Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

تظاهرات بانوان در دو عرصه مختلف در تهرانقسمت نخست تظاهرات بانوان در سال ۱۳۳۹ برای کسب حق رای میباشد که پس از کمتر از دو سال تحقق پیدا کرد.قسمت دوم تظاهرات بانوان در ماههای آغازین حکومت اسلامی جهت کسب آزادی حجاب میباشد که نه تنها تحقق پیدا نکرد بلکه روز بروز عرصه برایشان تنگتر شد.

Posted by Alvares Mehregan on Dienstag, 16. September 2014
تظاهرات بانوان در دو عرصه مختلف در تهران قسمت نخست تظاهرات بانوان در سال ۱۳۳۹ برای کسب حق رای میباشد که پس از کمتر از دو سال تحقق پیدا کرد. قسمت دوم تظاهرات بانوان در ماههای آغازین حکومت اسلامی جهت کسب آزادی حجاب میباشد که نه تنها تحقق پیدا نکرد بلکه روز بروز عرصه برایشان تنگتر شد.
صدیقه دولت آبادی     «  زبان زنان » صفحه 2 تا 4 ( آذر ماه 1321 خورشیدی ) مدیر مسؤل و صاحب امتیاز صدیقه دولت آبادی.


صدیقه دولت آبادی



صدیقه دولت آبادی در سال 1261 خورشیدی در اصفهان چشم به جهان گشود و در سال 1340 خورشیدی بعلت بیماری سرطان پس از 80 سال زندگی پر بار در تهران درگذشت و او را در زرگنده به خاک سپردند.
پس از آنکه روشنفکران زمان، انقلاب اسلامی را برپا ساختند و کشور را بدست آخوند ها سپردند، آخوند ها که حتی از استخوان های پوسیده این بانوی بزرگ وحشت داشتند، در دوران احمدی نژاد آرامگاه او و برادرش یحیی دولت آبادی، که او نیز از خدمت گزاران فرهنگ بوده و با تأسیس مدارس نو و همکاری در نوشتن کتب درسی مدارس سهمی بزرگی داشته است، را ویران و با خاک یکسان کردند.
این بانوی اندیشمند در تاریک ترین دوران ایران مذهبی، همانند امروز کشورمان، با نیرو ای ویژه اولین نشریه بانوان ایران را به نام « زبان زنان » در 27 تیر ماه 1297 خورشیدی بشکل یک ورقه در اصفهان انتشار داد.
مبارزه این بانوی رزمنده با بیسوادی کودکان و مادرانی که از همه حقوق اجتماعی بی بهره و خانه نشین بودند آغاز گردید.
از سوی دیگر نیز با تمام نیرو در جنگ با خرافاتی که آخوند ها 1400 سال به مردم تزریق کرده بودند دست اندر کار بود. مبارزه با نادانی پیشوایان پرقدرت دینی بخشی از مشکلات او بود.
حال از زبان این بانوی بزرگ ایران صدیقه دولت آبادی بشنویم:
نقل از مجله شماره 1 « زبان زنان » صفحه 2 تا 4 ( آذر ماه 1321 خورشیدی ) مدیر مسؤل و صاحب امتیاز صدیقه دولت آبادی.
تاریخ طلوع « زبان زنان » و تعطیل بیست ساله آن

در سال 1297 گذرم به اصفهان افتاد آن هنگام موقعیت زن در آن شهر تاریخی بسیار باریک و افق آن سامان بی نهایت تاریک بود، هوای اصفهان برای تنفس آزادی خواهان مسموم و روزگار شان مغموم میگذشت.
نزد پیشوایان عوام نه تنها تأسیس دبستان دختران کفر محض بود بلکه دبستان پسران را « تخم دان کفر » می نامیدند.
از زنان سر و صدائی نبود و بانوان حق دخالت در تربیت دختران نداشتند. مادران متموّل بالاترین محبت شان در باره دختر این بود که از بدو تولدش در صدد تهیه جهیزیه باشند و چون دختر به هفت سال میرسید خوشبختی دختر را بر این میدانستند که خواستگارانی داشته باشد و اگر کسی نبود به رمال، فالگیر و دلال پناه برده و پولها خرج کنند تا دختر را در سن هشت سالگی به عوض فرستادن به مدرسه و دارالتربیه به خانه شوهر روانه و از آنجا به گور رهسپار کنند!!
این همه ناگواریها و بی عدالتی ها روح معارف پرستی مرا تقویت کرده بر آن وا داشت بدون اندیشه و
هراس مدرسه سیّاری به وجود آورم و چون نسخه طبیب به بالین بیماران خانه نشین بیکار بفرستم تا در حدود امکان به بیداری و هشیاری زنان مدد شده باشد.
در تأثیر این افکار « زبان زنان » به وجود آمد.
از وزارت فرهنگ وقت، تقاضای امتیاز مجله به همین نام شد، باسرعت تمام امتیاز نامه در پیوست یک شرحی از طرف مرحوم ممتازالدوله وزیر فرهنگ رسید. آن دانشمند خیر خواه چنین مینگارد:
« امتیاز مجله « زبان زنان » صادر و ارسال، ولی ناگزیرم تذکر بدهم چون اول نامه ای است که به نام زنان منتشر میشود و اقدامات بانوان در هر کشور ذیقیمت میباشد.
اگر میتوانید این طفل نوزاد را پایه دار کرده تا به حد رشد برسانید در انتشارش کوشش کنید والا این اقدام را به وقت موافق تر موکول و « زبان زنان » را در هر شهر آزاد تری به چاپ برسانید، زیرا که ضرر یک قدم عقب افتادن بیش از دو قدم جلو رفتن است »
نامه راد مرد شادروان را مکرر خواندم و بعد از سه ماه اندیشه عزم را جزم و برای پایداری مجله راه فداکاری در پیش گرفتم.
در تاریخ 17 تیر ماه 1297 خورشیدی « زبان زنان » بشکل روزنامه یک ورقی هفته یکبار از افق تاریک اصفهان در پشت ابرهای تیره آن با نور ضعیفی نمودار شد، در مدت عمر دوساله اش به انواع
حوادث ناگوار بر خورد ولی در اثر حس فداکاری کار کنانش پا بر جا ماند تا آنکه در دولت سپهدار اعظم و حکومت سردار محتشم بختیاری به جرم « ُدرّ فشانی » زبان زنان از طرف حکومت اصفهان
( نه از راه قانونی آن ) در سال 1300 توقیف شد.
( دورۀ دوساله « زبان زنان » در کتابخانه کانون بانوان موجود است )
در سال 1301 زبان زنان از توقیف خارج و بشکل مجله ماهانه در تهران منتشر گردید. در این دوره « زبان زنان » توانست یکسال به جامعه بانوان خدمات علمی، ادبی، اخلاقی و تربیتی بنماید.
درآخر همان سال « زبان زنان » بعلت غیبت مدیرش ( که برای تکمیل تحصیل به اروپا رهسپار بود ) تعطیل شد. در سال 1306 از اروپا مراجعت و با امید فراوان قصد داشت خدمت به جامعه بانوان را از انتشار مجلۀ « زبان زنان »شروع و با صدای بلند تری انجام وظیفه نماید، بدبختانه بعلل علاج ناپذیری بر خورد و پانزده سال در گوشه خاموشی ماند.
اینک یک عامل مهم، « وظیفه » با یک صدای مهیب « زبان زنان » را به میدان مبارزه کشیده و می گوید:
« مگر نمی بینی آزادی زنان دستخوش این و آن شده و در پیرو آزادی، حیثیت بانوان دانشمند ایران در خطر است »
بله درست بیست و سه سال پیش « زبان زنان » فریاد میکرد، زن و مرد در عالم وجود آفریده یک خالق و از حقوق بشریت بطور تساوی باید استفاده کنند.
امروز وظیفه دار است، پاسبان همین آزادی و حق نا قصی که بانوان بدست آورده اند بوده، چراغ راه بیخبران و مربی تربیت دوشیزگان بشود. زبان زنان آرزومند است هرچه امروز خانواده ها بدان محتاج اند، تقدیم شان دارد، مانند..........

دکتر علی فریدون مدنی

 معرفی ۱۷ شیرزن پر افتخار ایران باستان....

معرفی ۱۷ شیرزن پر افتخار ایران باستان....


آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورتگرفته است .

بیشتر بخوانید

یادداشتی کوتاه بر ۱۰۲ سال
مبارزه‌‌ی جسورانه‌ی زنان در ۸ مارس

به صد و دومین سال¬روز اعلام هشت مارس به عنوان روز جهانی زن، که با پیشنهاد کلارا زتکین صورت گرفت، رسیدیم. این سنگری است که با مبارزه¬ی زنان کارگر در کارخانه¬ی پارچه بافی نیویورک و به آتش کشیده شدن آن برپا شد و تاکنون با پی‌گیری مبارزات بی¬وقفه‌ی زنان چه در ایران و چه در سطح بین¬الملل تداوم یافته است.

بیشتر بخوانید

نامه نرگس محمدی به وزیر کشور: کجای حجاب من اشکال داشت ؟

نامه نرگس محمدی به وزیر کشور: کجای حجاب من اشکال داشت ؟


معیار پوشش قانونی چیست ؟ و مردم از کجا باید بدانند ماموران در مورد معیار پوشش چگونه می‌اندیشند ؟ چرا که ماموران نواحی مختلف در مورد حجاب متفاوت می‌اندیشند و عمل می‌کنند و این معیارها امری سلیقه‌ای است. قانونی بودن لباس را چه مرجعی تعیین میکند و چگونه به مردم اعلام می‌گردد ؟ ماموران تا چه حد می‌توانند با مردم برخورد کنند ؟ آیا قانون اجازه می‌دهد تا تعرض کلامی یا رفتاری یا برخورد خشن با زنان محترم جامعه داشته باشند ؟ آیا ماموران زن صرف اینکه محرمند و مشکل شرعی پیش نمی‌آید، می‌توانند برخورد فیزیکی کنند؟
جناب آقای رحمانی فضلی
وزیر محترم وزارت کشور

بیشتر بخوانید

زن در جامعه ایرانی


شیوا گنجی
آدينه ۱ شهريور ۱٣۹۲ - ۲٣ اوت ۲۰۱٣

غالباً در ایران چون شرع، قانون و عرف حاکم بر مردم، به مردها این اجازه را داده که به زن به چشم مال، دارایی و ملک نگاه کنند؛ واضح و آشکار است که زنان در چه موقعیت و سیتینگ تاسف‌باری زندگی می‌کنند و هر لحظه‌ی آن، همانند کابوسی بر آینده‌ی تحصیلی، شغلی و تمام پایگاه‌ها و موقعیتهای فردی و اجتماعی او تاثیر شگرف و ناگواری دارد .

بیشتر بخوانید

زن در اسطوره و تاريخ

زن در اسطوره و تاريخ

در تاريخ ايران، زن همواره در دوره‌هاي مختلف داراي ارزش و احترام بوده و در پيشرفت تمدن‌ها و ترقي فرهنگ‌ها پابه‌پاي مردان تلاش كرده‌ است. در ايران باستان هميشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكر شده است، حتي گروهي از ايزدان مانند آناهيتا زن بوده و در ميان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ كه صفات اهورامزداست، زن هستند. در اوستا زن و مرد همسنگ هم به شمار مي روند. در فروردين‌يشت چنين آورده شده:

بیشتر بخوانید

لینک زیر را ببینید که مربوط به 32 سال پیش است درود بر زنان ایرانی! راهتان ادامه دارد و تا آزادی چیزی نمانده فردا مجددا با این عزیزان تجیدید پیمان میکنیم
آزادی  حجاب در دوران رضا شاه

آزادی حجاب در دوران رضا شاه


رضا شاه پهلوی در 17 دی ماه 1314 کشف حجاب را رسما اعلام کرد و در مراسمی که در جشن پایان تحصیلی دختران در دانش سرای مقدماتی تهران بر گزار شد چنین سخن گفت:

weiterlesen...ادامه


جنایت اسلامی علیه زنان به ویژه سنگسار در ایران تاریخ طویلی دارد .توحش اسلامی فقط در حکومت دزدان و جنایتکاران کنونی معضل اجتماعی ما نیست بلکه نسل های پیش وحشیگری و جنایات اسلامی را بر زنان ایران تجربه کرده است . رسالت تاریخی نسل کنونی گسستن زنجیرهای توحش و بربریت اسلامی از ایران است که نسل های آینده دیگر بار قربانی توحش اسلامی و جنایات آن نشوند. تصویری که میبینید نقل از تاریخ جنایت اسلامیست های دوران قاجار است .

نقاشي يك سنگسار از دوران قاجاريه

زنان هخامنشی 3 برابر مردان حقوق می گرفتند


حدود 70 سال پيش، در سال 1312/1933م، در جريان كاوش‌هاي موسسه شرق‌شناسي دانشگاه شيكاگو به سرپرستي «ارنست هرتسفلد» ايران‌شناس، مجموعه‌اي از گل نوشته‌ها در باروي شمال شرقي تخت جمشيد به دست آمد. اين مجموعه كه مشتمل بر حدود 30هزار لوح بود، متعلق به سال‌هاي 509 تا 494 ق.م است و به خط ميخي ايلامي نوشته شده است.weiterlesen...

قرة‌العين زن ایرانی در مسیر مدرنیته


پرداختن به «قرة‌العين» به‌عنوان زني مبارز، جسور، آزاديخواه و عدالت‌طلب، به اين معنا نيست که پيش از او، زنان ديگري در زمينه‌ي آزاديخواهي و عدالت‌طلبي، گام برنداشته و يا سخن نگفته‌اند. بوده‌اند زناني که حتي از درون ديوارهاي بلند و سخت حرمسراي شاهان ‌توانسته‌اند با شعرها و سروده‌هاي خود، نداي آزاديخواهي و حق‌طلبي خويش را به گوش ديگران برسانند.weiterlesen...

«اگر قره العين رهبر جنبش بابيه می بود»یوسف علیزاده


روز ۱۸ تير مصادف با سالروز تيرباران سيد علی محمد باب، رهبر جنبش بابيه در سال ۱۲۲۸ خورشيدی،۱۸۵۰ ميلادی در تبريز به اتهام ارتداد است.از زمان مرگ سيد علی محمد باب تاکنون طرفداران و مخالفا ون weiterlesen...

پژوهشگرايتاليايی:زنان ايران 50 سال قبل از زنان ايتاليا مبارزه برای آزادی خود را شروع کردند..


راديو آلمان
صد سال جنبش زنان در ايران
گفت‌وگويی با آنا وانزان، پژوهشگر ايتاليايی آنا وانزان

آنا ونزان، استاد دانشگاه ميلان و پژوهشگر مسائل زنان در خاورميانه است. مطالعات او بيشتر بر روی زنان ايران و جنبش‌های حقوق زن متمرکز شده است. ونزان در گفت‌وگويی با دويچه وله از فعاليتها و تحقيقاتش سخن گفته است.weiterlesen...

۱۸ فروردین ۱۳۹۴


پیوند زنان با موسیقی: در سنگ‌بریده‌ها و تاریخ ملی ایرانیان



شکوفه تقی

Music_women_Iran_1

تاریخ پنج‌هزار ساله‌ی جهان گواه آن است که زنان و موسیقی پیوندی جدایی ناپذیر داشته‌اند. سنگ‌بریده‌هایی به جا مانده از دوران تمدن‌های ایلامیان و بین‌النهرین نشان می‌دهد که در مناطق کشاورزی باستان جایگاه زنان موسیقی‌دان هم‌سنگ مردان بوده است. زنان در جهان باستان در هیچ دوره‌ای نبوده که به دلیل جنسیتشان از پرداختن به موسیقی محروم بوده باشند.

نه تنها اثر موسیقی زنان در داستان‌ها آمده که در تاریخ و سنگ‌بریده‌ها نیز ثبت شده است.

Music_women_Iran_2

آثار نقاشی و سنگ‌بریده که از زمان مصر باستان بدست آمده گواهی می‌دهد در فرهنگ مصر باستان نیز زنان موسیقی‌دان جایگاهی والا داشته‌اند.

Music_women_3

از دوران یونان و روم باستان چه قبل از تولد مسیح و چه بعد از آن علاوه بر شواهد تاریخی مکتوب، نقاشی‌ها و موزائیک‌های بسیاری مانده که گواه حضور زنان در عرصه‌ی موسیقی اعم از نوازندگی و خوانندگی است.

Music_women_4

در تاریخ ملی ایرانیان، سنگ‌بریده‌ها، موزائیک‌ها، آثاری که بر روی ظروف نقره به جا مانده، و داستان‌های بسیاری که در ادبیات فارسی موجود است، شواهد بسیاری است که خبر از اهمیت موسیقی زنان در نزد ایرانیان می‌دهد. این اهمیت در ایران ساسانی به اوج خود رسیده و ثبت شده است.

یک نمونه‌ی آن، موزائیک‌های قصر شاپور در نزدیکی کازرون است. که بخشی از آن در موزه ایران باستان و بخشی در لوور نگاهدار می‌شود.

Music_women_5

در یکی از این موزائیک‌های نفیس که در ویرانه‌های بیشاپور به دست آمده، یک زن در حال نواختن چنگ نشان داده می‌شود. و زنی دیگر در حالت رقصیدن. یک سینی نیز موجود است که زنی را نشسته بر اژدها در حال نواختن نی به نمایش می‌گذارد.

در نقوش برجسته تاق بستان کرمانشاه منظره شکارگاهی حجاری شده، که در آن مجلس، دختران چنگ‌زن در قایق نشسته‌اند، به دنبال شاه که بر روی مردابی مشغول شکار است، در حال نواختن، روانند.

Music_women_6

پادشاهان ساسانی از جمله شاپور، انوشیروان و بهرام پنجم به موسیقی توجه خاص داشتند. در زمان سلطنت بهرام لولیان هندی در ایران به هنرآفرینی مشغول بوده‌اند. اما عصر طلایی موسیقی ساسانیان را دوره‌ی سلطنت خسرو پرویز باید دانست. در زمان او موسیقی به بلندترین جایگاه خود رسید. و موسیقی‌دانان به لحاظ مرتبه صعود کردند. این رشد در موسیقی چنان بود که هنوز تا امروز موسیقی ایرانی بر سر همان سفره‌ی نشسته است. آن پادشاه خوش ذوق، چنان به موسیقی ارزش می‌گذاشت که در زمان او بزرگترین موسیقی‌دانان تاریخ موسیقی ظهور کردند و نام خودشان را برای همیشه در تاریخ ایران جاودانه ساختند. علاوه بر سنگ‌بریده، و نقاشی‌ها داستان‌های بسیاری نیز گواه آنند که پادشاهان ساسانی بخصوص بهرام و خسرو پرویز به موسیقی و موسیقی زنان اهمیت فراوان می‌داده‌اند.

به طور مثال از روایات شاهنامه بر می‌آید که در زمان ساسانیان آموزش موسیقی جزو تعلیم و تربیت دختران همه‌ی طبقات بوده است. این شامل حال دختران آسیابان، دهقانان و جواهر فروشان می‌شده است. آموزش موسیقی عبارت بوده از رقص، آواز یا چامه‌خوانی و نواختن سازهای مختلف.

فردوسی در نقل زندگی بهرام گور می‌گوید که شاه در آسیابی دخترانی می‌بیند که همه تاجی از گل بر سر گذاشته بودند و رامشگری می‌کردند و “چامه رزم خسروی” می‌زدند. از میان جمع دختران رامشگر، چهار دختر بیرون می‌آیند تا از شاه که به آسیاب وارد شده، پذیرایی کنند. وقتی شاه نسب دختران را می‌پرسد معلوم می‌شود که همه دختران آسیابانی پیر هستند.

در سفر دیگر بازِ سیاهِ شاه می‌گریزد. به‌دنبال باز، شاه به باغی که به دهقان دولتمندی تعلق داشته، وارد می‌شود. شاه می‌بیند مرد پیری نشسته و سه دختر با او هستند. پیرمرد وقتی متوجه ورود شاه می‌شود پس از ثنای او به دخترانش چنین می‌گوید:

"هلا چامه پیش آور ای چامه‌گوی
تو چنگ آور ای دختر ماه روی
یکی پای‌کوب و دگر چنگ زن
سه دیگر خوش آواز و لشکر شکن"
وقتی شاه در می‌یابد که هر سه، دخترانِ هنرمندِ پیرمرد هستند هر سه را خواستگاری کرده، به همسری خویش در می‌آورد.

بهرام گور در مرتبه‌ی سوم به جواهرفروشی راهنمون می‌شود. او دختری دارد که بسیار زیبا چنگ می‌زند. شاه به شوق شنیدن صدای چنگ او با لباس مبدل، دنبال نشانی حرکت می‌کند. و آواز چنگ، او را به محل زندگی دختر راهنمای می‌کند. پدر دختر درباره‌ی دخترش می‌گوید:

“همو میگسارست و هم چنگ‌زن

همان چامه‌گویست و لشکرشکن”.

زن جوان که نامش آرزوست نخستین نغمه‌ای که به افتخار میهمان ناشناس خود می‌زند” خروش مغان” است.

این دختر نغمه‌پرداز در میان عام و خاص به هنرش مشهور است. وقتی میهمان او را از پدرش خواستگاری می‌کند پدر عجله‌ای در پاسخ به درخواست شاه نمی‌کند. او می‌خواهد نظر خود دختر را بداند. از دخترش چنین می‌خواهد:

“نگه کن بدو تا پسند آیدت

بر آسودگی سودمند آیدت.”

شاه برای این دختران جهیزی که پدران برای دختران خود به داماد می‌دادند نمی‌خواهد، بلکه همان هنر آنها را جهیز آنها می‌گیرد.

نظامی در هفت پیکر، از معشوق بهرام گور می‌گوید که در خواندن آواز و نواختن چنگ توانا بوده است:

“با همه نیکویی سرودسرای

رودسازی به رقص چابک‌پای

ناله چون بر نوای رود آرد

مرغ را از هوا فرود آرد.”

این زن که در هنگام شکار همیشه همراه بهرام بوده‌، علاوه بر آنکه در موسیقی ید طولایی داشته، در خردمندی هم نمونه بوده است. دختر به دلیل پاسخ درست و شجاعانه‌ای که به بهرام می‌دهد دستورِ کشتنش صادر می‌شود. زن با هشیاری نه تنها جانش را نجات می‌دهد که موفق می‌شود دوباره قلب شاه را با خود همراه کند. او با تمرین و پشتکار تن خود را چنان قوی می‌کند که می‌تواند گاوی را بر دوش بکشد، شصت پله بالا ببرد. در روزی که شاه میهمان سرهنگی است که مأمور کشتن زن بوده، اما جان دختر را نگاه داشته، کنیزک این توانایی را به نمایش می‌گذارد. و دلیلی بر درستی حرف خود در روز شکار ارائه می‌دهد و شاه از او می‌پذیرد.

در داستان‌های سمک عیار که عمرشان به عهد اشکانیان می‌رسد، مثال‌هایی از نغمه‌پردازی زنان و توانایی ایشان آورده می‌شود که گفته‌های فردوسی و نظامی را تأیید می‌کند.

در بخشی از داستان سمک عیار می‌آید که روح‌افزا زنی است که آوازی بی‌مانند دارد. او کارش تعلیم دختران جوانی است که دارای استعداد موسیقی هستند. این بانو از میان کیسه‌ای که بندهای طلا و تکمه‌های مروارید و لعل دارد، بربطی بیرون می‌آورد، که از عاج و آبنوس است و دسته‌ی آن به جواهر مرصع شده، و میخ‌های آن از صندل سفید است. روح‌افزا آن بربط را بر کنار می‌نهد. گوش‌های آن را می‌مالد و چنان می‌نوازد که خروش از جمعیت بر می‌خیزد. این بانوی موسیقی‌دان که نواختن همه‌ی سازها را می‌داند برای هر سازی نامی گذاشته است؛ مثلا نام عودش را روح‌افزا گذاشته، نام چنگش را سالخورده‌ی خوش‌نواز (سمک عیار ۱:۲۸). وقتی سمک عیار از این زن می‌پرسد که از جوانمردی چه دارد. بانو به امانت‌داری اشاره کرده و آن را در قصه اثبات می‌کند. همچنین اضافه بر آن رازداری خود را نیز نشان می‌دهد.

بعد از اسلام علیرغم نهی موسیقی، زنان نوازنده همچنان به کار خنیاگری مشغول بوده‌اند. ایشان نه تنها در دربار خلفای عباسی، که می‌کوشیدند به شیوه‌ی پادشاهان ساسانی زندگی کنند، یافت می‌شدند که در میان مردم نیز به هنرنمایی مشغول بوده‌اند.

Music_women_7

مسعودی می‌گوید مردی از عراق به جستجوی زنی که خوش آوازی او زبانزد خاص و عام بوده می‌رود. در مدینه در می‌یابد که زن از آنِ قاضی است. به طلب زن نزد قاضی مدینه می‌رود. قاضی زن را می‌خواند. از او می‌خواهد بخواند. زن چنان زیبا می‌خواند که قاضی پاپوش خود را می‌گیرد، به گوشش می‌آویزد. به زانو در می‌آید، از فرط طرب خود را شتری می‌نامد. سپس به مرد جوان می‌گوید که برود. چون آن زمان که آواز‌خوانی زن را نشنیده بود دوستش داشت. پس از شنیدن صدای او هیچ‌کس را بر او ترجیح نخواهد داد. سپس می‌گوید اگر عمر بن‌ عبدالعزیز هم آواز زن را می‌شنید می‌گفت سوار من شوید که من مرکبم. خبر به گوش عمر می‌رسد. می‌خواهد قاضی را از کار برکنار کند. اما وقتی آواز زن را می‌شنود چنان از شوق می‌گرید که حق را به جانب قاضی می‌دهد. او را به شغل خودش باز می‌گرداند (مروج‌الذهب ٢ : ١٩٢-۳).

مسعودی درباره‌ی یزید بن عبدالملک هم می‌گوید کنیزکانی به نام حبابه و سلامه در دربار او بودند، که روزی به وقت آوازخواندن آنها یزید چنان به وجد آمد که گفت می‌خواهد به پرواز درآید.

مسعودی در رابطه با بانوان خوش‌آواز و شاعر که نواختن عود هم می‌دانستند از عبی ‌بن‌ جهم نقل می‌کند که وقتی جعفر متوکل به خلافت رسید مردم به تناسب مقام و توانایی به او هدایایی دادند. ابن‌طاهر دختری به نام محبوبه فرستاد که اهل طایف بود. او دختر را تربیت کرده و اقسام علم آموخته بود. آن زن شعر می‌گفت و آهنگ می‌ساخت و عود می‌زد. علاوه بر آن تمام آنچه که علما می‌دانستند او نیز می‌دانست. این زن جایگاهی بلند در نزد متوکل یافت تا جایی که هیچ‌کس نبود که هم‌سنگ او باشد. سپس شرح می‌دهد که چگونه زن در توان بدیهه‌سرایی، شاعری، و ذوق موسیقی از همه‌ی نزان و مردان زمان خود فراتر رفته بود (مروج‌الذهب ٢:۵٣٢).

در تاریخ بیهقی از زنی به نام ستی‌زرین مطربه نام برده می‌شود که به قدری به امیر نزدیک بوده است که مانند حاجبه عمل می‌کرده، و هر پیغامی که امیر برای زنان شبستان خود داشته به وسیله‌ی او فرستاده می‌شده است. از گفته‌ی بیهقی بر می‌آید که اخبار بسیاری که بیهقی از زنان حرم و عروسان دربار نقل کرده از این زن نقل شده است (تاریخ بیهقی ٣١٠).

Music_women_8

محمدبن‌منور می‌گوید روزی ابوسعید ابی‌الخیر در بازار نیشابور به زنی مطربه که مست بود برخورد. زن چنانکه عادت آن زنان است روی‌گشاده و آراسته به شیخ رسید. همه‌ی همراهان شیخ بر زن بانگ زدند که از او دور شود. اما زن به سوی شیخ آمد و شیخ گفت

“آراسته و مست ببازار آیی

ای دوست نگویی که گرفتار آیی؟ “

زن دچار وجدی روحانی شد و هرچه داشت تقدیم شیخ کرد و از زنان بزرگ و پرهیزگار زمان خود گردید (اسرار‌التوحید ١٩٣).
دسته بندی‌ها: اندیشه

فرتور زنان در تاریخ موسیقی ایران

letzte Änderungen: 13.6.2017 3:56