Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

حقوق مدنی و سیاسی
قوانین ناظر برمشارکت و حقوق زنان در ایران (قسمت اول)


پیشکش به: "روناک صفازاده "و "هانا عبدی" از فعالان جنبش زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضاء
درتعدادزیادی از کشورها، از جمله میهن ما، روابط قدرت که زندگي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي را تشکیل مي دهد، زنان را از مشارکت کامل در تمام عرصه هاي زندگي، چه درحوزه خصوصی(خانوادگی) و چه در حوزه عمومی (جامعه)، باز مي دارد. تلاش زنان براي به چالش کشيدن وضع موجود، بيشترين فرصت دستيابي به مشارکت و حضور در قدرت را در سال هاي اخير درتعدادی از کشورها برای زنان فراهم نموده است.با تمامی تلاشهای انجام شده، هنوز زنان:

1- در کليهء حوزه هاي تصميم گيري مثل مذهب، رسانه، فرهنگ و قانون، از نمايندگي اندکي برخوردار اند.

2- براي مشارکت کامل وتحقق مطالبات خویش با موانع جدي در ساختار ها و نهادهاي حاکم برحوزه خصوصی(خانواده) و حوزه عمومی(اجتماع و قوانین) ، مواجه مي باشند.

چرا پرداختن به مسائل زنان یک ضرورت پر اهمیت است؟ :

با پذیرش اینکه زنان در طول تاریخ مورد ستم قرار گرفته و حقوق انسانی آنان مورد بی توجهی قرار گرفته و با توجه به شرایط زنان در جامعه ایران و فرهنگ زن ستیز آن، اهمیت پرداختن به موضوع زنان بیشترآشکار می گردد . برای بررسی و طرح ضرورت و چرایی پرداختن به مسئله زنان، از دو منظر، می توان به آن توجه کرد:

1- نهادینه کردن مدرنیته در دو حوزه نظری و عملی :

مفهوم مدرنیته در طول فرایند تکاملی خود شکل ها و تعبیرهای متفاوتی به خود گرفته، که در دوره خاصی با طرح اولیه آن دارای تفاوت می باشد . برابری انسانها و به دنبال آن برابری جنسیتی از موارد اساسی مدرنیته و اندیشه روشن گری بوده و می باشد .پیدایش تجدد(به مثابه پوسته بیرونی مدرنیته) در میهن ما نتوانست گسستی که به لحاظ حقوق اجتماعی، میان زنان و مردان پیدا شده بود را، مرتفع و از میان بردارد. هم چنین در طی فرایند مدرنیته، و این سو و آن سو کشیده شدن این مفهوم توسط اندیشه های مختلف، این هدف انسانی در کشورهای زیادی، به سرانجام نرسیده و برابری جنسی تحقق نیافته است . بنابر این طرح مسئله زنان و تامل در چگونگی و کیفیت جایگاه زنان در جامعه امروز، تلاشی در جهت نهادینه نمودن برابر حقوقی انسانها به مثابه یکی از دستاوردهای مدرنیته محسوب می گردد.

2-مسائل زنان و روند تغییرات در ایران:

از انقلاب مشروطه به این سو،جامعه ایران وارد مرحله جدیدی گردید که از نتایج آن می توان به تغییر ساخت نظام سیاسی و به دنبال و در کنار آن، ظهور اندیشه های نو گرا در ایران اشاره نمود که موجب نقد و تغییر ساختار قدرت در دوره های معینی در جامعه ایران گردید.از جمله اهدا فی که از انقلاب مشروطه به این سو همواره پی گیری شده است ، عدالت اجتماعی و اقتصادی ، حق مشارکت سیاسی و اجتماعی، آزادی اندیشه و بیان ، گسترش حوزه عمومی وطرح به رسمیت شناختن حوزه خصوصی و..... هستند که بی وقفه و در مراحل مختلف، به وسیله قشرهای اجتماعی گوناگون دنبال شده اند . زنان به عنوان نیمی از جامعه نیز، دارای مطالبات وخواسته هایی بودند که به وسیله انجمن ها و نهادهایی از مقطع انقلاب مشروطه به این سو، در اشکال مختلف پی گیری شده است. امروزه انتقاداتی که برخی هواداران حقوق زنان، به جنبش های گذشته در ایران می کنند جای تامل بسیار دارد .با کمال تاسف باید به خاطر آورد که طبق ماده 10 قانون مشروطه، زنان در ردیف مجانین و محجورین قرار داده شده بودند واز حق انتخاب نماینده برای مجلس محروم بودند . شرکت زنان در انتخابات مجلس به دوران پهلوی دوم بر می گردد و در سال 1343 مبارزات زنان به بار نشست ودر اردیبهشت آن سال قانون شرکت زنان در انتخابات به تصویب مجلس شورای ملی و تایید مجلس سنا رسید وازآن تاریخ به بعد، همواره چند زن در مجلس ایران شرکت داشته اند.(در ادامه به این موضوع بصورت کامل اشاره خواهد گردید.)

منظور از مشارکت مدني و سياسي زنان چيست؟

منظور از مشارکت مدني و سياسي زنان از نظر اسناد بين المللي حقوق بشر مثل ميثاق بين المللي سياسي و مدني، کنوانسيون حقوق سياسي زنان، کنوانسيون محو تمام اشکال تبعيض زنان اعلاميه رفع خشونت عليه زنان، توانايي زنان جهت مشارکت برابر با مردان در تمام سطوح و در تمام ابعاد زندگي عمومي و سياسي و در تصميم گيري مي باشد که به ساير عرصه ها مثل زندگي خانوادگي، امور فرهنگي و اجتماعي و اقتصادی نيز گسترش مي يابد. بنابراين، در مورد تصميم گيري روي نحوه هزينه شدن درآمد خانوادگي يا تعيين شيوه اداره کشور، زنان می بایست دارای حقوق برابروحق اظهار نظر نسبت به تمام مسايلي باشند که روي زندگي شان تأثير مي گذارد. اين حق در تعدادي از اسناد حقوق بشري و نيز قوانين اساسي و قوانين داخلي کشورها گنجانده شده است. تعدادي از سازکارهاي حقوق بشري از جمله ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و کنوانسيون، بين المللي محو کليه اشکال تبعيض عليه زنان، ماهيت حقوق مدني و سياسي زنان و اقدامات لازم براي افزايش برابري ميان زنان و مردان را در اين زمينه مشخص نموده است.

عنوان "برنامه عمل اصلي بين المللي در باره حقوق زنان"، يک بخش در مورد زنان بر سرقدرت و تصميم گيری آنها دارد، که مي گويد:

" قدرتمندي و استقلال زنان و بهبود وضعيت اجتماعي، اقتصادي و سياسي شان براي دستيابي به حکومت و مديريت شفاف و پاسخگو و نيز توسعه پایدار در تمام عرصه هاي زندگي،امری ضروری و حياتي می باشد."

موانع عدم مشارکت و حضور زنان:

عواملي وجود دارد که مانع مشارکت زنان در زندگي عمومي وخصوصی و تصميم گيري آنها درارتباط با خودشان مي گردد که ازآن جمله میتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- وابستگي اقتصادي و فقدان منابع مناسب مالي

2- بيسوادي و دسترسي محدود به آموزش

3- فقدان فرصت هاي کاري برابر با مردان

4- نگرش هاي تبعيض آميز فرهنگي و اجتماعي و کليشه هاي منفي که در خانواده و اجتماع وجود دارد.

5- مسئولیت در خانواده

6- محدوديت، مزاحمت و خشونت

7- عدم دسترسي به اطلاعات

برای روشنتر شدن این موانع نظر شما را به بیاناتی که درباره زنان گفته و نوشته شده است جلب می کنم.

سخنانی درباره زنان

در اینجابطورمختصربه بخشی ازسخنانی که توسط عده ای از نویسندگان و فیلسوفان و رهبران دینی در باره زنان بیان گردیده است اشاره می نمایم:

- «زن حیوانی است که نه استوار است و نه ثابت قدم , بلکه کینه توزاست و ریاکار..... و منبع همه مجادلات و نزاع ها و بیعدالتی ها وحق کشی ها می باشد.» آگوستین از کتاب" سیمای زن در فرهنگ ایران"

"زنان باید در خانه بمانند , ساکت بنشینند , خانه داری کنند , بچه بزایند و اورا بزرگ کنند."( ازکتاب حرمسرا در پس دنیای حجاب)

"پایین بودن مقام زن نسبت به مرد امری طبیعی است . مردان باید برزنان چیره باشند. مرد آقا و فرما نروای خانه است ." مارتین لوتر

"برابری زن با مرد مغایر با نظام طبیعت است . مردان میتوانند چندین زن داشته باشند .... شوهرو بچه داشتن بهتر از نداشتن آنهاست." جان کالون , قرن 16 میلادی(ازکتاب" نامه های بهشتی)

"بر اساس آموزش های انجیل , زنان باید آشپزی , دوزندگی و بافند گی کنند . لازم نیست زنا ن به ورزش بپردازند." (از کتاب نامه های بهشتی)

"زن حقیر تر از مرد است زیرا فقط از بخشی از بدن مرد آفریده شده است."( امبروزاز کتاب کلیساوجنس دوم)

"تا زمانیکه زن برای زاییدن و بچه داری است با مرد تفاوت خواهد داشت , مانند تفاوت جسم وروح. اما زمانیکه میخواهد بیشتر در خدمت کلیسا باشد تا درخدمت دنیا، دیگرزن نخواهدبود و مرد نامیده خواهد شد."( جروم " قدیس " از کتاب کلیسا وجنس دوم)

ملا محمد باقر مجلسی در کتاب حلیه المتقین در صفحات 115-116 به نقل از پیامبر مسلمانان چنین می نویسد:

" اگر امر میکردم که کسی برای غیرخدا سجده کند هر آیینه میگفتم که زنا ن برای شوهران سجده کنند و فرمود: زن نماز خود را طول ندهد برای آنکه منع کند شوهر را ازآنچه ازوی خواهد وفرمود : هرزنی که شوهراو را برای مجامعت بطلبد واو تاخیر کند تا شوهر به خواب رود,پیوسته ملایکه او را لعنت کنند تا شوهر بیدار شود."

وی هم چنین در صفحات 116-117 به نقل از امام اول شیعیان می نویسد: "امیرالمومنین وصیت فرمود به حضرت حسن که زینهارو مشورت با زنان مکن , رای ایشان ضعیف وعزم ایشان سست است و ایشانرا پیوسته در پرده بدار و بیرون مفرست و تا توانی چنان کن که به غیرازتومردی را نشناسد وبه ایشان خدمتی به غیرآنچه متعلق به خود شان دارد مگذار که این از برای حال ایشان وخشنودی ایشان وحسن وجمال ایشان بهتر است, سخنش را در حق دیگران قبول مکن و خود را بسیار بدست او مده."

موارد فوق گوشه ای کوچک ازهزاران مطالبی است که تحت پوشش دین و مذهب و فرهنگ های مختلف، به زنان، که تمامی پیغمبران ,فیلسوفان, عارفان, شعرا, نویسندگان, سیاستمداران، امپراطوران,فراعنه، مکتشفین, و همه انسانها از سوی ایشان پابه هستی گذاشته اند، نسبت داده شده است.

زنان و قوانین در ایران:

اولین قانون اساسی در سال 1285 همگام با نهضت مشروطه نوشته شد. این قانون دارای 51 اصل بود. در سال 1286 متمم این قانون مشتمل بر 107 اصل تصویب گردید. این قانون نیز بر اثر فشار نیروهای سنتی مشمول اصلاحاتی گردید.

قانون اساسی مشروطه که قانون اساسی بلژيک و فرانسه را نمونه خود قرار داده بود، (دراین قانون، ظاهرأ حکومت قانون، و محدوده و مسئولیت حقوق فردی و حاکميت مردم لحاظ شده بود.)درمتون اولیه خود، با سکوت در باره حقوق زنان، دستاوردی برای زنان جامعه در بر نداشت. در همین راستا و به دلیل سنتی بودن جامعه، تعداد زيادی از روحانيون توانستند متممی بر قانون اساسی اضافه کنند که در اصل دوم آن، ضرورت پاسداری از اسلام در جريان قانون گذاری، به رسميت شناخته شود. اين متمم، در زمينه هايی مانند آموزش، سازمان قضايی وحقوق زنان، سکوت اولیه را به نقض صریح و آشکارتبدیل نمود. ولی تحولات و پويايی روبه جلو جامعه ايران به گونه ای بود که حاکميت وقت، ناگزير از ناديده گرفتن متمم مذکور در قانون گذاری گردید.

حق شرکت زنان در انتخابات:

مبارزات زنان ايران برای احقاق حقوق بشری خود به انحاء مختلف ادامه يافت. از جمله مهمترين و اثرگذارترين اين حقوق، شرکت آنان در سرنوشت اقتصادی و سياسی کشور و زندگی اجتماعی برابر حقوق با مردان بود. اين مهم را زنان بالاخره در سال 1343 شمسی به دست آوردند و از ارديبهشت 1343 با تصويب مجلس شورای ملى و مجلس سناى دوران پهلوی دوم ، "حق شرکت بانوان در انتخابات" به قانون تبديل شد و از همان سال زنان هم به پارلمان ايران راه يافتند.

بدون مناسبت نخواهد بود که، اشاره ای به اتفاقاتی که در آن دوران به وقوع پیوست داشته باشم.

دکتـرمصطفـی المـوتـی در باره واقعه 15 خرداد چنین می نویسد:

«ازروزی کـه دولـت علـم روی کـارآمـد (28تيرماه1341) شـاه که ازبـدوسلطنت ميخـواسـت برنامـه هائی را در جهت اصلاحات عمومی اجراکند؛ فرصـت يافت تابا اغتنام فرصـت آنهارا يکی بعد از ديـگری بمرحله اجرا بگذارد.

نخستين اقدام دولت علم اين بود که تصويبنـامه ای ازهيئـت دولت گـذشـت که برای انتخابات انجمن های ايالتی و ولايتـی؛ زنـان حق شـرکت درانتخابات راداشـته باشـند و منتخبين نيزدر برابر (کتاب آسمانی) سوگند يـاد کننـد. ايـن امر موجـب شـدکه تلگرافـاتی بحضـورشـاه ودولت درمخالفـت بااين تصويـبنامه مخابـره گـردد. ازجمله تلگراف حاج سيد روح اله خمينی حضـورشاه بود کـه نخستيـن تلگراف باعنـوان (حضـورمبـارک اعليحضـرت همايـونـی) و با امضای (الداعی روح الله الموسوی الخمينی) بود که متذکرشـد (دولت شرط اسلام را در رای دهندگان و منتخبيـن ذکر نکـرده وبه زنهـا حق رای داده وايـن امرموجـب نگرانی علما و مسلمين شـده؛ تقاضـای حـذف تصـويـبنامه را دارد.)

شـاه به تلگراف مزبورپاسـخ مي دهد. باعنوان (حجت الاسلام آقای خمينی) ويادآور مي شود کـه (ما بيش از هر کس در حفظ شعاير مذهبی کوشاهستيم و تلگراف برای دولت فرستاده شـد. ضمنـا" توجـه شما رابه وضعيـت دنيا و زمانـه جلب مي کنـم.) خميـنی دومين تلـگراف رابـرای شـاه مي فرسـتد و تقاضـا مي کنـد (دولت راموظف فرمائيـد که از قانون اساسی که ضـامـن اساس مليـت و سلطنـت است تبعيت نمايد) بـازهم پاسـخ شاه فقيـد نظيـر پاسـخ قبلـی بود؛ کـه سـوميـن تلگـراف خمينی ميرسـد مبنی بر ايـنکه (آقای علـم تخلـف خود را از قانـون اساسـی اعلام و با تبـديل قسـم به قـرآن مجيد؛ مي خواهد قرآن را از رسـميت انداختـه واوسـتا و انجيـل وبعضـی کتب ضالـه راجای آن قراردهـد.)

ضمنـا" درتاريـخ 15 آبـان 1341، آقای خميـنی تلگـراف تندی به علـم نخسـت وزيرارسال می کند. هميـن جريانات واعتراضـات سايـر روحانيـون موجب شـد که بدسـتورشـاه اجـرای تصويـبنامه متوقـف گرديـد و آقای علـم اعلام مي کنـد که (مقررات انجمن های ايالتـی وولايـتی اجرانمي ـگردد) که اين اقـدام موجـب تشکر خمينی و ساير روحانيون مي ـگردد و تامـدتی ديـگرازتظـاهرات و تلگـراف آنـان خبری نبـود.

دکتـرارسـنجانی درمـورداصلاحـات ارضـی بشـدت اقـدام مي کنـد ومـالکيـن و فئـودالهـا را بشـدت موردحملـه قرار مي ـدهد که درنتيجه روز22 آبانمـاه 1341 مهنـدس ملـک عابـدی رئيـس اصلاحـات ارضی فيـروزآباد کشـته مي شـود.

مالکيـن وفئودال هـا کـه ازنطـق های ارسـنجانی بشـدت ناراحت بودند؛ ضمـن اقدامات خـودبه تحـريـک روحانيـون مي پـردازنـد که سـهمی ازدرآمـد آنـان نصيب جامعه روحانيـت مي شـد و ضمنـا" خيلـی از روحانيـون نيـز ازدهات و اراضـی موقوفه سهمی داشـتند و آنهـا هـم درکنـار مالکيـن بـه ميـدان مي آيـند.

بـاابتـکاردکتر ارسـنجانی روز 19 ديماه 1341 کنگـره دهقانـان درتالار محمد رضا شـاه پهلوی با حضـور 4200 کشـاورز تشکيـل مي گـردد که درايـن کنگـره شـاه ضمن نطـق انقلابـی اصـول ششـگانـه زيـررااعـلام مي ـدارد:

1- اصـلاحات ارضـی2 - ملـی کردن جنـگها 3- فـروش سهام کارخانه های دولتی 4- سـهيم شـدن کارگـران در سـود کارخانـجات5 - ايـجادسـپاه دانـش6 - اصلاح قـانـون انتخـابـات.

از ايـنجابـود که دامنـه نبـرد پنهانـی روحانيـون و مالکين و مخالفين رژيم ازيکطرف وطرفـداران سلطنـت وانقلاب سـفيد از سـوی ديـگر درگـرفت وشـاه اعلام کرد کـه بـرای تصـويب اصـول ششـگانه بـه (رفراندم) خـواهد پـرداخـت.

کلمـه (رفراندم) مخالفيـن زيادی يـافت. در بعضـی ازنقـاط کشـورمخصوصـا" مناطق مـذهبی تظـاهراتی عليـه رفراندم شد و شـعارمي دادند (ما پيروقرآنيم؛ رفراندم نمي خواهيم)

درهميـن جريانـات بود که روز 8 اسفنـدماه 1341 يک کنگـره اقتصادی درکاخ سـنا تشـکيل شـدوشـاه ضمن نطقـی اعلام کـردکه ازامـروز در ايران به زنان حق انتخـاب کـردن وانتخاب شـدن داده مي شـود تا اين آخريـن ننـگ اجتماعی ما برطرف شـده و زنجيـر تحقيـر و اسارت ازگـردن زنـان ايران برداشـته شـود.

روز بعـد زنـان به کـاخ مـرمر بـرای تشکر مي ـروند وشـاه مي گويد:ديگر بانوان ما در رديـف محجـوريـن و ديوانـگان نيسـتند و مي ـتوانند دوشـادوش برادران خـود در کـارهای مملکـت سـهيم وشـريک باشــند.

ايـن اقدامات، روحانیون مخالـف رابشـدت تحريـک کرده وتظاهراتی کردنـد کـه شـاه طـی نطقهائـی گفت:اتحـاد نا مقدس سـرخ وسياه مانع انجـام کـارهای اصـلاحی اسـت. ولـی اين کارها انجـام ميـگردد و عقب نشيـنی مـورد نـدارد.

خـرداد سال 1342 مصـادف بودبامـاه محـرم وشـب 15 خرداد که باعاشـورا مصادف شـده بـود؛ آقای خمينی درقـم به منبـررفته وبشدت به دولـت و رژيم حمله کرد کـه طبـق دسـتوردولت درنيـمه های شـب ماموريـن انتظامی درقم بخانه آقای خمينی ريختـه و او را دستگيرکرده به تهران مي آورنـد ودرپادگان نظامی قصربازداشت مي کنند.

صبــح زود سـيدمصطفی خميـنی به حـرم حضرت معصومه مي رود و مـردم را از واقعـه دستگيری پدرش آگاه مي کنـد و به روحانيـون مقيـم قـم خبرمي ـدهد و درنتيجه روز15خـرداد تظاهـرات دامنـه داری درتهـران وقـم ومشـهد و سايرنقاط مي شـود چـون ايـام محرم وعاشـورا بـود و معمـولا" اجتماعـات مذهبـی فراوان درهمه جا وجـودداشـت؛ طـرفـداران خميـنی مردم را واداشتند که به تظاهرکنندگان بپيوندنـد و درنتيـجه تظـاهرات مـذهبی منجـربه تظاهـرات سياسـی شـد.»

: روزنامه كيهان در روز دوشنبه 16/7/41 نوشت

«طبق لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى كه در دولت به تصويب رسيده و امروز منتشر شده، به زنان حق راى داده شد.»

به گفته آقاى دوانى، البتّه در آن تصويبنامه: . اوّلا: قيد اسلام را از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان برداشته بودند . ثانيا: به جاى قسم خوردن منتخَبين به قرآن مجيد، كلمه كتاب آسمانى گذاشته شده بود

ثالثا: به جاى كلمه ذكور «از شرايط منتخبين»،كلمه باسواد گذاشته شده بود كه اعّم از ذكور و اناث مى‏باشد.

همان روز بعد از نماز مغرب وعشإ، آقايان شريعتمدارى و گلپايگانى و خمينى با هم اجتماع و مشورت كردند و

قرار شد كه هر يك از اين آقايان تلگرافى را به شاه مخابره كنند و خطر اين تصويبنامه را گوشزد و خواستار لغو آن شوند.

بنا به نوشته آقاى على دوانى، روز 17/7/41 ابتدا آيةاللّه خمينى تلگراف زير را به شاه مخابره كرد:( نهضت دوماهه روحانيون ص 51 و صحيفه نور ج 22 ص29)

«حضور مبارك اعليحضرت همايونى‏، پس از اهداى تحيّت و دعا، بطوريكه در روزنامه‏ها منتشر است، دولت در انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى، اسلام را در رأى دهندگان و منتخبين شرط نكرده و به زن‏ها حق راى داده است و اين امر موجب نگرانى علماى اعلام و ساير طبقات مسلمين است. بر خاطر همايونى مكشوف است كه صلاح مملكت در حفظ احكام دين مبين اسلام و آرامش قلوب است .مستدعى است امر بفرمائيد مطالبى را كه مخالف ديانت مقدّس و مذهب رسمى مملكت است از برنامه‏هاى دولتى و حزبى حذف نمايند تا موجب دعا گوئى ملّت مسلمان شود، الدّاعى روح الله الموسوى»

سپس آيةالله شريعتمدارى تلگراف زير را به شاه مخابره كرد.

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم « پيشگاه رفيع اعليحضرت همايون شاهنشاه‏ با ابلاغ سلام و تقديم ادعيه بطوريكه روزنامه‏ها منتشر كرده‏اند دولت در ضمن تصويبنامه لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى شرط اسلام و شرط ذكوريّت را در رأى دهنده و انتخاب شونده الغاء نموده و ضمناً رأى دادن و انتخاب شدن را به كليّه افراد ملّت (اعمّ از زن و مرد) داده است، نظر به اينكه اين تصميم دولت مخالف با موازين شرعى و بالنتيجه مخالف با قانون اساسى است و صلاح ملك و ملت نيست لذا خواهشمنديم كه دستور اكيد فرمائيد دولت هم دو مورد مذكور رااصلاح نمايد. " الاحقر سيد كاظم شريعتمدارى‏

اعتراض مراجع تقليد و روحانيون و مردم بر عليه تصويبنامه انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى حدود دو ماه طول كشيد تا به لغو آن تصويب‏نامه از سوى دولت منجر شد. مشروح آن قضا يا در كتاب «نهضت دو ماهه روحانيون ايران» و جلد سوّم كتاب «نهضت روحانيون ايران» نوشته آقاى على دوانى آمده است.

غائله انجمنهاى ايالتى و ولايتى با سخنرانى آيةاللّه خمينى و آيةاللّه شريعتمدارى و آيةاللّه گلپايگانى در روز 12/9/41 در قم پايان يافت.

روزنامه اطلاعات در روز دوشنبه 14-3-1358در مصاحبه ای با ایشان مطلب زیر را منتشر می کند:

" حضرت آيت اللّه العظمى سيد كاظم شريعتمدارى ديشب در گفتگوئى با خبرگزارى پارس به حوادث 15 خرداد ماه سال 1342 و نيز مسائل كلّى مملكت اشاره كرده و گفتند:

ما همان موقع به تهران آمديم و درشاه‏عبدالعظيم تمام علماى‏شهرستان‏ها را جمع كرديم و از مرحوم آيت اللّه ميلانى كه در مشهد تشريف داشتند خواهش كرديم كه به آنجا بيايند و چون در آن موقع طاغوت راجع به مراجع و خصوصاً آيت اللّه خمينى نظر محاكمه و شدت عمل داشتند كه حتى روزنامه‏هاى آن موقع صحبت از اعدام مى‏كردند، از آن نظر لازم ديديم كه پيشگيرى بشود..

حضور ما در تهران يكى دو ماه طول كشيد و تا حدودى آن خيال باطل از بين رفت و يك اعلاميه يازده ماده‏اى صادر كرديم و تمام ادعاهاى دولت را رد كرديم. در آن موقع حركت مراجع قم را يك عمل ارتجاعى مى‏ناميدند و مى‏گفتند كه مى‏خواهند همه آزادى‏ها را بگيرند در يكى از آن يازده ماده توضيح داديم كه خواسته روحانيت چيست و گفتيم كه آزادى‏هاى مشروع را نمى‏خواهيم از زنان و مردان بگيريم، حتى يكى از سياسيّون در آن موقع در سازمان بين الملل اعلاميه ما را مدرك قرارداد و درباب رد ادعاهاى دولت گفت:در اين اعلاميه آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى كلمه‏اى نيست كه از بشر سلب آزادى بكند.

و حتى يك سخنرانى داشتم كه نوار آن موجود است و در آن نكاتى وجود دارد كه قابل توجه است. البته پس از آن تا حدودى موفقيّت حاصل شد و ديگر محاكمه انجام نشد و نظرهاى سوئى كه درباره آيت اللّه خمينى و بعضى از علماء داشتند از آن منصرف شدند.

و حتى آن موقع كه در تهران بوديم ايشان را از حبس آزاد كردند و در خانه آقاى نجاتى ايشان منزل كردند و ملاقاتى با ايشان كرديم كه البتّه ايشان در آنجا تحت نظر بودند بعداً ما را (چون در تهران بوديم) يك روز دولت وقت تصميم گرفت كه از تهران برويم و چند ماشين سازمان امنيّت ما را تا قم تعقيب كرد و آقاى ميلانى هم به مشهد تشريف بردند و بقيه علما نيز به شهرستان‏هاى خودرفتند.

حضرت آيت اللّه العظمى اضافه كردند پس از اين اقدامات دولت نتيجه گرفت كه ديگر محاكمه امكان ندارد و آيت اللّه خمينى كه آزاد شده بودند. پانزده روز بعد با هم آمدند و مجدّدا بعد از چند ماه ديگر ايشان را گرفتند ما آن موقع دو نفر را به تركيه فرستاديم تا با حضرت آيت اللّه خمينى ملاقات كنند و براى اين منظور آقاى جليلى كرمانشاهى و عمو زاده ايشان آقاى جليلى به تركيه رفتند.””

مرکز اسناد انقلاب اسلامی در جلد پنجم و در صفحه 68، از آن دوران چنین یاد می کند:

"بعد از دستگيرى و زندانى شدن آيةاللّه خمينى در روز 15 خرداد 42، آيةاللّه العظمى‏ شريعتمدارى بعد از صدور اعلاميه‏اى در حمايت از ايشان اقدام به مهاجرت به تهران جهت استخلاص آيةاللّه خمينى و آيةاللّه قمى و آيةاللّه محلّاتى از زندان و... با همكارى مراجع و علماى ديگر نمود."

مشارکت زنان در قوه قضاييه و مقامات ارشد دولتی و سیاسی:

عرصه قضاوت که تا خرداد سال 1347 در انحصار مردان بود، از آن سال به بعد به روی زنان ايران گشوده شد. اولين زنانی که بر مسند قضاوت نشستند عبارت اند از : منيژه فرزد، آدينه بنی مهد، آذرنوش ملک، ميمنت چوبک و همايون دخت همايون.

تعداد قضات زن دراين روند با سير صعودی بالايی در سال 1357 به بيش از 100 نفر رسيد و حتی درحد مشاغلی چون رياست دادگاه بخش و شهرستان ، همچنين بازپرسی زنان ارتقاء پيدا نمود. هر چند در آن زمان هم برخی به بهانه ديانت سعی در متوقف کردن زنان در اين عرصه کردند ولی درعمل زنان همچنان در جايگاه قضايی خود باقی ماندند.

زنان در دوران پهلوی دوم علاوه بر شرکت در پارلمان آن رژيم به مناصب مديريتی ميانی و بالايی رژيم هم دست يافتند. خانم منصوره پیر نیا در کتاب "سالار زنان ایران" چنین می نویسد:

" وقتی اولين مدرسه دخترانه در ايران در دست تاسيس بود، موجی از خشم و نگرانی و مخالفت برخاست و مرتجعين، آن ها که زن را مرغ پا بسته چهار ديواری خانه می دانستند، حيرت کنان فرياد می زدند: وا ناموسا! عفت مردم به باد رفت. زن درس خوانده نانجيب می شود.

و باز وقتی چادر و چاقچور، آن ديواره های قفس و پرده جهل و تاريکی از سر زن ها برداشته شد، باز مرتجعين فرياد زدند: زن روسياه شد! زن بی عفت و عصمت شد! زن بی چادر به جهنم می رود.

در اسفند ماه 1342، وقتی زن صاحب حقوق سياسی شد و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن گرفت و درهای بسته مشاغل به روی او گشوده شد، باز مرتجعين فرياد کشيدند و به مخالفت برخاستند... نمیتوانستند باور کنند که زن بتواند روزی پزشک، مهندس، شيمی دان، فضانورد، يا رياضی دان شود. (ص-284)

فروغ آذرخشی (1283-1342 شمسی) اولين زنی که نشان سپاس گرفت، "مدرسه فروغ" را در شهر مشهد در خانه خود تاسيس کرد. روزی خبر رسيد که مرتجعين در نظر دارند مدرسه را به آتش بکشند، فروغ و دوستانش مسلح شدند و مدت دو سال مسلحانه از مدرسه نگهبانی می کردند." (ص -61)

بدرالملوک بامداد، شاگرد اول دارالمعلمات (1304) کتابی به عنوان تدبير منزل را ترجمه و تاليف کرد. وزارت معارف وقت انتشار کتاب را مفيد تشخيص نداد! ولی به دستور رضا خان سردار سپه، کتاب در چاپخانه قشون چاپ و منتشر شد. بدرالملوک بامداد چندين کتاب ديگر را نوشت و اولين دبستان مختلط دختران و پسران را به روش آموزش و پرورش جديد تاسيس کرد." (ص-62)

جلوه ديگری از زن ستيزی، زندانی کردن زنان در چهار ديواری منزل و منع آنان از شرکت در مجامع عمومی و "دخالت" در "سياست بود. مولف می نويسد: "گردهمائی سنتی در ايران... خيلی سريع تبديل به انجمن ها و سازمان های سياسی شد که به روش "پنهان کاری" اداره می شده است. يکی از گروه های سياسی که به اتحاديه غيبی نسوان شهرت داشته است، طی نامه ای که در روزنامه ندای وطن به چاپ رسيده است چنين می نويسد:"... معلوم می شود وکلای ما مجلس را برای تفنن خاطر خودشان بر پا کرده اند. مجلس، پارلمنت، برای قانون است. پس کو قانون شما، پس چه شد؟ مجلس سنای شما کو؟ عدليه شما کو؟" (ص-51)

شرکت زنان ايران دردوران مشروطيت داستان جداگانه ای است که در کتاب با شرح وافی ثبت شده و در ميان زنان شهرهای بزرگ به صورت مستند آمده است. می خوانيم که زنان حتی در مبارزه های مسلحانه شرکت می جستند. روزنامه حبل المتين چاپ کلکته گزارش داد که: "در زد و خوردهای ميان اردوی انقلابی معروف ستارخان با لشکريان محمد علی شاه، بين کشته شدگان انقلابيون، جسد بيست زن مشروطه طلب در لباس مبدل مردانه پيدا شده است." (ص-56)

چگونگی رسيدن زنان به مقامات عالی سياسی، اجتماعی، فرهنگی، و هنری در فصل های مختلف کتاب آمده است.

از عجائب تاريخ معاصر ايران، يکی اين که در ظرف چهل سال پس از رفع حجاب، يعنی در سال 1354 (1975 ميلادی)، کابينه ايران دارای يک وزير زن بود و شش معاون وزارتخانه، و شش نماينده در مجلس شورای ملی، دو سناتور در سنا، يک استاندار و يک معاون استاندار و هشت فرماندار و شمار زيادی روسای شهرداری. تنها در خدمات پزشکی، ايران دارای بيش ازدو هزار پزشک زن بود و در سال1357 در امتحان وروديه به دانشکده پزشکی، تعداد داوطلبان دختر بيش از داوطلبان پسر بود.

نام برخی از اين زنان که در این کتاب بدانها اشاره شده است به شرح ذیل است: (نقل به مضمون از کتاب)

دکتر فاطمه سياح: اولين زن ايرانی دارای کرسی استادی در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران و نخستين زنی که در سال 1315 به سمت عضويت هيات نمايندگی ايران در جامعه ملل شرکت جست.

دکترمهرانگيز دولتشاهی: نخستين زنی که به سفارت رسيد و سفير ايران در دانمارک شد.

صفيه فيروز: اولين رئيس شورای زنان ايران.

ستاره فرمانفرمائيان: موسس مراکز رفاه خانواده و دانشکده مدد کاری و خدمات اجتماعی.

دکتر سکينه پری: اولين زن جراح.

تيمسار سرتيپ دکتر مرضيه ارفعی: نخستين زن که در نظام به درجه اميری رسيد.

دکتر شمس الملوک مصاحب: اولين بانوی ايرانی که درجه دکتری در ادبيات گرفت.

دکتر ليلی آهی (ايمن): اولين بانوی عضو شورای عالی فرهنگ.

دکتر مهر انگيز منوچهريان: نخستين زن ايرانی که به سناتوری رسيد. پيش از آن کتاب ايشان به نام انتقاد بر قانون اساسی ايران از نظر حقوق زن، جنجالی بر پا کرده بود و وزارت فرهنگ او را مورد تعقيب قرارداد. در مجلس سنا، دکتر منوچهريان طرح قانون حمايت صغار (کودکان) را ارائه داد که از سنا گذشت و در مجلس شورای ملی راکد ماند. ولی طرح قانون حمايت خانواده ايشان با پشتيبانی بی نظير زنان عضو مجلس به تصويب رسيد و اجرا شد. (در کتاب سناتورکار مشترک پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی اشاره شده که دولت وقت با ممانعت از به جریان افتادن طرح پیشنهادی مهرانگیر منوچهریان در مجلس و ارائه طرحی تلطیف شده تر، لایحه حمایت از خانواده را به مجلس ارائه و این طرح در مجلس به تصویب رسید.)

دکتر فرخ رو پارسا: نخستين زن ايرانی که به وزارت رسيد. سابقه تدريس و مديريت و معاونت وزارت آموزش و پرورش داشت. او نخستين زنی بود که به مجلس شورای ملی رفت. پس از تشکيل جمهوری اسلامی، دکتر فرخ رو پارسا را محاکمه و محکوم به اعدام کردند. پيامش به فرزندانش خواندنی است: " من خود پزشک هستم و می دانم مرگ لحظه ای بيش نيست. با روی باز به استقبال مرگ می روم و حاضر نيستم برای چند صباحی ديگر زنده ماندن... چادر به سر کنم و پنجاه سال تلاش در راه آزادی و تساوی حقوق زن و مرد را باچند کلمه "پشيمانم" نقش بر آب سازم. نه! هرگز حاضر نيستم چادر به سر کنم و نه يک قدم به عقب برگردم!" (ص-142)
حمید حمیدی
چهار شنبه8 خرداد 1387 حقوق مدنی و سیاسی،حقوق زنان 28.05.2008

برگشت

letzte Änderungen: 17.6.2017 10:30