Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

مریم حسین خواه روزنامه نگار



«قـد حوا نمی رسید.حوّا در زندان اوین
من همه سیب ها را خواهم چید»
(حوا، وبلاگ مریم حسین خواه)

مریم حسین خواه روزنامه نگار و فعال جنبش زنان ظهر روز یکشنبه بیست و هفت آبان ماه ۱٣٨۶ در جلسه بازپرسی دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان منتقل گردید.
خانم حسین خواه شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه و بازپرس ضمن معرفی وی به عنوان یکی ازدست اندرکاران سایت زنستان و تغییر برای برابری خواستار معرفی سایر دست اندرکاران این سایت توسط خانم حسین خواه ظرف مدت بیست و چهار ساعـت می شود.
بنا به گفته آقای شهاب میرزائی، همسر مریم حسین خواه، وی ظهر روز یکشنبه در پی مراجعه مجدد به دادگاه، طبق درخواست «دادسرای ویژه امنیت» برای دومین روز متوالی در جلسه بازپرسی، بازداشت و از محل دادگاه انقلاب روانه زندان اوین می شود.
فریده غیرت، حقوقدان، بازداشت مریم حسین خواه، فعال حوزه زنان را منطبق با قانون نمی داند. وی گفته است:" اگر فردی شرایط بازداشت را داشته باشد، به طور مستقیم بازداشت می شود. نه این كه برای بار دوم احضار شود و مورد بازجویی قرار گیرد و به اوین منتقل شود".
فریده غیرت دو مقوله بازداشت و احضار را مستقل از هم می داند و می افزاید: "از نظر حقوقی بازداشت و احضار دو چیز مستقل هستند. یا باید احضار كرد و یا بازداشت. نمی توان به بهانه احضار بازداشت كرد یا بالعكس."
دستگیری و سرکوب خودسرانه کوشندگان جنبش زنان تازگی ندارد و نمونه‌ی آشکار ستم و اجحاف به حقوق بانوانی است که در رفع قوانین تبعیض ‌آمیز زنان در ایران فعالیت می کنند.
طبق اخبار ارسالی از سوی فعالین زن در ایران و سایت تغییر برای برابری، مریم حسین خواه که از اعضای کمپین یک میلیون امضا وهمچنین درمرکز فرهنگی است، ودر هیاًت تحریریه سایت های این دو گروه و سایت زنستان نیز می نویسد، به "تشویش اذهان عمومی" ، " تبلیغ علیه نظام" و "نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب" متهم شده است.
هفته گذشته مجله اینترنتی زنستان مسدود شد. بخش اینترنت وزارت "فرهنگ و ارشاد اسلامی" طی دستوری به شرکت اینترنتی ارائه کننده خدمات اینترنتی، خواسته است که خدمات خود را متوقف کند.
علاوه بر فیلتر و سانسور سایت ها که از روش های قدیمی تر بستن کانال های خبری است، اقدامات جدی تری از سوی ارگان های دولتی اعمال می شود تا از اشاعه اخبار و انعکاس رویدادهای جاری جلوگیری شود. افزون بر این ، مقام ها و سازمان های دولتی، از هیچ اقدامی برای جلوگیری از انتشار اخبار مربوط به آنچه در جامعه می گذرد، دریغ نمی ورزند.
ما باید با محکوم کردن هرگونه تبعیض جنسی و نابرابری حقوق زنان با مردان خواهان آزادی فوری مریم حسین خواه و تمام زنانی شویم که تنها گناهشان مبارزه درراه حقوق زنان است.
مریم حسین خواه جزو سی وسه زن دستگیرشده مقابل دادگاه انقلاب بود که در اسفند ماه سال گذشته چهار روز را در زندان از جمله در بند عمومی زندان زنان اوین به سر برد و قرار است روز بیست و هشت آذرماه برای آن پرونده محاکمه شود. اما به نظر می رسد پیش از برگذاری محاکمه پرونده سیزده اسفند، پرونده جدیدی برای حسین خواه گشوده شده است.
شهاب ميرزايی تاکيد کرد که اقدامات همسرش و همکاران او کاملا قانونی و شفاف در جهت تهيه و تصويب قوانينی در زمينه های حق ارث و حق حضانت بچه بود که مردم ايران در زندگی روزمره خود با آنها مواجهند.
در همين ارتباط، ليلا علی کريمی، وکيل مدافع خانم حسين خواه، درمورد اتهاماتی که به موکلش وارد شده است، گفت:«فکر نمی کنم اتهاماتی که به خانم حسين خواه وارد شده است، مصداق قانونی داشته باشد که بتوان بر اساس آنها قرار بازداشت را صادر کرد، اما به هر حال، ابتدا بايد پرونده را بررسی کرد تا بتوان به طور قطعی اظهار نظر کرد.»
شیرین عبادی و لیلا علی كرمی وكالت مریم حسین خواه را به عهده دارند. لیلا علی كرمی هم قرار صادر شده را برای موكلش قانونی نمی داند و می گوید: "طبق قانون صدور قرار بازداشت باید بلافاصله پس از تفهیم اتهام صورت گیرد. موكلم یک روز قبل از بازداشت تفهیم اتهام شده بود. بنابراین همان روز باید قرار را صادر می كردند."
به گفته خانواده مریم حسین خواه، هنوز قرار وثیقه برای مریم صادر نشده و او فعلا در زندان اوین به سر می برد.

آنجا آخر دنیاست
وقتی ناهید کشاورز بازداشت شد، مریم حسین خواه نوشت:
«"آنجا آخر دنیا است" این جمله ناهید کشاورز را به خوبی درک می کنم. از وقتی شنیدم ناهید و محبوبه را به بند ۱ (بند تنبیهی) برده اند، مدام آن راهروی تنگ و شلوغ جلوی چشمم مجسم می شود و تصویر زن درمانده ای که تمام دستش پر از زخم تیغ و چاقو بود و وسط راهروی بند فریاد می کشید.
«من این بند را دیده ام و برای همین وقتی دیروز این خبر را شنیدم هنوز تمام بدنم می لرزد. زندانی ها به آن"بند قدیم" می گویند و گاه "بند تنبیهی" مسئولان زندان آن را"بند بازسازی نشده" می نامند. معمولا همه بازدیدها از بند ٣ که بازسازی شده و مخصوص متهمان مالی است انجام می شود و آنطور که خود زندانی ها می گفتند کمتر خبرنگار و مسئولی است که بند ۱ را دیده باشد.
«چند سال پیش وقتی برای تهیه گزارش به اوین رفته بودم تمایل داشتم بند بازسازی نشده را ببنیم، اصرار کردم تا بالاخره اجازه دادند یک نگاه کوتاه به آن بند بیاندازم ، به شرطی که «با هیچ کس صحبت نکنم».
«نیازی به شرط و شروط نبود. فضای آنجا آنقدر سنگین بود که چند دقیقه بیشتر دوام نیاوردم. جلوي همان سلول اول بی اختیار ميخكوب شدم، پايم جلو نمي‌رفت، وقتي افسر نگهبان زندان دستم را گرفت و گفت:"بيا برويم، از دود سيگارشان خفه مي شوي." هيچ نگفتم و ازبند خارج شدم. اعتراف می کنم که ترسیده بودم. نمی دانم از چه اما جرات داخل شدن به بند را نداشتم.»
«بعدها همیشه خودم را ملامت می کردم که چرا آن روز ترسیدم و نتوانستم بروم و «زندان واقعی» را ببنیم. بار دومی که به عنوان زندانی (در۱٣ اسفند ٨۵ از مقابل دادگاه انقلاب به همراه ٣۲نفر از فعالان جنبش زنان) به بند ۲۰۹ و پس از اعتصاب غذا به بند عمومی زندان اوین منتقل شدم، وسوسه شدم از زندانبان ها بخواهم سری به بند ۱ بزنم. چون این بار نه فقط از آن زن ها نمی ترسیدم بلکه احساسی مشترک یافته بودم، حسی که شاید نتوانم توضیح اش بدهم، درد مشترکی که میان من با آن ها ایجاد شده بود، درد بی پناهی و تک افتادگی در فضای بی کسی، درد بی حقوقی در فضایی که انگار با همه ی زوایای زندگی خواهرانه مان بیگانه است، درد لمس این همه بی عدالتی و حقارت شاید،...
«چند لحظه ای که در بند باز شد و چند زن زندانی بیرون آمدند اما، با دیدن چهره ی بی رنگ و چشمان مضطرب و لبریز از نفرت آنان وسوسه پنهان دیدن آنجا را فراموش کردم.
«ناهید کشاورز حق دارد که می گوید: "آنجا آخر دنیا است" اشک های محبوبه حسین زاده را خیلی خوب می فهمم. جلوی اتاق رئیس زندان که به اعتراض نشسته بودیم، یکی از داخل همین بند یک تنبیهی ها چنان عربده می کشید که زندانبان ها هم حساب کار دستشان آمده بود.
«ما سه نفر بودیم. در بند ٣ (که بهترین بند عمومی اوین است) و بقیه دوستان مان (یعنی ٣۰ نفردیگر) یا در انفرادی های همان ساختمان بودند یا در بند. ۲۰۹ اما وقتی مسئول بند، به خاطر رفتن به طبقه پایین و تقاضای صحبت با رئیس زندان سرمان فریاد می کشید که :«من قتلی هستم، حواستون را جمع کنید.» گوشه ای کز کرده بودیم کنج سلول و نمی دانستیم باید چه جوابی به زنی که در زندان هیچ چیز برای از دست دادن ندارد بدهیم. (آیا بیرون از زندان چیزی برای از دست دادن داشت؟ آیا مثلا سهمی هر چند کوچک از درآمد عظیم نفت داشت؟ و آیا حتا فردی که به او فکر کند؟) وقتی توهین ها که سه بار دیگر نیز تکرار شد و درماندگی ما که هیچ امکانی برای رساندن صدای اعتراضمان به آن وضعیت نامناسب نداشتیم را به خاطر می آورم، به فکر بی پناهی ناهید و محبوبه می افتم که در این روزها و ساعت ها آن هم در بند یک تنبیهی که آخر دنیاست چقدر تنهایی کشیده اند.»
«رفتن به بند عمومی با همه سختی هایی که دارد اما انگیزه ای دو چندان ایجاد می کند تا ناامید نشوی، خسته نشوی و تا تغییر این قوانین تبعیض آمیز از پا ننشینی. وضعیت اسف بار و تحقیرآمیز زنان زندانی (همجنسان و هموطن تو) بهترین گواه ات برای ظالمانه بودن این قوانین نابرابر و زن ستیز است.
«می دانم که ناهید و محبوبه عزیز ما روزهای سختی را می گذرانند. اما مطمئنم که وقتی آزاد شوند به انگیزه های انسانی شان، تجربه های جدیدشان با زنان در آخر دنیا را نیز خواهند افزود و به این که این دنیای ظالمانه و زن ستیز باید تغییراتی بکند شک نخواهند کرد. آن هم به خاطر خودشان، به خاطر خواهرانشان، و به خاطر زنان زندانی که در رویارویی با این قوانین زن ستیز و ظالمانه، همه زندگی شان را باخته اند و به حقارت افتاده اند.
ناهید کشاورز که آزاد شود حتما یک دنیا مثال زنده و ملموس دارد برای آن نظریه ی همیشگی اش که می گفت:"زنان طبقه فرودست بیشترین قربانیان قوانین تبعیض آمیزند"»

يک هفته قبل از بازداشت مريم حسين خواه، بر اساس گزارش هايی که فعالان حقوق زنان در سايت های خود انتشار دادند، دادسرای ارشاد تهران با اخطار به شرکت هايی که ميزبانی و دامين زنستان از آنها خريداری شده بود و احضار مسئولان اين شرکت ها از آنها خواسته بود که فضای اينترنتی فروخته شده به زنستان را مسدودکنند.
تا قبل از اين مقامات جمهوری اسلامی تنها در صدد بر می آمدند که با فيلترينگ سايت های نزديک به فعالان حقوق زنان از انتشار اخبار و گسترش فعاليت های آنان جلوگيری کنند.
امروز نوبت مریم حسین خواه است که که زندانی نظام مرد سالاری و نابرابری باشد و وظیفه محبوبه و ناهید و همه ما می باشد که برای آزادی او مبارزه نمائیم و اجازه ندهیم مریم ها بلاتکلیف در زندان بمانند و به آن عادت کنند.
مریم حسین خواه نوشته است:
«بند عمومی وقتی که تکلیفت مشخص نباشد مثل یک دالان تاریک و بی انتها است. دالانی که نمی دانی آیا می توانی خودت را از آن رها کنی یا نه؟ در آن مغاک هولناک فراوانند زنانی که ماه ها و گاه سال ها است بلاتکلیفند و حتی حکمی هم برایشان صادر نشده و حالا عادت کرده اند به زندگی در حصار دیوارهای بلند زندان. و تو با مشاهده ی این وضعیت دردناک؛ دیگر به فکر خودت و این چند روز بازداشت مسخره نیستی، گرچه حتا اگر برای خودت هم که نگران نباشی و دلت به تلاش دوستانت قرص باشد، وضعیت آنها و تماشای آن دالان تاریک بی انتها تو را منقلب می کند.»
یکی از ویژگیهای سیاست جمهوری اسلامی روانه کردن هر روزه جوانان، دانشجویان، کارگران و زنان به زندانها می باشد.درهیچکدام از کشورهای جهان این همه بگیر و ببند و زندانی سیاسی نداریم
بازداشت مريم حسين خواه به گفته ناظران از روند جديدی در برخورد با جنبش رو به گسترش زنان ايران حکايت دارد که می تواند در صورت تداوم، توقيف ساير سايت ها و رسانه های اينترنتی نزديک به جنبش زنان و بازداشتهای گسترده تری را نيز به دنبال داشته باشد.
احضار و محاکمه چندين تن از فعالان حقوق زنان، صدور حکم های تعليقی برای اکثر اين فعالان و در هفته های اخير صدور و تائيد حکم زندان تعزيری و شلاق برای زنان و دانشجویان نمونه هايی از برخورد با جوانان وفعالان جنبش زنان به شمار می رود.
اکنون مریم حسین خواه در زندان بسر می برد. این دومین باری است که به زندان می رود. به چه جرمی؟
برای احقاق حقوق زنان، برای برابری خواهی، برای این که او نصف آدم نباشد، برای اینکه بتواند کار کند و اوقاتش را به پخت و پز نگذرد، برای این که بدون اجازه شوهر بتواند به سفر برود، برای این که می خواهد با مردم حرف بزند و بالاخره برای اینکه میخواهد در کمپین یک میلیون امضا فعالیت داشته باشد.مگر این کارها جرم است که اورا زندانی کرده اند
شاید در نظر اول این بازداشت ها برای ایجاد رعب و وحشت فعالان جنبش زنان باشد.اما اگر عمیق تر نگاه کنیم این بازداشت های مکرر نشان از ترس حکومت دارد.زیرا حکومت درمانده است و مبارزه حق طلبانه زنان را بر نمی تابد و نمی تواند خفه کند، چون همه گیر شده است.
پیروزی نزدیک تر از آن است که فکرش را می کنیم. مریم حسین خواه این فعال جنبش زنان نیز به زودی آزاد خواهد شد.
یاد فرهاد و ترانه زیبایش بخیر:
يه شب مهتاب
ماه ميآد تو خواب
منو مي بره
از توي زندون
مث شب پره
با خودش بيرون...

27.11.2007

حکم اخراج يکی از معلمان بازداشتی در اصفهان صادر شد

.

پس از احکامِ سنگينی مانندِ انفصال موقت ، تبعيد و زندان اکنون نوبتِ اخراج رسيد.
حميد مجيری يکی از فعالان انجمنِ صنفی معلمان خمينی شهر اصفهان که چندی پيش به اتهاماتی نظير اعتصاب ،تحريک به برپايی اعتصاب واغتشاش، توهين به مسئولين ، نشرِاکاذيب و ترک خدمت در ساعت کاربازداشت شده بود دردادگاه کارکنان دولت در روز چهارشنبه با حکم اخراج مواجه شد.
پس از اخراج منصور اسانلو ازسنديکای کارگران اکنون نوبت به معلمان رسيد
امنيتِ شغلی يکی از خواست های معلمان بوده که همواره در نظام جمهوری اسلامی از ان بی بهره بوده اند .ساير اعضای اين انجمن با احکامِ تبعيد روبرو شده اند.19.07.2007



اطلاعيۀ کانون معلمان ايران در محکوميت اهداف شوم مشارکت هدايت شدۀ حکومت عدالت ناپذير اسلامي درکنگرۀ به اصطلاح تأمين عدالت آموزشي سازمان آموزش بين الملل، وابسته به دستگاه رهبري ضد مردمي سازمان ملل متحد



مجامع مستقل بين المللي حقوق بشر
هم ميهنان گرامي

ي
تجربۀ عملي و تلخ نزديک به سه دهه حاکميت نظام جمهوري اسلامي بر ايران و عملکرد آن به ويژه در حوزۀ زير بنايي آموزش و پرورش ميهن ما حجت را به ويژه بر صاحبنظران اين عرصه به پايان رسانيده که حرکت حکومت اسلامي در تقابل کامل با رشد و اعتلاي جامعۀ انساني واقع است و اگر چه پيدايش آن به رغم همه گونه تضاد اساسي؛ مولود طرح شعائر فريبندۀ فاقد هر گونه ضمانت اجرايي بوده است؛ ليکن موجوديت و بقاي آن در گرو تضعيف ، سرکوب و حذف همۀ عوامل بالنده گي حوزۀ انديشه بوده و در اين راستا خاصه اهالي آن را مورد هدف قرار داده است، که هر يک از ستاره هاي خاموش شده در پروژۀ قتلهاي تسبيحي که از جملۀ همۀ جنايتهاي هرگز نابخشودني و نيز هرگز فراموش ناشدني حکومت مدعي اکمل الادياني اسلامي در تاريخ حکومتهاي ديني است نمونۀ بارز آن مي باشد.
کانون معلمان ايران که محروميت از هرگونه فعاليت رسمي و نيز فيلتر شدن تريبون خود از سوي حکومت اسلامي را از بديهيات مي داند و همچون ساير تشکلهاي خاصه صنفي ميهنمان مبارزه با تلاش ديکتاتور در حصر و درهم شکستن استقلال عمل را تجربه کرده است؛ مشارکت هدايت شدۀ حکومت عدالت ناپذير اسلامي در کنگرۀ به اصطلاح تأمين عدالت آموزشي سازمان آموزش بين الملل، وابسته به دستگاه رهبري ضد مردمي سازمان ملل متحد را اقدامي با هدف قاطع وغايي امحاي گستره و عمق جنايات إعمال شدۀ آن به ويژه در حوزۀ آموزش و پرورش کشور که :

اخراج هزاران همکار به ويژه معلم در سراسر کشور به دلايل واهي تعلقات فکري و دگرانديشي تحت خدعۀ انقلاب فرهنگي پس از قلع و قمع رهبران راستين انقلاب شکوهمند بهمن 1357 و سرقت کامل مواضع قدرت و در ادامۀ آن

اعزام تحميلي هزاران دانش آموز و معلم مدارس به قتلگاه جنگ فرسايشي 8 ساله
تهي سازي کتابخانه هاي مدارس از کتب مفيد به ويژه در زمينه هاي تاريخي، اجتماعي و ادبي
تنزيل، تقليب و تحريف شديد کتب درسي به ويژه در عرصه هاي تاريخي، اجتماعي و ادبي
إعمال ممنوعيت کامل تنوع در تدريس زبان و مختصات قومي
بدآموزي، اشاعۀ خرافات و شستشوي مغزي دانش آموزان به ويژه در دوره هاي نخستين آموزش

حذف برنامه هاي تفريحي و شادي بخش از دستور کار مدارس و جايگزين نمودن برنامه هاي تبليغي حاکميت
تنزيل شديد کيفيت و محتواي آموزش و سنجش و بي اعتبار سازي مدارج آموزش
تنزيل و نحديد محنوا، بودجه و ابزار امور پرورش بدني دانش آموزان
گسيل انواع مواد مخدر به مدارس و اشاعۀ اعتياد در بين دانش آموزان و تعقيتب هدف سقوط نسل دانش آموزي

مبارزۀ بنيادي با امر سوادآموزي و تهي سازي و عدم هر گونه حمايت به ويژه مادي از دستگاه سوادآموزي و تعطيل سازي تدريجي واحدهاي آن و إعمال خدعۀ نمايه سازي فعاليت آن
عدم برخورداري مدارس از حداقل بودجۀ لازم، سلامت ساختماني و نيز ابزار و تجهيزات مورد نيازآموزشي
انتصاب افراد فاقد صلاحيت بر مسند مديريت مدارس

ممانعت در بهره مندي معلمان و دانش آموزان از پوشش دلخواه متعارف اجتماعي در مدارس

در تنگناي معيشتي قرار دادن معلمان و عدم هرگونه حمايت مادي از دانش آموزان عليرغم توان بالقوۀ اقتصادي و حتي در شرايط وجود ذخائر افزوده و سرگردان مالي

عدم تأمين فضاي کاري مناسب و ايجاد فضاي رعب و وحشت بين کادر آموزشي و مديريت در مدارس

عدم هرگونه حمايت در تأمين ابزارهاي تحصيلي دانش آموزان

عدم هر گونه حمايت در ايجاد و توسعۀ کتابخانه هاي مدارس

عدم هر گونه حمايت و ضمانت اجرايي در خصوص مصوبات شوراي معلمان مدارس

ناتواني و ضعف شديد تغذيۀ ميليونها دانش آموز

اقدام غير اصولي جداسازي دانش آموزان دختر وپسر در مدارس

تقليل کيفيت آموزش با طرح دو و چند نوبته و چرخشي نمودن ساعات کار مدارس

عملکرد سوء واحد حراست به عنوان دستگاه رسمي هراست، تفتيش عقايد و سرکوب معلمان و دانش آموزان

ارزشيابي غير اصولي و يکسويۀ کادر آموزشي از سوي مديريت فاقد صلاحيت مدارس با هدف تنزيل و تحديد مطالبات معلمان

إعمال محروميت تودۀ عظيم دانش آموزي از خدمات رايگان مصوب دولتي و اقدام غير اصولي خصوصي سازي امر آموزش و عدم هرگونه نظارت بر عملکرد آنچه که مدارس به اصطلاح غير انتفاعي خوانده مي شود

اشتغال به کار بخش عظيمي از تودۀ به ويژه خردسال دانش آموزي به دليل فقر شديد اقتصادي

نجسس و تفحص در زمينۀ موضوعات مورد ندريس و گفتمان معلمان و دانش آموزان در کلاس به ويژه در حوزه هاي درسي تاريخي، اجتماعي و ادبي

ممنوعيت ابراز هرگونه نارضايتي، اعتراض ، تحصن و اعتصاب از سوي معلمان و دانش آموزان

ممنوعيت فعاليت هر گوته تشکل مستقل دانش آموزان و معلمان

إعمال تهديدات دولتي در مواجهه با حرکت اعتراضي – بوروکراتيک عضو جامعۀ معلمان ميهنمان؛ منعکس در نامۀ منتشره تحت عنوان استيضاح سران نظام جمهوري اسلامي ايران و همسويي دستگاه رهبري ضد مردمي سازمان ملل متحد با حکومت اسلامي در مواجهه با آن و مقاومت در پذيرش تقاضاي پناهندگي نامبرده به رغم وجود و توشيح همۀ کنوانسيونها و عهد نامه ها به ويژه در حوزه هاي مربوطه

إعمال نوهين، تهديد، ضرب و شتم، احضار، بازداشت، محاکمه، تعليق و انفصال از خدمت و اخراج معلمان در پاسخ به حرکتهاي حق طلبانۀ آنان

سرکوب هر گونه حرکت اعتراضي دانش آموزان و معلمان کشور و تهديد، تعقيبب، بازداشت، محاکمه، حبس، تعليق و انفصال از خدمت و اخراج رهبران جنبشهاي حق طلبانۀ آنان

ممانعت از دسترسي مدارس به رسانه هاي مستقل خاصه در زمينه هاي تاريخي، اجتماعي و ادبي و نيز ممانعت ازتجهيز مدارس به اينترنت به ويژه آزاد
ازجملۀ آنها مي باشند؛ تعديل و تهذيب چهرۀ کريه حکومت ننگين اسلامي درعرصۀ جهاني و خروج از بن بست فروپاشي و تداوم آن از ديگر اهداف تلقي نموده؛ ضمن محکوم نمودن اين حرکت، کسب و حفظ استقلال لازم تشکلهاي صنفي همۀ کارگران و زحمتکشان ميهنمان را گام ضرور حرکت توده اي سرنگون سازي نظام جمهوري اسلامي و استقرار حاکميت دموکراتيک مردم ميهنمان بر سرنوشت خويش مي داند%

نابود باد دستگاه رهبري ضد مردمي سازمان ملل متحد

برقرار باد مجلس نمايندگان خلق

و حاکميت دموکراتيک توده ها

کانون معلمان ايران
6 مرداد 1386

28.07.2007
--
The Iranian Teachers' Association / کانون معلمان ايران
http://KanoonMoallemanIran.Blogspot.Com
KanoonMoallemanIran@Gmail.Com

پیمان ندینیان دبیر پیشین انجمن صنفی معلمان و فعال مدنی کردستان به حکم انفصال از خدمت محکوم شد


طبق حکم دریافتی از دادگاه استان زنجان پیمان نودینیان بنیانگزار و دبیر پیشین انجمن صنفی معلمان کردستان به حکم انفصال از خدمت محکوم شد در این حکم اتهام آقای نودینیان سازماندهی و عاملیت تجمع و تحصن غیر قانونی 12
اردیبهشت روز معلم در مقابل سازمان آموزش و پرورش کردستان بوده است.
لازم به ذکر است که این حکم در حالی اجرا که آقای پیمان نودینیان در حال سپری کردن حکم تبعید خود در استان زنجان که به دلیل فعالیت در سمت دبیر انجمن صنفی معلمان کردستان به وی داده شد بود میباش.د
شاهو قادری خبر نگار انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران

09082007

حمایت از همکاران فداکار فراموش نشود...
تجمع معلمان خمینی شهر در روز یکشنبه 4 شهریور


در تداوم مبارزات فرهنگیان ایران معلمان خمینی شهر در روز یکشنبه 4 شهریور در اعتراض به احکام ظالمانه یِ صادر شده اعلام تجمع کرده اند. در وبلاگ فرهنگی "نصف جهان" می خوانیم:
تجمع معلمان خمینی شهر در اعتراض به

حکمهای صادره توسط دادگاه تخلفات

اداری استان اصفهان علیه فرهنگیان

یکشنبه چهارم شهریور ماه

ساعت ۱۱ صبح

در اداره آموزش و پرورش خمینی شهر

از تمامی همکارانی که با جامعه دردمند فرهنگیان همراه و همدل هستند

انتظار داریم راس ساعت مقرر در همایش فوق شرکت نمایند.

جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

همچنین، در بسیاری از وبلاگ های فرهنگی سراسر کشور، این اقدام فرهنگیان خمینی شهر مورد تجلیل و حمایت قرار گرفته است. بطور مثال در وبلاگ فرهنگی "یار دبستانی" دو پست با شرح زیر منتشر شده است:
دوستان چه میگویند؟

نویسنده: رسول بداقی

يکشنبه 21 مرداد1386 ساعت: 11:34 با سلام به پیشگاه همکارانم در دیار زنان و مردان دلیر و آگاه خمینی شهر,اینجانب ضمن محکوم کردن رفتار نابخردانه ی سازمان آموزش و پرورش اصفهان در اخراج دوتن از دوستان و همسنگرانم آقایان حمید مجیری و محتبی ابطحی به نشانه ی حمایت از ایشان و خانواده ی ستم دیده ی آنان در روز 4/شهریور/1386 در جمع یاران متحصن حاضر شده و به این وسیله پشتیبانی خودراتا آخرین توان به کار خواهم گرفت.

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

نویسنده: اسرار ازل

دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت: 7:20 سلام

در این وانفسا همکاران خمینی شهر واقعا فرهنگی هستند

به آنها حسودیم میشود

کاش ما هم چنین بودیم

متحد و یکدست

سلام دمکرات

چهار شنبه 22 اوت 2007, بوسيله ى دیاکو

برخوردهای قهرآميز با فرهنگيان توسط گماشتگان حکومت خون خوار اسلامی و اهانت و شکنجه معلمان در اساراتگاهای رژیم ، معلمان را برآن داشت که نامه اعتراضی به شاهرودی بنویسند.


کانون صنفی معلمان ايران با ارسال نامه ای به آيت الله محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه ايران، خواستار انجام ملاقات و گفت وگوی مستقيم نمايندگان معلمان با او و تجديد نظر در برخوردهای قهرآميز با فرهنگيان و اقدامات لازم برای پيگيری تخلفات صورت گرفته در زندان شد.
در روزهای گذشته، فعالان حقوق معلمان به مجازات هايی، از کسر حقوق تا انفصال از خدمت و از تبعيد تا زندان، محکوم شده اند.
اين مجازات ها برای فعالان حقوق معلمان در نظر گرفته شده است، که دراعتراض های صنفی زمستان سال گذشته و بهار سال جاری شرکت داشتند.

معلمان در اين اعتراض ها، با برپایی تجمعاتی مقابل مجلس، خواستار تحقق خواسته‌های خود شامل تسریع در تصویب لایحه نظام پرداخت هماهنگ و آنچه كه رفع تبعیض نامیدند، شدند.
آنها همچنین خواستار پیگیری استیضاح وزیر آموزش و پرورش از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معرفی مشاور وزیر در امور تشكل های فرهنگیان، ایجاد شورای برگزیدگان نمایندگان معلمان در مدارس شدند. اما اين درخواست ها، تحقق نيافت. البته دولت حقوق معلمان را اندکی افزايش داد.
عليرغم تأکيد قانون اساسی مبنی بر استقلال قوای سه گانه بعضاً شاهد هستيم، که دولت ها با استفاده از رانت قدرت، حقوق شهروندی را ناديده مي گيرند و به اين وسيله، حق مظلوم را پايمال و صدای حق طلبانه آنان را خاموش مي نمايند.به گزارش «وب سايت کانون صنفی معلمان ايران»، در نامه معلمان به رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران آمده است:« روزی که در هنگام تحويل قوه قضاييه، آن را به ويرانه ای تشبيه نموديد، اين اميد در دل بسياری از دلسوزان ايجاد شد، که به زودی جامعه شاهد تحولات مثبت و گسترده ای برای آبادکردن اين ويرانه خواهد بود.»
در نامه کانون صنفی معلمان ايران می خوانیم:«تصور بسياری بر اين بود، که رياست محترم قوه قضاييه علاوه بر ايجاد تغيرات بنيادی و ساختاری، اين قوه را به سوی اهداف واقعی خود هدايت خواهند نمود، وبا تأکيد بر حقوق ملت بويژه حقوق شهروندی، اعتماد جامعه را به سوی خود جلب خواهند کرد. البته گام های مهم و مثبتی نيز در اين مسير برداشته شده است، اما به نظر می رسد که موانع مختلفی نيز بر سر راه بوده و هست که مانع از تحقق بسياری از برنامه ها، اهداف و آرمان های رياست محترم اين قوه برای نيل به اهداف پيش بينی شده، گرديده است.»

«رانت قدرت و حقوق شهروندی»

اين نامه با اشاره به تذکرات مکرر آيت الله هاشمی شاهرودی برای اجرای دقيق قوانين حقوق شهروندی مصوب سال ۱۳۸۳ می افزايد:«متاسفانه، عليرغم تأکيد قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مبنی بر استقلال قوای سه گانه بعضاً شاهد هستيم، که دولت ها با استفاده از رانت قدرت، حقوق شهروندی را ناديده مي گيرند و به اين وسيله، حق مظلوم را پايمال و صدای حق طلبانه آنان را خاموش می نمايند.»
کانون صنفی معلمان ايران يکی از مهمترين اين اصول را اصل ۲۷ قانون اساسی برشمرده، که برگزاری تجمعات و راهپيمايی ها را بدون حمل سلاح و چنانچه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد دانسته و هيچ قيد ديگری به آن نيفزوده است.
اين تشکل معلمان درايران با اشاره به بی اعتنايی مسئولان دولتی به اين اصل قانون اساسی، در نامه خود به رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی نوشته است:« مسئولان بدون هيچ عذر موجهی، نه تنها با تقاضای مکرر ما برای برگزاری تجمعات و راهپيمايي ها به مناسبت های مختلف موافقت ننمودند، بلکه حتی از پاسخ منفی مکتوب به اينگونه درخواست ها نيز اجتناب می نمايند، تا جايی که برگزاری تجمعات قانونی در اماکن مسقف نيز با موانع جدی مواجه شده است.»
تعداد زيادی از معلمان از اسفند تاکنون با احکام سنگينی همچون انفصال ازخدمت، کسر حقوق، بازنشستگی پيش از موعد، تبعيد، اخراج و زندان تعزيری مواجه شده اند و تعداد ديگری نيز احکام جديدی را در شهريور و مهرماه از دادگاه انقلاب اسلامی دريافت خواهند نمود.در اين نامه خطاب به آيت الله هاشمی شاهرودی گفته شده است که در وضعيت فعلی که از يک سو همه مسئولان عاليرتبه کشور بر نقش ارزندۀ معلمان درعرصه های مختلف تأکيد دارند، وبرظلم واجحاف وتبعيضی که طی سال های متمادی درحق آنها رواداشته شده است، اقرارمی نمايند، وازديگرسو، مطالبات بيش از۱۵ سال معلمان پرداخت نمی شود، وعده های چندين ساله مبنی بر اجرای نظام هماهنگ پرداخت به فراموشی سپرده وازدستور کاردولت ومجلس خارج می شود، چه بايد کرد؟ آيا وظيفه يک نهاد مدنی نيست که به فريضه امر به معروف و نهی ازمنکر عمل نموده و مسئولان را ارشاد نمايد؟»

«ایام عید در زندان»

اين نهاد مدنی معلمان سپس اين پرسش ها را مطرح کرده است که آيا اعتراض آرام، قانونی و هدايت شده، آنهم در مقابل خانه ملت و با حضور نمايندگان ملت نسبت به عدم تحقق يک خواسته مشروع جرم محسوب مي شود، و آيا اعتراض به مسائلی همچون وجود تبعيض و بي عدالتی، عدم پرداخت مطالبات معوقه، افت شديد تحصيلی، مديريت ناکارآمد و ... مخل مبانی اسلام است؟»

اين نامه با انتقاد از برخورد مسئولان انتظامی و امنيتی با تجمع مسالمت آميز معلمان در مقابل مجلس شورای اسلامی درروز ۲۳ اسفند سال گذشته و بازداشت تعداد زيادی از معلمان می افزايد:«برخی از اين معلمان، ايام عيد وبرخی، بعد از آن را در زندان سپری کردند. تعداد زيادی از آنها از اسفند تاکنون با احکام سنگينی همچون انفصال ازخدمت، کسر حقوق، بازنشستگی پيش از موعد، تبعيد، اخراج و زندان تعزيری مواجه شده اند و تعداد ديگری نيز احکام جديدی را در شهريور و مهرماه از دادگاه انقلاب اسلامی دريافت خواهند نمود.»
کانون صنفی معلمان ايران در ادامه پرسيده است که اين همه فشار، آن هم به فرهنگيان جامعه به چه منظوری صورت مي گيرد، نوشته است:«در طول دوران زندان، بسياری از مواد قانون حقوق شهروندی آشکارا نقض گرديده است.»
کانون صنفی معلمان ايران در پایان نامه خود، به احکام صادر شده عليه فعالان حقوق معلمان، ازجمله حکم سه سال زندان تعزيری برای عليرضا هاشمی، رييس سازمان معلمان ايران، اعتراض و تقاضا کرد فرصت مناسبی برای ملاقات و گفت گوی مستقيم نمايندگان معلمان با آيت الله هاشمی شاهرودی فراهم آيد و در برخوردهای قهرآميز با فرهنگيان تجديد نظر و اقدامات لازم برای پيگيری تخلفات صورت گرفته در زندان انجام شود. 27.08.2007از تارنمای رادیو فردا

برگشت

letzte Änderungen: 24.9.2011 5:59