حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
زنان ایران در روند تاریخ پيرامون فحشاء اسلامي صيقه سرکوب و.ارعاب زنان در حکومت اسلامی تعرض وتجاوز،سنکسار وقتل زنان درحکومت اسلامی تجاوز، تعرض،قتل و احکام زن ستیز در کشورهای اسلامی مبارزات زنان زنان در دانشگاه و پژوهش anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

فرزندان ایران قربانی سیاست حکومتی فاشیستی مذهبی اند.
فرياد بي صدا
."باز هم یک بدبخت دیگر .
دختران ایرانی فقیر و بیچاره ای که در ازای پرداخت پول به افغانی ها فروخته می شدند تا مرد افغانی بتواند کارت اقامت بگیرد . رویه اشتباه وزارت کشور . ازدواج شرعی و غیر رسمی . چون افغانی ها نمی توانند رسمی در ایران ازدواج کنند . شرعی ازدواج می کنند . قیمتش هم بین یکصدهزار تا یک میلیون تومان است . به راحتی به محله های فقیر نشین می روند و دختر می خرند . وزارت کشور هم تبعه خودش را این طور حفظ می کرد که به شوهر اجازه اقامت می داد تا دختر مجبور نشود به افغانستان برود . بدبخت ها نمی دانند با ازدواج با یک افغانی تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند . گقتم : کار شما چندان هم سخت نیست . بروید و دادخواست بدهید . دادگاه حکم می دهد و شوهرتان را هم از کشور اخراج می کنند" .



"دست نوشته های یک کارمند سازمان ملل در مشهد":
بعنوان مأمور سازمان ملل در شناخت و تشخیص پناهندگان واقعی تحت کنوانسیون ۱۹۵۱ به مشهد رفته بودم . طبیعی است که اسم ”UN” و سازمان ملل خیلی دهن پر کن است. خیلی ها فکر می کردند ما آنجا نشسته ایم تا صلح جهانی را تأمین کنیم.

از بیرون، همه فکر می کردند داخل آن ساختمان چه خبر است. این که هزاران افغانی به زحمت از کله سحر می آیند و صف می کشند تا بعد از سه روز بتوانند نوبت بگیرند و به داخل بیایند نیز مضاف بر آن شده بود افغانها فکر می کردند بعد از داخل شدن پذیرایی مفصلی می شوند و از آنها پرسیده می شود چه مشکلی دارند حتما بعدش می آیند و از هزار مشکل خود در ایران صحبت می کنند و بعد از آنها پرسیده می شود که کجای دنیا می خواهند بروند حتما آنها می گویند ژنو .بعد ما دست می زنیم و یک خدمتکار با سینی وارد می شود که داخل سینی یک بلیط لوفت هانزا به مقصد ژنو گذاشته شده است .
همکارها و دوست های وزارت کشور هم آنجا بودند. به ما به چشم خائنین وطن فروش نگاه می کردند که می خواهند کشور را ایران افغانی کنند. طبق قوانین کنوانسیون ۱۹۵۱ کسانی که می خواهند ادعای پناهندگی کنند حتماً باید در کشوری خارج از محل زندگی خود این درخواست را بدهند و بسیار طبیعی است که هیچ ایرانی در داخل خاک ایران نمیتواند به دفتر UNHCR مراجعه کند و تقاضای پناهندگی بدهد. یک روز صبح زود که رفته بودم صلح جهانی را تأمین کنم متوجه شدم کسی که به داخل اتاق مصاحبه آمده یک دختر جوان است که با چادر روی خود را سخت گرفته و سر خود را به زیر انداخته است. خیلی از زنان افغانی وقتی به داخل می آمدند، به همین حال می آمدند و می پرسیدند کدام یک از ما مأمور سازمان ملل است. به مأمورین وزارت کشور اعتماد نداشند. از همکارم خواستم بیرون برود .
برایش توضیح دادم که هرگونه اطلاعی که او به ما بدهد کاملاً محفوظ می ماند و در پرونده های سازمان ملل ضبط شده و بدون اجازه او هیچ استفاده ای از آن نمی شود. با متانت و آرامش و با احترام کامل از او خواستم حداقل صورتش را نشانم بدهد. خیلی راحت چادر را از سرش برداشت. روسری سرش بود. خیلی جوان بود ولی دور چشمانش کبودی می زد و رنگ زرد چهره اش را گرفته بود. به امتحانی ها نمی خورد. حدس زدم باید از فارس های کابل باشد. اسمش را پرسیدم. اگر شروع به صحبت می کرد می توانستم بفهمم اهل کجای افغانستان است ولی آرام و شمرده گفت: من کمک می خواهم. فارسی خودمان را خالص صحبت می کرد. پرسیدم شما افغانی هستید؟ گفت: نه. گفتم: ما فقط برای افغانی ها فعالیت می کنیم. بفرمایید که اهل کدام کشور هستید؟ گفت: ایران. مشهد. گفتم: متأسفم. لطفاً تشریف ببرید.
قبلاً هم چنین اتفاقی افتاده بود. ایرانی هایی که فکر می کردند مأمورین سازمان ملل، کبوترهای صلح هستند که هر کدام یک برگ زیتون بر منقار دارند، می آمدند و از حقوق بشر و غیره شکایت می کردند. کلی طول می کشید تا به آنها بفهمانیم سازمان ملل آژانس های مختلف دارد و ما مأمورین کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان هستیم و آنها دست آخر بلند می شدند و با فحش و ناسزا آنجا را ترک می کردند .
با صدایی گرفته گفت : من کمک می خواهم . با خود گفتم باز این سناریو قرار است تکرار شود . به صندلی تکیه دادم و اجازه دادم مشکلش را بگوید . می گفت و من توضیح می دادم و او می رفت . مثل روزهای دیگر . گفت : من می خواهم مرا از دست شوهرم نجات بدهید . با لحن تمسخر آمیز گفتم : خوب به دادگاه خانواده بروید و درخواست کمک کنید . گفت : شوهرم افغانی است . شروع شد . باز هم یک بدبخت دیگر .
دختران ایرانی فقیر و بیچاره ای که در ازای پرداخت پول به افغانی ها فروخته می شدند تا مرد افغانی بتواند کارت اقامت بگیرد . رویه اشتباه وزارت کشور . ازدواج شرعی و غیر رسمی . چون افغانی ها نمی توانند رسمی در ایران ازدواج کنند . شرعی ازدواج می کنند . قیمتش هم بین یکصدهزار تا یک میلیون تومان است . به راحتی به محله های فقیر نشین می روند و دختر می خرند . وزارت کشور هم تبعه خودش را این طور حفظ می کرد که به شوهر اجازه اقامت می داد تا دختر مجبور نشود به افغانستان برود . بدبخت ها نمی دانند با ازدواج با یک افغانی تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند . گقتم : کار شما چندان هم سخت نیست . بروید و دادخواست بدهید . دادگاه حکم می دهد و شوهرتان را هم از کشور اخراج می کنند .
گفت : نه می خواهم شما مرا نجات بدهید . گفتم : ما نمی توانیم . بعد با بی حوصلگی گفتم : خوب . بگو مشکل چیست . گفت : پدرم معتاد است . ما هفت تا خواهر و برادریم , من بزرگتر ازهمه هستم. پدرم از من بدش می آید . می گوید دختر فقط بدبختی به بار می آورد . اگر پسر بودی می توانستی کمک خرج من باشی . منظورش از کمک خرج این است که می توانستم برایش مواد ببرم . لااقل بدوک می شدم و برایش جنس خوب می آوردم . خلاصه خیلی سر کوفت می زد . زیاد داستان جدیدی نبود . نگاهش کردم . مستقیم و خیره به موزاییک جلوی پایش نگاه می کرد . پاهایش را محکم به هم چسبانده بود ولی پاهایش می لرزیدند . دست خود را روی پایش گذاشت تا جلوی لرزش را بگیرد . ولی دستهایش هم لرزیدند .
تا اینکه غلام سخی آمد . من فقط می توانستم کارهای خانه را بکنم . کسی هم خواستگاری من نمی آمد . ما در محله فقیر نشین پشت طلاب زندگی می کنیم . یک خانه خرابه داریم و مادرم در خانه های مردم کار می کند تا بتواند خرج ما ومواد بابام رابدهد . غلام سخی آمد پیش پدرم . پدرم مرا براندازکرد وگفت : یک میلیون تومان می خواهم . غلام سخی رفت و فردا با یک بسته تریاک آمد . با هم چانه زدند و سر هفتصدهزار تومان توافق کردند . دیگر هرچه تریاک آورد , پدرم کمتر از هفتصدهزار تومان رضایت نداد . غلام سخی مهلت خواست و یک هفته بعد آمد و پول را داد و من نزد صلای محله به عقد غلام در آمدم . گفتم : خوب اینکه چیز تازه‌ای نیست . متاسفانه به دلیل رویه غلط اداره اتباع امور خارجه و جهل مردم این اتفاق زیاد می افتد . ما کاری نمی توانیم بکنیم ولی حداقل دادگستری خوب عمل می کند بروید و دادخواست طلاق بدهید.
لحظه ای چشم در چشم من دوخت و چیزی نگفت در عمق چشمانش خواندم که خود را بسیار دور از من می بیند در حالی که کمتر از ۳ متر با من فاصله دارد. گفت : حداقل گوش کنید . گفتم : ما وقت گوش کردن نداریم . بفرمایید . به چشمانم زل زد و با بغضی فرو خورده گفت : باید گوش کنید . سیگاری آتش زدم و تکیه دادم و با دست اشاره کردم که ادامه دهد . گفت : من فقط هفته ای یک شب غلام سخی را می بینم . گفتم : آخر این هم شد مشکل ؟ حتما می رود دنبال پخش مواد . گفت : شاید هم برود ولی این مشکل من نیست . گفتم : خانم دست بردار . چند سالته ؟ گفت : ۱۹ سال . گفتم : شکر خدا که عقلت کار می کنه ؟ گفت : نمی دانم . بیش از حد آرام بود . عصبی شده بودم . گفتم : خانم جان . دخترم . زندگی قواعد خاص خودش را دارد . شوهر را باید در خانه نگهداشت . اگر هم سر به راه نیست جدا شو . این که مشکلی نیست . گفت : نمی دانم . گفتم : پس مشکلت چیه ؟ گفت : من هفت تا شوهر دارم ...
نمی دانستم چه باید بگویم . خشک شدم . اشک از چشمانش سرازیر شد . لرزش پایش بیشتر شد . سرش را به زیر انداخت و ادامه داد . گفت : اوایل فقط می ترسیدم و گریه می کردم . از خود غلام سخی هم می ترسیدم ولی وقتی شبهای بعد آدمهای دیگر آمدند نمی توانستم هیچ جیز بگویم یا خفه می شدم یا خفه ام می کردند . گفتم : کتکت می زدنند ؟ گفت : اوهوم . گفتم : همه افغانی هستند ؟ شش تای دیگر ؟ گفت : اوهوم . دیگر تحمل نکرد . هنوز هم دلم می لرزد . گریه به این تلخی تا به حال ندیده بودم . فقط گریه کرد و دستانش می لرزیدند . گفت : به غلام سخی گفتم چرا پدر سگ ؟ گفت : من که پول نداشتم . هفت نفر شدیم . نفری صد هزار تومان گذاشتیم وسط . خوب آنها هم حقشان را می خواهند . گفتم : بی رحم بی همه چیز , لااقل به من رحم کن . گفت : رحم که ما را ارضا نمی کند .
حالا آمده ام شما برای من کاری بکنید . تو را به خدا نجاتم بدهید . دوبار رفتم قهر به خانه , قبل از اینکه چیزی بگویم پدرم مرا با کتک انداخت بیرون . می ترسید غلام سخی بیاید و پولش را پس بگیرد . غلام سخی مرا می آورد به خانه و دوباره همان قضایا .I…I بدبخت شده ام . I… Iفقط یک توده گوشت و استخوان شده ام . تو را به خدا نجاتم بدهید . بلند شدم. دوست وکیلی داشتم که درآنجا وکالت می کرد. با موبایل بهش زنگ زدم وگفتم یک مشکل خاص دارم و تمام حق الوکاله اش را خودم می پردازم . بلند شد . گفتم : اگر نمی تواند راه برود اجازه بدهد آمبولانس خبر کنم . گفت : که می تواند راه برود . با هم آهسته از اتاق بیرون رفتیم . همکارم اداره اتباعم با اخم به من نگاه کرد . پیش خود می گفت که این خائنین کم دردسر دارند . حالا زن افغانی را هم با خود بیرون می برند . به آرامی گفتم که چادرش را بر سرش بیاندازد . وقتی از پله ها می رفتیم از او پرسیدم صبحانه خورده است یا نه ؟ گفت : که فقط روزی یک وعده غذا می خورد . پیشانی اش عرق کرده بود . آهسته گفت : من حامله هستم

از :شبکه سراسری همکاری زنان ايرانی http://www.shabakeh.de/archives/individual/001625.html


خشونت علیه زنان و تاثیر آن بر زندگی آن ها
فرهنگ حقوقی خشونت را استفاده نابه جا؛غیر قانونی وتعرض آمیز ازقدرت تعریف میکند.


خشونت علیه زنان؛مانعی دربرابر دستیابی به اهداف برابری؛توسعه و صلح است.این خشونت برخورداری زنان را از حقوق بشر وآزادی های بنیادین؛نقض؛تضییع ویا صلب می کند. نا کامی دیرینه در حفظ و ارتقای این حقوق وآزادی ها در موارد خشونت علیه زنان مایه نگرانی همه کشور هاست.اصطلاح خشونت علیه زنان به هر فعل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت مونث اطلاق می گردد که منجر به اسیب دیدگی یا رنج جسمانی ؛روان یا جنسی ایشان می شود.از جمله موارد تهدید و ارتکاب این گونه افعال؛میتوان از اجبار وسلب خودسرانه آزادی؛خواه در زندگی خصوصی یا عمومی نام برد.براین اساس خشونت علیه زنان؛موارد زیر رادر بر میگیرد:خشونتت جسمانی؛جسمی وروانی که در درون خانواده روی میدهد. از جمله ضرب و جرح؛سوئ استفاده جنسی از کودکان دختر؛خشونت های مربوط به جهیزیه؛تجاوز توسط شوهر؛خشونت توسط کسانی غیر از شوهر و خشونتی که به استثمار مربوط میشود.

خشونت جسمانی؛روانی و جنسی که در درون کل جامعه متوجه زنان میشود.از جمله تجاوز به عنف؛سوئ استفاده های جنسی؛آزار رسانی و ارعاب جنسی در محل کار؛در نهادهای آموزشی و اماکن دیگر؛خرید و فروش زنان و روسپیگری اجباری؛عقیم سازی ؛سقط جنین اجباری و بارداری نا خواسته ؛کشتن نوزاد دختر وجنسیت گزینی؛همانطور که بر میاید خشونت علیه زنان یک عبارت عام و با رویکردی جامه شناسی محسوب می شود.یعنی بسیاری از مسایلی که در این محدوده قرار میگیرند داخل حیطه مجرمانه نبوده.

برای آگاهی از نمونه های تاریخی این اشکال خشونت می توان از جملات سن تگوستین و ناپلئون یاد کرد. سن آگوستین معتقد است مخردانه در تصویر خداوند آفریده شدهاندواگر زن را به اتفاق شوهرش در نظر بگیریم که آنها هر دو در تصویر خداوند آفریده شده اند؛اما زنان مجزا از شوهران خوداز چنین امتیازی برخوردار نیستند!

ناپلئون به شورا ی حکومت خود اعلام کرد: شوهر باید دارای قدرت مطلقه در ارطباط با همسرش باشد؛این حق اوست که به زنش بگوید نباید ار خانه بیرون بروی!

اینکه کار تنها از عهدهی مردان بر میآیدغقدرت اقتصادی به عنوان امکان موجد خشونت؛در ید مردان قرار می گیرد. الکل و مواد مخدر نیز از جمله عوامل دیگری هستند که پزوهش ها مصرف آنها را موثر در میزان خشونت دانسته اند.بر اساس همین مسئله است که تا زمانی که دستگاه انتظامی وتحقیقات جناییبه مفاهیم ووقایع مبتنی بر قشر گرایی جنسیتی اعتبار می بخشد؛خشونت در درجاتی وسیع اما پوشیده و پنهان؛واقعیت بخش کثیری از زنان را تشکیل میدهد.

طبقه بندی آسیب دیدگان از جرایم جنسی و خشونت آمیز

۱-عنصر آسیب پذیری؛با توجه به آنچه آمار نشان میدهد؛زنان بعد از کودکان آسیب پذیر تین قشر جامعه هستندودرجه آسیب پذیری از سالخوردگان و جنگ زدگان هم بیشتر است.۲-میزان دخالت خشونت دیده؛۳-میزان مشارکت یا رضایت وی؛۴-وعملکرد فرد در حین جرم تعیین کننده طبقات آسیب دیده است.

تاثیر عمل خشونت آمیز بر زندگی زنان

دلایل غیر قابل تردیدی وجود دارد که نشان میدهد؛آسیب دیدگان از تجاوز به عنف از تاثیرات روانی و بنابراین نیازهای عاطفی بلند مدت تری نسبت به آسیب دیدگان سایر جرایم بر خوردارند.در ارتباط با جرایم خشونت آمیز این مدت تا دو سال هم تخمین زده می شود.متاسفانه ؛ به دلیل عقایدی که در سطح جامعه پیرامون جرم جنسی وجود دارد در بسیاری از موارد دیده شده است که مجروح و تجاوز دیده زن در قبال عمل انجام شده احساس گناه نموده وخود را سرزنش میکند که این امر خود در دراز مدت تاثیرات و آسیب های روانی غیر قابل جبرانی را برای ایشان فراهم می آورد.در واقع در این موارد فراموش میشود که ای فرد متعدی است که باید سرزنش شودو نه زنی که خود قربانی عمل مزبور بوده است.

درپس زمینه های ذهنی بسیاری از افرادی که علیه زنان به خشونت مبادرت میورزند؛تعارض ویا مشکلی خاص در ارتباط با زنان مشاهده میشود.البته این به آن معنا نیست که مرتکبان این گونه جرایم را افرادی روانی تصور کنیم و تحقیقات نشان دهنده چنین امری نمی باشد.در کل میتوان گفت درمورد جرایم جنسی و خشونت آمیز گر چه تعقیبات کیفری به طبقات پایین تر یا متوسط بیش از طبقاط مرفه بر میگردد؛ولیکن چنین افرادی در تمام گروههای اقتصادی و اجتمایی وجود دارند. در گزارش مرکز جنایی انگلیس آمده که کمتر از ۸% از مردانی که مرتکب این اعمال می شوند بیماری روانی دارند و باقی افرادی هستندکه دارای شخصیت ضد اجتمایی وضد زن هستند.

اشکال خشونت های جنسی

- قتل های زنجیرهای

بی تردید میتوان گفت انگیزه قتل های زنجیرهای با اشکال دیگر آدم کشی متفاوت است؛بسیاری از افراد بعداز دستگیری اذعان میدارند که خدا یا فرشته ای از آنها خواسته زنان را که مسببین اصلی گناه هستند نابود کنند!البته شکلهای دیگری نیز هست که قاتل بعد از تجاوز مبادرت به قتل میکند که در این حالت هم زن ستیزی مشهود است.

- تجاوز به عنف

این واقعیت که تجاوز به عنف از سوی قانون منع شده نباید دلیلی محسوب شود که این عمل از نظر اجتماع هم منع شود؛در جامه انگلستان باور هایی مبتنی بر این است این عمل فعلی طبیعی است از جانب مرد و در واقع تجاوز نکردن باید به انها آموخته شود.

- آزار رسانی

بسته به انکه آزار رسانی توسط شوهر انجام شود یا فر دیگر عناوین جدا گانه ای دارد .درمورد اول همسر آزاری ودر مورد دوم زن آزاری نامیده میشود. امروزه در کانادا از هر ۱۰ زن یک نفر به طریق جسمانی یا کلامی توسط شوهر مورد آزار واذیت قرار می گیرد.در کشوری که جزو پیشرو ترین کشور ها درامر حمایت از زنان است(انگلیس)پزوهشی در سال ۱۹۸۵نشان داد که بین ۱۰۷قتل عمدی که در محیط خانواده صورت گرفته بود؛در ۵۳ مورد مقتول همسر(زن) بوده است. همچنین آمارها بیان میدارد ۴۷% از زنان کتک خورده در دوره حاملگی کتک خورده اند.

این سوال مطرح است که چرا زنانی که از شوهرانشان کتک می خورند باز هم به زندگی در همان شرایط ادامه میدهند؟ جواب میزان وابستگی مالی و روانی زن به شوهر است؛ که اگر از نوع روانی باشد به عزت نفس پایین؛ احساس گناه و ترس از انتقام منجر می شود. در اغلب موارد این زنان جایی برای رفتن ندارند و متاسفانه در مواردی هم مقامات پزشکی؛ مذهبی و حتی پلیس زن را به باقی ماندن در محیط خشونت ترغیب می کند.

عوامل مجرمانه کردن ماهیت عمل جنسی

۱- آسیب پذیری:از نظر روانی یا جسمانی آسیب پذیر بوده و در این شرایط عمل انجام شده تجاوز تلقی میگردد.۲-رضایت؛۳ - اذیت و آزار:فرد آسیب پذیر نبوده؛رضایت هم ایجاد شده اما بعد از عمل این رضایت مخدوش شود.

حمایت از زنان مجروح و آسیب دیده

به طور مثال می توان به بخشی از کارهایی که در رابطه با حمایت از زنان کتک خورده در سطح فدرال انجام پذیرفته است؛اشاره کرد.ایجاد صدو پنجاه خانه ئ اجتمایی موقت_ بازنگری رویه های پلیس و الزام به رسیدگی دادستان عمومی در ارتباط با خشونت های خانگی_ایجاد اصلاحات در قوانین اجرایی

شیوه های حمایت از زنان آسیب دیده

الف)شناسایی زنان بالقوه؛زنان بی سرپرست؛سرپرست خانوار؛زنان خیابانی وزنان فقیر و… گروههای از زنان هستند که به شکل بسیار بالقوه در معرض تجاوز هستند.

ب) حمایت از آسیب پذیران مستعد؛که در واقع حمایت از زنان گروه های بالا است.

ج) ترویج وتفهیم فرهنگ خود ایمن سازی؛ارائه اطلاعات و آگاهی به صورت مستمر به زنان جامعه و آموزش که این آموزش هم پیرامون پیشگیری و شیوه رهایی از خطر و کاهش صدمات است.

مراحل حمایت

۱ - حمایتهای اولیه؛مساعدت پزشکی ودرمان فوری_ تسکین نا ملایمات روانی_ مشاوره وروان شناسی

۲_ حمایت های ثانویه؛تفهیم حقوق فرد- جلب اعتماد وی- تسهیل در اقامه دعوی - حفظ شخصیت وی در طول دادرسی - معافیت مالی دادرسی(چون زنان غالبا تمکن مالی ندارند هزینه دادرسی موجب پشیمانی آنهااز مسئله دادرسی میشود.)تامین امنیت فرد(ممکن است در طول دادرسی همسر ویا نزدیکان وی برای به سکوت وادار کردن زن امنیت وی را تهدیدکنند.

اصولا بسیاری از جرایم خشونت آمیز هرگزبه پلیس گزارش نمی شود و پلیس نیز قادر به کشف ان نیست. از سوی دیگر در بسیاری از موارد پلیس زن مجروح را شاهد و نه قربانی جرم تلقی می کند. حتی در کشوری مثل انگلستان که بیش از ۱۵۰ سال است که جنبش های زنان در آن فعالیت میکنند آمار رسمی و غیر رسمی نشان دهنده شکاف بسیار بالای اطلاعاتی است.

علاوه بر حمایت های رسمی در حمایت های غیر رسمی که جنبش های زنان در جهان پیش گرفته اند؛می توان به گروههایی که در قالب مراکز بحران جنسی- پناهگاههای زنان - گروههای قربانیان تجاوز محارم و زنان مخالف تجاوز به عنف نام برد. که به شکل خود جوش و در بسیاری از کشور ها بدون حمایت دولتی وظیفه حمایت از زنان آسیب دیده را بر عهده گرفته اند.

انواع فعالیت های سازمانهای غیر رسمی

برگزاری سمینارهابرای آگاه سازی زنان- دردسترس قرار دادن خطوط تلفن ویزه برای کمک رسانی به آسیب دیدگان به شکل شبانه روزی ؛اولین بار سال ۱۹۷۲ در واشنگتن با مشارکت حدود ۱۰زن که قربانیان سابق تجاوز بودند شروع به کار کرد.

ارائه مشاوره برای باز گشت زنان مجروح وآسیب دیده به زندگی معمولی؛جداسازی همسران آسیب دیده از شوهر تا پایان حل مشکلتا در معرض تعرض ثانویه قرار نگیرد؛کمک رسانی مالی و ارائه بیمه برای اقامه دعوی وامداد های پزشکی.

نکتهآخر اینکه تبعیض های جنسی نیز امروزه یکی از زیر مجموعه های خشونت نزادی و تبعیض نزادی محسوب می شودواز این رو در کشور هایی که نیرو های سیاسی یا حاکمیت به تدوین مقررات و حقوق واقعی و انسانی زنان اهتمامی ندارند و بلکه با آن ضدیت می ورزند در واقع در جهت تثبیت خشونت و تبعیض نزادی گام بر میدارند.زمانی یک فرد به سوی جرم کشیده میشود که یا انتظار مجازات نداشته باشد ویا انتظار کمتری از آنچه از ارتکاب به جرم نصیبش می شود داشته باشد؛به هر حال جرم تولید ومحصول وضیت انسانهاست.
مهدیه گلرو
پنجشنبه ۴م بهمن ۱۳۸۶

آمارها از کتاب حمایت از زنان در برابر خشونت - آقای مهدی معتمدی مهر

از تارنمای خبرنامه امیرکبیر

letzte Änderungen: 2008/5/27 8:04