Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

زنان و دختران ایران زمین قربانی تعصب گور اسلامی و قتل های ناموسی میگردند.


اظهارات پدري که دختر 17 ساله اش را کشت دامادم مقصر اصلي مرگ فرزانه است

توفان یزد -یزدفردا :مردي که دختر 17 ساله اش را به خاطر ربوده شدن از سوي داماد خانواده به قتل رسانده بود جزئيات بيشتري را از انگيزه و نحوه ارتکاب اين جنايت افشا کرد.اين مرد 53 ساله که احمد نام دارد بامداد چهارشنبه هفته گذشته دختر جوان خود به نام فرزانه را خفه کرد و پس از دستگيري ضمن پذيرفتن اتهام قتل گفت از آنجا که دامادش به نام سعيد، فرزانه را ربود و 10 روز با وي زندگي کرده بود آبروي خانوادگي اش را در خطر مي ديد، بنابراين بين دو گزينه خودکشي و قتل فرزند دومي را برگزيد و دخترش را خفه کرد.

حادثه از زبان متهم

احمد که اکنون به دستور بازپرس جنايي اصفهان در بازداشت به سر مي برد در گفت وگو با پايگاه اطلاع رساني عبرت به تشريح وقايعي پرداخت که به قتل دخترش انجاميد. وي در حالي که به شدت مي گريست ماجرا را اين گونه شرح داد؛ هفت ماه پيش دختر بزرگترم را به عقد سعيد در آوردم، اما بين آنها اختلاف وجود داشت و اين مساله موجب نگراني من و اعضاي خانواده ام شده بود.بارها به خانواده دامادم مراجعه کردم که تکليف را روشن کنند اما هيچ تغييري در رفتار سعيد صورت نگرفت.ابتداي سال جاري به خانواده دامادم گفتم برايتان هداياي عيد را خواهيم آورد ولي آنها نه تنها از پذيرش من خودداري کردند بلکه موضوع فسخ ازدواج اول و علاقه پسرشان به فرزانه را طرح کردند.همين ايام سفري براي ما پيش آمد و ناچار به قصد زيارت منزل را ترک کرديم، پس از بازگشت متوجه شديدتر شدن مشکلات دختر بزرگم شديم به گونه يي که وي به من گفت شوهرش حتي از خوردن غذاي پخت او خودداري مي کند. هنگامي که به پرس و جو در اين رابطه پرداختم اين بار سعيد با صراحت درخواستش را براي طلاق دادن همسرش و ازدواج با فرزانه مطرح کرد.اما از آنجا که اين کار را خلاف شرع و قانون مي دانستم، به شدت در مقابل خواسته او مقاومت و از پذيرش اش امتناع کردم. با اين وجود مزاحمت ها همچنان ادامه داشت و زخم زبان ها و حرف هاي مردم نيز به آن اضافه شد تا جايي که حتي قادر نبودم به کوچه بروم و در مسجد نماز بخوانم. اندکي پس از آن تصميم گرفتم فرزانه را به مدرسه بفرستم اما مزاحمت ها مجدداً آغاز شد و دخترم حتي در مسير مدرسه نيز در امان نبود. طي اين مدت براي آنکه دخترم به لحاظ روحي آسيب نبيند همه گونه امکاناتي برايش فراهم کردم تا بلکه غائله پايان يابد و در نهايت نيز ناچار شدم فرزند اولم را از همسرش سعيد جدا کرده و طلاقش را دنبال کنم. ولي حتي اين مساله نيز مشکل را حل نکرد و بالاخره کار به بازداشت دامادم و فرزانه توسط پليس کشيده شد و در نهايت سه شنبه- روز قبل از قتل- با احوالي بيمار براي تحويل گرفتن فرزانه به دادگاه رفتم و با کفالت او را به خانه بازگرداندم.از همان ساعت بحث ها شدت گرفت و من فرزانه را کتک زدم، او صدايش در نيامد و فقط مي گفت من چه بايد بکنم.به رغم اينکه دلم براي فرزانه مي سوخت حرف هاي مردم و شنيدن سخنان اتهام گونه مرا در وضعيتي دشوار قرار داده، شرافتم لکه دار شده بود و از شر افکار مسموم رهايي نداشتم.آن شب کنار دخترم نشستم و به وي گفتم؛ يا تو بايد بميري يا من تا از اين وضع رقت بار خلاصي پيدا کنيم. او پيشاني مرا بوسيد و گفت من هم قادر به ادامه اين راه نيستم و اگر قرار است کسي از دنيا برود من بهترين فرد هستم، چون با رفتن شما مشکلي حل نمي شود و ساير افراد هم گرفتار مي شوند.آن شب فرزانه بر خلاف همه شب ها به درخواست من در طبقه پايين خوابيد، تصميم خودم را گرفته بودم و مي خواستم به زندگي اش خاتمه دهم، تقريباً همه اعضاي خانواده از تصميم من اطلاع داشتند اما فکر نمي کردند اين کار عملي شود. شب به کندي مي گذشت بارها کنار فرزانه نشستم و به چهره معصوم وي خيره شدم. هنگام اذان صبح مانند هر روز بيدار شدم بر بالينش رفتم، خواهرش را نيز بيدار کردم.حرف هاي آخر بين ما زده شد. براي آخرين بار به فرزانه گفتم بين من و تو يک نفر بايد زنده بماند و فرزانه به آسودگي خوابيد و خود را داوطلب مرگ کرد. براي آخرين بار صورتم را بوسيد و من هم با او وداع کردم، دست هايش را در دست خواهرش گذاشتم و بعد با دستمال و پلاستيکي که از قبل آماده کرده بودم جانش را گرفتم. او مقاومتي نکرد، در اين دقايق همه بيدار و هر کدام در گوشه يي از خانه نشسته بودند، قرار مان اين بود که موضوع را خودکشي نشان دهيم اما پشيماني به سراغ همه آمد و قتل را به پليس اطلاع داديم.دخترم قبل از مرگ بارها عذر خواهي و اشتباهش را گوشزد کرد ولي همچنان معتقد بود اگر زنده بماند تا ابد بايد بار معصيت، زخم زبان و مزاحمت را به دوش بکشد.من دخترم را کشتم و اين حرف ها را براي خلاصي از گناهي که مرتکب شده ام نمي گويم، بلکه مي خواهم مسوولان اين مساله را پيگيري کنند.من بايد عبرت ديگران شوم، عبرت پدرها، مادرها، دختران جوان و افرادي که به سادگي با شرافت خانواده ها بازي مي کنند. اجازه دادم عکسم را به مردم نشان دهيد تا عمق غم و درد يک پدر در اين لحظات حس شود و با ديدن چهره معصوم دخترم ديگران به فکر فرو روند. از شما مي خواهم اين مساله را پيگيري کنيد، من مجازات را مي پذيرم اما نبايد عامل اصلي بدبختي ما به سادگي رها شود و دوباره خانواده ديگري را بي آبرو کند. دامادم در وقوع اين ماجرا موثر بوده و اگر او اين مشکلات را به وجود نمي آورد امروز فرزانه به مدرسه مي رفت. من از مسوولان مي خواهم سعيد را نيز به مجازات اعمالش برسانند.دخترم فريب رفتارها و حرف هاي دروغ و داستان پردازي هاي دامادم را خورد و در روزهاي آخر براي نجات ما خود را به او علاقه مند نشان مي داد اما مي دانستم فرزانه براي رهايي خود از دست اتهام هاي مردم به اين سو رفته است.بنا بر اين گزارش اکنون علاوه بر احمد و سعيد، خواهر فرزانه نيز در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از اين سه متهم ادامه دارد.
حفظ آبروي خانوادگي باز هم بهانه يي براي جنايت شد

قتل دختر آزارديده به دست پدر

در ماجرايي ديگر يک دختر که توسط پدرش زنده به گور شده بود از مرگ نجات يافت

گروه حوادث؛ مردي دخترش را به اين اتهام که از سوي داماد خانواده ربوده شده و مورد آزار قرار گرفته است به قتل رساند.مرد 53 ساله که احمد نام دارد با اين تصور که ربوده شدن دخترش مايه آبروريزي شده و حيثيت خانواده را به خطر انداخته در اقدامي جنون آميز بين دو گزينه خودکشي و قتل دختر 17ساله، دومين راه حل را برگزيد و جنايتي تلخ را رقم زد.

کشف قتل

نخستين ساعات بامداد چهارشنبه هفته گذشته ماموران کلانتري 23 اصفهان در پي اعلام گزارشي از سوي مرکز فوريت هاي پليسي خود را مقابل يک منزل مسکوني رساندند و مشاهده کردند عده زيادي مقابل اين ساختمان تجمع کرده اند. ماموران با پرس وجو از اهالي محل مطلع شدند به احتمال زياد داخل آن خانه قتلي رخ داده است. لحظاتي بعد افسران تحقيق وارد حياط کوچک منزل مسکوني شدند و خود را در برابر جسد دختر نوجواني ديدند که روي يک تشک قرار داشت. با رويت جنازه موضوع به بازپرس ويژه قتل و تيم مخصوص تحقيقات جنايي اطلاع داده شد تا آنان ضمن حفظ صحنه جرم، ادله و مدارکي را که ممکن است به شناسايي قاتل بينجامد، مورد بررسي قرار دهند.مقتول دختري 17ساله به نام فرزانه بود که به نظر مي رسيد بر اثر خفگي جان باخته است. از سويي تمامي سرنخ هاي موجود در قتلگاه بر خانوادگي بودن اين جنايت دلالت داشت. در نتيجه در همان ساعات اوليه پدر 53ساله مقتول بازداشت و به پليس آگاهي منتقل شد. احمد در بازجويي ها قتل دخترش را پذيرفت و حفاظت از آبروي خانوادگي را انگيزه فرزندکشي اعلام کرد.

چند روز قبل

فرزانه دختر نوجواني بود که بدون هيچ مشکلي همراه والدينش زندگي مي کرد تا اينکه چندي قبل شوهرخواهر او به نام سعيد دچار وسوسه شد و با هدف تصاحب خواهرزنش، فرزانه را ربود و به محلي نامعلوم فرار کرد. در پي ناپديد شدن دختر 17ساله خانواده او به جست وجو پرداختند و در حالي که مي دانستند سعيد مقصر اين ماجرا است بدون اينکه ابتدا به مراجع قضايي متوسل شوند درصدد برآمدند خودشان اين مشکل را حل کنند. 10 روز پس از اين واقعه در حالي که خانواده فرزانه به بن بست رسيده و از سر ناچاري اقدامات قانوني را نيز انجام داده بودند دختر نوجوان از سوي مرد آدم ربا آزاد شد و به خانه بازگشت.پس از آزادي فرزانه به دستور بازپرس دادسراي عمومي اصفهان شوهرخواهر وي بازداشت شد اما غائله در همين جا به پايان نرسيد. دختر نوجوان که 10 روز بحراني را پشت سر گذاشته بود اين بار در وضعيتي بغرنج تر قرار گرفت. او از آن پس مجبور بود رفتارهاي تند خانواده خود و آزارهاي کلامي آنان را تحمل کند و اين شکنجه هاي روحي و رواني زماني شدت گرفت که اطرافيان اين خانواده به جاي تلاش براي فيصله دادن به بحران به اين موضوع دامن زدند و با حرف ها و شايعه هاي خود سبب شدند فرزانه و پدرش تمامي درها را به روي خود بسته شده ببينند. در اين ميان دختر نوجوان که طاقت رفتارهاي اطرافيان را نداشت تصميم گرفت خودش را در خانه زنداني کند و ديگر با کسي سخن نگويد.حبس خانگي فرزانه نيز نتوانست آتشي را که سعيد برافروخته بود خاموش کند و اين بار خانواده داماد دربند شروع به تهديد فرزانه و پدرش کردند و اقداماتي را براي بي آبرو کردن دختر نوجوان انجام دادند. مزاحمت هاي اطرافيان تا آنجا پيش رفت که شامگاه سه شنبه هفته گذشته فرزانه به گفت وگو با پدرش پرداخت و از او براي رهايي از اين وضعيت مشورت خواست اما در اين بين بنا بر اعترافات متهم به قتل پاسخ پدر به دختر فقط يک جمله بود؛ «يا بايد خودم را بکشم يا تو را تا از همه اين مشکلات رهايي يابم.»

ساعاتي قبل از جنايت

اکنون پدر و دختر که از يافتن راه حلي منطقي ناتوان بودند در برابر يک دوراهي قرار گرفتند که هر دو سرش پاياني تلخ داشت. فرزانه پس از شنيدن گفته پدر، به فکر فرو رفت و مرد 53 ساله نيز در اين انديشه غرق شد که کدام يک از گزينه ها را انتخاب کند. هر دو نفر ساعاتي بعد به نتيجه يي واحد رسيدند. احمد در اعترافاتش به پليس توضيح داد که فرزانه پذيرفت خودش کشته شود تا پدر زنده بماند.نخستين ساعات بامداد چهارشنبه بود که فرزانه به انتهاي راه رسيد. احمد در حالي که همسرش خواب بود به همراه دختر بزرگ خود بر بالين فرزانه حاضر شد. دختر جوان در سکوت دست خواهر بزرگش را گرفت و اجازه داد تا پدر او را به کام مرگ بکشاند. به اين ترتيب سعيد دختر خود را خفه کرد و دقايقي بعد ساير اعضاي خانواده از اين موضوع مطلع شدند و در نهايت موضوع به پليس گزارش داده شد. پايگاه اطلاع رساني عبرت درخصوص اين جنايت گزارش داد مرد 53 ساله ضمن اعتراف به قتل، جزئيات جنايتش را تشريح کرده و اکنون در بازداشت به سر مي برد. اين در حالي است که پرونده داماد خانواده نيز در جريان است.

زنده به گور

چند ساعت پس از آنکه پليس اصفهان مرد فرزندکش را بازداشت کرد ماموران نيروي انتظامي تهران براي نجات جان دختري جوان که به دست پدرش زنده به گور شده بود وارد عمل شدند.بعدازظهر روز چهارشنبه چند رهگذر که از زمين هاي خاکي جاده تلو عبور مي کردند صداي ناله هاي ضعيفي را شنيدند که از زير زمين شنيده مي شد.

آنها که ابتدا تصور مي کردند دچار توهم شده اند پس از دقايقي جست وجو متوجه شدند دختري جوان زير سنگ ها مدفون شده است. پس از آنکه اين واقعه به مرکز فوريت هاي پليسي اطلاع داده شد گروهي از ماموران کلانتري 116 لشکرک به محل حادثه رفتند و توانستند با راهنمايي شهروندان محل دفن شدن دختر را بيابند و او را از زير خاک و سنگ ها بيرون بکشند. اين دختر که بدحال و نيمه جان بود به سرعت از سوي امدادگران اورژانس تهران به بيمارستان شهداي تجريش انتقال يافت و پزشکان توانستند با اقدامات فوري وي را از مرگ حتمي نجات دهند. دختر 22 ساله که رعنا نام دارد پس از آنکه توانست لب به سخن باز کند پدرش را متهم خواند و گفت؛ من معتاد هستم و قرص هاي ترامادول مصرف مي کنم. اعتياد من باعث اختلافات شديدي بين من و پدرم شده بود تا اينکه امروز - روز حادثه - او در خانه مرا به باد کتک گرفت و وقتي بي رمق شدم مرا به زمين هاي خاکي برد و در آنجا زنده به گورم کرد. بنابر اين گزارش پليس هم اکنون قصد دارد پدر رعنا را بازداشت کند تا انگيزه وي از اين اقدام مشخص شود.

منبع :اعتماد

22 ارديبهشت 1387 - بعدازظهر 05:57

برگشت

letzte Änderungen: 17.11.2016 6:13