حزب سوسيال دمکرات ايران
Home حزب    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان    زنان    گارگری    مسائل جهانی    گزارش    فرهنگ و    اقتصاد    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
anmelden Suche
fa en de fr es

ایمیل ما :
info@spiran.com
webmaster@spiran.com
www.spiran.com

آدرس پستی ما :
Spiran
P.O.BOX 420 450
50937 KÖLN
Germany
Fax: 0049221 42 42 27


رئيس پژوهشكده گياهان دارويي در گفت‌وگو با فارس خبر داد



شناسايي و معرفي گونه جديد گياهي در ايران
خبرگزاري فارس: رئيس پژوهشكده گياهان دارويي گفت: محققان ايراني موفق به شناسايي و معرفي يك گونه جديد گياهي از جنس گياهان داروي كما شدند.
شمس‌علي رضازاده در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: كشور ايران با داشتن مساحت وسيع در حدود يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مربع داراي مساحت قابل توجهي است. وجود شرايط متنوع اقليمي، توپوگرافيكي و خاكي در ايران باعث ايجاد پوشش‌هاي گياهي متنوع شده است.
وي ادامه داد: دامنه ارتفاع از سطح دريا از 26ـ متر در سواحل جنوبي درياي خزر تا 5 هزار و 670 متر در قله كوه دماوند، ميزان بارش ساليانه از حدود 2 هزار ميلي‌متر در بندر انزلي (سواحل جنوبي درياي خزر در شمال ايران) تا كمتر از 100 ميلي‌متر در نواحي كويري مركزي و جنوب شرقي ايران و دامنه تغييرات دما از 35ـ درجه سانتي‌گراد در شمال غربي ايران تا 50 درجه سانتي‌گراد در خليج فارس متغير است. بر طبق داده‌هاي موجود حدود 8 هزار گونه گياهي در ايران ثبت شده است.
رئيس پژوهشكده گياهان دارويي با اشاره به اين‌كه تيره چتريان در ايران همراه با تيره‌هاي گياهي ديگر از قبيل گاوزبان، كاسني و نعناعيان از بزرگ‌ترين تيره‌هاي گياهي در ايران محسوب مي‌شود، افزود: به طوري كه ايران با داشتن 363 گونه و 114 جنس از اين تيره داراي تنوع زيستي بسيار بالايي در خاورميانه و حتي در جهان است. از جنس‌هاي بزرگ اين تيره مي‌توان به جنس‌هاي گلپر (Heracleum) و كما (Ferula) اشاره كرد. از گونه‌هاي معروف جنس كما مي‌توان به آنغوزه (Ferula assa-foetida) و باريجه (Ferula gumosa) اشاره كرد كه در طب سنتي ايران داراي مصارف گوناگوني بوده و از اقلام مهم صادرات غيرنفتي ايران محسوب مي‌شوند. خاستگاه گونه‌هاي جنس كما آسياي ميانه و جنوب غربي است. اين جنس در ايران داراي حدود 30 گونه بوده كه نيمي از آن‌ها بومي هستند.
رضازاده خاطرنشان كرد:‌ در اوايل ماه مارس در حين بررسي نمونه‌هاي هرباريومي هرباريوم مؤسسه تحقيقات آفات اوين متوجه شديم كه نمونه‌اي از اين جنس هم در برچسب و هم در برگه detect/revise اشتباه نامگذاري شده است. پس از بررسي‌هاي متعدد و چك كردن آن با كليد شناسايي اين نمونه در فلور ايرانيكا اين نمونه به صورت Ferula hindukushensis و Ferula koso-poljanskyi قابل شناسايي بود.
وي افزود: بعد از چك كردن نمونه با مونوگراف جنس كما، فلور پاكستان، مقايسه مورفولوژيكي و آناتوميكي نمونه با عكس‌هاي ارسالي نمونه‌هاي تيپ Ferula hindukushensis از هرباريوم كيوتو ژاپن و Ferula koso-poljanskyi از هرياريوم لنينگراد، مشخص شد كه اين نمونه با نمونه‌هاي مذكور تفاوت‌هاي بارزي دارد و نتيجه گرفتيم كه اين نمونه براي فلور ايران جديد است. در شناسايي اين نمونه از همكاري محققان روس (Alexei Oskolski) و تركيه (Mehmet Sagirogli) استفاده شد.
رضا زاده گفت: نام علمي اين گونه جديد« Ferula hezarlalehzarica Y. Ajani » است كه در استان كرمان، راين، نزديك روستاي دودران وجود دارد.
اين گياه چند ساله و طول 2 متر و قطر ساقه در قاعده 2 تا 5/2 سانتي‌متر است و در زمان ميوه‌دهي به رنگ زرد مي‌شود و ميوه آن بيضوي يا بيضوي ـ مستطيلي شكل است.

24.09.2008


سه دریاچه در استان فارس خشک شدند



سه درياچه بختگان، ارژن و طشک در استان فارس به دليل آنچه سازمان محيط زيست، «خشکسالی و کمبود بارندگی» عنوان کرده است، خشک شدند.

پيش از اين خبر مقامات مسئول ايرانی از کم شدن خطرناک آب درياچه های اروميه، هامون و پريشان خبر داده بودند. با اين حال، آنها هرگز نگفتند که برنامه های توسعه اقتصادی آنها چقدر در نابودی طبيعت تاثير گذار بوده است.

علاوه بر خشک شدن کامل درياچه های ارژن و طشک، آمارها نشان می دهد که حدود ۹۵ درصد درياچه بختگان،۹۰ درصد درياچه مهارلو، و ۸۰ درصد درياچه های پريشان و کافتر هم در اين استان خشک شده است. اين در حالی است که برخی از کارشناسان محيط زيست، احداث سدها و قطع حق آبه اين درياچه ها را اصلی ترين علت خشک شدن آنها می دانند.

دکتر محمد درويش، کارشناس محيط زيست، در گفت و گو با راديو فردا، به بررسی عوامل موثر در خشک شدن درياچه بختگان پرداخته است.

رادیو فردا: آقای درويش، آيا چنان که مسئولان محيط زيست اعلام کرده اند، می توان عوامل طبيعی را عامل خشک شده درياچه ها در استان فارس دانست؟

محمد درویش: عوامل طبيعی عمدتا بحث خشکسالی است. امسال ميانگين بارندگی، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد ميانگين درازمدت ۳۰ ساله اخير بوده است. ولی مسئله ای که بحران را تشديد کرده، اين است که با توجه به احداث سه سد، يعنی سد درودوند، سد ملاصدرا و سد سيوند، سامانه هيدرولوژيک منطقه را بر هم زده ايم.

درياچه بختگان به همراه تالاب طشک وتالاب کم جان، در شمار تالاب های ثبت شده کشور هستند که قرار بوده تحت هر شرايطی، يک حق آبه دائمی داشته باشند. متاسفانه به دليل ملاحظات ديگر از جمله تامين آب کشاورزی اين حق آبه به مرور کم شده تا به صفر رسيده است.

*

«اگر ما به شرايط طبيعی منطقه باز گرديم و از قوانين طبيعی پيروی کنيم، آن گاه می توان اميدوار بود که درياچه بختگان و تشک دوباره به حالت عادی برگردد ولی اين روندی است که حداقل چند سال به طول می انجامد و نمی توان اميدوار بود ظرف يک سال همه چيز به حالت سابق درآيد.»

محمد درویش، کارشناس محيط زيست،

هم اکنون کارشناسان سازمان محيط زيست به صراحت می گويند که يکی از مهم ترين عوامل خشک شدن اين درياچه ها از جمله درياچه بختگان، حذف حق آبه ای بوده است که به اين درياچه و تالاب های اطراف آن می رسيد.

اکنون در آن منطقه سه سد وجود دارد. آيا آن منطقه ظرفيت لازم برای سه سد را دارد؟

ما بر اين اعتقاديم که چنين ظرفيتی ندارد و با توجه به اينکه در آن منطقه، «آب خانه های درشت دانه» وجود دارد، می توانستيم برای ذخيره آب از روش های ديگری استفاده کنيم.

مهم ترين ويژگی «آب خانه های درشت دانه» اين است که می تواند آب را در زير زمين ذخيره کند. به اين ترتيب نه مشکل تبخير داريم، نه نيازی به صرف هزينه های سنگين است و همچنين لازم نيست اراضی بالادست را به دليل زير آب رفتن از دست بدهيم.

مهم ترين منطقه از اين لحاظ همان تنگه بلاغی و سد سيوند است که «آب خانه درشت دانه ای» به عمق ۹۰ متر وجود داشت که می توانست تا چهار برابر سدی که اکنون احداث شده، آب را ذخيره کند ولی متاسفانه ترتيب اثر داده نشد و کار خودشان را کردند.

خشک شدن اين درياچه ها چه خطراتی برای زيست گياهی و جانوری منطقه در بر دارد؟

چند خطر وجود دارد. اول اين که مثلا درياچه بختگان ميکروکليم هايی را به وجود آورده و همچنين با ايجاد رطوبت، تعادل اقليمی را برقرار کرده بود. با خشک شدن درياچه بختگان، ميکروکليم ها از بين رفت.

دوم اين که تالاب کم جان و تشک، يکی از متراکم ترين تنوعات زيستی را در منطقه داشتند، زيرا محيط های تالابی بهترين فضا برای رشد جانداران کنار آبی است و پرندگان مهاجر زيادی داشتيم که از سمت سيبری هر ساله وارد اين منطقه می شدند. اکنون تمام اين اکوسيستم از بين رفته و آن چه بر جای مانده، شوره زاری است که با کوچکترين وزش باد حجم زيادی از رسوبات را به مناطق اطراف که بيشتر زمين های کشاورزی هستند، منتقل می کند و ما به مرور زمين های کشاورزی اطراف را هم از دست خواهيم داد چون شوری منطقه افزايش می يابد.

چقدر بارندگی لازم است تا دوباره اين درياچه ها به وضعيت سابق خود باز گردند؟

بارندگی منطقه برای اين موضوع کفايت می کند به شرط اين که بر اساس شرايط اکولوژيکی و بوم شناسی سرزمين حرکت می کرديم.

منطقه ای که اصلا ظرفيت چنين توسعه ای در بخش کشاورزی را نداشته است به زور سد سازی و زدن چاه های عميق و نيمه عميق، کشاورزی کرده ايم چه ديمی چه آبی.

ممکن است اين عمل چند سال اول جواب دهد ولی حقيقت ماجرا اين است که منطقه پتانسيل چنين توسعه ای را در بخش کشاورزی نداشته است.

اگر ما به شرايط طبيعی منطقه بازگرديم و از قوانين طبيعی پيروی کنيم، آن گاه می توان اميدوار بود که درياچه بختگان و تشک دوباره به حالت عادی برگردد ولی اين روندی است که حداقل چند سال به طول می انجامد و نمی توان اميدوار بود ظرف يک سال همه چيز به حالت سابق درآيد.

به اين ترتيب تاثير عوامل انسانی در بر هم زدن اکوسيستم منطقه بسيار بيشتر از عامل خشکسالی است که به عنوان عامل اصلی خشکيدن درياچه بختگان مطرح می شود؟

بله همين طور است. يکی ديگر از عوامل انسانی که در سطح جهانی اثر می گذارد گرمايش زمين يا همان تغيير اقليم است. مهمترين تاثير اين گرمايش بر روی محيط های خشکی که از دريا فاصله دارند اين است که تبخير و تعرق را بالا می برد و شتاب خشکيدگی را افزايش می دهد.

يعنی همان اتفاقی که در چاد افتاده است و همان مسئله با همان ويژگی ها در درياچه بختگان، درياچه رضاييه در اروميه، هامون در سيستان و تالاب گاوخونی اتفاق افتاده است.از مهین گرجی
23.08.2008


دریاچه ارومیه را بی آبی و خشگی تحدید میکند.


معاون استاندار آذربایجان‌شرقی بحران دریاچه ارومیه را فاجعه‌ای انسانی تعبیر کرد وگفت: «بخش عمده معیشت ساکنین حوزه دریاچه کشاورزی است که در سال‌های اخیر با خطر جدی مواجه شده که آثار آن به عینه در شبستر و آذرشهر مشاهده می‌شود.»

به‌گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل و روابط عمومی اداره کل محیط زیست استان آذربایجان‌شرقی، معاون استاندار آذربایجان‌شرقی، با نامشخص اعلام کردن مرز ساحل دریاچه و تغییرات مداوم آن، سرمایه‌گذاری در منطقه را نامطمئن و هزینه‌بر اعلام کرد وافزود: «بحران دریاچه ارومیه با تمامی تالاب‌های کشور فرق می‌کند زیرا جوامع انسانی حاشیه دریاچه بیشتر از دیگر موجودات زنده منطقه تحت‌تاثیر این بحران قرار دارند.» وی با اعلام اینکه هنوز درخصوص علت اصلی این مشکل اتفاق نظر وجود ندارد اضافه کرد: «معتقدیم علاوه بر انتقال تجارب کشورهایی که با چنین بحران‌هایی مواجه بوده‌اند اقدامات عملی و اجرایی نیز شروع شود.»چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۷



دو هکتار از جنگل هاي گلستان سوخت



الهه موسوي؛ بيش از دو هکتار از جنگل هاي استان گلستان در اثر عامل انساني روز گذشته در آتش سوخت.اين مناطق جنگلي که در دامنه تپه هزارپيچ در حاشيه ورودي شهر گرگان قرار گرفته اند از نوع دست کاشت بوده و تحت مديريت «اداره کل منابع طبيعي استان گلستان» قرار دارد و از نوع برگ سوزني بوده که قابليت اشتعال بالايي دارند.مهندس صفرقلي خواجه مديرکل منابع طبيعي استان گلستان درباره علت اين واقعه به «اعتماد» گفت؛ «بيشتر آتش سوزي ها در جنگل هاي ما عامل انساني دارد که در اشکال مختلف از جمله آتش زدن زمين هاي کشاورزي بعد از برداشت يا افروختن آتش از سوي گردشگران است.» او ضمن اشاره به همراه شدن عامل باد با دماي بالا و رطوبت پايين در حادثه آتش سوزي فوق درباره امکانات محدود منابع طبيعي براي محافظت از جنگل ها گفت؛ «با توجه به گستره وسيعي که ما در استان داريم تمرکز نيرو در يک نقطه مقدور نيست و براي مقابله با مشکلات اينچنيني، به نيرو و امکانات بيشتري احتياج داريم تا بتوانيم واکنش سريع نشان بدهيم. به خصوص منطقه هزارپيچ که به دليل همجوار بودن با يک نقطه پرتراکم شهري بسيار در معرض تهديد است.» مديرکل منابع طبيعي استان گلستان از مسافران و شهروندان خواست هنگام استفاده از طبيعت، رفتارشان را با طبيعت اصلاح کرده و قواعد و قوانين آن را رعايت کنند.جنگل هاي دست کاشت هزارپيچ گرگان که حدود 470 هکتار مساحت دارد در محدوده شهر گرگان واقع شده است.اين جنگل ها از گونه هاي زربين و انواع کاج بوده که نوارهاي آتش بر گونه هاي پهن برگ مانند ارغوان، ون و آزاد در آنها کاشته شده است. با توجه به اهميت اين جنگل ها به دليل قرار گرفتن آنها در حاشيه شهر گرگان و نيز در جوار زمين هاي کشاورزي انتظار مي رود توجه بيشتري به اين منطقه شود. اما متاسفانه آمارها حاکي از اين است که براي هر دو تا سه هزار هکتار در اين استان تنها يک جنگلبان وجود دارد. در همين حال منطقه هزارپيچ در کنار جنگل هاي همجوار آن با بيش از 2 هزار هکتار مساحت، فقط توسط يک جنگلبان مجهز به يک دستگاه موتورسيکلت براي گشت زني حفاظت مي شود.از سوي ديگر با توجه به افزايش جمعيت مرکز استان گلستان و پر شدن ظرفيت ديگر تفرجگاه هاي استان مانند نهارخوران و النگ دره و خسارت بالاي زيست محيطي به اين مناطق ارزشمند جنگلي، ضرورت توجه بيشتر و ساماندهي به منطقه هزارپيچ که از قديم الايام يکي از مراکز تفريحي گرگان به حساب مي آمده، احساس مي شود.همچنين به گفته يکي از منابع محلي، چند تعاوني بزرگ مسکن ادارات از سال ها پيش در اين منطقه داراي زمين بوده و پيگير کسب مجوز براي شروع ساخت و ساز هستند که با پيگيري هاي صورت گرفته هيات دولت با فروش اوراق مشارکت به مبلغ 200 ميليارد ريال براي آزادسازي اراضي هزارپيچ در سال 87 موافقت کرده و از اين رو زمينه براي رفع مظلوميت اين گردشگاه با همکاري تعاوني هاي مسکن و ادارات ذي ربط فراهم است.
اعتماد

22.06.2008

نسل «شوكا» در ارسباران منقرض شده



در حالي كه گفته مي‌شد نسل «شوكا» در ارسباران منقرض شده است؛
معاون محيط زيست آذربايجان شرقي:
كوچكترين گوزن ايراني پس از30سال در ارسباران يافت شد

معاون محيط طبيعي اداره كل محيط زيست آذربايجان شرقي با اشاره به اين كه بر اساس اطلاعات قبلي نسل شوكا در جنگل‌هاي ارسباران از 30 سال قبل منقرض شده بود، گفت: يك قطعه «شوکا» كه توسط يكي از روستاييان منطقه ارسباران در شمال استان آذربايجان شرقي يافت شده بود، تحويل ماموران محيط زيست شد.

به سرويس «محيط زيست» گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دکتر حسيني قمي افزود: تصور بر اين بود كه نسل اين نوع گوزن از 30 سال پيش در جنگل‌هاي منطقه ارسباران منقرض شده است.

وي افزود:يكي از جوانان روستاي «دارانا»، در غرب منطقه ارسباران درحين چراي دام‌هاي خود اين گوزن را كه مورد حمله سگ‌هاي گله قرار گرفته بود، پيدا كرد و گوساله 15روزه مزبور را حداقل به مدت دو هفته با يك بز شيرده تغذيه كرد.

وي اظهار داشت: اين جوان روستايي در هفته جاري اين گوزن را تحويل ماموران محيط زيست شهرستان كليبر داده است.

به گفته وي در سال‌هاي اخير شواهدي بر احتمال وجود شوكا و عدم انقراض نسل آن در ارسباران وجود داشت و با پيدا شدن اين گوساله كوچك همه شك ها و ترديدها در اين رابطه به يقين تبديل شد.

به گزارش ايسنا محمدرضا مسعود، يك كارشناس مسؤول حيات‌وحش در آذربايجان شرقي نيز در خصوص مشخصات شوكا، گفت: جثه اين گوزن به اندازه آهو است و طول سر و تنه آن بين 95 تا 135سانتيمتر و وزن آن نيز بين 15 تا 30 كيلوگرم است.

وي افزود: زيستگاه اين چهار پا جنگل‌هاي شمال ايران و بخشي از منطقه اورامانات در غرب كشور است.

وي قطع درختان جنگلي ، تخريب زيستگاه ، حضور دام بي‌شمار و سگ‌هاي گله در مناطق جنگلي را از عوامل مهم تهديدكننده اين گونه جانوري اعلام كرد و افزود: ادامه اين روند مي‌تواند در آينده‌اي نه چندان دور شوكا را در معرض خطر انقراض نسل قرار ده
ایسنا

02.06.2008

رفع مزاحمت شانه دارها در دریای خزر


فرهاد رهبر به مهر خبر داد:
راهکار دانشگاه تهران برای رفع مزاحمت شانه دارها در دریای خزر
رئیس دانشگاه تهران با بیان اینکه اقتصاد صیادان شمال کشور تحت الشعاع ماهیان شانه دار قرار گرفته است، گفت: دانشگاه تهران برای مبارزه با ماهیان شانه دار راهکار عملیاتی دارد و برای اجرایی شدن آن و رفع مشکلات صیادان شمال کشور به کمک وزارت جهاد کشاورزی نیاز است.

دکتر فرهاد رهبر در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب گفت: ماهیان شانه دار در دریای خزر منجر به از بین رفتن ماهی های کیلکا شده اند. مزاحمت شانه دارها به حدی است که غذا و تخم ماهیان کیلکا را می خورند بنابراین جهت رفع مشکلاتی که برای اقتصاد صیادان شمال کشور ایجاد شده است باید راهکار عملیاتی ارائه کرد که محققان دانشگاه تهران در این راستا راهکار علمی و عملیاتی دارند.

رئیس دانشگاه تهران با بیان اینکه ماهیان شانه دار بخش قابل توجهی از درآمد صیادان شمال کشور را از بین برده اند، گفت: دانشگاه تهران برای حل این مسئله به نتایجی دست پیدا کرده است که اجرایی و عملیاتی شدن آن می تواند کل مسئله را در شمال کشور حل کند.

وی متذکر شد: وزارت کشاورزی باید متقاعد شود و روشهای علمی که می تواند به عنوان یک نوآوری و در راستای حل مسئله باشد در خدمت جامعه قرار گیرد.

02.06.2008


موردی از آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور وجود ندارد


ساری - خبرگزاری مهر: رئیس سازمان دامپزشکی کشور گفت: در حال حاضر با اقدامات صورت گرفته خوشبختانه موردی از آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور حادث نشده است.

به گزارش خبرنگار مهر، مجتبی نوروزی ظهر جمعه در حاشیه سفر به مازندران در جمع خبرنگاران در استانداری افزود: امیدواریم با اقدامات جدی در حوزه آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور شاهد کشوری عاری از بیماریهای آنفلونزا باشیم.

وی خاطر نشان کرد: برای جلوگیری از نفوذ آنفلونزای فوق حاد پرندگان در کشور هفت آزمایشگاه مجهز در سطح استانهای کشور ایجاد شده است.

رئیس سازمان دامپزشکی کشور با اشاره به اینکه سال گذشته 70 هزار نمونه سرمی و مولکولی دام در کشور آزمایش و نمونه برداری شده است، تصریح کرد: این اقدامات امسال نیز با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت.

نوروزی با بیان اینکه با بروز خشکسالی قطعا کمبودی در آب تالابها حادث خواهد شد، یادآور شد: احتمال روی آوردن پرندگان مهاجر به روستاها و احتمال ابتلای پرندگان وحشی مهاجر به انواع بیماری نیاز به اقدامات پیشگیرانه در روستاها را ضروری تر می کند.

این مسئول با اعلام این مهم که عوارض زیانبار خشکسالی در حوزه دام، طیور، آبزیان و زنبور عسل بیش از سایر زیربخشهای کشاورزی در کشور تهدید کننده است، گفت: در این راستا حوزه معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی تامین دان و تغذیه کشاورزان را در دستور کار قرار داده است.

رئیس سازمان دامپزشکی کشور افزود: برای گذر از بحران خشکسالی در کشور، این سازمان اقدام به توزیع داروهای مجانی زنبور عسل بین زنبورداران با اعتباری معادل دو میلیارد تومان در سطح کشور کرده است.

به گفته نوروزی، توسعه پوشش خدمات واکسیناسیون جمعیت دامهای روستایی و عشایری کشور به واسطه وجود خشکسالی و کمبود آب و احتمال وجود بیماریهای میکروبی نیز در دستور کار سازمان دامپزشکی قرار گرفته است.

وی با اشاره به شروع واکسیناسیون جمعیت دامهای روستایی و عشایری کشور از اختصاص 10 میلیارد تومان برای این منظور در کشور خبر داد.

این مسئول، سمپاشی اماکن دامی برای جلوگیری از بیماریها و حشرات در دام ها را از دیگر اقدامات سازمان برای برون رفت از آسیبهای حوزه دام ناشی از خشکسالی است.

رئیس سازمان دامپزشکی کشور افزود: به واسطه پیش بینی افزایش بیماریهای آبزیان در مزارع پرورش ماهی گرم آبی آموزش و اطلاع رسانی به پرورش دهندگان در حوزه پیشگیری و درمان در کشور در حال انجام است.

به گفته نوروزی، برای افزایش سطح واکسیناسیون در جمعیت دامهای صنعتی نیز برنامه ریزی اصولی تدبیر شده است.تهران:۱۵:۱۱ , ۱۳۸۷/۰۳/۱۷

از خبرنگاری مهر


تعطيلی هر ساله برای محيط زيست ايران
«امسال سال سختی برای محيط زيست ما خواهد بود ، فارغ از عواملی که به طور مرتب محيط زيست ما را تهديد می کند، خشکسالی و کم آبی بلايی است که متاسفانه در سال جاری با آن مواجه خواهيم بود. امسال گوش های زيادی برای شنيدن اثرات سدسازی غير اصولی، آلوده کردن آب ها، از بين بردن جنگل ها، گرمايش جهانی و ... وجود خواهند داشت.»


۳۶

سال از روزی که مجمع عمومی سازمان ملل روز پنجم ژوئن را به عنوان «روز جهانی محيط زيست» نامگذاری کرد می گذرد، اما همزمانی تصادفی اين روز با سالگردهای درگذشت آيت الله خمينی، رهبر سابق جمهوری اسلامی موجب شده تا در ايران، در دو دهه اخیر کمتر کسی از مجرای رسانه های رسمی، خبری درباره روز جهانی محيط زيست بشنود.

اما در سال جاری، در کنار تعطیلی گسترده به مناسبت سالگرد درگذشت آیت الله خمینی، غیررسمی ترین رسانه حال حاضر فارسی زبانان، واکنشی جدی به روز جهانی محیط زیست نشان داد: برخی وبلاگ های فارسی، این روز را گرامی داشتند.

این در حالی است که بر اساس گزارش های منتشر شده در رسانه های فارسی، سال گذشته یکی از بدترین سال ها برای محیط زیست ایران بوده و فهرستی بلندبالا از ناکامی های فعالان محیط زیست در همین سال، در کارنامه دفاع از محیط زیست ایرانیان ثبت شده است.

وبلاگستان سبز

مبتکر گرامی داشتن روز جهانی محیط زیست در میان وبلاگ ها، سپهر سليمی نام دارد؛ جوانی ۲۷ ساله و نويسنده وبلاگ «دوستداران حيوانات ومحيط زيست».

او در وبلاگ خود نوشت: «امسال سال سختی برای محيط زيست ما خواهد بود ، فارغ از عواملی که به طور مرتب محيط زيست ما را تهديد می کند، خشکسالی و کم آبی بلايی است که متاسفانه در سال جاری با آن مواجه خواهيم بود. امسال گوش های زيادی برای شنيدن اثرات سدسازی غير اصولی، آلوده کردن آب ها، از بين بردن جنگل ها، گرمايش جهانی و ... وجود خواهند داشت.»

این فعال حامی محیط زیست، به وبلاگ نویسان پیشنهاد کرد که در روز پنجم ژوئن، دوستداران محيط زيست، در وبلاگ خود درباره محيط زيست بنويسند.

محمد درويش از قديمی ترين وبلاگ نويسان حوزه محيط زيست نيز ضمن استقبال از اين موضوع می نويسد: «آشکار است که نبايد به نوشتن يک پست در وبلاگ بسنده کرد و دلخوش داشت … بايد يک فرهنگ ساخت و يک نهصت آفريد؛ نهضتی که دفاع از محيط زيست برايش نه صرفا يک ژست احساسات گرايانه، بلکه يک منش خردمندانه و يک رويکرد بايسته و صد در صد علمی برای حصول به توسعه پايدار باشد.»

شايد بتوان اشاره وی به رويکرد علمی را اشاره ای به اتفاقات سال گذشته در حوزه محيط زيست دانست؛ حوزه ای پر از حادثه و اتفاق که در آن، فعالان محيط زيست هر چه بيشتر جنگيدند، کمتر يافتند.

جنگل های باستانی

بحث آسيب پذيری هشت هزار اصله درخت از جنگل های مناطقی غیر از گیلان و مازندران نخستين بار از سوی دکتر پيمان يوسفی آذری ، مديرکل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيزداری کشور مطرح شد.

وی اعلام کرد: «با آبگيری سد سيوند حداقل ۸ هزار اصله درخت ۵۰۰ ساله ، هزاران هکتار مرتع و زمين مرغوب کشاورزی نابود می شود.»
به نوشته روزنامه اعتماد کارشناسان نيز بارها تاکيد کردند که اين درختان به دليل واقع شدن در «ناحيه رويش ايرانی - تورانی» از نظر تنوع و ذخيرگاه ژنتيکی منحصر به فرد و دارای اهميت ويژهای هستند.

و البته تخريب اين جنگل ها به معنای فنا و نابودی کامل طبيعت منطقه است و حتی با صرف ميلياردها دلار هم امکان احيای اين جنگل ها وجود ندارد، زیرا خاک منطقه آن قدر فقير و خشک است که رويشگاه ، توان بازسازی خود را ندارد.

واقعيت اين است که شکل گيری جنگل در حوزه های خشک ايران بر اثر يک فرايند تکامل يافته چندين هزار ساله است و از آن جا که پديده آلودگی هوا ، اقليم های خشک را خشکت ر مي کند برای جايگزينی حداقل اين درخت ها چند صد سال زمان نياز است با اين شرط که اقليم تغيير نکند.

اما نه اعتراضات فعالان محیط زیست و نه اعتراض به احتمال تخريب پاسارگاد، سبب نشد که وزارت نيرو از اقدام خود برای آب گيری سد سيوند عقب نشينی کند.

هورالعظيم روی خط نابودی

در طرح توسعه ميدان نفتی آزادگان که در ۸۰ کيلومتری غرب اهواز در حاشيه مرز ايران و عراق واقع شده است حفاری ۲۶۷ حلقه چاه در دستور کار قرار گرفت.

بر اساس برنامه ريزی انجام شده نزديک به ۵۰ حلقه از اين چاه ها در هورالعظيم، بزرگ ترين تالاب خاورميانه، حفاری می شوند که بنا بر گزارش های منتشر شده تاکنون ۷ حلقه از آنها حفر شده اند.

اعلام موافقت دولت با واگذاری بيش از هفت هزار هکتار از اراضی هورالعظيم به صنايع پتروشيمی در حالی صورت گرفت که آثار و پيامدهای نابودی اين تالاب مدت ها است که در لا به لای هشدار فعالان محیط زیست شنیده شده اند.

علاوه بر اين «برنامه محيط زيست سازمان ملل» چند سالی است که نسبت به پيامدهای نابودی اين تالاب هشدار مي دهد اما ايران و عراق که هورالعظيم در مرز مشترک آنها واقع شده است کوچکترين توجهی به اين هشدارها نمي کنند.

اين سازمان بین المللی به طور جدی هشدار داده است که در جنوب غربی ايران فاجعه ای در مقياس درياچه آرال و جنگل های آمازون که بزرگترين فجايع زيست محيطی تاريخ هستند در حال وقوع است.

در اين گزارش آمده بود: «ساخته های دست بشری ۹۰ درصد از بزرگترين تالاب خاورميانه را به بيابان و نمک زار تبديل کرد.»

خجير سوخت

پارک ملی خجير را قديمی ترين منطقه حفاظت شده در ايران و احتمالا جهان نام نهاده اند.

سال گذشته شهرداری تهران تصويب کرد که بخشی از اين پارک به که در حاشيه تهران قرار دارد، برای عبور اتوبان اختصاص داده شود و چندی بعد نيز شرکت گاز تصميم گرفت خط لوله های خود را از اين پارک عبور دهد.

هرچند تلاش فعالان محيط زيست توانست شرکت گاز را از عمل خود منصرف کند اما آتش سوزی وسيعی حدود هشت هزار اصله درخت اين پارک را از بين برد.

ابر، دو نيمه می شود

جنگل «ابر» از زيباترين مناطق جنگلی ايران است که در فاصله حدود ۵۰ کيلومتری شهر سمنان قرار دارد.

در دو طرف اين جنگل، دو روستا قرار دارد که تا پيش از اين تردد اهالی روستا از جاده ای جنگلی صورت می گرفت.

اما با مطرح شدن احداث جاده در بين اين دو روستا، تلاش حاميان محيط زيست برای حفاظت از درختان جنگل «ابر» آغاز شد که چون ساير فعاليت های محيط زيستی در ايران ناکام ماند.

کميسيون امور زيربنايی صنعت و محيطزيست در ۸ ارديبهشت جاری طی مصوبه ای مجوز ساخت اين جاده را صادر کرد.

احتمال نابودی درياچه اروميه

پارک ملی درياچه اروميه نيز رو به نابودی است و شايد حتی زودتر از آنچه که کارشناسان برآورد کرده اند اين درياچه نابود شود.

تداوم بيش از هفت سال خشکسالی، احداث بيش از ۲۰ سد مخرنی و انحرافی در حوزه آبريز درياچه و احداث «غير اصولی» جاده شهيد کلانتری با تخليه ميليون ها تن خاک در قلب درياچه وضعیتی را در شمال غرب ايران رقم زده که به گفته رئيس «پژوهشکده آرتميا و آبزيان دانشگاه اروميه»، ممکن است تا هفت سال آينده ديگر هيچ اثری از درياچه اروميه باقی نماند.

به گفته مديرکل محيط زيست استان آذربايجان غربی، در حال حاضر بيش از يک چهارم از وسعت درياچه به مساحت ۱۲۰ هزار هکتار در نتيجه پسروی آب درياچه کاسته شده به طوری که برخی از قسمتهای جنوبی درياچه کاملا غير قابل دسترس و به نمکزار تبديل شده اند.

مژگان جمشيدی، خبرنگار ساکن ايران در مورد اين درياچه می نويسد: «امروز ديگر خبری از نگين سرخ آذريابجان نيست. درياچه ای مرده به رنگ سفيد که نشان از افزايش بيش از حد غلظت نمک در آب است، همه آن چيزی است که امروز از پارک ملی درياچه اروميه باقی مانده است.»

بدين ترتيب درياچه ای که نزديک به ۴۰ سال از اعلام حفاظت از آن مي گذرد و عنوان يکی از ۹ ذخيره گاه بيوسفری ايران را در يونسکو با خود يدک مي کشد و از سال ۱۳۵۴ نيز در زمره يکی از مهمترين تالاب های بين المللی جهان در سايت رامسر به ثبت رسيده است امروز در حال نابودی تدريجی است.


مرجان‌هاي دريايي ازجزايرجنوبي كشوربه‌سرقت مي‌روند


با سپاس از شیرین عزیز


برخي كارشناسان، ميراث‌خبر را از سرقت بي‌رويه مرجان‌ها در جزاير لارك، هرمز، هنگام و قشم مطلع كردند. سارقان با پرداخت پول اندكي به برخي غواصان بومي، مرجان‌ها را صيد و به تهران منتقل مي‌كنند.
به گفته برخي كارشناسان، چندي است كه كاميون‌هايي مشكوك با آرم يكي از نهادهاي دولتي، اقدام به سرقت مرجان‌هاي دريايي در جزيره لارك مي‌كند. اين اتفاق در جزيره هنگام و تا حدودي جزيره قشم نيز درحال وقوع است.
حميد رضايي، عضو هيات علمي مركز ملي اقيانوس‌شناسي، در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي، گفت:« وضعيت مرجان‌ها در جزاير جنوبي كشور به‌هيچ‌وجه مطلوب نيست. ازسويي برخي سوء‌استفاده كرده و آن‌ها را به سرقت مي‌برند و از سوي ديگر آلودگي‌ها باعث شده تا بخش اعظمي‌ از آن‌ها از بين برود.»
وي در ادامه گفت:« سرقت مرجان‌ها در جزيره لارك، هنگام و گاهي هم قشم به صورت وسيع صورت مي‌گيرد.»

مرجان‌هاي دريايي به سرقت مي‌روند
يكي از كارشناسان موضوع دريا در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي از سرقت مرجان‌هاي دريايي در برخي جزاير جنوبي كشور خبر داد و گفت:« سارقان مرجان‌هاي دريايي از تهران آمده‌اند و بومي‌ها را با پرداخت پول تحريك و تطميع مي‌كنند تا براي آن‌ها مرجان‌ صيد كنند.»
وي در ادامه گفت:« متاسفانه بومي‌ها از ارزش اين مرجان‌ها مطلع نيستند و از زنده بودن اين موجودات اطلاعي ندارند.»
اين كارشناس در ادامه گفت:« غواصان بومي با قايق به صيد مرجان‌ها مي‌پردازند و هر قايق پر از مرجان را از 15 تا 40 هزار تومان به سارقان مي‌فروشند. آن‌ها نيز يك گل مرجان به اندازه كف دست را در تهران به قيمت 60 هزار تومان به برخي آكواريوم‌دارها مي‌فروشند.»
وي درباره چگونگي اطلاع از اين موضوع گفت:« من گاهي غواصي مي‌كنم و هر بار نيز متوجه مي‌شدم كه از مرجان‌هاي جزيره لارك كم مي‌شود. گاهي اوقات نيز با تكه خورده‌هاي مرجان‌ها بر كف آب مواجه مي‌شدم و متوجه به سرقت رفتن آن‌ها شدم. يك روز اتفاقي به تپه شني در ساحل برخوردم كه زير آن پر از مرجان بود. با پيگيري‌هاي بعدي موفق به تماس با يكي از غواصان بومي منطقه شدم و از اين طريق موضوع سرقت مرجان‌ها را دريافتم.»
وي در ادامه گفت:« بومي‌ها پس از صيد مرجان‌ها، آن‌ها را زير خاك مدفون مي‌كنند تا رنگشان روشن‌تر شود.»
اين كارشناس در ادامه گفت:« متاسفانه اين سارقان به صيد ماهي‌هاي زينتي و مولد نيز مي‌پردازند. از آن‌جا كه فصل بهار و موقع تخم‌ريزي ماهي‌ها است، اين كار ضربه سختي به نسل اين ماهي‌ها مي‌زند.»
وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا موضوع را با مسئولين مربوطه در ميان گذاشته يا خير، گفت:« با برخي مسئولين شيلات و اكولوژي خليج فارس صحبت كردم ولي گفتند كه نيروي لازم را براي حفاظت از مرجان‌ها ندارند. با دكتر رضايي در شيلات تهران كه در مركز ملي اقيانوس‌شناسي فعاليت مي‌كنند درميان گذاشتم و ايشان نيز قول همكاري داد. آقاي رضايي تنها كسي بود كه به اين موضوع اهميت داد.»

سرقت مرجان‌ها توسط كاميون‌هاي آرم‌دار انجام مي‌شود
حميد رضايي، عضو هيات علمي مركز ملي اقيانوس‌شناسي، در گفتگو با خبرگزاري ميراث فرهنگي درخصوص سرقت مرجان‌ها گفت:« عده‌اي از اهالي تهران، با اجير كردن غواصان محلي برخي جزاير جنوب ايران و پرداخت حداقل دستمزد به آن‌ها اقدام به سرقت مرجان‌هاي دريايي و انتقال آن ها به تهران مي‌كنند.»
عضو هيات علمي مركز ملي اقيانوس‌شناسي، در ادامه گفت:« اين اتفاق در جزيره‌هاي لارك و هنگام و تا حدودي در جزيره قشم درحال وقوع است.»
وي در ادامه افزود:« متاسفانه كسي جلوي اين افراد را نمي‌گيرد. چندبار هم كه خواستند در كار آن‌ها ممانعت كنند، كار به درگيري و چاقوكشي منجر شده است.»
رضايي عملكرد نهادهاي دولتي را در پيگيري اين ماجرا ضعيف توصيف كرد و گفت:« محيط زيست هيچ‌كاري انجام نمي‌دهد. من با برخي اعضاي شوراي شهر لارك صحبت كردم و گفتند كه نيروي انساني لازم را براي مقالبه با اين امر ندارند.»
وي در پاسخ به اين سئوال كه چگونه از موضوع سرقت مرجان‌ها مطلع شده، گفت:« دوستي در بندرعباس دارم كه تمام اين ماجرا را براي من تعريف كرد. خود من هم چندي پيش به لارك رفتم و از نزديك كاميوني را با آرم يكي از سازمان‌هاي دولتي ديدم كه در حال بار زدن مرجان‌ها بود.»
لازم به ذكر است كه در پي تماسي كه با يكي از غواصان بومي لارك گرفتيم، صحت موضوع تاييد شد.
از تارنمای سرزمین جاوید

29.05.2008


رژیم دزدان و جنایتکاران اسلامی جنگل های ایران را دانسته به آتش میکشد تا چوب جنگل ها را بفروش برساند و زمین های جنگل های به آتش کشیده را به پول تبدیل کند.


سازمان هواشناسی ايران، چهارشنبه هفتم فروردين ماه با اعلام خبر افزايش دما در سواحل خليج فارس با صدور اعلاميه ای نسبت به احتمال آتش سوزی در جنگل های واقع در نوار شمالی ايران هشدا داده بود. (عکس از فارس)
۲۰۰ هکتار از جنگل های گيلان در آتش سوخت

وزش باد گرم و بی احتياطی مسافران نوروزی باعث سوختن حدود ۲۰۰ هکتار از جنگل های استان گيلان شده است.

به گزارش خبرگزاری های ايران، محمد جعفر عليزاده جانشين ستاد حوادث غيرمترقبه استان گيلان پنجشنبه هشتم فروردين ماه، ضمن اعلام اين خبر، بی احتياطی گردشگران نوروزی را دليل عمده آتش سوزی در بخش وسيعی جنگل های گيلان اعلام کرده است.

به گفته او، وزش بادهای گرم به گسترش آتش سوزی کمک کرده است. آقای علی زاده اعلام نکرده است که چه بخش هايی از جنگل های استان گيلان دچار آتش سوزی شده است.

پيش از اين، در آذر ماه سال ۱۳۸۴ آتش سوزی در نقاط پراکنده ای از جنگل های استان های گلستان، مازندران و گيلان باعث نابودی ۲۵۰ هکتار از جنگل های شمال ايران شده بود. در آن تاريخ هم علت آتش سوزی، وزش بادهای گرم و بی احتياطی ساکنان جنگل عنوان شد.

سازمان هواشناسی ايران، چهارشنبه هفتم فروردين ماه با اعلام خبر افزايش دما در سواحل دریای خزر با صدور اعلاميه ای نسبت به احتمال آتش سوزی در جنگل های واقع در نوار شمالی ايران هشدا داده بود.

در سال ۱۳۸۵ وزارت کشور جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که حدود ۵ ميليون هکتار از ۱۷ ميليون هکتار ارازی جنگلی ايران از بين رفته است.

در اين اعلاميه از مسافران نوروزی درخواست شده بود که از روشن کردن آتش در جنگل ها خودداری کرده و در صورت افروختن آتش به مسائل ايمنی توجه کنند.

همچنين سازمان هواشناسی ايران پيش بينی کرده است که وزش بادهای شدید در روزهای جمعه و شنبه، نهم و دهم فروردين ماه ادامه خواهد داشت.

ستاد حوادث مترقبه هنوز اعلام نکرده است که آيا موفق به مهار کامل آتش شده است يا خير.

نابودی سالانه ۶ هزار هکتار از جنگل های ايران

دفتر حفاظت و حمايت سازمان جنگل ها، مراتع و آب خيزداری ايران اعلام کرده است که سالانه حدود ۶ هزار هکتار از اراضی جنگلی ايران دچار سانحه آتش سوزی شده و از بين می رود.

اين آتش سوزی ها سالانه حدود ۲۴ ميلياد تومان به ايران خسارت وارد می کند که البته خسارات وارد شده به غير از خساراتی است که به تنوع زيستی ایران وارد شده است.

در سال ۱۳۸۵ وزارت کشور جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که حدود ۵ ميليون هکتار از ۱۷ ميليون هکتار ارازی جنگلی ايران از بين رفته است.

همچنين سازمان منابع طبيعی استان گيلان اعلام کرده است که وسعت جنگل های اين استان از ۹۰۰ هزار هکتار به ۵۶۵ هزار هکتار رسيده است.

بانک جهانی هم در گزارش خود از وضعيت جنگل های ايران اعلام کرده است که ميانگين سالانه نابودی جنگل های حاشيه دريای خزر در محدوده مرزهای ايران، ۴۵ هزار هکتار معادل ۴/۲ درصد از کل مساحت جنگل های اين ناحيه و ۳/۰ درصد از مساحت کل جنگل های ایران است.

15.04.2008

دریاچه ارومیه در معرض خطر نابودی است



کارشناسان محیط زیست که از مدت ها قبل وضعیت دریاچه ارومیه را بحرانی اعلام کرده بودند معتقدند: در صورتی که اقدامات لازم برای احیای این دریاچه صورت نگیرد دریاچه ارومیه که دومین دریاچه شور جهان محسوب می شود، تا ٥ سال دیگر خشک خواهد شد و از بین خواهد رفت.به گزارش خبرگزاری انتخاب براساس آمارهای اعلام شده سطح آب دریاچه ارومیه در ٤ سال اخیر ٢٤٠ سانتی متر کاهش یافته و به همین دلیل لکه های سفید در سطح دریاچه شکل گرفته که نشان از انباشته شدن توده های بزرگ نمک و بلور در بستر دریاست. براساس این گزارش میزان نمک که روزگاری ٨٠ گرم در لیتر بود اکنون به بیش از ٤٠٠ گرم در لیتر رسیده است که با این غلظت هیچ موجودی نمی تواند در آن زندگی کند. کارشناسان خشکسالی و وجود سد در حوضه آبریز دریاچه و توجه نکردن به محیط زیست را از دلایل عمده کم شدن آب این دریاچه می دانند.این دریاچه برای باغ های سیب و انگور منطقه حائز اهمیت است دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در میان دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار گرفته است. این دریاچه بزرگ ترین دریاچه درون سرزمینی ایران و دومین دریاچه آب شور دنیاست. آب این دریاچه عمدتا از رودخانه های زرینه رود، سیمینه رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تامین می شود.حوضه آبریز دریاچه ارومیه ٥١٨٧٦ کیلومتر مربع است که ٣ درصد مساحت کل کشور ایران را دربر می گیرد. این حوضه با داشتن دشت هایی مانند دشت پیرانشهر، سلماس، ارومیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده و اشنویه یکی از کانون های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به شمار می رود.دریاچه ارومیه بزرگ ترین آبگیر دائمی آسیای غربی است که در غرب پشته (فلات) ایران قرار گرفته است. پارک ملی دریاچه ارومیه، پس از مرداب انزلی از جالب ترین و نغزترین زیستگاه های طبیعی جانوران در ایران به شمار می رود. در حال حاضر ٢٧ گونه پستاندار، ٢١٢ گونه پرنده، ٤١ گونه خزنده، ٧ گونه دوزیست و ٢٦ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده است. دریاچه ارومیه دارای ١٠٢ جزیره است که همه آن ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیده است.جزیره اشک زیستگاه پرندگان زیبای کوچگر از جمله مرغ آتش و تنجه و نیز گوزن زرد ایرانی است. گل کرانه دریاچه خاصیت درمانی برای دردهای بندگاهی (مفصلی) و بیماری های زنان دارد. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره های آن می توان از دو کشتی سهند و نوح یا قایق های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.نام کهن این دریاچه چیچست بوده است. این واژه، واژه ای است از اوستایی و پارسی باستان و آن را چئچست نیز تلفظ کرده اند. دریاچه چیچست در اسطوره های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصه بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانه این دریاچه بوده است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول آسا و سهمگین آن را می گشاید و از چنگ دیوان به در می آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری اسطوره های دیگر. نام ارومیه نامی است که آشوریان به آن داده اند. اور در زبان آشوری به معنای شهر است و میه به معنی آب است (هم ریشه با مآء عربی). پس اورمیه یا ارومیه به معنی شهر آب است. شایان ذکر است در دوران رضاخان به این دریاچه نام رضاییه داده شد.

10.02.2008


باند دزدان و تبهکاران حکومتی با پوشش سازمان محیط زیست جنگل های ایران را نابود ،مرگ و مير شهروندان کشور بر اثر آلودگی های زيست محيطی را بیشتر کرده وبانک جهانی نيز در گزارشی که در ابتدای سال ۲۰۰۷ درباره وضعيت آلاينده ها در کشورهای مختلف انتشار داد، اعلام کرد که طی سال ۲۰۰۴، ايران به لحاظ « دود آلاينده دی اکسيد کربن» و « ذرات معلق در هوا»، بيش از سه برابر ژاپن و آ مريکا و ۸.۵ برابر انگلستان خسارت خورده است. منتقدان عملکرد فاطمه واعظ جوادی را ضد زيست محيطی خوانده اند.
14 پله نزول در عملکرد زيست محيطی ايران



درحالی که طی دوسال گذشته انتقادهای فراوانی به سياست های دولت نهم و همچنين رييس سازمان محيط زيست شده است، اما دولت و همچنين سازمان محيط زيست همچنان برنامه ها و سياست هايی را دنبال می کنند که از نگاه منتقدان، ضد زيست محيطی قلمداد شده اند.

در تازه ترين آمارهای جهانی، ايران با نزول محسوس ، در رتبه ای پايين قرار گرفته است.

براساس شاخص های جهانی عملکرد زيست محيطی سال ۲۰۰۸ که در مجمع جهانی اقتصاد منتشر شد ، ايران در جمع ۱۴۹ کشور در رتبه ۶۷ قرار گرفت .

شاخص جهانی عملکرد زيست محيطی (EPI سال ۲۰۰۸ که در مجمع جهانی اقتصاد منتشر شده، نشان داد که رتبه ايران در ميان ۱۴۹ کشور جهان در مقايسه با سال ۲۰۰۶ ميلادی با ۱۴ پله نزول به رتبه ۶۷ رسيده است.

براساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد ، ايران در بخش بهداشت محيط زيست نمره ۹/۸۸، احيای اکوسيستم ۸/۶۴، بار بيماری های محيط زيستی ۸/۹۲، آب برای انسان ها ۸۵، آلودگی هوا برای انسان ها ۲/۸۵، آلودگی هوا برای اکوسيستم ۸/۹۸، آب برای اکوسيستم ۷/۶۱، تنوع زيستی و زيستگاه ۳/۴ ، منابع طبيعی مولد ۶/۸۱ و تغييرات جوی ۴/۶۳ کسب کرده است.

ش اخص (EPI) بر دو هدف اصلی حفاظت از محيط زيست از جمله کاهش فشارهای زيست محيطی بر سلامت انسان ها و ارتقای وضعيت زيست بوم ها و مديريت صحيح منابع طبيعی استوار است که اين دو مولفه توسط ۲۵ شاخص در ۶ زمينه «سلامت محيط زيست»، «آلودگی هوا»، «کيفيت منابع آب»، «تنوع زيستی و زيستگاه»، «کيفيت منابع طبيعی مولد» و «تغييرات جوی» اندازه گيری می شود.

اين شاخص، عملکرد زيست محيطی اهداف گسترده قابل دسترسی برای عملکرد محيط زيستی را نشان می دهد و ارزيابی می کند که هر يک از کشورهای جهان تا چه ميزان به اين اهداف نزديک شده اند.

آمار تازه در رابطه ب ا عدم رعايت موازين زيست محيطی در ايران در حالی منتشر شد که پيش از اين نيز سازمان های جهانی نسبت به بی توجهی به حفاظت از محيط زيست در ايران هشدار داده بودند.

« سازمان ضد محيط زيست »

در حالی که ايران با ۱۴ پله سقوط به رده ۶۷ کشورهای دنيا به لحاظ عملکردهای زيست محيطی سقوط کرده است، فاطمه واعظ جوادی رييس سازمان محيط زيست که عملکردش با انتقادهای گسترده کارشناسان و حاميان غير دولتی محيط زيست روبه رو شده، بدون واکنش به اين خبر و بدون توجه به انتقادها روز يکشنبه تفاهم نامه ای را با وزير محيط زيست عراق امضا کرد.

منتقدان خانم واعظ جوادی می گويند که وی از زمان روی کار آمدنش تا کنون، همواره موافقت سازمان تحت نظرش با طرح های مختلف دولت را که بر ضد محيط زيست بوده ، نثار دولت محمود احمدی نژاد کرده است.

اين انتقادات زمانی شدت بيشتری به خود گرفت که خبرها يی در رابطه با مرگ و مير سالانه بيش از ۱۰ هزار نفر بر اثر آلودگی هوای تهران و برخی شهرهای بزرگ از جانب مقام های رسمی دولت جمهوری اسلامی منتشر شد.

همچنين دستور محمود احمدی نژاد بر بيرون نر اندن صنايع آلاينده از شهر تهران و موافقت فاطمه واعظ جوادی با اين دستور از جمله اخباری بود که بر شدت انتقادها از رييس سازمان محيط زيست افزود.

هر چند در سال جديد و بنا بر محدوديت ها، خبری مبنی بر مرگ و مير شهروندان کشور بر اثر آلودگی های زيست محيطی منتشر نشده است ، اما تنها در آبان ماه سال گذشته و بنا بر گفته مجری « طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران » بيش از چهار و ۵۰۰ نفر در تهران جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست دادند.

در همين حال ، بانک جهانی نيز در گزارشی که در ابتدای سال ۲۰۰۷ درباره وضعيت آلاينده ها در کشورهای مختلف انتشار داد، اعلام کرد که طی سال ۲۰۰۴، ايران به لحاظ « دود آلاينده دی اکسيد کربن» و « ذرات معلق در هوا»، بيش از سه برابر ژاپن و آ مريکا و ۸.۵ برابر انگلستان خسارت خورده است.

اين گزارش در حالی منتشر شد که رييس سازمان محيط زيست به مدت چند ماه پس از آن با طرح تخريب قسمت بزرگی از پارک جنگلی گلستان برای جاده سازی موافقت کرد .

بر اساس اين طرح ، بيش از ۵۰ هزار درخت قطع و اين پارک جنگلی به نيمه ای بيابان و نيمه ای جنگل تبديل می شود.

موافقت خانم واعظ جوادی با اين طرح نخستين موافقت او با طرح تخريب جنگل ها نبود چرا که پيش از آن ، قسمتی از جنگل های هيرکانی شاهرود و سمنان و همچنين مازندران نيز با توافق سازمان تحت نظرش و طرح های دولت از بين رفته بودند.

اين همه در حالی است که رييس سازمان محيط زيست بدون توجه به اخبار و انتقاد های دوسال گذشته ، در عمل هيچ گام موثری را برای حفاظت از محيط زيست برنداشته است.

از جمله اخبار ديگری که طی دوسال گذشته در اين رابطه منتشر شد، عدم رسيدگی سازمان محيط زيست به دفع زباله های بيمارستانی در تهران و شهرستان ها بود.

پسمانده های پزشکی بيمارستان ها که به همراه مواد شيميايی مانند PCB، سموم شيميايی که تاريخ استفاده شان گذشته، مواد منفجر شونده، ترکيبات جيوه، آرسنيک و کروم، بريليوم و رنگ های سرطان زا، سيانيدها و مواد آزبستی از جمله مواردی هستند که تهديدی جدی برای منابع زيست محيطی هستند ، طی دوسال گذشته به معضلی برای حافظان و فعالان محيط زيست بدل شد.

اين درحالی است که سازمان محيط زيست ، توليدکنندگان اين پسماندهای خطرناک را مسئول مهار و کنترل آنها معرفی کرد و سازمان ها و وزارتخانه های متولی هر بخش را مسئول شناخت و از سويی ديگر نيز وزارتخانه ها، شهرداری ها را مسئول معرفی کردند و شهرداری ها نيز مسئوليت را به گردن وزارتخانه ها انداختند و در عمل هيچ سازمان و نهادی مسئوليت مهار اين پسماندها را بر عهده نگرفت تا درنهايت ، اين معضل همچنان در بسياری از استان ها از جمله در تهران به قوت خود باقی بماند.

29.01.2008


کنفرانس سازمان ملل درباره تغييرات جوی در بالی (اندونزی) آغاز به کار کرد


A schoolboy rides his bicycle past a billboard of for UN climate change conference in Nusa Dua, Bali, Indonesia, 28 Nov. 2007نمايندگان تقريبا ۱۹۰ کشور در گشايش کنفرانس تغييرات جوی به ميزبانی سازمان ملل متحد شرکت کردند.

در آغاز اين کنفرانس ۱۲ روزه، رئيس اداره تغييرات جوی، ديويد مويراريا، از قدرت های جهانی خواست آهنگ مذاکرات درباره تصويب يک معاهده بين المللی جديد را شدت بخشند.

هدف اين کنفرانس، که در جزيره تفريحی بالی (اندونزی) برگزار می شود، تدوين موافقتنامه جايگزين پروتکل کيوتوست که در سال ۲۰۱۲ منقضی خواهد شد.

موافقتنامه ۱۹۹۷ کيوتو از ۳۶ کشور صنعتی جهان می خواست تا در يک دوره پنجساله از سال ۲۰۰۸ از ميزان توليد گازهای گلخانه ای خود بکاهند. گاز های گلخانه ای عموما سئول بالا رفتن دمای زمين شناخته می شوند.

سازمان ملل می گويد مذاکرات برای تدوين موافقتنامه جديد می بايست فورا آغاز شده و تاسال ۲۰۰۹ به انجام برسد تا برای جا انداختن نظام جديد در موقع مقتضی وقت کافی وجود داشته باشد.

03/12/2007


زيستگاه های خاويار ايران؛ بحرانی و در حال نابودی


شعبانعلی نظامی، معاون وزير جهاد کشاورزی جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد که زيستگاه های خاويار ايران در حال نابودی است.

همزمان، محمد پورکاظمی، رییس موسسه تحقيقات بين المللی ماهيان خاوياری در ايران از کاهش صيد ماهيان خاوياری دريای خزر خبر داد و گفت: وضعيت بسيار نگران کننده و بحرانی است.

آقای پورکاظمی افزود: متاسفانه در سال جاری هيچ ماهی خاوياری مولد از رودخانه های ايران صيد نشده و اميد به ادامه حيات اين گونه های ارزشمند خاوياری که می تواند يک قرن به طول انجامد به صفر رسيده است.»

ماهيان خاوياری از جمله گونه های آبزی کم نظيری هستند که از قدمتی ۴۰۰ ميليون ساله برخوردارند و از اين جهت، آنان را فسيل های زنده جهان می نامند.

به گزارش سازمان های منطقه ای و بين المللی، ذخاير ماهيان خاويار خزر که بيش از ۹۳ درصد اين نوع ماهی را در خود جای داده، به شدت رو به کاهش گذاشته است.

بايد توجه داشت تعداد بسيار زياد موجوداتی که به صورت انگل هستند، در صورت انقراض ماهيان خاوياری در خزر، افزايش چشمگيری خواهد يافت و خدا می داند که ۱۰ سال پس از انقراض اين ماهيان که مرواريدهای خزر هستند، چه بر سر محيط زيست اين دريا خواهد آمد.
اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست
صيد بی رويه ماهيان خاوياری و نيز آلودگی دريای خزر و رودهايی که به آن می ريزند، به همراه سد سازی بسيار بر روی رودهای جاری به اين بزرگترين درياچه جهان، از جمله دلايل کاهش ذخاير ماهيان خاوياری به شمار می روند.

در اين ميان، ممنوعيت صيد ماهيان خاوياری و صادرات خاويار از سوی کنوانسيون بين المللی گونه های در معرض خطر سازمان ملل متحد بر چهار کشور روسيه، جمهوری آذربايجان، ترکمنستان و قزاقستان، مانع از انقراض قريب الوقوع اين نوع ماهيان در بزرگترين درياچه جهان شده است ولی روند آن را متوقف نکرده است.

دکتر اسماعيل کهرم، استاد دانشگاه در تهران و کارشناس محیط زیست در گفت و گو با راديو فردا با اشاره به صيد بی رويه ماهيان خاوياری از سوی روسيه، جمهوری آذربايجان، ترکمنستان و قزاقستان به خاطر درآمد ارزی بالای آن گفت: «تنها ايران به خاطر توليد سالانه حداقل نه ميليون ماهی بچه خاوياری اجازه صيد داشته است.»

او افزود:«اما اکنون که می گويند محيط طبيعی ماهيان خاوياری در حال تخريب است، به اين دليل است که رودهايی که به داخل دريای خزر می ريزند، به سموم دفع آفات نباتی، کودهای شيميايی و ضايعات صنعتی و خانگی آلوده هستند. در نتيجه، ماهی خاوياری که عادت دارد در رودخانه های آب شيرين، مانند سفيدرود، تخم ريزی کند، محيط مناسب برای تخم ريزی ندارد.»

دکتر کهرم به اين پرسش که انقراض احتمالی ماهيان خاوياری چه تاثيراتی بر خزر از جمله بر محيط زيست آن خواهد داشت، پاسخ داد:«دريای خزر به جز يک کانال حدودا ۹۰ کيلومتری از طريق رود ولگا، به آب های آزاد راه ندارد و در اين دريای بسته، دو عامل را بايد مد نظر قرار داد.»

نخستين عامل به گفته اين استاد دانشگاه، آلودگی ای که وارد خزر می شود، در آن باقی می ماند و دومين عامل اين است که در راس موجوداتی که در خزر زندگی می کند، ماهی خاوياری است.

دکتر اسماعيل کهرم گفت: ماهيان خاوياری از بسياری ماهيان تغذيه و از اين جهت به تعادل اکولوژيکی اين دريا کمک می کنند. بايد توجه داشت تعداد بسيار زياد موجوداتی که به صورت انگل هستند، در صورت انقراض ماهيان خاوياری در خزر، افزايش چشمگيری خواهد يافت و خدا می داند که ۱۰ سال پس از انقراض اين ماهيان که مرواريدهای خزر هستند، چه بر سر محيط زيست اين دريا خواهد آمد. اين درحاليست که سود سرشار ناشی از فروش خاويار نيز ديگر وجود نخواهد داشت.»

اين استاد دانشگاه همچنين در خصوص حفظ ماهيان خاوياری، با توجه به تجربه برطرف شدن آلودگی رودهای تايمز و راين در اروپا تاکيد کرد:«اگر دولت جمهوری اسلامی و مردم ايران بخواهند، می توانند آلودگی رودخانه های استان های گيلان و مازندران را برطرف کنند و دوباره، حيات را به اين رودها که زيستگاه های ماهيان خاوياری هستند، بازگردانند.» بهروز کارونی

20.11.2007


مخالفت قزاقستان با ممنوعیت پنج ساله صید ماهی خاویار



ماهی استورژن
علاوه بر صید بی رویه، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز نیز از عوامل جدی تهدید کننده ماهی خاویار و دیگر آبزیان دریای خزر است
قزاقستان پیشنهاد روسیه برای توقف پنج ساله صید ماهی خاویار در دریای خزر را رد کرد.

پیشنهاد منع پنج ساله صید ماهی خاویار را سازمان فدرال شیلات روسیه با هدف جلوگیری از انقراض نسل ماهی خاویار مطرح کرده است.

این سازمان اعلام کرده که به دلیل صید بی رویه ماهی استورژن که گونه اصلی ماهی خاویار دریای خزر به شمار می رود، روسیه در سال گذشته میلادی نتوانسته است حتی به اندازه سهم پنجاه تنی که برای این کشور تعیین شده بود از دریای خزر، خاویار به دست آورد.

در پی فروپاشی اتحاد شوروی که انحصار دولتی صید ماهی خاویار را در چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان از میان برداشت، صید بی رویه ماهی خاویار در این کشورها آغاز شد، تا آنجا که نسل ماهی استورژن در دریای خزر در خطر انقراض قرار گرفته است.

خاویار که در واقع تخم ماهی استورژن است ماده خوراکی بسیار گرانبهایی است که درآمد حاصل از استحصال آن در دریای خزر به سالیانه یک میلیارد دلار تخمین زده می شود.

صندوق جهانی طبیعت (WWF) که بزرگترین تشکل غیردولتی فعال در زمینه بقای حیات وحش در جهان است هشدار داده که طی چند دهه گذشته شمار ماهیان سه گونه اصلی استورژن (اوسترا، سوروگا و بلوگا) هفتاد درصد کاهش پیدا کرده است.

آمار رسمی اتحادیه اروپا نیز حاکی از این است که طی سالهای 2000 تا 2005 میلادی حدود دوازده تن خاویار که از صید غیرقانونی به دست آمده بود در بازارهای اروپایی فروخته شده است.

طی سالهای اخیر پلیس روسیه تدابیر سختی علیه صید غیرقانونی خاویار در دریای خزر و قاچاق آن اتخاذ کرده است، ماه اوت سال گذشته طی تنها یک مورد عملیات، حدود دو تن خاویار قاچاق از اطراف مسکو، پایتخت روسیه به دست پلیس افتاد.

سازمان فدرال شیلات روسیه لایحه ای به مجلس این کشور تسلیم کرده که در صورت تصویب، صید ماهی خاویار در روسیه بار دیگر در انحصار دولت درخواهد آمد.

روسیه و ایران طرحهایی برای جلوگیری از صید بی رویه ماهی خاویار و همچنین افزایش شمار این گونه آبزی در دریای خزر در پیش گرفته اند اما بارها خواهان مشارکت دیگر کشورهای ساحلی دریای خزر در این طرحها شده اند.

علاوه بر صید بی رویه، آلودگی ناشی از استخراج نفت و گاز نیز از عوامل جدی تهدید کننده ماهی خاویار و دیگر آبزیان دریای خزر است.

آلکساندر کیتانوف، سخنگوی سازمان فدرال شیلات روسیه گفته است: "شاید بتوانیم جمعیت ماهی خاویار دریای خزر را در همین حد پایین نگه داریم اما نمی توانیم دوران درخشان دریای خزر را احیا کنیم".


فراخوان بنياد ميراث پاسارگاد به مناسبت روز جهانی محيط زيست


پنجم جون، روز جهانی محيط زيست، از راه می رسد ـ روزی که سی و شش سال از اولين برگزاری آن می گذرد و به خاطر تلاش های دايمی فعالين محيط زيست در سراسر جهان نتايج با ارزشی به همراه داشته است. کوشش هايي که ظرف اين سه دهه انجام شده از يک سو شامل آموزش و آگاهی دادن به مردمان در مورد حفظ محيط زيست و محيط طبيعی همه ی زندگان روی کره ی خاک شده و، از سوی ديگر، ناگزير کردن دولت ها به ايجاد و اجرای قوانينی در جهت ممنوع کردن بهره برداری های غير اصولی و زياده روی در استفاده از منابع طبيعی بوده است.

بخشی از آنچه که امروزه به عنوان دلايل نابودی محيط زيست شناخته شده اند عبارتند از آلوده کردن آب ها، آلوده کردن زمين و خاک، نابودی جنگل ها، آلوده کردن هوا، نابودکردن و تخريب تالاب ها، درياها و درياچه ها، نابود کردن حیات وحش، و بسياری اعمال ديگر که بی توجهی و تخريب آن ها با خود فاجعه هايي غير قابل جبران، همچون افزايش دمای زمين، تغييرات آب و هوا، تغييرات جوی، ازدياد سيل ها و توفان ها و بالاخره نابودی لايه ی اوزن را به بار می آورد و، اين ها نيز با خود افزايش بيمارهای فيزيکی و روانی ـ از بيماری های تنفسی گرفته تا افسردگی ـ، بدنيا آمدن انسان هايي ناقص، و مرگ و ميرهای زودرس را بدنبال می آورد.

محيط زيست شناسان معتقدند که اگرچه گسترش تکنولوژی و ايجاد کارخانه های صنعتی ممکن است خطرات بالقوه ای برای محيط زيست و محيط طبيعی داشته باشند اما اين خطر نه در ذات اين فعاليت ها که بيشتر از بهره برداری نادرست، حريصانه، و سودجويانه از منابع طبيعی از يک سو، و بی توجهی مدام نسبت به حفظ محيط زيست، از سويي ديگر، ناشی می شود.

متأسفانه ايران، به ويژه در چند ساله ی اخير، به دليل بی توجهی دولت و مسئولان زيست محيطی، گرفتار بدترين اشکال تخريب محيط زيست و ميراث طبيعی شده است؛ به طوری که در ارتباط با آلودگی هوا، آلودگی خاک، نابودی تالاب ها و جنگل ها، و همچنين بهره برداری نامعقول از ميراث طبيعی، سرزمين ما در رديف های اولين تخريب کنندگان محيط زيست و ميراث طبيعی بشری قرار گرفته است.

بنياد ميراث پاسارگاد، که سال جاری را «سال ميراث های فرهنگي و طبيعی» اعلام کرده، لازم می داند که، همزمان با فرا رسيدن روز جهانی محيط زيست، يک بار ديگر همگان را به حفظ محيط زيست و حفظ ميراث های طبيعی و بشری فرا بخواند.

در عين حال، بنياد ميراث پاسارگاد بدينوسيله اعلام می دارد که خود را با سازمان های غيردولتی و مردم نهاد ايران، که خواسته اند در روزهای 16 تا 22 خرداد، در راستای ايجاد آگاهی و آشنايي مردمان با محيط زيست و ميراث های طبيعی ايرانزمين، «موجی سبز» ايجاد کنند همدل و همراه می داند.



شکوه میرزادگی

از سوی بنياد ميراث پاسارگاد

سوم جون 2008


هوادران محیط زیست : به مناسبت 5 ژوئن، نگاهی به روند تخریب محیط زیست در ایران



بنابر اعلام یونسکو، براساس دست آوردهای پژوهش و بررسی بيش از ۴۰۰ هزار دانشمند علوم جغرافیا در سراسر جهان، كره‌ی زمين در چنان شرايط بحرانی قرار گرفته است كه برای نجات آن بايد يك برنامه‌ی عملی و پيش‌برنده را تدارک ديد. اينك آشكارا معلوم شده كه عقوبت به سخره گرفتن قوانين طبيعی، بيش از هر چيز متوجه جمعيت انسانی و سازه‌های گران قيمت ساخت انسان است.

آمارهای تکان دهنده ای، كه از آلودگی روزافزون آب‌های زيرزمينی، جابجايی خاک در اثر فرسايش آبی و بادی، نشست زمين، خشک‌ شدن تالاب‌ها، بيابان‌زايی، متروكه‌ شدن روستاها، تهديد و تحديد تنوع زيستی،آلودگی هوا و تغيير اقليم، موجود است، حكايت از آن دارد كه ديگر زمان نگاه فانتزی و ويترينی به آموزه‌های زيست‌محيطی به پايان رسيده است.

نگاهی به آخرین نمونه‌های تخریب محیط زیست در ایران شاید بتواند تصویری مشخص‌تر را در برابر چشمانمان قرار دهد:

1 ـ اصرار به ادامه‌ی روند احداث جاده در جنگل ابر و نابودی بخش عظيمی از پوشش گياهی و قطع درختان كه نتيجه آن نابودی محيط زيست منطقه و ايجاد سيل‌های مخرب است كه در تمام اين سال‌ها خسارات جبران‌ناپذيری بر زيست جوامع انسانی منطقه وارد كرده است.

2 ـ ادامه‌ی قطع درختان جنگل گلستان در وضعيتی كه در ده سال گذشته همگان شاهد خسارات جبران‌ناپذير سيل‌های ويرانگر آن بوده‌اند تا آن جا كه از آن به عنوان بحران ملی ياد شده است.

3 ـ قطع بخش وسيعی از درختان جنگل حفاظت شده‌ی سرخه حصار برای احداث جاده و قطع دوباره‌ی درختان برای اضافه كردن عرض جاده ، با وجود اينکه این منطقه جزو مناطقی است كه از آن به عنوان شُش تهران ياد می‌شود.

4 ـ احداث سد سيوند كه حاصل آن در بخش محيط زيست، تاكنون كاهش ورودی آب به حوزه آب ريز رود پلوار ـ درياچه بختگان ـ است كه به خشك شدن درياچه، و به هم ريختن زيست بوم منطقه و نابودی هزاران قطعه فلامينگو كه طی هزاره‌ها مسير كوچشان به آن جا ختم می‌شده، منجر شده است.

5 ـ آزاد راه تهران ـ شمال:

اين طرح تاکنون متأثر از تصميمات سه رئيس جمهور و هفت وزير راه وترابری بوده است. (ترکان، حجتی، دادمان، افشار، خرم، بناب، رحمتی) اما سناريست اين بازی خطرناک با منابع طبيعیِ بسيار با ارزش (جنگل‌های باستانی شمال و آبخيزهای حياتی تهران و...) در يک دهه ی گذشته بنياد مستضعفان و جانبازان است.

تخریب حوزه آبخیز لانیز ـ شهرستانک ، تصویری از فاجعه‌ی بیابان زدایی در البرز مرکزی با اجرای تنها 6 درصد از طرح آزاد راه تهران ـ شمال است. بخش بسيار زيادی از آب شرب شهر تهران از اين حوزه است كه به رود كرج می‌ريزد.

حوزه كن (سولقان) یکی از حوزه‌های مهم آب تهران است. اين حوزه مشتمل بر شش زیر حوزه‌ی مهم است که مجموعا از طریق رودخانه‌های امام‌زاده داود، رندان، تالون، كشار، سنگان و الياس، روان آب‌های حوزه را زهکشی و رودخانه‌ی کن را به وجود می‌آورند که بخش جنوب غربی تهران از دیرباز متکی به همین رودخانه بوده است. رودخانه‌ی کن با احداث تونل‌ها و تونل‌های فرعی مربوط به اين آزادراه در نهايت تبديل به گل آب شده است.

6 ـ به دلیل شاخص‌های طبیعی منحصر به فرد، زاگرس مرکزی از دیرباز با اکوسیستم‌های شگفت‌انگیز و غنی جنگلی محسوب می‌شود. این مرتع از تنوع زیستی بالایی برخوردار و در طول تاریخ نیز زیستگاه اقوام مختلف و تمدن‌های گوناگون بوده است. این همه درحالی است که به دلیل ساختار زمین شناسی، اشکال توپوگرافی و نوع اقلیم بسیار شکننده و آسیب‌پذیر است. سدهای کارون 1، کارون 2، کارون 3، کارون 4 و کارون 5، سد بازفت، سد دز، سد کرخه، سد گتوند و سد مسجد سلیمان در منطقه‌ی حساس و بسیار آسیب‌پذیر زاگرس مرکزی احداث شده، یا در حال احداث و یا درحال مطالعه است.

روستاهای مسكونی، اراضی كشاورزی وبخشی ازجنگل‌های باستانی بلوط زاگرس، قربانيان سدسازی نابخردانه‌ی كارون 3 شده‌اند، و زمين لغزش‌های گسترده‌ای در محدوده‌ی اين سد مشاهده شده است.

7 ـ بسياری از كارشناسان و طرفداران محيط ‌زيست نسبت به ساخت و راه‌اندازی تأسيسات پتروشيمی در تالاب صوفيكم استان گلستان اظهار نگرانی می‌كنند؛ اصرار بر اين امر در نهايت به چنان آلودگی منجر خواهد شد كه تأثيرات آن طی سال‌ها بر جوامع انسانی آشكار شده و از این گذشته آسیب‌های آن جبران‌ناپذير خواهد بود.

8 ـ در جنوبی‌ترين نقطه‌ی پايتخت، اسماعيل‌آباد و روستاهای ديگری چون عظيم‌آباد، قوچصار، درسون‌آباد و... واقع شده‌اند، روستايی‌هايی كه وجه مشتركشان همجوار بودن با پالايشگاه نفت است. ساكنان اين روستاها سال‌هاست عادت كرده‌اند هوای آلوده را تنفس كنند هوايی كه تحمل ‌آن برای يک رهگذر عادی دشوار است.

9 ـ ساکنان روستاهای «نصيرآباد»، «کمانکشی» و «خشک‌آباد» در حد فاصل شهر کازرون و تالاب بين‌المللی پريشان در معرض آلودگی گسترده‌ی نيروگاه سيکل ترکيبی کازرون قرار دارند. در اين شرايط 700 هکتار از مرغوب‌ترين زمين‌های کشاورزی اين روستاها در خطر نابودی کامل است؛ پروژه‌ی سيکل ترکيبی کازرون با ناديده گرفتن امکان کاوش اين شهر باستانی، آن را از بين برده است. علاوه بر آن احداث چنين نيروگاهی در حريم تالاب بين‌المللی پريشان و منطقه‌ی حفاظت شده‌ی دشت ارژن و پريشان، امنيت مسيرعبور پرندگان نادر مهاجر را مورد تهديد قرار داده است.

10 ـ تيرماه 86 روند تخريب‌ها دامان پارک ملی خجير را هم گرفت و بولدوزرها در هجومی بی‌سابقه به اين پارک حمله كردند تا خطوط لوله‌ی پنج گاز تهران برخلاف همه معيارهای زيست محيطی از اين پارک عبور كند.

11 ـ این جاده‌ی ویرانگر كلانتری است كه دریاچه را به دو نیم كرده است. این جاده مانع گردش آب بین دو طرف شمالی و جنوبی شده و در نتیجه میزان شوری در بخش شمالی افزایش یافته است. نمک همه جا را فرا گرفته، ‌دریاچه‌ی ارومیه در حال نابودی است، ‌غلظت نمک به ۳۳۰ گرم در لیتر رسیده، ‌آب ۶ متر در مقایسه با ۱۰ سال گذشته افت سطح داشته اما هنوز هم هیچ كس باور ندارد كه بلایی كه امروز بر سر دریاچه‌ی ارومیه آمده، می تواند دو استان آذربایجان غربی و شرقی را در ۱۰ سال آینده با بحران مواجه سازد.

موارد بالا، تنها گوشه ای از وضعیت کنونی محیط زیست در ایران است، پس از گذشت 36 سال از اعلام روز جهانی محیط زیست و افزايش تلاش‌ها در راستای نگهداری و پيش‌گيری از ادامه‌ی تخريب آن، آنچه در ایران مشاهده می شود، عدم آگاهی و تلاشی سریع در جهت نابودی منابع عظیم زیست محیطی است به طوری که در ارتباط با آلودگی خاک، آلودگی هوا، نابودی جنگل ها و تالاب ها و همچنين بهره برداری نامعقول و غیرعلمی از ميراث طبيعی، ایران در زمره ی اولين تخريب کنندگان محيط زيست قرار گرفته است و در این میان، اعتراضات کوشندگان محیط زیست و کارشناسان این عرصه نیز، غالبا از سوی مراجع ذیربط نادیده انگاشته می شود.

08.06.2008


گرمایش زمین؛ چالشی بزرگ برای جهان



بزرگترين کشورهای توليد کننده گازهای گلخانه ای، شامل کشورهای توسعه يافته و در حال توسعه، روز چهارشنبه، در ژاپن متعهد شدند که با گرم شدن جو کره زمين مقابله کنند ولی در مورد زمانبندی و ميزان کاهش توليد دی اسيد کربن و ساير گازهای آلاينده به توافق نرسيدند.

اتحاديه اروپا و ۱۶ کشوری که به ابتکار آمريکا در اين اجتماع شرکت دارند، از مذاکرات پيشنهادی سازمان ملل متحد در اين زمينه حمايت کردند که هدف آن رسيدن به توافق در مورد يک معاهده بين المللی جديد قبل از پايان سال ميلادی آينده است.

مرحله نخست از معاهده فعلی سازمان ملل برای مقابله با گرم شدن جو کره زمين- پيمان کيوتو- در سال ۲۰۱۲ به پايان ميرسد.

در بيانيه ای که نتيجه حدود يک سال مذاکرات است و در پايان اين جلسه صادر شد، آمده است که گرم شدن جو کره زمين يکی از بزرگترين چالش های جهانی در عصر ما است.

اين بيانيه ميافزايد: رهبران اقتصادهای بزرگ جهان، چه توسعه يافته و چه در حال توسعه، متعهد می شوند که در راستای اهداف مشترک ولی با مسئوليت های متفاوت، با اين روند مقابله کنند.

اين مجموعه از کشورها، که آمريکا و چين يعنی بزرگترين توليد کننده آلاينده ها را نيز شامل ميشود، از برنامه کاهش ميزان توليد گازهای گلخانه ای در کوتاه مدت و بلند مدت حمايت کردند بدون آنکه رقم دقيفی را برای ميزان اين کاهش تعيين کنند.
بسياری از کشورهای در حال توسعه می گويند که طرفدار کاهش بيشترگازهای گلخانه ای هستند، به عنوان مثال کاهش هشتاد درصد تا سال ۲۰۵۰.

اين کشورها همچنين توافق اجلاس روز سه شنبه کشورهای عضو گروه هشت را، که هدف ار آن کاهش توليد آلاينده ها به ميزان پنجاه در صد تا سال ۲۰۵۰ ميلادی است، نپذيرفتند.

بسياری از کشورهای در حال توسعه می گويند که طرفدار کاهش بيشترگازهای گلخانه ای هستند، به عنوان مثال کاهش هشتاد درصد تا سال ۲۰۵۰. درعين حال آنها می گويند که کشورهای غنی قبل از تعيين اهداف مشترک برای همه، ابتدا بايد رقم دقيق کاهش آلاينده ها از سوی کشورهای صنعتی را مشخص کنند.

کازو کوداما يک سخنگوی دولت ژاپن، ميزبان اجلاس روز چهارشنبه، گفت غير از کشورهای عضو گروه هشت فقط کره جنوبی، استراليا و اندونزی از کاهش پنجاه در صد از توليد گازهای گلخانه ای حمايت کردند و اين حد از حمايت برای برای گنجاندن اين رقم در توافق نهايی اجلاس کافی نبود.

کازو کوداما افزود: «به اعتقاد ما اختلاف موجود قابل حل است و سياست ما ادامه پيشنهاد مشوق های ديگرخواهد بود و اميدواريم بتوانيم دو کشور مهم يعنی چين و هند را قانع کنيم که اين سياست را بپذيرند.»

دولت آمريکا ميگويد اين ملافات دستاوردهای مثبتی داشته و رهبران ساير کشورهای شرکت کننده نيز ميگويند که مذاکرات در اين زمينه را در حاشيه اجلاس سال آينده گروه هشت در ايتاليا ادامه خواهند داد.

جورج بوش رئيس جمهور آمريکا گفت برای مقابله با گرمای جو کره زمين تمام کشورهای اقتصادی مهم بايد مشارکت کنند و اين در اجلاس امروزعملی شد.

هو جين تائو رئيس جمهوری چين در سخنرانی خود در اين اجلاس تاکيد کرد که کشورهای پيشرفته بايد با انتقال تکنولوژی پاکيزه تر و دادن اعتبار مالی به کشورهای در حال توسعه، برای کاهش توليد آلاينده ها به آنها کمک کنند.

ریيس جمهوری چين همچنين از عملکرد کشورش در اين زمينه دفاع کرد وبا اشاره به اينکه چين هنوز در مرحله توسعه است گفت ميزان توليد آلاينده در اين کشور به نسبت جمعيت آن نسبتا در سطح پائينی است و سپس اقدامات چين برای صرفه جويی در مصرف انرژی و گسترش جنگلها را برشمرد.

طرفداران محيط زيست ميگويند با توجه به اينکه رقم مشخصی برای کاهش توليد گازهای گلخانه ای در اين اجلاس تصويب نشده نتيجه آن هيچ ارزشی ندارد و هيچ اقدام سازنده ای به تلاشهای سازمان ملل متحد نيافزوده است.

اجلاس امروز که مبتکر آن دولت آمريکاست و در موازات با مباحث گسترده تر سازمان ملل متحد پيش ميرود، در بر گيرنده کشورهايی است که حدود هشتاد درصد از گازهای گلخانه ای جهان را توليد می کنند. اولين جلسه اين گروه در ماه سپتامبر امسال در آمريکا برگزار شد.

منتقدان اين اجلاس ميگويند که اين گروه کشورهای کوچک و بخصوص جزاير را شامل نمی شود که بيش از همه در معرض تغييرات جوی از جمله افزايش سطح آب درياها هستند.

11.07.2008

letzte Änderungen: 2008/9/24 6:17