Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

اطلاعاتی فنی در مورد علل انفجار در کوره های فولاد



دوستان وهمکاران وهمرزمان گرامی با درودهای صمیمانه وهمدردی با خانواده های داغدارکارگران فولاد بویراحمد بدون شک هیئت حاکمه غارتگرحاصل دسترنج کارگران درتمامی حوادث منجربه مرگ ومجروح شدن کارگران مقصرواقعی بوده وخواهند بوده که همواره با کمترین هزینه سودبیشتررا درنظرداشته اند.
اما جهت اطلاع دوستانی که ازنزدیک شاهد کارکوره های ذوب فلزات نبوده اند لازم میدانم توضیحی درمورد علل وعلت اصلی انفجارکوره ها ارائه بدهم.

1.احتمال وجود گلوله های توپ عمل نکرده دربین ضایعات وسایرمواد منفجره که وظیفه تیم نظارت میباشد جهت کنترل قبل از ریختن ضایعات به کوره ها اقدام وبرگه پرمیت ویا مجوزاستفاده ازضایعات رابه سرپرست بخش ریخته گری تحویل دهند.

2.ازانجاییکه درون کوره ها بوسیله آجرهای نسوزپوشیده ودرزآجرهای نسوزبا مواد مخصوص پرمیشود طبق برنامه واحد نظارت میبایست سلامت آجرچینی ها وتعداد دفعات مجازذوب فلزات را مشخص کند درصورت عدم چنین نظارتی کارفرما جهت صرفه جویی درزمان وآجرهای نسوز بدون توجه به خطرات احتمالی فرسایش بدنه آجرچینی کوره ها را نادیده می گیرد وهمین بی توجهی باعث میشود مواد مذاب به بدنه کوره ها نفوذ کند وموجب انفجارشود.

3.احتمال خطادرنمونه گیری ودادن زمان بیشتربه ماندن الکترودها درکوره ها که کمتراتفاق می افتد.

4.با توجه به خلاصه تجربیات کاری ام درکنارکوره های ذوب فلزات که به اطلاع رسید باید تاکید کنم درصورتیکه واحد ایمنی کارگاه لباس ودستکش نسوز وکفش وکلاه وعینک ایمنی دراختیارکارگران قرارمیداد درچنین مواقعی کمترین صدمه ای به کارگران وارد میشد که متاسفانه اکثرکارخانه های مرتبط با کارهای سخت وحرارتی فاقد چنین لوازم ایمنی میباشند.

یاد وخاطره تمامی همکاران جانباخته همواره گرامی باد.
به امید فردای آزادی متحد و پیروزباشید.
با مهروسپاس غلام عسگری.


برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، برنامه‌ی مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه

گزارش یک‌ساله: سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران


[h2
عکس: https://www.fidh.org/local/cache-vignettes/L500xH334/iran.demonstrators_demand-39662.jpg

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر (FIDH-OMCT) و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» (LDDHI)، در گزارش «سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران» به شرح مواردی از فعالان کارگری پرداخته‌‌‌اند که در حال حاضر در حبس خودسرانه به سر می‌برند یا به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حق آزادی گردهمایی، آزادی تشکل و آزادی بیان در معرض آزار قضایی قرار دارند. سازمان‌های ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل خواستند تا آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند، از دولت‌مردان ایران بخواهند تا به سرکوب و آزار قضایی فعالان کارگری پایان دهند و به حقوق کارگری احترام بگذارند. بنا به این گزارش، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، ده‌ها فعال سندیکایی پس از محاکمه‌های به شدت ناعادلانه در زندان به سر می‌برند، در انتظار احضار برای اجرای حکمِ زندان یا در انتظار صدور حکم هستند. [1]

پاریس ـ ژنو، ۱۱ مه ۲۰۱۷ (۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶)
به: گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی آزادی گردهمایی و تشکل، خانم آنالیزا کیامپی
گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت مدافعان حقوق بشر، آقای میشل فورست
گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی ترویج و محافظت از آزادی عقیده و بیان، آقای دیوید کِی
اعضای گروه تحقیق سازمان ملل درباره‌ی حبس‌های خودسرانه
گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران، خانم اسما (عاصمه) جهانگیر

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ممنوعیت گردهمایی‌های مستقل و صلح‌آمیز طی روز کارگر در ایران امسال ـ همچون سال پیش [1] ـ یک بار دیگر نمونه‌ی آشکاری از تداوم سرکوب و آزار فعالان سندیکایی در ایران بود. این سرکوب بخشی از محرومیت روش‌مند کارگران از اساسی‌ترین حقوق خود در ایران است که قربانی قانون‌های تبعیض‌آمیز با انگیزه‌های سیاسی و نظام قضاییِ مصمم به سرکوب جنبش‏های مستقل کارگری و مخالفان دیگر هستند.

با وجود افزایش قابل توجه در روابط تجاری و اقتصادی کشورهای غربی با ایران، در پی اجرای توافق هسته‌ای با ایران در سال ۱۳۹۴ و رفع بعضی از تحریم‌ها پس از آن، توجه کمی به این واقعیت شده که قوانین و عملکرد کنونی در ایران ناقض موازین بین‌المللی کارگری و حقوق اقتصادی و اجتماعی هستند.

سندیکاهای مستقل کارگری در قوانین ایران ممنوع شده‌اند و دولت کنترل شدیدی را بر کلیه‌ی نهادهای قانونی که به‌اصطلاح نماینده‌ی کارگران هستند اعمال می‌کند. حق اعتصاب هرگز به صراحت پذیرفته نشده و در عمل اعتصاب‌ها با خشونت سرکوب می‌شوند. تمام تلاش‌ها در سال‌های اخیر برای تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری به شدت سرکوب و فعالان کارگری از کار اخراج شده‌اند، مورد آزار و تعقیب قرار گرفته‌اند و به اتهام‌هایی از جمله «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» زندانی شده‌اند.

حکومت ایران در کلیت آن از افزایش حداقل دستمزد به میزان کافی «برای زندگی آبرومند کارگران و خانواده‌هایشان» به الزام ماده‌ی ۷ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر باز زده است [2].

میزان دستمزد حداقل که برای سال شمسی جاری از آغاز فروردین ۱۳۹۶ تعیین شده بین یک‌سوم تا یک‌چهارم میزان خط فقر برآورد می‌شود. چند میلیون کارگر حتا این حداقل دستمزد را دریافت نمی‌کنند، زیرا در واحدهای کوچک با کمتر از ۱۰ کارگر کار می‌کنند که مشمول مقررات قانون کار ـ یعنی حداقل دستمزد، افزایش مزد و بیمه ـ نیستند.

کارگران زن به‌شدت مورد تبعیض قرار می‌گیرند. آنها اغلب در واحدهای کوچک کار می‌کنند و از دستمزد برابر برای کار یکسان با مردان محروم هستند. امکان بازگشت آنها به کار پس از مرخصی زایمان بسیار کم است و در شرایط بحرانی پیش از همه اخراج می‌شوند. زنان، اقلیت‌های دینی و قومی و مخالفان سیاسی از اشتغال به بعضی از مشاغل محروم هستند.

سازمان‌های ما در زیر نمونه‌هایی از فعالان کارگری را ارائه می‌کنند که در حال حاضر به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حقوق خود برای گردهمایی، تشکل و بیان آزاد، در حبس خودسرانه به‌سر می‌برند و در معرض آزار قضایی هستند.

بر این اساس، ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل نام‌برده در بالا می‌خواهیم آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند.

سرکوب آزادی گردهمایی، تشکل و بیان صلح‌آمیز در آستانه‌ی روز کارگر سال ۲۰۱7 (۱۳۹6)
در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، دولت‌مردان ایران یک بار دیگر فقط اجازه‌ی برگزاری مراسم مورد حمایت حکومت را در تهران ـ پایتخت ـ و چند شهر دیگر دادند، از جمله به‌ سازمان طرفدار رژیم «خانه‌ی کارگر» [3] که در رشت و نقاط دیگر مراسم برگزار کرد. فعالان مستقل سندیکایی یک بار دیگر از برگزاری مراسم روز کارگر منع شدند.

بعضی از اتحادیه‌ها و فعالان سندیکایی مستقل که در روز کارگر یا در هفته‌های پیش از آن از آزادی گردهمایی و بیان محروم شدند از این قرار هستند:

در هفته‌ی پیش از ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ و در این روز، همچون سال‌های پیش، آزارِ فعالان و اتحادیه‌های مستقل کارگری برای جلوگیری از برگزاری جشن و راه‌پیمایی مستقل از گردهمایی‌ها و مراسم مورد حمایت حکومت شدت یافت.

در پایتخت، تهران، کارگران در مراسمی در جلوی ساختمان مجلس حضور یافتند که اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران ترتیب داده بود. مأموران پلیس سعی کردند بنرها و پلاکاردها را که کارگران در آنها خواهان آزادی فعالان سندیکایی زندان اسماعیل عبدی و بهنام ابراهیم‌زاده شده بودند، جمع کنند و سپس راه‌پیمایان را محاصره و تلفن‌های همراه آنها را ضبط کردند. پس از آن، مأموران واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش استان البرز را دستگیر کردند. او یک روز بعد آزاد شد.

طی مراسم رسمی در تهران که رئیس جمهوری روحانی در آن سخن گفت و در عین حال به نوعی گردهمایی در حمایت از نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری در ۱۹ اردیبهشت شباهت داشت، چند تن از کارگران شعارهایی را در اعتراض به وضعیت زندگی خود سر دادند. بعضی از رسانه‌های حامی روحانی معترضان را «اخلال‌گر» نامیدند. رسانه‌های محافظه‌کار افراطی کوشیدند از فرصت به نفع نامزدهای رقیب بهره‌برداری و وانمود کنند که اعتراض‌ها فقط علیه دولت روحانی است و در مخالفت با سیاست‌های رژیم نیست.

همچنین در تهران، سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه («سندیکای شرکت واحد») در روز ۱۱ اردیبهشت جشنی را در پایانه‌ی اتوبوس‌رانی آزادی برگزار کردند، ولی نیروهای امنیتی شرکت کنندگان را محاصره و با فیلم‌برداری از آنها به آزار آنها پرداختند.

در سنندج، مرکز استان کردستان، نیروی انتظامی دو بار در هفته‌ی پیش از ۱۱ اردیبهشت آقای شیث امانی، فعال کارگری و عضو هیأت مدیره‌ی اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران را احضار کرد و به او اطلاع داد که درخواست اتحادیه برای برگزاری مراسم جداگانه در این روز پذیرفته نخواهد شد. مأموران از او خواستند تعهد بدهد که اتحادیه مراسم جداگانه‌‌ای در روز جهانی کارگر برگزار نخواهد کرد و اعضای آن در مراسم رسمی با حمایت اداره‌ی کار شرکت خواهند کرد، ولی او این درخواست را رد کرد. همچنین، در روز ۷ اردیبهشت، آقای فارس گویلیان یکی از کارگران فعال شهر سنندج، احضار و به او تذکر داده شد که نباید در «مراسم غیر دولتی روز ۱۱ اردیبهشت» شرکت کند. آقای خالد حسینی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در سنندج احضار و چند ساعت، از جمله در باره‌ی برنامه‌های این کمیته در روز کارگر، مورد بازجویی قرار گرفت. روز ۱۱ اردیبهشت نیز مأموران پلیس مشارکت کنندگان در راه‌پیمایی را که اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی خبازان سنندج و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری ترتیب داده بودند، محاصره کردند و آزار دادند.

علاوه بر این، مسؤولان پس از این که در آخر شب ۳۰ فروردین اخطاری را به نظافتچی ساختمان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان که کارمند رسمی جمعیت نیست ابلاغ کردند، صبح روز ۳۱ فروردین، مرکز این جمعیت را در تهران مهروموم کردند. در این اخطار فقط به مشکلاتی در باره‌ی پروانه‌ی این جمعیت به‌طورِ کلی اشاره شده است. مسؤولان جمعیت گفته‌‌‌اند که تمام شرایط مربوط به پروانه را برآورده کرده‌اند. این جمعیت که در سال ۱۳۸۲ تأسیس شد به شمار زیادی از کودکان ـ به‌ویژه کودکانی از خانواده‌ی مهاجران ـ که ناگزیر از کار در خیابان هستند رسیدگی می‌کند و هدف آن الغای کار کودک است. روز ۲ اردیبهشت نیز، پروانه‌ی انجمن دوستداران حقوق کودک در تبریز که دارای اهداف مشابهی است، تعلیق شد. دولت‌مردان تاکنون هیچ دلیلی برای تعطیل کردن این مؤسسه‌ها ارایه نکرده‌اند. رسانه‌ها در گزارش‌های خود دلیل این تعطیلی‌ها را فقط «برخی موانع» نقل کرده‌اند بدون این که از منبع این نقل نام ببرند.

ادامه‌ی ارعاب و حبس خودسرانه‌ی فعالان کارگری
سرکوب مداوم فعالان کارگری، از اعتراض‌های کارگران در کارخانه‌ها و واحدهای مختلف جلوگیری نکرده و اعتراض‌ها در سراسر کشور رشد و گسترش یافته است. بیش از ۶۵۰ مورد اعتصاب، تظاهرات و اعتراض‌های دیگر در سال ۱۳۹۵ در مخالفت با اخراج‌ها، تعطیلی واحدها، خصوصی کردن، طرح اصلاح قانون کار و درخواست بازگشت به کار، درخواست دریافت به موقع دستمزد و نیز مزدهای عقب‌افتاده، افزایش دستمزد و اصلاح در قراردادها و بهبود در شرایط کار رخ داده است. این تعداد «افزایش در حدود 27 در صد در اعتراض‌های کارگری» در سال ۱۳۹۵ در مقایسه با ۵۱۵ اعتراض در سال ۱۳۹۴ را نشان می‌دهد.[4]

دولت‌مردان در تلاش برای مهار اعتراض‌ها، به احضار مکرر و تهدید فعالان سندیکایی دستگیری بسیاری دیگر ادامه داده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان پس از یکی دو ماه با وثیقه آزاد شده‌اند و به‌احتمال در ماه‌های آتی محاکمه خواهند شد. فعالان سندیکایی در این موارد اغلب به اتهام‌هایی مثل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «اهانت به رهبر» و دیگر اتهام‌های مبهم متهم می‌شوند.

در تاریخ ۱۰ مه ۲۰۱۷ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶)، دست‌کم ۸ فعال سندیکایی در پی محاکمه‌های به شدت ناعادلانه و محکومیت به «جرایم» مربوط به دفاع از حقوق کارگری در زندان یا در تبعید به سر می‌بردند [5]
• آقای اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، دوباره در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۵ برای گذراندن حکم شش سال زندان خود دستگیر شد. مسؤولان در اردیبهشت ۱۳۹۴ او را تهدید کرده بودند که حکم تعلیقی ۱۰ سال زندان را که در سال ۱۳۹۰ به اتهام‌های گردهمایی و تبانی علیه نظام و مشارکت در گردهمایی‌های غیرقانونی سندیکایی صادر شده بود به اجرا می‌گذارند، مگر این‌که از سمت خود در کانون صنفی معلمان استعفا بدهد و در اعتراض‌های پیشِ رو در سراسر کشور شرکت نکند. آقای عبدی استعفا داد ولی کانون صنفی معلمان استعفای او را نپذیرفت. او در خرداد ۱۳۹۴ به زندان رفت. سپس، در بهمن ۱۳۹۴، حکم تازه‌ی ۶ سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام (۱ سال زندان) و گردهمایی به منظور ارتکاب جرم علیه امنیت ملی (۵ سال زندان) به او ابلاغ شد. وی به این حکم اعتراض کرد و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ آزاد شد. دیوان عالی کشور در بهمن ۱۳۹۵ درخواست محاکمه دوباره در مورد حکم ۵ سال زندان او را رد کرد. وکیل او قصد دارد یک بار دیگر درخواست تجدید محاکمه کند. وی از روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ در اعتراض به حکم‌های امنیتی فعالان سندیکایی و با درخواست خروج پرونده‌اش «از حالت امنیتی به عادی» دست به اعتصاب غذا زده است.

• آقای مهدی فراحی شاندیز، عضو كميته‌ی پي‌گيري ايجاد تشكل‌هاي كارگري و کانون صنفی معلمان ایران، سومین حکم سه سال زندان خود را می‌گذراند که در ۱۳ دی ۱۳۹۳ صادر شد. حکم نخست ۳ سال زندان او به اتهام «اهانت به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» در اوایل آبان ۱۳۹۲ پایان یافت، اما مسؤولان از آزادی او سر باز زدند. او در پاییز ۱۳۹۵ دوباره به همان اتهام‌ها به سه سال زندان و سپس در بهمن ۱۳۹۵ به‌خاطر تکرار «جرم» و سر دادن شعار مرگ بر [رهبر کشور] خامنه‌‌ای به سه سال و شش ماه زندان محکوم و سپس در اسفند ماه به زندانی دورافتاده در استان قزوین تبعید شد.

• آقای علی اکبر باغانی، نایب رئیس پیشین کانون صنفی معلمان ایران، ‌پس از پایان حکم یک سال زندان خود از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ حکم تبعید ۱۰ سال خود را در شهر دورافتاده‌ی زابل می‌گذراند. او پیش‌تر در پرونده‌ای مربوط به اعتراض‌های معلمان در سال ۱۳۸۵ به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که مسؤولان ممکن است تصمیم به اجرای آن بگیرند.

• آقای سعید شیرزاد، فعال کارگری و حقوق کودک، از تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۹۳ پس از بازداشت در شهر تبریز در شمال غربی ایران در حبس خودسرانه به سر می‌برد. او در سال ۱۳۹۴، به اتهام‌ «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» به ۵ سال زندان محکوم شد. با وجود این‌که او به حکم خود اعتراض کرده، مسؤولان او را در زندان نگه داشته‌اند. دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۹۶ به پرونده‌ی او رسیدگی کرد ولی هنوز حکم خود را صادر نکرده است.

• آقایان شهاب کریم آقایی، جعفر پژوهش‌پور و حسین اسماعیلی، سه فعال کارگری که در اعتصاب‌ها و اعتراض‌های صنایع مخابرات ایران شرکت داشتند، در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ در شیراز، استان فارس، دستگیر شدند. در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، هنوز اطلاعی باره‌ی وضع این سه تن در دست نبود.

• آقای داوود رفیعی، کارگری که در سال ۱۳۹۳ به‌خاطر «مشارکت در سازمان‌دهی اعتصاب‌ها» از شرکت پارس خودرو اخراج شد و دو کارگر دیگر در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳۹۵ دستگیر شدند. دو کارگر دیگر آزاد شده‌اند، اما تا تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، هنوز اطلاعی باره‌ی وضع آقای رفیعی در دست نبود.

دست‌کم ۴۲ فعال سندیکایی دیگر در انتظار محاکمه‌ی احتمالی، نتیجه‌ی محاکمه، یا نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد هستند:

 آقای جعفر عظیم‌زاده، دبیر هیأت مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است، گرچه دادستانی در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۵ او را به زندان فرا خواند. او در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ در آستانه‌ی تظاهرات روز کارگر (۱۱ اردیبهشت) به وزارت اطلاعات احضار و مدت 46 روز بازداشت و پس از آن آزاد شد، مورد محاکمه قرار گرفت و محکوم شد و در آبان ۱۳۹۴ برای گذراندن حکم شش سال به زندان رفت: پنج سال به اتهام‌ «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و یک سال به اتهام «اخلال در نظم عمومی». به علاوه، او به مدت دو سال از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دستجات سیاسی، انجام فعالیت مجازی و فعالیت در رسانه‌ها و مطبوعات محروم شد. وی از روز کارگر ۱۳۹۵ در اعتراض به وضعیت خود در زندان و در همبستگی با کارگران خواهان حقوق خود دست به اعتصاب غذایی زد که 63 روز ادامه یافت. مسؤولان او را در تاریخ 10 تیر ۱۳۹۵ آزاد کردند و به او وعده‌ی محاکمه‌ی دوباره دادند. آقای عظیم‌زاده به‌همراه آقای شاپور احسانی‌راد، عضو دیگر هیأت مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در مهر ۱۳۹۵ در شهر ساوه در مرکز ایران مورد محاکمه قرار گرفت و هر دو به ۱۱ سال زندان محکوم شدند: 10 سال به‌اتهام «تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و اداره نمودن آن» و 1 سال به‌اتهام «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام». دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 19 اردیبهشت ۱۳۹۶ به اعتراض آنها رسیدگی کرد و بناست در هفته‌های آتی نظر خود را اعلام کند. عظیم‌زاده و احسانی‌راد در تاریخ 21 اسفند ۱۳۹۵ در پرونده‌‌ای جداگانه در ساوه محاکمه شدند، اما دادگاه هنوز حکم خود را صادر نکرده است.

 آقای رضا شهابی زکریا، صندوق‌دار سندیکای شرکت واحد، با قرار وثیقه آزاد است. او از خرداد 1389 در حبس خودسرانه به سر می‌برد و در اردیبهشت ۱۳۹۱ به اتهام‌های «تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال زندان محکوم و از فعالیت‌های سندیکایی و مدنی به مدت پنج سال محروم شد. در آذر ۱۳۹۴ به‌خاطر مشارکت دراعتراض‌های زندانیان در فروردین ۱۳۹۳ یک سال زندان به محکومیت او اضافه شد. وی در مهر ۱۳۹۳ در پی دو عمل جراحی گردن و کمر به دلایل پزشکی از زندان به مرخصی رفت. با وجود این، مسؤولان او را در تاریخ 18 بهمن ۱۳۹۴ احضار و گویا به علت ازسرگیری بعضی فعالیت‌های سندیکایی او، اتهام‌های تازه‌ی «اخلال در نظم عمومی و تشویش در اذهان عمومی» را به او ابلاغ کردند. در این بین، حکم زندان او به پایان رسیده است، اما با وجود این‌که دولت ایران خبر بازگشت او به کار را به سازمان بین‌المللی کار اطلاع داده‌اند، مسؤولان برای بازگشت به زندان او را زیر فشار گذاشته اند.

 آقای محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ پس از ۲۲ روز اعتصاب غذا با درخواست محاکمه‌ی دوباره، به‌طورِ موقت از زندان آزاد شد. آقای بهشتی پس از محاکمه و محکومیت در دو پرونده‌ی جداگانه، در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۴ برای اجرای دو حکم در مجموع ۹ سال زندان دستگیر شده بود. او در پرونده‌ی سوم به پنج سال زندان محکوم شده و علیه آن اعتراض کرده است. آقای بهشتی نخستین بار در اسفند ۱۳۸۵ دستگیر شد و در حدود یک ماه در زندان ماند و در سال ۱۳۸۶ به حکم چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی دوباره در اردیبهشت ۱۳۸۹ به مدت دو ماه بازداشت و محاکمه و در خرداد همان سال به پنج سال زندان محکوم شد. آقای بهشتی در مهر ماه ۱۳۹۲ برای اجرای حکم زندان احضار شد، اما رئیس دادگستری تهران درخواست او را برای توقف اجرای حکم و رسیدگی دوباره به پرونده پذیرفت. در دی ماه ۱۳۹۴، او برای سومین بار محاکمه و به پنج سال حبس بیشتر محکوم شد که در مرحله‌ی تجدید نظر است. در هر سه پرونده، او به اتهام‌های مشابهی متهم شده است: «تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام.»

 ۴. آقای محمود صالحی، عضو بنیانگذار انجمن صنفی خبازان شهر سقز، در استان کردستان، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ در آستانه‌ی روز کارگر دستگیر و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۴ اطلاع یافت که به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی»، و «تشکیل سندیکای غیرقانونی کارگری»، «عضویت در گروه غیرقانونی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۹ سال زندان محکوم شده است.

 آقای عثمان اسماعیلی، سخنگوی کمیته دفاع از فعالان کارگری زندانی در مهاباد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ دستگیر و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ از محکومیت به یک سال زندان به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «وابستگی به احزاب سیاسی» اطلاع یافت.

 آقای داود رضوی، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او روز ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ در تهران دستگیر و پس از ۲۲ روز با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ محاکمه و به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به ۵ سال زندان محکوم شد.

 آقای ابراهیم مددی، نایب رییس سندیکای کارگران شرکت واحد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او روز ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ در تهران دستگیر و پس از ۲۲ روز با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۹۵ محاکمه و به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به ۵ سال و ۳ ماه زندان محکوم شد.

 آقای علی نجاتی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نیشکر هفته تپه، و شش فعال کارگری دیگر، یعنی خانم اشرف رحیم‌خانی، خانم زینب کشوری، و آقایان عزت جعفری، شاپور رشنو، علی محمد جهانگیری و عبدالرضا شاکری، به اتهام تبلیغ علیه نظام باید در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ در دادگاه انقلاب دزفول حاضر شوند. آقای نجاتی روز ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ دستگیر و پس از ۲۹ روز آزاد شد. او روز ۲۲ آذر ۱۳۹۴ در شهر اندیمشک در دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام‌های تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه‌های مخالف محاکمه شد و در انتظار صدور حکم است.

 آقای پدرام نصراللهی، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، آزاد و در انتظار محاکمه است. او روز ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ دستگیر و پس از ۳۴ روز آزاد شد [6].

 آقای محمد رضا آهنگر، عضو انجمن کارگران ساختمان کامیاران در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ به دلایل یا اتهام‌های نامعلوم دستگیر و در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ با قرار وثیقه آزاد شد.

 شش فعال کارگری در کامیاران، استان کردستان، در دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام «تبلیغ علیه نظام وشرکت در مراسم اول ماه مه» محاکمه و در تاریخ ۲۴ مهر ۱۳۹۵محکوم شدند. خانم روژین ابراهیمی، خانم دلنیا صبوری و آقایان امید احمدی و مهرداد صبوری هر یک به ۱ سال زندان و آقایان شاهو صادقی و آرام محمدی هر یک به ۳ ماه و ۱ روز زندان محکوم شدند. چهار تن اخیر در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه دستگیر و در ۵ خرداد ۱۳۹۵ با قرار وثیقه آزاد شده بودند.

 آقای مصطفی غلام‌نژاد، فعال کارگری، در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۵ در شهر تبریز در شمال غربی ایران دستگیر و روز ۲۷ خرداد با قرار وثیقه آزاد شد. دلیل دستگیری و اتهام علیه او معلوم نیست.

 آقای جمیل محمدی، عضو هیات مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در بهمن ۱۳۹۳ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به سه سال و نیم زندان و جریمه محکوم شده است. او به این حکم اعتراض کرده و در انتظار نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد است.

 آقای جلیل محمدی، فعال کارگری در سنندج، در روز جهانی زن، ۸ مارس ۲۰۱۶ (۱۷ اسفند ۱۳۹۴) دستگیر و روز ۱۱ فروردین ۱۳۹۵ با قرار وثیقه آزاد شد. او به‌احتمال محاکمه خواهد شد. دلیل دستگیری و اتهام علیه او معلوم نیست.

 آقای حامد محمودنژاد، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، روز ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ دستگیر و پس از ۲۴ روز با وثیقه آزاد شد. او در تیر ماه ۱۳۹۴ به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به ۹۱ روز زندان محکوم شد. او به این حکم اعتراض کرده ولی نتیجه‌ی تجدید نظر هنوز اعلام نشده است.

 آقایان یدالله صمدی و اقبال شبانی، اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و هیات مدیره انجمن خبازان سنندج و حومه، در اوایل فروردین ۱۳۹۴ به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به ۳۰ ضربه شلاق و پنج ماه زندان محکوم شدند. دادگاه تجدیدنظر آنها را به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرد [7].

 آقای محمدرضا نیک‌نژاد و آقای مهدی بهلولی، اعضای هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود هستند. آنها در تاریخ ۹ شهریور ۱۳۹۴ دستگیر و در حدود یک ماه بعد با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها در اسفند ۱۳۹۴ به ۵ سال زندان محکوم شدند. اتهام‌های آن اعلام نشده است، ولی با توجه به حکم صادر شده، احتمالاً به «گردهمایی و تبانی علیه امنیت ملی» متهم شده‌اند.

 آقای طاهر قادرزاده، عضو کانون صنفی معلمان در استان کردستان، در فروردین ۱۳۹۵ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «شرکت در گردهمایی‌های معلمان» به ۹۱ روز زندان محکوم شد. نتیجه‌ی تجدید نظر هنوز اعلام نشده است.

 آقای واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای نقاشان و کارگران ساختمانی استان البرز، آزاد است. او روز ۲۹ شهریور ۱۳۹۴ پس از اعتراض به مرگ به‌شدت مشکوک پسر عموی خود و فعال سندیکایی، شاهرخ زمانی [8]، در زندان دستگیر و یک هفته بعد با قرار وثیقه آزاد شد. او همچنین روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ در مراسم روز کارگر دستگیر و یک روز بعد آزاد شد.

 آقایان لطف الله احمدی، نادر رضاقلی و حسین حسن‌آبادی، هر سه از فعالان کارگری، آزاد هستند ولی ممکن است محاکمه شوند. آنها در مراسم روز کارگر ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ در سنندج در جلوی خانه کارگر دستگیر و روز بعد با وثیقه آزاد شدند.

 آقای رسول بداقی، عضو هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران، در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ بدون توضیح آزاد شد. او در سال ۱۳۸۸ حکم شش سال زندان خود را به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» آغاز کرد. او به مدت پنج سال نیز از فعالیت‌های اجتماعی محروم شده است. قرار بود او در تیر ۱۳۹۴ آزاد شود، اما در تاریخ‌های ۵ و ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ به دادگاه احضار شد و از اتهام‌های تازه دادستانی و وزارت اطلاعات علیه خود اطلاع یافت. در عین حال، مسؤولان به او اعلام کردند که در صورتی که کناره‌گیری خود از فعالیت‌های معلمان را در مصاحبه‌ای اعلام کند، اتهام‌های او را لغو خواهند کرد. او در شهریور ۱۳۹۴ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد. پس از اعتراض، دادگاه تجدیدنظر این محکومیت را تأیید کرد. در تاریخ ۲۰ اردیبهشت، زمانی که او به همراه برادر همسر خود از یک فعال سندیکایی همکار خود در بیمارستان دیدار می‌کرد، مأموران امنیتی این دو را مورد ضرب و جرح قرار دادند و با دستبند به زندان اوین منتقل کردند. آنها روز ۲۱ اردیبهشت با قرار وثیقه آزاد شدند. روز ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ دادگاه رسول بداقی را به علت کافی نبودن مدارک شاکیان، بی‌گناه دانست.

به علاوه، دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت یا خرداد ۱۳۹۳ حکم‌های زندان دست‌کم پنج تن از اعضای کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری را تأیید کرده است و آنها در خطر دستگیری به سر می‌برند. آنها در ۲۶ خرداد ۱۳۹۱در «مجمع عمومی» این کمیته دستگیر و سپس آزاد شدند ولی دوباره در آذر ۱۳۹۱ دستگیر و به مدت دو ماه در حبس خودسرانه به سر بردند. آنها در فروردین ۱۳۹۳ به زندان محکوم شدند:

 آقایان جمال میناشیری و‌‌هادی تنومند (هر یک محکوم به سه سال و نیم).

 آقایان قاسم مصطفی‌پور، ابراهیم مصطفی‌پور و محمد کریمی (هر یک محکوم به دو سال).

دست‌کم 10 فعال سندیکایی پس از گذراندن حکم زندان خودسرانه یا بازجویی یا محاکمه آزاد شدند [9]:

• آقای بهنام (اسد) ابراهیم زاده، عضو كميته‌ی پي‌گيري ايجاد تشكل‌هاي كارگري، در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶.

• آقای سعید یوزی، عضو شورای مرکزی كميته‌ی پي‌گيري ايجاد تشكل‌هاي كارگري و عضو انجمن کارگران ساختمان کامیاران و آقای صالح امانی، فعال کارگری، در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۵ در کامیاران دستگیر و ۳۸ روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ محاکمه و تبرئه شدند.

• آقای محمد جرّاحی، عضو كميته‌ی پي‌گيري ايجاد تشكل‌هاي كارگري و از اعضای بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش و تزیینات، روز ۱۹ مرداد ۱۳۹۵.

• آقای شریف ساعدپناه عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران ۳۰ تیر 95 به‌توسط نیروهای امنیتی احضار و بازجویی شد. او در فعالیت‌هایی در حمایت از جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه، شرکت کرده بود.

• آقایان مظفرصالح نیا، عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، و‌هاشم رستمی، فعال کارگری در شهر سنندج، که در تیر ماه ۱۳۹۵ در حدود ۲۰ روز بازداشت شده بودند، در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۵ محاکمه و تبرئه شدند. آنها در فعالیت‌هایی در حمایت از جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه، شرکت کرده بودند.

• آقای زاهد مرادی، فعال کارگری در سنندج، روز ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ احضار و بازجویی شد.

• خانم نجیبه صالح‌زاده، فعال و همسر فعال سندیکایی آقای محمود صالحی، در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ در سقز به دادگاه احضار و بازجویی شد. او در تاریخ ۱۷ خرداد بازداشت و همان روز با قرار وثیقه آزاد شد. سپس در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۵ به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبری» محاکمه و تبرئه شد.

• آقای علیرضا‌‌هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان ایران، در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۹۵ آزاد شد.

علاوه بر این فعالان، ده‌ها کارگر معترض دیگر که حقوق خود را پیگیری کرده‌اند، مورد آزار و تعقیب قضایی قرار گرفته‌اند:

بعضی از این کارگران بازداشت و به زندان یا حبس تعلیقی یا حتا شلاق محکوم شده‌اند و بعضی دیگر احتمالاً در ماه‌های آینده محاکمه خواهند شد. موارد زیر فقط بعضی از نمونه‌هاست:

 ۱۷ کارگر شرکت معدن طلای آق درّه، در تکاب، استان آذربایجان غربی، در اواخر سال ۱۳۹۵ محاکمه شدند. دست‌کم ۹ تن از این عده به‌خاطر ترتیب دادن گردهمایی علیه اخراج کارگران در دی ماه ۱۳۹۳ و درخواست بازگشت به کار، از ۳۰ تا ۵۰ ضربه شلاق خوردند. اتهام آنها «اغتشاش» بود که بعداً «توهین به نگهبانان و تخریب تابلوی شرکت» نیز اضافه شد. آنها ابتدا به زندان، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند. رهبر جمهوری اسلامی فقط حکم زندان آنها را لغو کرد.

 ۹ کارگر معدن سنگ آهن بافق در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ به‌خاطر مشارکت در اعتراض علیه شرایط کاری به حبس‌های تعلیقی و شلاق محکوم شدند. آنها پس از تحصن ۳۹ روزه‌ی در حدود ۵۰۰۰ کارگر در اردیبهشت ۱۳۹۳ در اعتراض به خصوصی‌شدن شرکت دستگیر شده بودند. با وجود این‌که کارفرما سرانجام شکایت خود را پس گرفت، دولت از آنها از جمله به‌خاطر «اخلال در نظم عمومی» و «ایجاد خسارت و ناامنی» شکایت کرد. دادگاه تجدیدنظر حکم‌های زندان را لغو و به جای حکم‌های شلاق، جریمه نقدی تعیین کرد. فقط آقای محمد حسن تشکری به ۳۰ ضربه شلاق (تعلیقی به مدت دو سال) و جریمه نقدی محکوم شد.

 دست‌کم ۱۰ کارگر معترض مجتمع مس میدوک در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ بازداشت و دو روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند.

 ۲۴ تن از کارگران شهرداری اهواز، در جنوب ایران، به‌خاطر اعتراض به کمی دستمزد در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ بازداشت و پس از چهار روز با قرار وثیقه آزاد شدند و احتمال دارد محاکمه شوند.

 ۱۷ عضو تعاونی مسکن شرکت پارس خودرو روز ۹ آذر ۱۳۹۵ هنگام اعتراض به تصرف غیر قانونی زمین‌های این تعاونی بازداشت شدند. ۱۵ تن همان روز و دو تن دیگر یک روز بعد بدون اتهام آزاد شدند.

نیروهای امنیتی همچنین به گردهمایی‌های کارگران معترض در شرکت‌های مختلف حمله کرده‌اند و کارگران را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند. موارد زیر فقط چند نمونه از این حمله‌هاست:

• گردهمایی کارگران شرکت پارسیلون در شهر خرم‌آباد، ۲۷ تیر ۱۳۹۵؛ شماری از کارگران زخمی شدند.

• گردهمایی کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، استان خوزستان، ۳ مهر ۱۳۹۵.

• گردهمایی کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، استان خوزستان، ۱۸ مهر ۱۳۹۵.

• گردهمایی کارگران شرکت پتروشیمی پردیس، عسلویه، استان بوشهر، ۲۷ مهر ۱۳۹۵.

• گردهمایی کارگران شرکت‌های آونگان و هپکو، شهر اراک در استان مرکزی، ۳ آبان ۱۳۹۵.

• گردهمایی کارگران سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تهران، ۱۴ آذر ۱۳۹۵.

• شرکت پلی‌آکریل، اصفهان، ۱۶ آذر ۱۳۹۵.

خواست‌های کارگران از مسؤولان
در روز کارگر، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹6، دو گروه ائتلافی از اتحادیه‌های مستقل کارگری قطعنامه‌های جداگانه‌ای برای طرح خواست‌های خود منتشر کردند [10]. موارد زیر از جمله خواست‌های اصلی دو قطعنامه‌ ـ که مشابه ولی با بیان متفاوت مطرح شده بودند ـ بود:
• آزادی بدون‌قیدوشرط همه‌ی فعالان کارگری از جمله معلمان؛
• پایان دادن به طرح اتهام‌های امنیتی و آزار قضایی علیه همه‌ی فعالان؛
• آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل، حق اعتصاب، اعتراض، راه‌پیمائی و گردهمایی، آزادی اندیشه، بیان، و مطبوعات و آزادی تشکیل احزاب سیاسی؛
• افزایش حداقل دستمزد اعلام‌شده‌ی دولتی برای سال جاری به بیش از چهار برابر به منظور تأمین هزینه‌ی زندگی و تطبیق با خط فقر؛
• پرداخت فوری دستمزدهای معوق؛
• پرداخت بیمه‌ی بیکاری کافی؛
• خاتمه دادن به اخراج و ایجاد امنیت شغلی؛
• الغای قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان و برقراری برابری کامل زنان و مردان؛
• الغای کار کودکان؛
• رفع هر گونه تبعیض و بی عدالتی نسبت به کارگران مهاجر به ویژه کارگران افغان؛ و
• اعلام تعطیل رسمی در روز ۱۱ اردیبهشت و لغو هرگونه محدودیت در برگزاری مراسم این روز.
بعضی از خواست‌هایی که در یکی از بیانیه‌ها طرح شده بودند از این قرار بودند:
• الغای مجازات‌ اعدام؛
• پایان دادن به سیاست ریاضت اقتصادی؛
• رعایت حقوق کار، به ویژه کنوانسیون‌های ۸۷ و ۹۸ سازمان بین‌المللی کار دایر بر «آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل» و «عقد قراردادهای دستجمعی».
توصیه‌ها:
با توجه به وضعیت وخیم کارگری در ایران که در بالا شرح دادیم، برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر و جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران از شما می‌خواهند این درخواست‌ها را نزد دولت‌مردان ایران بازتاب دهید:
• کلیه‌ی فعالان سندیکایی زندانی را فوری و بدون‌قیدوشرط آزاد کنند زیرا اتهام‌ها و حبس آنها خودسرانه است و به‌نظر می‌رسد فقط هدف تنبیه فعالیت‌های به‌حق حقوق بشری آنها را دنبال می‌کند؛
• در هر شرایطی سلامت جسمی و روانی کلیه‌ی فعالان سندیکایی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران را تضمین کنند؛
• به هر گونه آزار ـ از جمله در سطح قضایی ـ علیه کلیه‌ی فعالان سندیکایی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند تا آنها بتوانند بدون مانع به فعالیت خود بپردازند؛
• محدودیت‌های مانعِ تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری را برطرف کنند؛
• کنوانسیون‌های اساسی سازمان بین‌المللی کار و نیز کنوانسیون رفع همه‌ی اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) و نیز کنوانسیون بین‌المللی حمایت از حقوق کلیه کارگران مهاجر و خانواده‌های آنها (ICRMW) را تصویب کنند و به اجرا بگذارند؛
• در هر شرایطی اعلاميه‌ی سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر را رعايت کنند؛
• در هر شرایطی تضمین کنند که حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مطابق با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و عهدنامه‌های بین المللی دیگر که ایران نیز متعاهد آنهاست رعایت خواهند شد.


***
امضاکنندگان:
جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) را چند تن از تبعیدیان ایرانی، از جمله آقای عبدالکریم لاهیجی (رئیس پیشین و رئیس افتخاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر)، در سال ۱۹۸۳ در فرانسه با هدف پیشبرد حقوق بشر در ایران تشکیل دادند. این «جامعه» از زمان تشکیل ناگزیر از فعالیت در خارج بوده است.
برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر (The Observatory for the Protection of Human Rights Defenders) در سال ۱۹۹۷ به صورت برنامه‌ی مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) ایجاد شد. هدف این برنامه مداخله در موارد سرکوب مدافعان حقوق بشر، جلوگیری از این سرکوب و چاره جویی در باره‌ی آن است. فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه عضو ProtectDefenders.eu ، راه‌کار اتحادیه‌ی اروپا برای حمایت از مدافعان حقوق بشر، هستند که جامعه‌ی مدنی بین‌المللی راه انداخته است.

یادداشت‌ها
* برای اطلاعات مشروح در باره‌ی وضعیت حقوق کارگری، اتحادیه‌های مستقل کارگری و فعالان سندیکایی نگاه کنید به گزارش مشترک «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» با عنوان: «ایران: گسترش فقر، کاهش حقوق کارگری» در: https://www.fidh.org/13400؛ http://www.fidh.org/IMG/pdf/09_06_13_iran_persian_final_web.pdf
[1] نگاه کنید به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، 21 اردیبهشت ۱۳۹۵.
[2] حداقل دستمزد تعیین شده برای سال ۱۳۹۶ در حدود یک‌سوم تا یک‌چهارم خط فقر برآورد می‌شود.
[3] خانه‌ی کارگر به حزب اسلامی کار وابسته است که یکی از رهبران آن نماینده‌ی مجلس و یکی دیگر از رهبرانش وزیر کار است. حزب اسلامی کار و خانه‌ی کارگر از اوایل دهه‌ی 1360 ابزار سرکوب جنبش مستقل کارگری بوده‌اند.
[4] نگاه کنید به خبرنامه‌ی «اخبار و گزارش‌های کارگری»، در: http://etehadbinalmelali.com/ak/10-02-96-2/. در عین حال، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور از «افزایش 69 درصدی» اعتراض‌های اجتماعی، کارگری و صنفی در سه سال اخیر خبر داد؛ خبرگزاری تسنیم، 21 آذر ۱۳۹۵، در: https://www.tasnimnews.com/fa/news/۱۳۹۵/09/21/1264210/
[5] برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی موارد و فعالان سندیکایی دیگر، نگاه کنید به فراخوان فوری برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، به تاریخ 23 ژانویه 2015، پیام رسانه‌ای برنامه‌ی نظارت به تاریخ 30 آوریل 2014، گزارش مشترک برنامه‌ی نظارت و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» به تاریخ 30 آوریل 2015، و گزارش مشترک «برنامه‌ی نظارت»، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، 21 اردیبهشت ۱۳۹۵.
[6] آقایان صالحی، رضوی، مددی، نجاتی و نصراللهی در گذشته نیز دستگیر شده‌اند یا حکم زندان را گذرانده‌اند (برای نمونه نگاه کنید به فراخوان‌های فوری IRN 003 / 0805 / OBS 074.3 در 21 دسامبر 2007 و IRN 003 / 0712 / OBS 066 در 6 ژوئیه 2012؛ پیام رسانه‌ای 2 دسامبر 2011؛ و گزارش مشترک «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «برنامه‌ی نظارت» به تاریخ 30 آوریل 2015.
[7] در صورتی که محکوم «جرم» قبلی را تکرار کند، علاوه بر حکم تازه، حکم تعلیقی نیز قابل اجراست.
[8] شاهرخ زمانی، عضو كميته‌ی پي‌گيري ايجاد تشكل‌هاي كارگري و عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش و تزیینات، که حکم ۱۱.۵سال زندان را به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل یا عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» می‌گذراند، در شرایط بسیار مشکوکی در تاریخ 22 شهریور ۱۳۹۴ در زندان رجایی‌شهر درگذشت. سخنگوی قوه‌ی قضاییه در آن زمان گفت که مسؤولان درباره‌ی مرگ او تحقیق خواهند کرد، اما تا به امروز هیچ اطلاعاتی در این زمینه منتشر نشده است.
[9] برای اطلاعات در مورد شماره‌های 1 و 8، نگاه کنید به به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، 21 اردیبهشت ۱۳۹۵.
[10] سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه و کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری یکی از قطعنامه‌ها را امضا کردند. اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسروآباد، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، سندیکای کارگران نقاش استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر و کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری ایران نیز امضاکنندگان قطعنامه‌‌ی دیگر بودند.

متن فارسی: https://www.fidh.org/21582
متن انگلیسی: https://www.fidh.org/21567

جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران: lddhi@fidh.org]

بیانیه 145

هشدار به خانواده انقلابیون ، فعالین کارگری ، معلمان و دانشجویان


از مهدی پناهی دوری کنید.
بیش از یک سال از قتل عمد شاهرخ زمانی، کارگر سوسیالیست انقلابی، در زندان رجایی شهر می گذرد و این نیز نه آخرین، بلکه تنها یکی دیگر از انبوه جنایاتی بود که به کارنامه نزدیک به چهار دهه حاکمیت خون و کشتار جمهوری اسلامی ایران اضافه شد.
اما بر خلاف خواسته جمهوری اسلامی، کشته شدن شاهرخ زمانی نتوانست جنایتی پیش پاافتاده وانمود شود که بی سر و صدا در حاشیه دیگر جنایت ها رخ می دهد. مرگ رفیق شاهرخ، پایان او نبود. بلکه برعکس از این پس چهره و فعالیت های شاهرخ به کارگران، معلمان و دانشجویان وجوانان و زنان مبارز بسیاری معرفی شد. افزایش روزافزون این محبوبیت انقلابی و تأثیرگذاری فعالیت های شاهرخ تا دم مرگ باعث شده است که جمهوری اسلامی احساس خطر کند. از این جا به بعد است که پروژه وزارت اطلاعات برای مهار و بی اثر کردن این روند انقلابی آغاز شده است.
مهدی پناهی همکار و شریک تجاری ماموران وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران (از برج سازان شهر تهران و دلالان صادرات نفت به روسیه با مشارکت چهره های اطلاعاتی و سپاهی)، مهره ای است برای اجرای دومین پروژه وزارت اطلاعات برای تخریب چهره انقلابی شاهرخ پس از حذف فیزیکی او.
مهدی پناهی که پیش از این با تهدید و ارعاب از برگزاری مراسم های بزرگداشت شاهرخ زمانی جلوگیری و در عوض چندین مراسم کنترل شده و فرمایشی را جایگزین کرد، طی ماه های گذشته مشغول به تخریب هدفمند شاهرخ زمانی بوده است. مهدی پناهی با تخریب وجهه شاهرخ زمانی از یک سو ماموریت محوله اش را از طرف وزارت اطلاعات انجام می دهد و از سوی دیگر به عنوان یک کارفرما، سرمایه دار و شریک تجاری ماموران پاداش خوش خدمتی هایش را با قراردادهای کلان می گیرد. که از هر جهت در صف طبقاتی مقابل کارگران است، اینک در تلاش است از در دوستی به درون جنبش کارگری نفوذ کند.
نسبت خویشاوندی مهدی پناهی با خانواده شاهرخ زمانی، برگ برنده اوست برای اعمال نفوذ در میان خانواده زمانی. شاهرخ در گذشته بارها به رفقا و آشنایش گفته بود که مهدی پناهی دو بار در گذشته او را لو داده است. درست به همین دلیل تا زمانی که شاهرخ هنوز به دست همکاران مهدی پناهی در زندان کشته نشده بود، وی لحظه ای جرأت نزدیک شدن به خانواده شاهرخ را نداشت. با حذف فیزیکی شاهرخ، این مانع نیز خود به خود حذف شد.
بلافاصله پس از قتل شاهرخ، مهدی پناهی ظاهر شد و این در وهله نخست در پوشش نسبت های خویشاوندی بود. مهدی پناهی نخستین نقش و ماموریت خود را در مهار و کنترل مراسم سالگرد شاهرخ بازی کرد. از هر مراسم مستقلی که به دلیل محبوبیت شاهرخ نزد جوانان و کارگران پیشرو می توانست به تجمعی افشاگر حکومت اسلامی مبدل شود، با همدستی و کمک مهدی پناهی جلوگیری شد. دست اندرکاران برنامه ریز مراسم ها شناسایی و به ماموران معرفی شده بودند، به طوری که بسیاری از دوستان شاهرخ احضار و تهدید شدند. از برگزاری هرگونه مراسم مستقل ممانعت شد، اما در عوض مراسمی نمایشی با دخالت و مشاوره نامحسوس مهدی پناهی برگزار شد. از آن پس با گذشت هر روز نقش او در تخریب و سوء استفاده از نام شاهرخ بیشتر شده است. رفقای داخل برای مهار او مجبور شدند حدود دو ماه پیش دست بکار شوند و با او بر خورد کنند. اما مهدی پناهی برعکس مصمم تراز پیش شده است. هم اکنون علیه بیش از دوازده نفر از رفقای شاهرخ پرونده هایی تشکیل شده اند که در برخی از آن ها نقش مهدی پناهی به وضوح مشاهده می شود.
اکنون مهدی پناهی به روش های مختلف هم از محبوبیت شاهرخ زمانی برای انجام دادن ماموریت های دیگر و آینده خود سوء استفاده می کند و هم در هرجای ممکن نیز دست به تخریب چهره شاهرخ می زند:
1- دوستان معتمدی که در محافل رفت و آمد مهدی پناهی حضور دارند، در جریان بدگویی ها و تخریب های نظام مند مهدی پناهی علیه شاهرخ هستند.
2 - مهدی پناهی و برخی از افرادی که به هر دلیلی از او مستقیماً خط می گیرند، هرآن چه را که به شاهرخ تعلق دارد تخریب می کنند. از اهداف و فعالیت ها و اصول مبارزاتی شاهرخ تا دوستان و رفقای او و تشکل های که خود در تشکیل آن ها دخالت و حمایت مادی و معنوی داشت.
3 - مهدی پناهی به بهانه خویشاوندی با شاهرخ زمانی و به اعتبار او، به دیدن خانواده های مبارزان جان باخته و زندانیان سیاسی می رود تا با جلب اعتماد آن ها، اولا در آینده وظایف محوله خود را بهتر انجام بدهد (همان گونه که در اولین سالگرد شاهرخ برای مهار مراسم ها علیه رفقای شاهرخ فعالیت کرده بود) و هم اعتماد جلب شده را به سپری برای جلو گیری از افشاگری بیشتر علیه جمهوری اسلامی و مقابله با افشاگری علیه خود مبدل کند. مهدی پناهی در این راه بی شرمانه سعی دارد با پول های انباشت شده از طریق استثمار کارگران و رانتخواری و شراکت با ماموران جمهوری اسلامی ، این خانواده ها را نیز آلوده کند.
4 - مهدی پناهی با نقشه از پیش طراحی شده وزارت اطلاعات، با نزدیک شدن دوباره به خانواده شاهرخ توانست ضمن جلوگیری از افشاگری و پیگیری پرونده قتل، نقش جنایت کارانه جمهوری اسلامی را کمرنگ کرده واز تلاش دوستان و خانواده شاهرخ در راستای تحقیق قتل جلو گیری نماید، این یکی از مهمترین وظیفه و نقشی بود که وزارت اطلاعات به عهده مهدی پناهی گذاشته بود.
مبارزین انقلابی جوانی که تاریخ را خوانده یا خاطرات انقلابیون را شنیده اند، می دانند که ساواک چگونه از افراد شکسته برای شناسایی و به تور انداختن انقلابیون استفاده می کرده است. اکنون سپاه و وزارت اطلاعات از مهدی پناهی به عنوان همکار و شریک تجاری و سیاسی خود همین سود را می برند.
ما به عنوان رفقای شاهرخ زمانی خود را مسئول می دانیم تا به خانواده انقلابیون، خانواده زندانی یان و جان باختگان اعتراضات، رفقای کمونیست، فعالین کارگری، معلمان ، دانشجویان و زنان و جوانان مبارز نسبت به مخاطرات هرگونه ارتباط با مهدی پناهی هشدار بدهیم :
1 - ما از خانواده شاهرخ عزیز می خواهیم اجازه ندهند مهدی پناهی از اعتبار آن ها و شاهرخ و اعتبار یکی از کانون های انقلابی دهه های 50 و 60 سوء استفاده کند و ماموریت هایش را علیه راه و آرمان های شاهرخ و دیگر انقلابیون پیش ببرد، این تاوان سنگینی خواهد داشت. اگر خانواده شاهرخ مایل به فعالیت در جهت انقلابی ندارد، که البته حق طبیعی آنان است، لااقل اجازه ندهند مهدی پناهی از آنان به نفع ضد انقلاب بهره برداری کند.
2 - از خانواده های فعالین زندانی و جان باختگان به دست جنایت کاران جمهوری اسلامی می خواهیم به مهدی پناهی اجازه ندهند با سوء استفاده از نسبت خویشاوندی با شاهرخ و خانواده او، به مناسبات آنان وارد شود. چرا که او از هر سخن و اعتماد شما علیه آرمان های افراد انقلابی و علیه اهداف و آرمان های شاهرخ زمانی سوء استفاده می کند تا جای پایی برای خود باز کند و در آینده نقشه های طراحی شده وزارت اطلاعات را عملی سازد.
3 - از کارگران ، دانشجویان، معلمان، زنان و جوانان انقلابی می خواهیم در هر جا و همه حال اکیدا مراقب باشند، چرا که داشتن هر گونه رابطه با مهدی پناهی همکار و شریک تجاری وزارت اطلاعات هر لحظه می تواند به فعالیت و مبارزه و زندگی شما ضربه بزند. اعلام می کنیم شما وظیفه دارید بقیه رفقا را در این رابطه آگاه کنید تا از بیشتر عملی شدن نقشه های وزارت اطلاعات به دست مهدی پناهی جلوگیری کنید. نسبت به پول های آلوده ای که مهدی پناهی از قِبل رانتخواری و شراکت با ماموران حکومت جمهوری اسلامی و استثمار کارگران به دست آورده و انباشته و از آن برای تطمیع افراد برای سکوت در برابر تخریب گری هایش استفاده می کند، باید به طور جدی هوشیار بود.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

پیش به سوی انقلاب کارگری
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
17/10/1395
متن و عکس زیر حدود دو ماه پیش از طریق فعالین داخل که مهدی پناهی را به خوبی می شناسند در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

بیانیه
نهاد های همبستگی با جنبش کارگری درایران - خارج کشور


توطئه های ضد کارگری رژیم اسلامی درتمامی عرصه ها را درهم شکنیم
و
متحدانه برای آزادی زندانیان کارگری - سیاسی بکوشیم!

رژیم اسلامی درایران، تلاش فزاینده جدیدی از احضار، دستگیری واحکام طولانی زندان برای فعالین کارگری و اجتماعی را از چندی پیش آغازکرده است. رضا شهابی عضوهیأت مدیره " سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه" که محکومیت شش ساله‌اش پایان یافته وازیک سال پیش آزاد شده بود، مجدداً احضارشده است. ابراهیم مددی و داود رضوی ازدیگراعضای هیأت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد هر یک به پنج سال زندان محکوم شده اند. فعالین کارگری کامیاران به نامهای مهرداد صبوری، امیداحمدی، شاهوصادقی، آرام محمدی، روژین ابراهیمی و دلنیاصبوری به اتهام شرکت درمراسم اول ماه مه، روزجهانی کارگردرمجموع به چهارسال وشش ماه زندان محکوم شده اند. جعفرعظیم زاده دبیر" اتحادیه آزاد کارگران ایران " وشاپوراحسانی راد هر یک از آنان را به یازده سال زندان محکوم نموده اند. بهنام ابراهیم زاده که محکومیت اش افزایش یافته است درزندان به شدت زیرفشارقراردارد و مورد ضرب وشتم زندانبانان قرارگرفته است. دستگیری ها وزندان محدود به فعالین کارگری نیست بلکه فعالین سایراقشاراجتماعی نیزکه خواهان کوچکترین حقوق صنفی خود هستند، مصون نمانده اند.
معلمان شناخته شده همچون محمودبهشتی لنگرودی احضارواسماعیل عبدی از خانه اش ربوده و به زندان کشانده می شود. زندانیان سیاسی کُرد درزندان مرکزی سنندج بشدت زیرفشارهستند وحتی ازرسیدن داروبه زندانیان سیاسی بیمارجلوگیری می شود. چنگیزقدم خیر زندانی سیاسی کُرد درزندان مسجدسلیمان دروضعیت بسیار نامناسب جسمی است وشدیداً احتیاج به درمان دارد که رژیم اسلامی ازدرمان وی ممانعت می کند. فعالان اجتماعی ومدنی، نرگس محمدی به شانزده سال زندان وگلرخ ایرایی ابراهیمی همسرآرش صادقی بامحکومیت نورده سال زندانی است، به شش سال حبس محکوم شده است. محمد علی طاهری و عیسی سحر خیزروزنامه نگارهمچنان در اعتصاب غذای طولانی بسرمی برند. تعدادی اززندانیان سیاسی، مدنی وعقیدتی درزندانهای تهران، تبریزو...دراعتراض به احکام فرمایشی وتضعیقات درون زندان دراعتصاب غذای اعتراضی می باشند. این تنها شمه ای کوتاه ازدستگیریهاومحکومیت های فعالین کارگری واجتماعی درچند هفته پیش است.
گردانندگان حکومتی ناکام ازتصورموفقیت فوری پس ازبرجام، ناتوان ازحل بحران فزاینده اقتصادی کشور- درآستانه انتخاباتی پیشروی - که عاملی برافزایش نارضایتی اجتماعی است وبیمناک ازفزونی بازهم بیشتراعتراضات مردمی، چاره را درتشدید خفقان سیاسی دانسته اند. هراس رژیم اسلامی ازتجمع اعتراضی مردمی تا بدان حد است که بدون توجه به مضمون اعتراض که درمواردی نیزکاملا صنفی و اقتصادی و فارغ ازجهت گیری سیاسی است، اقدام به دستگیری وزندانی کردن معترضان می کند چنانکه مأموران حکومتی حتی دراعتراض مردمی اهالی مریوان به خرابی جاده ها، تعدادی را دستگیرمی کنند. یورش وحشیانه رژیم به هرنوع تجمع اعتراضی مردمی نشان ازآن دارد که این رژیم ضد انسانی با آگاهی به افزایش نارضایتی اکثریت شکننده ساکنین ایران، ازامکان تبدیل هرجرقه به شعله وشعله ها به آتش فشان دروحشت است. همواره منطق هررژیم استبدادی ضد مردمی که پایه‌های لرزان حکومتی خود را درخطرمی بیند این چنین بوده است ، درایران نیزجز آن نخواهد بود ومهم اینکه، انتظاردیگری از چنین رژیمی داشتن، انتظاری بیهوده است.
ما بر آنیم ، بیشترین استثمار، ستم و فشارسیاسی درایران برکارگران زحمتکش وارد می شود. دستمزدها نه تنها اندک هستند وکفاف یک زندگی حتی فقیرانه راهم نمی‌دهند بلکه درموارد پُرشماری، سرمایه داران از پرداخت همان اندک دستمزدها به کارگران، سربازمی زنند. دستمزدمعوقه کارگران سه یا چهارماهه، کمابیش در سطح کارفرمای دولتی و خصوصی شکلی عمومی و اعلام نشده یافته که در بسیاری موارد به بیش ازدوازده تا بیست وچهارماه رسیده است. کارگران برای دستیابی به ابتدائی ترین حقوق خود یعنی دریافت دستمزد، مجبوربه مبارزه هستند. کارگرانی که روی به تجمع اعتراضی می آورند، نه تنها ازسوی کارفرما تهدید به اخراج می‌شوند بلکه مورد ضرب وشتم مأموران انتظامی رژیم اسلامی نیزقرارمی گیرند، دستگیرو زندانی می شوند. تجدید احکام و پرونده سازی های دوره اخیر برای کارگران سازمانگر مناطق چادرملو، بافق، مجتمع نیشکرهفت تپه و ... تنها چند نمونه اند. اخراج کارگران معترض توسط کارفرما و حمایت دستگاه قضایی با جانبداری وهمراهی مقامات رژیم اسلامی به امری روزمره بدل شده است، ازجمله در پتروشیمی جم، مجتمع نیشکرهفت تپه، دریا پلاستیک، سامان کاشی ، شهرداری یاسوج و...
کارگران،علیرغم تمامی اجحافات وتهدیدات سرمایه داران وتمامی ضرب وشتم های حکومتی ودستگیریها به مبارزه خود برای ابتدائی ترین حقوق صنفی ادامه می دهند وتمامی خطرات رابه جان می خرند. واین نیزناشی ازمنطق ستمدیدگان است که باگذشت زمان پی می برند وبرده اند که دربرابرستم، بایستی مقاومت ومبارزه کرد. موج فزاینده خشونت حکومت به کارگران، پاسخگوئی رژیم اسلامی به اعتراضات کارگری با امید به خاموشی آنهاست. تشدید وافزایش اعتراضات کارگری را که شاهد هستیم، پاسخگوئی منطقی مبارزه طبقاتی دربرابرافزایش استثماروستم طبقاتی است که هرگونه امید به بهبود اوضاع اقتصادی ـ سیاسی را ازدست داده است.
آنچه که سبب عدم موفقیت اینهمه تجمع اعتراضی ومبارزه شده است راباید درپراکندگی وعدم پیوستگی آنان و مجاری فرقه نگری و انحصار طلبی این و آن دانست. هم‌اکنون رژیم اسلامی درصدد است با تصویب لایحه ی" اصلاحیه قانون کار" ضربه ی دیگری برجنبش کارگری وارد آورده وروزگار کارگران ایران را برای خدمت به سرمایه داران داخلی وخارجی، سیاه ترازآنچه هست، بکند. اعتراض کارگران وپشتیبانی آن‌ها ازاطلاعیه " سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه" آغازگرمبارزه همه سویه علیه آن برنامه ضد کارگری جدید حکومتی می‌تواند باشد. این حرکت پرخروش و پیروزی کارگری در این زمینه که منجر به عقب نشینی تاکتیکی رژیم که در شرایط فعلی « اصلاح قانون کار را از دستور وارسی مجلس خارج نمود » بیش از هر چیز به گسترش وهمبستگی وتداوم پشتیبانی ازاین مبارزه چشم دوخته است. باید این عقب نشینی را یک بازی تاکتیکی و فرصت سوزی رژیم تلقی نمود و تا پس گرفتن کامل «لایحه اصلاح قانون کار» با همه ضعف های که متوجه آن است، نباید ازاعتراض باز ماند. این مبارزه هرآنگاه همبسته ومتحدانه به پیش رود، می‌تواند حلقه ای اززنجیره ی پیوستگی های آینده گردد که می تواند گامی درراه برپائی تشکل های مستقل کارگری درآینده باشد.
از منظر فعالان نهاد های همبستگی، ایجاد تشکل های مستقل کارگری گامی جدی وضروری برای رسیدن به خواستهای اقتصادی و برخی از خواستهای سیاسی کارگران است. غفلت ازتلاش برای تحقق این ضرورت به معنای محکومیت به تسلسل استثمار، ستم وناهنجارهای کنونی است. خدمت به این مهم از جمله وظایف اولیه هرانسان آزاد اندیش ومخالف ستم واستثمارطبقاتی، درهرگوشه وکنارایران وخارج ازکشور می باشد.
ما فعالان « نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران - خارج از کشور» برای تحقق این وظیفه و در همسویی با بخش های دیگرجنبش اعتراضی فراگروهی و فرا سازمانی درخارج ازکشور، همچنان متعهدانه درخدمت به جنبش کارگری خواهیم کوشید .

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ برابر با ۱۸ نوامبر ۲۰۱۶



nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/

اطلاعیه
احضار، و صدور احکام دادگاه فعالان کارگری ، دانشجویی و مدنی را قویا محکوم نموده و ازمبارزات و اعتراضات کارگران حمایت می نماییم.



احضار، و صدور احکام دادگاه فعالان کارگری ، دانشجویی و مدنی را قویا محکوم نموده و ازمبارزات و اعتراضات کارگران حمایت می نماییم.
از يك سو فضاي رسانه ها از اخبار احضار و دادگاهی نمودن فعالان کارگری و مدني، ونيز تشديد جو امنیتی در هنگام اعتراضات خیابانی معلمان بازنشسته و فرهنگیان آكنده است. و از سوي ديگر حوادث حین کارکارگران که میزان آن از حد متعارف فرا تر رفته است، نگران کننده شده است. در همين راستا گزارشات سرگردانی و تجمعات بسياري از کارگران و كاركنان، از جمله کارگران شرکت پالیز پژوهش پارس در اهواز ، تعطیلی دست کم ۵۵ واحد کوره پزخانه در پاکدشت ، تجمع کارگران معترض نیشکر هفت تپه، اخراج ۵۰۰ کارگر کارخانه فرو آلیاژ ازنا - تجمع اعتراضی کارگران شرکت سپنتا مقابل فرمانداری اهواز، ادامه بلاتکلیفی شغلی کارگران اخراجی شهرداری یاسوج دررابطه با حقوق های معوقه، قانونی کردن عدم استخدام معلمان زن و مرد قد کوتاه مندرج مي شود.
به موازات اين اخبار، خانم نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر ایران، برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده است. محمود بهشتی لنگرودی معلم شناخته شده ، در حالیکه به همراه همسرش به مشهد سفر کرده بود، باردیگر به زندان اوین احضار شده است. اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان که پیش از این به مدت ۱۱ ماه در بازداشت به سر می برد ، مجددا حکم شش سال زندان ایشان تایید شده است. غلامحسین کلبی زندانی ساکن زندان شیبان (اهواز) بیش از ۱۵ سال است که حتی برای یک ساعت ازحق مرخصی استفاده نکرده است. از نمونه هائی دیگرازاجحافات حکومتی مي توان از:هشتمین سال زندان ضیاء نبوی ،آذر دخت طاهری شش سال در انفرادی زندان اوین، امیرامیر قلی، آرش صادقی ، وحید صیادی نصیری سه زندانی بند هشت زندان اوین، بهنام موسیوند که به تازگی از بند هشت اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید گردید و گلرخ ایرانی ، زینب جلالیان و بیشمارانی دیگرنام برد.
در همين راستا بهنام ابراهیم زاده بار دیگر به زندان می کشانند . جعفرعظیم زاده و شاپور احسانی راد را روز ۱۴ مهر ۹۵ به اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام» با مصادیق تشکیل و مدیریت « اتحادیه آزاد کارگران ایران» و نوشتن مقاله ها و انجام مصاحبه های پیرامون مسائل صنفی در شعبه یک دادگاه انقلاب ساوه محاکمه كردند. این در حالی است که پيش از اين جعفرعظیم زاده با حکم شش سال زندان ، طولانی ترین اعتصاب غذا را طی سال جاري پشت سر گذاشته بود.
دستگاه قضائی، فعالین و چهره های شناخته شده کارگران، معلمان، بازنشستگان و کلیه مزدبگیران و بیکاران معترض را به اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم و تبلیغ علیه نظام» محکوم به زندان و شلاق و پرداخت جزای نقدی می کند، در حالی که اختلاس گران و چپاولگران ثروتها و اموال عمومی جامعه را آزاد گذاشته است.
فعالان نهاد های همبستگی برآنند، روی دیگر سکه اين اختلاس ها و فساد های مالی، بیکاری و فقر میلیونی، فحشا، اعتیاد، گسترش كميت کودکان کار، زباله گردي، چند میلیون حلبی نشین، میلیون ها حاشیه نشین کلان شهر تهران و مراکر استان های کشور و بیش از چند میلیون گرسنه در سراسر ایران را شاهد می باشیم
نهاد های همبستگی ضمن حمایت نمودن از اعتراضات خیابانی بازنشستگان، محکومیت نمودن بازداشت ها و احضار فعالين معلمان و معلمان بازنشسته ، ازتحرکات کارگران، دانشجویان و پرستاران و از هماهنگی و اتحاد بزرگ طبقاتی همه هم سرنوشتان و خانواده بزرگ اردوی کار قاطعانه حمایت می کنند.
پشتیبانی ما، نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درایران ـ خارج کشور، ازمبارزات تشکلات کارگری درون کشور، دربرگیرنده هم حمایت ازخواست مبارزاتی رزمندگان کارگری وهم تاكيد بر ضرورت همکاریها وهمگامی های مشترک برای احقاق حقوق کارگران وبه ويژه ایجاد تشکلات مستقل کارگری است.
ما نه تنها ضرورت همکاری وهمگامی مدافعین طبقه کارگر را خاطر نشان مي سازيم، بلکه همواره برگستردگی همکاری وهمگامی نیروها و مدافعين طبقه کارگردرخارج ازکشورنیزپافشاری می کنیم و همگان را به همگامیهای وسیع تر فرا می خوانیم.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیسم

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درایران ـ خارج کشور
پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۵ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۱۶
nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/

میزگرد پیرامون تشکل‌های موجود فعالان کارگری!


پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۳۵ | |

با گذر از سرکوب‌های دهه‌ی شصت، که با حذف گسترده‌ی عناصر آگاه و فعالان کارگری یا غیرفعال شدن آن‌ها همراه بود، و پس از اندکی بازترشدنِ تدریجی فضای سیاسی‌اجتماعی حاکم بر جامعه و به‌خصوص از میانه‌ی دهه‌ی هفتاد به‌بعد، فعالان عرصه‌ی کارگری میدان عمل و گستره‌ی فعالیت نسبتاً بهتری یافتند. البته طی این دوره‌ی سرکوب نیز فعالیت برخی فعالان این عرصه، که به هر شکل توانسته بودند حضور خود را در مراکز کار حفظ کنند، و مبارزات و اعتصاب‌های کارگری این‌جا و آن‌جا کماکان ادامه داشت؛ حتا شاهد اعتصاب‌های کارگری مهم و تا حدی سازمان‌یافته هم بودیم که به لحاظ تداوم، ارزش مبارزاتی، طبقاتی و جایگاه سیاسی جای بحث ویژه‌ی خود را دارد. اما از میانه‌ی دهه‌ی هفتاد به‌بعد محیط‌های کار و کارخانجات بار دیگر به‌وضوح عرصه‌ی حضور فعال عناصر آگاه و فعالان کارگری شد. این تغییر هم ناشی از حضور عناصر جدید در محیط‌های کار بود و هم ناشی از پوست‌اندازی فعالان؛ فعالانی که تجارب سه‌دهه‌ی گذشته بسیار به آن‌ها آموخته بود. این حضور اما محتاطانه‌تر، آگاهانه‌تر و کارآزموده‌تر از گذشته بود؛ دیگر از حرکات و حرف‌های شعارگونه و کلیشه‌ای، که نابودی و یا برقراری امری و نظامی را طلب می‌کرد، خبری نبود و یا بسیار کم دیده می‌شد. در این روزها کم‌تر کسی خود را انگشت‌نما می‌کرد. حرف‌ها و کارها عمیق‌تر و سنجیده‌تر و اهداف حرکات دست‌یافتنی‌تر شده بود. با گذشت زمان و به‌تدریج شرایط تغییر کرد، فضا بازتر شد، حضورها بیش‌تر و پررنگ‌تر شد و گروه‌ها و محفل‌هایی با عناوین و اساس‌نامه‌های مختلف پدید آمد: هیأت‌های مؤسس و کمیته‌های پیگیری و هماهنگی برای ایجاد و یا کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، انجمن‌های فرهنگی و کانون‌های... که همه‌گی اهداف خود را کمک به امر سازمان‌یابی طبقه و ایجاد تشکل‌های کارگری تعریف می‌کردند. این نهادها –دست‌کم برخی اعضای آن‌ها– گاه خود را جایگزین تشکل‌های مستقل کارگری می‌پنداشتند و گاه انجام تمامی وظایف و کارکردهای یک تشکل کارگری را برخود واجب می‌دانستند! سندیکاهای کارگری‌ای پدید آمد که گاه فرآیند مرسوم تشکیل یک سندیکا را طی کرده و گاه بدون پیمودن این فرآیند‌ خود را سندیکا خوانده و حتا پیشینه و شناسنامه‌ای نیز برای خود ساخته و به بیانی جعل کرده بودند.
به هر صورت پس از گذشت بیش از بیست‌سال از بازترشدن فضا نسبت به دهه‌ی شصت و گذشت بیش از پانزده‌سال از ایجاد این نهادها، هیچ‌یک از آن‌ها، به‌جز یک مورد، تا به امروز نتوانسته حتا تا حدودی به اهداف تعریف‌شده‌ی خود دست یابد؛ رشد و گسترش یابد، اعضای بیش‌تری جذب کند، نفوذ خود را گسترش دهد و در یک کلام تکثیر شود. با وجود این‌که طبقه‌ی کارگر در عرصه‌ی مبارزه طبقاتی خود -البته خودانگیخته، سازمان‌نیافته و پراکنده- حضوری واقعی و نیرومند داشته است و با وجود مسائل و مطالبات طبقاتی بسیار مهم در این عرصه و به‌رغم حضور و فعالیت صادقانه‌ی فعالانی در این عرصه که داعیه‌ی سازماندهی طبقه و ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری را در سر داشته‌اند، هنوز دست‌آورد قابل توجهی به‌دست نیامده و همچنان در وضعیت نامطلوب کنونی هستیم. وضعیتی که حاکی از پراکندگی، عقب‌ماندگی و سازمان‌نیافتگی طبقه‌ی کارگر است!
دست‌آورد دست‌کم دودهه فعالیت کارگری مستمر این فعالان چیست و کجا می‌توان آن‌ها را دید؟
آیا واقعاً می‌توان گفت که هیچ دست‌آوردی حاصل نشده است؟ و فعالیت این فعالان با وجود این‌همه فداکاری و صداقت و این‌قدر هزینه‌دادن‌ها بدون نتیجه بوده است؟
پرسش دیرینه‌ی «ما» همچنان مطرح است: طبقه‌ی کارگر موجود است و در صحنه‌ی مبارزه‌ی طبقاتی -البته به‌طور خود انگیخته- حاضر و پیگیر است، موضوع و تنور مبارزه‌ی طبقاتی نیز در جریان و داغ است، فعالان عرصه‌ی کارگری و مبارزاتی که بعضاً خود را پیش‌گامان این عرصه می‌دانند نیز حاضر و در صحنه فعال‌اند اما هنوز در این نقطه‌ و این سطح از مبارزه‌ی طبقاتی هستیم، چرا؟
پاسخ به سوأل‌هایی از این‌دست و نقد و بررسی چگونگی فعالیت این فعالان و تشکل‌ها و نهادهای آنان موضوع میز گرد امروز نشر کارگری «ما» است.
«ما»: ابتدا از دوست‌مان «حسن» خواهش می‌کنیم ارزیابی و نظر خود را نسبت به فعالیت‌های کارگری دهه‌ی شصت و هفتاد برای ما توضیح دهند.
«حسن»: عمدتاً می‌توان گفت موضوع، روش کار و هدف فعالیت‌های اکثر قریب‌به‌اتفاق فعالان عرصه‌ی کارگری و عناصر آگاهی که در محیط‌های کار و کارخانه‌ها حضور داشتند و فعالیت می‌کردند، حالا یا آگاهانه و یا ناخودآگاه، سازمان‌گری نبوده است. منظورم سازمان‌گری به قصد توانمند کردن طبقه، ایجاد تشکل‌های کارگری و متشکل کردن طبقه است؛ متشکل کردن به منظور حضور آگاهانه‌ی خود طبقه در عرصه‌ی مبارزات طبقاتی و نه لزوماً کسب قدرت سیاسی بدون در نظر داشتن محتوای طبقاتیِ آن. هر چند در تمامی ادبیات کارگری این دوره بر لزوم امر سازمان‌گری و متشکل کردن طبقه تأکید شده است اما در عمل این فعالان بیش‌تر به افشای اهداف، سیاست‌ها و روش‌های نظام، حکومت و دولت در عرصه‌های عمومی و کارگری پرداخته‌اند؛ به نوعی زیر سوأل بردن مشروعیت و ناتوانی نظام به‌عنوان مقدمه‌ی به‌زیر کشیده شدن آن. البته آن‌گاه که در محیط‌های کار این فعالان، روند مبارزه‌ ناگزیر به اعتصاب انجامیده است، آنان به هر شکل در متن و گاه در سازماندهی و رهبری این اعتصاب‌ها حضور داشته‌اند. اما پیش از آن‌که در پس شرکت در سازماندهی و رهبری این اعتصاب‌ها، در اندیشه و تدارک سازمان‌دهی طبقاتی و ایجاد تشکل‌های پایدار کارگری باشند باز هم آگاهانه و یا ناخودآگاه «اعتصاب، اعتصاب، مدرسه‌ی انقلاب» و ساقط شدن حکومت و نظام، تمام ذهن آن‌ها را به‌خود مشغول می‌کرده است. این حالت به‌خصوص در بیش‌ترین تعداد اعتصاب‌ها تا اواسط دهه‌ی هفتاد دیده می‌شود. حتا پس از این دوره و در سال‌های پایانی دهه‌ی هفتاد و تمامی دهه‌ی هشتاد، که مدتی از دوران استقرار و تثبیت نظام نیز گذشته بود، باز هم می‌بینیم که در تمامی اعتصاب‌های کارگری، با وجود این‌که دستگیری و بازداشت چندانی هم گریبان فعالان را نمی‌گرفت، هیچ نوع سازماندهی و یا شکل‌های پایدارتری از سازمان‌گری و سازمان‌یابی توده‌ای کارگری، حتا به طور بطئی هم دیده نمی‌شود. متاسفانه و با اندکی بزرگ‌نمایی می‌خواهم از این استدلال نتیجه بگیرم که گویا اصلاً در مبارزات و فعالیت‌های این‌دسته از فعالان، امر و ضرورت سازماندهی طبقه‌ی کارگر وایجاد تشکل کارگری مد نظر نبوده است و ساقط شدن حکومت بدون توجه به سازمان‌یافتگی یا بهتر بگویم سازمان‌نیافتگی طبقه بیش‌تر اذهان و فعالیت‌ها را به خود مشغول می‌کرده است.
«ما»: انگار احمدآقا در این مورد توضیحی دارند، لطفاً بفرمایید.
«احمد»: بله، باید به گفته‌های حسن اضافه کنم که آن‌جاهایی هم که برخی از این فعالان بحث سازمان‌گری و کمک به امر سازمان‌یابی طبقه‌ی کارگر و ایجاد تشکل‌های کارگری را در نظر داشتند –چون به‌تدریج و از اوایل دهه‌ی هشتاد بحث سازمان و شکل‌گیری تشکل‌های کارگری مطرح می‌شد- هیچ نمونه و الگویی که برای خودشان ملموس و قابل ارائه به کارگران باشد را در اختیار نداشتند. گروهی از این فعالان تشکل‌های نوع اتحادیه و سندیکا را رفرمیستی و در چارچوب سرمایه‌داری ارزیابی می‌کردند، در نتیجه تلاش برای ایجاد این‌گونه تشکل‌ها را بیهوده می‌دانستند. شوراهای کارگری نیز به دلیل تشابه اسمی و تداعی کردن نام شوراهای اسلامی کار، که خائن یا ناکارآمد بودند، و به‌دلیل این که بین خود فعالان روی آن اتفاق‌نظر وجود نداشت چندان قابل ارائه و قابل دفاع و در نتیجه اجرایی نبود. پاره ای از فعالان تشکل ضد‌سرمایه‌داری را مطرح می‌کردند، اما از آن تعریف جامع و اجرایی، دست‌کم در شرایط موجود ایران، ارائه نمی‌شد. در آن دوران مبارزات اتحادیه‌ای کارگران کره‌ی جنوبی با قدرت بیش‌تر و کارگران انگلیس با قدرت کم‌تری در جریان بود. برخی فعالان عرصه‌ی کارگری با استفاده از اخبار روزنامه‌ها (به‌خصوص روزنامه‌ی کار‌و‌کارگر) و گاهی اوقات اخبار تلویزیون، در محیط‌های کار و کارخانه این نوع تشکل‌ها و شیوه‌ی مبارزه‌ی آن‌ها و فواید حضور و فعالیت‌شان را به کارگران گوشزد می‌کردند و مثال‌هایی می‌زدند، اما بیش‌تر کارگران تصور می‌کردند که به دلایل مختلف فرهنگی و سیاسی کارگران ایران امکان و توان دست‌یابی به این تشکل‌ها را ندارند. تجربه‌ی ملموس و قابل استنادی از چگونگی برپایی و ایجاد سندیکا و اتحادیه در محیط کار و جامعه در دسترس این بخش از جامعه و فعالان نبود و تجربه‌های قبلی در این زمینه به کارگران این نسل به‌خوبی منتقل نشده بود.
بعضی از دوستان که تشکل‌های سندیکایی را رفرمیستی می‌دانستند و تشکل‌های شورایی یا حزبی را، که با الگو‌ها و کلیشه‌های جاافتاده در ذهن آنها تطابق داشت، اجرایی و عملی نمی‌دانستند به خرده‌کاری ادامه می‌دادند. گروه زیادی از این‌ها پیش از آن‌که به الزام‌های عملی سازمان‌گری توده‌ای و کارگری بیندیشند، درگیر کلیشه‌های تشکل‌های سیاسی ایدئولوژیک و ایده‌های معطوف به سرنگونی صرف بودند.
با این‌همه در ابتدای سال‌های دهه‌ی هشتاد شاهد بودیم که عده‌ای از فعالان سندیکایی با ارائه‌ی نمونه‌ها و تجربه‌هایی ملموس و با بهره‌گیری از سابقه‌ی وجود و فعالیت این‌ شکل از تشکل در محیط‌های خاص و با تکیه بر آگاهی نسبت به چیزی که قصد تشکیل آن را داشتند، تلاش‌هایی را با در نظر گرفتن همه‌ی شرایط و کاستی‌ها انجام دادند و در حوزه‌ی خود نتایج قابل توجهی هم داشتند.
- «ما»: در این دوره جنبش کارگری تجربه‌های دیگری نیز داشته است. از بهروز خواهش می‌کنیم در این مورد مشاهدات و تجربه‌های خودشان را برای خوانندگان بازگو کنند:
«بهروز»: در اوایل دهه‌ی هشتاد شاهد برپایی دو تشکل یا نهاد کارگری بودیم؛ هر دو نهاد وظیفه‌ی اصلی خود را کمک به امر سازمان‌یابی طبقه و ایجاد تشکل‌های کارگری می‌دانستند. در این رابطه دو نکته قابل بررسی و پیگیری است؛ اول آن که گاهی برخی از اعضا یا فعالان این نهادها وگاه برخی فعالان خارج از این دو، به نادرست این تشکل‌ها را معادل و یا به‌طور کامل یک تشکل کارگری ارزیابی می‌کردند! البته خود این ارزیابی بحث‌های خوب و مفیدی را بر انگیخت. دوم این‌که با وجود بحث‌های وسیعی که در مورد مشخصات یک تشکل کارگری و مختصات یک تشکل طبقاتی کارگری متناسب با شرایط روز ایران در این دوره شکل گرفت، هیچ‌گاه این دو نهاد تعریف جامعی از تشکل مورد نظر خود، که متناسب با شرایط امروزی طبقه‌ی کارگر ایران باشد، ارائه ندادند. این کاستی نه به دلیل نبود ایده و الگویِ تشکل کارگری، که به دلیل نبود توافق روی یک الگو و مدل واحد یا به‌عبارت دیگر به دلیل وجود دیدگاه‌های مختلف درون این نهادها بود. تفاوت و تعدد ایده‌ها و دیدگاه‌ها در شرایطی خاص می‌تواند مفید و سازنده هم باشد، اما نبود اتفاق نظر روی یک مدل و الگوی واحد می‌تواند در عمل یکی از دلایل عدم موفقیت این نهادها در کمک به ایجاد تشکل صنفی کارگری باشد. البته حتماً دلایل مهم دیگری نیز در این امر دخالت دارد که خود اعضا و فعالان این نهادها باید به آن‌ها بپردازند و خوب تحلیل‌شان کنند. البته می‌توان فرض کرد که در نهاد «الف» دو دیدگاه در مورد تشکل کارگریِ متناسب با شرایط روزِ ایران وجود دارد؛ در این‌صورت و بر اساس وجود دو دیدگاه در کنار هم ما باید شاهد برپایی دو شکل از تشکل کارگری، به‌عنوان مثال یکی از نوع اتحادیه‌ای و دیگری از نوع شورایی، بوده باشیم که البته در عمل هرگز چنین چیزی اتفاق نیافتاد!
«ما»: در این دوران جنبش کارگری شاهد شکل‌گیری کارهای مشترک و همکاری‌هایی بین فعالان با دیدگاه‌های مختلف بود. اقدامات پروژه‌ای و... آقا ناصر شما می‌توانید تجربه‌ها و مشاهدات خودتان را در این‌گونه کارهای انجام‌گرفته بازگو کنید؟
«ناصر»: بازتر شدن فضا در نیمه‌ی اول دهه‌ی هشتاد و درس‌آموزی از تجربه‌های پیشین، باعث گرایش به کارهای پروژه‌ای شد؛ شکل‌گیری و تأسیس «کمیته‌ی پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری» با انجام یک کار پروژه‌ای کلید خورد، هرچند تجربه‌ی چندان موفقی هم نبود. برگزاری جشن‌های باشکوه روز جهانی کارگر توسط گروه‌های کوهنوردی کارگری نمونه‌ی بسیار خوبی از این تجربه‌ها بود. در ادامه جنبش کارگری شاهد شکل‌گیری ظرف جدیدی برای انجام یک‌سری کارهای پروژه‌ای بود. «شورای همکاری تشکل‌ها وفعالان کارگری» تجربه نسبتاً خوبی بود. شروع کار خوب بود ولی در ادامه دو اشکال و ایراد مهم بروز پیدا کرد: یکی این‌که این شورا نتوانست همکاری و حضور کارگران عادی را به‌خود جلب کند و تقریباً هرگز نتوانست تعداد اعضا و فعالان‌اش را از شمار افراد اولیه به‌قدر قابل ملاحظه‌ی افزایش دهد و حتا در ادامه‌ی کار تعداد اعضا و فعالان اولیه هم به‌تدریج کم‌تر ‌شد. دوم این‌که تبعات وجود دیدگاه‌های متفاوت در میان فعالان و تعدد نظرات و دیدگاه‌ها، که به‌خودی‌خود می‌توانست عامل رشد و پویایی باشد، به مانعی در مسیر پویایی این تشکل تبدیل شد. درک درستی ازکار گروهی، کار سازمانگرانه و مطالباتی وجود نداشت. بیش‌تر این افراد در محیط‌های کار خود نتوانسته بودند سازمانگری کنند. اینان گرد هم جمع شده بودند تا تجربه‌های پیشین خود را روی‌هم بریزند و ببینند چگونه می‌توان سازمان‌گری کارگری کرد و چگونه می‌توان به ایجاد تشکل‌های کارگری پرداخت! اما در عمل هر یک فقط الگوی خود را مد نظر داشتند وتلاش می‌کردند کلیشه‌ی خود را به دیگران بقبولانند. بیش‌تر اعضای این شورا درک درستی از کار پروژه‌ای نداشتند و همیشه عده‌ای نگران این بودند که تنگ‌نظری و جایگزین‌شدن منافع فردی و گروهی با منافع عمومی و دراز‌مدت یا میان‌مدت طبقه‌ی کارگر (نوعی سکتاریسم) موجب شود که نتیجه‌ی کارهای گروهی و پروژه‌ای به‌نام گروهی خاص تمام شود. اغلب اوقات هر کس جمله و کلیشه‌ی خود را به‌کار می‌برد و آگاهانه یا ناخودآگاه موجب می‌شد که دیگران حواس‌شان جمع شود و مراقب باشند که نکند این الگو یا کلیشه جا بیفتد و نتیجه‌ی کار و پروژه به نام این فرد یا آن گروه خاص تمام شود و یا خط فلان جریان یا بهمان گرایش پیش برود. انرژی زیادی صرف این می‌شد که تعهدات اخلاقی گرفته شود و یا راه و روشی برقرار بشود که فرد یا گروهی نتواند اولین رسانه‌ای باشد که زودتر از دیگران خبر و گزارش کارهای انجام‌شده را اطلاع رسانی کند و در نتیجه این شائبه ایجاد بشود که مثلاً فلان گروه یا گرایش سازمان‌دهنده‌ی فلان حرکت بوده است. همه‌ی فعالان به‌درستی به این نتیجه رسیده بودند که آنچه بیش از همه‌چیز مورد نیاز جنبش است ایجاد تشکل یا تشکل‌های مستقل کارگری است؛ اما به دلایل مختلف و از جمله نکاتی که در بالا گفته شد انرژی‌ها با وسواس زیاد فقط صرف امور کم‌اهمیت اما بازدارنده می‌شد. در کارهای پروژه‌ای به‌جای این‌که به نیازهای روز و مبرم جنبش کارگری پرداخته شود، به‌جای این‌که نقطه‌ی عزیمت بر مسائل روز و مطالبات و مشکلات روزمره و مورد نیاز بیش‌ترین تعداد کارگران و جنبش کارگری قرار گیرد، افراد به خط‌ و ‌ربط و گرایشات یکدیگر توجه می‌کردند و هر گفته یا پیشنهاد را به این خط‌ و‌ ربط‌ها نسبت می‌دادند و یا با گرایشات خاص می سنجیدند. به جای تکیه و پافشاری بر مسائل و مطالبات روز که بیش‌ترین توافق‌ها روی آنها وجود داشت و بیش‌ترین تعداد حول آنها جمع می شد وکارگران عادی با آگاهیِ کم‌تر نیز می توانستند به آنها به‌پیوندند، بر مسائل و مطالبات و مشکلات استراتژیک انگشت گذاشته می شد. و چنین بود که متأسفانه شعله‌ی شورای همکاری نیز کم‌کم فرونشست و خاموش شد. تکرار چنین تجربه‌های ناخوشایندی موجب کاهش شدید اقبال به کارهای مشترک و عمومی و پروژه ای می‌شود و شد. امری که هر زمان به‌شدت مورد نیاز طبقه‌ی کارگر و جنبش کارگری است.
«ما»: تا این‌جای قضیه دوستان به ناکامی‌ها، ریشه‌ها و علت‌های آن‌ها و موانع پیشرفت کارها پرداختند اما واقعیت این است که کارنامه‌ی دست‌کم سی‌سال گذشته‌ی جنبش کارگری، حتا بدون درنظر‌گرفتن تجربه‌های سندیکای کارگران شرکت واحد و هفت ‌تپه، تا این‌اندازه هم خالی و سیاه و یا پر از تجربه‌های تلخ و شکست‌خورده نیست. پیشرفت‌ها و دست‌آورد‌هایی، هرچند اندک، و تجربه و پندآموزی‌های درخورتوجهی هم داشته است. در این مورد هم بد نیست گفتگویی داشته باشیم.
« سارا»: کاملاً درست است. واقعیت این است که در پروسه‌ی مبارزات دودهه‌ی گذشته، فعالان این عرصه به هرحال تجربه‌اندوزی کرده و حداقل الفبای کار گروهی و پروژه‌ای را یاد گرفته‌اند. حالا دیگر یاد گرفته‌ایم که به جای تأکید بر نقاط افتراق و اختلاف‌نظرها می‌توان روی نکات اشتراک و قوت همدیگر حساب کنیم. می‌توانیم راه‌های درازتری را با یکدیگر بپماییم و از کشیده‌شدن بحث و مسائل ذهنی به نقاط حساس همدیگر پرهیز کنیم. در جریان پیش‌برد مسایل اجرایی و کارهای عملی مشترک یاد گرفته‌ایم که کشیده شدن بحث‌ها و مسائل به حوزه‌های نظری، مسایل استراتژیک بلند‌مدت طبقه و گره‌های سیاسی، که می‌تواند موجب جدایی شود، پرهیز کنیم. این همان کاری است که عملا در کارخانه و سنگرهای تولید و یا در اداره با همکاران عادی خود می‌کنیم؛ چرا این شکل رفتار را با یک رفیق، که با وجود تفاوت‌های فکری و گرایش‌های سیاسی، نزدیکی بیش‌تری به‌لحاظ آرمان‌ها،آرزوها و نقشه‌های آینده داریم انجام ندهیم!؟ در عمل آموخته‌ایم که پس از قدم‌های کوتاه و کارهای کوچک ولی مشترک می‌توان دید که راه زیادی پیموده شده و دست‌آوردهای خوب و قابل‌ملاحظه‌ای به‌دست آمده. برای نمونه عبارت «تشکل مستقل کارگری» در مجموع ادبیات رسمی کارگری، واژه‌ای چپ و ممنوعه بود. استقلال تشکل‌های کارگری، از دولت و کارفرما، امری عجیب‌و‌غریب و نامفهوم بود. خانه‌ی کارگر از این که وابسته و حامی دولت است به خود می‌بالید. فعال مستقل کارگری معادل یک چپ نفوذی در کارگران شمرده می‌شد. خط فقر، امنیت شغلی، حداقل معیشت و بسیاری مفاهیم دیگر جایی در ادبیات رسمی کارگری نداشتند. جاافتادن این مفاهیم و کاربرد وسیع رسمی آن‌ها دست‌آورد فعالان مستقل و علنی کارگری است که حتا به ادبیات رسمی حکومتی نیز تحمیل شده است. سطح گفت‌وگو‌ها تغییر کرده و ارتقا یافته است. فعالان عرصه‌ی کارگری در کارخانجات حتماً می‌بایست بدون نشان‌دادن هویت مستقل فکری و به‌خصوص در اوایل عمدتاً در تشکل‌های موجود مانند انجمن‌های صنفی و یا شوراهای اسلامی کار به عنوان یک کارگر عادی عضو می‌شدند و فعالیت می‌کردند و این در حالی است که در سال های اخیر مثلاً «اتحادیه آزاد» در امر جمع‌آوری امضا برای طومار چهل‌هزار نفری وارد نوعی همکاری نانوشته با شوراهای اسلامی کار و خانه‌ی کارگر شد، که فارغ از انگیزه‌ی هریک از دو طرف، شاید بتوان این همکاری را به‌طور غیرمستقیم پذیرش حضور نیرو و تفکری دیگر در کنار خود تفسیر کرد. در کانون بازنشستگان هویت و حضور فعالان مستقلی که به هیچ‌یک از گرایش‌های رسمی تعلق یا نزدیکی ندارند و حتا با آنها مقابله می‌کنند را عملاً همه پذیرفته‌اند. در واقع این گروه از فعالان مستقل، چه در عرصه‌ی عمومی و چه در حوزه بازنشستگان، با استمرار حضور و فعالیت صادقانه‌ی خود و پافشاری بر مواضع مستقل و مطالبات صنفی و ملموس کارگری حضور و رسمیت خود را به نهادهای رسمی و دولتی تحمیل کرده‌اند. خلاصه کنم: بسیاری از ما فعالان یاد گرفته‌‌ایم که فعالان کارگری پراکنده راهی جز انجام کارهای گروهی و پروژه‌ای ندارند. پروژه‌هایی حول مسائل و مطالبات فوری، ملموس و بی‌واسطه مانند بیمه، اشتغال، امنیت شغلی و محیط کار، قرارداد و سایر مطالباتی که می‌توان حول آنها کارزار به‌راه انداخت و از همه مهم‌تر یاد گرفت‌ ایم که تجمیع فعالان کارگری نمی‌تواند مساوی و یا معادل یک تشکل کارگری باشد. ما نماینده و برگزیده‌ی کارگران نیستیم. با کمی اغراق باید بگویم «بخشی از کارگران» هم نیستیم، و نمی‌توانیم به‌جای آن‌ها تصمیم بگیریم و به‌نام آن‌ها اطلاعیه بدهیم. ما باید دائماً به یک‌دیگر یادآوری کنیم که همگی مایل هستیم و بسیار دوست داریم که کارهای بزرگ‌تر و پراهمیت‌تری انجام دهیم، تشکل‌های استخوان‌دار کارگری و با آرمان‌های انقلابی ایجاد کنیم و وقت خودمان را با این کارهای کم‌اهمیت تلف نکنیم! اما یادمان هست که جامعه‌ی ما در موقعیت انقلابی و یا شرایط اعتلای انقلابی نیست تا شعارها و مطالبات‌مان در راستای کسب قدرت سیاسی و... باشد. واقعیت‌های موجود، میزان آگاهی‌های عمومی و طبقاتی، سطح سازمان‌یافتگی یا به‌قول دوست‌مان سازمان‌نیافتگی طبقه‌ی کارگر را دریابیم و درک کنیم که برای آگاهی‌رسانی و کمک به برای‌خود‌شدن طبقه و سازمان‌گری باید از کارها و گام‌های کوچک‌تر و مقدماتی، اما مهم و حیاتی، شروع کرد؛ کارهایی که صبر و تحمل و آیند‌ نگری لازمه‌ی آن است. لازم نیست که همه در همه‌ی کارها شرکت کنند؛ در کارها و پروژه‌های مختلف افرادی می‌توانند شرکت کنند که توانایی و استعداد لازم را داشته باشند. بپذیریم که دلیلی ندارد همیشه همه‌ی افراد، به دلیل تحلیل‌ها و گرایشات و باورهای متفاوت با ما و یا با دیگران، در همه‌ی پروژه ها شرکت کنند. هیچ ایرادی ندارد، در کارها و پروژه‌های افراد می‌توانند در کنار هم باشند. باید قبول کنیم که هر «کار» و هر «پروژه» در واقع یک «ظرف کار» است و هر پروژه و کارزارِ معین ظرفیت، توانایی و استعدادهای محدود و معین خود را دارد که باید به آن توجه کرد. از سازمان‌دادن یک پروژه، یک کارزار و یا یک اتحاد عمل معین انتظار توانایی و ظرفیت یک حزب یا یک تشکل منسجم کارگری را نداشته باشیم. اما در ضمن این را هم می‌دانیم که شرکت در انجام این کارها و پروژه‌ها به معنای این نیست که این سطح از کار برای همیشه و تمام کار است. این همکاری‌ها می‌تواند بستری برای آموزش و شناخت بیش‌تر و ارتقای سطح همکاری‌های بیش‌تر باشد و آمادگی برای انجام کارهای بهتر و بهتر... فردا که شرایط به‌گونه‌ای دیگر باشد، جنبش کارگری سطح بالاتری از کار را طلب خواهد کرد. پس از مسیر عمل امروز، رفته رفته خود را برای آن روز آماده کنیم!
نشر کارگری «ما»
شهریور 1394


nashr.ma@gmail.com
http://ma-nashr.blogspot.com

اخباروگزارشات کارگری6آبان1394 Mon 10/03/2016 10:28

- کارگران اعتصابی قطار شهری اهواز بازهم دست به تجمع مقابل دفتر اداری شرکت کیسون زدند!
- اطلاعیه معرفی سایت کمیته دفاع از محمود صالحی
- سناریوی توطئه آمیز علیه کارگران رسمی و باسابقه شرکت صنایع فلزی ایران
- آرام و فواد زندی آزاد شدند
- تجمع اعتراضی کارگران پالایشگاه های نفت در فرودگاه اهواز همزمان با حضور وزیرنفت!
- تعطيلي كارخانه قند فسا و بيكاري 500 كارگر، در گفتگو با شهروندان
- عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه کارگران شهرداری سی‌سخت !
- تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان !
- تجمع زنان روستای سولقان بخش کن تهران مقابل ساختمان شرکت ملی گاز
- حمله مسلحانه به خوابگاه کارگران در نخل تقی
- مرگ دلخراش کارگر کارخانه فولا نورد کرمان!
- اعتراض ریاست اتحادیه کارگران بخش خدمات عمومی کانادا نسبت به بازداشت فعالین صنفی در ایران
- منتفی شدن افزایش شهریه بدنبال یک هفته اعتراضات دانشجویی در آفریقای جنوبی
- پس از افغانستان، اکنون در یمن؛ حمله نیروهای ائتلاف به بیمارستان پزشکان بدون مرز

کارگران اعتصابی قطار شهری اهواز بازهم دست به تجمع مقابل دفتر اداری شرکت کیسون زدند!

کارگران قطار شهری اهوازکه از تاریخ10مهرماه دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوقشان دراعتصاب هستند،امروز6آبان برای سومین باردست به تجمع مقابل ساختمان اداری شرکت کیسون در خیابان اقبال اهواز زدند.
به گزارش6آبان ایلنا،صبح امروز برای سومین بار حدود 400نفر از کارگران شرکت پیمانکاری کیسون بار دیگر اعتراضات خود را با کار نکردن(اعتصاب) در واحد‌های ترانسفور، تعمیرات، عملیات خاکی، ماشین آلات و اجرا از سر گرفتند. کارفرما از روز پنجشنبه 30 مهر ماه وعده پرداخت بخشی از مطالبات کارگران را داده است که تا هم اکنون محقق نشده است.
به گفته یکی از کارگران معترض طی یک هفته جاری هر روز پیمانکاربا پی گیری برخی مسئولان وعده پرداخت بخشی از مطالبات 8 ماهه کارگران را داده است اما هر روز کارفرمابه ما می گوید هنوز چکی که قرار بود برای پرداخت بخشی از مطالبات کارگران هزینه شود تامین اعتبار نشده است.
به گفته کارگران در اعتراض امروز نیز همانند دیروز وروز قبل از آن حدود 140 نفر از کارگران مقابل ساختمان اداری شرکت کیسون تجمع کرده اند.
کارگران گفتند:برای پی گیری مشکلاتمان 4 نفر از کارگران را به نمایندگی از سایرین به دفتر قطار شهری اهواز فرستادیم.امروزمعاون قطار شهری اهواز در پاسخ به نمایندگان کارگران گفته است حداکثر تا صبح شنبه-9آبان -پرداخت بخش از مطالبات کارگران عملی می شود به همین دلیل کارگران امروز با این وعده به تجمع اعتراضی خود خاتمه دادند.
این کارگر با اشاره به وعده و وعیدهای تحقق نیافته مسئولان در خاتمه گفت:در صورت عملی نشدن پرداخت مطالبات کارگران حداکثر تا صبح شنبه به تجمعات خود به صورت گسترده تری ادامه می دهیم.
اطلاعیه معرفی سایت کمیته دفاع از محمود صالحی
کارگران،فعالین کارگری،تشکلهای مستقل کارگری و دوستان گرامی.
از طریق این اطلاعیه به اطلاع همه شما عزیزان و دوستداران جنبش کارگری می رسانیم که ازامروز ٥ آبان ١٣٩٤ برابر با ٢٧ اکتبر ٢٠١٥ سایت “کمیته دفاع از محمود صالحی”فعالیت اطلاع رسانی خود را آغاز می نماید.
شما عزیزان میتوانید تا برگزاری اولین مجمع عمومی کمیته دفاع از محمود صالحی وچگونگی پیشبرد کمپین دفاع از ایشان، به منظور لغو احکام ظالمانه ٩ سال زندان تعزیری از این کارگر آگاه، از طریق این سایت با خانواده محمود صالحی تماس برقرار نماید.
با تشکر و قدردانی از همه شما عزیزان
خانواده محمود صالحی
ایران – استان کردستان – شهرستان سقز
٥ آبان ١٣٩٤(٢٧اکتبر٢٠١٥)
لینک سایت
http://mahmoodsalehi.com/
ایمیل تماس با کمیته
komite.salehi@gmail.com
شماره تلفن برای تماس 09184138435
سناریوی توطئه آمیز علیه کارگران رسمی و باسابقه شرکت صنایع فلزی ایران
اتحادیه آزاد کارگران ایران :بدنبال تجمع کارگران شرکت صنایع فلزی ایران که روزشنبه 3آبان دراعتراض به تداوم اخراجشان وممانعت از ورودشان به کارخانه صورت گرفته بود، رئیس اداره کار اسلام شهر به میان کارگران آمد وبه کارگران قول داد که روز سه شنبه هفته ی جاری باحضوردر شرکت ، با مدیرعامل آن دیداری خواهد کرد تا درباره حل مشکلات پیش آمده چاره اندیشی کنند.
طبق گزارشات رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران رئیس اداره کاراسلامشهر با یک روزتآخیرامروزچهارشنبه 7آبان همراه با بازرس و منشی اداره ، به شرکت آمد و علیرغم اکراه مدیرعامل دراستقبال وپذیرش از آنان درنهایت بدورازحضورکارگران اخراجی (یا نمایندگانشان) بامدیریت گفتگو و بدون اشاره به "غیرقانونی اعلام کردن انحلال شرکت از طرف مدیریت" تنها نظر وخواست مدیریت را درمیان جمع کارگران اینگونه اعلام نمود:
ازآنجائیکه عمده کارها به پیمانکاران محول شده ، کارگران باسابقه و رسمی شرکت درصورت تمایل به ادامه کارمیتوانند بصورت قراردادی ورقابت آمیزبا پیمانکارها درشرکت کارکنندو درصورت رضایت از کارشان همچنان درشرکت باقی خواهندماند!
و درصورت عدم رضایت ، پس از پایان قراردادیکساله با آنان تسویه حساب خواهدشد. و کارگران را ترغیب نموده که اگر به این شرایط اعلام شده نمیخواهند تن بدهند میتوانند شکایت کنند.
لذا، سناریوی توطئه گرانه مدیریت با حمایت اداره کاراینطوراجراء میشود که مدیریت علیرغم اینکه کارخانه درحال کاروتولیدست وپیمانکارهایی درآنجا کارمیکنند دراقدامی غیرقانونی انحلال شرکت را اعلام نموده ، وبدینوسیله کارگران رسمی و با سابقه این شرکت را اخراج واز ورود آنان به کارخانه ممانعت نموده . این تصمیم مدیریت موجب اعتراض شدید کارگران و تجمعات اخیر آنان است.
اعمال این طرح که با ترفندهای شکاف افکنانه بین کارگران نیز پیش میرود، باهدف تحمیل شرایط برده وار همراه با عدم امنیت شغلی برای این قبیل کارگران که همواره در دفاع از حقوقشان پیشقدم بوده اند، موجب پراکندگی صفوف آنان و تمکین وخاموشی کارگردرمقابل فشارهای مدیریت خواهدشد.
لذا، مدیریت وصاحبان شرکت باخیالی آسوده تروباقدرت مانوربیشتر دراستثمارو بیحقوقی کارگران، به انباشت سود و منافع خود ادامه خواهند داد و در این راه طبق معمول از حمایت های توجیه گرانه مسئولین اداره کارنیز برخواردارند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
6 آبان94
آرام و فواد زندی آزاد شدند
به گزارش رسیده امروز 5 ابان ماه 94، آرام وفواد زندی از فعالین کارگری شهر سنندج بعد از گذراندن مدت محکومیت شان در زندان مرکزی شهر سنندج آزاد شدند.
این دو فعال کارگری در روز 25 فروردین 94 با یورش نیروهای اداره اطلاعات شهر سنندج در منزل شخصی بازداشت و مدت 47روز در آن اداره مورد بازجویی قرار گرفتند و سپس هر کدام با وثیقه 100میلیون تومانی آزاد گردیدند. نامبردگان در شعبه اول دادگاه انقلاب به اتهام فعالیتهای کارگری از جمله شرکت در مراسمهای روز جهانی کارگر، روز جهانی زن، گلگشت های کارگری، همکاری با کمیته هماهنگی، دفاع از کارگران زندانی و شرکت در راهپیمایی در حمایت از مردم کوبانی هر یک به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
لازم به ذکر است که قرار بود این فعالین کارگری روز دوشنبه 4 آبان آزاد شوند که در این ارتباط جمعی از فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی و خانواده نامبرده گان جهت استقبال از این دو فعال کارگری در اطراف منزل آنان جمع شده بودند که مقامات زندان جهت جلو گیری از تجمع فعالین، آزادی این فعالین کارگری را به امروز موکول کردند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن تبریک آزادی آرام و فواد زندی به همه کارگران و خانواده و دوستان آنان، خواهان آزادی فوری سایر کارگران و فعالین کارگری و زندانیان سیاسی دربند می باشد.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
5 آبان 1394
تجمع اعتراضی کارگران پالایشگاه های نفت در فرودگاه اهواز همزمان با حضور وزیرنفت!
وزیر نفت برای افتتاح چند پروژه نفتی در خوزستان وارد فرودگاه اهواز شد که با تجمع اعتراضی تعدادی از کارگران پالایشگاه های نفت مواجه شد.
به گزارش 6آبان جوان، دقایقی پیش وزیر نفت برای افتتاح چند طرح نفتی در خوزستان وارد فرودگاه اهواز شد که تعدادی از کارگران پالایشگاه های نفت برای رسیدگی به مسائل مالی خود در این فرودگاه تجمع کردند.
تعطيلي كارخانه قند فسا و بيكاري 500 كارگر، در گفتگو با شهروندان
گفتگوي راديو ندا با شهروندان شهرستان فسا پيرامون تعطيل شدن كارخانه قند فسا و بيكاري 500 كارگر و تبعات آن ؛ و نقطه نظرات جالب و شنيدني شهروندان.
گوش کنید: http://www.radioneda.de/2015/10/30/Iran94_Fasa.mp3
عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه کارگران شهرداری سی‌سخت !
طبق آخرین اطلاعات بعد از عدم پرداخت معادل شش ماه حقوق سال ۱۳۹۲ کارکنان و بدهی پنج ماهه سال جاری حتی حق بیمه کارکنان شهرداری به حساب تامین اجتماعی واریز نشده و کارکنان این مجموعه مجبورند هزینه‌های سرسام آور درمانی خود را به صورت آزاد پرداخت کنند.
به گزارش6آبان کبنانیوز،بخشی از واقعیت غیر قابل انکار حاکم بر شهرداری سی‌سخت که طبق آخرین اطلاعات بعد از عدم پرداخت معادل شش ماه حقوق سال ۱۳۹۲ کارکنان و بدهی پنج ماهه سال جاری حتی حق بیمه کارکنان شهرداری به حساب تامین اجتماعی واریز نشده و کارکنان این مجموعه مجبورند هزینه‌های سرسام آور درمانی خود را به صورت آزاد پرداخت کنند .
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان !
روز5آبان، تجمعی اعتراض آمیز با حضور جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان، در فضای باز این دانشگاه برگزار شد.
نکته ی قابل توجه در این تجمع: تهدید معترضین از سوی مسئولین دانشگاه با این عنوان که “چون بار اول است می گذریم، و در صورت تکرار، کمیته ی انضباطی می شوید”
به گزارش6آبان موج چهارم،در این تجمع که روبروی ساختمان مرکزی (حوزه ی ریاست) این دانشگاه برگزار شد، دانشجویان و شورای صنفی به وضع بد اینترنت دانشگاه معترض بودند.
یکی از دانشجویان معترض، در سخنانی کوتاه عنوان داشت: وضعیت بد اینترنت دانشگاه، نزدیک به دو سال است که گریبان گیر دانشجویان شده است به شکلی که حتی، قادر به ارسال متن برای هم دانشگاهی خود از طریق ایمیل را هم نداریم و اگر این امکان هم فراهم شود، باید دقایق زیادی را صرف این موضوع بکنیم!
دانشجوی دیگری گفت: بنده ۴ ترم در این دانشگاه هستم و در این دو سال (۴ ترم)، این مشکل وجود داشت و دارد و با توجه به رفت و آمدهای مسئولین شورای صنفی قبلی و فعلی و نمایندگان دانشجویان، متاسفانه این مشکل بر طرف نشده است!
این تجمع که نزدیک به یک ساعت به طول انجامید، با حضور معاونت دانشجویی و مسئول مرکز حراست دانشگاه، و شنیدن سخنان معترضین و قول مرتفع نمودن این مشکل از سوی مسئولین به پایان رسید.
اما نکته ی قابل توجه در این تجمع، تهدید معترضین از سوی مسئولین دانشگاه با این عنوان که “چون بار اول است می گذریم، و در صورت تکرار، کمیته ی انضباطی می شوید” بود!؟
این تهدید در حالی در خصوص موضوعی به این سادگی بیان می شود که لازمه ی وجود اینترنت با کیفیت در هر دانشگاهی، لازم و مهم است.
تجمع زنان روستای سولقان بخش کن تهران مقابل ساختمان شرکت ملی گاز
زنان روستای سولقان بخش کن از توابع شهرستان تهران با تجمع مقابل ساختمان شرکت ملی گاز خواستار رسیدگی به مشکل انشعاب گاز خانگی در این منطقه شدند.
به گزارش 6آبان ایرنا ،معترضان که تعدادشان 40 نفر تخمین زده شدند بانوان ساکن روستای سولقان بودند که از مسئولان شرکت ملی گاز خواستند تا در راه اندازی انشعاب و نصب علمک گاز خانگی در این روستا با توجه به درپیش بودن فصل سرما اقدام کنند.
یکی از تجمع کنندگان گفت: علمیات لوله گذاری و گازکشی این روستا به پایان رسیده اما هنوز علمک ها نصب نشده و خانه ها از نعمت گاز بی بهره اند.
وی گفت: این روستا زمستان هایی سرد دارد و با وجود انجام گازرسانی به این روستا ساکنان از داشتن گاز محرومند درحالیکه استفاده از سوخت های فسیلی نفت نیز با مشکلات و محدودیت هایی همراه است.
این بانوی سولقانی افزود: روستای سولقان دو محله بالا و پایین و در مجموعه بیش از یک هزار خانوار دارد که همه آنها از گاز بی بهره اند.
این تجمع با صبحت های یکی از مسوولان شرکت ملی گاز مبنی برپی گیری مشکل نصب علمک های گاز برای ساکنان منطقه پایان یافت.
روستای سولقان در بخش کن در شمال غربی شهرستان تهران واقع شده است.
حمله مسلحانه به خوابگاه کارگران در نخل تقی
نخل تقی شهرکی است چسبیده به عسلویه ، یکی از درآمد های این شهرک بندری، علاوه بر ماهی گیری و کارگری در کشتی های ماهی گیری(جاشویی) برای حمل بارهای تجاری، باشیخ نشینان آن سوی آب. اجاره دادن خانه به کارگرانی است که با خانواده دراین منطقه صنعتی زندگی می کنند. برخی شرکت ها نیز با اجاره کردن تعدادی خانه دریک کوچه خوابگاه های کارگری را تشکیل داده اند. مردم بومی نخل تقی عرب زبان و شافعی مذهب هستند. نزدیک به 3 سال دراین شهرک و درکنارمسجد عمر بن خطاب درخوابگاه زندگی کردیم ولی هرگز در این مدت برخوردی نامناسب توسط سه خوابگاه ما یا مردم بومی، پیش نیامد، روابط دوستی این گروه از نیروی کار با مردم بومی آن میزان دوستانه بود که از ما دعوت به رفت و آمد به خانه هایشان را می کردند، و گاهی غذا های بومی را به خوبگاه ها می فرستادند. ولی تغیرات به مرور به وجود می آیند و بعد به صورت جهشی خود را نشان می دهند.
لینک متن کامل: https://kmkoomak.wordpress.com/
مرگ دلخراش کارگر کارخانه فولا نورد کرمان!
روز گذشته خبری کوتاه مبنی بر مرگ یکی از کارگران در شهرک صنعتی خضرا کرمان منتشر شد که جهت پیگیری بیشتر با خانواده ی مرحوم اسماعیل جهانشاهی گفت و گوی تلفنی داشتیم.
وی گفت: شکوائیه ی ما علیه شرکت فولاد نورد کرمان و مسئولین آن تنظیم شده است. به دلیل اینکه این شرکت کارفرما بوده است و پیمانکار آن یعنی راننده ی لودر، فاقد گواهی نامه می باشد و لودر نیز فاقد بیمه. پس چرا کارفرما، کار را به چنین پیمانکاری سپرده بود؟
به گزارش6آبان خبرآنلاین، برادر وی اظهار داشت: اسماعیل جهانشاهی متولد 1361 اهل شهرستان بردسیر که دارای دو فرزند بود روز دوشنبه حین کار در شرکت فولا نورد کرمان زیر لودر رفت و جان سپرد.
وی افزود: گویا برادرم مشغول تمیز کردن لاستیک های عقبی لودر بود تا براده های آهن و فولاد، آن ها را پاره نکند، در همین حین راننده، غافل از این موضوع دنده عقب می رود.
جهانشاهی گفت: لودر از روی ساق پا تا سر برادرم عبور کرد به گونه ای که هر دو چشم از حدقه بیرون زده بود و مغز سرش بیرون ریخته شده بود به طوری که جسد به سختی شسته شد.
طبق اظهارات برادر مرحوم جهانشاهی، راننده در بازجویی پلیس راه باغین گفته بود : زمانی دنده عقب رفتم احساس کردم چیزی زیر لاستیک لودر رفته است و صدایی شنیدم. دوباره جلو رفتم و پیاده شدم که ناگهان دیدم این کارگر را زیر گرفته ام.
جهانشاهی تاکید کرد: برادر من کارگر روز مزد نبود. سابقه ی بیمه ی تامین اجتماعی که از طرف شرکت فولاد نورد برای وی رد شده است و همچنین قراردادهای سالانه ای که با شرکت بسته بود، گواه این امر است.
وی گفت: شکوائیه ی ما علیه شرکت فولاد نورد کرمان و مسئولین آن تنظیم شده است. به دلیل اینکه این شرکت کارفرما بوده است و پیمانکار آن یعنی راننده ی لودر، فاقد گواهی نامه می باشد و لودر نیز فاقد بیمه. پس چرا کارفرما، کار را به چنین پیمانکاری سپرده بود؟
جهانشاهی تصریح کرد: مهندس خسروی، مسئول ایمنی شرکت فولاد نورد، قصور و کوتاهی شرکت فولاد نورد کرمان را پذیرفته است و راننده لودر بازداشت شده بود اما به قید وثیقه آزاد شده است.
در گفت و گوی تلفنی با مرتضوی، مدیر عامل شرکت فولاد نورد وی گفت: منبع خبر چیست؟
اگر خانواده ی جهانشاهی منبع خبر بودند پس خودشان در مورد این اتفاق صحبت کرده اند! من جلسه هستم و بعدا تماس بگیرید.
اما در تماس های بعدی وی تلفن خود را جواب نداد.
اعتراض ریاست اتحادیه کارگران بخش خدمات عمومی کانادا نسبت به بازداشت فعالین صنفی در ایران
ترجمه و تنظیم: اسکندر لطفی
آقای پل موریس رئیس کشوری اتحادیه کارگران بخش خدمات عمومی کانادا، که یکی از اتحادیه های بزرگ کانادا می باشد و قبلا هم از حقوق و مطالبات معلمان، بارها دفاع کرده و نامه های اعتراضی به مقامات دولتی ایران نوشته است اخیرا در رابطه با مرگ شاهرخ زمانی فعال کارگری بیانیه ای صادر کرده و مرگ او در زندان را محکوم کرده است.
در این بیانیه آمده است: به نمایندگی از طرف بیش از ششصد هزار عضو اتحادیه کارگران بخش خدمات عمومی (CUPE) ما همبستگی خود را با جنبش کارگری ایران بعد از مرگ غم انگیز شاهرخ زمانی در زندان اعلام می داریم.
در این بیانیه آمده است که شاهرخ زمانی در مدتی که در زندان بسر می برده است ” ملاقات ممنوع و از دسترسی به تلفن و درمان محروم شد و مورد خشونت فیزیکی و روانی قرار گرفت. شاهرخ زمانی به دلیل شجاعت اش به یکی مشهورترین و محترم ترین فعالین کارگری زندانی در ایران بدل شد.”
آقای پل موریس رئیس اتحادیه کارگران بخش خدمات عمومی کانادا همچنین نگرانی خود را از محکومیت محمود صالحی به 9 سال زندان با وجود از دست دادن هر دو کلیه خود اعلام کرده است و خواهان مختومه اعلام کردن همه اتهامات به محمود صالحی شده است.
در این بیانیه همچنین آمده است که: ” شوربختانه لیست فعالین کارگری و صنفی که توسط دولت ایران مورد اذیت و آزار قرار دارند، چنان بلند است که نمی توان نام همه را در اینجا بر شمرد. اما ضروری است اشاره کنیم که علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، از 15 سپتامبر تا کنون در حبس بسر می برد. رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان ایران که حکم شش سال زندان را اخیرا گذارنده است دو باره، سه سال حکم زندان گرفته است. بهنام ابراهیم زاده علاوه بر حکم زندان قبلی به 7 سال زندان محکوم شده است . به همین گونه محمود بهشتی لنگرودی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران ایران ( تهران) که در 6 سپتامبر 2015 توسط نیروهای امنیتی در منزلش دستگیر شد، هنوزدر حبس است . اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران ( تهران) و نیز تعدادی از معلمان بر جسته از جمله علی اکبر باغانی، علیرضا هاشمی همچنان در زندان بسر می برند. ”
در پایان این آقای پل موریس رئیس مرگ شاهرخ زمانی در زندان را محکوم کرده و خواهان آزادی بدون قید وشرط همه فعالین کارگری و معلمان در بند شده است.
منبع:وبسایت اتحادیه کارگران بخش خدمات عمومی کانادا
برگرفته از حقوق معلم و کارگر
منتفی شدن افزایش شهریه بدنبال یک هفته اعتراضات دانشجویی در آفریقای جنوبی
یک هفته تظاهرات سراسری دانشجویان در آفریقای جنوبی موجب شد تا رئیس جمهوری این کشور هرگونه افزایش شهریه دانشگاه‌ها در سال آینده تحصیلی را منتفی اعلام کند.
حمله‌ دولت به بودجه‌های آموزشی به منظور کاستن از هزینه‌های رفاهی در بسیاری از کشورها با اعتراضات دانشجویی برای به دست آوردن حق تحصیل رایگان مواجه شده است.
منبع:میدان-۶ آبان ۱۳۹۴
پس از افغانستان، اکنون در یمن؛ حمله نیروهای ائتلاف به بیمارستان پزشکان بدون مرز
واکنشها به حملۀ جنگنده های ائتلاف اعراب به رهبری عربستان سعودی به یکی از بیمارستانهای تحت مدیریت سازمان پزشکان بدون مرز در شهر هیدان واقع در شمال یمن همچنان ادامه دارد. سازمانهای غیردولتی خواهان توضیح نیروهای ائتلاف بوده و آنها را مسئول اصلی تخریبهای صورت گرفته در منطقه می دانند.
به گزارش28اکتبریورونیوز،این حمله در ساعات پایانی روز دوشنبه در منطقه ای انجام شد که تحت کنترل نیروهای حوثی بود. بنا بر گزارش صبا، خبرگزاری وابسته به نیروهای حوثی، در حملات هوایی دیگر نیروهای ائتلاف در این روز، یک مدرسه دخترانه و همچنین تعدادی از منازل مسکونی متعلق به غیرنظامیان نیز ویران شده است.
سازمان پزشکان بدون مرز اعلام کرده است مختصات دقیق مراکز پزشکی تحت مدیریتش را بطور منظم در اختیار نیروهای ائتلاف اعراب می گذارد، علاوه بر این آرم سازمان روی پشت بام بیمارستان بطور کاملا مشهودی نصب شده است. با این وجود نیروهای ائتلاف همچنان انجام این حمله را تکذیب می کنند.
مگو ترزیان، رئیس سازمان پزشکان بدون مرز ضمن ابراز نگرانی از حمله به مراکز تحت مدیریت این سازمان گفت: «دست کم ۱۹ بیمارستان طی ۶ ماه اخیر در یمن نابود شده اند. بیمارستان ما در شهر هیدان، بیستمین بیمارستان بود. این بسیار معنی دار و قابل توجه است. من درباره وضعیت یمن و سوریه نگرانم و همچنین وضعیت در سایر کشورهایی که ما در آنجا مشغول فعالیتیم. نمی دانیم آیا باید همچنان به اعزام کارکنانمان به چنین کشورهایی ادامه دهیم یا خیر؟ کشورهایی که در آنجا حتی نیروهای ارتش منظم نیز احترامی برای قوانین بین المللی بشردوستانه قائل نیستند.»
پیش از این و در اوایل ماه اکتبر نیز یک بیمارستان متعلق به سازمان پزشکان بدون مرز در شهر قندوز افغانستان هدف نیروی های ائتلاف به رهبری آمریکا قرار گرفت، حمله ای که ۳۰ کشته بر جای گذاشت.
ششم آبان ماه1394
akhbarkargari2468@gmail.com

رچم مبارزۀ شاهرخ زمانی بر زمین نخواهد ماند!


یکشنبه ٢٢ شهریور ۱٣٩۴، کارگران و مردم زحمتکش در ایران در مرگ همرزم دلیر و وفادار خود شاهرخ زمانی به سوگ نشستند. رفیق شاهرخ در تمامی سال ها و همۀ لحظاتی که در درون زندان های سرمایه داران حاکم، زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار داشت، عمق مبارزۀ همه جانبۀ کارگران علیه ستم و استثمار را، رو در رو به دشمنان طبقاتی خود نشان داد و مرگش که بی شک مسئول آن به طور کامل رژیم حاکم است، پیامد چنین رزمی بود.
او نیز همچون سایر کارگران آگاه می دانست و تأکید داشت، کارگری که در تعیین وضعیت خود کوچکترین حقی ندارد، از تشکل مستقل خود محروم است، پرداخت دستمزد حداقلی اش شامل مرور زمان است، امنیت شغلی ندارد و غیره و غیره، راهی جز تغییر این اوضاع نکبت بار ندارد. آری رژیم اسلامی قرون وسطایی حاکم، مبارزه با شرایط ضد انسانی مسلط در ایران را که توسط شاهرخ زمانی و کارگران امثال او صورت می گیرد، توسط مراجع امنیتی و دادگاه های فرمایشی خود «جرم ِ» نابخشودنی و سزاوار تازیانه، زندان و مرگ می داند!
اما با اجرای سیاست سرکوب و حذف، این مبارزۀ بر حق اکثریت کارگری و زحمتکش برای مطالبات انبوه، از مسایل روزمره گرفته تا زیر و رو نمودن بساط ضد انسانی حاکم، متوقف نخواهد شد. همان گونه که سیر تاریخ پُر افت و خیز و رو به پیش مبارزات جنبش کارگری – انقلابی تاکنون مؤید این واقعیت است.
کارگران و زحمتکشان ایران یک قدم از مبارزۀ گسترده ای که شاهرخ زمانی به آن اعتقاد راسخ داشت، عقب ننشسته و مبارزۀ متحد و متشکل خود را علیه سرمایه داران سوداندوز و جنایتکاری که تنها کارکردن تا پای جان ِکارگر مطیع و ناآگاه را می طلبند، تداوم می بخشند. مرگ کارگر زندانی شاهرخ زمانی برگی فراموش نشدنی از پروندۀ خونبار جنبش کارگری ایران است که باید تمامی ابعاد آن افشا و روشن گردد.
زنده باد یاد و راه شاهرخ زمانی
زنده باد اتحاد و همبستگی کارگران
٢۴ شهریور ۱٣٩۴
کارگران پروژه های پارس جنوبی
فعالان کارگری جنوب
فعالان کارگری ضد سرمایه داری گیلان
جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ویژه ماهشهر و بندر امام
بخشی از کارگران محور تهران – کرج
فعالان کارگری شوش واندیمشک



جمهوری اسلامی ، قاتل شاهرخ زمانی

جمهوری اسلامی ، قاتل شاهرخ زمانی



خبررسید که شاهرخ زمانی درزندان رجائی شهر جمهوری اسلامی درگذشت. اندوهی جا نکاه مارا درگرفته است. رژیم جنایتکارجمهوری اسلامی، شاهرخ را به بند کشید، تحت شدید ترین فشارهای جسمی و روانی قرار داد وبه انواع حیله‌ها و وسایل کوشید شاهرخ را به سکوت وادارد. لیکن شاهرخ نه تنها سکوت رااختیار نکرد، بلکه باوجود تمامی تضعیقات درون زندان وتهدیدات وفشارهای دژخیمان اسلامی، همچنان به دفاع از منافع کارگران ستمدیده پرداخت. شاهرخ، زندان را به سنگرمبارزه تبدیل کرد وهر چند گاه با نوشتجات و رهنمودهای خود، رژیم ضد کارگری اسلامی رابه چالش کشید.
شاهرخ، درتمامی عمر امر مبارزه برای آزادی طبقه کارگر و زدودن ستم واستثمار را بعنوان وظیفه اساسی خود پیشه کرده بود. دربیرون اززندان، درسندیکای کارگران نقاش وکمیته پیگیری، به مبارزه درراه آزادی طبقه کارگرهمت گمارد ودرزندان نیز، دمی ازمبارزه برای این اهداف انسانی وهمچنین دفاع ازحقوق سایر اقشاراجتماعی وزندانیان ومحکومین به اعدام دست برنداشت. شاهرخ با تمام وجود به رهائی طبقه کارگرازستم و استثمارمی اندیشید وازهمین روباتمامی محرومیت‌ها ومشکلات درون زندان، می کوشید نظریات خود را برای ایجاد تشکلات سیاسی وصنفی طبقه کارگرازطرق گوناگون ازجمله نوشتجات به بیرون اززندان انتقال دهد.
این ادامه ی مبارزه درزندان و پای بندی به اهداف انقلابی کارگری، تیری بود که برچشمان سردمداران و حامیان رژیم فساد وجنایت نشست. این جرثومه های جنایت وفساد ازشاهرخ وشاهرخ ها، کینه دردل دارند و ازهمین رو کمربه قتل شاهرخ بستند. شاهرخ نه تنها زیرفشارهای روحی و جسمی قرارداشت، بلکه ازهر گونه معالجه پزشکی که پیامد سالیان زندان بود، محروم نگه داشته شد. شاهرخ ازنظربهداشتی وجسمی رنج میبرد، ولیکن مأموران زندان، نیروهای امنیتی وقضائی از رسیدگی پزشکی جلوگیری می کردند. رژیم اسلامی قاتل شاهرخ زمانی است وعاملان این جنایت بایستی درفردای انقلاب وآزادی کشور ازاینهمه ستم واستثماراسلامی به پاسخگوئی کشیده شوند.
شاهرخ، اولین قربانی رژیم اسلامی در درون زندان نیست و آخرین نیزنخواهد بود. تا زمانیکه چنین رژیمی حاکمیت دارد، با هرعنصری وهررنگی دررأس آن، شاهد چنین جنایاتی خواهیم بود. برای رسیدن به آزادی و رفاه وجامعه ای به دورازاینهمه فساد وجنایت، چاره‌ای جزبراندازی حاکمیت اسلامی وبرقراری جامعه‌ای عاری ازخصوصیات رژیم اسلامی، یعنی همان جامعه‌ای که شاهرخ چه بیرون اززندان وچه دردرون زندان برای برقراری آن مبارزه می‌کرد، نیست.
نهادهای همبستگی باجنبش کارگری درایران ـ خارج کشور، قتل عمدی شاهرخ را به بستگان ایشان، به یاران وی درکمیته پیگیری، به تمامی دوستان او وبه رزمندگان طبقه کارگرتسلیت میگوید ودرروزهای آینده خواهیم کوشید با برگزاری مراسمی درخورو با افشای و اعتراض به جنایتهای جمهوری اسلامی، یاد این مبارزراستین طبقه کارگررا بزرگ داریم.

ننگ بررژیم جمهوری اسلامی سرمایه، قاتل شاهرخ زمانی
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
پاینده باد سوسیالیسم


نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درایران ـ خارج کشور

13 سپتامبر 2015


شهلا دانشفر :تشکل کارگری یک عرصه مهم نبرد کارگران


در دهمین سال تشکیل سندیکای واحد، جمعی از این کارگران با ارسال نامه ای در ٩ خرداد به ربیعی وزیر کار درخواست کردند که برای برگزاری مجمع عمومی سندیکایشان، مکانی معین شود.
پاسخ دلاور نظری مدیرکل “سازمان‌های کارگری” و کارفرمایی وزارت کار به این درخواست، و پاسخ سندیکای واحد به جواب وی، یکبار دیگر مساله تشکلیابی کارگران در ایران را به عنوان یک عرصه مهم نبرد کارگران با حکومت اسلامی در مقابل ما میگذارد. همچنین این موضوع خود فرصت مناسبی است که هر چند اجمالی به تلاش کارگران در ایران برای متشکل شدن در یک دهه اخیر و به موقعیت امروز جنبش کارگری به لحاظ سازمانیابی، نگاهی بیندازیم.
پاسخ دلاور نظری تاکید بر محرومیت کارگران از حق تشکل
در رابطه با درخواست کارگران شرکت واحد برای برگزاری مجمع عمومی سندیکای خود، دلاور نظری مدیرکل “سازمان‌های کارگری و کارفرمایی” وزارت کار ضمن اعلام بی خبری از نامه و درخواست آنان و اینکه چون نامه خطاب به ربیعی وزیر کار بوده ، بی خبر است، به ایلنا سایت خبری دارو دسته های خانه کارگر چنین میگوید:” مطابق مقررات فصل ششم قانون کار کارگران تنها مجاز به تشکیل یکی از سه تشکل شورای اسلامی کار، انجمن صنفی کارگری یا انتخاب نماینده کارگر هستند.”. سپس چنین ادامه میدهد:” براین اساس با توجه به شرایط پیش بینی شده در قانون کار هیچ تشکل کارگری دیگری تحت عنوان سندیکا در کارگاه‌های مشمول قانون کار مجاز به فعالیت نیست.”.
او در سخنانش با اشاره به دور جدید فعایت “شوراهای اسلامی کار” مناطق شرکت واحد، متذکر میشود که بنا بر مقررات تا زمانی که دوره فعالیت تشکلهای موجود به پایان نرسیده است، هیچ تشکل صنفی قانونی دیگری نمیتواند در کارگاههای مناطق شرکت واحد تشکیل شود. سپس با استناد به فصل ششم قانون کار جمهوری اسلامی و اینکه این قانون اجازه نمیدهد تا در یک کارگاه همزمان بیش از یک تشکل صنفی کارگری تشکیل شود، بر انتخاب یکی از سه تشکل مورد اشاره اش که در قانون کار به رسمیت شناخته شده است، تاکید میگذارد. که البته به گفته وی فعالیت هر تشکل “صنفی – قانونی” نیز به شرط خاتمه یافتن دوره فعالیت ، با رای دادگاه متوقف میشود.
آخر سر هم در مورد اعتراض کارگران شرکت واحد به انتخابات فرمایشی شوراهای اسلامی و تخلفات صورت گرفته در آن، با اعلام بی اطلاعی از موضوع و اینکه این مسائل در حوزه مسئولت اداره کار استان تهران است و مسئولان کار پیگیر مساله هستند، از پاسخگویی صریح به مساله خودداری میکند.
صحبت های دلاور نظری، قبل از هر چیز تاییدی دیگر بر ضد کارگری بودن قانون کار حکومت اسلامی و محرومیت کارگران در ایران ازحقوق پایه ای خود از جمله حق تشکل است. به موجب این قانون همانطور که نظری استناد کرده است، تنها تشکلهای دست ساز دولتی که حتی خاتمه کارشان نیز منوط به رای دادگاههای حکومت است، به عنوان “تشکل کارگری” به رسمیت شناخته میشوند. به عبارت روشنتر قانون کار جمهوری اسلامی با ممنوعیت حق تشکل و حق اعتصاب، قانون بردگی کارگر است. گفته های دلاور نظری در پاسخ به خواست کارگران شرکت واحد گوشه ای از توحش و بربریت این قانون را به نمایش میگذارد.
صحبت های نظری در عین حال مکان تشکلهای آبروباخته ای چون شورای اسلامی و تشکیلات خانه کارگر و انجمن های صنفی را به عنوان تنها تشکل های مورد قبول حکومت سرکوبگر اسلامی و بازوی کنترل و سرکوب مبارزات کارگری در محیط های کار به نمایش میگذارد. یک نمونه از عملکرد این تشکلهای دولت ساخته را در ١٩ اردیبهشت سال ٨۴ شاهد بودیم. در آن تاریخ محل نشستهای سندیکای شرکت واحد به سرکردگی علیرضا محجوب مورد حمله وحشیانه عوامل شورای اسلامی کار قرار گرفت. حمله ای که با هماهنگی اعضای برجسته خانه کارگر و مدیریت شرکت واحد صورت گرفت و برای آن ١٢ دستگاه اتوبوس واحد اختصاص داده شده بود و با پرداخت اضافه کاری و حقوق فوق العاده عده ای چماقدار را بسیج کرده بودند. نمونه دیگر آن مراسم دولتی روز جهانی کارگر امسال، با کارگردانی خانه کارگریهای حکومتی با شعارهای فاشیستی علیه کارگران افغانستانی بود که کارگران با شعار نه قومیت، نه ملیت، انسانیت، پاسخشان را دادند.
پاسخ کارگران واحد به گفته های دلاور نظری
کارگران سندیکای واحد طی نامه ای به دلاور نظری پاسخ داده و در آن بر اینکه شورایعالی کار بدون دخالت کارگران انتخاب میشوند و نمایندگان به اصطلاح کارگری در این شورا از دل قانون انتخاباتی که در آن نمایندگان کارفرمایان و دولت دست بالا را دارند، انتخاب میشوند، اشاره کرده و آنرا مغایر اصل “سه جانبه گرایی” اعلام میکنند. آنها همچنین در بند دیگری از پاسخ خود شوراهای اسلامی کار در شرکت واحد را بدلیل دخالت های متعدد مدیریت شرکت واحد و چشم پوشی ماموران ناظر وزارت کار بر تخلفات در انتخابات و سر هم بندی کردن این شوراها فاقد اعتبار میخوانند. در بند دیگری با فرمایشی و تحمیلی خواندن شوراهای اسلامی توسط رانندگان شرکت واحد و بیزاری گسترده از عملکرد آنان، بر تشکیل سندیکا به عنوان حق مسلم خود تاکید میگذارند. و بالاخره ضمن اشاره به مقاوله نامه های سازمان جهانی کار داشتن تشکلهای کارگری به انتخاب کارگران و بدون کسب مجوز قبلی را حق خود دانسته و اعلام میکنند که آماده مناظره و گفتگو و میزگرد بر سر این خواست پایه ای خود هستند.
نفس اینکه کارگران سندیکای واحد خواستار برپایی مجمع عمومی خود هستند، قدم مهمی در متکی کردن این تشکل کارگری به نیرو و اراده کارگران متحد در آنست. بدون برپایی منظم مجمع عمومی کارگران و دخالت مستقیم آنان در تصمیم گیری های این تشکل، سندیکای واحد همچنان در سطح تشکل فعالین و اکتیویست ها باقی می ماند و نمیتواند به ظرفی برای متحد کردن هزاران کارگر شرکت واحد در این سندیکا باشد.
همانطور که کارگران سندیکای واحد در پاسخ به دلاور نظری اعلام کرده اند، سندیکای واحد باید بتواند مجمع عمومی خود را تشکیل دهد و تشکیل آن نیاز به مجوز ندارد. نیاز به مناظره و گفتگو ندارد. مجمع عمومی را باید فراخواند. همانطور که کارگران لوله و نورد صفا در کوران مبارزات ٣۵ روزه شان فراخوان مجمع عمومی بزرگشان را میدادند و آنرا برپا میکردند و برای برپایی اش نیز نیازی به کسب اجازه و غیره نمی دیدند. همانطور که وقتی کارگران زاگرس قروه نیاز به برپایی مجمع عمومی داشتند، در پارک مقابل کارخانه جمع میشدند و مجمع عمومی شان را برپا میکردند. و همانطور که خود کارگران سندیکای واحد در بدو تاسیس این سندیکا، مجمع عمومی شان را فراخواندند و علیرغم همه تهدیدات و فشارهایی که بر آنان وارد میشد و حضور نیروی انتظامی در محل، ایستادند و مجمع عمومی شان را تشکیل دادند و اعضای هیات مدیره شان را انتخاب کردند، اکنون نیز باید مجمع عمومی را فراخواند و تصمیم گیری های لازم را انجام داد. مجمع عمومی رکن پایه ای هر تشکل توده ای کارگری است.
البته تا آنجا که پاسخ سندیکای واحد به دلاور نظری برمیگردد، در نامه این کارگران نکات درستی وجود دارد، اما این نکات درست به نتیجه گیری های روشنی منتهی نمیشود. از جمله اینکه شورایعالی کار نمایندگان منتخب کارگران نیست، نکته ای درست و مورد اعتراض همه کارگران است. اما اشکال آن نه در عدم رعایت اصل “سه جانبه گرایی” بلکه در نمایندگی نشدن کارگران در کل این سیستم و محرومیتشان از حق تشکل، اعتصاب، حق نمایندگی شدن در مراجع تصمیم گیری، حق بیان و پایه ای ترین حقوق شهروندی خود است. چرا که حتی اگر طرح سه جانبه گرایی هم رعایت شود، در بهترین حالت باز دو جانب آن نمایندگان دولت و کارفرمایان هستند و تنها یک جانبش کارگران خواهند بود و در هر حال کارگر در موقعیت تضعیف شده ای قرار دارد. بدتر اینکه در قانون کار جمهوری اسلامی جانب سومش نیز که ظاهرا قرار است کارگران باشند ، بخشی از خود دولت هستند و این تشکلهای دست ساز دولتی هستند که به جای نمایندگان کارگران نشسته اند. بدین ترتیب شورایعالی کار نهادی است که تماما از بالای سر کارگران تصمیم میگیرد و نتیجه اش تحمیل بردگی هر چه بیشتر بر کارگران است.
بعلاوه مقاوله نامه های سازمان جهانی کار نیز اساسش بر همین بساط مسخره سه جانبه گرایی گذاشته شده است. که اگر چه امضای حکومت اسلامی نیز پای آن قرار دارد، اما این جانیان حتی به آن “سه جانبه گرایی” هم متعهد نیستند و قوانین جمهوری اسلامی تماما قوانین به بردگی کشاندن کارگر است.
در برابر این صف بندی است که امروز در ایران شاهدیم که کارگران کل این بساط مسخره سه جانبه گرایی را قبول ندارند. شورایعالی کار و تصمیماتش را قبول ندارند و بطور مثال امروز شاهد جلو آمدن جنبشی بر سر خواست افزایش دستمزدها هستیم که کارگران با اعلام رقمی به عنوان میزان حداقل دستمزد، خواستار لغو تصمیمات شورایعالی کار میشوند. میگویند اگر خط فقر سه میلیون است، حقوق ما نیز باید در گام اول سه میلیون تومان باشد. یک اقدام مهم کارگران شرکت واحد پیوستن به این جنبش است. تا آنجا که به مساله تشکل برمیگردد، کارگران سندیکای واحد، باید فراخوان تشکیل مجمع عمومی سندیکا، به عنوان حق پایه ای شان، بدهند. یک تجربه جالب در همین رابطه تجربه مبارزات اخیر هزاران معلم است. معلمان با اجتماعات هزاران نفره شان خواستهایشان را فریاد زدند و در همین اجتماعات بر خواست تشکیل مجمع عمومی کانونهای صنفی معلمان در شهرهای مختلف تاکید گذاشتند و انجام این کار صف متحد تری از معلمان را برای اجرایی کردن این خواست شکل میدهد.
راهی که کارگران برای تشکل یابی خود طی کرده اند
ایجاد تشکلهای کارگری یک عرصه مهم چالش کارگران با حکومت اسلامی است. بعد از انقلاب ۵٧ و بویژه با نقشی که کارگران نفت در سرنگونی رژیم شاه ایفا کردند، جنبش کارگروزن و جایگاه سنگین تری در سیر تحولات سیاسی جامعه پیدا کرده و به یک عرصه فعال مبارزه در جامعه تبدیل شد. در این دوره و در ادامه نقشی که کمیته های اعتصاب در انقلاب ایفا کردند، جنبش شورایی قدرتمندی بوجود آمد. در صنعت نفت و بخشی از مراکز کارگری تشکلهای فرافابریکی مثل شورای سراسری صنعت نفت، شورای سراسری شرق تهران، شورای سراسری غرب تهران، شورای متحد گیلان و غیره و غیره شکل گرفتند. شکل گیری این شوراها و تشکلهای فرافابریکی کارگری، اتفاق سیاسی مهم و نقطه درخشانی در جنبش کارگری در این دوره بود. اما علیرغم گسترش شوراهای کارگری و نقش قدرتمندی که در کنترل کارخانه ها، رهبری اعتصابات کارگری و دامن زدن به جنبشی مطالباتی کارگری داشتند، این جنبش نتوانست به شورای سراسری کارگری منتهی شود.
با سرکوب انقلاب در سال ۶٠، شوراهای کارگری نیز مورد تهاجم حکومت قرار گرفت و سرکوب شدند. بعد از آن تا اواخر دهه ٧٠ ، خفقان حاکم بر جامعه و سرکوبها ، ایجاد تشکلهای کارگری را در ذهن کارگران به امری ناروشن و بعضا ناممکن تبدیل کرده بود. اما از اواخر دهه ٧٠ و تغییر توازن قوای سیاسی جامعه، نیاز به داشتن تشکلهای کارگری بار دیگر به بحث هایی در میان کارگران بر سر ایجاد آن دامن زد. کارگران با عنوان اینکه ایجاد تشکل کارگری امر خود کارگران است، ایجاد تشکل کارگری نیاز به مجوز ندارد و حق کارگران است، دست به کار ایجاد تشکل های خود شدند. از جمله در سال ٨۴، اواخر دوره خاتمی، سندیکای شرکت واحد شکل گرفت.
جنب و جوش برای تشکل در میان کارگران شرکت واحد از سال ٨٣ شروع و در سال ٨۴ شدت یافت. در خرداد ٨۴ به خواست تعدادی از رانندگان شرکت واحد، هیات موسس سندیکا مجمع عمومی برای تاریخ ١٩ خرداد فراخواند و از رانندگان جهت حضور در مجمع عمومی و انتخاب هیات مدیره سندیکا دعوت به عمل آورد. برای این کار هیأت مؤسس از طریق اعضای خود در مناطق مختلف از رانندگان و کارکنان درخواست کرد که برای ثبت‌نام و کاندیداتوری در سندیکا، با در دست داشتن کارت شناسایی، فیش حقوقی و مدارک‌ مورد نیاز، خود را به مسئول ثبت‌نام در حسینه‌ی خبازان معرفی و مدارک را تحویل دهند. از این فراخوان استقبال خوبی شد و حدود ۶٠ نفر از کارگران از تمامی مناطق خود را برای هیات مدیره سندیکا کاندید کردند. روز ١٩ خرداد که قرار بود مجمع عمومی کارگران واحد تشکیل شود، نیروی انتظامی در محل مستقر شده و تلاش میکردند که مانع رفتن کارگران واحد به محل شده و آنها را متفرق کنند. اما رانندگان محل را ترک نکرده و مصممانه برای ایجاد تشکل خود، سندیکای واحد، ایستادند. این کارگران در مقابل ممانعت نیروی انتظامی در خیابانهای اطراف حسینیه دست به راهپیمایی زدند. بدین ترتیب جمعیت زیادی از کارگران شرکت واحد به تدریج توانستند خود را به محل برسانند و وارد میدان حسن آباد شده و مقابل بانکی در آنجا تجمع کردند. وقتی نیروی انتظامی خود را با عزم راسخ کارگران روبرو دید مجبور به عقب نشینی شد. کارگران به تجمع خود ادامه داده و اعلام کردند که تا آزادی دو همکار خود منصور اسانلو و ابراهیم مددی که در بازداشت بودند، محل را ترک نخواهند کرد. بطوریکه همان روز این کارگران آزاد و به جمع کارگران پیوستند. بعد از آن نیز علیرغم فشار نیروی انتظامی برای ترک محل، کارگران ماندند و مجمع عمومی خود را تشکیل دادند. کارگران در دسته های ده نفری وارد حسینیه شده و نمایندگان خود برای هیات مدیره سندیکا را انتخاب کردند. نهایتا ١٩ نفر به عنوان هیات مدیره و دو نفر به عنوان بازرس انتخاب شدند. بدین ترتیب کارگران شرکت واحد با قدرت مجمع عمومی شان، سندیکایشان، را تشکیل دادند.
نمونه دیگر از همین دست جنب و جوش کارگران برای ایجاد تشکل کارگری، چگونگی شکل گیری کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری است. تعدادی از فعالین و رهبران کارگری در سال ٨٣ با رفتن به محیط های کارگری و برپا کردن بحث بر سر ضرورت ایجاد تشکلهای کارگری و جمع کردن طومارهای اعتراضی بر سر این خواست، مبتکر ایجاد کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری شدند. این اتفاق گفتمان وسیعی بر سر تشکل مستقل کارگری به راه انداخت و نقطه عطفی در امر سازمانیابی جنبش کارگری بود.
در نیشکر هفت تپه نیز پس از یک دوره اعتراض قدرتمند و متحد ۵ هزار کارگر این مجتمع بخاطر تعویق پرداخت دستمزدها یشان و خواستهایی چون مستقیم شدن قرارداد کارگران قراردادی، اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و غیره ، گفتمان بر سر ایجاد تشکل در میان کارگران بالاگرفت. از جمله کارگران این مجتمع کارگری در بیانیه ای ۶ ماده ای بر حق برپایی مجامع عمومی کارگری به عنوان مکانی برای متشکل شدن و تصمیم گیری بطور منظم و هفتگی تاکید کردند. در چنین فضایی از جنب و جوش و مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه به تدارک سندیکای خود رفتند. کارگران در مقابل تهدیدات و بهانه جویی هایی مختلف مقامات کارخانه و دولت طوماری با چند هزار امضا بر سر خواست تشکل کارگری جمع آوری کرده و تحویل مقامات کارخانه و دولت دادند. در این طومار کارگران رسما اعلام کردند که شورای اسلامی نمیخواهند، بلکه آنها تشکل مستقل خود را میخواهند. بدین ترتیب در پاییز سال ٧٨این کارگران روزی را برای مهلت اعلام کاندیداتوری و روزی را برای انتخاب نمایندگانشان اعلام کردند. اتفاق شورانگیزی بود. ٧٢ کارگر کاندید شدند و در یکم آبانماه ٧٨ انتخابات برگزار شد. در روز انتخابات برای نمایندگی هیات مدیره سندیکا، علاوﻩ بر صندوق ﺛابت، صندوق سیاری درسراسر نقاط شرکت که بسیار وسیع و بزرگ بود و از جمله در بخش‌های زیادی از زمین‌های وسیع کشاورزی گرداندﻩ و نزد کارگران بردﻩ شد. مدیر شرکت هفت تپه که با ‫نصب اطلاعیه‌های زیادی در سطﺢ شرکت، انتخابات را ﻏیر قانونی اعلام کردﻩ بود، تهدید کرده بود که شرکت در این انتخابات موجب برخورد قانونی خواهد شد. چندین ماشین از نیروهای امنیتی نیز در اطراف شرکت گشت می‌زدند، اما علیرغم همه این تشبثات و فضای امنیتی ای که ایجاد کرده بودند، کارگران به فراخوان هیات موسس سندیکای خود پاسخ مثبت دادند و بطور مثال ظرف ۴ ساعت اکثریت کارگران حاضر در یک شیفت کاری ١١٠٠ نفره رای خود را در ۴ صندوق انتخابات ریختند. در این انتخابات کارگران به ٩ نفر از کاندیداها که در واقع همان فراخوان دهندگان این انتخابات و هیات موسس سندیکای نیشکر هفت تپه بودند، به عنوان اعضای هیات مدیرﻩ ‫سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه انتخاب شدند و اینگونه بود که این تشکل کارگری شکل گرفت. همین قدرت مبارزاتی کارگران نیشکر هفت تپه بود که توانستند دستمزدهای معوقه خود را نقد کنند.
بدنبال چنین روندی از تلاش و مبارزه برای سازمانیابی کارگری بود که دیگر تشکل های کارگری چون کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار تشکیل شدند. بعدها نیز اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار که عرصه وسیعتری از فعالیت را به پیش میبرد، تبدیل به اتحادیه آزاد کارگران ایران شد.
در دل تلاش برای سازمانیابی و ایجاد تشکلهای کارگری، صفی از رهبران کارگری جلو آمدند. این تشکل ها توانستند نقش مهمی در قدرتیابی اعتراضات کارگری و در نتیجه توازن قوای سیاسی جامعه داشته باشند. قدم به قدم جنبش کارگری را جلو آوردند. نقش مهمی در سوق دادن و متحد کردن کارگران بر سر خواستهای سراسری چون خواست افزایش دستمزدها ایفا کردند که یک نمونه اش طومار ۴٠ هزار امضا بر سر خواست افزایش دستمزدهاست که همچنان در جریان است . امروز شاهد شکل گیری جنبشی اجتماعی بر سر این خواست هستیم که کارگران، معلمان، پرستاران، کارگران بیکار، بازنشستگان و بخشی عظیمی از حقوق بگیران جامعه در صف این جنبش قرار دارند.
اکنون نیز بحث بر سر تشکل کارگری بیش از هر وقت در میان کارگران داغ است و در بستر چنین تحولاتی است که جنبش مجامع عمومی کارگری هر روز گامی بیشتر به جلو برداشته است. از جمله در ٣۵ روز مبارزه اخیر کارگران لوله و نورد صفا ، این مجامع در شکل سازمانیافته تری خود را به نمایش گذاشتند. بطور واقعی میتوان گفت امروز این کارگران در یک قدمی تثبیت مجمع عمومی کارگری و تشکیل منظم آن بعنوان مکانی برای تشکلیابی و متحد شدن کارگران قرار دارند. تا جاییکه خود این کارگران هم اکنون دارند از تشکیل شورای کارگری کارخانه سخن میگویند. اینتجربه عملی، متشکل شدن کارگران در محیط های کار را در مقابل همه کارگران قرار داده است.
در چنین اوضاعی است که کارگران سندیکای شرکت واحد در تدارک مجمع عمومی این سندیکا هستند. همچنین معلمان در مبارزاتشان از حق برپایی مجمع عمومی کانون های صنفی شهرهای مختلف سخن میگویند. در چنین شرایطی است که در آستانه روز جهانی کارگر ۶ تشکل کارگری به مناسبت روز جهانی کارگر قطعنامه مشترک میدهند.
در این شرایط میشود، تشکلهای کارگری را در مناطق مختلف و شهرهای مختلف ایجاد کرد. میشود وسیعا عضو تشکلهای موجود کارگری شد و آنها را تقویت کرد. میشود علیه بیکاری متشکل شد. میشود همچون کارگران نورد لوله صفا سنگ بنای مجامع عمومی منظم کارگری را گذاشت و در محیط های کار وسیعا متشکل شد. تشکلهایی چون سندیکای شرکت واحد و نیشکر هفت تپه، می توانند مجامع عمومی خود را تشکیل دهند و نیروی هزاران نفره کارگران در شرکت واحد ویا نیشکر هفت تپه را متحد تر و متشکل تر کنند. پاسخ کارگران سندیکای شرکت واحد به گفته های دلاور نظری باید تشکیل فوری مجمع عمومی هزاران کارگر شرکت واحد باشد.*


http://leftfeed.com/m4EFk

اخباروگزارشات کارگری17اردیبهشت1394 (همراه با ضمیمه ویژه اعتراض سراسری 17اردیبهشت فرهنگیان)


- بازهم اخراج کارگران معترض:
اخراج25کارگر معترض کارخانه سنگ ‌بری براداران آزغ مهاباد
- تداوم بازداشت موقت ابراهیم مددی و داود رضوی
- پیام تبریک به مناسبت آزادی کوروش بخشنده
- آزادی کورش بخشنده با وثیقه 100 میلیون تومانی
- آزادی نظام صادقی فعال کارگری و از اعضای کمیته هماهنگی
- اعتصاب کارگران تراکتورسازی کردستان در اعتراض به وضع بد معیشتی
- بیکاری کارگران وتعطیلی کارخانه ها
- گزارشی از وضعیت کارگران سوله ئاگرین دهگلان
- اخراج 14کارگر باسابقه کارخانه ذوب آهن ارسباران بدون دریافت حقوق ۲ ماه گذشته
- خطربیکاری بیخ گوش 55کارگر کارخانه آردل
- تقدیر از پالایشگاهی که طی هشت روز ۲۳ کارگرش کشته یا مصدم شدند
- حادثه كار بار ديگر جان كارگري را گرفت
- جان باختن 2کارگردرحین کاردراستان هرمزگان
- سرمايه داران خواسته ي خود را با سازماندهي خانه ي كارگري ها، از زبان كارگران مطرح مي كنند
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:با همه ی توان از کارگران شریف افغانی حمایت کنیم
- سومین میزگرد رادیویی:ارزیابی از برگزاری اول ماه مه درایران
- درآستانه بیکاری قرارگرفتن 6000نفرازکارکنان شرکت فرانسوی اروا
بازهم اخراج کارگران معترض:
اخراج25کارگر معترض کارخانه سنگ ‌بری براداران آزغ مهاباد
٢٥ تن از کارگران کارخانه سنگ ‌بری "براداران آزغ" مهاباد، به دلیل هرآنچه "اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه" خوانده می‌شود، از کار اخراج شدند.
به گزارش 17اردیبهشت کُردپا، کارفرمای کارخانه سنگ ‌بری "برادران آزغ" مهاباد، ٢٥ تن از کارگران این کارخانه را به دلیل اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه از کار اخراج کرد.
یکی از کارگران اخراج شده اعلام کرد: پس از اعتراض کارگران، کارفرما قول پرداخت حقوق معوقه را طی چند ماه آینده به کارگران داد و این نارضایتی کارگران را درپی داشت.
این کارگر افزود: پس از اعتصاب کارگران در روز جهانی کارگر، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و مطالبات خود، کارفرمای کارخانه ٢٥ کارگر معترض را از کار اخراج نمود.
تداوم بازداشت موقت ابراهیم مددی و داود رضوی
همسر آقای ابراهیم مددی شانزدهم اردیبهشت ماه برای پیگیری وضعیت این کارگر حق طلب زجر کشیده به دادسرای اوین مراجعه کرد ولی اجازه ملاقات با همسرش داده نشد. و به ایشان گفته شده که در بازداشت موقت هستند و پس از بازجویی و تحقیقات با شما تماس می گیریم.
یک هفته است که این دو کارگر زندانی با خانواده تماس نگرفته اند و خانواده های شان نگران سلامتی آنها هستند. یاد آور می شود آقای مددی بیماری دیابت و پروستات دارد اضافه بر این کهولت سن ایشان به نگرانی ها افزوده است.
از نظر سندیکا ابراهیم مددی ریس و داود رضوی عضو هیات مدیره سندیکا تلاش هایی برای احقاق حقوق کارگران نموده اند و ادامه بازداشت موقت ایشان بهانه ای با هدف فشار بر کارگران حق طلب و تشکل های مستقل کارگری می باشد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
16اردیبهشت1394
اطلاعیه شماره ۴۸ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
پیام تبریک به مناسبت آزادی کوروش بخشنده
کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده
کوروش بخشنده فعال کارگری عضو کمیته هماهنگی‌ برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو هیئت اجرائی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد امروز چهار شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه بعد از ۲ ماه بازداشت با سپردن وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن تبریک به مناسبت آزادی این فعال کارگری خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی‌ کارگران و فعالین کارگری زندانی است.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد
شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، عثمان اسماعیلی :
09182842451
komitedefaa@gmail.com
komitedefaa.blogspot.com
شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴
آزادی کورش بخشنده با وثیقه 100 میلیون تومانی
به گزارش رسیده روز چهار شنبه 16 فروردین کورش بخشنده فعال کارگری واز اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری بعد از 2ماه بازداشت در اداره اطلاعات شهر سنندج با وثیقه 100میلیون تومانی ازاد شد.
لازم به ذکر است این فعال کارگری در آستانه هشت مارس روز جهانی زن در روز 16 اسفند توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شده بود.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن تبریک آزادی کورش بخشنده، خواهان آزادی فوری و بی قید شرط همه کارگران و فعالین کارگری و زندانیان سیاسی در بند می باشد.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
16 اردیبهشت 94
آزادی نظام صادقی فعال کارگری و از اعضای کمیته هماهنگی
به گزارش رسیده نظام صادقی فعال کارگری واز اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، روز 17 اردیبهشت بعد از حدود یک ماه بازداشت در اداره اطلاعات شهرهای کامیاران و سنندج با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. این فعال کارگری روز 19 فروردین توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شده بود.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن تبریک آزادی نظام صادقی، خواهان آزادی فوری کارگران و فعالین کارگری دربند و سایر زندانیان سیاسی می باشد.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
17 اردیبهشت 1394
اعتصاب کارگران تراکتورسازی کردستان در اعتراض به وضع بد معیشتی
به گزارش رسیده روز 14 اردیبهشت حدود 90 درصد از کارگران تراکتور سازی کردستان در اعتراض به وضعیت بد معیشتی دست از کار کشیدند. این اعتصاب از 10 صبح تا 13/45 بعد از ظهر ادامه داشت.
بر پایه این گزارش مدیر عامل و صاحبان این شرکت به مدت 2 سال است که به کارگران اجازه انتخاب نماینده نداده اند. همچنین از حدود یک سال پیش کارفرمایان این شرکت ناهار کارگران را قطع و به جای آن مبلغی ناچیز (حدود یک سوم پول ناهار) به آنان پرداخت می شود و هدیه روز کارگر که باید قبل از روز جهانی کارگر به کارگران پرداخت می شد در روز 14 اردیبهشت پرداخت شد. همچنین از دو هفته پیش اضافه کاری کارگران قطع شده است.
در پی این اعتصاب مدیریت کارخانه کارگران را در سالن آموزش جمع کرده و با توضیحات ناکافی و طفره رفتن از پاسخگویی به کارگران از آنان خواست تا مشکلاتشان را مکتوب و به دفتر وزیر بفرستند یا برای نامبرده ایمیل کنند تا به مشکلاتشان رسیدگی شود.
لازم به ذکر است که این شرکت دارای 120 کارگر می باشد و در جریان این اعتصاب کارگران 5 نفر را در بین خود به عنوان نماینده انتخاب نمودند.
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
17 اردیبهشت 1394
بیکاری کارگران وتعطیلی کارخانه ها
نزدیک 150 نفر از کارگران شرکت ورق کاران تبریز از کار بیکار شدند
طبق گزارش های رسیده٬ شرکت ورق کاران تبریز تعطیل شد. شرکت ورق کاران تبریز یکی از شرکت های اقماری تامین کننده ی قطعات شرکت های تراکتورسازی تبریز٬ ایران خودرو و سایپا می باشد٬ که افت شدید تولید کارخانجات فوق شرکت ورق کاران را به ورطه ی ورشکستگی و نابودی کامل رسانیده است.
در این واحد صنعتی-تولیدی بیش از 150 کاگر مشغول به کار بودند که به غیر از 10 الی 15 نفر از کارگران٬ مابقی نیروهای کار از کار بیکار شده‌اند. در اردیبهشت ماه سال جاری این کارگران در اعتراض به این مساله دو مرتبه مقابل استانداری استان آذربایجان شرقی تجمع کرده اند.
شایان ذکر است در تعطیلی واحد تولیدی مذکور٬ علاوه بر افت تولید کارخانجات مادری که این شرکت عهده‌دار تامین قطعات آن بود٬ کمبود سرمایه در گردش و اختلاف بین سهامداران نیز دخیل بوده است.
در طی ماههای گذشته به ویژه از آغاز سال 94 تاکنون، حداقل شاهد چند تجمع و تحصن کارگران واحدهای مختلف اقتصادی، تولیدی و صنعتی استان در اعتراض به پرداخت نشدن چندماهه ی حقوق و یا تعدیل نیرو بوده ایم.
به برخی از این اعتراضات نگاهی اجمالی می اندازیم:
- اعتراض 300 کارگر نیروگاه حرارتی تبریز نسبت به واگذاری این کارخانه به بخش خصوصی و کاهش حقوق و دستمزد کارگران و تجمع آنها مقابل شرکت برق منطقه ای استان.
- اعتراض 570 کارگر کارخانه فولاد آذربایجان (میانه) و بیکاری صدها تن از کارگران این کارخانه به دلیل سوء مدیریت و واگذاری آن به بخش خصوصی.
- تعطیلی کارخانه ذوب آهن ملکان و خانه نشینی دهها کارگر آن.
- تجمع اعتراض آمیز ده‌ها تن از کارگران شرکت ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز به دلیل سوء مدیریت و واگذاری این واحد صنعتی به بخش خصوصی و پرداخت نشدن 7 ماهه ی حقوق شان.
- تجمع اعتراضی و ابراز نگرانی ده‌ها تن از کارکنان و کارگران شرکت تبریز کف.
اینها تنها چند نمونه از تجمعاتی است که طی هفته های اخیر، به دغدغه‌ی اصلی مدیران سیاسی و اقتصادی استان به ویژه، استاندار، معاون سیاسی و معاون برنامه ریزی استانداری تبدیل شده است. اما اطلاعات رسیده حکایت از آن دارد که حداقل 28 واحد تولیدی و صنعتی استان در طی ماه های گذشه با بحران های کارگری و رکود و تعطیلی روبرو بوده اند.
این اعتراضات و تجمعات بی‌تردیدبازتاب سنگین و گران رویکرد دولت گذشته و فعلی است که این روزها خود را به اشکال مختلف بروز می دهد. این اتفاقات هدیه نظام بجران زده سرمایه داری به کارگران وزجمتکشان است که چیزی به جز نیروی کار برای فروش ندارند .
منبع:سایت کانون مدافعان حقوق کارگر
گزارشی از وضعیت کارگران سوله ئاگرین دهگلان
بنابه گزارش رسیده کارگران سوله ئاگرین (اگرین) در شهرک صنعتی دهگلان چهار ماه است که حقوق و پاداش و همچنین عیدی سال 93 را دریافت نکرده اند. در این شرکت حدود 40کارگر مشغول به کار هستند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
17 اردیبهشت 1394
اخراج 14کارگر باسابقه کارخانه ذوب آهن ارسباران بدون دریافت حقوق ۲ ماه گذشته
قرارداد کار ۱۴ کارگر باسابقه ذوب آهن ارسباران بدون پرداخت حقوق ۲ ماه گذشته تمدید نشد.
طبق گفته کارگران ذوب آهن ارسباران، اخراج کارگران این مجموعه صنعتی ادامه دارد و کارفرما در پاسخ به اعتراض کارگران گفته است در روز‌های آینده تعداد بیشتری از کارگران راخراج می‌شوند.
به گزارش17اردیبهشت ایلنا،منابع کارگری در کارخانه ذوب آهن «ارسباران» اعلام کردند قرارداد کار حدود ۱۴ تن از کارگران قرار دادی و باسابقه کارخانه ذوب آهن ارسباران در سال ۹۴ به دلیل عدم نیاز تمدید نشده است و هم اکنون این تعداد کارگر برای پیگیری مطالبات مزدی معوقه خود به اداره کار تاکستان شکایت کرده‌اند.
کارگران می‌گویند؛ کارخانه ذوب آهن ارسباران در گذشته حدود ۴۰۰ کارگر داشت که شمار زیادی از کارگران به تدریج در طی چند سال گذشته که صنعت کشور دچار بحران اقتصادی شده بود، اخراج شدند و تعداد کارگران این کارخانه به حدود ۷۰ نفر رسیده بود که کارفرما اردیبهشت ماه سال جاری حدود ۱۴ کارگر دیگر را اخراج کرد.
طبق گفته کارگران ذوب آهن ارسباران، اخراج کارگران این مجموعه صنعتی ادامه دارد و کارفرما در پاسخ به اعتراض کارگران گفته است در روز‌های آینده تعداد بیشتری از کارگران راخراج می‌شوند.
در خاتمه کارگران ذوب آهن اردبیل درباره مطالبات معوقه خود گفتند؛ کارگران این واحد تولیدی از اسفند ماه سال گذشته حقوق نگرفته‌اند. به همین دلیل مشکلات زیادی طی ۷۶ روز گذشته به کارگران این کارخانه تحمیل شده است.
خطربیکاری بیخ گوش 55کارگر کارخانه آردل
کارگران کارخانه آردل از تصمیم مالک این کارخانه برای انحلال این واحد صنعتی و وضعیت نامعلوم شغلی ۵۵ کارگر خبر می‌دهند.
به گزارش17اردیبهشت ایلنا،کارگران کارخانه آردل گفته‌اند تصمیم کارفرما مبنی بر انحلال این واحد تولید لوازم خانگی هفته گذشته در جلسه ویژه فرمانداری تهران به اطلاع نهاد کارگری کارخانه رسیده است.
گفته می‌شود در این جلسه ویژه ابتدا قرار بود موضوع چگونگی وصول طلب بانک صادرات از کارخانه آردل بررسی شود اما در ‌‌نهایت فردی که از طرف کارفرما در این جلسه فرمانداری حاضر شده بود خود را مدیر تسویه کارخانه آردل معرفی می‌کرد.
از قرار معلوم شخصی که خود را مدیر تسویه معرفی کرده است به کارگران گفته است با توجه به وضعیت موجود ممکن است کارخانه آردل به جای منحل شدن؛ ورشکسته اعلام شود که در این صورت پرداخت مطالبات مزدی کارگران دشوار‌تر خواهد شد.
کارگران آردل به نقل از این فرد می‌گویند از قرار معلوم جلسه مجمع عمومی سهامداران کارخانه آردل در تاریخ اولین روز سال ۹۴ (روز تعطیل عمومی) برگزار شده و حاضران در این جلسه با انحلال کارخانه آردل موافقت کرده‌اند.
کارگران کارخانه آردل که خود را مالک ۷ درصد از سهام کارخانه می‌دانند می‌گویند با فرض آنکه حتی از نظر قانون برگزاری جلسه مجمع عمومی در روز تعطیل اشکالی نداشته باشد، کارگران در مقام سهامدار کوچک‌ترین اطلاعی از برگزاری جلسه یاده شده نداشته‌اند.
طبق گفته‌های فعالان کارگری تهران هم اکنون در کارخانه آردل نزدیک به ۵۵ کارگر مشغول کارند که از این تعداد حدود ۳۵ نفر کارگران رسمی هستند.
گفته می‌شود بیشتر این کارگران که سخت و زیان آور بودن مشاغل آن‌ها به تایید رسیده دارای حدود ۲۵ سال سابقه کار هستند اما به دلیل بدحسابی کارفرما سازمان تامین اجتماعی از صدور احکام بازنشستگی آن‌ها خودداری می‌کند.
در عین حال گفته می‌شود که کارفرمای آردل بابت حق بیمه اسفند‌ماه، عید و پاداش سال گذشته و دستمزد فروردین ماه ۹۴ به کارگرانی که هم اکنون در این واحد تولیدی کار‌ می‌کنند بدهکار است و تنها در نتیجه اعمال فشاری که قبل از پایان سال گذشته از سوی فرمانداری و اداره کل کار تهران صورت گرفت حاضر شد تا دستمزد اسفندماه آن‌ها را پرداخت کند.
کارگران آردل در توضیح مشکلات محل کار خود می‌گویند از حدود ۹ سال پیش که سهام گروه صنعتی آردل به بخش خصوصی واگذار شد، مالک جدید در تامین سرمایه در گردش کارخانه همکاری لازم را نداشته است بطوری که در مدت اخیر کارکنان کارخانه از محل فروش ضایعات مواد خام را خریداری و خطوط تولید کارخانه را فعال نگهداشته‌اند.
تقدیر از پالایشگاهی که طی هشت روز ۲۳ کارگرش کشته یا مصدم شدند
در حالی که طی هشت روز بیش از ۲۳ کارگر پالایشگاه شازند در حین انجام تعمیرات اساسی در این پالایشگاه کشته و مصدوم شده‌اند، امروز اعلام شد رییس سازمان محیط‌ زیست به این مجتمع صنعتی به دلیل تولید روزانه ۱۶ میلیون لیتر بنزین یورو ۴ لوح «محصول سبز» تقدیم کرده است.
به گزارش 17اردیبهشت ایلنا، در خبر‌ها اینطور اعلام شده که پالایشگاه شازند به دلیل تعهد به «رعایت قوانین و مقررات زیست‌ محیطی» و «مسوولیت اجتماعی» این مجتمع صنعتی مبنی بر تولید روزانه ۱۶ میلیون لیتر بنزین یورو ۴ و توزیع آن در کلانشهرهای کشور موفق به دریافت این لوح شد‌ه است.
تقدیم چنین لوحی به شرکتی که طی دو هفته گذشته، بیش از ۲۳ کارگر در آن کشته و مصدوم شدند، از آن جهت حائز اهمیت است که بسیاری از فعالان کارگری شاغل در صنعت نفت در ماه‌های گدشته هشدار داده بودند که در مجتمع‌های صنعتی مربوط به این صنعت، پیشبرد زود‌تر تعهدات اجرایی بر رعایت اصول و موازین حفاظت و ایمنی کار اولویت پیدا کرده است.
ماجرا وقتی پر اهمیت‌تر می‌شود که تقدیر رئیس سازمان محیط زیست از پالایشگاه شازند بخاطر «تولید روزانه ۱۶ میلیون لیتر بنزین یورو ۴»را در کنار صحبت‌های دو روز پیش «عباس سلیمانی»، مدیر روابط عمومی این پالایشگاه قرار دهیم. آقای سلیمانی روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت بیان کرد «تولید بنزین یورو در پالایشگاه در حال حاضر که در تعمیرات بسر می‌بریم از ۱۶ میلیون لیتر به ۸ میلیون لیتر کاهش یافته است.»
اعلام این خبر که نگرانی این مقام مسئول در پالایشگاه از کاهش تولید بنزین به نصف را نشان می‌دهد در طرحی کلی‌تر بیانگر فشار مسئولان صنعت نفت بر هر چه سریع‌تر آماده شدن پالایشگاه جهت تولید دوباره بنزین است. اما آقای سلیمانی در ادامه این گفتگو ضمن طبیعی قلمداد کردن مصدومیت ۲۳ کارگر بر اثر تعمیرات اساسی، تاکید کرد «این تعمیرات به مدت ۱۰ روز به طول می‌انجامد» که نسبت به زمانی که به طور معمول در سایر پالایشگاه‌ها برای انجام فرایند تعمیرات اساسی در نظر گرفته می‌شود، کمتر است. با این حال بنا بر اعلام روابط عمومی پالایشگاه شازند زمان تعمیرات اساسی 45 روز تعیین شده است.
«عیسی ثعلبی»، کار‌شناس ایمنی کار نیز معتقد است دلایل وقوع حوادث سریالی در پالایشگاه شازند «تاکید بر اتمام هرچه سریع‌تر فرایند تعمیرات اساسی» و «مشکل تامین تجهیزات فنی مطمئن» است.
او در گفتگویی که روز گذشته منتشر شد، گفت: «وقتی کارفرمایان پروژه‌های نفت و گاز تصمیم می‌گیرند که بر سرعت اتمام پروژه‌های در دست احداث و یا توسعه بیفزایند ناخواسته احتمال وقوع حوداث کار در چنین محیط‌هایی افزایش می‌یابد».
گفتنی است طی دو هفته گذشته حداقل سه حادثه گازگرفتگی در پالایشگاه شازند به وقوع پیوسته است که به مرگ سه کارگر و مصدومیت بیش از ۲۰ کرگر دیگر انجامیده است. حال سه تن از کارگرانی که در آخرین حادثه گازگرفتگی مصدوم شدند، به شدت وخیم گزارش شده است.
این در حالی است که مقامات محلی و مدیران پالایشگاه تاکنون هیچ گزارشی از دلایل وقوع این حوادث به افکار عمومی ارائه نکرده‌اند اما ایلنا طی گفتگویی با برادر یکی از کارگران کشته شده از جزییات هولناک این حوادث پرده برداشت.
حادثه كار بار ديگر جان كارگري را گرفت
شرائط غير ايمني كار بار ديگر جان يك كارگر را گرفت
روز دو شنبه پانزدهم اردیبهشت ماه یک کارگر اپراتور جرثقیل در اثر واژگونی جرثقیل درگذشت. علی رحیمی کارگر34 ساله شرکت برق اسفراین در حال کار با جرثقیل در مسیر انتقال برق فشار متوسط در اطراف این شهر در اثر واژگونی جرثقیل درگذشت.
این کارگر اپراتور و راننده جرثقیل تحت شرایط بارانی روز گذشته و با نداشتن حداقل های لوازم ایمنی شروع به کار میکند و در اثر سستی خاک در آن شرایط جرثقیل واژگون می‌شود و وی که به دلیل نداشتن کفش مناسب نتوانسته بود فرار کند زیر ماشین می ماند و در دم فوت میکند. این کارگر زحمت کش که یک کودک سه ساله و همسری پا به ماه دارد در شرایطی که حتی کفش هم نداشته و با دم پایی در حال فعالیت بوده است و با وجود بارندگی برای تند تر شدن و سریع تر شدن روند اجرا ئي كار و فشار كارفرما ،در چنین شرایط نا مناسبی تن به این کار داد .تكرار اين حوادث بارها سبب شده است تا جان كارگران اين چنين فداي سود طلبي كارفرمايان شود .اين حادثه و حوادث مشابه آن نشان ميدهد كه كارگران و زحمتكشان كه فاقد تشكل هاي مستقل كارگري هستند در برابر چنين حوادثي هيچ گو نه امنيتي ندارند .خوانواده اين كارگر و صدها كارگر مشابه او با ازدست دادن نان آوران خود تحت آسيب هاي شديد اجتماعي قرار ميگيرند كه در نبود چتر حمايتي مناسب سر نوشتي نامعلوم خواهند داشت .
منبع:سایت کانون مدافعان حقوق کارگر
جان باختن 2کارگردرحین کاردراستان هرمزگان
برق گرفتگي حين کار ، 2 تن را در شهرستان هاي "بندرعباس" و "قشم"به کام مرگ فرستاد.
به گزارش17اردیبهشت پايگاه خبري پليس، سرهنگ"سلطاني مهر" رئيس پليس پيشگيري فرماندهي انتظامي هرمزگان در تشريح اين خبر گفت: در حادثه اي در شهرستان "بندرعباس" مردي 51 ساله به نام "ح-ر" حين نقاشي ديوارهاي بازار دچار برق گرفتگي شد و در مسير انتقال به بيمارستان جان باخت.
اين مسئول انتظامي تصريح کرد: همچنين در حادثه اي ديگر در شهرستان "قشم" فردي به نام"ف-ت" حين جابجايي مصالح ساختماني بر اثر برخورد با کابل برق دچار برق گرفتگي شد که به علت شدت صدمات وارده پس از انتقال به بيمارستان جان باخت.
سرمايه داران خواسته ي خود را با سازماندهي خانه ي كارگري ها، از زبان كارگران مطرح مي كنند
پس از چندين سال ممنوعيت برگزاري روز جهاني كارگر و در پي گسترش اعتراض هاي كارگري و بحران هاي فراگير معيشت خانواده هاي كارگران و ديگر زحمتكشان، بالاخره امسال به تشكل دولتي خانه كارگر اجازه دادند تا به نيابت از كارگران مراسم محدودي داشته باشند. اما در همين مراسم محدود هم به جاي قطعنامه اي در راستاي مطالبات طبقه كارگر، با مقصر نماياندن گروهي از كارگران، آدرس غلط دادند و به جاي پرداختن به مناسباتي ديكته شده توسط نهادهاي امپرياليستي كه بهره كشي هاي وحشيانه از نيروي كار را دستور كار خود دارد، كارگران افغان را آماج حملات خود قرار دادند.
گويا كارگران غير ايراني موجب پايين آمدن قيمت نيروي كار و بالا رفتن قيمت كالاهاي مورد نياز شده اند. آش اين دروغ بيشرمانه آنقدر شور است كه سازماندهندگان آن، با رندي تمام آن را در ظرف كارگران به كام خواهران و برادران افغان مي رسانند.
همان ها كه سرمايه دار را كارآفرين، و كارگر را كارپذير مي ناميدند تا هر نوع مقرراتي را از مناسبات كار حذف كنند و مسير بهره كشي را بدون مقاومت سازند، امروزه مي خواهند با قرار دادن كارگر ايراني در مقابل كارگر افغان و كارگر مرد در مقابل كارگر زن و كارگر شيعه در مقابل كارگر سني و… صف كارگران و مطالبات متراكمشان را به انحراف كشانده و با ضعيف كردنشان در مقابل سرمايه داري باز هم به عقب نشيني بيشتر وادارشان سازند.
كارگران ايران خود را جزيي از طبقه كارگر جهان مي دانند. آناني كه با دعوت از هارترين سرمايه داران خارجي و شركت هاي چند مليتي به ايران سر از پا نمي شناسند و براي غارت منابع و نيروي كار در اين مرز و بوم، هم طبقه اي هاي خود را از سراسر جهان به ايران دعوت مي كنند. در روز كارگر به يكباره جلوه اي از ناسيوناليسم افراطي را به نمايش مي گذارند. بي آن كه بفهمند طبقه ي كارگر در ايران دم خروس همبستگي طبقاتي اين بي وطنان را ديده و دروغ عِرق ملي اين جماعت را با پوزخند و مقاومت طبقاتي جواب خواهد داد.
ترفند قرار دادن كارگران غير بومي در مقابل كارگران بومي و نهايت استفاده از كار ارزان آنان، تنها مختص به ايران و كارگران غير ايراني نيست اين حيله ي شناخته شده ايست كه در آمريكا با كارگران مكزيكي و در آلمان با كارگران ترك و … مي شود. در واقع كارگر در هر كجا كه باشد چاره اي جز فروش نيروي كار خود به صاحبان ابزار توليد ندارد و سرمايه داران براي سود بيشتر از يك سو با تقسيم كارگران به قانوني و غير قانوني، به بومي و غير بومي به زن و مرد و… در تلاشند تا نيروي كار را با تفرقه نسبت به هم بد بين نمايند و از سوي ديگر، با استفاده از نيروي كار غير قانوني و غير رسمي، زمينه ي حذف مقررات را به طور كامل از مناسبات كار فراهم آورند. زيرا نيروي كار افغان، هم كار مي كند و هم بيمه نمي شود. نيروي كار غير رسمي هم كار مي كند و هم مشمول حداقل هاي مصوب قانوني قرار نمي گيرد. از مسير كشف علل افغان ستيزي ست كه مي توان دست سازمان دهندگان قطعنامه ي روز جهاني كارگر را خواند.
از همين رو يك بار ديگر اعلام مي كنيم: كارگران صرف نظر از مليت، جنسيت، قوميت، نژاد و باورهايشان، به يك طبقه اجتماعي تعلق دارند و مادام كه اين طبقه در مقابل هجوم بهره كشان كه اتفاقا آنان نيز به دنبال وحدت طبقاتي و جهاني خود هستند، به اتحاد عمل طبقاتي دست نيازند وضع اشتغال و لاجرم وضع معيشت بهتر از اكنون نخواهد بود. در حال حاضر با توجه به فقدان سازماندهي موثر طبقاتي در سطح جامعه و با عنايت به پتانسيل موجود در ميان نيروي كار تنها، مقاومتِ طبقاتيِ متشكل است كه مي تواند هجوم بهره كشان را به معيشت خانواده هايمان بي اثر سازد.
تلاش براي ايجاد تشكل هاي مستقل صنفي و طبقاتي كارگران مي تواند ترفندهايي از نوع خانه ي كارگر را بي اثر كند.
زنده باد همبستگي طبقاتي همه كارگران جهان
كانون متحد كارگري «كمك»
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:با همه ی توان از کارگران شریف افغانی حمایت کنیم
"کارگران جهان متحد شوید"
دریازدهم اریبهشت امسال بار دیگر عوامل سرمایه همچون محجوب و صادقی و نهادهای وابسته و گوش بفرمانی چون خانه کارگر که به موجب وظیفه در بین کارگران لانه کرده اند، گوشه ای از ماهیت ضد کارگری و تفرقه افکنانه خود را به نمایش گذاشته و در راهپیمایی ای که به مناسبت روز جهانی کارگر از طرف این نهاد ضدکارگری ترتیب داده شد، همه ی سعی و تلاش خود را به کار بردند تا در کمال بی شرمی شعارهایی همچون: "کارفرما حیا کن ــ افغانی را رها کن"، را برای ایجاد تفرقه و جدایی در بین کارگران به میان صفوف آنان برده و تا آن جا که ممکن است در بین آنان تفرقه بیندازند. گماشتگان سرمایه تلاش کرده اند تا بدین وسیله در روزی که بر اساس یک سنت تاریخی و مبارزاتی، می بایست روز اتحاد و همبستگی طبقاتی و جهانی طبقه کارگر برای احقاق حقوق و پیگیری خواست های و مطالبات آنان در همه عرصه ها باشد، تخم تفرقه و جدایی را در بین کارگران رواج داده و بخش ها و لایه های مختلف این طبقه را به جان یکدیگر بیندازند.
لینک متن کامل:
http://komitteyehamahangi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2154:l-----------r&catid=14:1389-12-23-23-57-18&Itemid=27
سومین میزگرد رادیویی:ارزیابی از برگزاری اول ماه مه درایران
گفتگوی امیر جواهری با فرخنده آشنا ، مجید تمجیدی و علیرضا نوایی
تحلیل برگزاری اول ماه مه در ایران، ارزیابی از حرکت فاشیستی عوامل خانه کارگردردشمنی با کارگران افغان و مشکلات کارگران و دفاع ازموقعیت معلمان در راستای پشتیبانی از اعتراض سراسری 17 اردیبهشت در سراسر ایران
گوش کنید: http://www.artin.rivido.de/rd/2015/05/ga03mai.mp3
درآستانه بیکاری قرارگرفتن 6000نفرازکارکنان شرکت فرانسوی اروا
شرکت فرانسوی اروا، فعال در بخش انرژی هسته ای و استخراج معادن از حذف ۶ هزار پست خبر می دهد.
به گزارش7مه یورونیوز،این برنامه حذف مشاغل در طول سه سال اجرا می شود. حذف بیش از نیمی از این تعداد از نیروی کار در فرانسه صورت می گیرد. تعداد نیروی کار اروا ۴۴ هزار نفر است که ۶۵ درصد آنها در فرانسه فعالیت دارند.
تصمیم مدیران این شرکت بزرگ واکنش سندیکاها را در پی داشته است. ژان پی یر بشمن، از سندیکای کنفدراسیون دموکراتیک کار (CFDT) می گوید: «شرکتی که حذف مشاغل می کند همه ثمرات و داشته ها را حذف خواهد کرد. همه تضمینهای کاری و ساز و کارهای درآمد از بین خواهند رفت. همه اینها بهره روی شرکت است که زیر سئوال می رود هیچ تضمینی هم برای حفظ آن وجود ندارد».
ژوزه مونتس، از سندیکای نیروی کارگری فرانسه (FO) می گوید: «نمی دانیم آیا نصف شرکت فروخته خواهد شد یا خیر. نمی دانیم شرکت برق فرانسه چه برنامه ای خواهد داشت. نمی دانیم شرکت چه سیاستی نسبت به چینی ها در پیش خواهد گرفت. تنها موضوعی که فهمیدیم اینست که باید از تعداد حقوق بگیران شرکت کاسته شود».
اخیرا شرکت برق فرانسه برای خرید بخش رآکتورهای اتمی اروا با این کمپانی وارد مذاکره شده است. مبلغ پیشنهادی شرکت برق ۳۰۰ میلیون یورو بوده است. اروا در مقابل مبلغ یک میلیارد یورو را مطرح کرده است.
با انتشار این خبر، ارزش سهام شرکت اروا در پایان کار روز پنجشنبه بازار بورس پاریس با افت ۴.۷۹ درصدی همراه بوده است.
اروا در نظر دارد با اجرای یک طرح صرفه جویی اقتصادی ۱۵ درصد از مخارج خود را در فرانسه و ۱۸ درصد از هزینه های این شرکت را در سایر نقاط دنیا کاهش دهد.


هفدهم اردیبهشت ماه1394
akhbarkargari2468@gmail.com

اخباروگزارشات کارگری16اردیبهشت1394

فراخوان گردهمایی فرهنگیان سراسر کشور


[h2 زمان:
روز پنج شنبه 17/02/1394 از ساعت 10صبح الی 12
مکان:
استان تهران و البرز: مقابل مجلس
استان ها:در محوطه ی ادارات کل آموزش وپرورش

- گزارش نشریه پیام سندیکا از جشن اول ماه مه
- جوانمیر مرادی : ویژگیهای روز جهانی کارگر 1394
- ویژه نامه روز جهانی کارگر، کانون مدافعان حقوق کارگر
- شاپور احسانی راد:سرکوب پنهان با دستمزدهای 712 هزارتومانی
- شکایت مجدد کارفرما از8 کارگر کارخانه سیمان سپاهان بدنبال برائتشان از اتهام اخلال در نظم
- پانزدهمین روز اعتصاب، 1000 کارگر نورد و لوله صفا
- اعتصاب شکنی در دهمین روز اعتصاب کارگران قطار شهری اهواز
- دو ماه بلاتکلیفی ۱۰۰ کارگر کارخانه قند کرج پس از تعطیلی موقت کارخانه
- منطق قراردادهای موقت و پیامدهای اجتماعی آن
- کارگران افغانستانی موجب بیکاری در ایران هستند؟
- اطلاعیه نهاد های همبستگی
درمحکومیت دستگیری فعالان کارگری و شعارهای فاشسبتی "خانه کارگر"در ایران و درپشتیبانی ازاعتراضات سراسری معلمان درهفدهم اردیبهشت ۹۴
- دستکاری وزارت کار درآمار حوادث کارسال1393
- شمار کارگران جان باخته حادثه قبلی پالایشگاه شازند به سه تن رسید/ آخرین وضعیت مصدومان حادثه دیروز
- مصدومیت کارگر شرکت بانتا آبیدر بدلیل ناامن بودن محیط کار
- مرگ دردناک کودک کاردراعماق چاه
- اعتراض شبانۀ شهروندان برزیل به دولت روسف با قابلمه و ماهی تابه
گزارش نشریه پیام سندیکا از جشن اول ماه مه
در کارخانه ایران خودرو، در چهار سالن کارگران با خرید شیرینی و پخش آن در اول ساعت کاری هر شیفت جشن روز کارگر را گرامی داشتند. با اینکه کارگران می دانستند که خانه کارگر راهپیمایی روزکارگر گذاشته است آن را نمایشی مسخره دانسته و یا در خانه ها ماندند و یا به مسافرت رفتند.
در کارخانه سایپا، پخش شیرینی و تبریک روزکارگر در موقع پوشیدن لباس به هنگام ترک کارخانه روی داد. بعضی از کارگران امیدواری کردند که روزکارگر سال آینده را بتوان بهتر و بصورت رسمی در داخل سالن ها با جشن و آواز همراه نمود. با اینکه امسال خانه کارگر با شور به ظاهر کارگری با حرارت از حق تظاهرات روز کارگر دفاع می کرد، کارگران سایپایی تصمیم به تحریم این تظاهرات گرفتند.
در کارخانه های زامیاد، مگاموتور، قطعات فولادی، جشن روزکارگر به همراه پخش شیرینی و جشن تولد حضرت علی ( روز مرد ) جشن گرفته شد.کارگران در این کارخانه ها در مورد تظاهرات خانه کارگر به مناسبت روز کارگر با بی تفاوتی برخورد کردند.
در کارگاههای قطعه سازی روز پنجشنبه کارگران قدیمی با بردن شیرینی و در بعضی از کارگاهها خود کارفرمایان اقدام به خرید شیرینی و پخش آن در میان کارگران نمودند. در این کارگاهها این پخش شیرینی همراه با خواندن آواز و رقص همراه شد. در یک کارگاه لولا سازی کارفرما با خرید شیرینی و دادن 200 هزار تومان پول به هر کارگر این روز را به آنها تبریک گفت.
متاسفانه در بیشتر کارگاههای کوچک از جشن روزکارگر خبری نبود و کارگران همچنان سخت مشغول کار و تلاش برای لقمه ای نان بودند. بسیاری حتا در این روزهای تعطیل به سرکار رفتند تا شاید بخشی از هزینه های زندگی را در این دو روز تامین کنند. کارگران حتا در مورد روز مرد می گفتند : کدام مرد؟ مردی که از تامین زندگیش عاجز است مرد نیست .
گروههای کوهنوردی کارگری که هر ساله توسط هیات کارگران کوهنوردی استانها این روز را جشن می گرفتند با خطاب و عتاب حراست ها مواجه شدند و از خیر برگزاری این روز گذشتند.
بعضی از گروههای کوهنوردی با رفتن به دامن طبیعت این روز را جشن گرفتند . در کرج یکی از این گروهها با تذکر نیروهای انتظامی مواجه شد.
اما آنچه متوقف نشدنی است برگزاری جشن روزکارگر توسط کوشندگان کارگری در باغها، کوهها، خانه هاست. امیدواریم که این جشن ها بهم پیوسته و در خیابانها و پارک ها و در میان مردم زحمتکش نمود پیدا کند.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
1394/2/12
جوانمیر مرادی : ویژگیهای روز جهانی کارگر 1394
روز جهانی کارگر، 11 اردیبهشت پشت سر گذاشته شد. آنچه که در روزهای منتهی به 11 اردیبهشت و خود روز یازدهم اتفاق افتاد، برآیند سالیان متمادی مبارزات و اعتراضات و در همان راستا پختگی و کارآزمودگی طبقه کارگر ایران علیه سرمایه داری بود. روز جهانی کارگر امسال کارگران حق طلب نشان دادند که امروز در چه سطحی از آگاهی طبقاتی قرار گرفته اند. در برابر تبلیغات نژاد پرستانه ، بر جهان شمول بودن حقوق انسانی انسانها تأکید گذاشتند و از انسانیت در برابر هر گونه تلاش برای تفرقه اندازی در صفوف انسانها تحت نام ملیت و قومیت دفاع کردند. دفاع از انسانیت اگر چه سالهای گذشته هم در قطعنامه های کارگران به مناسبت روز کارگر به صراحت و وضوح تمام بر آن اصرار ورزیده شده بود اما امسال نه تنها در قطعنامه تشکلهای کارگری برجسته تر بود، بلکه به شعار کارگران شرکت کننده در مراسم روز جهانی کارگر بدل شد. امسال، به همان نسبتی که در یک سال گذشته دامنه اعتصابات و تجمعات کارگران، معلمان و پرستاران نسبت به سالهای قبل گسترده تر شده بود، همین انتظار می رفت که اتفاق افتاد. پیوستن معلمان بازنشسته و معترض در مقابل مجلس به کارگرانی که به مناسبت روز جهانی کارگر در آن محل مراسم برگزار کردند و به دست گرفتن پلاکاردهای کارگران توسط معلمان یکی از جمله موارد جدید بود. معلمان به کارگران پیوستند چون مطالبات خود را در قطعنامه و شعارهائی که بر روی پلاکاردهای کارگران نوشته شده بودند، می دیدند. دیدند که خواست اکثریت عظیم جامعه از زبان کارگران جاری می شود. اعتماد و باور به طبقه کارگر به عنوان سخنگو و نماینده کننده خواست اکثریت جامعه، امروز به یک واقعیت تبدیل شده و این امر، جنبش قدرتمند کارگری را چند برابر قدرتمندتر خواهد کرد.
اگرامسال در روز 11 اردیبهشت کارگران ایران به دلیل فضای سنگین پلیسی نتوانستند مراسم مستقل خود را برگزار کنند، اما ما شکست نخوردیم. ما مؤلفه های زیادی برای اثبات پیشرویهایمان در عرصه مبارزه برای دست یابی به شرایط بهتر زندگی داریم. هزاران اعتصاب و تجمع کارگری، اعتصابات و تجمعات کم سابقه معلمان و پرستاران و مهمتر از آن گره خوردن مبارزات این بخشهای معترض به همدیگر، تبدیل شدن خواست افزایش دستمزد به مطالبه اصلی دربیشتر اعتصابات، بخصوص اعتصابات معلمان از جمله نشانه های قدرت گیری جنبش کارگری هستند. کارگران مجال برپائی مراسم گسترده روز جهانی کارگر را نیافتند چون شهرها و مکانهائی که احتمال تجمع و برگزاری مراسم در آنها می رفت به شدت با حضور گسترده نیروهای انتظامی و امنیتی، پلیسی شده بودند. علاوه بر آن از روزها قبل در آستانه روز جهانی کارگر نهادهای امنیتی اقدام به احضار و بازداشت وسیع فعالین کارگری به منظور ممانعت از برگزاری مراسم روز کارگر کردند.
خانه کارگریها هم که تحت فشارگستردگی اعتراض و نارضایتی توده ای کارگران به منظور مهار نارضایتی و به انحراف کشاندن اعتراضات ناچار به برنامه ریزی برای برگزاری مراسم فرمایشی روز کارگر کرده بودند، عمدا برای جلوگیری از حضور گسترده کارگران معترض و غیر خودی (غیروابسته به خانه کارگر) اطلاع رسانی نکردند. درنتیجه خانه کارگریها به دور از چشم توده کارگر معترض مجال اندکی یافتند تا با اقدامی شنیع و ضد انسانی پرچم تفرقه افکنانه و نژاد پرستانه علیه کارگران افغانستانی در دست گرفته و علیه این انسانهای شریف و زحمتکش به عنوان عامل بیکاری در ایران شعار دهند وازسرمایه داری به عنوان عامل بیکاری و دهها و صدها مصائب دیگری که بر سر کارگران ایران آورده است، رفع مسؤلیت کنند.
در نتیجه مجموعه این اقدامات ضد کارگری که از قبل از 11 اردیبهشت شروع شده بود و با تمام توان تا خود روز کارگر ادامه داشت کارگران جز چند مورد نتوانستند مراسم مستقل برگزار کنند. اما اینچنین اقداماتی برای ممانعت از برگزاری مراسمات مستقل روز کارگر، برای کارگران ایران اعمال ناشناخته ای نیستند. ما کارگران قدرت خود را تنها با موفق شدن یا عدم موفقیت دربرگزاری مراسم روز جهانی کارگر نمی سنجیم. آنجا هم که برای جلوگیری از برگزاری مراسم روز کارگر، جای سوزن انداختن نیست ما حضور و قدرت خود را می بینیم. قدرت کارگران در جنبشی است که هر روزه بر وسعت و عمق آن افزوده می شود. اعتصابات هر روزه برای گرفتن حقوقهای معوقه و مطالبات دیگر و قدرت گیری جنبش برای افزایش دستمزد نمونه هائی از قدرت گیری رو به فزونی کارگران است.
15/2/1394
منبع:سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران
ویژه نامه روز جهانی کارگر، کانون مدافعان حقوق کارگر
لینک ویژه نامه:
http://www.kanoonm.com/wp-content/uploads/2015/05/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-.pdf
شاپور احسانی راد:سرکوب پنهان با دستمزدهای 712 هزارتومانی
سرکوب پنهان با دستمزدهای 712 هزارتومانی و جنبش به پا خاسته کارگری
در فرهنگ عمومی جامعه بدرستی " سرکوب " به خشونت آشکار و عریان که با داغ، تیغ، درفش، شلاق، زندان و...همراه است معنی می شود. امروزسرکوب این خوی غیر انسانی بطور عینی و تمام عیار در بربریت و توحش مناسبات نظام سرمایه داری متجلی گشته است. اگر در جامعه سرمایه داری "سرکوب آشکار" گریبان منتقدین، معترضین و مبارزین را می گیرد و با بگیر و ببند و زدن آنها، بخشی از جامعه را وادار به عقب نشینی می کند، در "سرکوب پنهان" به صورت عامدانه قصد دارند با تحمیل دستمزدهای زیر خط فقر، کل جامعه را دچار سرکوب معیشتی و وادار به تمکین کنند این ستم معیشتی بگونه ایی است که بخش زیادی از احاد اجتماع حتی نمی دانند از کجا و چگونه این همه نکبت و مصیبت بر آنها فرود می آید. بر کسی پوشیده نیست که استثمار انسان از انسان پلیدترین پدیده ضد بشری در طول تاریخ است و اکنون و در این زمان می توان با قاطعیت گفت گرو گرفتن معیشت جامعه، با تحمیل دستمزدهای خفت بار 712 هزارتومانی، رذیلانه ترین پدیده ضد انسانی است که تاکنون بر میلیونها انسان زحمتکش در یک جامعه به آنها روا شده است. داغ ما کارگران وقتی تازه می شود که دستمزد خفت بار712 هزارتومانی قبل از قرار گرفتن آن دسترنج ناچیز در جیب ما، بخشی از آن به صورت مستقیم توسط مالیات، بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی بلعیده می شود و بخشی دیگر از آن بصورت غیر مستقیم با اعمال 9 درصد ارزش افزوده، گران شدن 50 درصدی آب، برق، گاز، بنزین و آزاد سازی قیمت ها و بویژه نان دزدیده می شود و این تازه در شرایطی است که در خیلی از جاها کمتراز این دستمزدهای حداقلی می دهند و حقوق های ماهیانه، ماهها به عقب می افتد. تبعات دستمزد های زیر خط فقر، پنهان اما بی رحمانه خانواده حقوق بگیران را تحت تاثیر قرار می دهد. پنهان بودن سرکوب معیشتی از آنرو می باشد که هر خانواده حقوق بگیر به هر اندازه ناتوانتر از دست یابی به بدیهی ترین و ابتدایی ترین مایحتاج خود باشد به همان اندازه در لاک بی پناهی خود فرو می رود و بطور مطلق فقط خودشان را در موقعیت فقر ونداری و دیگران را در موقعیتی بهتر از خود می بینند و اعتراف تلویحی و حتی صریح دیگران به فقر ونداری را باور نمی کنند. مطالبات اعضای خانواده بی پاسخ می ماند. شرمندگی نان آورخانواده از خود شروع و بتدریج سرزنش و نکوهش پیدا و پنهان اعضای خانواده بر سر او آوار می شود. با رانده شدن احترام، شان و منزلت انسانی به حاشیه، ارزش های درونی خانواده بی رنگ می شود و انسان در هم می شکند و درهم شکستن عزت نفس انسان مساوی است با تن دادن به هر خواری و ذلت. و این طور است که زندگی خانواده کارگر ایرانی معجونی می شود از لحظات اندکی از لبخند و اوقات تلخ و کشداری از حسرت، غم، غصه و سیلاب اشک. نتیجه عینی سرکوب معیشتی، فرو ریختن ارزش های انسانی در جامعه بصورت کودکان کار، زنان کارتن خواب، بیکاری، خشونت و... است. این چنین است که کسانی از فرط این درماندگی، فقر و استیصال دست به خودزنی و خودسوزی می زنند. سئوال اینجاست آستانه صبر و تحمل جامعه تا کجاست ؟ جامعه با این شرایط نابهنجار تا چه زمانی می تواند روی این پله درماندگی و بن بست بایستاد؟ جامعه ای که بویژه در دو سال اخیر به روشنی در یافته است که سیاست های اجرایی دولت تدبیر و امید سرمایه داران نه می تواند، و نه می خواهد، نقطه پایانی بر وضعیت مشقت بار موجود وستم معیشتی رو به گسترش بگذارد و علیرغم چند دهه سرکوب معیشتی، مصرانه قصد دارد شرایط مصبیت بار تری را با تصویب دستمزدهای 712 هزار تومانی به زحمتکشان تحمیل نماید، طبیعی است جامعه در مقابل این زخم عمیق و التیام ناپذیر برپیکر نیمه جان خود که اعصاب و روان میلیونها انسان ستمدیده را به لرزش در آورده است هم می خواهد و هم می تواند بر این ستم معیشتی نقطه پایانی بگذارد. عکس العمل غریزی جامعه در مقابل این سرکوب پنهان معیشتی و سرکوب عریان همه حقوق انسانی خود، گسترش هر روزه و پیش از پیش ابعاد جنبش عظیم اجتماعی کارگران بر سر تعین تکلیف " معیشت و منزلت " می باشد. وقوع دهها اعتصاب و تجمع روزانه کارگری در جای جای کشور، اعتراضات و تجمعات کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان در مقابل وزارت کار، مجلس و ریاست جمهوری تنها گوشه ایی از این جنبش به پا خاسته کارگری بر سر معیشت است که می رود با خلق صحنه های قدرتمندی از اعتراضات متحدانه و سراسری، کورسوی امید به تغییر را به مشعلی فروزان در دل ستمدیدگان مبدل سازد و بساط تحمیل بی حقوقی مطلق و سرکوب و ستم معیشتی بر میلیونها خانواده کارگری را پایان دهد.
منبع:سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران
شکایت مجدد کارفرما از8 کارگر کارخانه سیمان سپاهان بدنبال برائتشان از اتهام اخلال در نظم
دادگاهی در مبارکه برای ۸ تن از نمایندگان کارگران پیمانی سیمان سپاهان رای برائت صادر کرد. کارفرما در سال گذشته از این ۸ کارگر به اتهام «اخلال در نظم» شکایت کرده بود.
به گزارش 16اردیبهشت ایلنا، شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی مبارکه آقایان «علی یزدانی»، «حسینقلی منصوریان»، «محمدعلی رضایی»، «محمدصادق نادری»، «میثم عباسی»، «مجید امیریان»، «مهران جعفری» و «رضا جباری» را از اتهام وارده بر آن‌ها مبری دانسته است.
مدیرعامل سیمان سپاهان پس از تجمعات کارگران پیمانی این واحد تولیدی در تاریخ‌های ۱۹ و ۲۰ مهر سال گذشته از این ۸ کارگر شکایت کرده بود. کارفرما در توضیح این شکایت آن‌ها را به «ایجاد هیاهو، جنجال و حرکات غیر متعارف»، «اخلال در نظم کارخانه به صورت تجمع نامتعارف» و «اخلال در روند تولید و بارگیری» متهم کرده بود.
تجمعات کارگری روزهای یاد شده در اعتراض به خلف وعده کارفرما برگزار شده بود. مدیرعامل سیمان سپاهان در خرداد ماه‌‌‌‌ همان سال وعده داده بود با کارگران پیمانی این کارخانه قرارداد مستقیم منعقد می‌کند.
منابع کارگری می‌گویند کارفرما به محض صدور حکم برائت این ۸ کارگر که در تاریخ ۲۴ فروردین صادر شده است، با استناد به گزارش نیروی انتظامی و اداره اطلاعات و صورتجلسه تعدادی از مدیران میانی کارخانه درباره تجمعات کارگری روزهای یاد شده برای سومین بار از آن‌ها شکایت کرده است. کارفرما در جدیدترین شکایت خود ادعا کرده است که نمایندگان کارگران در تاریخ ۲۰ مهر سال گذشته به ناحق جلوی خطوط تولید و بارگیری را گرفته بودند.
غیر از دو شکایت یاد شده، مدیرعامل سیمان سپاهان یکبار دیگر در سال گذشته با طرح دادخواست در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزایی مبارکه خواستار محاکمه ۶ تن از نمایندگان کارگران پیمانی این کارخانه برای دریافت غرامت اعتصاب کارگران در روزهای ۱۹ و ۲۰ مهر همان سال شده بود.
محمدصادق نادری، مجید امیریان، علی یزدانی، مهران جعفری، حسینقلی منصوریان و محمد علیرضایی که پیش‌تر اسامی‌شان برده شده بود ۶ کارگری هستند که مدیرعامل سیمان سپاهان در این شکایت خواستار محکومیتشان به پرداخت قریب به ده میلیارد ریال به عنوان غرامت اعتصاب شده بود.
کارفرما در شرح این دادخواست مدعی شده بود که کارگران پیمانی سیمان سپاهان در روزهای ۱۹ و ۲۰ مهر سال گذشته به تحریک این ۶ نماینده کارگری تجمع کردند و کارخانه در پی برپایی این تجمعات اعتراضی قریب به یک میلیارد تومان زیان کرده است.
بر اساس اسنادی که کارگران در اختیار ما قرار داده‌اند کار‌شناس رسمی دادگستری مبلغ زیان شرکت سیمان سپاهان ناشی از کاهش بارگیری جبران نشده در تاریخ‌های ۱۹ و ۲۰ مهر سال گذشته را حدود ۳۳ میلیون تومان تخمین زده است که کمتر از ۵ درصد مبلغ ادعایی کارفرما برای دریافت غرامت است.
یکی از نمایندگان کارگران در این باره گفته است «این ۳۳ میلیون هم جای بررسی دارد چرا که کار‌شناس رسمی دادگستری میانگین بارگیری را روزانه ۱۳ هزار تن محاسبه کرده‌است که این مجموع بارگیری کارخانه با احتساب کلینکر [یکی از مواد اولیه تولید سیمان] است، اما میانیگن بارگیری سیمان فقط ۷ هزار تن است و کلینکر ارتباطی با تجمعات آن روز ندارد و بر این اساس هیچگونه خسارتی به کارفرما وارد نشده است.»
لازم به ذکر است که آقای نادری، نماینده اخراجی کارگران نیز از دادستان مبارکه به اتهام توهین و سوء استفاده از موقعیت شغلی شکایت کرده است. آقای نادری می‌گوید برای این شکایت ۴ شاهد و صدای معاون روابط کار اداره کار اصفهان را اختیار بازپرس قرار داده است. این پرونده در حال حاضر در مراحل مقدماتی به سر می‌برد.
پانزدهمین روز اعتصاب، 1000 کارگر نورد و لوله صفا
اتحادیه آزاد کارگران ایران : صبح دیروز سه شنبه 15/ 2/ 94 تعدادی از کارگران که از نپرداختن حقوقهای معوقه خود به خشم آمده بودند بصورت دسته جمعی به طرف ساختمان اداری به حرکت در آمدند خبر این حرکت خودجوش و ناگهانی، بشدت موجب وحشت و هراس مدیران شد که سراسیمه دست به دامن نماینده هایی شدند که تا همین دیروز بارها آنها را تهدید به اخراج کرده بودند. نماینده های کارگران ضمن آرام کردن همکاران خود، همه کارگران سالنها را برای تشکیل مجمع عمومی و گرفتن تصمیم به سالن آربی دعوت نمودند. در این تجمع بزرگ که مدیران سالنها نیز نظاره گر بودند، مدیران، پیشنهادات و قدرت تصمیم گیری کارگران را از نزدیک مشاهده کردند.
این جلسه مجمع عمومی از ساعت 10 شروع شد و پیشنهادهای ذیل به شور گذاشته شد
1- تا زمانی که 4 ماه حقوق معوقه و 17 ماه بیمه ها واریز نشود به اعتصاب ادامه دهیم
2- به شرط تسویه کلیه معوقات سال پیش و 17 ماه بیمه، تولید خواهیم کرد
3- به شرط واریز 17 ماه بیمه و پرداخت یک ماه و تسویه حقوق های معوقعه تا برج 6 سال 94 ، تولید خواهیم کرد
پیشنهادهای مشروحه بیش از سه ساعت مورد بررسی وتبادل نظر قرار گرفت که با حمایت اکثریت کارگران ، گزینه سوم(به شرط واریز 17 ماه بیمه و پرداخت یک ماه و تسویه حقوق های معوقعه تا برج 6 سال 94 ، تولید خواهیم کرد) این پیشنهاد به دفترمدیریت ابلاغ گردید. مدیران سالنها که خود از نزدیک روند جلسه را دنبال میکردند پس از یک ساعت گفتگو با نماینده های منتخب مجمع عمومی کارگران، پیشنهاد آنها را پذیرفته و قول دادند که فردا از پیشنهاد آنها در مقابل مدیریت کارخانه حمایت کنند .
اتحادیه آزاد کارگران ایران
16 اردیبهشت 94
اعتصاب شکنی در دهمین روز اعتصاب کارگران قطار شهری اهواز
همزمان با دهمین روز از شروع اعتصاب کارگران پروژه «قطار شهری اهواز»، کارگران معترض می‌گویند کارفرما بدون توجه به خواسته ‌شان با بکار گیری کارگران پیمانکاری، اعتصاب کارگران را شکسته و اجرای بخشهایی از پروژه را آغاز کرده است.
به گزارش 16اردیبهشت ایلنا،کارفرمای شرکت پیمانکاری کیسون پس از ده روز از اعتصاب کارگران به دلیل پرداخت نشدن ۴ ماه از مطالبات معوقه‌شان، اخیرا با بکار گیری سایرکارگران پیمانکاری و اجاره برخی از ماشین الات سنگین از خارج از کارگاه، فعالیت این پروژه عمرانی را در تمامی بخش‌ها به جز دربخش حفاری از سر گرفته اند.
کارگران می‌گویند: کارفرما در حالی تصمیم به اعتصاب شکنی گرفته است که کارگران طی ده روز گذشته در واکنش به تاخیر ۴ ماهه در پرداخت مطالبات معوقه‌شان، کار در بخشهای مختلف کارگاه را متوقف کرده‌اند. کارگران در ده روز گذشته بعد از برگزاری اجتماع اعتراضی، حوالی ظهر محل کار را ترک می‌کردند.
به گفته کارگران، آنها در پی تامین معاش خانواده‌هایشان هستند و از مدیریت شرکت پیمانکاری کیسون و مسئولان شهرستانی و استانی انتظار دارند که مشکلات زندگی بدون دریافت چهار ماه حقوق را درک کنند .
دو ماه بلاتکلیفی ۱۰۰ کارگر کارخانه قند کرج پس از تعطیلی موقت کارخانه
کارگران بیکار شده کارخانه قند کرج بعد از تعطیلی موقت این واحد تولیدی از طولانی شدن بلاتکلیفی‌شان خبر می‌دهند.
به گزارش16اردیبهشت ایلنا،۱۰۰ کارگر قرار دادی کارخانه «قند کرج» که از اسفند ماه سال ۹۳ با تعطیلی کارخانه بیکار شده‌ بودند، با ادامه یافتن بلاتکلیفی‌شان تا به حال چندین بار به نهادهای صنفی کارگری استان البرز مراجعه کرده‌اند اما تا کنون از این رایزنی‌ها نتیجه‌ای حاصل نشده است.
کارگران می‌گویند؛ کارفرما به بهانه کمبود مواد اولیه تولید (شکر خام)، فعالیت «قند کرج» را در پایان سال ۹۳ متوقف کرده است و حدود ۱۰۰ تن از کارگران قراردادی این کارخانه در دو ماه گذشته بلاتکلیف بوده‌اند.
به گفته آنان؛ در سال ۹۴ کارگران قراردادی انتظار از سر گیری فعالیت مجدد کارخانه را داشتند که نه تنها فعالیت کارخانه از سر گرفته نشد بلکه قرار شده است با حکم عدم نیاز کارفرما تعداد زیادی از کارگران مشمول از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند. با این حال کارگرانی که با سوابق زیاد در آستانه بازنشستگی‌ قرار دارند مخالف دریافت مقرری بیمه بیکاری چرا که معتقدند این اقدام لطمات زیادی به سوابق بیمه‌ای‌شان می‌زند.
کارگران همچنین درباره مطالبات معوقه‌شان گفتند: کارفرما همه مطالبات معوقه سال ۹۳ کارگران را پرداخت کرده است. در حال حاضر آنچه کارگران از کارفرما طلب دارند حقوق فروردین ماه سال ۹۴ است.
کارگران می‌گویند، دولت نباید نسبت به وضعیت وخیم اقتصادی کارگران بیکار این کارخانه بی‌تفاوت باشد و اگر برنامه‌ای برای تغییر این وضعیت دارد، باید سریع‌تر اجرا کند.
منطق قراردادهای موقت و پیامدهای اجتماعی آن
کارگری که اگر قراردادش تمدید نشود، از زندگی ساقط می‌شود و حاضر است از حداقل دستمزدش هم برای به‌چنگ‌آوردن شغلی دست بکشد با کارفرمایی که حتا اگر هیچ کارگری برای او کار نکند و کالایش به فروش نرود، دستِ کم چند ماهی گرسنه نمی‌ماند و هر وقت میلش کشید، به مزد‌ها می‌افزاید و هر وقت نخواست، بر فشار کار روزانه اضافه می‌کند و خیلی خوب می‌داند که چگونه سازمان کار را برای سودِ بیشتر بازطراحی کند، در جایگاهی برابر قرار ندارند.
چه گفته شود، چه گفته نشود، قدرتی تام در اختیارِ کارفرما گذاشته شده است که بتواند به‌سادگی، به بهانهٔ تمدیدنکردنِ قراردادِ موقت، کارگران را اخراج کند یا نگه دارد. اعتراف به چنین چیزی را در گفتارِ مسئولانِ پایتخت کمتر و در گفتارِ مسئولانِ دولتی شهرستانی بیشتر و بدون پرده‌پوشی می‌بینیم.
پرداختن به این موضوع مهم است، نه صرفاً از این رو که مسئله‌ای حیاتی برای کارگران است بلکه همچنین از این جهت که نگرشِ یکسویه‌ نهادهای دولتی و کارفرمایی را به کارِ کارگران نشان می‌دهد.
می‌گویند که «به کارفرما اختیار داده شده که با کارگران قرارداد موقت منعقد کند و توافقات، بین کارگر و کارفرما صورت می‌گیرد به طوری که بعد از پایان قرارداد کارفرما می‌تواند قرارداد را تمدید کند یا نکند».
از یک سو گفته می‌شود که قراردادهای موقت به «تحرکِ بیشترِ کارگران»، «رقابت بیشتر» و «دغدغه‌مندی بیشترِ کارگران نسبت به محیط کار و انجامِ بهتر کار» می‌انجامند و از سویِ دیگر، استدلال می‌شود که این «حق» و «اختیار» کارفرما است که هر وقت خواست قراردادِ این یا آن کارگر را تمدید نکند. می‌گویند که قصد از چنین تدبیرهایی هم رونق تولید و جذب سرمایه‌گذار است و هم نهادینه‌کردنِ تعهد کاری و بهره‌وریِ بیشتر است.
پرسش این است که وقتی از «توافق» میان کارفرما و کارگر ـ البته در جهانِ واقعی نه روی کاغذ ـ حرف زده می‌شود، از چه چیزی حرف زده شده است.
بگذارید کمی دقیق‌تر شویم. در تصویر بالا، چنین نشان داده می‌شود که گویا کارگر و کارفرما چونان «فرد»‌هایی آزاد در برابر هم قرار می‌گیرند تا به قراردادی «توافق» ی برسند. در این تصویرِ اسطوره‌ای از رابطهٔ کارفرما و کارگر، آن‌ها در جایگاهی هم‌ارز و برابر فرض شده‌اند.
کارگری که اگر قراردادش تمدید نشود، از زندگی ساقط می‌شود و حاضر است از حداقل دستمزدش هم برای به‌چنگ‌آوردن شغلی دست بکشد با کارفرمایی که حتا اگر هیچ کارگری برای او کار نکند و کالایش به فروش نرود، دستِ کم چند ماهی گرسنه نمی‌ماند و هر وقت میلش کشید، به مزد‌ها می‌افزاید و هر وقت نخواست، بر فشار کار روزانه اضافه می‌کند و خیلی خوب می‌داند که چگونه سازمان کار را برای سودِ بیشتر بازطراحی کند، در جایگاهی برابر قرار می‌گیرند.
هنگامی که چاشنیِ «واقعیت» را به کلمات بیفزاییم، نه تنها مزه‌شان تغییر می‌کند بلکه معنایشان هم دگرگون می‌شود. نکته این است که این به‌اصطلاح «توافق»، از‌‌ همان آغاز برابر و هم‌ارز نیست و به‌عبارتِ دقیق‌تر، اساساً «توافق» نیست.
توافق نیاز به دو سوی برابر و هم‌ارز دارد. به رابطه‌ای ‌که یک طرف آن، زیر فشار تورم و گرانی وسایل معاش، برداشته‌شدن سازوکارهای حمایتی و نداشتنِ قدرتِ چانه‌زنی و قدرتِ تلاش برای حقوق اساسی‌اش از طریق اتحادیه‌ها و سندیکاهای خود، به هر قراردادی تن می‌دهد (از قراردادهای مشروط به کار رایگان تا سفید امضا) و طرفِ دیگرش، نهادهای حمایتی قدرتمند دارد (اتاق بازرگانی) و اساساً مفاد قرارداد را خودش تنظیم می‌کند، رابطه‌ای برابر نمی‌گویند و توافق حاصل از آن هم اساساً نمی‌تواند ناشی از موافقت واقعی دو طرف باشد.
طرفِ اول یعنی کارگران مجبور است به هر چیزی تن بدهد و راضی باشد و طرف دوم، حتا نیاز نیست که دغدغهٔ فردا سرِ کار آمدنِ کارگرش را داشته باشد.
جدا از این‌که قراردادهای موقت، مشخصاً و عملاً به ضرر یک طرف (کارگر) و به سودِ طرفِ دیگر (کارفرما) هستند، پیامدهای اجتماعیِ درهم‌پیچنده‌ای دارند.
در ظاهر و تحتِ شرایطِ فرضیِ وفورِ موقعیت‌های شغلی بی‌پایان و فزونیِ مقدارِ مزد نسبت به مصرف و امرار معاش، شاید قراردادهای موقت به تحرکِ بیشتر، رقابتِ بیشتر و تعهدِ بیشتر بینجامند، آن‌ هم به صورتی که آزادیِ کارگر را برای ادامه‌دادن یا ادامه‌ندادنِ کار برای این یا آن کارفرما تضمین کنند.
اما در شرایطی که با ارتشی فزاینده از بیکاران روبه‌روییم، در شرایطی که قانونِ کار برای کارگر جز حداقلِ زنده‌ماندن‌اش را تضمین نمی‌کند، در شرایطی که دولت مشخصاً از قدرتش برای تحققِ منافعِ کارفرمایان استفاده می‌کند (کی چنین نکرده است؟)، قراردادهای موقت به چیزی جز محافظه‌کاری بیشتر نیروی کار، احساسِ ناامنی بیشتر برای او، دیگردشمن‌پنداریِ بیشتر در میان کارگران و بی‌علاقگیِ فزایندهٔ او به کار و بی‌تعهدی گسترده نمی‌انجامد.
کارگری که هیچ اختیاری نسبت به مفادِ قراردادش ندارد و اگر بخواهد چنین اختیاری برای خود قائل شود، به جمعِ بیکاران خواهد پیوست، صرفاً مزدش، خلاقیت‌اش و قدرتِ تأمین معاش خانواده‌اش را از دست نمی‌دهد بلکه انسجامِ اخلاقی و فکری‌اش و توانِ هم‌پیوندیِ اجتماعی‌اش با دیگر کارگران و در مقام یک شهروند را نیز از دست می‌دهد.
او چنان غرق در جهانِ سرمایه‌ساختهٔ تلاشِ مرگ و زندگی برای امرار معاش می‌شود که از یاد می‌برد نقش‌های اجتماعی دیگری را هم بر دوش دارد یا می‌تواند بر دوش گیرد.
قضیه صرفاً این نیست که چنین قراردادهایی حیاتِ اقتصادیِ کارگر را نشانه رفته‌اند بلکه به‌دقت می‌توان نشان داد که چنین قراردادهایی هجمه‌ای سیستماتیک به حیاتِ اجتماعی و فکریِ کارگران‌اند.
اندیشیدن به پیامدهای اجتماعی قراردادهای موقت ضرورتی تام دارد؛ قراردادهایِ تنظیم‌شده برای سود بیشتر و تعهدِ کمترِ کارفرما که آرام‌آرام دارند به شکلِ مسلط و طبیعی هر نوع قرارداد اجتماعی بدل می‌شوند.
منبع:تامین24-16اردیبهشت
کارگران افغانستانی موجب بیکاری در ایران هستند؟
چند روز پیش اتفاق تلخی برای همه معتقدان به کرامت انسانی و اخلاق در ایران رخ داد. به مناسبت روز کارگر یک تشکل صنفی کارگری، پلاکاردهایی را به دست کارگران داد که محتوای آن درخواست کارگران ایرانی برای اخراج کارگران افغانستانی بود. ظاهرا با این استدلال که آنها فرصت‌هاش شغلی را گرفته‌اند و باعث بیکاری کارگران ایرانی شده‌اند.
اما این ماجرا فقط به اتفاق تلخ آن روز محدود نمی‌شود. این فرضیه از مدت‌ها پیش، در تمام طول این سال‌ها در ذهن خیلی از ایرانی‌ها به وجود آمده است:" مهاجرین افغانستانی فرصت‌های شغلی را اشغال می‌کنند و موجب بیکاری ایرانی‌ها می‌شود."
اما این فرضیه واقعا چه‌قدر علمی و متناسب با واقعیات است؟ راه حل آزمودن این فرضیه متاسفانه ساده است.
حضور مهاجرین افغانستانی در 14 استان کشور به شکل سوال‌برانگیز و متعجب‌کننده‌ای از چند سال پیش ممنوع شده است. یعنی مهاجرین افغانستانی نه تنها حق کار کردن در این 14 استان را ندارند، بلکه حتی حق عبور و مرور و اقامت هم ندارند. به این ترتیب مهاجرین افغانستانی عملا در 14 استان حضور ندارند و بنابراین، اساسا امکان اشغال فرصت‌های شغلی این 14 استان را نیز ندارند.
این 14 استان عبارتد از : آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، کردستان، کرمانشاه، ایلام، کردستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، گیلان، مازندران
طبق فرضیه ابتدای متن، باید در این 14 استان، اشتغال وضعیت نسبتا بهتری داشته باشد، چون مهاجرین افغانستانی در این استان‌ها نیستند و هیچ فرصت‌ شغلی را اشغال نمی‌کنند. در مقابل در بقیه استان‌های کشور که حضور مهاجرین در آن‌ها مجاز است، به دلیل وجود کارگران افغانستانی و اشغال کردن فرصت‌های شغلی، نرخ بیکاری باید افزون‌تر باشد. اما واقعیات چه‌ می‌گوید؟
در این لینک*، نرخ بیکاری در استان‌های مختلف در سال 93 برآورده شده است. این آمار رسمی مرکز آمار ایران است که تنها مرجع اعلام نرخ بیکاری و بقیه شاخص‌های جمعیتی در ایران است.
طبق این آمار، این 10 استان، بالاترین نرخ بیکاری را در کشور دارند. و از میان این 10 استان، 7 استان جزء لیست استان‌هایی است که حضور مهاجرین در آنها ممنوع است. ( استان‌های ممنوع مهاجرین با رنگ زرد مشخص شده‌اند)
10 استان با بالاترین نرخ بیکاری
نام استان نرخ بیکاری
کرمانشاه 15.3
لرستان 14.9
چهارمحال بختیاری 14.1
کهگیلویه و بوراحمد 13.7
خراسان شمالی 13.5
گیلان 12.3
گلستان 12.3
اردبیل 12.1
کردستان 11.1
سیستان بلوچستان 11.1

از طرف دیگر طبق این آمارها، این جدول 10 استانی است که کمترین نرخ بیکاری را دارد و تنها 2 استان از این 10 استان برای حضور مهاجرین افغانستانی ممنوع شده است و آنها در 8 استان حضور دارند.( استان‌های ممنوع حضور مهاجرین افغانستانی با رنگ زرد مشخص شده است)
10 استان با کمترین نرخ بیکاری
نام استان نرخ بیکاری
مرکزی 5.5
همدان 6.4
یزد 6.6
هرمزگان 7.4
خراسان جنوبی 7.4
سمنان 7.8
قم 8.1
آذربایجان شرقی 8.1
کرمان 8.4
زنجان 8.7

نتیجه این دو نمودار کاملا واضح است، کاملا برعکس فرضیه اول متن در استان‌هایی که حضور مهاجرین افغانستانی ممنوع شده است و آنها در این استان‌ها حضور ندارند، نرخ بیکاری در کل کشور بیشتر است و در استان‌هایی که حضور افغانستانی‌ها آزاد است و اتفاقا در استان‌هایی مثل یزد و قم که تراکم حداکثری هم دارند نرخ بیکاری پایین‌تر است.
این اتفاق جدیدی نیست. در مورد مهاجرین افغانستانی ما با انبوهی از کلیشه‌ها و سوءتفاهم‌های جعلی و دورغین مواجهیم که به بخشی از آنها در متن « 6 سوءتفاهم در مورد مهاجرین افغانستانی» هم اشاره شد. متاسفانه نفوذ و عمق این کلیشه جعلی و دروغین، این‌‌قدر در جامعه ایرانی زیاد شده است که برای‌ خیلی‌ها، تصور نادرست بودن آنها هم ممکن نیست. اما کاملا واضح است که خیلی‌ از آنها مثل همین مورد نرخ بیکاری، با یک تحقیق ابتدایی و ساده رد می‌شود.
پی‌نوشت: واضح و بدیهی است که این آمارها، استدلال اصلی ما در اعتراض به آن پلاکاردهای شرم‌آور و همه کلیشه‌های غیرانسانی در مورد مهاجرین نیست. افغانستانی‌ها به صرف انسان بودن، و فقط انسان بودن هیچ تفاوتی با یک کارگر ایرانی ندارند و حق دارند که کار کنند و زندگی کنند در سرزمین ایران. اما این آمارها نشان می‌دهد که حتی برای کسانی که معتقد به کلیشه‌های ملی‌گرایانه خام هستند و معتقدند بین ایرانی‌ها و افغانستانی‌ها فرق است و باید اولویت با ایرانی‌ها باشد، حتی با استدلال آنها و فکر کردن طبق معیارهای آنها هم این فرضیه که کارگران افغانستانی باعث بیکاری کارگران ایرانی شده‌اند غلط است.
*http://www.amar.org.ir/Portals/0/Files/abstract/1393/ch_ntank_93-3.pdf
منبع:تسنیم-16اردیبهشت
اطلاعیه نهاد های همبستگی
درمحکومیت دستگیری فعالان کارگری و شعارهای فاشسبتی "خانه کارگر"در ایران و درپشتیبانی ازاعتراضات سراسری معلمان درهفدهم اردیبهشت ۹۴
کارگران و زحمتکشان ایران
بسياري از فعالان کارگری درآستانۀ اول ماه مه دستگير شدند. از جمله ؛ ابراهیم مددی، داود رضوی، محمود صالحی، عثمان اسماعیلی،پدرام نصراللهی و ... دستگیر و زندانی شدند و همچنین تعدادی از جمله اسماعیل عبدی ، جعفر عظيم زاده و شیت امانی را احضار و تهدید به زندان کرده اند.
به علاوه مأموران امنیتی به منازل بکتاش آبتین و رضا خندان (مهابادی) از اعضاي كانون نويسندگان يورش بردند و از آنان بازجويي نموده اند.
هم چنين عليرضا هاشمي دبير كل سازمان معلمان ایران، دستگير و به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
همین حد ازدستگیری ها واحضار فعالان کارگری و معلمين مبارز واعضاي کانون نویسندگان وایجاد فضای امنیتی در سنندج و دیگر شهرک های صنعتی، نشان از وحشت نظام کارگرستیز جمهوری اسلامی ایران دارد. تا با ایجاد رعب و وحشت ، مانع از تحرکات مستقل کارگران ایران گردد.
درچنین فضایی که با تهدید وبگیرو ببند فعالین مستقل همراه بوده است، خانه کارگری ها، این مزدوران سرمایه، در روز اول ماه مه تظاهراتی را با هماهنگی با دولت از محل خانه کارگر تا محل نماز جمعه، از جمله با شعارهای نژاد پرستانه "کارفرما حیا کن، افغانی را رها کن" و عکس هایی از علی خامنه ای سازمان دادند. بدين ترتيب آنها مذبوحانه تلاش كردند که کارگران افغانستانی، این ستمكشيده ترين و بی حقوق ترین بخش طبقه کارگر ایران را سپربلای خشم کارگران "ایرانی" و به انحراف کشاندن مشکل بیکاری و معضل بیکارسازی های گسترده کارگران کنند.
ازسوي ديگر درچنین هنگامه ای، بیانیه "شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان" برای بار چهارم معلمان سراسرکشوررابرای شرکت دراعتراضات سراسری درهفته معلم در تاریخ ١٧ اردیبهشت ۹۴ فراخوانده است. پس از اعتراضات سراسری سوم وهشتم اسفند و نیز اعتراض سراسری بیست وهفتم فروردین،این چهارمین فراخوان برای اقدام سراسری جنبش مطالباتی معلمان ایران است.
نهاد های همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج از کشور، با اعلام پشتیبانی از فراخوان معلمان و مطالبات آنان ، برای اقدامات سراسری ١٧ اردیبهشت ،خواهان آزادی فوری و بی قیدوشرط همه فعالین کارگری زندانی درارتباط با اول ماه مه امسال ومعلمان زندانی رسول بداقی،علیرضا قنبری، سید محمود باقری،علیرضا هاشمی و نیز کلیه کارگران زندانی مانند: منیژه صادقی، فعال حقوق زنان وحقوق کودکان و کارگری، بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی، شاهرخ زمانی ،کوروش بخشنده، سعید شیرزاد، حامد محمود نژاد، رضا شهابی زکریا،رضا امجدی، نظام صدقی،یوسف آب خرابات،واحد سیده، ریبوار عبداللهی، مهدی فراحی شاندیز عصو کمیته پیگیری و دیگرانی که که درحال گذراندن محکومیت های سنگین خود در زندان ها هستند و کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج ازکشور
nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/
چهارشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ برابر با ۰۶ می ۲۰۱۵
دستکاری وزارت کار درآمار حوادث کارسال1393
اخباروگزارشات کارگری:درگزارش اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران تحت عنوان (نگاهی به مبارزات و اعتراض های کارگری در سال 1393)* آمده است:
اداره کار برخی از استان ها درماه اسفند آماری مبنی برکاهش تلفات حوادث کاری منتشر کردند.با مبنا قرار دادن آمار پزشکی قانونی درخلال سال 93 وآنچه که ما بر اساس گزارش های رسمی در طول سال جمع آوری کرده ایم با اطمینان می توان گفت که وزارت کار قصد دستکاری آمار حوادث کار و کمتر نشان دادن تعداد تلفات را دارد.
به گزارش6اردیبهشت فارس، محمد اصابتی مدیرکل بازرسی وزارت کار با اشاره به اینکه در سال 93 در مجموع 13 هزار و 900 حادثه ناشی از کار در ایران اتفاق افتاده است، تصریح کرد: در این سوانح یک‌هزار و 50 نفر نیز فوت کرده‌اند.
اما به گزارش13اردیبهشت اداره كل روابط عمومي و امور بين‌الملل سازمان پزشكي قانوني كشور،‌ در سال گذشته يكهزار و 891 نفر در حوادث ناشي از كار جان خود را از دست دادند. از كل تلفات حوادث كار در سال گذشته (1393)، يكهزار و 878 نفر مرد و 13 نفر زن بودند؛ در حوادث كار سال گذشته همچنين 30 هزار و 30 مصدوم حوادث كار به مراكز پزشكي قانوني مراجعه كرده‌اند كه در مقايسه با سال 1392، 2.7 درصد رشد داشته است.
* http://etehadbinalmelali.com/HTML_2015/28_Farvardin_94_etehad.html
شمار کارگران جان باخته حادثه قبلی پالایشگاه شازند به سه تن رسید/ آخرین وضعیت مصدومان حادثه دیروز
دقایقی پیش «حسن ابراهیمی» از کارگران مصدوم حادثه ۷ اردیبهشت در پالایشگاه شازند جان باخت. با مرگ آقای ابراهیمی شمار قربانیان حادثه یاد شده به سه تن رسید. همزمان خبر می‌رسد که حال ۳ کارگر مصدوم حادثه دیروز در این پالایشگاه وخیم است.
به گزارش 16اردیبهشت ایلنا، رییس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی استان مرکزی ساعاتی پیش درباره حادثه دیروز پالایشگاه شازند اعلام کرد: «حال ۳ نفر از مصدومین وخیم است و در قسمت مراقبت‌های ویژه تحت مداوا قرار دارند، ۳ مصدوم دیگر در بخش اورژانس بستری و تحت درمان می‌باشند و دو نفر از مصدومین نیز بعد از دریافت خدمات درمانی صبح امروز از بیمارستان ترخیص شدند».
مصدومیت کارگر شرکت بانتا آبیدر بدلیل ناامن بودن محیط کار
عصر روز یکشنبه 13/2/94 یک کارگر 38 ساله با نام "رئوف" ساکن شهر سنندج بعداز پایان کار بدلیل نبود روشنایی کافی در فضای یکی ازمحوطه های کارگاه شرکت بانتا آبیدر به داخل یکی از چاله های آسانسور در حال ساخت سقوط کرد وبه شدت آسیب دید واز ناحیه ی پا دچار شکستگی شد .
کارگر نامبرده به بوسیله همکاران دیگر به بیمارستان سنندج انتقال یافت وهم اکنون نیز در بیمارستان بستری می باشد.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
14 اردیبهشت 94
مرگ دردناک کودک کاردراعماق چاه
سخنگوی سازمان آتش‌نشانی شهر تهران از مرگ یک نوجوان 15 ساله در چاه کارگاه تولید مواد غذایی خبر داد.
به گزارش16اردیبهشت آنا، سید جلال ملکی گفت: در ساعت 11:49 دقیقه امروز (چهارشنبه) حادثه گرفتار شدن در چاه در اتوبان بهشت زهرا،قطعه حاج موسی به سامانه 125 آتش‌نشانی تهران اطلاع داده شد.
به گفته ملکی محل حادثه یک کارگاه تولید مواد غذایی بود که یکی از کارگران 45 ساله بدنبال تخریب چاه فاضلاب مجاور و ورود فاضلاب به چاه در حال حفر،گرفتار شده بود.
سخنگوی سازمان آتش‌نشانی شهر تهران ادامه داد:نوجوان 15 ساله‌ای که در محل حضور داشت برای نجات وی به داخل چاه وارد شد و آتش‌نشانان با رسیدن به محل حادثه برای بیرون آوردن این دو نفر وارد عمل شدند.
وی گفت: پس از تلاشی بی‌وقفه آتش‌نشانان توانستند مرد 45 ساله را که شدیدا مصدوم شده بود و نوجوان 15 ساله را از چاه خارج کرده و تحویل عوامل اورژانس دهند که متاسفانه مشخص شد این نوجوان جان خود را از دست داده است.
اعتراض شبانۀ شهروندان برزیل به دولت روسف با قابلمه و ماهی تابه
برزیلی ها سه شنبه شب با کوبیدن بر قابلمه ها و ماهی تابه ها و خاموش و روشن کردن لامپ های منازلش خود، دولت و حزب حاکم دیلما روسف، رئیس جمهوری را به چالش کشیدند.
به گزارش6مه یورونیوز،اعتراض خودجوش شهروندان برزیلی به دنبال پخش برنامه تبلیغاتی ده دقیقه ای «حزب کارگران» خانم روسف از تلویزیون ملی شکل گرفت.
حزب کارگران که در این برنامه وعده مبارزه با فساد مالی و سیاسی را می داد اشاره ای به جنجال و رسوایی فساد مالی صدها میلیون دلاری نمی نکرد؛ اتهامی که محرک اصلی اعتراضات است و در کانون آن این حزب، خانم و غول نفتی پتروبراس قرار دارند.
در همین رابطه برای ۹۷ نفر از جمله چهار مدیر سابق پتروبراس و خزانه دار حزب خانم روسف کیفرخواست صادر شده است اما نام خانم روسف در بین این افراد دیده نمی شود. دیلما روسف بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰ رئیس هیات مدیره پتروبراس بوده است.
پائولو روبرتو کوستا، مدیر عامل سابق پتروبراس در برابر یک کمیسیون پارلمان برزیل گفت:«پتروبراس و مدیر آن کارتل نساختند و شرکتها ملزم به پرداخت رشوه به سیاستمداران نبودند… منشاء تمام این جنجال ها و دردسرهای پتروبراس را باید در اینجا در برازیلیا جست. بله، از پتروبراس خواسته شده بود تا برای کارزار انتخاباتی خانم روسف ۲ میلیون رئال (۶۵۰ هزار دلار) تقبل کند».
برزیلی های معترض، از هزینه های گزاف برگزاری جام جهانی ۲۰۱۴، بازی های المپیک ۲۰۱۶ ریو، وضعیت اقتصادی و فساد سیاسی انتقاد می کنند و خواهان استعفای خانم روسف هستنند.]
شانزدهم اردیبهشت ماه1394
akhbarkargari2468@gmail.com

۱۳۹۴/۰۱/۲۵

مسئول کمیته بیمه و درمان خانه‌کارگر تشریح کرد


تلاش وزارت بهداشت برای تصاحب منابع تامین اجتماعی این بار از راهی دیگر
ایلنا:بخشی از بدنه دولت سرگرم تهیه پیش نویس لایحه‌ای است که به موجب آن مسئولیت اداره معاونت درمانی برخی سازمان‌های حمایتی مانند‌ سازمان تامین اجتماعی و بهزیستی در قالب برنامه ششم توسعه به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منتقل شود.
به گفته مسئول کمیته بیمه و درمان خانه کارگر تلاش‌های وزارت بهداشت برای جداسازی معاونت درمانی سازمان تامین اجتماعی و انتقال آن به واحدهای زیر مجموعه این وزارتخانه هنوز ادامه دارد و بطور مشخص مطلع‌ایم که بخشی از بدنه دولت سرگرم تهیه پیش نویس لایحه‌ای است که به موجب آن مسئولیت اداره معاونت درمانی برخی سازمان‌های حمایتی مانند‌ سازمان تامین اجتماعی و بهزیستی در قالب برنامه ششم توسعه به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منتقل شود.
«علیرضا حیدری» با اعلام این خبر به ایلنا گفت: تفاوت این لایحه با طرحی که زمستان سال گذشته از سوی گروهی از نمایندگان مجلس برای ادغام معاونت درمانی سازمان تامین اجتماعی در سازمان بیمه سلامت مطرح شد، این است که آن زمان سازمان بیمه سلامت به عنوان یکی از خریداران سازمان تامین اجتماعی تعریف شده بود اما در لایحه‌ای که این روز‌ها صحبت از نگارش آن در میان است وزارت بهداشت تصمیم گیر اول و آخر معاونت درمانی سازمان تامین اجتماعی خواهد بود.
این فعال کارگری با یادآوری اینکه در آن‌زمان نیز کارگران بیمه شده سازمان تامین اجتماعی از طریق برپایی اعتراضات صنفی مخالفت خود را با هرگونه ادغام معاونت درمانی این سازمان در نظام بیمه سلامت مطرح کردند، ادامه داد: به نظر می‌رسد که تبعات لایحه اخیر برای بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی به مراتب خطرناک‌تر باشد.
وی ادامه داد: در حقیقت مادامی که وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی به تنهایی مسئولیت سیاست گذاری امور درمانی کشور را برعهده دارد نمی‌تواند تامین کننده حقوق بیمه شدگان باشد.
حیدری با تاکید براینکه تجربه مدیریتی که در فاصله سالهای ۵۴ تا ۶۹ از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برمعاونت درمانی سازمان تامین اجتماعی حاکم بود، باعث شده است تا بیمه شدگان سازمان تامین اجتماعی از تکرار چنین وضعیت مشابهی واهمه داشته باشند.

۱۳۹۴/۰۱/۲۵
دبیر نهاد کارگری پلی اکریل اصفهان :
روحانی با صدور مجوز راهپیمایی روز کارگر، تفاوتش با احمدی‌نژاد را نشان دهد
ایلنا:دبیر نهاد کارگری کارخانه پلی اکریل اصفهان از دولت یازدهم خواست با صدور مجوز راهپیمایی روز کارگر نشان دهد با دولت احمدی‌نژاد تفاوت دارد و فقط شعار نمی‌دهد.
«علیرضا خرمی» با اشاره به جلوگیری از برگزاری راهپیمایی روز جهانی کارگر از سال 87 تا کنون، در این باره به ایلنا گفت: کارگران انتظار دارند دولت یازدهم مجوز راهپیمایی در روز جهانی کارگر را صادر کند تا آن‌ها بتوانند مانند سایر اقشار جامعه مطالبات صنفی خود را بیان کنند و دولتمردانی که احیانا از این مطالبات آگاه نیستند در جریان خواسته‌های کارگران قرار بگیرند.
او افزود: راهپیمایی روز جهانی کارگر به اتحاد کارگران منجر می‌شود اما جریانات سیاسی با منافع اقتصادی وجود دارند که نمی‌خواهد کارگران متحد شوند. اگر تشکل‌های کارگری انسجام پیدا کنند و متحد شوند و بدانند چه قدرتی دارند انتظاراتشان بالا می‌رود و صدای آن‌ها مانند معلمان و پرستاران شنیده می‌شود، اما دست دولت - هر دولتی - در دست سرمایه داران است و آن‌ها نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد.
این فعال حقوق صنفی کارگران تصریح کرد: ما از رئیس جمهور انتظار داشتیم که به جبران عقب ماندگی دستمزد در اولین سال دولت یازدهم، امسال حقوق کارگران را بین ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش دهد اما او در حق قشر کارگر کم لطفی کرد. حالا تقاضا داریم لااقل حق راهپیمایی در روز کارگر را از ما نگیرند تا بتوانیم مطالبات خود را در آن روز به صورت آزادانه بیان کنیم.
او در ادامه گفت: متاسفانه کارگران را از هر طرف محدود کرده‌اند و ما نمی‌توانیم صدای خود را به گوش مسوولان و مردم برسانیم و مطالباتمان در فضای عمومی جامعه مطرح نمی‌شود.
خرمی بیان کرد: اگر دولت یازدهم مجوز راهپیمایی روز کارگر را برای دومین سال متوالی صادر نکند، آنوقت چه تفاوتی بین این دولت و دولت احمدی‌نژاد وجود دارد؟ صدور مجوز راهپیمایی به محوبیت آقای روحانی می‌افزاید و از طرفی بازتاب بین الملی عدم صدور مجوز راهپیمایی در ایران آنهم در شرایطی که کارگران در تمام کشورهای آزاد جهان در آن روز راهپیمایی می‌کنند وجهه دولت را که با شعار رفع فضای امنیتی سرکار آمده است خراب می‌کند.
دبیر شورای اسلامی کار پلی اکریل اصفهان در پایان گفت: جامعه کارگری تشکل قدرتمندی نیست و جایی هم به حساب نمی‌آید. البته دولت‌ها به موقعش خوب شعار می‌دهند و مدعی‌اند دست بوس کارگر هستند اما در عمل تلاشی در جهت منافع کارگران از آنها نمی‌بینیم. کارگران انسجام ندارند اما اگر در روز کارگر تجمع کنند و خودی نشان دهند اولا در معادلات عرصه قدرت جایگاهی پیدا می‌کنند و ثانیا اعتماد به نفس از دست رفته‌شان در طی سالیان گذشته باز می‌گردد.

۱۳۹۴/۰۱/۲۵
دبیر اجرایی خانه کارگر استان همدان:
قراردادهای موقت به معنای نادیده گرفتن حقوق کارگران است.
ایلنا:دبیر اجرایی خانه کارگر استان همدان گفت: استفاده کردن از قراردادهای موقت ضایع کردن اندوخته کارگران است.
به گزارش ایلنا از همدان؛ چنگیز اصلانی امروز، در اولین جلسه تشکلات کارگری سال ۹۴ در جمع کارگران، با بیان اینکه قراردادهای موقت یا سفید امضاء مشکلات فراوانی را برای نیروی کار کشور به وجود آورده و امنیت شغلی کارگران را به خطر انداخته است گفت: استفاده کردن از قراردادهای موقت ضایع کردن اندوخته کارگران است.
اصلانی تاکید کرد: طبق قانون کار تشکلات کارگری در کارخانجات باید تشکیل شود واین در صورتی است که کارفرمایان از تشکیل این جلسات جلوگیری می‌کنند.
وی اظهار داشت: کارگران از نظرمالی زیر خط فقر هستند چون دستمزد‌ها پایین و هزینه‌های معیشت بالاست و عنوان کرد: کارگران از بیان مشکلاتشان می‌ترسند.
دبیر اجرایی خانه کارگر گفت: هفته کارگر از ۵ اردیبهشت تا۱۱ اردیبهشت ماه است و در پایان به ارائه برنامه‌های هفته کارگر پرداخت و افزود: هدف از برگزاری این هفته رساندن درد دل ومشکلات کارگران به گوش مسئولین است.

دبیر اجرایی خانه کارگر استان گلستان:
کارگران پس از ۳۶ سال مزد زحمات خود را نگرفتند
ایلنا:پاسخ زحمت‌های کارگران را با قراردادها موقت و سفید امضاء دادند سپس کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر را از شمول قانون کار خارج کردند و امروز پس از ۳۶ سال به جای اینکه به معیشت کارگران رسیدگی شود، حداقل حقوق‌شان ۶۷ درصد از تورم عقبتر است.
هادی رضا‌زاده گفت: کارگران در پدید آمدن انقلاب اسلامی نقش موثری داشتند و در همه زمان‌ها و رویداد‌ها در خط مقدم بودند.
دبیر اجرایی خانه کارگر استان گلستان، شامگاه روز گذشته، در دیدار با فعالان کارگری استان گلستان که به مناسبت گرامیداشت سی و ششمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و با حضور مدیرکل تعاون، کار ورفاه اجتماعی و نبی هزار جریبی عضوشورای شهر گرگان برگزار شد، گفت: مسولان باید بدانند کارگران نقش به سزایی در پیروزی انقلاب داشتند و هنوز پس از ۳۶ سال مزد زحمات خود را نگرفتند.
رضازاده اظهار داشت: به گفته خود مسولان اگر همکاری کارگران در مبارزات بر علیه رژیم پهلوی نبود، پیروزی در انقلاب به زمان‌های خیلی بیشتر ی نیاز داشت.
وی با بیان اینکه کارگران در همه حال پشتیبان نظام خواهند بود و هرگز فریب دشمن را نخواهند خورد، ادامه داد: در ۲۰ سال آخر حکومت طاغوت به دلیل اینکه محمدرضا پهلوی می‌خواست کارگران را به حکومت وابسته کند، یک نگاه خاصی به تشکلات کارگری داشت، اما کارگرهای ایران فریب وی را نخوردند و دعوت حضرت امام را لبیک گفتند و به یاری انقلاب شتافتند.
دبیر اجرایی خانه کارگر استان گلستان تصریح کرد: کارگران در جنگ تحمیلی هم نقش تاثیر گذاری به جا گذاشتند و در دو سنگر تولید و جبهه‌های حق علیه باطل از جان مایه گذاشتند و همراه و همسو با نظام قدم برداشتند.
وی با ابراز گلایه از برخی ناملایمتی‌های مسولین نسبت به کارگران گفت: کارگران سختی را تحمل کردند تا در آینده توسط مدیران جامعه جبرا ن شود، اما دولت مردان ما جواب زحمت‌های کارگران را چگونه دادند؟
رضازاده در ادامه افزود: پاسخ زحمت‌های کارگران را با قرارداد‌ها موقت و سفید امضاء دادند. سپس کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر را از شمول قانون کار خارج کردند و امروز پس از ۳۶ سال به جای اینکه به معیشت کارگران رسیدگی شود حداقل حقوقشان ۶۷ درصد از تورم عقب تراست.
این فعال کارگری بیان داشت: با توجه به اینکه جامعه کارگری انتظار داشت که یک تحولی در معیشت کارگران و بازنشستگان به وجود بیاید، متاًسفانه می‌توانیم بگوییم در سخت‌ترین شرایط موجود قرار دارند و بازنشستگان مجبور به انجام کارهای سخت در شغل دوم می‌شوند.
رضازاده اشاره کرد: کارگران که همیشه مورد لطف امام عظیم الشان و معمار کبیر انقلاب و رهبر انقلاب بوده و هستند، اما امروز می‌بینیم که حتی یک سبد کالا که ارزش چندانی ندارد به کارمندی که ۳ میلیون حقوق می‌گیرد تعلق می‌گیرد اما به کارگران تعلق نمی‌گیرد.
وی افزود: مسئولان باید به حداقل خواسته‌های کارگران رسیدگی کنند و نباید از آن‌ها آسایش و آرامش را دریغ کنند.
دبیر اجرایی گلستان در پایان تصریح کرد: شرایط موجود به هیچ عنوان برازنده نظام نیست و امیدوارم مسولین چاره‌ای برای وضعیت زندگی کارگران بیاندیشند.
البته باید این نکته را نیز متذکر شوم که این نظام با تمام مشکلات به جامعه کارگری عزت داد شخصیت داد همینکه بنده امروز می‌توانم به این راحتی انتقاد کنم از برکات نظام است همینکه امروز یک کارگر به عنوان وزیر کار در دولت مشغول است از برکات نظام است.

۱۳۹۴/۰۱/۲۵
عضو کمیسیون آموزش مجلس در گفت‌وگو با ایلنا:
معلمان به طرح رتبه‌بندی خوشبین نیستند
عضو کمیسیون آموزش مجلس از طرح دو فوریتی مجلسی‌ها برای نظام رتبه بندی معلمان خبر داد و گفت: نمایندگان قصد دارند، در صورتی که دولت کاری انجام ندهد، نظام رتبه بندی معلمان را در قالب طرح دو فوریتی به مجلس ارائه دهند تا پس از تصویب آن دولت در مقابل درخواست قانونی مجلس قرار گیرد.
ابوالقاسم خسروی سهل آبادی عضو کمیسیون آموزش مجلس در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا، در تشریح جلسه روز گذشته کمیسیون آموزش با معاون مالی وزارت آموزش و پرورش پیرامون طرح رتبه بندی معلمان که به تازگی کلیات آن در هیات دولت تصویب شده، گفت: آنچه که به عنوان طرح رتبه بندی معلمان در هیات دولت تصویب شده‌‌، همان قانون مدیریت خدمات کشوری است که براساس آن معلمان را به ۵ رتبه؛ پایه، مقدماتی، خبره، ارشد و عالی تقسیم کرده‌اند.
وی افزود: رتبه بندی معلمان در واقع با این ۵ رتبه بنا دارد؛ براساس شاخص‌های مختلفی از جمله سابقه خدمت، مدرک تحصیلی، ابتکارات، خلاقیت‌ها و پژوهش‌های مختلف افزایش حقوق و مزایایی را به دنبال داشته باشد.
عضو کمیسیون آموزش مجلس ادامه داد: به نظر کمیسیون این کار خوبی است؛ اما نظام رتبه بندی معلمان که یکی از محورهای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است، چیز دیگری بود. چیزی که دو سال پیش مطرح شد با طرح فعلی که در هیات دولت تصویب شده، تفاوت دارد.
خسروی خاطرنشان کرد: بعد از توضیحات آقای بطحایی معاون مالی وزارتخانه، بنا شد؛ مجددا بررسی کاملی از سوی کمیسیون آموزش مجلس و کار‌شناسان آموزش و پرورش پیرامون موضوع نظام رتبه بندی صورت گیرد.
وی با تاکید بر این مطلب که کمیسیون آموزش مجلس طرح فعلی را به عنوان نظام رتبه بندی معلمان قبول ندارد، اظهار داشت: بنا شد؛ برای تفاهم و توافق در این موضوع، ادامه بررسی‌ها در جلسات بعدی انجام شود.
عضو کمیسیون آموزش مجلس از طرح دو فوریتی مجلسی‌ها برای نظام رتبه بندی معلمان خبر داد و گفت: نمایندگان قصد دارند، در صورتی که دولت کاری انجام ندهد، نظام رتبه بندی معلمان را در قالب طرح دو فوریتی به مجلس ارائه دهند تا پس از تصویب آن دولت در مقابل درخواست قانونی مجلس قرار گیرد؛ تاکنون ۵۰ نفر از نمایندگان این طرح را امضا کرده‌اند.
خسروی با اشاره به اینکه معلمان نسبت به بحث رتبه بندی معلمان خوشبین نیستند، گفت: معلمان معتقدند‌‌؛ همان اندازه‌ای که در سایر دستگاه‌ها افزایش حقوق صورت می‌گیرد، در مورد معلمان هم این افزایش تعلق گیرد و در ‌‌نهایت بر این باور هستند که نظام رتبه بندی مشکلی را حل نمی‌کند.

مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گلستان:
کارگران در طول انقلاب، همراه و همگام با نظام حرکت کردند
ایلنا:در دوران سازندگی، کارگران همراه نظام و وفادار در جهت منافع نظام گام برداشتند و سختی‌ها را به‌دوش کشیدند / کارگران در دوران ۸ سال دفاع مقدس در سنگر تولید در معرض مستقیم حملات دشمن قرار داشتند اما لحظه ای از حرکت نایستاند تا چرخه تولید کشور بی حرکت نماند.
امرالله عباسی با گرامیداشت ایام الله دهه مبارکه فجر گفت: کارگران در پیروزی انقلاب، نقش آفرین بودند و با روشنگری و روشنفکری در مقابل افکار مارکسیستی و کمونیستی دشمن ایستادگی کردند.
به گزارش ایلنا از گرگان، مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گلستان، شامگاه روز گذشته در دیدار با فعالان جامعه کارگری استان گلستان که به مناسبت گرامیداشت سی و ششمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی برگزار شد، گفت: یکی از مهم‌ترین دست آوردهای انقلاب برای جامعه کارگری از بین بردن فاصله بین کارگر و کارفرما بود.
وی در ادامه افزود: در رژیم پهلوی به کارگر القاء شده بود که کارفرما را به عنوان یک فرد زورگو و بهره کش قبول کند و کارگر را محکوم به قبول این واژه ها کردند.
عباسی با بیان اینکه کارگران در ملی شدن صنعت نفت، نقش تعیین کننده‌ای داشتند، افزود: کارگران به عنوان پیش قدم در صنعت ملی شدن نفت در استارت انقلاب نقش مهمی داشتند.
وی از کارگران به عنوان رزمنده های تولید در دوران جنگ تحمیلی یاد کرد و گفت: کارگران در دوران ۸ سال دفاع مقدس در سنگر تولید در معرض مستقیم حملات دشمن قرار داشتند اما لحظه ای از حرکت نایستادند تا چرخه تولید کشور بی حرکت نماند.
عباسی با اشاره به اینکه در دوران سازندگی کارگران همراه نظام و وفادار در جهت منافع نظام گام برداشتند و سختی ها را بدوش کشیدند، ادامه داد: در دوران تحریم هم بیشترین فشارها به بنگاه‌های اقتصادی آمد که باز هم کارگران در معرض بیشترین آسیب و فشار هستند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گلستان فراهم شدن بستر برای اظهار نظرهای سیاسی برای تشکل ها کارگری را یکی از فواید انقلاب اسلامی عنوان کرد و گفت: بعد از انقلاب تعریف کارگر و کارفرما تغییر کرده و شکاف بین آنها از بین رفته است.
وی اظهار داشت: فرصت‌های چانه زنی و مصالحه برای کارگران مهیا است و مطمئنا آینده بهتری برای کارگران مصور هستیم.
عباسی در پایان تصریح کرد: کارگران صاحب نظر و تصمیم ساز هستند و در تصمیم گیری ها نقش اساسی دارند.


بازداشت 4 نفر از اعضای کمیته ی هماهنگی در سنندج


به گزارش رسیده امروز 17/12/1391 ساعت 5:30 صبح وفا قادری، سید خالد حسینی، بهزاد فرج‌الهی و حامد… فعالین کارگری و از اعضای کمیته‌ی هماهنگی در شهر سنندج با هجوم مامورین اطلاعات به منازلشان بازداشت شدند.

بیشتر بخوانید

بیانیه شاهر خ زمانی کارگر محبوس در زندان مخوف جمهوری اسلامی سرمایه داری ایراند خطاب به سندیکای کارگران شرکت واحد

بیانیه شاهر خ زمانی کارگر محبوس در زندان مخوف جمهوری اسلامی سرمایه داری ایراند
خطاب به سندیکای کارگران شرکت واحد


سه‌شنبه ۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۳

خطاب به دوستان سندیکای کارگران شرکت واحد
با درود و سلامهای آتشین از زندان جهنمی جمهوری اسلامی

بیشتر بخوانید

سهراب شباهنگ

تلاش اصلاح طلبان حکومتی برای رخنه در جنبش کارگری

و نقش دلالان بورژوازی در درون نیروهای به اصطلاح چپ و دموکرات

بیشتر بخوانید


تاریخ خبر: شنبه 28 آبان 1390 - کدخبر: 92699

رژیم فاشیستی اسلامی هرگونه تجمعی در اعتراض به تغییر قانون کار را ممنوع کرد.

مامورین امنیتی با احضار شیث امانی، اتحادیه آزاد کارگران ایران را از برگزاری هرگونه تجمعی در اعتراض به تغییر قانون کار و حمایت و همراهی با جنبش اشغال وال استریت بر حذر کردند .

بیشتر بخوانید

چهارمین سال تاسیس سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

سندیکای ما گرچه با دشواریهای بیشتر، اما با وحدتی نیرومندتر وارد چهارمین سال حیات خود می شود. اطمینان داریم که حق ما کارگران برای همیشه پایمال نمی ماند ...

بیشتر بخوانید

حمایت سندیکای شرکت واحد از کارگران کانادایی

شنبه ۲۶ آذر ۱٣۹۰ - ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱

حمایت سندیکای کارگران شرکت واحداز اعتراضات صنفی سندیکای کارگران شرکت اتوبوس رانی میلر شعبه ۱۵٨۷ شهر یورک استان انتاریو کانادا
با خبر شدیم در پیکار برای زندگی بهتر ورسیدن به زندگی شرافتمندانه که لایق همه کارگران می باشد همکاران ما درسندیکای کارگران شرکت اتوبوس رانی میلر شعبه ۱۵٨۷ شهر یورک استان انتاریو در اعتصاب به سر می برند و کارفرمای چند ملیتی خود را با ضرر بیشماری روبرو کرده اند در حالی که کارفرمای مزبور اعلام داشته این اعتراضات هیچگونه ثمری نخواهد داشت

بیشتر بخوانید

اصلاحیه ی قانون کار ؛ مرهمی بردرد صاحبان سرمایه!

انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران بیانیه ای در باره ی تغییر قانون کار در ایران منتشر کرده است ...
سه‌شنبه ۲۴ آبان ۱٣۹۰ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

همزمان با اشک تمساح رژیم ایران برای معترضین آمریکایی ؛ حمایت از «وال استریت را اشغال کنید» در ایران ممنوع شد!

همزمان با اشک تمساح رژیم ایران برای معترضین آمریکایی ؛ حمایت از «وال استریت را اشغال کنید» در ایران ممنوع شد!

مقامات امنیتی تشکل های کارگری ایران را از اعتراض به اصلاحات قانون کار و حمایت از اشغال وال استریت منع کردند ...
آدينه ۲۷ آبان ۱٣۹۰ - ۱٨ نوامبر ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

تاریک روشن های راه

گفت و گو با صدیق سبحانی فعال کارگری
عسگری - ملکی

اشاره: در این مصاحبه، گفت و گویی داشته ایم با صدیق سبحانی کارگر و یکی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری. صدیق کارگر اخراجی است و همچنین در سال گذشته به خاطر فعالیت هایش دستگیر شده و هم اکنون پرونده ی قضایی اش مفتوح است.

بیشتر بخوانید

بیانیه پایانی

چهارمین گرد همآئی
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران – خارچ از کشور


چهارمین نشست حضوری نهادهای همبستگی با کارگران ایران ـ خارج از کشوربه نام" نشست همبستگی برای آزادی کارگران زندانی" در روزهای ۲۳، ۲۴ و ۲۵ آپریل در شهر هانوور با حضور فعال رفقای نهادهای مختلف در حالی پایان گرفت که همه شرکت کنندگان در اندوه رفیق از دست رفته بهزاد کاظمی بودند و با یک دقیقه سکوت یادش را گرامی داشتند.

بیشتر بخوانید

کدام حرکت، کدام جنبش


این روزها بیشتر از هر دورانی در تاریخ سه دهه‌ی ایران دگرگونیها، تجدد افکار و برخوردها، چه در درون حاکمیت و چه در میان طبقات و گرایشها و طیفهای گوناگون فکری، روی داده است. فعالین جنبش کارگری در دل این تحولات و در این مقطع بسیار مهم از تاریخ باید نظراتشان را در مورد حوادث اخیر بیان کنند. نمایندگان طبقات و گرایشات دیگر نیز دارند همین کار را میکنند. فرقی که جنبش ما را از آنها جدا میکند اینست که آنها مسایل را به میل و منفعت خود تفسیر میکنند، اما جنبش کارگری دنبال واقعیتهاست؛ دنبال حقایق است. کسانی که صادقانه و از نزدیک شاهد وقایع اخیرند، وظیفه‌ی تاریخی و بس سنگینی به عهده دارند و آن اینست که با بیان و تفسیر واقع گرایانه و انسان دوستانه خود، به حامیان انسان ستیز و استثمارگر حقایقی را یاداورکنند. باید به آنها گفت که در دنیای امروزه علی رغم تمام مشکلاتی که برای مردم محروم و زحمت کش وجود داشته و دارد اما حداقل نمی توان رویدادهای دنیا و ایران را از آنها پنهان کرد و یا وقایع را با تفسیرهای طبقاتی و من درآوردی به خورد مردم داد.

weiterlesen... ادامه



اعلامیه کانون نویسندگان ایران


کانون نویسدگان ایران ...همه نیروهای آزادی خواه و مردمی را به اعتراض و مقاومت همدلانه در برابر این روند ضدانسانی سرکوب و اختناق فرا می خواند....
مردم شریف و آزاده!بیشتر بخوانید

اطلاعیه سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در مورد دستگیری رئیس واعضای هئیت مدیره سندیکا


سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومهبیشتر بخوانید

جوابیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به اظهارات قاضی حداد


پیرو درج اظهارات قاضی حداد در رابطه با سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و آقای منصور اسالو در روزنامه اعتماد ملی (تاریخ ۲۲/۵/ ۸۶صفحه 13) جوابیه سندیکا به شرح زیر اعلام می گردد :بیشتر بخوانید

اعتصاب رانندگان اتوبوس در کرمانشاه


منابع کارگری از شهر کرمانشاه گزارش می دهند که رانندگان اتوبوسرانی آن شهر در روز دوشنبه 5/6/1386 با هدف دسترسی به حقوق بیشتر دست به اعتصاب زدند. این خبرها حاکیست که این اقدام باعث گشت تا واحدهای اداری و تولیدی با تاخیر چند ساعته مواجه گشته و بسیاری از کارمندان و کارگران از حضور در محل کار خود باز بمانندبیشتر بخوانید

درآستانه رای گیری برسر اساسنامه در کمیته هماهنگی


اساسنامه ي موجود کمیته هماهنگی که در بردارنده ي استراتژی سازمان لغو کار مزدی در راستاي چگونگي ايجاد تشکل مورد نظرشان بود اکنون در کمیته هماهنگی به چالش کشیده شده است. در اين موقعيت حتی محسن حکیمی و سایر فعالین گروه لغو کار مزدی ناچار شده اند در رويارويي با مخالفت عمومی اکثریت اعضا، گام به گام عقب نشینی کنند و از حمایت از اساسنامه ای که بر مبانی دیدگاههای سازمان لغو کار مزدی استوار بود دست بکشند. آنها در آخرین مجمع عمومی خود اساسنامه اي را مطرح كردند که در آن از مواضع سازمان لغو کار مزدی که در اساسنامه قبلی هم ذكرشده بود تقریبا عبارت "تشکل ضد سرمایه داری" باقی مانده است. بیشتر بخوانید

به نام خدا ، به نام ملت بزرگ ایران و به نام کارگر

بیانیه کارگران شرکت لوله سازی اهواز در دفاع از کارگران شرکت کشت و صنعت هفت تپه


چهارده روز از اعتصابکارگران شرکت کشت ونیشکر هفت تپه می گذرد. متاسافانه باز هم نیروهای نظامی و امنیتی به جای برخورد با عوامل فاسد اقتصادی و مافیای شکر، با باتون و گاز اشک آور به جان هموطنان عزیزمان در شهر شوش افتاده اند و حتی به زن وفرزندان بی دفاع آنان رحم نکرده اند و این در شرایطی است که مسئولین جمهوری اسلامی همواره از دولت اسراییل به بهانه های گوناگون در خصوص حمله به فرزندان وزنان انتقاد می کنند و همیشه با نشان دادن صحنه هایی سعی در دفاع از مردم فلسطین و لبنان می کند. بیشتر بخوانید

کمپین کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در حمایت از کارگران اعتصابی طرح نیشکر هفت تپه ‏


مصاحبه سلام دمکرات با آقای محمد اشرفی درباره کمپین کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری در حمایت از کارگران اعتصابی طرح نیشکر هفت تپه
‏ درود بر شما آقای اشرفی و از اینکه دعوت ما را به مصاحبه پذیرفتید متشکریم.بیشتر بخوانید

اسنادی از جنبش یک سالۀ کارگری ایران

(11 اردیبهشت 1389 تا 11 اردیبهشت 1390)

(اول ماه مه 2010 تا اول ماه مه 2011)
از انتشارات نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران – خارج از کشور
nhkommittehamahangi@gmail.com
تهیه و تدوین: کانون همبستگی با کارگران در ایران – ایالت نورد راین وستفالن (آلمان)
Solidarity.labor@googlemail.com
طرح روی جلد: فرح
مهر 1390 – اکتبر 2011

بیشتر بخوانید

گزارشی از وضعیت کارگران ایران


خرداد ۱۳۹۶
با سلام های گرم

وضعیت کارگران در ایران از جوانب مختلف طی سالیان اخیر رو به قهقرا داشته و تبدیل به یک بحران جدی گردیده است. از نقطه نظر اقتصادی، دغدغه کارگران بیکاری چند میلیونی از یک سو و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر از سوی دیگر است. بطوریکه بسیاری از نیازهای انسانی نظیر تغذیه سالم و مقوی، آموزش، بهداشت، مسافرت و… برای کارگران تبدیل به کالاهایی لوکس و دست نیافتنی شده است. در مورد نیازهای اساسی نظیر خوراک و پوشاک، خانواده های کارگری مجبورند محدودیت های زجر آور را تحمل کنند. دولت برای تعیین دستمزد کارگران حتی حاضر به رعایت قانون کار که تاکید دارد حداقل دستمزد باید نیازهای یک خانواده را برآورده کند نیست. تعرض به دستمزد کارگران به تعیین دستمزد چند برابر زیر خط فقر ختم نمی شود و دولت بطور مستمر با ارائه طرح و تصویب آئین نامه هایی نظیر طرح استاد شاگردی و آئین نامه کارورزی تلاش دارد به بهانه رونق اقصادی و ایجاد اشتغال قیمت نیروی کار را حتی به یک سوم حداقل دستمزد کنونی کاهش دهد، با وجود اینکه دستمزد کارگر بخش ناچیزی از قیمت تمام شده کالاها و خدمات را در برمی گیرد. تعرضات دولتی به معیشت کارگر همچنین از طریق اختیاری کردن بیمه نمودن کارگر توسط کارفرما و گنجاندن آن در طرح ها و آئین نامه های مذکور بطور مستمر پیگیری می شود.
سطح ایمنی و بهداشت کار بسیار پایین است و عدم رعایت ایمنی در کارگاه های صنعتی و ساختمانی کارگران را هر روزه به کام مرگ می برد. حوادثی نظیر آتش سوزی ساختمان پلاسکو و ریزش معدن زمستان یورت که منجر به کشته شدن چهل وسه تن از معدنچیان شد تنها نمونه هایی شناخته شده از حوادثی است که رخ داده است. این حوادث به دلیل وسعت آن مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و توجه بسیاری را جلب می کند، اما حوادث کار به خصوص در بخش ساختمانی بسیار فراتر از این موارد هستند و روزانه تلفات جانی از کارگران این بخش می گیرد.
دستمزد های ناچیز کارگران ماه ها معوق می شود و مستند به اعتراضات توده ای کارگران کارگاه هایی وجود دارد که پرداخت دستمزد کارگرانش بیش از یک سال معوق شده است و زندگی فقیرانه کارگران را با تباهی مواجه ساخته است. روند معوق شده دستمزد کارگران نسبت به سال های گذشته متاسفانه رشد قابل توجه ای دارد.
در چنین شرایطی که دستمزد کارگران معوق می شود متاسفانه قراردادهای موقت حتی یک ماهه و قرادادهای سفید امضا بسیار رشد داشته است. علاوه بر این تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن کارگران سطح امنیت شغلی را نسبت به سال های گذشته بسیار کم کرده و تبدیل به موضوعات بغرنج برای کارگران شده است.
ریشه اصلی تحمیل فقر به کارگران، علاوه بر سیاستهای اقتصادی مدافع کارفرمایان و بازار آزاد نظیر خصوصی سازیها، ممانعت دولت از ایجاد سندیکا و تشکل های مستقل کارگری می باشد. و به همین دلیل راه سازمان دهی کارگران برای دفاع از حقوق شان مسدود شده است. با کارگرانیکه که سندیکا و تشکیلات مستقل خود را ایجاد کرده اند نظیر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای نقاشان البرز و کانون صنفی معلمان برخوردهای خشن صورت گرفته و کارگران و معلمان پیشرو در سندیکاها زندانی شده و یا از کار اخراج شده اند. فعالین کمیته های کارگری نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. حتی با کارگرانیکه بنابر شرایط بغرنج بوجود آمده برایشان نظیر عدم پرداخت دستمزد چندین ماهه و یا از دست دادن شغل خود تجمعات اعتراضی برگزار می کنند برخورد های پلیسی و قضایی صورت می گیرد. کارگران معدن بافق و معدن چادر ملو و معدن آق دره نمونه هایی از قریانیان برخورد های خشن دولتی هستند. بطور مثال کارگران معدن آقا دره را با احکام قضایی شلاق زدند.
وضعیت معیشتی و حق و حقوق معلمان با شرایط بحرانی روبروه بوده است، از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: بیمه معلمان علیرغم دریافت هزینه های بالا، خدمات را به شکل مطلوبی ارائه نمی دهد و موارد تحت پوشش آن کامل نیست. تعدادی از معلمان فعال صنفی در شهرهای مختلف به ویژه تهران با اتهاماتی به دور از واقعیت، به انواع مجازات ها از زندان طولانی، تبعید از محل سکونت یا اشتغال، اخراج، انفصال از خدمت و… محکوم گردیده اند. به دلیل کاستی های مختلفی که در نظام آموزشی وجود دارد، سطح کیفی آموزش ازدید معلمان دلسوز ومتخصصین بسیارپایین بوده ودانش آموزان اغلب پس ازدریافت دیپلم، از توانایی های لازم برای ورود به بازار کار برخوردار نیستند. بین آموزه های مدرسه و دانشگاه و همچنین زندگی روزمره هیچ همخوانی ورابطه ای وجودندارد. برغم تاکید اصل ۳۰ قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن آموزش های عمومی، حتی مدارس دولتی ایران نیز دانش آموزان را باروش های گوناگون وادار به پرداخت پول می نمایند و تبدیل به مدارس آزاد شده اند. شهریه ی مدارس آزاد (غیردولتی) بسیاربالاست وعملا شکاف طبقاتی موجود در جامعه را به بخش آموزش منتقل نموده است. معلمان روزمزد با عنوان های گوناگون و دستمزدهای ناچیز به کار گرفته می شوند که همان دستمزد نیز با تأخیرهای فراوان به آنان پرداخت می شود؛ ضمن اینکه از هیچگونه پوشش بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند. درایران بیش از ۱۳ عنوان مدرسه (آزاد، غیردولتی، هیات امنایی، نمونه ی دولتی، شاهد، نمونه مردمی و…) ایجاد شده که هرکدام‌ به نوعی سیستم آموزشی را تبدیل به بنگاه هایی برای جذب درآمد کرده اند. حقوق معلمان بسیار پایین تر از میانگین هزینه های یک خانواده متوسط در اغلب شهرهای ایران است؛ بطوریکه معلمان برای تامین هزینه های خانواده به ناچار به شغلهای متفرقه و برخی به دور از شأن معلمی روی آورده اند. آنان به این ترتیب فرصت به روز نمودن دانش خود را از دست می دهند. به استثنای تعدادی از مدارس خاص، اغلب مدارس مجهز به امکانات لازم برای فعالیت های آموزشی و پرورشی نیستند. درصد بالایی از مدارس در شهرها و به ویژه روستاهای دور افتاده ایمنی کافی برای حفاظت از جان دانش آموزان را ندارند. به آموزش مهارت های زندگی، هنر و ورزش توجه کافی صورت نمی گیرد. در برخی موارد از کمترین امکانات نیز در این زمینه ها برخوردار نیستند. برنامه تغذیه رایگان (شیر) به درستی اجرا نمی شود. معمولا به میزان لازم و پیش بینی شده تأمین اعتبار نمی شود. در پرداخت پاداش پایان خدمت معلمان از طرف دولت تاخیرهای طولانی، گاه تا چند سال دیده می شود. به سرنوشت معلمان بازنشسته در این مدت و پس از بازنشستگی بی توجهی وجود دارد.
کارگران نیشکر هفت تپه در چندین سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند.از جمله این خواسته ها دریافت حقوق معوقه و پرداخت مناسب دستمزدها، مزایا و اضافه کاری، روشن شدن وضعیت بازنشستگان و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است. همچنین این کارگران علیه سیاستهای خصوصی سازی دولت در صنعت نیشکر که منجر به بدتر شدن وضعیت کارگران و همچنین حضور گسترده تر نیروهای امنیتی و انتظامی در محیط های کار شده است اعتراضات متعددی را از جمله در روزهای اخیر سازمان داده اند.
دولت تنها تشکلاتی دست ساز به نامهای “شورای اسلامی کار”، “انجمن صنفی” و “نماینده کارگر” را به رسمیت می شناسد. این نهادهای وابسته به دولت به هیچ عنوان تشکل های واقعی کارگری نیستند و همگی در پروسه غیر دموکراتیک غالبا بدون برگزاری مجمع عمومی تشکیل شده اند و وابستگی های شدید به قدرتها و جناحهای دولتی دارند و تنها خطوط ترسیم کرده دولت را رعایت می کنند. این تشکلات فرمایشی خود مانعی جدی برای تشکیل سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی هستند. بطور مثال در سال ۸۴ افرادی تاثیر گذار در شورای اسلامی کار و خانه کارگر که مدیریتی اثر گذار در این تشکلات رسمی دارند با هماهنگی پلیس به ساختمان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمله و اقدام به تخریب وسایل موجود در ساختمان کردند. آنان همچنین اعضای سندیکای واحد که در ساختمان حضور داشتند را مضروب و مجروح کردند. به طبع افرادی که در چنین بستری و با حمایت دولت بعنوان “نمایندگان کارگران” گزینش می گردند چه در مذاکرات با دولت و کارفرمایان وچه در اجلاسهای بین المللی نظیر سازمان جهانی کار نمایندگان واقعی کارگران ایران نبوده و آ‌نها را با چنین عنوانی نباید به رسمیت شناخت و اعتبار نامه برایشان صادر کرد.
با وجود تمامی محدودیتها و اعمال فشارهای فوق، اعتراضات کارگری در ایران رشد قابل توجهی به لحاظ کمی و کیفی داشته تا جاییکه بخشی از اعتراضات به سطح شهرها کشیده شده و یا با حضور خانواده ها همراه شده است. سال گذشته شاهد هزاران اعتراض کارگری در تمامی بخشهای صنعتی و خدماتی و دولتی بودیم. اما لازم به تاکید است، کلیه این اعتراضات بدون وجود تشکلات مستقل و به عقب راندن این محدودیتها موفق به تحمیل خواسته های گسترده کارگری و عبور از این وضعیت بحرانی نخواهد شد. ما تشکلات مستقل ذیل از همکاران گرامی در تشکلات کارگری بین المللی می خواهیم که حمایت خود را از کارگران و معلمان ایران هر چه گسترده تر ادامه دهند و در این تلاش و مبارزه یار و همراه ما باشند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانون صنفی معلمان تهران
سندیکای کارگران بیشکر هفت تپه
سندیکای کارگران نقاشان استان البرز


http://vahedsyndica.com/archive/2712


letzte Änderungen: 26.4.2018 10:28