Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

Confederation of Iranian Students
1 www.cistudents.org , www.cispress.net

مقالھ اسماعیل نوری علا در حمایت از خمینی و حکومت مذھبی

[h2 اینروزھا بسیارند آنھا کھ برای مردم ایران آلترناتیو میسازند. اسماعیل نوری علا یکی از آنھاست. وقتی نوری علا ازخمینی دفاع می کرد، نسل دانشجوی امروز ما ھنوز متولد نشده بود. دسترسی بھ اسناد آنروزھا آسان نیست، مخصوصا کھ بھ شکل اسرار آمیزی ھمھ مقالات آنروزھا را پنھان می کنند.
این بخش از تاریخ را برای نسل امروز ایران منتشر می کنیم و قضاوت را بھ عھده نسل ھوشمند جوان امروز می گذاریم. دھم آذر ماه ١٣۵٧ ، چھار تن از روشنفکران سکولار آقایان امیر پیشداد، مولود خانلری، حسین ملک و حسین مھدوی نامھ سرگشاده ای خطاب بھ ھمھ مبارزان جنبش مردم ایران در ھفتھ نامھ ایرانشھر بھ چاپ رساندند کھ بھ شدت بھ انقلابیون درباره خطر برپایی حکومت مذھبی و رھبری مذھبی خمینی اعتراض کردند. اسماعیل نوری علا، ١٣ روز بعد در ٢٣ آذرماه ١٣۵٧ مقالھ ای خطاب بھ این روشنفکرھای سکولار نوشت و برای احمد شاملو،سردبیر مجلھ ایرانشھر فرستاد و شاملو این جوابیھ را عینا بھ چاپ رساند تا مردم خودشان قضاوت کنند. نوری علا کھ امروز خود را پدر سکولاریسم نو می داند، ٣٣ سال پیش بھ روشنفکرھای سکولار حملھ می کرد و از حکومت مذھبی و رھبری خمینی دفاع می کرد. دربخشھایی از این مقالھ، نوری علا می گوید: " امام خمینی پدیده ای تازه و دلگرم کننده در تاریخ تشیع است. او رھبر سیاسی جنبش است، جنبشی کھ تعریفی جز برانداختن ظلم و تقلید کورکورانھ و شکستن بت ھای دیکتاتوری سیاسی و مذھبی ندارد. چھ کس او را امتحان کرده تا بداند آیا از ھمھ علماء بھ علم دین واقف تر است یا نھ؟ و چگونھ این
اعلمیت، و در نتیجھ، رھبری غیرانتخابی و تحمیلی، مردم را بھ تقلید از او کشانده است؟ نھ! امام خمینی را مردم " انتخاب" کرده اند، بھ جھت اینکھ در عین علم بھ احکام شرع بھ مقام ارشدیت نیز رسیده است. او در پی آن نیست تا قشر روحانیت را حاکم بر سرنوشت ما کند، بلکھ در پی آنست تا ما را از دیکتاتوری ھمھ اقشار حاکم و خواستار اطاعت کورکورانھ برھاند. و ھر آنکس از روحانیت سنتی کھ در این راه قدم گذارد مقدمش گرامی است، اما اگر
تردیدی در این راه از خود نشان دھد دیگر کسی برای رسالھ و اعلمیت و زھدش فاتحھ ھم نمی خواند. اکنون علم را با عمل می سنجند. اکنون نقاب ابا ( اشتباه از متن است، عبا صحیح است) و عمامھ کنار زده شده است و رھبری مردم شیعھ باید از آن کسی باشد کھ امام کفن پوش کربلا را در پیش روی دارد. جز این، ھر رھبری، حتی در اوج محبوبیت، ".یکشبھ در بایگانی تاریخ مطول ما مدفون خواھد شد
اسماعیل نوری علا، ھفتھ نامھ ایرانشھر، ٢٣ آذرماه ١٣۵٧ !اسلام واقعی کھ بت می شکند، نھ آنکھ بت می آفریند
!شاملوی گرامی
چندی پیش جناب حسین ملک لطف کرده و یک نسخھ از نامھ سرگشاده ای را کھ ھفتھ قبل در ایرانشھر چاپ شد برای
من فرستاده بود. ھمان زمان مطالبی بھ فکرم رسید کھ چون دیدم آن نامھ را کمتر کسی خوانده و من ھم وسیلھ ای
Confederation of Iranian Students
2 www.cistudents.org , www.cispress.net
برای انتشار حرفھایم ندارم آنھا را نانوشتھ و ناگفتھ رھا کردم اما اکنون کھ تو آن را بھ دست چاپ سپرده ای و از
دیگران ھم خواستھ ای در این مقولھ شراکتی داشتھ باشند، من نیز دیگرباره بھ صرافت طرح آن مطالب افتاده ام و
انشاء الله این مطالب آنقدرھا ھم " بی منطق" نباشد کھ نتوانی چاپشان کنی.
بھ نظرم می رسد کھ نویسندگان نامھ سرگشاده، با توجھ بھ خطر " دامنھ گرفتن آتش اختلاف بین روشنفکران مذھبی
روحانیت در ایران" را مورد بررسی قرار داده و نشان دھند " و غیرمذھبی" خواستھ اند بھ خصوص مسالھ ای بنام
کھ در پی جنبش مردم ایران " مشکلات از زمانی شروع می شود کھ روحانیت بخواھد، با توجھ بھ ضعف موقتی
سازمان ھای سیاسی موجود، خود بطور دائمی جانشین ھمھ احزاب گردد....( و) احتمال دارد کھ در طی مدت کوتاھی
دین اسلام ھم مانند فلسفھ
شاھنشاھی بھانھ ای برای
زورگوئی و حق کشی و
راری استبداد جدیدی برق
گردد....( اما) مراجع عالیقدر
خود بھتر از ھرکسی می دانند
کھ جامعھ روحانیت نباید و نمی
تواند در سازمانھای سیاسی و
حکومتی مداخلھ و شرکت کند."
بھ عبارتی دیگر نویسندگان نامھ
سرگشاده می گویند کھ، اگرچھ
اکنون در ایران براساس
شرایطی خاص روحانیت جانشین رھبری سیاسی شده است، اما ھمین شرایط ایجاب می کند کھ اکنون، و نیز پس از
.پیروزی جنبش مردم ایران، این روحانیت موقع و حدود طبیعی خود را بازشناسد
این استدلال در محدوده خویش منطقی بنظر می رسد. اما بھ گمان من اساس آن بر دو پیش فرض نھاده شده کھ ھر
دو از بنیاد غلط و ناشی از غفلت نسبت بھ ماھیت جنبش کنونی مردم ایرانند. این دو پیش فرض عبارتند از اینکھ،
نخست، چون خواستھ ھای مردم ایران بھ " زبان" و " رنگ" و " پوشش" مذھبی بیان می شود، پس بواقع
روحانیت ایران رھبری جنبش را در اختیار دارد و نتیجھ اینکھ روحانیت و مذھب در ایران یکی ھستند، و دو دیگر
.اینکھ چون سیاست و مذھب دو مقولھ جدا از ھمند از ھم اکنون باید بفکر اختلافات احتمالی بود
من از این " تز" دوم آغاز می کنم کھ طرفداران بسیار دارد و در بین آنھا ھمھ گونھ آدمی یافت می شود. " دولت
روشنفکران غیر مذھبی" ھم بر ھمین عقیده اند. و این ھمھ از سر " ھا" و " آخوند دولتی" ھمین را می گویند و
چیست؟ چرا ھمھ می کوشند مذھب را بعنوان رابطھ ای " شخصی" بین انسان و خدا تعریف کنند و آن را از حوزه
سیاست و عمل سیاسی خارج نمایند؟ پاسخ روشن است: مذھب جذابیت دارد و توده ھا را بسوی خود جلب می کند،
پس می تواند بنیاد دولت و نیز ھمھ اقشار منتفع از وضع موجود را بلرزاند و از سوی دیگر در برابر تبلیغ دائم
روشنفکر غیرمذھبی سد شود. مذھب می تواند خصم ھر دوی این طرفین تخاصم باشد، پس ھر دو توافق می کنند کھ
مذھب را با امور سیاسی نباید کاری باشد و در عین حال ھر دو می کوشند از آن بعنوان نیروئی بر علیھ دیگری
.استفاده کنند
Confederation of Iranian Students
3 www.cistudents.org , www.cispress.net
اما در این میان مذھب ( پیش از آنکھ بھ دست دولتیان قلب شود، بھ دست آخوندھای وابستھ ارتجاعی شود، و از
یکسو از روشنفکران غیرمذھبی دشنام بخورد کھ تریاک توده ھاست، و از سوئی دیگر بعنوان چیزی مفید اما کھنھ و
ناھماھنگ با زمان، بدست آنھا بایگانی شود) چھ بوده است و چھ می تواند باشد؟ بھ آغاز مذھب بنگریم تا دریابیم کھ
مذھب ندای توده مظلومی است کھ در آمد و شد و تغییر و تبدیل قدرتھا ھمیشھ لھ شده. مذھب در چھره واقعی خویش
گریز انسان است از پرستش خدایان سیاسی، نفی دستگاه ظلم و مغزشوئی، و پرواز اوست بھ سوی آزادی واقعی. و
مذھب در شکل ناب خویش نھ دستگاھی .ھمین مذھب است کھ ھمھ " اراده ھای معطوف بھ قدرت" را می ترساند
دارد، نھ سلسلھ مراتبی، نھ لباسی، و نھ ھیچ کاخی. ھیچ قشری نماینده او نیست- نھ بھ این معنی کھ آنچھ می ماند
انسان منفرد است و خدا، بلکھ بھ این معنی کھ آنچھ می ماند جامعھ است و خدایش، یعنی ھمان مفھومی کھ در خلاء
.بتخانھ ھا و بت ھا می روید
یکی گرفتن مذھب با قشری کھ خود را سخنگوی مذھب می داند و مذھب را در پوشش کتب مرموز ناخواندنی، کلمات
ناشناس، علوم غریبھ و دانشی دست نیافتنی مخفی می کند یک اشتباه تاریخی است. و درست بھ ھمین دلیل است کھ
ھر از چند گاه یکبار روشندلی از راه می رسد، جرات می کند، از چماق تکفیر و حبس و شکنجھ نمی ھراسد، بت ھا
را می شکند، و مذھب را در افق طبیعت واقعی آن پیش روی توده مظلوم قرار می دھد. اما در این کار ھیچ اراده
.ھدف این پالایش شکستن قدرتھاست کھ صرفا برای دوشیدن و بھره کشی در کارند .معطوف بھ قدرتی در کار نیست
پس اگر سیاست را بھ معنی کوششی برای دستیابی بھ ماشین دولت و حکومت و استفاده از " مزایای" آن معنی کنیم
مذھب واقعی بھ راستی سیاسی نیست، اما اگر مذھب را کوشش جاودان بشر برای شکستن این ماشین و بت خانھ
ھای حاکم بر آن بدانیم آن گاه مذھب چیزی جز سیاست نیست. آنچھ طالبان قدرت را بھ خطر می اندازد نھ نماز است و
نھ روزه و نھ حتی خرافاتی کھ در طول زمان با مذھب درمی آمیزد. آنان از این می ترسند کھ انسان آشنا با مفھوم
توحید، انسان بت شکن، انسان مخالف زور، انسان مبارز بر علیھ تجمع ثروت و وسائل تولید در دست مشتی مفتخور
زالو، از دل مذھب برخیزد. آنگاه چھ اتفاقی خواھد بود بین قصر فرعون با بت خانھ مکھ و کاخ کرملین و قصر
نیاوران؟
این مقدمھ را گفتم تا بتوانم بیافزایم کھ مقولھ کنونی ایران از آن مقولھ ھای باصطلاح " کلاسیک" نیست. این را باید
بیشتر توضیح داد، می دانم نویسندگان نامھ سرگشاده می نویسند: " علیرغم ظواھر امر، ماھیت واقعی مبارزات
کنونی مردم ایران بیشتر اجتماعی و سیاسی است تا مذھبی... بیش از ھر چیز این شرایط اجتماعی و اقتصادی خاص
نواستعمار در ایران بود کھ موجبات خشم و نارضائی توده مردم را فراھم آورد و بخشی از جامعھ روحانیت را بھ
بلندگویان این خشم و نارضائی مبدل ساخت." و خلاصھ اینکھ رنگ مذھبی گرفتن مبارزه در ایران ناشی از بستھ
.شدن کلیھ مجاری طبیعی اعتراض سیاسی است
اینھا ھمھ درست است، اما این فقط یک روی سکھ را نشان می دھد. در آن روی دیگر باید بر جنبشی وقوف یافت کھ
سالھاست در خاک امت ھای اسلامی رشد کرده و در ایران ما، در ھمین پانزده سالھ اخیر، بھ بر نشستھ است. و این
دیگر تنھا در حوزه ھای مدارس علیمھ و در میان قشر روحانیت رخ نکرده است. اتفاقا روحانیت رسمی در ایران-
شاید از ترس از بین رفتن مبانی معنوی دین- چند سالی با این پدیده مبارزه کرده و ماھیت ان را بھ درستی تشخیص
نمی داده است. و این پدیده ھمان پالایشی است کھ از پس قرن ھا سکوت و جمود در دل مذھب تشیع رخ داده و معنای
تشیع دیگرباره سرخی خون حسینی و غرور بت شکن توحیدی را در خود پرورانده است. تشیع امروز ایران در واقع
خویشتن را از تسلط بی چون و چرای قشر روحانیت آزاد می سازد و رھبری این نھضت آنگونھ نیست کھ بیش از این
تعریف می شده. اکنون اگر مردم از امام تشیع نام می برند این امامت بھ معنی آن تعریف قدیمی " فقیھ مسلط بر عربی
نیست. اکنون کسی صرفا بھ خاطر " اعلمیت" و " زھد دنیاگریز" کسی پای "آب نکشیده، و آداب وضو و استنجاء
Confederation of Iranian Students
4 www.cistudents.org , www.cispress.net
علم او سینھ نمی زند. امام تشیع اکنون مقامی دیگر دارد، نھ عمامھ نشانھ اوست، نھ عبا، نھ ریش بلند، و نھ تسبیح.
امام اکنون کسی است کھ با تکیھ بر مواریث خون زده تشیع قیام کند، بت بشکند، امر بھ معروف حقیقی و نھی از
منکر واقعی کند. اکنون شرط امامت اعلمیت تنھا نیست، بلکھ امام باید " ارشدیت" داشتھ باشد. و این ارشدیت از
ھمان جنس " رشادت" است و نھ " مرشدیت" نھ کبر سن و ریش سفید! پس روحانیت را نیز اکنون باید در افق
.جدیدی دید و تصفیھ کرد
اما اگر از این مفھوم اثباتی امامت سخن گفتم لازم است از جنبھ سلبی آن ھم حرف بزنم. اکنون امام انتخاب می شود-
نھ بوسیلھ شورای روحانیت، بلکھ بوسیلھ مردمی کھ از ستم بھ جان آمده اند- و خلع می شود، اگر کھ در این راه
نتواند ارشدیت خویش را حفظ کند. اکنون در واقع عصر اعلمیت گذشتھ است، منابع فقھ ھزاران بار ورق خورده اند،
اصول و فروع بیرون کشیده شده اند. رسالھ ھا نوشتھ شده اند، و " باب اجتھاد ھم کھ ھمچنان باز است و جای
جولان در فروع فراوان. ما اکنون پای در عصر ارشدیت امام نھاده ایم. ھرکسی از علوم دینی خواست بھره ای بگیرد
شدن در آن حوزه بھ معنی کشیدن مردم بھ زنجیر " "قدمش روی چشم ھمھ، اما بھره گیری از آن علوم و " عالم
تقلید" بی چون و چرا و اطاعت کورکورانھ نباید باشد. ارشدیت کمال بخشنده اعلمیت است، و تقلید مذھبی اکنون جای
.خود را بھ پیروی آگاھانھ و انتخابی مردم از امام سیاسی می دھد
ترس نویسندگان نامھ سرگشاده ترس بجایی بود، اگر ملت ایران بھ امام خمینی صرفا بعنوان یکی از اعضای
روحانیت سنتی می نگریست و می خواست از او تقلید کورکورانھ کند، و یا امام خمینی خود ماھیتا تفاوتی با آن
مراجع تقلید سنتی نداشت. اما امام خمینی پدیده ای تازه و دلگرم کننده در تاریخ تشیع است. او رھبر سیاسی جنبش
است، جنبشی کھ تعریفی جز برانداختن ظلم و تقلید کورکورانھ و شکستن بت ھای دیکتاتوری سیاسی و مذھبی ندارد.
چھ کس او را امتحان کرده تا بداند آیا از ھمھ علماء بھ علم دین واقف تر است یا نھ؟ و چگونھ این اعلمیت، و در
نتیجھ، رھبری غیرانتخابی و تحمیلی، مردم را بھ تقلید از او کشانده است؟ نھ! امام خمینی را مردم " انتخاب" کرده
اند، بھ جھت اینکھ در عین علم بھ احکام شرع بھ مقام ارشدیت نیز رسیده است. او در پی آن نیست تا قشر روحانیت
را حاکم بر سرنوشت ما کند، بلکھ در پی آنست تا ما را از دیکتاتوری ھمھ اقشار حاکم و خواستار اطاعت کورکورانھ
برھاند. و ھر آنکس از روحانیت سنتی کھ در این راه قدم گذارد مقدمش گرامی است، اما اگر تردیدی در این راه از
اکنون علم را با عمل می سنجند. .خود نشان دھد دیگر کسی برای رسالھ و اعلمیت و زھدش فاتحھ ھم نمی خواند
اکنون نقاب ابا( اشتباه از متن است، عبا صحیح است) و عمامھ کنار زده شده است و رھبری مردم شیعھ باید از آن
کسی باشد کھ امام کفن پوش کربلا را در پیش روی دارد. جز این، ھر رھبری، حتی در اوج محبوبیت، یکشبھ در
.بایگانی تاریخ مطول ما مدفون خواھد شد
پس باکی نیست اگر جنبش مردم ایران ماھیتی " سیاسی- مذھبی" دارد. این در واقع ذات طبیعی ھر جنبش توده ای
در مشرق زمین است. ملت ایران خواستار حکومت علماء نیست، بلکھ خواستار حکومت اسلامی است. مگر ما
فراموش کرده ایم کھ شاه سلطان حسین ھم عالم بھ علم مذھبی بود؟ مگر او را " ملا حسین" نمی خواندند؟ نھ! ما
خواستار حکومت ھیچ شاه سلطان حسینی نیستیم. و از ھمین روی از طرح مسالھ " حکومت اسلامی" در ایران نباید
آن .باکی داشتھ باشیم، چرا کھ اکنون ایرانیان خواستار آن اسلام واقعی اند کھ بت می شکند، نھ آنکھ بت می آفریند
اسلام کھ زیر پایھ ھای تخت باصطلاح " الھی" اموی و عباسی و در زیر عبای کعب الاخبارھا و غزالی ھا فرومرده
است. آن اسلام کھ زاینده زینب ھاست، نھ آن اسلام کھ حرمسراھای شاھان صفوی را پر کرده. طلاب دینی دانشجویان
حقوق دینی اند و فقھا و مجتھدین حقوقدانانند و نھ بیش. و امام خمینی چھ برنامھ ای ارائھ داده جز بازگشت بھ
ایران، انجام انتخابات آزاد، و برقراری حکومت مردم بر مردم؟ این تفاوت اوست با آن روحانیتی کھ خواستار اجرای
گوئی کھ ھمھ مشکلات -قانون اساسی است، صرفا برای بدست آوردن حق " وتو" با فرستادن پنج نماینده بھ مجلس

Confederation of Iranian Students
5 www.cistudents.org , www.cispress.net
ما از ھمین عدم حضور آقایان ناشی می شود و بس! باری، بھ ھمین علت ھا است کھ امام خمینی در راس جنبش
.امروز مردم ایران قرار دارد، اما آنان کھ جز این فکر کنند بھ ناچار کنار گذاشتھ می شوند
نباید موجب پیدایش سوء "خلاصھ اینکھ خلط " دینی بودن" جنبش مردم ایران با " رھبری سیاسی قشر روحانیت
تفاھم شود. اگر اراده مردم ایران مطرح است، این مردم چنین می خواھند: حکومتی اسلامی، یعنی حکومت مردم بر
مردم با تکیھ بر مبانی مترقی حقوق اسلامی و تشیع سرخ علوی. این از روز روشن تر است کھ آن قشری از اجتماع
خواه آن قشر روحانی باشد خواه روشنفکر -ما بھ دیکتاتوری، زور و سانسور دست می زند کھ بر مردم تکیھ ندارد
غیرمذھبی. نھضت امروز مردم ایران، درست براساس ھمان قولی کھ از مرحوم آیت الله نائینی نقل شده بود، " نھ
.استبداد دینی می خواھد نھ استبداد ضددینی" نھ دیکتاتوری روحانیت و نھ دیکتاتوری پرولتاریا
اما نویسندگان نامھ سرگشاده در پایان پیشنھادھائی ھم طرح کرده بودند کھ نشانھ آینده نگری و دوربینی آنھاست،
لکن من این پیشنھادھا را نھ جامع یافتم و نھ مانع. آنچھ گفتم برای روشن کردن این بود کھ ملت ایران اکنون دنبالھ
رو رھبران از پیش ساختھ نیست، بلکھ مجھز بھ ایدئولوژی و معیاری است کھ بھ مدد آن سره را از ناسره می تواند
جدا کند و رھبران واقعی خویش را بازشناسد و انتخاب کند. اما این مانع آن نیست کھ اذعان کنیم ھنوز، بقول
نویسندگان نامھ سرگشاده دچار مشکل فقدان یک نیروی جانشینی ھستیم. اما بھ نظر من شتاب جریان و تنگی زمان
ھیچکدام مھلت آن را نمی دھد کھ وقت را بھ کنفرانس ترتیب دادن و نشست و برخاست کردن بگذرانیم. بھ نظر من
اکنون وقت آنست کھ این نیروی جانشین ھرچھ زودتر آفریده شود و در جریان عمل و از طریق آزمایش ھای عملی
.بخود شکل نھائی بگیرد
آیت الله خمینی اکنون از پشتیبانی کامل ملت ایران برخوردار است، پس می تواند بھ کمک افراد مورد اعتماد خود –
کھ خود بخود مورد اعتماد مردم ایران ھم خواھندبود- بھ آفریدن سازمان ھای رھبری سیاسی دست زند. بھ نظر من
نخستین قدم در این راه تشکیل یک دولت در تبعید است. این دولت با پشتیبانی مردم ایران از ھم اکنون می تواند
تمرین اداره مملکت را شروع کند. ایران اکنون جامعھ ای وسیع است، با تشکیلاتی پیچیده و سازمانی بغرنج. اعضای
این دولت باید مطالعات خود را درباره برنامھ ھای فردای ایران از ھم امروز آغاز کنند و در ھمھ زمینھ ھا – و از
جملھ نفت و سیاست خارجی کھ از مھمترین عوامل تعیین کننده آینده اند، بھ پیش بینی بپردازند، کمیتھ مطالعھ و
برنامھ ریزی تشکیل دھند، و مواضع خود را در قبال مسائل مملکتی روشن سازند. آنگاه این ماشین آماده بصورت
ھمان نیروی جانشینی درخواھد آمد کھ فقدان آن کار را بھ بن بست فعلی کشانده است. و در این حال خون گرانبھائی
کھ اکنون بی دریغ شھرھای ما را رنگین می کند موجب انتقال این دولت بھ ایران و ضامن اجرای صحیح و بدور از
.فساد و ندانم کاری برنامھ ھای آن خواھد بود
اسماعیل نوری علا، ھفتھ نامھ ایرانشھر، ٢٣ آذرماه 1357]
اسماعیل نوری علا، ھفتھ نامھ ایرانشھر، ٢٣ آذرماه ١٣۵٧ !اسلام واقعی کھ بت می شکند، نھ آنکھ بت می آفریند
!شاملوی گرامی
چندی پیش جناب حسین ملک لطف کرده و یک نسخھ از نامھ سرگشاده ای را کھ ھفتھ قبل در ایرانشھر چاپ شد برای
من فرستاده بود. ھمان زمان مطالبی بھ فکرم رسید کھ چون دیدم آن نامھ را کمتر کسی خوانده و من ھم وسیلھ ای

Confederation of Iranian Students
5 www.cistudents.org , www.cispress.net

برگشت

letzte Änderungen: 4.11.2016 12:17