Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

سخنرانی شجاعانه معلم اهوازی_این ها از معلمان می ترسند_جامعه تو را من می سازم!نه کمونیست ونزوئلایی



سخنرانی شجاعانه معلم اهوازی_این ها از معلمان می ترسند_جامعه تو را من می سازم!نه کمونیست ونزوئلایی/
تجمع ما فایده ای ندارد.بلوا و آشوبی که در دل این هایی که سر کار هستند از تمام دنیا بیشتره،این ها از معلمان می ترسند.هر کس به فردا قیامت اعتقاد داره بیاد بگه که من ادعای حقم را کردم ولی اینها به م

سخنرانی شجاعانه معلم اهوازی_این ها از معلمان می ترسند_جامعه تو را من می سازم!نه کمونیست ونزوئلایی سخنرانی شجاعانه معلم اهوازی_این ها از معلمان می ترسند_جامعه تو را من می سازم!نه کمونیست ونزوئلایی/ تجمع ما فایده ای ندارد.بلوا و آشوبی که در دل این هایی که سر کار هستند از تمام دنیا بیشتره،این ها از معلمان می ترسند.هر کس به فردا قیامت اعتقاد داره بیاد بگه که من ادعای حقم را کردم ولی اینها به م

زندان کردن تلاش گران حقوق صنفی معلمان را محکوم می کنیم




اسماعیل عبدی تلاشگر حقوق صنفی معلمان چهار شنبه نوزده آبان در منزل بازداشت و برای ادامه محکومیت شش سال حبس به زندان اوین انتقال داده شد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه زندان کردن این عضو کانون صنفی معلمان تهران را محکوم و خواهان آزادی ایشان می باشد. همچنین اعلام می دارد پیگرد پلیسی امنیتی قضایی فعالین سندیکایی و صنفی تحت اتهاماتی کلیشه ای نظیر تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی محکوم است و فوری باید متوقف شود و خسارات وارده به آنها نیز باید اعاده گردد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه


23آبان 1395
http://vahedsyndica.com/archive/2396

حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی را به شدت محکوم می کنیم

حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی را به شدت محکوم می کنیم



اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، با حکم دادگاه تجدید نظر شعبه 36 دادگاه انقلاب تهران، به شش سال زندان محکوم شد. این حکم که در 16 مهر ماه به وکیل ایشان ابلاغ شد، تایید حکم صادره توسط دادگاه بدوی در بهمن 94 با ریاست قاضی صلواتی است که عبدی را با اتهامات کلیشه ای مانند " اجماع و تبانی علیه امنیت ملی" به شش سال زندان محکوم کرده بود.

اسماعیل عبدی در تیر ماه سال 94 پس از اعتراض ها و تجمع های گسترده و سراسری معلمان، هنگامی که عازم سفر به ارمنستان برای دریافت ویزای کانادا به منظور شرکت در کنگره آموزش بین الملل بود، اطلاع یافت که ممنوع خروج است، و از او خواسته شد که خود را به معاونت قضایی دادستانی کشور معرفی کند. او با مراجعه به معاونت قضایی دادستانی، همان جا دستگیرشد و در 6 تیر ماه به زندان اوین انتقال یافت. اسماعیل عبدی بیش از 11 ماه را در زندان گذارند و پس از اقدام به اعتصاب غذای مشترک با جعفر عظیم زاده و به دنبال حمایت های گسترده معلمان در ایران و اتحادیه های معلمان، اتحادیه های کارگری و دیگر تشکل های مترقی بین المللی، رژیم جمهوری اسلامی مجبور شد که ابتدا اسماعیل عبدی و سپس جعفر عظیم زاده را بطور موقت از زندان آزاد کند.

تائید حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی توسط دادگاه تجدید نظر بیان گر آن است که رژیم همچنان تلاش می کند که با سلاح سرکوب و زندان به خواسته های انباشته شده معلمان پاسخ گوید تا شاید بتواند از پیگیری این خواسته ها توسط معلمان جلوگیری کند.

حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی در حالی صادر می شود که سیاست ها ی رژیم جمهوری اسلامی، سیستم آموزش و پروش و وضعیت معلمان را به بحران همه جانبه کشانده است. اعمال سیاست های نئولیبرال و خصوصی سازی و کالا سازی آموزش توسط رژیم باعث شده که از اصل فرصت برابر و آموزش رایگان و همگانی چیزی به جا نماند. بسیاری از کودکان خانواده های کم در آمد عملا از حق آموزش محروم شده اند. طبق گزارش ها، تنها در سال جاری تحصیلی بیش از 5/3 میلیون کودک به دلیل نبود امکانات آموزشی از تحصیل باز مانده اند. فرزندان خانواده های مهاجر افغان به دلیل هزینه بسیار بالای تحصیلی، بالاترین رقم محرومیت از تحصیل را دارند، این خانواده ها برای تمدید مدارک تحصیلی برای هر فرزند باید سالی ۳۰۰ هزار تومان هزینه کنند تا فرزندانشان بتوانند به مدرسه بروند. بنا بر آمارهای رسمی، حدود دومیلیون کودک و طبق آمار های غیررسمی که به واقعیت نزدیک تر است حدود 7 میلیون کودک کار در ایران وجود دارد. تقریبا همه کودکان کار، فرزندان خانواده های کارگری و کم درامدی هستند که در کنار همه مسایل دیگر به بی سوادی نیز محکوم شده اند.

افزون براین، بخش بزرگی از دانش آموزان که شانس تحصیل داشته اند، مجبورند که در اماکن و فضاهای غیر استاندارد در کشور به تحصیل بپردازند که در پاره ای موارد چون آوار بر سرشان فرود می اید و جانشان را می گیرد. طبق آمار منتشر شده، ۷ میلیون متر مربع از فضای مدارس کشور کهنه و فرسوده است و برای بازسازی نیاز به بودجه ای کلان دارد. برای نمونه در خراسان شمالی، به گفته معاون پژوهش و برنامه ریزی اداره کل آموزش این استان، هم اکنون 59 درصد کلاس های درس استان غیر استاندارد و 20 درصد نیز خشتی و گلی است. و یا نماینده مردم ایذه در مجلس اسلامی از برگزاری برخی از کلاس های درس در طویله خبر می دهد.

این گوشه ای از وضعیت آموزش در کشوری است که ارقام منتشر شده از دزدی ها و اختلاس های مسئولان، کارگزاران و دست اندرکاران رژیم و حقوق مدیران ارشد دولتی سر به آسمان می ساید. در چنین شرایطی شاهد آن هستیم که دانش آموزان دختر در شهرستانهای دورافتاده از مرکز، در استان کرمان، به دلیل عدم توانایی مالی والدینشان در پرداخت شهریه مدرسه بی شرمانه با ضربات شلاق مورد مجازات قرار می گیرند.

معلمان ایران در چنین فضا و شرایطی تدریس می کنند، آنهم هنگامی که خود از بسیاری از حقوق اولیه محروم شده اند: حقوق و دریافتی معلمان از خط فقر رسمی نیز بسیار پایین تر است. معلمان حق التدریسی به رغم سابقه کارطولانی، امنیت شغلی ندارند و از بسیاری مزایای شغل رسمی بر خوردار نیستند. حقوق معلمانی که بعد از سالهای سال تدریس بازنشسته شده اند، کفاف زندگی با حداقل امکانات را هم نمی دهد. نظر کارشناسی معلمان در مورد محتوای کتاب های درسی و بطور کلی در مورد چگونگی مدیریت آموزش و جایگاه معلمان در نظام آموزشی بطور کلی نا دیده گرفته می شود، و حق بدیهی واولیه آنان برای داشتن تشکل مستقل با چماق سرکوب رژیم پاسخ می گیرد.

اعتصاب ها و تجمع های اعتراضی سراسری توسط معلمان در سالهای اخیر به خوبی نشان می دهد که معلمان از این وضعیت بیزارند و خواهان تغییربنیادی این شرایط غیر انسانی، تبعیض آمیز و خفقان آور هستند. رژیم اسلامی بر آن است که با سرکوب اعتراض های معلمان و دستگیری و زندانی کردن فعالان حقوق معلم ، صورت مسئله را بطور کلی پاک کند. این حربه رژیم را باید خنثی کرد. آزادی اگر چه موقت اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده به دنبال موج همبستگی و اعتراض در ایران و در سطح بین المللی نشان داد که این کار شدنی است، اما تا هنگامیکه فعالان حقوق معلم در زندان باشند و یا حکم زندان هر لحظه تهدیدشان کند، معلمان برای تحقق خواسته های خود با موانع دو چندانی روبرو خواهند بود . بنابراین در خواست لغو همه احکام زندان و توقف صدور احکام امنیتی علیه فعالین معلمان، کارگران و بطور کلی همه فعالان عرصه های اجتماعی جزیی جدایی ناپذیر از تلاش و فعالیت معلمان برای تحقق دیگر خواسته های آنان است.

اتحاد بین المللی، صدور حکم زندان علیه اسماعیل عبدی را به شدت محکوم می کند، و بنا به وظیفه خویش از همه تشکلات کارگری بین المللی به ویژه از تشکلات معلمان و آموزش بین الملل (EI) خواهد خواست که به این حکم اعتراض کنند و به سهم خویش مانع اجرایی شدن این حکم شوند.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۱۳ اکتبر ۲۰۱۶


info@workers-iran.org
http://etehadbinalmelali.com/ak/

زنان و مردان کوتاه قد، از شغل معلمی محروم شدند؟!

زنان و مردان کوتاه قد، از شغل معلمی محروم شدند؟!



شمس الدین امانتی

متأسفانه همزمان با روی کار آمدن رژیم اسلامی، پدیده تحقیر و تبعیض به بهانه های گوناگون و استدلالهای غیر علمی و غیرمنطقی در ایران زیر سلطه رژیم اسلامی، ارتقاء یافته است. این پدیده روزانه در عرصه های گوناگونی به منظور فریب افکار عمومی و تصفیه مردم ناراضی و مبارز تولید و باز تولید خواهد شد و در اغلب موارد با توسل به حربه نفاق و چند دستگی میان اقلیت های مذهبی و در رأس آنها، دامن زدن به اختلافات دینی بین پیروان مذاهب شیعه و سُنی، نابرابری و تبعیض بین زنان و مردان در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امتیاز دادن به خودی ها زندگی روزمره مردم زحمتکش و تحت ستم را به گروگان گرفته اند.
مضافاً این رژیم با این خصوصیات داوطلبین زن و مرد جهت شغل معلمی را به بهانه کوتاه بودن قدشان محروم کرده است.

همزمان با اطلاع رسانی در رابطه با برگزاری آزمون استخدام در آموزش و پرورش رژیم اسلامی، کوتاهی قد متقاضیان زنان و مردان جهت شرکت در آزمون معلمی بار دیگر نقل مجالس شده است، طرح و تصویب این پدیده از توهین و تحقیر نه تنها به زنان و مردان کوتاه قد، بلکه توهین به کل بشریت است.
در همین رابطه اشاره مختصری به نحوه استخدام معلمان و پیش شرط های بازدارنده و تحقیر آمیز از جانب مسئولین و سیاستگذاران مأمور در آموزش و پرورش رژیم اسلامی، درسالهای ۹۴ و ۹۵ خواهم کرد.
بر اساس گزارش مجله مهر، در روز شنبه۱۱بهمن ۱۳۹۴، طی برنامه ای از صدا و سیمای ۹۵: "... چهره و خوش بیان باشند. لکنت زبان و نقص عضو نداشته باشند. خیلی چاق و لاغر نباشند. و قدمناسبی داشته باشند.»!
همزمان با رسانه ای شدن این خبر«حسین سلیمی جهرمی»رئیس مرکز برنامه‌ریزی منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش رژیم اسلامی: گفت«قصه به این شوری نیست این موضوع به شکل درستی مطرح نشده است. اینطور نبوده که داوطلبینی که قد زیر ۱۵۵ برای خانم ها و ۱۶۰ برای آقایون پذیرفته نشوند، تنها محدود به این موارد نبوده است. اما خب بلاخره معلم باید نقص جسمانی نداشته باشد تا برای تدریس دچار مشکل نشود. اشاره صریح و رسانه ای کردن این قضیه ممکن است موجب آزرده خاطر شدن بعضی افراد شود. بهتر بود این موضوع به این شدت رسانه ای نمی شد و در همان آموزش و پرورش به عنوان یک ملاک می ماند.»
علاوه بر شرط و شروط فوق «مبتلایان به دیابت معلم نمی‌شوند.»! به گزارش سلامت نیوز، روز شنبه ۱مهر ۱۳۹۵، «عباس قنبری» معاون دانشجویی دانشگاه فرهنگیان: گفت«در پذیرش دانشجویانی که سرانجام معلمان این مرز و بوم خواهند شد، سخت گیری‌هایی از نظر سلامت روحی و جسمی وجود خواهد داشت، وی در ادامه گفت«دوره معاینه پزشکی، مصاحبه پزشکی و مصاحبه تخصصی دانشجو معلمان و متقاضیان ورود به آموزش و پرورش برگزار شد و یک الگوی سلامت جسمانی از طریق دانشگاه فرهنگیان پیشنهاد شد که بنابر آن بالغ بر۳۰بیماری ممنوعه برای معلمان را مشخص کردیم. بیماری دیابت، بیماری‌های سلامت روحی و روانی و حتی بیماری‌های واگیردار از جمله این بیماری‌ها به شمار می‌رود. بینایی، افزایش نامتعارف وزن و سلامت ستون فقرات برای ما بسیار مهم بود.»
این در حالی است که بر طبق آمار خود رژیم ۴/۵تا ۵ میلیون نفر در ایران مبتلا به بیماری دیابت هستند که تعداد زیادی از مبتلایان از این بیماری خود بی خبر هستند.
«قنبری»با بیان اینکه دو برابر ظرفیت یعنی۲۰هزار نفر را سازمان سنجش به ما اعلام کرد که از این تعداد۱۰هزار نفر جذب آموزش و پرورش خواهند شد: گفت«به عنوان مثال اگر فردی قدش خیلی کوتاه باشد، خود به خود وارد مراحل بعدی نمی‌شود؛ یعنی اگر شرایط اولیه را نداشته باشند، در مراحل بعدی حضور نمی‌یابند.»
به این ترتیب و بدون هیچ گونه توضیح و استدلالی، آقای «قنبری» آن تعداد از زنان و مردان متقاضی شغل معلمی را که تا امروز یکشنبه ۱۸مهرماه ۱۳۹۵ فرصت ثبت نام و شرکت در این آزمون را دارند، به دلیل کوتاهی قد و یا مبتلا بودن به یکی از امراض مورد نظر دانشگاه فرهنگیان که۳۰مورد از آن به عنوان«الگوی سلامت جسمی»معرفی شده است، برای همیشه از شغل معلمی محروم خواهند شد.
معلمان فداکار و دلسوز مواردی را که مسئولین رژیم اسلامی، از حل آن عاجزاند را به آسانی حل و فصل کردند بگونه ای که نه تنها به مسئولین آموزش و پرورش رژیم اسلامی، بلکه به کلیت رژیم حاکم بر ایران، ثابت کردندکه این نوع از فرمول بندی های بی اساس، آزار دهنده، غیر علمی و تحقیر آمیز از قبیل؛ «قد کوتاه»، «ارزیابی ظاهری» و «الگوی سلامت جسمی»، علاوه بر دارو و درمان راه حل انسانی هم دارد.
به عنوان مثال، در سال۱۳۹۲«محمدعلی محمدیان» معلم دبستان «شیخ شلتوت» شهر مریوان و معلم«ماهان»که از بیماری ناشناخته ای رنج می برد و موهای سر و صورتش ریخته شده بود، برای اظهار همدردی با شاگردش موهای سرش را از ته زد و به شکل «ماهان» در آمد و به شاگردانش گفت: «موهای سر من و ماهان در زمستان به دلیل حساسیت خودش می رود و در بهار به هنگام رویش گلها و شکوفه درختان از نو رشد می کند.». این تصمیم درست ایشان الگویی شد تا سایر همکلاسی های«ماهان»نیز مو های سر خود را دسته جمعی تراشیدند.
همچنین این تصمیم درست و انسانی معلم «ماهان» تبدیل به الگویی شد تا یکی از پرستاران زن شاغل در واحد شیمی درمانی اطفال در شهر شیراز موی سرخود را در راستای همدردی و همسویی با کودک خردسال مبتلا به بیماری سرطان که موهای سرش ریخته بود موهای سرش را از ته زد.
علاوه برموارد دست و پاگیر فوق،(۳۰ نوع بیماری، قد کوتاه و ارزیابی ظاهری)، مورد نظر مسئولین پذیرش رژیم اسلامی در دانشگاه فرهنگیان، فهرست وار به قید و بندها دیگری اشاره خواهم کرد.
۱- شرايط عمومی استخدام: «داشتن تابعيت جمهوری اسلامی- اعتقاد به دين اسلام يا يكی از اديان رسمی- التزام به قانون اساسی- دارا بودن كارت پايان خدمت يا معافيت دائم- عدم اعتياد به دخانيات و مواد مخدر- نداشتن سابقه محكوميت جزائی- حداكثر سن داوطلبان فوق ديپلم ۲۵، ليسانس۳۰، فوق ليسانس و بالاتر ۳۵سال-داشتن سلامت جسمانی و روانی و توانائی برای كاری كه استخدام ميشوند.»
۲- شرايط اختصاصی: «دارا بودن مدرك تحصيلی مربوطه براساس جدول مشاغل- شهرت و عامل بودن به اخلاق و شئونات معلمی.»
طی سالیان متمادی آموزش و پرورش رژیم همیشه با کمبود معلم مواجه بوده است، قرار بر این شد تا در سال تحصیلی جاری ۳۶ هزار نفر معلم بازنشسته شوند، اما به دلیل کمبود معلم، نه اینکه این تصمیم عملی نشد بلکه بنا به گفته‌ «فانی» وزیر آموزش و پر ورش رژیم: «بخشی از کمبود نیرو در آموزش و پرورش نیز امسال با اضافه کاری معلمان رسمی به صورت حق‌التدریسی جبران میشود.» یقیناً این ترفند ها و راه حل های موقت کارساز نخواهد بود. وزارت آموزش و پرورش برای جبران این کمبود در اقدامی نسنجیده ۲۰هزار نفر داوطلب را به دانشگاه فرهنگیان معرفی کرد که فقط ۱۰ هزار نفر از آنها شرایط شرکت در آزمون را دارند.
اخذ مدرک تحصیلی با گذراندن دوره ای یکساله در دانشگاه فرهنگیان و هزینه سنگین آن برای خانواده های کم درآمد کار ساده ای نیست، مضافاً استخدام این تعداد از معلمان جدید منوط به شرکت در آزمون پایانی این دوره یکساله است و در صورت موفقیت به عنوان معلم پیمانی استخدام خواهند شد.
عبور از این همه موانع سر آغاز مبارزه ای خواهد بود جهت مطالبات این تعداد از معلمان پیمانی در پیوند با سایر معلمان همکار خود که سالیان متمادی است در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درگیر مبارزه ای رو در رو در تقابل با سیاست گذاران و مجریان رژیم اسلامی، در بخش های گوناگون وزارت آموزش و پرورش رژیم هستند.
در ایران زیر سلطه رژیم اسلامی، با بودن چنین رژیمی در حاکمیت این پروسه از مبارزه در دوران بازنشستگی نیز بدون وقفه و بدون توجه به«التزام عملی به ولایت فقیه» و تسلیم نشدن در مقابل نیرو های امنیتی و مأمورین تا دندان مسلح رژیم اسلامی، جهت کسب مطالبات پایمال شده خود، در برابر مجلس رژیم اسلامی و ادارات آموزش و پرورش، به بخش جدایی ناپذیر از زندگی روزانه معلمان متعهد و غیرحکومتی تبدیل شدە است.
کارگران آگاه، مردم مبارز و آزادیخواه در مبارزه برای احقاق حقوق طبیعی و انسانی معلمان، حامی و پشتیبان آنان خواهند بود.



دستگیری فعالین کارگری ومعلمان و اعتصاب غذای آنها


حسام یوسفی


رسول بداقی هفت سال بدون مرخصی در زندان بود و چند روز پیش از زندان اوین آزاد شد. به دلیل این‌که او نسبت به وضعیت موجود معترض بود به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام محکوم‌به حبس شده بود. در طول این هفت سال شکنجه، تهدید، بازجویی مکرر و بند انفرادی زندگی او را تشکیل داده بود. این معلم زندانی در زندان سکوت نکرد و به مبارزه خود ادامه داد. او اطلاعیه صادر می‌کرد و به‌پیش آمدهای سیاسی واکنش نشان می‌داد. چندین بار اعتصاب غذا کرد و صدای خود را که جمهوری اسلامی می‌خواست آن را خفه کند به بیرون از زندان می‌رساند. هفت سال نگذاشتند او بیرون از زندان را ببیند. او را به معنای واقعی کلمه حبس کردند و از جامعه دور نگهش داشتند؛ اما نتوانستند ارتباط او را با بیرون از زندان و جامعه ایران و بین‌المللی قطع کنند. این چیزی است که جمهوری اسلامی از آن هراس دارد و از جلوگیری آن نیز ناتوان است. دولت اسلامی ایران صدای شاهرخ زمانی که از رهبران برجسته طبقه کارگر بود را نتوانست خفه کند. ارتباطش را و نقش رهبری‌اش را نتوانست از او بگیرد. درنهایت شاهرخ زمانی این سازمانده و مبارز را در درون زندان به قتل رساند.
امروز شیوه‌ای دیگر از سرکوب را در قبال فعالین مشاهده می‌کنیم. رسول بداقی را دوباره بازداشت کردند. او کلاً چند روز بیش نیست که از زندان آزادشده است. محمود بهشتی در زندان و در اعتصاب غذا به سر می‌برد. این معلم از اول اردیبهشت‌ماه در اعتراض به‌حکم 14 ساله خویش دست به اعتصاب غذا زده است. او درخواست کرده است تا برگزاری دادگاه علنی با حضور هیئت‌منصفه این حکم متوقف شود. او پس از اعلام اعتصاب غذای خشک و افت شدید فشارخون به بهداری زندان اوین منتقل شد؛ اما پس‌ازآن وضعیت جسمی او بدتر شد و سپس به بیمارستان اعزام شد و در بررسی‌های اولیه خون‌ریزی معده تشخیص داده شد.
رسول بداقی برای پیگیری وضعیت هم‌طبقه‌ای خود محمود بهشتی به بیمارستان مراجعه کرده که با برخورد نیروهای امنیتی روبه‌رو شده بود و او را مورد ضرب و شتم قراردادند. شواهدی میگویند هفت نفر از مأمورین امنیتی آقای بداقی را دستگیر کرده و او را به‌شدت مورد ضرب شتم قراردادند. چنان شدت ضرب و شتم بالا بوده که احتمال می‌رود فک و بینی ایشان دچار شکستگی شده باشد. پس از دستگیری، ایشان را به همراه همسر برادرش تا به امروز به مکان نامعلومی منتقل کرده بودند که از وضعیت آن‌ها خبری در دست نبود. طبق گزارش‌های رسیده آن‌ها امروز به دادسرای اوین منتقل شدند و با قید وثیقه نیز آزاد شدند.
فعالین حقوق معلمان و کارگری سال‌هاست با سدهای امنیتی جمهوری اسلامی مواجه و از ایجاد تشکل‌های رسمی خود محروم هستند. دولت ایران تشکل‌های ایجادشده آن‌ها را غیرقانونی و غیررسمی می‌داند و برای جلوگیری بدترین شرایط امنیتی را به آن‌ها تحمیل می‌کند. تحت تعقیب قرار دادن، دستگیری و شکنجه خود بخشی از ماجرا است. آن‌ها در محیط کاری خود نیز امنیت شغلی ندارند و در طول فعالیت و مبارزه خود همیشه با ترس از اخراج روبه‌رو هستند و اخراج آن‌ها به معنای در مضیقه قرار گرفتن زندگی و معیشت روزمره آن‌ها هست.
فعالین به جرائم گوناگون و با اتهاماتی واهی به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم می‌شوند. برای نمونه می‌توان به جعفر عظیم زاده رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران اشاره کرد که قاضی صلواتی در دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام زاده شدن با افکار مارکسیستی به حبس محکوم کرده است. دیگر فعالین نیز با اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام یا به خطر انداختن امنیت ملی و دیگر اتهامات به حبس محکوم‌شده‌اند.
پیگیر بودن مبارزات فعالین کارگری و معلمان باعث شده است که جمهوری اسلامی برای سرکوب هر چه بیشتر آن‌ها هر چه در توان دارد انجام دهد. با زندانی کردن فعالین می‌خواهد دستشان را از جامعه کوتاه کند؛ اما در عمل چنین نیست و رهبران جنبش کارگری و معلمان در زندان نیز به فعالیت و مبارزه خود ادامه می‌دهند. پس از اعلام اعتصاب غذای تعدادی از معلمین بیش از 300 معلم در دفاع از اعتصاب غذای معلمین دربند دست به اعتصاب غذا زدند. چنین اعتراضاتی گر چه به مخاطره انداختن جان و سلامت زندانی است اما موجی گسترده از واکنش‌های داخلی و خارجی و نیز بین‌المللی را به همراه خود دارد. در مواقعی نیز زندانیان که آلترناتیو دیگری برای اعتراض ندارند، با دست زدن به اعتصاب غذا و اعتراضاتی دیگر نظیر این، بخشی از مطالبات خود را به کرسی می‌نشانند و آن را به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران تحمیل می‌کنند.
در حال حاضر جعفر عظیم زاده از رهبران کارگری به همراه اسماعیل عبدی از فعالین دفاع از حقوق معلمین در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می‌برند. این دو زندانی در بیانه‌ای مطالبات خود را اعلام کرده بودند و وضعیت خود و دیگر فعالین کارگری را بدین شیوه به تصویر کشیدند: «به ما اتهام «اجتماع و تبانی به‌قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور» زده‌اند و بر این اساس با حکم‌های طویل‌المدت در زندان اوین محبوس هستیم. ما همچون هزاران کارگر و معلم معترض، هیچ فعالیتی جز دفاع از کرامت انسانی خود و هم‌طبقه‌ای‌هایمان نداشتیم. تمام فعالیت‌های ما و دیگر همکاران زندانی‌مان در کانون صنفی معلمان، اتحادیه آزاد کارگران ایران و دیگر تشکل‌های مستقل کارگری و معلمان در مقابل دیدگان افکار عمومی قرار دارد و بر همگان روشن است.»
در انتهای این بیانه آمده بود: «لذا ما در گرامیداشت اول ماه می روز جهانی کارگر و اعلام همبستگی با کارگران جهان، به مناسبت این روز بزرگ در اعتراض به امنیتی کردن فعالیت‌های صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان، دستمزدهای زیرخط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل مؤثر سازمان جهانی کار ILO در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام «اجتماع و تبانی به‌قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور» و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده‌های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن این‌گونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده‌های خود و دیگر فعالین کارگری و معلمان زندانی از روز دهم اردیبهشت‌ماه دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهیم زد.»
این در حالی است که بسیاری از فعالین کارگری چپ شیوه مبارزاتی اعتصاب غذا رو به جامعه را موردنقد قرار می‌دهند و میگویند این سبک از مبارزه شیوه‌ای پیشرو و قابل حمایت نیست. در حقیقت این‌گونه است در طول تاریخ جنبش‌های کارگری تنها خواسته‌ها و بیانیه‌های اعتراضی آن‌ها از طریق ایجاد تشکل‌های کارگری بوده است که به جنبش کارگری رنگ داده است و آن را به‌ جنبشی پیشرو تبدیل کرده است. مطالبات صریح جنبش‌های کارگری با توسل به تشکیل تشکل‌های کارگری در درون جامعه تحقق پیدا می‌کند. ازنظر بسیاری از تشکل‌های کارگری اعتصاب غذای رهبران کارگری برای تحقق یافتن خواسته‌های طبقه کارگر شیوه‌ای از سر استیصال است. به‌نوعی که نشان‌دهنده رنگ باختن نقش فعالیت فعالین کارگری و نقش گسترده کارگران در طرح خواسته‌هایشان است. گر چه در طول چند دهه اخیر باوجود تمامی سدها و موانع امنیتی و سرکوب گسترده فعالین اجتماعی و کارگری آن‌ها از ایجاد تشکل‌های مستقل خود وانمانده‌اند و همچنان مطالبات صریح خود را طرح کرده و از میزان تأثیرگذاری آن‌ها نکاسته است. دادن چنین تصویر استیصال مابانه ای به جامعه، طبقه کارگر و نشان دادن چنین ضعفی به حاکمان چهره خوبی را از مبارزات طبقه کارگر و رهبرانشان نشان نمی‌دهد. امروز بیش از هرزمانی کارگران نیازمند آگاهی طبقاتی، متشکل شدن و هماهنگی با دیگر تشکل‌های کارگری است. این امر کارگران و تشکل‌های کارگری را گام‌ها به جلوتر خواهد برد و خواسته‌های صریح آن‌ها باید از درون چنین تشکل‌هایی و مجمع عمومی آن‌ها سر به بیرون گذارد.


9 می 2016
http://tinyurl.com/zmwsl4x

بیانیه ی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور درخصوص اعتصاب غذای معلمان زندانی



«به اتهامات امنیتی علیه فعالان صنفی فرهنگیان خاتمه دهید.»

درحالی به روز بزرگداشت مقام معلم نزدیک می شویم که تعدای از بهترین معلمان ایران با حکم های بسیار سنگین در زندان به سر می برند.

این معلمان همراه با سایر فرهنگیان کشور، بر اساس تعهد و مسئولیت معلمی و از سر دلسوزی نسبت به فرزندان این آب و خاک و با اتکا به اصل 26قانون اساسی، برای بهبود اوضاع آموزشی کشور، رفع تبعیض در پرداخت حقوق و مزایا و تشویق دولت ها به رفع قانونمند این تبعیض ها، با اقداماتی کاملاً صنفی به نقد عملکرد مسؤلان پرداخته اند.

فرهنگیان کشورو نمایندگان آنها سال هاست که بر اساس حقوقی که توسط قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده با برگزاری جلسات متعدد و صدور بیانیه های بسیار، در جهت احقاق منزلت و معیشتِ فراموش شده خود، صدایشان را به گوش مسئولان رسانده اند. اما در تمام این سال ها نه تنها دولتیان و مجلس نشینان وقعی بر این خواسته های قانونی ننهاده اند، بلکه با بی مبالاتی نسبت به مسئولیت قانونی خود، راه زندان و تبعید را برای معلمان عدالت خواه این سرزمین هموار کرده اند.

بی توجهی عامدانه به خواسته های فرهنگیان و عدم تخصیص بودجه ی مناسب برای آموزش در این سرزمین گویی به سنتی در تمام دولت ها و مجلس ها تبدیل شده است زیرا همگان شاهدند که معلمان دلسوز و منتقد به جای قدردانی و تشویق ، با برخوردهای امنیتی و حبس های طولانی مدت نواخته می شوند.

در شرایطی که نه تنها مطالبات انباشته شده ی فرهنگیان کشور برآورده نشده بلکه احکام سنگین امنیتی برای معلمان دلسوز و عدالت خواه صادر شده است، سخن گفتن از گرامیداشت مقام معلم از سوی مسؤلان و ترتیب دادن برنامه های رنگارنگ برای تجلیل از جایگاه معلم، نشان از فقدان درک درست مسؤلان از مشکلات واقعی معلمان دارد و این طرز عمل چیزی جز تحقیر آنان در قالب نمایش نخواهد بود.

تشکیل پرونده های قضایی با «اتهامات امنیتی» توأم با برگزاری دادگاه های غیرعلنی و بدون حضور هیئت منصفه که مخالف نص صریح قانون اساسی و قوانین قضایی کشور است، هیچ گونه تناسبی با فعالیت های صنفی ندارد.
بنابراین صدور احکام سنگین برای معلمان زندانی (رسول بداقی ۶ + ۳ سال بدون مرخصی ، محمود بهشتی ۱۴ سال، اسماعیل عبدی ۶ سال و صدور احکام سنگین برای سایر کنشگران صنفی فرهنگيان با اتهامات امنیتی ، به هیچ وجه مورد پذیرش فرهنگیان کشور نبوده و نیست. مسلما اعمال چنین فشارهای شدیدی بر تشکل های صنفی فرهنگیان، نه تنها معلمان را از پیگیری حقوق قانونی خود، مأیوس نکرده ، بلکه عزم آنها را برای پیگیری خواسته هايشان جزم تر نموده است.

اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران (تهران) که به اتهام فعالیت های صنفی و دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان در زندان به سر می برد، تصمیم گرفته است در اعتراض به «صدور حکم ناعادلانه بر اساس اتهامات امنیتی»، از دهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۵، دست به اعتصاب غذای نامحدود بزند.

این درحالیست که محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی فعلی و دبیرکل اسبق کانون صنفی معلمان تهران نیز از اول اردیبهشت در اعتراض به صدور حکم حبس چهارده ساله ی خود، دست به اعتصاب غذا زده است.

جای بسی تاسف است که گوش شنوایی در نظام قضایی کشور برای شنیدن و پاسخ دادن به این خواسته ی حداقلی یعنی «رفع اتهامات امنیتی از پرونده ی فعالان صنفی» وجود ندارد، درحالی که غارتگران بیت المال و بدهکاران بزرگ بانکی که کوس رسوایی شان گوش فلک را کر کرده است ، در نگاه مقامات کشور، ذره ای امنیت ملی را به خطر نینداخته اند و از حقوق شهروندی برجسته تری نیز بهره مند هستند.

در این شرایط فعالان صنفی فرهنگی که دربند هستند ، اعتصاب غذا را تنها راه برای رساندن صدای حق خواهی خود دیده اند چرا که مدت هاست فریاد دادخواهی و عدالت طلبی آنان بی پاسخ مانده و مقامات مسئول وقعی به خواسته های آنها نمی نهند.

جامعه معلمان و فعالان صنفی فرهنگیان نگران به خطر افتادن سلامتی این معلمان زندانی هستند و با حساسیت وضعیت آنها را دنبال می کنند و به مسئولان یادآور می شوند پیش از آن که دیر شود، فرصت را غنیمت شمرده ، به قانون مندی و اجرای عدالت برگردند.

تشکل های صنفی فرهنگیان در سراسر کشور، بارها از راه گفتگو ،قانون شکنی مسئولان و تضییع حقوق معلمان را یادآور شده و به امید رفع مشکلات در فضایی آرام، به وعده های تکراری آنها دل سپرده اند اما جای بسی تأسف است که این وعده ها غالبا ترفندی سیاست آلود برای پایمال نمودن حقوق شهروندی فرهنگیان بوده است.

اینک و این بار نیز در آستانه ی هفته ی معلم، امیدواریم مسؤلان دستگاه قضا صدای تظلم خواهی معلمان را بشنوند و به خود آیند و به عواقب آن اندیشه کنند و یا قوای مقننه و مجریه به بانگی رسا علیه این همه عملکرد قانون شکنانه تبدیل شوند. در غیر این صورت بانیان و ناظران این کنش ها
هر دو در پیشگاه معلمان کشور، تاریخ سرزمین خود و ایزد عدل آفرین، مسئول خواهندبود.

جامعه فرهنگیان ایران ، نسبت به نگاه امنیتی مسؤلان به فعالیت های صنفی به شدت معترض اند و خواستار رفع اتهامات امنیتی از پرونده فعالان صنفی معلمان و صدور حکم آزادی آنها هستند و با صراحت اعلام می دارند مسئولیت عواقب اعتصاب غذای فرهنگیان دربند ، مستقیما متوجه مقامات قضایی و امنیتی کشور است.


شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور




پنجم اردیبهشت ۱۳۹۵


کانال کانون صنفی معلمان
بیانیه کانون صنفی معلمان پیرامون «تأیید حکم محکومیت رسول بداقی در دادگاه تجدید نظر


در حالی در آستانه سال نو حکم سه سال حبس تعزیری رسول بداقی از سوی شعبه تجدیدنظر تأیید شد که جامعه معلمان ایران در انتظار آزادی او از زندان پس از حدود شش سال و هشت ماه حبس بدون یک روز مرخصی بود
اگرچه رسول بداقی طی این سال‌ها بامتانت و بزرگواری از دردهای خود و مشکلات جسمی و محرومیت‌هایش به خاطر تأکید بر اهداف صنفی حرفی نمی‌زند، اما مسئولان پرونده وی نیک می‌دانند که فشارهای ناشی از این سال‌ها چه مشکلاتی را برای رسول به وجود آورده است تا جایی که امروز چشم‌چپ وی با مشکل عدم بینایی تا پنجاه‌درصد روبروست.
اگر خانواده رسول بداقی بدترین شرایط را باشرافت تمام تحمل کرده‌اند به خاطر این است که همه نیک می‌دانند رسول درراهی قدم گذاشته است که هدفش چیزی جز بهبود وضعیت آموزش کودکان این سرزمین و حفظ کرامت و منزلت معلمان نیست. اینک ما و همکارانمان در سراسر ایران با این پرسش روبرو شده‌ایم که این مطالبات رسول که مطالبات ما نیز هست چه خطری برای جامعه دارد که رسول باید سه سال دیگر نیز در زندان و دور از همسر و فرزندان خود بماند؟
کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعتراض به این حکم ناعادلانه، خواهان لغو آن است و به مسئولان توصیه می‌کند بجای صدور چنین احکامی، اجرای خواسته‌ها و مطالبات معلمان در راستای بهبود آموزش‌وپرورش کشور و ارتقای وضعیت منزلت و معیشت معلمان را در دستور کار قرار دهد پیش از آنکه خروجی‌های این سیستم نابسامان، تمامی معیارهای اخلاقی، فرهنگی و تربیتی این کشور را فروپاشد و آمارهای طلاق، جرم و جنایت، بزهکاری و فسادهای اجتماعی بیش از این بالا رود.
بی‌تردید رسول بداقی در راستای بهبود شرایط آموزش و جامعه گام برداشته است ما از تمامی مسئولین می‌خواهیم پیش از آنکه رسول به خاطر مشکلات زندان بینایی‌اش را از دست دهد شرایط لازم برای آزادی او دست‌کم برای درمان پزشکی مهیا نمایند.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)


1394/12/28

خطاب به معلمین زحمتکش در ایران



همصدا با جامعۀ معلمان و در پشتیبانی از کانون صنفی معلمان ایران
برای آزادی تمامی معلمان دربند و لفو حکم سنگین علیه اسماعیل عبدی بکوشیم!

دبیری از سنندج، دردمندانه می نویسد: " هیس…! معلم ها فریاد نمی زنند،…، چیزی نگفتیم، ... هیچی نگفتیم، ...، سکوت کردیم...، ساکت ماندیم ...،" و می افزاید: " ... و همچنان سکوت کردیم . حتی تجمع اعتراضی هم که انجام دادیم در قالب سکوت بود (!).گفتیم مبادا دشمنان صدایمان را بشنوند و از آن سوءاستفاده کنند (!). و دوستان نیز فکر کنند که ما علیه امنیت ملی اقدامی کرده ایم(!) . احضارمان کردند. فلّه ای بازداشتمان کردند. تهدیدمان کردند. و خلاصه هر آنچه از دستشان بر آمد را بر سرمان آوردند و باز چیزی نگفتیم..." *
شما خیلی چیزها گفتید، همه، آنها را از "سکوت سرشار از ناگفتنی" هایتان شنیدند. همین دردنامۀ شما و یا برگزاری سه تجمع سراسری با حضور هزاران معلم از سراسر کشور، فریاد رسایی است که حداقل ما را موظف می کند پژواک وسیع آن بوده و در حد توان خود یاری رسان کسب حقوق پایمال شده تان باشیم.
کانون صنفی معلمان ایران در بیانیۀ اخیر خود ضمن برشمردن تمام اجحافات، فشارها، ناحقی ها، قانون شکنی ها، تهدیدات و تعقیبات و ... و شیوه های قانونی و مسالمت آمیز کانون صنفی معلمان ایران در مقابله با آنها، اعلام می دارند: " حال در چنین شرایطی شاهد صدور حکم ناعادلانه دیگری در چند روز گذشته برای اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان بوده ایم.... کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعلام اعتراض شدید خود نسبت به صدور این حکم سنگین برای دبیرکل خود، از تمامی ظرفیت های قانونی موجود، برای تغییر آن استفاده خواهد کرد". و در پایان می افزایند: "ما معتقدیم چنانچه همین قوانین موجود رعایت شوند، نه تنها اسماعیل عبدی بلکه هیچ فعال صنفی دیگری نیز به دلیل پیگیری مطالبات صنفی مورد تعقیب قرار نخواهد گرفت. بر همین مبنا خواسته ی مشخص ما در حال حاضر تجدید نظر در احکام تمامی معلمان دربند، آزادی آنان و پایان دادن به برخوردهای فراقانونی نسبت به تمدید پروانه کانون است".**
به صراحت اخطار می دهند که شما خود حتّا همین قوانین خودساخته تان را زیر پا می گذارید، یاران زندانی ما قربانی همین بی قانونی های شما هستند، تمام تلاش های ما قانونی و مسالمت آمیز بوده، اما شما با شیوه های سرکوب خود، می کوشید راه های دیگری را به ما تحمیل کنید. به قول آن همکار سنندجی:
" به خدا نجابت هم حدی دارد و قناعت هم حدودی"!
همدرد با جامعه معلمین و همصدا با تشکل سراسری و مستقل شان، از این بیانیۀ اعتراضی و خواست های به حق آن و تمامی دادنامه های محقانۀ تک تک معلمین، پشتیبانی کرده و برای آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی معلمین، بویژه دبیر کل مبارز این کانون، اسماعیل عبدی بر تلاش ها و پیگیری هایمان بیافزاییم.
برقرار باد اتحاد گسترده و فشردۀ کارگران، معلمان، پرستاران و سایر اقشار اجتماعی مبارز!
کارگران، معلمین و سایر زندانیان سیاسی آزاد باید گردند!



سیامک م. - اسفند 1394 – مارس 2016
*- (لینک مقاله: http://bield.info/fathi/)
**- (لینک بیانیه کانون صنفی معلمان ایران: http://bield.info/abdi-9/ )

صدای بی صدایان باشیم !


محمد جراحی کارگرزندانی را آزاد کنید !
امیر جواهری لنگرودی
مهر ۱۳۹۴ برابر اکتبر ۲۰۱۵


محمد جراحی طی سال های گذشته از طریق پیامی از زندان تبریز نوشته است : « من یك كارگرم و تا ایجاد تشكل ها و سندیكا فعالیت خواهم كرد . من در اعتراض به دولت كه از تشكیل تشكل ها و سندیكاهای كارگری جلوگیری به عمل می آورد، به زندانی بودنم ادامه خواهم داد. هم اكنون تشكیل سندیكا مطالبه بر حق من است. و شرط آزادیم از زندان تشكیل سندیكا ست. جای من زندان نیست، دولت ایران به مقاوله نامه های جهانی متعهد باشد ...
محمد جراحی كارگر زندانی
كمیته پیگیری ایجاد تشكل های كارگری»
محمد جراحی کیست؟
محمد جراحی فعال شناخته شده کارگری در بخش نقاشی ساختمان اهل تبریز، عضو « سندیکای نقاشان ساختمان ایران »، همچنین عضو « کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری» به دفعات دستگیر و به زندان کشانده شد و با قراروثیقه آزاد و دیگر باره به زندان افتاد .
محمد جراحی ازجمله ؛ در سال ٨۶ به دلیل فعالیت در میان کارگران ، به بهانه در دست داشتن بولتن "کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری" و مطالعه نشریات ویژه مسائل کارگری و عضویت در « انجمن سلامت اجتماعی آذربایجان » دستگیر و بدون حق استفاده از وکیل و به اتهام های عدیده خاصه " تبلیغ علیه نظام " و " به نفع گروهای ضد انقلاب " ، به چهار ده ماه حبس محکوم شده بود. بعد تر با قرار وثیقه آزاد گردید. نامبرده باردیگر در دوم تیرماه سال ٨۷ به حکم دادگاه دستگیر شد و یک ماه نیز در زندان بود. در این دوره آقای نقی محمودی وکالت محمد جراحی را برعهده گرفتند و به رای صادره موکل خود اعتراض نمودند. با پیگیری وکیلِ ایشان موفق شدند، مجازات حبس را به حالت تعلیق در آوردند. باوجود دریافت تعلیق مجارات حبس ، محمد جراحی ، مدتی در زندان ماند.
بارسوم همین زندان طویل مدت است که همچنان در زندان بسر می برد. برپایه آنچه از سال ها پیش در خاطرم مانده و در رادیو محلی ما درشهر گوتنبرگ (سوئد) ، "رادیوهمبستگی با کارگران" طی برنامه مشترک با رفیق فرخ قهرمانی در دو روز هفته پیش می بردیم ، بازداشت محمد جراحی فعال کارگری اهل تبریز ، کارگر اخراجی عسلویه، عضو "کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری" در منزل ایشان صورت گرفت .
این ماجرا در پیوند با دستگیری شاهرخ زمانی عضو دیگر کمیته "پیگیری ایجاد تشکل های کارگری" و"هیات بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان" به همراه "نیما یعقوب وند" و "ساسان واهبی وش" فعالان جنبش دانشجویی دستگیر و از بند قرنطینه زندان مرکزی تبریز ، به اداره اطلاعات استان آذربایجان شرقی احضار شدند.
بعد تر که ما از طریق رفیق محمد اشرفی یک تن از سخنگویان " کمیته حمایت از شاهرخ زمانی"، که خود آنزمان در ترکیه بود وما از آنطریق ازفرار "نیما یعقوب وند" به ترکیه مطلع شدیم . رفیق مان فرخ قهرمانی مجری برنامه آنروز رادیو ، طی برنامه ای با " نیما یعقوب وند " ، گفتگوی طولانی داشت.
متاسفانه وبلاگ رادیو ما چندی بعدتر هک گردید و بازسازی آرشیو آن برای ما مقدور نیافتاد. (١)
در همان تاریخ محمد جراحی اعلام داشت: هیچ احضاریه برای وی و شاهرخ زمانی ارسال نشده و آن‌ها به‌ صورت ناگهانی و غافلگیرانه برای اجرای حکم در خردادماه ١٣٩٠ (ژوئن ٢٠١١) دستگیر شده بودند.
بر اساس رأی شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز که در تاریخ ۲۷ مرداد ماه تشکیل شده بود، شاهرخ زمانی به ۱۱ سال حبس تعزیری، محمد جراحی به پنج سال حبس تعزیری، نیما پوریعقوب به شش سال حبس تعزیری، و ساسان واهبی ‌وش به شش ماه حبس تعزیری، محکوم شده بودند. درمتن رای صادر شده اتهامات این فعالان کارگری "تشکیل گروه غیرقانونی مخالف نظام"، "مشارکت در فعالیت تبلیغی علیه نظام" و "مشارکت در اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت" و نیز "توهین به رهبری" عنوان شده است.
بعد از یک سال و اندی زندان و ایستادگی محمد جراحی در برابر بازجویان ، خبر ها حاکی از این است كه پليس با لباس ويا بدون لبا س به عنوان لباس شخصي فرزندان محمد جراحي را تحت عناوين مختلف زیر فشارهاي روحي و رواني قرار داده است. پليس در تلاش است از اين طريق محمد جراحی که با ایستادگی و مقاومت، کمر خم نکرد و کوتاه نیامد ، بدین طریق با کشاندن پای فرزندانش به این ماجرا، در صدد این بودند محمد جراحی را شکنجه مضاعف نمایند تا بشکنندش !
طی سال های گذشته محمد جراحی طی پیامی از زندان تبریزنوشته است : «...من محمد جراحی، كارگر زندانی و عضو كمیته پیگیری ایجاد تشكل های كارگری هستم. من بیش از دو سال است در رندان تبریزبه سر می برم. درزندان دچار بیماری غده خوش خیم تیرویید شدم . هنگام مراجعه به بیمارستان با دستبد و زنجیر به پا چنان از توهین و بد رفتاری زندانبان و ماموران همراه، اذیت و آزار شدم كه دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نیستم.....» (۲)
باید گفت در طول زندان کشیدن محمد جراحی ، خانواده وی تحت عناوين متفاوت اذيت وآزار شدند تا ای بسا که با این کارخود به مقصود خویش که همانا شکستن زندانی است، دست یابند و این در حالیستکه نقی محمودی وکیل دادگستری در گفتگویش با "رادیو ندا" اعلام داشت :« وضعیت محمد جراحی بدلیل ابتلاء به سرطان بدخیم تیروئید،در شرایط دشواری بسر می برد.» وکیل نام برده افزود : « جمهوری اسلامی سعی دارد با عدم درمان زندانیان سیاسی ، آنها را به نیستی سوق دهد »
محمد جراحی درنامه ای به ریاست محترم " سندیکای نقاشان ساختمانی ایران " متذکر می شود :
« در طول این مدت به دلیل شرایط سنی (۵۵ سال) و وضعیت نامناسب زندان تبریز از نظر تغذیه و بهداشت به بیماری‌هایی اعم از سرطان تیروئید، دیابت و چربی خون دچار شده‌ام. ولی متأسفانه تا به حال اقدامات مناسبی از طرف مسئولین زندان در راستای درمان بیماری‌هایم انجام نگرفته است. شایان ذکر است بنده به‌خاطر ابتلاء به بیماری سرطان تیروئید یکبار مورد عمل جراحی قرار گرفته‌ام و طبق نظر پزشکان متخصص مراحل درمانی باید در بیرون از زندان پیگیری شود....» (٣)
باید گفت ؛محمد جراحی درکناردیگر فعالين کارگرى جرمى مرتکب نشدند. آنها از حقوق حقه کارگران دفاع مي کنند. حقوقى که در دنيا برسميت شناخته شده و جمهورى اسلامى نيز روى کاغذ آنها را پذيرفته اما فعالين کارگرى را به "جرم" دفاع ازحقوق صنفی و طبقاتی شان دستگير و زندانى مي کنند.
امروز پرسش اساسی این استکه :
آیا جای فعال کارگری زندان است ؟

پرسش فوق را با پرسشی دیگر همراه می نمایم و آن اینکه ؛ چرا رژیم جمهوری اسلامی محمد جراحی و دیگر فعالان متشکل را به زندان می کشاند. بعبارتی هدف رژیم از زندان نمودن کارگرانی که در تشکلی جای دارند چیست؟
برای رژیم های دیکتاتوری ، وجود کارگری که با تشکلی تعریف می گرددویا سطحی از تشکل پذیری را پذیرفته باشد ودر امر سازمانگری هم طبقه ای های خود قدم بردارد، بمثابه بمب و ترکشی می نماید که چنانچه هر آن چاشنی انفجاریش را بکشی، می تواند بدنه ای را منفجر نماید.
داستان به زندان کشاندن همه فعالان پیشرو و جا گرفته در درون تشکل های واقعا موجود مستقل را در تمامی سطوح باید از همین منظر نگریست.
کارگر سازمانگر و تشکل پذیر،کارگری که در درون نهاد صنفی و طبقاتی خود به نام کمیته ، سندیکا ، شورا، انجمن طبقاتی ویاهرسطح دیگری ازظرف متشکل اش سازمان یابد، برای رژیم های استبدادی ، توتالیتر و هار قابل قبول و تامل نیست.
رژیم ضد کارگری اسلامی، نمی تواند حضور و مادیت وجودی محمد جراحی ها را در درون " کمیته پیگیری " ، " سندیکای نقاشان ساختمان " و یا هر ظرف دیگری که خود کارگران سازمانش داده اند بپذیرد.
رژیم اسلامی نمی تواند استقلال عمل طبقاتی آن تشکل ها را که به اثبات رسیده و خود را زیر مجموعه نهاد های خود ساخته و پرداخته رژیم و انواع شبکه های شبه کارگری رژیم نمی شناسند ، همواره دربرابراین نهاد های ریز و درشت قد علم می کنند تا اعمال سیاست کارگری نمایند ،موجودیت قانونی این تشکل ها و بنیادگزارانش را بپذیرد!
رژیم اسلامی از فردای روی کارآمدنش، بعبارتی درتمامی دوره های حیات سی و اندی ساله اش ،استقلال عمل طبقاتی کارگران و تشکل های مستقل آنان را برنتابیده است. درعوض این خود کارگران ، سازمانگران، پیشروان و تلاشگران کارگری بودند و هستند که تشکل های مستقل سازمان داده شده خود را برهیکل وجودی نظام قبولاندند و هزینه های بس سخت و گرانش را نیز طی این سال ها به جان خریدند. اعدام کارگران و به قتل رساندن آنان در زندان ها ، به زندان کشاندن و شکنجه و حکم شلاق وبه بیماری کشاندن آنان ، بیکار ساختن و اخراج از کار و تبعید ناگزیزکارگران همه و همه، هزینه های جان سخت این سال ها است که بر پیکره کارگران پیشرو وارد آمده است .
به باور من رژیم اسلامی هر اندازه که پیشروی مردم و جنبش های اعتراضی کارگران را محکم تر ، پیوسته تر و متشکل تر می یابد، حلقه محاصره و به بند کشیدن کارگران متشکل و سازمانگر را بیشتر می کند تا بتواند دوره تنفسی را برای برون رفت ازبحران خود بیابد.
امروز که بیش از گذشته جامعه ما با مشکلات و بحران های وسیع ادواری ورشکستگی اقتصادی ، دزدی و کلاه برداری و اختلاس های چند صد میلیاردی روبرو است . چرخه صنایع بشکل بیرویه ای به پیش می رود. بعد از پایه ریزی توافق هسته ای با جهان امپریالیستی ، سرمایه داری جهانی یکی پس از دیگری برسر تصاحب بازارهای ایران با هم به رقابت برخواسته اند. بر بستر چنین شرایطی، فشار بر طبقه کارگر فزونتر از پیش شده است.
قتل نابهنگام رفیق سازمانگر کارگر کمونیست شاهرخ زمانی ، واگذای نه سال حکم زندان به محمود صالحی، حکم تجدید زندان هفت سال و نه ماه و پانزده روز زندان به صورت حکم قطعی به مجموعه احکام پیشین بهنام ابراهیم زاده ، سه سال زندان رسول بداقی معلم زندانی ، بی توجهی به وضعیت جسمی محمد جراحی در زندان و بی پاسخ گذاشتن خواست خانواده و وکیلش برای مداوای او ، دستگیری سخنگویان معلمان کشور ، عدم توجه به ناگواری وضعیت جسمی خانم نسرین محمدی فعال مدنی در زندان، محاکمه کوروش بخشنده فعال کارگری در کردستان، انتقال حسن رسولی فعال کارگری و از اعضاء کمیته هماهنگی به زندان بوکان ، دستگیری شاهپور رشنو، لی محمد جهانگیری،امیررحیم خانی ازفعالان کارگری ومدنی شهر اندیمشک ، درکنارفعالان دانشجویی، پرستاران ، اقلیت های ملی ، مذهبی و دگر باشان جنسی، معترضان مدنی، محیط زیست نیز و... همه و همه شدیدا در دل چنین سیاستی توسط حکومت اسلامی تحت تعقیب قرارگرفتند وهزینه می پردازند که فهرست آنان بغایت طولانی و خود شرح یک مقاله مستقل است .

چه می توان کرد؟
پاسخ به چه می توان کرد را از حلقه چه نباید کرد آغاز می کنم. اگر از انحصار طلبی بپرهیزیم، اگر حرکت ازدایره تنگ فرقه ای مان را فرو ببندیم و به عمل متحدانه بیاندیشیم . دفاع از کارگران زندانی شده را بسان مسابقه و سنگ پرشی برای خود نبینیم و ضمن محترم شمردن شعاع عمل هر یک مان بر پایه محترم شمردن استقلال عمل نهادها و کانون ها و سازمان ها و احزاب وجمعیت های یکایک مان دراقدام متحد و مشترکمان ، آنهم در سطح جهان چشم داشته باشیم . می توانیم در دوره اخیر گام های اساسی تری برداریم .
اگر که معتقدیم کارگران ایران تنها نیستند ، پس خودمان نیز در عمل اجتماعی و در امر پشتیبانی نباید تنها باشیم و متحدانه عمل نکنیم .
از اینرودر چنین شرایطی وظیفه خطیری متوجه یکایک فعالان کارگری و مدافعان حقوق آنان در داخل و خارج است که همصدا فریاد آزادی محمد جراحی و پایان بخشیدن به وضعیت ناهنجار جسمی او ورها شدنش از زندان را به شکل بی قید و شرط دربرنامه دوره اخیرخود جای دهیم.
همه ما در سطح جهان و در صفی متحد و اقدامی جمعی با تدارک یک کارزار بین المللی ، می توانیم وضعیت محمد جراحی و دیگر همراهان زندانی او و هم طبقه ای هایش را به درون سازمان ها ، احزاب و اتحادیه های جهانی ببریم وبا تاکید یاد آورگردیم : که سرمایه مالی جهانی باید بداند که سرمایه داری ایران با توجه به خفه کردن صدای پیشروان کارگری ما ، جاده بازار های ایران را برای سرمایه داری شما هموار می کند.
در ایران متحدان جهانی شما ، کارگران سازنده جامعه ما در زندانند ، هر گاه کارگران در مقابل عدم پرداخت به موقع دستمزد ها، قرارداد های موقت و سفيد امضاء ، در جهت ايجاد تشکل، بر عليه دستمزد های ناچيز و ... دست به اعتصاب، تجمع و بستن جاده ها زده اند از طرف سرمايه داران و دولت شان مورد هجوم، ضرب و شتم ، دستگيری ، زندان و اخراج قرارگرفته اند. کارفرمايان و دولت سرمايه داری با سوء استفاده از پايين بودن سطح آگاهی طبقاتی، احساسات ملی و مذهبی مردم، بخصوص کارگران، ضمن افزايش سود سرمايه، استثمار و ستم عليه نيروی کار را مضاعف کرده اقدام به ايجاد تفرقه و پراکندگی ميان کارگران می کنند.
هرگاه کارگران پيشرو، فعالين کارگری و جنبش های اجتماعی جهت خنثی کردن نقشه های شوم و تفرقه افکنانه ی سرمايه داری، اقدام به کار آگاه گرانه نموده اند، مورد غضب دولت سرمايه داری قرار گرفته اند.از جمله محمد جراحی به جرم توزيع نشريات کارگری و آگاه ساختن کارگران نسبت به منافع طبقاتی خود ازکارخود درعسلويه اخراج شده و بعد هم دستگیر و زندانی می شود .
به عبارتی کارگران از حق تشکل و تجمع محرومند . ماهها حقوق نمی گیرند و آنگاه که به این بی حقی اعتراض می کنند از کار اخراج می گردند، دستگیر می شوند و سال ها بدون کمترین توجه و وکیل مدافعی در زندان می مانند، شکنجه می گردند ، بیمارمی شوند و از حق درمان محروم اند و چنانچه با همبندان خویش به این اعمال زندانبانان خویش معترض گردند ودست به اعتصاب و اعتراض درزندان بزنند ، از زندانی به زندانی دیگر تبعید می گردند.
پاسخ به چه می توان کرد ما برای جلوگیری ازتجاور به حقوق کارگران ، اقدام گسترده و متحدانه جهانی ما ، بدور از انحصار طلبی و مالِ خود کردن جنبش کارگری، بلکه با اقدام وسیع ما ها می تواند فراهم آید !
در انجام این راه نباید از هیچ اقدامی هر چند کوچک پرهیز نماییم . این کار از ما بر می آید. ما باید در صفی متحد و یکپارچه برای هموار کردن راه یک اقدام عظیم و گسترده جهانی حرکت کنیم . فردا خیلی دیر خواهد بود .
ما به سهم خویش با توجه به امر اتحاد داوطلبانه و محترم شمردن حقوق برابر یکدیگر، به هر ندا و فراخوان عملی برای اقدام مشترک پاسخ مثبت می دهیم .
برای همصدایی درامردفاع ازطبقه کارگرایران ودفاع ازخواسته های بی پاسخ مانده آنان و دفاع از کارگران زندانی ، صدای بی صدایان باشیم !
محمد جراحی کارگر زندانی و همه آن دیگر کارگران زندانی و زندانیان سیاسی ،آزاد باید گردند!
ضمیمه ها
========
(١)
گفتگوی فرخ قهرمانی با آقای نیما پور یعقوب
http://www.hambastegibakargaran.se/index.php/akhabar-blog/political/73-2012-02-29-15-56-081

برنامه ویژه از رادیو همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ

گفتگوی فرخ قهرمانی با آقای نیما پور یعقوب از فعالین هم پرونده با محمد جراحی و شاهرخ زمانی ، از فرار خود ، بیدادگاه رژیم ، ساختگی پرونده و سر هم کردن آن توسط بازجویان زندان تبریز و همچنین عدم ارتباط محمد جراحی و شاهرخ زمانی با پرونده ساختگی فعالان "جنبش دمکراتیک کارگری" و نشریه " آوای انقلاب " صحبت می کند
(۲)
طی سال های گذشته محمد جراحی طی پیامی از زندان تبریزنوشته است :
به كارگران ايران وكارگران دنيا
به سازمانهاي كارگري واتحاديه ها ي سراسر دنيا

من محمد جراحي كارگر زنداني وعضو كميته پيگيري ايجاد تشكلهاي كارگري هستم.من بيش از دو سال است در رندان تبريز به سر ميبرم . درزندان دچار بيماري غده خوش خيم تيروييد شدم.. هنگام مراجعه به بيمارستان با دستبد و زنجير به پا چنان از توهين وبد رفتاري زندانبان و ماموران همراه اذيت و ازار شدم كه ديگر راضي به مراجعه به بيمارستان نيستم. شد..
من هم اكنون به اطلاع ميرسانم : كه مرا به دلايل واهي به شش سال زندان محكومم كردند.من يك كارگرمو كليه فعاليتم در جهت تشكيل سنديكا وديگر تشكلهاي كارگري بوده است.
تشكيل تشكلهاي كارگري و سنديكاطبق مقاوله نامه سازمان جهاني كار ازاد است. دولت جمهوري اسلامي ايران هم عضو اين سازمان جهاني است و متعهد به انجام اين مقاوله نامه هاي جهاني مي باشد.ايجاد سنديكا و ديگر تشكلهاي واقعي از ابتدايي ترين حقوق ما كارگران است.
من يك كارگرم وتا ايجاد تشكلها و سنديكا فعاليت خواهم كرد.
من در اعتراض به دولت كه از تشكيل تشكلها وسنديكاها ي كارگري جلو گيري به عمل مي اورد به زنداني بودنم ادامه خواهم داد. هم اكنون تشكيل سنديكا مطالبه بر حق من است. وشرط ازاديم از زندان تشكيل سنديكا ست.

محمد جراحي كارگر زنداني

كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري

http://www.chzamani.blogspot.ca/2013/10/blog-post_5.html
(٣)
ریاست محترم سندیکای نقاشان ساختمانی ایران
با عرض سلام و تقدیم احترام
ضمن درود به خدمت جنابعالی و سایر اعضای محترم سندیکای نقاشان و عرض خسته نباشید به عموم فعالان کارگری و کارگران زحمتکش ایران، به استحضار می‌رساند اینجانب محمد جراحی فعال کارگری و عضو سندیکای نقاشان با قریب به ۳۶ سال فعالیت سندیکایی هستم که به دفعات به‌خاطر دفاع از حقوق کارگران بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام. اینجانب در خرداد ماه سال ۹۰ به اتهام فعالیت در دفاع از حقوق کارگران توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به ۲ ماه بازداشت توأم با شکنجه و آزار و اذیت جسمی و روحی توسط دادگاه انقلاب تبریز طی یک حکم ناعادلانه به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده‌ام و هم اینک بیش از ۲ سال است در زندان مرکزی تبریز مشغول گذراندن محکومیت خود هستم.
در طول این مدت به دلیل شرایط سنی (۵۵ سال) و وضعیت نامناسب زندان تبریز از نظر تغذیه و بهداشت به بیماری‌هایی اعم از سرطان تیروئید، دیابت و چربی خون دچار شده‌ام. ولی متأسفانه تا به حال اقدامات مناسبی از طرف مسئولین زندان در راستای درمان بیماری‌هایم انجام نگرفته است. شایان ذکر است بنده به‌خاطر ابتلاء به بیماری سرطان تیروئید یکبار مورد عمل جراحی قرار گرفته‌ام و طبق نظر پزشکان متخصص مراحل درمانی باید در بیرون از زندان پیگیری شود. از این‌رو اینجانب با تکمیل پرونده پزشکی خود و ارسال آن به پزشکی قانونی جهت صدور نظر کارشناسی مبنی بر عدم تحمل حبس اقدام کرده بودم و اکنون با گذشت ۵ ماه از طرف مسئولین امر پاسخی دریافت نکرده‌ام.
باید عنوان کنم اینجانب در طی ۲ سال گذشته از مرخصی بهره نیرده‌ام و حتی پس از عمل جراحی تیروئید و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر استراحت کامل، مسئولین زندان از اعطای مرخصی استعلاجی به بنده خودداری و بلافاصله پس از عمل جراحی به زندان منتقل شده‌ام.
با توجه به موارد ذکر شده به ضرس قاطع اعلام می‌کنم که حکم صادره کاملا ناعادلانه و فرمایشی بوده و اینجانب قربانی فعالیت‌های خود در راستای احقاق حقوق کارگران شده‌ام. فلذا ضمن ارائه این گزارش از حکم صادره دادگاه و وضعیت جسمی خویش، خواهشمندم تا پرونده اینجانب را مورد پیگیری قرار دهید تا عدالت در این‌باره اجرا شود.
با سپاس و امتنان
فعال کارگری، محمد جراحی
برگرفته از سایت : آوای کار – ۲۴ شهریور ۱۳۹۲


https://avayekar.org/?p=4920

اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران پیرامون بازداشت فعال صنفی رامین زندنیا


در حالیکه تعدادی از فعالین صنفی کانون صنفی معلمان تهران بدلیل فعالیت های صنفی در زندان بسر می برند ،بار دیگر یک فعال صنفی این بار از شهرستان سنندج بازداشت و روانه زندان شد.روز پنجشنبه رامین زندنیا از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان بنا بر اطلاعیه رسمی این تشکل از سوی نهادهای امنیتی در شهرستان سقز همراه با همسرش بازداشت شد.کانون صنفی معلمان تهران لازم می داند ضمن اعتراض به روند بازداشت فعالین صنفی از حقوق انسانی و صنفی این فعال صنفی کوشا و پرتلاش دفاع کرده و حمایت خود را از فعالین صنفی در شهرستانها اعلام نماید. کانون صنفی معلمان تهران امیدوار است که تلاش در جهت رفع مشکلات معیشتی و منزلتی معلمان و پذیرش حق فعالیت صنفی از سوی مسئولین دولتی و مقامات امنیتی جایگزین نگاه امنیتی به فعالیت های صنفی در سالهای اخیر شود.
کمیته اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان ایران (تهران


تجمع اعتراضی سراسری معلمان در پنجسنبه ۱۶ مهر۱۳۹۴


باردیگر معلمان بر پایه مطالبات بی پاسخ مانده خود و سر دادن شعار آزادی همه همکاران معلم زندانی در تاریخ پنجشنبه ۱۶ مهر ۹۴در سطح سراسری به خیابان می آیند


امیر جواهری لنگرودی
دبیر پاک سازی شده و اخراجی دبیرستان های لنگرود در آبان۱۳۵۸
*****
وبلاگ کارگری راه کارگر : آموزه معلمان کشور دربازپرداختن به مطالبات بی پاسخ مانده جامعه چندمیلیونی معلمان سراسر کشور با اتکاء به نیروی اجتماعی خویش قبل از گشایش مدارس امسال در آغاز مهر ماه۱۳۹۴ بار دیگر دهن باز کرده بود و میرفت که با آغاز گشایش مدارس باردیگر در سراسر خیابان ایران سرریز نماید .
دستگیر یها و بازداشت معلمان شناخته شده و به زندان کشاندن آنان همه و همه برای بازداشتن معلمان از تحرکات شان و عدم شکافیت بخشیدن به خواسته و مطالبات آنان توسط نیروهای سرکوب حکومت صورت پذیرفت تا صدای اعتراض آنان را خاموش نمایند.
با این همه علیرغم این سرکوب ها ، معلمان سراسر کشور از پیشروی خود بازنمانده و امروز بار دیگر در آستانه روز جهانی معلمان در پنجم اکتبر برابر با ۱۳مهر باردیگر نیروی خود را به شکل متشکل به خیابان می کشند.
تاسی تشکل های مستقل صنفی معلمان سراسر کشور از یکدیگر و حرکت های سراسری دوره های پیشین آنان بشکل متشکل، بدون التقاط با گروهبندی های فرصت طلب اجتماعی در درون کشورکه همواره اسباب چانه زنی را با این بخش یا آن بخش حاکمیت می بینند ، آنچه در دوره های گذشته اعتراضات آنان در بیش از هفتاد تا هشتاد شهر ، توانست این نیروی عظیم اجتماعی را به صحنه آورد و اینجا و آنجا گاه با دیگر فعالان جنبش های مطالباتی کارگران و پرستاران یعنی بخش های دیگر مزدبیگران ایران همراه گرداند ، این تجربه امروز نیز می توند با نقشه مندی همه جانبه تری به بار نشیند.
دردوره گذشته اقدامات اعتراضی معلمان درسطح استان های تهران ، خراسان، قزوین، فارس، لرستان، هرمزگان، خوزستان ، گیلان و بخصوص آذربایجان و کردستان خیلی محسوس بود.اما در تمامی حرکت های دوره پیشین درخواست سراسری معلمان از سوی رژیم جمهوری اسلامی و نهادهای وابسته به آن، بی پاسخ ماند و منتهی به موج دستگیری ها بعد از اعتراضات انجامید .
بطوری که دردروه گذشته علیرغم سازمانیابی اعتراضات سراسری معلمان کشور موج دستگیری ها دامنه گسترده ای به خود گرفت و شامل معلمانی چند از جمله : آقایان عليرضا هاشمي- اسماعيل عبدي- علی اکبر باغانی - محمود بهشتي لنگرودي- سيد محمود باقري- مهدي بهلولي - محمد رضا نيك نژاد- ارژنگ داوودي - عبدالرضا قنبري- محمد امين اگوشي- مهدي فتاحي شانديز و ... دیگرانی در سطح کردستان و گیلان دستگیر و یا زندانی پیشین رسول بداقي معلم زندانی که تا کنون بدون يك روز مرخصي بعد از اتمام شش سال حبس، مجددا ۳ سال حبس ديگر نيز به او داده اند . هر چند در این فاصله آقایان سيد محمود باقري بعد از 4سال ومهدي بهلولي ومحمد رضا نيك نژادبا وثيقه ي سيصد میليوني موقتا ازادشدند ولی فعالان تشکل های صنفی معلمان کشور همچنان در زندان بسر می برند .
در همه دوره پایان سال گذشته و در فروردین و اردیبهشت و خرداد سال ۹۴معلمان برای پی گیری مطالبات صنفی خود دوره دیگری از اعتراضات سراسری خود را با چراغ خاموش آغاز کرده و موجی از اعتراضات خودجوش در مناطق مختلف کشور شروع شده است. تجمع اعتراضی معلمان در کنار تجمع خیابانی مربیان پیش دبستانی معترض در مقابل مجلس که از نقاط مختلف کشور گرد آمده بودند از جمله اعتراضات جاری معلمان است. یکی از دبیران کانون صنفی معلمان درباره ظرفیت عظیم اعتراضی نهفته درحرکات جاری معلمان می گوید: « بدنه آموزش و پرورش در این ماجرا از تشکل‌های صنفی جلو زده است. درباره این تجمع‌ها، تشکل‌های صنفی فرهنگیان هیچ‌گونه دخالتی ندارند و این حرکت خودجوش از طرف خود فرهنگیان و از درون جامعه است» این معلمان عمدتا جوان از آن چنان قابلیت در سازماندهی و تحرک برخوردارند که همواره از نمانیدگان تشکل های صنفی خود جلو می افتند .
درتحرکات اعتراضی دوره پیشین در جای جای کشور چهره زنان آموزگار نماد حضور قدرتمند زنان معلم را به نمایش گذاشت . در اعلب اجتماعات زنان آموزگار در مقام سخنگویی اعتراضات و اجتماعات ظاهر شدند تا همگامی خود را بر سر خواستها و مطالبات بی پاسخ مانده زنان معلم و معلمان پیش دبستانی که همواره حقوق آنان در دولت های پیشین تا به امروز دولت : تدبیر و امید " حسن روحانی نادیده گرفته شده، برزبان رانند وبه فریاد اعتراضی نیروهای خاموش معلمان بدل گردانند .
شعار معلم بیدار است ، از تبعیض بیزار است یا سکوت ما از رضایت نیست .
ازادی معلمان زندانی ، لغو احکام قضایی یا معلم فریاد می کند ، رسانه سانسور می کند
برپا داشتن دهها پلاکادر با شعارهای ایجابی همچون :
ترمیم و اصلاح حقوق و دستمزدها هماهنگ با سایرکارکنان دولت
حسابرسی دقیق ترو نظارت بیشتر بر صندق ذخیره فرهنگیان
در دوره گذشته و درادامه موج اعتراضات، جمعی از فرهنگیان سراسر کشور با انتشار اطلاعیه ای که در آن با اشاره به مواردی نظیر شانتاژ خبری رسانه ها،عدم توجه دولت و مسئولین به اوضاع وخیم مدارس،معیشت فرهنگیانی که کارد به استخوانشان رسیده ... از عموم معلمان خواسته اند که به حرکات خودجوش خود خصلت سراسری داده و به فراخوان های شورای هماهنگی فرهنگیان در موارد بعدی توجه نمایند.
تجمع اعتراضی دوره اخیر فرهنگیان به مناسبت روزجهانی معلم برابر با ۵ اکتبر (۱۳مهر ) بنا برارزیابی فراخوان "شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور" با توجه به فضای همیشه سوگوارجامعه ایران از روز جهانی معلم (سیردهم مهر ) ، به روز پنجشنبه شانزدهم (۱۶) مهر منتقل شد .
این تصمیم در بافت جمعی نمانیدگان تشکل های صنفی معلمان گرفته شد و طی اطلاعیه زیر عینا در سطح رسانه های مجازی و وبلاگ ها منعکس شده است .
علیرغم چنین تصمیم جمعی و اشکاری که در بین نمایندگان معلمان درون کشور گرفته شد در خارج از کشور، صدای های بی معنی و بی مضمونی شنیده می شود که اعلان می دارند: " تغییر تجمع اعتراضی از روز۱۳مهر به هرروز دیگری توطئه اطلاعات سپاه و معلمان بسیجی نفوذی در تشکلهای صنفی فرهنگیان است" این قلم های مسموم و ورشکسته، خود به نوعی همگامی با همان عمله نظام را پیشروی خود دارند . و برآنند تا تصمیم جمعی نمانیدگان کانون های صنفی معلمان در ( شورای هماهنگی ) را به نفوذ نیروهای اطلاعاتی سپاه و " توطئه " سازمان " اطلاعات رژیم " در درون جامعه معلمان مربوط می نمایند . ورشکستگان به تقصیری که صدای بی رمق آنان به نام شورای همبستگی ملی ، از یک دهکوره نیز بالا تر شنیده نمی شود ، هم اینان می خواهند برای چند میلیون تن از فرهنگیان ایران ، از اینجا حکم صادر نمایند که در روز دوشنبه سیزدهم مهر به خیابان آیید .
از این بد تر اعلام میدارند : " هر گونه خبر رسانی در این باره باید توسط معلمان زندانی (و آن هم پس از آزادی از زندان) که نماینده واقعی معلمان سراسر ایران می باشند انجام شود" برخورد غیر مسئولانه این جمع بی سواد و کم جنبه نشان از این دارد ، که معلمان معترض باید دست روی دست بگذارند تا معلمان زندانی ازاد شوند و بعد خبررسانی نمایند تا این حضرات ورشکسته به تقصیر باور نمایند که تصمیم و فراخوان « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور» واقعی و از دل نمایندگان حقیقی و برگزیده خود معلمان بر آمده است و آقای هاشم خواستار نیز چند و چون آنرا طی نامه زیر عینا انتشار داده و به واقعی بودن این نشست و تصمیم نمایندگان تشکل های صنفی معلمان برای شانزدهم مهر صحه گذاشته است .
ما به سهم خویش ، با اعلام حمایت از مطالبات معلمان سراسر کشور که بخش مهمی ازاردوی مزد و حقوق بگیران ایران را تشکیل می دهند از همه بخش های طبقه کارگر و همه مردم آزادی خواه و جانبدار انسانیت در سراسر ایران می خواهیم که به هر طریق ممکن و موثر از حرکات اعتراضی معلمان و مطالبات برحق آن ها پشتیبانی نمایند. ما همچنین خواهان آزادی فوری وبی قید و شرط معلمان زندانی، فعالان جنبش کارگری در بند و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
*****
همكا ران فرهنگي:به مناسبت روز جهاني معلم13 مهر،تجمع به پنجشنبه 16 مهر از ساعت 10 تا 12 در تهران و مراكز استانها اداره ي كل وشهرستانها اداره ي اموزش وپرورش مو كول شد.
سید هاشم خواستار

http://www.chzamani.blogspot.ca/2015/10/13-16-10-12.html
همكا ران فرهنگي:به مناسبت روز جهاني معلم13 مهر،تجمع به پنجشنبه 16 مهر از ساعت 10 تا 12 در تهران و مراكز استانها اداره ي كل وشهرستانها اداره ي اموزش وپرورش مو كول شد.
همكاران فرهنگي: در جلسات شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي فرهنگيان بعضي ها نماينده بودن را فراموش وهمچون شوراي نگهبان ميخواستند نظارت استصوابي را اعمال كه هيچگونه تجمعي صورت نگيرد. انها چون اجماع به تجمع را ديدند كه راي اورد،جلسه را ترك كردند.اما همينكه راي تجمع در دوشنبه 13مهر با پنجشنبه 16 مهر مساوي شد(طبيعي بود كه هر گروه استدلال هاي خاص خودش را داشته باشد.) وظاهرا راه حل برون رفتي از اين مشكل پيدا نميشد ، ناگهان سر وكله ي نظارت استصوابي ها پيدا كه تجمع نه و معلمان در سالنهاي اموزش وپرورش همايش بر گزار كنند. بنده از تمام معلمان بخصوص معلمان زنداني (اقايان محمود بهشتي لنگرودي،اسماعيل عبدي،علي اكبر باغاني،عليرضا هاشمي ،رسول بداقي بدون يك روز مرخصي بعد از اتمام شش سال حبس 3 سال حبس ديگر نيز به او داده اند،ارژنگ داوودي ،عبدالرضا قنبري،محمد امين اگوشي،مهدي فتاحي شانديز و...)ومعلمان ازاد شده ( اقايان سيد محمود باقري بعد از 4سال ومهدي بهلولي ومحمد رضا نيك نژادبا وثيقه ي سيصد مليوني موقتا ازاد)وياران معلمان(اقاي عبد الفتاح سلطاني وكيل افتخاري معلمان واقاي ميلاد درويش مستند ساز وياور تشكلهاي صنفي فرهنگيان كه اخيرا با وثيقه ازاد شده اند.)عذر ميخواهم از اينكه مجبور شدم علارغم اينكه قبلا راي به تجمع 13 مهر داده بودم رايم را تغيير وبراي حفظ انسجام شورا به 16 مهر راي بدهم.البته معلمان صاحب رايي هم در جلسه ي مجازي تلگرام حضور داشتند و چراغشان روشن و خودشان خاموش و از اينكه اظهار نظر كنند ويا راي دهند مي ترسيدند.حاكميت بداند دنيا به سمت اگاهي و دانستن حركت ميكند،نه به سمت جهل وخرافات.بالاخره معلمان و تمام اقشار ملت اگاه شده و جو امنيتي را خواهند شكست، انوقت چه كار خواهيد كرد؟غارت گران ثروت ملي بايد احساس نا امني كنند وبشكنند ، نه اينكه حاكمان معلمان را بخاطر حق گويي انقدر در زندان نگه دارند كه بخواهندانهارا بشكنندتااز بيان حق توبه كنند، هرچند به دفعات مكرر ويقينا ثابت شده كه معلمان ،ستمگران راميشكنند و شكسته نميشوند.همين ماه مهر كه در سال 83 ازاد شدم،يكي از همكاران گفت:اقاي خواستار خودت را بخاطر معلمان به خطر نينداز ، زندان كه بودي كسي از شما حمايت نكرد. گفتم سئوالي از شمادارم:ايا معلمان قلبا با من بودند؟گفت اري قلبا تمام معلمان با شما بودند .گفتم همين مرا بس است.ودر جلسات شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي فرهنگيان چند نكته را كه دربرابرصحبتهاي ديگران گفتم ونوشتم اينجا مي اورم:

1- بزرگترين اشتباه شوراي مركزي و شوراي هماهنگي اينست كه شفاف نيست ومعلمان را نامحرم ميداند.چه اشكالي دارد معلمان بدانند فردي كه نمايندگي انها را ميكند در شورا چه ميكند؟و چه رايي ميدهد؟اصلا راي ميدهد يا نمي دهد؟يا نظارت استصوابي را ميخواهد اعمال كند كه راي اكثريت را وتو كند؟
2 -ودر جواب انهاييكه ميخواهند به نتايج اني برسند وميوه چيني كنند:شما نهالي ميكاريد حوصله كنيد درخت ميشود و ميوه ميدهد. و يا ديگران كاشتند و ما خورديم، ما ميكاريم كه ديگران بخورند.(بشر در اثر مبارزه از غار نشيني به اين تمدن بزرگ رسيده است.) و يا از مرگ ناصر الدين شاه به اصطلاح شهيد كمي بيش از 120 سال ميگذرد، در همين مدت ايران ما چه تغييراتي كه نكرده است؟و يا اينكه قديما براي تجمع در مشهد يكنفر يعني خودم تنها بودم و اكنون عكس هاي تجمعات گوياست. و يا اينكه 109 سال از انقلاب مشروطيت گذشته ولي هنوزمعلمان به حقوق حقه خود نرسيده اند در حاليكه در كشور هاي داراي دموكراسي به منزلت و حقوق واقعيشان رسيده اند . و يا در برابر اين گفته:كه بگير وببندها تاثيرمنفي بر اعتماد بنفس وشجاعت معلمان گذاشته، گفتم:همكاران حرفهايي كه در زنگ تفريح امسال ميزنند با 1و3و5و...سال قبل را با هم مقايسه كنيد، ببينيد شجاعت معلمان سال به سال بسيار زياد تر شده و ميشود.با ترس فرد و صنف و يا ملتي نمي توانند حقشان را بگيرند. با ريختن ترس است كه براي گرفتن حقشان وارد ميدان ميشوند و...و...و

پس معلمان براي اعتراض به زندان كردن همكارانشان و وضعيت اسفناك معيشتشان و وضعيت وخيم اموزش وپرورش كه بعد از 37 سال هنوز نزديك ده مليون بيسواد دارد ، در حاليكه كشور نيكاراگوئه كه با ما انقلاب كرده و كشوري فقير و بدون نفت كه هميشه دست گدايي را بسوي ما دراز دارد بيسوادي را ريشه كن كرده و
...
در روز پنجشنبه16مهر94 در تهران و مراكز استانها در ادارات كل و در شهرستانها در اداره اموزش و پرورش جمع شده تا اعتراضمان را بگوش حاكميت برسانيم.
جزئيات را از اطلاعيه ي شوراي هماهنگي خواهيد گرفت.
با تشكر سيد هاشم خواستار نماينده ي معلمان در كانون صنفي فرهنگيان خراسان

فراخوان تجمع معلمان به مناسبت روز جهانی معلم


حقوق معلم و کارگر – امروز پنجشنبه نهم مهرماه کانون صنفی معلمان همدان که ریاست شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور را بر عهده دارد اطلاعیه ای مبنی بر تصمیم شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان برای تجمع روز جهانی معلم را در وبلاگ خود منتشر نمود. در این اطلاعیه روز پنجشنبه 16 مهرماه برای تجمع در نظر گرفته شده است اما جزییات آن را موکول به اطلاعیه بعدی نموده است.
5 اکتبر هر سال از سوی سازمان یونسکو به عنوان روز جهانی معلم انتخاب شده است. این روز در سال جاری مطابق با روز دوشنبه 13 مهرماه است. این که دلیل تصمیم شورای هماهنگی برای سه روز تاخیر در برگزاری تجمع یا هرگونه مراسم دیگر چیست به احتمال زیاد در اطلاعیه بعدی این شورا خواهد آمد.


فراخوان شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور به مناسبت روز جهانی معلم

نشر توسط: حقوق معلم و کارگر
http://bield.info

به نام خداوند جان و خرد

سیزدهم مهرماه برابر با پنجم اکتبر از سوی سازمان یونسکو به عنوان روز جهانی معلم انتخاب شده است. طبق توصیه نامه یونسکو، در این روز علاوه بر تکریم معلم، به اهميت آموزش صحیح و رایگان و رفاه معلمان بيش از پيش پرداخته شده و بر آن تاکیدمی شود، زیرا این معلمان هستند که به کودکان ، عشق به زندگی را می آموزند و جامعه را به تعالی می رسانند. بنابراین سرمایه گذاری در این بخش بی شک مهمترین عامل توسعه ی جوامع خواهد بود، زیرا این باور عمیق وجود دارد که : «هیچ جامعه ای فراتر از اندیشه ی معلمانش رشد نخواهد کرد.»

کشورهای جهان در این روز برنامه هایی را براي معلمان خود تدارک دیده و معلمان را به روشهای هاي نوين تدريس و همچنين با حمايت هاي مالي به فعاليت در اين زمينه تشويق مي كنند. زیرا عقيده دارند معلماني كه از لحاظ مالي و شغلی، در شرایط مناسب به سر نمي برند، یقیناً در زمينه آموزش صحیح نيز موفق نخواهند بود.

هر ساله معلمان ایران همراه با معلمان سایر کشورها این روز را پاس می دارند و خواستار حمایت اصولی دولتها از آموزش و پرورش و توجه منطقی و عدالت محور به متولیان تولید معرفت و دانایی می شوند.

امسال روز جهانی معلم با دو موضوع متفاوت ، متقارن گردیده است :
یکی تقارن با ایام گرامیداشت جان باختگان حادثه ی تلخ منا که ملت شریف ایران را در مرگ دلخراش عزيزانشان سوگوار نمود و دیگری همزمانی آن با ساعات فعال فرآیند آموزش در مدارس کشور.

لذا به منظور احترام به تألمات روحی مردم و نیز با نشان دادن حسن نیت فرهنگیان مبنی بر عدم تمایل قلبی به تعطیلی کلاس های درس و ممانعت از ایجاد خلل در امر آموزش، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور، برگزاری این مراسم را که بنابر دلایلی در قالب کنش مدنی «تجمع» برگزار می شود ، سه روز به تعویق انداخته، از معلمان سراسر کشور درخواست می نماید به همین مناسبت در روز پنج شنبه شانزدهم مهر ماه ۱۳۹۴ در این تجمع اعتراضی که در قالب سکوت برگزار می شود ، شرکت کنند.

اهم دلایلی که سبب شده است تا مراسم گرامیداشت روز جهانی معلم به صورت تجمع اعتراضی برگزار شود، به شرح زیر است :

۱. به فراموشی سپردن بازنشستگان آموزش و پرورش و بی توجهی محض به این قشر رنج کشیده ، به گونه ای که نازل بودن حقوق آنها و اختلاف فاحش آن حتی نسبت به همکاران شاغلشان در آ.پ سبب شده است در سخت ترین شرایط معیشتی ممکن به سر ببرند.

۲. ناکارآمدی آموزش و پرورش در انجام رسالت آموزشی و تربیتی خود به دلیل نگرش ناصحیح تصمیم سازان کلان کشور نسبت به این نهاد بنیادین ، به گونه ای که فرآیند تعلیم و تربیت در نازل ترین سطح ممکن قرارگرفته است.

۳. ادامه ی روند تبعیض آمیز گذشته در تعیین و تأمین حقوق و مزایای معلمان و سایر کارکنان آموزش و پرورش نسبت به سایر حقوق بگیران دولت به نحوی که سبب ایجاد فاصله ی طبقاتی کاملا ملموس در میان کارکنان دولت شده است و این امر سبب گردیده تا این قشر عظیم عموماً زیر خط فقر قرار گیرند.

۴. اقدام فراقانونی وزارت آموش و پرورش در جهت خصوصی کردن تعلیم و تربیت برخلاف اصل سی ام قانون اساسی.

۵. ادامه و تشدید روند احضار ، تهدید ، بازداشت و زندانی نمودن معلمان شریف و متعهدی که دلسوزانه در جهت رشد و تعالی همه جانبه ی کشورشان ، از سر صدق و اخلاص و تعهد قدم بر داشته اند.

لذا فرهنگیان سراسر کشور صرفاً در زمان و مکان اعلام شده ، بر اساس اصل 27 قانون اساسی، به دور از هرگونه گرایش سیاسی ، در این تجمع کاملا صنفی در قالب سکوت و با در دست داشتن پلاکارد به بیان خواسته های قانونی خود می پردازند. بنابراین برگزاری هرکنش دیگری در هر زمان دیگر، مورد تأیید تشکل های صنفی فرهنگیان کشور نمی باشد.

زمان: شانزدهم مهرماه ۱۳۹۴ از ساعت ۱۰ الی ۱۲ صبح
مکان تجمع در سراسرکشور :

· همکاران مراکز استان ها و مناطق نزدیک به آنها در محوطه ادارات کل

· همکاران شهرستان ها در ادارات شهرستان

· همکاران تهران نیز در اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

مهرماه ۱۳۹۴
برگرفته از سایت : حقوق معلم و کارگر


http://bit.ly/1KSlINm

پیام تسلیت کانون صنفی معلمان ایران بمناسبت درگذشت شاهرخ زمانی، فعال کارگری

پیام تسلیت کانون صنفی معلمان ایران بمناسبت درگذشت شاهرخ زمانی، فعال کارگری



نشر توسط:حقوق معلم و کارگر 11 ساعت قبل درکارگران, معلمان نظر بدهید

در کمال تاسف و ناباوری شاهرخ زمانی فعال کارگری، روز یکشنبه 22 شهریور بنابر بر گزارش بهداری زندان در اثر سکته مغری در زندان گوهردشت درگذشت. این کارگر زندانی که دوران حبس 11 ساله خود را در این زندان سپری می کرد همبند معلمان دربند در سالن 12 زندان گوهردشت بود. وی به عنوان یک کنشگر فعال بارها از خواسته های صنفی معلمان حمایت نمود. کانون صنفی معلمان ایران فقدان این فعال کارگری را به خانواده محترم وی و فعالان و جامعه کارگری ایران تسلیت می گوید.
کمیته اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)


بیانیه کانون صنفی معلمان ایران در ارتباط با بازداشت دو تن از فعالان صنفی معلم

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران در ارتباط با بازداشت دو تن از فعالان صنفی معلم


به نام خداوند جان و خرد
سریال بازداشت ها و زندانی نمودن معلمان فعال صنفی که از بهار سال جاری کلید خورد و ظاهراً زمان اجرای حکم پرونده پیشین برخی قدیمی تر ها فرا رسید، در تابستان متوجه کنشگران جوانتر شده که بالقوه توانایی جایگزینی با چهره های کاریزماتیک قبلی را دارند.
ابتدا اسماعیل عبدی دبیرکل جوان کانون صنفی معلمان ایران بازداشت و زندانی می شود و اکنون دو تن از فعال ترین چهره های عرصه ی فعالیت های صنفی معلمان . دو چهره ای که در چند سال اخیر با حضور پویا و مداوم خود در عرصه ی مطبوعات در دفاع از حقوق معلمان، طرح ویژگی های آموزش و پرورش نوین و نقد دوری گزینی تنگ نظرانه مسئولان آموزشی از نوآوری در آموزش، توصیه به رعایت حقوق دانش آموزان، مخالفت با تجاری سازی آموزش و همچنین تأکید بر حق برخورداری از آموزش عمومی رایگان و با کیفیت برای همه ی فرزندان این آب و خاک، به صدایی رسا برای جامعه ی آموزشی کشور تبدیل شده اند.
مشکل نیز از همین جا آغاز می شود. دولتی که همچون پیشینیان خود، به رغم شعارهای پرطمطراق، در عمل تحولی بنیادین را در هیچیک از بخش های این زیرمجموعه ی پراشکال خود دنبال نمی کند. نهادهای سیاسی و امنیتی متعددی که کماکان نهادهای مدنی و صنفی و به دنبال آن کنشگران مدنی و صنفی را با دیده ی سوء ظن می نگرند و تلاش در القاء ضد امنیتی بودن آنان در افکار عمومی می نمایند. همچون پیشینیان خویش. وزارت خانه ی مسئولی که برخلاف قانون، نهادهای صنفی را بلاتکلیف نگه داشته و با نادیده گرفتن مواد مختلف قانون اساسی و قانون احزاب، این تشکل ها را بدون هیچ دلیل موجهی غیرقانونی می خواند و … .نتیجه این سوء تدبیرها این که این مجموعه به صورت یک پارچه و هماهنگ با هم، به سراغ ساده ترین و البته غیراندیشمندانه ترین راهکار می روند: اعمال محدودیت برای تشکل ها، دستگیری فعالان آن، جوسازی رسانه ای علیه آنان با وارد نمودن اتهامات غیرواقعی و البته بزرگ نمایی اقدامات کوچک و ناچیز و گاه حتی انحرافی،برای رفع مشکلات جامعه ی معلمان به کمک صدا و سیما.
روشن است در این میان هر صدایی که اندک اختلالی در پیشبرد اهداف بسته ی طراحی شده ی بالا ایجاد نماید، محکوم به خاموشی است. و این همان جرم بزرگ محمد رضا نیک نژاد ومهدی بهلولی است.
جرم من این است که غیر از من همه ایران را دوست دارند،
همه ی باجگیران ؛
همه ی سرمایه داران؛
همه ی پیله وران حرف …
همانند موارد پیش، در انتظار وارد شدن اتهاماتی دور از ذهن و شعور متعارف نسبت به این عزیزان هستیم.لیکن اتهامات هرچه می خواهد باشد، ما یقین داریم محمد و مهدی از خالص ترین، پویاترین و سالم ترین انسان های این جامعه و جامعه ی معلمان کشورند؛ که دغدغه ای جز بهبود شرایط آموزش، معلمان، رشد و اعتلای دانش آموزان و در یک کلام توسعه و ترقی جامعه ی ایرانی ندارند. همگان بدانند جنبش برابری خواهی معلمان ریشه در عمیق ترین لایه های ذهنِ حتی غیرفعال ترینِ آنان دارد. بازداشت و زندانی نمودن افرادی این چنین خوشنام در میان معلمان، تنها حقانیت این جنبش را آشکارتر می سازد و هواداران آن را بیشتر می نماید، برخلاف میل کوتاه اندیشان.
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
12/6/94
ممنوعیت رسول بداغی از ملاقات وتماس باخانواده!
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی طی اطلاعیه ای بتاریخ12شهریو از ممنوعیت ملاقات ،تلفن و تماس با خانواده رسول بداغی خبرداد.
بنا بهمین اطلاعیه،به دنبال پی گیری وضعیت رسول بداغی توسط خانواده ،دادگاه به همسر وی گفته است هفته دیگر رسول بداغی ممنوع الملاقات است و همچنین اجازه تماس با خانواده اش را نمی دهند. همچنین به همسر بداغی گفته اند چون رسول از گفته هاش ( مطالباتش) کوتاه نمی آید ، ما هم هر چه بتوانیم بیشتر تنبیه اش خواهیم کرد.
گزارشی جدید از آخرین وضعیت اسماعیل عبدی
طبق تماسی که با خانواده اسماعیل عبدی داشتیم مطلع شدیم ایشان روزانه دوبار با منزل تماس تلفنی دارند و در حال حاضر، از وضعیت روحی و جسمی مناسبی برخوردارند.
چهارشنبه 11 شهریور، عبدی با پدر و مادر خود ملاقات کابینی داشته و قرار است چهارشنبه آینده، هجدهم شهریور ماه، با همسر و فرزندان خود ملاقات حضوری داشته باشد.
در ملاقاتی که عبدی با والدین خود داشته در مورد وکیل صحبت کرده و تاکید نموده وکیلی مناسب و ترجیحا غیر سیاسی برای ایشان انتخاب و تا آخر هفته آینده به قاضی صلواتی معرفی شود که بتواند به زودی با موکل خود ملاقات حضوری در زندان داشته باشد.
اسماعیل عبدی از ششم تیرماه در بازداشت به سر می برد. در حال حاضر، قرار بازداشت ایشان تا آخر شهریور ماه است.
حقوق معلم و کارگر، سیزدهم شهریورماه
واگذاری برخی از بخشهای دولتی مهم و حیاتی مجتمع بیمارستانی خمینی تهران به بخش خصوصی !
برخی از بخشهای مهم و دولتی مجتمع بیمارستانی خمینی تهران به بخش خصوصی واگذار شده اند. یکی از تبعات این اقدام ، هرچه بیشتر شلوغ تر شدن صف مراکز تشخیصی که هنوز خصوصی نشده اند می باشد. از آنجاییکه بیشترین قشر مراجعه کننده به این نهاد بزرگ تشخیصی و درمانی ، قشر ضعیف جامعه و کارگران و بیماران تامین اجتماعی و شهرهای دور و نزدیک هستند لذا این دست اقدامات موجب متضرر شدن بیماران از نظر تشخیص بموقع و درمان عاجل می باشد.
به گزارش 11شهریورخبرده ، برخی از بخشهای مهم و حیاتی مجتمع بیمارستانی خمینی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران ، مانند تصویر برداری ام آر آی و سی تی اسکن ، به بخش خصوصی واگدار شده است !
بنابر این گزارش ، مجتمع بیمارستانی خمینی یک نهاد درمانی تمام دولتی است و لذا مشخص نیست واگذاری بخش هایی از این مرکز بزرگ دولتی به بخش خصوصی تحت مجوز کدام قانون انجام شده است !
براساس این گزارش،در مصاحبه با بیماران و همراهان دردمند ، یکی از تبعات این اقدام ، هرچه بیشتر شلوغ تر شدن صف مراکز تشخیصی که هنوز خصوصی نشده اند می باشد. از آنجاییکه بیشترین قشر مراجعه کننده به این نهاد بزرگ تشخیصی و درمانی ، قشر ضعیف جامعه و کارگران و بیماران تامین اجتماعی و شهرهای دور و نزدیک هستند لذا این دست اقدامات موجب متضرر شدن بیماران از نظر تشخیص بموقع و درمان عاجل می باشد.
بنا به همین گزارش ، دستگاه هایی هم که هنوز خصوصی نشده اند به علت شدت فرسودگی هر چند گاه دچار نقص و خارج شدن از سرویس می شوند !
خاطر نشان می سازد این مجتمع بزرگ درمانی شامل بیمارستان های معراج ، ولیعصر و امام و مرکز تصویربرداری ، مغز و اعصاب ، آزمایشگاه مرکزی خون ، سرطان و …. می باشد.
شکستگی دست و پای کارگران در سقوط از ساختمان‌ها بر اثر زلزله امروز شهرستان پارس‌آباد
بدنبال زلزله امروز شهرستان پارس‌آباد تعدادی از کارگران ساختمانی از بالای داربست‌ها و بلندی‌ها سقوط کرده ودچارشکستگی دست وپاشدند.
به گزارش13شهریورفارس،فرماندار شهرستان پارس‌آباد به دنبال زلزله صبح امروز در این شهر به سقوط تعدادی از کارگران ساختمانی از بالای داربست‌ها و بلندی‌ها اشاره کرد و افزود: این کارگران که مشغول کار بوده‌اند با سقوط به طبقات پایین‌تر و یا روی شن و ماسه دچار شکستگی شده و راهی بیمارستان شدند.


سیزدهم شهریورماه1394
akhbarkargari2468@gmail.com

اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران ( تهران) پیرامون اطلاعیه های جعلی


اخبار تکمیلی 14 شهریور

اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران ( تهران) پیرامون اطلاعیه های جعلی منتشر شده در شبکه های مجازی
طی روزهای گذشته اطلاعیه های جعلی از سوی جریانات وگروههای سیاسی خارج از کشور درشبکه های مجازی منتشر شده و در این اطلاعیه ها به نام کانون صنفی معلمان ،فراخوانهایی برای تجمعات صنفی در سیزدهم مهرماه روز جهانی معلم داده شده است.بدین وسیله کانون صنفی معلمان ایران ( تهران) ضمن تکذیب این اطلاعیه ها ،به اطلاع همگان می رساند که تا این لحظه هیچ گونه تصمیمی درباره برنامه های روزجهانی معلم از سوی کانونهای صنفی معلمان اتخاذ نشده است.قطعا هرگونه تصمیم گیری برای برنامه های این روز در جلسات اتی کانونها اتخاذ شده و از طریق سایت های معتبر به اطلاع همه فرهنگیان عزیز سراسر کشور خواهد رسید.
ضمنا به اطلاع همگان می رساند کانون صنفی معلمان ایران هیچ گونه ارتباطی با احزاب سیاسی ونهادهای صنفی ومدنی خارج از کشور نداشته و ضمن تاکید بر مطالبات معیشتی ،منزلتی و اموزشی معلمان سراسر کشور، بر پیگیری این مطالبات از طریق مجاری قانونی و روشهای مدنی تاکید دارد.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
اعتصاب کارگران شرکت سایپا در کاشان
روز پنجشنبه کارگران شرکت سایپا در کاشان در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و سایر مزایای خود دست به اعتصاب زدند.
بنابه گزارش منتشره، نزدیک به 3 ماه است که حقوق و حق اضافه کاری کارگران پرداخت نشده است. کارگران می گویند هم اکنون با بحرانی که برای کارخانه سایپا و ایرانخودرو در فروش خودروها پیش آمده، کارفرما تصمیم گرفته است به این بهانه معوقات مزدی آنان را پرداخت نکند.

اعتراض به بازداشت دو تن از فعالان صنفی معلمان
کانون صنفی معلمان ایران در پی بازداشت دو فعال حقوق صنفی معلمان، بیانیه ای در اعتراض به بازداشت این دو فعال صنفی منتشر کرد.
در بخشی از این بیانیه تصریح شده است: «هر صدایی که اندک اختلالی در پیشبرد اهداف طراحی

شده رژیم جمهوری اسلامی ایجاد نماید، محکوم به خاموشی است. بازداشت و زندانی نمودن معلمان و فعالان این عرصه، تنها حقانیت این جنبش بزرگ را آشکارتر می سازد و هواداران آن را بیشتر می نماید.»
تشدید فشار بر فعالان کارگری و اجتماعی
بنابر گزارش "کانون مدافعان حقوق کارگر"، بعد از توافق هسته ای، سرکوب اعتراضات فعالان کارگری و اجتماعی افزایش یافته است.
این گزارش می افزاید: «در یکی دو ماه اخیر و به دنبال سازش رژیم جمهوری اسلامی با نظام جهانی سرمایه داری، برخوردهای سرکوبگرانه با اعتراضات کارگری گسترده تر شده و در کنار آن محکومیت ها و زندانها نیز برای فعالان کارگری و اجتماعی افزایش یافته است.»
روی آوری میلیون ها نفر به شغل های کاذب
براساس آمارهای رسمی رژیم، ۷ میلیون نفر در ایران دارای اشتغال غیررسمی یا کاذب هستند.
برپایه این گزارش، مشاغل کاذب در چند سال اخیر رواج بیشتری پیدا کرده اند. به طوریکه از ۶۴ میلیون نفر ایرانی در سن کار، ۲۲ میلیون نفر در بخش های مختلف اقتصادی مشغول به کار هستند که ۷ میلیون نفر از آنان دارای اشتغال کاذب هستند. قابل ذکر است آمار واقعی بسیار فراتر از آمار و ارقامی است که از سوی نهادهای رسمی اعلام می شود.
کارگران خشمگین
کمک، کانون متحد کارگری
سال ۸۶ پتروشیمی بیستون،
کارگران در سالن غذا خوری جمع شده و با نفرت به ردیف اسامی کارگران اخراجی نگاه می کردند و برخی فحاشی را سر داده بودند. برخی دیگر تهدید می کردند که رأیس کارگاه را خواهند کشت. . . عده ای هم نقشه حمله به او را در شهر، نزدیک محل اقامتش طراحی کرده بودند. کسی باور نمی کرد که او با خیال راحت وارد جمع کارگران شود. شاید تصور می کرد با وجود نیروهای حراست کارگران شهامت حمله به او را ندارد. نیروهای حراست هم بومی همان منطقه بودند و از وضع خراب کار و فقر سیاهی که دامن خانواده های آنها را هم گرفته بود رنج می بردند و آن هایی که ریشه روستایی داشتند با کارگران همدردی می کردند به خصوص زمانی که متوجه شدند اخراجی ها، بیشتر از اهالی بومی کرد است.
کار پروژه همیشه زمانی که به پایان ساخت خود نزدیک می شود این دشواری ها را دارد، تنها یک شیوه ی انسانی می تواند این گره دشوار را بگشاید و با تدبیر و خرد جمعی آن را باز کند و یا به سبک امروزه که در پروژه ها، با سرکوب و بگیر و ببند، صورت مسیله را پاک می کنند و با پشتوانه قوانین شرع که تازگی ها دربست حامی پیمانکاران شده است و با مجازات هایی چون شلاق و زندان هر صدای حق طلبانه ای را خفه می کند. ولی مدیران ارشد این پروژه بر خلاف رأیس کارگاه یک گروه از روشنفکران آزادی خواه بودند که با شیوه های استبدادی مخالفت می کردند. جناب رأیس، همه ی کارگران روستای خودش راحتا کارگران ساده را باقی گذاشته بود و همه ی کارگران بومی را در حالی که همه جور تخصصی در میان آنها بود اخراج کرد. از سوی دیگر سخت گیری های غیر منطقی او مانند اخراج کردن کارگران برای سیگار کشیدن آنها، نفرت موجود را مضاعف کرده بود. با وارد شدن رأیس به یک باره سکوتی بر سالن سنگینی کرد سکوتی که دوامی نداشت با شروع توجیه کردن رأیس، حمله آغاز شد مشت ولگد سرو صورت وبدن او را آماج خشم کارگران قرار داد. از نیروهای حراست کاری ساخته نبود، جمعیت زیاد و حمله، غافلگیرانه بود به هر حال اگر حراست به داد رأیس نرسیده بود شاید جسدش را هم پاره پاره می کردند. پس از این حادثه با ظهور مشکلاتی که این جناب عامل آن بود شهامت ماندن در منطقه را از دست داد و کار گاه را رها کرد.
بهزادها
انتخاب این نام به فرد خاصی ارتباط ندارد تنها بر اساس معنای آن “بهترین زاده شده” برای هم آهنگی با شغل و نگرش پس از انقلاب چند فرد انگشت شماراز میان کارگرانی که مدعی دانش . . . طراز نوین طبقه کارگر ایران شدند و لی با این جهان بینی بیگانه بودند، انتخاب گردیده شده است. در روستایی دور افتاده در میان کوه هایی خشک و بسیار کم آب، زاده شده بود. فقر پیش از زاده شدنش روستا و به خصوص خانواده ی او را در خود فرو برده بود. دبستان را تمام کرد و برای دبیرستان به مرکز استان، اهواز نزد یکی از نزدیکانش رفت. تابستان ها با کار بخشی از هزینه های زندگیش را تامین می کرد. پُر تلاش و زیرک و با اراده بود. در رویا هایش برای به دست آوردن یک زندگی بهتر می خواست با همه ی دنیا به جنگد. پس ازگرفتن دیپلم و از میان رفتن مانع سربازی در یک کارخانه ی صنعتی بزرگ با سمت جوشکار به کار پرداخت او نسل اول کارگری ایران محسوب می شد زیرا ریشه ی فرهنگیش به روستا گره خورده بود از سوی دیگر رویا های کودکیش با واقعیت کارش در تضادی آشتی ناپذیر افتاده و دسترسی بدان امری محال به نظر می رسید، از این رو با جریان انقلاب به سوی چپ گرایش یافت. یک کارگر آن هم در یکی از صنایع بزرگ مرکز استان خوزستان، چنین تیپی ایده آل کم نظیری بود، برای گروه های چپ. با آغوش باز از او استقبال شد. بهزاد مانند همه ی روستاییان می توانست درون مایه اش را در گوشه های دنج ذهنش پنهان کند. بضاعت علمی ش و حد و مرز باورهایش در اندازه اطاعت بدون چون و چرا از مقدساتی بود که آنها را هدف های نهایی خود اعلام نموده بود. لذا رهنمودها از بالا را، بدون استثنا درست مطلق، می دانست. چپ های ایران هم که هر روز از این دیکتاتوری به دام دیکتاتوری جدیدی می افتادند، می خواستند از شرایط اولیه انقلاب نهایت بهره را ببرند. تا با رسیدن دیکتاتوری بعدی، باورشان را با همه ی توان در میان مردم نا آشنا با آن، مطرح کرده باشند. از این رو همه گرفتار روز مرگی حادی شده بودند و در عضو گیری، سخت گیری نمی کردند. از سوی دیگر یک کارگر صنعتی برای شان یک ارزش بود. زیرا تصور می کردند در عمل کرد اجتماعی مبارزه، نیرو ها، ساخته می شوند. که این نگرش باوری به حق بود. ولی عمر آزادی آن چنان کوتاه بود که این نظریه را دچار اشکال جدی نمود. به هر حال بهزاد ما و دوبهزاد دیگر که در صنایع بزرگ تولیدی استان بودند به فرمان دبیر اول استان در صدر استان قرار گرفتند تا بمرور ساخته شوند و یا درحقیقت طبقه کارگر خودش رهبری را بدست بگیرند. ایده آلی بسیار شایسته که پاسخ آن بسیار درناک از آب درآمد. باید پذیرفت نظریه ها زمانی با ارزش تلقی می شوند که در انطباق بر واقعیت پاسخ شایسته ای بدهند. لذا کاربردی کردن آنها باید با بررسی چند جانبه ی علمی همراه باشد. آری کارگران باید خود قدرت سیاسی را بدست بگیرند ولی درچه صورتی؟! تیوری در ظاهر درست در انطباق بر واقعیت های اجتماعی ایران نارسایی های خود را آشکار کرد. هر جا اطاعت مطلق حکومت کند، جایی برای پویایی باقی نمی ماند. نظریه ای که در فلان جا درستی خودش را نشان داده امکان دارد در شرایط اجتماعی دیگر پاسخی ایده آل ندهد. انقلاب یک فرصت استثنایی در میان مردم بودن را، به چپ ایران داده بود. از این رو پرداختن به بالا بردن توان ایدیولوژی در آن شرایط خاص چندان مورد تایید برخی دوستان نبود و آن را یک نوع روشنفکری غیر واقعی می دانستند. شاید حق با آن دوستان باشد ولی به هر حال یکی از این بهزادها که هنرمند و بازیگر بود دچار یک تحول فکری شد وبه یک باره . . . طراز نوین را با باورها الهی طاق زد، چهره ی کتک خورده ای به خود می گرفت و به تخلیه اطلاعاتی دوستان دیروز ودشمنان امروزش می پرداخت. بهزاد دوم در اتاق های تک نفره هتل کارون ازپگاه تا شامگاه با صدای بلند گریه می کرد و با زاری در شبانه روز هزاران بار توبه می کرد. بهزاد آخرزمانی که می خواست وارد بند هتل شود، هتل نشینان، همه را دعوت کردند به استقبال ایشان بیایند. تنها وسایلی که در اختیار داشت در دودستش جای می گرفت برای همه همین اموال جالب و قابل توجه بود. بهزاد سوم در یک دست یک کتاب بسیار قطور که روزگاری آن را افیون توده ها می دانست قرار داشت ودر دست دیگرش یک کتاب قطورتر از اولی،تفسیر آن. همه می گفتند این عضو ایالت . . . است. پس از رهایی از هتل کارون همه برای پیدا کردن کار دچار مشکل شدند.بهزاد سوم هم در مانده شده بود. یک دوست مهندس که از نظر فنی مورد اعتماد شرکت های معتبر بود، دست این دوست جوشکار را گرفت. شرکت ها کار اداره کردن کار را به او می سپردند، واین دوست ارجمند سرپرستی کارگاه را به بهزاد می داد، آنهم با حقوق های کلان. رویاهای کودکی بهزاد عملی شد صاحب چند خانه در تهران واهواز شد ولی کم کم راه مقدسش را فراموش کرد و یاران سابق را استخدام نمی کرد. و اگر مجبور به این کار می شد(چون هنوز درمحافل روشنفکری لاف انقلابی گری را می زند. زیرا تصور می کند از او یک تیپ مترقی می سازد.) آن بیچاره ها را آنقدر مورد توهین قرار می داد تا در نهایت درماندگی عطای بهزاد را به لقایش به بخشند. در عوض همه ی فامیلش را از روستا وارد پروژه ها کرد و بدین وسیله درون مایه روستایی ش را برای دوستانش عریان نمود. کم کم فراموش کرد که این لطف دوستان سیاسیش بود که او توانسته بود به نوایی برساند. و در نهایت، به همان دوست هم پشت کرد، و او را تنها گذاشت و شرایط اخراجش را فراهم نمود. او هر گز افراد زندانی رفته را استخدام نمی کرد و اگر بدون اجازه او کسی استخدام می شد با هزاران ترفند عاقبت او را اخراج می کرد . ابتدا به آنها اخطار می داد که اگر دراینجا فعالیت سیاسی بکنید . . . . او اینک جزو مدیران یکی از شرکت های وابسته به دولت است. ولی تجربه پتروشیمی بیستون او را بیشتر به سوی سرشت روستاییش کشاند. شاید این دگر گونی ها برآیند شکست انقلاب باشد ولی نفرت او نسبت به یاران گذشته، جای پرسش دارد. به هر حال بهزادها کم نیستند؛ آنها را دریابید.
ناصر آقاجری
۶ شهریور ۹۴ پارس جنوبی
۷۰ درصد دستمزد افغانستانی ها صرف ماندن در ایران می شود

گزارش «تامین ۲۴» از نشست «تهران خانه افغانستانی‌ها هم هست»
مجمع حق بر شهر باهمستان با همکاری «موسسه رحمان» در ادامه سلسله نشست‌های مدنی حق بر شهر، نشست هفتم خود را تحت عنوان «تهران خانه افغانستانی‌ها هم هست» (حذف تدریجی مهاجران از حقوق شهروندی) برگزار کرد و در این نشست آنیتا صدیقی(کنشگر اجتماعی و فعال حقوق افغانستانی‌ها)، حمیدرضا بوالی (روزنامه نگار) و محمد لطفی (حقوقدان و فعال اجتماعی)، به ایراد سخنرانی و ارائه نظرات خود پرداختند.
تأمین ۲۴/ «آنیتا صدیقی» در ابتدای این نشست به ارائه نظرات و تجربیات زیسته خود به عنوان یک افغانستانی در ایران پرداخت و گفت افغانستانی های مقیم ایران عمدتاً یا کسانی هستند که از افغانستان به ایران مهاجرت کرده اند و به مهاجرات خو گرفته اند و یا کسانی را شامل می شوند که پدر و مادر آن ها اقدام به مهاجرت به ایران کرده اند و آن ها در ایران به دنیا آمده اند، با ایرانیها بزرگ می شوند و ایران را بخشی از هویت خود می بینند.
به گزارش «تامین ۲۴» (tamin24.ir) وی افزود این عده از طرفی ارتباطی با جغرافیای افغانستان ندارند و تجربه زیسته ای از زندگی در آن کشور نیز ندارند اما مشکلاتی که این عده دارند و این مسئله که جامعه ایران پذیرای آن ها نیست موجب می شود از بیان این مسئله که افغانستانی هستند خودداری کنند.
به گفته این فعال اجتماعی، عدم دسترسی به امکانات و محرومیت های تحصیلی، رفاهی و نداشتن کارت هویت و … موجب می شود مهاجران افغانستانی تبدیل به یک کاست اجتماعی بشوند، در مناطق محروم کشور نگاه غالب آن ها را به چشم یک مهمان ناخوانده و متجاوز می بیند و باور عمومی نیز تصور می کند آن ها را جای ایرانی ها را در بازار کار اشغال کرده اند اما مثلا در محلات مرفه نشین، افغانستانی ها مشاغلی مانند سرایداری و کارگری ساختمان و … دارند و جای ایرانی های مقیم در این محلات را اشغال نکرده اند.
به گفته صدیقی این باورهای عمومی و همچنین محدودیت هایی اعم از عدم برخورداری از حساب های بانکی، حق مالکیت ملک و محرومیت از حقوق اولیه شهری موجب می شود افغانستانی ها نتوانند جهشی در وضعیت خود داشته باشند و این محدودیت های باعث می شود کودکان افغانستانی از چرخه آموزش و تحصیل خارج شده و روانه بازار کار بشوند.
این فعال حقوق افغانستانی‌ها در مورد موقعیت شغلی افغانستانی های مقیم ایران گفت این افردا شغل مناسبی ندارند مگر اینکه به واسطه روابط انسانی از شغل مناسبی برخوردار شده باشند و از سوی دیگر انباشت محرومیت ها و محدودیت هایی که با آن روبرو هستند از جمله پرداخت هزینه برای کارت اقامت و عوارض شهری موجب می شود آن ها از حقوق شهری محروم شوند.
در ادامه این نشست، «حمیدرضا بوالی» دو راه را برای بررسی مشکلات مهاجران افعانستانی تشریح کرد و گفت از یک طرف می توان مسائل این افراد را به صورت پروژه ای دنبال کرد و به عنوان مثال در زمینه های آموزش، بهداشت و اقامت، مشکلات آن ها را بررسی و راهکارهایی را ارائه داد.
به گفته این روزنامه نگار، راه دیگر که راه مورد تایید است، راهی است که مسئله مهاجران افغانستانی را به عنوان یک پروژه کلی نگاه می کند و معتقد است تا زمانی که این مسئله حل نشود نمی توان تک تک اجزای آن را بررسی کرد.
به گفته بوالی، مسئله مهاجران افغانستانی به عنوان یک پروژه کلی دچار مشکل است و این مسئله پس از پایان جنگ حادتر شده است.
وی افزود با پایان جنگ ایران و عراق، دوره آرمان ها و ایدئولوژی ها در سیاستگذاری های کشور پایان یافت و بیشتر به منافع آنی افراد توجه شد و نوع نگاه یک نگاه بقاء گرا و تقدیس زندگی بوده است و این رویگرد معتقد است باید به منافع عینی جامعه توجه شود.
به گزارش «تامین ۲۴» (tamin24.ir) «محمد لطفی»، مسئله مهاجران افغانستانی را در بعد گسترده تری از ایران بررسی کرد و با اشاره به بحران های نظام سرمایه داری و ایجاد کمربند سبز جنوبی برای مقابله با نفوذ شوروی در کشورهای آسیای میانه گفت باید ببینیم چه اتفاقی افتاد که پروژه امت سازی که در ذیل آن افغانستانی ها پذیرفته می شدند تبدیل به ملت سازی و طرد مهاجران شد.
این فعال اجتماعی، با مطرح کردن بحث «اقتصاد مهاجرت»، آن را در ارتباط با بحران های ساختاری نظام سرمایه دانست و ادامه داد ساختار سرمایه داری از این نوع اقتصاد و همچنین از صدور جنگ به کشورهای دیگر برای رونق بخشیدن به اقتصاد خود استقاده می کند.
به گفته این حقوق دان، شاهد یک وارونه سازی از سطح کلان تا خرد هستیم به گونه ای که مهاجران قربانی را به عنوان مقصر جلوه می دهند و مثلاً کسی از موشک های کروز که روی سر مردم خاورمیانه ریخته می شود مجوز درخواست نمی کند اما از مردم آواره ای که در نتیجه جنگ از خانه و کاشانه خود آواره می شوند مجوز می خواهند.
لطفی افزود شهروندان ایرانی غیر از دستمزد، درآمد هم دارند یعنی از تسهیلاتی مانند یارانه و دیگر تسهیلات دولت هم برخوردارند اما مهاجران فقط وابسته به دستمزد خود هستند و ۶۰ تا ۷۰ درصد دستمزد خود را باید صرف عوارض شهرداری، تمدید گذرنامه و دیگر مبالغی برای ماندن در ایران بکنند.
لطفی راهکار در پایان گفت سازمان های اجتماعی در ایران دارای ضعفهای جدی هستند و برای مقابله با این مشکلات لازم است این سازمان ها تقویت شوند.


بازداشت دو تن از فعالان صنفی معلمان   اخبار تکمیلی 10 شهریور

اخبار تکمیلی 10 شهریور


بازداشت دو تن از فعالان صنفی معلمان


روز دوشنبه "محمدرضا نیک نژاد" از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و "مهدی بهلولی" از فعالان صنفی مستقل با یورش ماموران امنیتی رژیم به منزلشان بازداشت شدند.
به گفته خانواده های این دو فعال صنفی، ماموران امنیتی رژیم اقدام به ورود و تفتیش منزل و ضبط برخی وسایل موجود در خانه همچون رایانه و گوشی همراه کرده اند. تاکنون از محل نگهداری این دو فعال صنفی معلمان که از فعالان عرصه رسانه و مطبوعات نیز هستند خبری در دست نیست. اسماعیل عبدی، رسول بداقی، علی اکبر باغانی و علیرضا هاشمی از دیگر معلمان و فعالان صنفی هستند که هم اکنون در زندان به سر می برند.

تجمع اعتراضی در مقابل قوه قضائیه رژیم
روز سه شنبه 10 شهریورماه جمعی از خانواده های زندانیان در ایران در اعتراض به احکام قوه قضائیه رژیم دست به تجمع زدند.
در جمع معترضان، مادران دو فعال مدنی زندانی "امید علی شناس و آتنا دائمی به همراه مادر "سعید زینالی" گمشده کوی دانشگاه ۷۸ نیز حضور داشتند. تجمع کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهایی نسبت به دستگاه قضایی رژیم اعتراض کردند و احکام آن را غیرانسانی عنوان کردند.

تجمع اعتراضی کارکنان شهرداری رشت
روز دوشنبه نهم شهریورماه کارکنان رسمی شهرداری رشت در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایای خود در مقابل ساختمان شهرداری دست به تجمع زدند.
دو ماه است که حقوق و سایر مطالبات مزدی کارکنان پرداخت نشده است. این کارکنان همچنین نسبت به عدم تمدید دفترچه های بیمه خود معترض هستند. بنابه گزارش منتشره، یکی از مسئولین شهرداری با حضور در جمع معترضان وعده داد تا روز سه شنبه 10 شهریورماه معوقات مزدی کارکنان را پرداخت کند.
اعتصاب کارگران شرکت صنایع دریایی صدرا
روز دوشنبه نهم شهریورماه کارگران شرکت صنایع دریایی ایران صدرا مستقر در عسلویه در اعتراض به پرداخت نشدن 4 ماه حقوق معوقه خود دست به اعتصاب زدند.
کارگران شرکت صنایع دریایی ایران صدرا که در حال ساخت سکوهای استخراج گاز فازهای ۱۳ ، ۲۲ و ۲۴ پارس جنوبی هستند اعلام کرده اند تا دریافت کامل معوقات مزدی شان، به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.

بی خبری از کارگران بازداشتی کارخانه میان آب شوش
در پی یورش ماموران رژیم به کارگران معترض شرکت نیشکر میان آب شوش و بازداشت دو تن از کارگران این کارخانه، تاکنون از وضعیت آنان اطلاعی در دست نیست.
بنابه گزارش "سندیکای کارگران فلزکار مکانیک" روز پنجشنبه پنجم شهریورماه نیروهای امنیتی رژیم دو تن از کارگران این کارخانه که از اعضای شورای روستای میان آب نیز هستند، دستگیر و با خود بردند. لازم به ذکر است طی روزهای اخیر ماموران رژیم با حمله به تجمع اعتراضی کارگران شرکت نیشکر میان آّب شوش که از زیر مجموعه های نیشکر هفت تپه است، شماری از کارگران و خانواده هایشان را نیز مجروح کردند.
۱۳۹۴/۰۶/۱۰
منابع کارگری ایلنا می‌گویند صرف نظر از طولانی شدن روند رسیدگی به پرونده کارگران اخراج شده سیمان دشتستان، معلوم نیست که چرا بیشتر اعضای هیات اختلاف در زمان تشکیل دومین جلسه به ناگهان تغییر می‌کنند.
به ادعای این منابع هیات مذکور در شرایطی رای به اخراج کارگران سیمان دشتستان داده‌است که به موازات رسیدگی به این پرونده دو نفر دیگر از کارگران اخراج شده این واحد صنعتی توانستند از هیات‌های تشخیص و حل اختلاف اداره کار دشتستان رای بازگشت به کار خود را دریافت کنند.


۱۳۹۴/۰۶/۱۰

کنگره جهانی معلمان در کانادا و تصویب دو قطعنامه اضطراری 04.08.2015 گزارش شركت فعالين كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي در هفتمین کنگره جهانی معلمان در کانادا و تصویب دو قطعنامه اضطراری مصاحبه با سهيلا دالوند= اگوست ٢٠١٥

گزارش شركت فعالين كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي در هفتمین کنگره جهانی معلمان در کانادا و تصویب دو قطعنامه اضطراری



هفتمین کنگره جهانی معلمان متشکل از ۱۵۰۰ نفر به نمایندگی از ۳۲۰۰۰٫۰۰۰ معلم در ۱۷۰ کشور دنیا، طی روزهای ۱۹ تا ۲۶ جولای در اتاوا کانادا برگزار شد. اين كنگره اي بود كه اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان در ایران قبل از دستگيريش قصد شرکت در آن را داشت.
روز جمعه ۲ مرداد ماه در ادامه تماسهای سهیلا دالوند، مسئول کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در اتاوا , با مسئولان برگزاری این کنگره و اکتیویستهای جنبش کارگری حاضر در محل ضمن معرفی کمیته، از اتحادیه های شرکت کننده خواست تا با صدور قطعنامه و ارسال یک نامه اعتراضی به جمهوری اسلامی , از معلمان در ايران دفاع كرده و خواستار آزادى معلمان زنداني شوند. در طول برگزارى كنگره, پيكتى حمايتى از سوى فعالين كميته برگزار گرديد كه با استقبال شركت كنندگان در اين كنگره روبرو گرديد. در ادامه اين تماسها مسئول مدیا و ارتباطات این کنگره Andrew King اعلام کرد، کنگره قطعنامه اضطراری را در حمایت از معلمان زندانی در ایران و اسماعیل عبدی در دستور کار خواهد گذاشت . یکی از رهبران اتحادیه ای عراق بنام Ahmed Jassam اظهار داشت كه به نمایندگی از طرف تمام کشورهای عرب زبان در سخنرانيش در مورد اسماعیل عبدی و معلمان زندانی در ایران صحبت خواهد کرد و از کنگره درخواست خواهد كرد پیام همبستگی صادر كنند.
روز بیست و ششم جولای، کنگره دو قطعنامه اضطراری را در همبستگی با حقوق معلمان و عليه نقض حقوق بشر در ایران تصویب کرد. در این قطعنامه ها، علاوه بر تاكيد بر مشکلات فعالان كانون معلمان ایران و وضعيت اسماعيل عبدى, خواستارارسال هيئت بازرسى به ایران و ارسال پيام از سوى كنگره به جمهوری اسلامی جهت محكوم كردن نقض حقوق بشر و حقوق اتحادیه‌ها در ایران شدند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي

٣٠ جولاى ٢٠١٥



www.iranpoliticalprisoners.com


وجود یکهزار معلم در زندان های ایران

اخبار تکمیلی 22 مرداد

وجود یکهزار معلم در زندان های ایران



معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش رژیم از زندانی بودن بیش از یکهزار معلم در زندان های ایران خبر داد.
به گفته این کارگزار رژیم در این میان معلمانی هستند که به اتهامات مختلفی از جمله، بدهکاری، ورشکستگی و یا مشکلات متفرقه دیگر در زندان ها به سر می برند. گفتنی است در پی تجمعات و اعتراضات سراسری معلمان ایران طی ماههای گذشته و حضور پرشور آنان در این مبارزات، که برای احقاق حقوق خود دست به اعتراض زده بودند، شماری از معلمان بازداشت و هم اکنون در زندان ها به سر می برند.

در محکومیت احضار دو فعال کارگری محمود صالحی و کورش بخشنده کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد در محکومیت احضار دو فعال کاگری "محمود صالحی و کورش بخشنده" اطلاعیه ای صادر نمود.
در این اطلاعیه از جمله آمده است، ما اعضای کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، صدور کیفر خواست برای محمود صالحی و کورش بخشنده به دلیل فعالیت کارگری در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری را خلاف قوانین موجود و نقض آشکار مقاوله نامه های 87 و 98 سازمان جهانی کار می دانیم و ضمن محکوم نمودن احضار، بازداشت و محاکمه کردن

کارگران و فعالین کارگری، معتقدیم ایجاد و فعالیت در کمیته ها و تشکلهای مستقل کارگری حق بی چون و چرای طبقه کارگر ایران می باشد و نمی بایستی کسی را به دلیل فعالیت در این تشکلها مجرم شناخت. لذا خواستار آزادی بی قید و شرط همه کارگران و فعالین کارگری دربند هستیم.

اعتصاب کارگران کارخانه نساجی کاشان
روز چهارشنبه 21 مردادماه جمعی از کارگران کارخانه نساجی و بافندگی "پاکان آران" در کاشان در اعتراض به تعویق مطالبات مزدی خود دست به اعتصاب زدند.
در پی اعتصاب این کارگران، کارکنان بخش بسته بندی و انبار داری و حمل و نقل کارخانه نیز به اعتراض کارگران پیوستند و همصدا اعتصاب کردند. کارگران اعلام کرده اند تا رسیدن به خواسته ها و پرداخت مطالباتشان دست از مبارزه و اعتراض برنخواهند داشت. کارگران نساجی پاکان آران نزدیک به 5 ماه است که حقوق و اضافه کاری خود را دریافت نکرده اند.

اعتصاب پرستاران بیمارستان یافت آباد تهران
روز چهارشنبه 21 مردادماه پرستاران و دیگر کارکنان بیمارستان "یافت آّباد" تهران دست به اعتراض و اعتصاب زدند.
پرستاران و دیگر پرسنل بیمارستان یافت آّباد نسبت به تبعیض و وضعیت بد معیشتی خود معترض بوده و خواستار رسیدگی به مشکلات خود هستند. به گفته پرستاران آنان همچنین به اجرای طرح پرداخت مبتنی بر عملکرد اعتراض دارند و خواستار لغو این طرح ناعادلانه و تبعیض آمیز می باشند.

کرج: فعالیت عملی در حمایت از مبارزات معلمان (فیلم و عکس)

کرج: فعالیت عملی در حمایت از مبارزات معلمان (فیلم و عکس)


کمیته اقدام / 2 روز پیش
د

یروز جمعه، ۱۶ مردادماه، فعالین کانون کارگران متحد ایران و کمیتۀ اقدام کارگری در «کرج» اقدام به توزیع تراکت هایی در سه منطقۀ سه راه گوهردشت، حدفاصل میدان شهدا و توحید و خیابان قزوین کردند.

با در نظرداشتن اعتراضات وسیع معلمان از اسفندماه سال پیش تاکنون و افزایش فشارها بر فعالین صنفی این حوزه، بخشی از تراکت های توزیع شده، دربرگیرندۀ شعارها و مطالباتی پیرامون مسائل معلمان می شده است، از جمله: «کارگر، معلم، دانشجو: اتحاد، اتحاد!»، «جای معلم در زندان نیست» و «بداغی، قنبری و عبدی، آزاد باید گردند!».

از دیگر شعارهای توزیع شده، «تشکل های مستقل کارگری، حق کارگران است» و «دستمزد مصوب ۹۴، زیر خط مرگ» بوده است.

روز جمعه فعالیت مشترک مشابهی در تبریز نیز صورت گرفت که گزارش آن در سایت «کمیتۀ اقدام کارگری» انتشار یافت.

پیش به سوی سازماندهی خود!

پیش به سوی «اتحاد عمل» برای هر چه وسیع­تر کردن اعتراضات خود!

http://bit.ly/1TfjZJa

کرج: فعالیت عملی در حمایت از مبارزات معلمان (فیلم و عکس)

اخبار تکمیلی 12 مرداد
۱۳۹۴/۰۵/۱۲

اجرای کامل طرح "رتبه‌بندی معلمان" از سال 96/حقوق معلمان 150 تا 600 هزار تومان افزایش می‌یابد


ایلنا: معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش گفت: با اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان، حداقل 150 هزار تومان و حداکثر 600 هزار تومان به حقوق معلمان اضافه خواهد شد.
اجرای کامل طرح "رتبه‌بندی معلمان" از سال 96/حقوق معلمان 150 تا 600 هزار تومان افزایش می‌یابد
بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با بیان اینکه نظام رتبه‌بندی معلمان از اول مهرماه به اجرا در می‌آید، اظهار داشت: ما ضوابط و دستورالعمل‌های لازم را در این رابطه آماده کردیم و منتظر طرح در شورای توسعه مدیریت هستیم.
بطحایی ادامه داد: البته این طرحی که در مهر امسال اجرایی خواهد شد، مرحله کامل نظام رتبه‌بندی نیست و مرحله کامل انشاله از سال 96 با استقرار نظام سنجش صلاحیت به اجرا در خواهد آمد.
وی با اشاره به اینکه مرحله اول رتبه‌بندی که از مهرماه به اجرا در می‌آید، با یک سری شاخص‌های صلاحیت حرفه‌ای معلمان سنجیده می‌شود، افزود: براساس رتبه‌بندی، اگر کسی که قبلا رتبه‌اش پایین بوده و حالا می‌خواهد؛ رتبه‌اش بالاتر برود، براساس معیار و ملاک‌هایی که ما تعیین کرده‌ایم، رتبه‌اش ارتقا می‌یابد.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش و پرورش اضافه کرد: کسانی که رتبه بالاتر را کسب کرده اند، از 15 درصد تا 50 درصد بهره‌بردار هستند.
به گفته بطحایی با اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان، حداقل 150 هزار تومان و حداکثر 600 هزار تومان به حقوق معلمان اضافه خواهد شد.

تجمع اعتراضی کشاورزان درمقابل استانداری اصفهان
به گزارش منتشره، جمعی از کشاورزان منطقه "پادنا سمیرم" در اعتراض به کاهش شدید آب رودخانه زاینده رود، در مقابل استانداری تجمع کردند.
برپایه این گزارش، بیش از ۸۰ نفر از کشاورزان روستای "کنگان" منطقه پادنا سمیرم در اعتراض به نصب پمپ های انتقال آب در بستر رودخانه و کاهش شدید آب رودخانه جهت مصارف کشاورزی در مقابل استانداری اصفهان تجمع کرده و خواستار حل مشکلات خود شدند.

بلاتکلیفی کارگران کارخانجات لوله سازی خوزستان
براساس گزارش منتشره، به دلیل تعطیلی کارخانجات لوله سازی خوزستان، کارگران این کارخانجات بیش از 22 ماه است که در بلاتکلیفی به سر می برند.
کارفرمایان کارخانجات لوله سازی خوزستان به بهانه کمبود نقدینگی، علاوه بر عدم پرداخت اقساط وام های بانکی، پرداخت دستمزد و بیمه کارگران به سازمان تامین اجتماعی را نیز نادیده گرفته و شرکت را با بدهی های متعدد روبرو کرده اند تا جایی که بانک ملت شرکت را توقیف کرده است. گفتنی است در حال حاضر بیش از 450 کارگر این کارخانجات 22 ماه است که از کار بیکار شده اند.

بازگشت صدها هزار بازنشسته به کار
بنابه گزارش منتشره، سطح نامناسب معیشت زندگی در ایران باعث شده که نهضد هزار بازنشسته بار دیگر به سرکار بازگردند.
برپایه این گزارش، بازنشستگان تا یکی دو دهه گذشته، پس از ۳۰ سال اشتغال دیگر به کار برنمی گشتند ولی، افزایش هزینه ها و پایین بودن حقوق بازنشستگی در مقابل مخارج باعث شده است تا هزاران بازنشسته پس از طی دوران اشتغال ۳۰ ساله خود، از این فضا خارج نشوند و تلاش کنند تا در فعالیت های اقتصادی باقی بمانند. این در حالی است که در حال حاضر بیش از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر جوان زیر 30 سال که نیمی از آنان را فارغ التحصیلان دانشگاهی تشکیل می دهند، منتظر ورود به بازار کار هستند ولی به دلیل نبود فرصت های شغلی، امکان اشتغال آنها فراهم نیست.

قطع آب در زندان مرکزی تهران
به گزارش "هرانا" در زندان مرکزی تهران بزرگ طی ۴۸ ساعت گذشته فقط ۲ ساعت آب در دسترس بوده و تا کنون این مشکل حل نشده و موجب اعتراض زندانیان شده است.
برپایه این گزارش، مشکل قطع آب در زندان مرکزی تهران باعث شده است که بوی تعفن ناشی از سرویس های بهداشتی، زندگی در سالن های فاز ۴ محل نگهداری زندانیان انتقالی را غیر قابل تحمل کند. گفتنی است گارد ویژه زندان در مقابل اعتراض زندانیان با ضرب و شتم و تراشیدن موهای یک زندانی به نام "عباس آهونبر" عکس العمل نشان داد.



، نام یکی از معلمان مبارز زندانی عبدالرضا قنبری است که به اشتباه علیرضا قنبری نوشته شده است ، لطفا" تصحیح کنید .

قابل توجه کلیه دوستان و رفقا :

توجه کنید ، نام یکی از معلمان مبارز زندانی عبدالرضا قنبری است که به اشتباه علیرضا قنبری نوشته شده است ، لطفا" تصحیح کنید .



از اینکه بسیار از رفقا و دوستان معلمان ، کارگران و زحمتکشان در خبر رسانی و توزیع گسترده اخبار فعالیت می کنند که در جای خود بسیار ثمر بخش بوده ، هست که در آینده نیاز به گسترش بیشتر دارد، دلگرم کننده و انگیزاننده است ، و بخصوص اخیرا" تلاش های بسیار خوبی در رساندن صدا اعتراضی معلمان در سطح جهانی شده است باید مورد تقدیر و قدر دانی واقع گردد. و از طرفی لازم است ، بیان کنیم ، در بسیاری از اخبار منتشر شده نام عبدالرضا قنبری یکی از معلمان مبارز و زندانی در چندین بیانیه ، و نوشته های مختلف از جانب سازمانها ، تشکل ها و محافل گوناگون به اشتباه علیرضا قنبری نوشته شده است ، ما ضمن تشکر و قدر دانی از فعالیت گسترده دوستان و رفقا در رساندن اخبار و تلاش و کوشش آنها در جلب و جذب حمایت های گسترده داخلی و جهانی از مبارزات جاری معلمان و کارگران و دیگر زحمتکشان ، از کلیه رفقا و دوستان می خواهیم اشتباه فوق را تصحیح نمایند .

کارگر زندانی ، معلم زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
با سپاس و تشکر :
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی


6/5/1394

خواستار آزادی فوری اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران شد
اتحادیه سراسری معلمان بریتانیا

حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران
The Presidency
Pasteur Street, Pasteur Square
Tehran, Islamic Republic of Iran

۸ جولای ۲۰۱۵

رئیس جمهور، روحانی عزیز،

در روزهای اخیر اخبار دستگیری و بازداشت دوباره دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، آقای اسماعیل عبدی، به دلیل فعالیت های به حق اتحادیه ای به دست ما رسیده است.

به نمایندگی از اتحادیه سراسری معلمان (بریتانیا) به این وسیله نگرانی شدید خود را نسبت به نحوه رفتار با آقای عبدی– از جمله دستگیری و ماهیت اتهامات مطرح شده علیه او – ابراز می کنم.

بر اساس گزارش هایی که ما دریافت کرده ایم، آقای عبدی پس از آنکه از سفر او به ارمنستان جهت اخذ ویزای سفر به کانادا ممانعت به عمل آمد، در تاریخ ۲۷ ژوئن زندانی شده است. ما همچنین مطلع شده ایم که گذرنامه آقای عبدی در مرز ضبط و به او دستور داده شده بود که که به تهران بازگردد و خود را به دادستانی معرفی کند. او با مراجعه به دفتر دادستان دستگیر می شود.

به باور ما بازداشت آقای عبدی و تلاش دولت شما برای جلوگیری از شرکت او در هفتمین کنگره جهانی آموزش بین الملل، نشان دهنده نقض کنوانسیون های مختلف بین المللی حقوق بشر، از جمله مقاوله نامه ۸۷ سازمان جهانی کار مبنی بر تضمین آزادی تشکل و مقاوله نامه ۹۸ مبنی بر حق مذاکرات دسته جمعی است. دولت شما همچنین با جلوگیری از شرکت نماینده کنگره EI در جلسه نهاد مدیریت این سازمان، مانع کارکرد دموکراتیک فدراسیون جهانی اتحادیه ما شده است.

ما کماکان نسبت به اوضاع ایران و بیش از آن به نحوه رفتار با کارگران و فعالان اتحادیه ای حساس باقی خواهیم ماند.

در مورد آقای عبدی، به نظر می رسد هیچ دلیل دیگری برای دستگیری او و حکم ده سال زندانی که به او تحمیل شده، به غیر ازاین که او فعالیت سندیکایی داشته است، وجود ندارد؛ و این فعالیتی است که او باید قادر می بود بنا به حق دنبال نماید. بنابراین ما از دولت شما می خواهیم که برای آزادی ایشان هر چه زوتر اقدام کند. ما همچنین از دولت شما می خواهیم که تمام معلمانی که در حال حاضر در ایران بدلیل فعالیت های اتحادیه ای به زندان افتاده اند را آزاد نماید.

امید دارم که شما این موضوع را به عنوان عاجل ترین امر، مورد توجه قراردهید.

در انتظار پاسخ هر چه زودتر شما می مانم.

با احترام،
کریستین بلوور
دبیر کل

رونوشت: جناب سید علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران؛ دفتر وزارت امور خارجه و مشترک المنافع بریتانیا


ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

اخباروگزارشات کارگری11تیر1394

- اعتصاب وتجمعات 800کارگر پیمانی فازهای 15 و 16 منطقه ویژه عسلویه طی 4روزگذشته در اعتراض به عدم پرداخت حقوق


- برگزاری جلسه محاکمه دو فعال کارگری آرام و فواد زندی
- اعتصاب کارگران بخشهای کشتار دام و طیور مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد دراعتراض به عدم پرداخت 10ماه حقوق
- عدم پرداخت6ماه حقوق کارگران پروژه اتوبان تبریز- سهند(شرکت پیمانکاری بتن سازه)
- عدم پرداخت 9ماه حقوق کارگران سد "چپرآباد" اشنویه
- بلاتکیفی بیست و دوماهه 49کارگرکارخانه سیمان لوشان واعتراضشان به بی توجهی کمسیون کارگری رودبار به خواسته هایشان

اعتصاب وتجمعات 800کارگر پیمانی فازهای 15 و 16 منطقه ویژه عسلویه طی 4روزگذشته در اعتراض به عدم پرداخت حقوق
در حالی که پیمانکاران پروژههای در دست احداث فازهای 15 و 16 منطقه ویژه عسلویه از مدتی پیش تلاش کردند تا با تغییر متن قراردادهای کار امکان هرگونه اعتراض را از کارگران بگیرند فعالان کارگری منطقه عسلویه از اعتصاب چند روزه گروهی از این کارگران در اعتراض به عدم پرداخت حقوق، خبر میدهند.
کارگران معترض که شمار آنها دستکم تا حدود 800 نفر نیز میرسد در شرکتهای آذران گستر، توانمند، تلاشگستر، آزمون فلز و پتروصنعت مشغول کارندو در روزهای گذشته با ماندن در خوابگاه و یا تجمع در مقابل دفتر کارفرمای اصلی پیگیر مطالبات مزدی خود شده بودند.
به گزارش11تیرایلنا،کارگرانی که هم اکنون در منطقه عسلویه مشغول به کارند در توضیح این اتفاق میگویند که از حدود چهار روز پیش باقیمانده کارگران پیمانکاری شاغل در پروژههای در دست احداث فازهای 15 و 16 منطقه ویژه عسلویه در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود در محل کار حاضر نشدهاند.
گفته میشود که دلیل اصلی این اعتصاب را طولانی شدن پرداخت معوقات مزدی باقیمانده از سال 93 و بخشهایی از مطالبات مزدی سال 94 است و از طرف پیمانکار به کارگران گفته شده است که کارفرمای اصلی از پرداخت صورت وضعیتهای پیمانکاران خودداری میکند.
برپایه این اطلاعات کارگران معترض که شمار آنها دستکم تا حدود 800 نفر نیز میرسد در شرکتهای آذران گستر، توانمند، تلاشگستر، آزمون فلز و پتروصنعت مشغول کارندو در روزهای گذشته با ماندن در خوابگاه و یا تجمع در مقابل دفتر کارفرمای اصلی پیگیر مطالبات مزدی خود شده بودند.
البته این کارگران در واپسین ماههای سال گذشته نیز برای پیگیری مطالبات مزدی خود به مدت چند روز با تجمع در محوطه خوابگاه و یا خودداری از ورود به داخل کارگاه اعتراض خود را اعلام کرده بودند.
شکل گیری این اقدام اعتراضی در حالی است که چندی پیش کارگران شاغل در این قسمت از منطقه عسلویه با انتشار عکسی که از متن قراردادهای جدید کار آنها تهیه شده بود نشان دادند که برخی شرکتهای پیمانکاری در تلاشند تا با محدود کردن حقوق امکان هرگونه اعتراض قانونی را از آنها سلب کنند.
براساس این تصاویر در متن قراردادهای جدید آمده بود که چنانچه کارگر اعتصاب کند هیچ گونه وجهی بابت کار انجام شده به وی پرداخت نخواهد شد همچنین در این قرارداد آمده بود که اگر رابطه کاری کارگر و کارفرما کمتر از یک هفته قطع شود بازهم به کارگر بابت کار انجام شده مزدی تعلق نخواهد گرفت.

برگزاری جلسه محاکمه دو فعال کارگری آرام و فواد زندی
طبق گزارش دریافتی روز دو شنبه08/04/94 آرام و فواد زندی دو برادر و دو فعال کارگری در شعبه یک دادگاه انقلاب شهر سنندج مورد محاکمه قرار گرفتند.
در این جلسه محاکمه که برای هر یک از این دو فعال کارگری به مدت 20 دقیقه به طول انجامید ،از طرف قاضی اتهام نامبردگان فعالیتهای کارگری و همچنین عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری اعلام گردید که این دو فعال کارگری ضمن دفاع از فعالیتهای کارگری خود کمیته هماهنگی را نیزبه عنوان تشکلی کارگری مورد قبول خود اعلام نمودند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
11 تیر 1394

اعتصاب کارگران بخشهای کشتار دام و طیور مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد دراعتراض به عدم پرداخت 10ماه حقوق
روز چهارشنبه دهم تیرماه، کارگران کشت و صنعت مهاباد در اعتراض به تاخیر در پرداخت ١٠ ماه حقوق، مانع فعالیت بخشهای کشتار دام و طیور این مجتمع شدند.
به گزارش 11تیرکُردپا، به گفته یکی از کارگران، ١٠ ماه است که حقوق کارگران بخشهای کشتار دام و طیور پرداخت نشده و پس از چندین بار پیگیری، تاکنون پاسخ مثبتی را دریافت نکردهاند.
مدتی پیش نیز، خبرهایی در مورد تعطیلی همیشگی این مجتمع صنعتی به عنوان نماد صنعت مهاباد منتشر گردیده بود.
هماکنون تنها بخش کشتارگاه طیور و سردخانه کشت و صنعت مهاباد درحال فعالیت میباشند.
مجتمع صنعتی کشت و صنعت مهاباد (مجتمع چهارگانه سبز مهاباد) در اوایل دهه ١٣٥٠ تاسیس و براساس اسناد و گفته مسئولان این مجتمع، در آغاز ٨٠٠کارگر در این مجتمع مشغول به کار بودند و هماکنون تعداد آنها به ١٥ تا ٢٠ کارگر کاهش یافته است.
کارگران معترض این مجتمع میگویند: مشکلات شرکتهای چهارگانه سبز مهاباد زمانی آغاز شد که این مجتمع بزرگ صنعت کشاورزی در سال ۸۶ در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی به بخش خصوصی واگذار شد.

عدم پرداخت6ماه حقوق کارگران پروژه اتوبان تبریز- سهند(شرکت پیمانکاری بتن سازه)
حدود شش ماه است که حقوق کارگران پروژه اتوبان تبریز- سهند توسط پیمانکار مربوطه پرداخت نشده است.
به گزارش11تیر ائل، پروژه احداث اتوبان تبریز-سهند یکی از طرحهای عمرانی آذربایجان شرقی است که طی سالهای گذشته به دلیل اهمیت و نیاز مردم به تکمیل آن همواره مورد توجه بوده است.
عملیات احداث بخشی از این جاده هابرعهده اداره کل راه و شهرسازی آذربایجان شرقی قرار داده شده است و مسئولان دولت سابق و دولت فعلی بارها بر تسریع در اجرای آن تاکید کرده اند.
در این میان بر اساس اخبار واصله به ائل حقوق کارگران پروژه اتوبان تبریز – سهند حدود شش ماه است که توسط پیمانکار مربوطه پرداخت نشده است و بر اساس پیگیری های صورت گرفته پیمانکار مربوطه در این رابطه پاسخگو نیست.
مدیر کل راه و شهرسازی آذربایجان شرقی با بیان اینکه بر اساس قرارداد وظیفه پیمانکار است که حقوق کارگران خود را بدهد، گفت: کارگران این پروژه توسط پیمانکار به کار گرفته شده اند و شرکت بتن سازه وظیفه دارد که حقوق آنان را بپردازد.
توحید اخلاقی در خصوص وضعیت پرداخت مطالبات پیمانکار از کارفرمای پروژه افزود: دولت بدهی هایی به شرکت پیمانکار دارد اما این دلیل نمی شود که این شرکت از دادن حقوق کارگران اجتناب کند.
وی خاطرنشان کرد: به زودی بدهی خود را به این شرکت پرداخت خواهیم کرد اما در مورد عدم پرداخت حقوق کارگران طبق قرارداد شرکت پیمانکار باید پاسخگو باشد.

عدم پرداخت 9ماه حقوق کارگران سد "چپرآباد" اشنویه
مدت ٩ ماه است که شرکت پیمانکار سد "چپرآباد" اشنویه حقوق و دستمزد کارگران را پرداخت نکرده است.
به گزارش 11تیرکُردپا، مسئولان این شرکت به بهانه کمبود بودجه از پرداخت کامل حقوق و مزایای کارگران خودداری کرده و پس از گذشت ٩ ماه از تعویق پرداخت حقوق و دستمزد کارگران به هر کارگر مبلغ ٢٠٠ هزار تومان پرداخت کرده است.
ساخت سد "چپرآباد" اشنویه با ارتفاع ٣٤ متر و حجم آب تنظیمی ١٣٠ میلیون متر مکعب، از سال ٨٢ آغاز و تاکنون افتتاح نشده است و بیش از ٤٠ کارگر در آن مشغول به کار هستند.

بلاتکیفی بیست و دوماهه 49کارگرکارخانه سیمان لوشان واعتراضشان به بی توجهی کمسیون کارگری رودبار به خواسته هایشان
کارگران کارخانه سیمان لوشان اعلام کردند که چهارمین جلسه بررسی وضعیت کارگران کارخانه سیمان لوشان، صبح روز چهارشنبه (سوم خردادماه) در کمسیون کارگری رودبار برگزار شد و با وجود اصرار کارگران هنوز هیچ اقدامی برای تحقق خواستههای آنها صورت نگرفته است.
به گزارش11تیرایلنا،به گفته این کارگران در جلسه مورد نظر کمسیون کارگری از یکسو کارفرما مکلف به پرداخت همه مطالبات کارگران شد و از سوی دیگر قرار است تا 25 کارگر باسابقه این کارخانه تا زمان رسیدن به شرایط استفاده از حق بازنشستگی به واحدهای دیگری همچون کارخانههای سیمان ایلام و ترتبت حیدریه انتقال پیدا کنند.
با این حال کارگران کارخانه سیمان لوشان میگویند که به دلیل بعد مسافت امکان انتقال آنها به کارخانههای سیمان ایلام و تربت حیدریه وجود ندارد و چون شنیدهاند که کارفرما قصد بازسازی و احیا کارخانه سیمان لوشان را دارد آنها میخواهند تا همچنان در این واحد صنعتی مشغول کار شوند.
آنها می گویند مطلع شدهاند که با مصوبه کمسیون کارگری فرمانداری رودبار قرار است تا کارفرما براساس طرح پیشنهادی سازمان صنعت، معدن و تجارت عملیات بازسازی کارخانه سیمان لوشان را آغاز کند و در این مدت براساس آیین نامه اجرایی ماده 4 قانون بیمه بیکاری تمامی کارگران بصورت موقت به صندوق بیمه بیکاری معرفی شوند.
به گفته کارگران سیمان لوشان حالا که قرار است آنها تا اتمام پروژه بازسازی کارخانه به صندوق بیمه بیکاری معرفی شوند آنها ترجیح میدهند که خود شخصا در فرآیند بازسازی کارخانه مشارکت داشته باشند.
به گفته کارگران کارخانه سیمان لوشان با این حال در جلسه اخیر کمسیون کارگری دیدگاههای برخی از حاضرین به سمت تسویه حساب کامل بوده و در عمل به هیچ یک از خواستههای آنها که در راستای ادامه فعالیت این کارخانه است اهمیتی داده نشد.
کارگران با یاد آوری اینکه کارفرما به بهانه اینکه این کارخانه مستهلک است و توجیه اقتصادی ندارد، فعالیت کارخانه سیمان لوشان را از اول مهر ماه سال 92متوقف کرده است در ادامه افزودند: تا به امروز هیچ مقام مسئولی حاضر به پاسخگویی به وضعیت بلاتکلیف آنها نشده است.
به گفته کارگران کارخانه سیمان لوشان، این واحد قبل از خرداد سال 92بیش از 180کارگر داشت که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری «خوشایند خزر» کار میکردند اما با وقوع مشکلات مربوط به کمبود منابع مالی تمامی این 180کارگر پیمانکاری در ماههای تیر و شهریور 92در دو مرحله اخراج شدند.
باقیمانده کارگران کارخانه سیمان لوشان که خود بین 10 تا 18 سال سابقه کار دارد یا آور میشوند که تعدیلهای سال 92 همه همکاران آنها موفق به دریافت معوقات مزدی خود نشدند.



یازدهم تیرماه1394
akhbarkargari2468@gmail.com

۱۳۹۴/۰۴/۱۱

کارگران سیمان لوشان معطل اجرای مصوبه کمسیون کارگری هستند


ایلنا: در ادامه بلاتکلیفی بیست و دو ماهه 49 کارگر کارخانه سیمان لوشان , این کارگران از کمسیون کارگری رودبار می‌خواهند تا هر چه سریعتر بابت وصول مطالبات آنها قاطعانه اقدام کند.
کارگران کارخانه سیمان لوشان در تماس با ایلنا اعلام کردند که چهارمین جلسه بررسی وضعیت کارگران سیمان لوشان، صبح روز چهارشنبه (سوم خردادماه) در کمسیون کارگری رودبار برگزار شد و با وجود اصرار کارگران هنوز هیچ اقدامی برای تحقق ‌خواسته‌های صنفی آنها صورت نگرفته است.
به گفته این کارگران در جلسه مورد نظر کمسیون کارگری از یکسو کارفرما مکلف به پرداخت همه مطالبات کارگران شد و از سوی دیگر قرار است تا 25 کارگر باسابقه این کارخانه تا زمان رسیدن به شرایط استفاده از حق بازنشستگی به واحدهای دیگری همچون کارخانه‌های سیمان ایلام و ترتبت حیدریه انتقال پیدا کنند
با این حال کارگران سیمان لوشان می‌گویند که به دلیل بعد مسافت امکان انتقال آنها به کارخانه‌های سیمان ایلام و تربت حیدریه وجود ندارد و چون شنیده‌اند که کارفرما قصد بازسازی و احیا کارخانه سیمان لوشان را دارد آنها می‌خواهند تا همچنان در این واحد صنعتی مشغول کار شوند.
آنها می گویند مطلع شده‌‌اند که با مصوبه کمسیون کارگری فرمانداری رودبار قرار است تا کارفرما براساس طرح پیشنهادی سازمان صنعت، معدن و تجارت عملیات بازسازی کارخانه سیمان لوشان را آغاز کند و در این مدت براساس آیین نامه اجرایی ماده 4 قانون بیمه بیکاری تمامی کارگران بصورت موقت به صندوق بیمه بیکاری معرفی شوند.
به گفته کارگران سیمان لوشان حالا که قرار است آنها تا اتمام پروژه بازسازی کارخانه به صندوق بیمه بیکاری معرفی شوند آنها ترجیح می‌دهند که خود شخصا در فرآیند بازسازی کارخانه مشارکت داشته باشند.
به گفته کارگران سیمان لوشان با این حال در جلسه اخیر کمسیون کارگری دیدگاه‌های برخی از حاضرین به سمت تسویه حساب کامل بوده و در عمل به هیچ یک از خواسته‌‌های آنها که در راستای ادامه فعالیت این کارخانه است اهمیتی داده نشد.
کارگران با یاد آوری اینکه کارفرما به بهانه اینکه این کارخانه مستهلک است و توجیه اقتصادی ندارد، فعالیت «سیمان لوشان» را از اول مهر ماه سال 92متوقف کرده است در ادامه افزودند: تا به امروز هیچ مقام مسئولی حاضر به پاسخگویی به وضعیت بلاتکلیف آنها نشده است.
به گفته کارگران سیمان لوشان، این واحد قبل از خرداد سال 92بیش از 180کارگر داشت که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری «خوشایند خزر» کار می‌کردند اما با وقوع مشکلات مربوط به کمبود منابع مالی تمامی این 180کارگر پیمانکاری در ماههای تیر و شهریور 92در دو مرحله اخراج شدند.
باقیمانده کارگران سیمان لوشان که خود بین 10 تا 18 سال سابقه کار دارد یا آور می‌شوند که تعدیل‌های سال 92 همه همکاران آنها موفق به دریافت معوقات مزدی خود نشدند.

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
اعتراض دوباره کارگران عسلویه به طولانی شدن معوقات مزدی
ایلنا: در حالی که پیمانکاران پروژه‌های در دست احداث فازهای 15 و 16 منطقه ویژه عسلویه از مدتی پیش تلاش کردند تا با تغییر متن قراردادهای کار امکان هرگونه اعتراض صنفی را از کارگران بگیرند فعالان صنفی کارگری منطقه عسلویه از اعتصاب چند روزه گروهی از این کارگران خبر می‌دهند.
کارگرانی که هم اکنون در منطقه عسلویه مشغول به کارند در توضیح این اتفاق به ایلنا می‌گویند که از حدود چهار روز پیش باقیمانده کارگران پیمانکاری شاغل در پروژه‌های در دست احداث فازهای 15 و 16 منطقه ویژه عسلویه در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود در محل کار حاضر نشده‌اند.
گفته می‌شود که دلیل اصلی این اعتراض صنفی را طولانی شدن پرداخت معوقات مزدی باقیمانده از سال 93 و بخش‌هایی از مطالبات مزدی سال 94 است و از طرف پیمانکار به کارگران گفته شده است که کارفرمای اصلی از پرداخت صورت وضعیت‌های پیمانکاران خودداری می‌کند.
برپایه این اطلاعات کارگران معترض که شمار آنها دست‌کم تا حدود 800 نفر نیز می‌رسد در شرکت‌های آذران گستر، توانمند، تلاش‌گستر، آزمون فلز و پتروصنعت مشغول کارند‌و در روزهای گذشته با ماندن در خوابگاه و یا تجمع در مقابل دفتر کارفرمای اصلی پیگیر مطالبات مزدی خود شده بودند.
البته این کارگران در واپسین ماه‌‌های سال گذشته نیز برای پیگیری مطالبات مزدی خود به مدت چند روز با تجمع در محوطه خوابگاه و یا خودداری از ورود به داخل کارگاه اعتراض خود را اعلام کرده بودند.
شکل گیری این اقدام اعتراضی در حالی است که چندی پیش کارگران شاغل در این قسمت از منطقه عسلویه با انتشار عکسی که از متن قراردادهای جدید کار آنها تهیه شده بود نشان دادند که برخی شرکت‌های پیمانکاری در تلاشند تا با محدود کردن حقوق صنفی امکان هرگونه اعتراض قانونی را از آنها سلب کنند.
براساس این تصاویر در متن قراردادهای جدید آمده بود که چنانچه کارگر اعتصاب کند هیچ گونه وجهی بابت کار انجام شده به وی پرداخت نخواهد شد همچنین در این قرارداد آمده بود که اگر رابطه کاری کارگر و کارفرما کمتر از یک هفته قطع شود بازهم به کارگر بابت کار انجام شده مزدی تعلق نخواهد گرفت.

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
تجمع اعتراضی کارگران مخابرات روستایی خوزستان
روز چهارشنبه 10 تیرماه، کارگران مخابرات روستایی خوزستان در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد، تبدیل وضعیت و حق بیمه خود مقابل استانداری رژیم در "خوزستان" تجمع کردند.
یکی از تجمع کنندگان گفت: «250 تن از کارگر مخابرات روستایی خوزستان که سابقه برخی از آنان به سال 65 می رسد تاکنون به صورت قراردادی و بدون پرداخت حق بیمه کار می کنند. این کارگران همچنین از مهر سال 93 تاکنون از دریافت دستمزدهای معوقه خود محروم مانده اند.»

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
تحصن کارگران شرکت پیمانکاری فرزکهن
براساس گزارش منتشره، طی روزهای اخیر، کارگران شرکت پیمانکاری "فرزکهن" در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه دستمزد معوقه خود مقابل سازمان "منطقه آزاد قشم" تجمع کردند.
نماینده کارگران معترض، تعداد افراد شاغل در شرکت فرزکهن را 160 نفر عنوان و تصریح کرد: «طی سه ماه اخیر هیچ کارگری از شرکت مذکور حقوقی دریافت نکرده و حتی شماری از آنان از اسفند ماه سال گذشته تاکنون از دریافت دستمزد و مزایای خود محروم مانده اند. قبل از برگزاری این تجمع بارها با کارفرمای شرکت فرزکهن مذاکره کرده ایم ولی او به جای وعده پرداخت، تهدید به اخراج معترضین کرده است.»


۱۳۹۴/۰۴/۱۱
تعطیلی صدها واحد صنعتی در استان فارس
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت رژیم در استان "فارس" اذعان نمود: «در حال حاضر ۵۰۰ تا ۶۰۰ واحد صنعتی در این استان تعطیل و کارگران شاغل در آن از کار بیکار شده اند.»
نامبرده با اعلام این خبر، افزود: «در حالیکه استان فارس با بحران خشک سالی روبرو است، اکثر کارگران بیکار شده در واحدهای صنعتی ناچارا به سمت کشاورزی رفته اند.»

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
تعویق مطالبات کارگران سد چپرآباد در اشنویه
بنابه گزارش منتشره، بیش از 9 ماه است که کارفرمای شرکت پیمانکاری سد "چپرآباد" در اشنویه به بهانه کمبود بودجه دستمزد کارگران شاغل در این سد را پرداخت نکرده است.
به گفته کارگران این وضعیت، زندگی و معیشت آنان را با مشکلات زیادی روبرو کرده است. از سوی دیگر کارفرما کارگران را تهدید کرده است که در صورت هرگونه اعتراضی آنان را از کار اخراج خواهد کرد. قابل ذکر است پیشتر نیز کارفرما بیش از 20 کارگر این سد را بدون دلیل از کار اخراج کرده است.

برگزاری جلسه محاکمه دو فعال کارگری ارام و فواد زندی
۱۱ تیر ۱۳۹۴
طبق گزارش دریافتی روز دو شنبه08/04/94 آرام و فواد زندی دو برادر و دو فعال کارگری در شعبه یک دادگاه انقلاب شهر سنندج مورد محاکمه قرار گرفتند. در این جلسه محاکمه که برای هر یک از این دو فعال کارگری به مدت 20 دقیقه به طول انجامید ،از طرف قاضی اتهام نامبردگان فعالیتهای کارگری و همچنین عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری اعلام گردید که این دو فعال کارگری ضمن دفاع از فعالیتهای کارگری خود کمیته هماهنگی را نیزبه عنوان تشکلی کارگری مورد قبول خود اعلام نمودند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
11 تیر 1394

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
بلاتکلیفی طولانی مدت کارگران پالایشگاه آبادان
برغم گذشت 8 ماه از اخراج و بیکار شدن 80 کارگر پیمانکاری بخش حمل و نقل "پالایشگاه آبادان"، کارگران بدون دریافت دستمزد و مطالبات خود همچنان در بلاتکلیفی به سر می برند.
به گفته کارگران با وجود اینکه اداره کار رژیم حکم پرداخت مطالبات معوقه آنان را صادر کرده اما کارفرما همچنان از پرداخت مطالبات کارگران خودداری می کند. گفتنی است کارگران پالایشگاه آبادان بیش از 8 ماه دستمزد معوقه، سنوات، عیدی، اضافه کاری و حق بیمه خود را دریافت نکرده اند.

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
ایلنا: جلسه مشترک هیات مدیره کانون عالی کارگران بازنشسته و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی با مدیرعامل و معاونانش برگزار شد.
در ادامه این جلسه اعضای کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی به بیان دیدگاه‌ها و نقطه نظرات خود پرداختند.
قلی شادبخش رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان البرز با اشاره به روند افزایشی تعداد مستمری بگیران تأمین اجتماعی از سالهای قبل، گفت: با وضعیت فعلی تعداد بازنشستگان تا 10 سال آینده به 5 میلیون نفر نیز می‌رسد.
وی با بیان اینکه کوچکترین اختلالی در پرداخت مستمری بازنشستگان تأمین اجتماعی باعث بروز مشکلات فراوان می شود، افزود: باید برای معرفی وضعیت فعلی سازمان به مسئولین کشوری تلاش کنیم و وضعیت فعلی سازمان را تشریح کنیم.
نصرالله دریابیگی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان مازندران با بیان اینکه کارگران و بازنشستگان امروز در حال پرداخت تاوان اشتباهات و سوء مدیریت در سازمان تأمین اجتماعی طی سنوات گذشته هستند، اظهار داشت: بسیاری از بازنشستگان تأمین اجتماعی حداقل حقوق را دریافت می‌کنند و امروز رسیدگی به معیشت بازنشستگان مهمترین خواسته آنان است.
وی برقراری عدالت در پرداخت حقوق به بازنشستگان را مورد تأکید قرار داد و گفت: برقراری عدالت باید در جامعه برای بازنشستگان محسوس باشد و اجرای قانون همسان سازی از مهمترین خواسته های بازنشستگان است.
حسین شجاعی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان کرمان اشتغال مجدد بازنشستگان را از مشکلات جدی سازمان تأمین اجتماعی دانست و گفت: افرادی که با حقوق بالا بازنشسته می شوند در مواردی بار دیگر مشغول به کار می شوند که جا دارد در این رابطه بازرسی و نظارت لازم مورد توجه قرار گیرد.
محمد کوهستانی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان گلستان ارتقاء خدمات درمانی سازمان تأمین اجتماعی را از نیازهای جدی بازنشستگان دانست و اظهار داشت: با توجه به پایان کار طرح‌های توسعه بیمارستان‌های تأمین اجتماعی در استان گلستان این طرح ها هنوز به بهره‌برداری کامل نرسیده‌اند و بهره‌برداری هرچه سریع‌تر آنها از نیازهای جدی بیماران تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی در استان گلستان است.
داداش محمدی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان آذربایجانغربی توجه بیشتر سازمان تأمین اجتماعی به دفاتر کانون‌های بازنشستگی را خواستار شد و گفت: برای مکان کانون بازنشستگان همراهی بیشتری داشته باشید و به گونه‌ای برنامه ریزی کنید تا امکان استفاده کانون‌ها از املاک در اختیار سازمان فراهم شود.
ملیحه نصرالهی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان گیلان توجه ویژه به بازنشستگان در واحدهای اجرایی سازمان تأمین اجتماعی را خواستار شد و گفت: در صورت امکان در شعب سازمان امکان خدمت رسانی مناسب تر به بازنشستگان فراهم شود و شعب ویژه‌ای برای خدمت به بازنشستگان در نظر بگیرید و یا در شعب به گونه ای برنامه ریزی شود که شرایط و خاص و مشکلات بازنشستگان مورد توجه قرار گیرد.
مهدی حسینی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان تهران عدم اجرای افزایش 17 درصدی حقوق برای تمامی بازنشستگان در سال جاری را مورد انتقاد قرار داد و گفت: در سال جاری تنها به خاطر تفاوت 2 درصدی پرداخت حقوق بازنشستگان شاهد نارضایتی هستیم. در حالی که وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی و همچنین مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی از اعضای جامعه کارگری هستند و با مشکلات این اقشار آشنایی دارند جا دارد که به خواسته های ما توجه بیشتری شود.
قربانعلی رمضانی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان خراسان رضوی برقراری ارتباط بیشتر کانون‌های بازنشستگی با سازمان تأمین اجتماعی را مورد تأکید قرار داد و گفت: دریافت به موقع اطلاعات از سازمان تأمین اجتماعی و تعامل سازنده با کانون‌زمینه ساز رفع بسیاری از مشکلات خواهد بود و کانون‌های بازنشستگان امکان بیشتری برای دفاع از منافع بیمه شدگان و بازنشستگان تأمین اجتماعی خواهند داشت.
محمد مس‌گری اسکویی رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان آذربایجانشرقی رسیدگی به معیشت بازنشستگان را خواستار شد و گفت: بازنشستگان با وجود کار و تلاش 30 ساله به امید اینکه روزی به بازنشستگی می رسند اما خواسته های آنان برآورده نمی‌شود و از نظر معیشت با مشکل مواجه هستند.
وی افزود: بازنشستگان به خوبی از شرایط سازمان تأمین اجتماعی آگاه هستند و از منافع این سازمان دفاع می‌کنند اما افزایش 17 درصدی حقوق خواسته حداقلی بازنشستگان بود که متأسفانه محقق نشد.
علی راستگو عضو کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان فارس و عضو شورای شهر شیراز خواستار اعتماد بیشتر سازمان تأمین اجتماعی به کانون‌های بازنشستگان شد و گفت: سازمان تأمین اجتماعی بازنشستگان را از خود بداند و بخشنامه های سازمان را در اختیار کانون‌ها قرار دهد. دیدارهای منظم بین مدیرعامل سازمان با بازنشستگان نیز می تواند باعث برقراری ارتباط مناسب تر باشد.
وی همچنین با اشاره به آغاز عملیات احداث بیمارستان 300 تخت خوابی شیراز، تسریع در اجرای این پروژه را خواستار شد.
راستگو همچنین با اشاره به عدم بازرسی سازمان تأمین اجتماعی از کارگاه‌های بالای 50 نفر گفت:این وضعیت باعث بروز مشکلات و نارضایتی‌هایی می‌شود و بازرسی از کارگاه‌ها باید در تأمین اجتماعی به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
علیرضا امیری رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی استان مرکزی با بیان اینکه بازنشستگان تأمین اجتماعی از این سازمان انتظارات زیادی دارند، گفت: باید برای ارتقاء خدمات این سازمان تلاش بیشتری داشته باشید.
وی از اجرای طرح کرامت رضوی و اعزام بازنشستگان به مشهد مقدس تشکر کرد و گفت: کمک سازمان تأمین اجتماعی در رابطه با پرداخت هزینه بیمه عمر نیز از خواسته‌های بازنشستگان بود که انجام آن هرچند با تأخیر همراه بود اما باعث رضایتمندی این عزیزان می‌شود.

۱۳۹۴/۰۴/۱۱
مصدومیت یک کارگر تهرانی براثر سقوط از تاورکرین
ایلنا: مدیر روابط عمومی اورژانس تهران از مجروحیت یک کارگر جوان در پی سقوط یک دستگاه تاور کرین در محدوده میدان سپاه خبر داد.
به گزارش اخبار دریافتی ایلنا «حسن عباسی» در این باره گفت: این حادثه در ساعت 10:48 صبح امروز به اورژانس اطلاع داده شد که پس از حضور عوامل اورژانس در محل حادثه واقع در میدان سپاه مشخص شد که اوپراتور یک تاور کرین در پی سقوط این دستگاه دچار مصدومیت شده است.
مدیر روابط عمومی اورژانس تهران با بیان اینکه عوامل اورژانس اقدامات اولیه درمانی را بر روی این جوان حدود 20 ساله انجام دادند گفت: پس از آن این فرد در حالی که مصدومیت شدیدی داشت از سوی عوامل اورژانس به بیمارستان ایران شهر منتقل شد.



من شاهرخ زمانی کارگر زندانی

من شاهرخ زمانی کارگر زندانی
از درون زندان گوهر دشت با شما سخن می گویم :




معلمان مبارز ، معلمانی که مرا و فرزندانم را سواد آموختید شما که اکنون در جهت بیداری فرزندان ایران مانند سلاله های خویش از جمله باغچه بان، خانعلی ، صمد بهرنگی ها و فرزاد ها و ... شمع وجود خود را چراغ روشنایی کودکان و جوانان قراردادید بدانید پایان شب سیه سپید است و ظلم و ستم شکست خواهد خورد و روز پیروزی خواهد رسید ، اما باید بدانیم ظلم و ستم و استثمار طبقاتی خود به خود نابود نحواهد شد و باید همه ی کارگران ، معلمان ، پرستاران ، بازنشستگان و ... متشکل و متحدانه دست به مبارزه بزنند و این همه نیرو باید در اتحادیه ها ، فدراسیون ها و کنفدراسیون های خود و همچنین در تشکل سیاسی و سراسری طبقاتی خود متشکل شوند تا بتوانند با استثمار و ظلم ستم و غارتگری مقابله کرده ضمن کسب حقوق اقتصادی خود به حقوق سیاسی و ازادی و دمکراسی نیز دست بیابند ، معلمان مبارز و ادامه دهندگان راه معلمان انقلابی، شما رسالت بسیار سنگینی بدوش دارید شما باید هم جهت با کارگران مبارز و معترض اقدام به متشکل شدن خود و متشکل کردن طبقه زحمتکشان کنید ، بدون گسترش و همه گیر شدن اعتراضات سراسری و بدون سازماندهی آگاهانه همه ی فعالین و مبارزان نمی توانیم با دستگاه سرکوب آموزش دیده با متد جدید دستگاه ها و نهاد های سرکوبگر جهانی مبارزه کرده و کسب پیروزی کنیم ، ما کارگران و معلمان و پرستاران و همه زحمتکشان باید دست در دست بدهیم ضمن سازماندهی خود با متد جدید و سازماندهی هم طبقه ای هایمان در بعد کل طبقه و بر قراری ارتباط جهانی با طبقه جهانی زحمتکشان علم مبارزاتی خود را هر چه بیشتر رشد داده، بروز کنیم . می بینیم که جناح های مختلف سرمایه داری ضمن مبارزه علیه هم دیگر در بعد طبقاتی متحد یکدیگر هستند و در کل و مرکزیت سرمایه داری از نیروهای سرکوبگر در ایران گرفته تا داعشی ها و تا دولت های اروپایی و امریکایی و نهاد ها و تشکل های سیاسی سرمایه داری، نهاد ها و احزاب سرمایه داری همگی در سرکوب ما ( طبقه کارگر) دستشان در یک کاسه است و ما را متحدانه سرکوب می کنند ، در نتیجه ما برای مقابله با طبقه استثمارگر و خدم و حشم اش در نهاد های دولتی و غیر دولتی و مقابله با انواع سرکوب هیچ راه و چاره ای جز وحدت و تشکیلات نداریم ، پس دوباره اعلام می دارم دست در دست و متحدانه پیش بسوی متشکل شدن در اتحادیه ها ، فدراسیون ها ، کنفدراسیون ها و سازمان سیاسی طبقاتی زحمتکشان ، دوستان مبارز نیازی نیست منتظر شویم تا همه ی نیروهای مبارز در اتحادیه های خود متشکل شوند بعد از آن دست به ایجاد فدراسیون و کنفدراسیون بزنیم بلکه همین امروز می توانیم با ایجاد هیات های موسس فدراسیون از طریق متشکل شدن تشکل های موحود مانند کانون های صنفی معلمان ، سندیکای کارگران شرکت واحد ، سندیکای هفت تپه ،سندیکای نقاشان ، سندیکای خبازان و بنایان ، کمیته های و اتحادیه های کارگری و تشکل های موجود در پتروشیمی ها و ... و با تجمع نمایندگانی از این تشکل ها اقدام به ایجاد فدراسیون و کنفدارسیون نماییم این می تواند شروع تشکل های رزمنده و بزرگ سراسری طبقاتی ما زحمتکشان باشد تا از طریق انها در آینده نزدیک بتوانیم از پراکندگی نجات یافته مبارز ه های پراکنده را به سراسری و کوبنده تبدیل نماییم در آن صورت کارفرمان و دولتشان نمی توانند قوانین ضد کارگری مانند گنجاندن ماده ای ضد اعتصاب در قرار داد های کاری را بر ما تحمیل کنند مانند ماده ای که در قرار داد کارگران عسلویه کارفرما به کارگران تحمیل کرده است که اگر دست به اعتصاب بزنند کارفرما حق دارد سریعا" آنها را اخراج کند از این گونه تحمیلات بسیار است و هر روز از پراکندگی ما سو استفاده کرده موارد جدیدی نیز به ما تحمیل می کنند ، امروز مبارزه و مقابله با این شرایط سرکوب وظیفه و رسالت تاریخی ما کارگران و معلمان مبارز است که از هم اکنون اقدام به متشکل شدن و متشکل کردن دوستانمان در تشکل های صنفی و سیاسی طبقاتی کنیم
من شاهرخ زمانی از زندان رجایی شهر ضمن اعلام حمایت از اسماعیل عبدی و دیگر معلمان مبارز و زندانی و ضمن اینکه خواهان آزادی بدون قید و شرط معلمان و کارگران زندانی و زندانیان سیاسی هستم و به خصوص خواهان آزادی فوری معلمان مانند اسماعیل عبدی ، باغانی ، قنبری ، رسول بداغی (که اکنون در انفرادی است) و دیگر معلمان زندانی می باشم ، و همچنین به شما معلمان مبارز اعلام میکنم لازم است یکی از مطالبات شما و کارگران مبارز آزادی زندانیان سیاسی باشد چرا که آزاد شدن زندانیان سیاسی نشانه قدرتمند شدن تشکل های مستفل طبقاتی و مردمی است .
مرا قدم به قدم و دوشا و دوش از صمیم قلب در این مبارزه هر دم افزاینده متحد و در کنار خود بدانید ، برزمید دوستان، آینده از آن ما زحمتکشان است
چاره ما زحمتکشان وحدت و تشکیلات است



کارگز زندانی ، معلم زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد.


شاهرخ زمانی زندان رجایی شهر
9/4/1394

تکثیر از : کمیته حمایت از شاهرخ زمانی



محمد توکلی عضو کانون صنفی معلمان کرمانشاه بازداشت شد

پنج‌شنبه ۲٨ دی ۱٣۹۱ - ۱۷ ژانويه ۲۰۱٣

اخبار روز - گزارش دریافتی: محمد توکلی فعال فرهنگی و عضو کانون صنفی معلمان کرمانشاه روز پنجشنبه در پی احضار از سوی اطلاعات سپاه کرمانشاه بازداشت شد توکلی در ماههای اخیر بارها توسط نهادهای امنیتی و اداره حراست سازمان آموزش و پرورش کرمانشاه به بهانه انجام فعالیت های صنفی تحت فشار قرار داشت.

بیشتر بخوانید

كانون صنفى معلمان

http://moalleman1.iranblog.com/

تاریخ خبر: شنبه 2 مهر 1390 - کدخبر: 90005

پیام معلمان زندانی بند ۳۵۰ اوین به مناسبت اول ماه مهر: در مسیر آگاهی تا رهایی گام بر می‌داریم


سحام‌نیوز: عبدالله مومنی، محمد داوری و علی پورسلیمان سه معلم زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین هستند که به گفته خودشان سه سال است که صدای زنگ اول مهر را از پشت دیوارهای بلند اوین می شنوند. این سه معلم زندانی در بیانیه ای که از داخل زندان به بیرون ارسال کرده اند، نوشته اند:

بیشتر بخوانید

در آستانه روز معلم: برخورد تند مراكز امنيتى با كانون صنفى معلمان


۱۳۸۹/۰۲/۰۹
بیژن یگانه

گزارش ها از ايران حاكى است كه در آستانه روز معلم فشارها بر اعضاى كانون صنفى معلمان ايران تشديد شده است و شمارى از اعضاى اين تشكل صنفى در تهران، تبريز، همدان و برخى ديگر از شهرهاى ايران احضار، بازجويى و بازداشت شده اند.
در حالى كه كانون صنفى معلمان ايران روز چهارشنبه از احضار على اكبر باغانى، دبيركل و محمد بهشتى لنگرودى، سخنگوى كانون صنفى معلمان و بازجويى آن ها از سوى وزارت اطلاعات در دو روز پياپى خبر داده است، گزارش هاى غير رسمى حكايت از بازداشت اين دو عضو كانون صنفى معلمان دارد.
همزمان شمارى ديگر از اعضاى كانون صنفى معلمان در شهرهاى تبريز و همدان نيز از سوى ادارات اطلاعات در اين دو شهر احضار و مورد بازجويى قرار گرفته و برخى چندين ساعت بازداشت شده اند.

بیشتر بخوانید

رسول بداقی به شش سال حبس محکوم شد



بامدادخبر- شعبه‌ی پانزدهم دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، رسول بداقی، عضو هیات مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران را به 6 سال زندان و 5 سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم کرد.
به گزارش بامدادخبر، یک سال از این حکم به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و 5 سال دیگر به اتهام “تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی” صادر شده است.
مسعود شفیعی، وکیل رسول بداقی، در گفتگویی کوتاه ضمن نامتناسب دانستن این حکم با اتهامات موکلش، اعلام کرد که در زمان قانونی نسبت به حکم صادره اعتراض خواهد کرد.
دادگاه این عضو دربند کانون صنفی معلمان ایران، روز چهاردهم تیرماه برگزار شده بود.
رسول بداقی از دهم شهریورماه سال گذشته در بازداشت به سر می‌برد و از اردیبهشت‌ماه سال جاری به زندان رجایی‌شهر در کرج تبعید شده است

گزارش دیدار اعضای کانون صنفی معلمان ایران با دو تن از مراجه تقلید
گزارش کامل دیدار وگفتگوی 13 نفراز اعضای کانون صنفی معلمان ایران به نمایندگی از طرف تشکل های معلمان سراسر کشور با چند نفر از روحانیون بلند پایه در قم در مورد اتفاقات و وقایع اخیرweiterlesen... ادامه


1- مریم حسین خواه روزنامه نگار .
2- حکم اخراج يکی از معلمان بازداشتی در اصفهان صادر شد.
3- اطلاعيۀ کانون معلمان ايران در محکوميت اهداف شوم مشارکت هدايت شدۀ حکومت عدالت ناپذير اسلامي درکنگرۀ به اصطلاح تأمين عدالت آموزشي سازمان آموزش بين الملل، وابسته به دستگاه رهبري ضد مردمي سازمان ملل متحد.
4- پیمان ندینیان دبیر پیشین انجمن صنفی معلمان و فعال مدنی کردستان به حکم انفصال از خدمت محکوم شد.
5- تجمع معلمان خمینی شهر در روز یکشنبه 4 شهریور.
6- برخوردهای قهرآميز با فرهنگيان توسط گماشتگان حکومت .weiterlesen... ادامه

1- بازداشت و احضار معلمان فعال در شهرضا و کرمانشاه.
2-فراخوان تجمع معلمان حق التدریسی مقابل نهاد ریاست جمهوری.
3- مجازات اداری و قضايی برای فعالان حقوق معلمان.
4- بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت بازگشایی مدارس.
5- فراخوان کانون معلمان ايران به گردهمايي سراسري 5 اکتبر.
6-گزارشي از برخورد با فعاليت‌هاي صنفي معلمانبرخورد، بازداشت و ضرب و شتمweiterlesen... ادامه

1-در سراسر ایران معلمان زندانی شده اند.
2- به نام قلم و آزادی بیانیه معلمان کامیاران در حمایت از فرزاد کمانگر.
3- محكوميت نه تن از معلمان همدان به 91 روز حبس.
4- روز نامه نگار در بند خوزستاني.
5- بازداشت یکی از اساتید دانشگاه پیام نور مریوان.
6-برکناری ناگهانی رييس دانشگاه تهران.weiterlesen... ادامه

1- فراخوان جمعی از معلمان کامیاران.
2- تقدیر کانون صنفی معلمان ایران از فرزاد کمانگر.
3- اجتماع مجدد معلمين بازنشسته سنندج.
4- بررسي گذشته نگاهي به آينده - کانون صنفی معلمان ایران.
5-نامه ای به معلمان ایران وسراسر دنیا فرزاد کمانگررا تنها نگذاریم!
6-احضار و تهديد دو معلم در سنندج.
7- دقایقی پیش کلیه معلمانی که روبروی مجلس صبح روز جاری بازداشت شده بوند آزاد شدند.
8- آزادی معلمان بازداشتی و اطلاعیه سازمان معلمان ایران .
weiterlesen...ادامه

      پیام حزب سوسیال دمکرات ایران  به معلمان سراسر کشور

اعلام اعتصاب سراسری از جانب "کانون صنفی معلمان ایران
پیام حزب سوسیال دمکرات ایران به معلمان سراسر کشورweiterlesen... ادامه

    گفتگو با مختار اسدی، عضو کانون صنفی معلمان ایران در رابطه با وضعیت این کانون

1- گفتگو با مختار اسدی، عضو کانون صنفی معلمان ایران در رابطه با وضعیت این کانون.
2-گزارش دومین روز اعتراضات سراسری معلمان.
3- رسول بداقی بازداشت شد.weiterlesen... ادامه

   اعمال فشار و عدم پرداخت حقوق یك معلم بازنشسته مسیحی

اعمال فشار و عدم پرداخت حقوق یك معلم بازنشسته مسیحی weiterlesen... ادامه

اخباروگزارشات کارگری29اسفند1394

با گرمترین شادباش ها وبهترین آرزوها بمناسبت فرارسیدن بهار وسال نو


- 3کارگرمعترض فاز19عسلویه اخراج شدند!
- نگاهی گذرا در آخرین لحظات سال۹۴ به وضعیت معلمان زندانی
- کارگران خط و ابنیه راه آهن ایران و کارخانه تراورس بتنی اندیمشک چند ماه حقوق طلب دارند - بیانیه کانون صنفی معلمان پیرامون «تأیید حکم محکومیت رسول بداقی در دادگاه تجدیدنظر»
- اخراج کارگران کارخانه ایستک سنندج در آستانه سال نو!
- معلمان حق التدریسی با5ماه حقوق معوقه سال را تازه می کنند!
- دیدار مجدد جمعی از فعالین کارگری واعضای کمیته هماهنگی با مادر جلیل محمدی!
- پیام کانون مدافعان حقوق کارگر به مناسبت سال نو
- سندیکای کارگران فلزکارمکانیک:شادباش نوروزی به مردم و زحمتکشان ایران
- جان باختن29کارگر در استان همدان طی11ماه!
- مرگ یک کارگر جوان در آتش سوزی چادر های اسکان کارگری!
باز کن پنجره ها را، که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد،
و بهار،
روی هر شاخه، کنار هر برگ،
شمع روشن کرده است.
همه ی چلچله ها برگشتند،
و طراوت را فریاد زدند.
کوچه یکپارچه آواز شده است،
و درخت گیلاس،
هدیه ی جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است.
باز کن پنجره ها را ای دوست!
هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟
هیچ یادت هست،
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با خاک چه کرد؟
با سر و سینه ی گل های سپید،
نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه ی باران را باور کن!
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم،
که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها
جشن می گیرد.
خاک، جان یافته است.
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را…
و بهاران را باور کن
فریدون مشیری
3کارگرمعترض فاز19عسلویه اخراج شدند!
به گفته فعالان کارگری شاغل در منطقه ویژه عسلویه از احتمال اخراج دست‌کم سه نفر از کارگران شاغل در فاز ۱۹ در روزهای گذشته خبر می‌دهند.
به گزارش29اسفندایلنا،این کارگران افزودند: این احتمال وجود دارد که اخراج همکارانشان با برپایی تجمع اعتراضی که از سوی گروهی از کارگران پیمانکاری فاز ۱۹ در روز دوشنبه (بیست و چهارم اسفند ماه) برپا شده بود مرتبط باشد.
برگزار کنندگان این تجمع اعتراضی کارگری که با استناد به دستور العمل صادر شده از سوی وزارت نفت خواهان پرداخت معوقات مزدی خود بودند،گفتند: پیمانکاری که آنها در استخدامش هستند بابت حدود سه ماه مزد پرداخت نشده بدهکار است.
از قرار معلوم نه تنها با گذشت نزدیک به یک هفته هنوز این طلب مزدی پرداخت نشده است بلکه از طرف عوامل کارفرما سه نفر از کارگران این پروژه به ظن مشارکت در برپایی تجمع یاد شده اخراج شده‌اند.
کارگران با یادآوری اینکه در تعطیلات نوروزی فعالیت بیشتر پروژه‌های منطقه عسلویه بصورت موقت متوقف می‌شود، افزودند: از طرف عوامل کارفرما به همکاران اخراج شده آنها گفته شده است که برخلاف سایر کارگران از سال آینده دیگر بازنگردند و فقط منتظر بمانند تا باقیمانده معوقات مزدی آنها پرداخت شود.
از قرار معلوم کارگران مورد نظر دست کم تا نزدیک هشت سال در زمینه نصب خطوط و تجهیزات نفتی سابقه کار دارند و به نوعی نیروی ماهر و مجرب شمرده می‌شوند.
درهمین رابطه:
تجمع کارگران فاز 19عسلویه دراعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق،عیدی ومطالبات دیگر!
ظهر دیروز(25اسفندماه) حدود صد نفر از کارگران فاز 19 عسلویه دراعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق،عیدی ودیگرمطالباتشان، دست به تجمع مقابل درب‌های ورودی محل کارشان زدند.
به گزارش26اسفندایلنا،از قرار معلوم کارگران معترض از طریق پیمانکاران نیروی انسانی در واحد تقویت فشار گاز صادراتی مشغول‌کارند و بابت حدود سه ماه معوقات مزدی طلبکارند.
از قرار معلوم این تجمع در مقابل درب‌های ورودی محل کار این کارگران برگزار شده بود تا حوالی ساعت ۱۷ ادامه یافته است.
به نقل از کارگران تجمع کننده که از طریق چند شرکت پیمانکاری در استخدام یکی از پیمانکاران اصلی هستند، گفته می‌شود که مطالبات مزدی آنها مربوط به آذرماه به بعد است.
این کارگران با یادآوری اینکه مطابق عرف رایج در منطقه ویژه عسلویه هرسال پرداخت دستمزد اسفند ماه به فرودین ماه سال بعد موکل می‌شود، افزودند: جدا از مزایای مزدی پرداخت نشده مربوط به ماه‌های آذر، دی و بهمن آنها از بابت پرداخت نشدن مزایای عیدی و پاداش پایان سال خود نیز نگران هستند.
نگاهی گذرا در آخرین لحظات سال۹۴ به وضعیت معلمان زندانی
حقوق معلم و کارگر
در آستانه ی سال نو دو معلم زندانی (عبدالرضا قنبری و علی اکبر باغانی) با طی دوران حبس خود آزاد شدند. علی اکبر باغانی بعد از بیست روز می‌بایست به محل تبعید ۱۰ ساله‌ی خود (زابل از شهرستان‌های سیستان و بلوچستان) برود.
در حالی حکم سه سال حبس مجدد (بعد از شش سال حبس بدون مرخصی) رسول بداقی در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد که رسول تقریباً پنجاه درصد از بینایی چشم چپ خود را از دست داده است.
اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان نیز، با حکم شش سال حبس هم‌چنان در بند هشت زندان اوین به سر می‌برد و خانواده‌ی او سال نو را بدون حضور او تحویل می‌کنند.
اما امروز علیرضا هاشمی رییس سازمان معلمان و محمود بهشتی لنگرودی، مرد صبور تشکل‌های صنفی، برای سه روز به مرخصی نوروزی آمدند.
از سویی دیگر، دوتن از فعالان صنفی معلمان به نام‌های محمدرضا نیک‌نژاد و مهدی بهلولی که هم اکنون با قرار وثیقه آزاد هستند، هرکدام محکوم به تحمل پنج سال حبس شده‌اند.
امید است روزی برسد که در کشور ما حرکت‌های عدالت‌خواهانه و حق‌خواهی، جرم محسوب نشود.
کارگران خط و ابنیه راه آهن ایران و کارخانه تراورس بتنی اندیمشک چند ماه حقوق طلب دارند
اتحادیه آزاد کارگران ایران: حدود 8000 کارگرخط و ابنیه راه آهن و کارخانه تراورس بتنی اندیمشک که زیر مجموعه راه آهن ایران میباشند ،حقوق ماههای بهمن و اسفند و عیدی و پاداش آخر سال رادریافت نکرده اند.
کارگران تولیدی تراورس که با کاری سخت و خطرناک و با ساعت کار طولانی به کار مشغول هستند،آخر سال دست خالی به استقبال بهار میروند.
به گفته یکی از کارگران بارها برای گرفتن حقوق حقه ی خود اعتصاب کردند و هربار با اخراج دوستانشان روبرو شده اند و کارفرما کارگران اخراج شده را مجبور به دادن تعهد برای برگشت به کار،نموده است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
29 اسفند 94
بیانیه کانون صنفی معلمان پیرامون «تأیید حکم محکومیت رسول بداقی در دادگاه تجدیدنظر»
در حالی در آستانه سال نو حکم سه سال حبس تعزیری رسول بداقی از سوی شعبه تجدیدنظر تأیید شد که جامعه معلمان ایران در انتظار آزادی او از زندان پس از حدود شش سال و هشت ماه حبس بدون یک روز مرخصی بود.
اگرچه رسول بداقی طی این سال‌ها بامتانت و بزرگواری از دردهای خود و مشکلات جسمی و محرومیت‌هایش به خاطر تأکید بر اهداف صنفی حرفی نمی‌زند، اما مسئولان پرونده وی نیک می‌دانند که فشارهای ناشی از این سال‌ها چه مشکلاتی را برای رسول به وجود آورده است تا جایی که امروز چشم‌چپ وی با مشکل عدم بینایی تا پنجاه‌درصد روبروست.
اگر خانواده رسول بداقی بدترین شرایط را باشرافت تمام تحمل کرده‌اند به خاطر این است که همه نیک می‌دانند رسول درراهی قدم گذاشته است که هدفش چیزی جز بهبود وضعیت آموزش کودکان این سرزمین و حفظ کرامت و منزلت معلمان نیست. اینک ما و همکارانمان در سراسر ایران با این پرسش روبرو شده‌ایم که این مطالبات رسول که مطالبات ما نیز هست چه خطری برای جامعه دارد که رسول باید سه سال دیگر نیز در زندان و دور از همسر و فرزندان خود بماند؟
کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعتراض به این حکم ناعادلانه، خواهان لغو آن است و به مسئولان توصیه می‌کند بجای صدور چنین احکامی، اجرای خواسته‌ها و مطالبات معلمان در راستای بهبود آموزش‌وپرورش کشور و ارتقای وضعیت منزلت و معیشت معلمان را در دستور کار قرار دهد پیش از آنکه خروجی‌های این سیستم نابسامان، تمامی معیارهای اخلاقی، فرهنگی و تربیتی این کشور را فروپاشد و آمارهای طلاق، جرم و جنایت، بزهکاری و فسادهای اجتماعی بیش از این بالا رود.
بی‌تردید رسول بداقی در راستای بهبود شرایط آموزش و جامعه گام برداشته است ما از تمامی مسئولین می‌خواهیم پیش از آنکه رسول به خاطر مشکلات زندان بینایی‌اش را از دست دهد شرایط لازم برای آزادی او دست‌کم برای درمان پزشکی مهیا نمایند.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
1394/12/28
اخراج کارگران کارخانه ایستک سنندج در آستانه سال نو!
بر اساس گزارش ارسالی، کارفرما و مسئولین کارخانه ایستک سنندج، پس از پایان قراردادهای اسفند 94 با تمامی کارگران شاغل در این کارخانه تسویه حساب و به آنها اعلام کرده اند که این کارخانه برای سال جدید 95 تولیدی نخواهد داشت و احتمال بسته شدن آن به طور کامل قطعی خواهد شد، و کارگران باید به فکر بیمه بیکاری و شغل دیگری برای خود باشند.
پس از اعلام این خبر از طرف مسئولین کارخانه موجی از ناامیدی و ترس از بیکاری وجود کارگران شاغل در این واحد تولیدی را دربر گرفته است و واکنش تند وسریع آنها را در پی داشته است. کارگران برای جلوگیری از بسته شدن کارخانه به اداره کار و استانداری سنندج مراجعه کرده اند که مسئولین اداره کار تا لحظه ارسال این خبر تاکنون جواب قانع کننده ای به کارگران نداده اند و آن را به بعد از تعطیلات نوروز موکول کرده اند. بعضی از کارگران دلیل بسته شدن کارخانه را مسائل مربوط به یکی از کارفرمایان کارخانه که هم اکنون به اتهام فساد اقتصادی و پولشویی در زندان به سر می برد می دانند.
لازم به ذکر است که کارخانه ایستک دارای دو شعبه می باشد که اولین شعبه آن در شهر رشت و دومین شعبه آن در جاده کمربندی بهشت محمدی سنندج واقع شده است و دارای 120 نفر کارگر بوده و همگی آنها با قراردادهای موقت یک ماهه مشغول به کار می باشند که سابقه شماری از آنها از یک سال تا هشت سال می باشد.
ما اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، ضمن محکوم کردن اخراج کارگران به هر بهانه ای، خواستاری ابقا به کار تمامی کارگران اخراج شده می باشیم.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
28 اسفند 1394
معلمان حق التدریسی با5ماه حقوق معوقه سال را تازه می کنند!
تعدادی از معلمان حق التدریسی یادآور شدند که آنها معادل یک ماه از مجموع 6 ماه مزد پرداخت نشده خود را دریافت کرده‌اند.
براساس این اطلاعات هم اکنون مطالبات باقیمانده سال 94 این گروه از معلمان به حدود 5 ماه حق التدریس پرداخت نشده کاهش یافته است.
معلمان حق التدریسی به آن گروه از آموزگارانی گفته می‌شود که در مدارس مختلف دولتی کشور به تدریس و آموزش اشتغال دارند اما برخلاف همکاران رسمی خود از مزایای شغلی بسیار کمتری برخوردارند.
منبع:ایلنا-29اسفند
دیدار مجدد جمعی از فعالین کارگری واعضای کمیته هماهنگی با مادر جلیل محمدی!
به گزارش رسیده روز پنچ شنبه 27اسفند جمع زیادی از فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری برای دومین باربه دیدار مادر فعال کارگری جلیل محمدی رفتند.
در این دیدار حاضرین ضمن محکوم کردن بازداشت جلیل محمدی از فعالیت های نامبرده که چیزی جز دفاع از حقوق کارگران ومحرومان جامعه نیست حمایت خودرا از این فعال کارگری و خانواده وی اعلام کردند وخواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط این فعال کارگری و دیگر کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شدند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
27 اسفند 1394
پیام کانون مدافعان حقوق کارگر به مناسبت سال نو
فصل یخ، بر ورق منجمد نور بخواب
فصل گل، روی شط جاری خورشید بتاب
چشمه بگشای، شکوفندهی ژرفایی باش
ماسه بگذار، ز خود بگذر و دریایی
سعید سلطان پور
بار دیگر بهاری نو رسید و زندگی در ژرفای خود شکوفندگی یافت اما کارگران ایران در حالی به استقبال سال 1395 میروند که سالی سخت و دشوار را سپری کرده اند. در سال 94، در ادامه ی حملات گسترده چند دهه اخیر به معیشت کارگران و مزدبگیران باز هم طبقه ی کارگر بیحقوقتر شد. تفاوت سال اخیر با گذشته در عریان تر شدن گفتمان حاکمان و کارفرمایان است.
در سالی که گذشت “شیطان بزرگ” هم با نرمش دولتمردان مواجه شد، اما کارگران و زحمتکشان ایران بارها طعم سرکوب را چشیدند. اعتراض کارگران بهبهان برای داشتن کار، به بهای جان یکی از آنان به نام مرتضی فرج نیا تمام شد. زیر همین فشارها دو فعال کارگری سرشناس، شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده جان باختند. علاوه بر این چندین و چند کارگر مبارز به احکام ناعادلانه محکوم شدند که میتوان به حکم 9 سال زندان برای محمود صالحی و بهنام ابراهیم زاده، 6 سال برای جعفر عظیم زاده، 5 سال برای داوود رضوی، سه سال و نیم برای جمیل محمدی، یک سال برای عثمان اسماعیلی و … اشاره کرد. کارگران عسلویه، بافق، خاتون آباد، سیمان دورود و معدن طزره که از ماه ها بیح قوقی به جان آمده و تنها حقوق عقب مانده خود را مطالبه کردند، نیز بارها دستگیر و تا زمان دادگاه با وثیقه های سنگین آزاد شدند.
در سال گذشته معلمان نیز با چماق سرکوب سراسری دست به گریبان بودند و رسول بداقی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، مهدی بهلولی و محمدرضا نیک نژاد به حبسهای طولانی سه تا 5 سال محکوم شدند.
از سوی دیگر جلسات تعیین حداقل دستمزد به طور واضحی نشان داد که مزدبگیران نه تنها قرار نیست سهمی از “برجام” داشته باشند بلکه قربانی زد و بندهای سرمایه داران وطنی و جهانی برای افزایش “جذابیت های سرمایه گذاری” در کشورند.
این ماجرای به اصطلاح تعیین حداقل مزد به اندازه ای ظالمانه شد که سه نماینده ی دست چین شده تشکل های دولتی تحت عنوان نمایندگان کارگری نیز حاضر به امضای این مصوبه نبودند و تنها بعد از تهدید امنیتی چنین کردند.
اما به رغم این همه فشار، کارگران و زحمتکشان سر خم نکرده و بیش از سالهای قبل با تحصن و اعتصاب، اعتراضشان را به بی حقوقی مطلقشان بارها فریاد کردند و در عمل ثابت کردند که تا بی عدالتی هست ندای حق طلبی خاموش نخواهد شد.
به هر روی این گونه که از شواهد و قرائن بر میآید، این روند در سال آینده نیز ادامه خواهد یافت. مادامی که کارگران، مزدبگیران و فرودستان جامعه متحد و متشکل نشوند، امکان مقاومت در برابر این همه ظلم را نخواهند داشت.
در سال جدید کارگران و زحمتکشان در اندیشه حل برخی از مشکلات از جمله بررسی دلایل عدم سازماندهی موفق نیروی کار خواهند بود و متحدانه در رفع موانع آن گام خواهند برداشت.
بدون سازماندهی و ایجاد تشکل های سراسری امکان پیروزی وجود ندارد.
کانون مدافعان حقوق کارگر
29 اسفند 1394
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک:شادباش نوروزی به مردم و زحمتکشان ایران
بهاران خجسته باد!
آغاز سال نو و فرا رسیدن روزهای گرامی داشتن سنت های بهاری نیاکانمان که نوروز نام گرفته است را به مردم و زحمتکشان ایران شادباش می گوییم.
امیدواریم که سال پیش رو، سال اتحاد فعالان جنبش کارگری و سندیکایی برای تامین منافع طبقه کارگرایران و موفقیت این کوشندگان خستگی ناپذیر و امیدوار در پیشبرد مطالبات برحق زحمتکشان میهن باشد. ما معتقدیم که انسان برای پیروزی آفریده شده او را می توان نابود کرد ولی نمی توان شکست داد.
نوروزتان پیروز باد.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
۲۹ اسفند ۱۳۹۴
جان باختن29کارگر در استان همدان طی11ماه!
سایت اداره کل قانون پزشکی استان همدان از جان باختن29کارگر در استان همدان طی11ماه سال جاری خبرداد.
براساس این گزارش، مدیرکل پزشکی قانونی استان همدان با اشاره به کاهش 44 درصدی مرگ در استان بر اثر حوادث ناشی از کار گفت: امسال 29 نفر به خاطر حوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند که این آمار در سال گذشته 52 نفر بوده است.
مرگ یک کارگر جوان در آتش سوزی چادر های اسکان کارگری!
بامدادروز29اسفند،یک کارگر جوان درحادثه آتش سوزی چادر های اسکان کارگری مشیریه ،خیابان صالحی، در گرفتار شعله های آتش شد و جان خود را از دست داد.
به گزارش29اسفند پایگاه خبری 125،به گفته اسدزاده فرمانده آتش نشانان اعزامی ،در این حادثه دو چادر که برای اسکان کارگران برپا شده بود کاملا دچار آتش سوزی شد.
وی افزود بنا به اظهار شاهدین یکی از کارگران در داخل چادرها در میان دود و آتش گرفتار شده بود که بلافاصله نیروهای آتش نشانی اقدام به خاموش کردن آتش کردند که پس از جستجو ،این کارگر را که دچار سوختگی شدید شده بود،پیدا کردند.
اسدزاده اظهارداشت:عوامل اورژانس پس از معاینه این کارگر،مرگ وی را تایید کردند.
این فرمانده آتش نشانی تصریح کرد:جنازه این کارگر 20 ساله افغانستانی جهت بررسی علت مرگ و نیز چگونگی وقوع این حادثه تحویل نیروی انتظامی منطقه شد.


بیست ونهم اسفندماه1394


letzte Änderungen: 26.4.2018 10:28