Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

زن ستیزی جمهوری اسلامی و زن عرب اهوازی

سعیده بن طریف
سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱٣۹۱ - ۱۶ اکتبر ۲۰۱۲
• مشکلات یک زن عرب اهوازی ریشه در فرهنگ و عادات و تقالید جامعه دارد و این مشکلات حل نخواهد شد مگر با تشکیل نهادهایی اجتماعی بر آمده از دل این فرهنگ، که مشروع ترین محیط در جهت رفع تبعیض و نگرش دون مایه به زن می باشد در واقع این نهادها هستند که میتوانند نقش محوری در بهبود وضع زن داشته باشند ...

با نگاهی اجمالی به زن عرب اهوازی خواهیم دید که این زن از نظر وضعیت قانونی و شرایط حاکم بر کشور بمانند هم نظیر خود در مناطق مرکزی و از نظر فرهنگی و اجتماعی مشابه هم نظیر خود در کشورهای عربی همسایه است.

ولی این زن از نظر جایگاه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی وحتی آموزشی از هر دوی این غافله عقب مانده است. دلیل چیست؟
اگر بخواهیم به قوانین تبعیض آمیز موجود بین زن و مرد، در نظام جمهوری اسلامی استناد کنیم؛ ازآنجایی که این شرایط برهردوی آنها؛ زنان مناطق مرکزی و زنان عرب اهوازی؛ به صورت تقریبا یکسان؛ چراکه زنان غیر فارس از نظر قانونی مورد ظلم بیشتری قرار گرفته اند؛ حاکم است پس این دلیل رد میشود و اگر بخواهیم که مشکل را فقط درعادات و تقالید ملی - قومی – قبیله ای موجود در فرهنگ مردم عرب اهواز جستجو کنیم با مشاهده موقعیت اجتماعی زنان در کشورهای همسایه مثلا به مقام قضاوت رسیدن زن در بحرین؛ این دلیل هم رد خواهد شد پس دلیل واقعی و اساسی دراین وضعیت نابسامان و تاسف انگیز زن عرب اهوازی چیست؟

جواب قطعا در سیاستهای تبعیض آمیز نظام نسبت به مردم دیگر ملتهای موجود در این جغرافیا خواهد بود.
در واقع زنان غیرفارس از تبعیضهای مضاعف قانونی و عرفی رنج می برند واز آنجایی که از نظر قانونی تحت حمایت کمتری قرار دارند در معرض آسیبهای اجتماعی و خشونت بیشتری قرار می گیرند.
برای مثال می توان به پدیده قتلهای ناموسی اشاره کرد.
اگر بخواهیم از مقوله قانونگذاری به اینگونه جرائم نگاهی بیندازیم خواهیم دید که قوانین وضع شده در نظام جمهوری اسلامی امکان حصول اینگونه جرائم را تسهیل بخشیده است.

در واقع مردان با استناد به سه ماده ذیل که در قانون مجازات اسلامی وجود دارند و علم به اینکه در صورت ارتکاب اینگونه جرائم مجازاتی در انتظارشان نخواهد بود، اقدام به ارتکاب قتل به بهانه ناموس و شرف می کنند.

- ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی "هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می‌تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط مرد را می‌تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است."

- ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی "پدر یا پدربزرگ، اگر اولاد خود را به قتل برساند، حداکثر مجازات او ۱۰ سال حبس است."
- ارتکاب قتل جنبه عمومی ندارد بجز در موارد خاص، یعنی اینکه چنانچه اولیای دم شکایتی از بابت قتل نداشته باشند قانون هیچگونه مجازات کیفری برای مجرم در نظر نمی گیرد.

و از آنجایی که در این گونه جرائم معمولا قاتل و مقتول از یک خانواده و قتل توسط شوهر، پدر، برادر و یا یکی از اعضای نزدیک خانواده مثلا عمو صورت می گیرد، این سه قانون ذکرشده اجازه اجرای حکم قصاص بدون نیاز به داشتن محاکمه (چه عادلانه و چه غیرعادلانه) را صادر می کنند.
.
وجود این قوانین که مصداق واقعی خشونت و تبعیض علیه زنان می باشد به شکل کلی بر روی همه زنان موجود در کشور ایران وارد می شود و اما تبعض مضاعف قانونی که در ابتدای گفته هایم اشاره کردم هنگامی روشن می شوند که در گزارشات مربوط به این گونه جرایم همیشه شاهد درخشش نام مناطق غیرمرکزی می باشیم.

مثلا "این نوع قتل طبق آمار در سراسر کشور وجود دارد ولی شکل‌ بارز آن درمناطق غیرمرکزی، محل سکونت دیگر ملتها، و در راس همه استان خوزستان و میان عشایرعرب آن مشاهده می شود"

واما سوال اینجا است چرا باید این پدیده شوم در مناطق غیرمرکزی که بیشترمحل سکونت ملتهای غیرفارس اعم از عرب، کرد، بلوچ و.. میباشد به وفور مشاهده شود؟

اگر بخواهیم دلیل حدوث بیشتر این پدیده در این مناطق را ریشه یابی کنیم قطعا جزئی از مشکل را در فرهنگ و نظام قومی - قبیله ای و سنتی مردم این مناطق خواهیم دید.

یعنی تعدیل قوانین تبعیض آمیز موجود ممکن است در مناطق مرکزی تاثیرگذار باشد وشاهد کاهش چشم گیر این پدیده در این مناطق باشیم ولی در مناطق غیرمرکزی؛ محل سکونت دیگر ملتها؛ به دلیل اینکه مردمانشان دارای دیدگاههای سنتی و متمسک به آداب و رسوم قبیله اند، تاثیر بسزایی نخواهد داشت.

پس برای از بین بردن یا به حداقل رساندن این آمار در این گونه مناطق چه باید کرد؟
در واقع عمل فرهنگ سازی لازم است. همان کاری که در کشورهای همسایه عرب صورت گرفت؛ اما عمل فرهنگ سازی چگونه صورت می گیرد؟ و اصولاعوامل موثر در فرهنگ سازی کدامند؟

فرهنگ را ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲)، مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه ی خویش فرا می گیرد تعریف می کند.
از این تعریف به این نتیجه می توان رسید که فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل می‌شود. پس آموزش عامل اساسی و کلیدی در عمل فرهنگ سازی می باشد.
حال این آموزش چگونه حاصل خواهد شد؟

قویترین وتاثیر گذارترین روش آموزش عمومی استفاده از رسانه های عموی می باشد بطوری که نقش رسانه ها در ترقی و توسعه جوامع غیرقابل انکار و بیش ازحد مهم شمرده می شود. ارتقاء سطح علمی و آگاهی جامعه، اطلاع رسانی از واقعیت های اقتصادی و اجتماعی جامعه، تاثیرگذار در نهادهای سیاسی اجتماعی جامعه، تاثیر گذاری در شکل دهی افکار عمومی و فراهم ساختن زمینه کسب و آموزش بسیاری ازمهارت ها و قابلیت ها، نمونه های از نقش رسانه ها در جوامع می باشند اما ازمیان مجموع نقش های متعدد رسانه ها، نقش عمده واساسی آن "فرهنگ سازی" می باشد.

اگر بخواهیم به نقش قویترین و درعین حال موثرترین رسانه که همانا تلویزیون می باشد در عمل فرهنگ سازی در مناطق غیرفارس نشین و بخصوص مشکلات زنان آن نگاهی بیندازیم به جرات می توان گفت از آنجایی که این رسانه کاملا در اختیار دولت و در جهت پیشبر اهداف این نظام مشغول است و دولت مرکزی خود یکی از تلاشگران برای حفظ و باقی ماندن نظام قومی – قبیله ای و سنتی در بین شعوب غیرفارس می باشد؛ چرا که بخوبی می داند باقی ماندن این جوامع در این نظام ها عامل اصلی در عدم رشد فرهنگ شان می باشد ، و تلاشی عامدانه در جهت عدم رشد فرهنگی این جوامع دارد پس نمی توان انتظار چندانی از این رسانه در جهت پیشبرد عمل فرهنگ سازی داشته باشیم .

و حتی فرهیختگان و هنرمندان فیلم ساز از این قاعده مستثنی نیستند چرا که در طول چند دهه که از عمر فیلم سازی در ایران می گذرد هیچ علاقه و اهمیتی به فعالیت در این زمینه نداشته اند و بجز فیلم "عروس آتش" ساخته ی آقای خسرو سینایی که گوشه ای از مشکلات زن عرب را به نمایش گذاشت، فیلم دیگری تهیه نشد. و البته به تفسیر خیلی ها هدف از ساخت این فیلم نگاهی به مشکلات زنان عرب نمی باشد بلکه هدف فقط نشان دادن مردم عرب به عنوان جاهلینی بیش نبوده چون اصلا مشکل "نهو" که یکی ازمعضلات موجود در بین خیلی از خانوادهای سنتی عرب می باشد موشکافی نشده است.

از آنجایی که این پدیده در مناطق مرکزی بندرت مشاهده می شود جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه علاقه ی به تعدیل قوانین موجود ندارد و مسئولین هنوز هم رغبتی به مبارزه با این مشکل بصورت فعالیت فرهنگی و آموزشی ندارند و بدتر از آن حتی به فعالین مستقل حقوق زنان عرب اجازه فعالیت در این زمینه را هم نمی دهند، هنگامی که جمعی از فعال مستقل حقوق زنان عرب قصد برگزاری همایشی در خصوص پدیده قتلهای ناموسی دربین مردم عرب داشتند مسئولین مجوز برگزاری این همایش را صادر نکردند.

آنها سعی در ترغیب و تشویق مردم به حل اینگونه مشکلات به صورت عشایری می کنند که البته این تجمع از آنجایی که، با دید و نگرشی عرفی و قبیله ای؛ و بصورت اجتماعی از مردان برای تصمیم گیری درباره همه مسائل، حتی مسائل مربوط به زنان، برگزار می گردد به نوبه خود معضل بزرگی محسوب می شود. در واقع نظام با این سیاست سعی در تبعیت مردم از قانون و محدود کردن انها به صورت قومی، قبیله ی و عشیره ای دارد... چرا که هرچقدر مردم درگیر مشکلات مربوط به عادات و رسوم قومی و قبیله ای خود باشند از مسائل روزمره سیاسی واقتصادی کشور فاغل خواهند بود؛ که این غایت نهایی این رژیم مستبد است.

پستهای مهم و حساس مسئول امور زنان و معاون امور زنان در استانداری خوزستان همیشه و در هر دو رژیم جمهوری اسلامی و شاهنشاهی در دست زنان غیرمحلی، غیربومی وغیرعربی بوده است، زنانی که هیچ شناختی از فرهنگ وآداب و رسوم مردم وبلاخص مشکلات و هموم زنان عرب آن منطقه ندارند. در واقع زنان عربی که مورد ظلم و جور قرار میگیرند بدلیل عدم تدریس بزبان مادری به احتمال قوی یا بیسواد و یا کم سوادند، بالطبع قادر نیستند با معاون استاندار و مسئول زنان استان فارس زبان – رابطه بر قرار کند.

با توجه به کثرت ملتهای موجود در کشور که طبق آمار ۷۰ درصد دانش آموزان کشور دو زبانه هستند، و از آنجایی که نصف این دانش اموزان دختر می باشند، منع تحصیل به زبان مادری و آموزش اجباری به زبان رسمی کشور مشکلات هویتی، روانی و افت تحصیلی شدید را باعث می شود که این امر منجر به کاهش اعتماد به نفس در آنها می شود و در اغلب اوقات ترک تحصیل و خانه نشینی را برای دختران به همراه خواهد داشت که در نتیجه عدم توانایی زنان در ابراز وجود، داشتن نقش و تصمیم گیری حتی در تعیین سرنوشت شان را سبب می شود.

مشکلات یک زن عرب اهوازی ریشه در فرهنگ و عادات و تقالید جامعه آن دارد و این مشکلات حل نخواهد شد مگر با تشکیل نهادهایی اجتماعی بر آمده از دل این فرهنگ، که مشروع ترین محیط در جهت رفع تبعیض و نگرش دون مایه به زن می باشد در واقع این نهادها هستند که میتوانند نقش محوری در بهبود وضع زن داشته باشند.

در جهت پیشبر این هدف جمعی از زنان فعال از جامعه عرب اهوازی سعی در تشکیل انجمنی برای زنان عرب داشته اند که حداقل گوش شنوایی باشند برای دردها و مشکلات زنان هم زبان وهم فرهنگشان که اغلبشان به زبان فارسی تسلط ندارند؛ ولی این درخواست آنها هم از سوی مسئولین محلی وهم مسئولین مرکزی مورد قبول واقع نشد.

در واقع این نظام ازتجمع مردم غیرفارس واهمه دارد فرقی هم نمی کند تجمع مردانه باشد یا زنانه.
متاسفانه به علت کمبود امکانات ارتباطی مدرن مانند اینترنت در این مناطق، حضور فیزیکی به عنوان تنها راهکار موجود برای مبارزه با این پدیده شوم می باشد. در شرایط حاضر که نظام، قصد تجدید نظر در رویکرد خود ندارد،این مهم بر عهده فعالان مستقل و دلسوز منطقه خواهد بود و تنها انان هستند که می‌توانند با عزمی راسخ نقشی مثبت در این زمینه ایفا کنند.

زنان عرب اهوازی این توانایی را دارند که پا به پای مردان در تمام عرصه های اجتماعی حضور داشته باشند همانطور که در دوره اصلاحات کوتاه مدت که فضای سیاسی تا حدودی باز بود ؛ شاهد حضور فعال آنها درعرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده ایم بطوریکه در یک دوره انتخابات شورای شهراهواز سه کرسی ازنه کرسی موجود را به خود اختصاص دادند. ولی متاسفانه در شرایط حاضر که نظام سیاستهای تبعیض آمیزخود را پیش از بیش بر ملتهای موجود دراین جغرافیای شناخته شده به نام ایران روا میدارد طبیعتنا این زنان هستند که بیشترین آسیب را خواهند دید و جایی هیچ تعجبی نیست اگرشاهد عدم حضور زن عرب اهوازی در عرصه های مختلف اجتماعی هستیم.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=48465

برگشت

letzte Änderungen: 13.6.2017 3:56