Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

گسترش هراس اعراب منطقه از ايران بنفع کيست؟


آريوبرزن داريوش

سياستهای بلند پروازانه و غيرشفاف هسته ای دولت جمهوری اسلامی، اعمال تدابير چندگانه، بی اثرو اعطای فرصت از سوی کشورهای غربی در برابر آنها، مالاً ممکنست منجر به دستيابی اين دولت ياغی و سرکش به سلاح خطرناک اتمی گرديده وموجب شود تا اين حکومت نه تنها به فرآيند قدرت ، پابرجائی و دوام حکومتی درصحنه داخلی دست يابد، بلکه اسباب استحکام اين دولت درعرصه سياسی خاورميانه گردد.



تبديل شدن دولت جمهوری اسلامی حاکم بر کشورمان به يک حکومت پرقدرت و غيرمسئول درمنطقه نهايتاً منافع اعراب و اروپائيان را دراين بخش از جهان درمعرض تهديد جدی و موثر قرارخواهد داد وتوازن معادلات استراتژيک دراين بخش از جهان رابسيار ناپايدار خواهد نمود. بسيج توده های راديکال مسلمان درکشورهای اسلامی ودرپشتيبانی از سياستهای راديکاليستی و ايدئولوژيک حکومت ايران پارامتر ديگريست که درصورت قدرت يابی ايران بتدريج عيان خواهدشد، که درمحاسبات سياسی بايددقيقاً مد نظرگرفته شود.نتايج ارزيابی سران کشورهای عربی منطقه وآناليز رسانه های گروهی اين کشورها آنها را به نتايجی که ذکرشد رسانيده واداشته است، تا باانجام عمليات روانی و بکارگيری روشهائی بنام «ايران هراسی» ملتهای خويش را ازنقش خطرآفرين آينده ايران در منطقه بترسانند و برافزايش جو ضد ايرانی بطورعمومی بيآفزايند. پيشبرد و بکارگيری اين سياست يقيناً درعرصه داخلی کشورهای مذکور، اجازه تنقيداز عملکرد اين دولتها را از مردمشان سلب وشمشير داموکلس « تهديد بالقوه ايران » تداوم اعمال برنامه های خاص دولتی رابرايشان تضمين مينمايد. اگرچه بنظر ميرسد که حاکمان در ايران چالش امنيتی خود را حضور نظامی گسترده آمريکادرمنطقه خليج فارس وتهديدات اسرائيل درمنطقه ميدانند، اما توزيع حجمی قابل توجه ازاين تهديد و وحشت از سوی سياستمداران آمريکا وکشورهای ديگرکه درمنطقه دارای منافعی بوده و حضور نظامی دارند دربين سردمداران کشورهای عربی و توجيه اين امربرايشان که اگر امروز ايران تلاش ميکند که به قدرت هسته ای دست يابد، هدفش جزانجام تهديدات امنيتی وزورگوئی بر شما درآينده چيز ديگری نخواهد بود، آنان را وادارد تا با استفاده از ذخائر ارزی شان حاصل از فروش نفت و گاز به خريد و استقرار تسليحات تدافعی مدرن و گاه نامتجانس با موقعيت ژئواستراتژيک اين ممالک از غرب اقدام نمايند و منطقه دوباره درگیر مسابقه تسلیحاتی ديگری شود که البته منافع گسترده ای برای کشور آمریکا در برخواهد داشت و هزينه های تسليحاتی اين کشور درمنطقه را بنحو چشم گيری عملاً کاهش خواهد داد.مواضع رسمی و غيررسمی شيوخ و حاکمان عرب در منطقه و دررابطه با ترس از ايران وبيم از آينده را بخوبی ميتوان از بياناتشان در اينخصوص بدرستی دريافت. اگر چه ایران در تعریف تهدیدات خارجی ، کشورهای عربی ، به ویژه همسایگان حاشيه خليج فارس رااساساً تهدیدی برای خود قلمداد نکرده است ، امااظهارات غيرمسئولانه و پراکنده گوئی عده ای از مقامات ايرانی همانند سخنان اخير علی لاريجانی درکويت دراوائل ماه جاری وهمچنين نتايج بررسی تحليلگران سياسی درکشورهای عربی اين شرايط نامطلوب را فراهم کرده است. نبايد اين نکته را از نظر دور داشت که پيروی سنتی از سياستهای آمريکا و انگلستان ممالک عربی منطقه را بدين جمعبندی نادرست رسانيده است که چالش جمهوری اسلامی با آمريکا کافی است تا آنها نيزخود را درمقابله و مخاصمه با ايران ببينند.از طرف ديگر وجود نگرانی بهبود احتمالی روابط سياسی ايران با کشورهای غربی فاکتورموثر ديگری است که انجام پروژه ترس از ايران ميتواند بنحوی مانع تحقق و انجام احتمالی آن گردد. دليل ديگری که محتملاً دولتمردان عرب،همانند منديل بسران حاکم بر کشورمان از آن استفاده و بهره برداری مينمايد تصويرسازی وترسيم يک دشمن فرضی خارجی برای کشوراست، تا جامعه ومردم را به سمت مسائلی در خارج از مرزها وداشتن دشمن مشترک سوق دهند. این تاکتيک به تنهایی ميتواند بیانگر علت عمده طراحی و اجرای پروژه ترس از ايران بین دولت های عربی درمنطقه باشد. تحليل اخير آدام لاوتر، متخصص امور دفاعی درارتش آمريکا و درمقاله ای که در"نیویورک تایمز" انتشاريافته است، حاکی از وجود منافع و عوايدی غيرقابل تصوربرای ايالات متحده ودرصورت تداوم سياستهای فعلی جمهوری اسلامی و دسترسی اين کشور به سلاحهای غيرمتعارف دارد. او مينويسد: "درصورت تحقق اين امر آمریکا فرصتی بسيارطلائی می‌یابد که به فعاليتهای گروه‌های تروریستی سنی نظیر القاعده وطالبان خاتمه دهد. این عمل در واقع به دست خود دولت‌های عربی صورت ميپذيرد که خود را مورد تهدید حکومت شیعی ایران احساس ميکنند. زيرا آنها از ترس حکومت جمهوری اسلامی بیشتر به آمریکا تکيه کرده و به این جهت بسيار تلاش می‌کنند تا به مبارزات نیروهای راديکال سنی پایان دهند. پس از آنست که دولت ايالات متحده آمریکا مسئوليت اصلی دفاع و تامين امنيت منطقه‌ خاورمیانه را عهده دار شده و این فرصت را پيدا ميکند که سازمان اوپک (کارتل کشورهای صادرکننده‌ی نفت) را درهم شکسته و از هم بپاشاند تا موجب کاهش قیمت نفت گردد، نتيجه ای که بسیار به نفع آمریکا و اروپا تمام خواهدشد. اما در خصوص کشور اسرائيل که همواره از بهانه فرضی «عدم امنيت مرزهای خود» و تحت پوشش اين علت تمام مقاوله نامه های بين المللی و منشورشورای امنيت سازمان ملل متحد را ناديده گرفته است، اکنون فرصتی يگانه يافته است تا با تاکيد بر خطردسترسی ايران به سلاح هسته ای ،تمام دشمنی اعراب را متوجه اين کشور نموده و با چنگ ودندان نشان دادن و تهديد به حمله نظامی رضايت اعراب منطقه و دشمنان ديرين خود را کسب نمايد. درست است که با ساخت احتمالی کلاهکهای هسته ای و دسترسی به تسليحات غيرمتعارف توسط ايران تعادل نظامی و امنيتی را در اين منطقه از جهان بهم خواهد زد،اما تحقق اين واقعه چراغ سبزی برای بازگشت،حضورو نفوذ دوباره غرب و در راس آنها ابرقدرت آمريکا در اين منطقه حساس از جهان خواهد گرديد. که همواره آرزوی ديرين ايشان بوده است.

چهارشنبه ۲۸ بهمن ماه 1388ـ تارنامه نگارنده : rudaruish@sarbazan.org


برگشت

letzte Änderungen: 17.5.2012 14:27