ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی
[h2 مصاحبه منتشرنشده هوشنگ امیراحمدی با خبرگزاری فارس
مشروح گپ وگفت چهار ساعته خبرنگار خبرگزاری فارس باآقای دکتر هوشنگ امیراحمدی استاد دانشگاه راتگرز امریکا و رئیس شورای آمریكائیان و ایرانیان
* آقای امیراحمدی! جنابعالی در آستانه سال جدید برای چندمین مرتبه طی دو سال اخیر به ایران سفر كردید. اگر امكان دارد درباره انگیزه و برنامههای این سفر كمی صحبت كنیم تا وارد بحثهای دیگر شویم.
هوشنگ امیراحمدی: سفر من به ایران شخصی است و به عنوان یك ایرانی به كشورم میآیم و هر ایرانی در وضعیت من كه پاسپورت و پول داشته باشد باید بتواند راحت تردد كند و محدودیتی در این زمینه نداشته باشد. اما اگر برخی ایرانیان نمیآیند به خاطر اینست كه مشكل مالی و یا امنیتی دارند و یا فکر میکنند دستگیر و یا ممنوع الخروج میشوند. بنده افتخار میكنم كه با وجود ۳۶ سال سكونت در آمریكا از نظر ملی- فرهنگی آمریكایی نشدهام و یك خط علیه ایران نگفته و ننوشتهام اما خیلی از افرادی كه اول انقلاب در ساختار حاكمیت و در نهادهای انقلابی از اعضای موثر بودند و ظرف سالهای اخیر به آمریكا رفتهاند، علیه جمهوری اسلامی و بعضا علیه ایران فعالیت میكنند. در طول دو سال اخیر من ۱۰ بار به ایران سفر كردهام و با بسیاری از بزرگان کشور دیدار داشتهام. فعلا رابطه ایران و آمریكا بسیار بد است و حامل هیچ پیام مهمی نیستم و قرار نیست پیامی هم از طرف ایران ببرم.
* به هر حال میدانید كه جریانی در كشور وجود دارد كه با سفر شما به كشور مخالف است و...
امیراحمدی: مخالفت برخی با من به خاطر مخالفت آنها با بهتر شدن رابطه ایران و آمریكاست و فكر میكنند من میخواهم رابطه سازی كنم؛ در حالیكه رابطه را دولتها میسازند. اینكه حضرت امام گفتند رابطه ایران و آمریكا رابطه گرگ و میش است، بر اساس شرایط آن روز گفتند اما زمانی كه رهبر معظم انقلاب در آغاز سال [۱۳۸۸] در مشهد سخنرانی كردند، نگفتند دشمنی ایران و آمریكا همیشگی است، بلكه گفتند آمریكا شعاری كه درباره تغییر داده در عمل نشان دهد و ما هم مقابله به مثل میکنیم. من هم همین نظر را دارم كه اگر رفتارها تغییر كند، رابطه ایران و آمریكا اصلاح میشود. اینكه میگویند من جاسوس CIA هستم، یك افتراست و قبل از همه اتهام به دولت ایران است چون اگر من مامور سیا هستم و به راحتی به ایران سفر میكنم، به معنای اینست كه دولت ایران خائن است كه به من اجازه سفر میدهد و اگر غیر از اینست كه اتهام به افراد بدون سند خلاف شرع، قانون و اخلاق است. من خود را یک ایرانی ملی میدانم و كشورم را دوست دارم و هیچ خیانتی هم نکردهام و گرنه با وجود دستگاه امنیتی قدرتمند جمهوری اسلامی كه توانست بدون كمك دستگاههای اطلاعاتی منطقه تروریستی مثل عبدالملک ریگی را به دام اندازد، هیچ وقت اجازه نمیدادند من به راحتی وارد كشور شوم و یا از آن خارج گردم. آنها که با آمدن من ایرانی ملی به کشورم ایران مخالف هستند باید بدانند که بعضا خارجیانی که در گذشته حتی در سازمانهای جاسوسی غرب خدمت کردهاند از ایران دیدن میکنند. اشكال كار اینست كه ایرانیها حتی ممکن است به خارجیها فحش هم بدهند اما اساسا غریبه پرست هستند؛ روسای جمهور و وزرای امور خارجه ما (مثلا) در شورای روابط خارجی آمریكا، كه رئیس آن رسما مخالف جمهوری اسلامی است، سخنرانی میكنند اما حاضر نیستند که در شورای آمریكائیان و ایرانیان كه یك ایرانی تاسیس كرده و بطور مداوم از منافع ملی ایران دفاع كرده است حضور یابند.
* با توجه به سختی راه و هزینه بالا و مشكلاتی كه برای سفر به ایران وجود دارد، وقتی شما وارد ایران میشوید، مسئولیت ایجاد درك درست بین دو ملت را رها میكنید یا نه در ایران هم این مسئولیت را ادامه میدهید؟ منظورم مسئولیتی است كه در شورای آمریكاییان و ایرانیان برعهده دارید.
امیراحمدی: اولا من میآیم تا خانواده، بستگان و دوستانم را ببینم و اصلا هم مسافرت به ایران مشکل نیست و فقط ۱۴ ساعت پرواز است و هزینه آن هم زیاد نیست. دوم اینكه الان هم كه با شما گفتگو میكنم در راستای كارم است. آمریكا درك غلطی از شما دارد و شما را سیاه میبیند؛ شما هم درك نادرستی از آمریكا دارید. روابط عمومی شما هم بسیار ضعیف است در حالیکه آمریکا یک روابط عمومی قوی دارد. من آنچه به شما در اینجا میگویم، به آمریکائیها هم در آمریكا میگویم.
* آمریكاییها درك اشتباه و سیاهی از ما دارند؛ حالا به نظر شما درك ما از آمریكا درست است یا نه؟ اگر غلط است بگویید كجا غلط بوده است؟
امیراحمدی: درك شما هم نادرست است. خیلی ساده که بگویم من فكر میكنم شما آمریكا را یكپارچه میبینید و میگوئید آمریكا جهان خوار است؛ شما همه آمریکائیها را با یک چوب میرانید. در حالیکه ما یک امریکا نداریم. امریکا کشور بسیار متنوعی است. حداقل ما میبایست از دو امریکا در ارتباط با ایران حرف بزنیم. یك آمریكا دشمن شماست و یك آمریكا دوست شماست. در واقع میتوان گفت كه این امریکای دوست شما با آنكه مانند هر ملتی دنبال تامین منافع ملی خودش هست، به منافع شما هم میاندیشد. این آمریكایی که دنبال منافعاش است ایراد ندارد بلكه آن آمریكا مشكل دارد كه دنبال منافع اسرائیل و اعراب و اروپا است و این آمریكاست كه دشمن شماست.
* آیا درك ملتهای دیگر از آمریكا درست است؟
امیراحمدی: من نمیخواهم درباره ملتهای دیگر صحبت كنم و بنا ندارم وارد موضوع ملتهای دیگربشوم.
* آقای امیراحمدی! شما اگر با مردم افغانستان و عراق صحبت كنید، آنها هم آمریكاییها را مهاجم و اشغالگر میدانند...
امیراحمدی: من نمیگویم اینگونه نیست، اما میخواهم بگویم كه مسئله ایران مسئله دیگری است. ببینید! ایران و امریکا با هم مسئله دارند، اصلا فرض کنید دشمن هستند. ما میدانیم که امریکا کشور بزرگ و قدرتمندی است. ایران هم کشور مهم فرهنگی-تاریخی است و به نوبه خود داری قوتهائی است، اما حتما منابع، امکانات و قدرت امریکا را ندارد. خوب شما با این دشمن میخواهید چکار کنید؟ جنگ و دعوا کنید یا سازش مصلحت گونه تا خطر رفع شود و توازن قوا تغییر کند؟ یادمان باشد که مصلحت اساس حکومت اسلامی است. بی دلیل نیست که حضرت امام شورای مصلحت نظام را تاسیس کرد. حتما مصلحت حکم نمیکند که با امریکا جنگ بکنیم و یادمان باشد که وقتی حضرت علی علیه السلام حریف ابوبکر و دیگران نشد، قبول کرد که بماند تا سر فرصت. این درحالی بود که خلافت حق ایشان بود. عینا همین مثال را میتوان در باره صلح امام حسن علی السلام زد. حتی امام حسین علیه السلام هم نمیخواست بجنگد چون میدانست شهید میشود اما دشمنانش جنگ را به ایشان تحمیل کردند. مثال امروزی من رابطه امریکا با انگلستان است. انگلیسیها وقتی دیدند که قدرتی مثل امریکا در صحنه سیاسی جهان پیداشده، بلافاصله به فکر اغفال و استفاده از آن بنفع خود افتادند. ما این رفتار انگلیسیها با امریکائیها را بعد از جنگ دوم جهانی بوضوح میبینیم. امروز آقای نیکلاس سرکوزی رئیس جمهور فرانسه هم دارد به پیروی از معلم خود آقای تونی بلر نخست وزیر پیشین انگلیس همین اغفال گری را در ارتباط با امریکا پیش میبرد. البته معلم همه اینها آقای وینستون چرچیل بود.
اجازه بدهید یک مثال دیگر از تاریخ خودمان بزنم. میگویند وقتی مغولها حمله خونین و ویرانگر خود علیه ایران را شروع کردند، خواجه نصیرالدین طوسی مانده بود که چه باید کرد. ایشان میدانست که ایران را توان مقابله با این قوم وحشی نیست. از نگاه خواجه یک راه بیشتر نمانده بود: سازش و استفاده از قدرت مغول در جهت منافع ایران. بدنبال این فکر، ایشان به هلاکو خان پیشنهاد داد که از ایشان برای اداره امور استفاده کند. خان مغول هم که از کشور داری چیزی نمیدانست، این پیشنهاد را پذیرفت و خواجه شد مرد قدرتمند دربار جدید. در این زمان مملکت هنوز در دست خلفای عباسی بود و خواجه دیده بود که این عربها چه بلائی به سر ایران میاوردند. این بود که خواجه بفکر افتاد که از قدرت مغولها برای بر انداختن خلفای عباسی استفاده کند و این کار را هم کرد و تا آنجا پیش رفت که پایتخت آنها در بغداد را هم به تصرف مغولها در آورد. در واقع خواجه برای از بین بردن ظلم عباسیان از قدرت مغولها استفاده کرد – یعنی ما از ظلم عربها به مغولها پناه بردیم! از امام خمینی نقل کردهاند که گفته خواجه نمیخواست وزیر هلاکو خان بشود بلکه میخواست از قدرت او برای منافع ایران و علیه عربها استفاده کند که کرد. در واقع بعد از حمله مغول و پایان کار خلفای عباسی، شیعه هم در ایران بسرعت رشد کرد!
من نمیگویم دوست امریکا بشویم و یا دنباله روی آن باشیم و یا از آن برای نابودی دشمنان مان استفاده کنیم. من میگویم چون حریف امریکا نیستیم بی جهت با آن دعوا نکنیم و سعی کنیم با یک سازش مصلحت گونه در سیستم قدرت آن نفوذ کنیم، همان کاری را که اسرائیلیها کردهاند، و بعد با استفاده از این سازش و نفوذ، منافع ملی ایران را تامین کنیم. البته من اعتقاد ندارم که استفاده از امریکا باید علیه منافع ملت امریکا پیش برود.
* آیا شما برای درك بهتر آمریكاییها و ایرانیها از یكدیگر، پیامهایی را از مسئولان دو كشور به یكدیگر بردهاید؟
امیراحمدی: در سیاست پیام دو معنا دارد؛ یك معنایش مشخص است یعنی اینكه دولت آمریكا میگوید كه برو به دولت ایران بگو كه اگر شما این كار را بكنید ما آن كار را میكنیم، یا بالعكس دولت ایران میگوید به آمریکائیها بگوئید آمادگی انجام كاری مشخص در قبال كاری مشخص را داریم. این یك پیام رسمی است كه من چنین كاری را گاها كردهام. اما یك پیام غیررسمی نیز وجود دارد. مثلا دولت آمریكا به من میگوید ایرانیها ما را درك نمیكنند و میگوید اگر اینها با ما مینشستند و میگفتند كه از ما مثلا هواپیما میخواهند و میگفتند در قبال آن حاضر هستند مثلا به ما در عراق کمک بکنند آن وقت مشکل شروع به حل شدن میکرد. در این مثال آمریکا دارد پیام میفرستد اما مستقیم نمیگوید که چنین پیامی را به آقای احمدی نژاد برسان بلكه غیرمستقیم به من تفهیم میكند چه میخواهد. دولت ایران هم معمولا همین کار را میکند.
* اگر چه شما گفتید كه قرار نیست در این سفر پیامرسان آمریكا و ایران باشید اما اجازه دهید سئوال كنم آیا در این سفر پیامی را برای مسئولان ایران آوردهاید؟
امیراحمدی: من همیشه گفتهام كه یك درك دارم و آن را انتقال میدهم و برای این منظور با دولتیها و مردم صحبت میكنم و بعد میروم به آمریكاییها میگویم آنچه كه در مورد ایران به شما میگویند، بخشی دروغ است ویا اینکه برای ایجاد اعتماد بجای اینکه همهاش از تحریم حرف بزنید و برای این مشکل هیچ مسئولیتی نپذیرید درست نیست. من سعی میکنم به آنها بقبولانم که مسئولیت بپذیرند همانگونه هم که به ایران میگویم مسئولیت بپذیرد. این مشکل دو سر دارد و هزارعلت. در همین راستا بود که در دولت آقای کلینتون وزیر امور خارجه وقت آمریكا خانم مادلین آلبرایت را توانستم توجیح کنم و ایشان هم به خاطر رفتارهای غلط امریکا از ملت ایران عذرخواهی كرد.
* الان كه دیگر خانم آلبرایت وزیر خارجه آمریكا نیست و خانم كلینتون جانشین او شده و اخیرا هم موضعی گرفته بود كه ایران به سمت نظامی گری پیش میرود. نظر شما درباره دیدگاه خانم كلینتون چیست؟
امیراحمدی: حرف من با آمریكاییها اینست كه بر سر حرف قبل از انتخاباتشان باقی بمانند كه میگفتند آقای احمدینژاد بالای ۶۰ صد آرای مردم را دارد و گر چه در انتخابات تخلفاتی شده اما تقلب بمعنی عملی برای تغییر نتیجه انتخابات نشده است. من به آمریکائیها میگویم که شما کاری به مسائل داخلی ایران نداشته باشید و تمرکز خودتان را بگذارید روی مشکلاتتان با ایران. من به آنها میگویم که نیروهای نظامی در ایران فرمانده روحانی و غیر نظامی دارند و اقدامات آنها خودسرانه نبوده و نیست. من به آمریکائیها میگویم که دولت فعلی قدرت و آماده گی مذاکره با شما را دارد. من به آمریکا ئیها میگویم كه جامعه ایران و جمهوری اسلامی علیرغم این حرفهایی كه میگویند امروز یا فردا میرود، جامعه و حكومتی پایدار است. این حكومت مانند همه كشورها با مسائل مختلف درگیر است اما اینگونه نیست كه همه چیز به هم خورده باشد. من اینها را به آمریکائیها میگویم اما گوش شنوا کم است و درک کماکان نادرست میماند چون دیگرانی هم هستند، و تعداد آنها بسیار زیاد است و منابع مالی شان هم بسیار وسیع، که عکس حرف من را به امریکائیها میزنند. متاسفانه آمریکائیها با تاریخ سیاسی ما آشنا نیستند که قضاوت درست بکنند و مثلا بدانند در یکصد و چند سلال گذشته ایران درگیر سه وضعیت سیاسی بوده و کماکان هم هست: دیکتاوری، انقلاب علیه دیکتاتوری، هرج و مرج دمکراتیک متعاقب انقلاب و بعد بازهم دیکتاتوری برای پایان بخشیدن به هرج و مرج، و ادامه این دور تسلسل. پس این بار هم قرار نیست اتفاق تازهای بیافتد و برای آن اتفاق جدید فرهنگ سیاسی جدید لازم است که هنوز هم در بهترین شرایط در حال بوجود آمدن است و وقت میبرد که رشد بکند. متاسفانه دولت فعلی امریکا کمترین آشنائی را با ایران، در مقایسه با دولتهای قبلی امریکا، دارد.
* بالاخره شما از طریق ایجاد درك و شناخت بهتر دولتها از همدیگر، به ایجاد رابطه دولتها با یكدیگر كمك كردهاید.
امیراحمدی: این درست است اما من نیامدهام به آقای رئیس جمهوری بگویم كه رابطه با امریکا را درست بکنید...
* منظورم اینست كه شما به عنوان یك ایرانی-امریکائی مقیم آمریكا فرایندی را برای ارتباط ایران و آمریكا درست كردهاید...
امیراحمدی: اولا اینکه گناه نیست. ثانیا اجازه بدهید صراحتا این مساله را بگویم كه درباره ایرانیهای مقیم خارج از كشور گاها اظهار نظرهای غیرمنصفانه میشود؛ در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است یك شخص ایرانی تا ابد ایرانی است مگر اینكه خودش شخصاً و كتباً بنویسد و بخواهد ایرانی بودن خود را تغییر دهد كه آن هم باید كابینه تصویب كند. با شهروندی ما یک برخورد دوگانه میشود. مثلا وقتی که رای ما را میخواهند ما شهروند میشویم و وقتی که ما میخواهیم مثلا برای وکیل و رئیس جمور شدن به ما رای بدهند میگویند ما شهروند نیستیم! این نمیشود و جمهوری اسلامی باید استاندارد دوگانه خود را کنار بگذارد. واقعیت این است که شهروندی در ایران خونی است و هیچکس هم نمیتواند این حق را از شهروند سلب کند مگر به حکم قانون و یا با اراده خود شخص. پس بهتر است حرفتان را تصحیح كنید؛ من كه اینجا در ایران نشستهام یك ایرانیام نه یک ایرانی-امریکائی.
* پس اینگونه میگویم كه شما به عنوان یك ایرانی مقیم آمریكا كه "شورای روابط ایران و آمریكا" را تاسیس كردید...
امیراحمدی: مجددا باید توضیح دهم كه ما سازمانی تحت عنوان "شورای روابط ایران و آمریكا" نداریم بلكه ما یك شورا به اسم "شورای آمریكاییان و ایرانیان" داریم و كلمه روابط در عنوان آن قید نشده و این شورا هم در واقع شورای دو ملت است نه دو دولت. شورای آمریكاییان و ایرانیان شورای یك عده آمریكایی و یك عده ایرانی است و حتی شورای ایران و آمریكا هم نیست، بلكه شورای آمریكاییان و ایرانیان است كه در آن اسم رابطه به كار نرفته است. تاكید میكنم ما یك شورای غیرانتفاعی هستیم كه وظیفه ما درك بهتری از این مشكلی است كه بین ایران و آمریكا شكل گرفته است. ما میخواهیم درك بهتری بین دو ملت به وجود آوریم. البته در این تعریف از ملتها دولتهایشان هم جا میگیرند چون اعضای دولتها از افراد ملت هستند. اصلا بحث ایجاد رابطه دیپلماتیک نیست. ما میگوئیم دو ملت هستند یك ملت ایران و یك ملت آمریكا كه درك غلطی از همدیگر دارند و این درك غلط را دولتها به درست یا نادرست از آن استفاده ویا سوء استفاده میكنند و ما میخواهیم این درك را درست كنیم. شورای آمریكاییان و ایرانیان نهادی غیر دولتی است در حالیكه رابطه را دولتها شكل میدهند و ما برای یك درك بهتر در این خط بودهایم. من اگر در این جریان حضور داشتهام برای این است که دنیا درك بهتری از ایران پیدا بکند و آمریكاییها بهتر ایرانیها را بشناسند و ایرانیها هم بهتر آمریكاییها را بشناسند و فعالیت ما در این خصوص هم خیلی شفاف بوده و هیچ وقت هم آن را پنهان نكردهایم.
* دفتر "شورای آمریكائیان و ایرانیان" كه قرار بود تحت عنوان همین عنوان در ایران تاسیس شود، چه شد؟
امیراحمدی: مجوز ما از دولت امریکا برای تاسیس دفتر شورا در ایران برای یک سال بود. ما برابر قوانین ایران و هدایت وزارت امور خارجه، فرمهای لازم را از وزارت کشور دریافت و آنها را بعد از تکمیل به همراه مدارک درخواستی به دفتر سازمانهای غیر انتفاعی در آن وزارت خانه تسلیم کردیم. متاسفانه تا این لحظه هیچ جواب کتبی و یا رسمیای از وزارت خانه دریافت نکردهایم. من مجوز شورا را از حکومت جمهوری خواهان امریکا گرفته بودم. خوشبختانه و بعد از دوندگی زیاد توانستیم دولت دمکراتها را هم قانع کنیم که مجوز ما را برای یک سال دیگر تجدید کند. من در نظر دارم در ایران بار دیگر این امر را پیگیری کنم و این بار امیدوارم که دولت با در خواست ما موافقت کند. واقعیت این است که این دفتر غیر انتفاعی و غیرسیاسی است و هدف و فعالیت آن در چهارچوب سیاستهای کلی جمهوری اسلامی محدود خواهد ماند و برای درک بهتری از ایران و سیاستهای اصولی حکومت بکار گرفته خواهند شد. یاد آوری کنم که رابطه ایران و امریکا امروز در لحظات بحرانی خطرناکی بسر میبرد و وجود شورا در ایران میتواند به کاهش تنش از طریق ایجاد درک بهتری ازمسائل فی مابین کمک کند. من جدا امیدوارم که دولت ایران از این فرصت در جهت پیشبرد منافع ملی کشور حد اکثر استفاده را بکند.
* واكنش شما به این مساله مسکوت گذاشتن در خواست تاسیس دفتر چه بود؟
امیراحمدی: تاسف عمیق برای اینکه ایران یکبار دیگر فرصت بزرگی را سوزاند. از آن تاریخ به اینور وضعیت این رابطه خراب تر و متاسفانه چهره ایران در امریکا تیره تر شده است. دفتر شورا میتوانست به ایران برای درک بهتر سیاستهای امریکا و برای ایجاد یک ارتباط جهانی سالم کمک کند. من اعتقاد دارم جمهوری اسلامی درباره آمریكا انتقادات و گلایههای درستی دارد اما برخوردش با آمریكا اشتباه است و مسکوت گذاشتن تقاضای ما برای باز کردن دفتر شورا یکی از نمونههای این برخورد است. برخورد دولت ایران با امریکا گاها مثل برخورد مخالفین با من است. ممکن است انتقادهای آنها از من حتی درست هم باشد اما بجای اینکه بنشینند و ببینند چرا من این کار را میکنم و یا آن حرف را میزنم، پشت سر انتقادات و اتهامات خود را بیان میکنند. این تنها به قاضی رفتن و راضی برگشتن جزئی از مشکلات فرهنگی ماست. برخی مواقع ممكن است نگرانی درباره مسئلهای درست باشد اما برخورد با آن مسئله نادرست باشد. جنبش سبز یک نمونه دیگر از خواستهای درست ولی برخوردهای نادرست است. من همیشه اعتقاد داشتهام ایران وآمریكا به این زودیها با هم دوست نمیشوند اما رابطه عادی یك بحث دیگری است. ایران هشت سال با عراق جنگید اما در اوج جنگ هم رابطه خود را با دولت صدام حسین جنایتکار حفظ كرد. شما میدانید بزرگترین دشمن آمریكا شوروی سابق بود و بلعکس. اما در عین حال بزرگترین سفارتخانه آمریكا در مسکو و بزرگترین سفارت خانه شوروی در واشینگتن بود. هیچ ربطی بین دشمنی و ارتباط عادی دیپلماتیک وجود ندارد. دو ملت، یكی ۳۵۰ میلیون و دیگری ۷۵ میلیون، حق تمدنی و انسانی دارند که با هم ارتباط بدون قید و شرط داشته باشند. دفتر شورا در ایران یک نهاد غیر دولتی و غیر سیاسی خواهد بود و وظیفهاش این خواهد بود که در نبود رابطه بخشی از ایجاد یک درک درست تر از ایران و سیاستهای دولت را بدوش بکشد و همچنین به دولت و ملت ایران کمک کند که امریکا و سیاستهای آن را بهتر بشناسند. اجازه بدهید این موضوع را هم به صراحت بگویم كه اسلام در آمریكا بیش از ایران دارد رشد میكند. میدانید که مسلمانان در آمریكا بیش از هر جای دیگر دنیا در آسایش هستند؟ این بدان معنی نیست که علیه آنها تبعیض اعمال نمیشود که حتما میشود اما در همین حال مسلمانان در همان آمریكایی كه بن لادنها پدرش را درمیآورند، راحتتر زندگی میکنند تا در کشورهای مطبوع خودشان. امریکا همیشه کشور رشد مذاهب بوده است.
* البته همان آمریكایی كه شما آن را كشوری آزاد میدانید، به یك روحانی ایرانی كه میخواهد جهت تبلیغ اسلام به آنجا برود، ویزا نمیدهد؟
امیراحمدی: شما به آمریكاییهای مسیحی اجازه میدهید در كشور شما تبلیغ كنند؟ و اساسا به آنها ویزا میدهید كه بیایند در كشور شما علیه شما كار كنند؟
* آقای امیراحمدی! شما میگویید آمریكا آزادترین كشور دنیاست!
امیراحمدی: امریکا یک کشور دمکراتیک است اما کارهای غیر دمکراتیک هم میکند نظیر زندان گوانتانامو، حمله به عر اق و افغانستان، و یا تحریم علیه ایران. من هیچ گاه نگفتهام که "آمریكا آزادترین كشور دنیاست." اما اینطور هم نیست که امریکا کلا غیر دمکراتیک است. این نوع برخورد با امریکا منصفانه نیست. در ۱۵۰ سال گذشته، امریکا پیشتاز ارزشهای انسانی زیادی بوده است و بیشترین بخش تمدن مدرن دنیا را ساخته است. برق، ضبط صدا، دوربین عکاسی و ویدئو، رادیو و تلویزیون، هواپیما، اتوموبیل، تلفن، کمپیوتر، تکنولوژی اطلاعات، و صدها کشف جدید در علوم پایه و پزشکی را امریکا ئیها به دنیا عرضه کردهاند. در واقع دنیای جدید منهای امریکا قابل تصور نخواهد بود. اگر امریکا به یک روحانی ایرانی ویزا نمیدهد برای این است که با شما رابطه ندارد، که بین شما دشمنی وجود دارد، که میترسد از این فرد علیه امنیت ملی آن استفاده بشود. میگویم میترسد نمیگویم که امریکا فکر وعملش درست است. متاسفانه همانطور که گفتم امریکا درک غلطی از مقاصد ایران نسبت به خود و متحدینش دارد. باید این درک تصحیح شود. من میگویم شما با آمریكا رابطه تان را عادی كنید اما در عین حال دوستش هم نشوید. این هم یادتان نرود که بزرگترین مانع بر سر راه رابطه ایران و آمریكا نه ایران و نه آمریكا كه اسرائیل، اعراب، اروپاییها و روسها هستند. این نکته آخری خود باید موضوع یک بحث سوا و مهم باشد. در عین حال نباید از یاد برد که خیلیها هم از نبود این رابطه و از تحریمهای اقتصادی سودهای کلان سیاسی و اقتصادی میبرند.
* یكی از انتقادات وارده به شما این است كه برای پیگیری ایدههای خود برای اینكه به نتیجه برسید، با كانونهایی ارتباط میگیرید كه خیلی سالم نیستند یا حداقل مورد اعتماد نظام نیستند. وقتی شنیدم به ایران سفر كردید، اولین تصوری كه در ذهنم به وجود آمد این بود كه شما در چهارچوب دفتری كه آقایان رحیم مشائی و ملكزاده تاسیس كردهاند به ایران آمدهاید و چون انتقاداتی به نگرش و دیدگاههای مسئولان این دفتر وجود دارد، ذهنیت خوبی به تلاش شما برای برقراری یك رابطه مناسب بین ایران و آمریكا به وجود نمیآید. اما اگر بدانیم شما با هماهنگی وزارت امور خارجه به تهران آمدید قطعا آنوقت میتوانیم رسمی تر با هم گفتگو كنیم و ذهنیت شفافتری درباره شما به وجود میآید. شما این مسئله را قبول دارید یا نه؟
امیراحمدی: سوال مهم و با اهمیتی کردهاید و بابت آن از شما متشکرم. میخواهم خیلی روشن در این باره حرف بزنم و شما هم به صداقت گفتههایم شک نکنید. اول اینکه من بعد از یازده سال که در خود- تبعیدی به سر میبردم به لطف و دستور کتبی آقای احمدی نژاد و با هماهنگی وزارت خانههای امور خارجه و اطلاعات به ایران برگشتم. این روش از آن زمان کماکان، مستقیم و غیر مستقیم، ادامه یافته است. دوما، در باره رابطه من با آقای اسفندیار رحیم مشائی هم اغراق میشود و هم بی انصافی. مثلا، آقای رحیم مشائی هرگز بنده را به ایران دعوت نکرده است و من هم سعی نکردهام که از کانال ایشان استفاده بکنم چون لازم نداشتم. من آقای رحیم مشائی را یکبار در ایران و چند بار در آمریکا دیدهام و گاها با هم حرف هم زدهایم. اما هیچوقت من و ایشان ارتباط غیر مجازی نداشتهایم. در واقع نه فقط آقای رحیم مشائی که من با اکثر اعضای برجسته هیئت همراه آقای احمدی نژاد در نیویورک منجمله آقایانهاشمی ثمره، متكی، جلیلی و الهام دیدار و صحبت درباره مسائل تهران - واشنگتن داشتهام. این را هم بگویم که با بخشی از دیدگاهای آقای رحیم مشائی، مخصوصا در ارتباط با ایرانیان خارج از کشور، موافق هستم. ایشان همیشه سعی کرده است که مسائل ایرانیان خارج از کشور در چهارچوب قانون حل و فصل بشود تا بتوانند به ایران برگردند و در توسعه کشورشان نقش بازی کنند.
* پس برگشتن شما به ایران از طریق دفتر آقای رئیس جمهور یا شخص ایشان هماهنگ شده بود؟
امیراحمدی: آری، با دستور کتبی آقای رئیس جمهور به وزارت خانههای امور خارجه و اطلاعات و با پیگیری دفتر ایشان همانطور که معمول است.
* اگر شما از طریق كانالهای مطمئن به ایران آمدهاید، چرا از حملات مخالفان و منتقدان خود و در راس آنها از مدیریت كیهان میترسید یا حداقل از آن نگران هستید؟]
|