گاموح : ديروز ، امروز ، فردا
وقتي كه در سال 1375 محمود علي چهره گاني ، مدرس بسيجي دانشگاه تبريز به توصيه برخي از دوستان شاغل در نهاد هاي امنيتي و به جهت تحت كنترل در آوردن حركت ملي در آذربايجان ، وارد عرصه انتخابات مجلس شوراي ملي در ايران شد ، كمتر كسي فكر ميكرد كه درآينده نزديك و از اين روابط عميق و ديرينه تشكيلاتي به نام « گاموح » ( حركت بيداري ملي آذربايجان جنوبي ) به وجود آيد كه بر آيند آن تحت تاثير قرار گرفتن معادلات سياسي متعدد مربوط به آذربايجان ، از سوي اين تشكيلات باشد .
سياستهاي احساسي و به دور از منطق و عقلانيت ، تماميت خواهي و اقتدارگرايي ، نمونه هايي هستند كه هر كدام نقش بسزايي در پسرفت حركت ملي آذربايجان داشته و دارند و شرح هر كدام از آنها « مثنوي هفتاد من كاغذ » ميباشد.
نگاهي هر چند گذرا به سابقه اين تشكيلات بيانگر اهداف وسياستهاي گاموح است كه به درستي سياستها و اهداف بانيان و گردانندگان آن را نشان ميدهد و مويد اين نكته است كه گويي وظيفه ذاتي اين تشكيلات « ايجاد مانع بر سرراه حركت ملي آذربايجان » ميباشد .تشكيلاتي كه در ايران و به مديريت نهادهاي امنيتي ايجاد شد و فرزند نامشروع اين پيوند نامبارك را نيز كشورهاي فرامنطقه اي به دنيا آوردند و آن را به آلت فعل سياستهاي خويش تبديل نمودند .
براي پي بردن به عمق مسئله ، نگاهي به رخدادهاي دروني اين تشكيلات ،ظرف چند سال اخير ضروري به نظر ميرسد كه اين تشكيلات در مراحل مختلف فعاليت خويش دچار بحران هاي مقطعي شده است كه هر كدام درپيشگاه ملت آذربايجان براي هميشه ثبت خواهد شد و ملت آذربايجان بررسي هركدام از اين موارد را براي خود در آينده اي نزديك محفوظ ميداند.اگر دقت كافي در ريشه اين بحران ها به عمل آيد مشخص خواهد شد كه اغلب اين مشكلات توسط عوامل خارجي و هم چنين برخي «عناصر خود سر» در درون اين تشكيلات به وجود آمده اند. به دليل اهميت مواضع گاموح و نفوذ آن درحركت ملي ، اختلافات دروني – كه دربرخي موارد از شدت بيشتري نيز برخوردار هستند – در گاموح در كل بدنه حركت ملي قابل لمس ميباشد .جهت روشن شدن برخي زواياي پنهان رخدادهاي اخير در اين تشكيلات ضروري به نظر ميرسد . در اين ميان اقدامات جاه طلبانه و تماميت خواهانه شخصي مانند « محمود فاضليان » معروف به «محمود بيلگين » از جايگاه مهمي برخوردار است زيرا تاثيرات اين گونه اقدامات در ميان مدت و دراز مدت براي حركت ملي آذربايحان حايز اهميت است .
محمود فاضليان كيست ؟
«محمود بيلگين » به دليل هماهنگي و ديدار با عوامل سازمان امنيتي آذربايجان ( MTN ) درباكو و اتخاذ تدابيري بر عليه تشكيلات و رهبري گاموح ، از سوي چهره گاني بركنار شد .
اين اختلاف وبه دنبال آن بركناري را شايد بتوان سرآغازي بر اختلافات بعدي در درون اين تشكيلات دانست كه نمونه بارز آن در سال 1389 بروز پيدا كرد .زيرا «محمود بيلگين » به دليل تمكّن مالي و دايره ارتباطاتي وسيع ، در بين برخي ازاعضاي گاموح از جايگاه مناسبي برخوردار بود كه مي توان به حمايت برخي از اعضاي كميته مركزي از جمله ( آيت مهر عليبگلو)« يوروش » از مواضع «محمود بيلگين » در برابر چهره گاني اشاره كرد .
بعد از قضاياي مربوط به بازداشت اعضاي گاموح در دانشگاه تبريز و هم چنين مباحث مربوط به انتخابات رياست جمهوري در ايران در سال 1388 يكي از بزرگترين و كم سابقه ترين رويارويي هاي رهبري گاموح با برخي عناصر خودسر به وقوع پيوست كه تاثيرات آن در بين تمام اعضا و فعالان حركت ملي آذربايجان احساس شد وسجاد رادمهر(دومان ساوالان ) وامير مرداني ( اوغوز بي ) بعد از آزادي از بازداشت اداره اطلاعات تبريز ، به سرعت و بدون برخورد با مشكل خاصي از ايران خارج شدند در حاليكه به قيد وثيقه آزاد شده بودند . بنا به اظهار سجاد رادمهر- كه براي يكي از دوستانش تعريف كرده است - آن دو بعد از خروج از ايران با گذر از تركيه و يونان به سوئد ميرسند و مستقيما تحت حمايت «محمود بيلگين » قرار ميگيرند تا زمينه « شبه كودتا» در درون اين تشكيلات بيش از پيش فراهم شود . ديدارهاي انجام شده در سوئد به راهنمايي محمود بيلگين و هماهنگي سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي سوئد و آذربايجان در اين مرحله به كمال ميرسند بنا به اشاره سجاد رادمهر در زمان اقامت ايشان در سوئد و زير نظر محمود بيلگين ديدارهاي بسيار مهم و سرنوشت سازي انجام شده است .يكي از اين ديدارها ، مربوط به ديدار با اعضاي « كميته دياسپوراي آذربايجان » ميباشد - لازم به ذكر است كه كميته دياسپوراي آذربايجان نهادي زير نظر سازمان MTN است كه رياست آن بر عهده ناظيم ابراهيموف است وظيفه آن نيز هماهنگ كردن تمام فعاليتهاي آذربايجانيان دنيا در راستاي سياستهاي دولت آذربايجان ميباشد كه « داك » به رياست صابر رستم خانلي و هم چنين صبري تبريزي از اين نهاد دولتي آذربايجان تغذيه ميشوند- در يكي از اين ديدارها كه به ظاهر در حاشيه سفر اعضاي« كميته دياسپوراي آذربايجان » به سوئد براي ايجاد « كنفدراسيون اسكانديناوي » انجام شده بود« سجاد راد مهر » با شخصي به نام « بيوك آقا » وارد مذاكره ميشود و ضمن بيان مشكلات و موارد موجود در سر را اتحاد بين گاموح و سياستهاي دولت آذربايجان ، از آنها براي ايجاد تشكيلات سياسي و هم چنين آموزش علمي ، تفكر تشكيلاتي وحمايت معنوي و تربيت آكادميك اعضاي مورد نظر ، در خواست كمك ميكند و همچنين بر اين نكته تاكيد ميكند كه هر كشوري منافع و ديدگاههاي حركت ملي در آذربايجان را مورد نظر قرار دهد ما با آن همكاري خواهيم كرد و چه بهتر كه اين دولت دولت خودمان يعني « دولت آذربايجان شمالي» باشد - كه البته به فاصله كمي از اين اعتماد به دولت آذربايجان شمالي ؟ به شدت پشيمان ميشود - اين ارتباطات به همياري محمود بيلگين حتي در عروسي دختر محمود در باكو نيز ادامه مي يابد و شخصي به نام « حاكم صادق اف » واسطه بين سجاد رادمهر و MTN بوده است . اين گونه امور بيش از پيش چهره گاني را به حاشيه ميراند زيرا تا آن زمان ، ايشان به زعم خودشان در راس امور قرارداشته و بر تمام جريانات اشراف داشته اند اما بعد از اين رخداد ابهت رهبري گاموح به شدت آسيب ديد و اين امر حتي در داخل آذربايجان نيز باعث كاهش نفوذ كاريزماتيك چهره گاني در بين برخي فعالان حركت ملي آذربايجان گرديد ، چرا كه چهره گاني به هيچ عنوان خاطره بد « ديپورت از آذربايجان» را فراموش نكرده بود .
قرار بوده است سجاد رادمهر و امير مرداني كه به عنوان اشخاص مورد اعتماد كميته مركزي داخل ، گاموح به رياست چهره گاني را حمايت كنند ، اما كار به نحو ديگري پيش رفت . بلافاصله بعد از اين درگيري ها و موضع گيري چهره گاني ، كميته مركزي در داخل ايران توسط اداره اطلاعات به سرعت در تمام نقاط آذربايجان بازداشت شده و ضمن انتقال به تبريز مورد بازجويي قرار ميگيرند. اين امر بيانگر چه چيزي ميتواند باشد ؟
آيا غير از اين است كه اختلافات داخلي گاموح نمودي عيني و خارجي يافته و تمام فعالان حركت ملي در آذربايجان « تاثير عوامل و نيروهاي خارجي بر تصميم گيري هاي گاموح» را بيش از پيش احساس كردند؟
با اين اوصاف اشخاصي مانند « آغري قاراداغلي » ( جعفرپشتو ) در باكو چنين اظهار نظر ميكنند كه « وزارت اطلاعات ايران دو نفر را به خارج فرستاده است تا گاموح را از بين ببرند» كه سجاد رادمهر معتقد است يا اين حرف ها ، حرف هاي خود آغري قاراداغلي است يا اينكه سازمان امنيتي آذربايجان (MTN ) آنها را به آغري گفته تا مواضع و نظرات (MTN ) از زبان وي جاري شود . اين گونه اظهار نظر ها بيانگر اين است كه نفوذ نهادهاي امنيتي مانند « اطلاعات ايران » و MTN آذربايجان در درون تشكيلات گاموح اين روزها روندي صعودي و رو به گسترش يافته است .
پس از اقدامات بر عليه چهره گاني ، سجاد رادمهر ضمن افتخار به ايفاي نقش خود به عال ترين وجه ممكن ، نكاتي را بيان ميكند كه بيانگر بينش سياسي ناقص و به دور واقع بيني او است . وي ميگويد : بعد از اين ملاقات ها و ديدار ها به اين نتيجه رسيده ام كه « وزارت اطلاعات ايران » و « MTN سازمان امنيت آذربايجان » همكاري بسيار نزديكي با همديگر داشته و دراند و چه بسا اين همكاري ها در آينده رو به توسعه حركت نمايند . زيرا همكاري هاي امنيتي بين « وزارت اطلاعات ايران » و « MTN سازمان امنيت آذربايجان » در خصوص مسايل ملي در آذربايجان جنوبي در عالي ترين سطح ممكن وجود دارد و اطلاعات موجود بر سر اين مسئله بين اين دو نهاد امنيتي به طور مرتب در حال تبادل ميباشند.
از طرف ديگر وي اين نكته مشكوك و شبهه بر انگيز را مطرح ميكند كه « MTN سازمان امنيت آذربايجان » با محمود علي چهره گاني معامله كرده است زيرا « سازمان امنيت آذربايجان » آينده حركت و گاموح را در بازگشت چهره گاني به قدرت و راس امور اين تشكيلات ميداند و معتقد است كه بازگشت مجدد چهره گاني به قدرت بعد از ديدار هيئتي ازطرف « سازمان امنيت آذربايجان » با نامبرده در آمريكا صورت گرفته است .سجاد رادمهر نهايتا چنين نتيجه گيري ميكند كه بزرگترين ضعف تاكتيكي ما در اين چند سال اخير در اين بوده است كه هميشه « وزارت اطلاعات ايران » و « MTN سازمان امنيت آذربايجان » را به عنوان دو عنصر متضاد در نظر گرفته بوديم و همين امر ما را به شدت دچار سردرگمي كرده بود در حاليكه الان بايد وظايف ، راهكارها و ديدگاههاي اين دو سازمان امنيتي را در موردضرورت مقابله با جريانات فكري آذربايجان جنوبي و حركت ملي و منافع ملي و فعالان واقعي آذربايجان جنوبي را در يك راستا ارزيابي كرد .
|