Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

صبح جمعه 11 اردیبهشت : مامان کمک کن،این ها میخواهند مرابکشند،من طناب اعدام را دارم می بینم . ..،آخرین صحبت تلفنی ،دقایقی قبل از پایان زندکی دلارام دارابی .

گردهمآیی باشمع در دست !

این بار دلارام به دار آویخته شد، مصادف با روز جشن کارگران !
بار پیش از آن؛ امید رضا میر صیافی مصادف پیش از آغاز سال نو!
و امیر حشمت ساران در نیمه اسفند ماه! در زندان به مرگ مشکوک درگذشتند! !
و باز اندکی پیش از آن حسن بادو زاده،هموطن کرد در آغاز اسفند ماه در زیر شکنجه به قتل رسید و پیکرش در اطراف مهاباد رها شد!
رکسانا صابری هم به بیمارستان انتقال یافت !
بار آینده نوبت کیست؟

"آرامش" دلارام

7صبح جمعه 11 اردیبهشت : مامان کمک کن،این ها میخواهند مرابکشند،من طناب اعدام را دارم می بینم . ..

،آخرین صحبت تلفنی ،دقایقی قبل از پایان زندکی دلارام دارابی .

علی رغم وجود شواهد انکار ناپذیر که بی گناهی دلارام، این هنرمند نقاش را، اثبات می کرد، دلارام در صبح جمعه 11 اردیبهشت ماه به دستور قاضی شرع به دار آویخته شد. پیکر دلارام، در گورستان بهشت رضوان رشت، در دل خاک آرام گرفت.
در اعتراض به اعدام دلارام، در اعتراض به اعدام کودکان در ایران و در اعتراض به مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی ،اعدامهای مکرر ، و تشدید نقض مستمر حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران به مدت 2 ساعت و همراه با سکوت و شمع در دست گرد هم می آییم. در طول مراسم، نامه ای به دفتر تلویزیونی و. د. ار. ارائه خواهد شد.

جمعه 8 مای 2009 ساعت 18.30 – شهر کلن- وال رالف پلاتز-نزدیک دم –مقابل فرستنده تلویزیونی و.د.ار




در سوگ دلا را دارابی که به روز جمعه بیست و یکم اردیبهشت ( ثور ) 1388مطابق اول ماه می 2009 به جرم اینکه پنج سال قبل آنگاه که نو جوانی هفده ساله بود ، متهم به قتل دخترعمۀ پدرش شده وطبق" شریعت غرَّاءِ مُحَمَّدی " باید حکم قصاص" إسلامی" بالایش إجراء میگردید؛ در زندان مرکزی شهر رشت ایران بیرحمانه به دار آویخته شد. یادش گرامی باد!



در سوگ دلارا



دلارا را اگر ازما گرفتند

دل مارا اگر در غم فگندند

گلوی پر زفریاد دلارا

به دار عدل اسلام محمد

بیاویختندو إعدامش نمودند

به روی آرزو های جوانش

چلیپایی ز وحشت نامۀ دین

کشیدند و به گورستان سپردند

ز چشمان درخشانش اگر نور

ربودند وبه ظلمت خانه بردند

دل پر آرزویش در جوانی

به چنگال شریعت گر سپردند

سر انگشتان زیبا آفرینش

اگر بستند و زیر خاک کردند

به قتل وی اگر انسانیت را

به سوگ افگنده اندوه بار کردند

ندای عفو خواهی جهان را

به پشت پازده بازیچه کردند

کنون باید که این انسان ستیزان

بدانند و بدانند و بدانند

که روز عدل انسانیست در راه

و آنگاه این سیه کیشان بدنام

به نزدمردم شوریده از ظلم

سیه رویانه پاسخگوی باشند





ر. پیکارجو

24/02/1388

2009/05/04

برگشت

letzte Änderungen: 14.6.2017 11:34