|
از:فرهنگ
"...هرگز شاهد حرکتی موفق از سوی اپوزیسیون خارج کشور در راستای آزادی مردم از شر جمهوری اسلامی نبودم!"
به نام ایران!
درود بر شما ای ایرانی
بر شما که همرزم مایی!
من یک ایرانی، یک هموطن شما در داخل کشور هستم. یکی از همان هموطنانی که همواره در پیام ها و مصاحبه های خویش در کانال های رادیوئی و تلویزیونی ماهواره ای اعلام می دارید که مشتاق کمک به آزادی آنان و ایران از چنگ رژیم سفاک جمهوری اسلامی هستید. یکی از ایرانیانی که سی و دو سال در زیر انواع فشارهای اجتماعی، اقتصادی و بعضاً سیاسی رژیم پوست انداخته و اینک چون پولادی آب دیده شده است.
اگر نگویم از فردای انقلاب اسلامی، ولی به یقین نزدیک به یک دهه است که با گسترش شبکه های ماهواره ای همواره شاهد و گیرنده ی پیام های گوناگون شما و حتی سایر گروه های اپوزیسیون در خارج کشور بودم. ولی متأسفانه باید بگویم که غیر از سخن، هرگز شاهد حرکتی موفق از سوی اپوزیسیون خارج کشور در راستای آزادی مردم از شر جمهوری اسلامی نبودم! می دانم نیاز به پرسش ندارد زیرا خود آگاهید که چرا علیرغم تمام تلاش های شما و سایر گروه های اپوزیسیون طی سی و دو سال گذشته نتوانسته اید در مبارزاتتان برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به پیروزی رسید. یکی از روشن ترین دلایل وجود گروه های سیاسی متعدد و تنوع عقیدتی و در اصل پایبندی شما و گروهتان به عقاید گروهی خود و نداشتن تحمل سخن مخالف هست! بلی درست شنیدید سخن مخالف! چون در آن صورت تفاوتی چندان با رژیم کنونی ندارید! جمهوری اسلامی هم تنها به حذف مخالف می اندیشد! تا زمانی که باور نداشته باشیم که مخالف ما هم حق حیات و سخن دارد بعد هم داعیه دموکراسی در مبارزاتمان را داشته باشیم، یقین کنید که هرگز به سر منزل مقصود نخواهیم رسید! زیرا که مبارزاتمان بر پایه ی دموکراسی بنا نشده و اندیشه ی ما اندیشه ای دموکرات نیست! در نتیجه جمهور مردم هم از آن تابعیت نخواهند کرد و گروه ما هرگز پشتوانه ی مردمی لازم برای مقاومت در برابر توان و قدرت سیاسی و ثروت جمهوری اسلامی نخواهد داشت و همواره با شکست روبرو خواهد شد.نیز، اکنون وقت ماهی گرفتن ازآب گل آلود نيست ومطرح کردن مسائل درمورد نوع گرداندن کشوردرآينده ويا مسائلی که موجب گسستگی ملی ونه همبستگی ملی ميگردد، جزهيزم به آتش رژيم اسلامی ريختن ثمری دیگر ندارد!
نزدیک به یک سال و اندیست که سازمانی تحت عنوان نهاد مردمی به قصد ایجاد اتحاد و همبستگی اپوزیسیون داخل و خارج کشور و به عنوان جایگاهی برای امکان ایجاد گفتگو بین گروه های مختلفمخالف رژیم جمهوری اسلامی اعم از فردی و سازمانی تشکیل شده است. در طی این زمان بیش از 3400 ایرانی از سراسر جهان که نیمی از آنان از داخل کشور هستند، بدین نهاد پیوسته اند و این در حالیست که تنها سه سازمان یا گروه سیاسی عضو آن شده اند! علت چیست؟ آیا تنها این سه سازمان براساس اندیشه ای دموکرات بینانگزاری شده اند؟! اگر خیر، پس چرا شما و سازمان یا گروه سیاسی متبوعتان بدین سازمان نپیوسته اید تا براحتی با مردم ایران و سایر گروه های سیاسی گفتگو کنید؟
اطمینان دارم اگر قیاسی بین میزان پیوستن اعضا طی یک سال گذشته به نهاد مردمی و گروه یا سازمان خود انجام دهید بی شک اذعان خواهید داشت که این سازمان حداقل در عضوگیری بهتر از شما عمل کرده است! چرا؟ پاسخ روشن است! زیرا ایرانیان دریافته اند که 1. نهاد مردمی جایگاهیست که توانایی امکان برقراری فضایی برای گفتگوی شفاف و صادقانه و ایجاد همصدائی در بین آنان را دارد. 2. هدف این سازمان به روشنی بیان شده که سرنگونی رژیم جمهوری اسلامیست. 3. پنج اصل بنیادین آن، تصویر روشنی از وضعیت فردای ایران به ایرانیان ارائه می دهد. 4. ساختار این سازمان از پایین به بالاست! یعنی از دل مردم برخاسته و دقیقاً همجنس آنانست و به قول معروف: سخنی که ازدل بر آید / لاجرم بر دل نشیند!
چندیست که نهاد مردمی، طرح کلان خود را به عنوان راهکاری برای پیشبرد مبارزات مخالفان رژیم و تشکیل شورایی ائتلافی با حضور گروه های مختلف اپوزیسیون در داخل و خارج کشور و به منظور وحدت قوای مبارزان علیه جمهوری اسلامی مطرح و پیشنهاد کرده است. از طرفی، هم اکنون تمامی ما ایرانیان شاهد وضعیت خطیر سیاسی و اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه هستیم و می دانیم که با گذشت هر ثانیه کشور عزیزمان ایران و هموطنانمان بیش از ثانیه ی گذشته در منجلاب نابودی که تنها دسترنج سی و دو ساله ی رژیم آخوندیست فرو می روند. آیا باز هم باید تنها بر خواسته های فردی خود که در این زمان ثمری به غیر از تفرقه افکنی بین نیروهای اپوزیسیون ندارد بیاندیشیم تا سرانجام تنها پیروز میدان حکومت جمهوری اسلامی باشد که چیزی غیر از نابودی ایران و ایرانی را در اندیشه ندارد؟ در این زمان که هر ثانیه ی آن مساوی با بخار شدن آخرین قطرات امید در دل هموطنانمان برای نجاتشان هست، آیا باز هم می خواهیم تنها به خود و پیروزی سازمانمان بیاندیشیم؟ یا آنکه به مردم و خواست آنان توجه کنیم؟
اینک تنها یک بار از شما می پرسم: آیا وقت آن نرسیده که شما هم به پشتیبانی از ایرانیان و مردمی که مشتاق آزادیشان از ظلم و ستم جمهوری اسلامی هستید به شورای ائتلافی پیشنهاد شده در طرح کلان نهاد مردمی یا بهتر بگویم طرح پیشنهادی مردم ایران بپیوندید و با آنان یک صدا و یک زبان شوید؟ و نیز، برای همیشه بیان می کنم: خواهشمندم اگر حاضر نیستید که در کنار مردم در این جایگاه با آنان گفتگو کنید و مبارزه با رژیم اسلامی را همدوش آنان ادامه دهید و اگر در این تصور هستید که در فردای ایران حتماً تنها غیر از شما و گروهتان فرد دیگری حق سخن و جایگاهی نداشته باشد، حداقل لطف کنید به حرمت ایران و ایرانی سکوت اختیار کنید! زیرا در فردای ایران تنها مردم ایران هستند که حق سخن، انتخاب و جایگاه دارند! ایرانیان بیش از یک قرن است که به منظور دستیابی به دموکراسی و آزادی مبارزه کرده اند و اکنون یقین دارم که وقت آن رسیده که من و هموطنانم به حقوق انسانی اولیه ی خود که همان آزادی و حضوری دموکراتیک در جامعه است دست یابیم.
در خاتمه لازمست بگویم که من، یک ایرانی، اگر به نهاد مردمی پیوستم تنها بدین دلیل بود که کلامش را کلامی برخاسته از نهاد مردم ایران یافتم! امیدوارم بدانچه که به عنوان یک ایرانی و هموطنتان بیان کردم، بخوبی بیاندیشید! هموطنی که اینک دستش را برای یاری به سوی شما دراز کرده و از شما خواستار همدلی و همکلامیست!
پیشاپیش از لطف و توجه شما به حرف دلم سپاسگزارم.
جاوید باد ایران
زنده باد ایرانی
پاینده باد آزادی
7 آبان 1390
فرهنگ
|