Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

نویسنده: غلامعلی امیرابراهیمی

آیا ملت ایران و رهبران سیاسی اش در جهت براندازی این رژیم بربر خواست و اراده لازم و کافی را دارد ؟



آیا ملت ایران و رهبران سیاسی اش در جهت براندازی این رژیم بربر خواست و اراده لازم و کافی را دارد ؟

هدف این نگارنده ارائه راه حلهای عملیاتی نیست و آنرا به متخصصین امور واگذار مینمایم اما میخواهم دلایل عدم موفقیت جامعه فکری و سیاسی خودمان را در جهت ایجاد یک مبارزه قاطع بر علیه رژیم جهل و جنون اسلامی برشمرده وبمردم ایران و مدعیان رهبری هشدار دهم که درراه و روشی که تاکنون داشته اند وبویژه در رفتارهای سیاسی خود یک تجدید نظر اصولی واساسی بنمایند، تا شاید بتوانیم در کنار یکدیگر این گره کوررا باز نماییم.

(از نگاه من بعنوان یک فعال سیاسی، یگانه راه نجات میهن اشغال شده مان خواست و اراده ملی و ایجاد یک رهبریت صادق وآگاه منسجم و شجاع میباشد) .

در هیچ زمانی درگذران این 32 سال انقلاب ( شکوهمند ! )، تمایل ملت ایران برای مقابله و اساسآ در جهت براندازی این رژیم آدمخوارتا باین حد همگانی نبوده اما چگونه است که از نظر تداوم و اراده درعمل و باصطلاح درمیدان مبارزه ایستادن تا حصول نتیجه لازم چنین سست و ترسو عمل ! میکنیم؟ (مهم نیست که در درون مرز باشیم و یا در خارج از ایران) .

آیا اینگونه ظاهر شدن در صحنه مبارزه ! خود میتواند گویای آن باشد که ضمن داشتن برخی خصائل مثبت، نیز ملتی هستیم با فقدان اراده لازم و قاطع درسطوح مبارزاتی؟ شوربختانه چنین است اما کلیت ندارد بعبارتی همین ملت با این اوصاف منفی، در سیر تاریخ طولانی و پیچیده خود بارها نشان داده چنانچه یک پشتیبانی درحد یک رهبریت قوی و آگاه درکنار خود داشته باشد قادر است که بقول معروف " کوه را از جایگاه خود تکان دهد " ، بسیار ملت ها درادوارمختلف تاریخ خود اشتباهات دهشتناک و خانمان بربادده داشته اند که نمونه معاصرآن، اشتباه مردم آلمان و سیاستهای جهانی در ایجاد حکومت نازی ها بر آلمان و روی کار آمدن هیتلرو سرانجام جنگ جهانی دوم و شکست نازیها و تقسیم آلمان و بنوعی جهان بوده است که کما بیش آنها را ناظر بوده ایم وآخرین و هولناک ترین آنها، تحمیل این انقلاب (شکوهمند اسلامی ! ) در مملکت خودمان که نمونه غیرعادی ! ازگونه همه انقلاب ها میباشد.

اما ملت آلمان با برخورداری از یک رهبری ملی منسجم و آگاه توانست که بعد از 65 سال خود را به چنین جایگاهی برساند که حرف اول را در دنیا بزند ودارای چنین اعتباری گردد، اما چرا ما ایرانیان با داشتن تمام خوبی ها و بدی ها که در هرملتی بنوعی وجود دارد تا کنون نتوانسته ایم برای یکبار بصورت همیشگی و مستمر از این گرفتاریها خود را نجات داده و جایگاه واقعی خود را در تاریخ پیدا نماییم ؟

به باورمن، وجود چند فاکتورمنفی درمبانی فکری و رفتاری ما ایرانیان باعث این چنین گرفتاری ها و بلایای اجتماعی وعقب گردیهای ما شده که بصورت خلاصه آنها را نام میبرم .

ضمنآ باید متذکر شوم که بر شمردن این فاکتورهای منفی دلیل برنبودن و یا فقدان خصائل بسیارستوده وزیبا در ملت ایران نیست امااین برشمردن نکات منفی دراین شرائط بسیار پرمخاطره و سرنوشت سازرا ارجح ترازبرشمردن صفات نیکمان میدانم زیرا که عدم موفقیت ما بواسطه وجود چنین نکات بسیار مهم اما هولناک میباشد که میباید در کوتاه ترین زمان مرمت شود و این اراده ترمیم صرفآ منوط به خواست ملت ایران دارد .

با هم بخوانیم :

عدم تمایل به تفکر وپژوهش و تحلیل مطالب، عدم تمایل به مطالعه حتا در مورد تاریخ کشورمان، داشتن حس منفعت طلبی شخصی بسیارقوی وعدم اهمیت بسرنوشت دیگران درازائ اعمال خود، ساده اندیشی و باورمندی به اوهام بواسطه عدم تفکرو آگاهی، نداشتن تمایل به مشارکت درامورهمگانی و همکاری با دیگران، نداشتن رهبرانی ایثارگرومردم دوست بویژه درطی این 32 سال سیاه تاریخمان، وسرانجام عدم نسبی دارا بودن صداقت و شجاعت وخطر کردن رهبران فکری و سیاسی در جهت منافع مردم و منافع ملی ومضافآ بهمین دلایل مسئله باورهای دینی و مذهبی درذهن ! اکثر ما ایرانیان چیزی فراترازاعتقادات دینی و مذهبی شده و تا بدانجا پیش میرود که بصورت بسیار زشت و موهوم بخرافات درآمده واساسآ بواسطه عدم درک و آگاهی صحیح از دین اسلام و مذهب شیعه هم اکنون مسئله دین باوری افراد بصورت یک باوررایج و معمولی همانند دیگر ادیان در میان دیگرملل و نحوه تاثیر گزاری آن در جامعه نبوده وبسیارسئوال برانگیزو خطرناک شده است که دلیل مهم آن همان فاکتورعدم آگاهی ومنفعت طلبی و زود باوری ملت است.

اما همانطور که در سطور بالا توضیح دادم تاریخ پیچیده و پرفرازونشیب ما نشان داده است رهبرانی نیز وجود داشته اند که بواسطه رهبری با درایت و آگاهانه توام با شجاعت خود همانند رضا شاه بزرگ باعث شده اند که این مملکت سرپا نگاهداشته شود و دردورانی هرچند کوتاه آن پدرو پسر توانستند امنیت ورفاه وآسایش ومدرنیته را به این مردم ارائه دهند و دنیا ایران و ایرانی را بشناسد و به آن احترام بگذارد ، البته قاعدتآ بر مبنای منطق و حکم عقل میباید که این راه کماکان درمملکت ادامه پیدا میکرد و ضمن آن تنها کمبود نسبی آن دوران یعنی آزادی های سیاسی نیز بتدریج جای خود را بازکرده و بالطبع در این سالها ما دارای یک ایران آزاد ومستقل و مدرن و مرفه میبوده ایم.

لیکن شوربختانه بواسطه فاکتورهای منفی گفته شده در سطور بالا و طبیعتآ سوء استفاده و عدم درک و تحلیل صحیح ازجامعه ایران از سوی سیاست های استعماری بیگانه در راس آنها ایالات متحده امریکا و کشور انگلستان ! نتنها چنین نشد بلکه بمراتب ملت ایران ( 90% مردم ) بسوی نابودی اجتماعی و اقتصادی وفرهنگی سوق داده شده وبواسطه این انقلاب تمام خاورمیانه دچارهرج ومرج و بی ثباتی گشته است.

در پایان باید بگویم که من به سرنوشت ایران بد بین نبوده ومطمئن هستم روزهای خوش در پیش خواهند آمد اما مجددآ تکرار میکنم که رهبران سیاسی این ملت با هر نوع گرایش و خواست سیاسی ملزم به تغییر روش ورفتار خود در امور سیاسی واجتماعی در قبال ملت ایران بوده و موظف به ایجاد یک تشکیلات همه گیر میباشند و سد البته این حرکت همانا اراده قوی و صداقت و شجاعت بسیار طلب میکند ضمن اینکه نهایتآ ملت ایران باید تصمیم نهایی خود را اتخاذ نماید .

آیا مردان مدعی رهبری در خود چنین فاکتور هایی را میبینند و آیا ملت ایران آن آماده گی ایثارکردن در عمل را دارا میبا شد ؟

بهر حال تاریخ قضاوت خود را خواهد داشت .

بامید پیروزی خرد بر جهل

بن / 21 جولای 2011

amirgholy@gmail.com

غلامعلی امیرابراهیمی

برگشت

letzte Änderungen: 17.5.2012 14:27