حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
دانشجویان سوسیال دموکرات ایران انقلاب ضد فرهنگی رژیم ارازل و اوباش اسلامی فعاليت هاي دانشجويان دانشگاهاي ايران دانشجویان محرم شده از تحصیل و یا تعلیق از مراکز آموزشی همبستگی نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران با داشنجویان میهن اخراج اساتید از دانشگاه ها، و ممنوعیت اشتغال شکنجه برای اعترافات تحمیلی با هدف گرفتن فیلم [%] anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27

بازداشت چند ساعته دانشجویان ستاره دار در مقابل مجلس؛ استفاده از گاز اشک آور برای متفرق کردن دانشجویان


اعتراض دفتر تحکیم وحدت به هجوم نیروهای انتظامی به تعدادی از دانشجویان ستاره دار مقابل مجلس

خبرنامه امیرکبیر: صبح امروز، یکشنبه ۱۴ مهرماه، در حالی که دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل جهت پیگیری حقوق خود به مجلس مراجعه کرده بودند، نیروی انتظامی آن ها را محاصره کرده و سعی کرد با تهدید، دانشجویان را متفرق کنند. پس از آن که مامورین نتوانستند دانشجویان را متفرق کنند آن ها را توسط یک دستگاه مینی بوس نیروی انتظامی بازداشت کردند.

این دانشجویان دو هفته پیش نیز به همین منظور به وزارت علوم مراجعه کردند. اما مسئولین حاضر نشدند پاسخی به ایشان بدهند. سازمان سنجش در سال جاری از ارائه کارنامه به ۱۷ نفر از دانشجویانی که در دوره کارشناسی فعالیت دانشجویی داشتند، خودداری کرد و علت این امر را نظر منفی وزارت اطلاعات دانست. در دو سال گذشته نیز تقریبا همین تعداد از دانشجویان ستاره دار شده بودند.

مهدی عربشاهی، صادق شجاعی، علی تقی پور، مهدیه گلرو، زهرا توحیدی، ضیا نبوی، مرتضی حسین زاده، ناصر پویافر، یادگار صالحی، اصغر قنبری، علی خوشبخت، مازیار معصومی، علیرضا داوودی و سعید فیض الله زاده از جمله دانشجویانی بودند که برای پیگیری حقوق خود به مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده بودند.

گزارشات رسیده به خبرنامه امیرکبیر حاکی از آن است نیروی انتظامی دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل بازداشت شده را به کلانتری میدان انقلاب منتقل و پس از چند دقیقه آن ها را آزاد کرده است. مامورین نیروی انتظامی، پس از آزادی دانشجویان، مقابل کلانتری میدان انقلاب با یکی از دانشجویان درگیر شدند و اقدام به بازداشت وی کردند.

این اقدام نیروی انتظامی با اعتراض دیگر دانشجویان مواجه شد. مامورین برای متفرق کردن دانشجویان از گاز اشک آور استفاده کردند و چند تن از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. دانشجوی بازداشت شده پس از چند دقیقه آزاد شد.

یک دیدگاه » بیان دیدگاه

* ۱۵م مهر ۱۳۸۷ - محسن :

ba shenidane in akhbare talkh chizi nemishe goft..
mesle in azizan ziadand ke be khatere dashtane haghe tabie bayad kotak bokhorand va tahghir shavand …
ya mese mano amsale man az mamlekateshon rondeh beshand be khatere edame zendegi
یکشنبه ۱۴م مهر ۱۳۸۷

تجمع دانشجويان ستاره‌‏دار در مقابل مجلس


سایت خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل که برای پیگیری حقوق خود صبح امروز، یکشنبه ۱۴ مهرماه، به مجلس مراجعه کرده بودند، دقایقی پس از حضور مقابل مجلس بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. در میان بازداشت شدگان مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت، نیز حضور دارد.

این دانشجویان دو هفته پیش به همین منظور به وزارت علوم مراجعه کردند. اما مسئولین حاضر نشدند پاسخی به این دانشجویان بدهند. سازمان سنجش در سال جاری از ارائه کارنامه به ۱۷ نفر از دانشجویانی که در دوره کارشناسی فعالیت دانشجویی داشتند، خودداری کرد و علت این امر را نظر منفی وزارت اطلاعات دانست. در دو سال گذشته نیز تقریبا همین تعداد از دانشجویان ستاره دار شده بودند.

اسامی بازداشت شدگان که تا این لحظه به دست خبرنامه امیرکبیر رسیده به این شرح است: مهدی عربشاهی، صادق شجاعی، علی تقی پور، مهدیه گلرو، زهرا توحیدی، ضیا نبوی، مرتضی حسین زاده، ناصر پویافر، یادگار صالحی، اصغر قنبری، علی خوشبخت، مازیار معصومی، علیرضا داوودی، سعید فیض الله زاده.

نیروهای امنیتی به کمک نیروی انتظامی این دانشجویان را بازداشت و آن ها را با یک دستگاه مینی بوس نیروی انتظامی به مکان نامعلومی منتقل کردند. از وضعیت بازداشت شدگان خبری در دست نیست. در میان بازداشت شدگان بعضی از دانشجویانی که توسط کمیته انضباطی احکام سنگین چندین ترم محرومیت از تحصیل نیز دریافت کرده اند، هستند که شجاعی، گلرو، فیض الله زاده و… از جمله این دانشجویانند.06.10.2008

بازداشت و آزادی دانشجویان معترض محروم از ادامه تحصیل


روز یکشنبه، ۱۴ مهر ماه (۵ اکتبر) حدود ۲۰ نفر از دانشجویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل در برابر مجلس شورای اسلامی گرد آمدند تا صدای اعتراض خود را به گوش نمایندگان مجلس برسانند. اما نیروهای انتظامی به آنها حمله کرده، پس از بازداشت و ضرب و شتم برخی از آنان، آزادشان کردند.
مصاحبه با ضیاء‌الدین نبوی، از دانشجویان بازداشتی روز یکشنبه، که فارغ‌التحصیل رشته مهندسی شیمی و محروم از ادامه تحصیل است.

دویچه وله: آقای نبوی، امروز چند نفر دانشجو بودید که جلوی مجلس رفته بودید؟

ضیاء‌الدین نبوی: امروز نزدیک به بیست نفر از دانشجویان محروم از تحصیل جلوی مجلس جمع شده بودند که اکثریت این دانشجویان یا ستاره‌دار بودند، که در این سه سال اخیر در مرحله کارشناسی ارشد محروم از تحصیل شده‌اند، یا حکم تعلیق خورده بودند، یعنی احکام سنگین تعلیق سه ترم، چهار ترم، شش ترم داشتند.

دویچه وله: قصد دانشجویان چه بود؟ چه می‌خواستند بکنند؟

ضیاء‌الدین نبوی: مسئله‌ای که در واقع الان پیش آمده، این است که همه این دانشجویان، چه دانشجویان ستاره‌دار و چه دانشجویان تعلیقی، برای حل مسئله‌شان مراحلی را پشت سر گذاشته‌اند. یعنی همه آنان به دیوان عدالت اداری شکایت کرده‌اند و به وزارت علوم مراجعه کرده‌اند. آنها به همه مقاماتی که ممکن بود مسئله را به صورت قانونی و حقوقی حل کنند، مراجعه کرده‌اند. حتی به همین مجلس هم نامه‌نگاری شده، اما مجلس جواب نداده است. در دو سال اخیر دانشجویان با مجلس دیدار داشته‌اند و حتی از وزیر در مورد دانشجویان محروم از تحصیل سؤال شده است. اما هیچ مسئله‌ای حل نشده است. بخاطر همین دانشجویان تصمیم گرفتند که برای آنکه اعتراض خود را به وضعیت موجود و محرومیت از تحصیل نشان دهند، به جلوی نهادهای ذی ربط بروند و در آنجا تجمع و تحصن بکنند. این اتفاق یکبار دو هفته پیش در جلوی وزارت علوم افتاد و این بار همان دانشجویان با یک مقدار تغییر در ترکیب جمعیتی تجمع کردند تا یک مسئول پیدا بشود و بگوید که درد این بچه‌ها چیست. اما اتفاقی که افتاد این بود که نیروی انتظامی با اسپری فلفل و باتوم به جان بچه‌ها افتاد و آنان را به زور سوار مینی‌بوس کرد و بعد از یکی دو ساعت چرخاندن در سطح شهر، آزادشان کردند تا بروند.

دویچه وله: حین حمله به دانشجویان و گرفتن آنان چه دلیلی را برای عملکردشان عنوان می‌کردند؟

ضیاء‌الدین نبوی: هیچ دلیلی را عنوان نمی‌کردند. حتی یک نفر برای صحبت با دانشجویان نیامد. فقط به آنها گفتند که در اینجا ننشینید. اما دانشجویان مصرانه گفتند که باید بنشینند و این حق قانونی‌شان است. دفعه بعد با باتوم به سراغ بچه‌ها آمدند. هیچ گفتگویی در این بین شکل نگرفت. حتی عابرینی که می‌خواستند به پلاکاردهای دانشجویان نگاه کنند، از آنجا متفرق شدند. در واقع نیروی انتظامی حلقه‌ای کامل را دور دانشجویان زده بود تا کسی آنان را نبیند. حتی یکی از دانشجویان که می‌خواست از آنجا فیلم بگیرد، مورد ضرب و شتم واقع شد، دوربینش را به زور گرفتند و خودش هم بازداشت شد و پس از چند دقیقه در یکی از خیابانهای دگیر رهایش کردند.

دویچه وله: بنابراین هیچ کدام از مقاماتی که شما می‌خواستید ببینید و با ایشان صحبت کنید، یعنی نمایندگان مجلس، مطلع نشدند که شما به آنجا آمده‌اید؟

ضیاء‌الدین نبوی: بله. متاسفانه اتفاقی که افتاد این بود که قبل از اینکه خبرنگاران پارلمانی یا نمایندگان مجلس از جلسه بیرون بیایند، آنها برنامه خود را عملی کردند و در واقع دانشجویان محروم از تحصیل بیش از یک ربع یا بیست دقیقه نتوانستند در آنجا بنشینند. چون در واقع بسیار سریع اقدام کردند. مینی بوسی به آنجا آمد تا دانشجویان را به زور سوارش کنند و بروند. زمان‌بندی برنامه به گونه‌ای بود که دانشجویان قبل از بیرون آمدن نمایندگان بازداشت شوند و بعد از ییرون آمدن آنها آزاد بشوند. در فاصله‌ای که ممکن بود جلوی مجلس خبررسانی‌ای بشود یا با مسئولی صحبت شود، همه دانشجویان در مینی‌بوس بازداشتی‌ها بودند.

دویچه وله: و در آنجا مورد تهدید هم قرار گرفتند؟

ضیاء‌الدین نبوی: بله. چیزی بیش از تهدید بود. نه تنها به همه دانشجویان توهین شد، بلکه همه دانشجویان کتک خوردند. یعنی برای دانشجویان بدترین اتفاق ممکن رخ داد. نه تنها هیچ مسئولی نیامد، نه تنها اجازه ندادند که آنجا بنشینیم، نه تنها توهین کردند، ضرب و شتم هم کردند.

دویچه وله: دانشجویان امیدوارند که بتوانند با دیدار با نمایندگان مجلس دستاوردی داشته باشند و مشکلشان حل شود؟

ضیاء‌الدین نبوی: موضوع چندان بر سر این نیست که نمایندگان مجلس مسئله ما را حل کنند. ما از حقی قانونی که آن را از حقوق اولیه هر انسانی می‌دانیم، یعنی حق تحصیل، دفاع می‌کنیم. حتی اگر نماینده مجلس نخواهد مسئله ما را حل کند، ما به او این حق قانونی‌مان را تذکر می‌دهیم. این دیگر مسئله خودشان است و به وجدان و شرف خودشان برمی‌گردد که آیا نماینده مجلس هستند که مسئله ما را منعکس بکنند یا نه. چون مجلسی که نتواند از حقوق اولیه یک انسان، آن هم در دمکراتیک‌ترین کشور جهان به گفته آقای احمدی‌نژاد، دفاع کند، من دیگر اسمش را مجلس نمی‌گذارم. اگر مجلس به ما توجه نکرد، این مشکل ما نیست؛ مشکل خود آقایانی است که در آنجا نشسته‌اند. ما اگر آنها، چه وزارت علوم، چه هر کس دیگری که مسئول است، مسئله ما را پیگیری نکند، ما از اعتراض و پیگیری حق قانونی خودمان صرف نظر نمی‌کنیم و در هر جایی که نهاد ذی‌ربطی باشد، تجمع و تحصن می‌کنیم تا احتمالا پاسخ ما را بدهند، یا اگر هم می‌توانند همین پاسخ را بدهند که در شأن خودشان است.مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری - دوچه وله

http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,3691719,00.htm

ممنوع ورود شدن تعدادي از دانشجويان اصفهان به خوابگاه



از ورود تعدادي از فعالان دانشجويي دانشگاه اصفهان به خوابگاه ممانعت بعمل آمد ، اين دانشجويان که عبارتند از : عليرضا داودي ، مازيار معصومي ، علي اجاقي ، ارسلان صادقي ، بهزاد حکيمي نيا ، کاوه محمدي ، ابراهيم کتفمي بعضا در آغاز سال تحصيلي از سوي کميته انضباطي دانشگاه مذکور احکام متفاوتي از تعليق تا توبيج دريافت نموده اند .
شايان ذکر است جلسه تجديد نظر و رسيدگي به اعتراض دانشجويان مذکور به علل نامعلومي تاکنون برگزار نگرديده و دانشجويان نامبرده شده عليرغم شروع سال تحصيلي کماکان در بلاتکليفي به سر مي برند.فعالان حقوق بشر در ایران 04.10.2008

تجمع اعتراضی دانشجويان دانشگاه تبريز در اعتراض به بازداشت های دانشجويان هويت طلب


خبرنامه اميرکبير: روز شنبه گذشته دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه در اعتراض به بازداشت دانشجويان هويت طلب تبريز در تابستان و عدم آزادی آنها، در صحن دانشگاه تحصن تحصن کردند.

اين تحصن از مقابل دانشکده انسانی دانشگاه تبريز آغاز شده و دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فنی دانشگاه تبريز حرکت کردند.

به گزارش خبرنامه اميرکبير بر روی پلاکارها عباراتی همچون “دوستانمان را آزاد کنيد: سجاد رادمهر، فراز زهتابی، آيدين خواجه ای، امير مردانی، منصور امينيان، مقصود عهدی”، “قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليقا وار هوسيم”، “خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه….”، “حرف را بايد زد، درد را بايد گفت”، ” release our friend” نوشته شده بود.

دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه درآن جا نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه ای خطاب به رياست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پايان رساندند.

متن نامه ی قرائت شده دانشجويان به اين شرح است:

بسمه تعالی
رياست محترم دانشگاه تبريز جناب آقای دکتر علوی

با سلام

همچنان که مستحضريد دانشجويان دانشگاه تبريز سال تحصيلی جديد را در حالی آغاز می کنند که ۶ تن از دوستان و همکلاسی ها يشان در بازداشت به سر می برند. اين دستگيری ها از روز ۲۷ تير ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک، فراز زهتاب و آيدين خواجه ای-دانشجويان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امير مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافيا- و منصور امينيان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک- ادامه يافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت اين دانشجويان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.

دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستيزی، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آميز را چشيده با اين حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنين برخوردهايی نيز نتيجه ای جز افزايش نارضايتی در ميان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.

در اين ميان بازداشت های اخير با بی مهری و بی توجهی مسئولين دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمايت بر آمدن از اين دانشجويان نه کاری سترگ که حفظ شان و حيثيت دانشجو و دانشگاه است.

لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمنديم از تمامی توان و اختيارات خود برای آزادی هرچه سريعتر دانشجويان در بند استفاده نماييد.

با تشکر

رونوشت به:

نهاد نمايندگی رهبری در دانشگاه تبريز
رياست دانشکده ی مهندسی کامپيوتر و برق
رياست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی
رياست دانشکده ی فنی مهندسی مکانيک


02.10.2008

تجمع اعتراضی دانشجويان دانشگاه تبريز در اعتراض به بازداشت های دانشجويان هويت طلب



خبرنامه اميرکبير: روز شنبه گذشته دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه در اعتراض به بازداشت دانشجويان هويت طلب تبريز در تابستان و عدم آزادی آنها، در صحن دانشگاه تحصن تحصن کردند.
اين تحصن از مقابل دانشکده انسانی دانشگاه تبريز آغاز شده و دانشجويان ضمن سر دادن شعار و حمل پلاکارد در حمايت از دانشجويان بازداشت شده، به سمت دانشکده فنی دانشگاه تبريز حرکت کردند.
به گزارش خبرنامه اميرکبير بر روی پلاکارها عباراتی همچون “دوستانمان را آزاد کنيد: سجاد رادمهر، فراز زهتابی، آيدين خواجه ای، امير مردانی، منصور امينيان، مقصود عهدی”، “قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليقا وار هوسيم”، “خسته نشو ای من من، آخر جاده روشنه….”، “حرف را بايد زد، درد را بايد گفت”، ” release our friend” نوشته شده بود.

دانشجويان معترض با حرکت به سمت ساختمان مرکزی دانشگاه درآن جا نيز تجمع نمودند و در نهايت با قرائت نامه ای خطاب به رياست دانشگاه تجمع اعتراضی خود را به پايان رساندند.

متن نامه ی قرائت شده دانشجويان به اين شرح است:

بسمه تعالی
رياست محترم دانشگاه تبريز جناب آقای دکتر علوی

با سلام

همچنان که مستحضريد دانشجويان دانشگاه تبريز سال تحصيلی جديد را در حالی آغاز می کنند که ۶ تن از دوستان و همکلاسی ها يشان در بازداشت به سر می برند. اين دستگيری ها از روز ۲۷ تير ماه با بازداشت سجاد رادمهر- دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک، فراز زهتاب و آيدين خواجه ای-دانشجويان کارشناسی حقوق- آغاز شد و با بازداشت امير مردانی-دانشجوی مهندسی برق-، مقصود عهدی-دانشجوی جغرافيا- و منصور امينيان-دانشجوی کارشناسی ارشد مکانيک- ادامه يافت و با توجه به طولانی بودن مدت زمان بازداشت اين دانشجويان مهر ماه را از حضور در ساحت دانشگاه محروم مانده اند.

دانشگاه به عنوان قلب تپنده ی ظلم ستيزی، همواره طعم تلخ برخورد های قهر آميز را چشيده با اين حال هرگز تزلزلی در اراده ی حق خواهی خود راه نداده است. ادامه ی چنين برخوردهايی نيز نتيجه ای جز افزايش نارضايتی در ميان اقشار مختلف جامعه نخواهد داشت.

در اين ميان بازداشت های اخير با بی مهری و بی توجهی مسئولين دانشگاه همراه بوده است. بی شک در مقام حمايت بر آمدن از اين دانشجويان نه کاری سترگ که حفظ شان و حيثيت دانشجو و دانشگاه است.

لذا از شما به عنوان مقام اول دانشگاه خواهشمنديم از تمامی توان و اختيارات خود برای آزادی هرچه سريعتر دانشجويان در بند استفاده نماييد.

با تشکر

رونوشت به:

نهاد نمايندگی رهبری در دانشگاه تبريز
رياست دانشکده ی مهندسی کامپيوتر و برق
رياست دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی
رياست دانشکده ی فنی مهندسی مکانيک

30.09.2008


http://de.youtube.com/watch?v=5zfFI1t1DQ8&feature=related
دستور خامنه ای به اعمال خفقان و فشاربر دانشجویان و دانشگاه

جلوگيري از ثبت نام متحصنين دانشگاه زنجان



به سورنا هاشمي، بهرام واحدي و عليرضا فيروزي دانشجويان دانشگاه زنجان اجازه انتخاب واحد داده نشد. پيش از اين نيز سورنا هاشمي و بهرام واحدي مدتي را در بازداشت به سر بردند و عليرضا فيروزي نيز به دادگاه زنجان احضار شده بود.
به سورنا هاشمي و بهرام واحدي در مدت زمان بازداشت نيز نامه ي کميته ي انضباطي براي پاسخگويي در رابطه با ورود به دفتر معاون خاطي دانشگاه، دکتر حسن مددي ارائه شده بود و خواسته شده بود ظرف مدت سه روز دفاعيه خود را کتبي به کميته انضباطي دانشگاه ارائه دهند. اما هيچ نامه يا درخواستي مبني بر حضور و يا حکم آموزشي يا انضباطي به اين افراد ابلاغ نشده است.
اين در حالي است که در توافق نامه پاياني تحصن خرداد ماه سال جاري دانشگاه زنجان، رياست دانشگاه و نماينده شهر زنجان در مجلس شوراي اسلامي متعهد شده بودند هيچ برخورد آموزشي و انضباطي با دانشجويان مرتبط با تحصن صورت نگيرد.
متن نامه کميته انضباطي که به سورنا هاشمي و بهرام واحدي در زندان ابلاغ شده است به قرار زير است:
براساس گزارش واصله و شکايت خانم سيمين نجار تبريزي(همسر دکتر ممدي) ازشما در خصوص اتهام ذيل لازم است ضمن توضيح مشروح کامل واقعه 25/3/87 دفاعيه خود را به طور مکتوب تنظيم و ظرف مدت 3 روز پس از دريافت نامه به دبيرخانه کميته انضباطي بدوي دانشجويان دانشگاه زنجان ارسال يا تحويل نماييد.
موارد اتهام: يکي از عوامل اصلي طراحي، اجرا و انتشار واقعه غير اخلاقي 25/3/87 در دانشگاه

24.09.2008

گفتگويي بي پرده با مادر دردمند ابوالفضل جهاندار


دو سال از بازداشت ابوالفضل جهاندار از فعالان دانشجويي که مديريت سايتي خبري را نير بعهده داشت گذشت ، وي که عضو سابق انجمن اسلامي دانشگاه علامه و همچنين شوراي عمومي تحکيم وحدت بود در يک پروسه پرابهام و نقص قضائي براساس اتهامات غيرقانوني چون تلاش براي انقلاب مخملي،توهين به مسئولان و تبليغ عليه نظام به سه سال زندان محکوم گرديد . در آستانه دومين سال زندان نامبرده گفتگويي با مادر دردمند وي انجام داديم ، اين مادر دردمند در خانه روستايي خود در روستاي "لاشک" از توابع عباس آباد در شمال کشور اينچنين گفته هاي خود را آغاز نمود :

شما مي دانيد که در حال حاضر دو سال است که پسر من به جرم توهين به نظام زنداني است. اما پسرم اگر حرفي زد فقط يک انتقاد بود، توهين به نظام کارهايي است که بعضي اشخاص در کشور ما انجام مي دهند.
مثلا ما اول انقلاب شعار مي داديم که "استقلال، آزادي" و آزادي بيان يکي از شعارهاي ما بود. شعارمان اين بود که "جمهوري اسلامي ايجاد بايد گردد، زنداني سياسي آزاد بايد گردد" اين که الان امثال پسر من زنداني سياسي هستند آياخلاف وعده هاي نظام نيست؟ ، آيا آسيب به آبروي نظام نمي زند؟
اگر شاه زنداني سياسي داشت، 2500 سال سلطنت، دست به دست و نسل به نسل، موروثي شده بود ولي اين نظام خون هاي زيادي ريخته شد به پايش. اين نظام با صداي الله اکبر که آواي توحيد است آغاز شد و با شعار استقلال آزادي به پيروزي رسيد. يا اينکه مثلا "برادري، برابري، حکومت عدل علي". آيا علي مخالفان و يا منتقدان خودش را به زندان مي انداخت؟.
مگر علي نبود که ابن ملجم قاتلش بود، علي براش شيرفرستاد و گفت اين اسير شماست بخورد. اگر حکومت ما حکومت علي است، چرا پسر من را اينقدر زدند تا چند تا از مهره هاي کمرش آسيب ببيند؟ اگر حکومت ما حکومت علي است، چرا پسر من را براي مداوا نمي فرستند بيايد تا مداوا بشود؟. اگر حکومت ما حکومت علي است، ده ها نامه براي مسئولين دادم، چرا نامه هاي من همين طور بلاتکليف و بدون جواب ماند و فقط يک تلفن سرکاري به ما دادند.
بيش از هزار شخص صالح با هزار امضاء، که در ايران براي پيروزي در انقلاب و جنگ زحمت کشيده اند تقاضا کردند که به اين جوان آزادي مشروط بدهيد، تا حداقل براي مداوا به بيرون از زندان آورده شود! آيا حکومت عدل علي اين چنين حکومتي است؟ ماييکه اين همه زحمت کشيديم، طلاهاي گردنمان را براي جنگ فروختيم، تا ايران، تا وطن من جولانگاه دشمن نشود، فداکاري کردم، شوهرم را فرستادم "ماهان"، جنگ کرد تا آرتوروز گرفت و گفتند ديگر نمي تواني بجنگي و بايد خانه نشين شوي. الان کساني که جنگيدند از سگ و گربه ولگرد بي ارزش ترند، لااقل سگ و گربه وقتي اطراف خانه کسي مي گردند، يک غذايي به آن ها مي دهند. ولي من نه هيچ حقوقي دارم، نه هيچ درآمدي دارم، نه هيچ مزايايي، آيا حکومت علي اين است؟ آيا حکومت رسول خدا اين است که يک پيرمرد 70 ساله، يک پيرزن 65 ساله بروند در برابر قاضي تضرع کنند؟، قاضي با لحن بد و تند با آن ها صحبت کند و آن ها را ريشخند کند و بيايند بيرون، آيا قضاوت کار رسول خدا نيست؟ آيا در حکومت علي همچين چيزي بود؟
من الان 65 سالم است، بيش از پنجاه و خورده اي سال است که پاي خطبه هاي علما مي نشينم، از کرم وجود علي هر چي مي گويند کم گفته اند. ولي چنين رفتارهايي را در حکومت علي سراغ ندارم. اين که به جرم توهين به نظام گرفتنش، توهين به نظام نيست، تنها يک انتقاد بوده است، چون شعار ما استقلال و آزادي بود. يک نفر مي رود و سرقتي انجام مي دهد، چند ماه در زندان مي ماند و سپس عفو مشروط مي خورد و روز در خيابان قدم مي زند و شب دوباره دنبال کارهاي سابق خود مي رود. کجاي قانون، کجاي دين، کجاي وجدان، گفته اند که يک جوان که با خونابه جگر بزرگ شده است، در زندان بماند و مني که نه وضع ماليم، نه وضع فيزيکيم اجازه نمي دهد از شمال بيايم به تهران و به ديدن پسرم بروم، مثل يعقوب چشم به در دوخته ام و دست به آسمان الهي بلند کرده ام که به داد من برسد، خدا که ماشاالله آنقدر صبرش زياد است که نمي دانم کي مي خواهد به داد من برسد!
آيا حکومت علي اين چنين بوده است؟ آيا دادگاه انقلاب بايد اين چنين با من برخورد کنند؟ آخر من چه کار کرده ام که بايد تحقير بشوم، آيا حکومت علي اين چنين بود؟ مگر رسول الله (ص) نبودند که به ايشان توهين مي کردند، حرف بد مي زدند، شکمبه ي شتر روي ايشان مي ريختند، فردا زن يهودي مريض مي شود و حضرت به عيادت ايشان مي رود، آيا رسول الله چنين کارهايي با پيروان خودشان مي کردند؟ اگر چهار روز بگويم کم گفته ام، درد دل من آنقدر هست که ديگر گفتنش فايده اي ندارد.

-در حالي که بيش از نيمي از دوران حبس فرزندتان گذشته است، طبق قانون بايد با استفاده از آزادي مشروط، آزاد شود. چرا آزادشون نکرده اند؟

عرض من هم همين است، هزار نفر امضا کرده اند براي آزادي مشروط پسرم، گفته اند که او مريض است، چند تا از مهره هاي کمرش آسيب ديده است، بيايد درمان شود و اگر بازهم اصرار داريد ميتواند سپس براي ادامه حبس برود. شما اگر مي توانيد از طريق هر رسانه اي صحبت هاي من را به گوش مسلمانان، به گوش مومنان، همين مومنان و مسئولين، مجلس خبرگان، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و ... برسانيد، مي دانم گوش مي کنند و صداي من را مي شنوند. خودشان مي دانند که حضرت رسول فرموده اند که حکومت با کفر باقي مي ماند ولي با ظلم نه، آن هايي که اين را مي دانند چرا ظلم در حق من بيچاره مي کنند. هر کسي من را مي بيند، فقط از خدا عدالت مي خواهد، عدالت!. مي گويند، فلان کس، هروئين و حشيش داشته است و بعد از يک هفته آزاد شده است، چرا فرزند تو آزاد نشده؟

-به شما اجازه ملاقات مي دهند؟ آيا اجازه تماس تلفني با منزل دارد؟

تلفن مي زند، ولي ملاقات اگر هم بدهند، من و پدرش وضع مالي و فيزيکي مناسبي براي رفتن نداريم، فقط يک بار رفتم که قاضي را ببينم، آن هم آنقدر تحقير شدم و آنقدر توهين به من شد که ديگر نرفتم.
من در کشوري زندگي مي کنم که ثروتمندترين کشور در آسيا است، معدن طلا و سنگ و نفتي که ايران دارد هيچ کجا ندارد، آيا درست است که کشور من نفت را هر بشکه چند دلار بفروشد، خاويار را هر گرم چند دلار بفرشد، ولي من با سختي زندگي کنم و دو سال رنگ پسرم را نبينم، آيا حکومت علي اين است؟ آيا اين کار توهين به اسلام و نظام و خون شهدا نيست؟ مي خواهم مردم ايران، مسلمين ايران، خانواده شهدايي که عزيزشان را داده اند در راه ايران، آن ها قضاوت کنند. فعالان حقوق بشر در ایران 31.08.2008

ممانعت از ديدار امير مرداني دانشجوي دانشگاه تبريز با خانواده اش


پس از تماس تلفني امير مرداني با خانه در صبح روز جمعه پيش، از طرف نهاد های امنیتی به والدين وي گفته شده بود كه آنها ميتوانند صبح روز شنبه، به هنگام تحويل لباسهاي زير درخواستي امير، با وي ديدار كنند.
ماموران امنیتی در مواجهه نخست با آنان، منكر اين موضوع و حتي دستگيري امير مرداني مي شوند، اما در نهايت با چندين ساعت منتظر نگهداشتن والدينش و اصرار آنها، به آنان مي گويند كه به دلايلي نامشخص از انجام اين ديدار معذور هستند.
ظاهراً ديروز قرار بوده كه وي به اتاق بازجويي و شكنجه زندان تبريز نيز منتقل شود كه البته اين قرار هم باز به هم خورده است. وزارت اطلاعات هم با بهانه تعطيل بودن امروز يكشنبه، از پاسخگويي به والدين امير مرداني امتناع مي ورزد و از سرگيري كار را به روز دوشنبه مؤكول نموده است.
از سويي ديگر تلاش هاي نهاد های امنیتی جهت دستگيري دانشجويان ديگري از دانشگاه تبريز، همچنان ادامه دارد. در اين چند روز اخير، ماموران امنیتی با حمله غافلگيرانه به خانه هاي دوتن از دانشجويان دانشگاه تبريز در شهرهاي تبريز و خوي، خانه هايشان را مورد تفتيش قرار داده، وبه دليل حضور نداشتن آنها در خانه، موفق به دستگير شان نشده اند. گفتني است خانه هاي دانشجويان مذكور، هم اكنون تحت كنترل نيروهاي امنيتي رژيم قرار دارد
منبع: تبریز پیگیری بلوک
19.08.2008

براي چهارمين مرتبه ، تعويق دادرسي دو دانشجوي دربند


صباح نصري و هدايت غزالي دو دانشجوي دربند، که بيش از چهارده ماه است در زندان به سر مي برند، براي چهارمين مرتبه صبح روزجاري از زندان به شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران انتقال يافتند. با اين حال قاضي سادات با عدم حضور خود در دادگاه مانع از رسيدگي به پرونده و اتهامات اين دو فعال دانشجويي براي مرتبه چهارم در عرض چهارده ماه گذشته شد. متاسفانه تعويق مکرر دادرسي عاملي در جهت تداوم بازداشت و بلاتکليفي زندانيان سياسي گرديده است.
اين دو دانشجوي زنداني سال گذشته توسط نيروهاي امنيتي به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق فعاليت در نشريه دانشجويي روژامه و شرکت در مراسم پاسداشت زبان مادري دستگير گرديدند. گفته ميشود اين دو دانشجو در حالي چهارده ماه در بازداشت به سر مي برند که در صورت محکوميت بر اساس اتهام تبليغ عليه نظام ، حداکثر به يکسال زندان محکوم خواهند شد

16.08.2008

نسل کشی حکومت جنایت پیشه اسلامی وابسته به استعماررا فقط با ریشه کندن اسلام سیاسی و حکومت متعلق به آن میتوان سد کرد. حکومت وابسته ،دزد و تبهکار که فقط با شکنجه و قتل بر اریکه قدرت تکیه زده است را در کلیت آن باید برانداخت .رژیم وابسته به استعمار را قدرتهای متعددی برای چپاول و غارت ایران حمایت میکنند.برای قدرتهای حامی رژیم اسلامی ، حقوق بشر و ارزش های آن در ردیف آخر است چرا که منافع اقتصادی قدرت های استعماری بر همه چیز ارجهیت دارد.براندازی یک پارچه جنایتکاران از اریکه قدرت وظیفه ملی و میهنی همه اقشار در ایران است . . حزب سوسیال دمکرات ایران

حبیب الله لطیفی دانشجوی سنندجی به قتل حکومتی (اعدام) محکوم شد


حبيب الله لطيفي دانشجوي حقوق دانشگاه ايلام ، 26 ساله و ساکن سنندج که در مهرماه سال گذشته بازداشت گرديد بود به اعدام محکوم گرديد
اين دانشجوي سنندجي 26 ساله و فعال مدني که سابقه عضويت در جمعيتهاي مدافع حقوق بشر را نيز داراست متهم به هواداري از گروه محارب گرديده است ، حکم صادره روز جاري به آقاي نعمت احمدي وکيل مدافع نامبرده ابلاغ گرديد، شايان ذکر است آقاي لطيفي در زمان بازداشت خود و در اداره اطلاعات شهر سنندج مورد بدرفتاري و شکنجه قرار گرفته است به طوريکه وي به خونريزي کليوي و ناراحتي ريوي مبتلا گرديد و همچنين بيماري برونشيتي که نامبرده از کودکي مبتلا و در آستانه بهبودي قرار گرفته است مجددا در شرايط سلول انفرادي رو به وخامت گرائيده است.
نامبرده مدتي را بر اثر شکنجه هاي وارده در بيمارستان تامين اجتماعي سنندج بستري گرديده بود. با صدور حکم اعدام حبيب الله لطيفي در طي روزهاي اخير فعالان سياسي و مدني محکوم به اعدام شده در کردستان به سه تن افزايش يافت دو محکوم ديگر انور حسين پناهي و ارسلان اوليايي نام دارن
حبيب الله لطيفي دانشجوي حقوق دانشگاه ايلام ، 26 ساله و ساکن سنندج که در مهرماه سال گذشته بازداشت گرديد بود به اعدام محکوم گرديد .فعالان حقوق بشر در ایران 12.08.2008

دانشجو مهدی خدایی آزاد شد


مهدي خدايي مسئول واحد دانشجويي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه آزاد شهر ري ، صبح روز جاري با توديع وثيقه تعيين شده از سوي دادگاه از بند 209 زندان اوين آزاد شد.
اين فعال دانشجويي و مدافع حقوق بشر که در تاريخ 13 تيرماه سال جاري و در منزل مسکوني خود توسط نيروهاي امنيتي بازداشت گرديده بود مدت 37 روز را در بند 209 زندان اوين به سر برد ، وي در اين مدت از امکان تماس تلفني و ملاقات محروم بوده است .
شايان ذکر است سلمان سيما ديگر فعال دانشجويي دانشگاه آزاد نيز همزمان با مهدي خدايي با توديع وثيقه از زندان اوين آزاد گرديد.فعالان حقوق بشردر ایران 10.08.2008

بيانيه/ به سرکوب دانشجويان پايان دهيد



موج جديد برخورد با فعالان دانشجويي با آغاز تعطيلات دانشگاهي از تاريخ 13 تيرماه سال جاري آغاز و همچنان فزاينده و نگران کننده ادامه دارد . در موج جديد برخوردها تاکنون بيش از 28 دانشجو طعم تلخ زندان را چشيده اند و هم اکنون 21 دانشجو به نامهاي : محمد هاشمي، بهاره هدايت، سلمان سيما، مهدي خدايي و مجيد اسدي (تهران) ، فرزام الهي پرست، فرزاد حسن‌زاده، محمد زراعتي، اشکان آرشيان، مجتبي عمادپور (مشهد) ، داريوش حاتمي، آيدين خواجه‌اي، فراز زهتابي ، سجاد رادمهر،پيمان غلامي،علي عبدالله زاده(تبريز) ، پيام شکيبا، آرش رايجي ، حسن جنيدي (زنجان) ، ودود اسدي (اردبيل) و عابد توانچه که براي سپري نمودن 8 ماه حبس تعزيري راهي زندان اراک گرديد ، دربند بي عدالتي و نقض قانون گرفتارند.
مشترکا اتهامات تمامي دانشجويان مذکور منحصر به فعاليتهاي دانشجويي ميباشد اما برخوردهاي اخير با دانشجويان به لحاظ جنس متفاوت و تنوع گرايشات بازداشت شدگان نيت دستگاه امنيتي براي سرکوب و ايجاد رعب و وحشت در فضاي دانشگاه را بازگو مينمايد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران اعتقاد دارد روند تحقق دموکراسي و جامعه پويا در ايران تنها در صورت حضور همه جانبه جريانات اجتماعي و فعالان دانشجويي حاصل خواهد شد از اينرو ضمن محکوم نمودن سرکوب و بازداشت گسترده دانشجويان و تلاش براي منفعل نمودن و دور کردن اين قشر پيشرو از معادلات اجتماعي ، آزادي فوري و بي قيد و شرط دانشجويان بازداشت شده را خواهانيم و اميدواريم با درک صحيح جايگاه دانشگاه و دانشجو مسئولان مربوطه به برخورد با عاملان هتک حرمت و افرادي که باعث جريحه دار شدن افکار عمومي در اين باب گرديده اند بپردازند.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - 4 مرداد ماه 1387 برابر با 25-07-

2008

بازداشت محمد هاشمی دبیر تشکیلات تحکیم و بهاره هدایت از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم


حنیف یزدانی بازداشت دو عضو شورای مرکزی را محکوم کرد.
ادوارنیوز: عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت دو عضو شورای مرکزی ،فعالین دانشجویی اتحادیه و ادامه بازداشتهای دانشجویی سازمان یافته اخیر را محکوم کرد.
حنیف یزدانی در گفتگو با ادوار نیوزضمن اعتراض به بازداشت فعالان دانشجویی ، خواستار رعایت حقوق شهروندی دانشجویان و همچنین پاسخگویی نهادهای مسوول در قبال هجوم امنیتی به دانشگاه شد. وی در این رابطه گفت«حقوق شهروندی در قانون تعریف شده است و رعایت آن توسط مسولین و نهاد های امنیتی لازم است. بر این اساس مسائلی نظیر رعایت قانون در بازداشت شهروندان و مسائلی نظیر ملاقات با وکیل ، قرار نگرفتن در سلول انفرادی ، حضور در دادگاه به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه و... حقوق ابتدایی و حداقلی بازداشت شدگان هست و ما انتظار داریم که توسط مسولین امر به رسمیت شناخته شوند.»

عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در باره بازداشت آقای محمد هاشمی دبیر تشکیلات تحکیم و خانم بهاره هدایت از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم گفت « این دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در چارچوب فعالیت های این مجموعه فعالیت داشته اند ،فلذا توجه به این مساله که فعالیت های دفتر تحکیم وحدت کاملا شکل علنی و مدنی دارد،طرح اتهامات بی پایه واساس که با واقعیت حرکت اعضای این مجموعه بر مدار شیوه های مسالمت جویانه شفاف در تعارض است و از اینروانتظار این است که اگر فعالیت یا اقدامی ازاین اتحادیه مورد سوال وپرسش نهادی قرار دارد، با رعایت قانون واز طریق احضار رسمی به دادگاه صورت گیرد. واین امر با توجه به این که کلیه اعضای شورای مرکزی و بخصوص آقای هاشمی و خانم هدایت پروند مفتوح در دادگاه انقلاب دارند، برای تصمیم گیران ومتولیان بازداشت ها امکان پذیر و طبیعی محسوب می شود.»

یزدانی در باره اتهام هایی نظیر « ارتباط با گروهک های ضد انقلاب خارج از ایران» و جاسوسی که از موارد اتهامی دو عضوبازداشت شده دفتر تحکیم وحدت است بیان داشت :« در سالهای گذشته نیز در ارتباط با افرادی نظیر آقای سلطانی اتهام جاسوسی مطرح شد که در انتها ایشان تبرئه شدند.» یزدانی در این باره اضافه کرد :« با توجه به اینکه هاشمی و هدایت در فضای دفتر تحکیم فعالیت می کردند ، طرح اتهام هایی بی ربطی نظیر« ارتباط با گروهک های ضد انقلاب خارج از ایران» هیچ مبنای حقوقی وقانونی ندارد واز سوی دیگر با توجه به اینکه شکل بازداشت این افراد و رعایت نشدن قانون وجنبه حقوق بشری مسئله در نحوه بازداشت، متأسفانه این شائبه و نگرانی را به وجود می آورد که در ایام تعطیلی دانشگاه ها در تابستان، عده ایی بخواهند طی سناریویی با فعالان دانشجویی برخورد کنند .»



عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم درادامه افزود « بعد از گذشت بیش از یکسال از بازداشت سه دانشجوی زندانی دانشگاه پلی تکنیک آقایان احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان به بهانه ی انتشار نشریات جعلی ، داشجویان انتظار داشتند که با آزادی آنها تا حدی بر زخم های کهنه دانشگاه مرهمی بگذارند ولی متاسفانه در روزهای گذشته با بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان فعالین تحکیم در شهرستانها نه تنها این سه دانشجوی در بند، هنوز اسیر و محبوس اند بلکه آمار دانشجویان بازداشتی روند فزاینده ای داشته است.»

یزدانی در این باره گفت «هم اکنون در کنار بازداشت دو عضو شورای مرکزی دانشجویانی فعال از دانشگاههای مختلف نظیر: علی صابری ،علی قلی زاده،محمد احسانی،اشکان آرشیان،سلمان سیما،مهدی خدایی،مجید اسدی،محمد میزبان،رضا عرب،مجتبی عمادپور،محمد زراعتی وفرزاد حسن زاده بی آنکه مبنای قانون و رعایت حقوق در موردشان صورت گرفته باشد با بی خبری وضعیت شان و در زندان بسر میبرند .» وی افزود :از آنجا که اکثر این دانشجویان نمایندگان دانشجویان دانشگاههایشان هستند لذا برخورد با آنها برخورد با یک فرد نیست. در این میان بازداشت دانشجویان خوشنامی نظیر علی قلی زاده سخنگوی انجمن شاهرود و از اعضای موثر تحکیم، رضا عرب و علی صابری دبیر سابق انجمن پلی تکنیک که سال گذشته نیز در پی انتشار نشریات جعلی بازداشت شد ند که طبیعتا بازداشت این دانشجویان به علت عملکرد مطلوب دانشجویی و به خاطرداشتن روابط گسترده در میان دانشگاههای مختلف،برای نهادهای بازداشت کننده بی هزینه نخواهد ماند.

مسئول کمیته فرهنگی و اجتماعی تحکیم در باره نگاه امنیتی و پرخاشجویانه دولت به دانشگاه و دانشجویان گفت: «از اغاز روی کار آمدن دولت نهم ، اصل بر ساکت کردن دانشگاه به هر شیوه ایی و حتی با توسل به شیوه های سرکوبگرانه گذاشته شد و درست به همین دلیل بود که فضای فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی دانشگاه به صورت رسمی با از بین بردن نشریات دانشجویی مستقل ، انجمن های اسلامی ، کانون های فرهنگی و صنفی و... تقریبا رو به تعطیلی گرایید. با این وجود دانشجویان و بدنه خودجوش دانشجویی که انسداد و فضای بسته حاکم را نپذیرفتند در راستای حقوقشان به صورت مدنی دست به اعتراض بردند.» وی با بیان اینکه بازداشت های اخیر نتیجه این مقاومت ها است افزود :« همچنين در ماه گذشته بخصوص در اردیبهشت وخرداد، شاهد شکل گيری اعتراضات و تجمعات گسترده دانشجويی در دانشگاه زنجان، دانشگاه تربيت معلم، دانشگاه شيراز، مازندران و ساير دانشگاه ها بوديم که اين تجمعات گر چه به صورت صنفی، خودجوش و کاملا دانشجويی بوده، اما رویکرد تصميم گيران به تحرکات و اعتراضات دانشجویی، کاملا امنيتی است و درصدد هستند با امنيتی جلوه دادن هر گونه اعتراضی، با آن برخورد کنند تا بر اساس منطق خود از ادامه این اعتراضات دانشجویی جلوگیری کنند. از سوی دیگر این بازداشت در شرایطی که دانشگاه در تعطیلات تابستانی هستند به نوعی تسویه حساب با دانشجویان فعال ومنتقد در جهت سیاست "النصر و بالرعب " است.»

وی با توجه به بازداشت آقایان سلمان سیما ومهدی خدایی دو دانشجوی دانشگاه آزاد نیز در آستانه 18 تیرماه افزود:« این نگاه پرخاشجویانه و امنیتی تا انجا گسترده شده است که فعالین دانشجویی دانشگاههای آزاد نیز که خواستار فعالیت های حداقلی در حوزه دانشگاه آزاد هستند نیز تحمل نمی شوند.»

این عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با توجه به حجم زیاد بازداشت های اخیر دانشجویی خواستار اتحاد همه دانشجویان بر محور آزادی همه دانشجویان دربند شد.

حنیف یزدانی در خاتمه ضمن محکوم کردن تمامی بازداشت ها خواستار آزادی سریع تر همه دانشجویان زندانی شد.

تجزیه طلبی در شورای دفتر تحکیم وحدت؟


یکی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بر اساس پروژه ای که این دفتر در سالهای اخیر بدست گرفته ا ست مطلبی تحت عنوان " جنبش دانشجویی و مسئله قومی " را نگارش نموده که در این مطلب و سلسله مطالب و رفتارهای این خط فکری در سالهای اخیر رگه هایی از جهان وطنی و بی اعتنایی به حفظ تمامیت ارضی دیده میشود.

سالهاست در سایت ها و نوشته های خود واژه فعال هویت طلب را مطرح می نمایند ، با افراد تجزیه طلب جلسه و میتینگ برگزار می کنند و با نوشته های خود و بیانیه های جهت دار پروژه ملت سازی را دنبال میکنند .

برخی از این افراد در جلسات خود به دنبال حذف یکی از بندهای موجود در اساسنامه تحکیم وحدت که حفظ تمامیت ارضی است تلاش میکردند و برای مطرح ساختن خود با توجه به مشکلات درونی واختلافات وسیع و عدم اقبال در بدنه دانشجویی ، با دانشجویان شناخته شده کرد و ... همکاری می نمایند .

برخی از این دوستان در تحکیم وحدت در جلسه یا جلساتی از همکاری با نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی پشتیبانی کرده و صراحتا خواستار همکاری و همفکری با این نیروها بوده اند و همانگونه که می بینیم پروژه قومیت ها در این دفتر پس از آزادی اعضای شورای مرکزی آن شدت گرفت .

در این مطلب کوتاه تنها بیان چند نکته را ضروری میدانم و ضمن آن هشدار به این دوستان که اگر به واسطه رفتار شما کوچکترین اتفاقی برای کشور رخ دهد یا خونی به ناحق توسط هر رژیم مستبدی ریخته شود شما نیز در آن شریک خواهید بود .

در گستره ایران پهناور که با تکثر اقوام شبیه به یک موزائیک گردیده ، قرنهاست نه تنها جنگ ها و درگیریها در بین اقوام و حکومت مرکزی وجود نداشته است (بجز آذربایجان و کردستان با حمایت آشکار بیگانگان ) بلکه در حفاظت از ایران در طول مرزهای این کشور ، تمامی اقوام متحد ایستادگی و مقاومت نمودند تا تعرضی به مرزهای ایران صورت نگیرد . کردهای دلاور ایرانی در مرزهای شرقی بعنوان سربازان و سرداران وطن ، حافظان مرزهای ایران بوده اند و همواره شجاعت و دلاوریهایشان زبانزد بوده و هست ، در جنگ بین اعراب و ایران نیز آذریها و کردهای ایران هیچگاه صحنه و میدان جنگ با تازی را خالی نگذاشتند .

در ایران هیچگاه تبعیذ قومیتی وجود نداشته است و تنها فشار و تبعیذ بر روی مردم بر اساس مذهب آنان است ، مناطق غیر شیعه محدود به کردستان و سیستان و بلوچستان نیست در خراسان جنوبی و شمالی و بخش های ترکمن نشین شرایط زندگی و فشار تنها بدلیل مذهب این اقوام چنان است که به جرات می توان گفت در هیچ نقطه از ایران چنین شرایطی وجود ندارد .در اکثر بخشهای مرزی ایران که دارای مذهب سنی هستند هیچگاه در طول تاریخ از مذهب خود دست برنداشته اند و حتی در دوران صفوی که همه ایران به ضرب شمشیر پادشاه وقت به مذهب شیعه گرویدند در جنگهای خونین مقابل حکومت مرکزی ایستادند و در صورت شکست به خارج از ایران می گریختند و پس از آرام شدن فضا دوباره به کشور خود ایران باز میگشتند .

در بخشی از نوشته ایشان اشاره به چهار بخش از کشور ( آذربایجان ، کردستان ، سیستان و بلوچستان و خوزستان ) شده است . دو استان آذربایجان و خوزستان هیچگاه و در هیچ شرایطی تحت ستم قومیتی و مذهبی نبوده اند و حتی در هزار سال اخیر بجز دوران زندیه حاکمیت به دست ترک زبانان بوده است و اینک نیز در تمامی ارکان قدرت دارای مقامات ارشد و ذی نفوذ می باشند . در خوزستان نیز اگر گذری به آنجا داشته باشید متوجه خواهید شد که خوزستان و مردمش به لحاظ اجتماعی و اقتصادی و حتی صنعتی در شرایطی بهتر از برخی استانهای دیگر دارد و به هیچ عنوان تحت ستم قومیتی قرار ندارد و صدایی که از این دو بخش شنیده می شود صدای تجزیه طلبان پان ترک و پان عرب است حال چرا نگارنده مطلب " جنبش دانشجویی و مسئله قومیت " این دو بخش را نیز به مطلب خود می افزاید جای تامل دارد و نشان می دهد که برخی از اعضای دفتر تحکیم وحدت به دنبال پروژه ای خطرناک بوده که از آن تنها غرب و جمهوری اسلامی سود می برند .

در خصوص واژه هویت طلب قبلا مطلبی نگاشته ام که عینا در ذیل می آورم و به آن تنها این نکته را می افزایم که مگر این افراد تا به حال بی هویت بوده اند که اینک به دنبال هویت هستند و شما با این واژگان به دنبال ساختن هویتی غیر از هویت ایرانی برای این اقوام هستید .



تنهاهويت ، هویت ملي است



در این روزها واژگاني در ادبيات سياسي و مدعيان سياسي ورزي شكل گرفته كه ساليان دراز روشن فكران و ملي‌ترين افراد كشور اين ادبيات را نه تنها بر نتافته‌اند بلكه آنرا ريختن آب به آسياب دشمنان كشور از جمله گروه‌هاي تجزيه طلب و غرب می دانستند و همواره براي جلوگيري از رواج اين واژگان تلاش خستگي ناپذير نموده‌اند. با توجه به افزايش اين ادبيات لازم است گروه‌هايي كه خود را بعنوان تشكيلاتي سياسي و معتقد به تمامیت ارضي ايران مي‌دانند كمي تدبير به خرج داده و ادبياتي همچون فعال هويت طلب و يا ملت‌هاي‌ايران را از نوشتار و بيانيه‌هاي خود حذف نمايند تا زمينه ساز اتفاقات و حوادث رخ داده مانند حوادث برخي كشورهاي حتي اروپايي که دوچار تجزیه و فروپاشی شدند نگردند . در ذيل به توضیح برخي از اين واژگان و نتايج حاصل از آن مي‌پردازيم شايد بهانه‌اي گردد دوستان فعال ما در عرصه‌هاي مختلف كه بارها و بارها مدعي شده‌اند تمامیت اراضي جزء خطوط قرمز آنان مي‌باشد ادبيات خود را تغيير داده تا در آينده به همين دلائل نزد ملت و تاريخ سرافكنده نباشند .

تشكيل و بوجود آمدن ملت همواره به روند تكاملي جوامع بشر در طول قرنها وابسته است و در اين تكامل انسانها با يافتن وجوه مشترك مانند نحوه زندگي ، فرهنگ و اخلاقيات منحصر ، نژاد و . . . در يك منطقه مشخص جغرافيايي گرد هم مي‌آيند و يك ملت را تشكيل مي‌دهند و در ادامه اين تكامل و تبادل پاره فرهنگ‌ها كه زماني طولاني را در بر مي‌گيرد دگرگوني‌هاي بسياري رخ مي‌دهد و در اين دگرگوني‌ها اجتماع از گروه به طايفه سپس به قبيله و پس از اتحاد قبايل به قوم و از قوم به ملت و سپس به ملت دولت تبديل مي‌گردد اين جريان و پروسه طولاني در علوم جامعه شناسي و مردم شناسي به تكامل اتنیكي مصطلح است . در اين راه پر فراز و نشيب تشكيل ملت با توجه به مسائل و رخدادهاي اين دوران و با در نظر گرفتن مرز شناخته شده جغرافيايي فضا براي اتحاد همچنان قوي‌تر و انسجام بين اقوام مستحكم‌تر مي‌گردد تا اين مرز و وطن با كنار هم قرار گرفتن و مبارزه بتواند يكپارچگي خود را حفظ نمايد هماهنگونه كه در طول تاريخ با اتحاد بين اقوام متفاوت جنگ‌هاي خونين بين مهاجمين به خاك و مدافعين از آن صورت ‌گرفته است .

در هر حال هويت ملي در هر نقطه از جهان زماني خلل ناپذير مي‌گردد كه هم نژادي در بين اقوام در يك ملت نيز وجود داشته باشد كه خوشبختانه مناطقي از كشور عزيزمان ايران كه در قرن اخير زمزمه‌ها و رفتارهاي تجزيه طلبانه در آنها وجود دارد از ناب‌ترين نژاد آريايي يعني قوم ماد مي‌باشند ولی متاسفانه برخي كاملاً مغرضانه و با اهدافي كاملاً مشخص در تضاد با منافع ملی در جهت اهداف غرب و حاکمان مستبد جمهوری اسلامی اقدام به هويت سازي‌هاي دروغين نموده و خود را غير آريايي و از ساير نژادها معرفي مي‌نمايند . در هر صورت نقش غرب و استعمار در این جريان بسیار پررنگ و ماثر بوده است بعنوان نمونه رفتار كشور شوروي در تمام دوران تشكيل دولت و علي‌الخصوص در سالهاي پس از 1320 در ايران (آذربایجان ) و يا مي‌توان به مصاحبه لري گينگ در سي‌ان‌ان با نوه وینسون چرچیل رجوع كرد كه عنوان داشت پدر بزرگم هميشه افسرده و ناراحت بود از اينكه چرا نتوانست كشور كردستان را تشكيل دهد و باز هم مي‌توان نمونه‌هاي تاريخي فراواني از بحرين ، هرات ، بلوچستان مثال زد و يا حتي تلاش بريتانيا براي جدا كردن خوزستان از ايران و چپاول نفت آن را عنوان نمود در هر حال در صورت تعریف هویت ملی بر اساس منافع و مصالح کشور و مردم و همچنین یک ملت متحد بسیاری از دست درازیها به مرزهای کشور و شیطنت های خائنین داخلی با اتحاد ملت خنثی میگردد.

تعاريف متفاوتي از ملت توسط جامعه شناسان و دانشمندان مطرح گرديده هيومز می گوید : ملت تجمع افراد است كه در طول زمان خصايل مشترك پيدا كرده‌اند و ج – ستالين تعريف قابل توجيهي در خصوص ملت ارائه مي نماييد ( ملت اشتراك پايداريست از افراد كه در اثر عوامل تاريخي تركيب يافته و براساس اشتراكات زيرين پديد آمده است : اشتراك سرزمين ، اشتراک نژادی ، اشتراك زندگي اقتصادي و اشتراك زبان كه به صورت اشتراك در خصوصيات ويژه فرهنگ ملي متجلي مي‌گردد .

هويت ملي از مباني و مبادي اصلي مفهوم كشور – ملت است . اجزاء تشكيل دهنده هويت ملي را بايد به عنوان ساختارها و سازه‌هاي همبستگي كه بنيادهاي اساسی تشكيل دهنده و مشروعيت بخش به يك كشور را تشكيل مي‌دهد قلمداد كرد . امروزه در جهان بيش از 150 كشور داراي اقوام متفاوت يا چند قومي مي‌باشند كه با قوام بخشيدن به عناصر مورد اشاره در هويت ملي در كمال آرامش در كنار يكديگر مي‌زی اند و يك كشور ملت را تشكيل داده‌اند كنگره ملي آفريقا تحت رهبري نلسن ماندلا در منشور 1951 ، آزادي كامل آفريقاي جنوبي و سقوط رژيم آپارتاید را مطرح نمود و در آن تاكيد گرديد كه آفريقاي جنوبي بايد توسط خود مردم آفريقا اداره گردد و همه اقوام ساكن آفريقا بايد در برابر قانون مساوي باشند ، همه مردم و باشندگان آفريقاي جنوبي بايد در حاكميت سهيم باشند تبليغ در جهت برتري نژادي و قومي قانوناً جرم اعلام گرديد . مردم آفريقاي جنوبي بعد از پيروزي در مبارزات خود بر ضد آپارتاید به انتقام گيري از همديگر متوصل نمي شود بلكه با مصالحه ملي راه ملت واحد آفريقاي جنوبي در پيش گرفته مي‌شود . همانگونه كه در طول اين نوشته مطرح گرديد عموم كشورهاي جهان كه داراي ملتي چند قومي مي‌باشند با معرفي تنها يك هويت بعنوان هويت ملي باتمام توان در جهت حفظ يكپارچگي و وحدت ملت و كشور تلاش مي‌نمايند اما در اين ميان كشورهايي بوده‌اند كه با پذيريش وجود ملت‌ها در درون كشور و نفوذ بيگانگان يكپارچگي خود را از دست داده و حتي در اندك زمان قابل تصور ملت‌هاي معرفي شده كه با اينگونه تعاريف رشد كرده و شكافي عميق در جامعه ايجاد نموده تبديل به يك كشور ملت شده‌اند .

سياست ورزان و فعالين سياسي كشور بايد متوجه اين خطر بزرگ در جهت از دست دادن يكپارچگي كشور با استفاده از واژگان نادرست و محرك و همچنين تقويت گروه‌هاي تجزيه طلب با این واژه ها باشند و تنها هويت شناخته شده با احترام تمام به كليه اقوام ، فرهنگ‌ها و مذاهب و همچنين تقويت و انسجام بين آنها هويت ملي که انسجام بخش ملت است را معرفي نمايند .

حمید رضا خادم

14.07.2008

رژیم وابسته به استعمار اسلامی بجای تقویت علم و دانش و بالا بردن سطح علم و پژوهش در دانشگاه ها این مراکز را به گورستان مبدل میکند تا شکوفائی وتخیل علمی جوانان را با افسردگی ،نا امیدی به جهان هستی در دانشگاه ها گرفته و سد کند. احداث محل هایی تحت عنوان “پردیس شهدا” در ۱۰ دانشگاه



خبرنامه امیرکبیر: مدیرکل امور فرهنگی وزارت علوم از احداث محل هایی تحت عنوان “پردیس شهدا” در ۱۰ دانشگاه کشور خبر داد. به گفته وی این طرح در سه دانشگاه ارومیه، شهرکرد و سمنان نهایی شده و این طرح برای دانشگاههای شهید بهشتی و گیلان نیز در حال بررسی است. وی همچنین اعلام کرد هزینه مربوط به احداث هر یک از این پردیس ها را ۱۰۰ میلیون تومان می باشد.
محسن اسلامی افزود: “امسال حداقل در ۱۰ دانشگاه کشور پردیس شهدای دانشجو با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران در دانشگاهها احداث می شوند که سهم بنیاد شهید و امور ایثارگران برای ایجاد هر پردیس ۲۵ میلیون تومان است و دانشگاه و وزارت علوم نیز به سهم خود برای احداث پردیسهای شهدای دانشجو اعتبار تخصیص می دهند.”
وی محل احداث این پردیس ها را در مرکز دانشگاه ها عنوان کرده و اعتبار لازم برای احداث هر یک از این پردیس ها را ۱۰۰ میلیون تومان دانست. اسلامی افزود: “پردیس شهدای دانشجو و یادمان شهدا بر اساس دستورالعمل بنیاد شهید در مورد یادمانها در دانشگاه و با توجه به طرحهای دانشگاهها به صورت یک طرح جامع احداث می شوند.”

۸ دیدگاه » بیان دیدگاه

* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - کاوه :

دوستان عزیز دفتر تحکیم وحدت چرا کاری نمی کنید.
می توانید بیانیه صادر کنید و خطاب به زاهدی وزیر علوم و بگویید که با دفن اجساد شهدا چه چیزی را می خواهید اثبات کنید. هنوز افشای فساد مسوول دفن شهدا در وزارت علوم از یادمان نرفته است.
آخه با این کارها اگر قرار بود اتفاقی بیفته در مورد مسوول مستقیمش می یفتد که با وجود تاهل در دفتر کارش با منشی اش رابطه نداشته باشه.


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - علی :

این پولهارا به همان خانواده محترم شهدا و جانبازان دهید . دست از ریاکاری بردارید.خیلی از شهرها و روستاها هست که قبور شهدا در حال خراب شدن است آنها را باز سازی کنید اگر راست می گویید


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - فاطمه :

رئیس این کارا همون آدمیه که کوس رسوائیش به عالم زده شده!!!!
این …ها خجالت هم نمی کشند….


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - obeidollah :

behtar ast dar rastaye abad sazie ghabrestanha dar jahaye khosh abo havaye i n amaken pardise daneshjuee sakhte shavad va tedady az kelasha dar in noghat bargharar gardad k e khodaye nakarde daneshjuha az yade avaleme barzakh va doozakh ghafel nashode va be omoore bi hasele donyavi mashghool nashavand va in omoor ra be namayandegane bar haghe agha emame zaman besparand


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - محمد :

ما که خیلی زور زدیم، آوردن چالشون هم کردن، فحشمون هم دادن، کتکمون هم زدن، بی دینمون هم کردن، تک تک دانشگاها هم اینکارو می کنن، جلوی اینا رو مگه میشه گرفت؟


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - شهروند :

شهدا خوشحالتر خواهند شد اگه به جای ریاکاری فکری به حال بیکاری و گرانی در جامعه انجام بشه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!


* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - حوزه :

خواهش مندیم در حزه هم مقداری شهید دفن کنید تا ما هم بهره ببریم

* ۱۵م تیر ۱۳۸۷ - علیرضا :

شما که برای انسانهای زنده ارزش قائل نیستید و آنها را میکشید میزنید شکنجه و بازداشت میکنید چه احساسی میتوانید نسبت به جسد انسانها (شهید یا غیر شهید) داشته باشید!! آقایان بس است کرکره دکان اسلام و انقلاب و جنگ را پایین بیاورید تا بیش از این مردم را از همه چیز بیزار و رویگردان نکرده اید نگاهی به دور و بر خود بیاندازید و ببینید چه …..‌ به کشور زده اید!!!!!!!!شنبه ۱۵م تیر ۱۳۸۷


پس از انجمن اسلامی و نشریات نوبت به کانون ها رسید: تعطیلی و تخلیه کانون های فرهنگی هنری دانشگاه امیرکبیر


خبربرنامه امیرکبیر: پس از تعطیلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در سال ۸۵، توقیف کلیه نشریات دانشجویی در سال ۸۶، در سال جاری ۸ کانون فرهنگی هنری دانشگاه امیرکبیر به دست مدیریت این دانشگاه تعطیل شد.
دانشگاه امیرکبیر از سال ها پیش دارای ۱۱ کانون فرهنگی-هنری بود که در دولت احمدی نژاد کانون «جنبش نرم افزاری» نیز به این مجموعه اضافه شد. کانون های فرهنگی پلی تکنیک همواره کارنامه پرباری در عرصه فعالیت های فرهنگی داشته و همه ساله فعالیت های چشم گیری در سطح کانون های فرهنگی دانشگاه های سطح کشور داشتند. به عنوان مثال تئاتر دانشجویی دانشگاه امیرکبیر سال گذشته به عنوان تئاتر برگزیده کشوری شناخته شد و به مسابقات جهانی اعزام شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر روزبهانی، مدیرکل فرهنگی منصوب دکتر رهایی (رئیس دانشگاه)، در اقدامی غیرقانونی ۸ کانون فرهنگی هنری را تعطیل و وسایل آن ها را تخلیه و به انبار دانشگاه منتقل کرد. کانون های قرآن، فیلم و عکس، گفتو و اندیشه، کتاب و کتابخوانی، ادبی، موسیقی، هنرهای تجسمی و ایران شناسی از جمله کانون هایی هستند که به دستور مدیرکل فرهنگی تعطیل شدند. هم اکنون تنها ۴ کانون تئاتر، مطالعات، انتظار و جنبش نرم افزاری در حال ادامه کار خود هستند که سه کانون مطالعات، انتظار و جنبش نرم افزاری به طور کامل در اختیار دانشجویان هم فکر مدیریت دانشگاه هستند.

گفتنی است کانون های فرهنگی با شروع مدیریت دکتر رهایی و روزبهانی در دانشگاه امیرکبیر با موانع زیادی برای فعالیت خود مواجه شدند. مهم ترین این موانع پایبند نبودن مدیرکل فرهنگی دانشگاه به قوانین مصوب و اقدامات خودسرانه وی بود. تا جایی که او در مقابل اعتراضات اعضای کانون ها علنا دلیل بعضی رفتارهای غیرقانونی خود را سلیقه و میل شخصی عنوان می کرد. دخالت های فراوان و بی منطق در برنامه ها و فعالیت های اجرایی کانون ها، دستور غیرقانونی جلوگیری از ورود برخی افراد به ساختمان کانون ها، مطرح کردن بحث تایید صلاحیت اعضای کانون ها و درخواست برای دریافت اطلاعات شخصی اعضای کانون ها از اقدامات خودسرانه روزبهانی در یک سال اخیر بود.

این فشارها تا جایی ادامه پیدا کرد که در اسفندماه به بهانه های واهی دستور تعلیق کانون گفت و گو برای اولین بار صادر شد و درخواست ها و شکایات اعضای این کانون و شورای هماهنگی کانون ها برای بازگشایی مجدد به جایی نرسید. تا جایی که مسئولین وزارت علوم اعلام کردند به دلایل امنیتی در مسایل دانشگاه امیرکبیر دخالت نخواهند کرد. حال آن که این مساله کاملا در ارتباط با تخلفات شخص مدیرکل فرهنگی دانشگاه بوده و ربطی به مسائل امنیتی نداشت.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مدیرکل فرهنگی دانشگاه امیرکبیر دخالت های غیر اصولی در کار کانون های را به جایی رسانده بود که به تفتیش عقاید دانشجویان فعال در کانون ها می پرداخت و اعضای کانون قرآن را به اتهام «کوتاهی در انجام فرائض دینی» فاقد صلاحیت برای عضویت در این کانون می دانست. دستور عجیب دیگر او ممنوعیت بحث عمیق و تحلیلی درباره قرآن در کانون قرآن بود. روزبهانی در اسفندماه دستور داد کانون قرآن صرفا به حفظ و قرائت قرآن بپردازد و به هیچ برنامه پژوهشی و تحلیلی در مورد قرآن مجوز داده نشود.

با نزدیک شدن به موعد برگزاری مجمع عمومی سالیانه و انتخابات کانون ها در اقدام خلاف قانون دیگری، مدیرکل فرهنگی با طرح بحث اساسنامه کانون ها ادعا کرد کانون ها اساسنامه مصوب ندارند. این ادعا در حالی مطرح می شد که چند کانون اساسنامه مصوب مدیرکل فرهنگی سابق را در اختیار او قرار دادند. در شرایطی که طبق آیین نامه مصوب وزارت علوم حق نگارش اساسنامه به اعضای هر کانون داده شده، روزبهانی در اقدامی تحمیلی و خودسرانه شخصا اقدام به نگارش اساسنامه نمود و برای تایید به کانون ها فرستاد. با این اقدام و دستور غیرقانونی دگیر روزبهانی مبنی بر حق رای هر دانشجو فقط در مجمع عمومی یک کانون، در شرایطی که بسیاری از اعضای کانون ها در چندین کانون مشغول به فعالیت هستند، با مقاومت دانشجویان مواجه شد و دانشجویان اعلام کردند تا اصلاح روند موجود از برگزاری مجمع عمومی خودداری خواهند نمود.

مدیریت دانشگاه هم در مقابل دانشجویان را به تعطیلی کانون ها تهدید کرد. این تهدید در حالی از سوی مدیریت فرهنگی عنوان می شد که طبق آیین نامه تنها شورای هماهنگی کانون ها (متشکل از نمایندگان تمام کانون ها) که یک نهاد دانشجویی است حق تعطیلی کانون ها را دارد. دانشجویان در حالی که مشغول رایزنی با مسئولین دانشگاه (رهایی، رئیس دانشگاه، رحیمی، مشاور رئیس دانشگاه، و میراحمدی، نماینده رهبری،) و وزارت علوم در مورد اقدامات غیرقانونی مدیریت فرهنگی بودند، دو هفته پیش روزبهانی دستور تعطیلی و تخلیه و تعویض قفل ۶ کانون ادبی، موسیقی، قرآن، کتاب، گفتگو، فیلم و عکس را صادر کرد. این در حالی است که اموال کانون ها قانونا تحویل دبیر کانون است و بسیاری از وسایل شخصی دنشجویان در اتاق کانون ها قرار داشت. اموال دانشجویان تخلیه و به انبار دانشگاه منتقل شد و تاکنون به درخواست های دانشجویان مبنی بر استرداد حداقل اموال شخصی شان پاسخی داده نشده است.
پس از تخلیه کانون ها، ۶۵ نفر از دانشجویان فعال در کانون ها تجمع اعتراض آمیزی در مقابل ساختمان کانون ها برگزار کردند و برای اعلام اعتراض خود به دفتر دکتر عطایی پور، معاون دانشجویی و فرهنگی، رفتند. عطایی پور نیز با فرافکنی و اظهار بی اطلاعی از موضوع پاسخ را به «بررسی های بیشتر» موکول کرد. هفته گذشته هم زمان با جلسه دانشجویان با رحیمی، مشاور رئیس دانشگاه، که در آن او قول پیگیری و حل شدن مسئله را داد، روزبهانی دستور تعطیلی دو کانون دیگر، هنرهای تجسمی و ایران شناسی، را صادر کرد تا تعداد کانون های تعطیل شده به ۸ کانون برسد. تلاش های دانشجویان برای رایزنی با وزارت علوم و مسئولین دانشگاه برای رسیدگی به این وضعیت تاکنون بی نتیجه مانده است.
گفتنی است رهایی، رئیس انتصابی دانشگاه امیرکبیر، در سال ۸۵ به شیوه مشابهی انجمن اسلامی دانشجویان را غیرقانونی اعلام کرد و مجوز انجمن را به جمعی بسیجی داد. نشریات دانشجویی نیز سال گذشته در پی انتشار نشریات موهن توقیف شدند و پیگیری مدیران مسئول جهت بازگشایی نشریات خود از طریق وزارت علوم بی نتیجه ماند. مدیریت دانشگاه امیرکبیر با امنیتی کردن کلیه شئون فرهنگی دانشگاه در چند سال اخیر اجازه هیچ گونه دخالتی را به وزارت علوم در امور داخلی دانشگاه نمی دهد. شورای هماهنگی کانون های فرهنگی هنری در خصوص تعطیلی کانون ها بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد(در زمان صدور این بیانیه هنوز دو کانون هنرهای تجمسی و ایران شناسی تعطیل نشده بود):

کانون های قرآن، فیلم و عکس، گفتو و اندیشه، کتاب و کتابخوانی، ادبی و موسیقی تخلیه و از حضور دانشجویان در آن ها ممانعت به عمل آمد.

دانشجویان فهیم دانشگاه صنعتی امیرکبیر؛

همان گونه که مستحضرید کانون های فرهنگی هنری پلی تکنیک تهران ستاره درخشان فعالیت های فرهنگی دانشجویان در ایران می باشند و فعالین این مجموعه همواره به دور از فضای متشنج دانشگاه در پی ایجاد فضایی مطلوب برای فعالیت های فرهنگی و تعامل با سیستم مدیریت فرهنگی بوده اند.

اولین دوسالانه بین الملل قرآن پژوهی دانشجویان، همایش مولانا هست پنهان، اولین فستیوال گروه نوازی دانشجویان کشور، جشن بزرگ شب یلدا، نمایشگاه کتاب مهر، جشنواره بر کران برکه بی کران، کنسرت تار و تنبک، گروه کوبه ای و اکران فیلم های متعدد با حضور عوامل آن ها و صدها برنامه دیگر کارنامه درخشان این مجموعه در ۳ سال اخیر است.
و اما اقدامات اخیر مدیریت فرهنگی: وسایل موجود در تعدادی از کانون ها تخلیه شده اند، این وسایل حتی شامل اموال شخصی دانشجویان نیز می باشد، و به مکان نامعلومی منتقل گردیده است. کلید درب ها تعویض شده و از حضور دانشجویان در کانون ها ممانعت به عمل امده است. مدیریت فرهنگی پس از چند ماه تحت فشار قرار دادن کانون ها، این روزها سایه اعمال نظر سلیقه ای خود را گشوده و دست به چنین اقدامی غیرقانونی زده است. از این رو با غیرقانونی دانستن اقدامات اخیر مدیریت فرهنگی خواهان اصلاح فضای فرهنگی، بازگشت اموال کانون ها، که تحویل دبیران کانون ها می باشد، و همچنین اموال شخصی، احترام به شخصیت دانشجو، رفع تناقضات رفتاری مدیریت فرهنگی و ایجاد فضای آرام و آزاد مطابق با قوانین برای فعالیت سازنده فرهنگی می باشیم.

شورای هماهنگی
کانون های فرهنگی هنری

دانشگاه صنعتی امیرکبیر

پلی تکنیک تهران


خبر رسیده به دست ما حاکی از آن است که جنایتکاران حراست دانشگاه آزاد لاهیجان با احتمال فراوان بعد از تجاوز به دختر دانشجو او را از پنچره اتاق حراست به پائین پرتاب کردند.


ولی روزنامه حکومتی اعتماد مینویسد :دانشجوی دختر با پریدن از اتاق حراست دانشگاه به زندگی خود خاتمه داد
روزنامه اعتماد که این خبر تاسف بار را منتشر ساخته در این خصوص نوشته است: یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان روز گذشته اقدام به خودکشی کرد. بنا بر گزارش های رسیده این دانشجوی دختر که به دلیل نامشخصی به اتاق حراست دانشکده فنی این دانشگاه مراجعه کرده بود، بعد از دقایقی خود را از پنجره اتاق- واقع در طبقه چهارم- به پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. با این حال هنوز از دلیل احضار- یا مراجعه- دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست.

یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان در گفت وگو با اعتماد گفت؛«ما هم اطلاعی از دلیل حضور دوست مان در حراست نداریم، فقط طبق اطلاعات ما ایشان امروز در سر جلسه امتحان هم حاضر نشده بود.» بنا برگزارش های رسیده ماموران انتظامی و مسوولان دانشگاه دقایقی پس از وقوع حادثه با حضور در محل، تحقیقات خود را برای بررسی قضیه آغاز کردند. یکشنبه ۲م تیر ۱۳۸۷
خودکشی دو دانشجو در حراست دانشگاه های لاهیجان و سیستان و بلوچستان
خبرنامه امیرکبیر: دو دانشجو دانشگاه های سیستان و بلوچستان و دانشگاه آزاد لاهیجان خودکشی کردند. دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.
دختر دانشجوی دانشگاه لاهیجان پیش از این نیز چندین بار به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده بود و سرانجام پس از اینکه هفته گذشته مجددا به حراست احضار شد، خودکشی کرد. روزنامه اعتماد در این زمینه نوشت: “این دانشجوی دختر که به دلیل نامشخصی به اتاق حراست دانشکده فنی این دانشگاه مراجعه کرده بود، بعد از دقایقی خود را از پنجره اتاق - واقع در طبقه چهارم- به پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. با این حال هنوز از دلیل احضار -یا مراجعه- دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست.”

یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان گفت: “ما هم اطلاعی از دلیل حضور دوست مان در حراست نداریم، فقط طبق اطلاعات ما ایشان امروز در سر جلسه امتحان هم حاضر نشده بود.”

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یک دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز با خوردن قرص خودکشی کرده است. این دانشجو دانشگاه سیستان و بلوچستان بارها به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شده و از طرف حراست دانشگاه تحت فشار بود. این دومین مورد خودکشی طی یک و ماه نیم گذشته در دانشگاه سیستان می باشد. پیش از این نیز در اواخر اردیبهشت ماه، یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه با خوردن جوهر نمک خودکشی کرده بود.

یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در این زمینه به خبرنامه امیرکبیر گفت: “مسئولین دانشگاه در برابر این خودکشی ها پاسخگو نیستند، در حالی که با استفاده از کمیته های انضباطی در دانشگاه سیستان جو خفقان ایجاد و دانشگاه را پادگان تبدیل کرده اند.”

احمد ناصری معاون دانشجوئی و فرهنگی دانشگاه سیستان و بلوچستان به جای پاسخگویی به مشکلات دانشجویان و خودکشی های اخیر در این دانشگاه گفته است: “ما همه معتقد به اصلاح اموریم. چه کسی است که ادعا کند که همه چیز در بهترین وضع ممکن است؟ تا امام زمان (عج) قدم بر چشم ما نگذارد، هیچ چیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهد گرفت.”

این خودکشی ها در دانشگاه های مختلف کشور حالی انجام می شود که مسئولین وزارت علوم پاسخگوی مشکلات دانشجویان و فشارهای وارده بر دانشجویان از طرف کمیته های انضباطی و حراست دانشگاه ها نمی باشند. چندی پیش مشاور وزیر علوم در مصاحبه با خبرگزاری های دولتی با اذعان به خودکشی های دانشجویان، “خودکشی” را دومین علت اصلی مرگ در بین دانشجویان ایرانی برشمرده بود. طبق گفته رئیس حراست ‏کل وزارت علوم از هر ۲۸ مورد خودکشی دانشجویی در ایران، ۷ مورد مربوط به پسران و ۲۱ مورد دیگر مربوط به ‏دختران است. بر اساس آمار اعلام شده از سوی نهادهای دولتی، سالانه ۴۲۰۰ ‏دانشجوی ایرانی خودکشی می کنند که بخشی از آنها به مرگ دانشجو منتهی می شود.

پیش از این نیز در روز چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه یک دانشجوی دکتری شیمی معدنی دانشگاه شهید بهشتی با خوردن سیانور خودکشی کرد. چهار روز بعد از آن و در اول اردیبهشت ماه یک دانشجوی مرکز تربیت معلم همدان در محوطه دانشگاه با سلاح گرم خودکشی کرد.

چندی پیش یک دانشجوی اصفهانی نیز در شهرکرد خودکشی کرد. فریناز ۲۱ ساله که دانشجوی ‏پزشکی بود، دو روز قبل از خودکشی به ‏خاطر حجاب از سوی ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بوده و پس از آزادی دست به خودکشی ‏زد.

در سال جاری، در دامغان نیز یک دانشجوی دختر در محل خوابگاه و با استفاده از پارچه، خود را از در حمام خوابگاه حلق‌آویز کرد. این دختر، ۲۱ ‏ساله، اهل و ساکن کرج و دانشجوی “میکروبیولوژی” دامغان بود.

در تهران نیز یک دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع غذایی خود را از بالای ساختمان خوابگاه ‏شش طبقه به طرف پایین پرت کرد و در دم جان باخت‎. این دانشجو که در خوابگاه شماره ۱۱ دانشگاه علوم پزشکی ‏شهید‎ ‎بهشتی تهران واقع در خیابان یوسف آباد حضور داشت با پرتاب خود از بلندی به زندگی اش خاتمه داد.

۶۲ دیدگاه » بیان دیدگاه
* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سارا :

وای خدااااا…چه فاجعه ای….
خدایا به دادمون برس…
حالم بد شد.. .

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - دانشجو :

خاک بر سر ما با این مملکت که وقتی از اون مقام در مورد خودکشی می پرسند می گه مملکت امام زمان که نیست که همه چیز روبه راه باشه…
آمار خودکشی دخترا سه برابر پسرهاست،
دارم سرگیجه می گیرم از این همه پستی و رذالت

بزن باران که دین را دام کردند…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - dada :

این عکس فرو افتاده دختری است که می بایست بر روی فراز سکوی علم و دانش برای ما افتخارها بیا فریند . وای برمادرت ای گل پرپر شده از ستم جبارین .وای بر پدرت که چگونه این پیکر عزیز مچاله شده را ، تاب دیدن دارد. وای بر ما که بی شرمانه همه چیز مان را وا گذاشته ایم که تا باز … به اسم دین ، انسانیت مان را به سخره گیرد. وای بر ما که سرود حماسه را فراموش کرده ایم . دختری خود را کشت . او دانشجو بود. … مردم دختری خود را از بلندی به پایین پرت کرد و مرد ! ای اشک ببار ببار ببار !

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - نیما (نیما) :

ننگ به دولتی که گورستان ها رو آباد کرد…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - نسترن :

یاران… چه می توان گفت؟!
بپا خیزیم… اینها به جان و ناموس این سرزمین چشم دوخته اند
بپا خیزیم

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - someone :
… بر این دولت و نهاد هاش و حراست ها که از خون دانشجویان تغذیه میکنن و با لالایی ناله های مردم شبها به خواب میرن.

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - علی :

با توجه به حوادث اخیر مثل اینکه دیگه تحصن جواب نمی ده ….
باید دسته جمعی خودکشی کرد تا یکی از مسئولین شاید بیدار شود…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - زهره :

بعد از افشای مستند فضیحت دانشگاه زنجان، مثل روز علت همه ی خودکشی های دختران دانشجو در سراسر ایران روشن است. بخصوص خودکشی هائی مثل خودکشی آن دانشجوی میکروبیلوژی،بعد از دستگیری و آزادی،یا این دو خواهر بلوچ و لاهیجانی و….و….و…و….
فکر میکنید حراست از آنها چه میخواسته و چرا آنها را مکرراً به اتاقش میکشیده، غیر از قصد دست درازی و تجاوز جنسی به آنها…؟ میخواهیم برای اینکه وجدانمان زیاد آزارمان ندهد، و یا احساس بی غیرتی … نکنیم، و شریک جرم محسوب نشویم مثل کبک سرمان را زیر حجاب باصطلاح بیخبری! فرو ببریم و خودمان را به کوچه ی رذیلانه و خفتبار بی اطلاعی! دروغین بزنیم …؟ خیلی هم معلوم است چرا آن خواهر شرافتمند دانشجو خودش را از پنجره ی اتاق حراست پائین انداخته. یا آن یکی خودش را بدار آویخته…چون هیچ راه نجات دیگری برای رهائی از هرزه درائی های حراستی های فاسد و جانی برای خودش نمی دیده…
دوستان دانشجو! شرم بر ما اگر علیه اینهمه ظلم و جور و ستم که جلوی چشم و بغل گوش مان نسبت به خواهران دانشجو میرود متحد و یکصدا بپا نخیزیم و … حراستی و سابر عوامل انتصابی را از دانشگاههایمان بیرون نیاندازیم، و با افشای اینهمه جنایت و رذالت در پیشگاه مردم و جهان، امنیت خواهران دانشجو را فراهم نیاوریم…
دانشجو باید بمیرد اما خفت و ذلت تجاوز و ستم به هم نیمکتی اش را نپذیرد….
گر بدین سان زیست باید پست
من چه بیشرمم اگر فانوس عمرم را نیاویزم
بر فراز کاج خشک کوچه ی بن بست….

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - طالبان :

هر دم از این باغ بری می رسد
تازه تر از تازه تری می رسد!!!!!

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - صبا :

نهضت دانشجوئی دنبال چه دلیل منطقی دیگر است که دم بر نمی‌آورد !!!؟؟؟ آیا میخواهد همه دانشجویان قربانی شوند!!!؟؟؟؟ سکوت تا کی!!؟؟؟

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سیامک :

بعید نیست که حراستیها ازاین خانوم درخواستهای انچنانی داشته اند. … تا کی می خوان با زور اسلحه شادی رو از مردم بگیرن و ثروت ایرانیا رو غارت کنن؟

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سحر :

پس از اینکه دختر دانشجوی زنجانی دستگیر شد دختران از ترس دستگیری و انواع تهمتها در مقابل درخواستهای شنیع حراستی ها چاره ای جز کشتن خود نمی بینند. از دانشجویان پسر عاجزانه خواهش میکنم هر بار که دختری را به حراست احضار میکنند یکی از پسرها با هر بهانه ای که شده با او برود. این همکلاسیهای ما هستند و مانند خواهران ما. از آنها در مقابل این وحشیها وظیفه داریم دفاع کنیم. هیچ امیدی هم به دولت و قوه قضائیه نیست همانطور که در جریان زنجان شاهدش بودیم. جدیدا هم شروع به تبلیغ صیغه و ازدواج موقت کرده اند تا هرجا گند قضیه درآمد بگویند ما صیغه کرده بودیم. از دختران هم تقاضا می کنم در هر موردی اول به خانواده خود اطلاع دهند که هیچ دوستی مثل خانوانده نیست و از اخراج شدن و تهمت شنیدن نهراسند. تا فعلا اینها سرکارند وظیفه داریم پسر و دختر از همدیگر مراقبت کنیم.

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - امیرعلی :

بابا اینجا چرا اینجوریه!!!!!!!!!!!
چرا؟

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سازگارا :

وا مصیبتا,امروز وقت آن است که ما جوانان با غیرت از درد بمیریم,جای هیچ تعجبی نیست

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سلمان :

نامم را پدرم انتخاب کرد!

نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

دیگر بس است!

راهم را خودم انتخاب خواهم کرد…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - پلی تکنیکی :

بیچاره مردمی که جوان هاشون رو با کلی امید و آرزو می فرستند دانشگاه.
یا افسرده میشن یا مسموم میشن یا بهشون تجاوز میشه یا میرن زندان یا …. بازم بگم؟

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - البرز :

به قول بزرگی امروز می فهمم حراست از کدام ناموس هشت سال جنگ می خواست !!!مطمئنا ناموس من و توی ایرانی نبود.
روزی را می بینم که به تلویزیون می آیید و گریه می کنید که “صدای انقلابتان را شنیدم” و آن روز دیگر خیلی دیر خواهد بود.

وعده ما با شمایی که امروز بی پروا ظلم می کنید و خون می ریزید… در روز بزرگ آزادی

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - شاهرخ :

باعث تاءسف است که دانشجویان این مرز و بوم را این چنین از بین ببرند. این ها شاید همان کسانی هسنند که به عنوان نخبه یک روز از آنها تجلیل شد.

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - طوفان :
این فجایع رو به جامعه ی علمی و دانشگاهی تسلیت می گم ،تازه این اولشه ، بذارید تا چند سالی دانشجویان فارغ التحصیل بشن ببینید که چطور آمار خودکشی زیاد می شه ،بخاطر این همه بی عدالتی و بیکاری …..

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - بهزاد .م :

وای….. حالم بد شد… آخه چرا کسی به داد ما نمی رسه…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - دنیا :

شاید خواهر دانشجوی لاهیجانی حراستی ها را تهدید به افشاگری کرده، و آنها هم برای ممانعت اش ، اورا از پنجره به پایین پرتاپ کرده اند. شاید اورا عمداً به قتل رسانده اند، تا فضاحتهای اخلاقی شان بر ملا نشود…
اگر هم خودش خودش را پرتاب کرده، حتماً در شرایطی بوده که برای نجات شرف و حیثیتش از دست درازی حراستی های غرق در فساد؛ چاره ی دیگری نشناخته. پس در هر حال قاتل و قاتلین او کسی جز حراستی های و … نبوده و نیستند…
با دست زدن به اعتصابات و تظاهرات پایدار سراسری و عمومی، علیه فساد و سرکوبگری های بپاخیزیم…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - آزادلیق :

مردم ایران چرا چرا شما که همواره به آزاداندیشی وظلم ستیزی مشهور بودید سالهاست لب گزیده ودربرابر ظلم وستم دم برنمی آورید
آیا هم اکنون زمان انفجاروخروش نیست؟؟؟

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - آتیلا اردبیللی :

در ایران هیچ مسئولی پاسخگو نیست !! اگر در کشورهای اروپایی یا آمریکایی بود مسئولین باید پاشخگو بودند. و در این موارد استعفا می دادند. اما در ایران مسئولین همه چیز را عادی نشان می دهند و خجالت هم نمی کشند می گویند : ” تا امام زمان (عج) قدم بر چشم ما نگذارد، هیچ چیز در بهترین وضع ممکن قرار نخواهد گرفت.”

عجب حرفی !!!!!!!!!

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - امتداد سبز :

من اگر ما نشوم تنهایم ،تو اگر مانشوی خویشتنی
از کجا که من و تو شور یکپارچگی را باز در شب پر وا نکنیم
از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم
———————————————————-
تا کجا باید رفت ؟تا کجا باید تحمل کرد؟؟؟
تا کجا باید همه چیز را اسلام ترجمه کرد تا کجا باید …تا کجا باید … و خویشتن را در لفافه دروغ به خویشتن نیرنگ زد. روزی سردار زارعی روزی دیگر مسئول حراست دانشگاه رازی کرمانشاه و امروز معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه زنجان الگویی برای جوانان شده اند.. استادی که میخواست الگوی دانشجو باشد … ننگ بر آنانی که لباس پیامبر را پوشیده اند و نام و راه پیمبر به سخره گرفته اند.
از روحانیت امروز انتظار میرفت تا با اعتراض نسبت به این بی حرمتی و همچنین دروغ پردازی و پرونده سازی های نظام مجعول جمهوری اسلامی علیه دانشجوی آگاه، دوباره به آغوش ملت باز گردند ولی این بار هم چون گذشته بی تفاوت و ناتوان به نظاره نشستند تا بار دیگر تجربه کلیسای اروپایی را در ذهن شرقی ملت ایران که به زعم ما در حال گذار به دموکراسی است تداعی کند
بیایید از پاننشینیم چون موج که اگر برخیزیم بنیاد ظلم برکنیم

ما زنده ازآنیم که آرام نگیرم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - یارو :

سه هفته پیش یک دانشجوی پسر در دانشگاه علم و صنعت با خوردن قرص قصد خودکشی داشت که با انتقال سریع به بیمارستان نجات پیدا کرد

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - انسان :
تا زمانی که این دین و این افراد بر ما حکومت می کنند این حوادث خیلی هم دور از انتظار نیست تا زمانی که خودمان دست به کار نشویم هیچ کس به دادمان نخواهد رسید. وای بر ما که این ننگ ها را میبینیم و باز میل به زندگی در ما زندگی می کند.
من که ا ز پژمردن یک شاخه گل- از فغان یک قناری در قفس- حتی قاتلی بر دار - زهرم در پیاله اشک و خونم در سبوست- مرگ او را از کجا باور کنم- صحبت از پژمردن یک برگ نیست - وای جنگل را بیابان می کنند - هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند-

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - dada :

روزمرگی های این زندگی و دل مشغولی هایش ،همه ما را زیادی بی خیال کرده .یادم میاید سالهای قبل از انقلاب ، انگاه که کودکی بودم ، وقتی در شهر کوچک ما،تابوتی را حمل می کردند ، همیشه یک پرسش ذهن مرا سخت در گیر می کرد : چرا ادم ها باید بمیرند؟/ انوقت همه غمگین می شدند و تا مدتها این خاطره ازارم می داد . ولی امروز نه تنها مردن ادم ها برایمان امری عادی شده بلکه حتی کشتن جوانان را می بینیم و راحت می خوریم ،می خوابیم ،فراموش می کنیم تا زندگی کنیم ،

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - نگين :

شاید هم خودکُشی شان کرده باشند…
* ۲م تیر ۱۳۸۷ - مریم :

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم … ؟
خانه اش ویران باد -

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - IUST :

واقعا مسخره اس!حالم از این مملکت بهم می خوره که انقدر سران کوته فکری داره!دلم به حال خودمون می سوزه!

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سهیل :

گل زرد وگل زرد وگل زرد

بیا با هم بنالیم از سر درد

عنان تا به کف نامردمان است

ستم با مرد خواهدکرد نامرد…

…هل من ناصر ینصرنی…

* ۲م تیر ۱۳۸۷ - سعید :

تا کی فقط باید گوش بدیم یه روز تلافی میکنیم.
مردی هست تا با من فریاد کند؟


* ۲م تیر ۱۳۸۷ - مری :

و دیگر واقعا هیچ

* ۳م تیر ۱۳۸۷ - Daneshkade Fanni Tehran Markaz :

والا چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط… بر همشون ……………. و اینکه سعی می کنم پوشش بدم این خبر


* ۳م تیر ۱۳۸۷ - اصغر آقا بقال :

من کی ام؟ اینجا کجاست؟ …
بابا اونا که مردن راحت شدن. اگه میتونین یه فکری به حال ما زنده ها بکنین.

* ۳م تیر ۱۳۸۷ - نظر :

خدااااااااااااااااااااااااااااا
نفسم بند اومده
خواهشمندم از خبر نامه امیرکبیر و اعضای محترم دفتر تحکیم وحدت که مانند گذشته این فقره را پی گیری و خبر رسانی شایسته بفرمایند

نمی شه روی این مساله کوتاه آمد
سکوت هیچ توجیهی جز دست الوده نداره

* ۳م تیر ۱۳۸۷ - سپهری :

دوستان، شعر و شعار بسمان است،باید به کجا برسد که بلند شویم و این فریاد خفه شده ر