Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

نامه عفوبین الملل و5سندیکای فرانسه با امضای دبیر کل هایشان برای رئیس جمهور و وزیر امور خارج فرانسه برای آزادی فعالین سندیکایی واجتماعی ازجمله رضا شهابی،اسماعیل عبدی،محمود بهشتی لنگرودی و.........



آقای رئیس جمهوری فرانسه
کاخ الیزه55، خیابان فوبورگ سن پاریس، 14 سپتامبر 2017
آقای رئیس جمهور
سازمان های ما مایلند توجه شما را به وضعیت آقای رضا شهابی، عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (ایران) جلب کنند. پس از تحمل 5 سال زندان در گذشته، ایشان دوباره زندانی شده است.
در سال 2010، او به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به شش سال زندان محکوم شده است. تنها «جرم» او دفاع از حق اعتصاب و ایجاد تشکلات سندیکائی مستقل بود.
او که به دلایل پزشکی آزاد شده بود، به رغم توصیه پزشک که زندانی شدن او را مناسب نمی دانستند، در 9 اوت امسال مجبور شد برای گذراندن سه ماه باقی مانده از محکومیتش، خود را به زندان رجائی شهر کرج معرفی کند.
مقامات ایرانی به همین نیز بسنده نکردند. به بهانهء عدم تطابق قانونی آزادی او در سال 2016 به دلایل پزشکی، مقامات زندان یک سال دیگر به دوره زندان او افزوده اند.
برای اعتراض به محکومیت جدید، رضا شهابی به محض ورود به زندان رجائی شهر، دست به اعتصاب غذا زد. شرایط حبس در این زندان بسیار سخت است.
رضا شهابی از مشکلات سلامتی متعددی رنج می برد (مثل نارسائی کلیه، آرتروز شدید که نتیجهء وخامت چهار مهره پشت او ست). در صورت عدم دسترسی به درمان خطر فلجی او وجود دارد.
محکومیت زندان او نقض آشکار حقوق انسانی و کنوانسیون های سازمان جهانی کار است. در حالی که جمهوری اسلامی ایران عضو این سازمان وابسته به سازمان ملل متحد است.
علاوه بر مورد رضا شهابی که ما خواستار آزادی فوریش هستیم، شماری از فعالان سندیکائی دیگر در زندان های ایران می پوسند، از جمله اسماعیل عبدی ازکانون صنفی معلمان و در روزهای اخیر، محمود بهشتی لنگرودی. این زندانیان با خطر محکومیت های شدید روبرو هستند که اجرای حکم به داوری و تمایل مقامات مسئول وابسته است. از بین آنان، می توان از دو فعال کارگری عضو سندیکای شرکت واحد، ابراهیم مددی و داود رضوی و نیز محمود صالحی، مدافع قدیمی حقوق کارگران ایران نام برد. متاسفانه این فهرست کامل نیست. ما برای ارائه پرونده کامل تر آماده هستیم.
در سال 2014 و 2015، دو مسئول سندکائی در زندان فوت کردند. در هر اول ماه مه، تعداد زیادی محکوم می شوند. در جریان دستگیری های پیشگیرنده در آستانه روز کارگر، صدها فعال کارگری برای مدت چند هفته و حتی ماه ها به زندان می افتند. برخی از آنان هنوز در زندان ها می پوسند.
یادآوری می کنیم که سندیکاها در ایران ممنوع اند. فعالیت سندیکائی ، فرد را با خطر محکومیت به اعدام، زندان های طولانی، اخراج از کار و حتی مصادره اموال روبرو می سازد.
به رغم عادی سازی ادعائی، نظام سیاسی کشور یکی از سرکوبگر ترین کشورها برای فعالان سندیکائی است. نقض حقوق انسانی بسیار گسترده است. این کشور پس از چین، بزرگترین تعداد اعدام (اعدام های در ملاء عام) را در جهان انجام داده است.
آقای رئیس جمهور، ما فکر می کنیم که در حیطه قدرت شماست تا پیش مسئولان حکومت ایران و به ویژه آقای حسن روحانی که در سال گذشته به دعوت رسمی از فرانسه دیدار کرد، واکنش نشان دهید. زندگی سندیکالیست های محکوم به زندان به آن وابسته است. فرانسه که در سازمان جهانی کار حضور دارد، باید در چارچوب آن بکوشد تا کشورهای عضو این سازمان به مصوبات و کنوانسیون های آن احترام بگذارند. ضروری ست که جمهوری اسلامی ایران احترام به این کنوانسیون ها را در کشورش تضمین کند و نتیجهء عملی آن، آزادی فعالان سندیکائی و زندانیان عقیدتی و توقف قطعی تعقیب کارگران و فعالان سندیکائی ست.
آقای رئیس جمهور، احترامات فائقه ما را بپذیرید.
کامیی بلان رئیس عفو بین الملل فرانسه Amnesty Internationale
لوران برژه، دبیرکل سندیکای سِ اِف دِ تِ CFDT،
فیلیپ مارتینِز، دبیر کل سِ ژِ ت CGT،
برنادِت گروآزون دبیرکل اِف اِس او FSU،
لوک بِریی، دبیرکل اونسا UNSA،
اریک بِنِل و سسیل گوندار لدبیران سندیکای سولیدر Solidaire
*عین این نامه خطاب به ژان-ایو لودریان ،وزیر امورخارجه فرانسه به آدرس 37، خیابان ساحلی اورسِی 75351پاریس ارسال شده است.
ترجمه و تکثیر از :
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه
اتحاد بین الملل در حمایت از کارگران در ایران – پاریس



1 نماینده سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در کنگره سالانه سازمان بین المللی کار!


نماینده سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در کنگره سالانه سازمان بین المللی کار!


بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

به عنوان نماینده سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران کنگره سالانه سازمان ،» حسن سعیدی « حضور
بین المللی کار ) ILO (، خبر خوشحال کننده ای است و برای اولین بار در تاریخ حاکمیت جمهوری اسلامی، یک نماینده
واقعی کارگری به این کنفرانس دعوت شده است. البته تاکید کنیم که تاکنون مبارزه جنبش کارگری در داخل ایران و
حامیان آن در سطح بین المللی، هر ساله از هر طریق ممکن و از جمله در تاریخ های برگزاری کنفرانس سالانه
سازمان بین المللی کار در ژنو، با راه انداختن کمپین های اعتراضی، با صدای بلند اعلام کرده اند که خانه کارگر و
شورای اسلامی کار نه تنها سازمان های کارگری ایران نیستند، بلکه آن ها نقش پلیسی را در درون این جنبش برای
حاکمیت ایفا می کنند. حکومت اسلامی ایران، یک حکومت اسلامی سرمایه داری وحشی، تبه کار، تروریست و آدم کش
و غارتگر است.
طبقه کارگر ایران و دیگر جنبش ها اجتماعی و اقشار آزاده مردم، حتی از ابتدایی ترین حقوق بدیهی و مسلم خود،
یعنی حق تشکل، اعتصاب و آزادی اندیشه و بیان محروم اند و فعالین این جنبش ها و نهادها، همواره مورد تهدید و
زندان و شکنجه و شلاق قرار می گیرند و اعدام می گردند. اما آن ها هرگز از مبارزه طبقاتی آزادی خواهانه بر حق و
عادلانه خود دست نکشیده و هم چنان در مقابل سانسور و اختناق و سرکوب مقاومت کنند.
***
با دعوت سندیکاهای فرانسوی عضو سندیکای « : در سایت سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه آمده است
کارگران شرکت واحد امروز 22 خرداد به پاریس پرواز کرد.
پیرو دعوت سندیکاهای کارگری فرانسه )کلکتیو( از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه
جهت شرکت در یک صد و ششمین اجلاس سازمان جهانی کار )ILO( ، آقای حسن سعیدی به عنوان نماینده سندیکای
کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران به ژنو اعزام گردید، متاسفانه آقایان رضا شهابی و داود رضوی از
اعضای هیات مدیره این سندیکا به دلیل ممنوع الخروجی از شرکت در یک صد و ششمین اجلاس سازمان جهانی کار
باز ماندند .
آقای حسن سعیدی نماینده سندیکا در اجلاس سازمان جهانی کار امروز دوشنبه 22 خرداد ماه ساعت 9 صبح تهران
را به مقصد پاریس ترک کرد .
» سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه
***
2
در گزارش شماره 375 که سازمان جهانی کار درباره همکاری با ایران در ژوئن 2015 در مورد « : منتشر کرد، آمده است
توصیه های مکرر برای آزادی آقای رضا شهابی از زندان، باید گفت که دولت ایران اشاره کرده که آزادی مشروط او از سوی
». مقامات قضایی صادر شده و در حال حاضر آزاد است و به سر کار برگشته است
در حالی که در آن تاریخ، رضا شهابی اخراج و بیکار شده و نمایندگان حکومت اسلامی درباره بازگشت به کار رضا شهابی
نیز به سازمان جهانی کار دروغ گفته اند. وی پس از آزادی با کمک همسرش یک تولیدی کوچک مواد غذایی خانگی راه اندازی
کرده و به این شکل هزینه هایشان را تامین می کنند.
آزار و « کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری در نامه ای به علی خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی، خواهان پایان دادن به
رضا شهابی شد. » اذیت
***
نوزدهم اردیبهشت 1384 ، چماق دارهای خانه کارگر و عوامل پلیسی و امنیتی حکومت اسلامی با وحشی گری تمام به سندیکای
کارگران شرکت واحد در تهران حمله کردند. از آن جایی که بعد از سرکوب دهه شصت به طور کل فعالیت های تشکل های مستقل
کارگری، شوراها، نهادهای مستقل فرهنگی، هنری، رسانه ها، نهادهای مردمی، سازمان ها و احزاب سیاسی و غیره در زیر
فشار سرکوب و خفقان شدید از حرکت باز ایستادند و بستری برای فعالیت تشکیلات هم سو با حاکمیت از سوی خانه کارگر
فراهم شد تا ادامه پروسه سرکوب شوراها و تشکلات مستقل های کارگری توسط این نهاد دولتی و کارفرمایی ادامه پیدا کند. در
واقع از دهه 70 تشکیلات خانه کارگر به طور همه جانبه جایگزین شوراها و تشکلات مستقل کارگری شد. با این وجود، فعالان
کارگری دست از تلاش برنداشته و همواره منتظر شرایطی بودند تا بتوانند در فرصتی مناسب مجددا سندیکاها و تشکل های
مستقل کارگری را سازمان دهی کنند. از آن جایی که تعدادی از فعالین کارگری در قالب هیئت موسسین سندیکاهای کارگری
جلساتی را به طور غیرعلنی برگزار می کردند و آموزش سندیکایی به کارگران و فعالان داوطلب کارگری می دادند با همت و
تلاش این فعالین پیشرو کارگری که متشکل از هیئت موسس سندیکاهای کارگری شرکت واحد، کفاشان و... هر ماه جلساتی در
راستای نحوه فعالیت و تشکیل سندیکا و عضوگیری آموزش هایی به اعضای داوطلب می دادند که در نهایت حاصل این آموزش
و فعالیت ها تشکیل اولین سندیکا، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در کشور بود. خانه کارگر و
عوامل حکومتی سندیکای شرکت واحد را تهدیدی و خطر جدی برای موقعیت و حکومیت چندین ساله خودشان دیدند به همین
خاطر از تمام امکانات و ابزارها و افراد چماق دار برای سرکوب سندیکا و اعضای آن از هیچ کوششی دریغ نکردند. طی
سال های طولانی خانه کارگر و شرکایش هم سو با حکومت و کارفرمایان باعث شکل نگرفتن سندیکاها و تشکل های مستقل در
کارگاه ها و کارخانه ها و جامعه کارگری شده بودند و نقش اصلی را در سرکوب و عدم شکل گیری این نهادهای مستقل کارگری
ایفا می کردند و هنوز هم می کنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی که در سال 1384 در اردیبهشت ماه هنوز انتخابات برگزار نکرده بود و در حال
آموزش به کارگران و رانندگان شرکت واحد در قالب هیئت موسس فعالیت داشت و از طرف رانندگان و کارگران شرکت واحد
مورد استقبال چشم گیری قرار گرفت، عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار را به این فکر انداخت که با همکاری
ارگان های امنیتی، نقشه حمله به این سندیکایی که بعد از 27 سال در خفقان و سرکوب کارگران تشکیل شده بود طراحی کردند
تا آن را در نطفه خفه کنند. خانه کارگر و عوامل شوراهای اسلامی کار، با همکاری و حضور نیروهای انتظامی و امنیتی علنی
و مخفی، از اول صبح روز 19 اردیبهشت ماه 84 ، حمله وحشیانه و بی رحمانه ای را با همکاری مدیریت وقت شرکت واحد که
ده ها اتوبوس برای حمل چماق دارها در اختیار این عوامل سرکوب گذاشته بود به محل سندیکای کارگران شرکت واحد واقع در
حسن آباد تهران خیابان خیام )محل سندیکای خبازها( یورش آوردند و کارگران و رانندگان حاضر در سندیکا را مورد ضرب و
شتم قرار دادند؛ اموال سندیکا را از قبیل کتاب، جزوات و نشریات را به سرقت بردند؛ چند تن از اعضای سندیکا را مجروح
کردند؛ عوامل امنیتی هم از این ضرب و شتم ها و دزدی ها و وحشی گری ها فیلم برداری و حمایت می کردند؛ پلیس حاضر در محل
هم به جای بازداشت ضاربین و مهاجمین وحشی، اعضای سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند. این حمله
سازمان دهی شده توسط خانه کارگر و نیروهای امنیتی حکومت نه تنها باعث رعب و وحشت کارگران نشد، بلکه باعث گردید
کارگران و رانندگان برای تشکیل سندیکای خود یک ماه زودتر از موعد 13 خرداد 84 اقدام کنند. آن ها اولین انتخابات آزاد
کارگری و مجمع عمومی خود را برگزار کردند و سندیکای کارگران شرکت واحد تهران را بازگشایی نمودند .
با توجه به این که این سندیکا و اعضای آن توسط نیروهای امنیتی، پلیسی و قضایی در طی این سال ها تحت فشار و تهدید و
اخراج از کار و زندان های طولانی مدت قرار گرفته بوده اند اما هم چنان با پایداری و مقاومت اعضایش هنوز به مبارزه بر حق و
عادلانه طبقاتی خود ادامه داده و می دهد.
سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، یکی از قدیمی ترین تشکل های صنفی و کارگری در ایران و عضو رسمی
فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل است. طی سال های گذشته رهبران و اعضای این سندیکا با اشکال مختلف سرکوب مواجه
بوده اند که به اخراج از کار، بازداشت و زندانی شدن تعدادی از آنان از جمله رضا شهابی، داود رضوی، ابراهیم مددی انجامیده
است.
***
رانندگان شرکت واحد، برای گرفتن حق و حقوق شان، به این نتیجه رسیدند که که تنها راه اعتصاب است. هیئت مدیره وقت با
آگاه شدن از نظرات رانندگان مناطق، اعلام کرد که ابتدا اعتراض های کوچک را شروع کنیم و اگر جواب نداد، اعتصاب می کنیم.
بخش زیادی قبول کردند و اولین اعتراض ما روشن کردن چراغ های اتوبوس ها در تاریخ 16 مهر 84 بود. در جریان این
حرکت، در روزی آفتابی تمام چراغ های اتوبوس ها در سطح شهر تهران روشن شد که در جامعه بازتاب داشت و چند نفر از
اعضای هیئت مدیره در همان روز در دفتر رییس جمهوری حاضر شدند و مشکلات رانندگان را مطرح کردندکه البته نتیجه ای
حاصل نشد.
3
دومین اعتراض با فاصله پانزده روز از اولی، نگرفتن بلیط از شهروندان بود. تا دی ماه 84 نه تنها مشكلی از دوش كارگران
برداشته نشد، بلكه تعداد دیگری از اعضای هیئت مدیره نیز بازداشت شدند .
این بی توجهی ها و زورگویی های حکومت، به خواست های كارگران و بازداشت ها سبب شد تا بخش هایی از رانند گان در
مجمع های هفتگی تقاضای اعتصاب كنند. البته درون هیئت مدیره برای شروع اعتصاب اختلاف بود و اکثریت عقیده داشتند که
برای اعتصاب آموزش و آگاهی کافی وجود ندارد و نباید اعتصاب کرد. سندیكا به این منظور اطلاعیه آموزش اعتصاب منتشر
کرد. اما به محض این كه اطلاعیه به دست رانند گان رسید، چندین نفر از اعضای هیئت مدیره دستگیر شدند. این بازداشت ها سبب
شد که كارگران رسما و با اصرار از سندیكا بخواهند اعتصاب انجام شود و در حقیقت اعتصاب با فشار بدنه کارگری شکل
گرفت. تعدادی از اعضای هیئت مدیره كه هنوز بازداشت نشده بودند با صدور اطلاعیه ای، روز 4 دی ماه 1384 را روز
اعتصاب اعلام كردند كه پس از آن باز هم تعداد دیگری از اعضای هیئت مدیره و اعضای سندیكا بازداشت شدند .
این اعتصاب که برای گرفتن مطالباتی از جمله افزایش دستمزد، اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، دریافت بن کارگری، ایجاد
امکانات بهداشتی، رفاهی و ورزشی و... بود، خواسته دیگری نیز داشت که آزادی اعضای بازداشت شده هیئت مدیره و سندیکا
بود. هر یک از اعضای هیئت مدیره، مامور مناطق خودشان بودند و موظف بودند اول صبح و زودتر از رانند گان در منطقه
من « : حضور داشته باشند و رانندگان را دعوت به اعتصاب کنند. یکی از اعضای هیئت مدیره در مورد روز اعتصاب گفته است
هم مسئول منطقه ای بودم و صبح زود و جلوتر از دیگر رانند گان به همراه یکی از دوستان در آن منطقه حاضر شدم. جلوی
منطقه پر از ماموران انتظامی و لباس شخصی بود. تعدادی از رانند گان تعرفه های خودشان را گرفته بودند اما به طرف
اتوبوس های شان نرفته بودند و منتظر بودند. بعد از مدتی همه رانندگان رسیدند و اعلام شد که هیچ کس اتوبوس را از منطقه
خارج نکند تا با همکاران مناطق دیگر هماهنگ باشیم. ماموران لباس شخصی وارد منطقه شدند و در تلاش بودند تا من و
دیگر دوستان فعال را دستگیر کنند. در نهایت نیروهای امنیتی موفق شدند من و یکی از دوستان ام را دستگیر کرده و پس از
انتقال به چند مکان مختلف، سرانجام به زندان اوین منتقل کردند. بعد از من رانندگان باز هم از خود استقامت نشان داده بودند
اما در نهایت با تهدید عوامل مدیریت شرکت واحد، رانند گان به سر کار رفته بودند. در زندان به ما خبر رسید که وسعت
». اعتصاب در برخی از مناطق به گونه ای بوده که تردد شهروندان با مشکل رو برو شده است
منطقه 4 تا ساعت 11 بسته شده بود و تنها پس از درگیری توانسته بودند آن را باز کنند. فعالان اعتصاب در منطقه
5 )توقف گاه 17 شهریور( و هنگامی که تنها توانسته بودند نطفه های اعتصاب را روشن کنند بازداشت شده بودند و به کلانتری
منتقل شده بودند، اما کارگران اعتصابی خواهان آزادی آن ها شده بودند و به همین دلیل ماموران وحشت زده ساعت 8 صبح
آن ها را به منطقه بازگردانده بودند. در این منطقه با همکاری دوستانی که از منطقه 4 آمده بودند، توانستند اعتصاب را تا
ساعت 12:30 ظهر نگه دارند. اما کانون اعتصاب منطقه 6 بود که یکی از بزرگ ترین مناطق اتوبوس رانی تهران به شمار
می رفت؛ رانند گان از مناطق دیگر که اعتصاب شان شکسته بود به آن جا رفته بودند و حتی برخی خانواده های خود را نیز آورده
بودند و مشاهده شده بود که خانواده ها نیز از خروج اتوبوس ها جلوگیری می کردند. ابراهیم مددی که همان روز از زندان آزاد
شده بود نیز در آن جا حضور پیدا کرد. دیگر نیمه های شب بود که خبر داده بودند شهردار تهران در جمع کارگران اعتصابی
حاضر خواهد شد. او در یک شب بارانی و در حالی که تعدادی از اعضای هیئت مدیره بازداشت شده و در زندان بودند، به
منطقه 6 رفته بود و پذیرفته بود که کارگران اعتصابی شرکت واحد 32 خواسته به حق دارند )که البته بعدا معلوم شد که آن شب
دروغ می گفت و با این ترفند تنها می خواست به اعتصاب پایان دهد( و پس از صحبت هایی و با توجه به فشار عوامل امنیتی،
ضعف ما این بود که در آن هنگام )روز « : توافق شد که اعتصاب شکسته شود. یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره می گوید
اعتصاب( جلسه ی هیئت مدیره برگزار نشد و تصمیم گیری به صورت فردی بود و تنها به دهان یکی از افراد ارشد نگاه می شد ! »
در آن روز تعداد زیادی از اعضای هیئت مدیره دستگیر شدند، که پس از چند روز همگی آزاد شدند و البته هنوز اسانلو در
زندان بود. قرار شد كه به خواست ها و مطالبات رانند گان رسیدگی شود و اسانلو هم آزاد شود .
شهردار هم با هیئت مدیره سندیکا جلسه ای گذاشت و قول همكاری داد. پس از گذشت چند هفته نه اسانلو آزاد نشد و نه
مسئولان چراغ سبزی به خواست های رانند گان نشان دادند. شهردار هم در این مدت ترتیب ملاقاتی را با كل رانند گان در
استادیوم 12 هزار نفری آزادی داد تا شاید موفق شوند رانندگان را از همکاری با سندیك ای شان منصرف كنند. البته سندیكا هم
از این گردهم آیی استقبال كرد و بیش از 8 هزار نفر از رانندگان به محل سالن 12 هزار نفری آمدند. تمام مسئولان شركت واحد
از جمله مدیر عامل شركت واحد به این محل آمده بودند. خانواده اسانلو هم آمده بود تا شاید بتوانند قول آزادی اسانلو را از
شهردار بگیرند. شهردار تهران در سخن رانی خود ضمن دادن وعده رسیده گی به مشكلات رانند گان، سعی داشت كارگران را
قانع كند تا با سندیكای کارگران شركت واحد همكاری نكنند .
این صحبت ها خشم رانندگان را برافروخت و رانندگان شعارهایی برای آزادی اسانلو و حمایت از سندیكا دادند. قالیباف محل را
ترك كرده بود و صدای بلند گروه موزیك قصد داشت صدای رانند گان را خفه كند. رانندگان هم چنان به صورت یك صدا شعارهای
حمایت از سندیكا و آزادی اسانلو را می دادند. این برخورد رانندگان در واقع درخواست رانندگان از سندیكا بود و آنان هم چنان
را سر می دادند. با توجه به این كه مراسم تمام شده بود، رانند گان قصد ترك محل را نداشتند » قالیباف اعتصاب یادت نره « شعار
و با بستن درب های استادیوم اجازه نمی دادند اتوبوس ها خارج شوند. با پادر میانی اعضای هیئت مدیره سندیكا، رانندگان محل را
ترك كردند. بعد از مراسم استادیوم، شهردار که از مهار سندیکا مایوس شده بود، از ملاقات با اعضای سندیكا سر باز زد. پس
از آن گویا سركوب سندیكا به صورت جدی در دستور كار عوامل امنیتی قرار گرفت؛ به اعضای سندیكا در شهرداری اجازه
ملاقات نمی دادند و مدیرعامل وقت هم كه به تازگی عوض شده بود از ملاقات با اعضای هیئت مدیره امتناع می ورزید و همان
شخصا به خواسته های كارگران رسیدگی « و » من سندیكا را به رسمیت نمی شناسم « حرف های رییس قبلی مبنی بر این كه
را تحویل نمایندگان سندیكا داد. سندیكا كه حدود یك سال در جهت گرفتن مطالبات رانند گان تلاش کرده بود و خود را به » می كنم
كارگران پاسخ گو می دانست، گفته های شهردار و مدیر عامل را به اطلاع رانندگان رساند و اعضای هیئت مدیره بعد از كنفرانس
هفتگی با رانندگان و كارگران و نظرخواهی از آنان، قرار گذاشتند که اعتصاب دوم را جهت مطالبات رانند گان، آزادی اسانلو و
4
به رسمیت شناختن نمایند گان سندیكا انجام دهند. در جلسه هیئت مدیره سندیكا این نظرات رانندگان مورد بررسی قرار گرفت و با
اكثریت آرا اعتصاب دوم رانندگان تصویب شد .
به محض توزیع اطلاعیه اعتصاب از طرف سندیكا، از سوی شهردار و مدیرعامل شركت واحد قرار ملاقاتی با اعضای
هیئت مدیره سندیكا و در محل دفتر مدیر عامل اتوبوس رانی گذاشته شد كه از طرف سندیكا مددی، رضوی و سلیمی به محل
مذاكره رفتند. تا روز اعتصاب دوم یعنی 8 بهمن 84 ، یك هفته وقت باقی بود و این زمان برای آن گذاشته شد که اعضای
هیئت مدیره فکر می کردند شاید بتوان در این مدت امتیازی برای كارگران گرفت و در این صورت اعتصاب متوقف شود. مذاكره
در حضور عوامل حراست شهرداری، نماینده شهردار، مدیر عامل شركت واحد و حراست شركت واحد از ساعت 2 ظهر شروع
شد و تا حدود 9 شب ادامه داشت كه طرف های مقابل اعضای سندیکا حاضر به دادن هیچ امتیازی جهت شكستن اعتصاب
نشدند و تمام حرف شان این بود كه شما كاری را كه ما می خواهیم انجام دهید، بعدا ما به خواسته های شما رسیدگی خواهیم كرد،
یعنی همان وعده های سر خرمن همیشگی! بلافاصله پس از پایان مذاكره، از طرف وزارت اطلاعات تمام اعضای سندیكا احضار
شدند و پس از بازجویی چندین ساعته در دادگاه انقلاب كه تا ده شب ادامه داشت، تعداد زیادی از آنان به بند 209 زندان اوین
منتقل شدند. البته با توجه به این كه اكثریت اعضای هیئت مدیره و تعدادی از خانواده های آن ها و فعالان سندیكا بازداشت شده
بودند اما اعتصاب در همان ساعات اولیه شكل گرفت و بخش هایی از شهر تحت تاثیر اعتصاب رانندگان قرار گرفت .
در روز اعتصاب صدها نفر از رانند گان دستگیر شدند و روانه زندان اوین شدند. بیش از سی صد نفر در همان روزهای اولیه
پس از اعتصاب از كار بی كار شدند. به مرور تا مدت شش ماه اكثریت كارگران اخراجی به جز 45 نفر به سر كار خود
بازگشتنند و اعضای سندیكا هم هر كدام بعد از چندین ماه با قرارهای وثیقه صد میلیونی از زندان آزاد شدند و دارای
اگر تخمینی بخواهم بگویم از سال « : پرونده های در انتظار دادگاه شدند. یکی از اعضای هیئت مدیره می گوید 84 تا امروز بیش
از 400 بار اعضای هیئت مدیره و فعالین سندیكای شركت واحد بازداشتی داشته و ده ها پرونده محكومیت به خاطر فعالیت
رضا « و » ابراهیم مددی « در حال حاضر نیز دو نفر از اعضای هیئت مدیره سندیکا به نام های .» سندیكایی ایجاد شده است
در زندان هستند » شهابی .
کارگران شرکت واحد توانستند با اعتراض ها و اعتصاب هایی که در قالب سندیکای شان انجام دادند و با فشار طبقاتی به
کارفرما، به بخشی از مطالبات خود دست یابند. برخی از این دست آوردها عبارتند از: افزایش دستمزد کارگران، دریافت بن های
کارگری، دریافت لباس کار، احداث مکان های بهداشتی، رفاهی و ورزشی، احداث سرویس های بهداشتی در انتهای خطوط،
افزایش حق نهار، دریافت شیر و...
بی تردید مبارزات و تلاش های پیگیر سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه، سندیکای نیشکر هفت تپه و فعالین کارگری
از تشکل های گوناگون و کارگران آگاهی که در شکل گیری تشکل های مستقل کارگری و اعتصابات و آزادی دستگیرشدگان،
درس های ارزنده و آموزنده ای برای جنبش کارگری ایران دارد .
***
سازمان بین المللی کار، تشکیلاتی شبیه به دیگر سازمان های بین المللی است. این سازمان یکی از قدیمی ترین ارگان های
بین المللی به شمار می رود که قدمت آن به سابقه جامعه ملل است.
در مقدمه اساس نامه تاسیس ILO شرایط فعلی کارگران دربردارنده بی عدالتی و « : ، نگرانی سیستم سرمایه داری مشهود است
مشقت بی اندازه ای است که به بخش بزرگی از انسان ها اعمال می شود و بی توجهی به بهبود شرایط زندگی کارگران می تواند سبب
بی عدالتی موجب آشوبی بزرگ می شود که در « : در جایی نیز می خوانیم ،» ایجاد آشوب در جامعه و حتی باعث انقلاب شود
ادامه صلح جهانی شکست هر ملتی در تصویب شرایط انسانی « : و در جای دیگر این مقدمه نیز آمده است » را به خطر می اندازد
». کارگران، مانعی در راه سایر مللی است که می خواهند شرایط کشور خود را بهبود ببخشند
مهم ترین بند ضدکارگری این سازمان سه جانبه
گرایی در بخش سیزدهم اساسنامه آن است که
نمایندگان دولت، کارفرمایان و کارگران بر سر
مسایل کارگری از جمله تعیین حداقل دستمزد
کارگران به چانه زنی می پردازند.
کلیه اعضای سازمان در مجمع دارای نماینده
هستند. هر کشور عضو دارای دو نماینده در
مجمع عمومی است. علاوه بر این دو، یک
نماینده از سوی کارفرمایان آن کشور و یک
نماینده نیز از سوی کارگران آن کشور می توانند
در کنار دو نماینده دولتی حضور داشته باشند.
جلسات مجمع عمومی به طور سالانه برگزار
می گردد و مقر آن جلسات عموما شهر ژنو است.
برای هر جلسه مجمع عمومی، یک رییس و سه
نائب رییس انتخاب می گردد.
در آوریل 1919 تشکیل سازمان بین المللی کار (ILO) توسط کنفرانس صلح تصویب شد. در این دوره و به دنبال پایان یافتن
جنگ ویران گر جهانی اول و پیروزی انقلاب اکتبر روسیه، توازن قوای جدیدی را در سطح بین المللی به وجود آورده بود که
بازیگران سیستم سرمایه داری جهانی را به وحشت انداخته بود. به عبارت دیگر تشکیل این سازمان توسط دولت های
سرمایه داری، یک عقب قدم عقب نشینی دولت ها و سرمایه داران در مقابل جنبش کارگری و انقلابات بود تا از این طریق بتوانند
این جنبش بین المللی و ضدسرمایه داری را مهار کرد.
5
اساس نامه ILO در فاصله زمانی ژانویه تا آوریل 1919 توسط کمیسون کارگری کنفرانس صلح تدوین شد. کمیسونی که از
نمایندگان 9 کشور شامل بلژیک، کوبا، چکسلواکی، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، لهستان، آمریکا و انگلستان و به سرپرستی
Samuel Grompers رییس فدراسیون کارگری آمریکا تشکیل شده بود .
در اکتبر 1919 ، اولین کنفرانس بین المللی کار با شرکت دو نماینده از هر دولت عضو، یک نماینده از کارفرمایان و یک نماینده
از کارگران آن کشور در واشنگتن برگزار شد. ترکیب اعضای هیات مدیره سازمان که توسط شورای اجرایی حاضر در کنفرانس
برگزیده شدند عبارت است از: نیمی از اعضای هیات مدیره، نمایندگان دولتی، یک چهارم نمایندگان کارفرمایان و یک چهارم
دیگر نمایندگان کارگران. این کنفرانس 6 کنوانسیون بین المللی درباره ساعات کار در کارخانه، بیکاری، حمایت از مادران، شب
کاری زنان و حداقل سن و شب کاری جوانان را به تصویب رساند .
در ماه می 1940 ، شرایط جنگی حاکم بر جهان و به خصوص اروپا، دبیرکل سازمان بین المللی را وادار کرد تا مقر اصلی این
سازمان را از سوئیس به مونترال کانادا انتقال دهد. مدتی بعد در شرایط و توازن قوای روزهای پایانی جنگ جهانی دوم و
متاثر از رشد و اوج گیری جنبش های کارگری در سراسر جهان و حضور انبوه کارگران در صحنه های جنگ و بازسازی
خرابه های ناشی از آن بود که بیست و هشتمین )کنفرانس کار( همایش سازمان بین المللی کار در 10 می 1944 در فیلادلفیا
برگزار شد. این کنفرانس بیانیه مهمی را منتشر کرد که به بیانیه فیلادلفیا معروف شد. در این بیانیه اصول اساسی ILO است
است » اصول ناظر برخط مشی اعضای سازمان بین المللی کار « و :
الف( کار کالا نیست؛
ب( آزادی بیان و اجتماعات شرط ضروری توسعه پایدار است؛
ج( فقر موجود خطری جدی برای پیشرفت همگانی است؛
د( مبارزه با فقر باید بر یک تلاش خستگی ناپذیر در مقیاس ملی و تلاش مداوم و همگانی بین المللی و تشریک مساعی کارگران
و کارفرمایان و تعامل هم پای آنان با نمایندگان دولت در بحث های آزاد برای اتخاذ تصمیم های دموکراتیک با هدف پیش برد منافع
همگانی متکی باشد .
پس از آن این سازمان در کنفرانس بین المللی کار در سال 1948 کنوانسیون شماره 87 را، در ارتباط با آزادی انجمن ها و حق
تشکل، تصویب و به مقاوله نامه های بنیادین ILO اضافه کرد؛ مقاوله نامه هایی که پیوستن به آن و رعایت مفاد آن ها به مثابه
قوانین داخلی هر کشور برای تمامی کشورهای عضو الزامی است و حکومت اسلامی ایران پس از گذشت 69 سال از تصویب
این کنوانسیون و با وجود این که در سه دوره متوالی عضو هیات مدیره و حتی یک دوره رییس هیات مدیره ILO نیز بوده
است بازهم از پیوستن به آن سرباز می زند و به کمک فصل هشتم قانون کار مانع از اجرای مفاد آن می شود .
یک رکن مهم سازمان بین المللی، هیئت اجرایی آن است. این هیئت در واقع جانشین مجمع عمومی در مدت زمانی بین دو
اجلاسیه است. اعضای هیئت اجرایی در مجمع عمومی انتخاب می گردند. ولی این انتخاب دارای شرایطی است. مثلث
تشکیل دهنده ILO هر سه در هیئت اجرایی دارای نمایندگانی هستند. این هیئت 56 عضو دارد که متشکل از 28 عضو دولتی،
14 عضو کارگری و 14 عضو کارفرمایی است. این اعضا هر سه سال یک بار انتخاب می گردند و در انتخاب آن ها مخصوصا
اعضای دولتی توجه به شرایطی هم چون تقسیم بین دولت های صنعتی و غیر آن، خود مبحث مهمی به شمار می رود . هیئت مزبور وظایفی بر عهده دارد که از میان آن ها می توان به تنظیم لایحه بودجه سالانه کل ILO اشاره نمود. دیگر وظیفه
مهم هیئت اجرایی انتخاب مدیر کل دفتر بین المللی کار است. تعیین دستور جلسه مجمع عمومی و انتخاب محل برگزاری، نظارت
بر اجرای متون مقاوله نامه ها، بررسی و اجرای تصمیماتی که مجمع عمومی به هیئت اجرایی محمول می نماید و تهیه و تنظیم
سیاست های سازمان در زمینه های مختلف مربوط، از دیگر وظایف هیئت اجرایی است.
ایران از نخستین سال تاسیس ILO یعنی از سال 1919 ، به عضویت این نهاد درآمده است و در واقع از با سابقه ترین کشورها
در این نهاد بین المللی به حساب می آید. تاسیس وزارت کار در دولت وقت حکومت پهلوی، بر روابط این دو افزود و باعث
گردید همکاری این دو نهاد رویه فعال تری به خود بگیرد.
اما پس از انقلاب 1357 ، روابط حکومت اسلامی ایران با ILO دست خوش تحولاتی بزرگ شد، چنان چه بین سال های 1983
تا 1999 کمیته استاندارد ILO مکررا در مورد مسایل مربوط به تبعیض در حکومت اسلامی ایران اظهار نگرانی می کرد. در
این دوره، همواره نام ایران در فهرست پاراگراف ویژه سازمان درج شد و مکررا از حکومت اسلامی برای ارسال گروه تماس
مستقیم درخواست به عمل آمد. در سال های 96 و 97 و 98 میلادی نیز وضعیت بر همین منوال بود تا این که در سال 1999 ،
همکاری مجدد این دو آغاز گردید .
***
در پایان می توان گفت که تاسیس ILO و کنوانسیون های سازمان بین المللی کار، همگی در راستای منافع
سرمایه داران تدوین، تنظیم و انتشار یافته اند. همان طور که در بالا نیز اشاره کردیم هدف موسسین آن، مهار جنبش
بین المللی کارگران و انقلابات توسط حکومت های حافظ سرمایه بوده است. بنابراین، نباید درباره این سازمان،
توهم پراکنی کرد که گویا منافع طبقاتی کارگران را نیز مدنظر دارد. نه خیر این سازمان، نه تنها به هیچ وجه به منافع
کارگران اهمیت نمی دهد، بلکه اساسا در جهت تبلیغ دایمی آشتی طبقاتی بین دو طبقه متخاصم کارگری و
سرمایه داری و مهار جنبش کارگری سوسیالیستی گام برمی دارد. اما به عنوان یک بلندگو و سازمان دهی کمپین
اعتراضی، به ویژه در روزهایی که کنگره سالانه آن برگزار می شود کاری ضروری و یک اقدام سیاسی مثبت است.
نهایتا سازمان جهانی کار، یکی از نهادهای مهم سرمایه داری در راستای به سازش کشاندن مبارزه طبقاتی كارگران
و سرمایه داران و به طور کلی حافظ منافع سرمایه داری در سطح جهانی است!
است. » سه جانبه گرایی « یکی از قوانین مهم سازمان بین المللی کار که عموما به نفع سرمایه داران است، قانون
بی جهت نیست که خانه کارگر و شورای اسلامی کار و گرایشات راست کارگری، همواره بر اجرای آن تاکید دارند.
6
چرا که پیشاپیش روشن است نماینده دولت و کارفرمایان منافع مشترکی دارند و در مقابل شان تنها یک رای وجود
دارد. بنابراین، پرواضح است که در نشست های سه جانبه و از جمله چانه زنی بر سر تعیین حداقل دستمزدهای سالانه
کارگران، همواره کارگران بازنده و سرمایه داران برنده اند. آن هم در حکومت اسلامی ایران، کارگران از ابتدایی ترین
حقوق خود محرومند و حق تشکل و اعتصاب ندارند؛ فعالین آن همواره مورد تهدید و زندان و شکنجه و شلاق و
اخراج قرار می گیرند بنابراین، در مذاکرات سه جانبه، کارگران ایران نماینده ندارند و کارفرمایان و دولت و خانه
کارگر و شورای های اسلامی کار با توجه به منافع طبقاتی خودشان و منافع حکومت شان، دستمزد بسیار نازلی را
برای کارگران تعیین می کنند که به هیچ وجه کفاف زندگی آن ها را نمی دهد و با تورم و گرانی واقعی نیز فاصله زیادی
دارد. حتی همین دستمزدهای ناچیز نیز به موقع پرداخت نمی گردد.
بدین ترتیب، سیستم جهانی سرمایه داری، بیش از پیش استثمار نیروی كار و غارت و چپاول گری منابع خام را با
جنگ داخلی و منطقه ای در سراسر دنیا شدت بخشیده است. این وضعیت منجر به بیكارسازی های وسیع کارگران،
تقلیل سطح معیشت آن ها و بیکاران و محرومان جامعه، و فراگیر شدن فلاكت و اقتصادی و دیگر مصائب اجتماعی
گردن بگذارند و » سازش كار و سرمایه « شده است. سیستم سرمایه داری می خواهد کارگران و محرومان جامعه، به
وضع موجود را تحمل کنند. این سیستم برای دست یابی به این هدف خود، با انواع و اقسام نهادهای بین المللی و
حکومت ها و با اتکا به نیروهای سرکوبگر مانند ارتش، پلیس، ژاندارم، سازمان های مخفی، ضدشورش و غیره، هر
روز بیش تر از روز قبل، تشنج و بحران، سانسور و سرکوب، تروریسم دولتی و غیردولتی، جنگ و طرح های
» سلاح های مخرب و کشتار جمعی « و تولید و فروش » خصوصی سازی « و » جهانی سازی سرمایه « خانمان برانداز
تشدید کرده و در صورت نیاز سرمایه، گرایشات سیاسی فاشیستی، نژادپرستی، میلیتاریستی، ناسیونالیستی و مذهبی
خود را وارد صحنه سیاسی جوامع می کند تا نیروهای آزادی خواه، برابری طلب، ضدجنگ و خشونت و در راس همه
جنبش کارگری و سوسیالیستی را سرکوب و مرعوب کنند. متاسفانه در فقدان یک قطب قدرتمند و متشکل جنبش
کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و همه نیروهای عدالت جو در شرایط کنونی، امکان و فرصت بیش تری برای
طرح و تبلیغ این گونه سیاست های ضدانسانی و هولناک در جهان، به ویژه در منطقه بحرانی خاورمیانه فراهم شده
است.
در چنین شرایطی، باز هم ملت گرایی و دولت گرایی نه تنها از سوی نیروهای راست سرمایه داری، بلکه متاسفانه از
سوی نیروهای چپ و نیروهایی که خود را سوسیالیست و کمونیست معرفی می کنند نیز کمابیش تبلیغ و ترویج
از رکن های اصلی سرکوب آزادی، برابری، عدالت » دولت و ملت « می گردد. در حالی که هر دوی این ها، یعنی
اجتماعی و عامل مهم تفرقه و استثمار وحشیانه نیروی کار و همه ستم دیدگان در طول تاریخ بوده است. پس در
چنین وضعیتی، رد دولت گرایی و ملت گرایی و تاکید بر سازمان دهی دموکراسی مستقیم و از پایین و شورایی و
خودمدیریتی دموکراتیک توسط همه نیروهای ضدسرمایه داری و انسان های آزاده، راه حل اساسی رهایی بشر از این
وضعیت فلاکت بار است.
سه شنبه سی ام خرداد 1396 بیستم ژوئن - 2017
ضمیمه:
گزارشی از وضعیت کارگران ایران به سازمان جهانی کار و تشکل های مستقل کارگری جهان
خرداد 139۶
با سلام های گرم
وضعیت کارگران در ایران از جوانب مختلف طی سالیان اخیر رو به قهقرا داشته و تبدیل به یک بحران جدی گردیده است. از
نقطه نظر اقتصادی، دغدغه کارگران بیکاری چند میلیونی از یک سو و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر از سوی دیگر است.
به طوری که بسیاری از نیازهای انسانی نظیر تغذیه سالم و مقوی، آموزش، بهداشت، مسافرت و… برای کارگران تبدیل به
کالاهایی لوکس و دست نیافتنی شده است. در مورد نیازهای اساسی نظیر خوراک و پوشاک، خانواده های کارگری مجبورند
محدودیت های زجرآور را تحمل کنند. دولت برای تعیین دستمزد کارگران حتی حاضر به رعایت قانون کار که تاکید دارد حداقل
دستمزد باید نیازهای یک خانواده را برآورده کند نیست. تعرض به دستمزد کارگران به تعیین دستمزد چند برابر زیر خط فقر
ختم نمی شود و دولت به طور مستمر با ارائه طرح و تصویب آئین نامه هایی نظیر طرح استاد شاگردی و آئین نامه کارورزی تلاش
دارد به بهانه رونق اقصادی و ایجاد اشتغال قیمت نیروی کار را حتی به یک سوم حداقل دستمزد کنونی کاهش دهد، با وجود
این که دستمزد کارگر بخش ناچیزی از قیمت تمام شده کالاها و خدمات را در برمی گیرد. تعرضات دولتی به معیشت کارگر
7
هم چنین از طریق اختیاری کردن بیمه نمودن کارگر توسط کارفرما و گنجاندن آن در طرح ها و آئین نامه های مذکور به طور
مستمر پیگیری می شود .
سطح ایمنی و بهداشت کار بسیار پایین است و عدم رعایت ایمنی در کارگاه های صنعتی و ساختمانی کارگران را هر روزه به
کام مرگ می برد. حوادثی نظیر آتش سوزی ساختمان پلاسکو و ریزش معدن زمستان یورت که منجر به کشته شدن چهل وسه
تن از معدنچیان شد تنها نمونه هایی شناخته شده از حوادثی است که رخ داده است. این حوادث به دلیل وسعت آن مورد توجه
رسانه ها قرار می گیرد و توجه بسیاری را جلب می کند، اما حوادث کار به خصوص در بخش ساختمانی بسیار فراتر از این
موارد هستند و روزانه تلفات جانی از کارگران این بخش می گیرد .
دستمزدهای ناچیز کارگران ماه ها معوق می شود و مستند به اعتراضات توده ای کارگران کارگاه هایی وجود دارد که پرداخت
دستمزد کارگرانش بیش از یک سال معوق شده است و زندگی فقیرانه کارگران را با تباهی مواجه ساخته است. روند معوق
شده دستمزد کارگران نسبت به سال های گذشته متاسفانه رشد قابل توجه ای دارد .
در چنین شرایطی که دستمزد کارگران معوق می شود متاسفانه قراردادهای موقت حتی یک ماهه و قرادادهای سفید امضا بسیار
رشد داشته است. علاوه بر این تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن کارگران سطح امنیت شغلی را نسبت به سال های گذشته بسیار
کم کرده و تبدیل به موضوعات بغرنج برای کارگران شده است .
ریشه اصلی تحمیل فقر به کارگران، علاوه بر سیاست های اقتصادی مدافع کارفرمایان و بازار آزاد نظیر خصوصی سازی ها،
ممانعت دولت از ایجاد سندیکا و تشکل های مستقل کارگری می باشد. و به همین دلیل راه سازمان دهی کارگران برای دفاع از
حقوق شان مسدود شده است. با کارگرانی که سندیکا و تشکیلات مستقل خود را ایجاد کرده اند نظیر سندیکای کارگران شرکت
واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای نقاشان البرز و کانون صنفی معلمان
برخوردهای خشن صورت گرفته و کارگران و معلمان پیشرو در سندیکاها زندانی شده و یا از کار اخراج شده اند. فعالین
کمیته های کارگری نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. حتی با کارگرانی که بنابر شرایط بغرنج به وجود آمده برایشان نظیر عدم
پرداخت دستمزد چندین ماهه و یا از دست دادن شغل خود تجمعات اعتراضی برگزار می کنند برخوردهای پلیسی و قضایی
صورت می گیرد. کارگران معدن بافق و معدن چادر ملو و معدن آق دره نمونه هایی از قریانیان برخوردهای خشن دولتی هستند.
به طور مثال کارگران معدن آقا دره را با احکام قضایی شلاق زدند .
وضعیت معیشتی و حق و حقوق معلمان با شرایط بحرانی روبروه بوده است، از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: بیمه
معلمان علی رغم دریافت هزینه های بالا، خدمات را به شکل مطلوبی ارائه نمی دهد و موارد تحت پوشش آن کامل نیست. تعدادی
از معلمان فعال صنفی در شهرهای مختلف به ویژه تهران با اتهاماتی به دور از واقعیت، به انواع مجازات ها از زندان طولانی،
تبعید از محل سکونت یا اشتغال، اخراج، انفصال از خدمت و… محکوم گردیده اند. به دلیل کاستی های مختلفی که در نظام
آموزشی وجود دارد، سطح کیفی آموزش ازدید معلمان دل سوز و متخصصین بسیار پایین بوده و دانش آموزان اغلب پس
ازدریافت دیپلم، از توانایی های لازم برای ورود به بازار کار برخوردار نیستند. بین آموزه های مدرسه و دانشگاه و هم چنین
زندگی روزمره هیچ هم خوانی و رابطه ای وجود ندارد. به رغم تاکید اصل 30 قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن آموزش های
عمومی، حتی مدارس دولتی ایران نیز دانش آموزان را با روش های گوناگون وادار به پرداخت پول می نمایند و تبدیل به مدارس
آزاد شده اند. شهریه مدارس آزاد )غیردولتی( بسیار بالاست و عملا شکاف طبقاتی موجود در جامعه را به بخش آموزش منتقل
نموده است. معلمان روزمزد با عنوان های گوناگون و دستمزدهای ناچیز به کار گرفته می شوند که همان دستمزد نیز با
تاخیرهای فراوان به آنان پرداخت می شود؛ ضمن این که از هیچ گونه پوشش بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی نیز برخوردار
نیستند. درایران بیش از 13 عنوان مدرسه )آزاد، غیردولتی، هیئت امنایی، نمونه دولتی، شاهد، نمونه مردمی و…( ایجاد شده
که هرکدام به نوعی سیستم آموزشی را تبدیل به بنگاه هایی برای جذب درآمد کرده اند. حقوق معلمان بسیار پایین تر از میانگین
هزینه های یک خانواده متوسط در اغلب شهرهای ایران است؛ به طوری که معلمان برای تامین هزینه های خانواده به ناچار به
شغل های متفرقه و برخی به دور از شان معلمی روی آورده اند. آنان به این ترتیب فرصت به روز نمودن دانش خود را از دست
می دهند. به استثنای تعدادی از مدارس خاص، اغلب مدارس مجهز به امکانات لازم برای فعالیت های آموزشی و پرورشی
نیستند. درصد بالایی از مدارس در شهرها و به ویژه روستاهای دور افتاده ایمنی کافی برای حفاظت از جان دانش آموزان را
ندارند. به آموزش مهارت های زندگی، هنر و ورزش توجه کافی صورت نمی گیرد. در برخی موارد از کم ترین امکانات نیز در
این زمینه ها برخوردار نیستند. برنامه تغذیه رایگان )شیر( به درستی اجرا نمی شود. معمولا به میزان لازم و پیش بینی شده
تامین اعتبار نمی شود. در پرداخت پاداش پایان خدمت معلمان از طرف دولت تاخیرهای طولانی، گاه تا چند سال دیده می شود.
به سرنوشت معلمان بازنشسته در این مدت و پس از بازنشستگی بی توجهی وجود دارد .
کارگران نیشکر هفت تپه در چندین سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند. از
جمله این خواسته ها دریافت حقوق معوقه و پرداخت مناسب دستمزدها، مزایا و اضافه کاری، روشن شدن وضعیت بازنشستگان
و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است. هم چنین این کارگران علیه سیاست های خصوصی سازی دولت در صنعت نیشکر
که منجر به بدتر شدن وضعیت کارگران و هم چنین حضور گسترده تر نیروهای امنیتی و انتظامی در محیط های کار شده است
اعتراضات متعددی را از جمله در روزهای اخیر سازمان داده اند .
را به رسمیت می شناسد. » نماینده کارگر « و » انجمن صنفی « ،» شورای اسلامی کار « دولت تنها تشکلاتی دست ساز به نام های
این نهادهای وابسته به دولت به هیچ عنوان تشکل های واقعی کارگری نیستند و همگی در پروسه غیر دموکراتیک غالبا بدون
برگزاری مجمع عمومی تشکیل شده اند و وابستگی های شدید به قدرت ها و جناح های دولتی دارند و تنها خطوط ترسیم کرده
دولت را رعایت می کنند. این تشکلات فرمایشی خود مانعی جدی برای تشکیل سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری و صنفی
هستند. به طور مثال در سال 84 افرادی تاثیرگذار در شورای اسلامی کار و خانه کارگر که مدیریتی اثر گذار در این تشکلات
رسمی دارند با هماهنگی پلیس به ساختمان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه حمله و اقدام به تخریب
وسایل موجود در ساختمان کردند. آنان هم چنین اعضای سندیکای واحد که در ساختمان حضور داشتند را مضروب و مجروح
8
گزینش می گردند چه در مذاکرات با » نمایندگان کارگران « کردند. به طبع افرادی که در چنین بستری و با حمایت دولت به عنوان
دولت و کارفرمایان و چه در اجلاس های بین المللی نظیر سازمان جهانی کار نمایندگان واقعی کارگران ایران نبوده و آن ها را با
چنین عنوانی نباید به رسمیت شناخت و اعتبار نامه برایشان صادر کرد .
با وجود تمامی محدودیت ها و اعمال فشارهای فوق، اعتراضات کارگری در ایران رشد قابل توجهی به لحاظ کمی و کیفی داشته
تا جایی که بخشی از اعتراضات به سطح شهرها کشیده شده و یا با حضور خانواده ها همراه شده است. سال گذشته شاهد هزاران
اعتراض کارگری در تمامی بخش های صنعتی و خدماتی و دولتی بودیم. اما لازم به تاکید است، کلیه این اعتراضات بدون وجود
تشکلات مستقل و به عقب راندن این محدودیت ها موفق به تحمیل خواسته های گسترده کارگری و عبور از این وضعیت بحرانی
نخواهد شد. ما تشکلات مستقل ذیل از همکاران گرامی در تشکلات کارگری بین المللی می خواهیم که حمایت خود را از کارگران
و معلمان ایران هر چه گسترده تر ادامه دهند و در این تلاش و مبارزه یار و همراه ما باشند .
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانون صنفی معلمان تهران
سندیکای کارگران بیشکر هفت تپه
سندیکای کارگران نقاشان استان البرز

هیات جمهوری اسلامی نماینده ما کارگران در سازمان جهانی کار نیست


بهنام ابراهیم زاده

صد و ششمین اجلاس سازمان جهانی کار در فاصله ١٥-٢٦ خرداد(٥ تا ١٦ ژوئن) با حضور ۱۸۷ کشور عضو این سازمان برگزار خواهد شد. یکی از این هیات ها از سوی جمهوری اسلامی خواهد بود. حرف ما اینست که هیات جمهوری اسلامی نماینده ما کارگران و مردم نیست.
جمهوری اسلامی عضوی از سازمان جهانی کار است. اما تمامی مقاوله نامه های این سازمان را زیر پا گذاشته است. ازجمله مقاوله نامه های ٨٧ و ٩٨ در باره آزادی تشکل و قراردادهای جمعی است و در ایران کارگران نه تنها از حق تشکل محرومند بلکه بخاطر تلاش برای ایجاد تشکلهایشان دستگیر و زندانی شده و به حبس های طولانی محکوم میشوند. در ایران همچنین کارگران از حق تجمع و حتی حق برپایی جشن اول مه محرومند و بارها و بارها به دلیل برپایی مراسم روز جهانی کارگر دستگیر و زندانی شده و حتی به آنها حکم وحشیانه شلاق داده شده است.. بعلاوه مقاوله نامه های ١١ و ٢٩ و ١٠ و ١٠٥ در باره لغو کار اجباری و تبعیض و مقاوله ١٣٨ و ١٨٢ در باره ممنوعیت کار کودکان هیچکدام در ایران اجرایی نمیشوند و کار کودکان در ایران رسمیت داشته و ابعاد فاجعه باری دارد. زنان نیز در شرایط آشکار تبعیض آمیز در بدترین شرایط کار میکنند. در قبال کار برابر دستمزد به مراتب کمتر به آنها پرداخت میشود. همیشه اولین گروهی هستند که در معرض بیکارسازی قرار میگیرند. بیکاری زنان دو برابر مردان اعلام شده است. در محیط های کار تفیکیک جنستی اعمال میشود و مورد توهین و تحقیر دائمی هستند.
در ایران اعتراضات کارگران تحت عنوان اخلال در نظم و امنیت ملی با پیگرد و دستگیری فعالین کارگری روبرو میشود و فشار بر روی آنها هر روز شدت می یابد. احکام طولانی مدت زندان از مصادیق آنست. در ایران حتی به خود اجازه میدهند که به کارگر و به مردم معترض حکم بربریت شلاق بدهند. از جمله هم اکنون اسماعیل عبدی بخاطر مبارزاتش تحت عنوان اخلال در نظم و امنیت ملی با ٦ سال حکم زندان در زندان است و در اعتراض به همین موضوع هم اکنون در اعتصاب غذا بسر میبرد. بسیاری از فعالین و رهبران کارگران احکام سنگین زندان دارند و هیشه تحت پیگرد هستند. علاوه بر همه اینها تبدیل مساله نا امنی محیط های کار بخاطر سودجویی سرمایه داران است که دارد هر روز قربانی میگیرد. دو نمونه اخیرش فاجعه انفجار معدن زمستان یورت است که منجر به کشته شدن ٤٥ کارگر شد و دیگر انفجار فولاد بویر احمد که سه کارگر جان باختند. و این جنایات در پناه قانون و سیستم قضایی صورت میگیرد. اینها هم نقض پایه ای ترین حقوق انسانی در جامعه و حتی مقاوله نامه های سازمان جهانی کار است که ایران ملزم به رعایت آنهاست.
به همه این دلایل هیات جمهوری اسلامی نماینده ما کارگران و ما مردم نیست. و ما به این موضوع و سکوت سازمان جهانی کار در برابر اینهمه بیحقوقی و بیعدالتی اعتراض داریم.
اگر به ترکیب هیات های شرکت کننده دول عضو در اجلاس سازمان جهانی کار نگاه کنید، میبیند دو نفر از سوی دولتها هستند. یکنفر از سوی کارفرما و یکنفر از سوی کارگران. آنوقت با این ترکیب نا برابری سه نفر در برابر یک نفر کارگر می نشینند و مقاوله نامه های بین المللی و استاندارد های کار در سطح جهان را تعیین میکنند. البته در ایران و کشورهایی مثل ایران که کارگران حق تشکل ندارند، آن یک نفر نیز نماینده کارگران نیست، بلکه نماینده تشکلهای دست ساخته حکومت است که ربطی به ما کارگران ندارند و تماما جبهه سرمایه داران هستند. با وجود همه اینها حتی همان مقاوله نامه هایی هم که زیر فشار اعتراضات جهانی ما کارگران به سازمان جهانی کار و سرمایه داری جهانی تحمیل شده است، در بسیاری از کشورها از جمله ایران رعایت نمیشود و زیر پا گذاشته میشود. آنوقت سازمان جهانی کار که یک کارش نظارت بر اجرای این مقاوله نامه ها از سوی کشورهای عضو آن و رسیدگی به شکایات در مورد نقض اجرای آنها در اجلاس هایس است، می بینیم آشکارا سکوت میکند. دلیلش نیز اینست که سازمان جهانی کار یک سازمان بورژوایی و بوروکراتیک و زیر مجموعه سازمان ملل است که سیاستهایش نهایتا تابع سیاستهای این سازمان و کشورهای سرمایه داری جهانی است.
از همین روست که وظیفه ما کارگران در سطح جهانی است که به این سازمان که به اسم کارگر صحبت میکند و بر سر استاندارهای جهانی کار ما کارگران به بحث و گفتگو می نشیند و تصمیم میگیرد. فشار بیاوریم و سکوت و مماشاتهایش را مورد اعتراض شدید خود قرار دهیم.
در قبال این وضعیت ما کارگران خواستهایی داریم. مهمترین آنها حق تشکل، حق اعتصاب، حق تجمع، حق برپایی مراسم روز جهانی کارگر، حق آزادی بیان ، حق اعتراض، حق حیات، حق داشتن زندگی ای انسانی، حق زندگی شاد و انسانی برای کودکان، حق برابر زن و مرد در محیط های کار بر سر مزد و شرایط کاری شان، پایان دادن به تفکیک جنسیتی، پایان دادن به اعدام ها و پایان دادن به امنیتی کردن مبارزات ما کارگران و ما مردم بخاطر این خواستهاست. سخن من با اتحادیه های کارگری در سراسر جهان، با همکاران بین المللی ام اینست که از خواستها و از مبارزات ما کارگران در ایران حمایت کنند و صدای اعتراض ما در اجلاس سازمان جهانی کار باشند. اسماعیل عبدی معلمی که بخاطر مبارزاتش تحت عنوان اخلال در نظم و امنیت ملی ٦ سال حکم دارد هم اکنون در زندان است. او به این حکم و امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و مردم معترض اعتراض دارد و بخاطر آن از دهم اردیبهشت در اعتصاب غذا میبرد و وضعیت جسمانی اش وخیم است. اعتراض او تا کنون با حمایت بسیاری از سوی تشکلهای و کارگران و شمار بسیاری از رهبران و فعالین کارگری و معلمان روبرو شده است. این اعتراض که در سال گذشته با بیانیه عبدی و عظیم زاده رئیس هیات مدیره اتحادیه آزاد در آستانه اول مه آغاز شد، تا کنون حمایت های وسیعی در سطح جامعه و بین المللی بخود جلب کرده است. از شما سازمانهای کارگری، معلمان و انسانهای آزادیخواه در سراسر جهان میخواهیم وسیعا از این کارزار ما که در واقع تاکیدی بر حق تشکل و حق اعتراض و داشتن یک زندگی شایسته انسان است، حمایت کنید. اسماعیل عبدی باید فورا آزاد شود. آتنا دائمی فعال دفاع از حقوق کودک، علیه اعدام و حقوق زن که با همین نوع اتهامات با هفت سال حبس در زندان است و در اعتراض به عملکرد دستگاه قضایی و سرکوبها ٥٤ روز در اعتصاب غذا بود تا اینکه بالاخره با رفع اتهامات صادر شده برای دو خواهرش انسیه و هانیه دائمی در دهم خرداد به اعتصابش پایان داد، باید فورا آزاد شود. یک خواست فوری ما آزادی عبدی و آتنا و تمامی زندانیان سیاسی است. ما را در مبارزه برای این امر مهم یاری دهی. باز هم میگویم جمهوری اسلامی نماینده ما کارگران و ما مردم نیست، صدای اعتراض ما در اجلاس سازمان جهانی کار باشید.
بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری و دفاع از حقوق کودک، زندانی سیاسی سابق


١ ژوئن ٢٠١٧، ١١ خرداد ٩٦

متن طرح کارورزی اشتغال جوانان(کاج) منتشر باید گردد!


اخباروگزارشات کارگری:وزیر کار تعاون و رفاه اجتماعی از آغاز طرح کارورزی اشتغال جوانان از امروز13اردیبهشت1396 خبر داد.
علی ربیعی در نشست خبری تشریح برنامه‌های اشتغال دولت گفت: آغاز به کار طرح کاج را از امروز اعلام می‌کنم.
او افزود: این طرح در سال ۹۴ در ۴ استان اجرا و مورد آزمایش قرار گرفت. در سال ۹۵ این طرح توسعه یافت و در نهایت در بهمن ۹۵ در جلسه شورای عالی اقتصاد با حضور رییس جمهور تصویب شد.
ربیعی ادامه داد: ما فکر می کنیم ۱۰۰ هزار نفر از این طرح استقبال کنند. در این مرحله آنها آموزش خواهند دید. در مرحله بعدی و جذب، یک سوم دستمزد و بیمه حوادث این افراد را پرداخت می‌کنیم و مابقی دستمزد توسط صاحب صنف پرداخته می شود.
بنابه گفته علی ربیعی طرح فوق دومرحله اجرایی دارد ودرمرحله جذب یک سوم دستمزد و بیمه حوادث کارورزان را دولت پرداخت می‌کند.
طرح کارورزی اشتغال جوانان (کاج)بنابه پیشینه اش با ابهامات فراوانی روبروست،ازجمله:
آیا کارورزان درمرحله جذب مشمول قانون کار هستند وحقوقشان چه مبلغی است که دولت یک سومش را پرداخت می کند؟
چرا کارورزان دراین مرحله بیمه حوادث می شوند؟مگرمشمول بیمه تامین اجتماعی نیستند؟
آیا کارورزان درمرحله آموزشی مشمول قانون کار وبیمه تامین اجتماعی هستند؟حقوق کارورزان در مرحه آموزشی چه مبلغ است واز طرف کی پرداخت می شود؟
متن طرح کارورزی اشتغال جوانان(کاج) منتشرباید گردد تا مورد نقد وبررسی فعالین کارگران وکارشناسان قرارگیردتا روشن شودها هزاران نفر از جوانان تحت چه شرایطی آموزش وجذب می شوند؟
برای آشنایی بیشتربا طرح کارورزی اشتغال جوانان(کاج)درزیرنظرتان به پیشینه این طرح جلب می کنیم:
*پیشنهاد پیش‌نویس برنامه ششم:
کارکردن فارغ التحصیلان دانشگاه ها 2سال با 75درصدحداقل حقوق وخارج ازشمول قوانین کار و تامین اجتماعی !
پیش‌نویس برنامه ششم برای فارغ التحصیلان دانشگاه ها 2سال کارکردن با 75درصدحداقل حقوق وخارج ازشمول قوانین کار و تامین اجتماعی را پیشنهادمی کند.
تبصره 33 پیش‌نویس برنامه ششم:
به منظور ترغیب کارفرمایان و کارآفرینان بخش خصوصی و تعاونی به جذب نیروی کار بیکار جوان به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته و با هدف کمک به کاهش هزینه نیروی کار بنگاه‌های اقتصادی، دولت مجاز است اقدامات زیر را طی سال‌های برنامه اجرا نموده و منابع اعتباری مورد نیاز را در بودجه سنواتی لحاظ نماید:
1-مستثنی نمودن از شمول قوانین کار و تامین اجتماعی برای دانش آموختگان دانشگاهی گروه‌های سنی زیر 29 سال در اجرای طرح کارورزی (آموزش‌های تخصصی بدو ورود به کار و طی دوره‌های آموزش عالی در کارگاه‌های خصوصی و تعاونی) حداکثر تا دو سال برای هر یک از کارورزان.
2-تعیین حداقل مزد برای کارگران جدید گروه‌های سنی زیر 29 سال (که قبلا سابقه بیمه تامین اجتماعی نداشته باشند) و مشمولین طرح اشتغال عمومی (اجرای پروژه‌های عام‌المنفعه در زمینه زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و مدیریت محیط زیست و با مشارکت جوامع محلی) به میزان 75 درصد حداقل مزد تعیین شده مصوبه شورای عالی کار حداکثر تا دو سال با هدف‌ انگیزه بیشتر برای بکارگیری نیروی کار جدید.
* تبصره 33 لایحه برنامه ششم توسعه حذف شد اما بندی مبهم تحت لوای کارورزباقی ماند؟!
ریش وقیچی در دست هیئت وزیران؟!
بند5 ماده15 لایحه برنامه ششم:
برای ترغیب کارفرمایان وکارآفرینان بخش خصوصی وتعاونی به جذب نیروی کارجوان،کارفرمایانی که طی برنامه ششم توسعه نسبت به جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی با مدارک حداقل کارشناسی به صورت کارورزی اقدام نمایند،ازپرداخت سهم کارفرما وبیمه بیکاری برای مدت 2سال از تاریخ شروع کار معاف می باشند.آئی نامه اجرایی این تبصره شامل شیوه معرفی،زمینه های کاری الویت دار،نحوه تامین هزینه وسایرموارد به پیشنهاد سازمان و وزارت تعاون،کار ورفاه اجتماعی به تصویب هیئت وزیران می رسد.
*هشدار!
روغنکاری تبصره های24 و33 پیش نویس برنامه ششم برای جانداختن به علی ربیعی واگذار شد!
علی ربیعی گفت: با حمایت رئیس جمهور تبصره‌های نگران‌کننده را که به زیان جامعه کار و کارگری بود از برنامه ششم برداشتیم و قرار شد موارد دیگری را جایگزین کنیم که رئیس جمهور این کار را برعهده من گذاشت.
به گزارش21دی ایسنا، وزیر کار در همایش بررسی مسایل و مطالبات کارگران تصریح کرد: با حمایت رییس جمهور قرار شد تا شخصا مواردی را به جای تبصره های برداشته شده تنظیم و جایگزین کنم که در این خصوص بیشتر روی نظامات تشویقی رفته ایم ولی آن بخشهای نگران کننده را به طور کامل حذف کرده ایم و دیگر از لایحه برنامه ششم حذف شده اند.
* خروج کارگران زیر29سال فارغ التحصیل دانشگاه ازشمول قانون کار در دستورکار برنامه ششم تحت لوای کارورز!
پیشنهاد دولت درهمین رابطه:
- افزایش دوره آزمایشی کاراز۳ماه به۲سال*
- حذف قرارداد کار
- اجازه اخراج آسان شاغلان بالای لیسانس به کارفرمایان
پس از حذف طرح کاهش حقوق شاغلان زیر ۲۹ سال در پیش‌نویس برنامه ششم، حالا دولت به دنبال ۸ برابر کردن دوره کارآموزی، حذف قراردادهای کار و اجازه اخراج آسان شاغلان بالای لیسانس به کارفرمایان است.
تصور کنید پس از مدت ها دوندگی و گرفتاری، کاری را پیدا کرده اید ولی نمی توانید روی آن به عنوان یک شغل حساب کنید. نه بیکار حساب می شوید و نه شاغل؛ تازه آینده روشنی هم ندارید و با وجود اینکه هر روز صبح باید در محل کار حاضر و مانند بقیه نیروها کار کنید، اما حقوق بسیار ناچیزی به شما پرداخت می شود و در مورد شما تبعیض حقوقی وجود دارد.
کارفرما در قبال آینده شغلی تان تعهدی ندارد و با همه اینها دولت برای جلب رضایت کارفرما برای اینکه به شما اجازه ورود و فعالیت در محیط کار را بدهد بابت جذب شما، کارفرما را از پرداخت حق بیمه و سهم بیمه بیکاری به مدت ۲ سال معاف می کند. اگر همه اینها را قبول دارید، باید حداقل تا لیسانس درس خوانده باشید، تا شاید جایی شما را قبول کند.
در دوره ای که دو سال است، حتی اگر لیسانس، فوق لیسانس و دکترا هم داشته باشید قراردادی حتی به صورت موقت هم با شما به امضا نمی رسد و شما تنها به عنوان یک کارروز معمولی شناخته می شوید. مطالبه مزد واقعی را هم که نمی توانید بکنید چون کارفرما شما را به عنوان نیروی اصلی نپذیرفته، ولی به شما تعهدات کاری در حد دیگران واگذار می کند و از شما مسئولیت می خواهد!
برزخی بین بیکاری و اشتغال
احتمالا پس از دوران دو ساله ای که به صورت نیروی کارورز پذیرفته شدید، چون کارفرما تعهدی در قبال شما ندارد می تواند در صورت صلاحدید به آسانی اخراجتان کند و مسئولیتی هم متوجه وی نباشد. همه اینها در حالی است که دوره آزمایشی در قانون کار تنها ۳ ماه پیش بینی شده و دوره های گذشته کارورزی نیز یکسال بوده است.
بنابراین در چنین شرایطی، فرد نه تنها دچار سرگردانی و دغدغه دائمی بیکاری است؛ بلکه کارفرما نیز اجازه یافته تا دوره آزمایشی جذب نیروی کار را به بیش از ۸ برابر افزایش دهد و از ۳ ماه به ۲ سال برساند. یعنی اگر تا به امروز باید ۳ ماه سرگردانی به عنوان نیروی کار آزمایشی را تحمل می کنید، حالا باید تحملتان را به دو سال افزایش دهید و پس از آن هم شاید اخراج شدید!
اگر فکر می کنید اینگونه کار کردن دیگر آخر گرفتاری و بدشانسی و نشان دهنده بدترین شرایط بازار کار کشور است، این موضوع در قالب بند ۵ ماده ۱۵ قانون برنامه ششم توسعه از سوی دولت برای فراهم شدن شرایط ورود متقاضیان شغل به بازار کار کشور پیشنهاد شده و چه بسا پس از تایید نهایی به اجرا هم گذاشته شود.
بند ۵ ماده ۱۵ لایحه برنامه ششم توسعه
برای ترغیب کارفرمایان و کارآفرینان بخش خصوصی و تعاونی به جذب نیروی کار جوان، کارفرمایانی که طی برنامه ششم توسعه نسبت به جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی با مدرک حداقل کارشناسی به صورت کارورزی اقدام نمایند، از پرداخت سهم کارفرما و بیمه بیکاری برای مدت دو سال از تاریخ شروع به کار معاف می باشند. آئین نامه اجرایی این تبصره شامل شیوه معرفی، زمینه های کاری اولویت دار، نحوه تامین هزینه و سایر موارد به پیشنهاد سازمان (سازمان مدیریت و برنامه ریزی) و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به تصویب هیئت وزیران می رسد.
بخشی ازیک گزارش مهربتاریخ12بهمن1394
*ماده 11 قانون کار:
طرفين مي‌توانند با توافق يكديگر مدتي را به نام دوره آزمايشي كار تعيين نمايند. در خلال اين دوره هريك از طرفين حق دارد، بدون اخطار قبلي و بي آنكه الزام به پرداخت خسارت داشته باشد، رابطه كار را قطع نمايد. در صورتيكه قطع رابطه كار از طرف كارفرما باشد وي ملزم به پرداخت حقوق تمام دوره آزمايشي خواهد بود و چنانچه كارگر رابطه كار را قطع نمايد كارگر فقط مستحق دريافت حقوق مدت انجام كار خواهد بود.
تبصره 1
مدت دوره آزمايشي بايد قرارداد كار مشخص شود. حداكثر اين مدت براي كارگران ساده و نيمه ماهر يكماه و براي كارگران ماهر و داراي تخصص سطح بالا سه ماه مي‌باشد.
*طرح کارورزی دولت دولت احمدی نژاد زیر عنوان جدید به نام طرح اشتغال آزمایشی ۱۱ ماهه فارغ التحصیلان دانشگاهی با حقوق400هزارتومانی در دستور کار دولت حسن روحانی قرار گرفت.
بطور کلی براساس بند ۵ ماده ۱۵ لایحه برنامه ششم توسعه که توسط این دولت تهیه شده است ، دوره آزمایشی کاراز3 ماه به 2 سال افزایش می یاید ، قرارداد کار در این دوره بسته نمی شود و کارفرمایان به راحتی می توانند شاغلان بالای لیسانس را از کار اخراج کنند. اصولا هدف این قسمت از برنامه ششم توسعه، خارج کردن کارگران زیر29 سال فارغ التحصیل دانشگاه ازشمول قانون کار است.
*متن پیش نویس طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی با حقوق ۴۰۰ هزار تومانی ارائه شده ازجانب وزارت کار دولت روحانی به شورای عالی اشتغال جهت تصویب:
تعاریف و مفاهیم
ماده1: در این آیین نامه اصطلاحات و تعاریف به شرح زیر است:
کارورز
به فرد دانش آموخته دانشگاهی بیکاری اطلاق می شود که نسبت به فراگرفتن مهارت یا ارتقای آن در واحد پذیرنده کارورز مبادرت می‌نمایند.
دانش آموخته دانشگاهی
به فارغ التحصیل دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی داخل و خارج از کشور که مدرک تحصیلی آنان مورد تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باشد اطلاق می‌شود.
واحد پذیرنده کارورز
به بنگاه اقتصادی بخش خصوصی یا تعاونی اطلاق می‌گردد که کارورز در آن به گذراندن دوره کارورزی اقدام می‌نماید.
دوره کارورزی
دوره زمانی معینی است که طی آن کارورز اقدام به تبادل دانش و کسب مهارت در واحد پذیرنده کارورز می‌نماید.
دستگاه مجری
منظور از دستگاه مجری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌باشد.
مجری استانی
منظور از مجری استانی اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان می‌باشد.
موسسه مجری کارورزی
دفاتر مشاوره شغلی و کاریابی غیردولتی و یا سایر موسسات واجد شرایط اطلاق می‌شود که ضمن انعقاد تفاهم نامه یا دستگاه‌ مجری به عنوان واسط بین متقاضی دوره کارورزی و واحد پذیرنده کارورز در قبال دریافت وجه نسبت به ارائه خدمات مربوط، اقدام می‌نماید.
کمک هزینه کارورزی
وجهی است که تحت عنوان کمک هزینه آموزشی به صورت فواصل زمانی معین به کارورز پرداخت می‌شود.
اهداف
ماده2: اهداف اجرای این طرح عبارتند از:
1-افزایش قابلیت جذب و اشتغال دانش اموختگان از طریق انتقال مهارت، تجربه و دانش موجود در بنگاه‌های اقتصادی
2-فراهم ساختن زمینه‌های انتقال دانش از دانش اموخته به بنگاه اقتصادی
دامنه پوشش
ماده3: دانش آموختگان بیکار دانشگاه‌ها و مراکز اموزش عالی، تحت پوشش این طرح می‌باشد.
تبصره: اتباع خارجی، موظفین به گذراندن طرح کارورزی در رشته‌های گروه علوم پزشکی و متعهدین به اشتغال در موسسات و سازمان ها و نهادها، از دامنه پوشش این طرح خارج می‌باشند.
شرایط احراز
ماده4: دانش آموخته بیکار به منظور شمولیت این طرح باید دارای شرایط زیر باشد:
1-حداکثر 27 سال سن برای مقطع تحصیلی کاردانی، 30 سال برای مقطع تحصیلی کارشناسی، 33 سال برای مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد و 37 سال برای مقطع تحصیلی دکتری.
تبصره: طول دوره خدمت نظام وظیفه به حداکثر سن اضافه می‌شود.
2-ثبت نام در دفاتر مشاوره شغلی و کاریابی غیردولتی
3-سپری شدن حداقل 6 ماه از تاریخ اخذ مدرک دانشگاهی
4-کارت پایان خدمت یا معافیت برای آقایان
5-مرتبط بودن عنوان دوره کارورزی یا رشته تحصیلی دانش آموخته
6-عدم سابقه شرکت در دوره کارورزی
تبصره: افرادی که ظرف مدت سه ماه از شروع دوره کارورزی، انصراف خود را اعلام نماید، برای یک بار از موضوع این بند مستثنی می‌شوند.
شرایط واحد پذیرنده
ماده5: واحد پذیرنده به منظور جذب کارورز باید دارای مجوز فعالیت از مراجعه ذی ربط باشد.
تبصره: واحدهای صنفی که دارای پروانه کسب می‌باشند حداقل باید 2 سال از تاریخ صدور پروانه کسب‌آنها گذشته باشد.
منابع مالی
ماده6: منابع مالی اجرای این طرح از محل زیر تأمین می‌شود:
1-بودجه سنواتی مشتمل بر بودجه دستگاه مجری، قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، دستگاه‌های اجرایی، ردیف‌های متفرقه و ...
2-کمک‌های بلاعوض مردمی و سازمان‌های حمایتی و موسسات خیریه و نهادهای عمومی غیردولتی
3-منابع قانون بیمه بیکاری
تبصره: منابع مالی موضوع بند 2 این ماده به حساب معرفی شده دستگاه مجری واریز می‌شود دستگاه مجری موظف است صورت‌های مالی این حساب را پس از تأیید یکی از موسسات حسابرسی معتبر به تأیید بالاترین مقام دستگاه برساند.
مدت، میزان و نحوه پرداخت کمک هزینه کارورزی
ماده7: استفاده از کمک هزینه کارورزی در صورت حفظ شرایط احراز به صورت زیر می‌باشد.
1-طول دوره کارورزی حداقل 6 ماه و حداکثر 12 ماه به پیشنهاد واحد پذیرنده کارورز تعیین می‌گردد.
تبصره: مدت آموزش در هر ماه 140 ساعت تعیین می‌گردد، مشروط براینکه در هر روز از 8 ساعت تجاوز ننماید.
2-پرداخت کمک هزینه کارورزی در سال 1393 ماهیانه معادل 4 میلیون ریال تعیین می‌گردد که 70 درصد توسط واحذ پذیرنده کارورز و 30 درصد توسط دولت به کارورز پرداخت می‌شود.
تبصره1: در استان‌هایی که نرخ بیکاری سالانه آنها در چهار سال متوالی منتهی به سال اجرای طرح، بالاتر از میانگین نرخ بیکاری کشوری باشد، سهم پرداختی دولت به کارورز معادل 50 درصد تعیین می‌گردد.
تبصره2: میزان کمک هزینه کارورزی همه ساله توسط دبیرخانه شورای عالی اشتغال پیشنهاد و پس از تأیید بالاترین مقام دستگاه مجری، جهت اجرای ابلاغ می‌گردد.
3-سهم دولت ماهیانه به حساب معرفی شده از سوی واحد پذیرنده کارورز واریز می‌شود.
تبصره: واحد پذیرنده مکلف است مبلغ فوق به انضمام سهم خود را مجموعا به صورت ماهیانه به حساب کارورز واریز نماید.
4-واحد پذیرنده کارورز مجاز است با رعایت کلیه ضوابط این طرحو پرداخت 100 درصد کمک هزینه کارورزی و تقبل هزینه‌های بیمه بند 1 ماده 8 این آیین نامه، نسبت به پذیرش کارورز اقدام نمایند.
5-چنانچه پیماکاران طرف قرارداد دستگاه‌های اجرایی به منظور اجرای طرح‌ها و پروژه‌ها مبادرت به پذیرش کارورز نمایند، پرداخت کل مبالغ موضوع بند 2 این ماده توسط واحد پذیرنده کارورز تأمین می‌شود.
سایر حمایت‌ها
ماده 8: سایر حمایت‌ها به شرح زیر است:
1-دستگاه مجری موظف است نسبت به پوشش بیمه حوادث کارورز اقدام نماید.
2-چنانچه در طی دوره کارورزی واحد پذیرنده کارورز نسبت به جذب کارورز و انعقاد قرارداد یکساله کار مبادرت نماید باقیمانده کمک هزینه سهم دولت تا پایان دوره کارورزی به صورت یکجا به واحد پذیرنده کارورز پرداخت می‌شود.
موادر توقف و قطع کمک هزینه کارورزی
ماده9: در موارد زیر پرداخت کمک هزینه کارورزی متوقف می‌شود:
1-بیماری کارورز بین 3 تا 15 روز مشروط به ارائه گواهی پزشک متخصص معالج به واحد پذیرنده
2-توقیف کارورز کمتر از 15 روز
3-تعطیلی موقت واحد پذیرنده کارورز کمتر از سی روز
تبصره: درصورت اعلام مراتب فوق از سوی واحد پذیرنده کارورز، به موسسه مجری کارورزی مدت توقف به طول دوره کارورزی اضافه خواهد شد.
ماده10: در موارد زیر پرداخت کمک هزینه کارورزی قطع می‌شود:
1-احراز اشتغال به کار یا تحصیل کارورز
2-عدم حضور کارورز در واحد پذیرنده بیش از 15 روز و مشروط به اعلام واحد پذیرنده
3-عدم ارسال اسناد پرداخت کمک هزینه کارورزی توسط واحد پذیرنده کارورز به موسسه مجری کارورزی طی دو ماه متوالی
4-تعطیلی بیش از یک ماه یا دائم واحد پذیرنده کارورز
5- فوت یا از کارافتادگی کارورز
6-انصراف کارورز از ادامه شرکت در دوره
7-عدم رعایت مقررات انضباطی- آموزشی واحد پذیرنده کارورز
8-اعلام کتبی واحد پذیرنده مبنی بر قطع همکاری با کارورز به موسسه مجری
نظارت و ارزیابی
ماده 11: موارد مربوط به نظارت و ارزیابی به شرح زیر می‌باشد:
1-مجری استانی موظف است برابر دستورالعملی که توسط دستگاه مجری تهیه و ابلاغ خواهد شد نسبت به نظارت مستمر بر فرآیند اجرای طرح اقدام نموده و گزارش مربوطه را در فواصل زمانی سه ماهه به دستگاه مجری ارائه نماید.
2-دستگاه مجری موظف است نسبت به نظارت بر حسن اجرای طرح در استان‌ها و تهیه و تدوین گزارش ملی و ارائه آن به شورایعالی اشتغال هر شش ماه یک بار اقدام نماید.
3-به منظور تأمین هزینه‌های نظارتی، معادل 2 درصد مجموع کمک هزینه‌های پرداختی سهم دولت به کارورز، به دستگاه مجری پرداخت خواهد شد.
4-مسئولیت اجرا و نظارت طرح در استان‌ها برعهده مدیران تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان‌ها و در دستگاه‌مجری بر عهده معاونت توسعه کارآفرینی و اشتغال خواهد بود.
سایر
ماده12: پرداخت کمک هزینه کارورزی سهم دولت و سایر حمایت‌های موضوع ماده 18 این آیین نامه، منوط به تأمین و تخصیص منابع مالی موضوع ماده 5 این آیین نامه خواهد بود.
ماده13: واحد پذیرنده کارورز صرفا به ازای هر 5 نفر شاغل خود، مجاز به پذیرش یک نفر کارورز می‌باشد.
تبصره: واحد پذیرنده کارورز کمتر از 5 نفر شاغل، صرفا مجاز به پذیرش یک نفر کاروز می‌باشد.
ماده14: حق الزحمه موسسه مجری کارورزی، جمعا 50 درصد، معادل یک ماه کمک هزینه موضوع بند 2 ماده 6 تعیین می‌گردد که به نسبت 20 درصد توسط کارورز، 30 درصد توسط دستگاه مجری و 50 درصد توسط واحد پذیرنده کارورز پرداخت می‌گردد.
تبصره: نحوه پرداخت حق الزحمه و شرح خدمات موسه مجری کارورزی براساس تفاهم نامه‌ای خواهد بود که بین دستگاه مجری و کانون کارفرمایی انجمن‌های صنفی موسسات مشاوره شغلی و کاریابی غیردولتی سراسر کشور به عنوان نماینده کاریابی ها و یا نمایندگان سایر موسسات مجری منعقد می‌شود.
ماده15: طرح کارورزی دوره آموزشی است و هیچگونه حقی برای کارورز و تعهدی برای واحد پذیرنده کارورز جهت شمولیت قوانین کار و تأمین اجتماعی ایجاد نمی‌کند.
ماده16: دستورالعمل اجرایی ظرف یک ماه پس از تصویب این آیین نامه در شوریعالی اشتغال، توسط دستگاه مجری تهیه و ابلاغ می‌شود.
این آیین نامه مشتمل بر 16 ماده و 10 تبصره در جلسه آینده شورایعالی اشتغال بررسی و تصویب خواهد شد.
*لینک متن دستورالعمل طرح كارورزي دانش‌آموختگان دانشگاهي، مصوب 27/1/1386 شوراي عالي اشتغال دردولت احمدی نژاد:


http://www.jobportal.ir/Information/Inc/10-229-1.pdf
سیزدهم اردیبهشت ماه1396
akhbarkargari2468@gmail.com








اطلاعیه
انفجار در معدن زغال‌سنگ زمستان یورت شمال غربی


و زنده بگورشدن کارگران معدن
در پی وقوع حادثه انفجار در معدن زغال سنگ زمستان یورت دراستان گلستان، بر اثر ریزش تونل این معدن تعدادی از کارگران مشغول به کار در داخل این معدن گرفتار شدند.
جمهوری اسلامی که مشغول گرم کردن تنور انتخابات خود برای جلب نظر کارگران و سایر اقشار جامعه جهت شرکت در انتخابات است تا به حال اخبار ضد و نقیضی از حادثه را منتشر کرده و خبرگزاری ها در ایران در ابتدا از کشته شدن ۲ کارگر معدن و گیر افتادن۵۰ تن از کارگران معدن خبر داده بودند. حتی استاندار استان گلستان با کمال وقاحت می گوید " انفجار محصول سهل انگاری خود کارگران بوده است "
اما لحظه به لحظه بر ابعاد فاجعه افزوده شد و امروز ابعاد انفجار روز گذشته در معدن زمستان یورت به مثابه بزرگ ترین فاجعه ای است که تاکنون در سطح معادن ایران اتفاق می افتد؛ حادثه ای که تاکنون ۲۱ نفر در آن جان باخته اند و پیش بینی می شود تعداد کشته شدگان آن به شماره گان بالا تری برسد.
آنچه درباره معدن زغال سنگ آذر شهر می توان نوشت ، اینستکه؛ معدن زغال ‌سنگ در سال ۱۳۸۲ به بخش خصوصی واگذارشده و سهم عمده آن یعنی حدود ۲۰درصد متعلق به صندوق مهر ايرانيان (بسيج)، حدود ۱۰درصد ازآن تكادو (شركت مجتمع صنايع و معادن احياي سپاهان) و بخشي نیز متعلق به نگين طبس است. همچنین در خبرها آمده است که شرکت صنعتی و معدنی شمالشرق شاهرود به مدیرعاملی علی نصیری ، بهره بردارمعدن زمستان یورت آزاد شهراست. و آنچه در باره شرایط کار کارگران در معدن باید نوشت ، بغایت ضد انسانی و مشکل اساسی کارگران دستمزدهای معوقه آنان بوده تا جائی که به گفته یکی از کارگران ، بخشی از آن ها به مدت ۱۷ ماه حقوق دریافت نکرده اند. بخش بزرگی از کارگران بیمه نبوده و با چنین کارفرمایانی در شرایط سخت برده دارانه به کار مشغول بودند. معادن زغال سنگ در ایران از یک سو در سالهای اخیر همواره در پایین ترین سطح ایمنی قرار داشته و طی سالهای اخیر هر ساله تعدادی از کارگران شاغل در این معادن متاسفانه جان خود را بخاطر سودجویی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی از دست داده اند و همچنان تلفات می دهند . این درشرایطی است که کارگران سازمانگر و معترض جهت تحقق حقوق حقه انسانی خود با سرکوب شدید و زندان و در آخرین رسوایی رژیم، تن رنجورشان به شلاق و تازیانه جهل سیستم سرمایه داری جمهوری اسلامی محکوم می گردد.
فعالین نهاد های همبستگی ...، ضمن اعلام همدردی با خانواده هایی که عزیزان خود را در این فاجعه ضد انسانی از دست داده اند و خانواده های آسیب دیدگان این حادثه و محکوم کردن جمهوری اسلامی جهت مخفی نگاه داشتن اخبار این حادثه هولناک، برآنیم که نباید ابعاد این جنایت تنها با اعلان تاسف زود گذر به فراموشی سپرده شود .ما همه حامیان و جانبداران جنبش کارگری را مخاطب قرارداده و فرا می خوانیم تا برای اعتراض جمعی علیه زمینه سازان و مسببان این جنایت فجیع و ضد انسانی ، همه توان خود را به کار گیریم . این فجایع را باید به پای نظام سرمایه داری ایران نوشت. نظام اسلامی را مسئول مستقیم جان همه آسیب دیدگان و کارگران جانباخته این معدن و مسبب آن به جهانیان شناساند !
نهادهای همبستگی با جنبش کارگران ایران ـ خارج کشور


nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/
جمعه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۷


اطلاعیه اتحادیه های کارگری سوئد در مورد زندانی کردن فعالین کارگری ایران:


رونوشت به :
• رهبر جمهوری اسلامی ایران، سید علی خامنه ای
• رئیس جمهور ایران، حسن روحانی
• رئیس قوه قضائیه ایران، صادق آملی لاریجانی
• وزیر کار، علی ربیعی
• دادستان کل کشور، محسن اژه ای
• دبیر حقوق بشر جمهوری اسالمی، محمد جواد لاریجانی
• سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوئد
• وزیر امور خارجه سوئد، مالگوت والستروم
• گزارشگر وِیژه سازمان ملل ایران
• کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری ، آی.تی.یو.سی

جای رضا شهابی و دیگر فعالین اتحادیه ای در زندان نیست!

بازگشت ایران به مجامع بین المللی متاسفانه با بهبود شرایط فعالیت در اتحادیه های مستقل و آزاد همراه نبوده است. متعاقبا یک گزارش تیره در مورد شرایط واقعی انسانهایی که در این تشکل ها برای احقاق حقوق مزدبگیران مبارزه می کنند، ارائه میشود.
رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه در ژوئن 2010 دستگیر شد. سال 2016 حکم زندان 5 ساله او یک سال دیگر تمدید شد. رضا برای معالجه پزشکی صدمات ناشی از شکنجه های زندان بطور موقت در مقابل سپردن وثیقه آزاد شده است. اما بدون آنکه معالجات پزشکی رضا پایان یافته باشد او مجددا به زندان احضار شده است. رضا به همراه وکیل خویش به مقامات امنیتی مراجعه کرده اما آنها امر کرده اند که او باید به زندان بازگردد. این گفتگو هنوز ادامه دارد.
در حکم ارسالی دادستان دادگاه انقلاب تهران 11 فوریه 2017 به عنوان آخرین مهلت بازگشت به زندان به او ابلاغ شده است. لازم به تاکید است که رژیم ایران در مقابل فشارهای بین المللی اتحادیه های کارگری کشورهای دیگر رسما اعلام کرده که رضا شهابی آزاد بوده و به سر کار قبلی خویش بازگشته است. این گزارش دولت ایران کاملا غلط است.
لازم به تذکر است که برای ابراهیم مددی و داود رضوی، هر دو عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران، نیز حکم بازگشت فوری به زندان برای گذراندن دوره 5 ساله زندان صادر شده است.
بهنام ابراهیم زاده نیز پس از گذراندن 5 سال زندان خویش با دریافت حکم جدید زمان جبس او به مدت 7 سال دیگر تمدید گردید.
جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران نیز برای گذراندن حکم 5 سال زندان به شعبه 4 دادگاه شهرستان ساوه فراخوانده شده است. او اکنون تحت تعقیب میباشد.
محمود صالحی دبیر سابق انجمن صنفی خبازان سقر به 9 سال زندان محکوم شده است اما بدلیل شرایط پزشکی و نیاز به انجام دیالیز کلیه ها در بیرون از زندان می باشد نیز اخیرا به دادگاه فراخونده شده است.
اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان ایران، به 6 سال زندان محکنوم شده است. محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران به 14 سال زندان محکوم شده است و سه عضو دیگر هیئت مدیره این کانون برای فعالیت های اتحادیه ای به 5 تا 6 سال زندان محکوم شده اند.
اینها نشانه های بارز عدول کامل از احترام نهادهای قضایی ایران به پایه ای ترین مفاد حقوق بشر و سازمان بین المللی کار است.
سازمان سراسری کارگران سوئد، اتحادیه کمونال سوئد؛ اتحادیه کارگران ترانسپورت سوئد و اتحادیه فلز سوئد تعقیب و زندانی کردن فعالین مستقل و آزاد اتحادیه ای را محکوم می کنند.
ما خواستار نکات زیر میباشیم:
• آزادی بی قید و شرط همه فعالین اتحادیه ای زندانی
• همه احلام علیه فعالین اتحادیه ای می بایست لغو گردد.
• ایران می بایست به همه مقاوله نامه های پایه ای سازمان جهانی کار (آی.ال.او) احترام گذاشته و آنها را اجراء نماید.
• به رفتار بیرحمانه نسبت به فعالین سندیکایی و دگر اندیشان باید پایان داده شود.


کارل پتر، دبیر سازمان سراسری کارگران سوئد (ال.او) توبیاس باودین؛ دبیر اتحادیه سراسری کمونال سوئد

لارش لیندگرن، دبیر اتحادیه سراسری کارگران ترانسپورت سوئد آندرش فربه، دبیر اتحادیه سراسری فلز سوئد
ترجمه از پلاتفرم اتحادیه های کارگری سوئد- ایران
- ال.او 1467417 عضو، اتحادیه کمونال 500000 عضو، اتحادیه ترانسپورت 61000 عضو و اتحادیه فلز سوئد 313000 عضو می باشند.


Von: sia.m@t-online.de [mailto:sia.m@t-online.de
Gesendet: Sunday, October 09, 2016 10:59 ب.ظ
An: Sadeh, Sia

گردهمائی عمومی+بازماندگان اعدام ها در ایران+زنان و مردان کوتاه قد + اخباروگزارشات کارگری18مهر1395



اخباروگزارشات کارگری18مهر 1395
Sun 10/09/2016 10:59

پرونده قضایی کارگران معترض مختومه باید گردد
- تجمع اعتراضی کارگران و بازنشستگان مجتمع نیشکر هفت تپه مقابل ساختمان مدیریت
- ادامه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه آونگان اراک نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل استانداری مرکزی
- دومین روز تجمع خانوادگی کارگران بیکارشده پتروشیمی جم درتهران امروز مقابل مجلس برای بازگشت بکار
- پیشنهاد دولت برای اصلاح ماده ۱۰۷ قانون کار:
خصوصی شدن آموزشهای ضمن خدمت
- جمعی از کارکنان شرکتی مخابرات:از بیعدالتی در مخابرات خستهایم
- سرگردانی 4 کارگر اخراجی شرکت پالیز پژوهش پارس اهواز در اداره کار/ مطالبات هم پرداخت نشد
- تجمع اهالی روستاهای لوداب دراعتراض به نبود جاده ارتباطی جلوی استانداری کهگیلویه و بویراحمد
- قاب های آینه
- عثمان اسماعیلی: درباره کاک مجید حسین زاده
- جان باختن کارگر مقنی در حال حفاری چاه

تجمع اعتراضی کارگران و بازنشستگان مجتمع نیشکر هفت تپه مقابل ساختمان مدیریت
امروزیکشنبه18مهر، جمعی از کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه مقابل ساختمان مدیریت کارخانه تجمع کردند.
در تجمع اعتراضی امروز جمعی از کارگران مشمول شرایط بازنشستگی قانون مشاغل سخت وزیان آور مجتمع نیشکر هفت تپه که بدون دریافت حقوق دربلاتکیفی بازنشستگی بسرمی برند حضورداشتند.
به گزارش18مهرایلنا،حمعی از این کارگران که در میان آنها هم افراد شاغل و هم در آستانه بازنشستگی و ترک کار وجود دارد افزودند: نزدیک به دو تا چهار ماه مزد معوقه و حدود شش ماه حق بیمه پرداخت نشده طلبکاریم و با وجود برپایی چند نوبت برپایی اجتماع اعتراضی تا این لحظه از میان مدیریت و مسئولان شرکت هیچ کس حاضر نشده تا به این وضعیت رسیدگی کند.
آنها در تشریح وضعیت استخدامی خود گفتند: در میان ما کارگران رسمی ، قراردادی و روزمزد حضور دارند و علاوه بر آن افراد دیگری نیز هستند که در ماههای گذشته توسط کارفرما راهی منازل خود شده بدون آنکه رابطه استخدامی آنها خاتمه یافته باشد.
براساس این گفتههای کارگران معترض نیشکر هفتتپه، مجموع نیروهای شاغل تا یک هزار و دویست نفر است که ارزش معوقات مزدی آنها تا چهار ماه مزد و 6 ماه حق بیمه پرداخت نشده برآورد میشود .
همچنین در مورد دیگر معترضانی که گفته می شود بدون قطع شدن رابطه کاری و صدور حکم بازنشستگی توسط کارفرمای کنونی نیشکر هفتتپه خانه نشین شدهاند نیز گفته میشود که جمعیت آنها تا حدود 80 نفر میرسد.
از قرار معلوم این گروه از کارگران این واحد تولیدی بخشی از جمعیت 650 نفری میشوند که از دست کم دوسال پیش مشمول شرایط بازنشستگی قانون مشاغل سخت وزیان آور شدهاند اما به دلیل آنکه کارفرما هنوزبابت سهم 4درصدی حق مربوط به سابقه سخت و زیانآور آنها را به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است، از طرف سازمان تامین اجتماعی هیچ حکم بازنشستگی صادر نشده است و در عمل هنوز کارگر کارخانه نیشکر هفت تپه تلقی میشوند اما وجهی بابت مزد دریافت نمیکنند.
از طرف دیگر مجموع کارگران شاغل و بلاتکلیف حاضر در این تجمع اعتراضی میگویند: به غیر از آنها حدود 70 نفر از راننده های وانتهای باری استیجاری به همراه حدود 50 نفر از راننده های سرویس های ایاب وذهاب کارگران بابت سه تا 6 ماه مزد معوقه طلبکارند اما به دلایلی در اجتماع اعتراضی امروز حضور ندارند.
این معترضان در رابطه با علت برپایی تجمع اعتراضی امروز خود گفتند: از ارزیابی رفتار مدیریت مجتمع در مقام کارفرما به این نتیجه رسیدهایم که بازهم قرار نیست در خصوص پرداخت شدن مطالبات معوقه ما اقدام خاصی صورت بگیرد و برای همین صبح امروز در مقابل ساختمان اداری مجتمع نیشکر هفتتپه جمع شدیم.
به گزارش امروزایرنا درهمین رابطه،کارگران معترض که بارها وعده پرداخت حقوق و مطالبات آنها از سوی مدیریت داده شده اما عملی نشده است با تجمع در مقابل ساختمان مدیریت نیشکر هفت تپه پرداخت مطالبات معوقه خود را خواستار شدند.
چند تن از کارگران معترض اظهار داشتند:حقوق و مطالبات آنان تاکنون پرداخت نشده و وعده های مکرر مدیریت شرکت نیز بی نتیجه بوده است.
همچنین شماری از بازنشستگان نیشکر هفت تپه که در بلاتکلیفی شغلی بسر می برند در این تجمع حضور داشتند.
130 نفر از کارکنان بازنشسته کارخانه کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در شمال خوزستان با گذشت چند ماه از زمان بازنشستگی تاکنون مطالبات خود را دریافت نکرده اند.
یکی از کارگران بازنشسته این شرکت گفت: 130 نفر از بازنشستگان این شرکت بعضا با گذشت هفت ماه هنوز مطالبات سنوات بازنشستگی خود را دریافت نکرده و شرکت مذکور نیز اقدامی در این راستا نمی کند.
تعداد افراد شاغل در این واحد بزرگ کشت و صنعت حدود چهار هزار نفر اعلام شده است که در بخش های مختلف به صورت رسمی ، پیمانی ، قراردادی و نیز موقت مشغول بکار هستند.
این شرکت بزرگ تولید شکر چند سالی است به دلیل به موقع پرداخت نشدن حقوق و مطالبات کارگران با مشکل مواجه شده است.
کشت و صنعت هفت تپه ، قدیمی ترین کارخانه تولید شکر از نیشکر در کشور است که نیم قرن پیش با ظرفیت اسمی 100 هزار تن شکر سفید راه اندازی شد.
این کارخانه طبق اصل 44 قانون اساسی اواخر پارسال از سوی سازمان خصوصی سازی از چرخه دولتی خارج و به بخش خصوصی واگذر شد.
شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در 15کیلومتری شهر شوش در شمال استان خوزستان واقع است.

ادامه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه آونگان اراک نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل استانداری مرکزی
امروز18مهر،جمعی از کارگران کارخانه آونگان اراک دراعتراض به عدم پرداخت 22ماه حقوق ودیگر مطالباتشان برای باردیگر دست به تجمع مقابل استانداری مرکزی زدند.
به گزارش18مهرایرنا،این کارگران که حدود 30 نفر بودند روز یکشنبه گفتند: کارگران این شرکت تولیدی از مسئولان می خواهند که راهکار عملی در تحقق مطالبات معوق 22 ماهه حقوق و مزایای آنان داشته باشند، چرا که شرایط سختی را می گذرانند.
درهمین رابطه:

* تجمع اعتراضی کارگران کارخانه آونگان اراک مقابل استانداری مرکزی برای دومین روزمتوالی
امروز چهارشنبه ۱۴ مهرماه برای دومین روزمتوالی،کارگران کارخانه آونگان اراک به دلیل پرداخت نشدن ۲۲ ماه از حقوق و مزایای خود مقابل استانداری مرکزی تجمع کردند.

به گزارش14مهراراک امروز، کارگران آونگان دیروز نیز در مقابل استانداری مرکزی تجمع کرده بودند ولی به دلیل عدم تاثر گذاری و بی نتیجه ماندن خواسته هایشان امروز نیز مجددا مقابل استانداری مرکزی تجمع کردند.
کارگران این کارخانه با نصب بنری ضمن گلایه از بی تدبیری مسئولین در پرداخت نشدن ۲۲ ماه از حقوقشان خواستار پیگیری و رفع مشکلات خود شدند.
این درحالی است که کارگران کارخانه آونگان در آبان ماه سال گذشته نیز چندین بار در مقابل استانداری مرکزی تجمع داشتند.
یکی از کارگران این کارخانه گفت: در این شرایط اقتصادی و تورم حاکم بر اقتصاد فکر کنید کارگری ۲۲ ماه حقوق نگرفته باشد به نظر شما باید چگونه طی این مدت زندگی خود را بچرخاند.
وی ادامه داد: علیرغم اینکه طی این مدت که حقوق نگرفته ایم بارها در مقابل استانداری تجمع داشته ایم ولی تا کنون مسئولان فکری به حال ما نکردند.
استان مرکزی با وجود صنایع مادر چهارمین قطب صنعتی کشور محسوب شده و با رکود اقتصادی حاکم بر کشور از آسیب های این شرایط بی نصیب نمانده، به طوری که به گفته مسئولان استانی صنعت استان با ۴۰ درصد ظرفیت مشغول فعالیت است.
در حالی که ضرورت توجه به تولید داخلی به شدت احساس می شود اما ضربه های اقتصاد عاریتی بر پیکر واحد های صنعتی استان مرکزی تن خسته کارگران زحمت کش در این صنایع را به شدت می آزارد.
باید دید که مسئولین استان چه تدابیری را برای این تجمع ها خواهند اندیشید تا مشکلات کارگران زحمت کش برطرف شود.
شرکت آونگان اراک در سال ۵۵ تاسیس و در سال ۸۳ به مبلغ ۱۲۰ میلیارد ریال به طور اقساط به بخش خصوصی واگذار شد.
شرکت آونگان اراک به عنوان بزرگترین تولید کننده دکل های انتقال برق در خاورمیانه ظرفیت تولید ۳۵ هزار تن نبشی را در سال دارد.

*تجمع کارگران کارخانه آونگان اراک دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل استانداری مرکزی برای باردیگر
امروزسه شنبه13مهر،برای باردیگرجمعی از کارگران کارخانه آونگان اراک دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی دست به تجمع مقابل استانداری مرکزی زدند.شرکت آونگان اراک دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق دست به تجمع مقابل استانداری زدند.
به گزارش13مهر ایرنا، این کارگران در پی پرداخت نشدن حقوق معوق خود در ماه های گذشته از مسئولان خواستند تا با بررسی وضعیت کارخانه آونگان، تنگناهای پیش روی کارگران این واحد بزرگ تولیدی را رفع کنند.
شرکت آونگان بزرگترین سازنده دکل های انتقال نیرو در خاورمیانه بود که بعد از واگذاری به بخش خصوصی با مشکلات اقتصادی مواجه شده است.
کارخانه آونگان با تولید انواع نبشی و دکل های انتقال انرژی از کارخانه های با سابقه اراک بود که درسال 1383 به بخش خصوصی واگذار شد.
این کارخانه جزو نخستین واحدهایی بود که در قالب اصل 44 واگذارشد اما بعد از واگذاری با تنگناهایی مواجه شد.

دومین روز تجمع خانوادگی کارگران بیکارشده پتروشیمی جم درتهران امروز مقابل مجلس برای بازگشت بکار
صبح امروز18مهر، 7 کارگر بیکار شده پتروشیمی جم مقابل مجلس تجمع کردند. این کارگران میگویند برخلاف ادعای مدیریت پتروشیمی، تا آخر سال قرارداد داشتیم.
به گزارش 18مهرایلنا،این کارگران که در خردادماه بیکار شده اند، روز گذشته با خانواده های خود به تهران آمدند و مقابل وزارت کار تجمع کردند.
این کارگران میگویند از آنجا که از تجمع روز گذشته پاسخی نگرفتهاند برای پیگیری مطالبات خود و با خواسته بازگشت به کار، مقابل مجلس شورای اسلامی آمدهاند و از نمایندگان مجلس میخواهند که به وضعیت آنها رسیدگی کنند.
در عین حال در پی درج توضیحات روابط عمومی پتروشیمی جم مبنی بر قراردادی بودن این کارگران و خاتمه قرارداد آنها، این کارگران نمونههایی از قراردادهای خود را ارسال کردهاند که این قراردادها یک ساله و زمان خاتمه، اسفند ماه سال جاری است.
کارگران میگویند: هنگامی که کارگران، آنها را پیش از خاتمه قرارداد اخراج کرده به آنها گفته مجوز اشتغال در منطقه ویژه پارس جنوبی ندارید در حالیکه مجوز داشتیم اما به زعم کارفرما ثبت نشده بود. پس از آن که مجددا برای گرفتن مجوز اقدام کردیم و توانستیم این مجوز را بگیریم، کارفرما گفت دیگر نیازی به ما ندارد.
همچنین در نامه ای که این کارگران به مقامات عالی کشور نوشتهاند آمده است:
«با چهار سال سابقه کار در شرکت جم صنعتکاران یکی از شرکت های زیرمجموعه شرکت پتروشیمی جم عسلویه ، از کار اخراج و تعلیق و بهانه عدم ثبت مجوز منطقه ویژه در دبیرخانه آن اداره را مطرح نمودند. در واقع مجوزهایمان اصل و کاملا قانونی بود. و مدیر عامل شرکت پتروشیمی جم روز اخراج و تعلیقمان اظهار نمود بروید اگر مجوز اخذ نمودید برگردید سرکار» حال در شهریورماه اینجانبان از منطقه ویژه مجددا مجوز اخذ و به درب شرکت مراجعه که مدیر عامل شرکت اظهار نمود «شماها چرا رفتید شکایت کردید و بخاطر همین جایگزین برایتان انتخاب نمودهایم و شما را نمیتوانیم بکار بگیریم. آیا این اخراج، تعلیق و بهانه گرفتن آن هم در این شرایط اقتصادی، عمل غیراخلاقی و مخالف با حیثیت کارگر نیست؟»
درهمین رابطه:

تجمع خانوادگی کارگران بیکار شده پتروشیمی جم مقابل وزارت کار
صبح امروزشنبه17مهر، ۷ کارگر اخراجی پتروشیمی جم، به همراه خانوادههایشان به تهران آمدند و مقابل وزارت کار تجمع کردند.
به گزارش 17مهرایلنا، این کارگران خواهان بازگشت به کار هستند.
معترضان که ۴ ماه پیش به بهانه تغییر مقررات و با وجود عدم خاتمه قرارداد، از کار بیکار شدهاند میگویند، پیگیریهای آنها در استان بوشهر تاکنون بینتیجه ماندهاست.
این کارگران که بیش از ۴ سال سابقه کار دارند، میگویند با وجود مراجعات مکرر به کارفرما و مقامات محلی هیچ پاسخی نگرفتیم و پس از آنکه متوجه شدیم کارفرما نیروهای جدیدی را به جای ما استخدام کردهاست تصمیم گرفتیم به تهران بیاییم وخواهان احقاق حق و بازگشت به کار هستیم.

پیشنهاد دولت برای اصلاح ماده ۱۰۷ قانون کار:
خصوصی شدن آموزشهای ضمن خدمت
در لایحه پیشنهادی دولت برای اصلاح قانون کار، تغییراتی در ماده ۱۰۷ اعمال شده که الزام قانون اساسی برای آموزش رایگان ضمن خدمت را زیر سوال برده است.
به گزارش18مهر ایلنا، در لایحه پیشنهادی دولت برای اصلاح قانون کار، ماده ۱۰۷ قانون کار دچار تغییراتی شده است. در این تغییرات، لفظ «قانون اساسی» از این ماده قانونی حذف شده و در عوض در این ماده آمده است که دولت میتواند برای آموزش نیروی کار از مشارکت بخش غیر دولتی استفاده کند.
متن ماده ۱۰۷ قانون کار به این شرح است:
ماده ۱۰۷- در اجرای اهداف قانون اساسی و به منظور اشتغال مولد و مستمر جویندگان کار و نیز بالابردن دانش فنی کارگران، وزارت کار و امور اجتماعی مکلف است امکانات آموزشی لازم را فراهم سازد.
براساس لایحه پیشنهادی اصلاح قانون کار، ظاهرا این ماده قانونی قرار است توسط دولت و مجلس به صورت زیر تغییر کند:
دولت مکلف است به منظور توانمندسازی نیروی انسانی مورد نیاز بازار کار و دسترسی برابر و آسان برای همه اقشار از طریق انسجام و تمرکز در سیاستگذاری و مدیریت آموزشهای مهارتی برای استقرار نظام جامع آموزش مهارت و فناوری (نظام آموزش، نظام اشتغال و نظام صلاحیت حرفهای) نیروی انسانی با مشارکت بخش غیردولتی اقدام نماید.
همانطور که در این تغییرات مشخص است، اجرای اهداف قانون اساسی به دست فراموشی سپرده شده و عامدانه از متن قانون حذف شده است. اشاره ماده ۱۰۷ به اهداف قانون اساسی مربو ط به تاکید این سند قانونی در ماده ۲۹ و ۳۰ بر فراهم آوردن امکانات شغلی مناسب برای همه و آموزش رایگان همگانی است.
جای تعجب ندارد که قانون اساسی را از ماده ۱۰۷حذف کردهاند، چرا که به جای آن، مشارکت بخش غیردولتی را نشاندهاند. قانون اساسی، مداخله بخش غیردولتی در وظایف دولت از جمله آموزش را مجاز نمیداند و اگر قرار است آموزشهای ضمن خدمت کارگران پولی شود، طبیعی است که قانون اساسی پایمال خواهد شد.
کارگرانی که فاقد امنیت شغلی و امید به آینده هستند، قرار است هزینههای آموزشهای ضمن خدمت را از جیب خالی خود بپردازند. هم اکنون نیز مواردی از این دست دیده میشود، حال دولتیها میخواهند به این اجحاف، جامه قانونی بپوشانند.

جمعی از کارکنان شرکتی مخابرات:از بیعدالتی در مخابرات خستهایم
کارکنان شرکتی مخابرات خواستار رفع تبعیض میان کارکنان رسمی و شرکتی مخابرات شدند.
به گزارش18مهرایلنا،جمعی از کارکنان شرکتی مخابرات از ادامه نابرابری در مخابرات انتقاد کردند.
این کارکنان که تعداد آنها در سراسر کشور بیش از چند صد نفر است، میگویند پس از سالها کار کردن، هنوز قرارداد مستقیم نداریم و طرح طبقهبندی مشاغل برای ما اجرا نمیشود.
این کارکنان که تعدادی از آنها دارای مدرک تحصیلات دانشگاهی هم هستند در حدود حداقل دستمزد، دریافتی دارند و این در حالیست که همردههای رسمی آنها تا بیش از دو برابر، دستمزد میگیرند.
این کارکنان که سیزدهم و چهاردهم مهرماه از سراسر کشور به تهران آمدند و مقابل مجلس تجمع کردند میگویند دیگر از بیعدالتی به ستوه آمده ایم. نمایندگان مجلس وعدهدادهاند که ظرف چند هفته آینده وضعیت ما را رسیدگی میکنند و ما برای چندمین بار، منتظر تحقق وعدهها هستیم.
یکی از این کارکنان که ساکن شهرستان شوشتر در خوزستان است میگوید در شهر ما بیش از 50 نفر نیروی شرکتی مخابرات وجود دارد و ما بارها برای تبدیل وضعیت اقدام کردهایم، حتی دیداری با نماینده مردم شوشتر در مجلس داشتهایم، اما تا کنون هیچ نتیجهای نگرفتهایم.

سرگردانی 4 کارگر اخراجی شرکت پالیز پژوهش پارس اهواز در اداره کار/ مطالبات هم پرداخت نشد
کارگران شرکت پالیز پژوهش پارس در اهواز ماه هاست در اداره کار سرگردانند و هنوز موفق نشده اند مطالبات خود را وصول کنند.
به گزارش 18مهرایلنا، شرکت پالیز پژوهش پارس یک شرکت کوچک اهوازی در زمینه تولید تجهیزات حفاری است. این شرکت که همچنان فعال است، آخر خردادماه حدود ده نفر از کارگران خود را اخراج میکند. از این کارگران که همگی درست در روز خاتمه قرارداد سه ماههشان اخراج شدهاند، چهار نفر به اداره کار غرب اهواز شکایت میکنند که پس از گذشت چند ماه، همچنان به جایی نرسیدهاند و سرگردانند.
این کارگران که سه ماه دستمزد پرداخت نشده طلبدارند و با وجود گذشت ماهها از زمان اخراج، هنوز نتوانستهاند این مطالبات خود را وصول کنند میگویند: چهارسال در این شرکت سابقه کار داریم اما نه تنها به یکباره بیکار شدیم که حتی مطالباتمان هم پرداخت نشد.
از قرار معلوم، این کارگران چند روز پس از اخراج شکایت میکنند، پاسخگویی به این شکایت چند ماه طول میکشد و در نهایت اداره کار حکم صادر میکند: کارفرما موظف است مطالبات را بپردازد.
یکی از این کارگران میگوید: وقتی حکم در دست، به کارفرما مراجعه کردیم، کارفرما گفت فعلا ندارم چند روزی صبر کنید. اما بعد فهمیدیم که بازی خوردهایم. در همین فاصله که ما صبر کردیم، کارفرما به اداره کار رفت و به حکم اعتراض کرد. حالا یک ماه و نیم دیگر باید برای تشکیل جلسات حل اختلاف منتظر بمانیم.
این کارگر ادامه میدهد: مگر خواسته ما چیست؟ حتی قصد بازگشت به کار نداریم. ما فقط سه ماه طلبمان را میخواهیم. مگر نگفتهاند که مزد کارگر را باید پیش از آنکه عرق پیشانیش خشک شود پرداخت، پس چرا ما ماههاست سرگردانیم.
یکی دیگر از این اخراجیها میگوید: من کارگر با این سیستم عریض و طویلی که هیچ گوشهاش با من همراه نیست، چه کنم. وقتی بعد از ۴ سال اخراج میشوم، تازه باید کفش آهنی بپوشم و در اداره کار از این اتاق به آن اتاق سرگردان باشم.
کارگران بسیاری از کندی کار و معطلی در راهروهای ادارات کار ناراضی هستند. بدیهی است وقتی اداره کار که قرار است حامی کارگر باشد، نتوانسته مطالبات ۴ کارگر را پس از ۴ ماه وصول کند، این نارضایتیها چندان پربیراه هم نیست.

تجمع اهالی روستاهای لوداب دراعتراض به نبود جاده ارتباطی جلوی استانداری کهگیلویه و بویراحمد
امروز18مهر،اهالی روستاهای لوداب (گردنگاه، سر گردنگاه، دره بنگر و چانگ) جلوی استانداری کهگیلویه و بویراحمد تجمع کردند.
به گزارش18مهر کبنانیوز ، یکی از اهالی این روستا اظهار کرد: این روستاها از یک جاده ارتباطی برخوردار هستند و متأسفانه به دلیل وضعیت بد این جاده تنها با «الاغ» و «قاطر» میتوانیم، عبور و مرور میکنیم.
وی تاکید کرد: اهالی روستا خودرو دارند ولی به دلیل اینکه وضعیت جاده ارتباطی ما بسیار اسفناک است امکان تردد خودروها نیست و در فصل زمستان و بارندگی مشکلات ما صد چندان میشود.
یکی دیگر از اهالی این روستاها گفت: از ۷ کیلومتر مانده به روستاها وضعیت جاده خیلی بد میشود و باید خودروها را هفت کیلومتر مانده به روستاها پارک کنیم و با «الاغ» و «قاطر» بار و وسایل خود را تا منازلمان ببریم.
این فرد ساکن در روستای گردنگاه لوداب از توابع بویراحمد با بیان اینکه برای انتقال بیماران این روستاها نیز دغدغههای زیادی است، بیان کرد: هر کس در این روستاها بیمار شد یا باید منتظر مرگ باشد و یا اینکه با رنج فراوان آن را به جادههای دسترسی برسانیم.
براساس این گزارش،به گفته افراد تجمع کننده بخشداری و ادارات مربوطه به خواستههای آنها تاکنون پاسخ ندادهاند و نبود اعتبار و بودجه را بهانه کردهاند و جاده آنقدر وضعیت بدی دارد که امکان استفاده از آن نیست.
این افراد میگویند، اهالی این روستاها دارای زمینهای کشاورزی و دامداری هستند، اما به دلیل نبود جاده مناسب دسترسی و سایر امکانات اغلب ساکنین به شهر مهاجرت کردهاند.
آنها ادامه داد: به دلیل مهاجرت و نبود کار مجبور هستیم کارگری کنیم، اما اگر جاده ارتباطی خوبی داشتیم در محل سکونت خودمان به کشاورزی و دامداری مشغول میشدیم و زندگی بهتری را هم سپری میکردیم.
یکی از اهالی روستای «دره بنگرو» بخش لوداب از توابع شهرستان بویراحمد نیز بیان کرد: مسئولان مرتب در شعارها و سیاستهای کاری خود اعلام میکنند که باید از مهاجرت روستائیان جلوگیری شود، اما این وضعیتی که جاده ارتباطی ما دارد خلاف آن چیزی است که مسئولان میگویند.
در ادامه اهالی این روستاها تاکید کردهاند؛ مردم روستاهای (گردنگاه، سر گردنگاه، دره بنگر و چانگ) فاصله زیادی با مراکز بهداشتی و درمانی و شهرها دارند که وضعیت جاده دسترسی نیز بر مشکلات ما افزوده است.

قاب های آینه
مسعود حسینی
تا آن روز دستگاه فرزِ ثابت ندیده بودم. حیدر قاب طلایی رنگ را به سنگ گردان فرز نزدیک کرد و زائده ی کوچکی که مثل یک تیله ی گنده در پشت قاب بود را به سنگ گردان، چسباند. جرقه های نارنجی رنگ، موازی با هم به دور سنگ گردان به حرکت در آمدند و بعد از پیچیدن در محافظِ فلزیِ بالای فِرِز به سمت زمین پرتاب شدند. جرقه ها قبل از رسیدن به زمین ناپدید می شدند. حدقه ی چشم هایم را به هم نزدیک کردم، نورها در هم تنیده شدند و تیزی جرقه ها نرم و رویایی شدند، مثل چرخ و فلک بزرگ پارک ارم نور افشانی می کردند.
لینک متن کامل: http://www.kanoonm.com/2485

عثمان اسماعیلی: درباره کاک مجید حسین زاده
کاک مجید حسین زاده در یک خانواده کارگری در روستای دره تفی از توابع خوخوره به دنیا آمد .کاک مجید 2برادر و یک خواهر داشت. این خانواده کارگری به نام های مجید ورشید وعمر وحلیمه نام داشتند. ودر روستا دره تفی خوش نشین بودند و برای گزراندن امورات زندگی به چوپانی مشغول بودند .ودر فصل زمستان در روستا برای کسانی که از لحاظ مالی وضعیت مناسبتری داشتند کارمیکردند.خانواده کاک مجید در روستا دارای زمین کشاورزی نبودند. و این شخص بعد از مرگ پدر ومادرش نان آور خانواده شد.کاک مجید بیرون از شهرهای کردستان وارد بازارکار ساختمانی شد وهمیشه درفصلهای مختلف دوراز خانواده به کارگری مشغول بود.وچندرغازی که درمی آورد به دیدن خانواده برمیگشت. سرانجام کاک مجید تصمیم به ازدواج گرفت وخواهر خود را به یک مرد در روستای نزدیک خودشان دادو کاک مجیدبا دخترآن مرد ازدواج کرد(این ازدواج زن ب زن نام دارد.به این معنا کسانی خواهر خود را به یک شخصی میدادند که در عوض آنها هم دختر خودشونو به طرف مقابل میدادند.یا اگر این کار رو نمیکردند حتما شیر بها رو میگرفتند).وبرادرانش همچنان به چوپانی وکارگری مشغول بودند.تا مدتها بعد ازمدتی برادران درتهران مشغول به کارساختمانی شدند ودر کارهای سخت وزیان آور ساختمانی وساعتها کارطولانی و بدون هیچ گونه بیمه وامنیت شغلی مشغول به کاربودند و برادرها یکی پس ازدیگری تشکیل خانواده دادند وصاحب فرزند شدند.کاک مجید داری 4فرزند شد وخواهر کاک مجید که باشوهرش تفاوت سنی زیادی داشتند واز فقرمالی رنج میبردند و شوهرش به کار گاریچی مشغول بود و ایشون هم دارای 5فرزند بود.
من عثمان اسماعیلی از نزدیک آن خانواده را میشناختم منم مثل آن عزیزان وارد بازار کارشدم وهمیشه تن به سخت ترین کارساختمانی میدادیم .ودرطول سال همیشه با بیکاریهای زیادی روبرو میشدیم .هیچ وقت شکم من مجید عمر ورشید وبقیه کارگران سیر نبودو همیشه جیبمون خالی از دسترنجمون بود و با آن عزیزان هرچی جلوتر میرفتیم تجربه مون بیشترمیشد و پی به این نابرابری واستسمار کارگری میبردیم و همیشه با صاحب کارها ومعمارها در مورد دستمزد خوابگاه و دیر پرداخت کردن حقوقمان جروبحث داشتیم و صاحب کارها همیشه مارا تهدید میکردندفقط بخاطر ترسوندن ما که بتوانند بیشتر دسترنج مارا به غارت ببرند در سالهای63تا65درتهران خیابان زیباشهر محله جنت آباد در یک شرکت ساختمانی مشغول به کاربودیم واولین اعتصابی که در آن شرکت راه انداختیم بخاطر دیر پرداخت کردن دستمزد معوقه 2و3 ماه بود وخوابگاه نداشتیم آب نوشیدنی نداشتیم و صاحب شرکت میخواست بین کارگران دو دستگی ایجاد کند کارگران مهاجرافغانی که دربین مابودند فکرمیکردند مشکلات آنها تنها کارگران افغانی هستند ولی من عثمان اسماعیلی برای کارگران توضیح میدادم که مشکلات ماکارگران مهاجر نیست مشکل ما کارفرماها هستند که از دسترنج همه ما سو استفاده میکنند و اعتصاب دو روز نرفتن به سرکار راه انداختیم و کارگران مهاجر هم با ما همکاری کردند وصاحب کار تعدادی کارگر جدید را به سرساختمان آورد که برعلیه ما بیایند ودست به کارشوند ولی ما ازمشکلاتمان گفتیم وآنها ازقبول کار سر باز زدند.سرنوشت آن عزیزان مجید عمر ورشید بعد از این همه درد ورنج که درمسیرزندگی داشتند کاک رشید براثرسانحه تصادف درنزدیکی دیواندره ازدنیا رفت .وچند سال بعد کاک عمر براثر سانحه تصادف در تهران ازدنیا رفت وبازهم خواهر عزیز این سه برادر بزگوار حلیمه خانم )در یک سانحه تصادف همراه پسر عزیزش جان خودرا از دست دادند.سرانجام کاک مجید حسین زاده بعد ازمرگ آنها زندگی برایش درد آور شده بود و همیشه ناراحت وافسرده بود و همیشه درغم خانواده وبرادر زاده ها و خواهر زادهایش بود .کاک مجید نزدیک به 30سال به رانندگی تراکتور کمپرسور مشغول به کاربود ودرتهران درمحله فرح زاد ساعتها وروزها درمیادین فرحزاد با تراکتورش همرا دوستانش در انتظار پیدا کردن کاربودند وسخت ترین کارا انجام میدادند این شخص آنقدر با دستهای پینه بسته اش با دستگاه چکش میزد که همیشه دستانش تاول زده بود و وقتی انسان با اون دست میدادمتوجه میشد که آن فرد چقدر زحمتکش است . ودارای هیچ گونه بازنشستگی نبود و دسترنج 60سال عمر او سرپناه معمولی در فرح زاد بودکه در طرح شهرداری قرار گرفت وبه چندر غازی که شهرداری خودش درنظرگرفته بودبه آنها پرداخت کرد وبالای 500خانوار کارگری ازخونه وکاشانه خودشون آواره شدند و درنهایت کاک مجید بعد از این همه در به دری و درد ورنج کشیدن به استان کردستان شهرستان سقز برگشت.وکاک مجید با همان تراکتوری که قرین به 25الی 30 سال با اورفیق بود برگشتند .ودوباره درسقز باهمان تراکتوربه کارگری مشغول بودوسرانجام کاک مجید حسین زاده در مورخ 1395/7/16در نزدیکی روستای خورده لوکی درجاده سقزمریوان که مشغول به کاربود درهنگام برگشتن به طرف سقزتراکتوراو چپ میشود ومتاسفانه جان خود را ازدست میدهد .وبعد ازخبرمرگ آن عزیز خانواده و دوستان وتمام کارگرانی که با کاک مجید خاطره تلخی ازنابرابری داشتند طی مراحل قانونی در آرامگاه آیچی درجاده بانه به خاک سپرده شد .من هم به نوبه خودم به خانواده کاک مجید ودوستانش و همچنین به مردم روستای دره تفی تسلیت عرض میکنم .دوستهای فیس بوکی کارگران تشکلهای کارگری مردم آزادی خواه و برابری طلب این زندگی نامه ی کارگران و حوادث ها ی مختلف که برای کارگران پیش می آید وظیفه ی پیش روان کارگری است که داستان واقعی کارگران رو بنویسند .تا مردم از روال زندگی آنها اگاه شوند و بدانند و تمام زیر ساختهای زندگی انسانها به دست همان کارگران شرافتمند ساخته شده.به باور من مبارزه طبقاتی هیچ رنگ و نژاد و پوست و مرزی نمیشناسد .پس ما باید با نوشتن زندگی نامه ی این عزیزان گامی محکم در مسیر فاصله ی طبقاتی برداریم.
زنده باد اتحادوهمبستگی طبقه ی کارگر

جان باختن کارگر مقنی در حال حفاری چاه
دادستان شهرستان بردسکن گفت: در یکی از واحدهای مرغداری شهرستان که قصد حفر چاه غیر مجاز آب شرب را داشتند یکی از کارگران در عمق 85 متری زمین بر اثر ریزش چاه جان خود را از دست داد؛ پروندۀ قضایی عاملین این حادثه در حال رسیدگی می باشد.
به گزارش18مهر صبح بردسکن،محمد رضا دشتبان گفت: در یکی از واحدهای مرغداری شهرستان که قصد حفر چاه غیر مجاز آب شرب را داشتند یکی از کارگران در عمق ۸۵ متری زمین که حفاری کرده بودند، بر اثر ریزش چاه جان خود را از دست داد.
وی بیان داشت: این حادثه که مربوط به ۱۲ روز قبل بر می گردد با توجه به عمق چاه و قرار گرفتن کارگر زیر بیش از یک تن خاک راهی برای نجات وی وجود نداشت که با همت ماموران آتش نشانی بردسکن و با کمک گرفتن از یک مقنی با تجربه این کارگر پس از ۱۲ روز تلاش از ته چاه بیرون کشیده شد.
دادستان بردسکن گفت: غیر فنی بودن و پیچیدگی های چاه روند بیرون کشیدن فرد مقنی را طولانی کرد.
وی ابراز کرد: حفر این چاه در مجاورت چاه فاضلاب بوده است و به صورت غیر مجاز اقدام به حفر آن شده که در این رابطه علیه مسببین و عاملین این حادثه پرونده قضایی تشکیل شده است و پرونده در حال رسیدگی می باشد.

هیجدهم مهرماه1395


akhbarkargari2468@gmail.com

در گرامیداشت خاطره کارگر انقلابی – رفیق شاهرخ زمانی



«آن ستاره هنوز می درخشد!»
از: زهره مهرجو
۲۷ شهریورماه ۱۳۹۵


بیست و دوم شهریورماه، مصادف با اولین سالگرد قتل یکی از رهبران برجسته و انقلابی جنبش کارگری ایران؛ شاهرخ زمانی بود.

رفیق شاهرخ زمانی (۱۵ شهریور ۱۳۴۳ – ۲۲ شهریور ۱۳۹۴) فعال خستگی ناپذیر جنبش کارگری و سوسیالیستی، عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری، عضو هیأت بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان؛ و فعال در چندین کمیته و نهاد انقلابی دیگر بود. او در طی سالهای طولانی فعالیت های انقلابی خود، چندین بار طعم تلخ دستگیری و اسارت در زندانهای مخوف سرمایه و مذهب را چشیده بود.

شاهرخ در روز ۱۵ شهریورماه ۱۳۴۳، در یکی از روستاهای اطراف شهرستان کلیبر به نام «قره داغ»، واقع در آذربایجان شرقی متولد شد؛ ولی بخش عمده سالهای نوجوانی و تحصیلات خود را در تبریز سپری کرد.

وی در خانواده ای روشنفکر، با سابقه مبارزاتی طولانی بزرگ شد. پدرش بهمن زمانی، معلم، شاعر، از رفقای نزدیک صمد بهرنگی و بهروز دهقانی؛ و همچنین زندانی سیاسی (در دوران شاهنشاهی، و هم در رژیم کنونی) بود.
او بهمراه برادرش جبرائیل زمانی، عموی شاهرخ؛ در جریان انقلاب سال ۱۳۵۷ با گشوده شدن در زندان ها آزاد گشت، اما در آبانماه سال ۱۳۷۱ به دلیل فعالیت ها و شعرهایش دوباره دستگیر، و حدود پنج سال دیگر از زندگی خود را در زندان سپری کرد.

مادر شاهرخ، زرین تاج نجاتی، به قلم خود رفیق پس از مرگ مادرش در تاریخ چهارم بهمن ماه ۱۳۹۳؛ سرشار از مهر، شجاعت و فداکاری بود (۱). خانه آنها در شهر تبریز در زمان حکومت شاهنشاهی، محل رفت و آمد و تبادل اطلاعات انقلابیون بزرگی نظیر: بهروز دهقانی، صمد بهرنگی، غلامحسین ساعدی، چنگیز احمدی، حمزه فراحتی، عبدالله افسری و سایر فعالینی بود که بعدها بخشی از ستون ها و کادرهای اصلی شکل گیری جریانات سیاسی چپ به حساب می آمدند.

مادر در چنین فضایی برای نگهداری خانواده و تداوم مسیر انقلابی؛ صمیمانه تلاش و فداکاری می کرد. او با تنهایی و مشکلات اداره کردن خانواده بدون تکیه گاه، در نتیجه فراری و زندانی شدن همسرش در اوایل دهه پنجاه در رابطه با سازمان چریک های فدایی خلق ایران، و سپس در نظام جمهوری اسلامی در دهه های شصت و هفتاد؛ آشنا شده بود.. با رنج و اندوه غیبت اجباری همسر و دو فرزندش در پی قتل عام های دهه شصت، و بر دوش کشیدن مسئولیت سه فرزند خردسال، در حالی که پاسداران سرمایه بارها شبانه برای یافتن و دستگیری آن عزیزان بطور غافلگیرانه از دیوار خانه شان بالا می رفتند.. وحشت فرزندان و در پی اش مخفی شدن اجباری در جنوب شهر تبریز.

در این سالها با تمامی مشکلات و دربدری ها، مادر همچنان روحیه تلاشگر و مبارزه جوی خود را حفظ کرده بود. وی با کمک رسانی به خانواده هایی که سرپرست خود را از دست داده بودند، تماس مرتب با خانواده های زندانیان سیاسی و گروههای انقلابی، سازمان‌دهی تظاهرات بهمراه این خانواده ها و دانش‌جویان انقلابی - برعلیه زندان، اعدام و شکنجه و برای آزادی زندانیان سیاسی – و مصاحبه با رسانه‌ها برای افشاگری جنایات جمهوری اسلامی؛ فداکارانه تلاش می کرد.

در مدت پنج سالی که شاهرخ در زندان بسر می برد، و او را از حق مرخصی محروم کرده بودند (الف) برای کسب این حق قانونی پسرش پیوسته تلاش می کرد. نمونه ای از حرکات شجاعانه او، در سال ۱۳۹۳ پس از بارها تلاش ناموفق در همین رابطه؛ در ملاقاتش با معاون دادستان خدابخش، و جملات تکان دهنده ای بود که خطاب به وی گفته بود (۱).

سالهای نخستین زندگی، وپیوستن به صفوف مبارزه:

شاهرخ در محیط خانواده ای آگاه و معتقد به سوسیالیزم بعنوان یگانه آرمان رهایی انسان از ستم و بهره کشی متولد شد. زادروزش مصادف با گذشت یک دهه از کودتای بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲، یعنی زمانی بود که نیاز به تغییر در شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران هم از جانب حکومت، و هم از جانب روشنفکران و انقلابیون به گونه ملموسی درک می شد. واکنش به چنین نیازی، از سوی حکومت تلاش در اجرای اصلاحات دیکته شده از بالا؛ و از سوی نیروهای انقلابی، کوشش در جهت وقوع انقلاب بود.
گروهها و جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی – مخفی و علنی؛ در حال شکل گیری بودند.. و سیر تحولات بسرعت می گذشت.

شاهرخ تحت تاثیر خانواده و حوادث گوناگون اجتماعی و سیاسی محیط؛ از همان سالهای نوجوانی با افکار انقلابی و فعالیت های سیاسی آشنا شد. در شش سالگی دستگیری عمویش جبرائیل زمانی در ارتباط با جریان سیاهکل، ذهن کنجکاو و جستجوگرش را با سئوالات بسیاری مواجه کرد، که چهار سال بعد در سال ۱۳۵۴ پس از دستگیری مجدد او، بهمراه محمود پناهی (شوهرعمه شاهرخ)، علی اشرف نجاتی (دایی شاهرخ) و چنگیز احمدی؛ از مبارزین مارکسسیت، به اتهام برنامه ریزی برای ترور شاه؛ و در پی اش دستگیری پدر بهمراه یکی از نزدیکان شان در سال ۱۳۵۵ در مرز خداآفرین* و زندانی شدن آنها در اوین؛ تنها ذهن شاهرخ را بیشتر به خود مشغول و زمینه را برای گرایشات انقلابی وی فراهم ساخت.

این دوران، مصادف با سالهایی بود که دستگاه مخوف ساواک وحشیانه به سرکوب جنبش چریکی پرداخته بود، و در رسیدن به این هدف پلید خود از بکار بستن هیچ وسیله و ترفندی کوتاهی نمی کرد. ولی مبارزین جان بر کف نیز از پای ننشسته و ضمن مقابله به مثل؛ از داخل زندانها جزوه های افشاگرانه به بیرون می فرستادند. کتابچه ها و جزوه های افشاگرانه از نحوه شکنجه های زندان؛ روح هر نوجوان و جوان پرشور و آگاهی را به مبارزه فرا می خواند.

این جزوه ها و کاست های مشابه، بویژه کاسِت صوتی از برادران خرم آبادی.. و چندی بعد، مصاحبه اوریانا فالاچی با شاه؛ دست به دست جوانان و نوجوانان، از جمله شاهرخ رد و بدل می شدند. همچنین بهمن زمانی، پدر شاهرخ و از هم دوره ای های صمد بهرنگی، با شعرهای زیبا و پرمحتوای خود بر این فضا و شور انقلابی تاثیری فزاینده می گذاشت. یکی از نمونه شعرهای او «آراز آراز» است، که برای صمد بهرنگی- معلم انقلابی و رفیقش سروده شده، و پس از اجرا بهمراه آهنگ توسط عاشق عبدالعلی، به سرودی عمومی مبدل گشت. (۲)

با آگاهی و تجاربی که در سنین نوجوانی از زندگی کسب کرده بود، شاهرخ خیلی زود خود به صفوف مبارزه پیوست. او تنها سیزده ساله بود که شاهد قیام بهمن ماه سال ۵۷، مقاومت پرشور توده های مردم، کارگران و روشنفکران انقلابی در برابر حکومت شاه و نیروی سرکوب آن گشت. او دید که چگونه با تلاش پیگیر آنها، درهای زندان شکسته و زندانیان سیاسی – از جمله پدر و عموی خودش – گروه گروه آزاد می شدند.. او شکوه این امواج خروشان را شاهد بود، و با ایمان و آگاهی که به انسانیت و اراده توده های مردم کسب کرده بود؛ زان پس همواره بودن در صفوف انقلابیونی را برگزید که برای بدست آوردن آزادی ها و حق ایجاد تشکل های صنفی، سیاسی، اجتماعی و مدنی مبارزه می کردند.

در رابطه با همین تجارب و تلاش او در جهت حمایت از دست آورد زحمتکشان بود، که بار اول در سال ۱۳۶۰، یعنی در شانزده سالگی؛ بوسیله پاسداران نوپای ظلم دستگیر و برای حفظ مسائل امنیتی خود را با نام مستعار "نادر کمالی" معرفی نمود. در این مرحله او را به مدت هفت ماه زندانی، و سپس آزاد کردند.

پس از آزادی از زندان، او بزودی از صدور حکم تیر پدر از سوی رژیم؛ و فراری گشتن وی به جنگل های اَرَسباران** اطلاع یافت. تنها نشانی که از حضور دلگرم کنندۀ پدر در خانه به جا مانده بود؛ شعری زیبا بود که او در وصف پسر زندانی اش شاهرخ به زبان ترکی سروده بود: "ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭘﺴﺮت دﺳﺘﮕﻴﺮ شده، در ﺗﻠﻪ ﺟﻼدان ﻇﺎلمه.. ﺗﻮ ﺗﻨﻮره ﺁتش اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، در ﺻﻒ اﻋﺪاﻣﻴﻬﺎﺳﺖ..."***

تحت تأثیر جریانات روز و سرکوب بی امان نیروهای انقلابی؛ شاهرخ به زودی پی برد که می بایست خود را برای شرایط جدید مبارزه آماده سازد. دو سال بعد در سال ۶۲، در پی هجوم حکومت اسلامی به آخرین سنگرهای آزادی؛ شاهرخ بهمراه مادر، خواهران و برادر کوچک خود راه مبارزه را در شهرهای تهران، شیراز و بندرعباس در پیش گرفت. او از همین زمان وارد صنف نقاشان و تزئینات ساختمان شد. ضمن کار کردن بعنوان کارگر نقاش جهت گذران زندگی، به فعالیت های صنفی و سیاسی در این حوزه روی آورد؛ و آگاهی بخشی و سازماندهی زحمتکشان را بعنوان وظیفه خود برگزید. و از این پس، با به جان خریدن همه سختی ها و آگاهی از مخاطراتی که چنین راهی می توانست در پی داشته باشد؛ بدون هیچ تردیدی تا پایان عمر به فعالیت هایش ادامه داد..

سالهای جوانی، ازدواج و ادامۀ راه:

شاهرخ در آبانماه سال ۱۳۶۵با یکی از رفقای دختر کارگر و همفکر خود ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، یک دختر به نام نینا و یک پسر به نام مسعود است؛ که هر دو در حال گذراندن تحصیلات دانشگاهی خود در مقطع کارشناسی ارشد می باشند.

ازدواج برای شاهرخ به معنی پایان مبارزه سیاسی نبود، چرا که او این ضرورت را هم در عرصه فکری، و هم در کار و زندگی به خوبی درک کرده بود. از اینرو راه مبارزه برای رسیدن به آزادی، برابری و سوسیالیزم؛ برای او همیشه در اولویت اول قرار داشت.

در ادامۀ فعالیت های انقلابی او، شاهرخ زمانی را بار دوم در اول آبانماه سال ۱۳۷۱ بهمراه پدر، همسر، خواهر و داماد خانواده دستگیر؛ و با اتهام فعالیت غیرعلنی در سندیکای نقاشان (ب) زندانی نمودند. در پی این دستگیری، پدر به پنج سال، و بقیه هر یک به دو سال زندان محکوم گشتند.

شاهرخ پس از رهایی از زندان، همچنان به فعالیت های صنفی و سیاسی خویش ادامه داد، و بطور منظم برای نشریاتی چون «انقلاب سرخ»، «همبستگی کارگری» و «آوای انقلاب» مطلب می نوشت. مطالب شاهرخ در این نشریه ها گاه با نام خودش، و گاه با نامهای مستعار؛ از جمله «اسدالله غفارزاده» منتشر می شدند. وی در بسیاری از این نوشته ها، به طور جدی به نقد کردن احزاب و سازمانهای موجود پرداخته است.

تغییرات جهانی و بررسی تجارب گذشته:

اوایل دهه هفتاد، مصادف با از هم پاشیدن بلوک شرق و برهم خوردن تعادل قوا در عرصه بین المللی بود. از اینرو و در آغاز بحرانی جدید در جنبش چپ، شاهرخ به ضرورت بازخوانی تجارب سوسیالیستی در داخل و در عرصه جهانی پی برد؛ و ضمن مطالعه جدی در این زمینه ها؛ روابط پژوهشی و سیاسی خود را با نیروهای فعال داخلی و خارجی گسترش داد.
او ضمن نقد کردن احزاب و جریانات موجود، به این تحلیل روشن دست یافت که حزب طبقه کارگر باید ساخته شود.

یکی از انتقادات وی به احزاب و جریانات موجود، خارج کردن روشنفکران و کادرهای انقلابی از کشور درست در دوره سخت مبارزه، عدم تلاش جهت بازگرداندن و استفاده از تجربیات آنها برای نیروهای باقیمانده ای که مایل به مبارزه بودند، جدا افتادن کادرهای خارج شده از مبارزه؛ و به مرور پیوستن آنها به جریانات رفرمیست و سوسیال دمکرات، و نهایتا با ماسک های متفاوت هجرت کردن به صف مقابل انقلاب بود. آنان که به صفوف مقابل هجرت نکردند، در بهترین حالت به گزارشگران و مفسران اخبار مبدل گشتند.

او این روند منفی را عمدتاً نتیجه عقب نشینی سازمان نیافته می دانست، و بر این عقیده بود که انقلابیون واقعی ضمن آگاهی به حمله سازمان یافته؛ باید عقب نشینی با برنامه را نیز بیاموزند. متاسفانه سازمان ها و احزاب ما، به هیچیک تسلط نداشتند.

تشکیل هسته های مخفی، بعنوان اولین نطفه های حزب انقلابی:

تمرکز وی پس از این، ساختن زمینه ای برای تشکیل حزب انقلابی طبقه کارگر بود. شاهرخ با تشکیل هسته های مخفی انقلاب؛ عملا گام های مؤثری را در همین راستا برداشت.

از جمله هسته های مخفی که شاهرخ خود از بنیانگزاران اصلی آنها بود؛ می توان به «جبهه واحد کارگری» در تهران اشاره نمود که به مدت چهار سال فعالیت می کرد. این هسته شبکه ای از هسته های جداگانه بود که از طریق اعضای هستۀ مرکزی بهم متصل می شدند.

همچنین هسته «کمیته همبستگی برای ایجاد اتحادیه کارگران ساختمانی» در کرج، که پس از دستگیری یکی از اعضاء در تابستان ۱۳۸۹، در جهت حفظ مراتب امنیتی تعطیل گشت.

هسته «جنبش دمکراتیک کارگری» در تبریز، پس از انتشار اولین شماره نشریه خود بوسیله پلیش شناسایی، و برخی از اعضای آن دستگیر شدند. این هسته که پس از یک سال گفت و گو تشکیل شده بود؛ دارای گرایشات مختلفی بود و انتخاب برخی از اعضا با دقت انجام نگرفته بود. اما در مدت زمان کوتاه فعالیت خود، بیانیه ها و برچسب های بسیاری را منتشر، و نشریۀ سایر تشکل ها را توزیع می کرد؛ و از اینرو تاثیر زیادی در سراسر شهر گذاشته بود.

اگرچه فعالیت های شاهرخ بسیار گسترده بود، و به این کمیته ها محدود نمی گشت؛ اطلاعات در زمینه برخی از کارهای او در دسترس نیست، و برخی نیز به دلایل امنیتی نمی بایست افشا شوند. بعنوان مثال او فعالیت هایی در زنجان، جاده خاوران، ساوه، شهریار و نقاط دیگر انجام می داده؛ که جزئیات آنها هنوز روشن نگشته است. (۲)

تشکیل هیئت مؤسس سندیکای نقاشان، و همکاری با سایر تشکل های مستقل:

در سال ۱۳۸۴ شاهرخ بهمراه دوستان و همکارانش «هیئت مؤسس سندیکای نقاشان» را تشکیل دادند، که تا مدتی بطور مخفیانه فعالیت می کرد. آنها با استفاده از این هیئت، علی رغم سرکوب های شدید دولتی و اینکه به همین دلیل امکان تشکیل سندیکای نقاشان را نداشتند؛ فعالیت های قابل ستایشی را در زمینه مطالبات صنفی کارگران همچون شرایط بهتر کاری، حق بیمه تامین اجتماعی و بیمۀ بیکاری، بوسیله جمع آوری امضا و روش های مؤثر دیگر؛ و همچنین همکاری با سایر تشکل های مستقل کارگری انجام دادند.

شاهرخ تقریبا یک سال پس از تشکیل هیئت مؤسس سندیکای نقاشان، همکاری خود را با «کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری» و همچنین «شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری»**** آغاز نمود.
(۲، ۷، ۹)

دستگیری مجدد و اسارت در دهه ۹۰

در روز هجدهم خردادماه سال ۱۳۹۰، شاهرخ زمانی پس از ترک جلسه شش نفره هستۀ «جنبش دمکراتیک کارگری» واقع در شهر تبریز، برای بار سوٌم بهمراه رفیق خود محمد جراحی دستگیر شد. باقیمانده افراد حاضر در جلسه، در مرحله اول بدون مشکلی موفق به ترک محل گشتند. روز بعد نیما پوریعقوب که اشتباها به محل جلسه بازگشته بود؛ در همانجا دستگیر می شود. ساسان وهابی وش بوسیله مأمورین شناسایی شده، و در روز بیستم خرداد ۹۰ در منزلش دستگیر می گردد. نفر پنجم موفق به خروج از شهر، و پس از مدتی خروج از کشور می شود. متاسفانه از نفر ششم هنوز خبری در دست نیست.

پس از دستگیری، شاهرخ را به مدت ۳۶ روز در سلول انفرادی، به همراه شکنجه های سخت جسمی و روانی نگاه داشتند. او در اعتراض به دستگیری غیرقانونی و رفتار ناعادلانه بازجوها، اقدام به اولین اعتصاب غذای خود کرد که تا ۳۲ روز ادامه داشت. در تمام این مدت، با وجود شرایط بسیار دشواری که در آن بسر می برد، شاهرخ در برابر سئوالات بازجوها سکوت کرد، هیچیک از اتهامات را بر علیه خود نپذیرفت؛ و کلیۀ برگه های بازجویی را تکمیل نکرده به آنها بازگرداند.

او در روز دادگاهی خود در بیست و هفتم مردادماه، به دلیل اعتصاب غذا و شرایط سخت انفرادی از ضعف جسمی شدیدی رنج می برد. ولی علی رغم شرایط نامساعدش؛ شاهرخ را در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز، به ریاست قاضی حملبر، با اتهاماتی چون: «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت ملی!!»، و با استناد به اعترافات متهم ردیف چهارم دادگاهی کرده؛ و ده روز بعد در ششم شهریورماه، به یازده سال زندان محکوم نمودند.

نگهداری طولانی در قرنطینه، بخش های مختلف زندانیان عادی.. و جابه جایی های متعدد:

در مهرماه ۱۳۹۰، شاهرخ بطور موقت از زندان مرکزی تبریز، با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد گشت. او در طی مدت سه ماه آزادی از زندان، از سوی وثیقه گذارها تحت فشارهای زیادی قرار داشت تا از کشور خارج نشود. سپس در بیست و پنجم دی ماه همان سال، بدون احضار کتبی و بطور غافلگیرانه او را بهمراه محمد جراحی در محل کار دستگیر؛ و به زندان مرکزی تبریز بازگرداندند.
پس از دستگیری، شاهرخ را بیشتر از یک ماه در قرنطینۀ زندان نگهداشتند.

وی در اعتراض به این دو مسئله – دستگیری و نگهداری طولانی مدت در قرنطینه – که هر دو غیرقانونی بودند؛ دوباره اعتصاب غذا کرد، و پس از مدتی به بند مالی زندان تبریز منتقل شد. در تمام مدتی که در زندان تبریز محبوس بود، او را چندین بار از بندی به بند دیگر فرستادند؛ و در آخر به بند ۱۵ متادون ویژۀ معتادین منتقل نمودند.

در تاریخ هفتم خردادماه ۱۳۹۱ شاهرخ را باز بطور غیرقانونی و بدون حکم قاضی، با دست‌بند و پابند از زندان تبریز به زندان یزد منتقل نمودند. سپس در هفدهم مردادماه همان سال، او را دوباره به زندان تبریز بازگرداندند، اما پس از دو ماه؛ در روز بیست و دوم مهرماه ۱۳۹۱ به زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند.

در اواسط سال ۱۳۹۲ در پی انتقال وی از زندان رجایی شهر به زندان تبریز، در حین گذراندن محکومیت یازده ساله اش؛ رفیق شاهرخ مجددا در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز محاکمه؛ و با اتهام ساختگی «توهین به رهبری» به تحمل شش ماه حبس تعزیری اضافه محکوم شد.

جابه جایی ها و سایر فشارهای مضاعف زندان همچنان ادامه داشت.. در تاریخ ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۲ او را برای چندمین بار منتقل کردند؛ این بار به زندان قزلحصار کرج.
شاهرخ در اعتراض به این عمل، دست به طولانی ترین اعتصاب غذای خود زد؛ که چهل و هشت روز ادامه داشت.. تا سرانجام در تاریخ ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳ ضمن حمایت های گسترده داخلی و بین المللی؛ مسئولین وادار به بازگرداندن وی به زندان رجایی‌شهر گشتند.

ادامۀ فعالیت ها و کشته شدن در زندان

زندان برای شاهرخ به مفهوم پایان مبارزه نبود. او در تمام سالهایی که در اسارت بسر می برد؛ علیرغم تمام شکنجه ها و فشارهای روانی از سوی مأموران اطلاعات و مسئولین زندان، هم بند شدن با زندانیان عادی و مجرمین جنایی، عدم هر گونه اجازه مرخصی و .. بهیچوجه سازش نکرد؛ و تا حد توان خویش بطور مستمر در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی به فعالیت هایش ادامه داد.

شاهرخ صدای اعتراض همه زندانیان بود، مبارزات آنها را بهمراه سایر زندانیان برنامه ریزی؛ و بیانیه ها و فراخوان هایی با آنها صادر می کرد. او تقریبا در تمامی حرکت های اعتراضی که در زندان صورت می گرفت، از جمله حقوق ملیت ها و اقلیت های قومی و دینی؛ حضور داشت و در دفاع و همراهی با آنها چند بار دست به اعتصاب غذای کوتاه مدت زد.

زندانیان رجایی شهر، او را بعنوان دبیر «شورای زندانیان» انتخاب کرده بودند، که خود یکی از بنیانگزاران آن بود، و در جهت بهبود شرایط زندان فعالیت می کرد. از نمونه فعالیت های رفیق زمانی در این زمینه، می توان به بیانیه اعتراضی به تاریخ دهم دیماه ۱۳۹۲ اشاره نمود، که وی آن را در ۱۶ بند درباره شرایط زندان و حق کشی های علنی و غیرقانونی نسبت به زندانیان سیاسی؛ بر اساس آیین نامه داخلی زندان های رژیم نوشته بود. او در مرحله اول، متن این بیانیه را در نامه ای جهت رسیدگی، خطاب به نهادهای قانونی – از جمله: رئیس زندان رجایی شهر، رئیس سازمان های زندان های کشور، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، بازرسی کل کشور و ... – نوشته بود، و به مسئولین زندان داده بود تا به آنها برسانند. اما مسئولین از ترس افشای ابعاد بی عدالتی ها در نقض قوانین خودشان؛ نامه را به او باز نگردانده بودند. (۱۰)

ضمن اینگونه مبارزات در کنار زندانیان؛ شاهرخ فعالانه در جریان مبارزات کارگران و سایر زحمتکشان – معلمان، دانشجویان و سایر تشکل های اجتماعی بود.. در این زمینه ها می نوشت و رهنمودهایی ارائه می داد. (پ)
او در زندان دهها مقاله در دفاع از سوسیالیزم بعنوان یگانه آلترناتیو نظام سرمایه داری و حقانیت طبقه کارگر نوشت، که معمولا با نام های مستعاری چون: اسدالله غفارزاده، چنگیز احمدی، مرضیه اسکویی، علیرضا شکوهی، نابدل و .. منتشر می شدند.
شاهرخ نه تنها در سطح داخلی، بلکه در سطح بین المللی نیز فعال و تاثیرگذار بود. او در زمینه شرایط زندانها گزارشات متعددی را تهیه کرد، مطالبی درباره شرایط کارگران و زندانیان خطاب به سازمان بین المللی کار***** و نیز گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل نوشت... و اعتصابات غذای او؛ موجی از همبستگی را بین فعالین کارگری و حقوق بشری در داخل و خارج کشور بوجود می آورد.

از اینرو، مقامات رژیم در او دشمنی خستگی ناپذیر می یافتند؛ کسی که اهداف و تلاش هایش برای رسیدن به آزادی، برابری ... درست در نقطه مقابل منافع آنها قرار می گرفت؛ و به همین جهت آزادی او از زندان، به هیچ وجه در تصور آنها نیز نمی گنجید.

شاهرخ خود به خوبی از این واقعیت آگاهی داشت، و چندین بار نیز در گفت و گو با رسانه ها، از جمله در نامه ای به گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل – احمد شهید، اعلام کرده بود که اگر هر اتفاقی در زندان برایش بیافتد؛ عامل اصلی آن جمهوری اسلامی خواهد بود.

تا سرانجام ، در روز بیست و دوم شهریورماه ۱۳۹۴، آن اتفاق شوم به وقوع پیوست. جنایتکاران رژیم او را در سالن دوازده زندان رجایی شهر به قتل رساندند، و برای پوشاندن ماهیت عمل خود؛ بلافاصله گزارشی را از سوی بهداری زندان مبنی بر سکته مغزی ترتیب دادند.

اعتراضات و درخواست ها از سوی منابع متعدد، مبنی بر نیاز به انجام تحقیقات پزشکی مستقل در جهت کشف صحت یا عدم صحت این گزارش؛ تا کنون به نتیجه ای نرسیده است. (ت)

پیکر شاهرخ دو روز بعد در بیست و چهارم شهریورماه ۱۳۹۴، در آرامستان وادی رحمت واقع در شهر تبریز مدفون گشت.
(۲، ۳، ۴، ۸، ۱۱)

نگاهی اجمالی به دیدگاه شاهرخ زمانی درباره مبارزات کارگران در ایران، و ضرورت تشکل یابی:

رفیق شاهرخ زمانی به تفکر انقلابی مارکسیسم، رسالت تاریخی طبقه کارگر و تئوری های عمل انقلابی لنین باور داشت، و به درستی دریافته بود که تنها راه نجات انسانیت از استثمار طبقاتی، فقر، ستم ملی، تبعیضات .. و بحران های پی در پی سیستم سرمایه داری؛ انقلاب و نفی نظام سرمایه، و استقرار یک نظام سوسیالیستی است. بدون انقلاب و نبرد قهرآمیز طبقه کارگر – بعنوان یگانه طبقه ای که منافعش تا آخرین مرحله انقلاب با آن منافات ندارد – چنین تغییراتی میسٌر نخواهند شد.

وی به دلیل حضور فعال خود در هر دو عرصه فکری و عمل انقلابی، خیلی زود به این مهم رسیده بود که برای به وقوع پیوستن انقلاب سوسیالیستی و رسیدن به پیروزی، طبقه کارگر و روشنفکران انقلابی؛ نیازمند داشتن پیوندی ارگانیک با هم می باشند. به گونه ای که: «ﻧﻪ ﮐﺎرﮔﺮان ﺑﺪون ﺁﻣﻮزش ﻋﻠﻤﯽِ اﺻﻮل و ﺗﺌﻮرﯾﻬﺎﯼ اﻧﻘﻼﺑﯽ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺁﮔﺎهی ﻻزم را ﺑﺮاﯼ وﺣﺪت و ﺗﺸﮑﻴﻼت و ﻃﺒﻘﻪ اﯼ ﺑﺮاﯼ ﺧﻮد ﺷﺪن و ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ اﻧﻘﻼب و ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻼت ﺧﻮد ﮐﺴﺐ ﮐﻨﻨﺪ؛ و ﻧﻪ روﺷﻨﻔﮑﺮان اﻧﻘﻼﺑﯽ ﺑﺪون ﻃﺒﻘﻪ ﮐﺎرﮔﺮﯼ ﮐﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ، و از ﻃﺮﯾﻖ ارﺗﺒﺎط ارﮔﺎﻧﻴﮏ ﻣﻴﺎن ﺟﺒﻨﺶ ﮐﺎرﮔﺮﯼ و ﺟﻨﺒﺶ اﻧﻘﻼﺑﯽ، ﺧﻮد و هم ﭘﻴﻤﺎﻧﺎﻧﺶ را رهبرﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؛ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ اﻧﻘﻼب ﻣﺘﺼﻞ ﺷﻮﻧﺪ.. در ﻣﺴﻴﺮ اﻧﻘﻼب ﮐﺎرﮔﺮﯼ؛ اﯾﻦ دو ﺟﺰء ﺗﻔﮑﻴﮏ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮﻧﺪ.» (۲)

از اینرو، وی ضمن اینکه به مطالبات صنفی کارگران برای کسب حقوقی از قبیل: ارتقاء سطح دستمزدها، حق مرخصی با مزد، حق بیمه بیکاری و بازنشستگی و غیره .. ارج می نهاد، آنها را جزو لاینفک مبارزات طبقه کارگر در جهت پیشبرد خواسته های خود می دانست و خود در آنها فعالانه شرکت می جست؛ ولی اینگونه تلاش ها را ناآگاهانه، بطور سازمان نیافته و متفرقه؛ در جهت رسیدن به اهداف نهایی و درازمدت جنبش کافی نمی دانست.

او نیاز به پیوند میان جنبش توده ای کارگران با انقلاب سوسیالیستی را، در عرصه تئوری و عمل بطور ملموسی درک؛ و برای رسیدن به آن از کوچکترین امکانی دریغ نمی ورزید.

نیاز به ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر:

رفیق زمانی بر این عقیده بود که کارگران در هیچ شرایطی، خودبه خود به آگاهی طبقاتی با مفهوم انقلابی، که بتواند آنان را در مسیر بدست آوردن مطالباتشان راهنمایی کند؛ نمی رسند. تا مادامیکه قدرت در دست طبقه بورژوازی است، طبقه کارگر نیازمند مبارزه، تشکل یابی و سازماندهی است؛ نیازمند ساختن حزبی که به او هویت ببخشد، از مطالباتش دفاع کند و به عنوان قدرتی در برابر قدرت سرمایه داران و دولت بایستد.
از اینرو، وی علیرغم تمام محدودیت ها و سرکوب ها در داخل کشور، و تجارب منفی گذشته؛ همواره بر این امر مهم تأکید می ورزید.
او پس از یک بررسی دقیق و همه جانبه، با استفاده از روشی که از سالهای نوجوانی در جریان مبارزات صنفی و سیاسی به آن خو گرفته بود: مطالعه، نوشتن، یافتن اشتباهات و کوشش عملی در جهت رفع آنها – به این نتیجه رسیده بود که علت اصلی شکست جنبش چپ در ایران و امکان سرکوب آن؛ جدایی جنبش انقلابی از پایه های توده ای انقلاب بود.

شاهرخ این تجربه و آگاهی را مبنای طرز تفکر و پراتیک انقلابی خود قرار داد. او همواره در نوشته های خود بر اهمیت پیوند ارگانیک میان جنبش خودبه خودی کارگران و جنبش سوسیالیستی، برای رسیدن به پیروزی طبقه کارگر تأکید می نمود، و عملاً همزمان با فعالیت های صنفی خود صمیمانه در میان کارگران؛ آنها را با افکار انقلابی آشنا و برای سازماندهی کردن و پیوستن آنها به هسته های انقلابی تلاش می کرد.
(۲، ۴، ۵، ۶)

ویژگی های حزب مورد نظر:

«حزب طبقۀ کارگر، بخش آگاه، پیشرو، متشکل و منضبط خود طبقه است.. سازمان اعضای حزب، معادل سازمان کارگران می باشد که با سلول بندی درون طبقه از طریق پیشروان، تشکل های توده ای و مبارزات جاری؛ با کل طبقه ارتباط زنده، پویا و ارگانیک دارند..» و فرقش با دیگر بخش ها همان است. (۵)

مهم ترین ویژگی چنین حزبی همانگونه که در بالا اشاره شد؛ داشتن یک پیوند زنده و ارگانیک با طبقه کارگر است. مرکزیت آن، با وجود غیرقابل دسترس بودن؛ لازم است که مدام در تماس و در جریان وقایع جاری کارگران، و فعالیت های پیشگامان کارگری باشد.
ساختار مخفی مورد نظر باید بتواند، در شرایطی که در داخل کشور نازل ترین اشکال فعالیت صنفی – حتی آنها که بطور رسمی غیرقانونی شمرده نمی شوند – بشدت مورد سرکوب قرار می گیرند؛ کلیۀ اشکال مبارزۀ طبقاتی را از طریق سازماندهی صحیح و دقیق میسر سازد.

چنین تشکیلاتی دارای ۳ بخش اساسی است، که بر پایۀ برنامه مشترک، و ساختار غیر متمرکز – عدم تداخل و عدم تسرٌی اطلاعات – فعالیت می کنند:

۱. هئیت مؤسس یا شورای رهبری
۲. کادرها، با نیروهای حرفه ای تمام وقت مبلغ، مروج و سازمانگر –
ماهر به اصول مبارزه با پلیس سیاسی، و سازماندهی جمعیِ سازمان اعضا
۳. سازمان اعضاء، یا سازمان کارگران، مرکب از سلول های مخفی مستتر در میان کارگران (به مثابۀ هویت طبقاتی و پایۀ اساسی حزب) – که مبارزات کارگران را توسط عناصر پیشرو، تشکل های توده ای و مبارزات جاری (مطالبات فوری و نهایی)؛ بسوی اهداف نهایی جنبش و استقرار حاکمیت شورایی و محو بهره کشی هدایت می کنند.

همچنین در شرایط ویژۀ سرکوب پلیس و سایر نهادهای حکومتی موجود، استفاده از وسایل ارتباطی نظیر سایت و نشریه بعنوان مکمل – «سایت» به عنوان مغز و سر بدنه، و «نشریه» به مثابۀ سلسله اعصاب و ریسمان نامرئی پیوندی اُرگانیک میان تمامی اعضا؛ برای ارائه دادن راه کارهای عملی به نیازهای کارگران با توجه به شرایط موجود، و مرکزی که بعنوان نقطه اتحاد فعالین عمل نماید – در هویت بخشیدن به چنین ساختاری، نقش اساسی ایفا خواهد نمود. (۴، ۵، ۶)

در مجموع، ساختار و روابطی که شاهرخ زمانی برای چنین حزبی ترسیم کرده است، بروشنی زنده، پویا و دارای پیوندی مدام با هم می باشد – بخش ها (حلقه ها) در درون خود و با هم، از طریق شبکه ای که آنها را علیرغم فاصله مکانی، در زمینۀ فکری و عملی در کنار هم قرار می دهد. شبکه ای که با گذشت زمان باتجربه تر و آبدیده تر می گردد؛ و این طبقه را به سوی هدف نهایی خود که همانا کسب قدرت سیاسی است به پیش می راند.

او در گفتگوها و نوشته های متعدد خویش، تا آخرین روزها از داخل زندان؛ به بسیاری از این نکات پرداخته و در مواردی تا حد جزئیات به پیش رفته است. نکاتی که برای آشنایی با نظرات او؛ به عنوان یکی از رهبران اصلی جنبش کارگری ایران، که از نزدیک با مسائل این طبقه آشنا بود، در مبارزات آن شرکت می جست و دغدغه ای بجز از هدایت صحیح این مبارزه ها در جهت رسیدن به انقلابی سوسیالیستی را نداشت؛ شایسته تعمق کردن می باشند.

تمرکز بر ایجاد سلول های کمونیستی و ساختن کادرها:

رفیق زمانی در آخرین نوشته خود به تاریخ چهاردهم شهریورماه ۹۴ با عنوان "در ضرورت آلترناتیو کارگری"، اشاره می کند که در حال حاضر به جز از شرایط عینی مبارزاتی مساعد، حلقه اول حزب انقلابی طبقه کارگر – هئیت مؤسس یا شورای رهبری – با وجود همه کمبودها و انحرافاتش؛ و همچنین زمینه های سازمان اعضاء در داخل کشور موجود می باشند. بنابراین، تمرکز اصلی لازم است در جهت ایجاد سلولهای کمونیستی و پرورش کادرها – بعنوان حلقه واسط در سازماندهی عملی؛ صورت بگیرد:

«بدون اغراق می توان گفت ما صاحب بهترین مروٌجین و مبلغین بوده، و بهترین شرایط عینی مبارزاتی را به لحاظ غلیان اعتراضات و اعتصابات کارگری و توده ای دارا می باشیم.. این زمینه های مساعد باید با تقویت تمامی نیروها در جهت ایجاد سلول های کمونیستی و کادر سازی در داخل کشور، با پیوند نیروهای موجود با بدنۀ کارگری در داخل، با هویت یابی طبقاتی آنان در جریان سازماندهی مستقیم مبارزۀ طبقاتی؛ به آلترناتیو کارگری منجر شود. به عبارت دیگر ما حلقۀ اول مؤسس و شورای رهبری را علی¬رغم انحرافات عدیده دارا بوده، و زمینۀ کامل و مساعد سازمان کارگران معادل سازمان اعضا را در داخل کشور دارا می باشیم. این حلقه ها را باید با به کارگیری و تخصیص تمامی امکانات در جهت پرورش کادر به عنوان حلقۀ واسط در سازماندهی عملی به هم پیوند، و ساختارها را از حالت شبه فرقه های مذهبی مبلغ به طرف ارگانیسم زنده سازمانده؛ ارتقا دهیم.» (۵)

نقطه ضعف ها، اشتباهات و مشکلات راه:

تطبیق تئوری و عمل، کار با برنامه، سازماندهی از طریق سلول های مخفی، پیوند جنبش انقلابی با پایه های توده ای انقلاب و .. نکاتی بودند که شاهرخ در مصاحبه ها و نوشته های خود بارها به آنها تأکید نموده بود.

از اینرو، در انجام مسئولیت بزرگی که در خویش نسبت به هدایت صحیح جنبش کارگری احساس می کرد، وی همچنین بناگزیر متوجه کمبودها، مشکلات و اشتباهات موجود در آن گشته و به آنها اشاره ها نموده بود. او با توجه به زمینه مساعد و رشد عینی جنبش کارگری؛ از انحرافات موجود در آن بعنوان مهمترین سد در برابر پیشبرد اهداف سوسیالیستی یاد کرده بود؛ و اینکه ضرورتا برای رفع این عیب ها باید تلاش عمده ای صورت بگیرد:

* فرقه گرایی، در اصرار ورزیدن به وجود ساختارهای عمدتاً غیر ارگانیک و بدون ارتباط زنده با بدنۀ مبارزاتی جنبش کارگری، و غیر جوابگو به ملزوماتِ سازماندهی طبقاتی کارگران.

* دنباله روی از جنبش خودبه¬خودی کارگران، پرستش بی برنامگی و پراکندگی جنبش جاری؛ نظاره گری، تفسیر، انزوا و پاسیفیسم شدید.

* پوپولیسم خرده بورژوایی در درهم آمیزی مرزهای طبقاتی، گرایشات متعدد به سوسیال دمکراسی، دوری کردن از حزب انقلابی طبقۀ کارگر و مبدل شدن به زائدۀ بورژوازی. (۵)

در رابطه با اهمیت پیوند تئوری با عمل، که کمونیست ها را بناگزیر به اهمیت پیوند ارگانیک باجنبش کارگری؛ و در پی آن نیاز به سازماندهی و تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر می رساند؛ رفیق زمانی به تز سوٌم فویر باخ از مارکس اشاره می کند ******، و همچنین تجربۀ انترناسیونال اول را خاطرنشان می سازد، که چگونه به رهبری مارکسیست ها توانست از طریق انطباق دیالکتیکی این دو جنبه از مبارزه انقلابی؛ به دستاوردهای مهمی در عرصه های سیاسی و اجتماعی برسد.

وی در ادامه، تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر را، به مثابه یگانه تشکلی که این طبقه و مبارزاتش را در کلیٌت خود نمایندگی و سازماندهی می کند؛ وظیفۀ فوری کمونیست ها برمی شمرد، و یادآور می شود که بدون چنین امری، تلاش های بهترین مبلغین و متروجین ما – که هم اکنون نیز به بهترین وجهی موجودند – تنها در حد تفسیر و دنباله روی از حوادث باقی خواهند ماند:

«این رفقا باید بدانند تبلیغ و ترویج خمیرمایه و زمینه ساز سازماندهی است، ولی به قول لنین سازماندهی یک امر مشخص است؛ که بدون ارتباط ارگانیک با طبقۀ کارگر، امری محال است. این امر فقط در پراتیک انقلابی می تواند مسجل گردد...» (۵)

رفیق زمانی بارها در نوشته های خود به گرایشاتی اشاره نموده بود که نه به ضرورت تشکیل حزب سیاسی طبقه کارگر؛ و نه حتی به لزوم موجودیت تشکل های صنفی کارگران – سندیکاها و اتحادیه ها – باوری ندارند.. ولی ظاهراً از شوراهای سراسری کارگران دفاع می کنند. او این گرایشات را «کارگر کارگری ها» خطاب می کرد، و در پاسخ به آنها، بارها اشاره نموده بود که "شوراهای سراسری" بعنوان نهاد انقلاب، تنها در شرایط اعتلای انقلابی و فضای آزاد می توانند موجودیت یابند؛ و نه در شرایط پلیسی و سرکوب شدید.
یعنی تنها هنگامی که اعتراضات خیابانی عظیم و گسترده می شوند، مبارزات کارگران ماهیت طبقاتی می یابند، و شرایط برای قدرت دوگانه فراهم است.. آنگاه شوراهای سراسری کارگری می توانند تشکیل و بطور علنی فعالیت نمایند. (۴، ۵)

شاید بتوان روندی را که به شکل گیری شوراهای سراسری کارگری می انجامد در دیاگرام ساده زیر نمایش داد:
سندیکاها و اتحادیه ها ---> مجمع عمومی کارگران ---> شوراهای سراسری کارگری
که در آن "مجمع عمومی" مرحلۀ گذار مبارزات صنفی کارگران را، به مبارزات سیاسی آنان و تشکیل "شوراهای سراسری" نمایندگی می کند.

وی بر این عقیده بود که پرستش بیش از اندازه مبارزات خودبه خودی و متفرقه کارگران، و هر گونه تبلیغ بر علیه تشکیل حزب انقلابی طبقه کارگر – چه با این استدلال که: «حزب و اتحادیه آفت و مانع مبارزۀ طبقاتی هستند..» و یا این که: «حزب و تشکل های توده ای حاضر آماده ای وجود دارند..»، بعنوان مانع شکل گیری آلترناتیو انقلابی- کارگری عمل خواهد کرد.

آنان که «به بهانۀ انحرافات احزاب و اتحادیه های موجود، کلیت تشکل های پایدار کارگران – به عنوان بزرگ ترین دستاورد انترناسیونال اول – را فراموش و یا کلاً نقض می کنند؛ نمی توانند در شرایط پراکندگی و بردگی کنونیِ کارگران، خود را مارکسیست و یا حتی دمکرات بدانند ..»

آنان «نقش شوراهای کارگری به مثابۀ محصول شرایط انقلابی و قدرت دوگانه برای درهم شکستن ماشین دولتی بورژوایی، و پایۀ حاکمیت کارگران را؛ تا حد مثلاً شوراهای ملیِ بورژوایی پایین می آورند. این دوستان باید کلام مانیفست را در ۵ مورد از یاد نبرند». (۵)

پیشنهاد ائتلاف برای جریانات چپ:

در کنار پیشبرد وظیفۀ اصلی (تلاش در جهت ساختن حزب انقلابی طبقۀ کارگر)، شاهرخ تمام گرایشات موجود کارگری را – چه آنان که متعلق به احزاب موجود هستند، و چه دوستانی که شعار ایجاد حزب می دهند – به جای تلاش کردن در جهت تخریب یکدیگر؛ دعوت به تشکیل جبهه ای به شکل یک بلوک واحد سوسیالیستی – با ائتلافی در سه سطح (کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت) می کند:
الف. اتحاد حول مراسم تاریخی و آکسیون ها.
ب. اتحاد حول مطالبات صنفی کارگران، ایجاد اتحادیه ها و سایر تشکل های توده ای.
ج. وحدت حزبی سیاسی بر اساس سازماندهی انقلابی و حاکمیت شورایی کارگران.

در مورد ج. "وحدت حزبی سیاسی" که وی آن را مهمترین مورد می داند؛ به رفقا توصیه می کند که ضمن مبارزه با "فرقه گرایی، پوپولیسم، گرایشات به سوسیال دمکراسی، انحلال طلبی، خود به خودیسم، اکونومیسم و .. " موجود؛ تمرکز باید در جهت کادرسازی و سلول های سازمانده پایه در میان طبقه کارگر باشد:

«الف - جبهه ای به صورت میان مدت و دراز مدت، دومی برنامۀ حداقلی براساس یک بلوک واحد سوسیالیستی و کوتاه مدّت در برگزاری مراسم مانند اول ماه مه، روزجهانی زن و آکسیون های گوناگون مانند دفاع از زندانیان سیاسی و…

ب - وحدت بر اساس منافع صنفی طبقاتی کارگران در ایجاد اتحادیه های سراسری و دیگر اشکال تشکل های توده ای.

ج - وحدت حزبی سیاسی، براساس سازماندهی انقلابی و حاکمیت شورایی کارگران از طریق کادر سازی و ایجاد سلول های سازمانده کمونیستی در محل کار و زندگی کارگران. در این رابطه، مهم¬ترین مسأله دست رفیقانۀ همکاری و اتحاد بین دو طیف رفقای احزاب موجود و دوستانی که شعار ایجاد حزب می دهند می باشد؛ که باید به جای تخریب هم دیگر، تمامی تجارب خود را برای کادرسازی و سلول های سازمانده پایه در میان کارگران جهت تقویت عیار طبقاتی و هویت اجتماعی فعالین را احزاب موجود انجام دهند. مبارزۀ فکری در عین نقد کمونیستی انحرافات موجود، باید تقویت کنندۀ اشکال دیگر مبارزۀ طبقاتی از طریق سازمان یافتن و آگاه کردن این اشکال با توضیح و جا انداختن ضرورت سازماندهی سیاسی کارگران صورت گیرد. در این راستا در عین مبارزه علیه فرقه گرایی، پوپولیسم، سوسیال دمکراتیک، انحلال طلبانه و هم چنین مبارزه علیه خود به¬خودیسم و اکونومیسم دنباله رو، هر دو طیف باید روی کادرسازی تمرکز کنند. مخصوصاً این که بهترین زمینۀ آن در میان کارگران، زنان و جوانان به وجود آمده است.. به قول لنین کبیر سازمانی از انقلابیون حرفه ای به ما بدهید؛ ما روسیه را فتح خواهیم کرد.» (۵)

توافقات هسته ای و ضروری تر شدن امر تشکل یابی:

پس از توافقات باصطلاح هسته ای، همه ما به انواعی در جریان تنگ تر شدن ریسمان فشار بر گلوی زحمتکشان و آزادیخواهان در ایران بوده ایم، اینکه چگونه دسته دسته زندانیان سیاسی و عقیدتی را به قتلگاه ها می کشانند، و پاسخ هر گونه اعتراض در محیط کار با شلاق و اخراج ها و بازداشتها؛ سهمگین تر از گذشته داده می شود.

شاهرخ در این زمینه تأکید می کرد که مذاکرات هسته ای، تنها نامی برای پنهان کردن ماهیت واقعی توافقات وسیع تری بین سران جمهوری اسلامی و دولت های قدرتمند غربی است. توافقاتی که با باز کردن مسیر برای تبادلات اقتصادی میان دولت ها و سرمایه داران بزرگ این کشورها، به تغییرات و گشایش هایی در کلیه زمینه های اجتماعی ایران منجر خواهند شد. از اینرو، برای پیشگیری از اعتراضات و خیزش های انقلابی در هر یک ار این زمینه ها، بطور همزمان و با وانمود کردن به توسعه؛ تلاش در جهت عقب نشینی های گام به گام نیز صورت خواهد گرفت. چنین روندی لاجرم با اِعمال فشار فراوان، کشتار و ایجاد فضای رعب و وحشت در میان توده ها – در بین جنبش کارگری، زنان، دانشجویان و سایر قشرهای اجتماعی همراه خواهد بود...
مهار جنبش کارگری یکی از ابعاد مهم این روند است، که انعکاس آن تا کنون در تلاش برای ایجاد تشکل های زرد از بالا با حمایت سازمان جهانی کار، و یورش همه جانبه به رهبران این جنبش – تا سر حد حذف فیزیکی آنها؛ بروشنی پیداست.

وی بر این اساس، تأکید می کرد که در این برحه از زمان، تلاش برای همبستگی و پیوند تشکل های مستقل کارگری و فعالین انقلابی، بعنوان نیروی مقاومتی در برابر این فشارها، و در جهت تشکیل حزب طبقه کارگر؛ از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

فراخوان به تشکیل «فدراسیون سراسری کارگران» و «حزب انقلابی طبقه کارگر»

اتحاد و اتحاد .. همواره شعار شاهرخ زمانی، رفیق صدیق کارگران و زحمتکشان بود. زیرا در برابر قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی سرمایه داران و ستمگران، این تنها چیزی ست که به طبقه کارگر و سایر قشرهای مورد ستم جامعه نیرو می بخشد. اما اگر وحدت بدون آگاهی صورت بگیرد؛ نه می تواند مقصد درستی را در پیش داشته باشد، و نه دوام بیاورد. از اینرو او همیشه بر اهمیت این دو جنبۀ مباره تأکید می نمود.

وی با توجه به مشکلات و پراکندگی موجود در صفوف کارگران و فعالین انقلابی، طی نوشته های متعددی که از داخل زندان برای منابع مختلف ارسال می کرد، سبک کار و متدی را برای ادامه مبارزه رهنمود می کرد، که توسط «کمیته حمایت از شاهرخ زمانی» و «جمع قدم اول» در عبارت زیر جمعبندی شده است:
«کار عملی مشترک در نقاط مشترک، و بحث و تبادل نظر در نقاط اختلاف.»

راه کاری که او برای عملی شدن این طرح در بستر عینی مبارزه ارائه می داد، اینگونه است:
«ﺗﺸﮑﻞ هاﯼ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﻮﺟﻮد ﮐﺎرﮔﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ دﺳﺖ در دﺳﺖ، اﻗﺪام ﺑﻪ اﯾﺠﺎد "هیأت ﻣﻮﺳﺲ ﻓﺪراﺳﻴﻮن ﺳﺮاﺳﺮﯼ" ﮐﻨﻨﺪ، و اﻧﻘﻼﺑﻴﻮن ﻃﺒﻘﻪ ﮐﺎرﮔﺮ همزﻣﺎن؛ اﻗﺪام ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﻧﻄﻔﻪ های اوﻟﻴﻪ ﺣﺰب اﻧﻘﻼﺑﯽ ﻃﺒﻘﻪ ﮐﺎرﮔﺮ"هسته های ﻣﺨﻔﯽ ﮐﻤﻮﻧﻴﺴﺘﯽ" ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﻃﺒﻘﻪ ﮐﺎرﮔﺮ ﻓﻘﻂ از ﻃﺮﯾﻖ اﯾﻦ دو ﻋﻤﻞ، ﻣﻮازﯼ ﺑﺎ هم ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ همبستگی ﻃﺒﻘﺎﺗﯽ ﺧﻮد را ﻣﻤﮑﻦ ﮐﺮدﻩ و ﺑﻪ وﺣﺪت و ﺗﺸﮑﻴﻼت دﺳﺖ یابد.»

بدیهی است که چنین راه کاری، نیازمند هماهنگی، ابتکار عمل و تلاش پیوسته فعالین جنبش کارگری و انقلابی است، در جهت تشکیل «فدراسیون سراسری کارگران» در حوزه های عمومی، و همچنین «حزب انقلابی طبقه کارگر» بعنوان تشکلی بزرگ و نیرومند– برای تدارک انقلاب سوسیالیستی و رسیدن به سوسیالیزم. (۲) (۴)


نتیجه گیری:

رفیق شاهرخ زمانی، یک کارگر انقلابی و از رهبران برجسته جنبش کارگری ایران بود. او انقلاب، نفی نظام سرمایه داری و استقرار سوسیالیزم را به مثابه یگانه راه نجات انسان از استثمار طبقاتی، فقر، تبعیضات و سایر مشکلات جوامع امروزی می دانست. از اینرو، با وجود همۀ مشکلات و بدون هیچ تردیدی؛ تا آخرین نفس های خود راهی را که برگزیده بود ادامه داد...
او همواره در کنار کارگران، زحمتکشان و فرودستان جامعه بود؛ و در جهت ایجاد تشکل های مستقل صنفی و سیاسی آنان، در هر کجا و از هیچ امکانی دریغ نمی ورزید.

دولت ارتجاعی حاکم بر ایران او را شناخته بود، از آگاهی و عشق او به هدفش، و از محبوبیت و نفوذ وی در میان کارگران و پیشگامان طبقه کارگر آگاه بود.. و در نتیجه، تا آنجا که در توان داشت برای ضربه زدن به او و در هم شکستن اراده اش تلاش کرد.

عده ای از سطحی نگران و اپورتونیست ها، تلاش کردند با اشاره به فعالیت های صنفی که انجام می داد، بر او برچسب هایی نظیر سندیکالیست و رفرمیست بزنند. اما برای قضاوتی صحیح درباره شاهرخ، می بایست در طرز تفکر او، تجارب و دلایلش برای سبک کاری که برگزیده بود؛ تعمق کنیم. تنها هنگامیکه با فعالیت های او در عرصه های تئوری و عمل به خوبی آشنا شویم؛ خواهیم توانست به این نتیجه روشن برسیم که او یک انقلابی واقعی بود، و اصلی ترین هدفش رسیدن به سوسیالیزم.

در واقع شاهرخ از همان اوائل سابقه مبارزاتی خود تا آخرین روزهای عمرش در زندان، در سخت ترین شرایطی که رژیم بر او تحمیل می کرد؛ هدفی به جز این را دنبال نمی کرد. او نامتعارف بودن ساختار نظام سرمایه داری ایران را به وضوح می دید، بحران ها، شرایط اسفبار کارگران و اینکه چگونه کوچک ترین مطالبات صنفی آنان با سرکوب های شدید دولتی مواجه می شوند؛ و در بسیاری موارد ماهیت سیاسی می یابند..
از اینرو، همواره بر ضرورت تشکل یابی و نیاز به ساختن حزب انقلابی طبقه کارگر تأگید می ورزید.. و در این زمینه؛ خود عملا گام های مؤثری را برداشت.

نگهبانان رژیم ارتجاعی، او را به دلیل تلاش های مستمر و انقلابی اش، چند بار بازداشت و با اتهامات واهی رایج در بیدادگاه های خود؛ به زندان افکندند. اما جرم او چیزی به غیر از داشتن وجدانی آگاه، و سر فرود نیاوردن در برابر ظلم نبود. تلاش های خستگی ناپذیر او تنها برای کمک به محرومان جامعه .. و رسیدن به روزی بود که دیگر انسانی ناچار نباشد جهت دستیابی به اساسی ترین حقوق خود، به مبارزه روی آورد؛ و حتی جان خویش را نیز در این راه از دست بدهد.

متاسفانه، در شرایطی که چون ابری سیاه سالهاست تحت حکومت سرمایه داری مذهبی بر سرزمین ایران سایه افکنده، اساسی ترین حقوق انسانها به سادگی از آنها سلب می شود و هیچکس اجازه سخن گفتن در جهت دفاع از خود و حقوق خود را ندارد. کوچکترین اعتراضی در برابر اربابان کار و دستگاه دولتی؛ سخت ترین پیامدها – بازداشت، شکنجه، زندان و گاه مرگ را به دنبال دارد ...
و سرنوشت شاهرخ را نیز چنین شرایط سختی رقم زد.

او را در زندان بین سال های ۹۰ تا آخرین روزهای زندگی اش در شهریورماه سال ۱۳۹۴،

اطلاعیه سندیکاهای فرانسه (متن اصلی به فرانسه و ترجمه فارسی آن) در اعتراض به وضعیت کارگران زندانی در ایران


BY EDITOR · MÄRZ 31, 2016

طرح از گفتگوهای زندانطرح از گفتگوهای زندان
از اعتدال در سرکوب سندیکالیست ها در ایران خبری نیست



پس از انتخابات اخیر در ایران، مشکلات قبلی هم چنان برجا باقی مانده اند. حکومت روحانی کماکان به سرکوب فعالان جنبش های اجتماعی به ویژه اعضای اتحادیه های کارگری و معلمان ادامه می دهد.

در اوایل ماه مارس، رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، با این که او به خاطر مشکلات سلامتی در مرخصی استعلاجی به سر می برد، بار دیگر به یک سال زندان محکوم می شود. فقط دو روز پس از انتخابات، مقامات ایران اعلام کردند که قصد دارند او را پشت میله های زندان بفرستند.

داود رضوی عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد نیز در 17 فوریه 2016 در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام واهیِ اقدام علیه امنیت ملی به 5 سال زندان محکوم شد. ابراهیم مددی معاون هیئت مدیره سندیکای واحد با همان اتهامات در انتظار محاکمه است.

در 22 فوریه، اسماعیل عبدی عضو انجمن صنفی معلمان تهران به 6 سال زندان محکوم شد. او به اتهام «تجمع و تبانی برای اخلال در نظم عمومی» و « تبلیغ علیه آموزش ملی» مجرم شناخته شد.

سه عضو دیگر انجمن صنفی معلمان، محمود بهشتی لنگرودی، محمدرضا نیک نژاد و مهدی بُهلولی به اتهام شرکت در فعالیت های صنفی هر یک به 5 سال زندان محکوم شدند.

فهرست فعالان سندیکائی که از آغاز سال 2016 محکوم شده اند، مرتبا طولانی تر می شود. از جمله آن ها : علی امیر قلی (محکوم به 21 سال زندان)، آرش صادقی (19 سال)، محمود صالحی (9 سال)، گلرخ ابراهیمی (6 سال)، جعفر عظیم زاده (6 سال)، بهمن موسوند (یک سال)، نوید کامران (1)، عثمان اسماعیلی (1 سال) .

این خبرها حکایت از واقعیت دشوار وضعیت شرایط کار در ایران دارند. به رغم ادعای «اعتدال»، دولت روحانی نشان داده که جمهوری اسلامی تعهدات خود در چارچوب توافق نامه های بین المللی سازمان جهانی کار، که حق کارگران ایران را در ایجاد تشکلات مستقل به رسمیت می شناسد، مراعات نمی کند.

ما، سندیکاهای فرانسه، امضاء کنندگان این اطلاعیه خواستار لغو محکومیت های غیرعادلانه و مغایر با آزادی ها و حقوق اساسی بوده و نیز آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان دربند که به خاطر فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق به حق مزدبگیران زندانی شده اند، را خواستاریم.

پاریس، 17 مارس 2016

CFDT : preau@cfdt.fr

CGT : n.ferouse@cgt.fr

FSU : michelle.olivier@snuipp.fr

Solidaires : contact@solidaires.org

UNSA : emilie.trigo@unsa.org

Pas de modération de la répression contre les syndicalistes en Iran



Après les récentes élections en Iran, les mêmes problèmes demeurent. Le gouvernement du Président Rohani poursuit sa répression contre les militants des mouvements sociaux, en particulier les syndicalistes et les enseignant-es.



Début mars, Reza Shahabi, membre de la direction du Syndicat Vahed (Régie de transports en commun de Téhéran et sa banlieue) a été de nouveau condamné à un an de prison ferme. Il avait pourtant obtenu une permission de sortie de prison pour raisons de santé. Deux jours seulement après les élections, les autorités ont annoncé qu’elles voulaient le renvoyer derrière les barreaux.



Davoud Razavi, membre du conseil d’administration du même syndicat, avait été condamné le 17 février 2016 à cinq ans de prison ferme par la Cour révolutionnaire de Téhéran, sous prétexte d‘ « agissements contre la sécurité nationale ». Ebrahim Madadi, vice-président du conseil d’administration du syndicat Vahed, est en attente de jugement pour les mêmes accusations.



Le 22 février, Esmail Abdi, dirigeant de l’Association professionnelle des enseignants (APE) à Téhéran, a été condamné à six ans de prison. Il est accusé de « rassemblement et collusion avec l’intention de nuire à l’ordre public » et de « propagande contre l’Education nationale ».



Trois autres militants membres de l’APE, Mahmoud Beheshti Langaroudi, Mohamad Reza Nik-Néjad et Mehdi Bohlouli, viennent d’être condamnés à cinq ans de prison ferme pour leurs activités syndicales.



La liste des syndicalistes condamnés depuis le début de cette année ne cesse de s’allonger. Parmi eux, on peut mentionner : Ali Amir-gholi (condamné à vingt et un ans), Arash Sadeghi (dix neuf ans), Mahmoud Salehi (neuf ans), Gol-rookh Ebrahimi (six ans), Jafar Azim-zadeh (six ans), Behnam Moosvand (un an), Navid Kamran (un an), Osman Esmaili (un an).



Ces nouvelles montrent la dure réalité du monde du travail en Iran, malgré la propagande de « modération » du gouvernement Rohani. La République islamique d’Iran ne respecte pas ses engagements pris dans le cadre des conventions internationales de l’OIT, qui reconnait le droit des travailleurs iraniens à établir leurs organisations indépendantes.



Nous, syndicats français signataires de ce communiqué, demandons l’annulation de ces condamnations injustes et contraires aux libertés et droits fondamentaux, et la libération immédiate et sans conditions de tous les activistes emprisonnés en raison de leurs activités syndicales, ayant pour seul et légitime objectif la défense des droits des salariés.





Paris, le 17 mars 2016



CFDT : preau@cfdt.fr

CGT : n.ferouse@cgt.fr

FSU : michelle.olivier@snuipp.fr

Solidaires : contact@solidaires.org

UNSA : emilie.trigo@unsa.org

اخباروگزارشات کارگری10فروردین1395

پرونده قضایی
کارگران مجتمع مس خاتون آباد و
معادن سنگ آهن بافق وطزره
مختومه باید گردد


- نامه سرگشاده کارکنان قراردادی کمیته امداد دراعتراض به اخراج گسترده و تغییر وضعیت قراردادها به حجمی و ساعتی!
- محرومیت رانندگان تاکسی از بیمه تأمین اجتماعی!
- بازتاب تجمع پیش از نوروز پرستاران بیمارستاران تکاب دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان!
- تجمع کشاورزان اصفهان مقابل فرمانداری در اعتراض به باز نشدن آب زاینده‌رود!
- غرق شدن یک کولبر در رودخانه مرزی بانه!
نامه سرگشاده کارکنان قراردادی کمیته امداد دراعتراض به اخراج گسترده و تغییر وضعیت قراردادها به حجمی و ساعتی!
جمعی از کارکنان قراردادی کمیته امداد با ارسال نامه ای در فضای مجازی، به اخراج گسترده کارکنان این نهاد و تغییر وضعیت قراردادها به حجمی و ساعتی اعتراض کردند.
به گزارش10فروردین سرو ابرکوه،بخشی هایی از این نامه تحت عنوان -درخواست پیگیری وضعیت نیروهای قراردادی کمیته امداد- بقرارزیراست:
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
با احترام به اطلاع می رساند مسئولین کمیته امداد در اقدامی تامل برانگیز دست به اخراج گسترده بسیاری از کارکنان قراردادی خود در سراسر کشور زده است.
مسئولین ذیربط علاوه بر اخراج این حجم عظیم از کارکنان، برای باقیمانده کارکنان با تغییر وضعیت قراردادها به حجمی و ساعتی شرایط را به گونه ای تعیین کرده اند که، سایر کارکنان قراردادی نیز تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند.
در طرح جدید کمیته امداد،قراردادها به صورت 150 ساعت کار در ماه منعقد میگردد و حق بیمه از طرف امداد پرداخت نمی گردد و چنانچه فرد تمایل به برخورداری از بیمه باشد می بایست بصورت خویش فرما اقدام نماید.
لازم به ذکر است که با توجه به شرایط خاص کشور در ابتدای انقلاب؛ کمیته امداد از قانون کار معاف شده و این وضعیت تا کنون ادامه دارد، لذا مسئولین ذیربط با سوء استفاده از خلاء قانونی موجود طی دهه های گذشته ظلم مضاعفی را در حق کارکنان قراردادی روا داشته اند به طوریکه همینک کارمندان دارای نزدیک به دو دهه سابقه به راحتی از کار خود اخراج می شوند و به زودی به خیل عظیم مددجویان امداد خواهند پیوست.
گفتنی است تا به الان برای کارکنان قراردادی حتی بیمه بیکاری هم در نظر نگرفته اند و پس از اخراج با آن همه سابقه میبایست بدون هیچ درآمدی زندگی خود را گذران کنند و بعضاً به دلیل بالا رفتن سن آنها نمیتوانند در ارگان دیگری مشغول کار شوند.
کمیته امداد با این اقدام موجی از نارضایتی ها را در بین کارکنان دلسوز و خیر اندیش خود ایجاد کرده و سال جدید را به کام کارکنان قراردادی خود تلخ کرده است.
محرومیت رانندگان تاکسی از بیمه تأمین اجتماعی!
با وجود اعتراض مکرر رانندگان تاکسی به حذف بیمه تأمین اجتماعی اما ماجرا به‌گونه‌ای به پایان رسید که برای همیشه حمایت بیمه‌ای تأمین اجتماعی از رانندگان تاکسی قطع شد.
شعبات تأمین اجتماعی رانندگان را معرفی به بیمه غیراجباری کرده‌اند، یعنی با وجود عدم پرداخت قدرالسهم رانندگان تاکسی از سوی شرکت‌های کارگزاری به شعبات تأمین اجتماعی، اکنون شعبات تأمین اجتماعی برگه "فرم معرفی متقاضیان بیمه با ماهیت اختیاری (غیراجباری)" را به تاکسی‌های معترض داده‌اند.
به گزارش10فروردین تسنیم، یکی از سخت‌ترین شغل‌ها، شغل «راننده تاکسی» است که باید در تمام فصول سال از صبح تا شب در خیابان‌ها رانندگی کند و اگر چند روزی قصد سفر کردن، استراحت کردن در منزل را داشته باشد، یا بیمار باشد و نتواند کار کند، از مزد آن روز بی‌بهره می‌ماند. در واقع این شغل، شغلی بدون مرخصی است و سرما و گرما هم سرش نمی‌شود! با این اوصاف چگونه این توجیه پذیرفتنی است که به‌خاطر عدم پرداخت حق بیمه دولت به تأمین اجتماعی یا عدم پرداخت سهم بیمه تاکسی از سوی شرکت‌های کارگزاری به شعبات تأمین اجتماعی بیمه این افراد قطع شود و از کمترین حمایت اجتماعی محروم شوند؟!
قطع بیمه تاکسی‌ها در پایتخت و دیگر نقاط کشور محل مناقشه چندین سازمان دولتی و غیردولتی شده است؛ برخی معتقدند که قطع بیمه از سوی تاکسیرانی صورت گرفته و عده‌ای دیگر می‌گویند که تأمین اجتماعی کوتاهی کرده است. این کشمکش‌ها تا آنجا ادامه دارد که امروز بسیاری از رانندگان تاکسی از ابتدایی‌ترین حق خود یعنی داشتن دفترچه بیمه درمانی تأمین اجتماعی محروم مانده‌اند.
در نشست 24 شهریور ماه 94 محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت یازدهم پیرامون قطع بیمه تاکسیرانی گفته بود که سازمان تأمین اجتماعی در این زمینه اقدام می‌کند.
وی بیان کرده بود: این‌طور نیست که هر ماه باید حق بیمه از سوی دولت به این سازمان داده شود، معمولاً حسابی بین دولت و تأمین اجتماعی است و این سازمان باید تعهدات خود را دنبال کند و من در این رابطه پیگیری می‌کنم.
در حالی که مدیرعامل سازمان تاکسیرانی درباره قطع بیمه تاکسیرانان بیان می‌کند که مشکل حل شده، شواهد حاکی از آن است که تبدیل شدن بیمه رانندگان تاکسی به بیمه اختیاری راهکار آقای مظفر برای حل مشکل تاکسیرانان بی‌حمایت است.
میثم مظفر درباره قطع بیمه برخی از تاکسیران‌ها اظهار داشت: مدتی بود که قدرالسهم بیمه تاکسیران‌ها که توسط دولت تأمین و پرداخت می‌شد قطع شده بود.
وی افزود: خوشبختانه با پیگیری‌های صورت گرفته و توجه دولت این مشکل حل شد؛ بر این اساس همه تاکسیران‌هایی که از اردیبهشت سال 94 یارانه تأمین اجتماعی آنها که 50 درصد توسط دولت پرداخت می‌شد قطع شده بود می‌توانند به شعب تأمین اجتماعی مراجعه کنند و از تخفیف بیمه تاکسیران‌ها بهره‌مند شوند.
اما به‌راستی علت قطع بیمه رانندگان تاکسی چیست؟!
اما امروز مشکل چیز دیگری است. تا چندی پیش تعاونی تاکسیرانی از عدم پرداخت حق بیمه سهم کارفرما به‌عنوان علت قطع بیمه یاد می‌کرد اما امروز با تجمع جمعی از تاکسیرانان مقابل تعاونی تاکسیرانی در خیابان ملک تهران خبر از عدم اختصاص در روند پرداخت حق بیمه‌های رانندگان تاکسی به تأمین اجتماعی داد.
رانندگان تاکسی حق بیمه خود را به این تعاونی پرداخت می‌کردند و هیئت مدیره این تعاونی حق بیمه سهم نیروی کار (رانندگان تاکسی) را به حساب صندوق تأمین اجتماعی واریز می‌کرد.
بر اساس این گزارش‌ بنقل ازراننده تاکسی‌های معترض مقابل این ساختمان،یکی از اعضای این تعاونی حق بیمه‌ها را از تاکسی‌ها دریافت کرده اما به حساب صندوق تأمین اجتماعی واریز نکرده است و همین موضوع باعث عدم خدمات‌دهی تأمین اجتماعی به این قشر زحمتکش شده است.
اما پاسخ آقای مدیرعامل سازمان تاکسیرانی شهر تهران درباره این موضوع چنین است:
این یارانه توسط دولت مجدداً برقرار شده و مشکل برای تاکسیران‌های جدید برطرف شده است، حتی افرادی که از گذشته مشکلاتی در حوزه بیمه داشتند یا قدرالسهم خود را به شرکت‌های کارگزاری بیمه پرداخت می‌کردند اما این شرکت‌ها حق بیمه را به بیمه واریز نکردند، می‌توانند به‌صورت مستقیم به شعبه صادر کننده بیمه خود مراجعه کنند.
مظفر ادامه داد: بنابراین مشکلی که به‌دلیل عدم توجه برخی کارگزاری‌ها برای تاکسیران‌ها به‌وجود آمده بود حل شده و تاکسیران‌ها می‌توانند به‌جای مراجعه به این شرکت‌ها به شعبه صادرکننده بیمه مراجعه کنند و هیچ‌گونه نگرانی نداشته باشند.
اما مشکل تاکسی‌ها این‌گونه است که شعبات تأمین اجتماعی رانندگان را معرفی به بیمه غیراجباری کرده‌اند، یعنی با وجود عدم پرداخت قدرالسهم رانندگان تاکسی از سوی شرکت‌های کارگزاری به شعبات تأمین اجتماعی، اکنون شعبات تأمین اجتماعی برگه "فرم معرفی متقاضیان بیمه با ماهیت اختیاری (غیراجباری)" را به تاکسی‌های معترض داده‌اند.
بازتاب تجمع پیش از نوروز پرستاران بیمارستاران تکاب دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان!
پرستاران بیمارستان تکاب قبل از سال نو، به دلیل پرداخت نشدن مطالبات شان، تجمع کرده بودند ولی تاکنون پاسخ قانع کننده ای از سوی مسئولان بیمارستان دریافت نکرده اند. به همین دلیل، رئیس کل سازمان نظام پرستاری به رئیس کمیسیون حقوقی شورای عالی نظام پرستاری ماموریت داد ضمن حضور در بیمارستان تکاب، گزارشی از وضعیت پرستاری در این بیمارستان تهیه کند.
به گزارش10فروردین پایگاه اطلاع رسانی سازمان نظام پرستاری،قائم مقام سازمان نظام پرستاری کشور، نسبت به رفتار غیراخلاقی و غیرقانونی حراست بیمارستان شهرستان تکاب با نماینده نظام پرستاری به شدت انتقاد کرد و گفت: اگر قرار باشد در بیمارستان به حرف های پرستاران گوش ندهیم، پس کجا باید شنونده صحبت های آنها باشیم.ضمن اینکه با افزایش سرعت گردش اطلاعات با استفاده از توسعه فضای مجازی دیگر هیچ اطلاعاتی قابل مخفی کردن نیست و اینگونه روش ها دیگر جواب نمی دهد و نماینده سازمان جهت کمک به حل مشکلات مراجعه کرده بود.
محمد شریفی مقدم به جلو گیری ازدیدارعضوشورای عالی نظام پرستاری از بیمارستان تکاب اشاره کرد و افزود:بدنبال اعتراضات کارکنان پرستاری بیمارستان تکاب ، آقای نصیری به نمایندگی از طرف رئیس کل سازمان نظام پرستاری،قصد سرکشی به وضعیت پرستاران بیمارستان شهرستان تکاب، به این مرکز درمانی رفته بود.
وی با بیان این مطلب که حراست بیمارستان اجازه جلوگیری از حضورنماینده سازمان نظام پرستاری را ندارد، گفت: اعضای شورایعالی به عنوان نماینده گان منتخب پرستاران وجهت بررسی وضعیت پرستاری در هر زمانی می توانند به مراکز درمانی مراجعه نمایند وبا پرستاران دیدار داشته باشند واین در حالی بوده که عضو محترم شورایعالی در تماس تلفنی با رئیس بیمارستان تکاب، موضوع حضورش در بیمارستان را اطلاع داده و رئیس بیمارستان نیز موافقت کرده بود ایشان حضوری با پرستاران گفتگویی داشته باشد.
شریفی مقدم با اشاره به موضوع اعتراض و تجمع چندی قبل پرستاران بیمارستان تکاب، افزود: پرستاران این بیمارستان قبل از سال نو، به دلیل پرداخت نشدن مطالبات شان، تجمع کرده بودند ولی تاکنون پاسخ قانع کننده ای از سوی مسئولان بیمارستان دریافت نکرده اند. به همین دلیل، رئیس کل سازمان نظام پرستاری به رئیس کمیسیون حقوقی شورای عالی نظام پرستاری ماموریت داد ضمن حضور در بیمارستان تکاب، گزارشی از وضعیت پرستاری در این بیمارستان تهیه کند.
قائم مقام سازمان نظام پرستاری کشور با انتقاد شدید از رفتار غیر اخلاقی و غیرقانونی حراست بیمارستان با نماینده سازمان نظام پرستاری، گفت: متاسفانه حراست این بیمارستان، مکالمات پرستاران را ضبط می کند و به عنوان سند نگه می دارد.
شریفی مقدم با انتقاد از وعده های تو خالی مبنی بر جذب پرستاران بیکار، اظهارداشت: در بیمارستان تکاب ۵ پرستار طرحی را عدم نیاز زده اند درحالیکه بیمارستان به شدت دچار کمبود پرستار می باشد.
وی همچنین با اشاره به گزارش های نظام پرستاری شهرستان تکاب، گفت: برای ۲۲ تخت بیمارستان تکاب تنها ۴ کارشناس پرستاری وجود دارد و برای رفع کمبود نیرو، از تیم های بهیاری استفاده می کنند. در حالی که با جذب پرستاران طرحی داو طلب مخالفت می کنند.
شریفی مقدم با اشاره به تبعیض هایی که متوجه پرستاران است، تاکید کرد: اگر قرار باشد پرستاران در بیمارستان با نمایندگانشان حرف شان را نتوانند بزنند، پس بعدازاین میدان شهر ها را برای دیدار با پرستاران انتخاب خواهیم کرد.
تجمع کشاورزان اصفهان مقابل فرمانداری در اعتراض به باز نشدن آب زاینده‌رود!
صبح امروز10فروردین،جمعی از کشاورزان شهر اصفهان در اعتراض به باز نشدن آب رودخانه زاینده‌رود و عمل نشدن به وعده‌های مسئولان در این زمینه، مقابل فرمانداری اصفهان تجمع کردند.
به گزارش 10فروردین تسنیم،پیش از این قرار بود که آب سوم کشت بهاره کشاورزان اصفهانی از 10 فروردین باز شود اما با توجه به مشکلاتی که در زمینه ذخیره‌های آبی وجود داشت، این اتفاق صورت نگرفت.کشاورزان اصفهان که در حال حاضر در زمین‌های اطراف اصفهان کشت کرده‌اند، نسبت به این موضوع نگران هستند و خواستار جریان هرچه سریعتر آب برای کشت‌های خود هستند.
بی توجهی به اجرای مصوبات 9 ماده‌ای شورای عالی آب از دیگر مسائلی است که کشاورزان اصفهان نسبت به آن اعتراض داشته و خواستار توجه به آن شدند.
غرق شدن یک کولبر در رودخانه مرزی بانه!
یک کولبر اهل بانه که جهت تهیه مایحتاج زندگی به کولبری در مناطق مرزی روی برده بود، در آب غرق گردید.
به گزارش 10فروردین کُردپا، شامگاه هفتم فرودین‌ماه، عبدالخالق غفاری فرزند ابوبکر اهل روستای "انجینه" از توابع شهرستان بانه که در مناطق مرزی بانه مشغول کولبری بوده هنگام عبور از رودخانه "چومان" غرق و جان خود را از دست داد.
این رودخانه در مناطق هم‌مرز با اقلیم کُردستان ـ عراق است.
گفته می‌شود، این کولبر هنگام تعقیب و گریز نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران دچار این حادثه شده است.
تا لحظه انتشار این خبر، جستجوی شهروندان برای پیدان کردن جسد این کولبر،نتیجه‌ی مشخصی درپی نداشته است.
دهم فروردین ماه1395



در محکومیت سرکوب کارگران بیکار شهرویی بهبهان


تسلیت به خانواده و یاران کارگر جان باخته مرتضی فرج نیا

جوانان و کارگران بیکار روستای شهرویی بهبهان که در اعتراض به بیکاری و عدم استخدام کارگران متقاضی کار در مقابل پالایشگاه بید بلند ۲ دست به تجمع اعتراضی زده بودند، در سومین روز این تجمع در ۲۴ آذر ماه توسط نیروهای مسلح رژیم جمهوری اسلامی مورد حمله قرار گرفتند. مرتضی فرج نیا، پدر و کارگری بیکار، در اثر تیراندازی ماموران جان باخت و چند نفر دیگر زخمی شدند و در ادامه اعتراضات سه نفر از جوانان شهرویی نیز دستگیر شدند.

سرکوب کارگران بیکار و قتل مرتضی فرج نیا خشم شدید مردم روستای شهرویی و مناطق دیگر شهرستان بهبها ن را به دنبال داشت؛ سه روز بعد از سرکوب، مراسم تشییع جنازه مرتضی فرج نیا با حضور هزاران نفر از مردم روستای شهرویی و دیگر روستاها و شهرها و با اعلام دادخواهی برگزار شد. رژیم در وحشت از گسترش اعتراض و سرایت آن به مناطق دیگر ظاهرا تا کنون دست به عصا راه رفته است اما مقامات حکومتی پیشاپیش با جعل وقایع و دسسیه چینی با هدف دستگیری و زندانی کارگران معترض دست به اقداماتی زده اند.

واقعیت این است که حمله به کارگران بیکار در شهرویی بهبهان و موارد بسیاری از دستگیری و اذیت و آزار کارگران معترض تاکیدی است بر اینکه جمهوری اسلامی تنها مدافع سرمایه داران، کارفرمایان وعوامل سودجو و نیروی های سرکوبگر خود است و در ضدیت با طبقه کارگر و مردم محروم حد و مرزی نمی شناسد.

جمهوری اسلامی با بکاربردن سیاستهای ضدکارگری و به شدت تبعیض آمیز – و به اشکالی مضاعف در مناطق محروم کشور - به بی عدالتی و فقر و ناامنی شغلی ابعاد گسترده و همه جانبه ای بخشیده است. همین چندی پیش دادگستری کل استان خوزستان اعتراضات کارگران شاغل در منطقه ویژه پتروشیمی بندر امام خمینی را ممنوع اعلام کرد و کارگران را تهدید نمود که "تجمع و اخلال در نظم شرکت‌های پتروشیمی خلاف قانون و مقررات است و طبق قانون برخورد قضایی به عمل می‌آید". همچنین در این بخش نامه آمده است که "با هرگونه تجمع غیرقانونی و اخلال در نظم شرکت‌ها برخورد خواهد شد".

اعتراضات مردم بیکار و محروم شهرویی در این بستر و بر متن چنین مناسبات و سیاستهای سرکوبگرانه ای صورت گرفته است. قتل مرتضی فرج نیا بدست ماموران جمهوری اسلامی باید با اعتراض طبقه کارگر ایران، صف کارگران شاغل و بیکار، و همه انسان های آزادی خواه پاسخ گیرد. از دادخواهی مردم و کارگران روستای شهرویی باید بطور گسترده حمایت کرد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران، ضمن تسلیت به خانواده و دوستان و یاران کارگر جان باخته مرتضی فرج نیا، خواهان محاکمه آمرین و عاملین مستقیم قتل مرتضی فرج نیا، از جمله استاندار خوزستان و فرماندار بهبهان، می باشد و در انعکاس دادخواهی مردم شهرویی در ابعاد بین المللی بطور پیگیر تلاش خواهد کرد.
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۲۵ دسامبر

۲۰۱۵

December 23, 2015 10:22

مبارزاتِ سوسیالیستی و کنترلِ کارگری


سالها است که در بینِ فعالانِ سوسیالیستِ جنبش کارگریِ ایران، یکسری گفتمان ها در راستایِ ایجادِ انسجام، تشکل یابی و برنامه ریزیهای مشترکِ مبارزاتی جاری است. اما اغراق نیست اگر عنوان شود که یکی از دلایلِ موثر در عدمِ انجامِ این امر و تداومِ پراکندگی در میانِ صفوفِ فعالانِ جنبشِ چپِ کارگری و نبود انسجامِ سیاسی جهتِ پیشبردِ متحدانهِ مبارزات، همانا وجودِ هرج و مرجِ فکری و نداشتن یک چشم اندازِ درست و برآمده از واقعیاتِ کنونی میباشد. شکی نیست که در میان اغلبِ فعالان، بر روی اصولِ پایه ای اشتراکِ نظر وجود دارد. در اینجا میتوان به ارزش هائی مانندِ اعتقاد بر ضرورت مبارزه برای پیروزی انقلابِ سیاسی و استقرارِ ساختارِ حکومتیِ دمکراتیک و در صورتِ امکان،حاکمیت یافتنِ توده های کارگری و زحمتکش و در نتیجه تعمیقِ انقلاب و ایجادِ دگرگونی های بنیادیِ غیر استثماری/غیر ستمگرانه در مناسبات اقتصادی/اجتماعی، اشاره نمود. اما مسئلهِ اساسی، همواره این بوده است که با توجه به وضعیتِ جنبشِ کارگری، آیا اتخاذِ چه شعارها و استراتژی مبارزاتی به پیشبردِ اهدافِ فوق یاری میرساند. در خطوطِ پایین به جنبه هائی از سامان یابیِ مبارزاتِ کارگری اشاره میشود.
در ایران کارگران، زحمتکشان و محرومان (به همراهِ خانواده) بخشِ اعظمِ جمعیت را تشکیل میدهند. این مجموعه از توده هایِ مردم شاملِ پرولتاریا، خرده بورژوازی خرده پا، کارمندانِ خدماتی (منهایِ مدیرانِ ارشد و مامورانی امنیتی/انتظامی) در بخشهایِ دولتی و خصوصی، بیکاران و بخشهای ناتوان از لحاظِ اقتصادی (ب.م کودکان و بزرگ سالان) میباشد. بغیر از بخشِ اندکی از کارگرانِ آگاه به وجودِ تضادِ طبقاتی و فعالانِ در جنبش، اکثریت مطلقِ توده های زحمتکش و محروم نه فقط به امکاناتِ سازمان یافتهِ اجتماعی برای نیل به جامعه آزاد و عادلانه مجهز نیستند ، بلکه اکثرا حتی در موردِ اینکه مناسباتِ استثماریِ سرمایه داری، قدرتهای بزرگِ اقتصادی و حکومتگرانِ حافظِ نظام، موانع اصلی در برابرِ توسعهِ انسانی در جامعه میباشند، هم، تصویرِ روشنی ندارند. در واقع هژمونیِ فرهنگیِ فردگرایانهِ سرمایه داری که در بخش هائی از جمعیت به اندیشه هایِ مذهبی نیز آغشته است، همچنان برقرار است. بنابراین در برابر فعالانِ سوسیالیستی مهم است که با در نظرگیریِ این واقعیات، برنامه هایِ سیاسی خود را تنظیم کنند.
با توجه به نبودِ آزادیهایِ مدنی و سیاستهای سرکوبگرانهِ رژیم علیهِ حقوقِ دمکراتیک و کارگری، واضح است که مبارزه برای ایجادِ تشکل هایِ مردمی و سازمان های مستقلِ کارگری و از جمله اتحادیه ها و شوراهای کارگری از اهمیت ویژه ای برای توانمند نمودنِ توده های محروم و زحمتکش برخوردار میباشد. در رابطه با تشکل های کارگری نظرگاهای گوناگون وجود دارند. از نقطه نظر نگارنده، سازمان یابیِ مستقلِ توده های زحمتکش (کارگران، بیکاران و محرومان) در هر شکل اجتماعی (ب.م. اتحادیه، شورا، انجمن، کمیته و حزب) بخودی خود به حالِ جنبشِ کارگری مثبت است. البته تشکلهای مختلف دارایِ خصلتهایِ متفاوتِ سیاسی/اجتماعی بوده، کارکردِ مبارزاتیِ آنها هم میبایست به نسبتِ ظرفیتهای ممکنِ آنها ارزیابی گردند.
اتحادیه (سندیکا) به مثابه یک سازمانِ پایه ایِ کارگری در صورتِ تشکل یابی، امکانات زیادی برای زحمتکشان جهتِ دسترسی به مطالبات عامِ دمکراتیک، اعم از صنفی و سیاسی/اجتماعی، فراهم میاورد. در واقع تلاش برای شکل گیری سندیکا میبایست بخشی از استراتژی مبارزاتی جنبش کارگری را تشکیل دهد. البته دستیابی به آن به مفهومِ وجودِ آمادگی فکری در میانِ بخشِ اعظمِ فعالانِ کارگری برای پذیرشِ اهدافِ فراسرمایه داری نیست. اما این نمیتواند دلیلی برایِ فعالانِ سوسیالیست باشد تا از ایجادِ اتحادیهِ مستقل که عمدتا حول محور مطالباتِ دمکراتیک و صنفی شکل میگیرد، به بهانهِ اینکه یک سازمانِ صنفیِ "بورژوازی" است، پشتیبانی نکنند. واقعیت این است که تنها با شرکتِ در مبارزاتِ روزمرهِ توده هایِ زحمتکش در موقعیتِ فعلیِ آنها و دفاع از خواسته هایِ حق طلبانهِ کوتاه و دراز مدتِ آنها است که میتوان طی پروسه مبارزه، به ضرورتِ عبور از سرمایه داری دامن زده، بدیل هایِ عادلانه ترِ اقتصادی/اجتماعی معرفی گردد.
هم اکنون در ایران نهاد ها و سندیکا های مستقلِ کارگری و از جمله هیات هایِ موسس، کمیته هایِ پیگیری و هماهنگی برای ایجاد و یا کمک به ایجادِ تشکل هایِ کارگری، سندیکایِ کارگرانِ شرکتِ واحدِ اتوبوسرانیِ تهران و حومه، سندیکایِ نیشکر هفت تپه، سندیکای کارگران فلزکارمکانیک و اتحادیه آزاد کارگرانِ ایران، با اینکه همواره در زیرِ فشار و سرکوبِ رژیم قرار داشته اند، توانسته اند که در حینِ حمایت از مطالباتِ صنفی و دمکراتیکِ کارگران، باعثِ روشنگری بیشتری در عرصهِ تعمیقِ شناخت از وجودِ افق گسترده تری از امکانات برای تحولاتِ ارزشی و ساختاری بشوند. برپائیِ کارزارها، اعتراضات و اعتصابات و طرحِ مطالباتی مانندِ امنیت شغلی، بیمهِ کار، ارتقا در سطح دستمزد و تبدیلِ قراردادهای موقتی به دائم، حاملِ بسترهای آموزشی و تجربی برای گسترده تر کردن و عمیقتر نمودنِ هرچه بیشترِ مبارزاتِ کارگری بوده است. بدونِ شک، در صورتِ دست یابی به آزادیهایِ دمکراتیک، سندیکاهایِ مستقل کارگری از توانمندی بیشتری برای احقاقِ مطالباتِ صنفی/سیاسی و در نتیجه اختصاصِ سهم و ثروتِ اجتماعیِ بیشتری به توده های کارگری و زحمتکش، برخوردار میگردند.
اما واقعیت این است که اتحادیهِ کارگری عمدتا یک ظرفِ دمکراتیک برای نیل به مطالباتِ مترقی، بویژه در چارچوبِ نظامِ سرمایه داری است و در صورتِ وجودِ زمینه های مناسب اقتصادی/اجتماعی، شیوه ها و اشکالِ دیگری، نیز برای حرکتِ سازمان داده شدهِ توده ای در جهتِ ایجاد تحولاتِ رادیکالِ عدالتجویانه لازم است. یکی از این اشکال میتواند تشکیل تعاونی، بخصوص در محدودهِ فعالیتهای تولیدی (ب.م. کارگاه، کارخانه) باشد. در دوران پیش از پیروزی سوسیالیسم، در صورتِ وجودِ شرایطِ مناسب که امروزه در ایران زمینه هایِ نسبیِ آن وجود دارد(ب.م. اعتراضات و اعتصاباتِ دائمی)، بر عهدهِ جنبشِ کارگری است که بخش مهمی از فعالیتهای خود را در این راستا متمرکز نماید. در تعدادی از کشورهایِ نسبتا دمکراتیک برخی اقدامات انجام گردیده است. در دههِ اخیر در آرژانتین، صدها تعاونی که در برگیرندهِ بیش از 12000 کارگر است با کمک شوراهایِ شهرداری و مقاماتِ ایالتی تشکیل شده اند. در ناحیهِ ماندراگانِ در کشورِ اسپانیا بیش از 400 تعاونی و نزدیک به صد هزار کارگر بر مبنایِ سازماندهیِ دمکراتیکِ درونی و از جمله نهاد های انتخابیِ کنگرهِ تعاونی (دارای 650 نماینده) و شورای اجرائی استقرار یافته اند. فعالیتِ تعاونیهای کارگری در برخی از جوامع، به رغمِ وجودِ دید گاه های متفاوتِ ایدئولوژیک به نقش و کارکردِ آنها در جوامعِ سرمایه داری، حاملِ دستاورد هائی همچون تجربهِ خود مدیریتی، همبستگی طبقاتی و امکانِ ایجادِ نهاد ها و روابطِ برابرگونه و کاملا متفاوت از مناسباتِ کالائی/استثماریِ سرمایه داری، بوده است.
برایِ جنبشِ کارگری در ایران، طرح خواستِ ایجادِ تعاونی در حیطه هایِ متنوعِ تولیدی و خدمات (در بخش های خصوصی و همچنین تحتِ کنترلِ بنیادها) که به دلایلِ مختلف دچارِ رکودِ در فعالیتِ اقتصادی و یا ورشکستگی شده اند، میتواند به ماهیتِ رادیکالِ مبارزاتِ حق طلبانهِ آنها بیافزاید. برای مثال، به گزارشِ 29 آذر ایلنا، بنا بر گفتهِ کارگران در ماه جاری، مجتمعِ کشت و صنعتِ مهاباد "بعد از مدت ها بحران از طریقِ مزایده به یکی از طلبکاران واگذار شد". واحدِ تولیدیِ صنعتیِ این مجتمع با حدودِ 300 نفر کارگر از زمانِ واگذاریِ آن در سال 86 به بخش خصوصی همواره با بحران رویرو بوده، بخشی از حقوقِ کارگران و از جمله مزایای مزد، حق بیمه و سنواتِ پایانِ خدمت پرداخت نشده است (اتحاد، پایگاهِ خبری-تحلیلیِ جنبشِ کارگریِ ایران، 29 آذر، 1994). امروزه در ایران هزاران موسسه و واحدِ اقتصادی یک همچون سرنوشتی پیدا کرده اند و طبیعی است در جائیکه خودِ کارگران توانائیِ مدیریتِ جمعی را در محیطِ کار دارند، عادلانه و درست است که آنها با استفاده از امکاناتِ لازمِ مالی و تکنیکی، به مالکیتِ جمعیِ این واحد ها دست یافته، تعاونی های خود را بر پا سازند. البتهِ حکومتگرانِ سرمایه دارِ جمهوری اسلامی، خود به انواعِ مختلف و در بخشهای دولتی (بویژه صنایع نفت و پتروشیمی) و نیمه دواتی/نیمه خصوصی (بویژه مجتمع های تحتِ کنترلِ بنیاد های خیریه و سپاه پاسداران) به چپاول ثروتِ مردم ادامه میدهند و در صددِ سرکوبِ هرگونه حرکتِ حق طلبانه از سویِ کارگران که سرمایه داریِ غیر متعارفِ حاکم را به خطر بیاندازد، در خواهند آمد. با اینحال بر عهدهِ جنبشِ کارگری است که با استفاده از تجربیات و نوع آوریهای ایجاد گشته در میانِ توده های زحمتکش در ایران و جهان، مجموعه مطالباتِ تاکتیکی و استراتژیکِ خود را متناسبِ با اوضاعِ سیاسی عنوان کنند.
در عین حال، از ابتدا باید روشن باشد، با اینکه پدیدار گشتنِ این تعاونیها تحت سلطه سرمایه داری، موجبِ تقویتِ استقلالِ سازمانی و ایجادِ بهبودی در زندگیِ کارگران میگردد، اما هنوز با شرایطی که توده ها بطورِ گسترده در روابط اقتصادی (خود-مدیریتی در حیطه های تولید و توزیع) و اجتماعی/سیاسی (خود حکومتی در عرصهِ اداری) مشارکتِ مستقیم و غیر مستقیم داشته باشند، فاصلهِ زیادی خواهد داشت. مجتمع های تعاونی، گرچه دارایِ مالکیتِ اجتماعی بوده، سازماندهی درونی در آنها بطورِ دمکراتیک بوسیلهِ کارگران مدیریت میشود، اما هنوز نمیتوانند جایگزینی برای کلِ جامعه باشند که در صورتِ برقراریِ سوسیالیسم، اقتصادِ جامعه دارایِ اجزایِ متعاون و مرتبطِ با هم بوده و مکانیسم های مربوط به مناسباتِ تولید و توزیع، نه بر پایهِ سیستمِ ارزش و رقابتِ در بازار، بلکه در چارچوبِ برنامه ریزیهای سراسری و محلی، بویژه در حیطهِ سازماندهیِ نیروی کار و تخصیصِ عادلانهِ ارزشِ مصرف در جامعه، تحت مدیریتِ نهاد ها و مسئولانِ انتخاب شده بوسیلهِ توده های مردم، استوار باشد. واقعیت این است که بر بسترِ وجودِ سرمایه داری، تعاونی ها بخاطر حفظِ بقایِ خود مجبورند که بر پایهِ اهدافِ سود جویانه در بازار با دیگرِ کانون های اقتصادی (سرمایه دار و یا موسساتِ سرمایه داری) به رقابت برخیزند و در عرصهِ روابطِ بین این تعاونی ها و دیگرِ واحد هایی اقتصادی، موازینِ حاکی از نابرابری و روابطِ مبتنی بر بیگانگی هنوز حاکم بوده، جامعه همواره حاملِ ناهنجاریهای اجتماعی خواهد بود.
در دورانِ پیش از استقرارِ سوسیالیسمِ واقعی، گرچه ظهورِ موسساتِ تحتِ مالکیت و مدیریتِ کارگری (ب.م تعاونیها)، گامِ بزرگی به نفعِ کارکنانِ آنها بوده و روابطِ درونی در این نوع واحد های اقتصادی غیر استثماری/غیر دستوری و عادلانه میباشد، اما هنوز با توجه به وجودِ رقابتِ اقتصادی مابینِ این موسسات و دیگرِ سرمایه دارها و شرکت های خصوصی، آنها جوابگویِ معضلاتِ بیشمار و از جمله تامین اشتغالِ کامل برای افراد جامعه نمیباشند. در این وضعیت، واحد های اقتصادیِ تحت کنترل و مدیریت کارگری، به مثابهِ ملکِ خصوصیِ گروه، نتیجهِ انباشتِ ثروتِ ناشی از استفاده از نیرویِ کارِ گروهیِ کارکنان به حساب آمده و ادامهِ بقایِ آنها در قیدِ فروشِ محصولات در بیرون از موسسه، در ازایِ در یافت پول (معادلِ جهانشمولِ ارزش مبادله) میباشد. به گفتهِ مایکل ای لبوویتز، نمونه هایِ موسساتِ خود مدیریتیِ تجربه شده که به نوعی در دهه هایِ 50، 60 و 70 در یوگسلاوی وجود داشتند، عمدتا بخاطرِ معادل قرار دادنِ نیرویِ کار با مِلکِ خصوصی، حامل گرایش های غیر سوسیالیستی و از جمله بروزِ بحرانهایی مانندی بیکاری، اختلاف درآمد های فاحش بینِ گروه های مختلفِ کارگری بودند ( ضرورتِ سوسیالیسم، 2015، انگلیسی:88-87).
واقعیت این است که استقرارِ سوسیالیسم، یعنی مناسباتی مبتنی بر مالکیتِ اجتماعی و دمکراسیِ مشارکتی، به ایجادِ تغییراتِ گستردهِ بنیادی در کل جامعه بستگی دارد. در جامعهِ موردِ نظر، توده های مردم، در جایگاهِ گردانندهِ چرخِ اقتصاد (در عرصه های تولید و خدمات) و مدیرانِ آگاه و هدفمند برای ادارهِ جامعه در راستای نیازهای مشترکِ انسانی برنامه ریزی میکنند. بنابراین، تحولاتِ سیاسی/اجتماعی عمدتا بر اساسِ انجامِ دگرگونی هایِ رادیکال و به نفعِ همگان در جامعه صورت میگیرد. اما حتی اگر در اوایل پیروزیِ انقلاب، اکثریت مردم آگاهانه بر آن باشند که در راستایِ سوسیالیسم برنامه ریزی گردد، واقعیت این است که با توجه به عواملِ گوناگونِ اجتماعی، از همان ابتدا نمیتوان انتظار داشت که تمامی فعالیتها و موسساتِ اقتصادی به مالکیت و کنترل اجتماعی در آید. احتمالا برای دورانِ نامعلومی، مناسباتِ کالائی (مبادلهِ کالا و نیرویِ کار در ازایِ پول) و قانونِ ارزش (قیمت گذاریِ کالا در نظامِ بازار، بر مبنای اختصاصِ نیرویِ کار اجتماعیِ لازم برایِ تولید و یا عرضهِ آن) در جامعه حکمفرما خواهد بود.
جامعه در دورانِ پسا انقلاب، تحتِ مدیریتِ سیاسی نمایندگان واقعی توده های مردم که آگاهانه خواهان عبور از سرمایه داری باشند، به برنامه ریزیهایِ کوتاه و بلند مدت اقتصادی/اجتماعی، تقویتِ شالوده های اقتصادی (ب.م. در بخش هایِ صنایعِ استراتژیک، نظامِ بانکی/اعتباری، سیستمِ ارتباطاتِ زمینی/هوائی/دریائی ) و اجتماعی (ب.م. نیازهای آموزشی، درمانی، فرهنگی و هنری) نیازمند هست. در واقع ایدهِ مرکزی برایِ سازندگیِ سوسیالیسم عمدتا در راستایِ نفیِ شیوه های متکی بر فعالیتهایِ منفعت جویانهِ خصوصی در ابعادِ فردی/گروهی (ب.م سرمایه دارها و شرکت های خصوصی) و در دراز مدت، جایگزین نمودنِ کلکتیو های (ب.م.تعاونی ها، شوراها) گروهی با عمومیت دادنِ مالکیت و کنترلِ جمعی به کلِ جامعه تبلور می یابد. ایجادِ فرهنگِ دمکراتیک و تعاون گرا در عرصه های تصمیم گیری، پیشبرد و ادارهِ برنامه های سازمان یافته بر رویِ مدارِ توسعهِ عادلانه و برابرگونه و نهایتا، نهادینه کردن خود حکومتی و خود مدیریتی، شالودهِ سیاسیِ و اجتماعی را در کلِ جامعه تشکیل میدهد..
خلاصهِ مطلب این است که آنچه به سوسیالیسم و کنترلِ دمکراتیک و عمومیِ توده های کارگری و زحمتکش در جامعه کمک میکند همانا استفادهِ درست از دست آوردهای جنبشهای مردمی و کارگریِ گذشته در پرتوِ باز نگریِ اساسی است. بدیهی است که ادارهِ دمکراتیک و عادلانهِ یک جامعه انسانی مستلزمِ وجودِ تقسیمِ کارِ ارگانیک بینِ اجزایِ تشکیل دهندهِ آن است که در امور جامعه تاثیر گزار بوده و در عین حال تاثیر پذیر باشند. در عرصه اقتصادی، مدیریتِ جامعه نیازمندِ به وجودِ هماهنگیِ سراسری بین واحد های خود مدیریت یافتهِ است که در پرتوِ روابطِ همبستگی آور و البته در چارچوبِ موازین و تقسیمِ کارِ تعیین شدهِ دمکراتیک با مشارکتِ مستقیم و غیر مستقیمِ توده های کارگری و نمایندگانِ واقعیِ آنها توسعه یابد. به این مفهوم که بجای وجودِ روابطِ آمرانه و دستوریِ تجربه شده در سوسیالیسم قرنِ بیستم که تحتِ لوایِ رهبرانِ یک حزبِ "انقلابی" و دستگاهِ حکومتیِ غیر دمکراتیک، نسخه های کلان اقتصادی/اجتماعی برای کل جامعه تجویز میگردید، جامعه انسانیِ موردِ نظر از موازین و نهاد های دمکراتیکِ خود حکومتی و واحدها/موسساتِ خود مدیریت یافته تشکیل یابد.
وگرنه، انتخابِ سیاستِ کلانی که به لغوِ مالکیتِ خصوصی در عرصهِ روابط اقتصادی و استقرارِ مالکیت عمومی/دولتی در واحد هایِ اقتصادی، هرچند، تحت هدایتِ حکومتِ مرکزیِ مردمی، اکتفا نموده، اما برنامه ریزیها و تصمیم گیریها، هنوز مستقیما تحت کنترل و مدیریتِ واقعی کارگران و کارمندان قرار نگیرند، زمینه سازِ ظهورِ انحرافاتِ سودجویانهِ گروهی و بوروکراتیکِ ضدِ سوسیالیستی خواهد بود. در این مرحله است که کنترل کارگری به مفهومِ واقعیِ آن در محیط کار و در عرصهِ جامعه، تحتِ شرایطی مبتنی بر مشارکتِ عمومِ مردم در ادارهِ تمامیِ امورِ اجتماعی برقرار میگردد. اما در شرایطِ کنونیِ ایران که ترکیبی از سرمایه داریِ غیر متعارفِ رانتی/تجاری، تحتِ حکومتِ خودکامهِ مذهبی و مدیریتِ فاسدِ بوروکراتیک/امنیتی برقرار است، بر عهدهِ بخش های پیشرفته در جنبشِ کارگری است که به موازاتِ طرحِ خواسته هایِ عامِ دمکراتیک، به اشاعهِ اندیشه هایِ مترقی تر در عرصهِ مطالبات و تشکل یابی پرداخته، موضوعیتِ دستیابی به سازمان یابیِ کارگری را در انواعِ گوناگون که حاملِ کارکرد های رادیکال و مساوات گرانه باشد، دامن بزند.
فرامرز دادور
22 دسامبر 2015


سرمایه داری – سیستمی مرگبار: راب گولند، برگردان: آمادور نویدی



این هرگز سرمایه دار نیست که می میرد، بلکه کارگر فقیری است که همواره با جان خود هزینه نهایی را می پردازد… سرمایه داری تنها

سیستمی نیست که بشریت قادر به توسعه آن گردیده است. سرمایه داری سیستمی است مرگ بار که بر اساس نابرابری و استثمار بنا شده است و به ناچار منجر به جنگ می شود، اما مردمی که کار می کنند سیستم بهتری را می شناسند، سیستمی که فارغ از استثمار و جنگ طلبی است: سوسیالیسم… در سیستم سرمایه داری، به سادگی سرمایه دارن بدون کسب سود، علاقه ای به بهبود شرایط کارگران، جلوگیری از گرسنگی، مبارزه با آلودگی و تخریب محیط زیست، و یا بیماری های همه گیر ندارد. بدون این که حتی از جنگ حرف بزنیم، بنابر سیاست ها و شیوه های مخرب و غیرانسانی سرمایه داری، میلیون ها نفر محکوم به رنج و فنا هستند!

سرمایه داری – سیستمی مرگبار

نوشته: راب گولند
برگردان: آمادور نویدی
آیا تا به حال به پاسخ به این سئوال با خود اندیشیده اید که تنها چند انسان به خاطر حرص و آز سرمایه داری (در کنار بی اعتنایی کامل برای کار مشقت بار کارگرانی که درواقع خالق ثروت هستند)، جان خود را از دست داده اند؟ حتی اگر زیاده روی سرمایه داری در جنگ های بی شمار قرن های ۱۹ و ۲۰ را به حساب نیاورید، باز هم تلفات نفس گیری وجود دارد که به طور مستقیم می توان به حساب سرمایه گذاری گذاشت.
این سرمایه داری بود که پیشرفت های علمی و فن آوری انقلاب صنعتی را به عنوان راهی جهت افزایش محصولات کشاورزی کشف و ضبط کرد، در حالی که تعداد کارگران کشاورزی را تاجایی که امکان داشت، کاهش داد. بخش عمده طبقه کارگر روستایی در واقع مجبور شدند که از زمین ببرند و به شهرستان و شهرها به عنوان نیروی کار شهری فقیر، با سختی بدنبال اشتغال بگردند، که سرانجام در معادن و کارخانه های جدید سرمایه داری با قدرت بخار کار پیدا کردند.

اتحادیه های کارگری غیرقانونی بود، و کافرماها نه تنها کارگران مرد، بلکه – کارگران زن و کودکان را نیز بشدت استثمار می کردند. زنان انگشتانی فرز و چابک داشتند و کودکان سریع بودند، اما برای کار، آنها را به واگن های حمل و نقل زغال سنگ و دیگر مواد معدنی از طریق معادن سقف کوتاه مهار کردند. کودکان مجبور بودند تا با رفتن به زیر ماشین بخار صنعت پارچه بخاطر جمع آوری زباله هایی که مالک می توانست پولی اضافی بسازد، جان خود را به خطر بیاندازند.

حوادث مکرر اتفاق می افتاد و اغلب به مرگ کارگران منتهی می شد. حتی زمانی که حوادث کشنده نبود، کارگر مجروج بخت برگشته، معمولاً به علت ناقص بودن عضو بدنش، از کار اخراج می شد، و به گدایی می افتاد، گرسنگی می کشید و از گرسنگی می مرد. هر سال به علت فقر، بی کاری و ناامیدی، گرسنگی و سرما، هزاران نفر می مردند.
کارگران چاره ای نداشتند بجز اینکه علیه استثمار و سرکوب سرمایه داری بجنگند. در سرتاسر قرن های ۱۹ و ۲۰، کارفرماها نه فقط از پلیس و ارتش جهت حفظ نظم و کنترل کارگران استفاده می کردند، بلکه اغلب به استخدام ارازل و اوباش، جاسوسان و جوخه های مرگ متوسل می گشتند. جهت شکوفایی سرمایه داری، تعداد بی شماری از سازماندهان اتحادیه ها، کمونیست ها و دیگر نیروهای مترقی به قتل رسیده اند، و هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان به قتل میرسند.
حتی وقتی که آن ها در واقع به قتل نمی رسند، کارگران هنوز بر سر کار خود از «حوادثی» می میرند که معمولاً قابل پیش گیری هستند، اگر که کارفرماها به کاهش شرایط و وسایل ایمنی دست نزنند، بطور مدام جهت افزایش تولید بر سرعت کار، و ساعات کار طولانی تر فشار نیاورند. در سراسر جهان، تلفات حوادث در کارخانه های صنعتی، ساختمان سازی، معادن، ماهی گیری و حمل و نقل بسیار زیاد است. این هرگز سرمایه دار نیست که می میرد، بلکه کارگر فقیری است که همواره با جان خود هزینه نهایی را می پردازد.

سرمایه داری، قلم بدستان و سیاست مدارانی را استخدام می کند تا از منافع آن ها دفاع کند، با ترویج گفته های مضحک می خواهند بما بقبولانند که ما همه برادریم و در سهم کیک شریک هستیم، و سرمایه داران و کارگران دارای فرصت ها و حقوقی برابر هستند. نیازی نیست که فارغ التحصیل دانشکده بازرگانی هاروارد باشیم که بدانیم که این طور نیست و این گفته ها حقیقت ندارد. هر کارگری می تواند حقیقت را در باره موقعیت نسبی کارگران و کارفرمایاها به شما بگوید. هیچ برابری و برادری بین کارگر و سرمایه دارجود ندارد.

سلامتی را مثال بزنیم. این صاحب معدن زغال سنگ نیست که از ریه های آغشته به گرد و غبار و سرطان می میرد. این صاحب کارخانه هاردیز (شرکتی در استرالیا که پشم شیشه تولید می کرد – م) نیست که می میرد و هنوز هم از آزبستوز(مصالح ساختمانی که بیماری تنگی نفس می آورد و سرطان زاست – م) می میرد. به عبارت دیگر، این کارگران نیروگاه فوکوشیما(در ژاپن- م) نیستند که اجازه می دهند زباله های رادیو آکتیو به اقیانوس آرام بریزد: در این جا، صاحبان سرمایه دار کارخانه ها مجرم هستند. همان گونه که تخریب صنعت میگو در خلیج تگزاس، و امرار معاش ماهی گیران میگو با آن، کار ماهی گیران نبود، بلکه کار سرمایه دارنی بود که صاحب برتیش پترولیوم(بی پی) بودند.

حرص و آز سرمایه داری، مرگ و نابودی را در سراسر جهان از خود به جا گذاشته است و حتی هنوز هم به دنبال گسترش نفوذ خود در مناطق بیشتری است. شاهد فشار برای استخراج نفت در آمریکای شمالی باشید. همان گونه که گرم شدن کره زمین، لایه یخی قطب جنوب را ازبین می برد، منتظر شروع فشار شرکت های معادن سرمایه داری جهت حق استخراخ معدن در قاره قطب جنوب باشید. قطب جنوب می تواند تبدیل به بزرگ ترین منظره کره، جهت ثروت مند ساختن شرکت های معادن و سرمایه گذاران آن ها بشود. بقیه ما، همراه با پنگوئن ها، به آن چه که بوده است و هرگز برنم یگردد سوگواری خواهیم کرد. و البته یکی از مزایای دلیل تأمین مالی جهت پرواز/ سفر به کره مریخ، نیز، پیش بینی سودهای حاصل از استخراج معادن سیاره سرخ است.

با این حال، سرمایه داری تنها سیستمی نیست که بشریت قادر به توسعه آن گردیده است. سرمایه داری سیستمی است مرگ بار که بر اساس نابرابری و استثمار بنا شده است و به ناچار منجر به جنگ می شود، اما مردمی که کار می کنند سیستم بهتری را می شناسند، سیستمی که فارغ از استثمار و جنگ طلبی است: سوسیالیسم.

در تاریخ مختصر جهان از سال ۱۹۱۷، مردم تلاش کردند تا این شکل از جامعه را بسازند که به ناچار اشتباهاتی داشته اند (برای مثال: آلودگی ناشی از حادثه راکتور هسته ای چرنوبیل، و بیابان زایی مناطق اطراف دریای آرال).
اما همه این ها، بطور جدی و بدون شک، بوسیله گروه کوچکی انجام گرفت که تلاش می کرد تا ثروتمند – و یا ثروتمند تر شود. ماهیت سوسیالیسم به عنوان سیستمی است که بطور مداوم جهت بهبود زندگی تمام مردم خود تلاش می کند. شما ممکن است که بپرسید، احتمالاً چه کسی می تواند مخالف چنین سیستمی باشد؟ خوب، برای شروع، سرمایه دارها مخالفند.

سبک زندگی آنها وابسته به اکثریت (مردمی که کار می کنند) استثمار شده بوسیله اقلیت (سرمایه دارانی) است که ثروت ایجاد شده توسط اکثریت را تصاحب می کند. سرمایه داران علاقه ای ندارند که امتیازات خود را از دست بدهند و مانند مردم عادی زندگی کنند. آنها با چنگ و دندان جهت حفظ ثروت، قدرت و مزایای اجتماعی خود – و برتری که بر مردم عادی برای آنان به ارمغان می آورد، می جنگند.
ارتش کارشناس و جیره خوارانی که استخدام می کند، تلاش زیادی صرف می کند تا سوسیالیسم را نظامی گرا و تشنه خون به تصویر بکشد. در واقع، این سرمایه داری است که این نمونه از نوع سیستم اجتماعی است. تنها سرمایه داری؛ در حال حاضر برمبنای استثمار و نابرابری شدید، می تواند اقتصاد های جهان را به یک مفهوم تا حد بربریت به «جنگ پایدار» متصل کند. اغلب مردم جهان این نوع زندگی تحت چنین رژیمی را رد می کنند، بنابراین، مبلغان سرمایه داری باید دروغ بگویند. و هیچ مشکلی هم با دروغ گویی ندارند. با چهره ای آشکار اعلام می کنند که سیاه سفید و سفید سیاه است؛ و سرمایه داری مهربان است و سوسیالیسم سرکوب گر و ظالم است.
در واقع، با این حال، این کشورهای سرمایه داری بودند که به کشور جدید سوسیالیستی، روسیه شوروی، در طول چند هفته از ایجاد آن حمله بردند. این تهاجم همراه با توحش فوق العاده وحشیانه در بخشی از طرفداران رژیم سابق، به آن حدی بود که پرسنل آمریکایی که به سیبری حمله برده بودند، نیروهای سفید ضدانقلاب را در صورتی که به ظلمی که حال انسان را بهم میزند پایان ندهند، تهدید به حمله کردند. این باعث شد که سفیدها شایعه پخش کردند که در رهبری سربازان آمریکایی یک سرخ مخفی شده است!

ارتش سرخ در نهایت در سال ۱۹۲۲ توانست آخرین مهاجمان را، که کشوری تخریب شده برای جامعه جدید به ارث گذاشته بودند، مجبور به ترک اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نماید. اما مردم شوروی یک درس مهم را یاد گرفتند. به همان خوبی که برای احیای معادن تخریب شده، کارخانه ها و زیرساخت خود تلاش شدیدی نمودند، ارتش، نیروی هوایی و دریایی خود را نیز برای حمله آینده سرمایه داری آماده ساختند. طبق معمول، ارتش کارشناس مبلغ ترویج سرمایه داری، این آمادگی و بازسازی شوروی را به عنوان «تهدیدی» برای دمکراسی های سرمایه داری دوستدار صلح به تصویر کشید.

سپس در دهه ۱۹۲۰، خیلی پس از شکست مهاجمان، غرب هنوز به راهزنان در جنوب و شرق روسیه جهت کشتن نمایندگان دولت شوروی و اقدامات دیگر، مانند حمله به کاروان های پنبه تولید شده در مزارع شوروی، و غیره با بودجه مالی و عرضه سلاح حمایت نمود. در خارج، دفاتر تجاری شوروی مورد حمله قرار می گرفتند و تخریب می شدند و کارکنان آنها توسط سرویس های امنیتی با این ادعا که به دنبال مدرک جاسوسی و جستجو آمده اند، ضرب و شتم می شدند.

هم چنین در دهه ۱۹۲۰، دولت شوروی با هزاران مزرعه کوچک، در آمادگی برای برنامه های بسیار زیادی برای صنعتی کردن کشور تحت برنامه پنج ساله اول، سیستم مالکیت اجتماعی را تنظیم نمود. عوامل سرمایه داری در خارج و باقی ماندگان آنها در داخل روسیه خراب کاری در کشاورزی اشتراکی را با هر وسیله ممکن تنظیم کردند، و حتی به دهقانان گفتند که دام های خود را قبل از آن که به دست شوروی ها «بیفتد»، بکشند. نتیجه اش قحطی شد، که مرگ و میر به همراه داشت، و سرمایه داری بدون درنگ سوسیالیسم را مقصر دانست. اگرچه آن ادعا به عنوان دروغ ضد کمونیستی در آن زمان افشا گردید، ولی در این سال های اخیر که مردم دیگر جزئیاتش را بخاطر نمی آورند، باز هم زنده اش کرده اند تا بازهم باشگاه متقاعد کننده دیگری جهت حمله به سوسیالیسم بسازند.

این سرمایه داری بود که با زور جهت به اجرا درآوردن قانون خودشان و حفاظت از «سرمایه گذاری هایشان» رژیم های استعماری را در مقیاس بزرگ توده ای به مرگ و نابودی در کشورهایی کشاند که به عنوان دارایی امپریالیستی در آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی بودند.

فاشیسم به عنوان سیستمی جهت حفاظت از سرمایه داری و برای جلوگیری از امکان انقلاب سرخ ظهور کرد . در کشورهایی که بر آنها غلبه کرد، کشتار جمعی به یک قاعده تبدیل گشت. فاشیسم آلمان میلیون ها نفر را در یک تلاش دیوانه وار برای «نژاد خالص» کشت و میلیون نفر دیگر را در اردوگاه های کار بردگی برای خدمت به سرمایه داران آلمانی به هلاکت رساند.

در دهه ها پس از جنگ جهانی دوم، هزاران نفر – شاید هم میلیون ها نفر – در حوادث صنعتی، فجایع معادن، کشتی های پرجمعیت یا غیرقابل استفاده و زهوار در رفته، یا با کار بیش از حد اندازه کشته شده اند. میلیون نفر دیگر به خاطر گرسنگی، در جهانی که ظرفیت تغذیه هر کسی را دارد، مرده اند! در سیستم سرمایه داری، به سادگی سرمایه دارن بدون کسب سود، علاقه ای به بهبود شرایط کارگران، جلوگیری از گرسنگی، مبارزه با آلودگی و تخریب محیط زیست، و یا بیماری های همه گیر ندارد.

بدون این که حتی از جنگ حرف بزنیم، بنابر سیاست ها و شیوه های مخرب و غیرانسانی سرمایه داری، میلیون ها نفر محکوم به رنج و فنا هستند!

برگردانده شده از: گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا


Issue #1711 November 18, 2015

گزارش اولین کنگرۀ جهانی کارگران اتومبیل سازی


پس از 17 سال کار تدارکاتی و ایجاد شرایط لازم طی 7 کنفرانس مشورتی (هر دو سال یک بار) سرانجام این کنگره از 14 تا 18 اکتبر 2015 در شهر زینگل فیندن آلمان با موفقیت تمام برگزار شد.
در این کنگره 41 هیئت نمایندگی از 20 کشور تولید کنندۀ اتومبیل و با حضور بیش از 400 نفر شرکت داشتند. هیئت های نمایندگی از این کشورها بودند: برزیل، آلمان، آفریقای جنوبی، مراکش، هند، پاکستان، کلمبیا، ونزوئلا، آمریکا، اسپانیا، فرانسه، سوئد، ترکیه، اکراین، رومانی، ایتالیا، روسیه، مجارستان، چچین و ایران (متأسفانه نمایندگان ایران به علت عدم دریافت ویزا نتوانستند شرکت کنند. اینجانب از طرف نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور که از چند سال پیش عضویت کمیتۀ همآهنگی بین المللی این حرکت را نیز داشتم، حضور داشته و به عنوان نمایندۀ موقت و جایگزین ایران پذیرفته شدم). رفیقمان بهروز خباز فعال کارگری تبعیدی ساکن سوئد نیز به عنوان منفرد برای تهیۀ گزارش و مصاحبه با هیئت های نمایندگی حضور داشت و همچنین از همکاری و کمک تعدادی از اعضای "انجمن دوستی خلق های آلمان و ایران – اشتوتگارت" نیز برخوردار بودیم.
روز سه شنبه 13 اکتبر آخرین اجلاس کمیتۀ همآهنگی بین المللی برای کنترل امور و برنامه های تدارک و تنظیم شدۀ نهایی کنگره و بررسی اسناد مربوطه برگزار شد و با تصحیحات و اضافه نمودن برخی پیشنهادات جدید به تصویب رسید که به عنوان مبنای کار به کنگره پیشنهاد شود.
روز چهارشنبه صبح به ورود هیئت های نمایندگی و معرفی و ثبت نام و بررسی اعتبار نامه ها و احراز رسمیت و حق رأی پرداخته شد و در بعد از ظهر کنگره رسماً آغاز به کار کرد و پس از خوش آمد گویی و معرفی اعضای هیئت همآهنگی بین المللی تا کنونی، هیئت رئیسۀ کنگره انتخاب شد و سپس دستور جلسات کنگره طرح و به بحث گذاشته شد و به اتفاق آراء به تصویب رسید. آنگاه گزارش کار تا کنونی هیئت همآهنگی ارائه شد و نمایندگان پیرامون آن اظهار نظر نموده و ضمن برخی انتقادات جزیی، کلیت گزارش را به اتفاق آراء تأیید کرده و از زحمات و تلاش بی وقفۀ این هیئت قدردانی نمودند.
تمامی گفتگوها به هفت زبان: آلمانی، انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی، سوئدی، پرتقالی و ترکی توسط مترجمین حرفه ای ورزیده و دستگاه های مجهز در تمام طول کنگره ترجمه و پخش می شد.
روز پنجشنبه گزارشات قاره ای ارائه شد. لازم به توضیح است که ضمن تدارکات قبلی و بنا به تجربه، از آنجا که گزارشات کشوری به طور مجزا و بحث و سئوال پیرامون هر یک از آنها وقت بسیار زیادی را می طلبید که در امکان وقت محدود و برنامه های فراوان کنگره نبود، لذا تصمیم گرفته شده بود که نمایندگان گزارشاتِ کشوریِ خود را کتباً تا 15 سپتامبر به هیئت همآهنگی ارسال کنند و سپس مسئولینی که برای هر قاره پیشنهاد و تعیین شده بودند، گزارشات کشوری دریافت شدۀ قارۀ خود را جمعبندی نموده و یک گزارش مشترک و عمومی از آن قاره تهیه و سپس به کنگره ارائه دهند. ضمن این که هر یک از نمایندگان در خلال کنگره ، در کمیسیون ها و ورکشاپ ها در موارد مقتضی فرصت خواهند داشت که مسائل ویژۀ کشوری خود را نیز مطرح کنند. بر این اساس در روز پنجشنبه گزارشات قاره ای به ترتیب ارائه و پیرامون آنها از طرف نمایندگان مفصلاً سئوال و بحث شد. گزارش خاورمیانه که تنها شامل سه کشور تولید کنندۀ اتومبیل است: ایران، پاکستان و ترکیه، از قبل به من واگذار شده بود که من بر اساس سه گزارش دریافتی از این کشورها، آن را تهیه و به کنگره ارائه دادم (لازم به توضیح است که من همراه این گزارش تعدادی از عکس های ایران خودرو و مبارزات کارگران را ضمیمه کرده بودم، اما هنگام ارائۀ گزارش و نمایش عکس ها به روی پرده، عکس های نامربوط و عجیب دیگری هم که گویا از اینترنت گرفته بودند، نمایش داده شد، که بعداً مورد اعتراض من قرار گرفت). لینک های گزارشات 5 قاره به زبان آلمانی و اسپانیایی همراه با تصاویر و آمار و ارقام و نمودارها و نقشه ها و ... غیره ضمیمه است. مجموعۀ گزارشات و اسناد کنگره نیز به زبان های آلمانی، انگلیسی و اسپانیایی در وبسایت به آدرس زیر موجود است:
Infos:www.iaar.de
در بعد از ظهر این روز، 6 ورکشاپ کنسرن ها همزمان و به موازات هم در سالن های جداگانه با شرکت کارگران هر یک از این کنسرن ها از کشورهای مختلف و سایر داوطلبین تشکیل شد، که در هریک از آنها بین 30 تا 100 نفر شرکت کرده بودند، عمدتاً پیرامون وضعیت عمومی این کنسرن ها میزان تولید و سرمایه گذاری ها و شرایط کار و میزان دستمزد و همچنین بستن کارخانجات و صدور سرمایه و تولید به خارج و اخراج ها و تحمیل فشارها به کارگران و حذف یا کاهش بسیاری مزایا و ... پرداختند. این کنسرن ها عبارت بودند از:
جنرال موتور، اُپل و پ اس آ – دایملر، نیسان و رنو – فولکس واگن، سِآت، آودی، اشکودا، پُرشه و مان – فورد – ب ام وِ – بوش و قطعه سازان.
در پایان شب، جشن افتتاحیۀ کنگره با هنرنمایی هنرمندانی از کشورهای مختلف با اجرای سرود، آواز، موسیقی، مسابقات سرگرمی و هوش و نمایش فیلم و ... برگزار شد.
صبح جمعه ادامۀ ورکشاپ ها و سپس گزارش هر یک به اجلاس عمومی ارائه شد و بحث های همه جانبه و مفیدی پیرامون آنها صورت گرفت، از جمله پیشنهاد راهکارهایی برای مبارزه با بستن کارخانجات و حمایت از کارگران بی کار شده این کارخانجات و برنامه ای عمومی برای مقابله با بی کارسازی های فله ای.
در بعد از ظهر همزمان با برنامۀ بازدید علاقمندان از کارخانۀ دایملر، جلساتی نیز پیرامون موضوعات زیر تشکیل شد: مبارزه برای حق اعتصاب، بحث پیرامون برنامۀ "ایندوستری – 4" (برنامۀ توسعۀ اتوماتیزاسیون و رباتیزه کردن گستردۀ کارخانجات و پیامدهای وخیم آن در کار و زندگی کارگران)، صدمات انرژی هسته ای برای کارگران ، نفوذ و نقش کنسرن ها در حکومت های دیکتاتوری نظامی در آمریکای جنوبی، گزارش تجارب مبارزات کارگری در ترکیه با نمایش فیلم، برنامه ریزی تکمیل و توسعۀ صفحۀ اینترنتی کارگران اتومبیل سازی، معرفی سازمان "همبستگی بین المللی" (با "سولیداریتی سنتر" اشتباه نشود!) که از جمله خدماتش ارائۀ امور ترجمه در چنین مجامعی است و در همکاری تنگاتنگ، امور ترجمه های این کنگره را بر عهده داشت.
به دنبال آن جمعیت برای شرکت در یک تظاهرات برنامه ریزی شده از طرف کمیتۀ همآهنگی با شعارهای متنوع و پرچم ها و پلاکارت ها و دستۀ موزیک و ... به شهر رفته و با پیوستن کارگران و سایر مردم شهر، تظاهرات عظیم و کم نظیری در این شهر برگزار شد (به عکس های ضمیمه مراجعه شود)
در آخر شب نیز شب سرودهای بین المللی برگزار شد، که به دعوت ما هنرمند کُردمان سانان نیز شرکت داشت و با خواندن سرودی برای کوبانی، همراه با رقص و پایکوبی شوری در مجلس برپا کرد، هرچند مشکلات تکنیکی او را اذیت و ما را شرمنده کرد!
در روز شنبه، 8 کمیسیون همزمان با موضوعات زیر تشکیل شد:
- همبستگی بین المللی در مبارزه علیه بستن کارخانجات و اخراج های فله ای.
- خطر ضایعات جهانی محیط زیست در صنایع اتومبیل سازی در رابطه با آلودگی هوا و از بین بردن مواد خام.
- چگونه به وحدت کارگران دست می یابیم، تجاربی از اتحادیه های متحد و اتحادیه ها با وظایف چندگانه.
- سلامت و بهداشت در محیط کار و استثمار مضاعف نیروی کار انسانی.
- مبارزه برای کسب حق ایجاد اتحادیه های مستقل و فعالیت سیاسی، علیه تعقیب و فشار سیاسی بر اتحادیه ها.
- موضوع اصلاحات یا انقلاب، بحثی که طی 150 سال گذشته برای ارائۀ یک آلترناتیو اجتماعی در جنبش کارگری مطرح بوده و ادامه دارد.
- نقش و قدرت زنان در کار.
- قراردادهای پیمانی، موقتی و ... و کارخانجات وابسته (به اصطلاح مادر – دختر) شرایطی برای ایجاد تفرقه بین کارگران می باشند.
شرکت کنندگان در این کمیسیون ها با احساس مسئولیت، عمیقاً به بحث و تبادل نظر پیرامون این موضوعات پرداخته و سخنگویان هر یک از این کمیسیون ها عصر هنگام جمعبندی کار کمیسیون خود را به اجلاس عمومی ارائه دادند که در سئوال و جواب و بحث های عمومی هریک از آنها تدقیق و تکمیل شدند.
در پایان اتحادیۀ زنان "کوراژ" که نقش برجسته ای در سازماندهی و بسیج زنان کارگر برای شرکت در این کنگره داشتند، خود را معرفی کرده و با گزارش اولین کنفرانس بین المللی زنان که دو سال پیش در ونزوئلا برگزار شده بود، (زنده یاد منیژه همسر من نیز در آن کنگره حضور فعالی داشت) اعلام کردند که کنفرانس دوم سال آینده در نپال برگزار خواهد شد و از همه برای شرکت در آن دعوت به عمل آوردند.
در پایان این شب، جشن پایانی کنگره به شکل بسیار زیبا و چشمگیری به کمک تکنولوژی پیشرفته و برنامه های متنوع موسیقی توسط چند ارکستر کامل، سرود و کُر خوانی، برنامه های آکربات و ورزشی، شعر خوانی و اجرای برنامه های کُمدی و رقص دسته جمعی برگزار شد که شور و نشاط فوق العاده ای برانگیخت.
در روز پایانی کنگره یکشنبه، ابتدا قطعنامۀ عمومی کنگره که بیش از دو سال پیرامون آن بحث و کار شده بود و قبلاً به اطلاع همگان رسیده بود، به بحث نهایی و رأی گیری گذاشته شد. که با بعضی اصلاحات در میان شور وهیجان عمومی به اتفاق آراء تصویب شد. در این سند تصویب شد که کنگرۀ دوم در سال 2019 احتمالاً در اسپانیا برگزار خواهد شد. (ترجمۀ فشردۀ این سند ضمیمه است). آنگاه متن اصول سازمانی نیز که از قبل تهیه و در اختیار همگان گذاشته شده بود به بحث گذاشته شد و با توضیحات و رأی ممتنع من، این سند به رأی گیری دوم کشیده شد که در این دور با 8 رأی مخالف و 15 رأی ممتنع با اکثریت آراء به تصویب رسید.
به دنبال آن خلاصۀ 7 قطعنامۀ اختصاصی پیشنهادی کشورها از جمله ایران قرائت شد و همگی به اتفاق آراء تصویب شدند.(ذیلاً در مورد قطعنامۀ ایران توضیح داده خواهد شد و متن آن نیز ضمیمه است).
آنگاه هیئت همآهنگی بین المللی دور جدید انتخاب شدند با ترکیب دو نماینده از آلمان، دو نماینده از اسپانیا و از کشورهای آمریکا، برزیل، کلمبیا و آفریقای جنوبی و هند هر یک با یک نماینده. اما چون در این جمع نماینده ای از زنان کارگر حضور نداشت یکی از فعالین زن از آلمان نیز کاندید و به این هیئت اضافه شد. انتخاب این هیئت در میان شور و کف زدن حضار به اتفاق آراء به تصویب رسید. دو نفر بازرس نیز برای نظارت بر کار هیئت همآهنگی و کشورهای عضو انتخاب شدند.
سپس اعضای هیئت همآهنگی قبلی یک بار دیگر معرفی و از زحمات آنها قدردانی شد و به عنوان یادبود هدایایی به آنها تقدیم شد. بعد، از تمام گروه های تدارک و کمک کننده به برگزاری موفقیت آمیز این کنگره: میزبانان، گروه ترجمه، گروه فنی نور و صدا، عکاس و فیلمبردار، گروه تبلیغات، گروه های هنری، آشپزخانه، نظافتچی ها، امور چاپ و کپی و غیره با معرفی هریک و هدیه کردن دسته های گل در میان کف زدن ها قدردانی شد.
در پایان به عنوان حُسن ختام سرود جبهۀ واحد کارگری اثر برتولت برشت با همآهنگی زیبائی همراه گیتار به زبان های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و فارسی (توسط اینجانب!) اجرا شد و بدین ترتیب این کنگرۀ تاریخی با در آغوش کسیدن نمایندگان و بوسه ها و گره کردن مشت ها و شعارهای همبستگی و تبادل آدرس و قرار مدارها با موفقیت تمام به پایان رسید.
کل هزینۀ برگزاری این کنگره 50 هزار اُیرو برآورد شده بود که با جمع آوری کمک های مالی از طریق فروش قبض های کمک و در آمدهای خود کنگره با کسری حدود 2 هزار اُیرو تآمین شده بود. لذا در کنگره از تمام هیئت های نمایندگی و سایر سازمان های شرکت کننده درخواست شد که از جمع آوری کمک های مالی اختصاصی خودداری کرده و تنها برای صندوق مالی کنگره جهت تأمین کسری موجود، کمک ها جمع آوری شود که با استقبال و احساس مسئولیت همگانی مواجه شد و در طول آن چند روز کمی بیشتر از این مبلغ جمع آوری و آن کسری نیز تأمین شد. به این دلیل چیزی نصیب ما برای کمک به خانوادۀ کارگران زندانی ایران نشد!
در خارج از سالن ها در فضای باز اما سرد و گاهاً بارانی، نمایندگان کشورها و سازمان ها میزهای اطلاعاتی و کتاب بسیاری برقرار کرده بودند که اغلب اشیاء تزیینی یا کارهای دستی و خوراکی یا نوشیدنی هم به معرض فروش گذاشته بودند که درآمد آنها را تماماً برای کمک به هزینه های کنگره اختصاص داده بودند.
دستآوردها و آنچه در این کنگره در رابطه با ایران گذشت:
- ما نیز به اتفاق رفقای "انجمن دوستی خلق های آلمان و ایران – اشتوتگارت" یک میز اطلاعاتی مشترک گذاشته بودیم که شامل اطلاعیه های این انجمن، پیام از ایران به کنگره، پیام مشترک ما به کنگره، اطلاعیۀ نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران در مورد قتل شاهرخ زمانی، شماره اول بولتن انگلیسی نهاد ها و آخرین شمارۀ "اخبار کارگری از ایران" نشریۀ رفقای اتحاد بین المللی و ... به زبان های آلمانی و انگلیسی همراه با شعارها و پوسترها وعکس هایی از شاهرخ زمانی و سایر فعالین کارگری زندانی و لیست جمع آوری امضاهای اعتراضی به تعقیب و آزار فعالین کارگری و قتل شاهرخ زمانی بود.
- پیامی که از طرف نهادها به این کنگره ارسال شده بود، مورد توافق رفقای انجمن اشتوتگارت هم قرار گرفت و این پیام را مشترکاً ارائه دادیم، اما چون وقتی برای قرائت هیچیک از پیام ها نبود و تنها آنها را ضبط کردند که بعد در مجموعۀ اسناد کنگره منتشر کنند، ما آن را به زبان های آلمانی و انگلیسی ترجمه کرده و به میزان وسیع در میان جمعیت پخش کردیم. (متن این پیام ضمیمه است).
- مسئلۀ قتل شاهرخ زمانی به اشکال مختلف و مکرراً در کنگره مطرح و تبدیل به مسئلۀ عمومی شد. علاوه بر پخش وسیع اطلاعیۀ نهادها در مورد شاهرخ به زبان های آلمانی و انگلیسی، من عکس بزرگ شاهرخ را در طول کنگره به گردن آویخته بودم که مورد توجه و نگاه همگان بود و اغلب می آمدند به نشان همبستگی و همدردی به عکس او دست می کشیدند و یا می بوسیدند و با من در مورد او، جایگاهش و چگونگی و چرایی قتلش گفتگو می کردند. در شبی که برنامۀ سرودهای بین المللی اجرا شد من با عکس شاهرخ به گردن به روی صحنه رفته و سرود "جبهۀ واحد کارگری" برشت را با همراهی پیانو خواندم (متن این سرود به ضمیمه است) و قبل از آن با بالا بردن عکس شاهرخ اعلام کردم که من این سرود را در بزرگداشت و یاد شاهرخ می خوانم که تمام تلاشش برای وحدت طبقۀ کارگر بود و جان خود را بر سر این راه گذاشت.
- ارائۀ قطعنامۀ پیشنهادی با مشورت با رفقای انجمن و رفیق همراهمان بهروز خباز، شامل سه بند عمده:
1 – اعزام یک هیئت حقیقت یاب مستقل بین المللی به ایران پیرامون تحقیق در مورد علل قتلهای مشکوک در زندان بویژه در مورد شاهرخ زمانی و شناسایی و محاکمۀ آمرین و عاملین آنها.
2 – آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران و سایر زندانیان سیاسی و توقف تعقیب، سرکوب، زندان، شکنجه و قتل آنان .
3 – برسمیت شناختن حق ایجاد تشکلات مستقل کارگری و آزادی فعالیت های سیاسی.
این قطعنامه به اتفاق آراء تصویب شد (متن کامل آن ضمیمه است). در ارتباط با بند اول این قطعنامه اکنون دیگر وظیفۀ پیگیری و به اجرا در آوردن آن به عهدۀ تمامی تشکلات و فعالین کارگری داخل و خارج است، که با ارسال نامه هایی به هیئت همآهنگی جدیدِ کارگران خودرو سازی به آدرس زیر، ضمن استقبال و قدردانی از تصویب این قطعنامه، خواهان تلاش و تدارک برای تعیین این هیئت حقیقت یاب در همکاری با مراجع کارگری سایر کشورها در اسرع وقت بشوند.
E-Mail: info@iaar.de
(لطفاً نسخه ای از نامۀ خود را برای اینجانب نیز بفرستید تا بتوانم در ارتباط مستقیم با آنها نامه های ارسالی را پیگیری کنم).
- پیرو بحثی که در جمعبندی از گزارشات قاره ای کرده و پیشنهاد فعالیت های مشترک منطقه ای را دادم، با نمایندگان هند، پاکستان و ترکیه نشست مشترکی داشته و با طرح پیشنهاداتی که مورد تأیید و استقبال آنان قرار گرفت، هیئت مؤسس پایه گذاری سنگ بنای یک اتحادیه ی منطقه ای را تشکیل داده و با قرار و مدارها و مبادلۀ آدرس ها و شیوۀ ارتباطات، قرار شد که با مشورت با سایر فعالین و تشکلات کارگری هر کشور و تدارک برای برنامه های آینده، اولین نشست رسمی را در دو هفتۀ آینده برگزار کنیم. خبر این امر را که درجا در همان کنگره موفق به تشکیل آن شدیم، در اجلاس عمومی کنگره اعلام کردم که با تشویق و تبریک و استقبال شورانگیز حضار مواجه شد. امیدوارم با همکاری و حمایت فعالین و تشکلات داخل، این گام در آیندۀ نزدیک بتواند با عضویت رسمی تشکلات واقعی کارگری هرکشور، به اتحادیه ای واقعی، رسمی، معتبر و فعال تبدیل شود.
- در این کنگره فرصتی به دست داد که با یکی از مسئولین اولین کنگرۀ جهانی کارگران معادن، که سال گذشته در پرو برگزار شد و خود ایشان نیز حضور داشته، آشنا بشوم و با اطلاعاتی که در مورد کارگران معدن ایران دادم، قرار شد منظماً از طریق ایشان اخبار کارگران معادن در کشورهای مختلف برای ارسال به فعالین کارگری معادن در ایران ارسال شود و متقابلاً اخبار مبارزات کارگران معادن ایران برای ایشان ارسال شود تا در نشریاتشان منتشر شود. و در مرحله ای ارتباط مستقیم بین آنها برقرار شود. کنگره دوم این کارگران نیز سال آینده درهند برگزار خواهد شد. جزوۀ گزارشات اولین کنگره به زبان آلمانی را از ایشان دریافت کردم که جهت ارسال آن به ایران، نیاز به همکاری رفقایی است که بتوانند آن را به فارسی ترجمه کنند. برای ادامۀ این همکاری ها و همچنین همکاری ها در سطح منطقه نیاز جدی به همکاری رفقای مترجم زبان آلمانی و انگلیسی است، چون من به تنهایی و با زبان الکنم اصلاً قادر به انجام کار زیادی نخواهم بود، امیدوارم رفقا با توجه به اهمیت بسیار بالا و ضروری این ارتباطات، از همکاری دریغ نکنند.
- مرا برای دور جدید هیئت همآهنگی مجدداً کاندید کردند، ولی من با توضیح این که من نه کارگر اتومبیل سازی هستم و نه تازه از ایران آمده ام و نه کسی مأموریت نمایندگی را به من داده، مجاز نیستم و صلاحیت ندارم که چنین مسئولیتی را بپذیرم و به حق می توانم مورد اعتراض فعالین کارگری داخل و خارج قرار بگیرم که چه کسی این حق را به تو داده؟ دفعۀ قبل استثناً تا آمدن نمایندگان واقعی از ایران به طور موقت، علی البدل و با یک وظیفۀ مشخص جهت تلاش برای آمدن یک هیئت نمایندگی از ایران، این وظیفه را پذیرفتم که حتّا به آن هم مجاز نبودم، حال دیگر تکرار آن خطایی بزرگ و نابخشودنی خواهد بود و به این ترتیب از پذیرفتن این پیشنهاد امتناع کردم.
این مجموعه ای ازدست آوردهای ماو موضوعاتی بود که دررابطه با ایران در این کنگره مطرح شد.
خوانندگان این گزارش حتماً متوجه شدند که این گزارشی عمدتاً پیرامون روند کار کنگره و فضای آن بود و کمتر مباحث و برنامه ها و مصوبات مطرح شده اند. برای اطلاع از این موارد می توان به وبسایت مربوطه به آدرس زیر مراجعه کرد که تمامی اسناد مربوطه به زبان های آلمانی، انگلیسی و اسپانیایی منتشر شده و کسانی که با این زبان ها آشنایی ندارند، باید منتظر همت رفقای مترجم باشند که به من یاری برسانند تا بتوانیم آنها را تدریجاً به فارسی ترجمه و منتشر کنیم.
Infos:www.iaar.de
ولی علی الحساب می توانم بحث های خودم را که در چند نوبت پیرامون موضوعات مختلف صحبت کردم، جهت اطلاع و نقد شما عزیزان برایتان بنویسم:
- در هنگام جمعبندی از گزارشات قاره ای، ضمن برشمردن مشکلات مشترک کارگران در اکثر کشورها، از آنها به عنوان :درد مشترک" یاد کردم و اضافه کردم که درمان این دردها نیز منوط به کار و مبارزۀ مشترک ما برای کسب و دفاع از حقوقمان است. اما این کاری ساده و از امروز به فردا نیست و باید با استراتژی قدم به قدم و منطقه به منطقه این راه طولانی را بپیمائیم. یعنی ابتدا در یک پروسه ای در سطح مناطق مختلف که دارای اشتراکات و نزدیکی بیشتری هستند، اتحادیه های محلی را برای همکاری و همبستگی های نتگاتنگ ایجاد کنیم (مثلاً در مناطق خاورمیانه، آمریکای شمالی، جنوبی و مرکزی، همچنین اروپا و سایر مناطق)، سپس پس از کسب تجربه و انسجام کافی، این فعالیت ها را به سطح قاره ای ارتقاء دهیم و سرانجام تا کنگره بعدی به سطح جهانی برسیم، ضمن این که همزمان و از همین حالا نیز از فعالیت در سطح قاره ای و جهانی نیز در حد امکان غافل نباشیم. (در همین رابطه بود که به عنوان اولین اقدام، موفق به تشکیل هیئت مؤسس همکاری های منطقۀ خاورمیانه در همانجا شدیم).
- هنگام بحث پیرامون موضوع کمیسیون "چگونه به وحدت کارگران دست می یابیم، ..." گفتم: خیلی ساده است، باید از کارفرمایان و سرمایه داران بیاموزیم. ببینیم چگونه آنها برای دفاع از حقوق خود که چیزی بجز کسب سود هرچه بیشتر نیست که عمدتاً با پائین نگه داشتن و یا عدم پرداخت دستمزدهای ما و قراردادهای ضدکارگری با حمایت دولت های سرمایه داری به دست می آورند، خود را سازماندهی می کنند و انواع تشکلات و اتحادیه ها و سازمان ها را در سطح محلی، کشوری و قاره ای و جهانی ایجاد می کنند. ما هم همین کار را بکنیم. ما هم منافع مشترک داریم، چرا مثل آنها تشکلاتمان را ایجاد و تقویت نکنیم و گسترش ندهیم. اولین منافع مشترک ما همین دستمزدهاست. دستمزد یعنی بهای نیروی کاری که ما مانند یک کالا به سرمایه دار می فروشیم. او خریدار است و ما فروشنده. چرا برخلاف مناسبات تمامی فروشندگان و خریداران کالاها، سرمایه دار باید قیمت نیروی کار ما را تعیین کند!؟ یک نانوا خودش قیمت نانش را تعیین می کند و مثلاً می گوید نانک دانه ای 25 سنت، سبزی و میوه فروش می گوید سیب کیلویی 2 اُیرو، یک دسته پیازچه 65 سنت و ... خریدار یا می خرد یا به دکان دیگری می رود و یا از خرید صرفنظر می کند، کمتر امکان چانه زنی هم هست. خُب حالا کارگران که با نیروی کارشان تولید کنندۀ تمامی کالاهای موجود هستند، درنتیجه بزرگترین فروشندگان مهمترین کالا یعنی نیروی کارشان هم هستند، چرا نباید نرخ کالایشان را خودشان تعیین کنند؟ مغازه های ما برای فروش این کالا، کارگاه ها و کارخانجات محل کارمان است. چرا نباید ما هم به روی کالایمان اتیکت بزنیم و نرخ آن را خود تعیین و اعلام کنیم. این چه سیستم وارونه ایست که خریدار کالای ما بگوید قیمت نیروی کار ترا من تعیین می کنم. این سیستم تنها به این دلیل به ما تحمیل شده که ما متأسفانه هنوز به درک منافع مشترک خود بطور واقعی نرسیده ایم. درک چنین اشتراکاتی درست همان چگونگی وحدت و سازماندهی متناسب با آن را به ما نشان می دهد، همانطور که سرمایه داران به این درک رسیده و صدها سازمان خود را برای سوار شدن بر دوش ما و کشیدن آخرین رمق جانمان بنا کرده اند. متحد شویم، سازماندهی کنیم و این دنیای وارونه را از نو بسازیم.
- در بحث پیرامون اصول سازمانی که این حرکت را "یک جنبش رزمندۀ مترقی و ... متشکل از افراد، گروه ها، انجمن ها، سندیکاها و اتحادیه ها و ..." معرفی کرده بود، در حالی که تمام بندهای بعدی مربوط به یک سازمان و تشکل بود، از جمله عضویت، حقوق و وظائف اعضاء، ارگان ها، سازماندهی و غیره. من ضمن استقبال و تأیید این اصول و بندها، اظهار داشتم که در این سند یک تناقض جدی وجود دارد و آن بین مفهوم جنبش و سازمان است. این بندها هیچ کدام شامل یک جنبش نیست، بلکه همه اصولی تشکیلاتی و سازمانی هستند. ما تا حالا هم تشکیلاتی اولیه و نیم بند داشتیم که با این اصول در حال تکامل است و باید از این نیز تکامل یافته تر شود. چگونه می توان چنین اهداف و برنامه های گسترده در سطح جهانی را بدون سازمانی قوی و رزمنده و تنها به صورت جنبشی هدایت کرد.
توضیح دادند که این جنبش هم خود نوعی سازمان در سطح پائینی است. گفتم اگر چنین است، پس این نوع "سازمان" هم جایش در ردیف همان گروه ها و سندیکاها و اتحادیه هاست یعنی این حرکت شامل جنبش ها هم هست و لذا نمی توان همۀ این تشکلات را زیر عنوان جنبش تعریف کرد. شاید بتوان این مجموعه را یک چتر و یا کنفدراسیونی شامل تمامی این تشکلات تعریف کرد. (این بحث دلیل رأی ممتنع من هنگام رأی گیری و رأی گیری بعدی شد).
- یک حرکت با مزه هم کردم: بعد از خواندن سرود جبهۀ متحد کارگری، غیر از شعار زنده باد همبستگی جهانی کارگری، که شعار عمومی کنگره بود، من شعار "پرولتاریا و خلق های تحت ستم جهان متحد شوید" را به زبان آلمانی دادم، متحد شوید را سه بار تکرار کردم و بعد به فارسی فریاد زدم: لامصبا!!!
عزیزان، به علت آماده نبودن ترجمه ها و حجم زیاد عکس ها، علی الحساب، آنچه را که آماده است در این ایمیل ضمیمه کرده و تقدیمتان میکنم و سایر مطالب را در فرصتی دیگر خواهم فرستاد.
از سئوالات، پیشنهادات و انتقادات شما صمیمانه استقبال خواهم کرد.
شاد و موفق باشید.
سیامک مؤیدزاده، 2 آبان 1394 – 24 اکتبر 2015
به اولین کنگره کارگران اتومبیل سازی جهان

رفقا، دوستان و همکاران گرامی،
با درودهای همبستگی

"نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور" و "انجمن دوستی خلق های آلمان و ایران – اشتوتگارت"، با نهایت خوشحالی برگزاری اولین کنگرۀ سراسری شما یاران را صمیمانه شادباش می گوید.
برگزاری این کنگرۀ بزرگ حاصل 17 سال کار پرتلاش و پیگیر شما طی 7 کنفرانس مشورتی است که در این اجتماع به هدفتان برای متشکل کردن و همبستگی جهانی کارگران خودروسازی نائل شده اید.
اقدام شما یک گام مهم برای همبستگی سراسری کارگران جهان در تمام رشته ها برای مبارزه ای متحد و همبسته علیه نظام استثمارگر سرمایه داری حاکم بر جهان کنونی است.
کارگران ایران نیز که در تحت شدیدترین استثمار، سرکوب و بی حقوقی مطلق هستند، در کنار شما با مسرت از برگزاری این کنگره استقبال کرده و موفقیت شما یاران را آرزو می کنند.
زنده باد همبستگی بین المللی کارگران
پیروز باد اولین کنگره جهانی کارگران خودروسازی

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران – خارج کشور
انجمن دوستی خلق های آلمان و ایران – اشتوتگارت
تاریخ: 10 اکتبر 2015


ایمیل آدرس : nhkommittehamahangi@gmail.com

خبار تکمیلی 4 شهریور

اعتصاب 10 هزار کارگر کارخانه کامیون سازی کنسرن دایملر – بنز واقع در "سائو برناردو دو کامپو"، برزیل در اعتراض به حکم اخراج 1500 تن از همکارانشان


هنوز دو روزی از اعتصاب موفقیت آمیز 12 روزۀ کارگران اتومبیل سازی جنرال موتورز در سائوپولو برزیل در اعتراض به اخراج 798 کارگر نگذشته که خبری مشابه در ابعادی گسترده تر از همان رشته و در همان کشور به گوش می رسد.
این بار سهامداران کنسرن دایملر – بنز در سائوبرناردو دو کامپو، به بهانۀ نداشتن بازار فروش، برای حفظ سرمایه های خود تصمیم به اخراج 1500 کارگر در اول ماه سپتامبر گرفته اند. در حالی که همین کنسرن در حال تأسیس کارخانۀ عظیم تری در برزیل است! این غارتگران آن چنان حریصند که حتّا نمی خواهند از تجربۀ اخیر اعتصاب کارگران جنرال موتور عبرت بگیرند. اما علارغم تلاش رهبران محافظه کار اتحادیۀ کارگران این مجتمع بزرگ تولیدی برای سازش با صاحبان سرمایه، 10000 کارگر مبارز این کارخانه با اعلام اعتصاب نامحدود و ایستادگی بر سر جلوگیری از اخراج ها و دفاع از حق امنیت شغلی و با آموزش از تجربۀ همکاران خود در جنرال موتور، درس دیگری به سرمایه داران متجاوز به حقوق کارگران خواهند داد.


منبع: Stuttgarter Zeitung, 24. August 2015
۱۳۹۴/۰۶/۰۴

اطلاعیه نهاد های همبستگی
درمحکومیت دستگیری فعالان کارگری و شعارهای فاشسبتی "خانه کارگر"در ایران و درپشتیبانی ازاعتراضات سراسری معلمان درهفدهم

اردیبهشت ۹۴
کارگران و زحمتکشان ایران
بسياري از فعالان کارگری درآستانۀ اول ماه مه دستگير شدند. از جمله ؛ ابراهیم مددی، داود رضوی، محمود صالحی، عثمان اسماعیلی،پدرام نصراللهی و ... دستگیر و زندانی شدند و همچنین تعدادی از جمله اسماعیل عبدی ، جعفر عظيم زاده و شیت امانی را احضار و تهدید به زندان کرده اند.
به علاوه مأموران امنیتی به منازل بکتاش آبتین و رضا خندان (مهابادی) از اعضاي كانون نويسندگان يورش بردند و از آنان بازجويي نموده اند.
هم چنين عليرضا هاشمي دبير كل سازمان معلمان ایران، دستگير و به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
همین حد ازدستگیری ها واحضار فعالان کارگری و معلمين مبارز واعضاي کانون نویسندگان وایجاد فضای امنیتی در سنندج و دیگر شهرک های صنعتی، نشان از وحشت نظام کارگرستیز جمهوری اسلامی ایران دارد. تا با ایجاد رعب و وحشت ، مانع از تحرکات مستقل کارگران ایران گردد.
درچنین فضایی که با تهدید وبگیرو ببند فعالین مستقل همراه بوده است، خانه کارگری ها، این مزدوران سرمایه، در روز اول ماه مه تظاهراتی را با هماهنگی با دولت از محل خانه کارگر تا محل نماز جمعه، از جمله با شعارهای نژاد پرستانه "کارفرما حیا کن، افغانی را رها کن" و عکس هایی از علی خامنه ای سازمان دادند. بدين ترتيب آنها مذبوحانه تلاش كردند که کارگران افغانستانی، این ستمكشيده ترين و بی حقوق ترین بخش طبقه کارگر ایران را سپربلای خشم کارگران "ایرانی" و به انحراف کشاندن مشکل بیکاری و معضل بیکارسازی های گسترده کارگران کنند.
ازسوي ديگر درچنین هنگامه ای، بیانیه "شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان" برای بار چهارم معلمان سراسرکشوررابرای شرکت دراعتراضات سراسری درهفته معلم در تاریخ ١٧ اردیبهشت ۹۴ فراخوانده است. پس از اعتراضات سراسری سوم وهشتم اسفند و نیز اعتراض سراسری بیست وهفتم فروردین،این چهارمین فراخوان برای اقدام سراسری جنبش مطالباتی معلمان ایران است.
نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج از کشور، با اعلام پشتیبانی از فراخوان معلمان و مطالبات آنان ، برای اقدامات سراسری ١٧ اردیبهشت ،خواهان آزادی فوری و بی قیدوشرط همه فعالین کارگری زندانی درارتباط با اول ماه مه امسال ومعلمان زندانی رسول بداقی،علیرضا قنبری، سید محمود باقری،علیرضا هاشمی و نیز کلیه کارگران زندانی مانند: منیژه صادقی، فعال حقوق زنان وحقوق کودکان و کارگری، بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی، شاهرخ زمانی ،کوروش بخشنده، سعید شیرزاد، حامد محمود نژاد، رضا شهابی زکریا،رضا امجدی، نظام صدقی،یوسف آب خرابات،واحد سیده، ریبوار عبداللهی، مهدی فراحی شاندیز عصو کمیته پیگیری و دیگرانی که که درحال گذراندن محکومیت های سنگین خود در زندان ها هستند و کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج ازکشور


nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/
چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ برابر با ۰۶ می ۲۰۱۵

حمایت سندیکاهای کارگری انگلیسی از کارگران سندیکایی ایرانی



سازمان کودیر در انگلیس با انتشار یک بیانیه در عصر روز پنج شنبه گذشته ( 9 آبان)از نامه خانواده رضا شهابی در رابطه با خواست آزادی این سندیکالیست مقاوم حمایت و خواهان گسترش مبارزه سندیکا ها برای آزادی فوری او شد. اتحادیه کارگران راه آهن و حمل و نقل (آر.ام.تی.) بر پایه بیانیه کودیر در روز پنج شنبه گذشته 31 اکتبر، در روز جمعه 1 نوامبر ( 10 آبان)حمایت خود از کارزار کودیر را اعلام کرد و از «آی.تی.اف.» (فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل) و « وِ.اف. ت. او.» فدراسیون جهانی خواست که در این مورد اقدام کنند. فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل روز شنبه 2 نوامبر( 11 آبان ) نامه ای خطاب به آقای روحانی رییس جمهور نوشت و رونوشت آن را به سندیکای شرکت واحد فرستاد.
همچنین اتحادیه هنرپیشه ها و کارگردانان انگلیس ( اکوئتی) و «بکتو» (اتحادیه کارگران و تکنسین های سینما، تئاتر و تلویزون انگلیس) با انتشار بیانیه مطبوعاتی در سایت های خود، محکومیت به زندان پگاه آهنگرانی را محکوم کرده و خواهان آزادی او شده اند.
کنگره اتحادیه های کارگری انگلستان در بیانیه ای از اقدامات کودیر و مشخصاٌ کارزار دفاع از آزادی شهابی و همچنین پگاه آهنگرانی حمایت کرد و در روز 2 نوامبر ( 11 آبان ) مطلبی در این رابطه منتشر کرده اند.

سندیکای کارگران فلزکار ومکانیک ضمن سپاسگزاری از خواهران برادران سندیکایی انگلیسی اعتقاد راسخ دارد که این حمایت ها به همبستگی بیشتر کارگران ایرانی و انگلیسی منجر خواهد شد.

با امید بهروزی زحمتکشان سراسر جهان

سندیکای کارگران فلزکارومکانیک 15 آبان

اعتصاب عمومی، رژیم کلمبیا را به زانو درآورد!


مینا زرین
آدينه ۲۲ شهريور ۱٣۹۲ - ۱٣ سپتامبر ۲۰۱٣

جنبش اعتصابی در کلمبیا در ماه آگوست ۲۰۱٣ بحدی گسترده و وسیع بود که منجر به از دست دادن کنترل اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور توسط خوان مانوئل سانتوس رئیس جمهور کلمبیا گردید. دوشنبه ۲ سپتامبر تمام اعضای دولت کلمبیا استفعا دادند بدون اینکه انتخابات جدیدی را اعلام بکنند. انتظار میرود که انتخابات جدید در بهار سال ۲۰۱۴ صورت بگیرد.
دهقانان، کارگران معدن ، رانندگان ، کارکنان بخش بهداشت و درمان و اساتید دانشگاه در ماه آگوست یکی از بزرگترین اعتصابات در تاریخ معاصر کلمبیا را دامن زدند. در طی این اعتصاب تاریخی گروه های مختلف اجتماعی – کارگران،دهقانان،زنان و ..... - از اشکال گوناگون مبارزه همچون بستن جاده ها، درگیریهای خشونت آمیز و غیره استفاده کردند و صدها نفر هم دستگیر شدند.
در خیابان، اعتصاب کنندگان با استقبال عمومی مردم روبرو شدند، مردمی که خواسته های مشترکی با اعتصاب کننده کنندگان داشتند آنهم مبارزه علیه سیاستهای نئولیبرالی سرمایه داری دولت حاکم می باشد.
برای یک مدت طولانی، خوان مانوئل سانتوس رئیس جمهور کلمبیا حاضر به اذعان اهمیت این اعتراضات نبود.بعد از اینکه تمام دولت سانتوس در دوم ماه سپتامبر استعفا داد،برای همه روشن شد که نا آرامی های اجتماعی کلمبیا یک واقعیت است،مسئله ای که سالیان طولانی نادیده گرفته شده است.
میلیتاریزه کردن جامعه و دستگیری رهبران کارگری
قبل از اینکه دولت کناره گیری و استفعا بکند، خوان مانوئل سانتوس رئیس جمهور، با اعتراضات به مقابله پرداخت. بخصوص بوگوتا(پایتخت) شاهد درگیری خیابانی شدید شد. جوانان مبارز با پلیس بشدت درگیر شدند.
به دستور رئیس جمهور سانتوس ٣۰ آگوست، 50000 سرباز در سراسر کلمبیا مستقر شدند. آنها برای سرکوب اعتراضات به 20000 پلیس پیوستند.از زمانی که اعتراضات شروع شد،۹ نفر کشته و حدود ٨۰۰ نفر مجروح شده است.بیش از ۵۰۰ نفر بازداشت شده اند. یکی از بازداشت شدگان Hubert Ballesteros، یکی از رهبران برجسته جنبش اتحادیه های کارگری کلمبیا می باشد.
Ballesteros تا قبل از دستگیری اش یکی از اعضای تیم مذاکره کننده از جانب اعتصابیون و معترضان با رژیم کلمبیا بود. او یکی از اعضای ارشد بزرگترین سازمان کارگری کلمبیا CUT است که به همراه سازمان مشترک دهقانان FENSUAGRO اعتصابات و اعترضات را سازماندهی کرده اند .Ballesteros از ۲۵ آگوست در بازداشت بسر می برد و به او اتهام "شورشی" و "تامین مالی عملیات تروریستی" زده اند.اینگونه اتهامات یکی از تکنیک های آشنا و قدیمی رژیم کلمبیا است که فعالین سیاسی،کارگری،دهقانی و ..... را به تروریسم متهم می کند.
سانتوس – رئیس جمهور کلمبیا - همزمان با سو استفاده از شرایط بجود آمده بخاطر اعتصابات و اعترضات عمومی به Marcha Patriótica جنبش اجتماعی - سیاسی سراسری کارگران، دهقانان،زنان،دانشجویان،معلمان و..... حمله کرده است و به آنها همچون همیشه اتهام "تروریست " بودن را زده است.
سانتوس - رئیس جمهور - همچنین Marcha Patriótica را متهم می کند که از سازش میان اعتصاب کنندکان و دولت جلوگیری کرده است و همزمان مردم را برای ادامه اعترضات تحت فشار قرار داده است.
دلایل اعتراضات بسیار زیاد است. موضوع مشترک بسیاری از کلمبیاییها این واقعیت است که در سال گذشته دیده اند که بنیادهای اقتصادی آنها فرو ریخته است ،از آنجمله نرخ تورم در کلمبیا از حد انفجاری هم گذاشته است.
تعدادی از گروه های اجتماعی که در حال اعتصاب می باشند بخاطر توافقنامه تجارت آزاد میان رژیم کلمبیا و امپریالیسم آمریکا و اتحادیه اروپا که در ماه مه ۲۰۱۲ به اجرا در آمد،ضربه اقتصادی خورده اند.براساس این توافقنامه صادرات کلمبیا به آمریکا و اروپا کاهش یافته، در حالی که واردات محصولات ارزان کشاورزی از آمریکای شمالی و اروپا به بازار کلمبیا افزایش یافته است.
بسیاری از کشاورزان نتوانسته اند با قیمت کالا از کشاورزی صنعتی آمریمای شمالی رقابت بکنند، آنها در نتیجه هیچ درآمدی برای ادامه زندگی ندارند. یکی از خواسته های معترضین این است که کلمبیا یک بار دیگر باید در عرصه مواد غذایی خودکفا بشود.
بخش بهداشت و آموزش و پرورش بخاطر سیاست های نئولیبرالی رژیم بشدت ضربه خورده است. بدون دریافت غرامت هزاران نفر از کار اخراج شده اند و بخشی دیگر هم بخاطر کار موقتی و عدم استخدام رسمی موقعیتی متزلزل و مخاطره آمیز دارند و هیچ پشتوانه ادامه کاری و اقتصادی ندارند.
در بخش معدن، تعداد زیادی از معادن کوچک غیر رسمی، بخاطر سیاست رژیم مبنی بر تمرکز استخراج در اطراف شرکت های بزرگ، ضربه سختی خورده اند.بسیاری از معادن کوچک که اغلب متعلق به خانواده ها یا اهالی یک بخش هستند غیر قانونی اعلام شده اند و ماشین آلات شان را هم نابود کرده اند. معدنچیان در حال حاضر توافقنامه ای با دولت بسته اند که دولت به یک طریقی آنها را برسمیت بشناسد.
با توجه به آشنایی به روش های کاری گذشته رژیم بسیاری از گروه های اعتصاب کننده، به توافقنامه میان کارگران معدن و رژیم اطمینان و اعتمادی ندارند.رژیم همیشه بعد از پایان اعتراضات و اعتصابات زیر توافقنامه ها زده است.
آغازی دیگر برای پایان ریاست جمهوری سانتوس در کلمبیا
در طی زمان متمادی ،خشم زیادی در جامعه انباشته شده است که زمینه را برای اعتراضات مهیا کرده است. اعتصاب کننده گان و بقیه مردم کلمبیا در گذشته وعده های تو خالی زیادی را شینده اند و حالا زمان آن است که کار رژیم را یکسره بکنند.
از اواسط سال ۲۰۱۲ مذاکرات صلح میان رژیم کلمبیا و گروه چریکی فارک آغاز شده است اما شرایط اقتصادی،اجتماعی و سیاسی کلمبیایی ها، در طول این مدت بهبود نیافته است .
نابرابری اقتصادی ،سیاسی و اجتماعی در کلمبیا یکی از بالاترین آمار را در جهان دارد و اکثریت مردم برای مایحتاج اولیه زندگی خود بسختی مبارزه می کنند. بدان معنی که موافقتنامه های تجارت آزاد صنعت و کشاورزی داخلی را تحت فشار بیشتر در آورده است و مردم بیشتری فقیر شده اند.
مبارزه قدرت بین سانتوس - بورژوازی کلمبیا - که موافقتنامه های تجارت آزاد و رفرم های نئولیبرالی سرمایه داری در حیطه اقتصادی را در دست خود دارند در یک طرف و اعتراضات کنونی از طرف دیگر که اعتصاب کنندگان و بقیه مردم می باشند،نشان می دهد که نتیجه این مبارزه و پیامدهای آن در سالهای آینده کلمبیا را به چه سمت و سویی خواهد برد.
منبع: رسانه های آلترناتیو آلمانی


http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=55242

برادران زندانی ما یاری شما را می طلبند!


آنچه در ماههای اخیر برای کارگران زندانی اتفاق می افتد ،نگران کننده است.پس از فراخوان 20/5/1392 سندیکاهای کارگری فلزکارمکانیک و نقاش و خانواده های اسالو و جراحی ،هنوز هیچ اقدامی در جهت اعزام رضا شهابی جهت مراقبت های پزشکی به بیرون از زندان مشاهده نمی شود.
برخورد نامناسب مامور زندان با محمدجراحی در بیمارستان تبریز در تاریخ 26/5/1392 باعث شد که محمدجراحی در اعتراض به این برخورد نامناسب ،بدون هیچگونه اقدام پزشکی به زندان باز گردانده شود.
بهنام ابراهیم زاده کارگر کارخانه ،پدر نیما ابراهیم زاده است.نیما به دلیل ابتلا به سرطان تحت درمان قرار دارد وبودن پدرش درکنار او جزو حقوق انسانی است.
ما از همه سندیکاهای کارگری ،وجدان های بیدار و مردم شریف می خواهیم که با نوشتن نامه به رییس قوه قضاییه ایران از ایشان بخواهند که برادران زندانی و بیمارمان را از زندان آزاد کنند و بهنام ابراهیم زاده به جای زندان در کنار همسرش برای بهبودی فرزند بیمارش تلاش کند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزیینات 31/5/1392
«پس از انتشار اعلامیه بالا و یاری خواستن از برادران سندیکایمان اتحادیه کارگران فولاد آمریکا نامه زیر را برای رییس جمهور ایران، ریاست قوه قضاییه و وزیر کار ارسال کرد. این نامه جهت اطلاع به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک فرستاده شد.»
اتحادیهٔ کارگران فولاد آمریکا
وحدت و قدرت برای کارگران

دکتر حسن روحانی،ریاست جمهوری اسلامی ایران
آقای صادق لاریجانی،رییس قوهٔ قضائیه
دکتر علی ربیعی،وزیر کار
آقایان،
این نامه را هم به‌عنوان یک سندیکالیست و هم به‌عنوان یک استاد دانشگاه برای شما می‌نویسم تا نگرانی شدید خود را در مورد رهبران سندیکایی که اکنون در زندان‌های ایران به‌سر می‌برند اعلام کنم. به‌طور مشخص، مایلم در مورد زندگی و سلامتی محمد جراحی، کارگر نقاش و عضو سندیکای کارگران نقاش و تزئینات تهران، که به‌دلیل ابتلا به سرطان تیروئید و نبود مراقبت پزشکی در خطر مرگ قرار دارد، ابراز نگرانی نمایم. همچنین، در مورد وضعیت رضا شهابی، رانندهٔ اتوبوس و عضو هیأت مدیرهٔ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران، که در نتیجهٔ نبود مراقبت‌های پزشکی پس از عمل جراحی در وضعیت خطرناکی قرار دارد، ابراز نگرانی شدید می‌کنم. بالاخره،همچنین به‌شدت در مورد دستگیری بهنام ابراهیم‌زاده، فعال سندیکایی و حقوق کودکان، که به‌دلیل دفاع از حقوق کارگران و کودکان کار و خیابان به‌طور غیرعادلانه به‌زندان محکوم شده است، نگرانم. خانوادهٔ آقای ابراهیم‌زاده، از جمله فرزند او که به سرطان خون مبتلا شده است، در معرض فشار مالی شدید و در مرز گرسنگی قرار دارند.
من از طریق این نامه از شما می‌خواهم که همهٔ این افراد را بی‌درنگ از زندان آزاد کنید، همهٔ اتهامات علیه آنان را لغو نمایید، و در عین حال سلامتی و تندرستی آنان را تضمین کنید.
این نامه را با گفتن این مسأله به‌پایان می‌برم که با دخالت‌های کشورمان در امور ایران مخالفم، و هیچ‌یک از برنامه‌های دخالت‌جویانهٔ ایالات متحده علیه ایران مورد تأیید من نیست. در واقع، من همواره با چنین دخالت‌جویی‌هایی مخالفت کرده‌ام. در عین حال، آرزو دارم که در قلب خود جایی برای برخورد صحیح با این سندیکالیست‌ها و خانواده‌های آنان بیابید.
با احترامات متقابل
دانیل م. کووالیک
معاون ارشد مشاور کل حقوقی
اتحادیهٔ کارگران فولاد آمریکا ۵ شهریور ۱۳۹۲


فعالان سندیکالیستی میگویند نمایندگان اعزامی رژیم اسلامی به سازمان بین المللی کار،‌نماینده کارگران نیستند


بهروز کارونی
۱۳۹۲/۰۳/۲۱

هيات نمايندگان کارگری و کارفرمايی از سوی ايران در يکصد و دومين نشست سازمان بين‌المللی کار در ژنو سوئيس، شرکت کرده اند.اين نشست از روز ۱۴ خرداد به مدت دو هفته آغاز به کار کرده است.

سازمان بين المللی کار در خرداد هر سال تشکيل جلسه می دهد و نمايندگان دولت، کارفرمايان و کارگران هر کشور در آن شرکت می کنند اساس کار اين سازمان،‌اصل سه جانبه گرايی بين دولت،‌کارفرمايان و کارگران است.

مهدی کوهستانی نژاد،‌‌مشاور کنفدراسيون بين‌المللی اتحاديه‌های کارگری و عضو کنگره کار کانادا،‌درباره نقش سازمان بين‌المللی کار در ارتباط با روابط کارگران و کارفرمايان به راديو فردا می‌گويد: «سازمان جهانی کار نهادی برای گرد هم آوردن کارگران و استفاده از تجربيات هم برای بهتر کردن قوانين در ارتباط با نيروی کار است.»
او می افزايد:« قوانين بين‌المللی بايد وجود داشته باشد تا اين سازمان بتواند روی برخی کشورها فشار بياورد. به عنوان مثال در دو کشور چين و آمريکا به عنوان دو قدرت اقتصادی جهان مشکلات زيادی برای کارگران وجود دارد اما سازمان جهانی کار به اين مشکلات واقف است و اين نهاد به وجود آمده تا به واسطه قانون بتواند شرايط را بهتر کند.»

به گزارش خبرگزاری ايسنا،‌هادی ساداتی، عضو هيات مديره کانون عالی انجمن های صنفی کارگران که قرار بود به عنوان نماينده اعزامی کارگران در اين اجلاس شرکت کند، گفته که حضور در کميته‌های آموزش و استانداردها و بحث‌ ممنوعيت اشتغال کودکان از جمله برنامه‌های هيات اعزامی به ژنو است.

او درباره برخی شکايات و پرونده هايی که در نشست ساليانه ژنو عليه ايران باز می شود، افزود: پرونده‌هايی که عليه ايران مطرح می‌شود را مصلحتی دنبال نمی‌کنيم.

هادی ساداتی در توضيح اين موضوع گفت: مشکلات جامعه کارگری و کارفرمايی را در کنار هم می‌بينيم. بر همين اساس، امسال تعامل کامل با گروه کارفرمايی داريم و معتقديم که طرح هرگونه شکايت يا تشکيل پرونده، هر دو گروه کارگری و کارفرمايی را متضرر می کند.

با اين وجود،‌ اين عضو کانون عالی انجمن های صنفی کارگران گفت: در صورتی که امسال هم پرونده‌سازی عليه ايران ادامه داشته باشد، باز هم به اين شکايات پاسخ می‌دهيم و در مورد اجتماعات مربوط به خود قطعا اعاده حيثيت می‌کنيم.

بهروز فراهانی،‌عضو گروه همبستگی سوسياليستی با کارگران ايران،‌مقيم پاريس،‌به راديو فردا می گويد:«يکی از معدود فايده هايی که سه جانبه گرايی و مذاکرات بين دولت،‌کارگران و کارفرمايان در سازمان بين المللی کار دارد،‌ رسيدگی به اجحافات و تخلفاتی است که در چهارچوب مقاوله نامه های اين سازمان انجام می گيرد.»

او اضافه می کند:«اين مساله نه تنها پرونده سازی نيست،‌بلکه اقامه دعواست و هر نماينده واقعی کارگران بايد اين کار را انجام دهد.يعنی اين وظيفه نمايندگان کارگران است که تخلفات را مانند کشورهای ديگر جمع آوری کنند.»

اما شکايات در کدام نهاد سازمان بين المللی کار مطرح می شود؟به گفته اولياء‌علی بيگی،‌ رييس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور، کميته استاندارد‌ها به عنوان مهمترين کميته اين سازمان نقش موثری در تقويت تشکل های کارگری و کارفرمايی همه کشور‌ها به ويژه ايران دارد و عملکرد دولت‌ها و نوع ارتباط و برخورد با تشکل‌ها را بررسی می کند.

او گفته است که دولت ها در صورت وجود هرگونه شکواييه از سوی نهادها يا سازمان های کارگری و کارفرمايی موظف به دفاع و پاسخگويی به کميته استانداردها هستند و اگر نتوانند دلايل موجهی به اين کميته ارائه کنند از سوی سازمان بين المللی کار مورد پرسش قرار می گيرند.

ايرج مصداقی که کتابی در مورد سازمان بين المللی کار نوشته است، در گفت و گو با راديو فردا توضيح می‌دهد:«گزارش کميته متخصصين و بررسی آن درمورد استانداردها می‌تواند فشارهايی به دولت ايران وارد کند وايران به خاطر نقض بنيادين حقوق کارگران در ليست بدترين ناقضين حقوق کار قرار گيرد. همچنين سازمان بين المللی کار می تواند از طريق تصويب پاراگراف ويژه و اقدام‌های تنبيهی که در گذشته برای بخشی از کشورها اعمال شده، به ايران فشار بياورد.»

او می افزايد:«طی ۲۰ سال گذشته، بيش از ۳۰ بار کنوانسيون ها و مقاوله نامه‌هايی که دولت ايران امضا کرده ولی آن را اجرا نکرده يا به خوبی اجرا نکرده، در کميته بررسی استانداردها مورد نقد قرار گرفته و ايران در آنجا دارای پرونده است؛ به خصوص در ارتباط با مقاوله نامه ۱۱۱ که تبعيض در اشتغال است. مسئله ای که امروز بيش از هر زمان ديگر درايران مطرح است مربوط به مقاوله نامه ۹۵ در مورد حفاظت از دستمزد است و همچنين سياست‌های استخدامی که مربوط به مقاوله نامه ۱۲۲ است.»

در اين ميان،‌خبرگزاری ايسنا سازمان بين المللی کار را به پرونده سازی عليه ايران به اتهام تبعيض در اشتغال متهم کرد.

پيش از اين، به دليل اختلاف دو گروه کارفرمايی و کارگری ايران پرونده‌هايی مبتنی بر رعايت نکردن مقاوله نامه ۱۱۱ مطرح و ايران متهم به تبعيض در اشتغال شده بود.

در کنار اين موضوعات،‌می توان بحث نمايندگان کارگری شرکت کننده در نشست ساليانه سازمان بين المللی کار را نيز مورد توجه قرار داد.همانطور که در ابتدای گزارش شنيديد،‌ قرار است ‌هادی ساداتی، عضو هيات مديره کانون عالی انجمن های صنفی کارگران، به عنوان نماينده اعزامی کارگران در اين اجلاس شرکت کند.

در اين ارتباط،‌اتحاديه آزاد کارگران ايران در نامه ای به کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری از اين اتحاديه خواست در نشست سازمان بين المللی کار با اعتراض به تشديد اعمال فشار بر فعالين و اندک نهادهای مستقل کارگری موجود، اجازه ندهند تا کسانی که از سوی وزارت تعاون،‌کار و رفاه اجتماعی به عنوان نماينده کارگران ايران به نشست ساليانه آن سازمان شرکت می کنند اعتبار نامه حضور در اين نشست را دريافت کنند.

بهروز فراهانی می گويد:« کار به جايی رسيده است که حتی در خانه کارگر کسانی هستند که می گويند افرادی که به عنوان نمايندگان کارگران ايران در نشست سازمان بين المللی کار شرکت کرده اند،‌به هيچوجه توسط کارگران ايران انتخاب نشده اند و نمايندگان دولت هستند که در لباس نمايندگان کارگران به ژنو رفته اند.»

او اشاره می کند که اثری از اين افراد و کانون های صنفی آنان در هيچيک از اختلافات کارگران و کارفرمايان ديده نمی شود و آنان به نفع کارگران وارد عمل نشده اند.

پای صحبت شنوندگان

يکی از شنوندگان برای ما از مشکلش می گويد:«سه ساله که بيکارم. نمی دانم که خرجی ام را از کجا تامين کنم. در کجا می توانم کار کنم؟هيچ جايی کار پيدا نکرده ام. قادر به تامين هزينه خودم نيستم.» او از مسئولان خواسته فکری به حالش کنند و از محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، پرسيده است که کجاست؟

آشنايی با قانون تامين اجتماعی

به نوشته اين قانون،‌ سازمان تامين اجتماعی مکلف است ميزان تمامی مستمری های بازنشستگی، ازکارافتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر،از سالی يک بار کمتر نباشد، با توجه به افزايش هزينه زندگی، با تصويب هيات وزيران به همان نسبت افزايش دهد.


از رادیو فردا

 فراخوان کنشگران بین‌المللی به رئیس‌جمهور جدید رژیم اسلامی تروریستی :به سرکوب سندیکاها پایان دهید

فراخوان کنشگران بین‌المللی به رئیس‌جمهور جدید رژیم اسلامی تروریستی :به سرکوب سندیکاها پایان دهید


آدينه ۱۱ مرداد ۱٣۹۲ - ۲ اوت ۲۰۱٣

اخبار روز: «کودیر - کمیته ی دفاع از حقوق مردم ایران» با انتشار یک اطلاعیه ی مطبوعاتی از یک تلاش سندیکایی بین المللی برای رعایت حقوق سندیکایی کارگران در ایران خبر داد. بنا به نوشته ی این تشکل، گروهی از تشکل های بین المللی و انگلیسی متنی را خطاب به رئیس جمهور جدید ایران منتشر کرده و از او خواسته اند که حقوق سندیکایی در ایران از سوی دولت او مورد توجه قرار بگیرد و مقاوله نامه های بین المللی اجرا شود.

بیشتر بخوانید

 حزب نوین ضدسرمایه داری فرانسه: شهابی را آزاد کنید!


حزب نوین ضدسرمایه داری فرانسه: شهابی را آزاد کنید!

پنج‌شنبه ۱۴ دی ۱٣۹۱ - ٣ ژانويه ۲۰۱٣

حزب نوین ضدسرمایه داری فرانسه درخواست آزادی فوری رضا شهابی، عضو هیئت مدیره ی سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را دارد.جان رضا شهابی، که از سی ماه پیش به علت فعالیت برای احقاق حقوق کارگران زندانی است، در خطر جدی قرار دارد. در واقع نظیر بسیاری از زندانیان سیاسی، مبارزان حقوق دموکراتیک و اجتماعی محبوس در زندان های جمهوری اسلامی ایران، رضا شهابی بدترین شکنجه های فیزیکی و روانی که جزو رسوم و عادات جلادان رژیم اند، متحمل شده است. در هفته های اخیر وضع سلامتی وی شدیدا وخیم تر شده وحتی او را با خطر فلج کامل روبرو کرده است.

بیشتر بخوانید

سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش آماری جامع خود از سال ۲۰۱۲، این سال را در مقایسه با سال‌های گذشته «مرگبارترین سال» برای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران نام نهاده است.

سال ۲۰۱۲ شاهد مرگ ۸۸ روزنامه‌نگار و خبرنگار بوده است.

بیشتر بخوانید

6 جون 1021

همبستگی با جنبش کارگری روز اعتراض به حضور مزدوران جمهوری اسلامی سرمایه در اجلاس سازمان جهانی کار

اعتراض علیه نمایندگان سه جانبه گرا و دروغین کارگری نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشورعلیه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی،

بیشتر بخوانید

گزارش مشروح هفتمین اجلاس مشورتی کارگران اتومبیل سازی جهان

گزارش مشروح هفتمین اجلاس مشورتی کارگران اتومبیل سازی جهان

مونیخ – 17 تا 20 ماه مه 2012

توضیح: اجلاس مشورتی با کنفرانس فرق دارد و تا کنون به اشتباه این اجلاس، کنفرانس خوانده می¬شد.
چنین اجلاسی ابتدا در سوم و چهارم ماه اکتبر 1998 در شهر کلن با شرکت 450 نفر از 10 کشور جهان برگزار شد، از آن به بعد هر سال یک بار این اجلاس در سطح کشوری و هر دو سال یک بار در سطح بین¬المللی برگزار شده است. که امسال در چهاردهمین سال این حرکت، هفتمین اجلاس مشورتی بین¬المللی در شهر مونیخ برگزار شد.

بیشتر بخوانید

بازسازی حرکت جنبش کارگری کانادا


بازسازی حرکت جنبش کارگری کانادا

مقدمه:

وقوع بحرانهای اقتصادی در سال 2008 که با ورشکستگی سرمایه جهانی و حمله لجام گسیخته بورژوازی به حقوق طبقه کارگر همراه بود. بیشترین ضربات رابا بیکاری های وسیع و قطع خدمات اجتماعی در سطح گسترده ایی بر پیکر طبقه کارگر فرود آورد. این بحرانها ناشی از30 سال سیاستهای نئولببرالیسمی میباشد، که با طرح "ریاضت اقتصادی" شنیع ترین تعرضات را به سطح معیشت کارگران و زحمتکشان فرود آورده است. باعث شده که بخش زیادی از طبقه کارگر برای زنده ماندن و حفظ مشاغلشان در حالت دفاعی قرار بگیرند.

بیشتر بخوانید

100 تولید کم در روز جواب کارگران ایران خودرو به مدیریت ایران خودرو

مبارزه ادامه دارد اما با شکل دیگر
با گذشت بیش از یک ماه از حادثه خونین کشته شدن بیش ازچند کارگردر ایران خودرو با وجود سرکوب شدید کارگران توسط نیروهای سرکوبگر وبا وجود تهدید ودستگیری دهها کارگر اما کارگران ایران خودرو نه از تهدیدات نیروهای امنیتی هراسیده اند ونه از دستگیری وزندانی شدن ونه مرعوب حرفهای مدیریت ایران خودرو شده اند

بیشتر بخوانید

فراخوان سنديکاهای فرانسوی به تظاهرات در حمايت از سنديکاليستهای زندانی در ايران

فراخوان سنديکاهای فرانسوی به تظاهرات در حمايت از سنديکاليستهای زندانی در ايران


Solidarité
Socialiste avec les Travailleurs en Iran
Adresse: S.S.T.I., 266, Ave Daumesnil, 75012 Paris
Email: sstiran@yahoo.fr www.iran-echo.com

فراخوان سنديکاهای فرانسوی به تظاهرات در حمايت از سنديکاليستهای زندانی در ايران
حمايت از آزادیهای سنديکايی در ايران
ما سنديکاهای فرانسوی در حمايت از سنديکاليستهای زندانی در ايران، در روز ٩ ژوئن همه را به شرکت در يک
تظاهرات ايستاده در برابر دفتر سازمان جهانی کار در ژنو فرا میخوانيم.
اقدامات سرکوب گرايانه عليه مبارزين سنديکايی در اول ماه مه امسال درايران و دستگيری سنديکاليستها در
کردستان، عدم رعايت و لگد مال کردن آشکار حقوق اوليه است.

بیشتر بخوانید

هراس بورژوازی جهانی و عفو بین‌الملل از خیزش مستقل کارگری


سازمان عفو بين‌الملل در بیانيه‌ای بتاریخ دهم ژوئن ،به سرکوب « نهادهای مستقل دفاع از حقوق کارگران» اعتراض کرد. بیانيه سازمان عفو بین‌املل متمرکز بر «فعالان صنفی و اتحاديه‌ای‌» است که از سال 2006 در معرض حملات بیرحمانه نیروهای امنیتی قرار گرفته و در بعد از انتخابات 2009 تحت پیگرد و سرکوب قرار گرفته‌اند. آنگاه با اشاره به برخی از این «نهادهای مستقل و فعالین اتحاديه‌ای» از مقامات جمهوری اسلامی خواسته شده که آزادی‌های اساسی و اجتماعی و اقتصادی شهروندان ایرانی را محترم بشمارد.

بیشتر بخوانید

مصر: اتحادیه مستقل کارگری، منشور مطالبات


ککارگران مصری ضمن شرکت در خیزش مردمی علیه سلطنت 20 ساله مبارک!، کوشش خود را برای سازمان دهی خود در مراکز کار شتاب دادند.
سوای نامی که برای خود برگزیده اند نکات مثبتی در این بیانیه یا منشور دیده می شود که گرچه منشوری کاملا ضد سرمایه داری نیست اما با توجه به شرایط موجود، با توجه به جنبش خودبخودی بدون برنامه و بدون خواسته های روشن، گام هایی به پیش است و نشان می دهد که اگر جنبش کارگری پویا باشد و آینده نگر می تواند به موقع بطور موثر جهت حرکت های مردمی را به سمت خواسته های اساسی و پایه ای اعلام شده خود تغییردهد. این پویایی به معنی نوشتن صرف مطالبات نیست بلکه به معنی حضور مداوم در جنبش کارگری و جنبش اجتماعی است.

weiterlesen...ادامه

به دستور کوکاکولا فعالان کارگری  بقتل میرسند

ترور کارگران توسط رژیم های مستبد و توتالیتر و انحصارات چند ملیتی در جهان



در ایران امروز ما بی قانونی امکانات وسیعی را به کارفرمایان میدهد که امروز به فردا کارگران را از کار بیکار نمایند.کارگران معترض به امر غارتگری کارفرما و یا نه پرداختن حقوق آنها اکثرا" در اکسیون های اعتراضی بخاطر به تعویق افتادن مزدشان توسط عوامل سرکوب حکومت ارازل و اوباش اسلامی ضرب و شتم گشته و به سیاه چالهای حکومتی برده و شکنجه میشوند و به حبس های طویل المدت محکوم میگردند.

weiterlesen... ادامه

كنفدراسيون جهانى اتحاديه هاى كارگرى ITUC


اعتراض به دستگيرى و سركوب فعالين كارگرى ايران
١٨ آوريل ٢٠٠٧- كنفدراسيون جهانى اتحاديه هاى كارگرى ITUC نامه اعتراضى اى را امروز، ١٨ آوريل ٢٠٠٧، به مقامات جمهورى اسلامى ايران ارسال كرده است كه طى آن قويا بازداشت محمود صالحي و سركوب معلمين در ايران محكوم گرديده و خواهان آزادي فورى صالحى، لغو كامل و دائمي احكام عليه فعالين كارگرى سقز و نيز رفع هرگونه اذيت و آزار و سركوب معلمين و ديگر فعالين كارگرى گرديده است.weiterlesen...

نمایندگان «ای تی اف» برای ملاقات با اسانلو وارد تهران شدند


فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، «ای تی اف»، روز دوشنبه هشتم اکتبر اعلام کرد که نمايندگان اين فدراسيون از کشور اندونزی، برای ملاقات با منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران که در زندان است، به ایران سفر کرده اند.

بیشتر بخوانید

اعتراض کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلستان (TUC) به دولت جمهوری اسلامی ایران

فعالان اتحادیه های کارگری محکوم به تحمل ضربه های شلاق شدند
مقامات ایرانی فعالان اتحادیه های کارگری را به تحمل ضربه های شلاق محکوم می کنند:
کنگرۀ اتحادیه های کارگری انگلستان (TUC)به اعتراض جهانی می پیوندد

بیشتر بخوانید

سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه به عضويت آی. يو . اف در آمد


بنابه گزارشات رسيده از طرح نيشکر هفت تپه، سنديکای کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه به عضويت اتحاديه بين المللی کارگران ( آی .بو اف ) در آمد.

بیشتر بخوانید

از اعتصاب و مبارزه ی کارگران تولید روغن نخل در کلمبیا پشتیبانی می کنیم.

رفقا ی کارگر درود بر شما
بر اساس خبر منتشره در سایت فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگران مواد غذائی، رستوان و هتل، کشاورزی و توریستی، و اعتراضنامه ای در این رابطه که از طرف این فدراسیون جهانی به دست ما رسیده است، شما کارگران تولید نخل در منطقه پرتو ویلچز کلمبیا دست به اعتصاب عمومی زده اید. علت اعتصاب را شما خودداری شرکت صاحب باغات نخل و ابزار آلات تولید روغن از بستن قرار داد دسته جمعی و تأمین شغل و نیز بر عهده نگرفتن تأمین جانی ی شما کارگران، اعلام نموده اید. چیدن نخل یکی از خطرناک ترین کارها است.

بیشتر بخوانید

عضویت افتخاری منصور اسانلو در بزرگترین اتحادیه کارگری بریتانیا


۱۳۹۰/۰۱/۲۵

يونايت، بزرگترين اتحاديه کارگری بريتانيا، روز پنجشنبه اعلام کرد که منصور اسانلو، رئيس زندانی هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، را به عضويت افتخاری خود برگزيد.

بیشتر بخوانید

  بیانیه دبیلیو. اف. تی. یو. در مورد فعال کارگری زندانی رضا شهابی و حمایت از فعالیتهای اتحادیه ای در ایران

بیانیه دبیلیو. اف. تی. یو. در مورد فعال کارگری زندانی رضا شهابی و حمایت از فعالیتهای اتحادیه ای در ایران

چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱٣۹۱ - ۲۵ آوريل ۲۰۱۲

• دبیلیو،اف،تی، یو، همبستگی خود را با فعالین اتحادیه ای در ایران اعلام نموده است ...

بیشتر بخوانید

آقای ژان-ایو لودریان ،وزیر امورخارجه فرانسه
37، خیابان ساحلی اورسِی


75351پاریس

پاریس، 14 سپتامبر 2017

آقای وزیر
سازمان های ما مایل اند توجه شما را به وضعیت آقای رضا شهابی، عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (ایران) جلب کنند. پس از تحمل 5 سال زندان در گذشته، ایشان دوباره زندانی شده است.
در سال 2010، او به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به شش سال زندان محکوم شده است. تنها «جرم» او دفاع از حق اعتصاب و ایجاد تشکلات سندیکائی مستقل بود.
او که به دلایل پزشکی آزاد شده بود، به رغم توصیه پزشک که زندانی شدن او را مناسب نمی دانستند، در 9 اوت امسال مجبور شد برای گذراندن سه ماه باقی مانده از محکومیتش، خود را به زندان رجائی شهر کرج معرفی کند.
مقامات ایرانی به همین نیز بسنده نکردند. به بهانهء عدم تطابق قانونی آزادی او در سال 2016 به دلایل پزشکی، مقامات زندان یک سال دیگر به دوره زندان او افزوده اند.
برای اعتراض به محکومیت جدید، رضا شهابی به محض ورود به زندان رجائی شهر، دست به اعتصاب غذا زد. شرایط حبس در این زندان بسیار سخت است.
رضا شهابی از مشکلات سلامتی متعددی رنج می برد (مثل نارسائی کلیه، آرتروز شدید که نتیجهء وخامت چهار مهره پشت او ست). در صورت عدم دسترسی به درمان خطر فلجی او وجود دارد.
محکومیت زندان او نقض آشکار حقوق انسانی و کنوانسیون های سازمان جهانی کار است. در حالی که جمهوری اسلامی ایران عضو این سازمان وابسته به سارمان ملل متحد است.
علاوه بر مورد رضا شهابی که ما خواستار آزادی فوری اش هستیم، شماری از فعالان سندیکائی دیگر در زندان های ایران می پوسند، از جمله اسماعیل عبدی از انجمن صنفی معلمان و در روزهای اخیر، محمود بهشتی لنگرودی. این زندانیان با خطر محکومیت های شدید روبرو هستند که اجرای حکم به داوری و تمایل مقامات مسئول وابسته است. از بین آنان، می توان از دو فعال کارگری عضو سندیکای شرکت واحد، ابراهیم مددی و داود رضوی و نیز محمود صالحی، مدافع قدیمی حقوق کارگران ایران نام برد. متاسفانه این فهرست کامل نیست. ما برای ارائه پرونده کامل تر آماده هستیم.
در سال 2014 و 2015، دو مسئول سندکائی در زندان فوت کردند. در هر اول ماه مه، تعداد زیادی محکوم می شوند. در جریان دستگیری های پیشگیرنده در آستانه روز کارگر، صدها فعال کارگری برای مدت چند هفته و حتی ماه ها به زندان می افتند. برخی از آنان هنوز در زندان ها می پوسند.
یادآوری می کنیم که سندیکاها در ایران ممنوع اند. فعالیت سندیکائی ، فرد را با خطر محکومیت به اعدام، زندان های طولانی، اخراج از کار و حتی مصادره اموال روبرو می سازد.
به رغم عادی سازی ادعائی، نظام سیاسی کشور یکی از سرکوبگر ترین کشورها برای فعالان سندیکائی است. نقض حقوق انسانی بسیار گسترده است. این کشور پس از چین، بزرگترین تعداد اعدام (اعدام های در ملاء عام) را در جهان انجام داده است.
ما فکر می کنیم که در حیطه قدرت شماست تا پیش مسئولان حکومت ایران و به ویژه آقای حسن روحانی که در سال گذشته به دعوت رسمی از فرانسه دیدار کرد، واکنش نشان دهید. زندگی سندیکالیست های محکوم به زندان به آن وابسته است. فرانسه که در سازمان جهانی کار حضور دارد، باید در چارچوب آن بکوشد تا کشورهای عضو این سازمان به مصوبات و کنوانسیون های آن احترام بگذارند. ضروری ست که جمهوری اسلامی ایران احترام به این کنوانسیون ها را در کشورش تضمین کند و نتیجهء عملی آن، آزادی فعالان سندیکائی و زندانیان عقیدتی و توقف قطعی تعقیب کارگران و فعالان سندیکائی ست.

آقای وزیر، احترامات فائقه ما را بپذیرید.

کامیی بلان رئیس عفو بین الملل فرانسه Amnesty Internationale
لوران برژه، دبیرکل سندیکای سِ اِف دِ تِ CFDT،
فیلیپ مارتینِز، دبیر کل سِ ژِ ت CGT،
برنادِت گروآزون دبیرکل اِف اِس او FSU،
لوک بِریی، دبیرکل اونسا UNSA،
اریک بِنِل و سسیل گوندار لدبیران سندیکای سولیدر Solidaire




ترجمه و تکثیر از :
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه
اتحاد بین الملل در حمایت از کارگران ایران - پاریس






letzte Änderungen: 26.4.2018 10:28