تصادفات جاده ای در هشت سال گذشته جان ۹ یوزپلنگ ایرانی را گرفته است
یوزپلنگان ایرانی؛ قربانیان جدید جاده های ناایمن ایران
مدیر پروژه حفاظت از زیستگاه یوزپلنگ ایرانی می گوید که به علت کمبود بودجه امکان حصارکشی و ایمن سازی جاده های ایران برای حفاظت از جانوران وحشی وجود ندارد.
علیرضا جورابچیان، مدیر پروژه حفاظت از زیستگاه یوزپلنگ ایرانی، روز گذشته (یازدهم مرداد - دوم اوت) گفت: "جاده ها در واقع قطع کننده قلمرو یوزپلنگ ها هستند و یوزهای ماده برای شناساندن قلمرو خود به توله هایشان مجبورند از این جاده ها عبور کنند که سرعت زیاد خودروها موجب غافلگیری توله ها در هنگام عبور از جادهها و متاسفانه برخورد آنها با خودروهای عبوری می شود."
سه روز پیش (شنبه نهم مرداد - ۳۱ ژوئیه) خبرگزاریهای ایران از مرگ دو توله یوز ایرانی در اثر تصادف با خودروهای عبوری در محور تهران - مشهد و در حوالی زیستگاه توران استان سمنان خبر دادند.
بنابراین گزارش، دو توله یوز که فقط سه تا چهار ماه از عمر آنها می گذشت در حوالی روستای عباس آباد سمنان بر اثر برخورد با خودرو جان خود را از دست دادند.
با احتساب مرگ این دو توله یوزپلنگ، شمار یوزپلنگان کشته شده در جاده های ایران طی هشت سال گذشته به ۹ قلاده رسید.
یوزپلنگ ایرانی از گونه های در معرض انقراض جانوری در جهان محسوب می شود که تحت مراقبت و حفاظت سازمان محیط زیست ایران قرار دارد.
شکار بی رویه یوز ایرانی، کشتار جانوران زنجیره غذایی یوزها و تخریب زیستگاه ها از جمله عوامل انسانی و طبیعی هستند که در کاهش جمعیت این جانور نقش داشته و آن را معرض انقراض قرار داده است.
خوشبینانه ترین برآورد ها تعداد یوزهای ایرانی را در طبیعت بین ۶۰ تا ۱۰۰ قلاده تخمین می زند. این در حالی است که علاوه بر یوزپلنگ، تنها گربه سان باقی مانده در ایران پلنگ ایرانی است.
نسل شیر آسیایی و ببر مازندران هم که روزگاری در دشت ها و بیشه زارهای ایران زندگی می کردند، سالهاست که منقرض شده است.
هم اکنون زیستگاه های نایبندان، توران، سیاه کوه و راور تنها زیستگاههای حفاظت شده یوزپلنگ ایرانی است که که در سالهای اخیر و با توجه به اقدامات حفاظتی، نشان دهنده افزایش تعداد این گونه کمیاب از گربههای وحشی است.
نصب تورهای حفاظتی، راههای عبوری زیر جاده ای، نصب تابلوهای هشدار دهنده و احداث سرعت گیر در نقاط پرتردد به همراه آموزش بومیان مناطق همجوار با زیستگاه های حیوانات وحشی، از جمله اقداماتی است که برای حفاظت از گونه های کمیاب و در معرض خطر حیات وحش صورت می گیرد.
آب آشامیدنی تهران در حد خطرناک و بحرانی
رسانه ها با تهدید دولت حق اظهارنظر ندارند
درحالی که طبق نظر کارشناسان، آب آشامیدنی تهران از میزان زیاد و خطرناکی
جیوه برخوردار بوده و مقدار آن نیز بحرانی اعلام شده، مقامات دولتی –
ازجمله استاندار تهران- به رسانه ها در مورد انتشار این خبر هشدار داده و
خاطرنشان کرده اند "هرگونه اظهارنظر بی
پایه و اساس درباره سلامت آب تهران پیگرد قانونی دارد."
>
>
>
> طبق نظر کارشناسان ذیربط، هم اکنون آب شرب تهران بدلیل اینکه حاوی مقدار
> متنابهی جیوه می باشد، به گونه ای بحرانی است که شهروندان تهرانی، با
> خوردن هر قطره آب، یك قدم به مرگ خود نزدیكتر می شوند.
>
> به گزارش سامانه خبری «قلم پرس»، یکی از كارشناسان اظهارنظر کننده
> پیرامون وضعیت خطرناک آب تهران، ضمن اینکه از "نصب دستگاه تصفیه خانگیِ
> آب در منزل یکی از معاونین وزیر" سخن می گفت، خاطرنشان کرد " چطور است كه
> اگر مسئولین به سلامت آب تهران اطمینان دارند، خودشان شرط احتیاط را
> رعایت می نمایند؟"
>
> بر اساس همین گزارش، در حالیکه وظیفه هر رسانه ای اطلاع رسانی می باشد،
> جای این سوال مطرح است که چطور توقع می رود در حالیكه جان هزاران شهروند
> تهرانی در خطر است، رسانه ها سكوت كنند و تهدید شوند كه «هرگونه اظهارنظر
> بی اساس درباره آب تهران پیگرد قانونی دارد.»
>
> چندی پیش مرتضی تمدن استاندار تهران هشدار داده بود "برای اینکه هر
> دستگاه و شخصی نتواند درباره آب تهران اظهارنظر کند و مردم را بیهوده
> نگران و مضطرب سازد، مصوب کردیم هر که در مورد آب تهران ادعایی مطرح کرد،
> مسئولان قضایی از او دلیل و مدرک مستند بخواهند و اگر نتوانست ادعای خود
> را اثبات کند مورد پیگرد قانونی قرار گیرد."
>
> مرندی وزیر سابق بهداشت درمان و آموزش پزشکی در همین رابطه خاطرنشان
> ساخته بود "در حال حاضر نمی توان وجود انواع فلزات سمی و خطرناک را در آب
> تهران انکار کرد و نمی توان با اطمینان گفت این آب، آبی آلوده نیست. آب
> تهران اکنون با آلاینده ها و فلزات سمی برای جان مردم مضر خواهد بود و
> باید برای از بین بردن این آلودگی ها اقداماتی انجام شود. به جز آنکه
> انواع آلودگی ها از جمله میکروب ها، ویروس ها، انگل ها و قارچ ها در آب
> تهران وجود دارد، این آب به خوبی
> تصفیه نمی شود. در یک جمله کاملاً آگاهانه می توان اظهار کرد آب تهران
> آلوده است و تردیدی در این آلودگی چه به لحاظ وجود میکروب ها و چه انواع
> فلزات سمی وجود ندارد."
دریاچه ارومیه در حال احتضار
مژگان جمشیدی:
پارك ملی دریاچه ارومیه رو به نابودی است و شاید حتی زودتر از آنچه كه كارشناسان برآورد كردهاند این دریاچه نابود شود. تداوم بیش از هفت سال خشكسالی، احداث بیش از 20 سد مخرنی و انحرافی در حوزه آبریز دریاچه و احداث غیر اصولی جاده شهید كلانتری با تخلیه میلیونها تن خاك در قلب دریاچه چنان فاجعهای را در شمال غرب ایران رقم زده كه اگر بیش از این غفلت كنیم شاید به گفته رئیس پژوهشكده آرتمیا و آبزیان دانشگاه ارومیه، تا هفت سال آینده دیگر هیچ اثری از دریاچه ارومیه باقی نماند. به گفته مدیركل محیط زیست استان آذربایجان غربی، در حال حاضر بیش از یكچهارم وسعت دریاچه به مساحت 120 هزار هكتار در نتیجه پسروی آب دریاچه كاسته شده به طوری كه برخی از قسمتهای جنوبی دریاچه كاملا غیر قابل دسترس و به نمكزار تبدیل شده است. تدوام شرایط بحرانی دریاچه ارومیه در حالی است كه وزیر نیرو سهماه قبل، از یك اقدام ملی برای نجات دریاچههای ارومیه و بختگان خبر داده بود. پرویز فتاح، در روزی كه قرار بود لوح وزیر سبز كابینه از سوی سازمان محیط زیست به وی اعطا شود با بیان این خبر افزود: «مظاهر بزرگ طبیعی چون دریاچه ارومیه به سبب احداث غیرعلمی راه میانگذر در آن، انباشتن سنگ در دریاچه و نیز سدهای بزرگ بر زرینهرود و سمینهرود، در آستانه خشك شدن است كه فجایع زیستمحیطی در پی خواهد داشت.» با این حال تشكیل جلسات ستاد بحران دریاچه ارومیه تا امروز نتایج عملی به دنبال نداشته و دریاچه هر روز بیش از گذشته با بحران بیآبی مواجه میشود به طوریكه سطح آب دریاچه در فروردینماه سال جاری حدود 20 سانتیمتر و در اردیبهشتماه حدود 43 سانتیمتر در مقایسه با مدتزمان مشابه در سال قبل دچار افت سطح شده است.
محیط زیست دریایی ایران بیشترین تخریب انسانی را داشته است
معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: بیشترین تعهدات حفظ محیط زیست در دهه های اخیر نشان دهنده تخریب و صدماتی است که از طرف انسان به محیط های دریایی وارد شده است و روند تخریبی در دریاهای ایران را نشان می دهد.
به گزارش خبرگزاری مهر، اجلاس دو روزه سازمانهای محیط زیست استانهای ساحلی کشور با تاکید بر وجود تنوع زیستی و ارزشهای ژنتیک در نوار ساحلی دریای عمان و خلیج فارس در چابهار پایان یافت.
در این اجلاس محمد باقر نبوی اظهار داشت: بیشترین تعهدات حفظ محیط زیست در دهه های اخیر شکل گرفته مانند کنوانسیون تهران و کنوانسیون راپمی نشان دهنده تخریب و صدماتی است که به محیط های دریایی وارد شده است.
معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه بیشترین صدمات از توسعه متوجه دریاها و اقیانوسها بوده است افزود: توسعه یک فرایند اجتناب ناپذیر برای بشر می باشد اما باید همگام با حفظ محیط زیست بوده و در چارچوب یک توسعه پایدار عمل کرد.
نبوی افزود: آلودگی دریا مربوط به نقطه ای خاص نمی شود و این تخریب کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
همچنین مدیر کل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان با اشاره به توانمندیها و ظرفیتهای محیط زیست در پهنه های آبی دریای عمان و سواحل استان گفت: وجود 22 بندر با کارکرد صیادی، بازرگانی، تجاری و صنعتی خلیجهای چابهار، پزم و گواتر، منطقه حفاظت شده گاندو، منطقه شکار ممنوع پزم و اثر طبیعی ملی گل افشان تنگ، تالابهای خورباهو، لیپار و تالاب صورتی، 27 خور و مصب با شرایط هیدرولوژیک متفاوت کرانه های سنگی- گلی و جزر و مدی و سواحل شنی و ماسه ای، موقعیت اکوتونی و گذرگاهی جنگلهای حرا و غنای اکولوژیک موجودات دریایی با موقعیتهای اکوتوریستی متعدد از قابلیتها و فرصتهای دریایی استان هستند.
تورج همتی با تاکید بر اینکه بخش عمده ای از تنوع زیستی و ارزشهای ژنتیک کشور در نوار ساحلی دریای عمان قرار دارد اضافه کرد: گامهایی در راستای شناسایی ظرفیت های بزرگ دریایی برداشته شده ولی مشکلات و تهدیدات دریایی وجود دارد. در بخش های زیادی از فرایند های اثرگذار بر محیط زیست، برنامه مشخصی از جانب متولیان ذیربط وجود ندارد و مدیریتی هم در این راستا اعمال نمی شود.
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان سیستان وبلوچستان، ضمن تبیین مفهوم توسعه پایدار، افزود: توسعه ای که همراه و هماهنگ با محیط زیست باشد و دیدگاه ها و چارچوبهای آن در مسیر پایداری تعریف شود، توسعه ای غیر انتزاعی و هدایتگر است و ماهیتی چند وجهی و آینده نگر دارد.
عوامل و وابستگان رژیم جنایتکار و دزد 11 هکتار جنگل های ایران را به آتش فروکشیدند .
جنگل ابر در انتظار سرنوشت
در اتفاقی کاملا مشکوک، عجیب و تامل برانگیز ، يازده هکتار از جنگل ابر در حالي به خاکستر تبدیل شد كه بازتاب گسترده احداث جاده اي چهار بانده توسط وزارت راه استان سمنان در هفته هاي گذشته و خبر ايجاد هماهنگي براي احداث اين جاده توسط وزير راه ، دوستداران طبيعت و محيط زيست را نسبت به سرنوشت اين جنگل به شدت نگران كرده است .
جنگل ابر بر جای مانده از دوره سوم زمینشناسی با قدمتي چهار هزار ساله و چشمه سارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع با گونههای درختی بلوط ، توسكا، ازگیل وحشی ، گونههای ممرز و 500 هکتار درخت سرخدار که از لحاظ وسعت، در جهان كم نظير است در 50 کیلومتری شمالشرقی شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر در استان گلستان و در مجاورت روستاهای ابر، شیرینآباد و خاکپیرزن قرار دارد. فضای جنگل را در فصول مختلف سال، پوششی از ابر فرا گرفته است و به همین دلیل به آن جنگل ابر میگویند .
یکی از دستاوردهای سفرهای استانی دولت محمود احمدي نژاد به استان سمنان احداث جاده علي آباد كتول به شاهرود با بودجهای 5 میلیارد ریالی است كه 19 کیلومتر اين جاده از جنگل ابر مي گذرد . جاده اي كه وزير وقت جهاد كشاورزي در سال 86 احداث آن را به صلاح كشور ندانست و آن را مخرب از لحاظ مسايل اكولوژيكي و زيستمحيطي و مطلقا ممنوع به لحاظ قانوني عنوان كرد . چرا كه باعث تخريب حداقل 50 هكتار از جنگلهاي هيركاني با تاج پوشش بالاي 80 درصد و حركت تودههاي لغزشي و بوجود امدن شرايط ناپايدار زمينشناسي در 3 منطقه از مسير جاده مي شد . وزير جهاد و كشاورزي وقت از ديگر مشكلات احداث جاده مذكور را خطر دستيازي سودجويان و زيادهخواهان به عرصههاي بكر و دست نخورده منابع طبيعي، قطع درختان، تصرف و تبديل اراضي جنگلي به ساير كاربريهاي مخرب بر اكوسيستم منطقه دانسته بود .
پيش از اين اخطار در سال 1385 عده اي فرصت طلب و سودجو با پخش آگاهي تبليغاتي مبني بر فروش زمينهاي ويلايي و آپارتماني در منطقه جنگلي ابر، زنگ نابودي آن را به صدا دراوردند كه با اقدام به موقع رييس وقت سازمان محيط زيست و حضورش در محل، پروژه متوقف و منجر به صدور مصوبه استان سمنان در خصوص اين مسير شد.
چند سال از اولين خبر احداث جاده جديد از داخل جنگل ابر گذشت تا شهريورماه امسال كه دوباره بولدوزرهاي پيمانکار راه استان در جاده منتهي به جنگل ابر شروع به تعريض جاده به عرض 16 متر کردند. در حالي كه مسوولان سازمان هاي جنگل ها و مراتع و محيط زيست شهرستان از نبود هر گونه مجوزي براي تعريض جاده و جلوگيري از ادامه كار اين پيمانكار خبر دادند اما افرادي فراتر از قانون همچنان به تعريض اين جاده ادامه دادند .
همزمان با كاهش دماي كشور روز 13 آبان ماه در حادثه ای مشکوک 11 هکتار از جنگل ابر دچار حريق شد كه به موجب اين اتش سوزي 585 اصله درخت ، درخچه و نهال از انواع بلوط ، ممرز و ساير گونه ها با درصد متفاوت دچار خسارت شد و اگر بارش بارندگي در ان منطقه آغاز نمي شد ، معلوم نبود چه ميزان بر خسارت هاي وارده افزوده مي شد.
در حالی که کشمکش و نزاع میان پیمانکار وزارت راه و «ستاد مردمي پيگيري احداث جاده جنگل ابر» از یک سو و سازمان حفاظت محیط زیست، ديوان محاسبات، سازمان جنگل ها و مراتع، دوستداران طبیعت از سوی دیگر بر سر احداث جاده از میان جنگل «ابر» ادامه دارد روز گذشته حميد بهبهاني وزير راه و ترابري دولت منتصب محمود احمدي نژاد از تشكيل كارگروه ويژه براي احداث جاده ابر و اجرايي شدن تصميمات اين كار گروه خبر داد كه متشكل از نماينده كميسيون كشاورزي مجلس، نماينده ديوان محاسبات اداري، نماينده وزارت راه و ترابري و نماينده سازمان حفاظت محيط زيست است .
منبع : با مردم
طوطی سخن گو و خوش رقص در ایران - یه بوس بده قربونت برم
خشکسالی در اصفهان 48 هزار اصله درخت را به کام مرگ کشاند
خبرگزاری مهر: جانشین ستاد سفر شهرداری اصفهان با اشاره به اینکه خشکسالی خسارات زیادی به اصفهان وارد کرده است، گفت: در این راستا به درختان سطح شهر اصفهان نیز آسیب فراوانی وارد شده چنانچه 48 هزار اصله درخت در اصفهان خشکیده و در حال مرگ است.
در سالهای اخیر سطح آب دریاچه ارومیه رو به کاهش نهاده است.
سطح آب درياچه اروميه در سالهای گذشته رو به کاهش نهاده است و ادامه اين روند مرگ تدريجی اين درياچه را در پی خواهد داشت.weiterlesen...
آلودگی محیط زیست و آب آشامیدنی در مراغه
به دنبال بارشهای چند روز اخیر در مراغه پسابهای آلوده و سمی موجود در حوضچه های (لاگونها)کارخانه کاوه سودا سر ریز گردید.
این در حالیست که نفوذ این پسابها در سفره های زیر زمینی و از بین بردن آب آشامیدنی روستاها و شهر های اطراف و تخریب زمینهای کشاورزی ،از جنجالی ترین موارد در سطح کشور در سالهای اخیر بوده است.
لازم به ذکر است چندین مورد دستور تعطیلی این کارخانه صادر گردیده ولی هر بار صاحب این کارخانه (حاج ابراهیم عسگریان دماوندی) با تماس مستقیم با وزراء مانع از اجرای این امر گردیده است.
در آخرین مورد با صدور حکم تعطیلی این کارخانه از سوی ریاست سازمان محیط زیست(خانم دکتر جوادی) صاحب کارخانه با پرداخت رشوه به شوهر ایشان مانع از این امر گردیده است. لازم بذکرمی باشد،عسگریان صاحب 22 کارخانه در ایران و یک کارخانه در حال ساخت در سوریه می باشد و تنها کارخانه خطر ناک و آلوده کننده تولید مواد شیمیایی ایشان در مراغه احداث گردیده است!
این در حالیست که عسگریان دربدو تاسیس موظف به ساخت تصفیه خانه و نصب فیلتر هوا گردیده بود ولی بعلت بالا بوده هزینه آن تا به امروز با روشهای مختلف و جلب رضایت رئسای ادارجات محیط زیست-منابع طبیعی –صنایع و معادن و ... از این کار سر باز زده است.
با سر ریز شدن دوباره پسابهای سمی و آلوده از حوضچه ها خطر تخریب دیواره آنها و ایجاد سیل در منطقه که موجب بوجود آمدن فاجعه غیر قابل جبران زیست محیطی خواهد گردید، قوت گرفته است. بدین منظور حسنی مدیریت این کارخانه جهت جلوگیری از این امر دستور شات داون دستگاها و تعطیلی شیفتهای مختلف را صادر نموده است.
در پی این واقعه مهم و خطر ناک تمام مسئولین سکوت اختیار کرده و رییس سازمان محیط زیست(پیغامی) هیچ اقدامی در این جهت را انجام نداده است.برخی سکوت معنادار مسئولین را بخاطر دینی می دانند که اکثریت به صاحب این کارخانه دارند!!!
www.azadmaragh.blogfa.com
هزاران لاک پشت و پرنده در تالاب پریشان زنده زنده سوختند
هزاران لاک پشت و پرنده مهاجر در یکماه گذشته به شکل تکان دهنده ای در آتش نیزارهای دریاچه پریشان که برای راهسازی از بین رفته زنده زنده سوخته اند.
به گزارش خبرنگار مهر، آتش زدن چندین هکتار از نیزارهای اطراف تالاب پریشان در دو ماه اخیر، باعث بروز یک فاجعه زیست محیطی شده که بر اثر آن هزاران پرنده مهاجر و لاک پشتهای بومی و همین طور دیگر جانوران دریاچه پریشان در آن سوخته اند.
با این حال و به نقل از شاهدان عینی، در زمان تخمگذاری پرندگان مهاجر و بومی در تالاب پریشان تخم این پرندگان نیمروی نیمروز کارگران و راهسازان شده بود.گزارش تصویری تشریحی مهر
لاک پشت های بی پناهی که در آتش نیزارهای حاشیه تالاب پریشان سوختند
بنا بر این گزارش، نزدیک به 30 هکتار از نیزارهای اطراف دریاچه پریشان در یکسال گذشته به شکل سازمان یافته ای طعمه آتش خود ساخته مسببان اصلی تخریب تالاب پریشان شده است که نزدیک به 20 هکتار آن در سال گذشته و بیش از 8 هکتار آن نیز در یکماه و نیم گذشته آتش گرفته است.
استخوانهای سوخته پرنده ای که در نیزارهای تالاب پریشان شاید در آشیانه اش خواب بوده است
آ
تش سوزی نیزارهای تالاب پریشان و مرگ صدها نوع جانور ساکن در نیزارهای تالاب در حالی اتفاق افتاده که مسافت میان روستاهای اطراف پریشان از روستای شهرنجان تا روستای پریشان بیش از 4 و نیم کیلومتر است و نزدیک به 2 کیلومتر آن از کوه مستقیم به آب دریاچه وصل می شود، در حالی که روستانشینان و مسئولان دست اندر کار راهسازی مسافت موجود برای راهسازی را 800 متر اعلام کرده اند تا شدت تخریب و خسارت واقعی به چشم نیاید.
جسد لاک پشتی سوخته در تالاب پریشان
با این حال فاجعه تکان دهنده آتش زدن پرندگان و لاک پشتها و مارها و جانوران پناهنده به نیزارهای حاشیه تالاب پریشان در حالی اتفاق افتاده که برخی مسئولان محلی شهرستان کازرون که پیشتر برای تالاب پریشان دلسوزی می کردند چند روز پیش به میان روستاییان رفته و با شعار وظیفه خدمتگذاری به مردم با امضای توماری 20 متری با ساخت راه در تالاب پریشان موافقت کرده اند.
استخوان یک پرنده سوخته در تالاب پریشان
بر اساس تایید دادگستری شهر کازرون تخریب پنهانی دریاچه پریشان همچنان ادامه دارد و در این خصوص رئیس دادگستری شهرستان کازرون به خبرنگار مهر گفت: بارها به صورت شفاهی و کتبی به محیط زیست شهرستان، جهاد کشاورزی و اداره آبیاری گوشزد کرده ایم تا در ارتباط با برداشت آب کشاورزان از آب دریاچه اقدام کنند و متخلفان را به مراجع قضایی معرفی کنند که در این ارتباط هنوز اقدامی صورت نگرفته است و پریشان همچنان در حال تخریب است.
این در حالی است که در این فاصله مسولان شهر کازرون هم با تغییر رویه قبلی و با امضای توماری با کشیده شدن راه در دل زیباترین دریاچه آب شیرین ایران موافقت کرده اند.
مار سوخته شده ای که زمان آتش نیزارها راهی برای خیز و فرار نداشته است
به گزارش خبرنگار مهر و طبق گفته شاهدان عینی و تصاویر گرفته شده، آتش زدن نیزارهای تالاب پریشان تعداد بسیار زیادی از پرندگان مهاجر و لاک پشتها و مارها و جانوران خشکی زی اطراف تالاب را به طرز دردناکی به کام مرگ برده که این اتفاق دور از چشم ماموران سازمان محیط زیست اتفاق افتاده است.
لاک پشت های سوخته در تالاب پریشان
سازمان محیط زیست که طبق دستور دادستان کل کشور مامور رسیدگی و معرفی بانیان تخریب تالاب پریشان در چند روز گذشته بوده است تا کنون هیچ اقدامی در این مورد صورت نداده و رئیس سازمان محیط زیست پیشتر در گفتگو با خبرگزاری مهر از دستور دادستان کل کشور در مورد پیگیری علت تخریب دریاچه پریشان و شناسایی متخلفان اظهار بی اطلاعی کرده بود.
نیزارهای سوخته دریاچه پریشان که زیستگاه لاک پشت ها و پرندگان و مارها و... بوده است
تخریب پنهانی دریاچه پریشان همچنان ادامه دارد
رئیس دادگستری شهرستان کازرون گفت: بارها به صورت شفاهی و کتبی به محیط زیست شهرستان، جهاد کشاورزی و اداره آبیاری گوشزد کرده ایم تا در ارتباط با برداشت آب کشاورزان از آب دریاچه اقدام کنند و متخلفان را به مراجع قضائی معرفی نماید که در این ارتباط هنوز اقدامی صورت نگرفته است و پریشان همچنان در حال تخریب است.
ابوالفضل عاشوری در گفتگو با خبرنگار مهر، به دلایل خشک شدن دریاچه پریشان اشاره کرد و افزود: اقدامات اداره راه جهت ساخت جاده روستایی و استفاده کشاورزان از آب دریاچه جهت آبیاری مزارع باعث شده تا قست اعظمی از این دریاچه تخریب و خشک گردد.
به دنبال تخریب گسترده دریاچه پریشان از سوی اداره راه ، دادستان کل کشور طی نامه ای به دادستان کازرون و رئیس سازمان محیط زیست خواستار جلوگیری از تخریب دریاچه و بررسی موضوع و معرفی مقصران امر شد که بلافاصله روند عملیات اجرایی در منطقه متوقف شد اما به لحاظ اینکه استفاده کشاورزان از آب دریاچه همچنان ادامه دارد، روند تخریب و خشک شدن پریشان متوقف نشده است .
رئیس دادگستری شهرستان کازرون اظهار داشت : کشاوزران از طریق تلمبه های 6 و 8 اینچی آب دریاچه را به زمین های کشاورزی خود هدایت می کنند، همچنین از سوی دیگر از چشمه هایی که منبع آب تالاب محسوب می شود بهره می برند و این اقدامات همچنان ادامه دارد و هر روز وسعیت بیشتری از دریاچه خشک می شود.
عاشوری با انتقاد از عملکرد محیط زیست و اداره آبیاری در جلوگیری از برداشت آب از دریاچه پریشان اظهار داشت : سازمان محیط زیست باید درسنوات گذشته نسبت به جمع آوری تلمبه های کشاورزان و معرفی متخلفان به دادگاه اقدام می کرد اما متاسفانه به طور جدی در این امر وارد نشد.
این اتفاق در حالی می افتد که رئیس سازمان محیط زیست شهر کازرون در گفتگو با مهر با اشاره به نامه ای که از سوی رئیس سازمان محیط زیست در 19 مهر ماه صادر شده گفته بود: در این نامه تاکید شده بود راه سازی در دریاچه با مجوز سازمان محیط زیست انجام شود و نظر سازمان محیط زیست در این باره لحاظ شود اما اداره راه بدون اخذ مجوز مبادرت به تعرض به منطقه کرد.
بارها به صورت شفاهی و کتبی به محیط زیست شهرستان ، جهاد کشاورزی و اداره آبیاری گوشزد کرده ایم تا در ارتباط با برداشت آب از دریاچه اقدام کنند و متخلفان را به مراجع قضائی معرفی نماید که در این ارتباط هنوز اقدامی صورت نگرفته است
رئیس دادگستری کازرون
با این همه رئیس دادگستری شهرستان کازرون خاطر نشان کرد: درحال حاضر با دستور صادر شده از سوی دادستانی کازرون عملیات اجرایی اداره راه متوقف شده و بارها به صورت شفاهی و کتبی به محیط زیست شهرستان ، جهاد کشاورزی و اداره آبیاری گوشزد کرده ایم تا در ارتباط با برداشت آب از دریاچه اقدام کنند و متخلفان را به مراجع قضائی معرفی نماید که در این ارتباط هنوز اقدامی صورت نگرفته است.
عاشوری ، متوقف نمودن عملیات اجرایی اداره راه ، ممانعت از برداشت بدون مجوز آب از دریاچه و باز شدن چشمه های آبی که کشاورزان به روی دریاچه بسته اند را از جمله دستورات صادره شده از سوی دادستانی در جهت جلوگیری از روند تخریب دریاچه پریشان عنوان کرد.
دریاچه پریشان یکی از زیباترین دریاچههای آب شیرین ایران است و از جمله اکوسیستم های پایداری است که از لحاظ زیست محیطی دارای حساسیت و اهمیت بالایی است. با این همه چندی پیش مورد تعرض گسترده ماموران راه سازی قرار گفت به گونه ای که در روزهای عزاداری تاسوعا و عاشورا امسال و با وجود اینکه مجوزی برای ساختن راه روستایی صادر نشده بود، در حدود یک هفته تنها دریاچه شیرین ایران که بر اثر خشکسالی 80 درصد ذخیره آبی خود را از دست داده بود را با بیل و بولدوزر ویران کردند.
رئیس کل دادگستری شهرستان کازرون گفت : به طور حتم در مقابل جمع آوری تلمبه های کشاورزان و هدایت چشمه های آب به سمت دریاچه با مقاومت کشاورزان مواجه خواهیم شد که باید در صورت لزوم نیروی انتظامی وارد عمل شود.
عاشوری همچنین درباره اخذ غرامت از اداره راه به جهت عملیات اجرایی در منطقه و تخریب دریاچه پریشان گفت : در صورتی که ثابت شود که خسارت وارده از سوی اداره راه بوده باید خسارت پرداخت کند.
تخریب دریاچه پریشان
مهاجرت "ماهی خورک"، پرنده بی خانمان، به تهران
یک پرنده مهاجر به خاطر تخریب و نابودی تالاب ها ی زیستگاهش به پارک شهر تهران پناهنده شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، "ماهی خورک" پرنده ای بسیار زیبا و حساس و وابسته به محیط های آب شیرین و آب شور است. و به خاطر شدت علاقه و وابستگی این پرنده به تالاب ها و دریاچه ها، پرنده شناسان برای دومین بار نام او را بر سال جدید میلادی نهاده اند.
یک پرنده شناس ساکن تهران با تاکید بر حساسیت زیاد این پرنده به آلودگی تالاب ها و چشمه ها و دریاچه ها گفت ماهی خورک به خاطر ازبین رفتن زیستگاه و سرمای هوا به تهران مهاجرت کرده است.
علیرضا هاشمی با اشاره به این که این پرنده علاقه ای به مهاجرت ندارد، گفت با این حال او پس از آوارگی از زیستگاه خود، به پارک های سبز و دارای حوضچه تهران پناهنده شده است.۱۳۸۷/۱۱/۱۸06.02.2009
جستجو در گوگل محیط زیست را آلوده می کند
تحقیقات یکی از فیزیکدانان دانشگاه هاروارد از تاثیرات منفی زیست محیطی موتور جستجوی گوگل و جستجو در این موتور پرده برداشت.
به گزارش خبرگزاری مهر، نتایج جالب توجه تحقیقات جدید نشان می دهد که انجام دو جستجو در سایت گوگل از یک رایانه خانگی می تواند به همان میزان دی اکسید کربن تولید کند که جوشاندن آب در یک کتری الکتریکی تولید خواهد کرد.
به گفته یکی از فیزیکدانان دانشگاه هاروارد یک جستجوی معمولی در سایت گوگل 7 گرم دی اکسید کربن تولید خواهد کرد و به همین دلیل جستجوی گوگل تاثیرات نامطلوب زیست محیطی در بر دارد.
روزنامه ساندی تایمز در توضیح این مطالعات در مقاله ای اعلام کرد که گوگل درباره مصرف انرژی و تولید کربن خود بسیار پنهان کار بوده و از افشا کردن موقعیت مراکز داده های خود سر باز می زند. این در حالی است که 200 میلیون جستجوی اینترنتی روزانه و مصرف بالای انرژی الکتریکی و انتشار گازهای گلخانه ای توسط رایانه ها و اینترنت به تازگی نگرانی هایی را برانگیخته است.
گزارش اخیر یکی از محققان IT نشان می دهد که صنعت جهانی IT به اندازه صنایع خطوط هوایی قادر به تولید گازهای گلخانه ای خواهد بود. سیستم گوگل که ممکن است موضوعات جستجو را برای بررسی و محاسبه به هزاران مایل دورتر ارسال کند، در برابر کاهش تاخیر زمانی و افزایش سرعت جستجو، مصرف انرژی را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.
الکس وینزر گراس فیزیکدان دانشگاه هاروارد که نتایج مطالعات خود را برای انتشار به موسسه IEEE تسلیم کرده است بر این باور است که گوگل موتور جستجوی بسیار موثری است اما قانون اولیه این شرکت افزایش سرعت جستجو است و این به آن معنی است که این شرکت از میزان زیادی ظرفیت اضافی اطلاعاتی برخوردار است که مقدار قابل توجهی انرژی صرف این ظرفیتها خواهد شد.
بر اساس گزارش اکونومیک تایم، با وجود این شواهد و تحقیقات، گوگل همچنان معتقد است یکی از با کفایت ترین و بهره ورترین تولید کنندگان جستجوی اینترنتی در جهان به شمار می رود.14.01.2009
۳۰۰ نخل كهنسال در یزد ریشهكن شد
یك جنایت زیستمحیطی و تشدید بیابانزایی در دل كویر مركزی ایران به دست جهاد كشاورزی اردكان ۳۰۰ نخل كهنسال در یزد ریشهكن شد.از ارازل و اوباش "جهاد تخریب و بیابانزائی کشاورزی اردکان" چه انتظاری باید داشت جز تخریب سیستماتیک که رژیم تبهکاران و جنایتکاران اسلامی در ایران به ویژه در محیط زیست پیشه گرفته است.جنایتکاران حکومتی در هر پست و منصب برای ایران جز ویرانی ،تخریب،و عقب افتادگی توشه ای با خود نداشته اند.راه نجات مردم ایران رهائی از چنگال جنایتکاران حکومت اسلامی است .کشیدن ارازل و اوباش از قدرت دولتی راه نهائی است .حزب سوسیال دمکرات ایران
در حالی كه فقط كمتر از ۲۰ روز از ماجرای قطع درختان كهنسال چند صدساله در استانهای قم و گیلان به دستور اداره اوقاف و امور خیریه میگذرد، این بار قطع بیش از ۳۰۰ نخل تنومند در یكی از قدیمیترین نخلستانهای كشور در دل كویر مركزی ایران به پرسروصداترین خبر زیست محیطی هفته گذشته تبدیل شد.
اعتماد ملی / مژگان جمشیدی
در حالی كه فقط كمتر از ۲۰ روز از ماجرای قطع درختان كهنسال چند صدساله در استانهای قم و گیلان به دستور اداره اوقاف و امور خیریه میگذرد این بار قطع بیش از ۳۰۰ نخل تنومند در یكی از قدیمیترین نخلستانهای كشور در دل كویر مركزی ایران به پرسروصداترین خبر زیستمحیطی هفته گذشته تبدیل شد.
ماجرای قطع درختان كهنسال گیلان و قم كه به بهانه مبارزه با خرافهپرستی و با سكوت سازمان جنگلها و سازمان محیطزیست همراه شده بود در نهایت با مداخله دادستان كل كشور و دستور وی متوقف شد اما در فاصله كمتر از چند روز ا طرحی كه قبل از هر چیز شنونده را به یاد طرح ناموفق از رده خارج كردن خودروهای فرسوده میاندازد و این پرسش را مطرح میسازد كه مگر درخت هم كهنه و فرسوده و نو دارد؟ این در حالی است كه بسیاری از كارشناسان منابع طبیعی حتی با شنیدن نام این طرح و نحوه اجرای آن به واكنش برخاستند و این اقدام را در حد یك جنایت زیستمحیطی و تشدید بیابانزایی در دل كویر مركزی ایران عنوان میكنند.
این طرح روز سیزدهم آذرماه در روستای حاجیآباد زرین از توابع اردكان یزد اجرایی شد كه در نهایت با مخالفت گسترده مردم محلی و شكایت صاحبان نخلستان به دادسرای عمومی و انقلاب اردكان متوقف شد. در راستای این طرح قرار بود هفت هزار اصله نخل از مجموع بیش از ۳۰ هزار نخل موجود در حاجیآباد، تنها به جرم اینكه میوه نمیدهند و به نظر مسوولان جهاد كشاورزی دیگر فرسوده شدند، ریشهكن شوند كه در نتیجه بیش از ۳۰۰ اصله از این درختان ریشهكن شدند.
به گزارش پایگاه خبری زیستا، بیل مكانیكی جهاد كشاورزی كه به بهانه اجرای طرح راهسازی به روستا آورده شد صبح روز چهارشنبه سیزدهم آذرماه ناگهان وارد نخلستان روستا شد و پس از آنكه بیش از ۳۰۰ درخت كهنسال را سرنگون كرد سرانجام عصر همان روز با اعتراض شورای روستای حاجیآباد و اهالی ده از فعالیت بازایستاد. این درختان كه ارتفاعی بیش از ۲۰ متر و عمری حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال داشتند توسط بیلهای مكانیكی جهاد كشاورزی اردكان ریشهكن شدند تا جای خود را به نهالهای یكی، دوساله نخل خرما بدهند! اما با وجود واكنشهای انتقادی رسانههای محلی و مردم، رئیس جهاد كشاورزی شهرستان اردكان هفته گذشته در مصاحبه با پیك بامدادی رادیو ایران ضمن تایید اجرای «طرح از رده خارج كردن درختان فرسوده در قسمت كویر مركزی ایران» میگوید: «این درختان كهنسال بیثمر هستند و در این طرح جایگزینی قرار است با درختان ثمردار تعویض شوند.» از سوی دیگر فرماندار اردكان كه در گفتوگو با رادیو از وقوع این مساله اعلام بیاطلاعی كرده بود و پس از آنكه مجری برنامه اظهار داشت، نیمساعت پس از آغاز قطع كردن درختان، معاونان شما در جریان قرار گرفته بودهاند، تنها به گفتن یك جمله بسنده كرد و گفت «به ایشان تذكر میدهم.»
قطع ۳۰۰ اصله درخت كهنسال در روستای حاجیآباد زرین اردكان در حالی صورت میگیرد كه این منطقه اخیرا از سوی دولت منطقه ویژه گردشگری اعلام شده است و تخریب آن میتواند جاذبههای گردشگری این منطقه را دگرگون كند.
شكایت روستاییان به دادگاه
حسین صفوی، رئیس شورای روستای حاجیآباد زرین در این باره به اعتماد ملی میگوید: متاسفانه این واقعه به خاطر ناهماهنگی مجریان طرح جایگزینی نخیلات با شورای اسلامی روستا اتفاق افتاد و با اینكه دهیاری روستا با جهاد كشاورزی و بخشداری برای قطع درختان هماهنگی كرده بود اما چون این موضوع را به اطلاع شورای روستا نرسانده بود از بخشداری درخواست بركناری دهیار روستا را كردهایم.
صفوی كه در عین حال هم روحانی روستا و هم ریاست شورای این روستا را بر عهده دارد در ادامه میافزاید: آقایان مدعی هستند این درختان در اثر سرمای سال گذشته خشك شده و باید جایگزین شوند در حالی كه بیشتر این درختان مالكان خصوصی دارد و بسیاری از این مالكان اصلا از ماجرای قطع درختان مطلع نبودند و امروز شاكی هستند. ضمن اینكه تنها چند اصله درخت واقعا در اثر سرما خشك شده بود اما بیل مكانیكی جهاد كشاورزی همه درختان را هدف قرار داده بود. وی میافزاید: حتی اگر یك نفر از این مالكان هم با اقدام جهاد كشاورزی موافق نباشد، این عمل جرم محسوب میشود و قابلیت پیگیری در محاكم قضایی را دارد ضمن اینكه نخلستان حاجیآباد زرین با توجه به قدمت چندصدسالهاش جزو میراث فرهنگی منطقه محسوب میشود.
وی میگوید: برخی از اهالی روستا از قطع ۳۰۰ نخل تنومند به شورای روستا اعتراض كردند كه در این رابطه شورای روستا نیز علیه عاملان تخریب نخلستان شكایتی را در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اردكان ثبت كرده است. صفوی خاطرنشان كرد: در اثر سرمای زمستان گذشته، مقداری از شاخ و برگهای نخلها خشك شد كه بهمنظور جلوگیری از بروز حریق، همین تابستان امسال با همكاری بسیج سازندگی سپاه پاسداران و نیز جهاد كشاورزی و با صرف بودجه بیتالمال تمامی سرشاخههای خشك هرس شدند حال پرسش این است كه اگر این درختان به ظن آقایان خشك و بیثمر بودند پس چرا ۴ ماه قبل میلیونها تومان صرف هرس آن كردند و حال امروز با صرف بودجه دیگری درختان را ریشهكن میكنند تا جای آنها نهالهای یكساله بكارند. وی میگوید: اگر مقصود جایگزینی درختان بیثمر با درختان جدید مثمر بوده حتما باید درختان را قطع میكردند و درست جای آنها نهال میكاشتند؟ آیا نمیتوانستند جای دیگری این درختان جدید را بكارند؟
هرچند تلاش خبرنگار اعتماد ملی برای برقراری ارتباط با مسوولان جهاد كشاورزی استان یزد بینتیجه ماند اما مدیركل منابع طبیعی استان یزد به پرسشهای اعتماد ملی پاسخ داد. مهندس عالم در پاسخ به اینكه چرا منابع طبیعی مانع قطع درختان نشده است، میگوید: این درختان در محدوده مستثنیات بوده و به وزارت جهاد كشاورزی مربوط میشود و چون در محدوده اراضی منابع طبیعی قرار نداشته ما حق دخالت نداریم. به گفته او در این منطقه حدود ۳۲ هزار نخل موجود است و هرساله در قالب یك طرح مصوب تعدادی از این درختان با درختان جدید مثمر جایگزین میشوند. اما خبرنگار اعتماد ملی از وی پرسید، در حالی كه هرساله میلیونها تومان صرف مبارزه با بیابانزایی در استان یزد میشود این نخلستان صرفنظر از اینكه محصول دارد یا خیر، سدی در برابر توفانهای شن محسوب میشود و شما میتوانستید در این راستا از جهاد كشاورزی بخواهید درختان جدید را در پهنه گسترده بیابان بكارد و این درختان را برای حفظ تعادل اكولوژیك منطقه قطع نكند. وی در این باره میافزاید: «تا جایی كه من میدانم این اقدام براساس طرح مصوب بوده و اعتبار دارد و برای بیابانزایی هم زیاد كار میكنیم اما این موضوع به ما مربوط نمیشود و البته به اعتقاد من اینجا اكوسیستمی نبوده كه تخریب شده باشد بلكه اینها چند درخت خشك بوده و جای دیگری هم در اطراف آن زمین و آب نبوده است.»
این درحالی است كه به گفته افراد محلی و شورای روستای حاجیآباد در ۴۰۰ متری این نخلستان چشمه آبی وجود داشته كه وزارت جهاد كشاورزی میتوانسته در آنجا درختان جدید را بكارد نه اینكه نخلهای قدیمی را ریشهكن كند كه هم محیط زیست تخریب شود و هم پیمانكاران جهاد هزینه بیشتری متحمل شوند كه البته برخی افراد محلی در گفتوگو با اعتماد ملی خاطرنشان كردند برای طرح از رده خارج كردن درختان فرسوده ۳۰۰ میلیون تومان اختصاص یافته است!
در همین رابطه دكتر مرتضی هنری، اكولوژیست انسانی و یكی از فعالان محیطزیست كشور به اعتماد ملی میگوید: متاسفانه امروز كسانی برای كشاورزی این كشور تصمیمگیری میكنند كه اغلب آنها صلاحیت ندارند كه حتی بگویند این درخت باشد یا نباشد. وی كه در سال ۱۳۴۹ مقالهای از كاركردهای اكولوژیك نخلستانخور و بیابانك در كویر مركزی ایران به رشته تحریر درآورده و در آن سال به عنوان برترین مقاله علمی دنیا شناخته شد، میافزاید: میگویند این طرح، طرح از رده خارج كردن درختان فرسوده بوده و پرسش من به عنوان یك اكولوژیست این است كه در كجای دنیا این بحث مطرح است؟ مگر درخت كهنه و جوان دارد؟ صرفنظر از اینكه این درختان میوه میدهند یا نه، اما وجود این درختان آن هم در دل كویر یك نعمت است كه نباید به راحتی آنها را از دست داد چون استفادههای بهمراتب مهمتری برای جوامع محلی و مردم دارد كه مهمترین آن ایجاد سكونتگاههای انسانی و تعدیل آب و هوا است، به همین دلیل است كه كندن درخت در كویر جنایت است. وی میافزاید: این درختان متعلق به مردم است و علاوه بر مالكیت خصوصی به دلیل قدمت چندصدسالهاش مالكیت عمومی هم دارد و وزارت جهاد كشاورزی حق نداشته آنها را ریشهكن كند و هر كسی كه این اقدام را انجام داده از نظر حقوقی قابل تعقیب قانونی است و شاید الان این اقدام صورت نگیرد اما بالاخره یك زمانی این افراد را تعقیب قضایی خواهیم كرد. این بومشناس خاطرنشان میكند: این بحث درختافكنی با توجیهات غیرمنطقی كه اخیرا در ایران شروع شده به نظر من بزرگترین فاجعه ملی است و دولت باید پاسخ دهد كه چطور این اختیار را به استانداران و فرمانداران میدهد كه چنین فاجعهای را رقم بزنند.
طرح ناموفق جایگزینی نخیلات
طرح جایگزینی درختان نخل در نخلستانهای كویر مركزی ایران كه به گفته مدیر جهاد كشاورزی اردكان طرح از رده خارج كردن درختان فرسوده لقب گرفته، در حالی اجرا میشود كه مردم محلی بهشدت از آن انتقاد میكنند. به گفته اهالی روستای حاجیآباد زرین، نهال خرماهایی كه در این منطقه اخیرا كشت شده از نوع خرمای بومی نیستند و گفته میشود متعلق به اقلیم شرجی بوشهر است به همین دلیل با وجود كاشت بیش از ۱۰ هزار نهال خرما در سالهای اخیر در این منطقه، كمتر از ۱۰ درصد این طرح موفق بوده است. دكتر هنری در اینباره به اعتماد ملی میگوید: در علم اكولوژی بومی بودن گونه، اصل مهمی است و اگر گونه حتی در مورد كشاورزی، غیربومی باشد مطمئنا محصول خوبی نخواهد داد. برای این منظور مثالی میزنم. ببینید در دنیا ۴۳ هزار نوع بذر گندم وجود دارد و در جریان انقلاب سبز این۴۳ هزار مورد را به ۸ نوع رساندند. حتما میدانید كه منطقه زابل از قدیم طبق روایات تاریخی انبار غله ایران بوده به طوریكه نادرشاه افشار قبل از لشكركشی به هند اول به سیستان میآید و گندمش را بار شترها میكند و بعد به جنگ میرود اما در سالهای اخیر گندم نژاد بومی زابل را كنار گذاشتند و از بذر گندم اصلاحشده استفاده كردند. گندم بومی منطقه در هر هكتار ۲۵۰ تا ۴۰۰ كیلوگرم محصول داشت و گندم اصلاحشده تا ۱۰ برابر این محصول میداد. این بذر اصلاحشده را سال اول و دوم و سوم كاشتند و در هر هكتار بیش از ۵۰۰۰ كیلوگرم محصول برداشت كردند. بدین ترتیب گندم بومی بهتدریج از رده خارج و كنار گذاشته شد اما اتفاقی كه افتاد این بود كه محصول گندم از سالهای چهارم به بعد بهتدریج كم شد و در سال هفتم كشت این نوع بذر گندم در زابل با شكست مواجه شد چرا كه تمام دانههای گندم پوسته میبستند. ببینید در سال ۲۰۰۲ قیمت گندم در جهان ناگهان بالا رفت. چرا؟ به دلیل اینكه بذر گندم از محل شكاف روی دانه مبتلا به نوعی قارچ میشد كه بهشدت روی كیفیت و كمیت محصول در جهان تاثیر گذاشت. در حالی كه گندم بومی ایران كه متعلق به همین منطقه سیستان بود جزو چهار گونه گندمی است كه بههیچوجه قارچ نمیگیرد اما ما به همین راحتی این بذر بومی را حذف كردیم. در مورد خرما هم همینطور است و نمیتوان خرمای جای دیگری را در كویر مركزی ایران سازگار با محیط كرد و این نتیجه نمیدهد.
تخریب نخلستانهای خور و بیابانك
خور و بیابانك، قلب تپنده كویر مركزی ایران است كه نخلستانهایش همچون نگینی بر انگشتری شورهزار میدرخشد. خور و بیابانك تنها نقطه كویر مركزی ایران است كه همچون لكهای سبز روی نقشه جغرافیایی جهان میدرخشد؛ منطقهای كه از آن بهعنوان شمالیترین رویشگاه درخت خرما در كره زمین یاد میشود و باید بهعنوان یك اكوسیستم بیهمتا با قدرت و توان بالای برقراری تعادل اكولوژیك، تعدیل آب و هوا، بارور كردن زمین برای كشاورزی و استقرار سكونتگاههای انسانی در دل كویر مورد توجه و مطالعات بیشتر بومشناختی قرار میگرفت. نخلستانهای روستای حاجیآباد زرین در اردكان یزد نیز، صرفنظر از تقسیمات كشوری، جزئی از مجموعه خور و بیابانك محسوب میشود كه امروز هدف تخریب قرار گرفته است. درختان این منطقه كه از قدمتی چندصدساله برخوردار هستند در طول سالیان گذشته تمدنها و سكونتگاههای انسانی متعددی را در كنار خود ایجاد كردهاند كه اگر این درختان نبود در میان ریگزار و شورهزار كویر هیچ انسانی توان زیستن نداشت. اما متاسفانه امروز درنتیجه فقدان نگاه بومشناسی و علمی در بدنه وزارت جهاد كشاورزی، این مناطق هدف تخریب قرار گرفتهاند. هرچند مسوولان این اقدامات را تخریب نمیدانند و تمامی اقدامات صورتگرفته را كه عمدتا در سال جاری شدت گرفته، طرحهای كارشناسیشده و با بودجه و اعتبار قلمداد میكنند اما واقعیت این است كه از نگاه كارشناسان بیرون این طرحها خالی از توجیهات كارشناسی و مطالعات اجتماعی است.
درنتیجه سرمای زمستان سال گذشته، بخشی از درختان خرمای این مناطق خشك شدند. هرچند ظاهر امر نشان میداد كه درختان خشكیدهاند اما بسیاری از این نخلها مجددا از ناحیه انتهایی شروع به رویش كردند. با این حال به دلیل گرمای هوا و شدت برگهای خشك احتمال بروز حریق در این مناطق از ابتدای سال جاری وجود داشت كه با وجود هشدار كارشناسان، این درختان در برخی مناطق هرس نشدند و در نتیجه حریق صورت گرفت. بدین ترتیب بعد از اینكه ۲۵ هزار درخت در خور و بیابانك در اثر حریق سوخت، جهاد كشاورزی استان اصفهان به جان مابقی درختان افتاد تا از وقوع حریقهای بعدی پیشگیری كرده باشد در حالی كه این درختان تنها به هرس و جدا كردن برگهای خشك نیاز داشتند اما در زیر لودرهای جهاد كشاورزی مردادماه امسال، هزاران درخت نخل تنومند ریشهكن شد كه موجی از اعتراضات مردمی را در منطقه رقم زد.
طرح جایگزینی درختان نخل كه امروز در حاجیآباد زرین اردكان اجرا میشود، شاید نشأتگرفته از همین دیدگاه مسوولان جهاد كشاورزی باشد كه درختان سرمازده را كه تنها مقداری از برگهایشان خشكیده، كاملا خشك و بیثمر تصور میكنند. غافل از اینكه نخلستانهای كویر مركزی ایران را نمیتوان تنها به دیده یك باغ نگاه كرد كه اگر محصول ندهد دیگر فایدهای نداشته باشد. این نخلستانها، اكوسیستمهای پویایی را در دل كویر خشك و بیآب و علف تشكیل دادهاند كه اگر نباشند امكان حیات در این منطقه را از ساكنان خود سلب میكنند.
دكتر هنری، اكولوژیست در اینباره میگوید: نابودی این نخلستان تعادل اكولوژیك را در این نقطه از كویر ایران، كاملا به هم میریزد و پیامدهای آن تنها به از بین رفتن دهها هزار نخل بارده ختم نمیشود بلكه زمینهساز بسیاری از معضلات زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میشود و این همان چیزی است كه متاسفانه مدیران ما متوجه آن نیستند. دكتر هنری میگوید: شمالیترین نقطه كره زمین كه نخل در آن رویش دارد اینجاست. بیش از ۳۰۰ هزار درخت در این منطقه صدها سال است كه كویر را زنده كرده و حیات را در آن دمیده است.
وی تاكید میكند:این نخلستانها از پنج نظر حائز اهمیت است. نخست اینكه برگهای آن همچون یك چتر سبز هوای داغ كویر را برای كویرنشینان به هوای خنك تبدیل میكند. دوم اینكه خرما میدهد تا برای تغذیه مردم و تهیه انواع مواد غذایی به كار گرفته شود. سومین نكته،محصولات فرعی درخت خرما است كه مردم از برگهای آن فرش و موكت، صندل و كلاه،حصیر، بادبزن، كیسه، طناب و... میسازند و حتی به عنوان مهمترین ماده اولیه در كارخانههای پاركتسازی كاربرد دارد. نكته چهارم این است كه نخلستان، امكان كشاورزی را در زمینهای شور كویر برای مردم فراهم كرده، چراكه ریشههای آن زیر زمین گسترده شده و امكان نفوذ نمك از اعماق به سطح زمین را سلب میكند در نتیجه با آبیاری زمین سطح رویی مناسب كشت و كار میشود و مردم زیر این نخلها كشاورزی میكنند. پنجمین مساله این است كه به شعاع ۳۰۰ كیلومتری از خور و بیابانك هیچ سبزیای به جز نخلستان خور روی نقشه جغرافیایی نمیبینید و این تنها لكه سبز در كویر ایران است كه تمدنهای زیادی را بهوجود آورده و فرهنگ و اقتصاد و معیشت بسیاری از مردم به آن بستگی دارد، بنابراین حذف ناشیانه درختان نابودی كل این اكوسیستم را رقم میزند. لذا دادن خرما تنها یكی از كاركردهای این درختان است كه اگر امروز حتی خرما هم ندهند باز هم چیزی از ارزش آنها كم نشده است.
درختافكن بود كمزندگانی
این بومشناس در ادامه میافزاید: در فرهنگ ما كه متاسفانه این روزها به دست فراموشی سپرده شده آمده، «درختافكن بود كمزندگانی/ به درویشی كند نخجیربانی.» آدمی كه درخت را میاندازد انشاءالله عمرش كوتاه میشود حالا فرقی نمیكند كسی كه دستور قطع میدهد و كسی كه اجرا میكند. از سوی دیگر مساله تخریب نخلستان از بعد مالكیت فردی قابلیت تعقیب قانونی دارد. اگر رضایت یك نفر از مالكان كسب نشده باشد آن فرد میتواند شكایت كند و حتی اگر هم رضایت كشاورزان كسب شده باشد باز هم از ناآگاهی مردم سوءاستفاده شده استSat / 20 12 2008 / 7:33
پرنده زیست
گرمایش زمین خطرناکتر از پیش ادامه دارد
دانشمندان در گردهم آیی اخیر انجمن ژئو فیزیک آمریکا در سانفرانسیسکو، در مورد گرمتر شدن زمین هشدار دادند.
مطابق دادههای ماهوارهای ناسا، از سال ۲۰۰۳ ميلادی تاکنون بيش از دو تريليون تن يخِ زمينهای آلاسکا، منطقه جنوبگان (قطب جنوب) و گرينلند آب شده است.
بیشتر بخوانید:
سردی اتحادیه اروپا برای مبارزه با گرمایش زمین
اسکات لاتکه، زمينفيزيکدان در سازمان ناسا در مقالهی خود که به گردهمايی انجمن زمينفيزيک آمريکا ارائه شد، مینويسد بيش از نيمی از اين مقدار يخهای آب شده بر روی زمينهای گرينلند قرار داشته است.
آقای لاتکه در مقاله خود اضافه میکند که مقدار آب حاصل از آب شدن يخهای گرينلند در طول پنج سال برابر است با ۱۱ برابرحجم آب در خليج چساپيک در شرق آمريکا. در واقع حجم آب حاصل از ذوب يخهای گرينلند در هر سال به اندازهی کل حجم آب دريای خزر است.
وضعيت ذوب يخهای دريايی به مراتب بدتر از وضعيت ذوب يخ بر روی خشکی است. در همين گردهمايی اعلام شد که دمای منطقه شمالگان (قطب شمال) در پاييز سال جاری بين ۹ تا ۱۰ درجه گرمتر از پاييز سال گذشته بوده است.
با ذوب شدن يخها و از دست دادن توانِ بازتابیِ تودههای عظيم يخ، آبهای منطقه شمالگان گرمای بيشتری را در تابستان جذب کرده و در پاييز گرمای جذب شده را آزاد میکنند. اين امر باعث شده است که دمای پاييزی اين منطقه در چند سال گذشته بين شش تا ده درجه گرمتر از دمای مشابه در سالهای دههی ۸۰ ميلادی باشد.
دو پژوهش ديگری که در اين گردهمايی ارائه شده نشان از آن دارد که آب شدن يخهای منطقه شمالگان باعث آزاد شدن گاز متان ـ دومين گاز مؤثر گلخانهای ـ میشود.
بر اساس يکی از اين پژوهشها از بين رفتن کوههای يخ باعث گرمشدن آب درياها میشود و اين امر به نوبهی خود باعث گرمتر شدن زمينهای هميشه يخبسته آلاسکا شده و بدين ترتيب گاز متان از زمين آزاد میشود.
ايگور اسميليتوف استاد دانشگاه آلاسکا در پژوهش دوم يافته جديد خود را طرح میکند که بر مبنای آن گاز متان به صورت منجمد در کف درياچهها و ته دريا در منطقهی سيبری وجود دارد اما با گرم شدن دما حبابهای حاوی اين گاز در حجم خطرناکی به روی سطح آب آمده و در هوا منتشر میشود.
پروفسور اسميليتوف در پژوهشهای خود در اواخر تابستان گذشته در دريای شرق سيبری و دريای لاپتِف به اين نکته پی برد که حجم گاز متان بر سطح آب ۱۰ برابر حجم آن در اواسط دههی ۹۰ ميلادی است. پروفسور اسميليتوف میگويد: «اين حجم گاز به طور چشمگيری باعث افزايش گرمايش زمين خواهد شد، و اين موضوعی است که بايد باعث نگرانی همگان باشد.»
20.12.2008
تالاب بينالمللي هامون
تالاب هامون خشک شد
تالاب هامون، هفتمين تالاب بين المللی واقع در منطقه کويری و بيابانی شرق ايران، و بزرگترين و مهمترين درياچه آب شيرين اين کشور خشک شد.
با خشک شدن هامون، نقش حياتی اين تالاب در سيستان کمرنگ می شود و مردم منطقه را با مشکلات زيادی مواجه خواهد کرد.
ریيس پژوهشکده تالاب بين المللی هامون، در گفت و گويی که با خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا ، اعلام کرد: تالاب هامون رو به نابودی است و تقريبا خشک شده است.
به گفته زمان شاه محمدی حيدری، « با خشک شدن درياچه هامون اين منطقه به يکی از عمده ترين کانون های طوفان شن و ماسه تبديل می شود و مشکلات عديده ای را برای روستاييان و حتی مردم شهرستان های اطراف ايجاد خواهد کرد.»
اين تالاب پهناورترين درياچه آب شيرين فلات ايران در منطقه سيستان است و با ظرفيت بيش از هشت ميليارد متر مکعب آب برای فصل زمستان گذرگاه گونه های متنوعی از پرندگان مهاجر محسوب می شود.
تامين آب منطقه، جلوگيری از نفوذ آب شور، حفظ و نگهداری از رسوبات، تامين علوفه دام، تعديل آب و هوا و پناهگاه حيات وحش از جمله فوايد تالاب هامون به شمار می رود که با خشک شدن اين تالاب، عواقب وخيمی را برای اين منطقه به دنبال خواهد داشت.
اسماعيل کهرم، کارشناس مسائل محيط زيست با اشاره به قرارداد امضا شده بين ايران و افغانستان که طبق آن مقرر شده بود، دولت افغانستان ۲۶ متر مکعب در ثانيه آب را از طريق رود هيرمند به هامون برساند، از دلايل خشک شدن اين تالاب به راديو فردا می گويد:
بیشتر بخوانید:
* «یک ضربه دیگر به حیات تالاب انزلی»
« اين تالاب از يک رود اصلی به نام هيرمند مشروب می شود. رودخانه هيرمند از حدود ۷۹۰ کيلومتری شمال شرق افغانستان جاری می شود و می ريزد در هامون و يک رود ديگر به نام فرارود هم از بالا وارد هيرمند می شود.»
وی افزود:« در طول سال های گذشته با کمال تاسف، افغان ها بر رودخانه هيرمند، ۲ سد ساخته اند و حق آبه هامون را نمی دهند. تبخير آب در آن منطقه بسيار زياد است و در نتيجه هامون خشک شد. يک مسئله ديگر، علاوه بر اين عامل دست ساز، خشکسالی های متوالی است که نصيب ما شده است.»
خشک شدن تالاب هامون، نقش حياتی اين تالاب را در منطقه سيستان کمرنگ کرده و اراضی زير کشت، بازده توليد و مهاجرت پرندگان ، را کاهش داده و افزايش آلودگی هوا را نيز به دنبال داشته است.
اسماعيل کهرم، در رابطه با عواقب خشک شدن تالاب هامون می گويد:
«پيشترزمانيکه باد از روی هامون عبور می کرد، رطوبت و نشاط و زندگی را برای دهات و شهرهای اطراف می برد، به طوری که شهر زابل هميشه يک شهر سرسبز، خرم، بانشاط و با آب و هوای خوب بود. ولی وقتی هامون خشک شد، همين باد، شن و خاک را با خود می آورد به طوريکه بسياری از روستاهای کشور مدفون شدند. از طرف ديگر اين رودخانه که به داخل هامون می ريخت، با خود ماهی و انواع موجودات را می آورد که آن هم قطع شد و ما دچار يک خشکسالی شديم که در نتيجه خشک شدن نيزارهای اطراف و از بين رفتن آب، ماهی ها، پرنده ها و گاوهای معروف سيستانی را از دست بوديم و زندگی حدود ۲۴۰ هزار نفر که حاشيه نشين هامون زندگی می کردند، به باد رفت.»
جمعيت قابل توجهی در حاشيه هامون به صيادی مشغولند و از سوی ديگر نيز چون اين تالاب در زمان پيشروی خود زمين ها را سيراب و بارور می کند، پوشش گياهی قابل توجهی بر جای می گذارد که خود باعث رونق پيشه دوم مردم که دامداری است، می شود و خشک شدن هامون، تاثير مستقيمی بر اقتصاد مردم ساکن اين منطقه خواهد گذاشت.
خشک شدن هامون ، حرف تازه ای نيست. نتيجه روندی است که از چند سال پيش آغاز شده بود. اما خشکسالی بی سابقه امسال ، تير خلاصی بود به جان تالابی که آخرين نفسهای خود را می کشيد.
15.12.2008از :رزا آژیری . عکس در بالا از : ايسنا
قطع درختان کهنسال گیلان به بهانهی مبارزه با خرافات!
پایگاه آگاهی رسانی محیط زیست ایران (زیستا): وقتی مصطفی خوشنویس (مجری طرح ملّی شناسایی و حفاظت از درختان کهنسال ایران)، این خبر را به من داد، نتوانستم باور کنم. با انوشیروان شیروانی، در گروه جنگل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران تماس گرفتم، ایشان نیز با نگرانی این خبر را تأیید کردند و گفتند صبح امروز از شبکه خبر سیما پخش شده است. دکتر شیروانی گفت: به هر جا که میتوانستم خبر دادهام، از مسئولین ذیربط در سازمان حفاظت محیط زیست تا سازمان جنگلها و مراتع و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری. تا بلکه بتوان از گسترش این فاجعهی حیرتانگیز به دیگر استانهای کشور جلوگیری کرد. به سایت شبکهی خبر رفتم و در اینترنت جستجو کردم، اما لینک مربوطه را نیافتم. تا اینکه در بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دوّم سیما مجدداً خبر پخش شد، آن هم به عنوان اقدامی شایان تقدیر و مثبت از سوی مسئولین اداره کل اوقاف و امور خیریه استان گیلان و برای مقابله با ترویج خرافهپرستی و سرانجام لینک خبر را هم در پایگاه اطلاعاتی باشگاه خبرنگاران جوان یافتم.
یاد ناصرالدین شاه آکتور سینما، اثر جاودانهی محسن مخملباف افتادم … در سکانسی ماندگار از این اثر هنری، وقتی که شاه درمییابد که سینماتوگراف بدون اجازهی او وارد اندرونی شده و اینک چهرهی سوگلی حرمسرا بر روی حلقههای فیلم به ثبت رسیده است؛ با خشم فراوان دستوری تاریخی صادر میکند که اوج بلاهت و حماقت یک پادشاه را در طول تاریخ نشان میدهد! او فرمان میدهد تا گردن برادران لومیر (مخترع دوربین فیلمبرداری) را از بدن جدا کنند! درصورتی که اگر تخلفی هم صورت گرفته، این تخلف متوجه دوربین فیلمبرداری – و طبیعتاً مخترع آن - نیست، بلکه متوجه فردی است که پشت آن دوربین قرار داشته است!
و متأسفانه این قصهی مضحک و شرمآور تاکنون بارها در این آب و خاک اتفاق افتاده و تکرار شده است! کافی است به تاریخ معاصر ایران نگاهی بیاندازیم و ببینیم که چگونه وقتی برای نخستین بار، وسایلی چون رادیو، تلویزیون و ویدئو وارد کشور شد و یا نخستین کلاسهای درس به شیوهی نوین برای کودکان این آب و خاک سامان میگرفت و قرار بر آن شده بود تا مکتبخانهها جای خود را به دبستان و دبیرستانهای مدرن و امروزی بدهند، برخی از متحجرین با حربهی دفاع از دین و فرهنگ ملّی، چگونه با آنها به مقابله برخواستند، کلاسهای درس را به آتش کشیدند و کتابسوزان راه انداختند و فرمان تحریم و قدغن بودن استفاده از رادیو و تلویزیون و ویدئو و را صادر کردند! همان نگاهی که متأسفانه هنوز هم رگههایی پرنفوذ از آن را میتوان در برخورد بدبینانه ی رسمی به اینترنت و ماهواره مشاهده کرد!
در صورتی که رادیو، تلویزیون، ویدئو، ماهواره و نظایر آن، ابزارهایی هستند که چنانچه خردمندانه و سزاوارانه مورد استفاده قرار گیرند، نهتنها خطری برای پایداری هیچ مردم و ملتی ندارند، که در شمار ارزانترین و کارآمدترین روشهای ارتقاء دانستگی عمومی جامعه نیز به شمار میآیند.
امّا در این مورد خاص، یعنی قطع دیرینهترین و ارزشمندترین درختان گیلان، به جرم مقدس برشمردن آنها از سوی مردم، ژرفای افسوس، غم و حیرت نگارنده به مراتب بیشتر و عمیقتر است!
ایرانزمین در قلمرویی از کرهی خاک گسترده شده که حدود ۹۰ درصد آن، متعلق به زیستاقلیمهای خشک (Dry Lands) است؛ ما در کشوری زندگی میکنیم که مساحت رویشگاههای جنگلی آن به زحمت از مرز ۷ درصد خاک آن تجاوز میکند. کافی است بدانیم مطابق یکی از آخرین تقسیم بندیهای فائو که در اجلاس کبک کانادا در سال ۲۰۰۳ ارایه شد، ایران کماکان به همراه ۵۳ کشور دیگر در شمار ممالکی قرار دارد که کمتر از ۱۰ درصد از خاک آنها را جنگل در بر گرفته است که اصطلاحاً به آنها کشورهای با پوشش کم جنگل (LFCCS) یا ” Low Forest Cover Countries ” گفته میشود؛ کشورهایی که با ۶/۱۳۵ میلیون هکتار جنگل (اندکی بیش از یک سوّم مساحت جنگلهای برزیل)، فقط حدود ۳ درصد از مجموع گسترهی جنگلهای جهان را در اختیار دارند.
میبینید؟! ما در کشوری زندگی میکنیم که باید قدر پوشش درختی خود را بیش از هر کشور و مردم دیگری بدانیم؛ واقعیتی که ریشه در فرهنگ و سنن دیرینهی این آب و خاک مقدس هم دارد و حتا پدران زرتشتی ما بیشترین توصیهی ممکن را برای پاسداری از درخت و مواهب طبیعی سرزمین گوشزد کردهاند. حتا پیامبر اسلام (ص) در کلامی ماندگار، صراحتاً فرمودهاند که شکستن شاخهی یک درخت، همان قدر گناه دارد که شکستن بال فرشتگان و ملائک پروردگار عالم.
پس چگونه است که این گونه جاهلانه به قتل ارزشمندترین پایههای دیرینهی مرغوبترین گونههای جنگلی خود در گیلان، اقدام کرده و با افتخار اعلام میکنیم: تاکنون «۴۰ اصله درخت قدیمی مقدسنما در گیلان شناسایی شده که این درختان قطع و چوب آن در امور خیریه استفاده میشود.» آیا به جای قطع تنههای این درختهای بیگناه بهتر نیست و نبود که با ریشههای خرافهپرستی و دلایل تمایل مردم به این باورهای افیونی بپردازیم؟ آیا مردمی که حاجت خود را از درخت طلب میکنند، با قطع فیزیکی این درخت، ممکن نیست به سوی درخت، چشمه، کوه و هر چیز زنده و غیر زندهی دیگری تمایل یابند؟ آیا این رویکرد چیزی جز پاک کردن صورت مسأله است؟!
وای بر ما!
جناب حجت الاسلام و المسلمین میرحسینی اشکوری، مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان گیلان، روی سخنم با شماست!
اگر میخواهید با خرافهپرستی به صورتی جدی مبارزه کنید، چرا به ریشهها نمیپردازید و رگههای این خرافهپرستی و ترویج اوهام مذهبی را در ساخت همین برنامهها و سریالهای مناسبتی سیمای جمهوری اسلامی ایران رهگیری نمیکنید؟ وقتی اعضای یک کابینه، میثاقنامههای خود را در چاه میاندازند و آن هم نه در یک چاه! بلکه در چاههای مردانه و زنانه!! وقتی پیوسته سخن از هاله و نور به میان میآورند و برای «او» بر سر سفرهی خویش، بشقاب غذایی مجزا کنار میگذارند، دیگر چه انتظاری از مردم کوچه و بازار دارید؟ وقتی با افتخار اعلام میکنیم که در فلان سفر رییسجمهور و در عصر به کارگیری از موبایل و اینترنت و اینترانت، همچنان و در هر سفر آقای احمدی نژاد، چندین کیلو نامه از سوی مردم به ایشان جمعآوری میشود و چه هزینهها و وقت گرانبهایی را که به هدر نمیدهیم تا این نامهها، نوشته، فرستاده و خوانده شوند؛ چگونه است که فقط زورتان به چند درخت بیگناه و ناهمتا رسیده است؟ درختانی که - متاسفانه باید بپذیریم - اگر همین باورهای تقدسگونه نبود، بیشک تاکنون چیزی از آنها باقی نمانده بود!
ای برادران و خواهران مسئول در رسانهی ملّی!
آیا بهتر نبود، وقتی چنین خبری را دریافت میکنید، پیش از اعلام یکسویهی آن، با چند کارشناس در این باره گفتگو کرده و سپس به انتشار آن اقدام میکردید؟ یعنی در آن رسانهی بزرگ و میلیاردی، حتا یک نفر هم وجود ندارد تا یک علامت سؤال در برابر انتشار چنین خبری و عواقب خطرناک آن در برابر خود ایجاد کند؟! آن هم در رسانهای که ناظر پخش آن، حواسش است تا مبادا یکی از مهمانان برنامه با حلقهی طلا در انگشت در برابر دوربین ظاهر شود!! آیا خطر صدور و اتشار چنین فرمانهای نابخردانهای به مراتب بیشتر از نادیدهانگاشتن خطای مورد اشاره نیست؟!
ما باید دردمان را به که بگوییم؟!
آیا میدانید آنچه که کماکان مورد رشک بومشناسان کشورهای اروپایی است، وجود همین چند ده درخت دیرزیستی است که در ایران حضور دارند و زیست میکنند؟! آیا میدانید این درختان، تاریخ گویای این آب و خاک و اندوختهی ژنتیکی بینظیر طبیعت وطن هستند؟
به قول دوست عزیزم، دکتر محمد متینیزادهی عزیز: کافی است، برای لحظهای چشمانمان را بربندیم و به همراه این دیرینگان سبزپوش، به دل تاریخ نقب زنیم؛ کیست که باور نکند این آفرینندگان ناهمتا و ارزشمند، در کنار خود چه اندازه شورها و عشقها، جنگها و صلحها، آتشها و خرمیها، خرابیها و آبادیها، سرماها وگرماها و سیلها و خشکسالیها دیدهاند؟ آیا تجسم مردان و زنان کوچک و بزرگی که در این صدها و گاه هزاران سال، در کنار آنها آرام گرفتهاند و رازهای سر به مهر خویش را به این ایستادگان بردبار گفتهاند، دشوار است؟ و اصلاً چرا نتوان تصور کرد که آنها، همهی بزرگان و مشاهیر ما را دیدهاند … و همهی امامزادهها را، بوعلیسیناها، حافظها، فردوسیها و … را خوب میشناسند …
اما از آن سو، با وجود تحمل همهی گرماها و سرماهای طاقتفرسا، توفانها و زلزلهها … چه ماندنی کردهاند. با این همه رنج و ایستادگی! فرزندان زیادی را از ریشه و بذر خود جدا و ارزانیمان ساختند و در این تقدیم، چه سخاوت و صبری پیشه کردند.
افسوس که قدرشناس نیستیم؛ افسوس که این همه سخاوت و بردباری آنها را در نیافتیم. در گوشه و کنار و جای جای این مرز و بوم، از بلندای البرز و زاگرس تا سواحل بیانتهای لوت حضور دارند، امّا اغلب ما آنها را نمیبینیم و حرمت نمینهیم. غافل از اینکه چه بسیارند مردمی در جهان که آرزوی داشتن فقط یکی از آنها را دارند.
پس تو را به هر که میپرستید، دست از این قساوت و جنایت بیبدیل در حق طبیعت وطن و نسل بیگناه فردای این آب و خاک بردارید. بس است دیگر، اگر به بهانهی ساخت سد، احداث جاده، توسعهی شهرها و فضاهای صنعتی تاکنون درختان دیرزیست بسیاری را ایستاده به مسلخ فرستادهاید، دیگر بس است و حالا به گناه ناباورانهی مقدس بودن، آن چندپایهی دیگر را نابود نسازید.
باور کنید که اگر در هر کشور دیگری، چنین جنایتی در حق ارزشمندترین درختان یک سرزمین رخ داده بود، تمام مسئولینی که مسبب آن بودند، نهتنها باید استعفا میدادند، بلکه چارهای جز پرداخت خسارت و تحمل زندان نداشتند. نه اینکه این گونه راحت و با افتخار و در رسمیترین و پرنفوذترین تریبونهای یک مملکت گزارش بیلان داده و از عملکرد خود دفاع کنند!
به خدا دلم گرفته … دلم از این همه نابخردی و بیتفاوتی گرفته و اگر گاه به گاه از شنیدن چنین اخباری، اشک مجالم را میبرد، فقط برای این است که فلج نشوم … به قول تامارو: «اشکهایی که از چشم فرو نمیریزند، در قلب جمع میشوند و با گذشت زمان آن را فلج میکنند.»
واپسین کلام آن که این کهنسالان راستقامت و سبزپوش تاریخ، چیز زیادی از ما نمیخواهند، فقط مواظبتی که شایستهی آنها باشد و احترامی درخور برای فرزندان نجیبشان. همین.
عزیزشان بداریم …
از تارنمای :http://www.greennews.ir/detail_fa/?iData=328&iCat=347&iChannel=1&nChannel=News محمد درویش
شنبه 18 آبان 1387
مافيای چوب با خيال راحت جنگلبانان را می کشند و جنگل ها را نابود می کنند و هيچ دادرسی هم نيست
11 جنگلبان کشته و 370 نفر مجروح، قطع نخاع، و نقص عضو شده اند و هنوز هيچ قاتلی شناسایي نشده
از: اسدالله افلاکی
بنا بر آمارهاي موجود طي چند دهه اخير 11 جنگلبان در دفاع از عرصههاي ملي و طبيعي به دست قاچاقچيان و متجاوزان جان باختهاند، 370 نفر مجروح، قطع نخاع و نقص عضو شدهاند و البته طي همه اين ساليان نسبتا طولاني هيچ قاتلي شناسايي و به دار آويخته نشده است جملهاي نمييابيم كه تسكينش دهيم.
شايد به همين دليل است كه چپاولگران انفال تا آنجا گستاخ ميشوند كه رئيس اداره منابع طبيعي ماسال را ميربايند و با قساوت تمام به قتل ميرسانند. همچنانكه شبانه وارد خانه جنگلباني ميشوند و او را جلوي همسر و فرزندانش به گلوله ميبندند. اما هنوز هستند جنگلبانان دلاوري كه با همه كمبودها براي حفاظت از جنگلها و اراضي ملي از جان مايه ميگذارند. آنچه در پي ميآيد گزارشي است از وضعيت پرونده شهيد رشيد غفاري كه 16شهريور 18 قرباني زراندوزي قاچاقچيان چوب شد؛ قاتل يا قاتلان او هنوز شناسايي نشدهاند.
مدتهاست كه ديگر شمال برايم جذابيتي ندارد، بهخصوص دو سفري كه امسال به دعوت سازمان جنگلها و مراتع به گيلان رفتم به كلي نظرم را درباره شمال دگرگون كرد. در سفر اول، 5 خبرنگار بوديم با مسئولان ارشد سازمان جنگلها. سپيده نزده بود كه راه افتاديم، بكوب رفتيم تا ساعت 2 بعدازظهر خودمان را برسانيم به مراسم سومين سالگرد شهيد
مهندس ناصر پيروي، رئيس اداره منابع طبيعي ماسال. پيروي را هفتم ارديبهشت 84 مافياي چوب و زمين به قتل رساند. قاتل شناساييشده اما هنوز در زندان بود.(در حال حاضر هم در زندان است) رفتيم و خبرش درصفحه اول همشهري به چاپ رسيد – اين همه كاري بود كه از دستمان بر ميآمد- تا مگر به گوش مسئولان قضائي برسد.
از رشت تا سياهكل همه جا پوشيده بود از جنگلهايي كه پيروي بر سر حفاظت از آن جان باخت و بعد از آن تا زادگاه پيروي - روستاي آسيابر ديلمان - درخت بود و گاه مراتع سرسبز و زيبا.
از مراسم كه بر ميگشتيم باران ميباريد و خنكاي هوا خوشايند نبود. پنجرهها را كشيده بوديم بالا و شيشهها بخار كرده بود. اين بود كه هرازگاهي با دستمال به اندازه كف دست شيشه را از بخار پاك ميكردم تا طبيعت را ببينم ؛ اما صداي برادر و ديگر بستگان پيروي تمام ذهنم را مشغول كرده بود. چشمهايم را بستم، رهايم نميكرد. به پيروي فكر ميكردم و اينكه قاتلش چطور با سوءاستفاده از منصبي كه در اختيار داشته بود دستور ميدهد پيروي را به بهانهاي دستگير كنند و به نقطهاي در منطقه جنگلي تقنان صومعهسرا ببرند. آنجا دستهايش را از پشت ميبندند و با صورت برزمين مياندازند بعد به طرز فجيعي او را به قتل ميرسانند. اين سزاي جنگلبان صادقي است كه رشوه، تهديد و ارعاب نتوانسته بود او را از انجام وظيفه بازدارد. پس بايد او را حذف كرد. پيروي را بعد از غفاري سر بريدند.
اما سفر دوم كه باعث شد دل ازشمال ببرم سفري بود همچون سفر قبلي. اين بار هم به گيلان به قصد گزارشي در باره جنگلباني ديگر. 7 خبرنگار بوديم. نخست به رشت رفتيم و بعد به تالش زادگاه غفاري.
غفاري را شبانه در خانهاش از رختخواب بيرون ميكشندو حتي مجال بيرون آمدن از اتاق را هم به او نميدهند. شيشه پنجره را ميشكنند و از فاصله يك متري او را هدف ميگيرند. 3 ساعت از نيمه شب گذشته كه شليك گلوله، سكوت راز آلود طبيعت را ميشكند و سينه يكي از صادقترين جنگلبانان شكافته ميشود. جسد غفاري در كنار دختر خردسالش بر زمين ميافتد. اين صحنه، آخرين تصويري است كه كوچكترين فرزند غفاري از پدر دارد.
آن شب هول انگيز
همسر شهيد غفاري آن شب هول انگيز را چنين وصف ميكند: «خوابيده بوديم كه صداي دستگيره در آمد. از جا برخاستم و از پنجره به بيرون نگاه كردم، كسي را نديدم. فكر كردم صداي گاو و گوساله است. خوابيدم اما اين بار صدا شديدتر بود، پنجره شكسته شد. آقا( غفاري) بيدار شد با هم به كنار پنجره رفتيم. آقا از غريبهاي كه پشت پنجره بود پرسيد كي هستي. غريبه با صدايي پر از خشم و نفرت گفت تشريف بياريد دم در با شما كار داريم. اما همين كه آقا گفت من با شما كاري ندارم صداي گلوله آمد. گلوله كه شليك شد من بيهوش شدم وقتي به هوش آمدم ديدم آقا را زدهاند. بچهها در اتاق بغلي شيون ميكردند. حال خودم را نميدانستم، به حياط دويدم، داد و فرياد كردم، همسايهها كه آمدند كار از كار گذشته بود.»
از زبان همكاران
رشيد غفاري 61 شهريورماه 18 در حالي كه 44 بهار از عمرش گذشته بود قرباني خشم كورمافياي چوب و زمين شد.
او وقتي به شهادت رسيد 22سال سابقه خدمت داشت. آخرين پست سازمانياش مامور حفاظت از جنگل در بخش خطبهسرا و جو كندان و پيسرا بود.
محرم دلاوري، فرمانده يگان حفاظت منابع طبيعي تالش، دوست و همكار غفاري كه خود 21 بار با قاچاقچيان درگير وچندين بار بهشدت مضروب شده است به سقف اتاقي كه غفاري در آن شهيد شده اشاره ميكند. جاي 3 گلوله را نشان ميدهد كه هنوز روي ديوار باقي است و ميگويد: «قاتلان شبانه به حريم خانه وارد ميشوند، ابتدا سيم تلفن را قطع ميكنند و بعد با گلولههاي هشت پاره كه چون نارنجك تكه تكه ميشود از فاصله يك متري به غفاري شليك ميكنند تا ديگر مانع اهداف شوم آنها نشود.»
فاجعهاي ديگر
قاچاقچيان، سازمانيافته عمل ميكنند. غفاري را از سر راه بر ميدارند. 3 سال از فاجعه غمانگيز قتل غفاري ميگذرد كه قتل فجيع جنگلبان ديگري، استان گيلان را بهت زده ميكند. اين بار ناصر پيروي رئيس اداره منابع طبيعي ماسال را كه با شجاعت مقابل مافياي چوب و زمين ايستاده است از قفا سر ميبرند. آيا قاتلان به سزاي اعمالشان خواهند رسيد؟
پايان يك عمر تلاش
« ديگر دل ودماغي براي ما و همكاران غفاري نمانده است.» اين را دلاوري ميگويد و ميافزايد:« در تمام اين مدت ما نيز چون خانواده غفاري زجر كشيدهايم.» از او ميخواهيم از غفاري بگويد. ميگويد:« غفاري هم مامور حفاظت بود هم كارشناس، هم مامور اجرا و هم مامور انتظامي. او براي صيانت جنگل هر كاري كه پيش ميآمد انجام ميداد. اگر باخبر ميشد قاچاقچيان در منطقهاي مشغول قطع درخت هستند با هر وسيلهاي كه ميتوانست خودش را به محل ميرساند. برايش فرقي نميكرد كه شب است يا نيمه شب، سرد است يا گرم. براي او آنچه مهم بود حفظ جنگل بود. او آن قدر مورد وثوق دادگاه بود كه 99درصد پروندههايي را كه به دادگاه ميفرستاد منجر به محكوميت طرف مقابل ميشد. حرف او براي متوليان قانون حجت بود. او بارها وقتي پروندهاي را به نتيجه ميرساند متوجه ميشد كه با يك گروه مافيايي درگير بوده است.
غفاری بارها تهديد شده بود. اين نکته را او بارها برای همسرش گفته بود غفاري بارها به من گفت عدهاي ميگويند كه بالاخره تو را ميكشيم. ميگفت قاچاقچيان چوب به من ميگويند يا با ما كنار بيا يا تو را از سر راه بر ميداريم» و او را از سر راه برداشتند.
جولان قاچاقچيان
دلاوري براي آنكه گستاخي قاچاقچيان را نشان دهد با اشاره به اينكه منطقه اردبيل از جمله مناطقي است كه جولانگاه قاچاقچيان است، ماجراي تلخي را باز ميگويد: «دخترم سال 83 در رشته پزشكي دانشگاه اردبيل پذيرفته شد. تازه كار ثبت نامش تمام شده بود كه قاچاقچيان پيغام دادند يا با ما همكاري كن يا دخترت را ميكشيم. آنها شوخي نميكردند يك سال قبل از آن، سر دختر رئيس ستاد مبارزه با قاچاق مياندوآب را جلوي دانشگاه بريده بودند. همين باعث شد از رفتن دخترم به دانشگاه منصرف شوم. وقتي براي انجام امور انصراف به دانشگاه مراجعه كردم رئيس دانشگاه ميخواست مانع از انصراف شود اما وقتي از ماجرا با خبر شد بلافاصله موافقت كرد.»
هرچند كه دختر دلاوري سال بعد با شركت مجدد در كنكور به دانشگاه ديگري راه مييابد اما از تحصيل در رشته دلخواهش باز ميماند. يكسال عمرش تلف ميشود و رنج شركت دوباره در كنكور را متحمل ميشود تا تاوان مقاومت پدرش را بپردازد.
در باره قاچاق
ابراهيم فرجي، رئيس حفاظت منابع طبيعي گيلان، در باره پيشينه قاچاق در گيلان ميگويد:« از قديم روستانشينان چوب ميدادند و در ازاي آن وسايل و كالاهاي مورد نيازشان را ميگرفتند. اين روال همچنان ادامه دارد. اما در مواردي اين به شيوه سازمان يافتهاي تبديل شده و در واقع قاچاقچيان عدهاي را اجير كردهاند تا برايشان چوب تهيه كنند.
درحال حاضر، پاروي چوبي در اردبيل با قيمتي افزون بر 30هزار تومان به فروش ميرسد، چرا كه پاروي چوبي بر خلاف پلاستيكي بسيار ماندگار است. اين منبع درآمد بسيار بالايي است، بهطوري كه قاچاقچيان از اين طريق پاروي استانهاي شمالي، اردبيل، كردستان، زنجان و آذربايجان را تامين ميكنند. حتي دسته بيل و كلنگ هم از همين طريق تامين ميشود.»
وي ميافزايد: «ممكن است در نگاه اول اين مسئله چندان سودآور به نظر نرسد اما از آنجايي كه قاچاقچيان، چوب را به بهاي بسيار نازل ميخرند به تجارتي سودآور تبديل شده است. مثلا براي يك قنداق چوب به طول 220 و عرض 20سانتيمتر و 8 دهم متر ضخامت، حداكثر 2 هزار تومان ميپردازند اما آن را به 10 هزار تومان ميفروشند. هر نيسان08 قنداق چوب ظرفيت دارد.» فرجي ادامه ميدهد:« چوب ملج از چوبهاي مورد علاقه قاچاقچيان است. هر درخت ملجي كه به كارخانه برسد 60هزار تومان براي آن پرداخت ميشود. اين بهايي است كه كارخانهداران متخلف براي آن ميپردازند. ارزش بالا و مشتري فراوان ملج سبب شده اين درختان در معرض نابودي كامل قرار بگيرند.»
به گفته فرجي- م قاچاقچي مشهور چوب – همان قاچاقچياي كه دختر دلاوري را به مرگ تهديد كرده بود از فروشندگان عمده اين درخت به كارخانههاي همدست خود بود.
وي ارزش روزافزون زمين در استانهاي شمال كشور را از ديگر علل دستاندازي و تعرض مافياي زمينخوار به اراضي ملي عنوان ميكند و ميافزايد: قيمت افزوده زمين سبب شده، زمينخواران براي تصاحب اراضي ملي و انفال دست به هر جنايتي بزنند.
از خانه غفاري بيرون آمديم. باراني كه از ديشب شروع شده بود همچنان ميباريد. سقف آسمان كوتاه شده بود آنقدر كه ابرها به زمين رسيده بودند. از آنجا بر سر مزار غفاري كه در فاصله كوتاهي از خانه قرار داشت رفتيم و بعد با بدرقه خانواده غفاري حركت كرديم.
در طول مسير تا به رشت برسيم هنوز هوا روشن بود. از پنجره به بيرون نگاه كردم، همه چيز برايم تكراري بود. گله به گله ساختمانهاي زشت و ناهمگون بر دامن سبز طبيعت نشسته بودند.
همه جا ساختوسازهاي نيمه تمام به چشم ميخورد. سرم را برگرداندم. طبيعت تخريب شده در سياهي وهم انگيز شب پنهان ميشد. به پيروي و غفاري فكر ميكردم و اينكه چطور ممكن است چنين وقايع تلخي اتفاق بيفتد. ناگهان اين جمله بخردانه را به خاطر آوردم كه «وقتي چشم قانون به خواب ميرود فتنه بيدار ميشود.» باران شدت گرفته بود و ماشين با سرعتي شتابناك از طبيعتي كه ديگر شوقي در من نميانگيخت دور ميشد.
هفت سال با كابوس
هفت سال است كه همسر غفاري آرامش ندارد؛ همچنانكه ميگويد:« اول ميگفتم چطور ميتوانم چندماه صبر كنم تا قاتل را پيدا كنند اما الان 7 سال گذشته و هنوز قاتلان آزادند.»
اينك نزديك به 7سال گذشته است و4 دختر قد و نيم قد شهيد غفاري بالنده شدهاند. بزرگترين فرزند درهمان اداره پدر به كار مشغول است. 3 دختر ديگر هم از آب و گل درآمدهاند. اما به همان اندازه كه بچهها بزرگ شدهاند مادر تكيده و پير شده است. او در همه اين سالها براي فرزندانش هم مادر بوده است هم پدر.
دخترها كنار مادر نشستهاند، چشم به زمين دوختهاند و به گفتههاي مادرشان گوش ميدهند كه ميگويد: «از آن لحظه تا امروز نه شب داشتهام ،نه روز. نه آرام، نه قرار. يك شب را بدون كابوس نگذراندهام چشم كه بر هم ميگذارم همان صحنه را ميبينم؛ صحنهاي كه هزاران بار برايم مجسم شده است. از آن شب به تنها چيزي كه فكر ميكنم مجازات قاتلان است. مگر او چه كرده بود جز آنكه به راه حق ميرفت. آيا اين سزاي كسي است كه صداقت و درستكاري او زبانزد همه آشنايان و همكارانش است؟ آيا قاتلان او بايد پس از 7سال همچنان آزاد باشند ؟»
مسلم است كه سزاي شهيد غفاري اين نيست. سزاي شهيد پيروي هم نبود كه بيسر به خاك رود.
خبرنگار خبرگزاري...، ضبطصوتش را روشن ميكند و درست مقابل همسر غفاري قرار ميدهد و ميگويد كه فكر كنيد الان مقابل رئيس قوه قضائيه نشستهايد از او چه درخواست ميكنيد؟ با بغضي فرو خورده ميگويد: «هيچچيز نميخواهم جز دستگيري قاتلان. آنها را مجازات كنيد همين.» اين درخواست ربابه اعلمي، از بالاترين مرجع قضائي كشور است؛ زني كه شوهرش در راه دفاع از انفال جان باخته است. آيا رئيس قوه قضائيه اين درخواست را خواهد شنيد؟
خبرنگاران از مشكلات معيشتي او پرسيدند اما او حتي يك بار هم از دشواري و تنگي معيشت شكوه نكرد. وقتي به او گفتيم از منابعطبيعي و ساير مسئولان چه انتظاري دارد؟ هيچ درخواستي را مطرح نكرد. او همكاران همسرش را ستود، از منابع طبيعي و مسئولان آن به نيكي ياد كرد و تنها بر همان خواسته هميشگياش پاي فشرد:«قاتلان غفاري را به دست عدالت بسپاريد تا آرامش به ما بازگردد
همشهری
فرستنده احمد همراه کميته نجات، از تهراناز تارنمایhttp://www.savepasargad.com/Nov.08/mafiya%20ye%20choub.htm
«یک ضربه دیگر به حیات تالاب انزلی»
طرح ساخت یک ورزشگاه در یکی از مناطق حاشیه تالاب بینالمللی انزلی اعتراض دوستداران محیط زیست را برانگیخته است.
این ورزشگاه قرار است با ظرفیت ۳۰ هزار نفر در منطقه «چراغ پشتان»، که از مناطق حاشیهای حفاظت شده تالاب انزلی است، ساخته شود.
بر اساس گزارشها، به رغم اینکه هنوز مجوز ساخت این ورزشگاه، از «بخش تالابهای سازمان محیط زیست» گرفته نشده، عملیات خاک برداری در محل آغاز شده است.
به گفته برخی از کارشناسان محیط زیست، بعد از عملیات ساخت جاده کنار گذر انزلی، این دومین ضربه بزرگی است که در ماههای اخیر، حیات تالاب انزلی را به خطر میاندازد.
اسد افلاکی، یکی از فعالان محیط زیست در ایران، در گفت و گو با «رادیو فردا» درباره ساخت این ورزشگاه می گوید: «کارشناسان براین باورند که ساخت این ورزشگاه، منطقه حفاظت شده «چراغ پشتان» را کاملاً نابود خواهد کرد.»
رادیو فردا: آقای افلاکی! ورزشگاه مورد نظر قرار است در کدام منطقه احداث شود؟
اسد افلاکی: آنگونه که من پرس و جو کردم٬ استادیومی که قرار شده٬ در حاشیه تالاب انزلی ساخته شود٬ اولاً در حاشیه تالاب انزلی قرار گرفته است و با جاده باریکی به یکی از محلههای معروف انزلی٬ به نام «نوبر» وصل می شود.
بیشتر بخوانید:
* هشدار کارشناسان؛ بزرگترین دریاچه ایران در حال نابودی است
درست است که مکان یابی ای که برای این استادیوم شده است٬ در منطقه حفاظت شده نیست٬ اما بر اساس تعاریف علمی٬ باید محدودهای به نام «بافر» در اطراف تالاب در نظر گرفته شود. در نظر گرفتن بافر به این معناست که در آن محدوده اطراف تالاب هم٬ هیچگونه فعالیتی نباید شود٬ تا تالاب آرام شود.
وقتی که در این منطقه بافر٬ ورزشگاه میسازند٬ طبعاً اثر سویی برروی تالاب انزلی هم دارد.
چرا فکر می کنید که ساخت این ورزشگاه٬ در حاشیه تالاب انزلی٬ می تواند برای حیات آن، خطر ساز باشد؟
وقتی این ورزشگاه ساخته شود٬ طبعاً نیاز به پارکینگ دارد٬ رفت و آمد میشود٬ باید جاده احداث شود٬ خود این جاده روی آبهای زیر زمینی اثر میگذارد٬ ناگزیر فاضلاب به همان تالاب میریزد و اینها می تواند اثرات سویی بر تالاب داشته باشد.
مطلب دیگری که وجود دارد٬ اینکه برای این اقدامات لازم است قبل از احداث ورزشگاه، از دفتری در سازمان محیط زیست٬ به نام «دفتر تالابها» استعلام شود و بدون آنکه این دفتر٬ مجوز ساخت در منطقه صادر کند٬ نمیتوانند این کار را انجام دهند. مگر اینکه در این باره مستقیماً در رأس سازمان محیط زیست تصمیمگیری شده باشد؛ البته بدون آنکه معاونت فنی سازمان از آن دفتر استعلام کند.
بحران تالاب انزلی٬ تا چه اندازه روی اکوسیستم منطقه٬ تأثیر می گذارد؟
اگر تالاب انزلی خشک شود٬ روی شرایط اقلیمی منطقه به شدت تأثیر می گذارد و می تواند که اصلاً به «کانون بحران» در منطقه تبدیل شود.
آیا بر زندگی جانوری هم تحت تأثیر میگذارد؟ زیرا این زیستگاه پرندگان، دست کم پرندگان مهاجر نیز هست.
بله، صد در صد. الآن شروع فصل زمستان گذرانی و فصل مهاجرت است. در اینجا سه نوع قو وجود دارد که هر سال به این منطقه میآیند. «قوی گنگ»٬ «قوی فریاد کش» و «قوی کوچک» که اینها از روسیه و اروپای غربی میآیند.
انواع اردکها٬ غازها٬ فلامینگوها٬ لک لک ها و کنار آب چرخها نیز می آیند.
در کل، می توان گفت که بیش از ۱۷۰ گونه پرنده٬ در فصل زمستان٬ در تالاب قابل رؤیت هستند. زمانی که این تالاب حیات خود را از دست بدهد٬ دیگر حتی یک پرنده هم آنجا نخواهد آمد.
آقای افلاکی٬ فکر می کنید که ضرورت ساخت این ورزشگاه٬ آنهم در این بخش حفاظت شده٬ واقعاً احساس می شود؟
* « اگر تالاب انزلی خشک شود٬ روی شرایط اقلیمی منطقه به شدت تأثیر می گذارد و می تواند که اصلاً به «کانون بحران» در منطقه تبدیل شود.»
اسد افلاکی، یکی از فعالان محیط زیست
از نظر محیط زیست اصلاً نباید این کار بشود و از دید کارشناسی٬ به هیچ عنوان این ورزشگاه نباید ساخته شود.
همانطور که گفتم٬ بر اساس معیارهای زیست محیطی جهانی٬ نه تنها در منطقه حفاظت شده تالابی٬ بلکه در محدود اطراف آن نیز٬ نباید هیچ فعل و انفعال یا فعالیتی صورت گیرد.
در شرایطی که این تالاب٬ از تالابهای بینالمللی به حساب میآید٬ هیچ سازمان یا نهادی نیست که بر کار سازمان محیط زیست ایران در این مورد نظارت کند؟
الآن بسیاری از تشکلهای زیست محیطی در ایران هستند که وقتی چنین مسائلی پیش میآید٬ اعتراض میکنند.
کارشناسهای محیط زیست و استادان دانشگاه نیز نسبت به موضوعاتی که تالابها را تهدید میکند٬ هشدار میدهند و ضمن اینکه وقتی تالابی در کنوانسیون رامسر٬ ثبت شده٬ حساسیت جهانی دارد٬ طبعاً نگاه جهانی هم روی این مسئله هست و دنبال می کنند٬ که به نظر من٬ این خیلی جالب نیست.
مهین گرجی
فک های خزر را دوباره خواهیم دید؟الهه روانشاد
گزارش هاى تازه نشان مى دهند كه نسل فك هاى درياى خزر كه «فك خزر» ناميده مى شوند در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.
كارشناسان مى گويند، اين روند اكنون به جايى رسيده است كه در حال حاضر تنها اندكى بيش از يكصد هزار فك در درياى خزر باقى مانده اند. به گفته کارشناسان در صد سال گذشته بیش از یک ملیون فک در این دریا زندگی می کردند.
اسماعيل كهرم، كارشناس محيط زيست، در گفت و گو با «راديو فردا» آلودگى آب درياى خزر را يكى از عوامل اصلى در نابودى نسل فك ها مى داند.
گفت و گو با اسماعیل کهرم را بشنوید
راديو فردا: چه دلايلى باعث تشديد روند انقراض نسل فك خزر شده است؟
اسماعيل كهرم: در تمام اين پنج كشور ساحلى درياى مازندران، يعنى قزاقستان٬ تركمنستان٬ ايران٬ آذربايجان و روسيه٬ متأسفانه تلفات شديدى از فك ها را داشتيم. به چند دليل٬ يكى آلودگى آب ها٬ يكى كاهش طعمه و ديگر اينكه ماهيگيرها اين ها را مى كشند. در بندر تركمن ما٬ ماهيگيرها يك چماق مخصوص فك كشى دارند٬ كه وقتى فك ها نزديك قايق ها مى شوند٬ يا با قلاب آهنى و يا با آن چماق، توى سر شان مى زنند كه آنها را از بين ببرند٬ به خاطر اينكه فكر مى كنند فك ها رقيب ماهيگيرى آنها هستند.
معمولا در مناطق قطبى يا در كشورهاى شمال اروپا٬ كشورهايى مانند نروژ يا دانمارك ، كشتن فك ها مرسوم است٬ اما آنها را به خاطر پوست و گوشت و چربى شان مى كشند. ماهيگيران ايرانى و منطقه٬ چرا با فك ميانه اى ندارند و آنها را مى كشند؟ صرفا به خاطر اينكه كيلكا خور هستند؟
كاملا صحيح است. البته تمام ماهى ها را اينها از بين مى برند٬ حتى ماهى هاى خاويارى را هم مى گيرند٬ به خاطر اينكه شناگرهاى بسيار ماهرى هستند٬ لذا يك خصومت و رقابتى بين ماهيگيران٬ مثلا ماهيگيران تركمن ما با اين فك ها از قديم الايام وجود داشته است.
«فك درياى خزر٬ تنها پستاندار درياى خزر با تمام وسعت آن است و به نام «فوكا كاسپيكا» در تمام عالم شناخته مى شود. اين فك به تعداد بسيار زيادى در كشورهاى ساحلى وجود داشته است. متأسفانه٬ يكى با آلودگى درياى مازندران٬ دوم با ورود گونه هاى غريبه مانند تاژك داران٬ كه باعث از بين رفتن ماهى هاى كيلكا شد٬ جمعيت اينها لطمه خورد. از طرفى٬ به طور باستانى و قديمى٬ ماهيگيران دشمن فك هستند٬ چه در آب هاى شمال انگلستان و چه در درياى مازندران.»
اسماعيل كهرم، كارشناس محيط زيست
در نتيجه اينها فقط و فقط٬ به خاطر چربى از اين استفاده مى كنند. البته لازم به ذكر است كه چون فك ها٬ حرام گوشت هستند در كشورهاى اسلامى مانند تركمنستان٬ ايران و آذربايجان٬ مورد استفادۀ تغذيه قرار نمى گيرند.
آقاى دكتر٬ به مجموعه عوامل آسيب زا اشاره كرديد٬ به ويژه به كشتار فك هاى خزر به وسيلۀ ماهيگيران٬ اما لطفا توضيح دهيد٬ كه از عوامل گرمايش زمين٬ شكستن لايه هاى يخ و آلودگى محيط زيست درياى خزر٬ كدام يك بيشتر در رو به انقراض رفتن نسل اين جانور دخيل بوده اند؟
فك درياى خزر٬ تنها پستاندار درياى مازندران با تمام وسعت آن است و به نام «فوكا كاسپيكا» در تمام عالم شناخته مى شود. اين فك به تعداد بسيار زيادى در كشورهاى ساحلى وجود داشته است.
متأسفانه٬ يكى با آلودگى درياى مازندران٬ دوم با ورود گونه هاى غريبه مانند تاژك داران٬ كه باعث از بين رفتن ماهى هاى كيلكا شد٬ جمعيت اينها لطمه خورد. از طرفى٬ به طور باستانى و قديمى٬ ماهيگيران دشمن فك هستند٬ چه در آب هاى شمال انگلستان و چه در درياى مازندران.
ذوب شدن يخ ها هم در اين زمينه٬ به خصوص در خطه هاى شمالى٬ بى تأثير نيست. فك ها٬ فرزندان خود را روى يخ به دنيا مى آورند و فرزند اينها٬ بايد روى يخ باشد٬ به خاطر لاىۀ بسيار زياد چربى كه در زير پوستشان٬ بدن اينها را احاطه كرده است.
لذا اين چهار پنج تا عامل با هم هستند. آلودگى درياى خزر٬ باعث شد كه اينها يك بيمارى پوستى بگيرند به نام «كينان ديس تمپر». اين نوعى بيمارى مانند گرى است كه در پوست انسان مشاهده مى شود.
پوست اينها لكه لكه شد و به صورت زخم و به تعداد زيادى٬ به يك باره از بين رفتند٬ به طورى كه در سواحل ما٬ تعداد ده تا پانزده تا را در هر كيلومتر ديديم كه به خاطر همين بيمارى از بين رفتند.
الان خوشبختانه٬ اينها از آن بيمارى خلاص شدند٬ يعنى آن قوى ها ماندند٬ ضعيف ها از بين رفتند ولى عوامل ديگر كماكان برقرار است.
جمع اين عوامل كه شما فرموديد باعث شده كه متأسفانه جمعيت اين فك رو به كاهش برود.
آخرين بارى كه مرگ دسته جمعى فك هاى درياى خزر گزارش شده٬ چه زمانى بوده است؟
حدود چهار سال پيش٬ در سواحل ايران مشاهده شد و بعد همكارى هاى بين المللى انجام گرفت با كشورهاى ساحلى و مشخص شد كه٬ مثلا در باكو٬ در آذربايجان و نيز در اطراف رود ولگا در روسيه٬ تعداد زيادى فك ها كشته شده بودند.
نظر به وسعت درياى مازندران٬ به عنوان بزرگ ترين درياچۀ روى زمين٬ اگر هم ما به صورت دسته جمعى٬ تلفات زياد داشته باشيم٬ واقعا قابل شمارش نيست ولى کلیه كسانى كه در اين نواحى ساحلى زندگى مى كنند٬ آشنا هستند با مرگ به ظاهر بى دليل و لاشه هايى كه آب بيرون مى ريزد و در ساحل به جا مى گذارد.
خوشحالى ماهيگيران٬ خوشحالى كوتاه مدت خواهد بود. فك خزرى در رأس هرم غذايى قرار دارد و سلامت درياى مازندران را در اختيار دارد و اگر از بين برود٬ تمام اين سيستم به هم خواهد خورد و نهايتا مطمئن باشيد٬ خوشحالى آن ماهيگير هم به سر خواهد آمد.
ماهيگير وقتى از درياى مازندران برداشت كرد٬ چيزى به دريا پس نمى دهد ولى فك باقى ماندۀ ماهى ها و حتى به صورت مدفوعش٬ باعث بارور شدن دريا و اقيانوس مى شود. اين تجربه را در جاهاى ديگر داشتند.
در استراليا٬ كوسه هاى بزرگ سفيد را از بين بردند و بر خلاف تصور آنها٬ ماهيگيرها ماهى هاى بيشترى صيد نكردند.
الهه روانشاد
رئيس پژوهشكده گياهان دارويي در گفتوگو با فارس خبر داد
شناسايي و معرفي گونه جديد گياهي در ايران
خبرگزاري فارس: رئيس پژوهشكده گياهان دارويي گفت: محققان ايراني موفق به شناسايي و معرفي يك گونه جديد گياهي از جنس گياهان داروي كما شدند.
شمسعلي رضازاده در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: كشور ايران با داشتن مساحت وسيع در حدود يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مربع داراي مساحت قابل توجهي است. وجود شرايط متنوع اقليمي، توپوگرافيكي و خاكي در ايران باعث ايجاد پوششهاي گياهي متنوع شده است.
وي ادامه داد: دامنه ارتفاع از سطح دريا از 26ـ متر در سواحل جنوبي درياي خزر تا 5 هزار و 670 متر در قله كوه دماوند، ميزان بارش ساليانه از حدود 2 هزار ميليمتر در بندر انزلي (سواحل جنوبي درياي خزر در شمال ايران) تا كمتر از 100 ميليمتر در نواحي كويري مركزي و جنوب شرقي ايران و دامنه تغييرات دما از 35ـ درجه سانتيگراد در شمال غربي ايران تا 50 درجه سانتيگراد در خليج فارس متغير است. بر طبق دادههاي موجود حدود 8 هزار گونه گياهي در ايران ثبت شده است.
رئيس پژوهشكده گياهان دارويي با اشاره به اينكه تيره چتريان در ايران همراه با تيرههاي گياهي ديگر از قبيل گاوزبان، كاسني و نعناعيان از بزرگترين تيرههاي گياهي در ايران محسوب ميشود، افزود: به طوري كه ايران با داشتن 363 گونه و 114 جنس از اين تيره داراي تنوع زيستي بسيار بالايي در خاورميانه و حتي در جهان است. از جنسهاي بزرگ اين تيره ميتوان به جنسهاي گلپر (Heracleum) و كما (Ferula) اشاره كرد. از گونههاي معروف جنس كما ميتوان به آنغوزه (Ferula assa-foetida) و باريجه (Ferula gumosa) اشاره كرد كه در طب سنتي ايران داراي مصارف گوناگوني بوده و از اقلام مهم صادرات غيرنفتي ايران محسوب ميشوند. خاستگاه گونههاي جنس كما آسياي ميانه و جنوب غربي است. اين جنس در ايران داراي حدود 30 گونه بوده كه نيمي از آنها بومي هستند.
رضازاده خاطرنشان كرد: در اوايل ماه مارس در حين بررسي نمونههاي هرباريومي هرباريوم مؤسسه تحقيقات آفات اوين متوجه شديم كه نمونهاي از اين جنس هم در برچسب و هم در برگه detect/revise اشتباه نامگذاري شده است. پس از بررسيهاي متعدد و چك كردن آن با كليد شناسايي اين نمونه در فلور ايرانيكا اين نمونه به صورت Ferula hindukushensis و Ferula koso-poljanskyi قابل شناسايي بود.
وي افزود: بعد از چك كردن نمونه با مونوگراف جنس كما، فلور پاكستان، مقايسه مورفولوژيكي و آناتوميكي نمونه با عكسهاي ارسالي نمونههاي تيپ Ferula hindukushensis از هرباريوم كيوتو ژاپن و Ferula koso-poljanskyi از هرياريوم لنينگراد، مشخص شد كه اين نمونه با نمونههاي مذكور تفاوتهاي بارزي دارد و نتيجه گرفتيم كه اين نمونه براي فلور ايران جديد است. در شناسايي اين نمونه از همكاري محققان روس (Alexei Oskolski) و تركيه (Mehmet Sagirogli) استفاده شد.
رضا زاده گفت: نام علمي اين گونه جديد« Ferula hezarlalehzarica Y. Ajani » است كه در استان كرمان، راين، نزديك روستاي دودران وجود دارد.
اين گياه چند ساله و طول 2 متر و قطر ساقه در قاعده 2 تا 5/2 سانتيمتر است و در زمان ميوهدهي به رنگ زرد ميشود و ميوه آن بيضوي يا بيضوي ـ مستطيلي شكل است. 24.09.2008
سه دریاچه در استان فارس خشک شدند
سه درياچه بختگان، ارژن و طشک در استان فارس به دليل آنچه سازمان محيط زيست، «خشکسالی و کمبود بارندگی» عنوان کرده است، خشک شدند.
پيش از اين خبر مقامات مسئول ايرانی از کم شدن خطرناک آب درياچه های اروميه، هامون و پريشان خبر داده بودند. با اين حال، آنها هرگز نگفتند که برنامه های توسعه اقتصادی آنها چقدر در نابودی طبيعت تاثير گذار بوده است.
علاوه بر خشک شدن کامل درياچه های ارژن و طشک، آمارها نشان می دهد که حدود ۹۵ درصد درياچه بختگان،۹۰ درصد درياچه مهارلو، و ۸۰ درصد درياچه های پريشان و کافتر هم در اين استان خشک شده است. اين در حالی است که برخی از کارشناسان محيط زيست، احداث سدها و قطع حق آبه اين درياچه ها را اصلی ترين علت خشک شدن آنها می دانند.
دکتر محمد درويش، کارشناس محيط زيست، در گفت و گو با راديو فردا، به بررسی عوامل موثر در خشک شدن درياچه بختگان پرداخته است.
رادیو فردا: آقای درويش، آيا چنان که مسئولان محيط زيست اعلام کرده اند، می توان عوامل طبيعی را عامل خشک شده درياچه ها در استان فارس دانست؟
محمد درویش: عوامل طبيعی عمدتا بحث خشکسالی است. امسال ميانگين بارندگی، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد ميانگين درازمدت ۳۰ ساله اخير بوده است. ولی مسئله ای که بحران را تشديد کرده، اين است که با توجه به احداث سه سد، يعنی سد درودوند، سد ملاصدرا و سد سيوند، سامانه هيدرولوژيک منطقه را بر هم زده ايم.
درياچه بختگان به همراه تالاب طشک وتالاب کم جان، در شمار تالاب های ثبت شده کشور هستند که قرار بوده تحت هر شرايطی، يک حق آبه دائمی داشته باشند. متاسفانه به دليل ملاحظات ديگر از جمله تامين آب کشاورزی اين حق آبه به مرور کم شده تا به صفر رسيده است.
*
«اگر ما به شرايط طبيعی منطقه باز گرديم و از قوانين طبيعی پيروی کنيم، آن گاه می توان اميدوار بود که درياچه بختگان و تشک دوباره به حالت عادی برگردد ولی اين روندی است که حداقل چند سال به طول می انجامد و نمی توان اميدوار بود ظرف يک سال همه چيز به حالت سابق درآيد.»
محمد درویش، کارشناس محيط زيست،
هم اکنون کارشناسان سازمان محيط زيست به صراحت می گويند که يکی از مهم ترين عوامل خشک شدن اين درياچه ها از جمله درياچه بختگان، حذف حق آبه ای بوده است که به اين درياچه و تالاب های اطراف آن می رسيد.
اکنون در آن منطقه سه سد وجود دارد. آيا آن منطقه ظرفيت لازم برای سه سد را دارد؟
ما بر اين اعتقاديم که چنين ظرفيتی ندارد و با توجه به اينکه در آن منطقه، «آب خانه های درشت دانه» وجود دارد، می توانستيم برای ذخيره آب از روش های ديگری استفاده کنيم.
مهم ترين ويژگی «آب خانه های درشت دانه» اين است که می تواند آب را در زير زمين ذخيره کند. به اين ترتيب نه مشکل تبخير داريم، نه نيازی به صرف هزينه های سنگين است و همچنين لازم نيست اراضی بالادست را به دليل زير آب رفتن از دست بدهيم.
مهم ترين منطقه از اين لحاظ همان تنگه بلاغی و سد سيوند است که «آب خانه درشت دانه ای» به عمق ۹۰ متر وجود داشت که می توانست تا چهار برابر سدی که اکنون احداث شده، آب را ذخيره کند ولی متاسفانه ترتيب اثر داده نشد و کار خودشان را کردند.
خشک شدن اين درياچه ها چه خطراتی برای زيست گياهی و جانوری منطقه در بر دارد؟
چند خطر وجود دارد. اول اين که مثلا درياچه بختگان ميکروکليم هايی را به وجود آورده و همچنين با ايجاد رطوبت، تعادل اقليمی را برقرار کرده بود. با خشک شدن درياچه بختگان، ميکروکليم ها از بين رفت.
دوم اين که تالاب کم جان و تشک، يکی از متراکم ترين تنوعات زيستی را در منطقه داشتند، زيرا محيط های تالابی بهترين فضا برای رشد جانداران کنار آبی است و پرندگان مهاجر زيادی داشتيم که از سمت سيبری هر ساله وارد اين منطقه می شدند. اکنون تمام اين اکوسيستم از بين رفته و آن چه بر جای مانده، شوره زاری است که با کوچکترين وزش باد حجم زيادی از رسوبات را به مناطق اطراف که بيشتر زمين های کشاورزی هستند، منتقل می کند و ما به مرور زمين های کشاورزی اطراف را هم از دست خواهيم داد چون شوری منطقه افزايش می يابد.
چقدر بارندگی لازم است تا دوباره اين درياچه ها به وضعيت سابق خود باز گردند؟
بارندگی منطقه برای اين موضوع کفايت می کند به شرط اين که بر اساس شرايط اکولوژيکی و بوم شناسی سرزمين حرکت می کرديم.
منطقه ای که اصلا ظرفيت چنين توسعه ای در بخش کشاورزی را نداشته است به زور سد سازی و زدن چاه های عميق و نيمه عميق، کشاورزی کرده ايم چه ديمی چه آبی.
ممکن است اين عمل چند سال اول جواب دهد ولی حقيقت ماجرا اين است که منطقه پتانسيل چنين توسعه ای را در بخش کشاورزی نداشته است.
اگر ما به شرايط طبيعی منطقه بازگرديم و از قوانين طبيعی پيروی کنيم، آن گاه می توان اميدوار بود که درياچه بختگان و تشک دوباره به حالت عادی برگردد ولی اين روندی است که حداقل چند سال به طول می انجامد و نمی توان اميدوار بود ظرف يک سال همه چيز به حالت سابق درآيد.
به اين ترتيب تاثير عوامل انسانی در بر هم زدن اکوسيستم منطقه بسيار بيشتر از عامل خشکسالی است که به عنوان عامل اصلی خشکيدن درياچه بختگان مطرح می شود؟
بله همين طور است. يکی ديگر از عوامل انسانی که در سطح جهانی اثر می گذارد گرمايش زمين يا همان تغيير اقليم است. مهمترين تاثير اين گرمايش بر روی محيط های خشکی که از دريا فاصله دارند اين است که تبخير و تعرق را بالا می برد و شتاب خشکيدگی را افزايش می دهد.
يعنی همان اتفاقی که در چاد افتاده است و همان مسئله با همان ويژگی ها در درياچه بختگان، درياچه رضاييه در اروميه، هامون در سيستان و تالاب گاوخونی اتفاق افتاده است.از مهین گرجی
23.08.2008
دریاچه ارومیه را بی آبی و خشگی تحدید میکند.
معاون استاندار آذربایجانشرقی بحران دریاچه ارومیه را فاجعهای انسانی تعبیر کرد وگفت: «بخش عمده معیشت ساکنین حوزه دریاچه کشاورزی است که در سالهای اخیر با خطر جدی مواجه شده که آثار آن به عینه در شبستر و آذرشهر مشاهده میشود.»
بهگزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل و روابط عمومی اداره کل محیط زیست استان آذربایجانشرقی، معاون استاندار آذربایجانشرقی، با نامشخص اعلام کردن مرز ساحل دریاچه و تغییرات مداوم آن، سرمایهگذاری در منطقه را نامطمئن و هزینهبر اعلام کرد وافزود: «بحران دریاچه ارومیه با تمامی تالابهای کشور فرق میکند زیرا جوامع انسانی حاشیه دریاچه بیشتر از دیگر موجودات زنده منطقه تحتتاثیر این بحران قرار دارند.» وی با اعلام اینکه هنوز درخصوص علت اصلی این مشکل اتفاق نظر وجود ندارد اضافه کرد: «معتقدیم علاوه بر انتقال تجارب کشورهایی که با چنین بحرانهایی مواجه بودهاند اقدامات عملی و اجرایی نیز شروع شود.»چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷
دو هکتار از جنگل هاي گلستان سوخت
الهه موسوي؛ بيش از دو هکتار از جنگل هاي استان گلستان در اثر عامل انساني روز گذشته در آتش سوخت.اين مناطق جنگلي که در دامنه تپه هزارپيچ در حاشيه ورودي شهر گرگان قرار گرفته اند از نوع دست کاشت بوده و تحت مديريت «اداره کل منابع طبيعي استان گلستان» قرار دارد و از نوع برگ سوزني بوده که قابليت اشتعال بالايي دارند.مهندس صفرقلي خواجه مديرکل منابع طبيعي استان گلستان درباره علت اين واقعه به «اعتماد» گفت؛ «بيشتر آتش سوزي ها در جنگل هاي ما عامل انساني دارد که در اشکال مختلف از جمله آتش زدن زمين هاي کشاورزي بعد از برداشت يا افروختن آتش از سوي گردشگران است.» او ضمن اشاره به همراه شدن عامل باد با دماي بالا و رطوبت پايين در حادثه آتش سوزي فوق درباره امکانات محدود منابع طبيعي براي محافظت از جنگل ها گفت؛ «با توجه به گستره وسيعي که ما در استان داريم تمرکز نيرو در يک نقطه مقدور نيست و براي مقابله با مشکلات اينچنيني، به نيرو و امکانات بيشتري احتياج داريم تا بتوانيم واکنش سريع نشان بدهيم. به خصوص منطقه هزارپيچ که به دليل همجوار بودن با يک نقطه پرتراکم شهري بسيار در معرض تهديد است.» مديرکل منابع طبيعي استان گلستان از مسافران و شهروندان خواست هنگام استفاده از طبيعت، رفتارشان را با طبيعت اصلاح کرده و قواعد و قوانين آن را رعايت کنند.جنگل هاي دست کاشت هزارپيچ گرگان که حدود 470 هکتار مساحت دارد در محدوده شهر گرگان واقع شده است.اين جنگل ها از گونه هاي زربين و انواع کاج بوده که نوارهاي آتش بر گونه هاي پهن برگ مانند ارغوان، ون و آزاد در آنها کاشته شده است. با توجه به اهميت اين جنگل ها به دليل قرار گرفتن آنها در حاشيه شهر گرگان و نيز در جوار زمين هاي کشاورزي انتظار مي رود توجه بيشتري به اين منطقه شود. اما متاسفانه آمارها حاکي از اين است که براي هر دو تا سه هزار هکتار در اين استان تنها يک جنگلبان وجود دارد. در همين حال منطقه هزارپيچ در کنار جنگل هاي همجوار آن با بيش از 2 هزار هکتار مساحت، فقط توسط يک جنگلبان مجهز به يک دستگاه موتورسيکلت براي گشت زني حفاظت مي شود.از سوي ديگر با توجه به افزايش جمعيت مرکز استان گلستان و پر شدن ظرفيت ديگر تفرجگاه هاي استان مانند نهارخوران و النگ دره و خسارت بالاي زيست محيطي به اين مناطق ارزشمند جنگلي، ضرورت توجه بيشتر و ساماندهي به منطقه هزارپيچ که از قديم الايام يکي از مراکز تفريحي گرگان به حساب مي آمده، احساس مي شود.همچنين به گفته يکي از منابع محلي، چند تعاوني بزرگ مسکن ادارات از سال ها پيش در اين منطقه داراي زمين بوده و پيگير کسب مجوز براي شروع ساخت و ساز هستند که با پيگيري هاي صورت گرفته هيات دولت با فروش اوراق مشارکت به مبلغ 200 ميليارد ريال براي آزادسازي اراضي هزارپيچ در سال 87 موافقت کرده و از اين رو زمينه براي رفع مظلوميت اين گردشگاه با همکاري تعاوني هاي مسکن و ادارات ذي ربط فراهم است.
اعتماد
22.06.2008
نسل «شوكا» در ارسباران منقرض شده
در حالي كه گفته ميشد نسل «شوكا» در ارسباران منقرض شده است؛
معاون محيط زيست آذربايجان شرقي:
كوچكترين گوزن ايراني پس از30سال در ارسباران يافت شد
معاون محيط طبيعي اداره كل محيط زيست آذربايجان شرقي با اشاره به اين كه بر اساس اطلاعات قبلي نسل شوكا در جنگلهاي ارسباران از 30 سال قبل منقرض شده بود، گفت: يك قطعه «شوکا» كه توسط يكي از روستاييان منطقه ارسباران در شمال استان آذربايجان شرقي يافت شده بود، تحويل ماموران محيط زيست شد.
به سرويس «محيط زيست» گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دکتر حسيني قمي افزود: تصور بر اين بود كه نسل اين نوع گوزن از 30 سال پيش در جنگلهاي منطقه ارسباران منقرض شده است.
وي افزود:يكي از جوانان روستاي «دارانا»، در غرب منطقه ارسباران درحين چراي دامهاي خود اين گوزن را كه مورد حمله سگهاي گله قرار گرفته بود، پيدا كرد و گوساله 15روزه مزبور را حداقل به مدت دو هفته با يك بز شيرده تغذيه كرد.
وي اظهار داشت: اين جوان روستايي در هفته جاري اين گوزن را تحويل ماموران محيط زيست شهرستان كليبر داده است.
به گفته وي در سالهاي اخير شواهدي بر احتمال وجود شوكا و عدم انقراض نسل آن در ارسباران وجود داشت و با پيدا شدن اين گوساله كوچك همه شك ها و ترديدها در اين رابطه به يقين تبديل شد.
به گزارش ايسنا محمدرضا مسعود، يك كارشناس مسؤول حياتوحش در آذربايجان شرقي نيز در خصوص مشخصات شوكا، گفت: جثه اين گوزن به اندازه آهو است و طول سر و تنه آن بين 95 تا 135سانتيمتر و وزن آن نيز بين 15 تا 30 كيلوگرم است.
وي افزود: زيستگاه اين چهار پا جنگلهاي شمال ايران و بخشي از منطقه اورامانات در غرب كشور است.
وي قطع درختان جنگلي ، تخريب زيستگاه ، حضور دام بيشمار و سگهاي گله در مناطق جنگلي را از عوامل مهم تهديدكننده اين گونه جانوري اعلام كرد و افزود: ادامه اين روند ميتواند در آيندهاي نه چندان دور شوكا را در معرض خطر انقراض نسل قرار ده
ایسنا]02.06.2008
رفع مزاحمت شانه دارها در دریای خزر
فرهاد رهبر به مهر خبر داد:
راهکار دانشگاه تهران برای رفع مزاحمت شانه دارها در دریای خزر
رئیس دانشگاه تهران با بیان اینکه اقتصاد صیادان شمال کشور تحت الشعاع ماهیان شانه دار قرار گرفته است، گفت: دانشگاه تهران برای مبارزه با ماهیان شانه دار راهکار عملیاتی دارد و برای اجرایی شدن آن و رفع مشکلات صیادان شمال کشور به کمک وزارت جهاد کشاورزی نیاز است.
دکتر فرهاد رهبر در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب گفت: ماهیان شانه دار در دریای خزر منجر به از بین رفتن ماهی های کیلکا شده اند. مزاحمت شانه دارها به حدی است که غذا و تخم ماهیان کیلکا را می خورند بنابراین جهت رفع مشکلاتی که برای اقتصاد صیادان شمال کشور ایجاد شده است باید راهکار عملیاتی ارائه کرد که محققان دانشگاه تهران در این راستا راهکار علمی و عملیاتی دارند.
رئیس دانشگاه تهران با بیان اینکه ماهیان شانه دار بخش قابل توجهی از درآمد صیادان شمال کشور را از بین برده اند، گفت: دانشگاه تهران برای حل این مسئله به نتایجی دست پیدا کرده است که اجرایی و عملیاتی شدن آن می تواند کل مسئله را در شمال کشور حل کند.
وی متذکر شد: وزارت کشاورزی باید متقاعد شود و روشهای علمی که می تواند به عنوان یک نوآوری و در راستای حل مسئله باشد در خدمت جامعه قرار گیرد.
02.06.2008
موردی از آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور وجود ندارد
ساری - خبرگزاری مهر: رئیس سازمان دامپزشکی کشور گفت: در حال حاضر با اقدامات صورت گرفته خوشبختانه موردی از آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور حادث نشده است.
به گزارش خبرنگار مهر، مجتبی نوروزی ظهر جمعه در حاشیه سفر به مازندران در جمع خبرنگاران در استانداری افزود: امیدواریم با اقدامات جدی در حوزه آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور شاهد کشوری عاری از بیماریهای آنفلونزا باشیم.
وی خاطر نشان کرد: برای جلوگیری از نفوذ آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور هفت آزمایشگاه مجهز در سطح استانهای کشور ایجاد شده است.
رئیس سازمان دامپزشکی کشور با اشاره به اینکه سال گذشته 70 هزار نمونه سرمی و مولکولی دام در کشور آزمایش و نمونه برداری شده است، تصریح کرد: این اقدامات امسال نیز با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت.
نوروزی با بیان اینکه با بروز خشکسالی قطعا کمبودی در آب تالابها حادث خواهد شد، یادآور شد: احتمال روی آوردن پرندگان مهاجر به روستاها و احتمال ابتلای پرندگان وحشی مهاجر به انواع بیماری نیاز به اقدامات پیشگیرانه در روستاها را ضروری تر می کند.
این مسئول با اعلام این مهم که عوارض زیانبار خشکسالی در حوزه دام، طیور، آبزیان و زنبور عسل بیش از سایر زیربخشهای کشاورزی در کشور تهدید کننده است، گفت: در این راستا حوزه معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی تامین دان و تغذیه کشاورزان را در دستور کار قرار داده است.
رئیس سازمان دامپزشکی کشور افزود: برای گذر از بحران خشکسالی در کشور، این سازمان اقدام به توزیع داروهای مجانی زنبور عسل بین زنبورداران با اعتباری معادل دو میلیارد تومان در سطح کشور کرده است.
به گفته نوروزی، توسعه پوشش خدمات واکسیناسیون جمعیت دامهای روستایی و عشایری کشور به واسطه وجود خشکسالی و کمبود آب و احتمال وجود بیماریهای میکروبی نیز در دستور کار سازمان دامپزشکی قرار گرفته است.
وی با اشاره به شروع واکسیناسیون جمعیت دامهای روستایی و عشایری کشور از اختصاص 10 میلیارد تومان برای این منظور در کشور خبر داد.
این مسئول، سمپاشی اماکن دامی برای جلوگیری از بیماریها و حشرات در دام ها را از دیگر اقدامات سازمان برای برون رفت از آسیبهای حوزه دام ناشی از خشکسالی است.
رئیس سازمان دامپزشکی کشور افزود: به واسطه پیش بینی افزایش بیماریهای آبزیان در مزارع پرورش ماهی گرم آبی آموزش و اطلاع رسانی به پرورش دهندگان در حوزه پیشگیری و درمان در کشور در حال انجام است.
به گفته نوروزی، برای افزایش سطح واکسیناسیون در جمعیت دامهای صنعتی نیز برنامه ریزی اصولی تدبیر شده است.تهران:۱۵:۱۱ , ۱۳۸۷/۰۳/۱۷ از خبرنگاری مهر
تعطيلی هر ساله برای محيط زيست ايران
«امسال سال سختی برای محيط زيست ما خواهد بود ، فارغ از عواملی که به طور مرتب محيط زيست ما را تهديد می کند، خشکسالی و کم آبی بلايی است که متاسفانه در سال جاری با آن مواجه خواهيم بود. امسال گوش های زيادی برای شنيدن اثرات سدسازی غير اصولی، آلوده کردن آب ها، از بين بردن جنگل ها، گرمايش جهانی و ... وجود خواهند داشت.»
۳۶ سال از روزی که مجمع عمومی سازمان ملل روز پنجم ژوئن را به عنوان «روز جهانی محيط زيست» نامگذاری کرد می گذرد، اما همزمانی تصادفی اين روز با سالگردهای درگذشت آيت الله خمينی، رهبر سابق جمهوری اسلامی موجب شده تا در ايران، در دو دهه اخیر کمتر کسی از مجرای رسانه های رسمی، خبری درباره روز جهانی محيط زيست بشنود.
اما در سال جاری، در کنار تعطیلی گسترده به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله خمینی، غیررسمی ترین رسانه حال حاضر فارسی زبانان، واکنشی جدی به روز جهانی محیط زیست نشان داد: برخی وبلاگ های فارسی، این روز را گرامی داشتند.
این در حالی است که بر اساس گزارش های منتشر شده در رسانه های فارسی، سال گذشته یکی از بدترین سال ها برای محیط زیست ایران بوده و فهرستی بلندبالا از ناکامی های فعالان محیط زیست در همین سال، در کارنامه دفاع از محیط زیست ایرانیان ثبت شده است.
وبلاگستان سبز
مبتکر گرامی داشتن روز جهانی محیط زیست در میان وبلاگ ها، سپهر سليمی نام دارد؛ جوانی ۲۷ ساله و نويسنده وبلاگ «دوستداران حيوانات ومحيط زيست».
او در وبلاگ خود نوشت: «امسال سال سختی برای محيط زيست ما خواهد بود ، فارغ از عواملی که به طور مرتب محيط زيست ما را تهديد می کند، خشکسالی و کم آبی بلايی است که متاسفانه در سال جاری با آن مواجه خواهيم بود. امسال گوش های زيادی برای شنيدن اثرات سدسازی غير اصولی، آلوده کردن آب ها، از بين بردن جنگل ها، گرمايش جهانی و ... وجود خواهند داشت.»
این فعال حامی محیط زیست، به وبلاگ نویسان پیشنهاد کرد که در روز پنجم ژوئن، دوستداران محيط زيست، در وبلاگ خود درباره محيط زيست بنويسند.
محمد درويش از قديمی ترين وبلاگ نويسان حوزه محيط زيست نيز ضمن استقبال از اين موضوع می نويسد: «آشکار است که نبايد به نوشتن يک پست در وبلاگ بسنده کرد و دلخوش داشت … بايد يک فرهنگ ساخت و يک نهصت آفريد؛ نهضتی که دفاع از محيط زيست برايش نه صرفا يک ژست احساسات گرايانه، بلکه يک منش خردمندانه و يک رويکرد بايسته و صد در صد علمی برای حصول به توسعه پايدار باشد.»
شايد بتوان اشاره وی به رويکرد علمی را اشاره ای به اتفاقات سال گذشته در حوزه محيط زيست دانست؛ حوزه ای پر از حادثه و اتفاق که در آن، فعالان محيط زيست هر چه بيشتر جنگيدند، کمتر يافتند.
جنگل های باستانی
بحث آسيب پذيری هشت هزار اصله درخت از جنگل های مناطقی غیر از گیلان و مازندران نخستين بار از سوی دکتر پيمان يوسفی آذری ، مديرکل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيزداری کشور مطرح شد.
وی اعلام کرد: «با آبگيری سد سيوند حداقل ۸ هزار اصله درخت ۵۰۰ ساله ، هزاران هکتار مرتع و زمين مرغوب کشاورزی نابود می شود.»
به نوشته روزنامه اعتماد کارشناسان نيز بارها تاکيد کردند که اين درختان به دليل واقع شدن در «ناحيه رويش ايرانی - تورانی» از نظر تنوع و ذخيرگاه ژنتيکی منحصر به فرد و دارای اهميت ويژهای هستند.
و البته تخريب اين جنگل ها به معنای فنا و نابودی کامل طبيعت منطقه است و حتی با صرف ميلياردها دلار هم امکان احيای اين جنگل ها وجود ندارد، زیرا خاک منطقه آن قدر فقير و خشک است که رويشگاه ، توان بازسازی خود را ندارد.
واقعيت اين است که شکل گيری جنگل در حوزه های خشک ايران بر اثر يک فرايند تکامل يافته چندين هزار ساله است و از آن جا که پديده آلودگی هوا ، اقليم های خشک را خشکت ر مي کند برای جايگزينی حداقل اين درخت ها چند صد سال زمان نياز است با اين شرط که اقليم تغيير نکند.
اما نه اعتراضات فعالان محیط زیست و نه اعتراض به احتمال تخريب پاسارگاد، سبب نشد که وزارت نيرو از اقدام خود برای آب گيری سد سيوند عقب نشينی کند.
هورالعظيم روی خط نابودی
در طرح توسعه ميدان نفتی آزادگان که در ۸۰ کيلومتری غرب اهواز در حاشيه مرز ايران و عراق واقع شده است حفاری ۲۶۷ حلقه چاه در دستور کار قرار گرفت.
بر اساس برنامه ريزی انجام شده نزديک به ۵۰ حلقه از اين چاه ها در هورالعظيم، بزرگ ترين تالاب خاورميانه، حفاری می شوند که بنا بر گزارش های منتشر شده تاکنون ۷ حلقه از آنها حفر شده اند.
اعلام موافقت دولت با واگذاری بيش از هفت هزار هکتار از اراضی هورالعظيم به صنايع پتروشيمی در حالی صورت گرفت که آثار و پيامدهای نابودی اين تالاب مدت ها است که در لا به لای هشدار فعالان محیط زیست شنیده شده اند.
علاوه بر اين «برنامه محيط زيست سازمان ملل» چند سالی است که نسبت به پيامدهای نابودی اين تالاب هشدار مي دهد اما ايران و عراق که هورالعظيم در مرز مشترک آنها واقع شده است کوچکترين توجهی به اين هشدارها نمي کنند.
اين سازمان بین المللی به طور جدی هشدار داده است که در جنوب غربی ايران فاجعه ای در مقياس درياچه آرال و جنگل های آمازون که بزرگترين فجايع زيست محيطی تاريخ هستند در حال وقوع است.
در اين گزارش آمده بود: «ساخته های دست بشری ۹۰ درصد از بزرگترين تالاب خاورميانه را به بيابان و نمک زار تبديل کرد.»
خجير سوخت
پارک ملی خجير را قديمی ترين منطقه حفاظت شده در ايران و احتمالا جهان نام نهاده اند.
سال گذشته شهرداری تهران تصويب کرد که بخشی از اين پارک به که در حاشيه تهران قرار دارد، برای عبور اتوبان اختصاص داده شود و چندی بعد نيز شرکت گاز تصميم گرفت خط لوله های خود را از اين پارک عبور دهد.
هرچند تلاش فعالان محيط زيست توانست شرکت گاز را از عمل خود منصرف کند اما آتش سوزی وسيعی حدود هشت هزار اصله درخت اين پارک را از بين برد.
ابر، دو نيمه می شود
جنگل «ابر» از زيباترين مناطق جنگلی ايران است که در فاصله حدود ۵۰ کيلومتری شهر سمنان قرار دارد.
در دو طرف اين جنگل، دو روستا قرار دارد که تا پيش از اين تردد اهالی روستا از جاده ای جنگلی صورت می گرفت.
اما با مطرح شدن احداث جاده در بين اين دو روستا، تلاش حاميان محيط زيست برای حفاظت از درختان جنگل «ابر» آغاز شد که چون ساير فعاليت های محيط زيستی در ايران ناکام ماند.
کميسيون امور زيربنايی صنعت و محيطزيست در ۸ ارديبهشت جاری طی مصوبه ای مجوز ساخت اين جاده را صادر کرد.
احتمال نابودی درياچه اروميه
پارک ملی درياچه اروميه نيز رو به نابودی است و شايد حتی زودتر از آنچه که کارشناسان برآورد کرده اند اين درياچه نابود شود.
تداوم بيش از هفت سال خشکسالی، احداث بيش از ۲۰ سد مخرنی و انحرافی در حوزه آبريز درياچه و احداث «غير اصولی» جاده شهيد کلانتری با تخليه ميليون ها تن خاک در قلب درياچه وضعیتی را در شمال غرب ايران رقم زده که به گفته رئيس «پژوهشکده آرتميا و آبزيان دانشگاه اروميه»، ممکن است تا هفت سال آينده ديگر هيچ اثری از درياچه اروميه باقی نماند.
به گفته مديرکل محيط زيست استان آذربايجان غربی، در حال حاضر بيش از يک چهارم از وسعت درياچه به مساحت ۱۲۰ هزار هکتار در نتيجه پسروی آب درياچه کاسته شده به طوری که برخی از قسمتهای جنوبی درياچه کاملا غير قابل دسترس و به نمکزار تبديل شده اند.
مژگان جمشيدی، خبرنگار ساکن ايران در مورد اين درياچه می نويسد: «امروز ديگر خبری از نگين سرخ آذريابجان نيست. درياچه ای مرده به رنگ سفيد که نشان از افزايش بيش از حد غلظت نمک در آب است، همه آن چيزی است که امروز از پارک ملی درياچه اروميه باقی مانده است.»
بدين ترتيب درياچه ای که نزديک به ۴۰ سال از اعلام حفاظت از آن مي گذرد و عنوان يکی از ۹ ذخيره گاه بيوسفری ايران را در يونسکو با خود يدک مي کشد و از سال ۱۳۵۴ نيز در زمره يکی از مهمترين تالاب های بين المللی جهان در سايت رامسر به ثبت رسيده است امروز در حال نابودی تدريجی است.
مرجانهاي دريايي ازجزايرجنوبي كشوربهسرقت ميروند
با سپاس از شیرین عزیز
برخي كارشناسان، ميراثخبر را از سرقت بيرويه مرجانها در جزاير لارك، هرمز، هنگام و قشم مطلع كردند. سارقان با پرداخت پول اندكي به برخي غواصان بومي، مرجانها را صيد و به تهران منتقل ميكنند.
به گفته برخي كارشناسان، چندي است كه كاميونهايي مشكوك با آرم يكي از نهادهاي دولتي، اقدام به سرقت مرجانهاي دريايي در جزيره لارك ميكند. اين اتفاق در جزيره هنگام و تا حدودي جزيره قشم نيز درحال وقوع است.
حميد رضايي، عضو هيات علمي مركز ملي اقيانوسشناسي، در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي، گفت:« وضعيت مرجانها در جزاير جنوبي كشور بههيچوجه مطلوب نيست. ازسويي برخي سوءاستفاده كرده و آنها را به سرقت ميبرند و از سوي ديگر آلودگيها باعث شده تا بخش اعظمي از آنها از بين برود.»
وي در ادامه گفت:« سرقت مرجانها در جزيره لارك، هنگام و گاهي هم قشم به صورت وسيع صورت ميگيرد.»
مرجانهاي دريايي به سرقت ميروند
يكي از كارشناسان موضوع دريا در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي از سرقت مرجانهاي دريايي در برخي جزاير جنوبي كشور خبر داد و گفت:« سارقان مرجانهاي دريايي از تهران آمدهاند و بوميها را با پرداخت پول تحريك و تطميع ميكنند تا براي آنها مرجان صيد كنند.»
وي در ادامه گفت:« متاسفانه بوميها از ارزش اين مرجانها مطلع نيستند و از زنده بودن اين موجودات اطلاعي ندارند.»
اين كارشناس در ادامه گفت:« غواصان بومي با قايق به صيد مرجانها ميپردازند و هر قايق پر از مرجان را از 15 تا 40 هزار تومان به سارقان ميفروشند. آنها نيز يك گل مرجان به اندازه كف دست را در تهران به قيمت 60 هزار تومان به برخي آكواريومدارها ميفروشند.»
وي درباره چگونگي اطلاع از اين موضوع گفت:« من گاهي غواصي ميكنم و هر بار نيز متوجه ميشدم كه از مرجانهاي جزيره لارك كم ميشود. گاهي اوقات نيز با تكه خوردههاي مرجانها بر كف آب مواجه ميشدم و متوجه به سرقت رفتن آنها شدم. يك روز اتفاقي به تپه شني در ساحل برخوردم كه زير آن پر از مرجان بود. با پيگيريهاي بعدي موفق به تماس با يكي از غواصان بومي منطقه شدم و از اين طريق موضوع سرقت مرجانها را دريافتم.»
وي در ادامه گفت:« بوميها پس از صيد مرجانها، آنها را زير خاك مدفون ميكنند تا رنگشان روشنتر شود.»
اين كارشناس در ادامه گفت:« متاسفانه اين سارقان به صيد ماهيهاي زينتي و مولد نيز ميپردازند. از آنجا كه فصل بهار و موقع تخمريزي ماهيها است، اين كار ضربه سختي به نسل اين ماهيها ميزند.»
وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا موضوع را با مسئولين مربوطه در ميان گذاشته يا خير، گفت:« با برخي مسئولين شيلات و اكولوژي خليج فارس صحبت كردم ولي گفتند كه نيروي لازم را براي حفاظت از مرجانها ندارند. با دكتر رضايي در شيلات تهران كه در مركز ملي اقيانوسشناسي فعاليت ميكنند درميان گذاشتم و ايشان نيز قول همكاري داد. آقاي رضايي تنها كسي بود كه به اين موضوع اهميت داد.»
سرقت مرجانها توسط كاميونهاي آرمدار انجام ميشود
حميد رضايي، عضو هيات علمي مركز ملي اقيانوسشناسي، در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي درخصوص سرقت مرجانها گفت:« عدهاي از اهالي تهران، با اجير كردن غواصان محلي برخي جزاير جنوب ايران و پرداخت حداقل دستمزد به آنها اقدام به سرقت مرجانهاي دريايي و انتقال آن ها به تهران ميكنند.»
عضو هيات علمي مركز ملي اقيانوسشناسي، در ادامه گفت:« اين اتفاق در جزيرههاي لارك و هنگام و تا حدودي در جزيره قشم درحال وقوع است.»
وي در ادامه افزود:« متاسفانه كسي جلوي اين افراد را نميگيرد. چندبار هم كه خواستند در كار آنها ممانعت كنند، كار به درگيري و چاقوكشي منجر شده است.»
رضايي عملكرد نهادهاي دولتي را در پيگيري اين ماجرا ضعيف توصيف كرد و گفت:« محيط زيست هيچكاري انجام نميدهد. من با برخي اعضاي شوراي شهر لارك صحبت كردم و گفتند كه نيروي انساني لازم را براي مقالبه با اين امر ندارند.»
وي در پاسخ به اين سئوال كه چگونه از موضوع سرقت مرجانها مطلع شده، گفت:« دوستي در بندرعباس دارم كه تمام اين ماجرا را براي من تعريف كرد. خود من هم چندي پيش به لارك رفتم و از نزديك كاميوني را با آرم يكي از سازمانهاي دولتي ديدم كه در حال بار زدن مرجانها بود.»
لازم به ذكر است كه در پي تماسي كه با يكي از غواصان بومي لارك گرفتيم، صحت موضوع تاييد شد.
از تارنمای سرزمین جاوید 29.05.2008
رژیم دزدان و جنایتکاران اسلامی جنگل های ایران را دانسته به آتش میکشد تا چوب جنگل ها را بفروش برساند و زمین های جنگل های به آتش کشیده را به پول تبدیل کند.
سازمان هواشناسی ايران، چهارشنبه هفتم فروردين ماه با اعلام خبر افزايش دما در سواحل خليج فارس با صدور اعلاميه ای نسبت به احتمال آتش سوزی در جنگل های واقع در نوار شمالی ايران هشدا داده بود. (عکس از فارس)
۲۰۰ هکتار از جنگل های گيلان در آتش سوخت
وزش باد گرم و بی احتياطی مسافران نوروزی باعث سوختن حدود ۲۰۰ هکتار از جنگل های استان گيلان شده است.
به گزارش خبرگزاری های ايران، محمد جعفر عليزاده جانشين ستاد حوادث غيرمترقبه استان گيلان پنجشنبه هشتم فروردين ماه، ضمن اعلام اين خبر، بی احتياطی گردشگران نوروزی را دليل عمده آتش سوزی در بخش وسيعی جنگل های گيلان اعلام کرده است.
به گفته او، وزش بادهای گرم به گسترش آتش سوزی کمک کرده است. آقای علی زاده اعلام نکرده است که چه بخش هايی از جنگل های استان گيلان دچار آتش سوزی شده است.
پيش از اين، در آذر ماه سال ۱۳۸۴ آتش سوزی در نقاط پراکنده ای از جنگل های استان های گلستان، مازندران و گيلان باعث نابودی ۲۵۰ هکتار از جنگل های شمال ايران شده بود. در آن تاريخ هم علت آتش سوزی، وزش بادهای گرم و بی احتياطی ساکنان جنگل عنوان شد.
سازمان هواشناسی ايران، چهارشنبه هفتم فروردين ماه با اعلام خبر افزايش دما در سواحل دریای خزر با صدور اعلاميه ای نسبت به احتمال آتش سوزی در جنگل های واقع در نوار شمالی ايران هشدا داده بود.
در سال ۱۳۸۵ وزارت کشور جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که حدود ۵ ميليون هکتار از ۱۷ ميليون هکتار ارازی جنگلی ايران از بين رفته است.
در اين اعلاميه از مسافران نوروزی درخواست شده بود که از روشن کردن آتش در جنگل ها خودداری کرده و در صورت افروختن آتش به مسائل ايمنی توجه کنند.
همچنين سازمان هواشناسی ايران پيش بينی کرده است که وزش بادهای شدید در روزهای جمعه و شنبه، نهم و دهم فروردين ماه ادامه خواهد داشت.
ستاد حوادث مترقبه هنوز اعلام نکرده است که آيا موفق به مهار کامل آتش شده است يا خير.
نابودی سالانه ۶ هزار هکتار از جنگل های ايران
دفتر حفاظت و حمايت سازمان جنگل ها، مراتع و آب خيزداری ايران اعلام کرده است که سالانه حدود ۶ هزار هکتار از اراضی جنگلی ايران دچار سانحه آتش سوزی شده و از بين می رود.
اين آتش سوزی ها سالانه حدود ۲۴ ميلياد تومان به ايران خسارت وارد می کند که البته خسارات وارد شده به غير از خساراتی است که به تنوع زيستی ایران وارد شده است.
در سال ۱۳۸۵ وزارت کشور جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که حدود ۵ ميليون هکتار از ۱۷ ميليون هکتار ارازی جنگلی ايران از بين رفته است.
همچنين سازمان منابع طبيعی استان گيلان اعلام کرده است که وسعت جنگل های اين استان از ۹۰۰ هزار هکتار به ۵۶۵ هزار هکتار رسيده است.
بانک جهانی هم در گزارش خود از وضعيت جنگل های ايران اعلام کرده است که ميانگين سالانه نابودی جنگل های حاشيه دريای خزر در محدوده مرزهای ايران، ۴۵ هزار هکتار معادل ۴/۲ درصد از کل مساحت جنگل های اين ناحيه و ۳/۰ درصد از مساحت کل جنگل های ایران است.15.04.2008
دریاچه ارومیه در معرض خطر نابودی است
کارشناسان محیط زیست که از مدت ها قبل وضعیت دریاچه ارومیه را بحرانی اعلام کرده بودند معتقدند: در صورتی که اقدامات لازم برای احیای این دریاچه صورت نگیرد دریاچه ارومیه که دومین دریاچه شور جهان محسوب می شود، تا ٥ سال دیگر خشک خواهد شد و از بین خواهد رفت.به گزارش خبرگزاری انتخاب براساس آمارهای اعلام شده سطح آب دریاچه ارومیه در ٤ سال اخیر ٢٤٠ سانتی متر کاهش یافته و به همین دلیل لکه های سفید در سطح دریاچه شکل گرفته که نشان از انباشته شدن توده های بزرگ نمک و بلور در بستر دریاست. براساس این گزارش میزان نمک که روزگاری ٨٠ گرم در لیتر بود اکنون به بیش از ٤٠٠ گرم در لیتر رسیده است که با این غلظت هیچ موجودی نمی تواند در آن زندگی کند. کارشناسان خشکسالی و وجود سد در حوضه آبریز دریاچه و توجه نکردن به محیط زیست را از دلایل عمده کم شدن آب این دریاچه می دانند.این دریاچه برای باغ های سیب و انگور منطقه حائز اهمیت است دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در میان دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار گرفته است. این دریاچه بزرگ ترین دریاچه درون سرزمینی ایران و دومین دریاچه آب شور دنیاست. آب این دریاچه عمدتا از رودخانه های زرینه رود، سیمینه رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تامین می شود.حوضه آبریز دریاچه ارومیه ٥١٨٧٦ کیلومتر مربع است که ٣ درصد مساحت کل کشور ایران را دربر می گیرد. این حوضه با داشتن دشت هایی مانند دشت پیرانشهر، سلماس، ارومیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده و اشنویه یکی از کانون های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به شمار می رود.دریاچه ارومیه بزرگ ترین آبگیر دائمی آسیای غربی است که در غرب پشته (فلات) ایران قرار گرفته است. پارک ملی دریاچه ارومیه، پس از مرداب انزلی از جالب ترین و نغزترین زیستگاه های طبیعی جانوران در ایران به شمار می رود. در حال حاضر ٢٧ گونه پستاندار، ٢١٢ گونه پرنده، ٤١ گونه خزنده، ٧ گونه دوزیست و ٢٦ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده است. دریاچه ارومیه دارای ١٠٢ جزیره است که همه آن ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیده است.جزیره اشک زیستگاه پرندگان زیبای کوچگر از جمله مرغ آتش و تنجه و نیز گوزن زرد ایرانی است. گل کرانه دریاچه خاصیت درمانی برای دردهای بندگاهی (مفصلی) و بیماری های زنان دارد. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره های آن می توان از دو کشتی سهند و نوح یا قایق های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.نام کهن این دریاچه چیچست بوده است. این واژه، واژه ای است از اوستایی و پارسی باستان و آن را چئچست نیز تلفظ کرده اند. دریاچه چیچست در اسطوره های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصه بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانه این دریاچه بوده است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول آسا و سهمگین آن را می گشاید و از چنگ دیوان به در می آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری اسطوره های دیگر. نام ارومیه نامی است که آشوریان به آن داده اند. اور در زبان آشوری به معنای شهر است و میه به معنی آب است (هم ریشه با مآء عربی). پس اورمیه یا ارومیه به معنی شهر آب است. شایان ذکر است در دوران رضاخان به این دریاچه نام رضاییه داده شد.10.02.2008
براساس شاخص های جهانی عملکرد زيست محيطی سال ۲۰۰۸ که در مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد ، ايران در جمع ۱۴۹ کشور در رتبه ۶۷ قرار گرفت .
باند دزدان و تبهکاران حکومتی با پوشش سازمان محیط زیست جنگل های ایران را نابود ،مرگ و مير شهروندان کشور بر اثر آلودگی های زيست محيطی را بیشتر کرده وبانک جهانی نيز در گزارشی که در ابتدای سال ۲۰۰۷ درباره وضعيت آلاينده ها در کشورهای مختلف انتشار داد، اعلام کرد که طی سال ۲۰۰۴، ايران به لحاظ « دود آلاينده دی اکسيد کربن» و « ذرات معلق در هوا»، بيش از سه برابر ژاپن و آ مريکا و ۸.۵ برابر انگلستان خسارت خورده است. منتقدان عملکرد فاطمه واعظ جوادی را ضد زيست محيطی خوانده اند.
14 پله نزول در عملکرد زيست محيطی ايران
درحالی که طی دوسال گذشته انتقادهای فراوانی به سياست های دولت نهم و همچنين رييس سازمان محيط زيست شده است، اما دولت و همچنين سازمان محيط زيست همچنان برنامه ها و سياست هايی را دنبال می کنند که از نگاه منتقدان، ضد زيست محيطی قلمداد شده اند.
در تازه ترين آمارهای جهانی، ايران با نزول محسوس ، در رتبه ای پايين قرار گرفته است.
براساس شاخص های جهانی عملکرد زيست محيطی سال ۲۰۰۸ که در مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد ، ايران در جمع ۱۴۹ کشور در رتبه ۶۷ قرار گرفت .
شاخص جهانی عملکرد زيست محيطی (EPI سال ۲۰۰۸ که در مجمع جهانی اقتصاد منتشر شده، نشان داد که رتبه ايران در ميان ۱۴۹ کشور جهان در مقايسه با سال ۲۰۰۶ ميلادی با ۱۴ پله نزول به رتبه ۶۷ رسيده است.
براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد ، ايران در بخش بهداشت محيط زيست نمره ۹/۸۸، احيای اکوسيستم ۸/۶۴، بار بيماری های محيط زيستی ۸/۹۲، آب برای انسان ها ۸۵، آلودگی هوا برای انسان ها ۲/۸۵، آلودگی هوا برای اکوسيستم ۸/۹۸، آب برای اکوسيستم ۷/۶۱، تنوع زيستی و زيستگاه ۳/۴ ، منابع طبيعی مولد ۶/۸۱ و تغييرات جوی ۴/۶۳ کسب کرده است.
ش اخص (EPI) بر دو هدف اصلی حفاظت از محيط زيست از جمله کاهش فشارهای زيست محيطی بر سلامت انسان ها و ارتقای وضعيت زيست بوم ها و مديريت صحيح منابع طبيعی استوار است که اين دو مولفه توسط ۲۵ شاخص در ۶ زمينه «سلامت محيط زيست»، «آلودگی هوا»، «کيفيت منابع آب»، «تنوع زيستی و زيستگاه»، «کيفيت منابع طبيعی مولد» و «تغييرات جوی» اندازه گيری می شود.
اين شاخص، عملکرد زيست محيطی اهداف گسترده قابل دسترسی برای عملکرد محيط زيستی را نشان می دهد و ارزيابی می کند که هر يک از کشورهای جهان تا چه ميزان به اين اهداف نزديک شده اند.
آمار تازه در رابطه ب ا عدم رعايت موازين زيست محيطی در ايران در حالی منتشر شد که پيش از اين نيز سازمان های جهانی نسبت به بی توجهی به حفاظت از محيط زيست در ايران هشدار داده بودند.
« سازمان ضد محيط زيست »
در حالی که ايران با ۱۴ پله سقوط به رده ۶۷ کشورهای دنيا به لحاظ عملکردهای زيست محيطی سقوط کرده است، فاطمه واعظ جوادی رييس سازمان محيط زيست که عملکردش با انتقادهای گسترده کارشناسان و حاميان غير دولتی محيط زيست روبه رو شده، بدون واکنش به اين خبر و بدون توجه به انتقادها روز يکشنبه تفاهم نامه ای را با وزير محيط زيست عراق امضا کرد.
منتقدان خانم واعظ جوادی می گويند که وی از زمان روی کار آمدنش تا کنون، همواره موافقت سازمان تحت نظرش با طرح های مختلف دولت را که بر ضد محيط زيست بوده ، نثار دولت محمود احمدی نژاد کرده است.
اين انتقادات زمانی شدت بيشتری به خود گرفت که خبرها يی در رابطه با مرگ و مير سالانه بيش از ۱۰ هزار نفر بر اثر آلودگی هوای تهران و برخی شهرهای بزرگ از جانب مقام های رسمی دولت جمهوری اسلامی منتشر شد.
همچنين دستور محمود احمدی نژاد بر بيرون نر اندن صنايع آلاينده از شهر تهران و موافقت فاطمه واعظ جوادی با اين دستور از جمله اخباری بود که بر شدت انتقادها از رييس سازمان محيط زيست افزود.
هر چند در سال جديد و بنا بر محدوديت ها، خبری مبنی بر مرگ و مير شهروندان کشور بر اثر آلودگی های زيست محيطی منتشر نشده است ، اما تنها در آبان ماه سال گذشته و بنا بر گفته مجری « طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران » بيش از چهار و ۵۰۰ نفر در تهران جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست دادند.
در همين حال ، بانک جهانی نيز در گزارشی که در ابتدای سال ۲۰۰۷ درباره وضعيت آلاينده ها در کشورهای مختلف انتشار داد، اعلام کرد که طی سال ۲۰۰۴، ايران به لحاظ « دود آلاينده دی اکسيد کربن» و « ذرات معلق در هوا»، بيش از سه برابر ژاپن و آ مريکا و ۸.۵ برابر انگلستان خسارت خورده است.
اين گزارش در حالی منتشر شد که رييس سازمان محيط زيست به مدت چند ماه پس از آن با طرح تخريب قسمت بزرگی از پارک جنگلی گلستان برای جاده سازی موافقت کرد .
بر اساس اين طرح ، بيش از ۵۰ هزار درخت قطع و اين پارک جنگلی به نيمه ای بيابان و نيمه ای جنگل تبديل می شود.
موافقت خانم واعظ جوادی با اين طرح نخستين موافقت او با طرح تخريب جنگل ها نبود چرا که پيش از آن ، قسمتی از جنگل های هيرکانی شاهرود و سمنان و همچنين مازندران نيز با توافق سازمان تحت نظرش و طرح های دولت از بين رفته بودند.
اين همه در حالی است که رييس سازمان محيط زيست بدون توجه به اخبار و انتقاد های دوسال گذشته ، در عمل هيچ گام موثری را برای حفاظت از محيط زيست برنداشته است.
از جمله اخبار ديگری که طی دوسال گذشته در اين رابطه منتشر شد، عدم رسيدگی سازمان محيط زيست به دفع زباله های بيمارستانی در تهران و شهرستان ها بود.
پسمانده های پزشکی بيمارستان ها که به همراه مواد شيميايی مانند PCB، سموم شيميايی که تاريخ استفاده شان گذشته، مواد منفجر شونده، ترکيبات جيوه، آرسنيک و کروم، بريليوم و رنگ های سرطان زا، سيانيدها و مواد آزبستی از جمله مواردی هستند که تهديدی جدی برای منابع زيست محيطی هستند ، طی دوسال گذشته به معضلی برای حافظان و فعالان محيط زيست بدل شد.
اين درحالی است که سازمان محيط زيست ، توليدکنندگان اين پسماندهای خطرناک را مسئول مهار و کنترل آنها معرفی کرد و سازمان ها و وزارتخانه های متولی هر بخش را مسئول شناخت و از سويی ديگر نيز وزارتخانه ها، شهرداری ها را مسئول معرفی کردند و شهرداری ها نيز مسئوليت را به گردن وزارتخانه ها انداختند و در عمل هيچ سازمان و نهادی مسئوليت مهار اين پسماندها را بر عهده نگرفت تا درنهايت ، اين معضل همچنان در بسياری از استان ها از جمله در تهران به قوت خود باقی بماند.
29.01.2008
کنفرانس سازمان ملل درباره تغييرات جوی در بالی (اندونزی) آغاز به کار کرد
h3 A schoolboy rides his bicycle past a billboard of for UN climate change conference in Nusa Dua, Bali, Indonesia, 28 Nov. 2007نمايندگان تقريبا ۱۹۰ کشور در گشايش کنفرانس تغييرات جوی به ميزبانی سازمان ملل متحد شرکت کردند.
در آغاز اين کنفرانس ۱۲ روزه، رئيس اداره تغييرات جوی، ديويد مويراريا، از قدرت های جهانی خواست آهنگ مذاکرات درباره تصويب يک معاهده بين المللی جديد را شدت بخشند.
هدف اين کنفرانس، که در جزيره تفريحی بالی (اندونزی) برگزار می شود، تدوين موافقتنامه جايگزين پروتکل کيوتوست که در سال ۲۰۱۲ منقضی خواهد شد.
موافقتنامه ۱۹۹۷ کيوتو از ۳۶ کشور صنعتی جهان می خواست تا در يک دوره پنجساله از سال ۲۰۰۸ از ميزان توليد گازهای گلخانه ای خود بکاهند. گاز های گلخانه ای عموما سئول بالا رفتن دمای زمين شناخته می شوند.
سازمان ملل می گويد مذاکرات برای تدوين موافقتنامه جديد می بايست فورا آغاز شده و تاسال ۲۰۰۹ به انجام برسد تا برای جا انداختن نظام جديد در موقع مقتضی وقت کافی وجود داشته باشد.
03/12/2007
زيستگاه های خاويار ايران؛ بحرانی و در حال نابودی
شعبانعلی نظامی، معاون وزير جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که زيستگاه های خاويار ايران در حال نابودی است.
همزمان، محمد پورکاظمی، رییس موسسه تحقيقات بين المللی ماهيان خاوياری در ايران از کاهش صيد ماهيان خاوياری دريای خزر خبر داد و گفت: وضعيت بسيار نگران کننده و بحرانی است.
آقای پورکاظمی افزود: متاسفانه در سال جاری هيچ ماهی خاوياری مولد از رودخانه های ايران صيد نشده و اميد به ادامه حيات اين گونه های ارزشمند خاوياری که می تواند يک قرن به طول انجامد به صفر رسيده است.»
ماهيان خاوياری از جمله گونه های آبزی کم نظيری هستند که از قدمتی ۴۰۰ ميليون ساله برخوردارند و از اين جهت، آنان را فسيل های زنده جهان می نامند.
به گزارش سازمان های منطقه ای و بين المللی، ذخاير ماهيان خاويار خزر که بيش از ۹۳ درصد اين نوع ماهی را در خود جای داده، به شدت رو به کاهش گذاشته است.
بايد توجه داشت تعداد بسيار زياد موجوداتی که به صورت انگل هستند، در صورت انقراض ماهيان خاوياری در خزر، افزايش چشمگيری خواهد يافت و خدا می داند که ۱۰ سال پس از انقراض اين ماهيان که مرواريدهای خزر هستند، چه بر سر محيط زيست اين دريا خواهد آمد.
اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست
صيد بی رويه ماهيان خاوياری و نيز آلودگی دريای خزر و رودهايی که به آن می ريزند، به همراه سد سازی بسيار بر روی رودهای جاری به اين بزرگترين درياچه جهان، از جمله دلايل کاهش ذخاير ماهيان خاوياری به شمار می روند.
در اين ميان، ممنوعيت صيد ماهيان خاوياری و صادرات خاويار از سوی کنوانسيون بين المللی گونه های در معرض خطر سازمان ملل متحد بر چهار کشور روسيه، جمهوری آذربايجان، ترکمنستان و قزاقستان، مانع از انقراض قريب الوقوع اين نوع ماهيان در بزرگترين درياچه جهان شده است ولی روند آن را متوقف نکرده است.
دکتر اسماعيل کهرم، استاد دانشگاه در تهران و کارشناس محیط زیست در گفت و گو با راديو فردا با اشاره به صيد بی رويه ماهيان خاوياری از سوی روسيه، جمهوری آذربايجان، ترکمنستان و قزاقستان به خاطر درآمد ارزی بالای آن گفت: «تنها ايران به خاطر توليد سالانه حداقل نه ميليون ماهی بچه خاوياری اجازه صيد داشته است.»
او افزود:«اما اکنون که می گويند محيط طبيعی ماهيان خاوياری در حال تخريب است، به اين دليل است که رودهايی که به داخل دريای خزر می ريزند، به سموم دفع آفات نباتی، کودهای شيميايی و ضايعات صنعتی و خانگی آلوده هستند. در نتيجه، ماهی خاوياری که عادت دارد در رودخانه های آب شيرين، مانند سفيدرود، تخم ريزی کند، محيط مناسب برای تخم ريزی ندارد.»
دکتر کهرم به اين پرسش که انقراض احتمالی ماهيان خاوياری چه تاثيراتی بر خزر از جمله بر محيط زيست آن خواهد داشت، پاسخ داد:«دريای خزر به جز يک کانال حدودا ۹۰ کيلومتری از طريق رود ولگا، به آب های آزاد راه ندارد و در اين دريای بسته، دو عامل را بايد مد نظر قرار داد.»
نخستين عامل به گفته اين استاد دانشگاه، آلودگی ای که وارد خزر می شود، در آن باقی می ماند و دومين عامل اين است که در راس موجوداتی که در خزر زندگی می کند، ماهی خاوياری است.
دکتر اسماعيل کهرم گفت: ماهيان خاوياری از بسياری ماهيان تغذيه و از اين جهت به تعادل اکولوژيکی اين دريا کمک می کنند. بايد توجه داشت تعداد بسيار زياد موجوداتی که به صورت انگل هستند، در صورت انقراض ماهيان خاوياری در خزر، افزايش چشمگيری خواهد يافت و خدا می داند که ۱۰ سال پس از انقراض اين ماهيان که مرواريدهای خزر هستند، چه بر سر محيط زيست اين دريا خواهد آمد. اين درحاليست که سود سرشار ناشی از فروش خاويار نيز ديگر وجود نخواهد داشت.»
اين استاد دانشگاه همچنين در خصوص حفظ ماهيان خاوياری، با توجه به تجربه برطرف شدن آلودگی رودهای تايمز و راين در اروپا تاکيد کرد:«اگر دولت جمهوری اسلامی و مردم ايران بخواهند، می توانند آلودگی رودخانه های استان های گيلان و مازندران را برطرف کنند و دوباره، حيات را به اين رودها که زيستگاه های ماهيان خاوياری هستند، بازگردانند.» بهروز کارونی20.11.2007
مخالفت قزاقستان با ممنوعیت پنج ساله صید ماهی خاویار
ماهی استورژن
علاوه بر صید بی رویه، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز نیز از عوامل جدی تهدید کننده ماهی خاویار و دیگر آبزیان دریای خزر است
قزاقستان پیشنهاد روسیه برای توقف پنج ساله صید ماهی خاویار در دریای خزر را رد کرد.
پیشنهاد منع پنج ساله صید ماهی خاویار را سازمان فدرال شیلات روسیه با هدف جلوگیری از انقراض نسل ماهی خاویار مطرح کرده است.
این سازمان اعلام کرده که به دلیل صید بی رویه ماهی استورژن که گونه اصلی ماهی خاویار دریای خزر به شمار می رود، روسیه در سال گذشته میلادی نتوانسته است حتی به اندازه سهم پنجاه تنی که برای این کشور تعیین شده بود از دریای خزر، خاویار به دست آورد.
در پی فروپاشی اتحاد شوروی که انحصار دولتی صید ماهی خاویار را در چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان از میان برداشت، صید بی رویه ماهی خاویار در این کشورها آغاز شد، تا آنجا که نسل ماهی استورژن در دریای خزر در خطر انقراض قرار گرفته است.
خاویار که در واقع تخم ماهی استورژن است ماده خوراکی بسیار گرانبهایی است که درآمد حاصل از استحصال آن در دریای خزر به سالیانه یک میلیارد دلار تخمین زده می شود.
صندوق جهانی طبیعت (WWF) که بزرگترین تشکل غیردولتی فعال در زمینه بقای حیات وحش در جهان است هشدار داده که طی چند دهه گذشته شمار ماهیان سه گونه اصلی استورژن (اوسترا، سوروگا و بلوگا) هفتاد درصد کاهش پیدا کرده است.
آمار رسمی اتحادیه اروپا نیز حاکی از این است که طی سالهای 2000 تا 2005 میلادی حدود دوازده تن خاویار که از صید غیرقانونی به دست آمده بود در بازارهای اروپایی فروخته شده است.
طی سالهای اخیر پلیس روسیه تدابیر سختی علیه صید غیرقانونی خاویار در دریای خزر و قاچاق آن اتخاذ کرده است، ماه اوت سال گذشته طی تنها یک مورد عملیات، حدود دو تن خاویار قاچاق از اطراف مسکو، پایتخت روسیه به دست پلیس افتاد.
سازمان فدرال شیلات روسیه لایحه ای به مجلس این کشور تسلیم کرده که در صورت تصویب، صید ماهی خاویار در روسیه بار دیگر در انحصار دولت درخواهد آمد.
روسیه و ایران طرحهایی برای جلوگیری از صید بی رویه ماهی خاویار و همچنین افزایش شمار این گونه آبزی در دریای خزر در پیش گرفته اند اما بارها خواهان مشارکت دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر در این طرحها شده اند.
علاوه بر صید بی رویه، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز نیز از عوامل جدی تهدید کننده ماهی خاویار و دیگر آبزیان دریای خزر است.
آلکساندر کیتانوف، سخنگوی سازمان فدرال شیلات روسیه گفته است: "شاید بتوانیم جمعیت ماهی خاویار دریای خزر را در همین حد پایین نگه داریم اما نمی توانیم دوران درخشان دریای خزر را احیا کنیم".
فراخوان بنياد ميراث پاسارگاد به مناسبت روز جهانی محيط زيست
پنجم جون، روز جهانی محيط زيست، از راه می رسد ـ روزی که سی و شش سال از اولين برگزاری آن می گذرد و به خاطر تلاش های دايمی فعالين محيط زيست در سراسر جهان نتايج با ارزشی به همراه داشته است. کوشش هايي که ظرف اين سه دهه انجام شده از يک سو شامل آموزش و آگاهی دادن به مردمان در مورد حفظ محيط زيست و محيط طبيعی همه ی زندگان روی کره ی خاک شده و، از سوی ديگر، ناگزير کردن دولت ها به ايجاد و اجرای قوانينی در جهت ممنوع کردن بهره برداری های غير اصولی و زياده روی در استفاده از منابع طبيعی بوده است.
بخشی از آنچه که امروزه به عنوان دلايل نابودی محيط زيست شناخته شده اند عبارتند از آلوده کردن آب ها، آلوده کردن زمين و خاک، نابودی جنگل ها، آلوده کردن هوا، نابودکردن و تخريب تالاب ها، درياها و درياچه ها، نابود کردن حیات وحش، و بسياری اعمال ديگر که بی توجهی و تخريب آن ها با خود فاجعه هايي غير قابل جبران، همچون افزايش دمای زمين، تغييرات آب و هوا، تغييرات جوی، ازدياد سيل ها و توفان ها و بالاخره نابودی لايه ی اوزن را به بار می آورد و، اين ها نيز با خود افزايش بيمارهای فيزيکی و روانی ـ از بيماری های تنفسی گرفته تا افسردگی ـ، بدنيا آمدن انسان هايي ناقص، و مرگ و ميرهای زودرس را بدنبال می آورد.
محيط زيست شناسان معتقدند که اگرچه گسترش تکنولوژی و ايجاد کارخانه های صنعتی ممکن است خطرات بالقوه ای برای محيط زيست و محيط طبيعی داشته باشند اما اين خطر نه در ذات اين فعاليت ها که بيشتر از بهره برداری نادرست، حريصانه، و سودجويانه از منابع طبيعی از يک سو، و بی توجهی مدام نسبت به حفظ محيط زيست، از سويي ديگر، ناشی می شود.
متأسفانه ايران، به ويژه در چند ساله ی اخير، به دليل بی توجهی دولت و مسئولان زيست محيطی، گرفتار بدترين اشکال تخريب محيط زيست و ميراث طبيعی شده است؛ به طوری که در ارتباط با آلودگی هوا، آلودگی خاک، نابودی تالاب ها و جنگل ها، و همچنين بهره برداری نامعقول از ميراث طبيعی، سرزمين ما در رديف های اولين تخريب کنندگان محيط زيست و ميراث طبيعی بشری قرار گرفته است.
بنياد ميراث پاسارگاد، که سال جاری را «سال ميراث های فرهنگي و طبيعی» اعلام کرده، لازم می داند که، همزمان با فرا رسيدن روز جهانی محيط زيست، يک بار ديگر همگان را به حفظ محيط زيست و حفظ ميراث های طبيعی و بشری فرا بخواند.
در عين حال، بنياد ميراث پاسارگاد بدينوسيله اعلام می دارد که خود را با سازمان های غيردولتی و مردم نهاد ايران، که خواسته اند در روزهای 16 تا 22 خرداد، در راستای ايجاد آگاهی و آشنايي مردمان با محيط زيست و ميراث های طبيعی ايرانزمين، «موجی سبز» ايجاد کنند همدل و همراه می داند.
شکوه میرزادگی
از سوی بنياد ميراث پاسارگاد
سوم جون 2008
هوادران محیط زیست : به مناسبت 5 ژوئن، نگاهی به روند تخریب محیط زیست در ایران
بنابر اعلام یونسکو، براساس دست آوردهای پژوهش و بررسی بيش از ۴۰۰ هزار دانشمند علوم جغرافیا در سراسر جهان، كرهی زمين در چنان شرايط بحرانی قرار گرفته است كه برای نجات آن بايد يك برنامهی عملی و پيشبرنده را تدارک ديد. اينك آشكارا معلوم شده كه عقوبت به سخره گرفتن قوانين طبيعی، بيش از هر چيز متوجه جمعيت انسانی و سازههای گران قيمت ساخت انسان است.
آمارهای تکان دهنده ای، كه از آلودگی روزافزون آبهای زيرزمينی، جابجايی خاک در اثر فرسايش آبی و بادی، نشست زمين، خشک شدن تالابها، بيابانزايی، متروكه شدن روستاها، تهديد و تحديد تنوع زيستی،آلودگی هوا و تغيير اقليم، موجود است، حكايت از آن دارد كه ديگر زمان نگاه فانتزی و ويترينی به آموزههای زيستمحيطی به پايان رسيده است.
نگاهی به آخرین نمونههای تخریب محیط زیست در ایران شاید بتواند تصویری مشخصتر را در برابر چشمانمان قرار دهد:
1 ـ اصرار به ادامهی روند احداث جاده در جنگل ابر و نابودی بخش عظيمی از پوشش گياهی و قطع درختان كه نتيجه آن نابودی محيط زيست منطقه و ايجاد سيلهای مخرب است كه در تمام اين سالها خسارات جبرانناپذيری بر زيست جوامع انسانی منطقه وارد كرده است.
2 ـ ادامهی قطع درختان جنگل گلستان در وضعيتی كه در ده سال گذشته همگان شاهد خسارات جبرانناپذير سيلهای ويرانگر آن بودهاند تا آن جا كه از آن به عنوان بحران ملی ياد شده است.
3 ـ قطع بخش وسيعی از درختان جنگل حفاظت شدهی سرخه حصار برای احداث جاده و قطع دوبارهی درختان برای اضافه كردن عرض جاده ، با وجود اينکه این منطقه جزو مناطقی است كه از آن به عنوان شُش تهران ياد میشود.
4 ـ احداث سد سيوند كه حاصل آن در بخش محيط زيست، تاكنون كاهش ورودی آب به حوزه آب ريز رود پلوار ـ درياچه بختگان ـ است كه به خشك شدن درياچه، و به هم ريختن زيست بوم منطقه و نابودی هزاران قطعه فلامينگو كه طی هزارهها مسير كوچشان به آن جا ختم میشده، منجر شده است.
5 ـ آزاد راه تهران ـ شمال:
اين طرح تاکنون متأثر از تصميمات سه رئيس جمهور و هفت وزير راه وترابری بوده است. (ترکان، حجتی، دادمان، افشار، خرم، بناب، رحمتی) اما سناريست اين بازی خطرناک با منابع طبيعیِ بسيار با ارزش (جنگلهای باستانی شمال و آبخيزهای حياتی تهران و...) در يک دهه ی گذشته بنياد مستضعفان و جانبازان است.
تخریب حوزه آبخیز لانیز ـ شهرستانک ، تصویری از فاجعهی بیابان زدایی در البرز مرکزی با اجرای تنها 6 درصد از طرح آزاد راه تهران ـ شمال است. بخش بسيار زيادی از آب شرب شهر تهران از اين حوزه است كه به رود كرج میريزد.
حوزه كن (سولقان) یکی از حوزههای مهم آب تهران است. اين حوزه مشتمل بر شش زیر حوزهی مهم است که مجموعا از طریق رودخانههای امامزاده داود، رندان، تالون، كشار، سنگان و الياس، روان آبهای حوزه را زهکشی و رودخانهی کن را به وجود میآورند که بخش جنوب غربی تهران از دیرباز متکی به همین رودخانه بوده است. رودخانهی کن با احداث تونلها و تونلهای فرعی مربوط به اين آزادراه در نهايت تبديل به گل آب شده است.
6 ـ به دلیل شاخصهای طبیعی منحصر به فرد، زاگرس مرکزی از دیرباز با اکوسیستمهای شگفتانگیز و غنی جنگلی محسوب میشود. این مرتع از تنوع زیستی بالایی برخوردار و در طول تاریخ نیز زیستگاه اقوام مختلف و تمدنهای گوناگون بوده است. این همه درحالی است که به دلیل ساختار زمین شناسی، اشکال توپوگرافی و نوع اقلیم بسیار شکننده و آسیبپذیر است. سدهای کارون 1، کارون 2، کارون 3، کارون 4 و کارون 5، سد بازفت، سد دز، سد کرخه، سد گتوند و سد مسجد سلیمان در منطقهی حساس و بسیار آسیبپذیر زاگرس مرکزی احداث شده، یا در حال احداث و یا درحال مطالعه است.
روستاهای مسكونی، اراضی كشاورزی وبخشی ازجنگلهای باستانی بلوط زاگرس، قربانيان سدسازی نابخردانهی كارون 3 شدهاند، و زمين لغزشهای گستردهای در محدودهی اين سد مشاهده شده است.
7 ـ بسياری از كارشناسان و طرفداران محيط زيست نسبت به ساخت و راهاندازی تأسيسات پتروشيمی در تالاب صوفيكم استان گلستان اظهار نگرانی میكنند؛ اصرار بر اين امر در نهايت به چنان آلودگی منجر خواهد شد كه تأثيرات آن طی سالها بر جوامع انسانی آشكار شده و از این گذشته آسیبهای آن جبرانناپذير خواهد بود.
8 ـ در جنوبیترين نقطهی پايتخت، اسماعيلآباد و روستاهای ديگری چون عظيمآباد، قوچصار، درسونآباد و... واقع شدهاند، روستايیهايی كه وجه مشتركشان همجوار بودن با پالايشگاه نفت است. ساكنان اين روستاها سالهاست عادت كردهاند هوای آلوده را تنفس كنند هوايی كه تحمل آن برای يک رهگذر عادی دشوار است.
9 ـ ساکنان روستاهای «نصيرآباد»، «کمانکشی» و «خشکآباد» در حد فاصل شهر کازرون و تالاب بينالمللی پريشان در معرض آلودگی گستردهی نيروگاه سيکل ترکيبی کازرون قرار دارند. در اين شرايط 700 هکتار از مرغوبترين زمينهای کشاورزی اين روستاها در خطر نابودی کامل است؛ پروژهی سيکل ترکيبی کازرون با ناديده گرفتن امکان کاوش اين شهر باستانی، آن را از بين برده است. علاوه بر آن احداث چنين نيروگاهی در حريم تالاب بينالمللی پريشان و منطقهی حفاظت شدهی دشت ارژن و پريشان، امنيت مسيرعبور پرندگان نادر مهاجر را مورد تهديد قرار داده است.
10 ـ تيرماه 86 روند تخريبها دامان پارک ملی خجير را هم گرفت و بولدوزرها در هجومی بیسابقه به اين پارک حمله كردند تا خطوط لولهی پنج گاز تهران برخلاف همه معيارهای زيست محيطی از اين پارک عبور كند.
11 ـ این جادهی ویرانگر كلانتری است كه دریاچه را به دو نیم كرده است. این جاده مانع گردش آب بین دو طرف شمالی و جنوبی شده و در نتیجه میزان شوری در بخش شمالی افزایش یافته است. نمک همه جا را فرا گرفته، دریاچهی ارومیه در حال نابودی است، غلظت نمک به ۳۳۰ گرم در لیتر رسیده، آب ۶ متر در مقایسه با ۱۰ سال گذشته افت سطح داشته اما هنوز هم هیچ كس باور ندارد كه بلایی كه امروز بر سر دریاچهی ارومیه آمده، می تواند دو استان آذربایجان غربی و شرقی را در ۱۰ سال آینده با بحران مواجه سازد.
موارد بالا، تنها گوشه ای از وضعیت کنونی محیط زیست در ایران است، پس از گذشت 36 سال از اعلام روز جهانی محیط زیست و افزايش تلاشها در راستای نگهداری و پيشگيری از ادامهی تخريب آن، آنچه در ایران مشاهده می شود، عدم آگاهی و تلاشی سریع در جهت نابودی منابع عظیم زیست محیطی است به طوری که در ارتباط با آلودگی خاک، آلودگی هوا، نابودی جنگل ها و تالاب ها و همچنين بهره برداری نامعقول و غیرعلمی از ميراث طبيعی، ایران در زمره ی اولين تخريب کنندگان محيط زيست قرار گرفته است و در این میان، اعتراضات کوشندگان محیط زیست و کارشناسان این عرصه نیز، غالبا از سوی مراجع ذیربط نادیده انگاشته می شود.08.06.2008
گرمایش زمین؛ چالشی بزرگ برای جهان
بزرگترين کشورهای توليد کننده گازهای گلخانه ای، شامل کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه، روز چهارشنبه، در ژاپن متعهد شدند که با گرم شدن جو کره زمين مقابله کنند ولی در مورد زمانبندی و ميزان کاهش توليد دی اسيد کربن و ساير گازهای آلاينده به توافق نرسيدند.
اتحاديه اروپا و ۱۶ کشوری که به ابتکار آمريکا در اين اجتماع شرکت دارند، از مذاکرات پيشنهادی سازمان ملل متحد در اين زمينه حمايت کردند که هدف آن رسيدن به توافق در مورد يک معاهده بين المللی جديد قبل از پايان سال ميلادی آينده است.
مرحله نخست از معاهده فعلی سازمان ملل برای مقابله با گرم شدن جو کره زمين- پيمان کيوتو- در سال ۲۰۱۲ به پايان ميرسد.
در بيانيه ای که نتيجه حدود يک سال مذاکرات است و در پايان اين جلسه صادر شد، آمده است که گرم شدن جو کره زمين يکی از بزرگترين چالش های جهانی در عصر ما است.
اين بيانيه ميافزايد: رهبران اقتصادهای بزرگ جهان، چه توسعه يافته و چه در حال توسعه، متعهد می شوند که در راستای اهداف مشترک ولی با مسئوليت های متفاوت، با اين روند مقابله کنند.
اين مجموعه از کشورها، که آمريکا و چين يعنی بزرگترين توليد کننده آلاينده ها را نيز شامل ميشود، از برنامه کاهش ميزان توليد گازهای گلخانه ای در کوتاه مدت و بلند مدت حمايت کردند بدون آنکه رقم دقيفی را برای ميزان اين کاهش تعيين کنند.
بسياری از کشورهای در حال توسعه می گويند که طرفدار کاهش بيشترگازهای گلخانه ای هستند، به عنوان مثال کاهش هشتاد درصد تا سال ۲۰۵۰.
اين کشورها همچنين توافق اجلاس روز سه شنبه کشورهای عضو گروه هشت را، که هدف ار آن کاهش توليد آلاينده ها به ميزان پنجاه در صد تا سال ۲۰۵۰ ميلادی است، نپذيرفتند.
بسياری از کشورهای در حال توسعه می گويند که طرفدار کاهش بيشترگازهای گلخانه ای هستند، به عنوان مثال کاهش هشتاد درصد تا سال ۲۰۵۰. درعين حال آنها می گويند که کشورهای غنی قبل از تعيين اهداف مشترک برای همه، ابتدا بايد رقم دقيق کاهش آلاينده ها از سوی کشورهای صنعتی را مشخص کنند.
کازو کوداما يک سخنگوی دولت ژاپن، ميزبان اجلاس روز چهارشنبه، گفت غير از کشورهای عضو گروه هشت فقط کره جنوبی، استراليا و اندونزی از کاهش پنجاه در صد از توليد گازهای گلخانه ای حمايت کردند و اين حد از حمايت برای برای گنجاندن اين رقم در توافق نهايی اجلاس کافی نبود.
کازو کوداما افزود: «به اعتقاد ما اختلاف موجود قابل حل است و سياست ما ادامه پيشنهاد مشوق های ديگرخواهد بود و اميدواريم بتوانيم دو کشور مهم يعنی چين و هند را قانع کنيم که اين سياست را بپذيرند.»
دولت آمريکا ميگويد اين ملافات دستاوردهای مثبتی داشته و رهبران ساير کشورهای شرکت کننده نيز ميگويند که مذاکرات در اين زمينه را در حاشيه اجلاس سال آينده گروه هشت در ايتاليا ادامه خواهند داد.
جورج بوش رئيس جمهور آمريکا گفت برای مقابله با گرمای جو کره زمين تمام کشورهای اقتصادی مهم بايد مشارکت کنند و اين در اجلاس امروزعملی شد.
هو جين تائو رئيس جمهوری چين در سخنرانی خود در اين اجلاس تاکيد کرد که کشورهای پيشرفته بايد با انتقال تکنولوژی پاکيزه تر و دادن اعتبار مالی به کشورهای در حال توسعه، برای کاهش توليد آلاينده ها به آنها کمک کنند.
ریيس جمهوری چين همچنين از عملکرد کشورش در اين زمينه دفاع کرد وبا اشاره به اينکه چين هنوز در مرحله توسعه است گفت ميزان توليد آلاينده در اين کشور به نسبت جمعيت آن نسبتا در سطح پائينی است و سپس اقدامات چين برای صرفه جويی در مصرف انرژی و گسترش جنگلها را برشمرد.
طرفداران محيط زيست ميگويند با توجه به اينکه رقم مشخصی برای کاهش توليد گازهای گلخانه ای در اين اجلاس تصويب نشده نتيجه آن هيچ ارزشی ندارد و هيچ اقدام سازنده ای به تلاشهای سازمان ملل متحد نيافزوده است.
اجلاس امروز که مبتکر آن دولت آمريکاست و در موازات با مباحث گسترده تر سازمان ملل متحد پيش ميرود، در بر گيرنده کشورهايی است که حدود هشتاد درصد از گازهای گلخانه ای جهان را توليد می کنند. اولين جلسه اين گروه در ماه سپتامبر امسال در آمريکا برگزار شد.
منتقدان اين اجلاس ميگويند که اين گروه کشورهای کوچک و بخصوص جزاير را شامل نمی شود که بيش از همه در معرض تغييرات جوی از جمله افزايش سطح آب درياها هستند. 11.07.2008