حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
روزنامه نگاران و نويسندگان، دستگاهاي ارتباط جمعي آموزگاران مدارس و اساتيد دانشگاه ها تشكلات اتحاديه ها وسنديكاهاي كارگري ايران تشكلات واتحاديه هاي كارگري بين المللي گزارش فعالیت های کارگری anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

احضار و تهديد دو معلم در سنندج



بنابر گزارشات دريافتي دو معلم و فعال فرهنگي به نام هاي يدالله زاره اي و رامين زندنيا، به اتهام شرکت در راهپيمايي و تجمع صنفي کانون صنفي معلمان کردستان در فراخوان پيشين ، از سوي حراست اداره آموزش و پرورش ناحيه يک شهر سنندج احضار گرديدند، نامبردگان در طي اين احضار به صورت غيررسمي به هواداري از احزاب کردي متهم و مورد تهديد مبني بر اخراج از اين سازمان قرار گرفتند.
شايان ذکر است معلمان و فعالان صنفي و فرهنگي کردستان در طي ماههاي اخير شاهد احضار ، بازداشت و تهديد مکرر همکاران و تشکلات صنفي خود بوده اند.

فعالان حقوق بشر در ایران 06.10.2008

تهدید معلمان ازطرف ستاد خبری اداره اطلاعات استان كردستان


روز دوشنبه24 تیرماه پیمان نودینیان بنیان گذار انجمن صنفی معلمان كردستان ویكی ازفعالان مدنی شهر سنندج برای چندمین بار متوالی توسط ستاد خبری شهر سنندج احضار ومورد بازپرسی قرار گرفته است. همزمان تعدادی از معلمان شهرهای سنندج ، كامیاران وقروه به ستاد خبری اداره اطلاعات احضار شده اند.
رامین زندنیا ، حیدرزمانی ، علی قریشی ، ناصر محمدی و علی امانی ازجمله معلمانی هستند كه امروز مورد بازجویی قرارگرفته اند.
پیمان نودینیان ازدوسال قبل به اتهام شركت درفعالیتهای مدنی وصنفی ازمحل كاروزندگی خود محروم وبه روستاهای استان زنجان تبعید شده است.

آزاد زمانی _انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران

24 تیرماه 87

14.07.2008

نامه ای به معلمان ایران وسراسر دنیا
فرزاد کمانگررا تنها نگذاریم!



دوستان گرامی
دولت جمهوری اسلامی برای معلم محبوب دانش آموزان شهر کامیاران،حکم اعدام صادرکرده است ومیخواهد حکم را اجرا کند!
نامه های فرزاد کمانگر را که درزندان نوشته استب خوانید، ببینید، بشنوید.احساسات وعلایق ظریف این معلم اگاه را دریابید. این نامه ها منعکس کننده علاقه شدید ایشان به انسان دوستی وعدالت طلبی است. فزراد کمانگر بچه ها را دوست دارد بچه های مدرسه وکوچه رادوست دارد. نقاشی وشعر و هنر را دوست دارد ادیب و نویسنده و هنرمند است. انسان ها را دوست دارد صمیمیی ودوست داشتنی است، معلم آگاه وراهنمای بچه های شهر وروستاست. فرزاد کمانگر از نوع شماست، ازسنخ وصنف شماست. فرزاد کمانگر را تنها نگذارید اجازه ندهید آدمکشان جمهوری اسلامی این معلم اگاه را اعدام کنند!

فرزاد کمانگر درنامه اش از زندان نوشته است "اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد..."

معلمان ومردم آزاده، به حکم اعدام فرزاد کمانگر اعتراض کنید! به سران جمهوری اسلامی نامه اعتراضی بنویسید. درمحل کاروزندگی ، درمدرسه و میدانهای شهر اعترض وتحصن کنید.کمیته نجات اظطراری برای نجات جان فرزاد کمانگر تشکیل دهید. فرصت تنگ است و نباید به آدم کشان جموری اسلامی فرصت دهیم که فرزاد کمانگر را اعدام کند. اگر سکوت کنیم بچه ها ی امروز وفردا به ما اعتراض خواهند کرد که چرا سکوت اختیار کردید تا معلم بچه ها را دار زدند؟!
سوال بزرگی دربرابر همه معلمان ایران ودنیا قرار دارد چرا سکوت میکنید؟ این سکوت جای سوال است ومایه شرم است.
کوشش کنید تلاش جمعی شما می تواند جان فرزاد کمانگر از مرگ نجات دهد.

آزادزمانی – انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقوق بشر ایران

21 تیرماه 78

12.07.2008

بررسي گذشته نگاهي به آينده - کانون صنفی معلمان ایران


م

واضع سیاسی-تجاری 9 تن ازاعضای هیئت مدیره کانون تهران ، طی 3 سال اخیر بارها موردانتقاد 6 تن از اعضای کانون ويكي ازبازرسان واقع می شد . ولی هر بار با عذر خواهی ایشان و قول عدم تکرار،مسئله ختم می شد.تااينكه از اواخر اسفند 85 تا پایان اسفند 86 این 9 تن با شرکت در مسائل سیاسی اقتصادی نه تنها کانون تهران را به بیراهه کشاندند،بلکه دبیرخانه شورای هماهنگي که به طور موقت به تهران واگذار شده بود را تحت تاثیر تحولات سیاسی - تجاری خود قرار دادند،ودر ایجاد رابطه باسازمان جهاني معلمان ei کار شکنی نمودند، لذا مدارک و مستندات موجودازطرف بازرس کانون و اعضای هیئت مدیره منتقد به شورای مرکزی ارائه شد و شورای مرکزی در30فروردین 87 تشکیل جلسه دادو مواردی رامصوب نموده،ضمن تاکید بر دوري از مسائل سیاسی- تجاری استفاده ابزاری از امور صنفی و حرکات خودسرانه ی این طیف ، مسئولیت دبیرخانه شورای هماهنگی تا تعیین محل جدید از تهران گرفته شد و بر عهده ی شورای مرکزی تشکل های صنفی به ریاست کانون اصفهان قرار گرفت. اين طيف درخرداد87 دراصفهان درحضوراعضاي شركت كننده در شورای مرکزی نسبت به مواضع سیاسی خودابراز پشیمانی کردند و با عذر خواهی از این مسئله قول داده اند که دیگر موارد مذکور تکرار نشود.

پيش ازاين نيزدر جلسه شورای مرکزی که در روزهای 23 و 24 فروردین87 برگزار شد از ورود به مسائل سیاسی - تجاری انتقادشد،وباتوجه به ابرازندامت و عذر خواهی ایشان و قول ایشان مبنی بر عدم تکرار ، شورای مرکزی صرفا به جهت حفظ وحدت تشکل ها و پیگیری اهداف بلند مدت آن ها از جمله عضویت درسازمان جهاني معلمان ei از اعضای هیئت مدیره و بازرس که منتقد مواضع سیاسی - تجاری گروه مذکور بودند ، خواستند که با توجه به موارد مذکور فعلا توان خود را صرف پیگیری اهداف بلند مدت نمایند. بنابر این با حفظ مواضع منتقدانه خود مبتنی بر اصول اساسنامه و چهارچوب صفنی یعنی غیر سیاسی و غیر انتفاعی بودن ، از خواست شورای مرکزی تبعیت خواهد شد.

دردرجه اول امیدوارم که ابراز پشیمانی آقایان و طیف وابسته ایشان از مواضع،عملکرد واقعی در پی داشته باشد. من طی نامه ای به رئیس شورای مرکزی خطر سياسي-تجاري شدن كانونهارا يادآوري نمودم،وگفتم که طرح سیاسی - تجاری نمودن تشکل ها بعد از سال ها فشار بر فعالان صنفی آخرین و جدید ترین حربه برای نابودی تشکل های صنفی است . تا با از بین بردن دو شرط اصلی عضویت در ei یعنی غیر سیاسی و غیر دولتی بودن ، مانع از عضویت تشکل ها دراين سازمان قدرتمند جهاني گردند.

لذا به عنوان يك فعال صنفي كه زندگي خود وفرزندانم را به خاطر آينده ي آموزش وپرورش كشورو وضعيت اسفبار معلمان ايران قرباني كرده ام،و تاكنون در نقشهاي بازرس كانون،عضو هيات مديره ونايب رئيس كانون به اين كار همت گماشته و تا اندازه اي به آسببهاي كانونها آگاهي دارم بر خود لازم می دانم بر روند صنفی بودن کانون تهران و سایر تشکل ها حساس باشم، به مسئولیت خود به عنوان سردبیری هفته نامه قلم معلم که همواره بر نظارت و دخالت خرد جمعی معلمان تکیه داشت عمل کنم و ضمن احترام به نظر شورای مرکزی که عصاره معلمان کشوراست ، جهت رسیدن به اهداف مهم تر و بلند مدت تشکل ها خویشتن داری نمایم.

ازهمکاران شاغل وبازنشسته خواهش مي كنم،به عضویت تشکل هادرآیندتاباانجام وظیفه صنفی درقبال خودوسایر همکاران وتشکل ها،امرنظارت برکار مسئولان راازتشکل ها شروع کنند و هویت مستقل و صنفی تشکل ها را پاسداری نمایند و عملکرد اعضای هیئت مدیره تشکل ها را با اصول اساسنامه و اهداف صنفی آن تشکل بسنجند. تا به قول اتحادیه جهانی معلمان بتوانیم به چنان قدرت صنفی دست یابیم که هر دولتی خود را موظف به بر آورده کردن مطالبات صنفی ما بداند.

با سپاس بیکران

ثریا دارابی

سردبیر هفته نامه قلم معلم

بازرس و نائب رئیس پيشين کانون صنفی معلمان

25 خرداد 1387ثريا دارابي

4 تیر

1387

اجتماع مجدد معلمين بازنشسته سنندج


"زندگى انسانى حق مسلم ماست"!٬ "ما را تنها نگذاريد"!
"پاداش پايان خدمت خود را بصورت نقدى ميخواهيم"!

امروز يکشنبه ٢٩ ارديبهشت از ساعت ٩ و ٣٠ دقيقه٬ حدود ١٠٠ نفر از معلمان بازنشسته و شاغل سنندج تحصن و اجتماعى را در مقابل آموزش و پرورش برگزار شد. تعدادى از اعضاى انجمن صنفى معلمان که "منحل" اعلام شده دراين تجمع حضور داشتند. ترکيب زنان بازنشسته فرهنگى دراين تجمع بالا بود. معلمان بازنشسته دراين تجمع پلاکاردهائى داشتند که اين شعارها روى آنها ديده ميشد؛ "زندگى انسانى حق مسلم ماست"!٬ "ما را تنها نگذاريد"!٬ و "پاداش پايان خدمت خود را بصورت نقدى ميخواهيم"!

مراسم با سخنرانى چندين نفر از معلمان ادامه يافت. خانم پخشينه احمد نژاد و آقايان مطهرى نيا و على شرف خواه٬ در سخنرانى هايشان اعلام کردند که اکثر معلمان به بانکها بدهکار هستند٬ بيمار در بيمارستان دارند٬ و پول ترخيص عزيزانمان را نداريم! خانم ديگرى حکم جلب شوهرش را آورده بود که به بانک بدهکاربود. معلمان نارضايتى و اعتراض خود را نسبت به پرداخت نکردن مطالباتشان و سياست سردواندن آموزش و پرورش اعلام ميکردند.

معلمان شعارى مبنى بر "عدالت دولت احمدى نژاد دروغى بيش نيست" سر دادند که بلافاصله رئيس و حراست سازمان آموزش و پرورش فورا سالکى را به ميان معلمان آوردند تا فضا بيشتر متشنج نشود. سالکى با خواهش و تمنا و التماس خود و عوامل حراست معلمان را به سالن اجتماعات برد تا در آنجا حرف بزنند. اما ابتدا معلمان مقاومت زيادى انجام دادند و حاضر به رفتن به داخل سالن نبودند٬ بالاخره با خواهش و تمنا و بوسيدن معلمان توسط حراستيها٬ معلمان مشروط قبول کردند که داخل سالن بروند و اعلام کردند که اگر دوباره حرفهاى تکرارى و بى ارزش تحويلشان بدهند٬ تجمع را به جلوى سازمان در خيابان خواهيم برد. در داخل سالن سالکى شروع کرد به چاپلوسى و اينکه منهم با شما فرقى ندارم و آموزش و پرورش فعلا پول ندارد که بدهد! و وعده داد که اين موضوع قرار است به صورت يک لايحه دو فوريتى برود مجلس و تصويب شود که منبع ديگرى به تصميم مجلس براى پرداخت به شما معرفى شود. معلمان با شنيدن اين توضيحات و وعده هاى سرخرمن اعتراض کردند و سالن را ترک کردند و به خيابان آمدند. همينطور معلمان يک نامه سرگشاده تهيه کرده بودند و به امضاى حاضرين رسيد.

19.05.2008

تقدیر کانون صنفی معلمان ایران از فرزاد کمانگر




به نام خداوند جان و خرد

روندگان طریقت ره بلا سپرند / رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز
جناب آقای فرزاد کمانگر
آن روزها دفترهای بی گناهی در دست ، این چنین می اندیشیدیم با حیرت که پاسخ سخن حق معلم آیا شلاق است و زندان ؟!
به راستی این بی شمار معلمانی که دردی مشترک را فریاد می کنند قانون و حق سزایشان را چه می داند ؟ سرود ما که ندای عدالت است و آزادی آیا انعکاسی جز در عرصه ی تاریخ خواهد داشت ؟!
همکار گرامی ،
شما بزرگوار که با تحمل مرارت های بسیارجویای حق و عدالت شده اید در حقیقت کارنام درخشان خود در دفاع از آرمان های انسانی را نزد معلمان این مرز و بوم پر برگ تر و پربارتر نموده اید.

تلاش تان را سپاس می گوییم و آزادگی تان را می ستاییم .
کانون صنفی معلمان ایران

فعالان حقوق بشر در ایران 15.05.2008
----------
فرزاد کمانگر همواره در معرض شکنجه و تهديد قرار داشته و دارد . اين موضوع نه تنها مربوط به مرحله بازجويي و صدور حکم بوده است که حتي در حال حاضر که وي را ظالمانه به مرگ محکوم نموده اند با تبعيد وي به زندان مخوف رجايي شهر تداوم فشار بر اين معلم آزاده را نشان دادند و حتي به اين نيز بسنده نکردند و نامبرده را بيش از چهارماه است که به ميان زندانيان داراي بيماريهاي عفوني همچون هپاتيت و ايدز منتقل نموده اند ،نامبرده در اين مسلخ با حفظ روحيه با هزينه شخصي اقدام به تاسيس کتابخانه اي کوچک نموده و مشغول به تدريس و آموزش آسيب ديده ترين قشر زندانيان ايران مي باشد .
در طي روزهاي اخير موج تهديدها بر عليه زندانيان سياسي زندان رجايي شهر کرج به طور چشمگيري جامه عمل پوشيده است ، در آخرين مورد در روز گذشته مورخه 25/2/86 علي حيدريان هم پرونده فرزاد کمانگر که وي نيز به اعدام محکوم گرديده است از سوي 15 تن از نگهبانان اين زندان بدون هيچگونه توجيحي آن چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت که با صورت شکافته ، دندانهاي شکسته و بيهوش بدون رسيدگي پزشکي در بند رها شد ، و تنها پس از بالاگرفتن موج اعتراض زندانيان سياسي مسئولين حاضر به انتقال نامبرده به بيمارستاني جهت رسيدگي پزشکي گرديدند .
فرزاد کمانگر نيز با تمام نقض حقوق اعم از حکم اعدام ، تبعيد به زندان امنيتي ، تبعيد به بند زندانيان عفوني ، در طي روزهاي اخير براي چندمين بار از سوي روساي حفاظت و بازرسي زندان مبني بر شکستن دست و پا و قتل مورد تهديد قرار گرفته است . بدينوسيله کمپين نجات فرزاد کمانگر نگراني عميق خود را وضعيت جسمي و محيطي اين معلم آزاده اعلام مينمايد و قوياً خواهان اعمال تمهيداتي از سوي مسئولين براي پايان دادن به وضعيت تبعيد و تهديدات مکرر وي ميباشد و مسلماً رياست اين زندان را مسئول حفظ سلامتي و جان اين زنداني در خطر ميداند.
وضعيت نگران کننده فرزاد کمانگر
]15.05.2008

فراخوان جمعی از معلمان کامیاران


در حمایت و پشتیبانی از معلم دربند فرزاد کمانگر ؛ در آستانه هفته معلم
دوستان، همکاران، آزادی خواهان و فعالان فرهنگی ، سیاسی، صنفی و مدنی ، دانشجویان، کارگران وتشکل های سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی ؛اینک نزدیک به دو سال از دستگیری و حکم سنگین و غیر قابل تحمل اعدام فرزاد کمانگر معلم وفعال مدنی کرد می گذرد.
ما جمعی از معلمان در آستانه فرا رسیدن هفته معلم از تمامی معلمان ،دانشجویان، دانش آموزان وفعالان فرهنگی ، سیاسی و سایر اقشار جامعه در خواست می نمائیم که همگام وهمصدا با هم به شیوه های ممکن ومدنی (صدور بیانیه،تجمعات مسالمت آمیز، شرکت در کمپین نجات فرزاد کمانگر...) از مسئولین قوه قضائیه بخواهیم که بار دیگر فرزاد کمانگر را به میان ما ودانش آموزانش برگردانند و از مسئولین محترم قوه قضائیه و وزارت آموزش وپرورش می خواهیم که با درک وضعیت موجود کشور خواسته به حق و مسالمت آمیز ما مبنی بر آزادی فرزاد کمانگر را با گوش شنوا دریابند.
شایان ذکر است که فقدان آرامش و متانت معلمان می تواند به موجی از نارضایتی ها ی عمومی و.... بینجامد .امیدواریم که مسئولان ذیربط هرچه سریع تر فرزاد کمانگر را آزاد نموده و حسن نیت خویش را نسبت به معلمان و افکار عمومی در ایجاد فضای آرام و به دور از تبعیض نشان دهند .
به امید آزادی زندانیان سیاسی

جمعی از معلمان کامیاران
29/1/87



برکناری ناگهانی رييس دانشگاه تهران


شامگاه سه شنبه، ساعاتی پس از انتشار اخبار غير رسمی در خصوص تغيير رييس دانشگاه تهران، وزير علوم طی حکمی عباسعلی عميد زنجانی را برکنار و فرهاد رهبر، رييس مستعفی سازمان برنامه و بودجه را به عنوان رييس جديد اين دانشگاه معرفی کرد.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، صبح روز چهارشنبه اين خبر را تاييد کرد و گزارش داد که حکم انتصاب فرهاد رهبر شامگاه سه شنبه به امضای محمد مهدی زاهدی، وزير علوم رسيده است.

برکناری ناگهانی

برکناری ناگهانی اولين رييس روحانی دانشگاه تهران در حالی صورت گرفت که وی روز سه شنبه در گفت وگويی با خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، از برکناری خود خبر داد و گفت:« از اين تغيير و تحول استقبال می کنم و برای مديريت جديد دانشگاه تهران نيز آرزوی موفقيت می کنم.»

روزنامه های روز چهارشنبه تهران، « اختلاف نظر بر سر ادامه کار چند تن از معاونان و مسئولان اين دانشگاه و اصرار آيت الله عميد زنجانی بر حفظ آنها» و «اختلافات مالی و درخواست بودجه ويژه برای اين دانشگاه» را به عنوان دو عامل اصلی برکناری آقای عميد زنجانی ذکر کرده اند.

عباسعلی عميد زنجانی، خود نيز روز سه شنبه و پيش از اعلام رسمی برکناری اش از رياست دانشگاه تهران، در خصوص علت برکناری اش گفت: «نکته خاصی در باره اين تغيير به ذهنم نمي رسد. اما من از اين تغيير و تحول استقبال مي کنم و معتقدم هر چند مدت، تغيير و تحول لازم است و برای مديريت جديد دانشگاه تهران نيز آرزوی موفقيت می کنم.»

وی ضمن دفاع از اقدامات خود در اين دانشگاه گفت:«اقداماتی را در دانشگاه تهران با همکاری ساير مسئولان انجام داديم و البته برخی از آنها نيمه تمام باقی مانده است.»

وی در عين حال گفت که طی اين مدت تلاش کرده تا استقلال دانشگاه تهران را حفط کند.

روزنامه اعتماد در شماره روز چهارشنبه خود، علاوه بر انتشار خبر برکناری رييس دانشگاه تهران نوشت: «اخبار غيررسمی در مورد تغيير رياست برخی ديگر از دانشگاه های معتبر تهران نيز به گوش می رسد.»

اين روزنامه از احتمال برکناری صدرالدين شريعتی، رييس روحانی دانشگاه علامه تهران خبر داده و نوشته است:«هفته گذشته نيز دکتر علی خاکی صديق، رييس دانشگاه خواجه نصير طوسی در حالی که گفته می شد از زمان روی کار آمدن دولت جديد خواستار کناره گيری از سمت خود بوده است، بالاخره با موافقت وزير علوم استعفا کرد و محمدتقی بطحايی جايگزين او شد.»

در حالی که برخی ناظران علت برکناری ناگهانی عباسعلی عميد زنجانی را اعتراضات اخير دانشجويان دانشگاه تهران عنوان می کنند، مديرکل روابط عمومی دانشگاه تهران روز چهارشنبه به برخی از روزنامه ها گفته است که «اين برکناری به اعتراضات دانشجويان که موجب برکناری همزمان مديرکل کوی دانشگاه تهران از اين سمت شد، ربطی ندارد.»

فرهاد رهبر، رییس جدید دانشگاه تهران در فاصله سال های ۷۸ تا ۸۱ معاونت اطلاعات اقتصادی وزارت اطلاعات را بر عهده داشت.

رييس جديد؛ معاون سابق وزارت اطلاعات

فرهاد رهبر، رييس جديد دانشگاه تهران از نزديکان آقای احمدی نژاد است که در ۲۹ مرداد سال ۸۴ از سوی وی به سمت معاون رييس جمهوری و رييس سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور منصوب شد.

عمر رياست آقای رهبر بر سازمان مديريت و برنامه ريزی کوتاه بود و وی در آبان سال ۸۵ پس از اختلاف نظر با محمود احمدی نژاد در مورد انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزی، از اين سمت استعفا کرد.

از آن پس در برخی محافل سياسی تهران، از وی به عنوان«دوست و منتقد» آقای احمدی نژاد ياد شد.

فرهاد رهبر که متولد سال ۱۳۳۸ در سمنان است، هر سه مقطع ليسانس، فوق ليسانس و دکترای خود در رشته اقتصاد نظری را از دانشگاه تهران اخذ کرده است.

در کارنامه وی فعاليت در نهادها و وزارتخانه های جهاد سازندگی ( ۵۹- ۵۸)، بنياد مسکن انقلاب اسلامی(۶۲- ۵۹)، وزارت بازرگانی (۶۳ -۶۲)، کارشناس اقتصادی نخست وزيری( ۶۸- ۶۳ )، مديرکل بررسي های اقتصادی مرکز بررسي های استراتژيک ( ۷۳ -۶۸ )، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران( از ۷۳ تاکنون ) ثبت شده است.

فرهاد رهبر همچنين در فاصله سال های ۷۸ تا ۸۱ معاونت اطلاعات اقتصادی وزارت اطلاعات را بر عهده داشت.

کارنامه رييس سی ام

عباسعلی عميد زنجانی متولد فروردين ۱۳۱۶ در زنجان، از نوجوانی به تحصيل حوزوی پرداخت و مقدمات را در مدرسه سیّد در زنجان به پايان رساند و در سال های ۱۳۳۰ برای ادامه تحصيل به مرسه حجتيه قم رفت.

وی دوره سطح را طی هفت سال نزد آيت الله محمد حسين طباطبايی و آيت الله حسينعلی منتظری گذراند و پس از آن در سال ۱۳۳۸ به درس فقه و اصول آيت الله خمينی راه يافت.

آقای عميد زنجانی تحصيلات حوزوی خود را از سال ۴۱ تا سال ۴۸ در حوزه نجف ادامه داد.

وی در سال های پس از پيروزی انقلاب در تدوين کتاب درسی دانشگاهی نقش داشت و در سال ۱۳۶۶ دکترايش را در رشته فقه و حقوق اسلامی با استفاده از«سهميه خبرگان دانشگاهی» از وزارت علوم گرفت و در سال ۱۳۷۳ عنوان استادی را دريافت کرد.

انتصاب عباسعلی عميد زنجانی به عنوان اولين رييس روحانی دانشگاه تهران که تحصيلات دانشگاهی نداشت، و برکناری همزمان رضا فرجی دانا، اولين رييس منتخب هيئت علمی اين دانشگاه منجر به اعتراضات گسترده دانشجويان در ششم آذر سال ۸۴ شد.

عباسعلی عميد زنجانی با روی کار آمدن دولت نهم در ۶ دی ماه ۸۴ به عنوان سی امين رييس تاريخ دانشگاه تهران از سوی دولت آقای احمدی نژاد منصوب شد.

انتصاب عباسعلی عميد زنجانی به عنوان اولين رييس روحانی دانشگاه تهران که تحصيلات دانشگاهی نداشت، و برکناری همزمان رضا فرجی دانا، اولين رييس منتخب هيئت علمی اين دانشگاه به اعتراضات گسترده دانشجويان در ششم آذر سال ۸۴ منجر شد.

خبرگزاری داشنجویان، ايسنا، در همان روز خبر داد که دانشجويان دقايقی پس از جلسه معارفه، خواستار استعفای آقای عميد زنجانی شدند و اعلام کردند «اين انتصاب، تحقير دانشگاهيان است.»

وی نيز همان روز به خبرنگاران گفت:«برای دانشجويان احترام قائل هستم، ولی يک نکته را متذکر مي شوم که به حاکميت دولت احترام بگذارند.»

در دوران رياست ۲۶ ماهه آقای عميد زنجانی موج اخراج، تصفيه و بازنشستگی اجباری ده ها تن از استادان ممتاز و سرشناس در دانشگاه تهران تداوم داشت که مشهورترين مورد آن اخراج و بازنشستگی اجباری بيش از ۵۰ تن از استادان اين دانشگاه و از جمله حسين بشيريه، بهزاد شاهنده، هادی سمتی و غلامعباس توسلی و اخراج نورالدين زرين کلک، يکی از استادان شناخته شده دانشکده هنرهای زيبا بود.

علاوه بر اين، طی دوره رياست وی، نيروهای امنيتی بر خلاف قوانين جاری در کشور که نيرهای امنيتی، انتظامی و نظامی را از ورود به حريم دانشگاه ممنوع کرده است، به دفعات اقدام به دستگيری دانشجويان در حريم دانشگاه تهران کردند.

جديد ترين مورد اين دستگيری ها، بازداشت چند تن از دانشجويان از سوی نيروهای امنيتی در مراسمی است که روز ۱۳ آذر و به مناسبت روز دانشجو از سوی دانشجويان چپگرا برگزار شده بود.

عباسعلی عميد زنجانی، از اولين روزهای حضورش در دانشگاه تهران با اعلام اينکه «مدينه علم بايد مدينه فاضله باشد»، يکی از اهداف خود را تدوين منشور فرهنگی برای دانشجويان اعلام کرد و از ارتقاء دانشگاه تهران تا رده ۵۰۰ جهانی در آينده خبر داد.

چندی قبل و دو سال پس از آغاز رياست وی بر دانشگاه تهران، آقای عميد زنجانی از شکست طرح خود خبر داد و گفت که واقعيت های تلخی مانع از اجرای اين وعده شده اند.

وی همچنين گفت:« فکر می کردم کليه کسانی که همسو و همدرد هستند همکاری خواهند کرد، اما در عمل ملاحظه شد که اختلاف نظر بسيار زياد است.»

ارتقاء دانشگاه تهران به جمع ۵۰۰ دانشگاه جهان نيز تا هنگام برکناری آقای عميد زنجانی عملی نشد و رسانه های داخلی طی روزهای اخير اعلام کردند که براساس جديدترين رتبه بندی بيومتريک، دانشگاه تهران رتبه ۱۰۴۳ را کسب کرده و نتوانسته به جمع هزار دانشگاه برتر دنيا راه يابد.

بیژن یگانه
دانشگاه تهران بزرگ ترين دانشگاه ايران است و براساس آمارهای اعلام شده، ۱۶۰۰ نفر استاد و عضو هيئت علمی و ۲۲۰۰ نفر کارمند دارد و بيش از ۳۲ هزار دانشجو در آن مشغول تحصيل هستند.

بازداشت یکی از اساتید دانشگاه پیام نور مریوان


خبر اختصاصی آوای دانشگاه: بنا بر گزارشات رسیده به "آوای دانشگاه" سید محمد سعید کهنه پوش از اساتید دانشگاه پیام نور مریوان هم اکنون در بازداشت به سر می برد. بنا بر اخبار دریافتی ایشان در مراسمی که به مناسبت روز دانشجو در تاریخ ۱۸ اذر برگزار شده بود سخنرانی کردند و متاسفانه از آن تاریخ تا کنون در مکان نامعلومی در بازداشت به سر می برند.

خانواده ی آقای کهنه پوش با نماینده ی مریوان در مجلس شورای اسلامی دیداری داشته اند و خواستار پیگیری و وضعیت ایشان شده اند اما نماینده ی مریوان هم از مکان بازداشت آقای کهنه پوش اظهار بی اطلاعی کرده است.

قابل ذکر است که تجمع ۱۸ آذر در دانشگاه پیام نور مریوان به فراخوان دفتر تحکیم وحدت و جمعی از دانشجویان کرد برگزار شده بود

19.12.2007

روز نامه نگار در بند خوزستاني



از ابتداي دوره دبيرستان فعاليت فرهنگي خود را با برگزاري همايشهاي بزرگداشت فردوسي و تاريخ ايران باستان شروع كرد.
در زمان خدمت سربازي چندين بار از طرف اطلاعات سپاه به دليل برگزاري همايشهاي اتحاد ملي ميهني و همچنين انتشار نشريه "آب، آتش، خاك" مورد بازخواست واقع شد.
درسال 1384 شركت "نت گستران آريو برزن" كه كار طراحي وبلاگهاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي را در دست داشت را راه اندازي كرد.
از سال 1382 فعا ليت رسمي خبر نگاري خود را در روزنامه عصر كارون اهواز شروع كرد
در مورخه 5/10/84 توسط نيروهاي ستاد خبري حفاظت اطلاعات استان خوزستان دستگير و كليه اموال پلمب گرديد و در همان روز منزل ايشان نيز مورد تفتيش واقع شد كه آلبومهاي خانوادگي و يك سري كتابها و نشرياتي كه از قبل توسط ايشان منتشر شده بود مصادره گرديد.
پس از 5 ماه بازداشت ايشان در سلول انفرادي و تحت شرايط بسيار سخت و شكنجه هاي روحي و رواني و جسمي با قيد وثيقه پنجاه ميليوني بدون ارجاع پرونده به دادگاه انقلاب اهواز آزاد شد و همچنين پرونده وي پس از گذشت يك سال ونيم به دادگاه انقلاب اهواز شعبه سوم ارجاع شده كه به شماره پرونده /962 مي باشد و در طول اين يك سال ونيم نيز در هر نهاد يا سازمان يا روزنامه اي كه فعاليت خبرنگاري را مي داشت، نفوذ نيروهاي اطلاعات منجر به ايجاد رعب ووحشت مي گرديد. واز سال 1385 فعاليت خبر نگاري مجدد خود را در هفته نامه بهار خوزستان شروع كرد
وي در تاريخ 24/2/86 در تهران كه به دنبال درمان جسمي خودمي بود توسط نيروهاي اطلاعات بازداشت گرديدو پس از 20 روز ازاد گرديد.وي درتاريخ22/8/1386 امسال راس ساعت 10 صبح در دفتر هفته نامه بهار خوزستان توسط نيروهاي اطلاعات دستگير شد كماكان نيز تحت بازجويي هاي ويژه وزارت اطلاعات در زندان كارون بند6(بند امنيتي) تحت قراره بازداشت مي باشد .علت بازداشت وي مصاحبه اخير وي با راديو فردا و بعضي راديو هاي خارجي و پو شش خبري كامل اعتصاب سنديكاي كارگري نيشكر هفت تپه خوزستان بوده
اتهامات مربوط به پرونده /962 سال 1384
اقدام عليه امنيت ملي، توهين به سفير انگليس، تشويش اذهان عمومي، نشر اكاذيب، راه اندازي اتحاديه ملي ميهني
از طرف برادر (مهراب) ومادر ابوالفضل عابديني
نام: ابوالفضل نام خانوادگي: عابديني نصر
شماره شناسنامه: 324 فرزند: سهراب
صادره از: باغ ملك متولد: 1/7/1361
ساكن: رامهرمز


فعالان حقوق بشر در ایران

محكوميت نه تن از معلمان همدان به 91 روز حبس


نه تن از اعضاي كانون صنفي معمان از سوي شعبه 106 دادگاه جزايي همدان به تحمل 91 روز حبس محكوم شدند. يوسف زارعي، مجيد فروزانفر، جلال نادري، يوسف رفاهيت، هادي غلامي، نادر قديمي، علي نجفي، محمود جليليان و علي صادقي فروردين امسال در جريان اعتراضات صنفي معلمان از سوي مأموران امنيتي دستگير و مدت 9 روز در سلول انفرادي در بازداشت بسر برده‌اند.

پرونده اين فعالان صنفي با شكايت ستاد خبري اطلاعات همدان از سوي دادسراي انقلاب همدان به دادگاه جزايي ارسال و شعبه 106 به رياست قاضي قادري نسب به استناد ماده 698 قانون مجازات اسلامي و كيفرخواست صادره از دادگاه انقلاب هر يك از متهمين را به تحمل 91 روز حبس با ايام بازداشت قبلي محكوم نمود.

در حكم صادره اتهام اين افراد تشويش اذهان عمومي از طريق تشويق ساير معلمان به اعتصاب غيرقانوني، تعطيلي مدارس، تجمع و تحصن غيرقانوني و نشر اطلاعيه با توجه به گزارش اداره اطلاعات عنوان شده است.

حكم در تاريخ پنجشنبه 22 آذرماه 86 به متهمين ابلاغ شده است.
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

Student committee of
human right reporters
شماره 394-۲۰۰۷
23 آذر 1386
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر

komite.gozareshgar@gmail.com


به نام قلم و آزادی
بیانیه معلمان کامیاران در حمایت از فرزاد کمانگر
" فرزاد کمانگر از مؤسسان و فعالان تأثیر گذار انجمن صنفی معلمان کامیاران بود"


اگر چه در کشور ما ، کار جمعی و گروهی دشوار است . اما این بار ما فرهنگیان وفعالان فرهنگی کامیاران ، می خواهیم از انسانی بگوئیم و بنویسیم که خود را فدای کار جمعی نمود و همیشه سعی داشت ، فرهنگیان و فعالان عرصه فرهنگ و ادب را جمع نماید .
فرزاد کمانگر از مؤسسان و فعالان تأثیر گذار انجمن صنفی معلمان کامیاران بود . در تجمع ها ، و سایر فعالیتهای این انجمن بسیار کوشا و از خود گذشته بود . بیشتر از آن به همراه چند نفر از دوستان خودش انجمن ئاسک را برای فعالیتهای زیست محیطی و دفاع از سبز اندیشیدن و سبز زیستن پایه ریزی نموده بود . فرزاد از پایه گذاران نشریه فرهنگی ، ادبی ، علمی رویان بود که اگر چه نشریه ای داخلی برای آموزش و پرورش کامیاران بود . اما بسیار زود توانست در میان دل بسیاری ازخانواده های این منطقه و فراتر از آن جابگیرد . و همه اینها ناشی از تلاشی صادقانه بود که فرزاد هم بخشی بسیار موثر در آن بود . اگر چه همین تلاشهای صادقانه و عدم وابستگی باعث بسته شدن نشریه و انجمن صنفی معلمان شد . اما او هیچگاه از تلاش و کوشش برای کار گروهی دست برنداشت .فرزاد دلی سوخته و بیانی صریح و قلمی راستگو داشت و براستی او یکی از فعالان جدی و مؤثر عرصه فعالیتهای مدنی ، فرهنگی و صنفی کامیاران بود . در کار و فعالیت خستگی را نمی شناخت ؛ عاشق کار بود . اگر چه کمتر کسی با او همدل و همراه بود ، اما هیچگاه نا امید نمی شد . آرام و قرار نداشت تا بلکه بتواند جامعه را به آرام و قرار واقعی برساند .
شب و روز را به فراموشی سپرده بود . زندگی عادی را کنار نهاده بود . نه مالی ، نه زمینی نه پولی ، هیچی را برای خود نمی خواست . زیرا خود را وقف خانواده و از همه مهمتر جامعه اش کرده بود.زبانی سرخ و صریح داشت و همین باعث گرفتاریش شد .
فرزاد مادر را در حد پرستش دوست داشت . هم مادر خویش هم مام میهن خاک پاک کردستان این مادر بی کس. این مادری که همیشه می گفت : « داعیه دار زیاد دارد ، اما فرزند دلسوخته و دلسوز کم.» او تنهایی و بیماری مادر خویش را فدای تنهایی و بیماری مام میهن کرد . فرزاد تفکری را دوست داشت زیرا آن تفکر را می شناخت و سعی در گسترش آن داشت . اما هیچگاه به تفکر و گروهی دیگر توهین و بی حرمتی روا نمی داشت. زیرا فعالیت خویش را در انسانیت ، آزادی و دموکراسی خلاصه کرده بود .
فرزاد متعهد و صادق بود به افکارش به ملتش و همین باعث شد که در شرایط سخت و امنیتی جامعه پنهان کاری نداشته باشد . بیان ، قلم و رفتارش ساده و صمیمی و صریح و بی پرده بود . ترس و واهمه نداشت . زمان را تنیده بود . ثابت قدم و فداکار بود . انرژی غیر قابل تصوری داشت . اهل شعار نبود ، شعور را سرلوحه کار و زندگیش کرده بود.
شلوغ بود اما شلوغ کاری نمی کرد . اهل عمل و پراکتیک بود . اگر چه گاهاً مواضع صریح و شفاف او باعث می شد ، عده ای او را برنتابند. حتی با او نا مهران و به مجادله پردازند. اما زمان نشان داد که او عاشقی دلسوخته و کم نظیر است و هدف نهایش آزادی انسان و کردستان بود .
فرزاد 14 سال غم معلم و معلم بودن را داشت . اگر چه خود معلمی راستین بود . اما همیشه به وضع موجود در میان معلمان و نظام آموزشی ایران نقدهایی جدی داشت . همیشه از ترس ، فعال نبودن ، و کم کاری اجتماعی معلمان می نالید .
می گفت : « ما معلمان نباید دچار روزمرگی و یأس شویم . ما باید با مطالعه و کار و فعالیت جامعه را نیز به حرکت واداریم . »
او هم مثل بسیاری از ما غم نان داشت . اما غم انسان بودن نگذاشت سکوت اختیار کند .
حال ما جمعی از معلمان و فعالان فرهنگی کامیاران اینک بعد از 17 ماه که از بازداشت فرزادکمانگر می گذرد و هنوز دادگاهی نشده و بلاتکلیف است . بدون هیچ ملاحضه کاری سیاسی و گروهی فقط بخاطر انسان بودن ، راستی و صداقت فرزاد از کار بدستان و مسئولان می خواهیم که هر چه سریعتر وی را از بلاتکلیفی به در آورده ما و خانواده اش را از نگرانی به در آورند و این خواسته ای انسانی و بر حق است . که ما از مسئولان و کار بدستان داریم .

جمعی از فرهنگیان وفعالان فرهنگی شهرستان کامیاران

13.12.2007 فعالان حقوق بشر در ایران

« در سراسر ایران معلمان زندانی شده اند »
گزارش دیدبان حقوق بشر فعال درایران درخصوص
برخوردهای گسترده با اعتراضات صنفی معلمان


جنبش مستقل معلمان این روزها سخت ترین دوره ی تاریخ خود را می گذراند، برخورد های همه جانبه و سرکوب معلمانی که با تجمعات مسالمت آمیز تنها به تقاضاهای صنفی خود پرداخته بودند زخمی عمیق بر پیکر علم و تعلیم نشاند که باید درنظر گرفت دیگر نمی توان توقع داشت که این فاجعه ای که در جامعه ی ما در جلوی چشم همه ی ما افتاد از خاطره ها پاک شود چرا که این معلمان بودند که ثانیه های خود را به پای فرزندانمان می ریختند و آنها بزرگ می شدند اما حالا این معلمی که جایگاهش در بخش والد ذهن تاریخ سازان فردای ما، گاهی با جایگاه «پدرومادر» پهلو می زند زخمی در صدایش دارد و داغی بر دل.

بارها مجامع معتبر حقوق بشر دنیا و گزارش گران بدون مرز یا مستقل این جریان سرکوب را محکوم کرده اند، به عنوان مثال در اول آوریل 2007 سازمان دیده بان حقوق بشر بازداشت معلمان همدانی و ممنوعیت فعالیت انجمن معلمان همدان را به عنوان یکی از 34 انجمنی که تحت حمایت شورای ملی معلمان است را به شدت محکوم کرد اما بی هیچ تغییری بازداشت ها تا صدور حکم در سراسر کشور ادامه پیدا کرد و نهایتا 21 نفر از این معلمان به زندان فرستاده شدند، معلمان با سابقه با معلمان حق التدریسی و بی تجربه جایگزین می شوند.

سازمان دیده بان حقوق بشر گفته بود: «قدغن کردن فعالیت های انجمن معلمان همدان وبازداشت اعضای آن نشان دهنده نادیده انگاری آشکاروننگین دولت از قوانین خود وتعهدات دولت نسبت به قوانین حقوق بشر بین المللی است».

درسوم ماه مارس، معلمان تجمع مسالمت آمیزی را درجلوی مجلس ایران دراعتراض به نادیده انگاری وضعیتشان توسط دولت آغازکردند. این تجمعات درطی دوهفته پس ازآن ادامه یافت. معلمان دردیگرشهرها همچون کرمانشان، زنجان، واردبیل نیز همزمان تجمعاتی را برای نشان دادن همبستگی خودبا معلمان مرکزبرگزارکردند. درروزچهاردهم مارس، پلیس شورش وماموران امنیتی درمیان تجمع حضورپیدا کردند وصدها تن از هزاران معلمی که دراین تظاهرات حضور داشتند را درجلوی مجلس ایران دستگیر کردند. مقامات امنیتی پس از مدتها همه زندانیان را آزاد کردند. اگرچه، دولت به آزارواذیت معلمانی که درانجمن های حرفه ای شان فعال هستند ادامه می دهد.

در یک مرحله برخورد شدیدی که با معلمین صورت گرفت موجب صدور احکام سنگینی شد که بصورت یکجا و به عنوان یک بمب خبری خروجی بسیاری از خبرگزاری ها را به خود اختصاص داد، این احکام فقط در تهران و مشهد عبارت بودند از:

احکام صادر شده برای معلمان تهران توسط دادگاه انقلاب اسلامی

۱- علی اکبر باغانی ۵ سال حبس / ۲- محمود بهشتی ۴ سال حبس / ۳- علی صفرمنتجبی ۴ سال حبس / ۴- حمید پور وثوق ۴ سال حبس / ۵- محمد تقی فلاحی ۴ سال حبس / ۶- محمدرضا رضایی ۳سال حبس / ۷- نورالله اکبری ۴ سال حبس / ۸- کریم قشقاوی ۳ سال حبس / ۹- علیرضا اکبری ۲ سال حبس / ۱۰- رسول بُداقی ۲ سال حبس / ۱۱- محمد خاکساری دادگاه ایشان به ۱۷ آذرماه ۸۶ موکول شده/ ۱۲- محمود باقری دادگاه ایشان به ۲۲ آبانماه ۸۶ موکول شد / ۱۳- علیرضا هاشمی ۵ سال حبس تعزیری / ۱۴- محمدداوری ۵سال حبس تعزیری قابل تبدیل به جریمه ی نقدی ۵ میلیون تومان / ۱۵- علی پور سلیمان دادگاه ایشان برای بارسوم به آینده موکول شده است.

احکام صادرشده ازطرف دادگاه انقلاب مشهد برای معلمان خراسان

۱- هادی لطفی ۴ ماه حبس تعلیقی برای ۳سال/ ۲- حسن رجبی ۴ ماه حبس تعلیق برای ۳سال - محروم از احرازپست ستادی برای مدت ۴ سال / ۳- ایرج توبیهای نجف آبادی کاهش یک گروه شغلی برای مدت ۲ سال / ۴- مهندس خواستار بازنشستگی زود هنگام با کاهش یک گروه شغلی توسط هیات بدوی.

اعتراضات معلمان با اجرانشدن لايحه نظام هماهنگ پرداخت و وضعيت معيشتی معلمان توسط دولت مانند کبریتی که در انبار کاغذ افتاده باشد شعله کشید و فراگیر شد، و معلمان در سراسر کشور در شهرهای زنجان، کرمانشاه، رشت، اصفهان، ارديبل، مريوان، ميانه، شيراز، شهر رضا، سبزوار و چندين شهر ديگر در مقابل ادارات آموزش و پرورش تجمعات اعتراض آميز برگزار کردند، در پایتخت نیز در جلوی مجلس شورای اسلامی به تحصن پرداختند، در این تجمع علی اکبر باغانی، دبيرکل کانون صنفی معلمان و محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی اين کانون به همراه عليرضا هاشمی، دبيرکل سازمان معلمان ايران، محمد داوری و علی پورسليمان از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان، در ميان بيش از ۲۰ تن از معلمانی هستند که دستگير و به مکان نامعلومی مننتقل شدند.

همزمان بيش از سه هزار تن از معلمان، روز پنجشنبه ۱۷ اسفند، برای سومين ‏بار در هفته ، و پنجمين بار در يک ماه ، در مقابل مجلس شورای اسلامی، تجمع اعتراض آميزی برگزار کردند. دستگيری معلمان از ساعات نسختين نيمه شب آغاز و تا بامداد روز پنج شنبه ادامه داشت. خانواده معلمان بازداشت شده گفته اند که ماموران از نشان دادن حکم قضايی به بازداشت شدگان خودداری کرده و در مواردی از تهديد و زور استفاده کرده اند.
پس گرفتن این لایحه توسط دولت ابتدای حرکتی بود که تا این لحظا ادامه پیدا کرده و به عناوین مختلف موجب به دستگیری های متعدد در سراسر کشور شده است مثلا اخیراً دادگاه انقلاب شهر سنندج، طی احضاریه ای یکی از فرهنگیان سنندج به نام حمید ساعدی را احضار کرد.اتهام این فرهنگی سنندجی و نویسنده کرد، اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديره ي اين كانون هركدام به ۵ سال حبس محكوم شدند.حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد.

همچنین رسول بُداقي عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.


فشار همه جانبه بر روی معلمان کشور بسیار زیاد است چندی پیش نیز خبر دردناکی مبنی بر خودکشی یک معلم شنیده شد، صبح روز جمعه ۶ مهر ماه يک معلم با نام"حسن خضري" خود را در منزلش در شهر"ربط" به دارآويخته و جانش را از دست داد،

بصورت کلی قابل ذکر است که 39 معلم انفصال از خدمت داشته اند و تا كنون تعداد معلم هاي تبعيدي به‌16 نفر رسيده است.پرونده 226 معلم در تخلفات اداري در انتظار حكم است و 268 نفر نيز در قوه قضاييه پرونده دارند كه براي بخشي از آنها منع تعقيب صادر شده و براي تعدادي دادگاه تشكيل خواهند داد. مديركل دفتر هماهنگي هيأت‌هاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش گفته: حدود 226 پرونده در كل كشور در ارتباط با تجمعات اخير معلمان تشكيل شده‏‏ است.

از طرف دیگرمحمود بهشتي لنگرودي مسئول سابق کانون صنفي معلمان تهران چهارشنبه دوم خرداد86 راهي دادگاه انقلاب گرديد . بهشتي که بارها بخاطر دفاع از حقوق آموزش و پرورش احضار ،تهديد و زندان شده است ،در اسفند ماه گذشته همراه شمار بسيار ي از معلمان عدالت خواه راهي بند 209 زندان اوين شده وبا قيد وثيقه آزاد شده بود.با اين حال مجددا احضار گرديد و نهایتاً حکمی که برای ایشان صادر شد به شرح زیر بوده : در خصوص اتهام آقای محمود بهشتی لنگرودی دائر بر اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور ، با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقاریر صریح متهم و حضور فعال در تجمعات غیر قانونی و نقش هدایتی او در کانون و شورای غیر قانونی هماهنگی تشکل های صنفی کشور و ایراد سخنرانی های متعدد و نقش آنها در استمرار تجمعات مزبور و مصاحبه با خبرگزاری های خارجی و روزنامه ها به منظور تحت فشار قرار دادن مسئولین و تحریک فرهنگیان از طریق ارائه ی گزارشات و آمار غیر واقعی و بزرگنمایی تجمعات غیر قانونی و اینکه تجمعات غیرقانونی از مصادیق بارز اقدام علیه امنیت کشور است و موجبات برانگیختن فرهنگیان و بی نظمی و اخلال در محیط های آموزشی می گردد و دیگر شواهد و قرائن موجود ، بزهکاریش محرز است لذا به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل 4 سال حبس محکوم که با توجه به وضعیت اجتماعی و سوابق زندگی وی به استناد بند (ب) ماده 25 قانون مجازات اسلامی حبس صادره به مدت 4 سال تعلیق می گردد.

دادگاه انقلاب که روزيكشنبه ۲۰/۸/۱۳۸۶ ساعت ۹ صبح آقاي علي اكبري پرورش رااحضار كرده بود.ايشان پس از حضور درشعبه ي مربوطه به: اقدام عيله امنيت ملي، شركت در تجمع، تمرد از دستور پليس متهم شد و ازايشان خواسته شده كه آخرين دفاعيات خود را بنويسد، ايشان درآخرين دفاعيات خود ضمن رد همه ي اتهامات يادآور شد : " تجمع معلمان طبق اصل ۲۷ قانون اساسي كاملا قانوني است." ايشان همچنين يادآورشده است :" رفتن به مجلس براي گفتگو با نمايندگان مردم امنيت كشور را به خطر نمي‌اندازد. او در پايان مي گويد: "برخلاف ادعاي دادگاه پيش از اين در هيچ دادگاهي به من تفهيم اتهام نشده بود، زيرا دادگاهي برايم تشكيل نشده بود و اين نخستيتن دادگاه من بود."

هوشنگ پوربابايي وكيل مدافع شش تن از معلماني كه پيش از اين بازداشت و هم‌‏اكنون با قرارهاي تأمين لازم آزاد هستند، از ارجاع پرونده چهار تن از موكلانش به دادگاه انقلاب خبر داد.

هوشنگ پوربابايي گفت: در مراجعه‌‏اي كه به دادسراي انقلاب داشتم، بنا به اظهار داديار ويژه امنيت اين دادسرا، براي چهار تن از موكلانم به نام‌‏هاي «محمدرضا رضايي گرگاني»، «عليرضا اكبري‌‏نبي»، «رسول بداقي» و «حميد پوروثوق» قرار مجرميت صادر شده كه اين قرارها پس از تأييد دادستان منجر به صدور كيفرخواست شده است. اين پرونده‌‏ها در حال انجام تشريفات اداري جهت ارجاع به دادگاه انقلاب تهران است.

وي كه وكالت «سيدعباس موسوي» و «ميراكبر رييس‌‏زاده»، دو تن ديگر از اين معلمان را نيز برعهده دارد، در مورد وضعيت پرونده موكلانش گفت: پرونده اين معلمان نيز در مرحله اخذ آخرين دفاع است تا پس از آن، بازپرس قرار مقتضي را در اين پرونده صادر كند.

در این روز دوم خرداد 86 چهار نفردیگر ازمعلمان ايلام حکم انفصال از خدمت داده شد و براي چهارنفر ديگر حکم صادر گرديد . آقايان : مختار دوستي نيا ، عبدالصاحب ناصري، مهدي مومني ، علي رحيمي اعضاي مجمع صنفي معلمان ايلام براي مدت سه ماه حکم انفصال از خدمت دريافت نموده اند.
رسول بداقي عضو هيات مديره ي کانون صنفي معلمان نیز به دادسراي عمومي وامنيت تهران فراخوانده شد . اين درحالي است كه نامبرده مدتي را در زندان اوين بسر برده و با قرار وثيقه آزادشده است.
آقاي محمدعلي غلامي دبير زبان انگليسي ناحيه ي يک شهرستان کرج نیز به شرکت در تحصن وتشويق معلمان به اعتصاب متهم و احضار گرديد .
چند روز بعد نیز در روز سه شنبه 8/خرداد/86 در پي احضاريه ي هيات بدوي سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان،خانم مژگان ديباج ،خانم شرافت وآقايان: حميد مجيري،عبدالرسول عمادي، ستارزارعي ونورالله برخورداراحضارشدند.
حميد پور وثوق معاون هيات مديره ي کانون صنفي معلمان ايران هم به دادگاه عمومي وانقلاب تهران فراخوانده شد. آقاي حميد پور وثوق معاون دبيرکل کانون صنفي معلمان تهران نيز به تازگي پس از هفته ها زنداني با وثيقه آزاد شده بود و حکم انفصال از خدمت دريافت نموده بود. با اين حال مجدد احضار شد.
آقاي مختار اسدي فرزند حسن دبير متوسطه ي شهرستان کرج به حکم هيات بدو سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي تهران و با امضاي آقايان: قرباني، طوراني و پارياب به خارج از استان تهران تبعيد شد.
در خميني شهر اصفهان به تاریخ 28 تير ماه 86 يكي از معلمين فعال در اين شهر توسط هيئت بدوي دادگاه حكم اخراج گرفته است. در پي تعليق و تبعيد معلمين در شهر زنجان و ابهر اين بار به معلمين حكم اخراج داده اند.
در شهرستان بانه نیز در تاریخ 4 مرداد 86 دو دبير دبيرستان هاي اين شهر به نام هاي سيامک مرادي دبير زبان و ادبيات فارسي و لقمان صداقت دبير رياضي از کار بر کنار شدند. در طول سال تحصيلي اخير چهار نفر از دبيران اين شهرستان اخراج شده اند.و اين اخراج ها با هماهنگي اداره اطلاعات اين شهرستان و نيز هسته گزينش آموزش و پرورش کردستان انجام شده است.
محمد خاكساري ؛مدير مسئول نشريه قلم معلم و همسرش نیز در حال حاضر با سپردن 150 ميليون تومان وثيقه آزاد هستند.خاكساري درباره قرارهاي صادر شده به‌معلمان گفت: گروهي مانند من وهمسرم با سپردن وثيقه آزاد هستند،گروه ديگر فيش حقوقي معادل 9 ميليون تومان اعتبار سپرده اند كه در حدود 68 نفر هستند و 35 نفر نيز در شهر هاي مختلف وثيقه هاي سنگين سپرده اند .
تهران 23 مرداد 86 نیز محمد قديمي،معلم عضو كانون صنفي معلمان هم طي حكمي به‌پنج سال تبعيد به‌استان خراسان جنوبي محكوم شد. همچنين عمادي و ديباجي دو معلم ديگري هستند كه به‌شهر اراك و يك نفر به‌كهكيلويه و بوير احمد تبعيد شده اند.
از طرف دیگر به حكم دادگاه انقلاب اسلامي آقايان علي اكبرباغاني رئيس كانون صنفي معلمان ايران- تهران و نورالله اكبري عضو هيات مديره ي اين كانون هركدام به ۵ سال حبس محكوم شدند. حبس نامبردگان براي مدت ۵ سال به تعليق افتاد .
جلسه ي رسيدگي به‌اتهامات علي پورسليمان از متهمان پرونده سازمان معلمان نیز که قرار بود امروز در شعبه ي 15 دادگاه انقلاب تهران برگزار شود، تجديد و به‌وقت ديگري موکول شد.
آقاي رئوفي هم که 18 سال سابقه کار در آموزش و پرورش داشته است ، به اتهام" تبليغ عليه نظام" و "عدم التزام و اعتقاد به دين اسلام"از کار بر کنار شده است .
- "علي حشمتي" ، "محمد توکلي" ، "علي صادقي" هم پس از 11 روز از بازداشتشان و "اسدالله جيراني" ، "جهانگير سلطاني" ،"کيومرث لرستاني" در روز هفتم بازداشتشان، با قرار کفالت از زندان آزاد شدند دليل بازداشت نامبردگان شرکت در اعتراضات صنفي معلمان ذکر شده است.
رسول بُداقي عضو هيات مديره ي كانون صنفي معلمان ايران- تهران به حكم هيات بدوي شهرستانهاي استان تهران به دوسال كسر حقوق به ميزان ۱گروه شغلي (ماهانه ۴۵هزار تومان) محكوم شد.
همه ما بايد به خاطر داشته باشيم كه هنوز زخم «بازنشستگي اجباري» درمان نشده است , هنوز بار تبعيد و انفصال روي دوشها سنگيني ميكند , هنوز طعم تلخ اخراج و وثيقه را حس می شود.

این برخورد ها تا امروز ادامه پیدا کرده و به هیچ وجه از شدت آن کاسته نشده است تا آنجا که طی روزهای بیست و هشتم مهر گذشته چند تن از فرهنگیان سنندج به نام های بهاءالدین ملکی ، رامین زند نیا و حیدر زمان به حراست اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان احضار شدند. گفته می شود این افراد به علت فعالیت درانجمن صنفی معلمان سنندج و توزیع بیانیه این انجمن ، به اداره کل آموزش و پرورش احضار شده اند

آنچه که بیشتر از سایر عوامل معلمان کشور را وادار به اعتراضات کرده است ؛ دستمزدهای پایین، دو شغله بودن، تورم و ... است . در اردیبهشت ماه وزارت رفاه خط فقر را در ایران ؛ درآمد کمتر از 400 هزار تومان در ماه اعلام کرد .

در 20 نوامبر 2007هم آقاي اسماعيل شادي از دبيران مدرسه صلاح الدين ايوبي شهرستان کامياران روز شنبه ۲۶/۲/۸۶ توسط اداره اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد.وي همراه سه تن ديگر از بازداشت شدگان آقايان پرويز ستاري دانشجوي دانشکده فني، خبات يوسفي دانشجوي رشته برق، هوشيار شابادي در اداره اطلاعات کرمانشاه و در سلول انفرادي نگهداري مي شوند.

آقاي حميدرحمتي هم معلمي است كه به حكم دادگاه اداري استان اصفهان به 3سال تبعيدمحكوم شده است.او فوق ديپلم آموزش ابتدايي است.نزديك به 14 سال است كه معلم بوده، روزهاي آخر شهريوربه خاطرفريادعدالت خواهي راهي ديارغربت شده.اورا به روستاي زرين آباد در 20كيلومتري شهر ساري استان مازندران فرستاده اند.حميددر باره ي آب هواي آنجا مي گويد: "آب وهواي آنجا بسيارخوب است. "

اوسط فصل زمستان در سال 85 پنج تمجع آرام به منظور دستيابي به خواسته‌هاي صنفي از سوي فعالان كانون معلمان برگزار شد. به گفته‌ي اعضاي كانون معلمان تعداد شركت‌كنندگان در آخرين تجمع بالغ بر بيست هزار نفر بوده است.

پس از مذاكرات ناتمام كميته منتخب معلمان با مسئولان وزارتخانه و در پي تجمع روز 23 اسفند 85 دست‌ كم تعداد 350 نفر از معلمان بازداشت و عده زيادي مورد ضرب وشتم قرار گرفتند. از اين تعداد بالغ بر 200 تن به بازداشت‌گاه منتقل و بجز 35 تن باقي با قرار كفالت شخصي آزاد شدند. 25 تن نيز در روزهاي آينده با قرار كفالت آزاد شدند. 10 نفر باقي مانده پس تحمل زندان انفرادي در بند 209 زندان اوين و در روز 10 فروردين ماه 86 با وثيقه هاي 40، 60 و 100 ميليون توماني آزاد شدند.

در تاريخ 18 فروردين 85 بيست و شش تن از معلمان شركت‌كننده در جلسه كانون صنفي همدان با حمله نيروي انتظامي و بدون ارائه حكم ورود بازداشت شدند. تا ساعات پاياني همين روز 19 نفر ديگر بازداشت و تعداد بازداشتي‌ها به 45 تن مي‌رسد. معلمان در حمايت از بازداشت‌شدگان از حضور در كلاس درس خودداري نمودند. در كرمانشاه نيز قبل از تعطيلات عيد 4 نفر از معلمان بازداشت شدند.

علي‌رضا هاشمي، دبيركل سازمان معلمان ايران با حكم دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزيري محكوم شده است.

وزارت آموزش و پرورش از معلمان شركت كننده در تجمعات به هيأت رسيدگي به تخلفات شكايت نموده و تشكيل پرونده داده بود. حداقل براي 220 نفر پرونده تشكيل و براي دست كم 50 نفر منجر به صدور حكم بدوي شده است.

از اين تعداد دو نفر در اصفهان به نام‌هاي حميد مجيدي و سيد مجتبي ابطحي حكم احراج دريافت نموده‌اند. دو نفر نيز در شهرستان بانه از كار اخراج شده اند كه اسامي آنان در دست نيست.

تعداد زيادي از معلمان به تبعيد محكوم شده‌اند. عده‌اي از همدان به ايلام و خراسان شمالي، تعدادي از اصفهان به مازندران و كهكيلويه و بويراحمد و چندين نفر نيز از تهران به اسلامشهر و شهر ري تبعيد شده‌اند.

تعدادي از معلمان به كسر حقوق به مدت يك سال محكوم شده‌اند. برخي نيز به بازنشستگي پيش از موعد به همراه كسر حقوق و تعداد زيادي به توبيخ با درج كتبي در پرونده و احكام سايرين تاكنون صادر نشده است.

تعداد بيست نفر از فعالين صنفي با استفاده از اختيارات مستقيم وزير آموزش و پرورش به وضعيت آماده به خدمت درآمده‌اند و حقوق اين افراد ظرف اين مدت به كمتر از صد هزار تومان در ماه كاهش يافته است. اين تعداد از حضور در مدارس نيز منع شده‌اند.

وزارت آموزش و پرورش همچنين با صدور حكم اداري براي حدود 700 تن از معلمان اين شهر آن‌ها را به كسر حقوق از 12 تا 200 هزار تومان به عنوان جريمه شركت در تجمعات و تحصن‌ها محكوم نموده است.

تعدادي از مديران آموزش و پرورش نيز كه در زمان تحصن از ارسال اسامي متحصنين به حراست خودداري كرده‌اند مشمول عزل و جابجايي شده‌اند.

كانون صنفي معلمان همدان و كرمانشاه به دستور استانداري رسماً منحل اعلام شده‌اند. بعضي كانون‌ها مانند يزد و اردبيل به دليل فشار شديد و تهديد اعضاي هيأت مديره فعاليت خود را متوقف نموده اند.

كانون‌هاي تهران، شيراز و اصفهان نيز تحت فشار بوده و حق برگزاري حلسات و صدور بيانيه را ندارند.

دفتر كانون صنفي معلمان تربت حيدريه نيز در هفته‌هاي گذشته مورد تعرض نيروهاي حراست قرار گرفت و با شكستن قفل و ضبط وسايل دفتر، احمدي مسئول كانون براي مدتي بازداشت شد.

طي ابلاغيه‌اي از سوي وزارت كشور 13 نفر از 25 تن اعضاي هيأت مديره سازمان معلمان ايران فاقد صلاحيت اعلام شده و اجازه برگزاري انتخابات مجدد نيز به سازمان داده نشده است. در حالي كه سازمان معلمان ايران تشكلي رسمي و داراي پروانه فعاليت است.

آخرين خبرهاي به دست آمده از ‏وضعيت و سرنوشت بازداشت فرزاد کمانگر، عضو انجمن صنفي معلمان استان کردستان و دو ‏تن از همکاران او با نام هاي فرهاد وکيلي و علي حيدريان حاکي از آن است که هر سه نفر علاوه بر اينکه تحت فشارها و ‏شکنجه هاي شديد جسمي قرار گرفته اند، هنوز در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند.

فرزاد کمانگر سال گذشته در منزل شخصي خود توسط نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي دستگير و به مکان ‏نامعلومي انتقال داده شد. دست کم 4 ماه هيچ کس از محل نگهداري و علت دستگيري وي اطلاعي بدست ‏نياورد. با گذشت بيش از 4 ماه خانواده او با مراجعه هاي پي درپي به مراکز قضائي و امنيتي شهرهاي ‏کامياران، سنندج و کرمانشاه سرانجام دريافتند که وي را به همراه دو معلم ديگر بازداشت شده به بند 209 ‏زندان اوين تهران انتقال داده اند.‏ آقای مهرداد کمانگر برادر فرزاد کمانگر معلم کرد که ماه ها توسط تیم های بازجویی شهر های مختلف تحت شدید ترین شکنجه ها قرار گرفته بود ظهر 26 مهر ماه 85 برای پیگیری وضعیت برادرش به دادستانی سنندج ( امجدیان ) مراجعه نمود ، امجدیان در پاسخ به سوال مهرداد کمانگر به وی گفته است هر وقت برادرت را کشتیم به شما خبر میدهیم که این جمله موجب مشاجره لفظی وی با دادستان شد که در نهایت پس از ساعاتی بازداشت وی در دادستانی او را به مامورین وزارت اطلاعات تحویل دادند.

لازم به ذکر است بسیاری از معلمانی که عضو انجمن صنفی نبوده اند درصورت برخورد و بازداشت اخبار آن انعکاس پیدا نکرده است و در بی خبری و وضع نگران کننده ای به سر می برند.

اعتراضات معلمان در راستاي تمرين حق مسالمت‌آميز تشكل‌ها در ابراز مخالفت و نافرماني مدني به منظور دستيابي به خواسته‌هاي صنفي انجام پذيرفته و برخورد امنيتي و مغرضانه با آن نقض صريح حقوق افراد و تشكل‌ها محسوب مي‌شود. دیده بان حقوق بشر ، چیزی که در این میان بیشتر از همه جلب توجه می کند این است که اکثر این معلمین عضو انجمن صنفی معلمان بوده اند و به هیچ وجه از خواسته های صنفی خود فراتر نرفته اند و بصورت خود سرانه هم اقدام به فعالیت نکرده اند و اکثر تجمعات و اعتراض ها زیر نظر انجمن صنفی برگزار شده است.

سازمان دیده بان حقوق بشر فعال در ایران ضمن محکومیت برخورد های اخیر با معلمان و بازداشت ، شکنجه و زندان آنها و اعمال فشار مضاعف و سركوب فعالان جامعه مدني، خواستار توقف اين روند و توجه هر چه بيشتر به خواسته‌هاي آنان است و با تمام توان توجه کلیه ی مجامع حقوق بشر و سازمان ها و خبرگزاری های مستقل را به طیف بسیار گسترده و نگران کننده ی این برخوردها جلب کرده و تقاضا دارد از همه ی ابزارهای خود برای فشار آوردن به حکومت ایران برای آزادی این قشر کم توقع و زحمت کش استفاده کنند، چرا که حجم بسیار زیاد این برخوردها بسیار نگران کننده است و در نوع خود تقریبا بی سابقه بشمار می آید.

10.12.2007
محسن محمدی



ا

دستگیری استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و دبیر کانون نشریات دانشجویی آذربایجانی


ı

در حالی که هنوز فعالین مدنی بازداشت شده آذربایجانی مدتی زمانی نزدیک به 6 ماه را بلاتکلیف و مغایر با مراحل قانونی کشوری(عدم اجازه اخذ وکیل ، بدون ملاقات و حتی تماس تلفنی و بدون تفهیم اتهام، در سلولهای انفرادی و ...)در زندان به سر می برند در چند روز اخیر رژیم با افزایش فشارها فعالین آذربایجانی را تهدید و با استفاده از قویه قهریه آنها را به طرق مختلف مورد آزار و اذیت قرارداده است.

در راستای این فشارها دکتر محمدعلی حیدری(دکترای روابط بین الملل از دانشگاه تهران و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز)عصر دیروز مورخه ۵-۸-۸۶ در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافته اند.

لازم به ذکر است دکتر حیدری اهل شهرستان مرند و ساکن تهران بوده و از کارمندان ارشد وزارت تعاون ، استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز می باشند که در دوران دانشجویی مدیر مسئول نشریه "دوزگون خبر" نیز بودند.28.10.2007


گزارشي از برخورد با فعاليت‌هاي صنفي معلمان
برخورد، بازداشت و ضرب و شتم



در زمستان سال 86 پنج تمجع آرام به منظور دستيابي به خواسته‌هاي صنفي از سوي فعالان كانون معلمان برگزار شد. به گفته‌ي اعضاي كانون معلمان تعداد شركت‌كنندگان در آخرين تجمع بالغ بر بيست هزار نفر بوده است.

پس از مذاكرات ناتمام كميته منتخب معلمان با مسئولان وزارتخانه و در پي تجمع روز 23 اسفند 86 دست‌ كم تعداد 350 نفر از معلمان بازداشت و عده زيادي مورد ضرب وشتم قرار گرفتند. از اين تعداد بالغ بر 200 تن به بازداشت‌گاه منتقل و بجز 35 تن باقي با قرار كفالت شخصي آزاد شدند. 25 تن نيز در روزهاي آينده با قرار كفالت آزاد شدند. 10 نفر باقي مانده پس تحمل زندان انفرادي در بند 209 زندان اوين و در روز 10 فروردين ماه 86 با وثيقه هاي 40، 60 و 100 ميليون توماني آزاد شدند.

در تاريخ 18 فروردين 86 26 تن از معلمان شركت‌كننده در جلسه كانون صنفي همدان با حمله نيروي انتظامي و بدون ارائه حكم ورود بازداشت شدند. تا ساعات پاياني همين روز 19 نفر ديگر بازداشت و تعداد بازداشتي‌ها به 45 تن مي‌رسد. معلمان در حمايت از بازداشت‌شدگان از حضور در كلاس درس خودداري نمودند. در كرمانشاه نيز قبل از تعطيلات عيد 4 نفر از معلمان بازداشت شدند.

در تجمع روز 18 ارديبهشت در تهران 22 نفر توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند كه اين تعداد سه زن را نيز در بر مي گرفت. دو نفر از زنان بازداشت شده آزاد شدند و ثريا دارابي پس از تحمل ده روز زندان انفرادي در بند 209 زندان اوين به قيد وثيقه 40 ميليون توماني آزاد شد.

در اواخر فروردين ماه نيز 6 تن از اعضاي كانون صنفي معلمان از جمله باغاني، دبير كل كانون، حميدرضا رضايي، پوروثوق، و باقري توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند. بازداشت‌شدگان پس از گذراندن يك ماه در سلول انفرادي با قيد وثيقه هاي 50 تا 60 ميليون توماني آزاد شدند.

احضار، تشكيل پرونده و محكوميت

در مجموع براي 50 نفر از معترضين در شعب دادگاه‌هاي انقلاب تهران و شهرستان‌ها پرونده تشكيل شده است. احضارشدگان در كليه مراحل تحقيقات از حق دسترسي به وكيل مدافع محروم بوده‌اند.

از اين ميان علي‌رضا هاشمي، دبيركل سازمان معلمان ايران با حكم دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعزيري محكوم شده است.

وزارت آموزش و پرورش از معلمان شركت كننده در تجمعات به هيأت رسيدگي به تخلفات شكايت نموده و تشكيل پرونده داده است.
حداقل براي 220 نفر پرونده تشكيل و براي دست كم 50 نفر منجر به صدور حكم بدوي شده است.

از اين تعداد دو نفر در اصفهان به نام‌هاي حميد مجيدي و سيد مجتبي ابطحي حكم احراج دريافت نموده‌اند. دو نفر نيز در شهرستان بانه از كار اخراج شده اند كه اسامي آنان در دست نيست.

تعداد زيادي از معلمان به تبعيد محكوم شده‌اند. عده‌اي از همدان به ايلام و خراسان شمالي، تعدادي از اصفهان به مازندران و كهكيلويه و بويراحمد و چندين نفر نيز از تهران به اسلامشهر و شهر ري تبعيد شده‌اند.

تعدادي از معلمان به كسر حقوق به مدت يك سال محكوم شده‌اند. برخي نيز به بازنشستگي پيش از موعد به همراه كسر حقوق و تعداد زيادي به توبيخ با درج كتبي در پرونده و احكام سايرين تاكنون صادر نشده است.

تعداد بيست نفر از فعالين صنفي با استفاده از اختيارات مستقيم وزير آموزش و پرورش به وضعيت آماده به خدمت درآمده‌اند و حقوق اين افراد ظرف اين مدت به كمتر از صد هزار تومان در ماه كاهش يافته است. اين تعداد از حضور در مدارس نيز منع شده‌اند.

وزارت آموزش و پرورش همچنين با صدور حكم اداري براي حدود 700 تن از معلمان اين شهر آن‌ها را به كسر حقوق از 12 تا 200 هزار تومان به عنوان جريمه شركت در تجمعات و تحصن‌ها محكوم نموده است.

تعدادي از مديران آموزش و پرورش نيز كه در زمان تحصن از ارسال اسامي متحصنين به حراست خودداري كرده‌اند مشمول عزل و جابجايي شده‌اند.

فشار بر تشكل‌ها در جهت انحلال

كانون صنفي معلمان همدان و كرمانشاه به دستور استانداري رسماً منحل اعلام شده‌اند. بعضي كانون‌ها مانند يزد و اردبيل به دليل فشار شديد و تهديد اعضاي هيأت مديره فعاليت خود را متوقف نموده اند.

كانون‌هاي تهران، شيراز و اصفهان نيز تحت فشار بوده و حق برگزاري حلسات و صدور بيانيه را ندارند.

دفتر كانون صنفي معلمان تربت حيدريه نيز در هفته‌هاي گذشته مورد تعرض نيروهاي حراست قرار گرفت و با شكستن قفل و ضبط وسايل دفتر، احمدي مسئول كانون براي مدتي بازداشت شد.

طي ابلاغيه‌اي از سوي وزارت كشور 13 نفر از 25 تن اعضاي هيأت مديره سازمان معلمان ايران فاقد صلاحيت اعلام شده و اجازه برگزاري انتخابات مجدد نيز به سازمان داده نشده است. در حالي كه سازمان معلمان ايران تشكلي رسمي و داراي پروانه فعاليت است.

اعتراضات معلمان در راستاي تمرين حق مسالمت‌آميز تشكل‌ها در ابراز مخالفت و نافرماني مدني به منظور دستيابي به خواسته‌هاي صنفي انجام پذيرفته و برخورد امنيتي و مغرضانه با آن نقض صريح حقوق افراد و تشكل‌ها محسوب مي‌شود. كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر اعمال فشار مضاعف و سركوب فعالان جامعه مدني را محكوم نموده و خواستار توقف اين روند و توجه هر چه بيشتر به خواسته‌هاي آنان است.

كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر


شماره 357-]2007


فراخوان کانون معلمان ايران به گردهمايي سراسري 5 اکتبر / 13 مهرماه "روز جهاني معلم" جامعۀ معلمان و دانش آموزان ميهنمان و اعلام حمايت از طرح تحريم روابط با حکومت اسلامي از سوي کشورهاي مستقل و آزاد
کانون معلمان ايران


ضمن محکوم نمودن طرح هرگونه تعامل و گفتگو با مسئولان حکومت اسلامي به ويژه به منظور رعايت و تأمين حقوق بين الملل؛ ملي و صنفي خاصه جامعۀ فرهنگيان ميهنمان و تعقيب هدف اعطاي مشروعيت و فرصت بقا به آن ؛ با اعتقاد راسخ به اصلاح ناپذيري آن حکومت کثيف و فاسد ، اعتصاب سراسري همۀ اقشار ميهنمان و تحريم روابط از سوي کشورهاي مستقل و آزاد را تنها گزينۀ منطقي در برخورد با آن دانسته؛
جامعۀ معلمان و دانش آموزان ميهنمان را به
گردهمايي سراسري

5 اکتبر / 13 مهرماه

"روز جهاني معلم"

در ميادين بزرگ شهرها و مناطق
و اعلام حمايت از طرح تحريم روابط با
حکومت کثيف و فاسد اسلامي
از سوي کشورهاي مستقل و آزاد
فرا مي خواند




کانون معلمان ايران

7 مهر 1386

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس


به نام خداوند جان وخرد


همکاران گرامی ، فرهنگیان شجاع
بر آن نبوده و نیستیم که شیرینی آغاز سال تحصیلی راکه با ماه مبارک رمضان هم زمان گردیده با ذکر حوادث ناگوار گذشته و واقعیت­هایی که با آن­ها روبرو هستیم بر شما تلخ نماییم، اما از آن جاییکه دانستن و آگاه بودن را حق همه می­دانیم، به عنوان یک نهاد مدنی که برخاسته از متن جامعه فرهنگیان است وظیفه خود می­دانیم ،که از آنچه طی ماه­های اخیر بر ما گذشت و همچنین پی­گیری­ها و فعالیت­های انجام گرفته شما را با خبر نماییم.
برادران و خواهران فرهیخته،
همانگونه که می­دانید، پی­گیری­ها و فعالیت­های تشکل­های صنفی معلمان با پشتیبانی شما عزیزان منجر به ارائه لایحه مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ پرداخت) از سوی دولت سابق به مجلس شورای اسلامی شد، و مجلس هفتم در اولین روز کاری خود با" الزام دولت به تصویب کلیات این لایحه آن را افتخار مجلس هفتم نامید و تحقق همه وعده­ها و پاسخ به همه خواسته­های بر حق فرهنگیان را منوط به اجرای این لایحه نمود." اما با گذشت بیش از سه سال از تصویب کلیات این لایحه به دلیل ایرادات متعدد شورای نگهبان و همچنین مخالفت و مقاومت شدید دولت در برابر اجرای آن عملاً این لایحه از دستور کار مجلس و دولت خارج گردید ،و امیدهای فراوانی که به ویژه برای فرهنگیان ایجاد شده بود، همگی نقش بر آب شد.
در همین مقطع (ماه­های دی تا اسفند 85) تشکل­های صنفی فرهنگیان تحت عنوان شورای هماهنگی تشکل­های صنفی که از اتحاد کانون­های صنفی معلمان سراسر کشور شکل گرفته است .در پاسخ به خواست عمومی فرهنگیان تجمع آرامی را در مقابل مجلس شورای اسلامی و به منظور تأکید بر خواست فرهنگیان بر اجرای بدون قید و شرط لایحه مدیریت برگزار نمودند، که حضور چندین هزار نفراز فرهنگیان در تجمعات خود جوش بعدی گواه روشنی بر خواست قلبی و اراده جمعی معلمان برای پی­گیری این لایحه بود.
تجمعاتی که هر بار با متانت کامل آغاز و بدون هیچگونه برخورد و مسأله­ای پایان می­یافت، و نظم و همدلی فرهنگیان می­توانست، الگوی مناسبی از مردمسالاری را در نظام جمهوری اسلامی ایران به نمایش بگذارد،و جا داشت که مسئولین محترم با پاسخ به موقع و منطقی، به این تجمعات آرام پایان داده و لبخند رضایت را بر لب­های مردان و زنان حاضر در مقابل مجلس بنشانند.
اما با تصمیمات نسنجیده و غیرمنطقی که از 23 اسفند آغاز شد عملاً کام همکاران فرهنگی و مردمی که شاهد و پی­گیر این ماجرا بودند، تلخ و بدخواهانی که به دنبال ایجاد شکاف در صفوف ملت هستند شادکام شدند.
بازداشت صدها معلم در 23 اسفند و فرستادن آن­ها به سلول­های انفرادی، ضرب و شتم معلمان در مقابل مجلس و وزارت آموزش و پرورش و در انظار عمومی، صدور احکام آماده به خدمت برای صدها معلم دلسوز، صدور احکام تبعید برای فعالان صنفی، اخراج و بازنشستگی اجباری برخی از فعالان، احضار و برگزاری دادگاههای تخلفات وانقلاب برای ده­ها فعال صنفی به ویژه اعضای هیئت مدیره تشکل­های صنفی در سراسر کشور و در انتها لغو مجوز فعالیت برخی از تشکل­ها از جمله اقداماتی بود که به منظور سرکوب حرکت حق­طلبانه معلمان ایران صورت گرفت، و اگر نبود پی­گیری و حمایت شما همکاران ارجمند قطعاً ادامه راه برای تشکل­های صنفی و نمایندگان شما در این تشکل­ها غیرممکن می­شد.
همکاران گرامی؛
پس از حوادث اسفند سال 85 کانون صنفی معلمان ایران در پیوند با سایر نهادهای مدنی مستقل، تلاش­های ارزنده­ای در دفاع از حقوق معلمان نموده ،و با حضور در اتحادیه جهانی معلمان سعی در نهادینه کردن فعالیت­های خود از طریق عضویت در مجامع بین­المللی داشته است. در این راستا نماینده کانون صنفی معلمان ایران به دعوت این اتحادیه در پنجمین کنگره جهانی اتحادیه معلمان سراسر جهان که بیش از 50 میلیون معلم عضویت آن را پذیرفته­اند شرکت نموده و به این وسیله زمینه عضویت دائمی معلمان ایران را در این اتحادیه فراهم نموده است، که قطعاً در آینده شاهد دستاوردهای ارزنده این حضور بین­المللی خواهیم بود. همچنین اسقامت و پایداری تشکلها ی صنفی و شماهمکاران آگاه در سراسر کشورنتایج مفید و غیرقابل انکاری داشته است ،که نادیده گرفتن آن­ها حاصلی جز ایجاد یأس و بی­تفاوتی نخواهد داشت.
افزایش نسبی حقوق معلمان، افزایش سقف ارتقاء شغلی، افزایش هر چند اندک عائله­مندی بازنشستگان و فوق­العاده سختی شرایط کار، اعطای همزمان ارتقای شغلی و همترازی به دارندگان مدارک کارشناسی ارشد و بالاتر و ... بخشی از دستاوردهای حرکت صنفی معلمان بوده است.
اما در کنار این دستاوردها هزینه­ها و تضییقاتی که طی این دوران در حق فعالان صنفی و معلمان دلسوز صورت گرفته نیز غیرقابل انکار است.
به طور مثال:
اصل 23 قانون اساسی صراحتاً اعلام می­دارد که « هیچ کس را نمی­توان به صرف داشتن عقیده­ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
اصل 8 قانون اساسی « امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه­ای همگانی می­داند. »
اصل 9 قانون اساسی می­گوید « هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی­های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. »
اصل 22 قانون اساسی « حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص را از تعرض مصون دانسته است . »
اصل 26 قانون اساسی « شرکت در انجمن­های صنفی را آزاد دانسته و می­گوید هیچ­کس را نمی­توان از حضور در این انجمن­ها منع کرد.»
و اصل 27 قانون اساسی « تشکیل اجتماعات و راهپیمایی­ها را بدون حمل سلاح به شرط آن که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد می­شمارد. »
با توجه به اصول فوق توهین و ضرب و شتم معلمان در کنار خانه ملت و بازداشت آنان در مقابل دیدگان مردم، صدور احکام تبعید و اخراج و انفصال، ممنوعیت افراد برای عضویت در کانون­های صنفی معلمان و جلوگیری از تجمعات و همایش­های معلمانی که سلاحی جز قلم و ایمان ندارند،چه توجیهی دارد؟ کدام اصل قانون اساسی یا قانون حقوق شهروندی اجازه می­دهد،که معلمان رادرزندان­های انفرادی و با چشم­بند، بدون دسترسی به وکیل مورد بازجویی قراردهند؟ براساس کدام منطق شرعی یا حقوقی بعضی­ها به خود اجازه دادند، تا در پاسخ به خواسته­های بر حق کسانی که با آرامش تمام نسبت به وضعیت نامناسب حقوقی خود اعتراض نموده­اند ازخشونت استفاده نمایند؟
با این وصف ،ضمن اعتراض شدید به روند موجود، امیدواریم مسئولان محترم کشور در آغازسال تحصیلی بالغوهمه احکام صادرشده،برای معلمان، راه تعامل وگفتگوراباردیگرباز نمایند.
در پایان با شادباشی دوباره به مناسبت آغاز سال تحصیلی به همه ی معلمان، دانش­آموزان و اولیاء محترم آنان، کانون صنفی معلمان ایران حق خود می داند، که به مناسبت 13 مهر (5 اکتبر) روز جهانی معلم مراسمی ویژه همگام وهمسوباسایرمعلمان جهان برگزارنماید. لذا از مسئولان محترم در وزرات کشور، وزارت آموزش و پرورش و استانداری­ها تقاضا می­شود به این حق قانونی فرهنگیان احترام گذاشته و تمهیدات لازم را برای برگزاری مراسم این روز فراهم نمایند.
ضمناً از کلیه معلمان درسراسرکشورانتظار داریم که درروزپنج­شنبه مورخه ی ۱۲/مهرماه/۱۳۸۶ازساعت ۱۰تا۱۲ در نوبت صبح و۱۵تا۱۷ در نوبت عصر نخستین جلسه ی شورای هماهنگ معلمان مدارس سراسر کشور را تحت عنوان زنگ همبستگی معلمان برگزار نمایند.وضمن تبادل نظرپیرامون مسائل آموزشی،تربیتی وصنفی معلمان با امضای طومارها وارسال آن به مجلس شورای اسلامی، برخواست خودمبنی براجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری و رفع مشکل فعالان صنفی تأکید نمایند. قبلاازهمکاری مدیران محترمی که دربرگزاری این شورادرکنارمعلمان هستند تشکر می کنیم .

با سپاس

کانون صنفی معلمان ایران
۴/مهرماه/۱۳۸۶



معلمان با برپایی تجمعاتی مقابل مجلس، خواستار تحقق خواسته‌های خود شامل تسریع در تصویب لایحه نظام پرداخت هماهنگ و آنچه كه رفع تبعیض نامیدند، شدند.
مجازات اداری و قضايی برای فعالان حقوق معلمان




در روزهای گذشته، فعالان حقوق معلمان به مجازات هايی، از کسر حقوق تا انفصال از خدمت و از تبعيد تا زندان، محکوم شده اند.

اين مجازات ها برای فعالان حقوق معلمان در نظر گرفته شده است، که دراعتراض های صنفی زمستان سال گذشته و بهار سال جاری شرکت داشتند.

معلمان در اين اعتراض ها، با برپایی تجمعاتی مقابل مجلس، خواستار تحقق خواسته‌های خود شامل تسریع در تصویب لایحه نظام پرداخت هماهنگ و آنچه كه رفع تبعیض نامیدند، شدند.

عليرضا هاشمی، دبير کل سازمان معلمان ايران، که در روزهای پايانی اسفندماه بازداشت شد و ۱۹ روز را در سلول انفرادی به سر برد، به سه سال حبس تعزيری محکوم شده است.
آنها همچنین خواستار پیگیری استیضاح وزیر آموزش و پرورش از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معرفی مشاور وزیر در امور تشكل های فرهنگیان، ایجاد شورای برگزیدگان نمایندگان معلمان در مدارس شدند. اما اين درخواست ها، تحقق نيافت. البته دولت حقوق معلمان را اندکي افزايش داد.

در اين ميان، تاکنون شديدترين مجازات برای عليرضا هاشمی، دبير کل سازمان معلمان ايران، صادر شده است. وی که در روزهای پايانی اسفندماه بازداشت شد و ۱۹ روز را در سلول انفرادی به سر برد، به سه سال حبس تعزيری محکوم شده است.

شيرزاد عبداللهی، روزنامه نگار و کارشناس مسايل آموزش و پرورش، در ارتباط با با حکم زندان برای دبير کل سازمان معلمان ايران به راديو فردا گفت:«اين نخستين حکم سنگين قضايی است، که برای فعالان حقوق معلمان شرکت کننده در اعتراض های صنفی اسفند ۸۵ و بهار ۸۶ صادر می شده است.»

او از تکرار اين نوع مجازات برای ساير فعالان حقوق معلمان ابراز نگرانی کرد و افزود:«در صورت تبديل احکام زندان برای اين فعالان، آنها بايد در انتظار احکام سنگين دادگاه های خود باشند، که به تدريج از شهريور ماه آغاز می شود.»

آقای عبداللهی اعتقاد دارد که اين مجازات ها در ۲۵ سال اخير بی سابقه بوده اند.

وزارت آموزش و پرورش، که قاعدتا بايد از مطالبات صنفی معلمان حمايت کند، در نقش شاکی رفتار و در نقش تنبيه کننده عمل می کند.وی در پاسخ به اين پرسش که آيا صدور احکام زندان، انفصال از خدمت و يا تبعيد معلمان می تواند راه حل مشکلات آنان باشد،تاکيد کرد که مجازات های در نظر گرفته شده، هيچ مشکلی را حل نخواهد کرد.

اين روزنامه نگار و کارشناس مسايل آموزش و پرورش گفت:«مسايل صنفی معلمان تاکنون حل نشده و همچنان به جای خود باقيست، زيرا اين اعتراض های صنفی، محدود به چند صد فعال صنفی نبوده، و مرتبط با همه معلمان ايران است و همه آنها به وضعيت معيشتی خود اعتراض دارند و خواستار بهبود اين وضعيت هستند.»

شيرزاد عبداللهی در ادامه، نکته تاسف بار را دراين موضوع می داند که وزارت آموزش و پرورش، خود، که قاعدتا بايد از مطالبات صنفی معلمان حمايت کند، در نقش شاکی رفتار و در نقش تنبيه کننده عمل می کند.

اين روزنامه نگار و کارشناس مسايل آموزش و پرورش در ايران اشاره کرد که حتی شخص وزير آموزش و پرورش با استفاده از اختيارات خود در قانون تخلفات اداری و با صدور بخشنامه هايی، تعداد بسيار زيادی از معلمان، حکم منتظر خدمت و يا آماده به خدمت را دريافت کرده اند و حال، از رفتن به کلاس های درس محروم شده اند و حقوق شان هم دردوره منتظر خدمتی، به سطح ۲۰ درصد حقوق شان کاهش می يابد.

شيرزاد عبداللهی اعتقاد دارد که با متوقف کردن مجازات ها عليه معلمان و افزايش سطح دستمزدهای آنان است که می توان مشکلات معلمان را حل کرد و به اعتراض های آنان پايان داد.


از رادیو فردا بهروز کارونی17.08.2007

گفتگوی نشریه کارگر با نادیا کریمی، از اعضای انجمن اتحاد معلمین


کارگر
شنبه 22 سپتامبر 2007, بوسيله ى دیاکو

گفتگو با نادیا کریمی، از اعضای انجمن اتحاد معلمین
مصاحبه گر : هما آذر
سلام خانم کریمی
با سلام از اينكه فرصتي بمن داده شد تا از طريق شما صحبت و گفتگويي با هموطنان و خوانندگان نشريه شما داشته باشم بسيار سپاسگزارم.
در ابتدا لطفا موقعیت کلی تحرکات و جنبش های معلمان، خواست ها و مطالبات آن ها، موانع دستیابی به این خواست ها و میزان موفقیت آنها در دسترسی به این خواست ها را به طور مختصر برای ما بیان کنید.
همانطور كه در جريان هستيد دور جديد اعتراضات با تجمعات دهها هزار نفره ما در اسفند ماه85 آغاز شد و حركتهاي اسفند ماه در واقع نقطه شروع و ابتداي راه ما بود . كه در اين تجمعات خواست افزایش حقوقها متناسب با تورم، برخورداری از یک زندگی شایسته، اصلاح سیستم آموزش وپرورش و .... خواسته های دیگر مابودند که خود را در شعارها و اظهارات معلمان نشان داد و عليرغم اقدامات حکومت برای مقابله با گسترش اعتراضات، اعتصاب ٢٦ و٢٧ فروردین با شرکت ٨٠ تا ٩٠ درصدی معلمان برگزار شد وباردیگر نشان داد كه ما مرعوب دستگيري و تهديد نميشويم و برعكس هر اقدام حكومت ما را به ادامه اعتراضاتمان مصمم تر ميكند.
اما متاسفانه با وجود اعتراضات گسترده , به حد اقل خواسته هاي ما هم جوابي داده نشد . ما به ازا , در آستانه سال تحصيلي جديد و همراه با بازگشايي مدارس شاهد رشد روز افزن محدوديتها در رابطه با معلمان كشورمان ميباشيم كه در ادامه احكام انفصال , تبعيد , اخراج , و ثيقه هاي مقرر شده در پي سلسله اعتراضات و انتقادات معلمان در سال جاري و سال گذشته ميباشد . ”در روزهاي اخير معلمان عضو تشکل هاي غيردولتي و صنفي در جلسات متعدد دادگاه قضايي و هيات تخلفات اداري شرکت کرده و احکام متفاوتي از انفصال از خدمت تا تبعيد و اخراج را دريافت مي کنند.
اما به نظر من با اين حال جنبش معلمين پويا و فعال است , تا روزي كه به تمامي اهدافمان برسيم و تا روزي كه كه جواب خواسته ها و مطالبات حقه مان را در پشت ميله هاي زندان با محاكمه و تبعيد نگيريم.
تا چه حد لزوم پیوند تحرکات معلمان با سایر جنبش های اجتماعی ایران مثل جنبش کارگران، زنان، دانشجویان، پرستاران و ... را با توجه به خواست های مشترک این جنبش ها احساس می کنید؟
هر حركتي اگر بخواهد به هدف نهايي اش برسد , نيازمند اتحاد و انسجام كليه عناصر شركت كننده در پهنه هاي اجتماعي است . من فكر ميكنم يكي از دلايلي كه باعث شد حركتهاي معلمين آنچنان كه بايد به نتيجه مطلوب نرسد اين بود كه ما ساير اقشار را در پشت خود نداشتيم , كما اينكه در مورد كارگران و دانشجويان و ساير اقشار نيز اين نكته صدق ميكند . درست است كه يكي از ويژگي هاي برجسته جنبش معلمان سراسري و همگاني بودن اين اعتراضات بود ولي ما در طي ساليان متمادي ديده بوديم كه اگر خودمان براي بهبود اوضاع اقدامي نكنيم و با اتحاد و يكسو شدن خواسته هايمان را دنبال نكنيم , كسي به فكر اين اوضاع نيست و از اين به بعد هم با تكيه به نقطه قوت ها و برطرف كردن همين نقاط ضعف , بايد با استحكام بيشتر , اين مسير را ادامه داد . در مورد بقيه اقشار هم من فكرميكنم ميتوان با اتحاد و پشتيباني يكديگر گامهاي كيفي و موثر در پيشبرد اين اهداف برداشت . چرا كه خواسته ها ممكن است در ظاهرمتفاوت باشند اما در نهايت همه ما يك هدف واحد را دنبال ميكنيم وهمه مردم ايران يك درد و حرف مشترك دارند كه لاجرم براي رسيدن به آن بايد با هم متحد باشند واين اتحاد هر چه وسيع تر باشد بالتبع موفق تر هم خواهيم بود.
لزوم دستیابی به تشکلات مستقل و تاثیر گذار را برای رسیدن به خواست های خود تا چه اندازه مهم ارزیابی می کنید؟
ما طی سالهای گذشته راههای مختلفی را برای رسیدن به خواسته هایمان امتحان کرده ایم. از اعتصاب وتظاهرات مقطعی تا تلاش برای مذاکره وراههای قانونی. ولی همانطور که همه میدانیم تمام این تلاشها بی نتیجه بود.الان دیگر به این نتیجه رسیده ایم که تحقق خواسته هایمان با یک مبارزه قاطع وگسترده ممکن خواهد بود وبه طور قطع و يقين تشکل برای پیشبرد هر مبارزه ای از نان شب هم واجب تر است. بدون تشکل هیچ مبارزه ای به سرانجام نمیرسد. اگر هم حرکتی شروع شود یا بزودی سرکوب میشود یا بر اثر تشتت و پراکندگی به جایی نخواهد رسید.این واقعیت را هم در اعتراضات معلمان تجربه کردیم و هم تجربه اعتراضات بخشهای دیگر آنرا تاييد میکند. بنابر این هرچه ما متشکلتر باشیم شانس به نتیجه رسیدن حرکتمان بیشتر است. اما در رابطه با حاكميت كه قطعا ما با برخورد و محدوديت مواجه خواهيم شد با اينكه خواسته هاي ما کاملا بر حق بوده و در بيان برخي مسئولين نيز گاها تصريح شده , اما همه ميدانيم كه هر خواستي چه سياسي و چه صنفي بلافاصله با محدوديت و تعرض از جانب دولت مواجه ميشود اما تجربه ما اين است كه مصرانه خواسته هايمان را پي بگيريم و قطعا حضور يك و نيم ميليوني ما سر كلاسهاي درس تاثير گذار خواهد بود، اگر وحدت و انسجام داشته باشيم.
نظر شما نسبت به محتوای جنبش معلمان به لحاظ ماهیت مطالبات و اینکه تا چه اندازه این خواست های صنفی به خواست های رادیکال گسترش یافته اند، چیست؟
معلمين و فرهنگيان درحالي به استقبال سال تحصيلي جديد ميروند كه انبوهي دغدغه هاي شغلي و معيشتي دارند , بسياري از همكارانمان از بابت محدوديتهاي فزاينده عليه معلمين و فرهنگيان, حل نبودن مشكلات معيشتي وعدم پرداخت حقوق هاي عقب مانده توسط دولت معترضند كه اين اعتراض را هم در تجمعات خود نشان دادند. در واقع دولتي که با شعار آب و نان مردم بر سر کار آمده بود، در زمستان 85، علنا مانع تصويب نهايي و اجرايي لايحه مديريت خدمات کشوري شد، تنها با اين بهانه که دولت قادر به تامين اعتبار لازم براي ترميم حقوق معلمان و بازنشستگان نيست. موضع‌گيري دولت در مقابل لايحه‌اي که معلمان از سال‌ها پيش به آن دل بسته بودند، باعث رنجش معلمان شد. اعتراضات صنفي معلمان در دوره فرشيدي به لحاظ فراگير بودن بي‌سابقه بود. همچنان که آمار دستگيري‌ها و نوع مجازات‌ها و گستردگي آن نيز در 25 سال گذشته بي‌نظير بود. بالطبع در چنين شرايطي معلمان بايد به فكر راهكارهاي جديد و استمرار اعتراضات باشند و اهداف خود را هر چه بي شكاف تر پي بگيرند , من فكر ميكنم اتفاقا هر چه بيشتر بايد اين خواسته ها به صورت راديكال پي گرفته شود تا به نتيجه و منظور نهايي دست پيدا كند.
موقعیت جنبش معلمان در آستانه سال جدید تحصیلی و با توجه به نزدیک شدن به 13 مهر، روز جهانی معلم را چگونه ارزیابی می کنید؟
در واقع بازگشايي مدارس در سال تحصيلي 86-87 درشرايطي انجام ميگيرد كه در سه ماه گذشته در فرصت تعطيلي مدارس بسياري از معلمان با تبعيد تع