حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
دانشجویان سوسیال دموکرات ایران انقلاب ضد فرهنگی رژیم ارازل و اوباش اسلامی فعاليت هاي دانشجويان دانشگاهاي ايران دانشجویان محرم شده از تحصیل و یا تعلیق از مراکز آموزشی همبستگی نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران با داشنجویان میهن اخراج اساتید از دانشگاه ها، و ممنوعیت اشتغال شکنجه برای اعترافات تحمیلی با هدف گرفتن فیلم [%] anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

شکنجه گران حکومتی به اسرای خود در زندان میگوید"... « قانون من هستم.» و در عمل نیز این را ثابت می کنند." مصاحبه با سلمان سیما، یک هفته پس از آزادی از زندان


هرساله همزمان با فرارسیدن 18 تیرماه، دستگاه امنیتی در ایران اقدام به بازداشت شمارزیادی از فعالان دانشجویی می کند، محل بازداشت اکثر دانشجویان بازداشت شده در تهران، بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین است، بند 209...
اما آنچه بازداشت های گسترده تیرماه امسال را متفاوت از سال های گذشته کرد، قرارگرفتن شماری از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد در میان بازداشت شدگان تیرماه بود..
سلمان سیما از جمله فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد است، که به سبب فعالیت های خود به تعلیق از تحصیل محکوم شد. وی که مدیر مسئول نشریه توقیف شده "سخن تازه" بوده است، در رشته مهندسی صنایع در دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب درس خوانده و هم اکنون در مقطع کارشناسی ارشد در واحد تهران مرکز تحصیل می کند
مصاحبه ی زیر گفتگویی است که با وی چند روز پس از آزادی از زندان انجام داده ایم
.طریقه بازداشت خود را توضیح دهید1.
در حدود ساعت 13:30 روز یکشنبه 16/4/87 در مقابل درب دانشکده اقتصاد دانشگاه آزاد تهران مرکز بازداشت شدم. گویا حکم بازداشت مرا از پنجشنبه 13تیرماه داشتند و چون بنده مسافرت بودم نتوانسته بودند مرا بازداشت کنند.هنگام بازداشت برخوردشان بسیار زشت و غیر اخلاقی بود به نحویکه در جلوی درب دانشکده می گفتند به دلیل حمل مواد مخدر بازداشتم کرده اند.ضرب و شتم و فحاشی از همان لحظات ابتدایی بازداشت آغاز شد و تقریبا تا روز های پایانی نیز ادامه داشت.سپس بلافاصله به منزل آمدند و بدون رعایت حال و آبروی من و خانواده ام، مرا با دستبند و سرو صدا به داخل منزل بردند.گویا حکم تفتیش و بازرسی هم داشتند.تمامی اوراق و دست نوشته ها و حتی چک نویس های من و خواهرم را با خود بردند.تمامی خانه و اتاق ها و کمد ها را بازرسی کردند و به هم ریختند و هیچ حجب و حیایی هم به خود راه نمی دادند.کیس کامپیوتری که من و اعضای خانواده ام به طور مشترک از آن استفاده می کردیم و حاوی عکس ها و فیلم ها و مطالب شخصی و خانوادگی بود به همراه تعداد زیادی سی دی را نیز با خود بردند.در هنگام خروج نیز با داد و بیداد و در بین همسایه ها و کسبه محل عنوان می نمودند که من دزدی کرده ام.
2. شما در مدت بازداشت حق تماس تلفنی با خانواده را نداشتید. آیا دلیل خاصی داشت. کلا در مورد اعمال غیر قانونی که در بازداشتگاه 209 صورت می گیرد توضیح دهید.
عدم تماس تلفنی من با خانواده دلیل خاصی نداشت. البته صرف تماس تلفنی نمی تواند به خانواده آرامش دهد.مثلا بعد ار آزادی معلوم شد که تلفن مهدی خدایی را قطع کرده اند و این تلفن نه تنها خانواده را آرام نکرده بلکه اوضاع را پیچیده تر کرده است.لذا مکالمه تلفنی چند دقیقه ای که به طور کامل شنود می شود و اختیار جملات را هم نداری و زمان قطع کردن آن را هم دیگری تعیین می کند و جز اینکه به دروغ بگویی حالم خوب است چیز دیگری در آن نمی توانی بگویی، ارزش چندانی ندارد.
وقتی نه یک بازجو که همه بازجوها می گویند:« قانون من هستم.» و در عمل نیز این را ثابت می کنند دیگر خودتان در مورد اعمال غیر قانونی صورت گرفته قضاوت کنید. بهتر بود در مورد اعمال قانونی که در بند 209 صورت می گرفت می پرسیدید تا جواب کوتاهتری می دادم.ولی زدن چشم بند،عدم دسترسی به وکیل،ضرب و شتم متهم، تهدید اعضای خانواده و دوستان نزدیک،اعمال فشار های روانی،دریدن حریم های شخصی و خصوصی و مهمتر از همه حبس در انفرادی گوشه ای از رفتار های غیر قانونی و غیر انسانی است که در بازداشتگاه 209 اوین اعمال می شود.
3. دستگاه قضایی ادعامی کند درایران سلول انفرادی وجود ندارد .شما در مدت حضورتان در زندان و در چه شرایطی نگهداری می شدید.
اگر دستگاه قضایی چنین ادعایی دارد باید گفت یا معنای سلول را نمی دانند یا معنای انفرادی را.
به نظر من حبس در سلول انفرادی حق هیچ کسی نیست.در تمام مدت 34 روز بازداشتم در سلول انفرادی به سر می بردم.8روز اول در سلول 63 بودم و لی سپس به سلول 73 که سلولی تاریک با نوری آزار دهنده و نصف سلول 63 به ابعاد 2×3 متر بود منتقل شدم.تا آنجا که هنوز هم پس از گذشت یک هفته از آزادیم چشمانم دچار ناراحتی می شود. اینکه در 34 روز با کسی جز زندان بان و بازجو نتوانی صحبت کنی و در بی خبری کامل باشی و هر از چند گاهی صدای ناله و ضجه در بند طنین انداز شود و توهین ها و تحقیر ها و تهدید ها را تحمل کنی ، شرایط چندان جالبی به نظر نمی رسد. شرایط سختی بود و لی چاره ای جز صبر و تحمل نبود.
4. برخورد بازجویان در بند 209 چگونه بود؟
در پاسخ به این سوال در ابتدا بگویم که توهم توطئه چنان در ذهن بازجویان رسوخ کرده که واقعاذ فکرشان را سوراخ کرده است.توهین و فحاشی که به نظر من نشان از درون گویندگان آن دارد بسیار رایج و معمولی بود به حدی که بازجوها هیچ گونه شرمی از ادای الفاظ رکیک به خود راه نمی دادند.حتی چند مرتبه ترجیح دادم از بازجو ها کتک بخورم تا فحش و نا سزا بشنوم.یادم هست که به یک زندانی به قدری فشار آورده بودند که وی اقدام به خود زنی می کرد و صدای دلخراش ضجه ها و فریاد هایش را در چند جلسه بازجویی می شنیدم.حداقل هایی از انسانیت و اخلاق در برخورد بازجو ها نیز دیده نمی شد.در جلسات بازجویی بی حرمتی ها حد و حصر نداشت.چند مرتبه هم اعضای خانواده و دوستان خیلی نزدیکم نیز تهدید شدند.بازجو ها به صراحت از اینکه حکم آینده من بعد از زندان چه خواهد بود صحبت می کردند.اقدام خود را شرعی و قانونی توصیف می کردند در حالیکه چندین مرتبه می گفتند:« قاضی کاره ای نیست.ما قاضی هستیم.حکم تو را ما صادر می کنیم.» حال خودتان ببینید که کار چه مقدار با همین قوانین موجود در تضاد است. برای گرفتن وکیل تحت فشار بودم و این امر بازجوها را عصبانی کرده بود ولی در مجموع به نفعم تمام شد.در تمام جلسات بازجویی چشم بند به صورت داشتم ویکبار که به این کار اعتراض کردم حسابی از شرمندگی بنده در آمدند.
در جلسات بازجویی به سادگی حریم های خصوصی و شخصی دریده می شد و بازجو به دیدن فیلم ها و تصاویر خانوادگی اشاره میکرد که بسیار آزار دهنده بود.هر وقت بازجو میل داشت بازجویی صورت می گرفت و هنگام بازجویی سلول را بازرسی می کردند.کتک ، سیلی ، مشت و لگد و... چیزهایی نیست که یاد آوری آن چندان شیرین باشد. به دلیل پیگیری پدرم و فعالیت دوستانم در بیرون از زندان برخورد بازجوها با من نسبت به دوست عزیزم مهدی خدایی ملایم تر بود تا آنجا که بعدا فهمیدم شرایط مهدی طوری بوده است که 3 روز را در بیمارستان به سر برده است و از ابزار خاص شکنجه نیز علیه وی استفاده شده است.در مجموع 11 یا 12 جلسه باز جویی داشتم که معمولا 5 تا 6 ساعت طول می کشید و سه جلسه آن به شدت خشن بود.
5.فکر می کنید دلیل بازداشت گسترده دانشجویان در آستانه 18 تیر ماه و پس از آن چه بوده است.آیا حکومت هنوز نسبت به این موضوع حساسیت امنیتی دارد؟
همانطور که گفتم توهم توطئه هر گونه تحلیل منطقی ولو بر طبق منطق حفظ قدرت و حکومت را از بین می برد و دقیقا مشکل همین جاست.در حکومت های توتالیتر و نظام های فاشیستی که همواره شرایطشان حساس است همین حساسیتها همواره بهانه و دستاویزی برای سرکوب و محدود کردن آزادیهای مدنی قرار می گیرد.حکومت بر روی موضوع 18 تیر حساسیت شدید امنیتی دارد تا آنجا که بازجوها چند مرتبه آن را خط قرمز نظام عنوان نمودند.ولی حاکمیت خود از این غافل است که در سال گذشته و امسال خودش با اقدامات و بازداشت های گسترده ای که انجام داد در واقع 18 تیر را یاد آوری کرد و منجر به این شد که این روز پس از گذشت 9 سال همچنان در اذهان باقی بماند.
6.اتهامات شما چه چیزی عنوان شده بود؟
در ابتدا که تحت عنوان مبهم و کلی اقدام علیه امنیت ملی عنوان شد. ولی سپس سه اتهام جدید عنوان شد.
اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی
تبانی و اجتماع برای اقدام علیه امنیت ملی
فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی
7.در مورد روند دادگاه و دادرسی خود نیز توضیح دهید.
یکبار مرا در روز دوم بازداشت به دادگاه بردند که طی آن یک سوال از من پرسیده شد و من در یک بند به آن پاسخ دادم و کلا جلسه اول را که مرا به معاونت امنیت بردند اگر بشود اسمش را دادگاه گذاشت به دو دقیقه نرسید. نتیجه ان شد که حکم بازداشت 15 روزه من صادر شد.و پس از گذشت 15 روز در شرایطی که انتظار داشتم آزاد شوم و یا به دادگاه برده شوم حکم بازداشت بنده بدون هیچ دلیل خاصی تمدید شده بود.
آخرین جلسه نیز در صبح روز آزادی بود که سه اتهامی که به آن اشاره شد در آن مطرح شد.وطبق معمول در هیچ یک از جلسات وکیل بنده حضور نداشت.
8. اگر بخواهید در یک جمله بند 209 را توصیف کنید.
بندی است که در آن زندان بان نیز می داند زندانی اش بی گناه است و آرزوی آزادی زندانی اش را می کند.
9.در پایان اگر حرف خاصی دارید بفرمائید.
فقط این را بگویم که فعالیت و پیگیری افرادی که در بیرون از زندان برای آزادی زندانی تلاش می کنند هر چه بیشتر و شدیدتر صورت بگیرد و زودتر آغاز شود به نفع زندانی خواهد بود. سکوت و مدارا به ضرر زندانی و فرد بازداشت شده خواهد بود.این را به عنوان کسی که اکنون آزاد شده و فعالیت هایی که برای آزادی اش انجام شده را با فشارهای وارده در زندان تطابق داده است،می گویم.حاصل تلاش های خانواده به خصوص پدرم،دوستان و فعالین حقوق بشر را در پشت میله ها و دیوارها به خوبی حس می کردم.اگر این گونه فعالیت های خبری و رسانه ای و حقوق بشری نبود شاید الآن نمی توانستم با شما مصاحبه کنم و کماکان دربند بودم. درپایان از شما و همه دوستان و دانشجویانی که شاید خیلی از ایشان را نشناسم ولی برای آزادی بنده تلاش کردند صمیمانه تشکر می کنم.
کمیته گزارشگران حقوق بشر
19.08.2008 شماره 523-2008


3 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران آزاد شدند


احسان منصوری مجید توکلی و احمد قصابان ۳ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران بعد از بیش از یک سال بازداشت در زندان اوین عصر امروز(چهارشنبه) آزاد شدند.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز این ۳ دانشجو که بازداشت و صدور احکام حبس برای آنها به دنبال انتشار نشریات جعلی در دانشگاه امیرکبیر مهمترین خبر دانشجویی در سالهای اخیر بوده است سرانجام و بعد از کش و قوس های فراوان آزاد شدند.
گفتنی است این ۳ دانشجو در اسفند ماه گذشته از اتهامات وارده تبرئه شده بوده اما همچنان در زندان اوین نگهداری می شدند.

احمد قصابان دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تهران اردیبهشت ماه گذشته و در برابر خوابگاه دانشجویی دانشگاه پلی تکنیک تهران بازداشت شد،مجید توکلی به دنبال احضار و حضور در شعبه امنیت دادگاه انقلاب تهران و در همین ماه بازداشت شد و احسان منصوری 1 ماه بعد و در جریان یورش نیروهای امنیتی به منزل یکی از اعضای خانواده اش در تهران بازداشت گردید.

در تابستان گذشته انتشار اخباری مبنی بر آزار و اذیت این دانشجویان در زندان اوین از سوی خانواده آنها و طی نامه به مسوولان دستگاه قضایی واکنش گسترده محافل حقوق بشری و خبری را برانگیخت.

این 3 دانشجو در دادگاه انقلاب تهران به حبس از 1 تا 3 سال محکوم گردیده بودند. گفتنی است مهمترین خواسته اعتراضات دانشجویی در 1 سال اخیر آزادی این 3 دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بوده است.
از سایت ادوار نیوز
14.08.2008



درخواست سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر خطاب به هاشمی شاهرودی برای انتشار کل مندرجات پرونده نشریات مجعول و تجدید نظر در حکم صادره


خبرنامه امیرکبیر: در پی تایید احکام سنگین حبس احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، ۳ دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر، این دانشجویان طی نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه، خواستار انتشار کل مندرجات پرونده نشریات مجعول و تجدید نظر در حکم صادره شدند. متن نامه این ۳ دانشجو به شرح زیر می باشد:

آیت الله هاشمی شاهرودی

ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام و احترام

این نامه را در شرایطی می نگاریم که قریب به یکسال از زمان بازداشت اینجانبان، توسط وزارت اطلاعات می گذرد. بازداشتهایی که به دنبال انتشار چهار نشریه جعلی و موهن در ده اردیبهشت سال گذشته در دانشگاه امیرکبیر اتفاق افتاد. قطعاً می دانید از همان لحظه ای که آن نشریات منتشر گردید، شفاهاً و کتباً و به کرات در سخنرانی ها، بیانیه ها و نامه هایمان، داشتن هر گونه نقشی در تهیه و انتشار آن نشریات را تکذیب کرده و مطالب مندرج در آن را توهین آمیز دانسته و محکوم نمودیم. اما برخی که قصد شنیدن صدای تکذیب ما را نداشتند، از همان ابتدا و پیش از هر گونه محاکمه ای ما را مجرم خواندند، جماعتی که آن روزها درون دانشگاه جوسازی می کردند و ما و دوستانمان را کتک می زدند، در رسانه ها دروغ پردازی و شایعه پراکنی می کردند، پشت میزهای دولتی با مصاحبه هاشان به ما اتهام زنی می کردند و درون زندان نیز گناه ناکرده را با روش های مخصوصشان به ما “اثبات” می کردند که بخشی از روایت آن را خانواده های مان طی نامه ای به جنابعالی بیان نمودند.

در تنها جلسه بازپرسی در دادسرای ویژه امنیت هر گونه دخالت در انتشار نشریات را تکذیب کردیم و آنجا گفتیم که اقاریر اخذ شده در بازداشتگاه از روی اکراه و باالاجبار و به خاطر فشارهای وارده بر ما بوده است. اما بازپرس پرونده به جای بررسی موضوع و در حالی که آخرین دفاع را از ما اخذ نموده بود، به منظور تنبیه دستور انتقال ما به سلول انفرادی را صادر کرد. پس از ارسال پرونده به دادگاه انقلاب، در مرحله نخست قاضی بابایی رئیس شعبه ۶ این دادگاه با استناد به نشریاتی که انتساب آن به اینجانبان هرگز اثبات نشده، حکم درخواستی بازجوها را بدون هیچگونه استناد محکمه پسندی امضاء نمود و ادامه بررسی پرونده به دادگاه عمومی سپرده شد. در دادگاه عمومی طی حکمی کاملاً مفصل که خلاصه آن ۱۸ صفحه شده بود، کلیه مستندات وزارت اطلاعات مورد بررسی قرار گرفت و با پس گرفته شدن برخی مدارک اصلی ذکر شده در کیفرخواست توسط نماینده دادستان و اعلام اینکه چنین مدارکی (که به واسطه آن حکم بازداشت ما صادر شده بود) اساساً وجود خارجی ندارد، قاضی جوادی رئیس شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی- جزائی حکم برائت اینجانبان را صادر نمود.



در حکم قاضی جوادی موارد زیر آمده است:



- نماینده دادستان علیرغم درخواست استمحال، جهت ارائه ادله و شواهد لازمه و معرفی شهود ، دلیل جدیدی ارائه نداده و شهود را معرفی نکردند.



- دادستان به جهت عجز از معرفی و ارائه لب تاپ مورد استناد به محکمه ، اعلام انصراف از استناد به آن نمودند.



- نامه های ارسالی وزارت اطلاعات که بعنوان مدارک پرونده موجود است هیچکدام مبین چاپ و پخش مقالات موهن توسط متهمین نمیباشد و حتی یکی از نامه ها که بعنوان مدارک تشکیلاتی کشفی از متهمین ذکر شده و حکایت از روند غیر صحیح بازجویی ها (شکنجه) دارد.



- اقرار موجود (عندالحاکم) صورت نگرفته و حتی در پیش قاضی تحقیق در دادسرا نیز متهمان اقاریر را در نتیجه اجبار (شکنجه) مطرح و مراتب را تکذیب نموده و ادعاهای منونه از سوی متهمین مبنی بر وجود جبر و اکراه هرچند متکی به دلایل ظاهری نیست لیکن در جمع موجب شک شده و نتیجتاً بر مبنای قاعده (درء) موجب خروج علم و صحت مطالب از مرحله یقین میباشد.



- با دقت نظر در جمع بندی ارتباط جملات با همدیگر چنین استنباط میشود که جملات به صورت پراکنده مطرح و به هم پیوند خورده اند و همخوانی با یکدیگر ندارند.



نهایتا قاضی جوادی دستور تبدیل قرار بازداشت و قرار وثیقه را صادر کرد اما واحد اجرای احکام زندان اوین در اقدامی خودسرانه از اجرای دستور آزادی ما خودداری کرد و نشان داد نهادهای فراقانونی قدرتی بالاتر از قدرت قاضی دادگاه دارند.



و نهایتاً در آذرماه پرونده ما به دادگاه تجدید نظر ارسال گردید و پس از ۵ ماه قاضی ساعدی صرفاً بر مبنای اقاریری که بارها در حضور قضات مختلف توسط ما تکذیب و ناشی از فشار عنوان شده بود حکم تبرئه دادگاه عمومی را نقض و حکم دادگاه انقلاب را تائید کرد تا روند غیرقانونی بازداشتها و اعمال غیرانسانی و غیراخلاقی دوران بازجویی با حکم ناعادلانه دستگاه قضائی همراه گردد.



حضرت آیت الله

هنگامی که دادگاه عمومی به قضاوت قاضی جوادی حکم تبرئه را صادر نمود، حکمی که با آوردن کلیه مستندات وزارت اطلاعات و رد نمودن تک تک آنها و کمک گرفتن از آیات قرآن کریم، احادیث معتبر و فتاوای مراجع عظام، عقلاً و شرعاً دست داشتن متهمین در انتشار نشریات را رد نموده بود و هر مخاطب بی طرفی را آگاه می ساخت،آن حکم امیدوارمان کرد، نه به آزادی خودمان که می دانستیم کارشکنان کارشکنی می کنند که بلکه امیدوار به استقلال دستگاهی که به نظر سالیان سال بود تحت سیطره قدرت امنیتی قرار داشت، امیدوار به اینکه دستگاهی که جنابعالی در بدو ریاست خود، آن را “ویرانه” خواندید، درحال آباد شدن است، امید به آنکه عدالت زنده است.



افسوس و صد افسوس که حکم ۲۰ صفحه ای قاضی جوادی، در پی اوامر نیروی امنیتی به حکم بدون توضیح و مفتضحانه قاضی ساعدی تبدیل شد. حکمی که تعداد معدود کلمات آن خود بهترین نشان بر ناعادلانه بودن آن و ناتوانی قاضی در اثبات مدعای خویش است، ادبیات حاکم بر حکم تجدید نظر خود بهترین مدعاست که حکم تحت فشار صادر شده و قاضی ساعدی نیز تلاشی بر ارائه استدلال برای اعلام چنین رایی ننموده است. عملکرد قاضی ساعدی جدا از حکم شرم آوری که بهترین سند برائت و موجب سربلندی ما است، با صدای رسا مخالفت مسئولان قضائی را با استقلال و عمل به قانون قضات اعلام میکند تا از این پس قضات شجاع و مستقلی مانند قاضی جوادی رئیس شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی شجاعت آن را نداشته باشند که بر خلاف خواست و اراده نهادهای امنیتی قضاوت نمایند. حکم قاضی ساعدی چراغ سبز قوه قضائیه در برابر اعمال شکنجه و رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی، اعتراف گیری، پرونده سازی … در بازداشتگاههاست. حکم قاضی ساعدی اعلام بی ارادگی و سرسپردگی قوه قضائیه در مقابل فشارهای پشت پرده و خواسته های خودسرانه و غیرانسانی برای اعمال هر چه بیشتر ظلم و جفا در حق منتقدان و فعالان سیاسی و مدنی است.



البته سکوت و تسلیم و نهایتاً همراهی قوه قضائیه با وزارت اطلاعات از زمانی آغاز شد که ریاست کل دادگستری استان تهران آقای آوایی که مسئول پیگری موضوع شکنجه ها بود با اعلام اینکه مدرکی دال بر وجود شکنجه نیافته است، عملاً این مسئله را مختومه اعلام کرد. حال آنکه بررسی ایشان پنج ماه پس از بازداشت ما آغاز شده بود و هیچگونه نظارتی بر عملکرد بند ۲۰۹ توسط قوه قضائیه وجود نداشته و ندارد و حتی درخواستهای مکرر ما برای بررسی موضوع توسط کارشناسان پزشکی قانونی عملاً نادیده گرفته شد و اساساً به شکایت ما رسیدگی نشد.



آنچه که حاصل اتفاقات چند ساله گذشته در قوه قضائیه بود میتوانست موید تلاشهای نیک جنابعالی و همکارانتان باشد ولی بی توجهی دستگاه قضائی به قانون گرایی و عدالت گستری در خلال چنین پرونده هایی، امیدهای فراوان به تغییرات چند ساله اخیر را بر باد داد. عدم استقلال قضات، عدم استناد به مدارک و دلایل در صدور رای، پیروی بی چون و چرا از خواستهای اطلاعاتی و امنیتی، عدم نظارت بر روند بازجویی ها، عدم پاسخگویی به دادخواهی های صورت گرفته، اموری بودند که با استناد به اتفاقات مختلف مورد ادعا بود ولی اینک صدور چنین حکم هایی قضات مورد اطمینان شما تردیدهای بیشتری را مطرح میسازد.



جناب آقای هاشمی شاهرودی

آنچه ارائه نمودیم شرح مختصری بود از وضعیتی که بر ما رفته است و اینک ما سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر پس از طی نمودن یک سال زندان، حکم صادر شده را عین ظلم می دانیم و در انتها موارد زیر را خدمت حضرت عالی به استحضار می رسانیم:



۱) یک بار دیگر اعلام می داریم که اینجانبان نه از انتشار نشریات مجعول دانشگاه امیرکبیر اطلاعی داشته ایم و نه در تهیه و انتشار آنها نقشی داشته ایم و همان طور که بارها اعلام کرده ایم مطالب مندرج در آنها را محکوم کرده و می کنیم.



۲) چنانچه مسئولان آن قوه حکم صادر شده توسط قاضی دادگاه تجدید نظر، قاضی ساعدی، را عادلانه و صحیح می دانند و استنادات پرونده را تا این حد محکم می دانند که تا بحال به خاطر این مستندات یکسال ما را در زندان نگه داشته و تا ۱۸ ماه دیگر قصد ادامه این بازداشت را دارند، پیشنهاد می کنیم کلیه مندرجات پرونده را منتشر نموده و در معرض قضاوت افکار عمومی بگذارند تا مشخص شود تا حکم صادر شده تا چه حد عادلانه و منطبق بر قانون بوده است و به جز اعترافاتی که از طریق فشار از ما اخذ شده و جمع زیادی از مراجع عظام بر بی اعتبار بودن چنین اعترافاتی نظر داده اند، چه مستند دیگری بر حضور و دخالت ما در انتشار این نشریات وجود دارد.

۳) از آنجا که طبق شواهد بسیار زیادی و از جمله گفته های شفاهی خود مسئولان قوه قضاییه حکم صادر شده توسط دادگاه تجدید نظر ناشی از فشارهای شدید بر قوه قضاییه و عدم توان قاضی و مدیران آن در تحمل این فشارها عنوان شده است، از شما به عنوان رییس قوه قضاییه و عالی ترین مرجع قضایی، درخواست داریم که از نقض استقلال این قوه ممانعت به عمل آورده و در دادگاهی که بدون تاثیر از فشارهای موجود روی این پرونده باشد، در حکم صادر شده برای ما تجدید نظر فرمایید. مطمئناً عموم دانشجویان، فعالان مدنی، نهادهای حقوق بشری و دلسوزان قانون گرایی و عدالت محوری منتظر پاسخگویی حضرتعالی در خصوص دلائل صدور این حکم ناعادلانه، بازگو شدن محتویات پرونده و مستندات صدور حکم و بیان سیر غیرقانونی و غیرانسانی پرونده در مراحل بازجویی، بازپرسی و دادرسی ، بویژه شکنجه های صورت گرفته در بند امنیتی ۲۰۹ اوین میباشند.

با تشکر

احسان منصوری - مجید توکلی - احمد قصابان
سه شنبه ۱۰م اردیبهشت ۱۳۸۷ 29.04.2008

شکنجه در بند 209برای گرفتن اعترافات تحمیلی بمنظور ساختن فیلم با هدف توجیه جنایات حکومتی در زندان ها


مجید توکلی به خط سیاه پاسخ میدهد

"چو غرض آمد هنر پوشیده شد// صد حجاب از دل به سوی دیده شد"
"چون دهد قاضی به دل رشوت قرار // کی شناسد ظالم از مظلوم زار"
طی چند روز گذشته از طریق برخی دوستان از شایعاتی مبنی بر پخش فیلمی با عنوان خط سیاه پیرامون اتفاقات دانشگاه امیر کبیر و انتشار نشریاتی جعلی در تاریخ 10 اردیبهشت 86 مطلع گردیدم .با وجود موانع و محدودیت های فراوان زندان جهت اطمینان دوستان از پوچ بودن برخی ادعاها ( که شاید هم میزانی از آن پروده ذهنیت من و دوستان منتقل کننده مطلب از این قوم باشد تا اصل مطلب ) و روشن تر شدن دوستان در مورد وجود ، یا عدم وجود این فیلم توضیحات زیر را جهت اطلاع دوستان اعلام می دارم . امید است در کشف حقیقت و رفع ابهامات عموم دانشجویان مفید اثر واقع گردد .
مطالب و اظهارات اینجانب در مقابل دوربین و در بند امنیتی 209 در دو تاریخ 16 خرداد 86 و 31 تیر ماه 86 به شرح ذیل صورت پذیرفته است .
مطالب روز 16 خرداد بصورت دسته جمعی و با حضور مجید شیخ پور، پویان محمودیان و مغداد خلیل پور جهت تکمیل روند پرونده سازی وزارت اطلاعات در اخذ اعترافات کذب و تحت فشار و شکنجه بوده است و با صحبت های مفصل قبل از ضبط فیلم و هماهنگی های لازم بین بازجو و این جانب پیرامون فضای منتهی به انتشار نشریات و سناریوی کذب انتشار نشریات توسط دانشجویان بوده است که اگر چه اظهارات مربوط به فضای مهرماه تا اردیبهشت ماه بر اساس نگاه و تحلیل شخصی اینجانب و درست می باشد ،لیکن تائید انتشار نشریات توسط ما پس از تحمل شکنجه های فراوان و اخذ تائید اعترافات کذب و کتبی مورد نظر بازجویان و با قول آزادی سریع شیخ پور ، محمودیان و خلیل پور و عدم ادامه روند بازداشت های غیر عقلانی و غیرانسانی بوده است که با در نظر گرفتن واقعیات انتشار نشریات که احتمالا تا امروز با اعمال و اغوال دستگاه امنیتی و وابستگان ایشان در دانشگاه بر همگان صورت حقیقت گشوده ، بی تردید مهر تائید بر وجود شکنجه ها و فشارهای موجود در بند امنیتی 209 اوین نشسته است و احتیاج به توضیح و بیان دیگر نیست .
همچنین لباس های مخصوص بند 209 اوین و چهره های آشفته و نامرتب اینجانب و سایر دوستان ( اگر چه تمعیدات اصلاح صورت و دوش فوری حمام قبل از ضبط فیلم نیز بعضا صورت پذیرفته بود ) خود گواه این مدعیات میباشد
اظهارات روز 31 تیر ماه در حالی صورت پذیرفت که اینجانب در اعتراض به عدم رسیدگی مناسب به پرونده در نهمین روز اعتصاب غذای ( تر ) خود بسر می بردم و ضعف بدنی ، قدرت تمرکز لازم را از من سلب نموده بود ( که بی تردید تصاویر اینجانب بهترین گواه است ) با این وجود مباحث مطرح شده در این روز بی ارتباط به انتشار نشریات ده اردیبهشت و بیشتر صحبت های کلی پیرامون جنبش دانشجویی و ارتباطات و مباحثات و مجادلات دانشجویان و فعالان سیاسی و اجتماعی ایران بویژه دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان بوده است که با وجود تهدیدات و فشارهای موجود سعی بر بیان واقعیت شد و آنجا که ترکه بیداد به حبس کلام حکم نداده و زخمه و تهدید بر سکون زبان عزم نکرده بود ،اظهارت همگی مواضع و نظرات اینجانب می باشد اگر چه بسیاری از سوالات بدون پاسخ رها شد .
لازم به ذکر است که این مصاحبه اگرچه در دفتر ریاست بند امنیتی 209 و بروی مبلمان دفتر ایشان و با پس زمینه یخچال و تلویزیون صورت گرفته که تداعی فضایی از زندگی معمول و عادی را دارد ولی با توجه به عدم خروج ما از زندان در طول این مدت 10 ماهه و در لباس های مخصوص بند امنیتی 209 و چهره های آشفته و رو به تحلیل رفته باز هم مهر تائید بر فشار ها و شکنجه ها بازجویان و ضابطان دستگاه امنیتی و اطلاعاتی است و نه مجال استفاده از آن سخنان در جهت نیت ایشان ( در مورد مصاحبه ها و اظهارات سایر دوستان نیز احتمالا با اندک تفاوت هایی مسئله به همین شکل بوده است )
اما جدای از مصاحبه های ضبط شده در این دو تاریخ باید توجه داشت که پخش فیلم کامل اظهارات اینجانب می تواند حسن ختامی مطلوب و مایه سرور و پیروزی برای اینجانب و دوستان باشد که از این باب با لحاظ نیت مغرضانه و خصمانه تیم بازجویی و حاضران پشت پرده پرونده سازی علیه دانشجویان امیر کبیر این گذاره را منتفی می دانم ، بنابراین این فیلم می تواند برش هایی از صحبت های محتاج مقدمات و نیازمند تفسیرات باشد که با عبارات و اظهاراتی از دیگران در هم آمیخته تا در فضای پر هیاهو و سراسر تبلیغات منفی ، نه در بیان حقیقت که در حصول نیت دستگاه امنیتی مفید افتد ، شاید هم گوشه هایی از برنامه های سخنرانی های چند سال اخیر تریبون ها و تجمعات پلی تکنیک همراه گردیده که همه بی تردید همچنان حمایت و تائید فعالان دیروز و امروز جنبش دانشجویی و انجمن پلی تکنیک را بهمراه داشته و خواهد داشت ولی کامل بودن و عدم حذف مقدمات و جرح نشدن تفسیلات و مکملات آن در ره حقیقت امر موثر است نه برش هایی از سر غرض و مرض.
البته آنجا که حقیقت کشی و خشونت پیشگی عجین و همراه شده اند صحبت از هر صحتی چه در پندار و چه در گفتار و چه در کردار عبث می نماید لیک آنچه مسلم توجه است آخرین تلاش های عده ای خواص در توجیه ، حتی ادامه بازداشت های ناعادلانه در آستانه صدور حکم احتمالی تبرئه دانشجویان امیر کبیر می باشد که تلاش در حصول این امر جز تشویق فتنه گری و کج دهنی به عدالت ورزی و اخلاق منشی هیچ در پی نخواهد داشت .
قصد این سخن ، شرح و بیانی خاص و گشایش بابی نیست و فقط چند کلمه منظور تنبه آقایان و هوشیاری دوستان است که قلم فرسایی مرا موجب گردیده و فقط در پایان لازم است بیان داشت که اگر چه در طول این ده ماه از بازداشت ناعادلانه و محرومیت اینجانب از بسیاری از حقوق و رنج های فراوان خانواده دوستان و آشنایان ، گزارشاتی به نقل از اینجانبان ( منصوری ، قصابان و توکلی ) منتشر گردید که بخشی از گوشه ای از اتفاقاتی است که در این مدت بر ما رفته است .
لیک اگر دلسوزان کشور و مسئولان جمهوری اسلامی ، مسئولیت در مقابل ایمان ایمان خویش دارند و دلسوزی از یقیین یافته اند، می بایستی مانع فرو ریختن ایمان و یقین فرزندان ملت ایران گردند که اگر این ایمان و یقین فرور ریزد که آنگاه زبانها در بیان تحمل نمی کنند و قلم ها بسیاری از ناگفته ها را عنوان می نمایند که بی تردید محل استفاده دوستان نخواهد بود ، ناگفته هایی که مشمول بر نام ها و رفتارهای است که هم تاسف مسئولان را در پی خواهد داشت هم اتفاقاتی عجیب در بدنه جنبش دانشجویی به بار خواهد آورد .
البته با این اوصاف و تفاسیل شاید بد نباشد که هنر سازندگان و مجریان "خط سیاه" به سنجش ناظران و شاهدان وقایع پلی تکنیک و جبش دانشجویی چند سال اخیر درآید و جمع آوری مغرضانه ایشان به داوری هوشیارانه قشر دانشجو پاسخی درخور یابد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد .

مجید توکلی – زندان اوین
12/12/86
فعالان حقوق بشر در ایران



letzte Änderungen: 2008/8/19 4:01