Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

سلب حق حضانت کودکان کار و خیابان از خانواده



سیامک بهاری

سازمان بهزیستی که بنا به ظاهر متولی ساماندهی کودکان کار است در آخرین شاهکارش اعلام کرده است کودکان کار و خیابان را پس از اینکه "جمع‌آوری" کرد و به والدین آنها سپرد، اگر بار دیگر دستگیر شوند، حق حضانت آنها را از خانواده‌‌ شان سلب خواهد کرد!
با این تصمیم "غیورانه" سازمان بهزیستی و کلا جمهوری اسلامی بی مسئولیتی عامدانه خود را نسبت به یکی از مهمترین آسیب‌های اجتماعی و یکی از پرمخاطره‌ترین مصائبی که به بخش وسیعی از جامعه تحمیل شده است را به نمایش می‌گذارد.
این نهاد از زبان حکومت جمهوری اسلامی دارد اعلام می‌کند که خانواده‌ها مسبب کار کودکان هستند. و با تهدید آنها عملا از مسئولیت خود شانه خالی می‌کند. دلایل ورود میلیونها کودک به بازار کار حرفه‌ای به جای حضور در کلاسهای درس را هم تصمیم خانواده آنها قلمداد می‌کند.
پیش از این در اقدامی مشابه، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس نهضت سوادآموزی کشور اعلام کرده بود که اگر خانواده‌ای از فرستادن کودک خود به مدرسه خودداری کند، جریمه و نهایتا سه ماه زندان در انتظار ‌آنان است.

وارونه کردن صورت مسئله کار کودکان
انوشیروان محسنی بندپی رئیس بهزیستی کشور اعلام می‌کند که طی مدت ۲ماه، حدود ۲۶۴۰ کودک کار و خیابان فقط در تهران از سوی این سازمان به اصطلاح ساماندهی و به سرپرستان خود واگذار شده‌اند و از والدین تعهد گرفته‌اند که اگر این کودکان مجددا به خیابان برگردند و دستگیر شوند حضانت آنان را از خانواده می‌گیرند و به بهزیستی می‌سپارند. سپس ادامه می‌دهد که با قوه قضاییه و نیروی انتظامی هم هماهنگ کرده‌اند!
او می‌گوید: "کودکان کار دو دسته‌اند، یک دسته آنهایی که فاقد سرپناهند و دسته دیگر افرادی که توسط افراد حرفه‌ای استثمار شده‌اند". سپس ادامه می‌دهد: "به طور کلی پیش‌بینی می‌شود که حدود ۴ تا ۵ هزار کودک کار در تهران وجود داشته باشد".
توجیه سازمان بهزیستی اما بسیار قابل تأمل است! این بخش اساسی شانه خالی کردن از بار مسئولیت در قبال چند میلیون کودک بی پناه است که عامدانه مورد بی توجهی جمهوری اسلامی قرار دارد. کاهش دادن عامدانه تعداد کودکان کار و خیابان به چیزی حدود ۵ هزار نفر نیز بخش دیگری از همین روی‌کرد است.
دلیل حضور میلیونها کودک کار و خیابان در سراسر کشور، فقط به شهر تهران محدود شده است و در قدم بعد با دستکاری آمار و ارقام، موضوع را کوچک و طبعا از اهمیت اجتماعی آن خواهند کاست.
بر طبق این اظهار نظر، تعدادی از این کودکان کاملا بی سرپناه هستند. یعنی خانوده‌ای موجود نیست و کودک هیچ مأمنی برای زندگی ندارد. چرایی و چگونگی این امر هم از سوی بهزیستی مورد توجه نیست. اما دسته دوم این کودکان که دیگر معلوم نیست خانواده دارند یا کاملا بی سرپناهند، به ناگهان در استخدام باندهای حرفه‌ای قرار می‌گیرند. در یک چشم بهم زدنِ برق‌آسا، کودکان کار به مجرمینی بدل می‌شوند که بهزیستی آنان را شناسایی می‌کند و از دام باندها نجات‌می‌دهد. این تمام و کل افاضات یک نهاد سراسری به نام بهزیستی در باره معضل کودکان کار است.

اول: تعداد کودکان کار؛
وزارت‌ آموزش و پرورش در روزهای آغازین منتهی به سال تحصیلی جدید اعلام کرد، بیش از سه میلیون و نیم دانش‌آموز درمقاطع مختلف ترک تحصیل کرده‌اند. این رسمی‌ترین آماری است که وزارت‌ آموزش و پرورش به آن اذعان دارد. گرچه رقم واقعی بسیار بیشتر از‌ آنی است که اعلام شده است.
زرافشان از معاونین وزیر آموزش و پرورش می‌گوید: "طبق آمار در پایه سوم راهنمایی بالغ بر ۱۶۹ هزار نفر در سال تحصیلی ۹۴- ۹۳، به پایان دوره نرسیده و به نوعی ترک تحصیل کرده‌اند. تعداد جاماندگان از ادامه تحصیل بطور متوسط ۵۰ هزار نفر در این مقطع برآورد می‌شود".
مصطفی اقلیما، رئیس انجمن‌ علمی مددکاران ایران و عضو شورای بررسی آسیب‌های اجتماعی اعلام می‌کند: "در حال حاضر بر اساس جدیدترین یافته‌های پژوهشی در مدارس بیش از ۲۵ درصد از دانش‌آموزان یعنی از هر ۴ دانش‌آموز یک نفر سالیانه از مدارس ترک تحصیل می‌کنند که این آمار بسیار نگران کننده است و معلوم نیست سرنوشت این دانش‌آموزان که چندین برابر بیش از دیگران در معرض تهدید‌های اجتماعی هستند، چه می‌شود".
رقم کل تعداد دانش آموزان طی سنوات گذشته از و ۱۹ میلیون و پانصد هزار، به ۱۳ میلیون کاهش یافته است. و اگر فعلا همین ‌آمارهای رسمی و اعلام شده از سوی مقامات آموزشی کشور را مبنی بگیریم و بپذیریم ۲۵ درصد از کل دانش‌‌آموزان در ایران ترک تحصیل کرده اند باید رقم بیش از هفت میلیون و پانصد هزار کودکی که از چرخه تحصیل به بازار کار پرتاب شده‌اند را مبنا بگیریم.
حالا با یک حساب سرانگشتی تعداد کودکان کار مورد نظر بهزیستی در تهران را یعنی چیزی حدود ۵هزار کودک را کنار ارقام اعلام شده از سوی آموزش و پرورش بگذارید. مقایسه ۷میلیون و پانصد هزار کودک و آماری که بهزیستی اعلام کرده است. به هیچ وجه خوانایی ندارد و قابل توجیه و پذیرش نیست.

دوم: کودکان کار و با خانواده و بی سرپناه؛
بهزیستی با تقسیم بندی کودکان به با خانواده و بی سرپناه، می‌خواهد چه چیز را روشن کند؟ کار حرفه‌ای کودک چه در بیغوله‌‌ها و کارگاهها، چه در خیابانها و معابر، هر جا که باشد، جدا از اینکه کودک سرپرست دارد یا ندارد باید فورا متوقف شود. جای کودک در مدرسه است. کار حرفه‌ای کودکان باید اکیداً ممنوع باشد.
اما رویکرد بهزیستی نه توقف کار کودکان و تحت حمایت قرار دادن آنان که "جمع‌آوری" و گرفتن تعهد از خانواده است که دیگر این کودک به خیابان بازنگردد! و گرنه حضانت کودک از خانواده سلب خواهد گردید! گویا خانواده با طیب خاطر تصمیم گرفته است کودک را از مدرسه محروم کند و بدهد به دست بازار بیرحم کار.
در اینجا خانواده بعنوان عامل و مسبب کار حرفه‌ای کودکِ خود معرفی می‌شود. وضعیت معیشتی خانواده و ناتوانی اقتصادی خانواده در تأمین زندگی کودک ربطی به بهزیستی ندارد. سونامی ترک تحصیل دانش‌آموزان هم به این نهاد مربوط نیست و تأثیری در روند وظایفش ایجاد نمی‌کند.
وزیر کار و رفاه اجتماعی جمهوری اسلامی رسما اعلام کرده است، ۳۰ درصد مردم در ایران گرسنه‌اند! در جایی دیگر اعلام کرده‌اند رقم حاشیه نشینی دارد به ۲۵ میلیون نفر می‌رسد! یعنی عملا قریب یک سوم جمعیت کل کشور دست ‌به گریبان بی سرپناهی و آوارگی و سرگردان حلبی‌آبادها و چادرنشینی در کنار شهرک‌هاست! به این مصایب بیکاری روزافزون و گرانی کمرشکن را هم باید اضافه کرد. کودکان در این شرایط دردناک عملا از هر تأمینی محروم می‌شوند و ناچاراً به نان‌آور خود و خانواده بدل می‌گردند. چنین است که کودکان کار، کودکان خیابان، کودکان زباله گرد و . . . به بخشی از مصیبت‌های بی انتهای جامعه تبدیل می‌گردند.
در این میانه بهزیستی که عملا نه هدف و عزمی و نه بودجه ‌و توانی برای مقابله با حجم عظیم فقر و فلاکت گسترده و تحیمل شده به جامعه دارد، برای ایفای نقش، رکاب می‌زند و بدنبال مقصر می‌گردد. و طبعا دیواری کوتاهتر از دیوار خانواده مستأصل کودکان کار و خیابان نمی‌یابد.
همانگونه که معاون وزیر آموزش و پرورش پیشتر در اقدامی مشابه خانواده دانش‌آموزانی که ترک تحصیل کرده بودند را تهدید به جریمه و زندان می‌کرد!
اما بهزیستی برای کودکانی که هیچ سرپرستی ندارند، سکوت می‌کند. اینجا دیگر نمی‌تواند مقصری پیدا کند، سخنی هم از مسئولیت خودش به زبان نمی‌آورد. در کجا این کودکان نگهداری می‌شوند؟ وضعیت زیستی و رفاهی آنان چگونه‌ است؟ چگونگی وضعیت خوابگاه‌‌ها و نحوه ادامه تحصیل و سیر زندگی و ‌آینده این کودکان کاملا نامشخص است. وقتی بهزیستی ارقام میلیونی کودکان کار و خیابان را به چندهزار کاهش دهد، عملا و رسما سمت و جهت‌گیری‌‌اش را نمایان کرده است. به راحتی می‌‌شود شانه بالا‌ انداختن عامدانه‌اش را دید! نهایتا بهزیستی بدنبال مقصر دیگری می‌افتد.

سوم: باندهای استثمار کودکان کار؛
بهزیستی برای خلاص کردن خود از چرایی گسترش بی وقفه کار حرفه‌ای کودکان و توجیه آن دنبال مقصر دیگری می‌گردد و باندهای حرفه‌ای را کشف می‌کند که کودکان را استثمار می‌کنند! گویا کودکان در بازار بیرحم کار استثمار نمی‌‌شوند، باندهای مافیایی که کودکان را برای گدایی و کارهای دیگر بخدمت می‌گیرند و اجاره می‌دهند را بعنوان عامل دیگر کشف می‌کند!
این کشف چه نتیجه‌ای برای بهزیستی دارد؟ می خواهد با این کشف چه کند؟ کودکان را چه کارفرما و صاحب کارگاه و چه کار دستفروشی از همه رقم در خیابان و چه مافیای اجاره کار کودکان به خدمت بگیرد، در هر صورت نیروی کار کودک بعنوان اجیر، بعنوان کارگر خردسال، مورد بهره‌برداری و سودبری صاحب‌کار قرار گرفته‌ است. کارگر خردسالی که از هیچ تأمینی برای فروش نیروی کار خود برخوردار نیست به دست بیرحم بازار کار افتاده است.
در این بین بهزیستی عامل کار اجباری برای کودکان و بی تأمینی وبی پناهی اقتصادی را باندهای مافیایی معرفی می‌کند که با فریب کودک و خانواده او به استثمار کودک می‌پردازند! ساده‌لوحانه‌ تر از این نمی‌توان بهانه‌ تراشید و از زیر بار دلیل اقتصادی حقیقت کار کودکان شانه خالی کرد!
نشانه‌‌های بی تردیدی وجود دارد که شهرداری‌‌ها برای بازیافت زباله عملا کودکان را توسط مافیای شهرداری به استخدام در ‌می‌آورند، حتی لباس کار می پوشانند و مواد بازیافت شده در ازای مبلغ ناچیزی از کودکان اجیر شده دریافت‌ می‌کنند.
باندهای اجاره و فروش نیروی کار کودکان واقعیت دردناک و تلخی است که بیش از هر چیز بی پناهی رقت‌انگیز کودکان را برملا می‌کند.

کار کودکان باید اکیدا ممنوع شود!
کودک ستیزی جمهوری اسلامی عملا پشت بی مبالاتی عامدانه بهزیستی و آموزش و پرورش خود را مخفی کرده است. آنچه سبب و منجر به بی‌تأمینی، گسترش بیسوادی، شیوع سوء‌تغذیه و گرسنگی کودکان می‌گردد درمیانه بهانه‌تراشی‌های عوامل اجرایی حکومتی خود را پنهان کرده‌ است!
بهزیستی از خلاء و کمبود قوانین شکوه و شکایت می‌کند و آموزش و پرورش برای توجیه وضعیت فاجعه‌بار آموزشی بر طبل خصوصی سازی ‌می‌کوبد.
در این حکومت مطلقا هیچ عزمی برای خاتمه دادن به کار کودکان وجود ندارد! این حرمان بی پایان همچنان روی دست جامعه مانده است!
آموزش و پرورش پولی و کالایی و خصوصی سازی آموزش، در کنار سونامی بیکاری و گرانی سبب پرتاب بخش‌های بیشتری از کودکان به گرداب کار و خیابان می‌گردد.
سلب حق حضانت از خانواده‌های کودکان کار همانند جریمه و زندان کردن خانواده‌هایی که گویا کودک خود را از رفتن به مدرسه منع می‌کنند، رفتاری فوق خشن و قلدرمآبانه جمهوری اسلامی با قربانیان سیاست‌های ضد انسانی خود است.
این حمله‌ای بیرحمانه به خانواده‌‌هایی است با از دست دادن امکانات زیستی و رفاهی، شغل و خانه و کاشانه، عملا برای ادامه حیات و بقای خود به حاشیه نشینی و چادرنشینی روی ‌آورده‌اند. خانواده‌‌های کارگری که با سونامی بیکاری و شلاق گرانی و دستمزدهای چندین بار زیر خط فقر عملا توانی برای تأمین قوت لایموت خود ندارند این بار توسط بهزیستی تهدید می‌شوند!
چرا بهزیستی و آموزش و پرورش اعلام نمی‌کنند، آموزش رایگان، تامین مالی و امکانات آموزشی و معیشت همه کودکان کار و خیابان را بعهده می‌گیرند؟! چرا اعلام نمی‌کنند سهم میلیونها کودک از اختلاسهای چند هزار میلیاردی توسط سران جمهوری اسلامی را به سفره خالی همین کودکان بر‌می‌گردانند؟
این تعرض گستاخانه به خانواده‌‌های کارگری، خیل عظیم بیکاران، کودکان کار و خیابان بی سرپرست و بد سرپرست و با سرپرست، باید بشدت پاسخ بگیرد!
بهزیستی و آموزش و پرورش شکر می‌خورند که بخواهند حق نگهداری کودکان خانواده‌های مستمند را از آنها بگیرند!
موج اعتراضی وسیعی که جامعه را نمایندگی می‌کند و همین یکی دو روز گدشته با تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی به وضعیت فاجعه بار رندگی میلیونها کارگر بیکار و شاغل اعتراض کرد، پاسخ عر و تیز امثال بهزیستی را خواهد داد. این صف اعتراضی مسبب و عامل بقای این سیه‌روزی فاجعه بار را بخوبی انگشت نشان می‌کند!

به مناسبت روز جهاني كودك بيستم نوامبر ٢٠١٦














20th of November, Universal Children's Day
به مناسبت روز جهاني كودك بيستم نوامبر ٢٠١٦
جاي فعالين كودك در زندان نيست



به مناسبت روز جهاني كودك بيستم نوامبر ٢٠١٦
جاي فعالين كودك در زندان نيست


[h2
http://bit.ly/2g93vCi

فعالين حقوق كودكان به طور روزمره در ايران توسط رژيم حاكم بر ايران تهديد ، دستگير و شكنجه شده و به آنها احكام زندان طويل المدت داده ميشود. ' جرم' آنها اينست كه از حق حيات و شادي كودكان در ايران حمايت ميكنند.
ميليونها كودك در ايران براي زنده ماندن مجبورند ساعتهاي طولاني كار بكنند و يا در معابر عمومي دست به گدايي بزنند. اين كودكان از حداقل حقوق انسانيشان مانند داشتن سرپناه، امنيت، درمان و دارو، غذاي مناسب و تحصيل محروم بوده و مداوما در معرض بيماري، اذيت و آزار و مورد حمله واقع شدن و از دست دادن جانشان هستند. اين كودكان را به اسم ' كودكان كار و خيابان ' ميشناسيم و خود اين اسم گوياي وضعيتي است كه اين كودكان در آن براي به دست آوردن يك لقمه نان به سر ميبرند . اين كودكان جرات نميكنند كه حتي در ذهن خود رويا پردازي كنند ، چرا كه جسم خسته و كوچكشان انرژي رويا پردازي را ندارد و هر بار با نگاه كردن به دستهاي كوچك ترك خورده شان دوباره به دنياي وحشت و فقر برميگردند. هيچ قانوني در ايران نيست كه اين كودكان را تحت پوشش قرار دهد و از آنها حمايت كند. اين كودكان در نزد آيت الله هاي ميلياردري اهميتي ندارند.
رژيم نه تنها بودجه اي به اين كودكان اختصاص نميدهد بلكه تشكلها و فعالين مدافع اين كودكان را مورد تهديد و حمله قرار ميدهد. فعاليني كه داوطلبانه آستين بالا زده و عليرغم فقر و فشار موجود در ايران، اين كودكان را حمايت ميكنند، به اين كودكان خواندن و نوشتن ياد ميدهند، نقاشي ياد ميدهند، به حرفهايشان گوش ميدهند و براي چند ساعت هم كه شده به آنها ياداوري ميكنند كه مهرباني و محبت وجود دارد. بسياري از اين كودكان معناي محبت و امنيت را نميدانند، چرا كه هرگز آن را تجربه نكرده اند. فعالين حقوق كودكان بخش مهم زندگي كودكان كار و خيابان هستند،. رژيم اسلامي حتي تحمل ديدن اين حمايت را ندارد و اين كودكان را از داشتن حاميانشان محروم ميكند. اين فعالين كساني هستند كه غير انساني بودن اين رژيم را هر چه بيشتر نشان ميدهند و صداي اين كودكان را به گوش همگان ميرساند. رژيم اين را خطري عليه سيستم و ' امنيت ملي' ميداند و آنها را دستگير ميكند.
بهنام ابراهيمزاده، فعال كارگري و حقوق كودكان در طول بازداشتش بارها به خاطر مصاحبه هايش با كودكان كار و خيابان مورد بازجويي و تحت فشار قرار گرفته بود. يكي از دلايل اصلي فشار بازجوها بر سعيد شيرزاد فعال حقوق كودكان در طول بازجويي، به همراه داشتن كارت مددكاري ' جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان' بود. عليرغم تهديد و فشار رژيم ، اين فعالين در كمال شجاعت به حمايت از كودكان كار و خيابان ادامه داده اند و حتي زماني كه در زندان هستند با پيامهايشان به اين كودكان اميد ميدهند .
سعيد شيرزاد، بهنام ابراهيم زاده، امير اميرقلي، آتنا دايمي، اميد عليشناس، تعدادي از اين فعالين هستند كه به جرم حمايت از اين كودكان مورد اذيت و آزار و زنداني شدن قرار گرفته اند. سعيد و بهنام و امير در زندان هستند و احكام زندان برايشان صادر شده است . براي آتنا و اميد هفت سال حكم زندان صادر شده و هر لحظه در خطر دستگيري هستند.
سال گذشته در همين روز كارزاري مشترك را به همراه سازمان فرانت لاين دفندر و با حمايت تعدادي از تشكلهاي بشردوست در حمايت از آتنا دايمي و سعيد شيرزاد برگزار كرديم، بسياري از شما عزيزان از كارزار سال گذشته حمايت كرديد. امسال نيز از شما دعوت ميكنيم از مدافعين حقوق كودكان حمايت كنيد. از طريق ارسال نامه، تويت كردن و انتشار وضعيت اين فعالين به رژيم اسلامي در ايران نشان بدهيد كه اين فعالين تنها نيستند، به ميليونها كودك كار و خيابان نشان بدهيد كه تنها نيستند و ما با تمام نيرو براي آزادي مدافعانشان اقدام ميكنيم. سعيد ، بهنام، امير، آتنا و اميد صداي كودكان كار و خيابان، صداي فعالين حقوق كودكان هستند.
در روز جهاني كودك ، بيستم نوامبر ، از هر طريق ممكن و در هر جاي دنيا كه هستيم با ارسال نامه اعتراضي خواستار لغو احكام زندان سعيد شيرزاد، بهنام ابراهيمزاده ، امير امير قلي، اميد عليشناس و آتنا دايمي هستيم.
شيوا محبوبي
سخنگوي كميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي


19/11/2016
http://fa.cfppiran.com
به کانال تلگرام کمیته بپیوندید :
https://telegram.me /CFPPI
فیس بوک کمیته :
https://www.facebook.com/zendani.siasi

لينك اطلاعيه انگليسي
http://en.cfppiran.com/childrens-rights /
لينك كليپ به مناسبت روزجهانی کودک
https://www.youtube.com/watch?v=je7tnwGbHQ8

نمونه نامه اعتراضي براي ارسال و ادرسها
در روز بیستم نوامبر روز جهانی کودک
ما خواستار این هستیم که احکام زندان فعالین حقوق کودک، سعید شیرزاد، آتنا دائمی، بهنام ابراهیم‌زاده. امیر امیرقلی و امید علیشناس سریعا و بدون قید و شرط الغا گردد
]
On 20th of November, the Universal Children's Day
I/we demand that the jail sentences for children right activists, Saeed Shirzad, Atena Dayemi, Behnam Ebrahimzadeh, Amir Amirgholi and Omid Alishenas to be overturned immediately and unconditionally.

لطفا در تویتهایتلن در روز 20 نوامبر ار هشتگ زیر استفاده کنید
نمونه تویت برای استفاده در زیر آمده است

#IranChildren’sRights
@UNrightswire @UNHumanRights @HassanRouhani @k_satyarthi @MartinSchulz
Protect children’s rights in #Iran.Demand freedom for their defenders #IranChildren’sRights #FreeSaeed
@UNrightswire @UNHumanRights @HassanRouhani @k_satyarthi
Protect children’s rights in #Iran overturn sentence of #AtenaDayemi #IranChildren’sRights
@UNrightswire @HassanRouhani @k_satyarthi free jailed children’s rights activists in #Iran. #IranChildren’sRights #FreeBehnam

@UNrightswire @UNHumanRights @HassanRouhani @amnesty @k_satyarthi #IranChildren’sRights Demand freedom for their defenders #FreeAmir


آدرسها برای ارسال تویت و نامه

Hassan Rouhani
Email: media@rouhani.ir
Twitter: @HassanRouhani

Mohammed Javad Larijani
Office of the Head of the Judiciary
Pasteur St, Vali Asr Ave
South of Serah-e Jomhouri
Tehran, Iran
Email: larijani@ipm.ir (Subject line: FAO Mohammad Javad Larijani)

TO: Ali Khamene
Email: contact@leader.ir
Twitter: @khamenei_ir

The UN Committee on the Rights of the Child
crc@ohchr.org
@UNrightswire @UNHumanRights

Cc: freepoliticalprisoners@gmail.com

This email was sent to info@spiran.com
why did I get this? unsubscribe from this list update subscription preferences
Campaign to Free Political Prisoners in Iran (CFPPI) · 1 · London, Lnd EC4N 1 · United Kingdom
#IranChildren’sRights
Tweet To Support
@UNrightswire @HassanRouhani @k_satyarthi free jailed children’s rights activists #Iran READ http://en.cfppiran.com/childrens-rights/

آمار “دانش‌آموزان معتاد” اعلام شد.

آمار “دانش‌آموزان معتاد” اعلام شد.



مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی آموزش و پرورش گفته است‌ ۱۳۶ هزار نفر از دانش‌آموزان ایران در معرض خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر هستند و از این تعداد ۳ هزار و ۶۰۰ نفر حداقل یکبار مواد مخدر مصرف کرده‌اند. روز جمعه (۱۴ آبان/ ۴ نوامبر) در گزارشی از “ارائه آمار دانش‌آموزان معتاد برای نخستین‌بار” خبر داده است. تسنیم نوشته است: «تا پیش از این هرگاه رودروی یک مقام مسئول در آموزش‌وپرورش از آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گفتیم تقریباً کمتر مسئولی خطر آسیب‌های اجتماعی در مدارس را می‌پذیرفت و اگر هم با مستندات و تحلیل فضای موجود مدارس می‌‌شد او را قانع کرد بازهم براین باور بود که فضا چندان هم که رسانه‌ها شلوغ کرده‌اند، غبارآلود نیست.» این خبرگزاری می‌گوید زنگ خطر اما زمانی به صدا درآمد که سال گذشته نتایج تحقیقات خسرو رشید یک استاد دانشگاه در فصلنامه رفاه اجتماعی وابسته به دانشکده علوم بهزیستی منتشر شد. بر اساس این تحقیق که روی گروهی از پسران و دختران دبیرستانی در تهران انجام شده است، “کشیدن قلیان و سیگار، رابطه جنسی، کتک‌کاری بیرون از خانه و نوشیدن الکل” به ترتیب شایع‌ترین رفتارهای پرخطر بین دانش‌آموزان هستند. وابسته به سپاه پاسداران ایران، روز جمعه (۱۴ آبان/ ۴ نوامبر) در گزارشی از “ارائه آمار دانش‌آموزان معتاد برای نخستین‌بار” خبر داده است. تا پیش از این هرگاه رودروی یک مقام مسئول در آموزش‌وپرورش از آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گفتیم تقریباً کمتر مسئولی خطر آسیب‌های اجتماعی در مدارس را می‌پذیرفت و اگر هم با مستندات و تحلیل فضای موجود مدارس می‌‌شد او را قانع کرد بازهم براین باور بود که فضا چندان هم که رسانه‌ها شلوغ کرده‌اند، غبارآلود نیست این خبرگزاری می‌گوید زنگ خطر اما زمانی به صدا درآمد که سال گذشته نتایج تحقیقات خسرو رشید یک استاد دانشگاه در فصلنامه رفاه اجتماعی وابسته به دانشکده علوم بهزیستی منتشر شد. بر اساس این تحقیق که روی گروهی از پسران و دختران دبیرستانی در تهران انجام شده است، “کشیدن قلیان و سیگار، رابطه جنسی، کتک‌کاری بیرون از خانه و نوشیدن الکل” به ترتیب شایع‌ترین رفتارهای پرخطر بین دانش‌آموزان هستند. وابسته به سپاه پاسداران ایران، روز جمعه (۱۴ آبان/ ۴ نوامبر) در گزارشی از “ارائه آمار دانش‌آموزان معتاد برای نخستین‌بار” خبر داده است. تا پیش از این هرگاه رودروی یک مقام مسئول در آموزش‌وپرورش از آسیب‌های اجتماعی سخن می‌گفتیم تقریباً کمتر مسئولی خطر آسیب‌های اجتماعی در مدارس را می‌پذیرفت و اگر هم با مستندات و تحلیل فضای موجود مدارس می‌‌شد او را قانع کرد بازهم براین باور بود که فضا چندان هم که رسانه‌ها شلوغ کرده‌اند، غبارآلود نیست.»

این خبرگزاری می‌گوید زنگ خطر اما زمانی به صدا درآمد که سال گذشته نتایج تحقیقات خسرو رشید یک استاد دانشگاه در فصلنامه رفاه اجتماعی وابسته به دانشکده علوم بهزیستی منتشر شد. بر اساس این تحقیق که روی گروهی از پسران و دختران دبیرستانی در تهران انجام شده است، “کشیدن قلیان و سیگار، رابطه جنسی، کتک‌کاری بیرون از خانه و نوشیدن الکل” به ترتیب شایع‌ترین رفتارهای پرخطر بین دانش‌آموزان هستند.

افزایش اعتیاد در میان نوجوانان ایرانی

تسنیم متن گفت‌وگوی خود با نادر منصور کیایی، مدیرکل دفتر مراقبت از آسیب‌های اجتماعی آموزش‌وپرورش را منتشر کرده که در آن به برخی جزئیات درباره آسیب‌های اجتماعی در مدارس کشور اشاره می‌شود.

یک درصد دانش‌آموزان در معرض خطر

منصور کیایی از پروژه‌ای برای “شناسایی، درمان و بازتوانی دانش‌آموزان دارای اختلال مصرف مواد” در آموزش و پرورش خبر داده و گفته براساس نتایج بررسی‌ها، در سال تحصیلی گذشته (۹۴ – ۹۵)، یک درصد از دانش‌آموزان در معرض خطر شناسایی شدند. یعنی ۱۳۶ هزار دانش‌آموز در معرض خطر مصرف مواد مخدر هستند اما افرادی که مصرف مواد داشتند ۳ هزار و ۶۰۰ نفر هستند. به گفته مدیرکل دفتر مراقبت از آسیب‌های اجتماعی آموزش‌وپرورش، این ۱۳۶ هزار نفر دانش‌آموزانی هستند که نشانه‌های خطر را دارند یعنی متغیرهای روانی، اجتماعی و محیطی موید این است که این افراد ریسک خطر ابتلا به مصرف مواد مخدر را دارند.

کیایی تعداد دانش‌آموزانی را که حداقل یک بار مواد مخدر مصرف کرده‌اند ۳ هزار و ۶۰۰ نفر اعلام کرده است. به گفته او این تعداد به مراکز درمانی ارجاع شده‌اند و با همراهی دانشگاه‌های علوم پزشکی تحت درمان سرپایی یا بستری قرار گرفتند. منصور کیایی درباره نوع مواد مخدری که دانش‌آموزان مصرف می‌کنند گفته است: «بسته به نوع جغرافیا متفاوت بود، یعنی مواد سبک و سنگین مانند شیشه مصرف می‌شد اما بیشتر آنها مصرف‌کننده مواد سبک هستند یعنی مواد مخدر صنعتی استفاده نمی‌کردند.» او اشاره کرده که اغلب دانش‌آموزان مصرف کننده مواد نیز پسران و در گروه سنی بالای ۱۵ سال هستند.

هشدار مشاور وزیر کشوردر باره افزایش شدید آسیب‌های اجتماعی

اعتیاد یکی از آسیب‌زاترین معضلات اجتماعی در ایران است؛ به‌طوریکه ۶۵ درصد همسرآزاری‌ها، ۵۵ درصد طلاق‌ها، ۳۰ درصد کودک‌آزاری‌‌ها و ۲۵ درصد جرایم منجر به قتل، سرمنشاء اعتیاد دارند. در ایران سالانه بیش از ۵۰۰ تن مواد مخدر مصرف می‌شود. اخیرا اعلام شد که قاچاق مواد مخدر سالانه ۱۲ میلیارد دلار برای ایران خسارت اقتصادی دارد. در حالی که بودجه دفاعی کشور حدود ۱۰ میلیارد دلار است.

سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان، ایرج مصداقی

سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان،


ایرج مصداقی


ایرج مصداقی از آن‌جایی که اوین در سال‌های اولیه ۶۰ یک زندان «ایدئولوژیک» بود، امکان سوءاستفاده جنسی از دختران کمتر از پسران کم سن و سال مهیا می‌شد؛ چرا که تماس بین دو جنس مخالف در اوین بسیار سخت بود و توجیه آن به سادگی امکانپذیر نمی‌شد. اما به علت نزدیکی بیش از حد پاسداران به زندانیان کم سن و سال امکان سوءاستفاده جنسی به سادگی فراهم می‌شد و آن‌ها می‌توانستند از اقتدار خود در این زمینه استفاده کنند.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com


برملا شدن سوءاستفاده جنسی سعید طوسی «قاری قرآن» مراسم‌های ویژه‌ی جمهوری اسلامی از کودکان و نوجوانان& باعث جلب توجه جامعه به موضوع سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان شده است. هرچند خامنه‌ای و بیت‌رهبری و دستگاه فاسد قضایی و «شورای عالی قرآن» و نهادهای ذیربط و مراجع فاسد تقلید می‌کوشند پرده بر اعمال زشت این عزیزکرده‌ی رهبری بکشند.

با توجه به حساسیت جامعه نسبت به سوءاستفاده جنسی از کودکان& لازم می‌بینم به مسئله‌ی سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان‌ها و به ویژه سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی ۶۰ بپردازم.

کودکان و نوجوانان بسیاری در سال‌های ۶۰ و ۶۱ دستگیر و در اوین به سر می‌بردند. دیری نگذشت که سالن ۶ «آموزشگاه» اوین را به این کودکان و نوجوانان اختصاص دادند.

از آن‌جایی که اوین در سال‌های اولیه ۶۰ یک زندان «ایدئولوژیک» بود، امکان سوءاستفاده جنسی از دختران کمتر از پسران کم سن و سال مهیا می‌شد؛ چرا که تماس بین دو جنس مخالف در اوین بسیار سخت بود و توجیه آن به سادگی امکانپذیر نمی‌شد. اما به علت نزدیکی بیش از حد پاسداران به زندانیان کم سن و سال امکان سوءاستفاده جنسی به سادگی فراهم می‌شد و آن‌ها می‌توانستند از اقتدار خود در این زمینه استفاده کنند.

متأسفانه به دلایل مختلف در طول سال‌های گذشته کمتر در مورد سوءاستفاده جنسی از این دسته قربانیان صحبت به میان آمده است.

یکی از دوستانم که در ساختمان «آموزشگاه» اوین، چای بند‌ها را آماده می‌کرد، متوجه‌ی سوءاستفاده جنسی بهرام پاسبان یکی از پاسداران اوین از چند زندانی کم و سن و سال سالن ۴ آموزشگاه شده بود. او حتی یک بار وقتی به کتابخانه‌ی زندان رجوع می‌کند «بهرام پاسبان» را می‌بیند که در حال بالا کشیدن شلوارش است.


او به مجید ملاجعفر (قدوسی) مسئول آموزشگاه و دادیار اوین اطلاع می‌دهد که بهرام پاسبان هرشب یکی از زندانیان کم سن و سال را به کتابخانه‌ی آموزشگاه می‌برد و مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌دهد. مجید قدوسی در توجیه عمل وی می‌گوید: «در فقه و شریعت اسلام حتی اگر دو نفر لخت کنار هم خوابیدند و به اندازه‌ی یک تار مو با هم فاصله داشتند نمی‌توانیم تهمت زنا یا لواط به آن‌ها بزنیم.»

همین توجیهاتی را که امروز دستگاه قضایی و مراجع تقلید برای پوشاندن سوءاستفاده جنسی سعید طوسی به کار می‌برند، مجید قدوسی برای پوشاندن فساد جنسی بهرام پاسبان به کار می‌برد.

نه تنها برخوردی از سوی مجید قدوسی با پاسدار «بهرام» که از موقعیت خود سو‌‌ءاستفاده می‌کرد نشد، بلکه وی پس از بسته شدن در کتابخانه‌ی آموزشگاه که به دستور مجید قدوسی صورت گرفت، در انبار بین سالن یک و دو آموزشگاه همچنان به سوءاستفاده جنسی از زندانیان کم سن و سال ادامه می‌داد. وی هم‌اکنون دارای مغازه عکاسی در پل چوبی تهران است و از بیماری شدید قند رنج می‌برد و به علت پیشرفت بیماری انگشت‌های پای او را قطع کرده‌اند. او همچنان یکی از دوستان نزدیک مجید قدوسی است. در عکس زیر آن‌ها را در کنار هم می‌بینید.


از چپ به راست، بهرام پاسبان، حمید خطرناک، حمید کریمی، مهدی مناجاتی (۱) ، مجید قدوسی در یک جشن ولیمه.

در مقاله‌ی زیر راجع به مجید قدوسی و حمید کریمی توضیح داده‌ام.

http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-476.html

در اسفندماه ۶۰ نیز مجید قدوسی و پاسداران زیر هشت «آموزشگاه» اوین، یک زندانی را که دارای مشکلات شدید جنسی بود و مطلقاً قادر به کنترل رفتار خود نبود هر از گاهی به نزد خود فرا می‌خواندند و پس از ساعت‌ها باز‌می‌گشت. مشکل جنسی این فرد به گونه‌ای بود که شب‌ها مجبور بودیم او را پشت به دیوار در گوشه‌ای بخوابانیم تا مبادا مشکلی پیش بیاید.

یکی از دوستانم که در سن ۱۴ سالگی دستگیر و توسط مهرآیین و پسرش محمدرضا و اصغر فاضل بازجوی بیرحم شعبه هفت مورد شکنجه‌های هولناک قرار گرفته، داستان غم‌انگیزی را تعریف می‌کند که نقل آن نه تنها پرده از چهره‌ی یکی از بیرحم‌ترین و در عین حال فاسدترین چهره‌های دادستانی بر می‌گیرد و فساد حاکم بر مدعیان «اخلاق» را عیان می‌کند، بلکه رنج و مصیبتی را که نسل برآمده از انقلاب ضد‌سلطنتی متحمل شد تا در مقابل دیو ارتجاع بایستد و از حقوق مردمش دفاع کند نشان می‌دهد.

تجلیل احمدی‌نژاد از محمد مهرآیین

«سال ۶۱ بود مرا به طبقه‌ی سوم دادستانی انقلاب بردند و جلوی دفتر مهرآیین با چشم‌بند نشاندند. با تشویش و دلهره در راهرو نشسته بودم و در فکر سرنوشت نامعلومی که در پیش داشتم بودم. از اتاق مهرآیین صدای فریادهای دلخراش دختری به گوش می‌رسید، صدایی که مدت‌ها بود دیگر به آن عادت کرده بودم و هرگاه به ساختمان دادستانی برده می‌شدم انتظاری جز شیندن آن و دیدن صحنه‌های دلخراش نداشتم. فکر کردم مثل همیشه کسی را مورد شکنجه قرار می‌دهند و چه بسا دوباره نوبت من هم برسد. ساعتی گذشت دیدم فکور (اکبر کبیری آرانی) بازجوی بیرحم شعبه هفت که مدتی نیز رئیس اوین شد از اتاق مهرآیین بیرون آمد و با عصبانیت پرسید: این‌جا چه کار می‌کنی؟ گفتم برای بازپرسی آمدم. مهرآیین را صدا زد و گفت: حاجی بیا این پسره آمده. مهرآیین و فکور روابط بسیار نزدیکی با هم داشتند.

مهرآیین سراغم آمد و دستم را گرفت و به اتاق برد. از زیر چشم‌بند دیدم یکی از خواهران روی زمین افتاده و چادر دورش پیچیده.

مهرآیین گفت: چشم‌بندت را بردار و دختری را که روی زمین بود نشانم داد و سپس دستور داد چشم‌بندم را دوباره بزنم و با تهدید و لحن بسیار زشتی اضافه کرد: من می‌روم، یکساعت دیگه بر می‌گردم، تا برگشتم بایستی این دختر را ک.. باشی.
نفس در سینه‌ام حبس شد. آن‌چه‌ را که شنیده بودم باور نمی‌کردم. با صدایی خفه و سرشار از ترس و دلهره گفتم: حاج آقا ک... چیه؟ گفت: خودت را به اون راه می‌زنی؟ وای به حالت.

نمی‌دانم دختری که روی زمین بود از حال رفته بود یا در غم و اندوهی که داشت و مصیبتی که از سر گذرانده بود خودش را به غش و بی‌حالی زده بود. مهرآیین در را قفل کرد و رفت. در اتاق کنار آن دختر تنها بودم. با صدایی ضعیف گفتم: خواهر بلند شو. پاسخی نداد. چادرش را که کنار رفته بود آرام رویش کشیدم و در خود فرو رفتم. انگار در این دنیا نبودم. فکر می‌کردم توطئه‌ای در کار است و قصد دارند من را قربانی کنند. تقریباً یقین کرده بودم می‌خواهند موضوع تجاوز به آن دختر را گردن من بیاندازند. چاره‌ای نداشتم و مجبور بودم خودم را به دست حوادث بسپارم. زمان به شکل دلهره‌آوری کند می‌گذشت. با این حال ساعتی بعد مهرآیین بازگشت.

با خشم پرسید : چه کار کردی؟
گفتم: چه کار بایستی می‌کردم حاج‌آقا؟
یک سیلی محکم به گوشم زد و دستور داد آن دختر را از اتاق ببرند. آنقدر شوکه شده بودم که یادم نیست او را چگونه از اتاق منتقل کردند. با پای خودش رفت یا روی پتو بردند.

سپس مهرآیین با عصبانیت گفت: سگ منافق حالا نشانت می‌دهم.

دست و پایم را به میز بست و از پشت به من تجاوز کرد. وقتی کارش تمام شد گفت: می‌خواهی بیشتر ترتیب‌ات را بدهم؟ حالا یاد گرفتی ترتیب دادن یعنی چی؟
در ادامه گفت: حالا باید بروی خودت را برای مصاحبه‌ی تلویزیونی آماده کنی و با خشم پرسید مصاحبه می‌کنی یا نه؟

گفتم:‌ هرکاری شما بگویید می‌کنم.

دستور داد مرا به بند بازگردانند و با تهدید گفت: فردا میایی برای مصاحبه.
با درد جانکاه جسمی و روحی به بند بازگشتم. هرچه تلاش می‌کردم خودم را توجیه کنم این هم نوعی شکنجه است و بهایی که بایستی برای مبارزه بپردازم کارساز نمی‌شد.

شب، مراسم معمول در حسینیه اوین بود و من مجبور به شرکت در آن بودم. هنگام بازگشت از حسینیه به لاجوردی برخوردم. تا چشم‌اش به من افتاد گفت: بایست این طرف. از ترس زهره ترک شدم. کسی به جز لاجوردی و پاسداران و محافظانش در حسینیه نبود.

با تحکم پرسید: امروز دفتر مهرآیین چه کار می‌کردی؟

با ترس گفتم: حاج‌آقا فکور آن‌جا بود از من تست مصاحبه گرفتند. قرار است از تلویزیون بیایند و از مصاحبه‌ی من و تعدادی دیگر فیلم بگیرند.

لاجوردی پرسید: همه‌اش همین بود؟

گفتم: همه‌اش همین بود می‌توانید بروید از حاج‌آقا سؤال کنید.

مطمئن بودم شکایت از مهرآیین نزد لاجوردی دردی را دوا نمی‌کند. همه از یک جنس بودند. متحیر مانده بودم چرا چنین سؤالی را از من پرسید. در ثانی کسی مهرآیین را ول نمی‌کرد طرف من را بگیرد. احتمالاً با پرونده‌ای که داشتم به سرعت اعدامم می‌کردند. مجبور بودم سکوت کنم.

روز بعد مهرآیین را دیدم و به او گفتم:‌ حاج‌آقا لاجوردی از من در مورد حضور در دفتر شما سؤال کرد.

با تهدید گفت: اگر حرفی بزنی تیکه تیکه‌ات می‌کنم و سپس ادامه داد برو مصاحبه کن ترتیب آزادی‌ات را می‌دهم.»

آن‌چه در بالا آمد بخشی از غم و اندوه کسی است که هنگام دستگیری تنها ۱۴ بهار را از سر گذرانده بود و علاوه بر شکنجه‌های معمول بایستی درد تجاوز و تحقیر را هم تحمل می‌کرد. بعدها گوشه‌هایی از صحبت‌های او لابلای شویی که برنامه‌سازان تلویزیون به همراه جانیان اوین تهیه کرده بودند از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. آیا مردمی که شاهد این گونه شوها بودند می‌توانستند حدس بزنند نوجوانی که «خودزنی» می‌کند چه تجربه‌ی هولناکی را از سر گذرانده است؟ آیا می‌توانند تجربه‌های وحشتناکی را که یک نسل از سرگذرانده حتی تجسم کنند؟

پیشتر در مورد مهرآیین مقاله‌ی نسبتاً بلندی نوشتم که در آدرس زیر موجود است.
http://news.gooya.com/politics/archives/2013/05/159624.php

در آبان ۱۳۶۱، هیأتی مرکب از هادی خامنه‌ای، سید محمود دعایی و محمدعلی هادی نجف آبادی از زندان قزلحصار بازدید به عمل آورد. پیشتر این هیأت از اوین بازدید کرده بود. به هنگام حضور هیأت در قزلحصار، «رضا شیرزادیان» که از بیماری صرع رنج می‌برد و به شدت نیز شکنجه شده بود رو به آن‌ها کرده و گفت: من را از تخت بیمارستان به تخت شکنجه برده و شدیداً‌ شکنجه‌ام کردند و سپس آثار شکنجه‌ روی پاهایش را نشان داد. او همچنین هرچه از دهانش در می‌آمد راجع به حاج داوود گفت.

دعایی از او پرسید:‌ شما چرا روی تخت بیمارستان به سر می‌بردید؟ او پاسخ داد در عملیات زخمی و دستگیر شده بودم. دعایی پرسید منظورتان این است که شما را تعزیر کردند؟ در این‌جا سیامک طوبایی وارد بحث شده و گفت: ‌تعزیر کجا بود او را شکنجه کردند. روز بعد صبح زود سیامک و رضا شیرزادیان را با کلیه وسایل صدا کرده و به زیر هشت بردند.

آن‌ها مدتی در بند «گاودونی» قزلحصار بودند تا سرانجام در آذرماه ۶۱ هر دو به گوهردشت منتقل شدند. بعدها رضا شیرزادیان در سلول انفرادی سالن ۱۴ گوهردشت یک بار به لاجوردی حمله کرد که با ضرب و شتم شدید پاسداران مواجه شد.
بچه‌های سالن مزبور می‌گفتند که بعداً رضا را مورد تجاوز جنسی نیز قرار دادند. او در این شرایط دیگر مشاعرش را از دست داده بود و کنترلی روی اعمال خود نداشت. مدت‌ها نیز گفته می‌شد که تواب شده است. او جدای از بیماری صرع و حملات مداومی که داشت از بیماری روحی و روانی شدیدی هم رنج می‌برد.

رضا در خرداد ۶۹ در استخر اوین غرق شد! او پس از پرش در آب، دچار حمله صرع شده بود و در کف استخر مانده بود. به خاطر انقباض عضلات، او حتا پس از خفگی به روی آب نیامده بود.

«ب- ع » زندانی کم سن و سالی بود که توسط «حسن گشتاپو» یکی از پاسداران اوین مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته بود. از قرار معلوم او پس از بازگشت به بند ۱ اوین، به خاطر فشاری که متحمل شده بود و شرمی که احساس می‌کرد به زیر تخت پناه برده بود و کسی متوجه‌ی حضور او در آن‌جا نشده بود. پس از چند روز زندانیان احساس می‌کنند که بوی بدی از زیر تخت می‌آید؛ پس از جستجو «ب – ع» را زیر تخت پیدا می‌کنند. او آنقدر سرش را به دیوار زده بود که شدیداً زخم شده و از حال رفته بود.

«ب- ع» در اثر فشارهایی که متحمل شده بود، شدیداً افسرده شده و مدتی به جرگه‌ی توابین پیوست و عاقبت در کشتار ۶۷ در اوین به دار آویخته شد.

موارد سوءاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در زندان، تنها به این نمونه‌ها ختم نمی‌شوند. این‌ها مواردی است که من به عنوان یک زندانی در جریان آن هستم. قطعاً کودکان بسیاری مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتند اما به خاطر «تابو» بودن آن، سکوت اختیار کرده‌اند. حتماً مواردی هست که دیگران در جریان آن هستند. امیدوارم این نوشته فتح بابی باشد در این زمینه و چنانچه کسی اطلاعی در این مورد دارد و یا افرادی که خود مورد سوءاستفاده جنسی در زندان قرار گرفته‌اند لب به سخن بگشایند و بیش از پیش نقاب از چهره‌ی فاسدان حاکم بر میهنمان بردارند.

ایرج مصداقی
۸ آبان ۱۳۹۵
www.irajemsdaghi.com
irajmesdaghi@gmail.com
پانویس:
۱- سرهنگ مهدی مناحاتی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران و کاپیتان تیم پاس و مربی تیم‌ملی فوتبال ایران و از دشمنان کارلوس کی‌روش و از دوستان و همنشینان جنایتکاران است. گفتگوی او علیه مربی تیم‌ ملی فوتبال ایران را در اینجا بخوانید.

http://www.dana.ir/news/267385.html

یکتا عسکری حموله 31. Juli · داستان گذر سیاوش از آتش-یکتا عسکری حموله رادیو لرستان-1395/5/8

در جمهوری اسلامی ۷میلیون کودک به جای تحصیل کار می‌کنند



اقتصاد ، حقوق بشر ، گزارش ویژه ، ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ / 12 ژوئن 2016
مطالب بیشتر از: احمد رأفت

احمد رافت – ۲۳ خرداد برابر با ۱۲ ژوئن روز جهانی مبارزه با کار کودکان است. ۱۲ ژوئن از سال ۱۹۹۹ میلادی به عنوان روز مبارزه با کار کودکان به پیشنهاد یونیسف یا صندوق جهانی حمایت از کودکان، وابسته به سازمان ملل متحد، برای مبارزه با استفاده از کودکان در بازار کار و استثمار آنها انتخاب شده است. هر سال در آستانه چنین روزی سازمان‌های بین‌المللی و نهاد‌های مردمی آماری را در رابطه با سوء‌ استفاده از کودکان و بیگاری آنها منتشر می‌کنند.

کودکان کار

برپایه آخرین آمار سازمان جهانی کار، نهاد وابسته به سازمان ملل متحد که مقر آن در ژنو است، در سال ۲۰۱۵ میلادی شمار کودکان زیر ۱۵ سال که در جهان به جای تحصیل به کار مشغولند افزون از ۲۱۵ میلیون بوده است. بر پایه همین آمار ۱۵۲ میلیون از این کودکان در کارهائی که در این سنین خطرناک به حساب می‌آیند اشتغال دارند. سازمان غیر دولتی فوروم بین‌المللی حقوق کار (International Labor Rights Forum) صحبت از ۱۲۰ میلیون کودک در جهان می‌کند که به صورت تمام وقت کار می‌کنند و از تحصیل بازمانده و از دوران کودکی محروم شده‌اند. آسیا با به کارگرفتن ۶۱ درصد از این ۲۵۰ میلیون کودک در صدر فهرست قرار دارد. آفریقا با ۲۳ درصد و آمریکای لاتین با ۷ درصد در رده‌های بعدی قرار دارند. ۹ درصد باقیمانده دربرگیرنده کشورهای صنعتی پیشرفته است، که با وجود قوانین بسیار سخت در زمینه استفاده از کودکان در روند تولیدی، این پدیده هنوز ریشه‌کن نشده است.

کودکان کار

پیمان جهانی حقوق کودک

پیمان جهانی حقوق کودک که پس از ۱۰ سال بحث و گفتگو در سال ۱۹۸۹ به‌تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و از سال بعد، یعنی ۱۹۹۰ اجرائی شد، حقوق کودکان را در چهار محور مورد نظر قرار داده است: بقا، رشد، حمایت و مشارکت. اگرچه حداقل سن برای ورود به بازار کار در این پیمان مشخص نشده، ولی در عمده کشورهای جهان، از جمله جمهوری اسلامی ایران، اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال منع قانونی دارد. کودکان کار به کودکان کارگری گفته می‌شود که به‌صورت مداوم و پایدار اشتغال داشته باشند. در قوانین برخی از کشورها به کار گرفتن کودکان زیر ۱۵ سال برده‌داری یا فعالیت استثماری تلقی می‌شود و مجازات سنگینی دارد. در بریتانیا، به عنوان مثال، بیگاری گرفتن انسان‌ها مجازات حبس ابد دارد.

کودکان کار

ماده ۳۲ پیمان جهانی حقوق کودک در این رابطه می‌گوید: «کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید می‌کند حمایت شود و این وظیفه دولت‌ها است که حداقل سن کودکان برای ورود به بازار کار را مشخص سازند». در ماده ۲۶ همین پیمان اشاره می‌شود که «هر کودک باید از تامین اجتماعی از جمله بیمه درمانی برخوردار باشد. در ماده ۲۷ ناکید شده است که «کودکان باید از سطح زندگی‌ای که تامین کننده رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی آنهاست، برخوردار باشند».

کودکان کار

در جمهوری اسلامی ایران حتی در مورد آمار کودکان کار هم توافق بین نهاد‌های دولتی و سازمان های غیر دولتی و نهاد‌های مردمی وجود ندارد. از نظر نهاد‌های رسمی شمار کودکان کار زیر دو میلیون است در حالی که سازمان‌های غیر دولتی که در این زمینه فعال هستند صحبت از رقمی نزدیک به ۷ میلیون می‌کنند. در رابطه با درصد کودکان غیر ایرانی که مجبور به کار هستند البته توافق نظر وجود دارد. گفته می‌شود ۴۰ درصد از کودکان کار ایرانی نیستند، اگرچه اطلاعات دقیقی از شمار و تابعیت آنها در دست نیست.

در ایران ماده ۷۹ قانون کار اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع اعلام می‌کند. البته باید توجه داشت که قانون کار شامل کارگاه‌هائی نمی‌شود که زیر ده نفر در آن اشتغال داشته باشند و یا به صورت خانوادگی اداره شوند. در همین قانون کار، در ماده ۸۴، حداقل سن برای اشتغال در «کارهائی که ماهیت آن برای سلامتی و یا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زیان‌آور است » ۱۸ سال تعیین شده. البته تشخیص این زیان‌آوری به عهده وزارت کار گذاشته شده است.

طاهره پژوهش
طاهره پژوهش نایب رییس انجمن حمایت از حقوق کودکان

در ایران پدیده کودکان کار رو به افزایش است

در دوران ۸ ساله دولت محمود احمدی نژاد از آنجائی که شورای عالی کودکان تعطیل شده بود مشکل کودکان کار حتی در دستور کار دولت و نهاد‌های وابسته به آن قرار نداشت. دولت یازدهم شورای عالی کودکان را احیاء کرد، ولی با این وجود به گفته فعالان حقوق کودک و سازمان‌هائی که در رابطه با کودکان کار فعالیت دارند تغییر محسوسی دیده نمی‌شود. طاهره پژوهش، نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در گفتگو با خبرگزاری ایسنا می‌گوید: «متاسفانه علیرغم آنکه در سطح جهان آمار کودکان کار رو به کاهش است در ایران به دلیل شرایط اقتصادی حاکم ما شاهد افزایش تعداد کودکان کار هستیم». به گفته این فعال حقوق کودکان «تا زمانی که ساختارهای اقتصادی کشور اصلاح نشود و فقر ریشه‌کن نشود این روند ادامه خواهد داشت».

نایب رئیس انجمن حمایت ار حقوق کودکان تصمیمات دولت کنونی در رابطه با معضلی به نام کودکان کار را بی نتیجه می‌داند. طاهره پژوهش در همین گفتگو می‌افزاید: «زمانی که دستمزد یک کارگر ۸۰۰ هزار تومان باشد و با این حقوق نشود حتی یک سرپناه مناسب پیدا کرد، با پرداخت ماهیانه ۵۰ هزار تومان به هر کودک کار نمی‌توان این کودکان را به چرخه تحصیل بازگرداند». به گفته طاهره پژوهش« کودکان کار در حال حاضر هزینه اجاره خانه و معیشت خانواده را تامین می‌کنند و اگر آنها را از کار کردن بارداریم به طور کلی از صحنه روزگار حذف خواهند شد و به همین دلیل باید تلاش را بر اصلاح ساختارها متمرکز ساخت».

کودکان کارنایب رئیس انجمن حمایت ار حقوق کودکان، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را که مسئولیت اجرائی در زمینه حقوق کودکان کار را دارد مسئول وضعیت کنونی می‌داند که تا کنون «هیچ اقدامی در راستای اجرائی شدن مفاد کنوانسیون حقوق کودک، انجام نداده است». طاهره پژوهش در ادامه گفتگویش با ایسنا به بردگی کودکان نیز اشاره می‌کند: «در حال حاضر بردگی کودکان کار یکی دیگر از مشکلاتی است که با آن مواجه هستیم، به‌ طوری که شاهد بردگی کودکان کار، به ویژه کودکان مهاجر و به طور خاص در برخی مناطق هستیم. برخی ار این کودکان کار حتی برای حمام کردن هم باید ار استادکار یا صاحب‌کار خود اجازه بگیرند و برخی اوقات تا ساعت ۱۲ شب مشغول کار هستند».

فاطمه دانشور
فاطمه دانشور عضو شورای شهر تهران

رفوزگی دولت روحانی در رابطه با کودکان کار

در مورد بردگی کودکان کار، فاطمه دانشور، عضو شورای شهر پایتخت نیز در نشستی که به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان در تهران برگزار شد، صحبت کرد. فاطمه دانشور به کودکانی در صحبت هایش اشاره کرد که برای نقل و انتقال مواد مخدر مورد استفاده قرار می‌گیرند. عضو شورای شهر گفت این کودکان از سوی پدران و مادران طبیعی‌شان برای حمل مواد مخدر از سنین بسیار پائین، یعنی از زمانی که قادر به راه رفتن هستند مورد استفاده و یا بهتر بگوئیم سوء استفاده قرار می‌گیرند، یا از سوی والدین به توزیع کنند‌گان مواد مخدر اجاره داده می‌شوند.

فاطمه دانشور عملکرد دولت و نهاد‌های حکومتی در زمینه آسیب‌شناسی اجتماعی و خصوصا عملکرد‌شان در رابطه با کودکان کار را به دلایل مختلف، از جمله عدم استفاده از کارشناسان و سازمان‌های غیر دولتی که در خیابان عمل می‌کنند مردود دانست و افزود دولت و کلیه نهاد‌های حکومتی را ذر این زمینه باید رفوزه دانست. فاطمه دانشور در صحبت‌هایش اشاره کرد باعث تعجب است که آقای روحانی نیز که صحبت از تخصص‌گرائی می‌کنند یک اقتصاد‌دان را برای معاونت اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزیده‌ است. یک کارشناس اقتصادی، به گفته این عضو شورای شهر تا بخواهد از مشکلات اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی سر در بیاورد، عمر دولت به سر رسیده است.

 “به‌نام کودکان کار، به کام موسسه‌های خیریه”

“به‌نام کودکان کار، به کام موسسه‌های خیریه”
گزارشی از وضعیت نابسامان یک انجمن حمایت از کودکان کار در تهران


دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ تهران ۱۸:۵۹


اشاره: کودکان کار و خیابان در روزگار سختی که ایران پشت سر می‌گذارد، قربانیان دائم و بی صدا هستند. آنها بی‌دفاع‌ترین و آسیب‌پذیرترین گروه شاغل در بدنه کار و اقتصاد ایران هستند. معمولا از سنین خردسالی (حتی نوزادی که جهت تکدی‌گری از آنان استفاده می‌شود) تا نوجوانی و جوانی هر روز برای ساعاتی طولانی مشغول به کار هستند. کودکان کار کم‌ترین مزد را می‌گیرند و از این جهت کارگران بسیار ارزان و بدون خرجی برای کارفرماها به شمار می‌روند.

از کوره‌پزخانه‌ها تا دستفروشی کنار خیابان‌ها تا برده‌های جنسی جهت فروش در بازارهای داخلی و خارجی، از کار کردن در محیط‌های پرخطر تا ساقی‌های مواد (فوشندگان خرده‌پای موادمخدر) و هر جایی که مناسب خردسالان نیست، از وجود آنها همه نوع سؤاستفاده‌ای می‌شود.

آنها به فروش می‌روند، اجاره داده می‌شوند، به کار اجباری گمارده می‌شوند و در نهایت همچون برگ درختان پاییزی می‌ریزند؛ آن هم پیش چشم نهادهای ناظر حکومتی و مسوولان ذی‌ربط. در این میانه هم نهادها، ان‌.جی‌.اوها (تشکل‌های غیر دولتی)، سازمان‌ها و انجمن‌های شخصی به نام کمک و آموزش و دستگیری از کودکان کار، اقدام به تبلیغ، راه‌اندازی انجمن‌ها، جمع‌آوری کمک‌های نقدی و معنوی، و همچنین دریافت مبالغی از نهادهای کوچکتر زیرمجموعه دولت می‌کنند.

همه این اقدامات به نام کودکان کار و به بهانه حمایت از آنان انجام می‌شود. اما آیا این تمام واقعیت وجودی آنها است؟ گزارش پیش‌رو از «آساره کیانی» روزنامه‌نگار ایرانی در «همدلی» روزنامه صبح تهران چاپ دوشنبه ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، است و در آن روزنامه‌نگار به وضعیت نابسامان یک انجمن حمایت از کودکان کار در تهران پرداخته است که در پی می‌خوانید.

Hamdeli-kampain.info

کودکان کار؛ واژه‌ای که می‌رود تا به فراموشی سپرده شود؛ نه این‌که نامش از یادها برود- که این اسم روز به روز ، لفظ دهان‌پرکن‌تری می‌شود، آن‌قدر که بیم هرگونه سوءاستفاده از آن هم می‌رود- بلکه به این معنا که عده‌ای ممکن است با عنوان مسئول این کودکان(دولتی یا خصوصی) از بذل توجهات‌شان به آن‌ها، نام خود را سر زبان‌ها بیاندازند و از این مقوله برای روز مبادای خود، استفاده‌های تبلیغاتی کنند.

البته هیچ چیز همواره مطلق نبوده و نیست؛ هراز چندگاهی هم مسئولی پیدا می شود که با ارائه آمار یا بازگو کردن مواردی از نحوه زیست کودکان کار،‌ تلاش در نشان دادن عمق فاجعه‌ای دارد که در مورد این کودکان در حال وقوع است؛ گاه نهایت تلاشش به همین نشان‌دادن‌ها در قالب رسانه ختم می‌شود؛ که از آن در اصطلاح کلیشه‌ای می‌توان به همان تلنگر زدن یاد کرد؛ تلنگر به مسئولانی که خود را ذی‌ربط نمی‌دانند یا ذی‌ربط هستند و نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند کاری در این زمینه انجام دهند.

گاه هم پسران و دخترانی گمنام بی‌آنکه کسی حتی نام و نشانی از آن‌ها بداند و بی‌آن‌که انتظار هیچ حقوق و دستمزدی از کسی داشته باشند، وقت‌های بسیاری از زندگی خود را در اختیار این کودکان قرار می‌دهند؛ به انجمن‌ها و خانه‌‌های علمی می‌رونند که برای این کودکان دایر شده و هر کدام در زمینه‌ای که درس خوانده‌اند و تخصص دارند، برای آموزش کودکان تمام توان خود را به کار می‌برند؛ از تئاتر و طراحی و نقاشی تا ریاضی و ادبیات و حتی چرم دوزی و…

خیریه‌هایی که کار آموزشی خاصی برای کودکان نمی‌کنند

آمارهایی که از کودکان کار توسط دولت یا موسسات مردم‌نهاد، ارائه می‌شود هنوزهم شگفت‌آور است اما بسیاری از همین مراکز، بزرگترین اقدام‌های خود را فعالیت‌های آموزشی داشته و سعی می‌کنند به هر نحوی که شده کودکان را به مدارس دولتی بفرستند؛ بسیاری از کودکان در شرایط غیراستاندارد وارد مدرسه می‌شوند و باتوجه به عدم آموزش کافی از مدارس دولتی اخراج شده و مجددا دست به دامن همین سیستم آموزشی مراکز خیریه‌ای می‌شوند.

نکته این‌جاست که بسیاری از داوطلبانی که در این مراکز مردم‌نهاد و خیریه‌ها، در حوزه آموزشی فعالیت ‌کنند معتقدند که کار آموزشی خاصی برای این کودکان انجام نمی‌گیرد .

علی، دانش‌آموز چهارده ساله‌ای که در انجمنی که در این زمینه فعالیت می‌کند، درس خوانده، به خبرنگار همدلی می‌گوید:«من چندین سال است که به اینجا می‌آیم ولی هنوز نمی‌توانم خوب بخوانم و بنویسم.» او توضیح می‌دهد که «داوطلبان زیادی به ای مرکز آمده اند اما بعد از مدت کوتاهی رفتنه‌اند و ما مجبور بودیم تا آمدن معلم جدید صبر کنیم.»

جواد هم یکی دیگر از کودکانی است که به این مرکز رفت و آمد دارد؛ ۱۵ ساله است؛ ۱۰ سال است که به انجمن می‌آید ؛ در این چند سال هنوز نتوانسته بخواند و بنویسد؛ او ساعت را هم نمی‌تواند بخواند!

نگاهی به فعالیت خیریه‌هایی که با عناوین متفاوت نظیر حمایت از معتادها و کارتن‌خواب‌ها یا کودکان کار، زنان و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست و… مشغول به فعالیت هستند، نه تنها وجود خیریه‌هایی که جواد و علی در آن – به اصطلاح- درس می‌خوانند را تایید کرده که تعداد آن‌ها را کم هم نمی‌داند؛ موسساتی که ضمن استفاده از کمک خیرین و بعضا کمک‌های دولتی نه تنها خروجی مناسبی نداشته که نحوه استفاده از کمک‌های مالی را هم مشخص نمی‌کنند.

استفاده ابزاری از کودکان

انجمنی که فعالیت خود را حمایت از کودکان کار، معرفی کرده است، حدود ۲۰ تا ۲۵ دانش‌آموز دارد؛ اتفاق از جایی شروع شد که قرار شد یک عده خیر به انجمن بیایند؛ به گفته شاهدان، مسئولان برای این‌که اوضاع را بدتر نشان دهند و در این راستا پول بیشتری از خیرین بگیرند، تمام بچه‌های دروازه‌غار را جمع کردند وحتی آن‌ها که پیش از این اجازه ورود به مدرسه را نداشتند آوردند مثل بچه‌های افغان که تا آن زمان حق ورود به این مکان را نداشتند، به عقیده مسئولان آن‌جا بچه‌های افغان با بچه‌هایی که کولی نامیده می شوند و بی شناسنامه، سازگاری ندارند؛ همان موقع تیم آموزشی انجمن که چند ماهی می‌شد برای آموزش به کودکان به این مرکز آمده بودند، به مسئولان مرکز معترض شدند و نهایتا با این پاسخ مسئولان مواجه می‌شوند که ما با مشکلات مالی مواجهیم و ناچاریم به انجام این کار. به عقیده این نیروها اما این کار استفاده ابزاری از کودکان است؛ این‌گونه بود که این نیروها به بهانه اعتراض، مرکز را ترک کردند و هیچ ممانعتی از رفتن آن‌ها نشد. آن‌ها می‌گویند در مدت فعالیتشان در انجمن، مددکاری مجموعه به هیچ وجه با آن‌ها همکاری نداشت؛ بحث‌های مشاوره‌ به خانواده‌ها هم که به کلی مغفول مانده بود؛ آن‌ها می‌گویند شاید حرکت اعتراضی آن‌ها در این راستا بتواند تلنگری باشد که مسئولان، این مراکز را سامان بدهند و این به معنای دولتی کردن این مراکز نیست؛ نظارتی است بر نحوه صحیح فعالیت‌های اجرایی و شاید اگر مسئولان ناظر از معتمدین مردم، مراکز و فعالان حقوق کودک باشند، دستیابی به این امر میسرتر شود.

شرح ماوقع؛

گروه آموزشی مستقلی که حدود ۳ ماه به صورت کاملا داوطلبانه و رایگان با هدف اجرای شیوه‌های آموزشی نوین به کودکانی که به هر نحوی از تحصیل محروم هستند، با «انجمن …» واقع در خیابان مولوی همکاری می‌کردند، روز سه‌شنبه ۴۱ مهر، شاهد اتفاق عجیبی در این مرکز بودند. شرح ماجرا به قلم مسئول این گروه آموزشی چنین است:

«طبق معمول ، حدود ساعت ۵۴:۸ دقیقه صبح در مرکز حاضر شدم و تمام کارمندان مرکز نیز حضور داشتند . بعد از رسیدگی به اوضاع کلی کودکان ، متوجه شدم که تعدادی کودک که از دانش آموزان این مرکز نبودند ، در محوطه و آشپزخانه حضور دارند و رفته رفته به تعداد آن‌ها اضافه می‌شود. وقتی از نگهبانی، دلیل حضور این بچه‌ها را در فضای آموزشی جویا شدم ، مرا به مددکار مرکز (آقای الف) ارجاع داد . من به این علت که کلاس‌ها مختل شده و امکان آموزش وجود نداشت، جهت اعتراض به ایشان مراجعه کردم. مددکار مرکز گفتند که با دستور خانم مدیر، بچه‌های خیابان‌های مجاور را به مرکز آورده‌اند! وقتی دلیل این حرکت عجیب را از ایشان سوال کردم ، با پاسخ عجیب‌تری روبرو شدم که در ابتدا برایم قابل باور نبود؛ لذا برای روشن شدن وضعیت، به مدیر جدید مرکز (خانم عین) مراجعه کرده و فهمیدم که روابط عمومی انجمن به اتفاق مهمانان خیّری که معمولا افراد متمول هستند و برای دریافت کمک‌هزینه از ایشان یاری گرفته می‌شود ، در راه مرکز هستند و به دستور مدیریت انجمن، کودکانی که تحت پوشش این موسسه نبوده اند را به موسسه آورده تا این مرکز را شلوغ‌تر نشان دهند.

در پایان ساعت اداری، به ایشان گفتم که جمع کردن بچه های کوچه و خیابان با قصد شلوغ نشان دادن موسسه به افرادی که به قصد پرداخت کمک مالی یا مقاصد دیگر به این انجمن می آیند، نادرست و محکوم است . اما ایشان پاسخ دادند که این قبیل اقدامات، سیاست‌های انجمن برای روی پا ماندن است.

در ماه‌های گذشته که در این انجمن مشغول آموزش بودم، به دلایل مختلف از خود پرسیده‌ام که آیا دغدغه‌ای برای حمایت از کودک در این انجمن وجود دارد؟

پس از اتفاقات آن روز، بنده به همراه اعضای این گروه آموزشی تصمیم به ترک مرکز و ترک هر گونه همکاری با انجمن کردم و این تصمیم را به اطلاع مدیریت مرکز رساندم.»

مسئول این گروه آموزشی خودجوش، معتقد است، اگر انجمن یا موسسه‌ای ، طبق آیین‌نامه و اخلاق عمل نکند ، تکلیف اعضای آن موسسه چیست که با عشق و هدف ساختن فردایی بهتر برای کودکانی که امیدی جز این موسسات و معلمانشان ندارند و جز در مواقع خاص و در فضای مجازی ، کسی عمیقا به آن ها توجهی نمی کند و برای رفع مشکلاتشان قدمی بر نمی دارد‌، پا به این انجمن‌ها و موسسات می گذارند و با صحنه‌های این چنینی روبرو می شوند؟

او می‌گوید: عده ای از این معلمان و مربیان، به خاطر کودکان، چشم بر این اقدامات می‌بندند و کار خود را صبورانه ادامه می دهند . اما تا کجا می‌شود جور دیگر دید ؟ تا چه اندازه می توان برای رفتارهای نادرست توجیه تراشی کرد؟

او ادامه می‌دهد: موسسات خیریه و یا حمایتی، تبدیل به مکان های مقدسی شده اند که وارد کردن هرگونه انتقاد از رفتارهای غیراصولی و اشتباه به آن‌ها ، نوعی «ضدارزش» محسوب و فرد منتقد محکوم می‌شود. نظارت دقیق و موثری نیز از سوی نهادهای مربوطه وجود ندارد و در واقع، این‌که حقیقتا در این مراکز چه می گذرد ، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

این فعال حقوق کودکان تاکید می‌کند: ما به سرنوشت و آینده کودکانی که در این مراکز ، تحت حمایت و پوشش قرار می گیرند حساس هستیم و اجازه نمی دهیم که هیچ سیاستی با هیچ قصد و نیتی ، منجر به خدشه دار شدن امید، حیثیت ، عزت نفس و یا آموزش این کودکان معصوم و بی گناه شود.

شهرداری می‌گوید به انجمن کمک کرده

در ادامه پیگیری‌های همدلی از شهرداری منطقه‌ مولوی که«انجمن حمایت از کودکان کار- مرکز همه کودکان» در آن‌جا واقع شده است و ساختمانش متعلق به شهرداری است، مشخص شد که شهرداری به تناوب، به این انجمن کمک‌هایی کرده است؛ مسئولان، از بازدیدهایشان از این انجمن خبر می‌دهند و می‌گویند متاسفانه برخی گردهمایی‌های مردم‌نهاد تنها نام خیریه و مردم‌نهادبودن را به خود اختصاص می‌دهند. آن‌ها تاکید می‌کنند با این‌که ساختمان فعالیت این انجمن متعلق به شهرداری است اما شهرداری نمی‌تواند بر نحوه اداره اظهار نظر کند و متاسفانه هیچ نظارتی بر آن‌ وجود ندارد و هر زمان هم که با مسئولان انجمن صحبت می‌شود، از کمبودهایشان و عدم رسیدگی‌ها آزرده‌خاطر هستند. به نظر می‌رسد برخی وزارت‌خانه‌‌ها هم نظیر وزارت بهداشت باید در این این زمینه وارد شوند.

مسئولان در مواجه با این گلایه‌ها این سوال‌ها را مطرح می‌کنند که شما در این چند سال فعالیتتان چه تغییراتی ایجاد کرده‌اید؟ چه تعداد از کودکان کار توانستند مراحل تحصیلاتی خود را طی کرده با اصلا به دانشگاه بروند؟ یا وارد چرخه کار شوند؟ مگر نه این‌که خروجی‌های موفقیت و پیشرفت باید مشخص باشد؟ انجمن‌ تا چه حد در این زمینه موفق عمل کرده؟

یکی از کارهای روتین زندگی‌اش سر زدن به یتیم‌خانه‌، کمک به کودکان و آموزش نقاشی و مجسمه‌سازی به آن‌ها بود. دلش می‌خواست همه ان کودکان روزگاری به جایی برسند که نه تنها نام خود که نام ایران را جهانی کنند؛ کودکانی که در همان یتیم‌خانه‌ای بزرگ شده بودند که او خودش را در آن‌جا شناخته بود و حالا یکی از بزرگترین نقاش‌ها و مجسمه‌سازان ایران به چهره‌ای جهانی تبدیل شده بود. یکی از فعالیت‌های خیریه‌ها و یا یتیم‌خانه‌هایی که حالا نام خود را به پیشوند انجمن یا نهاد و سازمان و گروه مزین کرده‌اند، این بود که همه فرزندان خود را به جایی برسانند که شایسته آن‌هاست؛ آن‌ها را رها نکنند و از همه توان آن‌ها برای رشد و شکوفایی مجموعه در چند دهه استفاده کنند؛ این‌ها اما اتفاقاتی بود که در ایران قدیم به وقوع می‌پیوست و با گذشت زمان جای خود را به برخی انجمن‌ها و نهادهای داده که نه تنها کودکان را نیمه‌کاره رها کرده و هیچ تضمینی برای آینده آن‌ها ندارند که گاه از آن‌ها سوءاستفاده هم می‌کنند.

در حال حاضر، در کشورهای پیشرفته، چنین انجمن‌هایی بر تمام مراحل زندگی کودکان نظارت داشته و آن‌ها را تا رسیدن به یک وضعیت ثبات همراهی می‌کنند؛ تا جایی که سرپرستی این انجمن‌ها و اداره آن به همین کودکانی که دیگر بزرگ شده‌اند می‌سپارند. افرادی که که به مشاغل دیگر روی آورده‌اند هر کدام بنا به تخصصشان بخشی از وقت خود را صرف کودکانی می‌کنند که خود نیز زمانی جزئی از آن‌ها بوده‌اند.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی یک نهاد مستقل بشر دوستانه، غیر حزبی و مردمی است و جمعی از فعالان و مدافعان حقوق بشر آن را اداره می‌کنند.

اعدام کودکان در ایران #ایران #آخوند #جاکش #جنایت #قتل #اعدام #حقوق #بشر

Posted by ‎شير ژيان‎ on Sonntag, 10. April 2016
اعدام کودکان در ایران
 نابود باد اشغالگر اسلامی / مدرسه ای با سقفی از آسمان و دیوارهایی از چوب درخت، بیخ گوش منطقه آزاد چابهار در شهرستان کنارک رژیم

نابود باد رژیم اشغالگر اسلامی / مدرسه ای با سقفی از آسمان و دیوارهایی از چوب درخت، بیخ گوش منطقه آزاد چابهار در شهرستان کنارک



کودکان کشور ما دارای حداقل برای آموزش که مدارس در کشور باید باشد ،نیستند.رژیم فاسد و تبهکار ضد ایرانی تازی پرست ،سرمایه های به غارت برده شده مردم ایران را در لبنان برای خانه سازی اعراب و یا در فلسطین ،در این مناطق بکار میگیرد. فقر در سیستان و بلوچستان این منطقه را فرا گرفته است .در بخشی از مناطق کشور مردم حتی دسترسی به آب آشامیدانی ندارند.فقط با براندازی رژیم جنایتکار تازی پرست است میتواند معظلات کشور توسط دولتی که سیاست رفاه و آبادانی کشور را در برنامه اقتصادی خود دارد بجلو ببرد.

زندان و جریمه نقدی برای والدین دانش آموزان در ایران؟!


شمس الدین امانتی - آدينه ۱٣ فروردين ۱٣۹۵

در حکم ظالمانه اخیر وزارت آموزش و پرورش رژیم اسلامی، آگاهانه جای مجرم و مسبب نرفتن کودکان زیر ۱۸ سال به مدرسه که رژیم اسلامی است، با والدین محروم و ستمکش کودکان محکوم به پرداخت جریمه و تحمل زندان به دلیل نفرستادن فرزندان خود به مدرسه، عامدانه و بی شرمانه عوض شده است .
در کشورهای پیشرفته سرمایه داری و جوامعی که نهاد دولت از دین جدا است و مذهب رسمی مبنای قانون نیست، مسئولین آموزشی، سازمانها و نهادهای اجتماعی طرفدار کودکان، با توسل به امر آموزش و در تماس با خانواده هایی که دچار مشکلات عدیده شخصی، مالی یا اجتماعی شده اند، حفاظت از فرزندان آنها را در اولویت کاری خود قرار میدهند تا کودکان این خانواده ها در چنین شرایط حساس سنی کمتر دچار آسیب های روحی و روانی شوند.
اما در ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی، که همه امورات مطابق اراده و خواست نماینده خدا و مافیای سپاه پاسداران می چرخد و نهادهای مردمی و تودهای ممنوع الفعالیت هستند، در چنین مواردی وضع به گونه دیگری است. سیستم آموزش و پرورش که در خدمت رژیم اسلامی است نه مردم جامعه، بجای آموزش و احساس مسئولیت در قبال مشکلات خانوادگی دانش آموزان یک شبه تبدیل به قاضی خواهند شد و سپس حکم زندان و جریمه با دو فوریت را برای آندسته از والدین دانش آموزانی صادر خواهد کرد که به گفته آنها "از فرستادن فرزندان خود به مدرسه ممانعت خواهند کرد"، تا با توسل به فریب افکار عمومی، پدیده میلیونی ترک تحصیل دانش آموزان، در ایران تحت حاکمیت خود را حل و فصل کنند.
به گزارشی صدا و سیما، "علی باقرزاده" معاون وزیر آموزش و پرورش رژیم اسلامی، با توسل به متدد همیشگی و شناخته شده رژیم، یعنی تهدید، ارعاب و وحشت می گوید:"از سال ۱٣۹۵، اولیای دانش آموزانی که از تحصیل فرزندان خود جلوگیری کنند، یک میلیون تومان جریمه می شوند و 3 ماه حبس خواهند کشید."
جریمه، زندانی کردن و اعدام افراد بی گناه توسط حاکمان قوه قضائیه رژیم اسلامی، نه اینکه تازگی ندارد بلکه صدور احکامی مشابه با حکم فوق، توأم با شکنجه در ملاء عام و در داخل سلول زندانهای رژیم اسلامی، متداول و معمول است. اما صدور این حکم توسط وزارت آموزش و پرورش رژیم اسلامی، (همپالکی قوه قضائیه رژیم) و مجری آن در سمت معاونت وزارتخانه ای است که "قرار" بود، با کمک مشاوران و مددکاران اجتماعی، دانش آموزان و والدین آنها را در جهت رفع مشکلات درسی و خانوادگی کمک و آموزش دهند تا مشکلات آنها به دادگاه، جریمه و زندان کشیده نشود، در نوع خود بی نظیر است.
معاون آموزشی سازمان نهضت سواد آموزی، اعلام کرد: "در سال تحصیلی ۹۴-۹٣، یک‌ میلیون و ۴٣۰ هزار نفر بین سنین ۶ تا ۱٨ سال در هیچ مدرسه‌ای از کشور ثبت‌نام نکردند و یک‌میلیون و ۱۵۰ هزار دانش‌آموز نیز در کشور ترک تحصیل کرده‌اند."
مجریان قانون جریمه و حبس، برای آن تعداد از والدینی که به زعم آنها "مانع" از رفتن فرزندان خود به مدرسه هستند، آگاهانه از ابراز نظر در رابط با سایر موانع دیگر در مقاطع مختلف تحصیلی که نتیجه آن منجر به ترک تحصیل و نرفتن به مدرسه ۲ میلیون و ۵٨۰ هزار نفر از دانش آموزان شده است کوچکترین اشاره ای نخواهد کرد. زیرا مسبب چنین وضعی نه کودکان معصوم و تشنه خواندن و آموزش و نه خانوادههای فقیر و ستمکش آنها، بلکه مافیای قدرت و ثروت در ایران است که چنین ظالمانه و سرکوبگرانه علیه سرپرست کودکان، زندان و شکنجه را به رخ آنان میکشد تا مسئولان دزد و غاصبان قدرت در محرومیت کودکان، از آدامه تحصیل در ایران را تبرئه نماید.
این شاخ و شانه کشیدنها شامل والدین سرمایه داران حامی رژیم اسلامی و آقازاده های آنها نخواهد شد، بلکه این تهدیدات و بگیر و ببندها مستقیمآ خانواده های فقیر و کم درآمد جامعه را نشانه رفته است. بر همین اساس به ندرت میتوان خانواده ای را یافت که قادر به پرداخت هزینه تحصیل فرزندان خود باشد و در عین حال مانع از رفتن آنها به مدرسه شود؟ حتا آخوندهای مرتجع و بنیانگذاران قوانین تفکیک بر مبنای جنسیت در مدارس و مراکز آموزشی، با توجه به رفاهیات و ثروت بادآورده ای که حاصل استثمار شدید خانواده هایی است که قادر به فرستادن کودکان خود به مدرسه نیستند، با اتکا به پشتوانه مالی خود فرزندانشان را برای ادامه تحصیل به کشورهای اروپایی و آمریکایی خواهند فرستاد.
متأسفانه به علت فقر ناشی از بیکاری والدین تعدادی از این دانش آموزان و در آمد ناچیز و بخور و نمیر آن دسته از خانواده های کارگری که قادر به پرداخت هزینه شهریه سالانه، خرید لوازم التحریر، هزینه اونیفورم، هزینه سرویس و امکانات اولیه فرزندان خود در مدرسه نیستند، طبیعی است که علیرغم میل باطنی خود نتوانند فرزندانشان را به مدرسه بفرستند.
علاوه بر فقر مالی دلائل مختلفی در ترک تحصیل دانش آموزان موثر هستند، از جمله تفکیک بر مبنای جنسیت که روند ترک تحصیل در میان دانش آموزان دختر را تسهیل و سرعت خواهد بخشید.
یک پژوهش دانشگاهی که در مجله آکادمیک آموزش و ارزشیابی، منتشر شده در سال تحصیلی ۹۰ در سه پایه متوسطه شهرستان میاندوآب انجام پذیرفت نتایج این تحقیق نشان داد "عوامل محیطی، خانوادگی، اقتصادی، عوامل مربوط به مدرسه ترک تحصیل گروه همسالان بین دانش‌آموزان عادی و بازمانده از تحصیل متفاوت است و بیشترین نقش را در ترک تحصیل دختران داشته است."
علاوه بر موارد فوق نبود معلم و عدم وجود فضای آموزشی در برخی مناطق عشایری و روستاهای دورافتاده در ترک تحصل دانش آموزان موثر هستند.
وزیر آموزش و پرورش و معاون او، از جیب خالی کارگران، دست فروشان، معلمان، پرستاران و دیگر اقشار کم درآمد جامعه قصد جبران کسری بودجه وزارتخانه خود را دارند، جریمه و حبس والدین این ۲ میلیون و ۵٨۰ هزار نفر از دانش آموزانی که ترک تحصیل کرده اند، شاید جنبه تبلیغی آن جهت جناحی در حاکمیت در دوره دوم انتخابات مصرف داخلی داشته باشد، اما وصول این جریمه و زندانی کردن والدین این چند میلیون از دانش آموزانی که ترک تحصیل کرده اند هر چند تبلیغاتی بیش نیست، اما ابلاغ قانون فوق و اجرای احتمالی آن در مورد تعدادی از والدین دانش آموزانی که به زعم مسئولین آموزش و پرورش رژیم اسلامی، "مانع درس خواندن فرزندان خود شوند"، غیرانسانی و در عین حال نگران کننده است.
در حکم ظالمانه اخیر وزارت آموزش و پرورش رژیم اسلامی، آگاهانه جای مجرم و مسبب نرفتن کودکان زیر ١٨ سال به مدرسه که رژیم اسلامی است، با والدین محروم و ستمکش کودکان محکوم به پرداخت جریمه و تحمل زندان به دلیل نفرستادن فرزندان خود به مدرسه، عامدانه و بی شرمانه عوض شده است.
تقابل با این سیاست ضدانسانی، افشای آن، به رسمیت شناختن تحصیل رایگان توسط دولت برای همه کودکان زیر ۱٨ سال سن، مخالفت قاطع و صریح با آموزش بر مبنای دین و تفکیک بر مبنای جنسیت در مدارس و مراکز آموزشی، وظیفه همه انسانهای مبارز و آزادیخواهی است که توسل به زور و ایجاد فضای رُعب و وحشت در مدارس، مراکز آموزشی و در میان خانواده های تهی دست و اقشار کم درآمد در جامعه را بر نمی تابند و آنرا محکوم می کنند. az:.akhbar-rooz.

طبق گزارشی کە بەدست جمعیت حقوق بشر کردستان رسیدە است در جند ماە اخیر حداقل یک کودک و دو نوجوان دانش اموز در شهر اشنویە در شرق کردستان خودکُشی کردە و جانشان را از دست دادەاند.


بر مبنای همین گزارش بعداظهر روز جمعه ١٤ اسفندماه کودک دانش آموز کلاس سوم ابتدایی با طناب دار خود را حلق آویز و به زندگی خود پایان داد.
در رابطە با همین گزارش سە ماە پیش نوجوان ۱۱ ساله کە دانش‌آموز کلاس ششم ابتدایی یکی از مدارس اشنویه بود با بستن طناب به لوله گاز، خود را حلق آویز کردە و بە زندگی خود پایان داد.
در حدود سە ماە پیش دانش اموز دورە دبیرستان ١٨ ساله ایی نیز در اشنویه خودکُشی کرده بود.
تاکنون از انگیزه و علت اقدام به خودکُشی این دو نوجوان و کودک ٩ سالە تحقیقاتی بەعمل نیامدە است اما در رابطە با دانش اموز نە سالە کە در روز جمعە گذشتە خود را حلقە اویز کرد فرماندار شهرستان اشنویە در مصاحبە با خبرگزاری دولتی کردپرس سعی بر ان داشتە است کە این کودک در محیط مدرسە مشکلی نداشتە است مسیئولیت خودکُشی او را مشاجرە این کودک با مادر وی عنوان کردە است.


جـعیت حقوق بشر کردستان
20160305

• چهارشنبه؛ ۰۵اسفند ۱۳۹۴ برابر با 24/02/2016https://telegram.me/sedayemardomiran*******************************© عکس العمل انسانی مردم در برابر زدواج مرد ۶۵ ساله با «دختر بچه ۱۲ ساله»

Posted by ‎اینجا ایران است & صدای ما را از داخل ایران میشنوید‎ on Mittwoch, 24. Februar 2016
ازدواج کودکان با مردان بالا سن جنایتی است نابخشودنی و اعلائم واقعی جنایت پیشگی تازیان اشغالگر در ایران .
کمیته سازمان ملل خواستار رعایت حقوق دختران خردسال در ایران شد

کمیته سازمان ملل خواستار رعایت حقوق دختران خردسال در ایران شد


برگزاری مراسم موسم به "جشن تکلیف" در ایران - آرشیو
۱۳۹۴/۱۱/۱۵ | ۲۰:۱۴

کمیتۀ حقوق کودک وابسته به سازمان ملل متحد از ایران خواست قوانینی را اصلاح کند که به موجب آنها می توان دختران را در سن ۹ سالگی به دلیل ارتکاب جرم، اعدام کرد، یا به واسطه این قوانین آنها را در این سن وادار به ازدواج کرد.

جمهموری اسلامی ایران با زیر پا نهادن استانداردهای حقوقی بین المللی، همچنان جوانانی را که زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند، در زندان نگاه می دارد و با رسیدن به سن قانونی، آنها را اعدام می کند.


این کمیته سازمان ملل روز پنجشنبه در گزارشی سن مسئولیت های کیفری را در قوانین ایران – یعنی ۹ سال برای دختران و ۱۵ سال برای پسران – "تبعیض آمیز" خواند.

از : VOA پارسی

نرخ بیکاری جوانان در مرز ۵۰ درصد



سه شنبه, ژانویه 5, 2016 - 14:58

درحالی حل معضل بیکاری یکی از وعده های دولت روحانی بود که جدید‌ترین گزارش مرکز آمار حکایت از نرخ بیکاری ۴۸ درصدی جوانان کمتر از ۳۰ سال دارد.
در حالی حسن روحانی برای پیروزی در انتخابات یازدهم وعده های زیادی در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی به مردم داد که یکی از مهمترین آنها وعده اشتغال زایی برای افراد تحصیل کرده بود.
اما این وعده درحالی بیان شد که امروز بیکاری تنها یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه یک معضل اجتماعی، خانوادگی و معضل فرهنگی است. حسن روحانی در 9 خرداد 92 بود با قاطعیت اعلام کرد: "برنامه اقتصادی من حل معضل اشتغال به خصوص برای تحصیل‌کرده‌هاست." اما اکنون بعد از گذشت 3 سال از فعالیت دولت تدبیر بیکاری روند صعودی را سپری می‌کند.
طبق گزارش جدید مرکز آمار ایران از نتایج آمار نیروی کار در تابستان 94، نرخ بیکاری جوانان زیر 30سال هم اکنون به 48.7 درصد رسیده و این نرخ در مورد زنان 85.9 درصد شده است.
بیکاری در استان های مختلف حاکی از وضعیت بحرانی است به گونه ای که نرخ بیکاری جوانان 15 تا 24 ساله در استان کهگیلویه و بویر احمد در تابستان 94 به 48.7 درصد و در مورد جوانان 15 تا 29 ساله در کرمانشاه به 47.4 درصد رسیده است.
نرخ بیکاری تابستان امسال با رشد 1.4درصدی در مقایسه با تابستان سال گذشته به 10.9 درصد رسید. نرخ بیکاری مردان به 8.9 درصد و در زنان به 19.9 درصد رسیده است.
همچنین نرخ بیکاری تابستان 94 در شهرها 12.2 درصد و روستاها 7.4 درصد شده است. بیشترین نرخ بیکاری در گروه سنی 24‌ــ20ساله با 27.8 درصد بوده است و در این گروه سنی نرخ بیکاری مردان 22.8 درصد و زنان 49.3 درصد گزارش شده است.
منبع:
ایران پرس نیوز


کیهان لندن- جشن روز جهانی کورش در مدرسه رستم لندن MEHR ANZEIGEN Veröffentlicht am 27.10.2015 در29 اکتبر سال 539 پیش از میلاد، کوروش شاه ایران با لشکریانش وارد شهر بابِل شد و در آنجا مبتکر شیوه برخوردی نوین و متمدنانه با مردمِ کشور مغلوب شد. این شیوه، آن هم بیش از ۲۵ قرن پیش، اندیشمندان ایران و جهان را تشویق کرد که این روز را «روز کوروش بزرگ» اعلام کنند.
"سرزمین من" سرود زیبایی که هیچ‌گاه در تلویزیون پخش نشد!

سرزمین منسرود بسیار زیبایی که توسط دختران و پسران نوجوان با هماهنگی و تسلط اجرا شده، هیچ‌گاه اجازه‌ی پخش در تلویزیون به آن داده‌نشد! این سرود برای گروه کودک شبکه دو سیما ساخته‌شده‌بود."سرزمین من" در سرزمین ما چرا پخش نشد؟!شعر از : بنفشه فریس‌آبادیآهنگ‌ساز، تنظیم و رهبر ارکستر: مسعود نظرکارگردان: اسد‌الله ایمن...............کارگاه آموزشی شهروندیار

Posted by ‎کارگاه آموزشی شهروندیار‎ on Dienstag, 25. August 2015

شروع تازه سی مرغ در راه است.بد خواهان و مزدورانی که فکر میکنند میتوانند برای ایران نقشه های پلید بکشند! بدانند که مردم ایران دیگر این اجازه را به آنها نخواهند داد.لطفا دیگران را در این راستا باخبر کنید و عضو این صفحه شوید،در پخش برنامه ها در فضای تلگرام ما را یاری دهید.Telegram.me/Rastakhiz_30morghTelegram – a new era of messagingTelegram: Contact @Rastakhiz_30morghTELEGRAM.ME

Posted by ‎اتحادمبارزان جوان ایران شاخه استان مرکزی‎ on Freitag, 11. Dezember 2015
اتحادمبارزان جوان ایران شاخه استان مرکزی شروع تازه سی مرغ در راه است. بد خواهان و مزدورانی که فکر میکنند میتوانند برای ایران نقشه های پلید بکشند! بدانند که مردم ایران دیگر این اجازه را به آنها نخواهند داد. لطفا دیگران را در این راستا باخبر کنید و عضو این صفحه شوید،در پخش برنامه ها در فضای تلگرام ما را یاری دهید.
 چهارمین مورد خودکشی دانش‌آموزان در آبان ماه

چهارمین مورد خودکشی دانش‌آموزان در آبان ماه



اعتراض عفو بین‌الملل به یک اعدام زیر ۱۸ سال دیگر
کشتارگاه: تصویر صادقانه مشکل اعتیاد در ایران
۱۳۹۴/۰۸/۲۸ | ۱۷:۲۷

با خودکشی یک دانش‌آموز ۱۶ ساله در خراسان جنوبی، تعداد خودکشی‌های دانش‌آموزان در ماه آبان امسال به چهار نفر رسید.

به گزارش خبرگزاری قوه قضاییه ایران، این دانش‌آموز در یک مدرسه شبانه روزی در شهرستان زیرکوه مشغول به تحصیل بود و قبل از خودکشی پدرش او را "نکوهش" کرده بود.

یک وبسایت محلی اما به نقل از فرماندار زیرکوه، دلیل اقدام به خودکشی را "اختلافات خانوادگی" دانسته است.

پیش از این نیز خبر مرگ سه کودک دیگر گزارش شده بود.

▶0:00:00...

ششم آبان ماه شوان هاوری، دانش‌آموز ۱۰ ساله در شهرستان اشنویه در استان آذربایجان غربی خود را حلق آویز کرد. در همان روزها خبر رسید که یک دانش‌آموز ۱۰ ساله در تهران با روسری خود را دار زده است و روز هفدهم آبان ماه نیز دانش‌آموز ۱۴ ساله‌ای به نام فرشاد در شهر رستم کلا در استان مازندران به زندگی خود پایان داد.

هیچ آمار رسمی درباره تعداد خودکشی‌ دانش‌آموزان در ماه‌ها و سال‌های گذشته وجود ندارد و درباره دلایل خودکشی‌های آبان ماه نیز اخبار متناقضی منتشر شده است.

روزنامه شرق گزارش داده بود که برخی همسایگان خانواده شوان می‌گفتند مدرسه محل تحصیل این کودک برای خرید برخی تجهیزات، درخواست پول داشته و پرداخت این مبلغ در توان خانواده نبوده است. در نتیجه شوان دست به خودکشی زده است.

اما فرماندار اشنویه این فرضیه را رد کرده و گفته که این کودک ۱۰ ساله تحت تاثیر دیدن فیلمی که صحنه اعدام در آن وجود داشته، خودکشی کرده است.

بر اساس آمارهای سازمان پزشکی قانونی ایران، در سال‌های گذشته بیشترین آمار خودکشی در بازه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال بوده است. در مورد روش‌های خودکشی نیز حلق آویز کردن در مردان و خودکشی با سم و دارو در زنان بیشترین فراوانی را داشته است

چهارمین مورد خودکشی دانش‌آموزان در آبان ماه با خودکشی یک دانش‌آموز ۱۶ ساله در خراسان جنوبی، تعداد خودکشی‌های دانش‌آموزان ایرانی در آبان امسال به چهار نفر رسید. با وجود پایین بودن تعداد خودکشی در ایران نسبت به میانگین جهانی بیشتر خودکشی ها در ایران برخلاف بسیاری از کشورهای جهان مربوط به جوانان و نوجوانان است. گزارش کوروش صحتی
وجود ۱۰۰ هزار بخاری غیراستاندارد در مدارس

وجود ۱۰۰ هزار بخاری غیراستاندارد در مدارسرئیس سازمان نوسازی و تجهیز مدارس گفت: با وجود جمع‌آوری ۴۰ هزار بخاری نفتی و گازی در مدارس، هنوز ۱۰۰ هزار بخاری غیراستاندارد در مدارس، جان دانش آموزان را تهدید می‌کند.مرتضی رئیسی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صداوسیما، افزود: هزینه استانداردسازی گرمایشی هر کلاس درس به طور متوسط ۷ میلیون تومان است و ما مدارسی را که دانش آموزان بیشتر در معرض خطر هستند در اولویت کاری خود قرار می‌دهیم.وی گفت: در صورت تأمین ۷۰۰ میلیارد تومان اعتبار در یکی دو سال آینده همه کلاس‌های درس به سامانه‌های گرمایشی استاندارد مجهز خواهند شد.رئیسی تأکید کرد: در سال‌های ۹۲ و ۹۳ بخاری‌های غیراستاندارد ۶۴ هزار کلاس درس جمع‌آوری شدند و سامانه گرمایشی استاندارد مانند پکیج و شوفاژ در آنها راه‌اندازی شد.

Posted by ‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران‎ on Freitag, 13. November 2015
نداشتن آب و برق و گاز در یک مدرسه ایرانی‌! + گزارش

معلم آخوند که دانش آموزان را کتک میزندبا این آخوند باید چه کرد؟

Posted by ‎Abadan, Iran - آبادان، ریبن، لاف، کفش کلارک، جوک، ایران، خودا رو کولت‎ on Mittwoch, 21. Oktober 2015
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل اعدام متهمان نوجوان در ایران را محکوم کردند

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل اعدام متهمان نوجوان در ایران را محکوم کردند


لوگو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

فاطمه سالبهی در «زندان عادل آباد شیراز اعدام شد»
انتقادات بین‌المللی از اعدام‌های اخیر متهمان نوجوان در ایران
۱۸ مهر؛ روزی برای مبارزه جهانی برای لغو اعدام
آیا اعدام‌ در ایران کم می‌شود؟
آمریکا بار دیگر ایران را به سرکوب «آزادی‌های مذهبی» متهم کرد
۱۳۹۴/۰۷/۲۴

مسئولان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز جمعه در بیانیه‌ای اعدام دو مجرم نوجوان در ایران را محکوم کرده، و از حکومت ایران خواستند که «اعدام افراد زیر سن قانونی را متوقف کند».

به گزارش خبرگزاری فرانسه فاطمه سالبهی به جرم قتل مردی که در سن ۱۶ سالگی مجبور به ازدواج با او شد روز سه شنبه این هفته اعدام شد. به این ترتیب رقم زنان اعدام شده طی سال جاری به یازده نفر رسید. حداقل ۷۰۰ مرد نیز از آغاز سال ۹۴ اعدام شده‌اند.

مسئولان حقوق بشر سازمان ملل متحد در بیانیه خود اشاره می‌کنند که در جریان دادگاه فرجام «فاطمه سال‌بهی» ایرادات قانونی فراوانی وجود داشته و هشدار دادند که اعدام او نقض آشکار قوانین بین‌المللی است که صدور مجازات مرگ برای مجرمین زیر سن هجده سال را ممنوع کرده است.

در بیانیه مسئولان حقوق بشر سازمان ملل متحد اعدام «صمد زهابی» که هفته گذشته روی داد نیز محکوم شده است. صمد زهابی در مارس ۲۰۱۳ و زمانی که فقط ۱۷ سال داشت به جرم قتل چوپان همکارش به مرگ محکوم شده بود.

در بخش دیگری از بیانیه گفته می‌شود: «به خانواده آقای زهابی هیچ خبری داده نشده و به وکیل مدافع او نیز که طبق قانون باید ۴۸ ساعت قبل اطلاع داده می‌شد خبر نداده‌اند».

احمد شهید نماینده ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران گفت: «این دو مورد نمونه‌های دردناک افزایش تعداد اعدام‌ها و نگرانی در مورد عدم رعایت موازین محاکمه عادلانه در جمهوری اسلامی ایران است».

کریستف هینز، کار‌شناس اعدام‌های بدون محاکمه در سازمان ملل، این اعدام‌ها را تحت عنوان «قتل‌های غیرقانونی توسط حکومت و مترادف با قتلی که هر فرد ممکن است مرتکب شود» محکوم کرده است.

او افزود: «این موارد فجایع عمیقی هستند که ارزش جان بشر و در نتیجه حیثیت کشور را تنزل می‌دهند. اعدام یک مجرم نوجوان به خصوص پس از محاکمه‌ای که در مورد عادلانه بودن جای تردید فراوانی هست، نقض صریح منشور بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و ناقض منشور حقوق کودکان است».

این کار‌شناس سازمان ملل متحد گفت: «ایران باید بلادرنگ کشتن کودکان را متوقف کند».

دوبراوکا سیمونویچ، کار‌شناس سازمان ملل متحد در زمینه خشونت علیه زنان، از عدم توجه دادگاه به زندگی فاطمه سال‌بهی و شرایطی که قتل در آن اتفاق افتاده انتقاد کرد و گفت مورد او «نمونه برجسته‌ای از مشکلات و موانعی است که قربانیان خشونت خانگی در سیستم‌های قضایی با آن روبرو هستند».

وی افزود: «نمی‌توان تاثیرات شدید خشونت‌های جنسی، روانی و فیزیکی در محیط خانه را روی این زنان نادیده گرفت».

دوبراوکا سیمونویچ با اشاره به سن پایین فاطمه هنگام ازدواج اجباری، در مورد تعداد زیاد دختران کم سن و سالی که در ایران به زور ازدواج می‌کنند ابراز نگرانی کرد.

این سه کار‌شناس و مسئول حقوق بشر در سازمان ملل متحد از حکومت ایران خواستند که اعدام‌ها را متوقف کرده و به طور کلی مجازات مرگ را لغو کند.

az:radiofarda

مدرسه ای در چابهار که بجز معلم و دانش اموز دیگر هیچی ندارد عزیزان

پخش توسط : انسانیاتم ارزوست مدرسه ای در چابهار که بجز معلم و دانش اموز دیگر هیچی ندارد عزیزان لطفان در پخش ین ویدیو با ما همکاری کنید

Posted by ‎انسانیتم ارزوست‎ on Dienstag, 30. Juni 2015
مدرسه ای در چابهار که بجز موعلم و دانش آموز هیچهی ندارد.......لوتفا نیگا کونید و به اشتراک بگوزارید

نامه آموزنده «شاهرخ زمانی» به دخترش
«ستمگران رفتنی هستند، آینده از آن ستمدیدگان است»


سلام دخترم: من و تو مانند بسیاری از انسانها در این جهان تحت سلطه سرمایه زندگی میکنیم و هیچ‌گونه آزادی برای زیستن و تصمیم گرفتن برای خود نداریم.
یا باید بدون فکر و اندیشه تن به نظام و سیستم استثمارگرانه سرمایه‌داری بدهیم و چون بردگان مانیکورت فکر کنیم که این تقدیر و سرنوشت ماست و بگوییم خداوندا رضایم به رضای تو و هرچه تو بخواهی آن درست است و ستم دیدن و ستمکش بودن و استثمار شدن توسط مافیای قدرت و ثروت را سرنوشت محتوم خود بدانیم و یا در پی جستجوی علل برآییم و به اندیشه و تفکر بپردازیم که در آن صورت حاکمان یا عوامل سرمایه‌داری از اندیشیدن و جستجوگر بودن ما به وحشت افتاده آن اندک آزادی برده‌وار را نیز از ما سلب میکنند و برای زهر چشم گرفتن از بقیه انسانها زندگی را بر آنهایی که به دنبال آگاه شدن و کسب حق و حقوق هستند به جهنمی مضاعف تبدیل می‌کنند و چنان سرکوب و فشار را افزایش می‌دهند که دنیا را برای افراد فعال، آگاه به حق و حقوق و اندیشه‌گر تاریک و ظلمانی می‌کنند طوری که در چنین وضعیتی فقط با آگاهی طبقاتی و تحلیل درست از خود و دشمن می‌توان نوری برآن تاباند و درک کرد که چرا و در ترس از چه چیزی دشمن چنین سراسیمه حتی تمامی اصول و قانون و پرنسیب های تبلیغی خود را نیز زیر پا می‌گذارد؟
دخترم برای این سوال، فقط یک جواب علمی است این مبارزه طبقاتی است، دشمن طبقاتی ما یعنی سرمایه‌داری بر اریکه قدرت تکیه زده است و از اندیشیدن در رابطه با شناخت خود و طبقه خود، شناختن راه و روش کسب حق و حقوق انسانی و طبقاتی هر کسی به وحشت می‌افتد و در آنجائیکه آگاهی طبقاتی و مبارزه برای کسب حق و حقوق انسانی وجود داشته باشد سرمایه‌داری هر چیزی را زیر پا می‌گذارد و تابع هیچ اصول و قانون و پرنسیبی نمی‌باشد به این دلیل است که مرا از تو، از همه‌ی عزیزانم و از همه کودکان و جوانان و انسانها جدا کرده اند که مبادا بقیه را هم تحت تاثیر گذاشته به سمت کسب آگاهی طبقاتی و مبارزه برای کسب حقوق طبقاتی بکشانم، این مبارزه طبقاتی است که برخی آگاهانه و برخی خود بخود و برخی با توجه به هر دو در آن غوطه‌ور می‌شوند و گریز ناپذیر است وقتی آگاهی به سراغت می‌آید دیگر نمی‌توانی برده‌وار ظلم و ستم را بپذیری و نمی‌توانی مغز و ذهنت را ببندی و بگویی خدایا رضایم به رضای تو آگاهی و اندیشیدن تنها چیز خطرناکی برای حاکمان و سرمایه‌داری است چرا که هر انسان را بسوی مبارزه با ظلم ستم می‌کشاند.
البته دخترم مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم‌نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه‌داری است را پیدا کردم و هرچند که خودم و عزیزانم به شدت تحت فشار و ستم هستیم، اما این تنها راه است و نمی‌توان در جامعه سرمایه‌داری هم آگاهی داشت و هم برده‌وار ظلم و ستم را پذیرفت.
اما دختر عزیزم دل آزرده و غمگین نباش، زمستان می‌رود و روسیاهی به ذغال می‌ماند و ستمگران رفتنی هستند و آینده از آن ستمدیدگان است.
دخترم پس از لحظاتی ناگهان علیرغم ناراحتی زیاد دردی دیگر به سراغم آمد رنجها و آلام و مصیبتهای بی‌شمار مردم ستمکش وطنم به سرعت در ذهنم دوباره جان گرفت و اینکه برای چه در زندانم، روشنایی و منطق مبارزه برای عموم و همدردی عمومی را در وجودم زنده کرد. مرا زندانی کردند چون دخترم را، فرزندانم را دوست دارم، چون همه کودکان و جوانان را و همه انسانها را دوست دارم، مرا زندانی کردند چون می‌خواهم که همه انسانها دارای برابری و حقوق عادلانه‌ی انسانی – اجتماعی و اقتصادی باشند. مرا زندانی کردند چون اعتقاد دارم :
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
آری دختر عزیزم :
در کشوری که مشتی انگل زالو صفت با بهره‌کشی میلیونی انسانها و دزدی و غارت علنی هزاران میلیاردی ثروتهای عمومی، یکی از غنی‌ترین کشور جهان، با رتبه دهم معدن جهان را به کشوری با هشتاد درصد مردم زیر خط فقر یکی از بالاترین آمار گرانی، بیکاری میلیونی، میلیونها کودک کار و خیابان، تورم، فحشا و تن‌فروشی، بیکاری، بی‌مسکنی، طلاق، اعتیاد و افسردگی تبدیل کرده اند، در چنین شرایطی چگونه می‌توانم بی‌تفاوت به سرنوشت هم زنجیرانم فقط به فکر تو و خودم باشم؟
چگونه می توانم به سرنوشت صدها هزار کودکان کار و خیابان و دهها هزار دختران گرسنه و آواره خیابانها در کنار ثروتهای هزار میلیاردی طفیلی های انگل با ماشینهای چند میلیاردی شان بی‌تفاوت باشم؟
چگونه میتوانم به بی‌سوادی هر دو نسل آینده ۱۱ میلیونی فقرا در کنار بورسیه‌های چندصد میلیاردی دلواپسان حکومتی بی‌تفاوت باشم؟
آیا می‌توان نشست و نگاه کرد که ششصد نفر مافیای زر و زور حکومتی یک چهارم کل نقدینگی کشور یعنی یکصد و پنجاه هزار میلیارد وام بانکی را پس نمی‌دهند و یک میلیون و دویست هزار نفر جوان در صف انتظار وام ۵ میلیونی صف کشیده اند؟
چگونه می توان از کنار دستگیری و شکنجه و اعدام هزاران نفر آزادیخواه و برابری‌طلب به خاطر دفاع از حقوق قانونی و مشروعشان گذشت؟
بله دخترعزیزم، انسان واقعی نمی‌تواند از کنار این همه تبعیض و نابرابری و بی‌عدالتی بی‌تفاوت بگذرد.
صددرصد بدان و آگاه باش که این حکم تاریخ است، عاقبت ستمگران و ظالمین زباله‌دان تاریخ است، بشنو از پدرت که در چنین جامعه‌ی طبقاتی کشتارگاه عاطفی انسانها خداوند زر وزور و تزویر با تزریق سم فردگرایی بر محور منافع شخصی و مصرف‌گرایی آدمی را تا سطح حیوان تنزل می‌دهد. فقط کسانی می‌توانند در این لجن‌زار هویت انسانی خود را حفظ کنند که برخلاف جریان آب شنا کرده و به قول انقلابیون فرانسه با شعار «یکی برای همه، همه برای یکی» و مطالعه آثار مترقی انقلابی بر ضد ستم و بهره‌کشی و افکار فردگرایانه حیوانی مبارزه مستمر کرده و کمک و همیاری و عشق به همنوع را در جریان مبارزه سرلوحه خود قرار داده فقط و فقط در این چارچوب عشق اصیل و واقعی به همسر و فرزندان می‌تواند معنا پیدا کند و استمرار یابد، چرا که در غیراین صورت آدمی بت‌واره و شیفته پول و قدرت و موقعیت اجتماعی بالا و در نتیجه شیفته موقعیت فردی خود و بیگانه از مدار و هویت انسانی و طبقاتی خود چگونه می توان- فداکاری و عشق همنوع خود از جمله همسر و فرزندانش را داشته باشد؟
دخترم:
ضمن آرزوی خوشبختی امیدوارم با در پیش گرفتن یک زندگی انسانی، ظلم‌ستیز همسر خوب و فداکار برای یکدیگر و انسانهایی ایثارگر و مفید به حال جامعه باشید.
کسی که شما و همه‌ی انسانها را دوست دارد.
شاهرخ زمانی - زندان رجایی شهر
دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.


آتنا فرقدانی، برنده جایزه شجاعت شبکه بین‌المللی مدافع حقوق کاریکاتوریست‌ها شد

آتنا فرقدانی، برنده جایزه شجاعت شبکه بین‌المللی مدافع حقوق کاریکاتوریست‌ها شد


آتنا فرقدانی کارتونیست زندانی برنده‌ جایزه‌ شجاعت کشیدن کاریکاتور از سوی شبکه‌ بین‌المللی مدافع حقوق کاریکاتوریست(CRNI) شد.
به گزارش بی بی سی، این جایزه‌ قرار است در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۱۵ در مراسمی هم‌زمان با نشست سالانه انجمن کاریکاتوریست‌های مطبوعات آمریکا از سوی رابرت راسل، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی این شبکه‌ بین‌المللی به آتنا فرقدانی (کارتونیست زندانی) اهدا شود.
شبکه‌ بین‌المللی مدافع حقوق کاریکاتوریست‌ها جایزه‌ شجاعت خود را هر ساله به کارتونیستی اهدا می‌کند که به دلیل کشیدن کاریکاتور و استفاده از آزادی بیان در خطر قرار گرفته باشد.
این جایزه‌ برای جلب توجه عمومی و رسانه‌ای به شرایط وخیم این افراد شکل گرفته تا فشار بین‌المللی را متوجه کسانی سازد که حق آزادی بیان و حقوق بشر این کارتونیست‌ها را محدود و نقض کرده‌اند.
پیش از این نیز در سال ۱۳۸۵ مانا نیستانی، کارتونیست ایرانی، موفق به دریافت این جایزه‌ بین‌المللی شده بود. این جایزه در سال ۲۰۱۴ مشترکا به دو کارتونیست از هند و فلسطین اهدا شد که اولين زنانی بودند که برنده این جایزه می‌شدند.
آتنا فرقدانی هنرمند نقاش و کارتونیست منتقد، فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه الزهرا است. او به خاطر کشیدن طرحی از نمایندگان مجلس از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد منع شد.
خانم فرقدانی به علت کشیدن و انتشار کارتونی در اعتراض به طرح پیشنهادی مجلس شورای اسلامی ایران که حق کنترل موالید و حقوق زنان را در ایران محدود می‌کرد، زندانی شده است.
او سال گذشته پس از یک دوره کوتاه بازداشت، با انتشار ویدیویی به شرح دوران بازداشت خود پرداخت و از جمله گفت که ماموران زن در بازرسی بدنی او را برهنه کرده و برخورد خشنی با او داشته‌اند.
خانم فرقدانی پس از انتشار این ویدئو به دادگاه انقلاب احضار شد که به گفته نزدیکانش در آنجا یک مامور زن و یک مامور مرد او راکتک زدند و او را به زندان قرچک ورامین فرستادند.
این کارتونیست در خرداد ماه ۱۳۹۴ به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی، به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی"، "فعالیت تبلیغی علیه نظام" و "توهین به رهبری، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و ماموران بند ۲ الف سپاه در حین بازجویی‌اش" به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم کرد.
از بی بی سی پارسیbbc.


Veröffentlicht am 11.08.2015 درباره توافق هسته ای MIC با مجری وبسایت خبری غزل از ایران پرسیده : آقای رییس جمهور، شما همیشه درباره صلح صحبت می کنید و آن را محقق کردیدولی ما، مردم ایران هزینه سنگینی پرداختیم،فکر نمی کنید بدون ایجاد این اندازه سختی برای مردم ایران، راههای دیگری هم برای رسیدن به توافق وجود داشت؟ نیلا از ایالات متحده پرسیده: می خواهم بدانم که آیا شما معتقدید این توافق می تواند به تغییر در سیاستهای داخلی ایران منجر شود و اصلاحات مثبتی به بار آورد. و اگر چنین است، آیا این توافق به قیمت روابط ما با متحدان کنونی مان در خاور میانه تمام می شود؟

کسی پیگیر تجاوز گروهی به کودک کار نیست



بی‌اطلاعی نمایندگان مجلس از تجاوز به دختر یازده ساله
کسی پیگیر تجاوز گروهی به کودک کار نیست/ نمایندگان: مایل نیستیم صحبت کنیم
ماجرا به قدری غم‌وانگیز و دردناک است که همه ترجیح می‌دهند آن را به فراموشی بسپارند! شاید به همین دلیل است که نصر الله پژمانفر، عضو کمیسیون فرهنگی اظهارنظر در این باره را مربوط به کمیسیون فرهنگ نمی‌داند و علیرضا مرندی، عضو کمیسیون بهداشت می‌گوید" مایل نیستم در این باره صحبت کنم!"
آفتاب :
بهاره نوروزی- خبر تکان‌دهنده بود "چند مردم معتاد به دختر یازده ساله‌ای زیر یکی از پل‌های پایتخت تجاوز کرده‌اند". خبری که بر طبق آمارها به کرات درباره کودکان خیابانی اتفاق افتاده است اما کمتر کسی آن را جدی می‌گیرد. موضوع تجاوز در حالی در کشور همسایه، یعنی هند ابعاد بین‌المللی پیدا کرده که در کشور ما حتی به اندازه اظهارنظری ساده اهمیت پیدا نمی‌کند! طبق آخرین اخبار دادستانی تهران در حال پیگیری صحت و سقم این ماجراست زیرا هنوز شکایتی از این حادثه به ثبت نرسیده است. با وجود این حدس و گمان‌ها، آمارها بی‌پرواتر بر شیوع و احتمال چنین اتفاقاتی صحه می‌گذارند.

مرکز تحقیقات ایدز که در نمونه اخیرش با مطالعه‌‌ای که روی هزار کودک کار در تهران صورت داده است، دریافته «بیشترین میزان شیوع ایدز در کودکان کار و خیابان بین سنین 10 تا 18 سال است و بیشترین راه ابتلا در بین این کودکان، تجاوز جنسی هم بین دختران و هم بین پسران بوده است». همچنین نتیجه پژوهش «سنجش رفتارهای پرخطر در کودکان کار و خیابان در ایران» که توسط «سازمان بهزیستی» انجام شده است، حکایت از آن دارد که این کودکان از سنین پایین با روابط جنسی آشنا می‌شوند به گونه ‌ای که میانگین سن شروع روابط جنسی در دختران، 5/ 12 و در پسران 7 /13سال است و در مجموع، ٢١ درصد این کودکان رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند. فاجعه‌ای که با وجود ابعاد گسترده با بی‌تفاوتی از کنار آن عبور می‌شود و کسی آن را جدی نمی‌گیرد.

جامعه نابرابر برای کودکان کار دلسوزی نمی‌کند

کودکان کار همه جا هستند و حضورشان عادی شده است. حضوری که دیگر در حد نگاه‌های ترحم‌بار رهگذران شهرهای بزرگ نیز حساسیت‌برانگیز نیست. یک جامعه‌شناس که نخواست نام او فاش شود به دلایل عادی‌شدن حضور کودکان کار در جامعه اشاره کرده و می‌گوید‌: «در جامعه‌ای که فقر و نابرابری‌های اجتماعی‌ آنقدر معنادار روشن می‌شود، وجود چنین فجایعی برای مردم و مسئولان عادی تلقی می‌شود. در جامعه ما وجود کودکان کار عادی است چون رفع فقر و عقب‌ماندگی و نابرابری‌ها ودردهای اجتماعی در درجه دوم قرار گرفته و رقابت‌های سیاسی حرف اول را می‌زند.»

این جامعه‌شناس تاکید کرد: «بسیاری از این کودکان دارای والدین بدسرپرست هستند که این کودکان را به باندهای قاچاق مواد مخدر می‌فروشند. بسیاری از آن‌ها نیز در معرض ایدز و هپاتیت هستند ولی متاسفانه به دلیل وجود برخی تابوهای اجتماعی آمارهای مشخص و روشن کمتر است و همین امر پیگیری حوادث اینچنینی را دشوارتر می‌کند.»

مشکل قانون نیست، دستگاه‌های مربوط کوتاهی می‌کنند

آیین‌نامه ساماندهی کودکان کار و خیابان ۱۰ سال قبل به تصویب رسیده بود اما طی این مدت به دلیل اشکالات و ایراداتی که داشت جنبه اجرایی پیدا نکرده است. اخیرا مدیر کل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از اصلاح این آیین‌نامه خبر داده و تاکید کرد است که بعد از دریافت اظهارنظرات تمامی‌ دستگاه‌های عضو، بزودی نسبت به تصویب آیین‌نامه نهایی که مورد اصلاح قرار گرفته اقدام خواهیم کرد.

کامبیز نوروزی، حقوقدان در گفت‌وگو با «آفتاب» تاکید دستگاه‌های مربوط به خلاءهای قانونی را نوعی فرار از مسئولیت دانسته و می‌گوید: «تجربه نشان داده زمانی که ما با مشکلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی روبه‌رو می‌شویم، مشکل ضعف قانون پیش‌کشیده می‌شود که به نوعی گریز از مسئولیت می‌آورد درحالیکه در بسیاری از مواقع کمبود بودجه، ضعف برنامه‌ریزی و کمبود قابلیت‌های سازمانی مانع از انجام وظایف می‌شود.» این حقوقدان تاکید کرد: «به عنوان مثال موضوع متکدیان خیابانی که شامل کودکان کار هم می‌شود، هم به شهرداری و هم به سازمان بهزیستی ارتباط پیدا می‌کند؛ در این زمینه قانون اجازه را به دستگاه‌های مربوط می‌دهد کسانی که مرتکب ارتکاب جرم هستند جمع‌آوری شوند و بحث خلا قانونی در اینجا مطرح نیست.»

تهیه آمارهای قانونی وظیفه نهادهای مسئول است

این حقوقدان تهیه آمارهای مشخص و گزارشات دقیق از معضلات اجتماعی مانند کودکان کار را بر عهده دستگاه‌های مربوطه دانسته و گفت‌: «با اینکه جایگاه مطبوعات در روشن کردن معضلات اجتماعی بسیار مهم است اما این وظیفه دستگاه‌های مسئول است که آمارهای قوی و مستدل ارائه کنند تا بر پایه مستندات مطالعات و برنامه‌ریزی‌های لازم در این زمینه انجام شود. چون گاهی ممکن است در رسانه‌ها درباره بعضی اخبار بزرگنمایی یا کوچکنمایی رخ دهد. متاسفانه گاهی این معضلات اجتماعی در قلمرو امر سیاسی بررسی شده و تحت تاثیر رقابت‌های سیاسی قرار می‌گیرد که این نوع رویکرد‌ها کمکی به حل معضلات اجتماعی اینچنینی نمی‌کند.

http://bit.ly/1BDknsE

دختران شیشه ای؛ گزارش تکان دهنده شرق از وضعیت دختران مدرسه ای

دختران شیشه ای؛ گزارش تکان دهنده شرق از وضعیت دختران مدرسه ای


بهمن ۲۸م, ۱۳۹۲
گزارش میدانی «شرق»: دختران شیشه‌ای
عکس تزئینی
نسرین ظهیری

نگا‌ه‌ها دست‌نخورده‌‌اند. صورت‌ها نوبرانه‌اند. نوبرانه بهار جوانی. چشم‌های دخترکان دبیرستانی کال است. آنها شور و شوق می‌روند، اینجا، در میان پیاده‌روهایی که حاشیه‌نشینی پایتخت را تعبیر می‌کنند و در همهمه مدرسه‌‌های دخترانه و پسرانه‌ا‌ی که هرچند قدم تکرار می‌شوند، منطقه‌‌ای در جنوب‌غرب تهران.

بیشتر بخوانید

ازدواج ۲۹ هزار و ۸۲۷ دختر بین ۱۰ تا ۱۴ سال و ۱۵۳۷ دختر زیر ۱۰ سال در سال گذشته در ایران- پدر یا ولی قهری می‌تواند فرزند زیر ۱۳

ازدواج ۲۹ هزار و ۸۲۷ دختر بین ۱۰ تا ۱۴ سال و ۱۵۳۷ دختر زیر ۱۰ سال در سال گذشته در ایران- پدر یا ولی قهری می‌تواند فرزند زیر ۱۳ سالش را با اجازه دادگاه به عقد کسی دربیاورد


daftar-Ezdevaj ١٣٩٢/٠٧/١٩- دویچه وله فارسی: سازمان عدالت برای ایران به مناسبت روز جهانی دختر بچه‌ها (۱۱ اکتبر / ۱۹ مهر) گزارشی از آمار ازدواج دختربچه‌ ها منتشر کرده است. بر اساس این گزارش در سال گذشته، نزدیک به ۴۰ هزار ازدواج زیر ۱۸ سال در ایران ثبت شده است.

بیشتر بخوانید

کودکی قربانی «سیخ‌داغ» نامادری شد , او زندگی نباتی دارد


کودکی قربانی «سیخ‌داغ» نامادری شد , او زندگی نباتی دارد


ایسنا : فائزه به جرم نداشتن مادر با شکنجه‌های نامادری حدود چهار سال است، به جای رفتن به مدرسه گوشه‌نشین خانه شده و هر روز امیدش برای داشتن زندگی همانند همسالانش رنگ می‌بازد.

بیشتر بخوانید

جان باختن کودکان کار در حادثه آتش سوزی در کارگاه تولید کفش شهرک الهیه


03/09/2013 by صمد‏ بهادری‏‏ ‏طولابی

بنا به گزارش ها، در پی آتش‌سوزی در یک کارگاه تولید کفش در شهرستان بهارستان در غرب استان تهران، سه کارگر نوجوان کشته شدند و دو تن دیگر نجات یافتند.جان باختن کودکان کار در حادثه آتش سوزی ۷ شهریور کارگاه تولید کفش شهرک الهیه

براساس این گزارش، سرهنگ داوود عبدالمالکی، فرمانده انتظامی شهرستان بهارستان در این باره گفت: بعدازظهر پنجشنبه هفتم شهریور مردی با سامانه ۱۲۵ آتش نشانی و مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ شهرستان بهارستان تماس گرفت و از آتش سوزی در شهرک الهیه، ۱۸ متری الغدیر خبر داد و برای نجات افرادی که در آتش گرفتار شده بودند، کمک خواست.

وی افزود: در پی این تماس، ماموران کلانتری ۱۹ همراه چند گروه از آتش نشان های این شهرستان به محل حادثه اعزام و متوجه شدند یک کارگاه تولید کفش که در زیرزمین یک ساختمان مسکونی قرار داشته، آتش گرفته و پنج کارگر گرفتار شده اند.

مرگ ۳ نوجوان
فرمانده انتظامی شهرستان بهارستان یادآور شد: آتش نشان‌ها در یک عملیات نفس‌گیر، آتش را خاموش و دو پسر نوجوان را زنده از میان شعله های آتش خارج کردند، اما دو دختر نوجوان و یک پسر نوجوان در این حادثه جان شان را از دست دادند.

وی یادآور شد: با تشکیل پرونده‌ای در این رابطه و گزارش موضوع به بازپرس رجبی، کشیک ویژه قتل دادسرای گلستان، اجساد سه قربانی حادثه به نام‌های مریم (شانزده ساله)، الهه (هجده ساله) و حسین (پانزده ساله) به پزشکی قانونی و دو مصدوم حادثه به نام های محمد (شانزده ساله) و عباس (نوزده ساله) به بیمارستان منتقل شدند.

وی خاطرنشان کرد: در پی مرگ این سه کارگر نوجوان، کارفرمای آنها با دستور قضایی بازداشت و به پلیس آگاهی شهرستان بهارستان منتقل شد. کارشناسان آتش نشانی در حال بررسی علت وقوع این حاثه دلخراش هستند و بزودی نظر خود را درباره علت اصلی این حادثه و مقصران آن اعلام خواهند کرد.

بنا بر این گزارش، وضع عمومی دو مصدوم حادثه رضایت بخش اعلام شده است.

درهمین رابطه: سوختن ۴ کارگر (۲ زن و۲ مرد) در شهر گلستان
در جریان حادثه آتش سوزی یک واحد کارگاهی تولیدی کفش در شهر گلستان شهرک الهیه، به دلیل تاخیر بیش از اندازه نیروهای آتش نشانی، متاسفانه در فاصله ۵۰ متری ایستگاه آتش نشانی، چهار کارگر در آتش سوختند.

بر پایه این گزارش، این حادثه زمانی رخ داد که تعدادی از کارکنان این واحد کارگاهی مشغول فعالیت بودند که در یک لحظه خود را در محاصره کامل آتش می بینند و تعدادی از شهروندان در حین تردد از مقابل این واحد تولید متوجه این حادثه می شوند و سریعا با عوامل آتش نشانی تماس می گیرند ولی تاخیر بیش از حد آتش نشانی که در فاصله ۵۰ متری محل وقوع آتش سوزی واقع شده بود منجر به کشته شدن چهار تن از کارکنان این واحد تولیدی می شود که متاسفانه دو تن از کشته شدگان این حادثه زن بودند.

یکی از شاهدین عینی این حادثه گفت: باید به مسئولان بهارستانی بویژه عوامل سازمان آتش نشانی با این سرعت عمل دست مریزاد گفت که در فاصله ۵۰ متری خود نتوانستند از مهار یک حادثه آتش سوزی جلوگیری کنند.

وی ادامه داد: کوتاهی عوامل آتش نشانی گلستان منجر به کشته شدن چهار کارگر بی گناه شد، باید به اتهام قتل عمد محاکمه شوند تا درس عبرتی شود برای افرادی که نسبت به مشکلات شهروندان بی اعتنا هستند.

یکی دیگر از شهروندان ساکن الهیه با انتقاد از مسئولان امر اظهار داشت: در اثر بی توجهی آتش نشانی گلستان، چهار شهروند در فاصله ۵۰ متری ایستگاه مرکزی کشته شدند ولی جالب تر آن که نیروها بلد نبودند کپسول اکسیژن را، راه بیندازند.

یکی دیگر از معترضین در مقابل سازمان آتش نشانی گلستان با انتقاد شدید از برخی عوامل استخدامی که الفبای شغل سازمانی خود را نمی داند نیز گفت: متاسفانه امروز سازمان آتش‌نشانی به جای پرداختن به مهارت های تخصصی خویش به محل برگزاری متینگ های خاص تبدیل شده است.

ذاکر حسینی افزود: اگر مدیران این سازمان که به نظرم با مفهوم محرومیت مردم ناآشنا هستند و یک روز هم خانواده خودشان در این منطقه محروم زندگی می کردند چنین بی توجه به جان و مال مردم نمی شدند و باید به حال مردم این منطقه گریست که چنین افرادی در این شهرداری و آتش نشانی به شعور مردم فهیم منطقه این چنین توهین می کنند.

بعد از این حادثه و کشته شدن ۴ تن از شهروندان بی گناه که در یک واحد کارگاهی مشغول فعالیت بودند، تعدادی از شهروندان مقصر اصلی این امر را کوتاهی و تامل بیش از حد عوامل آتش نشانی شهرداری گلستان می دانند و با تجمع اعتراض آمیز خود در مقابل این سازمان خواستار برکناری فوری رئیس سازمان و ماموران خاطی شدند ولی ظاهرا از سوی این سازمان اقدامی صورت نگرفته است.*


*بر گرفته از سایت سازمان فداییان(اقلیت)

چگونه کودکان در جنگ‌ها تبدیل به ماشین‌های کشتار می‌شوند؟


هاله صفرزاده / يکشنبه ۲٣ تير ۱٣۹۲ - ۱۴ ژوئيه ۲۰۱٣

میلیون‌ها کودک در سراسر جهان استثمار می‌شوند و به شکل نیروی کار ارزان سودطلبی صاحبان سرمایه را ارضا می‌کنند در میان آنان کودک سربازها شرایط بسیار اسفناکی را تجربه می‌کنند. استفاده از کودکان در جنگ‌ها و عملیات نظامی ننگی است که بشریت هنوز در قرن بیست و یکم درگیر آن است ...
آیا برای کودکانی که از جنگ رنج می‌برند پاسخی وجود دارد؟ (به یاد کودکانی که برای آزادی سوسنگرد روی میدان‌های مین رفتند)
ممنوعیت استفاده از کودکان در جنگ‌ها به دهه‌ی 1970 میلادی برمی‌گردد. مطابق با کنوانسیون 182 سازمان بین‌المللی کار که در سال 1999 با امضای163 کشور به تصویب رسیده، سربازگیری کودکان یکی از “بدترین نوع” کار کودکان تعریف شده است.
مطابق آمارهای موجود میلیون‌ها کودک در سراسر جهان استثمار می‌شوند و به شکل نیروی کار ارزان سودطلبی صاحبان سرمایه را ارضا می‌کنند. در میان آنان کودک سربازها شرایط بسیار اسفناکی را تجربه می‌کنند. استفاده از کودکان در جنگ‌ها و عملیات نظامی ننگی است که بشریت هنوز در قرن بیست و یکم درگیر آن است و تا پایان دادن به این جنایت علیه بشریت راه درازی باقی مانده است. هر چند در ارتش‌های رسمی کودکان جایی ندارند، اما در گروه‌های شبه نظامی دولتی، گروه‌های مسلح مخالف با دولت مرکزی یا گروه‌های مسلح قومی و مذهبی از آنان برای بالا بردن تعداد سربازان استفاده می‌شود. آنان کارهای بسیاری را در جبهه انجام می‌دهند. پاک کردن سلاح ، جمع آوری مواد غذایی، جاسوسی و...
در کشورهایی مانند رواندا، سیرالئون، بوتسوانا و کنگو، افغانستان، سوریه و... از کودکان به عنوان سربازان جنگی استفاده شده است. برخی از این کودکان از خانه‌های خود ربوده شده‌اند؛ برخی دیگر "به طور داوطلبانه " ، به جنگ پیوسته‌اند با این فکر که با شرکت در جنگ می‌توانند یک زندگی بهتر داشته باشد. دیگران یتیم هستند یا توسط پدر و مادر خود فروخته شده‌اند چرا که از تهیه حداقل موادغذایی برای سیرکردن شکم خود و فرزندان‌شان عاجز هستند. اما به واقع کودکانی که درگیر جنگ می‌شوند گزینه‌ی دیگری برای انتخاب ندارند، حتا آنان که به اصطلاح داوطلبانه سرباز شده‌اند.
در گزارشی از سوریه می‌خوانیم: "پدر مصعب با افتخار می‌گفت: به زودی پسرش سرباز خوبی خواهد شد. صبحی،15 ساله، می‌گفت که او از پدرش خواهش کرده که برای شروع آموزش به او اجازه دهد. او گفت: "من از ماندن در منزل و به انتظار بازگشت پدر و برادران بودن خسته شده بودم. من می‌خواهم به جنگ بروم و با چشم خود آن‌ها را ببینم". برادران بشار، 16 ساله، برای آموزش او فرمی را امضا کرده‌اند. او سرباز داوطلب ارتش شورشیان سوریه است. او می‌گوید: «من می‌خواهم انتقام مرگ پدرم را بگیرم.» هماهنگ کنننده‌ی صندوق حمایت از کودکان ملل متحد (UNICEF) ژان نیکولاس بونز گفت: "بر خلاف دیگر جنگ‌ها، در سوریه سیستم سربازگیری از کودکان وجود ندارد. جوانان با تشویق خانواده‌هایشان، خود داوطلب می‌شوند."
این کودکان که معمولا بین 14 تا 18 سال سن دارند در دوره‌های آموزشی کوتاه مدت روش‌های جنگیدن را می‌آموزند.
اغلب فرماندهان کودکان را بهترین سربازان می‌دانند چرا که هم ارزانند و هم شکل پذیر و به اصطلاح چکش‌خوارند. آن‌ها کوچک هستند و می‌تواند بدون این که شناسایی شوند در عملیات جاسوسی شرکت کنند. آن‌ها اغلب خطرات بیشتری را به جان می‌خرند چرا که به اندازه کافی از رشد عقلی و شناختی برای در نظر گرفتن عواقب کار برخوردار نیستند. آن‌ها برای به دست آوردن غذا به راحتی می‌توانند روستاها را غارت کنند.
عبد الرزاق، گروهبان 38 ساله ارتش سابق سوریه که مسوولیت آموزش پسران را در مدرسه نظامی خود دارد، این گونه می‌گوید: "هنگامی که آن‌ها به این جا می‌آیند، کودک هستند. اما زمانی که این جا را ترک می‌کنند ، به ماشین‌های کشتار تبدیل می‌شوند". او می‌گوید من به آن‌ها آموزش می‌دهم که از جنگ نترسند و هنگام کشتن دچار تردید نشوند.
او به دانش آموزان خود می‌آموزد که چگونه در هنگام نبرد تفنگ کلاشینکوف را حمل کنند. او به آن‌ها می‌آموزد که چگونه دشمن را خلع‌سلاح کنند و او را با یک چاقو، یا حتی دست خالی بکشند.
"عبد الرزاق می‌گوید:" من کودکان را بهترین سربازان می‌دانم. آن‌ها از هر فرمانده ای اطاعت می‌کنند. در حالی که یک بزرگسال بالغ می‌پرسد و به دنبال پاسخ سوالاتش است اما کودکان هیچ چیز نمی‌پرسند. او با دیدن یک پسر14ساله که سعی می‌کند حریف خود را قبل از آن‌که با چاقو به او صدمه بزند با مشت خلع سلاح کند ، می‌گوید: مصیب شما قرار است حریف خود را بکشید نه این که او را نوازش کنید."
معمولا این کودکان پس از آموزش‌ها و شرکت مستقیم در عملیات جنگی، بسیار خشن و بی‌رحم عمل می‌کنند. یکی از کسانی که به عنوان کودک سربازی مورد سوء استفاده قرارگرفته در کتاب خود ، “راه دراز طی شده: خاطراتی از پسربچه سرباز“ چنین می‌نویسد: … کشتن از آب خوردن ساده‌تر شده بود. نه تنها فکر نمی‌کردم، بلکه حتی نشانه‌هایی از پشیمانی نیز در من دیده نمی‌شد. …”
در یک فیلم غیرحرفه ای از سوریه پسری تبر به دست دیده می‌شود که سر بریده‌ی یک مرد را بر روی زمین می‌کشد. مردی به او تبریک می‌گوید و سپس به سر بریده‌ی پیش پای پسر لگد می‌زند.
"آکادمی نظامی" عبد الرزاق یک مدرسه سابق، واقع در استان حلب در شمال سوریه است. پسران قبل از این که به جبهه فرستاده شوند، روزی دو ساعت به مدت سه ماه آموزش می‌بینند. خانواده پسران علاقه‌مندند که قبل از اعزام به جنگ به آن‌ها خوب آموزش داده شود. عبد الرزاق گفت: ":" بدون آموزش مناسب، آن‌ها را به سرعت کشته می شوند.
محمد پانزده ساله به نظر می‌رسد آموخته که چگونه به سرعت کلاشینکوف خود را باز و بسته کند و فریاد می‌کشد: آماده! او با افتخار این را گفت و تنفگش را به مربی اش نشان داد. حالت چهره اش نشانی از ترس و احترام به مربی اش را داشت."
تصویری که از کودکان سرباز در جهان تصویر شده است پسری است با یک کلاشینکوف در دست، درحالی که تعداد سربازان دختر تقریبا به اندازه ی پسران است.( حدود 40 درصد) آن‌ها خشونت جنسی را نیز همراه با سایر خشونت‌ها تحمل می‌کنند. آنان یا در پشت جبهه نیازهای جنسی سربازان را برآورده می کنند و تدارکات را آماده می‌کنند یا در خط مقدم همانند پسران می‌جنگند.
در گزارشی که در تاریخ 5 فوریه 2013 منتشر شد، سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که نگرانی‌های بسیاری در مورد شیوه‌های ایالات متحده در طول درگیری‌های مسلحانه در افغانستان وجود دارد، شیوه‌هایی که برای کودکان مضر بوده‌اند. به حدی که این کمیته از آن "احساس خطر"می‌کند. این مساله در سال 2008 از بررسی گزارش‌هایی منتج شده که مربوط به مرگ صدها نفر از کودکان در طی حملات ایالات متحده و حملات هوایی در افغانستان در سال گذشته بوده و کمیته آن‌ها را بررسی کرده است. در این گزارش همچنین "نگرانی عمیق" در مورد جزئیات دستگیری و بازداشت این اطفال در افغانستان ابراز شده است. شرایط این کودکان سرباز پس از دستگیری نیز بسیار وحشتناک است. صدها نفر از کودکان در افغانستان توسط نیروهای ایالات متحده بازداشت شده‌اند و بسیاری از این کودکان به زندان‌های افغانستان منتقل شده‌اند.
معمولا این کودکان زیر 18 سال که با بزرگسالان در یک مکان زندانی می‌شوند، بر خلاف استانداردهای بین المللی بازداشت شده‌اند. سازمان ملل متحد، گزارش‌های بسیاری از شکنجه کودکان توسط نیروهای امنیتی افغان را مستند کرده است.
در شرایط جنگی یا جنگ زده قوانین موجود اجرا نمی شوند یا تاثیر بسیار ناچیزی دارند، در نتیجه مجرمان سازمان یافته، راهزنان و رهبران باند ممکن است ، از موقعیت‌ها و فرصت‌ها استفاده کرده و سعی کنند کودکان را در درون گروه خود استخدام و از آنان بهره‌برداری کنند. حتا پس از توافق آتش‌بس یا توافق صلح، سطوح بالایی از خشونت در جامعه باقی می‌ماند و کسانی که هنوز آماده‌ی استفاده از زور برای رسیدن به اهداف سیاسی خود هستند، به این خشونت‌ها دامن می‌زنند.
در طول 15 سال گذشته، 135 موافقت‌نامه صلح میان طرفین متخاصم امضا شده است. تنها در هشت تا از این توافق نامه‌ها ، مقررات خاص برای کودکان سرباز گنجانده شده است. در توافقنامه صلح بین دولت سیرالئون و جبهه متحد انقلابی سیرالئون (1999) ماده‌ای در مورد کودکان رزمنده لحاظ شده بود که مطابق آن دولت را موظف به توجه خاص به مساله‌ی کودکان سربازان کرده بود. مشکلی که برای کودکان سرباز به خصوص در افریقا و مناطق جنگی وجود دارد، این است که به محض اتمام درگیری در یک منطقه، استخدام آن‌ها در سراسر مرزهای کشور همسایه آغاز می‌شود. به گزارش دیده‌بان حقوق بشر: "در سال 2005 دولت ساحل عاج صدها نفر از مبارزانی را استخدام کرد که به تازگی مرخص شده بودند، از جمله کودکان زیر 18 سال را.
تاثیرتجربه‌ی جنگ بر زندگی این کودکان تکان‌دهنده است. آنان به سختی می‌توانند به زندگی عادی برگردند. زیرا آن‌ها نمی‌توانند به یاد بیاورند که زندگی قبلی‌شان چگونه بوده است. صدمات روحی و روانی وارد بر آنان جبران‌ناپذیر است. بسیاری از مردم که از نزدیک میزان خشونت و سبوعیت رفتار این کودکان سرباز را دیده‌اند، از آنان نفرت دارند و برخوردهای مناسبی با آنان ندارند و در میان مردم این بیم وجود دارد که هر لحظه امکان دارد آنان به خشونت و نظامی‌گری برگردند.
بسیاری از آنان در جامعه پذیرفته نمی‌شوند. این شرایط برای دختران بسیار بدتر است. بسیاری از آنان دچار انواع بیماری‌های مقاربتی شده یا مشکلات حادی از نظر سلامت دستگاه تناسلی تحمل می‌کنند. بسیاری از آنان مجبورند فرزندانی را بزرگ کنند که پدران‌شان معلوم نیست و بار بدنامی و رسوایی را بردوش بکشند.
چه باید کرد؟
تلاش‌های بسیاری علیه این شیوه‌ی غیرانسانی بهره کشی از کودکان انجام شده است. از سال 2001 تا کنون شمار کودکان سرباز کاهش چشمگیری داشته است، قطعنامه‌ها و کنوانسیون‌های مختلف صادر شده است، اما هنوز تا محو کامل آن راه درازی باقی است. مشکل کودکان سرباز هنگامی واقعا حل می‌شود که نظام سرمایه داری که سود را محور همه چیز می‌داند و در آن همه چیز حتا کودکان تبدیل به کالاهایی می‌شوند که سود آنان را افزایش می‌دهند، از ریشه تغییر کند. اما تا آن زمان با دادن آگاهی و افزایش حساسیت‌های اجتماعی علیه استفاده از کودکان در جنگ می‌توان اقداماتی انجام داد. ممنوعیت واقعی استفاده از کودکان در جنگ‌ها نیاز به یک مشارکت جهانی دارد و تنها با تحقق راه حل‌های عملی، حمایتی برای تغییر سیاست‌های سودمحورانه و غیرانسانی و آموزش پیشگیرانه برای ایجاد امنیت برای کودکان امکان‌پذیر است. در این میان نقش سازمان‌های مردمی و بین‌المللی می‌تواند بسیارموثر باشد.
سازمان‌ها و نهادهایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند باید در نظر داشته باشند که : در طراحی برنامه برای مقابله با سربازگیری کودکان ابعاد منطقه‌ای درگیری باید درنظر گرفته شود . تبادل اطلاعات ثابت بین کشورهای آسیب‌دیده بسیار مهم است و این کودکان اغلب قاچاق می‌شوند و کودکان زیر سن 18 سال که بدون سرپرست مناسب هستند، در معرض خطر بسیار بالایی برای آدم ربایی، قاچاق و استخدام در گروه‌های مسلح هستند. تلاش برای ثبت تولد کودکان و افزایش امنیت در طول مرزها می‌تواند اقدامات کاملا اجرایی و موثر باشد. محیط فرهنگی که این کودکان در آن زندگی می‌کنند باید مورد ارزیابی و بررسی عمیق و علمی قرار گیرد. منابع موجود و بالقوه و محدودیت‌ها، و ظرفیت سازمان‌های موجود معلوم شود.
در طراحی برنامه‌ای عملی برای مقابله با پدیده‌ی کودک سرباز، باید به این سوالات پاسخ داده شود: آیا کشور مورد نظر دارای سابقه سربازگیری از کودکان است؟ آیا کودکان این کشور در حال حاضر در معرض خطر هستند؟ آیا وزارت بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و رفاه کودکان عملکرد خوبی دارد؟ قوانین ملی مربوط به استخدام و استفاده از کودکان در مناقشات مسلحانه چکونه است؟ مراقبان سنتی این کشور برای کودکان چه کسانی هستند؟ چه جایگزین مناسبی برای این مراقبان سنتی وجود دارد در صورتی که این مکانیستم‌های سنتی از بین برود؟ چه سازمان‌ها در کشور برای حمایت از کودکان وجود دارد؟‌ و...
در جنگ‌ها حقوق کودکان در شش مورد زیر نقض می‌شود:
• نقص عضو و کشتار کودکان
• استخدام کودکان توسط گروه‌های مسلح
• حمله به مدارس و بیمارستان‌های کودکان
• تجاوز به عنف و خشونت جنسی علیه کودکان
• ربودن کودکان
• محرومیت از دسترسی سازمان‌های بین‌المللی حمایتی به کودکان.
قطعنامه 1612 شورای امنیت سازمان ملل متحد که در سال 2005 به تصویب رسید در مورد شیوه‌های رسیدگی به این شش مورد نقض حقوق کودکان است. قطعنامه
1882 شورای امنیت تصریح می‌کند که گزارش سالانه ای از شرایط کودکان در مناقشات مسلحانه باید به شورای امنیت ارائه شود. این دو قطعنامه‌ شاید از مهم‌ترین ابزارها برای همکاری بخش امنیتی و غیرنظامیان علیه استفاده از کودکان در جنگ‌هاست. این قطعنامه‌ها اجازه می‌دهند تا اعضای هر دو حوزه بر شش مورد نقض حقوق کودکان در جنگ‌ها مداخله کرده و در به محاکمه کشیدن متخلفان برای ارتکاب این جرایم همکاری داشته باشد.
در خاتمه نباید فراموش کرد جنگ‌ها سود سرمایه‌ها را افزایش می‌دهند و وسیله‌ای هستند برای حل بحران‌های شدید اقتصادی این نظام، پس حل این معضل نیز تنها با تغییر بنیادی این نظام امکان‌پذیر است.
* کانون مدافعان حقوق کارگر



سرمایه‌داری و تناقض کار کودک


فریبرز رییس‌دانا

بخشی از این درآمد به جیب مراقب‌ها و سرگروه‌های سازمان‌دهی کودکان خیابان و بی‌پناه می‌رود؛ اما بخشی از آن برای زنده ماندن و رفع گرسنگی شکمی و احیانا کفش و لباس و اسباب‌بازی محقرانه او به کار می‌رود. در میان حدود 700 هزار کودک کار و خیابان تمام‌وقت و نیمه‌وقت در ایران البته سهم مهمی نیز مرکب از کودکانی‌اند که باید حاصل کار خود را به کمک به معیشیت خانواده‌ی خود اختصاص دهند

نظام سرمایه‌داری تناقض‌های عجیب و حل ناشدنی‌ای دارد. شماری از آن‌ها جهان شمول‌اند و شماری به کشورهای مختلف در رده‌های مختلف توسعه، گروه‌های فرهنگی و مناطق اجتماعی تعلق دارند. یکی از این تناقض‌ها حضور زنان در بازار کار است. سرمایه‌داری بی‌تردید نسبت به نظام‌های پیشین در خود امکانات بیشتری برای آزادی و فعالیت زنان دارد زیرا به نیروی کار مزدوری وابستگی اساسی دارد و ضمنا در فضای آزادی‌های سیاسی و اجتماعی‌ای که با آن عجین است، واکنش دیالکتیکی مبارزه ی زنان برای رهایی واقعی شکل می‌گیرد. این تناقض به این صورت بروز می‌کند که وقتی زنان به زبان اقتصاد بوروژایی که در این جا زبانی ناگزیر است، به «بازار کار» وارد می‌شوند با افزودن بر عرضه‌ی نیروی کار موجب کاهش دستمزد پولی می‌شوند. اگر وارد این بازار نشوند با روال دگرگونی تاریخی جامعه ناسازگاری کرده‌اند.

این به جای خود اما فشار هزینه‌های زندگی و ضرورت یافتن شماری از کالاها و خدمات مصرف و نیازهای رفاهی و خدماتی آموزشی و بهداشتی که اقتصاد سرمایه‌داری با کالایی کردن همه چیز آن را از مردم دریغ می‌دارد، موجب می‌شود که زنان راهی بازار کار شوند و با شرایط نامناسب‌تر مربوط به دستمزد ساعات کار محیط کار و شرایط اجتماعی فرهنگی آن ناگزیر کنار بیایند. به این ترتیب آن‌ها از حیث فردی منافع خود را در می‌یابند اما از حیث جمعی آن را تخریب می‌کنند. چه بسا بر اثر کار زنان هزینه‌های ناخواسته‌ی تحمیل شده به خانواده مانند هزینه‌های نگهداری کودک، درمان بیماری‌ها، هزینه‌های کمک خانه‌دار برای شست‌وشو و خدمات خانه، هزینه‌های ناشی از بی‌توجهی به امور منزل بخش قابل‌توجهی از دریافت زنان را به خود اختصاص می‌دهد. راه‌حل این تناقض سهیم شدن به ستم ناشی از تناقض سرمایه‌داری یا دل دادن به قواعد و مقررات و سوخت وساز بازار نیست. راه حل روی گرداندن از حضور ِاجتماعی زنان نیز نیست. راه‌حل نهایی در تدبیرجویی‌های سطحی رایج هر چند آثار مثبتی از حیث «اقتصاد خانواده» - که از مقوله‌های اقتصاد خرد و بورژوایی است - بتوان در آن یافت، نیز نهفته نیست. راه‌حل واقعی عمل‌گرایانه به‌رغم هر انتخاب مناسب در صحنه‌های زندگی، در مبارزه علیه نظامی است که یا ستم می‌آفریند یا تناقض. راه‌حل مبارزه‌ی رهایی‌جویانه‌ی زنان در متن مبارزات دموکراتیک و طبقاتی است.

اگر می‌توانیم با زنان در جامعه این‌گونه سخن بگوییم، با کودکان نمی‌توانیم. در اینجا سرشت تناقض‌آمیز یرای کودکان قربانی شده در نظام سرمایه‌داری ابعادی هولناک به خود می‌گیرد. کودکان وقتی کارمی‌کنند، حتا اگر کارشان توام با تکدی‌گری و جلب ترحم ِکمتر موفق در این شهرهای بی‌ترحم باشد، درآمدی به دست می‌آورند. بخشی از این درآمد به جیب مراقب‌ها و سرگروه‌های سازمان‌دهی کودکان خیابان و بی‌پناه می‌رود؛ اما بخشی از آن برای زنده ماندن و رفع گرسنگی شکمی و احیانا کفش و لباس و اسباب‌بازی محقرانه او به کار می‌رود. در میان حدود 700 هزار کودک کار و خیابان تمام‌وقت و نیمه‌وقت در ایران البته سهم مهمی نیز مرکب از کودکانی‌اند که باید حاصل کار خود را به کمک به معیشیت خانواده‌ی خود اختصاص دهند. بعضی از آن‌ها واقعا سرپرست خانواده‌اند. من آمار دقیق و برآوردهای آماری خود را در این مورد گم گرده‌ام، اما شمار آنان قابل‌توجه است. آن‌ها از پدر و مادر یا خواهر و برادر سالمند، از کار افتاده، معلول یا معتاد خود نگهداری می‌کنند. آن‌ها راهی جز این کار ندارند: «به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد».

بدبختی نهفته در تناقض از همین جا ناشی می‌شود. این کودکان، این «گنجشکان خیابان» به واقع قربانی هیچ چیز نیستند مگر هم‌دستی ستم سرمایه و بی‌اعتقادی دولت‌ها به فعالیت‌های رفاهی و خدماتی بی‌بازده اما انسانی؛ اما نه دولت و نه سرمایه‌داری‌ای که به نوبت از پشتیبانی و شرکت این و آن دولت بهره‌مند می‌شود، حاضر نیستند نتایجی ناشی از حیات اقتصادی خود را که منجر به تولید و ثروت‌اندوزی بر مبنای کار کودکان شده است، برعهده گیرند. اکثر آن‌ها وجود چنین پرنده‌های بی بال و پر معصوم را انکار می‌کنند. بارها شنیده‌اید که می‌گویند: «متکدیان هر یک چند خانه دارند طلا و جواهر جمع می‌کنند»، «کودکان ریاکارند و پول‌های زیادی را به اتفاق سردسته‌ها یا پدر و مادر واقعی یا ناواقعی‌شان به جیب می‌زنن»، این حرف‌ها فقط گمراه‌کننده نیستند، بلکه بی‌شرمانه‌اند. حتا اگر بتوانند چند موردی هم متکدی موفق را نشانه کنند.

تناقض وقتی ظاهر می‌شود که بازداشتن کودکان از کار کردن، چنان که روز لغو کار کودک تبلور انسانی آن است، به منزله‌ی بیچاره کردن اعضای نیازمند خانواده است؛ اما اجازه دادن به کار کودکان (این‌که کودک را زیر 15 سال، یا زیر 18 سال می‌گیریم؟ بستگی به شرایط اقتصادی و اجتماعی وسیاسی دارد) یعنی اجازه دادن به رواج ناانسان‌گرایی روابط ناسالم، خطرهای جنسی و جسمی و روحی برای کودکان و چشم بستن به روش‌های سنگدلانه‌ی سوداندوزی سرمایه‌داری. در ایران کارگاه‌های زیادی هستند که از کار سازمان یافته‌ی کودکان استفاده می‌کنند که شامل قالی‌بافی، رنگ‌رزی، صنایع دستی، جوراب‌بافی، نجاری، آجرپزی، نانوایی، ساختمان‌سازی، کار در مزرعه و باغ و نگهداری حیوانات و جز آن می‌شود. همه‌ی آن‌ها سنگدلانه‌اند، اما لزوما مبتنی بر کار مزدوری کودکان توسط سرمایه داران نیستند، چه بسا کودکان در کنار والدینشان کار می‌کنند؛ اما این ستم سرمایه‌داری در شکل توسعه‌ی ناموزون آن است که به هر حال بر همه‌ی شکل‌های کار، حتا شکل‌های سنتی و خانوادگی آن، سایه‌ی شوم خود را می‌اندازد.

ورود کودکان به بازار کار به ویژه بازاری که به دست‌های ظریف و ظرفیت مزدپذیری محدود آنان نیاز دارد به هر حال بنا به قانون ستمگرانه‌ی بازار ِعرضه و تقاضا، موجب افت دستمزدهای پولی می‌شود؛ اما عدم ورود آنان به این بازار خانواده‌ها را بیچاره می‌کند. در جهان 270 میلیون کودک کار وجود دارند هم سرمایه‌داری و هم خرده فرهنگ‌های به جا مانده از دوران پیشاسرمایه‌داری و هم خانواده‌های قربانی شده به کار اینان نیاز دارند. اگر از زنان می‌توانیم بخواهیم به جای این در و آن در زدن و تسلیم شدن و خود را پایین دیدن باید به‌رغم دل دادن به واقعیت معیشتی علیه نظام سیاسی و اقتصای متحد شوند و وجدان جمعی خود را تحکیم بخشند، این را از کودکان نمی‌توانیم بخواهیم. آن‌ها نیاز به شنیدن موعظه‌های ما ندارند. بیشتر از موعظه لازم دارند از سر و کول‌مان بالا بروند و بازی کنند. حتا زنان نیز به تنهایی نمی‌توانند پندهای روشنفکرانه و فیلسوف‌مآب را بشنوند و عمل کنند. آن‌ها در حصار تحجر و تعصب و خرافه، زور و سرکوب و نیرنگ گیر افتاده‌اند. وضع کودکان که روشن است. همه‌ی آن‌ها به ویژه گنجشگان خیابان نیاز به یاری عملی ما دارند. تدوین نظریه‌ها بر مبنای تجربه و نظریه و برای آزمون شدن در عرصه ی خیابان، در حوزه‌های مسایل کودک، خود بخشی از پراکسیس است.

http://kanoonmodafean1.blogspot.com/2013/06/blog-post_16.html

رژیم جنایتکار کودکان را به جوخه های مرگ میسپارد .
تبلیغ خشونت میان مردم و به ویژه کودکان توسط رژیم جنایتکار اسلامی

دو کودک کُرد در مناطق مرزی "حاجی عمران" توسط نظامیان هدف گلوله قرار گرفتند



کوردستان میدیا: دو کودک کُرد در مناطق کوهستانی "حاجی عمران" توسط نیروهای نظامی رژیم اسلامی ایران هدف گلوله قرار گرفتند.
به گزارش رسیده به وب‌سایت کُردستان میدیا، این دو کودک کُرد به نام‌های "نادر" و "مصطفی" در حالی که مشغول چرای دام‌هایشان بودند از سوی نیروهای نظامی رژیم ایران هدف گلوله قرار گرفتند.
در نتیجه‌ی این اقدام نظامیان، این دو کودک ١٢ تا ١٤ ساله دچار رعب و وحشت شدند.
شلیک نیروهای رژیم ایران به ساکنین مناطق مرزی، نگرانی ساکنین این مناطق، به ویژه منطقه‌ی "حاجی عمران" در اقلیم کُردستان را در پی داشته است.
نیروهای رژیم اسلامی ایران مدتی پیش نیز، شماری چوپان را هدف گلوله قرار داده که در نتیجه، یک شهروند اهل اقلیم کُردستان زخمی گردید.
ارسال شده توسط مسئول کردنیوز- شهریار در ۱۳:۳۴


واکنش ها:

فرتور سولماز بانوی هم میهن هنرمند که هنگام ورود به ایران از سوی گشتاپوی خامنه ای ربوده شد

فرتور سولماز بانوی هم میهن هنرمند که هنگام ورود به ایران از سوی گشتاپوی خامنه ای ربوده شد.

نوبت برخورد رژیم اسلامی کهریزکی با دختران خواننده و رقصنده ؛ رقص خوش زن قدغن

بیشتر بخوانید

یک عدد کلیه به فروش می رسد!اینجا جمهوری اسلامی ایران است...

• گزارش زیر، حکایت شش جوان خوزستانی است که به خاطر مشکلات مالی در بدر به دنبال کسانی می گردند که کلیه خود را به آن ها بفروشند ...
پنج‌شنبه ۲٨ ارديبهشت ۱٣۹۱ - ۱۷ می ۲۰۱۲
گاهی وقتی می‌شنویم یک نفر کلیه‌اش را برای فروش گذاشته، کلی توی دلمان به او بد و بیراه می‌گوییم و مدام به این و آن می‌گوییم: "می‌بینی چه دوره و زمانه‌ای شده، مردم به خودشان هم رحم نمی‌کنند؛ خوشی زده زیر دلشان؛ نمی‌دانند چکار کنند، کلیه‌شان را می‌فروشند." بعد هم به خودمان می‌بالیم که عجب آدم‌های خوبی هستیم که فکرمان اصلا به طرف این چیزها نمی‌رود و برای به دست آوردن پول، دست به چنین کارهایی نمی‌زنیم.

بیشتر بخوانید

کافی‌نت‌‌های آذربایجان ‌غربی برای جاسوسی شهروندان به دوربین مدار بسته مجهز می‌شوند

آژانس خبری موکریان / سرویس اجتماعی : پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات فرماندهی انتظامی آذربایجان‌ غربی از تجهیز تمام کافی‌نت‌‌های آذربایجان‌غربی به دوربین مدار بسته به منظور چهره‌زنی در زمان وقوع جرم خبر داد.

بیشتر بخوانید

 نوجوان ۱۶ ساله با تیراندازی پلیس تهران به صورت وی کشته شد

نوجوان ۱۶ ساله با تیراندازی پلیس تهران به صورت وی کشته شد

روزنامه دولتی «ایران» روز پنجشنبه گزارش داد که یک نوجوان ۱۶ساله در تهران با شلیک مستقیم یک مامور پلیس به صورت وی از فاصله «۲۰ سانتیمتری» کشته شد. این جوان متهم به مستی شده بود ولی «پزشکی قانونی وجود الکل در خون وی را رد کرده است.»

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: سه شنبه 17 بهمن 1391 - کدخبر: 111017

ثبت ۹ هزار ازدواج زیر ۱۵ سال در سه ماه اول سال ، ۲۵ هزار کودک بیوه


«بیوه کودک» از جمله پدیده‌های نوظهور در کشور است که با وجود همه هشدارهای کار‌شناسان، شیوع روز افزونی داشته و در پی ازدواج‌های زیر ۱۵ سال در کشور، عامل بروز ناهنجاری‌های فرهنگی در کشور می‌شود

بیشتر بخوانید

اقدام انسان دوستانه «بهرام رادان» برای جراحی دانش آموزان آسیب دیده مدرسه شین آباد!

بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

بهرام رادان، یکی از بازیگران سرشناس سینمای ایران، در گفتگویی رادیویی از تلاش برای جمع كردن گروهی از هنرمندان در راستای تامین هزینه جراحی پلاستیك كودكان آسیب دیده شین آباد و پیرانشهر خبر داده است.

بیشتر بخوانید

نامه حسین رونقی وبلاگ نویس زندانی به آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه :در مقابل تهدید، ظلم و ستم سر خم نخواهم کرد

خبرگزاری هرانا - سید حسین رونقی زندانی سیاسی دربند ۳۵۰ اوین در نامه‌ای به آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه با اعلام اینکه اعتصاب غذا نخواهد کرد اما تا روزی که ناعدالتی وجود داشته باشد در زندان تن به عمل جراحی نخوهد داد آورده است: بهترین روزهای من درحالی پشت دیوارهای زندان اوین سپری می‌شود که به واسطه عدم استقلال قضایی با مرگ تدریجی روبرو هستم با این حال سکوت را جایز نمی‌دانم و مشکلات را به شما مطرح می‌کنم.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: سه شنبه 17 بهمن 1391 - کدخبر: 111017

ثبت ۹ هزار ازدواج زیر ۱۵ سال در سه ماه اول سال ، ۲۵ هزار کودک بیوه

[h2«بیوه کودک» از جمله پدیده‌های نوظهور در کشور است که با وجود همه هشدارهای کار‌شناسان، شیوع روز افزونی داشته و در پی ازدواج‌های زیر ۱۵ سال در کشور، عامل بروز ناهنجاری‌های فرهنگی در کشور می‌شود.]بیشتر بخوانید

محکومیت حامد ملک آبادی به شش ماه حبس تعزیری
يکشنبه ٨ بهمن ۱٣۹۱ - ۲۷ ژانويه ۲۰۱٣

دادگاه انقلاب شهرستان سراب به ریاست قاضی خاطری (رئیس دادگستری سراب) طی دادنامه ای ،حکم به محکومیت حامد ملک آبادی فعال مدنی آذربایجان به شش ماه حبس تعزیری به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام داد

.

حامد ملک آبادی دانشجوی دانشگاه آزاد سراب در هشتم مردادماه سال ۹۱ توسط مامورین اداره ی اطلاعات سراب از منزل پدری اش و بدون ارائه ی حکم جلب، دستگیر شده و به همراه دوستش بابک بقایی چند روز در اداره ی اطلاعات سراب تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفته است. سپس به دستور دادستان سراب جهت تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره ی اطلاعات تبریز قرارگرفته است که فعلا با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی آزاد شده است .این دستگیری در راستای برخورد با فعالان مدنی آذربایجان در شهر سراب بوده و در این شهرستان ۱۰ نفر از فعالین دستگیرشده و درحال محاکمه می باشند.

بیشتر بخوانید

ناکامی امپراتوری دروغ ( صدا و سیمای جمهوری اسلامی ) در شهید سازی: تصادف منجر به فوت حسین غلام کبیری، عمدی نبود

کلمه : سه سال و نیم پس از مرگ حسین غلام کبیری که رسانه های حکومتی او را “اولین شهید فتنه” می نامیدند، با وجود همه فضاسازی های رسانه ای و دروغ پردازی های بی پایان، یک قاضی مستقل بار دیگر رای داد که حادثه تصادف منجر به مرگ وی عمدی نبوده و متهم آن که رسانه های دروغ او را “از فتنه گران” معرفی می کردند، بی گناه است.

بیشتر بخوانید

هشدار منبع حکومتی:خطر ازدواج کودکان و نوجوانان در ایران را جدی بگیرید

ابتکار نوشت : آمارهاي سازمان ثبت احوال کشور نشان مي‌دهد در يک دوره سه ماهه امسال ازدواج 12 هزار و 88 دختر و پسر کمتر از 20 سال به ثبت رسيده که 9 هزار و 863 زوج آنها کمتر از 15 سال سن داشته اند.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: دوشنبه 2 بهمن 1391 - کدخبر: 110326

دستگیری یک کودک ۹ ساله و شکنجه جسمی و روحی وی بیش از ۵ روز در اداره آگاهی بندر عباس

بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» رسول داوری ۹ ساله متولد ۱۰ دی ۱۳۸۲ می باشد.این کودک فرزند جلال و دارای شناسنامه شماره ۲۳۷۵۱۰ صادره از مشهد است.او کلاس سوم ابتدایی می باشد و در مدرسه شهید حسینی واقع در شهرک برق بندر عباس مشغول به تحصیل است.

بیشتر بخوانید

ناگفته های دانش آموز سوخته شین آبادی از حادثه آتش سوزی مدرسه

کودکان و فرزندان ما در آتش سوختند . رژیم فاسد و تبهکار اسلامی همه امکانات را در دست داشت تا با استفاده از مصرف گاز و لوله کشی و نصب شوفاژ جلوی این فاجعه چندباره سالهای اخیر را بگیرد.این رژیم جنایتکار دارائی های مردم ایران را به تروریست های اسلامی و اعراب هدیه میکند و نیازهای مدارس و یا نیازهای زلزله زدگان آذربایجان را که هم اکنون در زمستانی سرد و تاقت فرسا زندگی میکنند را بر طرف نمیکند .


ناگفته های دانش آموز سوخته شین آبادی از حادثه آتش سوزی مدرسه پیرانشهر - "یادگار مصطفی نژاد" دانش آموز ده ساله مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر که در حادثه آتش سوزی مدرسه خود از ناحیه دست و صورت دچار سوختگی شده بود، از حادثه دلخراش آتش سوزی 15 اذرماه کلاس خود می گوید.

بیشتر بخوانید

Iran- این بار حریق از لاله های نوشکفته جان گرفت
طبق آمارهای رژیم اسلامی 10 میلیون نفر از هم میهنان مطلقا بی‌سوادند

طبق آمارهای رژیم اسلامی 10 میلیون نفر از هم میهنان مطلقا بی‌سوادند

رئیس سازمان نهضت سوادآموزی ایران می‌گوید بر اساس آخرین نتایج سرشماری، ۹ میلیون و ۷۱۹ هزار ایرانی بالای شش سال مطلقا سواد خواندن و نوشتن ندارند.

بیشتر بخوانید

روز جهانی مبارزه با کار کودک

بیانیه به مناسبت 12 ژوئن2012

روز جهانی مبارزه با کار کودک

در دهمین سال روز جهانی مبارزه با کار کودک به سر می بریم نخستین بار در سال 2002، دوازدهم ژوئن توسط(ILO سازمان جهانی کار )به این نام برگزیده شد.

بیشتر بخوانید

دستگيری ۲۰ نفر دیگر در مهمانی های مختلط

روزنامه خراسان: ماموران انتظامي حصار گلستان، برگزارکنندگان ۲ پارتي شبانه را دستگير و مقاديري مشروبات الکلي کشف کردند.به گزارش خراسان، ماموران پاسگاه انتظامي حصار گلستان، در پي کسب اطلاعاتي مبني بر برگزاري ۲ پارتي شبانه در باغ هاي اطراف طرقبه، بلافاصله به دستور سرهنگ صارمي (فرمانده انتظامي طرقبه و شانديز) براي بررسي موضوع به محل اعلام شده عزيمت کردند.

بیشتر بخوانید

«۸۰۰ هزار کودک ایرانی از سوء تغذیه رنج می‌برند»


روزنامه جام جم روز یک‌شنبه گزارشی درباره سوء تغدیه صدها هزار کودک زیر ۶ سال ایرانی منتشر کرده و بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهزیستی و کمیته امداد نوشته‌است که دست‌کم «۸۰۰ هزار کودک ایرانی از سوء تغذیه رنج می‌برند».

بیشتر بخوانید

دست آورد رژیم جنایتکار وتبهکار و دزد در ایران دومیلیون کودک آواره است ، در ایرانی که این همه ثروت های کشور را مافیای حاکم به غارت میبرند و فرزندان ایران زمین در فقر و گرسنگی و فحشاه نگاه میدارد.

کودکان کار ایران ۴۵ برابر متوسط کشور ایدز می‌گیرند

به روز شده: 09:32 گرينويچ - 27 مه 2012 - 07 خرداد 1391

فرشید یزدانی، عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان به خبرگزاری ایلنا گفته است که بیش از ۴ درصد کودکان کار در ایران به ایدز مبتلا هستند، که این میزان ۴۵ برابر متوسط کشوری است.

گزارش اين هفته «کارنامه» برای کارگران به کودکان کار و مشکلات آنان اختصاص دارد.

بهروز کارونی
۱۳۹۱/۰۱/۲۳

گزارش اين هفته «کارنامه» برای کارگران به کودکان کار و مشکلات آنان اختصاص دارد.


پيش از هر چيز، اين پرسش مطرح می شود که تعريف از کودکان کار چيست؟
پريسا کاکايی، فعال حقوق کودکان، به راديو فردا می گويد:« کودکان خيابانی و کودکان کار، هر یک، تعريف خودشان را دارند. اما در ايران، کودکان کار و خيابانی، تقريبا کسانی هستند که کارهاي مختلفی انجام می دهند؛ از دست فروشی گرفته تا کارهای داخل خانه ها و کارگاه هايی مانند قالی بافی. اين کودکان برای اينکه بتوانند زندگی روزانه خود و خانواده شان را بگذرانند، مجبور به کسب درآمد هستند و عملا دوران کودکی شان را از دست می دهند و ناخودآگاه وارد دوران بزرگسالی می شوند.»

بیشتر بخوانید

کودکان در نیمه شب به جای کامیون بار حمل می‌کنند


کودکان در نیمه شب به جای کامیون بار حمل می‌کنند

آدينه ۱ ارديبهشت ۱٣۹۱ - ۲۰ آوريل ۲۰۱۲

در خیابان ناصرخسرو تهران کسبه از نیمه شب تا صبح از کودکان برای خالی کردن بار ماشین‌ها و حمل آن تا بازار استفاده می‌کنند ...
ایلنا: یک فعال حقوق کودکان کار اعلام کرد: به دلیل سنگ‌فرش کردن خیابان ناصرخسرو تهران، امکان استفاده از وسیله نقلیه برای حمل بار مقدور نیست و کسبه از نیمه شب تا صبح از کودکان برای خالی کردن بار ماشین‌ها و حمل آن تا بازار استفاده می‌کنند.

بیشتر بخوانید

کودکان کار-خیابان و روز جهانی کارگر

کودکان کار-خیابان و روز جهانی کارگر

[ h2 مهمترین عامل رشد بی سابقه و تکان دهنده کودکان کار و خیابان، نه فقر فرهنگی خانواده‏ها، که در اصل سمت گیری اقتصادی –سیاسی حکومت ولی‏فقیه می‏باشد. حکومت ولایت فقیه به خصوص در سال گذشته (۱۳۹۰) با اجرای طرح هدفمندی یارانه و یا بهتر است گفته شود طرح آزاد سازی اقتصادی، و افزایش بی‏رویه واردات کالاهای صنعتی و کشاورزی ….]بیشتر بخوانید

سازمان بهزیستی رژیم اسلامی: با برنامه‌های رقص و آواز در مهدکودک‌ها شدیدا برخورد می‌شود

سازمان بهزیستی استان تهران برنامه های رقص و آواز در مهدکودک ها را "غیر اخلاقی" خوانده و گفته است که این سازمان با مهدکودک هایی که از این گونه برنامه ها داشته باشند "برخورد شدیدی" می کند.

بیشتر بخوانید

  وخامت حال هانیه (شراره) فرشی وبلاگ نویس در زندان اوین


وخامت حال هانیه (شراره) فرشی وبلاگ نویس در زندان اوین

آدينه ۲۵ فروردين ۱٣۹۱ - ۱٣ آوريل ۲۰۱۲

خبرگزاری هرانا: هانیه (شراره) فرشی، وبلاگ نویس تبریزی در بیست امین ماه بازداشت خود به بیماری کلیوی مبتلا شده و مسئولین زندان از درمان وی جلوگیری می‌کنند.

[بیشتر بخوانید

تاييد حکم قطع دست سارق قنادي در دادگاه تجديدنظر

روزنامه خراسان : حکم عامل اصلي سرقت از .

بیشتر بخوانید

۱۸ دانش آموز آملی در یک سانحه رانندگی کشته و مجروح شدند

پنج‌شنبه ٣۱ فروردين ۱٣۹۱ - ۱۹ آوريل ۲۰۱۲

آفتاب:رئیس بیمارستان ۱۷ شهریور آمل از پذیرش ۱٨نفر از کشته ومصدومان تصادف دلخراش رانندگی اردوی دانش آموزی عصر پنجشنبه دراین مرکز درمانی خبر داد.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: آدینه 25 فروردین 1391 - کدخبر: 99124

ضدیت رژیم اسلامی با شادی جوانان ، بازداشت 29 شهروند جوان در آبادان

منبع حکومتی: بیدادستان عمومی و انقلاب آبادان از بازداشت 29 شهروند در یک پارتی شبانه خبر داد.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: دوشنبه 23 آبان 1390 - کدخبر: 92474

افزایش اعتیاد در دانش آموزان ایران

با وجود همه هشدارها، مسئولان وزارت آموزش و پرورش همواره بر طبل انكار كوبیده‌اند یا از ارائه آمارها خودداری كرده‌اند. همچنانكه حاجی بابایی پیش از این درباره اعتیاد دانش آموزان گفته بود:«كدام خانواده‌ای را سراغ دارید كه بگوید من چند فرزند معتاد دارم؟ مگر آنكه این خانواده آب از سرش گذشته باشد. هیچ خانواده‌ای این موضوع را نمی‌گوید

بیشتر بخوانید

هشدار نسبت به رشد آمار ازدواج کودکان در ایران تحت سلطه نظام شوم ایسلاکمپرافاشیسم

هشدار نسبت به رشد آمار ازدواج کودکان در ایران تحت سلطه نظام شوم ایسلاکمپرافاشیسم

همشهری آنلاین: عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان گفت: میزان ازدواج در کودکان نسبت به کل ازدواج‌ها از سال ۸۵ تا ۸۹، ۴۵ درصد رشد داشته است.
فرشید یزدانی افزود: طبق آمارهای سازمان ثبت احوال کشور میزان ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در سال ۸۵ نسبت به کل ازدواج‌ها ۲/۳ درصد بود که در سال ۸۹ به ۹/۴ درصد (افزایش ۴۵ درصدی) افزایش یافت.

[بیشتر بخوانید


دوشنبه، 26 دی ماه 1390 برابر با 2012 Monday 16 January

کودک آزاری؛ مرگ کودک 9 ساله بر اثر شکنجه در كرج.



روزنامه حكومتي شرق: پسربچه‌اي 9ساله كه به شدت مورد شكنجه و آزار قرار گرفته بود روي تخت بيمارستان جان باخت.

بیشتر بخوانید

 آزار جنسی کودکان از دیدگاه روانشناسی


آزار جنسی کودکان از دیدگاه روانشناسی

پریسا تربتی (شیرزاد)
• مزاحمت جنسی در اغلب اوقات درخانه ی قربانی آزار جنسی یا خانه ی مزاحم صورت میگیرد و درصد اندکی از مزاحمان برای کودک غریبه اند. معمولا مزاحمان جنسی یا از اعضای خانواده وف امیل یا آشنایان و همسایگان هستند ...
شنبه ٣ دی ۱٣۹۰ - ۲۴ دسامبر

بیشتر بخوانید

برای دیدن آرشیو به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید .http:/www.spiran.com/2006/fa//برای دیدن آرشیو گذشته به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید.

تاریخ خبر: چهارشنبه 2 آذر 1390 - کدخبر: 92901

پدری پس از آتش زدن دو دختر خردسالش خود را در تهران به آتش کشید

سرگرد حجت الله مرادی رئیس کلانتری 161 ابوذر در گفتگو با مهر جزئیات قتل دو کودک توسط پدرشان را تشریح کرد:

بیشتر بخوانید

سالروز تصویب پیمان نامه کودک و تداوم بی توجهی به حقوق کودکان!

بهرام رحماني فعال سیاسی چپ

ایران در سال 1373، به پیمان نامه سازمان ملل ملحق شد. هر چند حکومت اسلامی ایران، از جمله حکومت هایی ست که به طور مشروط این تعهد بین المللی را امضاء کرده است اما با این شرط، درجه تعهد آن به این تعهدنامه کم نمی کند. حدود هفده سال، زمان زیادی است که مسائل و مشکلات مربوط به کودکان به حداقل برسد. اما تمامی شواهد و قرائن متاسفانه حکایت از نابسامانی کودکان و عدم توجه به حقوق آن ها در کشور دارد.

بیشتر بخوانید

حمله مزدوران خامنه ای به فروشگاههای اسباب بازی در تهران که عروسکهای باربی را به فروش میرسانند

پلیس ایران قصد دارد فروشگاه‌های عرضه‌کننده‌ی "باربی"، عروسک بلوند آمریکایی، را پلمپ کند. این اولین بار نیست که فروش باربی در ایران با ممنوعیت مواجه می‌شود. پیش‌تر دادستان کل کشور حکم «خطرناک» بودن باربی را صادر کرده بود.

بیشتر بخوانید

افزایش کودکان خیابانی در خوزستان، سهم این کودکان از فروش نفت در حلقوم کیست؟

افزایش کودکان خیابانی در خوزستان، سهم این کودکان از فروش نفت در حلقوم کیست؟

از دستان پر از دستمال تا دستان خالی از وجود مادر، از التماسهای بچگی تا خنده های شیرین کودکی، از نگاه معصوم کودکانه تا فروش سالهای بازیگوشی، همه و همه سهم کودکانی است که در پشت چراغهای قرمز زندگیشان ایستاده اند تا آمار کودکان خیابانی در خوزستان رو به افزایش باشد.

بیشتر بخوانید

میلیونها جوان باز مانده از تحصیل ،در کشوری با پیشینه ۱۵۰ ساله آموزش ودرآمد نفتی کلان  صف میلیونی بازماندگان از تحصیل

تاریخ خبر: شنبه 23 مهر 1390

میلیونها جوان باز مانده از تحصیل ،در کشوری با پیشینه ۱۵۰ ساله آموزش ودرآمد نفتی کلان . صف میلیونی بازماندگان از تحصیل

چند میلیون نوجوان ایرانی از چرخه نظام آموزشی بیرون رانده می‌شوند؟ این پرسش به این خاطر در شرایط امروز ایران از اهمیت برخوردار است که پدیده بازماندن از تحصیل به نوعی آئینه تمام نمای میزان کارآمدی سیاست‌های اجتماعی دولتی و نیز وضعیت نابرابری‌های اجتماعی و شرایط گروه‌های کم درآمد و محروم جامعه است.
.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: یکشنبه 10 مهر 1390 - کدخبر: 90364

یک ماجرای کودک آزاری دیگر در ایران اسلام زده ، اینبار دختر 2.5 ساله

دختر 2.5 ساله‌ای در بوئین زهرا بر اثر کودک آزاری از سوی پدر و مادرش راهی بیمارستان شد.
به گزارش سایت حکومتی فارس از قزوین، دختر بچه 2.5 ساله‌ای که بر اثر کودک‌آزاری از سوی پدر و مادرش دچار جراحت و سوختگی شده بود، با اطلاع اورژانس اجتماعی بهزیستی استان قزوین به بیمارستان امیرالمومنین بوئین زهرا منتقل شد.

[بیشتر بخوانید

رژیم جنایتکار اسلامی فرهنگ خشونت را ترویج میکند، کودکان قربانی تربیت تروریستی رژیم اسلامی

رژیم جنایتکار اسلامی فرهنگ خشونت را ترویج میکند، کودکان قربانی تربیت تروریستی رژیم اسلامی اند.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: دوشنبه 18 مهر 1390 - کدخبر: 90760

نمونه دیگری از مرگ اخلاقیات در ایران تحت اشغال اسلام ؛ کودک 16 روزه‌ای با ضربات چاقو توسط مادرش در مشهد به قتل رسید.

در ساعت 9:40 روز گذشته نوزاد 16 روزه‌ای که بدنش به وسیله ضربات چاقو به شدت مجروح شده بود با آمبولانس اورژانس در معیت پدر و مادربزرگش برای مداوا به بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد مشهد انتقال داده شد.

بیشتر بخوانید

یک ماجرای کودک آزاری دیگر در ایران اسلام زده ، اینبار دختر 2.5 ساله


تاریخ خبر: یکشنبه 10 مهر 1390 - کدخبر: 90364

یک ماجرای کودک آزاری دیگر در ایران اسلام زده ، اینبار دختر 2.5 ساله دختر 2.5 ساله‌ای در بوئین زهرا بر اثر کودک آزاری از سوی پدر و مادرش راهی بیمارستان شد.

بیشتر بخوانید

فیلم مستند خواب ابریشمی

فیلم مستند خواب ابریشمی

فیلم زیر از دختران جوان کشورمان گرفته شده. در مورد واقعیت مصیبت بار اکنون و چه آینده ای که در انتظار آنها است . شاید با دیدن این فیلم وجدان خوابیده هر ایرانی دیگر بار بیدار شود. بدانیم این جوانان معصوم فرقی با بچه های تک تک ما در خارج از کشور ندارند چرا آنها باید این چنین فکر کنند؟

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: آدینه 25 شهریور 1390 - کدخبر: 89620

بیانیه گروه مرزداران میهن در رابطه با نفوذ به سیستم نت ورک و از کار انداختن تارنماهای رژیم اسلامی


مبازان دلیر ایران زمین،
در راستای رستاخیز مردمی اول مهر ماه و در هم کوبیدن پایگاه های خبر

بیشتر بخوانید

اعتراف آخوند محسن قرائتی : جوانان ایران اصلا نماز نمی‌خوانند

سه شنبه 29 شهریور 1390 - کدخبر: 89815

اعتراف آخوند محسن قرائتی : جوانان ایران اصلا نماز نمی‌خوانند


پس از 20 سال ریاست بر ستاد اقامه نماز ،اعتراف قرائتی: جوانان نماز نمی‌خوانند
محسن قرائتی پس از 21 سال ریاست بر ستاد اقامه نماز اذعان کرد که امروز نسل جوان نماز نمی خواند. او در مراسم تقدیر از برنامه‌های غیر نمایشی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تلویزیون دولتی ایران را نیز به "خواب زدگی" متهم کرد و گفت: "انگار تلویزیون 32 سال است خوابش برده. انشاء‌الله از این خواب بیدار شود."

بیشتر بخوانید

زنگ «پنج فرمان» مدارس دخترانه ایران به صدا درآمد: ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان

سه شنبه 29 شهریور 1390 - کدخبر: 89812

زنگ «پنج فرمان» مدارس دخترانه ایران به صدا درآمد: ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان


روزهای پایانی شهریور و آغازین مهر، برایم یادآور احساسات و خاطرات عجیب و بعضا" تلخی است که هرساله در همین روزها تکرار و تکرار می شوند. احساساتی که ریشه هایش در همان کودکی ام باقی مانده اند و کمکی به تنومند شدن ساقه و شاداب تر شدن برگ های دیدگاه هایم نکرده اند. به مهر و مدرسه که فکر می کنم می بینم انگار هنوز هم دورم از همه آنچه باید تجربه می کردم و مدرسه با همان ساختارش نگذاشت. زنگ صدای تحکم آمیز ندو، نخند، نپر، نرقص و نخوان هنوز هم در گوشم می زند. چون من دختر بودم. همین 5 فرمانی که به نظرم آنقدر تعیین کننده و سرنوشت سازند که انگار می توان به واسطه آنها نه تنها سرنوشت من، بلکه سرنوشت یک جامعه را هم تغییر داد.

بیشتر بخوانید

کاهش سن اعتیاد در ایران اسلام زده

تاریخ خبر: دوشنبه 4 مهر 1390 - کدخبر: 90103

کاهش سن اعتیاد در ایران اسلام زده

مدیرکل دفتر مداخله و بازتوانی آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی با اشاره به کاهش سن اعتیاد در کشور افزود: باید رویکرد پیشگیرانه بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه شخصیت کودکان و نوجوانان در سن شش تا 16 سالگی شکل می‌گیرد.

بیشتر بخوانید

درگیری مردم با نیروی سرکوبگر و جنایتکار انتظامی رژیم در مهاباد ؛ یک خودرو نیروهای رژیم توسط جوانان به آتش کشیده شد

درگیری مردم با نیروی سرکوبگر و جنایتکار انتظامی رژیم در مهاباد ؛ یک خودرو نیروهای رژیم توسط جوانان به آتش کشیده شد


تاریخ خبر: پنجشنبه 7 مهر 1390 - کدخبر: 90255

درگیری مردم با نیروی سرکوبگر و جنایتکار انتظامی رژیم در مهاباد ؛ یک خودرو نیروهای رژیم توسط جوانان به آتش کشیده شد
گزارش دریافتی : نیروی انتظامی حکومت اسلامی ایران در شهر مهاباد با ساکنین مدنی محله‎ی "پشت‎تپ" درگیر شده که در نتیجه، یک نفر از شهروندان مدنی بر اثر اصابت گلوله مأمورین نیروی انتظامی به شدت زخمی گردید.

بیشتر بخوانید

رواج بیسابقه اسلام گریزی جوانان در ایران چه نقشی در اعلام حکم اعدام کشیش مسیحی دارد؟

تاریخ خبر: یکشنبه 10 مهر 1390 - کدخبر: 90387

رواج بیسابقه اسلام گریزی جوانان در ایران چه نقشی در اعلام حکم اعدام کشیش مسیحی دارد؟

رادیو فرانسه:این روزها دادگاه یک کشیش ایرانی بنام یوسف ندرخانی، علاوه بر نگرانی های فراوان نسبت به سرنوشت این شهروند ایرانی ،بحث های فراوانی نیز درباره ایرانیانی که به مسیحیت می گروند مطرح کرده است. این دادگاه باید این روزها درباره حکم اعدامی که از قبل درباره این کشیش مسیحی صادر شده – و البته توسط دیوان عالی کشور لغو شده است – دوباره داوری کرده و رای جدیدی صادر کند.

بیشتر بخوانید

شپش ها بعد از 80 سال دوباره بیدار شدند ، ابلاغیه شپشی رژیم اسلامی در مدارس دخترانه صادر شد


تاریخ خبر: دوشنبه 11 مهر 1390

این طرح در سال تحصیلی جاری با اولویت مدارس دخترانه دوره ابتدایی (شهری و روستایی) اجرا می شود.

بیشتر بخوانید

چهارشنبه، 13 مهر ماه 1390 برابر با 2011 Wednesday 05 October

جوانان ماهشهری در کنار صنايع پتروشيمی بيکار هستند

روزنامه ی نورخوزستان: نماينده بندرماهشهر، اميديه و هنديجان در مجلس با انتقاد از به‌کارگيري نيروهاي غيربومي در صنايع پتروشيمي گفت: در حال حاضر جوانان ماهشهري در کنار صنايع پتروشيمي بيکار هستند. خليل حيات‌مقدم امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در آبادان اظهار داشت:

بیشتر بخوانید

یکشنبه، 10 مهر ماه 1390 برابر با 2011 Sunday 02 October

گزارش دردناک فروش واستفاده جنسی از کودکان کار در حکومت اسلامی کهریزکی اختلاسی


فرتور پاسدار فیروز آبادی آخوند شیاد و دزد محمد خاتمی حاج محمود خاوری شاه دزد اسلامی و گرگزاده خمینی اینها همه زیر نظر الله به غارت ایران مشغواند
گزارش دردناک فروش واستفاده جنسی از کودکان کار در حکومت اسلامی کهریزکی اختلاسی
هرانا: کودکان کار؛ دو کلمه که وقتی در کنار هم می‌نشینند آهنگ بیان ترکیب آنها راحت و شیرین است، اما در میان ماشین‌های پشتِ چراغ‌قرمزها، در اتوبوس‌ها، مترو، خیابان‌ها و بسیاری جاهای دیگر تصاویر دل‌آزار و ناخوشایندی را به پیشِ چشم هر کدام از ما می‌تواند تصویر کند. این روزها تصور خیابان‌های بدون کودکان کار در شهری که زندگی می‌کنیم آرزو و خواستی است دور از دسترس.

بیشتر بخوانید

۲۰ درصد افراد با مدرک ليسانس بيكار هستند

چهارشنبه، 13 مهر ماه 1390 برابر با 2011 Wednesday 05 October

۲۰ درصد افراد با مدرک ليسانس بيكار هستند

روزنامه ابرار: وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعى با اعلام اينكه برخى بيكار نيستند اما حال كار كردن ندارند، گفت: نرخ بيكارى افراد ليسانس ۲۰ درصد و نرخ بيكارى ديپلم و زير ديپلم ۲ درصد است. عبدالرضا شيخ الاسلامى در شوراى عمومى مجامع امور صنفى كشور اظهار داشت: بند «و» ماده ۸۰ قانون برنامه پنجم توسعه در دولت تصويب و ابلاغ شده است. وى افزود: ما مى دانيم كه در جامعه محدوديت هايى به لحاظ قانون كار وجود دارد كه اما سعى مى كنيم فرآيند اصلاح قانون را بدون تنش و جوسازى هاى رسانه اى دنبال كنيم. وزير تعاون، كار و رفاه با بيان اينكه بيكارى در كشور ما و دنيا يكى از معضلات اساسى است، گفت: اگر مشكل بيكارى حل شود بسيارى از مسائل اجتماعى، سياسى و امنيتى كاهش پيدا مى كند. وى افزود:

بیشتر بخوانید

تصویری از روستای محروم با مردمانی دردمند در کشور نفت خیز ایران اشغال شده

تاریخ خبر: شنبه 2 مهر 1390 - کدخبر: 90028

تصویری از روستای محروم با مردمانی دردمند در کشور نفت خیز ایران اشغال شده


خبرگزاری مهر : روستای محروم چین از توابع شهرستان کوهرنگ واقع در استان چهارمحال و بختیاری است که مردم آن به گویش بختیاری صحبت می‌کنند. مردن این روستا با وجود واقع شدن در میان بخش مرکزی کوههای زاگرس از مشکلات گوناگونی از جمله نبود آب شرب کافی رنج می برند.
عکس / مهدی حاجی وند

بیشتر بخوانید

«نرخ بیکاری بین جوانان افزایش یافته است»

«نرخ بیکاری بین جوانان افزایش یافته است»

۱۳۹۰/۰۵/۳۰
بهروز کارونی

پایگاه خبری «قانون» نوشت که گزارش تحقیق و تفحص مجلس از برنامه چهارم توسعه حاکی از آنست که نرخ بیکاری افراد بین ۲۵ تا ۲۹ سال بین سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ افزایش یافته است.

بیشتر بخوانید

پاچه گیری عوامل رژیم در صدا و سیمای منفور خامنه ای در وحشت از سرنگونی

وقتی «آب بازی» جوانان لائیک ، حکومت الله را به وحشت می اندازد.فرتور جوانان لائیک ایرانی در حال نبرد با اسلام


ماهیت رژیم تبهکار و متجاوز اسلامی نسل کشی در سه دهه بوده است .رژیمی که جوانان را فقط بخاطر آب بازی ضرب و شتم میکند ،این رژیم را باید جوانان خود با تمامی عواملش در ایران برای همیشه کفن کنند تا رژیمی که فقط بدنبال ایجاد رعب ،وحشت و خفقان است از صحنه روزگار ایران محو شود.


پاچه گیری عوامل رژیم در صدا و سیمای منفور خامنه ای در وحشت از سرنگونی
انتقاد آخوند زائری از دستگیری جوانان آب پاش
حجه الاسلام والمسلمین زائری از روحانیون شناخته شده وسردبیر سابق روزنامه همشهری در برنامه زنده ای که جمعه شب و پس از افطار از شبکه دوم تلویزیون پخش شد به شدت از ماجرای دستگیری افرادی که آب پاشی کرده بودند انتقاد کرد .
به گزارش پارس توریسم ،آقای زائری درصحبتهای خود گفت : من آزار می بینم وقتی می بینم ۴تا جوان را به خاطر آب پاشی دستگیر کرده اند . آنهایی که طرفدار چنین دستگیر کردن هایی هستند نظام جمهوری اسلامی را کوچک می بینند .

برای دیدن از فرتورهای بیشتر بر روی ادامه فشار دهید. ادامه بیشتر بخوانید

خشونت علیه کودکان

کوک آزاری در مدارس


رژیم جنایت پیشه اسلامی خشونت را نهادینه کرده است . دستگاه آموزشی کشور از خشونت نهادینه شده توسط رژیم جنایتکاران اسلامی کنار نمانده است .در مدارس آموزگارانی که آموزش تربیتی برای پرورش کودکان ندارند و با احتمال قوی خود قربانی پرورشی خشونتی اند، کودکان را ضرب و شتم میکنند.این موجودات که خود را آموزگار مینامند نیاز به روان درمانی و روانکاوی دارند و جای آنها در مدارس نیست .در دستگاه آموزشی آموزگارانی که کودکان را ضرب وجرح میکنند نه فقط باید از کار بیکار بلکه آنها باید تحت تعقیب و به زندانهای طویل محکوم گردند.ولی رژیم تبهکار و فاسد اسلامی که خود باعث توسعه خشونت در ایران گردیده است صلاحیتی در امر آموزشی ندارد و این رژیم کهریزکی است که باید با تمام قوای مردمی از اریکه قدرت به پائین کشیده شود تا امور آموزشی و تربیتی در ایران با روند مدرن جایگزین توحش اسلامی در امور فرهنگی گردد. به فیلمی که در اینجا نشان داده میشود توجه کنید تا به ابعاد قصاوت کودک آزاری بیماران روانی که خود را آموزگار مینامند پی ببرید. حزب سوسیال دمکرات ایران

بیشتر بخوانید

دوازدهم ژوئن روز جهانی لغو کار کودک:

دوازدهم ژوئن روز جهانی لغو کار کودک:

هم¬بسته و پیوسته، هم¬صدا و هم¬گام، نه به کار کودک، آری به حق کودکی!
دوازهمین سال¬گرد این روز تاریخی و بزرگ را به تمامی تلاش¬گران کمپین دفاع از حق کودکی و جنبش لغو کار کودک، به ویژه به هم¬کار، آموزگار و برادرعزیزم کایلایش ساتیراتی، بنیان گذار رژه¬ی جهانی علیه کار کودک، تبریک می¬گویم.
* * *
دوازده سال پیش در چهارم ژوئن 1999، شخصا افتخار این را داشتم که هم پای قدم¬های مصمم شانزده نفر از کارگران کوچک، اسپارتاکوس¬های معاصر، با شعا¬رهای «بسه دیگه کار کودک»، «بچه¬ها تحصیل و شادی می¬خواهند»، «بسه دیگه دست¬های کوچک زخمی و کمرهای تا شده از کار»، «بسه دیگه استثمار»، وارد سالن محل برگزاری اجلاس سالیانه¬ی سازمان جهانی کار شوم.

بیشتر بخوانید

کودکان معصوم بلوچ از ابتدایی ترین حقوق انسانی تحصیل محرومند

مردم استان سیستان و بلوچستان ایران همواره از ستمهای فراوانی از دست حاکمان جابر و مستبد ایران رنج برده است. امر آموزش و پرورش در بلوچستان یکی از بزرگترین معضلاتی است که رژیم کهریزکی در ادامه آن نقش بسزایی دارد. در این مقاله انواع دیگر تبعیضات عمدی رژیم بر مردم استان سیستان و بلوچستان از قبیل ستم مذهبی، نابرابری های اجتماعی هدفمند، تبعیض در اشتغال و هزاران مصائب دیگر بررسی نمیشوند زیرا هر کدام جداگانه نیاز به آنالیز دارند. با این حال در اینجا تنها به نقش رژیم در اعمال تبعیض سیستماتیک دولتی در بخش آموزش در سیستان و بلوچستان که گریبان کودکان معصوم بلوچ است اکتفا میشود.

بیشتر بخوانید

جوانان و ویروس ایدس


به گزارش یونیسف بخش کودکان و جوانان سازمان ملل در گزارشی که اخیرا" منتشر شده است بیش از 5 میلیون جوانان جهان به ویروس ایدس مبتلا شده اند.از این 5 میلیون بیش از 2 میلیون این انسان ها نو جوانند.

بیشتر بخوانید

فرتورهای  ارعاب و سرکوب جوانان میهنمان بدست جنایتکاران حکومت اسلامی .

فرتورهای ارعاب و سرکوب جوانان میهنمان بدست جنایتکاران حکومت اسلامی .

weiterlesen...

  رژیم  اسلامی نوجوانان را  تربیت  تروریستی میکند

رژیم اسلامی نوجوانان را آموزش های تروریستی میدهد .


حسین پسر بچه چهارده ساله‌ایست که با این باطوم‌ها تعداد زیادی را کتک زده‌است. مادر این پسر بچه که زنی تقریبا بی‌سواد و از اهالی جنوب شهر تهران است به خبرنگار خودنویس گفت:« با دیدن صورت خسته و عرق کرده حسین و باطومی که با خود به خانه آورد شوکه شدم. پرسید این دیگر چیست؟ گفت ابزاری جدید برای کسب درآمد بدون دردسر.»

weiterlesen... ادامه

آمار زدواج زير 14 ساله ها در هرمزگان


فارس: رضا غلام‌پور شامگاه چهارشنبه در جمع مديران با بيان اينكه در 10 ماهه سال‌جاري تعداد 15 هزار و 496 واقعه ازدواج در هرمزگان به ثبت رسيده، اظهار داشت: اين رقم نسبت به سال گذشته 3.57 درصد كاهش نشان مي‌دهد.

weiterlesen...

نوجوان ۱۴ ساله به اعدام محکوم شده است


خبرگزاری هرانا - در حالی که روز ۲۹ ژانویه، روز اعتراض جهانی علیه اعدام، معرفی شد و طبق ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: ‌"حکم مرگ نباید برای جرایمی صادر شود که افراد زیر ۱۸ سال مرتکب شده‌اند"؛ هم چنین در ماده ۳۷ میثاق حقوق کودک، ذکر شده است: ‌"حکم اعدام و حبس ابد، بدون امکان آزادی، نباید برای جرایمی صادر شود که افراد زیر ۱۸ سال مرتکب شده‌اند"، غلامحسین رییسی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشرساکن شیراز از صدور حکم قصاص برای اشکان میری خبر داد.

weiterlesen...

مزاحمت برای جوانان توسط حکومت ارازل و اوباش اسلامی نهادینه گردیده است . بازداشت ۲۰ دختر و پسر که در قالب یک تور گردشگری عازم کلاله بودند بازداشت 20 دختر و پسر که در قالب یک تور گردشگری عازم کلاله بودند.

weiterlesen... ادامه

ضرب و شتم دو دانش آموز بهایی توسط معلّم قرآن

ضرب و شتم دو دانش آموز بهایی توسط معلّم قرآن



به دنبال مجموعه اقدامات حکومتی در جهت نقض حقوق بهائیان در ایران ، چندی پیش در "مدرسه راهنمائی سعادت" واقع در شیراز دو دانش آموز بهائی مورد ضرب و شتم شدید معلم قرآن خود به نام "آقای رشیدی" قرار گرفتند.

weiterlesen... ادامه

۱۳۰ نوجوان ایرانی در معرض اعدام

130 نوجوان ایرانی در معرض اعدام


حدادی (چپ)،انگوتی (وسط) و امرالهی.
۱۳۸۸/۰۷/۲۷
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، دوشنبه، با انتشار بيانيه ای از جامعه بين المللی درخواست کرد که موج اعدام نوجوانان بزهکار در ايران را به شدت محکوم کند.

weiterlesen... ادامه

پنج هزار کودک کار و خیابان در تهران


کودکان کار و خیابان در سال جاری با افزایش و یا کاهش روبرو نبوده و این افراد در سه مرکز جدید که از سوی سازمان بهزیستی استان تهران در دست احداث است، ساماندهی می شوند.
رئیس سازمان بهزیستی تهران گفت : پنج هزار کودک کار و خیابان در این استان وجود دارد.

weiterlesen... ادامه

کودک بی کفش

فقر در چهره کودک ایرانی نتایج دزدی و فساد حکومتی خون خوار و دزد است که سرمایه های ایران را برای تروریست های لباس شخصی ، بسیج جنایتکار و پاسداران متجاوز و دیگر گروه های تروریستی اسلامی در چهان مصرف میکند.



آرزوهاتون چقدر بزرگه؟
مثلا تا حالا آرزو كرده ايد كفش كلارك دویست هزار تومنی بپوشيد؟‌
ممكنه آرزوهاتون کوچکتر از این باشه!
ولیکن مطمئنم که تا حالا چنین آرزویی نکرده اید:
"داشتن يه جفت كفش سالم "
ولي اين چوپان كوچولو تو كوههاي چهارمحال و بختياري اين آرزو رو داره:
"داشتن يه جفت كفش سالم "

weiterlesen... ادامه

حکومت جنایتکار ،فاسد وخون خوار اسلامی دیگر بار برای حیات ننگین خود با گرفتن جان 2 جوان می کوشد به زندگی اهریمنی خود بی افزاید .دو جوان در آستانه قتل حکومتی (اعدام)




امیر خالقی و صفر انگوتی دو نوجوانی که در سن 16 ساله‌گی به اتهام قتل عمد بازداشت شدند در آستانه اعدام قرار گرفته‌اند.

محمد مصطفایی وکیل امیر خالقی گفت: « امیر خالقی در سن 16 ساله‌گی در حالی که مسلوب الاختیار بوده دوست خود را بدون هیچ گونه اراده و قصد قبلی با ضربه چاقو به قتل می‌رساند. خالقی قرار بود در روز یکشنبه چهارم اسفند ماه در زندان اوین ، توسط دادسرای امور جنایی تهران اعدام شود که با دستور ریئس قوه قضاییه جهت کسب رضایت از اولیاءدم اجرای حکم‌اش متوقف شده بود.»

هم‌چنین محمد مصطفایی در مورد صفر انگوتی دیگر نوجوان محکوم به اعدام که وکالت او را بر عهده دارد عنوان می دارد« صفر انگوتی انگیزه ارتکاب جرم را چنین گفته که عاشق فاطمه‌ی 14 ساله بوده و در روز حادثه فقط به خاطر اینکه مقتول با دختر مورد علاقه‌ی وی در حال صحبت کردن بوده با او درگیر شده است. فاطمه بیش از 14 سال سن نداشته و صفر او را چندین بار در محله خود دیده و به وی علاقه مند شده بود. متاسفانه یک نزاع بچه‌گانه سرنوشت دو نوجوان را چنان تغییر می دهد که یکی دار فانی را وداع می گوید» و دیگری در انتظار اعدام است.

هر دو نفر آن‌ها در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشته و قرار است در روز چهارشنبه ۱۶/۲/۱۳۸۸ در محوطه زندان اوین به دار آویخته شوند. این در حالی است که اجرای حکم اعدام آن‌ها بر خلاف ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک است.

لازم به ذکر است ایران کنوانسیون حقوق کودک را به صورت مشروط پذیرفته ولی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را به صورت مطلق قبول کرده است؛ در بند 6 ماده‌ی 5 این میثاق صراحتا حکم به مجازات اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است .

فعالان حقوق‌بشر و کودک در حالی با نگرانی وضعیت این دو نوجوان محکوم به اعدام را دنبال می‌کنند که در طی هفته‌ي گذشته شاهد اعدام دل‌آرا دارابی، دختری که در سن 17 ساله‌گی متهم به ارتکاب قتل شده بود، در زندان رشت پای چوبه‌ی دار زنده‌گی‌اش را از دست داد.دوشنبه ، 14 ارديبهشت 1388 ، 17:33

04.05.2009

" آزار، تهدید و تحقیر دانش آموزان بهایی در مدارس "


پدیده آزار و اذیت بهاییان در ایران دارای قدمتی طولانی است اما امروز در همه ی سطوح شاهد برخورد با بهاییان هستیم به طوری که از مدارس ابتدایی تا قبرستان های بهایی هیچ یک از گزند و آسیب بی بهره نمانده است و طبق گزارشات رسیده، دانش آموزان بهایی در مدارس ایران به نحو روز افزونی با آزار و بدرفتاری مسئولین و مقامات مدارس رو به رو هستند.

همواره از مدرسه به عنوان خانه ی دوم برای دانش آموزان یاد میشود و از معلمان و مدیران به عنوان دوستانی که در رابطه با تربیت انسانی به آنان کمک می کنند و باید مورد اعتماد دانش آموزان باشند، یاد می شود. اما متاسفانه در ایران دانش آموزان بهایی در همه ی سطوحِ دبستان، راهنمایی و دبیرستان مورد تحقیر و توهین معلمان خود قرار میگیرند.

بنابر گزارش سرویس خبری جامعه ی بهایی تنها در فاصله ی سپتامبر 2008 تا فوریه 2009 ، 4 مورد اخراج، 20 مورد توهین به دانش آموزان، 2 مورد عدم ثبت نام، 7 مورد تهدید به اخراج، 5 مورد اجبار به امضای تعهد نامه، برگزاری 5 سمینار ضد بهایی، 4 مورد توزیع مطالب ضد بهایی در مدارس، 4 مورد اجبار به شرکت در مراسم دینی، 6 مورد احضار دانش آموزان و والدین آنها به وزارت اطلاعات و دفتر امنیت در مدارس و 2 مورد تشویق دانش آموزان بهایی به تغییر یا پنهان کردن عقیده شان مشاهده شده است. اینها تنها موارد گزارش شده است، چرا که در بسیاری موارد تهدید ها به صورتی است که دانش آموزان یا والدین آنها از گزارش کردنشان خودداری می کنند.

در این شرایط مسئولان مدرسه، کودکان و نوجوانان- آسیب پذیرترین قشر جامعه ی بهایی را - در مکانی که باید در آن از آرامش کافی برای درس خواندن و پیشرفت علمی برخوردار باشند مورد تحقیر و آزار قرار میدهند، ایجاد تنش و فشار روانی بر دانش آموزانی که با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند بهداشت روانی آنان را به شدت تهدید می کند. منظور از بهداشت رواني، سازگاري فرد با محيط اطراف خود است، در صورتي که فرد بتواند خود را به راحتي با محيط اطراف تطبيق دهد، قابليتهاي خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفي و رفتاري باشد، از بهداشت رواني برخوردار است. مسلما تخریب اذهان کودکان و تحریک آنان برای بدرفتاری با همکلاسی های بهایی خود که زمانی دوستشان بودند اثرات زیانباری را برای هر دو طرف مورد آزار و آزار دهنده در برخواهد داشت.

با بررسی اجمالی این آزارها می توان دریافت که تلاشی سیستماتیک برای ناکام گذاشتن دانش آموزان بهایی از تحصیل در جریان است و تا کنون بسیاری از شهرهای ایران مانند تهران، اصفهان، کرج، شیراز، رشت، کرمانشاه، کاشان و ...را دربر گرفته است، این پروژه شامل توهین به مقدسات، تحریک، تهدید و حتی اخراج می شود و شواهد حاکی از آن است که مدرسه و کلاسی یافت نمی شود که در آن معلمان دقایقی را به تخریب اذهان دانش آموزان علیه جامعه ی بهایی ایران اختصاص نداده باشند. اما مشکل بزرگ تر از آنجا آغاز می شود که کودک یا نوجوانی بهایی نیز در کلاس باشد. کودک مذکور با دو راه مواجه است. راه اول سکوت است و تحمل تمامی توهین ها و صحبت هایی که در بسیاری موارد شامل نسبت دادن مسائل زشت و بی شرمانه ای به خانواده های بهایی است و راه دوم اجازه گرفتن و پاسخ به صحبت های معلم است که در این صورت سرنوشت خوبی در انتظار او نخواهد بود چرا که در بیشتر موارد با اخراج یا حداقل تهدید به اخراج روبرو می شود.

در اکثر موارد دانش آموزان پس از پاسخ دادن به صحبت های تشنج زا و تحقیرآمیز معلمان به مدیریت مدرسه فراخوانده شده و مسئولان مدرسه از آنان خواسته اند که پاسخی به مباحث مطرح شده، ندهند درغیر این صورت با تبعاتی نظیر اخراج روبرو خواهند بود و در بعضی موارد نیز از مدرسه اخراج شده اند. چنین اقداماتی در جهت آزار و اذیت دانش آموزان بهایی مغایر با مواد 18 و 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر است. (این دو ماده )از طرف دیگر بند 2 ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بیان می کند: " آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروه‌های نژادی و مذهبی را ارتقاء داد."

حرکت حکومت ایران در جهت تخریب اذهان عمومی بر ضد یکی از بزرگترین اقلیت های مذهبی ایران مغایر با این ماده است هرچند این مورد تنها یکی از موارد عدم مدارا با دگراندیشان و تزریق تعصب و آگاهی کاذب به جامعه از سوی سران کشور است. استفاده ی حکومت ایران از ابزارهای فکری و آموزشی موجود در جامعه، نظیر مدارس جهت به ثمر نشاندن اهداف ایدئولوژیک خود نه تنها موجب پایمال شدن حقوق بهاییان و بسیاری دیگر شده است بلکه تزریق و تحمیل عقاید به شکل دلخواه حکومت موجب جلوگیری از رشد فکری و تضعیف روح تساهل، مدارا و تفاهم در جامعه می شود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر


شماره 675-2009

8 اردیبهشت 1388 29.04.2009

شرایط بد اقتصادی تعداد کودکان خیابانی را افزايش داده


رئیس شبکه حمايت از کودکان کار ایران گفت: دشوارتر شدن شرایط اقتصادی در کشور که بر اکثر طبقات مردم تاثیر گذاشته بر میزان کودکان کار وخیابانی افزوده است.فاطمه قاسم زاده افزایش تعداد کودکان کار و خیابانی را واقعيتی تلخ دانست و افزود: در میان دلایلی همچون عوامل فرهنگی و خانوادگی، شرایط اقتصادی و مالی عاملی مهم برای گرایش کودکان به کار است.وی ادامه داد: افزايش مراجعه کودکان کار و خیابان به مراکز حمایت از آنان دلیلی بر افزایش تعداد آنان محسوب می‌شود.کودکان خيابانی مورد تجاوز جنسی قرار می ‌‏گيرندمحمد مهدي را خيلي‌‏ها مي شناسند. در خيابان انقلاب مي‌‏تواني او را پشت بساطش ببيني که در حال نوشتن مشق‌‏ است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوي زندگي مي‌‏کند. "محمد مهدي" در عين حال پسر خوانده "سمانه - ر" محسوب مي شود. مهندس کامپوتر يکي از شرکت‌‏هاي نرم افزاري که هر روز بعد از ساعت کاري به ديدن "محمدمهدي" مي آيد برايش اسباب بازي و لوازم التحرير مي خرد وحال مادر مريض اش را مي پرسد. بجز مادر و محمد مهدي هيچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدي "تنها حمايتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با اين وجود خيلي هم نمي تواند به درسهايش برسد."حالا ماموران شهرداري هم او را مي شناسند. بيش از از دو سال است اينجا بساط مي کند و به درسش هم مي رسد و با هر نمره خوبي از مادرخوانده اش هديه اي مي گيرد. مادرخوانده اي که شايد حقوق اش کفاف زندگي خودش را ندهد اما مقيد به حمايت از محمد مهدي است.کودکان خياباني نظير محمد مهدي تنها يک استثنا هستند. بر اساس آمارها بيشتر کودکان خياباني نه از آموزش خوبي بهره برده‌‏اند و نه در امنيت مطلوبي هستند. آنها مورد تجاوز قرار مي‌‏گيرند. در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي هستند و بسياري از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان مي افتند و اين در مورد دختران بيشتر به چشم مي آيد.کودکان خياباني به انسان‌‏هاي کمتر از 18 سالي اطلاق مي‌‏شود که به علت کار و يا نبود خانه و کاشانه در خيابان به سر مي برند. اين تعريف حتي کودکاني را که داراي خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگي ترجيخ مي دهند بيشتر زمان خود را در پارک‌‏ها و خيابانها بگذرانند نيز شامل مي شود.بر اساس آمارهاي غير رسمي اکنون بيش از يک ميليون کودک خياباني در کشور وجود دارد که روزهاي خود را در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي بسيار مي‌‏گذرانند و اين زنگ خطر بزرگي است که به اعتقاد "مهديه احمدي" از کارشناسان امور اجتماعي دير يا زود مي‌‏تواند به بحران منجر شود.به گفته او بررسي‌‏ها نشان داده کودکان خياباني به علت شرايط ويژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشي، اعتياد و ايدز قرار دارند و هر يک مي‌‏توانند در عين پاکي کودکانه شان بمبي متحرک در جامعه باشند
20.04.2009

يک مقام سازمان ملل متحد گفته است که گروههاي شورشي و ستيزه جويان در عراق از کودکان براي انجام حملات انتحاري استفاده مي کنند.


راديکا کوماراسوامي، نماينده ويژه سازمان ملل متحد در امور مربوط به وضعيت کودکان در خلال درگيريها، در سخناني در جمع خبرنگاران در اردن، همسايه غربي عراق، اين سخنان را ايراد کرد.
خانم کوماراسوامي در يک ماموريت حقيقت يابي سفري يکهفته اي به عراق داشت.
به گفته خبرنگاران، نگراني ابراز شده از سوي نماينده ويژه سازمان ملل متحد، پيشتر نيز از سوي فرماندهان نظامي آمريکا در عراق ابراز شده بود.
ماه گذشته نظاميان آمريکا نوار ويديويي را انتشار دارند که به گفته آنها نشان مي دهد که نيروهاي القاعده به کودکان استفاده از سلاح، آدم ربايي و فعاليتهاي مشابه را آموزش مي دهد.
بر اساس اظهارات خانم کوماراسوامي از سال 2004 به بعد تعداد زيادي از کودکان در گروههاي مختلف ستيزه جو در عراق در فعاليتهاي گوناگون نظامي از جمله شرکت در حملات انتحاري به کار گرفته شده اند.
نماينده سازمان ملل متحد در خصوص منابع خبري که او براي اين اظهارات خود استفاده کرده جزئياتي ارايه نداد.
استفاده از کودکان در فعاليتهاي نظامي همواره از نگرانيهاي مسئولين سازمان ملل متحد بوده است.

25.04.2008

لس انجلس تايمز گزارشی درباره رواج اعتياد در ايران منتشر ساخت



روزنامه لس انجلس تايمز امروز در گزارشی به مساله گسترش روز افزون اعتياد در ايران پرداخته است. بر اساس گزارش اين روزنامه در ايران، به گفته مقامهای دولتی، دو ميليون معتاد وجود دارد، در حالی که سازمانهای بين المللی اين تعداد را در حدود سه ميليون نفر تخمين می زنند. يک پزشک ايرانی، مدير يکی از مراکز ترک اعتياد در تهران، به لوس انجلس تايمز گفته است اعتياد با سرعت وحشتناکی گسترش می يابد. اين پزشک افزوده است وقتی جوان بوده، اهالی يک محله يا دهکده در پاسخ به پرسشی درباره معتادان می گفتند در محل يا ده خود يک معتاد می شناسند، در حالی که امروز مردم همان محله ها و دهکده ها در پاسخ به همان سوال می گويند يک نفر را می شناسند که معتاد نيست. اين پزشک افزوده است وقتی نوشيدن آبجو، داشتن دوست دختر و هر چيزی که مقتضای دوران جوانی است جرم محسوب می شود، تنها راه باقيمانده برای جوانان مواد مخدر است و ما پزشکان نسبت به سياست دولت در اين زمينه سرخورده و خشمگين هستيم.

21.04.2008

آزار و اذیت جوانان میهنمان به دست عوامل فاسد و کماشتگان مزدور حکومتی امری است روزمره .با نگاه به این ویدیو
به اعمال حکومت فاسد اسلامی که با رسالت دشمنی بازنان ،جوانان ،دیگراندیشان در ایران حکومت میکند پی خواهید برد. با کپی از این لینک و قرار دادن در صفحه کشایش میتوانید آن را باز کرده و ببینید.
http://uk.youtube.com/watch?v=nCOlv-8nmZk

Azar wa Aziyat Jawanane be daste mozdurane jenayat kare Hokumate Eslami

جوان دانشجو خود را حلق آويز كرد


روزنامه حکومتی خراسان : جوان دانشجوي دانشگاه آزاداسلامي واحد گناباد خودش را حلق آويز كرد و به زندگي خود پايان داد. فرمانده منطقه انتظامي شهرستان گناباد گفت: با اعلام مركز فرماندهي و كنترل منطقه انتظامي شهرستان گناباد در ساعت ٣٠:١٦ مورخه ٢٦ مهرماه جوان ٢٥ ساله به هويت ع-ز دانشجوي دانشگاه آزاداسلامي واحد گناباد خود را حلق آويز كرده و به زندگي خود خاتمه داده است. سرهنگ قاسم قادري افزود: بنابر اظهارات مادر اين جوان، نامبرده چند روز خود را داخل خانه حبس كرده و داراي ناراحتي عصبي بوده است. وي ادامه داد: متوفي براي خود وصيت نامه اي نيز نوشته و در محل خودكشي بر جاي گذاشته است.

23.10.2007







زندانیان طرح انتقال یافتند


بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین در پی انتشار گزارشی مستند و تکان دهنده از زوایای پنهان طرح ارتقائ امنیت اجتماعی در ایران از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران کلیه زندانیان طرح مذکور ساعاتی پیش از بند 7 به محل نا معلومی انتقال یافتند.
شایان ذکر است در این بین نام کیوان رفیعی نیز در بین انتقالی ها وجود داشت ولی در طی اجرای عملیات انتقال ، مسئولین زندان از انتقال وی خودداری کردند 15.10.2007

باند تبهکاران و جنایتکاران حکومتی برای حفظ حکومت مافیائی اسلامی خود زیر نام " ارتقای امنیت اجتماعی" با ایجاد فضای رعب و وحشت به ویژه در جوانان و زنان ایران هررروز بر ابعاد جنایت خود می آفزاید. تصویری از به اسارت گرفتن جوانان کشورمان.

حكم اعدام تعداد دیگری "اراذل و اوباش" در کرمانشاه


به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، سركرده نیروی انتظامی در استان كرمانشاه گفت: "نیروی انتظامی در ادامه اجرای طرح دستگیری اراذل و اوباش برای شكسته شدن ابهت این افراد در مناطق مختلف با گرداندن آنها توانسته امنیت را افزایش دهد. تاكنون چند تن از اراذل و اوباش در ملاعام و در زندان اعدام شده اند و بزودی در كرمانشاه و سطح شهرستان های این استان، چند تن دیگر از اراذل و اوباش در ملاعام به دار مجازات آویخته خواهند شد.

"26.08.2007

تحقیر جوانان

در این فیلم میتوانید ببینید که چگونه رژیم ددمنش جنایتکار و جنگ افروز اسلامی کودکان ایرانی را در جنگ 8 ساله مافیای اسلامی با عراق بر روی مین می فرستاد تا امپراتوری تخیلی اسلامی بتواند کشور گشائی نماید. کودکی 14 ساله که مغز شوئی شده است در این فیلم سخن می گوید.لطفا بر روی فیل فشار دهید

.http://youtube.com/watch?v=mkXdXqHqkds&mode=related&search=

گلثومه عروس چهار ساله افغان

طرح ایجاد فضای رعب و وحشت زیر عنوان ارتقای امنیت اجتماعی برای حفظ حکومت فاشیستی اسلامی


گزارشی مستند و تکان دهنده از زوایای پنهان طرح ارتقائ امنیت اجتماعی در ایران
از اواخر اردیبهشت ماه سال 1386 سلسله عملیات های پلیسی در سرتا سر کشور خصوصا در تهران از طریق نهاد های انتظامی و امنیتی با نام ارتقای امنیت اجتماعی شروع شد ، که موجی از تنش ها و حاشیه ها را در ابعاد داخلی و خارجی رقم زد.

weiterlesen...ادامه

بهنود شجاعی اعدام می‌شود


پرونده بهنود شجاعی برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال شده و قرار است چهارشنبه اعدام شود.

weiterlesen...ادامه

سکس گردی ۱۲ ميليون ايرانی در اینترنت


"ميزان سکس گردی ايرانی ها در اينترنت در حال افزايش و به حد هشدار رسيده است

weiterlesen...

جوانان ایران زمین را آزاد کنید!


بنام خدا

مردم آزادیخواه ایران:
چهل روز است که روزنامه نگار جوان و آزادیخواه، سهیل آصفی، در زندان انفرادی بسر می برد. اتهام او هیچ مصداق قانونی ندارد و رفتاری که با او می شود بنیادی ترین حقوق انسانی را زیر پا میگذارد. جرم او درج مقاله هایش، که در آنها هیچ مطلب اهانت آمیز، کذب یا تعرض آمیز وجود نداشته، در سایت های اینترنتی است. در کجای قانون، حتا قانون مطبوعات سخت گیرانه جمهوری اسلامی، این کار جرم تلقی شده است؟ یا کجای کار او عدول از موازین اخلاقی یا اجتماعی بوده است؟

weiterlesen...

آسیب شناسی کودکان فقیر امروز و آسیب های اجتمائی آنها در آینده


كودك فقير و بي‌خانواده امروز، اعدامي 20 سال آينده است
رئيس بهزيستي در گفت و گوي تفصيلي با فارس:

weiterlesen...

این بار دلارام به دار آویخته شد، مصادف با روز جشن کارگران

گردهمآیی باشمع در دست !


این بار دلارام به دار آویخته شد، مصادف با روز جشن کارگران !
بار پیش از آن؛ امید رضا میر صیافی مصادف پیش از آغاز سال نو!
و امیر حشمت ساران در نیمه اسفند ماه! در زندان به مرگ مشکوک درگذشتند! !
و باز اندکی پیش از آن حسن بادو زاده،هموطن کرد در آغاز اسفند ماه در زیر شکنجه به قتل رسید و پیکرش در اطراف مهاباد رها شد!
رکسانا صابری هم به بیمارستان انتقال یافت !
بار آینده نوبت کیست؟

weiterlesen...

روز جهانی مبارزه با خشونت و آزار کودکان گرامی باد! ‏


نوامبر برابر با 28 آبان روز جهانی مبارزه با کودک آزاری نامیده می شود. این مناسبت برای دوستداران و مدافعان حقوق کودکان و بویژه فعالان جنبش لغو کار کودک، روز اعتراض سراسری به همه ی اشکال خشونت و آزار کودکان است. خصوصا" بدترین اشکال آزار و سوء استفاده و خشونت علیه کودکان که با نام "کار کودک" خوانده می شود.

weiterlesen...ادامه

سيزده جوان بلوچ در معرض خطر اعدامweiterlesen... ادامه

رژیم خون خوار و جنایتکار اسلامی تهدید میکند که چنانچه شهروندان ایرانی علیه جنایات برنامه ریزی شده دستگاه امنیتی قضائی فاشیست های اسلامی بخواهند در رسانه های همکانی روشنگری و اطلاع رسانی نمایند ،جوانان در اسارت را رژیم مثل دلارا را به قتل خواهد رساند .weiterlesen... ادامه

سانسور اینتر نت در ایران


نگرانی حکومت جنایتکاران و دزدان اسلامی از استفاده اینترنت به وسیله جوانان در ایران .بعد از فیلتر کردن اینترنت و پائین کشیدن
سرعت خطوط اینترنتی حال بفکر آنند که با کدامین گزینه های نو سیاست سانسور و رعب و خفقان را در جهان اینترنتی درون مرزی ایران تشدید کنند. weiterlesen...

روزانه ۳۰۰ نوجوان در ایران معتاد می شوند


ارگان سازمان ملی جوانان با انتشار آمار تکان دهنده ای از وضعيت اعتياد در ايران اعلام کرد که یک ميليون نفر از معتادان به مواد مخدر زير ۱۹ سال سن دارند و سن اعتياد در کشور به ۱۳ سال رسيده است.weiterlesen...

«معتادان ايرانی سالانه ۵۰۰ تن مواد مخدر مصرف می کنند»


بر اساس تحقيقی که سازمان بهزيستی ايران نتایج آن را روز دوشنبه، سوم تیرماه، منتشر کرد، هر چند تعداد معتادان به مواد مخدر در ايران افزايش نداشته است اما شدت اعتياد معتادان افزايش يافته است.weiterlesen...

گزارش از ضرب و شتم جوانان


برخي از چیزها انقدر در جامعه تكرار ميشوند كه چشم به ديدن انها و گوش به شنيدنشان عادت مي كند. انقدر استمرار مي يا بند وانچنان محق پنداشته مي شوند كه كم كم طبيعي و حتي ضروري جلوه ميكنند.weiterlesen...

         وضعیت دشوار کودکان بهائی در مدارس ایران

وضعیت دشوار کودکان بهائی در مدارس ایران


این فقط زنان ایران نیستند که به دست جنایتکاران اسلامی سلب حقوق میشوند رژیم فاشیستی مذهبی اسلامی کودکان
ایرانی را قربانی سیاست های ضد بشری خود میکند.weiterlesen...

دانش آموزان بهائى در ايران به نحو روزافزونى با آزار و بدرفتارى
مقامات مدارس روبرو هستند

weiterlesen...

نسل جوان معتاد حشیش ،تریاک و هروئین


رژیم اسلامی برای ادامه حیات ننگین اش ازابتدای قیام 57 نسل جوانی را کشتار کرد و نسل دیگر را که همچنان در ایران امروز آنچنانکه متصورو ملموس است به حشیش ،تریاک و هروئین معتاد کرد.همین اوضاع اسفناک ایران امروز در چین پیش از انقلاب این کشور حاکم بود. رژیم و دستگاهای آن آلوده به فسادی هستند که پاک کردن آن تنها با براندازی آن ممکن است. ح.س.اweiterlesen...

جوانان و افسردگی


به گزارش سازمان ملی جوانان، وضعیت روانی نصف جوانان زیر 29 سال ایران هشداردهنده است
یک اتاق تاریک به هم ریخته، یک پاکت سیگار و یه نوار داریوش کل عشق و حالی است که خیلی از جوانان ایرانی در تنهایی خود دارند.weiterlesen...


قطعنامه فستیوال آدم برفی ها - مریوان


ما اعلام مي كنيم هيچ ملاحظه اقتصادي؛فرهنگي؛ملي وسياسي بر منفعت كودك ارجح نيست وخواهان تامين يك زندگي شادايمن و خلاق براي كودكان در سرتاسر جهان هستيم. به همين مناسبت براي شادي كودكانمان از هيچ تلاشي دريغ نمي كنيم. اين فستيوال براي كودكان؛ سر شار از شادي و نشاط است آنها خوشحال وشادان دست در دست هم ؛همصدا مي شوند weiterlesen...

 انسان ستیز ها و پدوفیل های اسلامی  چگونه کودکان را به مصرف جنسی خود میبرند .

انسان ستیز ها و پدوفیل های اسلامی چگونه کودکان را به مصرف جنسی خود میبرند .
گلثومه عروس چهار ساله افغان

weiterlesen...

حکومت دزدان و قاتلان اسلامی


حکومت دزدان و قاتلان اسلامی برای نمایش جنایاتشان در مقابل مردم از قرار به گفته یکی از سلاخ های قوه قضائی که معاون سعید مرتضوی است 80 درصد از آن جوانانی را که برای قربانی کردن در مقابل مردم برای قتل عمد نیاز دارند را دستگیر کرده اند.رژیم اسلامی بدون ریختن خون جوانان میهنمان برای ایجاد رعب ووحشت صدارتش متزلزل خواهد گردید. این جوانان خوراک خون خواران اسلامی برای چندین ماه آینده اند. معاون دادستان تهران در گفت و گو با فارس:weiterlesen...

کراک به مراتب خطرناکتر از هروئین است اما به نظر می رسد که نوجوانها

مافیای مواد مخدر       اعتیاد، اپیدمی مرگبار !

اعتیاد، اپیدمی مرگبار !


وابستگان و دولتمردان حکومت اسلامی از اپیدمی اعتیاد برای ماندن بر قدرت و بردن سود کلان ملیون ها نفر هم میهنان مارا با هروئین، تریاک، حشیش ،و دیگر قرص های شیمیائی معتاد و آلوده کرده اند. بخش بزرگی از تولیدات 8 هزار تن سالانه تریاک افغانستان را حکومتی ها در ایران توضیح و فروش آن را در دست دارند .مبارزه با مواد مخدر فقط با براندازی کل حکومت اسلامی که بخشی از آن را هم مافیای مواد مخدر تشکیل میدهند میتوان به پیش برد ایران نیاز به حکومتی از مردم برای مردم دارد .رژیم اسلامی نوکر قدرت های استعماری است و این نوکران وطن فروش و خائن باید از اریکه قدرت به پائین کشیده شوند. حزب سوسیال دمکرات ایرانبیشتر بخوانید

 بهنود شجاعي،

ابعاد جنایت اسلامی جامعه را به ویژه با احکام قرون وسطائی قتل حکومتی که با حکم جلادان خون خوار اسلامی در دستگاه های بیدادگر رژیم با به قتل رساندن کودکان و جوان زیر عنوان قصاص چنان فضا را خشن کرده است که سر شناسان عرصه هنر برای جلوگیری از قتل حکومتی (اعدام) و نجات جوانان و نوجوانان کشور پیش قدم شده و با جمع آوری پول و ترغیب خانواده های مقتولین آنها را به صلح اجتماعی و نه انتقام جوئی تشویق نمایند.
ولی دستگاه بیدادگر قضائی حکومت جنایتکار برای هنرمندان پرونده سازی مینماید تا بتواند خشونت را با به قتل رساندن بهنود شجاعي ادامه دهد. چاره مردم برای پایان دادن قتل های حکومتی فقط در براندازی جنایتکاران و دزدان اسلامی از اریکه قدرت است .حزب سوسیال دمکرات ایران] بیشتر بخوانید

  قوقه قضاییه ایران می گوید که افراد كمتر از ۱۸ سال سن در ايران اعدام نمى شوند.

قوقه قضاییه ایران می گوید که افراد كمتر از ۱۸ سال سن در ايران اعدام نمى شوند.
«مجازات اعدام افراد زير ۱۸ سال به حبس ابد تبدیل می شود»بیشتر بخوانید

 اعتراض کانون مدافعان حقوق بشر به اعدام چهار نوجوان

اعتراض کانون مدافعان حقوق بشر به اعدام چهار نوجوان
کانون مدافعان حقوق بشر روز دوشنبه، اعدام چهار نوجوان را که سن آنها در هنگام ارتکاب جرم زير ۱۸ سال بوده است را محکوم کرد.بیشتر بخوانید

حکومت فاسد و تباهی اسلامی  اشاعه دهنده اعتیاد و دیگر مفاسد اسلامی است

حکومت فاسد و تباهی اسلامی اشاعه دهنده اعتیاد و دیگر مفاسد اسلامی است

بیشتر بخوانید

بهنود شجاعی اعدام می‌شود
پرونده بهنود شجاعی برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال شده و قرار است چهارشنبه اعدام شود.

بیشتر بخوانید

 درخواست فوري براي جلوگيري از اعدام بهمن سليميان

درخواست فوري براي جلوگيري از اعدام بهمن سليميان


حدود 48 ساعت ديگر بهمن سليميان نوجواني که در سن 15 سالگي مرتکب قتل مادربزرگ خود شده است، پس از 12 سال به پاي چوبه دار ميرود. وکلاي وي آقايان محمد مصطفايي و حسن آقاخاني طي نامه بیشتر بخوانید

 شرایط بد اقتصادی تعداد کودکان خیابانی را افزايش داده

شرایط بد اقتصادی تعداد کودکان خیابانی را افزايش داده


رئیس شبکه حمايت از کودکان کار ایران گفت: دشوارتر شدن شرایط اقتصادی در کشور که بر اکثر طبقات مردم تاثیر گذاشته بر میزان کودکان کار وخیابانی افزوده است.فاطمه قاسم زاده افزایش تعداد کودکان کار و خیابانی را واقعيتی تلخ دانست و افزود: بیشتر بخوانید

کودک آزاری و جنایت علیه کودکان


۲۲ اسفند ۱۳۹۰

«روز جنایت، کودک خردسال بی قرار بود و دائم با صدای بلند گریه و زاری می کرد مادرش که نسبت به این موضوع بی تفاوت بود از من خواست تا او را آرام کنم من هم به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده و پس از آنکه ساکت شد احساس کردم جانش را از دست داده به همین دلیل جسد او را دفن کردم.» (21/12/90 آفتاب یزد)

بیشتر بخوانید

جمع‌آوري كودكان كار از خيابان‌ها عوامل نياز به كار كودكان را از بين نمي‌برد

جمع‌آوري كودكان كار از خيابان‌ها عوامل نياز به كار كودكان را از بين نمي‌برد


ایلنا: يك مددكار اجتماعي گفت: سياست جمعآوري كودكان كار از سطح خيابانهاي اصلي تنها به قصد زیباسازی شهر و پنهان کردن این کودکان از ديد مردم است و نميتواند عوامل نياز به اشتغال را در ميان اين كودكان از بين ببرد. علي بنيهاشمي در گفتگو با خبرنگار ايلنا ضمن اشاره به تاثير بحرانهاي اقتصادي اخير بر اقشار ضعيف جامعه، اظهار داشت: مسئولين به جاي جمعآوري اين كودكان از سطح خيابانها بايد از وقوع بحران اقتصادي و رشد تورم جلوگيري كنند تا اين كودكان بتوانند به دور از دغدغههاي معيشتي به تحصيل بپردازند.

بیشتر بخوانید

اسلام و حقوق طفل و کودک در ایران!


bahram.rehmani@gmail.com

در هیچ کدام از مذاهب، موضوعاتی به نام حق و حقوق انسانی و آزادی و برابری و عدالت اجتماعی وجود ندارد. چرا که همه کس و همه چیز باید در راه دین و خدا و پیامبران و امامان فدا شوند. دین مافوق بشر است. خاخام ها و کشیش ها و ملاها، نمایندگان خدا بر روی زمین هستند و فرمان های خدا در انجیل و تورات و قرآن را با ریختن خون انسان های بی گناه و راه انداختن وحشت و ترور، گردن زدن و دست و پا بریدن، اعدام و سنگسار، جنگ و خونریزی، تجاوز جنسی و ویران گری به مرحله اجرا درمی آورند. این جماعت بی کار و بی عار و مفتخور، غیر از ثروت اندوزی، قدرت طلبی و سکس جنون آمیز و سادیستی، هنر دیگری ندارند. در حکومت اسلامی ایران، نه تنها اطفال را تشویق به ازدواج می کنند، بلکه حتا اخیرا قانونی و نهادینه کردن تجاوز جنسی به «اطفال» فرزندخوانده توسط مجلس ارتجاعی آن نیز به تصویب رسیده است. اقدامی به غایت غیرانسانی و وحشیانه و در عین حال تکان دهنده و شرم آور!

بیشتر بخوانید

عضو كمیسیون قضائی مجلس :«قانون منع ازدواج کودکان، مغایر شرع اسلام است»


جمعه 5 دسامبر 2014

محمدعلی اسفنانی عضو کمیسیون قضائی مجلس، قانون منع ازدواج کودکان زیر ١٨ سال در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل را مغایر شرع اسلام عنوان کرده است. او گفته اگر جلوی ازدواج‌های زودهنگام گرفته شود، ‌«روابط نامشروع زیاد می‌شود.»
ازدواج کودکان
بیش از ٧٠٠ میلیون زن در سراسر جهان زیر سن ١٨ سال ازدواج کرده‌اند
محمدعلی اسفنانی، ‌در گفت‌وگو با روزنامه «اعتماد» (پنج‌شنبه ۱۳ آذر)، ضمن اشاره به مغایرت منع ازدواج کودکان زیر ١٨ سال با شرع اسلام، درباره الزامات ایران برای پیوستن مشروط به کنوانسیون حقوق کودک گفته است: «هر کشوری یک‌سری الزامات برای خودش دارد، نمی‌شود که به همه پروتکل‌های دنیا به شکل غیرمشروط بپیوندیم. همین که در این مصوبه، ازدواج زیر ١٨ سال را منع می‌کنند، خودش مشکل دارد.»
این نماینده مجلس، درباره منع ازدواج افراد زیر ١٨ سال گفته است: «آن مواردی که خود خانم‌ها و آقایان تمایل دارند، حتی اگر زیر ١٨ سال باشد را چه کنیم؟ اگر جلوی این اتفاق را بگیریم، ‌روابط نامشروع زیاد می‌شود، باید از بروز روابط نامشروع جلوگیری کنیم.»
به عقیده اسفنانی، «وقتی شرع اجازه می‌دهد که خانم یا آقای ١٧ ساله ازدواج کند و رابطه شرعی و حلال داشته باشد، ما نمی‌توانیم منع‌شان بکنیم. با این کار به روابط نامشروع دامن زده‌ایم».
محور قرار گرفتن سن بلوغ شرعی در ایران از سوی علما و فقهای دینی در تعریف «کودک» و «سن ازدواج»، منجر به چالش قوانین ایران با قوانین بین‌المللی شده است.
بر اساس قوانین اسلامی در ایران، ازدواج دختر کمتر از ۱۳ ساله و پسر کمتر از ۱۵ سال «منوط است به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح». ازدواج قبل از سن بلوغ نیز توسط ولی کودک (پدر و جد پدری) انجام می‌شود.
در این کشور، سن قانونی و شرعی پایان دوران کودکی نیز برای دختران ٩ سال قمری و برای پسران ١۵ سال قمری است. در حالی که در قوانین بین‌المللی، سن پایان کودکی برای همه ١٨ سال عنوان شده است.
از اینرو ایران و سودان منع ازدواج افراد زیر ١٨ سال را نپذیرفته‌اند و به طور مشروط به کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل پیوسته‌اند.
«غرایز جنسی مهارشدنی نیست»
عضو کمیسیون قضائی مجلس گفته است: «در این شکی نیست که نمی‌شود غرایز جنسی را مهار کرد.»
ازدواج در ایران
برای منع ازدواج افراد زیر ١٨ سال در ایران، باید دوسوم مجلس رای بدهند تا تصویب شود.
اسفنانی در ادامه گفت‌وگو با روزنامه اعتماد به ممنوعیت ازدواج افراد زیر ١۶ سال در ایران اشاره کرده و گفته است: «در کشور ما هم سن قانونی برای ازدواج داریم. ما برای ازدواج افراد زیر ١۶ سال ممنوعیت قایل شده‌ایم، اما همه این موارد به کمتر از ٣ % کل ازدواج‌ها برمی‌گردد.»
این نماینده مجلس تاکید دارد که ایجاد ممنوعیت، «نتیجه عکس می‌دهد» و پیوستن به هر پروتکل بین‌المللی «الزاماً خوب نیست.»
او تاکید کرده که برای منع ازدواج افراد زیر ١٨ سال در ایران، باید دوسوم مجلس رای بدهند تا تصویب شود.
بر اساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، از مجموع ۵۷۹ هزار و ۸۷۱ مورد ازدواج در سال ١۳۹۲، ۳۰ هزار و ۹۵۶ ازدواج آن مربوط به دختران زیر ۱۵سال بوده است. این آمار تنها مربوط به ازدواج‌های ثبت شده است و ازدواج‌های غیر رسمی و شرعی را در بر نمی‌گیرد.
به گزارش سازمان ملل، ‌در حال حاضر بیش از ٧٠٠ میلیون زن در سراسر جهان زیر سن ١٨ سال ازدواج کرده‌اند که از این تعداد ٢۵٠ میلیون نفر زمان ازدواج زیر ١۵ سال سن داشتند.
سازمان ملل متحد در گزارش‌های رسمی خود اعلام کرده که این گروه از زنان بیش از دیگر زنان در معرض خشونت خانگی قرار دارند. بسیاری از آنها از حق تحصیل برای همیشه محروم شدند و فقر در میان این زنان جدی‌‌تر است.
www.radiozamaneh.com/191536


دیوار یک مدرسه در حال فروریختن بود. معلم جوان مدرسه متوجه شد و به سرعت بچه های کلاس را نجات داد،



همین یکی دو هفته پیش بود. دیوار یک مدرسه در حال فروریختن بود. معلم جوان مدرسه متوجه شد و به سرعت بچه های کلاس را نجات داد، ولی در آخرین لحظه، دیوار بر روی خودش آوار شد و جانش را گرفت. حالا علیرضا راشکی، مدیرکل نوسازی وتجهیزمدارس استان سیستان وبلوچستان می‌گوید ۵۶ درصد از مدارس این استان باید «تخریب و بازسازی» شوند. در این همه سال، چه بر سر این استان محروم و مردم بیچاره اش آمده؟! کافی ست یکی از همین کودکان نشسته در کلاس های کاه گلی،مثلا همان پسر شاداب با چشمان زیبا، همان که جلوی تصویراست. بله عبدالمالک را می گویم! به دلیل ترک تحصیل و محرومیت از آموزش درست و متعاقب آن، نفوذ جهل و تعصبات موجود مذهبی ودیگر مشکلات جامعه اش جذب گروه های نظامی دور و اطرافش شود و بشود " عبدالمالک ریگی"! آنگاه صدای مردم و حاکمان به آسمان بلند می شود که ببینید! او یک تروریست است و فلان و بهمان ... کسی نیست فریاد بکشد که چرا بودجه های کلان ملی را صرف جاه طلبی های رهبر کردید؟ چرا میلیاردها دلار برای قمار اتمی نظام، دود شد و رفت هوا ؟! چرا پنج سال است که خرج حکومت بشار اسد، کارمندان دولت و ارتش سوریه از جیب امثال همین مردم محروم و بی پناه سیستان وبلوچستان، دارد تامین می شود؟ بدون آنکه خبری داشته باشند و اگر خبر داشته باشند، توان و قدرت اعتراض به حیف و میل پولشان را ندارند! به چه دلیل باید هزینه های لشکر ده ها هزار نفری بدرعراق و گروه های حشد الشعبی(بسیج عراق)، ماه به ماه، بدون هیچ تاخیری از جیب یک کودک بلوچ، ... فارس، عرب ،ترک، کرد و گیلک تامین شود؟ کسی نیست که پاسخی ساده به آن کودک کپرنشین بدهد؟! که چرا تیرآهن و سیمان مدرسه اش تبدیل به موشک و گلوله شده، در بسته بندی های شیک ارسال شود برای حزبی درهزار کیلومتر دورتر از خانه اش، حزبی در لبنان به نام حزب الله؟! حماس فلسطین، حوثی های یمن، نفوذی های اپوزیسیون درخارج، سپاه قدس ، کشتی های اسلحه ی فرستاده شده برای گروه های شیعه و غیر شیعه در جای جای آفریقا و ... را هم باید اضافه کنیم به سیاهه ی طولانی پول های آن کودک محروم بلوچ! همان عبدالمالک یا پسرعمویش عبدالستار! چه فرقی می کند؟! تا وقتی کودکان بلوچ را مثل "ریگ"های اطرافشان بی ارزش بدانید، در آنجا هیچ چیز نخواهد رویید، جز "ریگی" و "ریگی" ها!

کودکان کار
 «ندا»‌‌یی که ما را به یک مبارزه‌ی انقلابی علیه خشونت بر زنان فرا می‌خواند!

«ندا»‌‌یی که ما را به یک مبارزه‌ی انقلابی علیه خشونت بر زنان فرا می‌خواند!



هنوز کمتر از یک ماه از تجاوز و قتل «ستایشِ»۱ شش ساله نگذشته که این‌بار فریادهای «ندا»ی ۹ ساله از کلاس‌های درس قره‌محمد، خبر از حادثه‌ی شوم دیگری می‌دهد. این‌بار سردبیر یک روزنامه‌ی محلی به اصرار خانواده‌ی فقیر و درمانده اما با شهامتِ «ندا» ماجرای تجاوز و آزار جنسی «معلم» روستا را افشا می‌نماید. در حالی که ترس از آبروباختگی و انگشت‌نما شدن در یک روستای کوچک، نداشتن تمکن مالی و عدم حمایت قانونی، اجتماعی و حقوقی و ... شرایط به غایت سختی را برای خانواده‌ی ندا ایجاد کرده بود اما زمانی که او لب به سخن گشود، آن‌ها بی لحظه‌ای درنگ، پی‌گیرانه پرده از جنایاتِ «معلم» ۳۶ ساله و متأهل روستا برداشتند. کسی که از موقعیت خود به عنوان یک مردِ بزرگسال، معلم و مدیر مدرسه‌ی یک روستای محروم و از شرایط سخت شاگردان محروم و بی‌دفاعش حداکثر استفاده را برد. او با جدا کردن دو دانش‌آموز دختر از ۱۱ پسر دیگر ابتدا آن‌ها را با نمایش فیلم‌های پورنوگرافیک شکنجه نموده و سپس مورد آزار و تجاوز جنسی قرار داده است. عاقبت اما ندای کوچک در مقابل این دست‌درازیِ وقیحانه و تخریب دنیای کودکانه‌اش شورش کرد و لب به سخن گشود. هرچند که شهامت ندا، خانواده‌اش و دیگرانی که در شکستن سکوت یاری رساندند، ستودنی و اولین گام اضطراری در این موقعیت بوده و هست، اما برخورد مراجع قضایی و قانونی یک بار دیگر ثابت کرد که راه‌حل نهایی اتفاقا شکستن همین ساختارهای قانونی و حقوقی و در نهایت حاکمیت پدر/مردسالار مبتنی بر شرع است. چون هنوز چند روزی از انتشار این خبر نگذشته که مرد متجاوز بعد از دو بار بازداشت، با قرار وثیقه آزاد و در خصوص «تجاوز عنف» برایش قرار منع تعقیب صادر شده؛ چون حتی با وجود آثار آشکار جراحت و خون‌مردگی بر بدن ندا، از نظر قاضی چون «دخول» صورت نگرفته است، تجاوزی در کار نیست. قاضیِ پرونده در کمال وقاحت مدعی شده که «ندا»ی نه ساله خود موجبات تحریک معلم را ایجاد کرده و به همین دلیل جرم متهم نه «تجاوز به عنف» بلکه «رابطه‌ی نامشروع» تلقی می‌گردد. به عبارتی به ادعای او یک دختر بچه‌ی نه ساله با «رضایت» و «داوطلبانه» خواهان رابطه‌ی جنسی با معلمی که ۲۷ سال بزرگ‌تر از اوست شده است؟! معنای تحریک کردن هم این است که اتفاقا یک شاگرد مدرسه‌ای در این خواسته پیش‌قدم شده و یا به عبارتی خودش به این «معلمِ از همه جا بی خبر» و آن هم سر کلاس درس نخ داده است؟!
تا همین جا نشان می‌دهد که این ساختار پدر/ مردسالار که در آن کنترل بر بدن زن قانونی، شرعی و عرفی است چگونه با تمام توان از مردسالاری، کودک آزاری آشکار و سرکوب اقشار تحتانی و روستایی دفاع می‌کند. در شرایطی که حتی به سختی می‌توان آثار «زن شدن» را بر بدن ندا یافت دستگاه قضایی رژیم جمهوری اسلامی بی هیچ تردیدی این کودک را که مُهر «زن شدن» بر بدن دارد، به سخت‌ترین و شدیدترین بی‌عدالتی و ستم در حق زنان محکوم می‌نماید؛ همان‌طور که «ریحانه»۲ را به خاطر جسارت و شجاعتش در دفاع از خود در برابر متجاوز به «جرم» واهیِ قتل عمدِ مردی که آشکارا اقدام به تجاوز کرده بود، با ستاندن جانش تنبیه کرد؛ این بار می‌خواهد ندا (و خانواده‌اش) را به خاطر شهامت و جسارتش در افشای این جنایتِ آشکار تنبیه نماید. در شرایطی که آن مردِ متجاوز برای دقایقی ارضایِ جنسی یک بار برای همیشه کودکی ندا را تباه کرده است، این بار قانون بر این تباهی با «زن» نامیدنِ ندا و داشتن «کمال عقل» صحه می‌گذارد؛ قانون چنان بی‌شرمانه حقیقت را انکار می‌کند که گویا شکی وجود دارد که یک کودک نه ساله خواستارِ خشونت و شکنجه‌ی جسمی و روانی، تجاوز و آزار جنسی‌ نیست و باید دلیلی محکمه پسند برای رد این پیش‌فرضِ مردسالارانه یافت، یک بار دیگر دستگاه قضایی با «مغرض»، «محرّک» و «مجرم» دانستن ندا، در کمال وقاحت کودکی شکنجه شده، آسیب دیده و درهم شکسته را در جایگاه «مجرم» و مردی بالغ که کاملا حساب شده و نقشه‌مند به اهدافش دست یافته را در جایگاه «قربانی» تصویر می‌کند، تا باز هم ثابت کند در نظر دستگاه «عدالت اسلامی» زن یعنی مقصر و گناهکار ذاتی. دستگاه قضایی با همین پیش فرض یک بار دیگر اراده، اعتماد به نفس و شعور این دختر را طوری تخریب و تحقیر می‌نماید تا خود را «زنی» بپندارد که مثل اکثر زنان حتی به «بی‌گناهی» خود نیز شک دارد. دستگاه قضایی پدر/مردسالار از دادن هیچ امتیازی به این مرد و به نفع حفظ این رابطه‌ی قدرت دریغ نکرده و نمی‌کند، تا جایی که قربانی به جای مجرم تنبیه می‌شود، این ندا و خواهرانش و بقیه دختران روستا هستند که دیگر تمایل یا امکان رفتن به مدرسه را ندارند، این اعضای خانواده‌ی ندا هستند که در ازای افشای این جنایت باید «بی‌آبرویی» و «شرم»، انزوا، تهدید و تحقیر، مهاجرت و بی‌کاری بیشتر و فقر و ... را تحمل نمایند و حتی این مدیر مسئول آن روزنامه‌ی محلی است که در این میان از شکایت مرد متجاوز علیه روزنامه بی‌نصیب نمی‌ماند.
مرور جای جای این حادثه‌ی تلخ نشان می‌دهد که چگونه سیستم پدر/مردسالارِ حاکم، بدن زن را ـ حتی اگر بدن کودکی نابالغ باشد ـ کالایی جنسی می‌داند که حق مالکیت و کنترل آن به مردان واگذار شده است؛ و چطور دستگاه قضایی و حقوقیِ جمهوری اسلامی که خود منشأ تولید و بازتولید این نابرابری است با تمام توان از این نابرابری دفاع می‌نماید، حتی با سرکوب و تنبیه «قربانی» و خصوصا با سرکوب زنان و دخترانی که جسارت می‌کنند و این ساختار واپس‌گرای حاکم را به چالش می‌کشند. تکرار دایمی حوادثی از این دست هرچند به نظر «عادی» و «طبیعی» می‌رسد اما به معنای واقعیِ کلمه غیرطبیعی هستند؛ این‌که ما در جامعه‌ای زندگی کنیم که کودکان به خاطر این‌که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند و آزارگر را افشا می‌کنند، تنبیه شوند، این‌ که زنان پیشاپیش مجرم تلقی شوند مگر این‌که عکس آن ثابت شود، این‌که زنان از هر سن، نژاد، زبان، مذهب، طبقه و گرایش جنسی و ... مایملک مرد محسوب گردند، این‌که بدن و اراده و تمایل زن تابع اراده و تمایل مرد قلمداد شود و در صورت هر نوع تخطی از آن مستوجب انواع و اقسام خشونت و تنبیه تا سرحد مرگ باشد و ... نه تنها «طبیعی» و «عادی» نیست بلکه به غایت غیرطبیعی است. طبیعی کاری است که ندا و خانواده‌اش آغاز کردند. این‌که هر جا ستمی واقع می‌شود، سکوت نکنیم حتی اگر به بهای ترک دیار و داشته‌ّهای‌مان تمام شود، این‌که از تمام امکانات و توان‌مان بدون هیچ ترس و واهمه‌ای از فرض‌ها و پیش‌فرض‌های جامعه، استفاده کنیم تا ستم‌گر را افشا و محکوم کنیم، این‌ که تا حدی بر حقانیت خواسته‌های‌مان پافشاری کنیم که احقاق حق‌مان وسیله‌ای برای افشای عمیق‌تر این سیستم ضدزنِ سلطه و سرکوب باشد. سیستمی که نه تنها کلیه‌ی زنان بلکه روزانه هزارن هزار ستایش و ندا قربانی مستقیم و غیرمستقیم آن می‌شوند و حتی شانس و امکانی هم برای رسانه‌ای شدن نمی‌یابند تا بیش از پیش روشن شود که دستگاه قضایی نظام جمهوری اسلامی صرفا ابزاری برای بقای رژیم جمهوری اسلامی است که مالکیت مرد بر زن یکی از ارکان اصلی آن است. هرچند این مقاومتِ سخت فقط مقدمه‌ا‌ی است برای ایجاد و پیشروی یک مبارزه‌ی متحد، آگاهانه و قدرتمند و انقلابی در جنبش زنان که می‌تواند کلیت یک سیستم پدر/مردسالار را به چالش کشیده و سرنگون نماید تا دیگر بدن هیچ زن و هیچ کودکی جولانگاه اراده و غرایز مردان نباشد.

۱- ستایش قریشی: دختر شش ساله‌ی افغان روز یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ در محله‌ی خیرآبادِ ورامین توسط جوان ۱۷ ساله‌ی ایرانی ربوده شد، مورد تجاوز قرار گرفت، با ضربات چاقو به قتل رسید و جسدش با اسید سوزانده شد.
۲- ریحانه جباری: دختر جوانی که در سال ۱۳۸۶ و در سن ۱۹ سالگی به جرم قتل مرتضی سربندی ۴۷ ساله، بازداشت و محاکمه و در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ به جرم «قتل عمد» اعدام شد، در حالی که او اتهام قتل غیرعمد را پذیرفته و دلیل آن را موکدا دفاع از خود در برابر تجاوز جنسی اعلام کرده بود.

سازمان زنان ۸ مارس (ایران – افغانستان)


۱۲ مه ۲۰۱۶
www.8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com
https://facebook.com/8Mars.org


letzte Änderungen: 28.3.2017 8:12