Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

شعار مرگ بر روسیه شعار مردم در تظاهرات علیه رژیم اسلامی است



یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم. حافظ
آريوبرزن داريوش
آقای امير ممبينی يکی ازاعضای حزب منحله توده و ازکارگزاران فعلی "چريکهای فدائي خلق اکثريت" در
مقاله ای مندرج در مورخه 22 ژوئيه 2009 درسامانه وزين ايران امروز با عنوان از شعار «مرگ بر روسیه» تا «شعار مرگ بر …». ضمن انتقاد از انتخاب شعار مرگ بر روسيه درتظاهرات ايرانيان ، بيان و ادای اين شعار را صرفاً ناشی از تاسف مردم بخاطر" بی‌توجهی دولت بزرگ همسایه نسبت به این همه ستمی که برمردم می‌رود.

"مردم وطن پرست ايران تا کنون هيچگاه نتوانسته اند، تعرضات ، تجاوزات و اقدامات اين باصطلاح همسايه زورگو(روسیه ) درتاريخ معاصر و جداساختن چندين استان از ايران رادر دوران قاجارها فراموش بنمايند.

"

" دانسته وکوشش دارند که اين واکنش را نه در مخالفت فعال و فهميده شده مردم بجان آمده و آگاه از عملکرد تاريخی، ازتجاوزات و حمايت عملی و فعال اين دولت فرصت طلب و حامی کودتاگران حکومتگراسلامی ، بلکه ناشی از گله مردم از بی تفاوتی روسيه نسبت به رويدادهای اخير توجيه و تبيين نمايند. ايشان از دولت روسيه انتظار داشته اند، که "بعنوان دولت همسایه، بدون این که آسیب بر مناسبات بین دو کشور وارد شود، و برای این که در آینده راه گسترش بازهم بیشتر این مناسبات هموار باشد، به گونه‌ای درخور نسبت به بزرگترین مارش آزادی در تاریخ خاورمیانه ادای احترام کند، و نشان دهد که روسیه‌ی، علاوه بر همسایگی دریای خزر، همسایه‌ی دریای سبز آزادی نیز هست. به عنوان یک همسایه‌ی نگران،."

ايشان بنا بر تعلقات ذهنی و وابستگيهای ديرپای نوستالوژيک خود به کشور شوراها ابتدا بسيار نگران مناسبات آينده دو کشور بوده و فراموش نموده اند ، که اين کشوريعنی شوروی ، چه دردوران حکومت تزارها و در دوران قاجاريه ، چه بعد از ايام انقلاب اکتبر 1917چه در ايام حکومت شاهنشاهان پهلوی، سپس فروپاشی حکومت سوسياليستی ونيز در دوران مناسبات کنونی با جمهوری اسلامی، علاوه بر چشمداشت تجاوزگرانه و غير دوستانه به سرزمين مان ايران دائماً امنيت ملی ما را تهديد وعملاً با اعمال سياستهای ضد ايرانی رفتاری خلاف عرف بين المللی نسبت بوطنمان اعمال نموده وهيچگاه درباطن مناسبات وحس همجواری و همسايگی دوستانه ای با ما نداشته است.

برای اثبات اين امر ميتوان در صورت نياز به بررسی ومطالعه روند سياستهای کنونی اين کشوردر خصوص دريای مازندران واقدامات مشابه آنان پرداخت.

مردم وطن پرست ايران تا کنون هيچگاه نتوانسته اند، تعرضات ، تجاوزات و اقدامات اين باصطلاح همسايه زورگو درتاريخ معاصر و جداساختن چندين استان از ايران رادر دوران قاجارها فراموش بنمايند.

متاسفانه سياست کنونی و باطنی دولت روسيه مبتنی بر فشاردائمی به حکومت جمهوری اسلامی و دولتمردان نابخرد آن بمنظوراحتراز ايشان از نزديکی و ايجاد مناسبات حسنه با کشورهای غربی از يکطرف و از سوی ديگر تظاهر و نمايش حمايت بين المللی از سياستهای اتمی وتحريک مستمرتعين کنندگان خط مشی جمهوری اسلامی به ادامه غنی سازی ودر نتيجه انسداد درانجام هرگونه مذاکره با غربيان در اينخصوص بوده است تا عملاًايران را در معرض تهديد خطر جنگی ناخواسته قرار داده دهد. که در صورت حصول احتمالی انجام اين منظور وقطع صادرات نفت کشور وافزايش قيمت جهانی اين کالا ، روسيه بمنافع بيشمارمالی دست خواهد يافت .

از زاويه ای ديگر اقدام به کارشکنی و سنگ اندازی درايجاد و توسعه روابط بين المللی، اقتصادی و اخلال درسياست خارجی ايران ،تدابيری است که قوياً مانع ازامکان صدور گاز ايران به اروپا شده تا از دست رفتن انحصار خود در صدور گازو مواد سوختی به اروپا جلوگيری نمايد. ادامه اين سياستها که عملاً و بظاهرتوسط روسيه بعنوان مصلحت خواهی وپشتيبانی از هدفهای ملی ايرانيان در برابر غرب تلقی و القا ميشود، حرکتی است که در نهايت نابودی کشورو تخريب بنيادهای مالی و اقتصادی آن را بدنبال خواهد داشت.

نسل جديد سياستمداران روسيه و در راس آنها ولاديمير پوتين و کارگزار وی مدودف بعلت تاثيرپذيری شديد از عملکرد سياستمداران قديمی دوران جنگ سرد عملاً ازعرضه و طرح يک سياست نوين جهانی برای صلح و پيشرفت عاجز و کماکان بطور اردوگاهی و منفعت جويانه با مسائل بين المللی برخورد و عمل مينمايند.

دولت روسيه درخفا عملاً کوشا است تا با حمايت از استمرارحکومت دولتمردان نابخرد و بی کفايت همچون محمود احمدی نژاد وتداوم دولت اسلامی و تداوم شرايط تنش آميز کنونی عملاً ايران را در گرداب دشمنی ابدی با غرب فروبرد، تا بدين طريق ضمن تضمين منافع خود عملاً فرصتهای مناسب سرمايه گذاری خارجی وتامين زمينه های مساعد امنيتی برای رشد اقتصادی از کشورمان سلب گردد. تشويق ايران به عضويت در پيمان شانگهای از سوی روسيه يکی از اين نوع توطئه ها برای گسست ايران از جامعه آزاد بين المللی است.
مرگ بر روسیه
نويسنده مقاله که خود يکی از معتقدان به تئوری انتاگونيستی مسعود احمد زاده در برابر رژيم پهلوی يعنی " جنگ مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتيک" بوده ،بنظر ميرسد که اينک بنحو چشمگيری متحول وليبرال دموکرات شده اند که از ادای شعارهای امروزين مردم همچون:

"می‌کشم می‌کشم هر که برادرم کشت
وای به روزی که کسی حکم جهادم دهد
وای به روزی که مسلح شوم
مرگ بر بسیجی
مرگ بر پاسدار
مرگ بر احمدی نژاد
مرگ بر خامنه‌ای."

انتقاد و بکارگيری اين شعارها را از سوی ملت ستمديده ايران "خودرا بدست خود انگيختگی سپردن دانسته " وبيان و سر دادن امثال این قبیل شعارها را" مال یک جنبش پیشرو و دموکرات و مسالمت‌جو نميدانند."

از ايشان بايد پرسيد ،اين مردم مظلوم درقبال دزديدن آراي شان واقدام به زورگوئی و کشتارفرزندانشان، ونقض حقوق مسلم انسانی توسط حکومت ، در برابر اين اقليت راديکال، بی منطق ، متقلب ، ستمگرو آدمخوار چه بايد بکنندو چه بايد بگويند؟ چگونه خشم فروريخته در خود را بروز دهند؟ چرا و با اتکا بچه منطقی بايد تنها وسيله حداقلی ابرازتمنيات قلبی مردم در مبارزه را بايد از آنها بگيريم و از آنان انتقاد نمائيم؟

اينهمه افراط درعمل آنزمان و تفريط در آرا ، انديشه و نظرات امروزين شما از کجا نشات ميگيرد؟

گويا بايد دوباره بر اين نظريه خود پای فشارم : که هيچيک از روشنفکرمآبانی که در سال 1357 بدون بکارگيری خرد و انديشه ، به آينده نگری کاذب وساختن تصاوير مجعول برای آينده ايران پرداخته، ودر نهايت مردم را بدام حکومتی اهريمنی و ضد ايرانی انداخته، وآينده کشورمان را تيره و تار نموده و خود گوشه امن و آسايش برگزيده اند، در اين برهه از زمان وهمينطور درآينده مبارزات مردمی با حکومت جبار و ستمگر جمهوری اسلامی فاقد آن اهليت هستند که نوع ، روش و چگونگی انجام مبارزه را به مبارزان ديکته و يا از آن تدابيری که مردم بصورت خودجوش و در صحنه برای روياروئی با دشمن وطنشان اتخاذ مينمايند انتقاد و خرده گيری نمايند.

درست است که " مسالمت سرانجام خشونت را خلع سلاح خواهد کرد." اما بايد به روشها و تاکتيکهای برگزيده مردم مبارز و در صحنه که برای حق طلبی و مقاومت دربرابر ستمگران ، آدمکشان و حاميان داخلی و خارجی حکومت ولايت فقيه اتخاذ مينمايند، صميمانه احترام نهاد و با آنان همصدا شد.

24 ژوئيه 2009 ـ info@sarbazan.info

برگشت

letzte Änderungen: 23.6.2017 10:02