Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

ساواك، هرمخالفي راتروريست معرفي ميكرد
اين قضاوت اعليحضرت، پاسخ پرسشی بود که مصاحبه کننده بشرح زيرعنوان کرده است:
پدرشما تنها بامخالفين کمونيست مقابله نکرد اوهمچنين از نظر سياسی راه تنفس رابرافراد وجريان های معتدل بست » «؟ آيا نبايد به ظهورجريان ليبرال کمک ميکرد تادرمقابل کمونيستها واسلام گرايان به وزنه ای تبديل ميشد ساواک هرمخالفی را تروريست قلمداد » اعليحضرت، پی آمد پرسش بالا مطالبی ميفرمايند که ميرسد به آنجاکه ميفرمايند « ميکرد قضاوت اعليحضرت سطحی و ازادعاهای مخالفين سلطنت وهوداران جبهه ملی باريافته است.
توجه اينکه – هرادعاويامطلب ويادرخواستی که شخصی عنوان ميکند بايد دليل وسبب داشته باشد حتی قاضی که حکم ميدهداگردرحکمش به مستند ودليل حکم اشاره نکند حکم قطعی شناخته نميشود. ديده ايد که گدائی که گوشه ای نشسته ودستش رابرای گدائی درازکرده مدام ميگويد <بده درراه خدا> همين حرف گدا بيان کننده رابطه سب بي ت است برای درخواست او.
عرض شد که اعتبار حکم قضا وقتی است که مستدل ومستند باشد ولی اين قاعده نزد عامه معروف نيست وجامعه درپذيرش هرمطلبی، آمادگی دارد خاصه که شنونده، گوينده رابالا ترازخودبداند.
دراينکه ادعابايد دليل داشته باشد نيازی به بحث ندارد اما ادای مطلب که مورد استفاده اين تحريراست، موضع خاصی دارد. مطلبی راکه کسی عنوان ميکند اگر همراه واژه هائی مانند بنظرميرسد – ممکن است- شايد ونظايرآن نباشد همچين اگر مطلب از نقل قول ديگران وشايعه ومکتوب وامثال آنها پشتيبانی نشده باشد، مطلب، ماهيت قضاوت وتعلق آثاربه استفاده کننده ازمطلب رادارد وبرای شنونده مطلب، اين باور، بوجود ميايد که گوينده مطلب، ناظرجريان بوده است خاصه اگربيان کننده موضوع دارای شخصيت قابل احترام هم باشد وهمين مورد، يعنی اظهاربی دليل است که پای
اتهام راپيش ميکشد.
٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
٢
اين راهم بياوريم بجاست، که تنهادرحقوق تشيع است که فتوای آخوند نيازی به دليل وياخواستن توضيح ندارد.
با مقدمه ای که عرض شد اين اجازه حاصل است که از اعليحضرت خواسته شود يکی دو مورد به عنوان نمونه از احزابی ياد بفرمايند که درچهارچوب قانون اساسی ومتم آ ن ف ع ا ل ي ت س ي ا س ی د ا ش ت ه و س ا و ا ک ب ا ت ه ا م ت ر و ر ي س ت ب و د نِ آن
سازمان وياحزب وياسران آن، مانع فعاليت آن ها گرديده است؟
*****
س ا و ا ك و ا ع م ا لِ بي رويه
اعليحضرت ساواک رامتهم به اعمال بی رويه کرده اند ممکن است قضاوتشان درست باشد درصورتی که رويه ساواک
تعيين شده باشدواحراز وثابت هم بشود که ساواک ازرويه خارج شده است.
ر و يه ، يعنی طريقی که فکرانسان برای انجام کاری انتخاب ميکند. ر و يه و ق ت ی يک سا ن و م و ر د ع م لِ فراگيرپيدا کرد، ميشود
<خط مشی> ر و يه ا ز ا م و ر ن س ب ی ا س ت ک ه د ر ر ا ب ط ه ب ا م ک ا ن و ز م ان وشخصيت عمل کننده قابل ارزيابی است. نمونه اش
راميتوان ازقانون ابتذال امريکا آورد. ابتذال ازمواردی است که آزادی بيان رامحدود ميکند ولی تشخيص آنرا موکول به
تشخيص دادگاه ساخته که دادگاه باتوجه به شرائط زمان مکان آنراتعريف وعمل متهم رابا آن منطبق بداند يا نداند. رو يه،
درمقابل رويه ديگری که درعمل مشابه باشد قابل ايراد ويااصلاح است مثلا دو آجرچين ويادوپليس وامثا ل آنها.
ا ظ ه ا ر ن ظ ر ي ک د کت ر ط ب د ر ر وّيهِ يک آجرچين، ا ي ر ا د ب ه ر و يه، محسوب نميشود بلکه دخالت واظهارنظرخودی محسوب
ميشود که برخی آنراخودبزرگ بينی بحساب مياورند.
ب ن ظ ر م ي ر س د م ا ا م ر و ز ن م ي ت و ا ن ي م نس بت ب ه ر و يه يک کارمند ساواک که ۴٠ سال پيش رويه ای برای پيشبرد وظيفه اش
انتخاب کرده وماهم نه درآن زمان کارمند ساواک بوده ايم ودرسن وسالی بوده ايم که وارد اين مسائل بشويم درآ ن حدی
ايراد بگيريم که عبارت < کند ذهن > متناسب آن باشد.
کتاب ماهی کوچولو، که مورد استناد اعليضرت، قرارگرفته است نوشته صمد بهرنگی است که اودرگروه اشرف دهقانی
وابسته به چريکهای فدائی خلق به اتفاق بهروز دهقانی، ناب دل ومناف تبريزی عضو بوده اين گروه، فعال ترين واحد
عملياتی سازمان چريکهای فدائی خلق راتشکيل ميداد وبسياری ازترورهاوخرابکاری هابوسيله آنهاصورت گرفته است.
سازمان چريکهای فدائی خلق بود که حمله به سياهکل رابرنامه ريزی کرد که درآن عمليات ۶٠ افسر، درجه دار وسرباز
ساده وژاندارم توسط چريکهای فدائی خلق کشته شدند.
رضا براهنی درمجله شماره ۶سال ١٣۶٠ مقاله ای دررابطه با آثارصمد بهرنگی نوشته وتوضيح داده که مقاله مزبور
ق بلا ب ز ب ا ن ت ر ک ی د ر ت ر ک ي ه م ن ت ش ر ش د ه ا س ت درآن مقاله ازاهداف صمدبهرنگی که تجزيه اذربايجان است سخن
صمد، پَربازکرد برای پرواز، اسيرمرز وبوم وحدودوثغوراست پايش راکه درآب » ميگويدودرآخرمقاله اش نوشته
مقصود « ميگذارد وشايد خواسته بوده است که عبورکند اين راهيچ بعيد نميدانم تاوطن ديگری بسازد که غرق ميشود
ازآب رودخانه ارس مرزشورروی است (صفحه ٣٨٠ ساواک).
اين چنين شخصی که سوابق بسيارمفصل تری ازمختصری که دردسترس من بوددارد که نميايد قصه برای بچه هابنويسد
مگراينکه باهدف خاصی ازنام ماهی کوچولو استفاده کند.
مختصراينکه قضيه مصداق < تو مو ميبنی ومن پی پيچش مو> است.
توضيح براي خودمان
توضيح اينکه: دربهمن ماه سال ١٣۵٠ که بمب گذاری وتروربه اوج خود رسيده بود کميته مشترک ضد خرابکاری باشرکت شهربانی، ژاندارمری وساواک بمنظورمبارزه وتعقيب وجلوگيری از عمليات تروريستی تشکيل گرديد وازآن تاريخ بود که مبارزه باتروريست بخشی ازوظايف ساواک قرارگرفت وقبل از تشکيل کميته مشترک خرابکاری ساواک، ٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
٣
وظيفه اش فقط کسب اطلاعات وا ر س ا ل ب ر ا ی ن خ س ت و ز ي ر ب و د و ب د ل ي ل ا ي ن ک ه سا و ا ک ن م ي ت و ا ن س ت م س ت ق ي م اً ب ا ت ر و ر ي س ت ه ا
درگير ومقابله کند، کميته مشترک بوجود آمد.
وظيفه کميته م ش ت رک ض د خ ر ا ب کا ر ی ع ب ا ر ت ب و د ا ز ش ن ا س ا ئ ی- تعقيب – ضربه زدن- بازداشت خرابکاران
وتروريستهاوتشکيل پرونده وارسال آن به دادرسی ارتش ويک واحد کنترل فعاليتهای سياسی بشمار نميرفت.
سوابقی که دراين تحريربه بخشی ازآن اشاره ميشود نشان ميدهد کسانی که باشاه ورژيم قانونی کشور مخالف بودند
ولی مخالفت آنهابصورت عمليات خرابکارانه وياتروردرنيامده بود آزادانه فعاليت ميکردند و ب ا س ا و ا ک س ر و ک ا ر جّدی
نداشتند.
ليست تروريستها
اگر قضاوت اعليحضرت راملاک درست بگيريم اشخاص زير بايد ازنظرساواک تروريست شناخته شده باشند:
حسن نزيه-لاهيجی – احمد مدنی –مظفربقائی – حسين مکی –طالقانی – زنجانی – ميلانی – سنجابی –فروهر- مقدم
مراغه ای- هدايت الله متين دفتری – مهدی بازرگان – سحابی - جلال آل احمد- شا ملو – حاج سيد جوادی – حسن
صدر- مهدی آذر – شاپور بختياروبسياری نظير آنهاکه جمع آوری آن يک طومارميشودو همشان ازمخالفين شاه ورژيم
سلطنتی ايران بودند واظهارات آنهابعد از پيروزی شورشيان ۵٧ دليل موقعيت سياسی واعتقادی آنان است ولی چون
مخالفت خودراتنهابصورت نوشته وياجلسات محدود انجام ميدادند وباصطلاح، جنبه قهرآلود نداشت ساواک هم جز جمع
آوری اطلاعات دخالتی نداشت وحضرات بالا وامثال آنها درکمال آزادی ازهمه امکانات کشوراستفاده ميکردند همين
حاج سيد جوادی مدتها ممتازترين عضوهيئت تحريريه کيهان بود شاملو سردبيرمجله خوشه آنهم سالهای متمادی – آل
احمد ٢۵ رساله ای که درمدت عمرخودش نوشته بود چاپ کرد - متين دفتری وحسن نزيه پست های حقوقی مهم دولتی
را داشتند حتی رسول پرويزی و ف ر ي د و ن ت و ل لی که ازاعضای شناخته شده حزب توده بودند بمقامات معاونت نخست
وزيری ورياست اداره باستانشناسی فارس منصوب شدند رضابراهنی بابورس دولتی به خارجه برای تحصيل رفت علی
اصغر حاج سيد جوادی درهمان زمانيکه مدعی خفقان کشوربود تمام نامه های اعتراضی خود راکه به شاه نوشته بود
بصورت کتاب زيرنام <نامه ها > در ٢٢٠ صفحه چاپ ومنتشرکرد. همو در ١٨ بهمن ۵٧ مقاله پاسخ به مسلسها- ارتش
ازچه چيزی دفاع ميکند> در روزنامه اطلاعات منتشرکرد که ارتشيان راعليه شاه ميشوراندو............. (مفصل درجلد
٢٧ اسنادسفارت آمريکا صفحه ١٧۶ گزارش ساليوان به وزارت خارجه امريکا).
حاج سيد جوادی تحت تعقيب ساواک قرارگرفت ولی درخانه سناتورکاتوزيان وباکمک عباس مسعودی پنهان شد
.( (فرازهائی ازتاريخ انقلاب صفحه ٢٢٨
اگر ساواک هرمخالفی راتروريست قلمدا ميکرد لازم ميآمد که همه حضرات بالا هم تروريست شناخته شوند وباآنهاهمان
رفتاری بشود که درتمام دنيا وايران باتروريستها ميشودفراموش نکنيم که حضرات بالا مخالف حکومت وحتی شاه هم
بودند ولی کارهای تروريستی وخرابکاری نميکردند.
اگردرسالهای قبل از ۵٧ ايجاد اين چنين مظلوميت هابرای افرادمزبورونيز محکوميت برای ساواک ممکن بود امروز
دنبال کردن آن ادعای باطله به استناد اظهارات خود آن افراد ديگرهنرنمائی کهنه ای بيش نيست.
فراموش نشودکه محکوميت وزندان رفتن برخی ازحضرات آنهم بمدت های کوتاه دررابطه با قانون مجازات عليه مقدمين
برعليه امنيت واستقلال مملکت وياقانون حکومت نظامی ماده ۵ آن بوده است.
اجازه فرمائيد به ماده يک آن قانون اشاره شود که ناظربرفعاليت های باصطلاح سياسی حضرات است:
ماده اول- هرکس درايران، بهراسم وياهرعنوان، دسته وياجمعييتی وياشعبه جمعيتی راتشکيل دهد ويا اداره نمايد که
مرام ويارويه آن ضديت با سلطنت مشروطه ايران ويارويه يامرام آن اشتراکی است......... به حبس مجرد از سه تا
پانزده سال محکوم ميشود.
ماده سوم – هرکس خواه بامشارکت خارجی، خواه مستقلا برضد مملکت قيام مسلحانه کند، محکوم به اعدام ميشودو
٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
۴
بنابراين کسانی که اعدام شدند دررابطه باماده سوم قيام مسلحانه آنهابوده است آنهم به حکم دادگاه.
****
« پدرم حامی دولت درمقابل مردم شده بود ومن برعکس حامی مردم درمقابل دولت خواهم بود »
بيان اعليحضرت قا ب ل ت اٌمل است وسابقه چنين اظهاری بکرات درگفته های بختياردرعبارت < شاه داوراست> ديده
ميشود واعليحضرت هم درهمين کتاب خودشان تحت تاثيرافکاربختيارراتائيد فرموده اند.
د و ل ت ه ا ک ه ب ا ر ا ی صلاحيت مجلس نمايندگان مردم تصميم ميگيرند وجوابگوی مجلس ميباشند چگونه پادشاه که حق
مداخله درامورمجلس ودولت راندارد خودش راوارد معرکه ای ميکند واختلاف دولت ومجلس رابه اختلاف توده مردم
برهبری شاه بادولت تبديل ميکند. [!!]
قانون اساسی به پادشاه حق داده است که نخست وزيرجديدی رابه مجلس معرفی کند نه اينکه ازمردم ويادولت
جانبداری کند.
اساسا دولت از مردم جدانيست که بتوان قائمه تصوری اعليحضرت گرداند دولت منتخب مجلس بايد هم مورد تائيد
وحمايت شاهنشاه قرارگيرد وهروقت هم که مجلس رای عدم اعتماد به دولت راداد حمايت شاه هم ازآ ن دولت پايان
مييابد.
فرض کنيد که دولت لايحه ماليات هارا بتصويب مجلس ميرساند مردم ما که اصولا عادت به ماليات دادن ندارند بااين
قانون مخالفند جنجال ميکنند بازاررامی بندند خبربه شاه ميرسدايشان ميفرمايند مردم حق دارند ماليات بی ماليات
د ش و ا ر ا س ت ک ه د ا م ن ه و س ي ع ا ي ن ه ر ج و م ر ج ر ا ت ج سّ م ن م ائ يد ؟
ايراد اعليحضرت به پدرشان که حامی دولت بوده اند، وارد نيست عمل شاهنشاه ايران دقيقا منطبق باقانون اساسی
وسنت مشروطيت ايران بوده است وتحقق خواست اعليحضرت نياز به قانون اساسی ديگری دارد.
//////////////////////

٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
١
ادامه بخش دوم
قضاوت نادرست
حواشي بركتاب انتخاب زمان
اميرفيض - حقوقدان
کوتاه شده
درفصل دوم کتاب انتخاب زمان آمده است:
١- ساواک هرمخالفی راتروريست قلمداد کرد
٢- ساواک مرتکب اعمال بی رويه ای شد
٣- پدرم حامی دولت، درمقابل مردم شده بود من برعکس حامی مردم درمقابل دولت خواهم بود
قضاوت اعليحضرت نسبت به موارد بالا درست نيست دليل آنراميتوانيد درتفصيل زيرملاحظه فرمائيد
***
ساواك، هرمخالفي راتروريست معرفي ميكرد
اين قضاوت اعليحضرت، پاسخ پرسشی بود که مصاحبه کننده بشرح زيرعنوان کرده است:
پدرشما تنها بامخالفين کمونيست مقابله نکرد اوهمچنين از نظر سياسی راه تنفس رابرافراد وجريان های معتدل بست »
«؟ آيا نبايد به ظهورجريان ليبرال کمک ميکرد تادرمقابل کمونيستها واسلام گرايان به وزنه ای تبديل ميشد
ساواک هرمخالفی را تروريست قلمداد » اعليحضرت، پی آمد پرسش بالا مطالبی ميفرمايند که ميرسد به آنجاکه ميفرمايند
« ميکرد
قضاوت اعليحضرت سطحی و ازادعاهای مخالفين سلطنت وهوداران جبهه ملی باريافته است.
توجه اينکه – هرادعاويامطلب ويادرخواستی که شخصی عنوان ميکند بايد دليل وسبب داشته باشد حتی قاضی که حکم
ميدهداگردرحکمش به مستند ودليل حکم اشاره نکند حکم قطعی شناخته نميشود. ديده ايد که گدائی که گوشه ای نشسته
ودستش رابرای گدائی درازکرده مدام ميگويد <بده درراه خدا> همين حرف گدا بيان کننده رابطه سب بي ت است برای
درخواست او.
عرض شد که اعتبار حکم قضا وقتی است که مستدل ومستند باشد ولی اين قاعده نزد عامه معروف نيست وجامعه
درپذيرش هرمطلبی، آمادگی دارد خاصه که شنونده، گوينده رابالا ترازخودبداند.
دراينکه ادعابايد دليل داشته باشد نيازی به بحث ندارد اما ادای مطلب که مورد استفاده اين تحريراست، موضع خاصی
دارد. مطلبی راکه کسی عنوان ميکند اگر همراه واژه هائی مانند بنظرميرسد – ممکن است- شايد ونظايرآن نباشد
همچين اگر مطلب از نقل قول ديگران وشايعه ومکتوب وامثال آنها پشتيبانی نشده باشد، مطلب، ماهيت قضاوت وتعلق
آثاربه استفاده کننده ازمطلب رادارد وبرای شنونده مطلب، اين باور، بوجود ميايد که گوينده مطلب، ناظرجريان بوده
است خاصه اگربيان کننده موضوع دارای شخصيت قابل احترام هم باشد وهمين مورد، يعنی اظهاربی دليل است که پای
اتهام راپيش ميکشد.
٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
٢
اين راهم بياوريم بجاست، که تنهادرحقوق تشيع است که فتوای آخوند نيازی به دليل وياخواستن توضيح ندارد.
با مقدمه ای که عرض شد اين اجازه حاصل است که از اعليحضرت خواسته شود يکی دو مورد به عنوان نمونه از
احزابی ياد بفرمايند که درچهارچوب قانون اساسی ومتم آ ن ف ع ا ل ي ت س ي ا س ی د ا ش ت ه و س ا و ا ک ب ا ت ه ا م ت ر و ر ي س ت ب و د نِ آن
سازمان وياحزب وياسران آن، مانع فعاليت آن ها گرديده است؟
*****
س ا و ا ك و ا ع م ا لِ بي رويه
اعليحضرت ساواک رامتهم به اعمال بی رويه کرده اند ممکن است قضاوتشان درست باشد درصورتی که رويه ساواک
تعيين شده باشدواحراز وثابت هم بشود که ساواک ازرويه خارج شده است.
ر و يه ، يعنی طريقی که فکرانسان برای انجام کاری انتخاب ميکند. ر و يه و ق ت ی يک سا ن و م و ر د ع م لِ فراگيرپيدا کرد، ميشود
<خط مشی> ر و يه ا ز ا م و ر ن س ب ی ا س ت ک ه د ر ر ا ب ط ه ب ا م ک ا ن و ز م ان وشخصيت عمل کننده قابل ارزيابی است. نمونه اش
راميتوان ازقانون ابتذال امريکا آورد. ابتذال ازمواردی است که آزادی بيان رامحدود ميکند ولی تشخيص آنرا موکول به
تشخيص دادگاه ساخته که دادگاه باتوجه به شرائط زمان مکان آنراتعريف وعمل متهم رابا آن منطبق بداند يا نداند. رو يه،
درمقابل رويه ديگری که درعمل مشابه باشد قابل ايراد ويااصلاح است مثلا دو آجرچين ويادوپليس وامثا ل آنها.
ا ظ ه ا ر ن ظ ر ي ک د کت ر ط ب د ر ر وّيهِ يک آجرچين، ا ي ر ا د ب ه ر و يه، محسوب نميشود بلکه دخالت واظهارنظرخودی محسوب
ميشود که برخی آنراخودبزرگ بينی بحساب مياورند.
ب ن ظ ر م ي ر س د م ا ا م ر و ز ن م ي ت و ا ن ي م نس بت ب ه ر و يه يک کارمند ساواک که ۴٠ سال پيش رويه ای برای پيشبرد وظيفه اش
انتخاب کرده وماهم نه درآن زمان کارمند ساواک بوده ايم ودرسن وسالی بوده ايم که وارد اين مسائل بشويم درآ ن حدی
ايراد بگيريم که عبارت < کند ذهن > متناسب آن باشد.
کتاب ماهی کوچولو، که مورد استناد اعليضرت، قرارگرفته است نوشته صمد بهرنگی است که اودرگروه اشرف دهقانی
وابسته به چريکهای فدائی خلق به اتفاق بهروز دهقانی، ناب دل ومناف تبريزی عضو بوده اين گروه، فعال ترين واحد
عملياتی سازمان چريکهای فدائی خلق راتشکيل ميداد وبسياری ازترورهاوخرابکاری هابوسيله آنهاصورت گرفته است.
سازمان چريکهای فدائی خلق بود که حمله به سياهکل رابرنامه ريزی کرد که درآن عمليات ۶٠ افسر، درجه دار وسرباز
ساده وژاندارم توسط چريکهای فدائی خلق کشته شدند.
رضا براهنی درمجله شماره ۶سال ١٣۶٠ مقاله ای دررابطه با آثارصمد بهرنگی نوشته وتوضيح داده که مقاله مزبور
ق بلا ب ز ب ا ن ت ر ک ی د ر ت ر ک ي ه م ن ت ش ر ش د ه ا س ت درآن مقاله ازاهداف صمدبهرنگی که تجزيه اذربايجان است سخن
صمد، پَربازکرد برای پرواز، اسيرمرز وبوم وحدودوثغوراست پايش راکه درآب » ميگويدودرآخرمقاله اش نوشته
مقصود « ميگذارد وشايد خواسته بوده است که عبورکند اين راهيچ بعيد نميدانم تاوطن ديگری بسازد که غرق ميشود
ازآب رودخانه ارس مرزشورروی است (صفحه ٣٨٠ ساواک).
اين چنين شخصی که سوابق بسيارمفصل تری ازمختصری که دردسترس من بوددارد که نميايد قصه برای بچه هابنويسد
مگراينکه باهدف خاصی ازنام ماهی کوچولو استفاده کند.
مختصراينکه قضيه مصداق < تو مو ميبنی ومن پی پيچش مو> است.
توضيح براي خودمان
توضيح اينکه: دربهمن ماه سال ١٣۵٠ که بمب گذاری وتروربه اوج خود رسيده بود کميته مشترک ضد خرابکاری
باشرکت شهربانی، ژاندارمری وساواک بمنظورمبارزه وتعقيب وجلوگيری از عمليات تروريستی تشکيل گرديد وازآن
تاريخ بود که مبارزه باتروريست بخشی ازوظايف ساواک قرارگرفت وقبل از تشکيل کميته مشترک خرابکاری ساواک،
٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
٣
وظيفه اش فقط کسب اطلاعات وا ر س ا ل ب ر ا ی ن خ س ت و ز ي ر ب و د و ب د ل ي ل ا ي ن ک ه سا و ا ک ن م ي ت و ا ن س ت م س ت ق ي م اً ب ا ت ر و ر ي س ت ه ا
درگير ومقابله کند، کميته مشترک بوجود آمد.
وظيفه کميته م ش ت رک ض د خ ر ا ب کا ر ی ع ب ا ر ت ب و د ا ز ش ن ا س ا ئ ی- تعقيب – ضربه زدن- بازداشت خرابکاران
وتروريستهاوتشکيل پرونده وارسال آن به دادرسی ارتش ويک واحد کنترل فعاليتهای سياسی بشمار نميرفت.
سوابقی که دراين تحريربه بخشی ازآن اشاره ميشود نشان ميدهد کسانی که باشاه ورژيم قانونی کشور مخالف بودند
ولی مخالفت آنهابصورت عمليات خرابکارانه وياتروردرنيامده بود آزادانه فعاليت ميکردند و ب ا س ا و ا ک س ر و ک ا ر جّدی
نداشتند.
ليست تروريستها
اگر قضاوت اعليحضرت راملاک درست بگيريم اشخاص زير بايد ازنظرساواک تروريست شناخته شده باشند:
حسن نزيه-لاهيجی – احمد مدنی –مظفربقائی – حسين مکی –طالقانی – زنجانی – ميلانی – سنجابی –فروهر- مقدم
مراغه ای- هدايت الله متين دفتری – مهدی بازرگان – سحابی - جلال آل احمد- شا ملو – حاج سيد جوادی – حسن
صدر- مهدی آذر – شاپور بختياروبسياری نظير آنهاکه جمع آوری آن يک طومارميشودو همشان ازمخالفين شاه ورژيم
سلطنتی ايران بودند واظهارات آنهابعد از پيروزی شورشيان ۵٧ دليل موقعيت سياسی واعتقادی آنان است ولی چون
مخالفت خودراتنهابصورت نوشته وياجلسات محدود انجام ميدادند وباصطلاح، جنبه قهرآلود نداشت ساواک هم جز جمع
آوری اطلاعات دخالتی نداشت وحضرات بالا وامثال آنها درکمال آزادی ازهمه امکانات کشوراستفاده ميکردند همين
حاج سيد جوادی مدتها ممتازترين عضوهيئت تحريريه کيهان بود شاملو سردبيرمجله خوشه آنهم سالهای متمادی – آل
احمد ٢۵ رساله ای که درمدت عمرخودش نوشته بود چاپ کرد - متين دفتری وحسن نزيه پست های حقوقی مهم دولتی
را داشتند حتی رسول پرويزی و ف ر ي د و ن ت و ل لی که ازاعضای شناخته شده حزب توده بودند بمقامات معاونت نخست
وزيری ورياست اداره باستانشناسی فارس منصوب شدند رضابراهنی بابورس دولتی به خارجه برای تحصيل رفت علی
اصغر حاج سيد جوادی درهمان زمانيکه مدعی خفقان کشوربود تمام نامه های اعتراضی خود راکه به شاه نوشته بود
بصورت کتاب زيرنام <نامه ها > در ٢٢٠ صفحه چاپ ومنتشرکرد. همو در ١٨ بهمن ۵٧ مقاله پاسخ به مسلسها- ارتش
ازچه چيزی دفاع ميکند> در روزنامه اطلاعات منتشرکرد که ارتشيان راعليه شاه ميشوراندو............. (مفصل درجلد
٢٧ اسنادسفارت آمريکا صفحه ١٧۶ گزارش ساليوان به وزارت خارجه امريکا).
حاج سيد جوادی تحت تعقيب ساواک قرارگرفت ولی درخانه سناتورکاتوزيان وباکمک عباس مسعودی پنهان شد
.( (فرازهائی ازتاريخ انقلاب صفحه ٢٢٨
اگر ساواک هرمخالفی راتروريست قلمدا ميکرد لازم ميآمد که همه حضرات بالا هم تروريست شناخته شوند وباآنهاهمان
رفتاری بشود که درتمام دنيا وايران باتروريستها ميشودفراموش نکنيم که حضرات بالا مخالف حکومت وحتی شاه هم
بودند ولی کارهای تروريستی وخرابکاری نميکردند.
اگردرسالهای قبل از ۵٧ ايجاد اين چنين مظلوميت هابرای افرادمزبورونيز محکوميت برای ساواک ممکن بود امروز
دنبال کردن آن ادعای باطله به استناد اظهارات خود آن افراد ديگرهنرنمائی کهنه ای بيش نيست.
فراموش نشودکه محکوميت وزندان رفتن برخی ازحضرات آنهم بمدت های کوتاه دررابطه با قانون مجازات عليه مقدمين
برعليه امنيت واستقلال مملکت وياقانون حکومت نظامی ماده ۵ آن بوده است.
اجازه فرمائيد به ماده يک آن قانون اشاره شود که ناظربرفعاليت های باصطلاح سياسی حضرات است:
ماده اول- هرکس درايران، بهراسم وياهرعنوان، دسته وياجمعييتی وياشعبه جمعيتی راتشکيل دهد ويا اداره نمايد که
مرام ويارويه آن ضديت با سلطنت مشروطه ايران ويارويه يامرام آن اشتراکی است......... به حبس مجرد از سه تا
پانزده سال محکوم ميشود.
ماده سوم – هرکس خواه بامشارکت خارجی، خواه مستقلا برضد مملکت قيام مسلحانه کند، محکوم به اعدام ميشودو
٢٢/ ٠٩/ ٢٠١٠
۴
بنابراين کسانی که اعدام شدند دررابطه باماده سوم قيام مسلحانه آنهابوده است آنهم به حکم دادگاه.
****
« پدرم حامی دولت درمقابل مردم شده بود ومن برعکس حامی مردم درمقابل دولت خواهم بود »
بيان اعليحضرت قا ب ل ت اٌمل است وسابقه چنين اظهاری بکرات درگفته های بختياردرعبارت < شاه داوراست> ديده
ميشود واعليحضرت هم درهمين کتاب خودشان تحت تاثيرافکاربختيارراتائيد فرموده اند.
د و ل ت ه ا ک ه ب ا ر ا ی صلاحيت مجلس نمايندگان مردم تصميم ميگيرند وجوابگوی مجلس ميباشند چگونه پادشاه که حق
مداخله درامورمجلس ودولت راندارد خودش راوارد معرکه ای ميکند واختلاف دولت ومجلس رابه اختلاف توده مردم
برهبری شاه بادولت تبديل ميکند. (!!)
قانون اساسی به پادشاه حق داده است که نخست وزيرجديدی رابه مجلس معرفی کند نه اينکه ازمردم ويادولت
جانبداری کند.
اساسا دولت از مردم جدانيست که بتوان قائمه تصوری اعليحضرت گرداند دولت منتخب مجلس بايد هم مورد تائيد
وحمايت شاهنشاه قرارگيرد وهروقت هم که مجلس رای عدم اعتماد به دولت راداد حمايت شاه هم ازآ ن دولت پايان
مييابد.
فرض کنيد که دولت لايحه ماليات هارا بتصويب مجلس ميرساند مردم ما که اصولا عادت به ماليات دادن ندارند بااين
قانون مخالفند جنجال ميکنند بازاررامی بندند خبربه شاه ميرسدايشان ميفرمايند مردم حق دارند ماليات بی ماليات
د ش و ا ر ا س ت ک ه د ا م ن ه و س ي ع ا ي ن ه ر ج و م ر ج ر ا ت ج سّ م ن م ائ يد ؟
ايراد اعليحضرت به پدرشان که حامی دولت بوده اند، وارد نيست عمل شاهنشاه ايران دقيقا منطبق باقانون اساسی
وسنت مشروطيت ايران بوده است وتحقق خواست اعليحضرت نياز به قانون اساسی ديگری دارد.

برگشت

letzte Änderungen: 17.5.2012 14:27