Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

طامات تا به چند و خرافات تا به کی ؟



آريوبرزن داريوش

ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می

طامات تا به چند و خرافات تا به کی ؟ حافظ

اخيراً همۀ رسانه های گروهی جمهوری اسلامی وعده ای باصطلاح تاريخ نگار مزدبگيرعمامه بسران حاکم والبته دست پرودۀ مکاتب استالينی ـ لنينيستی درنقش آتش بياران حکومتی ومشتی فيلمساز فارغ التحصيل فيضيه وديگرحوزه های مفعول پرور تاريخ هزاروچهارصدسالۀ حکومت اسلامی ، دوباره رويدادهای تاريخی دوران پادشاهان پهلوی را نشانه گرفته اند وبه اين بهانه با بغض، کينه ،ارائۀ اسنادی ساختگی و غيرواقعی و ساخت و نمايش صحنه های نادرست کوشش مينمايندهرآنچه که رضا شاه کبير ومحمدرضا شاه پهلوی برای اعتلا و پيشرفت مملکت به سمت ايجاد يک جامعۀ مدرن و امروزی پايه گذاشتند راوارونه نشان داده وهمگی آن تلاشها را با حب و بغض، درجهت انحطاط و بی هويت ساختن جامعۀ سنتی و مذهبی ايران انعکاس دهند و بدينوسيله اذهان مردم و بخصوص نسل جوان جامعۀ ايران را به فريب بکشانند.


ريشۀ اين فريبکاری ها و دروغ پراکنی ها ی کنونی، درتضاد بنيادين واستراتژيک هدفهای اين حکومت شيعی راديکال، سنتی وخشونت گرا و ضد ايرانی با پايه های اصلی سياست های سلسلۀ پهلوی برای ساختن يک جامعۀ عرفی مدرن ،سکولارو متکی برناسيوناليسم ايرانی يعنی تکيه برارزشهای اصيل اسطوره ای و فرهنگی تاريخ ايران، يعنی پدیده‎ای اصيل و اجتماعی با كاركردی خاص و ملزوم كه جامعه برای دوام و بقای خود در شرایط ويژه بدآن نيازمند بوده، به وجود آمده و رشد کرده و در ايامی دیگر، با کاهش تندی و شدت نياز بدآن آرام گرفته است،.اما هماره در اذهان عمومی جامعه به صورتی نهفته چون نيروئی پايدار برای روز مبادا برجای و پايدارمی‌ماند، بوده است.

بکارگيری مفاهيمی چون انقلاب قهرآميز از سوی خمينی و اعوان وانصارش بمنظور ايجاد باصطلاح «دنيائی نو»، ترويج روحيات تمدن ستيزبا غرب تحت پوشش سياست ضد امپرياليستی، تغييرريشه ای بافت اجتماعی جامعه باايجاد دگرگونی راديکال نظام مورد عمل آموزشی ، ترويج و اجرای غير انسانی پارامتر آپارتايد جنسی و قوانين مشابه آن، همگی ملقمه ای به عاريت گرفته ازاصول مورد اعتقاد و عمل دنيای کمونيستی وهمچنين جهان متحجرو بستۀ اسلام بوده است.

مجموعه ايجاد شده بنام جمهوری اسلامی درکشورمان ايران ، دراصل حکومتی است شکل گرفته، بر پايۀ تضاد مداوم و نهادين با اصول رايج دردنيای مدرن. گرچه به زعم عده ای ، رويداد اين فاجعۀ و فتنۀ انقلاب در ايران نيز همانند واقعۀ انقلاب بلشويکی سال1917 درحکومت تزاری روسيه و در ارتباط مستقيم با رشد پديده مدرنيسم و بحران حاصله ازتوسعۀ مدرنيته دارد، اما راه حل و پاسخی که با ايجاد جمهوری اسلامی برای حل اين بحران بطور معمول عرضه شد، حاصل و نتيجه ای بسيارغلط و نامربوط ببارآورد که همۀ ايرانيان از تبعات دهشتناک آن آگاه و متاثرند.

جهان کمونيستی همانگونه که تجربه شد البته و برابر اسناد تاريخی به موفقيتی برای خود دست نيافت، زيرا مردم تحت حاکميت آن دنيای پشت پرده درنهايت به آگاهی های لازم نائل و ديدۀ شان به جهان آزاد ونوع ديگری از جهان نگری گشوده شد. گذشت زمان پوچی، وعده های موهوم انقلابی وعوام فريبی پوپوليستی درجوامعی مانند «اتحاد جماهيرشوروی سوسياليستی سابق» و کشورهای اقمارش را بطور روشن به آن مردم به درستی شناسانيد ورفته رفته بيزاری وخستگی ناشی از عدم انطباق و تضاد وعده های بزرگ وبی پايۀ حکومت گران با آنچه که به ملت با پروپاگاند ارائه و عرضه مينمودند، عاقبت خستگی و دلزده گی ازآن انقلاب ايدئولوژيک و نالازمرا درآن ملتها به وجود آورد.

نگاهی به وضعيت کنونی حکومت اسلامی با نسلی جوان، آگاه وحق طلب که هيچيک از آرزوهايشان در تداوم اين رژيم ديکتاتوری تحقق نيافته و ازدروغ بافی ها، ناتوانی آشکار وعدم کفايت سردمداران بی لياقت در ادارۀ امورکشوربسيارصدمه ديده و به ستوه آمده، وبدينجهت آيندۀ خود را درسيستمی دمکراتيک سکولارو مبتنی بر ارزشهای انسانی مورد پذيرش جهان امروز ميبيند، و نوع ديگری ازحکومت و حکومتگران را در کشور ميطلبد.

من يقين دارم به همان دلائلی که نظام شوروی سابق موفق به ادامۀ وضعيت حکومتی آن سيستم در جامعۀ آنروزين خود نشد، رژيم ايدئولوژيک شيعی حاکم بر ايران نيز محکوم به شکستی فاحش و محتوم بهمان طريق است.اگرعاقبت و سرانجام نظام کمونيستی به نابودی آن انجاميد، اما در زمان موجوديت خود، توانست دنيای سرمايه داری غربی را وادر به ليبرال شدن سيستمهای اجتماعی و اقتصادی خود به نمايد اما توانائی جمهوری دستاربه سران حاکم بر ايران در اين دوران سی ويک ساله، فقط در امکان بی اعتبار ساختن باورهای دينی و اسلامی و گريز مردم از «دين خوئی» و «راديکاليسم مذهبی» بوده است.

احساس خطری که امروز باورمندان نوانديش جديد دينی چون گنجی ، سروش ، کديور،مهاجرانی و ديگرياران آنها مينمايند و تلاش پيگير ايشان برای نوسازی بنياد های پوسيده و کهنۀ مذهبی،ريشه از درک آنها ازوقوع اين واقعيت و رويداد تاريخی يعنی گسترش و توسعۀ بيزاری ازباورهای دست و پاگيراعتقادی وپايبندی مفرط به مجموعه های کهنۀ موروثی و سنتی در ارتباط با خالق و مخلوق دارد که امروز بطور جزمی وتکليفی توسط ملايان حاکم درجامعۀ ايران مورد اجراو عمل قرارميگيرد.

بايد بدرستی بيان کرد، که هدف غائی سردمداران رژيم و آن کسانی که با نام مستعاراصلاح طلبی به پشتيبانی ازحکومت جمهوری اسلامی مشغول اند، هماره وجود اين نگرانی دائمی است ،که اگراين رژيم ساقط شود وکاربه انتخاب مردمی و آزاد درتعين نوع سيستم حکومتی آينده بکشد، شانس بازگشت نوع حکومتی گذشته «پادشاهی» البته در اولويت قراردارد.

اين نگرانيهای فرضی و احتمالی دارودستۀ حاکم درکشورو بخش خارجی آنرا اکنون به اتخاذ اين سياست مزورانه سوق داده است، که با هروسيلۀ و ابزار ممکن به سياه نمائی واشاعۀ دروغ و جعليات برای تشويش و انحراف اذهان نسل آينده از درک واقعيات آن روز ايران به پردازند.

شعبۀ برون مرزی اعوان و انصارمنديل بسران درکشورنيز اکنون همۀ مقدورات و توان خويشتن را تجهيزکرده اند تابه اصطلاح ضمن تخريب چهرۀ سياسی شاهزاده رضا پهلوی ازميزان محبوبيت اوبه خيال خود بکاهند. غفلتی که دراين ميان به روشنی مشهود است، عدم وقوف اينگونه عوام فريبان به وجود آن تاريخ شفاهی و اصيلی است که بدون واسطه ، تحريف و آميخته با نادرستی و فريب، سينه به سينه از پدران به فرزندان و نسلهای آينده ايران منتقل ومعيارقضاوت اصلی و تصميم گيری ملت قرارميگيرد.

واعظان غيرمتعظی که با عجله و شتاب اسناد مجعول برای فريب ملت ايران نسبت به آن دوران را فراهم ميسازند، غافل اند که آنچه را که با بی صداقتی در بوق و کرنا کرده و به عنوان نارسائی هاو فساد دوران پهلويها جارميزنند، خود از ارائۀ و تامين آن کمبودها بزعم خودشان به مردم ناتوانند.

منافع انعکاس و اجرای اين کارزارناجوانمردانه بر عليه حاکميت گذشته درقالب کتاب، فيلم و نمايشنامه حداقل آينستکه موجبات ايجاد پروسۀ پرسش و پاسخ روشنگرانه و بحث واقعی و غيرواقعی بودن ادعای مطروحه در اين اسناد ساختگی درعرصۀ مباحث خانواده ها وبا شرکت کهنسالان و مطلعين به تاريخ اصيل ونسل جوان و جستجوگر ميانجامد که نهايتاً به انباشت بيشتر حجم بی اعتمادی به تبليغات مردم فريب و روسياهی اين جماعت دروغ پردازو مغرض خواهد انجاميد. محصولات عرصه شدۀ تبليغاتی رژيم عمدتاً برارائۀ دلائل و تحليلهای پوپوليستی و فاقد منشا تاريخی وعلمی است. تا کنون آنها، هيچگاه برای قضاوت عمومی، اسنادی منتشرنکرده اند که حاوی مقايسۀ مثلاً صحيح آماری عملکرد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دو رژيم « پهلوی و جمهوری اسلامی» باشد. زيرا ارائۀ اينگونه مدارک شکست فاحش و چشمگيرحکومت ملايان را درعمل و بطورعلمی و مستند به مردم نشان داده وصحت بی کفايتی آنها را رسماً به اثبات خواهدرسانيد.

برای حکومتی که فاقد هرگونه وجاهت وپذيرش مطلوب درعرصۀ ملی و جهانی است. برای رژيمی سرکوبگر ، ضد مردمی، که ندای آزادی خواهی ملت را به خاک و خون کشيده ، جوانان را به زندان افکنده و به خاطر دگرانديشی به چوبه های دار ميسپرد، برای مجموعه ای سياسی متکی برايدئولوژی مذهبی ومروج بنيادگرائی که به هويت و ارزشهای ملی ايرانيان بی اعتناست، تنها يک راه باقی مانده است، و آن سرفرودآوردن به خاستگاههای مردم ايران وتامين زمينۀ انتقال بدون خونريزی و مسالمت آميز قدرت به ملتی است که درآستانۀ قرن بيست و يکم نقش ديگری برای خود و سرزمين شان به جز آنچه حکومتگران فعلی برايشان رقم زده اند طلب ميکند و خواهان سيستم سياسی اجتماعی ديگری هستند.

توسل به دروغ،ريا وتبليغات بی پايه واقدام به مردم فريبی و مقايسه های نامربوط و سياه نمائی نه تنها مفروملجائی برای نجات حکومتيان فراهم نخواهد ساخت،بلکه آنها رادرمرداب خودساخته شان بيشترفروخواهد برد وموجبات بی اعتباری و نفرت بيشتری برايشان فراهم خواهد نمود.

سردمداران حکومتی بايد به سرنوشت رژيمهای توتاليتروخودکامه در جهان به درستی بنگرند و بيآموزند که ادامۀ اين راه آنان را به «ترکستان» تاريخ خواهد برد. ملايان قدرت طلب بايست انديشه کنند که تاريخ زباله دان ندارد و هرآنچه که آنها اکنون دربرابر مردم بانجام برسانند عاقبت ازسوی ملت بهمان طريق بخودشان باز خواهد گشت. برای جلوگيری ازوقوع اين وقايع ناخوشآيند ، نامطلوب و خشونت زا، برگشت بسوی خواسته های ملت واطاعت از رای و ارادۀ ملی مردم ايران تنها طريقی است که حاکمان فعلی برای نجات خود وکشوردر پيش روی خودداشت.

دوشنبه بيستمين روزازماه ارديبهشت 2569 ـ تارنامه نگارنده: rudaruish@googlemail.com

]

برگشت

letzte Änderungen: 17.5.2012 14:27