Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

تن فروشی : جلوه ای از عمومیت یافتن روابط کالایی


صفحھ نشریھ دانشجویی

بذر شماره سی و دوم
10
تن فروشی :
جلوه ای از عمومیت یافتن روابط کالایی
رویا سرکش
بھ یاد می آورم کودکی ام را
رویاھایم را
اینکھ خواھم زیست،
انسان خواھم بود و زندگی خواھم
کرد!
زنی کھ عشق را در آغوش می کشد،
تا بگوید
دوست می دارد!
تا بگوید تا بینھایت می رود
تا صدایش نھ فقط برای او،
کھ برای ھمھ آدمھای روی زمین رسا باشد.
تا نگاھش، نھ بھ سفره ای بی نان،
کھ بھ زیور انسانی باشد!
تا نگاھش بھ جسمش
نھ برای گذران زندگی،
کھ برای عشق ورزیدن باشد
برای شکوفا شدن باشد
برای انسان باشد !
امروز از آن رویاھا ھیچ باقی نمانده است! گرسنھ ام! بچھ
5 سالھ ام، گرسنھ است! شوھرم معتاد بود. افتاد زندان! طلاق
گرفتم! می خواستم شرافتمندانھ زندگی کنم. کارکنم! دیپلم داشتم!
جلوی خانواده ام ایستادم تا بتوانم طلاق بگیرم! رفتم برای کار
در یک شرکت. منشی لازم داشتند. ماھی 35 ھزار تومان
حقوق می دادند. گفتم یک اتاق اجاره می کنم! نھارم را ھم بین
خودم و بچھ ام قسمت می کنم. شاید...
چند روز از کارم نگذشتھ بود کھ مدیر شرکت بھ پروپایم
پیچید! اولش خیلی محترمانھ! اینکھ قصد دارد بھ من کمک کند،
چون لیاقتش را دارم !! جوانم !!زیبایم! و... می خواست با من
بخوابھ! بھ قدری عصبی شدم کھ فقط می خواستم فریاد بزنم کھ
بفھمد: "مگر کی ھست!!" دیری نگذشت کھ فھمیدم او ھمھ چیز
است!؟ او صاحب قدرت است! او پول دارد، شرکت دارد، مرد
است و پشتوانھ قانونی دارد!
از آن شرکت آمدم بیرون. در بھ در کار، گرسنھ و بی پول
با پسری 5 سالھ !
بھ ھر جایی سرک می کشیدم! کار نبود! برگشتم سر خانھ
اول! سر کار قبلی ام! و با مدیر شرکت قبلی، نھ یک بار در
روز، بلکھ 3 وعده در روزمی خوابیدم و ماھی 35 ھزار
تومان حقوق بھ علاوه نھار می گرفتم!
در ھمان روزھا با زن تن فروشی آشنا شدم کھ با تن
فروشی بیش از این در می آورد! فکر کردم چرا از شرکت
بیرون نیایم... من کھ مجبور بھ خوابیدن با رئیس شرکت شده
بودم و...
آری اینچنین است! بیکاری و فقر زنی از طبقھ تحتانی در
جامعھ ای کھ بر پایھ بردگی زن بنا شده، او را بھ سمت فحشاء
می کشاند. او کھ مستخدمھ یا منشی شرکتی بوده و از ھمھ نظر
مورد سوءاستفاده قرار می گرفتھ و نھ بھ عنوان انسان، بلکھ بھ
عنوان کالایی بنجل و دست دوم با او برخورد شده است، چھ
انتخاب بھتری در پیش رو داشتھ است کھ بھ سمتش رود؟ کافی
است کھ فقط فکر کند کھ کجای تن فروشی (بھ شکل عریان و
نھ بھ شکل پنھان و پوشیده زیر عناوین دیگر)، تحقیر بارتر و
پست کننده تر از کار در شرکتی اینچنینی است!!؟؟
امروز در ایران، فحشاء یا تن فروشی وسیعا و بھ شکل
توده ای رشد کرده است بھ طوری کھ در محیط ھای آموزشی
چون دانشگاه ھم، بسیار گسترده شده است! ولی فحشا یکی از
ویژگی ھای مشترک ھمھ جوامعی است کھ بر اساس استثمار بنا
شده اند و یکی از جنبھ ھای کلیدی ھمھ این جوامع، روابط و
سنت ھای پدر سالارانھ و مردسالارانھ است. روابطی کھ زنان
در آن نقشی فرودست دارند. روابطی کھ با شکل گیری جامعھ
طبقاتی، اغلب بھ شکل استفاده جنسی از بردگان زن کھ بخشی
از غنائم جنگی بودند، در کنار شکل گیری نھاد خانواده، آغاز
شد. فحشا در واقع ادامھ و یکی از اشکال بروز روابط مالکیت
است. مالکیت مرد بر زن. یک شکل این مالکیت، قرارداد
ازدواج است کھ در آن مرد کنترل جوانب مختلف زندگی زن،
از جملھ زندگی جنسی اش را در دست می گیرد و یک شکل
دیگر امکان و قدرتی است کھ جامعھ مردسالار بھ مردان می
دھد کھ لذت جنسی و قدرت اجتماعی خود را در استفاده از
زنان دیگر (بطور مشخص در فحشا و پورنوگرافی ولی نھ
محدود بھ آن) نیز جستجو کنند.
بنابراین مطالعھ و بررسی پدیده تن فروشی بدون توجھ بھ
مجموعھ ساختارھای اقتصادی و اجتماعی جوامع طبقاتی، و
موقعیت فرودست زن چھ در زیربنا و چھ در روبنا و در زمینھ
ھای نقش اجتماعی و اخلاقی خاصی کھ برای زن در نظر
گرفتھ شده، کاری غیر عملی می نماید.
فحشاء بھ عنوان نوع خاصی از روابط بین زن و مرد از
این امر مستثنی نیست. فحشاء مبین رابطھ ای قھرآمیز بین زن
و مرد است! رابطھ ای کھ در آن زن خود را تسلیم مرد می
کند، بدون اینکھ بھ وی علاقھ ای داشتھ باشد!
در واقع زن با مرد ھمبستر می شود و بھ مرد در جھت
ارضاء جنسی او خدمت می کند و در ازای آن مزد یا تضمینی
در جھت حمایت می گیرد. در این رابطھ ھیچ گونھ تقابلی بین
زن و مرد وجود ندارد. زن کالایی است کھ نھ تنھا از سوی
مرد، بلکھ از سوی خودش نیز، بھ اقتضای ذھنیتی کھ در
جامعھ وجود دارد و در واقع از سوی ایده ھای غالب، در
معرض فروش گذاشتھ می شود. ولی حتی این موضوع، دلیل
بر این نیست کھ زن معیوب است یا اینکھ دچار فساد اخلاقی
شده است. بلکھ آنچھ بیش از پیش ثابت می شود، این است کھ

چرا جامعھ و ایده ھای حاکم بر آن، باید چنین شرایطی را
بوجود آورند کھ زن بھ سمت تن فروشی رانده شود؟؟ !
زن تن فروشی کھ خود و فرزندش را اداره می کرد؛ می
گفت کھ اگر فقط می توانست؛ ماھیانھ 150 ھرار تومان درآمد
داشتھ باشد؛ بدون اینکھ مجبور باشد علاوه بر خدمتکار بودن؛
برده جنسی رئیس شرکت یا مردان خانھ ای باشد کھ در آنجا بھ
خدمتکاری مشغول است؛ ھرگز تن بھ فحشاء نمی داد!!
اینکھ زنانی برای مصرف شدن و اذیت شدن از طریق
فحشا "قابل دسترس" می باشند نیز بازتاب ماھیت روابط
موجود است، و رشد نجومی این پدیده در عصر سرمایھ داری
را نیز از روابط پایھ ای این عصر نمی توان جدا کرد. زمانی
مارکس گفت ویژگی اصلی سرمایھ داری عمومیت بخشیدن بھ
روابط کالایی است. بھ این معنا کھ سرمایھ داری قادر است ھر
جنبھ ای از زندگی بشر را بھ درون این روابط بکشاند. تحت
این نظام کلیھ قابلیتھا، توانایی، استعدادھا و فعالیتھای فردی
.( پتانسیل عرضھ شدن بھ شکل کالا را دارد ( 1
ھرچند مارکس روابطی وسیعتری از تن
فروشی را در نظر دارد، ولی ترکیب نقش
فرودست و برده وار زنان در جوامع طبقاتی
بھ طور کل، و قابل مبادلھ بودن ھمھ چیز در
جامعھ سرمایھ داری بطور مشخص، شرایطی
بوجود آورده کھ تعداد وسیعی از زنان فقیر،
بی قدرت و ضربھ پذیر در موقعیت ھایی
قرار می گیرند کھ با زور، فشار، حقھ بازی،
از سر ناچاری، بھ دلیل اعتیاد (کھ یکی دیگر
از "عوارض" سودآور سرمایھ داری است...)
مجبور بھ فروش بدن ھایشان می شوند. تن
فروشی بسیار عمیق تر و پیچیده تر از یک
مسئلھ "اخلاقی" است و برچیدن آن نیز
تغییراتی زیربنایی عظیم ولی کاملا امکان پذیر می طلبد.
علاوه بر عوامل زیربنایی، و فقر کھ یکی از محصولات
رابطھ مبتنی بھ استثمار است، بھ مسائل روبنایی از جملھ قانون
و فرھنگ نیز در این زمینھ باید توجھ داشت چون فقط با درک
ھمھ جانبھ از موقعیتی کھ در آن ھستیم می توانیم راه تغییر را
باز کنیم.
در ایران، قوانین حاکم بر جامعھ (قوانین رسمی وغیر
رسمی کھ بر خاستھ از مذھب و سنت و عرف می شود.) نیز
نقش مھمی در تشدید فرودستی زنان بطور کل و شکل گیری و
ترویج این پدیده بطور مشخص دارند. قانونی کھ در آن رسماً
زن، نصف مرد بھ حساب می آید، بدون داشتن اجازه شوھر،
حق داشتن شغل در خارج از خانھ ندارد، اجازه سفر و حق
داشتن گذرنامھ بدون اجازه شوھر یا پدر از او سلب شده است،
حق طلاق ندارد، حق سرپرستی فرزندانش بھ او داده نمی شود.
حق انتخاب پوشش ندارد و... در کنار دھھا قانون نانوشتھ
دیگر، قوانین ارتجاعی و مستھجن برخاستھ از سنت و مذھب و
خرافات است کھ زن را بین مردان دست بھ دست می کند. سنت
و خرافاتی کھ پدر و برادر را وا می دارد تا او را ھمچون
ابزاری بھ دست شوھر بسپارند تا کار نیمھ تمام آنھا را تمام کند!
کار کنترل بر جسم و جان او بھ عنوان موجودی جادوگر و
شیطان صفت کھ فقط مسبب بلاست!
20 سالگی ازدواج نکرده، - سنتی کھ زنی را کھ تا 25
"ترشیده "می خواند! یعني"بھ درد نخور"! زن 45 سالھ ای را
کھ پستانھایش آویزان شده، حتی لایق ھمبستر شدن نمی داند!
سنتی کھ طبیعت زن را نفرت انگیز دانستھ و ارزشش را در
زاییدن خلاصھ می کند! سنتی کھ زن بیوه و یا مطلقھ را بی
سرپرست می خواند و...
ھمھ و ھمھ این قوانین و سنن و ایدئولوژی متحجر برخاستھ
از شالوده اقتصادی جامعھ اند و بھ نوبھ خود بھ تحکیم آن کمک
می کنند.
یکی از ویژگی ھای جامعھ امروز ایران از ھم گسیختگی
شالوده ھای اقتصادی و از ھم پاشیدگی اجتماعی منتج از آن
است کھ یکی از تبارزاتش فروپاشی خانواده در جامعھ است.
در این رابطھ، زن بھ عنوان موجودی درجھ دو، دقیقاً بھ خاطر
موقعیت شکننده اش در جامعھ، بیشترین آسیب
را می بیند. او کھ بھ خاطر اعتیاد شوھر یا
آزارھای او و... بھ ھزار بدبختی طلاق گرفتھ
است، اغلب بھ دلیل واپس نگھ داشتھ شدن و
عدم پیدا کردن کار و عدم حمایت ھای لازم از
سوی خانواده و جامعھ، زیر فشارھای
اقتصادی و اجتماعی، بھ خیابان رو می آورد .
فرشتھ زنی 26 سالھ است کھ با وجود
داشتن بچھ ای 6 سالھ، بھ تن فروشی مشغول
است. او روایت می کند کھ فقط ماھی 7500
تومان بھ ازای ھر نفرشان، از کمیتھ امداد امام
خمینی دریافت می کند کھ جمعاً می شود
15000 تومان! در صورتی کھ فقط کرایھ اتاقی کھ اجاره کرده
است 50 ھزار تومان می باشد. او می گوید، وقتی برای گرفتن
بخاری بھ کمیتھ امداد مراجعھ کرده بوده است، مجبور شده با
یکی از مسئولان این کمیتھ بخوابد! او با بغض ادامھ می دھد کھ
نمی توانستھ بدون ھیچ و در آن سرما بھ خانھ بازگردد و شاھد
کبود شدن بدن نحیف فرزندش از سرما باشد! علت جدا شدن او
از شوھرش اعتیاد و آزارھای جنسی او بوده است. وقتی از او
پرسیده می شود، آیا بھتر نبود کھ در ھمان شرایط با شوھرش
سر کند تا مجبور بھ تن فروشی نباشد؟ پاسخ می دھد کھ از نظر
او پیش از این ھم، او در واقع تن فروشی می کرده است!! در
این لحظھ می توان، لبخند تلخی را کھ بر لبانش نقش بستھ،
مجسم کرد و تلخی اش را چشید وقتی ادامھ می دھد کھ فقط
تفاوتش در این است کھ قبلاً جسمش در اختیار یک مرد معتاد و
بیمار روانی بوده است کھ علاوه بر استثمار جنسی، از سوی او
مرتب کتک می خورده و تحقیر می شده، بدون اینکھ مزدی
بگیرد یا حداقل احساس امنیت داشتھ باشد. ولی حالا، جسمش
در اختیار مردان مختلف قرار می گیرد ولی آزادتر زندگی می
کند. در نھایت او آرزو می کند کھ بتواند زندگی اش را تغییر
در صحبتھای فرشتھ می توان دید اولا از زاویھ ستمی کھ بھ
روح و جسم زن می رود، ازدواج ھای این چنینی ھیچ مزیتی
بر تن فروشی ندارند و از نظر نوع رابطھ ھم کیفیتا متفاوت
نیستند و اساس چارچوب رابطھ است کھ اولی بھ رسمیت
شناختھ می شود و دومی نھ؛ و بعلاوه با تاکید بیشتر بر ادامھ
نظم کھن و "بازگشت بھ گذشتھ" نیست کھ راه مبارزه با فحشا
را باز می کند.
حجم بزرگی از این تن فروشان را دختران فراری تشکیل
می دھند. دختران فراری ای کھ گاھاً سن آنھا حتی کمتر از
15 سال است. دخترانی کھ از دست پدر، برادر و عمو ودایی
وقبیلھ... گریختھ اند کھ در برابر ناچیز پولی بھ مردی بھ سن
پدرشان و گاھاً پیرتر فروختھ نشوند. دخترانی کھ بھ خاطر تن
ندادن بھ ازدواج اجباری، گریختھ اند.
دخترانی کھ در آستانھ نوجوانی بھ خاطر عشق یا بھ دلیل
خام بودن و نادانی، با مردی ھمبستر شده اند، بکارتشان را (کھ
در تفکر عقب مانده ضد زن تنھا کالای با ارزششان محسوب
می شود) از دست داده اند و سپس از سوی او رھا گشتھ اند.
آنھا کھ در صورت لو رفتن، یا از سوی حکومتیان و یا از
سوی ناموس پرستان و قبیلھ مورد شماتت قرار می گیرند و
گاھاً بھ سنگسار نیز محکوم می شوند یا بھ قتل می سند و یا در
بھترین حالت بھ عقد مردی بھ اجبار در می آیند تا قضیھ
لاپوشانی شود، فرار را ترجیح می دھند و این بار پا بھ جایی
می گذارند کھ دیگر بھ آن تعلق ندارند. کسی آنھا را نمی شناسد،
گرسنھ اند، جای خواب ندارند، راه برگشتی نیست، پولی نیست
و کسی نیست کھ از آنھا حمایت کند، ھراسانند و... و اینگونھ
بھ سمت تن فروشی سوق داده می شوند.
فحشا مسئلھ ای اخلاقی نیست، اگر فسادی در کار باشد
ھمان فساد و پستی عمومیت یافتھ ایست کھ مارکس در رابطھ
با قابل مبادلھ بودن ھمھ چیز از آن سخن می گوید. با دستیازی
بھ اخلاقیات عقب مانده و ضد زن و سنت ھایی کھ نھ دیگر با
شرایط عینی جامعھ تطابق دارند و نھ با آرزوھای پیشرو زنان
می خوانند، نمی توان بھ مبارزه با فحشا رفت. باید ریشھ ھای
نظام مبتنی بر ستم و استثمار را نشان گرفت و برای نقشی کامل
متفاوت برای زنان در جامعھ و جھانی رھا از مناسبات کالایی
مبارزه کرد
-1 اصل نقل فول مارکس در کتاب گروندریسھ از اینقرار است:
"قابل مبادلھ بودن ھمھ تولیدات، فعالیت ھا و روابط با یک
عنصر سوم عینی کھ می تواند دوباره با ھر چیز و ھمھ چیز
مبادلھ شود - یعنی بوجود امدن ارزش ھای مبادلھ (و روابط
پولی) دقیقا شبیھ پستی عمومیت یافتھ و فساد است". مارکس
سپس فحشا ھمھ گیر را بھ عنوان "مرحلھ ضروری تکامل
کاراکتر اجتماعی قابلیت ھا، توانایی ھا و استعدادھا و فعالیت
ھای فردي "دانست و گفت "مودبانھ بگوییم: رابطھ ھمھ گیر بین
مفید بودن و استفاده."

برگشت

letzte Änderungen: 13.6.2017 3:56