Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

سناریو حفظ رژیم



انتصاب دورۀ دهم ریاست جمهوری ایران سناریوی ازقبل پیش بینی شده برای بقای رژیم ومشروعیّت دادن به آن بود؛ مدّت زمان طولانی است جناح های رژیم از لرزان بودن پایه های اساسی حکومت خود به وحشت افتاده اند؛ از نظر اقتصادی غرق در بحران، از نظرسیاسی درجهان منزوی و ازنظر داخلی به رسوایی خود به طورکلی آگاه هستند ، شاید سؤال برانگیز باشد و گفته شود پس چرا رژیم به بقایش ادامه می دهد. اولاً رژیم دارای وسایل اطلاعاتی همچون اینترنت و ابزار اطلاعاتی مدرن و قوی می باشد؛ برای مثال به وسیلۀ موبایل یا تلفن همراه کاملاً می تواند در زندگی روزمرّۀ هرکس که بخواهد وارد شود، از این نظرمی تواند وارد زندگی خصوصی همگان شود و آن ها را تحت کنترل خود قرار دهد و این در حال حاضر نقطۀ قدرت رژیم است که طبق آگاهی کامل از طریق این رسانه ها نیروهای خود را علیه معترضین ومخالفین قبل ازهراتفاقی سازماندهی می کند تا کنترل بر اوضاع را کاملاً داشته باشد چنان چه این ابزار از دست رژیم گرفته شود و آلترناتیوی که این ابزار راخنثی کند و در دست مخالفین باشد ، رژیم کنترل بر هر وضعی را از دست خواهد داد، و امّا برای رفع بحران خود، فشار و نفاق بر توده ها را کپسول اکسیژن نجات ازمرگ موقتی خود می پندارد. به طوری که شگرد جدید رژیم برای رفع بحران اندکی اقتصادی خود، هر معترضی را بدون مدارکی راهی زندان ها می کند و بعد با پرداخت مبلغ کلانی از راه وثیقه و ضمانت آن ها را آزاد می کند تا بدین گونه به خیال خود بتواند با تیری دو نشانه را بزند. اوّل معترضین را ساکت و در خود نگهدارد و دوّم، چند صباحی بتواند به عمرننگینش ادامه دهد .




چنان که قبل از انتصابات رژیم به خصوص جناح اصولگرا خود را برای اهداف پلیدش از قبل کاملاً آماده کرده و در بین حدود 475 کاندیدات رئیس جمهور، چهار مهرۀ اصلی رژیم و وفادار به سیستم سرکوبگر از یاران قدیمی را با فیلترشکنی به قیمت بقای نظام که برای سرکوب آزادی های مدنی و دموکراتیک مجوز را از احکام الهی صادرکرده انتصاب کردند و بقیۀ کاندیدات ها را طبق اطلاع کامل از زندگی خصوصی آن ها همگی را ردّ صلاحیت نمودند .

اعتراضات و تظاهرات مردم ایران ریشه سی ساله ازعمرننگین قانون شلاق ، قانون سنگسار، قانون جهل و خرافات و تواب سازی مخالفان به حکم شکنجه و آزار در شکنجه گاه های رژیم و شکستن شخصیّت مخالفان در انظار عموم با اهداف به وجود آوردن ترس و وحشت میان افراد جامعه ، قانون ترس و بی اعتمادی انسان ها نسبت به یکدیگر، قانون اعدام ، قانون فقر ، قانون تجاوز به دختران باکرۀ زیر 18 سال قبل از اعدام در زندان ها به خاطرافکارسیاسی، قانون نیروی کارکودکان و کارتون های کودکان خیابانی ، قانون سازمان دادن راهزنان برای دزدی وغارت اموال مسافران در جادّه های کردستان به احتمال قوی این بار در خارج از کردستان و استان های دیگر برای زمینه سازی سرکوب انقلابیون ، قانون گورهای دسته جمعی ، قانون جنایات جنگی ( جنگ داخلی و خارجی ) بدین معنی هرجنگی که برای غارت توده ها و افزایش سود و ثبات سرمایه شروع شود در کلیّت خود در حقیقت جنایت محسوب می شود، قانون وحشت و قانون ستمگران و 1001 قانون جنایت دیگر دارد، نه از کاندیدات دورۀ دهم انتصابات رئیس جمهور.

توده ها به مرور زمان بیشتر از جنایات سی سالۀ رژیم آگاه هستند و دست اندرکاران رژیم را عاملین فقر و سیاه روزی خود و بی اعتمادی نسبت به همدیگر وعقب افتادگی جامعه می پندارند و تمام جنایت های رژیم نسبت به آزادی خواهان را تماماً تشخیص می دهند ، مردم زجر کشیده وتشنۀ آزادی همیشه و هر زمان قدمی قبل از هر حادثه و واقعه برای اعتراض به این جنایات قرار داشته و دارند و به علت شرایط شدید سرکوب وخفقان وفشار اقتصادی زیاد فرصت چنان اعتراض دست جمعی را نیافته اند ، به طوری که شرایط عینی انقلاب را درک می کنند و متأسّفانه فاقد شرایط ذهنی انقلاب هستند به خاطر سرکوب شدید و ضعف اپوزسیون ونبودن رهبری انقلابی که بتواند کینه و نفرت توده ها را نسبت به رژیم برای انرژی انقلابی سازمان دهد ، مسائل تقلب رأی گیری دورۀ دهم انتصاب احمدی نژاد عاملی شد که توده ها که قدمی قبل ازهر واقعه قرار داشتند اعتراضات خود را بلافاصله بدون سازماندهی به صورت خودجوش دراعتراضات و تظاهرات خیابانی نشان دهند، این خود نشانۀ نفرت توده ها از کلیّت رژیم بود که فرصت طلبان و جانیان همیشگی رژیم برای حفظ بقای رژیم بعد از سی سال جنایت خود را مشعل دار تعرضات توده های زجرکشیده قالب زدنند.

همان طوری که از ابتدای به قدرت رسیدن رژیم همه ناظر اعمال ضدّ بشری آن بوده ایم ، از
انتصاب اوّلین رئیس جمهور بنی صدر به وسیلۀ خمینی که عقده های چرکین قدرتش را بر سرمردم
آزادی خواه کردستان با رمز حفظ تمامیّت ارضی فرو ریخت تا انتصاب احمدی نژاد به وسیلۀ
خامنه ای با رمز به نام خدا و دفاع از اسلام و شعار آن چه به خانه رواست به مسجد حرام است
برای تصفیۀ باقیماندۀ رقبای قدرت خود و یکدست کردن بی چون و چرای حکومت سرکوب و تحت فرماندهی ولی فقیه و ابزار سرکوبگرش، خودِ انتصابات از قانون اساسی این رژیم سرچشمه می گیرد و آبشخور تمام جناح های رژیم از اصول گرایان واصلاح طلبان وغیره می باشد؛ یعنی به طور مطلق در این قانون اندکی دموکراسی برای توده ها وجود ندارد و آن چه که می توان مشاهده کرد و توهم نداشت ، دستگاه های دولتی تماماً خراب و مورد هرج و مرج عدّه ای قلیل و مفتخور قرار دارد و برای چاپیدن و دریدن آن ها تنها دموکراسی مطلق و بدون چون و چرایی وجود دارد و آن چه میان تمام جناح های رژیم به فراموشی سپرده شده است منافع توده هاست پس اختلاف در این نیست که توده ها خواهان کدام کاندیدای رئیس جمهوری هستند که حافظ قوانین کهن و سرکوب باشد. مهم ترین اختلاف توده های ستمدیده با کاندیدهای منتخب شورای نگهبان و ولی فقیه در اینست که توده ها خود مستقلاً خواهان قانون نو و سیستمی هستند که کنترل برهمگان از درشت و ریز عادلانه داشته و دموکراسی ای که منافع آن ها را تأمین کند، نه این که تسلیم قانون کهن شوند و دوباره مهرسیاه روزی را به‌ سرنوشت خود بیازمایند. قانون کهن، قانون ستمگران وقانون شلاق است که باید به دور انداخته شود.

اصلی که پیروزی هرجنبش را تضمین می کند باید ضعف های گذشته را شناخت و از آن ها تجربه گرفت و این تجربه باید تبدیل به انرژی برای پیروزی آینده گردد ، دو دوره رئیس جمهوری خاتمی را نباید فراموش کرد با وجود این که حدود هشتاد درصد قدرت را در مجلس در اختیار داشتند و بیشتر پست های دولتی در اختیار آن ها بود، سرکوب ها بیشتر شد و قول و قرارها همه به باد فراموشی سپرده شد ، همگان باید این را کاملاً درک کنند ، در این رژیم استبدادی حفظ نظام و قانون اساسی به معنای مهر تأیید بر جنایت سی سالۀ این رژیم است ، همان طوری که تا به حال نشان داده شده است شعار حفظ تمامیّت ارضی به معنای سرکوب جنبش های مدنی و آزادیبخش دموکراتیک است که معمولاً در حکومت های استبدادی از این شعار برای بقای خود و "تفرقه بینداز و حاکمیّت کن" استفادۀ شایانی شده است .

سؤال این جاست آیا موسوی و یا هرمهرۀ دیگر اصلاح طلبان، از خاتمی بهتر خواهد شد یا بدتر؟

به نظر من ماهیّت موضوع را باید در ایدئولوژی و سیاست و عملکرد اصلاح طلبان در مدّت
این سی سال جستجو کرد نه در افراد آن ها ، اصلاح طلبی چیست ؟ به طورکلی عبارتست از تبلیغاتی که اشخاص در باره لزوم اصطلاحاتی می نمایند که مستلزم انهدام پایه های اساسی استبداد و طبقۀ فرمانروای قدیم نیست و با بقای این پایه ها دمساز است، همان طورکه آقایان موسوی و کروبی همیشه خواهان حفظ نظام و قانون اساسی آن و قدرت خود در این نظام استبدادی وغیر دموکراتیک هستند و درآغاز اعتراضشان تا به امروز ثابت کرده اند آن چه که آن ها به آن فکر نکرده اند تنها و تنها منافع توده هاست و می خواهند هم چون گذشته از نیروی توده ها نردبانی برای کسب قدرت خود استفاده کنند و از توده ها نردبانی صرفاً برای قدرت خود بسازند. کاندیدهای اصلاح طلبان که مدّعی پس گرفتن حق رأی مردم هستند، خود بیشتر ازقدرت توده ها درهراسند تا از قدرت استبداد مذهبی و می خواهند توده ها را از خطّ رادیکالیزم و نابودی رژیم
کاملاً گمراه کنند ، همان طوری که در مدّت چند روز تظاهرات مسالمت آمیز از خون جوانان و مردم بی دفاع، خیابان های تهران و سایر شهرهای بزرگ رنگین شد ، آقای موسوی به خوبی می داند و دراین شرایط فراموش کرده است در تمام قوانین بین الملل قانون دفاع از خود، حق طبیعی هر انسان وهرملتی است و چرا باید دراین شرایط که توده ها به این قانون احتیاج مبرمی دارند از جانب آقای موسوی محروم و به فراموشی سپرده شود و مردم را از قانون دفاع از خود، که قانون بین المللی است، گمراه ومحروم سازد !؟

کاندیدهای اصلاح طلب به خوبی می دانستند تظاهرات مسالمت آمیز در رژیم استبدادی به خاک و خون کشیده خواهد شد، زیرا خود درمدّت حاکمیّت رژیم هم قانون گزار و هم مجری قانون بوده اند ، محروم کردن دفاع از خود مردم معترض از نظر آن ها به معنای اینست که ای مردم معترض و بی دفاع بگذارید بر سنگفرش خیابان ها خونتان جاری شود تا مبادا دوستان دیروزآقایان و حتی یک لباس شخصی آزرده خاطر گردد! بدین گونه آگاهانه در جهت تضعیف قدرت مردمی و تظاهرکنندگان و تقویت استبداد می کوشند . گاه تظاهرات روز بعد را و آن چه خود نگفته اند را مانع می شدند، ولی وقتی که می دیند کار از منع آن ها گذشته است و حرف
آن ها مابین اکثرجوانان جوابی ندارد این به اصطلاح دموکرات ها با اهداف خود که حافظ نظام سرکوبگراست برای به انحراف کشاندن جنبش معترض مردمی و تسلیم کردن توده ها به افکارسازشکارانۀ خود برای حفظ نظام در تظاهراتی که خود دیروز منکر آن شدند و توده ها مستقلاً آن را ترتیب دادند ، شرکت می کند ولی غافل از آن که توده ها این بار تجربه دارند و جوانان خود پروردۀ این رژیم استبدادی هستند که ازدست ظلم و زور این رژیم پرپرشده اند و ازآن قطع امید کرده اند و این نیرو که حاصل پرورده رژیم است اکثراً از رژیم بیزارند و آن چه در عمل می بینند بیشتر باور دارند تا شعارهای بی محتوا و توخالی مهره های رژیم ، رژیم و کلیّت رژیم از این نیرو بیشتر درهراسند، زیرا مدّت سی سال است می کوشند مساجد را از این نیرو به دانشگاه تبدیل کنند و حاصل سی سالۀ رژیم با هوشیاری این نسل به فنا سپرده شد واین نسل هوشیارانه از رژیم و قوانین ارتجاعی آن گریزانند ، بی جهت نیست آقای موسوی می فرمایند فرزندان از پدر قهر کرده بودند ما آن ها را بپای صندوق های رأی آوردیم ، باید به آقای موسوی وهمفکرانش گفت در بسیاری از موارد زرنگی بیش از حد، باعث مرگ شده است و شما تا زمانی که به حفظ رژیم معتقد باشید توانایی رهبری توده ها را نخواهید داشت و باید پشت سر آقای احمدی نژاد سوره های ایشان را مرتب تکرار کنید، کاندیدهای اصلاح طلبان وقتی که می دانند درجنبش اعتراضی قیامی زودرس با شعارهای انقلابی و رادیکال زمینه ساز اعتلای انقلابی در راه بسیار نزدیکی قرار دارد ، کوشش خود را دو چندان می کنند و به شورای نگهبان وسایر ارگان های دولتی و دوستان قبلی خود قدرت به میدان آمدن مردم را به سیستم سرکوبگر گوشزد می دهند و اعلام می کنند به جای اتلاف وقت انتخابات را باطل کنند، چون ترس و وحشت آن ها از مردم به خصوص جوانانی که کلیّت رژیم درمدّت سی سالۀ حیات خود می خواست مساجد را برای آن ها به دانشگاه تبدیل کند به مراتب بیشتراز رژیم است .آن ها هیچ تضمینی برای انتخابات بعدی از خود نشان نمی دهند که انتخابات بعدی اگر انجام گیرد بدون تقلب یا از بد، بد تر خواهد شد که این نشان دهنده آنست که در پشت درهای بسته با جناح دیگر چیزهایی رخ داده است و بادی به مثابۀ تضمین پست هایی برای حفظ نظام و سرکوب مجدّد آزادی های دموکراتیک مردم از مشام آن ها عبورکرده است و قدم به قدم باید طبق روال عوام فریبانۀ سی گذشته اجرا شود .
در سناریوی انتصابات برای حفظ نظام و قوانین قصاصش برای فریفتن توده های زجرکشیده، اصلاح طلبان دوباره نقش برجسته را بازی کردند ، از ابتدا انتصاب چهار مهرۀ اصلی و دوست قدیمی رژیم که 30 سال است در تمام جنایت رژیم هم قانون گزار و هم مجری قانون بوده اند و دستشان به خون بهترین فرزندان ما آلوده است با سوگند حفظ نظام و فریب و سرکوب مردم از فیلتر شکنِ قانونِ قصاص، خارج تا نقش زیبای فریب توده ها در خدمت نظام را بازی کنند ، و اندکی از مردم مبارز و جوانان گرامی را به طرف صندوق های رأی جذب کرده تا مشروعیتی به رژیم بدهند و مدیریّت پشت صحنه را ولی فقیه و شورای نگهبان به عهده داشت و آن چه از قبل طرح ریزی کرده بودند مانند آب از کوزه بیرون ریخت ، تا توده ها را دلسرد و هراسان و شوکه و ناامید کنند بلکه با این تاکتیک عوامفریبانه سی ساله مدّتی به بقای خود بیفزایند . اگرآقایان کاندیدهای معترض رئیس جمهور نسبت به مردم و دموکراسی وفادارهستند و ریگی درکفش نداشتند، چرا
در اوّل نسبت به غیردموکراتیک بودن این به اصطلاح انتخابات در شرایطی که حدود 471
کاندیدات ردّ صلاحیّت شدند هیچ گونه اعتراضی نکردند و خم به ابروی خود نیاوردند؟!

از :شهاب گولالان

برگشت

letzte Änderungen: 9.2.2012 15:24