برداشت من از واژه سکولاریسم و تحول کنونی آن
شهرام فریدونی
در پی بحث هائی که در مورد معنای سکولاريسم در گرفته است، من نيز مایلم که برداشت خودم را از واژه سکولاریسم و سکولاریسم نو با دوستان و هموطنان گرامی در میان بگذارم.
همانطور که می دانید، در خصوص واژهء سکولاریسم تعاریف بسیاری شده. بسیاری درست و بسیاری غلط. بسیاری صادقانه و بسیاری مغرضانه ( مراجعه شود به ماشین واژه سازی و مغالطات جناب حاج فرج دباغ معروف به دکتر سید عبد الکریم سروش). بسیاری از مغالطه کاران با استفاده از حربهء بازی با کلمات و آسمان به ریسمان بافتن بوسیله لغات یونانی، قصد گل آلود کردن آب را دارند و منظورشان هم فقط و فقط ایجاد توهم در ذهن خوانندگان است. بنظر من، اینگونه مباحث مغالطه آمیز ارزش هدر دادن وقت را ندارند و بهتر است که بجای کلنجار رفتن با الفاظ در پی فهمیدن مفاهیم آنها باشیم
عده ای می گویند که سکولاریسم جدایی دین از سیاست / حکومت است، و یا سکولاریسم جدایی مذهب از سیاست / حکومت است و... اما ما در روزگار کنونی کاری به سابقه و معانی قديمی اين واژه در فرهنگ اروپائی نداريم، چرا که اکنون با مفهوم «سکولاریسم نو» روبروئيم که در وهلهء اول و به درستی بین دین و مذهب فرق قائل می شود و در مرحلهء بعدی هم هوشمندانه خود را به مذهب و دین محصور نمی کند. سکولاریسم نو مذهب را نيز نوعی ایدئولوژی می داند و بطور کلی خواهان جلوگیری تمام دست اندازی ها و مداخلات فراقانونی و تبعیض آمیز تمام ایدئولوژیی ها ( خواه از نوع مارکسیستی آن باشد، یا از جنس ناب محمدی آن) در امور زندگی جامعه و افراد آن است. به زبان دیگر، امروزه سکولاریسم (بخوانید سکولاریسم نو) دیواری است که جهت حفاظت از حقوق مردم و جامعه از شر دخالت های ایدئولوژی (و مذهب) در اجرای بیطرفانه و عادلانهء امور اجتماعی، سیاسی، قضایی، فرهنگی، هنری و... به دور حقوق مردم و جامعه کشیده می شود. وظیفهء این دیوار آن است که به هیچ کس و یا هیچ گروهی اجازه ندهد تا آن شخص یا گروه مربوطه، با استفادهء ابزاری و سلیقه ای از یک عقیدهء بخصوص، به مرزها و حقوق دیگران و جامعه تجاوز کنند.
تمام افراد در جامعهء سکولار از حقوق یکسان برخوردارند و در مقابل قوانین بی طرف سکولار چیزی به اسم زرد، سفید، سیاه، شیعه، سنی، درویش، صوفی، بی دین، با دین، و... وجود ندارد. عقاید و سلایق مذهبی ـ ایدئولوژیکی افراد تنها در حیطهء خصوصی افراد است که قابلیت و اجازهء جولانگری می يابند.
مثلاً، اگر سکولاریسم در جامعه ای وجود داشته باشد، دیگر هیچ گروهی نمی تواند ادعا کند که "با وجود وارث شیعه، وارث زرتشتی حق ارث ندارد". و یا هیچ کارمند وهابی ای در فلان بانک عربستان سعودی حق ندارد که بگوید که فلان شخص، به دلیل شیعه بودنش نمی تواند وام بگیرد و فلان شخص که سنی است، به دلیل سنی بودنش بر دیگران ارجحیت دارد.
بطور کلی، در يک جامعهء سکولار افراد و گروه ها نه تنها حق ندارند، بلکه اصولاً امکان آن را نمی يابند که اعتقادات و علایق شخصی خود را، در رابطه با مسایلی که به دیگران و جامعه مربوط می شود، دخالت دهند.
در یک جامعهء سکولار، عقاید و مذاهب افراد و گروه ها، تا وقتی که در حریم خصوصی آنها عمل می کند و فقط بر زندگی خصوصی آنها تاثیرگذار می باشد، آزاد و محترم است.
جامعهء سکولار، با قوانین سکولار خود، مانند دیواری، از نشت و رسوخ اعتقادات و علایق شخصی (بخوانید برداشت ها و تفاسیر رنگارنگ از مکاتب و مذاهب، موهومات، خرافات و...) به حریم و حقوق دیگران جلوگیری می کند.
منباب مثال، شما در کشور نروژ می توانید کمونیست باشید و قاضی بشوید، اما حق و امکان این را ندارید که از مقام خود سوء استفاده کرده و حق یک کارخانه دار را ـ صرفاً بخاطر کارخانه داری او ـ به یک کارگر بدهید.
در کشور فرانسه شما حق دارید که یهودی باشید و جراح هم بشوید، اما اگر در یکی از روزهایی که بنابر دین یهود کارکردن در آن حرام است، از جراحی یک بیمار سر باز بزنید، نه تنها به شما جایزه "یهودی سال" را نمی دهند که هیچ، به احتمال زیاد شما را بجرم قصور در انجام وظیفه و ارتکاب قتل عمد محاکمه هم خواهند کرد.
در جامعهء سوئد شما می توانید مخالف جنگ باشید، اما در ارتش کار کنید. در زمان جنگ هم این حق را ندارید که ارتش را تسلیم کنید و بگویید که من مخالف جنگم.
و اما در مورد يافتن جانشينی فارسی برای واژه سکولاریسم، سایت زير هم اکنون نظرات و پیشنهادات مختلف را در این خصوص جمع می کند:
http://www.seculargreens.com/farciforsecular.htm
من هم در اینجا مایلم که واژهء پیشنهادی خود را برای خوانندگان عزیز بنویسم و دلیل انتخاب آن را هم توضیح بدهم. واژهء پیشنهادی من «گیتی مدار» است، چرا که در وحلهء اول فارسی است و در وحلهء دوم تمرکز و تکیه خود را بر روی گیتی و اداره کردن آن قرار می دهد.
در پایان باید توجه شما را به اين نکته جلب کنم که اگرچه سکولاریسم با دموکراسی فرق دارد، اما لازمهء دموکراسی وجود يک حکومت سکولار است.
به امید برقراری نظامی سکولار در ایرانی دموکرات.
بر گرفته از سایت سکولاریسم نو:
http://www.newsecularism.com/2010/03/02.03.Tuesady.Wednesday/030210.Shahram-Fereiduni-My-take-on-Secularism.htm
منظور از سكولاريزم و دولت سکولار چيست؟
عباس تموچين
منظور از سكولاريزم جدائى دين از حكومت و يا دولت نيست بلكه دقيقاً تحت كنترل در آمدن دين توسط قانون است. يعنى يك نظام سكولار، كه ماخذ قانونگذاري اش تجربهء بشرى و اين جهانى است، براى كليهء امور واقع در روابط متقابل دولت با دولت، دولت با مردم و مردم بامردم و مردم با غير مردم و دولت با غير مردم «قانون مي گذارد» و دين هم هر جا كه بخواهد وارد يكى از روابط فوق شود بايد مشمول قوانين نظام سكولار شده و از امكانات و محدوديت هاى آن برخوردار گردد.
بدين ترتيب تا زماني كه رابطهء دين از يكطرف به يك شخص معين و از طرف ديگر به معبود او مربوط مي شود و شخص تلاشى براى كشاندن آن به حوزه عمومى نكرده است، قوانين نظام سكولار دخالتى و نظارتى بر آن ندارد ولى به محض اينكه اين رابطه به حوزهء يكى از روابط پنجگانهء فوق كشيده شود، از آنجا كه از حوزهء رابطهء فردى خارج و به حوزهء رابطه كلى وارد مي شود، لاجرم تحت كنترل دولت كه تجسم عينى نظام سياسى سكولار است در مي آيد و تحميل قانون بر آن جزو وظايف دولت است.
دولت لائيك به دولتى گفته مي شود كه مبلغ هيچ مذهبى نبوده و در رابطه با مذاهب مجرى قانون باشد. اين به معناى آن نيست كه اعضاء دولت نبايد و يا نمي توانند داراى مذهب و يا گرايشات مذهبى باشند. از آنجا كه مذهب در نظام سكولار امرى فردى تلقى ميشود لذا افراد دولت نيز به مثابه كليهء آحاد ملت مي توانند پيرو اديان بوده و وظايف دينى خود را تا حدى كه محدود به حوزهء شخصى باشد به انجام رسانند.
در نظام هاى دموكراتيك سكولار تبليغات مذهبى همانند تبليغ هر انديشه و تفكر ديگرى در جامعه، تا جائي كه مخالفتى با قانون نداشته باشد، آزاد است و دولت موظف است كه تسهيلات لازم براى مبلغين مذهبى و پيروان آنها را در حد امكانات و تسهيلات براى مبلغين و پيروان هر انديشه و باور ديگرى ـ در حدود قانون ـ فراهم سازد و يا در اين رابطه با آنها همكارى نمايد.
براى نظام سكولار و دولت لائيك، مطابق قوانين نظام، هيچ دينى ـ زمينى و يا آسمانى ـ بر هيچ دين ديگرى و هيچ مكتبى بر هيچ مكتب ديگرى ارجحيت ندارد و رابطهء دولت با آنها بصورت لاييك است. يعنى طرف هيچيك از آنها را نمي گيرد و هيچيك از آنها را بر ديگرى ترجيح نمي دهد، بطوريكه خدا شناسان با خدا ناشناسان براى دولت لائيك در يك رديف قرار مي گيرند.
در نظام هاى سكولار باورداشت هاى شهروندان جزو امور خصوصى آنها تلقى شده و هيچگونه تجسس و سئوالى در مورد آنها انجام نمي گيرد.
در نظام هاى سكولار دموكراتيك (چرا که نظام های سکولار غير دموکراتيک نيز وجود داشته اند) همهء آحاد ملت با هر مذهبى و بينشى و باورداشتى حق آزادانه انتقاد از دولت را بطور فردى و يا جمعى را دارا بوده و در اين ميان هيچگونه فرقى ميان صاحبان مذاهب و مكاتب مختلف وجود ندارد.
قانون براى آزادي هاى فردى و اجتماعى افراد تفاوتى از منظر تعلق افراد به گروه يا فرقه و يا حزب و يا هر گونه تشكل مدنى و سياسى ديگر قائل نيست و هيچكس را نمي توان بواسطه تعلق به تشكل هائى از آن دست از حقوق برابر با ساير افراد جامعه محروم و يا مورد تبعيض منفى و يا مثبت قرار داد.
سكولاريزم يعنى طرد حاكميت هرگونه ايدئولوژى و مذهبى بر قانون و رهائى قانون از سلطه هرگونه باورداشت از پيش تدوين شده، و نهايتاً تحت حاكميت قانون در آوردن آنها.
به اين ترتيب، سكولاريزم پلهء اول براى گام نهادن به حيطهء دموكراسى است و ايجاد نظام دموكراسى بدون گذر از پلهء سكولاريزم بر اساس تجربهء بشرى قابل تصور نيست.
به عبارت ديگر، بدون ايستادن بر اين پله نمي توان پله هاى بعدى را در مسير دموكراسى طى كرد. برخى از كشورها در دوران ما از مرحله ديكتاتورى گذر كرده و پا به اين پله نهاده اند كه ما آنها را نظام هاى سكولار دموکرات مي ناميم. اما در ميان نظام هاى سكولار برخى ـ به دلايل مختلفى ـ قادر به عبور به حيطهء دموكراسى نگرديده اند، در حاليكه برخى ديگر از اين پله گذشته و نظامى دموكراتيك را برپا داشته اند. آنانكه نتوانسته اند به حيطهء دموكراسى وارد شوند نظام هاى سكولار و يا نيمه سكولار استبدادى بر پا كرده اند.
بررسى علل ناتوانى گذار برخى كشورها به حيطه دموكراسى و توقف آنها در وضعيت استبداد، بحثى است كه خود مقاله ديگرى مى طلبد.
http://www.tamouchin.yolasite.com/
https://newsecul.ipower.com/
لینک مقاله
http://www.newsecularism.com/2010/03/02.03.Tuesady.Wednesday/030210.Abbas-Tamouchin-The-meaning-of-Secularism.htm
|