آینده صفحه نوشته نشده ای است که انسانهای زنده امروز می توانند با چشم های باز آنرا بنویسند پس اراده انسان تاریخ را میسازد
پیرامون خیزش مردم ایران در سال 1388
درسهایی که باید آموخت
این روزها عده بیشماری از لیبرالها بورژواها و ساواکی های قدیمی نوری زاده ها & نهضت آزادیها & توده ای ها & اکثریتیها و چپ های بریده و در نهایت فراماسیونر ها که در بی بی سی و صدای امریکا و دویچه وله و .... هستند بصورت حیرت زده نظاره گر حوادث ایران هستند در حالی که رسانه های وابسته امپریالیستی را در پشت خود دارند مدام گلوی خود را جر میدهند که نکند جنبش مبارزاتی رادیکال شود ؟ نکند توده ها شعار های رادیکال سردهند ؟
هنوز سایه توهماتی از دوره دوم خرداد را دارند مدام می خواهند بقبولانند که رهبر این جنبش مبارزاتی امثال کروبی و موسوی و خاتمی است و نه هیچ کس دیگر من اصلا از اعضای کمیته مرکزی حزب سوسیال دمکرات ایران می خواهم بپرسم که آیا این چهار اوباش آدمکش ایا در باصطلاح مبارزات ( قلابی ) خود ذره ای از طبقه کارگر و زنان حمایت کردند ؟ آیا از محیط زیست در حال تخریب و نابودی ایران انتقادی کرده اند ؟ چرا این آقای موسوی 67 ( بقول دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل ) چرا هر موقعی که احمدی نژاد می گفت باالای چشم رفسنجانی ابرو است فورا رنگ می باخت ؟
و ایا همین ورق پاره اعتماد ملی نبود که بعد از اول ماه مه شروع به تبریک گفتن به عوامل سرکوب کارگران در پارک لاله کرد ؟
آیا یک کدام از این اقایان پرسید چرا کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه گرسنه اند ؟
انقلاب بهمن 1357 که بگفته حزب سوسیال دمکرات ایران انقلابی برای آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی بود آیا برای آن گروه با مواضع کج دار و مریض درس هایش برای عبرت گرفتن آموزنده نیست ؟
رفیق جلال ( مدنی ) چرا برخی از دزدانی مثل رفسنجانی و جوادی آملی و .... که به گفته مرتضی محیط و همپالگی های انان جزو اوپوزیسیون حاکمیت جهل و جنایت است آیا اینان میراث دارانی نیستند که چون دزدان با چراغی هستند و می خواهند مردم کارهای انان را فراموش کنند چرا درسهای انقلاب مشروطه را مرور نمی کنیم .
ولی زهی خیال باطل آقای نوری زاده و نامدار حقیقی و ..... ما متشکل هستیم ما حزب داریم ما دیگر فرهنگ آخوندی که شما در برنامه پنجره ای رو به خانه ولایت آن را ترویج میدهید را در سطل های آشغال سیاست می اندازیم آقای نوری زاده مردم ایران هیچوقت دست به خودکشی جمعی نمی زنند مگر شما نوکرصفتان آب به آسیاب تروریسم دولتی اسرائیل بریزید .
لطفا جهت اطلاع از موضع حزب جوابیه ای هم برای من ارسال کنید
*پایان قسمت اول*
زنده باد حزب سوسیال دمکرات ایران
( نوشته یک هوادار حزب سوسیال دمکرات ایران )
2- بخش دوم
پیرامون خیزش مردم ایران در سال 1388
درسهایی که باید آموخت
در نوع آرایش این گونه نیروها باید گفت که بعضی از جناههای موسوم به اصوالگرا به رهبری محسن رضائی و علی مطهری و میر حسین موسوی که در زمان زمامداری این طرز تفکر در زمان هاشمی رفسنجانی سیاه ترین قوانین به موجب اجرا در امد که روی قوانین تصویبی را احمدی نژاد تیر خلاص زن را از رو برد در زمان همین آقایان بود که کروات ها را می بریدند دختران جوان در بازداشتگاههای امر به معروف بسیج و سپاه دست به خود کشی میزدند و تمام گفته های میلتون فریدمن و فردریک فونهایک در ایران اجرا میشد در رابطه با همین اصل 44 قانون اساسی که وطن فروشانه ترین و ضد انسانی ترین قانونی که توسط خامنه ای تدوین شد ( در سال 1382 ).
% 70 عملیات تروریستی در خارج ایران & انفجار های آرژانتین و ..... که باعث فراخوانده شدن 16 سفیر کشور های اروپایی از ایران شد همانطور که گفته شد فراماسیونر هایی مثل بهنود و نوریزاده می خواهند اینطور تلقین کنند که این گونه عملیات ها کار یک گروه خودسر بسیار بسیار مرموز در وزارت خانه بود و طبق معمول % 9/99 افراد مشغول در انجا به قول این آقایان افراد وطن پرست و .... هستند که باعث اشمزاج هر فرد دارای نیروی تفکر و تعقل است امیدوارم مردم کمی به مطالعه تاریخ بپردازند که مجبور به تکرار آن بصورت تراژدیک باشند مثلا اگر بخواهم حرف خودم را راحت تر بگویم به یک نمونه اشاره میکنم سیروس ناصری که 10 سال نماینده جمهوری اسلامی در دوران سیاه میرحسین و اکبر شاه بود و الان در زندان است البته بدستور احمدی نژاد مدام در جلسات حقوق بشر در ژنو تماتم جنایات رژیم را توجیه می کرد و قتل هایی مثل کاظم رجوی - شاپور بختیار – فریدون فرخزاد را لاف پوشانی میکند طنز روزگار ما این چنین است که سیروس ناصری با یک قرارداد نفتی با دیک چنی ( بقول برخی از این ساواکی های در تلوزیون پارس و ..... که برای آزادی ایران بقول این جماعت کرکس صفت اهورایی به او و سی آی ای دخیل سبز بسته اند ) تنظیم کرد که بعد ها متن این قرار داد لو رفت و او بزندان افتاد .
البته اتفاقات ناگواری نیز در چپ ایران مثلا مرگ نابهنگام منصور حکمت و انشعاب در حزب کمونیست کارگری ایران و انشعاب در کو مه له و تشگیل سازمان زحمتکشان و جدایی عبدالله مهتدی از حزب کمونیست ایران که باعث شکاف هایی در بدنه احزاب مارکسیست لنینسیست شد البته انها در تمامی تظاهرات ها با هم هستند که این خود نقطه هر چند امیدواری کمی را برای ما بوجود می اورد .
البته باید انتظار آن را داشت که به مثابه انقلاب بهمن 1357 که کارمندان ساواک نیز در تظاهراتها شرکت مجستند و بعد از تشکیل وزارت اطلاعات توسط سعید حجاریان اصلاح طلب خود جزئی از آن شدند را داشت .
البته باید خیزش های عظیم مردم جامعه ایران را به فال نیک گرفت البته این خیزش ادامه خیزش دانشجویان مارکیست در سال 1386 و 18 تیر 1378 و قیام مردم اسلام شهر در سال 1374 & تظاهرات های مشهد – شیراز – اراک – قزوین و ... در سال 1371 و شورش های مربوط به تقسیمات کشوری در زمان خاتمی که بنظرم هیچ کدام در رسانه های اپوزیسیون منتشر نشد مثلا در سمیرم و ... و البته اصلاح طلبان حکومتی سئوال می کنند که شما در طی 8 ماه اخیر کجا بودید ؟
البته برسم احمدی نژاد که استاد جواب دادن به این گونه از سئوال هاست من هم می گویم که شما در طی این 31 سال کجا بودید ؟
لطفا جهت اطلاع از موضع حزب جوابیه ای هم برای من ارسال کنید
*پایان قسمت دوم*
زنده باد حزب سوسیال دمکرات ایران
یکی از هواداران حزب سوسیال دمکرات ایران
|