Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

ایستاده با مُشت !
گفت و گو با غالب حسینی فعال کارگری


عسگری - ملکی
اشاره : غالب حسینی فعال کارگری در شهر سنندج و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ست. با او درباره ی فعالیت هایش، زندگی اش، باورهایش و درباره ی زندان و حبسی که کشیده صحبت کرده ایم. "من بچه بودم کلاس پنج بودم می خواستم امتحان بدهم بروم کلاس هفت که من را بردند تهران کار از من کشیدند . من یک بچه‌ی 11 ساله بودم. در حین کار کردن خون دماغ می شدم کاغذ سیمان در بشکه ی آب گلوله می کردم می گذاشتم در بینی ام که جلوی خون را بگیرد اما فشار خون کاغذ را پرت می کرد بیرون" (از متن گفت و گو ) او از کودکی اش و از اکنون اش گفته است؛ از باورهایش و از دوران حبس و فعالیت هایش در زندان و از لحظه های شلاق خوردنش ؛ "موقعی که شلاق می خوردم احساس می کردم که من نه به خاطر نفع شخصی خودم دارم شلاق می خورم بلکه به عنوان نفع عمومی و دفاع از حقوق یک طبقه دارم شلاق می خورم . در آن موقع من به جای درد احساس خوشحالی می کردم " ( از متن گفت و گو ) ؛ غالب سراپا باور است ، باور به مبارزه ی طبقاتی ؛ از سکوت ِ او ، بی آنکه حتا حرفی زده باشد ، از حالت های چهره اش و صداقت و زلالی اش و استوار بودنش میتوان فهمید که این انسان از جنسی دیگر است ، اینجا اما شما و ما با کلمات قدرتمند و باورمندانه ی او روبرو هستیم.این حرف ها هم از جنس باور و عقلیات است و هم مایه ای قوی از احساسات قدرتمند انسانی در آن موج میزند؛ بخوانید ومتن را به دیگران معرفی کنید.
گفته های ما با خط ِ پُر است و الباقی ، حرف های غالب است.مصاحبه در پاییز 89 انجام گرفته اما ویراست اول آن دراسفندماه 89 منتشر میشود. (عسگری – ملکی)
- آقای غالب حسینی خیلی ممنون که درباره فعالیت کارگری تان و انتقال تجربیات تان به جنبش کارگری با ما به گفتگو نشستید.
- من هم به شما دست مریزاد می گویم زحمت کشیدید که مصاحبه می‌کنید.
- در اخبار آمده بود که شما در سال88 بعد از تحمل 6 ماه حبس به دلیل فعالیت کارگری و خوردن 50 ضربه شلاق از زندان مرکزی سنندج آزاد شدید . شما فعالیت کارگری تان به چه معنا هست در چه زمینه ای کار می کنید و دلیل دستگیری تان چه بود ؟
- من قبلا در سال 68 هم به همین خاطر دستگیر شدم ، به دلیل اول ماه مه روز جهانی کارگر. آن موقع هم 11 ماه در زندان بودم . آن موقع که من می خواستم فعالیت ام را شروع کنم ،فعالیت من علنی بود ولی علنی نمی دانستند یعنی نظام و حاکمیت این را در راستای ارتباط با حزب یا احزاب می دانست. که البته اینجوری نبود . مثلا فرض کنید من در روز 10 اردیبهشت سال 1368 آن موقعی که برای روشن کردن آتش به مناسبت آن روز دستگیر شدم اولین چیزی که از من پرسیدند این بود که شما چه ارتباط تشکیلاتی ای دارید ؟ ولی من هیچ ارتباط تشکیلاتی ای نداشتم ولی خوب آن ها این برچسب را روی ما می زدند مثلا بعد از دو روز می پرسیدند که شما چرا برای دلخوش کردن فلان سازمان رفتید این کار را کردید من هم از سازمان خبری نداشتم .من هم مثل هزاران و میلیون ها کارگر در سراسر دنیا که آن روز را روز خودشان می دانستند روز خودم را جشن میگرفتم. روز جهانی کارگر ، روزی که کارگر ها باید کارخانه ها را کارگاه ها را مزارع را مراکز کار را تعطیل می کرده و آن روز روزی که با خون خودشان با خون هم طبقه ای های خودشان به آن روز تبدیل شده بود و ثبت شده بود را جشن می گرفتند؛ من هم مثل هزاران و میلیون ها کارگر می خواستم بروم احساس ام و خواسته هایم را در آن روز بیان کنم .
-آقای حسینی پس در واقع یک دستگیری دیگر شما به خاطر مسائل طبقه ی کارگر در 1 مه 1368 بوده . چه مدت شما در زندان بودید و در کجا ؟
در سال 68 من در دادگاه انقلاب بودم 11 ماه آن جا بودم . سال قبلش من زندان بودم 6 ماه تعلیقی داشتم با اینکه من مرتکب جرمی نشده بودم یعنی هنوز هیچ کاری نکرده بودم، من را دستگیر کردند و 11 ماه من را در آن جا نگه داشتند . حدود 4 ماه تک سلولی بودم حدود 7 ماه هم در بند زندان دادگاه انقلاب بودم .موقعی که من از سلول رفتم در بند بعد از چند روز که من را بردند پیش قاضی از من پرسید که شما چرا این روز را جشن گرفته اید؟ روز کارگر را برای چه جشن گرفته اید ؟ چه انگیزه ای داشتید ؟ گفتم روز جهانی کارگر روز ی است که روز من است .روز کارگران جهان است روز تمام کارگرانی است که با جان و خون خودشان تمام امکانات جامعه را می سازند، تمام نیازمندی های جامعه را درست می کنند تمام نعمات جامعه را فراهم می سازند ... آن موقع جنگ بود جنگ میان ایران و عراق بود. گفتم روز کارگرانی که هشت سال در جنگ چرخه ی تولید مملکت را چرخانده اند نگذاشته اند تولید مملکت از کار بیافتد من روز این کارگران را جشن گرفته ام.قاضی با طنز به منشی اش گفت آره روز کارگر است باید این جوری باشد باید من و تو مجازات بشویم من و تو هم کارگریم. بعد گفت بیا برو بیرون دیگر از این کارها نکنی. موقعی که من آمدم بیرون بعد از چند روز دیدم هفت ماه حکم برایم صادر کرده اند 4 ماه هم بازداشتی داشتم 11 ماه شد.
-بگذارید برگردیم به بخش اول حرفهایمان شما سال 88 نیز پس از تحمل 6 ماه حبس و فرود امدن 50 ضربه شلاق بر بدنتان از زندان مرکزی سنندج آزاد شدید .شما را برای چه دستگیر کرده بودند ؟
- به خاطر شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در چهارراه انقلاب روبروی ساختمان تامین اجتماعی . من بعد از مراسم در حاشیه ی مراسم در ماشین خودم بودم که دستگیر شدم با چند تا از بچه ها. یکی شان عبدالله خانی بود که با خودم در زندان بود. ما را بردند آن جا . بعد از مراحل بازجویی و دادگا ه و این ها ما را بردند پیش قاضی ، اسم قاضی الان یادم رفته است. گفت شما در تجمع غیر قانونی شرکت کردید گفتم من در هیچ تجمع غیر قانونی ای نبوده‌ام . گفت تو اختلال در نظم کردی ،گفتم من اختلال در نظم نکردم . گفت تو سابقه داری ،گفتم مگر آقای قاضی سابقه داشتن هر چیز را ثابت می کند ؟ گفت تو و این دوستانت قطعنامه همراه داشتید. مطالب کارگری داشتید. گفتم اولا این مطالب پیش من نبوده . اما در پرونده ی من آمده ولی این مطالب مطالبی نیست که جرم باشد این مطالب مطالبی است که در باره ی خواست و مطالبات کارگران نوشته شده است . در تقویم تان هم روز جهانی کارگر را زده اید. شما خودتان هم بعضی جا ها پلاکارد می زنید پس این جوری باشد شما چرا پلاکارد می زنید ما ولی نمی توانیم مراسم روز جهانی کارگر را جشن بگیریم ؟
-شما در آن دوره خود را فعال کارگری می دانستید یا فعال اجتماعی یا هر چیز دیگر؟ اگر فعال کارگری بودید چه فعالیت هایی می کردید آیا عضو کمیته هماهنگی بودید ؟
- عضو کمیته هماهنگی نبودم ولی دوست کمیته هماهنگی بودم .
-از کی عضو کمیته هماهنگی شدید ؟
چهار پنج ماهی بعد از این که دستگیر شدم عضو کمیته ی هماهنگی شدم . یعنی در زندان که بودم عضو کمیته هماهنگی شدم. قبلا من به عنوان مهمان می رفتم و در جمع دوستان کمیته هماهنگی شرکت می کردم با دوستان ارتباط می گرفتم .قبلا درخواست عضویت داده بودم ولی وقتی رفتم زندان عضو شدم.
-شما صحبت از فعالیت علنی کردید .گفتید من یک دوره بود که فعالیت علنی می کردم اما هنوز درک عمومی بسیاری این نبود یا شرایط به شکلی نبود که می توانند به عنوان فعال علنی در سطح جامعه کار بکنند .تعریف شما چیست از فعال علنی ؟ و الان که فعالیت علنی دارید چه فعالیت هایی می کنید ؟ به عنوان عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ، به عنوان یک فعال کارگری .
- به عنوان یک فعال کارگری و عضو کمیته ی هماهنگی فعالیت های من در راستای آشنا کردن کارگران با حقوق و مطالبات بر حق خودشان است. مثلا من می گویم یک کارگر چرا باید در ماه سیصد و سه هزار تومان حقوق بگیرد ؟ روزی 10 هزار و سیصد تومان حقوق بگیرد؟ در حالی که گوشت کیلویی 15 هزار تومان است . اگر یک کارگری مستاجر باشد و خانه نداشته باشد همان کارگری که خانه ها را برای سرمایه داران می سازد - من به آنها می گویم مسکن سازان بی مسکن - همان کارگری که خانه ندارد با همین سیصد هزار تومان چه طور کرایه خانه اش را بدهد؟ چه طور پوشاک برای بچه هایش بخرد؟ چه طور قلم ، دفتر و کتاب و کیف و کفش و وسایل مدرسه برایشان بخرد ؟ چه طور یک کارگری که پارک ها را می سازد هتل ها را می سازد رستوان ها و غذا خوری ها را می سازد چرا نباید بتواند دست بچه هایش را بگیرد و ببرد در این جاها تا بتواند از این امکانات استفاده کند؟ مثل آن هایی که دست به هیچ چیز نمی زنند و از انواع امکانات برخوردارند ، از تفریح برخوردارند، از غذای خوب برخوردارند، از بهداشت ، از دکتر ، از این ها برخوردارند، چرا یک کارگری که همه ی این نعمات را می سازد چرا این کارگران از این ها برخوردار نیستند؟ چرا کسی که نیازمندی های جامعه را درست می کند خودش همیشه نیازمند است ؟ من فعالیتم را در این راستا متمرکز کردم که کارگران و طبقه ی کارگر به حقوق انسانی خودشان آشنا بشوند و این را بدانند که مثلا باید برای همه کار باشد. در مملکت ما همه چیز وجود دارد اگر امکان کار فراهم بشود هیچ کسی نه تنها بیکار نخواهد ماند بلکه باید در به در دنبال کسی بگردند که برود و کار بکند .من می گویم همان کارگر هایی که بیکارند کنار خیابان ها می نشینند همان کارگر ها اگر کار نداشته باشند باید از بیمه ی بیکاری استفاده کنند . باید زن و بچه ها یشان بیمه شده باشند . یعنی در واقع یک کارگر دو بار استثمار می شود. می گویند دو پله زیر خط فقر است من می گویم شش پله زیر خط فقر است .چون سرمایه داری این جوری کار از کارگر می کشد : زنش می آید کارگر را آماده می کند شوهرش را آماده می کند کارگری که می خواهد از خانه برود بیرون باید لباسش را تمیز کند، خانه برایش آماده کند، بچه برایش بزرگ کند حقوق یک کارگر 10 هزار تومان اگر تقسیم کند با زن خانواده 5 هزار تومان برای کارگر باقی می ماند.سرمایه داری هر دو نفر را استثمار می کند یک دهم حقوق یک نفر را به آنها می دهد .یعنی اگر امروز گوشت کیلویی 15 هزار تومان است و کارگر به اندازه ی 15 هزار تومان کار می کند این کار دو نفر است کار یک نفر نیست. پس در این مورد ما باید این ها را برای کارگر ها روشن کنیم، کارگر ها و طبقه ی کارگر این مطالبات خودشان را بشناسند آشنا بشوند با حقوق انسانی خودشان، بگویند چرا ما مسکن نداریم؟ چرا ما پوشاک نداریم ؟یک کارگری در کارخانه ی پارچه کار می کند انواع و اقسام و بهترین و قشنگ ترین پارچه های دنیا را تولید می کند ولی بچه هایش هیچ موقع پوشاک درستی تنشان نبوده، کیف درستی نداشتند بروند مدرسه ، بچه ی یک کارگر با کیف کهنه ، کفش کهنه ، لباس کهنه می رود به مدرسه. ولی بچه ی یک سرمایه دار با کیف نو، لباس نو، با پول تو جیبی با کفش های مد روز ؛ با ماشین‌های آخرین سیستم می برند دم مدرسه پیاده شان می کنند. این موارد نابرابری‌های جامعه را نشان می دهد. این یک نابرابری محض است که عدم تقسیم درست ثروت در جامعه را نشان می دهد .
-آقای غالب حسینی با شما هنگامی که در سال 88 از زندان مرکزی سنندج آمدید بیرون چه برخوردی شد آیا کسی به استقبالتان آمد ؟چه اتفاقاتی افتاد ؟
- من که آزاد شدم توقع داشتم بچه ها بیایند دمِ در زندان از من استقبال کنند که البته اینطور نشد اما دوستان استقبال کردند ، آمدند در میدان فیض آباد جمع شده بودند کبوتر آورده بودنند آزاد کردند پلاکارد زده بودند روی ماشینی که در شهر چرخید. نوشته بودند روی پلاکارد که آزادی فعال کارگری را تبریک می گوییم و در شهر چرخانده شد . ده ها و صد ها نفر در خانه به استقبال من آمدند من برایشان در همین مورد که دستگیر شده بودم ، در مورد مطالبات طبقه ی کارگر و این که چرا باید به خاطر ابتدایی ترین حقوق خود زندان برویم صحبت کردم. که همان قلمی که جناب قاضی با آن برای من حکم نوشته همان قلم را یک کارگر درست کرده همان میزی که جناب قاضی پشتش نشسته همان را یک کارگر ساخته. پس چرا ما نباید یک روزی داشته باشیم به نام روز جهانی کارگر ؟ چرا نباید برای حقوق پایمال شده ی خودمان اعتراض کنیم. به من می گویند تو کارگر نیستی ولی حقیقتا من قربانی کارم. من فکر نکنم کسی به اندازه ی من در محیط کار در حقش ظلم شده باشد . من بچه بودم کلاس پنج بودم می خواستم امتحان بدهم بروم کلاس هفت که من را بردند تهران کار از من کشیدند . من یک بچه‌ی 11 ساله بودم. در حین کار کردن خون دماغ می شدم کاغذ سیمان در بشکه ی آب گلوله می کردم می گذاشتم در بینی ام که جلوی خون را بگیرد اما فشار خون کاغذ را پرت می کرد بیرون . من اینقدر بچه بودم که نمی توانستم کاسه ی سیمان را بلند کنم نمی توانستم یک آجر پرت کنم. اگر کسی به من بگوید که تو کارگر نیستی من می گویم که من کارگر نیستم ولی من قربانی محیط کارم . من نتوانستم ادامه تحصیل بدهم . آن زمان یعنی سال 57 ، یعنی زمان شاه بود سیستم سرمایه داری این اجازه را به ما ها نمی داد که ما بتوانیم درس بخوانیم و مثل انسان زندگی کنیم . پس من از آنجا یاد گرفتم که دنیای سرمایه داری چه ظلمی به طبقه ی ما می کند، دنیای سرمایه داری چه دنیایی است که خون انسان ها را در شیشه می کند . از آنجا من خودم را و فعالیت کارگری را شناختم و از همان جا من به این جا رسیدم یعنی این فعالیتی که امروز می کنم نشأت گرفته از ظلمی است که آن موقع به من شده است .
-در این دور اخری که زندانی شدید ،نحوه ی فعالیت تان در زندان چه بود ؟ در زندان چه کارهایی می کردید ؟
- مثلا اگر در زندان با معتادی برخورد می کردم با او مثل یک مریض برخورد می کردم به عنوان یک قربانیِ جامعه سرمایه داری به او نگاه می کردم .به عنوان قربای ای که سیستم سرمایه داری این را آورده و در آن مرحله انداخته است . باید نگاه کنیم که ریشه ی اعتیاد از کجا آمده است ؟ یکی از ریشه های عمده ی اعتیاد بیکاری است. یکی از ریشه های عمده اش این است که خانواده به خاطر عدم امکانات نمی تواند بچه اش را مدرسه بفرستد ، نمی تواند بچه اش را تفریح بفرستد ،نمی تواند بچه اش را در تعطیلات تابستانی مسافرت ببرد بچه نمی‌تواند مشغول سرگرمی و تفریح باشد. خانواده ناچار است او را بفرستد در خیابان کار بکند . موقعی که می رود کار بکند این کار اینقدر طاقت فرساست که این بچه نمی تواند انجام بدهد باید برود دنبال کار آسون تری با چهار تا رفیق آشنا می شود آنها هم بی‌کارند . می روند در کوچه پس کوچه ها می گردند که آنها هم معتادند فریب می خورند و کم کم شروع می کنند به مواد کشیدن و فروختن مواد به خاطر اینکه خودشان را تامین کنند .
-علاوه بر این موارد به عنوان فعال کارگری آن فعالیت تان آن وظیفه ی فعال کارگری بودن را در زندان هم پیگیری می کنید ؟
- به نظر من هر فعال کارگری نه تنها در زندان در هر کجای دنیا که باشد در زندان هم که باشد باید آن فعالیت که بیرون انجام داده را ادامه بدهد.زندان هم یک عرصه ی دیگری است از فعالیت ، تا آنجا که در توانش است باید عرصه ی فعالیتش را بکشد داخل زندان. باید آن زندانی ای که مثلا به خاطر کلاه برداری آمده به او نشان بدهد که این کار تو ریشه در نابرابری های دارد که در جامعه است . فعالیتی که بیرون می کند باید در زندان هم بکند ، یک عرصه ی دیگر آنجا برایش باز می شود ؛ مثلا کسی که به خاطر اینکه خانواده اشان پول ندارند برایش بفرستند در زندان برای من کار می کند برای یک نفر دیگر کار می کند باید به او بگویی که اگر تو آمدی در زندان کار می کنی اگر به خاطر خانواده ات کار می کنی و مجبوری کار بکنی و چیزی هم برای آنها بفرستی ریشه های این بی عدالتی کجا ها خوابیده ؟ باید به او هم نشان بدهی باید یک معتاد را هم آگاه کنی . به نظر من کسی را هم که با اسلحه کار می کند و برای تشکیلاتی کار می کند و گرفتنش و آوردنش آنجا باید شیوه ی کار علنی را به او هم نشان بدهی باید رویکرد کار علنی را به آن ها نشان بدهیم . مثلا ما تاثیر گذاشتیم روی خیلی از کسانی که عضو تشکیلات هایی بودند،ما نحوه ی کارمان را به آنها می گفتیم مثلا می گفتیم ما کار علنی می کنیم ما کار مدنی می کنیم ما فعال علنی مدنی هستیم اون ها توضیح از ما می خواستند ما هم که توضیح می دادیم واقعا تاثیر می گذاشت رویشان می گفتند کاری که شما می کنید با دست خالی ،از کاری که ما می کنیم با ارزش تر است . پر رنگ تر است این کارتان .
-بر خورد کسانی که به جرم های سیاسی در زندان بودند با این حرفهای شما و توضیحات شما چه بود ؟ و برخورد کسانی که برای جرایمی مثل اعتیاد و جرایمی از این دست زندانی شده بودند چه بود ؟ آیا حرفهایتان را گوش می کردند ؟ چه جایگاهی داشتید در میان آنها آیا قبولتان داشتند ؟ دوستتان داشتند ؟
- ببینید! دوست داشتن زندانی ،مربوط به رفتار زندانی، فکر زندانی و عمل زندانی است .یک زندانی هست که نمی تواند از خودش عملی نشان بدهد که قبولش داشته باشند. من اگر در مورد خودم بگویم حقیقتا همه ی زندانی ها من را دوست داشتند . چون عملکرد من را در زندان دیده بودند و من هم برایشان توضیح داده بودم . مثلا یکی که صدها میلیون تومان کلاهبرداری کرده بود از من می پرسید شما در این کمیته ی هماهنگی به عنوان فعال کارگری هستید پول بهتان می دهند ؟ من هم می گفتم ما اگر به خاطر پول کار می کردیم که این جا نبودیم . اگر برای پول کار بکنیم ،بیرون پول هست، ولی ما برای پول فعالیت نمیکنیم و حالا هم اینجا نمیبودیم.ما برای این فعالیت کرده ایم و اینجا اورده اندمان که پول معنی نداشته باشد. برای این که تو به خاطر پول کلاه برداری نکنی یا آدمی به خاطر سیر کردن شکم زن و بچه اش مرتکب جنایت نشود .
-آیا تاثیری هم رویشان می گذاشت حرفهای شما ؟ می توانید یک نمونه مثال بزنید که یک زندانی در اثر حرفهای شما تاثیر گرفته باشد و تغییر کرده باشد ؟
- بله. کسانی بودند که مشتاق بودند بیایند بیرون و به صف ما بپیوندند، بیایند و عضو کمیته ی هماهنگی بشوند . مثلا یکی بود دزدی کرده بود هر روز می آمد پیش من و فرق یک فعال علنی با یک فعال تشکیلاتی رو می پرسید . مثلا می پرسید فرق شما با پژاک چه است ؟ من هم توضیح می دادم که ما باور به کشتن انسان ها نداریم ما از خشونت بیزاریم ما اعدام را محکوم می کنیم ما اصلا حذف فیزیکی انسان ها را محکوم می کنیم به هر بهانه ای که باشد .توضیح می دادیم برایشان چیزهایی که آن ها می خواستند و حقیقتا آن هم از این توضیحات ما استقبال می کردند و این توضیحات هم روشان تاثیر گذار بود .
- آدم هایی که برای جرایم غیر سیاسی مثل کلاهبرداری، دزدی، قاچاق زندان می روند غالبا احساس پشیمانی می کنند .خیلی نا امید اند از همه چیز. احساس خود شما در زندان چه بود ؟
- من نه تنها نا امید نبودم بلکه امید وار بودم . یعنی افتخار می کردم که برای یک کار انسانی در زندانم . یعنی من 6 ماه در زندان بودم احساس می کنم به اندازه ی 6 روز آن هم به من تلخ نگذشت چون من احساس می کردم برای یک فکر انسانی، یک آرمان انسانی و یک کار انسانی آمدم زندان . من برای این در زندان بودم که نابرابری ها را قبول نداشتم بی عدالتی ها را قبول نداشتم .این جامعه، این سیستمی که ما داریم در آن زندگی می کنیم من از این سیستم راضی نبودم ،به این موقعیت راضی نبودم نه اینکه من فقط راضی نباشم میلیون ها انسان از این وضع ناراضی اند . من سر همچین وضعیتی زندان بودم . به همین خاطر من افتخار می کردم که در زندان ام . نه اینکه از زندان استقبال کنم ،نه اینکه از زندان خوشم بیاد ولی اگر به خاطر چنین مواردی من در زندان باشم و به زندان بروم من از آن زندان استقبال می کنم به زندانی بودنم افتخار می کنم .
-شما اخرین باری که به خاطر دفاع از مطالبات کارگری زندانی شدید همچنین متحمل 50 ضربه شلاق شدید.وقتی شلاق می خوردید چه احساسی داشتید ؟ در مورد شلاق خوردنتان توضیح بدید .
- من موقعی که رفتم در دادگاه پرسیدند ازم که جرمت چیست ؟ و گفتند که شما اخلال در نظم کردی من می خواستم توضیح بدهم ، قاضی گفت بزنیدشان . من موقعی که شلاق می خوردم احساس می کردم که من نه به خاطر نفع شخصی خودم دارم شلاق می خورم بلکه به عنوان نفع عمومی و دفاع از حقوق یک طبقه دارم شلاق می خورم . در آن موقع من به جای درد احساس خوشحالی می کردم .
-فکر می کنید چرا حکم شلاق را برایتان وضع کردند ؟
- اولا این یک تحقیر است . یعنی آنها می خواستند تحقیر کنند . و دیگران را هم می خواهند بترسانند که دنبال این کار نیایند . یعنی آنهایی که می دانند من ِفعال کارگری را شلاق می زنند سر اینکه از حقوق کارگر دفاع کردم کسان دیگر جرات نکنند در این راه قدم بردارند. به همین دلیل یک فعال کارگری را شلاق می زنند و به نظر من این شلاق زدن یک کاری است بسیار غیر انسانی . شلاق زدن به کسی که خواهان مطالبات انسانی کارگران است ،یا به کارگری که می خواهد روز جهانی کارگر را جشن بگیرد ، روز جهانی ای که مال تمام کارگران است . روز جهانی ای که 125 سال پیش درآن ،کارگران شیکاگو آمریکا به خاطر مطالباتشان قتل عام شدند زندان رفتند و زجر ها کشیدند. و از آن روز تا الان طبقه ی کارگر دچار هزاران هزار مشکلات شده و روز ی نیست که ما در رسانه ها نشنویم که کارگری انفرادی یا دسته جمعی زیر خروارها گل و لای گیر نکرده باشد. .
- به نظر شما این ها که شلاق ده اند و زندانی کرده و می کنند ، به آن قصد و هدفی که داشتند رسیدند یا می رسند ؟
- به نظر من نه رسیده اند و نه خواهند رسید . من معتقدم طبقه ی کارگر روزی به حقوق انسانی خودش می رسد حالا شاید اصلا در عمر ما نباشد ولی آن چیزی که حق طبقه ی کارگر است طبقه ی کارگر از حلقوم سرمایه داری بیرون می کشد .

-آقای غالب حسینی شما در بخش اول حرفهایتان یک صحبتی کردید و گفتید که من یک موقعی بود که فعالیت علنی می کردم ولی خودم نمی دانستم که این فعالیت علنی است و به اندازه ی امروز تاکید نداشتم که به عنوان بک فعال علنی در صحنه ی اجتماع رو به جامعه رو به مردم رو به تمام دنیا صحبت بکنم و از حق حقوق و مطالبات کارگری بگویم و در راستای منافع کارگری حرف بزنم و از متشکل شدن کارگر ها دفاع بکنم .
فرق آن مقطعی که در سال 68 شما دستگیر شدید، جو آن زمان، دیدگاه شما ،دیدگاهی که در جامعه وجود داشت ،دیدگاهی که فعالین داشتند نسبت به سازمان های سیاسی ،نسبت به فعالیت علنی ،فعالیت مخفی با چیزی که امروز الان در آن هستیم یا مثلا از مقطع سال 87 که شما زندان بودید تا به امروزدر چیست ؟ چه تفاوتی کرده است ؟ به نظر می آید آن موقع با توجه به جو عمومی بیشتر کسانی که فعالیت می کردند در یک قالب خاصی فعالیت می کردند الان چه جوری می بینید و فرق این دو الان در چه حدی است ؟ و شما کدامشان را تایید می کنید؟
- من فکر می کنم فرق زمان ما با آن دوران این است که اکنون طبقه ی کارگر و فعالین کارگری بیشتر آگاه شدند، بیشتر حقوق خودشان را می شناسند بیشتر به مطالبات خودشان آشنا هستند . آن دوران دورانی بود که کار علنی کمرنگ تر بود. اگر کاری می شد فقط در یک اعتراض ساده اعتراض به وضعیت بود، ولی آن موقع به تعداد امروز نه فعالی بود که این قدر به وضعیت آشنا باشد و نه ما به حقوق خودمان و به حقوق طبقه ی کارگر آشنا بودیم. آن آگاهی ،پیشرفتی و آن مطالباتی که الان می شناسیم آن موقع نمی شناختیم .شاید کسانی بودند در قالب هاب دیگر کار می کردند اعتراض می کردند .ولی فرق امروز با ان روز این است که امروز تو مطالباتی را دنبال می کنی که حق هر انسانی است . تو حقوق ابتدایی یک طبقه را مطالبه می کنی که حقوق اولیه ی انسان هاست . تو می خواهی امروز بگویی در قانون اساسی آمده روز جهانی کارگر یا اعتراض به حقوق معوقه کارگران یا اعتراض به بیکاری یا اعتراض به کمبود دستمزدها. این ها در قانون اساسی آزاد است، حتی بدون حمل اسلحه می توانی در خیابان راهپیمایی کنی می توانی بروی اعتراض کنی جلوی فرمانداری بروی جلوی استانداری بروی. این ها را الان شناختی که می توانی بدون اینکه حکومت ها بیایند برای تو یک تشکیلاتی یک اتحادیه ای یا تشکلی درست کنند تو می توانی خودت یک تشکل مستقل درست کنی و فقط حکومت ها وظیفه شان است که بیایند و آن را ثبت کنند .
-اگر قانون و حکومت ها نپذیرفتند که فعال کارگری در هر جای دنیا که هست جنبش کارگری در هر جای دنیا که هست در مقابل سرمایه داری بتواند خودش را متشکل بکند آیا باید دست کشید ؟یعنی آیا جنبش اجتماعی طبقه ی کارگر به قوانین موجود در دنیای سرمایه داری محدود می شود ؟ یا نه باید از قانون ها و اجازه ها و خط و مرزهایی که آنها می دهند فراتر رفت ؟
- باید از قانون ها گذر کنی . اگر قانون هر مملکتی به تو اجازه ی تشکل نداد باید گذر کنی به نیروی خود طبقه ی کارگر . من معتقدم طبقه ی کارگر تنها به نیروی خودش می تواند آزاد بشود . سرمایه داری و حافظان سرمایه هیچ موقع اجازه ی متشکل شدن و تشکل یابی به طبقه ی کارگر نمی دهند. طبقه ی کارگر تنها و تنها باید به نیروی خودش آزاد بشود . تنها باید خودشان باشند که پیش قدم ایجاد تشکل ها و اتحادیه و شورای کارگر ی باشند.
-در دهه ی 60 اتحادیه ی صنعت گران سنندج بوده . به دلایل مختلفی که همه می دانند تقریبا این اتحادیه الان موجود نیست. آیا به نظر شما یک همچین اتحادیه ای یک همچین تشکلی که به وسیله ی خود کارگران تشکیل می شود الان تشکیل بشود وظیفه ی فعالین کارگر ی خارج از آن اتحادیه و آن تشکل چیست ؟ باید چه مناسباتی را برقرار بکنند با کارگران حاضر و عضو همچین تشکلی ؟ یعنی اگر یک جایی یک عده ای از کارگران یک تشکلی ایجاد کردند شما به عنوان یک فعال کارگری که کارگر آن کارخانه یا آن صنف نیستی چه وظیفه ای دارید؟ چه ارتباطی باید با آنها داشته باشید؟ چه کاری باید انجام دهید ؟
- من با اتحادیه صنعت گران آشنایی زیادی ندارم. ولی وظیفه ی هر فعال کارگری این است که هر تشکلی مثل آن اتحادیه صنعت گران که تشکیل شد بیاید و آن ها را در قالب فعالیت علنی راهنمایی کند و کمک کند به آنها برای ایجاد تشکل شان ، کمک کند تا آنها تشکلشان ایجاد بشود و تا هر حدی که می تواند با آن تشکل کار کند تا آن تشکل در راستای منافع طبقه ی کارگر قدم بردارد . به نظر من کمک به ایجاد تشکل ها وظیفه ی هر فعال کارگری و کمیته ی هماهنگی است . هر چند تا تشکل که ایجاد بشود به نفع طبقه ی کارگر است. چون این تشکل ها نهایتا همدیگر را تکمیل می کنند و به اتحادیه و جنبش عظیم طبقه ی کارگر تبدیل می شوند .
-حتی اگر روش هایتان متفاوت باشد؟ یعنی مثلا اتحادیه هایی یا تشکل هایی ایجاد شده است ولی روش ها و شیوه های عملشان و دیدگاه هایشان رویکردشان با شما متفاوت باشند آیا در این شرایط هم به آنها کمک می کنید ؟
- نه نه ! هر تشکلی که دیدگاهش روش اش هدفش با منافع طبقه ی کارگر همسو نباشد ما کمکش نمی کنیم ...
-یعنی آن تشکل بایددر راستای اهداف طبقه ی کارگر باشد ؟ اگر شما فعالیتی می کنید کمک در این جهت باشد. مثلا یک تشکلی که کلا بنا بر خواسته ی دولت و کارفرما تشکیل می شود تشریفاتی است و ما کار خیلی جدی با این گونه تشکلات نداریم مگر اینکه بتوانیم تاثیر بگذاریم روی آدم ها . یک مقدار باز کنید منظورتان را.
- آن تشکل ها و اتحادیه ها که می خواهند در چهارچوب همان وضعیت بیایند ایجاد تشکل بکنند دست به سمت دولت ها و حکومت ها دراز کنند که در آن چهارچوب خواست و مطالباتشان را محقق کنند من آن تشکل را یک تشکل سازش کارانه می دانم. اصلا آن تشکل مستقل نیست و روی پای خودش نایستاده و به سمت منافع طبقه ی کارگر هم نرفته .
-یعنی اگر تشکلی منافع طبقه ی کارگر را پیگیری بکند و مستقل از حکومت ها باشد شما به آنها کمک می کنید ؟
- من گفتم وظیفه ی هر فعال کارگری این است که در راستای منافع طبقه ی کارگر هر تشکلی بخواهد ایجاد بشود به آن تشکل کمک کند . تشکل های رفرمیستی و تشکل هایی که بخواهند در همان وضعیت و چهارچوب ، خودشان را خلاصه کنند من آنها را قبول ندارم .
-آقای غالب حسینی تاثیر این اعتقاداتی که به منافع طبقه ی کارگر دارید ، این رنجی که شما به طور شخصی در زندگی کشیدید ولی می گویید که برای بقیه هم طبقه ای هایتان هم باید تلاش بکنید از لحاظ اخلاق و رفتار شخصی و برخورد های شخصی تان در محیط خانوادگی با فرزندانتان و همسرتان و در محیط کار و رفت و آمدهایی که دارید با دوستان چه تغییری در شما ایجاد کرده ؟ شما باور دارید که باید به چه شکل باشد رفتارتان ؟
- من باور دارم که اگر انسان نتواند در محیط کار و در محیط خانواده اش تاثیر اساسی بگذارد و نتواند آن برابری که برای جامعه ی می خواهد در دور و بر خودش در محیط کار و خانواده اش انجام بدهد نمی تواند خودش را یک فعال کارگری و یک انسان برابری طلب تلقی کند . من معتقدم که هر کسی در این راستا بخواهد قدم بگذارد اول باید خودش را بسازد اول باید به خانواده ی خودش آزادی بدهد، باید در خانواده آزادی و برابری را رعایت کند و همچنین در محیط کارش . مثلا یک فعال کارگری را ببیند که کسی بیکار است و می تواند برایش کاری انجام بدهد اگر انجام ندهد هر چند اگر به ضرر خودش هم از نظر مادی و معنوی تمام بشود کار برایش انجام ندهد او یک فعال کارگری نیست از نظر من . فعال کارگری را کسی می دانم که دغدغه ی این را داشته باشد که چرا باید بغل دستی اش بیکار باشد و این بی تفاوت باشد . حداقل اگر نتواند برایش کاری انجام بدهد باید بتواند او را به حقوق خودش آگاه کند .
-آقای سید غالب حسینی در میان فعالین کارگری شهر سنندج شخصی هست به نام سید خالد حسینی که برادر شما هم هستند رابطه ی برادری شما چگونه است ؟ چه گونه ارتباطی با هم دارید ؟ آیا دوستانه و رفیقانه است یا آیا با هم همکاری دارید حرف همدیگر را می شنوید با هم مشورت می کنید ؟
- ما سال هاست با هم رفیقیم . یعنی قبل از اینکه تا این حد ، فعال کارگری هم بشویم با هم رفیق بودیم ولی حالا که هر دو نفرمان در یک کمیته - کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - فعالیت می کنیم بیشتر به هم نزدیک شدیم . اگر قبلا اختلاف کوچکی هر چند کمرنگ بوده ،ولی باعث می شده که یکی دو روز همدیگر را نبینیم ولی الان نمی شود .دیگر وضعیت جور دیگری است الان باید با هم مشورت کنیم باید با هم آن چیزهایی که در مورد کمیته در مورد فعالیت کارگری باید با هم انجام بدهیم باید به مشورت بگذاریم و تبادل نظر کنیم . از این رو ما با هم دوستیم . مثل یک هم فکر ،مثل یک هم طبقه ای ،مثل یک کسی که در یک صف قرار گرفته .
-با توجه به این که شما سن تان کمتر از سید خالد است آیا این مساله تاثیری دارد در مشورت ها و صحبت هایتان؟ آیا شما ناچار شدید به خاطر این مسئله پیروی کنید از ایشان ؟
- من ناچار نمی شوم پیروی کنم حقیقتا. اما ناچار می شوم گاهی روی آن چیزهایی که خیلی به مذاق او خوش نمی آید متمرکز نشوم .
-خیلی ممنون ! در صحبت های مختلفی که با شما داشتیم به دوره های مختلفی از زندان بودنتان اشاره کردید و اینکه در آخرین باری هم که زندان بودید در زمان آزادی با استقبال هم طبقه ای ها کارگرها و فعالین کارگری و حتی اعضای خانواده هایشان در سنندج مواجه شدید . گویا شما یک سخنرانی هم در جمع کسانی که برای استقبال از آزادی شما گرد هم آمدند داشته اید . ما همین جا از شما قول می گیریم که متن این سخنرانی را در اختیار ما قرار بدید تا در اختیار خوانندگان قرار بدهیم (در انتهای این مصاحبه به صورت پیوست امده است * )
ما سوال دیگری نداریم شما در آخر اگر جمله ای شعری حالا به کردی یا فارسی در ارتباط با باورهایتان دارید بگویید که مصاحبه را با این جمله شما تمام کنیم .
- من در آخر می خواهم بگویم اگر طبقه ی کارگر اگر نتواند متحد بشود و اگر نتواند آن صف بندی ها را مشخص بکند و نتواند انسجام پیدا بکند ، چند دستگی را کنار بگذارد طبقه ی موفقی نخواهد بود . من میخواهم بگویم طبقه ی کارگر باید در راستای منافع طبقاتی خود قدم بردارد و اتحاد داشته باشد.
در آخر شعری را می خوانم که کردی بوده است ولی من فارسی اش را می خوانم .این شعر را در سخنرانی بعد از آزادی ام نیز بای دوستان خواندم.این قطعه در همین رابطه است که چرا طبقه ی کارگر دست در دست یکدیگر نگذاشته اند و ...
" من نمی دانم محرومان در این جهان چگونه زندگی می کنند؟!
نمی دانم چرا تا به حال قیام نکرده اند ؟!
نمی دانم چرا دست ها را به دست هم و لگد ها را به هم نچسبانده اند و لگدی محکم به این دنیای وارونه نزده اند !
بگذار این جهان نابود شود !
بگذار اثری از آن باقی نماند !
محرومان دنیای دیگری را خواهند ساخت ،
دنیایی که دیگر بی عدالتی ، فقر و فلاکت و ستم و بیکاری در آن وجود نداشته باشد
دنیایی که آزاد و برابر باشد
که در آن همه ی انسان ها بتوانند همچون انسان زندگی کنند ... "
پایان مصاحبه - عسگری – ملکی اسفند 1389
................................................................... ( پیوست در ادامه آمده است )
*پیوست : بخشی از متن سخنرانی غالب حسینی ، دقایقی بعد از آزادی اش ، که در جمع استقبال کنندگان ایراد کرده است:
دوستان خوش آمدید!
بعد از مدتی دوری از شما عزیزان خوشحالم که امروز خودم را در جمع شما دوستان می بینم. همچنان که اطلاع دارید من روز 11-اردیبهشت روز جهانی کارگر دستگیر و زندانی شدم . روزی که طبقه کارگر در سراسر دنیا دست از کار می کشند کارخانه و مراکز کار را تعطیل و به خیابان ها می آیند تا این روز را گرامی دارند و کینه و نفرت خود را از وضع موجود و مناسبات بی رحمانه ی سرمایه داری نشان دهند .
بله من در این روز دستگیر و زندانی شدم ! اگر گرفتن ، شلاق زدن و زندانی کردن و حتی مردن هم برای دفاع از حقوق انسانها و دفاع از یک آرمان انسانی است اگر برای از بین بردن فقر و فلاکت و بیکاری و گرسنگی و عدم امنیت شغلی و استثمار و ستم است و اگر برای ساختن یک دنیای عاری از استثمار و ستم است و رهایی همه انسانها از نابرابری و رسیدن به دنیایی لبریز از عشق ورزیدن به انسان است ، گرفتنش برای ما بهتر از آن وضع فلاکت باری است که طبقه کارگر در آن به سر می برد زندانش هزار بار بهتر از آن قصر و بارگاهی است که استثمار گران زالو صفت در آن بسر می برند و شلاقش را هم همچون حلقه های گل به گردن می آویزیم اگر تمام نیازمندیهای جامعه با عرق و خون طبقه ما تولید می شود اما این طبقه کارگر است که همیشه نیازمند و محتاج است. دوستان نزدیک به 125 سال پیش کارگران در شیکاگوی آمریکا برای مطالبات و خواسته های بر حق خود به خیابان آمدند و دست به اعتراض زدند در نتیجه این اعتراضات پلیس آمریکا وحشیانه به صفوف کارگران حمله برد و در این میان جمعی از کارگران جان باختند و تعدادی زخمی و نیز جمعی دستگیر و بعدها چند نفر از کارگران معترض اعدام شدند . از آن زمان تا به امروز طبقه کارگر روزی نبوده دچار هزاران مشکلات نشده باشد . روزی نیست که کارگران در گوشه و کنار دنیا با بی حقوقی و پایمال شدن حقوق انسانیشان روبرو نشوند و به وضع نابرابر اعتراض نکنند روزی نیست که کارگران به صورت جمعی و فردی زیر خروارها سنگ و گل دفن نشوند .
دوستان این اساسا عمق نابرابری جامعه سرمایه داری است و دوستان شماها پیشروان و پیش قراولان طبقه کارگر و ستاره درخشان آسمان محرومانید ...
من نمی دانم محرومان در این جهان چگونه زندگی می کنند؟! . . .

شش نظرسنجی و گزارشی به جنبش (1)
مهران.ع و همکاران
( بخش اول- مصاحبه های یک تا سه )


مقدمه : در شش نظر سنجی که در پی ( در دو قسمت و هر قسمت حاوی سه مصاحبه ) می‌آید با کارگران در محیط‌های کارگری گوناگون با شرایط نسبتن مختلف اما در بیشتر مواقع با پاسخ های نسبتن یکسانی در مورد فاکتورهایی بنیادین در جنبش کارگری، به گفت و گو نشسته ایم. تمامی این کارگاه‌ها در شهر رشت و یا در اطراف آن هستند. هنگامی که نتایج این نظر سنجی را پیش از انتشار به چند فعال کارگری در شهرهای دیگر به ویژه تهران نشان دادیم، اظهار داشتند بسیاری از واقعیت‌های مطرح شده در این نظر سنجی‌ها با کمی اختلاف شبیه به اوضاع کارگران و کارگاه‌های محل کار آنها در جاهای دیگر کشور است. این گزارش از واقعیت می‌تواند پایه و نقطه عزیمتی باشد برای هرگونه تحلیل از وضعیت معیشتی-اقتصادی کارگران، سطح آگاهی و سطح مبارزات طبقاتی آنان . در اینجا ما به ارائه‌ی تحلیل خود از این موارد نمی‌پردازیم. به باور ما پاسخ های داده شده به پرسش ها خود به زبانی صریح سخن می‌گویند و می‌توانند سطح آگاهی و مبارزه را در میان بخشی از کارگران بازتاب دهند. این پاسخ‌ها باید برای ما کمکی باشد تا بر این اساس به ارائه‌ی تحلیلی واقعی از شرایط موجود در طبقه‌ی کارگر دست یابیم و بتوانیم مبتنی بر آن راهکارهای خود، سبکِ کار و بایدها و نبایدهایمان را هر چه عینی‌تر و دقیق‌تر تعریف و برنامه‌ریزی کنیم.
در پرسش‌ها تقریبن از همه چیز سوال شده است : وضعیت اقتصادی کارخانه، سطح دستمزد، وضعیت بیمه، ساعات کاری، مرخصی ها، رضایت یا عدم رضایت کارگران، امنیت شغلی، نوع استخدام‌ها (رسمی، قراردادی، شرکت‌های پیمانکاری و ... )، ارتباط کارگران با یکدیگر و با دیگر بخش‌های کارگری، چگونگی عکس العمل کارگران به مطالبات جاری یا معوقه شان، میزان آگاهی از نحوه‌ی تعیین سالانه دستمزد، میزان آگاهی از وجود شورایعالی کار و آگاهی از ماهیت آن، موضع کارگران درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری در سال 88، سطح آگاهی از طرح حذف یارانه‌ها، ارتباط و تاثیرگذاری تشکل‌های فعالین کارگری، رسانه‌هایی که کارگران بیش از بقیه رسانه‌ها تماشا می‌کنند ( و در نتیجه از آنان بیشتر تاثیر می‌گیرند)، دانش کارگران و عمل‌شان درباره‌ی روز جهانی کارگر، میزان ِآگاهی آنان از قطعنامه‌های سراسری سالیان اخیر، سطح اطلاع از مسائل بین المللی کارگران، دیدِ کارگران درباره‌ی تشکل کارگری، تشکل‌های موجود در محیط کارشان، میزان اتحاد و یا اصولن درک لزوم اتحاد، ترکیب سنی، ترکیب جنسیتی، فاصله ی نسلی و میزان آگاهی کارگرانِ جوان از تجارب پیشین و ...

ملاحظه می‌شود که با خواندن پاسخ‌های داده شده به این پرسش‌ها تقریبن می‌توان – در حد جامعه‌ی آماری مخاطب این پروژه تا حدی به وضعیت معیشتی- اقتصادی کارگران و سطح آگاهی و سطح مبارزه‌ی طبقاتی آنان آشنا شد. باید البته تصریح کرد در بسیاری از کارخانه‌ها و یا محیط‌های کاریِ مورد بررسی در این نظر سنجی، کارگران (مطابق گفته های پاسخ دهندگان) به نسبت، از وضعیت خود در مقایسه با دیگر کارگران راضی‌تر بوده اند.
این نکته را هم باید افزود که مصاحبه شوندگان، اگر خود، فعال کارگری نبوده‌اند اما دست کم دوستی و آشنایی و ارتباطی نسبتن مداوم با فعالان کارگری و یا حداقل یکی از تشکل‌های فعالین کارگری داشته‌اند.
ادامه‌ی این گونه نظرسنجی‌ها توسط دوستان دیگر می‌تواند ما را در تدقیق تحلیل هایمان یاری رساند. سوال‌ها در یک کار ِگروهی و غالبن در پاییز 89، توسط تنی چند ازدوستان و یا اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری طرح و پرسیده شده است. و از میان دوستانی که این کار مشترک را به کمک یکدیگر پیش برده ایم ، اینجانب ویراستاری نهایی و افزودن این مقدمه را انجام داده‌ام. با سپاس از همه‌ی این دوستان و با سپاس از مصاحبه شوندگان برای فرصتی که به ما داده‌اند.به دلیل طولانی بودن متن نهایی ِ شش مصاحبه و برای سهولت در انتشار ، مصاحبه ها را در دو قسمت ، که هر قسمت شامل سه مصاحبه است منتشر می کنیم.

مهران.ع و همکاران - اسفند 89
........................................................................
1- کارخانه سبحان
اسم کارخانه‌تان چیست؟ لطفن درباره¬ی وضعیت کنونی آن توضیح دهید.
- اسم کارخانه داروسازی سبحان است که حدود 370-350 کارگر و مهندس و کارمند دارد. یک تعداد کمی هم در دفتر تهران مستقر هستند. کارخانه قبلن تحتِ پوشش بنیاد 15 خرداد بوده اما اخیرن قبل از عید چون تعدادی به عنوان نمایندگی رهبریت آمده¬اند احتمالن الآن باید تحت پوشش رهبری باشد. اوایل فروردین هم حقوق‌ها را قدری اضافه کردند حدود60-50 هزار تومان. در این کارخانه اغلب کارگر‌های قدیمی بودند که بعدن بیشترشان با 25 سال سابقه بازنشست شدند و رفتند بیرون و فرزندانشان با پرداخت 5 میلیون تومان از سنوات در کارخانه به صورت قراردادی استخدام شدند. یعنی همان شرایطی که پدرشان داشته را دارند اما از نظر حقوق حداقل دستمزد را دریافت می کنند. بیشتر پرسنلِ کارخانه را الآن نیروهای جوان تشکیل می‌دهند. اغلب حقوق کارگرها دو روز قبل از پایانِ ماه بدست‌شان می‌رسد و سالی 7 الی 8 مورد هم مزایای مختلفی حدود 80 هزار تومان می‌دهند. سالی چند بار هم اضافهِ تولید کارخانه را بین کارگرها پخش می کنند. حدود 20 نفر کارگرهای پیمان‌کار اند که در بخشِ بسته‌بندی یعنی جایی که داروها را بسته‌بندی می‌کنند کار می‌کنند.
- وضعیت بیمه چطور است؟
- همه بیمه هستند.
- نوع استخدام چیست، آیا همه استخدامی اند؟
- همه نه ولی الآن شرکت نیروهایی که می‌گیرد به صورت قراردادِ سالیانه است. قدیمی ها که رفتند بیرون با فرزندان‌شان قرارداد می‌بندند. ولی وقتی نیروهای متخصص می گیرند اغلب به صورت قرارداد سالیانه است.
- آیا الآن مطالبه مشخصی که کارگرها دنبالش باشند وجود دارد؟
- نه مطالبه مشخصی ندارند.
- حقوق عقب مانده‌ای ، مسئله ای......
نه همه چیز عالی است. شرکت همه چیز را می دهد. از لحاظ کاری کارخانه دارد کار می کند و تولید هم دارد.
- آیا تشکل کارگری در کارخانه وجود دارد؟
- قبلا به صورت نماینده‌ی کارگرها وجود داشت یعنی شورا بوده. بعد با مدیریت جدید، آن شورا استعفا داد. حتی به یکی که بیخ دماغ‌شان بود و از حزب‌الهی¬های قدیمی بود پول هنگفتی داده شد که آن شخص هم رفت بیرون. او هر وقت دلش می‌خواست کارگران را جمع می‌کرد اما هر وقت هم که منافع به نفعِ خودش می‌چرخید کاری به چیزی نداشت.
- کارگرها لزوم و ضرورت تشکیل تشکل را قبول دارند؟
- حتی نماینده‌ی اداره‌ی کار هم آمد برای تشکیلِ شورای اسلامی ولی نصفِ کارگران هم حاضر نشدند که رای بدهند که آیا شورایِ کارگری می‌خواهند یا نه؟
- آیا تشکل بهتری می‌خواستند یا نه؟
- نماینده‌ی کارگران از قول مدیریتِ شرکت گفته بود که شما هر خواسته‌ای دارید به شما می‌دهم، آن پولی که شما می‌خواهید من به شما می‌دهم و خودش شروع کرد و چند نفر را به عنوان نماینده دست‌چین کرد. بین سرپرست‌ها و کارگرهایی که بالاخره می دانست حرف‌هایش را رد نمی‌کنند. آنها را به عنوان نماینده‌ی کارگران که از نظر اداره کار هم قانونی بوده، انتخاب کرد. ولی الآن به آنها هم وقعی نمی‌گذارد.
- شاید اگر به شورای اسلامی رای ندادند دنبال شورای دیگری بوده‌اند؟
- نه دنبال چنین چیزهایی نیستند.
- آیا همکاران شما از تشکل‌هایی مثل کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری، اتحادیه آزاد، کانون مدافعان و شورای همکاری چیزی شنیده‌اند؟
- نه متاسفانه. چیزی که الآن در بخش‌های کارگری خودمان اغلب درباره¬اش سوال می کنیم یا صحبت می¬شود فوتبال است. از هر چیز دیگری به عنوان شورا و اتحادیه و نماینده و ... اطلاعی ندارند چون مواردی هم دیده نشد. ولی خوب با توجه به این، نسبت به 8-7 سال پیش که وضع جامعه تغییر کرده و کارخانه هم کاملا سکوت بود و کسی حتا از دوست وهمکار حرفی نمی زد، الآن بعد از انتخابات مثلاً سر میزِ ناهار کارگرها هم بحث خودشان را در ارتباط با اوضاعِ جامعه دارند.
- آیا کارگران کارخانه‌ی شما با کارگرانِ دیگر ارتباط دارند؟
- فقط به صورت فامیلی و دوستی.
- آیا کارگران از دو تا قطعنامه کارگری 89 و 88 خبر دارند؟
- خبری ندارند. گاهی از سرپرست‌هایشان می‌پرسم مثلن کارگرهای شما در در چه حد ‌اند؟ در جواب می‌گویند از همه چیز بی¬خبرند.
- آیا از اول ماه مه روز جهانی کارگر آگاهی دارند؟
- کارخانه را تعطیل می‌کنند و کارفرما یک پولی هم به آنها می‌دهد به عنوان اول ماه مه. ولی دیگر کسی خبری از چیزی ندارد.
- آیا از اتفاقات کارگری که در سطح جهان اتفاق می‌افتد کارگرهای شما باخبر می شوند؟
- تا جایی که من خبر دارم نه اصلن. به جز فوتبال دغدغه‌ی دیگری ندارند. یعنی اصلن اخبار جهانی را پیگیری نمی‌کنند.
- آیا دستمزدی که می‌گیرند حداقل حقوقِ وزارتِ کار است یا بیشتر؟
- کارگرهای قدیمی که بیشتر از حداقل دستمزد می‌گیرند. کارگرهای جدید هم حداقل دستمزد به اضافه مزایایی که شامل سود کارخانه است. مثلن امروز فیش این دفعه را که دادند به هر کارگر برای سه ماه تابستان حدود 150-160 هزار تومان می‌رسد.
- خوب متوسطِ حقوق ماهیانه چقدر می‌شود؟
- حدود 400 هزار تومان.
- شخص شما تا حالا راهنمایی کرده‌اید که حرکتی ایجاد کنید، بحثی را راه بیندازید، احتمالن اعتراضی را سازماندهی کنید، یا هر کار دیگری انجام دهید؟
- نه تا حالا نه.
- کسی دیگری این کار را کرده؟
- نه.
- سالانه حداقل دستمزد را شورای عالی کار تعیین می‌کند کارگرها اصلن این را می‌دانند؟
- می‌دانند که بعد از عید، حالا شاید به عنوان شورای عالی کار ندانند، ولی می‌دانند که دولت حقوق را زیاد می‌کند.
- آیا می‌دانند که جلسه با چه ماهیت یا جریانی تشکیل می‌شود ؟ و چه کسانی می‌نشینند و برای‌شان تصمیم می‌گیرند ؟
- نه. مخصوصا نسل جدید¬ی هم که تازه شروع به کار کرده‌اند، چیزی در این باره نمی دانند.
- اصلن می‌دانند که می‌توانند در برابرِ چنین چیزی یعنی افزایش دستمزد خودشان هم تاثیرگذار باشند؟ چه نقشی ایفا کنند؟ یا فقط منتظر می‌نشینند که ببینند چه می‌شود؟
- من فکر نمی‌کنم که اعتقادی داشته باشند به این که می‌توانند تاثیرگذار باشند.
- تا حالا درباره‌ی طرحِ هدفمند کردن یارانه ها بحث کرده‌اند؟
- اغلب فرم را پر کرده¬اند. مثلا می‌گویند من شدم گروه 3 و آن فرد هم که نماینده‌ی مجلس است هم گروه 3 هست. در کل دیگر اعتقادی به این قضیه ندارند.
- آیا می‌دانند که طرح هدفمند کردنِ یارانه‌ها، یعنی همان حذف کردنِ بخشی از سوبسید؟
- بله. اما هنوز برای‌شان ملموس نیست که این قضیه چه فاجعه‌ای را موجب می‌شود.
- یعنی درک می‌کنند که این به اصطلاح طرح، کلاهبرداری است؟
- خوب در جامعه هستند و این احساس را دارند که وضع بدتر می‌شود.
- همکاران شما درباره¬ی اعتراضاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری اتفاق افتاد، سوای رنگ و بوی حاکم بر آن ، به طورِ کلی چه‌طور فکر می‌کردند ؟
- آن‌هایی که با سیستم بودند با احمدی‌نژاد بودند و او را به نحوی تایید می‌کردند. ولی اکثرن با هیچ جریانی نبودند. یعنی بی‌موضع بودند. یعنی نه این‌ور نه آن‌ور و سرِشان به کارِ خودشان بود. تحلیلی هم نداشتند که مثلن بفهمند این دعواها دعواهای ما نیست. موضعی نداشتند اصلن عنوان نمی‌شد. بحث نبوده. ولی جریان کارگری در کارخانه‌ی ما طوری است که کارگرها حتا نسبت به خودشان هم اعتماد ندارند. مثلاً در یک بخش 5 نفری اگر حقوق یک کارگری زیاد شود آن جمع می‌افتند به جان یکدیگر. یعنی حرف‌هایشان و ارتباط‌شان با هم صمیمانه نیست که حرف‌هایشان را به هم بگویند. شاید در حد خیلی خصوصی وجود داشته باشد. مگر در همان چند روزی که جو یک مقداری باز بود. بعد از آن حتی بین روشنفکرها که بچه‌های تحصیلکرده، لیسانس و فوق لیسانس و دکتر و اینها هستند هم ، دیگر آن بحث‌ها فراموش شده است.
- یعنی بین کارگرها در این دوره اتفاق خاص نیفتاد؟
- نه.
- بین کارگرهایی که با شما هم‌کارند کدام رسانه بیشتر طرفدار دارد: VOA, BBC ، جمهوری اسلامی، فارسی وان، کومله، کارگر تی وی........ . شما چه برداشت می‌کنید؟
- آنها چیزی عنوان نمی‌کنند. نمی‌دانم. در سطحِ تحصیلکرده‌ها که حقوق و مزایای زیادی دریافت می‌کنند چیزهایی هست. مثلن اول جنبش سبزی بودند. الان دیگر کنار کشیدند. رسانه هم VOA را همین گروه می‌بینند. بخش‌های کارگری عنوان نمی‌کنند.
- به طور واضح می‌توانید تحلیل بکنید که از بین موسوی، خاتمی و رفسنجانی و کروبی کارگرها برای کدام یک ارجحیت خاصی قائل می‌شوند؟ یا احمدی نژاد را می‌پذیرند؟ البته ممکن است بعضی‌ها هم اصلن موضعی نداشته باشند. به طور عمومی نسبت به این چهار پنج نفری که نام بُردم می‌توانید نظری بدهید؟
- نسبت به آن چهار پنج نفر نه ، اما احمدی نژاد را مسخره می‌کنند.
- احمدی نژاد را مسخره می‌کنند یعنی این‌که یکی از آن‌های دیگر را قبول دارند؟
- نه.
- آیا اعضای کمیته هماهنگی یا تشکل‌های دیگر با کارگرهای کارخانه‌ی شما ارتباطی دارند که آنها را نسبت به مطالبات و حقوق‌شان آگاه کنند ؟
- من هستم که باید این مسائل را بِبَرم در کارخانه اما موقعیت‌اش را ندیدم.
- ترکیبی که گقتید بیشتر جوان‌اند، از لحاظ جنسیتی چه‌طور؟
- بیشتر مرد هستند. در بخش‌های تولیدی مرد هستند. در قسمت‌های بسته‌بندی و اداری خانم‌اند.
- ساعاتِ کار چه‌طور؟
- از 7 صبح تا 3:45 پنجشنبه‌ها هم تعطیل است.
- اضافه کار چه‌طور؟
- اضافه کار قطع شده. مگر در بعضی بخش‌ها
- وقتی اضافه کار قطع شد کارگرها ناراضی نبودند؟ یعنی همین دستمزد برایشان کافی بود؟
- بعضی‌ها ناراضی بودند اما اعتراضی نشد. در بعضی قسمت‌ها هم راضی بودند مثلن خانم‌ها. بیمه هم کامل پرداخت می شود.

----------------------------------------------------------------------

2-کارخانه داروسازی گیلارانکو
- اسم کارخانه؟
- داروسازی گیلارانکو که مالکیت آن خصوصی است.
- وضعیت بیمه‌ی کارگران چه‌طور است؟
- همه بیمه‌اند.
- وضعیت استخدامی چه‌طور است؟
- قراردادی‌اند. به جز چند نفر که قدیمی‌اند. چون تعداد پرسنل‌اش کم است. جز چند نفر بقیه قراردادی‌اند.
- چه تعداد کارگر دارد؟
47 تا.
متوسط حقوق ماهیانه چقدر است؟
- از 350000 به بالا.
- ترکیب جنسیتی چه‌طور است؟
- هم آقا هست، هم خانم . در قسمت بسته بندی و اداری چند خانم هست اما بیشترشان آقا هستند
- وضعیت کارخانه از نظر مالی چه‌طور است؟ درحال تولید؟یا ورشکستگی؟
- نه، وضعیت خوب است.
- ساعت کاری چه‌طور است؟
- 7 تا 4:30 و 44 ساعت در هفته پنج شنبه‌ها هم تعطیل است.
- آیا علاوه بر حقوق مزایا هم می‌دهند؟
- این اعدادی که گفته شد با مزایاست.
- مرخصی چه‌طور است؟
- خیلی کم
- آیا مطالبه‌ی معوقه یا درخواستی در حال حاضر وجود دارد؟
- اعتراضی که نه. اخیرن بعد از عید که حقوق این قدر زیاد شد. ولی کارگرها اعتقاد داشتند که باید بیشتر از این‌ها می‌شد چون تورم خیلی زیاد است. 303 تومن خیلی کم است .
- به چه نحوی اعتراض کردند؟
- آمدند بالا در قسمت اداری با مدیر مالی صحبت کردند، او هم گفت دست من نیست باز هم به ما اعلام می‌کنند.
- بعد داستان این جا تمام شد؟
- نه بعد از هر حقوقی که دوم هر ماه واریز می‌شود در کارخانه‌ی ما یک سری مسائل پیش می‌آید که چرا حقوق‌ها این‌قدر کم است. مخصوصا آنهایی که در قسمت تولید هستند. البته در حد صحبت درباره¬ی¬ این مسائل هست.
- تشکل یا انجمن صنفی در کارخانه دارید؟
- فقط نماینده‌ی کارگرها
- یعنی کارگرها از این وضعیت راضی‌اند؟
- فردی که نماینده هست کارگرها خیلی قبولش دارند. خیلی آدم آرامی است اما بجایش حرف‌هایش را هم می‌زند. هر قضیه کوچکی که در تولید پیش می‌آید از ماسک یکبار مصرف گرفته تا تعطیلی یا اضافه‌کاری با مدیر کارخانه صحبت می‌کند.
- حق کارگر را می‌گیرد؟
- بله در بیشتر موارد.
- یعنی کارگرها به یک چیزی مثل تشکل اصلن فکر کرده‌اند یا چیزی درباره اش شنیده‌اند؟
- من در جریان نیستم و چیزی نشنیده‌ام.
- شرکت پیمانکاری در کارخانه ندارید؟
- نه.
- ارتباطی با کارگرهای کارخانه های دیگر دارید؟
- بله ، مثلا با سبحان، بهورزان و داروسازی های دیگر
- برای چه ارتباط دارند؟ فامیلی؟
- ارتباط کاری . چون کارخانه‌ی داروسازیِ کوچکی است خیلی از پرسنل باتجربه سبحان آمده¬اند در کارخانه و الآن خیلی از کارها را انجام می‌دهند ولی در مورد بخش کارگری من اطلاع ندارم.
- درباره کمیته هماهنگی چیزی می دانند؟
- یکبار سرهمین قضیه اول ماه مه که بعد با دخالت پلیس خیلی شلوغ شد بود شاید اسمش را شنیده باشند و نسبت به آن انگیزه یا احساسی داشته باشند.
- اول ماه مه اصلن برگزار می شود؟ هست؟ نیست؟
- اول ماه مه تعطیل است و مثل کارخانه‌ی سبحان پولی هم می‌دهند.
- آیا کارگرهای شما از قطعنامه 89-88 جنبش های کارگری خبر دارند؟
- فکر می‌کنم خبر ندارند.
- از اخبار جهانی مربوط به کارگرها با خبر هستند؟
- تعداد کسانی که VOA,BBC نگاه می‌کنند زیاد است.
- شما خودت هیچوقت سعی کردی چیزی را پیش ببری ؟ حرکتی راه بیندازی حرفی ، اعتراضی؟
- چون تازه به این کارخانه رفته‌ام نه . فقط در این حد که صحبت کنیم بیشتر متوجه شوم آنها چه‌طوری فکر می‌کنند. تا همین حد است. یا در مورد مسائلِ روز صحبت می کنیم که کلن باید اعتماد ایجاد کنم چون من همه‌اش 8 ماه است که آنجا هستم.
- آیا می‌دانند اسفند ماه توسط شورای عالی کار افزایش دستمزد اتفاق می افتد؟
- گفتم که آن موقع که 303 تومان اعلام شد اعتراض‌شان در چه حد بود، فکر می کردند که قسمت مالی کارخانه می‌تواند کاری برایشان بکند نمی‌دانستند که قضیه دست کیست.
- درباره‌ی هدفمند کردن یارانه ها اصلن بحثی بین‌شان هست؟
- چرا بیشترشان می‌دانند مثلن موقعِ ناهار یا صبحانه درمورد آن صحبت می‌کنند، می دانند که جریانش چیست و چه اجحافی دارد در حقشان می‌شود.
- درباره‌ی اعتراضاتِ انتخابات و آدم‌های درونِ حکومت احمدی نژاد چه نظراتی دارند؟
- خیلی هایشان از احمدی نژاد در بخش کارگری متنفرند و مسائل مربوط به او را هم دنبال می‌کنند. چه در تلویزیونِ ایران و چه در BBC,VOA . و خیلی‌ها هم فکر می کنند اگر موسوی می‌آمد برای‌شان بهتر بود. یعنی به این باور رسیده‌اند که احمدی نژاد به عنوان یک فرد، چهره‌ی ایران را در بین رسانه‌هایی مثل bbc و voa خراب می‌کند.
- تشکل‌هایی مثل کمیته هماهنگی ، کمیته پیگیری و ... در کارخانه‌ی شما برای تشکل یابی تاثیری داشته؟
- نه.
- وضعیت قراردادها چه‌طور است؟
- قراردادها بستگی به خودِ فردی دارد که قرار است بیاید. بستگی به مُعرف دارد. ممکن است 3 ماهه ، 6 ماهه ، 11 ماهه و یک ساله باشد.
- قراردادِ سفید امضا یا یک ماهه چه‌طور؟ دارید؟
- نه نداریم.
- آیا به حقوق 400 هزار تومان هم معترض‌اند؟
- مدیر مالی کارخانه همیشه می‌گوید کدام کارخانه این‌طوری سرِ وقت حقوق می‌دهد؟ اینجا را با جاهای دیگر مقایسه کنید. باید راضی باشید.
................................................................................................................................
3- کارخانه پارس خزر

- اسم کارخانه‌تان؟
- شرکت صنعتی پارس خزر
- کارخانه‌ی شما جزو کارخانه‌های خصوصی است یا غیر دولتی است یا...؟
- نیمه خصوصی است. سهام دار‌یِ خاص هست. یعنی کارگران هم سهام دارند.
- وضعیت بیمه در کارخانه‌ی شما به چه شکلی است؟
- کسانی که با خود ِکارخانه قرار داد می‌بندند بیمه می‌شوند، البته بعد از مدت 45 روز . شرکتی‌ها هم بستگی به شرکت خدماتی مربوطه دارد.
- نوع بیمه؟
- تامین اجتماعی. تکمیلی هم داریم.
- نوع استخدام؟
- قراردادی است. مثلن برای خودِ من اول یک ماهه بود ، بعد سه ماهه و بعد شش ماهه. الآن قراردادم یک ساله است. حدود 20 سال است که استخدام نمی‌کنند.
- ولی کارگرِ استخدامی در شرکت دارید؟
- بله. کسانی که از قبل از آن استخدام شده‌اند.
- تعداد کارگرانِ کارخانه چند نفر است؟
- حدود 500 نفر.
- ترکیب جنسیتی چه‌طور است؟
- حدود 200 نفر خانم‌اند. در اکثر قسمت‌ها بیشتر مرد ‌اند خصوصا در بخش‌های فنی که همه مرد اند اما در قسمت مونتاژ خانم‌ها بیشترند.
- حداقل میزان تحصیلات برای کارگران شرکت چیست؟
- دیپلم.
- آیا در کارخانه‌ی شما استانداردهای ایمنی‌ِ کار رعایت می‌شود؟ تا چه حد؟
- بله. تمام اقلام ایمنی را رعایت می‌کنند. هم به خاطر گواهی‌هایی مثل ISO و هم این فکر را دارند که اگر کارگر آسیب ببیند خودشان باید تاوان بدهند و درگیر شوند.
- آیا مطالبه‌ی خاصی الآن در کارخانه وجود دارد که کارگرها به طور مشخص دنبالش باشند؟ حقوق معوقه‌ای ، مسئله‌ای ، مشکلی...
- نه. خوشبختانه شرکت، حقوق را همیشه شاید گاهی دو روز زودتر هم داده. سر وقت حقوق و بن هم داده می‌شود.
- در کارخانه، تشکلی هم دارید؟ شورای اسلامی، انجمن اسلامی ...
- شورای اسلامی کار داریم زیر نظر کارفرما.
- کارگرها از این شورا رضایت دارند؟
- برای خیلی‌ها فرق نمی‌کند. همه اتفاق نظر دارند که آن ها کاری نمی‌کنند. نماینده‌ها فقط یک سری مزایا می‌گیرند. کارگران معتقدند بهتر از هیچی است. شاید اگر زمانی حرکتی یا فرصتی پیش آمد حرف و خواسته ما را برسانند. اگر هم کسی وامی نیاز داشته باشد به نماینده رجوع می‌کند.
- تا حالا شده که شورا باعث شود کارگرها مطالبه، یا حقی را بگیرند؟
- به صورت فردی شاید اما به صورت جمعی نه. آن هم مثل هر جای دیگر روابطی است. یعنی بستگی دارد به این که کسی بتواند با نماینده‌ها رابطه‌ی خوبی برقرار کند. پس کمک برای همه نیست.
- اصلن کارگرها به این نتیجه یا احساس رسیده‌اند که باید تشکل مستقل خودشان را داشته باشند؟ درباره‌ی این قضیه صحبت می‌کنند؟ یعنی حالا که از شورای اسلامی کار رضایت ندارند آیا به این جا رسیده‌اند که خواهان تشکل مستقل خودشان باشند؟
- نه. به نظر من 95 درصد کارگرها چون جوان‌اند و فقط چند سالی است که استخدام شده‌اند و از طرفی احساس امنیت شغلی هم ندارند می ترسند که کوچکترین مسسئله یا اعتراضی داشته باشند اخراج شوند. برای همین اصلن صحبتش را هم نمی‌کنند. می گویند در این بازار رکود و بیکاری همین کار را باید حفظ کنیم. راضی نیستند اما حرفی هم نمی‌زنند.
- قبلن به من گفته بودید در خیلی از قسمت‌ها وقتی کارگری بازنشسته می شود جایگزین نمی‌کنند بلکه کارهایش را بین بقیه کارگرهای قسمت تقسیم می کنند و به نوعی تعدیل نیرو صورت می‌گیرد. شده در این سال‌هایی که در کارخانه کار می‌کنید به عنوان تعدیل نیرو، کارگری اخراج شود؟
- به این عنوان هیچ وقت این کار را نکرده‌اند. ولی خوب وقتی دستور تعدیل نیرو می‌آید می‌گویند در این قسمت از کارخانه 5 نفر نیرو زیاد داریم بعد با کوچکترین بهانه مثلن یک تخلف یا دعوای ساده که قبلن شاید از آن گذشت می‌کردند کارگر را راحت بیرون می‌کنند.
- بعد عکس العمل کارگرهای دیگر چه بوده؟
- خیلی کم. یعنی اکثرن شجاعت پیدا نمی‌کنند چیزی بگویند. شاید به خاطر همان امنیت شغلی باشد.
- اطلاع دارم که یکی از کارگرهای قسمت قالب سازی به خاطر مسائلی اخراج شد. وقتی این اتفاق افتاد بقیه کارگرهای آن قسمت یا کارخانه بازخوردشان چه بود؟ آیا رجوع کردند به شورا و نمایندگان‌شان و بگویند که اعتراض دارند به این قضیه؟ یا بخواهند که شفاف‌سازی شود و توضیح و دلیلی برای این اخراج بخواهند؟
- آن کارگر که در سال 84 اخراج شد به این دلیل بود که کل کارگرهای آنجا حرکتی را شروع کرده بودند در اعتراض به خلف وعده‌ای که دولت احمدی نژاد کرده بود. یکی از وعده‌های انتخاباتی‌اش افزایش حقوق کارگران بود که مثل خیلی از وعده‌هایش دروغ از آب در‌آمد. همگی رفتند به اداره‌ی کار و برگه‌ی شکایتی را که اعتراض داشت به افزایش حقوق آن سال و خواهانِ اجرایِ طرح طبقه‌بندیِ مشاغل در کارخانه بود ارائه کردند و از آن اداره درخواست کردند که موارد را پیگیری نماید. اما قبل از آن که به کارخانه برگردند برگه‌ی مزبور به کارخانه فکس شد و همگی به دفتر کارفرما احضار شدند. در آن جا با تهدید مواجه شدند که اگر به حرکت اعتراضی‌شان ادامه دهند اخراج می‌شوند. خیلی‌ها عقب کشیدند. همه درخواست‌شان را پس گرفتند فقط همین یک نفر حرفش را پس نگرفت. بعد از اخراج هم هیچ حرکت جمعی صورت نگرفت بعضی‌ها کناری صحبت هایی می‌کردند اما شورای کار هیچ عکس العملی نشان نداد. اصلن حرکتی برای حمایت از آن فرد انجام نشد. جالب این جاست که نمایندگان شورا زیر برگه نوشتند طرح طبقه بندی لازم نیست و امضا کردند. خود آن فرد بارها به اداره‌ی کار رجوع کرد اما نتیجه‌ای نگرفت.
- حتا همان جا هم این فکر را نداشتند که اگر ما تشکل مستقل خودمان را داشتیم خیلی بهتر و منسجم‌تر می‌توانستیم با این قضیه برخورد کنیم؟ این موضوع عنوان نشد؟
- من که در آن قسمت کار نمی‌کردم ولی می‌شنیدم که دیگران می‌گفتند طرف اشتباه کرده . وقتی که دیگر کاری نمی‌شد کرد نباید خودش را قاطیِ مسئله می‌کرد و بی‌خود روی حرفش ماند. خوب همه محتاط‌اند و مواظب‌اند که کارِ خودشان را از دست ندهند.
- حال این کارگرها اطلاع دارند که تشکل‌هایی مثل کمیته هماهنگی، پیگیری و ... وجود دارد که می‌تواند کمکی باشد برای آن‌ها؟
- تعداد خیلی کمی می‌دانند. من فکر می‌کنم کارگرها با مسائل جانبی زیادی غیر از کار کردن روبرو هستند. انگار فقط می‌خواهند چند ساعتی کار کنند و بعد به مسائل خودشان بپردازند. من این را در ارتباط با قسمتی که کار می‌کنم می‌گویم چون با قسمت های دیگر ارتباطی نداریم.
- یعنی بین قسمت های مختلف کارخانه ارتباطی وجود ندارد؟
- شاید به صورت منفرد باشد ولی به خاطر نظارتی که حراستِ کارخانه اعمال می‌کند نمی شود ارتباط گرفت به خصوص برای خانم‌ها. من با کسانی ارتباط دارم که از قسمت ما به قسمت دیگری رفته‌اند.
- حالا من می‌خواهم بپرسم ارتباط با کارخانه‌های دیگر چه‌طور است؟
- در حدِ کار . در حد این که مثلن شاید از شرکتِ دیگر برای بررسی موردی بیایند.
- پارس شهاب درست کنار کارخانه‌ی شماست. هیچ مراوده و ارتباطی بین کارگرهای دو کارخانه نیست؟
- شاید . از لحاظ کاری بله ولی بین نیروهای دو کارخانه خیلی کم.
- مثلن بتوانید از حال و روز هم با خبر باشید. نحوه‌ی پرداختِ حقوق و اضافه کاری‌ها، قراردادها و مسائل کارگری دیگر...
- خبر که داریم. روابط دوستانه‌ای بین بعضی از کارگرها هست و خبرها می‌رسد. ولی به شکلی که در مسائل یکدیگر دخالت کنیم یا حمایت ، نه.
- تبادل کارگر یا تبادلات اقتصادی چه‌طور؟ یعنی ارتباط بین کارفرماها و مدیریت
- در قسمت‌های مختلف جابجایی نیرو وجود دارد مثل قسمت‌های مختلف خود کارخانه. گاهی هم به عنوان نیروی کمکی ، کارگر به جای دیگر فرستاده می‌شود.
- کارگرها از اول ماه مه (روزجهانی کارگر) چه می‌دانند؟ این روز چه‌طور در کارخانه برگزار می‌شود؟
- روز جهانی کارگر را می‌دانند ولی اگر گفته شود اول ماه مه شاید ندانند. از تاریخچه‌ی آن اطلاعی ندارند فقط می‌دانند که 11 اردیبهشت کارخانه تعطیل است. حتا شده که در این روز اضافه کاری می‌کنند.
- در روز جهانی کارگر در سالهای 88 و 89 قطعنامه‌هایی توسط کارگران و تشکلهای کارگری در همان روز بزرگداشت اول ماه مه تصویب شد اصلن کارگران کارخانه شما اطلاعی از این قطعنامه ها دارند که مفادش چه بوده و چه درخواست‌هایی برای کارگران داشته؟
- نه. شاید هر صد نفر یک نفر
- از اتفاقاتی که درجهان برای کارگرها می افتد چه‌طور؟ مثلن همین اتفاقات اخیر فرانسه یا کارگران معدن در شیلی، از این ها خبر داشتند؟ صحبت می کردند؟
- اخبار اگر چیزی بگوید گاهی موضوع دهان به دهان می‌چرخد اما حساسیتی نسبت به این قضایا ندارند. صحبت می‌کنند درست مثل چیزهای دیگر : فوتبال و سیاست و ...
- در مورد حقوق ، آیا همان حداقل حقوق دولت است یا بیشتر؟
- همان است، و یک سری مزایا. ماهانه بن هم می‌دهند ، بن خرید کالا: کارت خرید پارسیان ماهی 46000 تومان
- پس متوسط حقوق ماهیانه برای همه می شود 303 هزار تومان به اضافه همین 46000 تومان یعنی 349000 تومان . یعنی از این مقدار هست تا حداکثر چقدر؟
- برای کارگر می‌شود حداکثر حدود 450000 تومان . مثلن در قسمتِ قالب سازی دو مهندس هستند یکی به عنوان مدیر که حقوقِ ثابتش 800 – 900 هزار تومان می شود و دیگری به عنوان رئیس قسمت که حقوق ثابتتش 600 تومان است یعنی به غیر از مزایا و اضافه کاری و ماموریت و غیره. چون این قسمت کارهای خدماتی و فنی خودِ کارخانه را هم انجام می‌دهد معمولن اضافه کاری به پرسنل آن‌جا تعلق می‌گیرد.
- سالانه حداقل دستمزد را شورای عالی کار تعیین می‌کند. کارگرها اصلن از این قضیه خبر دارند؟ می‌دانند چه کسانی درباره‌ی حقوق آن‌ها تصمیم می‌گیرند؟
- شاید کم و بیش بدانند.
- اصلا این فکر را دارند که می‌توانند در این قضیه دخالت کنند ؟ نقشی داشته باشند در افزایش دستمزدِ سالانه یا فقط منتظر می‌مانند تا اخبار چه می‌گوید؟
- خیلی‌ها می‌دانند که می‌توانند توسط شوراها یا نماینده‌هایشان اعتراض کنند. اما کاری نمی‌کنند چون بی‌فایده است.
- وقتی که امسال اعلام شد که حداقل حقوق کارگری 303 هزار تومان شده بازخوردشان چه بود؟ مخصوصا که نسبت به سال‌های گذشته خیلی کمتر اضافه شده.
- اظهار نارضایتی کردند اما حرکت یا برخورد خاصی صورت نگرفت. می‌دانند که خیلی پایین‌تر از خطِ فقر هستند ولی حرکت اصلن.
- در مورد هدفمند کردن یارانه‌ها اصلن اطلاع دارند که بعضی از سوبسیدها قطع می‌شود، چه تاثیری روی زندگی‌شان می‌گذارد؟ چه صحبت هایی می کنند؟
- می‌دانند که ممکن است اوضاع خراب‌تر شود. خودشان را دارند آماده می‌کنند برای زندگی خیلی سخت‌تر از این.
- پس این دید را دارند که اصلن به نفعشان نیست و این مبالغی که به حسابشان دارد واریز می‌شود دردی را دوا نمی‌کند؟
- بله . می‌دانند که وقتی پولی می‌دهند هیچ‌وقت بی‌دلیل نیست حتما اوضاع خیلی خراب است که این کار را می‌کنند. درک می‌کنند که به اصطلاح یک جور کلاهبرداری است. این امکانات که به عنوان سوبسید می‌دادند هم قرار است قطع شود.
- اعتراضاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری بود در اواخر خرداد 88 سوای رنگ و بویی که داشت و فضایی که بر آن حاکم بود آیا کارگرها آن را از خودشان می‌دانستند؟ کارگران کارخانه‌ی شما مشارکتی در آن داشتند؟
- بیشترشان درگیر زندگی خودشان هستند و احتیاط می‌کنند ولی حرف‌هایی می‌زدند در حمایت از کاندیدای مورد نظرشان. تا وقتی که اجازه صحبت و بحث داشتند در کارخانه غوغایی بر پا بود و بازارِ بحث هم داغ. بعد که اولتیماتومی داده شد از طرف حراست دیگر کارخانه ساکت شد. الان هم کناری صحبت‌هایی را پچ پچ می‌کنند.
- از بین آقایان رفسنجانی، خاتمی ، کروبی ، موسوی و یا احمدی نژاد نسبت به کدام یک تمایل بیشتر دارند؟
- خاتمی را بیشتر قبول دارند.
- در همین جریان انتخابات هم همین طور؟
- بله بیشتر به او و بعد به موسوی تمایل داشتند.
- نسبت به احمدی‌نژاد که رئیس جمهور شد و عملکردهای او و دولتش چه‌طور؟
- می‌دانند که خیلی حرکت‌های واقعن انتحاری می‌کند. دید خوبی ندارند اما چیز خاصی هم نمی‌گویند.
- اگر شما بخواهید درباره‌ی چیزی بحثی یا صحبتی بکنید در کارخانه بیشتر مکانش کجاست؟
- حین کار. در کارخانه وقتی که کار می‌کنیم. همان سرِ خط. یا موقع ناهار یا صبحانه . آقایان بیشتر درگیر مسائل ورزشی، سیاسی و اقتصادی هستند و درباره آن‌ها صحبت می کنند . خانم‌ها هم درگیر مسائل خانمانه‌ی خودشان.
- بین کارگرهایی که با شما هم‌کارند تا آن جایی که شما استنباط می‌کنید کدام رسانه هست که بیشترین طرفدار را داردbbc ،voa ،فارسی وان ، کارگرتی وی و ... برداشت شما چیست؟
- یک مدت فارسی وان خیلی طرفدار داشت. به نظرم الآن باز همان شبکه‌های موزیک و فیلم بیشتر طرفدار دارد. آقایان شاید بیشتر به رسانه‌های خبری علاقه نشان بدهند.
- ارتباط‌شان با اینترنت چه‌طور است؟ به عنوان یک رسانه‌ی خبری یا اطلاعاتی درباره‌ی مسائل کارگری از آن استفاده می‌کنند؟
- به صورت فردی خصوصن آن‌هایی که کارگرهای تحصیل کرده هستند ممکن است. اما به عنوان وسیله‌ی صرفا خبرگیری فکر نکنم. شاید خیلی کم. شاید بدانند ولی خودشان را درگیر نمی‌کنند. وقت برای این جور کارها نمی‌گذارند که دنبال خبرهای کارگری بروند.
- ساعات کار در کارخانه شما به چه شکلی است؟
- 8 صبح تا 4 بعد از ظهر نیم ساعت هم وقت ناهار
- اضافه کار دارید؟
- بله. بستگی به سفارش شرکت دارد که چقدر در بازار سفارش داشته باشد. الان دوره ای است که دو سه تا از خط‌های تولید خوابیده: پنکه و پلوپز مثلن
- در مجموع با توجه به حرف‌هایی که زدید وضعیت شرکت روبه راهست و در مرحله تولید می‌باشد.
- می‌گویند که سعی می‌کنند رو به راه نگهش دارند. شرکت به عنوان نمونه استاندارد هم انتخاب شده ولی شاید در آینده‌ای نه چندان دور دچار بحران شود. چون کیفیت هم مثل کمیت روز به روز در حال پایین‌تر آمدن است. اما از طرف دیگر به نظر می‌رسد همه این ها بهانه‌ای است برای این که بیشتر کارگر را تحت فشار قرار دهند ، اضافه کاری‌اش را قطع کنند، مزایا را ندهند و خلاصه هرجا که صحبتِ صرفه جویی پیش بیاید از حق کارگر بخورند. اما مدیران بدون آن که اضافه کاری کنند اجرتش را می‌گیرند.
- گفتید که شرکت شما از شرکت‌های خدماتی – پیمانکاری هم کارگر قبول می کنند وضعیت آن کارگرها چه‌طور است؟ اصلن شرکت با چند شرکت خدماتی کار می‌کند؟
- تا جایی که من می‌دانم سه تاست. گیل پاک ، خاکسارگیل و فرهنگ گیل. درباره‌ی وضعیتِ کارگرها هم بستگی به شرکتش دارد. خاکسارگیل از همه بدتر است. یکی می گفت اگر یک نفر بیکار باشد بهتر است تا برود آن جا و حقش را بخورند. در مورد دو تای دیگر مثل ما راضی‌اند!!
- کارگرهایی که از این شرکت ها می‌آیند بیمه می‌شوند؟
- بستگی به شرکت خدماتی‌شان دارد اما خیلی‌ها اصلن بیمه نمی‌شوند. حتا بن، افزایش تولید، عیدی، برنج و مرغ اصلن به آن ها نمی‌دهند. بعضی مواقع به پیشنهاد شورای کارگری سهم کمی نسبت به گارگران خود کارخانه به آنان تعلق می‌گیرد. بدترین قسمت این است که گاهی به جای بازنشسته‌ها و به عنوان نیروی جایگزین با کارگران پیمانی قرارداد می‌بندند اما پیش شرط این است که حتا اگر سابقه‌ی بالای پنج سال داشته باشند برگه‌ی سفید امضایی را باید امضا کنند مبنی بر این که هیچ گونه مطالبه‌ای ندارند. و به این شکل کارفرما هیچ تعهدی برای پرداخت سنوات ندارد.
- آیا مشکل یا مسئله‌ای در کارخانه پیش آمده که خودتان شخصا سعی کرده باشید که کارگرها را جمع کنید و روی آن ها تاثیر بگذارید، صحبتی بحثی را پیش بکشید. این تجربه را اصلن داشتید؟
- شاید یکی دو مورد بوده. با توجه به محیط و استقبالی که از حرف‌های آدم می شود و خود کارگرها از طرف فاصله می‌گیرند و اصلن می‌ترسند که حتا در مورد خاصی صحبت کنند. اما از طرف دیگر سعی کرده‌ام با توجه به سابقه زیادم در کارخانه روی نمایندگان تاثیر بگذارم و کمکی باشم برای کارگری که نیاز به وام دارد یا برای کارگر اخراجی تا حق و حقوقش را بگیرد.
- نماینده‌های شورای اسلامی کارخانه چه‌طور اند؟ با کارگرها ارتباط‌شان چه‌طور است؟
- ارتباط می‌گیرند تا در دوره‌ی بعد بتوانند رای بیاورند و دوباره نماینده شوند.
- مزایای خاصی می‌گیرند برای این که نماینده می‌شوند؟
- وام می‌گیرند و ماهی 60000 تومان هم اضافه می‌گیرند.
- مرخصیِ شما به چه شکل است؟
- ماهی دو روز. اما اگر تعطیلی‌های سال طوری باشد که یک روز بین دو روز تعطیلی باشد آن روز هم کارخانه اجبارن تعطیل می‌کند اما از مرخصی سالانه‌ی ما کسر می‌شود. اما قانونا دو روز در ماه مرخصی داریم.
-گفتید که یکی از مزایا کارت خرید پارسیان است. آیا مزایای دیگری مثل افزایش تولید و پاداش هم دارید؟
- بله. بستگی دارد به وضعیت تولید. گاهی هم موقع عید یا جشن‌های خاص مرغ و برنج هم می‌دهند که آن وقت دیگر از افزایش تولید خبری نیست. گاهی هم برای مناسبت های خاص وسیله‌ی تولیدی خود کارخانه را هم می‌دهند که تبلیغی برای آن نیز هست. اگر هیچ‌کدام از این ها نباشد چیزی حدود 15 یا 16 هزار تومان افزایش تولید می دهند.
- چند درصد از کارگرهای کارخانه‌ی شما پیمانی هستند؟
- زیاد. چون استخدامی‌ها تقریبا همه دارند بازنشسته می‌شوند.
- در شرکت شما چیزی به عنوان قرارداد سفید امضا یا قرارداد یک ماهه وجود دارد؟
- سفید امضا نداریم اما برای کسی که تازه می‌آید اول یک ماهه است بعد از مدتی تبدیل می شود به سه ماهه بعد شش ماهه و در آخر یک ساله. اما درباره شرکتی‌ها نمی‌دانم چه‌طور است.



.........................................................................................................................................

( پایان بخش اول و سه مصاحبه ی نخست)
مهران.ع و همکاران اسفندماه 89

..........................................................................

برگشت

letzte Änderungen: 16.5.2012 12:13