Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

فرتور:پاریس
ششم بهمن ۱۳۸۸ خورشیدی

گزارش جنبش

نعمت آزرم
Fri / 29 01 2010 / 20:15
nemat.azarm@gmail.com


در میهن ما دو جبهه رویارویند
هر یک به زبان خود سخن می‌گویند:
خلقی که سِلاحش سخنِ آزادی ست
جمعی که به قتل، چاره‌شان می‌جویند!

این جمع، اجیرِ دینمداری پستند
از ترس کنند خون بپا تا هستند
زودا که بدانند که درمانده شدند،
وامانده اسیر و فقهاشان جَستند!

و آنان که کنون به جان هم افتادند،
در گفتنِ بیش و کم زهم، استادند،
هَمجُرم و جنایتند از خرد و بزرگ،
ویرانگر این بوم و بَر و بنیادند!

آدم‌خور دیروز سخندان شده است
در جلدِ "نواندیشِ مسلمان" شده است
دیوی ست که " انگشتریِ" آزادی،
کرده ست در انگشت و "سلیمان" شده است!

پنداشته خلق جملگی کور و کرند
وز آنچه گذشته سال‌ها بی‌خبرند
غافل که هزار شاهد زنده هنوز،
با زخم شکنجه‌هایشان دادوَرند

جمعی که کنون شدند آزادی خواه
سر تا بُن کارنامه شان هست سیاه
دست و قلم و زبانشان آلوده ست،
سیما و صدایشان به خوبی ست گواه

این شیر جوانان که به رزم آمده‌اند
این نیست که سرخوشان به بزم آمده‌اند
برکندن بنیاد تبه کاران را،
با عهد درست و عزمِ جزم آمده‌اند

فرداست که کارورز و بازوی دِرو
پر شور دهند رزم را چهرۀ نو
وآنگاه فقیه و اهل بیتش بینند،
نیروی سپاهی و بسیجی: به دو جو!

همپوی شود جبهۀ فقر و فرهنگ
در پیش درفش شیر و خورشید به چنگ
ایران شود آزاد ز بیداد و دروغ
گیتی شود آسوده ز هنگامه و جنگ

آزادی و داد، خلق را راهبر است
رهبر به میانِ مردمِ رهسپر است
در پویش رزم، رهبری می‌بالد،
پیداست، اگر نهانْ کنون در نظر است

جنبش نه برای این و آن جوشیده ست
از چشمه رنج همگان جوشیده ست
زین بیش اگر نشانی اش باید داد:
از سینۀ خاک " خاوران" جوشیده ست

جوشیده ز رنج و خشم و اشک پدران
در سوگ دو نسل دختران و پسران
از غیرت نسلِ دیدهْ توهین و تفنگ
در چنبر اضطراب عمرش گذران

پایان نبرد هست روشن چون روز
فرهنگ شود به جهل بی‌شک پیروز
هر چند خلیفه چاره‌ها اندیشد
دیروز شکست می‌خورد از امروز

مردم به حقوق و دین برابر با هم
کرد و عرب و ترک برادر با هم
با داشتنِ شناسۀ ایرانی،
ساماندۀ مملکت سراسر با هم

آزاد جدال کفر و دین را دیدن
بر ریش سفیه یاوه گو خندیدن
در بین خدا و خلق، بی‌واسطه‌ای،
هر چیز به سنجۀ خِرد سنجیدن!

بی هیچ گمان سپیده مان می روید
ز آیینه غبار تیره را می‌روبد
خورشید در آسمان‌مان می‌خندد
گُل باز شکوفه می‌زند، می‌بوید

گزارش جنبش

نعمت آزرم
Fri / 29 01 2010 / 20:15
nemat.azarm@gmail.com
در میهن ما کنون زمان منفجر است

برگشت

letzte Änderungen: 17.5.2012 14:27