حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
روزنامه نگاران و نويسندگان، دستگاهاي ارتباط جمعي آموزگاران مدارس و اساتيد دانشگاه ها تشكلات اتحاديه ها وسنديكاهاي كارگري ايران تشكلات واتحاديه هاي كارگري بين المللي گزارش فعالیت های کارگری anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

مصاحبه سلام دمکرات با آقای محمد اشرفی درباره کمپین کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در حمایت از کارگران اعتصابی طرح نیشکر هفت تپه




درود بر شما آقای اشرفی و از اینکه دعوت ما را به مصاحبه پذیرفتید متشکریم.
1- کارگران هفت تپه ماه ها است که در اعتراض واعتصاب به سر می برند برای شروع و آشنایی بیشتر خوانندگان لطفاً به اصلی ترین خواست های کارگران هفت تپه اشاره کنید و شرح کوتاهی از وقایع این چند ماه بدهید؟
سلام و خسته نباشید من قبل از پاسخ به سوالات اول سخنی با کارگران هفت تپه دارم :
دوستان، ما می دانیم که شما در شرایط بسیار سخت و بغرنجی به سر می برید. این را هم می دانیم که ما وظیفه طبقاتی خود راهنوز انجام نداده ایم. اما شما بدانید که ذره به ذره و لحظه به لحظه یِ وجود و اندیشه ی ما در رابطه با مشکلات شما می گذرد، و دائما" در این فکر هستیم که چگونه می توانیم به هم طبقه ای های خود یاری برسانیم. آنچه مانع است، نبود تشکل های کارگری ، نبود سازمان سیاسی کارگران ، پراکندگی و تفرقه میان ماست. که البته تلاش می کنیم به موانع فوق غلبه کنیم . بامید چنان روزی.
جواب این سوال را به سه قسمت تقسیم می کنم تا بهتر بتوانم تشریح کنم .
1- طرح سرمایه جهانی و داخلی برای مضاعف کردن سود خود و استثمار نیروی کاربه طور عام
2- گزارش از هفت تپه و مشکلات آنها
3- مکانیسم های اجرایی طرح فوق در هفت تپه و مشکلات فعالان در این رابطه
1- طرح سرمایه جهانی و داخلی برای مضاعف کردن سود خود و استثمار نیروی کاربه طور عام
سرمایه داری خارجی ، داخلی و دولتش همگی با تمامی عوامل خود دست به دست داده اند تا زیر پای کارگران را خالی کنند . کارگران با داشتن کار، دارای محل کار می شوند که بتوانند در آنجا کارکرده، امرار معاش کنند و اگر به مشکل برخورد کردند اعتراض (تجمع، اعتصاب و راه پیمایی و ...) کنند. با توجه به موارد بالا سرمایه داری با طرح و نقشه های دقیق می خواهد محل کار و به اعتباری محل اعتراض را با مکانیسم های مختلف از کارگران بگیرد. عمده ترین این مکانیسم ها عبارتند از :
الف- به بهانه تغییر کار بری کارخانجات همه کارگران را اخراج یا باز خرید (که نوعی اخراج است) می کنند
ب- با تغییر محل کارخانه (چون بیشترکارگران نمی توانند به محل جدید نقل ومکان کنند مجبور به بازخرید یا استفا می گردند)
ج- اخراج های گسترده با توسل به قوانین جدید که دست کارفرما را در اخراج به بهانه های مختلف باز گذاشته است
د- اعلام ورشکستگی کاذب یا حتی واقعی و ورشکستگی عمدی
ه- فروش زمین کارخانه ( بسیاری از کارخانه های که در شهر های بزرگ و صنعتی قرار دارند بر اثر رشد قیمت زمین بسیار سود آور شده است بنابراین کار فرمایان با فروش کارخانجات یا تبدیل محل کارخانه به پاساژ های تجاری ضمن بردن سود های کلان باعث بیکاری بسیاری از کارگران می شوند)
و- با فروش زمین به سرمایه دلالی می پیوندند.
سرمایه داری به طور عمده از طریق 6 مورد نامبرده باعث می شود
1- تمامی سوابق کارگران از بین رفته و آنها در بازار کار به عنوان کارگر صفر کیلو مترشناخته شوند.
2- دیگر کارگر رسمی وجود نداشته باشد و کارگران مجبور به امضای قراردادهای یک ماهه و کمتر شوند.
3- بیکاری گسترده به صورت لشگر بیکاران فشار هر چه بیشتری را بر طبقه کارگر وارد کنند تا طبقه کارگر نتواند به سمت همبستگی طبقاتی حرکت کند.
4- اشتغال ناپایدار ، موقتی و با تناوب و دامنه بسیار کوتا مدت باشد.
هر گاه 4 مورد نام برده اتفاق افتد دیگر ایجاد تشکل در نزد بسیاری از کارگران معنای خود را حد اقل برای مدت طولانی از دست می دهد .یعنی کارگرانی که هر روز یا هر ماه همکارانشان عوض می شوند و فرصت نمی یابد که در مورد نیاز های خود و طبقه بحث کنند یا برای مدتی که با هم کار می کنند مجبور به قرارداد موقت هستند، از ترس اخراج، امکان کنار هم آمدن را ندارند. در چنین وضعیتی فقط کارگران آزاد ( شغل های صنفی و حرفه آزاد)، و پیشرو و انقلابی تن به تشکل می دهند، نه کارگران در بعد توده ای . قرارداد موقت و کار ناپایدار در بهترین حالت تشکل و اعتراضات کم برد و موقت و ناپایدار می تواند ارائه کند. یعنی با توجه به موقت و سیار بودن اشتغال، اعتراضات نیز موقت ، سیار و آبکی خواهد بود. در شرایط فعلی ایران که تشکل های صنفی و اقتصادی و سیاسی طبقه کارگر وجود ندارند، آنچه می تواند کارساز باشد، در مرحله اول مبارزه با انحرافات درون طبقه کارگر است که با جلوگیری از همبستگی سیاسی کارگران زمینه را برای پیاده شدن نقشه های سرمایه داری آماده می کنند. رویزیونیست ها، اکونومیست ها، رفرمیستها و انحلال طلبان کارگران را به دنبال خود به مسیری می برند که در بهترین حالت ایجاد و تکیه به تشکل های صنفی و اقتصادی است، که به دنباله روی از سرمایه ختم می شود. اما در حالت کنونی که سرمایه داری امکان ایجاد تشکل صنفی و اقتصادی را نیز از کارگران سلب کرده است این انحرافات مسیر دور تسلسل اسب اعصاری را طی می کنند و کارگران نیزدر "خود به خودیسم" بدون یافتن راه جهت دار باقی مانده اند. نتیجه 9 سال مبارزه دور جدید کارگران ایران که از نظر عینی کاملا" شرایط آماده است هرچند اعتراضات خود به خودی هر روز گسترش می یابد اما در نهایت هیچ بدست نیامده است. سرنوشت آرژانتین نیز همین موارد را نشان می دهد. بعد از 9 سال تاخت وتاز انحرافات اکونومیستی و ... باید آنهارا واداربه اعتراف کرد که فقط سازمان سیاسی کارگران در پیوند ارگانیک با سازمان صنفی و اقتصادی کارگران می تواند باعث همبستگی طبقاتی و مقابله با طرح های ضد کارگری سرمایه داران باشد. امروزبا افزایش تصاعدی فشار بر کارگران و شکست خوردن انحرافات که بیش از 9 سال تاخت و تازکردند و اکنون که دیگر آدم چنین میدانی نیستند زمینه برای فعالیت گرایش اصولی هر چه بیشتر آماده شده است . آنچه امروز ضرورت فوری است ایجاد سازمان سیاسی کارگران است که بتواند ضمن جلوگیری از پیاده شدن طرح های سرمایه داری، در جهت ایجاد تشکل های صنفی و اقتصادی نیز گام های بلند بر دارد. وظیفه اولیه سازمان سیاسی کارگران نجات محل کار کارگران به جهت امرار معاش ، محلی برای اعتراض و محلی برای برقراری تشکل کارگری است که در مبارزه مکمل یکدیگرند.
این مقدمه ای بود که بتوانیم مشکلات هفت تپه را به صورت عمیق بررسی کنیم. اول برای شکستن بازار هفت تپه، اقدام به وارد کردن شکر با تعرفه بسیار پایین کردند و سپس کار فرما با این بهانه اقدام به فروش زمین های کشاورزی کرد. کارگران در دفاع از کار و زندگی خود اقدام به اعتراض کردند. کار فرما وقتی نتوانست به راحتی زمین ها را بفروشد، برای قطع پیوند ارگانیک قسمت های مختلفِ مجتمع کشت و صنعت و بی پایه کردن موجودیت کارخانه، در زمان نامناسب زمین های کاشته شده را آب انداخت ، بخشی از زمین ها را به گندم کاری اجاره داد و بخشی را نیز فروخت . در واقع ارتباط ارگانیک قسمت های مختلف را مختل کرد . به زبان ساده این عمل جنایت کارانه کارفرما چنین است :
اول قلعمه نی کاشته شده وقتی بار آمد نی ها را بریده به کارخانه شکر می برند پس از جدا کردن شکر قسمت هایی که برای شکر بدرد نمی خورد به کارخانه کاغذ پارس و دستمال کاغذی حریر برده شده تبدیل به کاغذ و یا دستمال می کنند و سپس تفاله ها را به شرکت دام و طیور می برند و در آنجا غذای دام تولید می نمایند . حال توجه کنید اگر زمین ها فروخته شود یا گندم کاری شود یا بی مورد آب انداخته شود، نی شکر که مواد اولیه هر چهار کارخانه است وجود نخواهد داشت. بنابراین هر چهار کارخانه از کار خواهد افتاد . این نقشه کارفرما و دولتش برای خالی کردن زیر پای کارگران بوده و هست.
جنایاتی که سرمایه جهانی در قالب طرح های نئولیبرالی (خصوصی سازی – آزاد سازی اقتصاد- جهانی سازی اقتصاد) برای نجات سرمایه از بحران ساختاری و فرافکنی نتایج بحران، دولت ها را که پیشکار سرمایه هستند وادار به افزایش انتقال نتایج بحران به زندگی کارگران می کنند . دولت ایران نیز در این مسیر یک عامل و پیشکار دست آموز سرمایه علی رغم ظاهر فریبنده، طبق واقعیت موجودیش، ذاتا" در خدمت سرمایه داخلی و جهانی بوده و دستورات سرمایه را مو به مواجرا کرده و استثمار کارگران را صد چندان می کند. در جهت همبستگی سرمایه داخلی و جهانی و خدمت گذاری دولت به هر دو بخش نقشه های خاص مربوط به هفت تپه عبارت هستند از: وارد کردن شکر ، سرکوب مستقیم و غیر مستقیم کارگران ، فروش زمین ها ، جلو گیری از کاشت و تخریب نی ها، عقب نگهداشتن تکنولوژی تولید ، برداشت های پولی نا مناسب از نقدینگی شرکت و ... در مقابل کارگران بیش از یک سال است برای دفاع از زندگی و کارِ خود جانانه، اما تک افتاده مقاومت می کنند.
2- گزارش از هفت تپه و مشکلات آنها
مجتمع کشت و صنعت هفت تپه متشکل از پنچ بخش است :
الف- هزاران هکتار زمین کشاورزی
ب- کارخانه نیشکر هفت تپه
ج- کارخانه کاغذ سازی پارس
ه- کارخانه حریر پارس ( تولید دستمال کاغذی حریر)
و- شرکت دام و طیور
این مجتمع در سال 1339 در منطقه حسین آباد هفت تپه با کشت نیشکر شروع به کارکرد و در سال 1340 کارخانه آن راه اندازی شد. در سال 1350 الی 52 کارگران توانستند سندیکای خود را تشکیل بدهند که در سال 1359 تحت فشار های حاکمیت جدید و تشکل های فرمایشی بدون اعلام انحلال فراموش و رها شد. این واحد دولتی است که در سالهای اخیر اقدام به واگذاری کردند، اما هنوز موفق نشده اند. در حال حاضر این مجتمع دارای 12000 کارگر و کارمند در منطقه است ( چون در شهر های دیگر از جمله تهران دفاتر و انبار های دارد )جمعیت کارگران این مجتمع با خانواده خود بالغ بر 55000 نفر می شود. از طرفی بیش از 50000 نفر از اهالی شهر های اندیمشک، دزفول و شوش همچنین شهرک های اطراف هفت تپه از جمله هاواک- سیماک و ونگورا بطور غیر مستقیم از وجود آن امرار معاش می کنند. یعنی در صورت بر چیده شدن این مجتمع بیش از یک صد هزار نفر دچار آوارگی و مشکل خواهند شد. چون در این منطقه کارخانه یا مراکز صنعتی و تولیدی دیگری وجود ندارد. یکی از عمده ترین دلایلی که کارگران علی رغم اینکه هنوز به آگاهی خوبی دست نیافته اند، اما از اعتراضات خود نمی کاهند، و اهالی به شدت از کارگران حمایت می کنند همین مورد است. آنچه در این میان با توجه به آمادگی عینی (هرچند در بعد کوچک ) کم است تشکل و ساختاری است که بتواند آگاهی رسانی کرده همبستگی طبقاتی را نیز آماده کند.
اولین اعتصاب کارگران هفت تپه در تاریخ 1/3/86 بدنبال عدم پرداخت دستمزدها شروع شد که مطالبات اعلام شده عبارت بود از :
1- پرداخت دستمزد های معوقه
2- عدم فروش ابزار تولید
3- عدم تعدیل نیرو
4- عدم فروش زمین های کشاورزی
5- اجرای طرح طبقه بندی مشاغل
6- جلو گیری از خصوصی سازی
7- مقابله با مافیای شکر
دوره دوم اعتصابات از 21/6/86 شروع شد که در این دوره احیای سندیکا به مطالبات قبلی افزوده شد.
دوره سوم اعتصابات از 7/7/86 آغاز شد که یکی از طولانی ترین دوره ها است. این دوره سرکوب سختی به دنبال داشت و همچنین اطلاع رسانی نیز قویتر شد . دوره چهارم از 20/2/1387 شروع شد و بیش از 50 روز ادامه داشت و در این دوره مطالبات زیر به خواسته های قبلی اضافه شدند:
1- پایان پرونده سازی و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب
2- بر کناری یعقوب شفیعی مدیر عامل شرکت
3- بر کناری رئیس حراست که نقش مستقیم در پرونده سازی و سرکوب علیه کارگران داشت
4- بر کناری فرماندار شوش
5- جلو گیری از فروش زمین ها
6- راه اندازی مجدد کارخانه
دوره پنجم از تاریخ 13/4/87 شروع شده و همچنان ادامه دارد. علت قطع اعتصاب در دوره چهارم وعده مدیر عامل به پرداخت دستمزدها تا 20 روز بود که کارگران مشغول به کارشدند، اما هنوز سه هفته نشده بدلیل اینکه مدیر عامل اقدام به فروش زمین ها کرده بود کارگران مجددا" دست به اعتصاب زدند.
طی این پنج دوره اعتصاب کارگران بار ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که البته 5 نفر از کارگران و یک روزنامه نگار بیشتر مورد تعقیب و آزار بودند.
کارگران بار ها در شهر شوش راه پیمایی کرده اند و اهالی نیز به آنها پیوسته اند . بار ها جاده های اطراف را بستند . در محوطه کارخانه در مقابل آن و در مقابل فرمانداری، بار و بار ها تجمع وتحصن کرده اند و بیشتر مواقع خانواده ها یشان نیز در راه پیمایی ها حضور داشتند.
در حال حاضر افق روشن و آینده مشخصی دیده نمی شود. کارگران مصمم به گرفتن مطالبات خود هستند، سرمایه داران و دولت مصمم به سرکوب آنها . بنابراین تکلیف این نبرد را بخش های دیگری از نیرو های طبقه کارگر روشن خواهد کرد ، اگر کارگران دیگر کارخانجات و فعالان کارگری و بخصوص کارگران و فعالان خارج از ایران دست به حمایت های مالی و عملی بزنند، توازن قوا به سود کارگران هفت تپه تغییر خواهد کرد. در غیر این صورت مبارزه فرسایشی آنها را شکست خواهد داد . من به همبستگی طبقاتی بسیار امید وار هستم.
3- مکانیسم های اجرایی طرح فوق در هفت تپه و مشکلات فعالان در این رابطه
تا به این روز فعالان کارگری کاری جز خبررسانی و ابراز همدردی با کارگران هفت تپه انجام نداده اند و به جای حمایت های مالی و عملی و همچنین انتقال آگاهی و تجربیات تاریخی جبنش کارگری آنها را به مسیر خود به خودی، یاس و ناامیدی و رفرمیستی - به بهانه اینکه کارگران خودشان باید خود را آزاد کنند ، کارگران را باید آزاد گذاشت تا خودشان به آگاهی برسند و از این شعار های زیبا و دمکرات منش و آزاد خواهانه و لیبرالی - هدایت کرده اند. این لیبرال ها حتی پیشنهاد ها را نیزسلب آزادی از کارگران قلمداد می کنند تا کارگران به شکست نزدیک شوند این همان روحیه "خود به خودیسم" حاکم است که از طریق ایدولوژی های مسخ شده لیبرالی پست مدرنیسم، پسا مارکسیسم و پلورالیسم شعاری پشتیبانی می شود. و اگر کسانی پیدا شوند که بخواهند آگاهی به طبقه کارگر منتقل کنند، فریاد وا ویلای این فعالان لیبرال به آسمان می رود، که استقلال کارگران زیر پا گذاشته شد. باید افشا کرد که در محیطی که ایدئولوژی سرمایه داری هژمونی کامل و مسلط دارد، کارگران چه استقلالی دارند؟ آیا "استقلال" آنها، همان زیر سلطه سرمایه داری ماندن نیست ؟ آیا این فعالان برای حفظ این سلطه سینه چاک می کنند؟ آیا انتقال آگاهی سوسیالیستی از هر کانالی زیر پا گذاشتن استقلال کارگران محسوب می شود؟ ولی رها کردن آنها در نا آگاهی و در زیر سلطه سرمایه حفظ استقلال ایشان است؟ آیا سرمایه داری خدمت گذاران بی جیره و مواجبی بهتر از این دوستان می تواند داشته باشد؟ بُعد دیگر این اعمال لیبرالی این است که کارگران در نا آگاهی طبقاتی خود با شنیدن گفته های آنها بیشتر فریب خورده فکر می کنند کسانی که سخن از اسنقلال آنها به زبان می آورند واقعا" مدافعان کارگران هستند. این لیبرال ها با سو استفاده از سطح پایین آگاهی کارگران و با تکه پاره کردن جنبش کارگری به بهانه های حرکت از بالا یا حرکت از پایین در مقابل انتقال آگاهی سوسیالیستی مانع تراشی کرده با شعار های عوام فریبانه و زیبا حرکت از پایین، جنبش را همچنان در خودبه خودیسم و دنباله روی و زائده سرمایه نگه می دارند.در حالی که باید پذیرفت آگاهی طبقاتی و سوسیالیستی از درون جنبش خود به خودی بیرون نمی آید و همچنین بخشهای آگاه طبقه کارگر جز لاینفک طبقه اند که چه در بالا و چه در پایین باشد باید پیوند ارگانیک با تمامی لایه ها داشته باشند تا طبقه کارگر بتواند به "طبقه برای خود" تبدیل شود همان چیزی که سرمایه داری از آن می ترسد و این لیبرال ها در کسوت فعالین کارگری مانع عملی آن هستند.
متاسفانه تحت فشار های اقتصادی و بی پولی شدید، کارگران نان نسیه می خرند به امید اینکه اگر دستمزد خود را گرفتند پرداخت خواهند کرد. در قدیم به این نوع خرید، خرید چوب خطی می گفتند که البته خرید چوب خطی زمان پرداختش مشخص بود. اما در هفت تپه چون زمان پرداخت پول نان های خریداری شده مشخص نیست نام آن را نان قرضی گذاشته اند. این مثالی بود برای نشان دادن عمق فشار و فاجعه.
یک معضل دیگری نیز در آنجا وجود دارد که مختص شهر های کوچک است : چون در آنجا مجتمع کشت و صنعت هفت تپه تنها و عمده مرکز تولیدی و کار برای اهالی 3 شهر و 3 شهرک است کارگران در هنگام بیکاری یا عدم دریافت دستمزد امکان قرض گرفتن از دوستان و وابستگان را ندارند. چون در آمد بیشتر اهالی به رونق یا کسادی همین مجتمع بستگی دارد. یعنی منطقه گرفتار اقتصاد تک پایه ای است. این مورد از یک سو در جهت رشد آگاهی و سطح مبارزه و همچنین حرکت در مسیر رهایی مثبت است، اما، از جهت امرار معاش بسیار سخت و شکننده است. این فشار ها باعث شدید تر شدن اعتراضات می شود ولی حاکمیت جواب آنرا با سرکوب بیشتر می دهد و سعی دارد اعتراضات را فرسایشی کند. در مقابل فرسایشی شدن اعتراضات انحرافاتی پیدا می شود. از جمله تعدادی از کارگران پیشنهاد "کنترل کارگری" می دهند و حتی برخی از فعالین کارگری به جای جلو گیری از این عمل و تشریح غلط بودن کنترل کارگری و انتقادِ تجربه های شکست خورده، به بهانه اینکه حداقل کارشان را حفظ می کنند، از استحصال کارگران سو استفاده کرده و رفرمیسم کنترل کارگری را تایید می کنند. همان گونه که کارگران چینی سازی گیلان گرفتار مداربسته و شراکت با سرمایه داری شدند و امروز شکست آنها در کنترل کارگری محرز شده است، کارگران هفت تپه نیز اگر دست به کنترل کارگری بزنند به همان مسیرشکست خورده هدایت خواهند شد. ما ازکارگران هفت تپه می خواهیم قبل از پیش گرفتن کنترل کارگری به سرنوشت کارگران ونزوئلا ، آرژانتین و بخصوص کارگران چینی سازی گیلان توجه دقیقی داشته باشند.
فعالان کارگری که پیوند ارگانیک طبقاتی را قبول دارند، موظفند هرچه زودترکارگران را نسبت به کنترل کارگری که باعث نفاق دو دستگی و شکست کارگران و نجات سرمایه داران می شود، آگاه کنند. وقتی کنترل کارخانه در زمانی که دولت سرمایه داری تسلط سیاسی دارد به کارگران سپرده می شود در واقع کارگران به مشاوران سرمایه داری تبدیل می شوند . فرض این مورد را در هفت تپه بررسی می کنیم :
کارگران باید مدتی هزینه کنند تا محصول برای فروش در بازار آماده شود (کاشت ، برداشت و فرآوری) باید در این مدت هزینه های مختلف و دستمزد ها را که یکی از هزینه ها است پرداخت کرد. که می دانیم کارگران چنین پولی ندارند . حتی اگر از طریق وام های خانمان برانداز بتوانند محصول را به بازار برسانند تازه به مشکل اصلی بر خواهند خورد یعنی بازار آزاد ، تعرفه گمرکی کم ، مافیا شکر که با واردات هنگفت بازار را اشباع کرده است و محصول هفت تپه روی دست کارگران می ماند. از یک طرف تاریخ سررسید وام ها است و از طرف دیگر دستمزد کارگران . حالا طرف حساب و طرف اعتراض کارگران دیگر کارفرما و دولت نیست، بلکه تعدادی از خود کارگران هستند که مدیریت کارخانه را در دوره کنترل کارگری به عنوان نمایندگان کارگران به عهده دارند. اینک ایشان هستند که باید رودر رو ی بقیه بایستند. این همان نفاق است که سرمایه داری از طریق کنترل کارگری ایجاد می کند. آن زمان کارگران، خود مجبور می شوند به دنبال خریدار زمین بگردند و یا دنبال سرمایه داری برای شراکت . این مسیر شکست است. کارگران وقتی کنترل یک یا چند کارخانه را بدست می گیرند وارد رقابتی نابرابر می شوند. رقابت در بازاری که سرمایه داران(دشمنان کارگران) حاکمیت دارند. یعنی دولت مال آنها است و قدرت اقتصادی ، قدرت سیاسی ، فرهنگ قالب و قدرت نظامی دارند. در این رقابت نتیجه ای جز شکست برای کارگران وجود ندارد. کنترل کارگری فقط زمانی می تواند اندک ثمری برای کارگران داشته باشد که ابزارقدرت سیاسی در تصرف طبقه کارگر باشد.
دقیقا" زمانی که سرمایه داری در برنامه تولید در نقاطی شکست می خورد، دست به دامن کنترل کارگری می شود و وظایف خود را به دوش نمایندگان کارگران گذاشته آنها را به مشاوران خود تبدیل می نماید. و پس از مدتی کارگران به جای مبارزه با سرمایه داران با نمایندگان خود که به مشاوران سرمایه داری تبدیل شده اند می پردازند.
این طریقه مشاور شدن در "ان جی او" ها نیز دیده می شود که سرمایه داری بخش عمده وظایف خود را برای جمع و جور کردن کثافت کاری های نظام خود، به عهده خیرین اومانیست نا آگاه می گذارد. تا آنها کودکان کار و خیابان را به اصطلاح نجات بدهند. افراد خیٌر این چنینی با توجیهات اومانیستی از یک طرف تبدیل به خدمت گذاران و مهره های سرمایه داری می شوند و از طرف دیگر به صورت سوپاپ اطمینان رفرمیستی باعث تعدیل فشار بر سرمایه داری می گردند (برای اثبات این ادعا همین قدر کافی است که موسسات و ادارات دولت سرمایه داری کمک های مالی به این ان جی او ها می کنند). کنترل کارگری نیزهمین سود ها را به سرمایه داری می رساند . مسئولیت و فشار باز سازی خرابی اقتصادی که خود به بار آورده است را به دوش کارگران می گذارد.و بخشی از کارگران این چنین به مهره های سرمایه داری تبدیل شده، فشار بر نظام را تقلیل داده و درمسیر رفرمیستی حرکت می کنند. اما آنچه بدست می آورند، ظاهرا"آنچه کارگران بدست می آورند، عقب انداختن بیکاری خود است. البته تا مدتی بیکار نمی شوند ولی کاری که بتوانند دستمزد بگیرند نخواهند داشت که خود بدتر از بیکاری است. و یا اگر بتوانند با وام دستمزدی دریافت کنند، پس از مدتی با برخود به بازار برای فروش محصول به مشکلات بسیاری دچار خواهند شد.
2- اهداف کمپین حمایت ازکارگران هفت تپه چیست؟ و شما چه راه کار هایی عملی برای تحقق آن در نظر گرفته اید؟
کمپین اهداف مختلفی را دنبال می کند که عبارتند از :
1- طرح مسائل مختلف در جنبش کارگری
2- کشف مکانیسم ها و راهکارهای مختلف
3- افزایش وعمومی تر کردن حمایت های عملی
4- کسب تجربه از میدان عمل برای انتقال به آینده
با توجه به اینکه عدم همبستگی به گره کور تبدیل شده می خواهیم از طریق کمپین و دیگر راه ها زوایای تاریک موانع را با کمک دیگر فعالان و گروهها بررسی کرده و در صورت توان بر طرف کنیم. یا حداقل رو به عموم اعلام نماییم.
آنچه امروز طبقه کارگر به طور عام و کارگران هفت تپه به طور خاص نسبت به همبستگی طبقاتی از آن رنج می برند انحرافاتی است که تمامی اعتراضات را به رفرمیسم می کشاند. اگر بتوانیم در میدان عمل مانند هفت تپه رگه های انحراف را به طور واقعی باز کنیم تا کارگران خود به واقعیت پی ببرند و راه درست را پیش بگیرند، ضمن اینکه امکان پیروزی در هفت تپه ایجاد می شود، برای اعتراضات آینده نیز با کسب و انتقال تجربه، انحرافات به حاشیه رانده خواهند شد.عمده ترین انحرافات که مانع همبستگی طبقاتی و موفقیت کارگران هفت تپه هستند عبارتند از :
1- گرایشات روزیونیستی
2- گرایشات اکونومیستی
3- گرایشات رفرمیستی
4- گرایشات انحلال طلبی
البته بررسی و شکافتن این مقوله ها در اینجا امکان پذیر نیست .
در رابطه با کشف راه های مختلف برای همبستگی و ارتقاء سطح مبارزه و ارائه کمک های عملی کارگران ، جنبش های اجتماعی و مردم به سمت کارگران اعتصابی، باید ضمن طرح موضوع بستری ایجاد کرد تا خود فاعلین همبستگی مبتکرانه کشف مکانیسم کنند. که خود کارگران و فعالان در تمامی موارد بهترین ابتکارات را بکار می بندند. هر چند ما راه هایی را پیشنهاد کردیم، اما نباید به آنها محدود شود، بلکه باید از ابتکارات خود کارگران بیشتر سود جست. بنابراین یکی دیگر از اهداف کمپین ایجاد بستری است که کارگران و فعالان بتوانند با ابتکارات خود مکانیسم های کارآمد تری برای کمک به اعتصابات بیابند.
ایجاد صندوقهای حمایتی از کارگران هفت تپه ، جمع آوری امضا و همچنین گسترده کردن اطلاع رسانی از عمده ترین وظایفی است که برای هفت تپه در نظر داریم . و به دنبال آن در صورت توان برای ایجاد صندوق سراسری اعتصاب که ضرورت فوری زمان ما است، با همکاری دیگر گروهها برای عموم جنبش کارگری، تلاش خواهیم کرد.
این کمپین تلاش دارد مکانیسم های فراتر از خودش را برای عمومی تر کردن حمایت ها تبلیغ کند به همین دلیل در اطلاعیه های خود خواستیم که فعالان و گروه ها و کارگران خودشان در محل کار و زندگی خود اقدام به تشکیل صندوق حمایت مالی نمایند و از هر طریق ممکن به کارگران هفت تپه برسانند . این نیز به نوعی طرح مسئله و شریک کردن فعالان و کارگران در کمپین به عنوان بخشی از تصمیم گیرنده ها بوده است. هدف دیگر کمپین ایجاد انگیزه به طور مستقیم و غیر مستقیم است. البته تا حدودی نیز جواب مثبت داده است. از جمله مثال دم دستی برگزاری گلگشت شورای همکاری و جمع آوری کمک مالی که پس از اعلام کمپین انجام شد و ما طی اطلاعیه ای از دوستان تشکر کردیم این نتیجه ی همان ایجاد انگیزه است. و هچنین حرکت هایی در حال انجام است که چون هنوز به ثمر ننشسته اند بیان نمی کنم در گزارشات اعلام خواهند شد.
3- حوزه ی فعالیت این کمپین در کجا قرار دارد؟ آیا صرفا در میان کارگران ایرانی است یا عموم مردم؟ آیا در حوزه بین المللی نیز اقداماتی در دست اجرا دارید؟
ما نسبت به کمپین و توانایی خود دچار توهم نیستیم و قصد بزرگ نمایی و فریب هیچ کس را نداریم همچنین با آگاهی و تحلیل عینی کمپین را اعلام کردیم.
بنابراین علی رغم اینکه حوزه عمل کمپین را به هیچ محدوده جغرافیایی محدود نمی کنیم و به همین دلیل است که در اطلاعیه های خود اعلام کردیم برای رساندن کمک های خود به کارگران هفت تپه تنها به کانال های کمیته پیگیری اکتفا نکنید بلکه فراتر از توان کمپین عمل کنید . بخش عمده کمپین همان طوری که عرض کردم طرح مسئله در حوزه عملی و نظری بوده است. که در هردو حوزه موفقیت هایی چه در حد توان خود و چه فراتر از توان خود بدست آوردیم.
حوزه عمل کمپین از نظر ما فراتر از کارگران است بنابراین عموم مردم را در بر می گیرد همچنین تمامی انسانها را در نقاط مختلف جهان در بر می گیرد منتها هر چه دورتر هستند توان کمیته پیگیری کمتر می شود بنابراین خود هرچه بیشتر فراتر از کمیته پیگیری باید عمل بکنند در این مورد طرح مسئله عمده تر می شود. و در محدوده نزدیکتر کمیته عمل کرد مستقیم ما عمده تر می گردد. بعد دوم کمپین که به حوزه نظری می پردازد گستردگی یکسانی را می تواند پوشش بدهد. که البته بیشتر طرح مسئله و کشف مکانیسم و راهکارها و افشای انحرافات است برای آماده تر شدن جهت مبارزات بعدی.
4- آیا تاکنون اقدام عملی مشخصی برای اجرایی کردن حمایت خود از کارگران هفت تپه صورت داده اید؟
برگزاری چندین گلگشت، جمع آوری مبالغ کمک های مالی، جمع آوری امضا و گسترش اطلاع رسانی از طریق سایت ها، توزیع اطلاعیه ، اخبار و گزارشات به طور عملی ، انجام مصاحبه های مختلف ، برگزاری چندین مسابقه ورزشی وکوهنوری و... صورت گرفته است که ریز آنها در گزارشات ارایه خواهد شد.
5- در رسانه ها شاهد اعلام چند کمپین مشابه و موازی برای حمایت از کارگران هفت تپه بوده ایم. دلیل این تفرق و گوناگونی را چه می دانید ؟ ایا این امر به هدف اصلی که همانا متحد کردن طبقه کارگر است ضربه نمی زند؟ چرا این فعالان نمی توانند در یک کمپین واحد شرکت کنند؟
این نتیجه ذاتی مرحله کنونی مبارزات کارگری است ما در کمیته پیگیری با توجه به این مرحله از مبارزه اعلام کردیم هر کدام از گروه ها و افراد خود مستقلا" هر کمکی که می توانند سازماندهی نمایند هر چند که می دانیم این باعث تضعیف کمپین می گردد اما این نتیجه و لازمه چنین پراکندگی است که ما به تنهایی توان بر طرف کردن آنرا نداریم اما مصمم به همکاری برای بر طرف کردنش هستیم.
گرایشات مختلف و به حق دانستن هر گرایش از طرف پیروان خود، یکی از علل پراکندگی است که در کمپین ها نیز تاثیر کاملا" مخربی دارند. البته داشتن گرایشات مختلف خود به خود منفور نیست بلکه لازمه رشد و ارتقاأ تئوری و عمل در دوره ای از مبارزات طبقاتی است . اما وقتی گرایش، مقدم و اصلِ و بستر و موضوع فعالیت خود قرار می گیرد، آنگاه زیان آور می گردد و باعث می شود که فعالان و کارگران حتی در نقاط کاملا" مشترک نیز نتوانند با هم کار کنند. این نیز باید دوره ای را طی کند تا رسوبات انحرافات گوناگون از بین بروند.
نباید فراموش کرد که پراکندگی و عدم تعامل با یکدیگر انعکاسی از عمق جامعه طبقاتی و دیکتاتوری سرمایه داری است که براثر بحران هویت چپ، طی دوره ای خاص در گذشته شدت یافته و با شرایط حاکم بر ایران چندین بار مضاعف شده است. کمیته پیگیری طی سه سال گذشته با عملکرد خود ثابت کرده است که در حین حفظ استقلال خود توانایی همکاری حتا با خود محورترین افراد و گروهها را دارد. برای اثبات این ادعا همینقدر کافی است که کمیته پیگیری بار ها برای همکاری فراخوان داده است که جواب نگرفته (مانند فراخوان برای برگزاری مراسم اول ماه می 85 و همین کمپین که بسیاری از افراد و گروهها برخورد سانتریستی کرده، نادیده گرفته و از کنارش بی اعتنا می گذرند. نه قبول می کنند و رد می کنند.) ولی هر کدام از گروهها که فراخوان داده اند کمیته پیگیری سریعا" به آن پیوسته است(ماننداتحاد عمل در شورای همکاری).
در واقع اینها معضلات کنونی جنبش کارگری است و قبل از اعلام کمپین نیز نسبت به این طریقه برخورد ها آگاهی داشتیم. بارها چنین برخوردها را تجربه کرده ایم و در رابطه با آنها تحلیل داریم، که مبتنی بر واقعیات تاریخی است. اما این باعث نمی شود که ما عقب نشینی کنیم یا منفعل شویم ، آنهایی که امروز سانتریستی بر خورد می کنند در آینده در مقابل جنبش کارگری باید جواب پس بدهند. ما طبق اصول و سیاست های تعیین شده کمیته پیگیری به پیش می رویم. ما حتی همکاری را برای خود یا برای آنها نمی خواهیم، بلکه بعنوان وظیفه لازمه همبستگی طبقاتی و ضرورت تاریخی می دانیم.
در نهایت عمده بحث من مربوط به افق بلند مدت است . این درست است که کمپین کنونی برای کارگران هفت تپه اعلام شده است، ولی من این اعتراضات را نسبت به کل جنبش کارگری مقطعی می دانم. بنا براین لازم می دانم ضمن حمایت وکمک به پیروز شدن کارگران هفت تپه، آن را مرحله ای برای صعود به سطوح بالاتری از مبارزات ببینیم. با این دید کمپین های پراکنده به عنوان مضعل دیده می شوند، که لازم است این وضعیت آسیب شناسی شود تا ضمن داشتن کمپین های قویتر از خرده کاری های این چنینی جلو گیری شود.
ایراد دیگر کار در این است که این کمپین باید حدود 10 ماه پیش اعلام می شد، اما کمیته پیگیری در خود چنین توانی را نمی دید که بتواند ثمر بخش باشد. بنابراین در آن زمان از دیگر گروهها خواستیم که به صورت مشترک اقدام بکنیم ولی موافقت نشد . تا اینکه کمیته پیگیری تنها دست به کارشد.
من از کار های انجام شده توسط کمپین رضایت نسبی دارم . یعنی هم کمیته پیگیری می تواند بیشتر از این کارکند و هم گروههای دیگر می توانند کار های بسیاری به صورت انفرادی و یا با همکاری بیشتر انجام دهند تا ثمربخش باشیم.
6- در آخر به عنوان یکی از فعالان کمپین حمایت از کارگران اعتصابی هفت تپه چه درخواستی از دیگر کارگران ایران و عموم مردم آزادی خواه دارید؟
آنچه از اعتصاب انتظارداریم به دو بخش تقسیم می گردند. یک بخش کسب مطالبات عینی است که پایه عینی اعتصاب به حساب می آیند. که در کوتاه مدت نتیجه آن معلوم میشود (پیروزی کامل، پیروزی نسبی یا شکست) بخش دوم که به مرور زمان حاصل می شود آزمون تئوریها، ارتقاع سطح مبارزه و آموزش و ارائه آگاهی طبقاتی است. اعتصاب به کارگران می آموزد که چگونه می توانند به مطالباتشان برسند ، چه کسانی دوست و چه کسانی دشمن هستند. همچنین در پروسه اعتصاب نطفه آگاهی طبقاتی به عنوان بسترجذب و ارتباط گذاشته می شود. و در بلند مدت آموزش ها و تجربیات به بار نشسته سطح مبارزه را ارتقاء می دهد. بنابراین تمامی کارگران و افرادی که آزادی و انسانی زیستن را هدف زندگی خود قرارداده اند وظیفه دارند به هر طریق ممکن از کارگران هفت تپه حمایت کنند . با توجه به اینکه امروز کانون نبرد طبقاتی ایران در هفت تپه است همچنین شکی نیست که در آینده به صنایع دیگری ( شاید به خودرو سازی ها که نشانه های بحران در آنها خود را به آرامی نشان می دهد) کشیده خواهد شد. اگر بخواهیم این اعتصابات نتایج مثبتی به بار آورند باید از کارگران اعتصابی به عنوان نیرو های خط مقدم نبرد طبقاتی حمایت همه جانبه کنیم. وقتی کارگران اعتصابی را نیرو های خط مقدم بدانیم، بقیه کارگران ، جنبش های اجتماعی و مردم آزادی خواه نیز نیرو های پشت جبهه نبرد طبقاتی محسوب می شوند. زمانی امکان پیروزی وجود دارد که خط مقدم هرچه بیشتر توسط پشت جبهه حمایت عملی شود. این یعنی همبستگی طبقاتی و هژمونی طبقه کارگر.
عموما" اعتصابات برای بدست آوردن مطالبات اقتصادی یا به نوعی خواسته های وابسته به مطالبات اقتصادی شروع می شوند. از طرفی درحین اعتصاب فشار اقتصادی روی زندگی کارگران بیشتر می شود و در واقع ادامه اعتصاب به ضد موضوعیت خود تبدیل می شود . برای اینکه افزایش فشار اقتصادی به دلیل طولانی شدن اعتصاب باعث شکست اعتصاب و محواثرات مثبت آن نشود، باید کارگران ، فعالین کارگری و تمامی جنبش های اجتماعی اقدام به کمک های همه جانبه به خصوص کمک مالی کرده افزایش فشار اقتصادی را خنثی نمایند.
در بهترین حالت و نهایت کمک مالی در صندوق سراسری اعتصاب تبلور می یابد. اما با توجه به پراکندگی و وضعیت اعتصابات کنونی به خصوص اعتصاب کارگران هفت تپه نمی توان تا بر طرف شدن موانع و پراکندگی ، سپس تشکیل صندوق سراسری اعتصاب دست روی دست گذاشت.
ما انتظار داریم هرکارگری و همچنین هر عضوی از جنبش های اجتماعی وظیفه خود بداند که باید همه جانبه از کارگران اعتصابی به طورعام و از کارگران هفت تپه به طور خاص حمایت کرده و به خصوص به حمایت مالی توجه کنند. توجه به این موضوع بسیار مهم است که اگر هر کارگری و هر عضوی از جنبش های اجتماعی هر ماهی فقط هزار تومان به صندوق اعتصاب کمک کند هر ماه حدود 15 الی 20 میلیارد تومان جمع آوری می شود. با پشتیبانی چنین مبلغی کارگران می توانند نظام سرمایه داری را به زانو در آورند. با توجه به پتانسل بالقوه موجود چنین قدرت طبقاتی با سازماندهی خوب می توان به صندوق سراسری اعتصاب دست یافت ( البته سازماندهی چنین کاری از عهده ثشکیلات های صنفی و اقتصادی به تنهای بر نمی آید.) شکی نیست که در مسیر ساختن چنین صندوقی موانع بسیار سختی از جمله احتمال فساد و غیر وجود خواهد داشت و اتفاق هم خواهد افتاد. اما به دلیل وجود موانع و مشکلات نباید از انجام وظیفه شانه خالی کرده و بی عملی را پیشه و تبلیغ کرد که برخی از فعالین با به پیش کشیدن چنین موانعی و احتمال فساد مالی از یک طرف بدون موجود بودن زمینه آلودگی خود را پاک نشان می دهند از طرف دیگر پاسیو بودن خود را پنهان می کنند و از سوی دیگر از وظایف خود شانه خالی کرده و مانع تراشی می نمایند. مانع تراشی آنها این است که هنوز جنایتی پیش نیامده است، اعلام قصاص می کنند. همچنین حرکت، در واقع بی حرکتی آنها، باعث تفرقه ، بی اعتمادی پیش از موعد ، پراکندگی و جلو گیری از همبستگی طبقاتی است. هر چند که در گفتار بیان می کنند که صندوق اعتصاب ضرورت دارد اما در عمل وارد نمی گردند و با بیان مشکلات سر راه ساختن صندوق اعلام می دارند که هنوز وقتش نشده است. یعنی ضمن دلسوز نشان دادن خود از همه دعوت به بی عملی می کنند. ما می دانیم که در راه ساختن صندوق اعتصاب موانع بسیار زیادی از جمله خیانت و فساد مالی وجود خواهد داشت، اما می گوییم وجود مشکلات نباید باعث پاسیو شدن ما وشکست جنبش شود. نمی توان در مورد راهِ نرفته حکم قطعی صادر کرد. و از طرفی با انتخاب و تعیین مکانیسم های خوب و دقیق و با نظارت گسترده و سازمان یافته می توان انحرافات را به سمت صفر سوق داد. اگر قبول داریم که صندوق اعتصاب ضرورت امروز است عمل نکردن به ضرورت به هر بهانه ای خیانت به جنبش محسوب می شود. نباید از احتمالات ترسید و اصل و موضوع را نادیده گرفت.
ما اعتقاد داریم نمی توان مراحل مختلف در رابطه با صندوق اعتصاب را طی نکرده ناگهان به صندوق سراسری اعتصاب دست یافت، بلکه می گوییم بالاخره باید پاسخ به ضرورت را هرچه زودتر ازآنجائیکه ممکن است شروع کرد.
همچنین اعتقاد داریم نطفه های صندوق سراسری اعتصاب به چهار شکل ممکن است ایجاد شوند:
1- کارگران اعتصابی خود اعلام صندوق اعتصاب کنند.
2- کارگران غیر اعتصابی در هر جائیکه هستند به عنوان پشت جبهه در محل کار خود صندوق های حمایتی تشکیل بدهند. (کارگران حتی با تعداد کم نیز می توانند در محل کار خود بدون اینکه دشمنان اطلاع پیدا کنند صندوق حمایت مالی تشکیل بدهند.)
3- فعالان جنبش های اجتماعی در محل کار و زندگی خود اقدام به تشکیل صندوق های همیاری بکنند.
4- فعالین جنبش کارگری با ایجاد صندوق حمایتی از اعتصابات در میان خود و تخصیص دادن یک روز از حقوق ماهانه خود به عنوان حق عضویت ایجاد کنند . و با پیش برد آن می توانند بسیاری از موانع را شناخته و کسب تجربه کرده سپس در ساختن صندوق سراسری اعتصاب که می تواند از مجموع چهار مورد به وجود بیاید استفاده کنند.
در انتها دو باره باید متذکر شد که نمی توان در انتظار ایجاد شدن صندوق های پیشنهادی باقی ماند. بنابراین تمامی کارگران و فعالان جنبش های اجتماعی و مردم آزادیخواه موظف به حمایت مالی از کارگران اعتصابی هستند و باید به هر طریق ممکن که خود می دانند کمک های خود را به آنها برسانند.
از یاد نبریم که کارگران به خاطر فشار اقتصادی و کمی دستمزد اقدام به اعتصاب می کنند بنابراین حتی اگر تقاضای کمک مالی هم نکنند حتما" احتیاج دارند.
از اینکه وقت خود را برای پاسخ دادن به سوألات ما اختصاص دادید، سپاسگزاریم و برای شما آرزوی موفقیت داریم.

شنبه‏، 2008‏/07‏/19

به نام خدا ، به نام ملت بزرگ ایران و به نام کارگر
بیانیه کارگران شرکت لوله سازی اهواز در دفاع از کارگران شرکت کشت و صنعت هفت تپه



چهارده روز از اعتصابکارگران شرکت کشت ونیشکر هفت تپه می گذرد. متاسافانه باز هم نیروهای نظامی و امنیتی به جای برخورد با عوامل فاسد اقتصادی و مافیای شکر، با باتون و گاز اشک آور به جان هموطنان عزیزمان در شهر شوش افتاده اند و حتی به زن وفرزندان بی دفاع آنان رحم نکرده اند و این در شرایطی است که مسئولین جمهوری اسلامی همواره از دولت اسراییل به بهانه های گوناگون در خصوص حمله به فرزندان وزنان انتقاد می کنند و همیشه با نشان دادن صحنه هایی سعی در دفاع از مردم فلسطین و لبنان می کند. ولی طی روزهای گذشته هنگامی که کارگران شرکت کشت ونیشکر هفت تپه برای احقاق حقوق خود به همراه همسران وفرزندانشان به خیابان های شوش آمدند وبا شعارگرسنه ایم گرسنه ،نیرهای انتظامی ندای برادر نظامی حمایت،حمایت آنان را با شلیک گاز اشک آور پاسخ داد. شرم بر شما باد که این گونه به جان زنان وفرزندانی می افتید که جزء دریافت حقوق قانونی خود خواسته ای ندارند .
کارگری که هیچگاه نگفته است در صدد براندازی نظام است ،کارگری که هیچ گاه به فکر آشوب نبوده ، کارگری که برای گردش چرخ های اقتصادی ایران از هیچ تلاشی دریغ نکرده است، کارگری که در زیر گرمای طاقت فرسای خوزستان جان می سپارد ، ، کارگری که خانواده شهید است ،کارگری که خانواده اش گرسنه شب را به روز می رساند ،کارگری که جانبازشیمیایی است، اما برای گرفتن حق خود با باتون روانه بیمارستانش می کنند.
ما کارگران شرکت لوله سازی اهواز که چندین ماه است حقوق نگرفته ایم و شرایطی مشابه با کارگران هفت تپه داریم با اعلام حمایت از اعتراضات قانونی در هفت تپه ،اقدامات سرکوب گرانه را محکوم وخواستار پایان دادن پرونده قضایی اعتصابات کارگری هفت تپه هستیم .

29/2/1387
کارگران شرکت لوله سازی اهواز
- واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران


درآستانه رای گیری برسر اساسنامه در کمیته هماهنگی



اساسنامه ي موجود کمیته هماهنگی که در بردارنده ي استراتژی سازمان لغو کار مزدی در راستاي چگونگي ايجاد تشکل مورد نظرشان بود اکنون در کمیته هماهنگی به چالش کشیده شده است. در اين موقعيت حتی محسن حکیمی و سایر فعالین گروه لغو کار مزدی ناچار شده اند در رويارويي با مخالفت عمومی اکثریت اعضا، گام به گام عقب نشینی کنند و از حمایت از اساسنامه ای که بر مبانی دیدگاههای سازمان لغو کار مزدی استوار بود دست بکشند. آنها در آخرین مجمع عمومی خود اساسنامه اي را مطرح كردند که در آن از مواضع سازمان لغو کار مزدی که در اساسنامه قبلی هم ذكرشده بود تقریبا عبارت "تشکل ضد سرمایه داری" باقی مانده است.

فعالین سازمان لغو کار مزدی در یک نا بهنگامی دوره ای با آنکه در کمیته هماهنگی همواره در اقلیت بودند توانستند مقدرات و مواضع خود را بر فعالیت ها و مواضع این کمیته بر قرار کنند و هیچ ابایی نداشتند که به هر شكل ممكن كميته هماهنگی را تشکل خود معرفی كرده و حتی سایت این کمیته را بگونه ای اداره کنند که تفاوتی با سایتهای سازمانی خودشان نداشته باشد. در ادامه ي چنين برخوردهايي است كه یکی از فعالین لغو کار مزدی بنام حیدر کریم اخیرا پا را فراتر گذاشته و در سخنی با کارگران جهان! ادعا كرده است كه نه تنها تاریخ تشکیل کمیته هماهنگی سال 2005 ( كه بیانیه اعلام موجودیت آن همراه با هزاران امضا منتشر شد) نيست، بلکه سخنرانی آقاي حکیمی رادر روز کارگر سال 2003 مبنا قرار دانسته است!
حیدر کریم در نوشته ای به نام "سخنی با کارگران ایران و جهان پیرامون: دو پیش نویس اساسنامه در کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" در دهم دسامبر 2007 نوشته است: "فراخوان تشکیل کمیته هماهنگی در اواخرماه آوریل سال 2005 میلادی صادر گردیده است اما تاریخ واقعی صدور این فراخوان را باید روز اول ماه مه سال 2003 دانست. در این روز بود که محسن حکیمی در جریان برگزاری مراسم اول ماه این سال در کرج ضمن ایراد سخنرانی، با طرح انتقادات معین نسبت به رفرمیسم راست سندیکالیستی و نگاه رایج رفرمیسم چپ به مسأله تحزب کمونیستی طبقه کارگر ضرورت ایجاد تشکل سراسری ضد سرمایه ‌داری کارگران را به میان کشید."

برای ما اعضا و فعالین کمیته هماهنگی جالب است كه از طریق حیدر کریم مطلع میشویم؛ فعالین سازمان لغو کار مزدی در درون سازمانشان چه تصوراتی نسبت به ما و کمیته هماهنگی دارند و عکس العمل های عجیبشان در مقابل مخالفت با مواضع سازمان لغو کار مزدی در کمیته هماهنگی نتیجه چه تصورات و خیالات پوچی بوده است. جالب اینجاست،اشخاصي كه تاريخ نه چندان دور ايجاد كميته ي هماهنگي، كه همه ي ما در رابطه با ايجاد آن نقش داشته و درگير مسائل آن بوده ايم را با صراحت تحريف كرده وانتظار دارند که ما مطالب عجیبشان را از انقلاب اکتبر و تاریخ جنبش کارگری جهانی باور کنیم!

بعضی جریانات سیاسی حرف و عملشان نزدیک به هم است و اظهار نظر درباره آنها تقریبا ساده است. مشکل اساسی و البته آن هم در کوتاه مدت، اظهار نظر درباره جریاناتی است که حرف و عملشان با هم اززمین تا آسمان فاصله دارد بطوری که وقتی راهنمای چپ را می زنند به راست می چرخند. در قبال این نوع جریانات گذشت زمان کار را راحت می کند. سازمان لغو کار مزدی یکی از این جریانات است و به همین دلیل هر چه زمان می گذرد اظهار نظر درباره عملكرد آنها ساده تر مي شود.
اکنون دیگر برای بسیاری از فعالین جنبش کارگری مشخص شده است که عبارت "تشکل ضد سرمایه داری" نزد فعالین لغو کار مزدی تنها پوششی است برای پنهان کردن راست ترین مواضعشان در قبال لیست بلند بالایی از وقایع کارگری در چند ساله اخیر. براي مثال اين سازمان
زير شعار "تشکل ضد سرمایه داری" از خواست برسمیت یافتن سندیکای واحد دفاع نکرده و حتی مانع از آن شدند كه در قطعنامه روز کارگر کمیته هماهنگی،(به استثناي قطعنامه منطقه غرب در سال گذشته)این خواست عنوان شود و در ادامه با کمپین جهانی در دفاع از سندیکای واحد در فوریه سال گذشته مخالفت کردند. این سازمان تحت پوشش "تشکل ضد سرمایه داری" از برگزاری مراسم روز کارگر امسال تهران که شورای همکاری در سازمان دادن آن نقش برجسته ای داشت و به یک راهپیمایی پرشکوه منجر شد حمایت نکرده ورسوایی را به حدي رساندند كه در مراسم هم شركت نكردند!

فعالین لغو کار مزدی که خود دم از لزوم فعالیت علنی می زنند واز بکار نبردن اسامی مستعار دفاع كرده به گونه اي كه به كساني كه از اسامي مستعار استفاده مي كنند بد و بيراه مي گفتند، در یازدهم آذر امسال مطلبی منتشر کردند با عنوان "درباره دو پیش نویس اساسنامه پیشنهادی به مجمع عمومی" که امضای آن ممهورشد به عبارت "جمعی از کارگران و فعالان ضد سرمایه داری" . عليرغم اينكه مضمون اين نوشته نشان میدهد که از مسائلی که در مجمع عمومی اتفاق افتاده مطلع هستند اما روشن نیست که چند نفرند، آیا همگی و یا بعضا عضو کمیته هماهنگی هستند یا خير و اگر عضو کمیته هماهنگی هستند و از آنجا که کمیته هماهنگی علنی است چرا اسامی خود را علنا اعلام نکرده تا سايراعضا کمیته هماهنگی به گونه اي شفاف با نظراتشان مواجه شده واز همه مهمتر همه مطلع باشند که اساسنامه پیشنهادی آنها چند مدافع دارد و در مجموع چند درصد اعضا را نمایندگی می کنند. در ادامه چنين رفتارهاي مبهمي است كه در تاریخ 23/8/86 اطلاعیه ای در دفاع از مواضع فعالین سازمان لغو کار مزدی در کمیته هماهنگی منتشرشده است که امضاء كنندگان آن درابهام عبارت "چند کارگر علاقه مند" فرو رفته اند. مشخص نيست كه چرا محسن حکیمی تاکنون دست به قلم نبرده و علیه آنها و در دفاع از بی تاثیر بودن چنین حمایتهایی نامه سرگشاده اي ننوشته و تقاضا نكرده كه اين عده كارگر علاقه مند اسامی خود را علنا پای مطالبشان بگذارند تا دست كم تعداد آنها به لحاظ كمي مشخص شود. آیا فعالین سازمان لغو کار مزدی از مواضع خود درباره بکار بردن اسامی علنی دست کشیده اند و مانند اساسنامه کمیته هماهنگی به اشتباه خود پی برده اند؟

در نهايت با شناخت بيشتر، اعضا کمیته هماهنگی از ماهیت راست مواضع فعالین سازمان لغو کار مزدی، مخالفت با محسن حکیمی و هوادارانش فزوني يافت. فعالین گروه لغو کار مزدی، همانگونه که در سطح علنی نیز کاملا مشهود است موقعیت گذشته و تاثیر خود را در کمیته هماهنگی از دست دادند. اکنون که دیگر نمی توانند مواضع خود را تحت نام کمیته هماهنگی منتشر كرده و با نام "فعالان جنبش کارگری" بیان کنند.البته ذكر اين نكته ضروري است كه
آنان اعلام نکرده که فعالین سازمان لغو کار مزدی مي باشند و از این پس تحت نام "فعالان جنبش کارگری" به صدور اعلاميه مبادرت خواهند كرد. در ادامه مخالفت با مواضع فعالین لغو کار مزدی اکنون و بعنوان آخرین گام بحث بر سر اساسنامه کمیته هماهنگی متمرکز شده است. اساسنامه آخرین سنگر باقیمانده حکیمی و فعالین سازمان لغو کار مزدی در کمیته هماهنگی است. چرا که مواضع سازمان لغو کار مزدی در مورد چگونگی تشکل کارگری و ماهیت آن در این اساسنامه گنجانیده شده است. در مورد اساسنامه نیز مانند موارد سابق حکیمی و هوادارانش از موقعیت خود میلی متر به میلی متر دفاع می کنند و هنگامی از مواضع خود عقب می نشینند که مطلقا غیر قابل دفاع باشد.

تغییر اساسنامه از مدتها قبل در دستور مباحث درونی اعضای کمیته هماهنگی و جلسات هیات اجرایی آن بوده است. به همین منظور پیشنویس اساسنامه ای که می تواند حاوی نظرات اکثریت هیات اجرایی باشد آماده شده است. منتها روش برخورد محسن حکیمی و دیگر فعالین این سازمان بر سر موضوع اساسنامه کاملا تحت تاثیر و ناشی از ماهیت مواضع و ساختار تشکیلاتی سازمان لغو کار مزدی است و با سنتها و مناسبات دروني تشکیلات کارگری بیگانه است. در جلسات هیات اجرایی که فعالین سازمان لغو کار مزدی با در دستور قرار دادن بحث اساسنامه در جلسه مجمع عمومی مخالفت ورزيده و نهايتا هم نتوانستند نظر اکثریت را جلب کنند و در یک افلیت بسیار کوچک ماندند. از نظر آنها مشکلات کمیته هماهنگی متاثر از اساسنامه نیست. از آنجا که چگونگی ایجاد تشکل مورد نظر کمیته هماهنگی یعنی راه کار آن که متاثر از مواضع فعالین سازمان لغو کار مزدی است در اساسنامه ذكر شده، مباحث حول اساسنامه کمیته متمرکز شده وگرنه اساسنامه سندي است که مبانی روابط و مناسبات درون تشکیلاتی را توضیح می دهد. بالاخره با با پافشاری اکثریت اعضای هیئت اجرائی بررسی اساسنامه در دستور کار مجمع عمومی قرار گرفت.

بعد از مقاومت تا به آخر و ناموفق بر سر در دستور قرار گرفتن اساسنامه در دستور مجمع عمومی، فعالین سازمان لغو کار مزدی دست بکار شدند و اساسنامه آلترناتیو خود را تهیه کرده وقبل از تشکیل جلسه مجمع عمومی آنرا در اختیار اعضا گذاشتند. اساسنامه پیشنهادی فعالین سازمان لغو کار مزدی نسخه اصلاح شده اساسنامه فعلی است و یکی از مهمترین نكته حذف کامل بند معروف به بند "د" اساسنامه مي باشد كه فشرده مواضع لغو کار مزدی بود. بر سر همين بند بود كه محسن حکیمی پيشتر به منتقدان این بند و خاصه به بهروز خباز مبادرت به دادن فحشهاي سياسي ايدئولوژيكي كرد. به این ترتیب اساسنامه کنونی کمیته هماهنگی تنها مدافعان خود را که فعالین سازمان لغو کار مزدی بودند از دست داد كه به نظر من این یک موفقیت مهم برای موقعيت امروز کمیته هماهنگی است. در جلسه مجمع عمومی، محسن حکیمی درباره بند "د" با "تواضع" خاص فعالین سازمان لغو کار مزدی که ناشی از مواضع متکبرانه سازمانشان است ابراز داشت: "ما در مورد بند دال اشتباه كرديم و حالا با رويكردی ضد سرمايه داری و نه فرقه ای از خودمان انتقاد می كنيم و آنرا تغيير داده ايم". فعالین سازمان لغو کار مزدی که همواره از زمین و زمان طلب کارند و بر همه فخر می فروشند، حتی اعتراف به نادرستی مواضعشان هم توام با فحاشی به دیگران است. گویا اعضای کمیته هماهنگی باید بسیار شکر گذار باشند که فعالین متکبر سازمان لغو کار مزدی صدای اعتراضشان را به بند "د" شنیده اند!

البته این اولین بار نیست که محسن حکیمی و فعالین لغو کار مزدی نظراتشان را کاملا تغییر میدهند. تغییر نظرات البته با "رويكردی ضد سرمايه داری و نه فرقه ای" جز ثابت مواضع محسن حکیمی در چند ساله اخیر بوده است. و اتفاقا تغییر دادن نظرات بدون قبول مسئولیت و پرداختن بهای اشتباهات که از مبانی مناسبات درونی سازمان لغو کار مزدی است یکی از دلایل مخالفت هیستریک آنها با احزاب و سازمانهای سیاسی است. در احزاب و سازمانهای سیاسی تغییر نظرات و سیاستها به دنبال جلسات و کنگره ها و اجلاسهای معین است. معلوم نیست بند "د" به دنبال کدام اجلاس سازمان لغو کار مزدی و کدام مباحث پس گرفته شد است ايضا مشخص نیست مسئولین سازمان لغو کار مزدی و مثلا ناصر پایدار و محسن حکیمی چگونه و برای چه مدتی انتخاب شده اند و چگونه می توان آنها را کنار گذاشت. آیا کنار گذاشته شدن بند "د" باعث کنار گذاشته شدن مدافعان و طراحان آن از مسئولیتهایشان در سازمان لغو کار مزدی شده است یا نه؟ فعالین سازمان لغو کار مزدی با بند "د" چندین سال انرژی فعالین کمیته هماهنگی را آنهم در مساعد ترین شرایط به هدر دادند. نه تنها این، فعالین سازمان لغو کار مزدی قصد دارند مناسبات غیر مسئولانه ي درون سازماني خود را به کمیته هماهنگی هم سرایت دهند. در صورتیکه کمیته هماهنگی تشکل جمعی از فعالین کارگری است و از مناسبات درونی سازمان لغو کار مزدی تبعیت نمی کند تا اشخاص و بطور مثال مانند محسن حکیمی در آن علیرغم تغییر دائمی نظرات و سیاستهایشان و اعتراف به اشتباه بودن آنها از موقعیت جاودانی برخوردار باشند. فعالین سازمان لغو کار مزدی امتحان خود را هم از نظر مواضع و هم از نظر منش سازمانی در کمیته هماهنگی پس داده اند و باید اجازه دهند تا مواضع و نظرات کسانی که در بر سر مسائل و راهكارهاي كميته هماهنگي حرفهايي براي گفتن دارند كه خود محسن حکیمی هم به آن معترف است، پیش برود تا اشتباهات و نقایص و ضعفهای احتمالی آنها هم روشن و آشکار گردد.

اکنون اعضای کمیته هماهنگی بیش از دیگر فعالین جنبش کارگری از معنای عملی "تشکل ضد سرمایه داری" مورد نظر فعالین سازمان لغو کار مزدی برخوردار شده اند و آن را تجربه کرده اند. لازم نیست تا اعضای کمیته هماهنگی یکبار دیگر اساسنامه منبعث از مواضع فعالین سازمان لغو کار مزدی را امتحان کنند و دوباره محسن حکیمی در یک مجمع عمومی دیگر به اشتباه بودن آن اعتراف کند. از دست دادن فرصت های گرانبهایی که تحت تاثیر مواضع سازمان لغو کار مزدی از بین رفت،کافی است. اکنون نوبت اکثریت اعضای کمیته هماهنگی است تا تجربه رفتارهای محسن حکیمی و دیگر فعالین لغو کار مزدی در کمیته هماهنگی و همچنین نتایج مواضعی که تحت پوشش "تشکل ضد سرمایه داری" انجام میشود را برای دیگر بخشهای فعالین کارگری که این تجربه را ندارند، توضیح دهند. فعالین سازمان لغو کار مزدی همانطور که در چند سال فعالیت خود در کمیته هماهنگی نشان داده اند فاقد هر نوع سنت و تجربه نظری و عملی مبارزه کارگری هستند. اگر مطابق تجربه نظری و عملی جنبش کارگری بود فعالین سازمان لغو کار مزدی که به اشتباهات خود پی برده اند باید خود داوطلبانه خود را کنار میکشیدند و راه را برای اجرای مواضع و سیاستهایی که اکثریت قاطع اعضا با آن موافقتد باز می کردند. روشی که اکثریت کمیته هماهنگی با صبوری تمام در مقابل اقلیتی که از فعالین سازمان لغو کار مزدی بودند بکار برد را، اكنون این یک اقلیت کوچک بکار نمی برد. و با توجه به عملكردهاي گذشته شان انتظار چنين رفتارهايي را نمي توان داشت.اینان اقلیتی هستند که اگر نظراتشان توسط اکثریت پذیرفته نشود همانطور که بارها اعلام کرده اند از کمیته هماهنگی جدا خواهند شد.بعنوان نمونه در چهارمین مجمع عمومی کمیته هماهنگی، محسن حکیمی عنوان نمود که اگر اساسنامه پیشنهادی اش مورد تائید مجمع عمومی واقع نشود از کمیته هماهنگی خارج خواهد شد چرا که به ادعای وی اساسنامه پیشنهادیش ضد سرمایه داری است و اساسنامه پیشنهادی دیگر چنین خصلتی را دارا نمی باشد! وی خواهان آن بود که بدون اظهار نظر اعضا، اساسنامه پیشنهادی وی تائید شود". این نمونه ای از دید جنبشی و شورائی محسن حکیمی است که هیچ ربطی به میارزه و مناسبات درون تشکیلاتی سازمانهای کارگری ندارد. اکثریت کمیته هماهنگی باید افتخار کنند که اصولی ترین و کارگری ترین روش را در مخالفت با مواضع لغو کار مزدی و فعالیت برای تغییر اساسنامه آن بکار بردند. اعضای کمیته هماهنگی در چند ساله گذشته از نتایج مواضعی که توسط فعالین سازمان لغو کار مزدی زیر پوشش "تشکل ضد سرمایه داری"بیان میشود مطلع هستند و توهمی نسبت به آن ندارند. منفعت کارگری ایجاب می کند تا اعضای کمیته هماهنگی تجربه عملی و نظری خود را از آنچه که زیر لوای "تشکل ضد سرمایه داری" انجام میشود را در اختیار دیگر بخشهای جنبش کارگری بگذارند.
جنبش کارگری در سطح بیش از 150 سال قدمت دارد و یک تاریخ عظیم از شکست و پیروزی را پشتوانه خود دارد و در انقلابات و قیام های بسیاری شرکت داشته است. در قبال چنین تاریخ غنی و پرباری بکار بردن عبارت "تشکل ضد سرمایه داری" را معیار رادیکالیزم و غیر رادیکالیزم نامیدن علاوه بر کودکانه بودن، مضحک نیز هست. همین تجربه چند ساله کمیته هماهنگی نشان میدهد که اکثریت کمیته هماهنگی بدون نام بردن از "تشکل ضد سرمایه داری" مواضعی رادیکال و کارگری داشته و مواضع فعالین لغو کار مزدی راست بوده است و نه چپ. مواضعی که یکی از نتایج آن عدم شرکت در مراسم روز کارگر تهران امسال بود و به یک راهپیمایی بزرگ انجامید، چپ نیست و راست است. مواضعی که در روز جهانی همبستگی با جنبش کارگری ایران نه علیه رژیم بلکه علیه تشکلهای کارگری که مدافع مطالبات امروزی کارگران است، می ایستد، چپ نیست، راست است. کمیته هماهنگی برای محکم کردن پای خود در گرایش سوسیالیست و چپ جنبش کارگری و کمک به متشکل شدن کارگران باید از مواضع فعالین سازمان لغو کار مزدی دوری جوید. 18.12.2007

بهزاد سهرابی (عضو کمیته هماهنگی)

اعتصاب رانندگان اتوبوس در کرمانشاه


منابع کارگری از شهر کرمانشاه گزارش می دهند که رانندگان اتوبوسرانی آن شهر در روز دوشنبه 5/6/1386 با هدف دسترسی به حقوق بیشتر دست به اعتصاب زدند. این خبرها حاکیست که این اقدام باعث گشت تا واحدهای اداری و تولیدی با تاخیر چند ساعته مواجه گشته و بسیاری از کارمندان و کارگران از حضور در محل کار خود باز بمانند.

همچنین خبرگزاری ایسنا کرمانشاه گزارش داده است که : جمع کثیری از رانندگان اتوبوسرانی خط واحد کرمانشاه در اعتراض به وضعیت بیمه اتوبوسها، رسمی نشدن کارگران، تاخیر در پاداش درمحل سازمان اتوبوسرانی کرمانشاه تجمع کردند و حدود یک ساعت از حمل و نقل مسافران خودداری کردند.

این در صورتی است که منابع کارگری کرمانشاه گزارش داده اند که اعتصاب رانندگان این شهر به مدت یک شیفت روز انه یِ کامل بوده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه کرمانشاه، ابتدا صبح که هر لحظه به تعداد مسافران در سر ایستگاههای اتوبوس افزوده می شد همه متعجب از این وضعیت سراغ اتوبوسهای خط واحد را می گرفتند که اتوبوسی آمد هر چند مملو از جمعیت بود اما عده ای از جوانترها توانستند خود را در آن جای دهند علت این ازدحام را از راننده پرسیدیم که گفت: سایر راننده هاتجمع کردند!

جلیل بیان مدیر عامل شرکت اتوبوسرانی کرمانشاه در گفتگوی با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، با بیان این مطلب که این تجمع با اطمینان خاطر دادن به رانندگان در رفع مشکلاتشان به پایان رسیده است گفت: تعداد زیادی از راننده ها به بیمه اتوبوسها اعتراض داشتند که به دلیل گرانی مجبوریم از بیمه لحظه ای استفاده کنیم و در صورت جرح در حادثه راننده بازداشت می شود و اتوبوس نیز تا روشن شدن علت حادثه توقیف می گردد که رانندگان خواستار رفع این مشگلاز سوی دستگاه قضایی شدند.

وی گفت : قرار است در سراسر کشور با شرکتهای بزرگ بیمه قراردادی بسته شود تا با قیمت پایین تری اتوبوسها بیمه شوند و بخشی از حق بیمه را سازمانهای اتوبوسرانی و بخشی را وزارت کشور پرداخت کند کند. وی در ادامه با بیان اینکه تعدادی از کارگران این سازمان که قراردادی و شرکتی هستند تقاضای رسمی شدن داشتند گفت: اگر بخواهیم قراردادیه را ارسمی کنیم باید منتظر قوانین باشیم و هنوز مصوبه رسمی کردن شرکتها نیز به دست ما نرسیده است.

مدیر عامل سازمان اتوبوسرانی کرمانشاه در ادامه علت دیگر تجمع رانندگان اتوبوسرانی را تاخیر در پرداخت پاداش آنها عنوان کرد و گفت: از سال 79 تا 85 پاداشی تحت عنوان کارانه به کارکنان رسمی تعلق گرفته که شهرداری به کلیه پرسنل خود داده و این پاداش با تاخیر به کارکنان اتوبوسرانی داد شده است.

وی در ادامه تصریح کرد: بخش کارگری همه اعتراضی به ما به تفاوت افزایش دستمزدشان داشتند که به آنان اطمینان دادیم این حق آنان محفوظ است.

بیات در ادامه با اشاره به اینکه هم اکنون شرکت اتوبوسرانی کرمانشاه با 220 دستگاه اتوبوس روزانه 200 هزار نفر را جای می کند گفت: قبل از سهمیه بندی بنزین 120 هزار نفر در کرمانشاه از طریق اتوبوسرانی جابجا می شد.

وی با تاکید بر اینکه از وضعیت اتوبوسرانی راضی نیستم گفت: علاقمندم بیشتر و بهتر به مردم خدمات رسانی کنم اما به دلیل مشکلاتی از قبیل روان نبودن ترافیک، گستردگی شبکه حمل و نقل، نبود خطوط ویژه، وجود تنها دو ترمینال به جای شش ترمینال مصوب در طرح جامع شهری نمی توانیم بطور مطلوب خدمات دهی کنیم.
سه شنبه 28 اوت 2007,


جوابیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اظهارات قاضی حداد



پیرو درج اظهارات قاضی حداد در رابطه با سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و آقای منصور اسالو در روزنامه اعتماد ملی (تاریخ ۲۲/۵/ ۸۶صفحه 13) جوابیه سندیکا به شرح زیر اعلام می گردد :

١- تا کنون از سوی هیچ مرجع رسمی و قضایی رایی مبنی بر غیر قانونی بودن سندیکا صادر نشده و این سندیکا با توجه به اصل ۲۶ قانون اساسی و مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان بین المللی کار (ILO) که جمهوری اسلامی ایران نیز عضو این سازمان می باشد تشکیل شده است .

۲ - با فرض اینکه آقای اسالو در هنگام پخش اعلامیه دستگیر و با عنایت به اینکه قاضی حداد مدعی شده است که "اعلامیه علیه نظام" می با شد سندیکا برای اثبات نادرست بودن این ادعا آمادگی دارد تمامی اعلامیه های صادره را در اختیار حقوق دانان و افکار عمومی قرار دهد .

۳ – قاضی حداد این گونه بیان کرده اند که آقای اسالو در هنگام دستگیری (در هر سه نوبت) فضا را مسموم می کند . باید متذکر شویم که مامورین امنیتی وقتی با مقاومت آقای اسالو در برابر بازداشت غیر قانونی و ضد انسانی و همراه با ضرب و شتم مواجهه می شوند برای آنکه توجه مردم جلب نشود با وقاحت تمام وی را دزد و کلاه بردار معرفی می کنند .
حال باید پرسید چه کسی فضا را مسموم می کند ؟
ضمناً در بازداشت اخیر آقای اسالو که در اتوبوس شرکت واحد ومقابل منزل ایشان انجام گرفته است هیچ گونه جرم مشهودی انجام نشده و مامورین از ارائه هر گونه حکم و یا کارت شناسایی خودداری کرده اند .

در پایان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه از مراجع قضایی و امنیتی اجرای قانون رادر رابطه با اعضای دستگیر شده خواستار است


سندیکای کارگران شرکت واحد
15.08.2007

اطلاعیه سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در مورد دستگیری رئیس واعضای هئیت مدیره سندیکا
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه





دستگیری رئیس واعضای هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را محکوم می کنیم.

فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (ITF) و کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری(ITUC) در یک فراخوان همبستگی روز 18 مرداد 1386 را به عنوان روز جهانی دفاع از منصور اسالو و محمود صالحی تعیین نموده بود. اتحادیه های کارگری بیش از30 کشور جهان از این فراخوان همبستگی به اشکال مختلف حمایت نمودند و خواستار آزادی این دو فعال کارگری شدند.

سندیکای کارگران شرکت واحد در همین ارتباط و برای همبستگی و قدردانی و دلجویی از خانواده های ایشان از همکاران و علاقمندان دعوت به عمل آورد تا در یک عمل انسان دوستانه شرکت نموده، و به منزل آقای منصور اسالو مراجعه نمایند. ولی متاسفانه در روزپنجشنبه 18 مرداد از اول صبح ماموران رسمی و لباس شخصی در محل مستقر شده، اطراف منزل و دوطرف خیابان گلبرک روبروی منزلشان را تحت پوشش قرار داده بودند و هر شخصی از آن مسیر عبور می کرد را زیر نظرگرفته و با نزدیک شدن به منزل، دستگیر یا مجبور به ترک آن محل می نمودند که از اعضای سندیکا آقایان: ابراهیم مددی- سید داوود رضوی- یعقوب سلیمی- ابراهیم نوروزی گوهری-همایون جابری و دونفراز شهروندان به نامهای آقای طاهر صادقی و خانم فاطمه حاجیلو دستگیر و در حال حاضر در زندان اوین بند 240 به سر می برند .

سندیکای کارگران شرکت واحد این دستگیرها را که طبق هیچ قاعده و قانونی نیست محکوم می نماید، و خواهان آزادی هر چه سریعتراعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و دو نفر شهروند دستگیر شده می باشد.

« زنده باد همبستگی کارگران برای زندگی شایسته»

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه

22/5/1386
پاسخ به اين مقاله

اعلامیه کانون نویسندگان ایران


کانون نویسدگان ایران ...همه نیروهای آزادی خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانی سرکوب و اختناق فرا می خواند....
مردم شریف و آزاده!
چنان که در بیانیه های پیشین کانون نویسندگان ایران هشدار دادیم موج سرکوب، اختناق و تشدید فضای ارعاب هم چنان گسترش می یابد. بازداشت غیرقانونی دانشجویان، زنان، کارگران و معلمان، همراه با ضرب و شتم و پرونده سازی های واهی؛ توقیف و سرکوب مطبوعات و سانسور بی امان کتاب و جمع آوری کتاب های تاثیرگذاری که باب طبع حکومت گران نیست؛ سنگسار زنان و مردان، صدور و اجرای احکام اعدام برای نوجوانان، و احکام سنگین حبس و تازیانه برای آزادیخواهان و فعالان سیاسی و اجتماعی؛ همه حکایت از گسترش برنامه ریزی شده و مداوم سرکوب و فشار و کوشش در جهت بستن هر چه بیشتر فضای سیاسی و فرهنگی جامعه دارد.
کانون نویسندگان ایران ضمن محکوم کردن این یورش ضدمردمی، همه نیروهای آزادی خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانی سرکوب و اختناق فرا می خواند.
کانون نویسندگان ایران ۱۹ تیر ۱٣٨۶

letzte Änderungen: 2008/7/19 4:26