Homeحزب    عضو یت    دفترمیهمانان وخوانندگان    حقوق بشر    دانشگاه های ایران    جوانان و کودکان     زنان    گارگری،آموزگاران ،اساتیددانشگاه ها،روزنامه نگاران ،اتحادیه ها     مسائل جهانی    گزارش از جنایات 3 دهه رژیم     فرهنگ وهنر    اقتصاد و فن آوری    تاریخ    تریبون آزاد    ورزشی    بهداشت و بهزیستی    پیرامون زیست ایران و جهان   

سانسور در سایت جرس



سایت جرس / کلمه و آزای بیان

بنده یکباردر گذشته در خصوص سیاست خفه کردن صدای مخالف از جانب سایتها جرس و کلمه نوشته ام.

در نوشته قبلی خودم تکیه من تا حدودی بر این بود که این سایتها از درج مطالب مربوط به سکولارها و اصولا کسانی که از چهار چوب نظام ج.الف را نه دوست دارند و نه قبول خود داری میکند و تن میزند.

امروز اما حلقه تنگ نظری و اختناق در این رسانه ها تنگ تر شده و حتی به دامان نماینده آقای کروبی را هم رسیده است. امری که نوشته امروز بنده را توجیح میکند!



امروز، چند روزی است که از انتشارسخنان بسیار جنجال بر انگیز آقای واحدی میگذرد، اما دریغ از یک کلمه درج مطلب از جانب این سایت ها.

من نمیدانم که مریدان این دو سایت چگونه قرار است که این بایکوت خبری جدید این سایت را توجیه کنند؟ لذا دست به نوشتن این نوشته میکنم تا شاید جوابی بگیرم یا بهتر بگویم، تا شاید ایرانی های آزادیخواه که جانشان از دست سیستم خبری در ج. الف به لبشان رسیده و دیگر نمیخواهند که هرگز دچار چنان طاعون خبریی نظیر آنچه در ج. الف شیوع داشته و دارد بشوند، جواب قابل قبولی در این خصوص بگیرند



بنده به جرات ادعا میکنم که در فردای ایران آزاد، در کتابهای تاریخی فرزندان این آب و خاک، سخنان چند روز پیش آقای واحدی جای خود را خواهد داشت، لذا و نظر به اهمیت این خبر سوال بنده از این رسانه ها اینگونه خواهد بود که

آیا آقای مجتبی واحدی شخصیت کمی است که مطلبش در خور انتشار نیست؟ اگر آری، پس چرا همین سایت کلمه نوشته نویسنده پر کار و البته اصلاح طلب و صد البته بسیاربسیار طنز نویس، جناب سید ابراهیم نبوی را در نکوهش سخنان آقای واحدی درج میکند، اما از انتشار خود صحبت های قای واحدی تن میزند؟



باید از مسئولین دلسوز این سایت پرسید که آیا این کار این سایت کمکی به سوءظن دیگران نسبت به این سایت میکند و شک و گمانه زنی های دیگران را در خصوص اینکه این سایت مستقیما از رفسنجانی و خاتمی خط میگیرد کم میکند، و یا نقش بزرگی در تشدید آن بازی میکند؟ در اینجا از کسانی که قصد دارند که علم شنگه بپا کنند و وامظلوما بکشند، بخواهم که گوشهایشان را باز کنند و بشنوند که چقدر از ایرانیان این رسانه ها را بنگاه های سازماندهی شده و فینانس شده از جانب باند رفسنجانی میدانند و حرکات و سیاستهای این سایتها را هم شاهد مدعای خود میدانند!

در واقع سوال بنده سوالی است که کسانی که جلوی انتشار خبر را میگیرند و در صدد مصادره و به غنیمت گرفتن حوزه اطلاعات عمومی هستند باید بتوانند و قادر باشند که جوابش را بدهند



اگر کسی امروز، پنج شنبه 07 ژوئيه 2011 - 16 تیر 1390، به سایت کلمه یک سری بزند، با این تیترمقاله ها مواجه میشود که اکثریت آنها را هم دوستان آخوند و یا مکلای ما نوشته اند

عکسها و نامهای این افراد هست و البته خواننده میتواند برود و ببیند. مثلا آقای عبدی، یکی از مبتکرین و مرتکبین اشغال سفارت آمریکا و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی که از معممین هستند جزو این نویسندگانند



تیتر مطالب این عزیزان هم از این قرار است

» منشور حقوق بشر امام سجاد(ع)

سایت کلمه » امام سجاد (ع) و عالمانی که عمله‌ی ظلم بودند

سایت کلمه » فراتر از خبر، آمار معتبر!

سایت کلمه » فساد بانکی و آزادسازی اقتصاد

سایت کلمه » به یاد مرحوم محمد علی صدوقی/خیال روی تو

سایت کلمه » خطای استراتژیک در انتصاب احمدی نژاد و آدرس غلطی به نام «جریان انحرافی»

سایت کلمه » دین بی‌اخلاق؛ دینداری زمانه ی ما

سایت کلمه » اگر احمدی نژاد به آن قهــــر ۱۱ روزه نمی رفت

» سلام بر مصر

سایت کلمه » دین و سیاست در جامعه مدرن

سایت کلمه » راههای پیشگیری از گسترش خرافات

سایت کلمه » نرمش و مدارا راز موفقیت پیامبر رحمت

سایت کلمه » جامعه‌ی دیکتاتورپسند و نگاه ابزاری به انسان

سایت کلمه » نگرانی شهید بهشتی از گسترش الفبای قدرت

سایت کلمه » روش‌شناسی شهید بهشتی راهی برای نیل به توسعه

سایت کلمه » نظر و عمل از دیدگاه شهید بهشتی

سوال اینجاست که اگر کلمه این نوشته صد البته با ارزش « منشور حقوق بشر امام سجاد(ع)» ویا «روش‌شناسی شهید بهشتی راهی برای نیل به توسعه» را امروز درج نمیکرد بجای آن سخنان مهم شخصیت مهمی نظیر واحدی را درج میکرد چه میشد؟ آیا به وحدت کلمه اینها آسیب میرسید؟ آیا صداقت، سابقه و اعتبار، یا روح آزادگی این سایت ها زیر سوال میرفت؟



برای اثبات سنگینی فقط یکی از مطالبی که جای اخبار مهمی نظیر صحبت های جناب آقای واحدی را گرفته یک جمله از نوشته منشور حقوق بشر امام سجاد(ع) میاورم که خودش گویای منظورم هست. نویسنده این مقاله مینویسد



«در زمانی که در یونان باستان، افراد بالای ۶۰ سال را به نوشیدن جام شوکران و مرگ اجباری سوق می دادند، در نظام آئینی ما اکرام کبار یک ضرورت قانونی و یک اصل مسلم اخلاقی بوده و این کد هاست که امروز هم پس از این گسست تاریخی، ما به میراث قدما می بالیم».

*1



در اینجا مایل نیستم که وارد تحلیل و سبک سنگین کردن این نوشته بشوم، هر چند که اعتراف میکنم و شما هم شاهد هستید که که اینکار چقدر میتواند وسوسه برانگیز باشد، لذا فقط مایلم از شما خواننده گرامی این سطور بخواهم که خودتان قضاوت کنید و ببینید که به چه چیزی در این سایتها اولویت داده میشود، چه چیزی منتشر میشود و چه خبر مهمی «درز» گرفته میشود



در هر صورت، از نظر بنده، هر شخص و یا گروهی که امروز خود را بالاتر از ملت ببینند و بخود اجازه تحقیر و توهین به هوش ایرانی های شریف رابدهد، باید برود و کنج غار مملو از جهل خود بنشیند و از نو فکر کند! چرا که ایرانی امروز دیگر ایندست رفتار ها را بر نمیتابد و تحمل نمیکنند. ایرانی امروز بدنبال یک رسانه بیطرف است که در وحله اول موازین جهانی خبرنگاری و روزنامه نویسی و بخصوص اخلاق را رعایت کند، و در وحله دوم یادش نرود که ولی نعمتش کیست و تعهدش را به کی مدیون است



نکته دیگر که دلم نمی آید که ذکر نکنم، در خصوص دوستانی است که فداکارانه و دست و دلبازانه و بدون هیچ چشم داشتی برای اینجور دستگاه های تبلیغاتی مینویسند، اما من یکی هرگز صدای اعتراضی از اینها نشنیده ام که به ایندست سیاستهای سانسور، تخطئه، تهمت اعتراضی کرده باشند! خیلی از ما هنوز داستان ننگین متحکک خواندن زنده یاد شجاع الدین شفاع را از خاطر نبرده ایم و آن حرکت زشت هنوز نه از خاطر بنده و خیلی از ایرانیها پاک شده و نه از کارنامه این به اصطلاح « رسانه ها»

در هر صورت، من امروزسعادت این را پیدا کردم که بتوانم چند خط از نوشته طنز نویس محترم، آقای نبوی را بخوانم، البته امیدوارم که روزی آنقدر وقت پیدا کنم که بتوانم همه اش را بخوانم، اما همینقدری هم که امروز نصیبم شد، برایم کافی بود! یکی دو جمله از نوشته ایشان را ذکر میکنم که خودتان قضاوت کنید که اگر ایشان طنز نوشته، سطح طنز ایشان در کجاست و اگر هم جدی نوشته، وزن و متانت مطلبشان چقدر است. تیتر مطلب ایشان از این قرار است

«آقای واحدی، کمی آرام باشید» که البته همه میدانیم که منظور ایشان چیست



من شرایط دشوار شما را درک می کنم و می دانم که وقتی شما خودتان را نماینده آقای کروبی می نامید و شکی هم در این نیست، لازم است هر گاه می خواهید موضع شخصی تان را بگوئید، بر این تاکید کنید که من نه به عنوان نماینده شیخ اصلاحات بلکه به عنوان مجتبی واحدی سردبیر سابق روزنامه آفتاب امروز خودم را اصلاح طلب نمی دانم. این هم منطقی است و هم کسی بر شما خرده نخواهد گرفت.



طنز نویس محترم اینطور ادامه میدهد

من می دانم که شما بدون یادداشت سخن گفته اید و ممکن است در هنگام سخن گفتن عصبانی شده باشید و حرفی زده باشید که قصد گفتن اش را نداشتید، به همین دلیل از شما می خواهم یک بار دیگر جملاتی که گفتید مرور کنید و ببینید آیا واقعا این شیوه برخورد با افراد درست است؟

*2



باید از آقای نبوی که بناگاه علاقه وافری به سابقه دیگران پیدا کرده، پرسید و گفت که دوست طنزنویس عزیز، شما چرا نظرات / طنزها خودت را با ذکر مشاغل و سابق گذشته خودتان منتشر نمیکنید که یکوقت دیگران اشتباه متوجه نشوند؟



در خصوص مطلب ایشان در مورد «عصبانیت» هم جا دارد یک تجربه شخصی خودم را در برخورد با ایشان تعریف کنم! خود بنده چند سال پیش شخصا در یک ایمیل شاهد بودم که این طنز نویس گرامی، به جانبداری از آقای خاتمی، البته بدون اینکه عصبانی بشود، چگونه در ایمیلی بنده را بچه دهاتی فلان ... خطاب کردند. حالا ناراحتی من از جانب خودم نیست! شاید من کاری کرده باشم که ایشان، تکرار میکنم، بدون هیچ عصبانیتی، برای مراد و مرشدشان « ناراحت» شده باشند و به شخصیتشان برخورده باشد ولذا بنده را مستوجب فهاشی دیده باشند، اما از نظر اینجانب، جناب نبوی هرگز نباید این جور را به دهاتی های محترم کشورمان روا میداشتند و ای کاش که ایشان هم در آن روز، از روی یک تکه کاغذی چیزی ایمیل مینوشتند یا گپی میکردند و نه بمدد حافظه



در پایان تکرار میکنم که هر کسی که با این جور رسانه ها کار میکند، درود بر او، اما اینکه کار بکنی، اما اعتراض نکنی و لب فرو ببندی هم اعتمادی نمیسازد، لذا مایلم که یادی هم از خانم معصومه علینژاد کرده باشم و از ایشان هم بپرسم که اولا چرا ما تا بحال صدای اعتراض شما را به این سیاستهای سایتهای کلمه و جرس نشنیده ایم؟ دوما، آیا اینبار هم همچنان ول معطل خواهیم ماند یا میتوانیم به همت شما امیدوار باشیم و تغیری ببینیم؟





درود بر آزادی و آزادی بیان

شهرام فریدونی

پنج شنبه 07 ژوئيه 2011 - 16 تیر 1390









لینک این مقاله


http://www.newsecularism.com/2011/07/08.Friday/070811.Shahram-Fereiduni-About-policy-in-Kalame-and-Jaras.htm









لینکهای مربوط

*1

http://www.kaleme.com/1390/04/16/klm-64399/



*2

http://www.rahesabz.net/story/39531/


--


شهرام فریدونی
ایران هرگز نمیمیرد
---------------------------------------------

برگشت

letzte Änderungen: 16.5.2012 3:49