Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

خشونت علیه زنان و تاثیر آن بر زندگی آن ها


فرهنگ حقوقی خشونت را استفاده نابه جا؛غیر قانونی وتعرض آمیز ازقدرت تعریف میکند.
خشونت علیه زنان؛مانعی دربرابر دستیابی به اهداف برابری؛توسعه و صلح است.این خشونت برخورداری زنان را از حقوق بشر وآزادی های بنیادین؛نقض؛تضییع ویا صلب می کند. نا کامی دیرینه در حفظ و ارتقای این حقوق وآزادی ها در موارد خشونت علیه زنان مایه نگرانی همه کشور هاست.اصطلاح خشونت علیه زنان به هر فعل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت مونث اطلاق می گردد که منجر به اسیب دیدگی یا رنج جسمانی ؛روان یا جنسی ایشان می شود.از جمله موارد تهدید و ارتکاب این گونه افعال؛میتوان از اجبار وسلب خودسرانه آزادی؛خواه در زندگی خصوصی یا عمومی نام برد.براین اساس خشونت علیه زنان؛موارد زیر رادر بر میگیرد:خشونتت جسمانی؛جسمی وروانی که در درون خانواده روی میدهد. از جمله ضرب و جرح؛سوئ استفاده جنسی از کودکان دختر؛خشونت های مربوط به جهیزیه؛تجاوز توسط شوهر؛خشونت توسط کسانی غیر از شوهر و خشونتی که به استثمار مربوط میشود.

خشونت جسمانی؛روانی و جنسی که در درون کل جامعه متوجه زنان میشود.از جمله تجاوز به عنف؛سوئ استفاده های جنسی؛آزار رسانی و ارعاب جنسی در محل کار؛در نهادهای آموزشی و اماکن دیگر؛خرید و فروش زنان و روسپیگری اجباری؛عقیم سازی ؛سقط جنین اجباری و بارداری نا خواسته ؛کشتن نوزاد دختر وجنسیت گزینی؛همانطور که بر میاید خشونت علیه زنان یک عبارت عام و با رویکردی جامه شناسی محسوب می شود.یعنی بسیاری از مسایلی که در این محدوده قرار میگیرند داخل حیطه مجرمانه نبوده.

برای آگاهی از نمونه های تاریخی این اشکال خشونت می توان از جملات سن تگوستین و ناپلئون یاد کرد. سن آگوستین معتقد است مخردانه در تصویر خداوند آفریده شدهاندواگر زن را به اتفاق شوهرش در نظر بگیریم که آنها هر دو در تصویر خداوند آفریده شده اند؛اما زنان مجزا از شوهران خوداز چنین امتیازی برخوردار نیستند!

ناپلئون به شورا ی حکومت خود اعلام کرد: شوهر باید دارای قدرت مطلقه در ارطباط با همسرش باشد؛این حق اوست که به زنش بگوید نباید ار خانه بیرون بروی!

اینکه کار تنها از عهدهی مردان بر میآیدغقدرت اقتصادی به عنوان امکان موجد خشونت؛در ید مردان قرار می گیرد. الکل و مواد مخدر نیز از جمله عوامل دیگری هستند که پزوهش ها مصرف آنها را موثر در میزان خشونت دانسته اند.بر اساس همین مسئله است که تا زمانی که دستگاه انتظامی وتحقیقات جناییبه مفاهیم ووقایع مبتنی بر قشر گرایی جنسیتی اعتبار می بخشد؛خشونت در درجاتی وسیع اما پوشیده و پنهان؛واقعیت بخش کثیری از زنان را تشکیل میدهد.

طبقه بندی آسیب دیدگان از جرایم جنسی و خشونت آمیز

۱-عنصر آسیب پذیری؛با توجه به آنچه آمار نشان میدهد؛زنان بعد از کودکان آسیب پذیر تین قشر جامعه هستندودرجه آسیب پذیری از سالخوردگان و جنگ زدگان هم بیشتر است.۲-میزان دخالت خشونت دیده؛۳-میزان مشارکت یا رضایت وی؛۴-وعملکرد فرد در حین جرم تعیین کننده طبقات آسیب دیده است.

تاثیر عمل خشونت آمیز بر زندگی زنان

دلایل غیر قابل تردیدی وجود دارد که نشان میدهد؛آسیب دیدگان از تجاوز به عنف از تاثیرات روانی و بنابراین نیازهای عاطفی بلند مدت تری نسبت به آسیب دیدگان سایر جرایم بر خوردارند.در ارتباط با جرایم خشونت آمیز این مدت تا دو سال هم تخمین زده می شود.متاسفانه ؛ به دلیل عقایدی که در سطح جامعه پیرامون جرم جنسی وجود دارد در بسیاری از موارد دیده شده است که مجروح و تجاوز دیده زن در قبال عمل انجام شده احساس گناه نموده وخود را سرزنش میکند که این امر خود در دراز مدت تاثیرات و آسیب های روانی غیر قابل جبرانی را برای ایشان فراهم می آورد.در واقع در این موارد فراموش میشود که ای فرد متعدی است که باید سرزنش شودو نه زنی که خود قربانی عمل مزبور بوده است.

درپس زمینه های ذهنی بسیاری از افرادی که علیه زنان به خشونت مبادرت میورزند؛تعارض ویا مشکلی خاص در ارتباط با زنان مشاهده میشود.البته این به آن معنا نیست که مرتکبان این گونه جرایم را افرادی روانی تصور کنیم و تحقیقات نشان دهنده چنین امری نمی باشد.در کل میتوان گفت درمورد جرایم جنسی و خشونت آمیز گر چه تعقیبات کیفری به طبقات پایین تر یا متوسط بیش از طبقاط مرفه بر میگردد؛ولیکن چنین افرادی در تمام گروههای اقتصادی و اجتمایی وجود دارند. در گزارش مرکز جنایی انگلیس آمده که کمتر از ۸% از مردانی که مرتکب این اعمال می شوند بیماری روانی دارند و باقی افرادی هستندکه دارای شخصیت ضد اجتمایی وضد زن هستند.

اشکال خشونت های جنسی

- قتل های زنجیرهای

بی تردید میتوان گفت انگیزه قتل های زنجیرهای با اشکال دیگر آدم کشی متفاوت است؛بسیاری از افراد بعداز دستگیری اذعان میدارند که خدا یا فرشته ای از آنها خواسته زنان را که مسببین اصلی گناه هستند نابود کنند!البته شکلهای دیگری نیز هست که قاتل بعد از تجاوز مبادرت به قتل میکند که در این حالت هم زن ستیزی مشهود است.

- تجاوز به عنف

این واقعیت که تجاوز به عنف از سوی قانون منع شده نباید دلیلی محسوب شود که این عمل از نظر اجتماع هم منع شود؛در جامه انگلستان باور هایی مبتنی بر این است این عمل فعلی طبیعی است از جانب مرد و در واقع تجاوز نکردن باید به انها آموخته شود.

- آزار رسانی

بسته به انکه آزار رسانی توسط شوهر انجام شود یا فر دیگر عناوین جدا گانه ای دارد .درمورد اول همسر آزاری ودر مورد دوم زن آزاری نامیده میشود. امروزه در کانادا از هر ۱۰ زن یک نفر به طریق جسمانی یا کلامی توسط شوهر مورد آزار واذیت قرار می گیرد.در کشوری که جزو پیشرو ترین کشور ها درامر حمایت از زنان است(انگلیس)پزوهشی در سال ۱۹۸۵نشان داد که بین ۱۰۷قتل عمدی که در محیط خانواده صورت گرفته بود؛در ۵۳ مورد مقتول همسر(زن) بوده است. همچنین آمارها بیان میدارد ۴۷% از زنان کتک خورده در دوره حاملگی کتک خورده اند.

این سوال مطرح است که چرا زنانی که از شوهرانشان کتک می خورند باز هم به زندگی در همان شرایط ادامه میدهند؟ جواب میزان وابستگی مالی و روانی زن به شوهر است؛ که اگر از نوع روانی باشد به عزت نفس پایین؛ احساس گناه و ترس از انتقام منجر می شود. در اغلب موارد این زنان جایی برای رفتن ندارند و متاسفانه در مواردی هم مقامات پزشکی؛ مذهبی و حتی پلیس زن را به باقی ماندن در محیط خشونت ترغیب می کند.

عوامل مجرمانه کردن ماهیت عمل جنسی

۱- آسیب پذیری:از نظر روانی یا جسمانی آسیب پذیر بوده و در این شرایط عمل انجام شده تجاوز تلقی میگردد.۲-رضایت؛۳ - اذیت و آزار:فرد آسیب پذیر نبوده؛رضایت هم ایجاد شده اما بعد از عمل این رضایت مخدوش شود.

حمایت از زنان مجروح و آسیب دیده

به طور مثال می توان به بخشی از کارهایی که در رابطه با حمایت از زنان کتک خورده در سطح فدرال انجام پذیرفته است؛اشاره کرد.ایجاد صدو پنجاه خانه ئ اجتمایی موقت_ بازنگری رویه های پلیس و الزام به رسیدگی دادستان عمومی در ارتباط با خشونت های خانگی_ایجاد اصلاحات در قوانین اجرایی

شیوه های حمایت از زنان آسیب دیده

الف)شناسایی زنان بالقوه؛زنان بی سرپرست؛سرپرست خانوار؛زنان خیابانی وزنان فقیر و… گروههای از زنان هستند که به شکل بسیار بالقوه در معرض تجاوز هستند.

ب) حمایت از آسیب پذیران مستعد؛که در واقع حمایت از زنان گروه های بالا است.

ج) ترویج وتفهیم فرهنگ خود ایمن سازی؛ارائه اطلاعات و آگاهی به صورت مستمر به زنان جامعه و آموزش که این آموزش هم پیرامون پیشگیری و شیوه رهایی از خطر و کاهش صدمات است.

مراحل حمایت

۱ - حمایتهای اولیه؛مساعدت پزشکی ودرمان فوری_ تسکین نا ملایمات روانی_ مشاوره وروان شناسی

۲_ حمایت های ثانویه؛تفهیم حقوق فرد- جلب اعتماد وی- تسهیل در اقامه دعوی - حفظ شخصیت وی در طول دادرسی - معافیت مالی دادرسی(چون زنان غالبا تمکن مالی ندارند هزینه دادرسی موجب پشیمانی آنهااز مسئله دادرسی میشود.)تامین امنیت فرد(ممکن است در طول دادرسی همسر ویا نزدیکان وی برای به سکوت وادار کردن زن امنیت وی را تهدیدکنند.

اصولا بسیاری از جرایم خشونت آمیز هرگزبه پلیس گزارش نمی شود و پلیس نیز قادر به کشف ان نیست. از سوی دیگر در بسیاری از موارد پلیس زن مجروح را شاهد و نه قربانی جرم تلقی می کند. حتی در کشوری مثل انگلستان که بیش از ۱۵۰ سال است که جنبش های زنان در آن فعالیت میکنند آمار رسمی و غیر رسمی نشان دهنده شکاف بسیار بالای اطلاعاتی است.

علاوه بر حمایت های رسمی در حمایت های غیر رسمی که جنبش های زنان در جهان پیش گرفته اند؛می توان به گروههایی که در قالب مراکز بحران جنسی- پناهگاههای زنان - گروههای قربانیان تجاوز محارم و زنان مخالف تجاوز به عنف نام برد. که به شکل خود جوش و در بسیاری از کشور ها بدون حمایت دولتی وظیفه حمایت از زنان آسیب دیده را بر عهده گرفته اند.

انواع فعالیت های سازمانهای غیر رسمی

برگزاری سمینارهابرای آگاه سازی زنان- دردسترس قرار دادن خطوط تلفن ویزه برای کمک رسانی به آسیب دیدگان به شکل شبانه روزی ؛اولین بار سال ۱۹۷۲ در واشنگتن با مشارکت حدود ۱۰زن که قربانیان سابق تجاوز بودند شروع به کار کرد.

ارائه مشاوره برای باز گشت زنان مجروح وآسیب دیده به زندگی معمولی؛جداسازی همسران آسیب دیده از شوهر تا پایان حل مشکلتا در معرض تعرض ثانویه قرار نگیرد؛کمک رسانی مالی و ارائه بیمه برای اقامه دعوی وامداد های پزشکی.

نکتهآخر اینکه تبعیض های جنسی نیز امروزه یکی از زیر مجموعه های خشونت نزادی و تبعیض نزادی محسوب می شودواز این رو در کشور هایی که نیرو های سیاسی یا حاکمیت به تدوین مقررات و حقوق واقعی و انسانی زنان اهتمامی ندارند و بلکه با آن ضدیت می ورزند در واقع در جهت تثبیت خشونت و تبعیض نزادی گام بر میدارند.زمانی یک فرد به سوی جرم کشیده میشود که یا انتظار مجازات نداشته باشد ویا انتظار کمتری از آنچه از ارتکاب به جرم نصیبش می شود داشته باشد؛به هر حال جرم تولید ومحصول وضیت انسانهاست.
مهدیه گلرو
پنجشنبه ۴م بهمن ۱۳۸۶

آمارها از کتاب حمایت از زنان در برابر خشونت - آقای مهدی معتمدی مهر

از تارنمای خبرنامه امیرکبیر 27.01.2008

برگشت

letzte Änderungen: 6.3.2017 3:56