Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

نود هزار سقط جنین غیر قانونی در ایران


خانم بنفشه سام گیس معتقد است از آنجا که در ایران سن ازدواج بالا رفته است روابط قبل از ازدواج خیلی زیاد شده و در نتیجه اکثر کسانی که اقدام به سقط جنین می کنند دختران جوانی هستند که ازدواج نکرده اند ...

آیا می دانید در ایران برای جلوگیری از تولد کودکان ناخواسته هر روز چند عمل سقط جنین پنهانی در شرایط هولناک و غیر انسانی انجام می گیرد؟ متاسفانه هیچ کس از این آمار خبر ندارد . با این حال همه می دانند که غیر قانونی بودن سقط جنین و توسل اجباری زنان باردار به قابله های غیر متخصصی که در زیر زمین های مرموز و غالباً غیر بهداشتی عمل سقط جنین را با وسائل ابتدائی و کاملاً خطرناک انجام می دهند، لااقل در شهر های بزرگ ایران امری روز مره و بسیار متداول است. براستی چند در صد از این مادران – که اکثریت آنها را دختران جوان تشکیل می دهند- بر اثر تسلیم شدن به این عملیات دردناک و پر مخاطره به قتل می رسند و یا تا پایان عمر به بیماری های عفونی و یا نازائی مبتلا می شوند؟ باز هم متاسفانه هیچ کس آمارمعتبری در دست ندارد. اما همه می دانند که هر روزه چنین جنایاتی بوقوع می پیوندد و دختران جوان و یا زنانی که به دلایل متفاوت دچار حاملگی ناخواسته شده اند ، برای نجات خود ، از در و همسایه سراغ زیر زمین های مخفی را می گیرند و یا برای تهیه دارو های بی هویتی که به این کار اختصاص دارد در خیابان ناصر خسرو تهران سرگردان می شوند.

طبق ماده 182 قانون مجازات عمومی زنی که مبادرت به سقط جنین کند مجرم محسوب می شود و ارتکاب این جرم از یک تا سه سال زندان دارد . با این حال بنظر می رسد که هم قربانیان سقط جنین که زنان باشند و هم پزشکان و قابله هائی که بطور غیر قانونی این عملیات را انجام می دهند ، بحال خود رها شده اند و نه فقط کمترین اقدامی برای یافتن یک راه حل واقعی انجام نمی گیرد ، بلکه گویا مسئولان و مردم هم چشم خود را بروی این وقایع دردناک بسته اند.

خانم بنفشه سام گیس روزنامه نگار مسائل اجتماعی در تهران در باره این پدیده ، و مخاطرات و نا بسامانی هائی که زنان را در این عرصه تهدید می کند گفتگوئی دارد که می شنوید.
از سایت رادیو فرانسه - قلم : بیژن برهمندی 19.01.2009

ختنه دختران در کردستان. یک مراسم سنتی رنجبار برای دختران کردستان


نارین محمدی: اینبار واشنگتون پست گزارش دردناکی از ختنه دختران در کردستان را منتشر کرد. با توجه به آمار منتشر شده هنوز 60 درصد دختران در کردستان ختنه می شوند و مردم برای این عمل وحشیانه توجیهات دینی و مذهبی می آورند.

در این گزارش آمده است که ختنه دختران برای کنترل نیازهای جنسی و فساد اخلاقی انجام داده می شود و یک عمل شرعی به حساب می اید.

همچنین واشنگتون پست می نویسد: دختر بچه ها در سطحی گسترده ختنه می شوند، حتی دختران بزرگ هم که در بچگی ختنه نشده اند در سنین بالا ختنه می شوند.

در این گزارش داستان دردناک دختری آمده است که: شیلان انور که فقط هفت سال سن دارد برای شرکت در مهمانی در منزل همسایه فراخوانده می شود. اما هنگام ورود به خانه همسایه نه از مهمانی خبری است نه شادی، بلکه پیرزنی آشنا را می بیند که بعد از ورود شیلان در را پشت سرش قفل می کند. شیلا هم از ترس به خود می لرزد و پیرزن هم تیغی را آماده کرده و گویی می خواهد مرغی را سرببرد و مراسم ئایینی به جای بیاورد می گوید: "بسم لله"

بعد از انجام ختنه، دخترک معصوم از فرط درد می نالد و چنان گریه می کند که صدایش تا خانه همسایه ها نیز میرفت. عایشه محمد مادر سی ساله شیلان هم گویی رؤیایش به وقوع پیوسته باشد او را در آغوش گرفته و می گوید: این رسم را کردهای عراق به جا آورده می شود و همه کوردها خوب آن را به یاد دارند. ما دلیل انجام این عمل را نمی دانیم اما این کار را می کنیم چون اسلام و ریش سفیدهایمان می خواهند و بر انجام ان تأکید دارند.جمعه ، 13 دی 1387 ، 11:47مجموعه فعالان حقو بشر در ایران

ازدواج اجباری جان زنی را گرفت



زنی در یکی از روستاهای شهر سقز به دلیل ازدواج تحمیلی و عوارض ناشی از آن توسط همسر خود به قتل رسید.
در تاریخ 12 دیماه سال جاری ، در روستای سوته از توابع شهر سقز زنی به نام "هه لاله" که چندی پیش به صورت اجباری به عقد فردی دیگر درآمده بود ، پس از بالا گرفتن مشکلات ناشی از این مسئله توسط همسر خود به قتل رسید.
هر چند همسر و خانواده وی مدعی خودکشی نوعروس مذکور هستند اما نیروی انتظامی با بازداشت همسر این زن تحقیقات خود را بر پایه قتل ادامه میدهد.
دوشنبه ، 16 دی 1387 ، 19:52 مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

خودکشی یک زن در کامیاران


روزجمعه مورخه 6/9/87 زنی به نام اکرم .الف ب دلیل فشارهای وارده از سوی خانواده دست به خودکشی زد.
این زن متاهل و دارای فرزند پس از آنکه از سوی همسر خود از منزل بیرون انداخته شده و همراه فرزند خود بدون سرپناه مانده بود اقدام به خودکشی نمود که علیرغم انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد. به علت عدم حمایت قانونگذار و نگاه بافتهای سنتی به حقوق زنان متاسفانه در مناطق حاشیه ای کشور همچون کردستان آمار خودکشی و خودسوزی زنان در حد بالایی قرار دارد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

28.12.2008

خودسوزی زنان؛ فجیع‌ترین شیوه خودکشی

حدود یک ماه پیش رسانه‌های ايران خبر خودسوزی زنی باردار، به نام گوهر و اهل روستای «دورگه» از توابع شهرستان نقده، را منتشر کردند.

چند روز پیش، یعنی کمتر از یک ماه پس از خودسوزی گوهر، زنی دیگر در ایران اقدام به خودسوزی کرد.

مهناز در سردشت زندگی می‌کرد و به گفته همسایگانش، با همسر خود اختلاف داشت.

تا کنون هيچ آمار رسمی شمار خودسوزی زنان در ايران را منتشر نکرده است.

* بشنوید:

دکتر شهلا اعزازی، جامعه‌شناس ساکن تهران، درباره خودکشی به رادیو فردا می‌گويد: «خودکشی يک فرياد استمداد است. فردی که دست به خودکشی می‌زند، می‌گويد: من نمی‌توانم برای خود در زندگی کاری کنم، کسی به من کمک برساند.»

جامعه‌شناسان می‌گویند خودکشی پديده‌ای مخفی است و حتی اگر مرکز آمار هم در اين مورد آماری ارائه دهد، چندان دقیق نخواهد بود.

به گفته این جامعه‌شناسان، یکی از دلایل غیردقیق بودن چنین آماری این است که در بسياری از مواقع، بازماندگان تلاش می‌کنند تا خودکشی را مرگ طبيعی جلوه بدهند.

شهلا اعزازی در اين باره می‌گويد: «انتخاب شيوه مرگ در خودکشی بين زنان و مردان متفاوت است و زنان راحت ترين راه، مانند قرص خوردن، را انتخاب می‌کنند. به نظر من خودسوزی فجيع‌ترين روش خودکشی است و حتی اگر فرد در اثر خودسوزی فوت نکند، در آينده با مشکلات بسيار بد جسمی مواجه خواهد شد. انتخاب اين شيوه پديده‌ای است که برای من هم نامشخص است.»

پروين ذبيحی، کارشناس مسایل زنان در ايلام، نیز در مورد پديده خودسوزی به راديو فردا می‌گويد: «عمل خودسوزی در يک لحظه خاص بحرانی که به دليل استرس و فشار عصبی خيلی شديد به وجود می‌آيد و البته به خاطر جلب توجه ديگران انجام می‌گيرد. کسی که تا آن موقع تحقير شده و مورد آزار و اذيت قرار گرفته است در آن لحظه می‌خواهد جلب توجه کند. بيشتر افرادی که بعد از خودسوزی زنده مانده‌اند يا پس از چند روز فوت کرده‌اند، در مصاحبه می‌گويند که پشيمان هستند.»

يک شاهد عينی، در گفت وگو با راديو فردا، مراحل روی دادن يک خودسوزی را ساده و سريع تعريف می‌کند: « ابتدا صدای جر وبحث از پشت ديوارها می‌آمد؛ بعد دعوا به حياط کشيده شد. صدای پدر منصوره را می‌شنيدم که انگار منصوره را کتک می‌زد، چون او جيغ می‌کشيد. بعد هر دو ساکت شدند و حس کردم اتفاقی افتاده است. بوی دود که آمد، فهميدم منصوره خود را آتش زده است.»

پروين ذبيحی، که خود نیز شاهد عينی یک خودسوزی بوده است، به رادیو فردا می‌گويد: «طی سال جاری، تا بعد از قتل فرشته نجاتی، حداقل هشت مورد خودسوزی داشته‌ايم. حالا هم سه مورد ديگر به آن اضافه شده است؛ که در مجموع ۱۱ مورد می‌شود.»

خانم ذبیحی اين شيوه خودکشی را در محدوده غرب کشور بررسی کرده است و شهرهايی که بيشترين آمار خودسوزی زنان را دارند برشمرده است: « در غرب ايران آمار خودسوزی بسيار بالا است و از اين ميان مريوان، سقز، پيرانشهر، کامياران و ايلام بيشترين آمار را دارند.»

پروين ذبيحی معتقد است که مهم‌ترين دلايل خودسوزی زنان در غرب کشور فقر مالی، فقر فرهنگی، خشونت خانوادگی و اعتياد است.

شهلا اعزازی، جامعه‌شناس در تهران، نیز خودسوزی زنان را محصول شرايط اجتماعی آنها می‌داند و می‌گويد: «مناطقی که طلاق يا قطع رابطه خانوادگی سخت‌تر و کمتر در آنها صورت می‌گيرد، خودکشی و خودسوزی بيشتر انجام می‌گيرد. اين مسأله‌ای است که بايد با دقت بيشتری مورد تحقيق قرار گيرد.»

بر پایه برخی آمارها، سالانه به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر در ايران شش نفر خودکشی می‌کنند. البته در اين آمار خودکشی‌هايی که به مرگ نینجامیده محاسبه نشده‌اند.

در ایران بيشترين شمار خودکشی بين مردان مجرد و زنان متأهل بوده است.

ايران بين کشورهای دنيا رتبه ۴۳ خودکشی را به خود اختصاص داده است. استان لرستان نیز سال‌هاست که بالاترين آمار خودکشی را به اعتبار خودسوزی زنان تصاحب کرده است.
از:رویا کریمی
16.12.2008

خشونت بر علیه‌ زنان همچنان قربانی میگیرد



زنان آذرمهر :در حالی که‌ 2 هفته‌ از روز جهانی مبارزه‌ با خشونت بر علیه‌ زنان می گذرد اخبار رسیده‌ همچنان حکایت از آن دارد که‌ این نوع خشونت هر روز قربانی های تازه‌ای می گیرد.این بار دو زن در شهرهای مهاباد و پیرانشهر در واکنش به‌ خشونت وسیعی که‌ علیه‌ زنان جریان دارد به‌ زندگی خود خاتمه‌ دادند.

روز بیستم آذرماه درمحله‌ی مجبور آباد شهر مهاباى زني به نام "شهين اقدم" به‌ وسیله‌ی خوردن چندین نوع داروي مختلف دست به خود كشي زده‌ است. وي مىتي بود به خاطر آزار واذيت هاي همسرش خانه به‌ خانه پدري بناه برده بود ،اما در آنجا هم باخشونتي مضاعف روبه رو مي شود و در نهایت دست به خودكشي ميزند .

همچنین روز یک شنبه‌ 19 آذرماه نیز زن دیگری به‌ نام "سحر" ساکن محله‌ی فرهنگیان شهر پیرانشهر پس از آنکه‌ از سوی شوهر خود مورد کتک و آزار شدید قرار می گیرد دست به‌ خود کشی از راه خفه‌ کردن خود زده‌ است.

نزدیکان این زن میگویند که‌ او به‌ شدت هر چه‌ تمامتر و به‌ صورت پیوسته‌ از جانب شوهر خود مورد شکنجه‌ قرار می گرفته‌ است.

22 آذر 1387

12.12.2008

رپرست شوراي حل اختلاف خانواده در تهران:اگر حق طلاق را به زنان بدهيم، همة مردها مجرد مي‌مانند!!!!
- آژانس ايران خبر - ۱۳۸۷/۸/۲


شايد شما هم در خبر ها اين اظهار نظر سرپرست شوراي حل اختلاف خانواده را شنيده باشيد كه گفته است: «با توجه به اينکه زنان هشتاد درصد متقاضيان طلاق را تشکيل مي‌دهند, اگر حق طلاق را به آنها بدهيم، همة مردها مجرد خواهند ماند.» فريدون اميرآبادي علت اصلي همة اختلافات خانوادگي را «توقعات نابجاي زن» دانست و ده سال اول زندگي را دوران شناخت طرفين از يکديگر خواند. وي تأكيد كرد: «زنان امروز حتي توانايي پختن يک تخم‌مرغ را هم ندارند و اگر حق طلاق را به آنها بدهيم هيچ مردي روز خوش نخواهد ديد.» سرپرست شوراي حل اختلاف خانواده در تهران صدور حکم طلاق به خاطر اعتياد مرد را «يک اصل منسوخ‌شده» دانست و گفت: در کشور چهار ميليون معتاد داريم، درصورتي‌که بسياري از اعتيادها به زندگي لطمه نمي‌زند, بهتر است زنان با اين مسئله کنار بيايند تا مردها هم بتوانند با خيال راحت اعتياد خود را ترک کنند!!!!!!!!.
اين جملات عين صحبتهاي آقاي امير آبادي است. هرچند در مثل آمده جواب ابلهان خاموشي است, اما براي زنان ايراني سكوت يعني سركوب بيشتر, لذا خواستم در چند جمله جواب اين آقا را بدهم: حضرت آقا, اگر زنان ايراني زياده خواه بودند, كارفرمايان برگرده زنان سوار نبودند و تمام حق و حقوق آنها را بالا نمي كشيدند!
اگر زنان ايراني زياده خواه بودند, براي رساندن فريادهاي اعتراضات حتما راهي بهتر از خودسوزي را پيدا مي كردند!
اگر زنان ايران زياده خواه بودند, مي توانستند مانع از رشد روز افزون قتلهاي ناموسي شوند و اندكي در مقابل شك و سوء ظن مردان كه دولت هم به آن دامن مي زدند, بايستند.
اگر زنان ايراني زياده خواه بودند, مي توانستند مانع از ازدواجهاي موقتي كه خانواده هايشان از شدت فقر مجبورشان مي كنند, مقاومت كنند.
اگر زنان ايراني زياده خواه بودند, مي توانستند وقتي كه همسرانشان تبعيت كشور ديگري را دارد, براي فرزندانشان شناسنامه ايراني بگيرند!
اگر زنان ايراني زياده خواه بودند, حتما كسي جرات نمي كرد در رسانه ها چنين خزعبلاتي را به عنوان قانون بر زبان براند!
اما دوران برده داري زنان به پايان رسيده است هرچند كه براي رسيدن به حق واقعي زمان زيادي لازم است, اما دور نيست روزي كه شما و همه همكارانتان از چنين اظهار نظرهايي, پشيمان شويد

از تارنمای آژانس ایران خبر 27.10.2008

آمار مقایسه‏ای ازدواج و طلاق در کشور




یکی از کارشناسان معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری ریاست جمهوری به بررسی وضعیت ازدواج و طلاق در کشور در سالهای 1375 تا 1386 پرداخت.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی حصاری که کارشناس معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبری ریاست جمهوری است، در این گزارش آورده است: تعداد ازدواج و طلاق ثبت شده از سال 1375 تا 1386 نشان می دهد تعداد ازدواج ثبت شده در سال 1375 معادل 479 هزار و 263 مورد بوده است.

این تعداد طی سالهای 1375 تا 1386 افزایش قابل توجهی نشان می دهد به طوری که تعداد ازدواج ای ثبت شده در سال 1386 به 841 هزار و 107 مورد رسیده است. در واقع طی سالهای 1375 تا 1386 در تعداد ازدواجهای ثبت شده 361 هزار و 844 مورد افزایش داشته ایم.

افزایش تعداد ازدواجها در سالهای اخیر به دلیل تغییر ساختار سنی جمعیت کشور و افزایش تعداد جمعیت واقع در سن ازدواج بوده است. این امر به رغم بالا رفتن سن ازدواج، باعث افزایش تعداد ازدواجها در سالهای اخیر شده است.

این گزارش که در نشریه برنامه ارگان معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری منتشر شده، می افزاید: تعداد طلاق ثبت شده در سال 1375 معادل 37 هزار و 817 مورد بوده است. تعداد طلاقهای ثبت شده نیز همانند تعداد ازدواجهای ثبت شده در سالهای مورد بررسی همواره روند صعودی داشته است و از 37817 مورد در سال 1375 به 99852 مورد در سال 1386 رسیده است .

در سالهای 1375 تا 1386 در تعداد طلاقهای ثبت شده 63025 مورد افزایش داشته ایم. قسمتی از افزایش تعداد طلاقها در سالهای اخیر به دلیل افزایش تعداد ازدواجها و بخشی مربوط به دلایل دیگر بوده است .

یکی از شاخصهای مهم و مفیدی که در تحلیل ازدواج و طلاق می توان از آن بهره جست، نسبت طلاق به ازدواج است. این نسبت از تقسیم تعداد طلاقهای ثبت شده به ازدواجها ضربدار عدد 100 محاسبه می شود و نشان می دهد که به ازای هر 100 مورد ازدواج در سال چند مورد طلاق وجود دارد.

برهمین اساس، درسال 1375 تعداد 7.89 مورد طلاق در مقابل هر صد ازدواج داشته ایم، این شاخص تا سال 1385 روند صعودی را طی کرده و به 12.09 درصد در این سال رسیده است. به عبارت دیگر، تا سال 1386 تعداد 12.09 مورد طلاق در مقابل صد ازدواج داشته ایم.

شاخص یاد شده در سال 1386 رو به کاهش گذارده و به رقم 11.87 درصد رسیده است . در ارتباط با علل افزایش طلاق می توان به مواردی مانند عوامل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مانند بیکاری ، اعتیاد ، افزایش اشتغال زنان ، افزایش استقلال مالی زنان و ... اشاره کرد.

ساده ترین شاخص تحلیل وضعیت ازدواج و طلاق میزان عمومی ازدواج و طلاق است که از تقسیم تعداد کل ازدواجهای هر دوره ( به طور معمول یکسال) بر تعداد کل جمعیت 15 ساله و بالاتر طی همان دوره حاصل می شود و به طور معمول نسبت به هزار یا در هزار بیان می شود.

در این میان، میزان عمومی ازدواج ثبت شده در سال 1375 ، 12.66 در هزار بوده است، یعنی در سال 1375 به ازای هر هزار نفر جمعیت تعداد 12.66 مورد ازدواج داشته ایم .این میزان طی سالهای مورد بررسی روند صعودی داشته است و از 12.66 در هزار در سال 75 به 15.54 در هزار در سال 1386 رسیده است.

میزان عمومی طلاق ثبت شده نیز در سال 1375 ، 00/1 در هزار بوده ست؛ به این معنا که در سال 75 به ازای هر هزار نفر جمعیت تعداد یک مورد طلاق داشته ایم. این میزان نیز طی سالهای مورد بررسی روند صعودی داشته و از 1.00 در سال 75 به 1.84 در سال 86 افزایش یافته است.

البته میزانهای عمومی ازدواج و طلاق به شدت تحت تاثیر ساختار سنی است. با افزایش تعداد جمعیت واقع در سن ازدواج میزان عمومی ازدواج نیز افزایش می یابد و این عامل روی میزان طلاق تاثیر خواهد گذاشت. پس می توان گفت که بخشی از افزایش میزان عمومی ازدواج و طلاق می تواند تحت تاثیر ساختار سنی جمعیت کشور و بهبود ثبت آمارهای ازدواج و طلاق هم باشد.

الگوی سنی ازدواج کشور نشان می دهد که اکثر ازدواجهای کشور در گروه سنی 29-15 ساله اتفاق می افتد. نسبت جمعیت 29 - 15 ساله از کل جمعیت کشور در سال 75 ،28.6 درصد بوده است این نسبت در سال 86 به 35.5 درصد رسیده است.

برهمین اساس، طی سالهای 1375 تا 1386 حدود 7 درصد به سهم جمعیت گروه سنی 29- 15 ساله کشور افزوده شده است. درراستای افزایش نسبت جمعیت گروه سنی 29-15 ساله میزان عمومی ازدواج و طلاق نیز دچار تغییر و تحول شده است و می توان اذعان کرد که یکی از علل افزایش میزان ازدواج و طلاق در سالهای اخیر مربوط به افزایش جمعیت این گروه سنی است.
۰۵ آبان ۱۳۸۷

از تارنمای الف


letzte Änderungen: 11.3.2010 14:52