Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

آريوبرزن داريوش

چیست این چادر و روبندۀ نازیبنده؟ …1
بمناسبت سالگشت روزآزادی زنان ايران


رويداد کشف حجاب در روزتاريخی 17 دی ماه 1314 خورشيدی، که با ارادۀ سنيۀ اعليحضرت فقيد رضاشاه کبيربانجام رسيد. به واقع ، يادآور يک حادثۀ بی نظير ودوران سازدرتاريخ معاصرايران است.

تحقق اين امر به يکباره ودرزمانۀ خود،موجبات دگرگونی چشمگيری شد، ومسيرپيشرفت و ترقی جامعۀ ايران را بسيارهموارنمود. پيشتراز آن زمان رضاشاه در سال 1307 وبا تصويب قانون (استعمال البسه وطنى و تبديل کلاه) از مجلس شورای ملی، نوع پوشش مردان ايرانی رادگرگون وبه سبک مدرن آنروزتغييرداده بود. واکنون کشف حجاب بايد درمورد زنان کشورمان نيزبانجام ميرسيد، تا باعث شود نيمی ديگر ازنيروهای انسانی و فعال مملکت ،که تا آنروز بعلت تحجردينی ودگماتيسم خاص مذهبی شريعتمداران ودين خويان که بر اين باورپای فشرده ومدعی بودند که بر مبناى قرآن و احاديث استوار، فلسفه حجاب به معنای "حفظ کرامت و ارزشهاى والاى انسانى" است،نگذارند که بخشی از نيروهای پرثمر درجامعه، فعال واز قيد و بندهای دست وپاگيردينی وسنتی رها گردند.

رضا شاه کبير که دائماً درفکريافتن راه کارحل اين معضل بزرگ ملی بود. روزی دراينباره، به محمود جم رئيس‏الوزرا چنين ميگويد: "نزديک به دو سال است که اين موضوع کشف حجاب زنان سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتى که به کشورترکيه مسافرت و بانوان آنها را ديده ام که "پيچه " و "حجاب " را دور انداخته و دوش به دوش مردان در کارهاى عمرانی مملکت به آن‏ها کمک مى‏کنند، ديگر از هر چه زن چادرى است بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقى و پيشرفت مردم درجوامع امروزين است. درست حکم يک دمل را پيدا کرده که بايد با احتياط به آن نيشتر زد و از بينش برد" .

بايد صادقانه اذعان نمود که،انجام اين رويداد خجسته، يعنی اعطای آزادی به زنان ايران ، نميتوانست صورت واقعيت وتحقق بگيرد، مگر با قدرت تدبيرواتوريتۀ آن ابرمرد ايرانی نژاد. که بالاخره با گسست بندهای ديرين ،قديمی و بافته شده ازتاروپود فرهنگ انيرانی عرب، که سالهای درازی بدست و پای بانوان کشورمان بسته شده و آزادیهای اجتماعی وزمينۀ های مساعد رشد و پيشرفت رابرايشان سد نموده بود، به يکباره، متحقق گردد. دکانداران دين فروش والينه شده گان مذهب، دائماً باانجام تبليغات سوو مغرضانۀ خود، کوشش داشتند تا انجام اين رنسانس بزرگ اجتماعی، توسط رضا شاه درايران، يعنی برداشتن چادرو زدودن کفن سياه ساختۀ و پرداختۀ متحجرين برسرزنان ايرانی را با پروپاگاند و نادرستی،اعمال جبری حکومت "به عدم اجازۀ استفاده از پوشش دربرابر نامحرمان" تبيين و نيت دولت را صرفاً"آوردن زنان برهنه در اجتماع نشان دهند". آنها بدين امراذعان نميکردنند، که اين واقعاً مذهب است، که همواره موجد آن نوع «حجاب» کذائی ومورد نظر ملايان برای جامعۀ ما شده است.درمورداين حرکت اجتماعی، مخالفين سنتی وبنيادگرای رضا شاه ، نميخواهند اين صفت انکارناپذيراو را مورد تائيدقراردهند ،که اوبه واقع شيفتۀ ترقی و پيشرفت ايران و ايرانی بودوبهيچوجه عقب ماندگی مردم و کشوررا درمسير حرکت برای ايجاد يک جامعۀ مدرن و امروزين برنمی تافت.

مستشارالدوله سفير کبير ايران در ترکيه درخاطرات خود نوشته است که:

"شبى پس از پايان ضيافت رسمى باشکوه آتاتورک به افتخار پادشاه ايران،وقتى رضاشاه به عمارت حزب خلق که اقامتگاه ايشان در آنکارا بود برگشتند، تا پاسى از شب نخوابيده و در تالار بزرگ خانه ملت قدم زده و فکر مى‏کردند و گاه گاه بلند مى‏گفتند: عجب! عجب! وقتى چشمان شاه متوجه من که در گوشه تالار ايستاده بودم شد ، فرمود: صادق، من تصور نمى‏کردم ترکها تا اين اندازه ترقى کرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا مى‏بينم که ما خيلى عقب هستيم مخصوصاً در قسمت تربيت دختران و بانوان؛ ... لذافوراً بايد با تمام قوا به پيشرفت سريع مردم مخصوصاً زنان اقدام کنيم. " نقل شده است که درروز17 دی 1314 رضا شاه بزرگ پیش از رفتن به دانشسراي عالی برای اجرای مراسم به نزدیکان خود ميگويد: "امروز ننگ بی آبروی و بی غیرتی را برای خود به جان میخرم اما این کار را برای آیندۀ ایران انجام خواهم داد، زن ایرانی باید آزاد و رها گرديده ودر درون اجتماع جهانی فعال باشد".

درهمانروز پادشاه به همراه ملکه و شاهدخت ها «شمس و اشرف» با لباس فرم اروپائی وبا کلاه به قول سنت گرايان و مردم عوام آنروزين «بی حجاب» به دانشسراي عالی آمد تا گواهينامه دختران فارغ التحصيل رشته های گوناگون را به آنها اعطا نمايد . پادشاه درسخنرانی خوداز پيشرفت و ترقي زنان درجهان سخن گفت و ضمن اعلام رسمی کشف حجاب افزود: "شما بانوان باید این روز را که روز سعادت و موفقیت شماست روز بزرگی بدانید و از فرصتی که بدست آورد‌ه‌ اید برای خدمت به کشور خود از آن استفاده کنید… شما خواهران و دختران من اکنون که داخل جامعه شده‌اید و برای پیشرفت خود و کشورتان این قدم را برداشته‌اید باید آگاه باشيد، که اهم وظائف شما اینستکه برای کشور خودتان کار کنید، سعادت وآینده در دستان شماست. "او درپايان اضافه نمود: "ما ميله های زندان را شکستيم .حالا خود زندانی آزاد شده وظيفه دارد که براي خودش به جای قفس خانه زيبائی بسازد."

برای تحقق اين رويداد بزرگ اجتماعی ، قبلاً در فاصله سالهای 14 - 1313 اقدامات گستردۀ فرهنگی به جهت آماده سازی افکار عمومى براى پذيرش کشف حجاب انجام شده ومجالس سخنرانى و جشنهای گوناگون بدينجهت در تهران و ديگر شهرهای کشور برپا گرديد بود. کانون زنان ايران که درماه ارديبهشت 1314 تحت نظارت وزارت معارف وقت و به رياست عاليۀ شاهدخت شمس پهلوى تأسيس گرديده بود، شخصيتهائی نظيربانوان صديقه دولت‏آبادى، فاطمه خانم سياح، بدرالملوک بامداد، پرى حسام شهيدى ، فخرالزمان غفارى وهاجرتربيت رادرعضويت خود داشت.

اين کانون سعی و کوشش مينمود تا با برگزاری مجالس مختلف سخنرانى با شرکت اشخاص متشخص فرهنگی و اجتماعی آنروز دربارۀ مقام و ارزش زن درجوامع انسانی به روشنگری حضارومستمعين بپردازند.

در پيگيری مجموعۀ اين سياست و تدابير، به وزارت معارف « آموزش و پرورش» دستور داده شد، که در آموزشگاههای سراسرکشوربا تدارک مجالس جشن و شادمانی وابراز خطابه زمينه ای فراهم نمايند تامدارس ابتدايى ازسال اول تا سال چهارم به صورت مختلط توسط زنان معلم اداره شوند. ودر نشريات منتشرۀ مملکت، سلسله مقالاتى درتشريح نتايج اجتماعی آزادی زنان درجهان به چاپ رسانيده و مبادرت به آگاه سازی عمومی نمايند.

تصویب و ابلاغ اجرای قانون کشف حجاب بیش از هرزمان جامعه قشری به اصطلاح «روحانیت» را با محدودیت مواجه واعتراضات آنها و برخی از مردم عوام را در سراسر کشور و در شهرهایی نظیر قم، اصفهان و شیراز در پی خود داشت، که دربرابر ارادۀ قاطع رضا شاه و برخورد شدید و قانونی حکومت، نه تنها این اعتراضات خوشبختانه ناکام ماند، بلکه پايمردی رضاشاه کبيررا به اجرای اين تصميم ملی استوارتر نمود.

شرم آورترين نماد آن توطئۀ و اغتشاشات توسط کسانيکه حاضر به درک و پذیرش نوآوریها درجامعۀ ايرانی نیستند، در مسجد گوهرشاد شهرمشهد بوقوع پيوست. که بسهولت ازادامه و توسعۀ آن جلوگيری بعمل آمد. در نگاهی بی غرضانه و منطقی به اين تحول اجتماعی درآن دوران، مى‏توان به درستی اذعان نمود که انجام کشف حجاب در دوران رضا شاه بزرگ درحقيقت هم نيت اعطای آزادی و حقوق حقه به زنان دربند، در جامعه سنتى آنروزايران محقق شد، وهم از جانب ديگرباعث گرديد تا بانوان يعنی بخش عظيمی از نيروی فعال و توانای ايران به عنوان عناصرتوانای سازندگی و شکوفائی کشور، درتوسعه وپيشرفت جامعه اقتصادی وفرهنگی حضوری فعال يابند.

اما این دوران آزادی بدبختانه فقظ ۳۸ سال دوام داشت. ودر سال 1357 با فرمان روح الله خمینی زنان ایرانی مجبور به پوشیدن و استفاده ازحجاب اسلامی شدند. خمینی در پيام خود اندکی بعد از وقوع فتنۀ انقلاب اسلامی ميگويد:"ما می‌گوئیم زنان را به نام آزادی و پیشرفت فاسد نکنید. ببنید! زنان در طول این سالها بعد از فرمان ننگین کشف حجاب رضاخانی چه سودی برده‌اند؟ مردان چه سودی برده‌اند؟ مملکت چه سودی برده است؟ ببینید ! چه کرده‌اید؟ زنان را به ادارات آورده‌اید. به هر اداره‌ای که آنها وارد شده‌اند نگاه کنید، آن اداره فلج شده است. او (محمد رضاشاه) بنام بالا بردن مقام زن، سبب تنزل او شده. او زنان را تبدیل به عروسک کرده است." و بدين ترتيب خمینی به دنبال فرمان «حجاب»، فتوائی بدين مضمون صادر نمود که او"حجاب را یکی از ضروريات و احکام واجب الاجرای اسلامی می‌داند" و درادامه توضیح داد: "اصل حکم حجاب از « ضروریت » است. کسی که آن را انکار کند مانند آنکسی است که « واجبات شرعی» را انکار نماید و کافر است. مگر آنکه معلوم گردد که او خدا یا پیغمبر را انکار ننمودهاست" 3

حجاب اسلامی خمینی که از اسفندماه 1358 به اجرا درآمد و به جامعۀ زنان ایران تحمیل گردید،موجب شد که حق انتخاب و آزادی زن ایرانی محترم شمرده نشده و پایمال گردد. خمینی به عمد کوشش‌های بسیاری از تلاشگرانی که برای آزادی زن و مقام او در اجتماع ايران واز اوایل قرن بیستم بعمل آمده بود نادیده گرفت،و حجاب را به زور به زنان کشورمان تحمیل نمود وضمناً حقوق آن کسانی را که قوياًمخالف حجاب بودند را ابداًدر نظر نگرفت.

پس ازسال 1358رعايت حجاب یک الزام شرعی همانند حکم خدا شمرده شد و بدين لحاظ آندسته از بانوان ایرانی که از رعایت حجاب اجباری سربازميزدند و یا باصطلاح مردم عوام حجابشان "نامناسب" تشخیص داده ميشد دستگیر و در دادگاههای فرمايشی انقلاب اسلامی محاکمه و به مجازات شلاق و يا حبس محکوم شدند.

نبايد فراموش نمود که در همان صبحگاه شومی، که رژیم فقاهتی بنام جمهوری اسلامی پا گرفت، پارادايم های ضداخلاقی، بد انديشی وتزوير با او همراه و متولد شد. خصلت نابکار این نظام فقاهتی و متولیان اسلام پناه آن و در ابعادی گسترده تر، تبعاتی که در زمینه سقوط معيارهای انسانی و حتی معتقدات مذهبی در جامعه رشد میکنند، در اثر زايش رژیمهای اينچنين،ایدولوژیک، دگماتيست و نابکاریها حاصل ميگردد. و از درون نظامی که قدرت را به مذهب پيوند داده است، رذالتها ، پستی وسلب آزادی جوشيده و عيان میشود و ريشه های خانواده ها و جوامع را با خود می پوساند. وقتی سگها را میبندند و گرگها را رها ميکنند، وقتی مردمی در مدار بسته بد و بدتر گرفتار می آیند و به زندگی در آن محکوم میشوند، معلوم است که پاره پاره و دچار اضمحلال میشوند و حکومت افاده فروش جمهوری اسلامی برما تحمیل میشود. تئاترسیاسی جمهوری اسلامی نمایشنامه های پر هزینه ای برای مردم ایران میسازد، که اصل این نمایشنامه ها تنها و تنها کوششی است برای کلاشی از مردم. در چنین ساختار سیاسی که همه چیز حول محور حاکمین مستبد میچرخد، فرهنگ چابلوسی، اغراق، تظاهر، تزویر و افترا اخلاق سیاسی را رقم میزند و به تدریج خود فریبی به جای واقع بینی می نشیند. اختناق کور جمهوری اسلامی تا درون خانه ها، خانواده ها و ابتدائی ترین احوال شخصی مردم کشیده شده است. از محاکمه بدون دلیل ومدرک مردم که شبیه محاکمه دادگاههای بلخ است، بگیرید تا کسی که حتی به سلیقه رژیم زبان درازی میکند، زندانهای 10 ساله و 15 ساله و شلاق ومرگ در کمین اوست. از فقر سیاه مردم، از بیکاری و بی خانمانی، از دزدی و ارتشاء و آدم ربایی، از اعتیاد وزورگویی وغارت، از ازدواج گریزی و تحصیل گریزی جوانان، از اختلاس و رانت خواری، ازرشد بی رویه طلاق و توسعه روسپیگری و از صدها عارضه وحشتناک دیگر که کلمه ای بر قلمها و زبانها جاری نمیشود.

دوشنبه ۱٣ دی ماه 2569 - ٣ ژانويه ۲۰۱۱ www.sarbazan.org - rudaruish@gmail.com

پانويس ها:

1 ـ برگرفته از شعرمیرزادۀ عشقی، شاعرآزاديخواه ایرانی در اثرمعروف خود بنام "کفن سیاه"، که درآن حجاب زنان را مورد انتقاد قرار داده است. او این چکامه را در سال 1296 خورشيدی دردوران اقامت در استانبول سرود. ومتاسفانه چند ماه بعد از بازگشتش به ميهن، درماه مرداد 1303توسط متحجرين مذهبی در جلوی خانه اش ترور گرديد،تا بدینوسیله صدای آزادیخواهی او را خاموش نمايند .

2 ـ روح الله خمینی، « در جستجوی راه »، صفحات ۱۸ و ۳۳

3 ـ روح الله خمینی،« در جستجوی راه »، صفحۀ ۹

برگشت

letzte Änderungen: 24.5.2012 3:12