Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

بدون شوهرم هرگز!

نادره افشاری

من که از همان اول مات مانده بودم که چطور این بانو عکس «جیک تو جیک»اش را با «عیال مربوطه» آفتابی کرد و زیرش نوشت:
«بدون شوهرم هرگز!»
نشسته بودند در اتاق نشمین یا پذیرایی‌شان؛ دوتایی آن بالا. زن لچکی گنده را با سنجاق‌قفلی زیر چانه‌اش سنجاق کرده بود؛ رویش یک چادر مشکی دولا/پهنا؛ مانتویی قهوه‌ای و شلواری سورمه‌ای هم بقیه‌ی نجابتش را تکمیل می‌کرد!
کفشش پیدا نبود. خودش صد کیلو می‌شد؛ ولی عیالش شصت کیلو هم نبود؛ ریقو بود و مردنی و روی مبل دوتایی‌شان تنها یک/چهارم جا را اشغال کرده بود. بقیه‌ی مبل در تصرف بانوی «بدون شوهرم هرگز» بود که چارچنگولی دست «شوهر» را گرفته بود توی مشتش و انگشتانش را گره کرده بود لابلای انگشتان «عیال» و دوتایی رو به دوربین خبرنگارهای ویژه‌ی تبلیغاتی «ژست» گرفته بودند که لابد بعدها عکس را خرج تبلیغات مجازی برای منویات خاصی بکنند که کردند!
عکس را در فیسبوک هم «چاپیده» و زیرش نوشته بود:
«می‌توانم اینجا بنویسم: «بدون شوهرم هرگز»؟
من زدم زیر خنده که: «زن حسابی، چه ربطی دارد؟ به ما چه که تو بدون شوهرت «هرگز» زنده نمی‌مانی و می‌میری و دنیا برایت حکم قبر را پیدا می‌کند و فشار قبر می‌گیری و تنها زیر سایه‌ی «شوهر» است که احساس زنده بودن و آدم بودن داری» و از این حرف‌ها!
سکینه که عکس را دید، فورا زیر کامنتم نوشت:
«عزیز جان می‌دانی این بانو کیست؟»
مگر فرقی هم می‌کرد که مروج تئوری «بدون شوهرم هرگز» چه کسی باشد؟
سکینه باز توضیحات صادر کرد که:
«ایشان سمبل زنان ما هستند که بارها زندان رفته‌اند و...»
راستی چرا این بانوی «بدون شوهرم هرگز» به زندان رفته است؟
این که درست براساس الگوی آقایان ملایان تراشیده شده است و مسلمان است و مومن است و شوهر دوست و بدون شوهرش هرگز نمی‌تواند زنده باشد و می‌میرد و اصلا و ابدا زیر چتر شوهرش نفس می‌کشد و...
سکینه که: «چطور نمی‌شناسی‌اش؟»
چطور ندارد؟ مگر من باید هر ننه‌قمری را که «بدون شوهرش هرگز زنده نیست» بشناسم و برایش دست بزنم و «به به و چه چه» کنم که در دعواهای مسخره‌ی درون جناحی حکومتی، گاه کمی در هتل اوین نوازش می‌شود و از همان تو عکس و فیلم و شعار و نامه به بیرون صادر می‌کند و منتظر است تا رئیس جمهوری فعلی نفله شود و این‌ها (با همان عیالش) بپرند و از دیوار جهل مردم (با همین شعارهای بدون شوهرم هرگزی) بالا بروند و بازهم مردم را خر کنند و به قدرت برسند و مجلس را پر کنند از همین آبجی مچاله‌های...
دست از سرم بردار سکینه خانوم جون؛ برو کشکت را بساب!
شجاعت خودت و این زنان «بدون شوهرم هرگزی» را هم ببر جای دیگری خرج کن!
بیچاره ما!
نادره افشاری
nafshari@yahoo.de
25 آبانماه 1390
16 نوامبر 2011 میلادی

برگشت

letzte Änderungen: 13.6.2017 3:56