Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

توجه خواندگان گرامی را به این تذکر جلب میکنیم که :
مسئولیت مطالب مندرج در بخش تریبون آزاد به عهده نویسندگان آن است .حزب سوسیال دمکرات ایران فقط پاسخگوی نوشته هائی است که زیر آن امضاء حزب گذاشته شده باشد.
تارنمای حزب سوسیال دمکرات ایران از انعکاس نظر هایی که به فرد یا افرادی توهین شده باشد معذور است.

http://www.spiran.com/2006/برای دیدن آرشیو گذشته به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید

سکولاریسم، نگهبان يکپارچگی ملی


آريوبرزن داريوش

کودتای شکت خورده روز جمعه گذشته وسيله بخشی از سربازان ارتش ترکيه ، با هر تعبير وتفسيری درآينده زمينه مساعدنيرومندی بيشتر رجب طيب اردوغان و حزب عدالت و توسعه (آک پارتی) را در اين کشور فراهم خواهد ساخت.
بانگرش به سياست ورزی سالهای گذشته اين حزب وشخص اردوغان امروز می شود بسهولت در يافت که سياستهای فاشيستی برگرفته از آموزه های اسلام سياسی راديکال ، محرک اصلی گرايش ارتش ترکيه که هنوز خود را مبشر دفاع ازلائيسيته و آرمان های مصطفی کمال می شناسد، به انجام اين برپائی نظامی بوده است .
انديشه ای که نه تنها در درون ارتش ترکيه ريشه دارد بلکه دراکثريت خاموش جامعه امروز ترک همچنان زنده و پابرجا است.
شکست کودتا وپيروزی اردوغان وهمراهانش،درآينده بسيارنزديک اثرات چشمگير خود را عيان کرده وچند وجهی شدن و شکست وحدت ملی درترکيه را بدنبال خودخواهد داشت.
نکته ای که بعضی از کارشناسان سياسی ازنتايج آن به پروسه پايان لائيسيته درکشورترکيه ونتايج تاسف بارآن ياد می کنند.
ورود اين کشور به دوران سياه اقتدارگرائی حزب اسلام گرای آک پارتی است که قدرت درآن به شدت متمرکز و مجتمع گرديده و با سرکوبهای گوناگون و واپس زنی همه مخالفان سياسی شوربختانه به تثبیت می‌دسد.
این قدرت ضد ملی با بهره گيری از پوپوليسم ( عوام گرائی) احزاب سیاسی و تشکیلات توده‌ای برای بسیج مردم در جهت اهداف نادرست حاکميت سو استفاده می‌کند.
وتنها بر قوانين برنهاده حکومتی تأکید دارد و نه حاکمیت قانون.
این شکل ازرژيم ممکنست به آشکار دارای سازوکارهای انتخاباتی دمکراتيک باشد،اما تصمیم‌ نهائی سياسی از سوی گروهی برگزیده از فرمان فرمايان و در پشت درهای بسته بدون اراده ملت اتخاذ می شود.
بدنبال سلب احترام بين المللی از دولت کنونی ترکيه درچندسال اخير،درپی اتخاذ سياستهای نادرست و يکسونگرانه اردوغان و نخست وزيرش داوداوغلو، بويژه درمنطقه خاورميانه تصميمات اخير اردوغان برای نزديکی به اسرائيل وسوريه و عذرخواهی سربسته از روسيه می رفت تا شايد يک چهره پراگماتيست از رئيس جمهوری درميدانگاه جهانی ودرصحنه داخلی بعنوان فردی مسئول درحفظ منافع ملی نمايان کند.
اما آنچه بعداز کودتای آدينه شب گذشته تاامروز و بدستوراردوغان درترکيه به انجام رسيده است، همه اين خيالات را تاکنون، نقش برآب کرد.
من براين آرزو هستم که، ارزشهای سکولاریستی در قانون اساسی این کشور که به پيش بينی مفسران داخلی ترک ممکنست بدبختانه پس از پیروزی اردوغان برکودتاگران براحتی ناديده گرفته شده و بکناری گذاشته شود،پابرجا و استواربماند.
زيرا ترس از آنکه وقوع کودتای هفته گذشته ارتش توان و اراده اردوغان را برای تغییر قانون اساسی کشور فراهم ترکرده باشد، همواره وجود دارد.
بی ترديد ارزشهای سکولار وروحيه قدرتمند ميهن دوستی در مردم ترکيه که اگر چه مبتنی برمفهوم دولت ملت استوارنمی باشد،تا امروز توانسته است ثبات و وحدت ملی ترکيه رادراين کشور نگهبانی نمايد.
اماحکومت ترکيه با کنار گذاردن ارزشهای سکولاريستی، برخاسته از اومانیسم و روح اصالت فرد که مورد خواست سردمداران حاکم، حزب رفاه و توسعه می باشد،بدون ترديد نمی تواند پس از آن از وحدت و يکپارچگی ملی خود بخوبی پاسوری کند.
بدون شک امروز شايد بتوان ادعا کرد که باور به موجوديت وحدت ملی ، برقراری يکپارچگی سرزمينی و تکيه بر ارزشهای مدرن سکولاريستی سه پايه های ايستائی يک دولت ملت آگاه درجهان امروز هستند.
هرملتی تهی از پايبندی به خروج و جدائی باورهای مذهبی از دولت
بعنوان پديده متکی بر اصل قضائی قدرت ، و حتی به نگاه من، عدم دخالت درهمه ميدانگاه های اجتماعی و اجازه بودن تنها درعرصه ويژگانی هرشخص ،نمی تواند بداشتن يک مردم سالاری( دمکراسی ) درکشورش مفتخرباشد . بعضی ازمتفکران سياسی درمخالفت استدلال می کنند که، اين امرکه پارامتر سکولاريسم را به دمکراسی پيوند بزنيم شدنی نيست زيرا امروزه در کشورهائی که لائيسيته در آنها مستقراست گاه بری از دمکراسی اند. مانند ترکيه و باژگونه ممالکی هستند که دارای حکومت دمکراتيک اما معيارهای سکولاريستی را بدرستی مرعی نمی دارند مانند يونان. پس سکولاريسم و دمکراسی همزاد و همراه يکديگرنيستند!!
درپاسخ اين عده بايد گفت : اين برهان عاری از بهره گيری از علم هرمنوتيک جهت تعبير و تفسير و برای پی بردن به معنای راستين اين موضوع است.
باروش شناسی تاريخی می توان بروشنی نادرستی اين استدلال را آشکار کرد.
زيرا بی ثباتی و تزلزل دولتهای ترکيه پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی تا امروز تنها بعلت نبود دمکراسی توام با لائيسيته بوده و آنچه دريونان حتی پس از حکومت سرهنگان تا کنون به ثبات و رشد واقعی کشور کمکی نکرده است بی توجهی نسبی به همراهی سکولاريسم با مردم سالاری دراين کشورمی باشد.




نفوذ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در میان ایرانیان خارج از کشور


خبرگزاری ایرانشهر - یکی از اعضای سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که به تازگی در اروپا پناهنده شده،پرده از نفوذ و فعالیت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در میان ایرانیان خارج از کشور برداشته است. او می‌گوید کار جذب ایرانیان خارج از کشور توسط وزارت اطلاعات از طریق واحدهای مربوط به سفارتخانه ها در هر کشور انجام می‌شود و فقط در آمریکا این کار به عهده افراد مشخصی است، پس از آنکه فرد شناسایی شد بسته به اینکه به ایران رفت و آمد داشته باشد یا خیر کارها تنظیم می‌شود.

خبرگزاری صدای مسیحیان ایران در گزارش مفصلی که ساعاتی پیش منتشر کرد می‌گوید به شواهدی دست یافته که نشان می‌دهد «دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، هدف خود را تاثیرگذاری روی جریان‌های خارج از کشور گذاشته‌اند و خانواده‌های مختلف امنیتی هم‌اکنون در خارج از کشور مستقر شده‌اند.»

این خبرگزاری موفق به گفتگو با یکی از ماموران سابق وزارت اطلاعات شده‌است که به تازگی به اروپا پناهنده شده و بنا به دلایل امنیتی از افشای نام اوخود داری کرده است.

این عضو سابق تیم‌عملیاتی وزارت اطلاعات به این نهاد خبری رسانی گفته: «در معاونت های ده گانه وزارت اطلاعات واحدهایی وجود دارد که مأموریتشان ایجاد هسته‌های تحت کنترل در درون اپوزیسیون خارج ازکشور است.»

به گفته این مأمور، وزارت اطلاعات مطالبی راکه برای ایجاد توازن میان جناح‌های نظام لازم دارد به له یا علیه یکی از شخصیت‌های بلندپایه حکومتی، یا جناح‌های آن، از طریق این هسته‌ها در خارج از کشور مطرح می‌نماید.

وی در ادامه افزوده است: در بین این واحدهای معاونت اپوزیسیون می‌توان از واحد رهبری، رفسنجانی، خاتمی و… نام برد.

او در تعریف وظایف این هسته‌های تبلیغاتی در خارج از کشور گفت: «اینها افراد، گروه‌ها و رسانه‌هایی هستند که از طرف وزارت (اطلاعات) مورد پشتیبانی محتوایی، مالی و تدارکاتی قرار می‌گیرند تا علیه یکی از جناح‌ها یا شخصیت‌های حکومت اسلامی تبلیغ کنند. {افراد نفوذی} باید از طریق انتشار، سخنرانی، مصاحبه، حضور در مجالس، تلفن بر روی کانال‌های رادیویی و تلویزیونی و غیره عمل کنند. رسانه‌ها باید خط دیکته شده و توافق شده را پیش برند و در انتخاب موضوعات، اخبار، مطالب، افراد، برنامه سازان به مسیر تعیین شده توجه کنند. سازمان‌ها و گروه‌ها نیز باید در اطلاعیه‌ها و انتشارات خود، سایت‌های اینترنت، جلسات و سخنرانی خطوط دیکته شده را پیش ببرند».

این مامور سابق وزارت اطلاعات اضافه می‌کند: «افرادی را در خارج از کشور داریم که کارشان عبارت است از تماس با چهره‌های سرشناس اپوزیسیون و خود را پیرو و یا هوادار آنها نشان دادن. آنها باید این نزدیک شدن را به طور فعال انجام دهند و با تعریف و تمجید از آن شخصیت، تماس‌های فردی با وی برقرار کرده و بباورانند که با نیت خوب و جهت مبارزه با حکومت اسلامی عمل می کنند. سپس بتدریج ضمن کشف افکار، عقاید، روانشناسی فردی، روابط و شبکه‌های همکاری این شخصیت اطلاعات را به وزارت بفرستند و در مقابل دستورات وزارت را در رابطه با این شخصیت بکار گیرند».

این مأمور که از افشای نام او به دلایل امنیتی خودداری شده، ادامه می‌دهد: «وزارت اطلاعات از طریق برخی افراد که با آنها همکاری دارند جمع کثیری از ایرانیان خارج از کشور را تحت اختیار دارد، بدین ترتیب که مأمور با افرادی چند در تماس است از آنها کسب اطلاع می‌کند و به آنها خط می‌دهد، آنها را بر له یا علیه کسی یا جریانی تحریک می‌کند و یا برای توزیع یک شایعه از آنها استفاده می‌کند».

او می گوید: «ما آنچه را که به عنوان موضوع عمده برای رسانه‌های خارجی باید مطرح شود تعیین می‌کنیم، در هر زمان از طریق امکانات رسانه‌های در اختیار خود، یک موضوع را مطرح کرده و سپس از شبکه خود به این جریان دامن می‌زنیم. با تلفن‌های مختلف به رادیو و تلویزیون‌ها این موضوع را بصورت پرسش یا طرفداری و یا انتقاد مطرح کرده و آن رسانه یا آن برنامه ساز را وادار می کنیم که به واکنش بپردازد».

وی سپس اضافه می‌کند: « کار جذب ایرانیان از طریق واحدهای مربوط به سفارتخانه‌ها در هر کشور انجام می شود و فقط در آمریکا این کار به عهده افراد مشخصی است. پس از آنکه فرد شناسایی شد، بسته به اینکه به ایران رفت و آمد داشته باشد یا خیر کارها تنظیم می‌شود. معمولاً کار جذب افرادی که به ایران می‌روند و می‌آیند بسیار ساده است و ریششان راحت در گرو می‌باشد. در مورد سایر ایرانی‌ها نیز از طرق مختلف اقدام می‌شود از جمله به وسیله دوست و آشنای آنها و شناخت از زندگیشان، نیازهایشان، مشکلاتشان و تمایلاتشان این کار انجام می‌شود».

این شخص ادامه می‌دهد: «افراد، رسانه ها و تشکیلات متعلق به وزارت (اطلاعات) وظیفه دارند که در زمانهای معمول به کار خود بپردازند و نقش رسانه‌های یا بی‌طرف و یا مخالف نظام را ایفا کنند. البته مخالف آن بخش که تعیین و تعریف شده‌است. در این مواقع عادی هدف فقط پیش بردن اهداف کلی رژیم است، یعنی دورکردن افکار عمومی از شکل گیری یک خط متحد. آنها به این وظیفه کلی ادامه می‌دهند تا در مواقع خاص مأموریت‌های مشخص داده شود. در آن زمان این نیروها باید به آن مأموریت بپردازند و از امکانات خود برای احراز آن استفاده کنند.»

وی درباره این مأموریت‌ها توضیح می دهد: «مثلاً آنکه برعلیه فلان جریان اپوزیسیون یا یک تشکیلات و یا یک شخص وارد عمل شوند و اجازه ندهند که این جریان یا شخصیت مطرح شود و پا بگیرد، معمولاً جریان اینطورست که خط اصلی توسط تهران تعیین می‌شود و یکی از رسانه‌های شبکه وزارت، آنرا مطرح می‌سازد، بلافاصله وسایل ارتباطی دیگر شبکه و یا افراد درون آن کار خود را آغاز کرده و این خط را به پیش می‌برند. همه ابزارها به کار گرفته می‌شود، مطبوعات، اینترنت، رادیوها، تلویزیون‌ها، تلفن و ارتباط فردی، تشکیل جلسه و سخنرانی، گردهمآیی و سمینار و غیره. همه راه‌ها مجازند به شرط آنکه خط را به پیش برند و تبلیغات را تقویت کنند. هدف اشغال صحنه توسط موضوعات مورد نظر وزارت است».

او هم چنین می‌گوید: «‌از دانشجویان بورسیه حداکثر استفاده می‌شود، آنها در هر سفر به ایران جلسات ویژه دارند و تخلیه اطلاعاتی شده و توجیه می‌شوند. علاوه بر این، گزارش ماهیانه باید بدهند و یا گزارش ویژه اگر لازم باشد. از همسران دانشجویان بورسیه برای نفوذ به خانواده های ایرانیان مقیم هر کشور استفاده می‌شود. مأموریت‌هایی مانند تلفن زدن به رسانه‌ها نیز با آنهاست. بعضی حتی دوره آموزشی قبل از اعزام طی کرده‌اند. در زمان حضور در هر کشور نیز گزارش‌های ویژه دارای ارزش حتی پاداش دریافت می کنند. هر چند زوج دانشجوی بورسیه تحت نظر یک مسئول اداره می‌شود که معمولاً با سفارت و یا مستقیم با تهران در ارتباط است».

این مأمور سپس میافزاید: «پر کردن صحنه تبلیغاتی و رسانه‌های خارج از کشور یک کار هماهنگ میان وزارت‌(اطلاعات) و وزارت خارجه و نیز چند سازمان دولتی دیگر مانند سازمان تبلیغات‌(اسلامی) است. بودجه آن از طریق چندین منبع از جمله دفتر ولی فقیه و نیز بودجه ویژه‌ای که ظاهراً برادر رفسنجانی اداره می‌کند، تأمین می‌شود. چندین رابط در لندن کار توزیع این بودجه را در اروپا به عهده دارند و یک رابط در امارات نیز برخی دیگر از این افراد و رسانه‌ها را مورد حمایت مالی قرار می‌دهند. در دبی در پوشش یک شرکت تجاری این کارها صورت می‌پذیرد».

او می‌گوید: «چندین مورد بوده که پورسانت‌های حق واسطه‌گری برای معاملات انجام شده توسط فلان شرکت خارجی در ایران به حساب رابط‌ها در خارج از کشور ریخته شده‌است. هدف آن است که رد کمتری از جانب دولت ایران در این بده بستان‌ها به جای گذاشته شود. مواردی از حمل بسته‌های تریاک در کیف‌های دیپلماتیک بوده که در خارج از طریق رابط‌ها به عنوان پاداش به همکاران شبکه داده می‌شود».

این فرد سپس می‌افزاید: «در داخل وزارت مخابرات واحد کنترل تلفن‌ها روزانه هزاران مکالمه را که از طریق کارتهای مخصوص و شماره‌های مخصوص انجام می‌شود مورد شنود قرار می‌دهد. این واحد در واقع متشکل از مأموران سپاه و وزارت اطلاعات است که به کنترل شماره‌هایی می‌پردازد که از کارت‌های شرکت‌های ساخته وزارت اطلاعات در خارج استفاده می‌کنند. چند شرکت که توسط آقازاده‌ها مورد سرمایه گذاری قرار گرفته به ترمینال‌های این واحد کنترل در ایران وصل هستند و تمامی استفاده کنندگان از کارت‌های آنها مورد شناسایی و شنود قرار می‌گیرند».

او هم چنین اضافه می‌کند: «شناسایی مخالفان فعال در خارج از کشور و تهیه پرونده از آنها جزو وظایف اولیه شبکه است و آنها چندین کارشناس کامپیوتر برای این منظور به خارج از کشور ارسال داشته‌اند».

گفته می شود لیست کلیه این ادعاها و اسناد مربوط به آن در اختیار مقامات اروپایی گذاشته شده است. اما خبرگزاری ایرانشهر مستقلا نمی‌تواند این ادعاها را تایید یا تکذیب کند.

وزارت اطلاعات به منظور کسب و پرورش اطلاعات امنیتی و اطلاعات خارجی، حفاظت اطلاعات، به دست آوردن آگاهی‌های لازم ازوضعیت مخالفین داخلی و خارجی جمهوری اسلامی و در جهت پیشگیری و مقابله با فعالیت‌ها آنان علیه حاکمیت تشکیل شده است. هیچ آمار رسمی در مورد تعداد کارمندان و پرسنل شاغل در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور وجود ندارد. با این حال، وزارت دفاع آمریکا، در ژانویه ۲۰۱۳ میلادی، با انتشار یک گزارش ۶۴ صفحه‌ای دربارهٔ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ، به نقل از مگنوس رانستورپ، تعداد پرسنل این وزارت‌خانه را حدود ۳۰ هزار برآورد کرده بود، اعضای این وزارتخانه در ادبیات رسانه‌ای ایران با لقب «سربازان گمنام امام زمان» شناخته می‌شوند،همچنین این وزارتخانه دارای دانشگاهی تخصصی به نام «دانشگاه امام باقر» است.

امپراتوری در عصر سرمایه: گفتگو با الن میک‌سینز وود

امپراتوری در عصر سرمایه: گفتگو با الن میک‌سینز وود


ترجمه‌ پرویز صداقت

امپراتوری سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر از سرمایه‌داری دارد، اما امپریالیسم معاصر از سرمایه‌داری جداناشدنی است.(1) در این حالت، ویژگی های ممیزه‌ی سرمایه‌داری به مثابه یک سیستم اقتصادی از نظر شما چیست؟
فکر می‌کنم ویژگی گوهری سرمایه داری آن است که تمامی کنشگران اصلی اقتصاد وابسته به بازارند؛ وابسته به بازار برای حفظ و بازتولید شرایط زیست‌شان. معنای دیگرش آن است که رابطه‌ی بین طبقات را بازار وساطت می‌کند، بدین ترتیب برخلاف سیستم‌های پیشاسرمایه‌داری است که در آن طبقات استثمارگر می‌توانستند با استفاده از قدرت فائقه‌ی سرکوب، سرکوب مستقیم غیراقتصادی، از مازاد طبقات استثمارشده بهره‌برداری کنند، در سرمایه‌داری این جبرْ ضرورت‌های اقتصادی است. بنابراین، در اقتصاد بالغِ سرمایه‌داری، لازم نیست سرمایه‌داریْ قدرت برتری سیاسی، حقوقی، یا نظامی بر کارگران داشته باشد؛ چنان که اشراف زمین‌دار پیشاسرمایه‌داری بر دهقانانی که دسترسی غیربازاری به زمین داشتند قدرت داشتند. کارگرانِ مزدبگیر باید نیروی کار خود را به سرمایه‌دار بفروشند صرفاً برای آن که به وسایل زیست‌شان، کار خودشان و جز آن دسترسی داشته باشند. و البته سرمایه‌دار برای دسترسی به کار و تحقق سودی که کارگران تولید می‌کنند به بازار وابسته است. البته تفاوت عظیمی بین کارگرانِ فاقد مالکیت و مالکان سرمایه هست که معنای آن ناترازی عظیم قدرت طبقاتی است. اما سرمایه‌داران برای حفظ خود و سرمایه‌شان کم‌تر به بازار وابسته نیستند. کل سیستم سرمایه‌داری از طریق الزامات بازار عمل می‌کند، جبر رقابت، به حداکثر رساندن سود، و انباشت سرمایه.

چرا چنان‌که برخی ممکن است فرض می‌کنند، تجارت یا بازرگانیْ سرمایه‌داری را تشکیل نمی‌دهند؟
من تمایزی بین فرصت‌های بازار و الزامات بازار قائلم. و گمان می‌کنم تنها سرمایه‌داری است که سیستمی دارد که در آن مردم ناگزیر می‌شوند، مجبور می‌شوند صرفاً برای تضمین هستی‌شان و بازتولید خودشان وارد بازار شوند. در سرتاسر تاریخ بازارهایی بوده‌اند که در آن مردم مازادشان را برای فروش عرضه می‌کردند، اما پیش از سرمایه‌داری، هیچ‌گاه سیستمی نبود که در آن تولیدکنندگان و تصاحب‌کنندگان، هردو برای پایه‌ای‌ترین شرایطِ زیست‌شان مطلقاً وابسته به بازار باشند و بنابراین ناگزیر شوند برای حفظ خودشان از آن‌چه بازار تحمیل می‌کند پیروی کنند.

در نوشته‌های شما استثمار که بخشی ضروری در سرمایه‌داری است به شیوه‌های معینی پنهان می‌شود، برخلاف سرکوب که ویژگی جامعه‌ی فئودالی است که در آن قدرتِ عریانْ آشکار است. در سرمایه‌داریْ استثمار چه‌گونه پنهان می‌شود؟
تقابلی که به آن اشاره کردید، بین سرمایه‌داری و فئودالیسم، تقابلی سودمند است. اگر درباره‌ی ماهیّت رابطه‌ی بین اشراف فئودال و دهقان وابسته بیندیشید، مناسبات بسیار شفافی است که به لحاظ حقوقیْ رابطه‌ای نابرابر قلمداد می‌شود.
در سرمایه‌داری، سرمایه‌دار و کارگر، در آغاز به‌ظاهر برابرند. آنان به لحاظ حقوقی برابرند، و مهم‌تر از همه، سرمایه‌دار واقعاً، در برابر مازادی که به شکلی شفاف از آن‌ها بهره می‌گیرد، به کارگران پرداخت می‌کند. در مورد فئودالیسم، دهقان ناگزیر از به انجام خدمات کار یا انتقال مستقیم مازاد به اشراف است؛ در حالی که در سرمایه‌داری این رابطه به‌ظاهر در تضاد با آن است، زیرا سرمایه‌دار قبل از تحقق سود ناشی از کارِ کارگر مزد کارگر را می‌پردازد. بنابراین برای نشان دادن این که چه‌گونه مازاد کارگر به سرمایه‌دار منتقل می‌شود و سرمایه‌دار از کار کارگر سود به دست می‌آورد، پیچیدگی محاسباتی وجود دارد.

ویژگی‌های اصلی امپریالیسم سرمایه‌داری چیست؟
ویژگی اصلی امپریالیسم سرمایه‌داری آن است که حتی‌الامکان از طریق الزامات اقتصادی عمل می‌کند، نه حاکمیت مستقیم استعماری. گمان می‌کنم اگر درباره‌ی امپریالیسم امریکا پیش از تجاوز به عراق صحبت کرده باشید احتمالاً در این باره که ایالات متحده واقعاً مستعمره ندارد با نظر مخالف مواجه می‌شدید. اما واقعاً فکر می‌کنم همچنان درست است که امریکا، به مفهومی که به طور سنتی از آن برداشت می‌کنیم، قدرت استعماری نبود. به گمانم امریکا همچنان ترجیح می‌دهد خارج از گرفتاری‌های استعماری باشد و سلطه‌اش را از طریق الزامات اقتصادی عملی کند.
فکر می‌کنم ایالات متحده واقعاً نخستین و تا امروز تنها امپراتوری حقیقی سرمایه‌داری باشد که سلطه‌اش را عمدتاً از طریق الزامات اقتصادی اعمال کرده، از این طریق که قدرت‌های زیردستش را به تبعیت از جبرهای اقتصادی ناشی از امریکا و سرمایه‌ی امریکایی وادارد.

بنابراین در مورد اشغال عراق می‌گویید که استثنایی بر این قاعده بوده است؟
فکر می‌کنم آشفته‌بازاری که در عراق پدید آوردند و فقدان کامل برنامه‌ریزی برای بعد از جنگ، احتمالاً این واقعیت را تأیید می‌کند که حقیقتاً قصد نداشتند به این شکل عمل کنند. آنان قصد نداشتند قدرتِ اشغال‌گر باشند. به گمانم آن‌چه امید داشتند رخ دهد این بود که می‌توانستند رژیم را براندازند و صرفاً رهبریِ همسو‌تری مستقر کنند و سپس امکان دهند سرمایه‌ی امریکا راحت در اقتصاد عراق و تولید نفت عراق وارد شود. این واقعیت که چنین وضع آشفته‌ای به بار آوردند به نظر من در تأیید این نکته است، نه در تکذیبِ آن.

چه‌گونه است که سرمایه‌داری امروز امکان می‌دهد امپراتوری وجود داشته باشد و شکوفا شود و بدون نیاز به مستعمره‌سازیِ نظامی گسترش یابد؟
وقتی درباره‌ی رابطه‌ی سرمایه و کار صحبت می‌کنیم، درباره‌ی روش‌هایی سخن می‌گویم که در آن سرمایه قادر است سلطه‌ی خود را بر کار اِعمال کند، زیرا کارگران به بازار وابسته‌اند و ملزم‌اند وارد بازار شوند تا نیروی کار خود را بفروشند صرفاً به خاطر آن که به وسایل زیست و بازتولیدشان دسترسی یابند. تا اندازه‌ای، چیز مشابهی هم در این کره‌ی خاکی رخ می‌دهد که در آن بخش‌های هرچه بیش‌تری از جهان با وابسته‌ساختن‌شان به ورود به بازار، تابعِ این الزامات می‌شوند. سرمایه‌داران باید به کارگران پیش‌تر از آن که سود ناشی از کارِ کارگران در بازار تحقق یابد پرداخت کنند صرفاً برای این که به وسایل حفظ خودشان دسترسی داشته باشند. تنها لازم است به شرایطی که صندوق بین‌المللی پول بر کشورهای درحال‌توسعه تحمیل می‌کند فکر کنید که طراحی‌شده تا آن‌ها را به بازارهای جهانی یا سرمایه‌ی خارجی وابسته‌تر سازد. یا مثلاً درباره‌ی تولیدکنندگان کشاورزی فکر کنید که ناگزیر از ورود به تولید تک‌محصولی‌اند و روزبه‌روز بیش‌تر ناگزیرند خود را با بازار خارجی و صادرات همسو کنند. هرچه سو‌گیری‌شان بیش‌تر در این جهت باشد، برای پذیرش این نوع سلطه که از جانب کشورهای پیشرفته‌ی سرمایه‌داری بر آن‌ها تحمیل شود مستعدتر می‌شوند.

چرا نمی‌بایست کشورهای کوچک‌تر و فقیرتر تلاش کنند از اقتصاد جهانی که روشن است برندگانِ آن کشورهای ثروتمندترند مستقل بمانند؟
روشن است که این دشوارترین پرسشی است که هرکسی در این کشورها باید به آن پاسخ دهد. در زمینه‌ی دامنه‌ای که این اقتصادها می‌توانند خود را از اقتصاد سرمایه‌داری جهانی منفک کنند روشن است که اختلاف‌نظر گسترده‌ای وجود دارد و صادقانه بگویم خودم قادر به پاسخ‌گویی نیستم. اکنون واقعاً دشوار است مردمی را تصور کنیم که بتوانند مستقل و کاملاً خودمختار از بازار جهانی باشند. اما گمان می‌کنم آن‌چه رخ داده این است که به شکل روزافزونی این کشورها از طریق صندوق بین‌المللی پول هرچه‌بیش‌تر خود را تابع می‌کنند و به خود امکان می‌دهند حتی بیش‌‌تر به این شکل سلطه تن دهند و وابسته به سرمایه و مالیه‌ی خارجی باشند.
مثلاً برزیل را در نظر بگیرند. در سال‌های اخیر برزیلی‌ها مایل بوده‌اند درباره‌ی استقلال یا جدایی‌شان از اقتصاد جهانی حرف بزنند، اما در واقع حتی در حکومت حزب کارگران، خود را به سرمایه‌ی بین‌المللی وابسته‌تر کردند و اقتصاددانانی بسیار کارشناس‌تر از من پرسش‌های مطرح کردند در این مورد که آیا این استقلال عاقلانه یا حتی ضروری است. می‌توانید در نظر بگیرید که اقتصادی به این بزرگی و بالقوه مستقل می‌توانست خود را بسیار بیش از آن‌چه مهیای آن است از اقتصاد جهانی منفک کند. اکنون هرچه مطبوعات از بهبود اقتصاد برزیل از بحران جاری بگویند، شواهد فراوانی هست که بسیار بیش از آن‌چه لازم بود از کسادی آسیب دیدند و از اصول صندوق بین‌المللی پول پیروی کرده‌اند و خود را بیش‌ از پیش به اقتصاد جهانی وابسته ساختند. اما واقعاً فکر می‌کنم برای اظهارنظری کم‌وبیش مطمئن در این زمینه صلاحیت کافی ندارم.

شما بین امپراتوری‌های سرمایه ـ امپریالیسم سرمایه‌داری ـ و دو نوع امپریالیسمی که وجود داشته و تا حدّی برای مدتی در گذشته شکوفا شده تمایز قائل شده‌اید: امپراتوری‌های تجاری و امپراتوری‌های مبتنی بر مالکیّت. امپراتوری‌های رُم و امپراتوری اسپانیا در امریکای لاتین را مطابق مورد اخیر در نظر گرفتید. معرّف این امپراتوری‌ها چیست؟
این دو شکل امپراتوری را انتخاب کردم و آن‌ها را از امپراتوری‌های سرمایه متمایز ساختم چون تمرکز بر مالکیّت و تجارت چیزی است که با سرمایه‌داری همراه می‌کنیم. می‌خواستم نشان دهم که این امر امکان‌پذیر است و به لحاظ تاریخی رخ داده است که امپراتوری‌هایی جهت‌گیری تاریخی و تجاری داشته باشند بدون آن که سرمایه‌داری باشند و بدون آن که از همان الزامات سرمایه‌داری برخوردار باشند.
احتمالاً امپراتوری رُم نخستین موردی بود که حقیقتاً برمبنای مالکیت خصوصی قرار داشت. دلیل این که امپراتوری رُم را امپراتوری مبتنی بر مالکیّت نامیدم این است که قبل از هر چیز به منافع طبقات دارای مالکیّت خصوصی به شیوه‌هایی کاملاً متفاوت از مثلاً امپراتوری‌هایی مانند چین پاسخ می‌داد که کاملاً توسعه یافته بود اما دولت منبع اصلی شیوه‌ی اولیه‌ی تملّک به نفع دیوان‌سالاران و منبع اصلی ثروت هنگفت بود. در امپراتوری رُم، ما از مالکیت خصوصی بر زمین به عنوان منبع اصلی قدرت سخن می‌گوییم و امپراتوری بر این مبنا پایه گذاشته شد. جمهوری‌ای که این امپراتوری را خلق کرد اساساً یک الیگارشی از طبقات مالک بود و این منافعِ آنان بود که در گسترش امپراتوری تبلور می‌یافت. و در حقیقت، هرچند یک دولت امپراتوری خلق کردند، این دولتِ امپراتوری هیچ‌گاه منبع اصلیِ ثروت طبقه‌ی حاکم نبود، هدفْ همواره مالکیّت بود؛ تنها منبع ثروت، در حالی که دولت امپراتوری به طور غیر مستقیم با پشتیبانی و گسترش مالکیّت خصوصی به مثابه ابزاری برای تملّک خدمت می‌کرد. امپراتوری رُم اساساً یک عملیات گسترده‌ی زمین‌خواری بود.
تمامی طبقات حاکم در مراحل مهمی خود را ثروتمند کردند. آنان همچین از زمین امپراتوری بهره بردند تا سپاه دهقانان را آرام سازند که اساساً در زادگاه‌شان از آنان سلب مالکیّت می‌شد. اما علاوه بر آن به شکل مؤثری در قلمروهای استعماری‌شان طبقات مالک محلّی خلق کردند که در آن اشرافِ مالک پیش از آن وجود نداشتند. بنابراین، امپراتوری به مفهومیْ ائتلاف اشراف زمین‌دار محلی بود، تا دولت امپراتوری.

به نظرتان، کدام امپراتوری‌های تجاری، که مبتنی بر تجارت و راه‌های بازرگانی هستند، به لحاظ تاریخی برجسته هستند؟
احتمالاً مهم‌ترین امپراتوری تجاری که تا پیش از سرمایه‌داری وجود داشته امپراتوری هلند در اوایل دوران مدرن است. اما علاوه بر آن می‌توانید هویّت امپراتوری عربی ـ اسلامی و مثلاً دولت‌شهرهای تجاریِ ایتالیایی و ونیزی را نیز بر این مبنا تعریف کنید. دلیل اصلی آن که آن‌ها را غیرسرمایه‌داری می‌خوانم آن است که موفقیّت تجاری آن‌ها وابسته به قدرت‌های فرااقتصادی، سیاسی، نظامی و مانند آن بود. من این استدلال پیچیده را درباره‌ی این که چه‌گونه اقتصاد هلند که آن‌چنان تجاری شده بود با الزامات سرمایه داری حرکت نمی‌کرد ارائه می‌کنم و روشن است که این استدلال بسیار محلّ دعوا و اختلاف نظر است. اقتصاد هلند بیش از هر چیز قدرتی تجاری بود، اما موفقیت تجاری آن واقعاً وابسته به تولید رقابتی نبود. نوآوری‌هایی در تولید ارائه کرده بود، اما موفقیّت اصلی‌اش وابسته به مثلاً قدرت نیروی دریایی، مهارت‌های دریانوردی، کنترل فرااقتصادی‌اش بر مسیرهای تجاری و تحمیل انحصارهای تجاریِ واقعاً موجود در مکان‌های مختلف بود.

بنابراین، تجارت که مستلزم خرید به قیمت پایین و فروش به قیمت بالا است نشانه‌ی سرمایه‌داری نیست که مستلزم نوعی تولید رقابتی است که به طور مستمر محصولات را سریع‌تر و بهتر با هزینه‌ای کم‌تر به فروش رساند.
درست است. یک شیوه‌ی نگرش به آن این است که گفته شود تجارت پیشاسرمایه‌داری به بازارهای پراکنده وابسته است. به عبارت دیگر، در یک بازار خریداری می‌کنید و در بازاری دیگر می‌فروشید و از این روست که تجارت در فواصل دورْ ثروت‌آفرین‌ترین شکل بازرگانی بود. هرچند اقتصادی که با الزامات حقیقتاً سرمایه‌دارانه هدایت شود در حقیقت در شکل آرمانی‌اش بازاری درهم‌آمیخته دارد که در آن همه‌ی تولیدکنندگان تابع الزامات رقابتی یکسانی هستند و باید راهبردهای تولیدشان را برای تأمین این الزامات منطبق سازند.
مثلاً در مورد هلند، تردیدی نیست که یک نمونه‌ی وابستگی به تجارت به مفهومی است که حتی کشاورزان هلندی ملزم بودند برای نهاده‌های اصلی مانند غلّات وارد بازار شوند. اما با فرمان دادن به موفقیّت دست یافتند، مثلاً تجارت غلات بالتیک و واردات غلّه‌ی ارزان از نواحی تولید نسبتاً کم‌هزینه، در حالی که کشاورزان هلندی خودشان قادر شدند به کالاهای نیمه‌تجملّی مانند محصولات لبنی و گوشت و نظایر آن رو آورند. مسئله هیچ‌گاه رقابت‌شان با تولیدکنندگان کم‌هزینه نبود. آنان واقعاً از تولید کم‌هزینه در جاهای دیگر نفع می‌بردند. آنان صرفاً از طریق فرمان بر این سیستم گسترده‌ی تجاری می‌توانستند قیمت محصولات‌شان را بالا نگه دارند و هزینه‌های‌شان را پایین.

به امپراتوری بریتانیا توجه کنیم که به عنوان نخستین نمونه‌ی نوظهور امپریالیسم سرمایه‌داری در نظر می‌گیرید. سرمایه‌داری در انگلستان چه‌گونه پیدا شد. چه اتّفاقی در تولید و کشاورزی آن جا افتاد؟
این یک لحظه‌ی انقلابی منحصربه‌فرد نبود که سرمایه‌داری را پدید آورد، بلکه آن‌چه در روستای انگلستان پدیدار شد شبکه‌ی متمایز مناسبات زراعی بود که در آن اجاره‌داران مایملک‌شان را برمبنای اجاره‌ی بلندمدت حفظ می‌کردند، نه طبق بهره‌های مالکانه‌ای که برمبنای عرف تثبیت شده بود. و در این صورت اجاره‌دارانی دارید که برای حفظ ثروت‌شان به نحو روزافزونی وابسته به بارآ‌وری رقابتی مایملک‌شان هستند؛ نه نیروی برترشان، قدرت سرکوب‌شان برای استخراج مازادهای بیش‌تر. بنابراین، سیستمی داشتید که در آن مالکان و تولیدکنندگان هر دو مایل به افزایش بهره‌وری کار هستند، در ابتدا با استفاده‌ی نوآورانه از زمین و سپس با ابزارهای فنی، و به پروژه‌ای مبادرت کردند که «آبادانی» به منظور افزایش بهره‌وری کشاورزی می‌خواندند.

آبادانی، ایده‌ای برای بهبود زمین کشت‌ناشده یا تحت کشت ناقص است که تصرّف زمین دیگران، خواه در انگلستان خواه ایرلند و سایر جاها، را توجیه می‌کرد. چه‌گونه جان لاکِ فیلسوف، که شاید متنفذترین مدافع مفهوم آبادانی بود، به ایدئولوژی غربی در مورد مالکیّت شکل بخشید؟
امپریالیسم غربی اغلب با این ادعا توجیه می‌شود که زمین اشغال‌ناشده آماده‌ی تملّک است ـ به اصطلاح اصلِ تملّک‌پذیری. این دفاع غیرمتعارفی از تملّک استعماری نبود. اما آن‌چه با سرمایه داری رخ داد که کاملاً متمایز بود و آن‌چه در ایدئولوژی سرمایه‌داری که لاک آن‌چنان در آن مشارکت داشت می‌یابید، آن است که صرفاً مسئله این نیست که زمین اشغال‌ناشده آماده‌ی تملّک است. اکنون استدلال آن بود که هرچیز که برمبنای معیارهای کشاورزی تجاری انگلیسی به شکلی مثمرثمر و بارآورانه مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، تملّک آن توجیه می‌شود. از این رو این استدلال مثلاً در مورد اراضی سرخ‌پوستان امریکا که مردم بومی برمبنای معیارهای کشاورزیِ تجاری انگلستان زمین‌شان را بهبود نمی‌بخشیدند و بر ارزش مبادله‌ی آن چه تولید می‌کردند نمی‌افزودند به کار رفت.
و اینْ مسئله‌ای بحرانی است: مفهوم ارزش مبادله نکته‌ی واقعاً اساسی است. لاک در این مورد خیلی صریح بود. وی مخالفتی با این محاسبات نداشت که چه‌قدر از ارزش زمین ناشی از طبیعت و چه‌قدر ناشی از کار انسان است و در اقتصادی بهبود یافته ارزشی که کار خلق می‌کند شاید 99 درصد یا رقمی نزدیک به آن باشد. اما زود روشن شد که نکته‌ی اصلیْ کار ـ هزینه‌ی تلاش ـ نیست، بلکه خلق ارزش مبادله است، پس مسئله آن است که اهمیّتی ندارد مردم بومی چه‌قدر تلاش صرف کرده‌اند، آنان در عمل آن‌چه برای استقرار حقوق مالکیّت‌شان لازم است انجام نمی‌دادند، زیرا در غیابِ اقتصادی تجاری که به‌خوبی توسعه یافته، آنان ارزشی خلق نمی‌کردند.
و بنابراین تولید ارزش مبادله عملاً شالوده‌ی مالکیّت شد، خواه در داخل و خواه در خارج. اکنون این بدان معنا نیست که هنگامی که کسی قطعه‌زمینی تصرف می‌کند و آن را بارآور می‌سازد، کسان دیگری مدعی مالکیّت واقعاً موجود شوند و بگویند قصد دارند زمین را بارآورتر کنند. لاک می‌گوید وقتی کارمان را با چیزی درمی‌آمیزیم حق مالکیّت را برقرار می‌سازیم. اما این استدلال را باید کمی‌ بیش‌تر دنبال کنیم، زیرا این صرفاً مسئله‌ی آمیختن کار ما با چیزی نیست که حق مالکیّت به ما می‌دهد. آن‌چه مالکیّت را برقرار می‌سازد افزودن بر ارزش تجاری آن از طریق بارآورتر ساختنش است.
این توجیه کاملاً جدیدی برای امپراتوری خلق کرد، هرچند باید بگویم که لاک نخستین کسی نبود که در این مورد اندیشید. سند حیرت‌انگیزی هست که در کتابم بهش اشاره کرده‌ام و یکی از معماران امپریالیسم انگلستان در لندن، وکیلی به نام سرجان دیویس، دهه‌ها پیش از لاک با این استدلال که خود ایرلندی‌ها حقیقتاً از آن استفاده نمی‌کنند چرا که آن را بهبود نمی بخشند تصرف زمین‌های ایرلند را توجیه کرد. نه این که بر روی این زمین‌ها زراعت نمی کردند، چون به وضوح این کار را انجام می‌دادند، بنابراین مسئلهْ زمین های اشغال‌ناشده و زراعت ناشده که آماده‌ی تصرف‌اند نبود. بلکه صرفاً این بود که آن را آباد نمی‌کردند، ارزش مبادله‌اش را به قدر کافی افزایش نمی دادند، بنابراین انگلستان حق داشت مدعیِ آن‌ شود. و این هدف امپریالیسم انگلستان در ایرلند بود که روابط مالکیّت ایرلندی‌ها را تغییر شکل دهد به نحوی که می‌توانستند تلاش کنند پی‌آمدهای سرمایه‌داری زراعی انگلستان را بازتولید کنند ـ البته تا زمانی که ایرلند خودش تهدید به رقابت کرد و آن‌گاه انگلیسی‌ها مانعِ توسعه‌ی ایرلند شد است. اما اینْ داستان دیگری است.

با توجه به مباحث‌تان در مورد امپراتوری قلمروهای ارضی و الزامات سرمایه‌داری اولیه‌ی انگلستان، امپراتوری بریتانیا در هند را چه‌گونه در نظر می‌گیرید؟
انگلیسی‌ها هیچ‌گاه نتوانستند روابط مالکیّت اجتماعی‌شان را آن‌گونه که در ایرلند تلاش کردند انجام دهند به امپراتوری‌شان منتقل سازند. در مورد هندوستان اقتصاد موفّقی به‌شدت توسعه‌یافته داشتید که برمبنای اصول خودش عمل می‌کرد و مسئله آن نبود که در مسیری که بریتانیایی‌ها مناسب می‌دانستند متحول شود. اما بریتانیایی‌ها قطعاً امیدوار بودند بتوانند از منابع تجاری آن منافع زیادی ببرند. و برای مدّتی توانستند این کار را به‌ویژه از طریق کمپانی هند شرقی انجام دهند. اما به شکل روزافزونی دولت، نه کمپانی هند شرقی، به این فرایند کشانده شدند، چرا که برای دفاع از برتری تجاری‌شان در هند به شکل روزافزونی به ماجراهای نظامی کشانده شدند تا نظم را حفظ کنند و معنایش این است که به نحو فزاینده‌ای به نوعی امپراتوری سرزمینی کشیده شدند. تاحدودی این بدان خاطر بود که کمپانی هند

teil2

شرقی خودش برمبنای آن‌چه می‌توان اصول سرمایه‌داری خواند عمل می‌کرد. کمپانی هند شرقی ابزار استخراج درآمد بود. کسانی مثل ادموند برک در انگلستان که کاملاً منتقد روش عمل امپراتوری و کمپانی هند شرقی بودند گفتند که این‌ها برمبنای اصول تجاری عمل نمی‌کنند.
بنابراین، از شوخی روزگار، دولت درگیر چیرگی در امپراتوری شد، نه فقط به دلیل آن که سهمش را از درآمدها کسب کند، بلکه از آن رو که برمبنای اصول تجاری عمل کند که بریتانیایی‌ها مناسب می‌دانستند. و این یک امپراتوری مبتنی بر قلمروهای ارضی خلق کرد. این امپراتوری هر روز بیش از پیش به چیزی که می‌توان دیکتاتوری نظامی خواند بدل شد. و من می‌گویم که این در درازمدت تناقض ایجاد می‌کند.
بحث‌های زیادی هست درباره‌ی دامنه‌ای که هند برای انگلستان سودآور بود و احتمالاً نمی‌توانم به این پرسش پاسخ دهم که آیا سودآور بود یا بیش‌تر منابع امپراتوری را به هدر می‌داد. و فکر می‌کنم که تناقضی بنیادی بینِ از سویی کوشش برای استخراج مزیت تجاری از هند و از سوی دیگر ماهیت مبتنی بر قلمرو ارضی و نظامی امپراتوری وجود داشت. بنابراین می‌شد به‌سادگی متقاعد شوم که در درازمدت آن‌چنان که آنان مایل بودند سودآور نبود، حتی به آن میزان سودآوری که برای برخی افراد فعال در امپراتوری بود. فکر می‌کنم می‌توان استدلال خیلی قانع‌کننده‌ای کرد و در حقیقت استدلال شده است که در درازمدت بیش‌تر هدر رفتن منابع بود تا فایده؛ علتش هم هزینه‌های این نوع امپراتوری مبتنی بر قلمرو ارضی است. و بدین دلیل است که می‌گویم امپراتوری امریکا نخستین امپراتوری حقیقتاً سرمایه‌دارانه است، چرا که انگلیسی‌ها قادر به استمرار آن نبودند. آنان نمی‌توانستند با ابزارهای اقتصادیْ امپراتوری خود را اداره کنند، در حالی که امریکایی بیش از هر کس دیگری تاکنون به انجام این کار نزدیک‌تر شده‌اند.

در بازارهای سرمایه‌داری که کار بدون اعمال سرکوب در بازار مبادله می‌شود، فرض می‌شود مردم آزاد و برابرند. یکسان انگاشتن هویّت سرمایه‌داری با آزادی و برابری چه تأثیری بر منطقِ مطیع ساختن برخی از مردم به عنوان برده داشته است؟
نخستین نکته به‌روشنی این است که هرچند سرمایه‌داری رسماً برمبنای کار دستمزدی تعریف می‌شود، این مانعی بر استفاده از کار بردگان در مقطع مشخصی از تاریخ سرمایه‌داری نیست. در این مورد که چه‌طور سرمایه‌داری از بردگی بهره برده و برعکس این که چه طور الزامات سرمایه‌داری به بردگی شکل داده که در اشکال پیشین بردگی وجود نداشته، بسیار می‌توان گفت.
فکر کنم می‌شود استدلال کرد که نژادپرستی افراطی که در ایالات متحده با بردگی همراه بود، نوعی افراطی از نژادپرستی که به همان شکل در جوامع بردگی کهن وجود داشت، با این واقعیّت که ایدئولوژی سرمایه‌داری که می‌گوید تمامی انسان‌ها به لحاظ قرارداری برابرند، باید دشوار با وضعیّتی سروکار داشته باشد که در آن مردمْ آشکارا به لحاظ حقوقی نابرابرند. و بنابراین یک توجیه برای این بی‌هنجاری صرفاً نوشتن این است که بخش بزرگی از مردم خارج از نژاد انسانی‌اند. می‌توان گفت همه‌ی انسان‌ها برابرند، اما این افراد در واقع انسان نبودند ـ یا در اشکال ملایم‌ترِ نژادپرستی فرهنگی، آنان خُردسالانی دایمی بودند که هیچ‌گاه نمی‌توانستند تا سطح مسئولیّت‌ها و حقوق بزرگسالان رشد کنند.

چنان‌که دقیقاً اشاره کردید، یکی از ویژگی‌های اصلی سرمایه‌داری غلبه‌ی کار دستمزدی است که طی آن اشکال غیراقتصادی سرکوب ضرورتی ندارند. پس چه‌طور می‌توان نطام‌های سرکوب تحت سرمایه‌داری، مانند آپارتاید در افریقای جنوبی را درک کرد؟
نخست باید تأکید کنم که در نزد من، چنان‌که در آغاز مصاحبه گفتم، ویژگی قاطع سرمایه‌داریْ وابستگی کنش‌گران اصلی اقتصادی به بازار است. البته وابستگیِ کار دستمزدیِ طبقات کارگر به بازار برگرفته از نتیجه‌ی غایی و نهایی آن است. امّا وابستگی به بازار و تبعیّت مردم از الزامات بازار اندکی بعد از پرولتاریزه شدن کار می‌تواند رخ دهد ـ و به لحاظ تاریخی رخ داده است. تولیدکنندگان مستقیم مانند آن اجاره‌دارانِ اجاره‌های بلندمدت اقتصادی که پیش‌تر از آن صحبت کردم وابسته به بازار بودند و ناگزیر بودند به الزامات بازار پاسخ دهند. در حقیقت، پیدایی نیروی بزرگ کارگرانِ سلب مالکیّت شده که ناگزیر از فروش نیروی کارشان به ازای دریافت دستمزد بودند به لحاظ تاریخی معلول این الزامات بازار، مانند فشارهای رقابتی، بود، نه علّت آن. و علاوه بر این واکنشِ مالکان زمین به آن فشارها، بسیاری از تولیدکنندگان کوچک را ناگزیر از ترک زمین کرد.
نکته‌ی دومی که باید بر آن تأکید کنم آن است که چنان که در مورد برده‌داری گفتم، سرمایه‌داری از انواع گوناگون کارِ وابسته به انحای گوناگون استفاده کرده است. باید تمایزی قائل شویم بینِ از سویی شرایط بنیادی، مناسبات اجتماعی مالکیّت که این الزامات بازار را خلق کرده که به بحث در مورد آن ادامه می‌دهم و از سوی دیگر این مسئله که چه‌گونه الزامات بازار بر انواع مختلف کار، نه صرفاً کار دستمزدیِ سرمایه‌داری، تحمیل می‌شود. مثلاً در نخستین روزهای توسعه‌ی سرمایه‌داری در امریکا، کشاورزان جنوب وارد اقتصاد در حال رشد سرمایه‌داری و بازار جهانی شدند و ـ هرچند هنوز بحث‌هایی در این زمینه هست ـ آنان دست‌کم برای مدّتی در واکنش به این الزامات اقتصادی به شکل موفقیّت‌آمیزی از کار بردگی استفاده کردند. در این جا خیلی وقت‌گیر است که بررسی کنیم چه‌گونه و چرا اشتغال کار بردگی در چارچوب اقتصاد سرمایه‌داری قابلیّت اتکای کم‌تری پیدا می‌کند، اما مسئله این است که سرمایه‌داری عملاً از دیگر اشکال فرااقتصادی سرکوب و وابستگی می‌توانست استفاده کند و استفاده هم کرد، همچنان که امروز نیز می‌تواند از آن استفاده کند و استفاده هم می‌کند. اگر روابط بنیادی وابستگی بازار حاکم نبود و الزامات خود را بر اقتصاد به طور کلی تحمل نمی‌کرد سرمایه‌داریْ سرمایه‌داری نمی‌شد، امّا معنایش این نیست که این الزامات نمی‌تواند برمبنای دیگر اشکال کار به جز کار دستمزدی عمل کند یا نمی‌توان از اشکال گوناگون سرکوب فرااقتصادی ـ هر آن‌چه در هر چارچوب مشخص تاریخی در دسترس باشد ـ برای پاسخ‌گویی به الزامات بازار بهره‌‌برداری کرد.
البته، کار دستمزدی مزیت متمایزی دارد که مستلزم سرکوب دایم فرااقتصادی، سرکوب و مراقبت سیاسی یا نظامی نیست. برای آن که در شرایط متعارف کارگران نیروی کارشان را در برابر دستمزد به فروش رسانند به کار ادامه دهند و سرمایه تولید کنند، ضرورت‌های اقتصادی کافی است. بنابراین، سرمایه هر قدر در شرایط دقیق تاریخی از اشکال سرکوبی همچون آپارتاید بهره ببرد، این مزایای اقتصادی در شرایط متحول سیاسی، مانند مقاومت قدرتمند در برابر آپارتاید، قادر به استمرار نیست. و تعجب ندارد که سرمایه‌ی بزرگ در افریقای جنوبی این تصمیم را گرفت که دیگر حفظ سیستم ارزشش را ندارد.

به گفته‌ی شما، در قرن بیستم، و به طور مشخص بعد از جنگ دوم جهانی، امپریالیسم سرمایه‌داری به شکلی بلوغ‌یافته پدیدار شد.
بله. فکر می‌کنم زودتر از پایان جنگ دوم جهانی نبود که سرمایه‌داری عملاً به شکلی بلوغ‌یافته پدیدار شد. آن‌چه می‌یابید راهبرد دوجانبه‌ای در بخشی از امریکایی‌هاست که از سویی از طریق سیستم «برتن وودز» هژمونی اقتصادی خود را برقرار ساختند که طی آن ایالات متحده عملاً شرایط توسعه‌ی اقتصادی در سرتاسر جهان را تعیین کرد و از سوی دیگر خود ایالات متحده به عنوان قدرت نظامی فراگیرِ برتر در جنگ جهانی، با بمباران هیروشیمی و ناکازاکی پیش از پایان جنگ، خود را به عنوان قدرت نظامی برتر تثبیت کرد.
بنابراین راهبردی دوجانبه دارید که در عمل از آن هنگام تاکنون دنبال شده است. پس ممکن است سؤال کنید که رابطه‌ی بین هژمونی اقتصادی و نظامی چیست؟ اگر ایالات متحده به گونه‌ی که یک امپریالیسم آرمانیِ سرمایه‌داری باید عمل کند به هژمونی اقتصادی وابسته است، چرا از قدرت فراگیر نظامی‌اش بهره می‌برد؟ خُب، نکته‌ی هوشمندانه‌ای است. در اشکال پیشین امپریالیسم، هدف قدرت نظامی کاملاً آشکار بود. اگر می‌خواستید سرزمینی را تصرف کنید یا رقبای امپراتوری را شکست دهید، دلیلِ نیاز به نیروی فراگیر نظامی روشن است. اما اگر در تلاشید با نیروی اقتصادی‌تان بر جهان هژمونی داشته باشید، آن‌گاه دارا بودن عظیم‌ترین نیروی چیره‌ی نظامی را که جهان تاکنون داشته، چه ضرورتی دارد. در این مورد فکر می‌کنم به بی‌هنجاری مهمّی در امپریالیسمِ سرمایه‌داری رسیده‌ایم که اکنون شاهدش هستیم.
فکر نمی‌کنم که گسترش نیروی نظامی امریکا صرفاً برای جبران قدرت کاهنده‌ی اقتصادی‌اش است ـ هرچند بدون تردید تاحدودی چنین است. آن‌چه می‌گویم این است که امپریالیسم سرمایه‌داری با قدرت اقتصادی عمل می‌کند، که کم‌وبیش جدای از قدرت سیاسی، نظامی و حقوقی است. به عبارت دیگر، برخلاف لُرد فئودال که برای اخذ مازاد از دهقانان به قدرت‌های نظامی، حقوقی و سیاسی‌اش وابسته است، ظاهراً سرمایه‌دار چنین نیست. و این به قدرت سرمایه‌داری امکان می‌دهد که بسیار فراتر از هر قدرت سیاسی یا حقوقی یا نظامی گسترش یابد. اما معنایش این نیست که برای حفظ شرایط انباشت سرمایه به پشتوانه‌ی قدرت‌های سیاسی و نظامی نیاز ندارد. مشکل آن‌جاست که بین دامنه‌ی جهانی قدرت اقتصادی سرمایه‌داری و قدرت‌های محلّی‌تر اجرایی و سرکوب که همچنان بدان نیاز دارد ناهماهنگیِ فزاینده‌ای وجود دارد. صرفاً این استدلال را نمی‌پذیرم که نظریه‌پردازان جهانی‌شدن و افرادی مثل هارت و نگری مطرح می‌کنند که هر قدر اقتصاد بیش‌تر جهانی می‌شود، دولت ملّی اهمیّت کم‌تری می‌یابد. فکر می‌کنم عکسِ آن درست است. اقتصاد جهانی به وساطت سیستم دولتیِ جهانی مدیریت می‌شود. فکر می‌کنم آن‌چه واقعاً مشخصه‌ی جهانی‌سازی است ناهماهنگی فزاینده بین دسترسی جهانی سلطه‌ی سرمایه‌داری و استمرار دولت‌ها در قلمروهای ارضی است که همچنان بدان نیاز داریم، زیرا سرمایه نیازمند دستگاه اجرایی و قانونیِ منظم و پیش‌بینی‌پذیر بیش از دیگر اشکال اجتماعی است که تاکنون وجود داشته است.
نباید شکوِه‌ی دایمی سرمایه از مداخله و نظارت دولت فریب‌مان بدهد. انباشت سرمایه، به‌ویژه از آن‌جا که بازار سرمایه‌داری خودش بسیار آشفته است، فرایندی بسیار مطالبه‌گر است که نیازمند نظم حقوقی، سیاسی و اجرایی بسیاری است، مادامی که این نظم نسبت به سرمایه دوستانه باشد؛ و در آینده‌ی قابل پیش‌بینی می‌توان تصور کرد که این نوع نظارت حقوقی و اجرایی در مقیاس جهانی امکان‌پذیر نیست. بنابراین روزی را در پیش نمی‌بینم که سرمایه قادر باشد جهان را بدون کمک دولت‌هایی در قلمروهای ارضی سازمان‌دهی کند. اما البته هنگامی که تصدیق کنید سرمایه هنوز نیازمند این سیستم چنددولتی است و این که شکل سیاسی جهانی‌سازی یک دولت جهانی نیست، بلکه سیستمی از دولت‌های متعدد است، می‌توانید دریابید که چنین سیستمی امکانات حقیقی بی‌ثباتی را پدید می‌آورد.

به عبارت دیگر، معتقدید که این دولت‌های محلّی، این کشورهای فقیرتر که ایالات متحده تلاش می‌کند بر آن‌ها هژمونی اقتصادی اعمال کند، ضرورتاً به ریشه‌ی خود وفادار نمی‌مانند.
درست است. هرچند مسئله این است که ایالات متحده برای سازمان‌دهی اقتصاد منظم جهانی به آن دولت‌ها نیاز دارد. ایالات متحده به خاطر انجام این امور به آن‌ها نیاز دارد. و این وابستگی، قدرت سرمایه‌داری، قدرت امپریالیستی را در تنگنا قرار می‌دهد. این قدرت نمی‌تواند با همه‌ی این قدرت‌ها سرِ جنگ داشته باشد یا تلاش کند با ابزار نظامی آن‌ها را سرکوب کند. زیرا می‌تواند باعث به هم ریختن کامل انباشت سرمایه بشود. بنابراین، باید راه‌هایی برای تحمیل این سرکوب پیدا کند تا این دولت‌ها را رام کند، بدون آن که ظرفیّت آن‌ها را در سازمان‌دهی دنیایی برای سرمایه‌ی جهانی به تحلیل ببرد. و این مسئله‌ی حقیقی برای سرمایه و به گمانم در درازمدت ضعفِ حقیقی است. اینْ فضاهای کاملاً تازه‌ای برای مخالفت خلق می‌کند.
آن‌چه فکر می‌کنم رخ داده ـ به‌ویژه در دوره‌ی بوش، هرچند تفکر زمینه‌سازش پیشگامانی دارد که تا رونالد ریگان به عقب باز می‌گردد ـ آن است که در برابر این تناقض، ایالات متحده دکترین نظامی را پذیرفته که جنگ دایمی را اغلب بدون هدف‌هایی مشخص توجیه می‌کند؛ نوعی جنگ بی‌نهایت، جنگی به لحاظ هدف یا زمان، بدون پایان. جماعتِ رامسفلد، ولفوویتز، و پرل که دور بوش را گرفته بودند واقعاً برنامه‌ای توصیه می‌کردند که خودشان «عملیات جنگِ نامحدود» نامیده بودند و برای آن‌ها یکی از کارکردهای اصلی جنگ، آن‌چنان که از آن برداشت می‌کردند، به اصطلاح اثر نمایشی آن است، وقتی است برتری نظامی گسترده‌تان را نمایش دهید، به همان روشی که قدرت‌های امپریالیستی کهن با قدرت نظامی‌شان انجام می‌دهند، بدون آن که هدف مشخصی را جست‌وجو کنید. ضرورتی ندارد در پیِ سرزمین خاص باشید، بلکه می‌خواهید با استفاده از این اثر نمایشی فضایی تهدیدکننده پدید آورید: شوک و بُهت. به گمانم آن‌چه در عراق رخ داد صرفاً مسئله‌ی آشکارترین انگیزه برای کنترل نفت نبود. اینْ صرفاً اعمال شوک و بُهت بر جهان بود، نه صرفاً ایران.

دکترین امریکا در نمایش توان وحشتناک نظامی و تمایل به استفاده از آن به منظور آن است که مانع تلاش یا هر تمایلی به اندیشیدن درباره‌ی هماوردی یا برابری‌طلبی با قدرت نظامی امریکا شود ـ آیا می‌گویید این سیاستْ «دولت‌های سرکش» و دولت‌های صنعتی که هم‌پیمانان درازمدت امریکا بوده‌اند، هر دو را هدف قرار داده است؟
کاملاً؛ اما مسئله‌ی رقابت سرمایه‌داری آن است که همانند رقابت بین امپریالیست‌ها به شکل سنّتی آن نیست. منظورم آن است که وقتی بر سر یک مسیر تجاری می‌جنگید، می‌روید رقیب‌تان را در هم می‌کوبید و هدفْ کاملاً روشن است. اما در سرمایه‌داری پیشرفته به چنین زیاده‌روی‌هایی نیاز ندارید زیرا همچنان که رقبای‌تان شما را به خطر می‌اندازند، به بازارهای‌شان هم نیاز دارید. بنابراین باید راه‌های تازه‌ای برای کنترل هم‌پیمانان‌تان پیدا کنید که در عین حال قدرت اقتصادی خودتان را به تحلیل نبرد. این سیاست بلندمدت امریکا بوده تا نشان دهد قدرت نظامی فراگیری دارد که تلاش برای هماوری یا حتی همسانی با آن امکان‌پذیر نیست. و اگر باید حقیقت را گفت، سایر قدرت‌های مهمّ سرمایه‌داری عموماً تسلیم برتری امریکا شده‌اند ـ چیزی که در رقابت‌های بین امپریالیستی قدیمی نمی‌شد تصور کرد.

برخی صاحب‌نظران گفته‌اند که دکترین جنگِ دایمی گسستی قطعی از سیاست پیشین امریکا است و امپراتوری امریکا چرخشی جدید یافته است. آیا حقیقتی در این ادعاها هست؟
بله، درست نیست گمان کنیم چون این افراد به‌شدّت افراطی هستند می‌گویند اینْ گسست بزرگی در سیاست‌های امریکا است؛ نمی‌توان در گذشته‌ی نزدیک مشابهی یافت، نه صرفاً در سیاست خارجی بلکه حتی در سطح داخلی که محدودیت‌هایی روی آزادی‌های مدنی به شیوه‌هایی اعمال شده که تنها در دوره‌ی جنگ سرد رایج بود که شاید از برخی جنبه‌ها حتی وخیم‌تر باشد. بنابراین روشن است در ظاهر برخی گسست‌ها از گذشته‌ی نزدیک وجود دارد، و اشغال نمایان سرزمین عراق نشان می‌دهد که به اشکال کهن‌تر امپریالیسم مبتنی بر قلمروهای ارضی بازگشتند؛ اما پیش‌تر بحث کرده‌ام که چرا فکر نمی‌کنم هدف‌شان این باشد.
بنابراین، به رغم دامنه‌ی بی‌همانندی که دکترین‌شان را گسترش دادند، اگر آن‌چه را پیش‌تر در جریان بوده در نظر نگیرید، نمی‌توانید آن‌چه را امروز انجام می‌دهند درک کنید. مثلاً راهبرد دوجانبه‌ای که پیش‌تر از آن صحبت کردم که در پی جنگ دوم جهانی به اجرا گذاشته شد، از طریق کنترل سیستم‌های تجاری و مالیِ جهانی و از سوی دیگر قدرت نظامیِ رقابت‌ناپذیر و فراگیر امریکا. اگر این شکل‌های سلطه هدفِ بلندمدت نبودند، اگر این ساختمان قدرت نظامی فراگیر پیش‌تر وجود نداشت، بوش راهی نداشت که بتواند دنبال کند. فکر می‌کنم این منطق امپراتوری امریکا و تناقض‌هایی که بر آن حاکم است و تلاش کرده‌ام تبیین کنم بلندمدّت هستند، دست‌کم تا جنگ دوم جهانی به عقب بازمی‌گردد. می‌توانید بگویید که بوش آن را در سرحدّ افراطیِ غایی و غیرمنطقی‌اش دنبال کرد؛ اما تنها در صورتی که زمینه‌ای که پیش‌تر بر آن استوار بود نبینید، نمی‌توانید آن را درک کنید.

امپراتوری امریکا در دوره‌ی اوباما چه جایگاهی دارد؟
وقتی باید جایگاه اوباما را در رابطه با پیشینیانش تعیین کنید، در برابر سؤال حقیقتاً دشواری قرار دارید. تردیدی ندارم که تا جایی که از دستش برمی‌آید، لفّاضی مترقی‌ترشْ صادقانه است، و بدون تردید با جورج بوش فرق دارد. اما برایم روشن نیست که نظرش در مورد جهان و نقشی که امریکا در آن بازی می‌کند کم‌وبیش همان شکستی باشد که بدون تردید واقعاً به آن باور دارد. باید احتمالاً به زنگ خطری گوش دهیم که سیاست‌های اقتصادی داخلی‌اش به صدا درآورده و به دامنه‌ی هماهنگی‌اش با خطّ وال‌استریت یا افرادی در دولتش که به آن محیط وابسته‌اند، توجه کنیم. یا در همین زمینه به رسوایی اصلاحات بهداشتی وی و شیوه‌هایی که این اصلاحات برخاسته از منافع شرکت‌های بیمه بود؛ گمان نمی‌کنم بتوان کاملاً کنگره را متهم کرد. بنابراین چرا باید اعتماد داشته باشیم که سیاست خارجی اوباما و طرز تلقی‌اش نسبت به جنگ خیلی با پیشینیانش متفاوت است؟ دو جنگْ الهام‌بخش اعتماد چندانی نیست. یقین دارم که وی به آن‌چه در مورد دکترین «جنگ عادلانه» در سخنرانی نوبلش مطرح کرد باور دارد. مشکل آن است که این دکترین به نحوی بدنام انعطاف‌پذیر است و قرن‌هاست برخی قدرت‌های امپراتوریِ بسیار درّنده‌خو مطرح می‌کنند.
چیزی که شاید بتوانید مطرح کنید این است که بوش از مرزی گذشت که حتی این دکترین انعطاف‌پذیر به اندازه‌ی کافی برایش انعطاف نداشت. منظورم آن است که دکترین جنگ عادلانه در تمامی روایت‌های سنّتی‌اش مستلزم ایده‌ای از هدف‌ها و وسایل مشخص نوعی تناسب میان آن‌هاست، و نمی‌توان این اصول را در دکترین جنگ بی‌پایان، جنگ بدون محدوده‌ی زمانی یا جغرافیایی، کاربرد داد. به‌سختی می‌توان مشخص کرد که اوباما چه‌قدر از این دور شده است، اما دست‌کم آن اصولِ هدف‌ها و وسیله‌ها را مطرح می‌کند و احتمالاً درکی از محدودیّت‌ها دارد ـ شاید مانند کالین پاول که دکترین پاول در دولت بوش تنها مانده بود.
به نظر می‌رسد اوباما به‌شدّت از راینهولد نایبر،(2) متخصص الهیات و آن‌چه به واقع‌گرایی مسیحی معروف است تأثیر پذیرفته که براساس آن بر تراژدی‌های جنگ اذعان دارد اما هرازگاهی آن را ناگزیر می‌داند. امّا نکته‌ی جالب درباره‌ی اوباما آن است که به نظر می‌رسد وی خیلی کم‌تر از نایبر نگرانِ نخوت و برتری‌طلبی قدرت امریکا است؛ نکته‌ای که نایبر به‌صراحت در مورد آن هشدار می‌دهد. اگر بر آن هستید استدلال کنید که جنگ البته تاحدودی، با اهریمن ضروری است، بستگی دارد که فکر کنید اهریمن چیست و همواره رؤسای جمهور امریکا برآن‌اند فکر کنند که آن‌چه برای امریکا ـ یا سرمایه‌ی امریکا ـ بد است طبق تعریف اهریمن است. آن روی سکّه این باور است که آن‌چه امریکا خوب می‌داند باید بر همه کس و همه جا تحمیل شود. این اخلاق‌گراییِ پرنخوت همواره چیز خطرناکی بوده، امّا البته وقتی دولت قدرت نظامی برای اعمال آن داشته باشد خطرنا‌ک‌تر است. باور ندارم اوباما از این جریان چندان فاصله گرفته باشد. تردیدی نیست که او قصد ندارد برتری نظامی امریکا را کنار بگذارد و نیز چیرگی مالی این کشور را و وی با این حال صرفاً اذعان دارد دولت ایالات متحده باید در استفاده از سلطه‌ی نظامی‌اش محتاطانه‌تر عمل کند، نه با احتیاط کم‌تر. می‌ترسم که وی واقعاً این نظر را بپذیرد که ایالات متحده می‌تواند و باید جهان را رهبری کند و گاهی، هرچند با بی‌میلی و اشراف بر تراژدی جنگ، ایده‌هایش را در مورد نیکی و اهریمنی با ابزارهای نظامی تحمیل کند.

مایلم به شیوه‌ی تفکر اندیشه‌پردازان متقدم‌تر مارکسیست در مورد امپریالیسم توجه و خطوط اصلی آن را تشریح کنیم. تأکید دارید که اکنون در دنیای سرمایه‌داریِ جهانی زندگی می‌کنیم ـ یعنی سرمایه‌داری سرتاسر جهان را آن‌چنان درنوشته که شاید نظریه‌پردازان مارکسیست هم نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند.
نگفته‌ام که مارکس فراگیری جهانیِ سرمایه‌داری را پیش‌بینی نکرده بود، بلکه واقعاً هیچ‌گاه چندان در مورد آن صحبت نکرد. وی مفهومی زنده از ویژگی‌های گسترش‌یابنده‌ی سرمایه‌داری در مانیفست کمونیست به ما ارائه کرد. درکی از قدرت الزام‌آور سرمایه‌داری در گسترش پیدا می‌کنید. اما او خودش اساساً علاقه‌مند به شناخت منطق درونی سیستم بود. بنابراین در سرمایه از مدل پیشرفته‌ترین اقتصاد سرمایه‌داری، انگلستان، استفاده می‌کند و نظریه‌ای از منطق درونی سرمایه‌داری بنا می‌نهد.
اما دنباله‌روانش بیش‌تر به مناسبات بیرونی سرمایه‌داری علاقه‌مند بودند و به نظر می‌رسید همگی فرض می‌کردند سرمایه‌داری هیچ‌گاه چنین فراگیر نمی‌شود. سرمایه‌داری برای استثمار نیازمند واحدهای غیرسرمایه‌داری است و قدرت‌های سرمایه‌داری درگیر جنگ با رقبای امپراتوری‌شان به منظور کنترل بر نواحی غیرسرمایه‌داری خواهند شد. اما کم‌وبیش هیچ‌گاه نظریه‌ای نمی‌بینید که فراگیریِ جهانی سرمایه‌داری به مثابه شکل مسلط امپراتوری را در نظر گرفته باشد و جایگاه کنونی ما این است.

آیا نظریه‌های لنین و رُزا لوکزامبورگ که طی عصر کلاسیک امپریالیسم در آغاز قرن اخیر ـ زمانی که مناسبات اجتماعی سرمایه‌داری بدْوی بودند یا در بخش اعظم جهان هنوز شکل نگرفته بود ـ هنوز صادق است؟
روشن است باید بر این نظریه‌ها مبتنی شد. نگفتم که این نظریه‌ها فاقد اعتبار است. آن‌ها صرفاً ناقص هستند. این نظریه‌ها بررسی بسیار خوبی از ماهیّت بهره‌کشانه‌ی قدرت سرمایه‌داری و نیازش به گسترش استثمار در مقیاس جهانی ارائه می‌کند. نمی‌فهمم که در آن مرحله چه‌گونه می‌توانستند زمانی را پیش‌بینی کنند که الزامات سرمایه‌دارانه شیوه‌ی اصلی سلطه در سرتاسر جهان باشد. این بدان معنا نیست که سرمایه‌داریِ شکوفا در همه‌جا وجود دارد ـ برعکس ـ قدرت‌های سرمایه‌داری سلطه‌ی خود را با دست‌کاری این الزامات اقتصادی سرمایه‌داری اعمال می‌کنند و این شکلِ چیره‌ی سلطه‌ی امپراتوری می‌شود. و ما واقعاً نظریه‌ای در این مورد نداریم.

در امپراتوری سرمایه می‌نویسید که این شکل جاری سلطه‌ی امپراتوری در عین حال که برای برخی از قدرت مطلق برخوردار است، به طور بالقوه کاملاً آسیب‌پذیر است. و به نظر می‌رسد این آسیب‌پذیری تا حدی از سرمایه‌داری جهانی ریشه می‌گیرد که از طریق سیستمی از دولت‌های متعدد عمل می‌کند.
یک راه برای نگاه به آن مقایسه‌ی استدلالم با استدلالی است که هارت و نگری می‌کنند. آنان می‌گوید ما اکنون در وضعیّتی هستیم که در آن امپراتوری در همه جا هست و هیچ جا نیست. «مکانی برای امپراتوری نیست» گزاره‌ای است که نشان می‌دهد آنان چه‌گونه بر این تأکید می‌کنند و خودشان می‌گویند که پی‌آمدهای سیاسی استدلال‌شان چیست. و اگر در مورد آن بیندیشید به لحاظ سیاسی خیلی فلج‌کننده است، زیرا آنان در حقیقت می‌گویند که نمی‌توانید حقیقتاً نیروی مخالفی به شکل ضدِّ قدرت خلق کنید و از این روست که جنبش‌های طبقه‌ی کارگر و حزب‌های سوسیالیستی و مانند آن اساساً کلیّتی نامرتبط است. اکنون اپوزیسیون تنها می‌تواند به شکل نیرویی افسونی و دگرسانیِ ذهنیّت‌ها، یا هرچیز دیگری از این دست، باشد، امّا، براساس نظر آن‌ها، ضدِّ قدرتی در برابر تمرکزهای سرمایه‌داری، دیگر شدنی نیست.
ولی نظر من کاملاً مخالفِ آن‌هاست. من می‌گویم در حقیقت تمرکزهای مرئی قدرت سرمایه‌داری وجود دارد، دولت‌هایی در قلمروهای ارضی مشخص، و سرمایه‌ی جهانی نیازمند قدرت دولت است و وابسته به این سیستم جهانی دولت‌های متعدد است. و معنایش این است که هرچند آشکار است نیروهای مخالف در قدرت‌های اصلی امپراتوری از همه کارامدترند، با این حال، دولت‌هایی در قلمروهای ارضی نیز تأثیر خود را دارند زیرا سیستم خیلی به آن‌ها وابسته است.
دلیل آن که می‌گویم دولت شاید فراتر از نقطه‌ی تمرکز قدرت‌های سرمایه‌داری باشد آن است که اگر به آن بیندیشید، سرمایه‌داری جهانی ـ خود سرمایه ـ نمی‌تواند جهانی‌سازی را سازمان‌دهی کند. سرمایه به‌تنهایی نمی‌تواند این کار را انجام دهد. این کار را انجام نمی‌دهد و برای انجامش به دولت‌ها وابسته است. بنابراین وابستگی‌اش به این اشکال قلمروهای ارضی و قدرت محلی یک آسیب‌پذیری است و هدف‌های مشخصی برای مخالفان، چنان خلق می‌کند مدت زمان بسیار درازی بود که وجود نداشته است.

پی‌نویس‌ها
(1) گفت‌وگوی حاضر را ساشا لیلی، روزنامه‌نگار، فعال سیاسی و نویسنده‌ی رادیکال، با الن میک‌سینز وود(Ellen Meiksins Wood)، پژوهشگر برجسته‌ی علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی انجام داده است. این گفت‌وگو در کتاب سرمایه و مخالفانش (2011) که شامل مجموعه گفت‌وگوهایی با برجسته‌ترین منتقدان نظام سرمایه‌داری است منتشر شده است. ترجمه‌ی تمامی گفت‌وگوهای کتاب هم‌اکنون در دست انجام است و در آینده به صورت مستقل منتشر می‌شود. الن میک‌سینز وود، نویسنده‌ی کتاب‌های متعددی در سنت اقتصاد سیاسی مارکسیستی است و از 1984 تا 1993 در تحریریه‌ی نشریه‌ی نیولفت ریویو و طی سال‌های 1997 تا 2000، همراه با پل سوییزی و هری مگداف در شورای سردبیری مانتلی ریویو بود. کتاب‌های دموکراسی در برابر سرمایه‌داری (1386) ترجمه‌ی حسن مرتضوی، نشر بازتاب‌نگار و امپراتوری سرمایه (1388)، ترجمه حسن مرتضوی، نشر نیکا و علاوه بر آن مقالات متعددی از وی به فارسی ترجمه شده است.
مشخصات مأخذ:
Sasha Liley (2011), Capital and Its Discontents, PM Press.
(2) Reinhold Neibuhr (1982-1971)

پرونده «پرویز صداقت» در انسان شناسی و فرهنگ


http://anthropology.ir/node/9137


اصطلاح ناهنجار ملی – مذهبی‌ها!


محمدعلی مهرآسا

این مقاله را مدت‌ها پیش نوشته بودم؛ و حتا یک بار با لحنی دیگر نیز منتشر شد و مناسبتش هیاهوئی بود که برای تولد علی شریعتی برپا کرده بودند. اکنون به مناسبت نشر مقاله آقای دکتر مه‌منش و پاسخ آقای عبدالعلی بازرگان به آن، با ایجاد تغییراتی در متن، دو باره منتشر می‌شود.

علی شریعتی از آنگونه شخصیتهای غلط اندازی بود که به دلیل‌ها و سببهائی که جامعهی غرق در استبداد ایران آن روز طلب می‌کرد، وارد فضای روشنفکری ایران شد. فضائی که خودکامگی آریامهری برآن ابری از خفقان افکنده و هرگونه نوای آزادیخواهی را درآن خفه کرده بود. نه نشریهای برای نوشتن بود و نه تریبونی برای سخن گفتن اهل بینش و معرفت. تمام رسانه‌ها از نوشتاری و گفتاری و تصویری، دربست در اختیار دولت و زیر نظارت مستقیم ساواک اداره می‌شد. اما چون فضای مساجد، و جلوهٔ محراب و منبر برای وعظ و خطابه بر روی هر یاوه گوئی باز بود و هر روز نیز بر تعدادش افزوده می‌شد، آخوندهای ناراضی و تشنه قدرت را مکانهائی برای ابراز وجود و اظهار نقد و حتا ایراد به ضع کشور نصیب شده بود؛ و اهل عمامه مشکلی برای سخن گفتن نداشتند.

در چنین حال و هوائی، یکی از ثروتمندن گروه نهضت آزادی و دیگر هماندیشان آن‌ها که هم تعصب دین داشتند و هم با زور و استبداد شاه در ستیز بودند، حسینیهٔ ارشاد را در جاده قدیم شمیران برای ابراز وجود و اظهار عقیده بنا نهاد. این ساختمان گرچه شکل و قواره مساجد را نداشت، اما به هر تقدیر مکانی دینی به حساب می‌آمد؛ زیرا اطلاق نام حسینیه بر آن، محلی جهت انجام عزاداری حسین - امام سوم شیعیان - را تفهیم می‌کرد.

پس از مدتی، این محل پایگاهی شد برای خودنمائی‌های جناب علی شریعتی؛ و هیئت امنای آن زمان حسینیه ارشاد با دست و دلبازی تمام مکان را در اختیارش گذاشتند تا هرچه در دل تنگش گیرکرده و می‌خواهد بروزدهد، بگوید. جناب علی شریعتی نیز که سخنوری ماهر با صدائی ریز و بچگانه بود؛ و درضمن در فن مغالطه بسیار مهارت داشت و سفسطه را به خوبی می‌شناخت، جوانان ناراضی و تشنه ی شنیدن انتقاد از حاکمیت را به زودی جذب این مکان و استماع سخنان خود کرد. تا اینکه پس از مدتی نه زیاد طولانی، ساواک تاب این همه آزادی گفتار را نیاورد و دروازهی حسینّیه را بر روی هر سخنرانی و اجرای هر آداب و رسومی بست.

از سرنوشت شریعتی پس از بسته شدن حسینیه ارشاد، من بی‌خبرم و نمی‌دانم زندانی شد و یا به دانشگاه مشهد بازگشت؛ اما درسال ۱٣۵۴ در لندن با سکت قلبی مرد و پیکرش هم با احترام به سوریه بردند و بر روی دوش کسان و هوادارنی چون قطبزاده و دکتر یزدی در آن سرزمین دفن کردند. بدبختانه هوادارنش او را شهید خطاب می‌کنند.

شاگردان و وفاداران شریعتی سخنرانی‌ها و نوشتار‌هایش را از‌‌ همان ابتدا جمعآوری کرده و آن‌ها را به چاپ سپردند و در دسترس عموم گذاشتند. بدیهی است با چاپ آثار و عمومیّت یافتن نشر افکار این نابغهی دینی! فرهیختگان دریافتند که با یک مغلطه گوی قلندر و مکار طرفند؛ و شیفتگانش نیز او را رسولی برای رسیدن به آزادی و عدالت، به جامعهی درس خوانده معرفی کردند. اما در این می‌ان، جماعت آخوند و اهل عمامه به شدت با زنده و مرده شریعتی و افکار و نظرات او، در تضاد و دشمنی بودند. زیرا شریعتی اعلام دین اسلام بدون آخوند کرده بود!

کتابهای «شیعه صفوی و شیعهٔ علوی؛ فاطمه، فاطمه است؛ و‌ای برادر...» و دیگر کتبی از این دست، هیچ خردمند دانشور و دانشپژوهی را جلب نکرد. تنها گروهی از جوانان ناراضی از وضع کشور که به دلائل خانوادگی تعصب مذهبی نیز داشتند و آماده تحول بودند، جلب افکار او که می‌خواست اسلام ناب را از دل اسلام عوام بیرون کشد، شدند. به تحقیق می‌توان گفت سازمان مجاهدین خلق که تمام سرانش روزهای نخست جزئی از پیکرهی نهضت آزادی بودند، آرمانگرائی تلفیقیشان باید دستپروده و حاصل ذهنیت علی شریعتی باشد. ضمناً سهم او را در تدارک و تولد انقلاب اسلامی نیز، نباید فراموش کرد.

آنچه من از شرح حال، طرز فکر و نوشته‌های شریعتی دریافته‌ام، قبول این باور است که او کاپیتال مارکس را پسندیده، اما عمیقاً مفهوم مارکسیسم را درنیافته بود؛ و چون در خانواده شیعهٔ متعصب و وارع و اهل عبادت پروش یافته و با مفاهیم کلامی نیز آشنا بود، با نوعی بازی با کلمات، می‌ خواست ماتریالیسم دیالکتیک و کاپبتال را، با قرآن و نهج البلاغه مزدوج کند و از آن طفلانی به دنیا آورد که اولی «تبیین جهان» نام گرفت و دومی «اقتصاد توحیدی» و البته شاه و ساواک حاصل این ازدواج را «مارکسیسم اسلامی» نامیدند و شاه نیز معتقد بود یک ملقمه ی جمع اضداد، بنیان فکری مجاهدین را ساخته است و اغلب به آن اشاره می‌کرد. در واقع هدف شریعتی این بود که با الهام از کاپیتال مارکس و پیوندش به آیاتی از قرآنکه جنبه ی دستوری دارند، دکترینی برای زمامداری در ایران آزاد شده از دست سلطنت طرح و ثبت کند.

اما، من براین باورم که شریعتی نه مارکس را درست شناخته بود، و نه به متن و مفهوم قرآن آنگونه که باید توجه داشت. و اگر فرض غلط باشد و بر قرآن اشراف کامل داشته است، الزاماً هدفش تغییر مفاهیم آیات و تفسیر معنای قرآن به رأی خویش بوده است. زیرا هر خردمندی می‌داند که مادیگرائی در ضدیت کامل باسفسطهی ماوراء الطبیعه است. به سخنی روشن‌تر، تجمع خدا‌شناسی و بی‌خدائی را هر ذهنیتی بپذیرد، صاحبش یا دیوانه است یا مکار. درضمن قرآن سراسر مغالطه و سفسطه است و منطق و تعقل در آن بسیار ناچیز است.

به هر تقدیر، شریعتی رفت و نیک و بد، به تاریخ پیوست؛ اما میراثی بر جای نهاد به نام مجاهدین خلق که هم اکنون نمی‌دانند با آن دکترین و آرمانی، که استاد تلقین فرمود، چگونه برخورد کنند و یا چگونه آن را بزدایند و از سر وا کنند. هرچه هم تلاش می‌کند که خود را به ایالات متحد امریکا سنجاق کنند می‌سرشان نمی‌شود. اما جدا از مجاهدین، بعد‌ها، از نوع نگاهی که نهضت آزادی یعنی خاستگاه مجاهدین به شرع و سیاست داشت ملقمهی «ملی – مذهبی» درست شد و طلوع کرد.

اصطلاح «ملی- مذهبی» بعد از انقلاب ۱۳۵۷ خورشیدی در میان دهان و اذهان مردم و صفحات روزنامه‌ها جاری و ساری شد. و به دستهای از مردمان سیاست وَرز و نه سیاستمدار، گفته می‌شود که نام گروه‌شان، سابقهای در تاریخ سیاسی و یا سیاست تاریخی ایران ندارد؛ و مربوط می‌شود به دورهی پس از انقلاب اسلامی؛ آنهم زمانی که آقای خمینی تمام گروههای مخالف استبداد پادشاهی را که در انقلاب ۱٣۵۷ خورشیدی نقش داشتند و سبب پیروزی انقلاب و رسیدن حضرت امام به خلافت شده بودند، از صحنه بیرون کرد.

آقای خمینی در زیر آن درخت سیب کذائی در پاریس، وعدههای بی‌شمار درمورد آزادی افراد و احزاب وچه و چه... داد. اما زمانی که به ایران آمد‌‌ همان خصلت آخوندی و دینیی خویش را پی گرفت و اصل خویش را بازیافت و دروغ را به نام تقیه دستاویز کرد؛ و استبداد مطلق دین اسلام را به درستی و روشنی در ایران پیاده کرد... به این طریق که نخست جبهه ملی ایران را با حکم ارتداد از کار انداخت و خانه نشین کرد؛ بعد سراغ مجاهدین خلق رفت؛ و سپس از پس کمونیست‌های گوناگون و متفرق برآمد و آنگاه به خدمت نهضت آزادی رسید؛ و سرانجام حزب توده را که تا آخرین لحظه مجیز امام و انقلاب اسلامی را می‌گفت و با اطلاعاتی که اعضایش از درون سازمان‌ها داشتند دیگران را لَو داده بودند و به همه دیگر گروه‌ها ناسزا و فحش می‌دادند، تار و مار کرد.

به این ترتیب آیت الله خمینی حکومتی مذهبی بر‌‌ همان روش آمال و آرزوی خود برپا ساخت و جاه طلبی خود را اقناع کرد و همچون محمد به حکومت و سروری رسید؛ و به هر تقدیر، نقطه‌ای از تاریخ شد. بدیهی است به هنگام یکدست شدن حاکمیت، دیگر درون این ساختار اغیار وجود نداشت؛ و هرچه بود، شیفتگان دین اسلام و مجیزگویان حضرت امام بودند؛ و در عشق چنان مستغرق، که به هنگام نام بردن از او سه صلوات هم در می‌کردند.

خانم‌ها و آقایانی که بعد‌ها به نام و عنوان اصلاحطلب عرض اندام کردند، همه در آن خلافتی که آقای خمینی در غیاب نیروهای ملی و مخالفان و در یک کلام میهن پرستان بنا نهاده بود، در رأس کار بودند؛ و مهرههای مهم و کلیدی شده بودند و علیه میهنپرستان موضعی کاملاً خصمانه گرفته بودند. در واقع، از زمان خلع آقای بنی صدر، راه‌ها از هم جدا شد و ایرانیان حاضر در صحنهی مبارزات ضد رژیم سابق، در سه دستهی کاملاً متمایز قرار گرفتند.

۱- دسته مسلمانان دبش و سربازان امام زمان و هواداران مطلق ولایت فقیه که در آئینشان اسلام بر‌تر از هر میهن و منافع میهنی بود و کلام خمینی برایشان تفاوتی با آیات قرآن نداشت و اصولاً مدعی بودند که برای نجات اسلام قیام کرده‌اند نه آزادی و مردم‌سالاری. قطعاً اینان نیز با تأسی به امام، معتقد بودند: «ما برای خربزه انقلاب نکرده‌ایم؛ اقتصاد مال خر است؛ این دکتر‌ها بروند گم شوند، همین بچه‌های حوزه، ۶ ماه درس بخوانند دکتر می‌شوند و...»

۲- دسته دوم کسانی بودند که درد دین نداشتند؛ دنیای روشن را به خاطر آخرت تاریک و موهوم فدا نمی‌کردند؛ و باورشان به آزادی و مردمسالاری بیش از گرایش به اسلام بود. میهن را بیشتر از دین دوست می‌داشتند. اینان بدون رد هر دین و مذهب، سکولار بوده و معتقد بودند که در سال ۱۳۵۷ ایرانیان برای نجات از استبداد و رسیدن به آزادی برخاستند و با شاه مبارزه کردند؛ وگرنه در رژیم گذشته نیز دین در خطر نبود؛ بلکه برعکس خیلی هم منزلت داشت و حتا شاه حاجی هم شده بود و سالی سه بار به زیارت امام رضا در مشهد می‌رفت. مردمان این دسته، با دیدن نشانیهای استبداد و فاشیسم دینی، و با شنیدن فریاد امام که گفت: «بشکنید این قلم‌ها را...» افق تاریک را دیدند؛ و چون دو باره آزادی به محاق رفته بود، بی‌واهمه به میدان مبارزه آمدند و خواستههای خود را با زبان و قلم بیان کردند؛ در نتیجه چوبش را هم خوردند. جمع‌‌ همان سال ۵۸ راهی غربت شدند و خود تبعیدی را برگزیدند. اغلب اعدامهای پس از خلع آقای بنی صدر - جدا از مجاهدین خلق - در میان کسانی بود که زیر بار زور و ستم نرفتند و تن به استبداد دین و ولایت فقیه نسپردند.

٣- دستهی بینابینی که هم درد کشور را می‌فهمیدند و هم به شدت وابسته به دین و مذهب بودند. اکثریت این افراد اگر پای انتخاب به میان می‌آمد، دین و آئین اعراب را بر کشور و آئین نیاکان ارجح می‌شمردند؛ از فنای دین بیشتر از سقوط مملکت هراس داشتند؛ به همین علت، بیشتر و درهمه حال مبلغ دین بودند و نه معلم میهن پرستی. درتمام این مراحل، هیچگاه نامی از اصطلاح «ملی- مذهبی» نبود و کسی چنین اصطلاحی را نمی‌شناخت...

درضمن یادآور شوم، در رژیم گذشته، تنها گروهی که افرادش ضمن هواداری از راه و روش زنده یاد دکتر مصدق به دینداری و تاحدی قشری بودن شهره بودند، نهضت آزادی بود. اعضای این گروه تا سالهای ابتدای دههی چهل خورشیدی، ازاعضای جبهه ملی ایران بودند. اما در اثر دو عامل از جبهه جدا شدند.

۱- خودخواهی سران نهضت که خود را بر‌تر و والا‌تر از دیگر اعضای جبهه می‌دانستند؛ و در آن زمان و مخصوصاً پس از فوت زنده یاد دکتر مصدق، دیگر سران را قبول نداشتند. باید اقرار کرد این خصلت عدم پذیرش ارزش و برتری دیگران، یکی از دلائل عدم ماندگاری و استحکام تحزب در ایران است؛ و مختص آن گروه نبوده و نیست و شامل حال تمام ایرانیان می‌شود. به همین دلیل است که تاکنون هیچ حزبی در ایران پایدار و مداوم نبوده است.

۲- مسلمان بودن و اعتقاد به اصول و فروع دین اسلام و رعایت آیة «امر به معروف و نهی از منکر» اعضای نهضت آزادی؛ به طوری که در یک جلسهی حزبی، هنگامی که خانمهای عضو جبهه ملی بدون روسری به داخل مجلس می‌آیند، مسلمانانی که بعد‌ها نام نهضت آزادی برخود نهادند، ازآن جمله آقای مهندس مهدی بازرگان و گروه مجاهدین خلق که آن زمان سر در همین آبشخور داشتند، عصبانی می‌شوند و پیشنهاد می‌کنند که خانم‌ها حتماً باید محجبه باشند. این درخواست چنان غیرمنتظره و زشت بوده است که مرحوم آیت الله زنجانی نیز به صدا آمده و این آخوندهای فکلی را مورد عتاب قرارمیدهد که: «این دیگر چه بازیست که درآوردهاید» اما مؤمن و مسلمانانی چنین، به رهبری مهندس مهدی بازرگان و سران مجاهد، به عنوان نهی از منکر رضایت نمی‌دهند؛ و از جبهه ملی ایران جدا می‌شوند و دستهی خود را به نام نهضت آزادی ایران بنا می‌گذارند؛ و اسلام را بر میهن و ملیگرائی ترجیح می‌دهند!

به این ترتیب می‌توان گفت پایهی گروه ملی- مذهبی از‌‌ همان تاریخ نهاده شد؛ اما آن زمان نه چنین نامی را برخود نهادند، و نه کسی آنان را به این نام می‌شناخت. پس از مرگ خمینی و در اواخر زمامداری رفسنجانی، کم کم این نام در بعضی از جراید نمودار شد؛ و در زمان آقای خاتمی، رسمیت یافت و گروهی به نام «ملی- مذهبی»‌ها ادعای موجودیت کرد که غیر از نهضت آزدی، دیگرانی را نیز شامل می‌شد. این نامگذاری درواقع کسب نوعی مشروعیِت دینی بود تا به آخوند‌ها بگویند: «حریف! ما را در زمره سکولار‌ها ندانید؛ ما هم مانند شما مسلمان معتقد و مقید هستیم؛ و از شما بهتر نماز می‌خوانیم و دیگر فرائض را انجام می‌دهیم. اما چون در کسوت آخوندی نیستیم تا لباسمان نشان ما باشد، لاجرم این نام را برخود نهادیم تا مُهری باشد بر مسلمانی ما!»

خلق این نوزاد نیز مانند خیلی بدعتهای دیگر، از فراورده‌های ذهن آدم ایرانی است که برای رسیدن به مقصود، تقیه می‌کند و یا دروغ می‌گوید و بیراه می‌رود.

اصطلاح «ملی- مذهبی» درمعنا و مفهوم به این ختم می‌شود که: «ما کسانی هستیم که هم دین اسلام را محکم نگه داشته‌ایم و به آن پای بندیم و حتا بهتر از آخوند‌ها دین شناسیم؛ و ضمناً ملی، یعنی میهن پرست و هوادار تمام آئینهای ملی هستیم!» این‌ها می‌گویند، ما به دین اسلام و سنتهای اعراب کاملاً مقیدیم؛ برای نگهداشت و اعتلای آن می‌کوشیم؛ در تبیین و تبلیغ این آئین کوشائیم؛ در وصف و خصلت دین و برکاتش کتاب‌ها، جزوه‌ها و مقالات بی‌شمار می‌نویسیم و منتشر می‌کنیم و منبر (تریبون) هم می‌رویم؛ و درضمن تجدد را هم می‌پذیریم و برای مراسم سنتی نیز احترام قائلیم... و اگر مجبور باشیم کراوات هم می‌زنیم. همین و همین. نمونه‌اش آقای دکتر حسین نصر که یک قدم تند‌تر دویده و کراوات را هم بازکرده و یقه آخوندی پوشیده است.

دقیقاً درهمین جاست که تضاد عقیده و عمل این خانم‌ها و آقایان مشهود و معلوم می‌شود. زیرا اگر این‌ها ملی‌اند و به گذشتههای تاریخی و باستانی ایران اهمیت می‌دهند، چرا هیچگاه در نوشته‌ها و جرایدشان سخن و حدیثی از دوران باستان ایران نیست و هیچ هنگام به افتخارات زمان باستان میهن اشاره‌ای نداشته‌اند؟ برعکس تعداد جلسات مذهیشان ۱۰۰ است و نشست میهنی یک. به هر مناسبت دینی و مذهبی، جلسه تشکیل می‌دهند و برای تولد و مرگ چهارده معصوم و دوازده امام و هزاران امام‌زاده، دورهم گرد می‌آیند و سخن می‌رانند و تبریک و تسلیّت می‌گویند، اما هیچ نشستی به مناسبت مهرگان، سده و حتا نوروز نداشته و ندارند. و اگر جلسهای به مناسبت نوروز تشکیل دهند، پس از یکی دو سخنرانی پر از توصیف اسلام، همه برمی خیزند و در‌‌ همان مکان به نماز جماعت می‌ایستند و جلسه را با فرستاندن صلوات برای محمد عرب خاتمه می‌دهند!

اینان نیز همانند آخوند‌ها به هر علت و به هر مناسبت، حرف و حدیث از امامان و امامزادگان می‌گویند و از سلالهی اعراب تعریف و تمجید می‌کنند. بی‌پرده بگویم، ارزشی که گروه ملی - مذهبی برای حتا مسلم ابن عقیل که فرد دهم مذهب است قائل است، به مراتب بیشتر از کورش و داریوش و فردوسی است.

به دید من، «ملی- مذهبی» نیز اصطلاحی است شبیه به «روشنفکر دینی» و جمع اضداد است. همچنان که روشنفکر نمی‌تواند متدین باشد، زیرا روشنفکری با توهم‌گرائی و تعبد و باورهای کور دینی در ستیز است، ملی- مذهبی هم بی‌معنا است. زیرا هرمیهن پرست و ملی‌گرائی می‌تواند خدا‌شناس هم باشد و به داشتن دین و مذهبی ارثی که وبال گردن و قفل تفکرش نشده باشد اقرار کند بدون آنکه مبلغ و مبین آن آئین شود؛ اما زمانی که این میهن پرست در صدد تبلیغ دین و آئین اعراب است و به سنت‌ها و مراسم اعراب بیشتر از سنتهای نیاکان مقید و وابسته است، گرایشش دینی و عربی است نه ایرانی و میهنی.

گروه مشهور به ملی – مذهبی، دعای کمیل را هزار بار بر شاهنامه فردوسی ترجیح می‌دهد. این ادعائی صرف نیست بلکه بیان یک واقعیت است. مسلمانان مشهور به «ملی- مذهبی» در همین کالیفرنیا در مجامع‌شان، هر شب جمعه و در ماه رمضان و محرم و صفر مراسم خواندن دعای کمیل دارند؛ ولی یک بار هم مراسم شاهنامه خوانی نگذاشته‌اند. اینان کتاب نهج البلاغه را که ٣۰۰ سال پس از مرگ علی ابن ابو طالب و از روی گفته‌های او- درست یا نادرست- نوشته شده است، دومین کتاب آئینی اسلام ارزش‌یابی کرده و آن را بسیار بالا‌تر و بر‌تر از آثار فردوسی و نظامی و سعدی و حافظ می‌دانند.

آقای عبدالعلی بازرگان درپاسخ به این سخن دوست و همسلک ما آقای دکتر مه‌منش که به معرفی نامه نهضت آزادی در زمان تأسیس ایراد گرفته بود که گفته‌اند: «ما مسلمان، ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی هستیم. مسلمانیم، نه به این معنی که یگانه وظیفه خود را روزه و نماز بدانیم. بلکه ورود ما به سیاست و فعالیّت اجتماعی منباب وظیفه ملی و فریضه دینی بوده و دین را از سیاست جدا نمی‌دانیم؛ و خدمت به خلق و اداره امور ملت را عبادت می‌شماریم» آن‌گاه اشاره کرده بود که «دوستان ملی – مذهبی امروز دخالت مذهب در حکومت را رد می‌کنند ولی اصولاً با دخالت پدیده مذهب در سیاست موافقند. حال آنکه سیاست زمینه‌ساز حکومت است و دخالت مذهب در سیاست سبب دخالت آن در حکوت می‌شود. چگونه می‌توان طرفدار دخالت مذهب در سیاست بود، اما دخالت مذهب در حکومت را رد کرد».

اکنون به پاسخ آقای عبدالعلی بازرگان به این سخن درست و منطقی توجه فرمائید: «آیا اگر یک هنرمند، فرض کنید یک سینماگر، یایک ورزشکار طرفدار دخالت هنر و ورزش در سیاست و فعال سیاسی باشد، باید از ترس آنکه مبادا روزی به حکومت برسد، از مشارکت او در تعیین سرنوشت جامعه و ورودش به سیاست ممانعت کرد؟ و... آیا به بهانه سوء استفاده جمعی قدرت پرست از احساسات دینی مردم و خیانت آنان به آرمانهای ملت و منحرف ساختن انقلاب، محروم ساختن دینداران از مشارکت در سیاست ممکن و مطلوب است؟» بعد افزوده است: «... دخالت ما در سیاست برای حجت است نه قدرت».

بعد ادامه می‌دهد: «... به چه زبانی باید بگویند که ما بنا به اعتقادات دین خود، به حاکمیّت ملت و اکثریّت آراء مردم باور داریم.‌‌ همان طور که پیامبر اسلام میان احکام شرعی و موضوعات اجتماعی فرق می‌گذاشت و به خواست نمایندگان مردم مدینه حکومت آنان را به عهده گرفت و با رعایت اصل شورای مردمی، حتی خلاف نظر خودعمل می‌کرد».

آقای مهندس بازرگان! متوجه هستید چه فرمایشی از دهانتان خارج شده است؟ راست‌حسینی فرموده‌اید شما در آینده اگر نوبتتان برسد، حکومت صدر اسلام و‌‌ همان روش محمد پیغمبر اسلام را در مورد مملکت‌داری می‌خواهید پیاده کنید؛ آن هم با احکام مذهب شیعه. زیرا نام گروه‌تان «ملی – مذهبی» است و نه «ملی – دینی» در ضمن شما از کدام مجلس و رأیگیری در مدینه سخن می‌گوئید؟ کی و چه وقت در مدینه محمد به مردم مجال داد تا بر روی سخن او حرفی و حدیثی ابراز دارند؟ شما را اشارت می‌دهم به سورة «الحجرات» که در چند آیة به مردم مدینه دستور می‌دهد: «بلند‌تر از سخن محمد صدای خود را بالا نبرید و با او با صدای بلند سخن نگوئید و از پشت در اتاق او را صدا نزنید و خلاصه مانند یک سلطان مقتدر با او رفتار کنید!»

شما خواننده گرامی توقع چنین سخنانی را از یک مهندس هفتاد ساله دارید؟ آیا اگر ورزشکار در سیاست دخالت کند و عضو حزب شود و دستش به قدرتی هم برسد، دستور می‌دهد تمام اعضای کابینه و نمایندگان مجلس، فنون کشتی و یا بازی تنیس و پینگ پنگ را یاد بگیرند؟ یا خواهد گفت تمام این افراد هر صبح باید دو کیلومتر بدوند؟ حضرت شما می‌خواهید دین را در سیاست و به طریق اولی در حکومت دخالت دهید که این چنین سینه به تنور دین می‌چسپانید؛ شما می‌خواهید لچک بر سر زنان و دختران ایران باشد؛ وگرنه در ادارات راه ندارند و شما نیز با آنان همسخن نخواهید شد. نمونه‌اش نخست وزیر و رئیس جمهوری ترکیه که همسرانشان بدون حجاب اسلامی در مجامع ظاهر نمی‌شوند. شما این واژه مذهبی را به ملی می‌چسپانید تا به مردمان بگوئید: ایران اگر از دست آخوند‌ها در آمد، باید به دست ملی – مذهبی‌ها اداره شود. و به یقین که مذهب را در سیاست و حکومت دخالت می‌دهید. مذهب شما نیز شیعه دوازده امامی است که نه سُنی‌ها را قبول دارید و نه یهودی و مسیحی و زردشتی؛ و به طریق اولی بهائی‌ها را! زیرا شما با انتخاب نامی به عنوان «ملی – مذهبی» شیعه بودن خود را به ما تحمیل می‌کنید.

به یقین شما مانند آخوند‌ها بهائی‌کشی نخواهید کرد. اما غیر از ملی – مذهبی‌ها که همه شیعه‌اند، کسی وزیر و استاندار نخواهد شد. آری جناب آقای مهندس عبدالعلی بازرگان شما می‌خواهید مذهب شیعه را به سیاست ایران و حکومت ایران وارد کرده و در نتیجه، من بی‌دین و همشهریان سنی‌مذهبم را دیگر تحمل نخواهی کرد و در نظر شما نیز آن‌ها مانند اجناس دست دوم خواهند بود؛ و همچنان اقلیّت محسوب خواهند شد.

در یک کلام بگویم: حضرات شما در این گونه مصاحبه‌ها تقیه فرموده و مکنونات ذهن خویش را بروزنمی دهید. شما ۹۰% شیعه‌اید و ۱۰% ایرانی. دلیلی از این بارز‌تر که شما بار‌ها از شیعیان لبنان و عراق پشتیبانی کرده‌اید و در فراقشان اشک ریخته‌اید ولی برای کشتن، اعدام، و فقر و بیچارگی هم میهنان یهودی و مسیحی و زردشتی و سُنی و بهائی خود یک بار هم دهان نگردانده و قلم بر کاغذ نکشیده‌اید و از دربند شدن اعضای شورای جبهه ملی به آسانی گذشتید.

بالا‌تر از این، وقتی شما نام و عنوان «ملی- مذهبی» برخود می‌نهید، خواسته و نخواسته به دیگر ملیون ایران می‌گوئید: بی‌دین و لامذهب!

کالیفرنیا دکتر محمد علی مهرآسا ۸/۵/۲۰۱۴



تحلیل روانشناختی بخشی از جامعه ایرانیان

علی صدارت :

تحلیل روانشناختی بخشی از جامعه ایرانیان


ورود اصطلاحات پزشکی، بخصوص فرهنگ لغات متداول در رشته‌های اعصاب و روان، گریز تازه‌ای نیست که در ادبیات سیاسی امروزه شاهد آن هستیم. فراموشی یا حتی التزهایمر سیاسی تاریخی را به علت مشاهدۀ مکرر عدم بهره‌گیری از پندهای تاریخ، اخیرا زیاد شنیده‌ایم و خوانده‌ایم. شکی نیست که این گونه تمثیل‌ها، رساندن منظور را ساده‌تر می‌کند و روند نتیجه‌گیری در مطلب را رساتر به انجام می‌رساند.

بیشتر بخوانید

کشور سوئد به علت کمبود زندانی، چهار زندان خود را تعطیل کرد, در ایران قبرستان میسازند!
َتفاوت از کجاست تا به کجا!؟


کشور سوئد به علت کمبود زندانی، چهار زندان خود را تعطیل کرد, در ایران قبرستان میسازند!
شباهتشون در تفاوتشونه!!!

بیشتر بخوانید

سر کوب و کشتار دگر اندیشان در ایران در پانصد سال گذشته


نوشته
سهراب نیکو صفت

دو جلد
bit.ly/1jscuf4
http://bit.ly/1d0wQUr
http://azadieiran2.files.wordpress.com/2011/12/koshtar-degar-andishan-_j1_www-azadieiran2-wordpress-com.pdf

http://azadieiran2.files.wordpress.com/2011/12/koshtar-degar-andishan-_j2_www-azadieiran2-wordpress-com.pdf

حسین مختار زیبائی


هشدار به روشنفكران و نخبگان ایرانی


ببینید و بخندید و در عین حال باید كه گریست
معصومه ابتكار كه امپریالیسم آمریكا تلاش میكند او را بعنوان یك رفورمیست به ملت ایران قالب كند
ابتكار و بسیاری دیگر از خائنین به ملتهای ایران و جهان به پیروی از رهبرشان خمینی با سر دادن شعار های تو خالی ضد آمریكائی توانستند ضد امپریالیستهای واقعی جهانی را خلع سلاح كامل كنند و تمامی جامعه امروزی بشری را كاملا تحت نفوذ كامل تروریسم و ​​مافیای حكومتی جهانی قرار دهند

بیشتر بخوانید

الهه بقراط

وقتی جرایم جنسی قانونی میشوند


توهم «لیبرال» بودن اسلام از نظر جنسی چیزی جز ارضای تا حد اشباع «مرد مسلمان» نیست. قانون ازدواج سرپرست با دخترخوانده نیز در همین مسیر است. اما پشتوانه قانونی نمی‌تواند تجاوز را عادی و عقلی جلوه دهد. این قانون دست چپاول «مرد مسلمان» را بر دختران خردسال می‌گشاید.

بیشتر بخوانید

زبان شناسی عهد عتیق و قرآن و


با سلام
این مطلب را چند روز پیش فرستادم ولی بعضی دوستان اطلاع دادند که فایل ضمیه همراهش نیامده و خود مطلب نیز قابل خواند نبود در نتیجه با عرض معذرت اگر برای شما چنین نبوده ولی مجبور هستم دوباره برای همه آدرس ها بفرستم.
همچنین خواهشمندم در صورت تمایل و امکان منتشر و یا در اختیار دوستانتان قرار بدیهد. باپساس فراوان حسن بایگان

بیشتر بخوانید

انقلاب در مصر، علیرغم کودتای نظامی تداوم دارد


ورشکستگی حکومت مستبد دینی در مصر نیز آموزنده است
تحولات اخیر مصر را می توان تداوم انقلاب مصر دانست که هنوز نتوانسته به همه خواستهای خویش جامه عمل بپوشاند. پیدایش چنین وضعیتی همیشه محصول تکامل تاریخی و شرایط مشخص هر جامعه ای است که هنوز نتوانسته قوام یافته و توازن نیروها، شکل قطعی خویش را بخود بگیرد. در زمان استبداد حسنی مبارک که نوکر امپریالیست آمریکا بود و بر ارتش تکیه زده و در مردم پایگاهی نداشت، اخوان المسلمین برخلاف سایر نیروهای اپوزیسیون از این بخت برخوردار بود، تا از طریق مساجد و حمایت مالی عربستان سعودی و اتکاء به قدمت و ریشه دین اسلام در مصر، به یک نفوذ ریشه دار و نسبی در مصر دست یابند.

بیشتر بخوانید

بخش دوم سلسله مقالات زندانی سیاسی ارژنگ داودی در باره رژیم ولی فقیه


زندانی سیاسی ارژنگ داودی طی سلسله مقالاتی دیدگاه های خود را نسبت به رژیم ولی فقیه بیان نموده است که جهت انتشار در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده است. متن دومین بخش این مقاله ها به قرار زیر می باشد:

بیشتر بخوانید


در پستخانه هپلی 52 - ویژه انتخابات انتصابی


یکی می مرد ز درد بینوایی
ولی رهبر می گفت بچه می خواهی؟
آخرین خبرهای انتخاباتی
خوانندگان گرامی پس از داغ شدن بازار انتخابات و شیرتوشیر شدن آن که منجر به تفاسیر خلق الساعه بسیاری و بافتن تخیلات فراوانی شد ناگهان با رد صلاحیت دو نازپروده تنعم جمهوری اسلامی همه ی این تفاسیر و تخیلات دود شد و به هوا رفت.

بیشتر بخوانید

از همین نویسنده در همین بخش :
اتورپاتکانی،خود ميداند،با بیگانگان ودشمنان خانگی چه کند!
به چشم ناشناسان گوهرم سیماب می‌آید
هموطنان آزادی وطن راکسی به ماهديه نميکند،آنرابايد، باتلاش و مبارزه بدست آوريم!!
ميل به فرادستی،بليه بزرگ دراتحاد ومبارزه

شورای ملی ايران ،وآينده آن


آريوبرزن داريوش


من از اینکه اراده شاهزاده رضا پهلوی پس ازسالها برتشکيل يک نهاد فراگيرملی برای مبارزه رهائی ايران تعلق پذيرفت بسيارمسرور وسربلندم و درمقام یک سرباز هم ميهن تبعيدی ايشان بسیار اميدوار بوده ونيزبه تلاشهای پيگير ايشان ارج واحترام ميگذارم. شاهزاده رضا پهلوی درتمام دوران گذشته مساعی خويش را برای رهائی ايران مانندکوششهای پيگير وقدمهای مستمری که برای نيل به اتحاد ويگانگی تاکنون برداشته اند، که بعلل گوناگون وعديده بدبختانه به سرانجام نرسيده است.

بیشتر بخوانید

ضرورت درک "افراط" ها و حمایت از آن ها

تراب حق شناس
يكشنبه ، ۱۸ فروردين ۱۳۹۲؛ ۰۷ آوریل ۲۰۱۳

نظم مستقر سرمایه داری جایگاه مخالفین خود را هم تعیین می کند برخی را "چپ" رسمی و برخی را افراطی طبقه بندی می کند و این را آنقدر در بوق و کرناهای خود می دمد تا نه تنها مردم بلکه خود چپ ها هم این طبقه بندی را قبول کنند. آنکه رسمی تلقی شده هر چه بیشتر به کرنش و سازش بگراید و آن که افراطی تلقی شده ماندن در حصار و انزوا را برای خود امری ابدی بداند. خواست های زحمت کشان باید با نامه نگاری و التماس صورت گیرد و اگر مثلا شکل مسلحانه به خود گرفت حتی سازمان عفو بین المللی هم از آن حمایت نمی کند. اعمال خشونت و استفاده از سلاح فقط حق دولت و پلیس است و کسانی که حق خود را مطالبه می کنند فقط باید خشونت را دریافت کنند و اگر ناله کنند چندان به گوش کسی نمی رسد. کسانی هم هستند که با اتکا به عصای حقوق بشر از دولت های سرکوبگر گله می کنند که چرا در واکنش خود "تناسب" را رعایت نکرده اند!

بیشتر بخوانید

اهل‌ها و لات‌ها، روحانيون و سلاطين (بخش نخست)، مسعود نقره‌کار

بخش یک و دو و سوم

اهل‌ها و لات‌ها، روحانيون و سلاطين (بخش نخست)، مسعود نقره‌کار

چرا جاهل‌ها و لات‌ها جذب دو قطب قدرت سلطنت و روحانيت شده‌اند؟ ريشه‌های روان‌شناختنی اين تمايل تا حد شيفتگی گروه اجتماعی جاهل‌ها و لات‌ها به قدرت سياسی و تشيع از کجا آب می‌خورند. امروز نسل دوم و سوم شعبان جعفری‌ها، طيب حاج‌رضائی‌ها، برادران حاج‌عباسی‌ها، حسين اسمعيلی‌پورها، ناصر حسن‌خانی‌ها و باقر فروتن‌ها چه می‌کنند؟

بیشتر بخوانید

آزار و قتل وبلاگ نویسان در جمهوری اسلامی آزار و قتل وبلاگ نویسان در جمهوری اسلامی


اصغر ارسنگ


بیش از سه دهه است که رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی سایه مرگ و جهل را بر کشور ما گسترده است. با گذشت زمان رژیم جمهوری اسلامی ایران احساس کرد که گلوله و تازیانه به تنهایی نمی تواند در کشوری که مردمش با درک مصالح ملی خود به تکان آمده اند ضامن بقاء طولانی قدرتش باشد، به این جهت، در عین حفظ روش ترور و زندانی نمودن فعالین سیاسی و اعدام و کشتار آزادی خواهان و به طور کلی حاکم نمودن اختناق، اسلوب دیگر یعنی اسلوب فریب افکار عمومی و مانورها و عوام فریبی وسیع اجتماعی را شروع کرد و در مصاحبه های مطبوعاتی، عوامل رژیم جمهوری اسلامی مدعی شدند که در ایران هیچ زندانی سیاسی در زندانها وجود ندارد و ایران یکی از کشورهایی می باشد که ارکان دموکراسی در آن حکم می رانند.

بیشتر بخوانید

روشنک

2 دسامبر 2012

پرتو

هنگامی که گرگها لباس شبانی را از تن بدر می آورند


در فوریه 2011، هنگام سقوط رژیم حسنی مبارک، هنگامی که مردم مصر سر از پا نشناخته طعم شیرین پیروزی را مزه مزه می کردند ، در لحظه های پر شور روزهای آغازین پس از بزیر کشیدن یک رژیم دیکتاتوری، شورای عالی سرانِ نظامی، قانون اساسی 1971 را لغو کرد، و برای تهیۀ پیش نویس قانون اساسی جدید، به تدارک ایجاد مجلس مؤسسان برخاست. جو غالب در این مجلس مؤسسان با سران نظامی، اخوان المسلمین، حزب الحریة و العدالة، و سلفی ها بود. برخی نیروهای سیاسی در دادگاه عالی اداری نسبت به نحوۀ انتخاب اعضای مجلس مؤسسان شکایتی طرح کردند. دادگاه در ماه اپریل 2012 با ایراد به روشی که اعضای این مجلس انتخاب شده بودند، و نیز به این علت که اعضای این مجلس اقشار مختلف مردم مصر را نمایندگی نمی کردند، اعتبار قانونی مجلس مؤسسان را ابطال کرد. توضیح اینکه دادگاه مطرح کرده بود : وظیفۀ قانونی نمایندگان پارلمان برگزاری انتخابات برای تشکیل مجلس مؤسسان است ، نه اینکه تعدادی از اعضای خود را به عنوان نماینده به مجلس مؤسسان بفرستند.

بیشتر بخوانید

"کنفرانس پراگ"، فرخ نگهدار و جواد خادم

از حسین لاجوردی

امروز و فردای ایران

جمعه ۳۰ نوامبر ۲۰۱۲

"کنفرانس پراگ"، فرخ نگهدار و جواد خادم

وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی بلافاصله پس از "کنفرانس پراگ" بیانیه ای را انتشار داده و مدعی شده است که اتحاد در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی غیر ممکن است. اجازه دهید منهم که سالهای درازی از عمرم را با امید و آمال و آرزوی رسیدن به جامعه ای آزاد و دموکراتیک و در سه دهه اخیر برای نبودن کامل جمهوری اسلامی در تمامیت، کلیت و موجودیت آن گذرانده ام نیز اعلام دارم که امکان اتحاد و یکپارچگی در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی تا زمانیکه شارلاتانیزم در جای صداقت نشسته است و بی اعتمادی و گسترش آن بر جایگاه اعتماد مردم قرار گرفته است و گروهی با دریوزگی در انتظار " امریکا و انگلیس " هستند راه بجائی نخواهد برد.

بیشتر بخوانید

"آخوندزاده ها و ملا زا‌ده‌ها‌ گفتگو در پراک را در دست داشتند. نشست پراک بی‌ مایه و کم رنگ بود. "این نشست نفس و خط حفاظت نظام ضّد انسانی‌ ایران را دارد."



نشست پراک : چندین نشست به سرکردگی عوامل رژیم و گماشتگان پنهان و افشای شده رژیم و سرویس های اطلاعاتی مزدورآن و مواجب بگیران قدرت های استعماری ؛ نتوانسته است این مجموعه مشکوک و غیر مردمی را به نیروهای مخالف رژیم حقنه کنند.از نشست پاریس در سال 2006 برای ما روشن بود که عزمی برای برا ندازی رژیم در این مجموعه ای از کلاهبرداران سیاسی و شیادا ن کاسب کار وجود ندارد .مقاصد این مجموعه بند بازهای سیاسی اخاذی از نهادهای بین الملل بود .شهریار آهی ، باقر زاده و دیگر تجار سیاسی مجموعه ای رنگ باخته جریان اپوزیسیون ساز و حجره ای بیش برای مقاصد شخصی این آقایان نیست .حزب سوسیال دمکرات ایران

بیشتر بخوانید

پیام تبریک کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)

به کارزار ایران تریبونال

رفقا، دوستان، اعضای خانواده های جان سپرده گان و جان بدربردگان از کشتارهای دهه شصت،
سرانجام بعد از پنچ سال تلاش و کارزار بی وقفه، شما اعضای خانواده های جان سپرده گان و جان بدربردگان از کشتارهای دهه شصت، فعالان سیاسی و اجتماعی دست اندرکار کارزار مردمی ایران تریبونال، فصل نوینی به تاریخ مبارزات مردم ایران و جنبش عدالت خواهی آنان که صد سال پیش با انقلاب مشروطیت آغاز و با انقلاب ۵٧ تداوم یافت، افزودید. شما، کاری بزرگ و تاریخی انجام دادید که هیچ کس تا پیش از این و بدون تردید بعد از این نیز قادر به انجام آن نخواهد بود، مگر در فردای واژگونی جمهوری اسلامی به دست توده های رنج کشیده و ستم دیده مردم ایران.

بیشتر بخوانید

2 روزنامه کيهان لندن

این هفته: نگاهی به منشور ملّی- بخش دوم: عدم رابطه میان سیاست و علم


از دریچه علوم سیاسی و اجتماعی
دکتر ن. واحدی

هر تصمیم سیاسی دو موئلفه دارد: یکی تهیه ی فانتزی که در واقع یک دستور کار برای تغییرات است و دیگری سیاسی کردن آن دستور به صورت تصمیماتی مقبول که باید گرفته بشود.

بیشتر بخوانید

تیری که از تریبونال مردمی لندن شلیک شد به قلب رژیم اسلامی اصابت کرده است!

بهرام رحمانی /bahram.rehmani@gmail.com

حکومت اسلامی ایران، پس از مدتی، سکوت خود علیه تریبونال مردمی لندن را شکست و پرونده سازی جدیدی را برعلیه فعالین تریبونال تحت عنوان «پشت پرده‌ی دادگاه نمایشی «ایران تریبونال» چیست؟» در یکی از رسانه های امنیتی - اطلاعاتی خود در تاریخ 10/5/1391، به نام «برهان» نوشت.

بیشتر بخوانید

تاجزاده به صالحی: به جای حراج کشور واقعیات جهانی را به رهبر بگویید

مصطفی تاجزاده درنامه‌ای به علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه، خواستار آن شده است که دستگاه دیپلماسی به جای «چوب حراج» زدن به سرما‌یه‌های کشور، بخشی از انرژی خود را صرف تبیین واقعیت‌های جهانی برای آیت‌الله خامنه‌ای و قانع کردن رهبر جمهوری برای تجدیدنظر در مسیرش بکند.

بیشتر بخوانید

بهروز سورن: ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی

بهروز سورن

: ساعاتی در میان بازماندگان و خانواده های قربانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی

بیش از هر زرق و برق بین المللی و آوازه شخصیت های حاضر در این دادگاه, شعف دیدار دوستانی چند و حضور در میان قربانیان کشتار جمهوری اسلامی در زندانها و بویژه دهه شصت برایم جذابتر بود. ناباوری به نیات خیر!! شخصیت ها و نهادهای بین المللی دهه هاست که با من زندگی میکند. از همان زمان که در زندانها حلق آویز میکردند و تنابنده ای صدایش در نمی آمد. این را هم میدانستم که پای صحبت و دردنامه های عزیزانی مینشینم که از گفتارشان سنگ نیز میترکد و اشکها سرازیر خواهند شد. دیوارها به صدا در خواهند آمد و ضربان قلبها را میتوان شنید و شمرد.

بیشتر بخوانید

بهروز سورن

: قبح امپریالیسم ریخته شده است!! پاسخ به چند نقد بجا و بی جا_مونیتورها کدامند و نقش آنها چیست؟

محمود خلیلی بنظر من یکی

از طلایه داران, شاهدان و زخم خوردگان دوران جنایت جمهوری اسلامی است. قطعا اعتراض ایشان زنگ خطری است برای هر رسانه مستقل تا بازبینی بر عملکرد خود داشته باشد. بی تردید نقد ایشان میتواند بر کوره راه های خبر رسانی گزارشگران روشنگری کند.

بیشتر بخوانید



بهروز سورن

4.6.2012

دروغ پرگارها و تردید پراکنی

هنوز نفس ها از سقوط یکی از طولانی ترین دیکتاتوری های جهان بنام خاندان پهلوی تازه نشده بود و تشنگان آزادی نشریه و اعلامیه بدست در تمامی نقاط شهرها و روستاهای کشورمان و بویژه دانشگاههای کشور در پی آزمون و مزمزه ازادی و دمکراسی در شرایطی بودند که نظم دیکتاتوری پیشین بنیان کن شده بود اما حاکمیت جدید هنوز برقرار نشده بود.

بیشتر بخوانید

بالاترین خیلی معلوم الحال تر از این حرفهاست

چرا برچم رژیم را در آگهی بالاترین می‌بینیم؟

۲۰ اسفند ۱۳۹۰ شهرام فریدونی خودنویس: این سوال از سوی برخی از اعضا مطرح شده بود که برای دوستان اداره کننده سایت بالاترین نیز ارسال می‌شود. در روزهایی که این پرچم نماد رژیمی محسوب می‌شود که آستینش تا مفرق در خون ندا ها و سهراب‌های ما فرو رفته، به‌راستی نشان دادن این سمبل و این نماد نمک پاشی بر روی زخم ایرانیانی نیست که این رژیم و تمام نمادهای آن را مسبب حال و روز امروز خودشان و فرزندانشان می‌دانند؟ براستی این سایت [با پذیرش چنین‌آگهی‌هایی] چه هدفی را دنبال می‌کند؟ آیا واقعا می‌شود تصور کرد که این عمل فقط یک تبلیغ «بیگناه و معصوم» است؟ هدف سایت بالاترین برای بنمایش گذاردن نماد رژیم ج.ا تحت عنوان « بنر تبلیغاتی» چیست؟ سایت بالاترین بطور مستمر این آگهی که از قرار معلوم «آگهی تلفن» است را در سایت خود پخش می‌کند. به آرم رژیم خوب دقت کنید که چه بزرگ و چه در مرکز این «تبلیغ» قرار گرفته است! سوال اینجاست که در روزهایی که این پرچم نماد رژیمی محسوب می‌شود که آستینش تا مفرق در خون نداها و سهراب‌های ما فرو رفته، به‌راستی نشان دادن این سمبل و این نماد، نمک پاشی بر روی زخم ایرانیانی نیست که این رژیم و تمام نمادهای آن را مسبب حال و روز امروز خودشان و فرزندانشان می‌دانند؟

سوز و گداز توده ای ها از نفرت جوانان ایرانی از موسوی و خمینی و اسلام

وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور باشد شاهین نجفی چرا خواننده نباشد؟
یکی دو هفته است که موضوع "ترانه" آقای شاهین نجفی ظاهرا در مورد امام "نقی" به جنجال های نوبتی در جمهوری اسلامی افزوده شده است. ما هم مانند اکثریت مردم ایران با این به اصطلاح ترانه از طریق تبلیغات وسیعی که خبرگزاری حکومتی فارس برای آن به راه انداخت آشنا شدیم. این ترانه و تبلیغات حکومتی پیرامون ان را از چند جهت می توان بررسی کرد.

بیشتر بخوانید

گذاربه دمکراسی یا جنگ داخلی


پس از رخداد 11 سپتامبر 2001 گروه‌ها و سازمان‌های تازه‌ای هم‌چون «پژاک» در کردستان، «جندالله» در بلوچستان و «الاحواز» در خوزستان به ناگهان از زیر بته سبز شدند جنگ مسلحانه در مناطق مرزی ایران را آغاز کردند. در کنار آن، بنا بر تازه‌ترین نوشته سیمور هرش، بخشی از اعضاء «سازمان مجاهدین خلق» از 2005 تا آغاز ریاست جمهوری اوباما در صحرای نوادا توسط کارشناسان آمریکائی تعلیمات خرابکاری دیده‌اند و همین افراد در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، در خرابکاری در تأسیسات نظامی و هم‌چنین انفجار لوله‌های نفت به کشورهای همسایه ایران دست داشته‌اند.

بیشتر بخوانید

» سوراخ های استخر ایران کجاست؟


جمعه, ۲۲ مهر, ۱۳۹۰

چکیده : افزون بر سوراخ‌ها و حفره‌های ناشی از فساد، که این روزها ارقام اعلام شده آن سرسام‌آور و ناشی از درآمد بادآورده نفت ـ نازکی کار و کلفتی پول ـ است، می‌خواهم نشان دهم که خسران و ضرر اصلی ما در صدور و فروش غیرراهبردی بشکه‌های نفت است. به این معنا که باوجود درآمد چشمگیر نفت،‌صدور هر بشکه نفت با چنین بینش و استراتژی، چیزی جز خسران به همراه ندارد.

[بیشتر بخوانید

چکونه چپها و راستها به مردم ایران در سال 57 خیانت کردنند.


سفرنامه رضاشاه به خوزستان و مازندران
نشر مجله تلاش آلمان سپتامبر 2004
االهه بقراط

این تنها کتابی است که بر سر نوشتن درباره آن به شدت احساس درماندگی می کنم. از کجای این کتاب بگویم؟ چگونه می توان در یک ستون محدود از آرزوها و اعمال شخصی سخن گفت که چپها و مذهبیون و به اصطلاح ملیون همگی هم صدا با روح الله خمینی همواره وی را «قلدر» و «بی سواد» نامیده اند؟ جز آنکه توصیه کنم: بخوانید! بخوانید تا دریابید ایران در هشتاد سال پیش چگونه بود! بخوانید تا دریابید کسانی که چند سال پیش جسارت کرده و خمینی مؤسس حکومت مطلقه ولایت فقیه را «بنیانگزار ایران نوین» نامیدند، چگونه قصد داشتند خرمهره ای را به ایرانیان قالب کنند! مذهبی ها! این صفحات تاریخ را بخوانید تا دریابید رهبران شما چه اندازه در راه پیشرفت و سربلندی ایران خیانت کرده اند! چپها و راستها! تاریخ معاصر وطن خود را

بیشتر بخوانید

1-از نمد جنگ کلاهی داریم
2-آخرین پرواز مرغ توفان

به بهانه بیستمین سال کشته شدن شاپور بختیار
فرامرز دادرس
]فرهنگ ایران

ذوق زده نشوید، از هول حلیم توی دیگ نیفتید، آمریکا از نمد جنگ ، کلاهی بر سر طرفداران حمله به ایران نخواهد گذاشت، بلکه در نظر دارد، کلاه مندرس جمهوری اسلامی را با کلاه نو نوار، اسلام به اصطلاح کم خطر تر! عوض کند، مانند آنچه که در تونس یا لیبی رخ داد و تا چندی دیگردر مصر، یمن و سوریه به اجرا گذاشته خواهد شد.

بیشتر بخوانید

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت،چگونه یاران کردستان عراق به روی هم اسلحه کشیدند وخون یکدیگررابرزمین ریختند،
مقاله زیررا اکبربعد ازتماس تلفنی درسال2009برایم ارسال کرد.حتمأ آنرا بخوانید تا دریابید

بیشتر بخوانید

نامه ای به فیدل

نامه ای به فیدل


انوشه

• شما در سال هزار و نهصد و نود و یک در ماتانزاسِ کوبا فریاد زدید: «خون مردم آنگولا خون مردم ما بود. خون مردم نامیبیا خون ماست. خون مردم آفریقای جنوبی خون ماست. خون بشریت خون ماست!» – خون مردم ایران چه؟ آیا خون مردم ایران، این خون‌های ریخته شده روی آسفالت‌های خیابان و کف سلول خون شما نیست؟ ...

بیشتر بخوانید

جنگ و ضد جنگ تافلر

جنگ و ضد جنگ

از الوین تافلر Alvin Toffler

خلاصه کتاب جنگ و ضد جنگ تافلر
ويژگي هاي اقتصاد موج سومي

1- عوامل توليد

زمين و نيروي كار و مواد خام و سرمايه « عوامل اصلي توليد در اقتصاد موج دومي گذشته بودند و حال آنكه اكنون منبع اساسي موج سوم دانايي است كه در اينجا به معني وسيع خود شامل داده ها و اطلاعات تصاوير ذهني و نمادها و فرهنگ و ايدئولوژي و ارزشهاست .

بیشتر بخوانید

قذافی را فرهنگ قذافی کشت

کورش عرفانی

(درباره ی چرخه ی خشونت آفرینی در جامعه ی استبدادی)
مرگ دیکتاتور لیبی واکنش های متعددی را برانگیخت. بسیاری از این بابت اظهار تاسف کردند که در میان آنان و روشنفکران و فعالین سیاسی ایرانی هم دیده می شوند. البته که کشته شدن هر انسانی، بدون استثناء، قابل تاسف است. جان انسان ارزش ذاتی دارد. مجازات کسی که او را لایق مرگ می دانیم راه ها و روش های بهتری دارد که قدری خلاقیت و قانونمداری می تواند آنها را ترسیم کند. مرگ سخت ترین مجازات یک جنایتکار نیست.

بیشتر بخوانید

دانیل میتران بانوی اول سابق و یکی از مشهورترین زنان در تاریخ حزب سوسیالیست فرانسه در گذشت

سه‌شنبه، ۰۱ آذر ۱۳۹۰ / ۲۲ نوامبر ۲۰۱۱

دانیل میتران، همسر فرانسوا میتران، رئیس جمهوری سابق سوسیالیست فرانسه،ساعت ۲ بامداد سه شنبه ۲۲ نوامبر در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان ژرژ پومپیدو در شهر پاریس درگذشت. او به دلیل وخامت وضعیت سلامتی‌اش جمعۀ گذشته به بیمارستان منتقل شده بود.

بیشتر بخوانید


ارتش ایران حامی ملت ایران است نه رژیم فاشیست اسلامی !!!

همراستا با فشارهای جامعه ی جهانی و اعتراضات شدید سازمان ملل متحد به روندسیاسی دولت ایران از یکسو نیز ابراز نگرانی خانم کاترین آشتون (مسئول سیاست خارجه ی اتحادیه اروپا) به عدم شفافیت ونقض حقوق بشر از سوی رژیم فاشیست جمهوری اسلامی ایران دسته دسته وفوج فوج نیروهای مسلح (به ویژه ارتشیان متعهد سرزمین ایران) با ملت مظلوم وبی دفاع ایران هم صدا می شوند وبرای آنکه بتوانند بیش از پیش ناشفاف بودن رژیم فاشیست آخوندی را به جامعه ی جهانی اثبات کنند سلاحهای خود را بر زمین می گذارند وقلمهای خود را در دفاع از ملت بی پناه ایران علیه حکومت وقت مسلح می کنند.

بیشتر بخوانید

فقط مردم متحد قادربه توقف توطئه جنگ افروزی هستند

سومالی ببهانه ثبات و امنیت کشور نفت خیز عربستان سعودی متلاشی میشود ، سودان تجزیه شده و بخش مسیحی نشین با منابع نفت وگاز غنی آن بعنوان یک کشور مستقل برسمیت شناخته میشود ، افغانستان ببهانه انفجارهای نیویورک بمباران و دیرتر مورد تجاوز و اشغال قرار میگیرد که در پی خود پاکستان را هم میبلعد و این کشور اتمی را وارد یک سیکل بی پایان درگیریهای داخلی و خارجی میکند ، عراق ببهانه داشتن سلاح های شیمیایی و تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی نه تنها ویران میشود بلکه عملا به سه کشور تقسیم میشود ، لبنان و فلسطین بارها مورد تجاوز و اشغال قرار میگیرد ، مصر از درون متلاشی میشود که پیامد آن زمینه تلاشی کشورهای تونس و لیبی است و اینک سوریه مراحل پایانی وارد شدن در یک جنگ داخلی راطی میکند و ایران در نوبت قرار دارد تا سرنوشتی همانند کشورهای فوق را پیدا کند .
کمربند سبزمذهبی وامنیت ملی ایران
نگارش : م.راد

بیشتر بخوانید

اسماعیل وفا یغمائی: پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم

دوستان و هموطنان گرامی


یکماه دیگر بیشتر به پایان ضرب الاجل برای تخلیه کمپ اشرف نمانده است

جان سه هزار و چهارصد تن ازفرزندان مردم ایران که سالیان درازی را در رنج و فشار و انواع مصائب سپری کرده اند در خطر جدی کشتار دسته جمعی قرار دارد.

بیشتر بخوانید

دو نمونه از پديده های جهانی شده در مسير حرکت جهانی سرمايه .جهانی گرائی شکنجه در فاز فعلی گلوباليزاسيون


بخش اول: درآمد

در زمانی که روند جهانی گرائی سرمايه و تشديد آن بويژه در سی سال گذشته بيش از پيش رسانه يی تر گشته فعالين سياسی منجمله
دانشجويان پرسشهای گوناگون و بحث انگيزی را مطرح می سازند که پاسخ به آنها دارای اهميت سياسی در تعبيعه و تنظيم استراتژيهای
مبارزاتی چالشگران عليه نظام جهانی است. بخشی از اين پرسشها عبارتند از:

بیشتر بخوانید

  برهنگی دماسنج دموکراسی است!

برهنگی دماسنج دموکراسی است!

دکتر اکبر کرمی

علیا ماجده المهدی، دختر بیست ساله ای است که مصر، جهان عرب و حتا جهان اسلام را به آتش کشیده است. علیا در مصر با گذاشتن تصویر عریان خود و دوست پسرش بر روی فیس بوک، توییتر و وبلاگ شخصی اش اضطراب های جنسی جامعه ی خود را عریان ساخته است و گام در راهی گذاشته است که پیشتر محمد البوعزیزی در تونس گذاشت ...

بیشتر بخوانید

مجید آذری:

دکتر مرتضی محیط : ارتجاع در پوشش "مارکس"

جمعه, 23 اردیبهشت 1390 ساعت 12:56
مقدمه :

حزب توده را همه ما میشناسیم. یکی از افتخارات این حزب این بود که اعضای کمیته مرکزیش بیش از 250 سال زندانی سیاسی داشته اند.
احسان طبری وبعضی از نفرات کمیته مرکزی همه کتابهای مارکس ولنین را مطالعه کرده بودند. شایعه بود که احسان طبری ویا کسان دیگری تمام کتاب کاپیتال مارکس را از اول تا آخر از حفظ میخوانند وباز شایعه بود که چند نفرشان این کتاب را از آخر به اول هم میتوانستند از حفظ بخوانند.

بیشتر بخوانید

انقلاب ها حقایق و روابطی را به نمایش می گذارند که پی بردن به آنها در دوره های عادی برای غالب مردم کار آسانی نیست. البته انقلاب چیزی نیست که شما هر روز آن را تجربه کنید و مخصوصاً انقلاب های زنجیره ای پدیده های نسبتاً نادری هستند. اما اکنون ما دوره جالبی را از سر می گذرانیم که یکی از همین پدیده های نادر در برابر چشمان ما جلوه گری می کند. زنجیره انقلاب های عرب که از نخستین روزهای سال جاری میلادی آغاز شده ، گنجینه ای از تجارب سیاسی را به نمایش گذاشته است که....

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته . انقلابی که همه را غافلگیر کرد

مندجات بخش نخست، دوم و سوم

محمد رضا شالگونی

انقلاب ها معمولاً ناگهانی شروع می شوند ، همان طور که همه انقلاب های عرب که امسال راه افتادند ، چنین بودند. اما انقلاب در لیبی حادثه ای بود که ظاهراً هیچ کس انتظارش را نداشت.

بیشتر بخوانید

طرح عظیم احداث روخانه- عظیم ترین پروژه بلندپروازانه جماهیری لیبی- شبکه آبرسانی، تأمین آب آشامیدنی مناطق بی آب و بخش صنعتی شمال

جنگ کنونی برعلیه لیبی، اولین جنگ برای سلطه بر آب آشامیدنی نیست؟


طرح عظیم احداث روخانه- عظیم ترین پروژه بلندپروازانه جماهیری لیبی- شبکه آبرسانی، تأمین آب آشامیدنی مناطق بی آب و بخش صنعتی شمال
نوشته پاول پامئتکین
مترجم: ا. م. شیری

بیشتر بخوانید

چه کسی کتاب را زندانی میکند

از :حسن بایگان

چه کسی کتاب را زندانی میکند

بحثی در تاثیر اسلام بر گسترش علوم و نویسندگی
چند تن از آشنایانی که به منزلم آمدند و با دیدن مجموعه کتابهایم از من درخواست کتاب کردند، زمانیکه با مخالفت من روبرو شدند با تفخر و اعتراض گفتند: تو کتاب را زندانی میکنی کتاب برای خواندن است وباید به دیگران قرض بدهی. این مسئله به مرحله ای رسیده که متوجه شدم برخورد و بررسی این نکته میتواند چندین نکته دیگر از ضعف ها و اشتباهات مردمان را نشان داده و به رفع آن کمک نماید.

بیشتر بخوانید

از: حسن بایگان

سکولاریزم: در کشورهای غربی هم عمل نمیکند ولی طرح چنین نظراتی و اشاره آنها به کشورهای مستقل برای انحراف افکار است.


- سکولاریزم: در کشورهای غربی هم عمل نمیکند ولی طرح چنین نظراتی و اشاره آنها به کشورهای مستقل برای انحراف افکار است. این نظرات از جانب عده ای که کارشان مسئله سازی است ارائه میشود تا مردمان کشورهائی که زیر سلطه کامل آنها نیستند ( مستقل هستند) وقت خود را با این مباحث تلف کنند و زمانیکه بعد از چند سال به پوچ بودن این نظرات رسیدند دیگر دیر شده و مسئله کهنه و بی ارزش شده زیرا مسئله یا ترم جدیدی مطرح میشود و فکر ها بدنبال مباحثه با آن میرود.

بیشتر بخوانید

شصت و سه سال بعد از واقعه "نکبت": کالبد شکافی مسئله فلسطين و راه کار حل آن


يونس پارسا بناب
در آمد

پروژه جهانی آمريکا (ايجاد و تأمين نظم نوين جهانی: سلطه و هژمونی نظامی بر سراسر کره خاکی) که به درجات گوناگون و متغير از رف "شرکا" و "متحدين" (بويژه کشورهای جی ۷) حمايت می شود ، توسط تحليلگران منجمله مارکسيست ها مورد بررسی قرار گرفته است. اين بررسی ها نشان
می دهند که در پيشبرد اين پروژه جهانی، معماران آن (بويژه جناح نو محافظه کاران) خاورميانه بزرگ را بعنوان استراتژيک ترين منطقه ئوپوليتيکی برای وارد ساختن "اولين ضربه" بر پيکر چالشگران ضد نظام جهانی انتخاب کرده اند.

بیشتر بخوانید

اختلاسیون، آسوده بخوابید که اوباما بیدار است!

فرهنگ ایران

چند روز بود که داستان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، یا همان سه میلیارد دلاری، نقل مجالس ایرانیان داخل وخارج کشور شده بود و رسانه های خارجی هم با خبر شده بودند و درباره آن قلمفرسایی می کردند، تا آنجا که سید علی خامنه ای، هم به کش وقوس دادن این ماجرا اعتراض کرد. از سوی دیگر محمود رضا خاوری، بازیگر اصلی این اختلاس تاریخی و خانواده اش، در کانادا از دست مزاحمت های خبرنگاران فضول به ستوه آمده ودرانتظار آرام شدن اوضاع در یکی دیگر از خانه های چند میلیون دلاری خود پنهان شده بودند، که ناگاه دست غیب از آستین وزیر دادگستری آمریکا و رئیس اف بی آی، بدر آمد و با مطرح کردن یک توطئه دایی جان ناپلئونی! بداد خامنه ای،خاوری و دیگر اختلاسیون رسیدند و خبرنگاران را به دنبال قوطی بگیر وبنشان دیگری فرستادند.

بیشتر بخوانید

بلایی که هدفمند کردن یارانه‌ها به جان اقتصاد و تولید ملی انداخت

محسن ایزدخواه / آدينه ۱ مهر ۱٣۹۰ - ۲٣ سپتامبر ۲۰۱۱

افزایش تورم و بیکاری و کاهش رشد اقتصادی کشور، حداقل تبعات اقتصادی و اجتماعی اجرای قانون ناپخته و غیرمنطقی هدفمندسازی یارانه‌ها است که در شرایط موجود گریز از آن امری اجتناب‌ناپذیر و تقریباً غیرممکن است و جای بسی تعجب اینجاست که تصمیم‌گیرندگان و مجریان این قانون علی‌رغم همه خسارت‌هایی که تاکنون از این طریق به کشور وارد ساخته‌اند هنوز درس عبرت نیاموخته‌اند ...

بیشتر بخوانید

جنایت نروژ و فعالیت گروه های راسیستی!

فرتور جنایتکار نروژی که بیش از 77 جوانان سوسیال دمکرات را قتل عام کرد.
حزب سوسیال دمکرات ایران به مناسبت این فاجعه دلخراش تلگرام همدردی به حزب کار نروژ و تلگرامی برای دولت سوسیال دمکرات نروژ
ارسال کرد که متقابلا" نامه حزب کار نروژو متن آن را میتوانید با فشار دادن بر روی این لینک بخوانید. www.spiran.com/fa/party/statute/worldsocialdemo/telegramarbeite.html


جنایت نروژ و فعالیت گروه های راسیستی!

بهرام رحمانی

جنایت هولناک نروژ، بار دیگر تروریسم گروه های فاشیستی، مذهبی، ناسیونالیستی و هم چنین تروریسم دولت های غربی و غیرغربی را در خاطره ها زنده کرد.
جنایات وحشتناک روز جمعه 1 مرداد 1390 برابر با 22 یولی 2011، نه تنها جامعه نروژ، بلکه جامعه جهانی را شوکه کرد و در اندوه فرو برد. جنایت هولناکی که یک فرد مذهبی - فاشیستی در کشور آرام نروژ آفرید. این فرد جانی پس از انفجار بمبی در مرکز ساختمان های دولتی اسلو که به مرگ 7 نفر منجر شد، خود را به یک کمپ تابستانی نوجوانان حزب حاکم در یک جزیره رساند و با خونسردی به مدت 90 دقیقه نوجوانان را به گلوله بست. او حتی به کسانی که برای حفظ جان شان خود را به آب انداخته بودند نیز شلیک می کرد. او، بیش از صد نفر را کشت و حدود صد نفر دیگر را نیز زخمی کرد.

بیشتر بخوانید

پاسخ به پرسشهای حائز اهمیت پیرامون نظام جهانی سرمایه و مضامین مربوط به آن

قسمت اول
یونس پارسابناب
درآمد

بررسی اوضاع متلاطم و پر از آشوب در جهان - بحران عمیق ساختاری در نظام سرمایه داری، ناکامی آمریکا در اعمال هژمونی بر
جهان، ظهور بازارهای نوظهور "بریکس" )برزیل، روسیه، چین، هندوستان و آفریقای جنوبی( و بالاخره اوجگیری امواج خروشان بیداری
و رهائی در کشورهای سه قاره ی جنوب - حاکی از آن است که سرمایه داری جهانی بعد از پانصدسال عمر بعنوان یک نظام غالب نه تنها
بدوره ی "فرتوتی" و "بی ربطی" خود رسیده، بلکه به اعتقاد خیلی از تحلیلگران منجمله بعضی از مارکسیستها حتی "در بستر مرگ" هم
افتاده است.

بیشتر بخوانید

نظام فاخر،ولی فقیه فاخر،فرهنگ وهنرو سیاست فاخروسینمای فاخر!!


نظام فاخر،ولی فقیه فاخر،فرهنگ وهنرو...
بصير نصيبي

* (فاخر-ع.( بکسر با) نازنده.گرانمایه، هر چیز خوب وگرانبها که برهر نوع دیگر برتری داشته باشد .فرهنگ معین)
*بعد از گشوده شدن دکان اصلاح طلبان از دوران پر افتخار ریاست جمهوری خاتمی تا کنون دو واژه در ج. اسلامی خیلی کاربرد دارد یکی ارزش واعتباری است که نظام فاخر برای کرامت انسانی زن قائل است تا آن حد که ارتجاعی ترین رفتار هایش را با زنان زیر پوشش ارزش گذاری برای کرامت انسانی آنان اعمال می کند ، چون زنانی که برعلیه نظام حرکت می کنند،کرامت زن را زیر سئوال می برند،پس در زندان ها به آنها تجاوز می شود تادیگر زنان ودختران هم متنبه شوند و رفتاری نکنند تا به کرامت انسانی واسلامی زنان خدشه وارد شود.

بیشتر بخوانید

عباس منصوران

جنایت کشتار در ارودوگاه اشرف، جنایت علیه بشریت است


ارتشی وحشی، مزدوران تا دندان مسلح، ارتشی به غایت جنایت پیشه و در خون و ترور زیسته و آموزش دیده، به بی‌پناهانی در محاصره سالیان سال مانده، شبیخون می‌زند. به این گونه، آدمخواران دست‌پروده‌ی حکومت‌های طبقاتی ایران و عراق، ارتشی که تنها در برابر اسیران دست بسته، شهامت شلیک دارد، ماهیت طبقاتی و ضد انسانی خود را بار دیگر نشان می‌دهد. این ارتش، آیینه‌ی تمام نمای یک ارتش ضدخلقی، طبقاتی و فاشیستی ست. ارتش حکومتی که تنها با تیربار جانی‌ترین مزدوران، می‌تواند حاکمیت یابد، چه زبون و درمانده، در یک تیرگی، چهره‌ی خود را به نمایش می‌گذارد.

بیشتر بخوانید

به سوی دمشق مروری تاریخی


عباس منصوران

چشم‌ها و دست‌ها به سوی دروازه تاریخ جهان خیره و نگران مانده است. سوریه با بیش از ده‌هزار‌سال، زیستگاه مردمی پیشرو،‌ادب‌پرور،‌آدونیس، فرهنگ‌ورز، اندیشه‌ساز و مقاومت در برابر حکمروایان آشوری، ایرانی، یونانی، رومی،‌عرب مسلمان، عثمانی، انگلیسی و فرانسوی با آغاز «حمله تبوک» ‌به فرماندهی نافرجام پیامبر اسلام، و سپس اشغال شامات به دست سپاهیان اسلام، با حکمرانی معاویه فرزند ابوسفیان، رفته رفته متلاشی و فروکوبیده شد. حکمرانی اشغالگران از شبه جزیره عربستان (۱۵۱۷-۶۳۲م)، زیر پرچم اسلام بر سرزمین پهناور شام - اردن، سوریه امروزی، لبنان، فلسطین و اسراییل- جنگ خونبار «صفین» بین معاویه و علی در پی کشته شدن علی در این رقابت، را رقم زد.

بیشتر بخوانید

محمدرضا شالگونی

خشونت ما یا خشونت آن ها؟


خشونت کلمه ای است که هیچ یک از ما در فهمیدن معنای آن مشکلی نداریم ، زیرا تقریباً همه ما از آنچه این کلمه می رساند ، تجربه ای شخصی داریم. بعلاوه اکثر مردم در اکثر جوامع امروزی ظاهراً از خشونت ابراز بیزاری می کنند. با این همه ، در دنیایی آکنده از خشونت گرفتار آمده ایم که گاهی به نظر می رسد راه رهایی از آن به روی مان بسته است. چرا؟ به نظر من ، پاسخ به این سؤال بدون داشتن تصوری از قدرت سیاسی ( و البته در تحلیل نهایی ، نظام اقتصادی – اجتماعی مسلط ) ناممکن است ، زیرا قدرت سیاسی خود نه فقط فشرده ترین کانون خشونت است ، بلکه در تولید ، توزیع و تعریف آن نقش تعیین کننده ای دارد. در حوزه سیاسی است که تصور نسبتاً ساده و روشن ما از خشونت ، پیچ وتاب می

بیشتر بخوانید

لغو سفر احمدی نژاد به ارمنستان رمزگشایی شد



خبر صریح ، کوتاه و غیر منتظره بود. جراید دولتی در یک خبر یکدست و بدون تفسیر نوشتند: صبح روز دوشنبه ۶ ژوین ۲۰۱۱، نهاد ریاست جمهوری از لغو سفر محمود احمدی نژاد به ارمنستان خبر داد.
سپس بدون فوت وقت رامین مهامپرست سخنگوی وزارت امور خارجه وارد عمل شد و توضیحاتی را در این باره ارائه داد و " درباره چرایی لغو این سفر اظهار کرد: «به دلیل نیاز به زمان بیشتر جهت تنظیم و نهایی كردن اسناد و براساس توافق طرفین، سفر به تاریخ دیگری موكول شده است كه به‌ زودی اعلام خواهد شد.» ۱

بیشتر بخوانید

از بهناز شرقی نمین تا هاله سحابی

نوشته : ایرج مصداقی زندانی سیاسی پیشین

در سه دهه‌ی گذشته کمتر روزی بوده است که مردم ایران در سایه‌ی نکبت ولایت فقیه فاجعه‌ای را از سر نگذرانده باشند. قتل بیرحمانه‌ی هاله‌‌ی سحابی قطعاً اولین جنایت نظام جهل و جور و جنایت نیست و آخرین آن هم نخواهد بود.
تجربه نشان داده است که سکوت و یا توجیه هر یک از این جنایات و تلاش برای منزه جلوه دادن چهره‌ی سردمدار این دستگاه پلید، جانیان را در انجام جنایات خود تشجیع و تشویق می‌کند.

بیشتر بخوانید

"پیکره ی مرده ی جمهوری اسلامی"


بیانیه ی دوازده تن از روشنفکران درباره ی ماهیت جمهوری اسلامی و وقایع اخیر ایران
نظام جمهوری اسلامی پیکره مرده ای است که با تکیه بر عصای پوسیده نفت و به سحر و جادوی دین فروشی عوامانه و دروغ پردازی وقیحانه بر ایوان نظر زنده جلوه می کند. مرگ یک نظام سیاسی را بهتر از هرجا در آینه رفتار آن با شهروندانش می توان دید. نظام جمهوری اسلامی رفتار خود را با مردم ایران بر مبنای درک خاصی از تاریخ اسلام شکل داده است. مطابق این درک، رسم حکمرانی کامیاب را باید از مکتب حاکمان اموی آموخت. معاویه به ایشان آموخت که غایت حکومت حفظ قدرت به هر قیمت است، و سیاست جز عرصه فریب و خدعه نیست.

بیشتر بخوانید

محمد خوشچهره

ریشه های بی اِبایی نظام جمهوری اسلامی ایران


نویسنده بر آنست تا در یک سلسله تحلیل به یک سری از پرسشهای اساسی در این مورد در حد ممکن پاسخ قانع کننده ای برای خود و شاید سایرینِ فعال در حوزه سیاست مربوطه به رفتارهای و واکنشهای نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه دهد که ریشه ی بی ابایهای جمهوری اسلامی ایران در چیست؟ چه عواملی باعث بروز این گونه گفتمان نظام در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای شده است؟ آیا پی به اشتباهات محاسباتی جامعه جهانی برد است یا نه خود دچار اشتباه محاسباتی وتوهم درجایگاه واقعی خود در سطح بین الملل شده است؟

بیشتر بخوانید

چرا احمدی نژاد میرود؟



سلام
به پیوست یک نوشته و شماره 47 را برایتان میفرستم
روشنک
چرا احمدی نژاد میرود؟
احمدی نژاد در هر دو انتخابات سال 84 و 88 با دستکاری در شمارش آرا بالا آمد. اعتراض کروبی و رفسنجانی در سال 84 و اعتراض اصلاح طلبان در سال 88 که همگی از بنیان گذاران جمهوری اسلامی هستند گواه آنست. تقلب در رأی گیری با گم شدن 5 میلیون شناسنامه در سال 74 (در دورۀ ریاست یزدی بر قوۀ قضائیه که زواره ای از اعضای اصلی هیئت مؤتلفه معاونت قوه قضائیه و ریاست سازمان ثبت احوال و اسناد کشور را داشت) بعنوان یک حق برای باند خامنه ای شناخته شد. علت قبول این تقلب از جانب باند رفسنجانی و اصلاح طلبان و عدم پیگیری "گمشدن شناسنامه ها در سال 74" بعلت قدرت مجموعه خامنه ای، دایناسورهای شورای نگهبان، و دار دسته هیئت مؤتلفه در بازار و تجارت خارجی سپاه بود.

بیشتر بخوانید

رازهای پنهانی در اعدام بن لادن

نگارش از : مردو آناهيد

رازهای پنهانی در اعدام بن لادن


زورمندان حاکم بر جهان، برای پوشاندن ِ انسان ستیزی، در احکام جهاد، کشتار 11 سپنامبر 2001 را، به سخن، به سازمانی به سرکردگی-ی بن لادن پیوند داده-اند. آنها به کردار، شریعت اسلام را ستوده-اند و راه را برای گسترش احکام جهاد هموار ساخته-اند. جهانداران، برای پنهان داشتن ِ زشتخویی در حکم جهاد، دستکم در فرودگاهها، با همه-ی مردمان، چنان رفتار می‌ کنند که گویی انسان از درنده خویی سرشته شده است.
تبهکاران ِ حاکم، افزون براین که نخستین ماده-ی حقوق بشر را از بُن برکنده-اند، آنها به کاشتن ِ بذر ِ بردگی، در زمینه-ی بینش مردمان ِ آزاد، کوشاتر شده-اند.
سخن از این است که چرا بن لادن را پس از ده سال اعدام کرده-اند؟
آیا بن لادن زیربنای ایمان ِ آدمکشان بوده است یا حکم جهاد در شریعت اسلام؟
آیا زورمندان جهان بسیار نادان هستند یا، از سرشت ِ خود، انسان ستیز؟
اکنون که بن لادن اعدام شده است، آیا در فرودگاهها، رفتار ِ دیده بانان با پروازکنندگان دگرگون خواهد شد؟

بیشتر بخوانید

ماجرای استراس کان و رابطه قدرت و سکس/شهلا شفيق

ماجرای استراس کان و رابطه قدرت و سکس/شهلا شفيق


داستان اوج و حضيض آقای استراس کان ، رئيس نهاد صندوق بين المللی پول و کانديدای مهم حزب سوسياليست اعجاب و شگفتی آفريده است. عکس دست بند زده او با ريش نتراشيده و قيافه ای زار موضوع بحث مطبوعات و راديو و تلويزيون است. بعضی ها می پرسند آيا دستگاه قضائی آمريکا خشن نيست ؟ وکيل او در فرانسه پخش این گونه تصاویر را غیرقانونی می‌داند و تهديد می کند که کسانی که اين عکس را پخش کنند مورد تعقيب قرار خواهند گرفت. بعد معلوم میشود که در فرانسه هم دستبند در کار است. اما نکته اينجاست که اين بار دوربين ها هم به کار بوده اند و شخص مورد اتهام، مدير و سياستمداری شناخته شده و با قدرت و صاحب نفوذ است. همين هم دوربين ها را به راه انداخته و بحث ها را داغ‌ کرده است.

بیشتر بخوانید

فروهر و بیمه ابوالفضل !

فروهر و بیمه ابوالفضل !


نویسنده فرهنگ ایران

۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
farvahar_abolfazlیکی از ناهنجاری های فرهنگی مردم ایران، آمیختن باورها و نماد های مذهبی و خرافی اقوام تازشگر به کشورشان، با نماد ها و باور های فرهنگ کهن ایرانیان می باشد.
یکی از دلایل مهم عقب ماندگی ایرانیان در درازای تاریخ، آمیخته شدن فرهنگ عربی،ترکی، فرهنگ مدرن غربی با فرهنگ ایرانی و خرافه های زرتشتی می باشد. از این آمیزش، معجونی بنام ناهنجاری فرهنگی، به دست آمده است که به گفته فردوسی « زترک و زدهقان واز تازیان / نژادی پدید آمد اندر میان. نه ترک و نه دهقان نه تازی بود / سخن ها به کردار بازی بود

بیشتر بخوانید

آريوبرزن داريوش

سپاه، چماقدارحکومت اسلامی


به مناسبت يازده ارديبهشت روزتاسيس سپاه پاسداران
ازسی سال پيش نام «سپاه پاسداران» درايران مترادف است با مجموعه ای نظامی امنيتی، سرکوبگر،ضدملی وپنهانکارکه بجهت وظيفۀ تضمين بقا و ماندگاری حکومت اسلامی،بعنوان چماقدار رسمی مقام رهبری«ولايت فقيه» ايجاد شده است. لازم نيست آدم اهل سياست يا رسانه باشد تا دريابد،اين نهاد به ظاهر نظامی چگونه خود را کاملاً درگير دراموراطلاعاتی امنيتی، اقتصادی، فرهنگی وانتظامی کشورمان نموده است. نحوۀ سازماندهی،مديريت و آموزش سپاه پاسداران از ابتدای شروع تا به امروزکلاً با هدف حصول به آماده گی کافی برای سرکوب، نابودی وانجام مبارزه با کسان وجرياناتی بوده است که بقول سردمداران رژيم، «ضدانقلاب» ويادشمنان حاکميت استبدادی مذهبی ملايان برکشورايران هستند.

بیشتر بخوانید

به قلم بیژن جانفشان

خلیج فارس ،استراتژی قدرت


خلیج فارس راهبردی ترین دریای است که انسان تا کنون شناخته ، این مهم را از 25 قرن پیش ایرانیان دریافتند پایه گذار این استراتژی ((سیلاک)) دریا سالار هخامنشی بود دریانوردان ایرانی از جمله سیلاک معتقد بودند که هر کشوری که بر سه نقطه کلیدی در این منطقه تسلط داشته باشد بر جهان حکومت خواهد کرد این سه نقطه خلیج فارس که در دل خود بحرین را دارد ، دریای مکران (عمان) و یمن بوده اند که در استراتژی های دریایی بسیار پر اهمیت هستند .

بیشتر بخوانید

فاجعه اتمی در ژاپن


"نه برابر با چرنوبیل بلکه بسیار وخیم تر"
توماس بروئر - مترجم: بابک پاکزاد
• فاجعه حاضر بسیار وخیم تر از آن چه در چرنوبیل دیده ایم است. نکته دیگری که از اهمیت بسیار برخوردار است این است که چرنوبیل کمابیش یک منطقه روستایی در اطراف راکتور است اما فوکوشیما یک منطقه بسیار متراکم جمعیتی است بنابراین میلیون ها نفر در اطراف آن زندگی می کنند ...
آدينه ۲ ارديبهشت ۱٣۹۰ - ۲۲ آوريل ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

کرم از خود عرب ها است!


نویسنده فرهنگ ایران

۱۵ فروردين ۱۳۹۰
Note_jourدر خبر آمده است؛ شورای همکاری خلیج فارس دخالت های ایران را به شدت محکوم کرد. از سوی دیگر جمهوری اسلامی هم ، دخالت عربستان و دیگر امیر نشین ها را در بحرین محکوم کرد.
این شورای به اصطلاح همکاری، در سر در، و آرم سازمان خود به زبان عربی نوشته است « مجلس التعاون الدول الخلیج العربیه» که برگردان فارسی آن می شود « شورای همکاری دولت های خلیج عربی». چون این نام، غیر قانونی است و خلیج عربی، در سازمان ملل متحد و اسناد بین المللی به رسمیت شناخته نشده است، برخی از خبرگزاری های غربی آن را خلیج فارس ترجمه می کنند و برخی که با اعراب هم آغوشی دارند به واژه خلیج اکتفا می کنند.

بیشتر بخوانید

آکسفورد، مرغوبیت پسته رفسنجان را تاًیید کرد


نویسنده فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی
۱۹ فروردين ۱۳۹۰
گزارش کاملی از پرونده مهدی هاشمی رفسنجانی در آکسفورد
ماجرا از این جا آغاز شد که در هشتم فروردین ماه امسال، روزنامه انگلیسی گاردین، در گزارشی اعلام کرد؛ مهدی، یکی از فرزندان هاشمی رفسنجانی، که ظاهراً در پی تعقیب مراجع قضایی جمهوری اسلامی به خارج گریخته است، بدون دانستن زبان انگلیسی و شایستگی های لازم، به اتکای پرداخت رشوه، در پی بدست آوردن دکترا از دانشگاه آکسفورد می باشد.

بیشتر بخوانید

امارات؛ سايه فروپاشي در پشت ويترين تجملات


اختصاصي/ تداوم نارضايتي حاكمان عجمان، راس‌الخيمه و ام‌القيوين؛
تهران – از سال 1971 كه امارات به عنوان يك كشور از بخش هاي مختلفي تشكيل شد، همواره با خطر انحلال دست و پنجه نرم كرده، ولي در سال هاي اخير زمزمه هاي فروپاشي و جدايي در بين امارت هاي تشكيل دهنده آن افزايش يافته است .

'شيخ راشد آل نهيان' هنگامي كه موافقت انگليس در زماني كه قصد خروج نيروهاي نظامي خود را از منطقه داشت، براي اتحاد امارت‌هاي كوچك جنوب خليج فارس جلب كرد، به خوبي آگاهي داشت كه اين اتحاد با كمك استعمارگر پير ميسر شده است.

weiterlesen... ادامه

لیست و لینک های احزاب و سازمان های سیاسی مخالف رژیم اسلامی


بر روی این لینک فشار دهید .
http://www.informationcfoi.blogsky.com/1387/11/20/post-2/َ

مافیای خامنه ای چه کسانی هستند+اسامی و توضیح


سه شنبه 7 دی ماه سال 1389 ساعت
سر کار امدن دولت خاتمی و با رسیدن علی یونسی به وزارت به نظر می رسید که این باندها تضعیف شده باشند. آن روزها، خاتمی گفته بود چشم فتنه را در می آورد و یونسی نیز گفته بود: اینها 500 نفر بیشتر در کل کشور نیستند که شناسایی شده اند . سالها از زمان دادن آن شعارها و این « اعلان تصمیم ها » به ریشه کن کردن مافیاها از دولت، گذشت و امروز بار دیگر همین باندها را می بینیم که در کشور با قدرت بیشتر در تحکیم حاکمیت جور و ستم، بر تلاش خود افزوده اند.]weiterlesen... ادامه

چرا با رفراندوم مخالفم؟


جواد طالعی
مقاله‌ای که می‌خوانيد، روز اول بهمن سال ۱۳۵۷ در واکنش به پيشنهاد خمينی برای برگزاری رفراندوم، در صفحه پنج روزنامه کيهان منتشر شده است. يک نمونه کوچک از تلاش‌هائی که در آن دوران برای جلوگيری از استقرار استبداد مذهبی صورت گرفت و متأسفانه به دليل غلفت توده‌ها و پشتيبانی بی‌چون و چرای چپ سنتی از اراده خمينی راه به جائی نبرد
جواد طالعی ـ ويژه خبرنامه گويا]weiterlesen... ادامه

*3سال زندان به چه جرمی؟!!

بصیرنصیبی

*3سال زندان به چه جرمی؟!!


.. ما از همه انسانهای آزاده،افراد وگروهها وسایت های مستقل انتظار داریم برای دفاع از ستاره وستاره ها که پشتیبانی جز مردم عادی ومصیبت دیده ندارند با ما همصدا شوند.
*3سال زندان به چه جرمی؟!!
نام مستعار «ستاره از تهران »برای سایت هایی که خارح از ایران منتشر میشود نامی آشناست من هم مرتب از او مطلب ویا ایمیل دریافت می کردم. مجله ما سینمایی است وانتشار مطالب عمومی در آن محدود است اما گاه از مطالب ارسالی ستاره هم استفاده می کردیم . تصویر احترام آمیزی که از او در ذهنم نقش بسته چهره زنی را مجسم می کند که در جو آلوده به ارتجاع مذهبی ،استقلال خودش را حفظ کرده است..weiterlesen... ادامه

من از ایرانیان خارج از کشور عذر می خواهم؛ بیایید متحد شویم


توسط محسن موسوی
به نام خداوند آزادی
من این چند پاراگراف را از داخل ایران می نویسم. در تمام یک سال و نیم گذشته ناراحت میشدم از برخوردهای خودمان با ایرانیان خارج از کشور. هیچ گاه نمی پسندم توهین به هیچ کس را. ایرانی هرکجا باشد ایرانی ست. داخل باشد یا خارج حق آب و گل دارد در این سرزمین. هر دو گروه عزیزند و صاحب و مالک سرزمینی که نامش ایران است. خواه دین داشته باشد خواه نداشته باشد. هر تفکر و اندیشه سیاسی هم داشته باشد چه موافقش باشیم چه مخالف نمی توانیم انکارشان کنیم. همه ما سهم یکسانی از این سرزمین داریم.weiterlesen... ادامه

اردک احمدی نژاد

از:فرامرز دادرس

اردک احمدی نژاد


هفته نامه فرانسوی کانارد آنشنه (اردک زنجیر شده) که نزدیک به یک سده پیشینه مطبوعاتی دارد و به دلیل افشای اخبارمهم، دست اول و معتبر، سرشناس شده است، در مقاله ای زیرنام "عملیات پنهانی اسراییل در ایران " همان ادعا های حکومت اسلامی در باره نقش اسراییل، امریکا وانگلیس را در خرابکاری ها و ترورهای اخیر ایران بازگو کرد.
weiterlesen...

تحقیقی در باب منشأ و نام و نشان ترکان آغاجری


از :جواد مفرد کهلان
آغاجری- آکاتزیر، ساراگور، همان ترکان برتاس و سابیر بوده و آگاتیرسی همان مردم ملداوی هست
در رابطه با یکی بودن آقاجری (سرور لشکری) با آغاجری (آغاج ایچَری= مردم جنگلی یا به احتمال متر شکارچیان کمین کننده در درون تنه پوسیده درختان) و معنی و نام و نشان این قبیله بزرگ ترک بحث کوتاهی بین من و دوست و هموطن در غربت مان حسن بایگان انجام گرفت و تحقیق در باب موضوع ادامه صحبت دارای نتایج بسیار جالب شد. حسن بایگان در این نامها تفاوتی بین آقا و آغا (تلخیص آغاج = درخت) می دید که در وجه غالب قضیه حق با ایشان بود.
weiterlesen... ادامه

بررسی یک ضعف اساسی در میان ادبا و هنرمندان به بهانه شعری از آقای شفیعی کدکنی


پس از یک عمر زندگی تازه از حدود بیست سال پیش فکر کردم که شاید چیزهائی برای نوشتن داشته باشم ولی میدانستم که هنوز ضعف هائی هست که باید در این مسیر صیقل بخورد؛ پس آرام آرام شروع بنوشتن کردم. در طی این مدت تمامی تلاش را داشتم تا از درگیری های فردی و آنچه که عده ای براه میاندازند تا معروف بشوند فرار کنم. حتی در همین سال مسیحی که سازمان ملل و دولت آمریکا جوایزی را به دو ایرانی دادند مقاله ای تحت عنوان " سن عقل، سن عقل سیاسی و سن عقل فلسفی" نوشتم و در حالیکه نقدی بر این حرکات و جوایز داده شده داشتم از ذکر نام آنها خود داری کردم چرا که خود آنها مهم نبودند، اینگونه آدم ها را بسادگی پیدا میکنند و با جوایزی ( شیرینی) ناچیز میخرند و بزرگ میکنند یا چهره میسازند برای روزی که بکار آیند؛ این ازاصول اولیه سیاست درمیان قدرتمندان مخصوصاً غربی است.weiterlesen...ادامه

خطاها و لغزشهای گذشته و ترسیم راه آینده


از دکتر ن. واحدی
امروز که موضوع برچیدن نظام قهار جمهوری اسلامی ضرورت وحدت و بقاء مُلک وفرهنگ ایران زمین شده است، جادارد که فورأ پرسید کدام رژیم و چه برنامه ای می تواند بر چرخ انتظام امور و ادارهء کشور بهتر و موزون تر مؤثر افتد. weiterlesen... ادامه

صنعت دولتی تظاهرات در رژیم اسلامی ایران


مجید محمدی: در جمهوری اسلامی پس از تحکیم قدرت روحانیون و فتح منابع و دستگاه‌های دولتی، صنعتی برای نمایش مردمی بودن حکومتی که با سرکوب مخالفان خود شکل گرفته بود به تدریج پایه ریزی شد که تا کنون تداوم یافته است. این صنعت عمدتا منکر مشارکت و رقابت سیاسی در جامعه سیاسی و از مجرای احزاب و نهادهای مدنی است و مبتنی است بر نمایش حضور خیابانی بخشی از جامعه توده وار که کارمند بالقوه یا بالفعل حاکمیت سیاسی است.weiterlesen...ادامه

«چوب دوسر طلا»ی حکومت خمینی


نادره افشاری
نویسنده
اگر در دوران پهلوی ی دوم گرایشی هم به سوی غرب وجود داشت، برای این بود که در دنیای دو قطبی ی آن دوران، ایران لقمه ی چپ استالین «جهانخوار» نشود و ایرانستانی به دیگر «استان»های حکومت شوروی ی سوسیالیستی افزوده نشود. ولی حالا که تق همان حکومت کمونیستی ی واقعا موجود و خواهر دوقلوش چین «لاست» کمونیست درآمده؛weiterlesen... ادامه

رهبر یا منجی


رامین كامران
تحولات اجتماعی در زبان نیز بازمی­تابد و تأثیرات انقلاب سال پنجاه و هفت از این بابت بسیار گسترده بوده است. از جمله عباراتی كه با این واقعه در همه جا رواج پیدا كرد و كم كم تبدیل به یكی از آشناترین عبارات فارسی سیاسی و حتی شاید فارسی روزمره شد، «رهبری كاریزماتیك» است. اصطلاح مزبور تا قبل از این واقعه فقط در حوزهٌ جامعه شناسی و به صورتی كمابیش تخصصی به كار میرفت و معادل فارسی آن (رهبری فرهمندانه) که توسط مرحوم آریانپور وضع شده بود برای كسانی كه «زمینهٌ جامعه شناسی» وی را خوانده بودند آشنا بود.
weiterlesen... ادامه

اصلاح طلبان؟ يا انحصارطلبان؟


آريوبرزن داريوش
آن اصلاح طلبانی که اکنون بر جنبش سبزمردم ايران مُدوله شده اند وجمعی از آنها که امروزبعنوان سخنگويان خود برگزيده فعلی اين جنبش، در روزهای اخير دربرون مرز بال و پری گرفته وبا خودنمائی، جمعشان راباصطلاح «اتاق فکر» اين حرکت ملی مردمی ملت ايران ميپندارند، همگی نواده ونبيرگان يک طايفهُ سياسی خاص و ديرپا درجامعه ايرانند که الگوهای سياسی فرهنگی شان بخصوص در تاريخ سی ساله اخير وطنمان بطورروشن و عيان مشخص و آشکار شده است.
weiterlesen... ادامه

از حکومت بعدی- یک راستش من نمی‌توانم به روشنفکران دینی ( دین ظلمت است وتاریک فکران وشیادان به آن آویزانند) اعتماد کنم که راه و چاه را به آدم نشان دهند. مملکت ما ۳۰ سال آزمایشگاه‌شان بوده...بس نیست؟


دوستی می‌پرسید دوست داری چه حکومتی بر ایران حاکم شود؟ این سوال را بعد از خواندن بیانیه ۵ نفر از روشنفکران دینی از من پرسید
راستش، بعد از خواندن گفتگوی لوموند با محسن کدیور، به این حس رسیدم که یا من نیازهای جامعه ایران را نمی‌فهمم، یا روشنفکران دینی خیال می‌کنند بیش از ۵۰٪ مردم ایران حکومتی مذهبی اما بدون ولایت فقیه می‌خواهند. وقتی از کدیور پرسیده می‌شود که چه راه حلی دارد، اینگونه می‌گوید:weiterlesen... ادامه

تحول جنبش و مسئلهً رهبری، رامین کامران

تحول جنبش و مسئلهً رهبری


رامین کامران
تحول جنبش و مسئلهً رهبری
جنبش مردمی ایران كه دارد روز به روز به انقلاب شبیه تر میشود و بر امید همهٌ آزادیخواهان میافزاید تداومی پیدا كرده كه نشان میدهد با تشر حكومت اسلامی متوقف نخواهد شد و اگر بتواند تحولی را كه لازم است پیدا كند، در تغییر نظام سیاسی مملكت توفیق حاصل خواهد نمود.
در این میان چنان كه منطقی است، صحبت از رهبری هم به میان آمده است. میبینیم بسیاری هم میگویند و بحق هم میگویند كه به وجود رهبر نیاز هست و البته نامهایی هم مطرح شده كه میشناسیم و متأسفانه به هیچكدامشان هم اطمینان نداریم. باید اول نگاهی به مقدمهٌ جنبش بیاندازیم تا بعد برسیم به این جریان رهبر و نقشش در تحول آتی حركت.
weiterlesen... ادامه

 جنبش همگانی مردم در دام شگردهای تبهکارانه رژیم قرار گرفته است

هشدار!
جنبش همگانی مردم در دام شگردهای تبهکارانه رژیم قرار گرفته است


محمد جعفری *
ظاهراً داستان مربوط به عکس پاره شده آقای خمینی و نمایش تلویزیونی آن دارد به جاهای باریک کشیده می شود. راهپیمایی های تند و خشن هواداران رژیم، همه جانبه و حساب شده به پیش می رود و جوری وانمود می شود که گویی ضایعه ای سهمگین بر کل پیکره کشور وارد شده است. در همین پیوند، خود آقای خامنه ای نیز وارد شده است و در روز گذشته خبر از نابودی قریب الوقوع مخالفان داده است. اما مهمتر از اینها "واکنشهای" نیروهای اصلاح طلب است که با بالابردن عکس آقای خمینی قصد دارند نشان دهند آنها هستند که پیروان واقعی آقای خمینی اند. این روند فضا را به شدت ابهام آلوده می کند زیرا جنبش عمومی را به واكنش سازي می کشاند و شروع این روند یعنی امكان كنش و ابتكار گرفته شده، میان نیروهای متنوع داخل جنبش تضاد ايجاد مي شود و تضادها يعني فرسايش جنبش. weiterlesen...اد امه

طیف چپولوف های حامی موسوی و کروبی


توجیه اتصال به موسوی و پذیرش رهبری در شرایط کنونی، صحبت از همرأیی و همراهی مقطعی رهبری اصلاح طلبان ،با اهداف مبارزات مردمی می کنند. اما با نگاهی به آنچه که مردم می گویند و می کنند، و مقایسه اش با رهنمودها و گفته های اصلاح طلبان، هیچ نقطه مشترکی بین اهداف مقطعی موسوی و کروبی با خواسته هایِ حداقلی مردم مبارز و معترضین یافت نمی شود.
میان ماه من با ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است
weiterlesen...ادامه

مجلس فاسد و دولت کودتائی


دولت کودتائی ولايت فقيه ، پادوها و بلندگوهای مطبوعاتی و راديو تلويزيونی آن در سالهای اخير بدلائلی مُعين مُصرند تا اين تفکرواهی را درجامعه ايران و به مردم درکشور به قبولانند، که مجلس قانونگذاری هشتم با احمدی نژاد وبرنامه های سياسی اقتصادی او درتعارض و اختلاف بسرميبرد ودر اين راه ضمن هرگونه سازشی ، دربرابرخواستهای غيرقانونی آن ايستاده گی و مقاومت مينمايد. weiterlesen... ادامه

مبارزه و شعارهای ريتميک


عده ای ازطرفداران حزبی بغايت منفور که هنوز حکومت ملايان را جنبش واقعی ضد امپرياليستی ميداند و کماکان پس از سی سال باز هم شعار انقلاب شکوهمند سر ميدهد با همراهی ديگرهمگنان جمهوری خواه شان در داخل و خارج که تا کنون هميشه برطبل اصلاح طلبی حکومت کوبيده و برهرجريان سياسی مدوله ميشوندکه آنرا مال خود نمايند ، تا مبادا عنان واختيار به دست ديگران بيافتد، اينک بر آن شده اند تا بمنظورانحراف خواست اصلی و ملی مردم بپا خواسته ايران برابتدا سرنگونی رژيم فاشيستی ملايان وسپس انتخاب نوع حکومت توسط مردم در يک شرايط مطلوب و آزاد سياسی (رفراندوم) ، نعل باژگونه بزنند، تااين توهم نادرست درنزد عده ای با بوق و کرنا و تبليغ جا بيفتد که گويا همه مردم ايران بلااستثنا خواهان برقراری يک حکومت« جمهوری» در ايران ميباشند .weiterlesen...ادامه

پاسخ منتظرى به نامه موسوى: حکومت با نارضایتی مردم قابل دوام نیست


منتظری در پاسخ به نامه میرحسین موسوی خطاب به وی نامه ای منتشر کرد. متن نامه هایموسوی و منتظری به شرح زیر است:
‏بسم الله الرحمن الرحیم ‏ ‏
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمى منتظرى (دام ظله) ‏
‏با سلام ; پیرو حوادث چند ماهه اخیر بیانیه ضمیمه از سوى اینجانب صادر‏ ‏شده است . احساس نیازى که همواره براى همفکرى و همکارى با مرجعیت‏ ‏گرانقدر و روحانیت متعهد وجود دارد مرا تشویق کرد تا نسخه اى از آن را‏ ‏جهت اخذ راهنمایى تقدیم کنم . ‏ ‏اولین هدف در این بیانیه آن است که اگر خشم و نارضایتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است آنان تصور نکنند که این احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضمیرشان متوجه دین است . این رسالتى است که به نظر مى‎رسد بر عهده ‏ ‏تمامى کسانى که اسلام بر آنان حق حیات دارد و در رأس آنان روحانیت‏ ‏اسلام قرار گرفته باشد تا اجازه ندهند اقشار مختلف ، على الخصوص جوانان‏ ‏که اینک اکثریت جامعه ما را نیز شکل مى‎دهند میان برداشت هاى‏ ‏نادرست ، گزینشى و سطحى از دین و حقیقت آن اشتباه کنند و بر اثر‏ ‏هیجان هاى عاطفى از اسلام فاصله بگیرند. weiterlesen... ادامه

پاسخ به "عبدالکریم حاج فرج دبّاغ" (سروش)


پاسخ معصومانۀ تو به رویدادهای وحشتناک سی سال گذشتۀ میهنمان که دستاورد ناآگاهیها، بیخردیها، کورنِگریها، دشمنیهای بی دلیل با تاریخ، تعصبات کورِ دینی، تنگ نگریهای مغرضانۀ خرافی، اسلام پروریهای داغتر از آش، جهان بینیهای حقیر و نارس از لابلای آیات آسمانی، خودشیفتگیهای بی مرز، و مهمتر از همه، بی فرهنگی مردمان آن کشور است... مرا وامیدارد که این پرده های تاریک را از هم بدرم و این نکته را عیان سازم که گرفتاری ما این روزگار پشیمانیِ این پشیز وآن ناچیز نیست... بدبختی ما بس ناگوارتر از این است که این شرمساران را بپذیریم یا نپذیریم...weiterlesen... ادامه

مهندس عباس امیر انتظام را باید دوباره شناخت


با خبر شدیم که وضع جسمی مهندس عباس امیر انتظام سخنگوی اولین دولت انقلاب و سفیر پیشین جمهوری اسلامی در کشور سوئد به دلیل عوارض بازمانده از حبس 28 ساله ، به وخامت گرائیده و در آستانه یک عمل جراحی سنگین قرار گرفته است .عباس امیرانتظام یک از مشهورترین زندانیان سیاسی بعد از انقلاب است که ظاهرا به دلیل ارتباط با کشورهای بیگانه ولی در حقیت به سبب اقدام برای انحلال مجلس خبرگان به اعدام محکوم شد ولی با تلاش مهدی بازرگان این حکم به حبس ابد تبدیل شد.weiterlesen... ادامه

اكنون راههای اصلاح طلبی بسته شده و راه سرنگونی گشوده شده است.


"اگر حتي جمهوري اسلامي بيفتد و كسان ديگري بيايند اگر ما نتوانيم سيستم تعادل ايجاد كنيم كه مردم بتوانند از حكومت حساب خواهي بكنند اتفاقي نخواهد افتاد.
....در عين حال كه با استبداد موجود مي جنگيم هيچ فراموش نكنيم كه انواع و اقسام استبدادها هست.
يك عده اي هستند كه اصلاح طلب هستند..... و حتي وقتي ميخواهند حكومتي را براندازند چند تا فحش به انقلاب و بر اندازي ميدهند.... از قانون اساسي دفاع ميكنند از ولايت فقيه هم دفاع ميكنند..اما.. ما نبايد خواستار اين باشيم كه در بالا يكپارچگي بوجود بيايد.."]weiterlesen...ادامه

در باره نامه آقاي ايرج مصداقي به آقاي کروبي


آقاي ايرج مصداقي نويسنده شريف ؛ مقاوم و با نگرش " انسان محور" و حقوق و کرامت انساني که در سال هاي 1360 تا 1370 را در زندان جمهوري اسلامي گذراند و تحت شکنجه هاي قرون وسطايي ؛ بي حقوقي هاي گسترده اين حکومت بوده ؛ طبعا شاهد و ناظر نسل کشي ؛ جنايت بر عليه بشريت و هتک حرمت و کرامت سيستماتيک انساني توسط حاکميت اسلامی بر عليه کليه زندانيان نيز بوده است ؛ يکي از ويژگي هاي وي تحمل اين مصائب در راستاي ثبت ؛ گزارش ؛ شهادت ؛ تدوين و انعکاس حقايق براي دنياي خارج از زندان بوده است ؛ وي انسان را خارج از فکر ؛ عقيده ؛ مرام و آرمان در نظر گرفته و جنايات عليه انسان را صرفنظر از ويژگي هاي فکريش افشا کرده است . weiterlesen... ادامه

هشدار برای «فاجعه » بعدی در کمپ «اشرف» در عراق


بدرستی توسط نیروهای متفاوت درگیری نیروهای عراقی که منجر به کشته شدن وزخمی شدن افرادی از مجاهدین در کمپ اشرف شده است محکوم شده ونواقض این فراخوان ها را در یک نوشته ای که درسایتهای متفاوت از جمله سایت روشنگری درج شده است را یاد آوری کردم و در این نوشته به مسئولیت رهبری مجاهدین در اصرار بر پیش برد سیاستهای شکست خورده اش در عراق ودر نتیجه دستور رهبری مجاهدین به افرادخود برای «مقاومت خونین » تا آخرین نفس اشاره شده است .weiterlesen... ادامه

«ولايت و جنايت»
مصباح يزدی همچنان هذيان می گويد...


درحاليکه باجنبش آزاديخواهانه و حماسه آفرين مردم ايران, پايه های رژيم ولايت فقيه ظلم و ستم و نيرنگ و فساد, هرروز لرزان تر و بی ثبات گرديده و به سوی فروپاشی پيش می رود, مصباح يزدی يکی از مرتجع ترين و خشک مغزترين کاروران نظام جابر حاکم در پاسخ به استفتائاتی در رابطه با مهمترين اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی, يعنی «ولايت فقيه», با وقاحت و بی شرمی می گويد:weiterlesen... ادامه

کدام مردم ، مردم توست؟


درگیری ها و تحولات اخیر ایران وهمزمان با آن کشتار در پایگاه اشرف بحث های متفاوتی را دامن زده است. تا آنجا که بحث ها و واکنش ها مربوط به ایران میشود، صرفنظر از اعتقادات اید یولوژیک ، همه از مردم ایران حمایت میکنند. بنظر میرسد اما این مردم برای بسیاری یک جمع ناهمگون و گوناگون نیست، بلکه مردمی هستند که از نظرات حامیانشان دفاع میکنند. دفاع از این مردم (البته اگر حرکتی ضد رژیم انجام دهند) محدود میشود به پشتیبانی های تبلیغی از نویسندگان وخبرنگاران، زندانیان سیاسی ، جنبش زنان، دانشجویان ، کارگران، اعتصابات معلمان، اتوبوس رانان وامروز هم سبز، با ارزش کمیتی آن. همیشه این مردم ایرانند که با مبارزاتشان خارج کشور را هدایت میکنند ویا رژیم ایران است که با سرکوب خود ،ما را به یاد مردم می اندازد.weiterlesen...ادامه

پیام شاهزاده رضا پهلوی


به مناسبت
سالگرد جنبش ۱۸ تیر
۱۸ تیرماه ۱۳۸۸
به نام ایران و به نام ندای آزادی ایران
از خداوند بزرگ سپاسگزارم که به این سرزمین جوانانی عطا کرده است، که هم خردمندند، هم دلیر،
هم تشنۀ آزادی اند و هم جویندۀ راستی و حق. از پدران و مادران ایران زمین از ژرفنای وجودم
سپاسگزارم که در سیاه ترین دوران ها، روشن اندیش ترین فرزندان را پرورده اند.weiterlesen... ادامه

نگذاریم دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی ایران به فراموشی سپرده شوند


در روزهای اخیر شاهد نمایش عظیم قدرت مردمی بودیم که اعتراض و خشم‌ سی ساله‌شان از بیداد جمهوری اسلامی را فریاد کشیدند، اما رژیم هم ساکت ننشست و از همان اولین روز، دستگاه سرکوب خود را به کار انداخت تا با کشتار ده‌ها نفر و دستگیری صدها نفر، آنان را خاموش کند.
weiterlesen...ادامه

مقاله ای از سوی یکی از هواداران جنبش ملی ما هستیم
نمایندگان مردم یا خائنین به مردم !!؟؟


مطلبی را اکنون میخواهم عنوان کنم شاید اندک کسانی روی آن زوم نموده باشند و این در حالی است که این نکته هم بسیار حائز اهمیت است .این مطلب را در شرایطی مینویسم که قبلا هم به این نکته پرداخته بودم و لیکن اکنون که قریب به دوهفته و اندی از انتصابات و کودتای ایران زمین می گذرد میخواهم باز به همه دوستان جنبش و به همه روشنفکران جامعه و به پیشگاه ملت بزرگ و شریف ایران بگویم و سئوالی را مطرح کنم تا شاید دوستان بیشتر به این نکته در سایتها و روزنامه های بین المللی پرداخته و جواب درستی به این مسئله بدهند .weiterlesen...ادامه

ولايت مطلقه فقيه،رهبر يا مجری فرامين شورای رهبری نيروهای نظامی و امنيتی؟


پانزده خرداد،برگی از تاريخ ايران است، كه به باور من تلاش گرديده به حرکت پانزده خرداد سال ۱۳۴۲ جنبه برجسته تری داده شود و اعلام رهبری آقای خامنه ای در پانزده خرداد ۱۳۶۸ در حاشيه بايگانی شود. در اين نوشتار سعی خواهم نمود، ماجرای به رهبری رسيدن آقای خامنه ای را به طور روشن و با به دست دادن دلائل و مدارك در اختيار افكار عمومی جامعه قرار دهم،تا گامی کوچک برای اطلاع رسانی به هم ميهنانم،و خصوصأ جوانان ايرانی که بدليل سانسور و اخبار يکسويه از حقايق بسياری اطلاع ندارند،برداشته باشم. weiterlesen...

بیانیه جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و مدنی گفتمان "مطالبه محور"


انـتـخــابـات
و گفتمان "مطالبه محور"
يکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۵ مارس ۲۰۰۹
ما امضاء كنندگان اين بيانيه و كسانی كه پس از اين نام خود را ارسال میكنند، اعلام میداريم:]weiterlesen...ادامه

بعد از گرجستان نوبت چه کشوریست ؟


چشم انداز به موضوع
مقاله حاضر کوشش دارد به شرح تشنجات و درگیری های نظامی اخیر میان روسیه و گرجستان که در نهایت منجر به جنگ و اشغال قسمت هایی از خاک گرجستان در اوت 2008، توسط روسیه شد بپردازد. نتایج و تبعات این درگیری نظامی، تاثیرات شگرفی – هر چند غیر نهایی - بر مناسبات سیاسی و اقتصادی، بویژه بر توازن قدرت در میان قدرت های بزرگ جهانی، نظیر ایالات متحده آمریکا، جمهوری فدراتیو روسیه و اتحادیه اروپا و همچنین قدرت های منطقه ای، چون ایران و اسرائیل، بویژه در حوزه انرژی گذاشته است.]weiterlesen... ادامه مطلب

به مناسبت مراسم19 آبان سالروز شهادت دکتر حسین فاطمی بر آرمگاه او

weiterlesen...ادامه مطلب

گارد آزادی، نامفهومی که مفهوم نخواهد شد!

weiterlesen...ادامه مطلب

سازگارا میگوید : "مهم‌ترین فعالیت این است که شما این آدم‌کش‌ها رو شناسایی کنید، ازشون عکس بگیرید و عکسهاشون رو منتشر کنید. "

weiterlesen...

پاسخ به تاريخ


به كجا بايد برويم؟

weiterlesen...

تحقیقات دانشگاه کلمبیا در مورد تقلب انتصاباتی حکومت جنایتکاران اسلامی

weiterlesen...

"...موسوی بهانه شد برای آشکار شدن آتش زیر خاکستر..."

weiterlesen...

شکوه میرزادگی

بخشيدن خليج فارس به خال شيخ های عرب


weiterlesen...

بالا رفتن قیمت نفت و نقش آن در اقتصاد و بحران مواد غذائی در جهان

weiterlesen...

"...رژیم اسلامی توسط همين بازاريان بر سر کار آمده است؛ با آنها خورده وخوابيده و بزرگ شده. همين بازاريان فساد بازار و رشد نا متوازن و بی سروته ثروت را و فاصله طبقاتی و فقر و بدبختی و فحشا و اعتياد را بين مردم ايران رواج داده اند."

weiterlesen...

تحقیقات دانشگاه کلمبیا در مورد تقلب انتصاباتی حکومت جنایتکاران اسلامی

weiterlesen...

از: رامین کامران
خطایی کودکانه ولی چهل سالهweiterlesen...

اسناد نقض حقوق بشر در ایران خبرنامه سی سال پیش در ایرانweiterlesen...ادامه

عوامل سرسپرده قدرت های استعماری در حکومت اسلامی از نام های جعلی برای مناطق ارضی ایران استفاده میکنند.weiterlesen... ادامه

پورپیرار  یک پانتورانیسم و یهود ستیزئی که به نفع فاشیسم حاکم اسلامی قلم فرسائی و جلع تاریخ ایران و حقایق میکند.

پورپیرار یک پانتورانیسم و یهود ستیزئی که به نفع فاشیسم حاکم اسلامی قلم فرسائی و جلع تاریخ ایران و حقایق میکند.weiterlesen... ادامه

به قلم : کاظم رنجبر « جمعیت سنتی ، در تقابل با جامعه مدنی .»weiterlesen...ادامه

از : کاظم رنجبر "گذر جامعه فعلی ایران یعنی امت مسلمان ایران ،و تبدیل آن ، به جامعه مدنی ، از طریق آگاهی ، و شعور اجتماعی و درک مفهوم و فرق امت با ملت ،و آشنائی به فلسفه سیاسی امکان پذیر است." weiterlesen... ادامه

فراخوان "... تدارک انقلاب در هر لحظه میسراست."weiterlesen... ادامه

حقوق بشر وجمهوري اسلامي
محافل حقوق بشري وآن خوش خيالاني كه درتلاش و تقلا هستند تا چنين وانمود نمايند كه معيارهاي انساني حكومت قرون وسطائي اسلامي ميتواند با دستاورد هاي بشري، خاصه در زمينه احترام به كرامت انساني در قالب منشورجهاني حقوق بشرهمخواني داشته باشد، واينكه چنين ضوابط وعقلانيتي ميتواند درمغز منجمد وعقب افتاده سردمداران رژيم اسلامي جاي بگيرد. weiterlesen...ادامه

جنگ قدرت بالا ميگيرد! نظري بريك تحليلweiterlesen... ادامه

الاهه بقراط

مردم در فاصله بین حکومت و اپوزیسیون


در جمهوری اسلامی حتما نباید به سیاست پرداخت تا گرفتار شد. فعالیت های اجتماعی و صنفی نیز پیگرد و حتی خطر نابودی به دنبال دارد. هرگونه فعالیت اجتماعی، از یاری به بیماران مبتلا به ایدز و روشنگری درباره این بیماری تا کمک به بیماران مبتلا به اعتیاد و به وجود آوردن امکانات انسانی برای درمان آنها، همان گونه فعالیت علیه نظام و به خطر انداختن امنیت ملی به شمار می رود که دفاع از حقوق بشر و مبارزه برای آزادی بیان و چرخش آزاد اطلاعات و فعالیت برای برگزاری انتخابات آزاد و هر آن چیزی که به سرنوشت سیاسی مردم ایران مربوط می شود.weiterlesen... ادامه

مردمي كه شاهد يك انقلاب و بعد، يك جنگ طولاني بوده‌اند


افزون بر اين، آنها در رابطه با پايگاه مردمي و پشتوانه سياسي داخلي‌شان نيز بيش از اندازه خوش‌بين‌اند؛ مردمي كه شاهد يك انقلاب و بعد، يك جنگ طولاني بوده‌اند و نظامياني كه ايثارگرانه در جنگ شركت كردند، اما امروزه پا به سن گذاشته‌اند و مهم‌تر از همه شاهد اختلافات و كشمكش‌هايي بر سر قدرت در پشت جبهه بوده‌اند و با آن سوي چهره سياسيون جناح‌هاي مختلف در رقابت‌ها و قدرت‌طلبي‌هاي سياسي مواجه شده‌اندweiterlesen... ادامه

نداي صلح‌ و آزادي در شرايط خطير ملي


هشدار شوراي فعالان ملي – مذهبي در مورد به خطر افتادن منافع ملي ايرانيان
منطقه‌ي ژئوپلتيك خاورميانه كه پس از انقلاب اسلامي ايران و نيز اشغال افغانستان توسط شوروي، بيش از پيش به مركز توجه جهاني تبديل شد، چند سالي است كه شاهد وضع ويژه‌اي شده و بحران و تشنج در آن _به‌ويژه پس از حمله‌ي آمريكا به عراق و افغانستان، درپي رويداد يازده سپتامبر_ به اوج خود رسيده است. حدود دو سال است كه حساسيت‌هاي اين منطقه به‌طور مضاعفي معطوف به ايران شده و سرزمين ما در وضع خطرناكي قرار گرفته است.weiterlesen...ادامه

دعوت به همبستگی جهت نجات ایران


بخش سیاسی تلویزیون پیام آزادی:
با توجه به شرایط اضطراری که در اثر عملکرد غیر مسئولانه رژیم حاکم بر کشورمان که میرود تا سایة جنگ شوم دیگری را به سراسر ایران بگستراند و به ملت اسیر ما تحمیل نماید، یعنی: weiterlesen... ادامه

جلسه گفت و شنودو گزارش «کمپین نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی!»


سران حکومت اسلامی ایران، با تاکید بر غنی سازی اورانیوم و تهدیدات امپریالیسم آمریکا و متحدانش مبنی بر این که اگر ایران غنی سازی اورانیوم را تعلیق نکند گزینه نظامی نیز بر روی میزشان قرار است، افکار عمومی منطقه و به ویژه جامعه ایران را بیش از پیش نگران کرده است.
سران ارتجاعی حکومت اسلامی، با تاکید مداوم به غنی سازی اورانیوم، و ماجراجویی هایشان جامعه ایران را در معرض محاصره اقتصادی و احتمال حمله نظامی قرار داده اند.]weiterlesen... ادامه

علیه خشونت،علیه جنگ !


خشونت ستمگری بشرغیرمتمدن برهمنوع خویش است. خشونت همزادعصبیت وهمراه جهالت است. خشونت میراث فرهنگی انسان عقب مانده است. خشونت امروزتوسط منادیان وحافظان جهل وخرافه بطورسیستماتیک درزندگی بشر بازتولید می شود. خشونت ابزار سرکوب وبیرحمی است و توجیه آن مایه ننگ است و نفی وتقبیح آن ضروری است.weiterlesen... ادامه

نوشته امير سپهر

چيـزی بد تر از دوزخ بر سرت خواهد آمد، افسانه خواهی شد !(( ( آلفاويل ) ژان لوک گدار ))


! آری برادر، امام خمينی يک حقيقت هميشه زنده است
آری برادر، حق با تو است. امام خمينی يک حقيفت هميشه زنده است. برادر! دست و زبانت درد نکند برای پنجاه سال روشنگری. آفرين بر تو و قلم پر توانت که سرانجام توفيق يافتی تا هر چه دکتر و مهندس و محقق و نويسنده و روشنفکر و شاعر ناآگاه است را با روشنگری های خودت آگاه سازی. آنان را در سال پنجاه و هفت با خود همراه کرده تا با بيرون کردن شاه خائن از ايران بتوانيد امام را يک حقيقت هميشه زنده سازيد.weiterlesen... ادامه

از:م . ر اد

ايران و جنگ اقتصادی در خاورميانه


با آغاز كنفرانس كشورهای‌ حوزه دريای خزر يكبار ديگر كشورهای ‌ذينفع در منطقه و قدرتهای‌ جهان ديد و بازديدهای‌ فراوانی ‌را در دستور كار خود قرار دادند ساركوزی رئيس جمهور فرانسه ‌شتابان خود را به مسكو رساند تا بهر قيمت روسيه را قانع كند كه منافع روسيه ايجاب ميكند كه تا اين كشور همكاری ‌استراتژيكی ‌خود را با كشورهای آمريكا و اروپا جستجو كند ساركوزی‌ در شرايطی وارد صحنه سياست گذاری ‌كشورهای ‌اروپايی شد كه اروپا طی سالهای اخيراز وزنه مهمی ‌در مناسبات جهانی بر خوردارنيست.weiterlesen... ادامه

از:ناصر زرافشان

عمليات آژاکس بر تاريخ ايران،



دور از ذهن نمي نمايد که بتوان خط ممتدي را از نقطه آغاز عمليات آژاکس(نام رمزي کودتا) تا رژيم سرکوبگر شاه و انقلاب اسلامي و تا گردونه هاي آتشيني که مرکز تجارت جهاني در نيويورک را به کام خود کشيد، ترسيم کرد". آري، عمليات آژاکس بر تاريخ ايران، منطقه و به معنائي بر تاريخ جهان اثر گذاشت. در تاريخ معاصر ما اين رويداد بعد از انقلاب مشروطه بزرگترين نقطه عطف و يکي از اولين حلقه هاي آن زنجيره جهنمي کودتاها و مداخلات تجاوزکارانه امريکا در دوره پس از جنگ است که پس از ايران در بسياري از کشورهاي ديگر آسيا، افريقا و امريکاي لاتين هم تکرار شد. اين کودتا نقطه ورود ايران بعنوان يک کشور نفتي مهم خاورميانه به حوزه نفوذ امريکا و بر هم خوردن موازنه بين منافع بريتانيا و امريکا در ايران و آغاز حرکت کمپرادوريزه کردن نظام اقتصادي و اجتماعي کشور ما بوده است.weiterlesen... ادامه

از :كيانوش سنجري


پیشروی سپاه پاسداران تا عمق 5 کیلومتری کردستان عراق


در حالي كه غلامحسين الهام سخنگوي دولت جمهوري اسلامي امروز انتشار اخبار مربوط به پخش بيانيه هاي سپاه پاسداران در روستاهي مرزي كردستان عراق را تكذيب كرد، عبدالواحد گوانی، فرماندار چومان گفته است كه ”جمهوری اسلامی در مرز حاج عمران اطلاعیه هایي را از طریق کامیونهای باری در این دروازه مرزی منتشر کرده است.” weiterlesen... ادامه

از:زری عرفانی

پاسخ به يک ضرورت تاريخی



امروز 5 سپتامبر2007دو باره خبر اعدام 21 تن ديگر از هموطنان مان را شنيدم 17 تن در خراسان و 4 نفر ديگر در شيراز. تا امروز در سال 2007 شد بيش از 450 اعدامی. اين ها جان های واقعی هستند و نه کاغذی که جنايتکاران آخوندی بر سر دار می کشند. روزی نيست که خبری ناگوار از ميهن در بند چشمان مان را پر آب نکند.weiterlesen... ادامه

نامه سرگشاده به رئیس دانشگاه کلمبیا علی اصغر حاج سید جوادی


آقای رئیس دانشگاه!
نسبت هائی را که شما به محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران و مدعو دانشگاه کلمبیا دادید موجب شگفتی و یا خرسندی خاطر من نشد. زیرا اگر مردم ایران در ابراز عقیده آزاد باشند و نظام حاکم ولایت مطلقه فقیه نظیر هر نظام خودکامه از این آزادی وحشت و هراسی نداشته باشد(که دارد) اکثریت مردم ایران محمود احمدی نژاد را در کنار همه شرکا و همدستان او در این نظام اعم از معممین و مکلا ها مردی حقیر و زورگو و متجاوز و مستبد می دانند. weiterlesen... ادامه

از:حمید حمیدی
"كلام آخر"
در كلام آخر،همه كساني را كه در عرصه تحولات سياسي ايران خود را سهيم مي دانند و در صورت weiterlesen... ادامه

حقوق و مسئولیت شهروندی

"...شما در دنیا ، کدام ملت را می شناسید ،که 1400 سال پیش ، اعراب به وطن اش حمله بکند ، پیر . جوان را از دم تیغ بگذراند ، زنان و دختران ،و حتی پسر بچه های ایرانی را اسیر کرده و به عنوان برده و کنیز ، در بازار های مکه و مدینه برای استفاده های جنسی و کار مفت بفروشند ،متجاوزان به ایران خود را مولا و ایرانی را موالی بنامند ،و این رفتار تحقیر آمیز را مدت 200 سا ل با ایرانیان داشته باشند،..."weiterlesen... ادامه
نامه به رئیس انجمن پژوهشگران ایران

کودتای ننگین بیست وهشت امرداد
پنجاه و پنج سال از فاجعه ننگین کودتای بیست و هشت مرداد می گذرد کودتائی که با طرح و برنامه ریزی دول استعمارگر آن زمان یعنی انگلستان و آمریکا وبا سکوت اتحاد جماهیر شوروی ، توسط مزدوران داخلیشان انجام گرفت . با سقوط دولت ملی دکتر مصدق بزرگمرد تاریخ معاصر ایران زمین ، بیست و پنج سال دیکتاتوری وابسته بر کشورمان حاکم گشت لکه ننگی که هرگز از صفحه های تاریخ کهن ما ایرانیان پاک نخواهد شد.

شارژ دو طرفه ی اعتبار یک تواب
آیا پروژه مشابه نوفل لوشاتو در دست اجراء است؟


سالهاست که جنبش های اجتماعی درحال رشد هستند. و امپریالیستها تلاش می کنند تکخالهای رنگارنگی در ویترین خود ذخیره کنند .از تکخال های ذخیره شده می توان به ابراهیم یزدی، شیرین عبادی، اکبر گنجی ، سازگارا و... که سالهای گذشته مانند عروسکهای خیمه شب بازی به دور دنیا گردانده و به چهره تبدیل کرده سپس در آب نمک خوابانده اند اشاره کرد. فعلا" آخرین قهرمان پروژه نوفل لوشاتوی جدید علیرضا ثقفی خراسانی است.weiterlesen... ادامه

آیا میدانیم به کجا میرویم ؟
" در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی کامل در هرگونه عقیده ای خواهند بود .زنان در جمهوری اسلامی در انتخاب نوع فعالیت وسرنوشت خود وهمچنین پوشش خود آزاد خواهندبود "

رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت میگوید در اعدام ها و شکنجه ها احتیاط کاری افراطی شده است.


رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حجت الاسلام رفسنجانی، میگوید: تبیین حقوق بشر اسلامی دارای ابعاد ظریف و در عین حال ریشه‌ای و مبنائی در جمهوری اسلامی است كه باید به دور ازاحتیاط كاری‌های افراطی به آن پرداخته شود. weiterlesen... ادامه

چرا شفاف سخن نمی گوئید؟
نامه سرگشاده به آقای محمد خاتمی و پیروان ایشان"


در ارتباط با تعیین دهمین رئیس جمهور، فعالیتها وبیان دیدگاهها و حتی اعلام کاندیداتوری برای احراز این پست در ایران و بالطبع آن در خارج از ایران آغاز گردیده است. از جمله افرادی که با بیان دو پیش شرط دراین روند،آغاز به فعالیت نموده است،شما(آقای سید محمد خاتمی) می باشید.weiterlesen...
ادامه

کابوس انقلاب، يا کابوس کودتاي بيست و هشتم مرداد


قدما گفته بودند که نوعي از خواب ديدن‌ها تنها به وضع گذشته و حال مربوط مي‌شد و آينده در آن‌ها نقشي نداشت. اين نوع خواب‌ها به بي‌خوابي مي‌انجاميدند، خواب‌هايي که حالت معيني يا عکس مضمون آن را مستقيماً به نمايش مي‌گذاشتند، چون گرسنگي (ولع) براي چيزي يا سيري (اشباع) از چيزي که در خواب نمايشي گسترده و خيالبافانه مي‌يافت، اين خواب‌ها را کابوس مي‌گفتند.weiterlesen...

تبدیل ایران به ایرانستان در دو گام بیکانکان به اهداف شان در گام اول دست یافته اند گام دوم ، حرکت به سوی فدرالیسم و پاره پاره کردن ایران شاهزاده رضا پهلوی ، اصول مسلم تاریخی قابل مذاکره نیست بیگانگان ، تجزیه ایران را پشت پرده فدرالیسم پنهان کرده اند


از سال 1357که ترازدی غمبار ی بنام انقلاب رخ داد ، بطور مداوم و بی وقفه در نشریات ضد استعمار و سپس حاکمیت ملت و نیز در سخنرانیها و مجالس و محافل گوناگون نوشته و گفته ام که بر اساس دریافت ها و شواهد موجود ، سیاستمداران استعمار جهانی برای میهن ما خواب آشفته ای دیده و بر آن هستند که ایران را در دو مرحله یا دو گام از پای در آورده و به ایرانستان تبدیل نمایند و شوربختانه انجام این استراتژی شوم را به روشنفکران ایرانی سپرده و در آینده نیز خواهند سپرد .weiterlesen... ادامه

از:حسین زربخش

بعد از گرجستان نوبت چه کشوریست ؟


چشم انداز به موضوع
مقاله حاضر کوشش دارد به شرح تشنجات و درگیری های نظامی اخیر میان روسیه و گرجستان که در نهایت منجر به جنگ و اشغال قسمت هایی از خاک گرجستان در اوت 2008، توسط روسیه شد بپردازد. نتایج و تبعات این درگیری نظامی، تاثیرات شگرفی – هر چند غیر نهایی - بر مناسبات سیاسی و اقتصادی، بویژه بر توازن قدرت در میان قدرت های بزرگ جهانی، نظیر ایالات متحده آمریکا، جمهوری فدراتیو روسیه و اتحادیه اروپا و همچنین قدرت های منطقه ای، چون ایران و اسرائیل، بویژه در حوزه انرژی گذاشته است. ریشه های تاریخی این منازعات که قفقاز و گرجستان در مرکز ثقل آن قرار دارد؛ این منطقه را چه در گذشته و چه امروزه به محل تصادم و اصطکاک قدرت های بزرگ تبدیل کرده است، جنگی که اخیراً قفقاز متحمل و جهان نظاره گر آن بوده است، در حقیقت جنگی است که نطفه آغازین آن از دیرباز و از زمان درگیری ها بر سر تسلط بر این چهاراه ارتباطی شرق و غرب ، بسته شده است. جنگی که بدرستی ریشه های تاریخی آن دست یازیدن به منابع و منافع جاده ابریشم باز می گردد. جاده ابریشم که روزگاری به دلیل حجم بسیار بالای تجارتی که به خود اختصاص داده بود.weiterlesen... ادامه

توجه خواندگان گرامی را به این تذکر جلب میکنیم که :
مسئولیت مطالب مندرج در بخش تریبون آزاد به عهده نویسندگان آن است .حزب سوسیال دمکرات ایران فقط پاسخگوی نوشته هائی است که زیر آن امضاء حزب گذاشته شده باشد.
تارنمای حزب سوسیال دمکرات ایران از انعکاس نظر هایی که به فرد یا افرادی توهین شده باشد معذور است

هوشنگ امير احمدي يکي از نابغه هاي قرن بيست و يکم ولايت فقيه است


با درود
البته کمي براي تفريح و طنز متني را برايتان ارسال مي کنم البته اين متن نوشته هادي خرسندي نيست نترسيد نوشته سيد ابراهيم نبوي هم نيست بله نوشته هوشنگ امير احمدي يکي از نابغه هاي قرن بيست و يکم ولايت فقيه است و همچنين طنز نوشته خانم زهره بختيار که ظاهرا ايشان مي خواهند اولين بانوي ايراني طنز پرداز شوند ولي من به او مي گويم اجراي چنين طنزي در آمفي تئاتر ها فقط باعث نثار گوجه فرنگي ها و تخم مرغ هاي گنديده به ايشان ميشود البته ارزش آن را ندارد که در تارنما منتشر شود بيشتر جنبه يک ظنز تلخ باضافه وقاحت و بي شرمي است .
اين متن در نشريه شهروند چاپ کانادا چاپ مي شود

بیشتر بخوانید

اشرف علیخانی ( ستاره ) روشنایی بر قامت بلندای آسمان آزادیخواهی ایران


هرگاه که سر بر بالش می نهم ، یاد سلولهای زندان اوین می افتم و ناخودآگاه لبخند میزنم. لبخند به روی دوستان هم سلولی ام .
ستاره ــ اشرف علیخانی وبلاگ نویسی است که به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت ملی کشور، از طریق شرکت عامدانه در اغتشاشات خیابانی”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق ارتباط با شبکه ماهواره‌ای ضد انقلاب وارسال ایمیل و انتشار مطالب موهن نسبت به نظام اسلامی در فضای مجازی، وبلاگ و تحریک دیگران به شرکت در تجمعات غیر قانونی و اغتشاشات و مقابله با نظام جمهوری اسلامی”، “نگهداری و استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره” به ۳ سال حبس قطعی محکوم و این حکم در اسفند ماه گذشته تایید شده و وی اکنون در زندان اوین محبوس است.

بیشتر بخوانید

آريوبرزن داريوش

-1شورش پانزده خرداد ،آغازی برپايان، برنامه ترقی وتوسعه درايران
- 2 سپاه، چماقدارحکومت اسلامی


به مناسبت يازده ارديبهشت روزتاسيس سپاه پاسداران

سخنی کوتاه،به مناسبت سالگرد شورش پانزده خرداد 1342
من همواره، براساس بررسيهای تاريخ دوران معاصرکشورمان به اين نتيجه ملموس رسيده ام، که دردوران حکومت توسعه گرای پهلوی درايران، برنامه های استراتژيک وزيربنائی سه گانه ای چون، سعی وتلاش برای ايجاد و ساختن يک جامعه عرفی و مدرن ،توسعه وتحکيم پارادايم سکولاريسم ( جدائی مذهب از دولت) درجامعه، و تقويت روح ميهن گرائی متکی برارزشهای والای گذشته تاريخی سرزمينمان برای گسترش روح تجدد طلبی و همبستگی ملی،دردست اجرا بوده تا بدان وسيله و بکمک ملتی وطنپرست، حكومتی متمركز وقوی را تاسيس ،وبه عمر نظام فئودالی وپراز فساد، بازمانده از حکومتگران گذشته پایان داده و نگذارد منابع سرشاركشور بی حساب در اختیار خارجیان و بیگانگان منفعت طلب قرار گیرد.

بیشتر بخوانید

خروج «پناهجویان» از کمپ اشرف کلید خورد

بی بی سی

اتحادیه اروپا خواستار پذیرش ساکنان اردوگاه اشرف در کشورهای عضو است
اتحادیه اروپا خواستار پذیرش ساکنان اردوگاه اشرف در کشورهای عضو اتحادیه است.
کاترین اشتون، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی و سیاست امنیتی، در اجلاس وزیران خارجه کشورهای عضو که هفته آینده برگزار...

بیشتر بخوانید

با این محتوا به آن گذشته نکاه نکنیم!

رضا چرندابی


یکی دو روز دیگر تعدادی از فعالین سابق کنفدراسیون که الان احتمالا میانگین سنی‌شان بالای هفتاد است، ۵۰ سالگی تولد کنفدراسیون دانشجویان ایرانی را جشن خواهند گرفت. کنفدراسیون و مبارزات این سازمان در حقیقت خاطره دوران جوانی آنان است. در اصل می‌توان گفت که همه جوانی آنان است. بسیاری را که من می‌شناسم از پس نوجوانی‌شان همراه این سازمان بالیدند، جوانی سپری کردند و در همین سازمان پیر شدند.

بیشتر بخوانید


letzte Änderungen: 23.6.2017 10:02