Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

چالش های تحصیلات دانشگاهی زنان در ایران




فرانسیس هریسون
خبرنگار بی بی سی در تهران

دختران چند برابر پسران در کلاس های دانشگاه
هفتاد درصد فارغ التحصیلان دانشگاه ها زن هستند
شمار زنان فارغ التحصیل از دانشگاه های ایران در حال پیشی گرفتن از مردان است، این امر نه تنها باعث تغییراتی در بازار کار خواهد شد بلکه دگرگونی های اجتماعی را نیز در پی خواهد آورد.

بیست دانشجوی کارشناسی ارشد(فوق لیسانس) در یک کلاس مدرن و مجلل نشسته اند و به درسهای استاد در باره مدیریت محیط زیست در دانشگاه آزاد اسلامی گوش سپرده اند، دانشگاهی غیردولتی که یک میلیون و شصت هزار دانشجو در سراسر ایران دارد.

اتاق تاریک شده است تا دانشجویان بتوانند اسلایدهایی از میزان مصرف انرژی در جهان را تماشا کنند.

سه چهارم دانشجویان در این کلاس دختر هستند، پنج مرد دانشجو در یک گوشه کلاس کنار هم نشسته اند.

همانگونه که دکتر مجید عباسپور استاد این دانشگاه توضیح می دهد این وضعیت با گذشته به کلی متفاوت است:

"وقتی من درحال گذراندن دوره کارشناسی(لیسانس) خود در رشته مهندسی مکانیک در ایران بودم از شصت دانشجوی کلاس ما فقط چهار نفر زن بودند."

او ادامه می دهد: "شمار زنان اکنون بسیار بیشتر شده است، به تصور من این امر شاید به دلیل تغییرات انگاره های خانواده ها در باره تحصیلات زنان باشد."

بهر روی در حال حاضر بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه ها در ایران زن هستند.

در دانشکده فیزیک کاربردی دانشگاه آزاد هفتاد درصد فارغ التحصیلان زن هستند، آماری که می تواند برای بسیاری از دانشگاه ها در غرب سبب مباهات شود.

از زمان انقلاب 1979 یک دگرگونی چشمگیر رخ داده است: حکومت اسلامی تلاش کرده است حتی خانواده های سنتی روستایی را متقاعد سازد که اجازه ادامه تحصیل به دختران خود بدهند.

هشدار

ولی در برخی زمینه ه فزونی تعداد زنان نسبت به مردان دولتمردان را نگران کرده است.

دکترعباسپور می گوید: "در واقع دولتمردان نگران شده اند و ممکن است در برخی زمینه ها محدودیت هایی را برای زنان اعمال کنند." او به برخی گرایش ها اشاره می کند که خواستار تبعیض به سود مردان است.


نسل جدید زنان ایران
مدت زیادی نمانده است که مردان ایرانی ناچار شوند در خانه بمانند و زنان کشور را اداره کنند.


او توضیح می دهد: "در صنایع نفت و گاز در حال حاضر هیچ تبعیضی بین زنان و مردان نیست...ولی به عنوان مثال ممکن است بسیار دشوار به نظر برسد که زنی بخواهد بر یک سکوی نفتی در خلیج فارس کار کند."

به نظر می رسد یکی از دلایل وجود زنان بسیار در دانشگاه ها آن باشد که مردان جوان بیشتر در فکر پول درآوردن هستند.

معصومه که کارش را در کارخانه حفظ کرده است، با وجود بچه دار بودن دانشجوی کارشناسی ارشد است. او می گوید: " ما زنان می خواهیم حضورمان را اثبات کنیم و بگوییم که حرفهای
بسیاری برای گفتن داریم. سال های مدید ما زیر سایه سنگین مردان، پدرانمان و برادرنمان زندگی کردیم ولی اکنون می خواهیم ازاین وضع خارج شویم."

فرصت تاریخی

سعید لیلاز روزنامه نگار ومفسر اجتماعی می گوید: "پیش از انقلاب همه فکر می کردند اگر بخواهی پولدار شوی وزندگی راحتی داشته باشی باید به دانشگاه بروی."

وی ادامه می دهد: "ولی پس از انقلاب به دلیل تغیرات گسترده به ویژه به خاطر جنگ ایران و عراق این ذهنیت تغییر یافت."

آقای لیلاز می گوید: "درحال حاضر پسران فکر نمی کنند که اگر بخواهند فرد موفقی بشوند باید تحصیلات عالی داشته باشند و به همین دلیل جای خالی بیشتری برای دختران برای رفتن به دانشگاه باقی می گذارند."

سعید لیلاز معتقد است این یک فرصت تاریخی برای زنان است که آنها به سرعت آن را دریافتند.

او امیدوار است که این نسل تازه زنان تحصیل کرده ایرانی بتوانند تغییرات اجتماعی در دهه های پیش رو پدید آورند.

به گفته سعید لیلاز، مدت زمان زیادی طول نخواهد کشید که زنان مشاغل عمده درادارات را به تصرف خود درآورند.

او به نشانه هایی ازدرک اهمیت رای زنان در انتخابات توسط سیاستمداران اشاره می کند.

اداره کشور توسط زنان


دختران دانشجو
زنان تحصیل کرده قواعد سنتی را نمی پذیرند

معصومه به همسرش می گوید که دیگر مدت زیادی طول نخواهد کشید که مردان ایرانی ناچار شوند در خانه بمانند و زنان کشور را اداره کنند.

در واقع برای زنان تحصیل کرده مشکل تازه ای رخ نموده است: پیدا کردن شوهرانی در همان سطح از تحصیلات.

ازدواج یا کار

دگرگونی اجتماعی دیگری که در جریان است آن است که زنانی که مشغول به کار هستند به سادگی گذشته به موضوع ازدواج فکر نمی کنند.

به ویژه به دلیل قوانین اسلامی در ایران که زن نیازمند اجازه شوهرش برای رفتن به سرکار است.

سودابه پرستاری که به تازگی پس از شیفت شب ش بازگشته است جلوی تلویزیون ماهواره ای درحال استراحت است و مشغول خواندن فال در یک مجله است.

سودابه پس از گذراندن دانشگاه و یافتن کاری مناسب اکنون او نگران آینده ش است، اگر او با مردی نامناسب ازدواج کنداین ازدواج می تواند به قیمت از دست دادن همه چیز برای او تمام شود.

او می گوید: "من میخواهم کسی را به عنوان شوهر انتخاب کنم که به من اجازه کار کردن بدهد زیرا من عاشق کارم هستم."

او می افزاید: "من پس از ازدواج کارم را ترک نخواهم کرد."

نظیر چنین سخنانی هر روز بیشتر شنیده می شود آن هم در جامعه ای که زنان مجرد حتی برای پیدا کردن یک آپارتمان برای تنها زندگی کردن دچار مشکل هستند.

مردان ما درحال بیرون آمدن از نقاب مردانه سنتی خود و بدل شدن به همراهی برای زندگی هستند

یک دانشجوی دختر

سودابه می داند یافتن مردی که با شیفت های شبانه او مشکل نداشته باشد، بسیار دشوار است.
مردی که بتواند دوری وی از خانه برای مدت طولانی را تحمل کند به ویژه وقتی بچه دار هم بشوند.

مادران شاغل تقریبا پدیده تازه ای در ایران هستند، اما انگاره ها در باره زنان شاغل در نسل جدید زنان در حال تغییر است، بسیاری از آنها تاب شوهرانی که در کار خانه سهیم نشوند را نخواهند آورد.

یک دانشجوی زن متاهل در این باره می گوید: "مردان ما درحال بیرون آمدن از نقاب مردانه سنتی خود و بدل شدن به همراهی برای زندگی هستند."

بسیاری بر این باروند که زنان ایرانی که برای پیشی گرفتن از مردان تلاش بسیاری به خرج داده اند سبب ساز دگرگونی های اجتماعی و سیاسی خواهند شد.

دانشجوی دختر دیگری می گوید: "شاید در آینده نزدیک ما بتوانیم حقوق خود را به دست بیاوریم، حداقل من یکی امیدوارم."

نقدی بر گزارش بی بی سی

X

اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی

در راستای تدارک نظری و عملی سوسیالیست های انقلابی



درباره وبلاگ
اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی برای ایجاد یک قطب سوسیالیستی در میان جوانان تلاش می کند. اتحاد عمل جوانان صرفنظر از اختلافات ساسی و عقدیدتی برای دفاع از حقوق دموکراتیک آنان ضروری است. همچنین تدارک برای آموزش مارکسیزم و کسب تجارب انقلابات جهانی از اهداف ماست.
منوی اصلی
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
کمونيزم و حزب کمونيست کارگری نقش شوراهای کارگری در انقلاب آتی چشم انداز «براندازی» نکاتی در باره ی «اصلاح گرايی»، «حاکميت بورژوايی» و «قدرت پرولتری» تکامل نظام جامعه سرمايه داری نظام جامعه سرمايه داری چشم انداز انقلاب: بورژوايی يا پرولتری؟ «مرحله انقلاب» چه نيست! اقتصاد جهانی و ساختار اقتصادی ايران اهداف و اصول اتحادیه سوسیالیست های انقلابی ایران تشکلات مستقل کارگری و حزب شعارها و مطالبات اجتماعی قدرت گیری طبقه کارگر چگونگی تشکيل نهادهای کارگری کارگر روشنفکر فعاليت مخفی و علنی حزب ابزار برافروختن اخگر به شعله در دفاع از تروتسکیزم نقش پرولتاريا از ديدگاه مارکس فلسفه عمل مارکس يادداشت هايی درباره ی حزب پيشتاز انقلابی بين المللی چشم امید چپ گرایان کرد به آمریکا نباید باشد آرشیو پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
مهر 1385 شهريور 1385 مرداد 1385 تير 1385 خرداد 1385 ارديبهشت 1385 آرشيو
پيوندها
کمیته اقدام کارگریشبکه همبستگی کارگریآرشیو مقالات مازیار رازیکمونیست انقلابیچپ نونامه شرقیسنگر سرخفردای سرخفریاد سرخپیوندهای سرخندای سرخدانش سرخمیلیتانتیادداشت های روزانهانقلاب بولیوارآرمانشهربینش رادیکالزن آزادآرشیو مارکسیست ها در اینترنتنشر کارگری سوسياليستیدر این بن بستسوسیالیسم پرنده ای در دوزخدختری از جنس خاکخبرنامه‌ی فعالين دانشگاه مازندرانمجله سینمایی-ادبیچه گواراخاکشهر شب ظلمت با یاد شهدای آزادی

RSS

ترجمه قالب
رضا امین زاده

Powered By
BLOGFA.COM





زنان

زنان تحصيل کرده ایران



و وظايف انقلابی



در سايت بی بی سی بخش فارسی مقاله ای تحت عنوان "چالش های تحصیلات دانشگاهی زنان در ایران" http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/09/060919_oh_women_iran.shtml) ( از روند تغييرات قابل ملاحظه ای در موقعيت اجتماعی و سياسی زنان ایران خبر می دهد که نقد به آن به جا است.



اين گزارش که از وضعيت کنونی زنان جوان و تحصيل کرده ايران تهيه شده، به تغييراتی که در موقعيت زن ايرانی در برابر قوانين اسلامی در طول سال های اخير رخ داده اشاره می کند. مثلاً در اين گزارش آمده است که: "در دانشکده فیزیک کاربردی دانشگاه آزاد هفتاد درصد فارغ التحصیلان زن هستند، آماری که می تواند برای بسیاری از دانشگاه ها در غرب سبب مباهات شود." البته در همين گزارش آمده که: "به نظر می رسد یکی از دلایل وجود زنان بسیار در دانشگاه ها آن باشد که مردان جوان بیشتر در فکر پول درآوردن هستند."!! يعنی در واقع تحصيل که زمانی وسيله پول درآوردن بيشتر و آسان تر بود، امروز ديگر جای خود را به انباشتن سرمايه داده است (که البته بحثی به دور از جنبه اين مقاله است، ولی بالاجبار لازم است در ادامه اين بحث اشاره ای به آن شود).



اما نگاهی عميق تر به اين حضور زنان در دانشگاه ها، انسان را به بخش های مهم تر و واقع بينانه تری از مسئله در کنار مسئله مردان جوان ما می کشد. همين طوری که در گزارش نامبرده هم آمده، امروزه حتی خانواده های روستايی دختران خود را به دانشگاه می فرستند، ولی اين را از دستاوردهای جمهوری اسلامی معرفی کرده و می گويد: "از زمان انقلاب 1979 یک دگرگونی چشمگیر رخ داده است: حکومت اسلامی تلاش کرده است حتی خانواده های سنتی روستایی را متقاعد سازد که اجازه ادامه تحصیل به دختران خود بدهند."!!!



طنز مسئله در اينجا است که گزارشگر، از يک طرف حضور درصد بالايی از زنان جوان جامعه ايران را در دانشگاه در نتيجه "بی ثمر بودن تحصيل برای مردان جوان" می يابد و از طرف ديگر، جمهوری اسلامی ايران را موفق در متقاعد کردن خانواده ها به فرستادن دخترانشان به دانشگاه تحليل می کند!



اولاً دليلی که مردان جوان ما روی از تحصيل کشيده اند، چيست؟ آيا نبودن بازار کار نيست؟ آيا ما دارای هزاران ليسانسه و فوق ليسانس از همين دانشگاه آزاد نيستيم که بعد از تحصيل، کاری در رابطه با تحصيلاتشان نيافته و در نتيجه به مشاغل دلالی برای امرار معاش و رسيدن به يک زندگی مرفه تر روی آورده اند. اين خود نشانه شکست جمهوری اسلامی در برنامه های اقتصادی اش نيست. در غير اين صورت، چرا در جامعه ای که اکثر روستاهای آن هنوز فاقد ابتدايی ترين امکانات زندگی، مثل آب آشاميدنی سالم، برق، دارو و درمان است، اين متخصصين جامعه بايد بيکار بوده و يا به دنبال "پول درآوردن" به قول گزارشگر باشند؟!



بنا به منابع رسمی ایران، " مشکل بزرگ دیگری که هر روز محسوس‌تر می‌شود افزونی تعداد تحصیل‌کردگان بیکار است. در ایران به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر سه هزار دانشجو وجود دارد، این تعداد گرچه نیمی از نسبت دانشجویان به جمعیت در کشوری مانند آمریکاست، جامعه را با معضل عظیم بیکاری دانش‌آموختگان و متخصصان روبرو کرده است."(1)



به گزارش منبع زير: " به گفته‌ی رئیس سازمان ملی جوانان، رحیم عبادی، «با توجه به این که جمعیت ایران یکی از جوانترین جمعیتهای دنیاست ۸۷ درصد بیکاران را جوانان تشکیل می‌دهند : به گفته‌ی او از ۹ میلیون و ۸۰۰ هزار جوان ایرانی حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بیکارند.» چند صد هزار نفر از این بیکاران را فارغ‌التحصیلان دانشگاهها و موسسه‌های مختلف آموزش عالی تشکیل می‌دهند که بازار کار توان جذب‌شان را ندارد. به نوشته نشریه تحقیقات اقتصادی حاورمیانه «میس»، به نقل از خبرگزاری فارس، بیکاری تحصیل‌گردگان باعث شده سالانه بین ۱۰۰ تا ۲۲۵ هزار تحصیل‌کرده کشور را ترک کنند."



دوماً حضورزنان در مراکز آموزشی و به خصوص مراکز آموزش عالی دو علت اساسی داشته است: يکی اين که زنان جوان ما نه با تشويق حکومت جمهوری اسلامی ايران که در تضاد و مقابله با قوانين زن ستيز آن اجازه گرفته شدن حق تحصيل از آنها را ندادند. زنان ايران برای اين که رژيم جمهوری اسلامی آنها را به دوران پيش از انقلاب مشروطه و دوران حکومت آيت الله نوری باز نگرداند، در طول اين 28 سال حکومت، با پافشاری و مبارزه خود و ادامه حضور در مراکز آموزشی کشور ـکه همواره سعی در تحميل عرف اسلامی و محدود کردن زنان از حضورشان در اين مراکز کرده ـبه بازنگهداشتن اين روزنه برای حفظ حضورشان در جامعه پرداخته اند. مبارزه ای که از ابتدا کار ساده ای نبود و با سرکوب روبرو شد. ولی هر بار مقاومت زنان بيشتر شد: تعداد بيشتری در کنکور شرکت کردند و تعداد بيشتری تحصيلات خود را در سطح عالی ادامه دادند. يک دليل ديگر اين بوده است که رژيم هم برای حفظ و تحميل قوانين اسلامی، نياز به نيروی خود زنان، از جمله نيروی زنان متخصص داشت تا بتواند زنانه مردانه کردن امور اجتماعی را ممکن تر سازد. از اينرو، نمی توانست در تحصيل را به روی زنان ببندد (مثل زمان آيت الله نوری). اين امر از يک طرف به موقعيت زنان وابسته به طبقه حاکم کمک کرد تا به طور سيستماتيکی بتوانند مشاغل حساس را برای پياده کردن قوانين اسلامی پر کنند و از طرف ديگر، راه را برای حضور دانشجويان زن در دانشگاه ها باز کرد و رژيم در برابر اين امر کاری نمی توانست بکند. اکنون نيروی تحصيل کرده زن کشور که به همين گزارش بی بی سی، حتی از روستاهای ايران می آيند، مانند ماری در آستين حکومت اسلامی شده است.



اين زنان پس از حضور در مرحله آکادمی جامعه، به قول خود اين گزارش ديگر حاضر نمی شوند زير بار قوانين مردسالارانه اسلامی رفته و مثلاً برای کار کردن اول از شوهر خود اجازه بگيرند و يا به قول همين گزارش قبل از شوهر کردن، اول کار و استقلال خود را با کار نکردن و تحت تکلف شوهر درآمدن را در دو کفه ترازو گذاشته و می سنجند يا باز به قول همين گزارشگر، سعی می کنند با کسی ازدواج کنند که اين حقوق را از آنها سلب نکند.



در نتيجه، تحصيل، به خصوص در سطح عالی، يکی از ابزار مبارزه زنان با قوانين اسلامی شده است. ميدان دانشگاه، در نتيجه تنها ميدان مترقی باقی مانده در دوران اين 28 سال حکومت برای زنان بوده است تا در درون آن بتوانند راه حضور خود را در مسائل سياسی و اجتماعی باز نگهدارند. از اينرو، برای مثال در تمام مبارزات دانشگاهی دانشجويان زن، پا به پای دانشجويان مرد، حضور يافته و در صف اول بوده اند. حضور در اين مبارزات، همواره اين زنان را هم صف مردان و نه پشت سر آنها نگهداشت. حضور زنان دانشجو در اين مبارزات در نتيجه دو تأثير داشت، يکی صف مبارزات دانشجويی را بزرگتر کرد و هم سعی رژيم را در زنانه مردانه کردن اجتماع در اين مورد درهم کوبيد. پس صحنه دانشگاه برای زنان ما صحنه مبارزه با ستم جنسی ای که قوانين اسلامی بر زن ايرانی تحميل کرده، بوده است.

***



آن چه مسلم است زنان تحصيل کرده ما با داشتن درجه تحصيلات بالا و به خصوص آنان که شاغل هم هستند، مرتب و همواره در پی ايجاد گشايش در زمينه معضلات اجتماعی خود هستند و در آينده (و با توجه به چرخش اخير حکومت به سوی آمريکا و باز شدن علنی روابط رژيم با امپرياليزم غرب، چيز عجيبی نخواهد بود اگر رژيم در برابر برخی مطالبات زنان (مثل حق کار) کوتاه آمده و به اين مطالبات تن در دهد.



در اين مقطع سئوالی که زنان مترقی و انقلابی و آگاه ما بايد از خود بکنند، اين است که آيا همين کافی است و به اميد اين که در آينده رژيم به مطالبات ديگری هم تن درخواهد داد، خواهد نشست و يا بايد از اين فرصت برای برخورد ريشه و اساسی با معضل تبعيض جنسی استفاده کرد؟



آن چه مسلم است، اين است اين مطالبات ابتدايی و حقوق دموکراتيک قادر به برچيدن ستم جنسی در جامعه ما نيست (همان طوری در کشورهای غربی با وجود حکومت های سوسيال دموکرات، اين ستم برچيده نشده است). صرف فرصت اشتغال يافتن و در نتيجه از درآمد و زندگی مرفه ای برخوردار شدن، راه به برچيده شدن اين ستم نمی برد. در زمانی که نرخ بيکاری به گزارش صندوق بين الملل پول در سال 1384 به 11% رسيده ، رفاه تعدادی انگشت شمار از زنانی که بتوانند در چنين مقطعی کار گرفته و به مزايای شغلی دستيابند، راه حل اصولی نمی تواند باشد.



راه اصولی می بايد بتواند به کار زنانی که شاغل نيستند، زنانی که درجه تحصيلات عالی ندارند، زنانی که کار می کنند اما ميزان دستمزدشان کفاف زندگی نمی دهد (و در نتيجه به روسپی گری روی می آورند)، زنانی که کار خانگی می کنند... يعنی به کار زنان تمام اقشار جامعه بيايد. برای رسيدن به يک چنين راه حل اصولی طبيعتاً يک سازماندهی و برنامه اصولی لازم است که در اين مقطع به وسيله زنان مترقی و پيشرو مطرح شده و می تواند ساير زنان را جلب کند. اقداماتی که يکی پس از ديگری برای مقابله با اين حکومت و زنان وابسته به آن طراحی شده و از حمايت هر چه بيشتر زنان اقشار مختلف جامعه ما برخوردار باشد. راه حل هايی که بر اثر بالا بردن سطح آگاهی عمومی زنان به کار رفته و ديد آنها از مسائل و معضلات شخصی به مسائل و معضلات اجتماعی بسط داده و به اين طريق راه حل را هم از مسائل و معضلات شخصی به درد اجتماعی و راه حل سياسی سوق می دهد.



برای رسيدن به اين راه حل، اگر از بحث های بالا يک جمع بندی داشته باشيم به اين چند جمله کوتاه می رسيم که 1ـ نظام سرمايه داری تنها با حفظ سودآوری فزاينده و مداوم قابل برجای ماندن است. 2ـ اين سودآوری فزاينده ومداوم به علت ماهيت خود نظام اقتصادی امکان پذير نيست و به طور مداوم به بحران و بحران های فزاينده بخورد می کند. 3ـ اين بحران طبيتعاً منجر به ناآرامی ها و مبارزات و نهايتاً قيام های اجتماعی می گردد. 3ـ در چنين شرايطی سرکوب و اختناق در نتيجه ابزاری است در دست حاکميت برای جلوگيری از رشد و گسترش هر گونه مبارزه ای از طرف توده مردم تحت ستم. 4ـ در نتيجه برنامه برای مبارزات دموکراتيک در مقابل اين سرکوب و اختناق چنانچه با مبارزه برای برچيده شدن ريشه اصلی اين سرکوب و اختناق ادغام نشود و به موازات آن جلو نرود، به مبارزات مقطعی تبديل شده که يا سرکوب می شود و يا اگر حکومت تحت فشارهای ديگر (مثل بين المللی يا موقعيت خودش) مجبور به تن دادن به آن شود، بسيار سطحی بود و راه به جايی نمی برد. 5ـ در نتيجه برای برنامه و سازماندهی هر گونه مبارزات دموکراتيک مثل مبارزات رهايی بخش زنان در هر سطحی (همچون مبارزات دانشجويی و جوانان، مبارزات اقليت های ملی و مبارزات کارگری برای مطالبات دموکراتيک) بايد اول يک تحليل علمی از شرايط روز نظام سرمايه داری داشت و سپس بر پايه اين تحليل مبارزات دموکراتيک را با تکيه بر برنامه برای مبارزات سياسی به پيش برد. 6ـ به طوری که مبارزات دموکراتيک از دل برنامه برای مبارزات سياسی با نظام سرمايه داری نضج گرفته و به مرحله عمل درآيد.


سارا قاضی

سپتامبر 2006

. http://dwelle.de/persian/Jugend/1.155338.1.html
|+| نوشته شده توسط جوان سوسیالیست در شنبه 8 مهر1385



برگشت

letzte Änderungen: 13.6.2017 3:56