیاسی، گرایش های نومحافظه کارانه دارد.
07:08 گرينويچ - چهارشنبه 19 مارس 2008 - 29 اسفند 1386 بی بی سی
کودکان قربانی فقر اقتصادی جوامع بشریت و استعمار مناسبات سرمایه داری لجام کسیخه
بردگری و بردکشی از کودکان Bardegi ye kudakaan, Child Slavery : http://video.google.com/videoplay?docid=-711681993331784159
کودکان ایرانی در محیطی از فساد اسلامی که کودکان قربانی مردان مسلمان پدوفیل اند از حمایت هیچ
قانونی برخوردار نیستند جز مراقبات های خانوادگی. کودک آزاری و سوء استفاده جنسی از کودکان در حکومت اسلامی متداول است .
تجاوز به كودكان؛ قربانيان بى صدا و بى تصوير
كريستول، دختر آمريكايى، دوربين را روشن مى كند، در برابر آن مى نشيند و داستان فاجعه بار زندگيش را اين گونه تعريف مى كند: «سلام، من كريستولم و شانزده سال سن دارم...»
كريستول در اين ويدئوى چند دقيقه اى كه آن را در اينترنت منتشر كرده است، تعريف مى كند، چگونه مرد ميانسالى او را با استفاده از مواد مخدر از حالت عادى خارج مى كند و سپس به او تجاوز مى كند. كريستول در اين ويديو از كسانى كه او را مى بينند درخواست كمك مى كند و مى گويد كه مى ترسد مرد متجاوز او را بكشد.
پليس نمى تواند مرد متجاوز را دستگير كند، چون هم او و هم كريستول اذعان كرده اند، كه با ميل خود تن به رابطه جنسى داده اند. اما هيچ كس نمى داند آيا دختر شانزده ساله از ترس انتقام گيرى چنين گفته است يا دليل ديگرى داشته است. به هر حال كريستول فقط يك دختر نوجوان است.
قربانيان بى صدا و بى تصوير
كريستول يك قربانى از هزاران قربانى هر روزه تجاوز به كودكان است. قربانيانى كه هرگز نه صدايى از آن ها شنيده و نه كسى از آن چه بر آنها رفته است با خبر مى شود.
بهروز معبودييان، روانشناس بالينى در ايران به رادیو فردا مى گويد: «عمدتا بچه هايى كه به آن ها تجاوز مى شود، اساسا نمى دانند بايد به چه نحوى چنين اتفاق هايى را با ديگران در ميان بگذارند. مى ترسند كه والدينشان آن ها را به عنوان افراد مقصر ببينند و تنبيهى در انتظارشان باشد. به دليل اين تجربه نامتعارف دچار شوك مى شوند و نمى توانند با ديگران صحبت كنند.»
ماجراى پدر اتريشى كه سالها دخترش را در سرداب خانه پنهان كرده بود، به او تجاوز مى كرد و حتى از او فرزندانى هم داشت، به خصوص كه همه اين ها در قلب اروپا رخ داد، روزها در صدر اخبار رسانه هاى جهانى بود.
اما عمده قربانيان تجاوز، هرگز به هيچ راديو، روزنامه وتلويزيونى راه پيدا نمى كنند و تجاوز تنها آغاز فاجعه در زندگى آن ها است. فاجعه اى كه آرام آرام ذهن و خاطره كودك را به محاصره خود در مى آورد.
بهروز معبوديان مى گويد: «اصل، ضربه بعد از حادثه است. افسردگى شديد، بى اعتمادى به دنياى اطراف، افت تحصيلى، ترس از فضاهاى باز يا بسته و رو آوردن به مواد مخدر براى فراموش كردن حادثه؛ همه اين ها بخشى از مشكلات روانى است كه قربانى را تهديد مى كند.»
«سكس توريسم»
اِكپات، سازمان غير دولتى مبارزه با تن فروشى كودكان كه مقر آن در ايتالياست، براى چندمين بار گزارش تكان دهنده اى را در مورد كودكان قربانى تجاوز و تن فروشى منتشر كرده است.
اوكراين، كامبوج، تايلند يا كلمبيا از جمله كشورهايى هستند كه هر ساله، هزاران نفر فقط براى سكس به آن ها سفر مى كنند. مسافرتى كه در زبان بين المللى به آن «سكس توريسم» مى گويند.
هر چند بر اساس آمارها تقريبا سه درصد سكس - توريست ها، «پدوفيل» يا كودك آزار هستند اما هر ساله به تعداد كسانى كه با تن فروشان كم سن و سال رابطه جنسى برقرار مى كنند و عملا پدوفيل هم نيستند، افزوده مى شود.
يونيسف، صندوق كمك به كودكان سازمان ملل متحد، هر از چند گاهى فيلم ها و نوشته هاى كوتاهى از كودكانى كه قربانى تجاوز و تن فروشى شده اند منتشر مى كند. داستان هايى كه قربانيان آن كودكانى از هر رنگ و نژادى هستند اما داستان زندگى آن ها كم و بيش يكى است: «فقر يكى از مهم ترين دلايل روى آوردن كودكان به تن فروشى است.»
«در ايران كلينيك هايى براى كمك به قربانيان تجاوز وجود دارد، ولى در اصل مدارس بايد مشاوران خبره داشته باشند و در ضمن قوه قضاييه بايد راسا قربانيان را به كلينيك هاى تخصصى معرفى كند، كه اين اتفاق متاسفانه نمى افتد.»يكى از اين كودكان در يكى از اين فيلم ها تعريف مى كند كه مادرش را در كودكى از دست داد. سپس پدرش او را به كسى اجاره داد و زندگى جديد او آغاز شد: «تنها در برابر كمى پول، لباس نو، لوزام آرايش و غذا.»
شايد اين داستان براى همه تكرارى باشد، اما آمارهاى بين المللى كه نشاندهنده رخ دادن آن براى قربانيان بى شمار ديگرى است، بدتر از آن هستند كه ناديده گرفته شوند.
تنها در برابر یک مشت دلار
به گزارش اِكپات، هر ساله میليون ها زن از تن فروشى روزگار مى گذرانند. سى درصد آن ها بين ۹ تا پانزده ساله اند. ولى در سال هاى اخير پليس در بين كسانى كه به آن ها تجاوز شده است، حتى بچه هاى پنج تا شش ساله ها هم پيدا کرده است. بهاى هر بار تجاوز به كودكان بسیار ناچیز است و این مسئله باعث شده تا چنین تجارتی به آسانی گسترش یابد.
بهروز معبوديان، روانشاس بالينى مى گويد: «در ايران آمار دقيق و روشنى وجود ندارد. البته هر سازمانى ممكن است آمار خودش را داشته باشد كه تازه آن هم اعلام نمى شود. در سال هاى اخير به دليل افزايش اين آمار، پليس آگاهى ايران بخشى را براى كمك به قربانيان ايجاد كرده است.»
عمده قربانيان كم سن و سال تجاوز و تن فروشى بدون آنكه بخواهند يا بدانند قربانى مى شوند. ولى هميشه راهى براى كمك كردن به آن ها وجود دارد.
بهروز معبوديان مى گويد: «در ايران كلينيك هايى براى كمك به قربانيان تجاوز وجود دارد، ولى در اصل مدارس بايد مشاوران خبره داشته باشند و در ضمن قوه قضاييه بايد راسا قربانيان را به كلينيك هاى تخصصى معرفى كند، كه اين اتفاق متاسفانه نمى افتد.»
كمتر كسى مثل كريستول آمريكايى پيدا مى شود كه داستان زندگى خود را در اينترنت براى ديگران تعريف كند.
بسيارى از كودكانى كه به آن ها تجاوز مى شود چنان فقير و بى چيزند كه حتى نمى دانند در دنياى امروز، اينترنتى وجود دارد كه مى تواند صداى آن ها را به ديگران برساند و صدا براى هميشه در گلوى قربانى مى ماند.
كريستول نوجوان دوربين را خاموش مى كند. تنها چند دقيقه او را مى بينيم. چند دقيقه از ميليون ها دقايق زندگى هر روزه و بعد دوباره خاموشى.
توماج طاهباز
در کشوری که حکومتی ها در زندان ها شکنجه میکنند، زنان و مردان را سنکسار و جنایت را رویه حکومت داری کرده اند ،سیاست فرهنگی حکومتی ظالم و جنایتکار غیر از این نمیتواند باشد که معلمانی مبتلا به بیماری های روانی کودکان را ضرب شتم کرده و خشونت را در فرهنگ نو جوانان توسعه میدهند.رژیم فاسد اسلامی ریشه همه شوربختی های کودکان و جوانان کشورمان است.راه چاره از میان برداشتن حکومت فتنه ،فساد،خیانت پیشه ،تخریبگر و تروریستی اسلامی از اریکه قدرت است . حزب سوسیال دمکرات ایران
تنبیه بدنی در مدرسه: جرم مشهود معلم به قصد تادیب!
دانش آموزی در اهواز در بيمارستانی بستری شده است. به گفته پزشکان اين احتمال وجود دارد که او برای هميشه فلج شود. اين دانش آموز می گويد که بر اثر ضربات کابلی که معلمش بر پاهای او زده بيهوش شده و حالا با خطر فلج شده رو به رو است.
عباس رهی، مدير کل دفتر پاسخگويی به شکايات آموزش و پرورش، در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس خبر تنبيه بدنی شديد اين دانش آموز را تاييد کرده، اما گفته است اين پرونده در دست بررسی است.
به گفته او، پزشکی قانونی بايد اعلام کند که آيا شلاق های معلم دليل فلج بودن اين دانش آموز هستند يا نه.
اين نخستين بار نيست که موضوع تنبيه بدنی در مدارس و به بيان ساده تر کتک زدن دانش آموزان توسط معلمان در نظام آموزشی ايران ابعادی رسانه ای پيدا می کند.
تنبيه فيزيکی در نظام آموزشی ستنی ايران همواره ستايش شده و شايد يکی از اصلی ترين دلايلی که هنوز در نظام آموزشی مدرن ايران نيز دانش آموزان از دست معلمان خود کتک می خورند، همين ريشه قديمی باشد که حتی در ادبيات کلاسيک نيز بازتاب داشته است.
در ابتدای سال جاری، والدين يک دختربچه مدعی شدند که فرزندشان بر اثر کتک خوردن در مدرسه مرده است. سال پيش در روزهايی بهاری چون امروز – ارديبهشت ماه – خبرگزاری مهر پرونده کودکی را گشود که با هدف تنبيه، توسط معلمش و در برابر ديدگان همکلاسی هايش لخت شده بود.
حتی اگر اين پرونده ها به رسانه ها راه پيدا نمی کردند نيز، کمتر ايرانی پيدا می شود که در طول تحصيل ۱۲ ساله تا پايان تحصيلات متوسطه – که برای همگان اجباری است – دستکم يک بار تنبيه بدنی يا تنبيه روحی را تجربه نکرده باشد.
تنبيه فيزيکی در نظام آموزشی ستنی ايران همواره ستايش شده و شايد يکی از اصلی ترين دلايلی که هنوز در نظام آموزشی مدرن ايران نيز دانش آموزان از دست معلمان خود کتک می خورند، همين ريشه قديمی باشد که حتی در ادبيات کلاسيک نيز بازتاب داشته است.
معلم های خاطی
فارغ از ريشه های تنبيه در آموزش سنتی در ايران، از زمان ورود نظام آموزشی مدرن به ايران نزديک به يکصد سال می گذرد و در اين نظام مدرن، چند دهه ای است که تنبيه بدنی، به کلی منع شده است.
وزارت آموزش و پرورش ايران نيز به عنوان متولی آموزش کودکان و و نوجوانان ايرانی، با صدور بخشنامه ها و آئين نامه های گوناگون «تنبيه بدنی» را در مدارس ايران منع کرده است.
شيرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش به راديو فردا می گويد که در بخشنامه های آموزش و پرورش، راههای تنبيه دانش آموزان در صورت تخلف از مقررات انضباطی مدارس با شفافيت تشريح شده اند.
به گفته وی، معلمين اجازه دارند که نخست با «تذکر شفاهی»، سپس «تذکر شفاهی در برابر ديگران»، در مرحله بعد «اخراج دانش آموز به مدت سه روز از مدرسه» در آخرين مرحله «جا به جا کردن دانش آموز از مدرسه ای به مدرسه ديگر»، برای اجرای مقررات خود بکوشند.
به بيان ديگر، «تنبيه بدنی» در مدارس ايران به عنوان «تنبيه رسمی» جايی ندارد و معلمينی که دانش آموزان خود را در هر شرايطی کتک می زنند در نخستين گام، خود مقرارت حرفه ای را زير پا گذاشته اند.
جرم مشهود در مدرسه
در اين ميان آنچه در قانون مجازات اسلامی «ايراد ضرب عمدی» توصيف می شود، جرمی است که اگر در دادگاه به اثبات برسد، مجازات در پی خواهد داشت.
احمد بشيری، وکيل باسابقه دادگستری در مصاحبه با راديو فردا تاکيد می کند در قوانين قضايی ايران، «به تنبيه دانش آموزان به چشم يک اقدام تاديبی نگاه نشده است و کتک زدن دانش آموز، جرم قابل تعقيب است.»
محمد مصطفايی، حقوقدانی که اخيرا به عضويت کميسيون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز در آمده نيز اين نظر آقای بشيری را تاييد می کند و می افزايد: «به نظر من قضات به دليل حساسيت اين جرم بايد اشد مجازات را برای معلمين خاطی در نظر بگيرند، چرا که تاثير خشونت در مدارس بسيار برای جامعه مخرب است.»
* «من يکی دو بار با چنين پرونده هايی رو به رو شدم و اتفاقا چون معتقدم بايد برخورد قاطع باشد، با شدت زيادی با خاطی برخورد کردم.»
احمد بشیری
احمد بشيری، ديگر حقوقدانی که در اين رابطه به سئوالات راديو فردا پاسخ گفته، خود زمانی فاضی دادگستری بوده است. آقای بشيری در پاسخ به اين سئوال که در مقام قضاوت چگونه با چنين پرونده هايی برخورد می کرده، می گويد: «من يکی دو بار با چنين پرونده هايی رو به رو شدم و اتفاقا چون معتقدم بايد برخورد قاطع باشد، با شدت زيادی با خاطی برخورد کردم.»
آقای بشيری تاکيد می کند که سيستم قضايی ايران بايد «ريشه اين رسم غلط(تنبيه بدنی در مدارس) را بخشکاند. حتی زدن يک سيلی به صورت يک دانش آموز توسط معلمين جرم است و بايد جلوی اين جرايم گرفته شود.»
وی همچنين تاکيد می کند که به واسطه بخشنامه های آموزش و پرورش و رسانه ها «اين روزها همه معلمين می دانند که اين کار جرم» است.
حق اعتراض
اما چرا در کشوری که به گفته شيرزاد عبداللهی تنبيه بدنی در مدارس «رسميت» ندارد و به گفته محمد مصطفايی مجازات آن بر اساس قانون «حبس و جريمه نقدی» است، ميزان تنبيه بدنی تا اين اندازه شايع است؟
آقای عبداللهی به استدلال های برخی معلمين اشاره می کند: «آنها می گويند بچه ای که در خانه از سوی والدينش با تنبيه بدنی رو به رو است، در مدرسه بدون تنبيه بدنی مقررات را اجرا نمی کند.»
فارغ از ريشه ها، در نظام های مدرن آموزشی، تنبيه بدنی «در هيچ شرايطی و به هيچ قيمتی مجاز نيست.» در ايران به جز مواردی انگشت شمار که ابعاد تکان دهنده موارد تبيه بدنی موجب می شود تا پای پرونده ها به رسانه ها باز شود، تعداد شکايات در اين زمينه بسيار اندک هستند.
محمد مصطفايی، وکيل دادگستری و فعال مدافع حقوق بشر اما معتقد است که شيوه برخورد جامعه ايران با اين موضوع ريشه در مساله ای مهم تر دارد که او آن را «آشنايی با حقوق اوليه شهروندان» توصيف می کند.
آقای مصطفايی می گويد: «در مدارس بايد به دانش آموزان آموزش بدهند که حقوق آنها چيست. دانش آموزان بايد بدانند که شکايت از معلمی که آنها را کتک می زند، حق آنها است. آنها بايد بدانند که از چه حقوقی برخورداند.»
هر دو حقوقدانی که برای تهيه اين گزارش در مصاحبه هايی جداگانه با راديو فردا شرکت کرده اند، تاکيد می کنند که در پرونده دانش آموز اهوازی که با خطر فلج رو به رو است، در صورتی که ثابت شود شلاق های معلم علت اصلی فلج شدن هستند، «معلم خاطی علاوه بر زندان بايد ديه نيز بپردازد.»
* «در مدارس بايد به دانش آموزان آموزش بدهند که حقوق آنها چيست. دانش آموزان بايد بدانند که شکايت از معلمی که آنها را کتک می زند، حق آنها است. آنها بايد بدانند که از چه حقوقی برخورداند.»
محمد مصطفایی
در غيراين صورت، صرف شلاق زدن دانش آموز که از سوی مشاور وزير آموزش و پرورش تاييد شده نيز جرم است و برای معلم اين دانش آموز، مجازات در پی خواهد داشت.
ضمن اينکه شيرزاد عبداللهی که با بخشنامه های آموزش و پرورش در اين زمينه را می شناسد، می گويد که اين وزارتخانه در اين بخشنامه خطاب به معلمان، تصريح کرده که در هيچ يک از پرونده های قضايی که برای تنبيه بدنی دانش آموزان تشکيل شود، از معلمان حمايت نخواهد کرد.
در سال های اخير بارها رسانه ها، کارشناسان مسايل آموزشی و به ويژه روانشاسان، از تاثير مخرب تنبيه بدنی بر امر آموزش و تحصيل دانش آموزان سخن گفته اند.
محمد مصطفايی که وکالت نزديک به ۲۰ نوجوان متهم به قتل را بر عهده دارد در پايان مصاحبه اش با راديو فردا از بعدی ديگر نيز اين موضوع را قابل بررسی توصيف می کند.
او می گويد: «آنها(معلم های خاطی) به جای اينکه روش درست زندگی کردن را به کودکان آموزش بدهند، با کنک زدنشان سرکلاس درس، خشونت را به آنها آموزش می دهند.»
«من از نزديک با نوجوانانی که در سنی کمتر از ۱۸ سال مرتکب شديدترين خشونت ها و قتل شده اند در تماس هستم و وکالتشان را به عهده دارم. کودکانی که در مدرسه خشونت را از معلم می آموزند، همين آموزه را با خود به جامعه می آورند و اگر در حادترين وضعيت، در کنار زمينه های ديگر خطايی چون قتل مرتکب شوند، به دست همين سيستم اعدام می شوند ...»
از کیوان حسینی 14.05.2008
من كودك خياباني نيستم؛اما جايي جز خيابان ندارم»
اين همه كودك كاروخيابان واين همه دستگاه متولي!ا
شهرداري تهران سال پيش5600كودك خياباني رابه تنهايي جمعآوري كرد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: آسيبهاي اجتماعي
آنچه ميخوانيد گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا از چرخه تكراري جمعآوري كودكاني است كه سرنوشتشان در خيابانها رقم ميخورد
همه چيز از خيابان شروع نميشه!ا
من كودك خياباني نيستم؛ اما جايي جز خيابان ندارم!ا
همه چيز از خيابان شروع ميشه!؟
نه!ا
همه چيز از خونه شروع شده!؟
نه!ا
از پول! از نداشتن ! از پدر مادر خوب نداشتن يا اصلا پدر و مادر نداشتن !؟ از محله و جد و آباد يا از فرهنگ و تقدير و قسمت!؟
من مي گم همه چيز از يه باباي بي خيال شروع ميشه !ا
از يه سرنوشت كه از اول توي خيابونا نوشته شده! از فقر و دربهدري يه خانواده !ا
من ميگم از آدما بدم نمييآد؛ اما آدما هم از من خوششون نميياد!ا
مردم به من پول نميدن؛ چون دلشون فقط براي بچههاي كوچولو مي سوزه! منم داداشمو ميفرستم جلو!ا
من ميگم اسفند دود كردن هم واسه خودش كاره و براي من كه بابام بالاي سرم نيست، خيلي مهمه!ا
اما اينا رو شماها نميفهميد! شهرداري و بهزيستي هم نميفهمن! همه مي خوان مشكل خودشونو حل كنن و از زير بار مسؤوليت خودشون دربرن، اما هيچ كس نميگه ما توي اين شهر، اين دنيا، كجا قرار بگيريم!
اصلا ما هم سهم داريم !ا
من مي گم 13 سالمه اما بايد قد بابام با عالم و آدم سر و كله بزنم. كوچيكم؛ اما قد بزرگا بايد بفهمم و به اندازه كافي لات باشم تا بتونم خودم و داداشم رو توي خيابونا جمع و جور كنم!ا
اما من نميخوام مثل خيليها توي اين خيابونا گرگ بشم، ميخوام مرد بشم!ا
همه وقتي بچهها توي خيابونا رو ميبينن، اول مي پرسن چرا توي خيابوني!؟ بعد ميگن مدرسه ميري!؟ بعد كه يك كم دلشون به حالمون سوخت و پول دادن، ميگن دوست داشتي كجا بودي؟!ا
جوابش خيلي سادست، اما اونا مي خوان واسه خاطر دل خودشون اين سوالارو بپرسن!ا
آخه اگه من يه خانواده درست و حسابي داشتم و يه باباي درست و حسابي چرا مدرسه نمي رفتم !؟
اما شبير مثل بقيه شلوغ نميكنه!ا
ميدونه از اين گرفتن و آزاد كردنهاي شهرداري و بهزيستي براش پول در نميياد ! از اين كه گرفتنش، ناراحته !؟ شرم و حيا از دوربين داره و جلو نميياد!ا
از اين كه جوراب ميفروخته و كمك باباش بوده پشيمون نيست!ا
شبير افغانيه !ا
مهدي تا كلاس چهارم هم درس خونده ، اما بعد توي يه تابستون چون اوستاش كارگر تمام وقت ميخواسته و باباش هم پول كار اون رو، ديگه مدرسه نرفته!
اول مدرسه رو تجربه كرده و با دهقان فداكار و چوپان دروغگو و ژاله و كبري توي كتابا آشنا شده، بعد با جوش پلاستيك توي كارگاه و حالا با يه دنيا چيزاي زشت و پردردسر توي خيابونا آشنا ميشه! اگر مدرسه بهش وصال نداده و به عنوان يه كودك اتباع خارجي بيسواد توي ايران مونده ، حالا توي خيابونهاي همين كشور بزرگ ميشه و شايد يكي از روزهاي فردا و پس فردا در همين جا هم يكي از قهرمانهاي تلخ حوادث بشه! ! !ا
مهدي شيطون نيست ، يه بچه است!ا
اما خيابونا بهش ياد دادن راستشو نگو!ا
براي همينه كه موقع حرف زدن باهاش بايد حواست به جملهها و حرفهاش باشه!ا
چون خالي زياد مي بنده! ياد گرفته كه براي موندن توي خيابونا بايد دروغ گفت!ا
به گزارش خبرنگار «شهري» ايسنا، بيشتر از دو سال از اهتمام جدي شهرداري تهران و چند دستگاه متولي مرتبط در جمعآوري متكديان و كودكان خياباني ميگذرد و درست مثل خيلي از طرحهايي كه متولي اصلياش مشخص نيست، وظيفه اصلي اين طرح هر روز به يك سازمان پاسكاري ميشود و در اين ميان شايد مجموعهاي كه بيش از هر بخش ديگري عملكرد عيني در شهر تهران داشته، شهرداري تهران بوده است.ا
شهرداري تهران به استناد آمار مورد تاييد استانداري تهران در سال 85 و 86 بيش از هفت هزار كودك و بزرگسال متكدي و دستفروش را جمعآوري و با كمك سازمانهاي مرتبط ساماندهي كرده است، اما بخش قابل توجهي از آنها چندين بار تكرار شدهاند و باز به خيابانهاي پر پول تهران بازگشتهاند!ا
اما در اين ميان شاهد عملكرد ناقص و حتي نصفه و نيمه برخي از دستگاهها هستيم كه به دلايلي كاملا غيرمنطقي از رسيدگي به وضعيت اين متكديان و كودكان خياباني كه در حيطه وظايفشان تعريف شده است سرباز مي زنند!ا
طبق استدالال سازمان بهزيستي به عنوان يكي از دستگاههاي مسوول، هيچ مصوبهاي اين سازمان را موظف به پيگيري شرايط متكديان و بيخانمانها نكرده است و اين سازمان فقط در قبال سالمندان، زنان سرپرست خانوار و كودكان كار، مسووليت دارد و كميتههايي با اعتبار مالي مشخصي را در نظر گرفته است. ا
اما بايد پرسيد كه به جز اتباع خارجي و مجرماني كه در بين متكديان و كودكان خياباني وجود دارند، آيا با تعداد قابل توجهي از سالمندان، كودكان و زنان سرپرست خانوار در بين متكديان و كودكان خياباني روبرو نيستيم و آيا اين گروه جزء حيطه مسووليت سازمان بهزيستي تعريف نميشوند!؟ و اگر اين نسبت درست نيست، بهتر است اعلام كنند كه دستگاه متولي كيست تا ما هم از آنها سؤال كنيم!ا
بچهها را به رديف روي پلهها نشاندهاند تا عكس و خبر از آنها تهيه شود!ا
گزارشگر صدايش را صاف ميكند و دستي در موهايش مي كشد واعلام آمادگي ميكند ....ا
ـ در ادامه طرح جمعآوري كودكان كار و خيابان ....ا
صدا قطع ميشود و پسر بچه اعتراض ميكند ...ا
ـ حاجي ما جزوشون نيستيم!ا
ما خيابوني نيستيم، اما توي خيابون بزرگ شديم ديگه!
به گزارش ايسنا، محمدي ــ مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران ــ به فعاليت دو ساله شهرداري تهران در جذب و شناسايي كودكان متكدي اشاره ميكند و به ايسنا ميگويد: در حال حاضر شاهد فعاليت سه مركز شبانهروزي، يك اردوگاه و سه گرمخانه در تهران هستيم.ا
وي افزود : كار جذب و ساماندهي كودكان فرار از سال 83 در تهران آغاز شده است. اين كودكان در پايانهها و راهآهن شناسايي و ساماندهي شدهاند و در سال گذشته بيش از 5 هزار و 600 كودك خياباني كه بخش اعظم آنها كودكان فراري هستند، از سطح شهر تهران جمعآوري شدهاند.ا
وي در خصوص كودكان كار كه در سطح شهر در حال فعاليت هستند و دست به تكديگري و دستفروشي ميزنند هم اظهار كرد : عموما اين افراد اتباع بيگانه هستند و بايد براي جمعآوري ساماندهي آنها اقدامات خاصي صورت گيرد. ا
مديركل آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران در خصوص كودكان متكدي كه با خانواده خود اقدام به اين كار ميكنند ، نيز توضيح داد: در دو سال گذشته برخي از اين افراد را جمعآوري و با حكم قانوني و توسط شهرداري تهران آنها را رد مرز ميكرديم.
وي خاطرنشان كرد : در حال حاضر عليرغم فعاليت شهرداري و سازمانهاي ديگر شاهد متكديان و كودكان كار در تهران بوده و براي حل اين مشكل نيازمند همكاري جدي تمام سازمانها هستيم.ا
به گفته محمدي 70 درصد كودكان كار اتباع بيگانه هستند كه از كشور پاكستان و افغانستان وارد كشور شدهاند. ا
محمدي با اشاره به اين كه در چند سال كودكان در حوزه ساماندهي كودكان كار و خيابان، فعاليتهاي مختلفي در شهرداري تهران انجام شده است، گزارش اين عملكرد در مركز منطقه وابسته به يونيسف كه در اردن برگزار شد از سوي شهرداري ارائه شده و بر اساس اين گزارش شهر تهران به عنوان شهر دوستار كودك در دو سال آينده انتخاب شد. ا
پسر بچه هنوز لنگ خيس رو از روي شيشه ماشين برنداشته كه مامور انتظامي و شهرداري دست كوچولو شو ميگيره و مي بردش ! ا
اول يه كم هول ميكنه و ميترسه، اما بعد ترس به اشك ميشينه و صورتش خيس ميشه! ا
آخر هر چقدر هم توي خيابونا بوده باشه، بازم بچهاس ديگه! ا
هنوز آن قدر بزرگ نشده كه چشماش دلش رو گول بزنه! ا
درميان كودكان ايراني و افغان و پاكستاني كه هر روز شهرداري از سطح شهر جمعآوري مي كنه، مثل بسياري از متكديان بزرگسال، هستند كودكاني كه براي چندمين بار به اين مراكز شهرداري و بهزيستي آورده ميشوند و بعد از چند روز بيكار و علاف ميشوند و بعد دوباره در همان چهار راه، همان خيابان با همان كار قبلي برميگردند و اين وسط زحمت شهرداري ميمونه و بس! ا
خبرنگار ايسنا، بارها و بارها از زبان كودكان خياباني كه توسط شهرداري جمعآوري شده و به بهزيستي منتقل شدهاند، شنيده كه والدين اصلي يا اجارهاي آنها خيلي زود با مبلغي پول آنها را از مراكز بهزيستي بيرون ميآورند و به ادعاي آنها بهزيستي ترجيح ميدهد اين كودكان هزينه كمتري را براي آنها در برداشته باشد و فقط چند روز آنها را از خيابانها جمع كنند! ا
بر اساس اين گزارش، ميتوان اين گونه برداشت كرد كه اگر چه نماي شهرمان اندكي از مناظر زشت و متاثر كننده كودكان خياباني خالي شده، اما اين چرخه ناقص و معلول جز صرف هزينههاي قابل توجه و زحمت ماموران شهرداري، تاثير ديگري ندارد؛ هرچند توقف فعاليت جمعآوري توسط شهرداري هم يك فاجعه ميتواند باشد. ا
درعين حال جاي اين سؤال باقي ميماند كه چرا مرزهاي كشور براي ورود آزادانه اتباع غيرمجاز پاكستاني و افغاني همچنان باز است، ولي همه از نيروي انتظامي انتظار دارند اين اتباع را در پايتخت دستگير كند!؟ و يا اين سؤال كه چرا شهرداري زحمت جمعآوري را به خود ميدهد اما بهزيستي اين كودكان را نگه نميدارد !؟
1387/02/16
05-05-2008
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
کودکان خیابانی مصیبتی که حکومت اسلامی بر جامعه به فقر کشیده شده ایران باعث گردیده است .
اسارت کودکان به ویژه دختران که کودکانی بیش نیستند در چنکال جامعه پدر سالار که منشاء آن در اسلام نهفته است، کودکان دختر را به ازدواج مردان بزرگ سال میدهند و به همین منظور است که دختران در کشورهای اسلامی که فساد و بی قانونی و توحش حکومت میکند، خرید و فروش میشوند. با دیدن این فیلم میتوانید به عمق جنایت اسلامی در کشورهائی که اسلامیست ها قدرت را در دست دارند پی ببرید.
عکس در بالا از دختر بچه ای که مادر شده است http://www.icrw.org/childmarriage/childmarriage1.html http://www.nytimes.com/2006/07/09/magazine/09BRI.html
فستیوال " تحمیل فقر،خشونت وجنگ برکودکان دیگرنه"
بیش از سه هزار نفر ازمردم شهرمریوان در فستیوال " تحمیل فقر، خشونت وجنگ برکوکان دیگرنه" شرکت کردند.
هزاران کودک ونوجوان درفضای سرشار از شور شادی ، آدم برفی های خود را درست کردند.
کودکان ونوجوانان سرود خواندند ورقص وپایکوبی کردند.
دراین تجمع بزرگ شهروندان مریوانی ، دانشجویان دانشگاه پیام نور مریوان، دانش آموزان مدارس، کودکان کودکستانها ، کودکان کول بر مرزی ومعلمان وفعالین مدنی … شرکت کردند.
فعالین کانون دفاع از حقوق کودکان بعنوان برگزار کنندگان این متینک درباره حقوق کودکان، مشکلات و مطالبات جنبش دفاع از حقوق کودک سخنرانی کردند
گروه تاتر نوجوانان نمایش "نه به جنگ " رادرمحل مراسم اجرا کردند.
سخنرانی و اجرای برنامه ها با کف زد، شوروشوق هزاران شرکت کننده حمایت می شد.
علیراغم ذوب شدن برف ها وکمبود برف درمحل مراسم صدها مجسمه برفی توسط مردم دراشکال مختلف ساخته شد.
درپایان مراسم قطع نامه ای با 14 بند بعنوان مطالبات جنبش دفاع از حقوق کودکان قرائت شد که هزاران نفر از مردم با تشویق وتایید بند بند آن را مورد حمایت قراردادند.
گزارش تکمیلی همراه با تصویر وفیلم ، اسامی سخنرانان ، جزئیات سخنرانی ها و مراسم به مراتب به اطلاع عموم خواهد رسید.
روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان
یکشنبه - بهمن۱۳۸۶
بیانیه فستیوال آدم برفی ها خوانده شده در بانه
با سلام
گزارش خبري، تصويري و بيانيه فستيوال آدم برفي ها در بانه کردستان ايران اين فستيوال با شرکت حدود چهل هزار نفر از مردم اين شهر برگزرا شد . از رسانه ها خواهشمنديم براي تقويت وانعکاس فعاليتهاي انساني در زمينه حقوق کودک اين اخبار و تصاوير را انعکاس دهند.
روابط عمومی کانون دفاع از حقوق کودکان
www.koodakan.blogsky.com
اطلاعیه خبری:
درحدود چهارهزار نفر از مردم شهربانه دراستان کردستان به فراخوان" کانون دفاع از حقوق کودکان" درمراسم فستیوال آدم برفیها شرکت کردند.
این فستیوان دردفاع از حقوق کودکان ونوجوانان، جلب توجه افکار عمومی به رعایت حقوق کودک،وتلاش برای جلب حمایت مردم ازهمه کودکان درجامعه سازماندهی شده بود.
فضای شهر بانه قبل از مراسم با تراکتها و پلاکاردهای کانون دفاع از حقوق کودکان تزیین شده بود.
هزاران نفر ازمردم شهر بانه علیراغم هوای سرد وابری با شوروشوق صبح امروز راهی محل فستیوال شدند.
گروهای کودکان ونوجوانان با لباسهای رنگارنگ دسته دسته درمحل مراسم گرد هم آمدند.
گروهای موسیقی وخواننده های جوان باخواندن سرود وآواز فضای محل مراسم را سرشارازشادی وسرور کردند.
دراین مراسم اعضای کانون دفاع از حقوق کودکان وتعدادی از شهروندان بانه ای دردفاع از حقوق کودک علیه خشونت و کودک آزاری درجامعه سخنرانی کردند
کودکان ونوجوانان دراین فستیوال با شور وشوق گلوله های برفی را گرد آوری میکردند وبادستان ظریفشان آدمک برفی ها را شکل میدادند. احساسات وذوق شان را به نمایش می گذاشتند. سرود می خواندند،می رقصیدند، می خندیدند، هورا میکشیدند. با گرمی دستانشان سرما و مشقت را گوش مالی می زدند.
مردم درباره خشونت ونقض حقوق کودک با هم صحبت می کردند، تراکت ها وپلاکاردهای نصب شده را با دقت میخواندند ودرباره آن باهم صحبت وگفتگو میکردند.
بر روی پلاکارت ها نوشته شده بود ، حقوق کودک جهان شمول است، خشونت برکودکان ممنوع ! بساط اعدام را تعطیل کنید! شکنجه ممنوع باید گردد! استثمار کودکان ممنوع باید گردد! کودک آزاری نکنید! حقوق کودک را رعایت کنید! دولت باید برای همه کودکان زندگی ،آسایش وامنیت تامین کند...
دراین مراسم خانم سروه کریمی فعال کانون دفاع از حقوق کودکان درمورد اهداف کانون، جنبش دفاع ازحقوق کودکان درایران، وموارد نقض حقوق کودک درجامعه ازطریق تریبون محل مراسم سخنرانی کردند.
مردم شهربانه وتعدادی از مهمانان دیگر شهرها که درمحل مراسم بودند از مناظر و تندیس های برفی که توسط کودکان ونوجوانان ساخته شده بود عکس وفیلم گرفتند.
رسانه های محلی خبر وگزارش تهیه کردند
مراسم به علت استقبال مردم تا اخرین ساعت های روز جمعه ادامه پیدا کرد.
مردم شهربانه وفعالین کانون دفاع از حقوق کودکان به رسم یاد بود فستیوال، صدها جایزه به کودکان ونوجوانان هدیه دادند.
درپایان فستیوال قطع نامه ای در سیزده ماده ازطرف شرکت کنندگان ازطریق تریبون خوانده شد که بر مفاد آن با تشویق ووکف زدن های پی درپی تائید شد.
این مراسم درمحل پارک اصلی شهر بانه مشهور به دوکانان برگزار شد.
لازم به ذکر است که روز یک شنبه گذشته درشهر های مریوان وکامیاران به درخواست فعالین کانون دفاع از حقوق کودکان مراسمهای برگزار شد که مورد استقبال هزاران نفرازشهروندان قرار گرفت.
گزارش تکمیلی شامل فیلم وتصویر به مراتب در وبلاگ کانون دفاع از حقوق کودکان جهت اطلاع عموم درج خواهد شد
دبیرخانه کانون دفاع از حقوق کودکان
19 بهمن 1386در این روزهای سرد زمستانی که هزاران کودک در سرما در کنار خیابانها و خرابه ها شب و روز را با هزاران آه و ناله به هم می رسانند تا تکه نانی برای بقاء خود و خانواده هایشان پیدا کنند ما در این جا امروز گرد آمده ایم که نشان دهیم هنوز هم وجدان بیداری هست که آنها را از یاد نمی برد و تلاش می کند پرچم دفاع از حقوق آنها را سرافراز در دست بگیرد به جامعه به دولت به هر آنچه که امروز زندگی این کودکان را قربانی رنج و سختی، قربانی فقر و نداری، قربانی جنگ و وحشت و خشونت و بی حقوق کرده است با صدای بلند به آنها بگوییم دیگر بس است بس کنید و خجالت بکشید در چنین شرایطی که به یمن پیشرفت علم و فناوری، دستاورد های انسانی قادر است، همه ی این کودکان را به رفاه برساند قادر است غذای کافی ، گرمای مناسب و بهداشت برایشان فراهم کند چرا اینگونه زندگی این کودکان را به دست روزگار سپرده اید. چرا کودکی شان را به تباهی کشیده اید. چرا غذا و پوشاک و گرما را از آنها دریغ می کنید. چرا شادی را از آنها سلب می کنید.
نمی توان چشم به روی همه ی این مشقاتی که بر کودکان تحمیل شده بست و سکوت اختیار کرد تا سود و منافع یک اقلیت در جامعه بر زندگی این کودکان در اولویت قرار گیرد می خواهیم فریاد کنیم انسانیت هنوز نمرده است هنوز هم فریادی هست که به جامعه می گوید هر آنچه که از امکانات و منابع و ثروت جامعه وجود دارد باید برای رفاه انسانها و برابریشان در اختیار قرار گیرد و می شود در کوتاهترین زمان این کار ا کرد می شود زندگی عادلانه وانسانی را برای کودکانمان فراهم کنیم زندگی بدور از خشونت ورنج و مشقت را می شود ساخت. زندگی که درآن رعایت حقوق کودکان، تضمین رفاه کودک، شاد زیستنش بر هر چیزی اولویت دارد. ما امروز اینجا جمع شده ایم که ندای انسانیت را بر آوریم که کودک آزاری وخشونت، گرسنگی کودکان ، استثمار کودکان ،تحمیل جنگ و شکنجه وکشتارکودکان ، رنج ومشقت برکودکان را مایه ننگ بشریت متمدن می داند آمده ایم که با لبخند کودکان با بر افراشتن پرچم تحمیل فقر خشونت و جنگ بر کودکان دیگر نه ار گیرد باشدجنبش دفاع ازحقوق کودکان را درجامعه جاری سازیم.dl dl استثمار کودکان ، رنج همه باهم برای دفاع از حقوق وحیثیت کودکان درجامعه می کوشیم وخواهان تامین مطالبات ذالبات زیر مییل هستیم:
1- رسیدگی فوری دولت به زندگی کودکان بی پناه ، کودکان کاروخیابان ، تامین مسکن وامکانات رفاهی وزیستی برای آنان بدون هیچ گونه عذر و بهانه ای و رعایت و عملی کردن کلیه مفاد پیمان جهانى حقوق کودک در حق آنان.
2- آموزش وپرورش مدرن،انسانی و رایگان برای همه ی کودکان.
3- بهداشت ودرمان رایگان برای همه کودکان .
4- ممنوعیت بهره کشی از کودکان .
5- ممنوعیت انجام کارحرفه ای برای کودکان زیر 18 سال.
6- تامین امنیت ، آسایش ورفاه ، برخورداری از یک زندگی شاد وانسانی برای همه ی کودکان.
7- ممنوعیت هرگونه مقررات وقوانینی که موجب خشونت و سختی برکودکان است .
8- ممنوعیت اعدام در جامعه و ممنوعیت حکم حبس و شلاق برای کودکان زیر 18 سال.
9- رفع هرگونه تبعیض وبه رسمیت شناختن حق برابر برای دختر و پسر دربرخورداری از حق ارث و دیگر حقوق مدنی و اجتماعی.
10- ممنوعیت بهره کشی از کودکان ونوجوانان کوله بر درشهرهای مرزی وتامین امنیت وزندگی برای آنها و محاکمه عاملان خشونت برکودکان ونوجوانان کوله بر شهرهای مرزی.
11- تامین امنیت ، بهدا شت و آموزش وپروش برای کودکان پناهنده، لغو مقررات وقوانین اجباری اخراج کودکان مهاجر ازایران ولغو مقرراتی که باعث محرومیت کودکان پناهنده افغانی و عراقی ازتحصیلات وامنیت وزندگی اجتماعی می شود.
12- تشکیل دادگاه عادلانه وصالح برای عاملین هرگونه خشونت وکودک آزاری درجامعه با حضور هیئت منصفه از طرف مردم.
13- از مبارزات حق طلبانه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دفاع از حقوق شهروندان در سراسر کشور حمایت می کنیم. و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان هستیم.
14- تحریم ابتدایی ترین امکانات زیستی شهروندان وکودکان بی دفاع در نوار غزه در فلسطین را به شدت محکوم می کنیم وخواستار پایان دادن به این کشتار عیان دولت اسرائیل و محاکمه فوری عاملین این جنایت در دادگاههای بین المللی هستیم.
پرتوان باد جنبش دفاع از حقوق کودک
شرکت کننده گان در فستیوال آدم برفی ها
شهرستان بانه - 19 بهمن 1386
بنابر گزارش واحد کودکان
در تاریخ 1/11/86 در شهرستان اشنویه فردی به نام صالح عبدالبخت براساس تعصب جاهلانه دختر 13 ساله خود به نام نشتیمان عبدالبخت را اتهام باردار بودن به طرز فجیعی به قتل رسانیده است . پدر سنگدل هم اکنون در بازداشت نیروهای انتظامی به سر میبرد.
براساس قوانین جاری در ایران مانند تبصره 2 ماده 295 ، ماده 208 و بالاخص ماده 220 قانون مجازات اسلامی قتلهای ناموسی شامل حمایت قانونگذار در ایران میباشد . در اين گونه قتلها، قاتل فقط مكلف است در صورت تقاضاي ورثه و فرزند مقتول ديه او را بدهد. گرچه در اين ماده حرف از كشتن فرزند است، اما اكثر قربانيان اين ماده دختران بیگناه خانواده هستند، به گونهاي كه هر ساله دهها مورد قتل فرزند به ادعای حفظ شرافت در ایران صورت میگیرد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران حمایت قانونگذار از جنایت به هرنامی را مصداق کامل بی توجهی جمهوری اسلامی به معاهدات الزام آور بین المللی تلقی می نماید.
فعالان حقوق بشر در ایران 23.01.2008
بازمانده از تحصيل در آذربايجان شرقي، 11 هزار یا 3 هزار نفر !
تبریز نیوز:سرویس اجتماعی:معاون آموزش عمومي سازمان آموزش و پرورش آذربايجان شرقي اعلام كرد: سه هزار بازمانده از تحصيل سنين شش تا ۱۳ساله در استان وجود دارد.
به گزارش خبرنگار ايرنا در نتايج سرشماري اخير جمعيت در استان تعداد بازماندگان از تحصيل در مقاطع ابتدايي و راهنمايي ۱۴هزار نفر اعلام شده است.
محمد آقابالازاده روز چهارشنبه درجلسه شوراي آموزش و پرورش استان، اختلاف ۱۱هزار نفري بين آمار آموزش و پرورش و سرشماري جمعيت استان درزمينه شمار بازماندگان از تحصيل را ناشي از تفاوت در آمارگيري بين دو مرجع ياد شده دانست.
وي گفت: در آخرين سرشماري جمعيت استان، متولدين نيمه دوم سال نيز در زمره بازماندگان از تحصيل، جاي گرفتهاند در حالي كه بر اساس قانون اين افراد بايد با يك سال تاخير و از ابتداي سالتحصيلي بعدي مشغول به تحصيل شوند.
وي بااشاره به تعهد كشور به يونسكو مبني بر زير پوشش قرار دادن تمام بازماندگان از تحصيل اظهارداشت: خوشبختانه قدمهاي خوبي در اين راستا در استان برداشته شده كه جذب يك هزار و ۷۰۹بازمانده از تحصيل مقطع ابتدايي از طريق برگزاري كلاسهاي حضوري از آن جمله است.
آقابالازاده گفت: همچنين در راستاي كمك به تحقق برنامه "آموزش براي همه" در سطح استان ، پارسال بازماندگان از تحصيل سنين شش تا ۱۳سال در يك هزار و ۲۰۰روستاي بالاي ۲۰خانوار توسط نهضت سوادآموزي شناسايي و براي حضور در كلاسهاي درس دعوت شدند.
وي افزود: در راستاي تحقق برنامه "آموزش براي همه" همچنين تاكنون پنج هزار و ۴۷۳بازمانده از تحصيل مقطع راهنمايي در استان جذب كلاسهاي درس شدهاند.
وي، جذب ششهزار و ۶۸بازمانده از تحصيل استان در مراكز آموزش از راه دور و پنج هزار و ۴۵۸بازمانده از تحصيل در مدارس شبانهروزي در دو سال گذشته را از ديگر اقدامات انجام شده در زمينه اجراي برنامه " آموزش براي همه " ذكر كرد.
معاون آموزش عمومي سازمان آموزش و پرورش آذربايجانشرقي يادآور شد: براي تسهيل در تحصيل بازماندگان از تحصيل تاكنون امكانات اياب و ذهاب براي پنج هزار و ۴۷۳بازمانده از تحصيل مقطع راهنمايي و ۷۸۳نفر در مقطع ابتدايي در سال جاري و پارسال فراهم شده است.
وي ، پوشش تحصيلي دانشآموزان استان در مقطع ابتدايي را ۹۸/۷درصد و در مقطع راهنمايي ۸۶/۶درصد اعلام كرد.
وي يكي از گروههاي هدف برنامه " آموزش براي همه " در استان را نوآموزان مقطع پيشدبستاني خواند و اضافه كرد: تا پايان برنامه چهارم توسعه ۷۰درصد و تا پايان برنامه پنجم توسعه ۹۰درصد واجدين شرايط در مراكز پيشدبستاني دولتي، غيردولتي و تعاوني استان ، جذب ميشوند.
پایان.
پیمان پاک مهر- روزنامه نگار در تبریز
www.tabriznews.ir
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400
Date:1386-10-28
کودکان بی سرپرست ، کارتون خواب ها که بیش از 90% آنها پیش از اینکه به خانمانی برسند جان از کف میدهند،
کودکان کارگر که از فقر خانواده بجای رفتن به مدارس به کارگری میروند.رژیم فاسد اسلامی که تشکیلاتی ار مافیای باندهای خلافکار دزد و تبهکار است و ید طویل در ترور و تروریسم دارد برای نابودی کانون خانواده ها میکوشد.28 سال است که تخریب، دزدی و قتل یک امر عادی در حکومت دزدان و ارازل اوباش اسلامی است . .قربانیان این حکومت اکثرا" کودکان بی پناه ایران زمینند. حداقل کودکان خیابانی در سال 1385 در شهرهای ایران 380000 نفر تخمیم زده میشود
حکومت ایران از اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند
علیه مجازات اعدام برای کودکان
هانس گرت پوترینگ، رئیس پارلمان اروپا از جمهوری اسلامی خواست از اجرای احکام اعدام کودکان و نوجوانان خودداری کند. هماکنون چندین نفر در ایران محکوم به اعدام شدهاند که هنگام ارتکاب جرم، بنابر تعریف حقوقی کودک بودهاند.
رئیس پارلمان اروپا میگوید، اعدام این دو نفر نقض حقوق بشر و نقض دیگر کنوانسیونهای بینالمللی است.
بنا به آمار سازمانهای مدافع حقوق بشر، از سال ۲۰۰۴ بدینسو، ۱۷ نفر در ایران اعدام شدهاند که زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بودهاند. سازمان عفو بينالملل میگوید، ایران اين امتياز وحشتناک را به خود اختصاص داده که از سال ۱۹۹۰ تا کنون بيش از هر کشور ديگری "کودکان بزهکار" را اعدام کرده است.
ميثاق بينالمللی حقوق مدنی و سياسی (اعلامیه حقوق بشر) و ميثاق حقوق کودک، اجرای مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار را صريحا منع کرده است. ايران هر دوی این معاهدههای بینالمللی را امضا کرده و موظف است که مفاد آنها را رعايت کند. دولت ایران اما با محکوم کردن کودکان بزهکار به مرگ هر دوی این میثاقها را نقض میکند.
در حال حاضر خودداری از کاربست مجازات مرگ در مورد کودکان بزهکار، چنان در سطح جهان وسیع شده که به قاعدهای متداول در حقوق بينالملل درآمده و برای هر کشوری لازمالاجرا شده است. در ایران اما هنوز چنین نیست. براساس گزارشهای سازمان عفو بینالملل، در سه سال گذشته بهغیر از ایران، فقط در سه کشور چین، سودان و پاکستان اعدام کودکان بزهکار صورت گرفته است. با اینهمه، شمار اعدامها در ایران بیش از مجموع آنها در این سه کشور بوده است.
بنا به آمار سازمان عفو بینالملل که در ماه مه سال ۲۰۰۷ انتشار یافت،
- در سال ۲۰۰۴، چين يک کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران سه تا
- در سال ۲۰۰۵، سودان دو کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران هشت تا
- در سال ۲۰۰۶، پاکستان يک کودک بزهکار را اعدام کرد، ايران چهار تا
- در سال ۲۰۰۷، ايران تنها کشوری است که تا ماه مه (زمان تهیه گزارش از سوی عفو بینالملل)، اعدام يک کودک بزهکار در آن ثبت شده است.
تعریف ناسازگار ایران از سن کودک
تظاهرات علیه مجازات اعدام دولت ایران اعدام کودکان و نوجوانان را رد میکند. ماده ۴۹ قانون مجازات ایران میگويد: «اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسؤليت کيفری هستند.» اما تعریفی که این قوانین برای "طفل" و فرد بالغ ارائه میدهد با قوانین بینالمللی سازگار نیست.
در قوانین ایران "طفل" کسی تعريف شده که "به سن بلوغ شرعی نرسيده باشد" و سن بلوغ شرعی در ايران برای دختران ۹ و برای پسران ۱۵ سال است. این امر به معنای آن است که دختران بالای ۹ سال و پسران بالای ۱۵ سال بالغاند و میتوانند به مجازات مرگ محکوم شوند. در حالی که در میثاقهای بینالمللی، طفل یا کودک کسی تعریف شده که زیر ۱۸ سال باشد.
ماده ۳۷ ميثاق حقوق کودک میگوید، «نه حکم اعدام و نه حبس ابد، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شدهاند». ماده ۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز میگوید: «مجازات مرگ نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شدهاند.»
براساس آمارهای غيررسمی، هماکنون در ایران حدود هفتاد نفر از محكومين به اعدام را افرادی تشکیل میدهند كه در زمان ارتكاب جرم، سنشان زير ۱۸ سال بوده است. بسیاری از فعالین حقوق بشر و وکلای دادگستری در ایران و نیز نهادها و سازمانهای بینالمللی ازجمله یونیسف، عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و نیز اتحادیه اروپا خواهان حذف مجازات اعدام برای اطفال زیر ۱۸ سال در قوانین جزایی ایران هستند.
حقوق بشر | 29.11.2007 دویچه وله
فروش قرينه چشم، آخرين راه پدر برای نجات کودک شش ساله
خبرگزاری ایسنا: دو اتاق تو در تو محل امن و آسايشي به نام «خانه» را ميسازد؛ براي خانوادهاي كه چهار عضو دارد، محلي كه نه امن است و نه در آن آسايش يافت ميشود؛ پس چرا نام خانه برخود نهاده؟ سقفهاي خانه را چه ميكني، امنيت فيزيكي ساختمان چه ميشود، ما را چه شده است كه كوخهايمان در كنار كاخها، كوچك و كوچكتر ميشوند؟!
حال چرا آسايش وجود ندارد؟ اما تو نميداني و من به تو ميگويم، اگر پدر باشي يا مادر، فرزند برايت عزيز است؛ به طوري كه براي آسايش او هر كاري كه بتواني ميكني و اگر فرزندت بيمار باشد، ديگر تمام زندگيات را تعطيل ميكني تا فرزندت بهبود يابد، اما اگر فرزندت بيماري لاعلاجي داشته باشد چه ميكني؟ براي مداواي او هر كاري ميكني، حال ميداني چرا آسايشي در اين خانه وجود ندارد؟! من به تو ميگويم؛ فرزند اول خانواده دختري سالم است كه پا به گيتي ميگذارد و خانواده شاهد و شاكراست، فرزند دوم پسري كه تمام نتايج سونوگرافي سلامت او را تاييد ميكند و به دنيا ميآيد، ولي بيماري او بيماري مادرزادي به نام «مننگوسفال» است كه دستگاهي وجود ندارد كه آن را نشان دهد؛ بيماري كه نخاع را درگير ميكند و فرد مبتلا، معلوليت شديد جسمي و حركتي پيدا ميكند.
اگر مادر باشي درك ميكني حال مادري كه پسر خود را مهدي نام نهاد و در هشت روزگي او را به دست جراح سپرد به اميد بهبودي. به اميد اين كه شايد اين اولين و آخرين عمل فرزندش باشد؛ چقدر سخت است، اگر بيمار باشي ميداني كه هرگاه كارت به بيمارستان و جراحي ميكشد بايد كيسهاي پول داشته باشي، مهدي عمل ميشود، ولي اين عمل او سرآغاز عملهاي جراحي بيشتر ميشود، پدر خانواده كه درآمدش كفايت خرج بيمارستان را نميدهد، دست ياري به سوي خويشان دراز ميكند به اميد حمايت، جوابي نميشنود، چگونه ميتواند رنج و درد پسر دوسالهاش را تاب بياورد.
براي تامين خرج عمل، كليهاش را ميفروشد، كار كردن با يك كليه را شروع ميكند، خرج عملهاي بعدي و فروش خانه سرآغازي ميشود براي شروع اجارهنشيني و ... گويي اين خانواده بايد محبت را نيز گدايي كنند؛ زيرا خانوادههايشان نيز آغوش مهربانيشان را بر اين خانواده بستهاند، آنها را طرد ميكنند، گويا فروش كليه و بدبختي و بيپولي يك بيماري مسري براي اين خانواده است كه مهر خود را از آنها دريغ ميكند، انسانيت را چه ميشود؟ مهدي را براي عمل بايد به تبريز ببرند، فائزه(فرزند نخست) چه ميشود؟ خانه پدر بزرگ تنها راهحل است، ولي چرا بايد فائزه مدام راه خانه خود را در پيش گيرد تا پدر بزرگ مطمئن شود كه هنوز پدرش برنگشته است. يعني نگهداري از نوه اين قدر سخت است؟
هزينههاي زياد اين بچه مريض، بهانهاي مانند بيپولي به دست فاميل ميدهد تا خانوادهاي را كه براي مداوا به خانه آنها رفته است، روانه كوچه كنند! انسانيت را چه شده است؟
فاطمه، مادر مهدي براي دريافت كمك به كميته امداد ميرود، ولي گويا جواني او و همسرش محمد، بهانهاي است كه دست رد بر سينهشان زده شود. هر چه اسباب و اثاثيه منزل داشتهاند ميفروشند. براي تامين خرج درمان مهدي با شدت معلوليت 96 درصد، خانواده وي به كانون عدالت و مهرورزي نامه مينويسند، اما جوابي نميگيرند گويا در ترافيك نامهها، نوبت به نامه آنها نرسيده است.
محمد، به صورت حضوري به اميد دريافت مساعدت مراجعه ميكند و جواب نامه، آدرس بهزيستي است. فاطمه و محمد با پرونده پزشكي و جواب نامههاي نوشته شده به مقصد مهرورزي، روانه بهزيستي ميشوند، ولي جواب آنها خالي از مهر و عدالت است. مادر التماس ميكند، ولي جوابي كه ميشنود: «اگر مزاحمت ايجاد كنيد پليس 110 را خبر ميكنيم» است، تمام اميدها نااميد ميشود.
محمد كارش را از دست ميدهد و به باربري روي ميآورد، كار سخت باعث ميشود كه كليهاش خونريزي كند، ولي پدر بايد كوه قدرت باشد تا خانواده را نگه دارد. باز بيپولي و فقر چهره زشتش را نشان ميدهد، دوباره خانه فاميل؛ از اين خانه به خانه ديگر ميروند تا پول پيش منزل را جور كنند و در تيمورآباد خانه ارزان گير ميآيد و دوباره كميته امداد و جواب رد و شك كردن به اين خانواده و باز خونريزي كليه و بيكاري پدر و انتظار براي به دست آوردن پول، تا خرج عمل جراحي فرزند خردسال تامين شود. پدر تصميم ميگيرد قرنيه چشم خود را بفروشد تا ديگر رنج بدبختي پسرش را نبيند؛ تا به ناچيزترين قيمت، چوب حراج بر اعضاي بدن خود بزند؛ چون كسي حاضر نيست به اين خانواده وام بدهد و اين بار فاطمه نميگذارد، دست به دامن ما آدمها(!) ميشود و ديگر ادامه اين قصه تلخ با من و توست.
محمد ميگويد: حاضرم بردگي كنم و تمام اعضاي بدنم را بفروشم تا مهدي خوب شود؛ و باز اين سوال آيا مهرورزي، شعاري زييا است كه تنها براي زينت از آن استفاده ميكنيم؟!
اگر جوابي داريم، بدهيم....
مهدي كوچولو در حال حاضر 6 ساله است و تاكنون 3 بار مورد عمل جراحي لگن، مچ پا و كمر قرار گرفته است و به يك مورد عمل جراحي لگن ديگر نياز دارد كه هزينه آن 6 ميليون تومان برآورد شده است و در صورت انجام اين عمل جراحي، نياز به استفاده از پلاتين است كه براي درآوردن آن نيز به عمل جراحي ديگري نياز است. همچنين مبتلايان به بيماري «مننگوسفال» از ناحيه سر نيز دچار عارضه ميشوند كه اين بچه معصوم از اين عارضه نيز رنج ميبرد.
حال اگر «بني آدم اعضاي يك پيكرند»، علاقهمندان جهت كمك به اين خانواده، با شماره تلفن 8271263 - 0811 تماس بگيرند.
از ایرانپرس 28.10.2007شنبه، 5 آبان ماه 1386 برابر با 2007 Saturday 27 October
بیکاری و فقر گریبانگیر مردم ایران بخشی از خانواده ها را برای تأمین زندگی مجبور کرده است که فرزندان کم سن خود و کودکان را بجای فرستادن به مدارس به کار بفرستند ،از اینروست که کودکان در مدارس نام نویسی نمیشوند. رژیم خانواده هائی که از فرستادن فرزندانشان به مدارس خود داری میکنند به جریمه یک میلیون تومانی
محکوم مینماید.
تعدادی از والدین دانش آموزان به جرم ممانعت از تحصیل فرزندانشان محکوم شده اند
به گفته مقامات وزارت آموزش و پرورش ایران، والدین دانش آموزانی که فرزندان خود را از تحصیل محروم کنند به یک میلیون تومان جریمه نقدی محکوم خواهند شد.
علی باقرزاده معاون آموزش عمومی وزارت آموزش و پرورش ایران در گفتگو با خبرنگاران گفته است که بر اساس قانون حقوق کودکان، تحصیل حق بچه هاست و برخی از والدین به همین جرم از سوی دادگاه ها جریمه شده اند.
به گفته آقای باقر زاده، والدین برخی کودکان در شهرستان های استان اصفهان در همین زمینه محکوم شده اند.
برخی خانواده های ایرانی معتقدند که توان مالی لازم برای تحصیل فرزندان خود را ندارند اما معاون وزیر آموزش و پرورش می گوید: "آموزش و پرورش مدعی کمک به محرومان است و از همین رو در تغذیه و خدمات افراد کمک رسانی می کند پس در جایی که مدرسه باشد دلیلی برای عدم حضور دانش آموزان وجود ندارد."
بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش ایران، در سال گذشته 350 هزار دانش آموز از تحصیل در کشور بازمانده اند.
گفتگو با شیرزاد عبداللهی، کارشناس مسائل آموزشی
بر اساس قانون اساسی، دولت موظف است آموزش رایگان را برای همه تا پایان دوره متوسطه فراهم کند.
علاوه بر این، قانون برنامه چهارم توسعه که امسال سومین سال اجرای آن است، آموزش تا پایان دوره راهنمایی را اجباری کرده است.
به گفته معاون وزیر آموزش و پرورش، طرح الزامی کردن تحصیل دانش آموزان تهیه شده و در هفته آینده به تمام استان ها ابلاغ خواهد شد.
در سال های اخیر وزارت آموزش و پرورش مدارس شبانه روزی راه اندازی کرده که در آن دانش آموزان بی بضاعت تحصیل می کنند.
در حال حاضر 180 واحد آموزش شبانه روزی در ایران وجود دارد که در آنها حدود 170 هزار دانش آموز تحصیل می کنند.
به گفته آقای باقرزاده، در سال تحصیلی گذشته امکان ادامه تحصیل حدود 66 هزار نفر از دانش آموزانی که از ادامه تحصیل بازمانده بودند، فراهم شده است.
تعداد دانش آموزان ایرانی حدود 15 میلیون نفر است که حدود 10 میلیون و پانصدهزار نفر از آنها در دوره ابتدایی و راهنمایی تحصیل می کنند.
بی بی سی28082007
کودکان قربانیان سیاست نسل کشی مافیای قدرت در ایران
قربانی رژیم اسلامی در ایران تنها زنان و دختران ایران زمین برای فحشاء و آدم فروشی در خدمت بازار روسپیگری بسیجیان و پاسداران در ایران و خاورمیانه نیستند.این باند ها در قدرت که پیگیر پست ها دولتی را در میان خود و خانواده ها و وابستکان مسلکی خود جا بجا میکنند ،فقط باند مافیای نفت و باند مافیای اسلحه و تسلیحات نیستند ، باند سو م در حکومت که باند مافیای مواد مخدر است همزمان با همکاری مستقیم با جریان طالابان بازار مواد مخدر را در دست دارند که حتی کودکان هم به اعتیاد مبتلا کرده اند. باند دیگر این مافیا در آدم فروشی و فروش اجزاء بدن ،فروش کلیه و یا دیگر اعمال جنائی قاچاق انسان از مرز به مرز دیگری است .کلیت رژیم اسلامی مجموعه ای
از یک تشکیلات جنائی و مافیائی است.پیش از اینکه نهال های آینده ایران کودکان و جوانان به اعتیاد بیشتری به دست آدمکشان اسلامی مبتلا شود راه برون رفت از معضله کنونی برچیدن حکومت جنایتکار دزد و قاتل اسلامی است.
برای دیدن این فیلم از این آدرس استفاده کنید.http://video.google.com/videoplay?docid=-2379012097061367020&hl=en
فساد اسلامي در تجاوز به زنان و مردان در زندانهاي رژيم ختم نمي شود ، فساد اسلامي و اشاعه آن در ابعاد
وسيعي در حال گسترش است ، بطوري كه كودكان ميهنمان قرباني آن ميگردند.
گزارش تکاندهنده ایسنا از تعرض به کودکان 11 تا 15 ساله در جنگلهای لویزان تهران
«قرباني كم سن و سال را تهديد به مرگ كرده و از او ميخواستيم فرار كند، ما نيز با چاقو به دنبالش ميدويديم و در همان هنگام نيز لباسهايمان را براي عملي كردن نقشه تجاوز بيرون ميآورديم، وقتي او روي خود را برميگرداند تا ما را ببيند با بدنهاي عريان ما مواجه ميشد، از شدت ترس و اضطراب بر خود لرزيده و با سرعت بيشتر به
فرار ادامه ميداد، اما در لحظهاي او را غافلگير كرده و 4 نفري با چاقو ضرباتي را بر روي بدنش وارد كرده و لباسهايش را پاره ميكرديم، كم كم كار به جايي ميرسيد كه ديگر لباسي بر تن قرباني نبود و همانجا تعرض صورت ميگرفت.»
سه شنبه، ۱۹ تیرماه ۱۳۸۶ 5 تن از اعضاي جديد و اصلي باند «كفتارها» كه با ترفندي، پسران نوجوان را به پارك جنگلي لويزان كشانده و سپس به خشنترين شيوه آنها را مورد تجاوز قرار ميدادند، با اقدامات اطلاعاتي ماموران پليس امنيت در«مامازن»، «اهر» و «شرق تهران» شناسايي و دستگير شدند؛ در پرونده سياه متهمان تعرض به دختران جوان نيز ديده ميشود.
شكايت اولين قرباني و آغاز تحقيقات
«قرباني كم سن و سال را تهديد به مرگ كرده و از او ميخواستيم فرار كند، ما نيز با چاقو به دنبالش ميدويديم و در همان هنگام نيز لباسهايمان را براي عملي كردن نقشه تجاوز بيرون ميآورديم، وقتي او روي خود را برميگر
سردار عليپور، رييس پليس امنيت عمومي نيروي انتظامي تهران بزرگ در تشريح جنايات بيرحمانه اعضاي اين باند گفت: چندي پيش در پي چندين فقره اعلام شكايت مبني بر اين كه فرزند پسر آنها از سوي افرادي ناشناس ربوده و سپس در پارك جنگلي لويزان مورد تجاوز به عنف قرار گرفته است، پروندهاي مهم بر روي ميز ماموران پليس امنيت قرار گرفت.
در ادامه، بررسي فعاليت مجرمانه اعضاي اين باند مشخص كرد: متهمان، پسران نوجوان بين 11 تا 15 سال را از منطقه شرق تهران با ترفندي ربوده و سپس با تهديد سلاح گرم و سرد و انتقال به جنگل لويزان به شيوهاي خشن، به آنها تجاوز ميكردند.
با كسب اطلاعات اوليه، دستور ويژهاي جهت دستگيري اعضاي اين باند صادر شد و چندين خانواده كه فرزندشان قرباني نقشه شيطاني اعضاي اين باند شده بود، شناسايي شده و جهت اعلام شكايت به پليس امنيت مراجعه كردند و به اين ترتيب به دنبال دستور ويژه و با همكاري دادستان تهران، پرونده به صورت خاص تحت رسيدگي قرار گرفت.
در اولين اقدام پليسي، اعضاي اين باند با انجام اقدامات وسيع اطلاعاتي ردزني شده و سرانجام با دستگيري يكي از متهمان در مامازن، چهار عضو ديگر نيز طي هفتههاي گذشته در شهرستان اهر و تهران دستگير شدند.
«كفتارها»، اقدامات شنيع خود را شرح دادند
به گزارش ايسنا، «هادي» معروف به «هادي لودر» 22 ساله، متهم اصلي باند «كفتارها»، پيش از اين سوابق عديدهاي در خصوص سرقت، مواد مخدر و ... را در پرونده سياه خود داشت كه در ادامه اقدامات مجرمانهاش، آدمربايي، اذيت و آزار، تجاوز به عنف، شرارت، حمل سلاح سرد و گرم و ... نيز سوابقش را تاريكتر كرد.
اين متهم كه در كنار چهار همدست ديگرش قرار گرفته بود، در حالي كه آثار نقش و نگارهاي مختلف به صورت خالكوبي بر روي بدن نيمه عريانش نمايان بود، در پاسخ به پرسش خبرنگاران، گفت:
«از حدود يك ماه پيش با اعضاي باقيمانده از باند «كفتارها» كه «حسين زالزالك» سركرده آن بود، باند جديدي تحت همين عنوان تشكيل داديم.
تصميم گرفته بوديم تا اين بار پسران نوجوان را طعمه قرار دهيم و در اولين مرحله با موتورسيكلتي كه در اختيار داشتيم، در خيابانهاي منطقه تهرانپارس پرسهزني ميكرديم و سوژه مورد نظر را اين گونه شناسايي و پيدا ميكرديم».
وي ادامه داد: «پسران نوجوان با ظاهري ساده هدفمان بودند. به آنها نزديك ميشديم و به نوعي، او را متهم ميكرديم كه براي خواهرمان مزاحمت ايجاد كرده است، اما آنها در حالي كه ابتدا منكر قضيه ميشدند، در ادامه وقتي با اصرار ما در اين باره مواجه ميشدند براي ثابت ادعاي خود، ما را همراهي ميكردند و به اين ترتيب با فريب طعمه از سوي يكي از اعضاء، بقيه سوار بر دو موتورسيكلت ديگر، آنها را تا پارك جنگلي لويزان تعقيب ميكرديم».
«لودر» در ادامه اظهاراتش در خصوص شگرد كشاندن قربانيان به پارك لويزان، گفت: «قرار بر اين بود تا به ظاهر سرويس مدرسه خواهر يكي از اعضاء در مقابل پارك لويزان توقف كند و موضوع مزاحمت ثابت شود، وقتي طعمه را به آنجا ميكشانديم و او متوجه نبود دختري كه ادعا كرده بوديم برايش ايجاد مزاحمت شده، ميشد قصد فرار داشت كه با نشان دادن چاقو و قرار دادن آن زير گلويش، حساب كارش را كرده و بالاجبار همراه اعضاي باند ميشد و از آنجا نقشه تعرض به اجرا درميآمد».
وي گفت: «قرباني كم سن و سال را تهديد به مرگ كرده و از او ميخواستيم فرار كند، ما نيز با چاقو به دنبالش ميدويديم و در همان هنگام نيز لباسهايمان را براي عملي كردن نقشه تجاوز بيرون ميآورديم، وقتي او روي خود را برميگرداند تا ما را ببيند با بدنهاي عريان ما مواجه ميشد، از شدت ترس و اضطراب بر خود لرزيده و با سرعت بيشتر به فرار ادامه ميداد، اما در لحظهاي او را غافلگير كرده و 4 نفري با چاقو ضرباتي را بر روي بدنش وارد كرده و لباسهايش را پاره ميكرديم، كم كم كار به جايي ميرسيد كه ديگر لباسي بر تن قرباني نبود و همانجا تعرض صورت ميگرفت.»
اعترافات «اكبر» 20 ساله، دومين متهم
«يك قبضه اسلحه خراب همراه داشتيم كه از كاشان خريداري كرده بوديم و براي تهديد استفاده ميشد. اولين طعمه را يك ماه پيش به دام انداختيم».
سومين متهم «مجتبي» 18 ساله
«در ارتكاب جرم دخالتي نداشتم، پدرم در بومهن باغي دارد. اعضاي باند «كفتارها» را از قبل مي شناختم، آنها به من نگفته بودند از پليس متواري هستند، آنها را وارد باغ كردم، اما متوجه شدم چند دختر نيز آنها را همراهي ميكنند. بعدا فهميدم اعضاي اين باند، دختران را ربوده و آنها را در باغ مورد تجاوز قرار دادهاند. به هيچيك از دختران حتي دست هم نزدم.»
به گفته بازپرس پرونده، باند كفتارها تاكنون به 6 تا 7 دختر جوان كه به اين باغ كشانده شده بودند، تعرض كردهاند و 10 قبضه اسلحه نيز همراه داشتند.
چهارمين متهم، «اكبر سياه» 20 ساله
«تا به حال به سه نفر تجاوز كردم. ابتدا در خيابان جشنواره با ايجاد رعب و وحشت در ميان پسران نوجوان، آنها را به پارك لويزان آورده و سپس مورد تجاوز قرار دادم و با همان وضعيت در همان منطقه رها كردم. پيش از اين نيز با سه دختر معتاد در تهرانپارس آشنا شدم كه آنها را تنها براي مصرف مواد به منزلم برده بودم.»
«محمد ريزه» 22 ساله يكي ديگر از متهمان بود كه به ارتكاب جرم اعتراف كرد.
متهم بعدي «علي اصغر» برادر متهم اصلي «هادي لودر» 30 ساله بود، مدعي شد: «در زمينه مواد مخدر سابقه كيفري دارم، اما با اعضاي اين باند كاري نداشتم».
به گزارش ايسنا، يكي از ماموران پليس آگاهي كه بازجويي از متهمان را بر عهده داشت به خبرنگاران گفت: زماني كه از «هادي» دليل ارتكاب اين نوع از تجاوزها را پرس و جو كرديم، اظهار كرد: «تجاوز به دختران مرا ارضا نميكرد، از اين نوع تعرض كه همراه با ترس و اضطراب قرباني بود، لذت ميبردم».
متهمان در ادامه بازجوييها معترف شدند: «طعمهها را در ساعات مختلف روز به لويزان ميكشانديم.»
گزارش خبرنگار حوادث ايسنا كه در محل حضور اعضاي اين باند حضور يافته بود، حاكيست: مادر پسر 15 سالهاي كه از سوي اعضاي باند مورد تجاوز قرار گرفته بود با حضور در پايگاه، ميگفت: «محل كارم در خاك سفيد است. آن روز پسرم براي گرفتن پول پيش من آمده بود كه در ميان راه گرفتار اين افراد شد. حدود يك ساعت نيز در پارك لويزان بوده و متهمان ضربات متعددي به دست و پا و صورتش وارد كرده و لباسهايش را از تنش بيرون آورده بودند. وقتي براي پيدا كردن لباسهايش به همان محل رفتم، با لباس زير پسرانه فراواني مواجه شدم كه تكهتكه شده بود. سه هفته به صورت مرتب پيگير شكايت بودم، اما كاري از پيش نميرفت تا اين كه صبح يك روز به دفتر سردار رادان، رييس پليس تهران رفتم. بعد از ظهر در منزلمان بودم كه از دفتر نيروي انتظامي تهران بزرگ با من تماس گرفته و اعلام كردند براي شناسايي يكي از متهمان به پليس امنيت بروم. باورم نميشد كه متجاوزان دستگير شده باشند.»
متهمان در ادامه بازجوييها همچنين اقرار كردند: «طعمهها را در خيابانهاي جشنواره، خاك سفيد، درختي و .... در منطقه شرق تهران انتخاب ميكرديم.»
مامور حاضر در پايگاه نيز تاكيد كرد: اين جنايات تنها 20 درصد از جرايم ارتكابي متهمان است، چرا كه اين اقدامات به صورت مخفيانه صورت ميگرفته و به همين دليل تحقيقات پليس براي احراز ساير جرايم عمومي اعضاي باند ادامه دارد.
به گفته پليس امنيت تهران بزرگ، احتمال آن ميرود كه تعداد شاكيان از اعضاي اين باند افزايش يابد.
سردار عليپور اضافه كرد: اين باند، اعضاي ديگري دارد كه دستگيري آنها از سوي پليس امنيت همچنان در دستور كار قرار دارد.
در همين حال داديار شعبه دوم ويژه امنيت دادسراي تهران نيز اعلام كرد: تمامي افرادي كه پيش از اين در پي اعلام شكايت، رضايت دادهاند و يا قربانياني كه هنوز اعلام شكايت نكردهاند براي شناسايي متهمان و تشكيل پرونده به پايگاه پليس امنيت تهران بزرگ واقع در ميدان سپاه مراجعه كنند.
وي اطمينان خاطر داد كه هويت تمامي شاكيان در پروندهها پنهان خواهد ماند.
http://www.irsprc.org/ از تارنماي انجمن حمايت از حقوق كودكان
شرایط و زمینه های کار کودکان در ایران
بر اساس قانون کار ایران، کار کودکان زیر 15 سال ممنوع است
روز 22 خرداد (12 ژوئن) از سوی سازمان ملل به عنوان "روز جهانی مبارزه علیه کار کودک" نامیده شده است تا جامعه جهانی را نسبت به خطراتی آگاه کند که کار کودکان می تواند بر روح و جسم آنها باقی بگذارد.
در حالی که قانون کار ایران "کار کودکان" را ممنوع کرده اما شواهد نشان می دهد که هنوز تعداد زیادی از کودکان ایرانی در بخش های مختلف کار می کنند.
بر اساس قانون کار ایران، به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال ممنوع است و به کار گیری نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز در شغل های سخت و زیان آور ممنوع است.
آمار دقیقی از تعداد کودکانی که در بخش های مختلف کار می کنند در دسترس نیست ولی برخی روزنامه های ایران تعداد کودکان کار را بیشتر از 700 هزار نفر برآورد کرده اند. از این تعداد نیمی کار ثابت دارند و به صورت تمام وقت کار می کنند و نیمی دیگر به عنوان کارگر فصلی مشغول کار هستند.
دیدن کودکانی که برای تامین معاش به دستفروشی، واکس زنی و زباله جمع کنی مشغولند، به خصوص در شهرهای بزرگ ایران دشوار نیست.
برخی در سر چهارراهها سیگار، گل و فال می فروشند و برخی نیز در کارگاه های مکانیکی و کارگاه های فرش بافی کار می کنند.
قانون کار ایران، کار کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده اما کار برای رده های سنی ۱۵ تا ۱۸ سال که که قانون آنها را "نوجوان" می نامد، با شرایطی مجاز شناخته شده است.
شرط به کار گیری نوجوانان در قانون کار این است که نوجوان در بدو استخدام به وسیله سازمان تامین اجتماعی مورد آزمایش های پزشکی قرار بگیرد.
این آزمایش ها حداقل سالی یک بار تجدید می شود و اگر آزمایش های پزشکی با نوع کار تناسب نداشته باشد کارفرما موظف است در حدود امکانات خود شغل کارگر را تغییر دهد.
دیدن کودکانی که برای تامین معاش به دستفروشی، واکس زنی و زباله جمع کنی مشغولند، به خصوص در شهرهای بزرگ ایران دشوار نیست
ساعت کار نوجوانان در قانون کار یک ساعت کمتر از ساعت کار کارگران معمولی است و کارفرما حق ندارد کارهای اضافی سخت و زیان آور را به نوجوانان واگذار کند.
کار اجباری کودکان
دولت ایران چهار سال پیش برای حذف کار نوجوانان نیز مقررات تازه ای وضع کرد و بر اساس آن ۲۳ نوع شغل برای افراد ۱۵ تا ۱۸ ساله ای که با عملیاتی نظیر جوشکاری و کار با وسایل با ارتعاش بالا سرو کار دارند، ممنوع شد.
بر اساس این قانون، استفاده از کودکان و نوجوانان در حفر قنات، کار در دامداری ها، کشتارگاه ها، کارگاه های قالی بافی و زیلو بافی، کوره پز خانه ها و نانوایی ها ممنوع شده است.
با آنکه سال ها از تصویب این قانون کار و مقررات ممنوعیت کار کودکان و نوجوانان گذشته اما شواهد نشان می دهد که این قوانین تاثیری در به کارگیری کودکان نداشته است و استفاده از کودکان و نوجوانان در بسیاری از مشاغل نظیر نانوایی، آهنگری و قالیبافی در ایران مرسوم است.
حقوق و دستمزد پائین و نبود حمایت های بیمه ای، کارفرمایان را به استفاده از کودکان و نوجوانان ترغیب کرده است.
اما به کارگیری کودکان تنها منحصر به ایران نیست و بر اساس آمارهای سازمان جهانی کار، بیشتر از 240 میلیون کودک در جهان مشغول کار هستند که نیمی از آنها در آسیا زندگی می کنند.
12.06.2007
یک کودک افغان حامل کمربند انتحاری خود را تسلیم کرد
به گزارش تلویزیون یورونیوز، یک کودک شش ساله افغان که جنایتکاران طالبان به زور به وی کمربند انتحاری بسته بودند، خود را تسلیم پلیس افغانستان کرد.
شبه نظامیان طالبان که بخش عمده مواد منفجره و سلاح خود را از جمهوری اسلامی دریافت می کنند، پس از آنکه کمربند انتحاری را به زور به دور کمر این کودک شش ساله بستند، از وی خواستند به سمت نیروهای آمریکایی حرکت کند.
این کودک شش ساله افغان گفت پس از اینکه طالبان کمربند انفجاری را به دور کمر من بستند، به من گفتند برو سمت نیروهای آمریکايی و وقتی به آنها نزدیک شدی، دکمه روی دست راستت را فشار بده. من هم چون ترسیده بودم به سوی نیروهای پلیس رفتم و ماجرا را به آنها گفتم و آنها نیز مواد منفجره را از کمرم باز کردند.سه شنبه، 5 تیر ماه 1386 برابر با 2007 Tuesday 26 June
عکس را که میبینید دختر 11 ساله ای از خانواده ای فقیر به مرد 40 ساله در افقانستان فروخته شده است.
کودک آزاری ، آزاره جنسی و تعرض به کودکان و دختران و زنان در کشورهای اسلامی جنایتی است هرروزه .
پدوفیلی که بخش بزرگی از مردان کشورهای اسلامی به آن مبتلا هستند ،ریشه بیماری های اجتماعی است که با بالا بردن سطح فرهنگی جامعه میتوان این طاعون را تعدیل کرد ولی این به تنهائی کافی نیست ؛مردان جنایتکار و متجاوز به کودکان را باید به اشد مجازات محکوم گردانید تا این پدیده ه شوم اسلامی از کشورهای مبتلا به این فساد ریشه کن کردد .
Verzweifelte Verlobte: Er ist 40, sie elf. "Wir brauchten das Geld", sagen die
Eltern des Mädchens. Ihr Zukünftiger behauptet, er wolle sie zur Schule schicken. Doch die Frauen im Dorf Damarda in der Provinz Ghor wissen es besser: "Unsere Männer wollen keine gebildeten Frauen." Sie prophezeien, dass das Kind bald Nachwuchs gebären wird.
17.12.2007
رژیم اشغالگر اسلامی در ایران سر مایه های ملت ایران را در اختیار گروه های تروریستی اسلامی در جهان میگذارد ، ملیون ها دلار به سازمان تروریستی حرب اله لبنان ،تشکلات تروریستی فلسطینی در نوار غزه میگذارد و صدها کمک های اقتصادی دیگر به کشورهای جهان مینماید این در حالی است که کودکان میهنمان از حداقل های معیشت برخوردار نیستند.جالب اینکه شهردار تهران مبلغ 3 ميليارد تومان را براي بازسازي لبنان اختصاص میدهد شهردار وابسته به حکومت اشغا لگر اسلامی اين تصاوير را باید ببیند و شرم ابدی بر خود و هم کیشان جنایت پیشه اسلامی اش که برخلاف میل مردم ایران با زور واعمال جنایت بر قدرت تکیه زدهاند را بپذیرد.حزب سوسیال دمکرات ایران
تصاوير کودکاني که به خاطر آتش سوزي در مدرسه و به خاطر نبود بخاري گازي و امکانات گرمايشي مناسب به اين چهره افتادهاند ...
آيا ما کم حافظه شدهايم؟ آيا شهردار يادي از اين عزيزان کرده اند؟
آيا کمک به مردم روستايي و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش براي کشورهاي ديگه واجب تر نيست؟
و بسيار پرسش هاي بي پاسخ ديگر ...
برق نگاه معصومشان با قابهاي چوبي در دست که در آن چهرههايي متفاوت از تصوير فعلياشان را نشان ميداد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نبايد يک بخاري استاندارد در کلاسشان ميبود، و انگشتهاي ذوب شده نرگس در کنار کتاب فارسي کلاس سوم ما را ناخودآگاه به ياد حسنک کجايي، تصميم کبري، روباه و خروس و دهها درس خاطرهانگيز ديگر اين دوره انداخت.
نميدانيم وقتي به درس پترس فداکار ميرسند، چه تصويري از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتي نميدانيم آيا به خاطر گرمي مشعل دهقان فداکار، او را دوست ميدارند. دخترکان و پسرکاني با قابهاي بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج ميزند، بچههايي که رنگ نداشته ديوار خانهاشان حکايت از جيب خالي والدينشان براي هزينههاي سرسامآور درمان دارد و نميدانيم چرا تا به امروز گرههاي چروک چهرههايشان که قرار بود ترميم شوند، هنوز باز نشده است و اين پرسش که آيا در ميان سيل پزشکان اين مرز و بوم کسي حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمي براي صورتکان اين بچهها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستايشان ميماند، به دنبال مرغ خانهاشان ميدود تا شايد با سر و صداي مرغ و خروسهاي خانه بتواند اندکي خود را تخليه کند.
نرگس در کنار ديگر بچههاي قرباني غفلت ما در کنار بچههاي روستا براي گرفتن يک عکس حاضر ميشود اما او براي عکاس نميخندد.
نرگس دفتر مشقش را باز ميکند، به زحمت و با کمک دست ديگر مداد سياه را در دست ميگيرد و در سطر اول مينويسد: اي کاش کلاسمان آتش نميگرفت
به شهردار و رييس جمهور اميدي نيست، با اميد اينكه اين تصاوير در آينده فيلتر نشوند، اين تصاویر را براي دوستان و آشنايانتان بفرستيد شايد به دست پزشكي ميهنپرست و انساندوست برسد و درد اين كودكانِ سرزمين ما را درمان کند.
آيا ما کم حافظه شدهايم؟ آيا جناب شهردار يادي از اين عزيزان کرده اند؟
آيا کمک به مردم روستايي و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش براي کشورهاي ديگه واجب تر نيست؟
و بسيار پرسش هاي بي پاسخ ديگر ...
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
کودکانی که در مدرسه بخاطر نداشتن بخاری ایمنی گازی در آتش سوختند .
طالبان از کودکان برای حملات انتحاری استفاده می کنند
رییس جدید سازمان اطلاعات پاکستان روز پنجشنبه به نقل از مقامات این کشور گفت: نیروهای طالبان از کودکان به عنوان شبه نظامی و بمب گذار انتحاری استفاده می کنند.
ژنرال احمد شجاع پاشا که به تازگی به ریاست سازمان اطلاعات، آی اس آی، انتخاب شده است، هفته گذشته در جلسه ای پشت درهای بسته با اعضای دو مجلس عوام و اعیان پاکستان، با نمایش فیلم های ویدئویی و اسلایدهایی گفت که شبه نظامیان طالبان، کودکان را شستشوی مغزی می دهند و از آنها برای عملیات استفاده می کنند.
به گزارش روزنامه اردوزبان «جنگ»، در ویدئوها و اسلایدها، تصاویر کودکان ۱۰ تا ۱۴ ساله ای را در حال حمل انواع سلاح های قتاله می شد دید.
بر اساس این گزارش، یک نماینده زن مجلس پس از دیدن کودک ۱۰ ساله ای که بریدن گلوی کسی را با چاقو مشاهده می کند، دچار غش و ضعف شد.
ژنرال پاشا در این جلسه که ادامه آن روز پنجشنبه و به درخواست آصف علی زرداری، رییس جمهوری جدید پاکستان، برگزار شد، گفت: در بخش اعظم حملات انتحاری که در دو سال گذشته در این کشور رخ داد، پسران نوجوان شرکت داشته اند.
به گفته رییس آی اس آی، ارتش پاکستان از زمان پیوستن به نبرد بین المللی با تروریسم، به دنبال حملات القاعده به ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ تاکنون، « فداکاری های فراوانی کرده و قربانی های بسیاری داده است.»
* « در بخش اعظم حملات انتحاری که در دو سال گذشته در پاکستان رخ داد، پسران نوجوان شرکت داشته اند.»
ژنرال احمد شجاع پاشا، رییس سازمان اطلاعات پاکستان
منابع نظامی پاکستان به خبرگزاری آلمان گفتند: «در این جلسه اعلام شد که تاکنون ۱۳۶۸ نیروی پاکستانی کشته و ۳۳۴۸ نفر نیز زخمی شده اند.»
در همین حال، به گفته این منابعکه نخواستند نام شان فاش شود، ۵۸۱ شبه نظامی عرب و اتباع کشورهای آسیای مرکزی که ظاهرا با شبکه القاعده ارتباط داشتند، کشته، ۳۱۱ نفر مجروح، و ۳۳۰ نفر در عملیات مختلف دستگیر شده اند.
این جلسه که طرح آن با هدف دستیابی به اجماع عمومی درباره جنگ با تروریسم در پاکستان ریخته شده بود، در حالی تشکیل می شود که این کشور اکنون شاهد دودستگی بر سر همکاری با ایالات متحده در جنگ با تروریسم است.
حملات هوایی اخیر آمریکا به مناطقی که به نظر می رسد محل اختفای اعضای القاعده و طالبان باشد، خشم مردم و برخی مقامات را در کشور پاکستان برانگیخته است، تا آنجا که عده ای درخواست قطع این رابطه با آمریکا را مطرح کرده اند.
در این میان، اسلام گرایان و محافظه کاران پاکستان به جای اعمال زور بر شبه نظامیان طالبان، خواستار مذاکره با آنها هستند.
در حالی که عده ای از مقامات پاکستان این جلسه و جلسات مشابه را نشانه گام گذاشتن این کشور در راه دموکراسی، پس از سال ها حکومت نظامی پرویز مشرف دانسته اند، نمایندگان اپوزیسیون مجلس گفته اند که از جلسه کاملا راضی نیستند.
خرم دستگیر خان، از حزب نواز شریف، نخست وزیر سابق این کشور، گفت: این جلسه «بسیار سطحی بود، چرا که فقط گفتند چه اتفاقاتی افتاده است، ولی به ریشه این مسئله اشاره نکردند.»
به گفته سردار لطیف خوسا، دادستان کل پاکستان، جلسه روز پنجشنبه به این منظور ترتیب داده شد که نمایندگان پرسش های خود را مطرح کنند.
امروز هفده هم مهر ماه برابر با هشتم اکتبر روز جهانی کودک است.
روزی برای همه کودکان جهان... روزی برای اعتراض به نقض حقوق کودکان سراسر جهان است.
کودک من کودک تو و همه ی کودکانی که باید از حقوق مساوی و برابری بر خوردار باشند. روزی برای برپاخاستن در برابر کسانی که کودکان ا را مورد آزار، شکنجه و سواستفاده های مختلف قرار می دهند. به خاطر چهره و قلب معصومشان از هر ظلمی به آنان فرو گذار نمی شوند. جباران و ...
به همین مناسبت جوانانی گرد هم آمده اند تا در این روز و روزهای مشابه بایستند و فریاد بزنند ...
کانون دفاع از حق کودکان در شهرستان سنندج همزمان با دیگر نقاط جهان برنامه هایی برای کودکان و فریاد حقوق آنان را ترتیب دادند.
در یکی از سالن های این شهر امروز شاهد حضور پر شور مردم شهر سنندج بودیم که همراهی کودکان خود را کردند. جشن شاد ی به مناسبت روز جهانی کودک برای کودکان عزیز شهر سنندج با حضور میهمانی از شهرستان های دیگر از استان کردستان و جمعی از مردم و کودکان شهرستان سنندج برگزار شد.
این مراسم شامل مسابقات توسط خود کودکان حاضر در مراسم، خواندن سرود از مدارس مختلف شهرستان، اجرای قطعه های مختلف موسیقی توسط کودکان، رقص کردی بچه ها و قرائت قطع نامه ی روز جهانی کودک بود.
حرف اول وآخر این است: کودکان ما باید رسیدگی شوند. کودکان خیابانی ، کودکان کارگر، کودکانی که مجرم شناخته می شوند... همه ی اینها همان معصومانانی هستند که در جامعه به جای شادی کردن به جای کودکی کردن باید همچون بزرگسالان ـ به ظاهر عاقل ـ رفتار کنند و همچون بزرگترهایشان تنبیه شوند... دستبند زده شوند... زندانی شوند... اعدام شوند...
در این مراسم که بانیان آن جوانانی از کانون حمایت از کودکان هستند قطع نامه ای قرائت شد که در آن خواسته های کانون حمایت از کودکان بیان شده...
این قطع نامه به شرح زیر قرائت شد :
امروز هفده هم مهرماه(هشتم اکتبر) روز جهانی کودک است. برای ما فعالین جنبش دفاع از حقوق کودکان، روز جهانی کودک ، روز همبستگی و اعتراض به نقض حقوق کودک در سراسر جهان است. جنبش دفاع از حقوق کودکان ایران هر ساله در این روز کیفر خواست خود را علیه بانیان خشونت، آزار و شکنجه، تبعیض و نابرابری، اعدام و استثمار کودکان طرح می کند و مطالبات انسانی این جنبش را فراروی جامعه و صحبان قدرت قرار می دهد.
هر روزه در سراسر دنیا و در جامعه ما به شیوه های مختلفی قوق کودکان پایمال می شود. میلیونها کودک در بدترین شرایط محیط کار و زیست توس صاحبان سرمایه استثمار می شوند.
کودکان قربانیان بی فاع فقر و نابرابری ، جنگ ، خشونت و اعتیاد هستند. کودکان خیابانی در بدترین شرایط زیستی به سر می برند. هیچ سرپناهی ندارند درمان و غذای مناسب ندارند مورد سوءاستفاده جنسی و جسمی قرار می گیرند از آموزش و پرورش محرومند. شرایط فلاکت بار جامعه این کودکان را به بزهکاران و قربانیان وضع موجود تبدیل می کنند. دولت و مراجع قانونی کودکان را مانند مجرمان حرفه ای مجازات می کنند. دادگاهی می کنند. زندانی می کنند و بسیاری از آنان محکوم به تحمل حبس های طولانی مدت هستند. برخی از کودکان زیر 18 سال بعد از سپری کردن سالها حبس سر انجام پای چوبه ی دار می روند و اعدام می شوند. علاوه بر اینها حقوق کودک به صورت رسمی و غیر رسمی در جامعه رعایت نمی شود. زندگی کودکان مورد تهدید است. تهدید و آزار کودکان تهدید آشکار حقوق جامعه است.
جنبش دفاع از حقوق کودکان خواهان پایان دادن به نقض حقوق کودکان است. به همین مناسبت ضمن برگزاری مراسم روز جهانی کودک مطالبات سراسری خود را به شرح ذیل اعلام می داریم:
متوقف کردن فوری اجرای حکم اعدام کودکان و نوجوانان.
ساماندهی و تأمین زندگی برای کودکان کار و کودکان بی پناه.
آموزش و پرورش رایگان برای همه کودکان.
بهداشت و درمان رایگان برای همه کودکان.
ممنوعیت حکم اعدام در جامعه.
ممنوعیت کار حرفه ای برای کودکان زیر 18 سال.
ممنوعیت فروش سیگار و مواد اعتیاد آور به کودکان زیر 18 سال.
تامین فوری مسکن و غذای گرم و مناسب برای کودکانی که هم اکنون در خیابان ها به سر می برند.
رسیدگی به وضع کودکان مهاجر به ویژه کودکان افغانی که فاقد شناسنامه و محروم از تحصیل و مزایای اجتماعی هستند.
تأمین رایگان امکانات رفاهی برای کودکان معلول جامعه و اختصاص دادن تسهیلات در معابر و اماکن عمومی به آنها.
گرامی باد روز جهانی کودک.
امید است این روز مورد توجه همگان قرار گیرد و در بررسی و شناساندن اقشار مختلف جامعه به ویژه دولتمردان و قدرت به دستان به وضعیت موجود شماری زیادی از کودکان، ما و دیگر بانیان را همراهی کنند.
*****به امید داشتن جامعه بدون تبعض و نا برابری*****
کانون دفاع از حقوق کودکان – سنندج
کانون دفاع از حقوق کودکان و زنان – تهران
تهیه کننده ش-س
17 مهرماه 1387
تصاویر تصادفی از ختنه دختران
بر اساس آخرین سرشماری صورت گرفته در ایران بین 800 تا 850 هزار کودک در ایران ازدواج کرده اند که حدود 70 درصد این رقم را دختران تشکیل می دهند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی بر اساس آخرین سرشماری رسمی در ایران و در سال 85 حدود 35 درصد یعنی حدود 26 میلیون نفر از افراد در جامعه زیر 18 سال هستند.