Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

اطلاعیه‌ کنفدرالیسم زنان کردستان، به مناسبت فراسیدن 8 مارس


قرن 21 برمبنای آزادی زنان، سده‌ی آزادی جامعه است.
در ابتدا با گرامیداشت یاد و خاطره‌ی زنانی همچون کلارا زتکین، روزا لوکزمبورگ، لیلا قاسم، سکینه جانسز، یاد و خاطره‌ی همه‌ی شهدایی که با مبارزات خود، 8 مارس را رقم زدند، بر مبنای سوسیالیزم، آزادی، عدالت، برابری و دموکراسی، جان باختند، گرامی می‌داریم. مبارزات و فعالیت‌های‌شان را همچون میراث و تجربه‌ای عظیم می پنداریم و در هر زمانی و در هر بخش از کوردستان، خاورمیانه و جهان، ادامه دهنده‌ی راه‌شان می باشیم.
سکینه جانسز این میراث عظیم را جهانی نمود. او پیشاهنگ انقلاب زنان در کوردستان و خاورمیانه بوده و در همین راه نیز شهید گشت. زنان مبارزی همچون زینب کناجی، گلناز کاراتاش، سما یوجه، شیلان کوبانی، شیرین علم‌هولی، آرین میرکان و ویان جاف نیز همچون ادامه‌دهندگان خط مبارزه، در این راه شهید گشته. باری دیگر ضمن گرامیداشت یاد و خاطره‌ی زنان قهرمانی که در مرحله‌ی خودمدیریتی دموکراتیک در سال 2016، یاد و خاطره‌ی تمامی شهیدان انقلاب کوردستان را گرامی می‌داریم. در راستای بنیان نهادن کوردستانی و حیاتی آزاد، سوگندِ دوباره یاد می پکنیم.
به عنوان جنبش آزادی زنان کوردستان، تا پایان بخشیدن به انزوای رهبرآپوکه در دو بعد نظری و عملی برای آزادی زنان مبارزات و فعالیت‌های بسیاری نموده‌اند، مبارزه خواهیم نمود و بر زبان می‌رانیم که آزادی رهبر آپو، آزادی ماست و موجودیت ما به سلامت و حیات ایشان وابسته است.
نظام مردسالار، دلیل اصلی تمامی معضلات و بحران‌های جامعه است
ذهنیت و نظام مردسالار قبل هر چیز در تضاد با وضعیت زنان، پایه‌های خود را قوی می‌نماید. تاریخ کالا نمودن زنان، بسیار کهن بوده که مملو از رنج و آزار می باشد. زنان از طریق فشار، تبعیض و تحمیل، توطئه‌ی برخاسته از ذهنیت مردسالار اسیر گشته‌اند. مرد همواره تحت نام عشق، بزرگترین خیانت را در حق عشق مقدس انجام داده است. زندگی مشترک میان زن و مرد موجب شد تا زن به ابزاری برای کالاشدن مبدل گردد. پایان بخشی به عشقی مقدس و حیاتی آزاد، انسانیت را از مبادی و مفهوم برابری، آزادی، صلح و دموکراسی و محیط زیست گرایی به دور ساخته است. همچنین به تفاوت‌ها و تنوعات مختلف نیز پایان بخشیده است.. مبرهن است که نظام هژمونیک از طریق راهکارهایی همچون، رفرم، توازن و پاک نمودن صورت مسئله، قادر نخواهد بود که به رهیافت دست یابد.
نظام اقتدارگرا سعی برآن دارد که تمام دستاوردهای زنان را از بین ببرد
از ابتدای قرن 21 زنان همواره به دنبال یافتن راه حل بوده‌اند. مبارزات و فعالیت‌های زنان در سراسر جهان، نظام مردسالار را با مشکل مواجه ساخته‌است. می‌توان گفت که ما بین 2 خط مبارزات زنان و نظام سرمایه‌داری جنگی جدی آغاز گردیده است. بر همین مبنا نظام مردسالار در تلاش است تا بزرگترین موانع را در برابر مبارزات زنان ایجاد نماید. از همینرو در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، ایدئولوژیک، اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای در راستای ایجاد مانع بر سر راه زنان ، برنامه‌ریزی‌های فراوانی صورت گرفته است.
زنان کورد پیشاهنگان انقلاب خاورمیانه می‌باشند
جنبش زنان آزادی کوردستان، با تکیه بر ایدئولوژی رهبرآپو، برمبنای رهنمود حیاتی آزاد، با بنیان‌نهادن سازمان و حزب زنان، در قرن 21 مرحله‌ای نوین از مبارزات آزادیخوانه‌اش را آغاز نمود. جنبش آزادیخواهانه‌مان با مبارزات آزایخواهانه‌ی سکینه جانسز گسترش یافته و خویش را سازماندهی نموده‌اند. قیام زنان کورد منجر به اتحاد و همبستگی زنان گردید. در 8 مارس 1998 و با اعلان ایدئولوژی رهایی بخش زنان، حزب مختص به زنان تشکیل شد و همین امر را نیز می‌توان نتیجه‌ی زحمات، فعالیت‌ها و مقاومت زنان از زندان‌ها تا یگان‌های زنان گریلا و فعالیت‌های آزادیخواهانه در جامعه قلمداد نمود. شهدای زن در راستای ایدئولوژی آزادیخواهانه و سازماندهی زنان جان باختند و همین نیز موجب شد تا زنان کورد امروزه در سراسر به الگوی مثال نزدنی مبدل شوند.
در سال 1999 حزب زنان را تاسیس نمودیم، در سال 2005 تحت لوای حزب آزادی زنان کوردستان به مبارزات خویش ادامه داده و در سال 2012 با دیدگاه نوین ژنئولوژی ، در راستای ایجاد فعالیت مشترک و برمبنای علمی که به چاره‌یابی مسائل زنان می پردازد، دایره‌ی فعالیت‌های خویش را گسترش دادیم. انقلاب روژآوای کوردستان نیز ماحصل مبارزات زنان، نشان دهنده‌ی مدل انقلاب زنان، دموکراسی و همزیستی یکسان می‌باشد.
برای همه‌ی زنانی که برای رسیدن به آزادی سوگند یادکرده‌اند، روز جهانی زنان زحمتکش، به معنای روز مقاومت و مبارزه است. روز دوباره خلق حیات آزاد است. برای زنان هر روز، 8 مارس است، هر روز روز مبارزه است. در آستانه‌ی 8 مارس 2017 باردیگراین روز را بار دیگر به همه‌ی زنان تبریک می‌گوییم. با شعار « به سازماندهی خویش بپردازیم، محتد شویم، مبارزه می‌نماییم و آزاد می‌شویم»، همبستگی زنان مبنای فعالیت‌های خویش در تمامی عرصه‌ها و بخش‌ها گسترش دهیم.
بر این مبنا که تمامیِ روزها را به 8 مارس مبدل نماییم،‌ زنان کوردستان، خاورمیانه و همه‌ی زنان را فرا می‌خوانیم به:
• در برابرِ ذهنیت پوزیتیویستی نظام مردسالار، علم ژنئولوژی را مبنا قرار دهیم. با تکیه بر علم زن، حیاتی آزاد را با در نظر گرفتن همه‌ی تفاوتمندی‌ها و تنوعات جامعه، بنیاد نهیم.
• درصورتی‌که زنان، سازماندهی نشوند و از فردگرایی که خاصه‌ی مدرنیته‌ی کاپیتالیست است، گذار صورت نپذیرد، مبارزات آزادی زنان به موفقیت دست پیدا نخواهد کرد. تازمانی که آزادی دروغین_ که امروزه از آن سخن به میان می‌آید_ و همینطور سیاست کالاسازی زنان از بین نرود، نمی‌توان از آزادی زنان سخن گفت. در همین راستا عشق ورزیدن و اتحاد زنان را بیشتر نماییم. در هر مکان و زمانی با سازماندهی انجمن‌ها و بر مبنای ایجاد نظامی مستقل به زنان، مدل ریاست مشترک و برابری در تمامی عرصه‌های حیات را عملی سازیم.
• مسئله‌ی دفاع ذاتیِ زنان مسئله‌ی اساسی می‌باشد. در هیچ زمان و مکانی زنان، امر دفاع از خویش را به دولت و مردان واگذار نخواهند نمود. ایجاد نظام دفاعی زنان بر مبنای دفاع مشروع، موضوعی حیاتی است. بدون دفاع ذاتی، نمی‌توان از حیاتی آزاد برای زنان سخن به میان آورد. از همینرو در روژآوا و شنگال تاسیس یگان‌های دفاع ذاتی، از وظایف اصلی ما می باشد. برهمین اساس تمام زنان را فرا می‌خوانیم در این امر، بدون تاخیر عمل نمایند.
• از لحاظ تاریخی، اقتصاد برای اولین بار توسط زن صورت پذیرفت. نظام مردسالار، بینش اقتصادی را بطور کامل، تغییر داده، بطوریکه زنان را ازحوزه‌ی اقتصادی دور ساخته و به خویش وابسته ساخته است، بنابراین ما بینش اقتصادی کمونال و اکولوژیک را وسعت می‌بخشیم. بگذاریم زنی نماند که چشم براه ترحم و نگهداری باشند.
• اندوستریالیزم، سیاست‌های جنگ، افراط در تولید و مصرف، رقابت سرمایه‌داری، پروژه های نظامی دیگر که تحت نام جنسیت‌گرایی صورت می‌پذیرند، سیاست استعمار و غارت، اکوسیستم جهانی را تخریب نموده، تهدید امنیت زیست محیطی بر تمامی حیات تاثیرگذار می‌باشد. جهت توازن جامعه و طبیعت، رجوع به محیط، ذات انسانیت و ذات زن، اساسی‌ترین وظیفه است. لازم است همچون زنان سازماندهی و فعالیت‌های اکولوژیکی خویش را گسترش دهیم.
• مسئله‌ی خانواده هم اکنون به یکی از بغرنج‌ترین مسائل جامعه مبدل گشته است. زنان به فضای خانواده محدود می‌شوند و هم چون وسیله‌ای برای به دنیاآوردن بچه به آنان نگریسته می‌شود. همه‌ی زحمات آنان نادیده گرفته می‌شود. در همین راستا جهت تغییر این ذهنیت و گسترش فکر و ایدئولوژی زندگی مشترک آزاد، ما فعالیت ‌های خویش را گسترش می‌دهیم.جهت آنکه فرزاندمان بتوانند با تکیه به ذهنیت و مبدائی صحیح آموزش داده شوند، لازم است که مدل حیات آزاد را عملی سازیم.
• به منظور بحث و گفتگو درباره‌ی مسائل مربوط به زنان و به اشتراک گذاشتن ایده‌ها و نظرات و ارائه‌ی رهیافتی مشترک، از تمامی سازمان‌ها، کنگره و کنفرانس‌های جهانی زنان می‌خواهیم که به شیوه‌ای فعال‌تر عمل نمایند. از همین جهت، در راستای ایجاد اتحادیه‌ها و فدراسیون‌های زنان، فعالیت نماییم.
• به منظور چاره‌یابی مسائل مربوط به زنان و همه‌ی مسائل جامعه، زنان کورد را به حضور در سومین کنفرانس بین‌المللی زنان فرا می‌خوانیم.
• همچنین همگان را به تداوم بخشیدن به فعالیت‌های خود درا راستای رهاسازی زنان ایزدی که هنوز اسیرِ داعش هستند، فرا می‌خوانیم.
• در ترکیه، تهاجماتی علیه حقوق بشر و انسانیت روز به روز بیشتر می‌گردد. در مقابل نظام دیکتاتور و فاشیست AKP و MHP که کانون نظام فاشیست و مردسالار است، ما زنان کوردستان و ترکیه را فرا می‌خوانیم که در برابر رفراندوم نه بگویند و به شیوه‌ای فعالانه در کمپین «نه» شرکت کنند.
• جلدپنجم دفاعیات معمار صلح، رهبر آپو که در راستای تحقق آزادی زنان، زحمات و مبارزاتِ بی همپایی نموده‌اند، را بعنوان پارادایم دموکراتیک همچون جایگزین ذهنیت مدرنیته‌ی کاپیتالیست و رهیافتی برای تمامی بحران‌ها و معضلات می‌باشد جهت به بحث گذاشتن نظرات رهبرآپو، همگان را به برگزاری سمینار، پانل و کنفرانس و برنامه‌های مشترک فرا می‌خوانیم. همچنین لازم است به شیوه‌ی فعالانه‌تر، فعالیت‌های خود را برای وضعیت سلامت، امنیت و آزادی رهبرآپو انجام دهند.
بعنوان زنانی که خواهان دستیابی به آزادی هستند، فراتر از هرزمان دیگری، دارای تجربه، آگاهی و زمینه‌های وسعت بخشیدن به مبارزه هستند. رهاییِ انسانیت، توسط زنان، جوانان و جامعه که برپایه‌ی ذهنیت آزادي زن می‌باشد، دوباره بازسازی می‌شود.
بر این اساس، ما ایده های جایگزین و برنامه عمل در 8 مارس، به استقبال روز جهانی زنان زحمت‌کش می‌رویم.
به مناسبت8 مارس روز جهانی زنان زحمت‌کش ما بر تمام رفقای زن که در زندان به مقاومت می‌پردازند با عشق و روحِ آزادی درود می‌فرستیم. دوباره. ما همه زنان را به شرکت در برنامه‌ها، میتینگ و راهپیمایی 8 مارس دعوت می‌نماییم.
با هیجان و شورِ فراوان در راستای خلق حیاتی آزاد و با مقاومت روزانه، 8 مارس را به همه‌ی زنان تبریک گفته و برتمامی زنان مقاومت‌گر و مبارز درود می‌فرستیم.
زنده باد 8 مارس
زنده باد همبستگی زنان
مرگ بر ذهنیت فاشیست، توطئه‌گرِ نظام مردسالار


13. 2. 2017
کردیناسیون ک.ژ.ک

کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران

برای مبارزه علیه خشونت بر زنان متحد شویم!
کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران



با سلام
دوستان از طریق این ایمیل شما را در جریان آغاز «کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران» قرار می‌دهیم
فراخوان به زبان فارسی / انگلیسی / آلمانی ضمیمه است
لطفا در درج و ارسال فراخوان این کارزار ما را یاری کنید
و از طریق این ایمیل به جمع اعضا و حامیان کارزار بپیوندید
karzar.zanan.2016@gmail.com
پرتوان باشید
-------------------------------------------------------------------------------
سازمان زنان هشت مارس (ایران - افغانستان)
(واحد بلژیک)
------------------------------------
8mars.com
zan_dem_iran@hotmail.com
youtube.com/8marsorg
facebook.com/8marsorg
soundcloud.com/8marsorg


برای مبارزه علیه خشونت بر زنان متحد شویم!
همه‌‌ی ما زنان زخم خشونت را تجربه کرده‌ایم. از همان لحظه که خود را در خانه، مدرسه و جامعه به‌عنوان جنس دوم شناخته‌ایم و زن شده‌ایم، پای خشونت به زندگی ما باز شده است. خشونتی روزمره که طبیعی جلوه می‌کند و همیشه توجیهی فرهنگی، سنتی، روان‌شناسانه، بیولوژیک، قانونی و مذهبی داشته است. حتی خود ما که آماج مستقیم خشونت‌ایم به آن عادت کرده‌ایم. خشونت فقط آن عملی نیست که به جسم آسیب برساند و زندگی را به خطر بیندازد. خشونت بر زنان تنها به تجاوز جنسی، کتک خوردن توسط مردان خانواده، معلول شدن کودکانِ «نوعروس» در حجله یا مثله شدن دختران زیر تیغ «ختنه» محدود نمی‌شود؛ فقط به باتوم یا گلوله، مشت یا کمربند، اسید یا آتش خلاصه نمی‌شود؛ بی‌اعتنایی، زخم‌زبان، توهین و تحقیر، به هیچ شمرده شدن و خط‌خطی کردن روان هم خشونت است. حتی این‌که بدن خود را به تیغ جراحی بسپاریم تا با معیارهای زیبایی جامعه‌ی پدر/مردسالار هم‌رنگ شویم هم شکلی از خشونت بر زنان است.
خشونت بر زنان پدیده‌ی جدیدی نیست، اما گسترش بی‌سابقه و ابعاد هر دم فزاینده‌ی آن درعرصه‌ی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جهان مردسالار حاکم به پدیده‌ی هولناکی بدل شده است. در نتیجه‌ی جهانی شدن سرمایه و مافوق استثمار برای کسب سود، فقر در جهان زنانه شده است. زنجیره‌ی جهانی خشونت، بیش از 3 میلیارد زن را در چهارگوشه‌ی جهان در کنار یکدیگر قرار داده است.
در کشورهای «مدرنِ» سرمایه‌داری، اشکال خشونت بر زنان هم‌چون تن‌فروشی، تجاوز، قتلِ زنان توسط شریکِ زندگی یا دوست‌پسر فعلی یا سابق و...، تحقیر و توهین، ضرب و شتم و خشونت خانگی، پورنوگرافی، «صنعتِ» سکس، آزار و اذیت جنسیتی در محیط کار و... به‌طور غیرقابل‌تصوری رشد کرده است. برای سیستم سرمایه‌داری - امپریالیستیِ پدر/مردسالار حفظ و تداوم خشونت بر زنان در سراسر جهان و نهادینه کردنِ فرهنگ زن‌ستیز در خدمت به کسب حداکثر سود، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
امروزه افغانستان، عراق و کل خاورمیانه درنتیجه‌ی حملات و تجاوزات امپریالیست‌های مردسالار ازیک‌طرف و از طرف دیگر با رشد بنیادگراییِ اسلامی و انواع و اقسام رژیم‌های بنیادگرا و ضدِ زن، به اسارتگاه زنان و جولانگاه مردان تبدیل‌شده است.
در ایران اگرچه خشونت علیه زنان قدمتی طولانی دارد، اما نزدیک به چهار دهه است که رژیم بنیادگرای جمهوری اسلامی با شلاقِ دین و زنجیرِ سنت و زندانِ حجاب، با گشت ارشاد و جوخه‌ی اعدام و حکم سنگسار، خشونتی به‌مراتب وحشیانه‌تر و گسترده‌تر برای کنترل زنان و بدن‌شان اعمال کرده است. حجابِ اجباری در جمهوری اسلامی، اعلام رسمی نابرابری جنسیتی و نماد فرودستی و تبعیت زن از مرد تحتِ نظام اسلامی است. قوانین خشونت زا و مجازات‌های قرون‌وسطایی اسلامی اعلام رسمیت یافتن سرکوب و تبعیض و خشونت بر زنان و پرچم ایدئولوژیکِ نظام اسلامی است که بر بدن زنان به اهتزاز در آمده است.
اگر در مدرسه و دانشگاه، کوچه و خیابان، محل کار و... نیروهای سرکوبگر این رژیم زنان را کنترل می‌کنند، در خانه همسر، پدر، برادر و فرزندِ پسر این کنترل را به عهده می‌گیرند. اگر زنان به خاطر تبعیت نکردن و گردن نگذاشتن به قوانین و کُدهای «حجاب اسلامی» در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند، در خانه مردانی از خانواده نقش حاکم شرع را بر عهده می‌گیرند. اگر این رژیم زنان را به جرم عشق ورزیدن سنگسار می‌کند، در خانه مردانی هستند که برای حفظ «آبرو»، «غیرت» و «ناموس» حکم قتل آنان را صادر می‌کنند. اگر زنان در جامعه از کنترل و آزار مأمورین مواجب‌بگیرِ این نظام می‌گریزند، در اماکنِ عمومی از آزار جنسیتی روزمره‌ی بسیاری از ‌مردان، در هراسند. اگر اسیدپاشان برای کنترل زنان و بدن‌شان به «زنانِ بدحجاب» یورش می‌برند و بر صورت و بدن‌شان برای همه‌ی عمر مُهرِ این خشونت وحشیانه را حک می‌کنند، در خانه خشونتِ تحمل‌ناپذیرِ مردانی از خانواده زنان را وادار به خودسوزی می‌کند، اگر و اگر و ...
این همبستگی در بکار بردِ خشونت بر زنان که بین دستگاه دولتی ضد زن جمهوری اسلامی و مردان پوشیده در عقاید و ارزش‌های زن‌ستیز برقرارشده است، سه حلقه‌ی اصلی زنجیرِ به‌هم‌پیوسته‌ی خشونتِ دولتی، اجتماعی و خانگی علیه زنان در ایران را شکل داده است. حلقه‌ی اصلی این زنجیر، خشونت دولتی است که با اشاعه‌ی فرهنگِ پدر/مردسالارانه، آداب‌ورسوم عقب‌افتاده، ایدئولوژیِ ضد زن در جامعه و مجموعه‌ای از قوانین و سیاست‌های زن‌ستیز شرایط را برای تشدید انواع و اقسام خشونت‌های اجتماعی و خانگی علیه زنان فراهم کرده است.
از زمان به روی کار آمدن رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی، زنان نیز متقابلاً به اشکال گوناگون علیه خشونت‌های گسترده در زندان‌ها زیر شکنجه‌های وحشیانه، در مخالفت باحجاب اجباری، در برابر تبعیضِ جنسیتی در مدارس و دانشگاه، در دادگاه‌های طلاق و حضانت و... فردی یا جمعی، با افت‌وخیز، به مقاومت و مبارزه‌ی خود ادامه داده‌اند.
خشونت بر جسم و روان هر زن، فریادی است بلند و فراخوانی است برای مبارزه گسترده مبنی بر این‌که دیگر تحمل این حجم از خشونت ممکن نیست. دیگر مبارزات و مقاومتِ پراکنده و جدا از همِ زنان جواب‌گو نیست؛ و ضرورتِ یک مبارزه‌ی متحد و گسترده بیش از هر زمان در مقابل‌مان سر بلند کرده است.
گسترش و تشدید خشونت در همه‌ی عرصه‌های زندگیِ زنان در ایران ضرورت مبارزه‌ای متحد و کارزاری گسترده را در برابر ما قرار داده است. باشد تا این کارزارِ ضد خشونت بر زنان در به هم پیوستن جویبارهای مبارزاتی و تبدیل آن به رودی خروشانی جهت سرنگونیِ انقلابی رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی گام‌های مؤثری بردارد. برپایی و ادامه‌یابی چنین کارزاری می‌تواند سنگرِ مبارزاتیِ هم‌سرنوشتان‌مان را علیه خشونت بر زنان در سراسر جهان تقویت کند. کارزاری که بتواند در خدمت به یک مبارزه‌ی مستمر و هدفمند برای محو فرودستی‌مان و در راستای ساختن جهانی که در آن همه‌ی زنان و کل بشریت از ستم و استثمار رها باشند، قرار گیرد.
این کارزار متعلق است به:
ü هر زنی که از خشونت در رنج است!
ü هر زنی که برای آزادی پوشش مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه سنگسار مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که برای جدایی دین از دولت مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که برای پایان بخشیدن به آزار و اذیت، توهین و تحقیر و ضرب و شتم زنان مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه سنت، عرف و قانون واپس‌گرای ازدواج اجباری، ازدواجِ کودکان و ... مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه فحشای اسلامی «صیغه» مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه قتل «ناموسی» مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه استثمار زنان چه در محیط کار و چه در خانه مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه اذیت و آزار و پی‌گرد هم‌جنس‌گرایان مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که برای آزادی کنترل بدن زنان، آزادی سقط‌جنین و ... مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که علیه کلیه‌ی قوانین نابرابر و مجازات‌های اسلامی علیه زنان مبارزه می‌کند!
ü هر زنی که برای دنیایی مبارزه می‌کند که در آن هیچ زنی مجبور به فروش تن‌اش نباشد!
ü هر زنی که ...

کارزار مبارزه علیه خشونت دولتی، اجتماعی و خانگی بر زنان در ایران
نوامبر 2016
برای تماس و همکاری با کارزار مبارزه علیه خشونت بر زنان با این ایمیل تماس بگیرید:
karzar.zanan.2016@gmail.com

امضاکنندگان:

 آتش پایدار: فعال جنبش زنان
 اختر کمانگر: فعال سیاسی و فعال جنبش زنان
 اخگر فرزانه: فعال جنبش زنان
 آرام بيات: مسئول گروه رقص خورشید خانم و فعال زنان
 اریز محمدی: فعال حقوق زنان
 ارغوان رستمی: فعال جنبش زنان
 آزاده پرتوی: فعال جنبش زنان
 آزاده عباسی: فعال حقوق زنان
 استی پیروتی: فعال کارگری و فعال سیاسی
 اشرف غیاثی: فعال جنبش زنان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق
 امیلیا اسپارتاک: فعال و مبارز رهايی زنان - افغانستان
 آنا محمودی: فعال حقوق زنان
 آناهیتا رحمانی: فعال جنبش زنان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق
 اوات صادقی: فعال حقوق زنان و فعال سیاسی
 بقرین حجتی: مدافع حقوق زنان
 بهار گل‌آبادی
 بهار ملکی: فعال حقوق زنان
 بیان زندی: فعال حقوق زنان
 بیان ناصح: مشاور اجتماعی و فعال حقوق زنان
 پروین احمدی: مدافع حقوق زنان
 پروین سعید بختی: مدافع حقوق زنان
 پروین شافعی: فعال حقوق زنان
 پریسا کلاه قوچی: فعال حقوق زنان و فعال سیاسی
 پری رستگار: فعال جنبش زنان
 ترانه حسینی
 ثریا فتاحی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 ثمین بهار: فعال جنبش زنان
 جمیله رحیمی: فعال سیاسی و فعال حقوق زنان
 جمیله ندایی: فعال جنبش زنان
 رویا صادقی: فعال سیاسی
 ریزان معارفی: مدافع حقوق زنان
 زارا پرستار: فعال سیاسی و کار با جوانان و کودکان
 زارا محمدی: فعال جنبش زنان
 زری زاهدانی: فعال سیاسی سابق
 زمان مسعودی: فعال سیاسی و فعال جنبش بینالمللی زنان
 زیبا کرباسی: شاعر
 زینت ایلخانیزاده: فعال جنبش زنان و کودکان
 زینت عباسی: مدافع حقوق زنان
 ستاره آشوربیگ: مدافع حقوق زنان - افغانستان
 سحر تیام: فعال سیاسی
 سحر ناجی: مدافع حقوق زنان و پناهندگان
 سروه نقشی: مدافع حقوق زنان
 سمیرا باستانی: فعال جنبش زنان
 سوزه امین: فعال حقوق زنان
 سوسن گل‌محمدی: فعال زنان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق
 سوفیا: مدافع حقوق زنان
 سوما نبوی: فعال سیاسی و فعال جنبش زنان
 سهیلا قادری: فعال جنش زنان
 سیران ابراهیمی: فعال حقوق زنان
 سیلی غفار: فعال حقوق زن و فعال سیاسی - افغانستان
 سیمین: مدافع حقوق زنان
 شهلا پیام: فعال جنبش زنان، فعال سیاسی
 شهین نوایی
 شیرین حسینی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 شیرین شریفی: مدافع حقوق زنان
 شیوا سبحانی: شاعر و فعال سیاسی
 صبری بهمنی: فعال سیاسی
 صدیقه محمدی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 عذرا محمدیان: فعال حقوق زنان - افغانستان
 فاطمه اقدامی: فعال حقوق زنان
 فاطمه کریمی: فعال زنان
 فراست صالحی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 فرح نبوی: فعال جنبش زنان
 فرزانه رهنما: مدافع حقوق زنان - افغانستان
 فرشته صادق‌پور: فعال جنبش زنان و زندانی سیاسی سابق
 فریبا امیرخیزی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 فریدا فراز: فعال جنبش زنان
 فریده رضایی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 فریده کریمی: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 فریماه روشن: فعال جنبش زنان
 قدسى بختيارى: فعال اجتماعی
 کژال ادمی: شاعر و هنرمند
 کویستان داودی: فعال سیاسی
 کیمیا مرادی: فعال جنبش زنان
 کیمیا نوری: نویسنده
 گشین قهرمانی: مدافع حقوق زنان
 گلاویژ حسینی: فعال حقوق زنان و فعال سیاسی
 گلاویژ محمود زاده: مدافع حقوق زنان
 گلزار علی: فعال سیاسی
 گلی پیشیاری: مدافع حقوق زنان
 گلی محمدی: موزیسین
 گوهر معمارزاده: فعال سیاسی
 گیتی زمانی: فعال سیاسی
 لاله آزاد: مدافع حقوق زنان - افغانستان
 لاوژه جواد: فعال جنبش برابری طلب زنان
 لیلا آزاد: فعال اجتماعی
 لیلا پرنیان: فعال جنبش زنان، فعال سیاسی و سردبیر نشریه‌ی هشت مارس
 ماریا رشیدی: سخنگوی انجمن حق زنان استکهلم
 مریم افراسیاب‌ پور: کمپین بین‌المللی دفاع از حقوق زنان
 مریم قادرپناه: فعال سیاسی
 مریم ناجی: از حامیان سازمان زنان هشت مارس
 مژده بامیان: فعال جنبش زنان
 مسی تهرانی: فعال جنبش زنان
 ملیحه کریمی‌زاده: فعال جنبش زنان
 مونا روشن: فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق
 مهری شاهمرادی: فعال سیاسی
 مهسا روژان: فعال جنبش زنان
 مهناز حقیقت: فعال حقوق بشر
 مهین شکراللهی: فعال سیاسی
 مهین شکرایی: فعال سیاسی
 مینا احمدی: مدافع حقوق زنان - افغانستان
 مینا آزادی: فعال سیاسی
 مینو ایرانی: فعال سیاسی
 میترا گل‌محمدی: خانواده‌ی جان‌باختگان سیاسی
 نازی عبداللهی: مدافع حقوق زنان
 ناهید کریمی: فعال جنبش زنان
 ناهید مکری: فعال زنان و فعال حقوق بشر
 ناهید نوین: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 ناهید وفایی: شاعر و فعال حقوق زنان
 نسیم آزاد: فعال اجتماعی
 نسیم سعادت: فعال سیاسی
 نیلوفر پذیرش: فعال جنبش زنان
 وجیهه ترانه: فعال جنبش زنان
 ونوس درخشان: فعال جنبش زنان
 هتاو عبدالهی: روزنامه‌نگار
 هما بامیان: فعال جنبش زنان
 هما فرید: فعال جنبش زنان و فعال سیاسی
 هوزان محمود: فعال زنان کرد
 هیرو محمود زاده: فعال حقوق زنان


حمایت‌های بین‌المللی:
 Sabrina Qureshi: The Founder and co-ordinator of Million women Rise - UK
 Vivienne Hayes: Chief Executive, Women’s Rosource Center – UK
 Anne Tonglet: Women and LGBT’s movement activist - Belgium
 Binevsa Berivan: Institut Kurde de Bruxelles
 Margot Cassiers: Institut Kurde de Bruxelles
 Kristel Cuvelier: Institut Kurde de Bruxelles
 Annelies Kuypers: Institut Kurde de Bruxelles
 Mélissa Petit: Institut Kurde de Bruxelles
 Agnes Lalau: Institut Kurde de Bruxelles
 Soade Dana: Institut Kurde de Bruxelles
 Zeynep Gorgu: Union des femmes socialistes en Belgique
 Sakine Altindemir: Union des femmes socialistes en Belgique
 Nalan Oral: Union des femmes socialistes en Belgique
 Meryem Sasmaz: Union des femmes socialistes en Belgique
 Eylem Dalgiç: Union des femmes socialistes en Belgique
 Bilen Ceyran: Union des femmes socialistes en Belgique
 Hatice çakmak: Union des femmes socialistes en Belgique
 Arife Soysuren: Le mouvement des femmes kurdes en Belgique
 Toprak Nisa: Le mouvement des femmes kurdes en Belgique
 Raife Koç: Le mouvement des femmes kurdes en Belgique
 Leyla Aslan: Le mouvement des femmes kurdes en Belgique
 Martha Glow: Women’s movement activist –UK
 Jasmin Kitel: German feminist
 Sara Mohammad: Founder and Chairman for the Swedish national organisation Never Forget Pela and Fadime
 Amineh Kakabaveh: Chairman for the Swedish association "Neither Whores or Doormats" - congresswoman
 Leyla Cimin: Courage Bremen - Germany




من مریم، از زندان قرچک، ۱۷ سال در زندان هستم…

من مریم، از زندان قرچک، ۱۷ سال در زندان هستم…



منتشر شده در یکشنبه, ۱۷اسفند , ۱۳۹۳ | ۳:۰۲ ق.ظ
Maryam-Rabiei-saham-news
«مریم ربیعی» در سن هفده سالگی
این مطلب را«مریم ربیعی» از زندان قرچک ورامین نوشته و به بیرون ارسال کرده است، روایت روزهای زندان قرچک. مریم بیش از هفده سال است که در زندان به سر می‌برد: اول دراوین و بعد در زندان زنان شهرری(قرچک). مریم به قول خودش نمی‌داند از کجای این هفده سال حبس بگوید. مریم گاهی به زبان محاوره‌ای نوشته و گاهی غیرمحاوره ای . کانون زنان ایرانی تلاش کرده به نثر مریم وفادار بماند و به همین دلیل این دوگانگی در نثر را نیز حفظ کرده است.

«خانم‌ها توجه کنند: آرایشگاه رنگ مو آورده، کسانی که تمایل دارند به بند مشاوره بروند. هیچ‌کس رنگ رو با خودش داخل بند نبره»، صدای ماموری که پشت سر هم این جمله را تکرار می‌کند از بلندگوهای زندان زنان قرچک ورامین یا همان ندامتگاه زنان شهرری شنیده می‌شود. نمی‌دانم به جمله اش بخندم؟ افسوس بخورم؟ اشک بریزم؟ … نمی دانم؟

چه فکری می‌کنند؟ فکر می‌کنند دغدغه ما رنگ موی‌مان است که این‌گونه با صدای بلند فریاد می‌زنند؟ در زندان نشسته‌ام، زندان قرچک ورامین. آدرسش را نمی‌دانم، فقط می‌دانم اطراف شهر تهران است. 4 سال پیش من و خیلی‌های دیگر را از زندان اوین به این‌جا آوردند. گفتند می‌خواهند اوین را خراب کنند و زندان جدید بسازند. من وامثال من که حالا حالاها این‌جا هستیم خوشحال بودیم می‌گفتیم زندان جدید حتما امکانات بهتری دارد، تمیزتر است و هم این‌که جای جدیدی است. اما نمی‌دانستیم ویرانه ای ساخته اند با دیوارهای بلند، نمی‌دانم اسم این‌جا را چه بگذارم؟ سیاهچال؟ خرابه؟ گاوداری؟ مرغداری؟ اصلا می‌گویم جایی که همه این‌ها باهم یک‌جا جمع شده جای آدم نیست، این‌جا دنیای زمینی نیست، جهنمی است برای خودش…

امروز 14 اسفند 1393 است و من در یک سوله بزرگ با سقفی بلند نشسته ام. تمام دیوارهای سوله را تخت زندانیان پر کرده است. جز نزدیک درآهنی بند که روی آن با ماژیک نوشته اند«هیچ کس به یخچال دست نزند» و با فلش به یخچال کوچکی که 11 ماه سال خراب است و متعلق به 180 نفر زن زندانی بند است اشاره می‌کند. انتهای سالن، زیرتنها پنجره که به جای شیشه طلق قهوه‌ای درآن بکار رفته، نشسته‌ام و می‌نویسم. چند روز پیش مادرم گفت که یکی از دوستانم از من خواسته تا برایش از این‌جا بنویسم. از آن روز گیج شدم. با خودم راه می‌رفتم و حرف می زدم، و موضوع نوشتن را عوض می‌کردم. نمی‌دانستم از کجای این 17 سال بنویسم. بالاخره می‌خوام هرچی که به ذهنم میاد بنویسم.

اسمم مریم است.18 ساله بودم و یک سال از ازدواجم می‌گذشت که من وهمسرم به جرم نگهداری عتیقه روانه زندان شدیم. همسرم 5 سال بعد وقتی به مرخصی رفته بود تصادف کرد و مرد. زنی هستم 37 ساله! در زندان قرچک ورامین. با پدر و مادری پیر که در اراک زندگی می‌کنند و فقط سالی یک بار به ملاقاتم می آیند. ملاقاتی به فرصت 15 دقیقه که یک مامور مرد و یک مامور زن دوره ات کرده اند.

روبرویم بچه‌های گروه نمایش برای اجرای نمایش در روز چهارشنبه سوری تمرین می‌کنند. نمایش کمدی است، می‌خواهند بقیه را بخندانند. اما هم بازیگران و هم کسانی که برای دیدن نمایش می آیند می‌دانند که نمی‌خندند. اگر هم بخندند شاد نمی‌شوند. این‌جا زمانی شادیم که یکی آزاد شود. البته بعضی وقت‌ها درظاهر همه ماتم داریم اما در دل می‌خندیم و آن زمانی است که خدا به زندانی لطف کند و بمیرد! این‌جا مرگ یک آرزوست، در گور زنده ماندن، درد است، دردی که با گفتن درک نمی‌شود. دردی تا عمق وجود، که تا این‌جا نباشی درکش نمی‌کنی. شنیده اید که:

آتش بگیر تا ببینی چه می‌کشم/ احساس سوختن به تماشا نمی‌شود

این‌جا زندگی عذاب است. لحظه‌ لحظه‌اش! باورکنید این‌جا، مرگ نعمت بزرگی است درتمام این سال‌هایی که به قرچک آوردن‌مان به یاد ندارم یک‌بار یک‌تکه 10 گرمی گوشت خورده باشیم، یا یک قاشق برنج بدون کافور! نیمرو! یا چای تازه‌دم! جایی که آب آشامیدنی نیست. مگر بخری آن‌هم با پول! آخر من که پدر و مادر پیرم به‌زور خرج خودشان را می‌دهند، پول آب از کجا بیاورم؟؟ آب‌شور بخورم؟ چه بگویم. به خدا جهنم است این‌جا. می‌دانید چه‌کار می‌کنم که پول دربیاورم؟ دیپلم تجربی دارم. نمایشنامه می‌نویسم، مقاله می‌نویسم، شعر می‌گویم، نقاشی می‌کنم، نمایش اجرا می‌کنم و… بالاخره از اعضای گروه فرهنگی هستم که امتیازم هرروز 20 دقیقه تلفن اضافی دار که آن را می‌فروشم. هر 20 دقیقه یک کارت تلفن یعنی 2000 تومان. خودم هم هفته‌ای یک‌بار به خانواده‌ام زنگ می‌زنم. درآمد ماهیانه‌ام می‌شود 60 هزار تومان. حالا آب بخورم یا غذا؟ چون وضع آب را که گفتم.غذا هم که شام به‌جز سه‌شنبه‌ها که سیب‌زمینی و تخم‌مرغ می‌دهند، همیشه می‌توانی از تویش انواع حشره پیدا کنی.

این‌جا نمازخانه دارد که هرروزظهر یک روحانی درآن نماز جماعت به پا می‌کند. اما من هیچ‌وقت نماز نمی‌خوانم. چون برای وضو گرفتن فقط یک‌جا داریم. آن‌هم سرویس بهداشتی است که البته آب‌خوری، ظرف‌شویی و دست‌شویی آن‌جاست. کف سرویس همیشه چند میلی‌متری آب ایستاده که در ساعت‌های روز کم‌وزیادمی شود. آب از داخل توالت‌ها و دستشویی‌ها رو زمین می‌ریزد، وقتی وارد آن‌جا می‌شوی امکان ندارد که کف پاهایت خیس نشود، چون دمپایی‌ها پاره است مگر دمپایی شخصی‌ها که خانواده بعضی زندانی‌ها برای‌شان فرستاده‌اند، پس هر چقدرم وضو بگیری باز نجسه!

همین‌الان یک دختر 20_21 ساله از جلوی من رد شد که نمی‌شناسمش اما می‌دانم تازه اومده. چون کچل است! این‌جا اکثراً کسانی که تازه اومده‌اند کچل‌اند. برای همین شپش روی سرشان لانه می‌کند از آن‌جایی‌که هیچ دارویی نیست باید کچل شوند.

سرم را که بلند می‌کنم سیمین را می بینم که روبرویم نشسته،43 سال دارد و6 تا بچه. از 14 سال پیش در زندان است. به او مرخصی نمی‌دهند چون امتیازش کم است! چشمانش از گریه دیشب هنوز قرمز و پف‌کرده است. دیشب حالش خیلی بد بود و با صدای بلند داد می‌زد و گریه می‌کرد. می‌گفت: منم نون سنگک و کره می‌خوام!!! دیروز که به خاطر به دست آوردن 20 دقیقه تلفن، دفتر مأموران زندان را تمیز می‌کرده، مأموران سنگک و کره میل می‌کردند و سیمین بیچاره هم دیده و…

این فقط یک‌هزارم از حرف‌ها و دردهای زنان زندانی قرچک ورامین است. به نظرتون این‌جا حرفی برای گفتن هست که من بگم؟ این‌جا فقط درد است و درد… هر ثانیه‌اش از هزار بار مرگ بدتر است… این‌جا برای من یک جهنم است… آن‌وقت مأمور زندان می‌گوید: «رنگ مو …»

سکینه ازبک، همسری که قربانی خشونت شوهر شده است.

سکینه ازبک، همسری که قربانی خشونت شوهر شده است.



خبرگزاری نه به جمهوری اسلامی:

سکینه ازبک، کودک پناهنده افغان که بعد از ضرب و شتم توسط شوهرش از بالکن طبقه سوم به بیرون پرتاب شده است، بدون رسیدگی مسئولان انتظامی در مورد امنیت وی در بیمارستان شریعتی رها شده است.

سکینه ازبک، کودک پانزده ساله پناهنده افغان و از دانش آموختگان مدرسه خودگردان جهت کودکان افغان بازمانده از تحصیل و کودکان کار تحت نظر «انجمن یاری کودکان» و ساکن صباشهر شهریار بعد از ضرب و شتم توسط شوهرش از بالکن طبقه سوم خانه به بیرون پرتاب شده، در حال حاضر در بیمارستان شریعتی بستری است و خانواده وی و متهم (همسر کودک) او را رها کرده‌اند و بیمارستان به دلیل بالا بودن هزینه های درمان (مبلغ هفت میلیون تومان) حاضر به همکاری جهت استفاده مصدوم از خدمات مددکاری نشده است.

این در حالی است که مسئولان انتظامی در این خصوص تاکنون هیچ اقدامی نکرده اند.

خانم نجفی مدیر عامل انجمن یاری کودکان ضمن اعلام این خبر در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: ” سکینه ازبک در حال حاضر ۱۵ سال دارد و در ۱۴ سالگی مجبور به ازدواج شده است. به دلیل اختلاف سنی و مشکلات پیش آمده شوهر این کودک وی را می خواسته خفه کند و بعد از ضرب و شتم از بالکن طبقه سوم به بیرون پرتاب کرده است. این اتفاق دوهفته پیش افتاده و این کودک، تازه امروز توانسته با ما تماس بگیرد و اطلاع دهد.”

خانم نجفی در مورد وضعیت حقوقی این اتفاق در ادامه افزود: “این مساله خشونت خانگی و مخصوصا آزار دختران هم در خانواده های ایرانی و هم در خانواده های افغان به ویژه در شهرهای کوچک و حاشیه آن به کرات اتفاق می افتد و ما پیگیر بُعد حقوقی آن خواهیم بود تا برای شوهر این کودک که مرتکب چنین خشونت عجیبی شده، جریمه ای که سزاوار آن است در نظر گرفته شود تا بدینوسیله از تکرار چنین وقایعی جلو گیری شود.”

خانم نجفی در جواب سئوال گزارشگر هرانا در مورد همکاری بخش مددکاری بیمارستان در این مورد پاسخ داد “بخش مددکاری بیمارستان در موردهای قبلی واقعا کمک می کرده است و هزینه ها را پایین می آوردند. اما مشکل اینجاست که پناهندگان افغان بیمه ندارند، حالا تصور کنید که این پناهنده کارت(اقامت)هم نداشته باشد. در این مورد من هنوز مطمئن نشدم که امروز بیمارستان همکاری کرده یا نه و فردا از این موضوع آگاه خواهم شد.”

وی همچنین در پایان گفتگو در مورد وضعیت جسمی کنونی خانم ازبک افزود: “سکینه تحت عمل جراحی لگن قرار گرفته، فک وی شکسته و گوشش پاره شده است. هزینه بیمارستان بسیار بالا بوده و پدر وی نتوانسته این مبلغ را تهیه کند و این کودک همینطور در بیمارستان رها شده است.”

طبق آمار رسمی رسانه های ایران ۶۶ درصد زنان در طول زندگی قربانی خشونت خانگی هستند و در این رابطه به شدت خلا قانون احساس می شود.

بر اساس قانون مدنی ایران، ماده ۱۱۱۵ : «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی و یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن علی حده اختیار کند و تا تغییر رفتار شوهر، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادامی که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است پرداخت نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.»

تحلیلگران حقوقی بر این باورند که این ماده نمی تواند در کنترل خشونت خانگی مفید واقع شود چراکه در دادگاه برخورد قاضی سلیقه ای است و خشونت و یا عدم خشونت بنا بر تشخیص وی مشخص می شود و از سوی دیگر خود این قانون یک خشونت نهفته علیه زنان دارد.


Www.not-to-iri.com
Telegram.me/notoiri

قربانیان خاموش، مولدان ناآگاه خشونتهای خانگی


آزاده دواچی
سه‌شنبه ۵ آذر ۱٣۹۲ - ۲۶ نوامبر ۲۰۱٣

در طول چند دهه ی گذشته با وجود تلاشهای فعالان حقوق زنان در ایران هنوز در بسیاری از مناطق ایران خشونت به شکلی مستمر و توجیه ناپذیر علیه زنان ادامه دارد،در بسیاری از مواردرسانه ها وارگانهای اجرایی به صورت قانونی به تریبونی برای بسط رفتارهای خشونت آمیزعلیه زنان تبدیل می شوند.

همه ساله مصادف با 25 نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان مقالات و نوشته های زیادی در خصوص اعمال خشونت علیه زنان در کشورهای مختلف نوشته و منتشر می شود و توجه همگان را بیش از پیش به این معضل رایج معطوف می کند.

بیشتر بخوانید

  افزایش شمار بانوان هم میهن مسیحی بازداشتی در زندان‌های رژیم اسلامی


افزایش شمار بانوان هم میهن مسیحی بازداشتی در زندان‌های رژیم اسلامی


محدودیت و نادیده گرفتن حقوق شهروندی برای نیمی از جامعه (زنان) مدت طولانی است که در نظام جمهوری اسلامی نهادینه شده و بسیارند زنانی که به خاطر داشتن اعتقاد و ایمان به مسیحیت بدون آنکه نامی از آنان برده شود در زندانهای این رژیم محبوس هستند.

بیشتر بخوانید

برای دیدن آرشیو به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید .http://www.spiran.com/2006/

هفت روز با زنان؛ از سقف های ریخته اوین تا پنج لایحه دولت

تاریخ انتشار: ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۱, ساعت ۲:۰۵

جنایات رژیم زن ستیز و تبهکار اسلامی در سیاه چال هائی که حداقل امنیت و سلامتی فرزندان ایران زمین در آن ها تأمین نیست .

هفت روز با زنان؛ از سقف های ریخته اوین تا پنج لایحه دولت

آیدا قجر

جرس: هفت روز با زنان این هفته پیرامون اخباری از زندانیانی که در زندان نیز از بارش تگرگ و باران در امان نیستند، ارائه ی طرح ها و تصویب قوانینی که بسیاری از فعالان جنبش زنان آنها را علیه حقوق زن می دانند، قتل، آمار بالای تن فروشی و آنچه در خارج از مرزهای جغرافیایی بر جنسیت بی مرز می گذرد، به روز می شود. آن سوی مرزهایی که کودکان مسموم اند، نوزادان به فروش می رسند و بارداری دختران ابزاری میشود برای کسب درآمد و اجرای مراسم های سنتی. زنان همچنان اسیر سنت و قدرت اند.

بیشتر بخوانید

خشونت علیه زن و فرهنگ خشونت

خشونت علیه زن و فرهنگ خشونت

۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان
نادر سعیدی

خشونت علیه زن نقش یکتایی در انواع گوناگون خشونت را بازی کرده است جرا که زن ستیزی آشکارترین سمبل خشونت در جامعه است و هیچ نوع خشونت را نمی توان در هیچ جامعه ای مطرود ساخت بی آنکه فرهنگ زن ستیزی را از ریشه مورد سوال قرار داد ...
پنج‌شنبه ٣ آذر ۱٣۹۰ - ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

  نهال سحابی یکی از صدها قربانی خشونت دولتی

نهال سحابی یکی از صدها قربانی خشونت دولتی

۲۵ نوامبر روز مبارزه با خشونت علیه زنان
عفت ماهباز

مرگ نهال خود خواسته نبود، نهال را سر در خاک کردند. او قربانی حجاب و ترس و جهالت جامعه شد. خشونتی که بر او روا شد نه تنها در طی سه روز؛ در طی سه سال یعنی از همان روزی که به دنبال رای خویش رفت و پاسخش را در خیابان ها با گلوله شنید او را هدف گرفت ...
شنبه ۵ آذر ۱٣۹۰ - ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

  اگر سکینه فائزه بود

1.

سکینه محمدی آشتیانی

هیچ نمی دانم سکینه محمدی آشتیانی کیست؛ کی و در کجا چه کار کرده است؛ هر چند که ماجرای اسارت او را بر سر کوچه و بازار جار زنده اند، بر امواج الکترو مغناطیسی نشانده و به سراسر کره زمین ارسال کرده اند، جزء به جزء آن را در قالب بیت و بایت در رگ های شبکه مجازی اینترنت تزریق کرده اند و شاید میلیون ها و بلکه میلیاردها سلحشوران مجازی از ماجرای این "خواهر اسیر دردمندم" آگاهی مجازی کسب کرده اند؛ من اما میان این همه هیاهو و جار و جنجال، مبهوت در خود فرو رفته ام و از خود می پرسم: مگر سکینه چه کار کرده است!
سکینه نه تفنگ به دست گرفته است، نه رهبر اپوزیسیون شده است، نه راه پیمایی به راه انداخته است و نه متهم به آشوبگری یا براندازی و دشمنی با حکومت اسلامي شده است.

بیشتر بخوانید

آمنه بهرامی ، قربانی اسیدپاشی : از ایران می‌روم

تاریخ خبر: دوشنبه 7 آذر 1390 - کدخبر: 93146

آمنه بهرامی ، قربانی اسیدپاشی : از ایران می‌روم

آمنه بهرامی می‌گوید برای ادامه درمانش به اسپانیا خواهد رفت و احتمالاً در سال ۹۰ دوباره به ایران برنخواهد گشت؛ هرچند تاکید می‌کند برای گرفتن حقش باز خواهد گشت.
آمنه بهرامی قربانی اسیدپاشی می‌گوید که تمام تلاشش را برای گرفتن دیه کامل انجام می‌دهد، اما اگر موفق نشود برای همیشه ایران را ترک می‌کند.
به گزارش قانون، آمنه بهرامی‌نوا، قربانی مشهور اسیدپاشی که این روزها درگیر دریافت حق قانونی خود برای دریافت دیه چشم، دست و صورت است، فردا برای انجام عمل جراحی زیر گردن تا شکم به شهر بارسلون اسپانیا می‌رود و تا عید نوروز به ایران برنمی‌گردد.

بیشتر بخوانید

کارزار شانزده روزه ۴ آذر تا ۱۹ آذر برای حذف خشونت علیه زنان

کارزار شانزده روزه ۴ آذر تا ۱۹ آذر برای حذف خشونت علیه زنان

سهیلا وحدتی

• شانزده روز کارزار برای مبارزه همگانی و هماهنگ در راستای حذف خشونت علیه زنان از دو دهه پیش در جهان آغاز شده است. امسال در بیش از ۱۶۰ کشور این کارزار جریان دارد. بسیاری از ما زنان و مردان ایرانی با باورهای گوناگون به حق زندگی زنان بدور از خشونت بطور جدی بها داده و فعالانه به این مبارزه جهانی با خشونت علیه زنان پیوسته ایم ...

بیشتر بخوانید

سقوط اخلاقیات در حکومت اسلامی ؛ یک زن دیگر قربانی اسیدپاشی شد

سقوط اخلاقیات در حکومت اسلامی ؛ یک زن دیگر قربانی اسیدپاشی شد

این بار هم یک جوان خواستگار وقتی با پاسخ منفی زن جوان مطلقه کرمانشاهی برای ازدواج رو‌به‌رو شد، با اسیدپاشی از وی انتقام گرفت.
به گزارش «جام‌جم»، رسیدگی به این پرونده شامگاه اول مهر امسال در پی تماس مردمی مبنی بر اسیدپاشی در خیابان رودکی کرمانشاه در دستورکار ماموران پلیس امنیت قرار گرفت.

بیشتر بخوانید

آزار و اذیت زنان در رژیم اسلامی

تاریخ خبر: شنبه 28 آبان 1390 - کدخبر: 92721

نوع جدید آزار و اذیت زنان در رژیم جنون جنسیتی اسلامی ، کنترل لباس زیر زنان، در خیابان های تهران نوسط دژخیمان ناب محمدی
سالهاست که زنان ايرانی با تنگ تر شدن حلقه محدوديت پوشش در خيابانهای ايران رو به رو هستند.

بیشتر بخوانید

دمکراسی این نیست که مرد نظرش را درباره‌ی سیاست بگوید

دمکراسی این نیست که مرد نظرش را درباره‌ی سیاست بگوید
...و کسی هم به او اعتراض نکند
دمکراسی این است که زن نظرش را درباره‌ی عشق بگوید
...
و کسی هم او را نکشد!



خشونت‌هاي جنسيتي در محيط‌هاي كاري

زماني كه صحبت از حضور زنان در فضاي عمومي و يا شغل‌هاي خارج از خانه مي‌شود مسائلي چون نداشتن حقوق و مزاياي برابر با مردان و يا ارتقائ شغلي مناسب با كاري كه انجام مي‌دهند؛ در ذهن تداعي مي‌شود و بحث‌هاي گوناگوني پيرامون آن شكل مي‌گيرد. اما واقعيت نشان مي‌دهد كه اين مسائل تنها بخشي از مسائل زنان در بازار كار است. بخش پنهاني مسائل زنان كه به وضوح در ميزان درآمد، ارتقاي شغلي و امنيت اجتماعي زنان تاثير مستقيم، حياتي و مهم دارد، بحث آزار‌هاي جنسيتي در محيط كاريست.
آزار جنسيتي در محيط كار به اشکال محتلف از جمله استفاده از اقتدار شغلي يا قدرت مدیریتی براي تحميل خواسته‌هاي جنسي است. برابر آمارهای موجود اين امر در تمامي جوامع به دليل حضور قدرت ساختارهاي مردسالاري معمول و رايج است. براي مثال، در انگلستان از هر ده زن، هفت نفر در طول زندگي شغليش حداقل يك بار مورد آزار جنسي قرار مي‌گيرد.

بیشتر بخوانید

دستگيري جنايتكاري كه همسرش را با اسيد كشت

تولید رژیم زن ستیز اسلامی در جامعه ،مردان جنایتکار و بی رحمی است که بر روی زنانشان اسید می پاشند.

مردان جنایتکار از اعمال و حرکات رژیمی که کودک آزاری و زن ستیزی را در ایران نهادینه کرده است می آموزند.از رژیمی ستمکار و جنایت پیشه مردانی با قصاوت و بیرحمی درجه بالا تولید میشود.

بیشتر بخوانید

دادستان البرز: جذب كارمند زن زمينه‌ساز تجاوز به عنف و آدم‌ربايي مي‌شود!

دادستان البرز: جذب كارمند زن زمينه‌ساز تجاوز به عنف و آدم‌ربايي مي‌شود!


فرتور: دژخیم شجاع ذوقی بیدادستان کرج

دادستان عمومي و انقلاب شهرستان البرز از توابع استان قزوين به تبيين عوامل افزايش آمار جرايم خاص پرداخت و گفت: در حال حاضر شكايات مختلفي در خصوص جرائم خاص مطرح مي‌شود اما پس از بررسي به اين نتيجه مي‌رسيم كه اين جرايم به واقع اتفاق نيفتاده و مساله چيزي غير از شكايت مطروحه است.

بیشتر بخوانید

دستگيري و برخورد وحشيانه با يك زن در شهر نجف اباد اصفهان توسط نيروي انتظامي
 آیت الله خون می طلبد

این آیت الله خون می طلبد


احمد خاتمی در آخرین اظهارات خود تاکید میکند که فشارهای تا کنونی و سرکوب و ارعاب همیشگی اوباش رژیم موفق نبوده است و این مشکل را در حد یک فاجعه دانسته و برای مقابله با آن میبایستی خون ریخت و تنها راه پایان این کابوس حاکمیت مذهبی که بد حجابی اش میخوانند, ریختن خون عزیز زنان آزده ای ست که به فرهنگ تحمیلی مذهبی حاکم نه میگویند, آن را به سخره میگیرند و آزادی این نیمه انسانی را طلب می کنند. گویا تا کنون این نظام کم خون ریخته است و تجاوز و شکنجه و شلاق و ... در کار نبوده است!!؟ همه ما بیاد داریم ویدئوهای منتشر شده در یوتیوب را که چگونه اراذل و اوباش رژیم و مزدوران احمد خاتمی جنایتکار و شرکایش زنان را بطور فجیع در برابر چشمان کودکانشان و رهگذران بداخل ماشین میکشاندند و یا مضروب و خون آلود میکردند و یا از ماشین ها بیرون می کشیدند.

بیشتر بخوانید

زن ستیزی حکومت جنایتکار اسلامی آنقدر بی رحمانه و غیر انسانی است که بخشی از بدنه حکومت خون خوار اسلامی آن را تقبیح می کند.

زن شوهر، خواهر برادر، دختر پدر ،همه از بردگی زن و خود نبودن زن می گویند و هر یک به نوعی مالکیت خود را روا داشته ،این زن است که آراسته می گردد ،به فروش گذاشته می شود ،پنهانش می کنند ،دارش می زنندو می بویند و دورش می ندازند و به کارهای ناشایست وا می دارند،ابزار بدست آوردن سرمایه شان میشوند، جسم و روحش را می گیرند و سم مرگ را به او خورانده اندو در هیچ یک انتخاب خود او وجود ندارد و تنها مترسک کارگردانان جامعه تخریب گر مرد سالاری و محافظ سرمایه و قدرتشان است.

weiterlesen...ادامه

زنان، طلایه داران آزادی‏اند گرامی باد8مارس، روز جهانی زن


کمپین دفاع از زندانیان سیاسی ملیتهای ایران به مناسبت8 مارس، روز جهانی زن، با توجه به اطلاعات در دسترس و آرشیو کمپین اقدام به انتشار اسامی و وضعیت زنان محبوس در شکنجه گاههای رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی می نماید.بیشتر بخوانید ادامه
ادامه

همسر سفیرایران در فرانسه : غده ای در سرِ ما زنان وجود دارد که اجازه قضاوت درست را از مامیگیرد


ناسبت هفته زن در رادیو فرانس کولتور، فاطمه میرابوطالبی، همسر سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه مصاحبه ای با این رادیو انجام داده است .خبرنگار : مایلم در مورد خواسته های زنان ایرانی صحبت کنیم، شنیده ام که خانم شیرین عبادی برنده جایزه نوبل حقوق بشر برای تساوی حقوق زن و مرد در برابر قانون مبارزه میکند ……weiterlesen...ادامه

زن ستیزی حکومت جنایتکار اسلامی آنقدر بی رحمانه و غیر انسانی است که بخشی از بدنه حکومت خون خوار اسلامی آن را تقبیح می کند.


موسوی و کروبی خشونت نيروهای امنيتی عليه زنان را تقبيح کردند
ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو تن از نامزدهای معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوری، در ديداری که جمعه شب با يکديگر داشتند، ضمن تقبيح خشونت عليه معترضان و به ويژه زنان بر ادامه مبارزه مسالمت‌آميز تأکيد کردند.
weiterlesen...ادامه متن از رادیو فردا

ارزش زن در اسلام


یک خانم ایرانی و مسلمان زاده که دانشجوی دانشگاه تهران بود برای رساله پایانی دانشگاه موضوع "ارزش زن در اسلام" را انتخاب کرده و مباحش که با آنها روبرو است بشرح زیر میباشد.بیشتر بخوانید

             خشونت علیه زنان و تاثیر آن بر زندگی آن ها

خشونت علیه زنان و تاثیر آن بر زندگی آن ها


فرهنگ حقوقی خشونت را استفاده نابه جا؛غیر قانونی وتعرض آمیز ازقدرت تعریف میکند بیشتر بخوانید

فرزندان ایران قربانی سیاست حکومتی فاشیستی مذهبی اند.
فرياد بي صدا


"باز هم یک بدبخت دیگر .
دختران ایرانی فقیر و بیچاره ای که در ازای پرداخت پول به افغانی ها فروخته می شدند تا مرد افغانی بتواند کارت اقامت بگیرد . رویه اشتباه وزارت کشور . ازدواج شرعی و غیر رسمی . چون افغانی ها نمی توانند رسمی در ایران ازدواج کنند . شرعی ازدواج می کنند .بیشتر بخوانید

گلاويژ در آتش سرمايه و زن ستيزي    خشونت بر زنان

گلاويژ در آتش سرمايه و زن ستيزي خشونت بر زنان


صفحه حوادث روزنامه ها را که ورق مي زني،هر روز خبري از خودکشي زنان و دختران خشونت ديده يا قتل هاي ناموسي در اينجا و آنجا مي شنوي. پدرها و پدربزرگ ها ، برادرها، شوهرها، عموها و پسرعموها دختران و زنان و عزيزترين کسان خود را مي کشند.بیشتر بخوانید

حقوق بشر سازمان ملل ،سرکوب زنان،کمپين يک ميليون امضاء

درخواست برای توقف «سرکوب» فعالان زن در ایران


گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متحد روز پنجشنبه از دولت ايران خواستند تا به آنچه که آنها «سرکوب» فعالان حقوق زنان در اين کشور خواندند، پايان دهد.بیشتر بخوانید

 شهناز غلامي در بند قاتلين و معتادان زندان تبريز محبوس است!

شهناز غلامي در بند قاتلين و معتادان زندان تبريز محبوس است!


شهناز غلامي در صبحگاه روز 9/8/87 در منزل مسكوني اش در تبريز از سوي چندين نفر از نيروهاي امنيتي با ضرب و شتم و توهين دستگير شده است پس از دستگيري مأمورين اطلاعات اقدام به برداشتن كليه لوازم و وسايل شخصي خانم غلامي از جمله شناسنامه، پاسپورت، كيس كامپيوتر، موبايل؛ كتاب ها و جزوات، دفترهاي تلفن و حتي دفترچه ي حساب بانكي و كوپن كرده اند.بیشتر بخوانید

اَنگ فاحشگی به یک سوم از زنان بیوه تهرانی …!


امروز دیدم خبر گزاری مهر از قول مشاور استاندار تهران نوشته یک سوم زنان تهرانی که طلاق میگیرن بعد از نه ماه دچار فساد اخلاقی میشن! بیشتر بخوانید

تکرار نشود
مخالفت يک آيت‌الله با طرح ارث زنان


يكي از مراجع محافظه‌كار قم در نامه‌اي شديداللحن به علي لاريجاني، رئيس مجلس هشتم، مصوبه اخير مجلس ‏درباره ارث بردن زنان را به باد انتقاد گرفت و صلاحيت مجلس در رسيدگي به موارد اينچنيني را زير سؤال برد. ‏وي همچنين ضمن هشدار نسبت به دخالت مجلس در حوزه استحفاظي فقها، نمايندگان را تهديد كرد كه ديگر چنين ‏كاري را تكرار نكنند. ‏بیشتر بخوانید

 تکرار نشود  خالفت يک آيت‌الله با طرح ارث زنان


نورایمان قهاری 0 خشونت و ستم بر زنان: آسيب ديدگی اجتماعی در ایران، دکتر نورایمان قهاری


by Editor · März 4, 2016
[h2 متن سخنرانی در اتاق اتحاد زنان آزادیخواه به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن در پالتاک – ۹ مارس ۲۰۱۳ خشونت و ستم بر زنان، نمادها و راه کارها

نوشته ای که پیش روی دارید متن سخنرانی ای است که در ۹ مارس ۲۰۱۳ در اتاق اتحاد زنان آزادیخواه به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن در پالتاک ارائه داده شد. این سخنرانی بخشی از مقاله ای جامعتر است که اول بار آن را در سال ۲۰۰۹ در واکنش به برنامه ای در تلویزیون امریکا در مورد مسئلۀ عمل جراحی بینی زنان در ایران نوشته بودم. این برنامه مسئله عمل جراحی بینی در ایران را بعنوان زیبائی طلبی و تجدد طلبی زنان معرفی می کرد بدون هیچگونه اشاره به ستم و خشونت باور نکردنی ای که بطور گسترده و همه جانبه زنان ایرانی هر روز با آن مواجه اند. گزارش ها و آمارها حاکی از آنند که دختران نوجوان ایرانی که تنها ۱۴ سال سن دارند مبادرت به انجام عمل جراحی بینی می کنند و این در حالی است که اجزاءِ صورت، در سنین نوجوانی هنوز در حال رشد و تغییر شکل هستند. گزارش هایی دیگر نشان داده اند که «تنها یک پنجم جراحی‌ها در ایران ناشی از الزامات پزشکی و چهار پنجم آنها تنها با اهداف زیبایی و آرایشی صورت می‌گیرند؛»

همچنین «میزان جراحی بینی در ایران به نسبت جمعیت آن هفت برابر میزان این جراحی در ایالات متحده و شمار عمل‌های زیبایی در جمهوری اسلامی و برزیل برابر تخمین زده شده اند و این در حالی است که برزیل ۱۹۲ میلیون»(۱) و ایالات متحده امریکا نزدیک به ۳۱۳ میلیون جمعیت دارند. با اینکه ممکن است برخی افراد عمل جراحی بینی را امری خصوصی تلقی کرده و پرداختن به آن را بی مورد بدانند اما انجام این عمل در ابعادی که در ایران مشاهده می شود نگران کننده بوده و می بایست آن را جزئی از پی آمدهای ستم و خشونتی ارزیابی کرد که زنان ایرانی آن را بطور روزمره تجربه می کنند.



با سلام به همۀ حاضرین در اتاق و با تشکر از اتحاد زنان آزادیخواه بخاطر فرصتی که برای این صحبت به من دادند. روز جهانی زن را به زنان حاضر در اتاق تبریک می گویم، و همچنین به مردانی که حضورشان در اینجا می تواند نشانه همراهی آن ها و حمایتشان از مبارزه زنان برای کسب حقوق برابر برای خود و آزادی جامعه باشد.
صحبتم را با اشاره به این مهم شروع می کنم که برای پرداختن به مقوله خشونت علیه زنان، به عنوان عاملی مهم در کنترل مناسبات اجتماعی، چارچوبی وسیع لازم است، و من در اینجا از موضع صرفا تجریدی و تخصصیٍ روانشناسانه به آن خواهم پرداخت. و همچنین اینکه من از مبارزه و مقاومت زنان در طول تاریخ معاصر ایران با خبر هستم اما به آن نخواهم پرداخت چون بحث من مربوط به پی‌آمدهای ضرربار خشونت و سرکوب زنان است.
قبل از پرداختن به مسئلۀ پی‌آمدهای خشونت علیه زنان لازم است که در مورد برخی مفاهیم کلیدی در اینباره صحبت کنیم، چون نوع نگاه ما به هر پدیده و ریشه‌های بروز و بقای آن نحوه برخوردمان نسبت به آن پدیده را تعیین می کند. یکی از این مفاهیم چرایی وجود و بقای این خشونت و دیگری مفهوم خود این خشونت است. که من با توجه به وقت، بطور خلاصه به آن‌ها می‌پردازم:

تسلط بر زنان
اگر بتوان، با توجه به تعاریف متفاوت ولی با مضمون مشترکی که از آن شده، خشونت را به اِعمال فشار و زور از طرف فرد یا گروهی بر فرد یا گروهی دیگر، با هدف محدود کردن آزادی و اراده دیگری و درخدمت پیش برد منافع خویش معنی کرد، می توان گفت که خشونت علیه زنان قدم طبیعی بعدی ست در خدمت تعمیم تسلطِ ِ بخشی از جامعه بر بخشی دیگر و در همۀ روابط اجتماعی که بر اساس مناسبات طبقاتی بر پا شده است.
استمرار موقعیٌت برترِ مرد در جامعۀ نابرابرِ طبقاتی، علاوه بر انواع سرکوب عریان و خشن پلیسی و سیاسی، در گرو کنترل روانشناسانه و غیر مستقیم جامعه در همۀ عرصه های فرهنگی و اجتماعی از جمله رسانه ها، هنر، آموزش و پرورش، و مذهب است. در این وسط مذهب خودش جایگاه و ویژه گی خاصی، در کنترل فرهنگی و روانشناسانه جامعه از دیدگاه مردسالارانه دارد و نقش به سزایی را در تحقیر، تحمیق، ایجاد از خود بیگانگی، و پذیرش فرودستی از طرف زنان بازی می کند؛ به عبارتی دیگر، مذهب دارای پتانسیل و کاراییِ بالایی است برای آنکه در خدمت سرکوب زنان باشد.
تحقق یافتن خواسته های زنان یکی از فاکتورهایی است که بافت سنتی جامعه را در ایران به چالش می کشد. رژیم سرمایه داری ایران که در پوششی سنتی-مذهبی سال هاست برای خود جوازی الهی جهت سرکوب و نسل کشی مخالفین و توده های محروم جامعه صادر کرده است، ادامه حیات خود را در این می بیند که با تحکیم افکار سنتی-مذهبی جامعه را درمحدوده ای نگه دارد که فرودستی زنان به مثابه قاعده ای طبیعی جا افتاده و در افکار عمومی درونی(۲) شود. در این رابطه برتری قانونی- اجتماعی مردان بر زنان در ایران بواسطه جنگ رژیم اسلامی با زنان تعمیم پیدا کرده و رسمیت می یابد و دور تسلسلی از چرخه اجتماعی را تولید می کند که از یک طرف بافت سنتی جامعه را حفظ میکند تا با مسخ شدگیِ تدریجیِ تفکر، روان، و فرهنگِ جامعه بقای رژیم تداوم پیدا کند، و از طرف دیگر زنان را فرودست نگه می دارد تا جامعه بسوی تجدد و برابری پیش نرود، تا بقای رژیم سرمایه داریِ اسلامی تضمین گردد.

مفهوم خشونت
خشونت علیه زنان را در سراسر جهان می توان مشاهده کرد و از آن می توان بعنوان هستۀ اصلی در سرکوب و فرودست نگهداشتن زنان نام برد. خشونت علیه زنان هرگونه عملی ست که منجربه وارد آمدن صدمات جسمی، روانی، اقتصادی، اجتماعی، و یا جنسی شود، و رفتارهایی ست که شامل اعمال قدرت و محدود کردن آزادی چه در سطح اجتماعی و چه در سایر سطوح زندگی خصوصی افراد می شوند. این خشونت در رفتار، کلام و نظرات تبلور پیدا می کند و از اشکال توهین، تهاجم، و بی اعتبار کردن و نادیده گرفتن خرد (میکرو) گرفته تا اشکال صریح، آشکار و شدید خشونت را در بر می گیرند و در تمام سطوح جامعه اعمال میشود:
خشونت جسمی، جنسی، و روانی درون خانواده می تواند به انواع گوناگون صورت بگیرد، از جمله از طریق هُل دادن، کتک زدن، محدودیت و محرومیت اقتصادی، محدودیت و محرومیت فکری و آموزشی، خشونت لفظی که شامل فحاشی، تحقیر، و نسبت های خرافاتی به زنان دادن است؛ سکوت توأم با بی محلیِ دراز مدٌت (که پی آمد آن می تواند تسلیم زنان برای حفظ محیطی صلح آمیز در خانه باشد)؛ تجاوز جنسی میان-زوجی؛ قطع یا مُثله کردن اندام جنسی زنان (که به اشتباه به آن ختنه زنان می گویند)؛ قتل های ناموسی، خشونت مربوط به دیه، و دیگر سنت های مخرب مربوط به ازدواج؛ رفتار زیان آور از قبیل «کودک- انگاری زنان» که شامل رفتارهایی است چون تعیین تکلیف برای زنان توسط دیگران، یا بازدید از کار های آنان که مثل بازدید و سرکشی به کار کودکان است؛ عدم برسمیت شناختن نارضایتی آنان از شرایط و انتساب آن به مسئلۀ بیولوژیکی مثل دوران قاعدگی/پریود؛ رفتار تهدیدآمیز از قبیل تهدید به آزار کودکان، پرتاب یا شکستن اشیاء، قلدری؛ و سوء استفاده جنسی از کودکان (بخصوص دختران خردسال).
خشونت جسمی، جنسی، و روانی درون اجتماع از جمله تجاوز جنسی، اعمال قدرت و مزاحمت جنسی و تهدید در اماکن عمومی، محل کار، تحصیل و اماکن دیگر، بازار خرید و فروش زنان و کودکان، و پورنوگرافی. محدودیت قائل شدن برای پیشرفت زنان در حوزۀ کاری، محرومیت زنان از ارتقاء بخاطر بارداری. انتساب القاب تحقیر آمیز به زنانی که در محیط کار جدی و موفقند.
خشونت جسمی، جنسی، و روانی که بوسیله دولت ها به شکلی غیر مستقیم، از طریق پشتیبانی و مشروعیت بخشیدن، و یا به شکلی مستقیم، از طریق قانونی، و بطور سیستماتیک و برنامه ریزی شده اجرا می گردد، که شامل قوانین خانواده، طلاق، ارث، و غیره و بطور مثال قوانین مربوط به سقط جنین در کشورهای به اصطلاح پیشرفته، و قوانین مدنی، قضایی، و مجازات اسلامی در مورد کشوری مثل ایران می شود.

خشونت علیه زنان و آسيب ديدگي اجتماعی
و اما پی آمد های این خشونت: باید تاکید کنم که خشونت سرکوبگرانه بطور عام و خشونت علیه زنان بطور خاص، که موضوع بحث ما است، عملی خنثی و بدون پی آمدهای آسیب زا نیست، بلکه این خشونت باعث ایجاد یک حس ناتوانی می شود، حسی که به نوبۀ خود اساسی ترین زخمی است که آسیب دیدگی در فرد را بوجود آورده و باعث می گردد که اعتماد به نفس در فرد رشد نکند و همچنین فرد را به یک حس نا امیدی مزمنی می رساند که او را دوباره در معرض قربانی شدن قرار می دهد.
اگر بطور انتزاعی به بروز آسیب دیدگی ای که از خشونت علیه زنان ناشی میشود بپردازیم می توانیم عوارضی را ببینیم که برخی از آن ها جزئی از پی آمدهای نامرئی این خشونت به حساب می آیند و براحتی قابل مشاهده و شناخت نیستند. این عوارض به اشکالی گوناگون در زنان قربانی خودش را بروز میدهند، و به نوبه خود بر زندگی و رشد شخصیت کودکان آنان نیز تاثیر می گذارند.
برخی از این عوارض عبارتند از: ترس مزمن، از جمله ترس از خانه بیرون آمدن، اضطراب، افسردگی، پرخاشجوئی و عصبانیت، یاس، بی خوابی، کابوس، اختلال در اشتها، امراض و دردهای جسمی، عدم اعتماد به نفس، عدم باور در توانایی انجام کار، عدم باور به قابلیت حفظ و حمایت از خود و کودکان خود، حس تحقیر شدگی، تمرکز بر کمبود های شخصی، عدم تحرک در جهت پیشرفت (آموختن ناتوانی)، عدم قدرت تصمیم گیری، بروز حس بی اعتمادی در روابط میان-فردی، و پذیرش و تمکین در مقابل هرگونه بی حقوقی از نظر اجتماعی و در نهایت خودکشی.
با وجود اینکه خشونت علیه زنان می‌تواند به بروز آسیب‌دیدگی روانی در فرد بیانجامد، این خشونت را نمی‌توان صرفا با تعاریف مشکلات روانی (۳) و «خشونت‌گری مردان » و «خشونت‌پذیری زنان» (۴) توضیح داد، مخصوصا در مورد جوامعی مثل ایران که این پدیده در آن معضلی عمیقا اجتماعی و نهادینه شده است، برای توضیح پی‌آمدهای خشونت وارده بر زنان ما از تعریف آسیب‌دیدگی اجتماعی استفاده می‌کنیم، تعريفی که عمق تاثیرات مناسبات اقتصادی- اجتماعی-فرهنگی سرکوبگرانه‌ای را نشان می‌دهد که زنان ایرانی آن را در همه عرصه‌های زندگی بطور روزمره تجربه می‌کنند، مناسباتی که زنان را بعنوان بخشی از نیروی مولده جامعه فرودست نگاه می‌دارد.
با استفاده از این تعریف ما می‌توانیم با وجود اینکه از این زنان به عنوان قربانيان اصلی شرایطی مثل خشونت خانگی نام می‌بریم، آنان را جدا از كل جامعه نبينيم. بدين معنی كه به ماهيت و چگونگی رابطه زن و جامعه در چارچوبی اجتماعی و به تجربياتی كه او را به عنوان عضوی از جامعه تحت‌ تأثير خود قرار می‌دهد نگاه می‌‌كنيم تا مناسباتی را که باعث بروز چنین آسيب‌ديدگی‌هایی می‌شوند را بشناسیم و با آن مبارزه کنیم.
در اینجا لازم است بگویم که برخی از جامعه شناسان و روانشناسانی که برای سایت های مختلف بخصوص سایت های دولتی در ایران می نویسند از مقولۀ آسیب دیدگی اجتماعی به طریقی حرف می زنند که انگار آسیب دیدگی اجتماعی یعنی مردم ایران بیمارند و بهمین خاطر جامعۀ ایران بیمار است؛ و چون جامعه بیمار است، افراد به خشونت دست می زنند، آمار جراحی پلاستیک بینی و بازسازی پرده بکارت سرسام آور است، و تنفروشی، خودکشی و افسردگی و اعتیاد بیداد می کنند. اما این افراد در حقیقت با چنین تعاریف و تحلیل ها، مقوله آسیب دیدگی اجتماعی را از مضمون و هستۀ اصلی اش، که بر محور نقش سیستم حاکم در تولید و بازتولید این معضلات می گردد ، تهی می کنند. انگار که این ماهیت مردم است که باعث آسیب دیدگی آن ها می شود .(۵)
پس تعریف دقیقتر آسیب دیدگی اجتماعی این است که این آسیب دیدگی نتيجه رویدادهای پي‌در‌پي و مداوم ناگواري است كه پيش‌بيني شده هستند چون سيستم حاكم آن ها را «برنامه‌ريزي» و » بطور هدفمند و منظم بر جامعه تحميل می کند!» آسیب دیدگی ای که در نتيجۀ برخورد طبيعي افراد با روابطي حاصل می شود كه بر اساس شرايط غير انساني و «ناشي از استبداد حكمفرما» بر جامعه تحمیل می شوند.
بنابراين، این نوع آسیب دیدگی متعلق به يك وضعيت طبیعی غیر طبیعی یا وضعیت غیر طبيعيِ طبيعي شده است؛ متعلق به وضعیتی است که فشار و نابرابری و سرکوب از ویژگی های اصلی آن هستند. وضعیتی که افراد درتطبیق دادن خود با آن مشخصه هایی را پرورش می دهند که آن ها را مایل به رفتاری می کند که «باید داشته باشد،» یعنی واکنشهایی طبيعي نسبت به شرايطي كه ساختۀ دست سيستمی سرکوبگر است و جزيي از زندگي طبيعي انسان ها نيستند و نبايد باشند. یکی از مخربترین ویژگی های این وضعیت غیرطبيعيِ طبيعي شده این است که در روند اعمال فشار و خشونت، پارامترهایی اعلام نشده بی صدا درونی و جزئی از فرهنگ غالب می شوند.
نمونه ای از این شرایط طبیعی غیر طبیعیی را می توان در جامعه ایران و در ارتباط با برخی حرکات رفتاری زنان در آن جامعه مشاهده کرد. (۶) بطور مثال، اپیدمی عمل جراحی بینی، یا تظاهر به انجام آن در میان بخشی از زنان، یکی از عارضه های خشونت علیه زنان در ایران است. برخی افراد با این مسئله بطور سطحی برخورد کرده، و حتی این رفتار را بعنوان تجدد طلبی زنان جوان ایرانی توجیه می کنند. دیگران از آن بعنوان جنون زیبائی نام می برند.(۷) اما اگر بخواهیم از دیدگاه روانشناسانه تحلیلی از جامعه سرکوب شده ایران و خشونت علیه زنان در این چهارچوب بدست دهیم، باید از عمل جراحی بینی یا تظاهر به انجام آن در ایران بعنوان یکی از پی آمد های آسیب دیدگی اجتماعی نام ببریم.
بگذارید توضیح دهم. شکلگیری هویت فرایندی اجتماعی-فرهنگی است، به ترتیبی که هویت فردی در ارتباطی دیالکتیکی با محیط و افراد درون آن شکل می گیرد. این فعل و انفعالات نامشخص و پا درهوا نیستند، بلکه، بوسیلۀ محیط پیرامون تنظیم می شوند و بنابراین از حد و مرز خاصی برخوردارند. بطور مثال ارزش هایی را که یک فرهنگ پاس می دارد یا بعنوان شرارت و بدی از آن پرهیز می کند قسمتی از دانش مشترک هر جامعه است، و در کارهای روزمره ای که ما برای کودکان و نوجوانان مقرر می کنیم، از طریق رسانه های عمومی، سیستم آموزشی و بهایی که ما بزرگسالان به فعالیت هایمان می دهیم به آنان انتقال داده می شوند.
در این روند شکلگیری هویت، به رسمیت شناختن فرد، به مثابه ارزش گذاشتن بر وی، از فاکتورهای کلیدی در روند رشد شخصیت سالم در انسان به حساب می اید و متقابلا یکی از خواسته های طبیعی هر انسان به رسمیت شناخته شدن و کسب جایگاه خویش در روابط اجتماعی است. در تمام مراحل رشد در زندگی، انسان ها به انواع گوناگون انتظار دارند که پدر و مادر، آموزگاران، دوستان و روسا نسبت به آنان و حاصل کارشان توجه مثبت نشان دهند. توجهی که در کودکی بوسیله پدر و مادر، و در مراحل بعدی رشد بوسیله دیگران، نسبت به فرد ابراز می شود در او احساس به رسمیت شناخته شدن ایجاد کرده و باعث رشد مثبت خودپنداره،(۸) یا ارزیابی مثبت فرد از خود، می گردد. افرادی که بواسطۀ روابطشان با محیط پیرامونشان ارزیابی مثبتی از خود پیدا می کنند از عزت نفس بالایی برخوردار می شوند که به نوبه خود یکی از عوامل مهم در موفقیت انسان ها در عرصه های متفاوت زندگی است.
اعضای یکی از قبایل آفریقای مرکزی برای به رسمیت شناختن هم و ابراز خوشامد به یکدیگر هنگامی که به هم می‌رسند می‌گویند «سایوبونا!» (۹) که به معنی «من تو را می بینم!» است.
اهمیت این مسئله وقتی قابل درک و لمس می‌شود که به نتایج تحقیقات جامعه‌شناسانه و روانشناسانه در مورد از خودبیگانگی و تحقیرشدگی ناشی از تبعیض نژادی در جامعه پیشرفته و توسعه‌یافته‌ای مثل آمریکا نگاه می‌کنیم. در آمریکا، در ارتباط با بررسی‌ای که از وضعیت پسران نوجوان در خانواده‌های فقیر سیاه‌پوست شده است، آمار وحشت‌انگیز ترک تحصیل، زندانی شدن، عضویت در گنگ‌های خیابانی، و کشته شدن در درگیری‌های مسلحانه در خیابان‌ها نشان می‌دهد که تبعیض نژادی نهادینه شده در تمام سطوح جامعه امریکا در نوجوانان سیاهپوست حس نامریی بودن، به حساب نیامدن، و تحقیرشدگی را درونی کرده و آنان هیچ امیدی به پیشرفت در این جامعه ندارند. از همین رو است که افراد و گروه‌هایی که در جهت جداسازی این نوجوانان از گنگ‌های خیابانی می‌کوشند، اساس کار خویش را بر مبنای فلسفه هسته‌ای «سایوبونا!»، که همانا به رسمیت شناختن افراد است، بنا می‌کنند تا به دور از چارچوب خشونت‌بار گنگ‌های خیابانی موقعیت‌هایی را فراهم آورند که بواسطه آن حس به رسمیت شناخته شدن و تعلق اجتماعی به این نوجوانان القاء شود.
قانون (۱۰) بعنوان یک روانپزشک، در مورد تاثیر نژادپرستی می گوید: نژاد پرستی انسان را از شخصیتش تهی می کند چون به او می گوید که من بهیچ وجه تو را نمی بینم. حال اگر منطق و تحلیل فانون را در مورد زن ستیزی، بطور کل و زن ستیزی در جامعه ایران بطور خاص، بکار گیریم میبینیم که در سیستمی که زن ستیزی از ویژه گی های بارزش است، هیچگونه رسمیت شناسی ای برای زنان وجود ندارد. زن ستیزی، محرومیت از برسمیت شناخته شدن است و زنان را فاقد شخصیتی منسجم و عزت نفسی سالم می کند. سیستم سرمایه داریِ زن ستیز جمهوری اسلامی در حقیقت می گوید: من بهیچ وجه تو را نمی بینم و برسمیت نمی شناسم. این عدم برسمیت شناختن در همۀ عرصه های اجتماعی و قانونی باعث تاثیرات بسیار مخربی در زنان بوده و هست، و من می خواهم بگویم که در حقیقت مردان جامعۀ ما نیز بی تاثیر از گزند زن ستیزی در جامعه ما نبوده اند، به این معنی که زنی که بخاطر مناسبات زن ستیزانه – فاقد اعتماد بنفس لازم است -نخواهد توانست فرزندان پسرش را بعنوان مردان آینده با روحیاتی برابری طلبانه و غیر هژمونی طلبانه نسبت به زنان بار بیاورد.
در ایران، خشونت علیه زنان آنها را از پیش صحنه زندگی به عقب رانده، در جایگاهی دست چندم قرار داده و به آنان حس نامرئی بودن را القاء می کند. آنان برای آن که خود را به معرض دید گذارده، (تا به رسمیت شناخته شوند) حاضرند آنچه را که بطور طبیعی در «معرض دید» است تغییر داده یا تظاهر به تغییر آن کنند. چون عمل جراحی بینی به خودی خود و در چهاچوبی دیگر به هنجاری طبیعی در بسیاری از جوامع تبدیل شده است، و از آنجایی که این رفتار منجر به شهرت یافتن ایران بعنوان سمبل پایتخت عمل جراحی بینی در دنیا گشته است، فراموش می شود که ابعاد این رفتار در میان دختران وزنان ایرانی حیرت آور و نگران کننده است. بدین معنی که این گروه از زنان برای حفظ صیانت نفس خویش دست به اقداماتی می زنند که خود تعرض به صیانت نفس آنان است.
صحبت در مورد خشونت و ستم بر زنان بسیار است و من در اینجا بحثم را خاتمه می دهم و فقط می خواهم بگویم که خشونت در مورد زنان تنها به تعرض فیزیکی و یا تحقیر و توهین به آنها محدود نمی شود بلکه این خشونت دارای ابعاد بسیار وسیعتر احتماعی است که به شکل پیچیده تری در مورد زنان عمل می کند: از حذف اجتماعی از عرصه های کار و فعالیت و عرصۀ فرهنگ و هنر و ورزش گرفته تا عدم به رسمیت شناسی حضور و موچودیت حقوقی آنان.
با توجه به این توضیحات باید خاطرنشان کنم که رهائی زنان از قید جامعه ای مردسالار و تبعیض آمیز تنها بر اساس اراده هائی آگاه، مصمم و سازمان یافته و پیشرو بر علیه مناسبات مسط جاری ممکن است و سرنگونی جمهوری اسلامی شاید تنها نقطه آغازی است برای پیشبرد روند مبارزاتی ای که به رهائی زنان در ایران می انجامد.

پانویس
(۱) دلیل استقبال گسترده از جراحی زیبائی در ایران چیست؟ دویچه وله فارسِی

(۲) درونی ساختن یا «اینترنالیزیشن» در روانشناسی به معنی پذیرش باورها، ارزش، نگرش، آداب، معیارها و غیره برای خود است.
(۳) آسيب ديدگي رواني توضيحي نا كامل است، زیرا آسيب ديدگي رواني تعریفی است برای اختلالاتي که در احساسات توانايي ها، روابط و ديدگاه هاي انسان نسبت به خود و به دنياي اطرافش، پس از وقوع «يك» حادثه‌ ناگوار، «غیر منتظره و غيرقابل پيش‌بيني» شده که با «شدتی فراتر از فشارهای موجود در زندگيِ روزمره» است، بوجود می آیند.
(۴)مسئله جنسیت را ریشه اصلی و تنها عامل خشونت علیه زنان دانستن و اهمیت ناچیزی برای عوامل اصلی تشدید کننده این پدیده، از قبیل تبعیض طبقاتی و فراورده های آن مثل فقر، سرکوب سیاسی و فرهنگی و دیگر اشکال خشونت، و عوامل دیگری چون تبعیض نژادی و قومی و تأثیر آن بر روی زندگی زنان قائل بودن ساده نگری در تحلیل بوده و به انحراف در درمان این گروه از افراد جامعه می انجامد. تفکری چنین یک بعدی در فرضیه ای تبلور می یابد، که به اشتباه، همبستگی زنان از طبقات، اقوام، و نژادهای مختلف را قویتر از همبستگی آنان با مردانی که هم طبقه، هم قوم، و هم نژاد خود هستند ارزیابی میکند. برخورد جامعتر روانشناسانه به مسئله خشونت علیه زنان، آن را پدیده ای اجتماعی که یکسان نبوده ولی همگانی و جهانشمول است ارزیابی کرده، و به این مسئله که خشونت علیه زنان بسته به طبقه، نژاد، فرهنگ، و مذهب، اشکال متفاوتی به خود می گیرد بهایی ویژه می دهد.
(۵) پروانه زاهدی‌فر کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و عضو گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت در ایران، جمعبندی از بررسی پایان‌نامه‌های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته‌های روان‌پزشکی، روان‌شناسی و علوم اجتماعی در دانشگاه های ایران این است که این تحقیقات به ریشه های اصلی این معضل نپرداخته و آن را صرفا بعنوان بیماری در فرد معرفی می کنند: «می‌توان گفت که بین انجام عمل جراحی زیبایی و عوامل فردی به‌ویژه اختلالات روانی رابطه وجود دارد و متقاضیان عمل جراحی زیبایی بیماران روانی هستند که لزوماً باید در یکی از دسته‌های مختلف اختلالات روانی (مانند شخصیت وابسته، نمایشی، خودشیفته، ضداجتماعی، وسواسی، پرخاشگر و …) بگنجند.»
واکاوی علل اقدام به اعمال جراحی زیبایی
یکی از خطراتی که در این نوع طرز نگاه وجود دارد این است که نه تنها به ریشه یابی و مبارزه با منشا اصلی این معضلات نمی انجامد بلکه می تواند قربانیان خشونت و سرکوب را در معرض سرزنش و سرکوب بیشتر قرار دهد

(۶) نمونه دیگری از وجوه وضعیت طبیعی غیر طبیعی را در رابطه با خشونت خانگی میتوان مشاهده کرد. آمارهای خشونت خانگی و اجتماعی نشان می دهد که این دو مقوله با یکدیگر رابطه ایی مستقیم دارند، به گونه ای که آمارخشونت های خانگی همراه با ازدیاد خشونت های اجتماعی علیه زنان افزایش می یابد. برخی افراد که مسئلۀ جنسیت را عامل اصلی خشونت علیه زنان می دانند، زنانی را که از شوهران مرد سالار خود پپشتیبانی می کنند زنانی با گرایشات مرد سالارانه می نامند. این اما ارزیابی اشتباه از وضعیت زنانی است که علاوه بر تجربه ستم مضاعف ناشی از مردسالاری، انواع ستم اجتماعی دیگر که در نتیجه فقر اقتصادی، یا تعلق داشتن به اقلیتی مذهبی، قومی، یا نژادی است را متحمل می شوند. این گروه از زنان با ستمی که بر مردانشان، بواسطه موقعیت اقتصادی، قومی، مذهبی و غیره، اعمال می شود احساس همدردی عمیقی داشته و تا وقتی به چنین سرکوبهایی برخورد نشود، ممکن است نه تنها در کنار شوهران خود بمانند بلکه خشونتی را که از طرف آنان متحمل می شوند توجیه نموده و پذیرا باشند. البته باید گفت که مکانیزم های روانی دیگری نیز در پیچیده تر کردن موقعیت زنان در چهارچوب خشونت خانگی نقش بازی می کنند که وضعیت آنان را هرچه بیشتر مشکل می سازد. برای مثال می توان از پیوند ناشی از آسیب دیدگی و سیندرم استکهلم نام برد. برای آشنائی با پدیده پیوند ناشی از آسیب دیدگی و سیندرم استکهلم به مقالۀ انسان، شکنجه و ناهماهنگی میان دو معرفت رجوع کنید.
http://www.bidaran.net/spip.php?article169

(۷) دلیل استقبال گسترده از جراحی زیبائی در ایران چیست؟ دویچه وله فارسی
(۸) Self-concept
(۹) Sawubona! [Hello in Zulu]
(۱۰) Frantz Fanon
http://www.youtube.com/watch?v=qfcYM8l3w40

به نقل از

وبگاه رسمی دکتر نورایمان قهاری ـ روانشناس

Share this:Facebook7LinkedIn1TwitterEmailGoogle

You may also like...
0
نظریه‌ی فمینیستی فیلم، آنکه سملیک، ترجمه فرزانه راجی
30 Jan, 2015
0
زندانی سیاسی زن؛ ارزشهای تاریخی؛ کشمکش های طبقاتی!، سخنرانی زنده یاد آذر درخشان در دومین گردهمایی سراسری در باره کشتار زندانیان سیاسی در ایران، کلن، 25 آگوست 2007
24 Apr, 2015
0
اخبار کارگری از 25 فوریه تا دوم مارس
6 Mrz, 2016
Schreiben Sie einen Kommentar Kommentieren abbrechenIhre E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind markiert *

Kommentar


Name *

E-Mail-Adresse *

Website




seven + = 8





Notify me of follow-up comments by email.

Notify me of new posts by email.


Follow:
Next story
آخوند دزد و منفور و فاسد و جنایتکار عباس واعظ طبسی مُرد!ـ
Previous story
شوریدنِ بر تباهیِ فرهنگ، متن فشرده ی سخنرانی اکبر معصوم بیگی بر مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده
برای دریافت مطالب هفتگی بلوگ گفتگوهای زندان آدرس ای میل خود را در فرم زیر وارد کنید
Email *



ای میل تماس با وبلاگ گفتگوهای زندان
haftegi@dialogt.de
جستجو

مقولات و نویسندگان
مقولات و نویسندگان Kategorie auswählen Uncategorized آدام هانیه آذر درخشان آطلاعیه ها آلمان آمادور نویدی آنتون پانه کوک احزاب و سازمان ها استرالیا اشرف دهقانی امیرجواهری لنگرودی امین قضایی بصیر نصیبی بلژیک بهرام قدیمی بهنام ابراهیم زاده بیژن کیارسی تراب حق شناس ترکیه تواب جبهه خلق برای آزادی فلسطین جنبش دادخواهی جیمز پتراس حسن مرتضوی حماد شیبانی / محمود اخوان حمید نوذری خاورمیانه خبر داریوش سلحشور داریوش شیروانی داریوش لعل ریاحی داریوش کایدپور رسانه های تصویری رضا اکبری رهیاب زنان زندان در ایران زندان در جهان ستاره عباسی سرژ آراکلی سعید جهانگیری سعید سلطانپور سعید یوسف سپهر ابراهیمی سیاگزار برلیان سیروس کفایی شاهرخ زمانی شعر شهناز نیکوروان طارق علی طنز عباس سماکار عسل اخوان فریبرز سنجری فلسطین فیروزه راد مبارزه طبقاتی مسائل مالی مسعود فروزش راد مقالات مژده کامکاری میلا مسافر ناصر مهاجر نامه خوانندگان نسیم خاکسار نورایمان قهاری نویسندگان اکبر معصوم بیگی برتولت برشت جعفر امیری رابرت دریفوس سیاوش محمودی عباس هاشمی علی دروازه غاری فرخ قهرمانی فرخنده فرهاد زرگر فریده ثابتی فریدون گیلانی مجید خرمی محمود خلیلی مریم محسنی مژده ارسی همایون ایوانی پرتو باران یوسف اردلان نیوشا فرهی هلند هما میرنیا هژیر پلاسچی وحید صمدی وزیر فتحی پراکسیس پرویز صداقت پریسا نصرآبادی چین کارل مارکس کارگری کتاب گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران گردهمایی سراسری یک گفتگوهای زندان یادمان ها یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه شصت یدالله رویایی یونان
آرشیو
آرشیو Wählen Sie den Monat März 2016 Februar 2016 Januar 2016 Dezember 2015 November 2015 Oktober 2015 September 2015 August 2015 Juli 2015 Juni 2015 Mai 2015 April 2015 März 2015 Februar 2015 Januar 2015 Dezember 2014 November 2014 Oktober 2014 September 2014 August 2014 Juli 2014
آخرین کامنت ها
هفته نامه بلوگ گفتگوهای زندان: وبلاگ گفتگوهای زندان، تریبون آزاد زندانیان سیاسی چپ، رادیکال و غیرمذهبی | اشتراک eshtrak bei اخبار کارگری ۲۹ بهمن تا ۵ اسفند ۱۳۹۴
هفته نامه بلوگ گفتگوهای زندان: وبلاگ گفتگوهای زندان، تریبون آزاد زندانیان سیاسی چپ، رادیکال و غیرمذهبی | اشتراک eshtrak bei من یک زن ِآزاد هستم، شعری از مجید خرّمی
هفته نامه بلوگ گفتگوهای زندان: وبلاگ گفتگوهای زندان، تریبون آزاد زندانیان سیاسی چپ، رادیکال و غیرمذهبی | اشتراک eshtrak bei شوریدنِ بر تباهیِ فرهنگ، متن فشرده ی سخنرانی اکبر معصوم بیگی بر مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده
آخوند دزد و منفور و فاسد و جنایتکار عباس واعظ طبسی مُرد! bei صفحه اینترنتی ویژه ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران آغاز به کار کرد
نامه یک خواننده درباره ویژه نامه گفتگوهای زندان درباره زندانیان سیاسی زن - وبلاگ گفتگوهای زندان، تریبون آزاد زندانیان سیاسی چپ، رادیکال و غ bei گفتگوهاي زندان، شماره سیزدهم، ويژه زندانيان سياسي زن منتشر می شود
More

مشاهده فیلم های ششمین گردهمایی سراسری دریوتوب
https://www.youtube.com/channel/UCOYVgt3CEChSR0Y46BQ70Qw
اسناد تصویری ششمین گردهمایی سراسری
اسناد تصویری ششمین گردهمایی سراسری

در همین زمینه

Uncategorized / کارگری

اخبار کارگری از 25 فوریه تا دوم مارس


خبر

آخوند دزد و منفور و فاسد و جنایتکار عباس واعظ طبسی مُرد!ـ


Uncategorized / زنان / مقالات / نورایمان قهاری

خشونت و ستم بر زنان: آسيب ديدگی اجتماعی در ایران، دکتر نورایمان قهاری


اکبر معصوم بیگی / جنبش دادخواهی / یادمان ها

شوریدنِ بر تباهیِ فرهنگ، متن فشرده ی سخنرانی اکبر معصوم بیگی بر مزار محمد مختاری و محمد جعفر پوینده


آطلاعیه ها / خبر

علیه سفر روحانی نماینده‌ی نظام زن‌ستیز و سرکوب‌گر جمهوری اسلامی به بلژیک


زنان / زندان در ایران / نامه خوانندگان

نامه یک خواننده درباره ویژه نامه گفتگوهای زندان درباره زندانیان سیاسی زن


تواب / جنبش دادخواهی / زنان / زندان در ایران / شعر / هما میرنیا

دو شعر از هما میرنیا: ت مثلِ تواب – و – غَمِ نان شب


زنان / شعر / مجید خرمی

من یک زن ِآزاد هستم، شعری از مجید خرّمی]


letzte Änderungen: 16.3.2017 4:43