حلقه های پیوند بحران و سركوب
دستگیری محسن حكیمی و ابراهیم مددی، دو تن از فعالان شناخته شده جنبش كارگری، پرسش ها و نگرانی های زیادی را در میان كوشندگان آگاه این جنبش و سایر جنبش های اجتماعی دامن زده است. از خود می پرسیم كه آیا این دستگیری ها سرآغاز دور جدیدی از سركوب مبارزان است؟ آیا اتفاقات جدیدی در شرف وقوع است كه حكومت سرمایه داری پیشاپیش عكس العمل نشان می دهد؟ آیا یك بگیر و ببند "معمولی" است كه طی سال های اخیر بارها شاهدش بوده ایم؟
به نظر ما این اقدام سركوبگرانه، نگاهی جدی و برخوردی جدی را از جانب همه ما می طلبد. عاجلترین كاری كه باید انجام شود: افشاء و محكوم كردن هر چه وسیعتر این دستگیری ها در میان كارگران و به طور كلی در سطح جامعه است. تلاش برای سازماندهی اعتراض های مشخص حول خواست آزادی بدون قید و شرط و فوری حكیمی و مددی، و نیز همه مبارزان زندانی (اعم از فعالان جنبش كارگری و جنبش های اجتماعی) است.
همانطور كه بارها گفته ایم، ما باید برای تبدیل این خواسته به دغدغه كارگران معترض و حق طلب كه درگیر مبارزات گوناگون روزمره هستند، تلاش كنیم. این تلاش ممكنست در مواردی به نتیجه فوری و دلخواه نرسد. ممكنست نتوانیم سطح آگاهی توده های كارگر را در این یا آن مبارزه معین به اندازه ای ارتقاء دهیم كه ربط مستقیم مبارزه برای آزادی فعالان جنبش كارگری و مقابله با اینگونه اقدامات سركوبگرانه را با منافع و اعتراضات جاری خود درك كنند. ولی تلاش ما مسلما در برخی محیط ها و مبارزات ثمر خواهد داد و شعار آزادی مبارزان اسیر به شعار بخش هایی از كارگران تبدیل خواهد شد. حتی در محیط هایی كه ما با پاسخ مثبت فوری و موثر روبرو نشویم، می توانیم مطمئن باشیم بذری كه امروز فقط در دل پیشروترین ها نشسته است، به رشد نهال آگاهی در فردای مبارزه توده های كارگر كمك خواهد كرد.
به علاوه همراه با این مبارزه مشخص و برای تعمیق و موثرتر كردن آن، باید بتوانیم علل دستگیری های كنونی و دورنما و نتیجه آن را تا حد ممكن مطرح كنیم. به عقیده ما، این دستگیری ها را نباید اقدامی حساب نشده و یا خودسرانه تلقی كرد. این دستگیری ها به معضلات اقتصادی و سیاسی كه مقابل پای دولت طبقاتی قرار گرفته، كاملا ربط دارد:
یكم، این دستگیری ها به طرح تشدید استثمار، شوك تراپی و حذف یارانه ها كه همه جناح های حكومتی با آن توافق اساسی دارند و به یك "مساله ناموسی" نظام سرمایه داری تبدیل شده، مرتبط است. برای اینان روشن است كه اجرای قطعی این سیاست اقتصادی و البته تاثیرات ناگزیر بحران نظام جهانی سرمایه داری امپریالیستی بر ساختار وابسته ایران، عكس العمل اعتراضی گسترده توده های كارگر و زحمتكش را در پی خواهد داشت. همانطور كه تجربه اجرای این سیاست ها در كشورهای مختلف نشان می دهد، این عكس العمل اعتراضی به شكل انفجاری بروز می كند و با خود روندهای خارج از كنترل و خطرناكی را برای نظام های طبقاتی حاكم به همراه می آورد. مساله اینست كه ركود و فلاكت، گرانی و بیكار سازی های گسترده در راه است و این شرایط بی پاسخ نخواهد ماند. بخشی از تدابیر پیشگیرانه حاكمان برای مهار این انفجار اجتماعی و پیامدهای سیاسی آن، تجهیز و آماده سازی نیروهای ویژه سركوب برای برقراری حكومت نظامی و سركوب مستقیم تظاهرات ها و اعتصابات توده ای محتمل است. مقامات نظامی و انتظامی رژیم، این هدف را علنا در جریان برگزاری رزمایش های درون شهری اخیر به زبان آوردند. اما بخش دیگر این تدابیر، حمله به فعالان و مبارزان آگاه جنبش های اجتماعی از هم اكنون است. با این كار تلاش می كنند در میان فعالانی كه می توانند و می باید وظیفه افشای سیاست های خانمان برانداز حاكمان و كمك به سازماندهی و جهت دادن به مبارزات توده ها را به دوش گیرند، ترس ایجاد كنند و آنان را به انفعال و سكوت وادارند. با این كار تلاش می كنند كه صحنه پر تلاطم اعتراضات و انفجارهای اجتماعی فردا، از فعالان و مبارزانی كه قادرند نقشی تاثیرگذار ایفا كنند، خالی شود. به عقیده ما، حكومت فعالان شناخته شده جنبش كارگری و سایر جنبش های اجتماعی را آماج فوری حمله قرار می دهد، تا پیام ارعاب و انفعال را سریعتر به جامعه منتقل كند. حكومت به شدت در مقابل فراخوان هایی كه كارگران و زحمتكشان را به مقابله فعال با تهاجم وحشیانه سرمایه داری دعوت كند، احساس خطر می كند. حكومت به شدت در مقابل تلاش توده های كارگر برای دستیابی به سطوح و اشكال مختلفی از تشكل های مبارزاتی و مستقل از نظام، احساس ضعف می كند. هجوم بی تبعیض حاكمان به مبارزان و فعالان جنبش كارگری (با جهت گیری ها و گرایش های گوناگون و حتی مخالف یكدیگر) پیش از هر چیز نشانگر این احساس ضعف و خطر در شرایط فرارسیدن امواج بلند بحران است.
دوم، تضاد با طبقه كارگر و بقیه بخش های مردم، تنها تضادی نیست كه گریبانگیر طبقه حاكمه ایران است. حاكمان اسلامی، تضادهای جناحی هم دارند. این رشته از تضادها نیز در شرایط تعمیق بحران می توانند عمق بیشتری پیدا كنند و به چند پارگی و ضعف نظام و دولت سرمایه داری دامن بزنند. در افق نزدیك، تضادها و رقابت های جناحی هیئت حاكمه می تواند در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بیش از پیش بالا بگیرد. كارزارهای انتخاباتی این بار نیز مثل همیشه با عوامفریبی و دروغ و وعده، رقم خواهد خورد. مساله ای كه نباید از آن غافل شویم، تلاش جناح های رقیب حكومتی برای تاثیر گذاری بر بخش های مختلف مردم (منجمله كارگران) و تبدیل آنان به پایگاه و مدافع خود در این رقابت ارتجاعی خواهد بود. هیچ دیوار غیر قابل نفوذی بین این تلاش ها و تبلیغات عوامفریبانه با افكار عمومی كشیده نشده است. ساده اندیشی است اگر فكر كنیم تضاد عینی و آشتی ناپذیر میان طبقه كارگر و توده های مردم با طبقه حاكم، این عوامفریبی ها را خود به خود خنثی خواهد كرد. رژیم با تشدید سركوب فعالان جنبش های طبقاتی و اجتماعی تلاش می كند صحنه را برای برپایی بی دردسر (یعنی بدون مقاومت و افشاگری در مورد) این انتخابات عوامفریبانه آماده كند. به علاوه، اگر این یا آن جناح حكومتی احساس كند كه بخش ها یا عناصری از جنبش كارگری و سایر جنبش ها احتمال دارد به نیروی ذخیره یا موتلف جناح رقیبش تبدیل شوند، دست روی دست نخواهد گذاشت و برای خنثی كردن آنها به هر وسیله وارد عمل خواهد شد.
سوم، طبقه حاكمه ایران تضادها و كشمكش های بین المللی خاص خود را هم دارد. همه تلاش حاكمان اسلامی در این دوره اینست كه به قدرت های امپریالیستی اثبات كنند كه نه تنها می خواهند منافع نظام سرمایه داری جهانی در این كشور و منطقه را به خوبی تامین كنند، بلكه رژیمی با ثبات و قوی و ماندگار را نمایندگی می كنند؛ بنابراین به نفع طرفین است كه فشارهای سیاسی و تحریم های اقتصادی با هدف حك و اصلاح یا تغییر رژیم اسلامی كاملا كنار گذاشته شود. در چنین شرایطی، وقتی كه برخی نهادهای بین المللی بر مبنای منافع و مصالح خود فشارهایی را بر جمهوری اسلامی اعمال می كنند (مثلا قطعنامه اخیر نهاد حقوق بشر سازمان ملل علیه عملكرد رژیم ایران)، طبقه حاكمه نیز خود را ناچار به ضد حمله می بیند تا به اصطلاح نشان دهد "بیدی نیست كه به این بادها بلرزد". با توجه به اینكه در فشار سیاسی اخیر سازمان ملل، مشخصا سركوب فعالان و تشكل های كارگری در ایران طی سال گذشته محكوم شده است، می توانیم بگوییم كه دستگیری های جدید با نیم نگاهی به این فشار نیز صورت گرفته است و حالت دهن كجی به آن قطعنامه را هم دارد.
باید تاكید كنیم كه اشاره ما به وجود مجموعه ای از تضادها و تاثیرات هر یك بر سیاست ها و تدابیر هیئت حاكمه، به هیچ وجه به معنی مرتبط دانستن این گرایش و یا آن عنصر فعال كارگری و اجتماعی به دعواها و كشمكش های جناحی یا بین المللی نظام حاكم نیست. هدف ما روشن كردن پیچیدگی های صحنه و تداخل و تاثیر گذاری متقابل تضادهای گوناگونی است كه ماهیت های متفاوت دارند. آنچه در این صحنه پیچیده می باید راهنمای عمل فعالان و مبارزان راستین راه رهایی طبقه كارگر و توده های مردم باشد، وضوح و پیگیری و پایداری در مورد اهداف انقلابی و منافع اساسی طبقاتی، و ترسیم مداوم خط مرزهای روشن با اهداف و راهبردها و راهكارهای دشمنان طبقاتی (از هر جناح، داخلی یا خارجی) است.
ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محسن حكیمی و ابراهیم مددی هستیم!
همه زندانیان سیاسی و عقیدتی باید فورا آزاد شوند!
فردا از آن طبقه كارگر است!
جمعی از فعالین كارگری (jafk)
دی ماه 78
Jafk.blogfa.com
Kargaran_fa@yahoo.com
30.12.2008
|