Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم .فساد حکومتی     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ/آثار باستانی     تریبون آزاد/ رویداد news    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   
دختران پنجساله به مردان عربستان فروخته میشوند !

دختران پنجساله به مردان عربستان فروخته میشوند !


بر اساس اطلاعاتی از یک دیپلمات آمریکایی که در ویکی لیکس افشا گردیده است، دختران جوان، "گاهی پنج ساله" به مردان عربستان سعودی فروخته میشوند.
این دختران جوان، که بردگان جنسی نامیده میشوند، مورد سوء استفاده مردان عرب در عربستان قرار میگیرند.
این سند به گفتار "آمینتو مینت ال مختار" ، که سالهاست با قاچاق و سواستفاده جنسی دختران مبارزه میکند و یک دیپلمات آمریکایی استناد میکند.
آمینیتو در این گفتار مطرح میکند که شکارچیان دختران برای یافتن قربانیان خود مرتبا به موریتانی سفر کرده و قربانیان خود را در بین خانواده های فقیر جستجو میکنند.
آنها بعد از یافتن قربانان، خانواده ها را تطمیع و متقاعد میکنند تا دختران خود را به مردان عربستان بفروشند.
بهای این قربانیان متفاوت بوده و هر چه کودک کم سن و سالتر باشد، خانواده او مبلغ بیشتری دریافت میکند.
این بها بطور متوسط نزدیک به بیست هزار دلار است.
سن قربانیان بین پنج تا دوازده سال است.
این کودکان به محض ورود به عربستان مجبور به ” ازدواج” با مردان ثروتمند عرب میشوند.
معمولا وقتی این کودکان به سن بلوغ میرسند دیگر مورد توجه این مردان شهوتران نبوده و بیرون انداخته میشوند.
تقریبا اکثر قریب به اتفاق آنان برای گذران معاش مجبور به خودفروشی میگردنند.
همچنان که دور از انتظار نیست ، دولتمردان موریتانی و عربستان این مطلب را انکار میکنند


jalebnews.tk : بایگانی

وزیرقاچاقچی، معلم بی سرپناه، مدرسه بدون نیمکت
و مضحکه انتخابات!



شمس الدین امانتی

به«یمن»جنجال مضحکه انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، رقابت میان جناحهای حکومتی، سردرگمی ناشی از بُن بست این نمایش انتخاباتی و افشای پرونده فساد باند های مافیایی وابسته به رژیم اسلامی حاکم بر ایران توسط نامزد های پُست ریاست جمهوری هر روز ابعاد تازه تری بخود میگیرد.
اخیرا«محسنی اژه‌ای» دررابطه با واردات پوشاک به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان بوسیله دختر وزیر آموزش و پرورش،گفت «شرکت"آمیتیس طراوت کودک"، متعلق به «احمد آشتیانی» وزیر آموزش و پرورش رژیم اسلامی است که گزارشی از طریق نیروی انتظامی به حوزه قضایی لواسان رسیده بود مبنی بر اینکه در ویلایی در لواسان متعلق به وزیر آموزش و پرورش، کالای قاچاق تخلیه و از آنجا منتقل شده.» که ناچارا امروز(سه شنبه ، ١٩ اردیبهشت) علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران «پرونده عضویت وزیر آموزش و پرورش این کشور در هیات مدیره یک شرکت خصوصی را به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس فرستاده و خواهان پیگیری فوری آن شده است.»
افشای این داد و ستد یا به عبارتی دیگر، افشای لغو قواعد توافق شده قبلی نمایش انتخابات در میان جناح های وابسته به رژیم اسلامی، توسط رسانه های عمومی در مناظره روز جمعه ۱۵ اردیبهشت ماه به منظور فریب افکار عمومی توسط«قالیباف»این فرمانده سابق نیروی انتظامی رژیم و مسئول مستقیم فروپاشی"پلاسکو"کە به مرگ دەها تن منجر گردید از ظرفیت بالائی از فساد و حقه بازی برخوردار است، خود او نیز در شهریور ۱۳۹۵، در پی افشای گزارش سازمان بازرسی رژیم اسلامی، پیرامون واگذاری بخش چشمگیری از املاک شهرداری تهران با تخفیف گسترده به افراد خودی و تعاونی‌های مختلف در رسانه‌ها به فساد متهم شده بود، گفت «وضعیت نامناسب معیشتی معلمان و همچنین فساد بزرگی که در دولت«روحانی»نسبت به صندوق ذخیره فرهنگیان به وجود آمده، وقتی وزیر آموزش و پرورش دولت دست به چنین کارهایی می‌زند و دغدغه او اینچنین اقداماتی است، چگونه می‌توان نسبت به بهبود وضعیت معلمان امیدوار بود؟».
طرح این اختلافات و افشای باند قاچاق کالای لباس کودکان تحت مدیریت و نظارت وزیر آموزش و پرورش رژیم اسلامی و دختر وی، اگرچه بیان واقعیت جنگ جناحهای حکومتی است، اما این بده بستان هیچ ربطی به منافع معلمان آگاه و زحمتکش در ایران زیر سلطه رژیم اسلامی ندارد.
معلمان آزادیخواه و سکولار یقیناً پای صندوقهای انتخابات نمایشی رژیم اسلامی نخواهند رفت و این مضحکه انتخابات را تحریم خواهند کرد.
در همین رابطه به مواردی از گزارش اخیر خبرگزاری مهر، که ارتباط مستقیمی با ارگان های تحت مسئولیت احمد آشتیانی از برادران قاچاقچی سابق احمدی نژاد در رابطه با وضعیت مشقت بار معلمی بنام «احمد» و وضعیت غیر قابل تحمل مدرسه ای که او در آن تدریس میکند و در بخش دشتیاری از بخش چابهار در سیستان و بلوچستان قرار دارد را از زبان خود او بشنویم «شاید باورتان نشود گاهی پول بنزین موتور را هم ندارم به مدرسه بروم. وزارت آموزش وپرورش چند ماه پیش اعلام کرد تمام حقوق‌های گذشته را پرداخت کرده است، اما ۸ ماه است که حقوق دریافت نکردم.»
«اینجا هوا خیلی گرم است، در حال حاضر ۴۸ درجه است، به خدا، اصلاً نمی‌توانیم به سر کلاس درس برویم، خیلی از مدارس این منطقه حتی پنکه هم ندارند، به دلیل فقر و نداری، دانش آموزان مجبورند با لباس‌های مندرس و پاره به مدرسه بیایند. مدرسه نیمکت ندارد، دانش آموزان در مدرسه بر روی زمین می‌نشینند، سقف مدرسه چوبی است.»

در ادامه این گزارش آمده است «احمد از این منطقه است. منطقه‌ای که اگر همانند احمدها نباشند این دانش آموزان از علم آموزی که حق طبیعی آنان است نیز محروم می‌شوند. او جزوء نیروهای رسمی وزارت آموزش و پرورش نیست و از نگاه مسئولان وزارت آموزش و پرورش رژیم اسلامی او معلم نیست. اما از نگاه دانش آموزان او «آقای معلم» است.»
«احمد» با انتقاد از وضعیت نیروهای خرید خدمات آموزشی به خبرنگار مهر می‌گوید «تنها پیش از آغاز سال تحصیلی ۹۶، مبلغ ۴۰۰ هزار تومان آن هم به صورت غیر ثابت برایمان واریز شد. معلوم نشد، حقوق است یا عیدی سر هر ماه در انتظار واریز حقوق هستیم اما خبری نمی‌شود. مسئولین به ما می‌گویند «اجباری برای تدریس شما وجود ندارد. شاید باورتان نشود گاهی پول بنزین موتور را هم نداریم که به مدرسه برویم مسافتی که تا مدرسه باید طی شود۵۰ تا ۱۰۰کیلومتر است اکثر مدارس این منطقه از امکانات آموزشی و جاده‌ای محروم هستند.»
شرح حال دردناک«احمد»این معلم شریف و زحمتکش بخشی از واقعیتی است که گریبانگیر اغلب مدارس، معلمان و دانش آموزان شهرها و روستا های وسیعی از مناطق مرزی و فقیر نشین است که تأثیرات منفی بر آموزش در این نوع از مدارس و مراکز آموزشی داشتە و دارد.
اما در رابطه با«فخرالدین دانش آشتیانی» که با توجه به موقعیتش در گذشته در تحریف حقایق مهارت دارد ازسال ۱۳۵۹تا ۱۳۶۴هم با سپاه پاسداران و هم با آموزش و پرورش رژیم اسلامی کار می‌کرد اکنون در سمت قاچاقچی لباس کودکان در دولت روحانی وزیر آموزش و پرورش است. وی ساکن ویلایی مدرن با تیمی از محافظین مفتخور در منطقه اعیان نشین لواسان در شهرستان شمیرانات است. در رابطه با پرداخت مطالبات فرهنگیان درپاسخ به خبرنگار مهر، می‌گوید «شما خبرنگاران فقط راجع به پول سؤال می‌پرسید. فرهنگیان گفته‌اند به رسانه‌ها دربارهٔ پرداختی‌ها نگوییم، هر وقت پرداختی داشته باشیم خود آنان متوجه می‌شوند.»؟!
این متد از نقل قول و این نوع از استدلال و وارونه جلوه دادن حقایق بخشی از متدولوژی این وزیر قاچاقچی است که گویا «فرهنگیان گفته‌اند به رسانه‌ها دربارهٔ پرداختی‌ها نگوییم»، این دروغ محض است، طی سال تحصیلی جاری نه اینکه معلمان شاغل بلکه بازنشستگان و کارمندان آموزش و پرورش به وضعیت اسفبار معیشتی و عدم پرداخت به موقع حقوق و مزایای خود در جلو مجلس رژیم اسلامی و ادارات آموزش و پرورش استانها تجمع اعتراضی برگزار کردند و یقینا ابایی از افشای عدم پرداختی ها ی نا چیز خود نداشته و ندارند. معلمان و مزدبگیران جامعە حقوق ماهانەاشان علنی و هر سال در ابتدای سال جدید توسط شورای کار و نهادهای ضد کارگری رژیم اعلام می شود.
دستمزد سالانه معلمان نیز بعنوان بخشی از طبقە کارگر به همین شکل علنی و رسانه ای می شود. آنچه از اذهان جامعە پنهان است حقوق دەهها و صدها میلیون تومانی رۆسا، وزرا، فرماندهان ارتش و سپاه و آخوندهای مفتخور در ایران است. کارگران و معلمان با دستمزدهای اعلام شدە کە کفاف زندگی بخورنمیرخود و خانوادەهایشان را نمی کند، به دلیل فقر شدید و پایین بودن دستمزدهای ٤برابر زیر خط فقر، دچار کارتن خوابی، خیابان گردی، گدایی و به همت دولت"تدبیر و امید"مجبور به گورخوابی و دەها معضل اجتماعی دیگری می شوند.
اما رۆسا، وزرا، سران نیروهای نظامی ، انتظامی، امنیتی و آخوندهای جاعل، میزان حقوق ماهانه، به اضافە دزدیهای کلان، رشوەهای بزرگ و اختلاس هایی کە رکورد جهانی شکستەاند با دستبرد و حیف و میل"بیت المال مستضعفین"به خارج کشور می گریزند و با میلیونها دلار در بهترین کشورهای جهان و با بالاترین امکانات زیستی و تفریحی به زندگی انگل وار خود ادامه می دهند. اینها اقلیت ناچیز ی هستند کە از آشکار شدن حقوق ماهانه و دزدیهای روزانه ابا داشتە و با زبان وزیرحقەباز و دزد آموزش و پرورش با روزنامەنگارن صحبت می کنند.
ابعاد این حقه بازی تحت عنوان نمایش انتخابات ریاست جمهوری در وزارتخانه حساسی که این کهنه پاسدار و قاچاقچی لباس در رأس آن قرار گرفته و بعد از ۳۸ سال حاکمیت ترور و خفقان، نیمکت برای نشستن دانش آموزان در مدارسش موجود نیست و معلمان این مدارس ۸ ماه است حقوق دریافت نکردند، کافی است کە معلمان و والدین دانش آموزان و تمام کارگران آگاه و مردم ستمدیدە ایران پای چنین نمایشی نروند و آنرا برای سران رژیم و مزدوران آنان خالی بگذارند.
ادامه این نوع از تبلیغ جهت شرکت در مضحکه انتخابات و بازار گرمی جناح اصلاح طلب و روحانی، کاندید مورد نظر آنان در دیداری متشنج با کارگران خشمگین معدن ذغال سنگ"زمستان یورت"در روز شنبه ۱۷ اردیبهشت توسط کارگران مبارز و معترض به تمامیت رژیم اسلامی با سنگباران نامبرده و همراهانش همراە شد این اقدام انقلابی کارگران ناراضی، هیچگونه تردیدی در رابطه با عدم صلاحیت این دارو دسته مافیایی از جناح های گوناگون رژیم اسلامی و شرکت نکردن در مضحکه انتخاباتی که هیچگونه ربطی به حقوق پایمال شده مردم مبارز و آزادیخواه نخواهد داشت، باقی نگذاشت.
لازم است مردم ایران به جای شرکت در نمایش انتخابات رژیم اسلامی از کارگران معترض"زمستان یورت"بیاموزند.
انتظار می رود و بسیار طبیعی است کە معلمان مبارز، سکولار و آزادیخواه، همراه با والدین دانش آموزان، کارگران آگاه، اقشار تهی دست و زحمتکش جامعە در این مضحکه تحت لوای انتخابات شرکت نکنند.
این کارزار مبتذل، مبارک گردانندگان آن باد.


٩ / ٥ / ٢٠١٧

یورش وحشیانه بسیج و اطلاعات به یک گی پارتی در اصفهان


پنجشنبه ی گذشته روز ۲۴فروردین ۹۶ حدود ۳۰ نفر از دگرباشان در یک میهمانی و دورهمی دوستانه در باغ بهادران واقع در اطراف اصفهان حضور داشتند.
ناگهان حدود ۸و نیم شب نیروهای بسیج و اطلاعات به باغ یورش می آوردند و به طرز وحشتناکی این افراد را به پایگاه بسیج باغ بهادران اصفهان منتقل میکنند (تنها تعداد خیلی کمی موفق به فرار میشن که به گفته ی آن ها موقع ورود این نیروها با باتوم به افراد حاضر حمله ور شدند و صدای تیر هوایی نیز شنیده شده) یک شب بدون هیچاطلاعی افراد را در آن پایگاه نگه داشتند .فردای آن روز یعنی روز جمعه برابر ۲۵ فروردین ۹۶ به خانواده ها اطلاع داده شده و خانواده ها برای دیدار فرزندانشان به محل مراجعه میکنند اما ماموران اجازه دیدار نمیدهند و خانواده ها را به روز شنبه ارجاع میدهند و به تعدادی از اون ها گفته شده است که بچه هایشان به جرم همجنس بازی تا ۳ روز بازداشت میمانند.
روز شنبه برابر ۲۶فروردین ۹۶۶ قاضی کشیک به محل اعزام شده و افراد را به زندان دستگرد اصفهان منتقل میکنند و برای تعدادی قرار وثیقه های سنگین صادر کرده و هم اکنون خانواده های تعدادی در پی فراهم کردن وثیقه هستند.همچنین این افراد با اطلاع پیدا کردن خانواده آنها از موضوع دگرباش بودن این افراد حال با خطری بسیار جدی از سمت خانواده ها هم روبه رو هستن.این یک هشدار و زنگ خطر جدی برای دگرباشان ایران است.به علت حفظ حریم خصوصی افراد و نگرشهای منفی اطرافیان نسبت به موضوع همجنسگرایی ابتدا این موضوع با عنوان پارتی در سایتها منتشر شده است ولی با توجه به اینکه توسط پلیس به خانواده ها گرایش جنسی دستگیرشدگان اطلاع داده است و از لحاظ امنیتی صرف پوشش خبری دلیل اثبات اتهام و جرم نیست خبر بدینگونه تکمیل میشود .
گزارش از : اسماعیل فتاحی


25/10/2016
چهارم آبانماه 5139
نگارش: آلفرد آبرامیان

کسانی که جهان را تکان داده اند، آدمهای فوقالعادهای نبودهاند. آنها کمی جرات داشتهاند و
چیزی را که درک کرده و به راستی و درست ی آن باور داشتهاند اعلام نمودهاند.
بنام ایران


سخنی با روشن اندیشان و فرزانگان و مبارزا ن میهن پرس ت ایرانی.
گمان می کنم این نوشته، ارز ش خواندن و دوراندیشی فرهیحتگ ان را داشته باشد.
پیشگفتار
83 سال از خودکشی دسته جمع ی ما ایرانیان می گذرد و ما هرساله، در سالروز بخت ک حکومت اسلامی، و در غ م
بخت سیاهی که خود تماشاگر آن بودهایم، و در عزای آن "مرغ تخم طلا... که در خانه داشتیم و خود کشتی م " چه آه
ونالههای دادخواهانهای که سر نداده، و چه لعنت و نفرینهایی که به آخوندها و پدیدآورندگا ن آن خلالوش دینی نکرده
دزدا ن و نمی کنیم. انگار ما مردمانی بی خبر از همه چیز، و بی خبر از رادیو بی بی سی! ناگهان فهمیدیم که
سابقه دار! شبیخون زده و یکشبه مال و ناموس و شرف و حیثیت ما ایرانیان را به یغما برده اند، در حالیکه ما در
خواب شیرینی فرو رفته بودیم...
البته بیک معنا واقعیت هم همین بود.
بلی، در آن خمارکده! که ایرانش می نامیم، حتی یکتن هم بیدار نبود تا ناقوس بیدارباش را به سدا درآورد، که چه
وقت خواب است؟؟ بیدار شوید که ابلیس با نعرههای گوشخرا ش الله و اکبر ش، سر از ژرفای جهنم برآورده تا همه
چیز را بآتش کشد... اما دریغ و درد که ما مردم، خیلی دیر بیدار می شویم، و تا چشم از خواب گران باز می کنیم،
دزدان و تجاوزگرا ن همیشه بیدار! کار ما را ساختهاند.
مردود ی همهی دست- بیدار ی ما نیز، در اغلب زمینهها نشانگر نمرات تجدیدی؛ و بهر روی، کارنامهی دوران
اندرکارا ن مبارزات سیاس ی است. ااگرچه بس بسیارانی بوده و هستند که فریادهای برخاسته از مهر میهن را بگوش
ایرانیان و جهانیان رسانیده اند، ولی اگر با خود روراست باشیم؛ باید اذعان کنیم که آنهمه داد و فریادها، بیشتر شبیه
هذیان، و زمزمه های پراکنده، و بی خاصیت، و گام در راه بی فرجام نهادن بوده اند.
بی گمان بیشتری ن آنها گفته میشود که از آغاز حکومت اسلامی تا کنون، نزدیک به شش میلیون مسلمان ایرانی، که
رای دهندگان به حکومت الله بوده اند، کم کم پاشنه را کشیده و راهی دیار کفر شدند در حالیکه به مکه خیلی نزدیک
این مهاجر ت بزرگ و تاریخی راهم، گریز از دیکتاتوری حکومت اسلامی و پناه بردن به تر بودند! جالب اینکه علت
کشورهای موسوم به شیطانهای بزرگ اعلام کرده اند، و گویا چنین فرهنگ پر افتخاری برخاسته از " گفتار و
نه از فرهنگ تقیه در اسلام عزیز. و پندار نی ک ما ایرانیان است" کردار
البته تا اینجای کار ایراد چندانی ندارد؛ اما پرسشی بمیان می آید که نیاز به پاسخی منطقی و شجاعانه دارد.
پرسش اینست:
ما گریختهگان آزادیخواه! وقتی پای مبارکمان به کشورهای آزاد رسید، چرا و چه شد که بزرگترین سرمایهی ملی خود
را که ضامن بقای حیثیت و آبرو، و تداوم پیشرف ت ایران و ایرانی بود یکسره بفراموشی سپردیم؟؟
در تاریخ ملت ایران، آنهم پس از پشت سرنهادن 1400 سال سرنوشتی خونبار و حقارتبار، براستی کدامین سرمایهی
ملی، که در بر گیرندهی ارز ش والای اجتماعی و معنوی و سیاسی و تاریخی بوده و هست را، می توان نام برد که با
قانون اساسی مشروطه برابری کند؟؟ چرا روشنفکران ما کمتر تلاشی در پاسداری و پافشاری برای اعادهی
این مهم ترین سرمایه مل ی غصب شده را نکردند؟؟ آیا اینهمه تلاشهای 37 سالهای که میهنپرستا ن بس یار
ارجمن د ما را مشغول کرده است؛ توانسته است جامعهی نگونبخت ایران را چند گامی بسوی رهایی از چنگال
خشمآوران جهادگر، پیش برده باشد ؟؟
آیا نمی توان گفت که در این 37 سال گذشته، اغل ب فعالیتهای انفرادی روشنگران، در براب ر یکپارچگ ی
آخوندهای تحمیق گر، رنگ باخته و اثر چندانی نداشتهاند؟؟ اگر آنروزها که پای حکومت اسلامی تا این حد
استوار نشده بود، و اگر روشنفکران و آگاهان سیاسی و میهنپرستا ن ما هم دچار آنهمه سرگیجههای سیاسی نبودند؛
امروزه ایران هم دچار اینهمه بدهنجاریها و خسارات جبران ناپذیری نمی بود. بدیهی ست که با چنین سردرگمیهای
ادامه دار، چه انتظاری میبایست از این اکثریت خاموش و ناآگاه و خرافاتی و بیمار داشت؟
چنین شد که بخش بزرگی از ایرانیان چه در داخل چه در خارج، درخواب مرگ فرو رفتند و دست اندرکاران سیاسی
هم برای رفع بیکاری بجان یکدیگر افتادند. در نتیجه ملایان هم روز بروز زورمندتر و خشنتر گشته و البته مقبول تر
نزد کشورهای سودجوی غرب.
اکنون شاید بتوان به پرسشهای بالا، پاسخی هرچند گستاخانه تر داد.
در میان ما مردم ایران، از برخی باصطلاح روشنفکرا ن بدکردار ش گرفته تا تاریک اندیشان بدسرشت، در سازماندهی
و طراحی و اتحاد برای ایجاد مخرب ترین، و آتش افروز ترین جنبش های ایرانسوز، دست مغول وترک و تاتار و
تازیا ن خونخوار را از پشت بستهاند. با نگاهی به گذشتهها، تا همین روزگار شرم آور، بجز خیانت به کشور و به
مل ت خود، و بجز خدمت به دشمنان وغارتگران بیگانه، و بجز تحقیر و اتهام زدن به همدیگر، کدام افتخا ر بلندآوازهای
را ثبت تاریخ کرده ایم؟ هرگاه افرادی فاضل و فداکار هم خدماتی در پیشبرد رفاه و آرامش، و گامی در بالا بردن
سطح دانش و تمدن مردم برداشتند، و برای ترقی کشورشان چیزهایی را کاشتند و پرورش دادند، بی درنگ همان
جماع ت ناسپاس و حسود و بی معرفت و دشمن یار، با بیرحم ی تمام، همه را درو کرده و به آتش کشیدند.
جالب است که ما ایرانیان تا دویست سال پیش، هرگز نامی از کوروش و داریوش را نشنیده بودیم، ولی بمجرد اینکه
کاوشگران غربی، این پادشاهان دادگستر و فرهنگسا ز ایرانی را بما شناساندند، ناگهان ما ام ت سینه چا ک امامان،
ساله داریم !! 2500 ضمن ادامهی سینه زنی هایمان! باورکردیم که ما ایرانیان تمدنی
کسی از خود نمی پرسد که، اگر ما ایرانیان تمدنی 2500 ساله داشته باشیم؛ پس این 1400 سال بی تمدنی اسلام ی
در کجای تاریخ تمدن ما ایرانیان جای گرفته است ؟؟ و این چگونه تمدنیست که برای حفظ بیضهی اسلام هرساله
برای آقای امام حسین، در گودال های گل فرو میرویم و یا با قمه، کلۀ بی مغز خود را می شکافیم ؟؟
آیا بهتر نیست که گفته شود: ما ایرانیان 2500 ولی اکنون بیش از هزار سال است » ! تمدنی داشته ایم « سال پیش
که یکی از بی تمدن ترین و بدنام ترین مردم جهان شده ایم؟؟ همین چند روز پیش عدهای از زنان و دختران بی غرور
و خردباختهی ایرانی به قمه زنی پرداختند... و ما با نیشخند، از کنار این ننگ فرهنگی گذشتیم و می گذریم .
با وجود این کم نبودند مبارزانی که هریک باندازه ی توا ن خویش در بسیاری از زمینه های مربوط به بحرانهای پایان
ناپذیر ایران، و با انگیزهی آگاهتر کردن مردم، در ) تنهایی ( اقدام به نوشتن و سخن راندن و روشنگریهای مفیدی
پرداختند که بی تردید این گروه از زنان و مردا ن میهن دوست، شایسته ی احترام و ستایش هستند. ولی اینرا نیز می
دانیم که در این زمینه ها نیز سخت در حال باختن بوده وهستیم، زیرا آخوندها هم با هجومی سد در سد اسلامی؛ برای
نابود کرد ن بقایای فرهنگ و تاریخ و هویت و هست و نیست ایرانیان، بیکار نبوده و نیستند.
با بیان این پیشگفتار، که شاید تلنگری بود بر برخی از تلخیها و نارساییهای مبارزات فرهنگی و سیاس ی در 37
سا ل گذشته، اکنون با اشاره به یکی دو مورد، کوشش خواهم کرد انگیرهی دیرپای خود را از نوشتن این جستار نشان
داده و سپس به طرح پیشنهاد و درخواست خود از همهی فرزانگان و آزادگا ن گرانمایهی میهنم بپردازم.
نزدیک به 10 سال پیش، با یکی از ایرانیارانی که در آن زمان و بتازگی از راه رادیوها و تلویزیونها و آشنایی با
نویسندگان و روشنفکران ایران ی خارج از کشور، نامی و محبوبیتی یافته بود، پیشنهادی را با دلایل بسیاری با ایشان
مطرح کردم که شوربختانه با استدلالی پر صلابت از سوی ایشان، مردود شناخته شد و ره بجایی نبرد.
جا دارد که پیش از مطرح کرد ن دوبارهی آن، دانسته شود که آن پیشنهاد چه بود و چه هست و چرا آنروز مردود
شناخته شد و چرا امروز مصمم تر از پیش، قابل مطرح کردن می دانم.
آنچه ده سال پیش با آن ایرانیار مطرح شد از این قرار بود:
حال که بخش بزرگی از ایرانیان روشن اندیش و مبارز و میهن پرست، شما را به نیکی شناختهاند و بگفته خودتان «
روابط بسیار گرم و دوستانه ای هم با آنان دارید، من پیشنهاد می کنم با تک تک این یارا ن روشنفکر گفتگو کنید تا
هریک از آنان، ضمن ادامهی فعالیت خویش، تشکیلاتی را هم بوجود آورند که رسما و عملا گویای ) اتحادی بین
» . روشنفکران ایرانی در خارج از کشور ( باشد
اما شوربختانه آنروز در برابر آنهمه دلایل و اصارهای من تنها یک پاسخی جانانه را شنیدم که بسیار شنیدنی، و شاید
هم بگونهای آموزنده نیز تلقی شود. پاسخ چنین بود:
آلفرد، تو فرهنگ ایرانیان را نمی شناسی!؟ آیا تو می دانی چرا فوتبالیست های ما در مسابقات جهانی هرگز «
پیروز نشده و نخواهند شد؟؟ علتش اینست که هر یک از بازیکنان می خواهد خودش توپ را وارد دروازه کند و
قهرمان شناخته شود. بی تردید روشنفکران ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند . از اینرو، طرح و پیشنهاد تو
» نیز رویای شیرینی بیش نیست و بهتر است که فراموشش کنی
دو سه سالی پس از آن رویای شیری ن ! آرام آرام با یک حقیق ت تلخی روبرو، و متوجه شدم که یک بازیگر عرصهی
توپ همه ی بازیکنا ن عرصههای فرهنگی! به جرگهی روشنفکران پیوسته و با سرعت شگفت انگیزی می خواهد
سیاست و فرهنگ و تاریخ و علوم زمینی و آسمانی را از پایشان درآورده و یک تنه همهی دروازهها را فتح کند...!
پیشتر اشاره کردم که من هنوز براین باورم که می توان کاری بسیار ارزشمند و کارسازی انجام پذیرد که سابقهی
چندانی ندارد. کاری برخلاف تاریک اندیشان دیروز، که توانستند از سپیدی دوران پادشاهان پهلوی، نقبی بسوی
سیاهی و تباهی دوران کنونی بزنند. اما روشن اندیشا ن امروز ، با دانش و تجربیات فراوانی که اندوخته اند، براحتی
و بدون هزینه، می توانند از این سیاهیها نقبی بسوی نور زده و پرچمداران اتحاد میلیونها ایرانی در داخل و
خارج کشور، و ناجیان ملت، و سرزمین غصب شدهی ایران باشند.
بباور من، از آغاز تمدن بشری تا امروز، همواره مسئولیت اصلی هدایت جوامع پیشرفته و متمد ن جهان، بعهده
خردمندان و روشنفکران و فرزانگان و دبیرا ن دلسوز و انسانگرایا ن کشورها بوده است، نه الزاما دولتمردان و یا
حاکمان و سیاستمداران و زورآوران بدسرشت. آزادی همهی ملل اروپا از ستم های بیرحمانهی کشیشا ن مسیحی،
مدیو ن روشنفکرا ن انگشت شماری بود که با خردمندی توانستند مردمان را جذب افکار خود کرده و کار کشیشان را
بسازند و مردم خود را از ننگ حاکمی ت ملایان مسیحی رهائی بخشند.
از همین روست که من با آرما ن نجات مردم ایران از چنگال هیولای حاکم، دست بداما ن فرهیختگا ن
آزادهای شدهام تا با اعلان همبستگی بین خود، در مسی ر رهنمودهای لازم به ملت ایران، بتوانند
شالودهی والاترین و با نفوذ ترین و نیروبخش ترین پایگاه و تکیه گا ه جوانان ایران را اعتبار
بخشند.
بدیهیست که سخن من از اتحاد روشنفکران ایران هرگز بدان معنا نیست که در فردای آن روز، رژیم ملایان سرنگون
خواهد شد! ولی دستکم بازتا ب گستردهی چنین اتحادی، می تواند مانند پیوستن جویبارها، به رودخانههای
خروشانی از ملت بزرگ ایران تبدیل شود. آنگاه، آغاز زندگی شایستهای برای ملت ایران خواهد بود.
آنگاه، این هیولای دین و جای پایش )ملایان(، به ژرفای زمین فرو خواهند رفت و بی تردید، آنهمه باورهای ضد
ایرانی و هستی سو ز مردم، از اینهمه آلودگیهای 1400 ساله برای همیشه از زندگ ی ایرانیان پاک خواهند شد.
پیش از پایان دادن به این جستار، لازم میدانم بیک پرسش احتمالی، پاسخی کوتاه داده شود.
چرا اتحاد و یکدلی در میان روشنفکران؟؟
اولا باید دانست که منظور من از "روشنفکر" کیست، و اتحاد آنان برای چیست.
تا آنجا که من میدانم، فرنا م در میان ما ایرانیان بیش از هر زمان دیگری در آغا ز انقلاب مشروطه و » روشنفکر «
سپس در انقلاب اسلامی بر سر زبانها افتاد. اما با دو اختلاف فاحش در اندیشه و کردار آنان. روشنفکران
نسبتا کم سوا د دوران مشروطه، همگی تلاشی سخت کردند تا چهرهی زش ت حاکمی ت آنروزگار را به زیبایی دوران پس
از آن دگرگون سازند و نسبتا پیروز هم شدند. ولی روشنفکران بسیار با سواد سال 57 ) لیبرال ها - حقوقدانان
دانشگاهیان - نویسندگان - روزنامهنگاران - شاعران - مارکسیستهای اسلامی و غیر اسلامی - تودهای های
میهنفروش و آخوندهای با عمامه و بی عمامه ( جملگی و با شوق زدگی های جنون آمیز! آغازگرا ن جها د
مقدسی! بودند که همهی دستاوردها و کوششهای پنجاه سالهی اخی ر ملت ایران را در آت ش تاریک اندیشیها و
خیانتهای خود نابود کردند، که جملگی ننگشان باد.
از نگاه من، گرچه ممکن است خام تلقی شود، روشنفکر کسی است که هیچ وابستگی به دین و آیین و حزب و جبهه
و سازمان سیاسی نداشته باشد بجز بیدار نگاهداشت ن مردم و پاسداری از فرهنگ و تمدن ایرانی. بی پرده تر بگویم،
اگر جز این باشد، نمی توان او را روشنفکر و آزاداندیش و آزاده نامید. شاید نمونهای در تکمیل این سخن بجا باشد
که، اگر افرادی خود را، روشنفکر و سیاستباز؛ و جانبدا ر جبههای و حزبی سیاسی می دانند و هنوز هم پس از گذشت
هفتاد سال بجای هر کوشش رهایی بخش، خاکست ر قبر مصدق را هم برس ر خود می پاشند! بباور من نه تنها روشنفکر
نیستند بلکه مردم فریبان و تاریک اندیشانی هستند، از تخمهی همان پیامبران دروغین و ویرانگرا ن انقلاب سال 57 .
هم میهن ارجمند، آنچه را که خواندید، تنها چکیدهای بود از یک آرمان بزرگ و با سدها دلایل و استدلاهای دیگری
که نمی توان در این جستار کوتاه بمیان آورد. اما از دوستان و خردمندا ن نامداری که سالهاست دورادور همدیگر را
می شناسیم این انتظار و امید را دارم که تا جاییکه امکان داشته باشد نظر و دلایل خود را، در رد، و یا موافقت آنچه
را که مطرح شد ابراز نمایند تا شاید موافق ت شما ایرانیاران دانشمند، زمینهی اتحاد بزرگ ملی را فراهم سازد. من نیز
این آمادگی را دارم تا با هر یک از فرزانگا ن گرامی، گفتگوی تکی و یا جمعی را داشته باشم تا نکات نگفتهی خود را
مشروحا بیان کرده و از شنیدن نقطه نظرات شما ایرانیارا ن فرهیخته نیز بیشتر بیاموزم.
با آرمان پیروزی ملت ایران:
آلفرد آبرامیان


alfred@abramian.com
www.sarve-azade.com

حکام صادره علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد را
محکوم می کنیم !!!





صدور چنین احکامی ( 22 سال برای جعفر و شاپور) در مقطع تاریخی کنونی که ضرورت ایجاد انواع تشکل و سوق دادن انها به سمت سراسری شدن برای عبور از بن بست موجود در روند مبارزه طبقاتی ، اجتماعی و انقلابی پیام روشنی از جانب جمهوری اسلامی سرمایه داری و کارفرمایان ایران به طبقه کارگر است که هر روزه با دهها اعتصاب و اعتراض جنگندگی و تلاش و سازش ناپذیری خود را نشان می دهد .
رفقا :
کارگران ، معلمان ، دانشجویان ، زنان و جوانان، این بخشی از نبرد طبقاتی است ، به روشنی ببینید، کارفرمایان چگونه توسط نماینده خود، یعنی جمهوری اسلامی به طبقه کارگر ،چنگ و دندان نشان می دهند. تنها جواب در خور به این پیام حرکت در جهت وحدت و تشکیلات است.
ما از تمامی فعالین کارگری ، فعالین صنفی معلمان ، از کارگران ، معلمان و دانشجویان و زنان و جوانان آزادیخواه می خواهیم، از هر طریق ممکن و البته هر چه متحد تر به تمامی دادگاه ها ی تشکیل شده علیه کارگران و معلمان و دیگر فعالین اعتراض کنند.
صدور 11 سال زندان برای هر کدام از فعالین کارگری، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در شرایط کنونی سه موضوع مهمی را به فعالین و کارگران گوش زد می کند :
• ساختن تشکل و مبارزه متشکل با کارفرمایان و حکومت جمهوری اسلامی سرمایه داری ضرورت تاریخی و وظیفه عاجل و متحدانه، برای ماست ، که سالهاست توسط فعالین کارگری طرح شده اما همچنان با موانع و بن بست روبرو است.
• دوم اینکه جمهور ی اسلامی کارفرمایان (سرمایه داری) از روز اول بر قراری خود از وجود تشکل ها و مبارزه متشکل کارگران، معلمان، زنان ، دانشجویان و تشکیلات های انقلابی در وحشت بوده و به شدت آنها را سرکوب کرده و می کند ، و اکنون نیز بشدت از متشکل شدن کارگران و معلمان و پرستاران می ترسد و با تمام توان تلاش می کند آنها را ددمنشانه سرکوب کرده و به هر شکل ممکن از متشکل شدن انها جلو گیری نماید.
• جمهوری اسلامی با صدور 11 سال حکم زندان برای هر کدام از رفقای ما جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد و 6 سال علیه اسماعیل عبدی پیام کاملا" روشنی را به کارگران و معلمان می دهد که ایجاد تشکل خط قرمز برای جمهوری اسلامی کارفرمایان است ، البته این پیام را بارها اعلام کرده و از جمله در محاکمه شاهرخ زمانی و همرزمانش نیز همین پیام را داده بود .
رفقای مبارز :
با توجه به ضرورت تاریخی برای متشکل شدن و با توجه به پیامی که حکومت ضد انسانی جمهوری اسلامی کارفرمایان با صدور احکام ضد کارگری و ضد معلمان می دهد روشن می گردد که وظیفه عاجل همه نیروهای انقلابی بیرون و داخل در مقطع کنونی حرکت متحدانه به سمت همبستگی طبقاتی و رهبری سازمانی است، که با توجه به وجود تفرقه و پراکندگی و بن بست فعلی ، تنها با همکاریهای عملی مشترک در نقاط مشترک و تبادل نظر در نقاط اختلاف می توانیم ، از این مرحله ( تفرقه و پراکندگی) عبور کرده در مسیر همبستگی طبقاتی قرار بگیریم ، دفاع متحدانه از فعالین کارگری جعفر عظیم زاده و شاپوراحسانی راد و فعالین صنفی معلمان اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی و ... می تواند یک نقطه شروع جدیدی در جهت همبستگی باشد که ما را از پراکندگی دور کرده و به همبستگی هر چه بیشتر رهنمون شود، بدون شک اگر هر کدام از نیروها به این نیاز و ضرورت تاریخی طبقه کارگر و زحمتکشان جواب روشن ، در خور و در حد توان خود ندهد ، فردا در مقابل آیندگان بابت عدم انجام وظیفه خود، باید پاسخ گو باشد.
رفقای انقلابی :
مسیر اصلی مبارزه با ددمنشی جمهوری اسلامی کارفرمایان دقیقا" از زیر پا گذاشتن همین خط قرمز حکومت اسلامی می گذرد که تنها با تشکیل انواع مختلف تشکل که امروزه وظیفه عاجل فعالین کارگری و معلمی و انقلابیون است ، ممکن خواهد شد.با اقدام و حرکت در جهت ایجاد تشکل ها و جایگزین کردن و پیش بردن رهبری سازمانی می توانیم، ضمن امکان پذیر کردن کسب مطالبات روزمره و بلند مدت در جهت همبستگی طبقاتی گام برداریم ،

رفقا :
کارگران ، معلمان ، زنان، دانشجویان و جوانان، پیام شاهرخ را فراموش نکنیم که تاکید مکرر داشت " چاره ما زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است" اکنون جمهوری اسلامی کارفرمایان با صدور 11 سال زندان علیه فعالین کارگری جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد ثابت می کند که ادامه و گسترش مبارزه ما تنها از همین نقطه یعنی ایجاد تشکل ها و سراسری کردن انها با تکیه بر وحدت طبقاتی و کسب وحدت طبقاتی با استفاده از تشکل های موجود ممکن خواهد شد. پس باید آستین ها را بالا بزنیم ، علی رغم داشتن اختلافات، با برسمیت شناختن آنها از سمت اشتراکات بدون ارجح و محور دانستن خود نسبت به بقیه و بدون بزرگ نمایی اختلافات و بهانه های گوناگون به همبستگی طبقاتی نگاه کنیم، و در نقاط مشترک دست در دست هم دهیم و اقدام به همکاری عملی مشترک در نقاط مشترک نماییم .امروز دفاع از جعفر عظیم زاده ، شاپور و عبدی و ... بهترین موقعیت برای ادامه و گسترش همکاری ها است .
برای مبارزه با حکومت سرمایه داری و برای مبارزه با دادگاههای مختلف ضد انسانی و ضد کارگری که توسط جمهوری اسلامی کارفرمایان که جهت محاکمه کارگران ، معلمان ، زنان و دانشجویان و جوانانی که برای ایجاد تشکل ، امرار معاش ، برای ساختن آینده انسانی، برای آزادی های مختلف مانند آزادی های سیاسی، آزادی بیان و قلم ، مبارزه با سانسور ، مبارزه با دزدی ها، اختلاس ها و رشوه خواری های دولتی و خصوصی ، مبارزه با خصوصی سازی و مبارزه با طرح نابود کردن هرچه بیشتر قانون کار، مبارزه با تحمیل گرسنگی و بیکاری های گسترده و ... فعالیت می کنند تشکیل میگردد تنها یک راه وجود دارد، " وحدت و تشکیلات" و از این طریق رسیدن به رهبری سازمانی و همبستگی طبقاتی ممکن می شود ، بنا براین برای دست یابی به چنین وضعیتی اکنون باید متحدانه از جعفر عظیم زاده ، شاپور احسانی راد ، اسماعیل عبدی ، محمود بهشتی ، بهنام ابراهیم زاده ، مهدی فراحی شاندیز و ... با فعالیت متحدانه ، گسترده و همه جانبه دفاع کنیم . و در جهت ایجاد تشکل ها و سراسری کردن آنها خود را برای یک مبارزه شدید و قریب الوقوع اماده نماییم.

پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر



کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
24/مهر 1395

 تلاش برای روشن کردن سرنوشت «یوسف سیلاوی»، هم‌زمان با هفتمین سال‌گرد ناپدید شدن او.

تلاش برای روشن کردن سرنوشت «یوسف سیلاوی»، هم‌زمان با هفتمین سال‌گرد ناپدید شدن او.



--
کمیته جوانان بلژیک
Youth Committee of Belgium
committeebe.org
facebook.com/committeebe
twitter.com/committeebe



یوسف سیلاوی کیست و کجاست؟‌

یوسف سیلاوی از عرب‌های شهر اهواز، نه به دلیلِ فعالیت¬های سیاسی مشخص، نه حتی به یک اتهام ساختگی و نه به هیچ دلیل دیگری در روز ۱۷ آبان ‌ماه ۱۳۸۸ در منزل شخصی‌اش در محله‌ی فاز چهار اهواز، از سوی مأموران اطلاعات رژیم ربوده و ناپدیدشده و تاکنون خبری از سرنوشت او در دست نیست! بستگانِ او،‌ به‌ویژه همسر و دخترانش، به تمام مراکز قضایی، ‌نظامی، امنیتی، زندان¬ها و حتی تمام بیمارستان‌ها و سردخانه‌ها مراجعه کرده اما پیگیری¬های ایشان تاکنون بدون نتیجه مانده و تلاش سازمان¬های حقوق بشری مانند عفو بین¬الملل و حقوق بشر اهواز برای اطلاع¬رسانی به سازمان ملل و نهادهای جهانی هم ره به‌جایی نبرده است و چنین است که خانواده‌ی او هیچ خبری از وضعیتِ‌ وی، محل نگهداری او و حتی زنده بودن یا نبودنِ یوسف سیلاوی ندارند. گمانه¬زنی¬هایی وجود دارد که ربودنِ یوسف در راستای فشار بر اعضای خانواده‌ی سیلاوی در جهتِ متوقف کردنِ فعالیت¬های سیاسی ایشان در خارج از ایران و در رابطه با خلق عرب است.

یوسف سیلاوی چه در بندِ رژیم جمهوری اسلامی باشد، اتهام سیاسی داشته باشد یا نداشته باشد، مبارزه برای رهاییِ خلق عرب و تمام خلق¬ها (کُرد،‌ بلوچ، ترک،‌ ترکمن و ...) از زندانِ مللی که جمهوری اسلامی برپا ساخته است حیاتی بوده و باید آزادی زندانیان و یافتنِ ربوده شدگان را در پرتوِ سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی جستجو کرد. طبقه‌ی حاکمه‌ی جمهوری اسلامی در سرکوبِ‌ خلق¬های ایران،‌ متحد طبقاتیِ تمام دولت¬های سرمایه¬داری در جهان به‌ویژه در منطقه‌ی خاورمیانه است؛ این رژیم در سرکوبِ خلق¬ها می¬تواند با آمریکایی متحد شود که سرکوبِ سیاهان و لاتین¬تبارها جزئی از دینامیکِ درونی¬اش است، می¬تواند با دولت¬های منطقه¬ای مانند ترکیه و عربستان و ... متحد شود که سرکوبِ ملل بخشی از سوخت و ساز آن‌ها برای بقای¬شان است، تمام این دولت¬ها نمایندگانِ سیستمِ سرمایه¬داری و دشمن خلق¬های تحتِ ستم هستند و حتی در زمانی¬که با یکدیگر می¬جنگند، در قربانی کردنِ فرودستان و خلق¬های تحت ستم،‌ با یکدیگر متحدند!

امروزه در خاورمیانه، در رقابتِ خون‌بارِ‌ امپریالیست¬ها و تضاد آن‌ها با دول منطقه¬ای و جنگ¬های ادامه¬دار، شاهد واقعیاتِ دردناکی هستیم و می¬بینیم که نیروهای ارتجاعیِ امپریالیستی، دولت¬های منطقه¬ و انواع و اقسام بنیادگرایانِ اسلامی در ائتلاف¬های جنگی با یکدیگر متحد شده¬اند و توده¬ها و ملل ستمدیده را تبدیل به سربازانِ خود ساخته و بنام دین یا شوونیسم و ناسیونالیسم در برابر یکدیگر قرار داده¬ و در ورای این ویرانی عظیم، منافع طبقاتی خود را جستجو می¬کنند. در ضعفِ جنبش انقلابی و کمونیستی در سطح جهان، روندِ رایج چنین شده که جنبش¬های ملی و اقلیت¬های مختلفی که در تضاد با طبقاتِ حاکمه قرار دارند و برای رهایی خود بپا خاسته¬اند، در این ویرانی عظیم استحاله ¬می¬شوند. یا بواسطه‌ی سازشِ بورژوازیِ خودِ ملل تحت ستم با بورژوازیِ حاکم نفس جنبش¬های ملی را می¬گیرند، یا در رقابتِ امپریالیست¬ها با هم یا در تضاد امپریالیست¬ها با دول منطقه مانند ایران و ترکیه و عربستان ... تبدیل به کارت بازی در نقشه¬های امپریالیستی می¬شوند. یا ترکیبی از هر دو که امروزه در خاورمیانه شاهد تمام انواعِ آن هستیم که توده¬های عرب، کُرد، هزاره و بلوچ و ... قربانیان اصلی ماجرا شده¬اند. تاریخ نشان داده که بدون برخوردِ‌ طبقاتی به مساله‌ی ملی و بدون سمت¬گیری رهایی¬بخشِ کمونیستی، سرنوشتِ ملل ستمدیده و توده¬های بپاخاسته،‌ از دایره‌ی ستمدیده و ستمگر خارج نخواهد شد.

ما باید صدای دیگری را تقویت کنیم و شکل دیگری از رهایی توده¬ها را ترسیم کنیم. از نظر ما روند قدرت‌گیری و تحکیم جمهوری اسلامی که بر پایه‌ی سرکوب خونین مردم، انقلابیون، زنان، ملل تحت ستم و اقلیت‌ها ... بوده نشان می‌دهد که برای پایان دادن به این ستم‌ها، سرنگونی انقلابی آن ضروری است؛ و تلاش برای آگاهی از سرنوشت و نجات سیلاوی‌ها بخشی از این مبارزه است. سرنوشتِ یوسف سیلاوی و میلیون¬ها عرب و کرد و بلوچ و ... که در زندان¬های رژیم¬های واپس‌گرا هستند، یا ربوده و ناپدید شده و یا فردی و دسته¬جمعی اعدام می¬شوند، به نوع مبارزه و فعالیتی که ما امروز می¬کنیم گره خورده است،‌ به سرنوشتِ سیاهان و لاتینوهای دربند در آمریکا و سایر ربوده¬شدگانی که خواهانِ‌ حقیقت هستند، گره خورده است. از این¬رو ما بدون توهم به سازشکاریِ بورژوازیِ ملل ستمدیده با طبقات حاکم، بدون درخواست از نهادهای مشروع امپریالیستی و دولتی،‌ به توده¬های مبارز و حقیقت¬جو تکیه می¬کنیم و مبارزه با رژیم¬های واپس‌گرای مذهبی را به مبارزه با نظام واپس‌گرای سرمایه¬داری گره می¬زنیم. راه رهایی ملل ستمدیده،‌ انقلاب است،‌ یک انقلاب واقعی که بشریت را رها سازد؛ انقلاب کمونیستی.
۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶


کمیته جوانان بلژیک
Youth Committee of Belgium
committeebe.org
facebook.com/committeebe
twitter.com/committeebe




آخرین هشدار به آخرین ولیعهد


به حکمِ جبریِ تاریخ، نیاز و خطر، انسان و جامعه‌یِ انسانی‌ را به کوشش در راه‌گشایی و راه‌یابی‌ وامی‌دارد. از اینجا ست که بشر علمِ راهبرد (استراتژی) را می‌آغازد. ارزش‌ها معنا می‌یابند و در ساختاري اولویتی اعتبار می‌گیرند. هر ساختار، اولویتي وجودی دارد که "اصول" است و ساختار بر آن پایه و بنیاد، زنده و پایدار است و بی آن موجودیت ندارد. تاریخي کهن، و فرهنگي ادیب و رنگین، جغرافیایی فراخ و طبیعتي بَس غنی، نیرویي انسانی در کمّ پُرشمار و در کیف جوان و نیز درس‌خوانده، همه از شمارِ انباشتي ست که برکنار از هر سلیقه، خواستِ ایراني برخوردار از بالاترین شاخص‌های پیشرفت و سعادت بشری را، حقِ مسلمِ هر شهروندِ ایرانی می‌گرداند. امروز، در راه احقاقِ این حقِ مسلم، با شماري از موانع و دشواری‌ها رویاروی ‌ايم، که بُن‌بستِ ۳۷ ساله‌یِ جمهوریِ اسلامی یکي از مهمترینِ آنها ست. در راهِ این پیکار، چهارچوب و اصول ملی، سنجه و کارپایه‌یِ هر راهبرد و کنش سیاسی می‌بایست بود. دفاع از چهارچوب ملی ایران که عبارت ست از؛
۱. بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ (national sovereignty) ایران
۲. یگانگیِ ملی‌ِ ایران (ایران؛ یک کشور، یک ملت، یک ملیت)
۳. تمامیتِ ارضی ایران
۴. استقلالِ سیاسیِ ایران

پیش‌شرطي ‌ست وجودی و به‌طبع، مقدم بر هر ماهیت دیگر. نقض چهارچوب ملی، اختلاف نظر نی‌ ست؛ که بالاترین سطح از دشمنی با بودمندیِ ایران و اعلان جنگ با ملت ایران است.
حضرتِ ولیعهد، پهلویِ سوم!
در کمال شوربختی، کارنامه‌یِ مردودِ حضرتعالی در پایبندی به چهارچوب ملی ایران در یک دهه‌یِ گذشته با نقض پیوسته و پرشمار یکایک اصول نامبرده که چندي از آنان را برمی‌شماریم، اسبابِ این هُشدارنامه را فراهم آورده است.
۱. علیه حاکمیتِ ملی‌ِ ایران
در طول تاریخ قوانین اساسی، حضرتعالی تنها شاهزاده‌اي بوده‌اید که بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ کشور خویش را آشکارا به‌رسمیت نشناخته، اصالت آن را زیر سوال برده و مشروعیت این اصلِ وجودیِ کشور و ملت ایران را در ناباوری، به برگزاری انتخابات واسپرده‌اید. گزینه‌یِ تقسیم و تکه‌تکه شدن حاکمیت ملی national sovereignty، یعنی گزینه‌یِ فدرالیزاسیونِ ایران را(تقسیم حاکمیتِ ملی که اصلِ الفبایی و بنیادین نظام فدرال است، در هر ۲۶ کشور فدرال جهان، بی‌ هیچ استثنا مصداق دارد)، به رسمیت شناخته و بدین طریق، اصل بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ ایران را به سوژه‌اي انتخاباتی دگرگردانده‌اید. آیا حضرتعالی با اصلِ برگزاریِ انتخاباتي بر سرِ شکنجه، ولو با برخورداری از حقِ رایِ منفی به آن موافق ايد؟ به‌حتم پاسخ حضرتعالی منفی است، چنان‌که در گذشته بوده ‌ست. چراکه آن را نافیِ اصول خود -که در اینجا بیانیه‌ی جهانی حقوق بشر باشد- می‌دانید. در چنین موضعي، به‌درستی خود را در سنگر "رای مردم" و "برگزاری انتخابات" نمی‌پنهانید. بنابراین، با برخورد اصولی آشنای‌ايد؛ ولی ژرفای ناگواری و شوربختی در این ست که "بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ ایران" را اساساً از اصولِ خود ندانسته، که چنین آن را به چوب حراج زده‌اید. (1)
2. علیهِ یگانگیِ ملی‌ِ ایران (ایران یک کشور، یک ملت، یک ملیت)
حضرتعالی در یکي از مواضع تأسف‌بار و شگفت‌اگیزِ خود، ملت ایران را متشکل از "ملیت‌هایِ مختلف" تعریف فرموده اید، که با وجود همه اعتراضات خصوصی و سرگشاده، هرگز این موضعِ مشترک با سازمان‌هایِ تروریستی تجزیه‌طلب را پس نگرفته‌اید. (2)
۳. علیهِ تمامیتِ ارضی ایران
در مصاحبه‌اي با روزنامه‌یِ "الوطن" در هنگامی که مصاحبه‌کننده در پرسش ۱۱، موضعِ حضرتعالی درباره‌یِ اختلاف ایرانیان با امارات بر سر سه جزیره (که در ترجمه‌یِ رسمی‌ِ خود به زبانِ پارسی‌، پرسشگر سه جزیره‌ را متعلق به امارات خوانده! و در ترجمه‌یِ رسمی‌ به زبانِ انگلیسی‌، صرفاً از آن‌ها به‌عنوانِ "سه جزیره‌" نام برده ‌ست.) جویا می‌شود، حضرتعالی در کمال حیرت بی کمترین دفاع از تمامیت ارضی ایران و حتا این بیان ناکافی که این جزایر مسلما متعلق به ایران اند و حاکمیت ایران بر سر سه جزیره قابل مذاکره نی ست! سؤال را بی جواب رها کرده و توجه مصاحبه‌کننده را به اشتراکات و آینده‌یِ دوستانه با برادران اماراتی جلب می‌نمایید! و نیز در پرسشِ ۵ همین مصاحبه، پرسشگرِ الوطن از خلیج پارس با عنوان "خلیج" یاد می کند و حضرتعالی انگار که نه انگار!
در موردي دیگر، در تاریخ ۱۲ آوریل سال ۲۰۱۲ دولت امارات متحد عربی در موضعي رسمی اعلام می‌کند که حضور رسمیِ مقامات دولتی کشور ایران در جزایر سه‌گانه‌یِ تنبِ بزرگ، تنبِ کوچک و ابوموسا، تعرض به تمامیت ارضی و حاکمیت کشور امارات است. در شرایطي که انتظار می‌رفت، نخستین معترض به این یاوه‌گوییِ شیخ‌نشینان حضرتعالی باشید، به تقریب، همه‌یِ نیروهای سیاسی ایران در داخل و خارج از کشور برکنار از جناح‌بندی‌هایِ سیاسی هر یک در اقدامي بس فوری، مراتبِ شدیدِ اعتراض خود به دولت امارات را در پاسداری از تمامیت ارضی ایران، فارغ از نظام سیاسیِ کشور، اعلام داشتند؛ ولی باز دریغا که بیش از دو هفته سکوت محض اختیار فرمودید و سرانجام زیر فشارِ اعتراضِ همه سویه و خشم سیلي عظیم از هواداران پادشاهی بابت این سکوتِ مرگبار، در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۱۲، در بیانیه‌اي در این باره که "جزایر سه گانه متعلق به ایران است"، نه تنها کمترین اعتراض را متوجه دولت امارات ندانستید، که هرگز آنان را حتا خطاب هم قرار ندادید. (3)
۴. علیهِ استقلالِ سیاسی ایران
حضرتعالی، عليرغمِ ابرازِ مخالفت با حمله‌یِ نظامی به ایران، در سال ۲۰۱۲ خواستارِ بررسی پرونده‌یِ "جنایت علیه بشریت" در ایران، توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد شدید. خواستي که در صورت جدی گرفته شدن و موفقیت، خارج از اراده و نیتِ حضرتعالی که در بهترین فرض، ضدِّجنگ بود، بالقوه می توانست تحت فصل ۷ منشور سازمان ملل متحد زیر عنوان "مداخله بشر دوستانه" (humanitarian intervention) به "توسل به زور" (use of force) بیانجامد، چنانکه در مواردي چون افغانستان و لیبی روی داد، و تجربه نشان داد که نقض حاکمیتِ دولت‌ها و دگرگونی‌های سیاسیِ برامده از گلوله‌های ناتو، نه پرنده‌یِ آزادی، که جُز، پروازِ جغدي شوم بر آسمانِ ملت‌ها نی ست. جایِ بس تاسف است که حضرتعالی به عنوان ناظري بر ویرانه های برجای‌مانده از مداخلاتِ به‌اصطلاح بشردوستانه‌یِ شورای امنیت گام در مسیرِ تشکیل و بررسیِ پرونده‌اي چنین، در تنها نهاد بین‌المللی که خارج از مجوز آن، به‌هیچ‌روی، نمی توان وضعیتِ توسل به زور را توجیه کرد، نهادید! این اقدام حضرتعالی بالقوه نقض استقلال سیاسی ایران بود که خوشبختانه معدوم ماند. (4)
و اینک ما شماري از کنشگران و کوشندگانِ ملی‌باور که با سنجه دانستن انتخاب شهروندان ایران، ساختار پادشاهیِ مشروته (constitutional monarchy) به پادشاهیِ وارثِ سنتیِ پادشاهی پهلوی را، بهترین شکلِ دولت (state)، برای ایران دانسته و این میراثِ نوینِ نهادِ کهن پادشاهی را به‌تعریف، بیش و پیش از هر چیز، در خدمت پاسداری از هستیِ ایران و اصول ملی، می‌شناسیم؛ به حضرتعالی رضا پهلوی دوم، آخرین ولیعهد تاریخی ایران به‌جدّ، و برای آخرین بار هشدار می‌دهیم، تا از مواضعِ ضدِّملی‌ خود برائت جسته و کلیه‌یِ کنش‌ها و اقدامات خود را به‌طورِ کامل به اصول و چهارچوب ملی ایران متعهد گردانید. بی گمان، پیکار برای شکستِ سدِّ ۳۷ ساله رژیم جمهوری اسلامی و برپاییِ یک نظام مردمسالار در چهارچوب بیانیه‌ی جهانی حقوق بشر، جُز در پایبندی به چهارچوب ملی ایران امري ست نامتصور. امروز بر ما ست تا مبارزه‌یِ خود را متوجه رژیم سیاسی ایران گردانیم و به‌طبع، هیچ خوشایندمان نی ست که مبارزه با جمهوری اسلامی را به اولویتي ثانی، در خدمتِ رویارويی با خطرات و دشمنان وجودی ایران واگردانیم. چنان که دشمنی با جمهوری اسلامی هیچگاه به جنگ تا آخرین نفس در برابر رژیم بعث عراق اولویت نیافت. ملت ایران همان ملت است، و آن سویِ چهارچوب ملی ایران چه در نظر و چه در عمل، خواه آل سعود یا شیخ نشینان باشند، خواه جناح‌هایي از اسرائیل و نئوکان‌ها در آمریکا، خواه احزاب تروریستی در مرزهای ایران باشند و خواه شخصیت‌هایِ ریز و درشت در هر نقطه از گیتی، ملت ایران را تفاوتي نیست. پافشاریِ حضرتعالی بر ادامه‌یِ رویکردهای خطرناک و ضدِّملی یک دهه‌یِ گذشته، نه تنها مشروعیت وجودی‌تان در نزدِ باورمندان به پادشاهیِ مشروته به‌عنوانِ ولیعهدي تاریخی را نابود می کند؛ که حضرتعالی را در کسوت شهروندي ساده، برکنار از نام خانوادگی‌تان، "پهلوی"، به جرگه‌یِ دشمنان وجودی ایران در پیشگاه یکایکِ ایرانیانِ پایبند به اصول ملی می‌افزاید. ایرانیاني که وجب به وجب این خاک و آب را خون دادند تا از پسِ بیش از سه هزار سال، مردمانِ این کره‌یِ خاکی آبی، همچنان میان کاسپین تا شاخاب پارس را چنین نامند؛ ایران!
بن‌مایه‌ها:
(1): https://youtu.be/VAQp7hFg09Q
(2): https://youtu.be/OoWa0xFk0D4
(3):
- https://youtu.be/VFEUA1v5LxM
- (بیانیه‌یِ شاهزاده رضا پهلوی در تاریخِ ۲۷ آوریل، پیرامونِ جزایرِ سه‌گانه‌یِ ایران).
www.rezapahlavi.org/fa/2012/292
- ( واگردانِ پارسیِ گفتگویِ شاهزاده رضا پهلوی با الوطن، از تارنمایِ خودِ ایشان که پس از اعتراضِ ایران‌دوستان حذف شد).
http://rezapahlavi.org/fa/2007/772
- (واگردانِ انگلیسیِ گفتگویِ شاهزاده رضا پهلوی با الوطن، از تارنمایِ خودِ ایشان). http://rezapahlavi.org/en/2007/11/27/al-watan-daily-interview-with-reza-pahlavi-of-iran

(4): https://youtu.be/FI7VDwVo4Ns



امضا کنندگان:
1. هومر آبراهمیان (کنشگر فرهنگی)_آمریکا
2. آروین آدریان (کنشگر فرهنگی)_فنلاند
3. ضیا آتابای (بنیان گذار تلویزیون ملی ایران)_آمریکا
4. میلاد آقایی (کنشگر سیاسی و پژوهشگر فرهنگی)_سوئد
5. انوش اردلان (هنرمند و آهنگساز)_استرالیا
6. ندا اصغرزاده (کنشگر سیاسی)
7. نوید اصغرزاده (کنشگر سیاسی)_لس آنجلس
8. بیتا بانی (کارشناس اقتصاد و کنشگر سیاسی)_پاریس
9. بابک اسحاقی (چکامه سرا و کنشگر سیاسی)_اسرائیل
10. بردیا پارس (از رایزنان پیشین شاهزاده رضا پهلوی)_پاریس
11. آریو برزن پیروزنیا (کنشگر ملی گرا)_دالاس
12. سام توکا (هنرمند و کنشگر سیاسی)_تورنتو
13. پرویز حدادی زاده (کنشگر سیاسی و حقوق بشری)_آمریکا
14. آرمان چارروستایی (زندانی سیاسی سابق، کنشگر سیاسی)_آلمان
15. نوید خشرو (کنشگر سیاسی)_آلمان
16. مهشید خشرو (کنشگر سیاسی)_آلمان
17. امیر حکیم (دبیر کل سازمان خدا، شاه، میهن (خشم) )_آمریکا
18. جیسون رضا جرجانی (استاد فلسفه در دانشگاه New Jersey Institute of Technology)
19. امید دانا (برنامه ساز و منتقد سیاسی)_سوئد
20. داریوش دولتشاهی (کنشگر سیاسی و مدیر وب سایت خردگرایی)_بلژیک
21. هیربد دهقانی آذر (معاون اسبق نخستین سندیکای وکلایِ جوان در فرانسه)_فرانسه
22. منوچهر رزم آرا (وزیر بهداری دولت بختیار)_فرانسه
23. نازنین زرین کلاه (مهندس کامپیوتر و کنشگر فرهنگی)_سوئد
24. نیما زرتشت زاده (هنرمند و کنشگر فرهنگی)_آلمان
25. سیروس شرفشاهی (روزنامه نگار و سردبیر روزنامه صبح ایران امروز)
26. علی شقاقی (کنشگر سیاسی)
27. آرش کمانچه (کنشگر فرهنگی)_ترکیه
28. كوروش كلهر (كنشگر سياسى و محقق)_آمریکا
29. سینا کیان پور (کنشگر سیاسی، وبلاگ نویس)_آمریکا
30. بابک کیان پور (کنشگر سیاسی)
31. رکسانا گنجی (کنشگر سیاسی)_آمریکا
32. محمد گنابادی (مدیر رادیو سرباز)_سوئد
33. نيلوفر محتشم (کنشگر سیاسی)_آلمان
34. سعید محمدی (هنرمند و کنشگر سیاسی)_آمریکا
35. هومن مرزبان (کنشگر فرهنگی)_آلمان
36. مهرداد ملک زاده (کنشگر سیاسی)_آلمان
۳۷. شهلا ممتاز (روانشناس بالینی)-انگلیس
38. بهکام موسوی بختیاری (کنشگر سیاسی)_هلند
39. کاظم موافق (تحلیلگر و کنشگر سیاسی)
40. مهدی منزوی (کنشگر سیاسی)_سوئد
41. شویار مهرآریا (ترانه سرا)
42. پريدخت موسوي (فعال سياسي يكي از اعضاي سازمان زنان)_فرانکفورت
43. حسين علومى پور (وبلاگ نویس)_آلمان
44. فیروزه غفارپور (منشی سابق دبیرخانه شاهزاده رضا پهلوی)_سوئد
45. شهریار فتحی (بنیانگذار رادیو ندای پادشاهی)_کانادا
46. احمد فراستی (رهبر عملیات ساواک تهران)
47. جعفر فدوی (کنشگر سیاسی)_سوئد
48. پرویز قاضی سعید (روزنامه نگار)_آمریکا
49. فرهاد قناتگر (دانشجوی دکترای علوم سیاسی)
50. ﺣﻤﻴﺪ ﻭﺣﺪﺗﻲ (دبیرکل پرچمداران انقلاب مشروطیت ایران)_دانمارک
51. علی لشکری (فرازنده) (کنشگر سیاسی)_آلمان
52. ژاله عبدالله زاده (کنشگر سیاسی)_آمریکا
53. مصطفی عرب (افسر نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی و کاپیتان و بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران)
54. ژینوس همایون (کنشگر فرهنگی - طراح)_آمر

چرا گفتمان اصلاح طلبی عقیم مانده است؟

Kourosh Zaim

چرا گفتمان اصلاح طلبی عقیم مانده است؟


کورش زعیم
در پاسخ به نوشتار دکتر کاظم علمداری

اصلاح طلبی، یک جنبش اجتماعی نبود، بلکه یک رقابت در درون نظام برای باز پس گیری قدرت بود. از آنجا که نظام جمهوری اسلامی با تندروی و خشونت ثبات یافته بود، و برخی شخصیت های "انقلابی" که خود را مالک نظام میدانستند پشت سر گذاشته شده بودند و نسبت به پشتیبانی آنان در شکل گیری حاکمیت بی وفایی شده بود، با این ترفند مردم را به سوی خود کشیدند تا جناح خودشان را حاکم کنند.
ولی اصلاح طلبان هیچ طرح و برنامه ای برای اداره کشور نداشتند، و هیچ راهبردی را تدوین نکرده بودند؛ نه برای کشور و نه برای ماندگاری خودشان. سپاه بی برنامه و ناپایدار و ناهمبسته اصلاح طلبی حتی خودش هم نمیدانست چه چیزی را میخواهد اصلاح کند. شرایط انقلابی باید بماند و احکام اسلام باید بر احکام مدنی ارجحیت داشته باشد. آنچه بطور موضعی سرانجام به فکرشان رسید "اصلاح" قانون مطبوعات و قانون انتخابات بود. بی ایمانی به جایگاه خودشان در میان مردم و سردرگمی "چه باید کرد" باعث شد که با نخستین نهیب فروشکستند. نه نمایندگان اصلاح طلب و نه رییس جمهورشان هیچکدام حتی برای گام کوچکی که میخواستند برای مردم بردارند هیچ پایداری نشان ندادند و از عهده انجام هیچکدام از قولهایشان برنیامدند، و حتا برای کم کردن فاصله خود با حاکمیت، بر دانشجویان معترض نهیب زدند که با آنان برخورد سخت خواهد شد. در نهایت تسلیم آنان در برابر حاکمیت خودکامه بود.
برای بسیاری از نمایندگان دریافت یک خودرو و دیگر امتیازات مهمتر از تعهدشان به رای دهندگان بود. دیگر کاری برایشان نمانده بود مگر تصویب آنچه حاکمیت اجازه میدهد.
از دیدگاه مدیریتی، آن جناح "سازندگی و اصلاحگری) که سپاه و بسیج و نیروهای امنیتی را وارد اقتصاد کشور کرده و اقتصاد کشور را از دست مردم گرفته و همراه با امتیازهای نابخردانه به نهادهای دولتی، نظامی و شبه دولتی داده بودند، خود از حفظ ابزار کنترل و مدیریت آنها ناتوان ماندند، زیرا برنامه مدونی برای کاربرد آن ابزار نداشتند. بزودی همان ابزار علیه خود اصلاح طلبان بکار برده شد و آنان را که هیچگونه همبستگی سازمانی ریشه داری نداشتند به انزوا و زندان و مهاجرت و بطور کلی بی خاصیتی کشاند.
این بی برنامگی در عین خودبزرگ بینی، عامل ناپایداری "اصلاح طلبی" بود؛ و این بی برنامگی به جناح تندرو که اکنون قدرتمندتر هم شده بود این توان را داد که در انتخابات ۱۳۸۴، شخصی ناشناخته و نادان و بی خرد را از ژرفای ناشناختگی، با مطرح کردن در دو شغل عمومی که در هر دو بی لیاقتی خود را ثابت کرده بود، در برابر نامزدهای شناخته شده ای به ریاست جمهوری برساند تا کنترل خود را برهمه ابزار حکومتی گسترانده باشند. من که در آن زمان عملکرد دولت اصلاح طلبی را نقد میکردم که حتی نمیتواند کابینه خود را خود برگزیند، در میزگردهای برخی دانشگاههای تهران درباره انتخابات پیش رو (۱۳۸۴) که من را به عنوان نماینده جبهه ملی ایران دعوت کرده بودند، پیش بینی کردم که شخص ناشناخته ای رییس جمهور خواهد شد و نه آن شخصیت های شناخته شده جمهوری اسلامی که در میزگردهای انتخاباتی شرکت میکردند و مدعی صلاحیت و محبوبیت بودند. چگونه بود که این آقایان (رفسنجانی، معین، کروبی، قالیباف، لاریجانی) که خود را سیاستمدارمیدانستند و میخواستند کشور را اداره کنند، صدای پای اسب سیاهی را که در پشت سرشان تازانده میشد نمی شنیدند؟
من حتی پس از انتخابات ۸۴ در روز آغازین دولت نهم در گفتگوهای تلویزیونی برونمرزی تحلیل کردم که این "رییس جمهور" کشور را بسوی نابودی اجتماعی و سیاسی و سقوط آزاد اقتصادی هدایت خواهد کرد. چطور بود که آن نامزدان اصلاح طلب مدعی ریاست جمهوری، با آن کبکبه و دبدبه، به چنین تحلیلی نرسیده بودند، و اگر رسیده بودند چرا گامی در خنثی کردن آن بحران خانمان برانداز پیش رو برنداشتند؟
با این پیشینه و با برنامه از پیش تدوین شده دیگری از سوی حاکمیت، بازگشت نامزدان اصلاح طلب در ۱۳۸۸ هم غیرممکن شده بود. آنچه در شرایط انتخابات ۸۸ روی داد آنقدر واضح بود که من ماهها پیشتر تحلیل کردم که همان سناریو تکرار و وضعیت کشور بسیار خطرناک خواهد شد. نوشتار "پیشنهاد برای نجات میهن" من در اردیبهشت ۸۸ بر پایه همین تحلیل و داوری منتشر شد.
بنابراین، در پاسخ به پرسش چرایی "شکست اصلاح طلبی" چکیده میگویم: زیرا خودشان هم نمیدانستند چه چیزی را میخواهند اصلاح کنند؛ و هنوز هم نمی دانند! و نیز اینکه با این قانون اساسی که خودشان در تدوین آن شرکت داشته اند هیچ چیز در این کشور قابل اصلاح نیست.
کورش زعیم
هموند شورای مرکزی جبهه ملی ایران
تهران – ۲۲ خرداد ۱۳۹۵خ


برای خواندن نوشتار آقای کاظم علمداری به این نشانی مراجعه کنید: http://zeitoons.com/10565

Veröffentlicht am 27.06.2016 ششمین کنگره جهانی علیه اعدام در اسلو، پایتخت نروژ برگزار شد. در این کنفرانس ۱۳۰۰ تن از جمله وزرای دادگستری و خارجه بیش از ۳۰ کشور اروپائی، آسیائی و آفریقائی حضور داشتند. کنگره با پیام پاپ فرانسیس اول آغاز و با پیام‌های برخی از برندگان جایزه نوبل صلح پایان یافت. نمایندگان سازمان‌های مدنی و غیر دولتی بیش از ۸۰ کشور نیز در این کنگره حضور داشتند. کیهان لندن- کنگره جهانی علیه اعدام؛ مانا نیستانی:‌ نادیده گرفتن واقعیت‌ به خاطر مصلحت خطرناک است
MEHR ANZEIGEN Veröffentlicht am 27.06.2016 در ۶ امین کنگره جهانی علیه مجازات اعدام که در اسلو برگزار شد، گروه‌ها و فعالان حقوق بشری ایرانی حضور گسترده‌ای داشتند. در این کنگره میزگردی در رابطه با اعدام برگزار شد و در میزگرد دیگری نیز اعدام‌ها برای جرایم مربوط به مواد مخدر مورد بررسی قرار گرفت. احمد رأفت که برای پوشش خبری این کنگره در اسلو حضور داشت، ضمن گزارش این میزگردها با محمود امیری مقدم بنیانگذار «سازمان حقوق بشر ایران» گفتگوئی انجام داده است.

اطلاعیه شورای نمایندگان احزاب، سازمان ها و نهاد های چپ و کمونیست


در حمایت از اکسیون اعتراضی ششم ژوئن ژنو(سوئیس)
دراعتراض به حضور نمایندگان ضد کارگری رژیم در اجلاس سازمان جهانی کار (ILO)

امسال نیز همانند سالیان قبل در روزهای ۳۰ مه تا ۱۰ ژوئن ۲۰۱۶، یکصد و پنجمین اجلاس سالانه "سازمان جهانی کار"(ILO ) در ژنو با حضور ۱۸۶ کشور عضو بر گزار می شود.از جمهوری اسلامی ایران نیز طبق معمول سه گروه به این اجلاس اعزام می شود: نمایندگان وزارت کار رژیم، نمایندگان کارفرمایان وابسته به مافیای حاکم و گروه دست چین شده ای از سوی دستگاه های امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به نام نمایندگان کارگران ایران؟!

هر کس که کمترین اطلاعی از وضعیت جنبش کارگری ایران داشته باشد واقف است که همه کسانی که هرباربه نام نمایندگان کارگران ایران از سوی رژیم جمهوری اسلامی به این اجلاس اعزام میشود نه فقط هیچ ربطی به جنبش کارگری ایران ندارند بلکه ازعوامل ارگان های امنیتی واطلاعاتی نظیر خانه کارگر و ملحقات آن ها هستند که مسئول سرکوب جنبش مستقل کارگری ایران می باشند. مضاف برآن، رژیم جمهوری اسلامی مجموعه ای از مقاوله نامه های نهادهای جهانی نظیر"سازمان جهانی کار" را صرفاً برای اغفال افکارعمومی در سطح بین المللی امضاء کرده اما هیچ گاه خود را موظف به اجرای آن ها ندانسته و نمی داند. بهترین شاهد این مدعا پذیرش مقاوله نامه های حقوق بنیادین کار،بند های۸۷ و۹۸"سازمان جهانی کار" درباره آزادی تشـکل های کارگری و قراردادهای دسته جمعی توسط جمهوری اسلامی و همزمان با آن، سرکوب شدید و همه جانبه هر نوع آزادی تشکل کارگری در تمامی طول حیات رژیم حاکم بر ایران است.

کارگران ایران از کلیه حقوق ابتدائی واقتصادی خود محروم بوده و تحت شدید ترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار دارند. نمایندگان واقعی وفعالین مبارز جنبش کارگری ایران نیز یا به زندان افکنده شده و یا تحت پیگرد و انواع و اقسام فشارهای دستگاه های سرکوب رژیم جمهوری اسلامی قرار دارند که حکم ضد انسانی و بربرمنشانه، شلاق زدن کارگران معترض معدن طلای آق دره در آذربایجان غربی نمونه دیگری از سرکوب و توحش نظام ضد کارگری را نشان می دهد.علیرغم همه فشارها و سرکوب ها، رشد وگسترش مبارزات و اعتراضات کارگران ایران تا بدان حد است که وحشت مقامات امنیتی رژیم را برانگیخته است. چندی پیش محمود علوی وزیراطلاعات رژیم جمهوری اسلامی اعتراف کرد که :« طبق اطلاعات دو ماه اول سال، تجمعات صنفی ۵۵ درصد افزایش داشته است . بنابراین امکان تبدیل این تجمعات به اعتراضات سیاسی و چالش های امنیتی وجود دارد». وحشت رژیم از اوج یابی هر چه بیشتر مبارزات کارگری موجب شده است که یک دستگاه ویژه سرکوب به نام گارد ضربتی ضد اعتراضات کارگری برای مقابله با رشد جنبش کارگری ایران سازماندهی کند. ولی علیرغم همه اقدامات سرکوبگرانه وفشارهای حکومتی اعتراضات کارگری کماکان در حال فزونی است بطوری که تنها در نیمه اول ماه مه امسال حدود پنجاه اعتراض و مبارزه کارگری، با محاسبه روزهای کاری، تقریباً روزی پنج اعتراض، خبر از تداوم و گسترش اعتراضات کارگری میدهد.

ما نمایندگان احزاب،سازمان ها و نهاد های چپ و کمونیست، ازفراخوان های آکسیون اعتراضی ششم ژوئن علیه حضور نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی درمقابل اجلاس سازمان جهانی کار در ژنو (سوئیس) پشتیبانی و حمایت می نماییم وخواهان اخراج مزدوران جمهوری اسلامی از"سازمان جهانی کار"هستیم.
برای بخش وسیعی ازما بدلیل بُعد مسافت ، به لحاظ عملی امکان شرکت درسوئیس فراهم نیست ، لذا ما درسطح کشورهای مختلف همزمان با آکسیون اعتراضی ژنو، تحرکات مختلفی را به پیش خواهیم برد تا صدای اعتراض مان در دفاع از خواست کارگران ایران وسیع تر گردد.
ما برآنیم که حل نهايى مشكلات و معضلات کارگران نه در پشت ميز ها بلكه در ميدان نبرد طبقاتى انان حاصل می گردد . با این همه از اتحادیه های کارگری واقعی و رزمنده در اروپا و سراسر جهان می خواهیم که از طریق نمایندگان خود از آکسیون اعتراضی اپوزیسیون ترقیخواه ایران حمایت کنند. پشتیبانی همه جانبه ازآکسیون های اعتراضی و انعکاس هر چه وسیع تر آن توسط رسانه های مستقل و چپ ، پژواک صدای جنبش کارگری ایران را هر چه رساتر خواهد کرد.
کارگران زندانی آزاد باید گردند!
نمایندگان مزدورایران از اجلاس جهانی کار اخراج باید گردند!

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران جهان!
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!
شورای نمایندگان احزاب ، سازمان ها و نهادهای چپ وکمونیست
http://shoora-namayandegan.org
سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۵ برابر با ۳۱ مه ۲۰۱۶
امضاءها به ترتیب حروف الفبا :
١- اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور
٢- اتحاد چپ سوسیالیستی ایرانیان
۳- حزب کمونیست ایران
۴- سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
۵ - سازمان راه کارگر
۶- سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)
۷- شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم
۸- شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه- هامبورگ
۹- کانون اندیشه کپنهاگ –دانمارک
۱۰- کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ
۱۱ - کمیته حمایت از مبارزات کارگران ایران- فنلاند
۱۲- کمیته حمایت از مبارزات جنبش کارگری ایران- دانمارک
۱۳ - کمیته خارج کشور سازمان فدائیان(اقلیت)
۱۴- نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران- غرب آلمان
۱۵- کمیته یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه٦٠در ایران - مونترال، کانادا
۱۶- هسته اقلیت


سه دختر وابسته به«مافیای»دستفروشان، پسر از آب در آمدند؟

سه دختر وابسته به«مافیای»دستفروشان، پسر از آب در آمدند؟



شمس الدین امانتی


سیاست گذاران رژیم اسلامی، در ارگان های تبلیغی خود به منظور فریب افکار عمومی و سرپوش نهادن بر نقش مخرب مافیای سپاه پاسداران، یا به گفته احمدی نژاد رئیس جمهور مورد علاقە خامنەای (برادران قاچاقچی خودمان ) در سازماندهی، توزیع و فروش مواد مخدر در داخل و خارج از مرزهای ایران، همزمان با طرح بحث جنجال برانگیز«مافیای»دستفروشان و صاحبان چرخ دستی ها که به«نوبر فروش»معرف اند، نقل محافل شده است.
«معبربانی»شهر تهران از تیرماه سال ۹۴، به دو شرکت«شهربان و حریم بان» به صورت تحقیقاتی واگذار شده است که به گزارش روابط عمومی شهربان شهرداری تهران، «چیذری» مدیرعامل شهربان شهرداری تهران: گفت«تهران را به عنوان پایتخت شیعی جهان اسلام که ام القرای جهان اسلام به حساب می آید، بایستی شأن و حرمتی قابل توجه را برای آن قائل شویم. به همین منظور به مدت 6 ماه در خصوص پدیده سد معبر تحقیقات بعمل آمد به طوری که اطلسی از معابر شهر تهران و حوزه های دستفروشی و بساط گستری تهیه شد تا مافیا و نوع اجناس شناسایی شوند و در ادامه برای اجرای قانون در حوزه سد معبر، وارد عمل شدیم.»
اما مقدمات برگشت این«شأن و حرمت»برای پایتخت«شیعی جهان اسلام»چگونه عملی خواهد شد، مثنوی هفتاد من است. در این زمینه یک مأمور گشت سد معبر شهربان شهرداری تهران که نخواست نامش فاش شود، ضمن تشریح شرایط شغلی و استخدام «کارگران» سد معبر، به خبرنگار ایلنا: گفت«بیشتر پیمانکاران درشت هیکل‌ها را برای درگیری و تخریب استخدام می‌کنند، یعنی هنگام استخدام اصل را بر انتخاب آدم‌های درشت هیکل، قوی بنیه و رزمی کار می‌گذارند و حین انجام وظیفه به باتوم، پنجه بوکس و گازاشک آور مجهزند.»
به این ترتیب تعدادی مزدور، آدمکش، باجگیر و مجهز به اسلحه سرد، تحت نام «کارگران معبربان»که تعداد آنها به ۱۰۶۰نفر می رسد، در این نهاد حکومتی جهت برقراری«نظم»در تهران، «پایتخت شیعی جهان اسلام» هر روز به دستفروشان و صاحبان چرخ دستی ها حمله می کنند، تا چهره ظاهری این پایتخت را از عناصر«مافیا ی دستفروشان»رها سازند و به این ترتیب کاخ نشینان این«ام القرای جهان اسلام»در غیاب«مافیای»دستفروشان و صاحبان چرخ دستی ها، زیر سایه این بزن بها درها و «شعبان بی مخ ها»به راحتی بخوابند و به آرامی بنوشند.
در جریان این قلع و قمع کردن های سازمان یافته و به نقل از خبرگزاری ایلنا: «علی چراغی، کارگر ۴۱ ساله، روز ۱۶ مرداد ۹۴ در حوالی اتوبان باقری در مقابل دیدگان پسر ۱۴ساله‌اش با ماموران وابسته به ناحیه چهار از منطقه ۴ شهرداری تهران درگیر می‌شود. او پس از کتک خوردن از یکی از ماموران که به "پنجه بوکس"مجهز بوده، از ناحیه سر مصدوم و در بیمارستان در گذشت.»
به اسارت در آوردن یکی از سر دسته های«مافیای»دستفروشان و به غنیمت گرفتن۳۰وانت بار و شناسایی یک نفر که چرخ دستی کرایه میداد از جمله دست آورد هایی است که «معبربانان» قوی هیکل و چماق به دست وابسته به شهرداری«پایتخت شیعی جهان اسلام»کسب کرده اند، چه افتخار بزرگی است؟!
در ادامه این نوع از سیاست فریب، در فروردین ماه ۱۳۹۵، با آغاز بکار ۷ هزار پلیس نامحسوس درتهران و در حوزه«امنیت اخلاقی»تحت عنوان برخورد با«ناهنجاری‌های اجتماعی درحوزه اخلاقی»در معابر عمومی، مردم معترض به وضع موجود و محروم از شادی و نشاط را همراه با زنانی که زیر بار حجاب اجباری نخواهند رفت با ضرب و شتم توسط مأموران«نامحسوس»، آنها را دستگیر و زندان خواهند کرد، تا به زعم خود در پیوند با مأموران امر به معروف و نهی از منکر، گشت سارالله و مأموران بسیجی اسید پاش به سر و صورت زنانی که حجاب اجباری را«رعایت»نمی کنند، در این زمینه نیز موفق به دستگیری مسئولین باند های مافیای«ناهنجاری های اجتماعیِ»ساخته و پرداخته ذهن معیوب خود شوند.
در ادامه این مأمور گشت سد معبر که کماکان نخواست نامش را فاش کنند: گفت«در منطقه ای به این مأموران دستور میدهند که، سد معبرها را بزنید و اموالشان را بگیرید. زمانی که در منطقه دیگری کار میکردم، شرایط به گونهای بود که ۱۰ روز هم نتوانستم آنجا دوام بیاورم، چگونه میتوانستم روزها مردم را بزنم و مالشان را بگیرم و شب در چشم زن و بچهام نگاه کنم.»
«ابوالقاسم چیذری» مدیر شهربان تهران در رابطه با دستگیری سه نو جوانی که با پوشش لباس دخترانه مبادرت به دستفروشی می کردند به خبرنگار تسنیم: گفت«آنها برای کسب درآمدهای کلان و میلیونی از هر حربه، تکنیک و شگرد غیراخلاقی استفاده میکنند. چندی پیش، معبربانان شهربان شهرداری تهران، در محدوده خیابان آزادی ــ رودکی به سه دختر دستفروش برخوردند که پشت چراغ قرمز مشغول دستفروشی بودند، پس از پیگیری معبربانان مشخص شد این سه نوجوان، پسر هستند که با لباس دخترانه اقدام به دستفروشی میکنند.»

این پروسه از کشف و دستگیری عده ای از نوجوانان یا به عبارتی دیگر«میلیونرهای دستفروش»تحت لوای«مافیای»دستفروشان به بهانه«تکنیک و شگرد غیر اخلاقی»مورد نظر مدیر شهربان شهرداری تهران که روزانه تولید و باز تولید خواهد شد، ریشه در بیکاری روز افزونی دارد که براساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در سال ۱۳۹۴، «تعداد جمعیت فعال(شاغل و بیکار) در کشور ۲۴ میلیون و ۷۰۱ هزار و ۱۷۷ نفر است که از این تعداد ۲ میلیون و ۷۲۹ هزار و ۹۲ نفر بیکار هستند.»
با توجه به این آمار میلیونی از بیکاران در ایران زیر سلطه رژیم اسلامی، که چندان هم جای اعتماد نیست و آمار بیکاران یقینآ به مراتب بیشتر است، طبیعی است که تعداد ۳ نوجوان پسر با پوشش لباس دختران جهت سیر کردن شکم خود و خانوادە، اقدام به کار دستفروشی کنند. در مواردی نیز دیده شده که تعدادی از دختران دستفروش با تراشیدن موی سر خود و پوشیدن لباس پسرانه و مخفی ماندن از دید مزدوران مسلح و غیر مسلح حکومت اسلامی در چهار راه ها و مکان های شلوغ اقدام به دستفروشی کردەاند.
این نوجوانان دستگیر شده بخشی از در آمد نا چیز خود را بایستی به تعدادی از باجگیر هایی بپردازند که منطقه فعالیت آنها را برحسب فواصل بین موزائیک های پیاده رو به این دستفروشان اجاره خواهند داد به نحوی که سطح چهار موزاییک در این زمین ها را به قیمت 90 تا 100 هزار تومان در روز کرایه خواهند داد که درمقایسه با کرایه ای که بابت این مقدار از زمین ها شهرداری تهران برای این دستفروشان در نظر گرفته اند گرانتر است.
در همین رابطه «چیذری»مدیر شهربان شهرداری تهران چنین توضیح داد: «در این طرح به دستفروشان در ضلع جنوبی میدان امام خمینی و نزدیک دهانه مترو جا داده می شد و تنها شبی 5 هزارتومان از آنها اجاره می گرفتیم.»
سالیان متمادی است که رژیم اسلامی سعی در نهادینه کردن نفاق، دو دستگی و ایجاد تشنج در میان کارگران و زحمتکشان را دارد، اما با توجه به سطح آگاهی اکثریت قابل توجهی از کارگران و اقشار تحت ستم در سطوح مختلف، خوشبختانه این سیاست مخرب رژیم سرمایه داری اسلامی، موفق به ایجاد تفرقه و چند پارچگی در میان کارگران نشده و نخواهد شد.
شناسایی انواع و اقسام«مافیا» و دستگیری افراد متشکل در این سازمان مخوف به زعم رژیم اسلامی، و بازار داغ انگ زدن به دستفروشانی که خود قربانی نظام فاسد سرمایه داری حاکم بر ایران هستند و از فرط گرسنگی ناشی از بیکاری جهت امرار معاش روزانه خود و خانواده شان در خیابان های پُر رفت و آمد و چهار راه های شلوغ تهران و کف پیاده رو خیابانها ها ناچارآ به دستفروشی روی آورده اند، که برطبق اظهارات «چیذری»مدیر شهربان شهرداری تهران: «در میان این دستفروشان برخی از کارمندان دولت که بعداز ظهر ها برای تامین مخارج دستفروشی می کنند نیز دیده میشود.»
اطلاق واژه«مافیا»به این مردم بیکار و زحمتکش، ناشی از درماندگی و استیصال حاکمان رژیم اسلامی است که مردم فقیر و تحت ستم را به این روز انداخته اند.
پیشگیری از ناهنجاری های اجتماعی که خود زائده نظام سرمایه داری است در توسل به زور و ایجاد جو ترس و خفقان و متهم کردن مردم زحمتکش و بیکار به «مافیا» و ضد انقلاب، اتهامات سرکوبگران و حاکمان ضدانسان و مافیای واقعی سپاه پاسداران و بیت رهبری است که سالهای متمادی است خاصیت خود را از دست داده است.
تنها راه برون رفت از پدیده ناهنجاری های اجتماعی، به زیر کشیدن سلطه حکومت جنایتکار اسلامی با اتکا به نیروی اگاهی، اتحاد و سازمانیابی اکثریت کارگران و محرومان جامعە است که خود عامل و بوجود آورنده چنین پدیده هایی است. ۲۰۱۶-۵-۲۹


عدم بلوغ ساختگی ایرانیان و نقش تحزب


کورش عرفانی

این امر که نظامی خودکامه به خشونت و سرکوب دست یازد تعجب برانگیز نیست، براساس ذات ضدبشری خویش عمل کرده است. بحث برسر چگونگی استبدادپذیری میلیونها ایرانی ست که، بیشترین شان به خوبی از ماهیت ضدانسانی حکومت مسلط بر میهنمان آگاهند و با این وجود، "الکی خوش"، روی خود را برمیگردانند. پدیده ای که میتوان آنرا "عدم بلوغ مصنوعی ایرانیان" نامید
حق انتخاب آن شاخص وجودیست که انسان را از حیوان متمایز میکند. انتخاب نیز در گرو آزادی است. آزادی انسان، موجودی با ساختار مغزی بسا کاملتر و پیچیده تر از همه ی دیگر موجودات شناخته شده ی جهان، به مثابه ی خصلت ذاتی وی است که نبودِ آن انسانیت وی را زیر سوال برده و او را به موجودی تبدیل خواهد کرد که تفاوتی ماهوی با حیوان یا حتی مادون آن نخواهد داشت. در مورد حیوانات به اسارت درآمده بارها دیده شده با شکستن قفس، گاه حتی به بهای جان خود، در برابر شخصی که وی را به بند کشیده قیام کرده اند (۱) و در نقطه مقابل آن، انسانهایی داریم که از طبیعت خود تهی شده، با پذیرش استبداد، حق انتخاب خویش را، به عنوان یک انسان آزاد، رها میکنند. نوشتار زیر نگاهی خواهد داشت به این پدیده، شوربختانه بسیار رایج نزد ایرانیان.
نقش انتخاب در زندگی یک ملت و عدم بلوغ مصنوعی ایرانیان
در سیر تاریخی فرگشت جوامع انسانی، با پشت سر گذاشتن دوره های غارنشینی و اسکان در آبادیهای دورافتاده، و همزمان با پیدایش و گسترش جوامعی پیچیده تر و کاملتر، بشر نیز به تدریج به موجودی اجتماعی تبدیل شده است. به نحوی که برایش، تعیین سرنوشت فردی خویش، جدا از شکل دهی به سرنوشت جامعه ای که به آن تعلق دارد، دیگر امکان پذیر نیست. زندگی انسان امروزی تنها در قالب جامعه است که تکوین یافته و تعریف می شود. هم از این روی، پرداختن به سیاست، به عنوان حیطه ای که در آن ابعاد مختلف زندگی اعضای جامعه مورد تصمیم گیری و مدیریت قرار می گیرد، نماد ملموس و مشخصی است ازپایبندی به ارزش ذاتی انسان به عنوان یک موجود اجتماعی. به زبانی دیگر، سیاست عرصه ی برخورداری از آزادی و از همین روی، صحنه ی تبلور انسانیت است. عرصه ای که در آن اعضای یک جامعه، شرایط وجودی (۲) و یا وجود تاریخی خویش (۳) را برگزیده و به نمایش می گذارند.
مورد ایران:
با به قدرت رسیدن و بر سر قدرت ماندن نظامی استبدادی در کشورمان، در عمل دهه هاست که میلیون ها ایرانی، به واسطه ی سرکوب و ترس، از مطالبه ی منظم و گسترده ی این حق پایه ای انسانی خویش یعنی آزادی دست برداشته و قبول کرده اند که محروم از آزادی زیست کنند. میلیون ها ایرانی با رها کردن حق انتخاب فردی و اجتماعی خویش، راه هایی یافته اند که زندگی با استبداد و حقارت ناشی از آن را برایشان ممکن سازد. جمهوری اسلامی، از نخستین روزهای حیات شوم اش، صدها هزار انسان ایرانی را که در برابر استقرار استبداد دست به مقاومت زدند، اگر به قتل نرساند، سرکوب، زندانی و یا مجبور به ترک وطن کرد.
این امر که نظامی خودکامه به خشونت و سرکوب دست یازد تعجب برانگیز نیست، براساس ذات ضدبشری خویش عمل کرده است. بحث بر سر چگونگی استبدادپذیری میلیونها ایرانیست که، بیشترینشان، به خوبی از ماهیت ضدانسانی حکومت مسلط بر میهن مان آگاهند و با این وجود، "الکی خوش"، روی خود را برمیگردانند. پدیده ای که میتوان آنرا "عدم بلوغ مصنوعی ایرانیان" نامید.
نابالغی خودخواسته
ترس درونی شده ی بسیاری از ایرانیان از رژیم استبدادی حاکم سبب شده برای ادامه ی حیات فیزیکی خود، دست به دامان سازوکاری باطنی شوند تا شرایط را برایشان قابل تحمل سازد. بدین ترتیب در فرآیندی ذهنی، "خودِ" واقعی درونِ خویش را با یک "غیرخودِ" دروغین جایگزین می کنند."خودِ" درون این افراد به خوبی از دزدی، چپاول، جنایت و سوء مدیریت رژیمی که با ایجاد بحرانهای بی سابقه ی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی کشورما را در سراشیبی نابودی قرار داده با خبر است؛ با این وجود به یاری «غیرخود» تربیت کرده ی خویش، ترجیح می دهد که نادانی یا تجاهل۴ بپردازد تا از این طریق برای خویش فرصت داشتن یک شبه زندگی برده وار و حقارت بار را فراهم کرده باشد. این ارجحیت بخشیدن مداوم غیرخود مصنوعی بر خود واقعی روند مسخ ایرانیان را شکل داده و سرعت می بخشد. مسخ یعنی فرورفتن در لباس غیرخود به نحوی که این باور را در خویش و دیگران به وجود آورد که این «خود» واقعی اوست، در حالی که نیست. او این نکته را دلقکی است با صورت خندان و دل گریان می داند اما جرات ابراز آنرا حتی به خود ندارد.
این مسخ شدگان، برای گریختن از خطر اعتراضگری و پرداخت بهای سنگین وفاداری به ارزشهای ذاتی خود، به شکل اختیاری، حق طبیعی انتخاب، و یا به کلام درست تر، خصلت ذاتی انسانیت را از خویش سلب میکنند. «خودِ» واقعی آنها اما از نفی مستمر انسانیتشان به وسیله ی ظالم آگاه بوده و در تضادی دائمی با "غیرخود" مصنوعی درونش است؛ همان غیرخودی که از روی ترس و تجاهل، به مثابه کودکی، انتخاب را به دیگران، به آقابالاسرها و یا به "بزرگترها"، یعنی دیکتاتور و دارودسته اش، واگذار می کند. در این مکانیزم واگذاری حق انسانی و شهروندی خویش به ظالم است که ایرانی واداده باید خویش را تا درجه ی یک «صغیر» حقوقی و یک «حقیر» شخصیتی پایین بیاورد. اما میان «صغارت» و حقارت فرقی است. صغارت صفت ذاتی است، ناشی از امری طبیعی است. یعنی نوبت تحول صغیر به بالغ بطور طبیعی و بدون دخالت عامل بیرونی هنوز نرسیده است. حقارت اما امری عرضی است، یعنی حاصل وجود یک عامل بیرونی است که مفعول را ارادی و عامدانه مورد تحقیر قرار میدهد. پس، صغارت دردآور و رنج آفرین نیست اما حقارت چنین است پذیرش صغارت نیاز به فکر و مماشات و پذیرش و سازش ندارد، اما حقارت دارد.
با این تفاوت که ذکر شد، آن که مورد حقارت قرار می گیرد دائم در درد و رنج و عذاب است و اگر نخواهد بر علیه منبع تحقیر خویش عصیان کند، باید که راهی برای کاهش درد و رنج بیابد. در این جاست که انسانی که روند تولید غیرخود مصنوعی را در خویش آغاز کرده شروع به تربیت این غیرخود می کند و به او می آموزد که به جای تعبیر حقارت از ستمی که بر او می رود آن را به عنوان صغارت ارزیابی کند تا درد و رنجی به همراه نداشته باشد. ستم پذیر ایرانی پیش خود استدلال می کند که اگر بخش آگاه او بتواند این غیرخود درون خویش را به صغارت عادت دهد شاید که دیگر خود واقعی او حقارت را تحمل نکند. این صغارت را به جای حقارت جا زدن اما این گونه بی هزینه هم نیست. نیازمند یک روند پیچیده و پرهزینه ی روان-جامعه شناختی است که در طی آن فرد باید نوعی «عدم بلوغ» فکری-شخصیتی را در خویش پرورش داده، نهادینه کرده و با آن سر کند. این عدم بلوغ ساختگی ایرانی است که به او اجازه می دهد حقارت دردآور تحمیل شده توسط نظام استبدادی-اسلامی حاکم را به صغارت دروغین خویش تبدیل کرده و در نوعی عدم بلوغ مصنوعی عمر به سر کند.
شخص با عدم بلوغ ساختگی خویش، همچون کبکی سر در برف کرده، اززیر بار تقابل با ظلم و ستمی که بر وی روا می رود شانه خالی می کند. او جهل کودکانه ای را برای خود ترتیب می دهد تا آگاهی مسئولیت آفرین انسان بالغ را تجربه نکند. تجاهل (۴) ابزار تعامل او با استبداد است. ستمی را که بر او روا می رود می فهمد اما ترجیح می دهد نشان دهد که آن را نفهمیده، می بیند، اما می خواهد که باور کنند او ندیده است، تحمل می کند اما می خواهد باور کنند که او در حال درد کشیدن نیست. برای همین است که تمام وجودش آثار سوء تغذیه و بیماری و افسردگی و له شدگی فیزیکی و روانی را با خود یدک می کشد، اما باز منکر این است که بدبخت است و با خوردن آبگوشتی پخته شده از گوشت فاسد وارداتی با آب تصفیه نشده ی آلوده به نیترات و نخود کرم زده، احساس خوشبختی می کند. او یاد گرفته که مظاهر بدبختی مطلق را به جای خوشبختی نسبی خویش به خودش جا بزند.
در جامعه ای که از بام تا شام او را غارت و تحقیر می کنند و جسم و روحش را له میکنند یاد گرفته در دنیای جهل خودساخته ی خویش به سر برد و مدیریت این حقارت واقعی را به صغارت ساختگی خویش بسپارد. جهل مصنوعی تنها پناهگاه انسان آگاه اما ترسوست. ایرانی امروز برخلاف پیشنیان دوره ی قاجارش شانس این را ندارد که نداند. از چپ و راست تصاویر و خبر و گزارش در مورد آن چه بر او روا می رود جلوی چشم و گوشش قرار می گیرد. ماهواره را که منشاء آگاهیش است به ابزار ترمیم و تقویت جهل مصنوعی خود تبدیل و تلاش می کند که از برنامه های آگاهی بخش آن بگریزد و به برنامه ها و کانالهای یاری رسان به جهلش پناه برد. و سرانجام این تلاش مستمر برای فرار از دانستن و کوشش جدی برای ندانستن از او یک صغیر شخصیتی-فکری می سازد. یک شبه کودک پنجاه ساله که علیرغم گذر زمان مراقب است که مبادا بدیهیات یک برخورد کودکانه با موضوعات مهم زندگی را از یاد برد. او سرانجام به واسطه ی صغارت خواهی مصنوعی خویش، یک شبه کودک درون در خود پدید آورده و آنرا تا روز مرگش حفظ میکند. مرگی که هر چه زودتر فرارسد او را خوشحال تر می کند، چرا که آگاه است که این تنها مرگ است که آن درد حس شده توسط خود واقعی سرکوب شده اش را آرامش خواهد بخشید. تنها امید خلاصی این شبه کودک در مرگ زودرس اوست.
کودک صفتی فکر شده
این کودک صفتی ساختگی امروزه، به شکل گسترده ای گریبان هموطنان ما، چه در داخل و چه در خارج از کشور را گرفته است. پدیده ای که ناگزیر با خود سیاست گریزی و واگذاری سرنوشت خویش به اراده ی خودکامه و انسان ستیز حکومت را به همراه دارد. با بیان "من سیاسی نیستم " امروزه میلیون ها انسان ایرانی تداوم استبداد را به طور داوطلبانه و آگاهانه، اما در لفافه و توجیه گری های بی پایان، پذیرفته و از آزادی، این حق پایه ای انسانیت خود دست شسته اند. برای فرار از تحقیر مضاعف دلقک وارگی های این شبه کودک صفتی خویش به طور مستمر خود را زبون تر و ترسوتر ساخته اند تا بتوانند تضاد تند میان "خودِ" آگاه و کودک واره ی درون خویش را کمتر سازند. برای آن که رنج انسان نبودن را تحمل کنند، به شکار همه گونه شادی کاذب می روند و در این مسیر آماده اند همه ی مرزهای قابل تصور برای اخلاق و عقلانیت را زیر پا بگذارند. برای فراموشی درد خود به همه رنگ اعتیاد از مواد مخدر، الکل، سکس و قمار پناه می برند و در هر مورد از این ها تلاش می کنند که به شدیدترین و قویترین آن روی آورند تا بلکه روزگار بگذارنند. آنها بدین گونه در تلاشند که تا زمانی که با مرگ "راحت" شوند به چیزی شبیه به زندگی خود را مشغول نگاه می دارند. آنها دیگر قادر به تفاوت میان زنده بودن و زندگی نیستند.
نور بلوغ در شب تاریک نابالغان داوطلب
با نفی انتخاب، این کنش انسان ساز و انحصاری کردن قدرت در دست خودی ها، رژیم خودکامه ی حاکم بر کشورمان عرصه ی سیاست را از تمامی غیر خودی ها، بشنوید اکثریت مطلق جامعه، سلب کرده است. جمهوری اسلامی، با منطق زشت خودکامگی و خودمحوری، با تصمیم گیری و اعمال اراده در تمامی عرصه های فردی و جمعی به میلیون ها انسان ایرانی محروم از آزادی پیامی فلسفی می دهد: "ما با سلب انتخاب آزاد، این حق ذاتی شما، آن چه را که تبلور انسانیت است از شما می گیریم. ما نافی انسانیت شماییم."
بی توجهی به عمق فلسفی این پیام ما را به کژراهه ی ساده نگرانه کشانده و به ما برداشتی نادرست از فرآیند اجتماعی فاجعه باری که در جریان است خواهد داد. استبداد سیاسی، به عنوان عمیق ترین سطح از خودکامگی، برای دوام دراز مدت خویش نیاز دارد عرصه ی سیاست، یا همان حق انتخاب را از انسان ها بگیرد. به کسانی نیاز دارد که خود را به طور جدی و ریشه ای انسان محسوب نکنند. هم از این روی با دگرگونه و تهی کردن انسان ها از ذات طبیعی خویش، آنان را به انزوا کشانده وبدین ترتیب قادر می شود بر کل جامعه ای مسخ شده تسلط یابد. استبداد شهروند نمی خواهد، برده می خواهد. هر آن کس که را که به ارزش ذاتی آزادی پایبند بوده و حاضر به کمر خم کردن در مقابل حاکمیت خودکامه نباشد، به عنوان مزاحم و محارب و منافق و مفسد به دار و شکنجه می کشد. با این همه هستند (اندک) انسان هایی که در همین قحطی پایبندی به ارزش ذاتی آزادی و حق انتخاب، به خود واقعی شان خیانت نکرده و حاضر به تراشیدن یک خود مصنوعی صغیر و کودک صفت نیستند. آنها کسانی هستند که، برخوردار از بلوغ فکری و مصمم، تلاش دارند در برابر به مسخ کشانده شدن دسته جمعی ایرانیان به دست استبداد سیاسی حاکم مقاومت کنند. برای این کار می توان با تکیه بر فلسفه ی روشنگری۵ به مصاف تاریک ذهنی خودساخته رفت. این بسته اندیشی خود بناکرده امری است که طی قرن ها سبب شده مردم ما ظلم و ستم را از روی ترس و یا جهل بپذیرند. پس بالغ در این دیار کسی است که دلیری بهره بردن از اندیشه را دارد تا به سیاهی حاکم و چرایی حاکمیت این شرایط سیاه پی ببرد.
نکته اما در آن است که تنها روشنگری (۵) و دلیری اندیشه نزد بالغان فکری کافی نیست. آزاد اندیشی صد البته پیش شرط کسب آزادی اندیشه است. اما این گرایش دلیرانه به فکر کردن و فهمیدن شرط لازم برای عبور از استبداد به آزادی است، شرط کافی نیست. پس از این مرحله، حال باید این متفکرین، این اهل فکر کردن ها، این افراد به بلوغ فکری و شخصیتی دست یافته دست به کار شوند و شرایط تغییر و دگرگونی نهادینه وضعیت استبداد زده ی حاکم را فراهم آورند. برای بازپس گیری حق انتخاب جامعه ی ایرانی و خروج آن از انزوای سازمان یافته ی حکومتی، اراده ی سازمان یافته ی بالغان فکری لازم است تا بدین وسیله بتوان حق اختیار را به عرصه ی جامعه بازگرداند. در این جاست که ضرورت گردهم آمدن افراد بالغ جامعه برای ایجاد توان و قدرت برای جمع خویش را یاد آور شد. چنین جمع بالغ و مسئولیت پذیری در این مرحله لازم است با آغاز به کار جمعی، تلاشی سازمان یافته داشته و به عرصه ی سیاست بازگردد. در این مرحله است که این جمع سازمان یافته ی افراد بالغ جامعه می تواند انحصار مستبدین بر روی صحنه ی سیاست را به چالش کشیده و آن را تحت فشار تغییر بگذارد. هدف تلاش سازمان دهی شده نیروهای بالغ جامعه اینست که حق انتخاب اعضای جامعه را به عنوان حق انسانی آنها به ایشان بازگرداند.
اگر نظام حاکم انسان ایرانی را منزوی کرده تا بر کشور تسلط یابد، راه برون رفت ما از بن بست سلطه چیزی نیست جز بازگشت به صحنه ی سیاست. چرا که تا این عرصه را پس نگیریم، هرگونه تلاش در حوزه های فرهنگی، اقتصادی و یا مدنی را به رژیمی که انحصار کمابیش مطلق را تمامی آن حوزه ها در اختیار خود دارد خواهیم باخت.هر چه را که ما سال ها ساخته ایم به اشاره ای ویران می کند. حاصل یک عمر کار شهروندی را با یک حکم از میان می برد. پس، نباید حوزه ی سیاست را به دلیل خطر دخالت ورزی در آن به دست رژیم مستبد حاکم بسپاریم تا بتواند از این حوزه همه ی عرصه های دیگر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز تحت تسلط خویش قرار دهد. لیکن حضور شهروندان در حوزه ی سیاست، به گونه ای که از مجرای تعیین شده ی محدود و هدفمند دولتی نباشد ممکن نیست، مگر آن که این شهروندان بالغ چنین کاری را از طریق فعالیت جمعی سازمان یافته صورت دهند. قالب مناسب برای این کار نیز تحزب است.
تحزب ابزار مناسب بالغان
در قالب تحزب، بالغان فکری حضوری فكر شده و سازمان یافته در عرصه ی سياست می یابند، جایی که حق انتخاب جامعه تبلور پیدا می کند. آنها برای حضور در صحنه ی سیاست دیگر به مثابه ی کودک صفتان پراکنده، خودمحور و منزوی عمل نمی کنند. این افراد بالغ می دانند که برای به خدمت گرفتن حوزه ی سیاست باید به طور جمعی و سازمان یافته در صحنه حضور یابند. اینجاست که حزب سیاسی متعارف و مردمی تمام جایگاه خود را باز می یابد. فلسفه ی وجودی یک حزب سیاسی، حرکت در مسیر ایجاد بلوغ ارادی جمعی و گسترده است. تنها انسان هایی که با دلاوری می اندیشند، موفق به رهایی از عدم بلوغ خود خواسته ی خویش خواهند شد و در سایه ی این بلوغ ارادی کسب شده است که قادر خواهند بود برای مقابله با انزوای مصنوعی و تحمیلی سازمان یافته ی حکومتی به عرصه ی سیاست باز گردند.
با کار سازمان یافته، انسان های بالغ تلاش می کنند به بهترین شکل، یعنی در قالب حزب، انتخاب خود را اعمال کنند. حزب به شهروندان خواهان حق انتخاب، اجازه ی حضور و تسخیر صحنه ی سیاسی را می دهد. حزب اجازه می دهد که انحصار استبداد بر حوزه ی سیاست شکست شده و این عرصه در اختیار جامعه قرار گیرد. به این ترتیب در سایه ی مبارزه ی سازمان یافته بازهم سیاست بستر اعمال حق انتخاب فرد می شود.
احزاب مردمی و مدرن محل تجمع و تشکل دلاوران اندیشه ورزی ست که با قدرت سازمان یافته ی خویش و بازگشت به عرصه ی سیاست مایل اند سرنوشت فردی و جمعی خویش را بر مبنای اراده و عقل شکل بخشند. انسان های به بلوغ رسیده محرومیت از حق انتخاب را بر نمی تابند. حزب ابزار سازمان يافته ی بالغان جهت حضور قدرتمند در صحنه ی سياسي است برای فراهم ساختن شرايط بازگشت نهادينه ی حق انديشه ی بی ترس به فرد و حق انتخاب بی ترس به جامعه. حزب نماد سازماندهی بالغین است برای یاری رساندن به خودرهاسازی نابالغین. شکستن انزوای جامعه و شروع به کار جمعی سازمان یافته، آغاز دمکراسی ست. چرا که دمکراسی تنها زمانی برقرار می شود که حوزه ی مدیریت جامعه، یا همان سیاست، در اختیار اعضای آن باشد. حزب باید تلاش کند هموطنان را آگاه سازد که تنها با عبور از کودک صفتی و بازگشت به عرصه ی سیاست است که قادر خواهیم بود حق انتخاب خویش در مدیریت جامعه ای که به آن تعلق داریم اعمال کنند و تا این نشود، نه به معنای خاص کلمه انسان هستیم ونه بالغ.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- کتاب: «آزادی انسان ایرانی» از قول اتین دو لا بوسی نویسنده فرانسوی.
۲- Existential conditions
۳- Historical existence
4 - خود را به نادانی زدن
Enlightenmen یا روشن گری دلیری اندیشیدن برای خود است. از کتاب انسان ها در عصر ظلمت.


منبع : تارنمای کورش عرفانی

امپراتوری در عصر سرمایه: گفتگو با الن میک‌سینز وود

امپراتوری در عصر سرمایه: گفتگو با الن میک‌سینز وود

تنها راه انقلاب کردن است



خاور میانه در آتش جنگ های محلی ، گاهی نیابتی و گاهی با دخالت مستقیم نیروهای امپریالیستی می سوزد و بازار دروغ وافسانه گوئی گرم است. منطقه همچنان میدان رقابت قدرت های بزرگ ، همچنان مرکز گره ئی تضاد های جهانی ، همچنان دروازه ای برای تاثیر گذاری در اروپا و نه کمتر همچنان منطقه ای استراتژیک برای حفظ هژمونی و یا گرفتن سرکردگی بر جهان سرمایه داری است. رئیس جمهور ایا لات متحده آمریکا اوباما در نطق آغاز آخرین سال ریاست جمهوری اش با ر دیگر مدعی شد،آمریکا همچنان ابر قدر ت است و بر نقش سرکردیگش با زور اسلحه، مُصر می باشد. چون اساسا بازیگران جهان سیاسی امروزه همچنان نمایندگان طبقه دارا هستند چنین است واقعیت تلخ کنو نی اوضاع برای مردم جهان اماآنها غیر از توپ وتانک، رسانه های جهان را زیر سلطه داشته ودر شکل دادن به افکار عمومی ، طبق دیدگاه ها و راهکارهای طبقه دارا تاریخ را وارونه جلوه می دهند . جدال دوران کنونی بشریت برای آزادی وبرابری ، برای ایجاد جهانی بدون استثمار انسان از انسان ، بدون ستم وتبیض که مجری چنین تمدن پیشرفته ای طبقه ایست که هیچگونه منافعی در نظام کنونی ندارد را ” بر خورد وتصادم تمدن ها “و جنگ های دینی ومذهبی می نامند. این دروغ بزرگ و افسانه ها برای پوشاندن حقیقت تاریخی است که مارکس یک قرن ونیم پیش با بررسی همه جانبه جوامع بشری با شفافیت کا مل بیان داشت .: مبارزه طبقاتی موتور تکامل جامعه ی بشریست ، دولت ها وماشین دولتی در خدمت طبقا ت حاکم اند و مهمتر اینکه مبارزه ی طبقاتی در روند خود تا آنجا تکامل می یابد که طبقه ای طبقه ی دیگری را با زور وقهر سرنگون می کند و نظام اقتصادی وسیاسی نوینی را طبق منافع خود جانشین می سازد.مارکس و انگلس دو نفر بودند اما بی پروا تاکید کردند، پرولتاریا ئی که زائیده جامعه سرمایه داریست ، خود گورکن آنست و حامل زایش نظام نوینی است که برابری را برای کل بشریت نوید می دهد. اما بورژوازی تنها به مصاف روددروئی اکتفا نمی کند. چه بسا موثر تر توانسته اند از درون به و با اشکال پنهانی از پشت به جنبش انقلابی لطمه زند. هم اکنون در جنبش کارگری چپ ایران ومنطقه ،این آموزش اساسی مارکسیستی را بعضی ها که ادعای ایستادن در سمت طبقه ی کارگر را دارند فراموش کرده اند. جنگ های نیابتی خاورمیانه که امپریالیستها پشت آن هستند ، با نام های شیعه و سنی ،یهودی ومسیحی و یا کرد ، ترک ،فارس وعرب …..پوشش می دهند. بعضی ها پرچم بورژوازی قرن ضد دین را بلند کرده ، مبارزه علیه نمایندگان اسلام افراطی را همتراز با امپریالیسم می دانند وبه غایت انحرافی مبارزه برای سکولایسم را وظیفه جاری پرولتاریا در خاورمیانه اعلام می کنند.
. بگذارید ایران وتکامل مبارزه طبقاتی در جامعه ی ایران را مورد مداقه قرار دهیم تا معلوم شود
چرا پرولتاریا راهی جز انقلاب کردن در پیش ندارد و چرا باید خیا لات واهی را بدور ریخت و راهکار انقلابی طولانی ، سخت وبغرج را همچنان ادامه داد..
ایرانی که پرولتاری آن جزو اولین طبقه ی انقلابی منطقه محسوب می شد ، در یک قرن پیش اولین حزب کمونیست راستین را در دامن جنبش کارگری بوجود آورد ، جامعه ای که در پشت سر پیروزی های چون انقلاب مشروطیت ، مبارزات وسیع ضد امپریالیستی ، برقراری اولین حکومت های شورائی متاثر از انقلاب اکتبر را در پشت خود دارد ،جامعه ای که از سوی دیگر برای مدت پنجاه سال زیر دیکتاتوری سلطنتی برای استقرار یک نظام مدرنیزه سرمایه داری تلاش کرد . ولی حاکمانش سنگ را بستند و سگ را رها کرده ، چپ ، نیروهای مترقی ودمکرات را که حامل افکار علمی و پیشرفته بودند راوحشیانه سرکوب کردند وبرای اینکه مطمئن شوند دیگر چپی سر بلند نکند دین و خرافات را به جامعه تزریق کردند و در آستین خود مار سیاه دارودسته های دینی را پروراند تا با ۱۸۵ هزار حوزه مذهبی در آستانه انقلاب به میدان بیاید و نجات دهنده نظام سرمایه داری شود.نمایندگان دو جناح بورژوازی باید برای جلوگیری از انقلاب وچرخیدن بسود کارگران و زحمتکشان باید زیرچتر گسترده امپریالیسم جناح ظاهرن سکولار غربی زده در برابر جناح مذهبی تسلیم شود .بار دیگر تاریخ تکرار شد ولی اینبار خنده دار جلوه کرد که رفتن شاه به سر تیتر روزنامه تبدیل شد. همانطور که شاه سلطان حسین صفوی تاجش را به اشرف افغان اعطا کرد ، محمد رضا شاه که چند سال قبلش در سطح جهانی با پول مردم ایران قمپز کورش ۲۵۰۰ سالهاش را در می کرد تاج وتختش را رها کرد و از ترس انقلاب ، به چاکران ،فدائیان خود خیانت کرد ، تاهمه بدست جلادان داعشی قتل عام شوند .حاکمان جدید با اینکه ادامه دهندگان طبقه سرمایه دار بودند اما هار وگرسنه در برابر خیزش نیروهای انقلابی به جنایات بیشتر از پیش دست زدند ، آنها کشتند ، خوردند و بنا بر سنت حجاز بردند وغارت کردند. امروز که خوب به تاریخ صد ساله روند صعود بورژوازی به طبقه حاکم بنگریم می بینیم بورژوازی هیچگونه خیال واهی نسبت به طبقه کارگر ،نسبت به کمونیستها چه در دورهی حکومت سلطنتی و چه در دوره حکومت ولایت فقیهی نداشته است. در هر دو رژیم چه در تبلیغات ضد کمونیستی وچه در سرکوب خشن شکنجه واعدام اساسا یک جور عمل کرده اند و امپریالیسها در همه جا با آنها همدست وهمراه بوده اند.چنین است اساسی ترین درس تاریخی مبارزه طبقاتی در ایران. شناخت دشمن را با شناخت دوستان تکمیل کنیم. .ببینیم در سمت پرولتاریا چگونه اوضاع تکامل یافته است .
پانزده میلیون نیروی کار با خانواده شصت میلیونی بزرگترین تغییر مادی واجتماعی جامعه ماست و سر مایه داری همچنان که مارکس داهیانه پیش بینی کرد گورکن خود را در دامنش بوجود آورده است .اما همانطور که اشاره شد کمونیست های ایران با قربانی های فراوران و شکست هایی هولناک، در این صد سال گذشته، لطمه ای بس سنگین خورده اند اما هیچگاه از پا نیایستاده اند، خون ها را پاک کرده اند و نسل اندر نسل به مبارزه همچنان ادامه داده اند. جنبش کمونیستی و سوسیالیستی.امروز بر بستر مبارزات پانزده میلیون کارگرا ن در صحنه تولید وسرویس به امر انقلابی ادا مه میدهند. صد سال تکامل ومبارزه جنبش کارگری از صفوف خود انسان های آگاه و با درایتی را به جامعه ارزانی کرده است. ما در همین چند ماه پیش شاهد کشتن شاهرخ زمانی ومرگ کورش بخشنده بودیم.آنها تنها نبودند ونیستند. این یکی از تحولات بزرگ تاریخی در جنبش کارگری ایران است. که اینبار از میان کارگران خود به امر سازماندهی نه تنها صنفی بلکه مهمتر به امر سازماندهی حزب انقلابی و اتحاد بزرگ تودهای راساَ می پردازند. آنها دراین راستا و با جمعبندی درست از تاریخ مبارزه طبقه خود به چنان درجه ی رشد رسیده اند که به گرایشات راست ناشی از نفوذ عناصر خرده بورژوازی در رهبری جنبش چپ، قاطعانه برخورد دارند
شاهرخ زمانی ، کورش بخشنده نمونه هائی خوبی هستند.. شاهرخ زمانی با بکار برد اصول مارکسیستی و آگاهی به تاریخ جنبش کمونیستی ایران وجهان یکسال قبل از کشته شدنش بدست نمایندگان جنایتکار رژیم جمهوری اسلامی از درون زندان با دقت و موشکافی به جنبش کارگری و نیروهای چپ که اپورتونیستهای راست که نمایندگی شان را کسانی چون حکیمی و اسانلو دارند ، هوشیار داد. او خطر اساسی دربرابر گسترش مبارزات در حال رشد کارگری را
این گرایش راست در جنبش کارگری می دانست ، گرایشی خطر ناک که در سطح داخلی مورد پشتیبانی همه جناح های بورژوازی ایران چه لائیک وچه دینی است و در سطح جهانی با خط عمومی امپریالیسم آمریکا خوانائی دارد و درست بدین خاطر مورد پشتیبانی است. “نرمش قهرمانه ” خامنه ای شباهت هائی با در های باز تین سیائو پینگ چین دارد.. تابحال طبقه کار گررادر نظام بسته ی بوروکراتیک با تسلط پاسداران استثمار می کردند و با سیاست جدید دزدان جدیدی را با خود همراه می کنند و با چراغ می آیند و به استثمار شدیدتری می پردازند. اینجاست که باید به عامل کلیدی برای درک اوضاع خاورمیانه برگردیم. شاید خوب بدانیم که سیاست خارجی هر کشوری بازتابی از سیاست طبقاتی داخل آن کشور است و مارکسیست ها براین نظر مهر تائید زده اند که جنگ ادامه ی سیاست با وسائلی دیگر است .
دوستان ما کیستند ؟ دشمنان ما کیا هستند ؟اگر در گذشته درباره مرحله ی تکاملی جامعه تفاوت هائی موجود بودویا در باره نقش دهقانان در انقلاب تاکید می شد امروز دیگر نه کسی از شیوه تولید آسیائی حرفی می زند ونه کسی از جامعه ی نیمه مستمره _نیمه فئودال سخنی بمیان می آورد.سر مایه داری با تمام تفاوت هایش در مقایسه با جوامع متروپل جهان را چون گاو وحشی در نوردیده و دنیا را سراسر به سیمای خودش در آورده است. امروز دیگر انقلابیون نه به تئوری فوکوی چه گورا ، نه به راه محاصره ی شهر ها از طریق دهات بر می گردند. امروزه همه راه های انقلابی پیشنهادی به شهرها ، به طبقه کارگر و متحدینش ختم می شوند..
بنابراین با توجه به وضع کنونی جهانی ، منطقه ای ،باتو جه به صف آرائی طبقاتی موجود بدرستی می توانیم تاکید کنیم که همه جنگ های جاری در خاورمیانه زیر هر نام ونشانی طبقاتی اند.هرگونه لاپوشی در این زمینه خدمت به بورژوازی و دشمنی با طبقه کارگر است..
لنین یکی از سه عامل اساسی پیروزی انقلاب اکتبر را ، سیزده سال مبارزه بی امان علیه اپورتونیسم در جنبش کارگری اروپا بر می شمارد. نقش بر جسته ی لنین هنگامی موثر واقع شد که توانست نشان دهد جنگ های بین کشورهای اروپائی ، ادامه ی سیاست های طبقات حاکم در داخل است. پرولتاریا همانطور که در داخل با سرمایه دارها در مبارزه است باید در ادامه سیاست خود همچنان با سیاست های جنگی آنها مبارزه کند. او راه پیشروی به جلو را در آن زمان بحرانی را با تحلیل از رشد سرمایه به مرحله ی امپریالیسم و افشای اپورتونیسم راست کائوتسکی که نقش امپریالیسم را درک نمی کرد نشان داد. امروز همان اپورتونیسم دو باره در جنبش کمونیستی سر بلند کرده است کسانی پیدا شده اند که امپریالیسم را به این عظمت وبزرگی با هزا ران پایگاه های نظامی نمی بینند و اگر هم نمی توانند کتمان کنند ، کمرنگ نموده یا در ردیف یکی از کشور های سرمایه داری دیگر قرار می دهند. آنها در حقیقت با اینکار آموزش های اساسی لنین را در باره امپریا لیسم زیر پا می گذارند. قبل از لنین کسانی بودند که امپریالیسم را شناخته بودند ، آنچه لنین کرد نتیچه گیری او در سیاست جهانی پرولتاریا در دوران تاریخی نوین تکامل سرمایه داری یعنی دوران امپریالیسم بود. بدون درک نقش تغییر یافته سرمایه در دوران امپریالیسم، و ماهیت جدال بزرگ کنونی طبقاتی که دو جنگ بزرگ جهانی را در عقبگاه خود دارد ، حزب انقلابی طبقه کارگری نمی تواند دارای برنامه وسیاست راستینی باشد. بحران کنونی خاورمیانه شرائطی را بوجود آورده تا بار دیگر احزابی را که مدعی نمایندگی طبقه کارگرند ، مورد سنجش قرار گیرند. همانطور که در جریان انقلاب ۵۷ پراتیک انقلابی سریع اجتماعی طلا را از شن جدا کرد و اپورتونیسم راست در جنبش کارگری را فاش ساخت، امروز هم پراتیک دارد احزاب و سازمان های چپ را بار دیگر به چالش می کشاند…صد سال مبارزه طبقه ی کارگر ایران گواهی است براین حقیقت که اپورتونیسم راست که پایه طبقاتی اش را اساساَ خرده بورژوازی تشکیل داده ، مبارزات پر افتخار کارگران، زحمتکشان را به کجراه ودر نتیجه شکست کشیده است. . نقد گذشته نه به معنی نفی جنبش پر افتخار طبقه کارگر و پیشروان از خود گذشته آن که هزارانشان جان خود را بی دریغ فداکردند است بلکه نشان دادن درایت کنونی ادامه هندگان همان راه است که توانسته انگشت روی انحرافات بگذارند ،به درستی گذشته را جمعبندی کنند و با درس گیری از گذشته، چراغ راهنمائی را برای پیشروی روشن نمایند. بنظر میرسد کارگران پیشروی آگاه در دهه ی اخیردر جریان مبارزات اجتماعی و بویژه در تنگاتنگ با مبارزات کارگری ، توانسته اند مشی وبرنامه ی درستی را که از شرائط مشخص نشات می گیرد پیش نهند.کلیه کمونیست های صادق و وفادار به طبقه کارگر بدور از سکت ها و فرد گرائی های خود باید به رهنمود های آنها توجه کنند . آیا خواندن سرود انترناسیونالیسم در مراسم خاک سپاری کورش بخشنده جوابی محکم به حکیمی ها و اسانلو ها نبود،آیا شرکت انبوهی از کارگران در شرائط امنیتی تبریز در خاکسپاری شاهرخ و فریاد آنها که راه شاهرخ را ه ما ست مرزبندی با اپورتونیسم راست در جنبش کارگری و کمونیستی نام دیگری می شود به آن گذاشت.آنها با کار طولانی در میان طبقه کارگر ، با ارتباط با جنبش های اجتماعی از کوچک وبزرگ و از همه مهمتر در تحت سلطه ی امنیتی حکومت با کار مشخص با افراد توانستند در سطح قابل تماسشان بدیلی در برابر بورژوازی حاکم شوند و پرچم کارگری را بعنوان بدیل سوسیالیستی به اهتزاز در آورند. آن ها در گفتار وکردارشان به پرسش اساسی بدیل سوسیالیستی در برابر حکومت سرمایه پاسخ داده اند، دوستان و دشمنان طبقه کارگر کیا هستند ؟
چاره کارگران اگر وحدت وتشکیلات است چکار باید کرد ؟ کدامین تاکتیک و سیاست زودتر ،بهتر به این امر خدمت می کند؟ شاهرخ زمانی در این سالها قدم به قدم به این پرسش ها پاسخ گفته است بر روی پرچمی که بدست گرفته بو د سه شعار استراتژیک را حک کرده است :
اول
سازماندهی کادر های پیشرو طبقه کارگر ، که در پیوند فشرده با طبقه خود ند و می توانند از پوشش طبقاتی خود استفاده کنند و در میان آنها مخفی باقی بمانند ، این پایه ریزی حزب نوینی انقلابی است که مبارزه طبقاتی جاری بدان احتیاج مبرمی دارد.
دوم
سازماندهی جنبش جاری در حال رشد کارگری در هر شکل و فرمی که مبارزات عملی خود طبقه کارگر با توجه به تفاوت ها ، بوجود آورده تا سطح سراسری که بدینوسیله و با اینکار بشود بر ضعف و پراکندگی نیروی کارگری در مبارزات در حا ل رشد ش فائق آید .
سوم
ایجاد اتحادی بزرگ از کلیه ی نیروهای ستمدیده ی جامعه که خواهان تغییر انقلابی جامعه به رهبری طبقه کارگر هستند. این نکته آخر را شاهرخ با درایت کامل در این سا لهای زندان به پیش می برد.
حال با توجه به گذشته و وظائفی که در پیش پای پیشروان سیاسی طبقه کارگر قرار دارد با اوضاع کنونی خاور میانه چگونه باید برخورد کنیم ؟
تنها راه انقلاب کردن است
کارگران و زحمتکشان ، کلیه ی توده های ستمدیده ، نیروی بس عظیمی را تشکیل میدهندو آنها هستند چنانچه بر خیزند ، متشکل شوند ، فدراسیون سراسری خود را در جریان مبارزه بوجود آورند ، چنانچه پیشروان آنها همراه نیروهای چپ انقلابی در تنگاتنگ با مبارزات طبقه کارگر حزب اتقلابی خود را بوجود آورند و با دود ست توانای خود حزب انقلابی و فدراسیون سراسری حلقه ی اتحاد بزرگ کلیه ی اقشار انقلابی را محکم در بر بگیرند آنوقت است که نیرویشان شکست ناپذیر خواهد شد. خاورمیانه را تنها با پرچمی سرخ ، با بدیلی سو سیالیستی و با صف متحد کارگران در پیشاپیش آن می توان از شر طبقات دارا و امپریالیسم نجات داد.


وفا جاسمی

به مناسبت بیست و نهم اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران


دیگربار با روز پایانی سال، خاطره ی بیست و نهم اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت در ایران، تجدید می شود. خاطره ای که در وجود هر ایرانی وطن دوست و با فرهنگ احساس سربلندی و غرور ملی را با شادمانیِ حاصل از فرارسیدن نوروز فرخنده همراه می سازد.
64 سال پیش دکتر محمد مصدق موفق شد با تصویب دو قانون ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس که تا آنزمان همانند اهرم اِعمال قدرتِ دولت انگلیس در ایران عمل می‌کرد، آزادی و استقلال ایران از نفوذ و تسلط بیگانه بر صحنه ی سیاسی و اقتصادی کشور را به ملت ایران باز گرداند.
موفقیت مصدق در این مبارزه ی شگرف با نیرومندترین قدرت استعماری آنروز، با برخوداری وی از پشتیبانی گسترده ی ملت آگاهِ به منافع خویش و همچنین همراهی و همکاری و جانفشانی های بی‌دریغ زنان و مردان کشور و بالاخص شخصیت‌های فرهیخته ی سیاسی و فرهنگی و احزاب ملی متشکل در جبهه ی ملی ایران تحقق یافت.
مصدق مفهوم ملت را که در قانون اساسی تصریح شده اما در سالهای حکومت رضاشاه به فراموشی سپرده شده بود، زنده کرد. او ملت ایران را که در عصر دیکتاتوری ۱۵ ساله ی رضاشاه عملاً از عرصه ی سیاست بیرون رانده شده بود، دوباره وارد میدان کرد و همین اقدام وی باعث محبوبیتی بیش ازاندازه در میان قاطبه ی مردم شد. به قول مهندس احمد زیرک زاده:''سرّ بزرگی و عظمت دکتر مصدق در رابطه او با مردم ایران است''.
مصدق همواره مردم را در جریان اقدامات خود قرار می‌داد و درتمام دوره ی نخست وزیری سخنرانی های خود و سایر مذاکرات مجلس را از رادیو به اطلاع عموم می رساند؛. امری که برای بسیاری از نمایندگان مجلس که به فراکسیون ملی تعلق نداشتند ناخوشایند بود و لذا با مخالفت آنان روبرو می شد.
جایگاه باطنی و واقعی مصدق در میان اقشار و طبقات ملت و مقام والای سیاسی او در افکار عمومی، یکی از علل تشدید بدخواهی ها و کین توزی های محمدرضاشاه و آیت الله کاشانی نسبت به وی شد. تا جائیکه این دو، یکی در مقام سلطنت و دیگری در مرتبه ی رهبر سیاسی ـ مذهبی از توسل به هیچگونه توطئه علیه نخست وزیر محبوب ملت اِبا ننمودند و با شرکت در تمهید مقدمات کودتای ننگین ۲۸ مرداد برای همیشه مورد نفرت مردم حق شناس ایران قرار گرفتند.
دشمنان قسم خورده ی آزادی و استقلال ایران پس از اینکه از طریق توطئه ها و کارشکنیهای دائمی برای مقابله ای کاری با مصدق و سقوط دولت او به نتیجه نرسیدند، راهی جز توسل به کودتای نظامی نیافتند. کودتایی که نقشه و برنامه اش توسط آنتونی ایدن و جان فاستردالس ریخته شد و با شرکت معدودی از افسران خود فروخته و خیانتکار وهمچنین یورش اوباش «تاجبخش» به خیابانها به اجرا در آمد.
62سال بعد از کودتا، در حالیکه مقامات رسمی انگلستان و آمریکا به دخالت خود در کودتای ۲۸ مرداد اذعان دارند و در اوضاعی که بسیاری از مقامات بلند پایه ی آمریکا همچون بیل کلینتون، مادلن اولبرایت، باراک اوباما و اخیراً سناتور برنی ساندرز از ملت ایران معذرت خواسته اند، سران و گردانندگان فاسد و ضدایرانی نظام جمهوری اسلامی با بی شرمیِ غیر قابل تصور، از یکسو دست وپا می‌زنند که خود را وکیل ملت ایران بنمایانند و بنام ملت اعاده ی حق کنند و از دیگر سو، بنا به خصلت ضد ملی خود، بیش از سه دهه است که راه همان ملت را برای حضور بر مزار مصدق، ابرمردی که در ۲۹ اسفند ۱۳۳۰ بنام ملت ایران بر قدرتمندترین دولت استعماری آنزمان پیروز شد، مسدود کرده اند.
تفاوت فاحش میان نیاز ملت به حضور در احمد آباد و قدردانی اش از مصدق با رفتار سخیف رهبر و مابقی عناصر رذل دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی نمونه‌ای گویا از وجود شکاف عمیقی است میان ملت و نظام حاکم و نشانی است بارز از گسستگی پایدار میان مردم و حکومت.
همانطور که کینستانیِ ۲۵ ساله ی شاه از مصدق در مردم ایران تأثیر معکوس گذاشت و دکتر شاپور بختیار در اولین فرصت دوران حکومت ملی خود و در زمانی که هنوز شاه در ایران بود به عنوان نخست وزیر و به نمایندگی ملت ایران برای ادای احترام و تجلیل از معلم بزرگ خود و رهبر نهضت ملی ایران بر مزار مصدق حاضر شد و در مقابل او سر تعظیم فرود آورد، به همان اندازه دشمنی و خصومت ۳۷ ساله ی جمهوری اسلامی با مصدق نیز بر تنفر ملت از حکام بی‌شرم کنونی افزوده و همه ی شواهد نشان می دهد که از هم اکنون خشم ملت ارکان بساط اینان را متزلزل ساخته است.
گسستگی پایدار میان مردم و حکومت در نظام فقاهتی چنان است که مردم همواره مِهر مصدق را در دل میپرورانند و یاد او را زنده می‌دارند در صورتیکه بردن نام مصدق هربار همچون خاری برچشمان بی بصیرت حکام جمهوری اسلامی می‌نشیند و لرزه بر پیکرشان می اندازد.
نهضت مقاومت ملی ایران ۲۹ اسفند ۱۳۹۴ را همراه با همه ی ملیون ایران و همگی آزدایخواهان و طرفداران دموکراسی و استقلال برای ایران جشن می‌گیرد و با امید هرچه بیشتر برای تحقق اتحاد نیروهای ملی به منظور پیگیری مبارزه‌ای که باید دیر یا زود به برچیدن نظام توتالیتر مسلط بر ایران برسد، به پیشباز نوروز رفته با ذکر بیانات مصدق که حاوی قدردانی وی از ملت ایران در جریان نهضت ملی است، این یادبود خجسته را به پایان می‌رساند: ''هموطنان عزیز، یک اصل ثابت و تغییرناپذیر برای حکومتی که به افکار عمومی تکیه دارد این است که هروقت با مشکلی روبرو می‌شود به منبع قدرت و سرچشمه ی لایزال نیروی ملت متوجه می‌گردد و موجبِ نهضت بزرگ و عظیم ملی را در جریان حوادث و تحولات اوضاع می گذارد.
محتاج به گفتن من نیست بلکه دنیا نیز آگاه است که رستاخیز بیسابقه و جنبش پرافتخار اخیر ایران را هیچکس جز ملت شالوده گذاری نکرده و این دست توانای ملت است که با تمام بی اسبابی اقدام‌های تخریبی 150 ساله ی اجنبی و شبیخونی که حریف کهنه کار بر خزائن مادی و معنوی کشور ما زده است، قوای اهریمنی استعمار را درهم شکسته و طومار غارتگریهای نیم قرنی او را برای ابد درهم پیچیده است.''
ایران هرگز نخواهد مرد

نهضت مقاومت ملی ایران
شنبه، ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۴ - برابر ۱۹ مارس ۲۰۱۶
Namir.info

انتصابات رژیم اشغالگر اسلامی حاکم بر میهنمان، میان الگوی چینی و مدل کره شمالی


حسن هاشمیان

سپاه پاسداران و مافیای نظامی – روحانی حاکم با رد صلاحیت نامزدهای رقیب در دو انتخابات پیش رو، تلاش می‌کنند به مدل کره شمالی نزدیک شوند. اکنون عملا در 3 استان کشور تعداد نامزدهای مجلس خبرگان به اندازه تعداد کرسیها برای همان استان‌ها است
ابتدائی‌ترین حق سیاسی یک شهروند در جامعه آزاد، شرکت در انتخابات است. اما در جمهوری اسلامی این حق با ابزارهای مختلف مصادره می‌شود و در خدمت «مجموعه حاکم» قرار می‌گیرد. در ۳۷ سال گذشته، انواع انتخابات در ایران برگزار شده است اما نه بدنه اصلی مجموعه حاکم و نه افکار و برنامه‌های آنها تغییری نکرده است. همچنین در ایران هیچ‌گونه ارتباطی میان شکست‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گروه حاکم و نتایج انتخابات وجود ندارد.
علی خامنه‌ای و “مردان ولی فقیه”، حداقل در ۲۶ سال گذشته مسؤول تمام برنامه‌های فاجعه‌باری است که بر مردم تحمیل شده و نتایج مخربی بر زندگی تک تک شهروندان گذاشته است اما نتایج انتخابات، دوباره همین افراد را بر سر کار ابقاء کرده است. چنین نتایجی بدان معنا است که گویی شهروندان ایران حامی چنین برنامه‌های مخربی هستند یا از نازل شدن عذاب اقتصادی و اجتماعی در زندگی شخصی خود استقبال می‌کنند.
اما واقعیت مسأله این است که جمهوری اسلامی با ابزاری بنام «شورای نگهبان» در معرفی نامزدها و سپاه و بسیج در اجرا و شمارش آرا، حق انتخاب آزاد را از مردم ایران گرفته و تأثیر «اراده ملی» بر گروه حاکم و برنامه‌های آن را به حداقل رسانده است. قبل از آن نیز زیرساخت‌های جامعه آزاد مانند فعالیت احزاب سیاسی مستقل از دولت،مطبوعات آزاد و نهادهای جامعه مدنی توسط وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه نابود شده است؛ تجربه‌ای که بیشتر نظام‌های استبدادی از آن استفاده می‌کنند و دیکتاتوری در پوششی از دموکراسی ظاهری تداوم می‌یابد.
مقایسه انتخابات ایران با الگوی چینی
۱- در انتخابات چین، نامزدهای انتخاباتی از سوی حزب کمونیست یا احزاب تحت رهبری آن یا نمایندگان آنها به کمیته دائمی امور اجرائی معرفی می‌شوند و بر این اساس عملا نظام سیاسی تک حزبی تثبیت می‌شود. در جمهوری اسلامی مافیای نظامی – روحانی حاکم نظام سیاسی خود را تک حزبی نمی‌داند اما عملا تمام سازوکار یک نظام تک حزبی را به کار می‌گیرد و در برخی زمینه‌ها از آن فراتر می رود.
به عنوان مثال در چین تنها نامزدهائی نمی‌توانند در فرآیند تک حزبی معرفی کاندیداها در انتخابات شرکت کنند که قبلا در محاکمات درون حزبی از حق سیاسی محروم شده باشند. بیشتر وقت‌ها، این محرومیت ناشی از «فساد سیاسی» یا «فساد اقتصادی» هستند اما در ایران، فرآیند «رد صلاحیت» هیچ معیاری ندارد و بیشتر به سلیقه و میل گروه حاکم بر می‌گردد.
این فرآیند حتی برای نزدیکان خود نظام نیز مصداق دارد و بدون در نظر گرفتن فساد سیاسی یا اقتصادی، بر موضع‌گیری افراد در برابر مجموعه حاکم تأکید می‌کند. بر خلاف چین که حود را نظامی تک حزبی می‌داند، علی خامنه‌ای سیستم سیاسی خود را «دموکراسی دینی» نام نهاده است.
۲- نظام انتخاباتی چین، فرآیندی از پائین به بالا است. یعنی در قاعده جامعه ابتدا مجالس محلی توسط رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند و سپس اعضای این مجلس، مجالس بالاتر خود را تعیین می‌کنند. این فرآیند یک نوع فیلترینگ سیاسی از پائین به بالاست که به جز اعضای حزب واحد کس دیگری نمی‌تواند وارد آن شود. بنابراین چنین مکانیسمی جائی برای ورود دیدگاه متفاوت باز نمی‌کند و انتخابات را فقط در یک رنگ و یک قالب تداوم می‌دهد.
در جمهوری اسلامی مکانیسم فیلترینگ سیاسی را در بالا قرار داده‌اند. این ابزار اجازه می‌دهد که شهروندان ایران بصورت «توده‌وار» و فله‌ای خود را نامزد کنند اما درصد خیلی بالائی از آنها رد صلاحیت می‌شوند. در انتخابات ریاست جمهوری در ایران گاهی وقت‌ها رد صلاحیت به بیش از ۹۹ % می‌رسد. تعداد بالای نامزدها خارج از رقابت‌های آزاد حزبی این امکان را به شورای نگهبان می‌دهد که خود را در حذف این همه نامزد محق ببیند.
اکنون بیش از ۳۷ سال از عمر جمهوری اسلامی می‌گذرد اما شورای نگهبان عمدا این روش نامزد شدن برای انتخابات را ادامه می‌دهد و از هرگونه فعالیت آزاد حزبی به ویژه در انتخابات پارلمانی جلوگیری می‌کند. در ایران حتی احزابی که توسط دولت‌های پیشین در نظام جمهوری اسلامی تشکیل شدند از رقابت در انتخابات باز می‌مانند اما لیست‌های انتخاباتی وجود و پایداری بیشتری نسبت به احزاب سیاسی دارند، اگرچه برای این لیست‌ها هیچ مرز حزبی وجود ندارد و بر حسب مصلحت نظام و منافع افراد و گروه‌ها با یکدیگر تداخل دارد. در چنین سیستمی همیشه راه حذف و تعدیل برای مجموعه حاکم باز گذاشته شده در حین اینکه با هیچ وسیله‌ای نمی‌توان خود مجموعه حاکم را تغییر داد.
۳- در چین مجلس نظامیان، مستقل از سایر قشرهای اجتماعی انتخاب می‌شود. در این مجلس هم نامزدها و هم رأی دهندگان از میان نظامیان انتخاب می‌شوند. اما در ایران مجلس خبرگان که مخصوص طبقه روحانیون است و مهم‌ترین وظیفه سیاسی کشور را به عهده دارد، به افراد غیر روحانی اجازه ورود نمی‌دهد اما از آحاد ملت می‌خواهد که تعدادی روحانی را انتخاب کنند. این مجلس به روحانیونی که اندک اختلافی با مجموعه حاکم داشته باشند نیز اجازه ورود نمی‌دهد. این مجلس مانند کنگره خلق چین که بالاترین مجلس در آن کشور به حساب می‌آید سالی چند مرتبه تشکیل جلسه می‌دهد با این تفاوت که در کنگره خلق چین همه قشرهای اجتماعی در قالب حزب کمونیست حاضر هستند اما در مجلس خبرگان فقط نمایندگان فیلتر شده طبقه روحانی حق حضور دارند.
۴ -در چین، این نظام انتخاباتی بسته نسبتا با دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی برای شهروندان آن کشور همراه بوده است و نمی‌توان آن را کاملا منفی درجه بندی کرد. چین اکنون یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیا است و در زمینه اجتماعی توانسته پر جمعیت‌ترین کشور دنیا را سازماندهی کند. اما جمهوری اسلامی بعد از تنش‌ها و خرابی‌ها، غرق در فساد اقتصادی و اجتماعی شده و میلیاردها ثروت کشور را در سیاست های غلط داخلی و خارجی به هدر داده است. با این همه، سیستم انتخابات کشور باز همین افراد فاسد و تبهکار را بعنوان نماینده مردم بر ملت تحمیل می‌کند.
مدل کره شمالی
بارها از سرداران سپاه شنیده شده که قبل از «رأی ملت»، گفته‌اند که اجازه نخواهند داد افرادی به غیر از آنچه آنها می‌خواهند وارد مجلس شوند. این نوع نگرش دقیقا همان مدل کره شمالی است. انتخابات در کره شمالی در ۶۸۷ حوزه انتخابیه برگزار می‌شود و هر یک از حوزه‌ها فقط یک نامزد دارد. رأی دهندگان فقط حق دارند به آن نامزد آری یا نه بگویند. به عنوان مثال کیم جونگ اون رهبر فعلی کره شمالی در انتخابات سال ۲۰۱۳ در حوزه ۱۱۱نامزد بود و توانست با ۱۰۰ درصد آرا پیروز انتخابات شود.
حوزه ۱۱۱ در کره شمالی مانند صندوق ۱۱۰ تهران مقدس به حساب می آید. این حوزه در کوه پاکتو در شمال کره شمالی و در نزدیکی مرز چین واقع است و کیم جونگ ایل رهبر قبلی کره شمالی در آنجا به دنیا آمده و از همان جا کاندیدای مجلس عالی خلق می‌شد. اکنون فرزند او به پاس این سنت در همین حوزه نامزد می‌شود. در جمهوری اسلامی نیز تلاش شده رأی دادن خمینی در صندوق ۱۱۰تهران بعنوان یک سنت انتخاباتی توسط علی خامنه‌ای تکرار شود.
اما مهم‌تر از این، سپاه پاسداران و مافیای نظامی – روحانی حاکم با رد صلاحیت نامزدهای رقیب در دو انتخابات پیش رو، تلاش می‌کنند به مدل کره شمالی نزدیک شوند. اکنون عملا در سه استان کشور تعداد نامزدهای مجلس خبرگان به اندازه تعداد کرسی‌ها برای همان استان‌ها است. در خوزستان شش نفر برای پنج کرسی رقابت می کنند و در مازندران هفت نامزد از جمله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه برای تصرف چهار کرسی مجلس خبرگان صف آرائی کرده‌اند.
در انتخابات مجلس نیز برای بیش از ۱۸۰ نامزد سپاه پاسداران در سطح کشور رقیب جدی وجود ندارد و آنها در حوزه های دیگر مانند تهران امکانات حکومتی را برای پیروزی خود بسیج کرده‌اند. با چنین رویکردی جمهوری اسلامی عملا به مدل کره شمالی نزدیک می‌شود و رسانه‌های وابسته همانند گذشته انتخابات جاری را نشانه دموکراسی دینی حاکم و انتخاباتی پرشور معرفی خواهند کرد.
در این میان برخلاف برخی تفاوت‌های اندک در سیستم انتخاباتی سه کشور، وظیفه رسانه‌ها در این کشورها یکسان است و آن واژگون نمودن حقایق و نشاندن دروغ به جای حقیقت است. در این سه کشور، در روز برگزاری انتخابات که در بیشتر کشورهای دموکراتیک، رسانه‌ها حق فعالیت انتخاباتی ندارند، رسانه‌ها به جنگ تبلیغاتی شهروندان خود می روند. در جمهوری اسلامی مردم بمباران تبلیغاتی می شوند. هیچ یک از رسانه‌ها از کارنامه نامزدها، برنامه‌های قبلی آنها و کارنامه سابق آن‌ها و پیامد رویکردهایشان در جامعه سخنی نمی‌گوید بلکه بر برانگیختن احساسات قومی، ملی و مذهبی در جهت شرکت در انتخابات متمرکز می‌شوند. این چنین است که یک انتخابات دیگر در ایران رقم می‌خورد در حالی‌که حکام و برنامه‌های آنها تغییر نمی‌کند.


منبع : رادیو زمانه

انتخابات و شباهت‌های ناگزیرِ تاریخی!


مسعود نقره‌کار
شباهت‌های ناگزیر صنیع حضرت و مقتدر نظام با حسین همدانی و محمدرضا نقدی همان شباهت‌های شیخ فضل‌الله نوری و سیدعلی یزدی و میرزا ابوطالب زنجانی با روح‌الله خمینی و رفسنجانی و خامنه‌ای‌ست. موجوداتی که اعلام کرده‌اند فقط در یک قلم ۵ هزار تیغ‌زن و قمه‌کش در اختیار دارند که برای رای دادن، تقلب و ارعاب به پای صندوق‌های رای ریخته می‌شوند تا به مدد "انزال سکینه‌ی الهی" نامشروعی را مشروع جلوه دهند
پرده اول
در"...شهر تهران درباریان به خیال می افتند یک دسته ملت نما در مقابل مشروطه خواهان بتراشند...به خیال میافتند اراذل و اوباش تهران را که سال هاست مصدر شرارت می باشند دورخود جمع کنند و از آنها استمداد نمایند. لهذا به دستور کامران میرزا و مباشرت آقابالاخان سردار افخم که در این وقت رئیس قورخانه است دو نفر از اجزای قورخانه را که یکی خسرو خان مقتدر نظام است و دیگری سید محمد خان صنیع حضرت، یکی سردسته مشتی های سنگلج و دیگری سردسته مشتی های چاله میدان برای این خدمت انتخاب می کنند و پول و خلعت داده و امیدوارند هر یک از آنها مَشتی های محله خود را همراه کرده مهمانی نمایند، این دو دسته را که سال هاست باهم کدورت دارند صلح داده با یکدیگر مراوده و معاشرت نمایند..." (۱)
صنیع حضرت در مبارزۀ مشروطیت پیوسته دولتیان را یاری داد و جمعی از اوباشان را فراهم آورد وبه مجلس تاخت. " روز بیست و سوم آذر(۱۲۸۶/ نهم ذوالقعده ٔ ۱۳۲۶ هَ . ق) گروهی از بی سر و سامان های چاله میدان به سردستگی صنیع حضرت هر کدام از کوی خود راه افتاده رو بسوی مسجد سپهسالار روانه شدند... امروز انبوهی از انجمن ها در مدرسه ٔ سپهسالار می بودند. اوباشان زمانی بودند و بیاسودند، ناگهان به هیاهو برخاستند و به مجلس و مشروطه دشنام ها سرودند و با این هایهوی و عربده از مدرسه بیرون آمده ، رو بسوی مجلس نهادند... و چون در جلسه ٔ بیست و سوم (نهم ذوالحجة)، محمدعلیشاه مجدداً با مشروطه خواهان دوستی کرد و دستور داد اوباشان را دستگیر کنند. صنیع حضرت پنهان شد و او را درخانه ٔ پدرزن خود دستگیر کردند که در میان آنان گریخته بود. سرانجام در روز دوشنبه ٔ ۱۳ بهمن (بیست ونهم ذوالحجة) بموجب رأی عدلیه به دوهزار ضربه شلاق و ده سال حبس در کلات محکوم شد و به صوب زندان اعزام گشت" (۲) " در همان روز که مجلس را بتوپ بستند، محمدعلیشاه او و دیگر تبعیدیان کلات را بازخواند."(۳) پس از فتح تهران و استقرار مشروطیت او و چند تن دیگر از سران استبداد چون میرهاشم تبریزی و شیخ فضل اﷲ نوری بموجب رأی دادگاه اعدام شدند. صنیع حضرت را رئیس قورخانه محمد علی شاه نیز معرفی کرده اند.". " سید کمال و اسمعیل سلطان به آسانی گرفتار می شوند، مقتدر نظام به خانه ظفرالسلطنه رفته و ظفرالسلطنه او را به عدلیه می فرستد، حاجی معصوم و صنیع حضرت را هرچه جستجو می کند نمی یابند، عاقبت سراغ او را در خانه ای گرفته شبانه رئیس نظمیه بر آن خانه وارد شده او را در لباس زنانه گرفتار می نمایند." (۴)
" صنیع حضرت و مقتدرنظام را درزمرۀ لوطیان " بد کردارو بدنام " آورده اند، این دو همراه با " حاجی معصوم وسید کمال و اسمعیل سلطان" و دارودسته های شان در " فتنه میدان توپخانه" و رو درروئی مشروطه خواهان و مشروعه خواهان، در کنار و مدافع مشروعه خواهان خباثت هاو جنایت ها کردند. صنیع حضرت و مقتدر نظام برای خوش خدمتی لقب " امیر تومان" گرفتند. نایب اسماعیل سرتیپ شد، سید کمال" ناصرحضور" و شیخ محمد" ناصر اسلام" شد."
در رویداد های مشروطه اراذل و اوباش مشروعه خواه ، به ویژه مشتی های دارو دسته صنیع حضرت ، که از" لتوت و اجامر" خیابان سیروس وچاله میدان بودند، و مقتدر نظام سردسته لوطی ها ومَشتی های محله سنگلج کمک گرفتند. این جماعت در میدان توپخانه چادرزدند و شب ها را به مشروب خواری سپری کردند و به فحاشی و مخالفت با مشروطه خواهان و مجلس پرداختند." با نوچه های شان چاقو و قمه وغرابه های عرق به دست در توپخانه انتظار مثله کردن مشروطه خواه کشیدند تا نمونه و نقش نشانِ بدکرداریِ برخی از لوطی های این دوره در سیاست باشند.
در" فتنه میدان توپخانه طهران"، "...هیئت مخالف در میدان توپخانه چند چادر می زنند جمعی از اراذل و اوباش شهر را زیرآن چادرها و در فضای میدان جمع می کنند. شیخ فصل الله نوری و سیدعلی یزدی و میرزا ابوطالب زنجانی و ملا محمد آملی و ملا محمدعلی رستم آبادی و جمعی از روحانیان را که با شاه همراه هستند در میدان حاضر کرده ...شب ها مشروب بسیار برای مَشتیها و سردستگان اشرار حاضر می کنند... جمعی از فواحش را در میدان حاضر می کنند..."، "... به تحریک سید محمد یزدی جوانی ميرزا عنايت الله نام را به درختي بستند و هر يک از آنجماعت به او قداره زدند و شرحه شرحه اش کردند و اينهمه را در مخالفت با مشروطيت انجام دادند. از آن پس هيچ طلبه و هيچ فردي که ظاهر مرتبي داشت جرات نميکرد از خانه بيرون رود. تجمع ميدان توپخانه زمينه مساعدي شد برای کودتاي محمد عليشاه و به توپ بستن مجلس و بدینگونه مشروطه در تهران به پايان رسيد."
"....روز ۲۳ آذر ۱۲۸۶ از صبح زود دسته ای از اوباشان محله در ميدان توپخانه شترداران و زنبورکچيان و فراشان و غلامان کشيکخانه و سربازان فوج امير بهادر جمع شده بودند و چادرهای دولتی را می افراشتند و آشپزخانه بزرگی بر پا می کردند... در نتيجه هياهو بازارها و دکانها بسته شد ودشمنان مشروطه از هر طرف رو به ميدان توپخانه گذاشتند و به اينها پيوستند...عده ای از آخوند ها و طلبه ها نيز وارد ميدان شدند... روضه خوانها بالای منبررفتند و عليه مشروطيت و مجلس سخن راندند و جمعيت را به تکرار شعار وا داشتند.....اوباشان به خانه های شيخ فضل الله نوری و حاجی ميرزا ابوطالب يزدی و ساير ملايان مخالف مشروطه رفتند و آنها را به ميدان توپخانه آوردند... روز ۲۵ آذر در ميدان توپخانه يک نفر کشته شد... روزنامه "حبل المتين" می نويسد که اوباشان چون پول و زنجيرو ساعت طلای او را ديدند ابتدا چند تير به او زدند، بعد پسر "سید نقیب السادات شیرازی که در سلک روضه خوان هاست" جلو آمد و گفت:" مسلمانان شاهد باشيد و روز قيامت پيش جدم شهادت بدهيد که من در راه دين اول کسی هستم که چشم مشروطه طلبان را بيرون آوردم" و بعد با کارد ( یا قلمتراش) چشم آن جوان را کند، سپس اورا شقه کردند و به درخت آويختند..."علی اوف ترک را بهمان سبب یا سبب دیگرچند زخم منکر می زنند"... استرداران و شترداران نتراشيده دژآگاه و اوباشان سنگلج و چاله ميدان و... به مجلس و مجلسيان حمله می کردند و ... کلاه نمدی های محلات و اشرار" در ميدان توپخانه شعار می دادند.
ما دیگ پلو خواهیم / مشروطه نمی خواهیم./ ما چای و پلو خواهیم / مشروطه نمی خواهیم. (۵)
عده ای از مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کشتند، و عده ای از اوباشان در مقام عربده و حرکات وحشيانه برآمدند وعلی آقا صراف واسمعيل خياط را بی موجبی مجروح سخت کردند... اوباشان که گريزان و نهان می بودند، شبها بيرون آمده و هر که را می يافتند می زدند و لخت می کردند، و چون پشتشان به شاه و پيرامونيان او گرم می بود و مجلل السلطان پيشخدمت شاه نگهداری و پشتيبانی از آنان دريغ نمیگفت، بی باکانه به هر سياه کاری برمیخاستند... چنانکه بهاء الواعظین را که یکی از نمایندگان مجلس می بود کتک زده سر و رویش را بخستند، و در شب چهارشنبه هفدهم دی ماه (۳ ذيحجه) 8 تن از آنان به خانه فريدون زردشتی که يکی از بازرگانان می بود رفته و آن بيچاره را بيدار گردانيده نخست پانصد و شصت تومان پولش را گرفته و سپس در برابر چشم زنش با قمه او را کشتند، پيدا می بود که کشندگان همان اوباشان می باشند..."، "...فریدون از تجار درجه دوم فارسی بود و سالها در طهران تجارت می کرد، رشید و مشروطه خواه بودو در واقعه میدان توپخانه پول و اسلحه به مجاهدین مجلس داد...یک شب چند از غلامان مخصوص شاه و بعضی از سرکردگان اشرار او را درحالیکه با همسرخود در بستر خوابیده میکشند...انجمن های محلی بهیجان آمده در سوگواری با فارسیان درطهران خلطه و آمیزش نموده اظهار همدردی و هموطنی مینمایند..."
از ورامين نیزبه تحريک اربابان جمعيتي حرکت کردند و به اجامر توپخانه پيوستند. آنان فرياد مي زدند: "مجلس را خراب مي کنيم و فرش هايش را پالان الاغ مي کنيم."
"...بالجمله بعد از برهم خوردن حوزه شیخ نوری و متفرق شدن اشرار...مشروطه خواهان در صدد میشوند که رؤسای اشرار را مجازات بدهند... جمعی را از درجه دوم و سیم گرفته و در میدان توپخانه سیاست می کنند اما مردم قانع نشده صنیع حضرت و مقتدر نظام و سید کمال واسمعیل سلطان و حاجی معصوم را می خواهند...اسمعیل سلطان و سید کمال به آسانی گرفتار میشوند. مقتدر نظام بخانه ظفرالسلطنه رفته طفرالسلطنه او را به عدلیه میفرستد. حاجی معصوم و صنیع حضرت نمی یابند، عاقبت در خانه ای او را در لباس زنانه گرفتار مینمایند" (۶)
پرده دوم
" ....دکتر بقایی با وزارت کشور صحبت می کند...۵۰ نفر از بچه ها را اسمشان را و شناسنامه و عکس را می گیرند، و کارتی برای آنها صادر می شود که اینها حق نطارت بر انتخابات را داشتند.یک تعداداز بچه های فدائیان(اسلام) بودند...سه حوزه در جنوب و سه حوزه درغرب تهران در اختیار بچه ها بود...در جنوب بازارو خانی آباد و مسجد حاج حسن در خیابان ارامنه ....در مسجد حاج حسن یک دانشجوئی رفته بود روی چهارپایه برای بچه ها صحبت می کرد، شعبان جعفری با دارو دسته اش آمدند تو، تا رسید گفت او پول گرفته، بکشیدش پائین. او را کشیدن پائین...شعبان جزو باند دولتی بود، برای سید محمد صدق طباطبائی، محمدعلی مسعودی، خسروهدایت، فتح الله فرود، رشیدیان، برای ده، یازده تا کارمی کرد...بچه ها رسیدند، یک جیپ زیر پایشان بود...یکی از بچه ها فورا" رفت دو سه تا از آن فحش های چارواداری نثار شعبان کرد.: مرتیکه برو مثلا" فلان کارت را انجام بده، کارتو به اینجا رسیده که بیایی توی مسجد و جلوی کار انتخابات را بگیری...دید که تعداد بچه ها زیاد هستند صلاحش نبود آنجا حرفی بزند، رفت بیرون و چند دقیقه ای طول نکشید یکی از نوچه هایش را فرستاد، او هم آمد یک خرده قلدورن و الدورن کند که یک فصل کتک تمیزتو مسجد خورد و از در مسجد رفت بیرون..."....." ....تهران با نظارتی که بطور کلی بچه ها داشتند و بخصوص سازمان نظارت بر آزادی انتخابات ، رای را ملیون بردند...اما بگیربگیر شروع شد...مکی را گرفتند، قرائت آراء تعطیل شد ...و خرده خرده وکلای ملیون جای خود را دادند به وکلای دولتی ..." ، " هژیر کشته شد ، اعلامیه از طرف فدائیان اسلام منتشر شد و به عنوان هدف امامی، که یکی از آنها ابطال انتخابات بود"
"...امدیم سرپاچنار دیدیم ده تا دوازده تا اتوبوس ایستاده. یک مشت از این لاتها ودهاتیها هستند و دو سه تا از گردن کلفت های مشهورِ شهرنو هم جلوی اینها هستند. زکی تُرکه و داداشش و اینها. از طرف ما آقای عینک چی پای صندوق بود، به او گفتم که اینها دارند می ایند. حاج ابوالقاسم رفیعی هم مدیر انتظامات فدائیان اسلام بود. من ایستادم دم در...گفتم اینجا یک قانونی دارد، بچه محل های خودش فقط می توانند رای بدهند...بیوک صابرگفت من نماینده دولت هستم، شما نمی توانید این قانون را وضغ کنید، عینک چی هم گفت من نماینده ملتم نمی گذارم غیر از بچه محل ها کسی اینجا رای بدهد. بیوک صابر گفت بروید مصطفی دیوانه را صدایش کنید و... ما رای گیری را ادامه دادیم تا به حساب آن دوره اش تمام شد" (۷)
: " ...دراولین هفته ای که مصدق آمد روی کار...خبر می دهند روزنامه مرد رزم کلیشه ای درست کرده که یک زن و مرد امریکائی در حال دانس دادن بودند و یک شنلی هم پوشانده بودند، لخت هم بودند، کلّه این مرد را برداشته اند، کلّه نواب را روی این مونتاژ کردند...معلوم شد که توی چاپخانه زندگی، اول فردوسی قرار است چاپ بشود، صاحب چاپخانه هم علی موتوری ،بچۀ خانی آباد بود...تو خیابان فردوسی ودوراین چاپخانه یک مشت طوافیها هم آشنا بودند...بجه های حزب زحمتکشان وکاشانی سرو کله شان پیدا شد...رفیقمان گفت حیف است بجه های خودمان را دعوا بیاندازایم ، برویم سرپاچنار من یک مشت ازاین لات و لوتها جمع می کنم...رفتیم زورخونه ودیدیم یک مشت این بروبچه ها، جاهل های کوتاه و بلند، یاعلی یاعلی دارند ورزش می کنند.گفت شرطش این است که هرچی من گفتم تو مرا تکذیب نکنی، گفتم باشه... گفت فلان فلان شده ها اینجا نشستید هی فلان می کنید مرا سر خیابان فردوسی ریخته اند سرم یک مشت لات بی پدر مادر، یک فصل کتک به ما زده اندو اینها، کی اکبرآقا؟ اکبر آقا کی؟ ، گفت بیائید برویم به شما بگویم کی،من هر کی را زدم شمام بزنید، کارتان نباشد...ده تا پانزده تا با شلوارهای ابریشمی راه راه و با پیژامه... گفتیم حمله به چاپخانه...چشم من افتاد به احمد احرارمقاله نویس، یک چک ما زدیم توی گوش این، از آن پله ها معلق خورد رفتش پائین...امیر زرین کیا، امیر موبورازچاقوکش های حزب زحمتکشان بود، اکبر یک چک زد توی سینه او دست کرد به جاقو برای اکبر و اکبر زد زیر دست این، چاقو از دستش پرید... همه چاپخانه را این بچه ها پذیرایی کردند. جعبه هایی که تویش حروف بود از طبقه دوم همه اش می آمد تو حیاط. دو سه تا از این بچه ها با چوب افتادند به جان ماشین می خواستند با چوب، ماشین را بشکنند، گفتم بابا این که با این شکسته نمی شود، یک دست زدیم خلاصه اش این دیس از زیر ماشین آمد بیرون و حروف ها ریخت زمین... رفتیم تو قسمت حروف چینی، دیدیم کلیشه ها آن وسط است چاقو را بچه ها در آوردند، کلیشه ها را تکه تکه کردند و حروف را هم، همه را به هم زدند....." (۸)
پرده سوم
حسین الله کرم و محسن رفیقدوست همراه با جماعتی از جاهل ها و لات های متدین، و اراذل و اوباش حکومتی از پیشکسوتان شکل دهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند، اینان به کمک برخی از درس خواندگان مسلمانِ ازخارج برگشته یِ پیرو آیت الله خمینی، این تشکیلات راسازمان دادند. سازمان بسیج نیز، در ۵ آذر ۱۳۵۸ با فرمان خمینی که " ۲۰ میلیون جوان ایرانی باید به ۲۰ میلیون تفنگدار و ارتش بَدَل شود" شکل گرفت. پایه های بسیج را همان جوانانی ریختند که به کتابفروشی ها و تجمع ها حمله می کردند و سر در کمیته ها داشتند ، و با شروع جنگ " پایگاه های بسیج مستضعفین" را شکل دادند. بخشی ازاینان به سپاه پیوستند و بسیج سپاه را به وجود آوردند، و بخشی نیز لباس شخصی ها شدند، و جمعی ماموران امر به معروف و نهی از منکر، که در تمام نهادهای دولتی و غیر دولتی، به ویژه آموزشی، و گروه های اجتماعی و شغلی مختلف و رسانه ها تشکیلات زده اند. این تشکیلات به زعامت جاهلها و لاتهای متدین، و اراذل و اوباش حکومتی چون "آخوند حسین طائب و محمدرضا نقدی" با گروههای فشار و کشتارِی مانند "عماریون" و" نیروهای لباس شخصی" که به عنوان پاره ای از بیت رهبری و نهادهای تحت رهبری رهبر، و فرماندهی سپاه عمل کرده اند. این تشکیلات با همکاری و در کنارِ ارگانها و وزارتخانه های مختلف از قدرتمندترین گروه های سرکوب و کشتار، وایجاد رعب و وحشت در کشوراند. این تشکیلات را افرادی مثل "مجد، سالک و محمدعلی رحمانی" اداره می کردند. البته هادی غفاری هم ادعا کرده است درشکل دادن بسیج هم نقش داشته است، وی می گوید:"جزو اولين کسانی هستم که به حکم هاشمی رفسنجانی مسؤليت تشکيل بسيج را برعهده گرفتم". رهروان و نسل بعد ازهادی غفاریها و الله کرمها و حاجی بخشیها و ده نمکیها، راه آنانرا در تهران و شهرهای دیگر ادامه داده اند، که نمونه است حمید استاد، مسؤل انصار حزب الله مشهد که کنسرتها و جلسات بهم می ریزد، و به نزدیکی و همکاری اش با الله کرم افتخار می کند. (۹). در رخداد جنبش دانشجوئی سال ۱۳۷۸ حضور جاهلها و لاتهای متدین و بسیجی در ضرب و شتم دانشجویان چشمگیر بود. در واقع فرمان سرکوب را ۲۴ تن از فرماندهان سپاه پاسداران صادر کردند. آنان به رئیس جمهورخاتمی هشدار دادند که کاسه صبرشان سر آمده و تحمل اهانت به رهبر را ندارند و چماقدارانِ جاهل و لاتِ متدین ، و اراذل و اوباش حکومتی را با چماق و اسلحه سرد و گرم به جان دانشجویان انداختند.
رد پای بسیج و سپاه، به ویژه ردپای اراذل و اوباش سازمان داده شده در بسیج، و توسط محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج و نیروی مقاومت بسیج درضرب و شتم، شکنجه و کشتارهائی که حکومت اسلامی از دگراندیشان سیاسی و عقیدتی، و مخالفان اش در داخل و خارج کشور کرده است، به ویژه دررخدادهای دانشگاهها در ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸، و رخدادهای سال ۸۸ ( جنبش سبز) که صحنه ی نمایش شخصیت و قدرت اراذل و اوباش حکومتی و "جاهلها ولاتهای متدین" ، یا به قول جامعه شناس مسلمان، آقای جلائی پور،"لات- مذهبی"ها بود، دیده شده است. آقای جلائی پور عاملان فاجعه" کهریزک" را نیز "لات – مذهبی" ها دانسته اند.
سردارسرلشکرحسین همدانی، یکی از فرماندهان سپاه که درمهرماه سال ۱۳۹۴ در سوریه کشته شد در مصاحبه ای به رخداد سال ۸۸ و سرکوب مردم می پردازد و به نقش خود، بسیجی ها، جاهل ها و لات های متدین و اراذل و اوباشی که سازمان داده بود، اشاره می کند: " .. اولاً در فتنه ۷۸ بنده جانشین نیروی مقاومت بسیج بودم و تجربه آن حوادث را داشتم. این تجربه به من کمک می کرد. یک سابقه ای دردودوره در تهران داشتم در سالهای ۶۰ و ۶۱ در تشکیل لشگر حضرت رسول(ص)، در سال ۸۲ هم فرمانده لشگر تهران بودم. لذا کاملاً تهران را می شناختم و برآورد خوب اطلاعاتی از منطقه داشتم. شناخت خوبی نسبت به جغرافیای انسانی و زمینی و شرایط اقتصادی و فرهنگی تهران داشتم. اشراف خوبی نسبت به احزاب و گروه ها داشتم و آنها را در قرارگاه ثارالله به دقت بررسی کرده بودیم. کار اطلاعاتی که از پیش درقرارگاه ثارالله انجام داده بودیم جواب داد. هیچ کار موفقی بدون آمادگی و تمرین صورت نمی گیرد.همه فرماندهان پایگاههای بسیج را در دو تجمع بزرگ جمع کردم و به همه مأموریت دادم. از همه خواستم تا سازماندهی خودرا حفظ کنند و امنیت محله خود را تأمین کنند. گفتم پایگاهی که نتواند این دو اقدام را انجام دهد پایگاه نیست. با کار اطلاعاتی اقدامی انجام دادیم که در تهران صدا کرد. ۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی کردیم و در منزل شان کنترل شان می کردیم. روزی که فراخوان می زدند اینه ا کنترل می شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد اینها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سروکار دارند را پای کار بیاوریم. یکی از اینها فردی بود به نام ستاری. این ستاری وقتی به جمعیت زد جانباز ۷۰ % شد و سال گذشته هم به شهادت رسید.....وقتیکه جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه برآوردها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر دو بار دیگر درخواست جلسه فوق العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده باش اعلام کردیم. همه سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه ها را در اختیار گرفتیم. بچه ها با لباس مشکی درمیدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبت بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید. در روز عاشورا همین سه گردان غائله را جمع کردند.این حرفها باید در تاریخ ثبت شود... ۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند و نه تنها پولی دریافت نمیکردند که پول بنزین موتور و بقیه مخارج خود را هم میپرداختند..." (۱۰)
پرده چهارم
" جاهلیسم و آخوندیسم " تنور انتخابات مجالس اسلامی را، همچون همۀ معرکه های پیشین داغ کرده اند، همان خطی که ادامه اش به ترکیب " صنیع حضرت و مقتدرنظام و حاجی معصوم وسید کمال و اسمعیل سلطان" و " شیخ فضل الله نوری و سیدعلی یزدی و میرزا ابوطالب زنجانی و ملا محمد آملی و ملا محمد علی رستم آبادی" ، و سپس تر به " حاج مهدی عراقی و محسن رفیقدوست و محمد رضا طالقانی و ماشاء الله قصاب" و " آیت الله خمینی و خلخالی و رفسنجانی و خامنه ای " می رسد.
بیت رهبری و قالیباف اش اولین نان انتخابات را با قمه ی اراذال و اوباش حکومتی بر سینه این تنور چسباندند. نان خورهای مزدور و گاه بی جیره و مواجب، با قلم و قمه ، سوئی "سرداران قلم" ی همچون حسین شریعتمداریها در داخل و خارج از کشور، و سوئی دیگر لشکریانِ اراذل و اوباش حکومتی به صف شده اند تا بفریبند و بترسانند. تهاجم شبانۀ صدها نفر ازاراذل و اوباش حکومتی، به کارگران و دفاتروامکانات "کارواشی" در تملک یک مسجد در تهران، نیم پرده ای از این نمایش بود، تمرینِ بخشی از گردان هائی بود که سپاه و بسیج فرماندهی آنان را به عهده دارند. البته یورش و شبیخون این دست اراذل و اوباش حکومتی تازگی ندارد، عمری ۳۷ ساله دارد با این تفاوت که سالیانی ست مهندسی شده هرازگاهی وظیفه مند می شوند دسته گلی به آب دهند!. پاره ای از این گردانها که به گفتۀ سردار همدانی یک قلم اش ۵ هزار "تیغ کش و قمه کش" مزدورو مجاهد حکومتی عضو دارد، با تمرین درهجمۀ به کارواش مسجد قدس"جهاد سیاسی انتخابات" آغاز کردند تا با آمادگی وارد نمایشِ"مردمسالاری دینی"، به ویژه نمایش انتخاباتِ مجلس خبرگانی که خامنه ای آنرا " مظهر مردم سالاری اسلامی- دینی و حاکمیت ارزشها و احکام اسلامی" معرفی کرده است، شوند. در آستانه انتخابات اسلامی، فیلم تهیه شده از شبیخون و یورش اراذل و اوباش حکومتی نقش سیاسی- ارعابی این گردانها را که از ستونهای حفظ و تحکیم حکومت اسلامی بوده و هستند، نشان می دهد. (۱۱)، اراذل و اوباشی که سالیانی ست برای رای دادن، تقلب، فریب و ارعاب به پای صندوق های رای ریخته می شوند تا نا مشروعی را مشروع جلوه دهند.
منابع:
۱-حیات یحیی، یحیی دولت آبادی، تاریخ معاصرایران، جلد دوم، ص ۱۵۹، انتشارات عطار و فردوس
۲-احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، صص ۵۰۵ و ۵۲۹ و ۵۳۳
۳-ادوارد براون، انقلاب ایران، انتشارات کانون معرفت، ص ۲۱۴
۴-حیات یحیی، تاریخ معاصرایران
۵- " از اول مشروطیت ایران هروقت لازم شده است طهرانیان اجتماعی نمایند ناچار بوده اند دیگ پلو را سرِ بار بگذارند چنانکه در سفارت انگلیس و در حضرت عبدالعظیم و درقم و درمسجد سپهسالار و درمجلس مکرر بتجربه رسیده است و..." (حیات یحیی، جلد دوم، انتشارات عطار، ص ۳۰۲)
۶- حیات یحیی، ص ۱۸۷/ احمد کسروی، تاريخ مشروطه ايران
۷-ناگفته ها، خاطرات حاج مهدی عراقی، مؤسسه خدماتی فرهنگی رسا/ چاپ اول ۱۳۷۰ : صص ۴۴-۴۱/ ناگفته ها،صص ۱۰۰-۹۶ و... و آخرین پرده کمدی در انتخابات، چاقوکش ها در اطراف صندوق ها چه کار دارند؟، روزنامه باختر امروز، شماره ۷۴، سال ۱۴، ۱۳ آبان ماه ۱۳۲۸
۸- نا گفته ها ،خاطرات حاج مهدی عراقی
۹- نیمروز، شماره ۶۵۳، جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۰، ص ۴
۱۰-آخرین مصاحبه سردارهمدانی ، تارنمای اتاق خبر۲۴، و تارنمای خبرگزاری میزان ، " مصاحبه با پایگاه اطلاع رسانی جوان همدان" ، ۱۸ مهرماه ۱۳۹۴
۱۱- حمله اراذال و اوباش حکومتی به " کارواش" مسجد سعادت آباد



منبع : گویا نیوز

تحریم انتصاباتی فرمایشی و توهین آمیز رژیم اشغالگر اسلامی و براندازی سخت آن تحت هر شرایطی امری است ملی و میهنی



بچه بدو توت هرات آوردم
شکرپنیر با آب نبات آوردم

بچه بدو که مثل بچه بازا
کلی براتون شوکولات آوردم

بچه بدو که کلی وعده وعید
برای ننه ت برای بابات آوردم

بچه بیا که تا چهار سال دیگه
رونق اقتصاد برات آوردم
انتخابات آوردم

------------

بچه بدو بازارشو داغ کنیم
همه بیان که قالشو چاق کنیم

یک عده رو بیخودی سخت بگیریم
به عده ای بیخودی ارفاق کنیم

کسانی که به فکر تحریم باشن
تهدیدشون به ضرب شلاق کنیم
امت بیا که تحفه ی جدیدی

با صد سلام و صلوات آوردم
انتخابات آوردم

------------

هرچی کتک کاری بشه بهتره
جنجال اخباری بشه بهتره

غنیمته تفنگ ساچمه ای هم
خونی اگر جاری بشه بهتره

یکی دو تا کشته بشن چه بهتر
گریه بشه زاری بشه بهتره

تابوت واسه مرگ و وفات آوردم
انتخابات آوردم

-------------

بچه ببین چه کاندیدای خوبی
روضه خونه، عجب صدای خوبی

امام حسینو میکشه رو منبر
ببین ببین چه کربلای خوبی

اون یکی فرزند فلان آدمه
خودشه خره عجب بابای خوبی

اون یکی رو ببین که چاقوکشه
کاندیدای جاهل و لات آوردم
انتخابات آوردم

------------

بچه بدو که بچه بازی کنیم
بانی انقلابو راضی کنیم

خدمت شورای نگهبان بریم
با جنتی زمینه سازی کنیم

پارلمان رژیم اسلامی رو
رایشتاگ هیتلر نازی کنیم

ذوب شده های مکتب ولایت
فاشیستای دموکرات آوردم
انتخابات آوردم

------------

امت بیا بغیر بع بع نگو
هرچی میگن بعله بگو نع نگو

لگد نزن به بخت خود حیوونی
نه به چنین سبزه و مرتع نگو

اگر که حرف و انتقادی داری
لطفن درین موقع و مقطع نگو

علوفه ی کافی اگر نداری
بیا برات خمس و زکات آوردم
انتخابات آوردم

------------

یه مجلس کیفور و سرمست میخوام
مثل خودم ناقص و یک دست میخوام

اصولگرا اصلاح طلب چه فرقش؟
سیصد نفر نوکر دربست میخوام

حق زنان از اینکه ضایع نشه
چندتایی هم کلفت پیوست* میخوام

اکبری صبر کن ببینی که باتوم
برای سر** کاندیداهات آوردم
انتخابات آوردم

-------------------

کشته منو دشمن ورپریده
عوامل فتنه ی خیر ندیده

مخالفا باید بیان رأی بدن
خاک به سرش هر کی که رأی نمیده

چندتائی کاندیدای وارد میخوام
کار رژیم به گند و گه کشیده
شاید که کارشناس بول و غایط
برای رفع مشکلات آوردم
انتخابات آوردم

--------------

بگین به اون زندانی سیاسی
انتخابات آزاده و اساسی

از لای نرده های زندان ببین
اینه موازین دموکراسی

تا وقتی که اینو قبول نداری
خواب ببینی آزادی و خلاصی

دیدم دلت واسه ی بابات تنگ شده
پس باباتو پیش چشات آوردم
انتخابات آوردم

ـــــــــــــــــــــــــ
*پیوست: همیشه . دایم . دایماً (دهخدا)
** اندکی سانسور از سوی سراینده جایز بود!
-------------------------
فیسبوک هادی خرسندی


Ahmad Rafat 06.02.2016-احمد رافت -هفته‌ای که‌ گذشت
سفر روحانی به پاریس و سرنوشت مجاهدین خلق

سفر روحانی به پاریس و سرنوشت مجاهدین خلق


نویسنده فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی - ۰۵ بهمن ۱۳۹۴

فرانسه دیگر کشور حقوق بشر نیست. فرانسه کشوری است که بیشترین محکومیت در عدم اجرای قوانین حقوق بشر را از سوی پارلمان اروپا مستقر در شهر استراسبورگ دریافت داشته و در این راستا پس از ترکیه مقام دوم را در اروپا دارا میباشد.این سخنان وکیل سرشناس فرانسوی اریک دوپون مورتی است که امروز دوشنبه 25 ژانویه 2016 در دوکانال تلویزیونی پربیننده فرانسوی پخش شد.
فرانسه پیش از آغاز تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی با 6 میلیارد یورو، رتبه چهارم معادلات تجاری با ایران را داشت ،پس از تحریمها این رقم به کمتر از پانصد میلیون یورو سقوط کرده است. سال پیش نمایندگان بیش از 110 شرکت فرانسوی به ایران سفر کردند. شرکتهای فرانسوی در انتظار رفع تحریم علیه ایران و عادی سازی روابط روز شماری می کردند. پس از تحریمها علیه ایران، در یکجا 600 کارگر کارخانه اتومبیل سازی پژو در فرانسه با خطر بیکاری مواجه شدند.
نگاه فرانسویها بیشتر بر روی صنایع نفت، گاز، پالایش، پتروشیمی، هواپیما سازی و اتومبیل سازی متمرکز است. روز گذشته نیز شرکت معروف خدمات آبرسانی فرانسوی (واولیا) اعلام کرد که می تواند مشکل کم آبی ایران را حل کند. قرار داد فروش 114 فروند هواپیمای مسافری شرکت اروپایی ایرباس در ملاقات میان حسن روحانی و فرانسوا اولاند رؤسای جمهور دو کشور به امضاء خواهد رسید. صنایع نفت، گاز، پالایش، پتروشیمی زیر نظر عوامل امنیتی و سپاه پاسداران قرار دارند وصنایع اتومبیل و هواپیما در ایران نیز زیر نظر بیت رهبری اداره می شوند. دولت فرانسه ناچار است برای بدست آوردن قرار داد های پر سود به خواست های بیت رهبری، بخش های امنیتی و سپاه پاسداران گردن نهد.
دولت سوسیالیست آقای اولاند نیاز مبرمی به بازار ایران دارد. فرانسوا اولاند با همه ناکامیهایی که در دوران ریاست جمهوری خود داشته است کاندیدا شدن دوباره خود در انتخابات آینده رئیس جمهوری فرانسه در سال 2017، میلادی را موکول به پایین آوردن آمار بیکاران فرانسوی کرده است. اولاند برای پیروزی در این انتخابات باید تا کمتر از یکسال و نیم دیگر به اوضاع نابسامان اقتصاد فرانسه و بیکاری فزاینده سرو سامان بخشد.
جمهوری اسلامی بخوبی به اوضاع اقتصادی و مشکلات دولت فرانسه واقف است و از همین روی در نظر دارد از این فرصت استفاده کرده و یکبار برای همیشه به حضور سازمان مجاهدین خلق که زیر عنوان شورای ملی مقاومت ایران، فعالیت میکند در خاک فرانسه پایان دهد .
پس از ماجرای برجام! اپوزیسیون سنتی ایران از نفس افتاده است و بخش مهمی از آن با ارسال نامه و بیانیه به جمهوری اسلامی درخواست لغو نظارت استصوابی و برگزاری انتخابات آزاد کرده اند و با اصلاح طلبان درون کشور همسو شده اند.
مجاهدین با به خدمت گرفتن شمار زیادی از مقامات سابق سیاسی و نظامی در آمریکا و اروپا یک لابی پرتوان برای پشتیبانی از خود برپا کرده اند. شمار این لابی در فرانسه چشمگیر است و به سه هزار تن میرسد. برخی از وزراء و مقامات سابق، شهرداران شهرهای متوسط و کوچک و اعضای شورای شهرها و استانها در میان این لابی حضور دارند. اعضا و مسئولین این مجاهدین بطور مرتب در پارلمانهای اروپا و فرانسه جلسات گفتگو و سخنرانی برگزار کرده و علیه حکومت اسلامی فعالیت می کنند، این گروه بیش از هر گروه دیگر اپوزیسیون ایران در خارج از کشور فعال میباشد و این همواره باعث نگرانی مقامات جمهوری اسلامی بوده است.
در سفر لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه به تهران در امرداد ماه گذشته، علاالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جمهوری اسلامی خواستار آن شد که فرانسه به فعالیت سازمان مجاهدین خلق در خاک خود پایان دهد. بروجردی همچنین از فرانسه خواست: «با گنجاندن سازمان مجاهدین خلق در فهرست گروه‌های تروریستی به رویکرد سابق خود در قبال آنها برگردد». مقامات رسمی جمهوری اسلامی در ملاقات با خانم الیزابت گیگو، نماینده کنونی پارلمان و وزیر پیشین دادگستری فرانسه این تقاضای حکومت اسلامی را تکرار کرد.
چند سال است نام سازمان مجاهدین از لیست های سیاه تروریستی آمریکا و اروپا بیرون آمده است ولی دولت فرانسه همچنان با بیرون آوردن نام این سازمان از لیست تروریستی خود مخالفت می کند و به دادگاه اروپا نیز شکایت برده است تا بتواند دوباره این سازمان را در بطور قانونی در لیست سیاه قرار دهد. جمهوری اسلامی با درخواستهای پی در پی از فرانسه برای گنجاندن دوباره مجاهدین در فهرست تروریستی در واقع عقد قراردادهای تجاری با این کشور را موکول به پایان دادن فعالیت سازمان مجاهدین خلق در خاک فرانسه کرده است.
در سال 1987 در دوران نخست وزیری ژاک شیراک بخشی از دولت وقت فرانسه 11 تن از اعضای سازمان مجاهدین را به کشور آفریقایی گابون تبعید کردند. فعالیتهای مجاهدین با اخراج رهبر و سران این سازمان به عراق عملاً در فرانسه محدودشد.
در بامداد هفدهم ژوئن 2003 میلادی نیروهای امنیتی فرانسه به مراکز مجاهدین در پاریس و حومه هجوم بردند و شماری از سران این سازمان را بازداشت کردند.در همان زمان شایع شد که ماًمورین امنیتی فرانسه مبلغ ده میلیون دلار از زیر وان حمام محل اقامت رئیس جمهور منتخب این سازمان در حومه پاریس بدست آوردند. مبلغ واقعی مصادره شده در این عملیات برابر شش میلیون و هشتصد هزار دلار بود.
سال گذشته در پی یک فراخوان مجاهدین جمعیت گسترده ای از هواداران این سازمان در یک تظاهرات خیابانی در حومه پاریس شرکت کردند، بی درنگ رومن نادال، سخنگوی وزارت امورخارجه فرانسه واکنش تندی نشان داد و این سازمان را : «برای القای افکار خشونت آمیز و غیردموکراتیک با ماهیت فرقه گرایانه و کارزار فشرده برای تأثیرگذاری و تحریف اطلاعات» محکوم کرد.
رئیس جمهور مجاهدین در پاسخ؛ این سخنان را «هدیه ای به ملایان حاکم بر ایران» خواند. پس از همه این رویدادها مناسبات میان سازمان مجاهدین و دولت فرانسه به سردی گراییده است.
تابستان گذشته رسانه های جمهوری اسلامی شایع کردند که رئیس جمهور مجاهدین درهنگام سفر تفریحی پادشاه عربستان به جنوب فرانسه، با مقامات امنیتی عربستان سعودی در فرانسه ملاقات کرده و در پی آن است که برای اعضای این سازمان پناهگاه تازه ای در کشورهای مخالف جمهوری اسلامی جستجو کند. این خبر تاکنون از سوی منابع معتبر تاًیید نشده است.
در امرداد 1394، خورشیدی ، جمال بوحسن، یک نماینده از دبیر خانه پارلمان بحرین در یک نشست گروه مجاهدین در پاریس شرکت کرده بود. جمال بوحسن از نمایندگان تندروی پارلمان بحرین می باشد. دراغلب نشستهای مجاهدین در پاریس شماری از سران قبایل عراق و اردن نیز شرکت می کنند، از همین روی به شایعات مبنی بر اقامت رهبر مجاهدین در اردن قوت میبخشند. به تازگی رسانه های جمهوری اسلامی به گفته کارشناسان امنیتی رژیم ایران نوشته اند که رهبر این سازمان در اروپا مخفیانه زندگی می کند و اشاره آنان بیشتر به کشورهای فرانسه و سوئیس می باشد.
مرکز مجاهدین در حومه پاریس از سوی ژاندارم های فرانسوی محافظت می شود، مجاهدین نزدیک به هشتصد هکتار از زمین های کشاورزی اطراف این مرکز را خریده اند. بجز ژاندارم های فرانسوی شماری از اعضای مجاهدین به عنوان گشتی، شبانه روز به شعاع چند کیلومتر دراطراف این مرکز به گشت زنی و مراقبت می پردازند. درهای ورودی و دیوارها نیز بشدت زیر کنترل اعضای مجاهدین می باشند . از این مرکز مانند یک پادگان نظامی محافظت می شود.
در سال 2003 ، پس از حمله نیروهای امنیتی فرانسه به مراکز مجاهدین در فرانسه و مصادره شمار زیادی کامپیوتر، بیش از شصت هزار فایل کامپیوتری به دست پلیس فرانسه افتاد. پس از این رویداد سازمان مجاهدین بخشی از سرورهای شبکه کامپیوتری خود را به دیگر کشور ها منتقل کرد.
چند سال پیش در یکی از بنادر کشور بلژیک ماًمورین گمرک این کشور از یک کشتی باری ایرانی تعدادی خمپاره و خمپاره انداز کشف کردند، سپس گفته شد که این سلاح ها برای انتقال به فرانسه به منظور هدف قرار دادن مرکز مجاهدین خلق در اطراف پاریس به اروپا حمل شده بود.
چند ماه است که آتشبار های تبلیغاتی جمهوری اسلامی علیه یک شبکه تلویزیونی ماهواره ای فارسی زبان به نام (جم تی وی) که توانسته است بینندگان زیادی در ایران بدست آورد شلیک می کنند. جمهوری اسلامی مدیر این شبکه را از عوامل سازمان مجاهدین خلق می داند و به تازگی نیز شایعه ای منتشر کرد که مدیر سابق تلویزیون فارسی بی بی سی قرار است پیش از انتخابات اسفند ماه در ایران، مدیریت شبکه جم تی وی را به عهده بگیرد.
شیخ حسن روحانی فردا به پاریس می آید ، او می تواند حامل پیام های پاسداران، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و بیت رهبری برای دولتمردان فرانسوی باشد. بی شک سرنوشت سازمان مجاهدین در فرانسه در گرو مذاکرات روحانی و اولاند خواهد بود. فرانسه مانند دیگر کشورهای اروپایی در پی بدست آوردن قرار داد های اقتصادی در ایران می باشد و دراین راستا مسائل حقوق بشر و سرنوشت پناهندگان در حد شعار باقی خواهند ماند.
اپوزیسیون ایران یکبار در گذشته و در حکومت حزب سوسیالیست فرانسه، شاپور بختیار را از دست داد. از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون 26 تن از مخالفین رژیم جمهوری اسلامی در فرانسه ترور شده اند.
راههای گوناگونی برای حذف بی سرو صدای دشمنان سیاسی وجود دارد؛ یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین با سم کشنده پلوتونیم 210 به بیماری دچار شد. الکساند لیتوینکو مخالف سیاسی ولادیمیر پوتین در لندن به همین روش از بین رفت، اخیراً وحید صقر فعال سیاسی و روزنامه نگار معروف سوریه مخالف بشار اسد دو ماه پس از بازگشت از روسیه به بیماری مرموزی دچار شد و درگذشت، صقر دو ماه پیش با یک هیئت از مخالفین اسد عازم مسکو شد تا با مقامات روسیه درباره یافتن را حل مسالمت آمیز برای بحران سوریه گفت و گو کند. در چند سال گذشته برخی از مقامات و رؤسای جمهور کشورهای آمریکای لاتین که خارج از چارچوب منافع قدرت های جهانی گام برمیداشتند به بیماری سرطان دچار شدند.


http://www.farhangiran.com/content/view/10065/58/

هفته ای که گذشت میهمانان این هفته: یاسین غبیشی ( بحران در روابط جمهوری اسلامی و پادشاهی سعودی) و حسین باقرزاده ( فراخوان لغو نظارت استصوابی بر انتخابات) Ahmad Rafat 09.01.2016-احمد رافت -هفته‌ای که‌ گذشت میهمانان برنامه‌ : یاسین غبیشی -حسین باقر زاده‌. هفته ای که گذشت مروری است بر اخبار هفته ای که گذشت در گفتگو با کارشناسان و شخصیت های خبر ساز.
بحران در روابط ایران و عربستان و سیاست انفعالی آمریکا MEHR ANZEIGEN Veröffentlicht am 08.01.2016 روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی سعودی با اعدام شیخ نمر باقرالنمر و حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد بحرانی‌تر شد. جمهوری اسلامی و پادشاهی سعودی در سال‌های اخیر در کشورهای مختلف مثل لبنان، یمن، بحرین و سوریه و عراق درگیر جنگ‌های نیابتی هستند. در این حال، تشدید بحران منطقه، قدرت‌های جهانی را نگران کرده است. بحرانی که می‌تواند روند جستجوی راه حلی برای پایان بخشیدن به جنگ داخلی در سوریه را نیز کندتر سازد. احمد رافت، همکار کیهان لندن، با رضا تقی زاده، تحلیلگر سیاست بین‌المللی در گلاسگو گفتگوئی در رابطه با این بحران و پیامدهای آن د
Ahmad Rafat 02.01.2016-احمد رافت -هفته‌ای که‌ گذشت
http://livestream.com/Iranefardatv/live

توجه خواندگان گرامی را به این تذکر جلب میکنیم که :
مسئولیت مطالب مندرج در بخش تریبون آزاد به عهده نویسندگان آن است .حزب سوسیال دمکرات ایران فقط پاسخگوی نوشته هائی است که زیر آن امضاء حزب گذاشته شده باشد.
تارنمای حزب سوسیال دمکرات ایران از انعکاس نظر هایی که به فرد یا افرادی توهین شده باشد معذور است.


برای دیدن آرشیو گذشته به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید .http://www.spiran.com/2006/fa//

شعارهای میهن پرستان در برابر آرامگاه کورش: ما آریایی هستیم عرب نمی پرستیمکاملترین ویدئو ها از حضور مردم در پاسارگاد_هفت آبان ۲۵۷۴الا کوروش‌ای فخر ایران زمینامروز در پاسارگاد و تخت جمشید به مناسبت ۷ آبان روز کوروش کبیرعشق پاک مردم به کورش کبیر برخلاف ملیاردها تومان هزینه حکومتی برای مراسمشوطــن یعنی نــــژاد پاک کـوروشسپردن سر به راه خاک کوروشوطـــن یعنی که منشـور رهاییوطـــن یعنــــی نمــاد آریــــایــیوطـــن یعنی درفــــش کاویــانیوطـــن یعنـــی ردای آسمــــانیوطـــن یعنی سران ملک جاویدستــون جاودان تخت جمشیــدوطـــن یعنی ز آب و آتش و بــادهنوزم در امان مانده پاسارگـادوطـــن یعنـی وفـــور فــروهـــرهاشکــوه پــر فـــروغش از اهـــوراوطـــن یعنی که تاج و تخت داراسریـــــر نــــادر و ملـک اهــــوراشمشاد امیری خراسانی

Posted by Sepidedam on Donnerstag, 29. Oktober 2015
روز جهانی کورش بزرگ، روز ملی ایران

روز جهانی کورش بزرگ، روز ملی ایران


ده سال تلاش برای نجات پاسارگاد و باززنده سازی اندیشه و هنر رهبری کورش بزرگ
۷ آبان ۱۳۹٤خ - ۲۹ اکتبر ۲٠۱۵م
گزارش آنچه گذشته:
از آنجا که امروز خوشبختانه گرایش به شناخت روش کشورداری و رهبری حقوق بشری کورش بزرگ همه گیر شده، و برخی از هم میهنان پیشنهاد برای رسمی کردن روز کورش بزرگ را توسط جمهوری اسلامی کرده اند؛ شادمان از اینکه اینهمه هم میهنان نامدار هم در ترویج این فرهنگ بی همتا فعال شده اند، برای آنان که از کارهای انجام شده در طی ده سال گذشته ناآگاه هستند گزارش زیر تقدیم می شود:
ده سال پیش یک نهاد نظامی ساختمان سد سیوند در پاسارگاد را برخلاف نظر شرکت مهندسان مشاور امریکایی و شرکت مهندسان مشاور ایرانی، با ارجاع آن به یک شرکت مهندسی فرمایشی برای سودجویی و اتلاف بودجه کشور و همچنین نابود کردن میراث ۷ هزار ساله تنگه بلاغی آغاز کرد. هزینه ۳میلیارد تومانی پروژه در نهایت بیش از ۹٠ میلیارد آب خورد. این نخستین گام نابودسازی میراث ملی ایران توسط دولت نهم و دزدی های کلان به بهانه سدسازی و پروژه های غیرضروری و آسیب زا بود. دولت نهم با دار و دسته بیسواد و بی وطنش آستین ها را بالا زده بودند.
در همان زمان به درخواست یکی از باستانشناسان در ایران، بانو شکوه میرزادگی با همکاری گروهی از نویسندگان، روشنفکران و استادان در آمریکا کمیته ای زیر نام کمیته نجات پاسارگاد تشکیل دادند و با پشتوانه دکتر پرویز ورجاوند و همراه با گروهی از مهندسان، باستانشناسان و بسیاری از ایرانیان راستین در ایران، به رسوا کردن عاملان این جنایت فرهنگی در دو سوی مرزها کمر بستند. کمیته بین المللی نجات پاسارگاد در سال ۲٠٠۵ (۱۳۸٤) روز ۲۹ اکتبر را به نام روز کورش بزرگ پیشنهاد داد تا بتوانند نظر سازمانهای خارجی و مردم کشور را به اهمیت نجات پاسارگاد جلب کند.
در ایران، دکتر ورجاوند (اعتراض را به نهاد میراث فرهنگی بازتاب می داد) و بررسی فنی سد سیوند را مهندس محمد اسدی انجام داد، و من گزارش ها را تهیه می کردم و اعتراض ها را در سخنرانی ها و مصاحبه ها بازتاب می دادم. تنگه بلاغی که دریاچه سد سیوند آنرا زیر آب می برد در برگیرنده ۷٠ هزار سال تاریخ زندگی بشر و هفت هزار سال تاریخ تمدن و صنعت ایرانیان بود. از آنجایی که گفتن این مسایل به علت فضای بشدت امنیتی در ایران امکان پذیر نبود، دکتر ورجاوند و همراهان او مطالب و گزارش هایی را که از سد سیوند می گرفتند به کمیته نجات پاسارگاد که سپس نام "بنیاد میراث پاسارگاد" را گرفت، و دکتر دادخواه و من هم جزو هیئت امنای آن بودیم، انتقال میدادند و آنها بیدرنگ با یاری رسانه های خارج کشور مننتشر می کردند.
باید به یاد بیاوریم که در سال ۱۳۵۸، حجت الاسلام صادق خلخالی پس از کشتار نخبگان و میهن دوستان ایران زمین به دستور حاکمیت جمهوری اسلامی، همانند آنچه ۱٤٠٠ سال پیش بر ایران رفته بود، آغاز به تخریب میراث تاریخی ایران کردند. نخستین کار او ویران کردن ساختمان آرامگاه رضاشاه بود، و پس از آن رهسپار پاسارگاد برای ویران کردن تخت جمشید و آرامگاه کورش شد. نصرت الله امینی که استاندار فارس بود، پس از شنیدن خبر در رادیو گفت که خلخالی باید از روی جنازه او عبور کند؛ و بیدرنگ دستور داد اهالی برای دفاع در تخت جمشید گرد آیند. به این ترتیب تخت جمشید و آرامگاه کورش از دست وحشیگری مصون ماند، هرچند که بسیاری از سنگهای ستونها و دیوارها را بردند یا چهره ها را تراشیدند.
من از سال ۸٤ تا سال ۸٦، در طی چندین مقاله فنی فاجعه سد سیوند و پاسارگاد را توضیح دادم ، که منجر به زندانی شدنم در ٤۷ روز انفرادی در اوین شد. دکتر محمدعلی دادخواه (که همراه با شیرین عبادی و دکتر محمد شریف،) وکیل مدافع من بود، و خود درگیر جلوگیری از جنایتی دیگر در نقش جهان اسپهان و ساختمانسازی وابستگان دولت که میرفت نقش جهان را از فهرست میراث جهانی خارج کند، بود به یاری ما برای نجات پاسارگاد آمد.
از آنجا که جنایت میراث فرهنگی و تاریخی ایران در دولت نهم بسیار گسترده تر شده و به اوج خود در جمهوری اسلامی رسیده بود، که من همیشه انتقاد خود را در نوشتار و مصاحبه ها ابراز می داشتم، سرانجام در ۱۵خرداد ۱۳۸٦ (۵ ژوئن ۲٠٠۷)، طی نامه این به رییس دیوان کیفری بین المللی پیشنهاد دادم که تخریب سیستماتیک و عمدی میراث تاریخی و فرهنگی جنایت علیه بشریت بشمار آید .
در روز هفتم آبان ۱۳۸٦، (۲۹ اکتبر ۲٠٠۷) به خواست شادروان دکتر پرویز ورجاوند من برای سخنرانی به پاسارگاد که قرار بود گروهی از دانشجویان و دوستداران کورش بزرگ در کنار آرامگاه کورش برای اعتراض به جنایتهای فرهنگی دولت گرد آیند، رفتم. سخنان من با عنوان "کورش، تو هرگز نمرده ای که روح تو در وجود ما بیدار است، " نخستین سخنرانی در برابر آرامگاه کورش بشمار میرود. من همچنین پیشنهاد کردم که این روز "روز ملی ایران" باشد، زیرا هیچ نماد هویتی برای یک کشور متمدن والاتر از حقوق بشر نیست. خوشبختانه سخنرانی احساسی و انتقادآمیز من بازتاب خوب و گسترده ای در درون و برون مرزها داشت و توجه ایراندوستان را به جنایت های میراث فرهنگی دولت نهم جلب کرد.
در روز ۱٤ آبان ۱۳۸٦ (۷ نوامبر ۲٠٠۷)، من (با همفکری دکتر دادخواه و بانو میرزادگی) در نامه ای به رییس یونسکو اصلاحاتی را پیشنهاد کردم که (۱) نماینده هر کشور در یونسکو بجای انتصاب دولتی انتخابی توسط همه مردم باشد، (۲) یک کمیته حقوقی برای برخورد با نابودسازی میراث تاریخی و فرهنگی کشورها، و(۳) اجرای قانون پیشنهادی و برخورد با جنایت علیه بشریت خواندن متخلفان .
در سوم دی ۱۳۸٦(۲٤ دسامبر ۲٠٠۷) من کیفرخواستی علیه اسفندیار رحیم مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی، به اتهام تخریب عمدی و سیستماتیک میراث تاریخی و فرهنگی ایران به دیوان کیفری بین المللی تسلیم کردم .
در هفتم آبان ۱۳۸۷ (۲۹ اکتبر ۲٠٠۸)، من بار دیگر برای سخنرانی به آرامگاه کورش در پاسارگاد رفتم. چندین اتوبوس و مینی بوس از دانشجویان و جوانان علاقمند از شهرهای مختلف عازم پاسارگاد شدند. رییس اطلاعات استان فارس و مامورانش در آنجا منتظر بودند، متن سخنرانی من را توقیف کردند و بیدرنگ با تهدید من را سوار خودرو کرده در بیابان های پیرامون گرداندند. وقتی پس از دو ساعت مرا به آرامگاه برگرداندند متوجه شدم که همه مردم گرد آمده در پاسارگاد را از آنجا بیرون کرده بودند. من را هم به رییس پاسگاه پلیس سپردند که با نخستین اتوبوس به تهران بازگرداندم. سخنرانی من به عنوان "به مناسبت روز ملی ایران" همان شب منتشر شد .
در ۲۳ اسپند ۱۳۸۷ (۱۲ فوریه ۲٠٠۸)، بنیاد میراث پاسارگاد طی نامه ای به رییس یونسکو درخواست کرد که ۲۹ اکتبر «روز جهانی کورش بزرگ» شناخته شود، و همچنین به پیشنهاد کورش زعیم، عضو هیئت امنای بنیاد پاسارگاد، این روز به عنوان روز ملی ایران ثبت کند .
در ۷ آبان ۱۳۸۸ (۲۹ اکتبر ۲٠٠۹)، تازه از زندان انفرادی ۹۱ روزه در اوین آزاد شده بودم که باز برنامه سخنرانی در پاسارگاد گذاشتیم. از شهرهای گوناگون خبر دادند که اتوبوس هایی از دانشجویان و جوانان برای شنیدن سخنرانی عازم پاسارگاد هستند، از جمله دو اتوبوس از تهران. نزدیک نیمه شب ششم آبان آقای ادیب برومند رییس شورای مرکزی جبهه ملی ایران مرا به خانه شان احضار کردند و خواستند که من برنامه را متوقف کنم و از رفتن به پاسارگاد منصرف شوم چون از وزارت اطلاعات تماس گرفته و تهدیدکرده اند. سرانجام موافقت کردم که عزیمت اتوبوس های تهران را لغو کنم و جلوی ایشان تلفنی این کار را کردم. ساعتی بعد برای سخنرانی، همراه با مهندس حمیدرضا خادم (هموند سازمان مهندسان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران)، با اتوبوس عازم پاسارگاد شدیم. هنگامی که جلوی جاده پاسارگاد پیاده شدیم، انگار یک گردان نیروهای امنیتی و انتظامی ما را محاصره کردند. فرمانده آنها پرسید، "مگر قرار بود شما برنامه را لغو کنید؟". من پاسخ دادم که قول دادم اتوبوسهای تهران را لغو کنم که کردم، اتوبوسهای شهرستانها در اختیار من نیستند، ولی قول ندادم که خود به زیارت نیایم. آنها از ورود ما به پاسارگاد جلوگیری، همه نسخه های سخنرانی من را توقیف و از همه محتویات جیبهایمان عکسبرداری کردند. آنگاه به ما دو گزینه دادند که یا فوری به تهران برگردیم یا ما را به زندان شیراز منتقل خواهند کرد. ما گزینه اول را بیشتر پسندیدیم. عنوان سخنرانی من برای آن روز، "کورش تو به ما آموختی چگونه ایرانی باشیم،" بود که آن شب منتشر شد .
از آن تاریخ به بعد، با وجود تهدیدها و تهدید میهمانان من، هر سال آیین بزرگداشت روز جهانی کورش را در سرای خود می گیرم. پیام های من در سالهای محروم از پاسارگاد عبارت بودند از:
سال ۱۳۸۹: "روز جهانی کورش، روز ملی ایران "
سال ۱۳۹٠: "کورش تو چرا نیستی، وقتی ملت به تو نیاز دارد؟ "
سال ۱۳۹۱: "کورش فقط گریست! "
سال ۱۳۹۲: "روز جهانی کورش، روز ملی ایران "
سال ۱۳۹۳: "سرزمین کورش، سرزمین من "

Kourosh Zaims Foto.

چکامه سرایی استاد بادکوبه ای در آرامگاه پدر،هفت آبان.مشت محکمی بر دهان دژخیمان ایران زمین

Posted by ‎مزدک حسنزاده جونقانی‎ on Samstag, 31. Oktober 2015

مُعَمَم های بی عبا و عمامه


وقتی امیر مصدق کاتوزیان در رادیو فردا در برنامه "برده داری جدید، بردگی جنسی و واکنش روحانیان مسلمان" در مصاحبه با محسن کدیور، حسن هاشمیان و عبدالکریم لاهیجی از یک یک آنها سؤال میکند: "گروه معروف به خلافت اسلامی یا داعش معتقد است چون به استناد ایات قران می شود در جنگ برده گرفت و با زنان برده به زور امیزش جنسی کرد، این گونه اعمال که با زنان خارجی یا ایزدی می شود در اسلام ترغیب شده و حلال است"، هر یک به نحوی حیله گرانه و برای حفظ بیضه اسلام ادعای داعش و گروه های تروریستی اسلامی را رد می کنند.
کدیور که زیرک تر از آنست که مشروع بودن اسیر کردن زنان در جنگ ، تجاور و فروش آنان بعنوان برده در صدر اسلام را که به صراحت در آیه 24 سوره النسا (و نکاح زنان محصنه (شوهردار) نیز بر شما حرام شد مگر آن زنان که در جنگ های کفار به حکم خدا متصرف و مالک شده اید...) به آن اذعان شده است، رد نماید، با این استدلال شیادانه که اینها "مسائلی است که در زمان پیامبر اتفاق افتاده و احکامی (است) که توسط خدا در آن ظرف زمانی به ایشان ابلاغ شده و تعمیم ان توسط گروههای تروریستی در زمان ما نوعی نفهمیدن آیات قرآن کریم است" سعی دارد نفهمی خود را بحساب نفهمی گروه های تروریستی گذارده و به این ترتیب خود را از مخمصه ای که این گروه ها، با جنایات باورنکردنی خود، برای مسلمانان بوجود آورده اند، نجات دهد. او حتی مخالفین خود را به جرم "در نظر نگرفتن زمان" متهم به "زمان پریشی" می نماید. او با شیادی از وجود "آیات متعددی" در قران صحبت می کند که "خلاف" ادعای گروه های تروریستی را ثابت می نمایند. آیاتی که وجود خارجی ندارند و برای همین او آدرس حتی یکی از آنها را هم بما نمی دهد.
هاشمیان مصاحبه شونده دیگری که ظاهرا و آنطور که معرفی می شود "تحلیل گر رویدادهای جهان عرب" ولی در واقع، حقه باز دیگری از نوع کدیور است، با استناد مسخره به اینکه بنا به سوره آل عمران، آیه 64 (که گویا "هیچ کس حق ندارد کس دیگر را (شریک خدا) و ارباب خود قرار دهد) اظهارات بی پایه کدیور را مورد تایید قرار داده و او نیز نتیجه می گیرد که "این گروه تروریستی هیچ ارتباطی با اسلام ندارد".
و اما رقت بارترین بخش مصاحبه اظهارات عبدالکریم لاهیجی، آیت الله مکلائی است که در این مصاحبه ظاهرا بعنوان مدافع حقوق بشر، ولی در عمل نقش دافع حقوق بشر را ایفا می نماید. او نیز پس از پرگویی های فراوان که ربطی به مسئله مورد بحث ندارند، پس از این پا و آن پا کردن های بسیار، برای فرار از مسئله اصلی ، سرانجام طاقت نیاورده، حرف دلش را میزند. این مقام باصطلاح حقوق بشری، پس از آنکه بطور ساده لوحانه ای جنگ های مذهبی و سیاسی را با جنگ های آزادی خواهانه در یک ردیف قرار داده، و باین ترتیب و با اعتراف به این که توجیهاتی که هر یک از اقدام کنندگان به این جنگ ها برای خود دارند برای او در درجه اول اهمیت نبوده و "جنبه ثانوی" دارند، نه تنها بیگانگی خود با انگیزه های آزادیخواهانه مبارزات مردم و در نتیجه حقوق بشر را به نمایش می گذارد، بلکه با اذعان به اینکه "الان باید برویم به دنبال یک تفسیر نوین از دین و از جمله دین اسلام به صورتی که آقای کدیور اشاره کردند، یعنی اینکه این احکام احکامی بوده ناظر بر زمان و مکان مشخص و معینی" نشان می دهد که در تلاش مزورانه برای حفظ دین، با دو معمم بی عمامه دیگر فرق چندانی ندارد.
یی شک وجود "روشنفکران" دینی، امثال کدیور، و منسوخ دانستن بعضی آیه های قران از جانب آنان، بهر دلیل درست یا غلطی ، خود حاصل پیشرفت مبارزه با دین و عقب نشینی آن در برابر عصیان حقیقت است. باید هوشیار بود و این عقب نشینی را دال بر روشن گرائی صادقانه، و تلاش بی پیرایه از جانب آنان در پیروی از حقیقت ندانست. بالعکس، نوع استدلالات و توجیهاتشان نشان می دهد که اینها مزورائی بیش نیستند که عقب نشینی شان در برابر حقیقت و اندیشه علمی یک عقب نشینی تاکتیکی برای حفظ و پاسداری از تاریک اندیشی و سنگربندی در موقعیتی قابل قبول تر برای دفاع از دین است.
و اما در پایان چند سؤال از آقای کدیور:
1- آقای کدیور محدود و مشروط بودن آگاهی به زمان ویژه انسان است. قرار بر این بود که خدای شما و آگاهی اش بری از این محدودیت ها و مطلق باشد. چطور شد که آیات وی نیز مانند اندیشه های انسانی مشروط به زمان و قابل نسخ شدند؟
2- حالا که از نظر شما بعضی از آیات منسوخ اند، چرا این آیات منسوخ را از قران بیرون نمی ریزید و چاپ جدیدی از آن بدست دهید؟ آیا ترستان از این نیست که ممکن است چیزی از قران برای چاپ بجا نماند؟
3- شما می گویید: "رابطه جنسی در آنزمان به دو طریق ممکن بوده. یکی از طریق ازدواج و یکی از طریق تملک یعنی رقیت". با توجه به اینکه تملک زن از طریق خرید (و هر زنی غیر از آنکه ذکر شد حلال است که به مال خود بطریق زناشوئی بگیرید- النساء، آیه 24)، و اسیر کردن (نکاح زنان محصنه –شوهردار- نیز بر شما حرام شد مگر آن زنان که - در جنگ های کفار- متصرف و مالک شده اید- النساء، آیه 24) در زمان عروج اسلام در عربستان رایج بوده، جواب دهید چه نیازی به فرستادن رسول برای تایید امور رایجه، آنهم امور رایج زشت و غیرانسانی بوده ؟
بعلاوه، با توجه به اینکه در آنزمان شکل دیگری از رابطه جنسی (نکاح الصدیقه) نیز در عربستان وجود داشته که نه پولی و نه زوری، بلکه داوطلبانه و مبتنی بر عشق متقابل، یعنی نسبت به دو شکل دیگر کاملا انسانی بوده، چرا نباید این شکل انسانی رابطه جنسی مورد تایید خدا و رسولش قرانر گیرد. جز اینکه خدا و رسول شما مظهر همه امور زشت و ضد انسانی بوده است؟
سیامک ستوده


30 آگوست 2015

نامۀ سرگشاده بیش از ٤٠٠ تن از کنشگران سیاسی و اجتماعی به پشتيبانى جنبش های داخل کشور و فراخوان های زندانیان سیاسی



پس از چندین سال ،سرکوب و ایجاد جو امنیتی و زندانی و اعدام کردن فعالین سیاسی اجتماعی در داخل کشور، امروز شاهد آن هستیم که جنبش های اجتماعی همچون «فرهنگیان،زنان،دانشجویان،کارگران،پرستاران،حامیان محیط زیست، فعالان حقوق بشری و به ویژه نسل جوان» توانسته اند که با سازمان دهی و عنوان کردن خواسته های «صنفی و حقوقی» خود ،امیدی را در دل همه ایرانیان،برای «عبور از استبداد حاکم و نهادینه کردن دموکراسی و آزادی» زنده کنند.
برای پایین کشیدن استبداد ما چاره ای جز تظاهرات سراسری و اعتصابات سراسری و همگانی، همزمان با یکدیگر نداریم.برای رسیدن به چنین خواسته ای باید «جنبش های مختلف» را تقویت و سازمان دهی کرده و سپس با پیوند دادن اعتصابات و اعتراضات آنها در یک مقطع زمانی به یکدیگر ،حکومت را به زانو در آوریم.
خوشبختانه امروز اکثر گروه ها ، احزاب و سازمان ها مختلف به این نتیجه رسیده اند که حمایت از فراخوان ها و اعتراضات و اعتصابات جنبش های درون کشور می تواند مخرج مشترکی برای رسیدن «به همبستگی در عمل» باشد.
از این رو ما امضا کنندگان این نامه پشتیبانی خود را از جنبش ها و فراخوان های زندانیان سیاسی داخل کشور اعلام می داریم و از همه شخصیت ها ،احزاب ،سازمان ها،گروه ها و رسانه های مختلف تقاضا داریم که آنها نیز حمایت و پشتیبانی های خود را از اعتراضات و اعتصابات جنبش های درون میهن به هر طریقی که می توانند انجام دهند و صدای آزادی خواهی«جوانان بیکار،مردم تحت ستم و زیر فشاراقتصادی و فقر» ایران را به گوش جهانیان برسانند.
با این کنش سیاسی ما نشان خواهیم داد که امروز به دنبال «همبستگی ،اتحاد،کنشگرایی و مبارزه هوشمندانه» بر علیه استبداد حاکم هستیم.
من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟/من اگر بر خیزم، تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند.

اسامی امضا کنندگان به ترتیب حروف :
۱-آبار دکتر بهرام ۲-آدرپاد محمد رضا ۳-آریا بهروز ۴-آریا پونه ۵-آریا کورش ۶-آریافر آرش ۷-آریافر ایرانی ۸-آریانا منوچهر ۹-آریانپور سوسن ۱۰-آریانفر لادن ۱۱-آریایی پارسو ۱۲-آریایی نسیم ۱۳-آرین محمدرضا ۱۴-آزاد رادان ۱۵-آزاد ویکتوریا ۱۶-آزاده سعید ۱۷-آزادی شعله ۱۸-آقاجان ملیحه ۱۹-آموز منوچهر ۲۰-آیینه آبتین ۲۱-ابراهیمی همایون ۲۲-ابطحی مجید ۲۳-ابوالحسنی ۲۴-ابوطالبی محمد ۲۵-اجیر فردین ۲۶-احمدی حسین ۲۷-احمدی زرتشت ۲۸-احمدی عبدالتراب ۲۹-احمدی مقدم فریبا ۳۰-اختری ایرج ۳۱-اختریان کورش ۳۲-اردلان امیر ۳۳-ارزانش مجید ۳۴-ارشادی شکوه ۳۵-ارشادی ندا ۳۶-اریانپور سوسن ۳۷-اسپی حمیدرضا ۳۸-اسدی بهزاد ۳۹-اسدی زری ۴۰-اسدی فهیمه ۴۱-اسدی ندا ۴۲-اسکندرپور عرفان ۴۳-اسکندری لیلا ۴۴-اسلام منش الیاس ۴۵-اسماعیل پور مرتضی ۴۶-اصانلو منصور ۴۷-اعتماد فریبا ۴۸-افراسیابی مصطفی ۴۹-افشار چنگیز ۵۰-افشین جم نازنین ۵۱-افشین جم افشین ۵۲-افضلی کاظم ۵۳-اکبرپور سهیل ۵۴-اکبرزاده رضا ۵۵-اکبری رامین ۵۶-اکبری شهاب ۵۷-الوندیان شری ۵۸-امامی راد آزیتا ۵۹-امامی میرعلا ۶۰-امینی امیر ۶۱-اهورایی بردیا ۶۲-اوحدی سعدی ۶۳-اوحدی مسعود ۶۴-ایازی روناک ۶۵-ایران پور سوسن ۶۶-ایران خواه مانا ۶۷-ایراندوست مهوش ۶۸-ایرانی امیرحسین ۶۹-ایرانی پروین ۷۰-ایرانی سجّاد ۷۱-ایرانی شهرام ۷۲-ایرانی فریبا ۷۳-ایرانی ماندانا ۷۴-ایرانیان افسانه ۷۵-بابایی آذر سیروس ۷۶-بازدار احمد ۷۷-باقرزاده هاله ۷۸-باقری برسابه ۷۹-بتایی افسانه ۸۰-بختیاری بهکام موسوی ۸۱-بختیاری کورش ۸۲-بختیاری مرتضی ۸۳-بختیاری نسب کورش ۸۴-بختیاری نیک ۸۵-بخشی کیارش ۸۶-بدیع زاده فریدون ۸۷-بر ادران امیر ۸۸-برتون کورش ۸۹-برزگر میترا ۹۰-برزگری مهران ۹۱-برمکی ماتیو ۹۲-بناساز بهزاد ۹۳-بهار فرید ۹۴-بهبهانی سیدمحمدحسن ۹۵-بهروزی آرین ۹۶-بیات حمید ۹۷-بیدخت فرحناز ۹۸-بیرمی حمیدرضا ۹۹-بیک زاده ریحانه ۱۰۰-بیگدلی شیرین ۱۰۱-پارسا بهرام ۱۰۲-پارسا ستاره ۱۰۳-پارسامنش فرهاد ۱۰۴-پارسی آریو ۱۰۵-پارسی فریدون ۱۰۶-پارسی کورش ۱۰۷-پاسیار کورش ۱۰۸-پاکدل سیروس ۱۰۹-پاینده بهرام ۱۱۰-پبروی یدالله ۱۱۱-پذیرایی امید ۱۱۲-پناهی اردلان ۱۱۳-پناهی عباس ۱۱۴-پورعباس کورش ۱۱۵-پوریوسفی امید ۱۱۶-پوریوسفی امید ۱۱۷-پیچا میترا ۱۱۸-پیرامون رامین ۱۱۹-پیرایش کیوان ۱۲۰-پیرمی امیر ۱۲۱-پیروی افشین ۱۲۲-پیله ور بهزاد ۱۲۳-تاجیک حامد ۱۲۴-تاسباز حسین ۱۲۵-تالشی فرهاد ۱۲۶-تریک منصور ۱۲۷-تقدّس یوسف ۱۲۸-ترکاشوند امید ۱۲۹-تقدیمی مریم ۱۳۰-تقی پور الناز ۱۳۱-تمنا بهرام ۱۳۲-تنددیسگر کورش ۱۳۳-تندیس کورش ۱۳۴-تهرانی حامد ۱۳۵-تهرانی حمید ۱۳۶-تهرانی داریوش ۱۳۷-تهرانی زینا ۱۳۸-تهرانی سام ۱۳۹-توحیدی فر حامد ۱۴۰-تیموری مهرداد ۱۴۱-ثنائی سرشت فرشته ۱۴۲-جعفری پروین ۱۴۳-جعفری حسن ۱۴۴-جعفری محمود ۱۴۵-جعفری هاله ۱۴۶-جلیلی محسن ۱۴۷-جمال پور حسن ۱۴۸-جهانشاه سمر ۱۴۹-چاروستایی آرمان ۱۵۰-چاووشی رامین ۱۵۱-حاجی زاده محسن ۱۵۲-حاصلی مژگان ۱۵۳-حبیب زاده ۱۵۴-حدادی زاده پرویز ۱۵۵-حسن پور محمد ۱۵۶-حسنلو اصلان ۱۵۷-حسین دوست حنیف ۱۵۸-حسین زاده مهدی ۱۵۹-حسینی شکرآبی سجّاد ۱۶۰-حسینی شکرآبی سحر ۱۶۱-حسینی مهرداد ۱۶۲-حشمتی فرشید ۱۶۳-حقیقی علی ۱۶۴-حقیقی نیما ۱۶۵-حکیمی علی ۱۶۶-خاقانی بهناز ۱۶۷-خداجو همایون ۱۶۸-خستویی پوران ۱۶۹-خسروی بابک ۱۷۰-خطایی ابی ۱۷۱-خلف زاده دنیا ۱۷۲-خلف زاده علی ۱۷۳-خلیفه رضا ۱۷۴-خلیلی محسن ۱۷۵-خوشرو مهشید ۱۷۶-خوشرو نوید ۱۷۷-خویی اسماعیل ۱۷۸-دانا داریوش ۱۷۹-دانا شهاب ۱۸۰-دبستانی سینا ۱۸۱-دشتستانی علی ۱۸۲-دلخواه محسن ۱۸۳-دلیریان حسین ۱۸۴-دهدرزاده ساسان ۱۸۵-دولتشاهی داریوش ۱۸۶-دیالمه علیرضا ۱۸۷-ذوالفقاری شاپور ۱۸۸ذوقی رضا ۱۸۹-راد رامین ۱۹۰-راد فریبا ۱۹۱-رازی رضا ۱۹۲-راستی دینا ۱۹۳-رامین احسان ۱۹۴-رجب زاده ابوالفضل ۱۹۵-رحیمی ارسلان ۱۹۶-رحیمی الهام ۱۹۷-رحیمی محسن ۱۹۸-رستاحیز پیمان ۱۹۹-رستم پور ایرج ۲۰۰-رستمی غزال ۲۰۱-رشیدقلم صفییّه ۲۰۲-رضایی حسین ۲۰۳-رضایی حمید ۲۰۴-رضایی سامان ۲۰۵-رضایی سعید ۲۰۶-رفیعی پریسا ۲۰۷-رمزی پور رضا ۲۰۸-رمضانپور رضا ۲۰۹-رمضانی بهنام ۲۱۰-رموز منوچهر ۲۱۱-رنجبریان مرسده ۲۱۲-رودکی میثم ۲۱۳-روشنی بیژن ۲۱۴-زارع جواد ۲۱۵-زارعی خالد ۲۱۶-زاهد پرویز ۲۱۷-زرنهی علی ۲۱۸-زند بنفشه ۲۱۹-زیانی یوسف ۲۲۰-زیباکلام رامین ۲۲۱-زینال پور المیرا ۲۲۲-سارا منصور ۲۲۳-ساحل سویل ۲۲۴-ساسانی امیرخسین ۲۲۵-ساکیانی شهرزاد ۲۲۶-سالار میترا ۲۲۷-سامری فرد جواد ۲۲۸-ستاره نادر ۲۲۹-سراج کاوه ۲۳۰-سراجی احمد ۲۳۱-سربازی علیرضا ۲۳۲-سلاحی حسین ۲۳۳سلامی هوشنگ ۲۳۴-سلطانفرندا ۲۳۵-سلیمانی امی ۲۳۶-سلیمانی محمد ۲۳۷-سلیمی عشرت ۲۳۸-سنگانی کتایون ۲۳۹-سوسنی رضا ۲۴۰-سیّاس مهدی ۲۴۱-شاه پسند شیرین ۲۴۲-شاه تهرانی داریوش ۲۴۳-شاهسیاه حمید ۲۴۴-شجاعی آرنوش ۲۴۵-شعبانی سعید ۲۴۶-شفیعی شهرام ۲۴۷-شفیعی مهدی ۲۴۸-شفیق نوبری مسعود ۲۴۹-شفیق نوری ۲۵۰-شفیق نوری مسعود ۲۵۱-شکوری جو مسعود ۲۵۲-شمشیردار پیمان ۲۵۳-شهید شاهرخ ۲۵۴-شهیدی شهرام ۲۵۵-شوشتری سینا ۲۵۶-صابر لیلا ۲۵۷-صابری فرد ۲۵۸-صادقی طاهره ۲۵۹-صادقی میلاد ۲۶۰-صالحی افسانه ۲۶۱-صباحت برزین ۲۶۲-صداقت حسین ۲۶۳-صراف پور مهداد ۲۶۴-صرّافپور مهرداد ۲۶۵-صفایی مهوش ۲۶۶-صفری شیرزاد ۲۶۷-طاهری کاوه ۲۶۸-طاهریان رؤیا ۲۶۹-طاووسی داوود ۲۷۰-طلاکوب هادی ۲۷۱-طهماسبی ۲۷۲-طوفانی محسن ۲۷۳-عابدینی فرهاد ۲۷۴-عارف مهرداد ۲۷۵-عبادی مسعود ۲۷۶-عبدالهی افشین ۲۷۷-عبدالهی دانش ۲۷۸-عبدالهی طیرا ۲۷۹-عبدالهی فریدون ۲۸۰-عبقری سیاوش ۲۸۱-عبقری شهلا ۲۸۲-عرفانی زری ۲۸۳-عزتی فرح ۲۸۴-عسکری آرون+ ۲۸۵-عطر ناصر ۲۸۶-علی شهنی مهدی ۲۸۷-علیزاده فرشته ۲۸۸-عمادی فرحناز ۲۸۹-عنایتی ناهید ۲۹۰-غلامی مهدی ۲۹۱-غلامی مهسا ۲۹۲-فتحیان پور میترا ۲۹۳-فراست ماهر ۲۹۴-فرح اندوز فریدون ۲۹۵-فّرخ فال فرشید ۲۹۶-فرخ نیا فرشید ۲۹۷-فرسنگی علی ۲۹۸-فیلی زمان ۲۹۹-قاسمی اختر ۳۰۰-قاسمی کورش ۳۰۱-قدیمی لیلا ۳۰۲-قمری نیا سحر ۳۰۳-قهرمانلو هوشنگ ۳۰۴-قوامی اسماعیل ۳۰۵-قیانی یدی ۳۰۶-کاظمی حمید ۳۰۷-کدخدایی سیما ۳۰۸-کرمانی داود ۳۰۹-کرمی کاوه ۳۱۰-کریمی بابااحمدی علی ۳۱۱-کریمی شاهین ۳۱۲-کسروی خشایار ۳۱۳-کشاورز علی ۳۱۴-کلانتری داریوش ۳۱۵-کلایه فرهمند ۳۱۶-کمانگر امیر ۳۱۷-کمانگر محمد ۳۱۸-کملان عادل ۳۱۹-کنعانی میثم ۳۲۰-کنی ناهید ۳۲۱-کوچک سیدابوالفضل ۳۲۲-کیمیایی علی ۳۲۳-گشتاسب سام ۳۲۴-گشتاسب علی ۳۲۵-گشتاسبی علی ۳۲۶-گلبانگ رامین ۳۲۷-گلریز دامون ۳۲۸-گنجعلی مهناز ۳۲۹-گنجی رخسان ۳۳۰-گیو فرشاد ۳۳۱-لاهوتی هوشنگ ۳۳۲-لاوی داود ۳۳۳-لشکری سیاوش ۳۳۴-لطفی لطف الله ۳۳۵-لطیفی روحی ۳۳۶-مؤمنی روحی محترم ۳۳۷-ماد کوشان ۳۳۸-مانوی سیاوش ۳۳۹-مبیَن رضا ۳۴۰-متحیّر محمدعلی ۳۴۱-مجازی حمید ۳۴۲-مجلسی داریوش ۳۴۳-محب زندی فائزه ۳۴۴-محمدی رضا ۳۴۵-محمدی محمود ۳۴۶-محمدی منوچهر ۳۴۷-محمدیان امیر ۳۴۸-مدنی ریحان ۳۴۹-مرادپور محسن ۳۵۰-مرادزاده علیرضا ۳۵۱-مرادی ابراهیم ۳۵۲-مسجدی زهرا ۳۵۳مسروری پروانه ۳۵۴-مشهدالکویه مجید ۳۵۵-مطیعی مهران ۳۵۶-معافی زاده سصید ۳۵۷-معتمد نگار ۳۵۸-مقدم مریم ۳۵۹-ملکوت شاهرح ۳۶۰-منزوی مهدی ۳۶۱-منصوری تورج ۳۶۲-منصوریار فریبا ۳۶۳-منعمی محمدرضا ۳۶۴-منفردزاده سعید ۳۶۵-منوچهری هادی ۳۶۶-مهدایرانی امیرحسین ۳۶۷-مهدوی آرش ۳۶۸-مهدی پور امیر ۳۶۹-مهدیزاده طاهره ۳۷۰-موسی ژاله ۳۷۱-موسوی جواد ۳۷۲-موسوی نیما ۳۷۳-موسوی هومان ۳۷۴-مولانیا هیوا ۳۷۵-میر خالد ۳۷۶-میرآخور مهدی ۳۷۷-میردامادی هما ۳۷۸-میرذوالفقاری آرمان ۳۷۹-میرذوالفقاری آریان ۳۸۰-میرزارضی مازیار ۳۸۱-میرمرادی هما ۳۸۲-مینایی فاطمه ۳۸۳-میهن دوست ستاره ۳۸۴-ناجی فرشته ۳۸۵-نادری مریم ۳۸۶-نادریفر همایون ۳۸۷-نامدار اردلان ۳۸۸-نجفی لیلا ۳۸۹-نحوی پوریا ۳۹۰-نروی گل ۳۹۱-نژادویسی پوریا ۳۹۲-نسیم سعید ۳۹۳-نصیری حمید ۳۹۴-نظامی آنیتا ۳۹۵-نظری حسین ۳۹۶-نظم پژوه احسان ۳۹۷-نعمتی ثریا ۳۹۸-نمین جمشید ۳۹۹-نوایی ساسان ۴۰۰-نوذری آرش ۴۰۱-نوذری نوذر ۴۰۲-نوروزجمالی سیاوش ۴۰۳-نوری علا پرتو ۴۰۴-نوید محمد ۴۰۵-نیّری نوژن ۴۰۶-هخامنشی فرهاد ۴۰۷-هدایتی آدینه ۴۰۸-هدایتی مریم ۴۰۹-هستی بخش بهشاد ۴۱۰-همتی شهین ۴۱۱-هوشنگی باقر ۴۱۲-وحوشی داریوش ۴۱۳-وطن پرست پوری ۴۱۴-وطن دوست امید ۴۱۵-یاشار سوزی ۴۱۶-یزدانی آرمان ۴۱۷-یزدانی لیلا ۴۱۸-یوسف نژاد محسن

برای امضا این نامه به سایت www.Hemayat.cf مراجعه نمایید.
مـــــا می توانیــــــــم و مــــــا می پـــیروزیــــــــم

جهت آگاهی
البته لابد منظورشان من نيستم زيرا در هرمورد در باره تفاهم لوزان يا چهارچوب آن حتا تا برگردان «فکت شيت» منتشر شده از سوی آمريکا پيش رفته ام.
ح-ک

Sent: 18 April, 2015 7:51 AM
To: Javid Iran
Subject: Lozan wa hoghooghe melate Iran

"تاریخ راستین یک ملت مجموعه ایست از همۀ آنچه را که یک ملت طی زیست اجتماعی خود انجام داده است ."



ه

م میهن گرامی
بادرود ومهر
طی این سالها بسیاری از هم میهنان آنچراکه در میهنمان رخ داده است ، دانسته ویا ندانسته بدون توجه به واقعیتها ، برپایه نیاز فکری خود وگاهی نیز بنابر نیاز بیگانگان، در گفته ها ونوشته های خود مطرح مینمایند ودر نتیجه با این رفتار ، آیندگان را براه های ناصواب وغیر واقع هدایت مینمایند که کاریست بسیار زشت ، اینگونه است که بیگانگان میتوانند با بکار گیری این ابزار مخرب ،ملت وملیت ومایملک ملت را همیشه در مهار استعماری خود داشته باشند.
تاریخ راستین یک ملت مجموعه ایست از همۀ آنچه را که یک ملت طی زیست اجتماعی خود انجام داده است . ( نشیب وفراز ها ، سربلندیها، فتوحات، شکست ها ، شیونها ، شادیهاوصدها مسائل دیگر که ساروجی ازبرای وصل وپایداری آن ملت گردیده است).لذا این موضوع را بایستی همانگونه که پیش آمده برای آیندگان نوشت ونآنگونه که میل ما میباشد ، اوراق تاریخ یک ملت را نبایستی با نیاز های خود آلوده نمود، آیندگان بایستی راستگویانه از کردار وپندار زشت وزیبای گذشتگان خود آگاه گردند تابتوانند زمان حال خود را همانگونه که مطلوب ملت است بنا کنند. ما ازاین همه زنان ومردانی که طی هزاره ها ازبرای پایداری ایران زمین کوشابوده اند وبا خون پاک خود اوراق تاریخ رارنگین کرده اند چه میدانیم؟؟ ما از بیگانه گرایان ایرانی نما که منافع خود وبیگانه را بر شرف ملی ملت ایران رجحان میداده اند وحالیه نیز میدهندچه میدانیم؟؟ . از شالیزارهای شمال تا نخلستانهای جنوب طی هزاره ها زنان ومردان سرزمین ما کوشیده اند وایران را بما تحویل داده اند وحال وظیفه ما است که ایران را با تمام تمامیتش بآیندگان راستگویانه تحویل دهیم.

برای نمونه نشست لوزان (5+1 نماینگان غرب از یکطرف ونمایندگان دولت ایران در طرف دیگر)را مطرح میکنم در این زمینه افرادی بخصوص که از آبشخور بیگانه بهره وری کامل دارند سکوت کامل اختیارنمودند، طبقه ای دیگر آنگونه نوشتند ویابیان کردند که مبادا ارباب را ناخوشآیند آید ،گروهی دیگر بدون توجه به واقعیتها نظر دادند و گفتند ،گروهی دیگر شعار گویانه پیش رفتند، تک افرادی بودند که بر پایه های حقوقی مسئله را مطرح نموده وحقوق ملت ایران را پیش گرفته ودر دفاع قیام نمودند. پرسش از همه این منادیان اینست، این چه نشستی است که 5+1 نمایندگان زور گویان بخوداین اجازوحق رامیدهند که حقوق واقعی یک ملت را زیر پانهند وآن ملت را به مرگ نزدیک کنند تا تب ولرزش را پذیرااگردد؟به دولتهای تک تک 5+1 بنگردید تا پی برید اینها در طی این صدها سال از هر گونه جنایت بدیگرملتها واز هرگونه تجاوز وچپاول سرمایه های مالی ومعنوی دیگر ملتها کوتاهی ننموه اند.
در مورد درنظر نگرفتن حقوق واقعی ملت نجیب ایران از سوی بیگانگان در جمیع جهات، گفته ها بسیار است واین بدان معنا نیست که خواسته باشیم ازطبقه ویاگروهی دفاع کنیم ، بلکه واقعیت در این است که میخواهیم از خواسته وحقوق بحق یک ملت که مانیز متعلق بآن هستیم دفاع کنیم.
بر همه ما واجب است که چهارچوب قراداد لوزان را بیطرفانه بررسینمائیم تا پی بریم که در این چهار چوب هیچ گجایش از حقوق بحق ملت ایران نوشته نگردیده ،بلکه همه جا مسئله غالب بر مغلوب مطرح است.
سربلندی وپیروزی همه جانبه وسعادت ملت نجیب ایران را خواستدارم.
روحانی
آلمان فدرال
18-04-2015

"بر عکس نهند نام زنگی کافور"


نوشتاری از ارژنگ داودی در باب ادبیات زندان و فساد مسوولان زندان

ارژنگ داودی زندانی سـیاسی محبوس در زندان رجایی شهر، در سلسه نامه‌های خود از زندان، این بار به سراغ چند عبارت مصطلح در ادبیات زندان و همچنین موضوع قاچاق و فساد "مسوولان ارشد زندان‌ها" رفته است.
این معلم و نویسنده زندانی در بخشی از این نامه نوشته: «درآمد حاصل از انواع قاچاق در زندان رجایی شهر به طور متوسط ماهیانه به دو میلیارد تومان بالغ می‌شود...»
ارژنگ داودی به خاطر نامه‌نگاری از زندان و انتشار و ارسال نوشته‌ها و یادداشت‌هایش بارها از سوی مسوولین زندان مورد تهدید، فشار و شکنجه قرار گرفته است. وی با اتهامات تازه‌ای در زندان روبرو و احکام جدید حبس نیز محکوم شده است.
اتهام «عضویت و هواداری و فعالیت موثر در پیشبرد اهداف سازمان مجاهدین خلق در زندان» صدور حکم اعدام را برای این زندانی سیاسی ۶۱ ساله به دنبال داشت.
ارژنگ داودی محکومیت ۱۰ ساله نخست خود را به پایان رسانده، اما پیش از صدور حکم تازه اعدام، با پرونده‌سازی‌های مختلف طی دوران حبس، دوباره به ۲۰ سال و ۸ ماه زندان محکوم شده است.
این زندانی سیاسی آبان‌ماه ١٣٨٢ بازداشت شد و زیر شدیدترین شکنجه‌ها در سلول‌های انفرادی زندان "٣٢٨" سپاه پاسداران، بند دو الف قرار گرفت. وی از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب، قاضی حسن زارع دهنوی (حداد)، به 15 سال زندان تعزیری، 5 سال محرومیت از حقوق اجتماعی، انفصال دایم از مدیریت مجتمع آموزشی- فرهنگی پرتو حکمت، ٧٤ ضربه شلاق و تبعید به زندان‌های جنوب کشور محکوم شد.
اتهام‌های اصلی ارژنگ داودی، راه‌اندازی و تاسیس «جنبش آزادی ايرانيان» و «کنفدراسيون دانشجويان ايرانی» است، هرچند اتهامات ديگری همچون نوشتن «مانيفست ضد نظام جمهوری اسلامی»، توهين به رهبری و بنيانگذار جمهوری اسلامی و مسوولين نظام و روحانيون، توهين به مقدسات، و همکاری با خبرنگار کانادايی «جين کوکان» برای ساخت فيلم مستند «ايران ممنوع» نيز در پرونده ارژنگ داودی وجود داشت.
داودی در سال‌های اخیر به زندان‌های مختلفی تبعيد شده است؛ از زندان اوين به زندانی در اهواز، از آنجا به بندرعباس و سپس به زندان رجایی شهر (گوهردشت) کرج تبعيد شد. وی در مدتی که در زندان‌های مختلف دوره محکوميت خود را می‌گذراند، بارها در اعتراض به وضعيت زندان، رفتار زندانبانان و اوضاع سياسی- اجتماعی ايران اعتصاب غذا کرده است.
این معلم زندانی در دوران سال‌های زندان، بارها مورد شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفته است و بخشی از بینایی و شنوایی خود را در اثر این شکنجه‌ها از دست داده است.
این زندانی سیاسی هم‌اکنون در سالن ۱۲ زندان رجایی‌ شهر کرج به‌سر می‌برد.
متن کامل نامه‌ی ارژنگ داودی در اختیار «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» قرار گرفته است که در پی می‌آید.


ایرانیان جهان؛
برای به پیروزی رساندن انقلاب سوم، متشکل شویم

در نسیمی که به تردیدی سرد
از پیچاپیچ سیم خاردار سرافکنده می‌گذرد
چشم به راه روزی می‌مانم که در آفتاب تازه آن فردا
رقص فرشته‌وار گل‌های رها شده پایداری
برکات آزادی را برابرانه به عرصه برآرد

برعکس نهند نام زنگی کافور
1- روسپی:
در قدیم‌الایام به زنان بدکاره، "روسیاه" می‌گفتند ولی رفته رفته از سر طعنه و مزاح آنها را "روسپید!؟" نامیدند. این اصطلاح در اثر کثرت استعمال و به مرور زمان به "روسپی" تبدیل شد؛ به طوری که هم‌اکنون کلمه روسپی به عنوان معادلی محترمانه! برای فاحشه‌گان به کار برده می‌شود.
۲- سگ:
به آن دسته از پرسنل زندان که کالاهای قاچاق یا ممنوع؛ اعم از مواد مخدر، گوشی موبایل، کفش کتانی، رادیو، وسایل برقی، قاشق چنگال فلزی، لیوان شیشه‌ای، لباس گرم و... را وارد زندان می‌کنند، اصطلاحا "سگ" گفته می‌شود. این سگ‌ها معمولا از مسوولان ارشد زندان‌ها هستند، یعنی کسانی که در هنگام ورود یا خروج بازرسی نمی‌شوند، به ویژه افراد معدودی که با خودرو شخصی ورود و خروج می‌کنند از جمله رییس زندان!؟
بسیاری از این سگ‌ها به نوعی دم‌شان به سپاه، بسیج یا اطلاعات وصل است و لذا به هیچ‌کس حتی به سگ‌های مافوق خود هم جوابگو نبوده، خودسرانه هر غلطی بخواهند، می‌کنند! به اینگونه سگ‌ها که به مفت‌خوری، مفت‌چری و مفت‌بری عادت دیرینه و آشکار پیدا کرده یا به عبارت دقیق‌تر معتاد! شده‌اند و به هر بهانه ممکن، زندانیان را می‌چاپند، "سگان هار" گفته می‌شود.
با این وصف در سلسله مراتب سرگردنه‌داری خامنه‌ای و شرکا در حق واقع اصطلاح "رییس زندان" تنها می‌تواند به عنوان معادلی محترمانه! برای "سگان ارشد" به کار رود! با این حساب سگ ارشد زندان رجایی شهر به نام "مردانی" که به انواع فسق و فجور آلوده بوده و کلمات روسپیدی چون مردی و مردانگی! را روسیاه کرده، همان قدر و اندازه‌ها مرد است که فاحشه‌گان، روسپید! هستند. آری برعکس نهند نام زنگی کافور!؟
خاطرنشان می‌سازد که درآمد حاصل از انواع قاچاق در زندان رجایی شهر به طور متوسط ماهیانه به دو میلیارد تومان بالغ می‌شود!؟
یک تحقیق و تفحص جزیی در مال و منال این سگ‌سانان و خانواده‌هایشان به راحتی اثبات می‌کند که هرچند هزینه ماهانه‌شان چند برابر درآمد رسمی‌شان بوده است، اما از همین راه‌های نامشروع، ده‌ها و گاها صدها برابر حقوق و مزایای خود مال و اموال به هم زده‌اند ولی با وقاحت تمام مدعی می‌شوند که خدا! به آنها داده یا معامله کرده و سود برده‌اند!؟
- قابل توجه وزیر کشور سرگردنه‌داری خامنه‌ای و شرکا
در ارتباط با موضوع به اصطلاح "پول‌های کثیف" کذایی هرچند که در سرگردنه‌داری خامنه‌ای و شرکا، اینگونه پول‌ها را راحت‌تر از آب گوارا سر می‌کشند و کک‌شان هم اصلا و اصولا! نمی‌گزد؛ زیرا که آب از سرچشمه آلوده است، چندان که "گر حکم شود که دزد گیرند!" هرکس بیشتر از ۶ ماه در کسوت عمال این حکومت بوده یا از آن حمایت کرده را باید دستگیر کنند!؟

پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایرانیان
دیر زیوی و شاد زیوی همگان را آرزومندم؛
زنده باد ایرانی؛
پاینـده باد ایران؛
در اهـتزاز باد پرچم سه رنگ اهورایی؛

ارژنگ داودی
معلم، شاعر، نویسنده
زندانی سـیاسی
زندان رجایی شهر
۱۷ فروردین ۱۳۹۴

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

ارژنگ داوودی : ایران فروشی در دقیقه ۹۰ بازی بقا !؟ به وقت اضافه کشید


ارژنگ داوودی

با یاد خدا
ایرانیان جهان :
برای به پیروزی رساندن انقلاب سوم متشکل شویم
ایران فروشی در دقیقه ۹۰بازی بقا !؟ به وقت اضافه کشید.
مروری بر ۲یادداشت روز کیهان شنبه۱۵|۱|۱۳۹۴
حسین شیره ای :« اسب زین کرده دادیم و افسار پاره گرفتیم !؟»
ویگن : «اسب ابلق طلا تنرتر!؟ بروآسه چرا .....
علی لاشیجانی عراقی : « مروارید غلتان دادیم آب نبات گرفتیم !؟»
دوشنبه ۱۷|۱|۱۳۹۴
حسین شیره ای :« دولت و تیم مذاکره کننده در تصمیم خود تجدید نظر کنند !؟»
رک و پوست کنده یعنی که از حضرت آغا!؟ آبی گرم نمیشه و یعنی اینکه رهبر، کیسه رمالی را روی کول خود بگذارد و به جای صدور « حکم حکومتی» برود غاز بچراند!؟
هم میهنان :
برای حفظ ثروت های نجومی و تداوم غارتگری ها، سوپاپ های اطمینان رژیم فعال شده اند. تمام مزدوران بی اصل و ریشه ای که در ۳۷سال گذشته در تمام جنایات رژیم بر علیه ملک و ملت شریک بوده و از نمد یغمای ایران و ایرانی برای خود کلکسیونی از کلاه ها و ...!؟ دست و پا کرده اند، اینک که باند ۵۰۰نفره مافیای فقیه و امت نیم در صدی ، قافیه را به تمام باخته از ترس خیزش یکپارچه ایرانیان به قصد مردم فریبی ، شال و کلاه کرده در قامت « مخالف !؟» به راه افتاده و دوره گردی می کنند.
حال آنکه همه خوب می دانیم این باند ایرانی ستیز که متشکل از بیگانه زادگان، بیگانه پرستان و از خودـ بیگانگان است به منظور تداوم بقای ننگین و چپاول هر چه بیشتر میهن اهورایی در مقابل به اصطلاح شیطان بزرگ !؟ که سهل است در برابر شیطان رجیم هم، هیچ باکی از هر گونه نوکری، خوش رقصی و خوش خدمتی ندارد.
هم میهنان:
حسین شیره ای به عنوان یکی از مدافعان پر و پا قرص برنامه هسته ای ، چند سال پیش توی دهان میهندوستانی کوبید که عاقبت شامورتی بازی های هسته ای را هشدار می دادند و مدعی شد :« هر کاری با کره شمالی کردند با ما هم بکنند!؟»
در ارتباط با احتمال حمله جورج بوش به ایران هم ، امثال حسین شیره ای ها با ورشکستگی مطلق این شعار کلیشه ای و بی معنا را مداوما آروغ می زدند که :« ایران، افغانستان و عراق نیست » ولی امروز دیگر به روشنی آفتاب نمیروز ثابت شده که تحت حاکمیت مشتی اوباش بی هویت و مشتی اراذل بی وطن، ایران بزرگ از کره شمالی هم ریغوتر پدیدار شده است.
اینک که محاسبات حسین شیره ای و رهبر مافنگی اش بسیارغلط از آب در آمده، سوپاپ های اطمینان رژیم ،جنگ زرگری راه انداخته، آسمان ریسمان می بافند تا بلکه بتوانند به نفع باند سرگردنه داران به سرکردگی شیخ علی شیره چی از خود جاخالی در بکنند!؟ و برای حفظ ظاهر، کاسه کوزه ها را بر سر طفلکی های مزدور و مامور در تیم « مذاکره کننده » بشکنند!؟
حسین شیره ای ( ملیجک عزیز کرده خامنه ای ) نیز به نوبه خود با وقاحت تمام می کوشد تا قامت کج و معوج خود را در کسوت « رهبران بلند قامت اپوزیسیون» جا بزند و سر ملت را شیره بمالد. او هم که مثل شیخ علی شیره چی !؟ وطن اش منقل، سرود ملی اش جیرجیر وافور و نهایت آمالش مصرف تریاک سناتوری است ، اینک آشکارا به فاحشه ای !؟ می ماند که نه تنها در نزد همه اهل محله بلکه نزد پدر و برادرانش هم دستش کاملا رو شده !؟ به طوری که نه چیزی برای از دست دادن دارد و نه راهی برای ایجاد شبهه و گریز.اما نه مثل فاحشه ای با اندک مایه ای از شرافت انسانی !؟ که به امید اجابت توبه و انابت !؟و گذشتن از سر تفصیرات اثبات شده !؟ از در عجز و لابه در آمده یا حداقل شرمسارانه سکوت اختیار کرده باشد، بلکه چون لکاته ای هار !؟ که چون نه می تواند آب رفته را به جوی بازگرداند ، نه می تواند با ماستمالی کردن ، آبروی رفته را رفو کند، نه توان خفه کردن صدای افتادن طشت از بام را دارد، نه شهامت پذیرش نجاستکاری ها در خود می بیند و نه حتی فرهنگ عذرخواهی را یاد گرفته به سیاه بازی روی آورده است. در حالیکه دیگر هیچ نیازی به سیاه بازی نیست، چرا که دم دراز و هفت رنگ خروس ، خیلی وقت است که از زیر عبای شیخ علی شیره چی ، اظهر من الشمس بیرون زده است. این بازی « کی بود، کی بود، من نبودم ، رهبر بود ، اون یکی بود ، این یکی بود » از سال ها پیش حتی برای کرو کورهای مادرزاد هم نخ نما شده است.
آهای حسین شیره ای !؟
چرا رهبر معظم انقلاب یا به عبارت دقیقتر « سرخر نحس و نجس » تان خفقان گرفته و جیک اش در نمی آید!؟چرا جلو نمی آید و سینه سپر نمی کند!؟ چرا قادر متعال !؟ شیخ علیل شیره چی !؟ سرخر معظم عنقلاب حق وتو ندارد!؟چرا از کیسه رمالی خود حکم حکومتی در نمی کند!؟تا قیل و قال قضیه از بیخ و بن کنده شود!؟ تا جهان و جهانیان ، سرتعظیم و تکریم بر درگاه شیره ـ نشان او فرود آورده ، درود و صلوات بفرستند!؟ احسنت صحیح است بگویند، لالمونی بگیرند و از هیبت گرز وافورـ نشان این نابغه پستوی دوران توحش ، حظ وافر بوده، همه ساکت شوند و تو حیوونکی هم لازم نباشد این قدر فیلم بازی کنی ، جز جیگر بزنی.
واقعیت آن که برای همگی شما تفاله های متعفن عهد بیق!؟ ماندن در قدرت و ثروت اندوزی تحت هر خواری و خفتی مهمتر از هر چیز دیگراست. به بهای نابودی ایران و ایرانی که سهل است، حتی به بهای شرف نا اصیل و حیثیت ناداشته خود و ناخانواده ای که در آن ناتربیت شده اید.
پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایرانیان
دیرزیوی و شادزیوی همگان را آرزومندم
زنده باد ایرانی
پاینده باد ایران
در اهتزاز باد پرچم سه رنگ اهورایی
ارژنگ داودی
معلم ، شاعر ، نویسنده
زندانی سیاسی زندان رجایی شهر
۱۸فردورین ۹۴
http://hrdai.net

برای دیدن آرشیو به این تارنما با فشار دادن مراجعه کنید . http://www.spiran.com/2006/

[h1 مقالھ اسماعیل نوری علا در حمایت از خمینی و حکومت مذھبی
اینروزھا بسیارند آنھا کھ برای مردم ایران آلترناتیو میسازند. اسماعیل نوری

علی صدارت : تحلیلی روانشناختی بخشی از جامعه ایرانیان (2)



در بخش اول این نوشتار، با بررسی خشونت‌هائی که در داخل زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی ایران و آسیب‌های آنها بر هموطنان شروع کردم و از ریشه‌یابی، به رفتارشناسی و سپس به تشخیص و درمان پرداختم. در این بخش به بررسی آسیب‌های ناشی از خشونت‌هائی که شب و روز همۀ ما ایرانیان، هم‌وطنان‌مان در خارج از زندان‌های رسمی و غیررسمی رژیم ولایت مطلقۀ فقیه، در درون و بیرون مرزهای ایران، با آنها روبرو هستیم می‌پردازم.

بیشتر بخوانید

خمینی مستقیما" به کار تر مینویسید ما نفت را میفروشیم و جلوی کمونیسم را خواهیم گرفتت. خمینی جنایتکار نوکری و گماشتی در رکاب منافع آمریکا در ایران را با گرفتن 150 میلیون دولار آغاز میکند.

چرا نتانياهو ازنتايج سياستهای شکست خورده خود، پند نميگيرد!؟



آريوبرزن داريوش

جنجال سياسی ، با کوششهای دولت فرانسه برای جلوگیری از شرکت ایران در کنفرانس ژنو ٢ درباره يافتن راه حلی برای رفع بحران در کشور سوریه واقداماتی برای ممانعت از حصول یک توافق هسته ای با ایران توسط وزيرخارجه آن کشور لوران فابيوس درنشست 5+1 درژنوآغازشد. درماههای اخير پاريس بعلت مشکلات اقتصادی خاص،زيرفشارسياستمداران آلمانی در کشانيدن فرانسه و ديگرکشورهای اتحادیه اروپا به تبعیت ازسياست رياضت اقتصادی، خود رابه اصطلاح بدرو ديوارميکوبد وتلاش دارد تا در خاورمیانه،کشورهای اسرائیل و عربستان سعودی واميرنشينهای فاسدحاشيه خليج فارس يعنی کشورهائی که درجنگ سوریه بلاواسطه با ایران به رویارویی پرداخته و نقش مهمی درمديريت اين بحران ايفاءکرده اند متحد ساخته و.

بیشتر بخوانید

  شنود، سکوت، مماشات


شنود، سکوت، مماشات


فرخ حیدری،
15 نوامبر 2013

بسیاری بر این باورند که "اوباما" از همان اول هم نه با ما که با اونا بوده است ولی بطور قطع سیاست "مماشات" نمیتواند تضمینی آینده دار و عاقبت خوشی برای طرفین در بر داشته باشد. چرا که لبخند کریه "ملاهای نفتی" تا جایی برای قدرتهای غربی خوشایند و قابل تحمل است که با "دندانهای اتمی" همراه نشود.

بیشتر بخوانید

اين نوشته در نشريه زندانى سياسي در شماره ٢٦ چاپ شده است


شيوا محبوبى: اخطار... اخطار صدها زندانى سياسي در خطر » اعدام خاموش» هستند
محروم كردن زندانى از درمان = اعدام!!
روز شنبه ٢٦ اكتبر زندانى سياسي حبیب الله گلپری پور, رضا اسماعيلى و ١٦ زندانى سياسي ديگر اعدام شدند. روز دوشنبه چهارم نوامبر شيركو معارفى ، زندانى سياسي شناخته شده را اعدام كردند. خانواده زندانيان اعدام شده حتى اجازه برگزارى مراسم بزرگداشت عزيزان جان باخته شان را نداشتند. طبق اخبار جان زانيار و لقمان مرادى در خطر است و هر لحظه ممكن است رژيم حكم اعدامشان را اجرا كند. جان تعداد وسيعى از زندانيان سياسي كه به واسطه محروميتشان از دارو و درمان به » اعدام خاموش» محكوم شده اند در خطر ميباشد

بیشتر بخوانید

اعلام خطر و هشداری به نیروهای دمکرات ایران


فرید راستگو
در موقعیت پیچیده و دوران ساز کنونی خاورمیانه میهن مان ایران در شرایط فاجعه بار داخلی و خارجی بسر می برد. دوران ساز است چون نقشه خاورمیانه جدید و روند تجزیه کشورهای منطقه در حال اجرا است. آلترناتیو سازی یکی از ارکان این روند است بطوریکه بدور از چشم مردم و بدور از تصمیم گیری مردم این منطقه برای مردم این منطقه آلترناتیو و دولت تعیین می کنند. تجربه خونین و خانمانسوز لیبی و سوریه بدون حضور متحد نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل، در ایران نیز، قابل تکرار است.
شرایط داخلی
احوال اقتصادی کشور نابسامان و آشفته است. تحریم ها اقتصادی ایران ناشی از پرونده هسته ای بطور مدام در حال افزایش است و اقتصاد ورشکسته کشور را رو به نابودی سوق می دهد. صنایع ایران یا تعطیل شده اند و یا نیمه تعطیل می باشند. زحمتکشان و فقرا فقیرتر شده اند و زندگی شان به زیر خط فقر رسیده است و زندگی اقشار متوسط به حد خط فقر سقوط کرده است. ارتش بیکاران انبوه تر شده و ناکامی و ناامیدی از آینده بر همگان غلبه کرده است.
وضعیت سیاسی کشور همانند وضعیت ورشکسته اقتصادی است. علیرغم پرت کردن اصلاح طلبان بعنوان یکی از بال های ادامه حیات نظام ولایت مطلقه فقیه به خارج از قدرت حاکمه و انجام کودتای انتخاباتی توسط خامنه ای در خرداد سال ۱۳۸۸ و فروکش کردن جنبش سبز، آقای خامنه ای نه تنها قادر نشده است حاکمیت تمامیت خواه خود را یک دست سازد بلکه مشروعیت ضعیف و نداشته اش ضعیف تر و نداشته تر شده است. بطوریکه امروز هیچ کس در درون قدرت حاکمه حرف او را نمی خواند چون بی کفایتی او بر همگان آشکار شده است. تعارض و شکاف های درون رژیم آنقدر عمیق شده اند که هرکسی ساز خود را می نوازد. این تک نوازی ها و عمق شکاف چنان حدت و شدت یافته است که آقای مهدوی کنی گفته است: اصولگرایان خود به ۱۳ قسمت تقسیم شده اند. طغیان باند احمدی نژاد در برابر خامنه ای و دعوای روزمره سه قوه با یکدیگر بیانگر اوضاع متزلزل و لرزان نظام ولایت فقیه است.
برای اطلاع یابی از وضعیت ویران شده اجتماعی کافی است نگاهی به نشریات کشور بیاندازیم. احوال خراب اجتماعی منتج به افزایش بیکاری، فقر، فساد، رشوه خواری، روسپیگری، اعتیاد، دزدی، رواج دروغ، ناامنی اجتماعی، رواج طلاق و گسست خانوادگی، آدم کشی، فامیل کشی، و دیگر آسیب های اجتماعی شده است. نتیجه مستقیم این آسیب ها منجر به بی اخلاقی و فساد اخلاقی غیر قابل کنترلی شده است که همه موجب فروپاشی اجتماعی و بیماریهای غیر قابل درمان روحی و روانی شده اند.
قربانیان شرایط فوق مردم ایران به ویژه کارگران، زحمتکشان، جوانان، زنان واقوام های مختلف اند که از ادامه حیات مافیای نظامی – مالی حاکم به جز نابسامانی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، کشتار و خشونت، غارت ثروت، نابودی محیط زیست و منابع ملی، طبیعی و آثار تاریخی، گسترش بیکاری و فقر و مرگ زود رس سودی عایدشان نشده است.
شرایط خارجی
در سطح بین الملی رژیم جمهوری اسلامی در انزوای کامل بسر می برد. برای خروج از این انزوا رژیم کشور ایران را وابسته به روسیه و چین کرده است. وابستگی ایران به روسیه و چین خسارت های جبران ناپذیری برای ایران و ایرانیان داشته است بطوریکه آن دو قدرت از این وابستگی در مذاکراتشان با کشورهای اروپائی و آمریکا سودهای کلانی جسته اند. چین و روسیه و هند که به ظاهر از دوستان نزدیک ایران محسوب میشوند به تمامی قطعنامه های مکرر شورای امنیت سازمان ملل بر علیه ایران رای مثبت داده اند.
اکنون کشورمان از هر طرف در محاصره پایگاه های نظامی ناتو و بویژه آمریکا می باشد. امروز آمریکا در تمامی کشورهای اطراف ایران پایگاه نظامی دارد و خلیج فارس مبدل به میدانی برای محل عبور و مرور کشتی های جنگی و اقامت ناوهای هواپیمابر جنگی شده است. کشورهای غربی نه تنها دارای۳۷ پادگان نظامی ثابت در کشورهای همجوار ایران می باشند بلکه با پادگانهای سیار خود که ناوهای هواپیمابر و اتمی آنها در خلیج فارس، اقیانوس هند و در اطراف کانال سوئز جولان میدهند تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران به حساب می آیند.
سیاست وحشت از جمهوری اسلامی بدنبال ادامه تنش بین ایران و اروپا و آمریکا اتخاذ شده است. کشورهای غربی با ایجاد جو وحشت از ایران سعی کرده اند کشورهای همجوار ایران را زیر چتر خود قرار دهند تا در رقابت با چین و روسیه هر چه بیشتر بر منطقه و نفت آن مسلط شوند. ایران هراسی یکی از ترفندهای دولت نژاد پرست اسرائیل برای ادامه بقاء و وسیله ای برای کشورهای غربی جهت فروش اسلحه های خود به کشورهای مرتجع و نفت خیز حوزه خلیج فارس همانند کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات شده است.
منطقه خاورمیانه در خون و آتش خشونت بسر می برد، بنا است این منطقه بعلت رقابت توسعه طلبانه کشورهای قدرتمند به کشورهای کوچکتر مبدل گردد. "نقشه خاورمیانه جدید" که در سال ۲۰۰۶ در آمریکا و در دوران جرج بوش انتشار پیدا کرده بود دوباره مطرح شده است.
در حال حاضر آمریکا، اسرائیل و انگلستان متحداً، بانی تجزیه طلبی در کشورهای منطقه خاورمیانه هستند، از راه اتفاق نیست که تجزیه طلبان کشورمان آستان بوس اسرائیل و آمریکا شده اند. یکی خواهان چتر حفاظتی و ایجاد " منطقه پرواز ممنوع" برای کردستان می شود و دیگری به نام "۹ تشکیلات آذربایجانی" به دبیر کل سازمان ملل نامه می نویسد و خواستار برگذاری رفراندوم در به اصطلاح آذربایجان جنوبی میشود. و عده ای در خوزستان منکر ایرانی بودن خوزستان و خوزستانی ها می گردند و در بلوچستان و کردستان گروه های سلفی نظیر جندالهط با پول های عربستان و اسرائیل رشد می کنند.
اسرائیل ادامه بقا و حفظ خود را در تجزیه کشورهای منطقه می بیند. کشورهای غربی بویژه انگلیس و آمریکا خاورمیانه جدیدی می خواهند بسازند تا علاوه بر مهار نفت این منطقه بتوانند در رقابت های منطقه ای چین و روسیه را مهار سازند، بنابراین کشورهای منطقه نظیر ایران به منطقه رقابت کشورهای قدرتمند تبدیل شده است و هرجایی که این قدرت ها باهم توافق می کنند، هر بلایی که لازم بدانند بر سر این کشورها می آورند. مثلا در مورد عراق توافق شد و عملاً به سه کشور غیر رسمی تقسیم گشت. در مورد لیبی توافق شد و آن بلا بر سرش آمد که عده ای در شمال خواهان جدائی شده اند و عده ای با در گیری های قبیله ای زندگی را بر مردم لیبی تیره و تارکرده اند. در مورد سوریه هنوز توافق کاملاً صورت نگرفته است، در حال حاضر کشت و کشتار ادامه دارد، ولی احتمال تقسیم آن به سه منطقه کرد، سنی و شیعی غیر قابل تصور نیست.
ایران در چنین شرایط خطرناکی بسر می برد. شرایطی که رژیم جمهوری اسلامی با ماجراجوئی و بحران سازی پی در پی داخلی و خارجی، تمامیت ارضی کشور ایران را در معرض مخاطرات بسیار خطرناکی قرار داده است.
در مقابل این شرایط سه نیروی زورمدار و قدرت پرستی داریم که همچون گروه های القاعده ای و اخوان المسلمین هدفی جز جایگزینی قدرت خود بجای قدرت حاکم ندارند و در بهترین حالت می خواهند همچون مرسی مصری فرعون دیگری شوند. این سه راس عبارتند از
۱- جمهوری اسلامی خواهان رنگارنگی که سالهاست در پی اصلاح رﮊیمی هستند که خود هم عامل و هم موجد این موقعیت خطرناک است. آنان با هراس افکنی در میان مردم ممکن ( تعییر استبداد) را غیرممکن و غیرممکن ( اصلاح استبداد) را ممکن جلوه می دهند. قریب ۲۵ سال است که به مردم وعده دمکراتیزه کردن استبداد مذهبی را می دهند و به اصطلاح آزادی مردم را از اسیر کنندگان مردم، طلب می کنند. اینان با استبداد و دیکتاتوری در هر شکلش مرزبندی مشخصی ندارند و از نقد گذشته هراسناکند و همیشه حقیقت را فدای مصلحت می کنند.
۲- بقایای نظام سلطنتی و آن بخش از مشروطه خواهانی که می خواهند با تکیه به قدرتهای خارجی تخت و تاج از دست رفته را به دست آورند. این افراد اکنون بهمراه عده ای از "اپوزیسیون" سرخورده که تا دیروز دنباله رو اصلاح طلبان حکومتی بودند و برخی از گروه های قومی گاهاً تجزیه طلب، عجالتاً هراز گاهی کنفرانسی در سوئد یا پراگ بر پا می سازند تا شاید بعنوان آلترناتیو معرفی شوند. حامیان مالی واقعی و دست اندرکاران پشت پرده این نشست ها معلوم نیست کیانند؟
۳- سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومتش که برای رسیدن به قدرت زمانی دست بدامن صدام حسین شدند و در زمان جنگ ایران و عراق همدست صدام گشتند و بر ضد مردم ایران اقدام نمودند، امروز دست بدامن نئو لیبرالهای آمریکائی و دیگربیگانگان شده اند. روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰۳ تقویت شد. حمایت تعدادی از سیاستمداران سرشناس آمریکا از مجاهدین خلق مسلماً به کارزار آلترناتیو سازی این سازمان کمک می کند. از میان این سیاستمداران می توان از «جیمز ولسی» و «پورتو گاس» از روسای سابق سیا، «لوئیس جی.فری» مدیرکل سابق اف بی آی، «تام ریچ» وزیر امنیت ملی در دولت جورج بوش، «مایکل بی. موکاسی» دادستان کل سابق آمریکا و ژنرال «جیمز جونز» اولین مشاور امنیت ملی در دوره باراک اوباما و «ادوارد جی. لندل» فرماندار سابق پنسیلوانیا، «رادولف جولیانی» شهردار سابق نیویورک، «جان بولتون» سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل و«پاتریک کندی» نماینده سابق "رود آیلند" (در مجلس نمایندگان)، نام برد.
رهبر آنان مریم رجوی بتازگی از پارلمان فرانسه خواسته است تا این گروه را همچون اپوزیسیون سوریه به رسمیت بشناسند. این درخواست به معنای آن است که همچون اپوزیسیون سوریه که هم اکنون با پول قطر و عربستان سعودی و اسلحه غرب در حال ویرانی سوریه هستند به ما مجاهدین کمک های مالی و تسلیحاتی نمائید تا ایرانیان را قتل عام و ایران را ویران سازیم.
این سه نیرو اشتراک فوق العاده ای در چند نکته دارند. چون بدنبال کسب قدرت هستند و خواهان کسب قدرت جهت اعمال قدرت خود می باشند همواره در حال زد و بند با قدرتمداران خارجی و داخلی هستند:
تز معروف اصلاح طلبان و جمهوری اسلامی خواهان رنگارنگ چانه زنی( بخوانید زدو بند) در بالا و فشار از پائین بود. فشار از پائین معنائی بجز استفاده ابزاری از مردم ندارد.
تز سلطنت طلبان و مجاهدین همواره آستان بوسی بیگانگان بوده است تا بتوانند در رکاب بیگانگان به قدرت دست یابند. اینان هیچ باوری به مردم ندارند. مردم در معادلاتشان هیچ جایگاهی ندارند. اگر مردم جائی در فکر آنان داشت دلیل نداشت بدنبال بیگانگان و اجانب باشند، از راه مردم و برای مردم عمل می کردند.
نیروهائی که اندیشه راهنمایشان قدرت پرستی می باشد اعتقادی به استقلال و آزادی مردم و استقرار حاکمیت جمهور مردم و نتیجتاً دمکراسی و حقوق بشر ندارند. کسب قدرت سیاسی برای اعمال قدرت به استقرار استبداد ختم میشود. ایرانیان ایجاد و بازسازی استبداد را، از قبل از مشروطیت تا بحال، بطور مدام تجربه کرده اند و این تجربه به ما می گوید استبداد، بدون اعمال قهر و سرکوبگری و پایمال کردن حقوق مردم، برقرار کردنی نیست. هرآن کس که در پی اعمال قدرت و حفظ آن است، نیازمند دست بردن به حفظ ابزارقدرت یعنی قهر و زور می باشد. مستبد تجاوز کردن به حقوق دیگران را و مجازات و شکنجه نمودن مخالفین خود را جزئی از «حقوق ذاتی» خود می داند. در واقع می داند که این کارها جرم و جنایتهای ذاتی استبداد است اما چون، قدرت طلب است، جز اعمال سرکوب و شکنجه و زندانی و مرگ با مخالف خود، کار دیگری انجام نمی دهد.
در این جا خطاب و هشدارم به نیروهائی است که امروز به استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی پایبندند و در جهت استقرار حاکمیت ملت یعنی برقراری آزادی و دمکراسی در ایران تلاش می کنند. هشدار من به آنانی است که خود را ملتزم به دمکراسی و حقوق بشر می دانند و قبول دارند دمکراسی فرایندی است که شهروندان و برای شهروندان طی می کنند. دموکراسی ره آورد تحول درونی آنان است. هشدار من به نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی (فارغ از باور دینی و مرامی شان) است که معتقد به آزادی، استقلال، رشد بر میزان عدالت اجتماعی، حفظ تمامیت ارضی و ایجاد دولتی حقوقمدار و قانونمند که قانون اساسی اش متکی به حاکمیت ملت و حقوق مردم و حقوق ملی باشد.
همانطوریکه در فوق گفته شد کشورهای خاورمیانه و از جمله وطن عزیزما ایران، در مرحله ای دوران ساز بسر می برد. اعلام خطر می کنم، و هشدار می دهم در زمانی که تمامی تلاش رژیم ضربه زدن به حقوق ملت ایران و هر ایرانی است، ادامه حاکمیت این نظام چیزی جز تاراج سرمایه ها و ثروت کشور و نتیجتاً به خطر انداختن تمامیت ارضی و تجزیه کشور نمی تواند باشد. رژیم، کشور را با تهاجم خارجی و آلترناتیو سازی متکی به قدرتهای خارجی مواجه کرده است. ما شاهد اشغال افغانستان، عراق با نیروی نظامی و لیبی با حمله نظامی ناتو بوده ایم و اینک از طریق معین کردن آلترناتیو دست ساخته غرب شاهد تلاش برای سرنگونی حکومت جنایتکار سوریه می باشیم. در این ایام همان بساط خونین لیبی و بدتر از آن را در سوریه دارند می گسترند بدون اینکه مردم این کشور در این تغییرات نقشی داشته باشند. هر بلایی بر سر سوریه و مردم سوریه می آید همان بلا می تواند بر سر ایران و مردم ایران بیآید. ایران می تواند در همان موقعیتی قرار گیرد که دیروز لیبی در آن قرار داشت و امروز سوریه در آن قرار گرفته است. اگر در سوریه با سطح کوچک کشور و مرزهایی که دارد و همسایگی اسرائیل، این کار شدنی است، با کشوری به بزرگی ایران با مرزهای وسیعی که دارد چرا ناشدنی باشد؟ وقتی که یک رژیم کاملاً ضعیف شد و بیزاری عمومی از آن هم به حداکثر رسید، راهها بر روی مداخله خارجی بسیار باز ترخواهند شد. در نتیجه راه برای اینکه همان تجربه لیبی و سوریه در ایران انجام بشود، باز می شود. پس این هشدار به نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی ایران بجا است چون نسبت به آینده ایران احساس نگرانی می کنم. نگرانم، این را هشدار می‌دهم، که اگر نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل از هم اکنون در فکر ساختن یک آلترناتیو دمکراتیک بصورت جبهه ای نباشند باید مطمئن شوند این خلاء را قدرتهای خارجی برای آنان پر خواهند کرد و در معرض آن خواهیم بود و هم اکنون هستیم که آلترناتیوی همچون افعانستان در برلین و عراق در لندن و لیبی در فرانسه و سوریه در قطر و بزودی ایران در .... اجانب برایمان بسازند. از خود بپرسیم تشکیل کنفرانس های مختلف که معلوم نیست بودجه اش از کجا تامین میشود یعنی چه؟ تشکیل کنفرانس در پاریس توسط مجاهدین آنهم با حضور سیاستمداران راست گرای افراطی آمریکائی یعنی چه؟ یعنی اینکه قدرتهای خارجی می‌خواهند ببینند که در صورت عدم دست یابی به سازش و مصالحه ای همه جانبه با خامنه ای چه بر سر ایران بیاورند، و چگونه می توانند کرزای یا چلبی یا عبدالحکیم بلحاج و یا شیخ معاذ الخطیب، ایرانی را به مردم ایران حقنه کنند.
آیا ما منتظریم تا خاندان آل سعود درعربستان و خاندان آل نهیان در ابوظبی و شیخ قطر یعنی خاندان آل ثانی که دارای میلیاردها دلار پول نفت و گاز می باشند و در حال حاضر بعنوان بازوی غرب برای ایجاد حکومت های «معتدل اسلامی!!» از نوع النهضت و اخوان المسلمین در کشورهای خاورمیانه و آفریقائی عمل می کنند برایمان آلترناتیو بسازند؟ همانطوریکه آلترناتیو سوریه در قطر تحت رهبری آمریکا و حمایت انگلستان، فرانسه، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی و ترکیه با انتخاب شیخ معاذ الخطیب ساخته شد.
ما نمی توانیم مثلاً از خانم نسرین ستوده و یا آقای فریبرزرئیس دانا و آقای محمد ملکی که در زندان های مخوف جمهوری اسلامی بسر می برند بخواهیم برای تشکیل آلترناتیو دمکراتیک گام بردارند. ولی از نیروهای دمکرات خارج از کشور که در محیطی امن تر زندگی می کنند می توانیم انتظار داشته باشیم که با همکاری های مشترک بر علیه نظام ولایت مطلقه فقیه و همگرائی در راه ایجاد جبهه ای دمکراتیک قدم بردارند. نیروهای دمکرات بعد از سه دهه زیستن در خارج می توانند بر اساس مبانی مشترک همکاری نمایند و با نزدیک شدن به یکدیگر در جهت طرح و ارائه آلترناتیو دمکراتیک گام های موثری بردارند و باید تلاش کنند تا کارائی بهترو مثبت تری داشته باشند.
سه دهه از استقرار نظام ضد بشری ولایت مطلقه فقیه می گذارد و هنوز، به استثنای آنهائی که در این کار هستند، نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل نتوانسته اند لااقل بحث های آزادی برای تبادل نظر و نزدیک کردن مواضعشان برگزار نمایند. مبارزه را از دنیای مجازی و پشت کامپیوتر به دنیای حقیقی باید کشاند باید عینک های قدیمی را برداشت و باید متحول شد تا تحول ایجاد کرد.
نیروهای دمکرات و آزادیخواه مستقل همواره سرکوبگری های نظام مطلقه ولائی را افشاء کرده اند ولی بجز یکچند از نیروها، دیگران هیچگاه بیان نکرده اند چه چیزی را می خواهند جایگزین نظام ولایت مطلقه فقیه کنند. نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی باید با صدای بلند نظر خود را راجع به رژیم جایگزینی و ویژگی هایش برای مردم ایران و افکار عمومی جهانی بیان کنند. مردم باید بدانند که آلترناتیو دمکرات های ملی چه می باشد. برای فراهم آوردن استقرار دمکراسی در ایران این نیرو وظیفه دارد از طرفی برای ایجاد یک آلترناتیو دمکراتیک گام های موثری بردارد و از طرف دیگر ویژگی بدیل دمکراتیک خود را مشخص سازد و آن را برای مردم بیان نماید تا مردم بدانند چه چیزی را می خواهند جایگزین استبداد حاکم نمایند.
نیروهای دمکرات ملی مشترکاً می توانند با ارائه برنامه های عملی جدائی از مردم را مبدل به نزدیکی با مردم سازند. ما خوشبختانه دارای چهره های ملی و آبدیده ای چون آقای ابوالحسن بنی صدرهستیم که در حوزه سیاست و حتی در سطح وسیع تر آن می توانند نقطه وحدت شوند و نقش تعیین کننده ای در راه ایجاد آلترناتیو دمکراتیک ایفا نمایند.
بنابراین احساس مسئولیت خود را نسبت به سرنوشت کشورمان، بیشتر کنیم و اهمیت بیشتری به استقلال و آزادی ایران بدهیم. در این مرحله دوران ساز وظیفه اساسی و مبرم همه نیروهای دمکرات و آزادیخواه ملی است که در جهت تشکیل آلترناتیو دمکراتیک بصورت جبهه ای اقدام نمایند. تجربه تلخ افغانستان، عراق، لیبی و سوریه در مقابل چشمان ما است. آیا نمی دانیم اگر آماده تشکیل آلترناتیو دمکراتیک نشویم، بیگانگان نوع غیر دمکراتیک آن را برایمان ایجاد خواهند کرد؟

مخالفان سوری نسبت به خطر وقوع فاجعه انسانی در منطقه اعظمیه هشدار دادند


دبی-العربیه.نت فارسی : مخالفان سوری روز چهارشنبه 2-10-2013 طی بیانیه ای، کشتار منظم و برنامه ریزی شده غیرنظامیان سوری در منطقه اعظمیه واقع در حومه دمشق و ویرانی خانه های مسکونی بوسیله بمباران های "وحشیانه" ارتش اسد را محکوم کرده، نسبت به خطر وقوع یک فاجعه انسانی هشدار دادند.

بیشتر بخوانید

  دخالت حکومت آمریکا در کشورهای جهان


دخالت حکومت آمریکا در کشورهای جهان


مهرگان البرز
آدينه ۱۵ شهريور ۱٣۹۲ - ۶ سپتامبر ۲۰۱٣

اکنون حکومت آمریکا به بهانه استفاده سلاحهای شیمیایی توسط حکومت سوریه در تدارک یک حمله نظامی به سوریه می باشد. در این مقاله فهرست دخالت های پرشمار آمریکا در کشورهای دیگر را که به بهانه های مختلف صورت گرفته است، می خوانید .

بیشتر بخوانید

ویکی‌لیکس: شرکتهای آلمانی به رژیمهای سرکوبگر تجهیزات جاسوسی می‌فروشند


به موجب اسنادی تازه‌ که از سوی ویکی‌لیکس منتشر شده، شماری از شرکت‌های بین‌المللی از جمله شرکت‌های آلمانی به طور گسترده تجهیزات شنود در اختیار حکومت‌های خودکامه از جمله ترکمنستان، عمان و قزاقستان گذاشته‌اند.

بیشتر بخوانید

چرا براندازی؟


رامین کامران
از هنگام انتشار کتاب «ضد ولایت فقیه، براندازی حکومت اسلامی» نوشته آقای رامین کامران، شش سال می گذرد. ظرف این مدت شاهد طرح سؤال های بسیاری در بارهُ این نوشته بوده ایم که بسا اوقات به طور مستقیم با ما در میان نهاده شده است. در فضایی که تبلیغات اصلاح طلبانه رواج بسیار دارد گزینهُ «براندازی» برای برخی قدری نامأنوس جلوه می کند. پس بر آن شدیم تا با جمع بندی سؤالات و انتقادها، آنها را با نویسنده در میان بگذاریم و به وی فرصت شرح و بسط نظرات اش را بدهیم تا مطلب برای همگان روشن تر شود. (ح.بهگر ـ سايت ايران ليبرال)

بیشتر بخوانید

پاپ فرانسیس اول کیست؟

پرتو
برگرفته از روزنامۀ واشنگتن پست مورخ14مارچ 2013
29 مارچ 2013

پاپ فرانسیس اول کیست؟

"پراو چاسادووِسکی" ، استاد اقتصاد دانشگاه اتاوا با ارائه اسناد و مدارک به معرفی "جرج ماریو برگگلیو" پاپ جدید که در 13 مارچ 2013 به وسیلۀ واتیکان با عنوان "پاپ فرانسیسکوی اول" انتخاب شد، می پردازد:

بیشتر بخوانید

جواد مفرد کهلان

مطابقت پادشاهان کیانی و مادی و دو تَن از قلم افتاده های ایشان در خبر هرودوت


مقدمۀ گفتار: مشکل اول در باره طرح و بررسی این موضوع این است که اکثر ایرانشناسان یا تخصص در تاریخ مدون ایران باستان دارند یا تخصص در اساطیر ایران باستان، نه تخصص در هر دوی آنها. در این باب خصوصاً تخصص کافی در جزئیات تاریخ ماد و تاریخ ملی کیانیان مد نظر است. چون در عین حال می دانیم که ما در تاریخ و اساطیر ایران باستان دو تاریخ به موازات هم داریم که به درستی با هم آشتی و مطابقت داده نشده اند:

بیشتر بخوانید

چرخش قدرت در تاریخ سیاسی ایران

سه شنبه, 1391-12-08 23:37
کورش عرفانی

در حالی که جنگ قدرت در ایران بالا گرفته و سماجت بشار اسد، سوریه را در جنگ داخلی خانمان براندازی فرو برده است، نخست وزیر بلغارستان به دلیل اعتراضات عمومی، همراه با تمام اعضای کابینه‌ خود به دلیل اعتراضات عمومی استعفا داد.وی گفت:"من در حکومتی که پلیس آن مردمش را می‌زند حضور نخواهم داشت."

بیشتر بخوانید

همصدا به دفاع از لقمان و زانیار مرادی بپاخیزیم.

همصدا به دفاع از لقمان و زانیار مرادی بپاخیزیم.

جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن با دار، تیرباران ، سنگسار و .... به سلاخی انسان پرداخت و سایه ننگین خود را بدینوسیله بر سرزمین ما گسترد. اعدام های پشت بام مدرسه علوی با اعدامهای مبارزین کرد و ترکمن صحرا در هم تنید و همراه شد با گلوله باران تظاهرات کارگران بیکار اصفهان و اوج جنایتکارانه تر گرفت با اعدامهای زندانیان سیاسی دهه ۶۰ . نابودی و مرگ را جمهوری اسلامی با در هم آمیزی دولت با مذهب به کسب و کار و روزمره خود تبدیل کرد. این ماشین آدم کشی در طول ۳۳ سال گذشته یکدم از حرکت مرگ آفرین باز نایستاده است .

بیشتر بخوانید

رهایش یا حق تعیین سرنوشت - ۳

رهایش یا حق تعیین سرنوشت - ۳


منوچهر صالحی

• حق تعیین سرنوشت به‌هر بهائی مردود می‌باشد و فقط آن حق تعیین سرنوشتی دارای مشروعیت است که نیازها و خواست‌های دیگران را نیز مورد توجه قرار دهد و در تناسب با نیازها و خواست‌های دیگران زمینه مناسبی را برای تحقق نیازها و خواست‌های فردی ممکن سازد ...

بیشتر بخوانید

روشنفکری» رسيده ايم؟ خسرو ناقد


روشنفکر کيست و روشنفکری چيست که حال همه از انتساب به آن و هر نوع رابطه با آن هراس دارند؟ آيا وابستگی های ايدئولوژيک روشنفکران که برای مدت زمانی نسبتاً طولانی به جای آزادانديشی و رهايی از قيد و بندهای مسلکی و مذهبی نشست و هنوز هم رسوبات آن کم و بيش به چشم می خورد، باعث سرخوردگی و گاه گوشه نشينی آنان شده است؟

بیشتر بخوانید

مرغی که در عزا و عروسی می سوزد!

بهروز سورن: نیمه شب نوشته ها – 37 - مرغی که در عزا و عروسی می سوزد!

تهیه دارو برای بیماران با توجه به تحریم ها و همچنین سقوط ارزش پول کشور به اشکالی ناممکن شده است. بسیاری از خرید آن در مانده اند و بسیاری به خرید داروهای مشابه و ناشناخته اما ارزان تن می دهند. مشکل تهیه دارو در پی اجرای تحریم های اقتصادی تنها معضل نیست. عدم ورود تجهیزات درمانی نیز شبحی مرگ آور برای بیمارانی است که به آنها وابستگی درمانی دارند. جراحی قلب, دیالیز با کمبود امکانات درمانی برای بیماران مواجه هستند و حتی مصارف بهداشتی بیمارستان ها نیز با مشکلات عدیده ای روبرو هستند.

بیشتر بخوانید

مخالفین رژیم پرچم رژیم تروریستی را در محوطه لانه جاسوسی و عملیات تروریستی رژیم در برلین را به پائین کشیده و آن را به آتش کشیده و خواستار آزادی زندانیان سیاسی که در سیاه چال های تجاوز، شکنجه و قتل های خونین رژیم اسلامی اند ، شدند.
بهروز سورن:نیمه شب نوشته ها - 24 – وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند!

بهروز سورن:

نیمه شب نوشته ها - 24 – وبلاگنویسانی که با مرگ خود دنیای خبری را تکان دادند!

دنیای مجازی نیز بمرور به جامعه ای گسترده و بی مرز مبدل میشود. بتدریج میتوان تمامی مکانیسم ها و شبکه های سیاسی اجتماعی را در این محدوده مشخص تعریف و مشاهده کرد. چنانچه ارتباطات اجتماعی پیشا مجازی مناسبات و محدودیت های خود را دارا بود اما امروزه با بهره بری از این مزیت و امکان میتوان بسیاری از فواصل را در چند ثانیه پیمود و امور را سرعت بخشید. از جمله انقلابات در این دنیا ارتباطات نظری و تبادل افکار و آراء است که میتوان بسهولت در جرگه همسوئی با پیشرفت و تمدن انسانی آنرا ارزیابی کرد. وبلاگ ها شاخصی از این تحول عظیم بوده وهستند و وجودشان باعث شده است که بسیاری از جراید سیاسی خبری کاغذی ضرورت وجود خود را از دست بدهند و با تعطیلی موسسه انتشاراتی خود به دنیای مجازی روی بیاورند. در اجتماع ایرانیان نیز با حضور سریع پرشماری از شبکه های میزبان, هزاران وبلاگ راه اندازی شد و سریعا و بی مرز با یکدیگر مرتبط شدند.

بیشتر بخوانید

تهمت بی سابقه باشگاه خبرنگاران صدا و سیمای رژیم به نسرین ستوده

باشگاه خبرنگاران می نویسد : اهدای جایزه "آزادی افکار ساخاروف" از طرف پارلمان اروپا به "نسرین ستوده" و جعفر پناهی در آبان ماه جاری و انعکاس خبر و حواشی این موضوع در رسانه‌های مختلف بهانه‌ای شد تا نیم نگاهی به سوابق، فعالیت‌ها و اقدمات نسرین ستوده به عنوان عضو گروهک‌های غیرقانونی مدعی حقوق بشر و کمپین‌های مورد نظر ضد انقلاب داشته باشیم.

بیشتر بخوانید

بهروز سورن


نیمه شب نوشته ها – 23 – آیا چهار سال بحث و گفتگو ضروری بود؟

چپ آنست که نه به قدرت موجود چشم دوخته و نه دست بر ماله دارد و نه برای منافع سازمانی خود از پائینی ها فاصله می گیرد. این سه جریان را نه تنها من و بلکه همه چپ ها در جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک تجربه کرده ایم و مردم کشورمان در کوران جنبش های خیابانی در همین چند سال اخیر بخوبی ورانداز کرده اند و مماشات آنها با اصلاح طلبان و موسوی و کروبی و شرکا را از نزدیک دیده اند. دهها فیلم و عکس و گزارش از این طیف منتشر شد و شاگردی آنها را در بارگاه موسوی چی ها با تظاهرات سکوت و الله و اکبر بر پشت بام ها و آکسیون لبخند!! و سوت و.... هنوز موجود هستند.

بیشتر بخوانید


پرزيدنت باراک اوباما،وچهارسال پيش رو


آريوبرزن داريوش

پایان رقابت چندماهه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای اکثريت رای دهنگان آمريکائی، راه‌یابی مجدد پرزيدنت بارک اوباما رابه رياست جمهوری آمريکا، وتثبيت جايگاه وی به عنوان تعيين کننده خطمشی عمومی ايالات متحده آمريکا برای چهارسال آينده رادرپی داشت.
پیام قاطع این موفقيت ،عدم تمايل مردم امریکا به سیاستهای تهاجمی و توسل به سپاهيگری اقای ميت رامنی کانديدای جمهوری خواهان، و ترس شديد از تکرار شرايطی غيرقابل تحمل همانند،جنگهای عراق و افغانستان بوده است.

بیشتر بخوانید

نقش رسانه های فارسی زبان در رشد تجزیه طلبی در بین اقوام ایرانی؟


دستیار برنامه ای یکی از رسانه های معتبر فارسی زبان به نگارنده تلفن زد و از من خواست که در یک برنامه در مورد اقوام شرکت کنم. با کنجکاوی پرسیدم چرا ما بلوچ ها، کردها، عرب ها برای اظهار نظر و تجزیه و تحلیل مسائل ملی، بین المللی و یا کل کشورمان ایران دعوت نمی شویم؟ دستیار نیز بیدرنگ با صداقت و بیگناهی خاصی جواب داد: "آخه شما بلوچ هستید".

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: پنجشنبه 30 شهریور 1391 - کدخبر: 105398

شکست نایاک: نگاهی به پروسه دادگاه و حکم قاضی

حسن داعی

پس ازآنکه دادگاه اجازه انتشار اسناد درونی نایاک را بمن داد، تریتا پارسی برای مقابله با بی اعتباری ناشی از آن، به سراغ موسسه روابط عمومی براون جیمز که برای قذافی و بشار اسد فعالیت میکرد رفت و از آنان کمک گرفت. این موسسه یک کارزار وسیع در رسانه های آمریکائی و فارسی منجمله بی بی سی، رادیو فردا و تلویزیون صدای آمریکا برای بدنام کردن من و دفاع از تریتا پارسی بعنوان صلح طلب براه انداخت


بیشتر بخوانید

تظاهرات پناهندگان سیاسی در شهر دوسلدورف

ما اینجا دور هم گرد آمده¬ایم، تا بتوانیم از حق و حقوق خود دفاع کنیم: از آزادی خود

اولین بار در تاریخ 19 مارچ 2012 به خاطر شرایط بدی که در کمپ¬های پناهندگان سیاسی در شهر ورتسبورگ بوجود آمد، ما شروع به تظاهرات سیاسی کردیم.

بیشتر بخوانید

نویسنده : ح-ک


بازنده کیست : شورای فقهی یا شورای ملی !


اين نوشته را دو روز پيش هم در همينجا گنجانده ام ولی به دليل اهميت موضوع دوباره به آگاهی می رساند
بازنده کیست : شورای فقهی یا شورای ملی !
با توجه به فعالیت های آقای رضا پهلوی و دیگران در ایجاد و تشکیل یک شورای ملی برخواسته از رای ونظروتوان همه ملت آزادی خواه ایران و به تبع آن ایجاد یک آلتر ناتیو قدرتمند در مقابل نظام جمهوری اسلامی با اعلام پاسخ مثبت بسیاری از کنشگران وفعالان سیاسی در داخل وخارج کشور که از مدتها قبل رایزنی برای تشکیل این شورا شروع شده و قرار است در روزهای آتی اعلام موجودیت نموده وپا به عرصه وجود بگذارد می رود تا وارد میدان گشته و ریشه استبداد حاکم را خشکانده .

بیشتر بخوانید

نزاع سلطنت طلبان در گورستان

فرهنگ ایران

نزاع سلطنت طلبان در گورستان، مسئله مهمی است که نیاز به نقد و بررسی در آن دیده می شود، این ریز بینی شاید راهگشای هم میهنانی باشد که به دنبال یک دموکراسی واقعی سرگردانند ودر نبود یک آلترناتیو دموکراتیک برای ایران فردا، به هر تکیه گاهی چنگ می زنند. روز شنبه نهم ژوئن 2012، در گورستان " پاسی " در شهر پاریس، نزدیک به پنجاه نفر از شخصیت های بلند پایه سلطنت طلب برای بزرگداشت یازدهمین سالگرد درگذشت شاهدخت لیلا پهلوی گرد آمده بودند.

بیشتر بخوانید

مقالھ اسماعیل نوری علا در حمایت از خمینی و حکومت مذھبی

Confederation of Iranian Students
1 www.cistudents.org , www.cispress.net

مقالھ اسماعیل نوری علا در حمایت از خمینی و حکومت مذھبی

اینروزھا بسیارند آنھا کھ برای مردم ایران آلترناتیو میسازند. اسماعیل نوری علا یکی از آنھاست. وقتی نوری علا ازخمینی دفاع می کرد، نسل دانشجوی امروز ما ھنوز متولد نشده بود. دسترسی بھ اسناد آنروزھا آسان نیست، مخصوصا کھ بھ شکل اسرار آمیزی ھمھ مقالات آنروزھا را پنھان می کنند.
این بخش از تاریخ را برای نسل امروز ایران منتشر می کنیم و قضاوت را بھ عھده نسل ھوشمند جوان امروز می گذاریم. دھم آذر ماه ١٣۵٧ ، چھار تن از روشنفکران سکولار آقایان امیر پیشداد، مولود خانلری، حسین ملک و حسین مھدوی نامھ سرگشاده ای خطاب بھ ھمھ مبارزان جنبش مردم ایران در ھفتھ نامھ ایرانشھر بھ چاپ رساندند کھ بھ شدت بھ انقلابیون درباره خطر برپایی حکومت مذھبی و رھبری مذھبی خمینی اعتراض کردند. اسماعیل نوری علا، ١٣ روز بعد در ٢٣ آذرماه ١٣۵٧ مقالھ ای خطاب بھ این روشنفکرھای سکولار نوشت و برای احمد شاملو،سردبیر مجلھ ایرانشھر فرستاد و شاملو این جوابیھ را عینا بھ چاپ رساند تا مردم خودشان قضاوت کنند. نوری علا کھ امروز خود را پدر سکولاریسم نو می داند، ٣٣ سال پیش بھ روشنفکرھای سکولار حملھ می کرد و از حکومت مذھبی و رھبری خمینی دفاع می کرد.

بیشتر بخوانید

بهروز سورن: رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا

بهروز سورن: رسانه های وابسته, پشتوانه یا پشت پا


بنیه مالی یک رسانه نه تنها میتواند بلحاظ تکنیکی آنرا تامین کند و کیفیتی بالا را به خوانندگان یا شنوندگان و بینندگان خود عرضه کند بلکه میتواند زمینه های بالا رفتن تیراژ ( بازدیدکنندگان ) آن نهاد مطبوعاتی را نیز فراهم نماید. اما اینها تمامی قضایا نیستند و موفقیت آن مشروط به جلب اعتماد مخاطبین در پروسه فعالیت خود هم میباشد.اعتماد سازی یک رسانه منوط بر پرداختن به نیاز مخاطبان و تولیدگری آن رسانه است. این دو محور در ارتباطی مستقیم با توانائی های مالی آن است. قطعا تجربیات و دانسته ها و تخصص حرفه ای کارکنان و گردانندگان رسانه در امر اعتمادسازی دخیل هستند اما نیازهای بر شمرده شامل دریافت های خبری تحلیلی اطلاعاتی مخاطب هم میباشد.

بیشتر بخوانید

تحقیق خزانه‌داری آمریکا در مورد منابع مالی لابی مجاهدین خلق

03

/03/1391- رادیو فردا- روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی مفصل از تحقیق و بازرسی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در زمینه مشروعیت منابع مالی سازمان مجاهدین خلق و «احتمال نقض قوانین این کشور در همین ارتباط» خبر داده است.

بیشتر بخوانید

برای آزادی زنان ایران در سیاه چالهای رژیم اسلامی و پایان دادن به قتل حکومتی در ایران اشغالی توسط رژیم فاشیستی اسلامی ،کوششگران آزادی خواه دست به تظاهرات خیابانی زدنند.

بهروز سورن: جمهوری اسلامی و تاخت و تاز در دنیای مجازی

بسیاری از نیروهای ارتش سایبری وابسته به سپاه پاسداران و بسیج علنی نیستند. این نوع از فعالیت حتی در مقام مزدوری و خدمت به حاکمان اما در انظارعمومی و بخودی خود ناپاک است. تعرض به حقوق انسانها برای حرف زدن و اندیشیدن در هر شکل آن ناپسند است. هم از اینروست که متخصصین این ارتش خود را علنی نمی کنند. حتی برخی از رهبران آن نیز مخفی هستند و جز نامی از آنها در گزارشات و یا مصاحبه ها یافت نمیشود

بیشتر بخوانید

بهروز سورن: صندلی های خالی کنفرانس واشنگتن, گذار به دمکراسی یا گذار به ناکجا آبادی دیگر؟

بنظر می آمد که نقدها و اعتراضات به نشست مخفی اولاف پالمه که از سوی نحله های فکری رنگارنگ شده بود, کارساز افتاده و برگزار کنندگان نشست پیامدی در واشنگتن را کمی با معنای دمکراسی آشنا کرده است. از این زاویه که مخفی کاری در شرایطی که امکان فعالیت آزاد موجود است با دمکراسی در یک ظرف قرار نمیگیرند و علنیت و شفافیت دادن به زوایای یک کنفرانس که بقولی قرار است آلترناتیو ارائه دهد, از ابتدائی ترین شروط آن خواهد بود پس از سی و چند سال کشتار و سرکوب حاکمان جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشورمان چنانچه امروز فردی یا جریانی اعتقاد به گذار به دمکراسی در حضور این نظام داشته باشد میتواند مبتلا به دو بیماری باشد. یا بلحاظ سیاسی عقب مانده است و یا منافعی دارد.

بیشتر بخوانید

لائیسیته یکی از محوری ترین گام نخست بسوی آزادی و دمکراسی است.

.پیمان همبستگی ملی جمهوریخواهان خود را بااصل لائیسیته از طریقه یک پاسخ به حزب سوسیال دمکرات ایران متعهد میداند. برای آشنائی بیشتر با برنامه این مجموعه سیاسی "پیمان همبستگی ملی جمهوریخواهان را بخوانید .
و پاسخ به نامه ما را در دنباله این مطلب دنبال کنید .در اینجا دنباله میتوانید برنامه سیاسی پیمان همبستگی ملی جمهوریخوانان در ایران را مطالعه کنید .

بیشتر بخوانید

 بهروز سورن: از ثابتی تا اهالی ثبات!!

بهروز سورن:

از ثابتی تا اهالی ثبات!!

گویا قضیه خرید حبوبات بوده است. بجای نخود, لوبیا خریده شده است!؟ اینکه سه دهه سایه شوم ساواک تا پنهان ترین روابط خصوصی مردم کشورمان نفوذ داشت و خواندن کتاب غیر رستاخیزی جرم محسوب میشد. اینکه سه دهه مردم کشورمان آزادی را در لابلای کتاب ها جستجو میکردند. اینکه چند هزار اعدام سیاسی رخ داد و دهها هزار نفر از لطف شکنجه گران ساواک بی بهره نماندند و اینکه در نهایت خاندان پهلوی و عواملش با میلیاردها دلار در بانکهای اروپائی و آمریکائی متواری شدند و... تنها اشتباهاتی خوانده میشود که آنهم مولود شرایط خاص آندوران بوده است که مخالفان رژیم مسلح بوده اند و بمب در اختیار داشته اند.

بیشتر بخوانید

شاهزاده! اتحاد به قیمت نفی یکپارچگی ملی موفق نمی‌شود

علی کشگر

شاهزاده! اتحاد به قیمت نفی یکپارچگی ملی موفق نمی‌شود

چهار شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۷ مارس ۲۰۱۲

کارنامة فعالیت‌های چند ساله گذشته شاهزاده رضا پهلوی که تبار و کیانش هیچ رسالتی بزرگ‌تر از ایستادگی در برابر هر خطری نمی‌شناسد که بر هستی این ملت و یک پارچگی سرزمینی و ملی آن آسیبی‌ به حساب آید، چندان پاک و منزه و قابل تمیز از نیروهای تجزیه‌طلب و عوامل دست بیگانگان نبوده و برخلاف تصور هوادارانش کارنامة وی تا اینجا هیچ جای سربلندی و دفاعی نگذاشته است.

بیشتر بخوانید

فرهنگ ایران

آیا شانسی برای بازگشت حکومت سلطنتی به ایران وجود دارد؟

در پاسخ این پرسش، کریستیان مالارد، روزنامه نگار سرشناس فرانسوی، در رادیو (آر- تی- ال ) گفت « نه، نه، هیچ شانسی، من رضا پهلوی را خوب می شناسم ، پسر شاه ایران، فکر می کنم که امروز هیچ شانسی ندارد.» کریستیان مالارد، از دوستان رضا پهلوی است و نقش مشاور مطبوعاتی وی را در اروپا بازی می کند.

بیشتر بخوانید

اصلاح طلبی مذهبی، آشفته‌تر از همیشه


مجید محمدی | 2012-01-31 ,17:52

در طیف مخالفان حکومت آیت الله خامنه‌ای در آستانه‌ انتخابات مجلس نهم گروهی به هم ریخته تر و آشفته تر از اصلاح طلبان مذهبی (گروهی که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم از محمد خاتمی حمایت کردند) وجود ندارد. کسی نمی داند که چه تعداد از آنها به طیف برانداز پیوسته اند (در یک سر طیف) و چه تعداد هنوز مانند اعضای اصلاح طلب مجلس به آقای خامنه‌ای وفادار مانده‌اند (در سر دیگر طیف) و می خواهند در انتخابات شرکت کنند؛ همان طور که در دهه‌های هفتاد و هشتاد نمی دانستیم که چه تعداد از آنها مذهبی یا باورمند به ولایت فقیه مانده‌اند و چه تعداد تغییر عقیده داده‌اند.

بیشتر بخوانید.

 تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!

بهروز سورن:


تکاپوی راست و جای خالی چپ سوسیالیست!

!

شرایط سیاسی بین االمللی در ارتباط با جمهوری اسلامی آبستن تحول است. اخبار سیاسی حاکی از آنست که در آینده ای نزدیک جمهوری اسلامی با دشواریهای ارتباطی با کشورهائ غربی و درفازی جدید مواجه خواهد شد. خطر هجوم نظامی از سوی اسرائیل و دول حامی آن بخصوص در منطقه خلیج فارس و حاشیه های کشور نزدیکتر میشود و میتواند کشورمان را در ژرفای بحرانی عمیق بلحاظ سیاسی - اجتماعی و اقتصادی قرار دهد.

[بیشتر بخوانید

پیشنهاد 5 میلیونی سازمان جاسوسی سوئد برای خرید ِ حسن بایگان!

چند روز پیش دوستی غیر ایرانی تلفن زد و باهیجان گفت: میدانی چند نفر ایرانی برای سازمان امنیت سوئد کار میکنند ( خبرچینی ، جاسوسی، تهمت زدن به آدمهای شریف و ترور شخصیت آنها ووو). گفتم نمیدانم. گفت: اکنون دارم در اینترنت به سایت ویکی لیکس نگاه میکنم تعداد 26875 نفر. گفتم: ما ایرانیان ساکن سوئد کمتر از 100000 نفر هستیم چطور ممکن است این تعداد برای سازمان امنیت کار بکنند در اینصورت یک چهارم تا یک سوم ایرانیان را شامل میشود.

بیشتر بخوانید

اخلاق، سیاست و انتخابات (۳)
نظری به انتخاب های انجام شده در نظام ولایی
قسمت سوم: نتیجه ی کارکرد مجلس «خبرگان»


دکتر محمد ملکی

امروز پس از ۳۳ سال، حاکمان باز میخواهند خیمه شب بازی های انتخاباتی را تکرار کنند و مردم را به پای صندوق های انتخابات بکشانند. شرکت در اینچنین انتخابات فرمایشی، تائید همه ی نابسامانی هاست. بیاییم این بار با تجربه گیری از گذشته، انتخابات را به یک تحریم فعال و هدفمند تبدیل کنیم ...

بیشتر بخوانید

بهرام رحمانی: مرکز اولوف پالمه و اپوزیسیون سازی!

bahram.rehmani@gmail.com

بنا به گزارش رادیو پژواک، رادیو سراسری فارسی زبان دولت سوئد، قرار است در روزهای شنبه و یک شنبه 4 و 5 فوریه 2012، کنفرانسی در استکهلم، در رابطه با تحولات ایران برگزار شود. برگزارکننده این کنفرانس، مرکز اولوف پالمه است. نام کنفرانس نیز «اتحاد برای دموکراسی در ایران» عنوان شده است.

بیشتر بخوانید

ويژه خبرنامه گويا
از:علی کشتگر

بخت بازگشت نظام پادشاهی در ايران،

آيا اگر محمدرضا شاه پهلوی به سوگندی که برای پاسداری از قانون اساسی مشروطيت خورده بود، وفا می کرد و آزادی های مصرح در قانون اساسی که به بهای مبارزات و فداکاری های ملی به دست آمده بود را محترم می شمرد سرنوشت ايران همانی بود که امروز می بينيم؟
اگر شاه در مبارزه ملی و ميهنی دکترمصدق عليه کنسريوم نفت بريتانيا جانب نخست وزير قانونی کشور و تمايلات ملی مردم را می گرفت و با سازمان های جاسوسی سيا و اينتليجنس سرويس در توطئه کودتا عليه مصدق شرکت نمی کرد آيا سرنوشت ايران همانی بود که امروز هست؟

بیشتر بخوانید

از : عبدالستار دوشوکی

از الماس های سردار مدحی تا خیرات اولاف پالمه

جلسه آموزش «آلترناتيو» سازی که مداحش عبدالستادر دوشوکی؛ شهريار آهی، برگرفته از الماس بازی سيد محمد رضا مدحی، ودر "کارگاه هدی صابر" . آنهم با پول بنياد اواف پالمه باشد و آنهم در استکهلم و نام افراد هم مشخص نباشد در پشت درهای بسته هم تشکيل بشود، وکثرتگرایی (به معنی ديگر قوم وقبيله بازی) را تشويق کند و با پول بيگانگان باشد...بايد فرياد زد.... باغت آباد شه... باقالی... خر بيار و باقالی بار کن...

بیشتر بخوانید

دشمن صلح اجتماعی و ثبات مردمی در ایران فقط رژیم فاشیستی اسلامی به تنهائی نیست ،مروجین و تنفرآفرینان در میان مردم ایران بخشی را چپلوف های استالینیستی تشکیل میدهند که برای حیات و وجود خود نیاز به تفرقه افکنی ،جنگ و مقاصد تجزیه طلبی دارند. نوشته در پائین تصویری از دیدگاه تخریبگر یک جریان " چپ استالینیستی و سنتی " است هر چند که ما سوسیال دمکرات ها نقش "چپ غیر مستقل و آلوده به اندیشه های استالین " را در ایران به ویژه از دورآن انقلاب روسیه در تاریخ 100 ساله ایران تخریبگر تحلیل کرده و معتقدیم در هیچ عرصه ای نتوانسته اند برای جامعه سازنده باشند.



سازمان اتحاد فدائیان کمونیست مروج پان ترکیسم و تنفر قومی

نادر احمدی
2010-10-11

اخیرأ کمیته آذربایجان سازمان اتحاد فدائیان کمونیست!؟ بیانیه ای با نام:" تشریح سیاست کمیته آذربایجان د ر باره ی مسئله ی ملی" منتشر کرده است که در چهارچوب فرهنگ رابین هودیسم مارکسیستی چیز جدیدی نیست اما مظلوم و تحت ستم دانستن آذریها براستی برای هر انسان بی طرفی تعجب برانگیز است! آیا براستی در فرهنگ و تفکر مارکسیستی هر فرد و هر سازمان حق دارد تا اصول اولیه انسانی را زیر پا بگذارد تا به هدفش برسد، یعنی ماکیاولیست باشد! سازمان اتحاد فدائی در بیانیه خود چنین می نویسد: "...کمیته آذربایجان سازمان بخاطرهمین واقعیت عینی موجود درجامعه است که ضمن تاکید بر موضع سازمان درباره برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت تا جدائی کامل مندرج در برنامه سازمان برای تمام خلقها، تحت هر لوا و با هر نوع مرام و بینشی، اعلام میکند که مبارزه با شوونیسم عظمت طلبانه و انواع گرایشات ناسیونا لیستی از اهم وظایف ما در شرایط کنونی میباشد.

[بیشتر بخوانید

چرا؟  هنوز درد مشترک اپوزیسیون نداشتن آلترناتیو است،

ی. صفایی
24 ژانویه 2012

چرا؟ هنوز درد مشترک اپوزیسیون نداشتن آلترناتیو است،

تأسف انگیز است که اندیشمندان ما و نیز ما فعالان سیاسی، در روند تحولات ایران به ویژه در طول حکومت استبداد مذهبی، واقعیت های سیاسی و اجتماعی ایران را آنگونه که بوده و هست، نه تنها نمی بینیم بلکه آنگونه که خود می پسندیم، تحلیل و بیان می کنیم و همین مسئله، سبب ساز شرایطی شده که مناسبات سیاسی در ایران همواره به سود ستمگران پایان یافته است.

بیشتر بخوانید

فرهنگ ایران

«‌رمزگشایی ترور فیزیک‌دان ایرانی، مسعود علیمحمدی»
خانم الهه بقراط، با کدام ساز باید رقصید ؟
دست نگهدارید، برهنه نشوید !

مسعود علیمحمدی، ایرانی‌، پنجاه ساله، دکتر در فیزیک‌، استاد دانش‌گاه تهران، در ساعت هفت و پنج دقیقه بامداد ‌روز سه‌شنبه، بیست و دوم دی ماه 1388 خورشیدی، برابر با دوازدهم ژانویه 2010 میلادی، در برابر خانه‌اش در خیابان قیطریه خیابان سهیل کوچه مهر سوم غربی، بر اثر انفجار بمب کشته شد. شدت انفجار به حدی زیاد بود که تا شعاع دقیقن هفت‌صد متری شیشه‌های خانه‌ها وخودرو‌ها شکسته شد.

بیشتر بخوانید

باز سرو کله مدحی پیدا شد


So 04.12.2011 10:20
فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی

چند ماه پس از پخش مستندی به نام « الماسی برای فریب» که ضربه سنگینی به اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور وارد کرد، روز چهارشنبه نهم آذر ماه، برابر سی ام نوامبر 2011، مستندی زیر نام « روز های پس از الماس » پخش شد. این برنامه یک روز پس از حمله سازمان یافته شده به سفارت بریتانیا در تهران، ازکانال سوم دولتی ایران پخش شده است.

بیشتر بخوانید

فناناپذیران
مشتی محکم بر دهان یاوه گویان مروج آشتی طبقاتی و بخشیدن ستمگران!

هیبرون پادشاه مستبد و خونخوار یونان باستان که مانند تمام شاهان و سایر مستبدان خود را " فناناپذیر" میدانست، کسی بود که گلوی مخالفانش را میدرید، چشمانشان را با دستهای خود از کاسه بیرون میاورد و به هیچ اصول اخلاقی پای بند نبود، و ارتش قتل عام گر او، هراکیلن، را وادار میکرد که راه بیفتند و سراسر یونان را به تعظیم و اطاعت در مقابل " شاه " و استبداد او وادار کند، تا این شاه خونخوار به هر چه و هر کس که میخواهد چنگ بیندازد، و اگر بدست نیاورد، آنرا و هر آنچه که دور و برآن و متعلق به آن میباشد را با درنده ترین شیوه ها از جلوی راهش برمیدارد.
هیبرون سراسر یونان را دیوانه وار جستجو میکند تا بر اساس افسانه های شنیده سلاحی را پیدا کند که بتواند با استفاده از آن انسانیت را نابود کند تا خود و قدرتش را فناناپذیر سازد. محل این سلاح را تنها یک دختر باکره " کف بین" میدانست!

بیشتر بخوانید

باز سرو کله مدحی پیدا شد

فرامرز دادرس، پژوهشگر و کارشناس اطلاعاتی

چند ماه پس از پخش مستندی به نام « الماسی برای فریب» که ضربه سنگینی به اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور وارد کرد، روز چهارشنبه نهم آذر ماه، برابر سی ام نوامبر 2011، مستندی زیر نام « روز های پس از الماس » پخش شد. این برنامه یک روز پس از حمله سازمان یافته شده به سفارت بریتانیا در تهران، ازکانال سوم دولتی ایران پخش شده است.

بیشتر بخوانید

گَـندِ بهار

گندِ بهار عربی هم خیلی زود در امد و زودباورانی که با اب و تاب از ان حرف میزدند و برای ان غش و ضعف میرفتند، هنوز یکسال هم نشده، چه در تونس چه در مصر وچه در لیبی دیدند که " دعوا " بر سر لحاف ملّا یعنی بر سر " اسلام عزیز " بود
بیائید بر سر کشور های دیگری هم که در صفِ بهار ایستاده اند، شرط ببندیم
سـقّـاخانۀ برقی امـامـزادۀ سـیّـار

بیشتر بخوانید




برآورد جنگ طلبی رژيم اسلامی!برگ ١ از 8 برگ سرهنگ محمود صبوری يزدی تنها راه برای جلوگيری از جنگ، آزادی است
و کليد آزادی در دست مردم ايران ميباشد

سرهنگ محمود صبوری يزدی

آيا جنگ رژيم جمهوری اسلامی با آمريکا اجتناب پذيراست؟
برای پاسخ به اين سئوال بايد رژيم را بشناسيم و نحوه ايجاد آن رابه ياد بياوريم، سوابق ٢٨ ساله رژيم را درنظر بگيريم و به اهداف جمهوری اسلامی توجه داشته باشيم. در سال ١٣۵٧ نطفه ای که از آميزش نيرنگ وجنايت بسته شده بود در بستری مملو از خونزيزی و کشتار غيرضروری بصورت رژيم جمهوری اسلامی تولد يافت.

بیشتر بخوانید

تاریخ خبر: سه شنبه 1 آذر 1390 - کدخبر: 92882

شکوری راد: ما اصلاح طلبان با ولایت مطلقه فقیه هیچ مشکلی نداریم،با احمدی نژاد و دولت اش مشکل داریم!

علی شکوری راد از فعالان سیاسی اصلاح طلب در گفتگویی با ایلنا گفت: اصلاح طلبان اپوزیسیون نظام نیستند بلکه اپوزیسیون دولت هستند. وی گفت: ما اصلاح طلبان مدعی حفظ و احیای نظام هستیم. بنا براین ما اصلاح طلبان در حقیقت پوزیسیون نظام هستیم و آن کسانی که امروز بر سر کار هستند با توجه به عملکردشان که صدای حامیان گذشته شان را هم در آورده، اپوزیسیون نظام هستند.

بیشتر بخوانید

مردم و اپوزیسیون: غایبان بزرگ معادله ی آینده ی ایران

کورش عرفاني

انفجار در انبار مهمات پادگان سپاه در ملارد در شرق تهران بار دیگر احتمالات و شایعات را به اوج رساند. دو فرضیه در مقابل هم قد علم کرده اند. یکی می گوید حمله حتمی است و فقط زمان و شکل آن باید تعیین شود، دیگری حمله را ناممکن می داند. اولی آینده ی ایران را سخت تیره و تار می بیند و دومی بر این باورست که اینها باج گیری ها و گروکشی های میان رژیم و قدرت های غربی می باشد.

بیشتر بخوانید

آخرین تقلاهای فرورفتگان در باتلاق

آخرین تقلاهای فرورفتگان در باتلاق


دوشنبه ۲٣ آبان ۱٣۹۰ - ۱۴ نوامبر ۲۰۱۱

اردشیر زارعی قنواتی
• چنانچه حتی بعد از یک آرامش نسبی و کوتاه مدت باز هم کشورهای حوزه ی یورو در مسیر تعمیق بحران مالی و اقتصادی پیش بروند، جهان سرمایه داری باید زنگ پایان نئولیبرالیسم را به صدا در آورده و از فرصت باقی مانده برای اصلاح اساسی و بنیادین این نظام استفاده کند ...
دوشنبه ۲٣ آبان ۱٣۹۰ - ۱۴ نوامبر ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

تلاش رژیم برای گذر از تنگنا

محمدحسین یحیایی

• سرمایه داری بوروکراتیک در پی حذف حریفان داخلی و تثبیت خود به دنبال شرکای خارجی و نهادهای مالی جهانی می رود. زیرا فعالیت آن گونه از سرمایه داری با فرهنگ اقتصادی این نهادها هیچگونه مغایرتی ندارد. به اقتصاد بازار آزاد و لیبرالیسم باور دارد. شاید هم با حفظ منافع به تغییر و دگرگونی ساختار رژیم تن می دهد و موانع را از سر راه بر می دارد و خشن ترین نوع لیبرالیسم را در کشور به اجرا در می آورد ...
پنج‌شنبه ۱۹ آبان ۱٣۹۰ - ۱۰ نوامبر ۲۰۱۱

بیشتر بخوانید

از : یونس پارسابنا ب

دو نمونه از پديده های جهانی شده در مسير حرکت جهانی سرمايه

بخش اول: جهانی گرائی شکنجه در فاز فعلی گلوباليزاسيون
درآمد
در زمانی که روند جهانی گرائی سرمايه و تشديد آن بويژه در سی سال گذشته بيش از پيش رسانه يی تر گشته فعالين سياسی منجمله
دانشجويان پرسشهای گوناگون و بحث انگيزی را مطرح می سازند که پاسخ به آنها دارای اهميت سياسی در تعبيعه و تنظيم استراتژيهای
مبارزاتی چالشگران عليه نظام جهانی است. بخشی از اين پرسشها عبارتند از:

بیشتر بخوانید

جنگ شوخی نیست! گفتگوی مینا خانلرزاده با عابد توانچه در مورد خطر جنگ

جنگ شوخی نیست! گفتگوی مینا خانلرزاده با عابد توانچه در مورد خطر جنگ.

مرگ شوخی نیست. جنگ شوخی نیست. راحت است در اروپا و آمریکا نشستن و به اوباما التماس کردن که تو را به خدا بیا و به ایران حمله کن اما برای مردم ایران کار بسیاری دشوار و برای فعالان سیاسی داخل ایران غیرممکنی است در "ایران قبل از جنگ"، "ایران در حال جنگ" و "ایران پس از جنگ" زنده ماندن و زندگی کردن ...

بیشتر بخوانید

پاسخ به سؤالاتی چند در مورد گزارش آژانس بین‌المللی اتمی و امکان حمله نظامی غرب به ایران

ایرج مصداقی

با بالاگرفتن تب حمله نظامی و تبلیغاتی که این روزها در جریان است سؤالات مختلفی را از طریق ایمیل، فیس‌بوک، تلفنی و حضوری دریافت کرده‌ام. در این‌جا به برخی از آن‌ها که بیشتر جنبه‌ی عمومی دارد می‌پردازم.

بیشتر بخوانید

موسوی و کروبی سکوت چرا ؟!مصلحت مردم و انقلاب یا مصلحت نظام ؟

محمود خادمی

« سهراب سپهری » چشم ها را باید شست ؛ جور دیگری باید دید
که در مقاله ای به نام “ آیا « ( . آزاد آزاده ( ع . خ » این مقاله در همدلی و هم رأی بودن با نظرات نویسنده محترمی با نام مستعار
حصر آقایان موسوی ؛ کروبی و همسرانشان خواسته ذهن و ضمیر خود آنان هم هست یا خیر ؟ که در سایت “ پژواک ایران “ در تاریخ
31 شهریور 1390 درج شده ؛ نگاشته شده است .

بیشتر بخوانید

طبل جنگ

میلاد مختوم

حدود یک ماه پس از افشای جنجالی طرح لو رفته رژیم اسلامی برای عملیات ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن توسط مقامات عالی رتبه دولت ایالات متحده و در حالی که فتیله اظهار نظر های مقامات امریکایی و بحث های تحلیل گران سیاسی در این مورد و پیامدهای احتمالی آن به طرز بسیار مرموزی پایین کشیده شده است، کوبیدن بر طبل جنگ از سوی طرف های درگیر، چه از طرف سران جنایتکار جمهوری اسلامی و چه از سوی سران دولت های غربی و دولت اسرائیل، با شدتی بیش از پیش از سر گرفته شده است. اگر چه بر طبل جنگ کوبیدن ها به این سبک می تواند در خدمت سرپوش گذاشتن بر سازش های پشت پرده و ادامه سیاست فاجعه آمیز مماشات با رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی باشد، اما خطر یک جنگ خانمانسوز دیگر در این جهان پر آشوب را نباید دست کم گرفت.

بیشتر بخوانید

جمهوری اسلامی از هر سوراخی شا نس می آورد!


یک گل تاریخی هدیه به رهبر
فرهنگ ایران
به همان اندازه که اپوزیسیون ایران بد شانس است، جمهوری اسلامی شانس دارد ، از همه جا شانس می آورد، از هر سوراخی شانس نازل می شود ، حتی از شیث، هم شانس می آورد، شیث ، نام سومین فرزند آدم و حوا، پس از هابیل و قابیل است، واژه ای سریانی به معنی هدیه و بخشش می باشد و در کتاب تورات هم آمده است. چند روز پیش این هدیه، به ناگاه از آسمان، در زمین فوتبال جمهوری اسلامی فرود آمد.


بیشتر بخوانید

آيا اسرائيل به ايران حمله خواهد کرد؟

آريوبرزن داريوش

دولت اسرائيل،ازديربازوبخصوص از آنهنگام که پادشاه فقيد ايران مصمم به عقد قرارداد تاسيس نيروگاههای هسته ای دربوشهرودارخوين با آلمانها «شرکت زيمنس» و فرانسويان شرکت«اسپی باتينيول» بود، بطورپايدار، با استفاده ايران ازانرژی هسته ای صلح آميز، مخالفت ورزيده وبه انحای گوناگون، بطورپنهانی درعرصه بين المللی با تحقق درايجاد آن به ستيزبرخاسته است.انتشار کتاب « سقوط 79» با دستورو پرداخت کامل هزينه تهيه و انتشاروسيع ان توسط دولت تل آويوو با قلم اميل اردمن نويسنده يهودی تبارفقط به جهت بزرگنمائی فرضی و ترسيم «فاجعه بزرگ انسانی» دستيابی آينده ايران به نيروی صلح آميزهسته ای برای جهانيان بانجام رسيد.

بیشتر بخوانید

میلیونر ها کجا پنهان می شوند ؟

گزارشی از بانک اعتبار سوئیس / برگردان از فرهنگ ایران
برای دومین سال پی در پی، بانک اعتبار سوئیس گزارشی در باره وضعیت ثروت در جهان منتشر کرد، در این گزارش وضعیت دارایی های چهارونیم میلیارد از مردم بالغ در جهان، بررسی شده است، در این گزارش، ارقام بر پایه دلار آمریکا سنجیده شده است .

بیشتر بخوانید

باردیگرآوای شوم جنگ طلبی!- تقی روزبه

باردیگرآوای شوم جنگ طلبی!

- تقی روزبه

مبادرت به جنگ همواره ازمظاهربرجسته وحشی گری و وجه حیوانی وبدویت انسانها بوده است. وجود چنین سرشتی اگر زمانی درمراتب آغازین رشد وتکوین بشرازالزامات تنازع بقاء برای تأمین نیازهای اولیه سرچشمه می گرفت، اما به موازات رشد وتؤسعه امکانات تولیدی وزیستی تداوم آن بیش ازپیش با چگونگی مناسبات اجتماعی وامتیازات طبقاتی گره می خورد.

بیشتر بخوانید

مش قاسم یک تنه به جنگ آمریکا می رود!

ناصر مستشا ر، تحلیلگر سیاسی

کم کم صحنه بگو ومگوهای عرصه دیپلوماسی ایران به سریال تاریخی دائی جان ناپلئون شباهت می یابد! پس از شنیدن و بررسی سخنان حاکمان رژیم اسلامی می توان اقرار کرد که آقای ایرج پزشکزاد، خصوصیات شخصیت های داستان خویش را بدرستی بیان کرده است ، چرا که حاکمان اسلامی ایران تاکنون خود را مانند قهرمانان کتاب دائی جان ناپلئون، به جهانیان معرفی نموده اند.

بیشتر بخوانید

حکومت یا دولت؟ هیاهوی انتخاباتَ حکومتی

عباس منصوران فعال سیاسی چپ

این نوشتار تلاشی است در راستای بازنگری به مفهوم حکومت و دولت. این مفهوم نیز در فرهنگ و اندیشه سیاسی در ایران، آنگونه که باید و بایسته، - همانند بسیاری از مفاهیم دیگر از روند مشروطه تا کنون اندیشیده نشده است.

بیشتر بخوانید

از: فرنگ ایران

همه خواجگان بیت رهبری

در سال 1996، با همه مردان رئیس جمهور آغاز شد، موضوع فیلم در باره تقلب انتخاباتی دوران ریچارد نیکسون رئیس جمهور پیشین آمریکا بود و چهار جایزه اسکارهم دریافت کرد.

بیشتر بخوانید

فرید راستگو - خانم کلینتون! سرنوشت لیبی پیش کش خودتان باد!

۱۱,۰۸,۱۳۹۰

ادامه حاکمیت رژیم جنایتکار و خائن به وطن جمهوری اسلامی، بهانه ای به دست هرکس و ناکسی داده است تا برای ایران و ایرانیان توطئه ای بیاندیشد و طرحی وطن بر باد ده بریزد. عده ای که تا دیروز هواداراسلام ناب محمدی خمینی بوده اند، حالا خیزش برداشته اند تا این بار با اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی، نظام ولایت فقیه را اصلاح و " اسلام رحمانی و ولایت فقیه " خود را پیاده نمایند. عده ای هم بدون اینکه از طرف احدی و قومی منتخب شوند بعنوان نماینده این خلق و آن قوم با بزرگ نمائی مشکلات و مصائب غیرقابل انکار قومیت ها، مسئله فارس و غیر فارس را علم کرده اند و ساز تجزیه طلبی را می نوازند تا شاید از این طریق بتوانند به قدرت و گرنه به نان و نوائی برسند.

[بیشتر بخوانید

بهروز سورن: قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری

از:بهروز سورن

قطره اشکی برای قذافی و لبخندی به روی آزادی و رهائی از دیکتاتوری


پیش از این نیز سالها قبل در نوشته ای که نمیدانم چه نام داشت و چه موضوعی, نوشتم که در کوران حوادث اتقلاب می کشند و کشته می شوند و تحولات بنیادین در کشورهائی با مناسبات دیکتاتوری و سرکوب از این مصائب دور نخواهد بود. تراژدی مقاومت و سرکوب, بالندگی و پرهیز از تغییر خواه نا خواه بوقوع خواهند پیوست. این موضوع نه از تمایل و نظر من که تجربه ای هنوز باقی است.

بیشتر بخوانید

ضرورت و چرائی برآمدن امواج رهائی در کشورهای سه قاره و نقش چالشگران ضد نظام جهانی

يونس پارسابناب
آبان ۱۳۹۰ - نوامبر ۲۰۱۱

بعد از پايان دوره "جنگ سرد" شرايط جهانی بويژه مسير حرکت سرمايه ( گلوباليزاسيون) و موقعيت نظام جهانی
سرمايه و به موازات آنها شکلگيری و برآمدن امواج بيداری و رهائی، بويژه در کشورهای پيرامونی دربند دستخوش
تغييرات و تحولاتی شدند . اين تحولات ناشی از سرانجام و سرنوشت چالش های ضد نظام بودند که در سال های بعد از
پايان جنگ جهانی دوم در سطح جهان ايجاد شده، سپس در نيمه دوم دهه ۱۹۷۰ با رسيدن به محدوديت های تاريخی به
– پايان عمر خود رسيده بودند .

بیشتر بخوانید

مردم ایران و بازی موش و گربه دولت امپریالیستی امریکا با رژیم ایران

میلاد مختوم
حدود یک هفته پیش وزیر دادگستری امریکا، اریک هولدر، همراه با دادستان نیویورک و یک مدیر اف ـ بی ـ آی از یک طرح ترور نافرجام سفیر عربستان سعودی در واشنگتن توسط دو ایرانی که تحت هدایت عناصری از دولت ایران قرار داشتند، پرده برداشت. طبق ادعاهای مقامات امریکایی در ابتدا قرار بود سفیر عربستان در امریکا توسط یک قاچاقچی مکزیکی مواد مخدر به گروگان گرفته شود، اما سپس طرح تغییر کرده و طرح انفجار رستورانی در واشنگتن که محل رفت و آمد سفیر عربستان بوده، ریخته شد.

بیشتر بخوانید

چوب لای چرخ سیاست خارجی احمدی‌نژاد

نقشه ترور نا فرجام سفیر عربستان زیر سر خامنه ای بوده است

خامنه‌ای به قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس دستور ترور را صادر می‌کند.

خامنه‌ای شخصا پشتنقشه ترور بوده است. پیغام خامنه‌ای این بوده است که سپاه پاسداران قادر است هر زمان که بخواهد هر عمل تروریستی را حتا در قلب آمریکا به انجام برساند.نگاهی دیگر: چوب لای چرخ سیاست خارجی احمدی‌نژاد

عباس حکیم زاده
عضو پیشین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
به روز شده: 12:39 گرينويچ - شنبه 15 اکتبر 2011 - 23 مهر 1390
آمریکا در عالی‌ترین سطوح دولتی اصرار دارد که مستندات پرونده ترور سفیر عربستان بی‌نقص و روشن است
از صبح روز سه شنبه که ادعای دست داشتن سپاه قدس ایران در نقشه ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا توسط اریک هولدر، دادستان کل آمریکا، مطرح شد گمانه زنی ها زیادی در خصوص ابعاد مختلف این ماجرا در رسانه های دنیا آغاز شده است. ماجرایی که توسط ایران قویا رد شده و نمایشنامه ای مضحک خوانده شد.

بیشتر بخوانید

شبیهه سازی و تخریب نام تشکلات تعبد و نا آگاهی


تعبد و نا آگاهی

باز هم گروهی از بی صفتان و بی هويت ها انگار روح پيامبری در آنها دميده شده باشد سر در آورده، باز می خواهند با بکار گيری واژه ای ترکيبی که سال های سال نماد همکاری گروهی از ميهن پرستان از چندين طيف مختلف بوده است واژه ای ديگر از واژه هایی که می تواند نماد همبستگی مردم باشد را به افتضاح بکشند.

بیشتر بخوانید

دستغیب: عجیب است مثل اینکه حفظ اسلام در یک شخص تجلّی کرده

فقط برای آگاهی است.
Sent: Saturday, October 01, 2011 8:10 AM

پرسش آیت الله دستغیب از مهدوی‌کنی: با این همه تخلف از چه نظامی دفاع می‌کنید؟
هیات حقیقت یاب تشکیل دهید
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۰, ساعت ۰:۰۷
جـــرس: یک عضو منتقد حکومت در مجلس خبرگان، طی نامه ای خطاب به ریاست آن مجلس نوشت از چه نظامی دفاع می‌کنید، و مردم مدافع کدام نظام باید باشند، می‌فرمائید از نظام اسلامی، حال ببینید با این تخلّفات از قرآن و سنّت باز هم نظام اسلامی است؟

بیشتر بخوانید

از رژیـم عبـاسـی، از آنهـا رقـاصـی!

پویان انصاری

متأسفانـه وضعـیت دردنـاک مـا انسان های آزادیخـواه در خـارج از کشور چنـان دستخوش بازی های کثیف و دلخـراش به اصطلاح سیاسی قرار گرفته است که اگـر به خواهیم در مورد پـدیـده ای به جـز نظر خودمون سخن برانیم باید اول به تمام مقدسات از مارکس گرفته تا محمد،مسیح و ... قسم یاد کنیـم که مثـلأ، بنـده مجاهد، سلطنت طلب و یا هـوادار این سازمان و یـا آن سازمـان کمونیستـی نیستـم.

بیشتر بخوانید

پاسخسی به اسلامیست های موحدین که به درست جهان لائیک را برای خود خطر جدی مینامند

راه رهائی از چنگال اسلام عفریتی و فاشیستی در جهان لائیسیته است .



راه رهائی از چنگال اسلام عفریتی و فاشیستی در جهان لائیسیته است
درود

آنچه مسلم است بهترین بستر استعماری و امپریالیستی برای قدرت های چپاولگر جهانی اسلام بوده است .با اسلام است که میتواند امپریالیسم به مقاصد شوم و ضد بشری خود برسد.رژیم های دست نشانده اسلامی در ایران و یا بن لادنی ها در افغانستان و حال مالکی در عراق همه این ها دست نشاندگان حکومت های امپریالیستی اند.صد ها هزار نفر جوان در ایران بخاطر حفظ منافع قدرتهای استعماری بدست رژیم اسلامی به هلاکت رسیدند.

بیشتر بخوانید

در جلسه خصوصی پاسدار احمدی‌نژاد با سفیر قذافی چه گذشت؟

فرتور معمر قذافی دیکتاتور معتاد و فاسد
نوشته : محمدرضا یزدان پناهدر

در جلسه خصوصی پاسدار احمدی‌نژاد با سفیر قذافی چه گذشت؟


قذافی دیکتاتور صمیمی ترین و نزدیکترین دوست خمینی دجال و یکی از بزرگترین متحدان رژیم اسلامی در اوج انقلاب ضد اسلامی و ضد استبدادی ملت آزادیخواه و سکولار لیبی و در آستانه فتح طرابلس و دستگیری قذافی

[بیشتر بخوانید

وعده های دروغین پاسدار احمدی نژاد!

بهرام رحمانی فعال سیاسی چپ

پاسدار احمدی نژاد، وعده واگذاری هزار متر زمین به هر خانواده ایرانی برای ساختن ویلا و باغ داده است. او، روز شنبه ۱۸ تیر 1390 برابری با ۹ ژوئیه 2011، در «چهاردهمین اجلاس سازمان نظام مهندسی کشور»، گفته است: «می توان با این اهرم، شیوه شهرسازی در کشور را عوض کرد و به ۲۰ میلیون خانوار ایرانی هر کدام ۱۰۰۰ متر زمین بدهیم تا حدود ۱۰ درصد آن را زیر ساختمان برده و الباقی آن را به باغ تبدیل کند.»

بیشتر بخوانید

یک صفحه دیگر از جنگ گرگهای سبز و سیاه رژیم


پاسدار صفار هرندی معاون فرهنگی سپاه افشا کرد :
ارتباطات معاون آخوند کروبی ( کرباسچی ) با جن گیر دفتر پاسدار احمدی نژاد
کرباسچی اظهارات صفار هرندی را تکذیب کرد/مشکلات امروز وزیرسابق ارشاد را درک می کنم
- سایت آینده نوشت:
پیرو انتشار خبری به نقل از حسین صفارهرندی وزیر ارشاد درباره ارتباط غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران با عباس غفاری متهم به جنگیری برای جریان انحرافی وی با انتشار جوابیه ای واکنش نشان داد.

بیشتر بخوانید

چرا احمدی نژاد میرود؟


احمدی نژاد در هر دو انتخابات سال 84 و 88 با دستکاری در شمارش آرا بالا آمد. اعتراض کروبی و رفسنجانی در سال 84 و اعتراض اصلاح طلبان در سال 88 که همگی از بنیان گذاران جمهوری اسلامی هستند گواه آنست. تقلب در رأی گیری با گم شدن 5 میلیون شناسنامه در سال 74 (در دورۀ ریاست یزدی بر قوۀ قضائیه که زواره ای از اعضای اصلی هیئت مؤتلفه معاونت قوه قضائیه و ریاست سازمان ثبت احوال و اسناد کشور را داشت) بعنوان یک حق برای باند خامنه ای شناخته شد. علت قبول این تقلب از جانب باند رفسنجانی و اصلاح طلبان و عدم پیگیری "گمشدن شناسنامه ها در سال 74" بعلت قدرت مجموعه خامنه ای، دایناسورهای شورای نگهبان، و دار دسته هیئت مؤتلفه در بازار و تجارت خارجی سپاه بود. این تقلب در رای گیری سال 76 به خوبی خود را نشان داد. در انتخابات سال 84 این تقلب فراتر رفت و آتشفشان اعتراض کروبی با مقصر دانستن مجتبی خامنه ای و دیدارش با رهبری فرو نشانده شد. و رفسنجانی هم به آسمان شکایت برد. سکوت هر دو نفر فقط بعلت بی تفاوتی وعدم عکس العمل جامعه به آنان بود و نه هیچ چیز دیگر.

بیشتر بخوانید

دلیل حمایت رسانه‌‌‌ای غرب از اصلاح‌طلبان


امین موحدی:

دليل حمايت رسانه اي غرب از«اصلاح طلبان» علاوه بر افزايش رسانه‌هاي اصلاح طلب در خارج از کشور، که با کمک مستقيم دولت‌هاي غربي روز بروز در حال افزايش هستند چه مي‌تواند باشد، در حالي که نيروهاي سکولار از چنين امکان حمايتي هرگز برخوردار نبوده‌اند؟

بعد از اعتراف آمریکا به نقش دولت وقت آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲ و این اواخر افشای مشارکت روحانیون در آن کودتا، آنچه که روشن می‌نماید این است که غرب و در راس آن آمریکا از استقرار یک حکومت دمکراتیک در ایران ،راضی‌ به نظر نمی‌رسد.

بیشتر بخوانید

محمدرضا شریفی نیا تواب دو آتشه اوین و حامی احمدی نژاد


محمد رضا شریفی نیا یک پای بازی در پروژه های سینمایی پاسدار مهران مدیری از عوامل وزارت اطلاعات ( در زمینه جنگ نرم با مخالفان رژیم و اپوزوسیون ) و پاسدارمسعود ده نمکی از چماقداران انصار حزب الله که همراه با پروانه معصومی ( همانی کاسه لیسی که مدعی شد با تب 40 درجه خدمت مقام عظمای ولایت رسیده ) به دیدار ولی فقیه طلسم شکسته ارتجاع رفتند و کشتار مردم ایران را به وی تبریک گفتند البته سایت رجا نیوز افشاگری های گسترده ای در مورد فساد مالی سوء استفاده های اخلاقی این فرد از دختران جوان کرده بود که موضوع قبل از به میان آمدن پاسدار احمدی نژاد در انتصابات حکومتی قلابی بود .

بیشتر بخوانید

همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران

فرتور لابی رژیم فاشیستی اسلامی پیروز مجتهد زاده

همکاری یکی از فعالان اصلی لابی رژیم در انگلستان با فرماندهان سپاه پاسداران


نوشته : ایرج مصداقی

پیروز مجتهد زاده یکی از عوامل شناخته شده و فعال لابی رژیم در لندن و تهران است. وی که پس از انقلاب ضد سلطنتی به حمایت از رژیم پهلوی می‌پرداخت و به قول شاهدان در هاید پارک لندن در دفاع از نظام سلطنتی سخن می‌گفت و سردمدار تشکيل شوراي پادشاهي مشروطه در بريتانيا بود از اوائل دهه ۹۰ به طرفداری از رژیم جمهوری اسلامی روی آورد و به سرعت به سفارت رژیم در لندن وصل شد و از آن پس پیگیری بخشی از پروژه‌های رژیم در لندن به عهده او گذاشته شد. وی که گفته می‌شود تا پیش از وصل به سفارت برای تأمین مخارج زندگی در یک آژانس تاکسی نیز مشغول کار بود ناگهان سر از سمینارهای وزارت خارجه رژیم در آورد و بعد از مدتی نیز به کرسی استادی دانشگاه ارتقاء مقام یافت.

بیشتر بخوانید

فرهنگ ایران

داستان سردار مدحی و کودکان سپید موی

در فرهنگ ایرانی، گیس و موی سپید، دارای ارزشی نمادین و برابر با خرد، اندیشه نیک، دانایی و کاردانی می باشد. از گذشته های دور زبانزد هایی در این زمینه بر زبان مردم جاری بوده است.
در نقش فروهر، نماد باستانی، میهنی و دینی ایرانیان، چهره مردی با ریش هایی که با گره های یک دست آذین شده اند نشان داده می شود، به راستی اگر این فرتور در دوران خود با رنگ آمیخته می شد، بی شک موی و ریش این مرد، به نشانه خردمندی به رنگ سپید دیده می شد.

بیشتر بخوانید

گذری بر تاریخ نه چندان دور


غلام حلقه بگوش رفسنجانی و فعال فراماسیونری در دو رژیم شاه و رژیم اسلامی و مفسر رادیو بی بی سی حرمت نان و نمک نگه داشت .
مسعود بهنود و برائت رفسنجانی و فلاحيان... از ترور
در آستانه سالگرد ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو بدست عوامل رژیم اسلامی در اتریش
آقای دكترپيترپيلچ ، عضو شورای امنيت ملی دولت اتريش، نماينده پارلمان و عضو مركزيت حزب سبزها كه پرونده‌ی ترور – جاسوسی دكتر قاسملو، عبدالله قادری را مطالعه كرده، دست اندركاران رسمی جمهوری اسلامی در بالاترين سطوح را به امريت ترورها و آقای اكبر ولايتی وزير خارجه ‌را به ترتيب دادن مقدمات اجرای ترور و رهايی تروريست ها از زندان اتريشيها معرفی ميكند.

بیشتر بخوانید

بهرام رحمانی

َچرا باید اقدام دولت لیبی، اپوزیسیون آن و دولت های غربی را محکوم کرد!


پس از خیزش مردمی و تحولات انقلابی در تونس و مصر، با شعارهایی چون نان و آزادی، تاثیر خود را بر بسیاری از کشورهای آفریقایی - عربی گذاشت.
اما نمونه لیبی، بسیار متفاوت از تونس و حتی مصر است. در تونس کارگران و مردم انقلابی تا حدودی دستاوردهایی از جمله آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، بازگشت تبعیدیان به کشور، آزادی رسانه های مستقل و غیره داشته اند. حزب حاکم و بقایای آن از حاکمیت کنار گذاشته شده اند و به طور کلی خواست های مردم در عرصه آزادی بیان، قلم، اندیشه و تشکل تا حدودی متحقق شده است و این که پس از این تحولات، نیروهای طبقه کارگر و گرایش چپ جامعه تا چه حدی توان و ظرفیت گسترش و تعمیق تحولات انقلابی را در افق و چشم انداز سیاسی - طبقاتی خود قرار داده اند، بحث دیگری است.

بیشتر بخوانید

برگردان از اینترپندنت از : ح-ک

نقش انگلیس در توطئه های جهانی از نشريه ايندپندنت

ا

اين نوشته تازه به مسئله:
جزاير کومور، جنوب شرق آسيا، شورشيان تايلند، اندونزی و مالزيایی، به اختلاف های مرزی بين بسياری از کشور های آفريقایی، به مسئله جزاير مورد اعتراض آرژانتين که از سوی انگلستان تصاحب شده است، به ديگر مسايلی که در کوسوو و بالکان تجزيه شده مربوط می شود، به مسئله جدا شدن افغانستان از ايران، جدا کردن بخشی از ايران در ناحيه غرب کشور نزديک به کرکوک، به مسئله کانال سويز و به مسئله قرارداد های ترکمانچای و گلستان که به سفارش و دست اندازی های انگلستان با همکاری آخوند ووو بوجود آمده اشاره ندارد.

بیشتر بخوانید

یاران با درود. برخلاف ادعای عده ای مزدور وطن فروش که بیهوده برای تشکیل دولت مستقلی از آران (آذربایجان شمالی) و آذربایجان ایران تبلیغ ابلهانه میکنند، به دو ویدئوی زیر نگاه کنید تا یاوه بودن ادعای مزدوران را باچشم ببینید و با گوش بشنوید! و همانند من لذت ببرید. درشهرباکو پایتخت "آران" تا کنون چندین بار سرود "ای ایران" اجرا شده است که دو کنسرت آنرا در دو ویدئو زیر می بینید. آیا مزدوران یاوه گوی وطن فروش عبرت میگیرند؟ باسپاس ازبابک. هاشم

تجزیه طلبان و وابستگی آنها به سرویس های اطلاعاتی بیگانگان


گاموح : ديروز ، امروز ، فردا
یک فعال گاموح
وقتي كه در سال 1375 محمود علي چهره گاني ، مدرس بسيجي دانشگاه تبريز به توصيه برخي از دوستان شاغل در نهاد هاي امنيتي و به جهت تحت كنترل در آوردن حركت ملي در آذربايجان ، وارد عرصه انتخابات مجلس شوراي ملي در ايران شد ، كمتر كسي فكر ميكرد كه درآينده نزديك و از اين روابط عميق و ديرينه تشكيلاتي به نام « گاموح » ( حركت بيداري ملي آذربايجان جنوبي ) به وجود آيد كه بر آيند آن تحت تاثير قرار گرفتن معادلات سياسي متعدد مربوط به آذربايجان ، از سوي اين تشكيلات باشد .

بیشتر بخوانید

بخش دیگری از افشاگری های درون گروهی تجزیه طلبان


ما میهن پرستان آذری در "غیاب" برخی افراد و دستگاه های مسئول در جمهوری اسلامی ایران ، احزاب ، فعالین سیاسی ، رسانه ها و خبرگزاری ها که متاسفانه فقط ادعای دفاع از کشور را دارند بخش دیگری از دست نوشته ها ، اطلاعیه ها ، مکاتبات داخلی و افشاگری های درون گروهی تجزیه طلبان را منتشر می کنیم تا هم وطنانمان بدانند که این خائنین در پس پرده با کشور عزیزمان ایران چه ها می کنند .

بیشتر بخوانید

افشاگری های درون گروهی تجزیه طلبان


گاموح : ديروز ، امروز ، فردا
عدم آشنائي پسر "احمد اوبالي" گرداننده "گون آذ تی وی" به زبان آذربايجاني
حقايق تكان دهنده درمورد عليرضا فرشي و خانم سيما ديدار
تراکتور و صبا . تاوان حضور خشن اردبيل و اروميه كه تبريز پرداخت
پشت پرده فراخوان های اعتراضی روز 13 فروردین
حرکت ملی آذربایجان و دو جریان عمده مرکز گرا در ایران(1)
آیا سازمان مجاهدین خلق می تواند هم رزم حرکت ملی آذربایجان باشد؟
حرکت ملی آذربایجان و دو جریان عمده مرکز گرا در ایران(2)
آیا جریانات مارکسیستی و چپ گرا می تواند هم رزم حرکت ملی آذربایجان باشند؟
با درك دشواري هاي مهاجرت و اعلام تاسف از دوري اين عزيزان : از پافشاري آنان براي درگيري هاي فيزيكي استقبال نمي كنيم !
25 اردیبهشت و بیداری ملی انتقام شکست خوردگان سیاسی از حرکت ملی آذربایجان را در نطفه خفه می کنیم

بیشتر بخوانید

اميرفيض -حقوقدان

سوال بي- بي- سي ومحاكمه بن لادن


بی- بی - سی لندن سوالاتی رادرباره بن لادن از بينندگان برنامه ھای خود مطرح کرده که يکی از آن سوالھا اين است که
«؟ آيا محاکمه بن لادن لازم بوده است »
بنطرميرسد که سوال مزبورفاقد جنبه اعتباری است زيرا، امرياجريانی که تابع نص وياقانون باشد عدم رعايت آن ممکن
نيست و ق طعِ جريان وياجلوگيری از نص وياقانون، جرم مستقل است.

بیشتر بخوانید

بن لادن ، دولت آمريکا تصميم دارد که ازانتشار عکس جنازه بن لادن خودداری نمايد.


اميرفيض – حقوقدان:

برحسب اخبار، دولت آمريکا تصميم دارد که ازانتشار عکس جنازه بن لادن خودداری نمايد ممکن است که دولت آمريکا دلائل ومزيت ھائی برای خود داری ازانتشار تصوير جنازه بن لادن داشته باشد ولی توجه به اين مورد ھم بی اھميت نيست که سلاحی که کماندوھای آمريکائی مصرف ميکنند يک اسلحه معمولی نيست که مورد استفاده پليس است بلکه سلاح مخصوصی است که قدرت انفجاری دارد يعنی بااصابت به موضع آنجا رامتلاشی ميکند ورھائی ازآن غيرممکن ميشود. سربن لادن از فاصله نزديک شايد يک متری بادوگلوله پيا پی متلاشی شده است وتصوير يک سرمتلاشی شده چيزی رانشان نميدھد که ثابت کندجنازه بن لادن ھست يانيست بلکه برعکس يک جنايت مخوف غيرلازم رابه اثبات ميرساند.

بیشتر بخوانید

نفت لیبی دست به دست می شود 	چاپ 	ارسال به دوست

نویسنده ژان پیر سرنی، لوموند دیپلوماتیک
برگردان از منوچهر مرزبانیان

نفت لیبی دست به دست می شود


۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰
از خلال تاریخ نفت، نبردهائی آشکار می گردد که برای کنترل این منبع استراتژیک درگرفت و شیوه ای که کمپانی های غربی، بسیار پیش از مداخله کنونی، قلمرو و جای پائی برای خویش در لیبی استوار ساختند.
در نگاه نخست، نمی توان توضیحی بر این مسئله یافت. شریکان نادرش او را پیش بینی ناپذیر، پریشان کردار و دمدمی می انگاشتند. در سال ۱۹۸۶رونالد ریگان، رئیس جمهور آمریکا، پیش از آنکه ناوگان ششم را برای بمباران لیبی گسیل و تحریم نفتی سنگینی را به وی تحمیل کند، او را «سگ دیوانه خاور میانه (۱)» می نامید. سرهنگ قذافی، مردی که آن روزها داغ مطرودان بر پیشانی داشت ... با اینهمه بیست سال بعد، توانست، سوای عوامل دیگر، به لطف شرکت های عظیم نفتی ایالات متحده، کشورش را در حلقه پیشگامان صدور نفت خام جای دهد. چنین کار سترکی چگونه ممکن شد؟

بیشتر بخوانید

نوید اخگر
نویسنده تبعیدی ایران
11 آوریا سال 2011 میلادی سوئد استکهلم

نوری مالکی بدستور علی خامنه ای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی ایران اقدام به یورش گسترده نظامی به نیروهای پناهنده مجاهد در کمپ اشرف نموده


وزارت خارجه سوئد آقای کارل بیلت
سفارت ایالات متحده امریکا در استکهلم پرزیدنت اوباما
همانطور که مستحضر هستید از صبح هشتم آوریل نیروهای زرهی و مسلح آقای نوری مالکی بدستور علی خامنه ای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی ایران اقدام به یورش گسترده نظامی به نیروهای پناهنده مجاهد در کمپ اشرف نموده و تا امروز بر اساس خبر های موثق دریافتی سی و سه تن از آنان را کشته صد ها نفر را زخمی و دستگیر کرده اند.
این در حالی است که نیروهای مجاهدین توسط قوای نظامی امریکا و بر اساس معاهده نامه های دو جانبه بطور کلی خلع سلاح شده اند و حمله نیروهای نظامی نوری مالکی به این پناهندگان بی دفاع آنهم با سلاح گرم مصداق بارز جنایت بر علیه بشریت محسوب میگردد که دادگاه های بین المللی بدون فوت وقت باید به آن کمر همت بندند.

weiterlesen...ادامه

امپراطوری جھانی آشوب و وظيفه چپ جھانی


درآمد
شرايط پر از ھرج ومرج و آشوب و بی امنی که ما امروز شاھد آن در اکثر نقاط جھان ھستيم و عمدتا برای سال ھا از انظار افکار عمومی پنھان مانده بود ، امروز برملا و رسانه ای تر گشته است . مردم عادی در کوچه و بازار چه در کشورھای مرکز و چه در کشورھای پيرامونی از اوضاع بشدت
ناراحت و خشمگين بوده ولی مطمئن نيستند که چه بايد بکنند . رسانه ھای گروھی و تحليلگران سياسی که قرار است خواسته ھا و احتياجات مردم را منعکس سازند در مقابل وقوع سريع السير حوادث و عکس العمل ھای مقامات دولتی در برخورد به اين وقايع دائما " شوک " گشته و اظھار " تعجب " می
کنند . خود ھيئت ھای حاکمه بطور مرتب و بی مھابا حرف ھائی را به زبان می آورند که تا ديروز بيان آنھا تابو و " حرام " محسوب می شد . به چندين فقره از اين " سورپريزھا " که در نه ماه گذشته اتفاق افتاده اند توجه کنيد :

weiterlesen...ادامه

يونس پارسابناب

انقلاب مصر در تقابل با پروژه ی جهانی آمريکا در خاور ميانه ی بزرگ


يونس پارسابناب
درآمد
قيام تاريخی مردم مصر و گسترش اعتصابات، شورش ها و تظاهرات در کشورهای مختلف عربی از اردن در خاورميانه گرفته تا تونس، الجزاير و مراکش ميتوانند نمودارها و نشانه هائی از شکل گيری (و عروج) امواج خروشان رهائی در کشورهای جنوب باشند که مدتها پيش از طرف تحليلگران ضد نظام جهانی سرمايه بويژه مارکسيست ها پيش بينی ميگشت. اين قيام ها که ممکن است در ماههای آينده در ديگر کشورهای خاورميانه عربی و آفريقا نيز به وقوع بپيوندند، به هيچ وجه از نوع انقلابات “رنگارنگ” و “مخملی” نبوده و مطالبات مردم بطور عمده بر محور مسائل معيشتی نان، مسکن و کار و آزادی و حق تعيين سرنوشت ملی دور ميزنند.

weiterlesen... ادامه

اميرفيض –حقوقدان
٢٨ برگ ١ لشگری و لشگرش – امير فيض - حقوقدان / ٠٣/ ٢٠١١

لشگری ولشگرش


آقای سياوش لشگری راحدود بيست وچند سال است که ازطريق سنگربا نامھای عاريه ای که از آن استفاده ميکردند
م ي ش ن ا س م چ ن د سا لِ نخست درفعاليت ھای سياسی نزديک به سلطنت طلبان قرار داشتند ومقاله ای ازايشان درباره لزوم
تشکيل دولت درتبعيد درروزنامه صبح ايران لوس آنجلس ھم منتشرشد درسالھای اخير تصدی نشريه بيداری رابرعھد
داشتند (اميدوارم نام نشريه راکامل نوشته باشم).

weiterlesen...ادامه

از : رضا حسین بر

چه راهکار هایی عرب ها را پیروز میکنند؟


10.3.2011
‫‫ ‫هنگامی که دو سنگ بهم می خورند، سنگ ضعف تر شکسته میشود. به همین دلیل، پیشروی در شرایط بسیار سخت نیاز به شخصیتی دارد که از شرایط سخت تر باشد. تبلور این سخن را امروز در جامعه عرب به روشنی میتوان مشاهده کرد. هر قدر که شرایط سخت تر بشود، عربها سخت تر میگردند. در واقع، فرهنگ انها محتوایی دارد که سخت تر شدن انها را در مقابله با سخت گیریهای دولتهای مستبد، امکان پذیر مینماید. سخت تر شدن از سختی ها، پیروزی قطعی را تضمین میکند؛ همانطور که سست شدن در مقابل سختی ها، شکست را تضمین می نماید.
weiterlesen... ادامه

از: آريوبرزن داريوش

پيدايش، قدرت سوم


آن بخش اشکارازمبارزات ملتهای مبارز منطقه و شمال افريقا که اخيراً با شجاعت و پايمردی جوانان اين کشورهاآغاز شده است ، ميرود تا درنهايت طومارننگين حکومت رهبران مستبد وخودکامۀ ممالک به اصطلاح منطقه خاورميانه بزرگ از جمله حکومت ديکتاتوری ولايت فقيه درکشورمان رادرهم پيچد.
تحرکات امروزين اين مردم ناراضی ورويگردان عليه حُکام بی کفايت و منفعت طلب، نشات گرفته ازقدرت نوينی است، که نه ريشه درتعلقات ايدئولوژيک و وابستگيهای سياسی پايمردان و کوشندگان آن دارد و نه به دين وگرايشات خاص آن متکی است. گرچه دراين ميان ترس کشورهای غربی از توسعۀ فناتيسم اسلامی دراين بخش ازجهان پس ازتجربۀ ناموفق آنان درحمايت ازشکل گيری حکومت اسلامی درايران، بیشتر ريشه در نگاه ایدئولوژيک شان به اينگونه مسائل دارد، تا واقعیات ملموس سياسی دراين کشورها.weiterlesen...

‫از:رضا حسین بر

راز پیروزی ادامه مبارزات است


راز پیروزی را از انقلابهای تونس و مصر اموختیم. انقلاب ۵۷ هم همین درس را میدهد: انقدر باید ادامه بدهیم تا پیروز شویم. نباید هیچ گونه محدودیت زمانی را پذیرفت. پیروز شدن در ادامه دادن است. هر چه زمان بیشتر بگذرد، همبستگی مردم بیشتر میگردد و تفرقه و سستی بیشتر در صفوف رژیم ایجاد میشود.
‫تظاهرات عده ای از نمایندگان مجلس در مجلس برای اعدام کروبی و موسوی به خوبی نشان داد که در مجلس اختلاف شدید پدید آمده است؛ زیرا همه نمایندگان به این تظاهرات حتی در داخل مجلس نپیوستند. یکی از خصوصیات انقلاب ها ایجاد کردن اختلاف در بین حاکمان است. نمایندگانی که در مجلس تظاهرات کردند بیشتر شبیه لات های بی سر و پا بودند که با دست و پا و سر و دهان و زبان و عبا و امامه، در هوا و بر هوا مشت میزدند. انها بسیار خشمگین بودند و خشم انها ناشی از ترس شان بود: ترس از سقوط.weiterlesen... ادامه

از :تقی روزبه

خبرنامه گویا وسانسورکامل جنبش میلیونی مردم مصر

تحولات منطقه ونگاهی به سه رویکرد کوچک وعبرت آموز!
رویداد اول:
خبرنامه گویا وسانسورکامل جنبش میلیونی مردم مصر
امواج جنبش مردم تونس ومصربی تردید منطقه را به لرزه افکنده ودرعین حال بسیاری را غافگیر ساخته است ودرهمین رابطه روزسه شنبه(ونه فقط روزسه شنبه) تظاهرات میلیونی مردم مصر تمامی رویدادهای جهان را تحت الشعاع خود قرارداده بود.دراین میان سایت خبری گویا که ظاهرا یکی ازاین غافلگیرشدگان است نتوانست واکنشی بهترازحذف صورت مساله،یعنی سکوت کامل دربرابراین رویدادکه برای یک رسانه خبری معنائی جزسانسور واقعیت ها نداردازخود نشان بدهد.]weiterlesen... ادامه

آیا گرایشات مذهبی نقشی در تحولات انقلابی کنونی دارند؟!

از: بهرام رحمانی

آیا گرایشات مذهبی نقشی در تحولات انقلابی کنونی دارند؟!


مردم تونس، مصر و دیگر کشورهای آفریقایی و عربی، آن گونه که برخی از سران و مقامات و رسانه های حکومت وحشی اسلامی ايران، ادعا می کنند آیا به دنبال تشکيل يک حکومت اسلامی، شبیه حکومت اسلامی ایران هستند؟ یا این که مردم کشورهای تونس، مصر و...، با هدف دست یابی به یک جامعه آزاد، برابر و عادلانه انسانی، خواهان حکومت های مستبد خود هستند؟!
مردم معترض٬ همراه با مبارزه و اعتراض و اعتصاب طبقه کارگر و تشکل های کارگری تونس، دولت حاکم را فلج کردند و زین العابدین بن علی٬ رییس جمهوری که ٢٣ سال قدرت را در این کشور، قبضه کرده بود، فراری دادند. تلاش محمد الغنوشی، نخست وزیر فعلی باقی مانده دولت حاکم و وعده و وعیدهایش با هدف آرام کردن مردم و کنترل اوضاع، تاکنون به جایی نرسیده است. کارگران و تشکل های کارگری تونس، همراه توده های وسیع جوانان و مردم آزادی خواه با اعتراض به گرانی٬ بی کاری و دیکتاتوری، و با خواست به زیر کشیدن کل حاکمیت پیشین٬ هم چنان به مبارزه پیگیر خود ادامه می دهند.weiterlesen... ادامه

تونس می‌گويد که زمان خداحافظی با اصلاح‌طلبان فرا رسيده است، محمود دلخواسته

تونس می‌گويد که زمان خداحافظی با اصلاح‌طلبان فرا رسيده است، محمود دلخواسته


در تونس، رهبران جنبش خودجوش، کاملأ در خارج از نظام سياسی کشور قرار داشتند و بنا بر اين هيچ تعهد وعلاقه و نفعی در حمايت از رژيم و ساختار سياسی که بر آن بنا شده بود نداشتند و به همين علت توانستند که تا آخر بروند. در حالی‌که که رهبران جنبش سبز، از کسانی می‌باشند که هويت و باورهای سياسی و حتی زيست مالی خود را بيش از سی سال است که از رژيمی می‌گيرند که به آن اعتراض دارند. weiterlesen... ادامه

درگذشت محسن پزشکپور، بنیانگذار حزب پان ایرانیست

درگذشت محسن پزشکپور، بنیانگذار حزب پان ایرانیست


۱۳۸۹/۱۰/۱۷
محسن پزشکپور، بنیان‌گذار حزب «پان ایرانیست» در ایران، ۱۶ دی ماه و در پی بیماری طولانی در تهران درگذشت.
پزشکپور حقوقدان، وکیل دادگستری و از نمایندگان مجلس شورای ملی پیش از انقلاب بهمن ۵۷ در ایران بود و به هنگام مرگ ۸۳ سال داشت.
یکی از معروف‌ترین نطق‌های آقای پزشکپور در مجلس شورای ملی، در مخالفت با استقلال بحرین ایراد شده بود که در آن آقای پزشکپور این اقدام را مخالف قانون اساسی مشروطه خوانده بود.weiterlesen... ادامه

چیست این چادر و روبندۀ نازیبنده؟ …1
بمناسبت سالگشت روزآزادی زنان ايران


آريوبرزن داريوش
رويداد کشف حجاب در روزتاريخی 17 دی ماه 1314 خورشيدی، که با ارادۀ سنيۀ اعليحضرت فقيد رضاشاه کبيربانجام رسيد. به واقع ، يادآور يک حادثۀ بی نظير ودوران سازدرتاريخ معاصرايران است.weiterlesen...ادامه

نگاهی به نظر سنجی صدای آمریکا در باره ترور دانشمندان اتمی ایران


نویسنده فرهنگ ایران
۱۶ آذر ۱۳۸۹
هفته گذشته پس از ترور دو تن از دانشمندان اتمی ایران در تهران که منجر به کشته شدن یکی از آنان به نام مجید شهریاری شد، بخش فارسی صدای آمریکا در تارنمای اینترنتی خود یک نظر سنجی را در دید همگان گذاشت. در این نظر سنجی آمده است: جمهوری اسلامی بدون ارائه مدرک و سند دستگاههای اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا و اسراییل را مسئول ترور دو فيزيکدان هسته ای خود می داند . ارزیابی شما از این قضیه چیست:weiterlesen...ادامه

به مناسبت سالگشت بيست و يکم آذريکهزارو سيصدو بيست و پنج


آريوبرزن داريوش
با آنکه، دلش ميزند نبض جدائی درباد، سخن ميگويم
مصيبت بار است ، که ملتی تاريخ گذشتۀ خويش رابه فراموشی سپرد. تا زمانهای بسياربر آن بگذرد و آينده گانش آگاه نشوند که بر سرزمين اجدادی شان چه آمده است.weiterlesen...

آقای بابک داد! ايران وابسته کم نداشت؟ محمود دلخواسته

آقای بابک داد! ايران وابسته کم نداشت؟ محمود دلخواسته


اين پول متعلق به ملت ايران است و تا آن‌جا که من می‌دانم اين مردم، هيچ وکالتی به شما نداده‌اند که اين پول را به‌نام مردم ايران به حساب‌های بانکی خود سرازير کنيد. اگر توانايی مبارزه در راه استقلال، حتی به قيمت فقر، را نداريد، پيشنهاد می‌کنم که اصلأ مبارزه را رها کنيد weiterlesen...

خطابم به ویژه نسل جوان ایران است، به زنان و مردانی که در زلزلۀ انقلاب و آغاز دوران وحشت و پس گَرد ایران یا هنوز دیده برجهان نگشوده بود

اول آذرماه ۱۳۸۹

پیام رضا پهلوی
"خطابم به ویژه نسل جوان ایران است، به زنان و مردانی که در زلزلۀ انقلاب و آغاز دوران وحشت و پس گَرد ایران یا هنوز دیده برجهان نگشوده بودند."


در فصلی نوین از جنبش دیرینۀ شما هم میهنان آزاده ام برای دستیابی به آزادی و صلح و بهروزی، مایلم درادامۀ عهدی که سال ها پیش با شما بستم این بار با بینشی روشن تر و دلی امیدوارتر از همیشه در راه تحقق هدف های والای زنان و مردان آزادۀ وطن از بندهای اسارت و برای استقرار حکومتی که برخاسته از ارادۀ شما و پاسدار همۀ آزادی ها و حقوقتان باشد با شما صحبت کنم.weiterlesen...

باد را شما کاشتید، توفانش را ما درو کردیم! (سخنی با سلطنت طلبان - بمناسبت سالگرد انقلاب بهمن)


باد را شما کاشتید، توفانش را ما درو کردیم!
(سخنی با سلطنت طلبان - بمناسبت سالگرد انقلاب بهمن)
هر سال – زمانی که 22 بهمن ، سالگرد انقلاب ایران فرا می رسد- دردهای وابستگان رژیم شاهنشاهی تازه می شوند. شکست خوردگان در رثای شوکت از دست رفته شان سوگواریها می کنند و هر اندازه که جنایات و ستمگریهای سلطنت اسلامی بیشتر می شود، این سوگواریها هرچه بیشتر طلبکارانه تر می شوند. می کوشند به نسل جدید- که دوران فرمانفرمایی «اعلیحضرت همایون محمدرضاشاه پهلوی شاهنشاه آریامهر» را ندیده اند- چنین القا کنند که ملت ایران بیخود طغیان و کفران نعمت کرد و اکنون بناگزیر جزای این خطایش را می پردازد.weiterlesen... ادامه

احمدی نژاد، ولی مطلقه فقیه؟


نوشتۀ: منشه امیر – اورشلیم 14 اوت 2010
فرد جاه طلب و مردم فریبی به نام احمدی نژاد، از روز اولی که به ریاست جمهوری "منصوب" شد، خواب رهبری می بیند!
در همان حالی که جهانیان در رابطه با ایران، تنها به مساله اتمی سرگرم هستند و حتی پایمال سازی حقوق انسانی در حکومت اسلامی ایران نیز از جانب آن ها نادیده گرفته می شود، و در همان زمانی که در تهران و شهرستان ها مردم را به این سرگرم ساخته اند که آیا یک حلقه مو می تواند بیرون باشد و یا نمی تواند بیرون باشد، ایران از نظر سیاسی و اجتماعی در مسیر بسیار خطرناکی قرار گرفته که ممکن است در آینده ای نه چندان دور، حکومت دینی جای خود را به یک حکومت کاملا نظامی بدهد که البته همچنان دین را وسیله پیشبرد منافع و مصالح خویش قرار خواهد داد، ولی در واقع، آن بازمانده ارزش های اخلاقی مذهب والای شیعه نیز کنار گذاشته خواهد شد، و ایران دارای یک رژیم کاملا کودتائی و نظامی خواهد گردید که خود را پای بند هیچ یک از اصول اخلاقی، دینی، ارزش های جهان شمول و موازین بین المللی نخواهد دانست – گرچه همچنان روحانیون دولتی را ، همانند برگ انجیر برای پوشاندن عورت مرد، به کار خواهد گرفت.weiterlesen...ادامه

دلشان جنگ می خواهد، ولی ممکن است
موجب نابودی خویش شوند!


تفسیر سیاسی هفته
نوشته: منشه امیر
برای آن که جنگ تازه ای در منطقه رخ دهد، به هر ترفند و تلاشی دست می زنند، زیرا به این گمان رسیده اند که تنها بروز یک جنگ تمام عیار در منطقه است که می تواند آن ها را از فروپاشی برهاند و چند صباحی بیشتر بتوانند بر مسند قدرت تکیه داشته باشند.
شاید برخورد با نفتکش ژاپنی نخستین نشان آن بوده، ولی مهم تر از آن تهدیدهائی است که روز و شب از زبان میان پایگان رژیم و حتی از زبان شخص احمدی نژاد شنیده می شود.
weiterlesen...

حزب سوسیال دمکرات ایران کرارا" در همین تارنما اشاره کرده است که هر شهروندی در مقابل خشونت ارازل و اوباش حکومت اسلامی باید از خود دفاع کند.حزب ما معتقد است که رژیم جنایتکار و دزد اسلامی را نمیتوان با مصالمت برانداخت .لذا مبارزه مسالمت آمیز مردم ایران در مقابل حکومتی فاسد و جنایتکار از فاز مصالمت به فاز مقاومت رسیده است ، مقاومتی که باید برای براندازی خون خواران وابسته به استعمار در قدرت را مسلحانه به پائین کشید.


weiterlesen... ادامه

چرا اوباما با ما نیست؟

چرا اوباما با ما نیست؟


در این روزهای بحرانی و سرنوشت ساز روزی نیست که ما نشنویم که چرا جامعه جهانی و در راس آن آمریکا و اتحادیه اروپا از ایرانیان وتلاش آنان برای رهایی و آزادی از ننگ جمهوری اسلامی، آنچنان که شایسته است دفاع نمیکنند. ادعا و انتظاری که به نظر اینجانب فقط تا حدودی درست است. میگویم فقط تا حدودی، چرا که به نظر اینجانب انتظار اینکه جامعه جهانی بدون اینکه طرف معامله ای داشته باشد، بخواهد و یا اصولا بتواند به ما ایرانیان کمکی بکند انتظاری است خام و بسیار بیمورد.weiterlesen...ادامه

  امام حسین تیر آخرتان بود

امام حسین تیر آخرتان بود
راهی كه خود نظام به ما نشان میدهد


دقت در ماهیت هر نظامی بر ما معلوم میكند كه برای برانداختنش باید به كدام راه رفت. از روز اول معلوم بود كه مركز ثقل این نظام تقدس است و برای خلاصی از شر مرده ریگ سیاسی خمینی باید این عامل را مهار كرد. بسیاری از این جهت كه رودررویی با این واقعیت برایشان دشوار بود نمی خواستند بدان نظر كنند.weiterlesen... ادامه

"... بيانيه (5 تن را ) به شدت ارزان و البته مذبذب می دانم .با شعار حذف مرزهای دينی و غير دينی و خط کشی های ايدئولوژيک،(میکوشند) آرام آرام ريسمان الهی را بار ديگر بر گردمان بياويزند."


مشکل اساسی، به عقيده من، با "بيانيه ۵ تن از روشنفکران!" به عمق رسيده است. اين بيانيه را به شدت ارزان و البته مذبذب می دانم. قرار بر اين نبود تا با شعار حذف مرزهای دينی و غير دينی و خط کشی های ايدئولوژيک، آرام آرام ريسمان الهی را بار ديگر بر گردمان بياويزند و با "فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی" خام مان کنند و وقتی عرصه از نقد دينی اين جنبش خالی شد، به تزريق دين در بدنه ی آن بپردازند
در شرايط حساس کنونی که هجمه ی وطن ستيزان و مردم فريبان و فرصت طلبان به شدت فضای سياسی و اجتماعی ايران و افکار ايرانيان را مغشوش و مخدوش کرده است، گمان کردم که سخنی نگويم تا حمل بر تفريق شود و خرده بر اهل تحقيق نگيرم تا مسبب شادکامی جماعت تحميق شده باشد. اما دو چيز طيره ی عقل است دم فروبستن به وقت گفتن، و گفتن به وقت خاموشی.
weiterlesen...ادامه

"بیانیه اخیر موسوی و به «رسمیت شناختن »عملی دولت احمدی نژاد ودادن این امتیاز در حال عقب نشینی خواستار چند گرفتن چند امتیاز است و یک ظاهرسازی نیز میباشد که صحنه را کامل ترک نکند ودر عین حال نیز در دو گام به عقب بتواند روزدیگری یک گام به جلو در روز مناسب درمقابل حریف قدر خود بردارد..."


جریان «جنبش سبز» یک جریان ارتجاعی بود وهست که درواقع بیشترین تاثیرات را در اعتراضات کنونی در جامعه ایران داشته است . در این بین جناحهای مختلف سی سال بی اثر "اپوزیسیون " سعی نمودند که با دعوت از مردم برای شرکت در انتصابات رژیم عملا وارد تغیر درچهار چوب نظام جمهوری اسلامی گردند و در یک جنگ درون گرگهای حکومتی غالب و مغلوب وارد شوند چرا که خود سی سال است بدون تاثیرگذاری درواقع علی رغم داشتن کمک های بخشی از بورژوازی جهانی مانند مجاهدین و سلطنت طلبان بی تاثیری خود را در حوادث ایران عملا نشان داده بودند. weiterlesen... ادامه

عباس امیرانتظام

همراه مردم تا پای جان ایستاده‌ام


شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸
به بهانه سی‌امین سال زندان
همراه مردم تا پای جان ایستاده ام
در تاریخ 28/9/1358 اولین روز زندان را تجربه کرده و وارد دنیایی شدم که هیچ شباهتی با دنیای آشنای من نداشت. از همان لحظه‌ی اول خیالات زیادی با تنهایی من همراه شد. گذراندن 550 روز در سلول انفرادی زندان، لحظات با خود زیستن را به من آموخت. با فضای فیزیکی زندان به سرعت کنار آمدم. روحم اما از فراز سر نیزه های زندانبانان به پرواز درآمد و آزادی مرا بیمه کرد. من آزاد بودم چون روحم آزاد بود، آزاد بودم چون شرف و غرور انسانیم در مسلخ خصم ذبح نشده بود.
weiterlesen...ادامه

تقدس زدائی از چهره های جنایتکار و استوره های ضد بشری و ضد ایرانی  
weiterlesen... ادامه

پیام رضا پهلوی در مورد همایش آزادیخواهانۀ دانشجویان در ۱۶ آذر
weiterlesen... ادامه

حاکمیت مردم آری ! ولایت فقیه نه ! !

پیام از ابوالحسن بنی صدر به دانشجویان و ایرانیان
داخل و خارج از کشور

weiterlesen...

بیانه جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، نهضت آزادی ایران، شورای فعالان ملی مذهبی، حزب ایران، حزب مردم ایران
weiterlesen... ادامه

 پیام رضا پهلوی به مناسبت روز آزاد سازی آذربایجان و تعیین تکلیف با سپاه پاسداران

پیام رضا پهلوی به مناسبت روز آزاد سازی آذربایجان و تعیین تکلیف با سپاه پاسداران
weiterlesen...دنباله پیام

نسخه اول پيش نويس قانون اساسی نوين ايران، قانون، اساسی، نوین، ایران، حقوقدانان، جنبش، سبز، قطعنامه، اتحاد برای دمکراسی

weiterlesen... ادامه

نقدی بر قانون اساسی پیشنهادی حقوقدانان جنبش سبز



انگیزه من در نوشتن این گزارش در راستای بررسی و پژوهش در این زمینه است، با این امید، که فرزانگان ایرانی به خاموشی ها پایان داده ، وبرای به انجام رسانیدن این کار بزرگ پیشگام شوند.
در این پیش نویس درهم آمیختگی هایی دیده می شود، و این خود نشانه ی آن است، که این گام نخستین برای این کار بزرگ است، و باید با دوراندیشی و بررسی پیگیر، بازنگری شود.weiterlesen...ادامه

پاسخ به نظرات آقای گنجی از دکتر ن. واحدی
چندی پیش مقاله ای در مورد زبان فارسی نوشتم که روزنامه های کیهان لندن و نیمروز نخواستند و یا نتوانستند آن را منتشر کنند
امروز همان نکات انتقادی را می توان در نوشته آقای گنجی دوباره ملاحظه نمود.آقای گنجی موضوع "برساختن دمکراسی" را بمیان میکشد و اشاره دارد که : " اگر جنبشی در ایران وجود دارد، رهبر و رهبری و مدیریت آن در درون جنبش است وهیچ فرد و یا گروهی نمی تواند از خارج مدعی رهبری آن باشد... چنین امری به طنز شباهت دارد"weiterlesen... ادامه

شعار ننگین «اوباما، اوباما، یا با اونا، یا با ما»
متاسفانه در جریان تظاهرات 13 آبان، عده ای شعار ننگین بالا را سر دادند. از محتوای شعار داده شده مشخص است که گروه های سازنده ی این شعار از کسانی هستند که از مبارزات انقلابی مردم ایران در هراس می باشند و خواهان دخالت نیروهای قدرتمند جهان سرمایه داری برای حل مشکلاتی است که باعث این مبارزات گشته است. weiterlesen... ادامه

همه روزها را روزهای خیزش و جنبش کنیم، روز پیروزی نزدیک است

weiterlesen...

آنچه به خود نمی پسندی، بديگران روا مدار
بلوچها و اهالی سيستان ازحيث ميزان ميهن پرستی ، پايمردی درخدمت به آب و خاک خويش واستواری درحفظ امنيت ملی سرآمد ديگرا نند. weiterlesen... ادامه

شعار جمهوری ایرانی و نگرانی رژیم
به مرور براشفتگی رژیم اسلامی از شعار راهبردی،استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی اشکار می شود. سخنان دو روز گذشته ی علی لاریجانی رییس مجلس رژیم اسلامی و سخنان روز گذشته ی احمد خاتمی در نماز جمعه مشخص کرد که ستاد فرماندهی کودتا،پس از حدود 3 ماه سکوت به این نتیجه رسیده است که باید علیه این شعار محوری موضع بگیرند.
weiterlesen... ادامه

چه كسی میكوشد نهضت مردم ایران را متوقف سازد؟
با گذشت بیش از سه ماه از شروع اعتراضات اخیر در ایران برای همه روشن شده كه جریان جدی تر از آن است كه به این زودی ها ختم شود و شكافی هم كه در نظام افتاده ترمیم پذیر نیست. weiterlesen... ادامه

سناریوی حفظ رژیم


weiterlesen...ادامه

شغال بیشه ٔ مازندران را، نگیرد جز سگ مازندرانی
نقدی بر نامه عبدالکریم سروش به خامنه ای


weiterlesen... ادامه


نامه سرگشاده سروش به رهبری قاتلین، متجاوزین به عنف ،تبهکاران ،شکنجه گران و دزدان رژیم اسلامی علی خامنه ای : جشن زوال استبداد دینی

weiterlesen...ادامه

نگاهی به جهان، دموکراسی و انتخابات


weiterlesen... ادامه

آیا عبور از موسوی اجتناب نا پذیر است؟

weiterlesen...

یادگیری از عدم موفقیت ها:
تجمعات اعتراضی: ما تا به حال دو بار به کسانیکه فراخوان تجمع می دهند گوشزد کرده ایم که نباید بگذاریم تا حکومت کودتا زمان و محل اعتراضات را تعیین کند. بلکه ما باید با در نظر گرفتن تجارب عملی مان این کار را انجام دهیم.
weiterlesen...ادامه

آیا داریم به سوی دیکتاتوری سبز می رویم؟ نوشته منیره برادران- نسیم خاکسار - اصغر ایزدی ، هشداری و نقدی بر فعالیت های مذبوحانه اکبر کنجی که خود یک شکنجه گر بوده است و حال می کوشد مردم ایران را به یوغ اسلام موسوی بکشد. weiterlesen... ادامه

*سیر حوادث در ایران و امید فرصت طلبان وبازهم عوام فریبی سیاسی در خدمت رژِیم
اوضاع در ا یران هنوز هفته ها پس از انتخابات نمایشی رژیم ایران همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. حد اقل این دیدگاه بعضا رسانه های خارجی و دنبالچه های خبری آنها وهمچنین »اپوزیسیونی « است که مردم را به شرکت در »انتخابات « رژیم دعوت کرد و به آنها گفت که با شرکت در این »انتخابات « میتوانند مردم سرنوشت خود را تغییر دهند. weiterlesen... ادامه

معنای «تنفیذ»
و
کدام جمهوریت؟ کدام رای ملت؟
ناصر رحیم‌خانی
یکم اوت ۲۰۰۹
*«ولایت فقیه چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد، ولایت فقیه همان ولایت رسول است.»
**«ما همه‌مان مشروعیت دخالتمان ناشی از اراده امام است. ما حق حکومت را در ایدئولوژی ما از رهبری ما داریم می‌گیریم.»
***«درخصوص ریاست جمهوری به‌طور ویژه به تصریح امام راحل و اصول قانون اساسی، اگر نصب رئیس‌جمهوری توسط ولی فقیه صورت نگیرد، طاغوت است و مشروعیت ندارد.»weiterlesen...
ادامه

بهروز سورن

بهروز سورن: آقای میر حسین موسوی شما صحیح میفرمائید!
امروز متن سخنرانی شما را درجمع فرهنگیان خواندم. بسیار دلنشین بود و از اینکه شرایط و اوضاع سیاسی کنونی را بخوبی دریافته اید و رهنمودهای ضروری را یادآور شده اید رضایت خاطری دو چندان پیدا کردم.
weiterlesen... ادامه

مرگ بر روسیه

تصویر یک مزدور و جاسوس روسی علی خامنه ای در ملاقات با اربابش پوتین روسی
شعار مرگ بر روسیه شعار مردم در تظاهرات علیه رژیم اسلامی است
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم. حافظ
آريوبرزن داريوش
آقای امير ممبينی يکی ازاعضای حزب منحله توده و ازکارگزاران فعلی "چريکهای فدائي خلق اکثريت" در
مقاله ای مندرج در مورخه 22 ژوئيه 2009 درسامانه وزين ايران امروز با عنوان از شعار «مرگ بر روسیه» تا «شعار مرگ بر …». ضمن انتقاد از انتخاب شعار مرگ بر روسيه درتظاهرات ايرانيان ، بيان و ادای اين شعار را صرفاً ناشی از تاسف مردم بخاطر" بی‌توجهی دولت بزرگ همسایه نسبت به این همه ستمی که برمردم می‌رود.weiterlesen... ادامه

هشدار از ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران

هموطنان!
آنها که می گفتند اگر این رژیم برود ایران نیز از میان می رود، امروز فریاد بر آورده اند که «وطن در خطر است». با سر دادن این فریاد، اعتراف می کنند که آن هشداری بیان حقیقت بوده است که، بنا برآن، وجود این رژیم با حیات ملی در تضاد است. با وجود این اعتراف، نه رژیم، بلکه مهره ای، آقای احمدی نژاد را عامل به خطر افتادن وطن جلوه می دهند. راستی اینست که وطن درخطر است اما این رژیم ولایت مطلقه فقیه است که وطن را به خطر افکنده است و ادامه حیات آن این خطر را قطعی تر نیز می کند.weiterlesen...

پیام کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی به اعتصاب کنند گان ایرانی در برلین
هم از اینرو، ما اعضای هیأت هماهنگی "کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی" در همبستگی با مبارزه ی شما عزیزان همزمان در تاریخ 24 و 25 جولای در مناطق مسکونی خود در کشورهای آلمان، اتریش، سوئد، فرانسه، آمریکا و ..... اقدام به اعتصاب غذا خواهیم نمود تا به سهم خود پژواک فریاد دادخواهی مردم ایران و شما اعتصاب کنندگان گردیم.weiterlesen...

به خرد جهانی که در برابر اینهمه ریاکاری سردرگم گشته

نمایش سی ساله ای که نشان داده اند همواره روپوشی از انفجاری داخلی بوده و بس. اعدام های دسته جمعی صورت می گرفت و در صحنه خارج به ایجاد مدارس اسلامی بودجه ها سپردند. گرفتن نوجوانان از مدارس صورت می پذیرفت و کشتن آنها حزب الله به ندای نوچگان حزب توده به اعترافات تلویزیونی رو آورد باب پرسش و پاسخ به جدل و حذف اساتید صورت پذیرفت.weiterlesen... ادامه

نامه سرگشاده به پارلمان اتحادیه اروپا
تریبون مجامع بین المللی را در اختیارلابی های جمهوری اسلامی نگذارید!
رونوشت:
مطبوعات ورادیو تلویزیون ها ودیگر وسایل ارتباط جمعی
•همراه با امضاء وتائید 11کانون فرهنگی/هنری وسیاسی ،45 شخصیت سیاسی وحقوق دان وسینماوتیاتر سازان ودیگر هنرمندان در اروپا، امریکا وکاناداweiterlesen... ادامه

تاكتیك انقلابی و استراتژی رفرمیستی!
رامین كامران
بزرگترین قربانی حوادث اخیر ایران «اصلاح طلبی» بود كه بالاخره به دست حكومت شهید شد و دلبستگان را داغدار و پریشان حال نمود. حیات چند سالهء این موجود صرف این شد كه مردم را از هر مبارزهء جدی باز بدارد و در این راه، به قاعدهء تناسخ، از كالبدی به كالبد دیگر رفت. weiterlesen...

پیام آزاد اندیشان ایران به علی خامنه ای
آقای خامنه ای؛
شما روزی در زندان به یکی از هم بندان خود گفته اید که «در حکومت اسلامی قطره اشگی از چشم بی گناهی جاری نخواهد شد» ولی امروز در حکومت استبدادی و مطلقۀ شما در سراسر ایران کمتر کسی است که در اثر جور و ظلم بی حدتان، بر حال خود، میهن و هم میهنانش اشکبار نباشد.weiterlesen...

رهنورد و میر حسین موسوی

زهرا رهنورد مدارک جعلی را از کی دریافت داشته است ؟آیا این زن در قتل ها و جنایات سال های 60 و 67 توسط موسوی دست داشته است ؟ این زن کی است ؟ چرا این زن و شوهرش در طول 4 سال اخیر در مقابل هر نوع سرکوبگری رژیم علیه زنان و جنایات حکومت با شوهرش سکوت اتخاذ کرداند و چرا حال سخن میگوید؟؟؟
weiterlesen... ادامه

یکی بود یکی نبود ... در کوران تبلیغات به اصطلاح انتخاباتی در ارتباط با انتخابات دهم ریاست جمهوری، بعد از سرکار خانم رجبی(همسر سخنگو و وزیر داد گستر-دولت مهرورز)،نوبت به سرکار خانم طیب زاده(رئيس مركز امور زنان رياست جمهوري) که با سخنان خود من را به یاد زهرا فالانژه اوایل انقلاب انداخت،افتادم.weiterlesen...

ابراز تاسف رهبر لژ فراماسون آخوندی از نطق تلويزيوني موسوي

ابراز تاسف رهبر لژ فراماسون اسلامی از نطق تلويزيوني موسوي
پلیتیکال آرتیکلز: آیت الله مهدوی کنی در جلسه درس خود با اشاره به سخنان ميرحسين موسوي كه جمعه شب از سيما پخش شد، بيان اين اظهارات را كم لطفي نسبت به انقلاب دانست و گفت: ای کاش مرده بودیم و این حرفها را نمی شنیدیم.weiterlesen...

اعلمی

اگر می دانستم چنین حکومتی می آید
علیه شاه مبارزه نمی کردم!
متن کامل سخنرانی دکتر اکبر اعلمی، نمايندهء تبريز در دوره هاي ششم و هفتم مجلس اسلامی
ايراد شده در شهر نقده، قبل از اعلام رد صلاحيت او بوسيلهء شورای نگهبان]weiterlesen...

پیام رضا پهلوی به مناسبا انتصابات رژیم

رضا پهلوی : هیچ انتظاری از انتخابات ایران ندارم
به گزارش رادیو فرانسه رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران در مصاحبه با روزنامۀ فرانسوی "ژورنال دو دیمانش" گفته است که او هیچ انتظاری از انتخابات ریاست جمهوری ایران ندارد و به همین خاطر از کشورهای غربی خواسته است که برای سرنگون کردن رژیم اسلامی ایران از مردم این کشور پشتیبانی کنند.
weiterlesen...


پاسخ سروش به میرحسین موسوی


پاسخ سروش به میرحسین موسوی
چه کسی «انقلاب فرهنگی» کرد؟
• عبدالکریم سروش در پاسخ به میرحسین موسوی بار دیگر بر نقش مهم او در جریان تصفیه ی دانشگاه ها تاکید کرد
انتخابات دهم ریاست جمهوری، سر ِ دو زخم کهنه را بار دیگر گشوده استweiterlesen...

اشتباه بزرگ غرب

اشتباه بزرگ غرب
پس از سی سال
تحلیلی از انقلاب 1357 ایران."کشورهای غربی، خمینی، ملا عمر و اسامه بن لادن و امثال آنها را برای رویارویی با شوروی به میدان آوردند"]weiterlesen...

واژه نامه را نگاه ميکردم و ديدم که " زعيم " به معنای " رهبر " است .
ازينرو در پاسخ خود به آقای " زعيم "، ايشان را آقای " رهبر " خطاب ميکنم .weiterlesen...

اعلمی

اعلمی، تهدید یا فرصت؟
ترفند های حکومت در تحکیم قدرت وتفاوت اعلمی با تجزیه طلب چهرگانی چیست] weiterlesen...

قانون خردی از هوس های پیراسته

قانون؛خِردی از هوس ها پیراسته
کسی با شنیدن و خواندن بسیار درباره بی قانونی و قانون گریزی نمی تواند درکی ملموس از آن داشته باشد. تنها اگر برای مثال مقام مسئولی در یکی از سلول های زندان گرفتار شود و در دنیای تنهایی و بلاتکلیفی که جزقانون پناهی ندارد بنگرد همان قوانینی هم که او بدان دلخوش بوده و امید داشته، اعتباری ندارند آنگاه سیمای زشت و خشونت آمیز بی قانونی را می فهمد و در می یابد که قانون گریزی یعنی چه و چقدر دردناک و تحقیرآمیزاست. weiterlesen...

پارلمان اروپا

قطعنامه پارلمان اروپا در حمايت از ساكنان اردوگاه اشرف
پارلمان اروپا در اجلاس رسمى خود در استراسبورگ قطعنامه ای درباره تضمين حفاظت اردوگاه مجاهدین خلق در عراق، ممنوعيت هرگونه جابجايى آنان و تضمين كليه حقوق آنان طبق كنوانسيون چهارم ژنو و كنوانسيون پناهندگى 1951با 284 رأى مثبت در برابر 42 رأى منفى تصويب كرد.
weiterlesen...

انتخابات ریاست جمهوری و بحران مشروعیت مدارک تحصیلی

weiterlesen... ادامه

جرثومه های فساد حکومتی

weiterlesen...

دیدار ولادیمیر پوتین با رهبر جمهوری اسلامی در مهرماه سال ۸۶
نسل امروز دیکتاتورهای نفتی: خامنه‌ای، پوتین، چاوز
این دیکتاتوری‌های نفتی با تمسک به فقر توده‌ها و شعار مبارزه با فساد فاسدترین رژیم‌ها را شکل داده‌ و مبارزه با فساد و امپریالیسم امریکا را ابزار و بهانه‌ای برای سرکوب مخالفان داخلی قرار داده‌اند.weiterlesen...ادامه

پیام ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران در 9 تیرماه 88


نسل جوان ایران!

weiterlesen...ادامه

جمهوری اسلامی و مشروعيت پژوهشی


برسم تفحص در موضوعات که لازمه تجلی حقيقت و جلوگيری از رسوب باور های کاذب و نتيجه گيری های غالبا
مفسده آميز است، تقديم اين تحقيق ضرور گرديد.

weiterlesen...ادامه

به بهانه " قرار " دایر شدن دفترکنسولگری ج .ا.ا در شهر گوتنبرگ(سوئد)

weiterlesen...ادامه

نامه ای سر گشاده به شاهزاده رضا پهلوی

weiterlesen...ادامه

« سبک جدید به صحنه آوردن توابین »

weiterlesen...ادامه

نامه ای از ایران سعید از حومه تهران

weiterlesen...ادامه

یک سند تاریخی ؛ ایران و استعمار سرخ و سیاه

weiterlesen...

دريای خزر، دريای قزوين، دريای مازندران، دريای گرگان، دريای …؟

weiterlesen...

در ضرورت ایجاد سازمان سیاسی بدیل

weiterlesen...

دروغگويان بزرگ و كلاهبرداران تاريخ. قبیله حیله

weiterlesen...

جمهوری اسلامی و مشروعيت پژوهشی

weiterlesen... ادامه

سخنی در هشتمین سالگرد 18 تیر

weiterlesen...


حمید حمیدی

"تقابل رسانه های زرد وغار نشینان فکری"
" با مدافعان حقوق بشر و کنش گران به نقض حقوق انسانی"

weiterlesen...

فدرالیسم را از زندان تجزیز طلبان نجات دهیم

weiterlesen...

کنگره جدائی خواهان باصطلاح ايرانی دربروکسل

weiterlesen...

آزاد سازی پیش از موعد کاظم دارابی و عباس رایل محکومین پرونده میکونوس.تروريست نورچشمي ج. ا.بزودی آزاد ميشود؟!

weiterlesen...

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)
تلاش برای آزادی دانشجویان دربند را گسترش دهیم!

weiterlesen...


نهضت آزادی پس از گذشت 29 سال، همچنان در ایفای نقش اصلی خود که همانا تزیین سفره بی رنگ و زشت این رژیم جنایتکار است،

weiterlesen...

نه اسلامیست، نه ناسیونالیست

weiterlesen...

اول ماه مه، روز جهانی کارگر بر تمامی کارگران و رنج کشیدگان مبارک!

weiterlesen...


درآستانه سالگرد 18 تير. تیر ازراه می رسد با سازما ندهی به پيشوازش بشتابیم!

weiterlesen...

بیانیه ی جبهه ی دموکراتیک ایران پیرامون حوادث اخیر و بیان نظرات مشخص تشکیلاتی

weiterlesen...

گزارش کنفرانس حقوق بین الملل تهران

weiterlesen...

دخترم، فرزند عزيزم، ای خانمهای محترم! مسببان اصلی سيه روزی خود را بشناسيد

weiterlesen...

   نسل آخوند را باید برچید

نسل آخوند را باید برچید

weiterlesen...ادامه

گزارش تظاهرات همبستگی ملی ایرانیان- آتلانتا بمناسبت آغاز سال تحصی

weiterlesen...ادامه

به مناسبت سالگرد کودتای 28 مرداد. مصاحبه خبرگزاری آفتاب (آرمان امیری) با کورش زعیم

weiterlesen...

مرحله سرنوشت ساز جنبش اعتراضی مردم آغاز شده است

weiterlesen...

بیانیه ی جبهه ی دموکراتیک ایران پیرامون حوادث اخیر و بیان نظرات مشخص تشکیلاتی

weiterlesen...

آغاز استبدادی جدید

weiterlesen...

علیه ایران ، دریوزگی برای اعراب!
آقای زیبا کلام فاشیست کیست؟

weiterlesen...

بیانیه ی جبهه ی دموکراتیک ایران پیرامون حوادث اخیر و بیان نظرات مشخص تشکیلاتی

weiterlesen...

کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و آزادانه

weiterlesen...

چگونه رژیم جنایتکاران و مفسدین اسلامی ندا آقا سلطان را بقتل میرساند و میکوشد این جنایت را با افتراه و ریا از دامن خود دور کند.   آرش حج

چگونه رژیم جنایتکاران و مفسدین اسلامی ندا آقا سلطان را بقتل میرساند و میکوشد این جنایت را با افتراه و ریا از دامن خود دور کند

weiterlesen...

کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و آزادانه

weiterlesen...

علیه ایران ، دریوزگی برای اعراب!

weiterlesen...

مرد مبارز ملی و میهنی فتح الله منوچهری در راه آزادی ایران و برای برچیدن حکومت ظلم وستم در اسارت تیغ کشان و قداربدان جنایتکار رژیم اسلامی در زندان بسر میبرد.

weiterlesen...


این یک فیلم خونین زنده نیست!

weiterlesen...ادامه

نهضت آزادی پس از گذشت 29 سال، همچنان در ایفای نقش اصلی خود که همانا تزیین سفره بی رنگ و زشت این رژیم جنایتکار است

weiterlesen...



مسئول فاجعه رژیم ایران است.

weiterlesen...

تریبون تبلیغاتی برای رژیم فاشیستی اسلامی در هلند و آنهم با پول مالیات دهنده هائی که روهشان خبر ندارد.
رادیو زمانه ، مهدی جامی و پسرخاله های قدرت

weiterlesen...

با هم جلو جنگ احتمالی را بگیریم

weiterlesen...

گزارش کنفرانس حقوق بین الملل تهران

weiterlesen...

تلاش برای نجات نظام در حال سقوط

weiterlesen...

بيانيه 370 امضائي ويك دوپهلو گوئي تازه

weiterlesen...

100 میلیون تومان به نوکران و مزدوران زینت المجلس ولایت فساد در ایران

weiterlesen...

از:حمید حمیدی

اگر این" حنا" را پاك نكنیم، زمان، تیرگی آن را بر دل ما می نشاند
(نگاهی به رهنمودهای حسین شریعتمداری به دوستداران سعید امامی،در سالگرد نمادین قتل های زنجیره ای)

weiterlesen... ادامه

خونی که ۵۵ سال است می جوشد

weiterlesen... ادامه

پیام از ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران
ایرانیان در برابر اعلان جنگ یک رژیم در حال مرگ

weiterlesen...ادامه

برنج، گندم، ذرت، و دیگر هیچ

weiterlesen...ادامه

از:سایه

هموطنان عزیز، دوستان ِ غیرِ ایرانیِ فارسی خوان

weiterlesen... ادامه

ابراهیم یزدی یکی از وابستگان حکومت تروریستی اسلامی میگوید : ایران از سازمان ملل بخواهد تا انگلیس را مجبور کنند تا از سازمان مجاهدین حمایت نکند

weiterlesen...ادامه

پاسخ کوبنده دانشجویان به رژیم کشتار و جنایت

weiterlesen...

همه ی تاریخ آدمی، داستان تلاش برای آزادی است. "اریک فروم "

weiterlesen...

فوری با اراده گروه هايی از جوانان پايتخت يک تجمع در حوالی سفارت روسيه در حال سازماندهی است

weiterlesen...

اعتصاب عمومی برای تداوم و گسترش جنبش اعتراضی مردم

weiterlesen...

میدان 7 تیر، میدان تیانامن نخواهد شد

weiterlesen...

در تسریع فروپاشی رژیم جنایتکار و وابسته به استعمار جهانی به مفاد بر شمره توجه کنید. استراتژی 6 گانه برای رسیدن به پیروزی

weiterlesen...

انقلاب شعله می کشد! اگر رهبران سازشکار بگذارند

weiterlesen...

مردم سرنوشت این نظام را در خیابانها تعیین خواهند کرد!

weiterlesen...

پر توان باد مبارزات خونین توده های بپاخاسته!

[weiterlesen...

زندانها و قبرستانها شده دانشگاه آنوقت برای رد صلاحیت شدگان عزا داریم ؟

weiterlesen...

نقدی به مناسبت صدمین سال جنبش مشروطه

weiterlesen...
داريوش همايون

تعرضات مردم به نهادها وارگانهای دولتی را به حساب جناحهای رژیم نگذاریدweiterlesen...

فراخوان به‌ تشکل ها و فعالین مبارز
دومین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران، 24 تا 26 اگوست 2007 در شهر کلن آلمان برگزار خواهد شدweiterlesen...

حزب دموکرات ایران
جایگاه امنیت ملی در عرصه سیاسی- اجتماعی ایران
این جمهوری اسلامی است که امنیت ملی مردم ایران را در مخاطره قرار داده است.weiterlesen...

مجروحین حماس خون ایرانیان را بخاطر شیعه بودن کثیف میدانند.weiterlesen...ادامه

  نامه سرگشاده دکتر ملکی به شیرین عبادی:

نامه سرگشاده دکتر ملکی به شیرین عبادی: چرا برای دفاع از حقوق خود و دیگران مقاومت صلح جویانه نمی‎کنید؟weiterlesen...ادامه

"هدف رژیم جمهوری اسلامی از کشتار زندانیان سیاسی چه بود و در چه شرایطی صورت گرفت؟"weiterlesen... ادامه

به مقابله با تهاجمات وفعالیت سفارتخانه های رژیم جمهوری اسلامی برخیزیمweiterlesen... ادامه

توابین لذت بخش ترین لحظه بازجوئی ام(در پشت درب اتاق شکنجه weiterlesen...

دکتر علیرضا آثار دانشمند برجسته ی ایرانی تهدید به مرگ شد!weiterlesen...

یاداشتی مربوط به جیربندی بنزین در ایرانweiterlesen... ادامه

آزادي آزادي ـ حق مسلم ماست“
سلام به تو دوست خوبم، اميدوارم كه حالت خوب باشه. اگه بخوام بي مقدمه شروع كنم، واقعيت اينه كه احساس ميكنم كه من نه تنها با تو غريبه نيستم بلكه معتقدم خيلي هم آشنا هستم. آشنا هستم بدليل اين كه بدونِ اين كه تو رو ديده باشم دلم ميخواهد از خودم برات بگم.weiterlesen... ادامه

درشب هجدهم تیرماه سال1378...
به نام آفریدگار آزادی
بادرود بیکران به آنانکه با پایداری وایستادگی ستودنی دربرابرسرکوبگران وآدمکشان حکومت روضه خوانها درشب هجدهم تیرماه سال1378خورشیدی دردانشگاه تهران(کوی دانشگاه)حماسه آفریدند وبرای برقراری آزادی ودمکراسی ودفاع ازحقوق حقه مردم ایران دربرابردژخیمان آخوندی که در آن ...weiterlesen...ادامه

یك شكست بزرگ به مدافعین اسلام سیاسی در انگلستان
اسقف اعظم كانتربری، روان ولیامز، رهبر كلیسای انگلستان پس از یك تهاجم وسیع به مواضع حمایتگرایانه ایشان نسبت به اجرای قوانین اسلامی در انگلستان، مجبور به یك عقب نشی مفتضحانه شد.weiterlesen...ادامه

م میهنان : جان فرزاد کمانگر در خطر است

هم میهنان : جان فرزاد کمانگر در خطر است
جنبش آذربایجان برای یکپا رچگی و دمکراسی در ایران
اطلاعیه
رژیم واپسگرای ولی فقیه حکم قتل او را صادر کرده و می خواهد او را به پای چوبه دار ببرد تا با کشتن وی صدای آزادی خواهی او را در گلو خفه کند و با ایجاد رعب و وحشت در بین معلمان کل کشور به ویژه در استان های کردنشین کلاس درس جوان فردی و آزادگی او رابرای همیشه تعطیل نمایدweiterlesen... .weiterlesen... ادامه

به ابتکار احمدی نژاد برای جشن تولد امامی که نيست ايران 3 روز تعطيل شد weiterlesen... ادامه

احزاب فرمایشی و زرد حکومتی در قبال انبانی جنایات حکومت اسلامی سکوت اختیار کرده و کوچکترین لب به اعتراض نگوشودند.ننگ و نفرت بر شیادان دست چین شده حکومتی که نام خود راحزب نامیده اندو در ردیف کارچاق کن های حکومت دزدان و جنایتکاران اسلامی فعالند..weiterlesen... ادامه

بیانیه ی کانون نویسندگان ایران: باز هم سرکوب، باز هم اختناق، باز هم ترورweiterlesen... ادامه

قتل های حکومتی اعدام های شهریور ۶۷ بندم خود اگرچه بر پای نیستweiterlesen... ادامه

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اقدام عوامل خودسر و نیروهای موسوم به لباس شخصی را که طی روزهای اخیر موجب به خاک و خون کشیده شدن فرزندان ایران در خیابانها ومحیط های دانشگاهی کشورمان شده است را به شدت محکوم مینماید.weiterlesen...

مجاهد خلق يک مسلمان دو آتشه طرفدار کربلاو امام حسين است.weiterlesen...ادامه

پايان حکومت حمالها!
از: محمد حسیبی
شاید ضروری باشد که خوانندگان محمد حسیبی را پیش ار خواندن متن زیر بشناسند.
محمد حسیبی که در ایالات تگزاس در آمریکا مقیم است ، میکوشد خود را به دروغ با زنده ياد مهندس کاظم حسيبی، خویش آوند نشان دهد. این شخص هیچ نوع خویش آوندی با زنده یاد کاظم حسیبی ندارد .
محمد حسیبی که از ابتدای سالهای 2000 در سیاست سرو کله اش پیدا شد ؛ او را کسی تا این سال ها نمی شناخت . از قرار پیش از سال 2000 با اطلاعاتی که ما دریافت داشتیم در کار و معامله زمین خواری در آمریکا مشغول بود،و از قرار اطلاع هم اکنون هم در همین مسیر فعال است .
با این عنصر بخش بزرگی از نیروهای اپوزیسیون تجربه بسیار ناگوار کردند .او با نزدیک شدن به نیروهای سیاسی و شخصیت های فعال عرصه نیروهای اپوزیسیون ؛ در جمع آوری اطلاعت بسیار کوشا بود و سعی داشت که صف نیروهای اپوزیسیون را تخریب و آنها را به یکدیگر بی اعتماد نماید.بعد از پی بردن نیروها به شگرد تخریبگرانه او و در ضمن سعی و کوشش او در جمع آوری اطلاعات در مورد نیروها ، اعضاء و هوادارانشان؛ تعداد نیرو، ارتباطات تشکیلاتی ، ارتباطات میان حزبی ، و ارتباطات بین المللی ؛ امکانات مالی و مأخذ درآمد و یا بودجه
بی اعتمادی به او بالا گرفت و او را همگی تردد کردند.چرائی جمع آوری و اطلاعات از افراد و تشکلات سیاسی و شخصیت های متعلق به اپوزیسیون را میتوانند خوانندگان با تجربه ای که از مدحی به دست آورند و مقیاس تخریبگرانه این عوامل را خوب بسنجند.بعد از افشاء ماهیت محمد حسیبی و کنار زدن این شخص از صف اپوزیسیون ایران ، او برای ماندن در طیف نیروهای اپوزیسیون برنامه های تلویزیونی براه انداخت که همچنان گذشته بتواند با کمک این ابزار ،اطلاعات و اخبار از طیف نیروهای ضد رژیمی را جمع آوری کند.او همچنان در پشت نام دکتر محمد مصدق
و سوء استفاده کردن از چند شخصیت سیاسی ضد حکومت اسلامی در جمع آوری اطلاعات از نیروها و تخریب آن چیزی که با رژیم اسلامی ناسازگاری دارد ،مستقیم و غیر مستقیم فعال است .ما با تکیه به هوشیاری هم میهنان فقط میتوانیم بگویم عوامل رژیم آشکار و پنهان با نام ها و اشکال کوناگون در لباس های رنگارنگ برای مانگاری رژیم جنایتکار اسلامی میکوشند.

/

پاسداران، قاچاقچیان، معجون جدید
گزارشی به زبان فرانسه از سایت خبری اسرائیل فلاش

برگردان از فرهنگ ایران
کارل مارکس، کوشید، در قرن نوزدهم و در آغاز انقلابات صنعتی در جهان، به ما هشدار دهد. بیش از همیشه در تاریخ جهان و حکومت های مذهبی اقتدار گرا، حکومت اسلامی ایران و مذهب شیعه که حقیقتاً تبدیل به ″ افیون قدرت ″ شده است، شرایطی فراهم کرده است تا مردم را با کمترین هزینه ای در یوغ نگهدارد.

توطئه دیگری برای به ابتذال کشیدن جایزه صلح نوبل

نیما فرمین، دکتر در حقوق از دانشگاه مون پلیه فرانسه
روشن نیست که چرا در این آشفته بازار، خانم لیندا فرام، سناتور کانادایی، فریب سخنان آخوند فرصت طلب، سید محمد حسین کاظمینی بروجردی را خورده و به دست آویز آزادی ودموکراسی، از کمیته صلح نوبل درخواست کرده است که جایزه صلح نوبل به این آخوند داده شود.

بیشتر بخوانید

بهروز سورن: چاله ای که آمریکا وصدایش برای بخشی از زندانیان سیاسی سابق در خارج از کشور کند!

انسان جایز الخطاست و انسانها در مراحلی از زندگیشان اشتباهاتی را مرتکب می شوند که خود خواسته نبوده و متاثر از شرایط بوده است اما امضای چنین متنی توسط بخشی از زندانیان سیاسی اسبق که دنیائی از تجربه را با خود حمل میکنند و جلوه و آئینه تاریخ خونین دو نظام هستند تنها میتواند یک پیام در بر داشته باشد.

بیشتر بخوانید

توجه خواندگان گرامی را به این تذکر جلب میکنیم که :
مسئولیت مطالب مندرج در بخش تریبون آزاد به عهده نویسندگان آن است .حزب سوسیال دمکرات ایران فقط پاسخگوی نوشته هائی است که زیر آن امضاء حزب گذاشته شده باشد.
تارنمای حزب سوسیال دمکرات ایران از انعکاس نظر هایی که به فرد یا افرادی توهین شده باشد معذور است

قربانیان "مذاکره با جمهوری اسلامی"، مسعود نقره‌کار


اعدام محمدرضا غبرائی مدیرمسوول نشریه‌ی "کار اکثریت" و ترورعبدالرحمان قاسملو دو تجربه و دو نشانه از فهم، قابلیت و ظرفیت حکومت اسلامی در رابطه با مذاکره‌ی سیاسی‌ست. کسانی که تلاش می‌کنند سرنوشت مردم میهنمان را به مذاکره‌ی سیاسی با حکومت اسلامی گره بزنند بار دیگر قربانی به بارگاه جلاد پیشکش خواهند کرد

بیشتر بخوانید

راهگشای مشکل اقوام پلورالیسم است،

نه "تجزیه طلبی"
یادداشتی از:
حسین شاه اویسی
تهران، بهمن ماه 93 خورشیدی
اسکندر از ارسطو برای اداره
ایران کمک خواست.
ارسطو گفت: کاری کن آرا انها متفرق باشد
و بخود مشغول شوند.... .
)اخلاق ناصری(

بیشتر بخوانید

اگر روزی ايران مورد تهاجم و جنگ ظالمانه، اسراييل، انگلستان؛ فرانسه يا آمريکا يا همه در قالب «ناتو» «جامعه بين المللی» قرارگيرد وظيفه شما چيست؟؟ چکار میکنيد؟؟


آيا بااصرار نیروهای بیگانه و استعمارگر با مشاورت با وکيل های فرانسوی و آمريکایی و انگليسی و سفارش کارمندان ام آی شش و سيا و اداره امنيت فرانسه که مزدورانی را در استخدام گرفته اند و میکوشند بهر شکل که شده برايران تسلط پیدا کنند همکاری میکنيد زيرا با رژيم اسلامی مخالف هستيد؟؟
تاريخ وجهانیان در قبال اين عمل شما که به حساب خودتان چون در 34 سال گذشته کاری انجام نشده!! و شما آنرا وظیفه واجب اخلاقی خودتان قلمداد کرده و در ليست انتخابات سفارشی شورای به اصطلاح ملی! ثبت نام کرده ايد، چه خواهند گفت؟؟

بیشتر بخوانید

جمعی از استادان دانشگاه‌های ایران خواستار عدم برگزاری انتخابات شدند

۱۹ بهمن ۱۳۹۴

جمعی از استادان دانشگاه‌های ایران خواستار عدم برگزاری انتخابات شدند



گروهی از اساتید دانشگا‌ه‌های ایران در نامه‌ای سرگشاده به حسن روحانی، عدم برگزاری انتخابات مجلس را پس از رد صلاحیت‌ گسترده داوطلبان، بهتر از برگزاری انتخابات در این شرایط دانستند.
گروهی از اساتید دانشگاه ایران خطاب به حسن روحانی: تحت چنین شرایطی، عدم برگزاری چنین انتخاباتی بر انجام آن ارجحیت خواهد داشت
۲۹۶ استاد و مدرس دانشگاه‌های ایران در نامه‌ای از رئیس‌جمهوری جمهوری اسلامی ایران خواستند که زمینه برگزاری یک انتخابات سالم، رقابتی، عادلانه و فراگیر را فراهم کند.

به گزارش وب‌سایت کلمه که به بخشی از هواداران میرحسین موسوی نزدیک است، ۲۹۶ استاد دانشگاه در این نامه، «رد صلاحیت گسترده داوطلبان را موجب دلسردی و کاهش مشارکت مردم در انتخابات» عنوان کرده و از رئیس جمهوری به عنوان «کسی که برای صیانت از قانون اساسی سوگند یاد کرده است، خواسته‌اند که «زمینه برگزاری یک انتخابات سالم، رقابتی، عادلانه و فراگیر» را فراهم کند.

این اساتید دانشگاه «برگزاری یک انتخابات غیررقابتی، ناعادلانه و با مشارکت محدود شهروندان» را موجب پائین آوردن «شان و منزلت جمهوری اسلامی در حد رقبای منطقه‌ای» دانسته و نوشتند: «تحت چنین شرایطی، عدم برگزاری چنین انتخاباتی بر انجام آن ارجحیت خواهد داشت».

انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی همزمان با پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری هفتم اسفند برگزار می‌شود. شورای نگهبان بیش از پنجاه درصد از داوطلبان انتخابات مجلس و هشتاد درصد از داوطلبان انتخابات خبرگان رهبری را رد صلاحیت کرد.

حسن روحانی وعده کرده بود که از همه اختیارات خود به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی برای احقاق حقوق رد صلاحیت شدگان استفاده کند. در همین رابطه وزیر کشور رایزنی‌های دولت با شورای نگهبان را «رضایت‌بخش» و «موجب رقابتی‌تر شدن انتخابات» دانسته بود.

نجات‌الله ابراهیمان سخنگوی مستعفی شورای نگهبان جمعه ۱۶ بهمن از تائید صلاحیت تنها ۲۵ درصد از داوطلبان رد صلاحیت شده، در مرحله دوم خبر داد. براساس اعلام شورای نگهبان، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات در مرحله دوم ۱۴۰۰ داوطلب را تائید صلاحیت کرد.

اما چهره‌ها و نامزدهای اصلی اصلاح‌طلبان جایی در فهرست تائید صلاحیت شدگان در مرحله دوم ندارد. به‌گونه‌ای که محمدرضا عارف رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان دوشنبه ۱۹ بهمن، رایزنی‌های دولت برای تائید چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب را ناموفق ارزیابی کرد و گفت که «به هر تصمیمی که شورای نگهبان اتخاذ کند، تمکین می‌کنیم.»

az:radiozamaneh


پناهندگی سرگرد احمدرضا خسروی خلبان عضو نیروی انتظامی رژیم اسلامی به ترکیه

پناهندگی سرگرد احمدرضا خسروی خلبان عضو نیروی انتظامی رژیم اسلامی به ترکیه


چند روز گذشته رسانه های ترکیه از محکومیت دو ایرانی به 6 سال زندان خبر دادند، که اتهام آنها، تلاش برای ربودن یک پناهجوی ایرانی و انتقال او به ایران عنوان شد.
این پناهجوی ایرانی، سرگرد خلبان احمدرضا خسروی، فارغ التحصیل دانشکده پلیس در ایران و از پرسنل هلی کوپتری نیروی انتظامی ایران بود.
در پی اقدام دستگاههای امنیتی – اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای ربودن این خلبان نیروی انتظامی ایران که به دلیل مخالفتش با سیاستهای نظام از ایران خارج شده و به سازمان ملل در ترکیه پناهنده شده است، تایمز اسرائیل مصاحبه ای با وی داشته و از مشکلاتش با رژیم جمهوری اسلامی تا جزئیات ربودنش توسط برخی عوامل امنیتی از ترکیه پرسش می کند.
احمدرضا خسروی متولد 1356 در شهرستان خمین، در سن هجده سالگی وارد دانشگاه پلیس شده، 19 سال در نیروی انتظامی سابقه خدمت داشته و با درجه سرگردی از کشور گریخت. وی اواخر اسفند سال 93 وارد خاک ترکیه شده و خود را به دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل معرفی کرد، و به این دلیل که یک نظامی بود و حق داشتن پاسپورت نداشت به صورت غیر قانونی مجبور به ترک ایران شد.
وی بارها از شغل خود استعفا داده بوده که مسئولین هواپیمایی نیروی انتظامی آن را نمی پذیرفتند و او را با تهدید و تحت فشار قرار دادن مجبور به ادامه کار می کردند.
از ایشان پرسیدیم چرا قصد استعفا از شغل خود داشتید؟
به دلیل تفاوت اعتقادی که با نظام داشتم و چون اعتقادی به دین اسلام نداشتم و به واسطه شغلم مجبور میشدم کارهایی را انجام بدهم که فرماندهان و مسئولین از من میخواستند، از جمله شرکت در مراسم مذهبی و خواندن نماز که من اعتقادی به انجام این کارها نداشتم و برایم تضادی به وجود آورده بود. و به دلیل مشکلاتی که با سیاستهای نظام داشتم، چون سیاست نظام بر مبنای مردم فریبی، ریا و دروغ بود. بگذارید در این خصوص به مسئله ای اشاره کنم، یک بار یکی از مسئولین ناجا در سخنرانی در تریبونی رسمی اعلام کرد که هم اکنون ما با سی فروند بالگرد در جاده ها آماده خدمت رسانی به مردم هستیم. اما این در حالی ست که هواپیمایی نیروی انتظامی هرگز حتا سی فروند بالگرد ندارد، چه رسد به اینکه آماده خدمت رسانی باشند.
مسئله دیگری که منجر به استعفای من و فرارم از ایران شد این بود که تمام کارهایم و زندگی شخصی ام نیز تحت کنترل و مکالماتم تحت شنود بودند. من زندگی شخصی آزادی نداشتم و حتا به این سبب تلفن همسر من نیز تحت کنترل بود که کنکاش بیش از حد مسئولین آزارم میداد. و مشکل دیگری که با آن مواجه بودم پرواز با هلیکوپترهای فرسوده ای بود که مربوط به حدود 45 سال پیش هستند و در واقع پرواز با آنها نوعی خودکُشی محسوب میشد. چرا که هر ساله سوانحی داشتیم که تعدادی از دوستان و همکارانمان را از دست میدادیم و زمانی که این موضوع را از طریق ستاد کل نیروهای مسلح به اطلاع رهبر حکومت رساندند، این رهبر دیکتاتور در پاسخ گفت: «از رده خارج کردنِ وسایل و تجهیزات پروازی به بهانه تمام شدن عمر قانونی خیانت به مملکت و اسلام است، هر وقت عمر قانونی آنها تمام شد به آنها عمر انقلابی بدهید».
وقتی وارد ترکیه شدید و خود را به سازمان ملل و پلیس ترکیه معرفی کردید، چه برخوردی با شما شد؟
به این دلیل که من بارها با دفتر سازمان ملل در ژنو مکاتبه کرده و درخواست کمک کردم، و نیز به دلیل اینکه یک نظامی فرار کرده از ایران بودم که به این دلیل تامین جانی نداشتم سازمان ملل و پلیس ترکیه با حساسیت بیشتری به مشکل من رسیدگی کردند و با کنترل بسیار از من مراقبت کردند چرا که به ایشان گفته بودم که بارها از سوی جمهوری اسلامی تهدید شده ام که مرا به ایران باز میگردانند و بازگشت من هم به ایران مساوی با مرگ من بود. به همین سبب پلیس ترکیه در صدد حفاظت از من برآمد بطوری که طی هر ساعت از روز با من تماس گرفته و جویای حالم می شدند.
زمانیکه رژیم جمهوری اسلامی متوجه پناهندگی شما شد، چه واکنشی نسبت به این مسئله نشان دادند و آیا مورد تهدید قرار گرفتید؟
بعد از اینکه وارد خاک ترکیه شدم و مسئولین از ماجرا مطلع شدند، طی تماسی با همسرم به او گفته بودند که ما احمد را برمی گردانیم و این مسئله کاری برای ما ندارد چرا که حتا به واسطه یک نامه می توانیم او را از دولت ترکیه درخواست کنیم. حتا مسئولین همسر و پسر مرا ممنوع الخروج کرده بودند و بارها احضارشان کرده و مورد بازجویی قرارشان دادند. خانواده ام را هم تحت فشار گذاشته بودند و قصد بر این داشتند تا از این طریق من را وادار به بازگشت به ایران کنند و من که از این شرایط به ستوه آمده بودم آنها را تهدید کردم که اگر دست از سر من و زندگی ام برندارید به اسرائیل پناهنده میشوم و علیه شما کار خواهم کرد. که این شخص به من گفت که «ریگی را با آنهمه عظمت جمهوری اسلامی گرفت و اعدامش کرد، تو که کسی نیستی». و من در پاسخ به این مسئول نظام گفتم که “تاکید میکنم اگر رهایم نکنید و دست از آزار خانواده ام برندارید به اسرائیل پناهنده می شوم و شروع به مبارزه حتا مسلحانه بر علیه شما خواهم کرد”.
در جراید و اخبار گزارش شد که قصد بر ربودن شما داشتند، آیا اثبات شده که سارقان از سوی جمهوری اسلامی بودند و ماجرا از چه قرار بود؟
ماجرا از اینجا آغاز شد که مامورین اطلاعاتی نظام طی کنترل تلفن همسرم متوجه شده بودند من در چه شهری زندگی و در کجا کار میکنم. روزی که قصد بر ربودنم داشتند پلیس ترکیه با من تماس گرفت و گفت سریعا برو خانه و بیرون نیا تا خبر بدهیم. من نمی دانستم ماجرا از چه قرار است و برای چه این حرف را زدند، اما به سبب اینکه می خواستند از من حفاظت کنند به حرفشان گوش کردم. پلیس پس از دستگیری دو شخصی که قصد ربودن مرا داشتند، مرا به دادگاه احضار کرده و قاضی دادگاه دو پاسپورت به من نشان داد و گفت اینها را می شناسی؟ عکسی از تو در جیب آنها بوده و مدعی بر این هستند که از تو طلبکارند و می گویند که برای اخذ آن پول پیش تو آمده اند و دوست تو اند، که من گفتم خیر آنها را نمیشناسم. حتا صدایی ضبط شده از شخصی به نام “حاجی” برای من گذاشتند تا ببینند او را می شناسم یا نه، که صدایش برایم آشنا بود ولی نامش را به خاطر نمی آوردم. بنابر اعتراف این دو آدم ربا، این شخص که به او حاجی می گفتند به آنها پول داده بود تا من را بدزدند و به ایران برگردانند. پلیس ترکیه حتا وسایل مربوط به آدم ربایی مانند چسب، طناب و ماده بیهوشی نزد آنها پیدا کرده بود که در نهایت منجر به صدور حکم شش سال و هشت ماه حبس برای هر کدامشان از سوی دادگاه ترکیه شد.
از نظر شما چرا خروج شما از ایران برای مسئولین اینقدر مهم بود که اقدام به ربودنتان کردند؟
طبق قانون خروج نظامیان از کشور و ارتباط با اتباع بیگانه جرم محسوب می شود و مجازات دارد، بنابراین خروج یک نظامی مثل من که شغل مهمی در ایران داشتم و به واسطه شغلم با مسئولین تراز اول نیروی نظامی در ارتباط بودم و با فرماندهان استانها به سفرهای کاری میرفتم و به دلیل اینکه اطلاعاتی داشتم که نباید می داشتم و چیزهایی دیدم که نمی بایست میدیدم، به همین خاطر می خواستند من را برگردانند و سرم را زیر آب کنند تا هم اطلاعاتی از سوی من درز نکند و هم به نظامیان دیگر نشان دهند که کسی که بخواهد فرار کند چنین بلایی سرش می آید. و دلیل دیگر اینکه، من کاری کردم که ممکن است الگویی باشد برای نظامیان دیگر که جمهوری اسلامی به شدت از آن هراس دارد.
شما فکر می کنید این دو آدم ربا از سوی کدام ارگان جمهوری اسلامی بودند؟
دقیقا میتوانم به شما بگویم که از سازمان اطلاعات نیروی انتظامی بودند. چون خود نیروی انتظامی یک سازمان اطلاعاتی بسیار قوی دارد و بر اساس نوع عملکردشان در خصوص ربودن من محرز است که این شیوه مختص به این ارگان است و پیشتر نیز به همسرم هشدار داده بودند که ما احمد را به ایران بر میگردانیم، حتا اگر مجبور شویم به زور متوسل شویم.
آیا از شما درخواست شده بود که به نیروهای نظامی در سوریه ملحق شوید؟
در ارگان ما که نیروی هوایی انتظامی بود نه، اجباری در کار نبود اما هر کسی که داوطلبانه می خواست به آنجا برود ماهیانه 30 میلیون تومان حقوق دریافت میکرد و البته به انضمام مزایا که در صورت مرگش در جنگ سوریه، این حقوق و مزایا مادام العمر به خانواده وی می رسید. اما در ارگانهایی چون سپاه و ارتش اگر فرماندهان دستور می دادند، شخص موظف به اعزام بود و در صورت تخطی مجازات می شد.
وقتی شخصی چون شما از کشور فرار می کند مسئولین جمهوری اسلامی سعی میکنند آن شخص را به سازمانهای جاسوسی ربط بدهند، در خصوص شما چگونه بود این اتهامات؟
وقتی جمهوری اسلامی با این عملکرد من مواجه شد شروع به تبلیغات منفی بر علیه من کرد، تهمت جاسوسی، معاندت با نظام و منافق بودن به من زدند که من را آنقدر عصبانی کردند که گفتم بله، اصلا من جاسوسم، ضد ولایت فقیه ام و با دین شما و نظام شما دشمنم و هرکاری که بتوانم بر علیه شما انجام میدهم و از شما و سیاستهایتان متنفرم و برایم مهم نیست که چه تهمتی به من بزنند، همینکه پوزه تان را به خاک مالیدم برای من کافیست. حتا به دروغ گفتند که من چهار میلیون و نیم حقوق میگرفتم، در صورتی که من فیش حقوقی خودم را بر صفحه فیس بوکم گذاشتم که مبلغی کمتر از دو میلیون تومان بود. به هر صورت از هر راهی که توانستند سعی کردند تا وجه من را در اذهان عمومی خراب کنند.
با وجود مشکلی که با شما داشتند چرا استعفای شما را قبول نمی کردند؟
به دلیل اینکه دولت میبایست هزینه های بالایی برای آموزش یک خلبان پرداخت کند و مسئولین بالا دست نمیپذیرفتند که پس از یک سری آموزشها آن خلبان را از دست بدهند، استعفای من را نمی پذیرفتند که حتا بارها از من خواستند در رده های بالاتر هم آموزش ببینم که من قبول نکردم و به آنها گفتم که من نمی خواهم دیگر در این نظام خدمت کنم و بگذارید بروم، چرا که در غیر اینصورت حتا شده خودم را آتش بزنم این کار را میکنم تا از شر شما خلاص شوم، اما آنها بازهم نمی پذیرفتند و مرا مجبور به کار میکردند و بازهم مدام مرا تحت نظر داشتند و زندگی ام را کنترل می کردند که این رفتار آنها زندگی را برایم تبدیل به جهنم کرده بود. حتا می توانم به شما بگویم که خلبانان دیگری نیز مانند من تحت این جبر کار و زندگی می کنند و به خاطر ترسی که از این نظام دیکتاتوری دارند قدرت فرار و خارج شدن از زیر بار ظلم آنها را ندارند و پیوسته مجبور اند به این ذلتی که حکومت گریبان گیرشان کرده تن بدهند

.
http://fa.timesofisrael.com/pilot/


letzte Änderungen: 25.5.2017 0:52