|
از : ح-ک
اتحاد نا مقدس. در نیویورگ ،در میان ایرانیان و مراسم رژه سالانه نوروزی چه میگذرد ؟
اين روز ھا ھوای نوروزی ھمانند سالھای پيش در شھر نيويورک شور و حال تاريخی ھشت سال گذشته را ندارد. چه
ھمه ساله در اين روز ھا، بود که سيل آگھی، ايميل و دريافت کمک ھای مالی از ھمه نقاط، دست اندرکاران برگزار
کننده رژه ايرانيان در روز ھای نوروزی را بخود مشغول می داشت!
حال چه شده است، چه شده است که امسال شور و شوق سالھای پيش چنين بی اثر و به بيھودگی رسيده است؟
سالھا بود که ايرانيان و غيرايرانيان رژه با شکوه جشن ھای نوروزی را که به ھمت ايران دوستان و ميھن پرستان در
ناحيه منھتن نيويورک برگزار می شد را شاھد و نظاره گر بودند.
سالھا بود که در کوران تدارک و ھمچنين پس از پايان رژه، حرکت گروه بنيان گذاران که با سعه صدر و بدون ھيچ
توقعی آستين بالا می زدند و برای نشان دادن کيان ايران و ايرانی ، شادی و خوشی که گوھر اين جشن ھا است را به
جھانيان می شناساندند قدردانی کرده و آنرا می ستودم.
واقعيت اين است که ھشت سال پيش چھار خانواده ايرانی برای بزرگداشت ملی به اين کار بزرگ ھمت گماردند و پايه
اين جشن ملی را برای بار نخست در يک کشور بيگانه بنياد نھادند، ولی شوربختانه پس از مدتی که فرو شکوه جشن
در پی اميال شخصی از آن گروه جدا شد و برای خود « رضا زاده » ھا و رژه نمايان شد، يکی از چھار خانواده بنام
تشکيلاتی جديد ايجاد کرد و حرکت ملی گرايانه که به روح ھمبستگی ايرانيان در غربت معرف بود را به يک شکاف
تبديل کرد. ولی ھمچنان سه خانواده ديگر با برنامه مشخص رژه را ھرسال به شکل آبرومندی و با ھمياری پليس
نيويورک در يک روز و طی يک برنامه از پيش تنظيم شده منتھا با فاصله دو گروه رژه برگزار می شد.
از ھمان سال ھايی که اين تفرقه ايجاد شد، زمزمه ای شنيده می شد که جناحی باور داشتنداز اجرای اين برنامه می
توان به سودی تا ۵ ميليون دلار رسيد. واقعا که شرم باد بر اين انديشه ھای انيرانی! شايد ھم به ھمين دليل نغمه جدای
ساز کردند.
ناگفته نماند که گروھی از مردم ناظر، بطور آشکار و نھان اين دوگانگی را خوش نمی داشتند و خواست آنان يک
پارچگی بود. بالاخره در سال ٢٠٠٨ طی نشستی اين پيوند انجام شد. درحاليکه نيت گروه جدايی افکننده (رضا زاده) با
نيتی پليد ولی گروه اصلی بنيانگزار با نيتی صادقانه با اين پيوند موافقت کردند. ھمان ترتبيبی که انيرانيان خودمحور در
گروه ھای ديگر ھم ھمين پس فکری را يدک می کشند.
که از بنياد گزاران بودند بعد از مدت ھا رقابت و حتا کينه توزی با ھمديگر ناگھان « رضا زاده » و « اسدی » دو خانواده
دست دوستی دادند. در حاليکه دو خانواده ديگر از بنيانگزاران اصلی را درکنار خود نداشتند و از آنان اسمی در ميان
نبود. قرار بر اين بود تاثمره اين نشست و توافق وتھيه و تنظيم اساسنامه جديد آن باشد که برنامه ھای پراکنده قبلی
شکل تازه ای بگيرد و اين پديده ملی پر رونق تر بکار خود ادامه دھد. ولی اين تصميم در سال ٢٠٠٩ به دلايلی که
شايد ريشه در خودمحوری و نيت ھای پشت پرده داشت تحقق نمی يابد و اجرای خواست پيشين در سال ٢٠١٠ آنھم با
رنجش ھای بسياری که برای آن دو خانواده بنياد گزار ديگر فراھم می کنند انجام می شود. البته سعه صدر و از خود
گذشتی آن دو خانواده موجب می شود مانعی در سر راه خود احساس نکنند. البته لازم به يادآوری است که برنامه
گزاران فعلی بصورت موقت انجام وظيفه می کنند. قرار می شود اساسنامه جديدی با يک مديريت جديد در يک مجمع
عمومی به تاييد برسد که باز ھم اين قول و قرار موکول به پس از اجرای رژه سال جاری ( ٢٠١١ ) می گردد!
چند نکته قابل ذکر است:
بصورت مادام العمر جزو ھيات امنا وبنيانگزاران « اسدی و رضا زاده » ١- در اساسنامه جديدناگھان دو خانواده
بنياد رژه قيد شده اند. مادام العمر بودن نه تنھا يک اشکال قانونی پيدا می کند، گذشته از آن باز ھم نام دو
بنيانگزار ديگر که از موسسين ھستند ذکر نمی گردد.
اخيرا در جلسه ای که از سوی تجزيه طلبان در ماه جون ٢٠١٠ در واشنگتن ،« رضا زاده و اسدی » ٢- آقايان
(دی سی) تشکيل شده بود شرکت داشته اند.!! بايد پرسيد، آقايان قسم روباه را بپذيريم يا دم خروس را؟؟ اگر
شما در پی ھمبستگی ونشان دادن شکوه ايران ھستيد، چرا در جلسه جدايی طلبان شرکت ميکنيد؟
٣- طبق ماده اول اساسنامه جديد، اجرای برنامه رژه ايرانيان بايد در ھفته سوم يا حد اکثرھفته چھارم ماه مارس
برگزار شود، در صورتی که در سال جاری ميلادی، بناست رژه در روز دھم آپريل برگزار شود. لازم به ياد
آوری است که تا اين لحظه گروه موقت به اعتراضات رسيده نيز توجھی نکرده است.
۴- طی يک آگھی به امضای خانمی بنام، بتی اماميان اعلام می شود که امسال بنياد رژه مبلغ ۶٠،٠٠٠ دلار
کسری دارد – معلوم نيست بودجه لازم چقدر بوده که کسری آن رقمی به اين درشتی ذکر می گردد. !!
درحاليکه ميدانيم کل بودجه سالھای پيش رقمی معادل دو سوم اين رقم بوده است.
AIC = American ) ۵- نکته جالب اينکه پس از پخش اين آگھی (به زبان انگليسی) ناگھان سروکله گروه نياک
وابسته به تريتا پارسی و ھوشنگ اميراحمدی)پيدا می شود و ضمن ھمدردی ) ( Iranian Council
درخواست می کند ايرانيان به سازمان رژه نوروزی کمک کنند. در ضمن تھديد می کنند اگر کمک نکنيد رژه
امسال برگزار نخواھد شد. ھمان شيوه ای که راديو تلويزيون ھای لس آنجلسی بکار می گيرند. !!
يک برنامه مردمی و ملی، ايرانی را آنھم ده روز پس « سود ۵ ميليون دلاری ببرد » ۶- آن انديشه ای که بنا داشت
و بازار سود دھی می کشاند. « دکان » از سيزده نوروز به يک کارناوال بی محتوا وبه يک
به چه ترتيبی با رژيم اسلامی ارتباط دارد؛ ( AIC = American Iranian Council) ٧- ھمگان می دانند نياک يا
آيا اين مقدمه ای برای جلوگيری از حضور پرچم شيروخورشيد وھم آغوشی با جمھوری اسلامی و به افتضاح
کشيدن يک کار ملی و تاريخی نيست؟ آيا اين اجرای نقشه پليد ھمان نيت پليدی نيست که در ھنگام اصرار به
ادغام دو گروه در سر يکی دو تن بوده است؟
نگرانی به افتضاح کشيده شدن رژه چندروز است مرا رنج می دھد، يکبار ديگر نام ايران با کار نابخردانه گروھی
دغلباز ووابسته به افتضاح شکانده خواھد شد و بيگانه ای که آن بيرون نشسته يکبار ديگر اين بيعرضگی را به حساب
ايرانی خواھد گذاشت. بنابراين:
از ھمه دست اندرکارانی که از روز نخست اين نھاد را بنياد نھاده اند تا بانی فرو شکوه ملی ايرانيان در
سرزمين آمريکا شوند به ويژه از آن دو خانواده ای که با سعه صدر و از خود گذشتگی در پی نمايان کردن
گروگان » کيان ايرانی بوده اند خواسته می شود که اينبار سعه صدر را کنار بگذارند و جلوی افتضاح يک
جمھوری اسلامی را بگيرند. « شبيه سازی » ديگری از نوع گروگان گيری و « گيری
از تمام دست اندرکارانی که خيال می کنند می توانند با بھره جويی از نام ايران، فر و شکوه ايرانی سود
پرستی و ماجرا جويی را پيشه کنند و در جھت اميال شوم جمھوری اسلامی که نھايتا محو کيان ايران است
خواسته می شود فوری کنار بکشند و کار ايرانی را به ايرانی بسپارند.
ح-ک
٩ مارج ٢٠١١
|