Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

نمک دریاچه اورمیه و زخم رژیم درمانده

دکتر محمدحسین یحیایی

• رژیم ناتوان از کنترل بحران که هر روز ابعاد آن وسیعتر و گسترده تر می شود، سیاست های کهنه و فرسوده گذشته را پیش می برد، از یک سو فرافکنی، فریبکاری، روان گیج کنی و جنگ روانی را پیش می برد و از سوی دیگر اعمال خشونت، سرکوب و زندان را افزایش می دهد ...
پنج‌شنبه ۱۴ مهر ۱٣۹۰ - ۶ اکتبر ۲۰۱۱
بیش از سه دهه پیش توده های مردم، متشکل از ملل واقوام گوناگون در گستره وسیع و پهناور ایران به پا خواستند تا خود را از استبداد رها سازند و همدوش با مردم منطقه و جهان به بالاترین دستآورد بشر در تاریخ که همان آزادی است دست یابند. روز های خوش همراه با امید به آینده که همراه با همبستگی وسیعی در بین مردم و با شرکت همه گروه های قومی و ملی بوجود آمده بود دیری نپایید. ارتجاع رنگارنگ داخلی با همکاری همکیشان خارجی خود که سال های طولانی در کمین دمکراسی، مدرنیسم و تجدد نشسته بودند با حیله و نیرنگ های گوناگون بر آن تاختند و با خشن ترین روش و کشتار، طرفداران آزادی و دمکراسی را از صحنه خارج کردند. آنان با مفاهیم گنگ و ناشناخته ای مانند ولایت فقیه که بعد ها پیشوند و یا پسوند مطلقه هم بر آن افزوده شد، ساختار های نیم بند و نهاد های سنتی دولت و حاکمیت را که در سال های طولانی شکل گرفته بود مورد هدف قرار دادند تا نظام نوین استبداد سیاه و دلخواه خود را با بهره گیری از باور های دینی و مذهبی مردم ساده دل بر قرار سازد.
نظام ولایت در ظاهر برخی از مولفه های دمکراسی را مانند انتخابات ، تقسیم قوا و تشکیل را مجلس حفظ کرد ولی با تشکیل نهاد های دیگر عملکرد و کارآیی آنها را به بهانه دستآورد و مظاهر تمدن غربی از بین برد و بعد از سه دهه نظامی آفرید که جامعه کهن ایران را در سیاه ترین نقطه تاریخ قرار داد. دیگر سخنی از رای و خواست مردم نیست. میزان خواست یک فرد و یا یک گروه مشخص است. دیگر قانون و یا قانون اساسی ملاک عمل و تصمیم گیری نیست. در این رژیم نهاد های مدنی و نظارتی بر عملکرد دولت و نهاد های اجرایی معنی ندارند. انتخابات دستکاری می شود، گروهی قدرت اجرایی را در دست می گیرد که پیش از انتخابات تعداد رای های آن مشخص می شود. این دولت عناوین مختلفی بخود می دهد، خواهان شرکت در مدیریت جهان است و با همه نهاد ها و کنوانسیون های جهانی هم مخالفت می کند. با نهاد های نظارتی بویژه در امور اقتصادی مانند سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و دیگر نهاد ها به بهانه گوناگون مخالفت کرده، با فرمان و دستور آنها را منحل می سازد. این دولت مدارک تحصیلی را ورق پاره می خواند ولی دست اعضای خود را برای گرفتن و یا خریدن تقلبی آن باز و گاهی تشویق می کند.
یکی از ویژه گی های استبداد زمینه سازی برای رشد چابلوسان، حقه بازان، خلافکاران ، فرصت طلبان و مجرمین اقتصادی و اجتماعی است. در نوع استبداد مذهبی کار رمالان، خرافه پرستان و مداحان هم پر رونق می شود. در مدت کوتاهی برخی از آنان به ثروت های هنگفت و باد آورده ای دست پیدا می کنند که گاهی تصور آن دور از ذهن و حتی باور کردنی نیست. سال ها است که مردم با گم شدن میلیارد ها دلار و یا اختلاس میلیارد ها تومان از نظام بانکی آشنا هستند. گاهی این ارقام را کمسیون های اقتصادی مجلس، گروه بازرسان و یا دیوان محاسبات بیان می کنند که اغلب با سیاست های روان گیج کنی دولت به اصطلاح عدالت پرور فراموش می شود. آخرین سمفونی به اجرا درآمده در این راستا اختلاس ٣ هزار میلیارد تومان( ٣ میلیارد دلار) از نظام بانکی است که با خرید و استفاده از خصوصی سازی و اجرای اصل ۴۴ از قانون اساسی به ارقام نجومی و غیر قابل تصور رسیده است. برخی از نمایندگان مجلس و یا دست اندرکاران نظام می گویند که میزان اختلاس ها و دزدی ها بیش از این مقدار ها است که مقدار قابل توجهی از آن به خارج از کشور رفته و در کشور هایی سرمایه گذاری شده است که سران رژیم آنان را دشمن خطاب می کنند. این در حالی است که اوضاع اقتصادی در کشور به شدت تیره و تار است. انبوهی از کارگران که در زیر خط مطلق فقر به سر می برند ماه ها است حقوق دریافت نکرده اند. هر روز بر تعداد فقرا و ندار های کشور افزوده می شود. دولت از این فرصت استفاده کرده با طرح پرداخت نقدی یارانه ها، وابستگان اقتصادی خود را افزایش داده در نظر دارد مانع از شکل گیری جنبش همگانی بویژه از سوی تهیدستان شود.
همزمان وهمراه با این سیاست های اقتصادی که به نابودی صنایع نیم بند، ضعیف و ناتوان از رقابت در عرصه جهانی انجامیده و تولید داخلی را به ورطه نابودی کشانده است، سیاست سرکوب، زندان و شکنجه هم در همه زمان ها و زمینه ها ادامه یافته است. در این راستا از طرفداران حقوق بشر گرفته تا فعالین کارگری و دانشجویی، طرفداران محیط زیست و مردم آذربایجان بویژه جوانان که مخالف خشک شدن دریاچه اورمیه هستند، به بهانه های واهی و ساختگی دستگیر و مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند. مردم آذربایجان سال های طولانی است که در رنج و عذاب و تبعیض به سر می برند. آنان از حقوق مدنی، زبان مادری در مدارس و آزادی در تعیین حق سرنوشت خود محروم هستند. رژیم تاریک اندیش در این مدت با اجرای سیاست های تبعض آمیز خود، بلایی بر سر مردم آورده است که یک بی تفاوتی رمز آلود بر جامعه حاکم شده است. به نظر می رسد که وجدان عمومی و اجتماعی مردم که سال ها از سوی رژیم تحقیر شده به خواب رفته و در ظاهر واکنشی از خود نشان نمی دهد. گویا به سرکوب و زندانی کردن هزاران انسان بیگناه بی تفاوت بوده و با حیرت و درماندگی و ترس به آن می نگرد. با توجه به رخداد های اخیر می توان گفت، جامعه گرفتار یاس و نا امیدی شده، از گسترش آن در همه لایه های اجتماعی با ابعاد گوناگون رنج می برد. از کنار رخداد های مهم اجتماعی ، میلیارد ها دزدی و اختلاس، بیکاری و فقر، رشد منفی و تورم، بیکاری و فساد می گذرد و با سکوت ملامت آمیز و خشم فرو خورده گاهی شگفت زده لب می گزد. شاید از این همه دروغپردازی رژیم خسته و شگفت زده شده است. هر روز بخشی از دزدی های مقامات که سخن از اخلاق می گویند، افشا می شود. رهبر جمهوری اسلامی روزنامه ها و مطبوعات وابسته به خود را از جار و جنجال بر حذر می دارد و با حکم سکوت می گوید موضوع میلیارد ها دزدی و اختلاس را کش ندهید. در مقابل دستور حمله به جوانان را می دهد که به شکل نمادین با بطری های پلاستیکی آب به دریاچه اورمیه می ریزند.
دریاچه اورمیه سال ها است در سایه سیاست های ویرانگر جمهوری اسلامی جان می کند. سد سازی های بی رویه و غیر کارشناسانه، حفر چاه های عمیق و غیر عمیق ( ۲۴ هزار چاه غیر مجاز) گاهی با مجوز و گاهی بی مجوز و تغییر مراتع به کشتزار های محصولات آب بر مانند چغندر قند و محصولاتی مانند آن از دیگر اقدامات انسانی در راستای نابودی دریاچه بوده است. احمدی نژاد با اتکا به نیرو های سرکوبگرش در آذربایجان با تمسخر می گوید. ۵۰۰ سال پیش هم این دریاچه خشک شده و سپس به حالت سابق برگشته است. سند این پیشگویی و کشف تاریخی خود را هم بیان نمی کند. آنچه مسلم است مردم آذربایجان نابودی این نگین ارزشمند را تحمل نخواهند کرد. هر روز بر تعداد تظاهرات و جمعیت شرکت کننده در آن افزوده خواهد شد.
نابودی این دریاچه نه تنها اکولوژی منطقه را دگرگون می سازد ، بلکه میلیون ها انسان را مجبور به مهاجرت می کند. از هم اکنون ده ها روستا در پیرامون دریاچه از سکنه خالی شده، نمکزار هر روز در حال پیشروی است. حسن عباس نژاد رئیس سازمان حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در گفتگو با روزنامه شرق به بخش از این فاجعه اشاره می کند و می گوید. اگر دریاچه خشک شود، این جا نمکزار خواهد شد، بخار همین نمک ها و اشعه ماورای بنفش که به این باد ها اصابت می کند در هوا معلق می ماند و به سلامتی انسان ها و دیگر موجودات زنده آسیب خواهد زد، همه این مناطق تا تهران در امان نخواهند بود تا ۱۰ میلیون انسان آسیب خواهند دید. تا شعاع چند صد کیلومتر نمکزار خواهد شد.
سد سازی همراه با احداث میان گذر از وسط دریاچه که راه تبریز را به اورمیه نزدیک تر کرده، بیشترین آسیب را به دریاچه زده است، این میان گذر مانع از گردش طبیعی آب شده، دریاچه را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده است . بخش جنوبی که بیشترین آبریز از آن منطقه است شیب کمتری نسبت به بخش شمالی دارد، پیشتر ها گردش آب رسوبات را به بخش شمالی می برد و با گردش خود آن را پخش می کرد ولی حالا همه رسوبات در همان بخش جنوبی جمع می شود. دیگر هیچ بندر و یا اسکله ای در منطقه فعال نیست، قایق ها بر نمک نشسته، قایق ران ها در پی نان به مناطق دور تر کشور بویژه به استان های مرکزی مهاجرت می کنند. دیگر کودکان، جوانان و مردم آذربایجان در روز های گرم تابستان به آب نمی زنند.دیگر اثری از بوفه ها ، چایخانه ها ، رستوران ها و تفریح های جمعی در پیرامون دریاچه به چشم نمی خورد. باغ های انگور و حتی درخت های مقاوم بادام در منطقه خشک شده اند. گویا طبیعت و پرندگان مهاجر هم در واکنش به خرابکاری های انسانی قهر کرده ، دیگر در جزایر دریاچه نمی پرند و تاکستان های انگور بار نمی دهند.
نمایندگان به اصطلاح مردم در مجلس شورای اسلامی که در حقیقت نوکر ولایت و نماینده دولت در مجلس اند، گاهی با نق زدن های مقطعی و گذرا تلاش می کنند با مطرح کردن فاجعه دریاچه در مجلس در دل مردم رخنه کنند و مانع از خشم فزاینده مردم شوند ولی غافل از اینکه رژیم در مبارزه با مردم حق جوی آذربایجان شمشیر را از رو بسته، با فریبکاری و اختصاص بودجه هایی که هرگز اجرایی نخواهد شد وقت گذرانی می کند. با ساکت کردن منطقه به شکار فعالین می پردازد. هر روز به سراغ گروهی و یا فردی می رود، عناوین مختلف به فعالین اجتماعی بویژه کارگری می دهد تا مانع از شکل گیری جنبش های همگانی شود. یگان های ویژه، موتور سوار ها، گشت های بسیج و دیگر نیرو های سرکوبگر خود را در همکاری با نیرو های مسلح به صورت آماده باش نگاه می دارد. مردم فقیر، نگون بخت و اسیر در دست استبداد مخارج و هزینه های هنگفت این سرکوبگران را از جیب خود می پردازند. رژیم با سیاست های جاه طلبانه، گنده گویی های غیر واقعی و تبلیغات گیج کننده می خواهد نشان دهد که بازیگر مهمی در منطقه است و پایگاه مردمی در درون کشور دارد. در حالیکه آمار های جهانی و واقعیت های اقتصادی و اجتماعی که مردم با آن زندگی می کنند بگونه دیگری است. مرکز آمار ایران که به دستور دولت حق انتشار میزان تورم را ندارد به فقر عمومی و گسترده مردم اشاره می کند و می نویسد. با آغاز سال تحصیلی بیش از ۷ میلیون و ۱٣۵ هزار دانش آموز ترک تحصیل کرده اند. مرکز آمار ادامه می دهد. ٣۷ درصد از جمعیت ایران بین ۷ تا ۱۹ سال دارند که جمعیتی بالغ بر ۱۹ میلیون و ۴٣۵ هزار نفر می شود، از این تعداد تنها ۱۲ میلیون و ٣۰۰ هزار دانش آموز ثبت نام کرده اند، تنها در سال جدید تحصیلی نیم میلیون دانش آموز در مقایسه با سال گذشته از تحصیل باز مانده اند. این نشان دهنده عمق فاجعه اقتصادی در کشور است.
در یک سو میلیون انسان در زیر خط مطلق فقر و در سوی دیگر گروهی ممتاز با میلیارد ها دزدی و اختلاس، دستآورد رژیمی است که خود را نماینده خدا در روی زمین می خواند. گاهی بخش کوچکی از این دزدی ها بر ملا می شود و دزدان دیگر آن را پی گیری می کنند تا عدالت را بر قرار سازند. رئیس دولت و تیم همراهش می گویند که هزاران سند در رابطه با سران و مدیران سیاسی کشور دارند که در شرایط ضروری آن را منتشر خواهند کرد. نبود دمکراسی و رسانه های جمعی مانع از آن می شود که پرسشگری، شفافیت و نظارت بر عملکرد دولت و دیگر نهاد ها عملی شود.
رژیم ناتوان از کنترل بحران که هر روز ابعاد آن وسیعتر و گسترده تر می شود، سیاست های کهنه و فرسوده گذشته را پیش می برد، از یک سو فرافکنی، فریبکاری، روان گیج کنی و جنگ روانی را پیش می برد و از سوی دیگر اعمال خشونت، سرکوب و زندان را افزایش می دهد. هر حرکت و جنبش اجتماعی را در نطفه خفه می کند تا مانع از شکل گیری و رشد آن شود. برای انحراف اذهان عمومی از فاجعه دریاچه اورمیه، برخی از رخداد های درونی و بیرونی را عمده و یا افشا می کند. آنچه مسلم است اعتراض ها به خشک شدن دریاچه اورمیه در آذربایجان زمینه بروز خشم فروخورده سال های طولانی را فراهم کرده است. اعتراضی که از سوی جوانان آغاز شده بود به درون توده ها می رود. اقشار و طبقات مختلف اجتماعی همسو با آن اعتراض ها خواسته های ملی خود را بر زبان می آورند...

mhyahyai@yahoo.com
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=40898

برگشت

letzte Änderungen: 16.6.2017 9:39