Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   


طالبان مدرن ایران برای زنان!



ندا شهبازی
آدينه ۲۰ مرداد ۱٣۹۱ - ۱۰ اوت ۲۰۱۲

• نمیدانم با دیدن دفترچه انتخاب رشته کنکور امسال، عرق سرد بر پیشانی چند دختر نشسته و چشم چند تن دیگر از اشک تر شده. هر چند قصه تبعیض و تکلیف بر دختران این سرزمین، داستان یک شب و دو شب نیست، اما اینبار و بیان علنی این ظلم و تحکم در نوع خود، حکایت تازهایست ...
نمیدانم با دیدن دفترچه انتخاب رشته کنکور امسال، عرق سرد بر پیشانی چند دختر نشسته و چشم چند تن دیگر از اشک تر شده. هر چند قصه تبعیض و تکلیف بر دختران این سرزمین، داستان یک شب و دو شب نیست، اما اینبار و بیان علنی این ظلم و تحکم به بهانه تنظیم نسبت جنسی دانشگاهها و بازار کار و صدها بهانه آبکی دیگر، در نوع خود، حکایت تازهایست.
حذف هفتاد و هفت رشته تحصیلی در سی و شش دانشگاه روزانه دولتی کشور، علیرغم شرکت شصت درصدی دختران در کنکور امسال، اقدامیست زیرکانه برای زدن دو نشان با یک تیر.
نشان اول: نه تنها هزینه تحصیل تعداد زیادی از دختران که ظاهرآ ارزش سرمایهگذاری ندارند، از دوش دولت برداشته میشود، بلکه با سرازیر شدن تعدادی از این دختران به سمت دانشگاههای هزینهبر و شهریهدار، سود و منفعتی هم به دولت می رسد. آن تعدادی هم که توانایی مادی و فرهنگی ترک وطن را دارند، همان بهتر که بروند و فضای اسلامی جامعه را کمتر آلوده کنند.
نشان دوم: به خانه بخت فرستادن درصد عظیمی از دختران عموما از شهرستانها و روستاها و احتمالا با بظاعت مالی پایین که تنها راه عاقلانه خروج از منزل را قبولی در دانشگاه می یابند.
سال گذشته، یک عضو علمی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن انتقاد از حضور شصت وهفت درصدی دختران در مقطع کارشناسی، یکی از نگرانیهای خود را کم شدن فرصت ازدواج برای دختر لیسانسه نبست به دختر دیپلمه برشمرد! وقتی دلنگرانی این استاد را در کنار سخنان نماینده تهران (لاله افتخاری) می گذاری که دایر کردن مهدکودک را از تلاشهای دنیای غرب جهت افول تربیتی کودکان میخواند. وقتی نگاهی به سخنان معاون احمدی نژاد در امور زنان ( مریم مجتهدزاده) می اندازی که خبر از جایگزین شدن کتاب تنظیم خانواده با شکوه همسرداری می دهد، و کاهش جمعیت در ایران را فاجعهای طراحی شده از سوی استکبار برای فروپاشی جمعیت مسلمانان در ایران میداند. وقتی جناب آیت الله جوادی آملی حکم میکند که هر کس با این قضیه مخالف است، با مباحث دینی مخالف است. و جناب آیت الله سبحانی اختلاط دانشجویان دختر و پسر را مضر و باعث عقب گرد دانشجو میداند و تاکید میکند که دانشگاه مطلوب، باید از نظر مدیریتی و اساتید و متون درسی ، اسلامی باشد. و همزمان اعطای مجوز تاسیس مهدکودک به طلبههای زن، هیاتهای مذهبی، مساجد و بی توجهی به آینده نامعلوم مربیان مهدکودک و پیش دبستانی و صدها نمونه دیگر، همگی خبر از انجام پروژهای برنامهریزی شده در جهت هر چه بیشتر خانهنشین کردن زنان دارد. پروژهای که با ایجاد طرح تازه وزارت بهداشت برای پایان دادن به برنامههای کنترل جمعیت در پی اظهارات رهبر ایران در مخالفت با تنظیم خانواده از یک سو و با قلع و قمع کردن دختران از دانشگاهها از سویی دیگر سعی در تکمیل خود دارد. پروژهای که با دهن کجی به تمام فعالیتهای انجام شده در حوزه زنان، امیدوار است بتواند دوباره زنان را به کنج خانه بکشاند و صرفا تبدیل به دستگاه تولید مثل و رفع نیاز جنسی مرد و مسئول امور خدماتی منزل کند. نمیدانم! شاید اگر می توانستند، به مانند طالبان در افغانستان، کلا تحصیل را بر زنان حرام می کردند.
آری! تنها نتیجهای که از این شوی تفکیک جنسیتی و باقی مسائلی که به اختصار به آنها اشاره کردم به دست می آید، وحشت نظامیست ایدئولوژیک از حضور پررنگ زنان در جامعه و عملی شدن مباحث مربوط به برابری زن و مرد. اصولا تمامی نظامها و سازمانهای غیر دمکراتیک که بر پایه یک ایدئولوژی خاص بنا شدهاند، از هر تغییری که با اصول ایدئولوژیشان مغایر باشد، می هراسند و این مختص نظام حاکم بر ایران نیست.
اما تا آنجا که به مملکت ما مربوط است، اساس حکومت حاکم بر پایههای یک جامعه سنتی، مذهبی و خرافی ایزولهشده از جامعه جهانی بنا شدهاند. و از آنجایی که برای رهایی ایران از این پیله، تحصیل، اشتغال و حضور و آگاهی زنان نقش اساسی دارد، هر چه فعالان حوزه زنان فعالتر میشوند، تلاش نظام ایران در خانهنشین کردن زنان هم شدیدتر میشود. و هر چه زنان بیشتر با حقوق خود آشنا میشوند، حکومت با اسلحهای نرمتر، ولی قانونیتر بر سرشان می کوبد.
وگرنه اگر به راستی و دلسوزانه نگران توازن دختر و پسر بودند، نیازی به کوبیدن بر سر دخترها نبود. اگر جامعهای باز و سالم و دمکرات داشتیم، خواه ناخواه این توازن برقرار میشد. چون از سویی اعتیاد، فقر و کار اجباری باعث ترک تحصیل بسیاری از پسران میشود. و از بین پسرهای دیپلمه نیز کم نیستند کسانی که با مشاهده اینهمه تحصیلکرده بیکار، ترجیح میدهند بجای درس و دانشگاه و به قول خودشان وقت تلفکنی، زودتر وارد بازار کار شوند.
از سویی دیگر کم نیستند دخترانی که شاید علاقهای به ادامه تحصیل نداشته باشند، ولی برای فرار از ازدواج اجباری و محیط بسته خانواده گزینه دیگری جز دانشگاه ندارند.
برای اثبات این ادعا، میتوان نگاهی به فهرست رشتههای حذف شده انداخت (١). بسیاری از این رشته ها حتی با تعاریف قانونگذاران ایران، زنانه هستند. موضوع اصلا مهندسی معدن و صنایع نفت نیست. هر چند در دنیای امروز هیچ شغلی نیست که مختص به زنان یا مردان باشد، اما مساله ایران ما، فراتر از این حرفهاست.
ترس از زنان آگاه و مستقل، و ترس از مردان روشنفکر و بیدار است که چارهای نمی گذارد جز ایجاد فاصله بیشتر بین این دو جنس.
و همانطور که پیشتر گفتم، بیشتر دخترانی از طبقه ضعیف جامعه از این پروژه متاثر میشوند. تعداد بیشتری از دخترانی که با هزار بدبختی تازه بتوانند خود را به دیپلم برسانند، مجبور به ازدواج اجباری میشوند و با این طرح تکمیلی در جهت حذف روشهای پیشگیری از بارداری در روستاها و مناطق محروم، باز باید شاهد مرگ و میر و خودکشی و کشته شدن زنان جوان بیشتری باشیم.
ندا شهبازی

(١) www.migna.ir
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=47187

برگشت

letzte Änderungen: 16.3.2017 4:43