Homeحزب    عضو یت    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   


در شادمانی مرگ رفسنجانی



کار ما تنها مصرف نیست تا وقتی که نفس می کشیم اگر به مبارزه طبقاتی باور داریم باید کاری کنیم حتی هر چقدر کوچک در کنار زندگی ات که همه چیزش سر جایش است و مثل ساعت منظم است وظیفه کوچکی هم در رابطه با مبارزه طبقاتی بر عهده بگیر
ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۲۹, چهارشنبه
در شادمانی مرگ رفسنجانی - صبا راهی


در شادمانی مرگ رفسنجانی



دشمن قسم خورده کارگران
و
جاده صاف کن امپریالیسم

ستمگران قلدر با ظلم بی وقفه در حق ستمدیدگان چنین وانمود میکنند که عمر جاوان دارند، اما وقتی مرگ آنان را به مستراح تاریخ پرتاب میکند شاید یکی از لحظات شادمانی و تسکین دردهای ستمدیدگان باشد. ایجاد چنین شادمانی مجددی با مُردن رفسنجانی قاتل چنین عباراتی را از ته دل ستمدیدگان به لبانشان جاری ساخت: آخی اکبر شاه هم مُرد، به درک که مُرد، از بس ظلم کرد، از بس حق مردم را خورد ترکید، آخی چه خوب که سقط شد، یک خونخوار کمتر، یک گرگ کمتر،و از این قبیل! و هیچ چیز جز مرگ نمی توانست این جانی بالفطره را از ارتکاب به جنایت بیشتر این چنین بازدارد!

قلب کریه مملو از حرص و طمع او، قلب مملو از عطش قدرت و سرکوب ستمدیدگان آن جانی بالاخره ایست کرد! و هیچ خبری تا به این اندازه این قلم را نیز نمی توانست خوشحال کند. همانطور که به درک پیوستن خمینی جلاد!

رفسنجانی یجای نشستن روی صندلی دادگاه خلقی و محاکمه ای که خلق شایسته او میداند مُرد،و چنین بود که یکی از موذی ترین تبهکاران رژیم اسلامی نوکر امپریالیسم، یکی از منفورترین دشمنان قسم خورده کارگران و زخمتکشان، یکی از رذل ترین قاتلان بهترین فرزندان ایران در قتل عام های زندانیان سیاسی دهه شصت در سراسر کشور، یکی از شیادترین نوکران امپریالیسم که برای ماندن در قدرت از هیچ پَستی و شارلان بازی دریغ نداشت،یکی از بی اخلاق ترین؛ بی شرافت ترین و بی وجدان ترین مهره های رژیم دست نشانده امپریالیست ها به درک واصل شد!
یکی از صحنه هایی که صورت کریه آن معامله گر مرگ را غیرقابل فراموش شدن میکند زمانی بود که جلوی دوربین های تلویزیونی به خبرنگار سی سی ان روز قبل از انتخاب چند دوره بیش در پاسخ به سوال اینکه آیا شما( رژیم اسلامی) با آمریکا همکاری میکنید گفت البته که همکاری میکنیم اما آمریکا اول حسن نیت خود را به ما نشان دهد، تروریست هایی مثل مجاهدین را به ما تحویل دهد تا ما هم هر گونه همکاری که آمریکا بخواهد را انجام دهیم!

رفسنجانی "مغز متفکر" رژیم در رابطه با چپاولگری و غارت دسترنج کارگران و زحمتکشان و محرومان، پُر کردن جیب های خود و فرزندان انگلش و نیز اربابان جهانی اش، در رابطه با حاکم کردن ارتجاعی ترین قوانین زنگ زده دینی به جامعه و ستم بر زن، در رابطه با ترور سازمان یافته مخالفین چه در داخل و چه در خارج، هولناک ترین آن مُثله کردن هنرمند روشنفکر فریدون فرخزاد، عطش سیری ناپذیر او برای از سر راه برداشتن مخالفین رژیم در هر لباس و عقیده ای به ویژه کمونیست ها و مجاهدین، و قتل عام زندانیان سیاسی در دهه شصت از خون بارترین کارنامه آخوند رذلی بنام رفسنجانی بود.

وقتی به درک واصل شد، فرزندانش "وا ویلا بابامون مُرد بابامون مُرد" راه انداخته بودند تو گویی که طفلان سه ساله اند و پدر "جوان درستکار" شان مُرده که بی بابا شدیم راه انداخته بودند، گویی که بی "نان شب" مانده بودند که "بی بابا شدیم" راه انداخته بودند، همان نان شبی که پدر خونخوارشان از سر سفره کارگران و محرومان کشیده بود و در حلقوم کثیف خود و اربابانش ریخته بود، میخواستند از او پدر هشتاد و دو ساله شان که بیش از دو برابر بسیار از پدران عمر کرده بود "شهید جوانمرگ" شده بسازند، جوانان مثل برگ درختان پاییزی بر روی زمین میریزند از اعتیاد، از ناامیدی از تنگناهای زندگی، از آلودگی ها، بچه ها از فرط فقر و بی دارویی به آرامی میمیرند، آنوقت میخواستند که این خونخوار این کفتار پیز متعفن هم مثل سایر آخوندهای انگل بیش از صد سال عمر میکرد، و بیشتر خون کارگران و محرومان را می مکید و آنان را قربانی ثروت "از کجا آورده اش" میکرد.
فائزه دختر مثل پدرش هار و مکار، گفته بود پدر ما ثروتش مال قبل از انقلاب است که ٩٠ در صدد آن هم صرف انقلاب شد و ما در خانه ای اجاره ای با اجاره ای اندک زندگی میکنیم، قبل از انقلاب در دزاشیب زندگی میکردیم!" یعنی که "طلبکار" هم شدند!

البته از آن پدر، که بی شرافتی اخلاقی از سر و روی کریه ش میریخت و از هر انگشتش خون بهترین فرزندان ایران؛ روشنفکران، نویسندگان شاعران و کارگران ایران می چکید، کسی که مثل ارباباش روباه پیر مکارترین شیوه های مردم فریبی را بکار میبُرد، نباید انتظار داشت که فرزندانی درستکار و نیکو رفتار بار بیاید!

پسرش مهدی که ظاهرآ "زندانی" بود را در موقع مردن پدر قاتلش "آزاد" کرده بودند! در حالیکه در سراسر زندانهای ایران مادران؛ پدران دختران و پسران وقتی عزیزانشان را در بیرون از زندان از دست میدادند "حق" مرخصی رفتن نداشتند! و از آنهم هولناک تر اینکه وقتی خمینی و رفسنجانی و میرحسین موسوی " آرشیتکت دوران طلایی امام" و هادی غفاری و خامنه ای و سایر جنایتکاران دست در دست هم کمر به قتل عام زندانیان سیاسی دهه ٦٠بستند نه تنها اجازه ندادند مادران و پدران ، دختران و پسران ، جگر گوشه ها و عزیزان خود را برای آخرین وداع در آغوش کشند بلکه آنان را ظرف چند دقیقه بدون دادگاه بدون وکیل با اینکه دوران محکومیت خود را نیز سپری کرده و در آستانه بیرون آمدن بودند را حلق آویز کرد، در گورهای دسته جمعی بی نام و نشان دفن کردند! آنوقت مهدی خان این انگل، "آخوند زاده " را هنگام به درک واصل شدن پدرش "آزاد" میکنند، "زندانی" که تبر گردنش را نمیرند، از بس که مال مردم را مثل پدر خونخوارش خورده است!

واکنش هایی که در پی مُردن جانی رفسنجانی نشان داده شد یکبار دیگر ماهیت فرد رذل و تبهکاری مانند ارتجاع نگهدار معروف فرخ نگهدار لو دهنده بسیاری از "هوادارانش" در زندان های رژیم اسلامی و بالا بردن سر آنها بر دار، همانی منفور متعفنی که در دوران شاه جلاد با نوشتن عفو نامه و تایید تمام سیاست جنایتکارانه شاه "تواب "شده بود و با نفوذ در پرافتخارترین سازمان سیاسی نظامی؛ یعنی چریک های فدایی خلق؛ او نیز مثل ارباباش رفسنجانی قاتل، بیشترین خدمت را به اربابان شاه و ملا کرد، به عزاداری نشسته بود، و از طرف "مردم کشورش" غلط زیادی کرده و اظهار "اندوه" نموده، و قلم هایی که عاری از هر گونه مسئولیت و شرافت اخلاقی هستند نیز او را "بی جانشین" ملقب کردند!

کفتار رفسنجانی بعنوان "رئیس تشخیص مصلحت" هر وقت که "مصلحتش به خطر می افتاد" حکم میراند، از آخرین آنها باید از مجرم شناختن افرادی که دارایی های "سران رژیم" را افشا میکنند نام برد. اگر این ظالم کریه قلب ریگی به نعلینش نداشت چرا از افشای ثروت " از کجا آورده " خود و سایر هم فطاران جانی اش وحشت داشت. بیست و سه چهار سال پیش وقتی مردم در خیابان، مراکز عمومی و تاکسی و خلاصه هر جا بلند بلند حرف از دزدهای رفسنجانی میردند و میگفتند که خر همان خر است و پالانش عوض شده، درست در همان هنگام نیز از جانب خمینی جلاد "حکمی راند" که هر کس به "انقلابیون اسلامی" تهمت بزند سه سال حبس دارد.

آخوند رفسنجانی چنان ظلم و تاخت و تاز میکرد که مردم جان به لب آمده از تنگناهای اقتصادی و اجتماعی به کنابه در کوی و برزن میگفتند بس کنید "دنیا به نادر وفا نکرد".

جاده صاف کن امپریالیسم که بولدوزر را بر روی هر آنچه که بر سر راه منافع خونخوران داخلی و اربابان جهانی شان بود انداخته بود از جان تا مال مردم از ثروت دسترنج کارگران تا زمین و کوه، معادن و صادرات و واردات و برج سازی، که گویی عمر جاودان دارد و تا ابد میتواند به ستمگری ادامه دهد. اما دیدیم که چگونه بی آنکه ذره ای از جنایاتی که مرتکب شده بود پشیمان باشد مُرد. به درک!

برخی ها حتی اگر وجدانشان را به تعطیلات فرستاده باشند اما لحظاتی در زندگی وجود دارد که وجدان از سفر برمیگردد و گریبان فرد ظالم را میگیرد، اما در مورد جنایتکار منفوری مثل رفسنجانی چنین نبود، او بی وجدان متولد شده بود، طوری که حتی دم مُردن نیز دست از فریبکاری برنداشته بود و فکر میکرد که قلب از کار ایستاده اش درست میشود و او میتواند به ستمگری تبهکارانه اش ادامه دهد، به وزیر بهداشت گفته بود که " نگذارید آرزوهای برآورده نشده محرومان بر زمین بماند."!!! واقعا نباید شادمان بود از به درک واصل شدن این روباه مکار منفور؟

آری دکه متعقن استبداد دینی ستمگر قلدری بنام رفسنجانی بسته شد، اما دکه های متعفن دیگر استبداد دینی که در خدمت امپریالیسم است هنوز باز است، جناج های مختلف رژیم که دستشان در تمام جنایات رژیم آلوده است سعی در ربودن گوی قدرت دارند، روحانی رئیس جمهور وقت که کارنامه اش کم رنگ تر از "پدر خوانده اش رفسنجانی" نیست عزادار است. خامنه ای حیله گر نیز به تاراج و سرکوب سیستماتیک خود مشغول است. او نیز مانند "اکبر شاه" آنچنان غرق قلدری ست که نمیداند از هر" بیش آمدی" ممکن است بگریزد اما نه از مرگ! اما روزی شادمانی کامل کارگران و محرومان، و زنان فرا میرسد که رژیم اسلامی و قوانین الهی اش که چیزی جز ابزار سرکوب کارگران و زحمتکشان و محرومان، زنان و دانشجویان، روشنفکران و نویسندگان و شاعران نیست آنهم در راستای حفظ منافع امپریالیستها، به مستراح تاریخ پرتاب شود، همانگونه که تاج و تخت شاه جلاد توسط توده های ستمدیده پرتاب شد.

انقلاب واقعی را کسی سازماندهی نمیکند ، بلکه سیلی از خشم خروشان ستمدیدگان است که در میبایند که بقول مارکس هیچ چیز جز رنجیرهایشان ندارند که از دست دهند.


سرنگون باد رژیم اسلامی نوکر امپریالیسم با تمام جناح ها و دسته های آن

مرگ بر ستمگران و هر آنکسی که به ستمدیدگان پشت کند و خادم ستمگران شود

زنده باد بیداری، آگاهی و هشیاری در جهت سرنگونی رژیم جنایت پیشه اسلامی


صبا راهی

دی ماه هزار و سیصد و نود و پنج / ژانویه دوهزار و هفده




ارسال شده توسط mahisiah kochooloo در ۷:۱۲ با رایانامه ارسال کنیداین را در وبلاگ بنویسید!‏در Twitter به اشتراک بگذارید‏در Facebook به اشتراک بگذارید‏اشتراک‌گذاری در Pinterest
هیچ نظری موجود نیست:

▼ 2017

اطلاعیه حزب کمونیست کارگری

در باره نتایج "انتخابات اسفند ۹۴"



"انتخابات اسفند ۹۴" چنانکه انتظار میرفت به صحنه بروز آشکارتر کشمکش های درونی رژیم و همینطور جدال مردم با جمهوری اسلامی تبدیل شد. راه نیافتن برخی از سرسپرده ترین عناصر نزدیک به خامنه ای به مجالس اسلامی، نه فقط دست جناح رفسنجانی را در مواجهه با جناح رقیب قویتر و در نتیجه دعواهای درونی رژیم را تشدید میکند؛ بلکه و مهمتر از نظر مردم یک ضربه آشکار بر خامنه ای و اعوان و انصارش بعنوان سکاندار کل نظام اسلامی قلمداد خواهد شد. میتوان انتظار داشت که پس از این انتخابات از یکسو تشتت و جدال قدرت در درون جمهوری اسلامی بالا گیرد، و از سوی دیگر مردم با روحیه و اعتماد به نفس بالاتری در مقابله با جمهوری اسلامی ظاهر شوند و اعتراضات و مبارزات شان در سطوح فرهنگی، اقتصادی و سیاسی گسترش یابد.

اما این به اصطلاح انتخابات واقعه ای بود که بر مهمترین پارامتر اوضاع سیاسی ایران بار دیگر تاکید گذارد. نشان داد که چگونه اکثریت عظیم مردم خواهان رفتن این رژیم اند. نه فقط حتی بنا به آمار خود رژیم بخش وسیعی از جامعه در این معرکه انتخاب جلاد بد و بدتر شرکت نکردند، بلکه بخش وسیعی از آنها که از سر امکانگرایی شرکت کردند کوشیدند تا آنجا که میتوانند به پایه هایی که این نظام جنایت اسلامی در حال حاضر بر آن استوار است ضربه بزنند به این امید که روزی کل آنرا برچینند. هیچ چیز مسخره تر و خودفریبانه تر از تلاش مقامات رژیم، اصلاح طلبان و مفسران رسانه هایی چون بی بی سی فارسی نیست که اولا، میکوشند بخش وسیع مردم که رای نداند و علنی تر و فعالانه تر از هر زمان اعلام کردند که رای نمی دهند را از دفتر معادلات سیاسی خط بزنند، و ثانیا، رای اعتراضی و "سلبی" عمده رای دهندگان را در ستون "ثبات و دوام جمهوری اسلامی" ثبت کنند! کافی است که این آقایان یک لحظه از پنجره دنیای وارونه و حقیر خود به بیرون نگاه کنند تا متوجه شوند که معنی واقعی رای سلبی مردم این است که اگر حتی نسیمی هم از شرایط یک انتخابات واقعی و آزاد در ایران بوزد نه فقط "مثلت جیم" که امثال حضرات "لیست امید" نیز رایی نمی آورند و مردم بدرستی خواهان محاکمه بسیاری از آنها به جرم جنایت علیه بشریت خواهند شد.

بدین ترتیب "انتخابات اسفند ۹۴" نه فقط نشان داد که دعواها و تنازعات جمهوری اسلامی بالا میگرد، نه فقط نشان داد که مردم بیش از پیش برای عبور از بختک جمهوری اسلامی آماده میشوند و شرایط را آماده میکنند، بلکه همچنین روشنتر نشان داد که رفع شر جمهوری اسلامی از افشای بی امان مدافعان "اصلاح طلب" آن جدا نیست. حزب کمونیست کارگری همچون همیشه در صف اول انجام این وظیفه است. ما همه مردم ایران را به گسترش مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری جامعه ای برابر و آزاد و انسانی، به برقراری جمهوری سوسیالیستی فرامیخوانیم.

حزب کمونیست کارگری ایران
۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱ مارس ۲۰۱۶


سرمایه داری – سیستمی مرگبار: راب گولند، برگردان: آمادور نویدی


این هرگز سرمایه دار نیست که می میرد، بلکه کارگر فقیری است که همواره با جان خود هزینه نهایی را می پردازد… سرمایه داری تنها سیستمی نیست که بشریت قادر به توسعه آن گردیده است. سرمایه داری سیستمی است مرگ بار که بر اساس نابرابری و استثمار بنا شده است و به ناچار منجر به جنگ می شود، اما مردمی که کار می کنند سیستم بهتری را می شناسند، سیستمی که فارغ از استثمار و جنگ طلبی است: سوسیالیسم… در سیستم سرمایه داری، به سادگی سرمایه دارن بدون کسب سود، علاقه ای به بهبود شرایط کارگران، جلوگیری از گرسنگی، مبارزه با آلودگی و تخریب محیط زیست، و یا بیماری های همه گیر ندارد. بدون این که حتی از جنگ حرف بزنیم، بنابر سیاست ها و شیوه های مخرب و غیرانسانی سرمایه داری، میلیون ها نفر محکوم به رنج و فنا هستند!

سرمایه داری – سیستمی مرگبار

نوشته: راب گولند
برگردان: آمادور نویدی
آیا تا به حال به پاسخ به این سئوال با خود اندیشیده اید که تنها چند انسان به خاطر حرص و آز سرمایه داری (در کنار بی اعتنایی کامل برای کار مشقت بار کارگرانی که درواقع خالق ثروت هستند)، جان خود را از دست داده اند؟ حتی اگر زیاده روی سرمایه داری در جنگ های بی شمار قرن های ۱۹ و ۲۰ را به حساب نیاورید، باز هم تلفات نفس گیری وجود دارد که به طور مستقیم می توان به حساب سرمایه گذاری گذاشت.
این سرمایه داری بود که پیشرفت های علمی و فن آوری انقلاب صنعتی را به عنوان راهی جهت افزایش محصولات کشاورزی کشف و ضبط کرد، در حالی که تعداد کارگران کشاورزی را تاجایی که امکان داشت، کاهش داد. بخش عمده طبقه کارگر روستایی در واقع مجبور شدند که از زمین ببرند و به شهرستان و شهرها به عنوان نیروی کار شهری فقیر، با سختی بدنبال اشتغال بگردند، که سرانجام در معادن و کارخانه های جدید سرمایه داری با قدرت بخار کار پیدا کردند.

اتحادیه های کارگری غیرقانونی بود، و کافرماها نه تنها کارگران مرد، بلکه – کارگران زن و کودکان را نیز بشدت استثمار می کردند. زنان انگشتانی فرز و چابک داشتند و کودکان سریع بودند، اما برای کار، آنها را به واگن های حمل و نقل زغال سنگ و دیگر مواد معدنی از طریق معادن سقف کوتاه مهار کردند. کودکان مجبور بودند تا با رفتن به زیر ماشین بخار صنعت پارچه بخاطر جمع آوری زباله هایی که مالک می توانست پولی اضافی بسازد، جان خود را به خطر بیاندازند.

حوادث مکرر اتفاق می افتاد و اغلب به مرگ کارگران منتهی می شد. حتی زمانی که حوادث کشنده نبود، کارگر مجروج بخت برگشته، معمولاً به علت ناقص بودن عضو بدنش، از کار اخراج می شد، و به گدایی می افتاد، گرسنگی می کشید و از گرسنگی می مرد. هر سال به علت فقر، بی کاری و ناامیدی، گرسنگی و سرما، هزاران نفر می مردند.
کارگران چاره ای نداشتند بجز اینکه علیه استثمار و سرکوب سرمایه داری بجنگند. در سرتاسر قرن های ۱۹ و ۲۰، کارفرماها نه فقط از پلیس و ارتش جهت حفظ نظم و کنترل کارگران استفاده می کردند، بلکه اغلب به استخدام ارازل و اوباش، جاسوسان و جوخه های مرگ متوسل می گشتند. جهت شکوفایی سرمایه داری، تعداد بی شماری از سازماندهان اتحادیه ها، کمونیست ها و دیگر نیروهای مترقی به قتل رسیده اند، و هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان به قتل میرسند.
حتی وقتی که آن ها در واقع به قتل نمی رسند، کارگران هنوز بر سر کار خود از «حوادثی» می میرند که معمولاً قابل پیش گیری هستند، اگر که کارفرماها به کاهش شرایط و وسایل ایمنی دست نزنند، بطور مدام جهت افزایش تولید بر سرعت کار، و ساعات کار طولانی تر فشار نیاورند. در سراسر جهان، تلفات حوادث در کارخانه های صنعتی، ساختمان سازی، معادن، ماهی گیری و حمل و نقل بسیار زیاد است. این هرگز سرمایه دار نیست که می میرد، بلکه کارگر فقیری است که همواره با جان خود هزینه نهایی را می پردازد.

سرمایه داری، قلم بدستان و سیاست مدارانی را استخدام می کند تا از منافع آن ها دفاع کند، با ترویج گفته های مضحک می خواهند بما بقبولانند که ما همه برادریم و در سهم کیک شریک هستیم، و سرمایه داران و کارگران دارای فرصت ها و حقوقی برابر هستند. نیازی نیست که فارغ التحصیل دانشکده بازرگانی هاروارد باشیم که بدانیم که این طور نیست و این گفته ها حقیقت ندارد. هر کارگری می تواند حقیقت را در باره موقعیت نسبی کارگران و کارفرمایاها به شما بگوید. هیچ برابری و برادری بین کارگر و سرمایه دارجود ندارد.

سلامتی را مثال بزنیم. این صاحب معدن زغال سنگ نیست که از ریه های آغشته به گرد و غبار و سرطان می میرد. این صاحب کارخانه هاردیز (شرکتی در استرالیا که پشم شیشه تولید می کرد – م) نیست که می میرد و هنوز هم از آزبستوز(مصالح ساختمانی که بیماری تنگی نفس می آورد و سرطان زاست – م) می میرد. به عبارت دیگر، این کارگران نیروگاه فوکوشیما(در ژاپن- م) نیستند که اجازه می دهند زباله های رادیو آکتیو به اقیانوس آرام بریزد: در این جا، صاحبان سرمایه دار کارخانه ها مجرم هستند. همان گونه که تخریب صنعت میگو در خلیج تگزاس، و امرار معاش ماهی گیران میگو با آن، کار ماهی گیران نبود، بلکه کار سرمایه دارنی بود که صاحب برتیش پترولیوم(بی پی) بودند.

حرص و آز سرمایه داری، مرگ و نابودی را در سراسر جهان از خود به جا گذاشته است و حتی هنوز هم به دنبال گسترش نفوذ خود در مناطق بیشتری است. شاهد فشار برای استخراج نفت در آمریکای شمالی باشید. همان گونه که گرم شدن کره زمین، لایه یخی قطب جنوب را ازبین می برد، منتظر شروع فشار شرکت های معادن سرمایه داری جهت حق استخراخ معدن در قاره قطب جنوب باشید. قطب جنوب می تواند تبدیل به بزرگ ترین منظره کره، جهت ثروت مند ساختن شرکت های معادن و سرمایه گذاران آن ها بشود. بقیه ما، همراه با پنگوئن ها، به آن چه که بوده است و هرگز برنم یگردد سوگواری خواهیم کرد. و البته یکی از مزایای دلیل تأمین مالی جهت پرواز/ سفر به کره مریخ، نیز، پیش بینی سودهای حاصل از استخراج معادن سیاره سرخ است.

با این حال، سرمایه داری تنها سیستمی نیست که بشریت قادر به توسعه آن گردیده است. سرمایه داری سیستمی است مرگ بار که بر اساس نابرابری و استثمار بنا شده است و به ناچار منجر به جنگ می شود، اما مردمی که کار می کنند سیستم بهتری را می شناسند، سیستمی که فارغ از استثمار و جنگ طلبی است: سوسیالیسم.

در تاریخ مختصر جهان از سال ۱۹۱۷، مردم تلاش کردند تا این شکل از جامعه را بسازند که به ناچار اشتباهاتی داشته اند (برای مثال: آلودگی ناشی از حادثه راکتور هسته ای چرنوبیل، و بیابان زایی مناطق اطراف دریای آرال).
اما همه این ها، بطور جدی و بدون شک، بوسیله گروه کوچکی انجام گرفت که تلاش می کرد تا ثروتمند – و یا ثروتمند تر شود. ماهیت سوسیالیسم به عنوان سیستمی است که بطور مداوم جهت بهبود زندگی تمام مردم خود تلاش می کند. شما ممکن است که بپرسید، احتمالاً چه کسی می تواند مخالف چنین سیستمی باشد؟ خوب، برای شروع، سرمایه دارها مخالفند.

سبک زندگی آنها وابسته به اکثریت (مردمی که کار می کنند) استثمار شده بوسیله اقلیت (سرمایه دارانی) است که ثروت ایجاد شده توسط اکثریت را تصاحب می کند. سرمایه داران علاقه ای ندارند که امتیازات خود را از دست بدهند و مانند مردم عادی زندگی کنند. آنها با چنگ و دندان جهت حفظ ثروت، قدرت و مزایای اجتماعی خود – و برتری که بر مردم عادی برای آنان به ارمغان می آورد، می جنگند.
ارتش کارشناس و جیره خوارانی که استخدام می کند، تلاش زیادی صرف می کند تا سوسیالیسم را نظامی گرا و تشنه خون به تصویر بکشد. در واقع، این سرمایه داری است که این نمونه از نوع سیستم اجتماعی است. تنها سرمایه داری؛ در حال حاضر برمبنای استثمار و نابرابری شدید، می تواند اقتصاد های جهان را به یک مفهوم تا حد بربریت به «جنگ پایدار» متصل کند. اغلب مردم جهان این نوع زندگی تحت چنین رژیمی را رد می کنند، بنابراین، مبلغان سرمایه داری باید دروغ بگویند. و هیچ مشکلی هم با دروغ گویی ندارند. با چهره ای آشکار اعلام می کنند که سیاه سفید و سفید سیاه است؛ و سرمایه داری مهربان است و سوسیالیسم سرکوب گر و ظالم است.
در واقع، با این حال، این کشورهای سرمایه داری بودند که به کشور جدید سوسیالیستی، روسیه شوروی، در طول چند هفته از ایجاد آن حمله بردند. این تهاجم همراه با توحش فوق العاده وحشیانه در بخشی از طرفداران رژیم سابق، به آن حدی بود که پرسنل آمریکایی که به سیبری حمله برده بودند، نیروهای سفید ضدانقلاب را در صورتی که به ظلمی که حال انسان را بهم میزند پایان ندهند، تهدید به حمله کردند. این باعث شد که سفیدها شایعه پخش کردند که در رهبری سربازان آمریکایی یک سرخ مخفی شده است!

ارتش سرخ در نهایت در سال ۱۹۲۲ توانست آخرین مهاجمان را، که کشوری تخریب شده برای جامعه جدید به ارث گذاشته بودند، مجبور به ترک اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نماید. اما مردم شوروی یک درس مهم را یاد گرفتند. به همان خوبی که برای احیای معادن تخریب شده، کارخانه ها و زیرساخت خود تلاش شدیدی نمودند، ارتش، نیروی هوایی و دریایی خود را نیز برای حمله آینده سرمایه داری آماده ساختند. طبق معمول، ارتش کارشناس مبلغ ترویج سرمایه داری، این آمادگی و بازسازی شوروی را به عنوان «تهدیدی» برای دمکراسی های سرمایه داری دوستدار صلح به تصویر کشید.

سپس در دهه ۱۹۲۰، خیلی پس از شکست مهاجمان، غرب هنوز به راهزنان در جنوب و شرق روسیه جهت کشتن نمایندگان دولت شوروی و اقدامات دیگر، مانند حمله به کاروان های پنبه تولید شده در مزارع شوروی، و غیره با بودجه مالی و عرضه سلاح حمایت نمود. در خارج، دفاتر تجاری شوروی مورد حمله قرار می گرفتند و تخریب می شدند و کارکنان آنها توسط سرویس های امنیتی با این ادعا که به دنبال مدرک جاسوسی و جستجو آمده اند، ضرب و شتم می شدند.

هم چنین در دهه ۱۹۲۰، دولت شوروی با هزاران مزرعه کوچک، در آمادگی برای برنامه های بسیار زیادی برای صنعتی کردن کشور تحت برنامه پنج ساله اول، سیستم مالکیت اجتماعی را تنظیم نمود. عوامل سرمایه داری در خارج و باقی ماندگان آنها در داخل روسیه خراب کاری در کشاورزی اشتراکی را با هر وسیله ممکن تنظیم کردند، و حتی به دهقانان گفتند که دام های خود را قبل از آن که به دست شوروی ها «بیفتد»، بکشند. نتیجه اش قحطی شد، که مرگ و میر به همراه داشت، و سرمایه داری بدون درنگ سوسیالیسم را مقصر دانست. اگرچه آن ادعا به عنوان دروغ ضد کمونیستی در آن زمان افشا گردید، ولی در این سال های اخیر که مردم دیگر جزئیاتش را بخاطر نمی آورند، باز هم زنده اش کرده اند تا بازهم باشگاه متقاعد کننده دیگری جهت حمله به سوسیالیسم بسازند.

این سرمایه داری بود که با زور جهت به اجرا درآوردن قانون خودشان و حفاظت از «سرمایه گذاری هایشان» رژیم های استعماری را در مقیاس بزرگ توده ای به مرگ و نابودی در کشورهایی کشاند که به عنوان دارایی امپریالیستی در آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی بودند.

فاشیسم به عنوان سیستمی جهت حفاظت از سرمایه داری و برای جلوگیری از امکان انقلاب سرخ ظهور کرد . در کشورهایی که بر آنها غلبه کرد، کشتار جمعی به یک قاعده تبدیل گشت. فاشیسم آلمان میلیون ها نفر را در یک تلاش دیوانه وار برای «نژاد خالص» کشت و میلیون نفر دیگر را در اردوگاه های کار بردگی برای خدمت به سرمایه داران آلمانی به هلاکت رساند.

در دهه ها پس از جنگ جهانی دوم، هزاران نفر – شاید هم میلیون ها نفر – در حوادث صنعتی، فجایع معادن، کشتی های پرجمعیت یا غیرقابل استفاده و زهوار در رفته، یا با کار بیش از حد اندازه کشته شده اند. میلیون نفر دیگر به خاطر گرسنگی، در جهانی که ظرفیت تغذیه هر کسی را دارد، مرده اند! در سیستم سرمایه داری، به سادگی سرمایه دارن بدون کسب سود، علاقه ای به بهبود شرایط کارگران، جلوگیری از گرسنگی، مبارزه با آلودگی و تخریب محیط زیست، و یا بیماری های همه گیر ندارد.

بدون این که حتی از جنگ حرف بزنیم، بنابر سیاست ها و شیوه های مخرب و غیرانسانی سرمایه داری، میلیون ها نفر محکوم به رنج و فنا هستند!

برگردانده شده از: گاردین، ارگان حزب کمونیست استرالیا


Issue #1711 November 18, 2015
Capitalism – a killer of a system – Communist Party of a system by Rob Gowland

در محکومیت کشتار ساکنان اردوگاه اشرف ٬


اردوگاه اشرف متعلق به سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق یک شنبه ۱۰ شهریور ماه بار دیگر مورد حمله جنایتکارانه قرار گرفت. تردیدی نیست که

بیشتر بخوانید

ایران در رتبه ۱۳۷ از نظر «شاخص صلح جهانی»

ایران در رتبه ۱۳۷ از نظر «شاخص صلح جهانی»


۱۳۹۲/۰۳/۲۱

«مؤسسه اقتصاد و صلح» با انتشار گزارشی تازه، «شاخص صلح جهانی» سال ۲۰۱۳ را برای ۱۶۲ کشور جهان منتشر کرد که ایران در این فهرست در جایگاه ۱۳۷ قرار گرفته است.

بیشتر بخوانید

مرگ انسانیت در جمهوری اسلامی


مرگ انسانیت در جمهوری اسلامی

[h2 در روزهای گذشته مصاحبه ای با رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، شخصی به نام عزیزی، منتشر گردید[1] که خواندن این مصاحبه نشان می دهد چه موجوداتی و با چه تفکراتی امروز بر مسند قدرت در ایران تکیه زده اند و تا چه اندازه از اخلاق و منش انسانی دورند. محور مصاحبه سعید مرتضوی است و تبرئه کردن او از اتهامات کهریزک. عزیزی با خونسردی یک جانی و قاتل بالفطره درباره کشته شدگان کهریزک سخن می گوید. در نگاه او سعید مرتضوی با تصمیماتی که در آن روز گرفت نظام و ایران را حفظ کرده و نجات داده است! جامعه هم هزینه های این کار را باید بپردازد!!!!]بیشتر بخوانید

مصاحبه رودا با دبیرکل حزب دموکراتیک کردستان

چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۱

مصاحبه رودا با دبیرکل حزب دموکراتیک کردستان
توافق حزب دموکرات کردستان با کومله

ساکار عبدالله زاده

مصطفی هجری، دبیر کل حزب دموکراتیک کردستان ایران در مصاحبه ای با رودا در باره خوش بینی خود نسبت به ائتلاف اخیر این حزب با حزب انقلابی کردستان موسوم به کومله، سخن گفت.توافق میان دو سازمان سیاسی پس از دهه ها رقابت تلخ میان آنها صورت می گیرد.

بیشتر بخوانید

گروه های تروریستی ایرانی در افغانستان

امنیت ملی افغانستان : مهاجمان انتحاری نیمروز ایرانی بودند
ریاست امنیت عمومی ملی افغانستان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده مهاجمان انتحاری که سه روز پیش ولایت نیمروز در جنوب غرب افغانستان را هدف قرار دادند، اتباع ایران بودند.سه مهاجم انتحاری سه شنبه ۱۴ آگوست/اوت در مراکز پر جمعیت شهر زرنج مرکز ولایت نیمروز خود را منفجر ساختند و موجب کشتن دست کم ۳۶ نفر و زخمی شدن بیشتر از ۱۰۰ نفر دیگر شدند.

بیشتر بخوانید

پناهجویان معترض و اعتصابی
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران- خارج کشور

رفقا و دوستان گرامی

با درود به استقامت و پایداری و ارادۀ استوارشما در تداوم مبارزه تا حصول به سه خواستۀ اساسی تان. ما از آغاز
حرکات اعتراضی شما در جریان اوضاع و فعالیت هایتان بوده و در حد توان در کنارتان ایستاده ایم و تلاش های
محقانۀ شما را با گام های سنجیده و برنامه های حساب شده ارج می نهیم و موفقیت های نسبی تا کنونی و گسترش
فعالیت ها در سطح آلمان و پیوستن پناهجویان از چندین شهر دیگر به این حرکت را ارزشمند تلقی نموده و پیروزی
های بیشتر شما را خواهانیم.

بیشتر بخوانید

سرقت از منزل سرشناس ترین جراح و خیر تبریزی + عکس

سرقت از منزل سرشناس ترین جراح و خیر تبریزی + عکس

www.tabriznews.ir
tabriznews@gmail.com
00989144157400

این جراح خیرخواه تبریزی که در طی گفتگوی کوتاه هرگز از کلمه سارق استفاده نکرده و آنان را میهمان ناخوانده خواند افزود: دو نفر ناگهان وارد منزل شدند و از طریق تلفن همراه خود با فرد یا افراد دیگری که در بیرون از منزل بودند تماس گرفته و می گویند وجه نقد و طلا در خانه نیست و دستور می گیرند که اگر فرش نفیس باشد جمع کنند . بالاخره موفق می شوند دو قطعه فرش را با خود برده و بدون آنکه آسیبی به من برسانند از منزل خارج می شوند.

بیشتر بخوانید

جو امنیتی در پی حضور نیروهای سپاه پاسداران در مناطق زلزله‌زده شمال غرب ایران

گزارش‌ وب‌سایت کلمه از مناطق زلزله‌زده استان آذربایجان شرقی حاکی است که سپاه پاسداران با «امنیتی کردن جو» این مناطق، انبار و توزیع کمک‌های ارسالی را در دست خود گرفته و از فیلم‌برداری و عکس‌برداری توسط خبرنگاران در این مناطق جلوگیری می‌کند.

بیشتر بخوانید

عذر بدتر از گناه صدا و سیمای رژیم : خبر نداشتیم زلزله شده ، خنده بازار پخش کردیم!


عصر ایران ؛ مهدی قدیمی - سه روز قبل دنیا بر سر اهالی اهر و ورزقان و روستاهای اطراف خراب شد و زلزله ای که خبرش در رسانه های خارجی بیش از رسانه ملی نمود داشت، جان صدها تن از هموطنانمان را گرفت. اما آنچه بر تلخی این حادثه افزود، عملکرد برخی مسئولان و در راس آن ها صدا و سیما در رابطه با زلزله اهر و ورزقان بود. عملکردی که پس از انتقادات وسیع سطح جامعه، مورد دفاع مسئولان صدا و سیما قرار گرفت تا توجیهات پر تناقض مدیر کل روابط عمومی صدا و سیما، نمکی باشد بر زخم وجدان مجروح جامعه.

بیشتر بخوانید

https://www.facebook.com/parsasorbi?fref=tl_fr_box&pnref=lhc.friends.unseen

letzte Änderungen: 23.9.2017 7:59